ماه: مرداد ۱۳۹۹

اخلاق کاربردی

بسم الله الرحمن الرحیم  اخلاق کاربردی . اخلاق کاربردی که گاهی اخلاق عملی(practical ethics) نیز نامیده می‌شود در کاربرد جدیدش عمدتا در دهه‌های اخیر از ناحیه متفکرین غربی رایج شده است؛ البته بسیاری از موضوعات اخلاق کاربردی در ابواب مختلف کتب اخلاقی عالمان مسلمان آمده است،مانند اخلاق ‌دانشوری، پزشکی و محیط زیست. . اهداف شکل گیری و [۱] تأسیس رشته جدیدی در مطالعات اخلاقی به نام اخلاق کاربردی عمدتاً به هدف پاسخ‌گویی به چند دسته مسائل و چالشها صورت گرفته: اول مجموعه مسائل اخلاقی نوپدید که عمدتا ناشی از پیشرفتهای علم و فنآوری است. دوم، مسائل اخلاقی خاص هر یک از عرصه‌های اختصاصی زندگی مدرن. و بالاخره حل مؤثر معماها یا همان‌ تعارضات اخلاقی که البته برخی از آنها مانند سقط جنین دیرزمانی دامن‌گیر بشر بوده‌است. البته این رویکرد به اخلاق کاربردی تا حدی در گذشته نیز مورد توجه عالمان اخلاق ‌مسلمان نیز بوده و آنان به عناوینی نظیر اخلاق حکمرانی، اخلاق ‌دانشوری، اخلاق پزشکی و اخلاق محیط زیست توجه داشته‌اند.[۲] به بسیاری از موضوعات اخلاق کاربردی در ابواب مختلف کتب اخلاقی عالمان مسلمان پرداخته شده است. در مواردی نیز تالیفات مستقلی در برخی موضوعات انجام گرفته است که از باب نمونه می‌توان کتاب « آداب المتعلمین » خواجه نصیر الدین طوسی (۵۹۷- ۶۷۲) و « منیه المرید فی آداب المفید و المستفید » نوشته شهید ثانی ( ۹۰۹-۹۶۶) در خصوص اخلاق دانشجویی نام برد. یکی از رسالت‌های اخلاق کاربردی این است که به تحلیل و بررسی ریشه ای مسائل اخلاقی بپردازد و راه تشخیص تکالیف اخلاقی و شیوه تحقق آنها در حوزه‌های خاص زندگی را بررسی کند. به عنوان مثال همه می‌دانند که رشوه دادن و گرفتن از نظر اخلاقی نادرست است اما اگر در موردی راه رسیدن به حقوق شخصی مبتنی بر دادن رشوه باشد ممکن است به راحتی نتوان تشخیص داد که در چنین شرایطی هم رشوه دادن اخلاقا ناپسند و زشت است. اندیشمندانی که در مغرب زمین به اخلاق کاربردی می‌پردازند، علاوه بر آموزش و انتشار مقالات بعضاً به دوائر دولتی، بیمارستان‌ها، مؤسسات حقوقی، گروه‌های‌ پزشکی، شرکت‌های تجاری و بنگاه‌های مهندسی خدماتِ آموزشی و مشاوره‌ای اخلاقی می‌دهند. . تعاریف تعاریف گوناگونی از اخلاقِ کاربردی ارائه شده است؛ یک تعریف محدود از اخلاق کاربردی عبارت است از:«کاربرد نظریه‌های اخلاقی کلی در مسائل اخلاقی با بی‌طرفی در حل این مسائل». در این تعریف اخلاق کاربردی نوعی از اخلاق هنجاری است که با تطبیق اصول اخلاقی بر مصادیق به نحوی جزیی‌تر به حل مسائل اخلاقی می‌پردازد. در تعریفی دیگر که به لحاظ گستره قدری وسیع‌تر از تعریف سابق است اخلاق کاربردی عبارت است از:«هرگونه کاربست انتقادی روش‌های فلسفی ‌برای سنجش تصمیمات عملی اخلاقی و مواجهه با مسائل، رفتارها و سیاست‌های اخلاقی در حرفه‌ها، تکنولوژی، حکومت و غیره». . موضوع در این میان برخی در تعریف اخلاق کاربردی بر موضوع بحث تمرکز نموده‌اند. موضوع اخلاق کاربردی در واقع همان مسائل واقعی در زندگی روزمره است که بعد هنجاری و ارزشی دارند. این موضوعات غالباً در اثر پیشرفت فن‌آوری پدید می‌آیند. اخلاق کاربردی با جستجو و کاوش در ابعاد مختلف یک موضوع و با تکیه بر اصول پذیرفته‌ شده اخلاقی همواره گزینه‌های جدیدی را برای عمل و تصمیم‌سازی پیش روی می‌نهد که ارزشها و اصول اخلاقی موجود، ملاک کارآمدی برای ارزیابی آنها ندارد. . مطالعات در اخلاق کاربردی از یک منظر می‌توان مطالعات اخلاقی را به چهار بخش تقسیم کرد: یک دسته مطالعات توصیفی که به گزارش اخلاقیات جوامع گوناگون می‌پردازد. دسته دیگر مطالعات فرا اخلاقی که به تحلیل و ماهیت گزاره‌ها، مفاهیم و احکام اخلاقی می‌پردازد. دسته سوم مطالعات هنجاری که به دنبال شناسایی و تبیین اساسی‌ترین مبانی و معیارهای درستی، نادرستی و خوبی و بدی در احکام اخلاقی است. و در نهایت مطالعات اخلاق کاربردی است. گرچه اخلاق کاربردی در حقیقت زیر مجموعه اخلاق هنجاری است اما امروزه فلاسفه اخلاق در صدد برآمده‌اند بیشتر به مسائل و اموری بپردازند که کانون بحران‌ها و معضلات عمل یا اخلاق باشد. اما شناسایی و تشخیص رفتار درست از نادرست در بسیاری از حوزه‌های عملی خصوصاً با پیشرفت چشمگیر در فناوری پیچیدگی‌ها و ظرافت‌های خاصی یافته است این پیچیدگی‌ها تصمیم‌گیری‌های دشواری را در حوزه‌های گوناگون پیش‌روی دانشمندان اخلاق نهاده ‌است. همین مسأله توجه دانشمندان را به اخلاق کاربردی جلب نموده ‌است. هنگامی که فیلسوفان به جای تعیین درستی و نادرستی امور در کلی‌ترین حالتها به دنبال یافتن تشخیص رفتارهای اخلاقی در حیطه‌های خاص باشند در واقع مستقیماً درگیر اخلاق کاربردی شده‌اند. بر این پایه اخلاق کاربردی در پی یافتن قواعدی خاص‌تر از قواعد عام اخلاقی است که در شرایط ویژه و موضوعات و موارد مشخص‌تر کاربرد داشته باشند. اخلاق کاربردی درصدد است تا کاربرد منظم و منطقی نظریه اخلاقی را در حوزه مسائل اخلاقی خاصی مانند محیط زیست، پزشکی و غیره نشان دهد. . ویژگی های اخلاق کاربردی می‌توان برخی از ویژگی‌های اخلاق کاربردی را چنین برشمرد:[۳] ۱. عنایت افزون‌تر به زمینه‌ها و جزئیات. ۲. تکیه بر معضلات کاربردی مسائل و کانون بحران‌های اخلاقی . ۳. برخورداری از روشی نه کاملاً قیاسی و نه کاملاً استقرایی، بلکه شیوه‌ای که به اقتباس از جان راولز آن را «موازنه متفکرانه» می‌نامند. ۴. توجه مستقیم به موضوعات عمل و کاربردی در اخلاق. ۵. بررسی مسائل جدید اخلاقی که در نتیجه پیشرفت تکنولوژی و علم مطرح گردیده است و ارزیابی لوازم اجتماعی تحولات تکنولوژیک. ۶. پی‌جویی راه‌حل‌های عملی در تعارضات اخلاقی و تلاش‌ برای ارائه پاسخ‌های جدید به برخی مسائل چالش‌خیز قدیمی. ۷. تلاش برای نهادینه کردن اخلاق میان گروه‌ها و جوامع. . گستره اخلاق کاربردی امروزه کمتر فعالیتی از فعالیت‌های انسانی را می‌توان نام برد که به عنوان یکی از شاخه‌های اخلاق کاربردی مورد بررسی قرار نگرفته باشد. در این اصطلاح درستی و نادرستی کارهای خاصی که در جامعه جنبه کاربردی دارند و عمدتا هم در حوزه مسائل چالش خیز بوده و به عنوان معضل اخلاقی درآمده‌اند به ارزش داوری اخلاقی گذاشته می‌شوند. مثلاً آسان مرگی درست است یا نه؟ در صورت ابتلا به بیماری‌ای که دو ویژگی دارد؛ یکی این که از نظر دانش پزشکی این بیماری از بیماری‌های درمان ناپذیر است. از طرف دیگر این بیماری همراه با درد و رنج بسیار شدید و تحمل‌ناپذیری است. حال اگر انسانی به دردی با این دو ویژگی مبتلا شد و از پزشک خواست که با گرفتن جان او، وی را از این درد و رنج جسمانی راحت کند این آسان مرگی یا کشتن از سر ترحم از لحاظ اخلاقی درست است یا نادرست؟ یا مثلا آیا سقط جنین از نظر اخلاقی کار درستی است؟ اگر بدانیم جنینی در صورت تولد دارای عیب و نقصی جدی‌ خواهد بود مسئله از نظر اخلاقی چگونه است؟ در دیدگاه رایج، اخلاق کاربردی شامل اخلاق حرفه‌ای نیز هست؛ اخلاق حرفه‌ای به مسایل اخلاقی مشاغل خاص می‌پردازد مانند اخلاق پزشکی ، اخلاق تجارت ، اخلاق روزنامه‌نگاری و... ................................................................................................ پانویس ۱. ↑ جمعی از نویسندگان، اخلاق کاربردی، قم، نشر پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، چاپ اول، ۱۳۸۷، ص۵۶-۴۹. ۲. ↑ جمعی از نویسندگان، اخلاق کاربردی، قم، نشر پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، چاپ اول، ۱۳۸۷، ص۵۶. ۳. ↑ جمعی از نویسندگان، اخلاق کاربردی، قم، نشر پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، چاپ اول، ۱۳۸۷، ص۴۶. ....................................................................................... منبع: ویکی فقه

اخلاق حرفه‌ای در تمدن ایران و اسلام

بسم الله الرحمن الرحیم اخلاق حرفه‌ای در تمدن ایران و اسلام   مؤلف: احد فرامرزقراملکی ناشر: پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی . . زبان: فارسی رده‌بندی دیویی: 297.9515 سال چاپ: 1387 نوبت چاپ: 1 تیراژ: 1200 نسخه تعداد صفحات: 766 قطع و نوع جلد: رقعی (گالینگور) شابک: 9789642738359   معرفی کتاب: كتاب «اخلاق حرفه‌اي در تمدن ايران و اسلام» اثر دكتر احد فرامرز قراملكي و همكاران توسط انتشارات پژوهشكده مطالعات فرهنگي و اجتماعي به سال 1386 به چاپ نخست رسيد. دكتر  احد فرامرز قراملکی در معرفي اين اثر، در مقدمه كتاب چنين مي‌گويد: مجموعۀ حاضر چهار بخش و بيست و هفت مطالعۀ نظام‌مند در نشان دادن سه حقيقت است: يك، سابقۀ اخلاق حرفه‌اي در تمدن ايران باستان، دو، جايگاه اخلاق حرفه‌اي در آموزه‌ها و معارف اسلامي، و سه، نقش اخلاق حرفه‌اي در تمدن اسلامي در ايران. علاوه بر اين سه بخش، مبحث تطبيقي و مطالعات موردپژوهانه كه چالشهاي جديد را به ميان مي‌آورد، آخرين بخش اين مجموعه است. گزارش هر يك از مقاله‌ها به اختصار به شرح زيرند: مقاله نخست، در واقع تمهيدي بر ديگر مقاله‌‌ها است و به همين دليل نگارنده را از بسط سخن در اين مقام بي‌نياز مي‌كند. تعريف حرفه و تمايز آن از شغل، كار و حرفه‌نما و نيز تعريف اخلاق حرفه‌اي در دو رهيافت مديريت منابع انساني و مديريت راهبردي مقدمه‌اي است كه مقالۀ نخست بر اساس آن به بررسي تطبيقي پنج‌وجهي بين وضعيت جامعۀ ما در اخلاق حرفه‌اي، پيشينۀ تاريخي اخلاق حرفه‌اي در تمدن ايران باستان، جايگاه آن در آموزه‌هاي ديني و تمدن اسلامي و نقش راهبردي ان در جهان صنعتي مي‌پردازد. حاصل اين بررسي در مقام توصيف، سخن مولانا در مثنوي است: بر سر گنج گدايي مرده‌ام   ز آنكه اندر غفلت و در پرده‌ام وضعيت موجود تبيين‌هاي فراوان مي‌پردازد. در اين ميان، سه امر نبود تعامل اثربخش بين سازمان‌هاي اجرايي و صنعتي با دانشگاه، كم‌كاري محققان علوم انساني به ويژه اخلاق‌پژوهان و پرده‌پندار در اين مقاله مورد بحث قرار گرفته است. مقاله دوم از جايگاه اخلاق حرفه‌اي خردمندي و پيشه‌وري در ايران باستان بحث مي‌كند. در ايران باستان شغل براي هر كس خويشكاري او تلقي مي‌شد و پيشه‌ور راستين بايد كار خود را همراستاي ذات نيكوي انساني انجام دهد. چنين پيشه‌وري را جوانمرد مي‌خواندند.. در عصر هخامنشيان با تأثر از مصر باستان اتحاديه‌هاي حرفه‌اي وجود داشت كه بر اخلاقي بودن مشاغل نظارت مي‌كرد. عادلانه بودن دستمزد در دروان هخامنشيان عنوان مقاله سوم است، مسأله نظام جامع پرداخت يا جبران خدمت، امروزه از مسايل مهم و چندتباري است و عادلانه بودن آن دغدغۀ اصلي محققان در اخلاق حرفه‌اي است. نويسنده اين مقاله بر اساس گل‌نبشته‌هاي قرائت شده تخت جمشيد، وضعيت پرداخت حقوق و پاداش را گزارش مي‌كند و يا توجه به عناصري چون سختي كار و حقوق كودكان و زنان، اين فرضيه را ثابت مي‌كند كه دستمزد در دوران هخامنشيان در مجموع عادلانه بود. پيشداديان و كيانيان امروزه به اسطوره‌ها پيوسته‌اند اما فردوسي در شاهنامه، البته نه به سبك مورخ، از آن دوران سخن گفته است. مؤلف مقاله چهارم بر اساس گزارش شاهنامه به تحليل اوصاف اخلاقي صاحبان مشاغل در اين دوره مي‌پردازد. مشاغل در اين دوره بر سه گونه عمده قابل تقسيم‌اند. هر گروهي از مشاغل واجد اوصاف اخلاقي خاصي است. نويسنده فرضيه خود مبتني بر شايسته‌سالاري در حِرَف را نشان مي‌دهد. شناخت ارزش‌هاي اخلاقي در ايران زمان ساسانيان آخرين مقاله از بخش نخست است. نويسندۀ اين مقاله پس از مقدمه‌اي در نشان دادن ساختار حكومتي و مدني دوران ساساني، بر اساس متون پهلوي به بحث از ارزش‌هاي اخلاقي، به ويژه اخلاق در تعامل اجتماعي و وظايف اخلاقي پادشاهان مي‌پردازد. بخش دوم، اخلاق حرفه‌اي در آموزه‌‌ها و معارف اسلامي با پژوهشي در استقلال قاضي اغاز مي‌شود. اين مسأله كه اهميت راهبردي در اخلاق قضا دارد، كم و بيش مورد بي‌توجهي محققان قرار گرفته است. نويسندۀ دانشمند مقاله ششم بر مبناي تعريف اخلاق قضا به رفتار قضايي، ابعاد مختلف استقلال قاضي و عوامل تهديد كنند. ان را تحليل مي‌كند و سپس با ارجاع آداب قضا به احكام قضا الزامي كردن آداب قضا را تبيين مي‌كند. عدالت قاضي و نقش آن در عدالت قضا، هفتمين مقاله مجموعه است. در اين مقاله با سه رهيافت فقهي، حقوقي و اخلاقي مسأله عدالت قاضي و جايگاه آن در قضا تحليل مي‌شود. «عدالت در قاضي» با رهيافت اخلاق صاحبان حرفه و «عدالت در قضا» با رهيافت سيستمي‌نگر و راهبردي مورد بحث قرار مي‌‌گيرند تا تمايز و ارتباط آن دو نمايان گردد. مقاله هشتم، مسأله و فرضيه‌اي نو را به ميان مي‌آورد كه اثبات آن، گستره معرفتي اخلاق را از جمله اخلاق حرفه‌اي تحت تأثير ژرف قرار مي‌دهد. مسألۀ اين مقاله، پرسش از جايگاه اخلاق نبوي در رسالت پيامبر گرامي خداوند است و فرضيه‌اي كه بر اساس آيات، روايات و برخي شواهد تاريخي اثبات مي‌شود، اين است كه اخلاق آن حضرت، معجزۀ نبوي و در رتبۀ فروتر از قرآن در مجالي فراختر به تحليل تاريخي مسألۀ بيشتر بپردازد. اخلاق حرفه‌اي بر سبك ارتباطي معيني استوار است. روان‌شناسان، الگوي اثربخ ارتباطي را الگوي قاطعيت مي‌نامند كه از صداقت، صراحت، احترام اصيل متقابل و خودمختاري با استقلال تأليف مي‌شود و الگوي سلطه‌گري، سلطه‌پذيري و پرخاشگري را كه فاقد برخي از مؤلفه‌هاي ياد شده‌اند، غير اثربخش يا مرضي مي‌دانند. نويسندۀ مقاله دهم اين فرضيه را به نهج‌البلاغه عرضه مي‌كند كه الگوي رفتار ارتباطي ‌خود اميرمؤمنان عل (ع) و توصيه ايشان به مديران و كارگزاران خود، الگوي قاطعيت است. چهار مقاله، بحث مهم امانت‌داري در حرفه را مورد تحقيق قرار داده‌اند. در مقالۀ دهم متناسب با پيچيدگي و توسعۀ سازماني حرفه‌ها در محيط جهاني كسب و كار، مفهوم امانت‌داري تعريف موسعي يافته و ابعد آن در منابع انساني، منابع مالي، برند، و رقابت و اطلاعات مورد تحليلي گرفته است. مقالۀ يازدهم، پي‌آمد امانت‌داري و عوامل آن را مورد تحقيق قرار مي‌دهد و مانند مقاله قبلي با رهيافت‌درون‌ديني (آيات و روايات) به تحليل اثار زيانبار خيانت و بركات فردي اجتماعي امانت‌داري و نيز عوامل ترويج امانت‌داري مي‌پردازد. ايمان به خدا، سپردن امانت به فرد امين و خودداري از اعتماد ساده‌لوحانه امنيت معيشتي، نظارت و بازرسي از اهم عوامل ترويج امانت‌داري در حرفه است. دو مقاله ديگر به مباني فقهي امانت‌داري در حرفه مي‌پردازند. اقسام امانت در نگاه فقهي به شرعيه و مالكانه  و اقسام امانت مالكانه و تحليل ماهيت رابطۀ اماني در عقود مختلف در اين دو مقاله به تفصيل بحث شده‌اند. مقاله سيزدهم ديدگاه رايج را در خصوص اينكه «امين ضامن نيست» مورد چالش قرار مي‌دهد و نظريه فقها در اسباب ضمانت در امانت را توسع مي‌بخشد. يعني مفهوم «تعدي و تفريط» را به «انجام آنچه مجاز نيست و ترك انچه تركش روا نيست»، توسعه مي‌دهد. اين تعريف با مفهوم‌سازي جديدي كه مقاله دهم با رهيافت اخلاق حرفه‌اي به ميان مي‌آورد قابل مقايسه است. مقاله دهم امانت‌داري را براساس  بهره‌وري تعريف مي‌كند. مسأله كم‌فروشي امروزه در محيط جهاني كسب و كار ابعاد بسيار فراواني يافته است. مقاله چهاردهم با جستجو در آيات و روايات به بررسي ابعاد و پيامدهاي كم‌فروشي مي‌پردازد. مفسران و فقها در اطلاق تطفيف اختلاف‌نظر دارند. برخي برآنند كه تطفيف در ويلٌ للمطففين صرفاً كم‌فروشي در امور قابل كيل و وزن است و اموري كه مثلاً با متر اندازه گرفت مي‌شوند حكماً به ان ملحق مي‌شوند. نويسنده با رهيافت تحليل مفهومي و روش‌هاي تفسيري فرضيه مطلق بودن تطفيف را در هرگونه داد و ستد و هر نوع ميزان و سنجش بررسي مي‌كند. به همين دليل اين مقاله يافته‌هاي نو در تاريخ مسأله دارد. مقاله پانزدهم به بحث از معامله با جهت‌گيري نامشروع مي‌پردازد. برخي داد و ستدها اساساً حرامند مانند خريد و فروش امور محرَّم. اما برخي داد و ستدها في‌نفسه حرام نيستند مانند خريد و فروش چوب. در اين گونه داد و ستدها ممكن است، خريدار به قصد استفادۀ نامشروع خريد كند اگر فروشنده به به اين امر واقف باشد اما خود قصد قصد نامشروع نكند، داد و ستد وي چه حكمي دارد؟  اين مسأله را مي‌توان از سه حيث فقهي، حقوقي و اخلاق حرفه‌اي مطرح كرد؟ امروزه چنين داد و ستدهايي در ابعاد مختلف حرفه‌ها رواج دارد. پول‌شويي، اعطاي تسهيلات مالي براي قاچاق و .... نمونه‌هاي رايج آن است. نويسندۀ فرضيۀ حرمت شرعي و خلاف اخلاق بودن چنين معمله‌هايي را مستدل ساخته است. داد و ستدها فريبكارانه كه فقها در قاعدۀ غرور از آن بحث مي‌كنند، امروزه ابعاد پيچيده‌اي در محيط جهاني كسب و كار پيدا كرده است. جذب مشتري  با تبليغات دروغين و فريبنده و فروختن كالايي كه مورد توافق مشتري نيست، ابعاد مختلف داد و ستد فريبكارانه است. مقاله شانزدهم به تحليل مسئوليت‌هاي اخلاقي و نيز مسئوليت‌هاي حقوقي چنين داد و ستدهايي مي‌پردازد. يكي از شاخه‌هاي اخلاق حرفه‌اي، اخلاق آموزش و پرورش استو اخلاق تدريس از مسائل مهم اين حوزۀ معرفتي است. مقالۀ هفدهم بر اساس فلسفه اخلاق اسلامي به توضيح مباني و اصول اخلاق تدريس مي‌پردازد. مقالۀ نوزدهم سرآغاز سومين مجموعه يعني اخلاق حرفه‌اي در تمدن اسلامي است. اخلاق هنر از چالش‌هاي مهم دهه‌هاي اخير است. در اين مقاله، به تحليل ديدگاه فارابي در خصوص ارزشگذاري اخلاقي مضمون هنري پرداخته است. يكي از مباحث قابل تأمل در تمدن اسلامي تأسيس نهادهاي نظارتي بر اخلاق شهروندي است. مقالۀ بيستم به تحليل وظايف و اختيارات چنين نهادهايي مي‌پردازد تاريخ مسأله نشان مي‌دهد كه در تعيين اختيارات اين نهادها ابتدا با رهيافت فقهي و آنگاه با رهيافت مديريتي  دو گونه نظريه‌پردازي به ميان آمده است. اين دو رهيافت هنوز در نظريه‌پردازي رواج دارند. به همين دليل نويسنده به بررسي تطبيقي ان دو مي‌پردازد. شايسته‌سالاري از جهات مختلفي در اخلاق حرفه‌اي مورد بحث قرار مي‌گيرد. از طرفي حق افراد و كاركنان برخورداري از مديران لايق و منصف است و از طرف ديگر اقتضاي امانت‌داري در استفاده از منابع انساني شايست‌سالاري است. مقاله بيست و يكم اين مسأله را در قلمرو شرقي نظام‌مند و گسترده‌اي در اين موضوع دارد، در مقاله حاضر در دامنۀ محدود ديوان رسايل به بيان شروط انتصاب به اين ديوان، نحوۀ احراز شرايط و مقايسۀ بين آنچه نظريه‌پردازان آن دوره گفته‌اند، با آنچه در عمل به آن پاي‌بند شده‌اند، مي‌پردازد. نقش اخلاق حرفه‌اي و باورهاي ديني در توسعۀ كسب و كار در ايران پس از حملۀ مغول موضوع تحقيق در مقالۀ بيست و دوم است. از دوره ايلخانان نفوذ فتوت غير سياسي در ميان اقشار شهري، اين فرصت را براي اهل فتوت فراهم آورد كه با مشاركت در تعريف مباني نظري تشكيلات دنيوي اهل حرفه (اصناف)، تقدس بخشيدن به كار و نيز به سلسله مراتب صنفي، اخلاق حرفه‌اي آنها را بر اساس باورهاي ديني – فتوتي تدوين كنند. اين مقاله سراغاز پژوهش‌هاي محقق در نقش اخلاق حرفه‌اي در بازسازي تمدن ايران اسلامي پس از حملۀ مغول مي‌تواند باشد. يكي از مباحث اخلاق حرفه‌اي به اخلاق رهبريت و مديريت شهري بر مي‌گردد. در مديريت شهري استيفاي حقوق و منافع شهروندان از اهم وظايف كارگزاران است. مقاله بيست و سوم از مقدمه‌اي در ساختار حكومتي عصر صفويه به بررسي نهادهاي مسئول در قبال حقوق و منافع عمومي و روش‌هاي آنان مي‌پردازد. بخش چهارم مجموعۀ حاضر به طرح چالش‌هاي جديد، بررسي‌هاي تطبيقي و موردپژوهي اختصاص دارد. اين بخش شامل چهار مطالعۀ نظام‌مند به شرح زير است: رابطۀ اخلاق و قانون به دليل كثيرالاضلاع بودن از مسايل پيچيدۀ فلسفۀ حقوق و فلسفۀ اخلاق است. نياز به مميزي اخلاقي در مقام وضع قانون از مسايل مهم در اخلاق حرفه‌اي است. مقاله بيست و چهارم اين مسأله را با مداقۀ فراوان و تحليل تاريخي و حقوقي مورد بحث قرار داده و نتايج جديدي را عرضه كرده است. بدون ترديد، مقالۀ حاضر مي‌تواند قانون‌گذاران را ضرورت مميزي موضوعه توجه بيشتري دهد و مديران را در مقام آيين‌نامه و بخشنامه‌نويسي مدد رساند. مسائل انطباق اخلاقيات حاكم بر تجارب در جهان صنعتي با آموزه‌هاي ديني، چالشهاي فراواني را فرا روي مديران بنگاه‌هاي كسب و كار قرار داده است. مقاله بيست و پنجم، با عرضۀ آخرين اصول اخلاقي تجارت به فقها و اسلام‌شناسان ايراني و تحليل ديدگاه آنان با روش دفي فرضيه خود در انطباق اخلاق تجارت با آموزه‌هاي اسلام را به اثبات مي‌رساند. مسأله سرآمدي سازمان‌ها كه در دهه‌هاي اخير مورد توجه بنگاه‌هاي بزرگ كسب و كار قرار گرفته است، نظر عالمان اخلاق را نيز به خود جلب كرده است. بر اساس مدلهاي رايج در سرآمدي سازمان به ويژه مدل EFQM توجه به مسئوليت‌هاي اخلاقي و اجتماعي سازمان و برخورداري از كارشناسان اخلاق حرفه‌اي است. مقاله بيست و ششم با گزارش اجمالي از مدل‌هاي سرآمدي به نقش ان در جاري‌سازي اخلاق در سازمان و نيز بررسي تطبيقي سرآمدي سازمان به منزلۀ يك نظريه با آموزه‌هاي اسلامي مي‌پردازد. جهت‌گيري كاربردي مجموعه حاضر محتاج ارايه نمونه‌اي از امكان اخلاقي‌سازي سازمان‌‌هاي كسب و كار است. مقالۀ بيست و هفتم با بررسي موردپژوهانه راه‌كار عملي تدوين منشور اخلاقي سازمان را نشان مي‌دهد. روش‌شناسي تدوين، مدل طراحي و نحوۀ آماده‌سازي منشور اخلاقي بر اساس تجربه‌اي ارايه مي‌شود كه در شركت سيمان داراب به راهنمايي مدير گروه اخلاق حرفه‌اي دانشگاه تهران به دست آمده است. ....................................................................................... فهرست اجمالي ديباچه پژوهشكده .............. بيست و هفت مقدمه ............................. سي و يك اخلاق حرفه‌اي در ايران باستان 1) بر سر گنج ..................3 2) اخلاق حرفه‌مند و پيشه‌وري در ايران باستان ........ 27 3) عادلانه بودن دستمزد در دوران هخامنشيان ......... 49 4) ارزش‌هاي اخلاقي نزد ساسانيان ...................... 65 5) اخلاق مشاغل نزد پيشداديان و كيانيان .............. 97 اخلاق حرفه‌اي در آموزه‌ها و معرف اسلامي 6) جايگاه استقلال قاضي در اخلاق قضا ..................111 7) عدالت قاضي مبناي اخلاق حرفه‌اي قضاء ............131 8) اخلاق معجزه دوم نبوي ...................................157 9) مباني و الگوهاي اخلاق حرفه‌اي در نهج‌البلاغه ... 171 10) تعريف امانت‌داري و ابعاد آن در حرفه ........ 211 11) عوامل و پيامدهاي امانت‌داري در حرفه ..... 233 12) مباني فقهي و حقوقي امانت‌داري .......... 251 13) امانت‌داري در اخلاق حرفه‌اي ................. 275 14) تحليل ابعاد و آثار كم‌فروشي .................. 293 15) معاملات با جهت‌گيري نامشروع .............. 317 16) داد و سند فريبكارانه ............................. 343 17) مباني و اصول اخلاق تدريس در فلسفه اخلاق اسلامي.................................................... 369 18) كار و حقوق كارگر از ديدگاه اسلام ........... 393 اخلاق حرفه‌اي در تمدن اسلامي 19) ارزشگذاري اخلاقي مضمون آثار هنري نزد فارابي ..................................................... 419 20) وظايف و اختيارات نهاد نظارتي بر رفتار شهروندان در تمدن اسلامي ........................ 433 21) شايسته‌سالاري در ديوان رسائل از نظر تا عمل..................................................... 463 22) اخلاق حرفه‌اي و باورهاي ديني در بازار هاي ايران (سده‌هاي 8 – 12 ه‌ق) ....................... 491 23) مسئوليت‌هاي اخلاقي در قبال منافع عمومي در دوره حكومت صفوي ............................... 515 چالشها و بررسيهاي تطبيقي اخلاق قانون‌گذاري ..................................... 559 24) بررسي تطبيقي اخلاق تجارت در جهان امروز و اسلام ..................................................... 593 25) نقش تعالي سازماني در جاي‌سازي اخلاق در سازمان ................................................... 609 26) راه‌كار عملي تدوين منشور اخلاقي سازمان/653  

