ماه: تیر ۱۳۹۹

اخلاق زیست محیطی مروجان کشاورزی

بسم الله الرحمن الرحیم  اخلاق زیست محیطی مروجان کشاورزی   دكتر احمد عابدي سروستاني گروه ترويج و آموزش كشاورزي، دانشكده مديريت كشاورزي، دانشگاه علوم كشاورزي و منابع طبيعي گرگان     متن کامل مقاله: خلاق زیست محیطی مروجان کشاورزی - PDF   چکیده:    زمینه: کشاورزی پایدار بر انجام کشاورزی با کمترین تأثیرات منفی بر محیط زیست، تأکید دارد. از آنجا که کشاورزی یکی از بارزترین دستکاری‌های انسان در طبیعت می‌باشد، جهت‌گیری اخلاقی نیروی انسانی شاغل در این بخش می­تواند یک عامل تعیین‌کننده در رفتار با محیط زیست طبیعی باشد. از این رو، مقاله حاضر به بررسی و سنجش اخلاق زیست محیطی عاملان آموزش به کشاورزان در روستاها یعنی مروجان کشاورزی پرداخته است. روش: روش تحقیق حاضر، توصیفی از نوع همبستگی است. جمعیت مورد مطالعه شامل: مروجان کشاورزی شاغل به کار در ادارات جهاد کشاورزی استان گلستان به تعداد 88 نفر بود که 71 نفر از آنان به عنوان نمونه و با استفاده از روش نمونه‌گیری تصادفی مورد بررسی قرار گرفتند. جمع‌آوری اطلاعات با استفاده از پرسشنامه انجام گرفت. به منظور تجزیه و تحلیل از آماره‌های توصیفی به همراه ضریب همبستگی و آزمون تی-استودنت استفاده گردید. اطلاعات بدست آمده با نرم‌افزار SPSS مورد تحلیل قرار گرفت. یافته‌ها: اخلاق زیست محیطی مروجان کشاورزی در وضعیت مناسب قابل ارزیابی است. همچنین، اخلاق زیست محیطی آنان مستقل از سن و سابقۀ کار می‌باشد. از بین ابعاد سه‌گانه اخلاق زیست محیطی، خدامحوری، زیست‌بوم محوری و انسان‌محوری به ترتیب، از وزن و اهمیت بیشتری برخوردار هستند. نتیجه‌گیری: مروجان کشاورزی از زمینۀ اخلاقی مناسب در تبیین رفتار درست با محیط زیست طبیعی برخوردار می‌باشند. با توجه به نبود ارتباط بین انسان محوری با زیست‌بوم محوری و خدا محوری و همچنین، وجود ارتباط مثبت و معنا‌دار بین زیست‌بوم محوری و خدامحوری، تمرکز اصلی در تربیت مروجان کشاورزی می‌باید به جای کاهش باورهای انسان‌محور، بر افزایش باورهای زیست‌بوم محور و خدامحور استوار باشد. واژه‌های کلیدی: اخلاق، محیط زیست، ترویج کشاورزی ........................................................................................................ منبع: فصلنامه اخلاق در علوم و فناوری - دوره ۹، شماره ۳

مسئولیت‌پذیری اجتماعی شرکتی و اخلاق کسب‌ و کار در بخش کشاورزی

بسم الله الرحمن الرحیم  مسئولیت‌پذیری اجتماعی شرکتی و اخلاق کسب ‌و کار در بخش کشاورزی     دکتر مرتضی اکبری، دکتر الهام فهام گروه کارآفرینی فنّاورانه، دانشکده کارآفرینی، دانشگاه تهران، تهران گروه ترویج و آموزش کشاورزي، دانشکده اقتصاد و توسعه کشاورزي، دانشگاه تهران، ایران . متن کامل مقاله: مسئولیت‌پذیری ... در بخش کشاورزی- PDF   چکیده:   زمینه: به‌دلیل اینکه کسب‌وکار دارای اثرات اجتماعی، اقتصادی و محیط‌زیستی است، توجه به مسئولیت‌پذیری اجتماعی شرکتی و اخلاق کسب‌و‌کار ضروری است. براین‌اساس، پژوهش حاضر با هدف بررسی مسئولیت‌پذیری اجتماعی شرکتی و اخلاق کسب‌وکار در پنج استان کشور در میان بنگاه‌های بخش کشاورزی اجرا شد. روش: پژوهش حاضر از لحاظ هدف، کاربردی و از نوع توصیفی- همبستگی است. جامعه آماری مدیران بنگاه‌های پنج استان کشور شامل کرمانشاه، فارس، زنجان، مرکزی، کهگیلویه و بویراحمد بود که از میان آنها 150 نفر به روش نمونه‌گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. داده‌ها توسط پرسشنامه گردآوری شدند و برای تجزیه تحلیل آنها از ضریب همبستگی پیرسون، آزمون t مستقل و آزمون کروسکال والیس استفاده شد. یافته‌ها: نتایج نشان داد که 4/65 درصد از بنگاه‌ها دارای مسئولیت‌پذیری اجتماعی شرکتی پایین‌تر از میانگین (33/4) بودند. همچنین، وضعیت اخلاق کسب‌وکار در میان 52 درصد از بنگاه‌ها بالاتر از میانگین (32/4) بود. رابطه مثبت و معناداری میان مسئولیت‌پذیری اجتماعی شرکتی و اخلاق کسب‌وکار با سن مدیر، تعداد کارکنان و سابقه فعالیت مدیر در بنگاه وجود داشت. همچنین، نتایج بیانگر وجود تفاوت معنادار میان میانگین اخلاق کسب‌وکار و مسئولیت‌پذیری اجتماعی شرکتی از نظر جنسیت و رشته تحصیلی مدیر، محل استقرار و نوع بنگاه بود. نتیجه‌گیری: در زمینه مسئولیت‌پذیری اجتماعی شرکتی، برنامه‌های اجرایی در خصوص مسئولیت‌پذیری نسبت به برخورداران اجتماعی و غیراجتماعی از قبیل سازمان‌های مردم نهاد و محیط‌زیست در اولویت تدوین قرار دارد. همچنین، در تدوین منشور اخلاق کسب‌و‌کار، هنجارهای مربوط به قیمت و توزیع و همچنین، هنجارهای مربوط به تعهد و افشاء اطلاعات محصول نیاز به توجه جدی دارد. واژه‌های کلیدی: مسئولیت‌پذیری اجتماعی شرکتی، هنجارهای اخلاقی، اخلاق کسب‌وکار، بنگاه اقتصادی ................................................................................................................. منبع: فصلنامه اخلاق در علوم و فناوری - دوره ۱۱، شماره ۳

اخلاق حرفه‌ای در تعاونی‌های کشاورزی

بسم الله الرحمن الرحیم  اخلاق حرفه‌ای در تعاونی‌های کشاورزی     دکتر محمدباقر آرایش  دکتر محسن موسایی ناهید احسانی   متن کامل مقاله: [PDF ]   چکیده: زمینه: تعاونی‌ها به‌عنوان اشکال متفاوتی از کسب‌وکار تلقی می‌شوند که بر همکاری جمعی اعضاء جهت دستیابی به اهداف سازمانی ‏تأکید می‌کنند. اعتماد، قلب یک تعاونی کشاورزی بوده و پایه و اساس اعتماد، اخلاق است. ‌این مطالعه، چرایی توجه به اخلاق را در تعاونی‌‏ها مورد بررسی قرار می‌دهد. تأکید بر رفتار اخلاقی کسب و کار، می‌تواند به افتراق و یا تقویت تعهد و وفاداری اعضاء تعاونی‌ها کمک ‏نماید. در‌ این مطالعه به چالش‌ها و چاره‌های اخلاق حرفه‌ای در تعاونی‌های کشاورزی توجه شده است. ‏ نتیجه‌گیری: وجود فشارهای زیاد به مدیران تعاونی‌ها برای دستیابی به بالاترین پس انداز و سود، اداره تعاونی‌ها به‌مثابه یک شرکت ‏خصوصی از سوی تعدادی از مدیران، وجود تعداد زیاد رقبا و کمبود مشتری، افزایش پیچیدگی‌های بازار، الزام‌های تغییر ساختار بخش ‏کشاورزی و کاهش سوددهی مزارع از مهم‌ترین محرک‌های بروز رفتارهای غیراخلاقی در حوزه مدیریت تعاونی‌های کشاورزی هستند. ‏اکثریت تعاونی‌های کشاورزی با چالش‌هایی غیراخلاقی نظیر طفره رفتن از مسئولیت‌های شغلی، روابط و معاملات تجاری با خویشاوندان، ‏دوستان و ...، پاداش‌های فروش، قیمت‌گذاری و تجربه تجارت غیرقانونی مواجه هستند. مدیریت اخلاقیات، شناسایی موضوع، توضیح ارزش‌‏ها، تصمیم‌گیری اثربخش، حمایت سازمانی و تعهد مهم‌ترین اقدامات سازمانی جهت بهبود فرایند اخلاقی در تعاونی‌های کشاورزی هستند.‏ ‏‏ واژه‌های کلیدی: اخلاق حرفه‌ای، تعاونی‌های کشاورزی، تقویت اخلاق، چالش‌های اخلاقی ............................................................................................. منبع: فصلنامه اخلاق در علوم و فناوری- دوره ۱۳، شماره ۴ 

کتاب: اخلاق زیست محیطی پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله)

بسم الله الرحمن الرحیم  کتاب: اخلاق زیست محیطی پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) - همراه با متن کامل در قسمت فهرست - مؤلف: تقی متقی ناشر: دفتر عقل . . زبان: فارسی رده‌بندی دیویی: 297.93 سال چاپ: 1387 نوبت چاپ: 1 تیراژ: 3500 نسخه تعداد صفحات: 138 قطع و نوع جلد: رقعی (شومیز) شابک: 9789642761265 . توضیح کتاب: بررسی سیره عملی و نظری پیامبر اکرم (ص) درباره طبیعت و اخلاق زیست‏ محیطی آن حضرت می‏باشد. در این پژوهش نخست تعریفی از طبیعت و محیط‏ زیست و اهمیت آن در آموزه‏ های اسلامی ارائه شده، آنگاه تخریب طبیعت و بحران‏های زیست‏ محیطی در عصر کنونی مورد شرح و بررسی قرار می‏گیرد. در ادامه به مبانی و اصول مکتب زیست‏ محیطی اسلام اشاره شده و سیره عملی و نظری پیامبر اکرم درخصوص طبیعت بیان گردیده است. بررسی اهمیت آب، خاک، کشاورزی، گل، درخت و گیاه و حیوانات در آموزه‏های نبوی و سیره پیامبر اسلام در برخورد با آنها و همچنین اخلاقی زیستی پیامبر درخصوص آلودگی محیط‏زیست و کشاورزی از مباحث مهم این نوشتار می‏باشد. ............................................................................................ فهرست ؛ با دستیابی به متن : ديباچه  پيش‏گفتار  بخش اول: محيط زيست طبيعي  فصل اول: تقدس طبيعت و محيط زيست  1. تعريف محيط زيست  2. جهان‏بيني و محيط زيست؛ مقدس بودن يا نبودن طبيعت  3. طبيعت در آموزه‏هاي اسلامي  الف) طبيعت، آيت الهي  ب) طبيعت، آفريده و پرورده خداوند  ج) طبيعت، نعمت خداوند  4. اسلام و شيوه تصرف در طبيعت  فصل دوم: تخريب طبيعت و بحران‏هاي زيست‏محيطي  فصل سوم: اسلام و مباني حفاظت از طبيعت و محيط زيست1  بخش دوم: اخلاق زيست‏محيطي پيامبر اكرم صلي‏الله‏عليه‏و‏آله  كتاب‏نامه

کتاب: اخلاق زیست محیطی و کشاورزی

بسم الله الرحمن الرحیم   کتاب : اخلاق زیست محیطی و کشاورزی   مؤلفان: سعید جاهدی‌پور، عبدالامیر بستانی، میثم صالحی، حسن حسین‌زاده ناشر: کیسان . . زبان: فارسی رده‌بندی دیویی: 297.485 سال چاپ: 1393 نوبت چاپ: 1 تیراژ: 1000 نسخه تعداد صفحات: 206 قطع و نوع جلد: وزیری (شومیز) شابک: 9786009421206 . معرفی کتاب: .

نقد و بررسی معادل ترکیبی «حَلالِ طَیّب» در 54 ترجمه فارسی قرآن کریم

بسم الله الرحمن الرحیم  نقد و بررسی معادل ترکیبی «حَلالِ طَیّب» در 54 ترجمه فارسی قرآن کریم   اکبر ساجدی . متن کامل مقاله : نقد و بررسی معادل ترکیبی «حَلالِ طَیّب ...» pdf  . چکیده : کلمات «حَلالاً طَیّباً» و «طَیّبَات» در قرآن مجموعاً، بیش از بیست بار (صراحتاً و یا به عنوان مصداق بارز) درباره غذا به کار رفته است. معانی متفاوتی از این ترکیب در ترجمه ها ارائه شده است. باید دید که معنای دقیق ترکیب «حلال طیب» چیست؟ نویسنده با پیشنهاد معنای «گوارا» و «خوش» برای «طیب»، ادله و شواهدی را در جهت اثبات و تقویت این معنا اقامه نموده است. در همین راستا بیش از پنجاه ترجمه فارسی قرآن کریم مورد نقد و بررسی قرار گرفته است. معنای «پاکیزه» یا «حلال»، معنای دقیقی نبوده و جزو معانی مجازی شمرده شده و بیشتر از این که تحلیل مفهومی «طیب» باشد، به مصداق آن توجه دارد. اکثر مترجمان «طیب» را در معنای دقیق خود ترجمه ننموده اند. البته در این بین مترجمانی وجود دارند که در مواردی «طیب» را «گوارا و لذیذ» معنا کرده اند که متأسفانه آن ها نیز در تمامی آیات این مطلب را مراعات نکرده و از خود وحدت رویه نشان نداده اند. البته برخی از مترجمان در تمامی موارد، «طیب» را به معنای پاکیزه دانسته که هرچند از نظر تحقیق حاضر، ترجمه دقیقی ارائه نکرده اند، اما کارشان به خاطر رعایت وحدت رویه ستودنی است. از دیگر نتایجی که از مقاله حاضر بدست می آید نقش وصفی «طیب» برای «حلال» در ترکیب «حلالاً طیباً» است. اکثر مترجمان به نقش وصفی «طیب» دقت نکرده و آن را با حرف عطف واو به صورت «حلال و طیب» ترجمه کرده اند.  کلید واژه ها: وصف ترجمه های فارسی قرآن حلال طیب گوارا پاکیزه حرف عطف واو .................................................................................................................. منبع: نشریه مطالعات ترجمه قرآن و حدیث دوره سوم پاییز و زمستان 1395 شماره 6

اکوتوریسم از منظر قرآن‌کریم

بسم الله الرحمن الرحیم  اکوتوریسم از منظر قرآن‌کریم   شیرین اقانجفی زاده استادیار گروه محیط زیست، واحد میبد، دانشگاه آزاد اسلامی، میبد   دریافت اصل مقاله: pdf . چکیده تعاریف متعددی از دیدگاه های مختلف در ارتباط با مفهوم  اکوتوریسم یا توریسم طبیعت در سطح  جهانی وجود داردکه عمدتا بین کشورهای مختلف بحث برانگیز است.این تعاریف  محورهای مختلفی از اکوتوریسم را در بر می گیرد . . گرچه بسیاری از این تعاریف به نوع خود  مفید و کاربردی هستند اما معرف جامعی از این مفهوم نمی باشند. امروزه این مفهوم با چالش های آموزشی ، فرهنگی و اجرایی مواجه شده است.  . با توجه به آن که در قرآن کریم در آیات متعددی به این مفهوم اشاره شده است بی شک کامل ترین معنای اکوتوریسم را می توان از قرآن کریم استنباط کرد. تامل درآیات قرآنی نشان می دهد دیدگاه  قرآن مجید در این مورد یک دیدگاه همه جانبه نگر می باشد. . در این مقاله سعی شده است  پارادایم اکوتوریسم در جهان امروز از طریق معرفی مفهوم اکوتوریسم قرآنی مرتفع گردد و نگرش جدیدی را در متخصصان این رشته ایجاد کرده، کمک شایانی به عملکرد آن ها در این حیطه باشد. کلیدواژه‌ها: اکوتوریسم ، قرآن کریم ، طبیعت ، انسان ............................................................................................................... منبع: فصلنامه انسان و محیط زیست، شماره 46

بررسی تغییر کاربری غیر مجاز اراضی زراعی و باغ ها «از منظر فقه و حقوق موضوعه»

بسم الله الرحمن الرحیم  بررسی تغییر کاربری غیر مجاز اراضی زراعی و باغ ها «از منظر فقه و حقوق موضوعه» . محمدعلی عسکری 1  علی محمدیان 2 1 دانش آموخته کارشناسی ارشد فقه و حقوق از دانشگاه سیستان 2 دانشجوی دکترای فقه و حقوق دانشگاه فردوسی مشهد    اصل مقاله : pdf چکیده رشد جمعیت و توسعه محدوده شهرها و افزایش قیمت اراضی و بهره ­برداری بی­ رویه و غیراصولی از اراضی سبب می­شود که اراضی کشاورزی مرغوب، همواره مورد توجه افراد سودجو و فرصت­ طلب قرار گیرد و با تغییر کاربری و خرد نمودن اراضی، آن­ها را از چرخه تولید خارج نموده و لطمه­ های جدی را بر تولید محصولات کشاورزی وارد کنند. از این رو حفاظت از اراضی نه فقط برای حمایت از اقتصاد کشاورزی، بلکه برای حمایت از کل اقتصاد کشور، امری ضروری است. با توجه به اهمیت اراضی کشاورزی مجلس شورای اسلامی با درک صحیح از خطرات ناشی از تغییر کاربری اراضی کشاورزی در سال 1374 قانونی را تحت عنوان «حفظ کاربری اراضی زراعی و باغ­ها» به تصویب رسانید که این قانون بعدها بازنگری و اصلاح گردید. در پژوهش انجام شده سعی شده است علاوه بر نقد و تحلیل قانون مزبور، به این پرسش اساسی و مهم پاسخ داده شود که چه راهبردها و راهکارهای  فقهی و حقوقی مؤثر در مقابله با تغییر کاربری غیرمجاز اراضی زراعی و باغ­ها وجود دارد. کلیدواژه‌ها : تغییر کاربری ، اراضی زراعی ، باغ‌ها ، حفظ کاربری ............................................................................................................ مقدمه افزایش روزافزون جمعیت، رشد شتابان شهرنشینی، هجوم نیروهای کار روستایی به شهرها و استقرار واحدهای صنعتی در حاشیه شهرها و در سال‌های اخیر، پدیده ویلاسازی خصوصاً در مناطق ییلاقی از مهمترین عوامل گرایش متقاضیان زمین به سمت فضای سبز اطراف شهرها،‌ به‌ ویژه اراضی زراعی و باغی در کشور ما بوده است. بدیهی است که حفظ و حمایت از این اراضی، امری ضروری و انکار‌ناپذیر است و هرگونه سهل‌انگاری در این زمینه عواقب ناپسندی را بدنبال خواهد داشت. دغدغه مزبور از سالیان دور وجود داشته و در سال 1340 با تصویب قانون اصلاحات ارضی، نخستین گام برای جلوگیری از خردشدن اراضی کشاورزی برداشته شد و این روند در سال 1354 با تصویب قانون گسترش قطب‌های کشاورزی و در سال 1359 با تصویب لایحه قانونی مجازات اخلال در امر کشاورزی و دامداری ادامه یافت. با این وجود و مع­الاسف هر روزه شاهد تغییرات بی­رویه اراضی کشاورزی حاشیه شهرها بالاخص کلان شهرها و تبدیل آن به مناطق مسکونی و یا صنعتی هستیم. اجرای قوانین مذکور نتوانست اهداف برنامه‌ریزی شده را برآورده کند؛ لذا برای پاسخگویی به نگرانی­های فزاینده، مجلس شورای اسلامی مبادرت به وضع قانون حفظ کاربری اراضی زراعی و باغات در تاریخ 31/3/1374 نمود. مقنن در تدوین قانون مذکور و با توجه به لزوم حفظ کاربری اراضی زراعی و باغات و به منظور جلوگیری از تغییر کاربری این گونه اراضی، بهترین راهکار را جرم­انگاری تغییر کاربری و وضع مجازات برای این جرم دیده است؛ غافل از این که صرف تعیین ضمانت حقوقی نمی­تواند موجب پیشگیری از وقوع جرم گردد و بی­توجهی به علل و عوامل گرایش مردم به تغییر کاربری، موجب ناکارآمدی قانون می­گردد. نارسایی قانونی 1374 حتی باعث شده بود افراد متخلف با وجود اطلاع از میزان مجازات قانونی مبادرت به تغییر کاربری اراضی زراعی نموده و به لحاظ سود سرشاری که نصیب مجرمان می­گردید، حتی به آرای محاکم اعتراض هم نمی­کردند و با طیب خاطر، میزان جزای نقدی را پرداخت می­کردند؛ تا اینکه با گذشت یک دهه و عدم پاسخگویی قانون به نیازهای جامعه در مورخه 1/8/1385 نسبت به بازنگری در قانون مذکور اقدام و در حال حاضر این قانون مشتمل به 15 ماده و 14 تبصره گردیده است. دامنه شمول قانون مذکور در ماده 1 و تبصره 5 آن صرفاً اراضی خارج از محدوده قانونی شهرها و شهرک­ها و روستاها آن هم، صرفاً دارای طرح هادی در موارد ضروری است که تشخیص ضرورت نیز به عهده­ی کمیسیون تبصره 1 ماده 1 می­باشد. -دیدگاه اسلام نسبت به محیط زیست و منابع طبیعی اسلام به عنوان دین خاتم، رسالت ارائه‌ برنامه‌ای جامع برای سعادت و تکامل مادی و معنوی فرد و جامعه را بر عهده دارد. اسلام در کلیه شئون و روابط انسانی اعم از روابط الهی و بشری، بلکه حتی در چگونگی ارتباط انسان با حیوانات و دیگر اشیاء دخالت کرده و برای همه آن‌ها مقرراتی وضع نموده است؛ لیکن این بدان معنی نیست که برای هر موضوع با عنوان ویژه و متداول امروزی آن، حکم خاصی مقرر داشته است، بلکه احیاناً کلیات و یا اصول و قواعدی وضع نموده که می‌توان از آن حکم موضوع مورد نظر را به دست آورد. مسأله‌ی محیط زیست هم از همین قبیل است. به یقین در هیچ یک از منابع اسلامی تحت عنوان خاص «محیط زیست» حکمی مطرح نشده است؛ ولی بدون تردید درباره آب، خاک، زمین، هوا، نظافت، آلودگی، طوفان، باد، گرد و خاک، آتش سوزی، و مسائلی از این قبیل در آیات و احادیث و سایر منابع، احکام زیادی وجود دارد که به کمک آن‌ها می‌توان مقررات دقیقی برای مسائل محیط زیست به دست آورد(1). -کتاب(قرآن کریم) آیات متعددی از قرآن کریم به مظاهر مختلف طبیعت با عنوان نشانه‌هایی از خداوند و جلوه‌ای از قدرت او می‌پردازد، حتی خداوند به آن‌ها قسم یاد می‌کند و انسان را به تدبر و تأمل در این آفرینش حکیمانه فرا می‌خواند. بحث از طبیعت و محیط زیست در آیات قرآن گسترده است؛ اما عصاره و خلاصه کلام که می‌تواند به خوبی پیوستگی و ارتباط حکیمانه انسان با محیط را بیان نماید در این گفتار به نیکی متجلی می‌شود: « هُوَ أنشَأکُم مِّنَ الأرضِ وَ استَعمَرکُم فِیهَا»(هود/61). او خدایی است که شما را از زمین بیافرید و آبادانیش را به شما واگذاشت. ضمن تأکید بر این که نظام هستی بر اساس صلاح آفریده شده، در موارد متعددی از ایجاد فساد در این نظام نهی می‌کند. در جایی دیگر نیز پس از تجویز استفاده از رزق خداوندی، می‌فرماید : در روی زمین فتنه و فساد نکنید. طبیعی است که استفاده نابخردانه از مواهب طبیعت و زیاده‌روی در بهره­برداری از آن، یا آلودگی محیط، از موارد فساد در روی زمین خواهد بود. بنابراین انسانی که خداوند او را جانشین خود معرفی می‌کند، می‌بایست جایگاه خود را باز شناسد و با خردورزی و شایستگی این وظیفه را به انجام رساند. قرآن کریم درباره اثر طبیعت می‌فرماید: «سرزمین پاکیزه، گیاهش به فرمان پروردگار می‌روید؛ اما سرزمین‌های بد طینت[و شوره زار]، جز گیاه ناچیز و بی ارزش، از آن نمی‌روید.»(اعراف: 58). از این آیه مبارکه استفاده می‌شود همان طور که طبیعت و سرزمین پاک در رشد و پرورش بهینه گیاهان مؤثر است، در رشد و تکامل انسان نیز مؤثر می‌باشد، و همانگونه که از زمین‌های شوره­زار جز گیاهان بی­ارزش نمی‌روید، محیط آلوده نیز تأثیر منفی و اثرات زیانباری بر تربیت انسان دارد. قرآن کریم می‌فرمایند : خداوند همان کسی است که دریا را مسخر شما کرد تا کشتی‌ها به فرمانش در آن حرکت کنند و بتوانید از فضل او بهره گیرید، و باشد که سپاس دارید. او آنچه در آسمان‌ها و آنچه در زمین است به سود شما رام کرد؛ در این نشانه‌ها مهمی است برای کسانی که اندیشه می‌کنند. (جاثیة: 12و13). او کسی است که زمین را برای شما رام کرد، بر شانه‌های آن راه بروید و از روزی‌های خداوند بخورید؛ و بازگشت و اجتماع همه به سوی اوست.» (ملک: 15) در آفرینش آسمان‌ها و زمین، و آمد و شد شب و روز، و کشتی‌هایی که در دریا به سود مردم در حرکتند، و آبی که خداوند از آسمان نازل کرده، و با آن، زمین را پس از مرگ، زنده نموده، و انواع جنبندگان را در آن گسترده، و همچنین در تغییر مسیر بادها و ابری که میان زمین و آسمان آرمیده است، نشانه‌هایی است [از ذات پاک خدا و یگانگی او] برای مردمی که می‌اندیشند.» (بقره: 164) با توجه به آیاتی که ذکر شد، طبیعت در تسخیر انسان و برای بهره­برداری در اختیار او قرار دارد. انسان می‌تواند با استفاده از توانایی‌ها و خلاقیت‌هایی که خداوند در سرشت او قرار داده بهترین بهره را از طبیعت ببرد، و با خردورزی دنیا را مزرعه آخرت و سرمایه زندگی اخروی خویش قرار دهد. متون مختلف تعالیم اسلامی به انحای گوناگون به طبیعت و عناصر آن و همچنین به فواید و اثرهای آن اشاره نموده‌اند و در کنار این اشارات به لزوم حفاظت از آن نیز پرداخته‌اند. آیاتی از قرآن کریم انسان را مورد سؤال قرار داده و یا او را به دستورهایی امر کرده‌اند که یکی از مصادیق بارز این سؤالات و اوامر می‌تواند محیط زیست باشد. (بقره: 195) این در حالی است که قرآن کریم به بسیاری از اصول و قوانینی که ضامن بقا و تداوم حیات عالم هستی و حرکت آن به سوی کمال است، اشاره می‌فرماید که مراعات این قوانین خود مرحله‌ای از حفاظت از محیط زیست است. برای نمونه می‌توان به موزون بودن عالم هستی و خلق عالم براساس توازن اشاره کرد(حجر: 19) به این معنا که انسان نباید عملی مرتکب شود که سبب بر هم خوردن این توازن و تعادل گردد. موضوع بعدی اشاره شده در قرآن که تجاوز به آن سبب بر هم خوردن این تعادل محیط می‌گردد، اندازه و قدر است. (رعد: 8؛ اعلی: 3؛ فرقان: 2؛ قمر: 49.) به بیان دیگر، در تماس با طبیعت و بهره­گیری از منابع آن باید به گونه‌ای رفتار شود که اولاً : قدر و اندازه، ملاک عمل قرار گیرد و ثانیاً : تغییرات اندازه‌ها به حدّی نباشد که سبب تخریب محیط زیست و از بین رفتن گونه‌هایی گردد و نیز موضوع مهم دیگری است که به بشر می‌آموزد تا از انهدام طبیعت و عناصر طبیعی در راه‌های باطل و بیهوده احتراز نماید. -سنت معصومان(ع) در احادیث متعددی، از قطع درختان و از بین بردن مزارع و گیاهان و آتش زدن آن­ها نهی و نکوهش شده و پرهیز از بریدن و نابود کردن درختان به عنوان عامل افزایش عمر به حساب آمده است(2). نیز کسانی که درختان مفید و میوه­دار را نابود کنند، به عذاب الهی تهدید شده‌اند. رسول خدا (ص) به مجاهدان اسلام سفارش و تأکید می‌کرد که از قطع کردن درختان، و سوزاندن مزارع شدیداً اجتناب نمایند(3). فقهای شیعه قطع درختان و تخریب مزارع را حتی در سرزمین دشمن که در حال جنگ با مسلمانان باشند، جایز نشمرده‌اند و آن را مکروه و ناپسند قرار داده‌اند(4).  بدون تردید تشویق به درخت‌کاری و هشدار و نهی از نابودی درختان، فوق‌العاده به حفظ و بقای محیط زیست کمک می‌کند، و حمایت و اهتمام اسلام را به حمایت از محیط زیست می‌رساند با نگاهی به آیات و روایات و سیرهای اهل بیت (ع) روشن می‌گردد که هیچ مکتبی مانند اسلام به طبیعت و محیط زیست اهمیت نداده است . از سوی دیگر ، قرآن کریم در بسیاری از آیات ، انسان‌ها را به مطالعه طبیعت و عناصر آن فراخوانده است. همچنین در احادیث معصومان تأکید فراوانی بر اخلاق زیست محیطی و حمایت از محیط زیست وجود دارد. در روایتی از پیامبر اکرم(ص) دین اسلام دین پاکیزگی معرفی و ضمن اینکه پاکیزگی دستور همگانی برای مردم تلقی شده، بهشت را نیز که مظهر پاکیزگی است، مختص به پاکیزگان دانسته است. درخت کاری، ایجاد فضای سبز و آب روان مورد تأکید آموزه‌های دینی قرار گرفته است و مسلمانان به این موارد تشویق شده‌اند. بر اساس روایتی از پیامبر اکرم (ص) سه چیز سبب روشنی چشم دانسته شده است: نگاه به فضای سبز، آب جاری و روی نیکو. در جای دیگر آمده است: هرگاه نهالی در دست شما است و قیامت بر پا می‌شود در آن فرصت کوتاه آن نهال را بکارید. در روایت دیگر کاشتن درخت و جاری ساختن قنات و... در ردیف تعلیم دانش و ساختن مسجد شمرده شده است(5). -برخی از قواعد فقهی در اسلام احکام عامی وجود دارد که با استفاده از آن‌ها می‌توان مسائل جدید را بررسی و تطبیق داد. مهم‌ترین این اصول، اصل لاضرر می‌باشد. این اصل در حقیقت روح حاکم بر تمام قوانین اسلامی است. طبق این قاعده هیچ‌کس نمی‌تواند فعالیتی که به زیان دیگری باشد انجام دهد و در صورتی که هرگونه زیانی از او به دیگری وارد شود، گرچه این کار او به منظور اعمال حق خویش باشد؛ ضامن جبران خسارت وارده شده است، حتی تمسک به اصل تسلیط، «الناس مسلطون علی اموالهم»، تا زمانی امکان پذیر است که بین آن و قاعده لاضرر تعارضی به وجود نیاید در غیر این صورت، اصل لاضرر مرجح است(6). بر همین اساس، هر شخصی که با تولید یا مصرف خود باعث آلوده سازی محیط زیست شود؛ از جهت شرعی ضامن است و در مواردی که طرف مقابل او اجتماع یا نسل‌های آینده باشد؛ دولت موظف است به نمایندگی از عموم مردم، به احقاق حق آنان و جلوگیری از چنین عملی بپردازد. علاوه بر اصل لاضرر، موازین دیگری نیز وجود دارد که با استناد به آن‌ها می‌توان مانع اجرای اعمالی شد که باعث تخریب و آلوده­سازی محیط زیست می‌شوند؛ بنابراین ثروت‌های عمومی مربوط به همگان هستند و لطمه زدن به آن‌ها حتی در حکومت جور نیز جایز نیست. از این ثروت‌های عمومی و موهبت‌های طبیعت در اسلام به عنوان انفال یاد شده است. یکی دیگر از این موازین امر به معروف و نهی از منکر است. قرآن کریم علاوه بر اینکه از همگان می‌خواهد عمل صالح انجام دهند؛ از مردم می‌خواهد که دیگران را نیز به عمل صالح و کارهای خوب امر کنند. امر به معروف و نهی از منکر محدود به مسائل خاصی نیست بلکه یک فرهنگ سازنده و «سیاست جنایی مشارکتی» کارا در جامعه اسلامی است(7). از آنجا که یکی از منهیات مهم، لطمه زدن به ثروت‌های عمومی است؛ لذا باید از چنین اعمالی نهی و جلوگیری نمود و به تعبیر قرآن کریم از فتنه‌ای که تنها دامن ستمکاران را نمی‌گیرد، ترسید. این‌ها قواعد فقهی متعددی همچون قاعده «لاضرر»، «ضمان»، «اتلاف»، «تسبیب» و «عدالت» را نیز می‌توان به عنوان بستری برای حقوق محیط زیست در فرهنگ اسلامی معرفی نمود. مضافاً بر اینکه بسیاری از اصول که به ظاهر به عنوان یک ارزش اخلاقی تلقی می‌شوند و می‌توانند در قلمروی از حیات مصداق خاص خویش را داشته باشند، مثل قناعت، خودکفایی، احتراز از اسراف و تبذیر و ... نیز پشتوانه‌های محکمی در حمایت از حقوق محیط زیست هستند(8). از باب نمونه قاعده «لاضرر» در دین اسلام قلمرو بسیار وسیعی دارد، و تمامی زوایای زندگی بشر را در بر می‌گیرد. از جمله موارد ضرر، تخریب محیط زیست و آسیب رساندن به زندگی فردی و اجتماعی انسان است. درباره «قاعده لاضرر» دانشمندان و صاحب نظران نامداری چون: مرحوم شیخ انصاری، آخوند خراسانی، آقا ضیاء عراقی و دیگران به تفصیل بحث کرده و رساله‌های مستقلّی در تبیین و توضیح این قاعده تدوین نموده‌اند. قاعده لاضرر در قالب حدیث در حدّ تواتر به اثبات رسیده است. از باب نمونه به احادیثی اشاره می‌شود که نشان دهنده این است که شعاع قاعده لاضرر سراسر زندگی انسان را در بر می‌گیرد. نحوه استدلال در احادیث زیر نشان می‌دهد که اسلام ضرر و زیان و آسیب رساندن به دیگران را نمی‌پذیرد، و بدون تردید یکی از موارد ضرر و زیان، تخریب محیط زیست انسان است. از امام صادق (ع) روایت شده که پیامبر خدا در مورد شفعه در میان شرکای زمین و مسکن داوری نمود و فرمود ضرر و آسیب رساندن به دیگری در اسلام وجود ندارد. حدیث شریف لاضرر عمومیت دارد؛ چنان که نحوه استدلال به آن در موارد اختلاف نشان دهنده این مطلب است. جای تردید نیست که تخریب محیط زیست، و آلوده کردن محیط زندگی، و بی توجهی به آثار و زیان‌های ناشی از نابودی بیرویه این تخریب و آلودگی از مصداق ضرر و زیان به آدمیان است. زراره از ابا جعفر (ع) روایت کرده که سمرة بن جندب درختی در کنار دیوار مردی از انصار داشت، و منزل مرد انصاری نزدیک دروازه باغ بود. سمرة هر زمان که می‌خواست به درخت خرمایش سر بزند بدون اجازه وارد منزل مرد انصاری می‌شد. مرد انصاری به ثمره گفت : هر زمان که خواستی وارد شوی، نخست اجازه بگیر، ولی او قبول نکرد. مرد انصاری به رسول خدا شکایت برد. رسول خدا آن مرد را طلبید و به وی فرمود : هر وقت خواستی داخل خانه بشوی اجازه بگیر. امّا ثمره قبول نکرد. به او مبلغ زیادی پیشنهاد کرد که درختش را بدان مبلغ بفروشد.، نپذیرفت، رسول خدا (ص) به مرد انصاری فرمود: درخت او را قطع کن و در نزدش بینداز، چون ضرر و آسیب رساندن در دین وجود ندارد (9). -انفال و ثروتهای اسلامی بعضی از اموال و دارایی­های موجود در کره­ی زمین، وضعیتی خاص دارد؛ این اموال، دارایی و ثروت عمومی و موهبتی الهی برای همه مردم می­باشد؛ در اسلام از این دارایی­ها با عنوان انفال یاد می­شود. مالکیت این اموال، شخصی نیست، بلکه در اختیار حاکم یا حکومت اسلامی قرار می­گیرد تا با رعایت مصالح جامعه­ی اسلامی و مردم مورد استفاده قرار گیرد؛ لذا مالکیت امام و دولت اسلامی در این موارد به لحاظ منافع شخصی حاکم یا گروهی خاص نیست(10). انفال در مفهوم وسیع خود، یعنی تمام ثروت­های طبیعی از قبیل جنگل­ها و بیشه­ ها و حتی معادن، بنابر قولی و کلیه اراضی آزاد مانند زمین­های موات و قله­های کوه­ها و قعر دره­ها و ساحل دریاها و اموال منقول و غیرمنقول که مالک ندارند، مانند دارایی­های بازمانده از شخصی که وارث ندارد و اموالی که مالکان، آن را به هر دلیل رها کرده و رفته باشند و کلیه اموال پادشاهان کفر در سرزمین­های فتح شده و اشیاء بی­همتا، نفیس و قیمتی که در میان غنائم باشد. قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران نیز با الهام از تعالیم عالیه اسلام به مسأله انفال و دارایی­های عمومی توجه نموده است. به موجب اصل 45 قانون اساسی، «انفال و ثروت­های عمومی از قبیل زمین­های موات یا رها شده، معادن، دریاها، دریاچه­ها، رودخانه­ها و سایر آب­های عمومی، کوه­ها، دره­ها، جنگل­ها، نیزارها، بیشه­های طبیعی، مراتعی که حریم نیست، ارث بدون وارث و اموال مجهول المالک و اموال عمومی که از غاصبین مسترد می­شود در اختیار حکومت اسلامی است تا بر طبق مصالح عامه نسبت به آن­ها عمل نماید؛ تفصیل و ترتیب استفاده از هر یک را قانون معین می­کند.» مواد 25 و 26 قانون مدنی نیز بر مالکیت و تصرف دولت بر اموال عمومی بر اساس مصالح عمومی و منافع ملی اشاره دارد. بنابراین انفال در عصر غیبت در اختیار ولی فقیه و حکومت اسلامی قرار می­گیرد تا نحوه­ی صحیح استفاده عموم را از آن­ها تعیین کند و بهره­ برداری از آن­ها را تحت نظم خاصی در آورد؛ از این رو انفال در اختیار حکومت اسلامی است تا بر طبق مصالح عمومی از آن بهره­برداری کند. از سوی دیگر فراهم کردن زمینه­ی رفاه عمومی از وظایف اصلی دولت است، با توجه به اینکه داشتن استفاده بهینه از اراضی کشاورزی  یکی از مؤلفه­های برقراری رفاه در جامعه به شمار می­رود این اصل را اقتضا می­کند تا با هر فعالیتی که به گونه­ای، رفاه عمومی را مختل می­سازد، برخورد شود؛ هر سیاست یا فعالیتی که انجام یا ترک آن به مختل شدن نظم جامعه منجر شود؛ ممنوع است. برای مثال با این که بهره­برداری از مشترکات و مباحات در نظام اقتصادی اسلام مجاز شمرده شده است، هرگاه بر اثر ازدیاد جمعیت و فراوانی استفاده از این منابع، آن منبع مشترک از بین برود یا آسیب جدی بیند و در نتیجه، نظام بهره­برداری از آن مختل شود، این آزادی مشروع، محدود می­شود. در ماده­ی 44 قانون اساسی ضمن برشمردن انواع مالکیت به این نکته اشاره شده است. بنابر آنچه ذکر گردید دولت جهت برقراری اصول فوق­الذکر با رعایت مصلحت و در نظر گرفتن ضمانت اجرای مناسب، باید به قانونگذاری و تحدید آزادی اشخاص بپردازد، طبیعی است که محدودیت آزادی افراد نیز باید سنجیده و در حد ضرورت باشد تا زمینه­ی بهره­برداری بهینه، مدبرانه و عادلانه از مواهب طبیعی را فراهم سازد. -مفهوم تغییر کاربری به عنوان مقدمه و در راستای ایضاح بیشتر مطالب پیشین باید گفت اسلام اهمیت ویژه­ای به عمران و آبادانی منابع داده است و سفارش­هایی که از پیشوایان معصوم (ع) در خصوص آبادی زمین، زراعت و حفاظت و حمایت از آن­ها وارد شده بی­شمار است که به عنوان نمونه به برخی اشاره می شود: حضرت امام علی (ع) در فرمان معروف خود به مالک اشتر، فرماندار بصره نوشته است. «َلْیَکُنْ نَظَرُکَ فی عِمارَةِ الاَْرْضِ أَبْلَغَ مِنْ نَظَرِکَ فِی اسْتِجلابِ الْخَراجِ، لاَِنَّ ذلِکَ لایُدْرَکُ اِلاّ بِالْعِمارَةِ، وَ مَنْ طَلَبَ الْخَراجَ بِغَیْرِ عِمارَةٍ أَخْرَبَ الْبِلادَ وَ اَهْلَکَ الْعِبادَ.»(11). باید توجه تو در آبادی زمین بیشتر از توجه تو به گرفتن مالیات و خراج از مردم باشد؛ زیرا خراج بدون توجه به آبادانی به دست نمی­آید و کسی که بدون آباد نمودن به گرفتن مالیات و خراج بپردازد، به ویرانی شهرها و از بین بردن بندگان خدا دست زده است. در این فرمان می­بینیم که حضرت علی (ع) مهم­ترین امر حکومتی را که اخذ مالیات و خراج باشد متوقف بر عمران و آبادانی می­کند، به گونه­ای که اگر دستگاه حکومتی بدون توجه به عمران و آبادانی به اخذ مالیات اقدام کند، گویا به نابودی و هلاکت بندگان خدا دست زده است. در حدیث دیگری پیامبر اکرم (ص) فرمودند : هر مسلمانی که درختی بکارد، یا زراعتی کند، که از آن پرندگان و انسان‏ها و یا حیوانی بخورند، چنین کاری برای او صدقه محسوب می‏شود(12). حدیث دیگری از علی (ع) نقل شده که آن حضرت فرمود : معاش و کسب روزی مردم در پنج چیز است : امارت، عمارت و آبادانی، تجارت، اجاره و صدقات ... و دلیل اهمیت آبادانی در این است که خداوند فرمود: "اوست که شما را از زمین آفرید، و آبادی او را به شما واگذاشت.» و ما از کلام خدا درمی­یابیم که خداوند بندگانش را به آباد نمودن زمین دستور داده است، تا آنچه که از زمین به دست می­آورند وسیله­ی زندگی و حیات ایشان باشد.»(13). در حدیث دیگری از رسول خدا (ص) نهال­کاری و حفر قنات از صدقات جاریه شمرده شده است : پنج گروه دارای صدقه جاریهاند که ثواب آن پیوسته در نامهی عملشان ثبت می شود : کسی که نهالی بکارد؛ کسی که چاه آبی حفر کند؛ کسی که مسجدی برای خداوند بسازد؛ کسی که قرآنی بنویسد، و کسی که فرزند صالحی به یادگار بگذارد.»(14). بدین­سان می­بینیم که پرورش درخت و درختکاری و جنگلداری از اهمیت و جایگاه خاصی برخوردار است  بدون تردید تشویق به درخت‌کاری و هشدار و نهی از نابودی درختان، فوق‌العاده به حفظ و بقای محیط زیست کمک می‌کند، و حمایت و اهتمام اسلام را به حمایت از محیط زیست می‌رساند با نگاهی به آیات و روایات و سیره اهل بیت (ع) روشن می‌گردد که هیچ مکتبی مانند اسلام به طبیعت و محیط زیست اهمیت نداده است. قانون حفظ کاربری اراضی زراعی و باغ­ها مصوب سال 1374 و 1385 و همچنین آئین­نامه­های اجرایی آن تعریفی از کاربری ارائه نمی­دهد تا با استفاده از آن مفهوم تغییر کاربری مشخص شود. صرفاً در بند «د» از ماده یک آئین­نامه اجرایی قانون مصوب سال 1385 در تعریف تغییر کاربری بیان داشته است : (هرگونه اقدامی که مانع از بهره­برداری و استمرار کشاورزی اراضی زراعی و باغ­ها) بند د ماده یک آئین­نامه اجرایی حفظ کاربری اراضی زراعی و باغ­ها : تغییر کاربری هرگونه اقدام که مانع از بهره­برداری و استمرار کشاورزی اراضی زراعی و باغ­ها در قالب ایجاد بنا، برداشتن یا افزایش شن و ماسه و سایر اقداماتی که بنا به تشخیص وزارت جهاد کشاورزی، تغییر کاربری محسوب شود) گردد، تغییر کاربری محسوب می­شود. مسلماً نوع استفاده و بهره­گیری از زمین، کاربری آن را تعیین می­کند. در نتیجه کاربری اراضی زراعی، زراعت هر نوع محصول کشاورزی و کاربری باغ، استفاده از زمین برای کاشت و نگهداری درخت است.  به موجب تبصره 2 ماده 1 قانون حفظ کاربری(مرجع تشخیص اراضی زراعی و باغ­ها وزارت کشاورزی است)؛ لذا وقتی کاربری ملکی، زراعی یا باغ تشخیص داده شود، هرگونه اقدامی که مانع از بهره­برداری و استمرار کشاورزی اراضی زراعی و باغ­ها گردد، تغییر کاربری محسوب می­شود. در بند (د) ماده یک آئین­نامه اجرایی قانون، همچون ماده 10 قانون الحاقی سال 1385 مصادیقی چند از تغییر کاربری ذکر شده است که شامل احداث بنا، برداشتن یا افزایش شن و ماسه و سایر اقداماتی که به تشخیص وزارت جهاد کشاورزی تغییر کاربری اعلام شود، تغییر کاربری دانسته شده است و ماده 11 آئین نامه اجرایی قانون مصوب 19/4/1386 وزارت جهاد کشاورزی را موظف کرده است مواردی را که تغییر کاربری محسوب می­شوند را، اعلام کند. (ماده 11 آئین­نامه اجرایی) در اجرای ماده 11 آئین­نامه اجرایی قانون، دستورالعمل تعیین مصادیق کاربری غیرمجاز موضوع ماده 1 قانون اصلاح قانون حفظ کاربری اراضی زراعی و باغ­ها مصوب 1/8/1385 از سوی وزیر کشاورزی اعلام گردید. به موجب این دستورالعمل اقداماتی که از نظر وزارت جهاد کشاورزی تغییر کاربری دانسته شده، تصریح شده است؛ اما نکته قابل تأمل در ماده­ی 1 این دستورالعمل این است که اقدامات مصرحه در این دستورالعمل در صورت تحقق چند شرط تغییر کاربری غیرمجاز محسوب می­شوند : شرط اول: در صورتی که در اراضی زراعی و باغ­های موضوع قانون اصلاح قانون حفظ کاربری اراضی زراعی و باغ­ها واقع شوند. شرط دوم: در صورتی که بدون رعایت ضوابط و مقررات مربوطه و اخذ مجوز از کمیسیون تبصره یک ماده یک و یا موافقت سازمان جهاد کشاورزی در قالب طرحهای تبصره 4 الحاقی به ماده یک صورت گیرد. شرط سوم: مانع از تداوم تولید و بهره­برداری و استمرار کشاورزی شود. بدیهی است هر یک از موارد مذکور در این دستورالعمل و مواردی که در آینده و در اجرای تبصره ماده یک این دستورالعمل از سوی سازمان امور اراضی کشور اعلام شود فی نفسه، مصداق تغییر کاربری غیرمجاز محسوب نمی­شوند، بلکه در صورتی تغییر کاربری غیرمجاز محسوب می­شوند که هر سه شرط فوق الذکر محقق باشد. در تعیین مصادیق تغییر کاربری اختلاف نظرهای زیادی وجود دارد. از جمله شایع­ترین موارد اختلافی که در آراء محاکم نیز دیده می­شود جرم بودن یا جرم نبودن دیوارکشی به دور باغ یا ملک مزروعی است. به عبارتی برای درک کامل مفهوم کاربری و تغییر آن لازم است به این پرسش پاسخ داده شود که : آیا صرف دیوارکشی دور مزرعه و باغ بدون آن که در باغ یا مزرعه تغییر کاربری ایجاد شود تغییرکاربری محسوب می­شود؟ گرچه در عمل مالکان برای این که عملیات تغییر کاربری در داخل باغ و مزرعه خود را دور از چشمان مأموران جهاد کشاورزی انجام دهند، ابتدا دور باغ یا مزرعه دیوارکشی می­کنند سپس مبادرت به تغییر کاربری مزرعه یا باغ می­کنند و در واقع دیوارکشی بعضاً مقدمه­ای برای تغییر کاربری است؛ اما پرسش این است که مالکی با حفظ کاربری باغ یا مزرعه­اش و بدون تغییر در آن صرفاً برای محافظت از محصولات کشاورزی یا جلوگیری از تعرض مجاورین به ملک خود یا با هر انگیزه­ای، اقدام به احداث دیوار به دور باغ یا مزرعه خود می­کند. آیا همین اندازه دیوارکشی، تغییر کاربری است؟ در این باره در رویه قضایی محاکم آراء متفاوتی را می­توان دید. دسته اول استدلال می­کنند با توجه به این که تبصره یک ماده 2 قانون اصلاح قانون حفظ کاربری اراضی زراعی و باغ­ها، تغییر کاربری اراضی زراعی و باغ­ها برای سکونت شخصی صاحبان زمین تا پانصدمتر مربع مشمول پرداخت عوارض نمی­گردد؛ لذا دیوارکشی، تغییر کاربری محسوب نمی شود. رأی دادگاه بدوی در حالی تأیید شده است که اولاً : هیچ ارتباطی بین استدلال دادگاه و عمل انتسابی به متهم نمی­توان یافت؛ زیرا اتهام متهمان صرفاً (دیوارکشی) است نه احداث بنا برای سکونت شخصی. در حالی که دادگاه استدلال کرده است چون احداث بنای مسکونی تا پانصدمتر از پرداخت عوارض معاف است؛ لذا عمل انتسابی به متهمان تغییر کاربری محسوب نمی­شود. (صرف نظر از قوام یا ضعف این استدلال که در جای خود به آن پرداخته شد.) هر دادگاه در رسیدگی به پرونده کیفری بدواً باید احراز کند  آیا فعل یا ترک فعل انتسابی به متهم دارای وصف کیفری است یا خیر و در صورتی که فاقد وصف کیفری بود خواه دلیل بر اثبات تحقق عنصر مادی جرم انتسابی وجود داشته باشد یا خیر، باید مبادرت به صدور قرار منع تعقیب کند؛ اما هرگاه عمل انتسابی دارای وصف کیفری بود باید برای اثبات این امر که، اولاً جرم انتسابی واقع شده است و ثانیاً توسط متهم واقع شده است تحصیل دلیل کرد. در واقع دلیل اثبات جرم بودن عمل و دلیل اثبات وقوع جرم دو موضوع متفاوت هستند که در طول هم قرار دارند و به همین دلیل است که ماده 177 قانون آئین دادرسی کیفری مقرر می­دارد : (پس از ارجاع پرونده به شعبه دادگاه و عدم نیاز به تحقیق و یا اقدام دیگر دادگاه به شرح زیر عمل می­نماید : الف . چنانچه اتهامی متوجه متهم نبوده یا عمل انتسابی به وی جرم نباشد دادگاه اقدام به صدور رأی برائت و یا قرار منع تعقیب می­نماید. دسته دوم عقیده دارند: اگر چه دیوارکشی یا احداث حصار به دور ملک مزروعی یا باغ موجب تغییر کاربری کل ملک نمی­شود، اما نسبت به همان مقدار و میزان که مساحت دیوارکشی است تغییر کاربری محسوب می­شود. یعنی اگر دیوار دارای عرض 10 سانتی متر به طول 100 متر باشد (1000 سانتی متر = 100 * 10) موجب تغییر کاربری سطح اشغال دیوار به میزان ده متر می­شود؛ زیرا در این میزان از باغ یا مزرعه پس از احداث دیوار نمی­توان کشاورزی کرد. به عبارتی احداث دیوار مانع از تداوم بهره­برداری کشاورزی است. بدیهی است طبق این نظر، میزان مساحت زمین یا باغ که دیوار دور آن احداث شده است مبنای محاسبه جزای نقدی و یا عوارض قرار نمی­گیرد بلکه صرفاً مساحت اشغال شده توسط دیوار محاسبه می­شود. اما دسته سوم از قضات عقیده دارند : مقنن در ماده 10 قانون حفظ کاربری ضمن برشماری برخی از مصادیق تغییر کاربری مقرر داشته است: ( ... و سایر اقداماتی که به تشخیص وزارت جهاد کشاورزی تغییر کاربری محسوب می­گردد ... ) بر این اساس همان گونه که به موجب تبصره­ی 2 ماده­ی یک مرجع تشخیص اراضی زراعی و باغات، وزارت جهاد کشاورزی است مرجع تشخیص وقوع یا عدم وقوع تغییر کاربری نیز وزارت جهاد کشاورزی است. با این تفاوت که نظر جهاد کشاورزی در تشخیص اراضی زراعی و باغات صرفاً دارای ارزشی معادل نظریه کارشناس رسمی دادگستری است و بر این اساس در مواردی که به نظر دادگاه این نظر با اوضاع و احوال قضیه تطبیق نمی­کند، می­تواند از اثربخشی به آن خودداری کند؛ اما اظهار نظر وزارت جهاد کشاورزی در مورد وقوع تغییر کاربری اراضی برای محاکم، قطعی و لازم الاتباع است و محاکم نمی­توانند موردی را که وزارت جهاد کشاورزی تغییر کاربری دانسته است، تغییر کاربری ندانند. ماده ­ی 11 آئین­نامه اجرائی مصوب سال 1386 در این باره مقرر می­دارد : (وزارت جهاد کشاورزی موظف است در اجرای ماده 10 قانون ظرف یک ماه مصادیق اقداماتی که تغییر کاربری غیرمجاز بوده و جرم محسوب می­شود را تهیه و ابلاغ نماید.) بدیهی است تا زمانی که وزارت جهاد کشاورزی مصادیق تغییر کاربری غیرمجاز و مجرمانه را اعلام نکرده است محاکم می­توانند به تشخیص خود عمل کنند؛ اما در مواردی که این وزارت مبادرت به اعلام نظرکرد، نادیده­ انگاری آن از سوی محاکم برخلاف نص صریح قانون است. وزارت جهاد کشاورزی در زمان حکومت قانون سال 1374 با صدور دستورالعملی دیوارکشی به دور مزارع را ممنوع دانسته و ایجاد دیوار به دور باغ­ها را تابع شرایطی دانسته است و صراحتاً اعلام کرده است دیوارکشی برخلاف ضوابط مذکور، تغییر کاربری محسوب می­شود.. اولاً اراضی موضوع باغ، بایستی دارای سند مالکیت ثبتی و شش دانگ باشد و اسنادی که عادی و قولنامه­ای می­باشد به هیچ وجه قابل پذیرش نیست. ثانیاً : در مورد اسناد شش دانگی که به صورت مفروز می­باشد، چنانچه میزان اراضی موضوع سند مفروز، کمتر از حد نصاب­های مقرر در دستورالعمل موضوع قانون حفظ کاربری اراضی زراعی و باغ­ها باشد و کل عرصه موصوف، نیز تحت کشت محصولات باغ باشد صدور مجوز برای دیوارکشی محدوده سند فوق الذکر بلامانع می­باشد. ثالثاً : در صورتی که اسناد صادره به صورت مشاعی باشد لزوماً بایستی حد نصاب­های مقرر در دستورالعمل موضوع قانون حفظ کاربری رعایت شود. بدیهی است چنانچه مساحت عرصه باغات کمتر از حد نصاب­های مذکور باشد امکان صدور مجوز دیوارکشی میسر نخواهد بود. رابعاً : در تمامی موارد فوق­الذکر که مجوز دیوارکشی صادر می­گردد، لزوماً بایستی دیوارکشی در منطقه عرفاً معمول بوده باشد و در مناطقی که عرفاً دیوارکشی برای باغات مرسوم نیست از صدور هرگونه مجوز دیوارکشی خودداری شود. خامساً : مجوز لازم برای دیوارکشی بایستی حداکثر به ارتفاع 80 (هشتاد) سانتیمتر و در صورت نیاز با نصب فنس بر روی آن صادر گردد. سادساً : در تمامی موارد فوق در مورد آن دسته از متقاضیانی که شرایط مقرر یاد شده را برای دیوارکشی دارند می­بایست قبل از صدور مجوز، تعهدنامه­ای از آنان اخذ گردد تا چنانچه برخلاف مندرجات مجوزصادره اقدام نمایند یا این که مقررات مربوط را رعایت ننمایند و خارج از ضوابط قانونی اقدام نمایند عمل آنان تخلف محسوب می­گردد و سازمان امور اراضی  (مدیریت امور اراضی) حق دارد مجوز صادره راساً ملغی­الاثر نموده و موضوع تخلف ارتکابی را از طریق دادگاه صالحه در اجرای مقررات قانون حفظ کاربری اراضی زراعی و باغ­ها تعقیب و پیگیری نماید.از آنجا که فنس کشی و نصب سیم خاردار در اطراف اراضی به منزله­ی دیوارکشی محسوب نمی­گردد؛ لذا در مواردی که مالکین اراضی مزروعی و باغات بدون احداث هرگونه دیوارکشی، صرفاً اقدام به نصب سیم خاردار یا فنس نمایند این امر نیاز به صدور مجوز نداشته و بلامانع می­باشد. تبصره : محصور کردن اراضی کشاورزی و باغات به ارتفاع حداکثر یک متر با مجوز و طبق مشخصاتی که وزارت راه و ترابری تعیین می­کند بعد از نوار با کاربری تأسیسات زیر بنایی بلامانع است. (روزنامه رسمی شماره 16898 . 10/12/1381 . 3. دستورالعمل تعیین مصادیق تغییر کاربری غیر مجاز .... این دستورالعمل در تاریخ 19/4/1386 به تصویب هیأت وزیران رسیده است و در روزنامه رسمی مورخ 22/6/1386 چاپ شده است) دیوارکشی به عنوان یکی از مصادیق تغییر کاربری غیرمجاز ذکر شده است.. -مجازات و انواع آن هنگامی که جرم یعنی رفتاری ضد اجتماعی ارتکاب می­یابد، حاکمیت عمومی وظیفه دارد با توسل به شیوه­های مناسب و مؤثر ضمن پیشگیری از وقوع و تکرار جرم در آینده، لزوم احترام به احکام و دستورهای خود را بار دیگر به شهروندان گوشزد کند. هشدار مقامات به حفظ نظم عمومی و مراعات حقوق جامعه بیان گوناگونی دارد که صورت مؤکد آن اجرای مجازات است. دورکیم عقیده دارد جرم فعلی است که حالات قوی و مشخص وجدان جمعی را مورد تعرض قرار دهد. وجدان جمعی مظهر عالیترین احساسات و اندیشه­های همانند یکایک اعضای جامعه و علت بقا و دوام آن است. هنگامی که احساسات جمعی با ارتکاب جرم جریحه­دار می­شود، جامعه در برابر آن از خود واکنش نشان می­دهد که نشانه­ی تنفر و انزجار عمومی است. این واکنش همچون نیرویی که جرم را واپس می­داند، نتیجه اساسی­ترین همانندی­های اجتماعی است و اثرش این است که پیوستگی اجتماعی ناشی از این همانندی­ها را حفظ کند. واکنش اجتماعی در برابر جرم همیشه در یک زمان به یک درجه و قوت ابزار نمی­شود؛ زیرا هیجانهایی که این واکنش را برانگیخته است همیشه یک دست و یکسان نیست. در واقع، شدت و حدت این هیجانها کم و بیش با شدت و حدت احساسات لطمه دیده و با اهمیت تعرض متناسب است. به عبارتی دیگر هر چه هنجار مورد حمایت از اعتبار ارزشی بیشتری نزد جامعه برخوردار باشد، به همان میزان لطمه بیشتری به احساسات عمومی ـ وجدان جمعی یا نظم عمومی وارد می­سازد و به همین تناسب مجازات شدیدتری هم باید بر مرتکب اعمال شود(15). -جزای نقدی جزای نقدی یکی از انواع مجازات­هایی است که تحت عنوان کلی مجازات­های بازدارنده قرار می­گیرد. «جزای نقدی تا سه برابر بهای اراضی و باغ­ها به قیمت روز زمین با کاربری جدید» مجازاتی است که در قانون حفظ کاربری اراضی زراعی و باغ­ها مصوب سال 1374 و اصلاحی سال 1385 برای مرتکب بزه تغییر کاربری تعیین شده است. با توجه به این که معمولاً در نتیجه تغییر کاربری قیمت ملک افزایش پیدا می­کند، قانونگذار با علم این موضوع مقرر داشته است در تعیین جزای نقدی، قیمت ملک پس از تغییر کاربری مورد لحاظ قرار گیرد. هم چنین با توجه به نوسانات قیمت املاک که معمولاً رو به تزاید است و این که بین زمان وقوع تغییر کاربری و زمان صدور حکم قطعی، مدت زمان زیادی فاصله می­شود، قیمت زمان صدور حکم باید مورد توجه دادگاه قرار گیرد و قیمت زمان تغییر کاربری ملاک محاسبه نمی­باشد؛ اما عملاً کمیسیون مربوطه در زمان طرح شکایت کیفری در مراجع قضایی مبادرت به تقویم اراضی و تقدیم آن به مرجع قضایی می­کنند و دادگاهها نیز بر همان اساس اقدام به تعیین مجازات می­کنند. با توجه به این که اختیار تعیین مجازات با دادگاه رسیدگی کننده به پرونده است؛ لذا دادگاه با توجه به اوضاع و احوال پرونده، وضعیت ملک و شرایط شخص مجرم می­تواند از یک تا سه برابر قیمت روز ملک را به عنوان جزای نقدی تعیین کند. معمولاً در پرونده­های مربوط به تغییر کاربری به هنگام طرح دعوای کیفری، اراضی موضوع تغییر کاربری تقویم می­شوند و ارزش املاک با کاربری جدید به دادگاه اعلام می­شود و بر همین اساس دادگاه صادر کننده­ی رأی فوق مقرر داشته است : «به پرداخت جزای نقدی به میزان یک برابر قیمت روز ملک با کاربری جدید ...» اما لازم بود دادگاه در متن رأی، مبلغ ریالی جزای نقدی را دقیقاً تعیین می­کرد تا بدین وسیله محکوم علیه بداند به چه مجازاتی محکوم شده است. - الزام به پرداخت عوارض به موجب ماده 3 قانون حفظ کاربری اراضی زراعی و باغ­ها مصوب سال 1374، هرگاه شخصی مرتکب تغییر کاربری ملک مزروعی یا باغ می­شد، به پرداخت عوارض موضوع ماده 2 قانون که معادل هشتاد درصد قیمت روز ملک با کاربری جدید بود، محکوم می­شد.در خصوص الزام به پرداخت عوارض توجه به چند نکته ضروری است : 2-1: زمانی باید حکم به الزام پرداخت عوارض صادر گردد که قانون سال 1374 حاکم باشد؛ لذا در مواردی که قانون اصلاحی مصوب سال 1385 لازم الاجرا باشد نمی­توان حکم به پرداخت عوارض صادر کرد؛ اما در موردی که دادگاه به قانون مصوب سال 1374 استناد می­کند، الزاماً باید حکم به پرداخت عوارض صادر کند. 2-2: حکم به الزام به پرداخت عوارض جنبه مدنی دارد. یعنی ماهیتاً مجازات و ضمانت اجرای کیفری محسوب نمی­شود. بر همین اساس مشمول مرور زمان نمی­شود؛ اما به علت همین ماهیت مدنی دعوا به خواسته اعسار از پرداخت عوارض قابلیت استماع دارد. یعنی هرگاه شخصی به اتهام تغییر کاربری به پرداخت عوارض محکوم شده باشد می­تواند با طرح دعوای اعسار، صدور حکم بر اعسار از پرداخت آن را مطالبه کند. در حالی که اگر الزام به پرداخت عوارض دارای جنبه کیفری می­بود، دعوای اعسار قابلیت استماع نداشت؛ زیرا نسبت به حکم محکومیت به پرداخت جزای نقدی نمی­توان خواستار اعسار شد. در تأیید این نظر، اداره حقوقی قوه قضائیه به موجب نظریه شماره 4639/7 مورخ 14/7/1386 بیان داشته است؛ «با توجه به این که الزام به پرداخت عوارض موضوع ماده 3 قانون حفظ کاربری اراضی زراعی و باغ­ها مصوب سال 1374 دارای ماهیت مدنی است، محکوم علیه می­تواند نسبت به پرداخت محکوم به تقاضای اعسار نماید.» 2-3: عوارض پس از محاسبه باید به حساب خزانه­داری کل واریز شود؛ لذا صدور حکم بر پرداخت عوارض به حساب جهاد کشاورزی استان برخلاف نص صریح قانون است و اجرای دادنامه را با مشکل قانونی مواجه می­کند. -قلع و قمع بنا در مورد ماهیت قلع و قمع بنا اختلاف نظر وجود دارد : برخی آن را مجازات می­دانند و ماهیتی کیفری برای آن قائل هستند و برخی دیگر آن را دارای ماهیت مدنی می­دانند. صرف نظر از این که قلع و قمع بنای احداثی در جریان تغییر کاربری دارای چه ماهیتی باشد. (گرچه با توجه به اثر بخش بودن نوع ماهیت نمی­توان به راحتی از آن صرف نظر کرد؛ چرا که اگر قلع و قمع مجازات باشد مشمول مرور زمان می­شود و چون مجازات شدیدتری است در قابل عطف به ماسبق بودن قانون اصلاحی هم تأثیرگذار خواهد بود. توجه به این امر ضروری است که به علت ناکارآمد بودن ضمانت اجرایی سابق، در جریان اصلاح قانون حفظ کاربری الزام به پرداخت عوارض از سوی شخص مجرم از ماده 3 قانون حذف شد و به جای آن الزام به قلع و قمع بنای احداثی مورد حکم قرار گرفت. همانگونه که قبلاً بیان شد گرچه الزام به قلع و قمع بنا در مواردی که تغییر کاربری در نتیجه احداث بنا حاصل شده باشد مؤثر است؛ اما با توجه به این که برخی از اشکال تغییر کاربری بدون احداث بنا حاصل می­شود، لازم بود مقنن به جای قلع و قمع بنا حکم به اعاده وضع به حالت سابق قبل از تغییر کاربری می­کرد. علاوه بر این که در متن ماده 3 قلع و قمع بنا به عنوان ضمانت اجرا تعیین شده است، به موجب حکم مقرر در تبصره 2 ماده 10 قانون حفظ کاربری اراضی زراعی و باغ­ها مصوب سال 1385، ماموران جهاد کشاورزی مکلف شدند  تا با حضورنماینده دادسرا و در نقاطی که دادسرا نباشد، (مثل حوزه­های قضایی بخش) با حضور نماینده دادگاه محل ضمن تنظیم صورت­مجلس بدون این که نیازی به حکم یا دستور قضایی باشد، راساً نسبت به قلع و قمع بنا و مستحدثات اقدام و وضعیت زمین را به حالت اولیه اعاده نمایند. (تبصره 2 ماده 10 : ماموران جهاد کشاورزی موظفند با حضور نماینده دادسرا و در نقاطی که دادسرا نباشد با حضور نماینده دادگاه محل ضمن تنظیم صورت مجلس راساً نسبت به قلع و قمع بنا و مستحدثات اقدام و وضعیت زمین را به حالت اولیه اعاده نمایند) نکته قابل توجه در خصوص قلع و قمع بنای احداثی این است که هرگاه اولاً : قلع و قمع بنا با تخریب متفاوت است؛ لذا نباید از واژه تخریب معادل یا به جای قلع و قمع بنا استفاده کند. اگر چه ممکن است عرفاً از یک معنا برخوردار باشند و قلع بنا مستلزم تخریب باشد ولی تخریب با صرف خراب کردن دیوار یا بنای احداثی حاصل می­شود در حالی که در قلع بنا لازم است بنای احداثی از بنیان کنده شود به طوری که چیزی از آن بر روی زمین باقی نماند.ثانیاً : هرگاه دادگاه قانون اصلاحی مصوب سال 1385 را در خصوص موضوعی حاکم و لازم الاجرا دانست لازم است حکم به قلع و قمع بنا را نیز صادر کند. -تشدید مجازات -تکرار جرم به موجب ماده 48 قانون مجازات اسلامی : «هرکس به موجب حکم دادگاه به مجازات تعزیری و یا بازدارنده محکوم شود، چنانچه بعد از اجرای حکم مجدداً مرتکب جرم قابل تعریز گردد، دادگاه می­تواند در صورت لزوم مجازات تعزیری یا بازدارنده را تشدید نماید» بر این اساس تکرار جرم زمانی مصداق خواهد داشت که شخص مجرم پس از محکومیت به تحمل مجازات و اجرای حکم صادره، مجدداً مرتکب جرم قابل تعزیری شود؛ زیرا تکرار جرم نشانه­ی حالت خطرناک بزهکار است و از این حیث قوانین بعضی از کشورها از جمله ایران سیاست تشدید مجازات را در قبال بزهکاران خطرناک توصیه می­کنند، این سیاست بر این فرض مبتنی است که بزهکاران پیشینه­دار با تحمل محکومیت باید از کردار خود تنبه حاصل کرده باشند. مجازات زندان باید موجبات اصلاح و سپس بازگشت آنان را به جامعه فراهم نموده باشد؛ بنابراین مسئولیت آنان به این دلیل که از این هشدار پند نیاموخته­اند سنگین­تر از بزهکاران بدوی  است. قانونگذاران در تعیین مجازات برای مرتکبین تکرار جرم، دو روش را بر می­گزینند : در یک روش  قانونگذار به طور کلی معیار خاص تعیین می­کند تا در صورت تکرار جرم، به میزان معیار مذکور مجازات مجرم افزایش یابد. مثلاً در صورت تکرار جرم مجازات مرتکب تا یک چهارم مجازات مقرر نسبت به حداکثر مجازات قابل افزایش و تشدید خواهد بود. این روش را مقنن در تدوین و تصویب قانون مجازات عمومی مصوب سال 1304 اتخاذ کرد و در ماده 25 مقرر داشته است : «در مورد تکرار جرم به طریق زیر رفتار می­شود : اگر مجرم دارای سابقه محکومیت جنایی یا جنحه باشد و مرتکب جرم دیگری شود به بیش از حداکثر مجازات جرم جدید محکوم می­گردد بدون آن که از یک برابر و نیم حداکثر مجازات تجاوز کند ... » در روش دیگر مقنن بدون آن که میزانی را برای تشدید مجازات تعیین کند، به طور کلی به قاضی دادگاه اجازه تشدید مجازات می­دهد. روشی که در ماده 48 قانون مجازات اسلامی پذیرفته شده است. این روش با اصل قانونی بودن مجازاتها معارض به نظر می­رسد؛ زیرا هیچ محدودیتی برای تشدید مجازات تعیین نکرده است و قاضی دادگاه می­تواند به هر میزانی برای مرتکب مجازات تعیین کند که این امر با اصل قانونی بودن مجازات­ها معارض است. البته با توجه به بند 2 از ماده 3 قانون نحوه وصول برخی از درآمدهای دولت و مصرف آن در موارد معین مصوب سال 1373 که مقرر می­دارد : «هرگاه حداکثر مجازات بیش از نود و یک روز حبس و حداقل آن کمتر از این باشد دادگاه مخیر است که حکم به بیش از سه ماه حبس یا جزای نقدی از هفتاد هزار و یک ریال تا سه میلیون ریال بدهد» در این فرض دادگاه نمی­تواند به کمتر از 91 روز حبس مجازات تعیین کند. بلکه اگر مجازات حبس را مناسب تشخیص داد باید حکم به مجازات حبس بیش از 91 روز صادر کند، در غیر این صورت موظف است جزای نقدی از هفتاد و  یک هزار  ریال تا سه میلیون  ریال  را به عنوان مجازات تعیین کند(16). -تعدد جرم تعدد جرم عبارت است از : «ارتکاب جرایم متعدد بدون آن که متهم برای اتهامات متعدد پیشین خود به محکومیت کیفری قطعی رسیده باشد. خواه جرایم متعدد در فواصل کوتاهی ارتکاب یافته باشد، چندانکه زمانی برای تعقیب و محکومیت متهم کافی نبوده خواه متهم متواری بوده و یا جرایم او به دلایل گوناگون کشف نشده باشد. تعدد جرم صورتهای گوناگون دارد. گاه کسی مرتکب افعال متعددی شده است که هر یک از آن­ها جرم واحدی به شمار می­رود، یعنی افعال مادی­ای که هر یک وصف قانونی مستقلی دارد، در این صورت با فرض تعدد واقعی روبرو هستیم؛ ولی تعدد جرم فرض دیگری دارد. با عنوان تعدد اعتباری و آن به این صورت است که کسی فعل واحدی مرتکب شده؛ لیکن فعل او دارای عناوین متعدد جرم است. به عبارت دیگر فعل واحد مشمول چند توصیف مجرمانه است. بر این اساس، هرگاه مالک یا متصرف ملکی چند بار مرتکب تغییر کاربری ملک مزروعی یا باغ خود شود بدون آن که حتی به یکی از جرایم وی قبلاً رسیدگی شده حکم محکومیت صادر و اجرا شده باشد، (در صورت صدور حکم محکومیت و اجرای آن با تکرار جرم مواجه خواهیم بود) مرتکب تعدد جرم تغییر کاربری شده است. در قانون حفظ کاربری اراضی زراعی و باغ­ها برخلاف تکرار جرم، برای تعدد جرم حکمی خاصی تعیین نشده است؛ اما توجه به این نکته ضروری است اگر چه به موجب ماده 47 قانون مجازات اسلامی در مورد تعدد جرم، هرگاه جرایم ارتکابی مختلف نباشد فقط یک مجازات برای مرتکب تعیین می­شود و در این قسمت تعدد جرم می­تواند از علل مشدد کیفر باشد؛ اما از آنجاکه مقنن میزان مشخصی را برای تشدید مجازات تعیین نکرده است و تشدید مجازات از سقف مشخص قانونی با اصل قانونی بودن مجازاتها معارض خواهد بود؛ لذا علیرغم نص قانون امکان تشدید مجازات شخصی که چند بار مرتکب جرم شده است وجود ندارد؛ اما از آنجا که به موجب ماده 3 قانون حفظ کاربری جزای نقدی بر مبنای بهای اراضی زراعی و باغ تغییر کاربری داده شده تعیین می­شود، هرگاه شخصی به دفعات و هر دفعه چند متر از باغ یا ملک مزروعی را تغییر کاربری دهد به هنگام تعیین جزای نقدی باید کل مساحت تغییر کاربری داده شده مورد محاسبه قرار گیرد، نه مساحتی که در آخرین دفعه تغییر کاربری یافته است؛ زیرا به اتهام تغییر کاربری انجام شده در دفعات قبل رسیدگی نشده است و مجازاتی تعیین نشده است هر چند بین اولین اقدام به تغییر کاربری و آخرین اقدام، مدت زمان زیادی فاصله شده باشد(17). نتیجه­ گیری در پایان می­توان نتیجه گرفت که علیرغم نکات مثبت قانون حفظ کابری اراضی زراعی وباغات، باید به بررسی نکات انتقادپذیر آن نیز پرداخت. وجود موارد ابهام و ایرادات بیشمار در قانون حفظ کاربری اراضی زارعی و باغ­ها، از جمله استثنای زیاد وارده بر قانون، از قبیل استثنا اراضی و باغات  مالکین بی بضاعت؟ و سایر نیاز های بخش کشاورزی  و دامی، ضمانت اجرای صرف جزای نقدی تا سه برابر بهای اراضی زراعی و باغ­ها به قیمت روز زمین با کاربری جدید - و حبس (در صورت تکرار جرم) بدون لزوم اعاده وضع سابق، و.... باعث گردید تا قانون مذکور تأثیر چندانی در حفظ اراضی کشاورزی نداشته باشد. و ابهامات موجود در قانون، باعث شد تا فی المثل مواردی نظیر تأسیس دامداریها (گاوداری­ها و مرغداری­ها) که اصولاً ارتباطی با بخش کشاورزی ندارد، در زمره­ ی فعالیت­های کشاورزی محسوب، و از عوارض مورد بحث معاف ‌شود. توجه خاص به امر کشاورزی و درک اهمیت آن در تمامی برنامه‌های اقتصادی و سیاسی کشور موجب شده است تا قانونگذار ضمانت اجرای شدیدی را برای متخلفان از این قانون در نظر بگیرد. مطابق قانون حفظ کاربری اراضی زراعی و باغ‌ها مصوب 1374، چنانچه شخصی بدون مجوز لازم از کمیسیون مذکور اقدام به تغییر کاربری اراضی موصوف کند، مجازات نقدی تا 3 برابر ارزش زمین به اضافه عوارض متعلقه نسبت به وی اعمال می‌شود و مالک پس از پرداخت عوارض موصوف و جریمه متعلقه می‌توانست مجوز تغییر کاربری را دریافت و سایر اقدام‌های مورد نظر خود را به انجام برساند. این نوع مجازات سبب شده بود تا برخی از سودجویان با تغییر کاربری اراضی حاشیه شهرها، دولت را در مقابل عمل انجام شده قرار دهند و پس از طی روال قانونی و قضایی، سود زایدالوصفی را به دست بیاورند. در سال 1385 با پیشنهاد وزارت جهاد کشاورزی اصلاحیه قانون مذکور ارائه و نواقص قانون قبلی تا حد زیادی رفع شد. به موجب اصلاحیه وارده، تمامی مالکان یا متصرفان اراضی زراعی و باغ‌ها چنانچه به صورت غیرمجاز و بدون مجوز از کمیسیون مذکور اقدام به تغییر کاربری غیرمجاز کنند، علاوه بر قلع و قمع بنا، به پرداخت جزای نقدی از یک تا سه برابر بهای اراضی به قیمت روز زمین با کاربری جدید و در صورت تکرار به حداکثر جزای نقدی و حبس از یک ماه تا شش ماه محکوم خواهند شد. بنابراین نقص قانون سال 1374 که در آن دولت قادر به قلع و قمع مستحدثات نبود، در این اصلاحیه رفع و قلع و قمع بنا و اعاده زمین به حالت سابق جزو ثابت احکام دادگاه‌ها شد و از این بابت گام مفیدی در این راه برداشته شد. با توجه به اهمیتی که قانونگذار برای امر کشاورزی و در نتیجه حفظ اراضی زراعی و باغ‌ها قائل شده، از آنجایی که در کشور ما امر ساخت و ساز نیاز به اخذ مجوز از مراجع متعدد دارد، ممکن است اشخاص برای تغییر کاربری اراضی کشاورزی به برخی از این مراجع همچون شهرداریها مراجعه و بدون توجه به قوانین جهاد کشاورزی و به صرف اخذ مجوز از این مراجع، متأسفانه اقدام به تخریب اراضی کشاورزی و تغییر کاربری این اراضی می‌کنند. قانونگذار برای رفع این معضل، تدبیر لازم را اندیشیده و اعلام کرده است صدور هرگونه مجوز یا پروانه ساخت و تأمین و واگذاری خدمات و تأسیسات زیربنایی مانند آب، برق، گاز و تلفن از سوی دستگاه‌های ذیربط در اراضی و باغی صرفاً باید پس از تأیید کمیسیون موضوع این قانون صورت گیرد و در غیر این صورت این مجوز فاقد اعتبار لازم است و مجازات مقرر نسبت به صادرکننده این مجوزها اعمال خواهد شد. اقدام مثبت، و قابل قبول دیگر، به منظور جلوگیری از تفکیک و افراز و خرد شدن اراضی کشاورزی (اعم از باغ‌ها، نهالستان‌ها، اراضی زیرکشت، آبی، دیم و آیش آن­ها) تصویب قانون جلوگیری از خرد شدن اراضی کشاورزی و ایجاد قطعات مناسب فنی و اقتصادی مصوب 25/1/83 مجلس شورای اسلامی است. ...................................................................................................................................................... منابع:          1-         گرجی، ابوالقاسم، اسلام و محیط زیست، مجله نور، دوره اول، شماره 4، 1363، ص111.          2-         مجلسی، محمدباقر، چاپ اول، بحارالانوار، بیروت: موسسه الوفاء،  1404ق، ج 41، ص319.          3-         حر عاملی، محمد بن الحسن، چاپ دوم، وسائل­الشیعه، بیروت: دار احیاء التراث العربی، 1414ق، ج1، ‏ص58.          4-         ابن ادریس حلی، چاپ دوم، السرائر، بیروت: مطبعه النشر الاسلامی، 1411ق، ج3، ص21.          5-         حیدری، غلام حسین، چاپ اول، نهج الفصاحه، قم: موسسه انصاریان، 1379، ج2، ص497.          6-         محقق داماد، مصطفی، چاپ اول، قواعد فقه، تهران: انتشارات علوم اسلامی، 1363، ج1، ص156.          7-         حاجی ده آبادی، محمد علی، امر به معروف و نهی از منکر و سیاست جنایی، فقه و حقوق، شماره اول، 1383، ص77.          8-         تقی زاده انصاری، مصطفی، چاپ اول، حقوق کیفری محیط زیست، تهران: نشر قومس، 1376، ص145.          9-         کلینی، محمد بن یعقوب، چاپ سوم، اصول کافی، تهران: دارالکتب الاسلامیه، 1407، ج 1، ص280.        10-       میرحسینی، سید احمد، انفال و جایگاه آن در اسلام، مجله مجتمع آموزشی عالی قم، شماره یازدهم،1380، ص103.        11-       نهج البلاغه/ نامه53.        12-       بخاری، محمد بن اسماعیل، چاپ اول، صحیح بخاری، بیروت: دارالفکر، 1401، ج2، ص135.        13-       حر عاملی، محمد بن الحسن، چاپ دوم، وسائل­الشیعه، بیروت: دار احیاء التراث العربی، 1414ق، ج2، ‏ص135.        14-       مجلسی، محمدباقر، چاپ اول، بحارالانوار، بیروت: موسسه الوفاء،  1404ق، ج42، ص97.        15-       اردبیلی، محمد علی، چاپ اول، حقوق جزای عمومی، تهران: میزان، بی­تا، ص119.        16-       موسوی مقدم، محمد، تحلیل و نقد رویه قضایی و قانون حفظ کاربری اراضی زراعی و باغها، تهران: موسسه چاپ و نشر واصف، 1389، ص178.        17-       موسوی مقدم، محمد، همان، ص 179. ............................................................................................................ منبع: فصلنامه انسان و محیط زیست، شماره51

