اشاره: 

سیری در آثار و مواضع رهبر فقید انقلاب، نشان می دهد که از آغاز نهضت ۱۵ خرداد، عنایت رهبری به کشاورزی و کشاورزان ایرانی به چشم می خورد، این همه – که در این مجال بدان خواهیم پرداخت – حاکی از این است که امام خمینی، افزون بر اسلام خواهی و کوشش احیاگرانه در جهت پیاده شدن احکام دینی در عرصه حیات و اجتماع مسلمانان، به کشور و پیشرفت و آبادانی و خوداتکایی و توسعه اقتصادی آن نظر داشته است . از این رو می نگریم که گفتارهای رهنمون کننده رهبر فقید انقلاب در ترسیم جامعه سالم و آزاد و آباد ایرانی – که به همت و بصیرت کشاورزان بستگی دارد – به چشم می خورد . شکل گیری نهاد انقلابی و خدمت گزار جهاد سازندگی – که در دو دهه نخست انقلاب، نقشی تعیین کننده داشته است – فرمان و دعوتی حکیمانه از سوی امام است . این حرکت نهادینه شده در روند احیای کشاورزی و کشاورزان در ایران – که دوران وابستگی اقتصادی را پشت سر نهاده و دشواری های بسیاری در نیل به خودکفایی و استقلال، در پیش روی داشته است – به روشنی از عزم استوار رهبری در حمایت از کشاورزان فراموش شده حکایت داشت .

نباید از یاد برد که بنیان گذار جمهوری اسلامی، از موضع والای یک پیشوای دینی و روحانی، دست اندرکار نجات بخشی یک ملت عقب نگاه داشته شده، ولی خواستار عزت و استقلال در تمامی عرصه های حیات جمعی بود . اسلام – چنان که از قرآن کریم و سیره نبوی و کردار امامان شیعه برمی آید – همواره به زمین و زیبایی و فزونی محصولات آن چشم دوخته و مسلمانان را به کوشش و آبادانی آن ترغیب نموده است . در اینجا، گوشه ای از فرمان علی بن ابی طالب – علیه السلام – را که از حمایت علوی نسبت به قشر زحمت کش کشاورز، حکایت دارد می آوریم .

“ولیکن نظرک فی عمارة الارض ابلغ من نظرک فی استجلاب الخراج لان ذلک لایدرک الابعمارة، و من طلب الخراج بغیر عمارة اخرب البلاد و الملک العباد، ولم یستقم امره الا قلیلا، فان شکوا ثقلا او علة او انقطاع شرب او بالة او احالة الارض اغتمرها غرق او اجحف بها عطش خففت عنهم بما ترجو ان یصلح به امرهم . “۱

[“ای مالک اشتر]، و باید نگریستنت به آبادانی زمین بیشتر از ستدن خراج بود، که ستدن خراج جز با آبادانی میسر نشود; و آن که خراج خواهد و به آبادانی نپردازد، شهرها را ویران کند و بندگان را هلاک سازد، و کارش جز اندکی راست نیاید; و اگر از سنگینی – مالیات – شکایت کردند، یا از آفتی که – به کشت – رسیده، یا آبی که از کشت هاشان بریده، و یا باران بدانها نباریده یا – بذر زمین – بر اثر غرق شدن یا بی آبی تباه گردیده، بار آنان را سبک گردان چندان که می دانی کارشان سامان پذیرد بدان . “

در این حکم حکمت آمیز، آشکارا از کشاورزان و جایگاه بلند و تاثیرگذاری که بر اقتصاد و سیاست جامعه دارند، یاد شده است . تردیدی نیست که این آموزه حاکمیت متمایل به خیر و صلاح ملت را بر آن می دارد تا امکان خرسندی آنان و کارآیی سیاست گذاری در عرصه کشاورزی را فراهم آورد . جامعه دینی و حکومت برآمده از آن – که اقامه قسط و بسط عدل و انصاف و رحمت را شعار خود برگرفته است – ناگزیر از رعایت آسایش و کسب رضایت کشت کاران گمنام است . مولای متقیان با طرح آبادانی زمین و بسیج نیروها و امکانات در جهت آن، منظر خیرگرایانه اجتماعی را جایگزین منظر منفعت طلبانه ای می سازد که حکومتها را دچار فروپاشی کرده و سرزمینها را به ویرانه ای بدل ساخته است . تامل در مبارزه سیاسی امام با شاه و دولتهای دست نشانده، بخصوص در مساله اقتصاد و کشاورزی ایران، حاکی از رنج بسیار او در ویران سازی کشور و دریوزگی ملتی بو دکه روزگاری به سر سفره خویش نشسته بود .

“کشاورزی ما که تولیدش حتی تا ۲۳ سال پیش، اضافه بر احتیاجات داخلی مان بود و ما صادر کننده این مازاد بودیم، فعلا از میان رفته است . مطابق ارقامی که نخست وزیر شاه در دو سال پیش به دست داده است، ایران ۹۳ درصد از مواد غذایی مصرفی خود را وارد می کند . و این است نتیجه به اصطلاح: اصلاحات ارضی شاه! “۲

در این مجال، با تصویر کردن دوران پیش از انقلاب و پس از آن، به دست خواهیم داد که کشاورزان در منظر رهبر فقید انقلاب، جایگاهی در خور تقدیر و تکریم دارند . و از همین روست که امام در رهنمودها و فرمانها و همچنین افشاگریهایی که بر ضد رژیم ستم شاهی و گروههای سیاسی و اخلال گر در کار جهادگران سازندگی و کشاورزی کشور داشته است، همواره از کشاورزان یاد و دفاع کرده است .

.

۱ – امام و اصلاحات ارضی

پس از درگذشت مرجع و زعیم بزرگ شیعه; مرحوم آیت الله بروجردی – که رهبری فرزانه و روشن بین بوده و از نفوذ کلام در میان اقشار گوناگون ملت برخوردار بوده است – شاه از انقلاب سفید! سخن به میان آورد . در حقیقت فقدان رهبری و مرجعیت دینی در ایران، مقارن با تغییر سیاستهای برون مرزی امریکا، پس از انتخاب شدن “کندی” به عنوان رئیس جمهور مورد حمایت دموکراتها بود . چنان که تاریخ حاکمیت امریکا نشان می دهد; پروژه فضای باز سیاسی پیوسته مدنظر حاکمان پس از بن بستهایی بوده است که سیاست خارجی آن کشور دچار آن گشته است . ناکامی بازی گران سیاسی و نظامی امریکا در کشور ویتنام، زمینه فراهم آوردن اصلاحات سیاسی و اقتصادی در آغاز دهه چهل در ایران گشت . امام خمینی با طرح این پرسش: “کدام انقلاب؟! کدام ملت؟! “۳ در اوج نهضت سیاسی خویش – که رهبری در تبعید را سبب گشت – در واقع مشروعیت حاکمیت و دولت و مجلس شورای اسلامی را زیر سوال برد . از آن پس حوزه و روحانیت در چالش با سیاستهای غرب گرایانه حاکم قرار گرفت و با جریان روشنفکر نوظهوری همراه گشت که از غرب زدگی ۴ و پیامدهای روانی و فرهنگی و اقتصادی و اجتماعی آن سخن می راند .

