اهمیت دامداری و کشاورزی در قرآن کریم

بسم الله الرحمن الرحیم

اهمیت دامداری و کشاورزی در قرآن کریم

تفسیر نمونه : آیة الله مکارم شیرازی 

آیات :

خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ بِالْحَقِّ تَعالى‏ عَمَّا يُشْرِكُونَ (۳) خَلَقَ الْإِنْسانَ مِنْ نُطْفَةٍ فَإِذا هُوَ خَصِيمٌ مُبِينٌ (۴) وَ الْأَنْعامَ خَلَقَها لَكُمْ فِيها دِفْ‏ءٌ وَ مَنافِعُ وَ مِنْها تَأْكُلُونَ (۵) وَ لَكُمْ فِيها جَمالٌ حِينَ تُرِيحُونَ وَ حِينَ تَسْرَحُونَ (۶) وَ تَحْمِلُ أَثْقالَكُمْ إِلى‏ بَلَدٍ لَمْ تَكُونُوا بالِغِيهِ إِلاَّ بِشِقِّ الْأَنْفُسِ إِنَّ رَبَّكُمْ لَرَؤُفٌ رَحِيمٌ (۷) وَ الْخَيْلَ وَ الْبِغالَ وَ الْحَمِيرَ لِتَرْكَبُوها وَ زِينَةً وَ يَخْلُقُ ما لا تَعْلَمُونَ (۸) [سوره النحل (۱۶): آيات ۳ تا ۸]

ترجمه:

۳– آسمانها و زمين را به حق آفريد، او برتر است از اينكه شريك براى او مى‏سازند.

۴- انسان را از نطفه بى‏ ارزشى خلق كرد و سرانجام او موجودى فصيح و مدافع آشكار از خويشتن گرديد.
۵- و چهار پايان را آفريد در حالى كه براى شما در آنها وسيله پوشش و منافع ديگر است و از گوشت آنها مى‏خوريد.
۶- و در آنها براى شما زينت و شكوه است به هنگامى كه به استراحتگاهشان باز مى‏گردانيد و هنگامى كه (صبحگاهان) آنها را به صحرا مى‏فرستيد.
۷- آنها بارهاى سنگين شما را به شهرى كه جز با مشقت زياد به آن نمى‏رسيد حمل مى‏كنند چرا كه پروردگارتان رءوف و رحيم است.
۸- (و همچنين) اسبها و استرها و الاغها را آفريد تا بر آنها سوار شويد و هم مايه زينت شما باشد و چيزها (وسائل نقليه ديگرى) مى‏آفريند كه شما نمى‏دانيد!

تفسير:

منافع گوناگون حيوانات
از آنجا كه در آيات گذشته، سخن از نفى شرك به ميان آمد در اين آيات براى ريشه كن ساختن شرك و توجه به خداوند يكتا از دو راه وارد مى‏شود: نخست از طريق دلائل عقلى بوسيله نظام شگرف آفرينش و عظمت خلقت، و ديگر از طريق عاطفى و بيان نعمتهاى گوناگون خداوند نسبت به انسان، تا حس شكر- گزارى او تحريك گردد و سرانجام وى را به خدا نزديك سازد.
در آغاز مى‏گويد:” خداوند آسمانها و زمين را بحق آفريد” (خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ بِالْحَقِّ).
حقانيت آسمان و زمين هم از نظام عجيب و آفرينش منظم و حساب شده آن روشن است و هم از هدف و منافعى كه در آنها وجود دارد.
و به دنبال آن اضافه مى‏كند:” خدا برتر از آن است كه براى او شريك مى‏سازند” (تَعالى‏ عَمَّا يُشْرِكُونَ).
آيا بتهايى كه آنها را شريك او قرار داده‏اند هرگز قادر به چنين خلقتى هستند؟ و يا حتى مى‏توانند پشه كوچك و يا ذره غبارى بيافرينند!، با اين حال چگونه آنها را شريك او قرار مى‏دهند؟! جالب اينكه خود مشركان اين نظام عجيب و خلقت بديع را كه بيانگر علم و قدرت خالق است تنها از” اللَّه” مى‏دانستند، ولى با اين حال به هنگام عبادت در برابر بتها به خاك مى‏افتادند.

