ماه: دی ۱۳۹۹

طبقه بندی گیاهان در آثار گیاه شناسی و پزشکی دورۀ اسلامی

بسم الله الرحمن الرحیم  طبقه بندی گیاهان در آثار گیاه شناسی و پزشکی دورۀ اسلامی . شمامه محمدی فر عضو هیئت علمی گروه تاریخ علم بنیاد دائره المعارف اسلامی . متن کامل مقاله : pdf - طبقه بندی گیاهان در آثار گیاه شناسی ... . . اشاره : گیاه شناسی یا علم النبات، دانش مطالعۀ جنبه های گوناگون زیستی گیاهان، از جمله ویژگیهای ریختی و تکردی آنهاست. این علم در برخی تمدنها علم مستقلی بوده اما در متون اسلام، علم مجزایی نبوده است. در کتاب الحدود جابربن حیان که کهن ترین اثر عربی موجود دربارۀ تقسیم بندی علوم است، گیاه شناسی و حتی کشاورزی به عنوان علوم مستقل عرضه نشده اند. در دیگر آثار مرتبط با دسته بندی و تعریف علوم مانند جامع العلوم فخر رازی، ارشاد القاصد بن اکفانی و نوادر التبادر لتحفه البهادر  دنیسری نیز نامی از این علم به میان نمی آید. ... .....................................................................................  منبع : دوفصلنامۀ میراث علمی اسلام و ایران - سال چهارم، شمارۀ دوم، شمارۀ پیاپی ۸

دانش رده بندی گیاهان در کتاب الحشائش دیوسکوریدس

بسم الله الرحمن الرحیم  دانش رده بندی گیاهان در کتاب الحشائش دیوسکوریدس .  شمامه محمدی فر هیئت علمی گروه تاریخ علم بنیاد دائرهالمعارف اسلامی . متن کامل مقاله : - pdf - دانش رده بندی گیاهان در کتاب الحشائش . چکیده :  پدانیوس دیوسکوریدس، پزشک، داروشناس و گیاه شناس مشهور یونانی در سده نخست میلادی، و شخصیتی تأثیرگذار بر داروشناسی دوره اسلامی است. وی کتابی در باره مواد دارویی، به ویژه داروهای گیاهی، تألیف کرد که در دوره اسلامی عمدتاً به الحشائش معروف شد. دیوسکوریدس اثرش را به پنج مقاله تقسیم کرده است. مقاله سوم این کتاب بیش از دیگر مقاله ها به صورت منسجم به گیاهان پرداخته است. دیوسکوریدس نه تنها به نوعی طبقه بندی کیفی در کتابش پرداخته است، بلکه تا حدی رده بندی زیستی نیز در اثرش به چشم می خورد. در مواردی که برخی گیاهان مورد مطالعه او خاصیت و شکل کمابیش یکسانی داشته اند، آنها را در کنار هم آورده است مانند اعضای جنس نعنا، و خانواده های بقولات، کرفسیان، گل مرکبان و سیب زمینیان. این روش دیوسکوریدس، تا حدی با سیستم های رده بندی زیستی در سده های اخیر تطابق دارد. . کلید واژه ها: الحشائش، دیوسکوریدس، رده بندی گیاهان .............................................................................................. منبع: تاریخ علم دوره ۱۳ - شماره ۲ (پیاپی ۱۹) .............................................................................................. همچنین مراجعه شود به مقاله : مقایسه تطبیقی تصویرسازی علمی نسخه «الحشایش» آستان قدس رضوی با نسخه های «الحشایش» پیش از آن در همین سایت.