چنانکه از عنوان اصلاحات پیداست; به خصوص در فضای اجتماعی دهه چهل، که کشور ما به رغم گذشت سالیان دراز پس از ایده خیرخواهانه اصلاحات از سوی امیرکبیر همچنان از کاروان زمان و تحولات گسترده زندگی عصر حاضر، عقب مانده بود و چشم به راه نجات بخش! به آسانی امکان مقابله با آن نبود . چراکه اتهام سنگینی متوجه مخالفان، به ویژه در سنگر اعتقادی بود . اگر امام بی درنگ به پیکار با اصلاحات ارضی می پرداخت، بی گمان در رسانه های دستگاه حاکمه، جانبداری یک مرجع شیعه از زمین خواران بزرگ تبلیغ می شد . تقابل درونی روشنفکران که تا دهه نزدیک به انقلاب کشیده شد، به خوبی از همین حقیقت پرده می افکند . برخی از آنان، نقد و طرد ما شنینیزم را به معنای نفی پیشرفت و بهره وری از تجربه ها و آموزه های معاصر در صنعت و فرهنگ تلقی می کردند . از منظر این جماعت، مبارزه با غرب زدگی و به ریشخند گرفتن اصلاحات ارضی شاه، نوعی کهنه اندیشی و تحجر وانمود می شد و روشنفکران خودباور جامعه را طرفدار فئودال ها و فئودالیزم معرفی می کردند . از این رو پس از طرح لایحه ” انجمنهای ایالتی و ولایتی” در سال ۴۱، و به ویژه به هنگام اعلام رفراندوم اصول شش گانه موسوم به انقلاب سفید یا انقلاب شاه و مردم، در همان سال – که یاد آور طرح اصلاحات ارضی در سال پیش بود – مبارزه امام، چهره آشکار خود را نشان داد . سخن و رهنمون رهبری در این مقطع، معطوف به استقلال کشور، و نیز اتهام زدایی از نهضت بود، که در پرتو آیین اسلام صورت می گرفت:

“قرآن کریم و اسلام در معرض خطر است . استقلال مملکت و اقتصاد آن در معرض قبضه صهیونیست هاست” . ۵

“صدسال است [که این کشور، وزارت] فرهنگ و دانشگاه دارد، ولی دکتر ندارد، مهندس ندارد”۶ “علما با چه امر اقتصادی مخالفند؟ شما سد خواستید بسازید، جلوتان را گرفتند؟ کارخانه خواستید وارد کنید، نگذاشتند؟ “۷

جریان اصلاحات ارضی شاه – که ریشه در منافع بیگانگان دارد نه مصالح فرزندان این مرز و بوم – در اشاره های روشن و هدایت گرانه امام خمینی تجلی کرده است . بدین سان با این تحلیل افشاگرانه به دست می دهد که مخالفت با انقلاب و اصلاحات حاکم شکل می گیرد نه با آن چه به نفع مردم بوده و خاستگاه ملی داشته و برآمده از خودباوری تحصیل کردگان و کارگران و کشاورزان می باشد .

اما پس از رشد نهضت و در دوران تبعید، بارها از اصلاحات ارضی و ماهیت و اهداف آن در آثار شفاهی و مکتوب رهبر فقید انقلاب سخن رفته است .

“اینها به اسم “اصلاحات ارضی”، زراعت ایران را به باد دادند یعنی دهقان و رعیت بیچاره را بیچاره [تر] کردند که دیگر نتوانستند اینها بمانند در مزرعه های خودشان . از آنجا کوچ کردند و آمدند به تهران . و اطراف شهر تهران [در حلبی آباد] به وضع بدی زندگی می کنند . “۸

در این افشاگری، پدیده مهاجرت روستایی ها خاطرنشان می شود که از بدحادثه به شهرهای بزرگ، به خصوص پایتخت هجوم می آورند، و به تعبیری پناهنده می شوند . کشاورزانی که هنوز دل و دیده در گرو زمین و طبیعت و زادگاه خود دارند، ناخواسته با شهر و شهرنشینی رو به رو می شوند بی آنکه ساختار روانی و شخصیتی متناسب با آن همه را داشته باشند . و از طرفی آینده تاریک و نامعلوم سکونت در پایتخت، و عدم دسترسی به شغل و درآمد و مسکن و فرهنگ مطلوب، و تن دادن به وضع تحمیلی شهر و خودباختگی ها، از نسل پاک دل کشاورز ایرانی، عناصری می سازد که از خود بیگانه اند . حلبی آبادهای دوران اصلاحات ارضی شاه – که زن و مرد و کودک و کهن سال، جملگی اسیر فقر وجهل بوده و بی نصیب از امنیت و بهداشت و تغذیه مناسب بوده اند – جلوه هایی از آن به شمار می آمد .

“نقشه برای نابودی کشاورزی [ایران دارند] … وقتی قنات ها خشک شد; زراعت نمی شود، وقتی زراعت نشد، مردمش کوچ می کنند و می آیند به [سمت] فقر و فلاکت در تهران یا در یک شهر دیگری و تعهد در این کار هست که مردم را جمع کنند در شهرها که مبادا در دهات مخالفت شروع بشود و [در] دهات مشکل است مهارش … کوهستانی ها … بختیاری ها … و بلوچ ها … را می خواهند کوچ بدهند به شهرها تا بتوانند اینها را کنترل کنند … حالا یا این است [علت اصلاحات ارضی] … یا … [این که] همه [منابع و ذخائر کشور] را به دست چپاول گرهای غرب و شرق بدهند . “۹

در آنچه گذشت، تحلیلهایی سیاسی صورت گرفته است که در حقیقت، پشت پرده سیاست حاکم بر ایران را نشان می دهد . امام، ویرانی مزرعه ها و خلوت روستاها را، یک هدف سیاسی دانسته است . از آنجا که در اندیشه و ذهن و جان روستایی ها و کوهستانی ها، صفا و روشن بینی وجود داشته و نیز برخوردار از روحیه ظلم ستیزانه بوده اند، می توانست در درازمدت برای رژیم حاکم تهدیدی نگران کننده به شمار آید . از این رو سبب کوچیدن آنان به شهرهای کوچک و بزرگ فراهم آمده تا در زندگی مصرفی و ماشینی روزمره، به نوعی”الینه” شوند . البته این سیاست، در واقع استمرار همان شیوه معمول سیاسی حکومتهای گذشته همچون صفویه و قاجاریه می باشد; که کردها و ترکها را به کوچ اجباری و اسکان در ایالتهای دوردست مانند خراسان وامی داشت . بدین سان، اصلاحات ارضی شاه، عاملی در روند خنثی سازی هسته های ضد استبدادی – که در پی بیدادگری ها، آرام آرام شکل گرفته و به جنبش جمعی مدد خواهند بخشید – تلقی می شود .

در تحلیل دیگر، مقوله غارت گری دولتهای استعمارگر خاطرنشان می شود که از سده های پیشین، ایرا ن و دیگر کشورهای مسلمان را به سمت و سوی انحطاط و فقر و وابستگی سوق داده اند . پیداست که با به ویرانی کشیدن روستاها، امکان بررسی و کشف و یغمای ذخائر زیرزمینی در جای جای کشور پهناور ما، فراهم آمده و مواد اولیه کارخانه ها و ماشینهای تولید غرب تامین گشته است . افزون بر این که ایران را بازار کالاهای مصرفی خویش ساخته و با بهره وری از روان شناختی و جامعه شناختی، سعی در جذب سلیقه ها و گروه های ایرانی نموده اند .