بعد از اشاره به مساله آفرينش آسمان و زمين و اسرار بى‏ پايان آنها، سخن از خود انسان مى‏گويد، انسانى كه به خودش از هر كس نزديكتر است، ميفرمايد:
” انسان را از نطفه بى‏ارزشى آفريد، اما سرانجام به جايى رسيد كه موجودى متفكر و فصيح و بليغ و مدافع از خويشتن و سخن‏گوى آشكار شد” (خَلَقَ الْإِنْسانَ مِنْ نُطْفَةٍ فَإِذا هُوَ خَصِيمٌ مُبِينٌ).
” نطفه” در اصل به معنى آب كم يا آب صاف است، سپس به قطرات آبى كه از طريق” لقاح” سرچشمه پيدايش انسان مى‏شود، اطلاق شده است، در حقيقت با اين تعبير مى‏خواهد عظمت قدرت خدا را مجسم كند كه از قطره آب بى‏ارزشى چه آفرينش عجيبى كرده است كه ميان قوس نزول و صعودى او اينهمه فاصله است.
اين در صورتى است كه” خصيم” را به معنى” مدافع و بيانگر درون خويش” بدانيم، همانگونه كه در آيه ۱۰۵ سوره نساء مى‏خوانيم وَ لا تَكُنْ لِلْخائِنِينَ خَصِيماً:” اى پيامبر مدافع خائنان مباش”.
ولى در مقابل اين تفسير كه مورد قبول گروهى از مفسران است، تفسير ديگرى از سوى جمع ديگرى از مفسران اظهار شده است، و آن اينكه” خداوند انسان را با قدرت كامله‏اش از نطفه بى ارزش آفريد ولى اين انسان ناسپاس، به مجادله و مخاصمه آشكار در برابر خدا برخاست” (آيه ۷۷ سوره يس را گواه بر اين تفسير گرفته‏اند).
ولى معنى اول صحيحتر به نظر مى‏رسد زيرا آيات فوق در مقام بيان عظمت آفرينش خدا است و عظمت آن گاه آشكار مى‏شود كه از موجود ظاهرا ناچيزى موجود بسيار پر ارزشى بسازد:
در تفسير على بن ابراهيم نيز چنين مى‏خوانيم: خلقه من فطرة من ماء منتن فيكون خصيما متكلما بليغا:” خداوند انسان را از قطره آب بدبويى آفريد و سرانجام سخنگوى بليغى شد” «۱».
پس از آفرينش انسان به نعمت مهم ديگرى يعنى خلقت چهار پايان، و فوائد مختلفى كه از آنها عايد مى‏شود اشاره كرده مى‏گويد” خداوند چهار پايان را آفريد در حالى كه در آنها وسيله پوشش براى شما است و منافع ديگر و از گوشت آنها مى‏خوريد” (وَ الْأَنْعامَ خَلَقَها لَكُمْ فِيها دِفْ‏ءٌ وَ مَنافِعُ وَ مِنْها تَأْكُلُونَ).
در اين آيه نخست به مساله خلقت چهار پايان كه دليلى بر علم و قدرت خدا است، پرداخته، سپس به بيان نعمتهاى مختلفى كه در آنها وجود دارد مى‏پردازد، و از ميان اين نعمتها به سه قسمت اشاره كرده نخست مساله” دف‏ء” كه به معنى هر گونه پوشش است مى‏باشد، (با استفاده از پشم و پوست آنها) مانند لباس و لحاف و كفش و كلاه و خيمه، و ديگر” منافع” كه اشاره به شير و مشتقات آنست، و سوم گوشت كه با جمله وَ مِنْها تَأْكُلُونَ بيان شده است:
جالب اينكه در ميان اينهمه فوائد، قبل از هر چيز مساله پوشش و مسكن را مطرح مى‏كند، زيرا بسيارى از مردم (بخصوص باديه‏نشينان) هم لباسشان از پشم و مو يا پوست تهيه مى‏شود، و هم خيمه‏هايشان كه آنها را از سرما و گرما حفظ مى‏كند، و به هر حال اين دليل بر اهميت پوشش و مسكن و مقدم بودن آن بر هر چيز ديگر است.
نكته ديگر اينكه آن را قبل از” منافع” ذكر كرده، اشاره به اينكه پوشش در واقع براى دفع ضرر است، و دفع ضرر مقدم بر جلب منفعت مى‏باشد.
ممكن است كسانى كه مخالف گوشت‏خوارى هستند، اين استفاده را از آيه فوق نيز بكنند كه خداوند مساله خوردن گوشت حيوانات را جزء منافع آنها نشمرده، لذا بعد از ذكر” منافع” با جمله” وَ مِنْها تَأْكُلُونَ” (از آن حيوانات مى‏خوريد) از آن ياد شده، حد اقل اين استفاده را از تعبير فوق مى‏توان كرد كه اهميت لبنيات بمراتب بيشتر است.
__________________________________________________
(۱) تفسير نور الثقلين جلد سوم صفحه ۳۹٫ […..]