اخلاق حرفه‌ای صناعات در فقه شیعه و متون صنفی

بسم الله الرحمن الرحیم   اخلاق حرفه‌ای صناعات در فقه شیعه و متون صنفی (مطالعه موردی حق نظارت بر اصناف) . مهرداد آقاشریفیان  1 پرویز رستگار جزی2 محسن قاسم پور راوندی2 1دانش‌آموخته دکتری گروه علوم قرآن و حدیث، دانشگاه کاشان، کاشان، ایران و عضو هیات علمی دانشگاه هنر اصفهان، اصفهان، ایران 2دانشیار گروه علوم قرآن و حدیث، دانشگاه کاشان، کاشان، ایران . اصل مقاله: اخلاق حرفه ای صناعات...   pdf   . چکیده فقه شیعه به اقتضای جامعیت خود یکی از منابع غنی و مهم برای مطالعه و بررسی آداب و اخلاق کسب‌وکار است. فقها در ابواب گوناگون مرتبط با کسب‌ وکار، تجارت و مکاسب آموزه‌های متعددی را در قالب واجبات و محرمات و گاهی مستحبات و مکروهات بیان فرموده‌اند. این آموزه‌های فقهی پدیدآورنده نوعی خاص از مبانی و اصول اخلاق حرفه‌ای است که در عرصه اقتصاد، کسب‌وکار و صناعت نمودار است. از سوی دیگر این مبانی اخلاق حرفه‌ای و آداب صناعات در متون حرفه‌ای به‌ویژه فتوت نامه‌های صنفی انعکاس یافته است. این مقاله به‌عنوان یک پژوهش فقهی بر آن است تا به روش کتابخانه‌ای و توصیف و مقایسه آموزه‌های فقهی از یک‌سو و متون صنفی از دیگر سو، میزان تأثیرگذاری فقه شیعه در ایجاد مبانی خاص در اخلاق حرفه‌ای صناعات را نشان دهد. پرسش‌ اصلی این نوشتار نیز آن است که چه اصولی از تحلیل و مقایسه آموزه‌های فقه شیعی و مکتوبات صنفی قابل استخراج و استنباط است. ره‌آورد این مقاله نیز بیان اصولی مانند وجوب تأمین معیشت زندگی و شرافت­بخشی به صناعت، لزوم کسب دانش‌ در کسب‌وکار، لزوم تأسی به سیره پیشوایان توحیدی در صناعت، لزوم توجه به اخلاق و معنویت در صناعات، لزوم ذکر و دعا و توحید محوری در صناعت، برکت کار و مال در پرتو صناعت صحیح و به ویژه تحلیل فقهی حقوقی اصل نظارت بر مشاغل به‌عنوان مبانی اخلاق حرفه‌ای صناعات است. کلیدواژه‌ها فقه شیعه؛ صناعت؛ کسب‌وکار؛ اخلاق حرفه‌ای؛ حق نظارت اصل مقاله   pdf   .................................................................................. عنوان مقاله  [English]The Professional Ethics of Industries in Shiite Jurisprudence and Professional Texts (Case Study: the Right of Supervision over Industries) نویسندگان [English]Mehrdad Aghasharifian1؛ Parviz Rastegar Jazi2؛ Mohsen Ghasempour Ravandi21Ph.D Candidate of Isfahan, Kashan University, Kashhan, Iran & Faculty Staff, Isfahan University, Isfahan, Iran 2Associate Professor of Kashan, Kashan, Iran   چکیده  [English]The Shiite jurisprudence, due to its comprehensiveness, is one of the richest and most important sources which can be applied in studying the etiquettes and moralities involved in business. The jurists have mentioned various teachings in form of religious precepts including obligatory, unlawful, recommended and disliked rules in the legal works devoted to business and trading in Islam. Such legal teachings can create certain principles and bases known as professional ethics used in the fields of economics, business and industries. Furthermore, such principles have been reflected in some professional texts, particularly in some chivalry-manifestos presented by certain business. This essay, as a legal research, seeks to indicate the degree of Shiite jurisprudential influence on the emergence of specific principles of professional ethics in different business using a library base and descriptive method and by comparing the legal texts on the one hand and the professional texts on the other. The main question which this essay tries to answer is to know what principles can be inferred from analyzing and comparing the Shiite jurisprudential teachings and the professional texts written in this regard. Based on the findings of this article, the following principles can be extracted from the above mentioned analysis: the obligation of providing livelihood, and giving reverence to business, the necessity of gaining knowledge for business, the necessity of pursuing the example of religious role models in different businesses, the requirement of attending to ethics and spirituality in work, the obligation of adding prayer and devotion in all works. The blessing in work and business can take place in the light of proper businesses which can be achieved through legal analysis and by supervising the jobs as one of the principles of professional ethics in business.کلیدواژه‌ها [English]Shiite jurisprudence, Industry, business, Professional ethics, Supervision right ....................................................................................  مراجع قرآن کریم. نهج­ البلاغه. قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران. 1-      ابن سعد، محمد، (1968)، الطبقات الکبری، دارصادر، بیروت. 2-     ابن منظور، محمد بن مکرم، (1414)، لسان العرب، دار الفکر للطباعه و النشر و التوزیع – دار صادر، بیروت، چاپ سوم. 3-     افشار، ایرج، (1389)، فتوت­نامه آهنگران، ماهنامه اطلاعات حکمت و معرفت سال 5 شماره 12 شماره پیاپی 60. 4-     افشاری، مهران، (1382)، فتوت‎نامه‎ها و رسائل خاکساریه (سی رساله)، دفتر پژوهش‎های فرهنگی، تهران. 5-     اکبری لیاولی، علی، (بازیابی، چهارشنبه ۸ خرداد 1392)، مقاله تاریخچه اصناف در جهان اسلام  www.tebyan.com 6-     امین­پور، احمد و آقاشریفیان، مهرداد، (1392)، فتوت­نامه‌ی معماری، اصول چهارده‌گانه اخلاق حرفه‌ای معماری شهرسازی، مجله فیروزه اسلام، دانشگاه هنر اسلامی تبریز. 7-     انصارى دزفولى (شیخ اعظم)، مرتضى بن محمد امین، (1415)، کتاب المکاسب، کنگره جهانى بزرگداشت شیخ اعظم انصارى، قم، چاپ اول. 8-     ایروانی، جواد، (1388)، فرهنگ روابط اجتماعی در آموزه‌های اسلامی، جلد 2، واحد نشر دانشگاه علوم اسلامی رضوی، مشهد، چاپ سوم. 9-     آزاد، میترا، (1384)، آیین جوانمردان و آموزش سنتی معماران در ایران، مقالات اولین هم‌اندیشی معنویت و آموزش هنر، فرهنگستان هنر جمهوری اسلامی ایران، تهران، صص 9-40. 10-  آقاشریفیان، مهرداد و عبد الرسول احمدیان، (1391)، فتوت اصنافی الگوی اسلامی ایرانی کسب‌ و کار. 11-  بجنوردى، سید محمد بن حسن موسوى، (1401)‌، قواعد فقهیه‌ موضوع قواعد فقهى، مؤسسه عروج‌، تهران. 12-  بروجرى طباطبایى، حسین، (1429)، منابع فقه شیعه‌، مترجمان: حسینیان قمى، مهدى- صبورى، محمد حسین‌، جلد31‌ ، انتشارات فرهنگ سبز‌، تهران. 13-  جزری، ابوالحسن علی بن محمد بن الاثیر، (1370)، اسدالغابه فی معرفه الصحابه، دارالشعب، بیروت. 14-  جوادی آملی، عبدالله، (1391)، مفاتیح الحیاه، مرکز نشر اسراء، قم. 15-  حرانی، ابن شعبه، (1376)، تحف العقول، ترجمه: احمد جنتی، انتشارات علمیه اسلامیه، تهران، چاپ اول. 16-  حسن‌بن على، نظام‌الملک طوسی، (1340)، سیرالملوک (سیاست‌نامه)، چاپ هیوبرت دارک، تهران. 17-  حلّى (علامه)، حسن بن یوسف بن مطهر اسدى، (1411)، مختلف الشیعه فی أحکام الشریعه، دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، قم، چاپ دوم. 18-  حلّى (محقق)، جعفر بن حسن، (1408)، شرائع الإسلام فی مسائل الحلال والحرام، مؤسسه اسماعیلیان، قم، چاپ دوم. 19-  خانمحمدی، علی­اکبر، (1371)،  فتوت نامه معماران و بنایان، صفه، دوره دوم، (شماره پنجم). 20-  خطیب بغدادی، احمد بن علی، (1417)، تاریخ بغداد أو، مدینه السلام، دار الکتب العلمیه، منشورات محمد علی بیضون، بیروت لبنان. 21-  دهخدا، علی اکبر، (1373)، لغتنامه دهخدا، نشر دانشگاه تهران، تهران. 22-  رضایی، مجید، (1383)، کار اقتصادی در پرتو بینش و ارزش­های اسلامی، مجله اقتصاد اسلامی، بهار، شماره 13 صص11-42. 23-  رضوانی، احمد و همکاران، (1393)، اخلاق و آداب تجارت در فقه شیعه، چهارمین همایش ملی اخلاق با موضوع اخلاق و آداب زندگی، دانشگاه زنجان. 24-  شاهرودی، سید محمود، (1384)، فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت علیهم­السلام، موسسه دائره المعارف فقه اسلامی زیر نظر آیه الله سید محمود هاشمی شاهرودی،6 مجلد، موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی، قم. 25-  شیخ حرعاملی، محمد بن حسین، (1367)، وسائل الشیعه الی تحصیل مسائل الشریعه، تصحیح عبدالرحیم ربانی شیرازی، کتابفروشی اسلامیه، تهران. 26-  صدوق(شیخ صدوق)، محمد بن على بن بابویه قمى، (1413)، من لایحضره الفقیه، دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، قم، چاپ دوم. 27-  صراف، مرتضى، (1352)، رسایل جوانمردان، شامل هفت رساله ، معین، انجمن ایران‎شناسی فرانسه، تهران. 28-  صنعتکار، حسن، (1386)، اخلاق در بازار «به ضمیمه فتاوای حضرت امام خمینی (قدس سره) در آداب کسب و تجارت»، بوستان کتاب، قم. 29-  عاملی، جعفرمرتضی، (1369)، بازار در سایه حکومت اسلامی (السّوق فی ظِلّ الدّولة الاسلامیّه)، ترجمه سیدمحمد حسینی، دفتر انتشارات اسلامى، قم. 30-  عاملى (شهید اول)، محمد بن مکى، (1410)، اللمعه الدمشقیه فی فقه الإمامیه، دار التراث - الدار الإسلامیه، بیروت، چاپ اول. 31-  عاملى (شیخ حرّ)، محمد بن حسن، (1409)، وسائل الشیعه، مؤسسه آل البیت علیهم السلام، قم، چاپ اول. 32-  عقیلی خراسانی، سید محمدحسین، (1386)، خلاصه الحکمه‌، تصحیح اسماعیل ناظم، مؤسسه مطالعات تاریخ پزشکی، طب اسلامی و مکمل، تهران. 33-  فرامرز قراملکی، احد، (1385)، اخلاق حرفه­ای، نشر مجنون، تهران، چاپ سوم. 34-  قاضی، ابی حنیفه النعمان بن التمیمی المغربی، ( بی­تا)، دعائم الاسلام، دارالمعارف، مصر. 35-  کربن، هانری، (1363)، آیین جوانمردی، ترجمه احسان نراقی، نشر نو، تهران. 36-  کفوی، ابوالبقاء ایوب بن موسى الحسینی، (۱۴۱۹/ ۱۹۹۸)، الکلیات: معجم فی المصطلحات والفروق اللغویه. تحقیق: عدنان درویش و محمد المصری، مؤسسه الرساله (نسخه الکترونیکی)، بیروت. 37-  کلانتری، ابراهیم، اسماعیل کلانتری، فاطمه محمودی، (1392)، «شناسایی مؤلفه­های سبک زندگی اسلامی در حوزه کسب‌وکار از دیدگاه برخی آیات و روایات»، فصلنامه علمی پژوهشی پژوهش نامه اخلاق، سال ششم، زمستان 92، شماره 22، ص 33- 58. 38-  کلانتری، علی‌اکبر، (1384)، اخلاق و آداب کسب و تجارت، شیراز، کوشامهر. 39-  کرمی و پورمند، محمدمهدی و محمد، (1380)، مبانی فقهی اقتصاد اسلامی، پژوهشکده حوزه و دانشگاه و سمت، قم، چاپ اول. 40-  کلینى، محمد بن یعقوب، (1429)، الکافی، دار الحدیث للطباعه و النشر، قم، چاپ اول. 41-  مجلسی (علامه)، محمدباقر، (1403)، بحارالأنوار الجامعه لدُرر اخبار الائمه الاطهار، موسسه الوفاء، بیروت، چاپ دوم. 42-  مجلسی (علامه)، محمدباقر، (1392)، حلیه المتقین در آداب و سنن و اخلاق اسلامی، پیام مقدس، تهران، چاپ اول. 43-  محدث نورى، میرزا حسین، (1408)، مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، مؤسسه آل البیت علیهم­السلام، بیروت، چاپ اول. 44-  مولوی، جلال‌الدین محمد، (1360)، کلیات مثنوی معنوی، تحقیق استاد فروزانفر، جاویدان، تهران. 45-  میر فندرسکی، میرزا ابوالقاسم، (1387)، رساله صناعیّه، تحقیق، حسن جمشیدی، مؤسسه بوستان کتاب، قم. 46-  میرمحمدصادقی، حسین، (1391)، بازتاب قواعداخلاقی در قوانین راجع به کسب وکار درحقوق اسلام و ایران، نامه مفید، انتشارات دانشگاه مفید، قم، شماره 91. 47-  ناظمی، میترا، (1389)، آئین جوانمردی، مجله اطلاعات حکمت و معرفت، سال پنجم شماره 12 پیاپی 60 صص20-26. 48-  نجفى، محمد حسن، (بی­تا)، جواهرالکلام فی شرح شرائع الإسلام، دار إحیاء التراث العربی، بیروت، چاپ هفتم. 49-  ندیمی، هادی، (1374)، آیین جوانمردان و طریقت معماران، مجموعه مقالات کنگره تاریخ معماری و شهرسازی ارگ بم، جلد 2، انتشارات میراث فرهنگی، تهران. 50-  نراقى، مولى احمد بن محمد مهدى، (1415)، مستند الشیعه فی أحکام الشریعه،‌ موضوع، 19 مجلد، مؤسسه آل­البیت علیهم­السلام‌، قم. 51-  نظرپور، محمدتقی، (1380)، امام علی، حکومت و بازار، مجله کتاب نقد، شماره 19، صص 224-273. 52-  واعظ کاشفی سبزواری، حسین، (1350)، فتوت‎نامه سلطانی، به اهتمام محمدجعفر محجوب، بنیاد فرهنگ ایران، تهران. 53-  ولایی، عیسی، (1378)، کار در منابع اسلامی، مؤسسه کار و تأمین اجتماعی، تهران.