نگرشی به میراث علمی مسلمانان در اسپانیا

بسم الله الرحمن الرحیم  کاربری میراث علمی و فنی تمدن اسلامی در عصر حاضر . غلامحسین رحیمی استاد دانشکده مهندسی مکانیک، دانشگاه تربیت مدرس . چکیده با وجود حجم انبوه کتب، مقالات، و یادداشت‌های مختلف در تحلیل آثار علمی، فنی، هنری، فلسفی، عرفانی، ادبی، تفسیری، و نظایر این‌ها، که از دوران شکوفایی و درخشندگی تمدن اسلامی بر جای مانده است، کمتر می‌توان اثری را یافت که میراث برجای مانده را از این دیدگاه بررسی و بخش‌های مورد استفاده آن را مشخص کند. به عبارت دیگر، یکی از پرسش‌های اساسی آن است که آیا میراث علمی و فنی بر جای مانده از دوران شکوفایی تمدن اسلامی، قابل اعتنا و حتی در عصر جدید قابل استفاده است؟ . ادعای پژوهش حاضر این است که نظام‌های علمی و فنی، فلسفه علم و صنعت، سنت علمی و حرفه‌ای، و متن و محتوای علوم و فنون، از مواریث ارزشمند تمدن اسلامی است که اگر بخش‌هایی از آنها با رویکرد جدید مورد تحلیل قرار گیرد، کماکان قابل استفاده‌ هستند. با توجه به گستردگی مطلب، توجه پژوهش حاضر معطوف به علوم طبیعی و فنون مهندسی با تمرکز بر یک حوزه خاص علمی، مانند فیزیک خواهد بود. در این راستا برای معرفی تجارب و یافته‌های نگارنده طی دهه اخیر به عنوان صحت مدعای تحلیل تلاش گردیده است. . کلیدواژه‌ها: تمدن اسلامی ، میراث علمی و فنی ،علوم طبیعی فیزیک ،صنعت ،مهندسی . مقدمه با مطالعه آرای دانشمندان و آثار مهندسان دوره اسلامی مشخص می‌گردد که آثار ارزشمندی از دوران شکوفایی تمدن اسلامی، در حوزه علوم طبیعی و دانش و فنون صنعتی بر جا مانده است. علاوه بر این، تعدادی از حکمای مسلمان درباره علم و صنعت اندیشیده‌ و آرای جالب توجهی مطرح کرده‌اند. نمونه‌های اول در قلمرو علم تجربی و صنعت و مهندسی قرار می‌گیرد و نمونه‌های دوم به حوزه فلسفه علم و صنعت مربوط است. علما و مهندسانی مانند زکریای رازی، بنوموسی، ابوریحان بیرونی، کرجی، ابن سینا، جزری، عبدالرحمان خازنی، ابن هیثم، قطب‌الدین شیرازی، و کمال‌الدین فارسی، بدون غفلت از بخش نظری علوم و فنون به گسترش آن پرداخته‌اند. عالمانی مانند فارابی، ابن سینا، ناصرخسرو، خواجه نصیرالدین طوسی، قطب‌الدین شیرازی از جمله حکمایی هستند که به برخی از حوزه‌های علوم طبیعی وارد شده و پاره‌ای از جنبه‌های صنعت و هر دو جنبه تجربی و برهانی (فلسفی) را مورد توجه قرار داده‍‌اند. علاوه بر این، دانشمندان مسلمان طی چند قرن تلاش، نظام‌های علمی و فنی منحصربه‌فردی پدید آورده‌اند که حتی با معیارهای امروز جالب توجه و قابل استفاده است. پژوهش حاضر، معرفی بخشی از میراث بر جای مانده از تمدن اسلام و ایران در حوزه‌های علوم طبیعی و فنون مهندسی را مورد توجه قرار داده است. از آنجایی که صاحب‌نظران این حوزه به طرح و تحلیل چنین موضوعی نپرداخته‌اند، بررسی حاضر فاقد پیشینه پژوهش به صورت صریح است. هدف پژوهش حاضر، نشان دادن این حقیقت علمی است  که آثار علمی  متفکران مسلمان در حوزه تمدن اسلامی، نقش مهمی در تولید علمی جهان داشته‌ است، دوم اینکه بخشی از یافته‌های علمی آنها همچنان قابل استفاده است. یکی از پرسش‌های اساسی درباره میراث تمدن اسلامی این است که آیا دانشمندان و فناوران دوره اسلامی  درباره علوم تجربی و فنون مهندسی اندیشیده‌اند؟  آیا آثار علمی و صنعتیِ در خور توجه پدید آورده‌اند؟ آیا همه یا پاره‌ای از آنچه بر جای مانده، کماکان قابل استفاده است؟ رویکردهای نظری کاوش میراث تمدن اسلامی منوط به اتخاذ رویکرد صحیح، سازنده، و نوآورانه در مقایسه با کار پیشینیان است. در ادامه مهمترین رویکردهایی بیان می‌شود که بر اساس آن‌ها می‌توان منابع علمی و فنی تمدن اسلامی را مورد کاوش قرار داد. ۳-۱-رویکرد تاریخی یکی از رایج‌ترین رویکردها به میراث علمی هر تمدنی، رویکرد تاریخی است. تاریخ علم، دانشی است که چگونگی وقایع علمی و تبیین چرایی و چگونگی وقوع آنها را در بستر تاریخی بررسی، مطالعه و تحلیل می‌کند. حاصل تتبعات تاریخی، استخراج حقایقی است که کامیابی‌ها و شکست‌ها، توسعه و عقب‌ماندگی علمی یا فنی تمدن و جامعه مورد بررسی را مشخص می‌کند. فرجام این مطالعه، آشنایی نسل جدید با یافته‌های نسل‌های گذشته در آینه تاریخ است. به هر حال، با وجود ارزشمندی رویکرد تاریخی، این رویکرد کمتر محتوای فعالیت‌های علمی گذشتگان را مطرح می‌کند، در نتیجه با استناد به یافته‌های این رویکرد، نمی‌توان پیوند عمیقی با گذشته برقرار کرد. به‌ویژه اگر توجه کنیم که در ایران حداقل به مدت چهار قرن، گسستی در حوزه علم و فناوری رخ داده است. از این رو، در ایران اتخاذ رویکردی تاریخی برای پیوند با سرمایه‌های علمی و فنی یا استفاده روزآمد از میراث بر جای مانده ناکافی است. از این رو، در کنار مطالعات تاریخی علم و فناوری در تمدن اسلام و ایران، باید نتایج حاصل از فعال‌سازی سایر رویکردها را نیز مورد استفاده قرار داد. در رویکرد تاریخی، درباره تاریخ تمدن، تاریخ علم، و تاریخ صنعت و فناوری سخن می‌گوییم و کمتر متعرض محتوای علمی و فنی آثار و منابع بر جای مانده می‌شویم. در بخش قابل ملاحظه‌ای از متونی که در چند دهه اخیر تدوین شده، منابع و دانشمندان تمدن اسلامی مورد توجه قرار گرفته و از این دیدگاه  به موضوع نگریسته‌اند. از این رو، گرچه اینگونه آثار در آشنایی نسل جوان با منابع و مواریث تمدن اسلامی موفق بوده‌، در برقراری پیوند معنایی و محتوایی موفق نبوده‌اند.   ۳-۲-رویکرد محتوایی و علمی این رویکرد ضمن توجه عمومی به تاریخ تحولات علم و فناوری، توجه اصلی خود را به محتوای آثار علمی و فنی بر جای مانده معطوف می‌کند. در این بررسی، به دو حوزه توجه می‌شود: الف- بررسی محتوای مطالب در دوره زمانی تاریخ پیدایش آنها . در این بررسی مطالب منسوخ به لحاظ انطباق با واقع، مشخص  می‌شود. به مطالبی که کماکان معتبرند، فارغ از سطح دشواری و پیچیدگی آنها، توجه ویژه‌ای می‌شود. ب- با توجه به سطح علمی مطالب، مواردی که احتمال استفاده از آنها در زمان حاضر وجود دارد، مشخص و به صورت دقیق تحلیل می‌گردد. سعی می‌شود که مطالبِ برگزیده با زبان علمی جدید مورد بازنویسی قرار گیرد. ۳-۳-رویکرد فلسفی و برهانی: در این رویکرد، علم و صنعت و فناوری، موضوع بررسی‌های نظری و برهانی و فلسفی می‌شود. در رویکردهای تاریخی و علمی و محتوایی، معمولاً عوامل فرهنگی، ارزشی و حتی دینی در محتوای بررسی‌ها و تحلیل‌ها مؤثر نیست. زیرا ماهیت علوم در تمدن‌های مختلف غالباً یکسان است و برای مثال، تفاوتی بین ریاضی یا فیزیک و یا نجوم یونانی و اسلامی نیست. اما در بخش فلسفه علوم یا فلسفه صنعت، این نگرش‌های اجتماعی به طور مستقیم اثرگذارند و بنابراین، نتایج حاصل از آن در تمدن‌های مختلف متفاوت  است. به هر حال اگر در پی یافتن نسبت بین علم و فلسفه در تمدن اسلامی هستیم، باید این رویکرد را در بررسی آثار بر جای مانده اتخاذ کنیم. ۳-۴-رویکرد تعلیمی: در این رویکرد بر استفاده از منابع علمی تمدن در کتب آموزشی، کمک‌آموزشی و فناوری آموزشی تأکید می‌شود. نتایج حاصل از این رویکرد، پیوندی عمیق بین دانش قدیم و جدید ایجاد می‌کند و پیوستگی علمی و تمدنی را در بستر تاریخی فراهم می‌آورد. از بین رویکردهای مذکور، در پژوهش حاضر تلاش می‌شود که از منظر رویکرد محتوایی و تعلیمی به میراث تمدن  اسلامی در حوزه علوم طبیعی و فنون مهندسی توجه گردد و نشان داده شود که این دستاوردها همچنان در دنیای امروز قابل استفاده است. . یافته‌های پژوهش ابتدا بحثی موجز درباره نظام علم و فناوری، نظام یاددهی و یادگیری و سنت علمی در تمدن اسلامی مطرح می‌شود. ۴- نظام علم و فناوری مهم‌ترین عامل تمدن‌ساز در هر جامعه‌ای، نظام علمی به معنای اعم آن است. به عبارت دیگر، هیچ تمدنی استوار نگردید و رشد نکرد، مگر اینکه از یک نظام علمی قدرتمند، پویا و زاینده برخوردار بوده است. تمدن یونانی با وجود محدودیت مرزهای جغرافیایی و طول عمر کوتاه، یکی از تمدن‌های بزرگ بشری معرفی شده است.۱ علت اصلی، نظام علمی قدرتمندی بود که بر اساس فعالیت‌های پیشروانه دانشمندان مشهور آن ایجاد شده بود. اما امپراتوری روم، با وجود دیرپایی (حدود قرن دوم قبل از میلاد تا قرن چهارم بعد از میلاد)، اقتصاد توانا، قدرت نظامی برتر، و در برخی از مقاطع زمانی، نظام سیاسی پیشرو، هیچ‌گاه تمدن‌ساز نشد. علت اصلی، فقدان نظام علمی پویا و کارآمد بود. مهم‌ترین بخش‌ها و مؤلفه‌های سازنده نظام علمی (و فناوری) در هر تمدنی به شرح ذیل است: الف- نظام آموزشی؛ یا نظام یادگیری و یاددهی؛ ب- سنت علمی؛ یا طریق و سلوک فردی و جمعی اتخاذ شده در کسب و انتقال معرفت علمی ج- روش پژوهش؛ یا شیوه ارزشیابی علم و کسب معرفت جدید؛ د- نحوه به کارگیری علم در حوزه عمل. ریشه‌های تمدن اسلامی را نمی‌توان بدون نظام علمی، که برخاسته از آموزه‌های اسلامی است، شناخت و تحلیل کرد. به یقین، یکی از مهم‌ترین عوامل رشد و شکوفایی تمدن اسلامی، مبانی و اصول برآمده از آموزه‌های اسلامی در خصوص نظام یاددهی و یادگیری و پژوهش و نوآوری است. خاستگاه تمدن استوار و زاینده‌ای که در جهان اسلام پدید آمد و چند قرن مهمترین و غنی‌ترین تمدن جهانی محسوب می‌شد، متعلق به مکتبی بود که در آن علم و عالم، جایگاهی منحصر به فرد دارد[۲]. مکتبی که قرائتِ به حق آن، منشأ تولید علم، مبدأ نوآوری، و گشایشگر فضای تعلیم و پژوهش است. اگر نقل جرج سارتون را بپذیریم، تمدن اسلامی از عصر جابر بن حیان، یعنی نیمه دوم قرن دوم هجری (نیمه دوم سده هشتم میلادی) آغاز می‌شود و حداقل تا عصر عمر خیام، یعنی نیمه دوم قرن پنجم هجری (نیمه دوم سده یازدهم میلادی) ادامه می‌یابد و این جریان تمدنی، حداقل تا انتهای قرن هشتم هجری (چهاردهم میلادی) به حیات پربار خود ادامه می‌دهد و دانشمندان مشهوری را به جهان عرضه می‌کند. از این رو، تمدن اسلامی دیرپاترین تمدن جهانی تا کنون محسوب می‌شود. قبل از اینکه به محتوای نظام علم و فناوری بپردازیم، مناسب است که به این پرسش پاسخ دهیم: آیا علم و فناوری در تمدن اسلامی از نظام مشخص و مستقری برخوردار بوده است؟ اصولاً یکی از مهمترین سرمایه‌های علمی هر تمدنی، نظام علم و فناوری پدید آمده در آن تمدن است. آیا تمدن اسلامی، حاوی نظام منسجم علمی و فنی بوده است؟  برای اثبات یا رد این ادعا باید به تعریف عوامل و ملاک‌هایی پرداخت که در صورت وجود آنها، بودن نظام تأیید می‌شود. تمدن اسلامی به دلایل زیر نظام هماهنگ و یکپارچه‌ای را در علوم و مهندسی پدید آورد که خاص این تمدن محسوب می‌شود: الف- استفاده از تجربیات پیشینیان: از دستاوردهای علمی و مهندسی تمدن‌های قبل از خود به صورت جامع و عمیق، به لحاظ نظری و عملی استفاده شده است. ب- برخورداری از مبانی نظری و فلسفی: دانشمندان متعددی مباحث نظری مناسبی درباره علم و فناوری مطرح کرده‌ و کلاً فلسفه ویژه‌ای برای علوم و فنون پدید آورده‌اند. پ- نوآوری: فعالیت‌های علمی و عملی دانشمندان و مهندسان مسلمان، حاوی نوآوری‌های متعددی است که قبلاً سابقه نداشته است. ت- جامعیت علمی و فنی: قلمرو فعالیت‌های علمی و عملی دانشمندان و مهندسان مسلمان، شامل همه حوزه‌های علمی و مهندسی است و به شاخه خاصی محدود نمی‌شود. ث- گستره وسیع جغرافیایی: قلمرو جغرافیایی فعالیت‌های علمی و عملی دانشمندان و مهندسان مسلمان در همه سرزمین‌های اسلامی گسترده است. ج- استمرار و پایداری: زمان فعالیت و درخشش علمی و فنی درازمدت بوده است و بیش از هفت قرن را شامل می‌شود. ز- انتقال و اثرگذاری: بر دستاوردهای علمی و مهندسی سایر تمدن‌ها به ویژه غرب تأثیر گذاشته است. چ- دانشمندان و مهندسان بسیار: دانشمندان، صنعتگران و مهندسان بسیاری در این حوزه فعال بوده‌ و آثار ارزشمندی تولید کرده‌اند. ح-تولید منابع فراوان: آثار و کتب کافی در این حوزه پدید آمده است که برای بررسی و قضاوت در دسترس هستند. خ- وحدت و یکپارچگی: شاخه‌های مختلف علمی و مهندسی، نظامی هماهنگ و یکپارچه به وجود آورده‌اند. علاوه بر این، شاخه‌ها، رشته‌ها و گرایش‌های مختلف علم و فناوری، پیوندی ارگانیک داشته و نظامی یکپارچه را ایجاد کرده‌اند. د-طبقه‌بندی علوم: گستره و ژرفای علوم تا حدی است که اندیشمندان آن تمدن، به طبقه‌بندی علوم پرداخته و طبقه‌بندی‌های جدیدی به جامعه بشری عرضه کرده‌اند. ذ- اذعان و تأیید تمدن‌های دیگر: مورخان علم و تمدن، غیر از جامعه‌ای که تمدن به آن تعلق دارد، در آثار خود جنبه‌های ممتاز آن را تأیید کرده‌اند. ر-قاعده‌مندی و نهادسازی علم و فناوری: جریان فراگیری علم و فناوری، قاعده‌مند و ساختارمند است. ز- سنت علمی و فنی ویژه: نظام‌های علمی و فنی، حاوی فرهنگ و سنت خاص آن تمدن هستند. به اعتقاد نگارنده، تمدن اسلامی از همه ملاک‌های فوق برخوردار بوده و در نتیجه، نظام آموزشی و علمی، و نیز نظام صنعت و فناوری خاص خود را داشته است. ۴-۱-نظام یاددهی و یادگیری یکی از میراث تمدن اسلامی، نظام آموزشی پویا و کارآمد آن بوده است. این نظام که متعلق به تمدن اسلامی است، متکی بر اصولی بوده است که برخی از آنها به شرح زیر است: اصل یک: فضیلت علم[۳] اصل دو: والایی علما[۴] اصل سه: عدم پیروی از جهل[۵] اصل چهار: لزوم (وجوب) کسب دانش بر هر فرد مسلمان[۶] اصل پنج: بدون مرز بودن تعلیم و تعلم[۷] اصل شش: مداومت تعلیم و تعلم؛ آموزش و یادگیری مادام‌العمر؛ آموزش مستمر[۸] اصل هفت: بی‌نهایتی (کسب) درجات علم[۹] اصل هشت: توأمانی علم و عمل[۱۰] اصل نه: توأمانی تعلیم و تربیت[۱۱] اصل ده: روش‌مندی تعلیم و تعلم[۱۲] اصل یازده: ارزش‌مداری تعلیم و تربیت اصل دوازده: ساختارمندی تعلیم و تعلم با توجه به محدودیت مقاله و گستره وسیع هر کدام از اصول، تشریح آنها را باید در متون دیگر یافت. ۴-۲-سنت علمی در تمدن اسلامی مهم‌ترین عاملی که نظام علمی اسلامی را از سایر نظام‌ها مثلاً نظام ایرانی (قبل از اسلام)، چینی، هندی، یونانی، و غربی متمایز می‌کند، سلوک اخلاقی، اسلوب فعالیت، سنت کسب معارف جدید و در کل روش‌شناسی آنهاست. برای مثال اینک پذیرفته شده است که دانش جدید برآمده از سنتی است که به روش علمی مشهور است. حجم عظیم یافته‌های علمی دانشمندان مسلمان، مبتنی بر سنت علمی خاصی است که بخش عمده‌ای از روش و فلسفه علمی غرب متکی به آن است یا به طور مستقیم تحت تأثیر آن بوده است.۱ سنت علمی به معنای طریق فردی و جمعی کسب و انتقال معرفت، نوع نگرش به پدیده‌های طبیعی، نحوه برخورد با موضوعات علمی، سیره و سلوک فردی و جمعی در محیط‌ها و نهادهای آموزشی، انگیزه‌ها و اهداف مشخص و اختصاصی در بررسی مباحث علمی در نظر گرفته شده است. سنت علمی، به این دلیل سنت نامیده شده است که از ویژگی‌ دیرپایی (محدود به مقطع زمانی کوتاه نبوده است)، تکرارپذیری (توسط دانشمندان مختلف در دوران‌های متفاوت تکرار و پیروی شده است)، جمعی بودن (روش و منش یک یا چند دانشمند خاص نبوده و بر فعالیت‌های جمعی و نهادی حاکم بوده است)، تقید پیروان به رعایت آن برخوردار بوده است. علاوه براین، دانشمندان هم نگهبان این سنت‌ها و هم انتقال‌دهنده و مروج آنها بوده‌اند. همچنین بر خلاف سنت‌های جاهلی یا متعصبانه که دائم با حوزه‌های نوآورانه درگیر هستند، آن‌ها در بطن خود نوآوری را پرورش می‌دادند. بر این اساس، سنت علمی را می‌توان مجموعه‌ای از رفتار، گفتار و پندار پژوهشگران و دانشورزان دانست که در طول زمان به انتقال، انباشت، و خلق دانش مبتنی بر ارزش‌های فرهنگی و اصول اخلاقی جامعه همت می‌گمارند. آنچه که هر تمدنی را از تمدن دیگر در عرصه علم (و فناوری) متفاوت و متمایز می‌کند، سنت‌های علمی (و فناوری) است. در حالی که غالباً نتایج حاصل از فعالیت‌های علمی محض، مانند ریاضی و فیزیک، در تمدن‌های مختلف بسیار شبیه یکدیگرند. به عبارت دیگر، «سنت علمی اسلامی» متفاوت از «سنت علمی غربی» است، هر چند ممکن است برای مثال، ریاضی و فیزیک آنها یکسان و حتی روش آنها در کسب معرفت تجربی مشابه باشد. برخی از مهمترین قواعد سنت‌ساز و اصول جاری در فعالیت‌های علمی و شیوه‌های کسب معرفت در تمدن اسلامی در زیر مطرح شده است.۲ اصل اول: میراث‌داری علوم؛ انتقال، مطالعه و فهم آثار دانشمندان پیشین[۱۳] اصل دوم: بهره‌گیری عالمانه و نقادانه از آثار دانشمندان گذشته اصل سوم: میراث‌سازی؛ نوآوری[۱۴] اصل چهارم: آزاداندیشی؛ حقیقت‌جویی بی‌تعصب اصل پنجم: جامع‌نگری در کسب معرفت علمی؛ وحدت علوم در معرفت‌شناسی اسلامی اصل ششم: روشمندی در کسب معرفت؛ روش تجربی در علوم طبیعی اصل هفتم: کاربردی کردن دانش؛ علم معطوف به عمل اصل هشتم: تواضع علمی اصل نهم: جدل احسن علمی اصل دهم: مستندسازی، کتابت و انتشار نتایج فعالیت علمی اصل یازدهم: آئین‌مندی تعلیم و تعلم اصل دوازدهم: تحمل سختی‌ها و مقابله با دشواری‌ها اصل سیزدهم: تنظیم و ترتیب ویژه علوم؛ طبقه‌بندی خاص علوم اصل چهاردهم: سازماندهی و مدیریت ویژه علوم (نظام ویژه یاددهی و یادگیری علوم) تفصیل این اصول، فرصت دیگری می‌طلبد، بنابراین خواندگان محترم به منابع مربوط ارجاع داده می‌شوند. ۵-فلسفه علم؛ فلسفه صنعت و فناوری فلسفه علم و فناوری، دانشی درباره علم و فناوری است نه خود علم و صنعت. در این حوزه متعرض مؤلفه‌های اصلی علم یعنی موضوع، محتوا، تحلیل، آزمایش؛ و فناوری یعنی علم و دانش فنی، ابزار و فن، تجربه و مهارت، محصول و کالا، مدیریت و اقتصاد نمی‌شویم. فلسفه علم و فناوری، دانش اشتقاقی و معرفتی دست دوم محسوب می‌شود. غالب عالمان و صنعتگران و کثیری از عالمان و فناوران نه چیزی از فلسفه علم و صنعت می‌دانند و نه برای پیشبرد امور خود نیازی به دانستن آن دارند. اما این به معنای بیهوده و زائد بودن این نوع معرفت نیست. فلسفه علم دانشی است که مفاهیم و نظریه‌های علمی را تشریح و تحلیل می‌کند، ویژگی‌هایی را مشخص می‌کند که پژوهش علمی را از سایر پژوهش‌ها متمایز می‌کند، روش کسب معرفت تجربی را جستجو می‌کند، تبیین علمی را کالبد شکافی و شرایط اثبات و ابطال نظریه‌ها و قوانین علمی را مورد بررسی قرار می‌دهد. همچنین تحولات و انقلاب‌های علمی و علل و عوامل آنها را ریشه‌یابی می‌کند. علاوه بر این، فلسفه علم پاره‌ای از مفاهیم بنیادین علوم طبیعی را از منظر برهانی و فلسفی می‌کاود. نتایج کاوش‌های اخیر را باید در مرز بین علوم تجربی و دانش برهانی قرار داد. این حوزه‌ای است که برخی از دانشمندان مسلمان به نحو گسترده‌ای متعرض آن شده‌اند. در مجموع، فلسفه علمی، دانشی فلسفی درباره علم است نه خود علم. اکنون فلسفه علم، تقسیمات متعددی یافته و به رشته‌های اصلی علم تجربی، تعلق یافته است. مانند فلسفه ریاضی، فلسفه فیزیک، فلسفه زیست‌شناسی، فلسفه علوم اجتماعی، و نظایر اینها. فلسفه فناوری، زنجیره تولید محصولات صنعتی را از بدو تولد ایده یا دانش اجمالی تا تحقق فرایندهایی که منجر به تولید کالا (پدیده) می‌شود، به لحاظ جنبه‌های مختلف مورد بررسی و تحلیل قرار می‌دهد. زیرا انبوهی از پرسش‌های انسانی درباره این زنجیره فناوری مطرح است که نفس صنعت و جوهره فناوری قادر به پاسخ به آن نیست. هر چند که صنعتگر و فناور منتظر نیست که فیلسوف فناوری و صنعتی به وی بگوید که چه کار انجام دهد یا انجام ندهد. اما وی می‌تواند اهداف و جهت‌گیری‌های ایجاد و توسعه صنعتی را با توجه به تحلیل‌های حوزه فلسفه فناوری و نتایج حاصل از آن برنامه‌ریزی کند. به عبارت دیگر فیلسوف صنعت می‌تواند صنعت و فناوری را از زوایای مختلف بررسی کند و با زبانی دقیق‌تر، به تحلیل فرازها و نشیب‌ها، کامیابی‌ها و ناکامی‌ها، سودها و زیان‌های این حوزه مهم تمدنی بپردازد و آن را در معرض دید صنعتگران و عموم مردم قرار دهد. هشدارهای لازم در خصوص جهت‌گیری‌های ناروای صنعت و آسیب‌های احتمالی ناشی از صنعتی شدن را بدهد؛ بشارت‌های اساسی در نقش بی‌بدیل صنعت در تمدن‌سازی[۱۵] و لزوم بهره‌مندی انسانی و عادلانه از آن را اعلام کند؛ و بدین ترتیب، تکالیفی اساسی بر دوش فناوران بگذارد، بدون اینکه بتواند دخل و تصرفی در صنعت و فناوری بنماید. با بررسی صحیح موضوع، می‌توان برای صنعت فلسفه‌ای مهیا کرد که بر روح صنعتگر تأثیر بگذارد و اوصافی برای فناور پیش‌بینی شود که هدفی عادلانه‌تر و مسیری استوارتر برای سعادت بشری ترسیم کند. احساس می‌شود که تمدن اسلامی، فلسفه ویژه‌ای برای علوم و فنون پدید آورده است. علاوه بر این،  دانشمندان و حکمای مسلمان به برخی از بنیادی‌ترین مفاهیم فلسفی علم و صنعت و فناوری توجه کرده و نظریه‌های ارزشمندی بیان کرده‌اند. اگر این آراء به طور عمیق بررسی و تحلیل شود، اکنون کاملاً قابل بهره‌گیری است. در خصوص تحلیل فلسفی برخی از مفاهیم بنیادین علوم طبیعی، به عنوان نمونه، مقالات  مفهوم امتدادمندی جسم طبیعی در طبیعیات سینوی، ماده طبیعی در حکمت سینوی، و مفهوم جسم در طبیعیات سینوی را بنگرید. درباره فلسفه صنعت و فناوری در تمدن اسلامی، به عنوان نمونه، به مقالات صنعت از دیدگاه امام جعفر صادق (ع)، فارابی، علم الحیل و فلسفه فناوری، و کتاب مفهوم صنعت و فناوری در منابع تمدن اسلامی رجوع شود. در نهایت باید گفت که نوع نگاه برهانی و فلسفی به علم و صنعت است که علم و فناوری هر تمدنی را از سایر حوزه‌های تمدنی متمایز می‌کند نه خود علم و فناوری. به عبارت دیگر از آنجایی که فلسفه علم و فناوری، همانند سنت علمی تحت تأثیر نظام فلسفی و ارزشی هر جامعه و تمدنی است، کاملاً متعلق به آن جامعه و برخاسته از آن تمدن و فرهنگ است. ۶-علوم طبیعی در تمدن اسلامی حکمای مسلمان، حکمت یا علم را به دو حوزه نظری و عملی تفکیک می‌کردند.[۱۶]ابن سینا در منطق شفا، هدف فلسفه را -  که در اینجا مترادف حکمت و علم در نظر گرفته شده است -  تا اندازه‌ای که برای انسان میسر است، آشنایی با حقایق اشیاء می‌داند. سپس موجودات را به دو دسته تفکیک کرده است. وجود برخی از اشیاء، خارج از اختیار و فعل بشر است و وجود برخی دیگر، تحت اختیار و فعل انسان است. معرفت و شناخت اشیای نوع اول، فلسفه نظری و شناخت دسته دوم، فلسفه عملی نامیده می‌شود.[۱۷] سپس وی شاخه‌های مختلف فلسفه نظری و عملی را با دقت معرفی و تشریح کرده[۱۸] که با توجه به آرای سایر حکما، جمع‌بندی آن در زیر بیان شده است. الف- حکمت عملی؛ معرفتی که اراده انسانی در آن دخیل است و موضوع آن، موجوداتی است که وجود و تحقق آنها وابسته به اختیار و عمل بشر است. حکمت عملی حسب موضوع به سه حوزه اصلی تهذیب اخلاق (انسان)، تدبیر منزل (خانواده)، و سیاست مدن (جامعه) تقسیم ‌شده است. ب-حکمت نظری؛ معرفتی که در آن همه موجودات معقول و محسوس، فارغ از مدخلیت اراده انسانی، مورد مطالعه قرار می‌گیرد. بنابراین موضوع آن موجوداتی است که وجود و تحقق آنها به اختیار و عمل ارادی بشر ارتباطی ندارد. حکمت نظری به سه حوزه گسترده تفکیک ‌شده است: الهیات، ریاضیات، و طبیعیات.[۱۹] به عنوان نمونه، کتاب شفای ابن سینا دوره کامل حکمت نظری است. در کتاب شفا نیز حکمت نظری به سه بخش الهیات (فلسفه اولی، مابعدالطبیعه)، ریاضیات (علوم تعلیمی) و طبیعیات (علوم طبیعی) تقسیم می‌شود. در کتاب شفا، مجموع علوم طبیعی در هشت فن ارائه شده است که فن اول آن، سَماع طبیعی است که درباره مبادی و علل و عوارض علم طبیعی بحث می‌کند و به مثابه اصول و مبانی طبیعیات است. جسم طبیعی و عوارض ذاتی و عرضی، و قواعد و خواص آن، کانون بحث سماع طبیعی است. هفت فن دیگر عبارت‌اند از: فن دوم، آسمان و جهان است که به علم فیزیک و هیئت امروزی مربوط می‌شود. فن سوم، کون و فساد است. فن چهارم، فعل و انفعالات. این دو فن کمابیش در حوزه فیزیک و شیمی قرار می‌گیرند. فن پنجم در کائنات جو و معادن است که بیشتر با جغرافیا و زمین‌شناسی امروزی نزدیک است. فن ششم، معرفت نفس است که به تاریخ طبیعی، روانشناسی و فلسفه امروز نزدیک است. فن هفتم، معرفه‌النبات است که معادل گیاه‌شناسی و بخشی از کشاورزی امروزی است. فن هشتم نیز معرفهالحیوان است که کمابیش معادل زیست‌شناسی است. در این بخش، علوم طبیعی که معادل دانش تجربی جدید است، به عنوان بخشی از میراث علمی تمدن اسلامی به اختصار معرفی می‌شود. مراجعه به منابع و آثار نشان می‌دهد که دانشمندان مسلمان به نحو گسترده‌ای در علوم طبیعی پژوهش کرده‌اند و شاخه‌های مختلف علمی را گسترش داده و برخی از آنها را خود پدید آورده‌اند. در این بخش تعدادی از شاخه‌های مختلف علوم طبیعی، که معادل دانش تجربی جدید است، به عنوان بخشی از میراث علمی تمدن اسلامی بیان می‌شود و به عنوان نمونه، رشته فیزیک در تمدن اسلامی به طور ویژه معرفی می‌گردد. برای آشنایی با عمومیات این علوم می‌توان به کتب عمومی تاریخ علم رجوع کرد که در آن علوم دوره اسلامی مورد توجه بوده است. مانند "پویایی فرهنگ و تمدن اسلام ایران" از دکتر علی اکبر ولایتی، " تاریخ علم" از جورج سارتن ، "تاریخ تمدن" از ویل دورانت، ، " علم و تمدن در اسلام" از سید حسین نصر، "تاریخ تمدن اسلام"، از علی اصغر حلبی، "متفکران اسلام" از کارا دو وو، و نظایر اینها. در زیر درباره شاخه‌های مختلف علوم طبیعی صحبت می‌شود. ۶-۱- ریاضیات[۲۰] ریاضی با شمردن و اندازه‌گیری در دنیای واقعی شروع شد. سپس به شاخه‌های مختلف توسعه یافت و دقیق‌تر گردید. آنچه دیده می‌شد و حس می‌گردید، در ذهن و عقل بشر صورت مجرد و کامل‌تری می‌یافت. دایره‌ای که در طبیعت بود، تصویری ایده‌آل در ذهن یافت و از واقعیت خود مجرد شد. مبانی و مفاهیم اساسی ریاضیات در این فرایند تجرید به تدریج پدید آمد و مستقر شد. ریاضیات در دو حوزه نظری و عملی توسعه یافت و به کار گرفته شد. ریاضیات نه تنها خود رشد و بسط یافت، بلکه موجب تقویت و گسترش سایر شاخه‌های علمی گردید. مهم‌ترین علت پرداختن مسلمانان به ریاضیات برخورد با مسائل مختلف اجتماعی مانند معاملات، ارث، مساحی، نجوم و نظایر اینها بود. تشریح، صورت‌بندی و حل اینگونه مسائل  فقط با کمک ریاضیات میسر بود. به همین دلیل باید گفت که مسلمانان پایه‌گذار یا حداقل توسعه‌دهنده ریاضیات کاربردی به معنای امروزی آن هستند. از دیدگاه مسلمانان، از آنجایی که ریاضی برای حل مشکلات و پاسخگوی برخی از نیازهای واقعی بشر بود، در قلمرو علم نافع قرار می‌گرفت و می‌گیرد. علاوه بر این، حکیم عمر خیام درباره فایده ریاضی گفته است: «فایده علوم ریاضی این است که موجب ورزیدگی ذهن و تند کردن خاطر شود و نیز نفس را عادت می‌دهد تا از قبول اموری که مقرون به دلیل و برهان نباشد، اجتناب کند». از اهمیت ریاضی نزد مسلمانان همین بس که ریاضیات را یکی از سه شاخه اصلی و فربه حکمت نظری فرض کرده‌اند. اکثر قریب به اتفاق حکمای مسلمان در دسته‌بندی علوم مختلف، این تفکیک و تلقی را پذیرفته و اعمال کرده‌اند. تعدادی از ریاضی‌دانان صاحب نام و رأیِ تمدن اسلامی را می‌توان نام برد: احمد بن عبدالله مروزی (م. ۲۵۰ تا ۲۶۰ ق)، ابوعبدالله محمدبن‌موسی خوارزمی (م. ۲۳۲ ق)، فضل بن حاتم نیریزی (سده‌های سوم وچهارم هجری)، بنو موسی بن شاکر خراسانی (سده سوم)، ابوالحسین ثابت بن قرّه بن زهرون (سده سوم)، حرّانی، ابوالوفا محمد بن محمد بوزجانی (سده چهارم)، ابوجعفر محمدبن‌حسین خازن خراسانی (سده چهارم)، ابوسعید احمدبن محمد بن عبدالجلیل سجزی، ابوالحسین عبدالرحمان بن عمر صوفی (ت. ۲۹۱ ق)، کیا ابوالحسین کوشیار بن لبان بن باشهری گیلانی (سده چهارم و پنجم)، ابوالحسن علی بن احمد نسوی (ت. ۳۹۳ ق)، ابوریحان محمدبن‌احمد بیرونی (سده چهارم و پنجم)، غیاث الدین ابوالفتح عمر بن ابراهیم خیامی نیشابوری (سده چهرم و پنجم)، امام ابوحاتم مظفربن اسماعیل اسفزاری (سده پنجم و ششم)، ابو جعفر محمد بن محمد بن حسن، مشهور به خواجه نصیرالدین طوسی (سده هفتم)، غیاث الدین جمشید بن مسعود بن محمود طبیب کاشانی (م. حدود ۸۴۰ ق)، صلاح‌الدین پاشا موسی بن محمد بن محمود قاضی‌زاده رومی (سده هشتم و نهم)، علاءالدین علی بن محمد سمرقندی معروف به ملأ علی قوشچی (سده نهم)، محمد بن عزالدین حسین متخلص به بهایی و معروف به شیخ بهایی (سده دهم). برای آشنایی با سایر ریاضی‌دانان دوره اسلامی به کتاب زندگینامه ریاضی‌دانان دوره اسلامی از ابوالقاسم قربانی و درآمدی بر تاریخ ریاضیات مسلمانان از عبدالله الدفاع رجوع شود. ریاضیات دوره اسلامی از حوزه‌های علمی است که باید آموخت تا تاریخ ریاضیات در تمدن بشری را مستمر و پیوسته یافت. علاوه بر این، برخی از مباحث ریاضیات دوره اسلامی در کتب آموزشی و کمک‌آموزشی دوره آموزشی قبل از دانشگاه قابل استفاده است. ۶-۲- نجوم نجوم یکی از شاخه‌های علمی است که مسلمانان در پیشبرد آن نقش مهمی ایفا کردند. نجوم نزد مسلمانان از اهمیت بسیاری برخوردار بوده است، نخست به علت نیازهای شرعی، دوم، تنظیم اوقات کشاورزی، و سوم آنچه که به تنجیم مشهور بوده است. نجوم (اعم از محاسباتی یا رصدی) از پربارترین شاخه‌های تمدن اسلامی محسوب می‌شود. مسلمانان رصدهای جدیدی صورت دادند، زیج‌های جدیدی نوشتند، و ابزارآلات متعدد و نوینی را اختراع کردند و ساختند و روش‌های رصد را بهبود بخشیدند. برخی از منابع عمومی و مقدماتی که به تاریخ نجوم در تمدن اسلامی پرداخته‌اند، بدین قرار است:  متفکران اسلام (کارا دو وو، جلد اول: ۱۸۸-۲۳۶)؛  کاوش رصدخانه مراغه، از پرویز ورجاوند، انتشارات امیرکبیر، تهران، ۱۳۸۴؛ تاریخ نجوم اسلامی از نلینو. برخی از منجمان مشهور دوره اسلامی عبارت‌اند از: ابراهیم بن جبیب فَزاری (فوت ۱۶۰ ه/۷۷۷م)، محمد بن کثیر فَرغانی، ابو مَعشَر بلخی (فوت ۲۷۲ ه/۸۸۶ م)، ثابت بن قرّه صابی حَرّانی (ت. ۲۲۱ ق....)، بنوموسی، ابوالعباس فضل بن حاتم نیریزی (فوت ۳۱۰ ه)، محمد بن جابر بَتّانی (فوت ۳۱۷ ه)، ابوالوفای بوزجانی (از نیشابور) (۳۲۸-۳۸۸/۹۴۰-۹۹۸ م)، عبدالرحمن صوفی رازی (۲۹۱-د۳۷۶ ه/ ۹۰۴-۹۸۶م)، ابو حامد احمدبن محمد بن حسین صاغانی (قرن چهارم)، ابو محمود حامد بن خضر خجندی (فوت حدود ۳۹۰ ه)، کوشیار گیلانی (حدود ۳۳۰-۴۰۰ ه)، ابو سهل کوهی، ابو سعید سجزی (حدود ۳۴۰-۴۱۵ ه)، ابوالحسن بن یونس (اواخر سده چهارم هجری)، ابوریحان بیرونی، حکیم عمر خیام، عبدالرحمن خازنی و اوحد الدین انوری از منجمان بنام قرن ششم هجری، خواجه نصیرالدین طوسی (۵۹۷ ه)، مؤیدالدین عُرضی دمشقی، مُحی الدین مغربی ۶۸۲فوت (ق./ ۱۲۸۳ م)  و شمس الدین محمد وابکَنَوی بخارایی (ولادت حدود ۶۵۲ ق)، غیاث‌الدین جمشید کاشانی، نظام الدین عبدالعلی بن محمد، معروف به فاضل بیرجندی و محقق بیرجندی ( سده نهم هجری). ۶-۳- شیمی شیمی شاخه‌ای از فیزیک، اما متمایز از فیزیک به معنای مدرسه‌ای آن است و از این رو، بخشی از علوم طبیعی محسوب می‌شود. اکنون شیمی شاخه‌ای از دانش تجربی است که به مطالعه ترکیب، خواص، و رفتار مواد در مقیاس اتمی و ملکولی می‌پردازد. واژه «شیمی» در کلمه عربی «الکیمیاء»، «کیمیا»، و «الکیمی»[۲۱] ریشه دارد. از دانشمندان پیشکسوت، مستشرقان و صاحب‌نظران غیرایرانی که در حوزه شیمی دوره اسلامی مطالعه کرده‌اند، می‌توان اشخاص زیر را نام برد. م. برتلو[۲۲] در جلد سوم شیمی در قرون وسطی (۱۸۹۳) و باستان‌شناسی و تاریخ علوم (۱۹۰۶) تعدادی از آثار جابر بن حَیّان را به چاپ رساند. در سال ۱۹۲۸ نیز هولمیارد[۲۳] مجموعه‌ای از آثار جابر را منتشر کرد[۲۴]. یولیوس روسکا[۲۵]، پاول کراوس[۲۶] نیز فعالیت‌های ارزشمندی درباره آثار شیمیایی زکریای رازی انجام دادند. علامه میرزا طاهر تنکابنی، دکتر قاسم غنی، و سید حسین نصر نیز در حوزه شیمی دوره اسلامی مطالعاتی انجام داده‌اند. تعدادی کتاب عمومی نیز وجود دارد که در آن نام، آثار و فعالیت‌های علمی دانشمندان مسلمان در حوزه شیمی مطرح شده است، از جمله کتاب  "نقش دانشمندان مسلمان در علم شیمی" تألیف علی عبدالله الدفاع[۲۷]، فصول نهم و دهم کتاب علم و تمدن در اسلام[۲۸]؛ کتاب متفکران اسلام از کارا دو وو؛ کتاب تاریخ جامع شیمی که در آن به طور مختصر، شیمی دوره اسلامی مورد بحث قرار گرفته است. در اوایل پیدایش شیمی در تمدن اسلامی، دانش و فن شیمی با کیمیاگری درآمیخته بود. جابر و رازی هر دو هم کیمیاگر و هم شیمیدان به معنای امروزه آن محسوب می‌شوند. احتمالاً اندیشه کیمیاگری از پزشکان سوری به مسلمانان رسیده باشد. نسطوریان و صابئین در انتقال این فرهنگ نقش بسیار مهمی داشتند. دانشمندان اسلامی نقش مهمی در پیدایش و توسعه کیمیا و داروسازی و داروشناسی شیمیایی، و دانش شیمی ایفا کردند. نخستین آثاری که در دولت فاطمی به زبان عربی ترجمه شد، در علم کیمیا بود. خالد بن یزید ملقب به حکیم آل مروان اولین کسی بود که به کیمیا اشتغال یافت. در قرون میانه، کیمیا صرفاً به آنچه اینک شیمی خوانده می‌شود، محدود نبود. بلکه گاه با اساطیر، خرافه، رمز و نظایر اینها آغشته بود. از این رو، افرادی یافت می‌شدند که با استفاده از این موقعیت، به شیادی می‌پرداختند. کیمیاگران به دنبال عنصری به نام اکسیر یا حجرالفلاسفه بودند تا به وسیله آن، فلزها را به طلا تبدیل کنند. همان گونه به دنبال اکسیر حیات بودند، یعنی دارویی که همه علل و امراض را شفا بخشد. در هر حال، مطالعات منابع دوره اسلامی در حوزه شیمی نشان می‌دهد که با نفوذترین شیمیدان‌های دنیای اسلام دو تن هستند: جابر بن حیان (قرن دوم ه./ قرن هشتم.) و ابوبکر رازی (و. ۳۱۳ ه./ ۹۲۵ م.). آثار دو دانشمند مذکور در قرون وسطای اروپا شناخته شده بود و آنها را به نام "جِبِر" و "رازیس" می‌شناختند. هر دو آنها اهل عمل بودند و کارهای آزمایشگاهی را به نظریه‌پردازی‌های مجرد ترجیح می‌دادند. ابوالحکیم محمد بن عبدالملک خوارزمی، ابوالقاسم عراقی، عبدالله بن علی کاشانی، عزالدین جلدکی، از دیگر شیمیدان های مهم دوره اسلامی محسوب می‌شوند. ۶-۴-زمین شناسی زمین‌شناسی[۲۹]، علم معادن، کانی‌شناسی[۳۰]، گیاه‌شناسی[۳۱]و جانورشناسی[۳۲]، علم جانداران (حیوانات، گیاهان)، زیست‌شناسی[۳۳] ، هواشناسی، علوم جو شاخه‌های مذکور را نیز می‌توان از جمله رشته‌های علمی دانست که دانشمندان مسلمان به آنها توجه ویژه داشته‌اند. به عنوان نمونه باید از آثار جاحظ و دَمیری در جانورشناسی نام برد. آثار زیر نیز از مهمترین آثار علمی در خصوص پدیده‌های جوی هستند: آثار علوی اسفزاری؛  آثار علوی مسعودی؛  آثار علوی ابن سهلان،  عجایب المخلوقات. ۶-۵ -فیزیک در این بخش به اختصار بیان می‌شود که فیزیک دوره اسلامی تا چه حد گسترش یافته است. همین امر را می‌توان در سایر رشته‌های علوم طبیعی یافت. فیزیک جدید، بخشی از علوم طبیعی دوره اسلامی محسوب می‌شود. در نتیجه معنای آن بسیار محدودتر از طبیعیات قدیم است. علاوه بر این، در تقسیم‌بندی علوم توسط تعدادی از دانشمندان مسلمان مانند فارابی، بخشی از رشته‌های شاخه ریاضیات، مانند علم مناظر، نیز به حوزه فیزیک تعلق دارد. فیزیک جدید شاخه‌هایی دارد که فیزیک قدیم فاقد آن بوده است، مانند فیزیک هسته‌ای، فیزیک نسبیتی، فیزیک کوانتم و شاخه‌های متعدد دیگر. در مقاله حاضر، آن بخش از طبیعیات مورد مطالعه قرار می‌گیرد که که با مباحث و سرفصل‌های فیزیک جدید مشترک است. این مجموعه فعلاً شامل مباحث مکانیک، جاذبه عمومی، نورشناسی، صوت شناسی، گرما، و سیالات است. با توجه به اهمیت مفهوم جسم طبیعی در فیزیک دوره اسلامی، در ابتدا این مبحث بنیادین مطرح می‌شود. هر چند فیزیک جدید کمابیش فاقد این سرفصل مهم از علوم طبیعی است. مهم‌ترین دانشمندانی که در حوزه فیزیک درخشیدند و آثاری بر جای نهادند، عبارت‌اند از. ثابت بن قره (قرن سوم هجری/ نهم میلادی)، الکندی (۱۸۵-۲۵۲ ه./۸۰۱-۸۶۷ م.)