جالب اينكه تنها به منافع معمولى و عادى اين چهار پايان سودمند اكتفاء نمى‏كند بلكه روى جنبه استفاده روانى از آنها در آيه بعد تكيه كرده مى‏گويد:
” در اين حيوانات براى شما زينت و شكوهى است به هنگامى كه آنها را به استراحتگاهشان باز مى‏گردانيد، و هنگامى كه صبحگاهان به صحرا ميفرستيد” (وَ لَكُمْ فِيها جَمالٌ حِينَ تُرِيحُونَ وَ حِينَ تَسْرَحُونَ).
” تريحون” از ماده” اراحه” به معنى باز گرداندن حيوانات به هنگام غروب به آغلها و استراحتگاهشان است، لذا محلى را كه در آن استراحت ميكنند” مراح” مى‏گويند.
” تسرحون” از ماده” سروح” به معنى بيرون كردن چهار پايان به هنگام صبح به سوى چراگاه است.
منظره جالب حركت دستجمعى گوسفندان و چهارپايان به سوى بيابان و چراگاه، سپس بازگشتشان به سوى آغل و استراحتگاه كه قرآن از آن تعبير به” جمال” كرده تنها يك مساله ظاهرى و تشريفاتى نيست، بلكه بيانگر واقعيتى است در اعماق جامعه، و گوياى اين حقيقت است كه چنين جامعه‏اى خودكفا است، فقير و مستمند و وابسته به اين و آن نمى‏باشد، خودش توليد مى‏كند، و آنچه را خود دارد مصرف مى‏نمايد!.
اين در واقع جمال استغناء و خودكفايى جامعه است، جمال توليد و تامين فرآورده‏هاى مورد نياز يك ملت است، و به تعبير گوياتر جمال استقلال اقتصادى و ترك هر گونه وابستگى است!.
اين واقعيت را روستائيان و روستازادگان بهتر از مردم شهرنشين درك مى‏كنند كه مشاهده رفت و آمد اين چهار پايان سودمند چگونه به آنها آرامش خيال مى‏دهد، آرامشى كه از احساس بى‏نيازى برمى‏خيزد، آرامشى كه از انجام مؤثر يك وظيفه اجتماعى حاصل مى‏شود.
و جالب اينكه در آيه فوق، نخست به بازگشت آنها از صحرا اشاره مى‏كند چرا كه در هنگام بازگشت پستانهايشان پر شير، شكمهايشان سير، و در چهره‏هايشان نشانه‏هاى رضايتمندى ديده مى‏شود، به همين دليل از آن حرص و ولع و عجله‏اى كه صبح به هنگام حركت به صحرا دارند در آنها خبرى نيست، آرام و مطمئن گام بر مى‏دارند و به استراحتگاه نزديك مى‏شوند و از مشاهده منظره پستانهاى پر شيرشان هر كس احساس بى‏نيازى مى‏كند.
در آيه بعد به يكى از منافع مهم اين حيوانات اشاره كرده مى‏گويد:
” آنها بارهاى سنگين شما را بر دوش خود حمل مى‏كنند و به سوى شهر و ديارى كه جز با مشقت زياد به آن نمى‏رسيديد مى‏برند” (وَ تَحْمِلُ أَثْقالَكُمْ إِلى‏ بَلَدٍ لَمْ تَكُونُوا بالِغِيهِ إِلَّا بِشِقِّ الْأَنْفُسِ).