معیارهای ضروری غذای حلال با نگاه به واژه خبیث

بسم الله الرحمن الرحیم  معیارهای ضروری غذای حلال با نگاه به واژه خبیث   مرتضی رحیمی دانشیار دانشکده الهیات و معارف اسلامی دانشگاه شیراز   دریافت اصل مقاله : pdf . چکیده در پژوهش حاضر که با روش توصیفی و تحلیلی انجام گردیده اشاره شده که از نگاه قرآن و روایات، سلامت جسم و روان و ایمان انسان‌ها اهمیت بسزا دارند. از همین رو برای خوردنی‌ها و آشامیدنی‌ها معیارهایی را تعیین نموده و بر امنیت غذایی تأکید کرده و ناپاک نبودن(خبیث نبودن) خوردنی‌ها و آشامیدنی‌ها را ضروری دانسته‌اند. از سویی بر اساس تصریح اهل لغت و مفسران واژه خبیث گاهی معنای حرام و قبیح را می‌دهد، از همین رو می‌توان آن را به سه نوع قبیح شرعی، عقلی و عرفی تقسیم نمود و مواردی، همچون زیان شدید نداشتن خوردنی‌ها و آشامیدنی‌ها، از راه نامشروع به دست نیامدن آن‌ها و مانند آن را به عنوان ضوابط ضروری برای خوردنی‌ها و آشامیدنی‌های حلال نتیجه گرفت. واژه «خبیث» گاهی معنی نامرغوب بودن را می‌دهد، از همین رو توصیه اصحاب کهف به مأمور خرید غذا درباره تهیه بهترین و باکیفیت‌ترین غذا نشان می‌دهد که خوردنی‌ها و آشامیدنی‌ها، باید بهترین کیفیت را دارا باشند، لذا رعایت نکات بهداشتی و استانداردهای لازم در همه مراحل تهیه غذا و نوشیدنی‌ها ضروری است. همچنین با توجه به شرایط گوناگون افراد و سنین مختلف، ممکن است غذا و آشامیدنی برای برخی افراد مفید باشد، اما برای دیگران مفید نباشد. غذا و نوشیدنی ایده آل باید همه معیارهای لازم برای خوردنی‌ها و آشامیدنی‌های حلال را دارا باشد، از همین رو مثلاً پاکیزه بودن خوردنی و آشامیدنی به تنهایی کفایت نمی‌کند، بلکه علاوه بر آن باید دیگر معیارها نیز موجود باشند. کلیدواژه‌ها :خوردنی؛ آشامیدنی؛ حرام؛ پسند طبع؛ مفید؛ مضر .................................................................................................................................. مراجع کتابنامه قرآن کریم. کتب عربی امام رضا، علی بن موسی. 1406ق، فقه الرضا، منسوب به امام رضا(ع)، مشهد: مؤسسه آل البیت(ع). امام رضا، علی بن موسی. 1402ق، طب الرضا، قم: دار الخیام. آشتیانی، محمد حسن. 1418ق، رسالة فی القواعد الفقهیة مع تعلیقات المدرس الطهرانی، تهران: مؤسسه اطلاعات. آل سعدی، عبد الرحمن. 1408ق، تیسیر الکریم الرحمن، بیروت: مکتبة الفقهیة العربیة. ابن ادریس، محمد بن احمد. 1410ق، السرائر الحاوی لتحریر الفتاوی، قم: دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم. ابن منظور، محمد بن مکرم. 1414ق، لسان العرب، بیروت: دار الفکر والطباعة والنشر والتوزیع. ابن هائم، شهاب الدین احمد. 1422ق، التبیان فی تفسیر غریب القرآن، بیروت: دار الغرب الاسلامی. احمد بن حنبل شیبانی، ابو عبدالله. بی‌تا، مسند احمد بن حنبل، قاهرة: مؤسسة قرطبة. اردبیلی، احمد. 1403ق، مجمع الفایدة والبرهان، قم: دفتر انتشارات اسلامی. اردبیلی، احمد. بی‌تا، زبدة البیان فی احکام القرآن، تهران: المکتبة الجعفریة لإحیاء الآثار الجعفریة. اسماعیل صینی، محمود. بی‌تا، المکنز العربی المعاصر، بیروت: مکتبة ناشرون. اندلسی، ابوحیان محمد.1420ق، البحر المحیط فی التفسیر، بیروت: دار الفکر. انصاری، مرتضی. 1410ق، المکاسب المحرمة، شرح محمد کلانتر، قم: مؤسسه مطبوعاتی دار الکتب. ایروانی، باقر. 1427ق، دروس تمهیدیة فی الفقه الاستدلالی، قم: بی‌نا. برقی، ابو جعفر احمد. 1371ق، المحاسن، قم: دار الکتب الاسلامیة. بیهقی، احمد بن حسن. 1414ق، السنن الکبری، مکه: مکتبة دار الباز. ثقیفی، ابراهیم بن محمد. 1395ق، الغارات، تهران: انجمن آثار ملی. جزیری، عبد الرحمن و غروی، محمد و یاسر، مازح. 1419ق، الفقه علی المذاهب الأربعة ومذهب أهل البیت، بیروت: دار الثقلین. حر عاملی، محمد بن الحسن. 1409ق، وسائل الشیعة، بیروت: مؤسسة آل البیت(ع). حمیری، نشوان بن سعید. بی‌تا، نشوان العلوم و دواء کلام العرب، دمشق: دار الفکر. خویی، ابوالقاسم. 1418ق، فقه الشیعة؛ کتاب الطهارة، قم: مؤسسه آفاق. خویی، ابوالقاسم. 1418ق، التنقیح فی شرح العروة الوثقی، قم: بی‌نا. راغب اصفهانی، حسین بن محمد. ۱۴۱۲ق، المفردات فی غریب القرآن، بیروت: بی نا. راوندی، قطب الدین سعید. 1405ق، فقه القرآن، چاپ دوم، قم: انتشارات کتابخانه آیت الله مرعشی. روحانی قمی، محمد صادق حسینی. 1412ق، فقه الصادق علیه السلام، قم: مدرسة الامام الصادق(ع). زمخشری، محمود. 1407ق، الکشاف عن حقائق غوامض التنزیل، بیروت: دار الکتاب العربی. سبزواری، سید عبد الأعلی. 1413ق، مهذّب الأحکام، قم: مؤسسة المنار- دفتر حضرت آیت الله سبزواری. شرتونی، سعید. 1403ق، اقرب الموارد فی فصح العربیة والشوارد، قم: مکتبة آیة الله العظمی المرعشی. شریف مرتضی، علی بن حسین. 1417ق، المسائل الناصریات، تهران: رابطة الثقافة والعلاقات الاسلامیة. شریف مرتضی، علی بن حسین. 1380ش، المجازات النبویة، چاپ اول، قم: نشر شریف مرتضی. شعیری، محمد بن محمد. بی‌تا، جامع الأخبار للشعیری، چاپ اول، نجف اشرف: مکتبة الحیدریة. شیرازی، صادق. 1425ق، التعلیقات علی شرایع الاسلام، قم: انتشارات استقلال. شیرازی، صادق. 1428ق، ألف مسألة فی بلاد الغرب، بیروت: دار العلوم مؤسسة الثقافة. طباطبایی قمی، محمد تقی. 1413ق، عمدة المطالب فی التعلیق علی المکاسب، قم: کتابفروشی محلاتی. طباطبایی قمی، محمد تقی. 1417ق، الغایة القصوی فی التعلیق علی العروة الوثقی کتاب الصوم، قم: انتشارات محلاتی. طبرسی، فضل بن حسن. 1377ش، تفسیر جوامع الجامع، تهران: انتشارات دانشگاه تهران و مدیریت حوزه علمیه قم. طبرسی، فضل بن حسن. 1412ق، مکارم الأخلاق، قم: نشر شریف رضی. طریحی، فخر الدین. 1375ش، مجمع البحرین، تهران: نشر مرتضوی. طوسی، ابو جعفر محمد بن حسن. 1407ق، الخلاف، قم: دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم. طوسی، ابو جعفر محمد بن حسن. بی‌تا، التبیان فی تفسیر القرآن، بیروت: دار احیاء التراث العربی. عاملی ترحینی، محمد حسن. 1424ق، الزبدةالفقهیة، قم: دار الفقه للطباعة والنشر. عبد الرحمن، محمود. بی‌تا، معجم المصطلحات والألفاظ الفقهیة، بی‌جا: بی‌نا. عیاشی، محمد بن مسعود. بی‌تا، تفسیر العیاشی، بی‌جا: منشورات موقع الکوثر الاسلامیة. فخر رازی، ابو عبد الله محمد بن جعفر.1420ق، مفاتیح الغیب، بیروت: دار احیاء التراث العربی. فیض کاشانی، محمد محسن. بی‌تا، مفاتیح الشرایع، قم: انتشارات کتابخانه آیت الله مرعشی. فیومی، احمد بن محمد. بی‌تا، المصباح المنیر، قم: منشورات دار الرضی. قحطانی، سعید بن مسفر. بی‌تا، دروس للشیخ سعید بن مسفر، بی‌جا: بی‌نا. کاظمی فاضل، جواد بن سعد اسدی. بی‌تا، مسالک الأفهام الی آیات الأحکام، بی‌جا: بی‌نا. کرکی عاملی، حسین بن شهاب الدین. 1396ق، الاجتهاد والتقلید(هدایة الابرار إلی طریق أئمة الأطهار)، نجف اشرف: بی‌نا. کلینی، محمد بن یعقوب. 1429ق، الکافی، قم: دار الحدیث للطباعة والنشر. مجلسی، محمد باقر. ۱۴۰۳ق، بحار الأنوار، بیروت: مؤسسة الوفا. محسنی قندهاری، محمد آصف. 1424ق، الفقه ومسائل طبیة، قم: انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی. مصطفوی، حسن. 1402ق، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، تهران: مرکز الکتاب للترجمة والنشر. میرزای قمی، ابو القاسم. 1417ق، غنایم الایام فی مسائل الحلال والحرام، قم: انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم. نجفی، محمد حسن. ۱۳۶۷ش، جواهر الکلام، بی‌جا: دار الکتب الاسلامیة. . کتب فارسی طیب، عبد الحسین. 1378ش، أطیب البیان فی تفسیر القرآن، تهران: انتشارات اسلام. عاملی، ابراهیم. 1360ش، تفسیر عاملی، بی‌جا: انتشارات صدوق. قرشی، علی اکبر. 1377ش، تفسیر أحسن الحدیث، تهران: بنیاد بعثت. مکارم شیرازی، ناصر. 1424ق، رسالة توضیح المسائل، قم: مدرسة امام علی بن ابی طالب. نجفی، محمد حسن. 1415ق، مجمع الرسائل المحشی، مشهد: مؤسسه صاحب الزمان(ع).  . مقالات اکران، طیبه و گلی، مهرناز. 1396ش، «سبک تغذیه در سلامت انسان از دیدگاه آیات و روایات»، فصلنامه مطالعات قرآنی، دانشگاه آزاد اسلامی جیرفت، شماره 32، صص 159-176. عالی پور، فتح الله و مهدوی، فرنگیس. بی‌تا، «حلال و طیب عالی‌ترین معیارهای بهداشتی مواد غذایی از دیدگاه قرآن»، نشریه اسلام و سلامت، دانشگاه علوم پزشکی بابل، شماره2، صص25-11. ............................................................................................................. منبع: فصلنامه مطالعات قرآنی-، دوره 10، شماره 38، 

حلال و طیب عالی ترین معیارهای بهداشتی مواد غذایی از دیدگاه قرآن

بسم الله الرحمن الرحیم  حلال و طیب عالی ترین معیارهای بهداشتی مواد غذایی از دیدگاه قرآن   مهندس فتح الله عالی پور.1  فرنگیس مهدوی.2 1 .معاونت غذا و دارو، دانشگاه علوم پزشکی شهرکرد، شهرکرد، ایران 2 .بیمارستان هاجر، دانشگاه علوم پزشکی شهرکرد، شهرکرد، ایران . (متن کامل مقاله: PDF)  . چکیده:    هدف و مقدمه: بسیاری از بیماری ها ناشی از عدم رعایت بهداشت مواد غذایی است. مصرف مواد غذایی سالم، ایمن و مرغوب نقش مهمی در تامین سلامت جامعه و توسعه کیفی سرمآیه انسانی دارد. از دیدگاه قرآن و حدیث دستورالعمل ها و توصیه هایی برای تولید و مصرف صحیح مواد غذایی ارائه شده است. لذا هدف از این مقاله شناخت اهمیت بهداشت مواد غذایی از دیدگاه قرآن است. روش مطالعه: این یک مطالعه مروری است که سعی نموده با بررسی متون علمی و منابع اسلامی یک تحلیلی علمی از دیدگاه قرآن در ارتباط با اهمیت بهداشت و ایمنی مواد غذایی ارائه دهد. نتایج و بحث: این مطالعه نشان داد که قرآن کریم در زمینه بهداشت و ایمنی مواد غذایی عالی ترین استانداردها را تحت عنوان حلال و طیب ارائه نموده است تا همه جنبه های کیفیت را از لحاظ: پاکی، بهداشتی، ایمنی، مقوی و مغذی را تامین نماید. اجرای چنین استانداردهای مترقی منوط به فهم صحیح قرآن، کسب دانش های مدرن، آموزش و ترویج عملی فرهنگ حلال و حرام و اجرای سیستم های تضمین ایمنی و کیفیت و حرکت به سمت تولید محصولات ارگانیک است. استانداردهای حلال و طیب در حال تبدیل شدن به یک برند جهانی است و اجرای این استانداردها، ضمن اینکه ارزش افزوده بسیار بالایی برای کشور از نظر تولید و عرضه مواد غذایی سالم، ایمن و مرغوب فراهم می نماید، در توسعه کیفیت سرمایه انسانی یعنی اصلاح باورها، اعتقادات، اندیشه ها و رفتارها، و شکوفا نمودن استعدادها و تقویت توانمندی ها، و تامین سلامت همه جانبه انسان و اعتلای انسان به سوی خدا نقش مهمی دارد. واژه‌های کلیدی: قرآن، غذای حلال، بهداشت و ایمنی مواد غذایی، سلامت. ................................................................................................................... منبع: نشریه اسلام و سلامت - دوره ۱، شماره ۲ - دانشگاه علوم پزشکی بابل

قرآن کریم و امنیت غذایی؛ روش های برون رفت از بحران گرسنگی

بسم الله الرحمن الرحیم  قرآن کریم و امنیت غذایی روش های برون رفت از بحران گرسنگی اشاره: امنیت به معنای عام آن از جمله امنیت غذایی نخستین دغدغه انسان در روی کره خاکی است. برخی از اندیشمندان بر این باورند که امنیت غذایی نخستین در میان اقسام امنیت هاست؛ زیرا آن چه آدمی را به هر سویی می کشاند گرسنگی و پر کردن شکم است. هنگامی که شکم با غذایی آرامش یافت آن گاه است که در پی امنیت جانی و اجتماعی و مانند دیگر می افتد. بنابراین تغذیه و امنیت غذایی نخستین نخستین هاست و انگیزه های بنیادین هر حرکتی و خواسته و نیاز اساسی بشر است. این مشکل از روز نخستین که آدمی آفریده شده است با او همراه بوده است. از این روست که قرآن پس از آفرینش انسان به علت هبوط آدمی از جنت و بهشت خاص خود اشاره می کند و بیان می دارد که آدمی با خوردن از درخت ممنوع خود را گرفتار اموری ناخواسته کرد که اکنون در زمین و کره خاکی دچار آناست. (بقره آیه ۳۵ و اعراف آیات ۱۹ و ۲۰) اکنون آدمی در دنیای معاصر با معضل گرسنگی و بحران غذایی مواجه است و تعادل در تولید و توزیع و مصرف به هم خورده و نوعی کمبود شدید و قحطی جهان را تهدید می کند. از این روست که امنیت غذایی از اهمیت فوق العاده ای برخوردار شده و در صدر خواسته های آدمی به شکلی شدیدتر خود را قرار داده است. هر کسی می کوشد تا راه کاری برای این معضل و مشکل دایمی بشر بیابد که اکنون تشدید شده و انسانیت را در معرض خطر و تهدید جدی قرار داده است. در این میان شاید بازخوانی تحلیل و ساز و کارهای قرآنی برای این معضل مفید باشد. تمدن بشری با همه پیشرفتی که کرده است باز هم نتوانسته است بر معضل گرسنگی و قحطی و جوع غلبه کند. فناوری های مختلف از جمله فناوری زیستی و همتاسازی گیاهان و دیگر موارد تغذیه بشر نیز نتوانسته است این معضل را حل و گرسنگی و قطحی را ریشه کن کند. اما پرسش این نوشتار این است که قرآن چه ساز و کار و راهکاری برای برون رفت از معضل بیان می کند و چه شیوه ها و روش هایی را برای امنیت غذایی پیشنهاد می دهد؟ . قرآن و امنیت از نظر قرآن، امنیت به مفهوم عام و دربرگیرنده آن از مهم ترین خواسته ها و نیازها و انگیزه های بشری است و اصولا سعادت و خوشبختی در مفهوم قرآنی برای انسان جز با دو مولفه امنیت و آسایش فراهم نمی آید. از این نظر است که بهشت به عنوان میعادگاه خوشبختی بشر دارای دو مولفه آرامش و آسایش است. بخشی که ما اکنون از آن به امنیت غذایی یاد می کنیم در حقیقت همان آسایش است که در کنار آرامش روحی و روانی آدمی را در مسیر کمالی قرار می دهد و همه دغدغه های اصلی بشر را پاسخ درست و مناسب می دهد. بر این اساس است که از نظر قرآن جامعه نمونه و دولت سالم دولت و جامعه ای است که دارای آرامش وآسایش است و مردم در بستری قرار می گیرند که هیچ گونه دغدغه ای درباره آن نداشته باشند. از این روست که در آیه ۱۱۲ سوره نحل می فرماید: و ضرب الله مثلا قریه کانت آمنه مطمئنه یاتیها رزقهار غدا من کل مکان؛ و خداوند به عنوان نمونه و الگوی جامعه سالم به آبادی و جامعه تمدنی آبادی مثال می زند که آن جامعه دارای امنیت بوده و از آرامش و اطمینان برخوردار می باشد به گونه ای که روزی و تغذیه آن به طور فراوان از هر سوی بدان سرازیر است. بنابراین از نظر قرآن جامعه ای در شکل درست اداره و مدیریت می شود که برخوردار از آرامش و امنیت غذایی و رشد و شکوفایی اقتصادی می باشد. اگر از نظر قرآن مسئله امنیت غذایی تا این اندازه مهم است و حتی برای بهشت فراوانی موادغذایی به عنوان شناسه اصلی مطرح می شود، این مسئله به طور طبیعی خودنمایی می کند که قرآن به عنوان کتاب زندگی به طور قطع آموزه هایی برای تحقق آن بیان داشته است. از آن جایی که در تحلیل و هستی شناسی قرآنی خدامحوری وتوحید در همه سطوح و مراتب نقش کلیدی و محوری را ایفا می کند می توان گفت که دراین بخش نیز مسئله نمی تواند جدا از خدا و حضور ربوبی و پروردگاری او تصویر و ترسیم شود. براین اساس است که در آیه ۶۹ سوره اعراف به نقش ایمان در افزایش رزق و روزی و شکوفایی اقتصادی و امنیت غذایی اشاره می کند و می فرماید: «و لو ان اهل القری آمنوا واتقوا لفتحنا علیهم برکات من السماء والارض و لکن کذبوا فاخذناهم بما کانوا یکسبون؛ اگر جامعه ای به خداوند ایمان داشته باشد و نسبت به پلیدی ها و پلشتی های عقلی و عقلایی و شرعی تقوا پیشه کند هر آینه ما برکات و نعمت های آسمانی و زمینی خویش را بر ایشان می گشودیم ولی جامعه ای چون جامعه مکه خداوند را تکذیب کرده و ما به سبب این کفر و رفتارهای ضدهنجاری و تقوایی آنان را به سختی و قحطی و گرسنگی گرفتیم. بنابراین می توان به نقش محوری خدا و گناهان و تکذیب آموزه های وحیانی به عنوان عامل مهم و اصلی در افزایش و امنیت غذایی و شکوفایی اقتصادی و یا کمبودها و قحطی ها و فشارها و تنگناهای اقتصادی اشاره کرد و دیدگاه قرآن را دراین مسئله جدی تلقی کرد. آدمی گاه به عنوان آزمون و دستیابی به ظرفیتها در زمانی دچار قحطی می شود ولی این آزمون ها نیز به قرار نتیجه دستاوردهای نادرست آدمی است. به سخنی دیگر اگر آدمی ایمان واقعی داشته باشد و در مسیر تقوا و هنجاری حرکت کند هرگز دچار بحران موادغذایی و یا کمبودهای دیگر در جهان مادی نمی شود ولی ظلم به نفس و یا دیگری موجب می شود که گرفتار بلا و یا ابتلا و یا حتی تنبیه و عذاب شود. به نظر می رسد که داستان حضرت موسی(ع) و درگیری وی با قبطی کافر و فرار وی از مصر بیانگر نکته ای باشد که مورد نظر ما دراین جاست؛ زیرا ظلم به نفس موجب می شود که دنیا بر او تنگ آید و اگر دعا و نیایش و بازگشت وی نبود که با «رب انی بما انزلت الی من خیر فقیر» بیان می شود او در گرفتاری شخصی خود و فقدان غذا و امنیت باقی می ماند ولی بازگشت وی به سوی خداوند که با عبارت انی ظلمت نفسی بیان می شود موجب شد تا مورد عنایت قرار گرفته و از نعمت غذا و جا و همسر برخوردار گردد. داستان حضرت یونس(ع) که به لقب ذالنون شناخته می شود نیز بیانگر همین مسئله می باشد که همراه با توجه و بازگشت به خدا و اقرار ظلم به نفس از مشکل فقدان امنیت و تغذیه و مانند آن رهایی می یابد. جامعه یونسی(ع) تنها جامعه ای است که بنابر گزارش قرآن با بازگشت به خدا و توبه توانست تا مدتها از نعمت ها و برکات خداوندی برخوردار گردد که خداوند به این مسئله در آیه ۸۹ سوره یونس اشاره و توضیح می دهد: فلولا کانت قریه امنت فنفعها ایمانها الا قوم یونس لما آمنوا کشفنا عنهم عذاب الخزی فی الحیاه الدنیا و متعنا هم الی حین؛ هیچ آبادی و جامعه ای نبود که ایمان ایشان برای آنها سودی داشته باشد مگر جامعه و قوم یونس که به دنبال ایمان ما عذاب خوارکننده را در زندگی دنیوی از آن ها برداشتیم و تا زمانی آنان را از نعمت های مختلف برخوردار گردانیدیم. . ساز و کارهای زیست محیطی افزون بر راهکارهای پیش گفته که عاملی مهم و مستقیم در افزایش شکوفایی اقتصادی و تضمین امنیت غذایی و آرامش روحی و روانی فردی و جمعی بشر است، قرآن به ساز و کارهای زیست محیطی با بهره گیری از فن آوری های مختلف نیز اشاره می کند. این بدان معناست که اصل «ان الله یابی ان تجری الامور الا باسبابها؛ خداوند پرهیز دارد که امور جز از راه اسباب آن انجام شود»، در هر حال اساسی و جاری می شود و نمی توان گفت که بی اسباب بتوان امور زندگی دنیوی را سامان داد. شبیه این مسأله می توان در مسأله توکل و بستن همزمان زانوی اشتر دید که هم توکل و اراده فراسببی خداوند با بهره گیری از اسباب بستن پای شتر مورد توجه و تأکید می باشد. از این روست که قرآن در آیات بسیاری به ساز وکارهای مختلف برای ایجاد امنیت غذایی اشاره می کند. از آن جمله به مسأله مدیریت آب و سدسازی در آیاتی چند توجه می دهد و در داستان یوسف به چگونگی مدیریت تولید و داشت و برداشت می پردازد و به شیوه و روش انبار کردن غلات برای مدت های طولانی چون هفت سال اشاره می کند. (یوسف آیات ۳۴ تا ۸۴) در این آیات به سیلو کردن گندم همراه با پوسته آن اشاره شده است که موجب دوام و حفظ غلات تا زمانی طولانی می شود. بهره گیری از محیط زیست برای حفظ و نگه داری و نیز بهره مندی از آبگیرها و فن آوری سدسازی از دیگر روش هایی است که در آیات قرآن بدان توجه داده شده است. قرآن رفتارهای فسادانگیز بشر و تباهی در محصولات و فرآورده های زمینی را به سبب تأثیرات مخرب و زیانبار محیط زیستی و شیوه نادرست بهره گیری از منابع می شمارد و بیان می دارد که آدمی با تصرفات نادرست خویش که بیرون از دایره شکر عملی است موجب می شود تا از زمین و محیط زیست به درستی بهره گرفته نشود و موجبات کاهش فرآورده ها و تولیدات زمینی شود. خداوند در آیه ۱۴ سوره روم می فرماید: ظهر الفساد فی البر و البحر بما کسبت أیدی الناس لیذیقهم بعض الذی عملوا لعلهم یرجعون؛ فساد در خشکی و دریا به سبب فعالیت ها و دستاوردهای نادرست بشر ظاهر شده است؛ به دنبال این تباهی و فساد در محیط زیست است که ما برخی از مشکلات و مصیبت ها را به آدمی می چشانیم تا شاید در رفتار خویش تجدیدنظر کرده و از ادامه روش های نادرست برخورد با محیط زیست دست بردارند و براساس اصول اخلاقی و هنجاری و قوانین طبیعی و سنت های الهی عمل کنند و از انجام فعالیت هایی که محیط زیست را آلوده و موجبات تباهی آن می شوند خودداری کنند. این ها نمونه هایی از شیوه ها و ساز و کارهایی است که قرآن برای حفظ امنیت غذایی و بهره گیری از فن آوری های مختلف به ویژه فن آوری های زیست محیطی بیان داشته است ........................................................................... منبع: کیهان - اصغر مرادی