، بنوموسی (قرن سوم هجری/ نهم میلادی)، زکریای رازی (حدود ۲۵۰-۳۲۰ ه./ حدود ۸۶۴-۹۳۲ م.)، ابوعلی حسن بن هیثم بصری (۳۵۴-۴۳۰ ه./۶۵-۹۶۶ تا ۱۰۳۹ م.)، محمد بن احمد بیرونی (۳۶۲-۴۴۰ ق./ ۹۷۳-۱۰۴۱ م.)، ابوعلی سینا (۳۷۰-۴۲۸ ه./۹۸۰-۱۰۳۷ م.)، ابوالفتح عبدالرحمان خازنی (...-۵۵۰ ه./ ...- [Z1] ۱۱۵۵ م.)، ابوالبرکات بغدادی (۵۴-۴۸۰ تا ۴۷-۵۶۰ ه./ ۶۲-۱۰۸۷ تا ۵۲-۱۱۶۵ م.)، فخرالدین رازی (۵۴۴ تا ۶۰۶ هـ. / ۱۱۵۰ تا ۱۲۱۰ م.)، خواجه نصیرالدین طوسی (۵۹۷-۶۷۲ ه./ ۱۲۰۱-۱۲۷۴ م.)، قطب الدین شیرازی (۶۳۳-۷۱۱ ه./ ۱۲۳۶-۱۳۱۱ م.)، کمال‌الدین فارسی (متولد حدود ۶۶۴/ ه‍ . /۱۲۶۶ م.؛ وفات ۷۱۸ ه‍ ./۱۳۱۹ م. در تبریز). ۶-۵-۱-مبانی نظری و برهانی دانشمندان مسلمان، مفاهیم اساسی طبیعیات را که عمدتاً به بخش سماع طبیعی تعلق دارد، از منظر برهانی و فلسفی مورد توجه قرار داده‌اند. این مفاهیم عبارت‌اند از: جسم طبیعی: امتداد، ماده، صورت (هویت)، زمان، مکان و خلأ. مقالات مفهوم امتدادمندی جسم طبیعی در طبیعیات سینوی، مفهوم جسم در طبیعیات سینوی، ماده طبیعی در حکمت سینوی، مکان وخلاء از نگاه ابوعلی سینا و ابوالبرکات بغدادی، بخشی از آرای دانشمندان مسلمان درباره مفاهیم مذکور را تحلیل می‌کند. ۶-۵-۲-فیزیک مکانیک در حوزه مکانیک نظری، آرا و آثار برجای مانده قابل توجه و استفاده است. سه حوزه اصلی مکانیک نظری زیر، مورد توجه و تحلیل فیزیک‌دانان مسلمان قرار گرفته است. آرا و مباحث دانشمندان اسلامی در حوزه مکانیک نظری را عمدتاً می‌توان در بخش سماع طبیعی از طبیعیات یافت. الف ـ علم السکون (استاتیک) ب ـ علم الحرکات (سینماتیک) پ- علم القوا (دینامیک) در مقاله حرکت اجسام طبیعی در حکمت سینوی، گوشه‌ای از این آرا از منظر مکانیک جدید تحلیل شده است. ۶-۵-۳- فیزیک نور؛ نورشناسی و بینایی نورشناسی دوره اسلامی از درخشان‌ترین شاخه‌های فیزیک محسوب می‌شود. نورشناسی جدید را مسلمانان پی‌ریزی کردند. از چهره‌های شاخص این حوزه ابن هیثم، قطب‌الدین شیرازی، و کمال‌الدین فارسی هستند.  مهم‌ترین شاخه‌هایی که در حوزه نورشناسی دوره اسلامی بسط یافت، به شرح زیر است: الف- ماهیت نور ب-تولید و انتشار نور پ- بینایی؛ ادراک ناشی از دیدن ت- رنگین‌کمان ۶-۵-۴ – صوت؛ پدیده‌های نوسانی صوت‌شناسی یکی از حوزه‌هایی است که دانشمندان مسلمان به بررسی آن پرداختند و تا این اواخر به آن توجه نشده بود. در مقاله پدیده انتشار صوت در قراضه طبیعیات، برای اولین بار این حوزه مهم فیزیک دوره اسلامی معرفی شده است. مهم‌ترین شاخه‌های صوت‌شناسی دوره اسلامی به شرح زیر است: الف-ماهیت صوت ب- تولید و انتشار صوت پ-پدیده شنیدن ت- پدیده‌هایی ارتعاشی و نوسانی ۶-۵-۵ – فیزیک گرما (حرارت و برودت) گرما و سرما از پدیده‌هایی است که بشر از بدو پیدایش و تولد خود با آن مواجه بوده است. دانشمندان مسلمان نظریه‌های قابل توجهی درباره این حوزه مهم فیزیک مطرح کرده‌اند. بخشی از پرسش و پاسخ‌های ابن سینا و ابوریحان بیرونی درباره پدیده‌های گرما و سرما است. مهم‌ترین شاخه‌هایی که در حوزه فیزیک گرما در فیزیک دوره اسلامی بسط یافت، به شرح زیر است: الف-ماهیت حرارت ب-تولید و انتقال حرارت پ ـ انبساط و انقباض اجسام در اثر حرارت ۶-۵-۶-گرانش عمومی موضوع جذب اجسام به طرف مرکز زمین از جمله مسائلی بوده‌ است که ذهن طبیعی‌دانان مسلمان را مشغول داشته است. اینکه یک نیروی ذاتی موجب جذب اجسام به طرف مرکز زمین می‌شود، توسط آنها پذیرفته شده بود. خازنی ریاضیدان، منجم و فیزیکدان دوره اسلامی به موضوع جاذبه عمومی توجه ویژه کرد و آرای وی به موضوع گرانش عمومی در فیزیک کلاسیک بسیار نزدیک می‌شود. به عبارت دیگر آرای وی را باید پیش‌زمینه نظریه جا عمومی نیوتن دانست. ۶-۵-۷- دانش اوزان (علم الاثقال) دانش اوزان یکی از شاخه‌های گسترده فیزیک نظری و عملی در دوره اسلامی است. دانشمندان و فیزیکدانان مسلمان، این گرایش مهم فیزیک را در دو شاخه توزین و تعیین وزن مخصوص و نسبت مواد تشکیل‌دهنده یک همبسته مادی اعم از فلزی و غیرفلزی و نیز دانش بلند کردن و جابجایی اجسام سنگین توسعه دادند. علاوه بر این، این حوزه فیزیک به لحاظ تجربی گسترش یافت و دانشمندان مسلمان روش‌های تجربی متعددی را برای اندزه‌گیری وزن، وزن مخصوص، و مرکز ثقل اجسام تعیین کردند و به کار گرفتند. به عنوان نمونه کتاب ماشین‌های ساده و مرکب در معیار العقول درباره بلند کردن و جابجایی اجسام سنگین است. ۶-۵-۸- سیالات؛ هیدرو استاتیک؛ اصول شناوری یکی از حوزه‌های فیزیک که فیزیکدانان مسلمان به آن توجه کردند، رفتار سیالات و موضوع مهم حرکت جامدات در سیالات بوده است. آن‌ها اصل شناوری اجسام در مایعات را با دقت تحلیل و توصیف کردند. آثار آنها بیانگر این واقعیت است که اصل شناوری را باید به دانشمندان مسلمان مانند رازی، ابن سینا، بیرونی و خازنی متعلق دانست تا ارشمیدس ریاضیدان. علاوه بر این، در تعداد کثیری از طرح‌های کتاب الحیل بنوموسی و جزری از اصول هیدرواستاتیک و آئرواستاتیک برای ایجاد نیرو به منظور به کار انداختن سازوکار فیزیکی استفاده شده است که بیانگر تسلط آنها بر این اصول است. رجوع به کتاب کتاب الحیل از منظر مهندسی کنترل بخشی از ادعای نگارنده را اثبات می‌کند. ۶-۶-دانش فنی و حوزه‌های مهندسی دانشمندان و مهندسان مسلمان در حوزه صنعتی و مهندسی آثار ارزشمندی پدید آورده‌ و در غالب رشته‌های فنی فعال بوده‌اند. یکی از بهترین کتبی که در حوزه صنعت و فن در دوره اسلامی نوشته شده است، کتاب تکنولوژی اسلامی از هیل و الحسن است. در ادامه مهمترین رشته‌های مهندسی بیان می‌شود: ۶-۶-۱-صنایع مکانیکی ۶-۶-۲-صنایع شیمیایی ۶-۶-۳-صنایع عمران ۶-۶-۴-صنایع دریایی ۶-۶-۵-صنایع نظامی ۶-۶-۶-صنایع معدنی ۶-۶-۷-صنایع غذایی ۶-۶-۸-صنایع کشاورزی با توجه به محدودیت فضای مقاله، درباره این حوزه فنی مهم از تمدن اسلامی صحبت نمی‌کنیم و به همین جمله بسنده می‌شود که تمدن اسلامی در همه رشته‌های مهندسی شناخته شده آن زمان سرآمد تمدن‌های بشری بوده است. ۷-شیوه‌های بهره‌گیری از میرات تمدن اسلامی  در متون آموزشی و کمک آموزشی مسئله‌یابی و حل مسئله، موضوع مهمی در تعلیم مفاهیم اساسی در برنامه درسی محسوب می‌شود. در رشته‌های علوم تجربی و مهندسی علاوه بر معرفی کمیته‌ای اصلی، ارائه نمونه‌های کاربردی و صنعتی در خلال فرایند یاددهی از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. اساتید در پی یافتن مسائلی هستند که در خلال حل آنها مفاهیم پایه‌ای را به دانشجویان منتقل نمایند. آن‌ها نمونه‌هایی را مورد توجه قرار می‌دهند که توصیف علمی رفتار آنها مستلزم به کارگیری مفاهیم، روش‌ها، و قواعد علمی است. مطمئناً انتخاب مسائلی که از زندگی واقعی استنتاج شده یا مثال‌هایی از دانشمندانی که خود پایه‌گذار رشته و شاخه‌ای از علم بوده‌اند، می‌تواند جاذبه خاصی برای دانشجویان داشته باشد. در یک مدل علمی، می‌توان محتوا را به شیوه‌ها و از جنبه‌های مختلف مورد تحلیل قرار داد. در هر حال در زنجیره مدل‌سازی، اعتبارسنجی مدل، توصیف ریاضی رفتار جسم یا فرایند، روش‌های حل معادلات حاکمه، فرض‌های ساده‌کننده در مرحله مدلسازی، توصیف ریاضی و حل روابط حاکمه، اخذ نتایج و تحلیل و تفسیر آنها و غیره، باید شیوه‌ای اتخاذ شود تا منجر به یاددهی عمیق و همه‌جانبه گردد. پیدا کردن مسائل و مثال‌های مناسب که همزمان بتوانند اهداف چندگانه را دنبال کنند، چندان ساده نیست. برای اساتید و معلمان محدودیتی برای انتخاب مثال و مدل و زمینه‌های خاص در چارچوب مباحث اصلی رشته وجود ندارد. بنابراین، می‌توان از منابع علمی قدیمی در کنار منابع جدید استفاده کرد. گاهی برای آغاز مطلب یا تشریح مفاهیم پایه‌ای مسئله در دست بررسی، استفاده از نمونه‌های تاریخی مفیدتر است. اغلب، طبیعت مسائل عملیِ قدیمی، ملموس‌تر و مفهوم‌تر از نمونه‌ها و مفاهیم پیچیده جدید است.  بنا به دلایلی، شاید به نظر رسد که مثال‌های استخراج شده از منابع علمی تاریخی در سطحی نباشد که برای دانشجویان مناسب باشد. نخست، منسوخ بودن یا بیش از حد ساده و احتمالاً پیش پا افتاده بودن آنها؛ دوم، عدم سازگاری با مطالب کتب درسی جدید. علاوه بر این، توصیف‌های انجام شده ممکن است به طور کلی با روش‌های جدید بیگانه یا متفاوت باشد. همچنین تصور شود که نمونه‌ها غیرکاربردی است و بنابراین، می‌تواند ذهن دانشجو را از مطالب عملی و مورد نیاز وی دور کند و عملاً بحث کاربردی جدیدی را به مطلبی غیرواقعی، یا غیرلازم، ابتدایی و حتی بی‌فایده مبدل کند که فقط ارزش تاریخی دارد. اما نگارنده ادعا دارد که مدل‌سازی و تحلیل جدید یک نمونه قدیمی یا تحلیل یک نمونه جدید به شیوه علمی قدیم، بسته به موقعیت، می‌تواند بسیار مفید باشد. به ویژه روش‌های جدید که معمولاً متضمن انبوهی از اطلاعات پیچیده، بعضاً خام و تحلیل نشده است، تفهیم مطالب را به اتکای آنها بسیار دشوار می‌کند. انتخاب صحیح مثال‌ها می‌تواند حتی برای خوداتکایی و اعتماد به نفس علمی دانشجو مؤثر باشد، زیرا در این صورت وی می‌تواند خارج از قالب کتاب درسی خود با استفاده از اصول شناخته شده علمی به تفسیر کامل یک سیستم ساده همت گمارد. شایان ذکر است که بسیاری از مثال‌های جدید نقش مهمی در فرایند یادگیری ایفا نمی‌کند. زیرا قبلاً بارها حل شده است و دانشجو فقط می‌آموزد که چگونه روش حل را فرا بگیرد، بدون اینکه کوچکترین نقشی در این روش‌ها داشته باشد. علاوه بر این، حتی مسائل طرح شده در کتاب درسی نیز نقشی  برای مشارکت دانشجو باقی نمی‌گذارد. اگر مثال‌های تاریخی خوب انتخاب شوند و به درستی معرفی و با شیوه صحیحی تحلیل گردند، علاوه بر اینکه می‌تواند بخشی از فرایند یاددهی و یادگیری باشد، چون از قالب‌های سنتی تدریس فاصله می‌گیرد، برای دانشجویان جالب و هیجان‌انگیز نیز است. تجربه نگارنده مؤید این مطلب است که مؤثر بودن و نبودن این روش وابسته به نوع رویکردی است که اتخاذ می‌شود. رویکرد اشتباه قطعاً به کسب نتایج نامطلوب منجر می‌شود. اما اتخاذ رویکرد صحیح می‌تواند بسیار مؤثر و مفید باشد. در ادامه برخی از کتب و مقالاتی معرفی می‌شود که با رویکرد مذکور نوشته شده است. در ابتدا، توجه به مقدمه کتاب نسبتاً قدیمی، اما کماکان قابل استفاده کیلی[۳۴] با عنوان «ابزارهای نقشه برداری، تاریخچه و استفاده در کلاس‌های درس» آموزنده است[۳۵]. کیلی در ابتدای مقدمه کتاب خود بیان کرده است: «دوازده سال تجربه تدریس در ریاضیات دبیرستان و همین اندازه تجربه در مقدمات آموزش مهندسان، زمینه و سابقه‌ای را پدید آورد که مبتنی بر آن، این کتاب را به علاقه‌مندان عرضه می‌دارد. امید می‌رود که کتاب برای افرادی که در این زمینه‌ها به انجام وظایف و فعالیت‌های مشابه مبادرت می‌کنند، مفید باشد....». برای سال‌های متمادی افرادی که مسئول برنامه‌ریزی در حوزه سیاست‌های آموزشی کالج‌های مهندسی بودند، نیاز به افزایش محتوای فرهنگی برنامه‌های درسی مهندسی را دریافته بودند. اکنون، این موضوع که اگر یک برنامه آموزش مهندسی مشتمل بر سابقه و تاریخچه شاخه معین مهندسی مورد نظر نباشد، ناقص است، به ندرت مورد مناقشه و بحث قرار می‌گیرد. به همین دلیل، مواد چهار فصل اول کتاب باید برای معلمانِ مهندسانِ آینده عمران قابل استفاده باشد» (Kiley, p. ix). از کتب متأخر که مباحث علمی را با موضوعات تاریخی ذیربط به هم آمیخته‌ است، کتاب آندرسون[۳۶] با نام "جریان تراکم پذیر نوین: با چشم انداز تاریخی" است[۳۷]. گری لاک[۳۸] در مقاله خود با عنوان "مکانیک سیالات با چشم انداز تاریخی" از تجربیات موفق و مؤثر خود در کلاس‌های درسی مکانیک سیالات در اثر پیوند مباحث علمی با موضوعات تاریخی ذیربط سخن می‌گوید.[۳۹] چند مقاله در دسترس است که با رویکرد مذکور، منابع علمی دانشمندان تمدن اسلامی را مورد بررسی قرار دادند. بهناز ساویزی در مقاله‌ای با عنوان "مسائل کاربست پذیر درتاریخ ریاضیات: مثال‌های عملی برای کلاس درس"[۴۰]، مسئله روش ابوریحان بیرونی در اندازه‌گیری ارتفاع کوه و محیط کره زمین را به عنوان مثالی مفید برای کلاس آموزش ریاضی از بیرونی نقل می‌کند. هر چند وی منبع خود را مشخص نمی‌کند[۴۱] و این نقص مقاله است، اما در هر حال طرح چنین مسئله‌ای- با هدف کمک به آموزش و فهم ریاضی- بسیار ارزشمند است. مقالات چند سال اخیر نگارنده با عنوان "مثال‌های کاربردی از کتاب معیارالعقول برای استفاده در کلاس‌های درس رشته مهندسی مکانیک" ،"ترازهای کرجی؛ نمونه‌های  کاربردی برای استفاده در کلاس‌های درس و رشته مهندسی نقشه‌برداری، " استفاده از نوسانگر هیدرولیکی بنوموسی برای تدریس ارتعاشات واهلشی (جام تانتالوس ونوسانگرهیدرولیکی بنوموسی)، "استفاده از چراغ‌های روغنی بنوموسی برای کمک به تدریس و تفهیم کنترل خودکار"،  با رویکرد پیش گفته تدوین شده‌ است. به عنوان جمع بندی می‌توان گفت که اتخاذ رویکرد فوق در شرایط جدید علمی می‌تواند بسیار مفید و مؤثر باشد. این رویکرد مبتنی بر انتقال مفاهیم علمی قدیم به جدید یا استفاده از نمونه‌های قدیم برای تحلیل علمی جدید، و یا بالعکس انتقال مفاهیم جدید به مدد نمونه‌های قدیم است. اگر این رویکرد موفق باشد، به تدریج تعدادی از مهمترین آثار علمی تمدن ایران و اسلام می‌تواند به مثابه بخشی از منابع آموزشی و علمی جدید تلقی شود و مورد استفاده قرار گیرد. . ۸-جمع بندی و نتیجه گیری: با توضیحات و تحلیل فشرده بالا مهمترین نتایج پژوهش حاضر عبارت است از: ۱-تمدن اسلامی نظام علمی و فنی ویژه‌ای را پدید آورد. بخش‌هایی از این نظام، کماکان قابل استفاده است. ۲-تمدن اسلامی نظام یادگیری و یاددهی ویژه‌ای را پایه‌گذاری کرد که کاملاً بر اصول مسلم دینی متکی بود. اگر این نظام با نگاهی نو و تفسیری جدید بازطراحی شود، قابل استفاده است. ۳-نظام علمی و فنی تمدن اسلامی از سنت ویژه‌ای برخوردار بوده است که غالب مؤلفه‌های اصلی در عصر حاضر قابل اجرا است. ۴-تمدن اسلامی با توجه به نوع نگاه و تفسیر خود از علم و جلوه‌های عملی و کاربردی آن، فلسفه ویژه‌ای را برای علم و فن پایه‌گذاری کرد که خاص خود است و بخش‌هایی از آن با تحلیل دقیق، قابل استفاده و عرضه است. ۵-بخش‌هایی از محتوای علمی آثار دانشمندان دوره  اسلامی در کتب مقدماتی علمی ذیربط کاملاً قابل استفاده است. ۶-از محتوای علمی بخشی از آثار معتبر دانشمندان مسلمان برای تدریس و تفهیم بهتر مطالب در کلاس‌های درس می‌توان استفاده کرد.  همان طور که مشاهده می‌شود، ادعای نگارنده مبنی بر امکان استفاده از منابع علمی دوره اسلامی بسیار گسترده است و در این مجال کوتاه، امکان اثبات آن فراهم نمی‌شود. در این مقاله فقط نمونه‌هایی برای اثبات ادعا معرفی گردید. برای اثبات قطعی ادعای نگارنده به انجام پژوهش‌های گسترده‌ای نیاز است. ......................................................................................................... منابع[Z2] ابن‌سینا، حسین‌بن عبدالله، شفا (بخش‌های الهیات، طبیعیات، و منطق)، به کوشش ابراهیم مدکور و دیگران، قم، منشورات مکتبه آیه الله العظمی المرعشی، ۱۴۰۵هـ ابن سینا، الهیات دانش نامه علایی، مقدمه و تصحیح از: محمد معین، تهران، انتشارات انجمن آثار و مفاخر ایران، ۱۳۸۳ آلدو مییلی، "علوم اسلامی و نقش آن در تحولات علمی جهان"‌،‌ ترجمه محمدرضا شجاع رضوی و اسدالله علوم، مشهد، ۱۳۷۱ ش آتیلا بئر،"کتاب الحیل از منظر مهندسی کنترل"، ترجمه غلامحسین رحیمی، پژوهشگاه علوم انسانی، تهران، آبان ماه،۱۳۸۹ میکله جوآ، "تاریخ جامع شیمی"، ترجمه باقر مظفرزاده، شرکت انتشارات علمی و فرهنگی، ۱۳۷۴ علی اصغر حلبی، "تاریخ تمدن اسلام"، چاپ و نشر بنیاد، تهران، ۱۳۶۵ ویل دورانت، "تاریخ تمدن، عصر ایمان"، ج۴، سازمان انتشارات و آموزش انقلاب اسلامی، ۱۳۶۶ کارادو و، بارون، "متفکران اسلام"، ترجمه احمد آرام، جلد ۲، جغرافی‌دانان، علوم ریاضی و طبیعی، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، ۱۳۵۹ علی عبدالله الدفاع، "نقش دانشمندان مسلمان در علم شیمی"، ترجمه محمود کریمی، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تهران، ۱۳۸۹ علی عبداالله الدفاع، در آمدی بر تاریخ ریاضیات مسلمانان، ترجمهٔ مرتضی قدیمی، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تهران، ۱۳۸۵ رحیمی، غلامحسین، "سنت علمی در تمدن اسلامی"، مجله تاریخ فرهنگ و تمدن اسلامی، دانشگاه معارف اسلامی، قم، سال پنجم، شماره ۱۴،  بهار ۱۳۹۳، ص ۷۱-۹۴ رحیمی، غلامحسین، " مفهوم امتدادمندی جسم طبیعی در طبیعیات سینوی"، مجله معرفت فلسفی، سال دهم، شمارهٔ اول، پاییز  ۱۳۹۱، ص ۸۱-۱۱۱ رحیمی، غلامحسین،" مادهٔ طبیعی در حکمت سینوی"، مجله معرفت فلسفی،  سال یازدهم، شماره سوم، بهار ۱۳۹۳، ص ۱۲۱-۱۴۴ رحیمی، غلامحسین، "مفهوم جسم در طبیعیات سینوی"، مجله علمی پژوهشی حکمت سینوی، دانشگاه امام صادق(ع)، سال چهاردهم، شماره ۴۴، صص ۵۷-۷۶،زمستان ۱۳۸۹ رحیمی، غلامحسین،" صنعت از دیدگاه امام جعفر صادق (ع)"، فصلنامه تاریخ فرهنگ و تمدن اسلامی، دانشگاه معارف اسلامی قم،  سال دوم، پاییز ۱۳۹۰، شماره ۴، ص ۶۷- ۹۲ رحیمی، غلامحسین،" فارابی، علم الحیل و فلسفه فناوری"، مجله تاریخ تمدن اسلامی (مقالات و بررسیها)( دانشکده الهیات دانشگاه تهران)، سال چهل و چهارم، شماره یکم (شماره پیاپی ۹۲)، بهار و تابستان ۱۳۹۰، ص ۸۵-۱۰۲ رحیمی، غلامحسین،" مفهوم صنعت و فناوری در منابع تمدن اسلامی"، انتشارات دانشگاه تربیت مدرس، تهران، بهار ۱۳۹۳ رحیمی، غلامحسین، " حرکت اجسام طبیعی در حکمت سینوی" ، مجله خرد نامه صدرا، شماره ۷۰، زمستان ۱۳۹۱، صص ۹۸- ۱۲۱ رحیمی، غلامحسین، "مثال‌های کاربردی از کتاب معیارالعقول برای استفاده درکلاسهای درس رشته مهندسی مکانیک"، فصلنامه علمی پژوهشی آموزش مهندسی ایران، شماره ۴۹، سال سیزدهم ، بهار ۱۳۹۰، صص ۸۹-۱۱۱ رحیمی، غلامحسین،" پدیده انتشار صوت در قراضه طبیعیات"، مجله علمی پژوهشی حکمت سینوی، دانشگاه امام صادق(ع)، شماره ۴۷، بهار و تابستان ۱۳۹۱، ص ۶۹-۸۸  رحیمی، غلامحسین، "ترازهای کرجی؛ نمونه‌های  کاربردی برای استفاده در کلاسهای درس و رشته مهندسی نقشه برداری"، فصلنامه علمی پژوهشی آموزش مهندسی ایران، سال چهاردهم، شماره ۵۴، صص. ۱۳۹-۱۶۱، تابستان ۱۳۹۱ رحیمی، غلامحسین، " استفاده از نوسانگر هیدرولیکی بنوموسی برای تدریس ارتعاشات واهلشی (جام تانتالوس ونوسانگرهیدرولیکی بنوموسی)"، فصلنامه علمی پژوهشی آموزش مهندسی ایران، دوره ۱۵، شماره ۵۹ ، پاییز ۱۳۹۲ ، ص ۱۱۵-۱۳۷) رحیمی، غلامحسین،" استفاده از چراغ‌های روغنی بنوموسی برای کمک به تدریس و تفهیم کنترل خودکار"، مجله آموزش مهندسی، در دست بررسی، ۱۳۹۳ رحیمی، غلامحسین، "ماشین‌های ساده و مرکب در معیار العقول"، موزه علوم و فناوری، تهران، خرداد ماه   ۱۳۸۹ (چاپ اول)؛ ۱۳۹۲ (چاپ دوم با اضافات) سارتون جورج، تاریخ علم، ابوالقاسم قربانی، زندگینامه ریاضیدانان دوره اسلامی، مرکز نشر دانشگاهی، تهران، ۱۳۷۵٫ عمادی و غلامحسین رحیمی،"مکان وخلاء از نگاه ابوعلی سینا و ابوالبرکات بغدادی"، فصلنامه آینه معرفت، دانشگاه شهید بهشتی، سال نهم، شماره ۲۶، بهار ۱۳۹۰، ص ۱۱۳-۱۴۲ سید حسین نصر، "علم و تمدن در اسلام" ، ترجمه احمد آرام، ج۲، ص ۲۳۴، تهران ،۱۳۵۹ کرلو آلفونسو نلینو، تاریخ نجوم اسلامی،( ترجمه کتاب علم الفلک)، ترجمهٔ احمد آرام، تهران، ۱۳۴۹ ولایتی، علی اکبر، "پویایی فرهنگ و تمدن اسلام و ایران"، مرکز اسناد و تاریخ دیپلماسی، انتشارات وزارت امور خارجه، چاپ پنجم، ۱۳۹۰ Edmond R. Kiely, Surveying Instruments: Their History and Classroom Use, National Council of Teachers of Mathematics, Year book 19, Columbia University, New York.,1947 Lewis, M. J.T. Surveying Instruments of Greece and Rome, Cambridge Uni. Press, 2001, England. Wallis D.A., History of Angle Measurement", WSHS1-History of Technology, FIG Working Week, UK, 2005. Anderson John, " Modern Compressible Flow: With Historical Perspective", McGraw-Hill, 2004 Lock Gary, "Fluid Mechanics with Historical Perspective", Engineering Education: Journal of the Higher Education Academy, Vol.2, No. 1, 2007 Behnaz Savizi "Applicable problems in the history of mathematics: practical examples for the classroom", TEACHING MATHEMATICS AND ITS APPLICATIONS, Volume 26, No. 1, 2007 45 . ...................................................................................................................... [۱] استاد دانشکده مهندسی مکانیک، دانشگاه تربیت مدرس ۱ دوران شکوفایی تمدن یونانی عملاً قرون چهارم ق.م. (عصر افلاطون و ارسطو) و سوم ق.م. (عصر اقلیدس و ارشمیدس) است. هرچند سده دوم میلادی (عصر بطلمیوس و جالینوس) شاهد درخشش چهره‌های برجسته بود. [۲] تمدن اسلامی به مدت چند قرن بالید و درخشید و در دنیای آن روز به تنهایی زمام  پیشرفت علوم و فنون را بر دوش کشید. این دوران از نیمه دوم قرن دوم هجری (هشتم میلادی) شروع و تا انتهای قرن ششم ( دوازده میلادی) ادامه می‌یابد. پس از آن به مدت حدود چهار قرن همراه با سایر تمدن‌ها در پیشبرد علوم سهیم و شریک است. از قرن دهم هجری، زوال علوم آغاز و با توجه به رشد تدریجی علمی و فنی غرب، دوران عقب‌ماندگی و انحطاط آغاز می‌شود. نکته قابل ملاحظه این است که این ضعف همه‌جانبه با حاکمیت امپراطوری‌های بزرگ صفویه در ایران، عثمانی در ترکیه و گورکانیان در هند همراه است و این خود بیانگر این واقعیت است که تمدن پیشرو لزوماً فقط با حکمرانی گسترده و اقتدار سیاسی و حتی قوت اقتصادی پدید نمی‌آید و ادامه نمی‌یابد. [۳] اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّک الَّذِی خَلَقَ،‌ خَلَقَ الْإِنسَانَ مِنْ عَلَقٍ، اقْرَأْ وَرَبُّک الْأَکرَمُ، الَّذِی عَلَّمَ بِالْقَلَمِ ﴿سوره علق ـ آیه ۱-۴﴾ ۳ برای نمونه بنگرید: وَ اِذا ماتَ العالِمُ ثَلُمَ فی الِاسْلامِ ثَلُمَ لایسُدُّها اِلّا خَلَفٌ مِنْهُ (امام علی (ع) منیه المرید ـ ص ۱۲)؛  سائِلِ العُلَماءَ وَ خالِطُ الحُکماءَ وَ جالِسِ الکبَراءَ (رسول اکرم (ص))؛ یرْفَعِ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنکمْ وَالَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجَاتٍ ﴿سوره مجادله ـ آیه ۱۱﴾؛   العُلَماءُ وَرَثَه الاَنْبیاء (اصول کافی ج ۱ ـ حدیث ۱)؛  - عالِمٌ مُعانِهٌ خیرٌ مِنْ جاهِلٍ مُساعِدٍ (علی (ع) – غرر ص ۵۱۸)؛  اِنَّمَا النّاسُ عالِمٌ وَ مُتَعَلِّمٌ و ماسِواهُما فَهَمَجٌ (علی (ع) ص ۳۱۹) ۳ برای نمونه بنگرید:  وَلاَ تَقْفُ مَا لَیسَ لَک بِهِ عِلْمٌ إِنَّ السَّمْعَ وَالْبَصَرَ وَالْفُؤَادَ کلُّ أُولئِک کانَ عَنْهُ مَسْؤُولًا ﴿سوره اسراء ـ آیه ۳۶﴾؛  مَنْ اَفَتی النّاسَ بِغَیرٍ عِلْمٍ لَعَنَتَهُ ملائِکهُ السَّماءِ والارضِ (پیامبر (ص) – تحف العقول – ص ۶۶)؛   مَنْ عَمِلَ عَلی غَیرِ عِلْمِ کان مایفْسِدُ اَکثَرَ مِمّا یصْلِحُ (پیامبر (ص)تحف العقول – ص ۷۸)  ؛  اِعْمَلُوا بالعِلْمِ تَسْعَدُوا (علی (ع) – غررص ۱۷۲)  .. ؛ ۴ طَلَبُ الْعِلْمِ فَرِیضَهٌ عَلَی کلّ مُسْلِمٍ (حدیث نبوی ـ الکافی ص ۳۵-۳۶)؛  اَقْرَبُ النّاسَ مِنْ دَرَجَهِ النُبُوَه اَهْلُ العِلْمِ وَ اَهْلُ الجِهاد (حدیث نبوی ـ محجبه البیضاء ج ۱ ـ ص ۱۱)؛  الحِکمَهُ ضالَّهُ الموُمِنِ، فَحَیتُ وَجَدَها فَهُوَ اَحَقَّ بِها (پیامبر (ص) منیه المرید ص ۵۸)؛  مَن جلس مَجْلِسا وَ لَم یزدد فیه عِلما اَزداد مِن الله بعداً (محجه البیضاء ـ ج ۱ ـ ص ۱۱)  ؛  آزادی هر اسیر منوط به آموزش ده نفر در جنگ بدر؛  تَعَلَّمُوا العِلْمَ، فَإنَّ تَعَلُّمَهُ حَسَنهٌ، و مُدارَسَتَهُ تَسْبیحٌ، والبَعْثَ عَنْهُ جِهادٌ، وتعلیمَهُ صَدَقهٌ، وَ بَذَلَهُ لِاَهْلِه قُرْبَهٌ (پیامبر (ص) – تحف العقول ص ۴۸)  ۵ اُطْلُبوالعِلْم وَلو بالصین ۶  اُطْلُبوالعِلْم مِن المَهْدِ اِلی اللَحْد ۷  العِلْمُ کنْزٌ عَظیمٌ لایفْنی (علی (ع) غرر ص ۹۷) ۸  أَیهَا النّاسُ اعْلَمُوا أَنّ کمَالَ الدّینِ طَلَبُ الْعِلْمِ وَ الْعَمَلُ بِهِ (امام علی (ع) ـ الکافی ص ۳۵)  ؛  العِلْمُ بِغیرِعَمَلٍ وبالٌ (علی (ع)‌ - غررالحکم ص ۹۷)  ؛  العَمَلُ بِغیرِعِلْمٍ ضَلالٍ (علی (ع)‌ - غررالحکم ص ۹۷)  ؛  العِلمٌ بِلاعَمَلٍ کقَوْس‌ٍ بِلا وَتَرٍ (علی (ع) – غرر ص ۵۱۸)  ؛  عِلمٌ لاینْقعُ کدَواءٍ لاینْجَعُ (علی (ع) – غرر ص ۵۱۸)  ؛  عِلمٌ بِلاعَمَلٍ کشَجَرٍ بِلاثمرٍ (علی (ع) – غرر ص ۵۱۸)؛  اِعْمَلوُا اِذا عَلِمْتُم (علی (ع) – غرر ص ۱۷۲)  ؛  عَلَی العالمان یعْمَلَ بِماعَلِم ثُمَّ یطَلُبَ تَعَلَُمَ مالَمْ یعْلَم (علی (ع) – غرر ص ۵۰۹)  ؛  کمالُ العِلْمِ العَمَلُ (علی (ع) – غرر ص ۵۸۹) ۹ وَ یزَکیهِم وَ یعَلِمُهُم الکتابَ وَ الحِکمَه؛  لایرْکواالعِلْمَ بِغَیرِ وَرَعٍ (علی (ع) – غرر ص ۶۴۳) ۱۰ برای نمونه بنگرید: العِلْمُ خَزائنُ و مفاتیحُهُ السُّؤالُ، فَاسألوا رَحِمَکمُ اللهُ، فَاِنَّهُ تُؤجَرواَرْبَعهُ، السائِلُ وَلمُتکلِّمُ وَالمستمعُ والمُحِبُّ لَهُمْ (پیامبر (ص) – تحف العقول ص ۶۶)   ؛   لِقاحُ العِلْمِ التَصَوُّرُ والتَّنَهُّمُ (علی (ع) – غرر ص ۶۷۸)  ؛   مَنْ فَهِمَ عَلِمَ غَوْرَ العلمِ (علی (ع) – غرر ص ۶۹۴)  ؛  ومِنْ آیاتِهِ خَلْقُ السَّمواتِ والارضِ وَاخْتِلافُ اَلْسِنَتِکمْ وَاَلْوانِکم اِنَّ فی ذالِک لاَیاتِ لِلْعالِمین (۲۲) ۱ دو تن از صاحب‌نظران معاصر، که در حوزه فلسفه علوم اسلامی نظریه‌پردازی کرده‌اند، سیدحسین نصر و عثمان بِکار (Osman Bekar) هستند. دکتر نصر در کتابهایی مانند علم در اسلام (Islamic Science: An Illustrated Study)  و علم و تمدن در اسلام (Science and Civilization in Islam) دیدگاه‌های خود را منعکس ساخته و عثمان بِکار آرای خود را در کتاب تاریخ و فلسفه علوم اسلامی (The History and Philosophy of Islamic  Science) مطرح کرده است. اثبات بخشی از ادعای فوق را می‌توان در کتب و مقالات صاحب‌نظران مذکور یافت. ۲ برای مطالعه بیشتر کتاب از علم سکولار تا علم دینی نوشته دکتر مهدی گلشنی، فصل «علل و عوامل شکوفایی تمدن اسلامی»، صفحات ۱۲۴ ـ ۹۳) مفید است. [۱۳] این اصل یادآور احادیث نبوی: «اطلبوا العلم و لو بالصین» و «الحکمه ضاله المؤمن یاخذها حیث وجدها» و فرموده علی (ع): «خذوا الحکمه ولو من المشرکین»، و احادیث مشابه، است. تحصیل علم از نظر اسلام یک ضرورت قطعی و بدون هیچ قید و شرطی است. [۱۴] نوآوری واژه‌ای مرکب از «نو» و «آوری» که مترادف آن ابتکار و ابداع است. نوآوری ریشه در ادراک انسانی دارد و انعکاس عملی آن خلاقیت است. به عبارت دیگر هر نوع خلاقیتی حاوی مؤلفه‌ای از نوآوری است. از صفات ذاتی خداوند مبدع و خالق بودن است:  «الله خالق کل شیء» و «بدیع السموات والارض» [۱۵] باید توجه کرد که مهمترین دلیل صحت و قوت علم جدید، صنعتی است که به اتکای آن پدید می‌آید. [۱۶] هرچند که این تفکیک ریشه ارسطویی دارد، اما اندیشمندان مسلمان آن را بازسازی کرده و بویژه محتوای آن را خود اصلاح کرده و یا پدید آورده‌اند. [۱۷] " .. إنّ الغرض فی الفلسفه أن یوقف علی حقائق الأشیاء کلّها علی قدر ما یمکن الإنسان أن یقف علیه. و الأشیاء الموجوده إما أشیاء موجوده لیس وجودها باختیارنا و فعلنا، و إما أشیاء وجودها باختیارنا و فعلنا. و معرفه الأمور آلتی من القسم الأول تسمی فلسفه نظریه، و معرفه الأمور آلتی من القسم الثانی تسمی فلسفه عملیه .. " (شفا، منطق، فصل دوم، ص ۱۲) [۱۸] " .. فالقسم الأول من العلوم هو العلم الطبیعی. و القسم الثانی هو العلم الریاضی المحض، و علم العدد المشهور منه؛ و أما معرفه طبیعه العدد، من حیث هو عدد، فلیس لذلک العلم. و القسم الثالث هو العلم الإلهی. و إذ الموجودات فی الطبع علی هذه الأقسام الثلاثه، فالعلوم الفلسفیه النظریه هی هذه. و أمّا الفلسفه العملیه: فإمّا أن تتعلق بتعلیم الآراء آلتی تنتظم باستعمالها المشارکه الإنسانیه العامیه، و تعرف بتدبیر المدینه، و تسمی علم السیاسه؛ و إمّا أن یکون ذلک التعلّق بما تنتظم به المشارکه الإنسانیه الخاصیه، و تعرف بتدبیر المنزل؛ و إمّا أن یکون ذلک التعلق بما تنتظم به حال الشخص الواحد فی زکاء نفسه، و یسمی علم الأخلاق. و جمیع ذلک إنما تحقّق صحه جملته  بالبرهان النظری، و بالشهاده الشرعیه، و یحقق تفصیله و تقدیره بالشریعه الإلهیه. و الغایه فی الفلسفه النظریه معرفه الحقّ، و الغایه فی الفلسفه العملیه معرفه الخیر... " (شفا، منطق، فصل دوم، ص ۱۲) [۱۹] حکمای مسلمان، از جمله ابن سینا، موجودات را به دو قسم تفکیک کرده‌اند. قسمی که ماده ندارند، لذا محسوس نیستند و فقط به عقل دریافت می‌شوند. مانند عقل و نفس، که به آنها "معقولات" و "مجردات" می گویند. و قسمی که ماده دارند و به حس در می‌آیند. به آنها "جسم" گویند. با این تفکیک سه حوزهٔ اصلی حکمت نظری معین می‌شود. اول، علم به معقولات و مجردات که آن را علوم الهی یا الهیات، و نیز فلسفه اولی و یا مابعدالطبیعه، می‌خوانند. دوم، علم به احوال جسم فارغ از ماده آن، از حیث شکل و مقدار، که به آن علوم تعلیمی یا ریاضیات می گویند. سوم، علم به احوال جسم از حیث تغیرات و تبدلات آن که آن را علوم طبیعی یا طبیعیات می‌نامند. ( به عنوان بنگرید: الهیات دانشنامه علایی، ص ۲ تا ۶؛ و نیز ابن سینا، شفا، ج ۱، ص ۳-۴) [۲۰] از مستشرقان و مورخان متقدم در حوزه تاریخ ریاضیات دوره اسلامی می‌توان از هاینریش سوتر (سویس: ۱۸۴۴-۱۹۲۲ م.)، فرانسوا وپکه (فرانسه: ۱۸۲۶-۱۸۶۴ م.)، بوریس رزنفیلد (روسیه-آمریکا: ۱۹۱۷-۲۰۰۸ م.)، عبدالحمید صبرا (مصر: ۱۹۳۰- م.)، کندی، رشدی راشد، و... نام برد. از صاحب نظران متقدم ایرانی که در خصوص ریاضیات دوره اسلامی کار کرده‌اند، از غلامحسین مصاحب، ابوالقاسم قربانی، جعفر آقایانی چاوشی،.... می‌توان نام برد. [۲۱] Alchemy [۲۲]  Berthelot [۲۳]  Holmyard [۲۴] زندگینامه علمی دانشمندان اسلامی، ۳۵۰ [۲۵]  Yulius Ruska [۲۶]  Paul Kraus [۲۷]علی عبدالله الدفاع، "نقش دانشمندان مسلمان در علم شیمی"، ترجمه محمود کریمی، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تهران، ۱۳۸۹ [۲۸]نصر، علم و تمدن در اسلام، ص ۲۶۱-۳۱۸ [۲۹] Geology [۳۰]  Mineralogy [۳۱]  Botany [۳۲]  Zoology [۳۳]  Biology [۳۴]  Kiely [۳۵] کتاب کیلی هم برای آشنایی با سابقه ابزارها و دوربین‌های نقشه برداری در عهد باستان و قرون میانه مناسب است و هم کتابی است که برای بهره برداری در کلاسهای مهندسی عمران و ریاضیات کاربردی مرتبط، البته در سطح مقدماتی، سودمند است. علاوه بر این، کتاب ارزشمند لویس با عنوان "ابزارهای نقشه برداری یونان و رم" [۲] و نیز «تاریخ اندازه گیری زاویه» از والیس [۳] برای علاقه مندان به این سابقه مفید است. [۳۶] Anderson [۳۷] Anderson, John, " Modern Compressible Flow: With Historical Perspective", McGraw-Hill, 2004 [۳۸]  Gary Lock [۳۹]  Lock Gary, "Fluid Mechanics with Historical Perspective", Engineering Education: Journal of the Higher Education Academy, Vol.2, No. 1, 2007 [۴۰]  "Applicable problems in the history of mathematics: practical examples for the classroom" [۴۱]این مثال با واسطه از کتاب  تحدیدالاماکن بیرونی اقتباس شده است.  [Z1]نقطه های بیانگر چیست  [Z2] [Z2]مشخصات کتابشناختی بر اساس فرمت نشریه و با رعایت نکات ویرایشی و رعایت فاصله درون کلمه ای و برون کلمه ای و .... ........................................................................................................... منبع : دوفصلتامه علمی-پژوهشی الگوی پیشرفت اسلامی ایرانی - دوره ۳، شماره ۶ - شماره پیاپی ۶