اين نشانه رحمت و رافت خداوند است كه اين چهار پايان را با اين قدرت و نيرو آفريده است، و آنها را رام و تسليم شما نيز گردانيده،” چرا كه پروردگار شما رءوف و رحيم است (إِنَّ رَبَّكُمْ لَرَؤُفٌ رَحِيمٌ).
” شق” از ماده” مشقت” است، ولى بعضى از مفسران احتمال داده‏اند كه به معناى شكافتن و نصف كردن باشد، يعنى شما نمى‏توانيد خودتان اين بارها را بر دوش كشيده و به مقصد برسانيد مگر اينكه نيمى از قوت شما از ميان برود و به اصطلاح نيم جان شويد، ولى تفسير اول نزديكتر به نظر مى‏رسد.
به اين ترتيب اين چهار پايان در درجه اول، پوشش و وسائل دفاعى براى انسان در برابر گرما و سرما توليد مى‏كنند، و در درجه بعد از فرآورده‏هاى لبنياتى آنها استفاده مى‏شود، و سپس از گوشتشان، و بعد آثار روانى كه در دلها ميگذارند، مورد توجه قرار گرفته و سرانجام باربرى آنها.
قابل توجه اينكه حتى در عصر و زمان ما كه عصر ماشين و وسائل ماشينى است، باز در بسيارى موارد تنها بايد از همين چهار پايان استفاده كرد، و راه ديگرى ندارد.
آن گاه به سراغ گروه ديگرى از حيوانات مى‏رود كه براى سوارى انسان از آنها استفاده مى‏شود مى‏فرمايد” خداوند اسبها و استرها و الاغها را آفريد تا شما بر آن سوار شويد، و هم مايه زينت شما باشد” (وَ الْخَيْلَ وَ الْبِغالَ وَ الْحَمِيرَ لِتَرْكَبُوها وَ زِينَةً).
بديهى است زينت در اينجا باز يك مساله تشريفاتى نيست و براى كسى كه با محتواى تعليمات قرآن آشنا است اين مطلب روشن است، بلكه يك نوع زينت است كه اثر آن در زندگى اجتماعى ظاهر مى‏گردد، براى پى بردن به اين حقيقت كافى است است منظره و حال كسى كه با پاى پياده يك راه طولانى بيابانى را پيموده، و خسته و كوفته و ناتوان به مقصد رسيده، به طورى كه تا مدتى هيچ كارى از او ساخته نيست و نشاطى در او ديده نمى‏شود، با منظره كسى مقايسه كنيم كه بر يك مركب را هوار سوار شده زودتر به مقصد رسيده نيروى خود را از دست نداده، نشاط خود را كاملا حفظ كرده و آماده انجام هدفهاى خود و استفاده از وقت و نيروى خويش است، آيا اين زينت نيست؟
در پايان آيه به مساله مهمترى اشاره كرده و افكار را به وسائل نقليه و مركبهاى گوناگونى كه در آينده در اختيار بشر قرار مى‏گيرد و بهتر و خوبتر از اين حيوانات مى‏تواند استفاده كند متوجه مى‏سازد، و مى‏گويد” خداوند چيزها (وسائل نقليه ديگرى) مى‏آفريند كه شما نمى‏دانيد” (وَ يَخْلُقُ ما لا تَعْلَمُونَ‏).