“اینها [استعمارگران] راه پیدا کردند به ایران; به شرق، و مطالعات کردند در حال [ملتهای] شرق . آن وقت اینها فهمیدند که [این سرزمینهای آسیایی] یک لقمه چربی است . شرق دارای مخازن و معادن است و باید این را به هر طوری که هست … ببرند و نگذارند که مردم خود آن دیار استفاده کنند . “۱۰

با این نگاه واقع بینانه – که ریشه در تاریخ روابط سیاسی غرب و شرق دارد و اندیشه وران مغرب زمین نیز بدان گواهی داده اند – دیگر نمی توان در ماهیت استکباری انقلاب و اصلاحات ارضی شاه تردید داشت و آن را در جهت حمایت از کشاورزی و کشاورزان ایرانی تلقی نمود . کشوری که به کلی از لحاظ صادرات کالا به صفر گراییده است و اقتصاد آن در رابطه با نفت تعریف و محدود می شود، نمی تواند مدعی استقلال و آبادانی و آسایش کشت کاران خویش باشد . فزونی و گستره واردات کالای گوناگونی غربی به مرزهای شرقی; به خصوص ایران پس از اصلاحات ارضی، از بی حاصل بودن تقسیم زمین میان کشاورزان تهی دست و محروم از دست یابی به ابزارهای کاشت و برداشت، حکایت دارد . سیر نزولی محصولات کشاورزی در دهه های پس از انقلاب سفید! به روشنی از ضریب کاری سیاسی حاکم خبر می دهد .

“جریانی امریکایی زیرپوشش “اصلاحات ارضی [“در ایران پدید آوردند]، همه می دانند که کشاورزی ما را [شاه نابود کرد] … همین خیانتی که شاه کرد; به اسم اصلاحات ارضی، کشاورزی ما را به زمین زد و امریکا نفع اش را برد … یک مقدارش [را] هم صهیونیسم [به یغما برد . “] ۱۱

۲ – امام و احیای کشاورزی ایران

از همان روزهای نزدیک به پیروزی انقلاب، اندیشه کشاورزی و کشاورزان ایرانی، رهبر فقید انقلاب را به خود مشغول داشته بود . در مصاحبه ها و سخنرانیها و اعلامیه های روشنگرانه، از کشاورزان به نیکی یاد کرده و نقش و تاثیر ویژه این قشر سخت کوش را در رشد اقتصادی و نیل به آبادانی و استقلال سیاسی کشور خاطرنشان می ساخت . پیدا بود که امام، دولت و حاکمیت آینده ایران را به سمت و سوی اقتصاد منهای نفت فرا می خواند تا از توازن واردات و صادرات بهره مند گشته و جامعه ایرانی، خوداتکایی در عرصه های اقتصادی را فراچنگ خود آورد .

۱ – ۲ – خودباوری کشاورزان

پیش از آنکه از چند و چون سیاست گزاری های کلان در عرصه کشاورزی سخن رانده شود و راه کارهای نیل به خوداتکایی به دست داده شود، می بایست در این کشاورزان، این باور را پدید آورد که می توان کشور و اقتصاد را از وابستگی به قدرتهای بزرگ رهانید و نیز آنان می توانند بستر ساز استقلال و خوداتکایی باشند . چراکه پیشینه کشت و کار در کشور، در طی سالیان پیش از اصلاحات ارضی نشان می دهد که به جز ایام خشکسالی های دراز و درگیریهای داخلی یا تجاوزگری خارجی، نیازی به وارد کردن گندم و دیگر ارقام غذایی نبوده است . چنانکه از تبلیغ رژیمهای وابسته برمی آید، حاکمان تحت فشار دولتهای بیگانه کوشیده اند تا ناممکن بودن تولید و ناتوانی از برآوردن نیازهای غذایی را القا کنند . رهبر فقید انقلاب که به خوبی موانع دستیابی به تولید در حد خودکفایی و همچنین صدور به خارج کشور را شناخته بود، سعی داشت تا کشاورزان را امیدوار به ایجاد تحول در روند تولید نماید .

“اگر کشاورزی صحیح در ایران به وجود آید، ما، در آینده، یکی از صادرکنندگان مواد غذایی خواهیم بود . ما قبل از اصلاحات ارضی ساخته امریکا – که ایران را دربست در اختیار امریکا قرار داد، یکی از صادرکنندگان مواد غذایی بودیم . ایران، یکی از کشورهای نادری است که اگر اصول صحیح کشاورزی در آن پیاده شود، یکی دو استان آن، اکثر مواد غذایی ایران را تامین خواهد کرد . “۱۲

امام خمینی، با در نظر آوردن طبیعت غنی و پاسخ گویی نیازهای متنوع مادی و خوراکی مردم که در جای جای ایران به چشم می خورد و کشوری چهار فصل نامیده می شود، این گونه امید دارد و نیروهای انسانی روستاها را فرا می خواند . اشاره هایی که او به استانهای زرخیز کشور همچون خراسان و آذربایجان، در تحلیلهای خود دارد حاکی از توان مندی کشاورزان دیروز خراسانی و آذربایجانی می باشد که به تناسب سرشاری و انسان نوازی طبیعت و خاک منطقه خویش، بهره وری در خور ستایش داشته اند . خانه های روستایی این مناطق حاصل خیز، هنوز نقطه هایی را نشان می دهد که روزگاری نیاکان سخت کوش در آن گندم می اندوخته اند . اما چنان که در این گفتار آمده است، مهم به کارگیری شیوه های درست و متناسب در کار کشت است . به سخنی دیگر، دانش کشاورزی را – که پیشرفت کرده و توسعه شایان اعتنا یافته است – باید به مدد گرفت و خودباوری و سخاوت طبیعت را در روشنایی آن به بار نشانید .

“ایران، امکانات و ظرفیتهای مختلف و فراوانی برای رشد اقتصادی دارد … همچنین امکانات کشاورزی و دام داری و مهمتر از همه .. . استعدادهای سرشار و خلاق انسانی [دارد ]. . “۱۳

در این سخن نیز، به ساختار متناسب روانی و شخصیتی کشاورزان و کارگران ایرانی اشارت شده است که امکان خودباوری آنان را پدید آورده است . بدین سان نمی توان به بهانه های گوناگون – که غالبا تلقین شده از جانب بیگانگان می باشد – از مسئولیتها سرباز زد . آنان که به خوبی ما را می شناسند و آثار امید و کوشش ما را می نگرند، می کوشند تا مانع شکل گیری حرکت متکی به اراده و اعتماد به نفس کشاورزان باشند .

افزون بر خودباوری و بهره گیری از دانش کارآمد کشاورزی، باید به تعاون اجتماعی اندیشید تا بتوان باورهای معقول و استوار خویش را در عینیت نگریست . کشاورزان خودباور و فعال در جهت بازگردانیدن عرصه کشت و کار به مرز خودکفایی و بلکه صدور مواد غذایی، نیازمند دستهای گرم و آکنده از مهر است که در دیگر حوزه های اشتغال و مدیریت و فرهنگ و فن آوری خدمت می کنند .

“مملکت ما … [امکان] این را دارد که [مواد غذایی] صادر کند و صادر می کرده است . د راین چند سال، اینها به اسم “انقلاب سفید” مملکت ما را به عقب راندند … کشاورزی ما را هم به عقب راندند . باید همه با هم، دست به دست هم [داده و] یک صدا [بوده، تا] این خرابه را آباد کنیم . “۱۴

مشارکت پذیری حاکمیت – که در روش و منش حاکمان صالح و خدمت گذار به چشم می خورد – خودباوری را در گستره خویش ممکن می سازد . آنان که از خودکامگی، دست فرو شسته اند و مصلحتهای شخصی و سیاسی گذرا را زمین نهاده اند، کشور را از آن مردم و شهروندان خود می دانند . از این رو سعی می کنند تا در سیاستهای کلان خویش، جای گاه بلند ملت را شناخته و مصالح مادی و معنوی آنان را نگریسته باشند . از رهگذر این منظر انبیایی است که مشارکت خرد و کلان ملت در شهر و روستا، در راستای مدیریت کامیاب جمعی شکل می پذیرد . رهبر فقید انقلاب – که خودباوری کشاورزان را می جست و خواتکایی و استقلال و عمران کشور رااظهار می داشت – پیش از آن همه، ایران را از آن کشاورزان و کارگران و نخبگان ایرانی می دانست .