امنيت غذايی در قرآن كريم

بسم الله الرحمن الرحیم  امنيت غذايی در قرآن كريم   علی رزاقی کارشناسی ارشد مهندسی کشاورزی بیماری‌شناسی گیاهی. دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات تهران   اشاره: ايجاد امنيت غذايی در جامعه اسلامی زمينه ‏ساز توسعه فرهنگ دينی خواهد بود به شرط آنكه تمامی افراد جامعه به صورت عادلانه به غذا دسترسی داشته و مصرفی بدون اسراف داشته باشند. پس می‏ توان تعريف قرآنی برای امنيت غذايی را اين‏گونه آورد: توليد آگاهانه و مدبرانه انواع غذاهای طيب و حلال در جامعه اسلامی بدون وابستگی به غير مسلمانان و توزيع عادلانه آن به طوری كه تمام افراد جامعه، دسترسی دائم به غذا داشته و از تأمين آن در آينده نيز مطمئن باشند و از آن بدون اسراف، مصرف كنند. برخورداری از امنيت غذايی و غذای سالم و كافی ابتدايی ‏ترين حق از حقوق هر انسانی است كه متاسفانه در جهان امروز بسياری از آن بی ‏بهره‏اند. با توجه به اينكه بر دامنه اين بحران در دهه‏ های پيش رو افزوده خواهد شد، در اين مقاله سعی شده است تا نگاه قرآن كريم به مفهوم امنيت غذايی مورد واكاوی قرار گيرد. برای نيل به اين هدف ابتدا، تعريف” امنيت غذايی” در مجامع معتبر علمی غرب آورده شده است و سپس با بررسی آيات قرآنی مرتبط با مفاهيم تغذيه و كشاورزی تلاش گرديده استتا تعريفی براساس آيات قرآن برای آن ارائه گردد. تعريف قرآنی ارائه شده در اين مقاله از اين قرار است”: توليد آگاهانه و مدبرانه انواع غذاهای طيب و حلال در جامعه اسلامی بدون وابستگی به غير مسلمانان و توزيع عادلانه آن به طوری كه تمام افراد جامعه، دسترسی دائم به غذا داشته و از تأمين آن در آينده نيز مطمئن باشند و از آن بدون اسراف مصرف كنند”. شايد بتوان اين تعريف را به نظام اقتصادی نيز تعميم داد با اين بيان كه نظام اقتصاد اسلامی بر مبنای توليد مدبرانه، توزيع عادلانه و مصرف بدون اسراف بنيان نهاده شده است. قرآن كريم آخرين كتاب آسمانی و معجزه جاودان خاتم النبيين در بردارنده هر خرد و كلانی است و هماره فانوس نجات جويندگان حقيقت و مشعل هدايت پويندگان صراط مستقيم بوده است. اگرچه تمدن اسلامی در قرون سوم تا نهم هجری به مدد اين نور الهی از رشد و بالندگی خاص برخوردار شد اما متاسفانه به علت افساد طاغوت ‏های زمانه رو به افول نهاد. تاريخ نشان می ‏دهد كه با ظهور رنسانس در قرون 14 و 15 ميلادی هنگامی كه اروپا تلاش خود را برای نجات از يوغ خرافات كليسای منحرف آغاز كرد. بذر علوم جديد نيز كاشته شد. اين علوم براساس تجربه و مشاهده عينی از پديده‏ های محسوس بنيان نهاده شده اند، دارای ساختاری نسبی و متكثر و گاه متناقض هستند و هدفی جز افزايش منافع مادی انسان اومانيست ندارند. شايد از همين روست كه علی‏رغم داعيه جهان ‏شمولی ليبراليسم مبتنی بر پيشرفت ‏های بسيار در فناوری و علوم جديد، تمدن غرب هنوز از پاسخ‏گويی به برخی از ابتدايی‏ ترين نيازهای بشر درمانده است كه بی‏شك يكی از مهمترين آنها ايجاد امنيت غذايی است. در اين مقاله ابتدا تعريف موجود از امنيت غذايی در محافل علمی غرب بيان گرديده و سپس با استفاده از آيات شريفه مرتبط با اين مفهوم تلاش شده است تا تعريفی قرآنی برای‏ آن ارائه گردد. البته منظور اين نيست كه ما فی المثل در پی كشف فرمول‏های شيميايی در قرآن باشيم بلكه قرآن كريم كتاب هدايت است و يگانه راه توحيد را بر مردمان تمام دوران‏ ها نمايان می‏سازد. اميد است كه ما مسلمانان خود را بازشناسيم و با اتكال به خداوند متعال و اتكا به دو گنجينه بی‏پايان و جدای ‏ناپذير قرآن و اهل بيت عليهم السّلام به اهداف عالی اسلام عزيز در رسيدن به علم حقيقی توحيد مدار نائل آييم.   1- تعريف امنيت غذايی از سوی بانك جهانی وF .A .O تاكنون تعاريف مختلفی از امنيت غذايی توسط افراد و نهادهای گوناگون ارائه شده است اما مقبول‏ترين تعريف كه بيش از همه مورد رجوع قرار گرفته، تعريفی است كه بانك جهانی در سال 1986 ارائه كرد.” Access by all people at all time to enough food for an active and healthy life”(دسترسی همه مردم در همه زمان ها به غذاهای كافی جهت زندگی سالم و فعال) اين تعريف لزوم دسترسی تمام مردم به غذای كافی جهت داشتن زندگی سالم و فعال را متذكر می‏شود. و ناظر بر 4 محور اصلی می ‏باشد كه هريك شاخصی برای ارزيابی وجود يا عدم وجود امنيت غذايی در يك ناحيه يا جامعه معين در نظر گرفته می‏شود. در سال های اخير نيز بيشتر تحقيقات درباره امنيت غذايی بر همين 4 محور متمركز بوده است. 1- 1- فراهم بودن غذا:(Availability) در طول تاريخ همواره منازعات بسياری بين انسان‏ها برای در دست گرفتن منابع مكفی غذايی درگرفته است، نوآوری در عرصه علم و فن‏آوری نيز گرچه باعث افزايش اين منابع گشته اما متأسفانه به حفظ پايداری اين منابع كمتر توجه شده است. 1- 2 دسترسی به غذا:(Axxessilability) يك محور از امنيت غذايی، دسترسی يكسان به غذا توسط انسان‏ها است. عدم تساوی در جوامع منجر به معضلات بزرگی گشته است و هدف بيشتر كمك‏های غذايی نيز در وهله اول غلبه بر اين وضع نامساعد اجتماعی بوده كه البته موفقيت بسيار محدودی نصيب اين تلاش‏ها شده است. 1- 3- مطلوبيت غذا:(Adequacy) امنيت غذايی مستلزم آن است كه ميزان مناسب از غذا در دسترس همگان باشد تا سلامت انسان و پايداری در توليد، توزيع و مصرف تضمين شود. 1- 4- پايداری:(Sustainability) يك نظام غذايی پايدار بايستی با توجه به حفظ قابليت نسل‏های آينده جهت برآوردن نيازهای‏شان تنظيم گردد.(F .A .O ,2002) 2- بحث و بررسی آيات مرتبط با مفهوم امنيت غذايی‏ 2- 1- شباهت نعمات دنيوی و بهشتی برای مومنان‏ وَ بَشِّرِ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ أَنَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ كُلَّما رُزِقُوا مِنْها مِنْ ثَمَرَةٍ رِزْقاً قالُوا هذَا الَّذِي رُزِقْنا مِنْ قَبْلُ وَ أُتُوا بِهِ مُتَشابِهاً وَ لَهُمْ فِيها أَزْواجٌ مُطَهَّرَةٌ وَ هُمْ فِيها خالِدُونَ‏آيه 25 از سوره مباركه بقره سرنوشت مومنان را بيان می‏كند و نخست می‏گويد:” به آنها كه ايمان آورده و عمل صالح انجام داده‏اند بشارت ده كه برای آنها باغ ‏هايی از بهشت است كه نهرها زير درختانش جاری است”. می‏دانيم كه باغ‏های فاقد آب دائم، بايستی آب مورد نياز خود را گهگاه از خارج وارد كنند در نتيجه طراوت زيادی نخواهند داشت و طراوت از آن باغی است كه هميشه آب در اختيار دارد. آب ‏هايی كه متعلق به خود آن است و قطع نمی‏شود، خشكسالی و نقصان آب آن را تهديد نمی‏كند و چنين است باغ‏های بهشت سپس ضمن اشاره به ميوه‏ های گوناگون اين باغ‏ها می‏گويد:” هر زمان از اين باغ‏ها ميوه‏ای به آنها داده شود.”” می‏گويند اين همان است كه پيش از اين نيز به ما داده شده بود.” مفسران بر اين جمله تفاسير مختلفی ذكر كرده‏اند اما يك نظر بر آن است كه مومنان هنگامی كه ميوه‏ های بهشتی را می ‏بينند آن را مشابه ميوه‏ های دنيا می‏يابند و خاطره نعمات دنيوی بر آنها زنده می‏شود. و البته هيچ مانعی ندارد كه جمله مذكور اشاره به اين مفهوم باشد چرا كه الفاظ قرآن گاه دارای چندين معنی هستند (تفسير نمونه) از اين آيه چنين می‏ توان نتيجه گرفت كه جامعه اسلامی می‏ تواند به گونه‏ای ساخته شود كه به بهشت موعود شباهت داشته باشد. چراكه خداوند نعمات خود را برای مومنين در دنيا و آخرت مشابه هم آفريده است (نظر نويسنده). 2- 2- دسترسی دائم به غذا مَثَلُ الْجَنَّةِ الَّتِي وُعِدَ الْمُتَّقُونَ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ أُكُلُها دائِمٌ وَ ظِلُّها تِلْكَ عُقْبَی الَّذِينَ اتَّقَوْا وَ عُقْبَی الْكافِرِينَ النَّارُ آيه 35 از سوره مباركه رعد” وصف بهشتی كه به متقين وعده داده شده اين است كه از زير درختان آن نهرها جاری است، ميوه و سايه‏اش هميشگی است اين فرجام پرهيزگاران است اما فرجام كافران آتش دوزخ است.” در اين آيه عبارت‏” أُكُلُها دائِمٌ” وجود دارد يعنی” خوردنی‏هايی كه هميشه وجود دارد.”چنان‏كه قبلا در آيه 25 بقره بيان شد، بين دنيا و آخرت برای مومنان شباهت وجود دارد و مومنان زمانی كه نعمات بهشتی را می ‏بينند به ياد نعمات دنيوی می‏افتند و اين‏گونه نتيجه‏ گيری كرديم كه جامعه اسلامی و نعمات آن به بهشت و نعماتش شبيه می ‏باشد. در صورتی كه اين دو فرض را در كنار هم قرار دهيم می‏ توان چنين استنباط كرد كه در جامعه اسلامی دسترسی به خوراك و مواد غذايی بايستی هميشگی بوده و غذا به طور دائم در دسترس مسلمانان باشد (نظر نويسنده).وَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا قَرْيَةً كانَتْ آمِنَةً مُطْمَئِنَّةً يَأْتِيها رِزْقُها رَغَداً مِنْ كُلِّ مَكانٍ فَكَفَرَتْ بِأَنْعُمِ اللَّهِ فَأَذاقَهَا اللَّهُ لِباسَ الْجُوعِ وَ الْخَوْفِ بِما كانُوا يَصْنَعُونَ (112) وَ لَقَدْ جاءَهُمْ رَسُولٌ مِنْهُمْ فَكَذَّبُوهُ فَأَخَذَهُمُ الْعَذابُ وَ هُمْ ظالِمُونَ (113) فَكُلُوا مِمَّا رَزَقَكُمُ اللَّهُ حَلالًا طَيِّباً وَ اشْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ إِنْ كُنْتُمْ إِيَّاهُ تَعْبُدُونَ (114) إِنَّما حَرَّمَ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةَ وَ الدَّمَ وَ لَحْمَ الْخِنْزِيرِ وَ ما أُهِلَّ لِغَيْرِ اللَّهِ بِهِ فَمَنِ اضْطُرَّ غَيْرَ باغٍ وَ لا عادٍ فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ‏ در آيات 112، 113 و 114 سوره مباركه النحل خداوند نخست می‏فرمايد برای آنها كه ناسپاسی نعمت می‏كنند مثلی زده، منطقه آبادی‏ (قَرْيَةً) كه در نهايت امن و آرام بود (آمِنَةً) اين آبادانی آن‏چنان امن و امان بود كه ساكنانش با اطمينان در آن زندگی كرده و هرگز دچار كمبود و به تبع آن مهاجرت نمی‏شدند (مُطْمَئِنَّةً) و اين قريه آمنه و مطمئنه به گونه ای بود كه روزی مورد نياز مردمش به طور وافر از هر مكانی به سوی آنها می‏آمد. اما سرانجام اين مردم كفران نعمت خدا كردند و خداوند لباس گرسنگی و ترس بر آنها پوشانيد (جوع و خوف) و دچار عذاب الهی شدند سپس خداوند از ما می‏خواهد با مشاهده چنين نمونه‏ هايی در راه غافلان و ظالمان گام نگذاريم” شما از آنچه خدا روزيتان كرده حلال و پاكيزه بخوريد و شكر او را بجای آريد اگر او را بپرستيد” در اينكه اين قريه مكه بوده يا سرزمين سبا در يمن و يا اين واقعه در تاريخ بنی اسرائيل اتفاق افتاده بين مفسران اختلاف است اما به‏ هرحال از آنجا كه تاريخ مناطق بسياری را به ياد دارد كه‏ گرفتار چنين سرنوشتی شده‏اند، مشكل مهمی در تفسير اين آيه باقی نمی‏ماند (تفسير نمونه). در آيات فوق برای اين منطقه آباد و پربركت 3 ويژگی با خاصيت علی و معلولی ذكر شده است. 1) امنيت جامعه 2) اطمينان اجتماعی از آينده پيش رو 3) بهره‏مندی از مواهب اقتصادی. البته مشهود است كه اگر در جامعه‏ای امنيت نباشد اطمينانی نيز به زندگی وجود نخواهد داشت تا توسعه اقتصادی حاصل شود. خلاصه اينكه در جامعه اسلامی نعمات 3 گانه دنيوی شامل: امنيت، اطمينان اجتماعی و بهره‏مندی از مواهب دنيوی كه قطعا رزق حلال و طيب از مهمترين آنهاست بايستی مهيا باشد تا بتوان به نعمت بزرگتر و تكميل‏كننده آنها يعنی شريعت و عمل به آن دست يافت (نظر نويسنده) 2- 3- اطمينان از دست‏يابی به غذا وَ إِذْ قالَ إِبْراهِيمُ رَبِّ اجْعَلْ هذا بَلَداً آمِناً وَ ارْزُقْ أَهْلَهُ مِنَ الثَّمَراتِ مَنْ آمَنَ مِنْهُمْ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ قالَ وَ مَنْ كَفَرَ فَأُمَتِّعُهُ قَلِيلًا ثُمَّ أَضْطَرُّهُ إِلی‏ عَذابِ النَّارِ وَ بِئْسَ الْمَصِيرُ در آيه 126 سوره بقره حضرت ابراهيم دو درخواست از خدا دارد، قرآن می‏گويد” به خاطر بياوريد هنگامی كه ابراهيم عرض كرد پروردگارا اين سرزمين را، شهر امن (مكه) قرار ده” و با توجه به آيه پيش از آن دعای ابراهيم عليه السّلام به اجابت رسيد و خداوند امنيتی از نظر ظاهر و باطن به آن بخشيد. دومين تقاضای ابراهيم اين است كه اهل اين سرزمين را- آنها كه به خدا و روز جزا ايمان آورده‏اند- از ثمرات گوناگون روزی بخش. در اينكه منظور از ثمرات چيست؟ مفسران نظرات گوناگون دارند ولی ظاهرا ثمرات يك معنی وسيع دارد كه هرگونه نعمت مادی اعم از مواد غذايی، ميوه‏ ها و حتی نعمات معنوی را نيز شامل می‏شود (تفسير نمونه). جالب آنكه ابراهيم نخست تقاضای امنيت و سپس درخواست مواهب اقتصادی می‏كند اين خود اشاره‏ای است به اين حقيقت كه امنيت و اقتصاد در يك جامعه با هم ارتباط تنگاتنگ داشته و شايد لازم و ملزوم هم باشند (نظر نويسنده). اين نكته نيز قابل توجه است كه حضرت ابراهيم اين درخواست را تنها برای اهل ايمان می‏كند و اين مطلب، وجود امنيت غذايی و دسترسی بی‏دغدغه و توأم با احساس امنيت روانی به غذا را لازمه جامعه اسلامی می‏داند. در ادامه آيه نيز خبر از بهره كم كفار از مواهب الهی داده شده كه می‏ تواند در آسيب‏شناسی كشاورزی و عدم امنيت غذايی، قحطی و گرسنگی در جوامع مورد توجه قرار گيرد (نظر نويسنده). 2- 4- روزيهای پاك (طيبات رزق) يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُلُوا مِنْ طَيِّباتِ ما رَزَقْناكُمْ وَ اشْكُرُوا لِلَّهِ إِنْ كُنْتُمْ إِيَّاهُ تَعْبُدُونَ از آنجا كه قرآن در مورد انحرافات ريشه‏دار از روش تاكيد و تكرار استفاده می‏كند و در اين آيات به مساله تحريم بی‏دليل پاره‏ای از غذاهای حلال و سالم در عصر جاهليت اشاره كرده منته روی سخن را به مومنان كرده می‏فرمايد:” ای افرادی كه ايمان آورده‏ايد از نعمات پاكيزه‏ای كه به شما روزی داده‏ايم بخوريد و شكر او را به جای آورده و او را بپرستيد”. تكيه روی كلمه طيب همگان را متوجه اين دستور اسلامی می‏سازد كه از غذاهای ناپاك چون گوشت مردار، درندگان، حشرات و مسكرات بپرهيزند. در آيات بسيار ديگری خداوند از مردم خواسته كه از روزيهای پاك بخورند از جمله در آيه 168 سوره مباركه بقره‏ يا أَيُّهَا النَّاسُ كُلُوا مِمَّا فِي الْأَرْضِ حَلالًا طَيِّباً وَ لا تَتَّبِعُوا خُطُواتِ الشَّيْطانِ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبِينٌ‏ می‏فرمايد:” ای مردم از آنچه در زمين است حلال و پاكيزه بخوريد و از گامهای شيطان پيروی نكنيد كه او دشمن آشكار شماست.” (تفسير نمونه) قابل توجه اينكه خطاب‏هايی كه در قرآن مربوط به استفاده از غذاهاست كم نيست و معمولا با دو قيد حلال و طيب همراه است، حلال چيزی است كه ممنوعيتی نداشته باشد و طيب به چيزهای پاكيزه گفته می‏شود كه موافق طبع سالم انسانی است نقطه مقابل خبيث كه طبع آدمی از آن متنفر است (تفسير نمونه) [2-] 5- بهره‏مندی از انواع غذا و محصولات كشاورزی‏ رَبَّنا إِنِّي أَسْكَنْتُ مِنْ ذُرِّيَّتِي بِوادٍ غَيْرِ ذِي زَرْعٍ عِنْدَ بَيْتِكَ الْمُحَرَّمِ رَبَّنا لِيُقِيمُوا الصَّلاةَ فَاجْعَلْ أَفْئِدَةً مِنَ النَّاسِ تَهْوِي إِلَيْهِمْ وَ ارْزُقْهُمْ مِنَ الثَّمَراتِ لَعَلَّهُمْ يَشْكُرُونَ‏ در آيه 37 سوره مباركه ابراهيم، حضرت ابراهيم عليه السّلام پس از ساكن كردن فرزندانش در سرزمين مكه برای آنها از پيشگاه خداوند متعال چنين می‏خواهد” … وَ ارْزُقْهُمْ مِنَ الثَّمَراتِ لَعَلَّهُمْ يَشْكُرُونَ‏” يعنی” به انواع ثمرات روزيشان ده شايد كه شكر گذارند” (تفسير نمونه). هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً لَكُمْ مِنْهُ شَرابٌ وَ مِنْهُ شَجَرٌ فِيهِ تُسِيمُونَ يُنْبِتُ لَكُمْ بِهِ الزَّرْعَ وَ الزَّيْتُونَ وَ النَّخِيلَ وَ الْأَعْنابَ وَ مِنْ كُلِّ الثَّمَراتِ إِنَّ فِي ذلِكَ لَآيَةً لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ‏ در آيات 10 و 11 از سوره مباركه نحل، خداوند ابتدا می‏فرمايد: او كسی است كه از آسمان آبی فروفرستاد، آبی حيات‏بخش، زلال و خالی از هرگونه آلودگی كه شما از آن می‏نوشيد و نيز گياهان و درختانی از آن به وجود می‏آيد كه حيوانات خود را در آن چرا می‏دهيد. سپس اين مساله را اين‏گونه ادامه می‏دهد به وسيله آب باران برای شما زراعت می‏روياند و نيز زيتون و نخل و انگور را و خلاصه از تمام ميوه‏ ها” من كل ثمرات”، در اينجا زرع هرگونه زراعتی را شامل می‏شود، زيتون هم نام آن درخت مخصوص است و هم ميوه آن، نخيل هم به معنای مفرد و هم به معنای جمع استعمال می‏شود اعناب جمع عنبه به معنی انگور است (تفسير نمونه). مُخْتَلِفاً أَلْوانُها وَ مِنَ الْجِبالِ جُدَدٌ بِيضٌ وَ حُمْرٌ مُخْتَلِفٌ أَلْوانُها وَ غَرابِيبُ سُودٌ در آيه 27 از سوره مباركه فاطر نخست می‏گويد” آيا نديده‏ای خداوند از آسمان آبی نازل كرد و به وسيله آن ميوه‏ ها به وجود آورده‏ايم با الوان مختلف” شروع اين جمله با استفهام تقريری ضمن تحريك حس كنجكاوی انسان‏ها اشاره به وضوح و بديهی بودن مطلب است كه هركس بنگرد واقعيت را می ‏بيند.” الوان” ممكن است به معنی رنگهای ظاهری ميوه‏ ها باشد و ممكن است كنايه از تفاوت در انواع طعم، ساختار و يا خواص گوناگون آنها باشد (تفسير نمونه). مَثَلُ الْجَنَّةِ الَّتِي وُعِدَ الْمُتَّقُونَ فِيها أَنْهارٌ مِنْ ماءٍ غَيْرِ آسِنٍ وَ أَنْهارٌ مِنْ لَبَنٍ لَمْ يَتَغَيَّرْ طَعْمُهُ وَ أَنْهارٌ مِنْ خَمْرٍ لَذَّةٍ لِلشَّارِبِينَ وَ أَنْهارٌ مِنْ عَسَلٍ مُصَفًّی وَ لَهُمْ فِيها مِنْ كُلِّ الثَّمَراتِ وَ مَغْفِرَةٌ مِنْ رَبِّهِمْ كَمَنْ هُوَ خالِدٌ فِي النَّارِ وَ سُقُوا ماءً حَمِيماً فَقَطَّعَ أَمْعاءَهُمْ‏ – آيه 15 از سوره مباركه محمد صلّی اللّه عليه و آله و سلّم، پنجمين موهبتی را كه برای اهل بهشت نام می ‏برد وَ لَهُمْ فِيها مِنْ كُلِّ الثَّمَراتِ‏ و برای آنها در بهشت از تمام انواع ميوه موجود است (تفسير نمونه). جمله‏ … كُلُوا مِنْ طَيِّباتِ ما رَزَقْناكُمْ …* در آيات 57 بقره، 172 بقره، 160 اعراف، 81 طه تكرار شده است” از خوراكی‏های پاكيزه‏ای كه به شما روزی داده‏ايم بخوريد.”. خلاصه اينكه خداوند در اين آيات شريفه لزوم استفاده انسان از انواع غذاها، ميوه جات، زراعت‏ها و تنوع تغذيه را متذكر می‏شود (نظر نويسنده) امروزه ثابت شده كه بدن انسان برای رشد، حيات و كسب انرژی دارای نيازهای چند گانه‏ای است كه اين مواد در گروه‏ های مختلف پروتئين‏ها، كربوهيدرات‏ها، ليپيدها و ويتامين‏ها و املاح معدنی قرار می‏گيرند و تنها با تغذيه متنوع و متعادل از انواع خوراك اين نياز برآورده می‏شود (نظر نويسنده) [2-] 6- امنيت غذايی تابعی از توسعه كشاورزی‏ در آيات 22 تا 29 از سوره مباركه دخان خداوند داستان فرعون و غرق شدنش را بيان می‏كند ولی در آيات 25، 26، 27 در رابطه با توسعه كشاورزی نكاتی وجود دارد. كَمْ تَرَكُوا مِنْ جَنَّاتٍ وَ عُيُونٍ (25) وَ زُرُوعٍ وَ مَقامٍ كَرِيمٍ (26) وَ نَعْمَةٍ كانُوا فِيها فاكِهِينَ (27)  (چه بسيار باغات و چشمه‏سارهايی كه از خود برجای گذاشتند) 26 (و زراعت‏ها و قصرهای باشكوه) 27 (و نعمات ديگر كه در آن متنعم بودند) أَ وَ لَمْ يَسِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَيَنْظُرُوا كَيْفَ كانَ عاقِبَةُ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ كانُوا أَشَدَّ مِنْهُمْ قُوَّةً وَ أَثارُوا الْأَرْضَ وَ عَمَرُوها أَكْثَرَ مِمَّا عَمَرُوها وَ جاءَتْهُمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَيِّناتِ فَما كانَ اللَّهُ لِيَظْلِمَهُمْ وَ لكِنْ كانُوا أَنْفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ‏ آيه 9 سوره مباركه روم هشداری است به دنياپرستان، در واقع قرآن كريم اشاره به اقوامی می‏كند كه نسبت به مشركان معاصر پيامبر برتری چشمگيری از نظر قدرت و نيروی مالی داشتند و سرنوشت دردناك آنها را درس عبرتی برای اينها قرار می‏دهد عبارت” اثار و الارض” در لغت به معنی” شخم زدن زمين است” ولی مفهوم وسيعی دارد و تمام اموری كه مقدّمه عمران و آبادانی توسعه نظير عمليات كشاورزی برای زراعت و درختكاری و احداث قنوات تاسيسات و امكانات را شامل می‏شود (تفسير نمونه).وَ يُمْدِدْكُمْ بِأَمْوالٍ وَ بَنِينَ وَ يَجْعَلْ لَكُمْ جَنَّاتٍ وَ يَجْعَلْ لَكُمْ أَنْهاراً در آيه 12 از سوره نوح خداوند يكی از پاداش‏های ايمان آوردن به خدا را متنعم شمردن از توسعه كشاورزی ذكر می‏كند” … و باغ‏های سرسبز و نهرهای جاری در اختيارتان قرار دهد”. در واقع اين داستان حضرت نوح است كه ايشان خطاب به قوم لجوج و سركش اين‏بار روی بشارت و تشويق تكيه می‏كند و به آنها وعده مؤكد می‏دهد كه اگر از شرك و گناه توبه كنند خدا درهای رحمت را از هر سو بر آنها می‏گشايد. اما نعمات دنيا نظير باغ‏های پر بركت و نهرهای پرآب طبق گواهی قرآن برای ايمان آورندگان موجب آبادی دنيا و آخرت است در بعضی از روايات آمده كه وقتی اين قوم لجوج از قبول دعوت نوح سرباز زدند خشك‏سالی و قحطی و ساير بلايا آنها را فراگرفت (تفسير نمونه). از اين آيات می‏ توان چنين برداشت كرد كه توسعه اقتصادی و افزايش توان توليد، خصوصا توليدات كشاورزی نشانگر و شاخصه پيشرفت يك جامعه بوده اما چنين جامعه‏ای در صورتی رستگار می‏شود كه تسليم حق بوده و برنامه الهی كه توسط پيامبرانش آمده را (وَ جاءَتْهُمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَيِّناتِ*) گردن نهاده در غير اين صورت دچار خشم الهی خواهند شد. خلاصه اينكه توسعه مادی و اقتصادی و توسعه فرهنگ دينی در يك جامعه توحيدی به‏منزله دو بال پروازند كه هريك مكمل ديگری است (نظر نويسنده) [2-] 7- توليد مدبرانه و آگاهانه‏ لِيَأْكُلُوا مِنْ ثَمَرِهِ وَ ما عَمِلَتْهُ أَيْدِيهِمْ أَ فَلا يَشْكُرُونَ‏ در آيه شريفه 35 از سوره مباركه يس خداوند می‏گويد” تا از ثمرات آن و دسترنج خويش بخورند. چرا سپاس نمی‏گويند”، همانطور كه ملاحظه می‏شود شرط تنعم از نعمت تغذيه در اين آيه كار و تلاش برای توليد آن ذكر شده است (نظر نويسنده).ولی اينكه اين توليد دارای چه خصوصياتی باشد در آيات بسياری به آن پرداخته شده از جمله در آيات: وَ فِي الْأَرْضِ قِطَعٌ مُتَجاوِراتٌ وَ جَنَّاتٌ مِنْ أَعْنابٍ وَ زَرْعٌ وَ نَخِيلٌ صِنْوانٌ وَ غَيْرُ صِنْوانٍ يُسْقی‏ بِماءٍ واحِدٍ وَ نُفَضِّلُ بَعْضَها عَلی‏ بَعْضٍ فِي الْأُكُلِ إِنَّ فِي ذلِكَ لَآياتٍ لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ‏در آيه 4 رعد، خداوند پس از ذكر زمين‏های كشاورزی و انواع باغات و محصولات و تفاوت آنها می‏گويد” هر آينه در اينها برای خردمندان عبرتهاست” يُنْبِتُ لَكُمْ بِهِ الزَّرْعَ وَ الزَّيْتُونَ وَ النَّخِيلَ وَ الْأَعْنابَ وَ مِنْ كُلِّ الثَّمَراتِ إِنَّ فِي ذلِكَ لَآيَةً لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ‏ در آيه 11 نحل، خداوند كشتزارها، نخلستان‏ها تاكستان‏ها و هر نوع ميوه را مايه عبرت برای افراد انديشمند دانسته است.از دو آيه فوق می‏ توان چنين استنباط كرد كه توليد غذا بايستی با عقل معاش، نگاه و دانش تجربی صورت پذيرد (نظر نويسنده). قالَ تَزْرَعُونَ سَبْعَ سِنِينَ دَأَباً فَما حَصَدْتُمْ فَذَرُوهُ فِي سُنْبُلِهِ إِلَّا قَلِيلًا مِمَّا تَأْكُلُونَ‏ آيه 47 سوره مباركه يوسف، برنامه و مديريت حضرت يوسف عليه السّلام در جلوگيری از قحطی مصر را متذكر می‏شود” هفت سال پياپی بكاريد و هرچه می‏درويد، جز اندكی كه می‏خوريد با خوشه انبار كنيد”.در اين آيه می‏ توان لزوم نگاه كلان به امنيت غذايی در جامعه، برنامه‏ريزی و مديريت منابع غذايی را درك كرد. قطعا توليدی ثمربخش خواهد بود كه براساس برنامه‏ريزی زمانبندی شده و محاسبات مديريتی باشد (نظر نويسنده) 2- 8- عدم وابستگی به غير مسلمانان در تأمين غذا الَّذِينَ يَتَرَبَّصُونَ بِكُمْ فَإِنْ كانَ لَكُمْ فَتْحٌ مِنَ اللَّهِ قالُوا أَ لَمْ نَكُنْ مَعَكُمْ وَ إِنْ كانَ لِلْكافِرِينَ نَصِيبٌ قالُوا أَ لَمْ نَسْتَحْوِذْ عَلَيْكُمْ وَ نَمْنَعْكُمْ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ فَاللَّهُ يَحْكُمُ بَيْنَكُمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ وَ لَنْ‏ يَجْعَلَ اللَّهُ لِلْكافِرِينَ عَلَی الْمُؤْمِنِينَ سَبِيلًا آيه معروف نفی سبيل در سوره مباركه نساء 141 وَ لَنْ يَجْعَلَ اللَّهُ لِلْكافِرِينَ عَلَی الْمُؤْمِنِينَ سَبِيلًا آيا هدف از اين جمله تنها عدم تفوق كفار از نظر منطق بر افراد باايمان است و يا پيروزی‏های نظامی، فرهنگی، سياسی و مانند آن را نيز شامل می‏شود؟ از آنجا كه كلمه سبيل به اصطلاح از قبيل نكره در سياق نفی است و معنی عموم را می‏رساند از آيه استفاده می‏شود كه كافران نه تنها از نظر منطق بلكه از نظر نظامی، سياسی، فرهنگی و اقتصادی و در كل از هيچ نظر بر مومنان چيره نخواهند شد (تفسير نمونه). وَ إِذْ قُلْتُمْ يا مُوسی‏ لَنْ نَصْبِرَ عَلی‏ طَعامٍ واحِدٍ فَادْعُ لَنا رَبَّكَ يُخْرِجْ لَنا مِمَّا تُنْبِتُ الْأَرْضُ مِنْ بَقْلِها وَ قِثَّائِها وَ فُومِها وَ عَدَسِها وَ بَصَلِها قالَ أَ تَسْتَبْدِلُونَ الَّذِي هُوَ أَدْنی‏ بِالَّذِي هُوَ خَيْرٌ اهْبِطُوا مِصْراً فَإِنَّ لَكُمْ ما سَأَلْتُمْ وَ ضُرِبَتْ عَلَيْهِمُ الذِّلَّةُ وَ الْمَسْكَنَةُ وَ باؤُ بِغَضَبٍ مِنَ اللَّهِ ذلِكَ بِأَنَّهُمْ كانُوا يَكْفُرُونَ بِآياتِ اللَّهِ وَ يَقْتُلُونَ النَّبِيِّينَ بِغَيْرِ الْحَقِّ ذلِكَ بِما عَصَوْا وَ كانُوا يَعْتَدُونَ‏آيه شريفه 61 از سوره مباركه بقره” و نيز بخاطر بياوريد زمانی را كه گفتيد: ای موسی هرگز حاضر نيستيم به يك نوع غذا، اكتفا كنيم از خدای خود بخواه كه از آنچه از زمين می‏رويد از سبزيجات، خيار، عدس، پياز برای ما بروياند، موسی گفت آيا غذای پست‏تر انتخاب می‏نماييد (اكنون كه چنين است از بيابان) وارد مصر (شهر) شويد زيرا هرچه خواستيد در آنجا هست. خداوند مهر ذلت و نياز بر پيشانی آنها زد و مجددا گرفتار غضب پروردگار شدند. چراكه آنها نسبت به آيات الهی كفر ورزيدند و پيامبران را به ناحق می‏كشتند اين‏ها به خاطر آن بود كه گناه‏كار، سركش و متجاوز بودند”. يكی از تفاسيری كه بر اين آيه وجود دارد اين است كه اگر از غذاهای غير متنوعی در اين بيابان بهره می‏گيريد در عوض ايمان داريد و آزاد و مستقل هستيد اگر نمی‏خواهيد بازگرديد و باز هم اسير فرعونيان شويد تا از باقيمانده سفره آنها و از غذاهای پرتجمل و وسوسه‏انگيزشان بهره بريد، شما به دنبال شكم و خورد و خوراكيد هيچ نمی‏انديشيد كه آن روز برده و اسير بوديد و امروز آزاد و سربلند هستيد (تفسير نمونه) در دنيای امروز كه استعمارگران غربی در دنباله فرعونيان تاريخ قرار گرفته و وارث آنها گشته‏اند همواره سعی كرده‏اند نفوذ استثماری خود را بر ساير ملل بالاخص كشورهای اسلامی با تزوير و ترفند محقق سازند و از اين آيه به خوبی استفاده می‏شود كه جامعه اسلامی نبايستی در هيچ مرحله‏ای برای تامين غذای خود به كفار وابستگی داشته باشد. چه اين وابستگی در تامين منابع غذايی و يا در قالب فرهنگ تغذيه باشد (نظر نويسنده) [2- 9] امنيت غذايی زمينه‏ساز فرهنگ دينی‏ فَلْيَعْبُدُوا رَبَّ هذَا الْبَيْتِ (3) الَّذِي أَطْعَمَهُمْ مِنْ جُوعٍ وَ آمَنَهُمْ مِنْ خَوْفٍ‏ در آيه 4 از سوره مباركه قريش، خداوند در مورد قبيله قريش فرموده كه آنها را از گرسنگی نجات داد و از ناامنی رهايی بخشيد در حالی كه در آيه 3 از اين سوره علت بخشيدن اين نعمات را ايجاد زمينه برای عبادت خدا ذكر كرده است، باز هم در اين سوره مباركه می ‏بينيم كه امنيت غذايی به علاوه امنيت اجتماعی زمينه‏ساز فرهنگ دينی در جامعه توحيدی می ‏باشد (نظر نويسنده) [2- 10] 9- توزيع عادلانه غذا در جامعه اسلامی‏ وَ هُوَ الَّذِي أَنْشَأَ جَنَّاتٍ مَعْرُوشاتٍ وَ غَيْرَ مَعْرُوشاتٍ وَ النَّخْلَ وَ الزَّرْعَ مُخْتَلِفاً أُكُلُهُ وَ الزَّيْتُونَ وَ الرُّمَّانَ مُتَشابِهاً وَ غَيْرَ مُتَشابِهٍ كُلُوا مِنْ ثَمَرِهِ إِذا أَثْمَرَ وَ آتُوا حَقَّهُ يَوْمَ حَصادِهِ وَ لا تُسْرِفُوا إِنَّهُ لا يُحِبُّ الْمُسْرِفِينَ‏ آيه 141 انعام پس از ذكر آفرينش باغ‏های معروش و غير معروش برای انسان‏ها به طور خاص از محصولات دارای اهميت اقتصادی و تغذيه‏ای برای انسان نام برده و تفاوت و تنوع اين نعمات الهی را متذكر می‏شود. سپس پروردگار می‏گويد” از ميوه آنها هنگامی كه به ثمر نشست بخوريد ولی فراموش نكنيد كه به هنگام چيدن حق آن را بايد ادا كنيد.” و در پايان فرمان می‏دهد كه” اسراف نكنيد زيرا خداوند مسرفان را دوست ندارد.” با توجه به اينكه آيات پيش از آن سخن از احكام خرافی بت‏پرستان به ميان آورده كه از زراعت ها و دامداريشان نصيبی برای بت‏ها قرار داده و عقيده داشتند كه اين سهام بايستی تنها به خادمان بت‏ها رسيده و مردم فقير و عادی از آن بی ‏بهره هستند اين آيه شريفه صريحا با اين احكام خرافی و تبعيض‏آميز به مقابله پرداخته و می‏گويد خالق تمام اين نعمات خداست و هم او دستور داده كه از آنها بهره گيريد و البته اسراف نكنيد بنابراين جز خدا كه خالق آنهاست كسی حق تحريم و تحليل آن نعمات را ندارد. (تفسير نمونه) سپس در جمله” اذا ثمر” با ذكر كلمه ثمر قبل از آن ميان مفسران گفتگو است ولی ظاهرا هدف از اين جمله اين است كه به مجرد آشكار شدن ميوه بر درختان و خوشه و دانه در زراعت‏ها، بهره‏ گيری از آن مباح و جايز است و بايستی حق مستمندان پرداخت شود و ادای اين حق بايستی در موقع چيدن ميوه و درو كردن محصول” يوم الحصاد” صورت گيرد (تفسير نمونه). اما در مورد اينكه منظور از پرداختن حق به هنگام درو چيست بعضی معتقدند همان زكات واجب يعنی يك دهم و يك بيستم است ولی باوجود اينكه اين سوره مكی می ‏باشد و حكم زكات در سال دوم هجرت يا بعد از آن صادر شده چنين احتمالی بعيد می‏نمايد. در روايات بسياری از اهل بيت عليهم السّلام اين حق غير از زكات معرفی شده، و منظور از آن چيزی است كه به هنگام حضور مستمند در موقع برداشت محصول به او داده می‏شود و حد معين و ثابتی ندارد. و براساس روايات اهل بيت عليهم السّلام استفاده می‏شود كه اين يك حكم استحبابی بوده كه هنوز به قوت خود باقی است (تفسير نمونه). تعبير به كلمه يوم نيز ممكن است اشاره‏ای بر عزم و اراده آشكار بر پرداخت نصيبی به مستمندان و نيازمندان باشد و در روايات معصومين نيز بر اين مطلب تاكيد شده است (تفسير نمونه). از آيه مذكور چنين می‏ توان استنباط كرد كه داشتن برنامه‏ های كلان اجرايی و سازماندهی شده برای توزيع عادلانه تمامی مواهب اقتصادی نظير غذا، بين اقشار مختلف جامعه اسلامی خصوصا اقشار محروم از ضروريات جامعه اسلامی است (نظر نويسنده). 2- 11- مصرف بدون اسراف‏ در انتهای اين آيه 141 انعام، خدا می‏فرمايد: وَ لا تُسْرِفُوا إِنَّهُ لا يُحِبُّ الْمُسْرِفِينَ‏ اسراف به معنی تجاوز از حد اعتدال است و اين جمله می‏ تواند عدم اسراف در خوردن و يا عدم اسراف در بخشش بوده باشد. و نيز در آيه 31 اعراف‏ وَ كُلُوا وَ اشْرَبُوا وَ لا تُسْرِفُوا إِنَّهُ لا يُحِبُّ الْمُسْرِفِينَ. كلمه اسراف كلمه بسيار جامعی است كه هرگونه زياده‏روی در كميت و كيفيت و بيهوده‏گويی و اتلاف و مانند آن را شامل می‏شود و اين روش قرآن است كه به هنگام تشويق به استفاده كردن از مواهب آفرينش جلوی سوء استفاده از آن را گرفته و به اعتدال توصيه می‏كند (تفسير نمونه). پس چنين نتيجه می‏شود كه يك محور از امنيت غذايی در جامعه اسلامی با تأمين شدن غذای مورد نياز واقعی حاصل شده و تغذيه تجمل‏گرايانه در اسلام جايی ندارد. نتيجه‏ گيری‏ از جمع ‏بندی آيات فوق الذكر چنين نتيجه ‏گيری می‏شود كه امنيت غذايی از نگاه قرآن كريم دارای محورهای زير می ‏باشد. 1- با توجه به شباهت برخی نعمات دنيوی و بهشتی برای مومنان شايد بتوان اين‏گونه نتيجه گرفت كه بين امنيت غذايی در جامعه آرمانی اسلامی و بهشت توصيف شده در قرآن كريم نيز می‏ تواند شباهت ‏هايی وجود داشته باشد. 2- اگر فرض بر اين باشد كه در مورد امنيت غذايی بين جامعه آرمانی اسلام و بهشت قرآنی شباهت ‏هايی وجود دارد در نتيجه آن‏گونه كه اهل بهشت به طور دائم به غذاهای بهشتی دسترسی دارند، دسترسی به غذا در جامعه اسلامی نيز بايد هميشگی باشد (دسترسی دائم به غذا). 3- مسلمانان بايستی در مورد دسترسی به غذا در آينده نيز اطمينان خاطر داشته باشند. 4- جامعه اسلامی می‏ تواند از انواع غذا و محصولات كشاورزی بهره‏مند گردد به شرط آنكه طيب و حلال باشند (تنوع تغذيه). 5- توليد محصولات كشاورزی و مواد غذايی بايستی براساس مديريت كلان، پيش‏بينی، برنامه‏ريزی و دانش تجربی صورت پذيرد. 6- اين نكته بايد مورد توجه قرار گيرد كه مسلمانان نبايد در تامين مواد غذايی به غير مسلمانان وابسته باشند. 7- ايجاد امنيت غذايی در جامعه اسلامی زمينه ‏ساز توسعه فرهنگ دينی خواهد بود به شرط آنكه تمامی افراد جامعه به صورت عادلانه به غذا دسترسی داشته و مصرفی بدون اسراف داشته باشند. پس می‏ توان تعريف قرآنی برای امنيت غذايی را اين‏گونه آورد:” توليد آگاهانه و مدبرانه انواع غذاهای طيب و حلال در جامعه اسلامی بدون وابستگی به غير مسلمانان و توزيع عادلانه آن به طوری كه تمام افراد جامعه، دسترسی دائم به غذا داشته و از تأمين آن در آينده نيز مطمئن باشند و از آن بدون اسراف، مصرف كنند”. شايد بتوان اين تعريف را به نظام اقتصادی نيز تعميم داد با اين بيان كه نظام اقتصاد اسلامی بر مبنای توليد مدبرانه، توزيع عادلانه و مصرف بدون اسراف بنيان نهاده شده است. کلمات کليدي: امنیت اجتماعی غـذا طعام قران کریم اسراف ..................................................................................................... منابع و ماخذ:  1. قرآن کریم 2. ابن الازرق، بدائع المسلک فی طبائع الملک، دار التراث العربی، 1968 م 3. بی‌آزار شیرازی، عبد الکریم، رساله نوین فقهی پزشکی، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، سال 1374 4. جمالیان، سید رضا، پنجاه راه ساده برای نجات کره زمین، انتشارات چاپخش، چاپ اول، 1371 5. حر عاملی، محمد بن الحسن، وسایل الشیعه، کتاب احیاء الاموات، دار النهفته، 1382 ق 6. السمهودی، وفاء الوفاء باخبار دار المصطفی، بیروت، دار الاحیاء، 1979 م 7. سید مظفری، فریده دخت، زیست‌شناسی سلولی و مولکولی، انتشارات دانشگاه پیام نور 8. شریعت‌پناهی، محمد، مبانی بهداشت محیط، انتشارات دانشگاه تهران، 1373 9. شفیعی، سید محمد، تأثیر محیط زیست در انسان، نشر ارکان، چاپ اول، سال 1376 10. علیرضایی، مریم، مقاله بهداشت محیط در اسلام، همایش بهداشت در اسلام، سال 1376 11. فتاحی، سید حسین، مجموعه مقالات سمینار دیدگاه‌های اسلام در پزشکی، انتشارات دانشگاه فردوسی مشهد، سال 1371 12. کردوانی، پرویز، جغرافیای خاک‌ها، انتشارات صدرا، سال 1374 13. کردوانی، پرویز، منابع و مسائل آب در ایران، انتشارات صدرا، سال 1375 14. قزوینی، آثار البلاد و اخبار العباد، انتشارات دار صادر بیروت، 1974 م 15. مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، بیروت، دار احیاء التراث العربی، چاپ سوم، 1403 ق 16. محمودی، عباسعلی، آب و بهداشت در اسلام، دفتر تحقیقات و نشریات، سال 1379 17. نابلسی، الملاحه فی علم الفلاحه، انتشارات دار الافاق الجدیده بیروت، 1979 18. نوری، میرزا حسین، مستدرک الوسایل بیروت، مؤسسه آل البیت، چ دوم، 1408 ق 19. یحیی‌آبادی، اکبر، آب و جایگاه آن در اسلام و سایر ادیان، انتشار تهران، سال 1376 ص: 391 ...................................................................................................... منبع : دانشنامه کشاورزی، ج1 , رزاقي و : فصلنامه اخلاق پزشكي سال سوم، شماره نهم