گر چه بعضى از مفسران پيشين اين جمله را اشاره به حيواناتى گرفته‏اند كه در آينده آفريده مى‏شود و رام بشر مى‏گردد.
ولى همانگونه كه در تفسير” مراغى” و تفسير” فى ظلال” آمده است درك مفهوم اين جمله براى ما كه در عصر ماشين و وسائل و مركبهاى سريع السير زندگى مى‏كنيم، ساده و آسان است.
و اگر ملاحظه مى‏كنيد كه تعبير به يخلق (مى‏ آفريند) كرده است دليلش واضح است، زيرا كار انسان در اين اختراعات در حقيقت چيزى جز جفت و جور كردن و به هم پيوستن نيست، اساس آنها كه مواد اصلى را تشكيل مى‏دهد، تنها با آفرينش خداوندى است، از اين گذشته آن ابتكارى كه بشر در طريق اختراع اين وسائل به كار مى‏برد آن هم مولود استعدادى است كه خدا به او داده است.

اهميت دامدارى و كشاورزى
حتى امروز كه دستگاههاى توليدى، ماشينى آن قدر گسترده شده كه همه چيز را تحت الشعاع قرار داده باز دامدارى و كشاورزى مهمترين بخش توليد زندگى انسان را تشكيل مى‏دهد، چرا كه مى‏دانيم پايه اصلى تغذيه در اين دو قسمت نهفته شده، و به همين دليل رسيدن به حد خودكفايى در قسمت دامدارى و كشاورزى نه تنها ضامن استقلال اقتصادى است كه استقلال سياسى نيز تا حد زيادى به آن مربوط است.
بنا بر اين جاى تعجب نيست كه تمام ملتهاى دنيا كوشش مى‏كنند كه صنعت كشاورزى و دامدارى خود را تا سر حد امكان توسعه دهند و از صنايع مدرن براى اين توسعه كمك گيرند.
نياز به اين دو، تا آن حد اساسى است كه گاه كشورهاى به اصطلاح ابر قدرتى همچون روسيه براى رفع نيازمندى خود در اين زمينه ناچار مى‏شوند با دادن امتيازهاى سياسى دست نياز خود را به سوى كشورهايى كه درست در قطب مخالفند دراز كنند!

و به همين جهت در اسلام و تعليمات حيات آفرين آن اهميت فوق العاده زيادى به مساله دامدارى و كشاورزى داده شده است و با استفاده از هر فرصت مسلمانان را تشويق به اين دو نموده:
در آيات فوق ديديم كه با چه لحن تشويق آميزى از موضوع دامها سخن مى‏گويد و منافع آن را اعم از منافع غذايى و پوششى بر مى‏شمرد و حتى رفت و آمد آنها را به صحرا با تعبير زيبايى كه بسيار شوق ‏انگيز است بيان مى‏كند.
همچنين درباره اهميت زراعت و ميوه‏هاى مختلف، و كشاورزى بطور كلى، در آيات آينده سخن به ميان خواهد آمد.

در روايات اسلامى در زمينه دامدارى تعبيرات جالبى ديده مى‏شود و همچنين در زمينه كشاورزى كه به عنوان نمونه احاديث زير را از منابع مختلف يادآور مى‏شويم:
۱– پيامبر به يكى از بستگانش فرمود چرا در خانه‏ات” بركت” نمى‏آورى؟ عرض كرد منظورتان از بركت چيست؟ فرمود: شاة تحلب:” گوسفند شيرده”! سپس اضافه فرمود:
انه من كانت فى داره شاة تحلب او نعجة او بقرة فبركات كلهن:
” هر كس در خانه خود گوسفند شيرده يا گاو ماده داشته باشد سر تا پا بركت است” «۱».
۲– و نيز از پيامبر ص نقل شده كه درباره اهميت گوسفند فرمود:
نعم المال الشاة
__________________________________________________
(۱) بحار الانوار جلد ۱۴ صفحه ۶۸۶ ط قديم- در حديث فوق علاوه بر شاة (گوسفند) و بقره (گاو) به نعجه نيز اشاره شده كه در لغت براى آن چند معنى ذكر شده است: گاو وحشى، گوسفند كوهى و گوسفند ماده.

” گوسفند سرمايه بسيار خوبى است” «۱».
۳– در تفسير نور الثقلين ذيل آيات مورد بحث از امام امير مؤمنان على ع مى‏خوانيم:
افضل ما يتخذه الرجل فى منزله لعياله الشاة فمن كان فى منزله شاة قدست عليه الملائكة مرتين فى كل يوم:
” بهترين چيزى كه انسان در خانه براى خانواده خود تهيه مى‏كند گوسفند است، هر كس در منزل خود گوسفندى داشته باشد در هر روز فرشتگان خدا دو بار او را تقديس مى‏كنند” اشتباه نشود ممكن است شرائط تربيت كردن گوسفند در خانه براى بسيارى فراهم نباشد ولى هدف اصلى اين است كه به تعداد خانواده‏ ها توليد و تربيت گوسفند بطور مستمر انجام گيرد (دقت كنيد).
۴– در اهميت زراعت همين بس كه امير مؤمنان على ع مى‏فرمايد:
من وجد ماء و ترابا ثم افتقر فابعده اللَّه:
” هر كس آب و خاكى داشته باشد و با اين حال فقير باشد، خدا او را از رحمت خويش دور كند” «۲».
بديهى است اين گفتار بزرگ همانگونه كه درباره يك فرد صادق است در باره يك ملت نيز صدق مى‏كند، مردمى كه آب و خاك بقدر كافى دارند، باز هم نيازمند به ديگران هستند، مسلما از رحمت خدا دورند!