“اگر چنانچه جمهوری اسلامی [در ایران] برپا بشود … امیدوارم که همه امور اصلاح بشود، و مملکت، مال خود شما باشد، و خود شما مملکت را اداره کنید . من امیدوارم که همه اقشار مملکت، فعالیت داشته باشند، و کشاورزها در کشاورزی جدیت داشته باشند و خصوصا مواد غذایی را بیشتر تهیه کنند . “۱۵

پیدایش انگیزه های مناسب و نیرومند و تاثیرگذار بر سرنوشت ملت و کشور، حاصل فضایی سرشار از امید و اعتماد و شارکت سیاسی و اجتماعی و اقتصادی مردم می باشد . پیداست که عدم تمایل صادقانه به کار و ابتکار، به خصوص در حوزه کشاورزی – که رنج فزونتری دارد و صبر و حوصله دیگر می طلبد – کشاورزان را از تحرک در خور راهبردهای اقتصادی کشور و دلبستگی به آینده آن باز می دارد . تردیدی نیست که همواره این رژیمهای سیاسی بوده اند که رغبت و وجدان کاری را از شهروندان ستانده اند و رانت خواریهای سیاسی و اقتصادی را جایگزین سیاستهای خیرخواهانه و ملی ساخته اند . امام خمینی در پگاه انقلاب، به ایرانیان، بخصوص کشاورزان اطمینان می دهد که دولت مردان جمهوری اسلامی، هرگز با سودجویی های شخصی، منافع ملی را برباد نخواهند داد . به راستی، فراخنای خودباوری و خوداتکایی در این بستر هموار و خیراندیشانه – که رهبر فقید انقلاب در وارستگی کارگزاران آن تصویر کرده است – جلوه گری خواهد داشت .

“هیچ یک از اقشار [ملت] تنها نمی توانند این [کشور و اقتصاد] ویرانه را بسازند … کشاورزها … به کشاورزی خودشان علاقه پیدا بکنند . الان دیگر دستی [و سیاستی] نیست که آنها را به فشار، وادار به امری [ناخوشایند] بکند یا منافع آنها را بخواهد به واسطه سودجویی [یغماگرانه] خودش بر دارد یا به غیر [از بیگانگان] بدهد . “۱۶

محصول دل انگیز خودباوری یک ملت در همت خرد و کلان آن، به ویژه کشاورزان و کارگران نهفته است . آنان که اطمینان یافته اند می توان با بازگشت به خویش و شناختن استعدادهای نهان خود، در عرصه کار و تولید به نوآوری و احیای کشاورزی پرداخت، بی گمان از همت والا برخوردار گشته اند . معرفتهای درونی و باطنی، به ویژه در زندگی ساده و آراسته روستایی – که با زیبایی و زلال طبیعت به هم آمیخته است – کشاورز را آماده می سازد تا آستین همت بالا زند و زشتی دریوزگی بیگانه را بزداید . قدرت جبران نابسامانی های دیرینه – هرچند دشوار و گاه ناممکن می نماید – در سایه شناخت و خودباوری ملی، عینیت می یابد و راه می گشاید .

“عمده کشت را [به] مواد غذایی [اختصاص دهند] … الان می دانید که محتاج به خارجیم راجع به مواد غذایی . باید ما خودمان این راجبران بکنیم . و این به همت کشاورزان ماست” . ۱۷

بنیان گذار جمهوری اسلامی، ضمن برشمردن کارگران و کشاورزان به منزله رکن های حیاتی کشور و اقتصاد نابسامان آن، نسل نور را که در دامان آن زحمت کشان پرورده شده است، به یاری می طلبد . همت جوانان شهر و روستاست که آینده آکنده از عزت و آزادی و استقلال یک کشور را نوید می بخشد . یاد کرد جوانان و روحیه و شیوه انقلابی و مشارکت جویانه شان، حاکی از مواضع روشن بینانه و حکمت آمیز رهبری انقلاب است .

“اساس اقتصاد یک کشور به کار کارگر و کار کشاورز است … ایران که باید صادرات داشته باشد، در کشاورزی صادرات داشته باشد … [اکنون] هرچه بخواهیم باید محتاج باشیم . باید از امریکا یا کشورهای دیگر وارد کنیم … [آبادانی] صبر لازم دارد . تداوم انقلاب به همت جوانان شما [کارگران محترم و کشاورزان محترم است] که پنجاه سال در تحت فشار طاغوت صبر کردید . “۱۸

امام خمینی، طریق نیل به خودباوری کشاورزان را همانا رهایی فکری و ذهنی از ذهنیت استعمارزده برمی شمارد که در طی دوران رژیمهای سیاسی وابسته و بی بهره از مشروعیت و مقبولیت مردمی، شکل گرفته است . بیگانه ها، ناتوانی و ناممکن بودن، خود اتکایی ملی را در عرصه های صنعت و کشاورزی ترویج کرده اند تا کارگری و کشاورزی در اندیشه بازسازی جامعه خویش نباشد و خود را از گردونه قدرت و مدیریت آن بیرون کشاند .

“عمده این است که افکار شما آزاد بشود، افکار شما از وابستگی به قدرتهای بزرگ آزاد بشود … . اگر کشاورزان ما باورشان این باشد که ما می توانیم در کشاورزی به جایی برسیم که صادر کنیم و وابسته به غیر نباشیم [خواهند توانست] . “۱۹

رهبر فقید انقلاب، با خاطرنشان کردن خودباوری و بالیدن ملتهای ژاپن و هندوستان پس از دوران سلطه گری استعمار خارجی – که به خوداتکایی در عرصه های مختلف انجامید – آن همه را برای ملت و کشاورزان و کارگران ایرانی ممکن می شمارد .

“این ژاپن بود که در سالهای قبل محتاج بود … والان صادر می کند به امریکا … آن هندوستان بود که در آن زمان احتیاج داشت، حالا … دارد خودش احتیاجات خودش را رفع می کند . مغزهای شما کوچکتر از مغزهای دیگران نیست . شما [کشاورزان و صنعت گران] خودتان به فکر باشید . “۲۰

۲ – ۲ – دولت و کشاورزان

هرچند پایه احیای کشاورزی – که رهبر فقید انقلاب ، آن را راهبردی تاثیرگذار برسرنوشت کشور می شناسد – همانا کشاورزان ایرانی اند، با این همه نباید از جایگاه دولت و کارگزاران اجرایی آن د راین رابطه، غفلت ورزید . به هر حال رئیس دولت و وزیران، به خصوص وزیر جهاد کشاورزی، و دست اندرکاران آن، مسئولیت هایی دارند که انجام آن، خودباوری کشاورزان را به نتیجه ای مطلوب می رساند . پیداست که کشت و کار به منظور خوداتکایی و نیز صدور کالا، آن گاه سود می بخشد و استمرار می یابد که از روشن گری ها و آموزشها و فراهم آوردن تسهیلات و امکانات کارآمد کشاورزی، دریغ نشود . در این بخش می کوشیم تا از رهنمودهای امام، به نقش و تاثیر دولت و راهکارهای گزینشی و متمایل به آبادانی و استقلال اقتصادی آن پی ببریم . به سخنی دیگر به دست خواهیم داد که دولت یا قوه مجریه – که راهبرد احیای کشاورزی را پذیرفته و تعهد بدان دارد، در عمل و عینیت چگونه باید باشد .

