ماهی قرمز من، زنده باید بماند

سپهر سلیمی ۲۶ ساله، فوق دیپلم دام پزشکی و دانشجوی سال آخر مهندسی علوم دامی است. فعلاً به صورت پاره وقت، در کار پرورش مرغ (یا همان بادی بیلدینگ دام و طیور!) مشغول است و همچنین دبیری انجمن حمایت از حیوانات اصفهان را نیز برعهده دارد.۱

سپهر می گوید: رفتارهای نابخردانه بشر، باعث شده که تعداد زیادی از موجودات این کره خاکی (مجموع حیوانات جهان ده ها و شاید صدها برابر جمعیت انسان هاست)، در معرض خطر نابودی قرار بگیرند. شاید تا سال های نه چندان دور، این طور تصوّر می شد که از بین بردن حیوانات و تخریب زیستگاه های آنها ضرری برای انسان ندارد و در این میان، فقط حیوانات ضرر می کنند؛ ولی امروزه، هر روز بیش از گذشته،ثابت می شود که وجود حیوانات، چه قدر برای انسان ها ضروری و لازم است. حیات، مانند یک زنجیر است؛ زنجیری که آب، خاک، هوا، حشرات، انسان، پرندگان، میکروب هو… را شامل می شود و اختلال در هر کدام از حلقه های این زنجیر، می تواند خطرناک و ویرانگر باشد و اثراتش را دیر یا زود خواهیم دید.

برای مثال، استاد درس پرورش زنبور عسل ما می گفت: بیش از یک سوم مواد غذایی انسان، به طور مستقیم و غیرمستقیم، تنها حاصل تلاش زنبورهای عسل است (به واسطه گرده افشانی محصولات زراعی و باغبانی و…).

زیتون بلورین یا تمشک طلایی؟!

فرهاد دولتشاهی، کارشناس ارشد علوم محیط زیست است و به گفته خودش، هم اکنون در رشته ای غیرمرتبط، مشغول امرار معاش است! اگر شما هم اهل وبگردی یا همان وبچرخی خودمان باشید، بعید است خبر معرّفی و انتخاب بهترین و بدترین وبلاگ های زیست محیطی سال ۸۵ را ـ که او در وبلاگش «هم نهاد»۲ برگزار کرد ـ نشنیده و ندیده باشید. اتّفاق جالب توجّهی که در فضای وبلاگستان، با استقبال خوبی مواجه شد و مثل بمب گوگلی، صدا کرد.

او خیلی خلاصه، نظراتش را برای مان نوشته: علّت بی توجّهی به حفظ محیط زیست و این میراث طبیعی ـ که به رایگانْ در اختیار بشر قرار گرفته است ـ، عدم آگاهی مردم و فقر فرهنگی بسیاری از تصمیم گیران نسبت به مسائل محیط زیست است و برای برتری یافتن بر مشکلات منابع طبیعی کشور و ترغیب بیشتر مردم به حفظ و احیای منابع طبیعی، باید ظرفیت فرهنگی جامعه را در این حوزه افزایش داد و دغدغه های زیست محیطی را صاحب وزنی سیاسی کرد، به نحوی که نمایندگانی از احزاب سبز هم بتوانند به مجلس شورای اسلامی، راه یابند.

رابطه دقیقی بین سرنوشت انسان و طبیعت وجود دارد و طبیعت، بستر حیات همه زیستمندان از جمله انسان است. حضور در طبیعت و انس با مواهب طبیعی، روحی لطیف و پذیرا به انسان می بخشد.

سرباز زمین یا سربار زمین؟

شاید این بهترین عنوان برای شناساندن کسی باشد که با وجودی که اسم واقعی اش را به ما گفته، امّا ترجیح می دهد با همین نام در دنیای مجازی شناخته شود: «سرباز زمین»؛۳ جوانی ۲۴ ساله و دانشجوی کارشناسی منابع طبیعی. شغلش طرّاح و صفحه آرای مطبوعاتی است و به قول خودش با دیگر هم سنگرانش «ماه نامه زمین» را منتشر می کنند. ما هم امیدواریم همه ما در مدّت خدمتمان در زمین، سربازهای خوبی برای زمین همیشه سبزمان باشیم.

برخی از نظرات شنیدنی و خواندنی سرباز زمین را می آوریم:

با افزایش جمعیت، تقاضا برای خوراک، پوشاک، مسکن و به طور کلّی، نیازهای اوّلیه انسان ها بالا گرفت. مواد طبیعی، به مواد بلااستفاده تبدیل می شدند. در عصر جدید، انسان پیشرفته، به نیازهایی به غیر از نیازهای اوّلیه خود فکر می کرد و درصدد رفع آنها نیز بود. پس با توجّه به عادت استفاده بی قید و بند از منابع، روش پیشینیان خود را پیش گرفت؛ امّا این بار، به علّت افزایش تقاضا، منابع با تهدید جدّی ای رو به رو شدند و خطری بزرگ به نام «اتمام منابع زمین»، ما را تهدید کرد.