درس اخلاق مهندسی

بسم الله الرحمن الرحیم  درس اخلاق مهندسی . متن کامل : درس اخلاق مهندسی        pdf   دکتر کیوانی دانشکده فنی مهندسی - دانشگاه خوارزمی

جایگاه اخلاق مهندسی در شایستگی های حرفه ای مهندسان

بسم الله الرحمن الرحیم  جایگاه اخلاق مهندسی در شایستگی های حرفه ای مهندسان     بهادری نژاد، مهدی  فیض، مهدی استاد دانشگاه مهندسی مکانیک دانشگاه صنعتی شریف  استادیار جهاد دانشگاهی صنعتی شریف . چکیده: هدف از این پژوهش بررسی جایگاه اخلاق مهندسی در میان شایستگی های حرفه ای مهندسان است. الگوی شایستگی مهندسان، ابتدا از طریق پژوهش کیفی به روش دلفی و با مشارکت قریب 50 نفر از خبرگان به دست آمد و سپس در یک نظرسنجی از صاحب نظران این حوزه، مورد تایید کلی قرار گرفت و در نهایت، در یک پژوهش پیمایشی توسط گروهی از دانش آموختگان دانشگاه صنعتی شریف بر اساس نمونه گیری افراد در دسترس، ارزیابی شد. از این طریق، الگوی نهایی (مشتمل بر 4 شایستگی کلان، 7 شایستگی اصلی و 28 شایستگی فرعی) به دست آمد. پژوهش حاضر، ابتدا برای مهندسان، 8 شایستگی اصلی حرفه ای را مدنظر داشت. شایستگی اول و دوم این فهرست عبارت بودند از: پرانگیزه و فعال بودن و اخلاقمند و پاسخگو بودن. پژوهش کمی نشان داد که تفکیک دو شایستگی حرفه ای فوق، پاسخگوی مدل مطلوب نیست. لذا این دو شایستگی در یکدیگر ادغام شد و شایستگی حرفه ای جدید با عنوان «انگیزه متعالی داشتن» شکل گرفت و 8 شایستگی حرفه ای، به 7 شایستگی تقلیل یافت. مقاله حاضر، نشان می دهد که جایگاه شایستگی حرفه ای «انگیزه متعالی داشتن» در عرض سایر شایستگی ها قرار ندارد، بلکه هسته مرکزی و موتور محرک 6 شایستگی حرفه ای دیگر است. ضمنا «انگیزه متعالی» برای فعالیت حرفه ای یک مهندس، نباید مستقل از سایر انگیزه های او در زندگی باشد، بلکه یک مهندس مطلوب از حیث انگیزه، کسی است که رسالت واحدی را در کل زندگی فردی و اجتماعی خود برگزیده است و همان رسالت واحد، در نقش های مختلف زندگی، انگیزه متعالی آن نقش را مهیا می کند. . کلمات کليدي: فلسفه اخلاق،اخلاق حرفه ای،اخلاق مهندسی،شایستگی های حرفه ای مهندسان،انگیزه متعالی،رسالت زندگی . مقدمه اخلاق حرفه ای، از رشته ای علمی فراتر رفته و گستره معرفتی وسیعی را به میان آورده است. تولد و رشد رشته های فراوان در اخلاق حرفه ای معطوف به حرف و صنعت ها، حاصل دغدغه های اخلاقی در حرفه و عرضه نیازهای پژوهش حاصل از آنها به دانشگاه هاست. اخلاق حرفه ای پیشینه ایبیش از سه هزار سال در ایران باستان دارد و از منزلت اساسی در آموزه های اسلامی برخورداراست. امروزه به تبع تطور مفهوم حرفه، تنوع و درهم تنیدگی حرفه ها و چالش های فراوان برخاسته از جهانی شدن، اخلاق حرفه ای جایگاهی راهبردی در محیط جهانی کسب و کار یافته است. جامعه ما بر سر سه گنج پنهان در اخلاق حرفه ای نشسته است: میراث اخلاقی ایران باستان، میراث غنی اخلاق حرفه ای در آموزه های اسلامی و میراث اخلاق حرفه ای در تمدن اسلامی. ولی در عین حال، در مقایسه با کشورهای صنعتی، در توسعه اخلاق حرفه ای، وضعیت مطلوبی نداریم. این وضعیت اسف بار، ما در چنین حالی قرار داده است که (قراملکی، 1387: 5) :   بر سرِ گنج از گدایی مرده ام ز آنکه اندر غفلت و در پرده ام! .                                       (مولوی)   اخلاق حرفه ای، شاخه ای از اخلاق کاربردی است که به مباحث اخلاقی در حرفه می پردازد. صاحبان حرفه، از دانش اخلاق دو توقع دارند: یکی بیان نظام مند مسئولیت های اخلاقی در حرفهو دیگری، تشخیص دقیق و حل اثربخش مسائل اخلاقی در آن حرفه (قراملکی، 1387: 25). مراد از اخلاق حرفه ای، مسئولیت اخلاقی فرد، از حیث شغل وی است. یک پزشک یا مهندس به عنوان یک شخص حقیقی، قطعا مسئولیت اخلاقی دارد، ولی مسئولیت های حرفه ای اوبرخاسته از شغلی است که بر دوش گرفته است، به گونه ای که اگر شغل دیگری را می پذیرفت، مسئولیت های حرفه ای او نیز تغییر می کرد. لذا از این نگاه، اخلاق وابسته به شغل است و تنوعکاربردی دارد: اخلاق پزشکی، اخلاق مهندسی، اخلاق مدیریت، اخلاق معلمی، اخلاق پژوهش، اخلاق خبرنگاری، اخلاق تجارت، اخلاق قضاوت، اخلاق وکالت و.... اگر ماهیت اخلاق را «رفتار» بدانیم، مقولات اخلاقی مستقل از یکدیگر می باشند؛ یعنی می توان تصور کرد که کسی اخلاق فردی مطلوبی نداشته باشد ولی اخلاق حرفه ای او مطلوب باشد. در مقابل، اگر ماهیت اخلاق را صفت باطنی، روحی و قلبی انسان بدانیم که اعمال آدمی را جهت دهی می کند و او را بدون نیاز به تفکر و تأمل آشکارا، به عمل وا می دارد (بهادری نژاد، 1388 و سعادت پرور، 1370) ، در این صورت اخلاق، واقعیت بسیط و یکپارچه ای است که هم در جایگاه حقیقی انسان و هم در جایگاه حقوقی و شغلی او، نمود و ظهور دارد و تضاد دراخلاقیات امکان پذیر نیست یا بسیار به ندرت یافت می شود. یکی از مشکلات علوم، کلمات و واژگان مشابه برای مقاصد متفاوت است. خصوصا برخی کلمات که بار ارزشی بیشتری در میان مردم دارند، بیشتر دچار این آفت شده اند. یکی از این قبیل واژگان، واژه «اخلاق» است که به دلیل بار ارزشی آن، توسط افراد و صنوف مختلف، برای مقاصد گوناگون به کار برده می شود. در مقاله حاضر برای آن که بحث به ارائه راهکار مناسب و مؤثر در آموزش اخلاق مهندسی، منتهی گردد، نیاز به واکاوی مفهوم اخلاق است، تا از این طریق، فهم دقیق تری از اصطلاح «اخلاق مهندسی» حاصل شود. ضمنا در این مقاله، بیش از بهره گیری از منابع خارجی، ازمتون و منابع دینی و داخلی استفاده شده است، چرا که به تعبیر قراملکی (1387) بر سر گنج سه گانه ای نشسته ایم که باید بیش از گذشته قدر آن را بدانیم. مقوله اخلاق، هدف غایی یا حد اقل هدف میانی بعثت پیامبر (ص) است (بهادری نژاد، 1388) پس چه منبعی غنی تراز متون دینی خود می توانیم در این زمینه بیابیم؟ هدف از پژوهش حاضر اولا شناسایی شایستگی های حرفه ای مهندسان و ثانیا بررسی جایگاه اخلاق مهندسی در میان آن شایستگی هاست. بر این اساس پژوهش حاضر، به دنبال ارائه پاسخی مناسب برای پریش های زیر است: 1- شایستگی های اصلی حرفه ای مهندسان چیست و مؤلفه های هریک از آنها چیست؟ 2- منظور از کاربرد واژه اخلاق در اصطلاح «اخلاق حرفه ای» چیست؟ 3- پیچیدگی های موجود در تصمیم های اخلاقی در حرفه های مهندسی چیست؟ 4- بنیان و ریشه اخلاق حرفه ای و همچنین اخلاق مهندسی چیست؟ 5- جایگاه واقعی اخلاق مهندسی در نسبت با سایر شایستگی های حرفه ای مهندسان چگونه است؟ . 1- اهمیت اخلاق حرفه ای و اخلاق مهندسی بهادری نژاد (1388) معتقد است که در ایران، مشکل و مسئله ای در کشاورزی، خدمات، علم و فناوری نداریم، تنها مشکل ما از نوع اخلاق و فرهنگ است. مهم ترین چالش در تربیت مهندسی در کشور پرورش ارزش های انسانی و اخلاقی مهندسی در دانشجویان مهندسی است. اگر می خواهیم به عنوان یک کشور کهن در جهان سرافراز باشیم و حتی ادامه حیات بدهیم، راهی جز آموزش و پرورش اخلاق در جامعه نداریم. لازم است اصول اخلاقی مهندسی را دردانشکده های مهندسی آموزش و مهم تر از این است که این اصول را در دانشجویان مهندسی پرورش دهیم. الگو بودن استادان مهندسی از حیث اخلاقی، بهترین روش برای پرورش اخلاق مهندسی در بین جوانان است (بهادری نژاد، 1388). با توجه به این که پنج دهه گذشته بسیاری از مهندسان در رأس تصمیم گیری، مدیریت، اقتصاد و سیاست گذاری های کشور بوده اند، اگر اخلاق در حرفه فنی و مهندسی حاکم و نهادینه نشده و مقبولیت نیافته باشد، فرهنگ روزمرگی، فرصت طلبی، سودجویی، زیاده خواهی و بسیاری از خصایل غیر اخلاقی در تصمیم گیری ها دخیل خواهد شد و آنچه تاریخ گواه آن است؛ یعنی رشد اقتصادی، رشد علم و توسعه سیاسی به معنای تقسیم قدرت که عمران، آبادی، رفاه وامنیت را در درازمدت به همراه خواهد داشت، به صورت پایدار به دست نخواهد آمد. همچنانکه شرایط حاضر کشور ما آنچنان مبهم است که نمی توان آن را در تقسیم بندی توسعه یافته یا در حال توسعه قرار داد. عملکرد اخلاقی یا غیر اخلاقی مهندسان با عملکرد سایر گروه های عملی از نظر تأثیری که بر محیط می گذارد، مشابه نیست. برای نمونه، عملکرد غیر اخلاقی مهندسان با عملکرد پزشکان دارای تأثیر متفاوت است. همیشه آثار خوب یا غیر اخلاقی رفتار پزشکان بلافاصله قابل محاسبه و دریافت است. اما نتایج خوب یا غیر اخلاقی مهندسان سال ها طول می کشد تا ظاهر و معلوم شود. لذا، استادان در حوزه ارزش دانش نیکو، بینش عمیق، ضمیر آگاه، خودشناس، مسئول و باکرامت را در خواهند یافت و بی شک، در تربیت دانشجویان و پرورش آنها ثمرات فراوانی خواهد داشت (یعقوبی، 1389). . 2- دو رویکرد متفاوت به اخلاق رویکرد اول، اخلاق را صفت فعل می داند و نه واقعیتی مستقل در وجود انسان. از این منظر، برخی افعال انسان، اخلاقی است و برخی غیر اخلاقی. این رویکرد، در نظام فکری غرب، با تعبیر Moral به کار می رود. Moral بودن یک فعل، یعنی ستودنی بودن آن فعل در نزد وجدان ها و عقل های سلیم بشری. در این رویکرد، نوشتن کدهای اخلاقی[1] و پیمان نامه های اخلاق حرفه ای، ارزش و اهمیت ویژه ای می یابد. چرا که محتوای این اسناد، اعمال و افعال اخلاقی است، یعنی آنچه رعایت آنها در آن حرفه، ستودنی و گرانبهاست. یکی از ابزارهای بسیار رایج برای این موضوع، کدهای اخلاقی است که تدوین، آموزش، اعمال نظارت و تأکید بر پیروی و رعایت آنهاحاصل تعامل اندیشمندان دلسوز هریک از حرفه هاست. «کارهایی که ما به آنها کار اخلاقی می گوئیم، فرقشان با کار عادی این است که قابل ستایش و آفرین و تحسین اند. به عبارت دیگر، بشر برای این گونه کارها ارزش قائل است. تفاوت کار اخلاقی با کار طبیعی (عادی) در این است که کار اخلاقی در وجدان هر بشری دارای ارزشاست و گرانبهاست»  (مطهری، 1371: 14) و اما رویکرد دوم، اخلاق را واقعیتی مستقل از رفتار می داند. در این رویکرد، اخلاق در باطن، قلب یا روح آدمی شکل می گیرد و «فضائل اخلاقی، حاصل همراهی علم نافع و عمل صالح دریک دوره طولانی و ممارست بر این دو است»  (سعادت پرور، 1370: 10). از این منظر، اخلاقبه تدریج شکل می گیرد و هرچند در ابتدای بلوغ عقلی، عمل انسان، در شکل گیری اخلاق وی تأثیرگذار است ولی پس از چند سال از گذشت عمر، اخلاق بر عمل سیطره پیدا می کند و آنرا جهت دهی و فرماندهی می کند (امام خمینی، 1371: 17) در این رویکرد، اخلاق حقیقی و اخلاق حقوقی (مراعات حقوق) قابل تفکیک نیستند، بلکه دو نمود از یک واقعیت هستند. ازاین نگاه، اخلاق، صفت فعل نیست، بلکه صفت قلب است و فضائل یا رذائل اخلاقی، در قلب شکل می گیرند. قیاس بین این دو رویکرد، در دو نمودار 1 و 2 خلاصه شده است و در نهایت تلاش مقاله حاضر بر تلفیق دو رویکرد ذیل معطوف خواهد شد. . نمودار 1: طرح شماتیک ارتباط میان اخلاقیات یک فرد (با رویکرد اول) . نمودار 2: طرح شماتیک ارتباط میان اخلاقیات یک فرد (با رویکرد دوم) . 3- بیان مسئله همه فلسفه های آموزش عالی اتفاق نظر دارند که دانشگاه ها، در کنار روسی که با دانشجو ارائه می کنند و با برگزاری آزمون های متعدد و ارائه نمرات، او را تحصیل کرده محسوب می نمایند، هرگز کفایت نیاز جامعه و حتی بنگاه های صنعتی و تجاری را نمی کنند (آراسته، 91: 1383). از یک مهندس، انتظاراتی بسیار فراتر از دانستن مجموعه ای از دانش های بنیادسن و فناوری های نوین است. «امروزه مشکلاتی در مورد عدم سازگاری برنامه های درسی با تقاضای بازار کارو موفق نبودن برنامه های درسی در کمک به دانشجویان برای کسب اطلاعات و مهارت های لازم جهت ایفای نقش مؤثر در دنیای کار متحول امروزی، مشاهده می شود»  (عارفی، 1384: 45). آنچه به عنوان مسئله اساسی پژوهش، مطرح است، فقدان چارچوب جامعی از معیارها و شاخص های مورد نیاز برای ارزیابی دانش آموختگان دانشکده های مهندسی در نقش شغلی و حرفه ای آنان است. به علاوه اینکه اخلاق مهندسی به عنوان یکی از رایج ترین موضوعات مورد تأکید موسسات و نهادهای اعتبارسنجی آموزش مهندسی، چه جایگاهی در میان سایر شایستگی ها دارد؟ این نکته وقتی به صورت یک مسئله جدی بروز و ظهور می کند که پیچیدگی های موجود در عملکرد و تصمیم گیری های متخصصان و از جمله مهندسان مورددقت قرار گیرد. موضوع اخلاق حرفه ای بعضا بسیار پیچیده تر از آن چیزی است که ما تصورمی کنیم و نیاز به تحلیل دقیق و عمیق دارد. گاهی در مرزهای علم و در طرح هایی که موجب تغییرات بزرگ می شود، دانشمند خود را با مسائل اخلاقی مواجه می بیند و باید تصمیم بگیرد. صاحبان تصمیم و مشاوران طرح های بزرگ تکنولوژیک نباید سود و زیان کارها و تصمیم ها و طرح هایشان را بسنجند، بلکه در عالم مهندسی باید کسانی باشند که بیاندیشند فناوری چه می کند و آثار غیر مستقیم آن در جهانو در زندگی مردمان چیست. وقتی ساختن یک سدّ موجب می شود که منطقه ای آباد و بهره مندو در مقابل، آبادی هایی خشک و ویران شود، چگونه خیالمان درباره طرح های بزرگ تکنولوژیک آسوده باشد. دانشمندان زمانی که می بینند جهانشان ممکن است با تصمیمی که غیر اهل علم می گیرند، زیر و بر شود، نباید چندان غافل باشند و نپرسند که این جهان به کجا می رود. شاید در نظر کانت، دانشمندی که صلاح اتمی و هیدروژنی ساخته است، مسئول به کار بردن این سلاح و آثار ویران گر آن نباشد، اما در خصوص دانشمندی که به سیاست مداران، ساختن و بهکار بردن آن را پیشنهاد کرده است، چه باید گفت؟ خلبان هایی که بمب اتمی را بر سر مردم شهرهای هیروشیما و نکازاکی انداختند چه حکمی دارند؟ آیا آدمکش و تبهکارند و اگر چنین است تبهکاریشان در کدام حریر پوشیده شده است که در نظام دموکراتیک مدعی رعایت حقوق بشر، تبهکاری به حساب نمی آید. آیا سیاست هم در عرض علم قرار دارد و تصمیمات سیاست مداران مانند تاریخ پژوهش های علمی از حکم و محاکمه اخلاقی معاف و مستثناست؟ (داوری اردکانی، 1389) تضاد منافع وضعیتی است که با تأثیر بر روی کار مهندس، مانع از برآورده شدن نیازهای مشتری و کارفرما می شود. پذیرفتن یک هدیه از یک فروشنده باعث تضاد منافع می شود، زیراباعث نادیده گرفتن تولیدکنندگان دیگر، که حتی ممکن است کالای بهتری نسبت به آنفروشنده ارائه دهند، شود. هرچند پذیرفتن و اهدا کردن هدایای کوچک در فعالیت های شغلی معمول است، ولی بسیاری از شرکت ها پذیرش هدایای قابل توجه، که ممکن است به عنوان رشوه قلمداد شود، را ممنوع کرده اند. آگاهی از اطلاعات داخلی یک شرکت و داشتن منافع در یک شرکت رقیب، مصادیقی از تضاد منافع هستند. قواین اخلاق مهندسی، مهندسان را صریحا به خودداری از قرارگیری در وضعیت هایی که قضاوت حرفه ای مهندسان را به مخاطره می اندازد، ملزم کرده است (ظهور و خلج، 1389). مدیران برحسب تصور خود از اخلاقی بودن و یا غیر اخلاقی بودن با مسائل مواجه می شوند. عده ای برحسب تصور ناقص و یا وارونه از مسائل اخلاقی، صرفا عمده ترین و بارزترین مفاسد رفتاری و مالی مانند اعتیاد، دزدی، روابط نامشروع جنسی و اختلاس بیّن را مسائل شرعی می دانند و اهل دقت به دلیل داشتن تصور کامل از مسائل اخلاقی، در بن هر تصمیم مدیریتی ده ها مسئله و معضل اخلاقی را رصد می کنند (قراملکی، 1382: 225). قراملکی (1382: 225) ویژگی های اساسی یک مسئله اخلاقی در حرفه را که نیاز به تأمل و واکاوی دارد، چنین فهرست کرده است: 1- فراگیری. 2- بسترهای فراسازمانی (اجتماعی و تاریخی). 3- آثار پایدار و زنده. 4- نتایج مرکب. 5- آثار فراسازمانی (ملی و بشری). 6- نتایج ناپیدا و نامعلوم. 7- دارای جایگزین های مختلف. 8- وابسته به شخص یا اشخاص معین (و اندیشه های آنها). 9- چندتباری (متضلّع و چندبعدی). 10- صعوبت در تشخیص و حل. آموزه های سنتی، تعارضات اخلاقی را به وسیله اصل «دفع افسد به فاسد»  حل می کند. این روش مبتنی بر سنجش اهمیت دو طرف تعارض (اصول یا مسئولیت ها) و محاسبه میزان خسارت و آثار زیان بار هریک از اقدام ها است. وقتی بر سر دو راهه قرار می گیریم، اخذ هریک از آنها خلاف اصول یا تعهدات اخلاقی است. میزان خلاف بودن را می سنجیم و راه خلاف کمتر را برمی گزینیم تا در راه خلاف بیشتر نیفتیم. فاسد و بد را انتخاب می کنیم تا از افسد و برتر مصون باشیم. براساس این اصل در مواردی، گریزی از کار بد نیست زیرا در صورت عدم انجام آن فساد بیشتری حاصل می گردد. بنابراین، در موارد ضروری به تعبیر مولوی «مردار، مباح می شود و فساد صلاح»  (قراملکی، 1382: 250). توسل به روش دفع افسد به فاسد غالبا چشم فرد را از جستن راه سوم باز می دارد. درمواضع فراوانی این که تنها و تنها بر سر دو راهه هستیم پنداری غیر واقعی است و راه های متعدد دیگری وجود دارد. در چنین مواضعی عمل کردن به روش دفع افسد به فاسد قبل از جستجوی راه های دیگر خطا و فسادانگیز است. روش قابل توصیه در حل تعارضات اخلاقی، جستجو از راه های سوم است. این که در همه موقعیت ها راه سوم می تواند وجود داشته باشد رهیافت مهم در مواجهه با تعارضات اخلاقی است. جستجو از چنین راه هایی وظیفه اخلاقیاست که ما را از تصمیم ساده انگارانه در تعارضات رها می سازد. این راه حل ها واقعا خلاقانه اند زیرا مستلزم ابداع گزینه هایی هستند که غالبا مورد توجه نیستند. روش جستجو از راه های سوم توصیه می کند که فرد به نحو خلاقانه، گزینه های متنوعی را ابداع و فهرست کند. آنگاه هریک از آنها را به دقت توزین (وزن دهی) کرده و بالاخره گزینه های مطلوب تر را مورد آزمون قرار دهد (قراملکی، 1382: 251). . 4- نگاهی به پیشینه اخلاق حرفه ای در باب اهمیت پرداختن به اخلاق حرفه ای، اندیشمندان متعددی اظهارنظر کرده اند و پیشینه موضوع، حتی به حکومت هخامنشیان و یونان باستان هم می رسد. بحث آن در یونان وقتی آغاز شد که تدوین یک نظم سیاسی جدید مطمح نظر قرار گرفت. این سیاست در نظریونانیان می باید مجالی را برای نیل اهل مدینه به فضایل اخلاقی فراهم سازد. در آن زمان اخلاق حرفه ای مطرح نبود. البته، اصناف و اهل حرفه رسوم و شعایری داشتند. اما چیزی مثل اخلاق مهندسی نداشتند (داوری اردکانی، 1389). قراملکی (1387) در مجموعه مقالاتی که گردآوری کرده است پیشینه اخلاق حرفه ای را به تمدن ایران باستان و حتی بیش از 3000 سال قبل می رساند. این روند با ظهور ادیان آسمانی خصوصا اسلام با جهش بزرگی همراه می شود. امروزه در هریک از حرفه های تخصصی و مهارتی یکی از مطرح ترین مباحث، اخلاق مناسب آن حرفه است. در سال 1994 یک تحقیق پیمایشی پیرامون تأثیرگذاری تدوین و ترویج اخلاق حرفه ای در میان کارکنان و مدیران تعدادی از صنایع گوناگون، صورت گرفت. یافته های این پژوهش نشان داده که بین رفتارهای اخلاقمند کارکنان سازمان هایی که برای کدهای اخلاقی بهایی قائل شده اند و سازمان هایی که به آنها بی توجهی کرده بودند، تفاوت آشکار و معناداری وجودداشته است (میلن[2]، 200). لشکر بلوکی (1387) در یک پژوهش استقرایی، پیرامون اخلاق حرفه ای پژوهشگران، جدولی از تعهدات اخلاقی را تدوین کرده است. در این جدول، ده گروه ذینفعان با پنج مرحله مطرح در فرایند یک پژوهش، تضارب سطر و ستونی کرده، 50 مقوله اخلاقی را به وجود آورده است. چارچوب ارائه شده توسط وی که با استفاده از اسناد 30 سازمان پژوهشی تدوین شده، برای سایر حرفه ها نیز قابل بهره برداری است.   5- جایگاه اخلاق مهندسی در الگوهای شایستگی مهندسان فردوسی در شاهنامه خود «مهندس» را به معنای «سازنده بنا و ساختمان»  آورده است. او درباره مهندسان در ایران باستان چنین می نویسد: «آنان در حرفه خود ماهر و استاد و متبحّر و از اخلاق والایی چون مسئولیت پذیری برخوردار بوده اند. ارزش هایی چون قدردانی، سخاوت جوانمردی، دادگری، خردمندی، دانایی، خداپرستی، وطن دوستی، و بی توجهی به ثروت و مالو منال از صفات بارز آنها بود»  (بهادری نژاد، 1388: 90). منظور از شایستگی های حرفه ای مهندسان، قابلیت ها و توانمندی هایی است که تجمیعآنها در یک مهندس منجر به موفقیت او در وظایف شغلی و اقتصادی او می گردد. اهمیت اینشایستگی ها به اندازه ای است که حتی فقدان یکی از آنها (در عین وجود سایر شایستگی ها) شکست وی را در وظایف حرفه ای او در پی خواهد داشت (فیض، 1389). مطالعه و بررسی پیشینه موضوع نمایانگر این نکته است که علیرغم پراکندگی و وسعت مقوله های مطرح شده در فهرست شایستگی های مهندسان که توسط نهادها و مؤسسات معتبر ارائه شده است، وجوه مشترک متعددی وجود دارد و در مواردی وجه اختلاف، مربوط به ادبیات به کار رفته و یا میزان تأکید بر برخی از آنهاست. یک مقایسه گذرا در جدول 1 براساس علائم اختصاری مندرج درپیوست 1 و با تأمل بر مستندات 21 نهاد و شورای معتبر، در حوزه آموزش مهندسی ارائه شده است (دوین[3]، 1998؛ سینگلا[4]؛ پوردو[5]، 2008؛ ابت[6]، 2009؛ یو. آی. سی. ای. ای[7]، 1998و واشینگتن اکورد[8]، 2005). . جدول 1: مهم ترین شایستگی های مورد تأکید . در این جدول، از بین 44 شایستگی مورد تأکید مراکز و نهادهای مختلف، تنها به 20شایستگی دارای تأکید بیشتر اشاره شده است (فیض، 1389). چنانچه جدول 1 نشان می دهد درهمه نهادها و مؤسسات مذکور، به نوعی به مقوله اخلاق مهندسی به عنوان یکی از شایستگی هایاساسی مهندسان تأکید شده است. این تنوع ادبیات در ردیف های 5، 8، 12 و 16 مشهود است. در برخی از این عناوین به جنبه حساسیت داشتن نسبت به معیارهای اخلاق مهندسی توجه شده و در برخی نسبت به داشتن دانش مرتبط با این مقوله. ضمنا در اینجا ضروری است دو مفهوم کلیدی تعریف شود: الف: الگوی شایستگی: اگر همه شایستگی های مورد انتظار از مهندسان را در یک مدل مفهومی تصور کنیم، مفهوم (سازه) جدیدی تحت عنوان الگوی شایستگی مهندسان شکل می گیرد. الگوی شایستگی مفهوم نسبتا جدیدی است که بسیاری از انتظارات مورد توجه صاحب نظران را در خود جای می دهد. با نگاهی به ادبیات رایج در توسعه منابع انسانی اصطلاح مدل یا الگوی شایستگی برای مشاغل و حرف مختلف به کرات دیده می شود. برای مثال: الگوی شایستگی مدیران، الگوی شایستگی پزشکان، الگوی شایستگی معلمان، الگوی شایستگیمشاوران و نهایتا الگوی شایستگی مهندسان. «در 75 درصد از مراکز ارزیابی موفق و پیشرو جهان، تداد این قابلیت ها، بین 7 تا 10 مورد است. فقط در 10 درصد از مراکز ارزیابی، تعداد این شایستگی ها، بیش از 15 مورد گزارش شده است»  (ابو العلایی، 1385). ب: مدل عمومی هر شایستگی: منظور از مدل عمومی هر شایستگی، تشریح و توصیف صریح یک شایستگی در قالب مؤلفه های تشکیل دهنده آن است، چرا که هر شایستگی، آمیزه ای ازچند مؤلفه نسبتا مستقل است. «با پخته تر شدن مفهوم شایستگی، دیدگاه شایستگی، حوزه های مشخص تری را دربر گرفت. برای مثال: «ترکیب دانش، مهارت ها، توانایی ها و سایر ویژگی ها» [9] که عملکرد بالاتر از متوسط را متمایز می کند»  (درّی و همکاران، 1385). مدل عمومی شایستگی، به دلیل تنوع دیدگاه ها خود نیازمند بررسی است که در پژوهش حاضر مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. در این پژوهش برای هر شایستگی 5 مؤلفه در نظر گرفته شده بود که پساز مرحله کمی و ارزیابی مدل تئوری، مورد تجدیدنظر قرار گرفته، به 4 مؤلفه تغییر یافت. . 6- ریشه یابی بنیان اخلاق حرفه ای و اخلاق مهندسی ظهور و خلج (1389) معتقدند: «اصول اخلاق از جهان بینی، دین، اجتماع و فرهنگ جامعه تأثیر می گیرد. باور به ارزش های اخلاقی در واقع، مبنا و ضامن تعهد به انجام دادن امور با حس مسئولیت است. ارزش های اخلاقی هر فرد مجموعه ای از اصول و ارزش هایی است که از عقاید، آداب یا فرهنگ اجتماع و خانواده نشئت می گیرد. این اصول و ارزش های اخلاقی جنبه آرمانیدارند و دستیابی و تحقق آنها در سایه تلاش و مراقبت حاصل می شود.» در موقعیت دشوار حرفه ای یا سازمانی فقط با استفاده از آیین نامه ها نمی توان تصمیمات مناسب اخلاقی اتخاذ کرد، بلکه با کمک ارزش های اخلاقی می توان از میان گزینه های دشوار، گزینه ای را که همخوانی بیشتری با اخلاقیات دارد، برگزید. در واقع، آیین نامه های حرفه ای وسازمانی راهنما و هشداردهنده هستند، ولی ضمانت اجرایی ندارند. وقتی توصیه می کنیم کارکنان باید علایق و منافع سازمان را بر علائق شخصی ترجیح دهند، ممکن است بپرسند: چرا؟ غالبا در توصیه های فنی، بهداشتی، ایمنی پرسش از چرا را صرفا کارشناسان و متخصصان به میان می آورند اما غالب کارکنان آنها را بدون چون و چرا به کار می برند در خصوص توصیه های اخلاقی، هر فردی می تواند بپرسد: چرا؟ این سؤال، بدون تردید، موجّه و معقول است و بدون پاسخ به آن نمی توان به ترویج اخلاق در فرهنگ سازمانی و حل نهایی مشکلات اخلاقی امید بست (قراملکی، 1387). قراملکی (1387) معتقد است: طبیعت آدمی را دو ساحت متمایز اما مرتبط است: شناختو رفتار ما. ما موجوداتی عالم و عامل هستیم. می شناسیم و اقدام می کنیم و در هر دو ساحت سخت خطاپذیر هستیم؛ اندیشه های روا و ناروا، رفتارهای شایسته و ناشایست. تشخیص خطا از صواب و پیشگیری و درمان خطا ضرورت تکامل حیات بشری است. آنچه بین خطا و صواب تمایز می آورد، قواعد و نظام مندی فعالیت های آدمی است. اگر ذهن براساس قواعد معین (قواعد منطقی) حرکت کند، از بی راهه مصون می گردد و خطاپذیری و ناکامی آن کاهش می یابد. در ساحت رفتار نیز تمایز بین رفتار شایسته و رفتار ناشایست به وسیله اصول اخلاقی معین می شود. فکر و رفتار درست به ترتیب مرهون تفکر منطقی و اقدام اخلاقی است و این دو (منطقی فکر کردن و اخلاقی عمل نمودن) تمایز اساسی بین انسان و سایر موجودات انگاشته می شود. اگر به عنوان انسان، موجودی عاقل و خردمندیم، رفتار ما نیز باید معقول باشد. نکته مهم در این مقام، ارتباط معنادار بین دو ساحت یاد شده است. همان گونه که کیلفورد نشان می دهد در ساحت اندیشه نیز اخلاقی و غیر اخلاقی بودن در میان است. تأمل در زنجیره استدلال ها نشان می دهد که در تصمیم اخلاقی، محتاج سه امریم: قواعد کاربردی، اصول راهبردی و ملاک نهایی. طرح سؤال «چرا» در اخلاقی بودن هر اقدامی و ارائه آن سؤال به صورت زنجیره استدلال خواهی، ما را به صورت هرمی با سه عنصر مواجه می سازد (شکل 3). قواعد کاربردی، اخلاقی بودن رفتارهای موردی و عینی را نشان می دهند و لذا مورد کاربرد در کسب و کارند. به دیگر سخن، اخلاقی بودن تصمیم های عینی در کسب وکار به وسیله قواعد کاربردی تبیین می شوند و قواعد کاربردی نیز به وسیله اصول راهبردی تبیین می گردند و در نهایت اصول راهبردی به وسیله ملاک نهایی اخلاق تبیین می شوند و ملاک نهایی محتاج تبیین نیست. ملاک نهایی، معنا بخش همه اقدام های اخلاقی است و خود، محتاج معنا نیست. آن، آرمان همه تلاش های اخلاقی است و ترویج اخلاق در نهایت به سوی آن، جهت گیری شده است (قراملکی، 1382: 262). . نمودار 3: هرم موجه سازی رفتارهای اخلاقی (قراملکی، 1382) . صرف نظر از نزاع های بی پایان فیلسوفان اخلاق در این که آیا ملاک نهایی واحد است یا گوناگون، امر واقعی است یا قراردادی، عقلی است یا نه و... می توان گفت: کارآیی و اثربخشی ملاک نهایی در ارائه نظام اخلاقی سازگار و کارآمد، مرهون برخورداری از ویژگی های خاصی است. ملاک نهایی به دلیل نهایی بودن باید نسبت به همه رفتارهای آدمی فراگیر باشد به گونه ای که به مدد آن بتوان خوبی و بدی هر رفتاری را تعیین کرد. ملاک نهایی همچنین باید نامشروط باشد چرا که، امر مشروط، نهایی نیست زیرا موجّه به غیر است و از دلیل آن می توان پرسید. ملاک نهایی، نظام ساز است به معنای این که برحسب ملاک نهایی می توان اصول راهبردی اخلاق را به دست آورد و براساس آنها جدول فضائل و رذائل اخلاقی را ترسیم و قواعد کاربردی را ارائه کرد. به همین دلیل، برحسب پاسخ معین بر این که ملاک نهایی چیست، نظام خاص اخلاقی حاصل می آید. دانشمندان براساس ملاک های متعددی به نظام های مختلف اخلاقی رسیده اند. نظام اخلاقی ارسطویی در این میان سابقه طولانی تری دارد. اخلاق حرفه ای در تفکر سنتی بیش و کم بر نظام ارسطویی استوار بوده است. اما امروزه نظام های دیگری نیز مورد توجه قرار گرفته است. امروزه غالبا پنج نظام عمده اخلاقی در بیان اخلاق حرفه ای مورد استفاده قرار می گیرد. ملاک مقبولیت این پنج نظام در میان ده ها نظریه اخلاقی، توانایی آنها در بیان سیستماتیک فضائل و رذائل اخلاقی و ارائه سازگار، فراگیر و کارآ است. این پنج نظام یانظریه عبارت اند از: نظام فایده گرا، نظام وظیفه گرا، نظام مبتنی بر عدالت فراگیر، نظام مبتنیبر آزادی فردی و نظام مبتنی بر زیبایی و خیر مطلق (قراملکی، 1328: 267). از میان 5 نظام اخلاقی فوق، در این مقاله به تناسب نیاز بحث، فقط به نظام مبتنی برزیبایی و خیر مطلق پرداخته می شود. در خصوص اخلاق، این اتفاق نظر وجود دارد که توقع ما از دین، در این خصوص یعنی ارائه نظام اخلاقی، و این طبیعی ترین توقع از دین است. پیامبرگرامی اسلام (ص) بعثت خود را برای اتمام مکارم اخلاق دانسته است. در این نکته هم توافق نظر وجود دارد که ادیان آسمانی، خداوند را ملاک نهایی اخلاق دانسته اند. خداوند زیبای محض است و معنابخش زیبایی، خیر مطلق و آفریننده هر امر خیر و حقیقت نامشروط است که خود شرط تحقق همه موجودات است. تکلیف و پذیرفتن الزامات و تعهدات اخلاقی در قبال دیگران، وجود آدمی را معنادار می کند و آن را از سطح تعیّنات حیوانی فراتر می برد اما تکلیف فرد، محتاج معنا است و با خدا می توان تکالیف را معنادار ساخت. الهی بودن تکالیف، بالاترین ارزش را به میان می آورد و چون خداوند متعال نامشروط و مطلق است، محتاج ملاک دیگری برای ارزش یافتن نیست. برمبنای این که خداوند متعال را ملاک نهایی ارزش ها بدانیم شاخص خوب، رفتار مقرّب به خدا و شاخص بد، رفتار دورکننده از خدا است. بنابراین، رضایت و عدم رضایت خدا، فضائل و رذائل اخلاقی را متمایز می کند. ان ملاک نسبت به نظریه های پیشین از مواضع قوت زیر برخوردار است (قراملکی، 1382: 270) : رضایت و عدم رضایت خدا هر دو بعد اخلاقی بودن یعنی حسن فاعلی (نیّات و مقاصد) و حسن فعلی (آثار و نتایج) را فرا می گیرد زیرا شرط رضایت خداوند، نیکو بودن هر دو امر است درحالی که نظریات پیشین فقط یکی از این دو امر را فرا می گرفته اند. رضایت خدا همه ملاک های یاد شده را فرا می گیرد. زیرا در روابط اجتماعی و رفتار ارتباطی، شاخص رضایت خدا، رعایت حقوق دیگران و رضایت مردم است. حرمت انسانیت و کرامت آدمی (و همچنین مفید بودن برای مردم) مهم ترین اصل راهبردی است که در رفتار آدمی، تحقق عینی رضایت خداوند را نشان می دهد. عدالت، آزادی و بیشترین منفعت برای بیشترین کسان، قواعد راهبردی هستند که به حرمت انسانیت و کرامت آدمی قابل برگشت اند. کسی که دغدغه رضایت خداوند را دارد، عدالت را رعایت می کند، دغدغه آزادی خود و دیگران را می یابد و تلاش در رساندن بیشترین سود برای بیشترین کسان دارد. به این ترتیب همه آنچه ملاک نهایی انگاشته می شدند در پرتو رضایت خداوند به صورت اصول راهبردی اخلاقی تلقی می شوند. این ملاک علاوه بر تعریف بایدها، به آنها قداست نیز می بخشد، قدسی بودن ارزش ها ضامن اجرایی اخلاق است و اخلاق از این طریق به سطح متعالی در حیات آدمی ارتباط می باید. اینک به سهولت و با عقلانیت کامل می توان منافع شخصی را تحت الشعاع منافع عام قرار دادو منافع اعم را بر منفعت عام ترجیح بخشید. ملکی و همکاران (2009) در یک پژوهش پیمایشی در میان دانش آموختگان دانشگاه های صنعتی شریف، تهران و شهید بهشتی به این نتیجه رسیده اند که اعتقاد به سنت های قرآنی وباورهای مرتبط با فلسفه زندگی، بر انتخاب شغل آنها و سپس نحوه عملکرد آنها در آن شغل تاثیر بسیار قابل توجه و معناداری داشته است. . 7- رویکرد و طرح کلی پژوهش گزارش شده در اینجا گزارش پژوهشی که در قالب یک رساله دکترا (فیض، 1389) در دانشگاه شهیدبهشتی اجرا شده است، به طور فشرده و گزینشی به تناسب موضوع مقاله، ارائه شده است. طرح کلی پژوهش، اکتشافی ترکیبی[10] متوالی از نوع کیفی و کمی است که بخش اصلی آن، پژوهش کیفی می باشد. راهبرد اکتشافی متوالی، که مبنای پژوهش حاضر است، «شامل گردآوری و تحلیل داده های کیفی در مرحله اول و به دنبال آن گردآوری و تحلیل داده های کمّی در مرحله دوم است. داده های کمی در این رویکرد، خود براساس نتایج کیفی مرحله اول بنا نهاده می شوند. معمولا مرحله اول مطالعه، مورد تأکید قرار می گیرد و ترکیب داده ها از طریق برقراری ارتباط بین تحلیل داده های کیفی و گردآوری داده های کمّی انجام می گیرد (کیامنش، 1389: 33). . 8- چارچوب نظری پژوهش چارچوب موردنظر در پژوهش حاضر، در شکل 4 نمایش داده شده است. در این مدل، شایستگی های مورد انتظار از یک دانش آموخته دانشکده مهندسی، در موقعیت شغب مرتبط با تخصص وی و هدف اصلی دانشکده، مدنظر می باشد. چرا که یک دانش آموخته دانشگاه، درحال و آینده، در نقش های متعددی حضور می یابد و در هریک از این نقش ها از وی انتظارات متفاوتی مدنظر می باشد که اکثر آنها ارتباط چندانی با شایستگی های مورد انتظار از یک مهندس ندارد. در عوض آنچه مورد انتظار است، صرفا ویژگی ها و قابلیت های مرتبط با حرفه مهندسی اوست. دیدگاه ارائه شده توسط بهادری نژاد و یعقوبی (1382) و همچنین یعقوبی و همکاران (1383) که در آن، پرورش مهندسان شایسته در سه سطح متمایز هدف گذاری شده اند و تأیید تجربی این دیدگاه در یک پژوهش میدانی (فیض و زارع، 1388) چارچوب نظری پژوهش حاضر را شکل می دهند. . نمودار 4: سطوح پرورش و ارزیابی شایستگی های مهندسی، برگرفته از فیض و زارع (1388) . بر این اساس، یک دانش آموخته دانشکده فنی -مهندسی نمی تواند فارغ التحصیل شایسته ای خصوصا از حیث داشتن اخلاق و نگرش مطلوب مهندسی باشد، مگر آنکه در دو سطح زیربنایی (پیش زمینه) آن، به وضعیت مطلوبی رسیده باشد. این ارتباط سطوح، در پژوهش مذکور، بامحاسبه ضرایب همبستگی دوگانه بین سطوح مختلف به اثبات رسیده است. . 9- مراحل و روش اجرای پژوهش چنانچه ذکر شد، از آنجا که موضوع پژوهش، گسترده و چند وجهی است، برای یافتن پاسخ های سؤالات مطروحه، از روش ترکیبی (آمیخته) به صورت پژوهش کیفی و کمی متوالی شامل مطالعه اسنادی، روش دلفی[11] و پیمایش نظرسنجی، متناسب با نوع سؤال استفاده شدهاست. . 10- روند بخش کیفی پژوهش و روایی آن بخش کیفی پژوهش، عمدتا براساس الگوهای مطرح شده در بخش اول طراحی گردید. بدین منظور ابتدا زندگی نامه 12 نفر از مهندسان برجسته ایرانی و غیر ایرانی نیز مورد مطالعه قرار گرفت تا ویژگی های بارز و مشترک آنها شناسایی و استخراج گردد. سپس حدود 90 نفراز خبرگان موضوع در سه گروه، شامل مدیران پرسابقه بخش صنعت، برنامه ریزان نظام آموزشمهندسی کشور و اعضای پرسابقه هیئت علمی دانشکده های فنی-مهندسی (به عنوان ذینفعان مشارکت کننده) شناسایی و به مشارکت دعوت شدند. از این میان 47 نفر از خبرگان منتخب، در فرایند پژوهش مشارکت نمودند. لازم به ذکر است که برای نمونه گیری افراد مورد مشاهده در پژوهش های کیفی، بهجای نمونه گیری احتمالی، از راهبردهای نمونه گیری قصدی یا نمونه گیری هدفمند استفاده می شود. در این نوع نمونه گیری، پژوهشگر سعی بر آن دارد که افراد را چنان انتخاب کندتا هدف تحقیق، تحقق یابد (بازرگان، 1387: 46). سپس متون معتبر در توصیف و تعریف مهندس و شایستگی های مورد انتظار از وی، مورد مطالعه قرار گرفت. پس از آن، در چارچوبیک پژوهش کیفی به روش دلفی، این بخش از پژوهش، با هدف دستیابی به شایستگی هایمورد انتظار از مهندسان نظام آموزش عالی ایران طراحی و اجرا شد. مواد خام این پژوهش کیفی، حاصل مطالعات کتابخانه ای گسترده، جستجو در منابع اینترنتی و همچنین برگزاری2 جلسه هم اندیشی (مصاحبه گروهی) در تابستان 1388 با حضور 35 نفر از خبرگان موضوع طی دو جلسه و نهایتا دقت و تأمل در 21 اظهارنظر مکتوب ارسالی توسط برخی دیگر ازصاحب نظران بود. با نگاهی به متون معتبر و نظرات خبرگان این حوزه، مشاهده می شود که حدود 50 شایستگی در سطوح مختلف و با جنس متفاوت قابل احصاء می باشد. انتخاب تعداد محدودی از این شایستگی ها به عنوان شایستگی های کلیدی حرفه مهندسی کاری بس دشوار و شایدغیرممکن باشد. کاربرد مدل فرکتال به ما این امکان را می دهد که از اکثریت قریب به اتفاق شایستگی های موجود در متون معتبر، برای تدوین الگوی شایستگی استفاده کنیم و تا حدامکان، از هیچ عنوان مفید و مؤثری چشم پوشی نکنیم، چرا که پژوهش حاضر نشان داده کهاکثریت قریب به اتفاق این شایستگی ها از اهمیت نسبتا هم ترازی برخوردار می باشند. در اینمرحله، در قالب یک مدل فرکتالی برای هریک از وصف های کلی مهندس شایسته، سه مؤلفه به دست آمد. این الگو پس از نظرسنجی، مورد بازنگری کلی قرار گرفت که ابتدا به پنج مؤلفه افزایش یافت و در نهایت با اجرای مرحله کمی پژوهش به چهار مؤلفه تبدیل شد. . 11- بررسی روایی بخش کیفی پژوهش باید توجه داشت که در پژوهش کیفی، مفهوم روایی و پایانی (بررسی ثبات یا همسانی پاسخ ها) و همچنین تعمیم پذیری، بیانگر همان مفاهیم ضمنی موجود در پژوهش کمّی نیستند. پایان کیفی[12] نشان می دهدکه رویکرد پژوهشگر با رویکرد پژوهشگران دیگر و همچنین درپروژه های دیگر یکسان و مشابه است (کیامنش، 1389). در پژوهش کیفی، روایی پژوهش به معنای معتبر بودن نتایج پژوهش از منظر خبرگان موضوع و سازگاری نتایج حاصله، بادیدگاه های صاحب نظران است. به علاوه اینکه پژوهش کیفی، معمولا نیازمند بررسی پایانی نمی باشد. به منظور ارزیابی روایی[13] (اعتبار) الگوی شایستگی تدوین شده، به عنوان محصول بخش کیفی پژوهش، ابتدا در جلسه ای با حضور 12 نفر از خبرگان موضوع، ارائه و پس از دریافت موافقت کلی آنها با این الگو، چارچوب کلی و جزئیات الگو برای همه خبرگان مشارکت کننده (47 نفر) ارسال شد. در نهایت براساس 34 پاسخ دریافتی، کلیت الگو تأیید و جزئیاتی از آن، نیازمند اصلاح تشخیص داده شد که مورد توجه قرار گرفت و اصلاحات ضروری اعمال گردید. . 12- روند بخش کمّی پژوهش و روایی آن از آنجا که بخش عمده پژوهش، مطالعات کیفی بود و انجام پژوهش کمی صرفا برای آزمون نتایج حاصل از پژوهش کیفی بوده است، لذا برخی از اصول و قواعد رایج در مطالعات کمی از قبیل روش نمونه گیری تصادفی و تعیین حجم نمونه در این پژوهش مراعات نشده است. به عبارت دیگر هدف ما از اجرای طرح پیمایشی در میان بخشی از فارغ التحصیلان دانشگاه صنعتی شریف، صرفا ارزیابی مدل نظری (الگو یا نقشه مفهومی) حاصل از انجام مرحله کیفی است و نه قضاوت (و تعمیم یافته ها) درباره شایستگی های حرفه ای عموم مهندسان فارغ التحصیل دانشگاه صنعتی شریف. در بخش کمی پژوهش، جامعه آماری پژوهش، دانش آموختگان دانشگاه صنعتی شریف بودند که اکثرا طی سال های 68 تا 87 در مقطع کارشناسی، در رشته های مختلف مهندسی فارغ التحصیل شده اند. این امکان برای حدود 6000 نفر که آدرس اینترنتی آنها درانجمن فارغ التحصیلان دانشگاه موجود بود، مهیا گردد. پرسشنامه ارسالی، توسط پژوهشگر وبه صورت خودارزیابی طراحی شده بود (فیض، 1389) در نهایت حدود 460 فرم تکمیل شده دریافت شد که به علت نقض برخی از آنها، تحلیل آماری بر روی 41 نمونه صورت گرفت. اطلاعات به دست آمده از پرسشنامه های تکمیلی، با نرم افزارهای [14]SPSS و [15]AMOS 4موردتجزیه و تحلیل آماری قرار گرفت. . 13- ارزیابی روایی و پایانی بخش کمّی (پرسشنامه خودارزیابی مهندسان) الف) روایی بخش کمی: از آنجا که پرسشنامه خودارزیابی، برمبنای نتایج حاصل از بخش کیفی طراحی گردیده بود، لذا روایی بخش کیفی، در واقع، روایی این پرسشنامه نیز محسوبمی شود. به عبارت دیگر، روایی بخش کیفی پژوهش، برای پرسشنامه استفاده شده در بخش کمی نیز معتبر است. ب) پایانی بخش کمی: پس از اطمینان از روایی ابزار اندازه گیری، پایانی ابزار مورد ارزیابی قرارگرفت. به منظور بررسی پایانی پرسشنامه، آلفای کرونباخ[16] (که معرف جنبه همگنی پایانی ابزاراست) برای 8 قسمت اصلی پرسشنامه مهندسان، به تفکیک و براساس 7 پرسش مستقل پیرامونهر شایستگی، محاسبه شد. با توجه به عدم وجود ابزار اندازه گیری پرسابقه در این حوزه، نبایدانتظار مقدار آلفای کرونباخ بالایی را از ابراز محقق ساخته این پژوهش انتظار داشت. لذا آلفاهای به دست آمده اکثرا قابل قبول بودند. یافته ها نشان می داد که شایستگی های «فعال و پرانرژی بودن» و «اخلاقمند و پاسخگو بودن» از ضریب آلفای پایین تری (635/0 و 653/0) برخورداربوده، نیاز به تجدیدنظر داشتند. این واقعیت، در ارزیابی الگوهای مفهومی این دو شایستگی، توسط نرم افزار AMOS نیز مورد تأیید قرار گرفت. لذا به عنوان یک راه حل، شایستگی های1 و 2 با یکدیگر ادغام شدند و شایستگی جدید با عنوان «انگیزه متعالی داشتن» شکل گرفتکه آلفای کرونباخ آن با 10 پرسش مستقل ارزیابی شد و مقدار نسبتا قابل قبول 767/0 راکسب کرد. برای ارزیابی میزان پایانی پرسشنامه طراحی شده، در اندازه گیری شایستگی کلی مهندسان، مقدار کمّی شایستگی کل، با استفاده از 5 بخش مستقل پرسشنامه، محاسبه شدکه آلفای کرونباخ برابر 807/0 به دست آمد. این آلفا نشان دهنده همگنی کلی پرسشنامه در ارزیابی شایستگی حرفه ای مهندسان و شاهد دیگری بر پایانی پرسشنامه محقق ساخته محسوب می شود. . 14- روش ارزیابی الگوی مفهومی (برازش مدل) در پژوهش حاضر، به منظور ترکیب دو مرحله، آنچه از مرحله کیفی بدست آمد، در مرحله کمی مورد ارزیابی قرار گرفت تا صحت و سقم الگوی مفهومی هریک از شایستگی ها، باتحلیل های آماری سنجیده شود. این ارزیابی، با استفاده از نرم افزار تخصصی AMOS که درروش های تحلیل مسیر[17] کاربرد دارد صورت پذیرفت. سپس الگوی پیش فرض، مورد بازنگری قرار گرفت و نتایج نهایی دو مرحله در قالب دو موضوع تدوین شد: الف) الگوی مفهومی هریک از شایستگی ها ب) الگوی کلان شایستگی حرفه ای مهندسان . 15- بخشی از یافته های پژوهش در پیش فرض الگوی شایستگی مهندسان که حاصل مرحله کیفی بود، 8 شایستگی اصلی وجود داشت که هرکدام دارای 5 مؤلفه فرعی بود (یعنی جمعا 40 شایستگی فرعی). براساس داده های حاصل از خود ارزیابی مهندسان، الگوی 5 مؤلفه ای هریک از8 شایستگی ها، به تفکیک به وسیله نرم افزار 16 SPSS و 16 AMOS ارزیابی شد. نرم افزار 16 AMOS برای هریک از الگوهای مورد بررسی، 10 جدول ارزیابی تحت عنوان Fit Model ارائه می کند که حاوی اطلاعات متعددی درباره برازش مدل تعریف شده، نسبت به داده های کمّی و آماری است. ولی در جدول 1 فقط 4 پارامتر مهم تر ارائه شده است. خلاصه نتایج ارزیابی 8 الگوی شایستگی، و مقدارهای پارامترهای هرکدام از آنها و همچنین مقدارضریب استاندارد شده هریک از مؤلفه های هر شایستگی، در ترکیب خطی آن شایستگی، در جدول 2 ارائه شده است. . جدول 2 پارامترهای برازش مدل هریک از شایستگی ها و ضرایب استاندارد شده مؤلفه های پنج گانه آنها * حذف بدین معناست که اثر این مؤلفه بر شایستگی مربوط، بسیار ناچیز بوده است. . نمودار 5: مدل پیش فرض تحلیل مسیر الگوی شایستگی حرفه ای مهندسان . جدول 1 نشان می دهد که مؤلفه تقیدی، در اکثریت قریب به اتفاق الگوهای ارزیابی شده، با ضریب رگرسیون استاندارد بسیار پائین، همراه و یا به کلی حذف شده است. لذا می تواننتیجه گرفت که مؤلفه تقیدی می باید از الگوی عمومی شایستگی ها حذف گردد، ولی برایحذف این مؤلفه از هر شایستگی باید تبیین و تحلیل مناسبی را عرضه کرد که در بخش پنجمبیان می شود. ضمنا در هر شایستگی، در خصوص مؤلفه هایی از این نتایج که ضریب رگرسیونپائینی داشت، تجدیدنظر صورت گرفت که الگوی نهایی شایستگی مهندسان و مؤلفه هرکدام، تحت تأثیر این اصلاحات تدوین شده است. بر این اساس، الگوی اولیه (پیش فرض) 5 مؤلفه ای هر شایستگی، به الگوی 4 مؤلفه ای، شامل موارد زیر تغییر یافت: -مؤلفه عمدتا نگرشی/انگیزشی -مؤلفه عمدتا دانش کاربردی -مؤلفه عمدتا توانایی ذهنی -مؤلفه عمدتا مهارت عملی این الگوی عمومی شایستگی، در 6 عنوان از 8 عنوان شایستگی ها تأیید شد و لذا می تواند الگوی عمومی شایستگی ها محسوب شود. بر این اساس می توان الگوی نمودار 6 را حاصل این پژوهش دانست. . نمودار 6: الگوی عمومی هر شایستگی . 16- الگوی شایستگی حرفه ای مهندسان جدول 3 حاوی پارامترهای برازش دو مدل برای رابطه بین شایستگی کلی یک مهندس وفهرست شایستگی های حرفه ای او می باشد. در مدل پیش فرض، 8 شایستگی و در مدل اصلاحشده، با ادغام شایستگی اول و دوم، در قالب یک شایستگی جدید با عنوان «انگیزه متعالی[18]» ، 7 شایستگی مطرح بوده است. پارامترهای برازشی دو مدل، برای رابطه بین شایستگی کلی یکمهندس و شایستگی های حرفه ای او، در جدول 3 آمده است. در جدول 3 هریک از پارامترهای چهارگانه، دارای دو حد نصاب (بیشینه یا کمینه) است که مقادیر آن در جدول نیامده ولی برای هریک از مقدارهای به دست آمده از پارامتر، وضعیت نسبی آن در قیاس با حد نصاب درج شده است. . جدول 3: مهم ترین پارامترهای برازش دو مدل (در دو الگوی پیش فرض و اصلاح شده) . بدین ترتیب، الگوی شایستگی حرفه ای مهندسان، به عنوان محصول نهایی این پژوهش، شامل 7 شایستگی اصلی است که حاصل ترکیب نهایی پژوهش کیفی و کمی می باشد. این 7شایستگی عبارت اند از: 1- دارای انگیزه متعالی برای ارائه مؤثرترین خدمت مهندسی (خدمتی بی ریا به نیازمندترین افراد، همراه با پرهیزگاری کامل و عشق ورزی بی توقع). 2- توانایی ابتکار و خلاقیت در تبیین علمی و حل نظام مند مسئله های مهندسی 3- بهره مندی از حجم وسیعی از دانش پایه مهندسی و دانش تخصصی رشته خود. 4- مهارت در انجام فعالیت اثربخش در یکی از عرصه های 14 گانه کاربرد مهندسی. 5- مهارت در انجام فعالیت در یک گروه کاری به عنوان عضو موثر گروه. 6- اهتمام به یادگیری مستمر و مادام العمر خصوصا در حوزه علوم و فنون مهندسی. 7- اهتمام خودجوش به ثبت آموخته ها و یافته ها و انتقال دانش، تجارب و قابلیت های خودبه همکاران و همگنان. . 17- جایگاه اخلاق حرفه ای در الگوی شایستگی مهندسان (حاصل پژوهش) در میان 7 شایستگی اصلی مهندسان، به جای عنوان رایج اخلاق مهندسی، که در تمامیفهرست های شایستگی های حرفه ای مهندسان مشاهده می شود، عبارت زیر آمده است: دارای انگیزه متعالی برای ارائه موثرترین خدمت مهندسی (خدمتی بی ریا به نیازمندترین افراد، همراه با پرهیزگاری کامل و عشق ورزی بی توقع) این عبارت دربردارنده اخلاق مهندسی نیز می باشد. ضمنا در متن مؤلفه های انگیزشی هریک از شایستگی ها، ویژگی اخلاقمندی و پاسخگویی مدنظر قرار گرفته است. لذا ادعا می شود که وجود این دو نکته، جایگزین مناسبی برای اخلاق مهندسی خواهد بود. یکی از مهم ترین مباحثی که در حوزه اخلاق مهندسی در منابع مختلف دیده می شود، حل تعارض در تصمیم گیری های مهندسی است. این موضوع نیازمند در دست داشتن معیارهایی است که بتوان با استفاده ازآنها اولویت ها را سنجید. وجود انگیزه متعالی در یک مهندس و همکاران او، تصمیم گیری در موقعیت های تعارض مصالح و منافع را، از پیچیدگی های رایج، خارج می سازد. به اعتقاد برخیروان شناسان، انگیزه، قلب روان شناسی است (شعاری نژاد، 1380). انگیزه که معمولا مترادف با انگیزش به کار می رود (ولی متفاوت هستند) ، چرایی رفتار و عامل است که سبب ایجاد رفتاری معین (یا ترک آن) می شود. انگیزه، پاسخ یک سؤال مهم درباره رفتار فرد است: چرا فلان شخص، آن رفتار خاص را انجام داد؟ یا انجام نداد؟ (سیف، 1378). بر این مبنا به نظرمی رسد که انگیزه متعالی را باید شایستگی محوری یک مهندس شایسته به حساب آورد، کهسایر شایستگی ها را نیز، به شدت تحت تأثیر قرار می دهد. این نگاه با رویکرد بهادری نژاد (1388) که ثمربخشی یک مهندس برای جامعه خود را در فرمول . M .E .R .K .S خلاصه کرده است، تطابق دارد. در این فرمول، M مخفف Motivation [انگیزه]است که فقدان آن، سایر سرمایه هایانسان را نیز بی تأثیر می کند. علیرغم فقدان ظاهری شایستگی «اخلاق مهندسی» در فهرستشایستگی های 7گانه مهندسان، در عوض، به مصادیق آن در قالب موارد زیر توجه شده است: *داراری انگیزه متعالی برای ارائه موثرترین خدمت مهندسی (خدمتی بی ریا به نیازمندترینافراد، همراه با پرهیزکاری کامل و عشق ورزی بی توقع) *گرایش به خلق سرمایه و ایجاد ارزش افزوده و مزیت رقابتی برای سازمان متبوع و کشوربا توجه به فوریت های کشور و سازمان *گرایش به همکاری با یک گروه کاری و علاقمندی به موفقیت همه اعضا با عنایت بهمسئولیت فردی خود *گرایش به حفظ و ارتقاء اثربخشی و کارآمدی زندگی شخصی و حرفه ای با رعایت اولویت های حال و آینده سازمانی *گرایش به مشارکت بی منت در ارتقاء اثربخشی و کارآمدی دیگران با رعایت حقوق مالکیت معنوی و حفظ اسرار ملی و سازمانی لذا هرچند اخلاق مهندسی در ردیف 7 شایستگی اصلی نیامده است، ولی توجه به آن، در پیوندی که با سایر شایستگی ها دارد، حتی بیشتر از سایر الگوها، مدنظر بوده است و نموداخلاق مهندسی در سایر شایستگی ها مشهود است. به علاوه اینکه قلب هریک از شایستگی ها، مؤلفه انگیزشی آن است و این مؤلفه بدون مقارنت با ارزش ها و فضائل اخلاقی مهیا نمی شود. لذا نباید اخلاق مهندسی، در عرض (هم ردیف) سایر شایستگی ها، محسوب شود، چرا که دراین صورت تعارض های واقعی در فعالیت های مهندسی، کار را چنان دشوار می کند و در اکثر مواقع، اخلاق مهندسی به خطر می افتد و ضوابط آن، زیر پا گذاشته می شود. در عوض، ضوابط اخلاق مهندسی می باید در متن و بطن انگیزه فعالیت مهندسی، حضور داشته باشد. انگیزهفعالیت یک مهندس، اگر به موضوعاتی پست و کم ارزش مربوط باشد، هرگز نمی تواند او را بهمهندسی شایسته و اخلاقمند تبدیل کند. . 