“ما کشاورزی خود را مکانیزه خواهیم کرد و دولت اسلامی موظف است که آنچه را زارعین احتیاج دارند، به بهترین وجه در اختیار آنان بگذارد . اگر کشاورزی صحیح در ایران به وجود آید، ما در آینده یکی از صادرکنندگان مواد غذایی خواهیم بود . “۲۱

رویکرد ماشینی کشت کاران کشور، در عصر حاضر ضرورت انکارناپذیر به شمار می آید . دیگر نمی توان به کشاورزی سنتی بسنده نمود و زمان و فرصت ها و استعدادها و زمینها و آبها را در همان چارچوبه پیشین محصور ساخت . چراکه این همه به دلیل نامتناسب بودن محصول و میزان و درآمد ناشی از آن با آنچه از زندگی و عمر و فرصت ها هزینه می شود، ادامه نخواهد یافت . در حقیقت یکی از عوامل کوچ ناگزیر کشاورزان، و به ویژه نسل جوان و آگاه از چگونگی حیات و تمدن عصر حاضر از روستاها، همین متکی بودن به شیوه ها و ابزارهای کهن و ناکارآمد است . از این رو، مکانیزه کردن کشت و کار، لازمه خوداتکایی در کشاورزی است . امام خمینی با بیان این نیاز و ضرورت، دولت را فرا می خواند تا بستر بهره وری کشاورزان از ماشینهای کاشت و برداشت را فراهم سازد . بدین سان است که می توان امیدوار بود که خودکفایی در تولید مواد غذایی کشور و بلکه صدور آن، امکان پذیر می باشد .

آن چه گذشت، نگاهی آرمانی است و چنان که در واقعیت ها به چشم می خورد; همواره موانعی بر سر راه احیای کشاورزی یا خودکفایی وجود داشته و دارد . بیشترین آن را باید در دستگاههای اجرایی سراغ گرفت که بافت در خور احتیاج و انتظار کشاورزان سخت کوش را پیدا نکرده اند . بی گمان این همه، سبب دل سردی و گریز نسل نو از اهتمام در کشت و کار خواهد گشت . و تردیدی نیست که بازگردانیدن آنان – که با شهرنشینی خو کرده اند و از امتیازهای چشم گیر آن نصیب برده اند – کاری دشوار بل محال خواهد بود . از همین رو باید بر این باور بود که آسیب پذیری روند احیای کشاورزی از ناحیه کارگزاران، عاملی تهدید کنند . برای استقلال و عمران کشور می باشد . امام بدین مهم عنایت می ورزید و از این رو هشدار می داد که مبادا دولت خود را سرگرم بخش نامه و آمد و شدهای بی حاصل در ارتباط با روستایی ها ساخته و از پاسخ گویی به انتظارهای معقول آنان سرباز زند .

“لازم است دولت، بیش از پیش، کمکهای لازم را به کشاورزی و کشاورزان بکند و در این امر از هیچ کوششی خودداری ننماید و از پیچ وخمهای اداری که موجب تاخیر در این امر حیاتی است، جلوگیری نماید، و در این موضوع [احیای کشاورزی] به استان داران در سطح کشور سفارش اکید نماید که امر کشاورزی در کشور ما، از اهم امور است و هدایت و اجرای آن به وجه صحیح، اساس اقتصاد کشور است . “۲۲

آنچه تاثیر می گذارد، اقدام مناسب و همه جانبه مسئولان در ارتباط با سامان پذیری زندگی و وضع کاشت و برداشت و داد و ستد کشاورزان با دیگر اقشار جامعه می باشد . امام خمینی با یادآور ساختن روال نامطلوب دوران گذشته که شعار و ادعا داشته و ترویج کشاورزی را در خطبه های پرشور در حمایت از آن کشاورزان گنجانده بودند، خواستار دگرگونی و اقدام بود .

“اصلاحات ارضی [شاه] … همه اش الفاظ بود . شاه به همه تعلیم داده بود که با الفاظ [مردم و کشاورزان را سرگرم سازند]، وزارت خانه ها [به جای اقدام و تحول، در کار] الفاظ [باشند] . درکشاورزی … همه جا خطابه و الفاظ بود، واقعیت در کار نبود; انحراف بود از حالا به بعد هم اگر بخواهید با خطابه و با [الفاظ تبلیغاتی پیش بروید] … قضایا باز همان است … همان گول زدن مردم و همان آشفتگی ها . امروز احتیاج به عمل است; نه به قول … اقدام ملت و دولت برای نجات کشاورزی ایران [ضرورت دارد ]. ۲۳

وزارت کشاورزی در دوره پیشین – که هنوز ادغام صورت نگرفته بود – در سخن زیر مخاطب رهبری قرار گرفته است . در این جا به دو مقوله اشاره شده; نخست اینکه جاده های مورد نظر و نیاز کشاورزان آماده شود و دیگر کوشش در جهت گسترش خدمات درمانی برای خانواده کشاورزان .

“مسئولان سازمانهای وابسته به این وزارتخانه، بایستی اهم فعالیتهای این وزارتخانه در جهت گسترش شبکه راههای روستایی، به ویژه در نقاط محروم باشد، که باعث توسعه فعالیتهای کشاورزی و رساندن محصولات به شهرها و افزایش درآمد کشاورزان و محرومین جامعه، و علاوه بر آن گسترش فعالیتهای درمانی و پزشکی برای طبقات محروم باشد . “۲۴

بی گمان اقدامهای یاد شده که در جهت رفاه و سودبخشی کشت و کار انجام می پذیرد، نیروهای متعهد و متخصص در حوزه های عمرانی و درمانی را می طلبد . توجه امام به این قشر تحصیل کرده و آشنا با دانشها و کاربردها حاکی از اهمیت دادن به تحول همه جانبه در کشاورزی می باشد .

“لازم است از نیروهای متعهد و متخصص مسلمان، جهت خودکفایی و استقلال بیشتر استفاده شود . “۲۵

پدیدآوردن انگیزه های کار و تولید مستمر و تعیین کننده در میان کشاورزان، از دیگر مسئولیتهای کارگزاران است . آنان باید از رهگذر رسانه های صوتی و تصویری و مطبوعاتی، آینده روشن و امیدبخشی را که در طریق خوداتکایی و استقلال وجود دارد، در معرض نمایش قرار دهند و بستر کار را هموار سازند .

“مسئولیت ما امروز زیاد است و باید خودمان مملکت مان را آباد کنیم … مساله کشاورزی در کشور ما در راس امور است … مملکت از نظر منابع طبیعی، همه چیزش خوب است . آب و زمین خوب دارد و مردمش آگاه [بوده] و در فکر کشاورزی هستند و ولت باید آنها را تشویق و تقویت بنماید و امکانات لازم را در اختیار آنها بگذارد . “۲۶

از دیگر مسئولیتهای دولت در پیوند با زندگی و مسایل کشاورزان، همانا نظارت آن است که می بایست در امر و ارادات صورت پذیرد . روشن است که عدم مدیریت و نظارت، سبب ساز مشکلات و موانعی نگران کننده در مقوله تولید مواد غذایی خواهد گشت . چراکه گاه، محصولات به سبب اشباع بازار داخلی، به هدر رفته است، در حالی امکان صدور آن وجود داشته است . و از طرفی بسا وارد کردن کالایی به میزان بسیار، بدون در نظر گرفتن ایام برداشت و عرضه آن در داخل، کشاورزان را با ناکامی و نومیدی رو به رو می سازد . بدین سان رعایت حال کشاورزان و حمایت از تولید آنان و اطمینان دادن نسبت به بازدهی مطلوب کشت و کار حاضر، سهمی موثر در خودکفایی دارد . امام، ضمن یادآوری مسایل دینی و شرعی، مصالح نظام و کشور را خاطرنشان می سازد .