چرا قرآن کریم، رویش گیاهان در سرزمین‌های حاصل‌خیز را به اذن پروردگار پیوند زده است، اما به اجازه خدا در رویش گیاهانی – ولو اندک – در سرزمین‌های بایر اشاره‌ای نکرده است؟

بسم الله الرحمن الرحیم  چرا قرآن کریم، رویش گیاهان در سرزمین‌های حاصل‌خیز را به اذن پروردگار پیوند زده است، اما به اجازه خدا در رویش گیاهانی - ولو اندک - در سرزمین‌های بایر اشاره‌ای نکرده است؟ . پرسش قرآن کریم در آیه 58 سوره اعراف می‌فرماید: «وَالْبَلَدُ الطَّیِّبُ یَخْرُجُ نَبَاتُهُ بِإِذْنِ رَبِّهِ وَالَّذِی خَبُثَ لَا یَخْرُجُ إِلَّا نَکِدًا کَذَلِکَ نُصَرِّفُ الْآیَاتِ لِقَوْمٍ یَشْکُرُونَ». «و سرزمین حاصل‌خیز، گیاهش را با اجازه پروردگارش می‌رویاند، اما زمین‌های بایر جز اندکی نمی‌رویاند! اینگونه نشانه‌های خود را در اختیار مردم شکرگزار قرار می‌دهیم». سؤال این است که چرا خروج نبات (گیاه) پاک را به اذن پروردگار تخصیص داده است؟ . پاسخ اجمالی «وَ الْبَلَدُ الطَّیِّبُ یَخْرُجُ نَباتُهُ بِإِذْنِ رَبِّهِ وَ الَّذی خَبُثَ لا یَخْرُجُ إِلاَّ نَکِداً کَذلِکَ نُصَرِّفُ الْآیاتِ لِقَوْمٍ یَشْکُرُونَ».[1] «و سرزمین حاصل‌خیز، گیاهش را با اجازه پروردگارش می‌رویاند، اما زمین‌های بایر جز اندکی نمی‌رویاند! اینگونه نشانه‌های خود را در اختیار مردم شکرگزار قرار می‌دهیم». . از ابن عباس، مجاهد و حسن روایت شده است که این آیه، تشبیهی است که خدای متعال در باره مؤمن و کافر آورده، و خبر داده است که تمام زمین‌ها از یک جنس‌ هستند، اما برخی از آنها که پاک‌اند، به سبب ریزش باران نرم می‌شوند، گیاهان مفید از آنها می‌روید و محصولشان فراوان می‌شود. اما برخی از زمین‌ها شورزار و سخت‌اند، چیزی از آنها نمی‌روید و اگر بروید نفع چندانی ندارد. این‌گونه است قلوب انسان‌ها؛ تماماً از گوشت و خون است. برخی از آنها موعظه را می‌پذیرند، اما برخی قسی و سخت‌اند و پند و اندرز را نمی‌پذیرند.[2] . سؤال این است که چرا قرآن کریم در «بلد طیب» رویش گیاهان را به اذن پروردگار مقید کرده، ولی در «بلد خبیث» به اذن پروردگار مقید نشده است؟ . می‌توان چنین پاسخ داد که معمولاً - و در گفت‌وگوهای بین مردم - اگر به عنوان نمونه، فردی به دیگری کمک بزرگ و چشم‌گیری کرده و در کنار آن نیز کمک ناچیز دیگری هم کرده باشد، اگر روزی بخواهد یادآور آن شود، تنها به کمک بزرگش اشاره می‌کند. .  مفسران در این زمینه، چنین توضیح داده‌اند: 1. اگر در این آیه، رویش گیاه از سرزمین حاصل‌خیز به اذن الهی مرتبط شده، اما زمین سخت و شورزار بدون قید اذن خدا آمده، با این‌که هر دو(زمین طیب و زمین خبیث) فعل خدای متعال‌اند و هر دو دارای حکمت می‌باشند، این تصریح می‌تواند اشاره به این داشته باشد که طاعات و خوبی‌ها متعلق امر الهی بوده، اما معصیت مخالف امر خداوند می‌باشد.[3] . 2. زمین پاک به دلیل پاک بودنش از باب مدح و شرافت، مورد تصریح اذن پروردگار قرار گرفته است.[4] . 3. تصریح به اذن پروردگار، دلالت بر شرافت گیاهانی دارد که از زمین پاک می‌رویند، و اشاره خدای متعال به پاک بودن گیاهان و رویش آن به اذن پروردگار، در حقیقت اذن خاص است که همان اذن عنایت و تکریم است، نه اذن تقدیر و تکوین؛ چرا که اذن تقدیر و تکوین شناخته شده است که در این‌جا خصوصیتی برای بیان آن نیست.[5] . 4. این تصریح به اذن پروردگار دلالت بر آن دارد که مؤمنان هر عمل خیر و طاعتی را که انجام می‌دهند، به توفیق و عنایت خدای سبحان است.[6] . 5. به هرحال تصریح به اذن پروردگار در این آیه به جهت آن است که آن دلالتش صریح‌تر و واضح‌تر بر عظمت و نفوذ اراده الهی بدون هیچ‌گونه مشقتی است.[7] .................................................................................................... پاورقی [1]. اعراف، 58. [2]. طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، بلاغی، محمد جواد، ج ‏4، ص 666، ناصر خسرو، تهران، 1372ش. [3]. شیخ طوسی، محمد بن حسن، التبیان فی تفسیر القرآن، مقدمه، تهرانی، شیخ آقابزرگ، تحقیق، قصیر عاملی، احمد، ج ‏4، ص 433، بیروت، دار احیاء التراث العربی، بی تا. [4]. ابن عطیه اندلسی، عبدالحق بن غالب، المحرر الوجیز فی تفسیر الکتاب العزیز، تحقیق، عبدالشافی محمد، عبدالسلام، ج ‏2، ص 414، بیروت، دارالکتب العلمیة، چاپ اول، 1422ق. [5]. ابن عاشور، محمد بن طاهر، التحریر و التنویر، ج ‏8، ص 143، بیروت، مؤسسة التاریخ‏، چاپ اول‏، بی‌تا. [6]. فخرالدین رازی، ابوعبدالله محمد بن عمر، مفاتیح الغیب، ج ‏14، ص 292، بیروت، دار احیاء التراث العربی، چاپ سوم، 1420ق. [7]. کاشانی، ملا فتح الله، تفسیر منهج الصادقین فی الزام المخالفین، ج‏ 4، ص 45، تهران، کتابفروشی محمد حسن علمی، 1336ش. .................................................................................................... منبع : اسلام کوئست. نت

قطع درختان عذاب الهی را به دنبال دارد

بسم الله الرحمن الرحیم  قطع درختان عذاب الهی را به دنبال دارد . اشاره : یکی از نعمتهای الهی که در قرآن کریم بسیار بر آن تأکید شده است، درخت است. گرچه در نظر نخست، درخت، موضوع قابل توجه و دقت نظری نیست كه یک دین جاویدان در عصر جاهلیت بر اهمیت آن تأکید ورزد، اما دقت فزون‌تر نشان می دهد که این نعمت الهی، يكي از زيباترين مظاهر خلقت و جلوه‌اي از تجليات آفريدگار عالم است. درخت از گرانبهاترين آفريده‌هاي خداوند دانا براي انسان است و به دليل نقش حياتي كه در زندگي تمامي موجودات زنده، به خصوص انسانها دارا مي‌باشد در اسلام مورد توجه خاص قرار گرفته است.در جمهوری اسلامی ایران از 15 تا 22اسفند هفته منابع طبیعی نامگذاری شده است. با توجه به اهمیت لزوم فضای سبز و حفاظت از منابع طبیعی و محیط زیست در گفتگویی با حجت الاسلام و المسمین دکتر جواد نصرالله پور کارشناس و محقق دینی اهمیت درختکاری و توجه به محیط زیست را از منظر اسلام و دیدگاه معصومین (علیهم السلام ) مورد بررسی قرار دادیم: .    آغاز و پایان زندگی بشر با درختان همراه است درخت ، درختکاری و سرسبزی واژه هایی هستند که از ابتدای آفرینش انسان همواره در مسائل دینی مطرح بوده  و باغهای بهشت اولین محل زندگی آغازین انسان یعنی حضرت آدم و حوا (علیهما السلام) بوده است و به عنوان محل پایانی مومنین در عالم تکوین مورد توجه خداوند متعال قرار گرفته ،بنابراین بشر با طبیعت انس خاصی دارد در دنیایی که محل زندگی موقت و گذرای آدمی است درخت و منابع طبیعی از اهمیت خاصی در زندگی بشر برخوردار است در واقع کشاورزی اولین شغل و صنعتی است که انسان بعد از هبوط بر روی زمین  از طریق هدایت باطنی فراگرفته و به کار برده تا زمین را آباد و مایحتاج خود را از آن به دست آورد در حقیقت نماد آبادانی زمین مراتع،باغها،جنگلها و مزارع می باشند. قرآن کریم در این زمینه در سوره طه آیه 53 می فرماید:همان خدایی که زمین را برای شما محل آسایش قرار داد و راههای را در آن ایجاد نمود و از آسمان آبی فرستاد که انواع گوناگون گیاهان را از خاک تیره برآورد.در آیه 99سوره مبارکه انعام همچنین می فرماید:او کسی است که از آسمان آبی نازل کردیم و به وسیله آن گیاهان گوناگون رویاندیم و از آن ساقه ها و شاخه های سبز خارج ساختیم واز آن دانه های متراکم و شکوفه هایی با رشته های باریک بیرون فرستادیم و باغهایی از انواع زیتون و انجیر و انار و گاهی شبیه به یکدیگر و گاهی بی شباهت .هنگامی که میوه می دهد به میوه آن و طرز رسیدنش بنگرید که درآن برای مومنین از عظمت خداوند نشانه هایی قرار گرفته است.در آیه 58سوره مبارکه اعراف می فرماید:(سرزمین پاکیزه گیاهش به فرمان پروردگار می روید و اما سرزمینهای بد و بدطینت و شوره زار جز گیاه بی ارزش و ناچیز از آن سبز نمی شود و نمی روید)    رسالت انسان آبادانی زمین است خدای متعال به انسان ماموریت داده تا زمین را آباد کند.گویا رسالت انسان آبادانی زمین است در تفسیر این آیه روایتی از امام علی (ع) نقل شده که ایشان با تقسیم بندی کسب معاش انسانها یکی از این موارد را در آباد کردن زمین و کشاورزی  دانسته و حضرت در تفسیر آیه اشاره شده می فرماید:دانستیم که خداوند سبحان به کشاورزی و آبادانی زمین امر نمود تا نیازهای غذایی و معیشتی مردم از آنچه از گندم و...می روید تامین گردد.در روایات دیگری امام صادق (ع) فلسفه همت انسانها در آبادانی زمین را آفرینش آدمی از آب و خاک دانسته اند و فرموده اند خداوند متعال انسان را از آب و خاک آفرید به همین دلیل هم به طور طبیعی همت آدمی در آب و خاک است .  اهمیت درختان و گیاهان در دین اسلام اهمیت گیاهان ، درختان و ارزش غذایی،دارویی و صنعتی و همچنین تاثیرات اخلاقی و رفتاری که در بعضی از میوه ها و ثمرات آنها قرار گرفته و انسانها و موجودات زنده از آن بهره مند می شوند برهیچ کس پوشیده نیست. امام صادق (ع) به مفضل که از شاگردان برجسته ایشان است فرمودند :در این گیاهان و انواع مختلف آن تفکر کن ،میوه ها برای خوردن ،برگ ها به عنوان علوفه و هیزم برای تهیه آتش ،وچوب برای استفاده در انواع نجاری و...آفریده شده است . شما در فلسفه گیاهان بیابانی و دشتی شک دارید و با خود می اندیشید که بیهوده آفریده شده اند در حالی که آنها غذای حیوانات است و برای معالجه بسیاری از بیماریها بسیار سودمند است .در واقع حضرت صادق (ع) در این روایت معروف ،مومنین را به تفکر درخصوص چیستی و اهمیت جایگاه گیاهان دعوت می نمایند تا مردم به عظمت گیاهان و درختان به عنوان یکی از سودمندترین خلقت های الهی پی ببرند   جایگاه کشاورزی و مقام کشاورز در اسلام در قرآن کریم بر این مطلب تصریح شده که کار و فعالیت کشاورزی وظیفه انسان است و رشد و نمو و پرورش آن به دست خداوند متعال است . درایه 63 سوره مبارکه واقعه خداوند متعال می فرمایند:(آیا شما آن را بدون یاری ما زراعت می کنید یا ما هستیم که آن را زراعت می نماییم) در تفسیر مجمع البیان از پیامبر مکرم اسلام (ص) نقل شده که ایشان فرمودند:هیچ کس ازشما نگوید که من زراعت کردم بلکه بگوید من کاشتم . پیامبر اکرم(ص) از درختکاری به عنوان صدقه جاریه و مستمر یاد کردند و در مستدرک الوسائل جلد 13ص 460 فرمودند: مسلمانی نیست که درختی بکارد یا زراعتی انجام بدهد که انسان یا پرنده یا چارپایانی از آن تغذیه کنند مگر آنکه برای او صدقه ای شمرده شود.ابو ایوب انصاری از پیامبر نقل کرده که حضرت فرمود:هر کس نهالی بکارد تا میوه دهد خداوند به همان میزان که میوه می دهد به او ثواب خواهد داد.همچنین پیامبر فرمودند:هر کس بدون ستم و تجاوز درختی بکارد تا زمانی که بندگان خدا از آن استفاده می کنند برای او پاداش و ثواب نوشته می شود. امام صادق (ع) درختکاری را از جمله اعمالی دانسته اند که مومن فایده آن را پس از مرگش خواهد دید بدین معنی که صدقه جاریه ای است که ثوابش بعد از مرگ بدو خواهد رسید.درختکاری آن قدر مهم است که شیخ صدوق در کتاب خصال از قول پیامبر فرموده اند:(اگر قیامت نیز برپا شود و در دست شما نهال و هسته ای باشد اگر توانستی بکاری درنگ نکن و آن را انجام بده ) هنگامی که از پیامبر پرسیده می شود کدام مال برتر است می فرمایند:بالاترین مال زراعتی است که صاحبش می کارد و از آن مراقبت می کند و حق آن را روز جمع آوری محصول می پردازد که بهترین مالی است که خمس و زکات آن موقع جمع آوری محصول پرداخته بشود و حق فقرا و ایتام هم در آن درنظر گرفته شود. همچنین محمد بن عطیه می گوید از امام صادق (ع) شنیدم :خداوند در میان شغلها برای انبیا کار کشاورزی و دامپروری را برگزید تا از یک قطره اسمانی ناخشنود نباشند.همچنین حضرت علی (ع) فرمود :هر کس آب و خاک پیدا کند و با آنها نیازمند و فقیر بماند خدا او را از خود می راند.یعنی اگر از راههای دیگرفردی نتواند اقتصاد خود را تامین نماید اگر بتواند از طریق کشاورزی معاش خود را تامین نماید می بایست به ای مسئله اهتمام ورزد. شخصی از حضرت صادق پرسید:برخی از مردم معتقدند کشاوری کار ناپسندی است و این کار را برای خود عار می دانند .حضرت در پاسخ فرمودند:زراعت و کشاورزی کنید به خدا قسم هیچ عملی حلال تر و پاک تر از آن نیست سپس ادامه دادند:به خدا قسم پس از خروج دجال درعصر ظهور مهدی موعود (ع) کشاورزی و زراعت رونق پیدا خواهد کرد . بخش مهمی از  دستورات راهبردی و اساسی مقام معظم رهبری در اقتصاد مقاومتی  توصیه به تکیه بر کشاورزی و رونق دادن و حمایت از آن و جلوگیری از وارادت بی رویه محصولات کشاورزی برای حمایت از کشاورزی داخلی است که متاسفانه دولتهای مختلف به این مهم اهتمام کافی نداشته اند. امام باقر (ع) در روایتی فرموده اند:(بالاترین کارها زراعتی است که کشاورز می کند و همه از آن منتفع می شوند)در تفسیر عیاشی جلد 2در ذیل آیه (و علی الله فلیتوکل المومنون) از امام صادق (ع) نقل شده حضرت مصداق این آیه را کشاورزان دانسته اند .یعنی کسانی که بر خدا توکل می کنند کشاورزان هستند. همچنین یزید بن هارون می گوید از امام صادق شنیدم حضرت فرمودند:کشاورزان گنجهای جامعه هستند طیباتی را زراعت می کنند که خداوند آن را از دل خاک بیرون می آورد و خداوند در روز قیامت نیکوترین جایگاه را از بین مردم خواهند داشت و آنها به نام مبارک فرا خوانده می شوند یعنی وجود کشاورزان خود مظهر برکت و مبارکی است .همچنین امام صادق (ع) فرموده اند:کیمیای بزرگ کشاورزی است.   قطع درختان عذاب الهی را نازل می کند مقام معظم رهبری با علمی که به روایات و آیات قرآن مبنی بر اهمیت درخت و درختکاری دارند  هر ساله با اهتمام به مسئله درختکاری و افزایش فضای سبز و کاشت درخت به دستان خود اهمیت این مسئله را به مسئولان متذکر می شوند . آنچه امروزه بیش از پیش مهم است و می بایست مورد توجه دست اندرکاران قرار بگیرد و بیش از هر مسئله ای  محیط زیست را با خطر مواجه کرده قطع درختان و از بین بردن مراتع و جنگل ها است که متاسفانه جدای از مطامع سوداگران و قاچاقیانی که موجب نابودی جنگل ها و درختان می شوند . برخی از ادارات و نهادهای دولتی و مسئولین وزارتخانه ها برای ساخت و سازهایشان اولین راه را قطع درختان می دانند که مقام معظم رهبری همواره مسئولین را از اینگونه فعالیت ها نهی نموده اند حتی در روایات هم اهل بیت (علیهم السلام) قطع نمودن درختان را موجب نزول  عذاب الهی دانسته اند .امام صادق(ع) فرموده اند)هرگز درختان را قطع نکنید که خداوند عذاب شدیدی بر شما نازل خواهد کرد) در برخی از روایات آمده  قطع کردن درختان و نابودی محیط زیست و طبیعت به دست آدمی  غضب خداوند را به همراه دارد به طوری که خشکسالی یکی از آثار عذاب الهی در این باره است. شاید در زمان امام صادق مردم از شنیدن چنین روایاتی شگفت زده می شدند وبه درستی امروز اهمیت عظمت و جایگاه درختان را در زندگی درک  نمی کردند، امروزه که نقش درختان در تلطیف هوا و کاهش آلودگی و کاهش سیلاب ها ،ایجاد نشاط روحی و آرامش و بسیاری از دیگر فواید شناخته شده است و از آن سو آثار مخرب قطع درختان و نابودی محیط زیست به لحاظ علمی ثابت شده است نقش حیاتی و زیست محیطی تاکیدات صادق آل محمد (ع) به خوبی روشن می شود. جالب است بدانیم در سیره وروش بزرگان دین علاوه بر مبارزه با قطع درختان در صورت لزوم اگر درختی قطع می شد خود را ملزم می نمودند به جای آن درخت دیگری بکارند  .بنابراین با توجه به آموزه ها و روایات دینی اگر مسئولین مجبور به قطع درختانی می شوند حتما به همان تعداد در جای دیگری درخت بکارند تا مورد خشم و غضب الهی قرار نگیرند. ........................................................................................... منبع : قدس آنلاین

روایتی زیبا از رعایت حقوق گیاهان

بسم الله الرحمن الرحیم  روایتی زیبا از رعایت حقوق گیاهان . مدیر دانشنامه قرآن پژوهی با اشاره به «قاعده لاضرر » در فقه بر پیوند آن با مباحث محیط زیستی تأکید کرد و گفت: شاید به صراحت در قرآن به محیط زیست اشاره نشده باشد اما از آیات قرآن می توانیم با دلالت تضمنی و دلالت التزامی استفاده کنیم که طبق قواعد فقهی و طبق شأنی که خداوند به انسان داده است هرگونه ضرر رساندن به خود و به دیگر افراد و موجودات ممنوع است. . حجت الاسلام دکتر حسین علوی مهر مدیر دانشنامه قرآن‌پژوهی با اشاره به آیات قرآن و روایات اسلامی پیرامون اهمیت و جایگاه محیط زیست به خبرنگار مهر گفت: از آیات قرآن چنین برداشت می شود که خداوند به اصل خلقت و آفرینش اشاره دارد که آسمانها و زمین و موجودات مختلف را در خود دارد . در آیه ۹ تا ۱۲ سوره فصلت می فرماید: بگو آیا این شمایید که واقعا به آن کسى که زمین را در دو هنگام آفرید کفر مى ‏ورزید و براى او همتایانى قرار مى ‏دهید این است پروردگار جهانیان.و بر روى آن [زمین‏]، کوههاى استوار آفرید و به آن برکت بخشید و در چهار روز زاد و برگ آن را در آن آماده ساخت، که براى خواهندگان یکسان است‏. سپس آهنگ [آفرینش] آسمان کرد و آن بخارى بود پس به آن و به زمین فرمود خواه یا ناخواه بیایید آن دو گفتند فرمان‏پذیر آمدیم. وی افزود: مسئله بعدی که از آیات قرآن در حوزه محیط زیست استفاده می شود بحث رحمت الهی است که باعث می شود موجودات تداوم پیدا کنند، یعنی این موجوداتی که به سیر زندگی خودشان ادامه می دهند اعم از نباتات، حیوانات و انسان، به برکت رحمت الهی است همانطور که خداوند می فرماید« رحمتی وسعت کل شیء». این قرآن پژوه تأکید کرد: بحثی دیگر اینکه خداوند متعال در بسیاری از آیات قرآن موجودات و انواع آفرینش را آیات خودش نامیده است، یعنی باید به این نکته توجه داشته باشیم که تمام موجودات بر روی زمین کلمات و آیات الهی هستند. نکته دیگر آنکه این موجودات بدون هدف خلق نشده اند، اولین هدفی که می توانیم برای موجودات عالم تصور کنیم بهره وری انسان از نظام آفرینش است. تمام نظام هستی برای انسان است تا اینکه یک مسیری را طی کند که در آیات مختلف قرآن بدان اشاره شده است مثل” الم تروا أن الله سخرلکم ما فی السموات و ما فی الارض”. یعنی آیا ندانسته ‏اید که خدا آنچه را که در آسمانها و آنچه را که در زمین است مسخر شما ساخته… حجت الاسلام علوی مهر افزود: بنابراین انسان به نوع مجازی اش می تواند این موجودات را به مالکیت خودش درآورد البته نه به معنای تعدی و تجاوز بلکه به این معنی که همان خدایی که موجودات را برای ما آفریده است، راههای مالکیت خلقت را هم آفریده است مثل آیه « وَالْأَرْضَ وَضَعَهَا لِلْأَنَامِ» یعنی و زمین را برای مردم نهاد. یا آیات دیگری که دلالت بر مالکیت می کند و اینکه انسان می تواند مالک برخی از موجودات مثل زمین، درخت، حیوانات و… شود. وی با بیان اینکه اگر به نظام آفرینش نگاه کلی داشته باشیم متوجه ارزش محیط اطراف خود خواهیم شد؛ گفت: قرآن کریم بی توجه به این امور نگذشته است و حتی در موارد خاص انسان را توجه داده است؛ شاید به صراحت در قرآن به محیط زیست اشاره نشده باشد اما از آیات قرآن می توانیم در این خصوص با دلالت تضمنی و دلالت التزامی استفاده کنیم که ما نباید محیط اطراف خود را آسیب بزنیم و یا به موجودات اطراف خود اعم از حیوانات و گیاهان و آب و هوا و خاک و… صدمه بزنیم. عضو هیئت علمی جامعه المصطفی العالمیه تصریح کرد: یکی از نکاتی که در این زمینه باید مورد توجه قرار گیرد، بحث افساد در زمین است که در آیات قرآن بدان اشاره شده است مثل آیه ۸۵ سوره اعراف «وَلاَ تُفْسِدُواْ فِی الأَرْضِ بَعْدَ إِصْلاَحِهَا ذَلِکُمْ خَیْرٌ لَّکُمْ إِن کُنتُم مُّؤْمِنِینَ» این افساد شامل انواع تجاوزها می شود که خود از گناهان به شمار می رود. یکی از واژه های قرآن درباره محیط زیست که به شدت قرآن با آن برخورد می کند و از آسیب رساندن از آن نهی می کند، بحث فساد در زمین به طور کلی است. این آیه تأکید می فرماید که بعد از اینکه زمین آباد هست و کشاورزی هست و جنگل و حیوانات و انسانهای اطراف شما …هست از این خلقت الهی و رحمت الهی بهره مند هستید، فساد نکیند. وی به موضوع انفال مورد اشاره در قرآن و روایات پرداخت و درباه نسبت آن با رعایت محیط زیست گفت: بحث دیگر موضوع انفال است یعنی ثروتهای طبیعی که در اطراف ما هست و بی توجهی به آن یکی از بحرانهای دوره ما به شمار می رود. مثل اینکه جنگلهای را از بین می برند و کوهها را تصرف می کنند و آبهایی که اموال عمومی است را می خشکانند. طبق آیات قرآن این منابع طبیعی را می توان جزو« انفال» خواند، متعلق به حکومت اسلامی است و بدون اجازه حاکم اسلامی هیچ دخل و تصرفی در آنها نمی توان انجام داد. « قل الانفال للله و الرسول …». این انفال که می تواند یکی از معانی اش محیط زیست و منابع طبیعی و… باشد، متعلق به خدا  و بعد رسول است که امروز ما در شأن حاکم اسلامی و ولایت فقیه آن را می بینیم. بنابراین هرگونه آسیب رساندن به جنگها، آبها، خاک و… که جزو ثروتهای طبیعی است و حتی هوا و فضا را هم می توان جزو آن شمرد، اگر بدون اجازه حاکم دخل و تصرفی در آن صورت گیرد، از نگاه قرآن محکوم است. حجت الاسلام علوی‌مهر با اشاره به «قاعده لاضرر »در فقه بر پیوند آن با مباحث محیط زیستی تأکید کرد و گفت: هرگونه ضرر رساندن طبق قواعد فقهی و طبق شأنی که خداوند به انسان داده است؛ به خود و به دیگر افراد و موجودات ممنوع است. وی افزود: فارغ از مسایل زیست محیطی داخلی باید به آلودگی شیمیایی، دریایی، بمبهای شیمیایی و… که به انسان و دیگر موجودات آسیب می رساند، اشاره کنیم. حتی اگر ما به روایاتی که از پیامبر(ص) و علی بن ابیطالب(ع) درباره قوانین جنگی به دست ما رسیده است توجه کنیم خواهیم دید که محتوای این احادیث چقدر با مباحث اخلاقی و یا محیط زیستی و رعایت حقوق حیوانات و گیاهان و به طور کلی طبیعت  پیوند می خورد. مثلا در آیات و روایات آمده است که اگر کشوری به شما تجاوز و تعدی کرد به آن پاسخ دهید اما در عین حال تصریح دارد که اگر او دست از تجاوز برداشت شما هم دست بکشید و نباید از حد خاصی تجاوز کنید. این قرآن پژوه تأکید کرد: این روایات باید به عنوان منشور سازمان ملل برای جنگها لحاظ شود. در قوانین جنگ در اسلام از انجام برخی کارها منع شده و یا به کارهایی سفارش شده است که ممنوعیت قطع درختان، آلودگی آبها و مسموم کردن آبها، کشتن زنان، پیران و کودکان ممنوع شمرده شده است. هرگونه آسیب رساندن به غیر از موارد جنگ ممنوع شمرده شده است مثلا اگر کسی، فردی را اسیر کرد، بعد از اسارت حق آسیب رساندن به او را ندارد. این قوانین باید به عنوان منشور سازمان ملل متحد در مسائل جنگی مطرح شود که از جمله آنها بحث بمباران شیمیایی و مسموم کردن افراد و یا خمپاره ها و بمبهای غیرمتعارف و آسیبهایی است که به انسان و موجودات می رسد. حجت الاسلام علوی‌مهر گفت:حتی ما از قرآن کریم اشاراتی را به عنوان آلودگی صوتی می توانیم استخراج کنیم. مثل اینکه در وصایای جناب لقمان به فرزندش قرآن می فرماید : وَاغْضُضْ مِن صَوْتِکَ إِنَّ أَنکَرَ الْأَصْوَاتِ لَصَوْتُ الْحَمِیرِ… و صدایت را آهسته‏ ساز که بدترین آوازها بانگ خران است. در این آیه هم به علت اشاره شده و هم به اصل قانون تصریح دارد. یا درباره حفظ درختان روایاتی داریم که مثلا معصوم می فرماید: اگر کسی درخت کُنار(درخت صدر)- چون این درخت بیشتر در مناطق عربستان و کشورهای عربی هست- را سیراب کند گویا مؤمنی را از تشنگی سیراب کرده است. روایات به ما می فهماند که ارزش درخت بسیار بالاست و در نزد خداوند به عنوان یک خلقت و یک آیه الهی است. ........................................................................................................................ منبع: مهر