پس از انقلاب صنعتی، کارخانه ها و تولیدکنندگان بزرگ، برای دستیابی به سودهای کلان، تولید خود را افزایش دادند. همین افزایش تولید، باعث تخریب های گسترده ای در زمین شد و برای این که سوددهی کارخانه به خطر نیفتد، صاحبان و سرمایه گذاران آنها با پنهان سازی و مخفی کردن این تخریب ها سعی در بی خطر جلوه دادن این فعالیت های صنعتی برای طبیعت داشتند که متأسّفانه در موارد بسیار زیادی نیز موفّق شدند. فکر می کنم بزرگ ترین علّت بی توجّهی به منابع طبیعی و حفظ محیط زیست با توجّه به موارد بالا، عدم احساس خطر از جانب ساکنان زمین باشد. ساده بگویم، هنوز بسیاری از مردم زمین، متوجّه این نیستند که با این روند، تا چند سال دیگر از گرسنگی خواهیم مُرد! بدون اغراق می گویم! البته به مورد بالا، فقر بیشتر انسان ها و جاه طلبی قدرت های بزرگ را هم اضافه کنید.

در همه ادیان، شکرگزاری نعمت های خدا تکلیف است. نعمت هم یعنی محیط زیست و منابع طبیعی. دقت کنید، پیامبر (ص) در چه موقعیت مکانی ای ظهور می کند: سرزمین عربستان؛ سرزمینی خشک؛ جایی که آبْ طلاست و شتر و نخل خرما، ارزشی برابر انسان دارند؛ یعنی جامعه ای با منابع بسیار بسیار محدود. پس طبیعی است که پیامبر(ص) درباره حفظ منابع طبیعی، بسیار توصیه کرده اند، تا جایی که می فرمایند: «شکستن شاخه ای از درخت در نزد من، همانند شکستن بال فرشتگان است». همه می دانیم که امیرالمومنین(ع) شغل باغبانی و کاشت درخت را داشتند و امام رضا(ع) ضمانت آهو را می کنند. در سیره نبوی و سیره ائمه اطهار(ع) موارد بسیار زیادی در رابطه با حفظ منابع طبیعی داریم، تا جایی که آب مورد استفاده برای غسل و وضو نیز تعیین شده است. در واقعه فتح مکّه، پیامبر(ص) ایین نامه ای را تنظیم فرموده، و به مسلمانان ابلاغ می نماید. در این این نامه آمده است: «… نباید آسیبی به حیوانات برسد. هیچ درختی نباید شکسته شود…».

شکار؛ بهانه ای برای در طبیعت بودن

مسعود منشی زاده، ۲۳ ساله و دانشجوی مهندسی مکانیک در طراحی جامدات است. اهل شکار و عاشق طبیعت است. وبلاگش،۴ پر است از مطالب و عکس هایی درباره حیوانات مختلف و همچنین تصاویر شکارچیانی که به طور حرفه ای در این زمینه فعالیت می کنند. او در حیطه تخصّصی و مورد علاقه اش یعنی شکار هم، پاسخ های ما را داده است:

گسترش روز افزون فناوری، اگر چه در ظاهر، آسایش را برای ما فراهم کرده، امّا کاملاً آرامش را از ما گرفته است. انسان ها اصولاً قدر چیزی را که برایش زحمت نکشیده باشند نمی دانند. بی توجّهی مسئولان مرتبط با این مسئله در تمام دوران، از مهم ترین عوامل نابودی حیات وحش و طبیعت ایران بوده است. شاید یک زمانی ببر مازندران و شیر ایران برای حاکمان وقت و مردم ایران، هیچ جذّابیتی نداشت؛ امّا اکنون که نسل این موجودات از بین رفته است، همین که شایعه ای مبنی بر دیده شدن جای پایی شبیه جای پای این موجودات در مرز ترکمنستان و پاکستان با ایران، به گوش می رسد، صدها کارشناس برای تحقیق به این مناطق می روند.