“دولت باید نظارت بکند … در این که یک کالاهایی که برخلاف مصلحت جمهوری اسلامی است، بر خلاف شرع است، آنها را نیاورند … دولت که نمی تواند کشاورزی بکند، کشاورزی را دولت باید تایید بکند تا کشاورزها، کشاورزی کنند . “۲۷

توجه به صادرات در کشاورزی، باعث می شود که کشاورزان از آب و زمین، و نیز از وقت خویش نهایت بهره مندی را کسب کنند . دولت است که موجبات آن همه را باید فراهم آورد; البته به گونه ای که مصرف کنندگان داخلی با بازار سیاه و گرانی آن کالا مواجه نشوند . در حقیقت، صادرات در کشاورزی باانگیزه حمایت از کشاورزان صورت می پذیرد و آنان را در روند تولید نیازهای داخلی دلگرم و مطمئن می سازد .

“ایران … باید صادرات داشته باشد; در کشاورزی صادرات داشته باشد” . ۲۸

مساله دیگر که پیوسته در عرصه خدمت گزاری دولتهای مردمی مطرح می باشد، همانا ناکامی آنان در دست یابی به فرصتهای مساعد و مناسب برای خدمت کردن به اقشار محروم، به خصوص در نقاط دوردست است . مخالفان با فراهم ساختن زمینه های هرج و مرج طلبی سیاسی و اجتماعی می کوشند تا از یک سو دولت مردمی را ناتوان ساخته وا ز دیگر سو، ناکارآمد بودن سیاستهای دولت را – که بر اثر کارشکنی شان پدید آمده است – تبلیغ کنند . رهبر فقید انقلاب، خدمت رسانی دولت را در صورت بهره جستن از فضای آرام و آزاد ممکن می شمارد . از منظر امام خمینی، اصلاحات; بستر همواری را می طلبد که بر اثر تفاهم و تعاون میان نیروهای انسانی و جریانهای سیاسی پدید می آید . آشوبهای داخلی، آرامش و اطمینان را از کشاورزان و کارگران و دولت و مجلس، سلب می کند و مانع نیل به خوداتکایی و استقلال در بستر اصلاحات می شود . بدین سان ، آشوب طلبان و طراحان پنهانی آن، با ستاندن زمینه های خدمت گزاری از دولت و کارگزاران آن در استانهای محروم و عقب نگاه داشته شده، در واقع به کشاورزان خیانت می کنند .

“اگر آرامش نباشد، کشاورزی نخواهد بود … اگر آرامش نباشد، اصلاحاتی که باید بشود و برای مستضعفین عمل بشود، نخواهد شد … تاکنون دولت نتوانسته است در … [کردستان و در خوزستان] یک عمل چشم گیر مثبتی ایجاد کند; برای این که محیط نا آرام فرصت نمی دهد که کسانی بخواهند خدمت کنند … چه طور ممکن است کشاورزی در یک محیطی که خرمنها را اشخاص فاسد آتش می زنند، به نتیجه برسد؟ “۲۹

۳ – ۲ – مجلس و کشاورزان

در کنار دولت و خدمات گوناگون آن به کشاورزان در روند احیای کشاورزی ایران، می توان مجلس شورای اسلامی را نگریست – که از رهگذر پژوهشها و بررسیها و دیدارهایی که نمایندگان هر منطقه با روستا و کشت کاران دارند – سعی در قانون گذاری متناسب با ضرورتهای راهبرد احیای کشاورزی و کشاورزان کشور دارد . از آنچه گفته شد، به روشنی جایگاه و نقش تعیین کننده مصوبات مجلس را در بهینه سازی امور کشاورزان درمی یابیم . شکی نیست که پاره ای از قوانین و مقررات پیشین، مانع دست یابی آنان به حقوق و حرمت شان می باشد . قانون گذاری نوین براساس شناخت مقتضیات حاضر، می تواند دولت و کارگزاران آن را در استانها یاری دهد، تا از عهده مسئولیتهایی که در جهت خوداتکایی دارد برآید .

“حل مسایل کشاورزی که از مهمات امور کشور است [که] به عهده دولت با پشتیبانی مجلس است و [باید] در تمام این امور، آنچه لازم است بدون مسامحه عمل شود . موافق بودن قوانین مربوط به این امور و سایر امور کشور، با قوانین مقدس اسلام; اعم از احکام اولیه یا احکام ثانویه است; که اگر جزئی انحرافی – خدای نخواسته – در این مجلس از شرع اسلام پیدا شود، سنت سیئه ای خواهد شد که دنبال آن سنتهای سئیه دیگر خواهد آمد … فعالیتهای نمایندگان محترم در جانب هرچه بهتر کردن کشور [از جمله مساله کشاورزی و خودکفایی آن] و رفاه حال محرومین [در تطبیق] با موازین اسلامی [باید] باشد . “۳۰

رهبر فقید انقلاب ، در عین حال که احیای کشاورزی و نیز دست یافتن کشاورزان را به جایگاه رفیع خویش خواهان است، ولی این همه را در هماهنگی مصوبات مجلس; از جمله مسایل کشاورزی با اسلام و احکام و اجتهاد کارشناسان دینی می طلبد . از آنجا که دین هرگز با منافع و مصالح فرودستان و زحمت کشان جامعه، سر ناسازگاری نداشته و از زمین خواران و استثمارگران جانب داری نکرده است، می توان دغدغه امام را در این رابطه درک کرد . او در حقیقت می خواست که قانونهایی که از مجلس می گذرد، در پیوند با اعتقاد و تقوا پیشگی قرار گیرد و در پرتو احکام دینی، حقوق کشاورزان تامین و تضمین شود .

۴ – ۲ – روحانیت و کشاورزان

روحانیون در نظام سیاسی جمهوری اسلامی، مدار و محور هدایت گری و تصمیم سازی بوده و در قوای سه گانه کشور، و همچنین شورای نگهبان و مجمع تشخیص مصلحت نظام، حضور تاثیرگذار داشته اند . از این رو، باید ارتباط میان روحانیت و سامان یابی کشاورزی و کشاورزان را بررسی نمود . امام، از همان نخست می کوشید تا روحانیون با حضور در عرصه های عینی و اجتماعی، از سویی به مردم خدمت کنند و از سویی دیگر اسلام و احکام و مصلحتهای آن را به تناسب زمان و مکان حاضر پاس دارند . پیوند تنگاتنگ جامعه و روحانی در طی تاریخ دین و مذهب، به ویژه در دورانهای سرنوشت ساز – که کشور دچار کشمکشهای سیاسی و فرهنگی و اقتصادی گشته است – مقوله ای از کارناپذیر است . اگر بافت جامعه روستایی و فرهنگ و سنتهای دیرینه و حاکم بر آن را – که با باورهای مذهبی سخت گره خورده است – در نظر آوریم، می توان این پیوند را به طور ژرف تر و نزدیکتری پذیرفت . به هر حال با توجه به قبول اجتماعی و تاریخی سازمان روحانیت، در جامعه مذهبی ایران، نمی توان در تحلیل روند احیای کشاورزی از تاثیرگذاری آن غفلت جست . در گفتار زیر، رهبری فلسفه حضور کارشناسانه روحانیون در شورای اقتصاد و برنامه ریزی را بیان می دارد .