تاثیر تغذیه سالم بر اخلاق

بسم الله الرحمن الرحیم  تاثیر تغذیه سالم بر اخلاق   اشاره: در روایات متعددى مى خوانیم : یکى از شرایط استجابت دعا پرهیز از غذاى حرام است؛ از جمله، در حدیثى آمده است که شخصى نزد پیامبر صلى الله علیه و آله آمد و عرض کرد: «احب ان یستجاب دعائى؛ دوست دارم دعاى من مستجاب شود!» پیامبر صلى الله علیه و آله فرمود: «طهر ماکلک و لاتدخل بطنک الحرام ، غذاى خود را پاک کن و از غذاى حرام پرهیز نما!» همین معنى از همان بزرگوار با تعبیر دیگرى آمده است، مى فرماید: «من احب ان یستجاب دعائه فلیطیب مطعمه و مکسبه : کسى که دوست دارد دعایش مستجاب شود، طعام و کسب خود را از حرام پاک کند!» با توجه به این که در حدیثى از امام صادق علیه السلام مى خوانیم: «ان الله لا یستجیب دعاء بظهر قلب قاس; خداوند دعایى را که از قلب قساوتمند برخیزد مستجاب نمى کند!» مى توان نتیجه گرفت که غذاى ناپاک و حرام، قلب را تاریک و قساوتمند مى کند; و به همین دلیل، دعاى حرام خواران مستجاب نمى شود و از اینجا به رابطه نزدیکى که در میان ناپاکى درون و تغذیه حرام وجود دارد، مى توان پى برد.   [و اینک بررسی روایاتی که در این موضوع مهم مطرح شده است] 1- در حدیث معروف امام حسین علیه السلام در روز عاشورا آمده است که بعد از ایراد آن سخنان داغ و پر محتوا و گیرا در برابر لشکر لجوج و قساوتمند کوفه، هنگامى که ملاحظه کرد آنها حاضر به سکوت و گوش دادن به سخنانش نیستند، فرمود: (آرى! شما حاضر به شنیدن سخن حق نیستید زیرا ملئت بطونکم من الحرام فطبع الله على قلوبکم; شکم هاى شما از غذاهاى حرام پر شده است، در نتیجه خداوند بر دلهاى شما مهر زده است (و هرگز حقایق را درک نمى کنید!)»   ۲- در روایات دیگرى آمده است; که رابطه اى در میان خوردن غذاى حرام و عدم قبول نماز و روزه و عبادات، وجود دارد; از جمله، در حدیثى از پیامبراکرم صلى الله علیه و آله مى خوانیم: «من اکل لقمه حرام لن تقبل له صلوه اربعین لیله، و لم تستجب له دعوه اربعین صباحا و کل لحم ینبته الحرام فالنار اولى به و ان اللقمه الواحده تنبت اللحم; هرکسى لقمه اى از غذاى حرام بخورد تا چهل شب نماز او قبول نمى شود،و تا چهل روز دعاى او مستجاب نمى گردد; و هر گوشتى که از حرام بروید، آتش دوزخ براى آن سزاوارتر است; و حتى یک لقمه نیز باعث روییدن گوشت مى شود!» بدیهى است براى قبولى نماز، شرایط زیادى لازم است، از جمله حضور قلب و پاکى دل، اما غذاى حرام پاکى قلب و صفاى دل را از انسان مى گیرد.   ۳- در روایات متعدد دیگرى از پیامبراکرم صلى الله علیه و آله و امامان معصوم علیهم السلام آمده است که: «من ترک اللحم اربعین صباحا ساء خلقه: کسى که چهل روز گوشت را ترک کند، اخلاق او بد مى شود!» از این احادیث بخوبى استفاده مى شود که در گوشت ماده اى است که اگر براى مدت طولانى از بدن انسان قطع شود، در روحیات و اخلاق او اثر مى گذارد، و کج خلقى و بد اخلاقى به بار مى آورد. البته استفاده زیاد از گوشت حیوانات نیز در بعضى از روایات مزموم شمرده شده، ولى از ترک آن براى مدت طولانى نیز در بسیارى از روایات نهى شده است.   ۴- در روایات زیادى که در کتاب «اطعمه و اشربه» آمده است، رابطه اى میان بسیارى از غذاها و اخلاق خوب و بد، بیان گردیده به عنوان نمونه: در حدیثى از رسول خدا صلى الله علیه و آله مى خوانیم: «علیکم بالزیت فانه یکشف المره …. و یحسن الخلق; بر شما لازم است که از زیت (زیت به معنى روغن زیتون یا هرگونه روغن مایع است) استفاده کنید، زیرا صفرا را از بین مى برد… و اخلاق انسان را نیکو مى کند!».   ۵- در حدیثى از امام صادق علیه السلام مى خوانیم: که از کلام پیامبر صلى الله علیه و آله چنین نقل مى کند «من سره ان یقل غیظه فلیاکل لحم الدراج ; کسى که دوست دارد خشم او کم شود گوشت دراج را بخورد!» (دراج پرنده‏اى است ‏شبیه به کبک که گوشت لذیدى دارد) از این تعبیر بخوبى استفاده مى شود که رابطه اى میان تغذیه و خشم و بردبارى وجوددارد.   ۶- در روایت مشروحى از تفسیر عیاشى از امام صادق علیه السلام نقل شده درباره این که چرا خداوند خون را حرام کرده مى فرماید: « و اما الدم فانه یورث الکلب و قسوه القلب و قله الرافه و الرحمه لا یؤمن ان یقتل ولده و والدیه ….; این که خداوند خوردن خون را حرام کرده به خاطر آن است که سبب جنون و سنگدلى و کمبود رافت و مهربانى مى شود … تا آنجا که ممکن است فرزند و یا پدر و مادرش را به قتل برساند!» در بخش دیگرى از این روایت مى فرماید: «و اما الخمر فانه حرمها لفعلها و فسادها وقال ان مدمن الخمر کعابد الوثن و یورث ارتعاشا و یذهب بنوره و یهدم مروته; و اما شراب، خداوند آن را به خاطر تاثیر و فسادش حرام کرده است و فرمود شخص دائم الخمر مانند بت پرست است بدنش لرزان مى شود، و نور (معنویت) او را از بین مى برد، و شخصیت او را ویران مى سازد!»   ۷- در روایات متعددى که در کافى درباره انگور آمده است رابطه میان خوردن انگور و برطرف شدن غم و اندوه دیده مى شود; از جمله، در حدیثى از امام صادق علیه السلام مى خوانیم: «شکى نبى من الانبیاء الى الله عزوجل الغم فامره الله عزوجل باکل العنب; یکى از پیامبران الهى از غم و اندوه (و افسردگى) به پیشگاه خداوند متعال شکایت کرد; خداوند متعال به او دستور داد که انگور بخورد!» این حدیث تاکید بیشترى است بر مساله ارتباط تغذیه با مسائل اخلاقى.   ۸- در احادیث متعددى نیز رابطه خوردن انار و از میان رفتن وسوسه هاى شیطانى و به وجود آمدن نورانیت قلب دیده مى شود; از جمله، در حدیث معتبرى از امام صادق علیه السلام آمده است که مى فرمود: «من اکل رمانه على الریق انارت قلبه اربعین یوما; کسى که یک انار را ناشتا بخورد، چهل روز قلبش را نورانى مى کند.»   ۹- در روایت متعددى در باب «خوردن » تعبیراتى دیده مى شود که همه نشانه ارتباط تغذیه با روحیات و مسائل اخلاقى است; از جمله، در حدیثى از رسول خدا صلى الله علیه و آله مى خوانیم که به جعفر (ابن ابى طالب)علیهماالسلام فرمود: «یا جعفر کل السفرجل فانه یقوى القلب و یشجع الجبان; اى جعفر! « به » بخور قلب را تقویت مى کند و ترسو را شجاع مى سازد!»   ۱۰- در بعضى از احادیث رابطه میان غذاى اضافى و سنگدلى و قساوت و عدم پذیرش موعظه دیده مى شود; از جمله، در کتاب «اعلام الدین » از پیغمبر اکرم نقل شده که فرمود: «ایاکم و فضول المطعم فانه یسم القلب بالقسوه و یبطى ء بالجوارح عن الطاعه و یصم الهمم عن سماع الموعظه; از غذاى اضافى بپرهیزید که قلب را پر قساوت مى کند و از اطاعت حق تنبل مى سازد و گوش را از شنیدن موعظه کر مى نماید!» فضول الطعام (غذاى اضافى) ممکن است اشاره به پرخورى باشد یا غذاهاى باقى مانده و فاسد شده، و در هر حال از رابطه تغذیه و مسائل اخلاقى خبر مى دهد. همین معنى در بحارالانوار از بعضى از روات اهل سنت از پیغمبراکرم صلى الله علیه و آله نقل شده است. از این حدیث بخوبى استفاده مى شود کهغذاى اضافى سه پیامد سوء دارد: قساوت مى آورد; انسان را در انجام عبادات و طاعات تنبل مى کند; و گوش شنوا را در برابر مواعظ از انسان مى گیرد! این مطلب کاملا محسوس است که وقتى انسان غذاى زیاد و سنگین مى خورد عبادات را به زحمت به جا مى آورد و نشاطى براى عبادت ندارد بعکس هنگامى که غذاى ساده و کم مى خورد قبل از اذان صبح بیدار است نشاط دارد و حالت مطالعه و عبادت دارد. همچنین به تجربه رسیده است هنگامى که انسان روزه مى گیرد رقت قلب پیدا مى کند و آمادگى بیشتر براى شنیدن مواعظ در او حاصل مى شود; بعکس هنگامى که شکم پر است فکر انسان درست کار نمى کند و خودش را از خدا دور مى بیند.   ۱۱- در احادیث اسلامى در ارتباط نوشیدن عسل با صفاى قلب، از امیرمؤمنا ن على علیه السلام مى خوانیم: «العسل شفاء من کل داء و لا داء فیه یقل البلغم و یجلى القلب; عسل شفاى تمام بیماریها است و در آن بیمارى نیت بلغم را کم مى کند و قلب را صفا مى بخشد.»   نتیجه: از مجموع آنچه در بالا آوردیم و روایات فراوان دیگر که ذکر آنها به طول مى انجامد بخوبى استفاده مى شود که رابطه نزدیکى میان تغذیه و روحیات و اخلاقیات وجود دارد، هرگز نمى گوئیم غذاها علت تامه براى اخلاق خوب یا بد است، بلکه همین اندازه مى دانیم که طبق روایات بالا یکى از عوامل زمینه ساز پاکى و اخلاق، تغذیه است هم از نظر نوع غذاها و هم از نظر حلال و حرام بودن آنها. دانشمندان امروز نیز معتقدند بسیارى از پدیده هاى اخلاقى به خاطر هورمونهائى است که غده هاى بدن تراوش مى کند و تراوش غده ها رابطه نزدیکى با تغذیه انسان دارد; بر همین اساس، بعضى معتقدند که گوشت هر حیوانى حاوى صفات آن حیوان است، واز طریق غده ها و تراوش آنها در اخلاق کسانى که از آن تغذیه مى کنند اثر مى گذارد. گوشت درندگان انسان را درنده خو مى کند، و گشت خوک صفت بى بندوبارى جنسى را که از ویژگیهاى این حیوان است به خورنده آن منتقل مى سازد. این از نظر رابطه طبیعى و مادى است، از نظر رابطه معنوى نیز آثار خوردن غذاى حرام غیر قابل انکار است، غذاى حرام قلب را تاریک و روح را ظلمانى مى کند و فضائل اخلاقى را ضعیف مى سازد. این سخن با ذکر یک داستان تاریخى که مورخ معروف مسعودى در «مروج الذهب » آورده پایان مى دهیم: او از «فضل بن ربیع » نقل مى کند که «شریک ابن عبدالله » روزى وارد بر «مهدى » خلیفه عباسى شد، مهدى به او گفت باید حتما یکى از سه کار را انجام دهى، شریک سؤال کرد کدام سه کار؟ گفت یا قضاوت را از سوى من بپذیرى و یا تعلیم فرزندم را برعهده بگیرى، و یا غذائى (با ما) بخورى! شریک فکرى کرد و گفت سومى از همه آسانتر است، مهدى او را نگهداشت و به آشپز گفت انواعى از خوراک مغز آمیخته با شکر و عسل براى او فراهم ساز. هنگامى که «شریک » از آن غذاى بسیار لذیذ و (طبعا حرام) فارغ شد، آشپز رو به خلیفه کرد و گفت این پیرمرد بعد از خوردن این غذا هرگز بوى رستگارى را نخواهد دید! فضل ابن ربیع مى گوید مطلب همین گونه شد، و شریک ابن عبدالله بعد از این ماجرا هم به تعلیم فرزندان آنها پرداخت و هم منصب قضاوت را از سوى آنها پذیرفت. ............................................................................................................................. منبع: کتاب اخلاق در قرآن کریم آیه الله مکارم شیرازی، جلد اول صفحه ۱۴۹ نویسنده:سعید کمیلی

نهضت تولید علم در تمدن اسلامی

بسم الله الرحمن الرحیم  نهضت تولید علم در تمدن اسلامی   احمدرضا بهنیافر عضو هیأت علمی گروه معارف اسلامی دانشگاه آزاد اسلامی واحد دامغان . اشاره: تولید و توسعه علم در تمدن اسلامی که به لحاظ تئوری و در شیوه عملی مورد عنایت خاص قرار گرفته است نشان دهنده آن است که از یک طرف بن مایه های این توسعه، منابع اصیل اسلامی(قرآن، سنت و روایات) بوده و دین اسلام با علم و تمدن تعارضی ندارد و از طرف دیگر در ایجاد تمدن اسلامی ملت های متمدن دیگر نیز نقش داشته و مسلمانان از اندوخته های علمی سایر تمدن ها بهره برده اند ولی فقط مصرف کننده و تقلید کننده صرف از فرهنگهای دیگر و پیشرفتهای علمی آنان نبودند بلکه آن را نقد کرده و سره را از ناسره جدا نموده و خود در سایه اسلام و تعالیم آن به تولید علم پرداختند به طوری که در طول چند قرن در علوم مختلف از جمله ریاضیات، نجوم، شیمی، فیزیک، پزشکی و... پیشرفت شگفتی نمودند. در تاریخ ملت ها موضوعاتی چون فرهنگ و تمدن نقش و اثر بسیار مهمی داشته و دراین میان شناسائی میراث علمی آنان حائز اهمیت است. چون پدیده های علمی یک جامعه نتیجه افکار و اندیشه های آن جامعه است و از این راه می توان به رشد و بلوغ فکری آنها پی برد.اسلام با تشویق و تحریک مسلمانان به علم اندوزی زمینه را برای توسعه علمی آنها فراهم نموده و اجازه استفاده از پیشرفتهای علمی سایر تمدن ها را داده است و از پیروان خود می خواهد که فقط مصرف کننده پیشرفتهای علمی دیگران نبوده و خود تولید کننده علم باشند. به همین دلیل در تمدن اسلامی، اسلام، قرائنی جدید از فرهنگ و تمدن بشری ارائه کرده که در آن اصول و مبانی خاصی مطرح شده و ساختار، ابعاد و دست آوردهای مطابق با آن اصول را بیان داشته است.در ضرورت این موضوع همان بس که برخلاف برخی نظریه پردازان غربی، مسلمانان فقط استفاده کننده صرف نبودند بلکه خود تولید علم و دانش داشته و تمدن جدیدی را به وجود آوردند به طوری که تمدن نوین غرب از تولیدات علمی مسلمانان نهایت بهره برداری را کرده است. مسئله اصلی در این مقاله آن است که با استفاده از روش تاریخی و تطبیقی، پس از بیان نگرش اسلام به علم و تمدن و استفاده مسلمانان از تمدن های پیشین به تولیدات علمی مسلمانان در علوم به ویژه ریاضی و تجربی پرداخته تا ثابت شود که در تمدن اسلامی تولید علم امری قطعی بوده است و نشان دهد که فرهنگ اسلامی زمینه ساز نقد سایر تمدن ها و ایجاد نهضت تولید علم بوده و ثابت کند که مسلمانان چراغ تمدن های پیشین که در حال خاموشی بود را روشن نگه داشتند و در علوم مختلف پیشرفت هایی نمودند که در تمدن های گذشته بی سابقه بوده است و اساس ایجاد تمدن جدید غرب، تولیدات علمی و پیشرفت علوم در تمدن اسلامی بوده و به تعبیر صحیح تر، جهان غرب در تمدن امروز خود وامدار جهان اسلام و فرهنگ و تمدن اسلامی است.   نگرش اسلام به علم و تمدن مثلث زندگی بشر را دین، فرهنگ و تمدن می سازد. به طوری که فرهنگ و تمدنی را در نزد هیچ قومی نمی توان یافت مگر آنکه شکلی از مذهب در آن وجود داشته باشد.[۱] فوستل دوکولانژ فرانسوی هم تمدن و اجتماع بشر را از قدیمی ترین مراحل خود، زائیده مذهب و تحت تأثیر شدید آن دانسته است.[۲] برای پی بردن به تأثیر دین اسلام در پیشرفت های علمی و فرهنگی ابتدا باید با مبانی نظری آن که برخاسته از متون دینی است آشنا شد. در اسلام، این مبانی برگرفته از قرآن کریم و سنت نبوی و سیره اهل بیت(ع) است. اسلام در زمان و مکانی ظهور کرد که دنیا را آتش جهل و بیسوادی فرا گرفته بود و در محیط ظهور اسلام تعداد تحصیل کرده ها از عدد انگشتان تجاوز نمی کرد در ایران نیز علم و دانش در حیطه نفوذ طبقات خاصی بود و اکثریت از آن بی بهره بودند. ولی اسلام به فراگیری دانش و نشر آن تأکید فراوان نمود و نخستین پیام الهی که برپیامبر(ص) وحی شد با «اقرا» آغاز گردید.[۳] در قرآن کریم این سئوال انکاری مطرح می شود که آیا کسانی که می دانند و کسانی که نمی دانند برابرند؟ در حقیقت خردمندان هستند که پند می پذیرند.[۴] و مسلم است که برتری و رجحان مختص آنان است که می اندیشند و می دانند. قرآن به عنوان کتابی خردگرا و جهل ستیز علم را بسان اهل ایمان مراتب والائی می بخشد و ایمان و علم را مایه سرافرازی و بلند مرتبگی انسان می داند و می فرماید:«یَرْفَعِ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَالَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجَاتٍ»[۵] از نظر اسلام انسان به وسیله دانش از فرشتگان برتر گردیده و جانشین خدا در روی زمین شده است. سرانجام اینکه خداوند در قرآن می فرماید: «إِنَّمَا یَخْشَی اللَّهَ مِنْ عِبَادِهِ الْعُلَمَاءُ؛ دانشمندان دلهایشان از ترس خدا لبریز است.»[۶] در احادیث و روایات معصومین(ع) به اندازه ای از علم اندوزی و دانشمندان علوم مختلف تجلیل به عمل آمده که هیچ موضوعی به این اندازه مورد سفارش قرار نگرفته است. سیره عملی و رفتاری پیامبر(ص) فراگیری علم و دانش را تأئید می نماید. آن حضرت در مواجهه با معتکفین مسجد در قالب دو گروه که عده ای دعا می خواندند و عده ای دیگر گفتگوی علمی می نمودند با نیک شمردن هر دو کار، گفتگوی علمی را افضل دانسته و خود به آن گروه می پیوست.[۷] بنابراین قرآن و سنت منابع اصلی علم و تمدن سازی محسوب شده و دین اسلام به اندازه ای به علم و دانش اهمیت داده که در قرآن کریم ماده علم بیش از ۷۵۰ بار به شکل های گوناگون به کار رفته است. از طرف دیگر این کتاب آسمانی با کاربرد اصطلاحات «أَفَلا تَعْقِلُونَ، لَعَلَّهُمْ یَتَذَکَّرُونَ» و.... انسانها را به تفکر و تدبر در آفریده ها دعوت نموده است و از این جهت مسلمانان موظف بودند که درباره طبیعت مطالعه و آن را به وجهی عقلانی تعبیر و تفسیر کنند. قرآن به این ترتیب با دمیدن روح جدید برپیکر نیمه جان جهان آن روز فضای علمی و فرهنگی تازه ای پدید آورد و این امر نشان دهنده نگرش اسلام به علم و تمدن بوده و تمدن پر شکوه اسلامی ناشی از رویکرد قرآن به علم و علم اندوزی بود. استفاده اسلام از تمدن های پیشین: هر تمدن جدیدی که ایجاد می شود بر بستری از دست آوردهای تمدن های پیشین استوار بوده و حرکت خود را از صفر آغاز نمی کند، بلکه بر دوش مواریث و دست آورد تمدن های قبلی قرار می گیرند. از این جهت جذب نقاط مثبت تمدن های دیگر به پیدایش و گسترش فرهنگ و تمدن اسلامی مدد رساند و تمدن اسلامی در عین اصالت شخصیت خویش از نکات مثبت فرهنگ ها و تمدن های دیگر سود جست و با جذب آنها موجود تازه ای آفرید. از جمله این تمدن ها یونان، هند و ایران بودند که به اختصار اثرات و میزان استفاده تمدن اسلامی از آنها بررسی می شود. تمدن ایران تمدن ایران یکی از تمدن های مهم و تأثیرگذار برتمدن اسلامی است که نقش بسیار مهمی در بالندگی آن داشت و این اثرگذاری به واسطه پیشینه کهن و غنی تمدن ایران است. در پیشرفت علمی ایران در عهد باستان، عنایت پادشاهان به علم و دانش و بهره گیری از علوم هندی، سریانی و یونانی از طریق ترجمه آنها به زبان پهلوی موثر بود.[۸] مهمترین ویژگی ایرانیان آن بود که برخلاف نواحی تحت سلطه امپراطوری روم، فرهنگ ملی خود را فراموش ننموده و زبان عربی را جایگزین زبان فارسی نکردند، بلکه در اعتلای آن کوشیده و هنگام مواجهه با فرهنگ اسلامی ابتدا بخشهای مهمی از آن را پذیرفتند و سپس درصدد اعتلای سایر بخش های علمی و معرفتی آن برآمدند.[۹] عواملی چون تدریجی بودن گسترش دین اسلام در میان ایرانیان، آشنایی نسبی دو طرف از یکدیگر و تشابهات اعتقادی آئین زردشتی با دین اسلام[۱۰] به اشاعه فرهنگ اسلامی ایرانی کمک زیادی کرد. شاخص اصلی تمدن ایرانی کانون علمی جندی شاپور بود که محل اتصال علوم و تمدن سریانی، هندی و ایرانی با سایر ملت ها به ویژه مسلمانان محسوب می شد. دراین مرکز با همکاری ایرانیان، نسطوریان و هندیان، علوم مختلف به ویژه علم پزشکی پیشرفت نمود. بعد از ورود اسلام به ایران، مرکز علمی جندی شاپور به یکباره از بین نرفت و تا دو سده دوام یافت و پس از آنکه بغداد مرکزیت علمی یافت، علوم مختلف از جمله پزشکی از جندی شاپور به بغداد منتقل شد و بسیاری از دانشمندان ایرانی هم به بغداد رفتند که معروفترین آنها بازماندگان بختیشوع و شاپور بن سهل بودند. بیشتر خاندان بختیشوع از لحاظ خدمت به دانش پزشکی موقعیتی ممتاز داشتند.[۱۱] بنابراین ایرانیان در بارور کردن فرهنگ و علوم اسلامی نقش اساسی داشته و در بسیاری از زمینه ها از اعراب پیش افتادند و با نبوغ خویش به اسلام صبغه جهانی بخشیدند.[۱۲] از این جهت طی چهارده قرن همراهی تاریخ ایران و اسلام، فرهنگی غنی و گسترده پدید آمد که در آن فرهنگ ایرانی بدون اسلام به همان اندازه محال بوده که فرهنگ اسلامی بدون ایران غیر قابل تصور است. به طور کلی ایران به عنوان یکی از پیشتازان کهن فرهنگ و دانش بشری در انتقال علوم به تمدن اسلامی سه نقش مهم داشت: ۱٫ انتقال سنت علمی خود به جهان اسلام؛ ۲٫ انتقال برخی از علوم یونانی که به زبانهای پهلوی و سریانی ترجمه شده بود به جهان اسلام؛ ۳٫ انتقال برخی از جنبه های علوم هندی مثل پزشکی، نجوم و تاریخ طبیعی به تمدن اسلامی. به علاوه مسلمانان نظامهای اداری خود را از ایرانیان اقتباس کردند، دفترها و دیوانهای دستگاه خلافت به سبک دفترها و دیوانهای قدیمی ایران تنظیم می شد و احیاناً زبان اداری و دفتری، زبان فارسی بود، اما بعدها خود ایرانیان ترجیح دادند که آن را به زبان عربی برگردانند.[۱۳] ابن ندیم در الفهرست می نویسد. «دومین ترجمه به زبان عربی، نقل دیوانها و دفاتر دولتی است که در زمان حجاج بن یوسف ثقفی به وسیله صالح بن عبدالرحمان که از نژاد ایرانی بود از فارسی به عربی برگردانده شد.[۱۴] یکی از تأثیراتی که فرهنگ ایرانی در تمدن اسلامی به جای نهاد راه یافتن ایرانیان در دستگاه حکومت و به دست گرفتن قدرت دولتی بود، چون ایرانیان سابقه زیادی در علوم داشتند و پس از روی کار آمدن عباسیان، رجال معروف ایرانی به دربار نفوذ کردند و تأثیر فراوانی در تمدن اسلامی گذاشتند.[۱۵] بنابراین نه تنها پس از فتح ایران بلکه پیش از ظهور اسلام نیز مردم جزیرهالعرب از راه یمن و حیره با تمدن و فرهنگ ایرانی مرتبط بودند. در رابطه با تأثیر تمدن ایران برتمدن اسلامی پ. ژ. مناشه می نویسد: «ایرانیان بقایای تمدن تلطیف شده و پرورده ای به اسلام تحویل دادند که براثر حیاتی که این مذهب در آن دمید جان تازه ای گرفت.»[۱۶] ادوارد براون انگلیسی نیز دراین رابطه چنین اظهار نظر می کند: «اما در علوم و فنون اسلامی به قدری ایرانیان کار کردند که اگر علومی که به اسم عرب معروف است اعم از تفسیر، حدیث، الهیات، فلسفه، طب، تراجم و حتی صرف و هر آنچه که ایرانیان در این مباحث نوشتند را مجزا کنید، بهترین قسمت آن علوم از میان می رود.»[۱۷] ابن خلدون معتقد است «واقعیتی برجسته است که بیشتر دانشمندان اسلام چه در علوم دینی و چه عقلی جز چند تن همه غیر عرب بودند، چنان که سیبویه، صاحب صناعت نحو و پس از او ابوعلی فارسی و به دنبال آن زجاج بودند که همه آنها از لحاظ نژاد، ایرانی به شمار می رفتند ولی تربیت یافته محیط عرب زبان بودند.»[۱۸] تمدن یونان: تأثیر فرهنگ و تمدن یونانی برتمدن اسلامی را نمی توان نادیده گرفت. این تأثیر مستقیم و گاه غیر مستقیم بود که تجارت موجود بین اعراب با سرزمین هایی چون فلسطین و سوریه باعث پیوستگی فرهنگی بین آنها با تمدن یونانی و رومی گردید و با آغاز فتوحات و ورود مسلمانان به مصر، شام و فلسطین آشنایی مستقیم اعراب مسلمان با مظاهر تمدن یونان صورت پذیرفت و در مرحله بعد با روی کار آمدن امویان و جایگزینی دمشق به جای مدینه به عنوان مرکز خلافت اسلامی بهره گیری مسلمانان از مظاهر فرهنگ و تمدن یونانی رومی و تماس با دانشمندان آنها به طور فزاینده ای ادامه یافت به طوری که در همین زمان نوشته های یونانی مربوط به علم کیمیا به درخواست خالدبن یزید، شاهزاده اموی، توسط استپان قدیس به عربی ترجمه شد.[۱۹] هرچند که تأثیر تمدن یونانی برتمدن اسلامی در ابتدا از طریق واسطه هایی چون پزشکان صورت گرفت که قبل و بعد از فتوحات در سرزمین های یونانی می زیستند و شاید به همین دلیل مسلمانان تصور روشنی از ترتیب زمانی و تحول علوم یونانی نداشتند[۲۰] ولی با توجه به خصوصیت فرهنگ و تمدن یونانی به ویژه پس از اسکندر که موضوع زندگی جهان وطنی را شعار اصلی خود قرار داده بود از راههایی چون نهضت ترجمه و مراکز علمی مانند اسکندریه، ادسا، نصیبین و انطاکیه انتقال علوم یونانی به جهان اسلام صورت گرفت. به ویژه از طریق مدرسه اسکندریه که بعد از تعطیلی مراکز علمی آتن اعتبار والائی یافت و جریان مستقیم انتقال فلسفه و علوم یونان به جهان اسلام از آن مرکز سرچشمه گرفت. در جریان نهضت ترجمه، تمدن اسلام و یونان در یک کنش خلاق آگاهانه با یکدیگر قرار گفتند و آثار فرهنگ و تمدن یونان به عربی برگردانده شد و دراین میان ترجمه کتابهای پزشکی، ریاضی، نجوم، فلسفه و گیاه پزشکی حائز اهمیت است. به ویژه در نجوم و پزشکی که نظرات بطلمیوس، بقراط، جالینوس و اهرون از منجمین و اطبای یونان در گذر زمان راهنمای مشتاقان این علوم گردید.[۲۱] استاد جلال الدین همائی در رابطه با تأثیر تمدن یونانی برتمدن اسلامی می نویسد: «در قسمت علوم عقلی، فلسفی و ریاضی شکی نیست که یونان در درجه اول قرار داشت.»[۲۲] بنابراین محیط عربی که اسلام در آن ریشه داشت با تمدن یونانی رومی در ارتباط بود. تمدن هند فاتحان مسلمان پس از ورود به سند با تمدن باستانی هند آشنا شده و آن را با تمدن خود ترکیب کردند و اسلام را درقسمت اعظم آن کشور پهناور منتشر ساختند.[۲۳] ولی این گسترش نه در ابعاد زمانی واحد بلکه در دوره های مختلف تاریخی و مرحله به مرحله صورت گرفت. دراین زمان هندیان واجد آثار علمی بودند که دست یافتن به آنها نسبت به پیشرفت تمدن اسلامی بی تأثیر نبود از این جهت مسلمانان برای رسیدن به این هدف از علومی چون ریاضیات، هندسه، طب، نجوم، ادبیات و حکمت هندیان استفاده کردند به ویژه آنکه هند معدن نجوم و حکمت بود.[۲۴] و به ترجمه کتابهایی چون سدهانته، سسرد، سندستاق، اریبهاطا، براهماگوپتا دست زدند. حتی مسلمانان از سرگرمی های هندی مثل نرد و شطرنج نیز بهره بردند.[۲۵] مسلمانان علاوه بر ترجمه کتب، در زمینه هنر معماری نیز از هندیان استفاده کردند. معماری غنی که با اثر خرّمی و سرسبزی و با تصاویر متعدد منظره های طبیعت مزین شده است[۲۶] به خصوص تلفیق هنر معماری اسلام با معماری هندی و استفاده از دقت سیستم ایرانی، شیوه جدیدی در هنر معماری اسلامی به وجود آورد. به طور کلی مجموعه اندوخته های علمی و فلسفی هند از چند راه وارد عالم اسلام شد: ۱٫ تعدادی از آثار هندی به زبان پهلوی راه یافته و در مراکز علمی جندی شاپور تدریس می شد مانند کلیله و دمنه که در زمان منصور عباسی ترجمه شد. ۲٫ برخی آثار هندی به طور مستقیم به وسیله مترجمان آن کشور که به دربار خلفای عباسی راه یافته بودند از زبان سانسکریت به عربی ترجمه شد، مثل منکه هندی و ابن دهن. ۳٫ سومین راه انتقال میراث هندی به وسیله اشخاص معروفی چون ابوریحان بیرونی انجام شد که با مسافرت خود به هند حکمت و علوم آن سرزمین را ترجمه کرده و به دنیای اسلام منتقل کردند. ۴٫ مناسبات تجاری فعال هند با ایران و سایر ممالک نیز در این انتقال نقش به سزائی داشت.[۲۷] اسلام و نقد تمدن های پیشین هرچند که تمدن اسلامی از دست آوردهای سایر تمدن ها استفاده کرد ولی تقلید کننده صرف و ادامه دهنده محض نبود بلکه ترکیب کننده و تکمیل سازنده بود.[۲۸] و بنابراصول، پایه ها و مبانی خود که برگرفته از قرآن و سنت بود قرائت جدیدی از فرهنگ و تمدن بشری ارائه کرد. یعنی به نقد آنها پرداخت و به رفع نقاط منفی و جذب نقاط مثبت تمدن های دیگر همت گماشت. اسلام از مبانی، علل و چگونگی پرورش، رشد و تکامل ذهنی، نفسانی و اخلاقی انسان قرائت و تفسیر جدید ارائه نمود و با تاکید بر دین مداری و ماهیت جهان وطنی، سادگی و بی پیرایگی تعالیم خویش، ارائه روش تربیتی مترقی و برنامه ای کامل در خصوص آزادی و برابری انسانها، طبیعی و فطری بودن قوانین و به ویژه با تساهل و تسامح دینی به رویارویی با سایر تمدن ها و نقد آنها پرداخت. منابع اصیل اسلامی، مسلمانان را به درک واقعیات فراخوانده و آنها را به فراگیری حکمت راهنمایی کرده تا با مبنا قرار دادن عدالت و با هدف رشد روحی انسانها وارد میدان شوند. فرهنگ و تمدنی که اسلام ارائه کرد تقوا و پرهیزکاری را پایه و اساس قرار داد[۲۹] و برای ملیت و نژاد هیچ ارزشی قائل نبود. بنابراین رویارویی اسلام با فرهنگها و تمدن های دیگر برمبنای ایدئولوژی قوی و نیرومند صورت گرفت و به همین دلیل در تمدن اسلامی روش تحقیقات علمی پیشرفت نمود و با بینش علمی ایجاد شده در بین دانشمندان مسلمان، شناخت و درک جهان هستی و نوع انسان و نیز با به وجود آمدن تکاپوی علمی در بین آنان سمت و سوی معرفت تغییر یافت و این امر بدون ارج نهادن اسلام به علم، دانش و تمدن امکان پذیر نبود. نتیجه اینکه اسلام هسته اصلی تمدن اسلامی است که برخاسته از تعامل و آمیزش با تمدن های پیرامون خود بود.[۳۰] و به همین دلیل پ. ژ. مناشه بیان می دارد «حیاتی که اسلام در تمدن ایرانی دمید باعث شد که این تمدن جان تازه ای بگیرد.» یا نهرو می نویسد: «.... و اسلام در ایران همانند هند یک حیات تازه برای فعالیت هنری ایجاد کرد».[۳۱] با این وجود بی دلیل نیست که پیدایش و پیشرفت تمدن اسلامی را چیزی شبیه به معجزه می دانند که علت آن ذوق معرفت جوئی و حس کنجکاوی بود که قرآن و سنت در بین مسلمانان برانگیخت.[۳۲] تولید علم در تمدن اسلامی: ویژگی اصلی فرهنگ و تمدن اسلامی وحیانی بودن آموزه ها و مبانی آن است که در آن نگرش توحیدی در جهان بینی، انسان شناسی و طبقه بندی علوم، نگرش معناگرائی و باطن گرائی در تربیت انسانها، جهان نگری و هنرمعماری و عقلانیت با تعبیر «افلاتعقلون» مورد تأکید قرار گرفته است. اسلام با چنین نگاهی به نقد سایر تمدن ها پرداخت و علوم آنها که در حال فراموشی و از بین رفتن بود را زنده نمود و زمینه ایجاد تمدنی عظیم و گسترده را فراهم کرد که تمدن جدید غرب با بهره گیری از علوم اسلامی پا به عرصه وجود نهاد. در نهضت ترجمه که گفتگوی تمدن های پیشین با تمدن اسلامی محسوب می شد میراث تمدن های گذشته به عالم اسلام منتقل گردید و پس از آن تمدن اسلامی چنان شکوفا شد که دیگر به ترجمه قانع نبود بلکه به دنبال ایجاد نهضت جدیدی با عنوان تولید علوم بودند. چون اکثر کتابهای دانشمندان یونانی، سریانی، هندی و ایرانی وقتی به جهان اسلام منتقل می شد به دست اهلش می افتاد.[۳۳] به عبارتی مترجمان نه تنها در آن زمینه از مهارت بالایی برخوردار بودند بلکه به تألیفات ارزنده ای درموضوعات مختلف دست زدند به گونه ای که ابویوسف یعقوب کندی افزون برترجمه بیش از ۲۶۵ کتاب و رساله در موضوعات هر یک از علوم تألیف کرد و تحت تأثیر افکار نوافلاطونی درصدد تلفیق فلسفه ارسطو با حکمت افلاطون برآمد. در ریاضیات می توان قرن های سوم و چهارم هجری را عصر زرین دانش ریاضی دانست زیرا اندیشمندان مسلمان دراین رشته نتایج خوبی به دست آوردند.[۳۴] به حق تاریخ ریاضیات را باید با خوارزمی[۳۵] که نخستین بار کتابی در باب جبر و مقاله تألیف نمود شروع کرد کتابی که تا قرن شانزدهم میلادی به عنوان کتاب درسی در مدارس اروپا رواج داشت، به طوری که نام او به شکل الگوریسم در اروپا معادل فن محاسبه تلقی شد.[۳۶] و کتابش «الجبرا » به عنوان علم جبر باقی ماند.[۳۷] ایجاد و توسعه شاخه های ریاضیات چون هندسه، مثلثات و جبر توسط خوارزمی،خواجه نصیرالدین طوسی، عمر خیام نیشابوری و ابوالوفای بوزجانی صورت گرفت که در سایر تمدن ها سابقه نداشت. علاوه برآن کشف ترتیب کسور اعشاری، وضع و کاربرد علامت صفر و تعمیم مفهوم اعداد و... از ابداعات مسلمانان بود.[۳۸] در علم نجوم نیز مسلمانان با نقد نظریات هندی و آثار بطلمیوس و ارسطو عامل مخالفت با نجوم کهن شدند و با ایجاد رصدخانه های مدرن، آلات و ابزار پیشرفته و تخصصی و جداول عددی نجومی(زیج) را ابداع کردند. در این میان رصدخانه مراغه که توسط خواجه نصیرالدین طوسی پدید آمد و بزرگترین رصدخانه در تمدن اسلامی است قابل ذکر می باشد. مسلمانان راههای تازه ای برای رصد ستارگان پیدا کردند و وسایل بسیاری اختراع نمودند که از آن جمله ذات السمت و ارتفاع و ذات اوتاد است.[۳۹] تصحیح رصدکواکب و تعیین طول سال شمسی توسط ابوعبدالله بتانی مشهور به بطلمیوس عرب از بزرگان ستاره شناس تاریخ انجام شد. وی با نظر بطلمیوس که اوج شمسی را ثابت می دانست مخالفت نمود و ثابت کرد که اوج شمسی تابع حرکت تقدیمی اعتدالین است و نتیجه گرفت که معادله زمان به کندی و با گذشت روزگاران تغییر می پذیرد.[۴۰] در علم فیزیک و مکانیک(علم الحیل) یعقوب بن اسحاق کندی، بنوموسی، ابن هیثم، عبدالرحمان خازنی و دیگران کارهایی انجام دادند که در دنیای آن روز سابقه نداشت. بنوموسی(احمد، حسن و محمد) کتاب الحیل که نخستین رساله درباره مکانیک است را نوشتند که در آن صد دستگاه شرح داده شده و پانصد سال قبل از اروپا برای اولین بار میل لنگ را در حوزه دانشهای فنی به کار بردند.[۴۱] ابن هیثم که در اروپا به الهاذن مشهور بود با کتاب المناظر شهرت جهانی یافت و در آن از مباحث نور و انعکاس آن سخن گفت. او اولین کسی است که پدیده «اتاق تاریک» را در خلال کسوف شرح داده و قرنها قبل از نیوتن به اصل «حداقل زمان » معتقد بود و درشت نمائی عدسی های مسطح محدب را اندازه گرفت.[۴۲] ویل دورانت دراین مورد می نویسد: «اگر ابن هیثم نبود راجربیکن به وجود نمی آمد.»[۴۳] عبدالرحمان خازنی ضمن ارائه نظریه های میل(گرانش) و انحراف و انعکاس(بازتاب نور) ابداعاتی در دو شاخه دینامیک و علم سیالات ساکن داشت[۴۴] درعین حال ساخت انواع ساعت های آبی و خورشیدی توسط مسلمانان صورت گرفت. نتیجه اینکه مهمترین دست آوردهای مسلمانان در فیزیک و مکانیک در آشناساختن اروپا با باروت و سلاح های آتشین بسیار مؤثر بود. بی شک جابربن حیان از شاگردان امام صادق(ع) بزرگترین حجت در شیمی که در قرن اول هجری مورد توجه مسلمانان قرار گرفت به شمار می رود و به قول دکتر گوستاولوبون نوشته های او مانند یک دایرهالمعارف علمی مشتمل بر مجموع مسائل شیمیایی است.[۴۵] نقش جابر در شیمی نظیرنقش ارسطو در فلسفه است و نظریات و کشفیات او در دوازده قرن پیش در شیمی و صنایع شیمیایی امروزه معتبر می باشد از جمله روش های تصفیه فلزات، رنگ کردن لباس و چرم، ضد آب کردن لباس از طریق نوعی روغن جلا و جلوگیری از زنگ زدن آهن. به طور کلی هنگامی که فرآورده های شیمیایی توسط شیمیدانان مسلمان در صنایع شیمیایی ممالک اسلامی و سپس برای صادرات به اروپا تولید شد و یا در صنایع ریسندگی و بافندگی در دنیا مورد استفاده قرار گرفت، قدم اول برای ایجاد شیمی جدید برداشته شد.[۴۶] محمدبن زکریای رازی که شیمی را از تفاسیر معنوی و متافیزیکی خارج کرد و به جنبه ای از آن که به آزمایشهای مختلف بر روی اجسام می پرداخت توجه نمود را بنیانگذار علم شیمی جدید می دانند.[۴۷] وی نخستین کسی بود که فرآورده های شیمیایی را به سه دسته معدنی، نباتی و حیوانی تقسیم کرد و اعلام نمود که فعالیت هر موجود زنده مبتنی بر واکنش های پیچیده شیمیایی است. کشف دو ماده زیت الزاج(اسید سولفوریک) و الکل از یافته های علمی اوست و دست آوردهای علمی او در علم شیمی تحولات عظیمی ایجاد کرد.[۴۸] به علاوه رازی نخستین فردی است که فعل و انفعالات شیمی را در علم پزشکی به کار برد و از این راه اساس شیمی پزشکی را پایه گذاری کرد و پس از او روش شیمی درمانی به وسیله ابن سینا دنبال شد. در علم پزشکی اگرچه بیشتر دانشهای پزشکی به ویژه از راه ترجمه آثار بقراط و جالینوس به دست مسلمانان رسید اما بسیاری از مسائلی که پزشکان مسلمان درخصوص بیماران خود با آن روبرو بودند به سرزمینهای اسلامی و شرایط خاص آن مربوط بود که در آثار یونانی ذکری از آن نشده بود. شاید به این دلیل وقتی که دیوسقوریدس یونانی در کتاب الحشائش ۴۵۰ نوع دارو را بیان کرد در تمدن اسلامی توسط ابن بیطار به ۲۵۰۰ دارو رسید. به علاوه دستورات بهداشتی قرآن و پیامبر اسلام و ائمه معصوم (علیهم السلام) نقش به سزایی در طب اسلامی داشت که هچ سابقه ای در تمدن های گذشته نداشته است. از طرف دیگر در تمدن اسلامی در زمینه علم پزشکی چهار دانشنامه تألیف شد که بسیار ارزشمند بوده و حاوی نکات بدیع پزشکی می باشد که قبلا به آنها پرداخته نشده بود. کتابهایی که به قول زیگرید هونکه سیر تاریخ را تغییر داد[۴۹] از جمله کتابهای المنصوری فی الطب و الحاوی محمدبن زکریای رازی، کامل الصناعه الطبیه علی بن عباس مجوسی اهوازی و نیز ابن سینا، نامی به صلابت تمدن ایرانی اسلامی، با نگارش قانون طب شاهکار پزشکی را در جهان ایجاد نمود. ابوالقاسم زهراوی اندلسی نیز نزد غربی ها، بزرگترین پزشک و جراح عصر خود بلکه مشهورترین جراح مسلمانان بود و کتاب او به نام «التصریف لمن عجز عن التالیف» دایره المعارفی است که در آن شرح عملهای جراحی و تشریح و ترسیم حدود دویست وسیله جراحی، ارائه شده است. ضمناً او بیماریهای هموفیلی، شیوه سوزاندن زخم و شکستن سنگهای مثانه را نیز نشان داد.[۵۰] ایجاد بیمارستانهای مجهز، تخصص در طب اطفال، جراحی و کالبدشکافی و اختراع ابزار آن، بیماری های چشم، تشخیص تفاوت آبله و سرخک، وجود بیماری های مسری، داروسازی و ترکیب داروها، گردش خون ریوی و به طور کلی ایجاد پزشکی بالینی از مهمترین ابتکارات مسلمانان در علم پزشکی بود. ادوارد براون انگلیسی در این رابطه می نویسد: «مسلمانان مشعل طب را از دست جانشینان ناخلف بقراط و جالینوس که به خاموش شدن آن چیزی نمانده بود گرفتند و پس از پنج قرن آن را با فروغی بیشتر از سابق بازپس دادند.[۵۱] بی دلیل نیست که در مدرسه طب دانشگاه پاریس دو تصویر رنگی از دو طبیب مسلمان یعنی، رازی و ابن سینا آویخته اند.[۵۲] در ایجاد نهضت شکوفائی علمی در تمدن اسلامی به جز توصیه های قرآن و احادیث درخصوص کسب علم که نقش محوری داشت عواملی مانند فتوحات مسلمین و تثبیت اندیشمندان اسلامی،آشنائی مسلمانان با فرهنگ و تمدن های گذشته،فراغت نسبی اندیشمندان اسلامی از تدوین اساسی علوم اسلامی،سیاست های تشویقی برخی از خلفا و وزرا، ثروتهای کلان بیت المال و رواج صنعت کاغذ و به ویژه تلاش و همت مسلمانان بسیار مؤثر بود. همانطوری که مشاهده می شود، در تمدن اسلامی واقعیت هایی کشف گردید که باعث تحول دنیای آن روز شد. به تعبیر دیگر تولید علم توسط دانشمندان مسلمان هم بنیادی بود و هم کاربردی. یعنی از یک طرف به کشف روابط میان پدیده ها و وضع نظریه و قانون علمی پرداخته شد و از طرف دیگر برای کارها ابداعات و اختراعاتی صورت گرفت. تولید علم در تمدن اسلامی نه تنها با نیازهای جامعه اسلامی کاملاً متناسب بود بلکه دیگران نیز از آن بهره مند شدند. به طوری که مونت گمری وات مورخ مشهور انگلیسی می نویسد:«به منظور پنهان ساختن و یا انکار نمودن آن، نشانه غرور و مباهات، بی جا و اشتباه است. سپس تصریح می کند که «من مسلمانان را رقیبانی که به زور و سر زده وارد اروپا شدند نمی دانم بلکه آنها را نمایندگان یک تمدن با دست آوردهای بزرگ می دانم که به خاطر اعتبار منزلتشان در بخش وسیعی از کره زمین مسلط شدند و منافعشان به سرزمین های مجاور نیز جریان یافت.»[۵۳] دکتر هونکه نیز می نویسد:«تمدن اسلامی که به وسیله مسلمانان آغاز شد نه تنها میراث یونان را از انهدام و فراموشی نجات داد و آنان را اسلوب و نظم بخشید و به اروپا داد بلکه آنان پایه گذار علوم به مفهوم امروزی آن هستند. تمدن اسلامی تعداد زیادی کشفیات گران بها و اختراعاتی در همه بخش های علوم به مغرب زمین هدیه داد ولی شاید گران بها ترین آنها اسلوب تحقیقات علم طبیعی است که منجر به شناخت قوانین طبیعت و تفوق و کنترل آنها گردید»[۵۴] اما با این وجود اشرافی گری حکومت های خود کامه، دور شدن از معیارهای اصیل اسلامی،تحجر گری و محدودیت های سیاسی و اجتماعی، دنیاپرستی و انحطاط اخلاقی، انحراف از اسلام راستین و نیز حملات مغول و جنگ های صلیبی آسیب هایی بود که تولید علم در تمدن اسلامی را تهدید نمود. اما اگر تمدن اسلامی انحطاط پیدا کرد ولی هرگز اسلام در مقام دین که همواره امکان تکوین تمدنی را داشت به پایان نرسیده و نخواهد رسید.همان تمدن کهن اسلامی و آثار سنتی باقی مانده از آن که بر بنیاد حکمت نبوی استوار است هنوز می تواند شهروندان نیمه مدرن مسلمان را در این سرزمین ها جذب نماید. بنابراین می توان گفت تولید علم در تمدن اسلامی هر چند که دچار وقفه شد ولی به پایان نرسیده و با توجه به قابلیت ها و استعدادهای بالقوه موجود به پایان نخواهد رسید. سوتیترها مثلث زندگی بشر را دین، فرهنگ و تمدن می سازد. به طوری که فرهنگ و تمدنی را در نزد هیچ قومی نمی توان یافت مگر آنکه شکلی از مذهب در آن وجود داشته باشد. مهمترین ویژگی ایرانیان آن بود که برخلاف نواحی تحت سلطه امپراطوری روم، فرهنگ ملی خود را فراموش ننموده و زبان عربی را جایگزین زبان فارسی نکردند، بلکه در اعتلای آن کوشیده و هنگام مواجهه با فرهنگ اسلامی ابتدا بخشهای مهمی از آن را پذیرفتند و سپس درصدد اعتلای سایر بخش های علمی و معرفتی آن برآمدند. به طور کلی ایران به عنوان یکی از پیشتازان کهن فرهنگ و دانش بشری در انتقال علوم به تمدن اسلامی سه نقش مهم داشت: ۱٫ انتقال سنت علمی خود به جهان اسلام؛ ۲٫ انتقال برخی از علوم یونانی که به زبانهای پهلوی و سریانی ترجمه شده بود به جهان اسلام؛ ۳٫ انتقال برخی از جنبه های علوم هندی مثل پزشکی، نجوم و تاریخ طبیعی به تمدن اسلامی. ایجاد و توسعه شاخه های ریاضیات چون هندسه، مثلثات و جبر توسط خوارزمی،خواجه نصیرالدین طوسی، عمر خیام نیشابوری و ابوالوفای بوزجانی صورت گرفت که در سایر تمدن ها سابقه نداشت. در علم نجوم نیز مسلمانان با نقد نظریات هندی و آثار بطلمیوس و ارسطو عامل مخالفت با نجوم کهن شدند و با ایجاد رصدخانه های مدرن، آلات و ابزار پیشرفته و تخصصی و جداول عددی نجومی(زیج) را ابداع کردند. در علم فیزیک و مکانیک(علم الحیل) یعقوب بن اسحاق کندی، بنوموسی، ابن هیثم، عبدالرحمان خازنی و دیگران کارهایی انجام دادند که در دنیای آن روز سابقه نداشت. نقش جابر در شیمی نظیرنقش ارسطو در فلسفه است و نظریات و کشفیات او در دوازده قرن پیش در شیمی و صنایع شیمیایی امروزه معتبر می باشد. محمدبن زکریای رازی که شیمی را از تفاسیر معنوی و متافیزیکی خارج کرد و به جنبه ای از آن که به آزمایشهای مختلف بر روی اجسام می پرداخت توجه نمود را بنیانگذار علم شیمی جدید می دانند. دستورات بهداشتی قرآن و پیامبر اسلام و ائمه معصوم (علیهم السلام) نقش به سزایی در طب اسلامی داشت که هچ سابقه ای در تمدن های گذشته نداشته است. ادوارد براون انگلیسی در این رابطه می نویسد: «مسلمانان مشعل طب را از دست جانشینان ناخلف بقراط و جالینوس که به خاموش شدن آن چیزی نمانده بود گرفتند و پس از پنج قرن آن را با فروغی بیشتر از سابق بازپس دادند. .................................................................................................................................. پی نوشت ها: * . عضو هیأت علمی گروه معارف اسلامی دانشگاه آزاد اسلامی واحد دامغان. [۱] . حجازی،فخرالدین،نقش پیامبران در تمدن انسانی ص ۵۸٫ [۲] . همان،ص۲۰٫ [۳] . علق / ۵-۱٫ [۴] . زمر/۹٫ [۵] . مجادله /۱۱٫ [۶] . فاطر /۲۸ [۷] . کلینی، محمد، اصول کافی، ج۱، ص ۲۵ و ۴۲ – شریف، میان محمد، منابع فرهنگ اسلامی،ص ۲۴ – ۲۶، مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، ج ۱، ۲۰۲٫ [۸] . محمدی، محمد، فرهنگ ایران پیش از اسلام و... ص ۶۵ به بعد. [۹] . جان احمدی،تاریخ فرهنگ و تمدن اسلامی،۷۴٫ [۱۰] . فرای ریچارد، میراث باستانی ایران، ص۳۷۸، افتخارزاده، محمدرضا،اسلام وایران، ۱۳۹-۱۴۲٫ [۱۱] . موسوی،سید حسن، فرهنگ و تمدن ساسانی، ص ۶۵٫ [۱۲] . اشپولو، برتولد،تاریخ ایران در قرون نخستین اسلامی،۲۳۹٫ [۱۳] . حقیقت، عبدالرفیع،نقش ایرانیان در تاریخ تمدن جهان، ص ۲۴۳-۲۴۶٫ [۱۴] . ابن ندیم، ۱۳۶۶ الفهرست، ۳۵۲و۳۵۳ – بلاذری، فتوح البلدان، ص ۱۱۰٫ [۱۵] . صفا، ذبیح الله، تاریخ علوم عقلی در تمدن اسلامی، ج ۱، ص ۳۶٫ [۱۶] . جمعی از خاورشناسان، تمدن ایرانی، ص ۲۴۷٫ [۱۷] . مطهری، مرتضی، خدمات متقابل اسلا و ایران، ص ۶۲۴٫ [۱۸] . ابن خلدون، مقدمه، ج ۲، ص ۱۱۵۰٫ [۱۹] . ۱۰/Rosental ,1975:1. [۲۰] . بارتلد، واسیلی ولادیمیر، فرهنگ و تمدن اسلامی، ص ۶۸٫ [۲۱] . اولیری، دلیسی، انتقال علوم یونانی به عالم اسلام،ص ۳۲٫ [۲۲] . همائی، جلال الدین،تاریخ علوم اسلامی، ص ۲۱٫ [۲۳] . گوستاولوبون، تمدن اسلام و عرب، ص ۲۴۴٫ [۲۴] . قاضی صاعد اندلسی، التعریف بالطبقات الامم،ص۱۵۳٫ [۲۵] . یعقوبی، تاریخ یعقوبی،ج۱، ص ۱۲۰- مسعودی،مروج الذهب، ج۱،ص ۷۹و ۸۰٫ [۲۶] . عزیز احمد، تاریخ تفکر اسلامی در هند،ص۱۷۷٫ [۲۷] . محمدی، ذکرالله،نقش فرهنگ و تمدن اسلامی در بیداری غرب، ص۵۹٫ [۲۸] . زرین کوب، کارنامه اسلام،ص۲۹٫ [۲۹] . حجرات /۱۳٫ [۳۰] . بورلو، ژوزف،تمدن اسلامی،ص۱۳٫ [۳۱] . نهرو، تاریخ جهان،ج ۲،ص۱۰۴۲٫ [۳۲] . زرین کوب، همان، ص ۳۴-۳۵٫ [۳۳] . زرین کوب، همان، ۴۹٫ [۳۴] . مکی، محمد کاظم،تمدن اسلامی در عصر عباسیان،ص۳۴۷٫ [۳۵] . نصر، حسین،علم و تمدن در اسلام،ص ۱۴۷٫ [۳۶] . حتی، فیلیپ،تاریخ عرب،۴۸۴٫ [۳۷] . قربانی،ابوالقاسم،زندگینامه ریاضی دانان دوره اسلامی،ص ۲۳۸و۲۳۹٫ [۳۸] . مسعودی،همان، ج ۱: ۱۰۳ ویل دورانت، تاریخ تمدن، ج ۴ - ۱۴۹ حکیمی، محمدرضا،دانش مسلمین،ص ۱۵۱و۱۵۲٫ [۳۹] . زیدان، جرجی،تاریخ تمدن اسلام،۶۱۴-۶۱۵٫ [۴۰] . الفاخوری، حنا،تاریخ فلسفه در جهان اسلام،ص ۳۶۵٫ [۴۱] . ولایتی،علی اکبر،فرهنگ و تمدن اسلامی،ص ۴۳٫ [۴۲] . نصر، همان،۱۲۲و۱۲۳٫ [۴۳] . ویل دورانت، تاریخ تمدن،ج۴،ص۳۶۸٫ [۴۴] . مکی، همان،ص ۳۴۸٫ [۴۵] . گوستاولوبون، تمدن اسلام و عرب،۶۱۱-۶۱۳٫ [۴۶] . برنال، جان،تاریخ علم،ص۳۵۹٫ [۴۷] . نصر، ۱۳۵۰: ۲۶۸-۳۰۱٫ [۴۸] . جان احمدی، همان،ص۲۲۲- زرین کوب،همان،ص ۷۴٫ [۴۹] . هونکه، زیگرید،فرهنگ اسلام در اروپا،۱۴۰٫ [۵۰] . بورلو، ژوزف،تمدن اسلامی،ص۲۰۲٫ [۵۱] . براون، ادوارد،تاریخ طب اسلامی،ص۱۰۴٫ [۵۲] . ویل دورانت، همان،ج۴،ص۳۱۷٫ [۵۳] . وات،۹ و۱۶٫ [۵۴] . صرفی،۱۰۶٫ ............................................................................................................... کلمات کلیدی: تمدن اسلام تمدن اسلامی تولید علم در تمدن اسلامی تمدن اسلام علم تولید علم شیمی ................................................................................................................. منبع: مجله  معارف   - شماره ۶۷ 