رویکردی نو در استناد به احادیث پزشکی

بسم الله الرحمن الرحیم  رویکردی نو در استناد به احادیث پزشکی . محمد شمس الدین دیانی تیلکی محمد امامی کارشناس ارشد، گروه معارف اسامی، دانشکده پزشکی، دانشگاه علوم پزشکی، مشهد اسـتادیار، گـروه فقـه و مبانـی حقـوق اسـلامی، دانشـگاه علـوماسـلامی رضـوی، مشـهد . متن کامل مقاله : pdf- رویکردی نو در استناد به احادیث پزشکی   چکیده :  امامان معصوم  (ع)، با نگاه واقع گرایانه به انسان، به مفاهیم سامتی، بیماری و درمان او توجه کامل داشته اند. روایات طب اسامی به جای مانده از آنان، از دیرباز تا به امروزه از مباحث جدی و پرچالش بوده است. امروزه با گسترش گرایش دانشمندان حوزه‌های مختلف علوم پزشکی به طب سنتی و اسامی، افراط و تفریط‌هایی در زمینه‌ی همنوایی علوم تجربی، به ویژه طب با روایات مشاهده می شود. گاهی این باور به وجود می‌آید که باید به روایات و احادیث طبی نیز همانند احادیث فقهی با ایمان و تعبد عمل کرد؛ زیرا این سخنان از زبان یک معصوم صادر شده است. معصوم یعنی کسی که از آبشخور وحی، مستقیماً سیراب شده و به عمق حقیقت راه یافته و خطا و لغزش در گفتار و کردار او راه ندارد. با نگاهی عمیق و ژرف‌تر، چالش‌هایی در روایات پزشکی مشاهده می شود که دقت در آن، انسان را از خطا در اندیشه بازمی‌دارد. در این پژوهش برخی از چالش‌های روایات طبی و افق‌های آینده در زمینه حل این چالش‌ها بررسی می‌گردد. این پژوهش با مراجعه به برخی منابع حدیثی مرتبط با موضوع، در پی شناخت و بیان چالش‌های موجود در استناد به این دسته از روایات بوده و چالش‌های مربوط به سند، مخاطب، دلالت و معنای واژه های به کار رفته در این احادیث مورد بررسی قرار گرفته است. یافته‌های پژوهش حاکی از آن است که مراجعه به احادیث پزشکی همچون دیگر احادیث صادره از معصومین (ع)، کاری تخصصی بوده و در این زمینه ضمن پرهیز از هر نوع پیش داوری و اجتناب از تفسیر به رأی، نیازمند آگاهی تخصصی نزدیک به 15 دانش از علوم پایه حوزی است، تا بتوان به روایتی استناد نمود. این استناد در صورت داشتن شرایط لازم، تنها به عنوان یک شاهد می تواند مفید واقع شود. واژه‌های کلیدی: احادیث، استناد، پزشکی، خطاب، سند ..................................................................................... منبع: نشریه دین و سلامت - دوره ۳، شماره ۲

شعور گیاهان

بسم الله الرحمن الرحیم شعور گیاهان . مهناز رحیم پور   منظوراز طبیعت،عالم مادی و جهانی است که با حواسمان با آن،در ارتباط هستیم.درقرآن کریم، بیشتر از هفتصد و پنجاه ایه،وجود دارد که در آنها،به پدیده‌های طبیعی اشاره شده است.در غالب این ایات،به مطالعه کتاب آفرینش و تدبّر در آن توصیه شده،اما قرآن کتابی در علوم طبیعی نیست،بلکه کتاب هدایت است،همچنانکه خداوند،در قرآن می‌فرماید:«شهر رمضان الذی انزل فیه القرآن هدی للناس و بینات؛ماه رمضانی که در آن قرآن فرو فرستاده شد، در حالی که برای عموم مردم رهنمون است[و برای کسانی که شایسته دریافت حقایقی شده‌اند]،دلایل روشن هدایت و وسیله تشخیص حق از باطل است».(سوره بقره، ایه 185) . اگر از پدیده‌های طبیعی،صحبتی می‌کند،برای آن است که انسان،با تدبّر در موجودات طبیعی،به عظمت خالق پی برد و خود را به او نزدیک کند.از دیدگاه قرآن،موجودات طبیعی،نشانه های خدای سبحان هستند و طبیعت شناسی،باید به منزله نشانه شناسی تلقی گردد و ما را از نشانه‌ها به صاحب آنها برساند.خدای سبحان می‌فرماید:«إن من شیء الاّ یسبح بحمده».(سوره اسراء، ایه 44) «تسبیح» و «تحمید» موجودات به چه معناست؟ایا موجودات جهان،غیر از انسان،دارای قدرت درک کردن می‌باشند؟ «تسبیح» و «تحمید» موجودات دیگر،با انسان متفاوت می‌باشد.انسان‌ها، موجوداتی صاحب اندیشه و خرد و دارای اختیارند،اما سایر موجودات،از سر اجبار و بدون هیچ اختیار و انتخابی به وظایفی که بر عهده آنها گزارده شده است، عمل می‌کنند. . از جمله این موجودات،گیاهان هستند.ایا گیاهان صاحب شعورند و به اندازه ظرفیت وجودی خود، می‌فهمند، می‌گریند و فکر می‌کنند؟ ایا می‌توانند بفهمند که چگونه،آب بخورند و از نور،بهره‌ مند شوند،ایا آنها عاشق می‌شوند و موجب جذب گونه‌های مختلف خود می‌گردند. گیاهان می‌توانند،با محاسبه رطوبت هوا،شکل برگ‌های خویش را تغییر داده و آنها را به صورت جمع یا کوچک و یا سوزنی شکل در آورند.گیاهان بزرگ،با تاج پوششی عظیم،موجب خنکی ساقه و تنه خویش و ایستادگی و تعادل بدنه خود می‌شوند.درختانی همچون بلوط،برای رسیدن به آب،بدون کوچک‌ترین صدایی،تا 6 کیلومتر ریشه دوانی می‌کنند؛ تا بتوانند به آب برسند.گیاهان می‌دانند که باید برای بقای نسل تلاش کنند، آنها،با پرندگان رفیق می‌شوند، بذرهایشان را،همراه باد،در فصل خاصی، به هوا می‌افشانند، و با برقراری ارتباط،نسل خویش را سالم نگه می‌دارند. آنها، درمقابل بیماری‌ها مقاومت می‌کنند و دوره نقاهت را می‌گذرانند.اگر مواد آلود کننده داشته باشند،با قطع مسیر حرکت‌های آوند آب‌کشی،از خشک شدنشان جلوگیری می‌کنند.خم شدن گیاهانی همچون آفتابگردان،به سمت آسمان و گوشتخوار بودن برخی از انواع آنان،که به شکار می‌پردازند و تفکیک «هورمون‌های» موجود و جذب به موقع «اکسن» و «جیبرلین» و… همه از جمله مواردی است که در گیاهان وجود دارد و بیانگر شعور بالای آنها و عکس العمل‌های مختلف آنهاست. . گیاهان،مانند انسان‌ها از آسیب رنج می‌برند و درد می‌کشند که می‌توان،آنها را در حالت «خلسه» نگه‌داشت و با مواد مست کننده مست کرد؛تا از خود بی‌خود شوند و احساس درد و رنج نکنند.اگر گلدانی در محیط آرام و گلدانی، در محیط شلوغ گذاشته شود، در رشد آنها،تفاوت آشکاری مشاهده می‌شود.اگر برگی از یک گیاه را بسوزانیم و یا به داخل «اسیدی» فرو ببریم، درخت،عکس العمل نشان می‌دهد.یکی از دانشمندان،برگ درختی را داخل لیوان آب جوش گذاشت و دو میگو را درون آن انداخت،هر گاه یکی از میگوها از شدت گرما می‌مرد،درخت عکس العمل نشان می‌داد و اگر روزی،میگوی مرده‌ای را داخل آب می‌انداخت،عکس العمل نشان نمی‌داد!گیاهان قاتل خانواده خود و شاخه‌های خود را می‌شناسند و عکس العمل نشان می‌دهند! . شکل‌های دیگر حیات گیاهی میوه‌ها، سبزی‌ها، مخمرها، میکروب‌ها، گلبول‌های سرخ و سلول‌ها نیز همین گونه‌اند.در نهایت،تمامی طبیعت پر از احساس است و «نبض» زندگی در همه موجودات می‌تپد و خود را از درون هر چیز،به طریقی اسرار آمیز نشان می‌دهد.سرخ‌پوستان آمریکا،برای بریدن درخت،به صورت مکعبی،رو به روی درخت نشسته و بعد از خواندن دعا و اجازه از درخت ـ از او خواهش بریدنش را می‌کنند و پس از درک جواب مثبت،آن را قطع می‌نمایند.2 . درقرآن کریم در خصوص درک و تشخیص موجودات،محبت آنان و فهمیدن کلمات ردّ و بدل شده در بین آنها، به مواردی برمی‌خوریم.از جمله،قرآن بیان می‌کند که به هنگام مناجات «داود نبی(ع)»، کوه‌ها و پرندگان با او هم آواز می‌شدند.3 و در دوران حکومت الهی سلیمان نبی(ع) نیز،حیوانات در دربار آن حضرت حضور داشته و نقش مهمی را در اداره حکومت ایشان،ایفا می‌کردند.4 با تأمّل در قرآن کریم،دو نوع «شعور» و «تسبیح» را،برای موجودات می‌توان ترسیم کرد.«شعور و تسبیح عام و کلی» که شامل همه موجودات می‌شود و «شعور و تسبیح خاص» که مخصوص انسان بوده و از عقل و ارشاد و راهنمایی پیامبران برای اهل ایمان ناشی می‌شود.5 . خداوند متعال،در کتاب «مبین» خود،ما را به تأمّل و تفکر،در اجزای آفرینش دعوت می‌کند واز زبان صاحبان اندیشه، می‌فرماید:«انّ فی خلق السموات و الارض و اختلاف اللّیل و النّهار لایات لاولی الالباب.الذین یذکرون الله قیاماً و قعوداً و علی جنوبهم و یتفکرون فی خلق السموات و الارض ربّنا ما خلقت هذا باطلاً سبحانک فقنا عذاب النار؛به درستی که در آفرینش آسمان‌ها و زمین و در کاستی و فزونی شب و روز، نشانه‌هایی برای خردمندان است؛همانان که خداوند را در هر حال، نشسته و ایستاده و بر پهلو آرمیده، یاد می‌کنند و در آفرینش آسمان و زمین می‌اندیشند که پروردگارا، این جهان را بیهوده نیافریده‌ای،تو،از هر کار بیهوده‌ای منزّهی،ما را از آتش روز قیامت نگه‌دار!».(آل عمران،ایه 191 ـ 190) ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ 1.مهدی گلشنی،قرآن و علوم طبیعت، تهران، نشر مطهر، 1375. 2.فصلنامه نظام مهندسی کشاورزی و منابع طبیعی، سال دوم، شماره ششم، زمستان 1383. 3.سوره انبیاء، ایه 79 و سوره سبأ، ایه 10. 4.سوره نمل، ایه 26 ـ 25. 5.سید علی اکبر قرشی(قریشی)،قاموس قرآن، دارالکتب الاسلامیه، ج 2/1. ............................................................................................................. منبع : نشریه بشارت - شماره 62               .................................................................................. منبع : بشارت 1386 شماره 62

نگرشی به میراث علمی مسلمانان در اسپانیا – [گیاه شناسی ، پزشکی …]

بسم الله الرحمن الرحیم  نگرشی به میراث علمی مسلمانان در اسپانیا [گیاه شناسی ، پزشکی ...] . عبدالله همتی گلیان  استادیار گروه تاریخ و تمدن ملل اسلامی دانشگاه فردوسی مشهد . چکیده :  بخش اعظم اسپانیا (اندلس) حدود هشتصد سال جزو دارالاسلام بود، و رونق و شکوفایی فرهنگ و تمدن اسلامی در این سرزمین آن را به یکی از درخشان‌ترین مراکز و کانون‌های علمی جهان بدل کرده بود که بر سراسر اروپا پرتو می افکند. اندلس بر خلاف برخی دیگر از مناطق اسلامی همچون مغرب اقصی، گرایشی به انزوا گزیدن از سرزمین‌های مرکزی جهان اسلامی نداشت؛ حاکمان آن جا پس از استحکام بخشیدن به حکومت خود، در جهت پیوند با سنت‌های علمی، شرقی، اسلامی اهتمام ورزیدند که حاصل آن رونق یافتن بازار علم و دانش به ویژه از سده چهارم هجری به بعد بود. مقاله حاضر به پاره‌ای از فعالیت‌ها و توانایی‌های علمی مسلمانان اسپانیا در رشته‌های نجوم ،ریاضیات، گیاه‌شناسی   کلید واژه ها: پزشکی، مسلمان، نجوم ،اندلس، اسپانیای اسلامی، گیاه‌‌شناسی ...................................................................................................................... مقدمه مسلمانان زمانی به فتح اسپانیا پرداختند که تجاربی از مدنیّت‌های مناطق بین‌النهرین، مصر و سوریه کسب کرده‌ بودند. از هنگام استقرار در این سرزمین بر آن شدند تا با استفاده از این تجارب در جهت پیشرفت این کشور خاصه نواحی جنوبی آن گام‌های مؤثری بردارند؛ بدین‌گونه بود که آنان اغلب شهرهای دوره رومی اسپانیا را بازسازی کردند؛ فرهنگ، صنعت، کشاورزی و همه اموری را که در عصر قبل (دوره حاکمیت گوت‌ها) مورد بی‌توجهی قرار گرفته بودند، ترقی دادند. می‌توان گفت اگر در سده‌های میانه، مغرب اسلامی در زمینه توسعه فرهنگی و مدنی بلند آوازه شده بود بیشتر ناشی از تحولات مهم در اندلس بود.هنوز چندی از سقوط حکومت امویان در مشرق اسلامی نگذشته بود که فردی از تبار آنان، به نام عبدالرحمن‌بن معاویه‌بن هشام¬¬‌بن عبدالملک، موفق شد این سلسله را در سال ۱۳۸ هجری در اسپانیا تأسیس کند. تقریباً در همین ایام بود که مسلمانان کار نوسازی این کشور را شروع کردند و قبل از همه قرطبه‌، مرکز حکومت را با ساختن مساجد و ساختمان‌های عمومی دیگر آراستند. در سراسر سده سوم هجری قمری/ نهم میلادی امیران اموی اسپانیا با اتخاذ شیوه های جدید اهتمام می‌ورزیدند که جامعه مسلمانان اندلس را متحول سازند؛ برای مثال عبدالرحمن دوم در دوره حکومت خود (۲۰۶-۲۳۸ ق) با اقتباس از شیوه حکمرانان عباسی، به ساختن بیمارستان و مدرسه در اسپانیا اقدام کرد. وی مسلمانان را ترغیب نمود که ترجمه‌های عربی آثار یونانی و ایرانی را از عراق به اندلس منتقل سازند و به تحصیل دانش و مطالعه در این آثار بپردازند. [۱] در سده چهارم هجری/ دهم میلادی با شکل‌گیری دستگاه خلافت اموی در اسپانیا، عصر جدیدی در زمینه فرهنگی و مدنی آغاز شد. در این ایام عبدالرّحمن سوم بر خود عنوان خلیفه نهاد و با اقدامات گسترده‌ای پایه‌های قدرت سیاسی مسلمانان را استحکام بخشید. آنان در این دوره در مورد فعالیت‌های علمی برنامه‌هایی را تدارک دیدند که ثمره آنها در عصر جانشین وی، حکم دوم، نمایان شد، به طوری که اسپانیای اسلامی در این عصر به پیشرفت‌های چشمگیری در زمینه‌های علمی و پژوهشی دست یافت. مرکز درخشش علمی قرطبه بود؛ شهری که در سده های میانه اروپا همانند چراغی فروزان این دیار را پرتو افکنی می‌کرد. در این دوره دانشگاه قرطبه در شمار مهم ترین مراکز علمی جهان محسوب می‌شد. به سبب آوازه علمی آن و برخورداری از کتابخانه‌ بزرگی که حاوی آثار و کتب ارزشمند بود، استادان و دانش‌پژوهان از اروپا، آسیا و آفریقا جذب این مرکز می‌شدند. گفتنی است در این روزگار تقریباً همه شهرهای اندلس دارای نهادهای آموزشی بودند و سطح فرهنگی مردم چنان بود که اغلب توانایی خواندن و نوشتن داشتند، در حالی که در اروپای مسیحی تعداد انگشت شماری با علوم به گونه¬ای ابتدایی آشنابودند که آنان نیز غالباً از طبقه روحانیان بودند. [۲] با سقوط خلافت امویان اسپانیا در سال‌های نخستین سده پنجم هجری/ یازدهم میلادی، گرچه مسلمانان این سرزمین به لحاظ سیاسی دچار تجزیه شدند و ملوک¬الطوایف سربرآورد، اما از آن جا که امیران طوایف در زمینه‌های مختلف از جمله فرهنگی با یکدیگر به رقابت می‌پرداختند، در این دوره اسپانیای اسلامی در مورد علوم و ادبیات از تحرک و پویایی خاصی برخوردار شد، به گونه‌ای که مورخان، دانشمندان و فلاسفه بزرگی همچون ابن‌باجه، ابن‌رشد، ابن‌طفیل، ابن‌جبیر و ابن‌خطیب در این عصر ظهور کردند و به آنچه در موضوعات گوناگون از تمدن‌های یونان، مصر، ایران و هند به ارث برده بودند، به سهم خود افزودند. در باره خدمات علمی مسلمانان اسپانیا پژوهش¬‌های فراوانی شده ولی حضور اسلام در شبه جزیره ایبریا چنان با عظمت بود که هنوز هم سزاوار آن است که به این موضوع پرداخته شود. مقاله حاضر گوشه‌هایی از فعالیت‌های علمی مسلمانان اندلس در رشته‌های گیاه‌شناسی، طب، نجوم و ریاضیات مورد بررسی قرار داده است. . نجوم و ریاضیات در قرآن کریم آیات متعددی متضمن اشارات کلی به افلاک و نمودهای آسمانی است که آنها انگیزه نیرومندی برای توجه مسلمانان به نجوم پدید آوردند. افزون بر این، اوقات نمازهای روزانه و تعیین جهت قبله نیز اهمیت این علم را برای آنان بیشتر آشکار ساخت. از این رو مسلمانان به علم نجوم عنایت خاصی کردند و در این رشته نوآوری‌ها و تألیفات قابل توجهی پدید آوردند. روی آوری اسپانیای اسلامی به علوم، متأخر‌تر از شرق اسلامی، و در پی ترجمه آن علوم به عربی در مراکز شرقی بود. در واقع از سده چهارم هجری/دهم میلادی بود که بازار این علوم و از جمله نجوم در این سرزمین رونق یافت. به نظر می‌آید نخستین گام برجسته در این زمینه را ابوالقاسم مسلمه‌بن‌احمد مجریطی (۳۹۷هـ) برداشت. او به منظور سامان یافتن پژوهش های نجومی، مدرسه‌‌ای جهت آموزش و تحقیق مسائل نجومی بنا کرد. وی شرح مختصری راجع به جداول نجومی خوارزمی نوشت که در آن به تصحیح اشتباهات زیج وی پرداخت و با تغییراتی آن را برای نصف‌النهار قرطبه تنظیم کرد. مجریطی زیج بتانی را نیز خلاصه کرد و بر آن نام تعدیل الکواکب نهاد. [۳] او رساله‌ای درباب اسطرلاب تدوین کرد و کتابی نیز در مورد حساب معاملات نوشت. گفته شده نخستین بار مجریطی بود که رسایل اخوان الصفا را به جامعه اندلس معرفی کرد. پژوهش‌های او به دست شاگردش ابوالقاسم صبغ‌بن‌محمد‌بن‌سمح معروف به ابن‌سمح (د۴۲۶هـ) تداوم یافت. این ریاضی دان و منجم اسپانیایی نیز رسالاتی در زمینه‌های حساب معاملات، خواص اعداد، هندسه و اسطرلاب نگاشت[۴] که معروف به صفیحه الزرقالی (د ۴۸۰هـ) بود. او که بهترین راصد عصر خویش به شمار می‌رفت‌، بیشتر حیات خود را در شهر طلیطله- که در آن روزگار مرکز فرهنگی اسپانیا بود- سپری کرد. زرقالی اسطرلابی موسوم به صفیحه ‌الزرقالیه[Saphaea Arzachelis] ساخت که به زبان‌‌های لاتینی، کاستیلی، ایتالیایی و عربی ترجمه شد و بر دانش اروپایی نفوذ قابل توجهی داشت. او رساله‌ای هم با عنوان مقدمه‌ای در مثلثات تالیف کرد و در آن به شرح جدول‌های مثلثاتی پرداخت. همچنین جدولی نجومی موسوم به زیج طلیطله را نیز تحریر کرد که جرارد کرمونایی آن را به لاتینی ترجمه کرد. [۵] منجمان مسلمان اندلسی آثار متعددی در زمینه نجوم و ریاضیات تألیف کردند که هنوز برخی از آنها در کتابخانه‌های اسکوریال و ملی مادرید موجودند. آنان ابزارهای نجومی زیبا و دقیقی ساختند که اسطرلا‌ب‌های‌شان مدت‌ها مورد استفاده اروپاییان بود. همان‌گونه که بابلی‌ها از برج‌های معابد خویش اجرام آسمانی را رصد می‌کردند، مسلمانان نیز از مناره‌های مساجد به عنوان جایگاه‌هایی برای اهداف مشابه بهره می‌بردند. برای مثال آنان از مناره پیوسته به مسجد اشبیلیه یا همان برج جیرالدا اغلب اوقات به مشاهدات نجومی می‌پرداختند. در کار رصد اجرام آسمانی جابربن‌افلح اشبیلی (د ۵۴۵هـ) دقت عمل و توانایی خاصی داشت. و برای مدتی نظارت بر فعالیت‌های راصدان بر عهده او بود.[۶] وی حدود نه اثر نجومی تألیف کرد که در آغاز همه آنها به بحث درباره مثلثات کروی پرداخت؛ بدین‌سان این آثار علاوه بر نجوم در تاریخ مثلثات نیز از جایگاه خاصی برخوردارند. از این رو بود که در همان ایام (سده ششم هجری)جرارد کرمونایی آنها را به لاتینی برگرداند.[۷] گفته شده که منجمان اسلامی در قبال نظر بطلمیوس در باب افلاک و کیفیت حرکات آنها سرتعظیم فرود آوردند و از تحقیق جدید در صحت و سقم این نظر بازماندند؛ [۸] اما باید توجه داشت که دانشمندان اندلس همانند ابن‌باجه و جابربن افلح آغا‌زگر سنت اعتراض بر هیئت بطلمیوسی بودند. جابر در رساله اصلاح المجسطی یا کتاب فی‌الهیئه به نظریه کیهان‌شناسی بطلمیوس به شدت حمله کرد. سپس ابن‌طفیل (د ۵۸۱هـ) و شاگردش نورالدین بطروجی (د ۶۰۰هـ) گرایش ضد بطلمیوس جابربن افلح را تقویت کردند، به طوری که می‌توان از نظریه حرکت بطروجی به عنوان ارزنده‌ترین تلاش علمای اندلسی برای تصحیح آرای بطلمیوس یاد کرد، [۹] و این نظریه به طور غیرمستقیم دانشمندان اروپایی چون کوپرنیک، کپلر و گالیله را در مورد دگرگون ساختن سنت بطلمیوس یاری داد. برخی یادآور شده‌اند که اغلب دانشمندان مسلمان اندلسی از میان شاخه‌های مختلف ریاضی بیشتر به حساب، آن هم حساب معاملات و حساب فرائضی عنایت داشتند. از این رو بسیاری از کسانی که به ریاضی دان معروف بودند لقب فرائضی داشته‌اند.[۱۰] در عین حال تا دوره ‌سیطره مسیحیان بر اسپانیا دانش ریاضی در میان مسلمانان آن جا رواج داشت. برای مثال گفته شده پادشاه قشتاله، آلفونس دهم، یا به قول ابن‌خطیب طاغیه روم در سال ۶۶۷ هجری مدرسه یا دارالترجمه‌ای در شهر مرسیه تأسیس کرد که نظارت بر فعالیت‌های آن را بر عهده یک ریاضی دان مسلمان به نام ابوبکر محمد‌بن رقوطی نهاد. در آن جا جمعی از مسلمانان، مسیحیان و یهودیان مشغول تحقیق در نوشته‌های عربی و ترجمه آنها به لاتینی بودند. [۱۱] به نظر می‌آید که در اسپانیای اسلامی به ریاضی همراه با دانش نجوم پرداخته می‌شده و ریاضی محض به اندازه نجوم مطرح نبوده است. البته ریاضی دانان مسلمان از نیمه دوم سده سوم هجری/ نهم میلادی در ضمن پرداختن به نجوم به ریاضی نیز توجه داشتند؛ از جمله در همین ایام نوعی از اعداد را که حروف الغبار خوانده می‌شد به جامعه اسپانیا معرفی کردند. گرچه این اعداد در شکل اندکی با ارقام هندی تفاوت داشتند، ولی اروپاییان از طریق اسپانیای اسلامی بود که با ارقام هندی آشنا شدند. [۱۲] . گیاه‌شناسی مسلمانان اسپانیا به مطالعه علوم طبیعی به ویژه گیاه‌شناسی از خود علاقه وافری نشان می دادند. برخی از حکمرانان اندلس همانند عبدالرحمن دوم و عبدالرحمن سوم گاه عده‌ای را به شرق اسلامی می‌فرستادند تا انواع گیاهان را شناسایی کنند وگیاهان سودمند را به اسپانیا بیاورند. گیاه‌شناسان مسلمان گیاهان را هم به لحاظ ارزش دارویی و هم از نظر کشاورزی مورد توجه قرار می‌دادند. اغلب آنان از نیمه سده پنجم هجری/ یازدهم میلادی به بعد در اسپانیا و در شهرهای طلیطله،[toledo] اشبیلیه[seville] و غرناطه[Granada] خودنمایی کردند. در میان گیاه‌‌شناسان معروف اندلسی نام‌های ابن بصّال، ابن‌وافد، ابن‌حجاج، الغرناطی و ابوالخیر اشبیلی به چشم می‌خورد که همه آنان تقریباً هم عصر بودند. ابوعبدالله‌ محمد‌بن ‌ابراهیم‌بن بصال در طلیطله در زمان حکومت مأمون، از امرای بنو ذوالنون، که در این شهر و حوالی آن حکم می‌راند، زندگی می‌کرد. او در باغی که مأمون در دره تاجه ایجاد کرده بود به عنوان گیاه‌شناس مشغول فعالیت پژوهشی و آموزشی در مورد گیاهان بود. حاصل کار ابن‌بصّال در زمینه کشاورزی تدوین اثری برجسته با نام القصد و البیان بود که آن را به مأمون، حاکم‌ طلیطله، اهدا کرد. این اثر با ترجمه اسپانیایی آن با همت خوزه ماریا و الیکروسا و محمد عظیمان در سال ۱۹۵۵ در تطوان منتشر شد. یکی دیگر از گیاه‌شناسانی که در این ایام در طلیطله می‌زیست و همچون ابن‌بصّال در دستگاه مأمون خدمت می‌کرد ابومطرف عبدالرحمان معروف به ابن‌وافر (د ۴۶۷هـ) بود. از دیگر گیاه‌شناسان بزرگ اندلسی ابوعبدالله محمد‌بن مالک (د ۴۸۰هـ)،از شاگردان ابن‌بصّال است. او در دربار عبدالله‌بن بلکین‌بن بادیس، فرمانروای غرناطه، اشتغال داشت. از وی اثر بزرگی با عنوان زهارالبستان و نزهه‌الاذهان بر جای مانده که مشتمل بر دوازده بخش و ۳۶۰ فصل بوده و نسخه اصلی آن در کتابخانه‌های رباط، تطوان و غرناطه موجود است. [۱۳] به نظرمی‌آید شهر اشبیلیه در زمینه پژوهش های کشاورزی از جایگاه برجسته‌ای برخودار بود؛ چنان که گیاه‌شناسانی همانند ابو عمر احمد مشهود به ابن‌حجاج‌ و ابوالخیر¬اشبیلی در این شهر در سده پنجم هجری به تحقیقات کشاورزی مشغول بودند؛ حاصل کار ابوالخیر تدوین کتابی با نام الفلاحه بود که در سال ۱۹۳۹ در شهر فاس منتشر شد. ابن‌حجاج نیز بر اساس ضابع یونانی و عربی در زمینه کشاورزی به تألیف اثری با عنوان¬المقنع پرداخت. شاید بزرگترین گیاه‌شناس مسلمان اسپانیایی که نامش در اشبیلیه در اواخر سده ششم هجری در رشته کشاورزی بلند آوازه شد، ابوزکریا یحیی‌بن عوّام معروف به ابن‌عوام باشد. وی نویسنده مهم ترین دائره‌‌‌المعارف کشاورزی مشهور به کتاب الفلاحه است. اصل عربی این ‌اثر، که مشتمل بر ۳۵ باب بوده به همراه ترجمه آن به زبان اسپانیایی توسط خوزه آنتونیوبنکاری[Jose Antonio Banqueri] در۱۸۰۲ در مادرید انتشار یافت. [۱۴] بانکوری که در سده هجدهم میلادی به تصحیح کتاب الفلاحه پرداخته بود در مقدمه آن خاطرنشان می‌کند: شیوه کشاورزی که ابن‌عوام از آنها سخن به میان آورده، هنوز چنان جدید به نظر می‌رسد که می‌توان از این فنون در جهت توسعه کشاورزی اسپانیا استفاده کرد. [۱۵] مسلمانان اندلسی آثار ارزشمندی در مورد گیاهان تألیف کردند که در تعدادی از آنها همچون کتاب ابن‌عوّام جنبه کشاورزی گیاهان را مورد بحث قرار دادند، و در برخی دیگر بیشتر از حیث خواص دارویی آنها را بررسی کردند که در این زمینه شاید ضیاء‌‌الدین عبدالله‌بن‌احمد معروف به ابن‌بیطار (د ۶۴۵هـ) برجسته‌ترین گیاه‌شناس اسپانیای اسلامی ‌باشد. او که اهل مالقه بود به منظور شناسایی و دست‌یابی به گیاهان دارویی در مناطق کوهستانی و دشت‌های اسپانیا و شمال افریقا به جست¬ُوجو پرداخت و سرانجام به قاهره رفت وبه خدمت الملک الکامل، حکمران ایوبی (۶۱۴- ۶۳۶هـ) درآمد. ابن‌بیطار راجع به ویژگی‌های غذایی و دارویی گیاهان فرهنگنامه الفبایی مهمی با نام کتاب الجامع لمفردات الاغذیه و الادویه تألیف کرد. علاوه بر آن اثر دیگری نیز با عنوان المغنی فی‌الادویه المفرده نوشت که در آن فقط گیاهان دارویی و چگونگی درمان بیماری‌ها به وسیله آنهارا مورد بررسی قرار داده است. [۱۶] باید افزود حکمرانان مسلمان اسپانیا باغ‌هایی ایجاد می‌کردند که در آنها داروسازان به پرورش گیاهان دارویی می‌پرداختند. [۱۷] . دانش پزشکی طب اسلامی و ملحقات آن همچون داروسازی و جراحی ، از پیام های بهداشتی اسلام تا نحوه خوردن و آشامیدن مدد گرفته و نیز از زمینه های پزشکی یونانی، اسکندرانی، هندی و ایرانی بهره برده است؛ در نتیجه گرچه مبادی آن برگرفته از میراث پزشکی تمدن‌های باستانی بوده، ولی ارتباط نزدیکی نیز با آموزه های دینی درباره سلامتی داشته است. همین تأثیر تعالیم اسلامی موجب شد تا دانشمندان اندلس در زمینه توسعه علم پزشکی گام های بزرگی بردارند تا جایی که در برخی از شاخه‌های پزشکی از شرق اسلامی نیز پیشی گرفتند. در شریعت اسلامی بر حرمت تشریح و کالبد شکافی تأکید شده است. زیرا این عمل نوعی تجاوز به حیثیت شریف‌ترین آفریده خداوند به شمار می‌رفت. از این رو کالبد شکافی چندانی در جهان اسلام صورت نمی‌گرفت. و در این زمینه اطبای مسلمان غالباً به تشریح و علم وظایف الاعضای جالینوسی متکی بودند. [۱۸] در عین حال، پزشکان اندلسی در مورد تشریح نیز کوشا بودند. آنان این عمل را بر روی میمون‌هایی که بدین منظور از آفریقا آورده می‌شدند انجام می‌دادند و از این رهگذر در مورد آسیب‌شناسی و درما‌ن‌شناسی به پیشرفت‌های قابل توجهی دست یافتند و بسیاری از اشتباهات پزشکان یونانی از قبیل هیپوکراتس [Hippocrates] و جالینوس [Galen] را تصحیح کردند. [۱۹] از قراین بر می‌آید که نخستین فعالیت‌های پزشکی در اسپانیای اسلامی با همکاری اطبای شرق صورت می‌گرفت. در زمان فرمانروایی عبدالرحمن دوم (۲۰۶ ـ ۲۳۸هـ) پزشکان که در عراق تربیت شده بودند مدرسه پزشکی را در قرطبه گشودند و بررسی و مطالعه آثار جالینوس و دیگر محققان یونانی را آغاز کردند. در دوره حکومت محمد اول (۲۳۸-۲۷۳هـ) یکی از اطبای بزرگ شرق، به نام یونس حرانی، در اسپانیا سکونت گزید و به تعلیمات پزشکی رونق بخشید. عریب‌بن‌سعد، کاتب‌عبدالرحمن ‌سوم، که در طب نیز مهارت داشت در سده چهارم هجری به تألیف اثری با عنوان چگونگی پیدایش جنین پرداخت. وی در این کتاب که نسخه خطی آن در کتابخانه اسکوریال موجود است، به بحث در مورد مراحل رشد جنین پرداخته است.[۲۰] از دیگر اطبای این سده باید از ابوداود سلیمان ‌بن‌حسن معروف به ابن‌جلجل، پزشک دستگاه هشام دوم، خلیفه اموی اندلس(۳۶۶-۳۹۹هـ) نام برد؛ کسی که قدیمی‌ترین اثر در باب تاریخ پزشکی را براساس شرقی و یونانی به زبان عربی با عنوان طبقات الاطباء و الحکماء تألیف کرد. همو اثر دیگری نیز با عنوان تفسیر اسماء الادویه المفرده نوشت که در اصل کتاب دیوسکوریدس* را به عربی برگردانده بود؛ کتابی که امپراتور بیزانس، کنتسانتین هفتم،[Constantine VII] به عبد‌الرحمن سوم، خلیفه اموی اندلس، اهدا کرده بود.[۲۱] پزشک معروف دیگری که او نیز در دربار هشام دوم، به طبابت اشتغال داشت، ابوالقاسم خلف‌بن‌عباس‌الزهراوی (د ۴۰۳هـ) بود؛ وی یک دائره‌المعارف پزشکی با نام ‌التصریف لمن‌عجز‌عن‌ التألیف در سی فصل تألیف کرد. سه فصل از این اثر، که الزهراوی به بیان شیوه‌های جراحی پرداخته، از مهم ترین بخش‌های این کتابند. اثر الزهراوی را نخستین بار جرارد کرمونایی در سده ششم هجری/ دوازده میلادی به لاتینی برگرداند. از آن جا که این کتاب در سده‌های میانه در زمینه جراحی متن درسی بود، بارها با عناوین مختلف به زبان‌های اروپایی ترجمه شد و تا مدت‌ها جراحان اروپایی بر اساس روش‌ها و راهنمایی‌های این اثر به جراحی می‌پرداختند. [۲۲] در سده‌های پنجم و ششم هجری در پزشکی اسپانیای اسلامی خاندان ابن‌زهر برجسته شدند. ممتازترین پزشک از این خاندان ابومروان عبدالملک‌بن زهر (د ۵۵۸هـ) بود که ابن‌رشد، فیلسوف معروف ‌اندلسی، پزشکی را نزد وی آموخت. گفته شده او نخسین طبیب مسلمان بود که به تشریح سرطان معده پرداخت، و اثری هم بر اساس مشاهدات و تجربیات شخصی خود با نام کتاب التیسیر فی‌المداواه و التدبیر تألیف کرد که به چندین زبان اروپایی ترجمه شد. ابتدا شخصی به نام پاراویسیوس[Paravicius] این اثر را در سال ۱۲۸۰ میلادی با عنوان "theisir" به لاتینی برگرداند. او این ترجمه را با همکاری یک یهودی ونیزی انجام داد و بعدها نیز در ونیز به چاپ رسید.[۲۳] به نظر می‌آید توجه به نوع خوراک و پرهیز از خوردن هر چیزی در پزشکی اسلامی اهمیت ویژه‌‌ای داشته و پزشکان مسلمان تأثیر پرهیز را نیرومند‌تر از اثر دارو در حفظ تندرستی می‌دانسته‌اند؛ از ین رو بود که ابومروان بن‌زهر اثری نیز در مورد پرهیز با عنوان کتاب الاغذیه نوشت.[۲۴] در تمدن اسلامی از پزشک غالباً با نام حکیم یاد می‌شده که حکیم هم فیلسوف بود و هم طبیب. با توجه به این مسئله بود که ابن‌رشد علاوه بر فلسفه در پزشکی نیز استاد بود. ابن رشد در رشته طب حدود شانزده رساله نوشت. یکی از آنها کلیات فی‌الطب نام دارد که در آن به قواعد کلی پزشکی پرداخته است. این اثر در سال ۱۲۵۵ میلادی با عنوان colliget به لاتین ترجمه و بارها در اروپا چاپ شد. [۲۵] او این کتاب را به هفت بخش تقسیم کرده و هر کدام را توضیح داده است : ۱- اعضا بدن ۲- تعریف تندرستی و انواع آن ۳- نشانه‌های تندرستی و بیماری ۴- انواع بیماری‌ها و علایم آنها ۵- غذاها و داروها، ۶- چگونگی حفظ سلامتی ۷- روش‌های از بین بردن بیماری‌ها.[۲۶] در اسپانیای اسلامی یهودیان دانش پزشکی را نزد اطبای مسلمان می‌آموختند و با اجازه و گواهی آنان می‌توانستند به حرفه پزشکی بپردازند. در اندلس داروها توسط بیمارستان‌ها و مدارس پزشکی در دسترس مردم قرار می‌گرفت. در هر شهری حداقل یک بیمارستان وجود داشت که پزشکان آن مکلف بودند به افراد بی‌بضاعت خدمات رایگان ارائه دهند. گفته شده که در عصر خلافت شهر قرطبه، مرکز مسلمانان، حدود چهل بیمارستان داشته است. [۲۷] مسلمانان در دوره اخیر حکومت خود در اسپانیا یعنی حکومت خاندان بنی‌نصر، که قلمروشان به غرناطه و اطراف آن محدود می‌شد نیز از آموزش پزشکی غافل نبودند. در این دوره ابوعبدالله‌محمد‌بن عبدالله معروف به ابن‌خطیب (د۷۷۵هـ) علاوه بر این که مورخ مشهوری بود، در غرناطه در زمینه پزشکی نیز شهرت داشت. او در باب طاعون، بیماری که در سده هشتم هجری در بین مسلمانان اسپانیا گسترش یافته بود، رساله‌ای نوشت و با تعبیر مرگ سیاه به توصیف آن پرداخت. وی بر خلاف عقیده عمومی این بیماری را ناشی از تقدیر الهی ندانست و چنین نپنداشت که آن مجازات خداوند در مورد بندگان خطاکار است؛ بلکه با صراحت بیان کرد آنچه موجب گسترش این بیماری شده خصوصیت فراگیری و اپیدمیکی آن است نه تقدیر الهی. قبل از او درعلوم پزشکی از ویژگی سرایت کنندگی طاعون حتی در میان یونانی‌ها سخنی به میان نیامده بود. معاصر ابن‌خطیب پزشک مسلمان دیگری در اسپانیا به نام ابن‌خاتمه (د۷۷۰هـ) نیز در اثری که در مورد طاعون تألیف کرد به تشریح علایم این بیماری و چگونگی درمان آن پرداخت .دیری نپایید که این نوشته‌ها در میان اروپاییان به عنوان منابعی برای شناخت بیماری طاعون مطرح شدند. [۲۸] شایان ذکر است که سنت‌های پزشکی مسلمانان به وسیله ترجمه‌هایی که از آثار آنان به لاتینی به خصوص در سده دوازده میلادی و غالباً در شهر طلیطله انجام شدند، به سایر مناطق اروپا انتقال یافت و کسانی همچون قسطنطین آفریقایی، جرارد کرمونایی و فرج‌بن‌سالم، پزشک یهودی، نقش عمده‌ای در برگرداندن آثار پزشکی عربی به لاتیتی داشتند. کاربرد بسیاری از اصطلاحات پزشکی عربی در زبان‌های اروپایی، حاکی از آن است که طب اسلامی در سطح وسیعی بر پزشکی اروپا تأثیر نهاده است.[۲۹] ............................................................................................................................ پی‌نوشت: * استادیار گروه تاریخ و تمدن ملل اسلامی دانشگاه فردوسی مشهد ۱]. Imamuddin , S.m, Muslim spain 711-1492 A sociological study (leiden, 1981). P. 188. ۲]. Dozy, Reinhart, Spanish Islam, tr. By F.G. stokes (London, 1988), P. 455. ۳] . آنخل جنثالث بالنسیا، تاریخ الفکر الاندلسی، ترجمه حسین مؤنس (قاهره، نشر ۱۹۵۵) ص ۴۴۸؛ احمد آرام، علم در اسلام (تهران، انتشارات سروش، ۱۳۶۶ ش) ص ۱۱۰٫ ۴] . جورج سارتون، مقدمه بر تاریخ علم، ترجمه غلامحسین صدری افشاری (تهران،دفتر ترویج علم وابسته به وزارت علوم و آموزش عالی، ۱۳۵۷) ج ۱، ص ۷۷۱-۷۷۲ و ۸۲۱-۸۸۲ . ۵] . همان، ص ۸۷۱؛ کراچکوفکسی، ایگناتی یولیانوویچ، تاریخ نوشته‌های جغرافیایی در جهان اسلامی، ترجمه ابوالقاسم پاینده (تهران، انتشارات علمی و فرهنگی، ۱۳۷۹) ص ۸۹ . ۶] . Imamuddin, P. 161. ۷] . نجیب‌عبدالرحمن، حکمت، دراسات فی‌تاریخ العلوم عندالعرب (بی جا،جامعه الموصل، ۱۹۷۶ م) ص ۲۲۵٫ ۸] . ذبیح‌الله صفا، تاریخ علوم عقلی در تمدن اسلامی تا اواسط قرن پنجم (تهران،انتشارات دانشگاه تهران، ۱۳۷۱) ص ۱۲۲-۱۲۳٫ ۹] - Hitti , Philip K. History of the Arabs from the earliest times to the present (MACMILIAN, 1970), p. 572. ۱۰] . صاعد اندلسی، التعریف بطبقات الامم، تصحیح غلامرضا جمشید نژاد اول (تهران، انتشارات هجرت، ۱۳۷۶) ص ۲۴۴-۲۴۵٫ ۱۱] . ابن‌خطیب، الاحاطه فی‌اخبار غرناطه، تحقیق محمد‌عبدالله‌ عنان (قاهره،نشر ۱۴۲۱ق/ ۲۰۰۱م) ج ۳، ص ص ۶۷-۶۸٫ ۱۲] . Imamuddin, , op.cit P. 164. ۱۳] . Ibid, PP. 165-166. ۱۴] . Ibid, P. 166; the Encyclopaedia of Islam (EI2), vol , II, P. 902. ۱۵] .Monroe, James T. Islam and the arabs in Spanish scholarship (leiden, 1970). P. 35. ۱۶] - آنخل جنثالث بالنسیا، پیشین، ص ۳۷۹؛ قس : HHitt .op.cit , pp. 293-294. ۱۷] . Imamuddin, ,op.cit P. 166. ۱۸] . احمد آرام، پیشین، ص ۱۷۲٫ ۱۹] . Imamuddin , P. 167. ۲۰] . آنخل جنثالث بالنسیا، پیشین، ص ۴۶۵ ؛ قس : IImamuddin, op.cit , P. 167 ۲۱] . زندگینامه علمی دانشوران، زیرنظر احمد بیرشک (تهران، انتشارات علمی و فرهنگی، ۱۳۶۷) ج ۱، ص ۳۷۱-۳۷۲٫ ۲۲] . Hitti, PP. 576-577. ۲۳] . Imamuddin ,op.cit PP. 168-169. ۲۴] . احمد آرام، پیشین، ص ۱۷۵٫ ۲۵] . Imamuddin, op.cit P. 169. ۲۶] . آنخل جنثالث بالنسیا، پیشین، ص ۴۷۱٫ ۲۷] . Imamuddin, op.cit P. 170. ۲۸] . the legacy of Islam , ed. By sir Thomas Arnold and ALFRED Guillaume (London, 1968), PP. 340-341. ۲۹] . Hitti, op.cit , PP. 578-579. ................................................................................................................... منابع -آرام، احمد ، علم در اسلام ( تهران، انتشارات سروش، ۱۳۶۶). ابن خطیب،ابوعبدالله محمدبن عبدالله، الاحاطه فی‌اخبار غرناطه، تحقیق محمد‌عبدالله عنان (قاهره،نشر ۱۴۲۱ق/۲۰۰۱ م). جنثالث بالنسیا، آنخل، تاریخ‌الفکر الاندلسی، ترجمه حسین مؤنس (قاهره،نشر ۱۹۵۵). حکمت، نجیب عبدالرحمن، دراسات فی تاریخ العلوم عندالعرب (عراق، جامعه¬الموصل، ۱۹۷۶م). زندگینامه علمی دانشوران، زیرنظر احمد بیرشک (تهران انتشارات علمی و فرهنگی، ۱۳۶۷ ش). سارتون، جورج، مقدمه بر تاریخ علم، ترجمه غلام‌حسین صدری افشار (تهران،دفتر ترویج علم وابسته به وزارت علوم و آموزش عالی، ۱۳۵۷). صاعد‌ اندلسی، قاضی‌ صاعد‌بن‌احمد، التعریف بطبقات الامم، تصحیح غلامرضا جمشید‌نژاد اول (تهران، انتشارات هجرت، ۱۳۷۶ ). صفا، ذبیح‌الله، تاریخ علوم عقلی در تمدن اسلامی تا اواسط قرن پنجم (انتشارات دانشگاه تهران، ۱۳۷۱ ). کراچکوفسکی، ایگناتی یولیانوویچ، تاریخ نوشته‌های جغرافیایی در جهان اسلامی، ترجمه ابوالقاسم پاینده (تهران، انتشارات علمی و فرهنگی، ۱۳۷۹). Dozy, Reinhart, Spanish Islam, tr. By F.G. stokes, London, 1988. TThe Encyclopaedia of Islam, New edition, leiden, 1956 – ۲۰۰۰٫ Hitti, Philip. K. History of the Arabs from the earliest times to the present, Macmilian, 1970. Imamuddin, S. M. Muslim spain 711-1492 A socioloyical study, leiden, 1981. sir Thomas Arnold and Alfred Guillaume, The legacy of Islam, ed. By London, 1968. Monroe, James T. Islam and the Arabs in Spanish scholarship, leiden, 1970. ................................................................................................................ منبع : مجله تاریخ اسلام - شماره ۳۰