“اینکه روحانیون در شورای اقتصاد و برنامه ها نظارت می کنند، از باب این است که آنها به امور شرعی توجه دارند و نظارت آنها باعث می شود که طرحی که شما می دهید و برای تصویب به مجلس شورای اسلامی و شورای نگهبان می رود، رد نشود و در نتیجه کارها آسان شود . “۳۱

در جای دیگر، امام خمینی در مصاحبه با خبرنگار خارجی، روحانیت را نهادی طرفدار مستضعفان و کشاورزان تلقی کرده و روحانیون را از این اتهام که در دوران پهلوی و حتی پیش از آن، در شمار فئودالها و زمین داران بزرگ بوده اند، تبرئه می کند . در رابطه با تقسیم اراضی میان دهقانها – که از سوی شاه صورت گرفت – رهبری مالکیت زمینهای بخشیده شده را همچنان معتبر می شمارد; چراکه اربابان در روستاها از پرداختن مالیاتهای اسلامی بر زمین و محصولات آن خودداری ورزیده اند . بدین گونه، روحانیت منافع کشاورزان را مورد توجه قرار داده و از آنان دفاع می کند . امام در این جا هم از خود و علمای دینی در شهرهای بزرگ یاد می کند که شاه ستیزی شان به خاطر لطمه زدن حاکمیت به منافع اربابها و صاحبان زمینها و مزارع بزرگ نبوده است . بدین سان می توان گفت که روحانیت پس از انقلاب، در هر پست و موقعیت اجتماعی و سیاسی و اقتصادی; اعم از قانون گذاری و نظارت و اجرای مصوبات مجلس، به مدد دهقانها خواهد شتافت و امکان نیل به پیشرفت و آسایش آنان را فراهم خواهد آورد .

“به طور کلی، هیچ یک از روحانیون مخالف شاه از زمین داران بزرگ نبوده اند تا اصلاحات ارضی شامل زمینهای آنها بشود . و من اعلام کرده ام که چون زمین داران بزرگ مالیتهای اسلامی خود را نپرداخته اند، ما زمینها را از رعایا پس نخواهیم گرفت، و مخالفت من و سایر روحانیون با شاه هرگز بدین خاطر نبوده است . و این [اتهام] هم از تبلیغات سؤ شاه است که دیگر رنگ خود را باخته است . “۳۲

۵ – ۲ – جهادسازندگی و کشاورزان

اینکه یکی از نهادهای انقلابی کشور، به کشاورزی و عمران آن اختصاص یافته است; به روشنی از تشخیص ضرورتهای تحول اجتماعی و اقتصادی دوران گذار حکایت دارد که در بامداد انقلاب انجام گرفت . استمرار جهاد سازندگی و گستردن آن در جای جای میهن بزرگ مان در طی دهه های اخیر، نشان می دهد که به راستی جهادگران سازندگی به رسالت پیامبرانه خویش پی برده اند و خلق و خوی کریمانه یافته اند . چنان که پیشتر گفته شد; این کشاورزان اند که می بایست گام نخست را بردارند و به آبادانی کشور همت گمارند . به سخنی دیگر، مسئولیت بنیادی اصلاحات در این عرصه دشوار بر دوش آنان نهاده شده است . خودجوشی و حرکت صادقانه مردم پاک دل روستا، بستر ساز دگرگونی هایی تعیین کننده در سیاست و اقتصاد کشور می باشد . جهاد سازندگی مدد کار آنان بوده و کاستی ها را برطرف نموده ولی در حقیقت، کشاورزان و خودباوری و همت بلند شان، تاثیرگذار است .

“باید آباد کنید و از شماست که آباد کنید و برای خود شماست که آباد کنید . باید [شما کشاورزان] این مسئولیت را آن طور که می دانید، آن طور که می خواهید، [انجام دهید . “] ۳۳

مسئولیت پذیری و هم یاری روستایی ها در این دو دهه گذشته نشان داد که آنان به جایگاه خویش در عرصه خودکفایی و احیای کشاورزی آشنا بوده و در جهت آن کوشیده اند . جهادسازندگی هم هرچند یک نهاد بالیده در انقلاب به شمار می آمد; با مشاهده عناصر فعال و خواستار تحول و عمران، از هیچ گونه کمک مادی و معنوی دریغ نورزیده است .

“هیچ کس نمی تواند پاداشی را که حق شماست، به شما بدهد جز خداوند تبارک و تعالی . “۳۴

“کوشش کنید که این خدمت در راه خدا باشد; خدمت به بندگان خدا، خدمت به بندگان مستضعف خدا که مورد عنایت حق تعالی هستند . “۳۵

از کلام امام بر می آید که جهادگران سازندگی در روستاها – که سپاهیانی مردمی و گمنام بوده و بجز خشنودی خرسندی خلق او، انگیزه ای نپرورده اند – به جایگاهی در خور تجلیل دست یافته اند که کمتر می توان برای آن نظیری به دست داد . امام، خدمت به کشاورزان را خدمت الهی تلقی کرده است که مفهوم و مقصود آن همانا مراقبت از نفس و عزم خالصانه برای جهاد احیاگرانه در کشاورزی می باشد . با این همه این نگرانی را نمی توان نادیده انگاشت که بسا شیوه ها و عملکردهایی در حوزه جهاد سازندگی با سیاستها و هدفهای دولت خدمت گزار مغایر باشد . البته شکی نیست که گاه غرض ورزی و کارشکنی در کار نیست، بلکه به فراموشی سپردن وظیفه پاسداری از حریم قانون و مسئولیت هاست . در این رابطه رهبر فقید انقلاب از باب عنایتی که به آنان داشت ، تذکرهایی می داد تا روند احیای کشاورزی به کمال خود نزدیک شود و ننگ وابستگی به بیگانه در حوزه تغذیه از دامان کشور و نظام زدوده گردد .

[“جهادگران] خیلی هم زحمت می کشند و خیلی هم اجر می برند، اما در بین همین [اعضای] جهاد سازندگی … افرادی پیدا می شوند که برخلاف موازین قانونی اسلامی، برخلاف مقررات دولتی … کارهایی انجام می دهند که مردم صدایشان بلند شود . “۳۶

امام خمینی، فلسفه تاسیس جهاد سازندگی را، محرومیت زدایی از روستاها و روستانشین ها می داند . در این فضای مساعد، به دلیل فعالیت خودباورانه کشاورزان و نیز کوشش بی دریغ جوانان جهادگر، انتظار تحول در اقتصاد کشور، واقع بینانه است . البته این همه در حقیقت حاکی از تعاون اجتماعی و انقلابی مردم شهر و روستاست، که فراخوانی رهبر فقید انقلاب را با جان و دل پذیرفته و در دشت و صحرای دور و نزدیک کشور بذر مهر و عزت را پاشیده اند .