مبانی متافیزیکی علوم طبیعی در تمدن اسلامی

بسم الله الرحمن الرحیم  مبانی متافیزیکی علوم طبیعی در تمدن اسلامی بررسی موردی تأثیر آموزه های قرآنی بر دانش جغرافیا    زهرا منصوری دانشجوی دکترای فلسفه و روش شناسی علم در دانشگاه دولتی مسکو . (متن کامل مقاله pdf : مبانی متافیزیکی علوم طبیعی در تمدن اسلامی) . چکیده: تأثیرپذیری علم از مبانی متافیزیکی از مسائل بنیادین فلسفه علم است که ارتباط نزدیکی با مسئله اسلامی سازی علوم دارد. مقاله حاضر با تکیه بر دیدگاه های فیلسوفان جدید علم مانند پوپر، لاکاتوش، کوهن و برت و با الهام از آرای سید حسین نصر درباره ابتنای علوم اسلامی بر اصول دین اسلام، در بررسی موردی دانش جغرافیا کوشیده است بخشی از این اصول را که ملهم از قرآن است، شناسایی کند. با توجه به فراوانی چشمگیر منابع جغرافیایی در گستره تمدن اسلامی، در این مقاله سه کتاب صوره الأرض، معجم البلدان و تقویم البلدان واکاوی شده اند. افزون بر نگاه خاص قرآن به سودمندی علم که بر کارکردهای دینی و اجتماعی دانش جغرافیا اثر گذاشت، به نظر می رسد این آموزه ها نیز بر دانش جغرافیا تأثیرگذار بوده اند: سلسله مراتب هفت گانه هستی، پیوند جغرافیا با تاریخ و وجه عبرت آموزی آن، اماکن مقدس مذکور در قرآن و مؤلفه های جغرافیایی این جهانی قرآن مانند آب، گیاهان، حیوانات، کوه ها و راه ها. . کلمات کلیدی: قرآن متافیزیک جغرافیا تمدن اسلامی علوم طبیعی فلسفه علم ...................................................................................................................... منبع: نشریه تاریخ فرهنگ و تمدن اسلامی سال پنجم - شماره ۱۴

جملات گزیده مقام معظم رهبری پیرامون امنیت غذایی، کشاورزان و دست اندرکاران کشاورزی

بسم الله الرحمن الرحیم   جملات گزیده مقام معظم رهبری پیرامون امنیت غذایی، کشاورزان و دست اندرکاران کشاورزی   امنیت غذایی . امنیت غذایی برای کشور ما خیلی مهم است. ۱۳۸۴/۱۰/۱۴ بیانات در دیدار کشاورزان‌‌   ۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰ . کشاورزان ، امنیت غذایی . کشاورز ایرانی برای ملت ایران امنیت غذایی را تأمین می‌کند؛ این، افتخار بزرگی است؛ قدر خودتان را بدانید. ۱۳۸۴/۱۰/۱۴ بیانات در دیدار کشاورزان‌‌ . ۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰ . جوان, اخلاص, توکل به خدا, اعتماد به جوانان, کشاورزی . اعتماد به جوانان و افراد با تجربه به همراه توکل به خدای متعال و اخلاص نیت برای خدا، اساس کار است. ۱۳۸۴/۱۰/۱۴ بیانات در دیدار کشاورزان‌‌ . ۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰ . کشاورزی, کشاورزان, استفاده از جوانان . به همه‌ی روستاییان و همه‌ی کشاورزان و کسانی که دست‌اندرکار کشاورزی‌اند، توصیه می‌شود که از این جوانان مطلع و خبره در کار کشاورزی استقبال کنند. ۱۳۸۴/۱۰/۱۴ بیانات در دیدار کشاورزان‌‌  

امام خمینی و کشاورزان

بسم الله الرحمن الرحیم امام خمینی و کشاورزان . اشاره:  سیری در آثار و مواضع رهبر فقید انقلاب، نشان می دهد که از آغاز نهضت ۱۵ خرداد، عنایت رهبری به کشاورزی و کشاورزان ایرانی به چشم می خورد، این همه - که در این مجال بدان خواهیم پرداخت - حاکی از این است که امام خمینی، افزون بر اسلام خواهی و کوشش احیاگرانه در جهت پیاده شدن احکام دینی در عرصه حیات و اجتماع مسلمانان، به کشور و پیشرفت و آبادانی و خوداتکایی و توسعه اقتصادی آن نظر داشته است . از این رو می نگریم که گفتارهای رهنمون کننده رهبر فقید انقلاب در ترسیم جامعه سالم و آزاد و آباد ایرانی - که به همت و بصیرت کشاورزان بستگی دارد - به چشم می خورد . . . شکل گیری نهاد انقلابی و خدمت گزار جهاد سازندگی - که در دو دهه نخست انقلاب، نقشی تعیین کننده داشته است - فرمان و دعوتی حکیمانه از سوی امام است . این حرکت نهادینه شده در روند احیای کشاورزی و کشاورزان در ایران - که دوران وابستگی اقتصادی را پشت سر نهاده و دشواری های بسیاری در نیل به خودکفایی و استقلال، در پیش روی داشته است - به روشنی از عزم استوار رهبری در حمایت از کشاورزان فراموش شده حکایت داشت . نباید از یاد برد که بنیان گذار جمهوری اسلامی، از موضع والای یک پیشوای دینی و روحانی، دست اندرکار نجات بخشی یک ملت عقب نگاه داشته شده، ولی خواستار عزت و استقلال در تمامی عرصه های حیات جمعی بود . اسلام - چنان که از قرآن کریم و سیره نبوی و کردار امامان شیعه برمی آید - همواره به زمین و زیبایی و فزونی محصولات آن چشم دوخته و مسلمانان را به کوشش و آبادانی آن ترغیب نموده است . در اینجا، گوشه ای از فرمان علی بن ابی طالب - علیه السلام - را که از حمایت علوی نسبت به قشر زحمت کش کشاورز، حکایت دارد می آوریم . "ولیکن نظرک فی عماره الارض ابلغ من نظرک فی استجلاب الخراج لان ذلک لایدرک الابعماره، و من طلب الخراج بغیر عماره اخرب البلاد و الملک العباد، ولم یستقم امره الا قلیلا، فان شکوا ثقلا او عله او انقطاع شرب او باله او احاله الارض اغتمرها غرق او اجحف بها عطش خففت عنهم بما ترجو ان یصلح به امرهم . "۱ ["ای مالک اشتر]، و باید نگریستنت به آبادانی زمین بیشتر از ستدن خراج بود، که ستدن خراج جز با آبادانی میسر نشود; و آن که خراج خواهد و به آبادانی نپردازد، شهرها را ویران کند و بندگان را هلاک سازد، و کارش جز اندکی راست نیاید; و اگر از سنگینی - مالیات - شکایت کردند، یا از آفتی که - به کشت - رسیده، یا آبی که از کشت هاشان بریده، و یا باران بدانها نباریده یا - بذر زمین - بر اثر غرق شدن یا بی آبی تباه گردیده، بار آنان را سبک گردان چندان که می دانی کارشان سامان پذیرد بدان . " در این حکم حکمت آمیز، آشکارا از کشاورزان و جایگاه بلند و تاثیرگذاری که بر اقتصاد و سیاست جامعه دارند، یاد شده است . تردیدی نیست که این آموزه حاکمیت متمایل به خیر و صلاح ملت را بر آن می دارد تا امکان خرسندی آنان و کارآیی سیاست گذاری در عرصه کشاورزی را فراهم آورد . جامعه دینی و حکومت برآمده از آن - که اقامه قسط و بسط عدل و انصاف و رحمت را شعار خود برگرفته است - ناگزیر از رعایت آسایش و کسب رضایت کشت کاران گمنام است . مولای متقیان با طرح آبادانی زمین و بسیج نیروها و امکانات در جهت آن، منظر خیرگرایانه اجتماعی را جایگزین منظر منفعت طلبانه ای می سازد که حکومتها را دچار فروپاشی کرده و سرزمینها را به ویرانه ای بدل ساخته است . تامل در مبارزه سیاسی امام با شاه و دولتهای دست نشانده، بخصوص در مساله اقتصاد و کشاورزی ایران، حاکی از رنج بسیار او در ویران سازی کشور و دریوزگی ملتی بو دکه روزگاری به سر سفره خویش نشسته بود . "کشاورزی ما که تولیدش حتی تا ۲۳ سال پیش، اضافه بر احتیاجات داخلی مان بود و ما صادر کننده این مازاد بودیم، فعلا از میان رفته است . مطابق ارقامی که نخست وزیر شاه در دو سال پیش به دست داده است، ایران ۹۳ درصد از مواد غذایی مصرفی خود را وارد می کند . و این است نتیجه به اصطلاح: اصلاحات ارضی شاه! "۲ در این مجال، با تصویر کردن دوران پیش از انقلاب و پس از آن، به دست خواهیم داد که کشاورزان در منظر رهبر فقید انقلاب، جایگاهی در خور تقدیر و تکریم دارند . و از همین روست که امام در رهنمودها و فرمانها و همچنین افشاگریهایی که بر ضد رژیم ستم شاهی و گروههای سیاسی و اخلال گر در کار جهادگران سازندگی و کشاورزی کشور داشته است، همواره از کشاورزان یاد و دفاع کرده است . . کلمات کلیدی:  کشاورز،کشاورزی،رهبر فقید انقلاب،امام خمینی،انقلاب،اقتصاد،ایران،خوداتکایی،روستا . ۱ - امام و اصلاحات ارضی پس از درگذشت مرجع و زعیم بزرگ شیعه; مرحوم آیت الله بروجردی - که رهبری فرزانه و روشن بین بوده و از نفوذ کلام در میان اقشار گوناگون ملت برخوردار بوده است - شاه از انقلاب سفید! سخن به میان آورد . در حقیقت فقدان رهبری و مرجعیت دینی در ایران، مقارن با تغییر سیاستهای برون مرزی امریکا، پس از انتخاب شدن "کندی" به عنوان رئیس جمهور مورد حمایت دموکراتها بود . چنان که تاریخ حاکمیت امریکا نشان می دهد; پروژه فضای باز سیاسی پیوسته مدنظر حاکمان پس از بن بستهایی بوده است که سیاست خارجی آن کشور دچار آن گشته است . ناکامی بازی گران سیاسی و نظامی امریکا در کشور ویتنام، زمینه فراهم آوردن اصلاحات سیاسی و اقتصادی در آغاز دهه چهل در ایران گشت . امام خمینی با طرح این پرسش: "کدام انقلاب؟! کدام ملت؟! "۳ در اوج نهضت سیاسی خویش - که رهبری در تبعید را سبب گشت - در واقع مشروعیت حاکمیت و دولت و مجلس شورای اسلامی را زیر سوال برد . از آن پس حوزه و روحانیت در چالش با سیاستهای غرب گرایانه حاکم قرار گرفت و با جریان روشنفکر نوظهوری همراه گشت که از غرب زدگی ۴ و پیامدهای روانی و فرهنگی و اقتصادی و اجتماعی آن سخن می راند . چنانکه از عنوان اصلاحات پیداست; به خصوص در فضای اجتماعی دهه چهل، که کشور ما به رغم گذشت سالیان دراز پس از ایده خیرخواهانه اصلاحات از سوی امیرکبیر همچنان از کاروان زمان و تحولات گسترده زندگی عصر حاضر، عقب مانده بود و چشم به راه نجات بخش! به آسانی امکان مقابله با آن نبود . چراکه اتهام سنگینی متوجه مخالفان، به ویژه در سنگر اعتقادی بود . اگر امام بی درنگ به پیکار با اصلاحات ارضی می پرداخت، بی گمان در رسانه های دستگاه حاکمه، جانبداری یک مرجع شیعه از زمین خواران بزرگ تبلیغ می شد . تقابل درونی روشنفکران که تا دهه نزدیک به انقلاب کشیده شد، به خوبی از همین حقیقت پرده می افکند . برخی از آنان، نقد و طرد ما شنینیزم را به معنای نفی پیشرفت و بهره وری از تجربه ها و آموزه های معاصر در صنعت و فرهنگ تلقی می کردند . از منظر این جماعت، مبارزه با غرب زدگی و به ریشخند گرفتن اصلاحات ارضی شاه، نوعی کهنه اندیشی و تحجر وانمود می شد و روشنفکران خودباور جامعه را طرفدار فئودال ها و فئودالیزم معرفی می کردند . از این رو پس از طرح لایحه " انجمنهای ایالتی و ولایتی" در سال ۴۱، و به ویژه به هنگام اعلام رفراندوم اصول شش گانه موسوم به انقلاب سفید یا انقلاب شاه و مردم، در همان سال - که یاد آور طرح اصلاحات ارضی در سال پیش بود - مبارزه امام، چهره آشکار خود را نشان داد . سخن و رهنمون رهبری در این مقطع، معطوف به استقلال کشور، و نیز اتهام زدایی از نهضت بود، که در پرتو آیین اسلام صورت می گرفت: "قرآن کریم و اسلام در معرض خطر است . استقلال مملکت و اقتصاد آن در معرض قبضه صهیونیست هاست" . ۵ "صدسال است [که این کشور، وزارت] فرهنگ و دانشگاه دارد، ولی دکتر ندارد، مهندس ندارد"۶ "علما با چه امر اقتصادی مخالفند؟ شما سد خواستید بسازید، جلوتان را گرفتند؟ کارخانه خواستید وارد کنید، نگذاشتند؟ "۷ جریان اصلاحات ارضی شاه - که ریشه در منافع بیگانگان دارد نه مصالح فرزندان این مرز و بوم - در اشاره های روشن و هدایت گرانه امام خمینی تجلی کرده است . بدین سان با این تحلیل افشاگرانه به دست می دهد که مخالفت با انقلاب و اصلاحات حاکم شکل می گیرد نه با آن چه به نفع مردم بوده و خاستگاه ملی داشته و برآمده از خودباوری تحصیل کردگان و کارگران و کشاورزان می باشد . اما پس از رشد نهضت و در دوران تبعید، بارها از اصلاحات ارضی و ماهیت و اهداف آن در آثار شفاهی و مکتوب رهبر فقید انقلاب سخن رفته است . "اینها به اسم "اصلاحات ارضی"، زراعت ایران را به باد دادند یعنی دهقان و رعیت بیچاره را بیچاره [تر] کردند که دیگر نتوانستند اینها بمانند در مزرعه های خودشان . از آنجا کوچ کردند و آمدند به تهران . و اطراف شهر تهران [در حلبی آباد] به وضع بدی زندگی می کنند . "۸ در این افشاگری، پدیده مهاجرت روستایی ها خاطرنشان می شود که از بدحادثه به شهرهای بزرگ، به خصوص پایتخت هجوم می آورند، و به تعبیری پناهنده می شوند . کشاورزانی که هنوز دل و دیده در گرو زمین و طبیعت و زادگاه خود دارند، ناخواسته با شهر و شهرنشینی رو به رو می شوند بی آنکه ساختار روانی و شخصیتی متناسب با آن همه را داشته باشند . و از طرفی آینده تاریک و نامعلوم سکونت در پایتخت، و عدم دسترسی به شغل و درآمد و مسکن و فرهنگ مطلوب، و تن دادن به وضع تحمیلی شهر و خودباختگی ها، از نسل پاک دل کشاورز ایرانی، عناصری می سازد که از خود بیگانه اند . حلبی آبادهای دوران اصلاحات ارضی شاه - که زن و مرد و کودک و کهن سال، جملگی اسیر فقر وجهل بوده و بی نصیب از امنیت و بهداشت و تغذیه مناسب بوده اند - جلوه هایی از آن به شمار می آمد . "نقشه برای نابودی کشاورزی [ایران دارند] ... وقتی قنات ها خشک شد; زراعت نمی شود، وقتی زراعت نشد، مردمش کوچ می کنند و می آیند به [سمت] فقر و فلاکت در تهران یا در یک شهر دیگری و تعهد در این کار هست که مردم را جمع کنند در شهرها که مبادا در دهات مخالفت شروع بشود و [در] دهات مشکل است مهارش ... کوهستانی ها ... بختیاری ها ... و بلوچ ها ... را می خواهند کوچ بدهند به شهرها تا بتوانند اینها را کنترل کنند ... حالا یا این است [علت اصلاحات ارضی] ... یا ... [این که] همه [منابع و ذخائر کشور] را به دست چپاول گرهای غرب و شرق بدهند . "۹ در آنچه گذشت، تحلیلهایی سیاسی صورت گرفته است که در حقیقت، پشت پرده سیاست حاکم بر ایران را نشان می دهد . امام، ویرانی مزرعه ها و خلوت روستاها را، یک هدف سیاسی دانسته است . از آنجا که در اندیشه و ذهن و جان روستایی ها و کوهستانی ها، صفا و روشن بینی وجود داشته و نیز برخوردار از روحیه ظلم ستیزانه بوده اند، می توانست در درازمدت برای رژیم حاکم تهدیدی نگران کننده به شمار آید . از این رو سبب کوچیدن آنان به شهرهای کوچک و بزرگ فراهم آمده تا در زندگی مصرفی و ماشینی روزمره، به نوعی"الینه" شوند . البته این سیاست، در واقع استمرار همان شیوه معمول سیاسی حکومتهای گذشته همچون صفویه و قاجاریه می باشد; که کردها و ترکها را به کوچ اجباری و اسکان در ایالتهای دوردست مانند خراسان وامی داشت . بدین سان، اصلاحات ارضی شاه، عاملی در روند خنثی سازی هسته های ضد استبدادی - که در پی بیدادگری ها، آرام آرام شکل گرفته و به جنبش جمعی مدد خواهند بخشید - تلقی می شود . در تحلیل دیگر، مقوله غارت گری دولتهای استعمارگر خاطرنشان می شود که از سده های پیشین، ایرا ن و دیگر کشورهای مسلمان را به سمت و سوی انحطاط و فقر و وابستگی سوق داده اند . پیداست که با به ویرانی کشیدن روستاها، امکان بررسی و کشف و یغمای ذخائر زیرزمینی در جای جای کشور پهناور ما، فراهم آمده و مواد اولیه کارخانه ها و ماشینهای تولید غرب تامین گشته است . افزون بر این که ایران را بازار کالاهای مصرفی خویش ساخته و با بهره وری از روان شناختی و جامعه شناختی، سعی در جذب سلیقه ها و گروه های ایرانی نموده اند . "اینها [استعمارگران] راه پیدا کردند به ایران; به شرق، و مطالعات کردند در حال [ملتهای] شرق . آن وقت اینها فهمیدند که [این سرزمینهای آسیایی] یک لقمه چربی است . شرق دارای مخازن و معادن است و باید این را به هر طوری که هست ... ببرند و نگذارند که مردم خود آن دیار استفاده کنند . "۱۰ با این نگاه واقع بینانه - که ریشه در تاریخ روابط سیاسی غرب و شرق دارد و اندیشه وران مغرب زمین نیز بدان گواهی داده اند - دیگر نمی توان در ماهیت استکباری انقلاب و اصلاحات ارضی شاه تردید داشت و آن را در جهت حمایت از کشاورزی و کشاورزان ایرانی تلقی نمود . کشوری که به کلی از لحاظ صادرات کالا به صفر گراییده است و اقتصاد آن در رابطه با نفت تعریف و محدود می شود، نمی تواند مدعی استقلال و آبادانی و آسایش کشت کاران خویش باشد . فزونی و گستره واردات کالای گوناگونی غربی به مرزهای شرقی; به خصوص ایران پس از اصلاحات ارضی، از بی حاصل بودن تقسیم زمین میان کشاورزان تهی دست و محروم از دست یابی به ابزارهای کاشت و برداشت، حکایت دارد . سیر نزولی محصولات کشاورزی در دهه های پس از انقلاب سفید! به روشنی از ضریب کاری سیاسی حاکم خبر می دهد . "جریانی امریکایی زیرپوشش "اصلاحات ارضی ["در ایران پدید آوردند]، همه می دانند که کشاورزی ما را [شاه نابود کرد] ... همین خیانتی که شاه کرد; به اسم اصلاحات ارضی، کشاورزی ما را به زمین زد و امریکا نفع اش را برد ... یک مقدارش [را] هم صهیونیسم [به یغما برد . "] ۱۱ ۲ - امام و احیای کشاورزی ایران از همان روزهای نزدیک به پیروزی انقلاب، اندیشه کشاورزی و کشاورزان ایرانی، رهبر فقید انقلاب را به خود مشغول داشته بود . در مصاحبه ها و سخنرانیها و اعلامیه های روشنگرانه، از کشاورزان به نیکی یاد کرده و نقش و تاثیر ویژه این قشر سخت کوش را در رشد اقتصادی و نیل به آبادانی و استقلال سیاسی کشور خاطرنشان می ساخت . پیدا بود که امام، دولت و حاکمیت آینده ایران را به سمت و سوی اقتصاد منهای نفت فرا می خواند تا از توازن واردات و صادرات بهره مند گشته و جامعه ایرانی، خوداتکایی در عرصه های اقتصادی را فراچنگ خود آورد . ۱ - ۲ - خودباوری کشاورزان پیش از آنکه از چند و چون سیاست گزاری های کلان در عرصه کشاورزی سخن رانده شود و راه کارهای نیل به خوداتکایی به دست داده شود، می بایست در این کشاورزان، این باور را پدید آورد که می توان کشور و اقتصاد را از وابستگی به قدرتهای بزرگ رهانید و نیز آنان می توانند بستر ساز استقلال و خوداتکایی باشند . چراکه پیشینه کشت و کار در کشور، در طی سالیان پیش از اصلاحات ارضی نشان می دهد که به جز ایام خشکسالی های دراز و درگیریهای داخلی یا تجاوزگری خارجی، نیازی به وارد کردن گندم و دیگر ارقام غذایی نبوده است . چنانکه از تبلیغ رژیمهای وابسته برمی آید، حاکمان تحت فشار دولتهای بیگانه کوشیده اند تا ناممکن بودن تولید و ناتوانی از برآوردن نیازهای غذایی را القا کنند . رهبر فقید انقلاب که به خوبی موانع دستیابی به تولید در حد خودکفایی و همچنین صدور به خارج کشور را شناخته بود، سعی داشت تا کشاورزان را امیدوار به ایجاد تحول در روند تولید نماید . "اگر کشاورزی صحیح در ایران به وجود آید، ما، در آینده، یکی از صادرکنندگان مواد غذایی خواهیم بود . ما قبل از اصلاحات ارضی ساخته امریکا - که ایران را دربست در اختیار امریکا قرار داد، یکی از صادرکنندگان مواد غذایی بودیم . ایران، یکی از کشورهای نادری است که اگر اصول صحیح کشاورزی در آن پیاده شود، یکی دو استان آن، اکثر مواد غذایی ایران را تامین خواهد کرد . "۱۲ امام خمینی، با در نظر آوردن طبیعت غنی و پاسخ گویی نیازهای متنوع مادی و خوراکی مردم که در جای جای ایران به چشم می خورد و کشوری چهار فصل نامیده می شود، این گونه امید دارد و نیروهای انسانی روستاها را فرا می خواند . اشاره هایی که او به استانهای زرخیز کشور همچون خراسان و آذربایجان، در تحلیلهای خود دارد حاکی از توان مندی کشاورزان دیروز خراسانی و آذربایجانی می باشد که به تناسب سرشاری و انسان نوازی طبیعت و خاک منطقه خویش، بهره وری در خور ستایش داشته اند . خانه های روستایی این مناطق حاصل خیز، هنوز نقطه هایی را نشان می دهد که روزگاری نیاکان سخت کوش در آن گندم می اندوخته اند . اما چنان که در این گفتار آمده است، مهم به کارگیری شیوه های درست و متناسب در کار کشت است . به سخنی دیگر، دانش کشاورزی را - که پیشرفت کرده و توسعه شایان اعتنا یافته است - باید به مدد گرفت و خودباوری و سخاوت طبیعت را در روشنایی آن به بار نشانید . "ایران، امکانات و ظرفیتهای مختلف و فراوانی برای رشد اقتصادی دارد ... همچنین امکانات کشاورزی و دام داری و مهمتر از همه .. . استعدادهای سرشار و خلاق انسانی [دارد ]. . "۱۳ در این سخن نیز، به ساختار متناسب روانی و شخصیتی کشاورزان و کارگران ایرانی اشارت شده است که امکان خودباوری آنان را پدید آورده است . بدین سان نمی توان به بهانه های گوناگون - که غالبا تلقین شده از جانب بیگانگان می باشد - از مسئولیتها سرباز زد . آنان که به خوبی ما را می شناسند و آثار امید و کوشش ما را می نگرند، می کوشند تا مانع شکل گیری حرکت متکی به اراده و اعتماد به نفس کشاورزان باشند . افزون بر خودباوری و بهره گیری از دانش کارآمد کشاورزی، باید به تعاون اجتماعی اندیشید تا بتوان باورهای معقول و استوار خویش را در عینیت نگریست . کشاورزان خودباور و فعال در جهت بازگردانیدن عرصه کشت و کار به مرز خودکفایی و بلکه صدور مواد غذایی، نیازمند دستهای گرم و آکنده از مهر است که در دیگر حوزه های اشتغال و مدیریت و فرهنگ و فن آوری خدمت می کنند . "مملکت ما ... [امکان] این را دارد که [مواد غذایی] صادر کند و صادر می کرده است . د راین چند سال، اینها به اسم "انقلاب سفید" مملکت ما را به عقب راندند ... کشاورزی ما را هم به عقب راندند . باید همه با هم، دست به دست هم [داده و] یک صدا [بوده، تا] این خرابه را آباد کنیم . "۱۴ مشارکت پذیری حاکمیت - که در روش و منش حاکمان صالح و خدمت گذار به چشم می خورد - خودباوری را در گستره خویش ممکن می سازد . آنان که از خودکامگی، دست فرو شسته اند و مصلحتهای شخصی و سیاسی گذرا را زمین نهاده اند، کشور را از آن مردم و شهروندان خود می دانند . از این رو سعی می کنند تا در سیاستهای کلان خویش، جای گاه بلند ملت را شناخته و مصالح مادی و معنوی آنان را نگریسته باشند . از رهگذر این منظر انبیایی است که مشارکت خرد و کلان ملت در شهر و روستا، در راستای مدیریت کامیاب جمعی شکل می پذیرد . رهبر فقید انقلاب - که خودباوری کشاورزان را می جست و خواتکایی و استقلال و عمران کشور رااظهار می داشت - پیش از آن همه، ایران را از آن کشاورزان و کارگران و نخبگان ایرانی می دانست . "اگر چنانچه جمهوری اسلامی [در ایران] برپا بشود ... امیدوارم که همه امور اصلاح بشود، و مملکت، مال خود شما باشد، و خود شما مملکت را اداره کنید . من امیدوارم که همه اقشار مملکت، فعالیت داشته باشند، و کشاورزها در کشاورزی جدیت داشته باشند و خصوصا مواد غذایی را بیشتر تهیه کنند . "۱۵ پیدایش انگیزه های مناسب و نیرومند و تاثیرگذار بر سرنوشت ملت و کشور، حاصل فضایی سرشار از امید و اعتماد و شارکت سیاسی و اجتماعی و اقتصادی مردم می باشد . پیداست که عدم تمایل صادقانه به کار و ابتکار، به خصوص در حوزه کشاورزی - که رنج فزونتری دارد و صبر و حوصله دیگر می طلبد - کشاورزان را از تحرک در خور راهبردهای اقتصادی کشور و دلبستگی به آینده آن باز می دارد . تردیدی نیست که همواره این رژیمهای سیاسی بوده اند که رغبت و وجدان کاری را از شهروندان ستانده اند و رانت خواریهای سیاسی و اقتصادی را جایگزین سیاستهای خیرخواهانه و ملی ساخته اند . امام خمینی در پگاه انقلاب، به ایرانیان، بخصوص کشاورزان اطمینان می دهد که دولت مردان جمهوری اسلامی، هرگز با سودجویی های شخصی، منافع ملی را برباد نخواهند داد . به راستی، فراخنای خودباوری و خوداتکایی در این بستر هموار و خیراندیشانه - که رهبر فقید انقلاب در وارستگی کارگزاران آن تصویر کرده است - جلوه گری خواهد داشت . "هیچ یک از اقشار [ملت] تنها نمی توانند این [کشور و اقتصاد] ویرانه را بسازند ... کشاورزها ... به کشاورزی خودشان علاقه پیدا بکنند . الان دیگر دستی [و سیاستی] نیست که آنها را به فشار، وادار به امری [ناخوشایند] بکند یا منافع آنها را بخواهد به واسطه سودجویی [یغماگرانه] خودش بر دارد یا به غیر [از بیگانگان] بدهد . "۱۶ محصول دل انگیز خودباوری یک ملت در همت خرد و کلان آن، به ویژه کشاورزان و کارگران نهفته است . آنان که اطمینان یافته اند می توان با بازگشت به خویش و شناختن استعدادهای نهان خود، در عرصه کار و تولید به نوآوری و احیای کشاورزی پرداخت، بی گمان از همت والا برخوردار گشته اند . معرفتهای درونی و باطنی، به ویژه در زندگی ساده و آراسته روستایی - که با زیبایی و زلال طبیعت به هم آمیخته است - کشاورز را آماده می سازد تا آستین همت بالا زند و زشتی دریوزگی بیگانه را بزداید . قدرت جبران نابسامانی های دیرینه - هرچند دشوار و گاه ناممکن می نماید - در سایه شناخت و خودباوری ملی، عینیت می یابد و راه می گشاید . "عمده کشت را [به] مواد غذایی [اختصاص دهند] ... الان می دانید که محتاج به خارجیم راجع به مواد غذایی . باید ما خودمان این راجبران بکنیم . و این به همت کشاورزان ماست" . ۱۷ بنیان گذار جمهوری اسلامی، ضمن برشمردن کارگران و کشاورزان به منزله رکن های حیاتی کشور و اقتصاد نابسامان آن، نسل نور را که در دامان آن زحمت کشان پرورده شده است، به یاری می طلبد . همت جوانان شهر و روستاست که آینده آکنده از عزت و آزادی و استقلال یک کشور را نوید می بخشد . یاد کرد جوانان و روحیه و شیوه انقلابی و مشارکت جویانه شان، حاکی از مواضع روشن بینانه و حکمت آمیز رهبری انقلاب است . "اساس اقتصاد یک کشور به کار کارگر و کار کشاورز است ... ایران که باید صادرات داشته باشد، در کشاورزی صادرات داشته باشد ... [اکنون] هرچه بخواهیم باید محتاج باشیم . باید از امریکا یا کشورهای دیگر وارد کنیم ... [آبادانی] صبر لازم دارد . تداوم انقلاب به همت جوانان شما [کارگران محترم و کشاورزان محترم است] که پنجاه سال در تحت فشار طاغوت صبر کردید . "۱۸ امام خمینی، طریق نیل به خودباوری کشاورزان را همانا رهایی فکری و ذهنی از ذهنیت استعمارزده برمی شمارد که در طی دوران رژیمهای سیاسی وابسته و بی بهره از مشروعیت و مقبولیت مردمی، شکل گرفته است . بیگانه ها، ناتوانی و ناممکن بودن، خود اتکایی ملی را در عرصه های صنعت و کشاورزی ترویج کرده اند تا کارگری و کشاورزی در اندیشه بازسازی جامعه خویش نباشد و خود را از گردونه قدرت و مدیریت آن بیرون کشاند . "عمده این است که افکار شما آزاد بشود، افکار شما از وابستگی به قدرتهای بزرگ آزاد بشود ... . اگر کشاورزان ما باورشان این باشد که ما می توانیم در کشاورزی به جایی برسیم که صادر کنیم و وابسته به غیر نباشیم [خواهند توانست] . "۱۹ رهبر فقید انقلاب، با خاطرنشان کردن خودباوری و بالیدن ملتهای ژاپن و هندوستان پس از دوران سلطه گری استعمار خارجی - که به خوداتکایی در عرصه های مختلف انجامید - آن همه را برای ملت و کشاورزان و کارگران ایرانی ممکن می شمارد . "این ژاپن بود که در سالهای قبل محتاج بود ... والان صادر می کند به امریکا ... آن هندوستان بود که در آن زمان احتیاج داشت، حالا ... دارد خودش احتیاجات خودش را رفع می کند . مغزهای شما کوچکتر از مغزهای دیگران نیست . شما [کشاورزان و صنعت گران] خودتان به فکر باشید . "۲۰ ۲ - ۲ - دولت و کشاورزان هرچند پایه احیای کشاورزی - که رهبر فقید انقلاب ، آن را راهبردی تاثیرگذار برسرنوشت کشور می شناسد - همانا کشاورزان ایرانی اند، با این همه نباید از جایگاه دولت و کارگزاران اجرایی آن د راین رابطه، غفلت ورزید . به هر حال رئیس دولت و وزیران، به خصوص وزیر جهاد کشاورزی، و دست اندرکاران آن، مسئولیت هایی دارند که انجام آن، خودباوری کشاورزان را به نتیجه ای مطلوب می رساند . پیداست که کشت و کار به منظور خوداتکایی و نیز صدور کالا، آن گاه سود می بخشد و استمرار می یابد که از روشن گری ها و آموزشها و فراهم آوردن تسهیلات و امکانات کارآمد کشاورزی، دریغ نشود . در این بخش می کوشیم تا از رهنمودهای امام، به نقش و تاثیر دولت و راهکارهای گزینشی و متمایل به آبادانی و استقلال اقتصادی آن پی ببریم . به سخنی دیگر به دست خواهیم داد که دولت یا قوه مجریه - که راهبرد احیای کشاورزی را پذیرفته و تعهد بدان دارد، در عمل و عینیت چگونه باید باشد . "ما کشاورزی خود را مکانیزه خواهیم کرد و دولت اسلامی موظف است که آنچه را زارعین احتیاج دارند، به بهترین وجه در اختیار آنان بگذارد . اگر کشاورزی صحیح در ایران به وجود آید، ما در آینده یکی از صادرکنندگان مواد غذایی خواهیم بود . "۲۱ رویکرد ماشینی کشت کاران کشور، در عصر حاضر ضرورت انکارناپذیر به شمار می آید . دیگر نمی توان به کشاورزی سنتی بسنده نمود و زمان و فرصت ها و استعدادها و زمینها و آبها را در همان چارچوبه پیشین محصور ساخت . چراکه این همه به دلیل نامتناسب بودن محصول و میزان و درآمد ناشی از آن با آنچه از زندگی و عمر و فرصت ها هزینه می شود، ادامه نخواهد یافت . در حقیقت یکی از عوامل کوچ ناگزیر کشاورزان، و به ویژه نسل جوان و آگاه از چگونگی حیات و تمدن عصر حاضر از روستاها، همین متکی بودن به شیوه ها و ابزارهای کهن و ناکارآمد است . از این رو، مکانیزه کردن کشت و کار، لازمه خوداتکایی در کشاورزی است . امام خمینی با بیان این نیاز و ضرورت، دولت را فرا می خواند تا بستر بهره وری کشاورزان از ماشینهای کاشت و برداشت را فراهم سازد . بدین سان است که می توان امیدوار بود که خودکفایی در تولید مواد غذایی کشور و بلکه صدور آن، امکان پذیر می باشد . آن چه گذشت، نگاهی آرمانی است و چنان که در واقعیت ها به چشم می خورد; همواره موانعی بر سر راه احیای کشاورزی یا خودکفایی وجود داشته و دارد . بیشترین آن را باید در دستگاههای اجرایی سراغ گرفت که بافت در خور احتیاج و انتظار کشاورزان سخت کوش را پیدا نکرده اند . بی گمان این همه، سبب دل سردی و گریز نسل نو از اهتمام در کشت و کار خواهد گشت . و تردیدی نیست که بازگردانیدن آنان - که با شهرنشینی خو کرده اند و از امتیازهای چشم گیر آن نصیب برده اند - کاری دشوار بل محال خواهد بود . از همین رو باید بر این باور بود که آسیب پذیری روند احیای کشاورزی از ناحیه کارگزاران، عاملی تهدید کنند . برای استقلال و عمران کشور می باشد . امام بدین مهم عنایت می ورزید و از این رو هشدار می داد که مبادا دولت خود را سرگرم بخش نامه و آمد و شدهای بی حاصل در ارتباط با روستایی ها ساخته و از پاسخ گویی به انتظارهای معقول آنان سرباز زند . "لازم است دولت، بیش از پیش، کمکهای لازم را به کشاورزی و کشاورزان بکند و در این امر از هیچ کوششی خودداری ننماید و از پیچ وخمهای اداری که موجب تاخیر در این امر حیاتی است، جلوگیری نماید، و در این موضوع [احیای کشاورزی] به استان داران در سطح کشور سفارش اکید نماید که امر کشاورزی در کشور ما، از اهم امور است و هدایت و اجرای آن به وجه صحیح، اساس اقتصاد کشور است . "۲۲ آنچه تاثیر می گذارد، اقدام مناسب و همه جانبه مسئولان در ارتباط با سامان پذیری زندگی و وضع کاشت و برداشت و داد و ستد کشاورزان با دیگر اقشار جامعه می باشد . امام خمینی با یادآور ساختن روال نامطلوب دوران گذشته که شعار و ادعا داشته و ترویج کشاورزی را در خطبه های پرشور در حمایت از آن کشاورزان گنجانده بودند، خواستار دگرگونی و اقدام بود . "اصلاحات ارضی [شاه] ... همه اش الفاظ بود . شاه به همه تعلیم داده بود که با الفاظ [مردم و کشاورزان را سرگرم سازند]، وزارت خانه ها [به جای اقدام و تحول، در کار] الفاظ [باشند] . درکشاورزی ... همه جا خطابه و الفاظ بود، واقعیت در کار نبود; انحراف بود از حالا به بعد هم اگر بخواهید با خطابه و با [الفاظ تبلیغاتی پیش بروید] ... قضایا باز همان است ... همان گول زدن مردم و همان آشفتگی ها . امروز احتیاج به عمل است; نه به قول ... اقدام ملت و دولت برای نجات کشاورزی ایران [ضرورت دارد ]. ۲۳ وزارت کشاورزی در دوره پیشین - که هنوز ادغام صورت نگرفته بود - در سخن زیر مخاطب رهبری قرار گرفته است . در این جا به دو مقوله اشاره شده; نخست اینکه جاده های مورد نظر و نیاز کشاورزان آماده شود و دیگر کوشش در جهت گسترش خدمات درمانی برای خانواده کشاورزان . "مسئولان سازمانهای وابسته به این وزارتخانه، بایستی اهم فعالیتهای این وزارتخانه در جهت گسترش شبکه راههای روستایی، به ویژه در نقاط محروم باشد، که باعث توسعه فعالیتهای کشاورزی و رساندن محصولات به شهرها و افزایش درآمد کشاورزان و محرومین جامعه، و علاوه بر آن گسترش فعالیتهای درمانی و پزشکی برای طبقات محروم باشد . "۲۴ بی گمان اقدامهای یاد شده که در جهت رفاه و سودبخشی کشت و کار انجام می پذیرد، نیروهای متعهد و متخصص در حوزه های عمرانی و درمانی را می طلبد . توجه امام به این قشر تحصیل کرده و آشنا با دانشها و کاربردها حاکی از اهمیت دادن به تحول همه جانبه در کشاورزی می باشد . "لازم است از نیروهای متعهد و متخصص مسلمان، جهت خودکفایی و استقلال بیشتر استفاده شود . "۲۵ پدیدآوردن انگیزه های کار و تولید مستمر و تعیین کننده در میان کشاورزان، از دیگر مسئولیتهای کارگزاران است . آنان باید از رهگذر رسانه های صوتی و تصویری و مطبوعاتی، آینده روشن و امیدبخشی را که در طریق خوداتکایی و استقلال وجود دارد، در معرض نمایش قرار دهند و بستر کار را هموار سازند . "مسئولیت ما امروز زیاد است و باید خودمان مملکت مان را آباد کنیم ... مساله کشاورزی در کشور ما در راس امور است ... مملکت از نظر منابع طبیعی، همه چیزش خوب است . آب و زمین خوب دارد و مردمش آگاه [بوده] و در فکر کشاورزی هستند و ولت باید آنها را تشویق و تقویت بنماید و امکانات لازم را در اختیار آنها بگذارد . "۲۶ از دیگر مسئولیتهای دولت در پیوند با زندگی و مسایل کشاورزان، همانا نظارت آن است که می بایست در امر و ارادات صورت پذیرد . روشن است که عدم مدیریت و نظارت، سبب ساز مشکلات و موانعی نگران کننده در مقوله تولید مواد غذایی خواهد گشت . چراکه گاه، محصولات به سبب اشباع بازار داخلی، به هدر رفته است، در حالی امکان صدور آن وجود داشته است . و از طرفی بسا وارد کردن کالایی به میزان بسیار، بدون در نظر گرفتن ایام برداشت و عرضه آن در داخل، کشاورزان را با ناکامی و نومیدی رو به رو می سازد . بدین سان رعایت حال کشاورزان و حمایت از تولید آنان و اطمینان دادن نسبت به بازدهی مطلوب کشت و کار حاضر، سهمی موثر در خودکفایی دارد . امام، ضمن یادآوری مسایل دینی و شرعی، مصالح نظام و کشور را خاطرنشان می سازد . "دولت باید نظارت بکند ... در این که یک کالاهایی که برخلاف مصلحت جمهوری اسلامی است، بر خلاف شرع است، آنها را نیاورند ... دولت که نمی تواند کشاورزی بکند، کشاورزی را دولت باید تایید بکند تا کشاورزها، کشاورزی کنند . "۲۷ توجه به صادرات در کشاورزی، باعث می شود که کشاورزان از آب و زمین، و نیز از وقت خویش نهایت بهره مندی را کسب کنند . دولت است که موجبات آن همه را باید فراهم آورد; البته به گونه ای که مصرف کنندگان داخلی با بازار سیاه و گرانی آن کالا مواجه نشوند . در حقیقت، صادرات در کشاورزی باانگیزه حمایت از کشاورزان صورت می پذیرد و آنان را در روند تولید نیازهای داخلی دلگرم و مطمئن می سازد . "ایران ... باید صادرات داشته باشد; در کشاورزی صادرات داشته باشد" . ۲۸ مساله دیگر که پیوسته در عرصه خدمت گزاری دولتهای مردمی مطرح می باشد، همانا ناکامی آنان در دست یابی به فرصتهای مساعد و مناسب برای خدمت کردن به اقشار محروم، به خصوص در نقاط دوردست است . مخالفان با فراهم ساختن زمینه های هرج و مرج طلبی سیاسی و اجتماعی می کوشند تا از یک سو دولت مردمی را ناتوان ساخته وا ز دیگر سو، ناکارآمد بودن سیاستهای دولت را - که بر اثر کارشکنی شان پدید آمده است - تبلیغ کنند . رهبر فقید انقلاب، خدمت رسانی دولت را در صورت بهره جستن از فضای آرام و آزاد ممکن می شمارد . از منظر امام خمینی، اصلاحات; بستر همواری را می طلبد که بر اثر تفاهم و تعاون میان نیروهای انسانی و جریانهای سیاسی پدید می آید . آشوبهای داخلی، آرامش و اطمینان را از کشاورزان و کارگران و دولت و مجلس، سلب می کند و مانع نیل به خوداتکایی و استقلال در بستر اصلاحات می شود . بدین سان ، آشوب طلبان و طراحان پنهانی آن، با ستاندن زمینه های خدمت گزاری از دولت و کارگزاران آن در استانهای محروم و عقب نگاه داشته شده، در واقع به کشاورزان خیانت می کنند . "اگر آرامش نباشد، کشاورزی نخواهد بود ... اگر آرامش نباشد، اصلاحاتی که باید بشود و برای مستضعفین عمل بشود، نخواهد شد ... تاکنون دولت نتوانسته است در ... [کردستان و در خوزستان] یک عمل چشم گیر مثبتی ایجاد کند; برای این که محیط نا آرام فرصت نمی دهد که کسانی بخواهند خدمت کنند ... چه طور ممکن است کشاورزی در یک محیطی که خرمنها را اشخاص فاسد آتش می زنند، به نتیجه برسد؟ "۲۹ ۳ - ۲ - مجلس و کشاورزان در کنار دولت و خدمات گوناگون آن به کشاورزان در روند احیای کشاورزی ایران، می توان مجلس شورای اسلامی را نگریست - که از رهگذر پژوهشها و بررسیها و دیدارهایی که نمایندگان هر منطقه با روستا و کشت کاران دارند - سعی در قانون گذاری متناسب با ضرورتهای راهبرد احیای کشاورزی و کشاورزان کشور دارد . از آنچه گفته شد، به روشنی جایگاه و نقش تعیین کننده مصوبات مجلس را در بهینه سازی امور کشاورزان درمی یابیم . شکی نیست که پاره ای از قوانین و مقررات پیشین، مانع دست یابی آنان به حقوق و حرمت شان می باشد . قانون گذاری نوین براساس شناخت مقتضیات حاضر، می تواند دولت و کارگزاران آن را در استانها یاری دهد، تا از عهده مسئولیتهایی که در جهت خوداتکایی دارد برآید . "حل مسایل کشاورزی که از مهمات امور کشور است [که] به عهده دولت با پشتیبانی مجلس است و [باید] در تمام این امور، آنچه لازم است بدون مسامحه عمل شود . موافق بودن قوانین مربوط به این امور و سایر امور کشور، با قوانین مقدس اسلام; اعم از احکام اولیه یا احکام ثانویه است; که اگر جزئی انحرافی - خدای نخواسته - در این مجلس از شرع اسلام پیدا شود، سنت سیئه ای خواهد شد که دنبال آن سنتهای سئیه دیگر خواهد آمد ... فعالیتهای نمایندگان محترم در جانب هرچه بهتر کردن کشور [از جمله مساله کشاورزی و خودکفایی آن] و رفاه حال محرومین [در تطبیق] با موازین اسلامی [باید] باشد . "۳۰ رهبر فقید انقلاب ، در عین حال که احیای کشاورزی و نیز دست یافتن کشاورزان را به جایگاه رفیع خویش خواهان است، ولی این همه را در هماهنگی مصوبات مجلس; از جمله مسایل کشاورزی با اسلام و احکام و اجتهاد کارشناسان دینی می طلبد . از آنجا که دین هرگز با منافع و مصالح فرودستان و زحمت کشان جامعه، سر ناسازگاری نداشته و از زمین خواران و استثمارگران جانب داری نکرده است، می توان دغدغه امام را در این رابطه درک کرد . او در حقیقت می خواست که قانونهایی که از مجلس می گذرد، در پیوند با اعتقاد و تقوا پیشگی قرار گیرد و در پرتو احکام دینی، حقوق کشاورزان تامین و تضمین شود . ۴ - ۲ - روحانیت و کشاورزان روحانیون در نظام سیاسی جمهوری اسلامی، مدار و محور هدایت گری و تصمیم سازی بوده و در قوای سه گانه کشور، و همچنین شورای نگهبان و مجمع تشخیص مصلحت نظام، حضور تاثیرگذار داشته اند . از این رو، باید ارتباط میان روحانیت و سامان یابی کشاورزی و کشاورزان را بررسی نمود . امام، از همان نخست می کوشید تا روحانیون با حضور در عرصه های عینی و اجتماعی، از سویی به مردم خدمت کنند و از سویی دیگر اسلام و احکام و مصلحتهای آن را به تناسب زمان و مکان حاضر پاس دارند . پیوند تنگاتنگ جامعه و روحانی در طی تاریخ دین و مذهب، به ویژه در دورانهای سرنوشت ساز - که کشور دچار کشمکشهای سیاسی و فرهنگی و اقتصادی گشته است - مقوله ای از کارناپذیر است . اگر بافت جامعه روستایی و فرهنگ و سنتهای دیرینه و حاکم بر آن را - که با باورهای مذهبی سخت گره خورده است - در نظر آوریم، می توان این پیوند را به طور ژرف تر و نزدیکتری پذیرفت . به هر حال با توجه به قبول اجتماعی و تاریخی سازمان روحانیت، در جامعه مذهبی ایران، نمی توان در تحلیل روند احیای کشاورزی از تاثیرگذاری آن غفلت جست . در گفتار زیر، رهبری فلسفه حضور کارشناسانه روحانیون در شورای اقتصاد و برنامه ریزی را بیان می دارد . "اینکه روحانیون در شورای اقتصاد و برنامه ها نظارت می کنند، از باب این است که آنها به امور شرعی توجه دارند و نظارت آنها باعث می شود که طرحی که شما می دهید و برای تصویب به مجلس شورای اسلامی و شورای نگهبان می رود، رد نشود و در نتیجه کارها آسان شود . "۳۱ در جای دیگر، امام خمینی در مصاحبه با خبرنگار خارجی، روحانیت را نهادی طرفدار مستضعفان و کشاورزان تلقی کرده و روحانیون را از این اتهام که در دوران پهلوی و حتی پیش از آن، در شمار فئودالها و زمین داران بزرگ بوده اند، تبرئه می کند . در رابطه با تقسیم اراضی میان دهقانها - که از سوی شاه صورت گرفت - رهبری مالکیت زمینهای بخشیده شده را همچنان معتبر می شمارد; چراکه اربابان در روستاها از پرداختن مالیاتهای اسلامی بر زمین و محصولات آن خودداری ورزیده اند . بدین گونه، روحانیت منافع کشاورزان را مورد توجه قرار داده و از آنان دفاع می کند . امام در این جا هم از خود و علمای دینی در شهرهای بزرگ یاد می کند که شاه ستیزی شان به خاطر لطمه زدن حاکمیت به منافع اربابها و صاحبان زمینها و مزارع بزرگ نبوده است . بدین سان می توان گفت که روحانیت پس از انقلاب، در هر پست و موقعیت اجتماعی و سیاسی و اقتصادی; اعم از قانون گذاری و نظارت و اجرای مصوبات مجلس، به مدد دهقانها خواهد شتافت و امکان نیل به پیشرفت و آسایش آنان را فراهم خواهد آورد . "به طور کلی، هیچ یک از روحانیون مخالف شاه از زمین داران بزرگ نبوده اند تا اصلاحات ارضی شامل زمینهای آنها بشود . و من اعلام کرده ام که چون زمین داران بزرگ مالیتهای اسلامی خود را نپرداخته اند، ما زمینها را از رعایا پس نخواهیم گرفت، و مخالفت من و سایر روحانیون با شاه هرگز بدین خاطر نبوده است . و این [اتهام] هم از تبلیغات سؤ شاه است که دیگر رنگ خود را باخته است . "۳۲ ۵ - ۲ - جهادسازندگی و کشاورزان اینکه یکی از نهادهای انقلابی کشور، به کشاورزی و عمران آن اختصاص یافته است; به روشنی از تشخیص ضرورتهای تحول اجتماعی و اقتصادی دوران گذار حکایت دارد که در بامداد انقلاب انجام گرفت . استمرار جهاد سازندگی و گستردن آن در جای جای میهن بزرگ مان در طی دهه های اخیر، نشان می دهد که به راستی جهادگران سازندگی به رسالت پیامبرانه خویش پی برده اند و خلق و خوی کریمانه یافته اند . چنان که پیشتر گفته شد; این کشاورزان اند که می بایست گام نخست را بردارند و به آبادانی کشور همت گمارند . به سخنی دیگر، مسئولیت بنیادی اصلاحات در این عرصه دشوار بر دوش آنان نهاده شده است . خودجوشی و حرکت صادقانه مردم پاک دل روستا، بستر ساز دگرگونی هایی تعیین کننده در سیاست و اقتصاد کشور می باشد . جهاد سازندگی مدد کار آنان بوده و کاستی ها را برطرف نموده ولی در حقیقت، کشاورزان و خودباوری و همت بلند شان، تاثیرگذار است . "باید آباد کنید و از شماست که آباد کنید و برای خود شماست که آباد کنید . باید [شما کشاورزان] این مسئولیت را آن طور که می دانید، آن طور که می خواهید، [انجام دهید . "] ۳۳ مسئولیت پذیری و هم یاری روستایی ها در این دو دهه گذشته نشان داد که آنان به جایگاه خویش در عرصه خودکفایی و احیای کشاورزی آشنا بوده و در جهت آن کوشیده اند . جهادسازندگی هم هرچند یک نهاد بالیده در انقلاب به شمار می آمد; با مشاهده عناصر فعال و خواستار تحول و عمران، از هیچ گونه کمک مادی و معنوی دریغ نورزیده است . "هیچ کس نمی تواند پاداشی را که حق شماست، به شما بدهد جز خداوند تبارک و تعالی . "۳۴ "کوشش کنید که این خدمت در راه خدا باشد; خدمت به بندگان خدا، خدمت به بندگان مستضعف خدا که مورد عنایت حق تعالی هستند . "۳۵ از کلام امام بر می آید که جهادگران سازندگی در روستاها - که سپاهیانی مردمی و گمنام بوده و بجز خشنودی خرسندی خلق او، انگیزه ای نپرورده اند - به جایگاهی در خور تجلیل دست یافته اند که کمتر می توان برای آن نظیری به دست داد . امام، خدمت به کشاورزان را خدمت الهی تلقی کرده است که مفهوم و مقصود آن همانا مراقبت از نفس و عزم خالصانه برای جهاد احیاگرانه در کشاورزی می باشد . با این همه این نگرانی را نمی توان نادیده انگاشت که بسا شیوه ها و عملکردهایی در حوزه جهاد سازندگی با سیاستها و هدفهای دولت خدمت گزار مغایر باشد . البته شکی نیست که گاه غرض ورزی و کارشکنی در کار نیست، بلکه به فراموشی سپردن وظیفه پاسداری از حریم قانون و مسئولیت هاست . در این رابطه رهبر فقید انقلاب از باب عنایتی که به آنان داشت ، تذکرهایی می داد تا روند احیای کشاورزی به کمال خود نزدیک شود و ننگ وابستگی به بیگانه در حوزه تغذیه از دامان کشور و نظام زدوده گردد . ["جهادگران] خیلی هم زحمت می کشند و خیلی هم اجر می برند، اما در بین همین [اعضای] جهاد سازندگی ... افرادی پیدا می شوند که برخلاف موازین قانونی اسلامی، برخلاف مقررات دولتی ... کارهایی انجام می دهند که مردم صدایشان بلند شود . "۳۶ امام خمینی، فلسفه تاسیس جهاد سازندگی را، محرومیت زدایی از روستاها و روستانشین ها می داند . در این فضای مساعد، به دلیل فعالیت خودباورانه کشاورزان و نیز کوشش بی دریغ جوانان جهادگر، انتظار تحول در اقتصاد کشور، واقع بینانه است . البته این همه در حقیقت حاکی از تعاون اجتماعی و انقلابی مردم شهر و روستاست، که فراخوانی رهبر فقید انقلاب را با جان و دل پذیرفته و در دشت و صحرای دور و نزدیک کشور بذر مهر و عزت را پاشیده اند . "زحمات جهاد در سراسر ایران، چشم گیر و مورد تصدیق همه ما بوده است . توجه کنید که کارهایتان برای خدا باشد . شما از خدا پاداش بخواهید نه از دولت و ملت ... اگر پشتوانه مردم [در جهاد سازندگی] نبود، دولت توان رسیدگی به تمام روستاها را پیدا نمی کرد . امروز بحمدلله با همت جوان ها [ی جهادگر سازندگی] وضع روستاها رو به بهبود است ... ان شاالله جهاد سازندگی بتواند محرومیت هایی را که روستاییان دارند به تدریج رفع نماید . "۳۷ ۶ - ۲ - توطئه گران و کشاورزان تاریخ انقلاب در طی دوران تلاش برای احیای کشاورزی ایران، و بازگردانیدن جایگاه و حقوق دهقان ها، شاهد آشوب گریهای داخلی از سوی کسانی بوده است که خود را مدافع حقوق زحمت کشان شهر و روستان می نمایاندند . هرچند تقابل این گروه های سیاسی و فریب خورده با جهادگران سازندگی به سود آنان تمام نشد، باید نگاهی به کارنامه شرم آور آنان افکند . بنیان گذار جمهوری اسلامی . کشاورزان را در این رابطه مخاطب ساخته و آنان را از اثرپذیری و بی تفاوتی در عرصه سازندگی کشور دور می دارد . ["شما کشاورزان] این مسوولیت [سازندگی] را به عهده بگیرید و گوش به حرف کسانی که می خواهند نگذارند که این چرخ ها به راه بیفتد، ندهید . آنها به شما علاقه ندارند، اسلام عزیز است که برای شما ارج قائل است و برای شما حق قائل است . "۳۸ واکنش سیاسی اخلال گران در امر احیای کشاورزی نمی تواند حاکی از تمایل ملی و ارادت به کشاورزان ایرانی باشد; چرا که اکنون تمامی کوشش ها و دیده ها متوجه خود اتکایی و استقلال است . کسانی که خرمن ها را آتش زده و محصول وارداتی را - که از وابستگی اقتصادی و سیاسی به قدرت های سلطه گر حکایت دارد - جایگزین آن می سازند، چگونه تحلیل می کرده اند؟ درست به دلیل همین نارسایی هایی که در مواضع و تحلیل های این جمعیت ها و کسان وجود داشت، روند احیاگرانه جهادگران و کشاورزان استمرار یافت . "چطور شد که این آقایانی که طرفدار ملت هستند، مخالفت کردند؟ کشاورزی مخالفت با مصالح مملکت ما و ملت ماست؟ اگر کشاورزی نشود، نفعش به جیب کی می رود؟ ... خدمت این است که ما محتاج باشیم که گندم و جو و برنج و عدس و همه چیزمان از امریکا بیاید؟ "۳۹ ۷ - ۲ - کارگران و کشاورزان بدون تردید، کشور برای نیل به خوداتکایی در تمامی عرصه ها، محتاج دو گروه کارگران و کشاورزان می باشد . در حقیقت، کشاورزی و صنعت، به منزله دوبال است که می بایست به همراه یک دیگر داشت . اما واقعیت های موجود نشان می دهد که باید اولویت را به کشاورزی داد; چرا که به دلیل منابع طبیعی فراوانی که در ایران نهفته است، بهره گیری از سرمایه گذاری در آن ممکن است . و از طرفی مواد غذایی را باید از دستان خویش جست تا بتوان با فراغت بال به کار صنعت و تولید در آن پرداخت . رهبر فقید انقلاب، ضمن تجلیل از کارگران و کشاورزان، سیاست گزاری در عرصه کشت زار را مقدم می شمرد و بر توسعه و تعاون در آن اصرار می ورزید . "توجه به بازسازی مراکز صنعتی، نباید کوچک ترین خللی بر ضرورت رسیدن به امور خودکفایی کشاورزی وارد آورد، بلکه اولویت و تقدم این امر باید محفوظ بماند و مسوولین بیش تر از گذشته، خود را مکلف به اجرای آن سازند و در امر احیای اراضی و مهار آبها و ایجاد سدها و تشویق کشاورزان و دامداران و استفاده هرچه بیش تر از نعمت های بیکران الاهی تلاش نمایند که مطمئنا خودکفایی در کشاورزی، مقدمه ای است برای استقلال و خودکفایی در زمینه های دیگر . "۴۰ با نگاهی کلی به سخن و شیوه رهبری امام خمینی در دشواریهای دوران گذار و ایام نوسازی جامعه و نظام سیاسی ایران استبداد زده، می توان این نتیجه را گرفت که سلوک ملت در طریق استقلال سرانجام به بار نشست . کشاورزان ایرانی به رغم موانع بسیاری که بر سر راه خوداتکایی داشته و در چنبره تبلیغات رسانه ای دنیای استبکاری گرفتار آمده بودند، در پرتو روشنگری امام پیش رفتند . گفتنی است که در این روند، زنان را دوشادوش مردان در کارخانه ها و کشت زارهای میهن دیدیم; چرا که در منظر اسلام و امام خمینی، آنان برخوردار از حقوق انسانی بوده و سزاوار تکریم اند . "اسلام ... برای همه زنها و مردهای کارگر، برای همه زنها و مردهای دهقان، حق قایل است . "۴۱ ....................................................................................................................................... پی نوشتها: ۱ . نهج البلاغه دکتر شهیدی، ص ۳۳۳ (نامه ۵۳) . ۲ . صحیفه امام، ج ۳، ص ۳۶۸ . ۳ . کوثر، ج ۱، ص ۱۰۳ . ۴ . اثر و فریاد زنده یاد جلال آل احمد . ۵ . صحیفه نور، ج ۱، ص ۴۱ . ۶ . بررسی و تحلیل نهضت امام خمینی، ج ۱، ص ۴۵ . ۷ . همان . ۸ . صحیفه امام، ج ۳، ص ۵۰۷ . ۹ . همان ، ص ۴۱۵ . ۱۰ . همان ، ج ۲، ص ۱۸۲ . ۱۱ . همان، ج ۸، ص ۱۳۵ . ۱۲ . همان، ج ۵، ص ۲۹۶ . ۱۳ . همان، ص ۴۱۱ . ۱۴ . همان، ج ۶، ص ۲۷۲ . ۱۵ . همان ، ص ۳۸۸ . ۱۶ . همان ، ص ۳۹۴ . ۱۷ . همان ، ص ۳۹۵ . ۱۸ . همان، ج ۸، ص ۲۸۶ . ۱۹ . همان ، ج ۱۴، ص ۳۰۸ . ۲۰ . همان، ج ۱۳، ص ۳۳۶ . ۲۱ . همان، ج ۵، ص ۲۹۵ . ۲۲ . همان، ج ۱۴، ص ۲۵۵ . ۲۳ . همان، ج ۸، ص ۲۸۶ . ۲۴ . همان، ج ۱۶، ص ۲۳۱ . ۲۵ . همان ۲۶ . همان، ج ۱۷، ص ۱۳۰ . ۲۷ . همان ، ج ۱۹، ص ۳۵ . ۲۸ . همان، ج ۸، ص ۲۸۶ . ۲۹ . همان، ج ۱۴، ص ۲۸۸ . ۳۰ . همان ، ج ۱۸، ص ۴۶۴ . ۳۱ . همان، ج ۱۷، ص ۳۳ . ۳۲ . همان، ج ۵، ص ۲۹۶ . ۳۳ . همان، ج ۷، ص ۱۷۵ . ۳۴ . صحیفه نور، ج ۲۰، ص ۱۳۹ . ۳۵ . همان، ج ۱۲، ص ۱۸۷ . ۳۶ . همان، ص ۲۰۰ . ۳۷ . صحیفه امام، ج ۱۸، ص ۲۵۸ . ۳۸ . همان، ج ۷، ص ۱۷۵ . ۳۹ . همان، ج ۸، ص ۱۳۵ . ۴۰ . همان، ج ۲۱، ص ۱۵۸ . ۴۱ . صحیفه نور، ج ۲۲، ص ۲۲۹ . کلمات کلیدی: کشاورز کشاورزی رهبر فقید انقلاب امام انقلاب اقتصاد ایران خوداتکایی روستا ..................................................................................................................... منبع: مجله  حضور  - شماره ۳۸ 