بررسی خواص تغذیه ای و درمانی انجیر از دیدگاه طب اسلامی، طب سنتی و طب نوین

بسم الله الرحمن الرحیم  بررسی خواص تغذیه ای و درمانی انجیر از دیدگاه طب اسلامی، طب سنتی و طب نوین . میرحسن موسوی نسیم شاویسی  سید امین خطیبی ۱-دانشیار گروه بهداشت مواد غذایی و آبزیان، دانشکده دامپزشکی، دانشگاه تبریز  ۲-دانش آموخته مقطع دکتری بهداشت و کنترل مواد غذایی، گروه بهداشت و کنترل مواد غذایی، دانشکده دامپزشکی، دانشگاه تهران، ۳-دانشگاه تبریز، دانشکده دامپزشکی، گروه بهداشت مواد غذایی و آبزیان . متن کامل مقاله : pdf - بررسی خواص تغذیه ای و درمانی انجیر... . چکیده :  انجیر(Ficus carica) یکی از قدیمی‌ترین و پرمصرف‌ترین میوه‌ها در دنیا است که ایران نیز یکی از مهم‌ترین کشورهای تولیدکننده انجیر در جهان محسوب می‌شود. با گسترش و پیشرفت علم در حوزه­های مختلف، روزبه‌روز فواید و خواص طبی و تغذیه‌ای جدیدی از این میوه مشخص می‌شود. با پژوهش در قرآن، روایات و احادیث امامان معصوم(ع) درمی‌یابیم که به بسیاری از خواص اثبات‌شده در علوم جدید، قبلاً اشاره‌شده است. انجیر در کتاب‌های مقدس یهودیان و یونانیان قدیم نام‌برده شده و خداوند نیز در قرآن کریم به آن قسم یادکرده است. این میوه ملین بوده و در طب سنتی در درمان بیماری‌های متعددی ازجمله بواسیر، نقرس، جذام و صرع مؤثر می‌باشد. فواید دیگری که برای انجیر عبارت‌اند از: کاهش فشارخون، تب، وزن، التهاب، افزایش تراکم استخوان‌ها و جلوگیری از ضعف عضلانی است. این مقاله با هدف بررسی آیات قرآن، احادیث و روایات موجود در ارتباط با خواص مصرف انجیر انجام شد تا اهمیت توصیه‌های موجود در این منابع و همخوانی آن با آخرین یافته‌های علمی در پزشکی نوین بیش از بیش اثبات گردد. در این تحقیق، خواص طبی انجیر از منظر قرآن کریم، احادیث و منابع طب سنتی و همچنین آخرین تحقیقات علمی در طی سال‌های ۲۰۱۶-۱۹۹۹ مورد بررسی و مطالعه قرار گرفت. علاوه بر توصیه‌های قرآن و تأکید پیامبر و ائمه معصوم(ع) و علوم سنتی نسبت به مصرف انجیر، نتایج مطالعات اخیر نیز نشان می‌دهد که این میوه در درمان بسیاری از بیماری­ها نظیر سرطان، بیماری­های قلبی عروقی، عفونی، دیابت، اسکیزوفرنی، صرع، بی­خوابی، استرس، یبوست و سمیت کبدی می‌تواند مؤثر واقع‌شده و نیز دارای اثرات ضدالتهابی، ضدمیکروبی و آنتی‌اکسیدانی است. یافته‌های علمی محققان در سال­های اخیر مؤید توصیه‌های قرآن و احادیث ائمه(ع) در مورد انجیر بوده و بیانگر لزوم تفکر و تعمق بیشتر در منابع طب اسلامی و سنتی است. واژه‌های کلیدی: انجیر، طب اسلامی، طب سنتی، طب نوین، تغذیه، درمان ............................................................................................................... منبع : نشریه تعالی بالینی - دوره ۵، شماره ۲ 

بررسی جایگاه و ارزش گیاهان در آیات قرآن و روایات

بسم الله الرحمن الرحیم بررسی جایگاه و ارزش گیاهان در آیات قرآن و روایات .  علی نوری دانشگاه گنبد کاووس . متن کامل مقاله : pdf - بررسی جایگاه و ارزش گیاهان در آیات قرآن و روایات . چکیده :  لطفا برای مشاهده چکیده به متن کامل (PDF) مراجعه فرمایید. کلیدواژه :  گیاهان دارویی، قرآن، احادیث، خاصیت درمانی، جامعیت اسلام . .................................................................................. منبع : همایش ملی گیاهان دارویی معطر و ادویه ایی

اعتبار سنجی محتوایی و سندی احادیث طبی کتاب طب النبی مستغفری – [میوه ها، گیاهان، غذاها …]

بسم الله الرحمن الرحیم اعتبار سنجی محتوایی و سندی احادیث طبی کتاب طب النبی مستغفری [میوه ها، گیاهان، غذاها ...] . حسینی کارنامی سیدحسین  گروه معارف اسلامی، دانشگاه علوم پزشکی مازندران، ساری، ایران . متن کامل مقاله : pdf - اعتبار سنجی محتوایی و سندی احادیث طبی ...   چکیده :  سابقه و هدف: اشارات پیشوایان اسلام از طب باعث شد که مسلمانان به علم پزشکی روی آورده و در این باره کتبی تالیف نمایند. یکی از کهن ترین آن، طب النبی مستغفری است. هدف این مقاله بررسی سندی و دلالی احادیث طبی کتاب مزبور و نیز تطبیق داده های آن با یافته های علوم پزشکی می باشد. مواد و روش ها: از نوع تحقیق کیفی توصیفی-تحلیلی می باشد و شیوه جمع آوری مطالب بر اساس شیوه کتابخانه ای و جستجو در احادیث پزشکی کتاب طب النبی بوده و آنگاه آموزه های حدیثی بر اساس داده های علم پزشکی تجزیه و تحلیل تطبیقی شد. یافته ها: یافته های این پژوهش نشان می دهد که احادیث کتاب طب النبی مستغفری در چهار بخش مرتبط به آداب خوردن و آشامیدن، معرفی مطعومات و مشروبات مناسب سلامت جسم، پیشگیری از بیماری و انجام درمان قابل بهره برداری است. نیز بررسی دلالی احادیث مزبور نشان می دهد که آموزه های حدیثی در عرصه های چهارگانه فوق منحصر به عصر نبوی نیست، بلکه قابل تعمیم در ازمنه و امکنه گوناگون می باشد و در این عصر نیز می توان از آن برای ارتقای سلامت و درمان جامعه بهره جست. نتیجه گیری: مطالعه حاضر نشان می دهد که احادیث درمانی در خصوص استشفای به عسل، شیر، انجیر، زیتون و... از لحاظ سند و دلالت مورد وثوق و پذیرش می باشد و یافته های علمی هم آن را تایید می کند. کلیدواژه : تحلیل سند، تحلیل محتوا، احادیث طبی، طب النبی مستغفری ....................................................................................................... منبع : نشریه اسلام و سلامت - دوره  ۱ , شماره  ۴ 

راههای خداشناسی در طبیعت (یا بررسی آیات کتاب‌الله تکوینی)

بسم الله الرحمن الرحیم  راههای خداشناسی در طبیعت (یا بررسی آیات کتاب‌الله تکوینی) . مؤلف: ابوطالب تجلیل‌تبریزی ناشر:دفتر انتشارات جامعه مدرسین  . . زبان: فارسی رده‌بندی دیویی: 297.42 سال چاپ: 1388 نوبت چاپ: 5 تیراژ: 1000 نسخه تعداد صفحات: 260 قطع و نوع جلد: وزیری (شومیز) شابک: 9789644701870   معرفی کتاب: نویسنده در این مجموعه با استفاده از شگفتی های آفرینش از قبیل آیات و نشانه های الهی در بدن انسان و مطالعه ژرف اندیشانه در جهان گیاهان، حیوانات، موریانه ها، حشرات و دیگر مخلوقات خالق هستی، راه های خداشناسی در طبیعت را با شیوه ای خاص و قابل توجه مطرح و به قدر کافی پیرامون آن سخن گفته است. . .  

مطالعه ی گیاهان دارویی در قرآن مقدس

بسم الله الرحمن الرحیم  مطالعه ی گیاهان دارویی در قرآن مقدس . فایقه اطمینانی  - کارشناسی ارشد بیماری شناسی گیاهی، ، دانشگاه آزاد اسلامی، سنندج ادیبه اطمینانی  - دانشجوی دکتری زراعت،  دانشگاه آزاد اسلامی، سنندج . آدرس مقاله : https://civilica.com/doc/659703 . چکیده مقاله: دین اسلام یکی از کامل ترین ادیان الهی است که راه و رسم زندگی صحیح را در زمان های مختلف فراهم نموده است. دین اسلام جاودانه است و کلام آن از تطابق خاصی در پاسخ به تکنولوژی های جدید برخوردار است. در اسلام، قوانین اخلاقی پزشکی مرتبط با آموخته های اخلاقی قرآن مقدس و فرمایشات حضرت رسول الله (ص) است. در قرآن کریم به دفعات مکرر اهمیت گیاهان در درمان و التیام دردها اشاره گردیده است. قرآن یکی از مهم ترین کتاب های مرجع در جوامع اسلامی است که در سوره های مختلف با اشاره نمودن به گیاهان دارویی و خصوصیات آن ها که در بعضی موارد هنوز هم در پزشکی مدرن بی پاسخ مانده است، اهمیت و نقش آن ها را یادآور می شود که در برخی از موارد در پزشکی و طب سنتی مدارک با ارزشی قابل دسترسی است. در این مقاله نتایج و اسامی گیاهان به ترتیب الفبا، با نام انگلیسی، عربی، ذکر وضعیت گیاه به خانواده، بخش های مورد کاربرد گیاهان از نظر دارویی اشاره گردیده است. مشخصات آیه و سوره ارجاعی در قرآن، احادیث و کتب اسلامی جمع آوری گردیده است. هدف از مطالعه ی حاضر مرور جایگاه گیاهان دارویی در کتب مقدس قرآنی بوده است. نتایج نشان می دهد که 19 گیاه دارویی در قرآن معرفی گردیده است. کلیدواژه ها: آيه قرآن، پزشكي، سوره قرآن، گياهان ........................................................................................................ منبع : دومین کنفرانس بین المللی مطالعات اجتماعی فرهنگی و پژوهش دینی  

کتاب : گیاهان دارویی در قرآن

بسم الله الرحمن الرحیم   گیاهان دارویی در قرآن . مؤلف:محمداقتدارحسین فاروقی ناشر: فرهنگ مشرق زمین مترجم:پیمان مهاجری . . زبان: فارسی رده‌بندی دیویی: ۲۹۷٫۱۵۹ سال چاپ: ۱۳۸۴ نوبت چاپ: ۲ تیراژ: ۲۰۰۰ نسخه تعداد صفحات: ۱۶۰ قطع و نوع جلد: رقعی (شومیز) شابک ۱۰ رقمی: ۹۶۴۸۲۴۱۵۳۸ شابک ۱۳ رقمی: ۹۷۸۹۶۴۸۲۴۱۵۳۲ ............................................................... معرفی کتاب گیاهان دارویی در قرآن، اثر دکتر فاروقی است که توسط پیمان مهاجری از انگلیسی به فارسی ترجمه شده است. این کتاب درباره خواص گیاهان دارویی است که در قرآن کریم بدانها اشاره شده است. کتاب حاضر، شامل مقدمه‌ای از مترجم و ۳۰ بخش با عنوان‌گذاری گیاهان و درختان که در قرآن نامی از آنها ذکر شده است، صورت گرفته است.   در قرآن کریم به‌عنوان کلام آفریدگار حکیم و خالق کائنات پاره‌ای از این گیاهان به‌تناسب موضوع مطرح شده است که می‌توان آن را نشانه‌ای از ارزش و اهمیت این نوع گیاهان شمرد. آقای دکتر فاروقی که خود پزشکی متخصص و آشنا به خواص علمی گیاهان دارویی می‌باشند، در این کتاب ضمن گردآوری گیاهان ذکرشده در قرآن و بیان نکات قرآنی آن، به خواص دارویی یک‎یک این گیاهان نیز بر اساس آخرین کشفیات بشری پرداخته است[۱]. انتشارات فرهنگ مشرق ‎زمین، ضمن ترجمه کتاب مذکور به فارسی در پایان هر فصل احادیث مربوطه به آن گیاه را از بین احادیث اهل‎بیت(ع) استخراج و ذکر نموده است[۲]. در هر بخش، ابتدا اسم گیاه مورد نظر را آورده و در ادامه با آوردن نام علمی آن، اشارات و منابع قرآنی آن را ذکر می‌نماید؛ مثلاًدر ابتدای کتاب در مورد گیاه ترنجبین یا گزنگبین اشاره می‌کند که در سوره بقره آیه ۵۷ آمده است که: «وَ ظَلَّلْنَا عَلَیْکُمُ الْغَمَامَ وَ أَنْزَلْنَا عَلَیْکُمُ الْمَنَّ وَ السَّلْوَى کُلُوا مِنْ طَیِّبَاتِ مَا رَزَقْنَاکُمْ وَ مَا ظَلَمُونَا وَ لٰکِنْ کَانُوا أَنْفُسَهُمْ یَظْلِمُونَ»؛‎ «و بر شما ابر را سایه‌‏گستر کردیم و بر شما «گزانگبین» و «بلدرچین» فروفرستادیم [و گفتیم:] «از خوراکی‌هاى پاکیزه‏‌اى که به شما روزى داده‌‏ایم، بخورید» و [لى آنان] بر ما ستم نکردند، بلکه بر خویشتن ستم روا می‌‏داشتند». [۳]. در ادامه به آیات دیگری را که کلمه «منّ»، یعنی ترنجبین، در آنها آمده، اشاره می‌کند که اگرچه در عربی معنی کلمه «منّ» مساعدت یا پاداش است، اما اصطلاحا همان ساکارین است که خداوند آن را برای قوم بنی‌اسرائیل موقعی که بعد از خروجشان از مصر در صحرای سینا آواره بودند، تهیه کرد[۴]. در ادامه به خواص این گیاه از زبان دانشمندان مختلف اشاره نموده است. در پایان هر بخش، احادیثی را در موضوع همان گیاه ذکر نموده است؛ مثلاًدر مورد گیاه «منّ» احادیثی را از کتب مختلف روایی، ذکر می‌کند؛ چنان‌که از صحیح بخاری نقل می‌کند که: از سعید بن زید روایت شده که پیامبر(ص) فرمود: کمأه (نوعی قارچ خوردنی) شبیه به من است و شیره‌ی آن دارویی برای معالجه دردهای چشم است. همچنین از کتاب «طب الأئمه» نقل می‌نماید که: از امام صادق(ع) روایت شده است که رسول خدا(ص) فرمود: «منّ»، هدیه‌ای می‌باشد از بهشت و آب آن موجب شفای چشم است[۵]. وی برای «منّ» یازده حدیث را ذکر نموده است.

بررسی خواص درمانی میوه‌های قرآنی و میزان همخوانی آن با یافته‌های نوین علوم پزشکی

بسم الله الرحمن الرحیم  بررسی خواص درمانی میوه‌های قرآنی و میزان همخوانی آن با یافته‌های نوین علوم پزشکی . مرتضی نصیری امید صادقی حسام اسحاقی شهرضایی دانشجوی کارشناسی‌ارشد پرستاری دانشگاه جندی‌شاپور دانشجوی کارشناسی‌ارشدتغذیه، دانشگاه اصفهان دانشجوی کارشناسی تغذیه، دانشگاه جندی‌شاپور . (متن کامل مقاله : pdf - بررسی خواص درمانی میوه‌های قرآنی و میزان همخوانی...) . چکیده :  میوه‌ها سرشار از ویتامین‌ها، مواد معدنی، و املاح هستند و مصرف آن‌ها تأثیر به‌سزایی در سلامتی انسان‌ها، پیشگیری، و درمان بیماری‌ها دارد. در قرآن کریم خداوند از بعضی میوه‌ها چون انگور، انار، خرما، انجیر و زیتون به عنوان هدیۀ بهشتی نام برده است. احتمالاً در این تذکر، فواید جسمی و روحانی برای انسان وجود دارد. لذا این مقاله با هدف بررسی خواص درمانی میوه‌های مذکور از منظر قرآن و احادیث و مقایسۀ آن با یافته‌های نوین علوم پزشکی صورت گرفته است تا به نگرش پویایی اسلام به عنوان یک دین جهان‌شمول بیشتر پی برده شود و حقایق بیشتری در این زمینه آشکار گردد.   کلید واژه:  میوه‌های قرآنی ،قرآن ،احادیث ،اسلام ،علوم پزشکی ...................................................................................................... منبع : پژوهشهای علم و دین - دوره 5، شماره 9 - شماره پیاپی 9

بررسی خواص و کاربرد میوه ها و گیاهان در آیات قرآنی

بسم الله الرحمن الرحیم  بررسی خواص و کاربرد میوه ها و گیاهان در آیات قرآنی (چکیده) . رقیه ساجدی مدرس دانشگاه علوم پزشکی سمنان  . چکیده مقاله : pdf - بررسي خواص و کاربرد ميوه ها و گياهان در آيات قرآني   چکیده :  چکیده به صورت پی. دی. اف   کلید وازه : اسلام، قرآن، میوه ها، گیاهان، علوم پزشکی ............................................................................................................... منبع : همایش پژوهشی سالیانه دانشگاه علوم پزشکی سمنان

گياه خواري در آموزه هاي پيامبر اعظم (ص)

بسم الله الرحمن الرحیم  گياه خواري در آموزه هاي پيامبر اعظم (ص) . محمودي مهدي  حاجي زاده محمدرضا  دياني محمدشمس الدين گروه آموزشی بیوشیمی و بیوفیزیک، دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی رفسنجان   متن کامل مقاله : pdf - گياه خواري در آموزه هاي پيامبر اعظم (ص) . چکیده :  امروزه با پيشرفت علوم، روشن شده كه دستورات اسلام و آموزه هاي پيامبر اعظم (ص) بر اساس منطق و حكمت بوده است و با مطالعات علمي، حكمت بسياري از اين دستورات و آموزه ها روشن گرديده است. پيامبر اعظم (ص) و ائمه اطهار (ع) مصرف بسياري گياهان، را به عنوان خوراک و يا دارو سفارش فرموده اند که ما در اين بررسي، تنها به ذکر خواص خوراکي و دارويي چهار نوع از آنها يعني قارچ، سير، کدو و سرکه و معدودي از آداب تغذيه اي سفارشي اسلام، مي پردازيم. دستور مصرف قارچ در روايت هاي متعددي، به چشم مي خورد به طوري که از آن به عنوان يک گياه بهداشتي ياد مي شود. خوردن سير يکي از سفارشات موکد پيامبر (ص) به پيروان خود بوده كه در صورت رعايت مسايل اجتماعي، مصرف آن مکررا به عنوان غذايي در جهت کسب اخلاق نيکو و سلامتي عقلاني، توصيه شده است. هم چنين تهيه سرکه از گياهان مختلف به عنوان چاشني غذا در روايات وجود دارد. اثرات درماني همه گياهان فوق، در مطالعات علمي متعدد، به اثبات رسيده است در پايان به اين نتيجه مي رسيم که دين مقدس اسلام که به عنوان آخرين و کامل ترين دين الهي است، به سلامت جسم، همانند روح، اهميت قايل بوده و در آموزه هاي پيامبر اعظم (ص)، از حفظ بهداشت و سلامت فردي و اجتماعي انسان، به عنوان يک واجب و تکليف شرعي ياد شده است و آدمي را از عوامل زيان آور جسمي، نهي کرده است. هم چنين رعايت تعادل مصرف غذاهاي گياهي و حيواني نيز از سفارشات جدي دين اسلام است که اين مساله در تحقيقات و مطالعات تجربي نيز اثبات شده است. کلیدواژه :  گياه خواري،آموزه هاي پيامبر اعظم (ص)،قارچ،سير،کدو،سرکه ........................................................................................................... منبع : مجله دانشگاه علوم پزشکي رفسنجان - دوره  6 , شماره  4 (پي در پي 25) (ويژه نامه)

مرور بر تحقیقات انجام شده در مورد برخی از گیاهان دارویی، غذاها و میوه های مطرح شده در احادیث نبوی

بسم الله الرحمن الرحیم  مرور بر تحقیقات انجام شده در مورد برخی از گیاهان دارویی، غذاها و میوه های مطرح شده در احادیث نبوی . عروجن علی اکبر کارگروه علم و دین، دانشگاه علوم پزشکی جندی شاپور اهواز . ( متن کامل مقاله : pdf - مرور بر تحقیقات انجام شده در مورد برخی از گیاهان...) . چکیده :  سابقه و هدف: سلامت جسم انسان در همه حال مورد توجه دین و رهبران الهی قرار داشته است. از این رو توصیه های فراوانی در قالب روایات و احادیث توسط پیامبر اعظم (ص) در کتب دینی و سیره زندگی ایشان بیان گردیده است. بنابراین هدف از این مطالعه، مشخص نمودن توافق علوم پزشکی با برخی از احادیث نبوی در مورد اثر گیاهان، میوه ها و آداب تغذیه ای بر سلامتی می باشد. مواد و روش ها: مطالعه مروری حاضر به بررسی بخشی از احادیث نبوی در ارتباط با گیاهان، میوه ها و توصیه های تغذیه ای که در کتب احادیث پزشکی و منابع طب سنتی ذکر شده اند پرداخته و با نتایج علمی حال حاضر که در منابع مختلفی از جمله Pub med، SID، Scopus، Medicinal Plant، Science Direct در سال های ۲۰۰۳ تا ۲۰۱۴ مورد تایید قرار می گیرد. یافته ها: مطالعات مختلف نشان داد که بسیاری از گیاهان، میوه ها و آداب غذایی توصیه شده در اسلام و احادیث نبوی جنبه علمی داشته و دانش بشر در علوم پزشکی امروزه به بسیاری از آنها دست یافته است به طوری که با سخنان پیامبر و آیات قرآنی مطابقت بسیار نزدیکی دارد. نتیجه گیری: در نهایت از پژوهش حاضر می توان چنین نتیجه گیری نمود که انسان ها و به ویژه مسلمانان می توانند با بهره گیری از احادیث و سیره زندگی پیامبر (ص) به نتایج علمی و پژوهشی چشمگیری دست یافته و سلامت جسم و روح خود را تضمین نمایند.   کلید واژه ها :  پیامبر اعظم (ص) ، آداب تغذیه ای ، علوم پزشکی ................................................................................................ منبع : نشریه اسلام و سلامت - دوره  ۲ , شماره  ۲   

بررسي تطبيقي کاربردهاي درماني سداب و کاسني در احاديث و روايات، اشعار فارسي و پژوهش هاي معاصر

بسم الله الرحمن الرحیم  بررسي تطبيقي کاربردهاي درماني سداب و کاسني در احاديث و روايات  اشعار فارسي و پژوهش هاي معاصر . معيني منصوره كلاهدوزان اكبر  دانشکده مدیریت و اطلاع رسانی پزشکی، دانشگاه علوم پزشکی اصفهان، ایران . (متن کامل مقاله : pdf - بررسي تطبيقي کاربردهاي درماني سداب و کاسني...) . چکیده :  سابقه و هدف: توجه به اهميت کاربرد درماني گياهان در برخي از احاديث نبوي و روايات امامان معصوم (ع) آشکار است. ميراث ادبي ايران نيز که متاثر از فرهنگ اسلامي و سنت ها و باورهاي مردمي است، اهميت و رواج اين باورها را در ايران زمين نشان مي دهد. هدف اين گفتار بررسي تطبيقي خواص درماني دو گياه «سداب» و «کاسني» از منظر احاديث، اشعار و پژوهش هاي پزشکي معاصر است. مواد و روش ها: اين پژوهش به روش کتابخانه اي در سه مرحله انجام گرفت: نخست کاربردهاي درماني «سداب» و «کاسني» بر اساس احاديث و روايات متعبر شيعه بررسي شد. سپس کاربردهاي همسان آن در متون ادب فارسي جستجو شد و در مرحله سوم اين کاربردها از رهگذر دانش جديد نيز مورد توجه قرار گرفت.برخي از کاربردهاي درماني گياه سداب که مورد اين بررسي تطبيقي قرار گرفته اند عبارت اند از: درمان دبيله و ذات الجنب، خاصيت ضدباروري، درمان امراض دماغي،خواص درماني گياه کاسني که از همين ديدگاه بررسي شده اند عبارت اند از: کاهش التهاب و تب، اعتدال مزاج درمان نارسايي هاي کبدي. نتيجه گيري: پژوهش هاي معاصر پزشکي، کاربردهاي درماني «سداب» و«کاسني» را که در احاديث و روايات و اشعار فارسي، مطرح شده اند، تاييد مي کنند اين بررسي تطبيقي بيانگر ژرفاي کلام بزرگان دين و ارزش نهفته در باورهاي طب اسلامي است که در آيينه ادبيات ايران نمايان است و اهميت اينگونه بررسي هاي تطبيقي ميان دانش جديد و فرهنگ کهن را نشان مي دهد. کلید واژه:سداب،کاسني،حکمت پزشکي،دبيله،ذات الجنب ....................................................................................................................... منبع : نشریه طب سنتي اسلام و ايران - دوره  6 , شماره  4 

کتاب : گیاهان در آینه احادیث و روایات

بسم الله الرحمن الرحیم  کتاب : گیاهان در آینه احادیث و روایات . نویسندگان : ابراهیم آذرپور،                     نریمان بابائی سبزیکار لنگرودی،                     محمد درویشی                      حمیدرضا بزرگی ناشر: راز نهان . به همت: سازمان بسیج علمی، پژوهشی و فناوری استان گیلان صفحه: 106 . معرفی کتاب: به گزارش سازمان بسیج علمی ،پژوهشی و فناوری؛ کتاب (گیاهان در آینه احادیث و روایات) نوشته ابراهیم آذرپور، نریمان بابائی سبزیکار لنگرودی، محمد درویشی و حمیدرضا بزرگی، به همت سازمان بسیج علمی، پژوهشی و فناوری گیلان منتشر شد. دکتر ابراهیم آذرپور سرپرست گروه نویسندگان این کتاب در گفت و گو با بسیج علمی در گیلان تصریح کرد: گیاهان ذکر شده در روایات و احادیث هم از نظر خواص و کاربرد و هم از جهت اشاره به رویدادها و وقایعی که همراه با نام این گیاهان آمده از اهمیت ویژه ای برخوردار هستند. وی خاطرنشان کرد: از آنجایی که نام این گیاهان در کلام اهل بیت (ع) راه یافته حفظ این نام ها به طور ابدی تضمین شده و شناخت آنها برای درک بسیاری از آیات قرآن و کلام اهل بیت (ع) لازم است. آذرپور با بیان این موضوع که ائمه معصومین (ع) برای مراتب تکامل بشر روش های خاصی ارائه کرده اند، افزود: آنان که بر سر سفره علم و هدایت ائمه معصومین (ع) قرار می گیرند، می توانند این روش های خاص را در زندگی خود پیاده کنند و روح، روان، جسم و جان خود را با قرآن سیراب سازند. وی یکی از منابع مهم و ارزشمندی که راهنمای بشر در حفظ سلامت و درمان بیماری ها بوده و نیازمند توجه ویژه است را منابع دینی و مذهبی و به خصوص مراجع مهم دین مبین اسلام دانست و گفت: از آنجا که این منابع و مراجع برگرفته از کلام خداوند متعال، پیامبران و امامان عظیم الشان هستند، از پایه های استوار برخوردارند. آذرپور با بیان این که درک بیشتر این منابع و مراجع و دستیابی به مفاهیم عمیق آنها در زمینه سلامتی می تواند راهگشای تلاش در ارتقای سلامت و درمان بیماری ها باشد، افزود: برخي از دانشمندان بر اين باورند كه علم طب، مبدأ الهي دارد و متكي به وحي است. وی در ادامه به پیوند ناگسستنی علم و دین اشاره و تصریح کرد: سرآغاز علم طب، آموزه هاي وحي بوده و تجربه دانشمندان نيز بدان افزوده است و اين دانش به تدريج گسترده تر خواهد شد. آذرپور خاطرنشان کرد: در این کتاب احادیث و روایاتی که به نحوي بیانگر نقش گیاهان معجزه گر در کلام اهل بیت (ع) هستند، مورد بررسی قرار گرفته اند. در بخش پیشگفتار این کتاب می خوانید: «تشویق و امر به دانش اندوزی مهم ترین عامل پیشرفت علمی مسلمانان بوده که به روشنی در آیات نورانی قرآن کریم و فرموده های گهربار پیامبر (ص) و امامان معصوم (ع) قابل مشاهده است. دعوت به تفکر و تدبر در اسرار عالم و اشاره به مقام برتر عالمان، همواره مسلمانان را برای کسب دانش و علوم روزگار خویش ترغیب می نمود و به این ترتیب در گذر زمان، خیزش علمی در قلمرو اسلام، دست کم از پایان فتوح مسلمانان تا قرن هفتم هجری، آنان را در بسیاری از شاخه های علوم همچون نجوم، ریاضیات، هندسه، منطق، جغرافیا، تاریخ، فیزیک، شیمی، فلسفه و کلام و ادب و بلاغت پیشاهنگ قافله علم جهان ساخت. در میان این گستره عظیم علمی، افزون بر «علم الادیان»، «علم الابدان» نیز جایگاه خاصی داشت؛ زیرا تعالیم اسلامی نه تنها جسم و نیازهای آن را نفی نمی کند، بلکه سلامت جسم را زمینه ای برای زندگی رستگارانه می داند. طب اسلامی در درمان جسم، افزون بر توجهی که به نیازهای مادی انسان دارد، ناظر بر تاثیرات دوسویه روح و جسم بر یکدیگر است؛ به همین سبب پیامبر (ص)، امت خویش را به درمان و مداوا فرمان داده و فرموده است: «تداووا فان ا... (عزوجل) لم ینزل داء الا و انزل له شفاءً»: درمان کنید که هم آن کس که درد را فرو فرستاد، درمانش را نیز فرو فرستاد. در تفکر اسلامی، انسان از سویی به عنوان جزئی از عالم هستی با طبیعت پیوند می یابد و از سوی دیگر بر عناصر هستی برتری دارد و از آنها فراتر است. گویی هر چه در عالم هست در وجود انسان نهفته است. از گذرگاه چنین اندیشه ای می توان شرحی بر پیوند شگفت انگیز میان عناصر طبیعت و تندرستی انسان یافت. جسم و روح انسان از برکت هماهنگی با ساختار طبیعت، از حیاتی سالم بهره مند خواهند شد. بر این اساس، پایه های طب اسلامی بر زیربنای استوار حکمت نهاده شده است.» گفتنی است کتاب حاضر به همت سازمان بسیج علمی، پژوهشی و فناوری استان گیلان در 106 صفحه تهیه شده و از سوی انتشارات راز نهان منتشر و در اختیار پژوهشگران و علاقمندان قرار گرفته است.