18- بحث، نتیجه گیری، پیشنهادهای پژوهشی و کاربردی یک مهندس، نقشه های مختلفی را در زندگی خود، تجربه می کند که با نگاه اجمالی می توان این نقش ها را چنین برشمرد: *نقش بنده ای در برابر خدا *نقش فردی برای خودش *نقش عضوی از خانواده (سرشرست خانواده). *نقش تعامل با مردم. *نقش یک عنصر اقتصادی-شغلی (به عنوان یک مهندس). *نقش یک عنصر سیاسی-اجتماعی در سطح جامعه. *نقش یک انسان آکادمیک (تحصیل کرده دانشگاهی). *نقش جزئی از نظام هستی و موجودی در طبیعت زنده. هر انسان، اگرچه در نقش های مختلف، حضور می یابد، ول وجودی بسیط و یکپارچه داردکه بی توجهی به این ویژگی، ما را از تحلیل واقعیت ها و اجرای راهکارهای بنیادین در تربیت مهندسان شایسته، دور می کند. در این زمینه، استفان کاوی (صاحب یکی از پرفروش ترین کتاب های دنیا) تأکید دارد: همه نقش ها حائز اهمیت اند، لذا موفقیت در یک نقش نمی تواند شکست در نقش دیگررا توجیه کند. به بیانی دیگر موفقیت در کسب وکار، ناکامی در زندگی زناشویی را توجیه نمی کند و یا کامیابی در خدمت و ایثار به جامعه، نمی تواند قصور در وظیفه پدر نسبت یه فرزند را برطرف کند. از سوی دیگر موفقیت یا ناکامی در هر نقش، کیفیت نقش های دیگر و کل زندگی را تحت تأثیر قرار می دهد. بدون توجه به این «تصویر بزرگ از کلیت وجود انسان» که نمایانگر هشیاری ما نسبت به نقش هایمان است ممکن است به سادگی، اوقات خویش رابه چند نقش خاص اختصاص داده و از توجه و صرف وقت در نقش های دیگر غافل بمانیم (استفان کاوی، 1386: 176). به نظر می رسد بهترین روش در توجه همه جانبه به همه نقش ها، همانا داشتن یک رسالت واحد[19] و منحصربه فرد در کل زندگی و شناسایی مأموریت های متفاوت برای هریک از نقش ها براساس همان رسالت واحد است. به عبارت دیگر، انسانی با یک رسالت واحد ولی چند مأموریت همزمان، که هریک از این مأموریت ها چیزی جز ظهور همان رسالت واحد در موقعیت هر نقش و به اقتضای ضرورت های آن نقش نیست. این راه حل را برای نجات از تعارض میان انتظارات مطرح در هر نقش، استفان کاوی با رسم یک درخت با تنه ای واحد و شاخه های متعدد به خوبیبه نمایش گذاشته است (استفان کاوی، 1386). الف: بحث درباره نتایج وجوه تمایز و مزایای قابل توجه در الگوی نهایی این پژوهش را، در قیاس با سایر الگوهای شایستگی حرفه ای مهندسان می توان در نکات زیر خلاصه کرد: 1- ساختارمندی الگوی نهایی در قالب سطوح سه گانه شامل 1، 3، 6 و 24 ویژگی. 2- بازنگری صورت گرفته در الگوی نظری، با استفاده از نتایج بخش کمی پژوهش که درکمتر پژوهشی دیده می شود. 3- هرچند اخلاق مهندسی در ردیف 7 شایستگی اصلی نیامده است، ولی توجه به آن، در پیوندی که با سایر شایستگی ها دارد، حتی بیشتر از سایر الگوها، مدنظر بوده است. 4- تفکیک صریح شایستگی های عمومی مهندسان از شایستگی های ضروری برای هریک ازعرصه های 14گانه کاربرد مهندسی و یا حوزه های 5گانه اشتغال مهندسان، که در هیچ یک از پژوهش های مرور شده، سابقه نداشته است. در ابتدای مقاله، دو رویکرد به مفهوم «اخلاق» بیان شد. این دو رویکرد، علیرغم تفاوت هاییکه با یکدیگر دارند، مکمل یکدیگر نیز هستند. الگوی نهایی شایستگی های مهندسی، در نمودار7 نمایش داده شده است. در این الگو، تلفیق دو رویکرد مذکور، مشاهده می شود. تلفیق دورویکرد فوق، از این جهت حائز اهمیت است که از رویکرد اول می توان این نکته مثبت را برداشت کرد که دانش اخلاق در حوزه های کاربردی مختلف، متفاوت است. به عبارت دیگر، دانش مورد نیاز در اخلاق خانوادگی، با دانش مورد نیاز در اخلاق حرفه ای و همچنین با دانشمورد نیاز برای اخلاق زیست محیطی متفاوت است. لذا برای عامل بودن به قواعد هریک از این اخلاقیات کاربردی، دانستن دانش آن حوزه ضروری است. بنابراین از حیث دانش، قابل تفکیک و تجزیه هستند. اما از رویکرد دوم، این نکته کلیدی را می توان برداشت کرد که انگیزه رعایت اخلاقیات در همه حوزه های کاربردی، انگیزه ای واحد و منحصربه فرد است. این انگیزه در روحو جان آدمی جایگاه دارد و از جنس دانش نیست که در ذهن آدمی جای دارد. بر این مبنا، هسته انگیزشی همه اخلاقیات، مشترک است. تلفیق دو رویکرد مذکور در ابتدای مقاله، بدین معناست که اولا انگیزه مراعات همه ضوابط اخلاقی، مشترک، واحد و منحصربه فرداست و ثانیا دانش مورد نیاز هریک از حوزه های اخلاقیات کاربردی، با دانش حوزه دیگر متفاوت است. این ترکیب، در شکل 6 نیز قابل مشاهده است. هسته مرکزی شکل 7، انگیزه متعالی یک مهندس است که سرچشمه سایر شایستگی های اوست و به سایر شایستگی های او نیز رنگ و بوی تعالی می بخشد. در عین حال، دقت در هریک از 6 شایستگی حلقه میانی اینمدل، و شرح تحلیلی آنها که در قسمت 17 ارائه شد نشان می دهد که در متن هرکدام از اینشایستگی ها، هم مؤلفه ای انگیزشی نهفته است و هم مؤلفه ای دانشی. مؤلفه انگیزشی این 6شایستگی در حقیقت، ارزش اخلاقی آن شایستگی است که از هسته مرکزی سیراب می شود (رویکرد دوم) و مؤلفه دانشی آن، همان نقطه تفاوت بین آنهاست که به تفکیک باید آموخته شود و برای هریک از آنها متفاوت است (رویکرد اول). در بین عناصر 24گانه ای که در حلقه خارجی شکل 7 وجود دارد 6 مؤلفه انگیزشی است که به شش شایستگی اصلی مرتبط است. این شش مؤلفه که در شکل 7 با زمینه تیره متمایز شده است، عبارتند از: 1- گرایش به کارگشایی در حل مسئله های مهندسی با استفاده از اطلاعات و امکانات دردسترس و بهینه کردن دقت، سرعت و هزینه 2- گرایش به تعامل حرفه ای با متخصصان رشته های مختلف مهندسی و غیرمهندسی 3- گرایش به خلق سرمایه و ایجاد ارزش افزوده و مزیت رقابتی برای سازمان متبوع و کشوربا توجه به فوریت های کشور 4- گرایش به همکاری با یک گروه کاری و علاقمندی به موفقیت همه اعضاء، با توجه به مسئولیت فردی خود 5- گرایش به حفظ و ارتقاء اثربخشی و کارآمدی در زندگی شخصی و حرفه ای با رعایت اولویت های حال و آینده سازمانی 6- گرایش به مشارکت بی منت در ارتقاء اثربخشی و کارآمدی دیگران با رعایت حقوق مالکیت معنوی و حفظ اسرار ملّی و سازمانی. تأمل در شش مؤلفه فوق نشان از حضور آثار اخلاق مهندسی در مؤلفه انگیزشی همه شایستگی های مهندسان دارد. این حضور پررنگ، نیاز واقعی عملکرد مطلوب مهندسان است که فقدان هریک از آنها می تواند پیامدهای خطرناکی را به دنبال داشته باشد. این نگرانی، همان است که حکیمان گوشزد کرده اند: چو دزدی با چراغ آید، گزیده تر برد کالا! . نمودار 7: الگوی کلی شایستگی های حرفه ای مهندسان با تأکید بر جایگاه انگیزه متعالی . چنانچه بیان شد هسته مرکزی این الگو، انگیزه متعالی است. هرچند این ویژگی، اولین شایستگی از 7 شایستگی حرفه ای مهندسان (به عنوان حاصل پژوهش گزارش شده) می باشد، ولی در حقیقت، هسته مرکزی و موتور محرک 6 شایستگی دیگر است. به عبارت دیگر، انگیزه متعالی یک مهندس، او را به سمت کسب سه ویژگی کلان یعنی: *تخصص علمی، *توانمندی عملی، *و رشد و بالندگی، سوق می دهد و این سه ویژگی کلان، هرکدام، به دو شایستگی تجزیه می شود که درمجموع 6 شایستگی شکل می گیرد. نکته حائز اهمیت، ماهیت شایستگی است که براساس نتایج پژوهش، همزمان دربردارنده4 مؤلفه متمایز است: *مؤلفه انگیزشی، *مؤلفه توانایی ذهنی، *مؤلفه دانش کاربردی، *و مؤلفه مهارت عملی. بر این اساس، هریک از شایستگی های 6 گانه حلقه میانی الگوی فوق، دارای یک مؤلفه انگیزشی نیز می باشد. چنانچه ذکر شد، این مؤلفه های انگیزشی، از همان انگیزه متعالی که شایستگی محوری است، سرچشمه می گیرند. از سوی دیگر، وجود مؤلفه دانشی در هریک ازشایستگی ها، ضرورت پرداختن به دانش اخلاق مهندسی را نیز ایجاب می کند. دانش اخلاق مهندسی، شامل مواردی از قبیل استانداردهای ضروری، انواع آلاینده ها، خطرات احتمالی محیط کاری، قوانین و ضوابط حرفه ای و... می باشد. دانستن این اطلاعات مشابه اگاهی فرداز پیام های نهفته در رنگ های سه گانه چراغ راهنمایی و همچنین پیامد عدم توجه به آنها چه از حیث جریمه و چه از حیث خطرات است. لذا داشتن انگیزه متعالی، برای رعایت الزامات اخلاق مهندسی کافی نیست بلکه دانش مرتبط را نیز طلب می کند. بنابراین وجود دروس اخلاق مهندسی یا مشابه آن ضروری است. از طرف دیگر، رعایت ضوابط اخلاقی مهندسی، نیازمند توانایی ذهنی خاصی است تا یک مهندس بتواند در موقعیت تصمیم گیری، بین گزینه های ممکن، گزینه مفیدتر یا گزینه کم ضررتر را بیابد و یا اساسا به دنبال راه حل جدید (به تعبیرقراملکی (1382) راه حل سوم) و خلاقانه ای باشد تا از بحران تصمیم های متعارض نجات یابد. ملکی و همکاران (2009) نیز در یک پژوهش پیمایشی خود به این نتیجه رسیده اند که اعتقاد به سنت های قرآنی و باورهای مرتبط با فلسفه زندگی، بر انتخاب شغل دانش آموختگان دانشگاه هاو سپس نحوه عملکرد آنها در آن شغل تأثیر بسیاری داشته است. الگوی زندگی موحّدانه که برگرفته از آموزه های قرآن کریم است، مهندسی را توصیف می کند که در برابر انتظارات چندگانه قرار ندارد؛ انتظارات وجدان، انتظارات کارفرما، انتظارات قانونی، انتظارات پیمانکار، انتظارات خانواده، انتظارات ملی و انتظارات جهانی. بلکه در عوض، یک مهندس موحّد، خود رادر برابر یک حقیقت و فقط همان حقیقت پاسخگو می داند و آن کسی جز خدا نیست، همان گونه که قراملکی، (1382) با تعبیر انگیزه تقرب به خدا از آن بحث کرده و مزایای این انگیزه را درتحقق اخلاق حرفه ای برشمرده است. این پاسخگویی به خداوند و انگیزه تقرب به او، قطعا به تعالی فرد و جلب منافع عمومی نیز منجر خواهد شد. قدر و منزلت این الگوی زندگی موحدانه در قیاس با سبک های رایج زندگی، در مثال مندرج در آیه 29 سوره زمر، آشکار شده است: «ضرب اللّه مثلا رجلا فیه شرکاء متشاکسون و رجلا سلما لرجل، هل یستویان مثلا؟... » (زمر: 29) «خداوند مثالی زده است: مردی (فردی) را تصور کنید که همزمان، برای او اربابی ناسازگارو سخت گیر وجود دارد و فردی که به صورت مسالمت آمیز، فقط فرمانبردار یک نفر است، آیاحال این دو باهم یکسان است؟» در این میان، قرآن کریم تنها رسالت انسان را بندگی خالص خداوند بیان کرده: «و ما امروا الاّ لیعبدوا اللّه مخلصین» (بیّنه: 5) (آدمیان به چیزی جز بندگی خالصانه خداوند امر نشده اند.) بندگی؛ همان نوع رفتاری است که ریشه در انگیزه مقدس تقرب دارد و انسان را به مقام قدس ربوبی نزدیک تر می گرداند. یک مهندس شایسته، کسی است که انگیزه متعالی او، همانرسالت واحد او در کل زندگی است. این رسالت واحد، او را هم مهندس شایسته ای کرده و همسرپرست خانواده ای شایسته و هم یک شهروند شایسته و... و همین رسالت واحد، در همه شایستگی های حرفه ای او ظهور کرده و او را در همه شایستگی های حرفه ای، در اوج قرار داده است. بدین ترتیب، اخلاق مهندسی، در حقیقت، ظهور تعهد یک مهندس نسبت به انگیزه متعالی خویش در همه موقعیت های شغلی او و همه شایستگی های حرفه ای او می باشد. ایننگاه به مقوله اخلاق مهندسی، سطح موضوع را بسیار فراگیرتر از سطح رایج قرار می دهد وشکل گیری آن را نیز پیچیده تر و دقیق تر از آن که صرفا با برگزاری کلاس رسمی تحقق یابد، آشکار می سازد. اگر بخواهیم ریشه بسیاری از تخلفات حرفه مهندسی را شناسایی کنیم روایتزیر محل تامل است: پیامبر اکرم (ص) فرموده اند: حبّ الدنیا، راس کلّ خطیئه (دنیا دوستی، سرمنشأ همه خطاهاست). لذا تا این سرمنشأ و سرچشمه، پابرجاست، پیوسته، اخلاق مهندسی در معرض تهدید استو اگر به ریشه مشکل پرداخته نشود، نمی توان از طریق مقابله با شاخ و برگ ها، به رفع مشکل پرداخت. اگر انگیزه های یک مهندس توانمند به مظاهر دنیاخواهی آلوده باشد، هرگز نمی تواناز وی انتظار داشت که در برابر فشارهای دورنی و بیرونی مقاومت کند و ضوابط اخلاقی را درفعالیت حرفه ای خود مراعات نماید. امام سجاد (ع) مظاهر دنیاخواهی را چنین برشمرده اند: *ثروت اندوزی-فخرفروشی (علمی و...) *شهرت طلبی -جاه طلبی *شهوت رانی -گزافه گویی *راحت طلبی (محمدی ری شهری، 1383). بنابراین در تربیت مهندسان شایسته می باید انگیزه آنها را نیز تعالی بخشید، چرا که اگرتوانمندی های مهندسی، با انگیزه های پست و زودگذر از قبیل رسیدن به رفاه مادی، شهرت و مقام، همراه باشد، قطعا ضررش بیشتر از منفعت است. در این زمینه، امام خمینی (1378) این چنین هشدار داده اند: «ممکن است یک مهندس درست کنید که در علم خودش خوب است، اما وقتی می خواهد نقشه ای بدهد، استادی های خود را طوری به کار می گیرد که مفید به حال مردم نباشد و به شکل منفعت طلبی باشد، اگر چنانچه تقوا در کار نباشد.» پس بیشترین سرمایه گذاری برای ارتقای اخلاق حرفه ای مهندسان باید بر ایجاد و تقویت انگیزه های متعالی (از قبیل خدمت صادقانه به مردم، رفع مشکلات زندگی بشر، رفع محرومیت ها، نجات مستضعفان، آبادکردن زمین، احیای منابع طبیعی و امثال آن) باشد. ب) پیشنهادهای پژوهشی جهت تکمیل پژوهش حاضر پیشنهاد می شود در موضوعات زیر پژوهش های مستقلی صورت پذیرد: *نسبت میان باورهای دینی و رعایت ضوابط اخلاق مهندسی با یک پژوهش میدانی درمیان مهندسان پرسابقه و موفق *تحلیل محتوای آموزه های رساله حقوق امام سجاد (ع) از منظر اخلاق حرفه ای. ج) پیشنهادهای کاربردی 1- چنانچه پژوهش حاضر نشان داد، تعهد به اخلاق مهندسی، جز با وجود انگیزه متعالی امکان پذیر نیست. شکل گیری این انگیزه، می باید در دوره دانشجویی به عنوان یکی از اساسی ترین ضروریات تربیت مهندسان شایسته، مدنظر قرار گیرد. لذا می باید در وهله اول نسبت به ایجادو تقویت این انگیزه در اساتید محترم تلاش گردد و در وهله دوم، نسبت به محدودسازی اساتیدی که نه تنها این انگیزه را تقویت نمی کنند، بلکه با تمام توان می کوشند تا انگیزه های پست دنیایی را ایجاد و یا تقویت نمایند، اقدام نمود. در غیر این صورت توقع تربیت مهندسان اخلاقمند و مسئولیت پذیر، انتظاری رؤیایی و دست نیافتنی است. 2- تجربه زیست شده[20] یکی از مفاهیم جدید علوم اجتماعی و علوم رفتاری است. این مفهوم اشاره بدان دارد که مهم ترین یافته های ماندگار انسان ها، همانا تجربه های شخصی آنها درصحنه های مختلف زندگی (در محیط خانه، جامعه، محل کار و...) است (فراستخواه، 1389). یکی از مهم ترین راه کارهای شکل گیری انگیزه متعالی در دوره دانشجویی، همراهی دانشجویان بااساتید خود در یک محیط زندگی واقعی است تا تجربه زیست شده مشترک آنها، اثر ماندگاری بردانشجو گذارد. این موقعیت ها در شرایطی از قبیل اردو، بازدید علمی، همراهی در مجامع علمیو سفرهای فرهنگی به خوبی شکل می گیرد و اساتید دانشگاه ها در این زمینه باید تشویق شوند. 3- در تربیت مهندسان شایسته، نباید از مقوله برنامه درسی پنهان[21] غافل بود. «از این منظربرنامه درسی عبارت است از کلیه فعالیت هایی که توسط یک مؤسسه آموزشی، برنامه ریزی و هدایت شده باشد، خواه این فعالیت ها به صورت تدریس و یادگیری در کلاس باشد، خواهدر قالب مراسم، بازدیدها و هرگونه فعالیت دیگر برنامه ریزی شده صورت پذیرد. برنامه درسی پنهان را می توان حد اقل در سه محور عمده مورد توجه قرار داد: *آموخته های یادگیرندگان از یکدیگر، *تعاملات یادگیرندگان با اساتید و مسئولان نهاد آموزشی، *فضا و جوّ موجود در محیط آموزشی.»  (نوروززاده و فتحی، 1387: 49). 4- چنانچه در جای جای پژوهش تأکید شد، توفیق در یک نقش، به توفیق یا عدم توفیق در سایر نقش های یک انسان، وابستگی شدید دارد. لذا برنامه ریزان و متولیان دانشگاه ها می باید علاوه بر احساس تعهد و مسئولیت نسبت به ایجاد شایستگی در حرفه مهندسی، در ایجاد شایستگی در سایر نقش ها نیز، خود را موظف و مسئول بدانند، تا از این طریق تربیت یک مهندس شایسته امکان پذیرتر باشد. * . پیوست 1: علائم اختصاری مؤسسات و نهادهای مطرح شده در جدول 1 . (*) در اینجا ضروری است، مراتب سپاس و تشکر خود را از اساتید محترم مشاور؛ جناب آقای دکتر علیرضا کیامنش و جناب آقای دکتر حمید رضا آراسته و همچنین همه عزیزان و بزرگوارانی که پژوهشگران را در انجام پژوهش حاضر، با شرکت فعال در چندین جلسه هم اندیشی، مشارکت در اجرای روش دلفی و ارائه راهنمایی های سازنده، یاری فرمودند، ابراز نماییم. ............................................................................................................ منابع 1- قرآن کریم. ترجمه برگرفته از علامه طباطبایی. قم: نشر معارف اسلامی. 2- آراسته، حمید رضا. (1383). فلسفه های آموزش عالی. دایرة المعارف آموزش عالی. تهران: بنیاد دانشنامه بزرگ فارسی. 3- آراسته، حمید رضا. (1383). اخلاق در آموزش عالی. دایرة المعارف آموزش عالی. تهران بنیاد دانشنامه بزرگ فارسی. 4- ابو العلایی، بهزاد. (1385). چارچوب نظری مراکز ارزیابی و توسعه مدیریت. مجموعه مقالات اولین همایش توسعه شایسته سالاری در سازمان ها. تهران: جهاد دانشگاهی دانشگاه تهران. 5- استفان کاوی. (1386). آیین زندگی مردمان مؤثر. محمد رضا آل یاسین. چاپ سوم. تهران: اطلس چاپ. 6- اسلامی، محمد تقی؛ احمد دبیری و مهدی علیزاده. (1386). اخلاق کاربردی. قم: پژوهشگاه علوم وفرهنگ اسلامی. 7- امام خمینی، سید روح اللّه. (1378). دانشگاه و دانشگاهیان. تبیان: دفتر چهارهم. تهران: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی. 8- بازرگان، عباس. (1387). مقدمه ای بر روش های تحقیق کیفی و آمیخته، رویکردهای متداول درعلوم رفتاری. تهران: دیدار. 9- بهادری نژاد، مهدی. (1385). نکته هایی در اخلاق مهندسی. فصلنامه اخلاق در علوم و فناوری. سال1385- شماره 1- 10- بهادری نژاد، مهدی. (1388). اخلاق مهندسی و مهندسی اخلاق. تهران: انتشارات یزدا. 11- حجازی، جلال. (1389). اخلاق و آیین مهندسی جهان پایی است. فصلنامه آموزش مهندسی ایران. شماره 46- تابستان. 12- خوشدست، حمید و عباس سام. (1388). ارائه الگویی برای آموزش مؤثر اخلاق مهندسی در دوره کارشناسی. فصلنامه آموزشی مهندسی ایران. شماره 43- پائیز. 13- داوری اردکانی، رضا. (1389). ملاحظاتی درباره اخلاق در جهان علم و مهندسی. فصلنامه آموزش مهندسی ایران. شماره 46- تابستان. 14- درّی، بهروز؛ حسین نجات؛ علی معماری و لادن بهروزی. (1385). طراحی و توسعه الگوی شایستگی. مجموعه مقالات اولین همایش توسعه شایسته سالاری در سازمان ها. تهران: جهاد دانشگاهی دانشگاه تهران. 15- سعادت پرور، علی. (1370). سیری به سوی انسانیت. جلد 1- تهران: انتشارات حکمت. 16- سیف، علی اکبر. (1378). روان شناسی پرورشی. چاپ بیست و دوم. تهران: انتشارات آگاه. 17- شعاری نژاد، علی اکبر. (1380). نگاهی نو به روان شناسی آموختن یا روان شناسی تغییر رفتار. تهران: چاپخش. 18- عارفی، محبوبه. (1384). برنامه ریزی درسی راهبردی در آموزش عالی. تهران: جهاد دانشگاهی واحد شهید بهشتی. 19- ظهور، حسن و محمد خلج. (1389). فصلنامه آموزش مهندسی ایران. شماره 46- تابستان. 20- فتحی و اجارگاه، کوروش. (1378). نیازسنجی در آموزش و توسعه منابع انسانی سازمان ها. چاپاول. تهران: ایران زمین. 21- فراستخواه، مقصود. (1389). مذاکره حضوری در مؤسسه پژوهش و برنامه ریزی آموزش عالی. 22- فرامرز قراملکی، احد. (1382). اخلاق حرفه ای. تهران. 23- فرامرز قراملکی، احد فرامرز. (1387). اخلاق حرفه ای در تمدن ایران و اسلام. تهران: پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی. 22- 24- فیض، مهدی. (1389). الگوی شایستگی حرفه ای دانش آموختگان دانشکده های مهندسی نظام آموزش عالی ایران (موردپژوهی: دانش آموختگان دانشگاه صنعتی شریف) رساله دکتری. دانشکده علوم تربیتی دانشگاه شهید بهشتی. شهریور 1389- (گزارشی از روند و نتایج این پایان نامه. در فصلنامه آموزش مهندسی. تابستان 1389- شماره درج شده است.) 25- فیض، مهدی و احسان زارع. (1388). معیارهای ارزیابی شایستگی مهندسان. نشریه دانشکده فنی دانشگاه تهران. زمستان 1388- تهران دانشکده فنی. 26- کیامنش، علیرضا. (1389). روش های پژوهش کمی، کیفی و ترکیبی در علوم رفتاری (کتاب دردست چاپ). 27- لشکر بلوکی، مجتبی. (1378). چارچوب تدوین ارزش ها و اخلاق حرفه ای پژوهش های علمی وفناوری. فصلنامه اخلاق در علوم و فناوری. سال 1387- شماره 1 و 2 28- محمدی ری شهری، محمد. (1383). میزان الحکمه. تهران: انتشارات دارالحدیث. 29- مطهری، مرتضی. (1371). فلسفه اخلاق. تهران: انتشارات صدرا. یعقوبی، محمود و بهادری نژاد، مهدی. (1382). در فضائل انسانی مهندسان. بخش سوم: اخلاق حرفه ای. مجله آموزش مهندسی ایران. شماره 18- تابستان 1382. 31- یعقوبی، محمود. (1389). مسئولیت اخلاق حرفه ای در آموزش مهندسی. فصلنامه آموزش مهندسی ایران. شماره 46- تابستان 1389. 32- یعقوبی، محمود. کیان عزیزیان و مهدی بهادری نژاد. (1383). ویژگی های اجتماعی مهندسان در صنعت. فصلنامه آموزش مهندسی ایران. شماره 22- تابستان 1383. ABET .(2009) .Web site :WWW .ABET.Org/Criteria for Accrediting Programs Duyen Q .Nguyen.(1998) .The Essential Skills and Attributes of an Engineer .Journal of Engineering Education .Australia. Khazaei Z .(2007) .Applied Ethics :It's nature,methods and related Challenges Theological Research .Fall 7002lacihposolihP. Maleki A .H;A .Gholipour & H .Abedi Jafari .(2009) .Effects of Religious Belives On Tendency Towards new Business Venture .Journal of Entrepreneurship Development .Spring 2009 Milne Gr .(2000) .Privacy and Ethical Issues in Database Interactive Marketing And Public Policy Policy :A research Framework and Overwiev of the Special Issue .Journal of Public Policy & Marketing 2000 :19 Shafiei A,Farsam H .(2008) .Teaching and Learning Pharmaceutical Code of Ethics as a labus .Iranian Journal of Public Health .Januarylys Institute Singla P .K;K .M .Rastogi & Jain Sunita Rani .)2005) .Developing Competency-Based riculum For Technical Programms .National sympasium on Engineering Education .India ruC. of Science .Banglore Purdue University .(2008) .What Is Engineering Technology .Available At Website :Purdue .edu UICEE .(1998) .Journal of International Centre for Engineering Education .1998 .Vol .2 .No .1. Washington Accord .(2005) .Graduate Attributes and Professional Competencies .Ver 1 ................................................................................................... پی نوشت ها [1] Codes of Ethics [2] Milne [3] Duyen [4] Singla [5] Purdue [6] ABET [7] UICEE [8] Washington Accord [9] KASO :Knowledge,Abilities,Skills & Other Characteristics [10] Mixed Method [11] Delphi Method [12] Qualititive Reliability [13] Validity [14] Statistical Program for Social Sciences [15] Analysis of Moment Structures [16] Alpha Chronbakh [17] Path Analysis [18] Exalted Motivation [19] Life Mission [20] Lived Experience [21] Latent Program ............................................................................................... منبع : نشریه راهبرد فرهنگ» زمستان 1388 و بهار 1389 - شماره 8 و 9 