عوامل توسعه و نابودی کشاورزی از منظر قرآن

بسم الله الرحمن الرحیم  عوامل توسعه و نابودی کشاورزی از منظر قرآن    علی محمودی کرمانی امنیت غذایی مهم‌ترین دغدغه مردم و مسئولان هر اجتماعی است؛ زیرا تامین‌کننده آسایش و یکی از مولفه‌های خوشبختی و سعادت است. امنیت غذایی با کشاورزی و دامداری تامین می‌شود؛ بنابراین، انسان از همان آغاز به مسئله کشاورزی اهمیت داده و برای تامین امنیت غذایی تلاش‌های گوناگونی در تولید، صیانت، افزایش بهره‌وری، کیفیت و کمیت داشته است. از نظر آموزه‌های قرآن، عوامل توسعه و نابودی کشاورزی تنها محدود به عوامل مادی نمی‌شود، بلکه عناصر غیبی نامحسوسی نیز در آن نقش دارد که شناخت آنها برای تحلیل وضعیت کشاورزی و نیز توصیه‌هایی برای توسعه و پیشرفت صنعت کشاورزی بسیار مهم و اساسی است. نویسنده در این مطلب با مراجعه به آموزه‌های قرآن عناصر و عوامل محسوس و نامحسوس در این امر را تبیین کرده است. اهمیت و آثار کشاورزی بی‌گمان انسان دو نیاز اساسی و اصلی دارد که مربوط به تن و روان اوست. بنابراین، وقتی از مفهوم سعادت و خوشبختی سخن به میان می‌آید، بی‌تامل به دو مولفه آسایش و آرامش‌ اشاره می‌کند که یکی برآورده‌کننده نیازهای تن و دیگری نیازهای روان است. بر همین اساس، مهم‌ترین دغدغه بشر و اجتماعات بشری تامین این دو نیاز برای دستیابی به سعادت و خوشبختی است؛ چرا که در صورت فقدان هر یک از آسایش و آرامش، انسان و اجتماع احساس خوشبختی ندارد. مهم‌ترین دغدغه تن و آسایش به حوزه امنیت غذایی باز می‌گردد و انسان موجودی است که نیازهای خویش را از دو طریق اصلی گیاهان و حیوانات تامین می‌کند، بنابراین به طور طبیعی به کشاورزی و دامداری اهمیت خاصی مبذول داشته است تا از این طریق نیازهای غذایی خویش را برآورده سازد. از نظر قرآن، کشاورزی و دامداری عناصر اصلی چیزی است که از آن به عنوان اقتصاد سخن به میان می‌آید؛ زیرا دیگر عناصر چیزی جز ابزاری برای بهره‌برداری یا داد و ستد و انتقال از محصولات گیاهی یا دامی نیست. شکی نیست که اقتصاد عنصر اصلی قوام اجتماع و ستون اصلی برپایی و بقای آن است(نساء، آیه 5) و به طور طبیعی این بدان معناست که کشاورزی و دامداری، ستون اصلی هر اجتماع انسانی است. پس اگر اجتماعی به دلیل ناتوانی از تامین نیازهای کشاورزی و دامداری خویش باشد، آن اجتماع با بحران فقدان عامل قوام بخش مواجه بوده و از هم فرو می‌پاشد. همان طوری که اجتماعات بشری بر پایه اقتصاد گیاهی و دامی شکل گرفته است، حکومت‌ها و دولت‌ها نیز به آن نیاز دارند؛ زیرا آنها و دولت‌ها در راس این هرم اجتماع قرار گرفته‌اند و به طور طبیعی مهم‌ترین دغدغه آنها نیز تامین امنیت غذایی است؛ زیرا در صورت عدم تامین امنیت غذایی، راس هرم اجتماع که همانند سر، مسئولیت تصمیم‌گیری و مدیریت اجرایی اجتماع دارد، کارآمدی خود را از دست داده و مشروعیت سیاسی نخواهد داشت. از همین رو از مهم‌ترین دغدغه‌های دولت‌ها و حکومت‌ها تامین امنیت فراگیر از جمله امنیت غذایی است.(یوسف، آیات 47 و 55؛ 56) همچنین از نظر قرآن، فقدان امنیت فراگیر از جمله امنیت غذایی به معنای نابودی بشریت و نسل انسان است(بقره، آیه 205)، بنابراین، تامین آن از نظر عقل و نقل مهم‌ترین دغدغه هر شخص، اجتماع و دولتی است. در این راستا کشاورزی به عنوان یک امر حیاتی برای اجتماع، دارای آثار و کارکردهای متنوعی است که حتی به حوزه روانی و زیباشناختی نیز کشیده می‌شود و کشاورزی و حتی دامداری افزون بر امنیت غذایی، می‌تواند تامین‌کننده امنیت روانی و روحی بشر باشد. برای درک این معنا بهتر است تا از نظر قرآن به آثار متنوع کشاورزی در زندگی بشر توجه داده شود.   از نظر قرآن مهم‌ترین آثاری که برای کشاورزی می‌توان بیان کرد، عبارتند از: 1- امنیت غذایی و تامین نیازهای بدنی بشر: انسان‌ها از طریق کشاورزی بخشی از نیازهای بدنی خویش را تامین می‌کنند و برای امنیت غذایی خود تلاش می‌نمایند.(یونس، آیه 24؛ نحل، آیات 10 و 11؛ طه، آیات 53 و 54؛ سجده، آیه 27) 2- امنیت دامداری: کشاورزی نه تنها تامین‌کننده مستقیم نیازهای بدنی بشر است، بلکه به طور غیرمستقیم نیز می‌تواند بخشی دیگر از نیازهای بشر را تامین کند که مربوط به دام و دامداری است؛ زیرا انسان با کشاورزی می‌تواند علوفه مورد نیاز دام‌های خویش را تامین نماید تا به این به وسیله از همه محصولات دامی از شیر و گوشت و پوست آنان استفاده کند.(یونس، آیه 24؛ طه، آیات 53 و 54؛ سجده، آیه 27؛ عبس، آیات 31 و 32؛ نحل، آیه 66) 3- تامین وسایل آسایشی: کشاورزی نه تنها تامین‌کننده، امنیت غذایی است، بلکه تامین‌کننده دیگر وسایل آسایشی نیز می‌باشد؛ زیرا برخی از محصولات کشاورزی به طور مستقیم برای تامین ابزارهای آسایشی مانند لباس، ظروف و اثاث خانه و برخی دیگر به طور غیرمستقیم از طریق دام مانند استفاده از مو و پشم برای اثاث و لباس کاربرد دارد. خدا می‌فرماید: و خدا براى شما خانه ‏هايتان را مايه آرامش قرار داد و از پوست دام‌ها براى شما خانه‌‏هايى نهاد كه آنها را در روز جابجا شدنتان و هنگام ماندنتان سبك مى‏‌يابيد و از پشم‌ها و كرك‌ها و موهاى آنها وسايل زندگى كه تا چندى مورد استفاده است، قرار داد. (نحل، آیه۸۰) 4- تزیین و آرایش و آرامش: از دیگر آثاری که می‌توان برای کشاورزی در زندگی بشر سخن گفت، کارکرد تزیینی و آرایشی است که به حوزه روانی انسان بستگی دارد؛ در حقیقت، محصولات کشاورزی می‌تواند به طور مستقیم، افزون بر تامین آسایش تامین‌کننده بخشی از نیازهای آرامشی بشر باشد که از جمله آنها تزیین و آرایش است که موجب شادی روان آدمی و سرور اوست.(آل عمران، آیه 14) البته از نظر قرآن، انسان با کشاورزی به دامداری خدمتی می‌کند که آن نیز مایه سرور و بهجت انسان است، مانند گله‌ها و رمه‌های گوسفند یا اسب‌های رهوار و زیبا و مانند آنها که هر یک مایه سرور و بهجت انسان بوده و انسان از نظر آرامشی به آن نیاز دارد.(نحل، آیه 6؛ بقره، آیه 69) البته خدا به انسان هشدار می‌دهد که این امور مورد شیفتگی نشود تا جایی که از خدا و آخرت غفلت شود و انسان چنان گرفتار آرامش و آسایش دنیوی شود که مرگ و قیامت را فراموش کند.(آل عمران، آیه 14) 5- شادی و تعجب: از نظر قرآن، دیدن رشد گیاهان و سرسبزی مزارع موجب شگفتی و عامل شادی و سرور انسان است که باز به حوزه آرامشی انسان مربوط است(فتح، آیه 29)؛ یعنی کشاورزی به طور مستقیم نه تنها تامین‌کننده غذای بدن ، بلکه غذای روان آدمی است و موجب آرامش و سرور انسان می‌شود. از همین رو گفته شده که نگاه به سبزی و گیاهان، آرامش‌بخش و درمانگر بیماری‌های روانی بشر است. از نظر قرآن، نخستین کسی که از سرسبزی بوستان و گلستان و گیاهان شاد و مسرور می‌شود، خود کشاورزان هستند که رشد گیاهان را به چشم می‌بینند و از آن لذت می‌برند. (حدید، آیه 20) 6- زیبایی محیط زیست: کشاورزی و سرسبزی گیاهان و محصولات باغی و نباتی موجب می‌شود تا محیط زیبایی ایجاد شود و بوستان و گلستان و پالیز و جالیز و مزارع سرسبز محیطی زیبا و  سرورآفرین و بهجت‌زا برای انسان فراهم می‌آورد. (یونس، آیه 24) برخی عوامل مادی و معنوی توسعه کشاورزی از نظر آموزه‌های قرآنی، کشاورزی از همان آغاز هبوط انسان بر زمین آغاز شد؛ زیرا انسان تنها به جمع‌آوری محصولات طبیعی کشاورزی اکتفا نکرد، بلکه در اندیشه بود تا در کنار دامداری و پرورش دام به معنای عام آن، از کشاورزی نیز بهره برد. از همین رو وقتی سخن از قربانی در راه خدا پیش آمد، هر یک از فرزندان حضرت آدم(ع) با توجه به دو صنعت کشاورزی و دامداری، قربانی خود را از محصولات کشاورزی و دامی به خدا عرضه و قربانی کردند، که به طور طبیعی می‌بایست از دسترنج آنان فراهم آمده باشد، نه آنکه تنها با جمع‌آوری محصول گیاهی یا به دام انداختن دام، آن را پیش‌کش کرده باشند؛ زیرا بر اساس روایات مقصود از «قرباناً» در آیه 27 سوره مائده گوسفند براى هابيل و كشت و زراعت براى قابيل بوده است.(مجمع‌البيان، ج 3 - 4، ص 283؛ معالم التنزيل، بغوى، ج 2، ص 39) البته کشاورزی آغازین همانند دامداری نخستین، آنچنان پیشرفته و صنعتی نبود؛ زیرا انسان در فرآیندی تدریجی به ابزارها و روش‌های پیشرفته دست یافت که تامین‌کننده اهداف مورد نظر در حوزه دامداری و کشاورزی بوده است؛ چنانکه در عصر حضرت یوسف(ع) روش‌هایی برای صیانت از محصولات کشاورزی برای سالیان دراز در قالب حفظ آن در انبارها مطرح و به کار گرفته می‌شود. (یوسف، آیات 47 و 48) بهره‌برداری از دام برای کشاورزی و شخم زدن زمین از جمله روش‌های صنعتی کردن کشاورزی است که در مصر باستان مطرح بوده است.(بقره، آیه 71؛ دخان، آیات 17 تا 25) از نظر قرآن، برای بهره‌برداری و بهره‌وری بیشتر در صنعت کشاورزی می‌بایست عوامل مادی و غیرمادی شناخته و مورد استفاده قرار گیرد. مهم‌ترین عوامل مادی و غیرمادی در توسعه کشاورزی و پیشرفت و بهره‌وری در این صنعت برخی عوامل زیر است: 1- دعا و نیایش: از نظر قرآن، باور به اینکه انسان تنها کشتکار است نه کشاورز، نقش تعیین‌کننده در توسعه کشاورزی و بهره‌مندی از زمین برای تامین امنیت غذایی دارد؛ زیرا بسیاری از مردم گمان می‌کنند که آنان کشاورز هستند و کشت را «ورز» می‌دهند و به رشد و بلوغ می‌رسانند؛ در حالی که انسان کاری که انجام می‌دهد، «حرث» است که شخم زدن و دانه‌پاشی در زمین است که از آن به عنوان «کفر» و کافر تعبیر می‌شود؛ زیرا کافر در لغت به معنی کسی است که دانه را در زیر خاک نهان می‌کند. انسان با کشتکاری، بستری را فراهم می‌آورد تا خدا آن دانه کشت شده را «ورز» داده و به رشد برساند. از همین رو به صراحت در این باره می‌فرماید: آيا آنچه را كشت مى‌كنيد ملاحظه كرده‌ايد. آيا شما آن را زراعت مى‌‏كنيد و می‌پرورانید يا ماييم كه آن را می‌پرورانیم و زراعت مى ‏كنيم؟؛ زیرا اگر بخواهيم قطعا خاشاكش مى‏‌گردانيم و دانه را رشد نمی‌دهیم. پس در افسوس و تعجب مى‏‌افتيد که چرا زراعت نشد و رشد نکرد؟ (واقعه، آیات 63 تا ۶۵) پس وقتی انسان بداند که انسان کشتکار است و خدا کشاورز است، برای رسیدن دانه پس از کشت دست به دعا برمی‌دارد و از خدا می‌خواهد تا این کشت را ورز آورده و زراعتی را ایجاد کند. از همین رو، مستحب است که کشتکار هنگام کشت مشتی از دانه بردارد و آیات فوق‌الذکر را بخواند تا خدا کشت او را پرورش دهد. 2- شکر نعمت: از مهمترین عوامل توسعه هر نعمتی و بهره‌مندی از آن و جلوگیری از تبدیل آن به نقمت آن، شکر نعمت و به کارگیری درست هر نعمت در جای حق و عدل آن است؛ زیرا خدا می‌فرماید در صورت کفران نعمت، نعمت را گرفته و حتی به نقمت تبدیل می‌کند.(رعد، آیه 11؛ انفال، آیه 53) البته شکر نعمت نه تنها موجب افزایش نعمت و حفظ و بقای آن می‌شود، بلکه حتی به انسان وسعت وجودی و انشراحی می‌دهد تا به آرامش شگفت دست یابد.(ابراهیم، آیه 7) 3- ایمان و تقوای الهی: از نظر قرآن، از مهمترین عوامل توسعه رزق و روزی از جمله کشاورزی و دامداری، تقوای الهی است که موجب افزایش باران مناسب و برکات می‌شود.(اعراف، آیه 96) 4- صدقه و انفاق: از دیگر عوامل تاثیرگذار معنوی در توسعه و پیشرفت کشاورزی، پرداخت زکات و انفاقات است؛ زیرا اگر چنین عملی انجام نشود، خدایی که کشاورز است، به خشم آمده و کشت و زرع را نابود می‌کند؛ چنانکه در حق کشاورزان و باغدارانی که حاضر نشدند از محصولات به فقیران کمک کنند، خشم گرفت و زراعت  ایشان را نابود کرد.(قلم، آیات 17 تا 27؛ انعام، آیه 141) 5- صیانت از منابع آبی: کشاورزی به آب بستگی دارد، از همین رو برای توسعه کشاورزی دستیابی به آب و صیانت آن از طریق سدکشی و روش‌ها و ابزارهای جدید و فن‌آوری‌های نوین باید در دستور کار قرار گیرد. از نظر قرآن، اگر آب نباشد، کشاورزی از دست می‌رود؛ بنابراین می‌بایست در حفظ آب و بهره‌مندی از آن دقت کرد.(انعام، آیه 99؛ یونس، آیه 24؛ رعد، آیه 4) آبیارى زمین‌هاى زراعى، داراى تأثیرى بسزا در رونق و توسعه کشاورزى است که باید از سوی کشتکار مد نظر قرار گیرد(بقره، آیه 71) و در این راه بهره‌گیری از ابزارها و روش‌هایی که آب را به کشت برساند مهم و اساسی است؛ چنانکه حفر انهار و مانند آن با استفاده از ابزارهایی همچون خیش و گاوآهن و مانند آنها در طول تاریخ مورد استفاده بوده است.(همان) البته آبیاری بارانی بسیار در بهبود کشت موثر است، از همین رو طبیعت با کشت بارانی و تامین آب از طریق باران بیشتر از روش‌های دیگر بهره برده است و انسان می‌بایست با تفکر و تدبر و دقت نظر در طبیعت و روش‌های الهی، به افزایش بهره‌وری در کشت اقدام کند.(عبس، آیات 25 و 26؛ انعام، آیه 99؛ یونس، آیه 24؛ سجده، آیه 27) به هر حال با سوق دادن آب به مناطقی که به سبب فقدان آب، کشت ممکن نیست، می‌توان دامنه کشتکاری را افزایش داد.(سجده، آیه 27) چنانکه با بهره گیری از روش آبیاری بارانی می‌توان از هدررفت آب جلوگیری کرد و دامنه و میزان کشت و محصولات را نیز افزایش داد و توسعه مفیدی را ایجاد کرد. 6- ابزارهای مناسب: بهره‌گیری از ابزارها و امکانات و فن‌آوری‌های جدید می‌تواند در توسعه کشاورزی و کشتکاری بسیار مفید و سازنده باشد؛ چنانکه در گذشته با خیش و گاو و گاوآهن به افزایش مزارع و توسعه کشت و بهره‌وری بیشتر توجه می‌شده است.(بقره، آیه 71) 7- اصلاح زمین: از دیگر روش‌هایی که موجب افزایش بهره‌وری می‌شود می‌توان به اصلاح زمین از طریق شخم زدن اشاره کرد(روم، آیه 91)؛ زیرا مقصود از «اثاروا الارض» زيرو رو كردن زمين براى زراعت يا ساختمان‌سازى و غير آن است. (الميزان، ج 16، ص 158) بنابراین، انسان باید از هر گونه روشی که موجب اصلاح خاک زمین و افزایش بهره‌وری از آن می‌شود، اقدام کند تا به امنیت غذایی دست یابد. از آنجایی که شخم زدن یکی از راه‌های بهبود کشاورزی و افزایش بهره‌وری از خاک است، به آن اشاره شده است. آبیاری و تامین آب مناسب و تامین مواد غذایی مناسب برای زراعت از دیگر روش‌هایی است که با اصلاح خاک می‌توان به توسعه کشاورزی اقدام کرد. 8- بذرپاشی: کشاورزی و کشتکاری صنعتی نیازمند بهره‌گیری از همه روش‌هایی است که می‌تواند به بهره‌وری و توسعه آن کمک کند. از آنجا که انتخاب بذر مناسب و اصلاح آن می‌تواند در افزایش زیر کشت و بهبود محصول کمک کند باید به آن توجه شود. حفظ بذر از هر گونه آفات به هر شکل ممکن(یوسف، آیه 47) و نیز انتخاب زمان مناسب برای بذر پاشی و قرار دادن بذر در عمق مناسب از طریق شخم زدن خاک(واقعه، آیات 63 و 64) از اقداماتی است که می‌بایست انجام شود. باید توجه داشت که واژه «حرث» مصدر «تحرثون» به عمل پاشيدن بذر و آماده كردن زمين براى زراعت گفته مى‌شود. (مفردات، ص 246، «حرث») 9- مدیریت منابع: از دیگر کارهایی که می‌تواند در توسعه کشتکاری و زراعت بسیار مهم و اساسی باشد، مدیریت علمی منابع کشاورزی و کشتکاری است. در کشاورزی هدفمند تامین امنیت غذایی همواره در اولویت است و از همین رو انسان‌های امین و علیم و دانشمند در علوم مختلف می‌بایست عهده‌دار مدیریت کشاورزی شوند، چنانکه حضرت یوسف(ع) چنین مدیریتی را می‌پذیرد و کشاورزی صنعتی هدفمندی را در دولت مصر پایه‌گذاری می‌کند تا نه تنها از بحران‌های خشکسالی هفت ساله عبور کنند، بلکه بتواند به عنوان صادرکننده، قدرت سخت و نرم خویش را در محیط پیرامونی و منطقه‌ای افزایش دهد.(یوسف، آیات 47 تا 55 و 88) 10- کار و تلاش فراوان: از مهمترین عوامل تولید در عرصه کشاورزی و توسعه صنعت کشتکاری و تامین امنیت غذایی، کار است که هیچ شکی در این عامل وجود ندارد.(یوسف، آیه 47؛ روم، آیه 9) به احتمالی، مقصود از «دأباً» جديّت و تلاش است.(مجمع البيان، ج 5 - 6، ص 364؛ الكشاف، ج 2، ص 495) عوامل مادی و معنوی نابودی کشاورزی هر چند در تبیین عوامل توسعه کشاورزی به طور ضمنی از عوامل نابودی کشاورزی سخن به میان آمده است، اما برای درک حقیقت و توجه تحلیلی و توصیه‌ای نسبت به عوامل نابودی لازم است تا درنگ بیشتر و توجه عمیقتری به این عوامل شود که در آیات قرآن بیان شده است. از جمله مهمترین این عوامل مادی و غیر مادی می‌توان به موارد زیر اشاره کرد: 1- انکار قیامت: انکار قیامت به طور طبیعی بر کشت و زراعت تاثیر مستقیم می‌گذارد و خدا برای مجازات در همین دنیا منکران را با کمبودهای غذایی مواجه می‌سازد تا از مسیر باطل دست بردارند(کهف، آیات 32 تا 42)؛ 2- بلایای آسمانی: مصیبت‌هایی که انسان با آنها مواجه می‌شود کیفری یا ابتلایی است. این بدان معنا است که برخی از مشکلاتی که برای کشاورزی پیش می‌آید به عنوان کیفر و مجازات است نه ابتلاء و آزمون. بنابراین، از آنجا که خدا از طریق اسباب، مجازات و کیفر می‌کند، همین بلایای به ظاهر طبیعی چیزی جز جنود و لشکریان خدا نیست که موجبات نابودی کشاورزی می‌شود. سیل یا بادهای گرم و سوزانی که کشاورزی را نابود می‌کند و یا شکوفه و میوه بر درختان گرفتار سرما و یخ‌زدگی می‌شود، از جمله بلایای آسمانی است که به عنوان کیفر بر کشاورزی وارد می‌شود.(کهف، آیات 32 تا 40؛ آل عمران، آیه 117؛ قلم، آیات 17 تا 25) 3- بی‌توجهی به قوانین و سنت‌های طبیعت: بى‌توجّهى به قوانین طبیعت با کشاورزى در مکان‌هاى غیر زراعى و زمان نامناسب، از عوامل نابودى کشاورزى است(آل عمران، آیه 117)؛ زیرا در احتمالى، مقصود از «ظلموا انفسهم» كشاورزى در زمان نامناسب و مكان‌هاى غير زراعى است. (مجمع البيان، 1 - 2، ص 819) 4- ترک انفاق هنگام بهره‌مندی از محصول: ترک انفاق و بهره‌مند ساختن مسکینان، از عوامل نابودى کشاورزى است که در داستان صاحبان باغ سوخته بیان شده است.(قلم، آیات 17 تا 25) 5- تکبر و غرور: تکبّر و غرور باغداران متکبّر، از عوامل نابودى کشاورزى است؛ زیرا خدا چنین افرادی را دوست نمی‌دارد و آنان را این گونه مجازات و تنبیه می‌کند.(کهف، آیات 32 تا 42) 6- حکومت فاسد: از نظر قرآن حاکمیت فاسدان و حکومت مفسدان عامل نابودی کشاورزی است.(بقره، آیه 205) 7- سیل: چنانکه گفته شد، خدا از طریق بلایای طبیعی کیفر و مجازات می‌کند که از جمله آنها سیل به جای باران مناسب است.(سبا، آیات 15 و 16) 8- شرک: از نظر قرآن شرک از عوامل مهم و اساسی نابودی کشاورزی است.(کهف، آیات 32 و 42) 9- طغیانگری: از دیگر عوامل نابودی کشاورزی همان طغیانگری است.(قلم، آیات 19 تا 31) 10- غرور و خودبینی: از دیگر عواملی است که خدا در قرآن بیان کرده، غرور و خودبینی است.(کهف، آیات 32 تا 42) 11- غفلت از خدا: از دیگر عوامل موثر در نابودی کشاورزی غفلت از خدا و تسبیح خدا است.(قلم، آیات 17 تا 28) 12- گناه و ظلم: از نظر قرآن هر گونه گناه از شرک اعتقادی تا رفتارهای زشت موجب می‌شود تا کشاورزی نابود شود.(آل عمران، آیه 117؛ مجمع البيان، ج 1 - 2، ص 818؛ معالم التنزيل، بغوى، ج 1، ص 497) 13- کفران نعمت: همان طوری که شکر نعمت، آن را افزایش می‌دهد، کفران نعمت موجب نابودی می‌شود. بنابراین، عدم شکرگزاری نسبت به نعمت‌های کشاورزی موجب از دست رفتن آن می‌شود.(سبا، ایات 15 و 16)

دیدگاههای امام خمینی در رابطه با سیاستهای کشاورزی در ایران – افزایش تولید، نگاه راهبردی امام در استقلال و خودکفایی