“زحمات جهاد در سراسر ایران، چشم گیر و مورد تصدیق همه ما بوده است . توجه کنید که کارهایتان برای خدا باشد . شما از خدا پاداش بخواهید نه از دولت و ملت … اگر پشتوانه مردم [در جهاد سازندگی] نبود، دولت توان رسیدگی به تمام روستاها را پیدا نمی کرد . امروز بحمدلله با همت جوان ها [ی جهادگر سازندگی] وضع روستاها رو به بهبود است … ان شاالله جهاد سازندگی بتواند محرومیت هایی را که روستاییان دارند به تدریج رفع نماید . “۳۷

۶ – ۲ – توطئه گران و کشاورزان

تاریخ انقلاب در طی دوران تلاش برای احیای کشاورزی ایران، و بازگردانیدن جایگاه و حقوق دهقان ها، شاهد آشوب گریهای داخلی از سوی کسانی بوده است که خود را مدافع حقوق زحمت کشان شهر و روستان می نمایاندند . هرچند تقابل این گروه های سیاسی و فریب خورده با جهادگران سازندگی به سود آنان تمام نشد، باید نگاهی به کارنامه شرم آور آنان افکند . بنیان گذار جمهوری اسلامی . کشاورزان را در این رابطه مخاطب ساخته و آنان را از اثرپذیری و بی تفاوتی در عرصه سازندگی کشور دور می دارد .

[“شما کشاورزان] این مسوولیت [سازندگی] را به عهده بگیرید و گوش به حرف کسانی که می خواهند نگذارند که این چرخ ها به راه بیفتد، ندهید . آنها به شما علاقه ندارند، اسلام عزیز است که برای شما ارج قائل است و برای شما حق قائل است . “۳۸

واکنش سیاسی اخلال گران در امر احیای کشاورزی نمی تواند حاکی از تمایل ملی و ارادت به کشاورزان ایرانی باشد; چرا که اکنون تمامی کوشش ها و دیده ها متوجه خود اتکایی و استقلال است . کسانی که خرمن ها را آتش زده و محصول وارداتی را – که از وابستگی اقتصادی و سیاسی به قدرت های سلطه گر حکایت دارد – جایگزین آن می سازند، چگونه تحلیل می کرده اند؟ درست به دلیل همین نارسایی هایی که در مواضع و تحلیل های این جمعیت ها و کسان وجود داشت، روند احیاگرانه جهادگران و کشاورزان استمرار یافت .

“چطور شد که این آقایانی که طرفدار ملت هستند، مخالفت کردند؟ کشاورزی مخالفت با مصالح مملکت ما و ملت ماست؟ اگر کشاورزی نشود، نفعش به جیب کی می رود؟ … خدمت این است که ما محتاج باشیم که گندم و جو و برنج و عدس و همه چیزمان از امریکا بیاید؟ “۳۹

۷ – ۲ – کارگران و کشاورزان

بدون تردید، کشور برای نیل به خوداتکایی در تمامی عرصه ها، محتاج دو گروه کارگران و کشاورزان می باشد . در حقیقت، کشاورزی و صنعت، به منزله دوبال است که می بایست به همراه یک دیگر داشت . اما واقعیت های موجود نشان می دهد که باید اولویت را به کشاورزی داد; چرا که به دلیل منابع طبیعی فراوانی که در ایران نهفته است، بهره گیری از سرمایه گذاری در آن ممکن است . و از طرفی مواد غذایی را باید از دستان خویش جست تا بتوان با فراغت بال به کار صنعت و تولید در آن پرداخت . رهبر فقید انقلاب، ضمن تجلیل از کارگران و کشاورزان، سیاست گزاری در عرصه کشت زار را مقدم می شمرد و بر توسعه و تعاون در آن اصرار می ورزید .

“توجه به بازسازی مراکز صنعتی، نباید کوچک ترین خللی بر ضرورت رسیدن به امور خودکفایی کشاورزی وارد آورد، بلکه اولویت و تقدم این امر باید محفوظ بماند و مسوولین بیش تر از گذشته، خود را مکلف به اجرای آن سازند و در امر احیای اراضی و مهار آبها و ایجاد سدها و تشویق کشاورزان و دامداران و استفاده هرچه بیش تر از نعمت های بیکران الاهی تلاش نمایند که مطمئنا خودکفایی در کشاورزی، مقدمه ای است برای استقلال و خودکفایی در زمینه های دیگر . “۴۰

با نگاهی کلی به سخن و شیوه رهبری امام خمینی در دشواریهای دوران گذار و ایام نوسازی جامعه و نظام سیاسی ایران استبداد زده، می توان این نتیجه را گرفت که سلوک ملت در طریق استقلال سرانجام به بار نشست . کشاورزان ایرانی به رغم موانع بسیاری که بر سر راه خوداتکایی داشته و در چنبره تبلیغات رسانه ای دنیای استبکاری گرفتار آمده بودند، در پرتو روشنگری امام پیش رفتند . گفتنی است که در این روند، زنان را دوشادوش مردان در کارخانه ها و کشت زارهای میهن دیدیم; چرا که در منظر اسلام و امام خمینی، آنان برخوردار از حقوق انسانی بوده و سزاوار تکریم اند .

“اسلام … برای همه زنها و مردهای کارگر، برای همه زنها و مردهای دهقان، حق قایل است . “۴۱

………………………………………………………………………………………………………………………

پی نوشتها:

۱ . نهج البلاغه دکتر شهیدی، ص ۳۳۳ (نامه ۵۳) .

۲ . صحیفه امام، ج ۳، ص ۳۶۸ .

۳ . کوثر، ج ۱، ص ۱۰۳ .

۴ . اثر و فریاد زنده یاد جلال آل احمد .

۵ . صحیفه نور، ج ۱، ص ۴۱ .

۶ . بررسی و تحلیل نهضت امام خمینی، ج ۱، ص ۴۵ .

۷ . همان .

۸ . صحیفه امام، ج ۳، ص ۵۰۷ .

۹ . همان ، ص ۴۱۵ .

۱۰ . همان ، ج ۲، ص ۱۸۲ .

۱۱ . همان، ج ۸، ص ۱۳۵ .

۱۲ . همان، ج ۵، ص ۲۹۶ .

۱۳ . همان، ص ۴۱۱ .

۱۴ . همان، ج ۶، ص ۲۷۲ .

۱۵ . همان ، ص ۳۸۸ .

۱۶ . همان ، ص ۳۹۴ .

۱۷ . همان ، ص ۳۹۵ .

۱۸ . همان، ج ۸، ص ۲۸۶ .

۱۹ . همان ، ج ۱۴، ص ۳۰۸ .

۲۰ . همان، ج ۱۳، ص ۳۳۶ .

۲۱ . همان، ج ۵، ص ۲۹۵ .

۲۲ . همان، ج ۱۴، ص ۲۵۵ .

۲۳ . همان، ج ۸، ص ۲۸۶ .

۲۴ . همان، ج ۱۶، ص ۲۳۱ .

۲۵ . همان

۲۶ . همان، ج ۱۷، ص ۱۳۰ .

۲۷ . همان ، ج ۱۹، ص ۳۵ .

۲۸ . همان، ج ۸، ص ۲۸۶ .

۲۹ . همان، ج ۱۴، ص ۲۸۸ .

۳۰ . همان ، ج ۱۸، ص ۴۶۴ .

۳۱ . همان، ج ۱۷، ص ۳۳ .

۳۲ . همان، ج ۵، ص ۲۹۶ .

۳۳ . همان، ج ۷، ص ۱۷۵ .

۳۴ . صحیفه نور، ج ۲۰، ص ۱۳۹ .

۳۵ . همان، ج ۱۲، ص ۱۸۷ .

۳۶ . همان، ص ۲۰۰ .

۳۷ . صحیفه امام، ج ۱۸، ص ۲۵۸ .

۳۸ . همان، ج ۷، ص ۱۷۵ .

۳۹ . همان، ج ۸، ص ۱۳۵ .

۴۰ . همان، ج ۲۱، ص ۱۵۸ .

۴۱ . صحیفه نور، ج ۲۲، ص ۲۲۹ .