مدیریت غلط و بی توجّهی مسئولان، مهم ترین عامل ناکامی ما در حفظ حیات وحش ایران بوده است. اوّلین مشکل، ندادن آگاهی در مورد ارزش و جایگاه حیات وحش ایران به افکار عمومی است. بررسی مشکلات حیات وحش و طبیعت ایران و تفسیر موجودیت ما، در برنامه های صدا و سیما جایی ندارند و در صورت حضور برنامه ای کمرنگ، بدترین ساعت پخش به آن اختصاص داده می شود و بهترین ساعت پخش، به تبلیغات و آگهی های بازرگانی می پردازد. سازمان حفاظت محیط زیست، به عنوان متولّی این امر، هیچ گونه هزینه و تبلیغی در مورد آگاهی دادن به مردم ایران، به صورت برنامه های تلویزیونی و نشریات داخلی و… انجام نداده است.

اصولاً شکار در فرهنگ مردم عادی، به معنای کشتار و قتل عام موجودات زنده است و شکارچی، یک انسان بی رحم و سنگ دل است که از روی هوس، به کشتن موجودات می پردازد؛ امّا با قاطعیت می گویم که این گونه نیست. شکار، تنها بهانه ای است برای با طبیعت بودن و لذّت بردن از این موهبت الهی و اندکی دور بودن از سر و صدای وحشتناک زندگی ماشینی. شکار، به عنوان یکی از لذّت بخش ترین و سالم ترین تفریحات بشر، همواره مطرح بوده است. شکار، در صورتی عامل مخرّب موجودی حیات وحش ما محسوب می شود که بی برنامه و کنترل نشده باشد(مثل روش کنونی!). اگر کار بر اساس برنامه و تفکّر مدیریتی صحیح، شکل بگیرد، هیچ ضربه ای به حیات وحش ما وارد نخواهد شد. اگرموجودی حیات وحش ما بر اساس آمار، مشخّص و تعیین شود و مازاد این موجودی، به صورت پروانه صادر شده، در اختیار مردم قرار بگیرد، هرگز به حیات وحش و موجودی آن، ضربه ای وارد نمی شود.

دغدغه های یک آموزشگر محیط زیست

صفورا زوّاران حسینی، ۲۳ ساله است و دانشجوی کارشناسی مهندسی منابع طبیعی(محیط زیست). او علاقه مند به آموزشگری محیط زیست و از روزنامه نگاران فعّال در این حوزه است. طبعاً در وبلاگش۵ بیشتر حول موضوعات زیست محیطی و آموزش آن می نویسد:

پنج سال پیش در جواب فراخوانی از سوی مجلّه «Our Planet»، به عنوان یکی از اعضای جوان تشکّل غیردولتی جبهه سبز ایران (خدا بیامرزدش!)، مقاله ای نوشتم با نام «ما موفّق خواهیم شد». هنوز هم به ایده آن مقاله که آن موقع با وجود تمامی اوّل راه بودن ها و بی تجربگی ها نوشتم (البته هنوز همان اوّل راه و بی تجربه هستم و آن قدر راه برای رفتن مانده که…)، اعتقاد دارم. انسان، خواهی نخواهی، موجود خودخواهی است (شاید به دلیل قدرتی است که در خودش به خاطر داشتن تفکّر و اراده احساس می کند) و تنها برخی از انسان ها بعد از شناختن این ویژگی هایشان و آن هم با تمرین، توانسته اند آنها را در کنترل خود در آورند.

بشر در طول زندگی اش بر روی زمین، در حال مهار کردن طبیعت برای رفاه خودش بوده است. این کار، بد نبوده و نیست، فقط مشکل، این جاست که هر چیزی که از خط تعادلش خارج شود، بد و آسیب زننده می شود. تا یک دوره ای از تاریخ، بشر، با وجود تمام پیشرفت هایش در مهار کردن طبیعت، باز هم قدرت طبیعت را بیشتر از خودش می دانسته است و به همین خاطر، ناخودآگاه، حسّ احترام به طبیعت، در وی قوی تر بوده است. انگار یک جور حسّ احترام متقابل، موجود بوده است. انسان، به طبیعت احترام می گذاشته و طبیعت، بخش هایی از خودش را که مورد نیاز انسان بوده، در اختیار انسان می گذاشته است و هر دو شادمان بوده اند؛ امّا از یک زمانی به بعد، بشر به جایی می رسد که احساس می کند می تواند طبیعت را به طور کامل کنترل کند و حتی بسازد.