مباني «اخلاق حرفه‌اي» در نهج‌البلاغه – [برای مهندسان،مدیران و…]

بسم الله الرحمن الرحیم  مباني «اخلاق حرفه‌اي» در نهج‌البلاغه  . [برای مهندسان،مدیران و...]   . مقدمه: نهج‌البلاغه مجموعه منتخب از خطبه‌ها، نامه‌ها و كلمات قصار حضرت علي(علیه السّلام)، از مصادر مهم در تكون و تكامل تمدن و فرهنگ اسلامي است. ترويج اخلاق حرفه‌اي بر مبناي اسلام بدون تحليل آموزه‌هاي اخلاقي نهج‌البلاغه ميسور نيست. امام علي(علیه السّلام) هم از تجربه دقيق رهبريت پيامبر گرامي اسلام(صلّی الله علیه و آله و سلّم) بهره‌مند است و خود به عنوان مهمترين و مؤثرترين كارگزار پيامبر گرامي اسلام(صلّی الله علیه و آله و سلّم) صاحب تجربه است و هم مديريت ساير كارگزاران پيامبر(صلّی الله علیه و آله و سلّم) و همچنين مديريت خلفاي سه گانه را با تأمل تجربه كرده است و هم خود به مدت پنج سال به رهبريت امت اسلامي با بساطت يد پرداخته است. به همين دليل، آن حضرت در باب اخلاق مديريت در مناصب مختلف، رهنمودهاي اخلاقي فراواني دارد. بدون ترديد اين رهنمودها به صورت موردي، پراكنده و وابسته به شرايط خاص نيست، بلكه اصول‌گرايي آن حضرت اقتضا مي‌كند كه رهنمودهاي اخلاقي وي، ترغيب‌ها و توصيه‌ها و تحذيرها و بازداشتن‌ها، يعني كلية اوامر و نواهي اخلاقي آن حضرت تابع اصول و مباني عامي باشد كه به نحو جهان‌شمول بتوان اخلاق حرفه‌اي را از آنها به دست آورد. اين تحقيق در جستجوي چنين اصول و مباني است كه با دستيابي به آنها مي‌توان نظام معرفتي اخلاق حرفه‌اي را براساس نهج‌البلاغه دريافت. . مفاهيم بنيادي و پيش‌فرض‌ها در اخلاق حرفه‌اي مفاهيم بنيادين عمده‌اي وجود دارد كه از ارائه تصوير روشن و متمايز از آنها ناگزيريم: يك، تعريف اخلاق. گفته‌اند اخلاق جمع خلق و خوي است و مراد از آن ملكه‌اي است كه صاحب ملكه به سهولت اقدام به امري مي‌كند، مانند ملكه راستگويي يا دروغگويي. براساس اين تعريف اخلاق شامل فضايل و رذايل مي‌گردد؛ اما مفهوم رايج اخلاق صرفاً شامل خلق و خوي پسنديده مي‌شود. در باب مبناي پسنديده بودن، گفتگو فراوان است. امروزه دانشمندان اخلاق حرفه‌اي، به جاي تعبير خلق و خوي يا ملكه از تعبير روان‌شناختي «الگوي رفتار ارتباطي» استفاده مي‌كنند. در اين كاربرد، الگوي رفتاري به معناي رفتارهاي نهادينه شده و پايدار است و دقيقاً به معناي خلق و خوي نزد قدما به كار مي‌رود. اخلاق به هرگونه رفتاري متعلق نيست، بلكه ناظر به رفتارهاي ارادي و اختياري است. تعبير روان شناسان از آن رفتار ارتباطي است. رفتار ارتباطي شامل دو دسته است: رفتار ارتباطي درون شخصي و بين شخصي. مراد از رفتار ارتباطي درون شخصي رفتار فرد با خود است، مانند خودستايي، خود فراموشي، خودشناسي، خودباختگي، خود افشاگري و خود محاسبه‌گري. اما رفتار برون شخصي شامل تعامل فرد با ديگران مي‌شود،1 مانند غيبت، امانتداري، حسدورزي و امثال آن. دو، مبناي اخلاقي بودن رفتار. الگوهاي رفتاري به دو قسم خوب و بد يا فضيلت و رذيلت تقسيم مي‌شوند. مبناي اين تقسيم‌بندي چيست؟ مسأله «مبناي تقسيم‌بندي» با مسأله «ملاك نهايي اخلاق» متفاوت است. مبناي تقسيم‌بندي فضايل و رذايل نزد غالب محققان اخلاق حرفه‌اي، رعايت حقوق افراد و نزد برخي ديگر رعايت منافع طرف رفتار است. بر اين اساس، خود شناسي و خودمحاسبه‌گري اخلاقي است؛ زيرا فرد در چنين رفتار ارتباطي درون شخصي حقوق خود را رعايت مي‌كند ، اما خودباختگي و خودكشي غيراخلاقي است؛ به دليل اينكه فرد حقوق خود را پايمال مي‌سازد. و در رفتار ارتباطي برون شخصي، صداقت و رازداري، اخلاقي‌اند، اما خيانت و غيبت غيراخلاقي‌اند؛ زيرا حقوق طرف مقابل را تباه مي‌كنند. براساس جهان شمول بودن حقوق طبيعي آدميان، جهان شمولي اخلاق نيز تأمين مي‌شود. سه،اخلاق حرفه‌اي. الگوي رفتار ارتباطي درون شخصي و برون شخصي مبتني بر رعايت حقوق افراد، اگر ناظر به فرد باشد، در دو سطح مطرح مي‌گردد: مسئوليت پذيري فرد در قبال خود و ديگران در زندگي شخصي، و مسئوليت‌پذيري فرد در زندگي شغلي. نخستين مفهوم سازي از اخلاق حرفه‌اي، اخلاق صاحبان حرف و مشاغل در زندگي شغلي است،‌اما امروزه به دليل تولد و گسترش سازمان‌ها و ادغام غالب مشاغل در آنها، مفهوم اخلاق حرفه‌اي به سطح ژرف‌تري، يعني مسئوليت‌پذيري سازمان‌ها در قبال حقوق محيط دروني و بيروني سازمان ارتقا يافته است. 2 چهار، ملاك نهايي اخلاق حرفه‌اي. ملاك نهايي اخلاق حرفه‌اي امري است كه در توجيه اثبات تمام توصيه‌هاي اخلاقي به منزلة كمال برهان اخذ مي‌شود و خود محتاج توجيه و اثبات نيست؛ همان‌گونه كه به منزلة آخرين غايت و آرمان رفتار اخلاق نيز اخذ مي‌شود. فيلسوفان اخلاق در باب ملاك نهايي اخلاق نزاع فراوان دارند. برمبناي اخلاق اسلامي ملاك نهايي اخلاق، خداست و هر رفتاري كه مقرب به او باشد، فضيلت است و هر رفتاري كه مبعد از او باشد، رذيلت است. او مي‌پرسد، اما پرسيده نمي‌شود. هدف نهايي تخلق، تقرب به اوست و چنين ملاكي هم حسن فعل را تأمين و هم حسن فاعلي را تضمين مي‌كند. پنج، اصول راهبردي و قواعد كاربردي. آنچه را كه بسياري از فيلسوفان به نحو حصرگرايانه به منزلة ملاك نهايي اخلاق انگاشته‌اند، در تحليل دقيق‌تري، اصول راهبردي در اخلاق حرفه‌اي است. اصول راهبردي، اصول كلي‌اند كه اصول و قواعد كاربردي كلي از آنها برگرفته مي‌شوند. عدالت، كرامت انسان، آزادي، بيشترين سود براي بيشترين كسان، از عمده‌ترين اصول راهبردي در اخلاق حرفه‌اي‌اند. قواعد كاربردي نقش عملياتي در مقام تعيين مصداق دارند.3 . الگوهاي رفتار ارتباطي حيوانات در مواجهه با مشكلات از دو واكنش گريز يا ستيز برخوردارند. انسانها علاوه براين دو واكنش هيجاني از واكنش‌هاي هوشمندانة حل مسأله و تعامل اخلاقي بهره‌مندند. پرهيز از واكنش‌هاي هيجاني به معناي مهار و كنترل هيجانات نشانة بلوغ آدمي است. واكنش‌هاي هيجاني و هوشمندانه سبك‌هاي رفتاري افراد را سامان مي‌دهد. رفتاري كه فرد غالباً در موقعيت‌هاي مختلف و در ارتباط با افراد و اشخاص نشان مي‌دهد، سبك رفتار ارتباطي وي را معين مي‌كند. از ديدگاه روانشناسان نياز به ارتباط در انسان، نياز بنيادي است. هستة اين نياز نيز ميل به شناخته شدن، حمايت عاطفي و امكانات و كنترل نشدن است. بنابراين هر انساني محتاج است كه به نحو رضايت‌بخشي با ديگران رابطه برقرار كند. و اين خود منوط به وجود ويژگي‌هايي در رابطه است كه آن را رضايت‌بخش و متداوم مي‌كند. اگر رابطه منجر به رفع نيازهاي فوق نشود، رضايت‌بخش نخواهد بود. در غالب موارد روابط يا به شكست منتهي مي‌شوند يا اينكه حداقل سازنده و رضايت‌بخش نيستند. برقراري چنين رابطه‌اي محتاج آموزش و كسب مهارت است. براساس هستة نياز به ارتباط، رابطه‌اي كه مبتني بر صميميت و اعتماد باشد، امكان ارضاي ميل را به شناخته شدن، درك كردن و درك شدن فراهم مي‌آورد و حمايت عاطفي نيز محصول مراقبت و كمك به رشد فرد است. داشتن حق انتخاب و كنترل نشدن به واسطة آزادي كه در رابطه وجود دارد، به دست مي‌آيد. ارتباط اثر بخش ويژگي‌هاي زير را دارد: . الف – صداقت : انتقال پيام از طريق هماهنگي زبان گفتاري با زبان بدن يا (زبان ديداري) و زبان لحن. ب – صراحت: انتقال پيام به نحو مستقيم و روشن بدون ايهام كه به سادگي قابل پردازش و درك است. ج – احترام متقابل: ارزش‌گذاري، پذيرفتن فرديت، حفظ حريم شخصي و انساني خود و فرد متقابل. د- خودمختاري (استقلال): دادن اختيار و آزادي به فرد مقابل تا آنگونه كه دوست دارد، عمل كند و حق انتخاب داشته باشد. ملاك آن نيز امكان رشد و حفظ سلامتي دو طرف است. . براساس مؤلفه‌هاي فوق‌، چهار سبك و الگوي ارتباطي را متمايز و معرفي كرده‌اند: قاطعيت. برقراري ارتباط صادقانه، صريح، توأم با احترام متقابل اصيل و خودمختاري. افراد قاطع هم حق و حقوق خود و هم حق و حقوق ديگران را محترم مي‌شمارند. آنان با مشكلات، برخوردي مسأله مدار دارند. به جاي متهم ساختن خود و ديگران درپي يافتن راه حل‌اند. منصف، نقدپذير و قادر به بيان ديدگاه خود با حفظ حرمت خود و ديگران‌اند. انتقادپذير و احترام برانگيزند. با صراحت و محترمانه به بيان افكار، علايق و به طور كلي جايگاه خود و نحوة رفتار مطلوب خود مي‌پردازند. سه الگوي ديگر، پرخاشگري، سلطه‌گري و سلطه‌پذيري فاقد برخي از مؤلفه‌هاي الگوي قاطعيت هستند. مقايسة چهار الگوي ارتباطي ياد شده نشان مي‌دهد كه الگو و سبك رفتاري مبتني برقاطعيت، رضايت‌بخش و سازنده است. علت موفقيت يا شكست در ايجاد رابطه و رسيدن يا نرسيدن به اهداف شخصي يا سازماني، در حاكميت پنهان يا آگاهانه الگوهاي رفتاري فوق در ارتباطات است. . مبناي اخلاق حرفه‌اي در نهج‌البلاغه مباحث فراواني در اخلاق، به طور كلي، اخلاق رهبريت، مديريت و مناصب ويژه ،به طور خاص، در نهج‌البلاغه مطرح گرديده است. امام علي(علیه السّلام) ملاك نهايي اخلاق را خدا مي‌داند و به همين دليل توصيه اساسي حضرت، تقوي است. لذا در مواضع مختلف و به طور مكرر به آن تذكر مي‌دهند. اما مسأله تحقيق حاضر بررسي ملاك نهايي اخلاق نيست، بلكه بحث از مبناي اخلاق حرفه‌اي است. حضرت امير(علیه السّلام) مبناي ارتباط و رفتار ارتباطي اخلاقي را حفظ و رعايت حقوق مردم دانسته و در مواضع مختلف بر آن تأكيد مي‌ورزند، به گونه‌اي كه جايگاه اجتماعي افراد را به ويژه درمشاغل و مناصب مختلف بر آن استوار مي‌نمايند. امام علي(علیه السّلام) مسئوليت‌پذيري فرد را در رفتار ارتباطي نسبت به همه افراد اعم از دوست و دشمن، رفيق و بيگانه، مومن و كافر و حتي با محيط و ساير موجودات را مبتني بر مسوليت در برابر پروردگار مي‌نمايند: اي مردم تقوي پيشه كنيد، زيرا در پيشگاه خداوند مسئول بندگان خدا، شهرها و خانه‌ها و حيوانات هستيد. اين مسئوليت‌پذيري در واقع چيزي جز رعايت حقوق غير نيست. حضرت در مواضع مختلف به ويژه در نامه‌هاي اداري و دستورالعمل‌هاي حكومتي و مديريتي به بيان دقيق وظايف كارگزاري خود پرداخته‌‌اند كه مبين حقوق مردم و اهميت رعايت آن است. حضرت با هدف ايجاد دستگاه مسئولانه و متعهدانه در كارگزاران خود نسبت به رعايت حقوق مردم و انجام وظيفه، رعايت حقوق مردم را رعايت حقوق الهي معرفي كرده، رضايت الهي را در گرو آن مي‌داند و در مواضع متعدد بيان مي‌كنند كه اين مسئوليت در قبال مردم در واقع، مسئوليت در قبال خداست؛ به اين معنا كه در قيامت نسبت به اداي حقوق مردم از سوي خداوند متعال مورد سئوال قرار خواهيد گرفت. حضرت در نامه به فرماندار مصر (محمد بن ابي‌بكر) پس از توصيه به رفتار با مهرباني و نرمي و رعايت عدالت و تساوي نسبت مردم مي‌فرمايند: خداوند از شما بندگان درباره اعمال كوچك و بزرگ، آشكار و پنهان خواهد پرسيد. همچنين حضرت به اشعث بن قيس، فرماندار آذربايجان، در مورد استفاده ناروا از بيت‌المال هشدار داده و بيت‌المال را مال خدا مي‌داند و مي‌فرمايد: همانا پست فرمانداري براي تو وسيله آب و نان نبوده، بلكه امانتي در گردن توست، در دست تو اموالي از ثروت‌هاي خداي بزرگ و عزيز است و تو خزانه‌دار آني. حضرت در عهدنامه مالك اشتر ضمن بيان اينكه خداوند فرمانداري مصر را وسيله‌اي براي آزمون وي قرار داده است، متذكر مي‌شوند كه تضييع حقوق مردم وستم بر بندگان خدا در واقع ستم به خداست و آن را عامل دگرگوني نعمت‌هاي خدا و كيفر الهي معرفي مي‌نمايند: نسبت به خداوند و نسبت به مردمان و ... انصاف به خرج ده كه اگر به انصاف عمل نكني، ستم نموده‌اي و كسي كه بر بندگان خدا ستم كند، خدا به جاي بندگانش دشمن او بود و ... چيزي چون ستمكاري نعمت خدا را دگرگون نمي‌كند و كيفر او را نزديك نمي‌سازد. حضرت در حالي كه ظلم و ستم فرد به خود را به جهت ارتكاب به معاصي، قابل بخشش توصيف مي‌نمايند، ظلم و ستمگري برخي از بندگان بر برخي ديگر را بدون مجازات ندانسته و قصاص درتضييع حقوق مردم را سخت توصيف نموده‌اند. بنابراين حضرت رعايت حقوق مردم را رعايت حقوق الهي و بي‌حرمتي و ستم به آنها را بي‌حرمتي و ستم به خدا دانسته‌اند. ايشان در اولين خطبه خود در آغاز خلافتشان فرموده‌اند: خدا حرمت مسلمان را بر ديگر حرمت‌‌ها برتري داده و حقوق مسلمانان را با اخلاص و يگانه پرستي پيوند داده ،پس مسلمان كسي است كه مسلمان از دست و زبان او آزاري نبينند.اخلاص و توحيد، ضامن اجرايي حقوق مسلمانان است. اعتقاد به توحيد و خداپرستي خالصانه ما را به رعايت حقوق مسلمين دعوت مي‌نمايد و مانع تضييع حقوق مي گردد. از عهده حق خدا برآييد با گزاردن آنچه بر شما واجب دانسته و انجام وظيفه‌هايي كه بيان كرده و بر شما نگاشته است. و هنگامي كه حضرت ،به تفصيل، به بيان حقوق متقابل مردم (از جمله حقوق متقابل رهبر و مردم) مي پردازند، صراحتاً اين حقوق را حق الهي دانسته و خداوند را واجب كننده اين حقوق معرفي كرده‌اند. پس خداي سبحان برخي از حقوق خود را براي بعضي از مردم واجب كرد و آن حقوق را در برابر هم گذاشت. و در ميان حقوق الهي، بزرگ‌ترين حق، حق رهبر بر مردم و حق مردم بر رهبر است، حق واجبي كه خداي سبحان بر هر دو گروه لازم شمرده و ... يكي از واجبات الهي، يكديگر را به اندازه توان نصيحت كردن و ياري دادن به يكديگر است. رعايت حقوق مردم به مفهوم راضي نمودن مردم نيست و نبايد رعايت حقوق مردم را به مفهوم رضايت مردم تقليل و تحويل كرد؛ زيرا آنچه مبناي اخلاق است، حقوق مردم است و نه صرف رضايت آنها. آنچه ملاك اخلاق است، رضايت الهي است. حضرت در مواضع مختلف به اين ملاك نهايي تاكيد مي‌كنند كه رضايت الهي با اداي حقوق مردم كسب مي‌شود و نه با راضي كردن آنها. ايشان صراحتاً بر اداي حقوق تاكيد مي‌نمايد و متذكر مي‌شوند كه رضايت يا عدم رضايت مردم مانع اداي حقوق نشود. نكته بسيار قابل توجه در نهج‌البلاغه، خطبه‌ها و نامه‌هايي است كه بيانگر اهتمام حضرت به آشنا كردن عموم مردم و همچنين افراد كارگزاران و نيروهاي حكومتي خود در مناصب و مشاغل مختلف با حقوق، وظايف و حيطه مسئوليت‌هاست. از‌آنجا كه در ديدگاه حضرت رعايت حقوق مردمان و اداي آن پس از رضايت الهي بالاترين ارزش‌ها را دارد، از ابتداي برعهده گرفتن خلافت به شناسايي و تبيين آن پرداخته‌اند. تبيين حقوق را از جمله حقوق و رعايت آنها مبسوق به شناسايي آن است. ازاين رو، حضرت صرفاً به فرمان عام و مطلق اداي حقوق اكتفا نكرده‌اند، بلكه به تفصيل و به نحوي دقيق، به تبيين حقوق خود به عنوان زمامدار و رهبر و همچنين تبيين حقوق مردم به عنوان رعايا و مامومين، و وظايف و مسئوليت‌هاي مشاغل و مناصب مختلف و كارگزاران و ماموران حكومتي اقدام كرده‌اند. مردم مرا بر شما حقي است و شما را بر من حقي، بر من است كه خيرخواهي را از شما دريغ ندارم و حقي را كه از بيت‌المال داريد، بگزارم و شما را تعليم دهم تا نادان نمانيد و آداب آموزم تا بدانيد. يعني مردم حق دارند كه نصيحت شوند و بدانند و ياد بگيرند. اما حق من بر شما اين است كه به بيعت وفا كنيد و در نهان و آشكارا حق خيرخواهي را ادا كنيد و چون شما را بخوانم، بياييد و چون فرمان دهم، بپذيريد و مردم حق دارند كه نصيحت كنند و اعتراض و انتقاد نمايند و فرمانبرداري كنند. بنابراين حقوق سياسي، مالي، تربيتي و آموزشي از حقوق مسلم مردم است كه حضرت به تبيين آنها پرداخته، تحقق آنها را در حكومت خود خواستار شده است؛ يعني حضرت در تلاش‌اند كه ضمن آشنايي مردم با حقوق خود، و كارگزاران و مسئولين با وظايف خود، حكومتي را اداره كنند كه در آن حق برپا داشته شود. به دليل تفصيل عبارات حضرت، از نقل آنها خودداري كرده، به ذكر چند نكته مهم اكتفا مي‌شود: 1ـ بيان دقيق حقوق و مشخص نمودن وظايف و مسئوليت‌هاي خود، حقي است بر عهده زمامدار و دستگاه حكومت. 2ـ حضرت دقيقاً به اين مساله اهتمام مي‌ورزيد و از هر فرصتي براي تبيين حقوق استفاده مي‌كرد، اعم از خطبه‌ها يا نامه‌ها و مكتوبات حكومتي به واليان و ماموران حكومتي. 3ـ اين حقوق را حقوق افراد، به تنهايي، معرفي نكرده‌اند، بلكه به تبيين حقوقي كه برعهده هر شغل و حرفه و منصبي مي‌آيد، پرداخته‌اند. 4ـ كل دستگاه حكومت را مسئول در قبال مردم شناخته‌اند و در آنچه فرد به عنوان كارگزار انجام مي‌دهد، ساير كارگزاران از جمله خود را نيز مسئول دانسته‌اند. 5ـ لذا خود دقيقاً، انجام وظايف ماموران خود را پيگيري كرده، بر اداي حقوق مردم مراقبت نموده و حتي نحوه انجام وظايف را تذكر داده و رعايت اصول اخلاقي در آن را خواستار شده‌اند. 6ـ به كمترين بي‌توجهي و تضييع حق از سوي كارگزاران خود حساس بوده، خود را مسئول دانسته‌اند و به دنبال احقاق حق بوده‌اند. 7ـ حقوق را منحصر به حقوق آدميان نكرده، بلكه به حقوق محيط و حتي حيوانات نيز توجه داشته و به تبيين و معرفي آنها پرداخته و بر مراعات آن دقت كرده‌اند. 8ـ حقوق را منحصر به حقوق حكومت و پيروان آن حكومت نكرده، به بيان حقوق ديگر حكومت‌ها و حتي دشمن نيز پرداخته‌اند. ايشان مي‌فرمايند: دشمن را فريب نده... آن كس كه پشت كرده، نكشيد و آن را كه قدرت دفاع ندارد، آسيب نرسانيد ، مجروحان را به قتل نرسانيد. . الگوی رفتار ارتباطی حضرت علی(ع) در نهج‌البلاغه آنچه تاریخ و نیز نهج‌البلاغه در مواجهه حضرت علی(ع) با دیگران، به ویژه مخالفان نشان می‌دهد، پرهیز ایشان از مواجهه هیجانی و الگوی رفتار ارتباطی قاطعانه است. نمونه مشهود این مساله كه زبان عام و خاص است، مواجهه حضرت با عمر بن عبدود در جنگ می‌باشد. حضرت علی(ع) هنگام كشتن وی به دلیل اینكه به صورت مباركشان آب دهان می‌اندازد، درنگ می‌نماید و در پاسخ به سؤال او از علت درنگ، می‌فرمایند: وقتی آب دهان به سوی من انداختی، خشمگین شدم و دیدم كشتن تو در این حالت برای آرامش دادن دل و تسكین خشمم خواهد بود و نه برای خدا، بنابراین صبر كردم تا خشمم فرو نشیند و تنها برای رضای خدا با تو بجنگم. چون تحقیق حاضر محدود به نهج‌البلاغه است، در اینجا شواهدی از این كتاب ارائه می‌شود كه دلالت بر ویژگی‌های رفتار قاطعانه در مواجهه‌های ایشان دارد. 1) پرهیز از مواجهه هیجانی بارزترین و مهم‌ترین نكته در رفتار حضرت پرهیز از برخورد هیجانی است. نمونه بارز و چشمگیر آن، صبری است كه ایشان در امر خلافت و مساله خلفای سه‌گانه داشته‌اند. ایشان در خطبه معروف شقشقیه، به بیان احساسات خود از ماجرای سقیفه و غصب خلافت پرداخته‌اند و در ذیل آن فرموده‌اند: من ردای خلافت رها كرده، دامن جمع نموده از آن كناره‌گیری كردم و در این اندیشه بودم كه آیا با دست تنها برای گرفتن حق خود به پا خیزم؟ یا در این محیط خفقان‌زا و تاریكی كه به وجود آوردند، صبر پیشه سازم؟ پس از ارزیابی درست، صبر و بردباری را خردمندانه‌تر دیدم. پس صبر كردم در حالی كه گویا خار در چشم و استخوان در گلوی من مانده بود. این خطبه علاوه بر اینكه بیانگر برخورد هوشمندانه حضرت و نه واكنش هیجانی با مساله خلافت می‌باشد، بلكه عبارات آن بیانگر احساسات صریح حضرت می‌باشد. بیان آرام احساس و بروز آن و عدم سركوب آن از ویژگی‌های فرد قاطع است و البته ادامه خطبه تا انتها نیز جالب توجه است، چرا كه فردی با دادن نامه‌ای به امام، كلام حضرت را می‌برد و حضرت به پاسخ مسائل ایشان در نامه می‌پردازند و در انتها ابن‌عباس تقاضای ادامه سخن را از آنجا كه قطع شده بود، می‌كند، ولی امام پاسخ می‌دهند هرگز ‌ای پسر عباس، شعله‌ای از آتش دل بود زبانه كشید و فرو نشست و این برخورد امام نشانگر این مطلب است كه در بیان احساسات افراط نمی‌كنند و مسلط بر خویش و احساسات خویشند و نه احساسات مسلط بر ایشان. ایشان در موضع دیگر در شكوه از قریش می‌فرمایند: به اطرافم نگریستم، دیدم كه نه یاوری دارم، نه كسی كه از من دفاع و حمایت كند، جز خانواده‌ام كه مایل نبودم جانشان به خطر افتد، پس خار در چشم فرو رفته، دیده برهم نهادم و با گلویی كه استخوان در آن گیر كرده بود، جام تلخ را جرعه جرعه نوشیدم و در فرو خوردن خشم در امری كه تلخ‌تر از گیاه حنظل و دردناك‌تر از فرو رفتن تیزی شمشیر در دل بود، شكیبایی كردم. ایشان در موارد متعددی به مساله جنگ با معاویه اشاره كرده‌اند و برخورد سنجیده و خردمندانه خود را در این مساله مطرح كرده‌اند: من بارها جنگ با معاویه را بررسی كرده‌ام و پشت و روی آن را سنجیده دیدم، راهی جز پیكار یا كافر شدن نسبت به آنچه پیامبر آورده، باقی نمانده است. مسأله جنگ با معاویه را ارزیابی كردم، همه جهات آن را سنجیدم تا آنكه مانع خواب من شد. دیدم چاره‌ای جز یكی از این دو راه ندارم: یا با آن مبارزه كنم یا آنچه را محمد(ص) آورده، انكار نمایم. و جالب توجه است كه مبنای این جنگ و رفتار ایشان اصلاً مبتنی بر كینه و نفرت از افراد و اثبات حقانیت خود نیست، بلكه از رفتار باطل افراد منزجرند و محبت و عشق به انسان و هدایت او هدف ایشان است، چنانچه در ادامه گفتار ایشان مشهود است كه در پیرامون جنگ صفین می‌فرمایند: هر روزی كه جنگ را به تاخیر می‌اندازم، برای آن است كه آرزو دارم عده‌ای از آنها به ما ملحق شوند و هدایت گردند. نهایت تلاش ایشان در جهت اصلاح امور و هدایت افراد و عدم طرد افراد و ناامید شدن از هدایت و اصلاح، مگر به سختی، در مواجهه ایشان با عثمان مشهود است. ایشان می‌فرمایند: مردم بر عثمان عیب گرفتند و من تنها كسی از مهاجران بودم كه او را به جلب رضایت مردم واداشته و كمتر به سرزنش او زبان گشودم. به خدا سوگند آن‌قدر از او (عثمان) دفاع كردم كه ترسیدم گناهكار باشم. 2) الگوی رفتاری قاطعیت مؤلفه‌های رفتار قاطعانه یعنی صراحت، صداقت، احترام و آزادی را در سیره‌ی عملی حضرت علی(ع) جستجو می‌كنیم: یك، صراحت ایشان در بیان حق چیزی جز حق و خدا را ملاحظه نكرده‌اند و هرگز به دلیل كم‌رویی یا منافع شخصی یا ملاحظه افراد از گفتن حقی خودداری نكرده و از گفتن صریح و روشن آن حق ناتوان نبوده‌اند. صراحت ویژگی خاص آن حضرت در نهج‌البلاغه است. این مسأله به خصوص در مواجهه ایشان با افراد خاطی و مسئولین و ناموران خیانتكار قابل مشاهده است. همچنین مواجهه ایشان با عزل و نصب افراد به مناصب مخصوصاً نحوه‌ی خطاب ایشان به فرد معزول قابل توجه است. به عنوان مثال ایشان در دلجویی از محمد بن ابی بكر، هنگام عزل از فرمانداری مصر و جایگزینی مالك‌اشتر به جای او چنین می‌فرمایند: پس از یاد خدا، به من خبر دادند كه از فرستادن اشتر به سوی محل فرمانداری ناراحت شده‌ای. این كار را به دلیل كند شدن و سهل‌انگاری یا انتظار كوشش بیشتری از تو انجام ندادم. اگر تو را از فرمانداری مصر عزل كردم، فرماندار جایی قرار دادم كه اداره آنجا بر تو آسان‌تر، و حكومت تو در آن سامان خوش‌تر است. همانا مردی را فرماندار مصر قرار دادم كه نسبت به ما خیرخواه و به دشمنان ما سختگیر و درهم كوبنده بود. و همچنین در نامه‌ای به عمر بن ابی سلمه‌ی مخزومی، فرماندار بحرین، پس از عزلش و نصب نعمان بن عجلان زورقی چنین فرموده است: پس از یاد خدا و درود، همانا من نعمان ابن عجلان زورقی را به فرمانداری بحرین نصب كردم، بی‌آنكه سرزنشی و نكوهشی برای تو وجود داشته باشد. تو را از فرمانداری آن سامان گرفتم. به راستی تاكنون زمامداری را به نیكی انجام دادی و امانت را پرداختی، پس به سوی ما حركت كن، بی‌آنكه مورد سوءظن قرار گرفته یا سرزنش شده یا متهم بوده یا گناهكار باشی كه تصمیم دارم به سوی ستمگران شام حركت كنم. دوست دارم در این جنگ با من باشی؛ زیرا تو از دلاورانی هستی كه در جنگ با دشمن و برپا داشتن ستون دین از آنان یاری می‌طلبم. موارد فوق علاوه بر اینكه بیانگر هشیاری امام به امور حكومت و اداره آن می‌باشد، بیانگر صراحت ایشان در ارتباط با افراد و بیان روشن حقایق ضمن حفظ حقوق و احترام آن‌ها می‌باشد. . دو، صداقت صرف‌نظر از شهادت تاریخ بر صداقت حضرت، در سراسر نهج‌البلاغه دو سخن متناقض نمی‌یابیم. در مواضع متعددی حضرت به صداقت خود و هماهنگی حرف و عمل در خود اشاره كرده‌اند: به خدا سوگند! كلمه‌ای از حق را نپوشاندم، هیچ‌گاه دروغی نگفته‌ام، جز به راستی سخن نگویم، هرگز دروغ نگفتم، در مقام حرف و شعار صدایم از همه آهسته‌تر بود ،اما در عمل بر همه پیشتاز بود. ای مردم، سوگند به خدا ! من شما را به هیچ طاعتی وادار نمی‌كنم، مگر آنكه پیش از آن خود عمل كرده‌ام و از معصیتی شما را باز نمی‌دارم، مگر ‌آنكه پیش از آن ترك گفته‌ام. همچنین ایشان با اشاره به گناه بودن نیرنگ و فریب خود را از هرگونه نیرنگ ظاهرفریبی مبری دانسته‌اند: سوگند به خدا! معاویه از من سیاستمدارتر نیست، اما معاویه حیله‌گر و جنایتكار است. اگر نیرنگ ناپسند نبود، من زیرك‌ترین افراد بودم و هر نیرنگی، گناه و هر گناهی نوعی كفر و انكار است. خدایا! به تو پناه می‌برم كه ظاهر من در برابر دیده‌ها نیكو و درونم در آنچه كه از تو پنهان می‌دارم، زشت باشد و بخواهم با اعمال و رفتاری كه تو از آن آگاهی، توجه مردم را به خود جلب نمایم و چهره‌ی ظاهرم را زیبا نشان داده، با اعمال نادرستی كه درونم را زشت كرده، به سوی تو آیم تا به بندگانت نزدیك و از خشنودی تو دور گردم. . سه، احترام سخنان حضرت، نحوه‌ی خطاب‌ها و عتاب‌ها و برقراری ارتباط با افراد حاكی از این است كه ایشان متوجه قدر و قیمت خویش، همچنین قدر و قیمت انسانها به عنوان مخلوق خداوند، اعم از مؤمن و كافر، دوست و دشمن بوده و حافظ احترام و حقوق خود و غیره بوده‌اند. اصل انسانیت انسان‌ها مورد احترام بوده و رفتار افراد را مورد نقد و عتاب و خطاب قرار داده‌اند و نیز خودشان را ،علی‌رغم برتری كه به عنوان امام معصوم و رهبر و هدایت‌گر بر دیگران داشته‌اند، به هیچ وجه برتر ندیده، با فخر و برتری با دیگران مواجه نشده‌اند و به شدت از آن نهی كرده و مواضعی را كه باعث تحقیر یا حتی بیانگر تفاوت سطح غیر با ایشان می‌شده است، صریحاً مورد اعتراض قرار داده‌اند. ایشان پس از پیروزی در جنگ جمل می‌فرمایند: اما عایشه به هرحال احترام نخست او برقرار است و حسابرسی اعمال او با خداست. و در توصیف خود می‌فرمایند: همانا من از كسانی هستم كه... نه تكبر و خودپسندی دارند و نه بر كسی برتری می‌جویند و نه خیانتكارند. همچنین در ذیل بیان روابط سالم و متقابل رهبر و مردم می‌فرمایند: پست‌ترین حالات زمامدار در نزد صالحان این است كه گمان برند آن‌ها دوستدار ستایشند و كشورداری آنان بر كبر و خودپسندی استوار باشد و خوش ندارم در خاطر شما بگذرد كه من ستایش را دوست دارم و خواهان شنیدن آن می‌باشم. من از شما می‌خواهم كه مرا با سخنان زیبای خود مستایید تا از عهده وظایفی كه نسبت به خدا و شما دارم، برآیم و حقوقی كه مانده است، بپردازم. با من چنان كه با پادشاهان سركش سخن می‌گویند، حرف نزنید و چنان كه از آدم‌های خشمگین كناره می‌گیرند، دوری نجویید و با ظاهرسازی با من رفتار نكنید. امام به کم‌ترین بی‌احترامی نسبت به افراد مخصوصاً مؤمنین حساس بودند. اما در عین حال متوجه ارزش و قدر خود به عنوان یك بنده‌ی خدا بودند، ایشان در نكوهش كوفیان با اشاره به مدارا و صبر خود بیان می‌كنند: من می‌دانم كه چگونه باید شما را اصلاح و كجی‌های شما را راست كرد، اما اصلاح شما را با فاسد كردن روح خویش جایز نمی‌دانم. . چهار، استقلال و آزادی. سیره‌ی عملی حضرت امیر(ع) حاكی از این است كه ایشان به مسأله استقلال افراد در روابط و آزادی و حریّت انسان‌ها بها داده و به افراد اختیار و آزادی تنظیم رابطه و انتخاب راه خود را می‌دادند، خود و دیگران را به تكلف و اجبار نمی‌انداختند. ایشان در نكوهش از نافرمانی كوفیان می‌فرمایند: شما زنده ماندن را دوست دارید و من نمی‌توانم شما را به راهی كه دوست ندارید، اجبار كنم. همچنین ایشان مردم را از تكلف و اجبار در ارتباط با خود منع می‌نمودند، ایشان خطاب به دهقانانی كه در سر راه صفین امام را دیدند و پیشاپیش ایشان پیاده می‌دویدند، فرمود: چرا چنین می‌كنید و آن‌ها گفتند عادتی است كه پادشاهان خود را احترام می‌كردیم. فرمود: به خدا سوگند! امیران شما از این كار سودی نبردند و شما در دنیا با آن خود را به زحمت می‌افكنید و در آخرت دچار رنج و زحمت می‌گردید و چه زیانبار است رنجی كه عذاب در پی آن باشد و چه سودمند است آسایشی كه با آن امان از آتش جهنم باشد. اصول اخلاقی در رفتار ارتباطی 1) اصل فروتنی و مهربانی طرفین رابطه در هر مقام و موقعیتی كه باشند، اساس ارتباطشان باید مبتنی بر تساوی و نگاهی بدون كبر و غرور و پرهیز از تفاخر و برتری‌جویی باشد. حضرت در مواضع متعددی از فخر و برتری‌جویی پرهیز داده، آن را مانع رشد و فزونی و عامل سركشی و فرصتی برای وسوسه و هجوم شیطان و جایگاه بغض و كینه و تنهایی انسان معرفی كرده‌اند. و قابل ملاحظه است كه حضرت راه شكرگزاری بر نعمت برتری فرد بر افراد دیگر (برتری كه واقعیت دارد و در عالم واقع، هست) را توجه به افراد زیردست (به دور انتقام و تحقیر) داشته‌اند. و در روابط نه تنها باید برتری‌ها را به رخ نكشید، بلكه باید فروتن و مهربان بود. حضرت ضمن توصیف مومنین و پـرهیـزگـاران بـه فـروتـنی و مهربانی، به پرهیز از تندخویی وبی اعـتنـایی نسبت به مردم زیردست، فروتنی و نرمی به آن‌ها امر می‌نمایند: با مردم فروتن باش، نرم‌خو و مهربان باش، گشاده‌رو و خندان باش، در نگاه‌هایت و در نیم‌نگاه و خیره شدن به مردم به تساوی رفتار كن تا بزرگان در ستمكاری تو طمع نكنند و ناتوان‌ها از عدالت تو مأیوس نشوند. مهربانی با مردم را پوشش دل خویش قرار ده و با همه دوست و مهربان باش. مبادا هرگز چونان حیوان شكاری باشی كه خوردن آنان را غنیمت دانی. 2) اصل بخشش، خوشرویی و دقت در ادای حقوق غیر هر اندازه كه حضرت به دقت و توجه در رعایت حقوق دیگران امر نموده‌اند، به همان اندازه به عفو و بخشش هنگام مواجهه با تضییع حقوق خود امر كرده‌اند و از بروز خشم كه واكنشی هیجانی است و هنگام مواجهه با تهدیدها و خطرات به طور طبیعی و فطری برانگیخته می‌شود، نهی نموده‌اند. خشم فرد را به نزاع، دشنام، پرخاش... سوق می‌دهد كه همه به تخریب رابطه منجر می‌شوند. حضرت به نشان دادن واكنش غیرهیجانی و هوشمندانه دعوت می‌نمایند (چنانچه بحث شد) و حتی بخشش، به تنهایی سلاحی بسیار مؤثر و كارا معرفی می‌نمایند. ایشان ضمن نهی از بروز خشم، راه‌هایی غیر از بروز خشم را برای نشان دادن عكس العمل معرفی كرده‌اند: ‌بدكار را با پاداش دادن به نیكوكار آزار ده. بدی را از سینه‌ی دیگران با كندن آن از سینه‌ی خود ریشه‌كن نما. هرچند كه در مورد دوست و دشمن امر به بخشش و عفو كرده‌اند و فرموده‌اند اگر بر دشمنت دست یافتی، بخشیدن او را شكرانه‌ی پیروزی قرار ده، ملاحظاتی در باب دشمنان دارند. اگر برادرت از تو جدا گردد، تو پیوند دوستی را برقرار كن. اگر روی برگرداند، تو مهربانی كن و چون بخل ورزد، تو بخشنده باش. هنگامی كه دوری می‌گزیند، تو نزدیك شو و چون سخت می‌گیرد، تو آسان گیر. به هنگام گناهش عذر او را بپذیر. مبادا كه دستورات یادشده را با غیر دوستانت انجام دهی یا با انسان‌هایی كه سزاوار آن نیستند. درشت خویی را با اندكی نرمی بیامیز. در آنجا كه مدارا كردن بهتر است، مدارا كن. در جایی كه جز با درشتی كار انجام نگیرد، درشتی كن. در هرحال اصالت با بردباری و بخشش است. بر بخشش دیگران پشیمان نباش و از كیفركردن شادی مكن. از خشمی كه توانی از آن كردی شتاب نداشته باش. گره هر كینه‌ای را در مردم بگشای و ریشه‌ی هر نوع دشمنی را قطع كن. با مردم هنگام دیدار و در مجالس رسمی و در مقام داوری گشاده‌رو باش و از خشم بپرهیز. بر شما باد، به پیوستن با یكدیگر و بخشش همدیگر مبادا از هم دوری كنید و پیوند دوستی را از بین ببرید. ایشان حتی از بروز خشم به صورت دشنام نهی نموده‌اند: دشنام را با دشنام باید پاسخ داد یا بخشش از گناه و به یاران خود در جنگ می‌فرمایند: من خوش ندارم كه شما دشنام‌دهنده باشید، اما اگر كردارشان را توصیف و حالات آنان را بازگو می‌كردید، به سخن راست نزدیك‌تر و عذرپذیرتر بود. خوب بود به جای دشنام آنان می‌گفتید: خدایا خون ما و آن‌ها را حفظ كن! بین ما و آنان اصلاح فرما و آنان را از گمراهی به راه راست هدایت كن تا آنان كه جاهلند حق را بشناسند و آنان كه با حق می‌ستیزند، پشیمان شده، به حق بازگردند. دستور حضرت، مبتنی بر اصالت حق و هدایت هرچه بیشتر انسان‌هاست و نه بروز خشم و خشنودی و رضایت سریع الزوال حاصل از ابراز آن. لذا امر به خوشرویی و گشاده‌رویی می‌نمایند؛ چرا كه خوشرویی وسیله‌ی دوست‌یابی است و مایه‌ی تألیف دل‌های گریزان مردم و بخشش موجب محبت و جهت ترغیب به بخشش، نیازمندی انسان به بخشش خداوند را به یاد می‌آورند. ایشان در واپسین روزهای حیات در وصیت خود درباره‌ی ابن ملجم می‌فرمایند: اگر ماندم، اختیار خون خویش را دارم. اگر عفو كنم، برای من نزدیك شدن به خدا و برای شما نیكی و حسنه است، پس عفو كنید. آیا دوست ندارید خدا شما را بیامرزد؟ همچنین می‌فرمایند: اگر گناهی از مردم سر می‌زند ، خواسته یا ناخواسته، اشتباهی مرتكب می‌گردند، آنان را ببخشای و بر آنان آسان گیر، آن گونه كه دوست داری خدا تو را ببخشاید و بر تو آسان گیرد. 3) اصل نیكوكاری و خوش رفتاری حضرت نه تنها از بدی و پیوستن با بدكاران به طور كلی نهی می‌نماید و امر به نیكوكاری و پیوستن به نیكان می‌نمایند، بلكه به بیان برخی از موارد تضییع حق، مانند بد‌گمانی، غیبت، بدگویی و... پرداخته‌اند كه مفاسد زیادی داشته و در تخریب رابطه بسیار مؤثرند. 4) اصل استقلال و آزادی حضرت علی(ع) ضمن توصیه به حفظ استقلال و آزادی خود در روابط، به عدم ایجاد تكلف و اجبار و محدود ساختن دیگران، امر نموده‌اند و می‌فرمایند: بنده دیگری مباش كه خدا تو را آزاد آفریده است. و در جای دیگر ضمن برشمردن عواملی برای جلب اعتماد مردم به والی، یكی از عوامل را عدم اجبار مردم به كاری كه دوست ندارند، معرفی نموده و بدترین دوست را دوستی معرفی می‌كنند كه انسان برای او به رنج و زحمت افكند. حضرت از سیره‌ی نظری همچون سیره‌ی عملی خود بر حفظ استقلال و آزادی در روابط تأكید دارند؛ یعنی روابط را نباید چنان تنگ و تكلف‌آمیز كرد كه اختیار و آزادی افراد گرفته شود. در اینجا توجه به این نكته ضروری و مفید است كه در این، همان گونه كه از بیانات حضرت علی(ع) به عنوان برترین نماینده آن پس از پیامبر گرامی(ص) روشن می‌گردد، حفظ استقلال و آزادی در روابط یك اصل است، بلكه اساساً دین و نمایندگان آن، پایه‌گذار آزادی‌اند و بلكه اساساً هدف دین آزادی انسان از قید و بند هركس و هر چیز است، مگر خدا. حریت و آزادی انسان‌ها مرهون اجابت دعوت انبیاء الهی است، آنجا كه انسان را تنها به بندگی و عبودیت خدا می‌خوانند و در نتیجه ریسمان هرچه تقید و تكلف به غیرحق است، پاره می‌كنند و مانع هرگونه بت‌پرستی و شخصیت‌پرستی به هر شكل آن می‌گردند. . نتیجه مروری بر نهج‌البلاغه نشان می‌دهد الگوی رفتار ارتباطی حاكم بر سیره حضرت علی(ع) و نیز الگوی رفتاری كه ایشان به كارگزاران خود در مدیریت، نظارت و اجرا توصیه می‌گردند، قاطعیت در مفهوم جدید روانشناختی است: رفتار توأم با صداقت، صراحت، احترام اصیل متقابل و استقلال فردی، پرخاشگری، سلطه‌گری و سلطه‌پذیری هرگز در سیره نظری و عملی آن حضرت ظهور نمی‌كند و بلكه حضرت افراد را از چنین الگوهای رفتاری برحذر می‌كند. ........................................................................................... پی نوشت ها: 1. قربانی، نیما، سبك‌ها و مهارت‌های ارتباطی، تهران، تبلور، 1384. 2. فرامرز قراملكی، احد، سازمان‌های اخلاقی در كسب و كار، تهران، مركز ملی مطالعات جهانی‌شدن، 1385. 3. فرامرزقراملكی، احد، اخلاق حرفه‌ای، بخش سوم. .................................................................................................... منبع: برگرفته از كتاب اخلاق حرفه‌ای در تمدن ایران و اسلام، احد، فرامرز قراملكی و همكاران  