۵- و نيز از پيامبر ص نقل شده است كه فرمود
عليكم بالغنم و الحرث فانهما يروحان بخير و يغدوان بخير
: وظيفه شماست كه به تربيت گوسفند و كشاورزى بپردازيد كه رفت و آمد هر دو خير و بركت است” «۳».
۶– از امام صادق ع نقل شده كه فرمود:
__________________________________________________
(۱) بحار الانوار جلد ۱۴ صفحه ۶۸۶ قديم.
(۲) بحار الانوار جلد ۲۳ صفحه ۱۹٫
(۳) بحار الانوار جلد ۱۴ صفحه ۳۰۴٫

ما فى الاعمال شى‏ء احب الى اللَّه من الزراعة:
” هيچ عملى نزد خدا از زراعت محبوبتر نيست” «۱».
بالآخره در حديثى از امام صادق ع مى‏خوانيم
الزارعون كنوز الانام تزرعون طيبا اخرجه اللَّه عز و جل و هم يوم القيامة احسن الناس مقاما و اقربهم منزلة يدعون المباركين:
” كشاورزان گنج‏هاى مردمند، غذاى پاكيزه را كه خداوند ارزانى داشته زراعت مى‏كنند و آنها در روز قيامت برترين مقام را دارند و به خدا نزديكترند و آنها را بنام” مباركها” صدا مى‏زنند” «۲».
__________________________________________________
(۱) بحار الانوار جلد ۲۳ صفحه ۲۰٫
(۲) وسائل الشيعه جلد ۱۳ صفحه ۱۹۴٫

……………………………………………….

تفسير نمونه، ج‏۱۱

  • لیـنک دانلـود مسـتقیم
  • حجم فایـل: 0 MB
  • نویسنده / ناشر:
  • منبع:
  • چکیده
    بسم الله الرحمن الرحیم اهمیت دامداری و کشاورزی در قرآن کریم تفسیر نمونه : آیة الله مکارم شیرازی  آیات : خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ بِالْحَقِّ تَعالى‏ عَمَّا يُشْرِكُونَ (۳) خَلَقَ الْإِنْسانَ مِنْ نُطْفَةٍ فَإِذا هُوَ خَصِيمٌ مُبِينٌ (۴) وَ الْأَنْعامَ خَلَقَها لَكُمْ فِيها دِفْ‏ءٌ وَ مَنافِعُ وَ مِنْها تَأْكُلُونَ (۵) وَ لَكُمْ فِيها جَمالٌ حِينَ […]

    آخرین دیدگاه کابران

    oprolevorter در یکشنبه ۲۱ام مهر ۱۳۹۸ گفته:
    Today, I went to the beach with my children. I found a sea shell and gave it to my 4 year old daughter and said "You can hear the ocean if you put this to your ear." She put the shell to her ear and screamed. There was a hermit crab inside and it pinched her ear. She never wants to go back! LoL I know this is totally off topic but I had to tell someone!

    پاسخ دهید

    ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

    پر بازدید ترین مقالات

    20211 7/9  21609  س1  21980 22601    22996...

    «گیاهان دارویی در قرآن و حدیث»

    بسم الله الرحمن الرحیم «گیاهان دارویی در قرآن و حدیث» علیرضا ...

    زنيان - شاهي - کندر (دروس استاد ضیایی / 3)

    بسم الله الرحمن الرحیم زنيان - شاهي - کندر دروس استاد ضی...

    اهمیت دامداری و کشاورزی در قرآن کریم

    بسم الله الرحمن الرحیم اهمیت دامداری و کشاورزی در قرآن کریم ...

    سخنان مهم مقام معظم رهبری در"اهمیت حفظ محیط زیست و منابع طبیعی"

    بسم الله الرحمن الرحیم سخنان مهم مقام معظم رهبری در"اهمیت حفظ...

    تقویم شمسی

    مهر ۱۳۹۸
    ش ی د س چ پ ج
    « شهریور    
     12345
    ۶۷۸۹۱۰۱۱۱۲
    ۱۳۱۴۱۵۱۶۱۷۱۸۱۹
    ۲۰۲۱۲۲۲۳۲۴۲۵۲۶
    ۲۷۲۸۲۹۳۰