بسم الله الرحمن الرحیم    دیدگاههای امام خمینی در رابطه با سیاستهای کشاورزی در ایران افزایش تولید، نگاه راهبردی امام در استقلال و خودکفایی   پرتال امام خمینی(س):  احمد مجتهد  مقدمه: بررسی دیدگاههای اقتصادی امام خمینی در زمینۀ مسائل مختلف اقتصادی ایران به عنوان یک خط مشی کلی جمهوری اسلامی ایران حایز اهمیت است. این نظریات را می توان از نظر زمان ایراد آن به دو دورۀ زمانی، قبل و بعد از انقلاب تقسیم بندی کرد. بخش عمدۀ صحبتهای امام خمینی در قبل از انقلاب، دیدگاههای ایشان را از نظر انتقادی مطرح می کند؛ در حالی که بخش عمده صحبتهای ایشان در بعد از انقلاب، به راه حلها و اجرای سیاستهای جدید به منظور برطرف کردن مشکلات اقتصادی متوجه است. این تقسیم بندی و وجه تمایز در دیدگاههای امام در مورد سیاستهای کشاورزی نیز وجود دارد. این دیدگاهها که بر اساس سخنان امام، بین سالهای 42 تا 67 است جنبه های مختلف سیاستهای کشاورزان ایران را در بر دارد که در دو بخش مورد بررسی قرار می گیرد. بخش اول، نقطه نظرات ایشان و بخش دوم، عملکرد کشاورزی ایران بین سالهای 58 تا 69 است، که نشان می دهد این نظرات تا چه اندازه در برنامه ریزیهای کشاورزان مورد عمل قرار گرفته است. لازم به تذکر است که حوادث انقلاب اسلامی ایران و مسائل بعد از آن؛ چون تحریم اقتصادی، جنگ تحمیلی عراق، کاهش قیمتهای نفت و جنگ خلیج فارس هر یک به سهم خود در اقتصاد ایران منشأ اثراتی شد و عملکرد دولتهای بعد از انقلاب نیز تحت تأثیر این عوامل قرار داشته است. بنابراین، سالهای 67 تا 69 که تا اندازه ای فراغت از جنگ به وجود آمد (هر چند آثار آن را بآسانی نمی توان نادیده گرفت) می تواند نشان دهندۀ سیاستهای اقتصادی دولت فارغ از مسأله جنگ باشد. .  بخش اول: دیدگاههای امام خمینی در رابطه با سیاستهای کشاورزی  الف - دیدگاههای امام در رابطه با مسائل کشاورزی پیش از انقلاب و اوایل پیروزی انقلاب نظریات امام در رابطه با مسائل کشاورزی که در مصاحبه ها و سخنرانیهای ایشان بیان شده است، انتقاد از سیاستهای رژیم شاهنشاهی ایران در قبل از انقلاب و عمدتاً حول محور آثار مخرب اصلاحات ارضی، ملی کردن جنگلها و مراتع و خلاصه، سیاستهای غلط کشاورزی در رژیم گذشته بود.[1] این سیاستهای غلط از نقطه نظر امام منجر به وابستگی شدید اقتصادی کشور به خارج می شد که به دنبال خود وابستگی سیاسی را نیز به ارمغان می آورد. اصلاحات ارضی که ایدۀ آن بعد از جنگ دوم جهانی توسط امریکاییها و با هدف مقابله با نفوذ کمونیستها پشتیبانی می شد، در برخی از کشورها از جمله فیلیپین پیاده شد و در زمان ریاست جمهوری جان - اف کندی، در ایران نیز به مورد اجرا گذارده شد. اجرای اصلاحات ارضی که تحت عنوان «انقلاب شاه و مردم» تبلیغ شد، در عمل چیزی جز «تقسیم اراضی مالکیتهای بزرگ» نبود و هدف اصلی آن کاهش نفوذ سیاسی مالکین بزرگ و افزایش قدرت رژیم شاه بود.[2] این اقدامات از نظر اقتصادی آثار سوئی داشت که با توجه به سیاستهای بعدی رژیم گذشته به کاهش سرمایه گذاری در بخش کشاورزی و کاهش نسبی فعالیتهای کشاورزی در مقایسه با سایر بخشها انجامید. آثار منفی این سیاستها که همواره در سخنان امام به آنها اشاره شده است عبارتند از: 1 - کاهش تولیدات کشاورزی و دامی بخصوص محصولات غذایی. 2 - مهاجرت گستردۀ روستاییان به شهرها. 3 - کاهش درآمد روستاییان که اکثریت جمعیت کشور را تشکیل می دادند. 4 - افزایش واردات محصولات کشاورزی و دامی از کشورهای خارج بخصوص امریکا و ایجاد بازار مصرف برای سایر کشورها. 5 - وابستگی اقتصادی و به تبع آن وابستگی سیاسی به قدرتهای خارجی. 6 - عدم استقلال اقتصادی. 7 - واگذاری مراتع و زمینهای مستعد کشاورزی به شرکتهای خارجی. پیدایش چنین آثار سوئی در بخش کشاورزی - با توجه به این که اکثریت جمعیت ایران را کشاورزان تشکیل می دادند - و با عنایت به امکانات وسیع و بالقوۀ ایران از نظر زمین و آب و سابقۀ صادراتی محصولات کشاورزی تا قبل از اجرای قانون اصلاحات ارضی از نظر امام، نشان دهندۀ اجرای یک سیاست تبعیض آمیز علیه کشاورزی ایران و به زیان روستاییان فقیر کشور و به سود کشورهای خارجی و جامعه شهری مرفه و وابسته بود. اعمال چنین سیاستی به عمد باعث افزایش واردات محصولات کشاورزی و به میزانی بود - که بر اساس نقل قول از نخست وزیر رژیم شاه ایران فقط قادر بود که برای 33 روز آذوقۀ خود را تأمین نماید.[3] این سیاست تبلیغاتی رژیم گذشته که امام خمینی را طرفدار مالکین بزرگ می دانست و مدعی بود که: در صورت پیروزی انقلاب اسلامی، زمینها از زارعین گرفته شده و به مالکین برگردانده می شود در مصاحبه های امام مکرراً تکذیب گردید و بدین وسیله این سلاح تبلیغاتی از رژیم شاه گرفته شد.[4] ضعف عملکرد و سیاستهای کشاورزی رژیم گذشته توسط سازمانها و متخصصین اقتصادی در سالهای گذشته به کرات مورد ارزیابی قرار گرفت و اقتصاددانان بانک جهانی، سازمان بین المللی کار و سایر اقتصاددانان ضمن تردید در مورد آمارهای اعلام شده در مورد عملکرد کشاورزی رژیم گذشته - که رشد بالایی را نشان می دادند - سیاستهای کشاورزی را مورد انتقاد قرار دادند. سیاستهای تبعیضی علیه کشاورزی در ایران منجر به کاهش سودآوری در بخش کشاورزی شد و در نتیجه، منابع (نیروی انسانی و سرمایه) را به سمت سایر بخشها سوق داد. چنین سیاستی به شکاف بیشتر درآمد بین روستاییان و شهرنشینان منجر گردید و موجب گسترش مهاجرت روستاییان به شهرها و ایجاد زاغه ها و آلونکها در شهرهای بزرگ شد. واردات بیشتر مواد غذایی و وابستگی اقتصادی به کشورهای دیگر برای تأمین نیازهای ضروری کشور، از پی آمدهای چنین سیاستی بود که مورد تأیید متخصصین اقتصادی نیز قرار گرفته است. از آنجایی که این مسائل بخوبی روشن و از زوایای مختلف موردارزیابی اقتصادی قرار گرفته بیشتر مربوط به گذشته است تا آینده، در این مقاله به همین مختصر قناعت می کنیم و بیشتر مطالب را به مسائلی که به سیاستهای کشاورزی در آینده مربوط می شود، اختصاص می دهیم. توجه اصلی به عملکرد سیاستهای کشاورزی جمهوری اسلامی پس از انقلاب اسلامی است. ب - دیدگاههای امام در رابطه با سیاستهای کشاورزی پس از انقلاب دیدگاههای امام در رابطه با سیاستهای کشاورزی ایران با توجه به سخنرانیها و مصاحبه های انجام شدۀ معظم له در سالهای 57 تا 67، بخوبی آشکار می شود. مهمترین نکته ای که امام خمینی در صحبتهایشان در رابطه با کشاورزی ایران به آن اشاره می کردند، تأکید بر «اهمیت» و «نقش» کشاورزی در اقتصاد ایران بود. به عنوان مثال، در سخنرانی 13 / 9 / 61 فرمودند: «مسألۀ کشاورزی در کشور ما، در رأس امور است». یا در سخنرانی 28 / 9 / 62 اعلام کردند: «ایران کشوری است که باید کشاورزان آن اساس همۀ کارها باشند». یا در 6 / 10 / 58 فرمودند: «امروز باید کار کشاورزی که عبادت و اطاعت امر خداست تقویت گردد». تأکید حضرت امام بر ضرورت توجه به امر کشاورزی - بخصوص در سال 58 که مسألۀ حصر اقتصادی ایران مطرح بود؛ و حتی امریکا از قطع صادرات مواد غذایی به ایران به عنوان یک حربه، صحبت می کرد - بارها توسط ایشان مطرح گردید. مسائل دیگری که در نظریات امام در مورد سیاستهای کشاورزی و لزوم توجه به آنها اعلام گردید، عبارتند از: 1 - خودکفایی در تولیدات کشاورزی و دامی بخصوص مواد غذایی. 2 - کمک دولت برای توسعۀ کشاورزی به روستاییان. 3 - توجه به صادرات کشاورزی. 4 - توجه به امکانات بالقوه در کشاورزی. 5 - توجه به رفع محرومیت روستاییان. 6 - بالا بردن سطح زندگی کشاورزان. 7 - توجه به مکانیزاسیون کشاورزی. 8 - توجه به افزایش قیمت محصولات کشاورزی. به طور کلی از دیدگاه امام خمینی، ایران کشوری است با امکانات وسیع از نظر آب و خاک و نیروی انسانی، و دارای نیروی بالقوۀ فراوان از نظر تولیدات محصولات کشاورزی و دامی که در گذشته به آن توجه نشده و لازم است که از سوی دولت اسلامی مورد توجه و بررسی خاص قرار گیرد و در رأس همه برنامه ها توسعه اقتصادی واقع شود. با توجه به این نیروی بالقوه، ایران باید و قادر است که در امر تولیدات کشاورزی، خودکفا گردد؛ و این امر، از نظر استقلال اقتصادی و عدم وابستگی کشور، امری ضروری و غیر قابل تردید است. سیاستهایی را که امام خمینی(س) برای رسیدن به این اهداف اعلام نمودند عبارتند از: سرمایه گذاری دولت در امور کشاورزی، توسعۀ کشاورزی به وسیلۀ مکانیزاسیون، رفع محرومیت از کشاورزان از طریق سرمایه گذاری در امور زیربنایی از جمله توسعۀ راهها، آموزش و پرورش، نیروی برق و انرژی، بالا بردن سطح زندگی کشاورزان از طریق سیاستهای قیمتی.[5] چنین سیاستهایی همۀ ابعاد فعالیتهای کشاورزی را در برمی گیرد و به عنوان یک چارچوب برای برنامه ریزی اقتصادی و اجرای سیاستهای توسعه کشاورزی، راهنمای مسئولین و برنامه ریزان اقتصادی خواهد بود. توجه به این نکته حایز اهمیت است که امام خمینی به دو طبقۀ کارگر و کشاورز اهمیت خاصی می دادند؛ و آنها را از ارکان اقتصادی کشور می دانستند. و از این رو توجه به رفاه این دو طبقه و رفع تبعیض از آنها - که از رژیم گذشته به ارث رسیده بود - مورد تأکید خاص ایشان قرار داشت. .  بخش دوم: ارزیابی عملکرد سیاستهای کشاورزی ایران پس از انقلاب پس از گذشت سیزده سال از پیروزی انقلاب اسلامی،[6] ارزیابی عملکرد سیاستهای اقتصادی و بخصوص سیاستهای کشاورزی ایران می تواند با توجه به اصول انقلاب اسلامی و دیدگاههای اقتصادی امام ما را در رسیدن به اهداف انقلاب اسلامی در این راستا کمک کند. مهمترین اسنادی که در رابطه با اهداف سیاستهای اقتصادی جمهوری اسلامی ایران در سالهای اخیر وجود دارد؛ یکی «منشور بازسازی» است که در زمان حیات امام و پس از جنگ تحمیلی تنظیم شد، و دیگری «قانون برنامۀ اول پنجسالۀ توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران (72 - 1368)» است که در بهمن سال 68 به تصویب مجلس شورای اسلامی رسیده است. ارزیابی عملکرد سیاستهای کشاورزی ایران پس از انقلاب در رابطه با دیدگاههای امام تا سال 67 - 68 چندان درخشان نیست. این سیاستها را می توان بر اساس کل نظرات امام و بندهای هشتگانه در بخش اول به شرح زیر ارزیابی کرد: دیدگاه امام درمورد اهمیت بخش کشاورزی و توجه به آن، حداقل در حرف مورد تأکید بوده و در سالهای 58 الی67 توسط مقامات اقتصادی و مسئولین اجرایی این امر بکرات اظهار شده است. حتی در برنامۀ اول پنجساله (67 - 62) - که هرگز به تصویب مجلس شورای اسلامی نرسید - «محور فعالیتهای اقتصادی» بخش کشاورزی در نظر گرفته شده بود. اما این تأکیدها در عمل، به علت شرایط جنگ تحمیلی و سیاستهای خاص دولت از نقطه نظر کنترل تورم، محدودیت واردات، ثبات نرخ ارز و تخصیص منابع به بخش نظامی در عمل چندان مؤثر برای بخش کشاورزی نبود و موجب پایین بودن رشد کشاورزی نسبت به رشد شدید جمعیت و در نتیجه کاهش تولید سرانۀ محصولات کشاورزی گردید. (پیوست قانون برنامه اول، و مجتهد اصفهانی) جدول (1) نرخ رشد متوسط محصولات کشاورزی را نشان می دهد. از تحولات عمده در طی این سالها تقسیم 7 / 1 میلیون هکتار اراضی موات، ملی شده، مصادره ای و بایر و دایر بر اساس قانون واگذاری و احیای اراضی سال 1358 و قانون گذاری زمینهای واگذار شده در سال 65 است؛ که این امر باعث شد وسعت قطعات زراعی، کوچکتر شود و انگیزه برای سرمایه گذاری در بخش کشاورزی کاهش یابد. از طرف دیگر، قانون سال 1365 به هشت سال بلاتکلیفی و وضعیت نامشخص مالکیت برای زمینهای مصادره ای و ملی شده پایان داد و فضای قابل اطمینانی برای مالکین زمینها و کشتکاران ایجاد نمود. وسعت اراضی کشاورزی اعم از دیمی، آبی و آیش در طی سالهای 66 - 57 فقط 700 هزار هکتار افزایش یافته است ولی به اراضی آبی اعم از کشت سالانه یا کشت دایم یک میلیون و 800 هزار هکتار اضافه شده است که بیشترین افزایش در مورد اراضی آبی سطح زیر کشت محصولات دایمی بوده است و رقمی معادل 57 درصد افزایش را نشان می دهد، که عمدتاً ناشی از کاهش سطح اراضی آیش آبی بوده است. سطح اراضی آبی در این مدت به طور متوسط 8 / 3 درصد افزایش یافته است، در حالی که در این مدت، آب تأمین شده برای اراضی کشاورزی رشد متوسط سالانه ای برابر با 4 درصد داشته و از 49 میلیارد متر مکعب به 70 میلیارد متر مکعب رسیده است. هر چند آمار تولید و اراضی زیر کشت در این دوران افزایش محسوس داشته است، ولی با توجه به رشد جمعیت، تولید سرانۀ کشاورزی نه تنها بین سالهای 57 تا 67 رشدی نداشته بلکه کاهش نیز داشته است. بخصوص تولید سرانۀ مواد غذایی نسبت به کل تولیدات کشاورزی، کاهش بیشتری داشته است. (مجتهد - اصفهانی) این امر باعث شده تا برای تأمین کسری مواد غذایی، واردات کشاورزی - علی رغم جیره بندی مواد غذایی - رقم مهمی را در واردات کل کشور تشکیل دهد. به عنوان مثال، واردات گندم در سالهای 66 و 67 به ترتیب بالغ بر 8 / 3 و 4 / 3 میلیون تن بوده است و این مقدار علاوه بر واردات جو، برنج، شکر، چای، ذرت، روغن نباتی گوشت و لبنیات می باشد.[7] مهمترین نکته ای که در بیشتر مطالعات اقتصادی در موردکشاورزی ایران به چشم می خورد روند نزولی عملکرد (مقدار تولید در هر هکتار) محصولات کشاورزی است. پایین آمدن بازده محصولات کشاورزی در حالی اتفاق افتاده است که بر میزان مصرف نهاده های کشاورزی مثل کود، ماشین آلات کشاورزی و سموم دفع آفات افزوده شده است. دولت به منظور تقویت بخش کشاورزی در طی سالهای پس از انقلاب علی رغم محدودیتهای ناشی از جنگ تحمیلی و کمبود ارز، واردات کود شیمیایی و ماشین آلات کشاورزی را افزایش داد؛ و با پرداخت سوبسید، نهادها را با قیمتهای پایین در اختیار کشاورزان قرار داد. اعمال چنین سیاستی باعث افزایش تقاضا برای نهادهای کشاورزی - و به علت محدودیت عرضه - منجر به جیره بندی و محدودیت از نظر توزیع آنها و زمین کشاورزان گردید. به طور کلی می توان گفت که عملکرد کشاورزی ایران بین سالهای 58 الی67 با وجود تأکید زیاد امام و سایر مسئولین بر اهمیت کشاورزی، چندان رضایتبخش نبوده است، و اهداف سیاستهای اعلام شده، همانند خودکفایی، عدم وابستگی، رفاه روستاییان و کشاورزان، کاهش فاصلۀ طبقاتی بین شهرنشینان و روستاییان و محرومیت زدایی در مناطق روستایی به نحو رضایت بخشی انجام نشده است.  علل و عوامل عدم موفقیت سیاستهای کشاورزی پس از انقلاب محققین اقتصاد کشاورزی، در جستجوی عوامل عدم موفقیت اهداف اعلام شده در بخش کشاورزی ایران به چهار دسته از عوامل اشاره می کنند. این عوامل را می توان با استفاده از آمار و ارقام موجود کاملاً نشان داد. این عوامل عبارتند از: سیاستهای قیمتی، سیاستهای سرمایه گذاری، تحقیقات در بخش کشاورزی و سیاستهای کلان اقتصادی، ضمن این که تأکید بیشتر اقتصاددانان در مورد عدم موفقیت سیاستهای کشاورزی ایران، بر نحوۀ اجرای سیاستهای غلط قیمتی دولت در طی ده سالۀ اوّل انقلاب است.  سیاستهای قیمتی بخش کشاورزی مهمترین دلیل برای عدم موفقیت سیاستهای کشاورزی ایران پس از انقلاب بخصوص در زمینه خودکفایی در تأمین مواد غذایی و محصولات استراتژیک، کم توجهی به سیاستهای قیمتی مناسب و ایجاد انگیزه برای تولید کنندگان محصولات کشاورزی بوده است. دوران دوازده سالۀ پس از انقلاب، شاهد تورم شدیدی است که از سالهای قبل از انقلاب (1351) به بعد و به صورت بیسابقه ای ظاهر شد. سیاستهای قبل از انقلاب - که در جهت تأمین نیروی کار ارزان در بخش صنعت و پایین نگهداشتن قیمتها بخصوص مواد غذایی بود - واردات مواد غذایی را بهترین راه برای پایین نگه داشتن قیمتها و حمایت از جامعۀ شهری می دانست. در نتیجه، قیمت کالاهای قابل مبادله[8] مثل غلات پایین نگه داشته شد و قیمت محصولات غیر قابل مبادله [9] مثل سبزیجات، صیفی جات و تا اندازه ای میوه افزایش قابل ملاحظه ای یافت. این امر منجر به انتقال منابع از تولید غلات و محصولات استراتژیک به سایر محصولات مثل میوه و سبزیجات شد. کارگران کشاورزی با مهاجرت به شهرها و اشتغال در واحدهای صنعتی تازه تأسیس شده با مشاغل کاذب، درآمد قابل توجهی به دست می آوردند. این روند به ازدحام جمعیت در شهرها و خالی شدن روستاها انجامید. [10] بعد از انقلاب اسلامی، علی رغم تأکید بر اهمیت کشاورزی، سیاست غلط  قیمتی - که موجب کاهش انگیزه برای تولید و سرمایه گذاری در بخش کشاورزی می شد – ادامه یافت. عامل تداوم آن نیز سیاستهای تثبیت قیمتها، فزونی ارزش ریال و ادامه حیات از بخش شهری در مقابل روستایی بود. تغییرات قیمت گندم که به عنوان مهمترین محصول کشاورزی ایران محسوب می شود؛ و بیش از 5 / 6 میلیون هکتار از اراضی آبی و دیمی کشور را به خود اختصاص داده است. (60 درصد کل زمینهای زیر کشت) شاخص خوبی برای نشان دادن این سیاستهای غیرمنطقی است. جدول شماره (2) نشان دهندۀ تغییرات قیمت گندم، شاخص قیمتها، شاخص دستمزد و شاخص قیمت عمده فروشی محصولات کشاورزی است. با وجود افزایش گهگاهی قیمت جهت خرید (به صورت انحصاری) دولت از کشاورزان، عملاً تورم شدید، موجب کاهش واقعی قیمت خرید گندم از کشاورزان می گردید. و تا افزایش بعدی، این امر موجب عدم رغبت کشاورزان به کشت گندم می شد. هر چند به این جهت که گندم، غذای اصلی روستاییان را تشکیل می دهد، به هر صورت کشت آن ادامه می یافت، ولی منابع کمتر و با کیفیت پایین تری برای تولید مورد استفاده قرار می گرفت. در مقابل این سیاست که از طرف دولتمردان، «سیاست حمایتی»، ولی از نظر کشاورزان «سیاست ضد تولید» به شمار می آمد، کشت جو - که کمتر به عنوان یک محصول استراتژیک مورد توجه مسئولان قرار می گرفت؛ و سیاست تثبیت قیمتها یا حمایتی دولت شامل آن نمی شد - از رشد قابل توجهی در طی این مدت برخوردار بود. تولید جو از 3 / 1 میلیون تن در اوّل انقلاب (سال 58) به4 / 3 میلیون تن در سال 69 - 68 افزایش یافت و عملکرد آن به 1540 کیلوگرم در هکتار رسید. این امر، نشان دهندۀ این واقعیت است که عواملی چون کمبود باران، که در بعضی از سالها از طرف مسئولین به عنوان یک عامل اصلی برای کاهش تولید گندم ذکر می شد دلیلی منطقی شناخته نشود؛ زیرا این مطلب باید بیشتر در مورد کشت جو - که عمدتاً دیمی است - صادق باشد تا کشت گندم که عمدتاً آبی است. سیاستهای جدید قیمتی دولت در مورد محصولات کشاورزی در سالهای 68 تا 70 که از سیاست تثبیتی به سیاست تضمینی تغییر یافت، در منشور بازسازی و برنامۀ اوّل72 - 68 از آن، به عنوان سیاست مثبتی برای تولید یاد شد. افزایش قیمت خرید تضمینی به میزانی قابل توجه، موجب ایجاد انگیزه برای تولیدکنندگان شده و در افزایش تولید گندم و سایر محصولات کشاورزی و استراتژیک تأثیر بسزایی داشته است. [11] این امر نشان می دهد – که برخلاف نظر عده ای از سیاست گذاران در گذشته که پرداخت سوبسید به نهاده های کشاورزی را کافی برای ترغیب کشاورزان به تولید بیشتر می دانستند - سیاست افزایش قیمت بهترین عامل برای رشد تولید و رسیدن به اهداف اقتصادی در بخش کشاورزی یعنی خودکفایی در مواد غذایی و کمک به روستاییان است و این موضوع، موردنظر امام در سالهای قبل نیز بوده است. جدول (3) مقدار تولید گندم و جو، مقدار زیرکشت و عملکرد هر هکتار را نشان می دهد. سیاستهای سرمایه گذاری در بخش کشاورزی بخش کشاورزی در ایران در طی 20 سال اخیر، تحت الشعاع بخش صنعت و مورد توجه مسئولین مربوطه قرار گرفته بود. با وجودی که بیشترین تعداد نیروی انسانی در این بخش - پس از بخش خدمات - اشتغال دارند، ولی به علت پایین بودن میزان سرمایه گذاری، کارآیی بخش کشاورزی در ایران نسبت به سایر کشورها پایین تر است. سهم کشاورزی از کل سرمایه گذاری ثابت ناخالص داخلی، (بین سالهای 1358 تا 66 ) 9 / 7 درصد بوده که 55 درصد آن توسط بخش خصوصی (شامل شرکتهای دولتی) و 45 درصد بخش دولتی بوده است. پیش بینی شده است که در طی برنامۀ اوّل (72 - 68) سهم بخش خصوصی در سرمایه گذاری به 290 میلیارد ریال به قیمتهای ثابت یا 72 درصد کل سرمایه گذاری در بخش کشاورزی برسد. در حالی که سهم سرمایه گذاری ثابت دولت در بخش صنعت به طور متوسط (در طی سالهای 58 تا 66) 9 / 14 درصد و یا دو برابر سرمایه گذاری دولت در بخش کشاورزی بوده است. لازم به تذکر است که در طی ده سال گذشته، سرمایه گذاری هم در بخش صنعت و هم در بخش کشاورزی روندی نزولی داشته است. با توجه به اهداف اعلام شده در مورد سرمایه گذاری بخش خصوصی در کشاورزی، به نظر می آید که بهترین روش برای ترغیب سرمایه گذاری، افزایش سودآوری در بخش کشاورزی از طریق اعمال سیاستهای قیمتی از یک طرف و سیاستهای اعتباری بانکها از سوی دیگر می باشد. بر اساس گزارش اقتصادی سال 69 سازمان برنامه و بودجه، سرمایه گذاری برآورد شده در بخش کشاورزی برابر با 6 / 393 میلیارد بوده است، که از این مقدار 4 / 166میلیارد توسط بودجۀ عمومی و 2 / 227 میلیارد توسط سایر منابع و بخش خصوصی انجام شده است. این مقدار نسبت به پیش بینی برنامه، نشان دهندۀ تحقق 86 درصد می باشد. و عدم تحقق عمدتاً ناشی از پایین بودن سرمایه گذاری بخش خصوصی است. با توجه به امکاناتی که برای دولت در سالهای 69 و 70 از نظر درآمدهای پولی و ارزی فراهم آمد، توجه به طرحهای سرمایه گذاری در بخش آب و کشاورزی بیشتر شد و پس از سالها وقفه، طرحهای ایجاد سدهای مخزنی، شبکه های آبیاری کشت نیشکر و دامپروری شروع شدند. بر اساس گزارش اقتصادی سال 69 سازمان برنامه و بودجه، ظرفیت کارآیی شرکتهای مهندسین مشاور در سال 69 در دو رستۀ منابع آب و کشاورزی و دامپروری به ترتیب، 106 و 114 درصد است که بیش از 5 / 2 برابر ظرفیت کاری سایر رسته هاست. این امر از یک طرف نشان دهندۀ محدودیت ظرفیتهای طراحی و تحقیقاتی و مهندسین مشاور در امور کشاورزی و آب، و از طرف دیگر نشان دهندۀ حرکت جدیدی است که در زمینۀ طرحهای عمرانی در بخش کشاورزی به وجود آمده است. [12]  تحقیقات کشاورزی عامل اصلی رشد بخش کشاورزی در کشورهای پیشرفتۀ امروز، افزایش عملکرد تولید در هر هکتار است. در فرآیند توسعۀ کشاورزی بر طبق نظر اقتصاددانانی چون هیامی و روتان، گذر از مراحل مختلف توسعۀ کشاورزی چون نیروی انسانی، نیروی حیوانی و نیروی ماشین در گذشته امکان افزایش تولید را فراهم آورده است که به حد نهایی کارآیی خود رسیدند. مرحلۀ جدیدی که الآن در آن هستیم، توسعۀ کشاورزی از طریق علم است که حدی ندارد. اگرچه تحقیقات در زمینۀ کشاورزی سابقۀ طولانی در کشورهای توسعه یافته امریکا و اروپا داشته است، اما انتقال تکنولوژی در کشاورزی برخلاف صنعت با یک وقفۀ طولانی صورت گرفته است. دلیل این امر، این است که برای استفاده از پیشرفتهای جدید تکنولوژی کشاورزی در کشورهای در حال توسعه، نیاز به تطابق تکنولوژی، مثلاً بذرهای «هیبرید» یا استفاده از کود شیمیایی با شرایط محیطی دارد که برای انتقال تکنولوژی در صنعت چنین ضرورتی وجود ندارد.  «انقلاب سبز» که باعث افزایش تولید گندم و برنج در کشورهایی چون هند، فیلیپین، اندونزی و پاکستان شد و باعث خودکفایی آنها در تولید و یا صادرات گندم و برنج این کشورها شد، یکی از موفقیتهایی است که در انتقال تکنولوژی پیشرفت  کشاورزی از کشورهای توسعه یافته به کشورهای در حال توسعه در دهۀ 60 و 70 به دست آمده است. در ایران علی رغم ایجاد مراکز تحقیقاتی کشاورزی و مراکز نمونه، امر تحقیق و توسعه و ترویج کشاورزی به معنی واقعی آن تا قبل از انقلاب وجود نداشت و بیشتر جنبه نمایشی داشت. ترویج کشاورزی به صورت گسترده در بین زارعین کشور صورت نمی گرفت، و تأکید بر تأسیس واحدهای کشت و صنعت وابسته به شرکتهای خارجی بود که عملکرد چندان درخشانی هم نداشتند. بعد از انقلاب اسلامی، تحرکی در زمینهء توسعه مراکز تحقیقاتی کشاورزی و سرمایه گذاری در فعالیتهای علمی به صورت گسترده به وجود آمد که بتدریج نتایج آن در زمینهء تولید بذرهای جدید، مبارزه با آفات گیاهی و نحوهء صحیح آبیاری به دست می آید. بودجهء تحقیقاتی کشاورزی افزایش قابل توجهی یافته است؛ و محققین در این زمینه ها به موفقیتهای قابل توجهی دست یافته اند. جدول شماره (4) نشان دهندهء افزایش هزینه های تحقیقاتی در بخش کشاورزی است که در سال 69 به 29604 میلیون ریال یا دو برابر سال 68 افزایش یافته است، و سهم آن از کل بودجۀ عمرانی در بخش کشاورزی از 1 / 19 درصد 1 / 24 درصد افزایش یافته است.  تأثیر سیاستهای کلان اقتصادی در کشاورزی 1 - تبعیض علیه کشاورزی و توجه به بخش صنعت از طریق ایجاد دیوارهای گمرکی در جهت حمایت از صنعتی شدن به انتقال منابع از بخش کشاورزی می انجامد. این امر، سودآوری در بخش کشاورزی را کاهش داده که منجر به کاهش رشد تولیدات کشاورزی و هم چنین صادرات می گردد. علاوه بر این. با بالا نگاهداشتن قیمت نهاده های صنعتی در بخش کشاورزی، کشاورزان باید هزینه توسعۀ صنعتی را بپردازند. 2 - سیاستهای کسری بودجه و تأمین آن از طریق سیستم بانکی که طی 15 سال گذشته در ایران اتفاق افتاده است، عامل اصلی تورم بوده است. این افزایش قیمتها از یک طرف توسط سیاستهای کنترل قیمت برای مواد غذایی، جیره بندی و ثابت نگهداشتن نرخ ارز برای واردات مواد غذایی، به ضرر کشاورزان که تولیدکنندگان مواد غذایی هستند، گردیده است. 3 - تفاوت سیستمهای حمایتی از صنعت و کشاورزی در رابطه با نرخ ارز (فزونی ارزش ریال) در حقیقت تأثیر سیاستهای توسعه ای بخش کشاورزی را خنثی می کند، و به طور ضمنی به موضع یک نوع مالیات بر بخش کشاورزی منجر گردیده است. عدم اجازه برای فروش محصولات کشاورزی به غیر از دولت، عدم صدور بعضی از محصولات کشاورزی در بعضی از سالها و عدم امکان فروش محصولات به سایر مناطق کشور (برنج) از سیاستهای تبعیض علیه کشاورزی در ایران بوده است. واردات برنج، گندم، دانه های روغنی، و سایر غلات و محصولات دامی با نرخ ارز رسمی، که در جهت جلوگیری از افزایش قیمت و حمایت از شهرنشینان بوده است در سالهای گذشته، از جمله عوامل منفی در توسعۀ بخش کشاورزی در ایران محسوب می شود. پرداخت سوبسید برای کود شیمیایی و مابه التفاوت برای بعضی از محصولات، مثل گندم، شکر، و دانه های روغنی در گذشته، برای جبران ضررهای ناشی از سیاستهای کلان اقتصادی در بخش کشاورزی کافی نبوده است. کلمات کلیدی: کشاورزی،انقلاب اسلامی،امام خمینی(س) ................................................................................................................................... منابع به زبان فارسی  1 – گزارش اقتصادی و ترازنامۀ سالهای 60 الی 68، بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران. 2 – برنامۀ اوّل توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران (1372 – 1368)، سازمان برنامه و بودجه، مرداد 1368. 3 – گزارش اقتصادی سال 1368، سازمان برنامه و بودجه، آذر ماه 1369. 4 – گزارش اقتصادی سال 1369، سازمان برنامه و بودجه، آذر ماه 1370. 5 – محسنین، محسن، مقایسۀ سرمایه گذاریهای ثابت ناخالص در کشاورزی و صنعت در ایران 72 – 1344، سازمان تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی، دی ماه 1369. 6 – مؤسسه تنظیم نشر و آثار حضرت امام خمینی(س)، فیشهای استخراج شده در موضوع کشاورزی، شماره 19 – ج 1 و 2، 1370. 7 – وزارت کشاورزی، گزارش اقتصاد کشاورزی کشور در سال 1366، مرکز تحقیقات روستایی و اقتصاد کشاورزی 1368. 8 – گزارش اقتصاد کشاورزی کشور در سال 1367، مرکز تحقیقات روستایی اقتصادی کشاورزی 1369. منابع به زبان انگلیسی References 1 – Afsher,, Haleh, An Assesment of Agricultural Policie in Iran, World Develop- ment, Vol 9, No 11/12 (1982). 2 – Chhiber, A Gay and Wilton,  Gohn, macrocconomic Policies and 3- International monetary Fund, the Common Agricult Policy of the European Com- ­munity; Principles and Consequences, IMF, Washington D.C., November 1933. 4- Mojtahed, Ahmad and Esfahani. Hadi.s," Agricultural Policy and Performance in Iran: The Post Revolutionary Experience", World Development, Vol. 17. No 6, 1986. 5- Ray, Anandrap, Trade and Pricing Policy, in World Agriculture, Finance? Devel­- opment, vol 23. No 3. Sept. 1986. منبع: منتخبی از: مقالات اولین کنگره بررسی اندیشه های اقتصادی امام خمینی(س)، ص 383. ..................................................................................................................................................... پاورقی: [1] - براساس مطالب جمع آوری شده در صحیفه امام، امام خمینی 52 بار در مصاحبه ها و سخنرانیهای خود از اصلاحات ارضی و ملی شدن جنگلها و مراتع انتقاد کرده اند. [2] - بخشی از زمینهای بزرگ وابسته به رژیم شاه به اسم کشت مکانیزه از شمول قانون اصلاحات ارضی معاف شد. [3] - یک مملکت زراعی که استان آذربایجان یا خراسانش می توانست که قوت این ملت را بدهد، حالا رسیده به آنجایی که برای 30 روز یا 33 روز (فوقش 33 روز) تمام زراعت ایران برای 33 روز جمعیت فعلی کافی است. (سخنرانی امام مورخ، 23 / 7 / 57). [4] - «خیر، زمینها به مالکین برنمی گردد. مالکین مالیات اسلامی را در طول تاریخ نداده اند و تمام املاک آنها به دولت برمی گردد». «هرگز این اراضی را به مالکین برنمی گردانیم، زیرا آنها نه در تصاحب زمینها و نه در مورد منافع آنها رعایت ضوابط اسلامی را نکرده اند». (سخنرانی امام مورخ، 7 / 10 / 57 و 18 / 10 / 57). [5] - «... اینها الان آزادند زراعت کنند؛ دولت هم به قیمت خوب از ایشان می خرد». (سخنرانی امام مورخ، 25 / 2 / 58). [6] - مقاله سال 1371 به رشتۀ تحریر درآمده است. [7] - مقدار واردات محصولات کشاورزی در سالهای 66 و 67 به ترتیب برابر با 6694 و 4693 هزار تن و به ارزش 126 280 و 108016 میلیون ریال بوده است. (گزارش اقتصاد کشاورزی کشور در سال 1367). [8] - Tradeable  goods. [9] - Non - Tradeable goods. [10] - رشد متوسط قیمتها در بعد از انقلاب سالانه 20 درصد بوده است. [11] - در مصوبۀ شورای عالی بازسازی که در 26 / 2 / 68 توسط رئیس جمهور به دولت ابلاغ شد، در قسمت سیاستها و اولویتهای بخش کشاورزی آمده است: «اتخاذ تدابیر حمایتی از طریق تأمین خسارات و بیمۀ محصولات کشاورزی و قیمت گذاری محصولات براساس هزینه های واقعی تولید و تضمین خرید محصولات اساسی، هماهنگ نمودن مقررات صادرات و واردات کشور با الزامات بخش کشاورزی و جلوگیری از تأثیرات منفی واردات بر تولیدات داخلی.» [12] - اشتغال در بخش کشاورزی در سال 69، 3366 هزار نفر یا 6 / 27 درصد از کل اشتغال کشور را شامل می گردیده است.

كشاورزی در اسلام

بسم الله الرجمن الرجیم  كشاورزی در اسلام اشاره از دیر زمان تا كنون، یكی از پسندیده ترین كارها در میان تمام ملل و ادیان، كشاورزی و دامداری (1) بوده است؛ چنانچه تمام ادیان الهى کشاورزی را شغلی مقدس دانسته و پیشوایان مذهبى در هر عصر، علاوه بر آنكه خود با كمال علاقه‏مندى به كار كشاورزى اشتغال داشته اند، مردم را نیز به این كار وادار می ساختند. آباد كردن زمین كه خواستۀ خداوند بزرگ است و همچنین بهره‏بردارى از منابع و ذخائر آن، به صور مختلف میسّر است و یكى از بهترین طرق آنكه در روایات اسلامى نیز مورد تشویق و ترغیب قرار گرفته، مسئلۀ كشاورزى است. اهمیت كشاورزى‏ در اسلام دین مبین اسلام عنایت ویژه ای به كشت، زرع و كشاورزی دارد. بر این اساس، یكی از مهم ترین قراردادها در اسلام، مزارعه و مساقات است كه مربوط به كشاورزی است تا كشاورزی توسعه بیش تری پیدا كند. به همین جهت، از اوایل تأسیس نظام اسلامی، تأكید اسلام بر بهره برداری مناسب از منابع طبیعی و معادن و نیز آباد نمودن زمینهای بایر و وا افتاده، بوده و پیشوایان دین با عمل خود، مردم را به آن هدایت و تشویق می نمودند. پیامبر اكرم صلی الله علیه وآله در هر نقطه ای كه قوای اسلامی را متمركز می ساخت، نخست دستور حفر چاه می داد و از همان سالهای اول هجرت آنان را وادار به كشاورزی و باغداری و حفر قنوات نموده، آنان نیز با سعی و تلاش به این امور اشتغال می ورزیدند و در اثر آن، اراضی بی حاصل بسیاری آباد گردید. آن حضرت به كشاورزی و درختكاری آنچنان اهمیت می داد كه به پیروان خود می فرمود: حتی در آستانه نابودی زمین و انقراض عالم هم باید فعالیت كشاورزی كرد: «إِنْ قَامَتِ السَّاعَةُ وَ فِی یدِ أَحَدِكُمُ الْفَسِیلَةُ فَإِنِ اسْتَطَاعَ أَنْ لَا تَقُومَ السَّاعَةُ حَتَّى یغْرِسَهَا فَلْیغْرِسْهَا؛ (2) اگر قیامت بر پا شود و در دست یكى از شما نهالى باشد، اگر بتواند چنان كند كه كمى پیش از قیامت آن را بكارد، باید بكارد.» نهالى بدست تو باشد اگر                    بدان كه رسد از قیامت اثر اگر می توانى تو آن را بكار                    مكن هیچ فكر سرانجام كار اهمیت این موضوع تا جایی است كه حتى امروز كه دستگاههاى تولیدى و ماشینى آن قدر گسترده شده كه همه چیز را تحت الشعاع خود قرار داده است، باز دامدارى و كشاورزى مهم ترین بخش تولید زندگى انسان را تشكیل مى‏دهد؛ چرا كه مى‏دانیم پایه اصلى تغذیه در این دو قسمت نهفته شده، و به همین دلیل رسیدن به حد خودكفایى در قسمت دامدارى و كشاورزى نه تنها ضامن استقلال اقتصادى است؛ بلكه استقلال سیاسى نیز تا حد زیادى به آن مربوط است. بنابراین، جاى تعجب نیست كه تمام ملتهاى دنیا كوشش مى‏كنند كه صنعت كشاورزى و دامدارى خود را تا سر حد امكان توسعه دهند و از صنایع مدرن براى این توسعه كمك گیرند. نیاز به این دو، تا آن حد اساسى است كه گاه كشورهاى به اصطلاح ابر قدرتى همچون روسیه، براى رفع نیازمندى خود در این زمینه ناچار مى‏شوند با دادن امتیازهاى سیاسى دست نیاز خود را به سوى كشورهایى كه درست در قطب مخالفند، دراز كنند! و به همین جهت در اسلام و تعلیمات حیات آفرین آن به مسئله دامدارى و كشاورزى اهمیت فوق العاده زیادى داده شده است و با استفاده از هر فرصت، مسلمانان را به این دو تشویق نموده است. با بررسی قرآن كریم به این نتیجه می رسیم كه این كتاب الهی با لحن تشویق آمیزى از موضوع كشت و زرع سخن به میان آورده و منافع آن را اعم از منافع غذایى و پوششى بر مى‏ شمرد. قرآن مجید در سورۀ هود، با اشاره به آفرینش زمین و نعمتهای فراوانی كه خداوند متعال در اختیار انسان قرار داده است، انسانها را به آباد كردن زمین فرمان داده می فرماید: «هُوَ أَنْشَأَكُمْ مِنَ الْأَرْضِ وَ اسْتَعْمَرَكُمْ فیها»؛ (3) «اوست كه شما را از زمین پدید آورد و خواست كه آبادانش دارید.» حضرت علی علیه السلام  در تفسیر این آیۀ شریفه می فرماید: «فَأَعْلَمَنَا سُبْحَانَهُ أَنَّهُ قَدْ أَمَرَهُمْ بِالْعِمَارَةِ لِیكُونَ ذَلِكَ سَبَباً لِمَعَایشِهِمْ بِمَا یخْرُجُ مِنَ الْأَرْضِ مِنَ الْحَبِّ وَ الثَّمَرَاتِ وَ مَا شَاكَلَ ذَلِكَ مِمَّا جَعَلَهُ اللَّهُ مَعَایشَ لِلْخَلْقِ؛ (4) خداوند سبحان اعلام كرد كه مردم را به آبادانی امر كرده است تا این مطلب سبب گذران زندگیشان شود؛ به این نحو كه از زمین، دانه ها و ثمره ها و نظیر آنها از اموری كه خداوند برای مَمَر زندگی قرار داده است، بِروید.» امام صادق علیه السلام  نیز درباره اهمیت زراعت می فرماید: «اَلْكِیمِیاءُ الْأَكْبَرُ الزِّرَاعَةُ؛ (5) كشاورزی بزرگ ترین كیمیاست.» در جای دیگر می فرماید: «إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَحَبَّ لِأَنْبِیائِهِ علیه السلام  مِنَ الْأَعْمَالِ الْحَرْثَ وَ الرَّعْی؛ (6) خداوند عزّ و جلّ از میان كارها و شغلها، كشاورزى و چوپانى را براى انبیائش دوست دارد.» خصوصیات كشاورزی 1. شغل انبیاء و اولیاء بسیاری از انبیاء و اولیاء الهی دارای كشت و زرع بوده اند. بی شك انتخاب این شغل و صرف بخشی از عمر پیامبران خدا در این راه، نشان از عنایت ویژۀ خداوند به این شغل دارد؛ چنانكه امام صادق علیه السلام  در پاسخ به سؤال كسی كه درباره فلّاحین پرسید، فرمودند: «هُمُ الزَّارِعُونَ كُنُوزُ اللَّهِ فِی أَرْضِهِ وَ مَا فِی الْأَعْمَالِ شَی‏ءٌ أَحَبَّ إِلَى اللَّهِ مِنَ الزِّرَاعَةِ وَ مَا بَعَثَ اللَّهُ نَبِیاً إِلَّا زَارِعاً إِلَّا إِدْرِیسَ علیه السلام  فَإِنَّهُ كَانَ خَیاطاً؛ (7) آنان همان كشاورزانند كه گنجهای خدا در زمینش هستند و در كارها، چیزی دوست داشتنی تر پیش خدا از كشاورزی نیست و خداوند هیچ پیامبری را مبعوث نكرده، مگر اینكه كشاورز بوده، جز حضرت ادریس كه خیاط بوده است.» بررسی سیرۀ ائمۀ بزرگوار دین: ما را به این مهم رهنمون می دارد، كه علاوه بر اینكه آن بزرگواران بر كار و تلاش برای امرار معاش تأكید می ورزیده اند؛ اما كشاورزی را به عنوان یكی از بهترین كارها برای خویش برمی گزیده اند؛ چنانكه یكی از دوستداران خاندان رسالت می گوید: «امام كاظم علیه السلام  را در مزرعه اش دیدم كه بیل در دست و عرق ریزان كار می كرد. به ایشان عرض كردم: فدایت گردم! پس كارگران شما كجا هستند كه خودتان این گونه عرق می ریزید؟ فرمود: «یا عَلِی! قَدْ عَمِلَ بِالْیدِ مَنْ هُوَ خَیرٌ مِنِّی وَ مِنْ أَبِی فِی أَرْضِه؛ ای علی! كسانی كه از من و پدرم بهتر بودند، با دست در مزرعۀ خویش كار می كردند.» و پس از آنكه پرسیدم: آنان چه كسانی هستند؟ فرمود: «رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه وآله وَ أَمِیرُالْمُؤْمِنِینَ وَ آبَائِی علیهم السلام  كُلُّهُمْ كَانُوا قَدْ عَمِلُوا بِأَیدِیهِمْ وَ هُوَ مِنْ عَمَلِ النَّبِیینَ وَ الْمُرْسَلِینَ وَ الْأَوْصِیاءِ وَ الصَّالِحِینَ؛ (8) پیامبر صلی الله علیه وآله و امیرالمومنین علیه السلام  و پدران گرانقدرم علیهم السلام  همگی كسانی بودند كه با دستان خویش كار می كردند؛ چرا كه كار و تلاش سیرۀ پیامبران، مرسلین، اوصیاء و صالحین است.» 2. بهترین ثروت چنانكه گذشت، كشاورزی بزرگ ترین كیمیاست و خداوند متعال برای پیامبرانش از میان كارها، كشاورزی را انتخاب نموده است. انسانها از روزگار قدیم به ارزش اقتصادی كشاورزی پی برده اند؛ چرا كه اولاً كشاورزی است كه توان برآورده نمودن بخش عظیمی از این نیازها را داراست، و ثانیاً سرمایۀ اولیۀ آن جز آب و خاك نیست و هرگاه تلاش و همّت بشر بدان افزوده شود، زمینۀ دست یابی به محصولات ارزشمند آن بیش تر فراهم است. این مطلب همان سخن گهر بار امام ششم علیه السلام  است كه فرمود: «مَنْ وَجَدَ مَاءً وَ تُرَاباً ثُمَّ افْتَقَرَ فَأَبْعَدَهُ اللَّهُ؛ (9) هر كس آب و خاك داشته باشد و باز نیازمند باشد، از رحمت خداوند بدور است.» و از رسول خدا صلی الله علیه وآله سؤال شد: كدام مال بهتراست؟ فرمود: «زَرْعٌ زَرَعَهُ صَاحِبُهُ وَ أَصْلَحَهُ وَ أَدَّى حَقَّهُ یوْمَ حَصَاده؛ (10) زراعتی كه صاحبش آن را بكارد و بارور سازد، و پس از درو كردن، حق (زكات) آن را بدهد.» 3. پاكیزه ترین كار در میان كارها، زراعت و كشاورزی جزء سودمندترین و پاكیزه ترین كارهاست؛ زیرا علاوه بر اینكه هوا را آلوده نمی كند، موجب طراوت و تلطیف هوا می شود. امام صادق علیه السلام  می فرماید: «ازْرَعُوا وَ اغْرِسُوا فَلَا وَ اللَّهِ مَا عَمِلَ النَّاسُ عَمَلًا أَحَلَّ وَ لَا أَطْیبَ مِنْه؛ (11) زراعت كنید و درخت بكارید. به خدا قسم هیچ كاری مردم انجام نمی دهند كه حلال تر و پاكیزه تر از آن باشد.» 4. پر بركت ترین كار یكی از پر بركت ترین كارها، كشاورزی است. امام صادق علیه السلام  در پاسخ به سؤال كسی كه دربارۀ آیۀ «وَ عَلَى اللَّهِ فَلْیتَوَكَّلِ الْمُتَوَكِّلُونَ» (12) پرسید، فرمود: «الزَّارِعُونَ؛ (13) [آنها] كشاورزان هستند [كه توكل و امیدشان به خداوند متعال است.]» كشاورزی یكی از ثروتهای خدادادی است كه موجب بركت در مال و زندگی می شود و اگر می بینیم در برخی زمینها بركت، جای خویش را با بی بركتی عوض نموده است، شاید به خاطر این است كه در برخی كشاورزان، امید به خداوند متعال جای خویش را به امید به غیر خدا و… داده است [البته استفاده از امكانات و بهره برداری از خدماتی همچون بیمه های كشاورزی از باب محكم كاری، امری پسندیده و لازم است؛ اما نباید امید به رحمت خداوند را در افراد ضعیف نماید؛ چنانكه متأسفانه در برخی مشاغل مشاهده می شود.] دلائل كم محصولی قحطی و خشكسالی، كم آبی و كم محصولی، سرمای شدید یا آفات، گزینه های مختلفی است كه در زمانهای مختلفی از تاریخ به وقوع پیوسته و كشاورزی را با مشكل روبرو ساخته است. مروری بر آیات و روایات نشانگر آن است كه عوامل مختلفی در این زمینه دخالت دارند كه توجه به آنها ضروری می باشد: الف. گناه چنانكه در مقالۀ گناه و برخی از آثار آن گفته شد، (14) یكی از آثار اجتماعی گناه، خشكسالی و نباریدن باران، نزول بلا و آفات، و تغییر در نعمتهای الهی است؛ چنانكه قرآن كریم در آیات بسیاری پیوند روشنى میان مسائل معنوى و مادى بر قرار مى‏سازد و استغفار از گناه و بازگشت به سوى خدا را مایۀ آبادانى، خرمى، طراوت، سرسبزى و اضافه شدن نیرویى بر نیروها معرفى كرده، می فرماید: «وَ یا قَوْمِ اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ ثُمَّ تُوبُوا إِلَیهِ یرْسِلِ السَّماءَ عَلَیكُمْ مِدْراراً وَ یزِدْكُمْ قُوَّةً إِلى‏ قُوَّتِكُمْ وَ لا تَتَوَلَّوْا مُجْرِمین»؛ (15) «و اى قوم من! از پروردگارتان طلب آمرزش كنید؛ سپس به سوى او بازگردید، تا (باران) آسمان را پى در پى بر شما بفرستد و نیرویى بر نیرویتان بیفزاید! و گنهكارانه، روى (از حق) بر نتابید!» امام باقر علیه السلام  نیز می فرماید: «أَمَا إِنَّهُ لَیسَ مِنْ سَنَةٍ أَقَلَّ مَطَراً مِنْ سَنَةٍ وَ لَكِنَّ اللَّهَ یضَعُهُ حَیثُ یشَاءُ إِنَّ اللَّهَ جَلَّ جَلَالُهُ إِذَا عَمِلَ قَوْمٌ بِالْمَعَاصِی صَرَفَ عَنْهُمْ مَا كَانَ قَدَّرَ لَهُمْ مِنَ الْمَطَرِ فِی تِلْكَ السَّنَةِ إِلَى غَیرِهِمْ وَ إِلَى الْفَیافِی وَ الْبِحَارِ وَ الْجِبَالِ وَ إِنَّ اللَّهَ لَیعَذِّبُ الْجُعَلَ فِی جُحْرِهَا بِحَبْسِ الْمَطَرِ عَنِ الْأَرْضِ الَّتِی هِی بِمَحَلَّتِهَا لِخَطَایا مَنْ بِحَضْرَتِهَا وَ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لَهَا السَّبِیلَ إِلَى مَسْلَكٍ سِوَى مَحَلَّةِ أَهْلِ الْمَعَاصِی قَالَ ثُمَّ قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ علیه السلام  فَاعْتَبِرُوا یا أُولِی الْأَبْصار»؛ (16) سالى از سالى كم‏باران‏تر نیست؛ ولى خدا آن را هر جا خواهد، ببارد. براستى چون مردمى نافرمانى كنند، خداى جل جلاله آنچه باران براى آنها مقدر است، در آن سال از آنها به دیگران گردانده و به بیابانها و دریا و كوه ببارد. به راستى خدا جُعَل (17) را در سوراخش به خطاى كسانى كه در محل اویند عذاب كند؛ چون می تواند از آنجا نقل مكان كند و به محل دیگرى كه اهل معصیت نباشند، برود. سپس امام پنجم فرمود: عبرت گیرید اى صاحبان بصیرت‏.» ب. عدم پرداخت زكات عدم پرداخت زكات آثار سوء دنیوی و اخروی بسیاری دارد كه شامل فرد و اجتماع می گردد. در خاطرات كودكی حضرت آیۀ الله العظمی سید محمود شاهرودی رحمه الله می خوانیم: كشاورزان منطقۀ [قلعه آقا عبدالله شاهرود] دو سال پیاپی در بند ملخها گرفتار آمده بودند. آشكار شدن آثار این آفت در ماه های آغازین سال سوم آنها را در نگرانی فرو برد. سران آبادی در سرای «سید علی» گرد هم آمدند تا راه های مبارزه با ملخها را بررسی نمایند. هریك از آنها به فراخور تجربۀ خویش راهی پیشنهاد كرده، درباره آن سخن گفتند؛ چون گفتگوها به بن بست رسید، سید محمود یكباره برخاست و گفت: «همه به خداوند روی آورید و بر پرداخت زكات مالتان پیمان ببندید تا پروردگار آفت را از مزارعتان دور سازد و باران رحمت خویش را بر شما فرو ریزد.» این سخن بزرگ كه از كودكی خردسال بعید می نمود، كشاورزان نگران را به خود آورد. همه پیمان بستند كه اگر آفات از كشت زارشان دور شود و كشتهایشان به بار نشست، زكات بپردازند و چنین شد.» (18) امام باقر علیه السلام  می فرماید: «إِذَا مَنَعُوا الزَّكاةَ مَنَعَتِ الْأَرْضُ بَرَكتَهَا مِنَ الزَّرْعِ وَ الثِّمَارِ وَ الْمَعَادِنِ كلَّهَا؛ (19) هر گاه [مردم] از دادن زكات دریغ كنند، زمین بركات خود را از تمام زراعت، میوه‏ها و معادن خویش دریغ كند.» ج. عدم انفاق دین اسلام بر رسیدگی به فقرا و مساكین تأكید فراوانی نموده و در مال اغنیاء سهمی را برای آنان قرار داده است. قرآن كریم در آیات 17 تا 33 سورۀ قلم به عده‏اى از ثروتمندان اشاره می نماید كه داراى باغ خرم و سرسبزى بودند، و سرانجام بر اثر خیره‏سرى و عدم انفاق نابود شدند. ماجرا چنین بود كه این باغ در اختیار پیر مرد مؤمنی قرار داشت،كه به قدر نیاز از آن برمى‏گرفت، و بقیه را به مستحقان و نیازمندان مى‏داد؛ اما هنگامى كه چشم از دنیا پوشید، فرزندانش گفتند: ما خود به محصول این باغ سزاوارتریم؛ چرا كه عیال و فرزندان ما بسیارند، و ما نمى‏توانیم مانند پدرمان عمل كنیم! و به این ترتیب تصمیم گرفتند تمام مستمندان را كه هر ساله از آن بهره مى‏گرفتند، محروم سازند. [این تصمیم آنها نشان مى‏ دهد كه این كار ناشى از نیاز نبود؛ بلكه ناشى از بخل و ضعف ایمان آنها بود؛ زیرا انسان هر قدر هم نیازمند باشد، مى‏تواند كمى از محصول یك باغ پردرآمد را به نیازمندان اختصاص دهد.] سپس در ادامۀ این سخن مى‏افزاید: به هنگام شب، در آن موقع كه همۀ آنها در خواب بودند، عذاب و بلایى فراگیر از ناحیۀ پروردگار بر تمام باغ فرود آمد، آتشى سوزان و صاعقه‏اى مرگبار چنان بر آن مسلط شد كه آن باغ خرم و سرسبز همچون شب سیاه و ظلمانى گردید و جز مشتى خاكستر از آن باقى نماند. به هر حال، صاحبان باغ به گمان اینكه درختهاى پربارشان آمادۀ چیدن میوه است، در آغاز صبح یكدیگر را صدا زدند، و گفتند: «به سوى كشتزار و باغستان خود حركت كنید، اگر مى‏خواهید میوه‏هاى خود را بچینید!» به این ترتیب آنها به سوى باغشان حركت كردند؛ در حالى كه آهسته با هم سخن مى‏گفتند كه «مواظب باشید امروز حتى یك فقیر وارد بر شما نشود!» و چنان آهسته سخن مى‏گفتند كه صداى آنها به گوش كسى نرسد، مبادا مسكینى خبردار شود، و براى خوشه‏چینى، یا گرفتن مختصرى میوه براى سیر كردن شكم خود، به سراغ آنها برود! چنین به نظر مى‏رسد كه به خاطر سابقۀ اعمال نیك پدر، جمعى از فقرا همه ساله در انتظار چنین ایامى بودند كه میوه‏چینى باغ شروع شود و بهره‏اى‏ عائد آنها گردد و لذا این فرزندان بخیل و ناخلف چنان مخفیانه حركت كردند كه هیچكس احتمال ندهد که چنان روزى فرا رسیده، و هنگامى فقرا با خبر شوند كه كار از كار گذشته باشد. و به این ترتیب آنها صبحگاهان به قصد باغ و كشتزار خود با قدرت تمام بر منع مستمندان حركت كردند؛ اما هنگامى كه آنها باغ خود را دیدند، چنان اوضاع به هم ریخته بود كه گفتند: این باغ ما نیست، ما راه را گم كرده‏ایم‏. سپس افزودند: بلكه ما محرومان واقعى هستیم؛ مى‏خواستیم مستمندان و نیازمندان را محروم كنیم؛ اما خودمان از همه بیش تر محروم شدیم. هم محروم از درآمد مادى، و هم بركات معنوى كه از طریق انفاق در راه خدا و به نیازمندان به دست مى‏آید. در این میان یكى از آنها كه از همه عاقل تر بود گفت: آیا به شما نگفتم: چرا تسبیح خدا نمى‏گویید؟ نگفتم: خدا را به عظمت یاد كنید، و از مخالفت او بپرهیزید و شكر نعمت او را بجا آورید، و نیازمندان را از اموال خود بهره‏مند سازید؟ ولى شما گوش نكردید، و به روزگار سیاه افتادید! (20) د. آزمایش یكی از علل قحطی یا خشكسالی، امتحان الهی است. خداوند در سورۀ بقره می فرماید: «وَ لَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَی‏ءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَ الْجُوعِ وَ نَقْصٍ مِنَ الْأَمْوالِ وَ الْأَنْفُسِ وَ الثَّمَراتِ وَ بَشِّرِ الصَّابِرینَ»؛ (21) «قطعاً همۀ شما را با چیزى از ترس، گرسنگى، و كاهش در مالها و جانها و میوه‏ها، آزمایش مى‏كنیم و بشارت ده به استقامت‏كنندگان!» خداوند متعال، همۀ انسانها را آزمایش مى‏كند؛ امّا آزمایش و امتحان همه یكسان نیست. گاهى كم شدن مال و محصولات یا پیدا شدن خوف و ترس و سایر مشكلات، به خاطر آزمایش الهى است‏، و گاه پر محصولی و وفور نعمت. هـ. كمی اطلاعات و مدیریت البته نباید از نظر دور داشت كه كمى اطلاعات كشاورزان از دانشهای كشاورزی و عدم مدیریت صحیح نیز عامل مهمی برای كم محصولی می باشد. بنابراین، در زمان حاضر كه كشت و زرع نیازمند استفاده از آلات و ابزار و روشهایى تازه است؛ لازم است كه كشاورزان، آنها را مورد استفاده قرار دهند و در كار با آنها مهارت پیدا كنند تا سال به سال محصول بهتر و با كیفیت تر به دست آورده و علاوه بر معاش خود و خانواده، دیگران را از آن بهره مند نمایند. رسول خدا صلی الله علیه وآله درباره تلاش برای حضور در بازار مسلمانان و ارائۀ محصول در آن می فرماید: «اَلْجَالِبُ إلَى سُوقِنَا كَالْمُجَاهِدِ فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَ الْمُحْتَكِرُ فِی سُوقِنَا كَالْمُلْحِدِ فِی كِتَابِ اللَّهِ؛ (22) آنكه به بازار ما چیزى وارد مى‏كند، مانند آن كس است كه در راه خدا جهاد می كند و آنكه در بازار ما احتكار می كند، مانند كسى است كه در كتاب خدا كافر بشمار رفته است.» هر آنكس كند عرضه كالاى خویش                به بازار ما اى پسندیده كیش‏ بود چون مجاهد به راه خداى                       نه چون محتكر كافر و بی حیاى‏ دستورالعمل های كشاورزی در اسلام از آنجایی كه كشاورزی از جایگاه خاص و ویژه ای نزد معصومین علیه السلام  برخوردار است، دستور العمل های خاصی نیز در زمان كاشت و داشت ارائه نموده اند كه آگاهی و عمل به آنها [و البته با عدم موانعی كه در بالا اشاره شد] به بهتر شدن محصول كمك خواهد نمود: الف. وظیفۀ كشاورزان 1. برخی افراد فراوان بودن محصول را نتیجه زحمت خویش می دانند، در حالی که باید توجه داشت كه خدای متعال است كه از ابرهاى باران‏زا آبى فراوان نازل كرده و به وسیلۀ آن دانه و گیاه بسیار می رویاند. (23) به همین خاطر است كه امام باقر علیه السلام  می فرماید: «إِذَا أَرَدْتَ أَنْ تَزْرَعَ زَرْعاً فَخُذْ قَبْضَةً مِنَ الْبَذْرِ بِیدِكَ ثُمَّ اسْتَقْبِلِ الْقِبْلَةَ وَ قُلْ «أَ أَنْتُمْ تَزْرَعُونَهُ ام نَحْنُ الزَّارِعُونَ» (24) ثَلَاثَ مَرَّاتٍ ثُمَّ قُلْ اللَّهُمَّ اجْعَلْهُ حَرْثاً مُبَارَكاً وَ ارْزُقْنَا فِیهِ السَّلَامَةَ وَ التَّمَامَ وَ اجْعَلْهُ حَبّاً مُتَرَاكِباً وَ لَا تَحْرِمْنِی مِنْ خَیرِ مَا أَبْتَغِی وَ لَا تَفْتِنِّی بِمَا مَنَعْتَنِی بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّیبِینَ الطَّاهِرِینَ ثُمَّ ابْذُرِ الْقَبْضَةَ الَّتِی فِی یدِكَ إِنْ شَاءَ اللَّهُ تَعَالَى؛ (25) چون خواهى كشت كنى مشتى بذر بردار و رو به قبله كن و سه بار بگو: آیا شما آن را مى‏رویانید یا ما مى‏رویانیم؟! و بعد بگو: خداوندا این كشت را مبارك بدار و بوسیله آن سلامت و همه چیز به ما عنایت كن، و از آن دانه بسیار بوجود آور، و مرا از خیراتى كه از آن در نظر دارم محروم مفرما و مرا با ندادن نعمت امتحان نكن بحق محمّد و اهل بیت پاك او؛ بعد آن مشت بذر را كه در دستت است بپاش، اگر خداوند متعال بخواهد.» 2. اولیای دین علیه السلام  شب هنگام را برای كاشت بذر و برداشت محصول مناسب ندانسته و از آن منع نموده اند؛ چنانكه امام صادق علیه السلام  می فرماید: «لَا تَصْرِمْ بِاللَّیلِ وَ لَا تَحْصُدْ بِاللَّیلِ وَ لَا تُضَحِّ بِاللَّیلِ وَ لَا تَبْذُرْ بِاللَّیلِ…؛ (26) میوۀ باغ را شبانه ‏نچین! كشت خود را شبانه جمع نكن! و قربانی را نیز شبانه نكش! و شبانه بذر نپاش.» 3. هنگام برداشت محصول نیز، پرداخت زكات واجب و نیز انفاق در راه خدا در اولویت می باشد؛ چنانكه قرآن كریم در سورۀ انعام پس از ذكر نعمتهاى گوناگون، می فرماید: «از میوۀ آنها به هنگامى كه به ثمر نشست، بخورید؛ ولى فراموش نكنید كه به هنگام چیدن، حق آن را باید ادا كنید.» ب. وظیفه حكومت اسلامی 1. به كار گماری افراد كارشناس و امین از دیگر برنامه های حكومت اسلامی كه می تواند در تولید محصولات كشاورزی موثر باشد، مسئولیت دادن به افراد كاردان و امین است تا امور كشاورزی را زیر نظر گرفته و نهایت تلاش و كوشش خویش را به كار گیرند. قرآن كریم دلیل پیشنهاد حضرت یوسف برای سرپرستی امور كشاورزی را كاردانی و آگاهی او در مسائل دانسته، می فرماید: «قالَ اجْعَلْنی‏ عَلى‏ خَزائِنِ الْأَرْضِ إِنِّی حَفیظٌ عَلیمٌ»؛ (27) «[یوسف] گفت: مرا سرپرست خزائن سرزمین (مصر) قرار ده، كه نگهدارنده و آگاهم!» 2. تخفیفات و دادن تسهیلات امیرالمؤمنین علیه السلام  در ترویج و توسعه كشاورزی تلاش فراوان می نمود؛ و علاوه  بر اینكه خود آن حضرت كشاورزی نمونه بود، در برنامۀ دولتش كشاورزی در اولویت قرار داشت و به استانداران و فرمانداران خود دستور داده بود كه از حال كشاورزان و خراج گزاران همیشه باخبر باشند. چنانچه هنگامی كه مالك اشتر را به فرمانداری مصر برمی گزیند، نامۀ بسیار مفصلی برای او نوشته و اصول و فرامین مهمی را به او ابلاغ می نماید. یكی از بندهای این نامه درباره دادن تخفیفات و تسهیلات به كشاورزان در مواقع اضطراری است: «فَإِنْ شَكَوْا ثِقَلًا أَوْ عِلَّةً أَوِ انْقِطَاعَ شِرْبٍ أَوْ بَالَّةٍ أَوْ إِحَالَةَ أَرْضٍ اغْتَمَرَهَا غَرَقٌ أَوْ أَجْحَفَ بِهَا عَطَشٌ خَفَّفْتَ عَنْهُمْ بِمَا تَرْجُو أَنْ یصْلُحَ بِهِ أَمْرُهُمْ وَ لَا یثْقُلَنَّ عَلَیكَ شَی‏ءٌ خَفَّفْتَ بِهِ الْمَئُونَةَ عَنْهُمْ فَإِنَّهُ ذُخْرٌ یعُودُونَ بِهِ عَلَیكَ فِی عِمَارَةِ بِلَادِكَ وَ تَزْیینِ وِلَایتِكَ مَعَ اسْتِجْلَابِكَ حُسْنَ ثَنَائِهِمْ وَ تَبَجُّحِكَ بِاسْتِفَاضَةِ الْعَدْلِ فِیهِمْ مُعْتَمِداً فَضْلَ قُوَّتِهِمْ بِمَا ذَخَرْتَ عِنْدَهُمْ مِنْ إِجْمَامِكَ لَهُمْ وَ الثِّقَةَ مِنْهُمْ بِمَا عَوَّدْتَهُمْ مِنْ عَدْلِكَ عَلَیهِمْ وَ رِفْقِكَ بِهِمْ فَرُبَّمَا حَدَثَ مِنَ الْأُمُورِ مَا إِذَا عَوَّلْتَ فِیهِ عَلَیهِمْ مِنْ بَعْدُ احْتَمَلُوهُ طَیبَةً أَنْفُسُهُمْ بِهِ فَإِنَّ الْعُمْرَانَ مُحْتَمِلٌ مَا حَمَّلْتَهُ وَ إِنَّمَا یؤْتَى خَرَابُ الْأَرْضِ مِنْ إِعْوَازِ أَهْلِهَا وَ إِنَّمَا یعْوِزُ أَهْلُهَا لِإِشْرَافِ أَنْفُسِ الْوُلَاةِ عَلَى الْجَمْعِ وَ سُوءِ ظَنِّهِمْ بِالْبَقَاءِ وَ قِلَّةِ انْتِفَاعِهِمْ بِالْعِبَر؛ (28) پس اگر مردم شكایت كردند، از سنگینى مالیات، یا آفت زدگى، یا خشك شدن آب چشمه‏ها، یا كمى باران، یا خراب شدن زمین در سیلابها، یا خشكسالى، در گرفتن مالیات به میزانى تخفیف ده تا امورشان سامان گیرد، و هرگز تخفیف دادن در خراج تو را نگران نسازد؛ زیرا آن، اندوخته ای است که در آبادانی شهرهای تو، و آراستن ولایتهای تو نقش دارد، و رعیت تو را می ستایند، و تو از گسترش عدالت میان مردم خشنود خواهی شد، و به افزایش قوّت آنان تکیّه خواهی کرد، بدانچه در نزدشان اندوختی و به آنان بخشیدی، و با گسترش عدالت در بین مردم، و مهربانى با رعیت، به آنان اطمینان خواهى داشت. آنگاه اگر در آینده كارى پیش آید و به عهده‏شان بگذارى، با شادمانى خواهند پذیرفت؛ زیرا عمران و آبادى، قدرت تحمّل مردم را زیاد مى‏كند. همانا ویرانى زمین به جهت تنگدستى كشاورزان است، و تنگدستى كشاورزان، به جهت غارت اموال از طرف زمامدارانى است كه به آینده حكومتشان اعتماد ندارند، و از تاریخ گذشتگان عبرت نمى‏گیرند.» ........................................................................................................................................................... پی نوشـــــــــــــت ها: (1). دامداری یكی از شغلهای ملازم با كشاورزی و از فروع آن است، و در روایات اسلامی بر آن تأكید فراوانی شده است؛ اما سخن از دامداری از دیدگاه اسلام به نوشتار جداگانه ای نیاز دارد. (2). مستدرك‏الوسائل، میرزا حسین نورى، قم، مؤسسه آل البیت‏ علیه السلام ، چاپ اول،ج13،ص460. (3). هود /61. (4). وسائل‏الشیعة، شیخ حر عاملى، مؤسسه آل البیت علیه السلام ، قم، 1409 ق، ج19، ص35. (5). همان، ج9، ص 34. (6). علل‏الشرائع، شیخ صدوق، انتشارات مكتبة الداورى، قم، ج1، ص32. (7). وسائل‏الشیعة، ج17، ص42. (8). الكافی، ثقة الاسلام كلینى، دار الكتب الإسلامیة، تهران، 1365، ج5، ص76. (9). وسائل‏الشیعه، ج17، ص41. (10). الأمالی،شیخ صدوق، انتشارات كتابخانه اسلامیه، چاپ چهارم، 1362، ص350. (11). الكافی، ج5، ص260. (12). ابراهیم/12. (13). من‏لایحضره‏ الفقیه، شیخ صدوق، انتشارات جامعه مدرسین، قم، 1413 ق، ج3، ص253. (14). مجله مبلغان، ش 113. (15). هود/52. (16). أمالی الصدوق، ص 308. (17). جانوری است سیاهرنگ و دارای پر به شكل زنبور؛ گونه ای سوسك (لغت نامه فرهنگ ابجدی، ج1، ص 298). (18). یتیمان سرافراز، محمد مهدی فجری، مهر امیرالمومنین علیه السلام ، سوم، 1387ش، ص99. (19). الكافی، ج2، ص 374. (20). تفسیر نمونه، ناصر مكارم شیرازى، دار الكتب الإسلامیة، تهران، چاپ اول، 1374، ج‏24، ص394-400. (21). بقره /155. (22). نهج الفصاحه، ابو القاسم پاینده‏، دنیاى دانش‏، تهران‏، 1382، چهارم،ص؛ مستدرك علی الصحیحین،ج5، ص271، ش2127. (23). «وَ أَنْزَلْنا مِنَ الْمُعْصِراتِ ماءً ثَجَّاجاً، لِنُخْرِجَ بِهِ حَبًّا وَ نَباتاً» (نبأ/ 15 – 16). (24). واقعه /64. (25). مكارم‏ الاخلاق، ص353. (26). الكافی، ج3، ص565. (27). یوسف/55. (28). نهج البلاغه، نامه 53.