زمان می گذرد و انسان های بیشتری در میان ساخته های انسانی ـ که منشأ همه شان طبیعی است، ولی چون مبدأ آنها معلوم نیست، حسّی از طبیعت را القا نمی کنند ـ، محصور می شوند. هر چه بیشتر زمان می گذرد، آدم ها بیشتر نوع رابطه شان با طبیعت را یادشان می رود. هر چه می گذرد، بیشتر به طبیعت به عنوان یک ابزاری که تنها باید از آن استفاده کرد، نگاه می کنند و وظیفه های خودشان در برابر این استفاده را یادشان می رود. و هر چه می گذرد، نسل به نسل، این دوری، بیشتر و بیشتر شده است. آدم ها شهری شدند و فکر کردند برای شهری شدن و مدرن شدن، باید از تمام ریشه هایشان ببُرند و یکی از این ریشه ها تفکّر انسان ها نسبت به طبیعت اطرافشان بود.

انسان، جزئی از طبیعت است. یکی از انواع هزاران جاندار روی زمین. هر جزء از طبیعت، در حوزه خود و نسبت به دیگر اجزایی که با آنها به نوعی مرتبط است، نقشی دارد (یعنی همان چیزی که به آن، اکوسیستم می گویند). تا زمانی که هرکدام از این اجزا، وظایف خود را به خوبی انجام دهند، سیستم طبیعی ای که در طی هزاران سال شکل گرفته و کامل تر شده، پایدار می ماند و اگر روزی برسد که یکی از این اجزا، درست کار نکند، آن وقت، تعادل و نظم سیستم، به هم می خورَد. انسان هم به عنوان یکی از این اجزا، از این اصول جدا نیست. تا جایی که انسان، وظایفش را درست انجام دهد، به شیوه ای که در آن زندگی می کند، متعادل باقی خواهد ماند و هنگامی که انسان، در کار این سیستم چندین هزار ساله، خللی به وجود آورد (کاری که در طی سالیان و دهه های اخیر کرده است)، آن وقت، خود این انسان، با دست خودش ادامه زندگی خودش و دیگر اجزا را به خطر انداخته است.

گشتی در اون ترنت!

با وجود تمام جذّابیت هایی که اینترنت دارد، امّا باید گفت هیچ چیزی در دنیا جای ارتباطات چهره به چهره با افراد را نمی گیرد و پیشاپیش اعلام می کنیم که هرگز هم نخواهد گرفت. باور کنید راست می گویم؛ این را اساتید کارکشته علوم ارتباطات می گویند. پس، از فضای مجازی و غیرطبیعی(!) خارج می شویم تا ثابت کنیم که همچنان به طبیعتِ ذاتی نیاز به ارتباطات و روابط انسانی، علاقه مند و پایبندیم.

سنگی بر گوری!

حسن آقایی، ۱۹ ساله و دانشجوی کارشناسی مدیریت بازرگانی است. او همزمان با تحصیل، در کارگاه سنگبری و سنگ نگاری کار می کند. سنگ هایی که از دل کوه ها کنده می شوند، به دست استاد سنگتراش می رسد تا نشانی باشد بر قبر فرزندان آدم:

یکی از دلایل بی توجّهی به حفظ و حراست از منابع طبیعی، این است که همه ما و حتّی خود من، هنوز قدر و بهای این میراث خداوندی و تأثیر آن را بر زندگی خود نمی دانیم. در واقع، همین عاملِ عدم شناخت طبیعت و تأثیرات مثبت آن بر زندگی، موجب می شود که دود این عدم آگاهی، به چشم خودمان برود. حدیثی از امام صادق(ع) با این مضمون هست که می فرماید:«نگاه کردن به چمن و سبزه، باعث جلادادن چشم می شود».۶ یقیناً حضور در طبیعت و انس با آن، اثرات شگفت دیگری نیز دارد که تنها در کلام معصوم به یکی از اثرات آرامش بخش«نگاه» به آن، در این جا اشاره شده است. انسانی که عملاً از کلام معصومان (ع) الگو می گیرد، بعید است در جهت از بین بردن زمینه های سلامتی خود گام بردارد. عدم توجّه به محیط زیست، باعث به مخاطره افتادن ادامه زندگی برای انسان ها و دیگر موجودات (اعم از حیوانات، گیاهان و حتی حشرات) می شود. برای نمونه، گرم شدن دمای کره زمین، سوراخ شدن لایه اُزُن، تغییرات آب و هوایی و دیگر صدماتی که به حیات طبیعی بشر وارد می شود، نتیجه همین درهم تنیدگی سرنوشت انسان و محیط اطراف اوست.

جلوگیری کنیم!