تبیین مباحث زیست محیطی با فقه اسلامی/ روایتی زیبا از رعایت حقوق گیاهان

بسم الله الرحمن الرحیم  تبیین مباحث زیست محیطی با فقه اسلامی روایتی زیبا از رعایت حقوق گیاهان . مدیر دانشنامه قرآن پژوهی با اشاره به «قاعده لاضرر » در فقه بر پیوند آن با مباحث محیط زیستی تأکید کرد و گفت: شاید به صراحت در قرآن به محیط زیست اشاره نشده باشد اما از آیات قرآن می توانیم با دلالت تضمنی و دلالت التزامی استفاده کنیم که طبق قواعد فقهی و طبق شأنی که خداوند به انسان داده است هرگونه ضرر رساندن به خود و به دیگر افراد و موجودات ممنوع است. . ************ حجت الاسلام دکتر حسین علوی مهر مدیر دانشنامه قرآن‌پژوهی با اشاره به آیات قرآن و روایات اسلامی پیرامون اهمیت و جایگاه محیط زیست به خبرنگار مهر گفت: از آیات قرآن چنین برداشت می شود که خداوند به اصل خلقت و آفرینش اشاره دارد که آسمانها و زمین و موجودات مختلف را در خود دارد . در آیه 9 تا 12 سوره فصلت می فرماید: بگو آيا اين شماييد كه واقعا به آن كسى كه زمين را در دو هنگام آفريد كفر مى ‏ورزيد و براى او همتايانى قرار مى ‏دهيد اين است پروردگار جهانيان.و بر روى آن [زمين‏]، كوههاى استوار آفريد و به آن بركت بخشيد و در چهار روز زاد و برگ آن را در آن آماده ساخت، كه براى خواهندگان يكسان است‏. سپس آهنگ [آفرينش] آسمان كرد و آن بخارى بود پس به آن و به زمين فرمود خواه يا ناخواه بياييد آن دو گفتند فرمان‏پذير آمديم. وی افزود: مسئله بعدی که از آیات قرآن در حوزه محیط زیست استفاده می شود بحث رحمت الهی است که باعث می شود موجودات تداوم پیدا کنند، یعنی این موجوداتی که به سیر زندگی خودشان ادامه می دهند اعم از نباتات، حیوانات و انسان، به برکت رحمت الهی است همانطور که خداوند می فرماید« رحمتی وسعت کل شیء». این قرآن پژوه تأکید کرد: بحثی دیگر اینکه خداوند متعال در بسیاری از آیات قرآن موجودات و انواع آفرینش را آیات خودش نامیده است، یعنی باید به این نکته توجه داشته باشیم که تمام موجودات بر روی زمین کلمات و آیات الهی هستند. نکته دیگر آنکه این موجودات بدون هدف خلق نشده اند، اولین هدفی که می توانیم برای موجودات عالم تصور کنیم بهره وری انسان از نظام آفرینش است. تمام نظام هستی برای انسان است تا اینکه یک مسیری را طی کند که در آیات مختلف قرآن بدان اشاره شده است مثل" الم تروا أن الله سخرلکم ما فی السموات و ما فی الارض". یعنی آيا ندانسته ‏ايد كه خدا آنچه را كه در آسمانها و آنچه را كه در زمين است مسخر شما ساخته... حجت الاسلام علوی مهر افزود: بنابراین انسان به نوع مجازی اش می تواند این موجودات را به مالکیت خودش درآورد البته نه به معنای تعدی و تجاوز بلکه به این معنی که همان خدایی که موجودات را برای ما آفریده است، راههای مالکیت خلقت را هم آفریده است مثل آیه « وَالْأَرْضَ وَضَعَهَا لِلْأَنَامِ» یعنی و زمین را برای مردم نهاد. یا آیات دیگری که دلالت بر مالکیت می کند و اینکه انسان می تواند مالک برخی از موجودات مثل زمین، درخت، حیوانات و... شود. وی با بیان اینکه اگر به نظام آفرینش نگاه کلی داشته باشیم متوجه ارزش محیط اطراف خود خواهیم شد؛ گفت: قرآن کریم بی توجه به این امور نگذشته است و حتی در موارد خاص انسان را توجه داده است؛ شاید به صراحت در قرآن به محیط زیست اشاره نشده باشد اما از آیات قرآن می توانیم در این خصوص با دلالت تضمنی و دلالت التزامی استفاده کنیم که ما نباید محیط اطراف خود را آسیب بزنیم و یا به موجودات اطراف خود اعم از حیوانات و گیاهان و آب و هوا و خاک و... صدمه بزنیم. عضو هیئت علمی جامعة المصطفی العالمیه تصریح کرد: یکی از نکاتی که در این زمینه باید مورد توجه قرار گیرد، بحث افساد در زمین است که در آیات قرآن بدان اشاره شده است مثل آیه 85 سوره اعراف «وَلاَ تُفْسِدُواْ فِي الأَرْضِ بَعْدَ إِصْلاَحِهَا ذَلِكُمْ خَيْرٌ لَّكُمْ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ» این افساد شامل انواع تجاوزها می شود که خود از گناهان به شمار می رود. یکی از واژه های قرآن درباره محیط زیست که به شدت قرآن با آن برخورد می کند و از آسیب رساندن از آن نهی می کند، بحث فساد در زمین به طور کلی است. این آیه تأکید می فرماید که بعد از اینکه زمین آباد هست و کشاورزی هست و جنگل و حیوانات و انسانهای اطراف شما ...هست از این خلقت الهی و رحمت الهی بهره مند هستید، فساد نکیند. وی به موضوع انفال مورد اشاره در قرآن و روایات پرداخت و درباه نسبت آن با رعایت محیط زیست گفت: بحث دیگر موضوع انفال است یعنی ثروتهای طبیعی که در اطراف ما هست و بی توجهی به آن یکی از بحرانهای دوره ما به شمار می رود. مثل اینکه جنگلهای را از بین می برند و کوهها را تصرف می کنند و آبهایی که اموال عمومی است را می خشکانند. طبق آیات قرآن این منابع طبیعی را می توان جزو« انفال» خواند، متعلق به حکومت اسلامی است و بدون اجازه حاکم اسلامی هیچ دخل و تصرفی در آنها نمی توان انجام داد. « قل الانفال للله و الرسول ...». این انفال که می تواند یکی از معانی اش محیط زیست و منابع طبیعی و... باشد، متعلق به خدا  و بعد رسول است که امروز ما در شأن حاکم اسلامی و ولایت فقیه آن را می بینیم. بنابراین هرگونه آسیب رساندن به جنگها، آبها، خاک و... که جزو ثروتهای طبیعی است و حتی هوا و فضا را هم می توان جزو آن شمرد، اگر بدون اجازه حاکم دخل و تصرفی در آن صورت گیرد، از نگاه قرآن محکوم است. حجت الاسلام علوی‌مهر با اشاره به «قاعده لاضرر »در فقه بر پیوند آن با مباحث محیط زیستی تأکید کرد و گفت: هرگونه ضرر رساندن طبق قواعد فقهی و طبق شأنی که خداوند به انسان داده است؛ به خود و به دیگر افراد و موجودات ممنوع است. وی افزود: فارغ از مسایل زیست محیطی داخلی باید به آلودگی شیمیایی، دریایی، بمبهای شیمیایی و... که به انسان و دیگر موجودات آسیب می رساند، اشاره کنیم. حتی اگر ما به روایاتی که از پیامبر(ص) و علی بن ابیطالب(ع) درباره قوانین جنگی به دست ما رسیده است توجه کنیم خواهیم دید که محتوای این احادیث چقدر با مباحث اخلاقی و یا محیط زیستی و رعایت حقوق حیوانات و گیاهان و به طور کلی طبیعت  پیوند می خورد. مثلا در آیات و روایات آمده است که اگر کشوری به شما تجاوز و تعدی کرد به آن پاسخ دهید اما در عین حال تصریح دارد که اگر او دست از تجاوز برداشت شما هم دست بکشید و نباید از حد خاصی تجاوز کنید. این قرآن پژوه تأکید کرد: این روایات باید به عنوان منشور سازمان ملل برای جنگها لحاظ شود. در قوانین جنگ در اسلام از انجام برخی کارها منع شده و یا به کارهایی سفارش شده است که ممنوعیت قطع درختان، آلودگی آبها و مسموم کردن آبها، کشتن زنان، پیران و کودکان ممنوع شمرده شده است. هرگونه آسیب رساندن به غیر از موارد جنگ ممنوع شمرده شده است مثلا اگر کسی، فردی را اسیر کرد، بعد از اسارت حق آسیب رساندن به او را ندارد. این قوانین باید به عنوان منشور سازمان ملل متحد در مسائل جنگی مطرح شود که از جمله آنها بحث بمباران شیمیایی و مسموم کردن افراد و یا خمپاره ها و بمبهای غیرمتعارف و آسیبهایی است که به انسان و موجودات می رسد. حجت الاسلام علوی‌مهر گفت:حتی ما از قرآن کریم اشاراتی را به عنوان آلودگی صوتی می توانیم استخراج کنیم. مثل اینکه در وصایای جناب لقمان به فرزندش قرآن می فرماید : وَاغْضُضْ مِن صَوْتِكَ إِنَّ أَنكَرَ الْأَصْوَاتِ لَصَوْتُ الْحَمِيرِ... و صدايت را آهسته‏ ساز كه بدترين آوازها بانگ خران است. در این آیه هم به علت اشاره شده و هم به اصل قانون تصریح دارد. یا درباره حفظ درختان روایاتی داریم که مثلا معصوم می فرماید: اگر کسی درخت کُنار(درخت صدر)- چون این درخت بیشتر در مناطق عربستان و کشورهای عربی هست- را سیراب کند گویا مؤمنی را از تشنگی سیراب کرده است. روایات به ما می فهماند که ارزش درخت بسیار بالاست و در نزد خداوند به عنوان یک خلقت و یک آیه الهی است. ................................................................................................................................ منبع : مهر

تأثیر آموزش مباحث فقه شیعی در ارتباط با گیاهان و درختان بر میزان آگاهی، نگرش و رفتار محیط زیستی دانشجویان

بسم الله الرحمن الرحیم  تأثیر آموزش مباحث فقه شیعی در ارتباط با گیاهان و درختان بر میزان آگاهی، نگرش و رفتار محیط زیستی دانشجویان . محمدصادق جمشیدی راد . (متن کامل مقاله: pdf - تأثیر آموزش مباحث فقه شیعی در ارتباط با گیاهان...) . چکیده: هدف از این پژوهش تعیین «تأثیر آموزش مباحث فقه شیعی در ارتباط با گیاهان و درختان بر میزان آگاهی، نگرش و رفتار محیط زیستی دانشجویان» است. نوع پژوهش، کاربردی است و از لحاظ روش اجرا، نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با دو گروه مداخله و شاهد است. نمونه موردمطالعه شامل 40 نفر از دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران جنوب است که به روش نمونه در دسترس انتخاب شدند و به طور تصادفی ساده در قالب دو گروه مداخله و شاهد به تعداد هر یک 20 نفر، گروه بندی شدند. مداخله انجام گرفته شامل آموزش تلفیق مباحث دینی و فقه شیعی مربوط به گیاهان و درختان برای دانشجویان گروه آزمایش به میزان 8 ساعت، طی یک دوره 3 ماهه است. برای هر دو گروه پیش آزمون و پس آزمون انجام گرفت. ابزار گردآوری داده ها، پرسش نامه های محقق ساخته بود که روایی صوری و محتوایی آنها از طریق افراد متخصص محیط زیست، استادان علوم قرآن و حدیث، فقه و حقوق اسلامی و الهیات تأیید شد و پایایی پرسشنامه ها نیز با اجرای آزمایشی بر روی یک گروه 20 نفری و استفاده از آلفای کرونباخ که معادل 78/0 برای آگاهی، 74/0 برای نگرش و 82/0 برای رفتار به دست آمد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از آماره های توصیفی (فراوانی، میانگین و انحراف استاندارد) و آمار استنباطی چون آزمون های t وابسته و t مستقل صورت گرفت. بر اساس نتایج آزمون های آماری، آموزش مباحث فقه شیعی مرتبط با حفاظت گیاهان و درختان بر هر سه متغیر آگاهی، نگرش و رفتار محیط زیستی گروه مداخله تأثیر مثبت و معناداری داشت. .  کلید واژه ها: آموزش، احادیث ،احکام و قواعد فقه شیعی، درختان و گیاهان، آگاهی ،نگرش و رفتار محیط زیستی ............................................................................................................... منبع: آموزش محیط زیست و توسعه پایدار سال ششم بهار 1397 شماره 3

زوجيت در قرآن [زوجیت در گیاهان،حیوانات،اشیا]

بسم الله الرحمن الرحیم  زوجيت در قرآن [زوجیت در گیاهان،حیوانات،اشیا] . دكتر محمد علي رضائي اصفهاني . زوجیت در آیات قرآن کریم : زوجيت به معناي دو تا بودن ، نر و ماده بودن مي‌آيد و قرآن كريم در آيات متعدد به زوجيت گياهان بلكه همه اشياء اشاراتي كرده است. اين آيات عبارتند از : « و من كل الثمرات جعل فيها زوجين اثنين يغشي الليل النهار ان في ذلك لايات لقوم يتفكرون»[1] « و از هر گونه ميوه‌اي در آن [زمين] جفت جفت قرار داد. روز را به شب پوشاند قطعا در اين [امور] براي مردمي كه تفكر مي‌كنند نشانه‌هايی وجود دارد» و همين مضمون در آيه 52 سوره رحمن و 53/ طه آمده است. « اولم يروا الي الارض كم انبتنا فيها من كل زوج كريم ان في ذلك لأية‌»[2] «مگر در زمين ننگريسته‌اند كه چقدر در آن از هر گونه جفت‌هاي زيبا رويانيده‌ايم، قطعا در اين [هنرنمايي] عبرتي است.» و همين مضمون در سوره حج /5 ـ لقمان /10 ـ ق/7 ـ طه /53. « سبحان الذي خلق الازواج كلها مما تنبت الارض و من انفسهم و مما لايعلمون»[3] «پاك [خدايي] كه از آنچه زمين مي‌روياند و [نيز] از خودشان و از آنچه نمي‌دانند ، همه را نر و ماده گردانيده است.» « و من كل شيء خلقنا الزوجين لعلكم تذكرون»[4] « و از هر چيزي دو گونه [يعني نر و ماده ] آفريديم ، ‌اميد كه شما عبرت گيريد.» برخي نيز به اين آيه براي اثبات زوجيت اتم (الكترون و پرتون) استناد كرده‌اند[5]. « و هوالذي خلقكم من نفس واحدة و جعل منها زوجها ليسكن اليها»[6] « اوست آن كسي كه شما را از نفس واحدي آفريد و جفت وي را از آن پديد آورد تا بدان آرام گيرد». . نكات تفسيري : 1ـ به نظر مي‌رسد كه آيات فوق را مي‌توان بدين صورت دسته‌بندي كرد كه :‌ گاهي قرآن سخن از زوجيت ميوه‌ها مي‌گويد. در مرتبه بعدي از زوجيت گياهان مي‌گويد . در مرتبه بعدي از زوجيت چيزهايي مي‌گويد كه انسان‌ها نمي‌دانند. در مرتبه بعدي از زوجيت همه اشياي جهان مي‌گويد. 2ـ هدف نهايي بيان زوجيت تذكر نشانه‌هاي الهي و به كار انداختن انديشه ی انسان است « ان في ذلك لآية ـ ان في لآيات لقوم يتفكرون»[7] 3ـ كلمه زوج در لغت به معناي زير مي‌آيد: الف ـ در حيوانات به هر كدام از نر و ماده‌اي كه قرينه يكديگرند زوج مي‌گويند. ب ـ در غير حيوانات به هر كدام از دو چيز قرينه همديگر (مثل يك لنگه كفش) زوج گويند . ج ـ به هر چيزي كه مقارن ديگري باشد و مشابه آن باشد زوج گويند. د ـ به هر چيزي كه مقارن ديگري باشد و متضاد آن باشد زوج گويند.[8] . تاريخچه :‌ انسان تا قرن‌ها گمان مي‌كرد كه مسأله ی زوجيت و وجود جنس نر و ماده فقط در مورد بشر و حيوانات و برخي گياهان مثل خرما صادق است، اما كارل لينه (1707 ـ 1787م) گياه‌شناس معروف سوئدي نظريه خود را مبني بر وجود نر و ماده در بين همه گياهان در سال 1731 م ارائه كرد و مورد استقبال دانشمندان قرار گرفت،[9] اما پس از مدتي «لينه» توسط ارباب كليسا توقيف شد و كتاب‌هاي او به عنوان كتاب‌هاي ضلال اعلام گرديد.[10] سپس دانشمندان كشف كردند كه ماده از تراكم انرژي به صورت ذرات بي‌نهايت ريزي كه اتم ناميده مي‌شود، تشكيل يافته است و پس از گذشت مدتي مسأله ی زوجيت به همه اشياء سرايت داده شد؛ چرا كه دانشمندان كشف كردند كه واحد ساختماني موجودات يعني اتم از الكترونها (با بار منفي) و پروتون‌ها (با بار مثبت) تشكيل شده است. ماكس پلانك فيزيكدان نامي قرن بيستم گفت:« هر جسم مادي مركب است از الكترون‌ها و پروتون‌ها.» [11] هر الكترون با سرعت سرسام‌آوري(000/50) دور در ثانيه) به دور مركز اتم يعني پروتون‌ها مي‌چرخد، البته در اتم ذرات سومي نيز يافت مي‌شود كه بنام نوترون خوانده مي‌شود و از لحاظ بار الكتريكي خنثي است.[12] فيزيكدانان اخير در دوران اتم ذرات بنيادي ديگري بنام « كوارك» (Quark) كشف كرده‌اند كه ذرات تشكيل دهنده الكترون، نوترون و پروتون هستند و باعث به وجود آمدن بار الكتريكي مثبت ،‌منفي و خنثي در آنها مي‌شود. تاكنون شش نوع كوارك شناسائي شده است كه دو نوع (D - U) در تشكيل مواد پايدار معمولي نقش مهمي دارند. كوارك U داراي بار الكتريكي كوارك D داراي بار الكتريكي است پروتون كه داراي بار مثبت است از دو كوارك U و يك كوارك D تشكيل شده است و از اين طريق حاصل بار آن مثبت مي‌شود. و بر عكس يك نوترون داراي دو كوارك D و يك كوارك U بوده و بار آن خنثي است: يعني [13] . اسرار علمي : بسياري از مفسران و صاحب‌نظران به آيات فوق در مورد زوجيت گياهان بلكه همه اشياء‌ استدلال كرده‌اند كه در اينجا به پاره‌اي از آنها اشاره مي‌كنيم: 1ـ ‌مرحوم طبرسي حدود 9 قرن قبل در تفسير مجمع‌البيان بر اساس نصوص قرآني مسأله ی زوجيت گياهان،‌ حيوانات و حتي اشياء ديگر را مطرح مي‌كند و آن را مي‌پذيرد . 2ـ صاحب تفسير نمونه زير آيه 36 سوره يس مي‌نويسد: « آنچه مسلم است ازواج جمع زوج، معمولاً به دو جنس مذكر و مؤنث گفته مي‌شود؛ خواه در عالم حيوانات باشد يا غير آنها، سپس توسعه داده و به هر دو موجودي كه قرين يكديگر و يا حتي ضد يكديگرند، زوج اطلاق مي‌شود... وجود زوجيت در جهان گياهان نيز، چنانكه گفتيم در عصر نزول قرآن جز در موارد خاصي مانند درختان نخل و امثال آن ناشناخته بود و قرآن از آن پرده برداشته و در قرون اخير از طرق علمي اين مسأله ی به ثبوت رسيد كه مسأله ی زوجيت در مسأله ی عالم گياه يك مسئله عمومي و همگاني است.»[1] و در ذيل آيه 49 سوره ذاريات نيز پس از تذكر اينكه بسياري از مفسران كلمه زوج را به معني اصناف (مثل شب و روز و ...) دانسته‌اند مي‌نويسند: «واژه ی زوج را معمولاً به دو جنس نر و ماده مي‌گويند؛ خواه در عالم حيوانات باشد يا گياهان و هر گاه آن را كمي توسعه دهيم تمام نيروهاي مثبت و منفي را شامل مي‌شود و با توجه به اينكه قرآن در آيه فوق مي‌گويد « من كل شيء» (از همه موجودات ) نه فقط موجودات زنده، مي‌تواند اشاره به اين حقيقت باشد كه تمام اشياء جهان از ذرات مثبت و منفي ساخته شده و امروز از لحاظ علمي مسلم است كه اتمها از اجزاء‌ مختلفي تشكيل يافته‌اند از جمله اجزائي كه داراي بار الکتریسیته مثبت هستند و پروتون نام دارند بنابراين الزامي نيست كه شي‌ء را حتما به معني حيوان يا گياه تفسير كنيم و يا زوج را به معني صنف بدانيم.»[14] 3ـ در مقدمه ی كتاب اعجاز قرآن علامه طباطبائي (ره) آمده است: هنگامي كه جهان در تاريكي جهالت به سر مي‌برد قرآن در بيش از ده آيه از زوجيت گياهان بحث كرده، تصريح مي‌نمايد كه خدا همه گياهان را جفت آفريد. [15] (رعد/3 ـ شعراء /7و ...) 4ـ يكي از نويسندگان از آيه 36 سوره يس « سبحان الذي خلق الازواج كلها مما تنبت الارض و من الانفسهم و مما لا يعلمون» استفاده مي‌كند كه: « كاملاً روشن است كه اين آيه بر جفت داشتن گياهان دلالت دارد و نيز از ذيل آيه كه جفت داشتن را در مورد چيزهايي كه خبر ندارند بيان مي‌كند، چه بسا بتوانيم نيروي مثبت و منفي برق و نيز محيط ميكروب يا ويروس‌ها و نيز اجزاي اتم را استفاده كنيم.»[16] 5ـ نويسنده ديگري نيز با ذكر آيات مورد بحث زوجيت گياهان و حتي زوجيت درون اتم بين الكترون و پروتون را استفاده مي‌كند.[17] 6ـ احمد محمد سليمان نيز در يك بحث كه به صورت سؤال و جواب تنظيم شده است زوجيت ماده را از آيه 49 سوره ذاريات بدست مي‌آورد.[18] 7ـ مهندس محمد علي سادات نيز پس از يك مقدمه طولاني كه ساختمان اتم را توضيح مي‌دهد و سابقه تاريخي اشاره به اتم را تذكر مي‌دهد، آيه ی 49 سوره ذاريات را متذكر شده و مي‌نويسد: « و لذا مي‌توان « اتم» را موجودي زوج ناميده و از طريق تعميم زوجيت در دل اتم‌ها ، نتيجه گرفت كه اساسا عالم ماده بر اساس زوجيت بنا گرديده و هيچ موجود مادي از اين قاعده كلي مستثني نيست.»[19] 8ـ يكي از نويسندگان معاصر نيز پس از طرح زوجيت ماده (Puality of matter) به آيات سوره ذاريات/49 ـ رحمن /52 ـ طه/53 ـ استناد كرده است.[20] 9- صاحب تفسير نوين نيز با ذكر آيات مورد بحث آنها را اعجاز علمي قرآن مي داند كه اشاره به زوجيت كرده است و سپس توضيحات مفصلي در اين مورد ارائه مي‌دهد.[21] 10ـ عبدالرزاق نوفل در مورد آيه 189 سوره اعراف: « هوالذي خلقكم من نفس واحدة و جعل منها زوجها ليسكن اليها» « اوست آن كس كه شما را از نفس واحدي آفريده و جفت وي را از آن پديد آورد تا بدان آرام گيرد. » پس از آنكه مقدمه‌اي در مورد « وحدت خلق» مي‌آورد و اينكه ذرات بنيادي همه ی موجودات يكسان است مي‌گويد: « اين حقيقت علمي را كه عصر جديد كشف كرده قرآن 1400 سال قبل با صراحت و وضوح بيان كرده كه همه خلق الهي از نفس واحدي بوده است.» و سپس آيه فوق را مي‌آورد مي‌گويد: « آيا اين [نفس واحده] پروتون و الكترون ... برق واحدي كه مثبت و منفي دارد... يعني نفس واحده نيست...» و حتي در مورد كلمه « ليسكن اليها» مي‌گويد: « سبب سكون نفس واحد همان زوج است و اين مطلبي است كه علم بيان كرده كه سكون پروتون و الكترون به خاطر اختلاف و تساوي آنها در برق است ...»[22] 11ـ طنطاوي در تفسير الجواهر بحث گسترده‌اي در زمينه زوجيت گياهان در زير سوره ذاريات /49 آورده است و اقسام دسته‌بندي گياهان و حيوانات و .... را بررسي كرده و شكل‌هاي آنها را آورده است كه ربطي به تفسير آيه ندارد و فقط مطالب علمي است كه به مناسبت آورده شده است .[23] . بررسي: در اينجا تذكر چند نكته لازم است: 1ـ مطلبي را كه عبدالرزاق نوفل در مورد آيه 189 سوره اعراف نوشته است از چند جهت قابل اشكال است: اول : آنكه كلمه «نفس» و «زوج» از نظر لغوي و اصطلاحي دلالت بر الكترون و پروتون نمي‌كند و ايشان نيز در اين مورد قرينه‌اي نياورده‌اند. دوم :‌ آنكه از نظر علمي صحيح نيست كه كسي بگويد پروتون از الكترون پديد آمده است (جعل منها زوجها) بلكه همانطور كه گذشته هر كدام از الكترون و پروتون از تعدادي كوارك U و D تشكيل شده است . سوم : آنكه سياق آيه مورد نظر با تفسيري كه ايشان كرده تناسب ندارد چون در آيه مي‌خوانيم: « هوالذي خلقكم من نفس واحدة و جعل منها زوجها ليسكن اليها فلما تغشيها حملت حملاً خفيفا فمرت به فلما اثقلت دعوالله ربهما لان اتيتنا صالحا لنكونن من الشاكرين » « اوست آن كس كه شما را از نفس واحدي آفريد و جفت وي را از آن پديد آورد تا بدان آرام گيرد . پس چون [آدم] با او [چندي] با آن [بار سبك] گذرانيد و چون سنگين بار شد، خدا،‌ پروردگار خود را خواندند كه اگر به ما [فرزندي] شايسته عطا كني قطعا از سپاسگزاران خواهيم بود.» سياق آيات در مورد باردار شدن زن از مرد (حوا از آدم) و بوجود آمدن فرزند است پس نفس واحد و زوج در اول آيه در همين مورد است و مراد مرد و زن هستند نه الكترون و پروتون . 2ـ آيات ديگر (رعد/3 ـ شعراء /7 ـ يس/36) ظاهر در زوجيت همه ميوه‌ها و گياهان است و همانطور كه گذشت اين مطلب از قرن هيجدهم كشف گرديد و قبل از آن زوجيت به جز در مواردي مثل « نخل» مشخص نبود پس اين آيات نوعي رازگويي علمي واعجاز علمي قرآن بوده است. 3ـ زوجيت عمومي همه اشياء نيز از آيه 49 سوره ذاريات به خوبي استفاده مي‌شود، ولي تطبيق آن بر الكترون و پروتون قطعي نيست، زيرا همانطور كه گذشت امروزه ذرات بنيادين ديگري به نام كوراك‌ها شناخته شده كه داراي بار مثبت و منفي هستند و لذا باز هم نمي‌توان به طور قطعي ادعا كرد كه «زوجين» مذكور در آيه همان كوارك U و D باشد بلكه احتمالاً مي‌توانند اين مطالب (الكترون ـ پروتون ـ‌كوارك‌ها و ....9 از مصاديق « زوجين» محسوب شود. همانگونه كه ممكن است اصناف موجودات (شب و روز و ...) نيز از مصاديق آنمحسوب شود. 4ـ هر چند كه مصداق دقيق « زوجين » در آيه 49سوره ذاريات مشخص نيست، ولي بيان زوجيت عمومي در همه اشياء يكي از اشارات علمي قرآن و راز‌گويي‌هاي آن است كه در صدر اسلام كسي از آن اطلاعي نداشته است. پس اين مطلب نيز ميتواند اعجاز علمي قرآن محسوب شود. 5- ممكن است كسي ادعا كند كه زوجيت عمومي موجودات با مسأله ی بكرزدايي (توليد مثل برخي تك سلولي‌ها بدون نياز به جنس مخالف) منافات دارد. اين مطالب را در بخش بعدي بررسي خواهيم كرد و بيان مي‌كنيم كه منافاتي بين آنها نيست. . تعارض زوجيت عمومي و بكرزايي: يكي از صاحب‌نظران مي‌نويسد: « كساني كه اين آيه شريفه قرآن (آيه زوجيت) را به اين معنا گرفته‌اند كه هر يك از انواع موجودات زيستي، ‌نر و ماده دارند، يعني هيچ موجود زيستي ، ‌اعم از حيوانات و نباتات وجود ندارند كه نر و ماده نداشته باشد، ‌حال ممكن است كسي بگويد در زيست‌شناسي امروز اين را نمي‌پذيرد ، بلكه خلاف اين را به ما مي‌گويد ، يعني مي‌گويد انواعي از موجودات زيستي وجود دارند كه نر و ماده در ميان آنها وجود ندارند.»[24] براي روشن شدن اشكال لازم است به دو مطلب اشاره كنيم: نخست اينكه در آيات مربوط به زوجيت ، برخي زوجيت‌ ميوه‌ها را بيان مي‌كرد (رعد/3) و برخي زوجيت گياهان را تذكر مي‌داد (شعراء /7) و برخي زوجيت عمومي همه موجودات را اشاره مي‌كرد: «و من كل شيء‌ خلقنا زوجين اثنين »[25] « و از هر چيز دو گونه آفريديم» دوم آنكه پديده بكرزايي در ميان تك‌ياختگان (تك‌ سلولي‌ها) رواج دارد كه در ابتدا مناسب است اطلاعاتي در مورد اين موجودات و نحوه تكثير آنها پيدا كنيم: تك‌ياختگان (تك‌سلولي‌ها) Protozoa به معني حيوان تك‌ياخته است كه پست‌ترين طبقه از سلسله حيوانات هستند كه بدن آنها تنها از يك سلول (Unicellular) ساخته شده است كه داراي هسته مشخص و كامل هستند كه بوسيله غشاء هسته‌اي محصور است. تاكنون بيش از سي‌هزار گونه آنها تشخيص داده شده است و اكثراً بطور آزاد در آب و خاك زندگي مي‌كنند و برخي انگلیسي هستند. اندازه هر كدام 1 ـ 150ميكرون است و تعدادي از آنها با چشم غير مسلح قابل رؤيت است. تكثير گونه‌هاي تك ياختگان مثل : مژگ‌داران ـ تاژك‌داران و ... به سه صورت است: الف : تكثير غير جنسي (Asexual) كه خود داراي صور مختلف است. 1ـ تقسيم دوتايي (Binary Fission) كه تك ياخته مادر از جهت طولي به دو تك ياخته دختر تقسيم مي‌شود و در مژك داران از عرض تقسيم مي‌شوند. 2ـ شيزوگوني (Schizogony) يا تكثير چندتايي ، هسته مادر مكرر به چندين هسته دختر تقسيم مي‌شود و سپس سيتوپلاسم تقسيم شده و اطراف هر هسته را مي‌گيرد. 3ـ جوانه زدن (Budding) بعد از رشد كامل سلول مقاومت غشاء سلولي در نقطه‌اي كم مي‌شود و جوانه‌اي تشكيل مي‌شود و مقداري از هسته و سيتوپلاسم مادر وارد آن مي‌شود و رشد مي‌كند تا آنكه از مادر جدا و زندگي مستقلي را شروع مي‌كند. تذكر: اين سه قسم تكثير را مي‌توان نوعي بكرزايي دانست. ب : تكثير جنسي (Sexual) چند صورت است كه در مژك‌داران ديده مي‌شود. 1ـ آميختگي (Coniugdion) در اين روش دو تك‌ياخته با يكديگر جفت شده و آنگاه محتويات هسته آنها تجديد سازمان يافته است از هم جدا مي‌شوند. 2ـ سنگامي (Syngamy) دو سلول جنسي نر و ماده به نام گامت با يكديگر ملحق شده و تشكيل تخم مي‌دهند. 3ـ اسپوروگوني (Sprogony) ابتداء در داخل اووسيست تك ياخته تعداد زيادي اسپوروزئيت (Sporozoites) بوجود مي‌آيد(به طور غير مستقيم چندتايي ) كه بعدا طي مراحلي سلو‌ل‌هاي جنسي تشكيل مي‌شوند كه به طريق سنگامي با يكديگر جفت مي‌شوند.[26] . بررسي تعارض زوجيت و بكرزايي: 1ـ همان‌طور كه گذشت كلمه «زوج» در لغت به هر يك از دو چيزي گفته مي‌شود كه قرينه همديگر باشند و يا مقارن، مشابه و يا متضاد باشند[27] ـ [28] پس نمي‌توان گفت كه معناي لغت زوج منحصر در « نر و ماده » است. از اين رو در تك ياختگان كه از طريق تقسيم سلولي دو تا مي‌شوند دو زوج خلق شده است، و لذا مشمول كلمه زوج هستند؛ چون از هر كدام از آنها دو چيز مقارن و مشابه پيدا مي‌شود. 2ـ مسأله ی زوجيت عمومي همه اشياء،‌ همزمان بودن يا هم مكان بودن هر دو زوج ملاك نيست و لذا ممكن است دو زوج در دو مكان (مثل الكترون و پروتون كه در هسته اتم و مدار اطراف آن هستند ) و يا در دو زمان باشند. 3ـ اشكال اساسي كه باعث پيدايش پندار تعارض بين قانون زوجيت عمومي موجودات قرآن با مسأله ی بكرزائي شد اين است كه گمان كرده‌اند هميشه لغت زوج به معناي نر و ماده اصطلاحي است در حالي كه معناي كلمه زوج اعم است و هر دو چيز مقارن مشابه يا متضاد را شامل مي‌شود. پس تعارضي بين آيات قرآن در مورد قانون عمومي زوجيت و مسأله ی بكرزائي نيست. 5ـ لقاح(زايا كردن گياهان و ابرها) هر موجود نر و ماده وقتي ثمر مي‌دهند كه زايا باشند و زايا شدن آنها به آميزش دو جنس است، اما آميزش هر نوعي با نوع ديگر متفاوت است. آميزش گياهان از راه گرده‌افشاني و آميزش ابرها بوسيله برخورد ابرهايي با بار مثبت ومنفي و آميزش حيوانات و انسان غالبا با انتقال اسپرم‌ها با شيوه خاص است. قرآن كريم به مسأله ی آميزش و زايا شدن ابرها و گياهان اشاره مي‌كند و مي‌فرمايد: « و ارسلنا الرياح لواقح فانزلنا من السماء‌ ماء‌ فاستقينا كموه و ما أنتم له بخازنين»[29] « و بادها را باردار كننده فرستاديم و از آسمان، آبي نازل كرديم، پس شما را بدان سيراب نموديم، و شما خزانه‌دار آن نيستيد.» و در جاي ديگر قرآن به نقش بادها در شكل‌گيري ابرها اشاره مي‌كند و مي‌فرمايد: « الله الذي يرسل الرياح فتيثر سحابا فيبسطه في السماء كيف يشاء و يجعله كسفافتري الودق يخرج من خلاله فاذا اصاب به من يشاء من عباده اذا هم یستبشرون »[30] « خدا همان كسي است كه بادها را مي‌فرستد و ابري بر مي‌انگيزد و آن را در آسمان ـ هر گونه بخواهد ـ‌ مي‌گستراند و انبوهش مي‌گرداند،‌پس مي‌بيني باران از لابلاي آن بيرون مي‌آيد و چون آن را به هر كس از بندگانش كه بخواهد ، رساند،‌ بناگاه آنان شادماني مي‌كنند.» همين مضمون در سوره فاطر/9 آمده است. . نكات تفسيري : 1ـ از سياق آيات برمي‌آيدكه آيه اول و دوم در مقام شمارش آيات الهي و نعمت‌هاي او است و سپس در آيه اول به بحث قيامت اشاره‌اي مي‌شود. 2ـ شايد بهترين معادل فارسي كلمه لقاح واژه « زايا» است، ‌اين كلمه گاهي لازم است (مثل آنكه مي‌گويند: شتر زايا است) و گاهي متعدي است (شتر نر شتر ماده را لقاح كرد ـ زايا كرد) و در لغت به « شتر ماده» كه شير مي‌دهد « اللقحة » گويند. و به بچه‌اي كه در شكم است ملاقيح گويند. و به مني جنس مذكر نيز «لقاح» گفته شده است.[31] در يك جمع بندي مي‌توان گفت كه لغت لقاح و لقاح به معناي نتيجه دادن و زايا بودن يا زايا كردن است . و « لواقح» جمع « لاقح» است. . تاريخچه: در اينجا به دو تاريخچه اشاره مي‌كنيم: الف ـ بشر از دير زمان حتي قبل از اسلام اطلاع داشت كه اگر نرينه‌هاي گياهان را براي گرده‌افشاني بر سر شاخه‌هاي درختان ميوه به كار نبرند عملاً محصول گياهان بسيار كم مي‌شود مثلاً در عربستان معمول بود كه خوشه‌هاي نرينه خرما را براي گرده ‌افشاني بر سر شاخه‌هاي گلدار درختان خرما بپاشند. اما دراواخر قرن 18 يا اوايل قرن نوزده و با پيدايش وسايل تحقيقاتي جديد از قبيل ميكروسكوپ و غيره ...و پيدايش نوابغ و دانشمندان ،‌ كشف شد كه بدون عمل جفت‌گيري و انجام تلقيح درحيوانات و گياهان، ‌توليد مثل امكان پذير نيست (مگر در برخي گياهان و حيوانات كه تكثيرشان از طريق تقسيم سلول و راههاي ديگر است. سپس معلوم شد كه توليد مثل گياهان عموما بر اساس تلقيح ذرات خيلي ريز و ذره‌بيني به نام گرده يا پولن (polin) است كه عامل انتقال اين گرده وسايل مختلف مثل حشرات و جريانهاي شديد هواست.[32] ب :‌قرن‌ها بشر اطلاعي از كيفيت دقيق نزول باران از ابرها نداشت ، ولي در سالهاي اخير پس از پيشرفتهايي كه در علم فيزيك صورت گرفت و در نتيجه رشته‌هاي جديدي از قبيل هواشناسي (متئرورلوژي ) تأسيس يافت به مسأله ی تلقيح ابرها پي بردند و حتي بحث از باران مصنوعي شد. و در اينجا متوجه شدند كه بادها نقش عجيبي در زايا شدن ابرها دارند يعني از طرفي باعث تشكيل قطرات باران و دانه‌هاي برف مي‌شوند و از طرف ديگر در باردار شدن ابرها به الكتريسيته و تخليه اين بار نقش دارند.[33 . اسرار علمي : در مورد آيات مورد بحث، بويژه كلمه « لقاح» كه در آيه 22 سوره حجر مطرح شده است،‌ مفسران و صاحب‌نظران سخنان مبسوطي دارند و سه ديدگاه مختلف در مورد آيه فوق وجود دارد كه هر كدام به نوعي ، لقاح را اشاره به مسائل علمي معرفي كرده‌اند كه بدانها اشاره مي‌كنيم: الف ـ مقصود لقاح گياهان است: يكي از نويسندگان معاصرمي‌نويسد: « ما بادها را فرستاديم كه گياهان را آبستن مي‌كنند، در آيه موضوع تلقيح گياهان ، به وسيله باد به روشني بيان شده است. ضمنا مسأله‌ي نر و ماده داشتن گياهان نيز استفاده مي‌شود.»[34] ملا فتح الله كاشاني (متوفي 988 ق) نيز در تفسير منهج الصادقين لقاح گياهان را به عنوان يكي از دو احتمال در معناي آيه مطرح مي‌كند و مي‌نويسد: « فرستاديم بادها را آبستنتان به ابر، يعني بردارندگان ابرها يا آبستن كنندگان درختها را به ميوه؛ چه لواقح لازم و متعددي هر دو آمده.»[35] برخي ديگر از نويسندگان نيز آيه فوق را در مورد گياهان دانسته و مي‌نويسند: چون گياهان و گلها براي رسيده به يكديگر هيچ گونه حركتي ندارند، بعضي از حشرات و خصوصا باد عامل اصلي اين وصال گرديده است.[36] ايشان حتي استفاده مي‌كنند كه قرآن قانون ازدواج را مخصوص انسان و حيوان قرار نداده است.[37] احمد محمد سليمان دركتاب القرآن و الطب آيه مورد بحث (حجر/22) را اشاره به لقاح گياهان دانسته است و سپس عوامل لقاح را به عوامل رئيسي (مثل حشرات) و عوامل غير رئيسي (مثل آب و انسان و ...) تقسيم مي‌كند . سپس نقش باد را ذكر كرده و سپس اين مطلب را اعجاز قرآن مي‌داند؛ چرا كه بشريت در اواخر قرن 18 يا اوايل قرن 19 به مسأله ی تلقيح پي برد. در حالي كه قرآن قرن‌ها قبل از آن تذكر داده بود.[38] برخي ديگر از صاحب‌نظران عرب بدون هيچ توضيحي آيه 22سوره حجر را حمل بر لقاح اشجار كرده‌اند.[39] ب : مقصود لقاح ابرهاست :‌ مرحوم طبرسي (ره) (548 ق) از اولين كساني است كه لقاح را به معناي آبستني ابرها دانسته است و مي‌نويسد: « بادها را لقاح كننده فرستاديم؛ يعني وسيله لقاح و آبستني ابرها به باران مي‌شوند . پس از آسمان آب نازل كرديم، يعني باران فرستاديم.»[40] همين معنا را مهندس بازرگان مي‌پذيرد و مي‌نويسد:‌ « آيه دلالت بر لقاح ابرها و بارور شدن آنهاست كه در نتيجه آن لقاح،‌باران مي‌بارد...» و در جاي ديگر مي‌نويسند: « اما بايد دانست تأمين دو شرط فوق (وجود بخار آب در هوا و اشباع شدن و تقطير آن در رسيدن هواي جو به حالت اشباع ، كافي براي تشكيل ابر و ريزش باران نيست، يك عمل يا شرط سوم نيز ضرورت دارد:« بارور شدن » يا عمل لقاح (Germination Stimulation) ... بخار آب ممكن است با وجود رسيدن به حالت اشباع تقطير نشود و وقتي تقطير شد، دانه‌ها آنقدر ريز و معلق در هوا بمانند كه سقوط نكنند و باران نبارد،‌ مگر آنكه با ذرات نامرئي نمك كه به وسيله باد از روي درياها آورده شده است، ‌نطفه‌هاي جذب و آماس كننده‌اي تشكيل شود. يا مهمتر از آن، رطوبت هوا به دور برگه‌هاي متبلور برف كه ارتفاعات بالاتر منعقد شده و به وسيله باد پوشيده مي‌شود، جمع‌گردد و بالاخره قطرات ريز اوليه باران در اثر اختلاط و تلاطم و تصادم بادها به هم بپيوندد تا رفته رفته درشت شده در اثر وزن نسبتا زياد خود از خلال توده‌هاي ابر ساقط گردد... تخليه برق مابين توده‌هاي مختلف ابر كه در اثر اصطكاك با عوارض زمين واجب معلق در باد داراي الكتريسته‌هاي مخالف مي‌شوند و اين تخليه،‌ توأم با روشنائي و غرش شديد، يونيزه شدن هوا و تشكيل ازن است كه كمك فراوان به پيوستن و درست شدن و پختن قطرات مي‌نمايد.... خلاصه آنكه تشكيل و تقويت ابر و مخصوصا نزول باران يا برف بدون عمل لقاح كه با دخالت و تحريك باد صورت مي‌گيرد،‌ عملي نمي‌شود.»[41] سپس ايشان بقيه مفسران را تخطئه مي‌كند كه صراحت نداشته‌اند؛ زيرا از كيفيت موضوع اطلاع نداشته‌اند.[42] احمد امين نيز مي‌نويسد: « منظور (از آيه) همان تأثيري است كه باد در اتحاد الكتريسته مثبت و الكتريسته منفي در دو قطعه ابر و آميزش و لقاح آنها دارد. بنابراين آيه شريفه يك معجزه جاوداني است زيرا حدود هزار و سيصد و نود سال پيش، موضوعي را بيان داشته كه عصاره و نتيجه تحقيقات علمي جديد است.»[43] استاد مكارم شيرازي نيز تفسير لقاح ابرها را براي آيه مي‌پذيرند و تفسير لقاح گياهان را رد مي‌كنند. ايشان مي‌نويسند: « لواقح» جمع «لاقح» به معناي بارور كننده است، در اينجا اشاره به بادهائي است كه قطعات ابر را به هم پيوند مي‌دهد و آنها را آماده باران مي‌سازد. سپس به دليل رد تفسير لقاح گياهان مي‌پردازند و مي‌نويسند:‌ اشاره به « نمي‌توان آيه فوق را اشاره به (لقاح گياهان) دانست چرا كه بعد از اين كلمه بلافاصله نازل شدن باران از آسمان (آن هم با فاء تفريح) آمده است كه نشان مي‌دهد تلقيح كردن بادها مقدمه‌اي براي نزول باران است.» البته ايشان تذكر مي‌دهند كه لقاح گياهان را برخي به عنوان اعجاز علمي آيه ی فوق مطرح كرده‌اند.[44] احمد عمر ابوحجر نيز آيه 22 سوره حجر را به معناي لقاح ابرها گرفته‌اند و توضيحات مفصلي مي‌دهند.[45] ج ـ مقصود لقاح ابرها و گياهان است:‌ برخي از نويسندگان آيه 22 سوره حجر را ناظر به تلقيح در عالم نباتات (گياهان) و دنياي ابرها دانسته‌اند.[46] يكي ديگر از نويسندگان با طرح دو آيه مورد بحث (حجر/22 ـ روم /47) آنها را اشاره به «بادهاي نر» كه ابرها را حركت مي‌دهند و در سرزمين‌هاي ديگر مي‌برند و به باران تبديل مي‌شود، مي‌داند. و سپس در ذيل آيات فوق ، نقش‌بادها در گرده‌ افشاني گلها و كشاورزي را مطرح مي‌كند و آن را يكي از پيشگوئي‌هاي علمي قرآن مي‌داند.[47] مهندس محمد علي سادات با طرح آيه 22 سوره حجر مي‌نويسند:‌ « با در نظر گرفتن اطلاعات و معلوماتي كه علوم جديد تا به امروز در اختيار بشر قرار داده، به وضوح پيداست كه آيه ی مذكور با معرفي باد به عنوان وسيله ی تلقيح در حالت كلي، پرده از روي دو راز بزرگ عالم خلقت (تلقيح گياهان ـ ‌تلقيح ابرها) برداشته و قرنها قبل از اينكه بشر به اتكاء علم و دانش خود پي به وجود آنها برد، آنها را براي بشر تعليم فرموده. يكي از اين دو اصل مسلم علمي همانا نقش اصلي و اساسي باد در تلقيح نباتات مي‌باشد و اما اصل ديگر موضوع تلقيح ابرها مي‌باشد.»[48] سپس ايشان با رد انحصار معناي آيه به تلقيح گياهان بخاطر حرف « فاء » « فانزلنا من السماء ماءً » مي‌نويسد: « با اندك تعمقي در متن آيه و مقايسه آن با ساير آيات مشابه به وضوح پيداست كه قسمت اول آيه حالت كلي داشته و حالت حصر و انحصاري در بين نيست. به عنوان مثال شواهدي از خود قرآن نقل مي‌شود: «‌و هوا الذي انزل من السماء ماء فاخرجنا به نبات كل شيء » [49] « و او كسي است كه آب را از آسمان فرو فرستاد و سپس بيرون آورديم به سبب آب هر گياه و روئيدني را ...» و همينطور آيه 57 سوره اعراف مي‌فرمايد: « فانزلنا به الماء فاخرجنا به من كل الثمرات » « و به وسيله آن آب را فرو فرستاديم ، سپس به وسيله آن آب ، بيرون آورديم از زمين تمام ثمرات را » در هر كدام از آيات مذكور تنها به يك فونكسيون آب و صرفا به يكي از نتايج و اثرات نزول آن كه روئيدن نباتات باشد، اشاره گرديده است. در صورتي كه مي‌دانيم نتايج حاصله از نزول آب تنها به اين يك مورد خلاصه نمي‌گردد(در حالي كه هر دو مورد حرف « ف» به اول «اخرجنا» اضافه شده است.) پس اگر در آيه شريفه مورد بحث نزول آب از آسمان را تنها يكي از نتايج عمل تلقيح بوسيله باد بدانيم، نه تنها تناسب با مورد خواهد داشت. بلكه در غير اين صورت انحصار بي‌جائي از پيش خود بر آيه تحميل كرده‌ايم.»[50] . بررسي: در اينجا تذكر چند نكته لازم است: 1ـ كلمه «لواقح» در آيه «و ارسلنا الرياح لواقح»[51] مي‌تواند به چهار معنا تصور شود: الف : و بادها را زايا و آبستن (حامل ابر) فرستاديم. ب : و بادها را زايا و آبستن (گرده گياهان) فرستاديم. ج : و بادها را زايا كننده و آبستن كننده (ابرها) فرستاديم. د: و بادها را زايا كننده و آبستن كننده (گياهان)‌فرستاديم. از آنجا كه لواقح در آيه به صورت مطلق آمده و مشخص نشده كه لازم يا متعدي است، در صورت متعدي بودن، متعلق آن ابرها يا گياهان است؛ پس نمي‌توانيم هيچكدام از چهار احتمال را از آيه نفي كنيم. بلي در ادامه مي‌فرمايد «فانزلنا من السماء ماءً »[52] و تفريح و نتيجه‌گيري نزول باران از آسمان بدنبال فرستادن ابرها مي‌تواند قرينه باشد كه مراد آيه احتمال « الف يا ج» است. (حامل ابر بودن يا زايا كردن ابرها). ولي از طرف ديگر مي‌توان گفت كه صدر آيه يك مطلب كلي را مي‌گويد (لقاح بادها) اعم از لقاح ابرها يا گياهان و در دنباله آيه يكي از نتايج اين لقاح را تذكر مي‌دهد و يا مصداق اكبر آيه را تذكر مي‌دهد و يا مصداقي از آیه را متذكر مي‌شود كه بشر از آن اطلاع نداشته و اعجاز قرآن را اثبات مي‌كند. همانطور كه گذشت اين مطلب در برخي از آيات ديگر قرآن مشابه دارد. مثل : « و هو الذي انزل من السماء ماءً فاخرجنا به نبات كل شيء»[53] پس انحصار آيه در لقاح ابرها (ديدگاه دوم) يا لقاح گياهان (ديدگاه اول) دليل قاطعي ندارد و معناي آيه اعم است. 2ـ «لقاح» در آيه مورد بحث مي‌تواند چيزي فراتر از لقاح ابرها و گياهان باشد و لقاح ابرها و گياهان دو مصداق براي لقاح باد است . ممكن است در آينده با پيشرفت علمي بشر تأثيرات ابرها در موارد ديگري نيز اثبات شود. 3ـ اشاره علمي قرآن به لقاح ابرها در آيه 22 سوره حجر مي‌تواند نوعي اعجاز علمي قرآن بشمار آيد؛ چرا كه اين مطلب تا سالهاي اخير براي بشر روشن نشده بود، اما اشاره قرآن به لقاح گياهان هر چند كه مطلب شگفت‌آوري است، اما اعجاز علمي قرآن به شمار نمي آيد؛ چرا كه انسان‌ها حتي قبل از اسلام به صورت اجمالي از تأثير گرده‌افشاني برخي گياهان اطلاع داشتند. ........................................................................................................................ پي نوشت : [1] رعد/3. [2] شعراء /7 [3] يس/36. [4] ذاريات /49. [5] عبدالرزاق نوفل،‌القرآن و العلم الحديث، ص 156 ـ 157 استدلال ايشان در ادامه مي‌آيد. [6] اعراف/189. [7] شعراء/ 7 ، رعد/3. [8] ر.ك: مفردات راغب اصفهاني، ماده زوج. [9] ر.ك: پي‌يرروسو، تاريخ علوم، ص 354 و 408 به بعد، ترجمه حسن صفاري، و نيز گودرز نجفي، مطالب شگفت‌انگيز قرآن، ص 57 و نيز تفسير نمونه، ج 18، ص 377 ـ 378. [10] ذكر الله احمدي، ارمغان روشنفكران،‌ص 73 و م. حقيقي ، فروغ دانش‌جديد در قرآن و حديث، ج 2، ص 22 و نيز گودرز نجفي، مطالب شگفت‌انگيز قرآن، ص 57. [11] ماكس پلانك ، تصوير جهان در فيزيك جديد، ص 95، ترجمه مرتضي صابر. [12] ر.ك: مهندس محمد علي سادات،‌زنده جاويد و اعجاز قرآن، ص 40/42. [13] ر.ك : دكتر اوبلاكر ، فيزيك نوين،‌ص 34 ـ 35، ترجمه بهروز بيضاوي. [14] تفسير نمونه، ج 22، ص 376. [15] علامه طباطبائي ، اعجاز قرآن، ص 15، ويراسته عليرضا ميرزا محمد. [16] عباسعلي سرافرازي ، رابطه علم و دين ، ص 35 ـ 36. [17] گودرز نجفي، مطالب شگفت‌انگيز قرآن، ص 57 ـ‌60. [18] احمد محمد سليمان ،‌القرآن و الطب، ص 27 ـ 28، (1981 م)‌طبع خامس ـ دارالعوده ،‌بيروت. [19] مهندس محمد علي سادات، زنده جاويد و اعجاز جاويدان، ص 39 ـ 43. [20] ر.ك: لطيف راشدي، نگرشي به علوم طبيعي در قرآن، ص 24. [21] محمد تقي شريعتي ،‌تفسير نوين، ص 11. [22] ر.ك: عبدالرزاق نوفل ،القرآن و العلم الحديث ،‌ص 154 ـ 157. [23] طنطاوي جوهري، الجواهر في تفسيرالقرآن، ج 12، ص 170 ـ‌201،‌دارالفكر . [24] استاد مصطفي ملكيان، فصلنامه مصباح، ش 10، ص 66(البته ايشان اضافه مي‌كند كه هر دو طرف اين قضيه را بنابر فرض مي‌گويد.) [25] ذاريات /49. [26] دكتر هرمز داورمزدي،انگل شناسي پزشكي، ص 37 ـ 46، چاپ چهارم، جهاد دانشگاهي ،‌1372 ش. [27] ر.ك : مفردات راغب، ماده زوج. [28] تفسير نمونه،‌ج 18، ص 377 ـ 378 و ج 22،‌ص 376. [29] حجر/22. [30] روم/48. [31] ر.ك: مفردات راغب،‌ماده لقح. [32] ر.ك:‌احمد محمد سليمان،‌القرآن و الطب، ص 23 ـ 26 و نيز مهندس محمد علي سادات ، زنده جاويد و اعجاز جاويدان، ص 31 به بعد. [33] ر.ك: مهندس مهدي بازرگان ، باد و باران در قرآن،‌ص 59 و نيز سادات ،‌زنده جاويد و اعجاز قرآن، ص 35 به بعد. [34] عباسعلي سرفرازي، رابطه علم و دين ،‌ص 36. [35] منهج الصادقين،‌ج 5، ص 158،‌چاپ كتابفروشي اسلاميه ،‌1346 ق. [36] عبدالكريم هاشمي‌نژاد، رهبران راستين، ص 259 و 263 و م. حقيقي، فروغ دانش جديد در قرآن و حديث،‌ج 2، 23. [37] ر.ك: آيت‌الله خويي ، مرزهاي اعجاز، ص 118 ترجمه استاد جعفر سبحاني . [38] برگرفته از احمد محمد سليمان، القرآن و الطب ، ص 24 ـ 26 دارالعوة ،‌بيروت. [39] الشيخ خالد عبدالرحمن العك،‌الفرقان و القرآن، ص 511. [40] مجمع البيان،‌ج 3،‌ص 334، مطبعة‌العرفان ،‌بيروت. [41] ايجاد باران مصنوعي مانند تلقيح مصنوعي حيوانات است به اين ترتيب كه در هواي صاف يا با قطعات متفرق ابر كه گرم و مرطوب و آماده براي ابر شدن بوده ولي در حال تأخير تعادل باشد گرد يخ متبلور (انيدريد كربنيك) يا بعضي املاح سرد و جاذب الرطوبة‌يا غبار آب بوسيله هواپيما مي‌باشد. [42] ر.ك: باد و باران در قرآن، ص 59 و 126. [43] احمد امين،‌راه تكامل ، ص 57. [44] تفسير نمونه،‌ج 11،‌ص 61 و نيز قرآن آخرين پيامبر، ص 197. [45] ر.ك: احمد ابوحجر،‌التفسير العلمي للميزان، ص 461 ـ 463. [46] گودرز نجفي، مطالب شگفت‌انگيز قرآن، ص 62. [47] ر.ك: مصطفي زماني، پيشگوئي‌هاي علمي قرآن، ص 91 ـ 93. [48] زنده جاويد و اعجاز جاويدان،‌مهندس محمد علي سادات،‌ص 35 ـ 36 با تلخيص. [49] انعام /29. [50] همان،‌ص 39. [51] حجر/22. [52] حجر/ 22. [53] انعام /29و مشابه آن اعراف /57. (پس از فاء در «فاخرجنا» يكي از ثمرات باران بيان شده يعني روئيدن گياهان، ولي ثمرات باران منحصر در اين مورد نيست.) ....................................................................................................... منبع: كتاب پژوهشي در اعجاز علمي قرآن (جلد دوم) (راسخون)