تبیین اخلاق کشاورزی

سم الله الرحمن الرحیم  تبیین اخلاق کشاورزی   دکتر احمد عابدی سروستانی   متن کامل مقاله : تبیین اخلاق کشاورزی . زمینه: اخلاق کشاورزی با ارزش‌ها و مسایل اخلاقی در تولید، توزیع و مصرف محصولات کشاورزی و غذایی سروکار دارد. پژوهش حاضر ضمن تشریح مسایل مطرح در اخلاق کشاورزی، به بررسی گرایش کارشناسان کشاورزی نسبت به آن پرداخته است. روش: پژوهش حاضر با روش تحقیق توصیفی مبتنی بر همبستگی انجام شده است. جامعه مورد مطالعه شامل 120 نفر از کارشناس کشاورزی سازمان مرکزی جهاد کشاورزی استان گلستان بودند که 53 نفر از آنان به عنوان نمونه مورد بررسی قرار گرفتند. جمع‌آوری اطلاعات با پرسشنامه انجام گرفت. برای تجزیه و تحلیل اطلاعات از نرم‌افزار SPSS و آماره‌های میانگین، درصد، انحراف معیار، ترکیب خطی غیر وزن‌دار، ضریب همبستگی و آزمون یومن-ویتنی استفاده گردید. یافته‌ها: مهمترین مسایل اخلاق کشاورزی شامل ساختار مزرعه و روش زندگی روستایی، رفتار با حیوانات، ایمنی غذایی، اثرات زیست محیطی، تجارت بین‌الملل، امنیت غذایی، زیست‌فناوری و اخلاق پژوهش در کشاورزی می‌باشند. یافته­ها نشان داد که گرایش کارشناسان به اخلاق کشاورزی در وضعیت مطلوب نمی­باشد. همچنین، این گرایش مستقل از سن، سطح تحصیلات و سابقه شغلی می­باشد. از این نظر تفاوتی بین کارشناسان کشاورزی با توجه به محل سکونت در شهر یا روستا و پرداختن به کشاورزی وجود ندارد. نتیجه‌گیری: یافته­های پژوهش حاضر بیانگر عقب­افتادگی دیدگاه جاری کارشناسان کشاورزی درباره اخلاق کشاورزی و رعایت آن در فعالیت­های بخش کشاورزی است. بنابراین، لازم است اخلاق کشاورزی به عنوان یک عنصر ضروری در تربیت نیروی انسانی و همچنین در سیاست­ها و برنامه­های توسعه کشاورزی گنجانده شود تا امید به سازگاری کشاورزی با ارزش­ها و فضایل انسانی افزایش یابد. واژه‌های کلیدی: اخلاق، ارزش‌ها، کشاورزی    

اخلاق در مزرعه – تأملی بر اخلاق کشاورزی

بسم الله الرحمن الرحیم    اخلاق در مزرعه تأملی بر اخلاق کشاورزی    محمد اصغری  استادیار دانشگاه فلسفه دانشگاه تبریز   (متن کامل مقاله : تاملی بر اخلاق در کشاورزی)   این مقاله می کوشد جایگاه اخلاق و نظریه های اخلاقی را در حوزه کشاورزی تشریح نماید. می توان اخلاق کشاورزی را چنین تعریف کرد: آن عبارت است از ارزشها و مسائل اخلاقی مربوط به تولید غذا و کارهای مربوط به کشت و زرع   چکیده این مقاله می کوشد جایگاه اخلاق و نظریه های اخلاقی را در حوزه کشاورزی تشریح نماید. می توان اخلاق کشاورزی را چنین تعریف کرد: آن عبارت است از ارزشها و مسائل اخلاقی مربوط به تولید غذا و کارهای مربوط به کشت و زرع یا زراعت. البته همچنین اخلاق کشاورزی یک رشته میان رشته ای است که پیوندی عمیق با بسیاری از رشته ها از قبیل اخلاق، فلسفه، بیوتکنولوژی، علوم کشاورزی، جامعه شناسی و غیره دارد. کشاورزی حوزه ای از فعالیت عملی انسان است که در آن طبیعت، تکنولوژی، انسان در تعامل مستقیم با هم هستند و این تعامل در نهایت بایسته های اخلاقی نیز می طلبد. یکی از مفاهیم اصلی در اخلاق کشاورزی بحث استفاده از بیوتکنولوژی و نقش آن در سلامت غذاست. بیوتکنولوژی بطور کلی یک تکنولوژی مجزا و واحدی نیست بلکه اصطلاح عامی است که به طیف وسیعی از تکنولوژی های صنعتی، پزشکی و کشاورزی اطلاق می شود و محدود به اصلاح یا دستکاری ژنتیکی نیست. اعتماد اخلاقی به محصولات کشاورزی یکی دیگر از مفاهیم در اخلاق کشاورزی است که استفاده از بیوتکنولوژی آن را مطرح می کند. به هر روی در اخلاق کشاورزی سوالات اخلاقی زیادی درباره محصولات کشاورزی، استفاده از سموم، استفاده مناسب از زمین، شخصیت کشاورز، محیط زیست مطرح می شوند که می توان با کمک نظریه های اخلاقی مختلف مثل نظریه سودانگاری، نظریه تکلیف گرایی کانتی، نظریه فضیلت و غیره توصیف و تبیین نمود. بنابراین اصلی ترین هدف کشاورزی که تهیه غذا برای بشر است خودش از زوایای گوناگون اخلاقی مورد بررسی قرار می گیرد. واژه های کلیدی: اخلاق کشاورزی، اخلاق، میان رشته ای، محیط زیست، بیوتکنولوژی و کشاورز    

نگاهی به غذا و تغذیه از منظر اسلامی

بسم الله الرحمن الرحیم  نگاهی به غذا و تغذیه از منظر اسلامی   مصظفی آخوندی   چکیده غذا و تغذیه در آموزه های دینی همچون سایر موضوعات ، مورد توجه قرار گرفته است . مبداء پیدایش غذا از جانب خداوند است که جهت تندرستی ، تداوم حیات و توانمندی در انجام تـکـالیـف بـه انـسـان عـطا شده است . قریب به 250 آیه قرآنی و دهها روایت از معصومین عـلیـهـم السـلام بـر اهـمـیـت غـذا و تـغـذیـه دلالت مـی کـنـنـد. سـؤ ال ایـن اسـت که اسلام ، خوردن چه نوع غذاهایی را توصیه کرده است ؟ چه مقدار باید غذا خـورد؟ اسـلام چند وعده برای خوردن را توصیه می کند؟ و بالاخره آداب خوردن غذا چیست ؟ ایـنـهـا پـرسـشـهـایـی است که مقاله حاضر درصدد پاسخگویی به آنهاست : . اهمیت غذا نیاز انسان به غذا، مهم ترین و حیاتی ترین نیاز روزمره اوست که از تولد تا مرگ وی را همراهی می کند، و حتی انبیا و اولیاء الهی نیز از این قاعده مستثنی نیستند. رشـد، طـول عـمـر، تـنـدرسـتی ، آرامش اعصاب و روان ، خلق و خوی و رفتار، توانمندی و قدرت ، تکثیر نسل و تولید مثل و... همه به نوعی وامدار تغذیه سالمند. از این رو قریب به دویست و پنجاه آیه قرآنی و دهها روایت معصومین (علیهم السلام ) در مورد غذا و تغذیه وارد شده است . همچنین نام گذاری پنجمین سوره قرآن به مائده (سفره غذایی )، از صفات خـداوند، رزاق و معطم بودن ، سوگند خداوند به غذا (والتین والزیتون )، درخواست مائده آسـمـانـی تـوسـط حـضـرت عیسی و درخواست غذا توسط حضرت موسی (ع ) هر کدام مهر تاییدی بر اهمیت غذا و تغذیه می باشند. هـمـچـنین خداوند براهل مکه به دو چیز منت می نهد: ((غذا)) و ((امنیت )) ((الذی اطعمهم من جوع و آمنهم من خوفِ)) همان کس که آنها را از گرسنگی نجات داد و از ترس و نا امنی ایمن ساخت . امـام رضـا(ع ) فـرمـود: ((فـانَّ صلاح البدن وَ قوِامَه یَکونُ بِالطَّعامِ والشَّرابِ و فَسادَهُ یَکونُ بهما.))سلامتی و پایداری بدن و همچنین بیماری آن به غذا و نوشیدنی است . تاءثیر غذا و تغذیه بر اخلاق و رفتار خـداوند بین تغذیه کافران و مومنان تفاوت قائل شده است . در مورد کافران می فرماید: ((والّذیـن کـفـروا یـتمتعون و یاکلُون کَما تاکُل می خورند. توضیح آنکه حیوانات علف می خورند بی آنکه بدانند از کجا آمده ، حلال است یا حرام ؟ غصبی است یا مباح ؟ کافران نیز غـذا مـی خـورنـد بـی آن کـه بـه رجـس و پـلیـدی و حلال و حرام بودن آن توجه داشته باشند. لذا فرجام مشابه ای دارند. ولی مؤ منان که به تاثیر اخلاقی و معنوی غذا توجه دارند، مقید به رعایت غذای پاکیزه و حـلال مـی بـاشـند. مردی خدمت پیامبر(ص ) گفت : دوست دارم دعایم مستجاب شود، حضرت فرمود: ((غذای خود را پاکیزه کن و از هر گونه غذای حرام بپرهیز.)) لذا بـه مـؤ مـنـان دسـتـور داده شـده فـقـط از غـذاهـای پـاکـیـزه و حـلال اسـتـفـاده کـنـنـد. ((یا ایها الذین آمنوا کلوا من طیبات ما رزقناکم ؛ ای مومنان ! از روزی پـاکـیـزه کـه بـه شـمـا دادیم بخورید.)) و در برخی آیات ارتباط تنگاتنگی بین غذای پـاکـیزه و عمل صالح دیده می شود. ((کلوا من الطیّبات و اعملوا صالحا؛ از غذاهای پاکیزه بـخـوریـد و عـمـل صـالح انـجـام دهـیـد.)) زیـرا هـمـچـنـان کـه سـخـن پـاکـیـزه ، عـمـل صـالح را بـه آسـمـان عـروج مـی دهد، غذای پاکیزه نیز انسان را در جهت کسب کمالات مـعـنـوی و حـفـظ ارزش هـای اخـلاقـی یاری می بخشد و به مانند باران پاکیزه موجب رویش سبزه ها و گل های معطر در وجود آدمی می گردد. اصـحـاب کـهـف که دغدغه حفظ ایمان و معنویت خود را داشتند، وقتی از خواب طولانی بیدار شدند، به دنبال غذایی بودند که پاک و پاکیزه باشد و سبب خاموش شدن نور الهی در وجـود آنـان نـگـردد. بر خلاف غذاهای خبیث و حرام که موجب تاریکی قلب ، سنگدلی ، و از بـیـن رفـتـن نـور ایمان می شود. در آیه ای از قرآن آمده است : شیطان می خواهد به وسیله شـراب (غذای پلید) و قمار در میان شما عداوت و کینه ایجاد کند، و شما را از یاد خدا و در آیـه ای دیـگـر خـوردن مـال حـرام را آتـش خـوردن مـعـرفـی کـرده اسـت : ((کـسـانـی کـه امـوال یـتـیـمان را به ستم می خورند (در حقیقت ) تنها آتش می خورند.)) و این بیانگر نقش غـذای حـرام و خـبیث است که به روح و روان و ایمان فرد خسارت می زند. امام حسین (ع ) با اشـاره بـه یـکـی از عـلل رفتار پست و ناهنجار کوفیان در کربلا می فرماید: ((قد مُلئت بطونکم من الحرام ؛ شکم های شما از حرام پر شده است .)) امـام رضـا(ع ) فـرمـود: ((بـدان کـه نـیـرو و تـوان و روح و روان ، تابع مزاج بدنها می باشد.)) تـوضیح روایت آن که مراد از نفوس ، روح انسان است که چون مرغی اسیر قفس تن اوست . بـه هـر انـدازه کـه مـزاج و جـسـم او سـالم بـاشـد، روح او نـیـز سـالم و کـامـل تـر خواهد بود. روح سالم در بدن سالم است . رمز سلامتی روح و جسم در یک قیاس منطقی ، چنین قابل تبیین است : سلامتی روح ، تابع سلامتی تن است ، و سلامتی تن تابع غذا و تغذیه سالم ، پس سلامتی روح ، تابع غذا و تغذیه سالم می باشد.   بـا تـوجـه بـه پـاره ای از روایـات آثار برخی غذاها بر اخلاق و رفتار آدمی به قرار زیر است : 1. اعتدال در خوردن گوشت موجب خوش اخلاقی ، اعتماد به نفس و شجاعت می شود و افراط در آن قساوت قلب می آورد. 2. شیر، موجب صبوری ، مهربانی ، آرامش و... می شود. 3. عسل ، موجب رشد حافظه ، صافی دل و شفا است . 4. انـگـور، غـم و انـدوه و افـسـردگـی را بـه شـادابـی تبدیل می کند. 5 . خرما، موجب صبر و حلم وبردباری می شود. 6 . زیتون ، حافظه را تقویت می کند. 7. سیب ، موجب تقویت اعصاب و رنگ رخسار می گردد. می شود. 9. هلیم ، نشاط عبادت را افزون می کند. بـی تـردیـد تـغذیه سالم و منطبق با استانداردهای اسلامی نقشی بسزا در سلامت جسم و روح انسان دارد و او را در طی مسیر تکاملی اش یاری می دهد. چه غذایی بخوریم ؟ عـده ای به رژیم گوشتخواری عقیده دارند، هر چند این رژیم بطور مطلق وجود ندارد ولی طرفدارانی دارد. عده ای بر گیاه خواری پای می فشرند و معتقدند انسان گیاه خوار آفریده شده است . گـروهـی نـیـز بـه رژیـم مـیـوه خـواری تـاءکـیـد مـی ورزنـد، بـا ایـن اسـتدلال که ساختار دستگاه گوارش ‍ آدمی به هیچ یک از دستگاه گوارش گوشتخواران ، گـیـاه خواران و دانه خواران شباهت ندارد، انسانها نه خام خوارند و نه نشخوار کننده و نه دارای چینه دان ، پس به ناچار میوه خوارند! ولی در آمـوزه هـای دیـنی هیچ یک از این نظریات به تنهایی پذیرفته نیست . اسلام بر اسـاس ‍ نـیـاز انـسـان و بـا تـوجـه بـه مـحـیـط، سـن ، شـغـل و... بـرای سـبـد غـذایـی او برنامه داده و با تعیین ملاک ها استفاده از همه گروههای غـذایـی را بـا اولویـت دادن به برخی گروههای غذایی توصیه کرده است . چه آن دسته غـذاهـایـی کـه پـس از آفـریـنـش ، طبیعی و دست نخورده وارد بدن می شوند. مانند میوه ها، سـبـزی هـا و چـه فـراورده هـای غـذایـی کـه بـا دست بشر تغییراتی پیدا کرده اند. مانند غذاهای گوشتی ، لبنیات ، پخت غذاها. مـلاک در اسـتـفـاده از مـواد غـذایـی مـطـابـق آمـوزه هـای دیـنـی ، غـذای طـیـب ، حـلال و حـسـن در مـقـابـل غـذای رجـس و خـبـیـث ، حـرام و سـوء دسـتـگـاه گـوارش هـمـاهـنـگـی کـامـل دارد، اطـلاق مـی شـود. لقـمـه پـاکـیـزه که وارد دهان می شود، تحت اراده خداوند، با اعـمـال هـضـم و جـذب تـرشـحـات دهـان و مـعـده بـه مـواد لازم و مـورد نـیـاز بـدن تـبـدیـل مـی گردد. طیّب یعنی سازگار، موافق ، نیکو، شایسته و لذت بخش که در قرآن کریم به جز غذای حلال در مورد همسر خوب ، زمین پاک ، سخن شایسته ،فرزند صالح ، زندگی پاکیزه و شجره طیبه به کار رفته است . غـذای حـلال غـذای پـاک تـشـریـعـی اسـت کـه خـداونـد آنـچـه را بـه مـصـلحـت انـسـان دیـده حـلال کـرده کـه بـا دسـتـگـاه هـاضـمـه هـمـاهـنـگ و مـتـعـادل اسـت . وقـتـی انـسـان غـذای حـلال را بـا نـام خـدا آغاز و با شکر الهی به پایان می برد، یقینا آن غذا موجب سلامتی ، شادابی و شفابخشی او خواهد شد. غالباً واژه حلال و طیب چون ایمان و عمل صالح با هم ذکر شده اند. غـذای حـسـن ، برتر از غذای طیّب و حلال است . خداوند از برخی غذاها مانند: انگور، شیر، عسل و... به وصف حسن یاد کرده و غذای شهیدان را غذای حسن دانسته است . در مـقـابـل غـذاهـای طـیـب ، حلال و حسن ، غذاهای رجس و خبیث ، حرام و سوء قرار گرفته که بـرای انـسـان ضرر و مفسده دارد. نه تنها سلامتی او را به خطر انداخته در خلق و خوی و ایمان او اثر منفی می گذارد. در قرآن به خوردن غذای طیب و حلال سفارش شده و از غذاهای حرام و خبیث منع شده است : یسئلونک ماذا اُحِلَّ لَهُم قل اُحِلَّ لکم الطیّبات . از تـو (ای پـیـامـبـر) مـی پـرسـنـد چـه چـیـز بـرای آنـان حلال است ؟ بگو: غذاهای پاکیزه برای شما حلال است . فـَکـلوا مـِمـّا رزقـکـم الله حـلالا طـیـّبـا و اشـکروا نعمت الله ان کنتم ایّاه پس ، از آنچه خدا روزیتان کرده است ، حلال و پاکیزه بخورید و شکر نعمت خدا را بجا آورید اگر او را می پرستید. ولی غـذای پـلیـد بـرای کـافـران و ابـزار دسـت شـیـطـان مـعـرفـی شـده اسـت . ((کـذلک یـَجـعـَل اللهُ الرّجـسَ عـلی الّذیـن لا یـومنون .)) اینگونه خداوند پلیدی را بر افرادی که ایمان نمی آورند قرار می دهد. بـنـابـرایـن طـبـق آمـوزه هـای دیـنـی انـسـان مـی تـوانـد بـا رعـایـت غـذاهـای حلال و حرام از هر نوع غذایی که پاکیزه و حلال است ، اعم از غذای گوشتی ، پروتئینی و غیر آن بهره ببرد و از غذاهای حرام ، خبیث و مضر برای بدن ، پرهیز کند. چـون سـلول های اعضا و جوارح ، مانند مغز، قلب ، کلیه ، شش ، دست و پا، چشم ، گوش ، مـو، نـاخـن ، پـوسـت و... هـر کـدام نـیازمند غذای خاص خود است که تامین اینها از یک گروه غذایی مشکل است . آنـان کـه خـود را از بـرخـی غـذاهـا مـحـروم مـی کـنـنـد، هـمـیـشـه بـیـمـارنـد، چـون به نیاز سـلول هـای بـدن پـاسـخ نـمـی دهند. پیامبر(ص ) فرمود: ((اثنان علیلان ، صحیح محتم و عـلیـل مـخلط؛ دو کس همیشه بیمارند، انسان تندرستی که رژیم می گیرد و از برخی غذاها پرهیز دارد و انسان بیماری که همه چیز می خورد.)) قـرآن انـسـانـهـایـی را کـه بـرخـی غـذاهـا را بر خود حرام می کنند، سرزنش می کند و می فـرمـایـد: ((قـل مـن حـرم زیـنه الله التی اخرج لعباده والطیبات من الرزق . (اعراف : 32) بگو: چه کسی زینت های الهی را که برای بندگان خود آفریده ، و روزی های پاکیزه را حرام کرده است ؟!)) در آیـه دیـگـر مـی فـرمـایـد: ((یـا ایـهـا الذیـن آمـنـوا لا تـحـرمـوا طـیـبـات مـا احـل الله لکـم ؛ (مـائده : 87) ای مـومـنـان ! غـذاهـای پـاکـیـزه را کـه خـداونـد بـرای شـمـا حلال کرده ، حرام نکنید.)) ((چـه غـذایـی بـخوریم ؟)) روی دو نکته باید تاءکید کرد؛ نخست استفاده از انواع غذاها و دوم پاکیزه خواری .   گروه های غذایی در این بخش به اختصار به برخی گروههای غذایی توصیه شده ، اشاره می کنیم . 1. گوشت ها (پروتئین ها) از مـیـان چـهـارپـایـان ، گـوشـت گـوسـفـنـد، گـاو، شـتر، آهو و برخی دیگر از حیوانات حـلال اسـت و گـوشـت چـهـارپـایـان درنـده خـو، دارای دنـدان تـیـز و چـنـگـال و نـاخـن هـای تـیـز مـانـنـد شـیـر، پـلنـگ ، روبـاه ، کـفـتـار، شـغـال ، گـربـه و... حـرام اسـت . هـمـچـنـیـن گـوشـت چـهـارپـایـان حلال گوشتی که ذبح اسلامی نشده و یا مردار شده اند حرام است . و از حـیـوانـات دریـایـی ، گـوشـت مـاهـی هـای پـولک دار و مـیـگـو حلال است . گوشت پرندگان نیز حلال است جز پرندگانی که فاقد چینه دان و سنگ دان و خـار عـقـب پـا هـسـتـنـد و یـا مـانـنـد عـقـاب و کـرکـس دارای چنگال اند. گـوشـت حـیـوانات حلال گوشت سرشار از پروتئین است که نیاز بدن را تامین می کند و کـمـتـر غـذایـی مـی تـوانـد جایگزین آن شود. در آیات و روایات گوناگونی به خوردن گوشت سفارش شده است . ((والانـعـام خـلقـهـا لکـم ... و مـنـها تاءکلون (نحل : 5)؛ (خداوند) چهارپایان را برای شما آفرید... و از گوشت آنها می خورید.)) در روز عـیـد قـربـان که حاجیان پس از عمال سنگین مناسک نیاز به پروتئین دارند خداوند بـه خـوردن گوشت قربانی دستور داده است . ((فکلوا منه واطعموا البائس الفقیر (حج : 29)؛ و از گوشت آنها (قربانی ) بخورید، و بینوای فقیر را اطعام کنید.)) در جـنـگ خـنـدق پـس از خستگی سربازان اسلام در حفر خندق ، دعوت کرد. در روایت آمده که رسول خدا(ص ) فرمود: ((خیر الادام فی الدنیا و الاخره اللحم ؛ بهترین خوراکی در دنیا و آخـرت گـوشـت است .)) چرا که گوشت موجب روئیدن گوشت بر بدن ، توانمندی ، قدرت بـخـشیدن به بینایی و شنوایی و... می شود. ترک گوشت فساد بدن را در پی دارد. از ایـن رو رسـول خـدا(ص ) فرمود: هر کس چهل روز گوشت نخورده باشد، پس باید پولی قرض کند و گوشت تهیه کرده و بخورد. نـیـز امـام صادق (ع ) فرمود: ((هر کس چهل روز خوردن گوشت را ترک کند، خلق و خوی او بد و زشت می شود.)) لیـکـن بـایـد از افراط در خوردن گوشت و اعتیاد به آن پرهیز کرد. پیامبر(ص ) فرمود: ((هـر کـس چـهـل روز (پـشـت سـرهـم ) گـوشـت بـخـورد سنگدل می شود.)) از روایـات بـرمـی آیـد کـه خـوردن گـوشت هر سه روز یک بار مناسب است . ساباطی می گوید: از امام صادق (ع ) درباره خوردن گوشت پرسیدم ؟ فرمود: هر سه روز (یک بار). ادریس بن عبدالله می گوید: در محضر امام صادق (ع ) بودم ، از گوشت سخن به میان آمد، فرمود: یک روز گوشت بخور، یک روز لبنیات و یک روز چیز دیگری . از مـیان گوشت ها، به خوردن گوشت گوسفند و آبزیان و پرندگان سفارش شده است . بهترین گوشت ، گوشت تازه (لحماً طریا) است . و از خوردن گوشت خام و گوشت خشکیده نمک سود نهی شده است . 2. تخم مرغ حـدود 13 روایـت در مـورد تـخـم مـرغ وارد شده است . زرده تخم مرغ سبک و سفیده آن سنگین اسـت . اگـر تـخـم مرغ به همراه گوشت ، پیاز و روغن زیتون خورده شود، مقوی است ولی خـوردن آن بـه هـمـراه مـاهـی مـضـرّ است ، چنان که اعتیاد به خوردن آن نیز موجب امام صادق فرمود: ((تخم مرغ خوراکی سبک است . دل دادگی به گوشت را فرو می نشاند و عارضه های گوشت را هم ندارد.)) 3. نان ، غلات ، حبوبات و دانه ها در قـرآن بـه دانه ها و غلات تحت عنوان ((زرع و حبّ)) اشاره شده است . ((و هوالذی انشا... الزرع مـخـتـلفـا اکـله (انـعام : 141)؛ و اوست خدایی که (برای شما) انواع زراعت را پدید آورد که با هم متفاوتند. ((فانبتنا فیها حبا (عبس : 27)؛ در آن (زمین ) دانه ها رویاندیم .)) دانه های غذایی ، مایه اصلی تغذیه انسان وانواع حیوانات است . دانه هایی که اگر یک سـال بـراثـر خشکسالی قطع شود، قحطی وگرسنگی تمام جهان را فرا خواهد گرفت . تـعـبـیر به ((حبّا)) به صورت نکره یا دلیل بر اهمیت این ماده غذایی است و یا به تنوع دانه ها اشاره دارد. از میان دانه ها، گندم ، کامل ترین و غنی ترین ماده غذایی است که جای بسیاری از غذاها را مـی گـیـرد. حـضـرت یـوسـف بـرای نـجـات مـردم مـصـر از هـفـت سال قحطی به ذخیره سازی گندم پرداخت . نـان بـهترین خوراکی ، مایه برکت و استواری تن ، خوشبو کنده دهان است وبهترین نان ، نـان سـبـوس دار اسـت کـه دارای فیبر می باشد. پیامبر(ص ) فرمود: ((خداوندا ! برای ما به نان برکت بده و میان ما و آن جدایی میفکن ، اگر نان نبود، نه روزه گرفته بودیم ، نه نماز خوانده بودیم ونه واجبات خدا را انجام داده بودیم .)) امام رضا فرمود: ((برتری نان جو برگندم ، همانند برتری ما بر دیگران است .)) ((برنج غذایی نیکو، سرد و سالم و مهتر غذاها می باشد.)) 4. میوه ها و سبزی ها تـعـلق دارد. در سـوره عـبـس آیـات 25 تـا 32 بـه هـشـت نـوع مواد غذایی گیاهی و نباتی پرداخته است که حاکی از اهمیت و اولویت نبایات و میوه ها در تغذیه انسانهاست . تـاءکـیـد فـراوان بـرخـی آیـات روی زمـیـن و روئیـدنـی هـا و تـقـدم مـیوه ها بر گوشت ها دلیـل دیـگـری بـر اولویـت ایـن گـروه غـذایـی بـر گوشت ها می باشد. همچنین ذکر مکرر خـصـوص مـیـوه هـا از مـیـان غذاهای بهشتی ، به خاطر اهمیت میوه ها در تغذیه و نقش آنها در طـراوت و شـادابـی و نـشـاط انـسـان و هـضم و جذب آسان است ، که نه تنها از نظر علمی بلکه ، در تجربه عمومی مردم نیز به اثبات رسیده است . میوه هایی چون : انگور، انار، خـربـزه ، خـرمـا، سـیـب ، انجیر و... هر کدام از خواص ‍ زیادی برخوردارند که در روایات اسلامی به آنها اشاره شده است مثلا: انار، موجب نورانیت قلب و دور کننده شیطان است ، معده را پـالایـش مـی دهـد، مـقـوی و نـیـروبـخـش اسـت ، غـذا را هـضـم مـی کـنـد و سـبـب اعتدال طبع می شود. انـگـور از مـیـوه هـای بهشتی و یک غذای کامل و داروخانه طبیعی است ، انجیر استحکام بخش ‍ اسـتـخـوان هـا، جـلا بـخـش چـشـم و دل و بـرطـرف کـنـنـده ضـعـف و فـزایـنـده عـقـل و آرامـش اسـت ، خـربـزه شـفای دردها، شستشو دهنده مثانه و معده و دارای هزار برکت می بـاشـد. خـرمـا، شفابخش ، قوی کننده پشت ، افزایش حلم و بردباری ، سیر کننده و رفع کننده خستگی و هفتاد و دو خواص ‍ شفابخش در آن است . سبزی ها نیز علاوه بر زینت سفره از خواص والایی برخوردارند. پـیـامـبـر(ص ) فـرمـود: ((سفره هایتان را به سبزی زینت بخشید، زیرا خوردن سبزی با گفتن بسم الله ، شیطان را می راند.)) فـرمـود: مـگـر نمی دانی که من از سفره ای که درآن سبزی نباشد، غذا نمی خورم ! سبزی بیاور، غلام رفت و سبزی آورد و بر سفره نهاد، پس امام (ع ) دست به سفره گشود و به خوردن غذا مشغول شد. 5 . شیر و لبنیات شیر از غذاهای بهشتی است که در سوره نحل آیه 66 ودیگر آیات به آن اشاره شده است . شـیـر یک غذای کامل و دارای خواص فراوانی است . شیر موجب استحکام استخوان ها، روئیدن گـوشت ، برطرف کننده ضعف و شفای هر دردی است که برای نوشیدن آن هیچ شرط سنی و اقلیمی وجود ندارد. امام علی (ع ) فرمود: نوشیدن شیر، شفای هر دردی ـ جز مرگ ـ است . از مـیـان شـیرها به شیر گاو توصیه شده است . امام علی (ع ) فرمود: ((شیر گاو درمان است .)) از مـیـان فراوده های شیر، خوردن پنیر به تنهایی مضرّ است و از آن نهی شده است . چنان که زیاد خوردن آن موجب لاغری و بیماری است . امـام صـادق (ع ) فـرمـود: ((گردو و پنیر، چون با هم جمع شوند درمان اند، اما اگر از هم جدا شوند درد می شوند.)) و امـام کـاظـم (ع ) در مـورد مـاست فرمود: ((هر کس می خواهد ماست بخورد و ماست او را زیان نـرسـانـد، بـا آن هـضـم کـنـنـده ای (مـثـلا نـانـخـواه ) بـخورد.)) چون ماست طبع سرد دارد، افـزودنـی کـه طـبـع گـرم دارد بـه آن اضـافـه کـنـد، مـانـنـد: نـعـنـاع ، گـل مـحـمـدی ، گـلپـر و... نـانـخـواه در روایـت بـه عـنـوان مثال آمده است . چه زمانی بخوریم ؟ چه زمانی باید غذا خورد؟ و اسلام در خوردن به چند وعده غذا توصیه می کند؟ روایات مربوط به وعده غذایی را می توان به چند دسته تقسیم کرد: 1. بـرخی روایات به دو وعده اشاره دارند. امام صادق فرمود: ((صبحانه و شام بخور و در فـاصـله مـیان آنها چیزی نخور، چرا که موجب تباهی تن است ، مگر نشنیده ای که خداوند می فرماید: و آنان (بهشتیان ) صبحگاهان و شامگاهان ، روزی ویژه خویش را دارند.)) 2. بـرخـی بـر یک وعده و آن هم صبحانه تاءکید دارند، امام صادق (ع ) فرمود: ((مؤ من را بـایـسـتـه اسـت ، تـا غـذا نخورده ، از خانه بیرون نرود، چرا که این کار به او استواری بیشتر می بخشد.)) 3. بـرخـی دیـگـر بـه خـوردن شـام بـویـژه بـرای افـراد سـالخـورده سـفـارش مـی کند. رسـول خـدا(ص ) می فرماید: ((خوردن شام را وامگذارید... من بر امت خویش از این بیمناکم که از واگذاردن شام ، پیری به سراغشان آید، چرا که شام ، موجب نیرومندی پیر و جوان است .)) و برخی روایات به شام خوردن پیامبران اشاره دارد. امام علی (ع ) فرمود: ((شام خوردن پیامبران ، پس از تاریکی شب بوده است .)) امام صادق (ع ) فرمود: ((شام پیامبران پس از نماز عشا می باشد.)) 4. امـام رضـا(ع ) در روایـتـی هـر 8 سـاعـت یـک بار وعده غذایی را از مجموع این چند دسته روایـات چـنـیـن اسـتـنـبـاط مـی شـود کـه دو وعـده غـذایـی ، یـعـنـی اول روز و آخـر روز بـرای خـوردن غـذا کافی است ، و چنانچه در میان روز گرسنه شد از مـیان وعده های غذایی استفاده کند، آنچه در رساله های عملی درباره استحباب غذا خوردن در اول روز و اول شب و خودداری از غذا در بین روز و بین شب آمده ، در تاءیید دو وعده تغذیه است . بنابراین نظریه غالب می بایست روایت امام رضا(ع ) را توجیه کرد. در کنار این روایات ، به روایاتی بر می خوریم که بحث گرسنگی و اشتها را ملاک می دانند و سلامتی انسان را در این می دانند که تا گرسنه نشده غذا نخورد. امـام عـلی (ع ) بـه امـام حـسـن (ع ) فـرمـود: ((بـر سر سفره نمی نشینی ، مگر آن هنگام که گرسنه ای ... اگر این کار را کردی از طبیب بی نیاز می شوی .)) چه مقدار غذا بخوریم ؟ افـراط و تـفـریـط در رسـانـدن غـذا بـه بـدن هر دو ضرر و مفسده دارد. امام رضا(ع ) با تشبیه بدن به زمین می فرماید: بدن انسان ، بسان زمین پاک و آماده برای زراعت است که اگـر در آبـادانی و آبدهی بدان ، مراقبت شود، به گونه ای که آب ، نه فراوان تر از نیاز بدان برسد تا آن را غرقاب و باتلاق کند و نه از اندازه کمتر باشد تا آن را به تـشـنـگـی گـرفـتـار سازد، آبادانی اش استمرار می یابد، اما اگر از آن غفلت شود، به تباهی می گراید و علف هرز در آن می روید؛ بدن چنین حکایتی دارد و تدبیر آن در خوراک و پوشاک چنین است . پـرخـوری و نـیز خوردن پس از سیری ، بدن را باتلاق تجمع میکرب ها می سازد و موجب تباهی تن ، قساوت قلب ، کودنی ، پیامبر(ص ) فرمود: ((مؤ من در یک شکم چیز می خورد و کافر در هفت شکم چیز می خورد.)) امام علی (ع ) فرمود: ((عادت به پرخوری انواع دردها را به همراه دارد.)) و همچنین فرمود: ((از پرخوری پرهیز کنید، چرا که مایه تباهی تن است .)) بهترین رمز سلامتی آن است که انسان با وجود اشتها به غذا از آن دست بکشد. امـام عـلی (ع ) بـه امـام حـسـن (ع ) فرمود: ((اگر می خواهی سالم بمانی و از پزشک بی نـیـاز شـوی ، چهار امر را رعایت کن 1. اگر میل به غذا نداری نخور 2. تا زمانی که سیر نـشـده ای و اشـتـهـا بـاقـی اسـت دسـت از غـذا بـکـش 3. غـذا را پـس از جـویـدن کامل در دهان ، فرو بده 4. قبل از خواب قضای حاجت کن .)) رسـول خـدا(ص ) فـرمـود: ((کـل وانـت تـشـتـهـی وامـسـک وانـت تـشـتـهـی ؛ زمـانـی کـه مـیـل بـه غـذا داری ، غـذا بـخـور و در حـالی کـه هـنـوز میل و اشتها به خوردن داری ، دست از خوردن بکش .)) مـفـهوم آیه شریفه ((کلو واشربوا ولا تسرفوا)) که در نگاه نخست بسیار ساده به نظر مـی رسـد، امروز در رتبه مهم ترین دستورات بهداشتی (و تغذیه سالم ) قرار گرفته اسـت ، زیـرا طـبـق تـحـقـیقات دانشمندان ، سرچشمه بسیاری از بیماری ها، غذاهای اضافی (داخـل مـعـده ) اسـت کـه بـه صورت جذب نشده در بدن باقی می ماند. این مواد اضافی هم بـار سـنـگـیـنـی اسـت بـر قلب و عروق و سایر دستگاههای بدن ، و هم بستر آماده ای است برای پذیرش انواع عفونت ها و بیماری ها. لذا برای درمان بسیاری از بیماری ها نخستین گـام ایـن اسـت کـه ایـن مواد اضافی ، و به عبارت دیگر زباله های تن انسان بسوزند و جـسم پاکسازی گردد. عامل به اصطلاح ((پرخوری )) است و راهی برای جلوگیری از آن جز رعایت اعتدال در (خوردن ) غذا نیست . مـرحـوم طـبـرسـی در تـفـسـیـر مـجـمـع البـیـان مـطـلب جـالبـی نقل کرده است : هارون الرشید طبیبی مسیحی داشت که مهارت او در طب معروف بود. روزی این طبیب به یکی از دانـشـمـندان اسلامی گفت : من در کتاب شما چیزی از طب نمی یابم در حالی که دانش مفید بر دو گونه است : علم ادیان و علم ابدان . او در پاسخش چنین گفت : خداوند همه دستورات طـبـی را در نصف آیه از کتاب خویش آورده است . ((بخورید و بیاشامید و اسراف نکنید)) و پیامبر ما نیز طب را در این دستور خویش خلاصه کرده است : ((معده ، خانه بیماری ها است و امـسـاک ، سـرآمـد هـمه داروها است و بدنت را از آنچه بدان عادت صحیح داده ای محروم مکن )) طـبیب مسیحی وقتی این سخن را شنید گفت : قرآن شما و پیامبرتان ، برای جالینوس (طبیب معروف ) سخن طبیبانه ای باقی نگذارده اند. امـام رضـا(ع ) فـرمود: ((لو ان الناس قصدوا فی الطعام لاعتدلت ابدانهم ؛ اگر مردم در خوردن غذا میانه رو باشند، بدن های آنان اعتدال پیدا می کند.)) . چگونه غذا بخوریم ؟ در روایـات مـعصومین علیهم السلام و فقه اسلامی ، تحت عنوان ((آداب خوردن و آشامیدن )) به چگونه خوردن غذا پرداخته که به آنها اشاره می کنیم : 1. شـسـتـن دسـت ها قبل از غذا و خشک نکردن با حوله . پیامبر(ص ) فرمود: ((شستن دست ها، پـیـش از غـذا شـفـای تـن و 2. در آوردن کـفـش هـااز پـا هـنـگـام غـذا خـوردن ، رسـول خـدا(ص ) فرمود: ((چون غذا نهاده شد، کفش هایتان را درآورید، چرا که هم رفتاری است زیبا و هم موجب آسایش ‍ بیشتر پاهایتان می شود.)) 3. نـام خـدا بـردن و بـسم الله گفتن ، امام علی (ع ) فرمود: ((برای کسی که برای غذای خود نام خدا را ببرد، ضمانت می کنم که از آن غذا به هیچ درد و رنجی گرفتار نشود.)) 4. بعد از گذاشتن نان در سفره منتظر چیز دیگری نماند. 5 . شروع غذا با دعا و شکر الهی 6 . آغاز کردن غذا با نمک 7. با دست راست خوردن ، با سه انگشت یا بیشتر وبا دو انگشت نخورد. 8 . پاره نکردن نان با کارد و نگذاشتن نان زیر ظروف غذا 9. آغاز کردن از سبک ترین غذاها، مانند، سوپ ، سالاد و... . 10. زیاد نشستن سر سفره و طول دادن غذا خوردن 11. خوردن غذای گرم قبل از سرد شدن 12. پرهیز از خوردن غذای داغ 13. پرهیز از فوت کردن در غذاها و نوشیدنی ها 14. کراهت پاک کردن کامل گوشت استخوان 15. پرهیز از خوردن غذا در حال جنابت 16. برداشتن لقمه کوچک و جویدن کامل آن 17. دست کشیدن از غذا قبل از سیر شدن کامل . 18. پرهیز ازخوردن در حال سیری 19. پایان بردن غذا با نمک 20. خوردن از قسمت جلوی خود 21. نگاه نکردن به صورت دیگران در موقع غذا خوردن 23. دعا کردن پس از غذا 24. به پشت دراز کشیدن پس از غذا و پای راست را روی پای چپ گذاشتن . 25. نخوابیدن بلافاصله پس ازخوردن غذا 26. خلال یا مسواک زدن پس از غذا 27. غسل نکردن با آب سرد پس از خوردن ماهی 28. خـوردن چـنـد خـرمـا یـا مـقـداری عـسـل (یـا چـیـز گـرم ) پـس از خـوردن مـاهـی قبل از خواب 29. شستن گوشت قبل از پختن 30. نخوابیدن بلافاصله پس ازخوردن ماهی تازه 31. شستن میوه با آب 32. خوردن میوه در فصل خود 33. خوردن میوه با پوست (برخی میوه ها) 34. دور نیاختن میوه پیش از خوردن کامل آن . . آداب آشامیدن 1. گفتن بسم الله پیش از آشامیدن والحمدالله بعد از آن 2. آشامیدن به سه نفس و مکیدن آن و سر نکشیدن یکجا 3. ایستاده آب آشامیدن در روز ونشسته آشامیدن در شب 4. آشامیدن آب به صورت ولرم 5 . ندمیدن در آب 6 . نیاشامیدن آب با دست چپ 7. نیاشامیدن آب در بین غذا 8 . نیاشامیدن آب در پی چربی و غذای چرب 9. نیاشامیدن آب از کنار دسته ظرف یا لبه شکسته آن 10. یـاد کـردن حـضـرت ابـاعبدالله و اهل بیت او و لعن قاتلان او 11. نیاشامیدن آب سرد پس از خوردن چیز گرم و شیرینی . 12. نیاشامیدن آب فراوان 13. نیاشامیدن آب سرد در حمام 14. بستن دهانه ظرف آب خـلاصـه آنـکـه غذا و تغذیه نقش موثری در سلامتی و شادابی جسم و جان دارد و مستقیم و غـیـر مستقیم بر اخلاق و رفتار آدمی تاءثیرگذار است به شرط آن که بدانیم چه غذایی بخوریم ؟ چه مقدار بخوریم ؟ در چه زمانی بخوریم ؟ و چگونه بخوریم ؟ . کلمات کليدي: رژیم غذایی ،تغذیه ،غذا ،گروه‌های غذایی ،وعده غذایی ،آداب خوردن ...................................................................................................................... منبع: مجله  حصون  - شماره 15

پر بازدید ترین مقالات

«گیاهان دارویی در قرآن و حدیث»

بسم الله الرحمن الرحیم «گیاهان دارویی در قرآن و حدیث» علیرضا ...

زنيان - شاهي - کندر (دروس استاد ضیایی / 3)

بسم الله الرحمن الرحیم زنيان - شاهي - کندر دروس استاد ضی...

اهمیت دامداری و کشاورزی در قرآن کریم

بسم الله الرحمن الرحیم اهمیت دامداری و کشاورزی در قرآن کریم ...

سخنان مهم مقام معظم رهبری در"اهمیت حفظ محیط زیست و منابع طبیعی"

بسم الله الرحمن الرحیم سخنان مهم مقام معظم رهبری در"اهمیت حفظ...

تقویم شمسی

تیر ۱۴۰۰
ش ی د س چ پ ج
    تیر »
 12345678910111213141516171819202122232425262728293031