منشور اخلاقی کارکنان وزارت جهاد کشاورزی

بسم الله الرحمن الرحیم  منشور اخلاقی کارکنان وزارت جهاد کشاورزی   .   .

اصول اخلاق سازمانی در اسلام

بسم الله الرحمن الرحیم اصول اخلاق سازمانی در اسلام   علی ایمانی لیل آبادی 1  حسن شاه صفی 2  حسین تاج آبادی 3 1 دانشجوی دکتری مدیریت، تهران، ایران 2 دانشجوی دکتری مدیریت راهبردی.دانشگاه دفاع ملی، تهران، ایران 3 دانشیار دانشگاه صنعتی مالک اشتر، رئیس مرکز پژوهش علم ودین، تهران، ایران . (متن کامل مقاله : اصول اخلاق سازمانی در اسلام pdf) . چکیده اخلاق در کنار دانش و  مهارت از مهم‌ترین قابلیت‌های هر مدیر در سازمان به شمار می‌رود. محیط‌های سازمانی در رشد اخلاقی افراد نقش اساسی دارند و اخلاق و رفتار مدیران این سازمان‌ها به شدت بر دیگران و نتایج عملکرد سازمان در حال و آینده تاثیر‌گذار است. در یک نظام اسلامی انتظار می‌رود مدیران سازمانی پایبند به اصول اسلامی و اخلاقی در حرفه خود باشند و منجر به توسعه اخلاق اسلامی نه تنها در سازمان بلکه در کل ابعاد جامعه باشند. این پژوهش با هدف تبیین اخلاق اسلامی در سازمان‌ها از دیدگاه آموزه‌های دینی انجام‌شده است. پژوهش حاضر از نوع کاربردی بوده و با روش توصیفی ـ تحلیلی انجام شده است. جامعه آماری پژوهش را قرآن، نهج‌البلاغه و کتب معتبر روایی تشکیل داده‌اند. همچنین، نمونه آماری را مجموعه‌ای از آیات و روایات که به‌طور مستقیم و غیرمستقیم با هدف پژوهش ارتباط داشتند، تشکیل داده‌اند. شیوه نمونه‌گیری نیز بدین ‌صورت بوده است که به آیات و روایات ممکن مراجعه و مورد خاص انتخاب‌شده است. روش گردآوری اطلاعات، مطالعات کتابخانه‌ای بوده و از ابزار فیش‌برداری استفاده‌شده است. یافته‌ها حاکی از آن است که اخلاق سازمانی در اسلام شامل؛ کسب رضای خداوند، اخلاص در کار، نظم کاری، اصل اتقان در کار، حفظ کرامت انسانی، وجدان‌کاری، رعایت حدّ اعتدال، خوش برخوردی و خوش‌رویی، رازداری، امانت‌داری، اتلاف وقت، دلسوزی، اهمیت دادن به کار، انجام هر کاری در وقت خود، جدیّت در اشتغال به هر کاری، پشتکار و عدم یأس، کم‌فروشی و رشوه‌خواری می‌گردد. در راستای به‌کارگیری نیروی انسانی مقید به رعایت اصول اخلاق سازمانی، آموزش عملی اخلاق به مدیران و کارکنان و در نهایت، تدوین منشور اخلاقی برای سازمان‌ها، ازجمله پیشنهادها و راه‌کارهای نهادینه کردن اخلاق اسلامی در سازمان‌ها می‌باشند. . کلیدواژه‌ها : اخلاق اسلامی، سازمان، آموزه‌های دینی ،نهادینه کردن ...................................................................................................... منبع: فصلنامه مطالعات منابع انسانی - دوره 7، شماره 3 - شماره پیاپی 25

راهکارهای نهادینه کردن اخلاق حرفه ای در سازمانها از دیدگاه آموزه های دینی

بسم الله الرحمن الرحیم  راهکارهای نهادینه کردن اخلاق حرفه ای در سازمانها از دیدگاه آموزه های دینی   نجمه حسینی عفت عباسی . متن کامل مقاله: راهکارهای نهادینه کردن اخلاق حرفه ا... pdf . چکیده: این پژوهش با هدف ارائة راهکارهایی جهت نهادینه کردن اخلاق حرفه ای در سازمان ها از دیدگاه آموزه های دینی انجام شده است. پژوهش حاضر از نوع کاربردی بوده و با روش توصیفی ـ تحلیلی انجام شده است. جامعة آماری پژوهش را قرآن، نهج البلاغه و کتب معتبر روایی تشکیل داده اند. همچنین، نمونة آماری را مجموعه ای از آیات و روایات که به طور مستقیم و غیرمستقیم با هدف پژوهش ارتباط داشتند، تشکیل داده اند. شیوة نمونه گیری بدین صورت بود که به آیات و روایات ممکن مراجعه و مورد خاص انتخاب شده است. روش گردآوری اطلاعات، مطالعات کتابخانه ای بوده برای این کار، از ابزار فیش برداری استفاده شده است. یافته ها حاکی از آن است که به کارگیری نیروی انسانی مقید به رعایت اخلاقیات و قانون در سازمان ها، آموزش عملی اخلاق توسط کارکنان مقید و پایبند به رعایت اخلاقیات و قانون، و در نهایت، تدوین منشور اخلاقی برای سازمان ها، از جمله راهکارهای نهادینه کردن اخلاق حرفه ای در سازمان ها می باشند. کلید واژه ها: سازمان اخلاق حرفه ای نهادینه کردن آموزه های دینی .......................................................................................................................... منبع: نشریه اسلام و پژوهش‌های مدیریتی سال دوم شماره 1 (پیاپی 5)

مؤلفه های اخلاق حرفه ای در سازمان با الگو گرفتن از مبانی دینی

بسم الله الرحمن الرحیم  مؤلفه های اخلاق حرفه ای در سازمان با الگو گرفتن از مبانی دینی    مسلم محمدی  مهدی گل وردی   متن کامل مقاله: مؤلفه های اخلاق حرفه ای...  pdf چکیده: در عصر ارتباطات و تکنولوژی که هر پدیده ای در حال تغییر است، نیاز توجه کردن به ارزش های اخلاقی در تعاملات انسانی و سازمانی، بیش از گذشته احساس می شود. اخلاق حرفه ای از حوزه هایی است که با مبانی ارزشی و اعتقادی، ارتباطی وثیق دارد. انسان عامل بنیادی حرکت و تحول در سازمان است و توجه به این عامل استراتژیک در محیط کار و فعالیت، تعالی و رشد مجموعه را به دنبال خواهد داشت. از این رو، اخلاق حرفه ای با توجه به ارائه راهکارهای سالم سازی ارتباطات درون سازمانی، نقشی مهم در این مورد ایفا خواهد نمود. در این پژوهش ابتدا، گذری به تبارشناسی واژه های مرتبط شده است، سپس مهم ترین مؤلفه های اخلاق حرفه ای سازمان، مبتنی بر نظام ارزشی اسلام در دو قالب تفصیلی و نموداری استخراج و ارائه گردیده است. همچنین در پایان جهت فراهم سازی تحقیقات مشابه، مؤلفه های اخلاق حرفه ای، از دیدگاه قرآن، سیره نبوی، سیره علوی و آموزه های مهدوی مورد تبیین قرار گرفته اند. . کلید واژه ها: اخلاق سازمان اخلاق حرفه ای مبانی دینی مؤلفه های اخلاقی ........................................................................................................ منبع: نشریه اسلام و مدیریت سال دوم بهار و تابستان 1392 شماره 3

پر بازدید ترین مقالات

«گیاهان دارویی در قرآن و حدیث»

بسم الله الرحمن الرحیم «گیاهان دارویی در قرآن و حدیث» علیرضا ...

زنيان - شاهي - کندر (دروس استاد ضیایی / 3)

بسم الله الرحمن الرحیم زنيان - شاهي - کندر دروس استاد ضی...

اهمیت دامداری و کشاورزی در قرآن کریم

بسم الله الرحمن الرحیم اهمیت دامداری و کشاورزی در قرآن کریم ...

سخنان مهم مقام معظم رهبری در"اهمیت حفظ محیط زیست و منابع طبیعی"

بسم الله الرحمن الرحیم سخنان مهم مقام معظم رهبری در"اهمیت حفظ...

تقویم شمسی

مرداد ۱۴۰۰
ش ی د س چ پ ج
    تیر »
 12345678910111213141516171819202122232425262728293031