یونس کلهری ثانی، ۱۸ ساله و دیپلم مکانیک خودرو است. وی در حال حاضر، یک پشت کنکوری تمام عیار محسوب می شود! فقط امیدواریم همان بار اوّل، از پشت این سد خروشان بگذرد و کارش به دوم و سوم و… نکشد:

کره زمین، زیستگاه اصلی انسان و دیگر موجودات است. عوامل طبیعی، در ارتباط با هم و به طور هماهنگ، عمل می کنند تا شرایط طبیعی مناسب برای همه موجودات زنده فراهم شود. انسان، با استفاده از قوّه عقل و تفکّر خود، روش های مختلفی را برای توسعه زندگی و بهره گیری بهتر از طبیعت، ابداع کرده است و اگر در استفاده از این روش ها و بهره برداری از منابع طبیعی (مثل جنگل ها، کوه ها، رودها و…) به قدر کافی دقّت نکند و باعث تخریب محیط زیست طبیعی شود، ممکن است شرایط طبیعی محیط زیست را طوری تغییر دهد که به زیان همه موجودات زنده، تمام شود. زندگی انسان ها بر روی زمین، در پیوند با یکدیگر است. اگر فردی در هر نقطه از کره زمین به محیط زیست صدمه بزند، نتیجه آن بر زندگی تمام مردم کره زمین و دیگر جانداران اثر می گذارد. علاوه بر دولت ها و سازمان های مسئول، مردم نیز باید نوع رفتار و شیوه تفکّر خود را نسبت به محیط زیست تغییر دهند و تنها به فکر سودجویی و استفاده از منابع زیست محیطی نباشند. حفاظت از محیط زیست، وظیفه ای ملّی و عمومی است.

یکی از راه های پیشگیری از نابودی منابع طبیعی، کنترل جمعیت زمین است؛ زیرا افزایش جمعیت، باعث تبدیل شدن بیشتر منابع طبیعی، به وسیله ای برای بهره برداری و تأمین نیازهای انسانی می شود. البته راه های دیگری نیز برای حفظ منابع طبیعی می توان برشمرد، از جمله: استفاده کمتر از سوخت های فسیلی و جایگزینی آن با سوخت هایی که آسیب کمتری به محیط زیست می رسانند، بازیافت مواد، استفاده از دوچرخه و وسایل نقلیه عمومی به جای اتومبیل شخصی، جلوگیری از تخلیه غیربهداشتی زباله ها و فاضلاب ها و… .

اعتدال در استفاده از منابع طبیعی

ناصر رمضان خانی، ۲۲ ساله، دیپلم علوم انسانی دارد و تازگی ها به عنوان جوشکار صنعتی، در یک شرکت، مشغول به کار شده است. علاقه و استعداد خوبی در زمینه نقّاشی و طرّاحی دارد و مهم تر این که بیشتر وقت ها در مسجد محل، مهمان صدای رسا و زیبای او هستیم:

همان طور که انسان، به غذا و آب و تفریح و… نیاز دارد، برای نشاط و سرزندگی خصوصاً در این عصر ماشین زدگی انسان و برای معنابخشی به زندگی خود به طبیعت پاک نیز نیازمند است. اگر انتظار داریم مواد غذایی، آب و حتّی تفریح انسان باید سالم و به دور از آلودگی باشد تا زیانی متوجّه او نشود، باید بپذیریم که در رابطه با طبیعت هم این گونه باشیم تا محیط و اطرافمان، پاک و خالص از آلودگی باشد. همان طور که همیشه سعی می کنیم در خوردن و آشامیدن، زیاده روی نکنیم، در استفاده از طبیعت نیز باید همین طور باشیم. متأسّفانه ما انسان ها به دلیل عدم آگاهی درست و ناکافی، اهمیت ندادن به حفاظت از محیط زیست، منافع شخصی و زودگذر، کسب درآمد بیشتر و گاه بی موالاتی در این زمینه، باعث تغییر و صدمات جبران ناپذیری به محیط زیستمان می شویم و نتیجتاً به خود و انسان های دیگر ظلم می کنیم. البته منظور این نیست که نباید به هیچ عنوان از منابع طبیعی بهره ببریم، بلکه باید از این مواهب طبیعت، به درستی و با برنامه ریزی استفاده کنیم و نگران نسل های دیگر هم باشیم؛ چون آنها هم به اندازه ما حقّ استفاده از زمین و مواهب طبیعی دیگر را دارند و ما نباید به یکباره، با خودخواهی هایمان این حقّ طبیعی برخورداری از محیط زیستی سالم و پاک را از آنان بگیریم و همگی در این زمینه مسئولیم!

……………………………………………………………………………………………..

۱٫ http://animal.persianblog.com

۲٫ http://hamnahad.blogfa.com

۳٫ http://earthsoldier.persianblog.com

۴٫ http://damghanhunter.blogfa.com

۵٫ http://safzav.blogfa.com

۶٫ الخصال، ص۲۳۷٫