زوجیت از منظر قرآن و علم [بررسی زوجیت در گیاهان و سایر اشیا]

بسم الله الرحمن الرحیم  زوجیت از منظر قرآن و علم [بررسی زوجیت در گیاهان و سایر اشیا] . وَمِن كُلِّ شَىْءٍ خَلَقْنَا زَوْجَيْنِ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ و از هر چیز دو جفت آفریدیم، شاید متذکّر شوید! (آیه 49 سوره ذاریات) . فهرست: ۱-چکیده ۲-مقدمه ۳-ادعای اعجاز ۳.۱زوج در لغت ۴-زوجیت در قرآن ۴.۱زوج به صورت مفرد ۴.۲زوج به معنای زن ۴.۳زوج به معنای شوهر ۴.۴زوج در مورد گیاهان ۴.۵زوج به صورت تثنیه ۴.۶زوجین با تأکید اثنین در مورد حیوانات ۴.۷زوجین با تأکید اثنین در مورد گیاهان ۵-ثمرات در قرآن ۶-نظر مفسران ۷-زوجیت در عالم گیاهان ۷.۱تولیدمثل در سطح زمین ۷.۲پدیده دو پایه‌ای یا جدایی جنس‌ها ۷.۳تناوب نسل ۷.۴بی نر لقاحی ۷.۵دیرینه شناسی گیاهان ۷.۵.۱اجداد جلبکی ۸-رده‌های مختلفی از ریز سنگواره‌ها جزء تک سلولی‌های گیاهی طبقه‌بندی می‌شوند ۸.۱دیاتومه‌ها ۸.۲کاراسه ۸.۳خزگیان و نهانزادان آوندی ۸.۴سرخس‌های فسیل ۸.۴.۱راسته کوردائیتال ها (حدواسط سرخس و بازدانگان) ۸.۴.۱.۱بازدانگان ۸.۴.۲نهاندانگان ۹-مثال‌هایی از چگونگی تولید مثل در برخی جانداران ۹.۱قارچ‌ها ۹.۲گلسنگ ۹.۳خودلقاحی ۹.۴آپومیکسی ۱۰-زوجیت در همه اشیاء جهان ۱۱-زوجیت در ناشناخته‌ها ۱۲-بررسی مساله زوجیت و تولیدمثل به روش‌های غیرجنسی ۱۳-نتیجه‌گیری ۱۴-پانویس و منابع . چکیده قرآن کریم قانون زوجیت را به عنوان مساله‌ای فراگیر مطرح می‌کند که دایره‌ای بسیار گسترده‌تر از ازدواج و زناشویی دارد، نه تنها در جانوران و گیاهان بلکه تمام تاثیرات متقابل میان موجودات را شامل می‌شود. بررسی‌های علمی نشان می‌دهد که عالم بر اساس زوجیت بنا شده استواری و پایداری منظم و منطقی که در طبیعت مشاهده می‌شود ناشی از نظام زوجیت فراگیر در هستی است. اگر چنین تاثیرات متقابلی مبتنی بر قانون زوجیت فراگیر میان اجزای این هستی وجود نداشت طبیعت نابود می شد. در آیات مربوط به زوجیت، واژه های زوج، زوجین، ازواج وجود دارد که مورد بررسی قرار گرفت. بیان زوجیت در عالم گیاهان و همه اشیاء از موارد اعجاز علمی است که قرآن 14 قرن پیش بیان فرموده است. مقدمه یکی از مباحثی که در قرآن مجید به آن اشاره شده، بحث زوجیت در انسان و حیوان و...است. «زوجیت» ارتباط و پیوند و علاقه‌ای است که میان زن و مرد و نر و ماده در حیوانات برقرار می‌شود و منجر به تولید موجود سومی می‌گردد. این امر در عالم طبیعت برای ادامه نسل و بقای حیات در موجودات ضرورت دارد. در قرآن تعبیر(زوجیت) در مورد گیاهان هم به کار رفته است زمانی که جهان در تاریکی جهل به سر می‌برد، قرآن در ضمن آیاتی به زوجیت در گیاهان تصریح کرده است. مسئله زوجیت در گیاهان تا قرن 18 میلادی همچنان در پرده ابهام بود تا اینکه نخستین بار «لینه» دانشمند و گیاه شناس معروف سوئدی موفق به کشف این واقعیت شد که مسئله زوجیت در گیاهان تقریبا یک قانون عمومی است و گیاهان هم مانند انسان و حیوان نر و ماده دارند و تولید مثل می‌کنند. قرآن از این هم پا را فراتر گذاشته ودر سوره ذاریات /49، زوجیت در تمام اشیاء عالم را مطرح می‌کند. آیا واقعا قرآن به زوجیت در همه گیاهان و در تمام اشیاء اشاره دارد ؟ به این منظور از کتاب‌های لغت قدیم و جدید و نیز تفاسیر مختلف استفاده شده است و از نظر علمی هم جدید ترین مطالب مورد توجه قرار گرفته است. ادعای اعجاز در مورد آیات مربوط به زوجیت د رگیاهان و زوجیت در تمام اشیاء عالم، ادعا ی اعجاز علمی شده است که قرآن در 1400 سال پیش در مقام اشاره به این مطالب بوده در حالی که مردم جز در مواردی خاص مانند درخت نخل از نر و ماده داشتن سایر گیاهان اطلاعی نداشتند. زوج در لغت از نظر معنا واژه «زوج» برمقارنت چیزی برای چیزی دلالت دارد مانند زوج زن که شوهرش است[۱]. به هر یک از دو قرين از مذكّر و مؤنّث در حيواناتی كه ازدواج يافته‏‌اند و نیز به هر دو قرين در غير حيوانات «زوج» اطلاق می‌شود. مثل يك زوج كفش (يك جفت) و نیز برای هر آنچه که اقتران و ارتباط و پیوستگی با دیگری دارد اعم از اینکه مماثل و مشابه یا متضاد با او باشد «زوج» گویند[۲]. وقتی گفته می شود «زوجان من الحمام» یعنی ذکر و انثی، اما قول خدا در مورد نباتات و گیاهان، مراد لون و رنگ است[۳] [۴]. اما بعید نیست باشد از آنچه که گفتیم[۵] این بیان ابن فارس حکایت از این دارد که وی در مورد گیاهان احتمال ذکر و انثی بودن را می دهد و رد نمی‌کند. «زوج» به معنی صنف و نوع از هر چیزی است و هر دو چیز مقترن با هم که شبیه یا نقیض هم باشند «زوجان» گفته می‌شود و به هریک از آنها «زوج» گویند. مانند زوج زن که شوهرش است و زوج مرد که زنش است[۶]. طریحی[۷] هم زوج را «صنف» معنا کرده و گوید «ازواج» به معنی اصناف، اشکال و اجناس است. بنابراین با توجه به نظرات لغویون، «زوج» عبارتند از: به مجموع دو چیز مقترن «زوج» گویند. به هر فردی از آن دو نیز «زوج» گویند. به فرد دارای قرین «زوج» گویند. به دو فرد قرین که با هم شبیه یا متضاد باشند «زوج» گویند. (دو فرد قرین طبعا دارای ارتباط و پیوستگی هستند.) به صنف و نوع، جنس «زوج» گویند. و نیز به مذکر و مؤنث( نر و ماده ای که میانشان ارتباط جنسی وجود دارد.) «زوج» گفته می‌شود.قرآن این معنا را در مورد انسان و حیوان به کار برده است. ولی در مورد گیاهان و سایر اشیاء روشن نیست. نکته: لغویون[۸][۹] معنای «زوج» را در گیاهان لون و رنگ دانسته‌اند در حالی که اگر منظور خدا رنگ و لون بود به صراحت اشاره می‌‌کرد. این نشان دهنده این است که معنای «زوج» فراتر از لون و رنگ می‌باشد. مانند: أَلَمْ تَرَ أَنَّ ٱللَّهَ أَنزَلَ مِنَ ٱلسَّمَآءِ مَآءً فَأَخْرَجْنَا بِهِۦ ثَمَرَٰتٍ مُّخْتَلِفًا أَلْوَٰنُهَا وَمِنَ ٱلْجِبَالِ جُدَدٌۢ بِيضٌ وَحُمْرٌ مُّخْتَلِفٌ أَلْوَٰنُهَا وَغَرَابِيبُ سُودٌ آیا ندیدی خداوند از آسمان آبی فرو فرستاد که بوسیله آن میوه‌هایی رنگارنگ (از زمین) خارج ساختیم و از کوه‌ها نیز (به لطف پروردگار) جاده‌هایی آفریده شده سفید و سرخ و به رنگهای مختلف و گاه به رنگ کاملاً سیاه! - آیه 27 سوره فاطر . زوجیت در قرآن قرآن در موارد مختلفی از زوجیت سخن می‌گوید: در رابطه با همسر ( اعم از زن یا شوهر) مانند: از زوجیت میوه‌ها: از زوجیت در گیاهان: از زوجیت چیزهایی كه انسان‌ها نمی‌دانند: . سُبْحَٰنَ ٱلَّذِى خَلَقَ ٱلْأَزْوَٰجَ كُلَّهَا مِمَّا تُنۢبِتُ ٱلْأَرْضُ وَمِنْ أَنفُسِهِمْ وَمِمَّا لَا يَعْلَمُونَ منزه است کسی که تمام زوجها را آفرید، از آنچه زمین می‌رویاند، و از خودشان، و از آنچه نمی‌دانند - آیه 36 سوره یس . از زوجیت همه اشیای جهان: وَمِن كُلِّ شَىْءٍ خَلَقْنَا زَوْجَيْنِ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ و از هر چیز دو جفت آفریدیم، شاید متذکّر شوید! - آیه 49 سوره ذاریات و هدف نهایی از بیان زوجیت تذكر نشانه‌های الهی و به‌كار انداختن اندیشهٔ انسان است: إِنَّ فِى ذَٰلِكَ لَءَايَةً وَمَا كَانَ أَكْثَرُهُم مُّؤْمِنِينَ در این، نشانه روشنی است (بر وجود خدا)؛ ولی بیشترشان هرگز مؤمن نبوده‌اند! - آیه 8 سوره شعراء زوج به صورت مفرد واژه «زوج» به صورت مفرد در آیات به معانی مختلفی به کار رفته است. در مورد همسر اعم از زن و مرد و گیاه اگر چه در لغت «زوج» بر 2 تا ( اثنان، جفت) اطلاق می‌شود ولی در استعمال قرآن «زوج» بر فردی که برایش قرینی باشد نیز دلالت دارد مانند یک مرد ،یک زن یا یک نوع گیاه و برای دو تا «زوجین و زوجان» به کار برده است. زوج به معنای زن نمونه آیاتی که در آن «زوج» به معنای زن ( همسر ) به کار رفته است: وَإِنْ أَرَدتُّمُ ٱسْتِبْدَالَ زَوْجٍ مَّكَانَ زَوْجٍ وَءَاتَيْتُمْ إِحْدَىٰهُنَّ قِنطَارًا فَلَا تَأْخُذُوا۟ مِنْهُ شَيْـًٔا أَتَأْخُذُونَهُۥ بُهْتَٰنًا وَإِثْمًا مُّبِينًا و اگر تصمیم گرفتید که همسر دیگری به جای همسر خود انتخاب کنید، و مال فراوانی (بعنوان مهر) به او پرداخته‌اید، چیزی از آن را پس نگیرید! آیا برای بازپس گرفتن مهر آنان، به تهمت و گناه آشکار متوسل می‌شوید؟!  - آیه 20 سوره نساء . وَقُلْنَا يَٰٓـَٔادَمُ ٱسْكُنْ أَنتَ وَزَوْجُكَ ٱلْجَنَّةَ وَكُلَا مِنْهَا رَغَدًا حَيْثُ شِئْتُمَا وَلَا تَقْرَبَا هَٰذِهِ ٱلشَّجَرَةَ فَتَكُونَا مِنَ ٱلظَّٰلِمِينَ و گفتیم: «ای آدم! تو با همسرت در بهشت سکونت کن؛ و از (نعمتهای) آن، از هر جا می‌خواهید، گوارا بخورید؛ (اما) نزدیک این درخت نشوید؛ که از ستمگران خواهید شد. - آیه 35 سوره بقره . در این آیات زوج به معنی «زن» (زوجه، همسر). است. لازم به ذکر است که «زوجه و زوجات» در قرآن نیامده بلکه دو واژه«زوج» و جمع آن «ازواج» به کار رفته است . زوج به معنای شوهر در آیات زیر «زوج» در معنای مرد (شوهر) کار رفته است. بِسْمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحْمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ قَدْ سَمِعَ ٱللَّهُ قَوْلَ ٱلَّتِى تُجَٰدِلُكَ فِى زَوْجِهَا وَتَشْتَكِىٓ إِلَى ٱللَّهِ وَٱللَّهُ يَسْمَعُ تَحَاوُرَكُمَآ إِنَّ ٱللَّهَ سَمِيعٌۢ بَصِيرٌ خداوند سخن زنی را که درباره شوهرش به تو مراجعه کرده بود و به خداوند شکایت می‌کرد شنید (و تقاضای او را اجابت کرد)؛ خداوند گفتگوی شما را با هم (و اصرار آن زن را درباره حل مشکلش) می‌شنید؛ و خداوند شنوا و بیناست. - آیه 1 سوره مجادله . فَإِن طَلَّقَهَا فَلَا تَحِلُّ لَهُۥ مِنۢ بَعْدُ حَتَّىٰ تَنكِحَ زَوْجًا غَيْرَهُۥ فَإِن طَلَّقَهَا فَلَا جُنَاحَ عَلَيْهِمَآ أَن يَتَرَاجَعَآ إِن ظَنَّآ أَن يُقِيمَا حُدُودَ ٱللَّهِ وَتِلْكَ حُدُودُ ٱللَّهِ يُبَيِّنُهَا لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ اگر (بعد از دو طلاق و رجوع، بار دیگر) او را طلاق داد، از آن به بعد، زن بر او حلال نخواهد بود؛ مگر اینکه همسر دیگری انتخاب کند (و با او، آمیزش‌جنسی نماید. در این صورت،) اگر (همسر دوم) او را طلاق گفت، گناهی ندارد که بازگشت کنند؛ (و با همسر اول، دوباره ازدواج نماید؛) در صورتی که امید داشته باشند که حدود الهی را محترم میشمرند. اینها حدود الهی است که (خدا) آن را برای گروهی که آگاهند، بیان می‌نماید. - آیه 230 سوره بقره زوج در مورد گیاهان واژه «زوج» 4 بار در مورد گیاهان و روییدنی‌ها هم به کار رفته است. أَوَلَمْ يَرَوْا۟ إِلَى ٱلْأَرْضِ كَمْ أَنۢبَتْنَا فِيهَا مِن كُلِّ زَوْجٍ كَرِيمٍ آیا آنان به زمین نگاه نکردند که چقدر از انواع گیاهان پرارزش در آن رویاندیم؟! - آیه 7 سوره شعراء . خَلَقَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ بِغَيْرِ عَمَدٍ تَرَوْنَهَا وَأَلْقَىٰ فِى ٱلْأَرْضِ رَوَٰسِىَ أَن تَمِيدَ بِكُمْ وَبَثَّ فِيهَا مِن كُلِّ دَآبَّةٍ وَأَنزَلْنَا مِنَ ٱلسَّمَآءِ مَآءً فَأَنۢبَتْنَا فِيهَا مِن كُلِّ زَوْجٍ كَرِيمٍ (او) آسمانها را بدون ستونی که آن را ببینید آفرید، و در زمین کوه‌هایی افکند تا شما را نلرزاند (و جایگاه شما آرام باشد) و از هر گونه جنبنده‌ای روی آن منتشر ساخت؛ و از آسمان آبی نازل کردیم و بوسیله آن در روی زمین انواع گوناگونی از جفتهای گیاهان پر ارزش رویاندیم.- آیه 10 سوره لقمان . وَٱلْأَرْضَ مَدَدْنَٰهَا وَأَلْقَيْنَا فِيهَا رَوَٰسِىَ وَأَنۢبَتْنَا فِيهَا مِن كُلِّ زَوْجٍۭ بَهِيجٍ و زمین را گسترش دادیم و در آن کوه‌هائی عظیم و استوار افکندیم و از هر نوع گیاه بهجت‌انگیز در آن رویاندیم، - آیه 7 سوره ق . يَٰٓأَيُّهَا ٱلنَّاسُ إِن كُنتُمْ فِى رَيْبٍ مِّنَ ٱلْبَعْثِ فَإِنَّا خَلَقْنَٰكُم مِّن تُرَابٍ ثُمَّ مِن نُّطْفَةٍ ثُمَّ مِنْ عَلَقَةٍ ثُمَّ مِن مُّضْغَةٍ مُّخَلَّقَةٍ وَغَيْرِ مُخَلَّقَةٍ لِّنُبَيِّنَ لَكُمْ وَنُقِرُّ فِى ٱلْأَرْحَامِ مَا نَشَآءُ إِلَىٰٓ أَجَلٍ مُّسَمًّى ثُمَّ نُخْرِجُكُمْ طِفْلًا ثُمَّ لِتَبْلُغُوٓا۟ أَشُدَّكُمْ وَمِنكُم مَّن يُتَوَفَّىٰ وَمِنكُم مَّن يُرَدُّ إِلَىٰٓ أَرْذَلِ ٱلْعُمُرِ لِكَيْلَا يَعْلَمَ مِنۢ بَعْدِ عِلْمٍ شَيْـًٔا وَتَرَى ٱلْأَرْضَ هَامِدَةً فَإِذَآ أَنزَلْنَا عَلَيْهَا ٱلْمَآءَ ٱهْتَزَّتْ وَرَبَتْ وَأَنۢبَتَتْ مِن كُلِّ زَوْجٍۭ بَهِيجٍ ای مردم! اگر در رستاخیز شک دارید، (به این نکته توجّه کنید که:) ما شما را از خاک آفریدیم، سپس از نطفه، و بعد از خون بسته شده، سپس از «مضغه» [= چیزی شبیه گوشت جویده شده‌]، که بعضی دارای شکل و خلقت است و بعضی بدون شکل؛ تا برای شما روشن سازیم (که بر هر چیز قادریم)! و جنین‌هایی را که بخواهیم تا مدّت معیّنی در رحم (مادران) قرارمی‌دهیم؛ (و آنچه را بخواهیم ساقظ می‌کنیم؛) بعد شما را بصورت طفل بیرون می‌آوریم؛ سپس هدف این است که به حدّ رشد و بلوغ خویش برسید. در این میان بعضی از شما می‌میرند؛ و بعضی آن قدر عمر می‌کنند که به بدترین مرحله زندگی (و پیری) می‌رسند؛ آنچنان که بعد از علم و آگاهی، چیزی نمی‌دانند! (از سوی دیگر،) زمین را (در فصل زمستان) خشک و مرده می‌بینی، اما هنگامی که آب باران بر آن فرو می‌فرستیم، به حرکت درمی‌آید و می‌روید؛ و از هر نوع گیاهان زیبا می‌رویاند! - آیه 5 سوره حج . كريم از اسماء حسنى است، و در غير خدا نيز بكار می‌رود واژة كريم جامع انواع خیر و شرف و فضایل و ارزش‌ها است. ( ابن منظور،12/510) و مِن كُلِّ زَوْجٍ كَرِيمٍ اشاره به گياهان پرفايده است و البته هر گياهی داراي فوائدی است كه با پيشرفت علم اين حقيقت روز به روز آشكارتر می‌‏شود. البته تعبير به «زوج» درمورد گياهان قابل دقت است با توجه به معنای لغوی «زوج» که هم در مورد «جفت» به کار می‌رود و هم «نوع و صنف»، سؤال این است در این آیات به کدام معنا است؟ اشاره به نوع گیاهان است یا جفت‌های گیاهان؟ گرچه غالب مفسران «زوج» را به معنى «نوع» و«صنف»، و «ازواج» را به معنى «انواع» و «اصناف» گرفته‌‏اند، ولى «زوج» به معنى معروفش (جفت) قبل از هر معنی دیگر به ذهن می‌آید از این رو می توان احتمال داد که قرآن به زوجیت در جهان گیاهان نیز اشاره دارد. زوج به صورت تثنیه «زوج» به صورت تثنیه «زوجین» و «زوجان»در آیاتی به کار رفته است. «زوجین» در آیات زیر در مورد « مرد و زن» به کار رفته است «زوجین» یعنی دو نوع انسان زن و مرد که با هم ازدواج کرده‌اند. وَأَنَّهُۥ خَلَقَ ٱلزَّوْجَيْنِ ٱلذَّكَرَ وَٱلْأُنثَىٰ و اوست که دو زوج نر و مادّه را آفرید... - آیه 45 سوره نجم . فَجَعَلَ مِنْهُ ٱلزَّوْجَيْنِ ٱلذَّكَرَ وَٱلْأُنثَىٰٓ و از او دو زوج مرد و زن آفرید! - آیه 39 سوره قیامه درسوره« الرحمن» درمورد میوه‌های بهشتی واژه «زوجان» آمده (در حالت رفعی) که معمولا به «نوع و گونه» تعبیر نموده‌اند، مانند نوع درشت و ریز یا شیرین و ترش و.. فِيهِمَا مِن كُلِّ فَٰكِهَةٍ زَوْجَانِ در آن دو، از هر میوه‌ای دو نوع وجود دارد (هر یک از دیگری بهتر)! - آیه 52 سوره الرحمن آیا واقعا در بهشت فقط دو گونه از هر میوه ای است ؟؟یا زوجیت و نر و ماده بودن منظور است؟؟ زوجین با تأکید اثنین در مورد حیوانات آیات مربوط به جریان طوفان در زمان حضرت نوح (ع)، که ایشان به فرمان الهی از هر حیوانی یک جفت انتخاب کردند و سوار بر کشتی نمودند طبعا انتخاب حضرت نوح(ع) بر اساس انتخاب یک جفت نر و ماده بوده است و این کار برای جلوگیری از انقراض و نابودی نسل آن حیوانات در جریان طوفان بوده تا نسل آنها نابود نشود. حَتَّىٰٓ إِذَا جَآءَ أَمْرُنَا وَفَارَ ٱلتَّنُّورُ قُلْنَا ٱحْمِلْ فِيهَا مِن كُلٍّ زَوْجَيْنِ ٱثْنَيْنِ وَأَهْلَكَ إِلَّا مَن سَبَقَ عَلَيْهِ ٱلْقَوْلُ وَمَنْ ءَامَنَ وَمَآ ءَامَنَ مَعَهُۥٓ إِلَّا قَلِيلٌ (این وضع همچنان ادامه یافت) تا آن زمان که فرمان ما فرا رسید، و تنور جوشیدن گرفت؛ (به نوح) گفتیم: «از هر جفتی از حیوانات (از نر و ماده) یک زوج در آن (کشتی) حمل کن! همچنین خاندانت را (بر آن سوار کن) -مگر آنها که قبلاً وعده هلاک آنان داده شده [= همسر و یکی از فرزندانت‌]- و همچنین مؤمنان را!» اما جز عده کمی همراه او ایمان نیاوردند! - آیه 40 سوره هود . فَأَوْحَيْنَآ إِلَيْهِ أَنِ ٱصْنَعِ ٱلْفُلْكَ بِأَعْيُنِنَا وَوَحْيِنَا فَإِذَا جَآءَ أَمْرُنَا وَفَارَ ٱلتَّنُّورُ فَٱسْلُكْ فِيهَا مِن كُلٍّ زَوْجَيْنِ ٱثْنَيْنِ وَأَهْلَكَ إِلَّا مَن سَبَقَ عَلَيْهِ ٱلْقَوْلُ مِنْهُمْ وَلَا تُخَٰطِبْنِى فِى ٱلَّذِينَ ظَلَمُوٓا۟ إِنَّهُم مُّغْرَقُونَ ما به نوح وحی کردیم که: «کشتی را در حضور ما، و مطابق وحی ما بساز. و هنگامی که فرمان ما (برای غرق آنان) فرا رسد، و آب از تنور بجوشد (که نشانه فرا رسیدن طوفان است)، از هر یک از انواع حیوانات یک جفت در کشتی سوار کن؛ و همچنین خانواده‌ات را، مگر آنانی که قبلاً وعده هلاکشان داده شده [= همسر و فرزند کافرت‌]؛ و دیگر درباره ستمگران با من سخن مگو، که آنان همگی هلاک خواهند شد. - آیه 27 سوره مومنون . زوجین با تأکید اثنین در مورد گیاهان تعبیر «زوجین اثنین» که در جریان حضرت نوح بیان شد در مورد «کل الثمرات»، در سوره رعد/13/3 نیز آمده است. وَهُوَ ٱلَّذِى مَدَّ ٱلْأَرْضَ وَجَعَلَ فِيهَا رَوَٰسِىَ وَأَنْهَٰرًا وَمِن كُلِّ ٱلثَّمَرَٰتِ جَعَلَ فِيهَا زَوْجَيْنِ ٱثْنَيْنِ يُغْشِى ٱلَّيْلَ ٱلنَّهَارَ إِنَّ فِى ذَٰلِكَ لَءَايَٰتٍ لِّقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ و او کسی است که زمین را گسترد؛ و در آن کوه‌ها و نهرهایی قرار داد؛ و در آن از تمام میوه‌ها دو جفت آفرید؛ (پرده سیاه) شب را بر روز می‌پوشاند؛ در اینها آیاتی است برای گروهی که تفکر می‌کنند! - آیه 3 سوره رعد . در این آیه واژه «زوجین اثنین» در مورد «تمام ثمرات» به کار برده شده، اگر «زوجین اثنین» در مورد تمام میوه‌ها، اشاره به «دو نوع بودن» است یعنی از هر میوه‌ای خداوند دو نوع یا دو گونه خلق کرده است؟ با واقعیت جور در نمی‌آید! زیرا انواع مختلفی از یک نوع میوه درطبیعت یافت می‌شود!!. و اگر معنای دیگر «زوجین» که اشاره به جفت است منظور باشد پس احتمالا آیه در مقام بیان این مطلب است که تمام ثمرات دارای جفت هستند یعنی خداوند آنها را (همه ثمرات و گیاهان را به طور عام) به صورت زوج زوج خلق کرده است و این ادعایی است که قرآن به صراحت بیان کرده است . از نظر لغوی واژه «ثمر» که جمع آن «ثمرات» است آن چیزی است که از چیز دیگری متولد می شود[۱۰] به میوه درخت و مال و فرزند هم اطلاق می‌شود[۱۱]مصطفوی[۱۲] گوید: آنچه که حاصل و متولد می‌شود از چیزی، خواه خوراکی باشد یا نباشد. . ثمرات در قرآن در قرآن این واژه بسیار به کار ر فته است.به طور خلاصه مطالبی که در ذیل آیات مربوط به «ثمرات» آمده از این قرار است: از ریزش آب باران بر زمین ثمرات به وجود می آید[۱۳]. ثمرات رزق همه بندگان است[۱۴]. در دعای حضرت ابراهیم نیز آمده که خدایا روزی ده ایشان را از ثمرات[۱۵]. نقص در ثمرات از ابتلائات الهی است.( بقره/2/155) به طوری که فرعونیان هم به کمبود شدید بخشی از محصولات دچار شدند[۱۶]. نمونه ای از ثمرات که در قرآن آمده، زرع، زیتون،خرما، انگور( به نظر می رسد اشاره به درخت آنان است.)[۱۷]. ثمرات الوان مختلف دارند[۱۸]. ثمرات از غلافشان( اکمام) بیرون می آیند[۱۹].(اشاره به خود میوه است.) در قرآن خطاب به زنبور عسل آمده است :[۲۰]. در طبیعت، زنبور عسل برای تولید عسل، از میوه ها و شهد گلها و درختان استفاده می کند. . قرآن در آيه مورد بحث، ميوه‏ها را زوج معرفى كرده در حالى كه در آيات ديگر گياهان را زوج معرفى نموده است. «ثمرات » در آیه وَمِن كُلِّ الثَّمَرَاتِ جَعَلَ فِيهَا زَوْجَيْنِ اثْنَيْنِ اعم است از محصولات زراعی و کشاورزی مانند گندم و جو و... و میوه‌ها مانند انگور و خرما و زیتون و گل‌ها، به عبارت دیگر هم به خود میوه و هم به درختی که محصول دارد «الثمرات» اطلاق می‌شود و بیانگر زوجیت در آنها است. از نظر علمی ميوه، محصول نهايي عمل توليد مثل در گياهان است.( محصول زوجیت در گیاهان است.) پيدايش هر ميوه از تركيب دو نطفه نر و ماده گياه است؛ زيرا ميوه چيزى جز محصول آميزش نر و ماده نيست. مرحله قبل‏ از به‏ وجود آمدن ميوه، شکوفه‌‏دادن است که هر شکوفه، اندام‏‌هاي جنسي نر و ماده را دارد. با انجام عمل گرده‌‏افشاني، شکوفه‌‏ها بارور مي‏‌شوند و طي مراحلي به ميوه تبديل مي‏‌شوند. پس ميوه‏‌هاي رسيده در حقيقت محصول فعاليت همان اندام‌‏هاي جنسي نر و ماده در گياهان هستند. مردم در گذشته می‌‌دانستند اگر درخت نخل را بر ندهند يعني از نطفه نر روي قسمت‌هاي ماده گياه نپاشند ثمر نخواهد داد، ولى هرگز نمى‏‌دانستند كه اين قانونى عمومى است و همه گياهان، نر و ماده دارند و تلقيح و گرد افشانى آنها، به وسيله باد و يا حشرات و احيانا به طور مصنوعى انجام مى‌‏گيرد. نخستين كسى كه اين حقيقت علمى را به وضوح تشريح كرد دانشمند معروف سوئدى، شارل لينه (1707 - 1787) بود. وى همواره نباتات را دوست مى‏‌داشت به خصوص كه يكى از نوشته‌‏هاى گياه شناس فرانسوى، سبابستن وايان به دستش افتاد و علاقه‌‏مند شد كه درباره اسرار نباتات تعمق كند و براى اولين بار نوعى تقسيم بندى بر اساس آلت نر و مادگى طرح ريزى كرد و از آن فايده بزرگى برد؛ زيرا بلافاصله در دانشگاه اويسال مقامى براى او معين كردند. . نظر مفسران مراد از ثمرات میوه ها و درختان میوه ها است[۲۱]. و مراد از «زوجین» در حیوانات، ذکر و انثی است ودر مورد ثمار و میوه‌ها عبارتند از رنگ‌ها[۲۲] به سیاه و سفید، ترش و شیرین، کوچک و بزرگ و مشابه آن از اصناف مختلف زوجین گویند[۲۳]. مکارم شیرازی[۲۴]گوید:« و از تمام ميوه‏‌ها دو جفت در زمين قرار داد، (وَ مِنْ كُلِّ الثَّمَراتِ جَعَلَ فِيها زَوْجَيْنِ اثْنَيْنِ). اشاره به اينكه ميوه‌‏ها موجودات زنده‏‌اى هستند كه داراى نطفه‏‌‎هاى نر و ماده مى‌‏باشند كه از طريق تلقيح، بارور مى‏‌شوند.» مقصود از «زوجین»، دو صنف خواهد بود كه يك صنف با صنفى ديگر مخالف باشد، چه اينكه صنف سومى داشته باشد يا نداشته باشد، نظير ساير مواردى كه تثنيه به منظور تكرار آمده، مانند آيه« ثُمَّ ارْجِعِ الْبَصَرَ كَرَّتَيْنِ» كه مقصود از تثنيه« كرة»، رجوع بعد از رجوع است، هر چند از نظر كثرت خيلى زياد شود[۲۵]. این مطلب از علامه در حالی بیان شده که در ابتدای آیه سخن از تأکید «اثنین» است.ایشان می‌گوید: بسيارى از موارد كلمه" زوجان" با كلمه" اثنين" تاكيد مى‌‏شود تا دلالت كند بر اينكه مقصود از آن، دو عدد است نه چهار عدد[۲۶]. به نظر دیگر مفسران نیز« اثنین » در آيه مورد بحث، برای تاكيد است[۲۷][۲۸][۲۹]. بنابراین می‌توان گفت: 1-مردم گذشته از نر و ماده داشتن درخت نخل اطلاع داشتند. 2-قرآن، خرما را در زمره ثمراتی همچون زیتون و انگور و زرع... ذکر می‌کند. 3- زوجین به صورت مثنی آمده و دلالت بر دو تا بودن دارد. 4- واژه «اثنین» دلیل دیگری است بر اینکه خداوند تأکید بر دو تا بودن، جفت بودن در همه ثمرات دارد. 5-آیه در مقام بیان مسئله‌ای کلی است و آن «زوجین بودن» در همه ثمرات است و از نظر قاعده عربی نیز، اگر «کلّ» کلمه بعدش نکره باشد به معنای «هر» است و اگر معرفه باشد به معنی «همه» است. و دراین آیه همه ثمرات مد نظر است. 6- اگر منظور آیه «دو گونه یا دو نوع بودن» باشد خلاف واقع است زیرا انواع ثمرات بیش از دو نوع هستند. 7- «جعل فیها » در آیه بیانگر این حقیقت است که، خداوند «در درون » همه ثمرات و میوه‌ها و گل‌ها زوجین بودن را «جعل کرد و قرار داد» گویا استعدادی است که در درون ثمرات قرار داده شده است. 8- این دو تایی بودن و جفت بودن بیانگر رابطه و پیوندی است که در میان تمام ثمرات وجود دارد. پس مردم در گذشته از زوجیت در مورد درخت نخل اطلاع داشتند و به کار می‌بستند. در قرآن هم درخت نخل در ردیف سایر میوه‌‌ها مانند زیتون و انگور و...قرار گرفته است. از نظر لغوی «ثمره» به معنی میوه درخت و هم خود درخت و گل است. عبارت «زوجین اثنین» دلالت و تأکید بر دو تا بودن در مورد تمام ثمرات دارد. در عالم واقع، انواع ثمرات از دو نوع بیشتر هستند و «فی» در «جعل فیها» بیانگر استعداد زوجیت در درون ثمرات است از این رو به نظر می‌رسد قرآن تأکید بر زوجیت در گیاهان دارد و همه گیاهان و درختان مانند زیتون و انگور و کشت و زرع و....قابلیت تکثیر از طریق جنسی ( وجود گیاه نر و ماده) دارند اگر چه روش‌های غیر جنسی نیز در تکثیر گیاهان وجود دارد. که مردم به طریق تجربی به دست آورده‌اند ولی اصل «جعل» و قرار دادن الهی برقراری زوجیت در درون همه گیاهان برای بقای نسل و تکثیر آنان است. 9- و در آخر زوجین بودن، علت و راز به وجود آمدن همه ثمرات است. به هر حال با تصريح قرآن در آيات مختلف، بر عموميت مسأله زوجيت در گياهان پرده از روی اين راز مهم كه در آن عصر و قرن‌ها بعد از آن از چشم تيزبين دانشمندان نهان بوده برداشته شده است، و اين خود يك معجزه علمی است. . زوجیت در عالم گیاهان تولیدمثل در سطح زمین گیاهانی که بتوانند در سطح زمین تولیدمثل کنند باید بر دو مساله فائق می‌شدند. یکی اینکه باید تولیدمثل جنسی داشته باشند که این ساختارها اجازه تولیدمثل، آزادشدن و ترکیب گامت‌ها را بخصوص در آب و هوای خشک بدهد. دوم اینکه وسیله‌ای جهت پخش اجزا تولیدمثلی داشته باشند. در همه گیاهان خشکی دو بخش از پدیده تولیدمثل به وسیله دو مرحله از چرخه زندگی یعنی دو نسل متناوب صورت می‌گیرد. در همه گیاهان خشکی این دو مرحله دو شکل متفاوت گیاه را دارند. مرحله جنسی را گامتوفیت عهده دار است. گامتوفیت اندام‌های جنسی نر یعنی آنتریدی و اندام‌های جنسی ماده یعنی آرگکون را تولید می‌نماید. اسپوروفیت مرحله انتشار بوده و هاگ‌ها را درون اندام‌هایی به نام هاگدان ایجاد می‌نماید. جالب توجه این که تناوب نسل همچنین در جلبک‌ها رخ می‌دهد ولی در برخی از گونه‌ها که تناوب نسل دارند از نوع هومومورفیک می‌باشند. در این صورت دو شکل گیاه در دو مرحله شبیه هم بوده با این تفاوت که یکی گامت و دیگری هاگ ایجاد می‌نماید. تکامل تناوب نسب هترومورفیک برای حیات در خشکی لازم بوده است[۳۰]. در تولیدمثل گیاهان دو هدف مشخص وجود دارد. یکی اینکه از طریق جنسی و لقاح غیرمستقیم تنوع ژنتیکی برقرار می‌شود. دوم اینکه تولیدمثل باعث تکثیر و پخش موجود می شود. در گیاهان زنده خشکی دو گیاه مشخص به نام‌های گیاه گامتوفیت و اسپوروفیت وجود دارد. گامتوفیت طی فرایندی گامت‌های نر و ماده ایجاد می‌کند. گیاه اسپوروفیت در اندامی به نام هاگدان تولید هاگ می‌کند. اولین گیاهان خشکی تناوب نسل هومومورفیک داشته‌اند. به این صورت که گیاه اسپوروفیت و گامتوفیت به استثنا اندام‌های تولیدمثلی شبیه یکدیگر بوده‌اند. حتی در برخی از گیاهان اولیه نظیر Psilotum گامتوفیت شبیه ریزوم اسپوروفیت می‌باشد[۳۱]. پدیده دو پایه‌ای یا جدایی جنس‌ها گل‌های نر و ماده ممکن است جداگانه هر دو روی یک گیاه قرار داشته باشند(تک پایه) و یا این که روی گیاهان نر و ماده جدا قرار گیرند (دو پایه‌ای). گیاهان دو پایه در نهان‌دانگان کمیاب می‌باشند. برای مثال تنها دو درصد پوشش گیاهی انگلیس و 12 درصد گیاهان زلاندنو دو پایه می‌باشند. در بین بازدانگان دو پایه زیاد است[۳۲]. با تکامل پدیده دو پایه‌ای یکی دیگر از پدیده‌های تکاملی ظاهر شدن هتروتالیسم یعنی اختصاص یافتن گامتوفیت برای جنسیت خاص اعم از گیاه نر و گیاه ماده می‌باشد. در دم اسبیان در حالی که یک نوع هاگ ایجاد می‌شود لیکن آن ها به دو نوع گامتوفیت رشد می‌نمایند[۳۳]. آرکگون و آنتریدی ممکن است روی انشعابات متفاوت یک گیاه قرار گیرند در این صورت گیاه را یک پایه ولی اگر دستگاه‌های مذکور روی گیاهان متفاوت نر و ماده قرار گیرند آن را دو پایه نامند[۳۴]. تناوب نسل در تمام گیاهان آوندی سلول‌های جنسی در اندام‌های جداگانه‌ای تولید می‌شوند. سلول‌های نر در گامتانژیوم نر یا آنتریدیوم و سلول‌های ماده در گامتانژیوم ماده یا آرکگونیوم. چنین ساختارهایی از بریوفیت‌ها وجود داشته و در تولیدمثل جنسی شرکت داشته اند[۳۵]. تراکئوفیت‌های بدون دانه اکثرا جورهاگ هستند و گامتوفیت آن‌ها دوجنسی است و هر دو نوع گامت یعنی تخمک (درون آرکگون) و اسپرم (در آنتریدی) تولید می‌کنند. گامتوفیت‌های مولد آرکگون ترکیباتی به نام آنتریدوژن آزاد می‌کنند که گامتوفیت مجاور را به تولید آنتریدی تحریک می‌کند و بدین سان آمیزش بین گامتوفیت‌ها را توسعه می‌دهد. بی نر لقاحی برخی از گیاهان بدون تولید گامت‌های هاپلوئید و بدون لقاح رویان تولید می‌کنند. این حالت را بی نر لقاحی[۳۶] گویند. دو نوع آگاموسپرمی وجود دارد در نوع اول یک سلول دیپلوئید نقش مگاسپور را بازی کرده و گامتی با عدد کروموزومی سوماتیک به وجود می‌آورد. گاهی سلول تخمزا بدون بارور شدن به رویان تبدیل می‌شود این فرایند را بکرزایی گویند. حالت دوم بی نر لقاحی جنین زایی نابجا است که در مرکبات به خوبی شناخته شده و در گیاهان دیگر نادر است. در جنین زایی نابجا رویان مستقیما از یک سلول سوماتیک درون تخمک بدون تشکیل گامتوفیت به وجود می‌‌آید. دیرینه شناسی گیاهان اولین گیاهان سنگ‌واره جزء جلبک‌ها هستند که در دوره کامبرین شناخته شده‌اند. تا مدت زیادی عقیده بر این بوده است که پسیلوفیت‌های دونین تحتانی و میانی قدیمی‌ترین گیاهان خشکی زی می‌باشند. اما از سال 1937 هاگ‌های مختلفی از دوره کامبرین شناخته شده‌اند که نشان می‌دهد در موقع ظهور اولین پسیلوفیت‌ها گیاهان دیگری نیز تکامل یافته بودند[۳۷]. اجداد جلبکی قدیمی‌ترین سلول‌های فسیل شده مربوط به سلول‌های باکتری و جلبک‌های سبزآبی می‌باشند که متعلق به دوره پیش کامبرین یعنی دو هزار میلیون سال قبل می‌باشد. اولین سلول‌های یوکاریوت ممکن است متعلق به جلبک‌های قرمز شاخه ردوفیتا و پرکامبرین دیرین 1400 میلیون سال پیش بوده است. به طور کل پذیرفته شده است که گیاهان خشکی از اجداد جلبک‌های سبز شاخه کلروفیتا تکامل یافته‌اند. جلبک‌ها به خصوص در نحوه تولیدمثل بسیار متنوع می‌باشند. برخی دارای تولیدمثل جنسی هستند که از طریق ترکیب گامت‌های مساوی شکل می‌گیرد که ایزوگامی نامیده می‌شود. برخی از طریق گامت‌هایی تولیدمثل می‌کنند که فقط از جهت اندازه متفاوت هستند که این وضعیت را ان ایزوگامی می‌نامند. در نوع سوم تولید مثل جنسی یک گامت غیرمتحرک ماده و یک اسپرم کوچک متحرک ایجاد شده که اووگامی نامیده می شود. تولیدمثل غیرجنسی از طریق هاگ های مختلف صورت می گیرد[۳۸]. جلبک‌های خاکزی اعضا تقلیل یافته شاخه کلروفیتا و کریسوفیتا می‌باشند. از نمونه‌های متداول pleurococcus یک جلبک سبز می‌باشد که تنها از طریق غیرجنسی تولیدمثل می‌نماید. ساختار لزجی را در سطح کنده درخت و خاک تشکیل می‌دهد که تجمع سلول‌های کوچک است. نمونه دیگر Trentepohlia که در ارتباط با نمونه قبل است و در شرایط خشکی و مرطوب زندگی می‌کند. این نمونه از طریق ایزوگامی تولیدمثل جنسی دارد[۳۹]. . رده‌های مختلفی از ریز سنگواره‌ها جزء تک سلولی‌های گیاهی طبقه‌بندی می‌شوند دیاتومه‌ها این موجودات جزء جلبک‌ها بوده و به شکل دو لپه با تزئینات فوق العاده ریز می‌باشد. اولین نمونه از آن در ژوراسیک تحتانی شناخته شده و تا عهد حاضر نیز ادامه دارد (شکل 1). دیواره سلولی آن‌ها مرکب از دو نیمه یا دو والو است که درون هم جفت می‌شوند. دیاتومه‌ها به دو طریق جنسی و غیرجنسی تکثیر می‌شوند. تکثیر غیرجنسی با تقسیم سلولی صورت می‌گیرد[۴۰]. شکل 1 : دیاتومه شکل 2: جلبک کارا . کاراسه گونه مشخص این جلبک‌ها با نام کارا خوانده می‌شود که از دوران پالئوزوئیک تا عهد حاضر دیده می‌شوند. تولیدمثل غیرجنسی آن‌ها از طریق ایجاد مجتمعی از سلول‌های ستاره‌ای شکل، گره تحتانی، تولید پروتونما و ایجاد جوانه است. اندام‌های تولیدمثلی در محل گره قرار می‌گیرند. تولیدمثل جنسی از طریق اووگامی پیشرفته است. دارای اشکال هموتال و هتروتال است. در کارای هموتال اندام‌های تولیدمثلی نر و ماده مجاور هم قرار می‌گیرند (شکل 2)[۴۱]. خزگیان و نهانزادان آوندی خزه گیان معمولا دوپایه یا تک پایه هستند. در خزه‌های یک پایه آنتریدی عموما روی همان شاخه یا ساقه‌ای که آرکگون تشکیل می‌شود به وجود می‌آید. ولی در خزگیان دوپایه آنتریدی روی شاخه دیگر ظاهر می‌شود[۴۲]. شکل 3: فرم رویشی خزه شکل 4: چرخه زندگی خزه شکل 5: چرخه زندگی هپاتیک . سرخس‌های فسیل سرخس های فسیل را می‌توان به دو دسته بزرگ تقسیم کرد: 1- پتروفیت‌ها که شامل سرخس‌های حقیقی بوده و توسط هاگ تولیدمثل می‌نمایند. 2- پتریدوسپرمافیت‌ها که سرخس‌های دانه‌دار بوده و امروزه از بین رفته‌اند. این گیاهان دارای هاگدان‌هایی هستند که عده‌ای از آن‌ها دانه گرده و عده دیگر تخمک بوجود می‌آورند[۴۳]. راسته کوردائیتال ها (حدواسط سرخس و بازدانگان) از گیاهان تخمک دار دوران اول به شمار می‌روند. کوردائیت‌ها نمونه‌ای از این راسته است که درختی بوده و با ارتفاع 30-40 متر می‌رسد. گل ذین گیاهان راسته کوردائیتال فقط نر و یا فقط ماده است (گل نر و ماده). بازدانگان ظهور این گیاهان از دوران اول آغاز شده است. سیکادال‌ها (شکل 5 Aو E) از دوره تریاس، ژینگوال‌ها ( شکل6 A ، Dو H ) در ابتدای پرمین و اولین دسته گیاهان راسته کاج‌ها (کونیفرال) به نام والکیا[۴۴] از دوره کربونیفر ظاهر شده‌اند. در والکیا سنبله‌ها یک جنس بوده و منتهی الیه برخی شاخه‌ها قرار داشته است [۴۵]. بازدانگان همیشه دارای گل‌های تک جنس (شکل 7) هستند و برخی از آن‌ها فقط دارای اندام نر (گیاهان دو پایه) بوده و برخی هم دارای گل های نر و هم ماده در مخروط‌های جداگانه هستند، یعنی گیاهان تک پایه با گل‌های دوگانه هستند. شکل 6: گل های نر و ماده در دو پایه جداگانه در سیکاس شکل 7: A: شکل ظاهری گیاه ژنکگو D، پایه دارای گل های نر، H، پایه دارای گل های ماده شکل 8: گل های نر و ماده در مخروطیان . نهاندانگان نهاندانگان ابتدایی دارای گل‌های تک جنس بودند. سپس به مرور زمان گل‌های تک جنس به گل‌های نر ماده (هرمافرودیت) تبدیل شدند[۴۶]. گل با دارا بودن اندام‌های نر (پرچم) و ماده (مادگی) دستگاه زایشی گیاه است. این اندام‌ها پس از دو مرحله یاخته‌های جنسی نر و ماده را تولید می‌کنند و هنگامی که دو یاخته جنسی با هم می‌آمیزند یاخته تخم حاصل می‌شود که منشا نهال جدیدی خواهد بود[۴۷]. شکل 9: گل دو جنسی در نهاندانگان . مثال‌هایی از چگونگی تولید مثل در برخی جانداران قارچ‌ها تولیدمثل عبارت است از ایجاد افراد جدید از طریق جنسی یا غیرجنسی. اندام‌های تولیدمثلی در قارچ‌ها و فعالیت آن‌ها توسط عوامل ژنتیکی، هورمونی، غذایی و محیطی تنظیم می‌شود. تولید مثل غیرجنسی زمانی انجام می‌گیرد که یک والد بدون همکاری و شرکت هسته‌ای والد دوم فرزند تشکیل می‌‎دهد. افرادی که از نظر ژنتیکی عینا همانند والد خود هستند. تولیدمثل جنسی: تنوع ژنتیکی در جمعیتی با تولید مثل جنسی افزایش می‌یابد. بقای یک گونه قارچ به توانایی آن در دستیابی و آمیزش با جفت سازگار دارد[۴۸]. تعداد قارچ‌هایی که بدون جنسیت یا بدون وارد کردن تغییرات ژنتیکی در سیکل زندگیشان حال چه به صورت جنسیت آشکار و یا پنهان تولیدمثل می‌کنند اندک است. بنابراین مفهوم برداشت تولیدمثل غیرجنسی در قارچ‌ها بایستی محدود و فقط به مفهوم تشکیل اسپورهای تکثیری غیرجنسی و اندام‌های مربوطه تلقی شود. این اسپورهای غیرجنسی در قارچ‌هایی که تولیدمثل جنسی هم داشته باشند غالبا به صورت بخش منظمی از سیکل زندگی ایجاد می‌شوند [۴۹]. تقریبا در تمام قارچ‌ها مرحله رویشی و زایشی وجود دارد این دو مرحله ممکن است با هم بوده و یا از هم جدا باشند. در برخی قارچ‌ها یک سلول هر دو کار را انجام می‌دهند و قارچ‌های دیگر ممکن است به هیچ وجه تولید اندام‌های زایشی نکنند. تولیدمثل جنسی در قارچ‌ها ممکن است شامل الحاق هیف‌ها، گامت‌های متحرک، گامتانژیوم‌ها یا یک گامتانژیوم ماده با گامت نر متحرک یا بی تحرک باشد که تماما هسته هاپلوئید دارند. پس از الحاق نر و ماده‌ها پروتوپلاسم آن‌ها مخلوط می‌شود که دو هسته هاپلوئید دو سلول جوش خورده و زیگوت دیپلوئید تشکیل می‌دهد. برخی قارچ‌ها نه گامت تولید می‌کنند و نه گامتانژیوم و مشخص نیست که آیا بین هیف‌ها پلاسموگامی انجام شده یا نشده است. برخی قارچ‌ها تولیدمثل جنسی ندارند و باید به طور کل به تولیدمثل غیرجنسی متکی باشند [۵۰]. شکل 10: چرخه زندگی قارچ . گلسنگ گلسنگ‌ها از اتحاد و همزیستی یک قارچ با یک جلبک حاصل می‌‎شود که طبیعت آن‌ها در سال 1869 شناخته شد [۵۱]. تولیدمثل در گلسنگ‌ها فقط به صورت رویشی (غیرجنسی) است. تولیدمثل جنسی در هیچ‌یک از آن‌ها دیده نمی‌شود. از روش‌های معمول آن‌ها قطعه قطعه شدن است [۵۲]. شکل 11: گلسنگ . خودلقاحی اصل و منشا گیاهان گلدار دوجنسی بوده‌اند و 95 درصد گونه‌ها نیز همچنان دو جنسی هستند. بنابراین بر خلاف تک جنس بودن جانوران پیشرفته بسیاری از نهاندانگان توانایی خودلقاحی دارند. اگرچه بسیاری از گل‌ها با استفاده از روش‌های مختلف مانع از خودلقاحی می‌شوند اما 40درصد گیاهان گلدار خودلقاح هستند. چنین خودلقاحی در جانوران پیشرفته دیده نمی‌شود اما در گروه‌هایی مثل بسیاری از انواع انگل‌ها و نرم تنان وجوددارد[۵۳]. آپومیکسی آپومیکسی تولیدمثل غیرجنسی است که ترکیب هسته‌ای که در تولیدمثل جنسی رخ می‌دهد در این فرایند اتفاق نمی‌افتد. تولیدمثل غیرجنسی در گیاهان گلدار را می‌توان به دو دسته اصلی تقسیم کرد: تولیدمثل رویشی و آگامواسپرمی. آگامواسپرمی تولید بذر در غیاب الحاق جنسی گامت‌ها یا تولید بذر بدون جفت‌گیری است[۵۴]. ماهشواری در 1950 چهار نوع آپومیکسی تشخیص داد: 1. آپومیکسی برگشت پذیر 2. آپومیکسی برگشت ناپذیر 3. جنین زایی نابجا 4. تولیدمثل رویشی [۵۵]. . زوجیت در همه اشیاء جهان وَمِن كُلِّ شَىْءٍ خَلَقْنَا زَوْجَيْنِ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ و از هر چیز دو جفت آفریدیم، شاید متذکّر شوید! - آیه 49 سوره ذاریات . خداوند در دو آیه قبل ( آیات 47 و48) اشاره به آسمان و زمین دارد. می فرماید: وَٱلسَّمَآءَ بَنَيْنَٰهَا بِأَيْي۟دٍ وَإِنَّا لَمُوسِعُونَ و ما آسمان را با قدرت بنا کردیم، و همواره آن را وسعت می‌بخشیم! - آیه 47 سوره ذاریات . وَٱلْأَرْضَ فَرَشْنَٰهَا فَنِعْمَ ٱلْمَٰهِدُونَ و زمین را گستردیم، و چه خوب گستراننده‌ای هستیم! - آیه 48 سوره ذاریات . از ذکر «آسمان و زمین» دو زوج و دو صنف فهمیده می‌شود و به همین مناسبت در این آیه فرمود نه تنها آسمان و زمین چنین هستند بلکه این قانون در همه اشیاء وجود دارد. یعنی هر چیزی در این عالم جفتی دارد یا شبیه به خودش یا ضد خودش و اجتماع این دو در کنار هم یا مقابل هم بی‌نتیجه نیست و باهم بی‌ارتباط و بیگانه نیستند و اجتماع این دوثمر بخش است. در آیه 51 آمده: وَلَا تَجْعَلُوا مَعَ اللَّهِ إِلَهًا آخَرَ.. سخن از این است که با الله، اله دیگری قرار ندهید و این اشاره به یکتایی و فرد و احد بودن خداوند در قبال زوج بودن همه چیز در عالم هستی است.پس هر چه در عالم است زوج است از جهت اینکه برای آن، ضد یا شبیه ،یا چیزی در ترکیب در آن هست و به هیچ وجه از ترکیب و مرکب بودن جدا نیست واین توجهی است بر اینکه خدای تعالی فرد است چون از حکم مصنوع خارج است. لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ"- شايد شما متذكر شويد و بفهميد كه خالق آن، خودش زوج ندارد و منزه از داشتن زوج و شريك است، بلكه واحدى است كه سراسر جهان شاهد بر يكتايى او است. بسیاری از مفسران معتقدند که کلمه «زوجین» به معنای «اصناف مختلف» است و موجودات دراین عالم به شکل زوج زوج است. ولی شاید معنای دقیق‌تری داشته باشد و زوج اطلاق بر دو جنس ذکر و انثی باشد خواه در عالم حیوانات و یا گیاهان و هرگاه آن را توسعه دهیم تمام نیروهای مثبت و منفی را شامل شود[۵۶]. كلمه «زوجين» به معناى هر دو چيزى كه مقابل هم و کامل کننده هم باشند به طوری که یکی فاعل و مؤثر، و ديگرى منفعل و متاثر باشد مانند زن ومرد[۵۷] نقل شده منظور از «وَمِن كُلِّ شَيْءٍ خَلَقْنَا زَوْجَيْنِ» شب و روز، خورشید و ماه، زمین و آسمان، جن و انس است و نیز نقل شده اشاره به ذکر و انثی است[۵۸][۵۹]. گفته‌اند مراد از «شیء» نوع از جنس حیوان است و مراد از «زوج» ذکر و انثی است و تثنیه زوج اشاره به تزویج ذکر و انثی است[۶۰][۶۱][۶۲] یعنی این آیه اشاره به مسئله نر و ماده بودن در نوع حیوانات را دارد نه در همه اشیاء جهان. «و من كل شيء» (از همه موجودات) نه فقط موجودات زنده، می‌تواند اشاره به اين حقيقت باشد كه تمام اشياء جهان از ذرات مثبت و منفی ساخته شده است. تحقیقات علمی این حقیقت را به خوبی اثبات کرده که تمام موجودات جهان ماده، از اجزای بسیار کوچکی به نام اتم تشکیل شده، و این اجزاء که در گذشته به عنوان موجود نشکن (اجزا لاتتجزی) شناخته شده بود و به همین دلیل نام اتم (به معنی نشکن) برای آن انتخاب کرده بودند، با سرپنجه‌ی علم و دانش بشر، شکسته شده و انرژی اتمی و صنایع مربوط به آن، از اینجا نشأت گرفته است. هنگامی که اتم را شکافتند، آن را مرکب از اجزایی که عمدتاً الکترون‌ها (ذرات گردنده‌ی اتم که دارای بار منفی الکتریسته هستند) و پروتون‌ها (هسته اتم که دارای بار الکتریسته مثبت است) یافتند، و به این ترتیب معنی دقیق‌تری از زوجیت در تمام ذرات عالم هستی، یعنی وجود دو شی «نر» و «ماده»، «مثبت» و «منفی»، «فاعل» و «قابل» به دست آمد که هیچ استثنایی نیز برای آن وجود ندارد، در حالی که تفسیری که دانشمندان پیشین می‌گفتند، نه تنها با مفهوم زوجیت چندان سازگار نبود، بلکه استثنائات زیادی نیز پیدا می‌کرد. به هر حال در میان دو زوج حقیقی، جاذبه نیرومندی وجود دارد، و همچنین درمیان دو جسم، با دوالکتریسیته مختلف مثبت و منفی، که با جاذبه جنسی بسیار شبیه است. در حالی که در میان شب و روز، نور و ظلمت، دریا و صحرا، و مانند این‌ها هیچ‌گونه جاذبه‌ای وجود ندارد[۶۳]. بنابراين الزامی نيست كه شيء را حتما به معنای حيوان يا گياه تفسير كنيم و يا زوج را به معنای صنف بدانيم گرچه اين تفاسير نيز صحيح است[۶۴]. تفسير ديگر اين است كه بگوئيم منظور از «زوجين»، ضد و قرين داشتن است يعنی هر چيزی در اين جهان دارای ضد و قرين است بر خلاف خداوند. از امام رضا(ع) نقل شده است: «بمضادته بين الاشياء عرف ان لا ضد له، بمقارنته بين الاشياء عرف ان لا قرين له، ضاد النور بالظلمة.....» و ذلك قوله« وَ مِنْ كُلِّ شَيْ‏ءٍ خَلَقْنا زَوْجَيْنِ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ» ترجمه:«اشياء جهان را متضاد آفريده، تا روشن شود براى او ضدى نيست، و آنها را با هم قرين ساخته، تا معلوم شود قرينى براى او نيست، نور را ضد ظلمت، و خشكى را ضد ترى، و خشونت را ضد نرمش، و سرما را ضد گرما قرار داده، در عين حال اشياء متضاد را جمع كرده و موجودات نزديك بهم را از هم جدا نموده تا اين جدايى دليل بر جدا كننده و آن پيوستگى دليل بر پيوند دهنده باشد، و اين است معنى« وَ مِنْ كُلِّ شَيْ‏ءٍ خَلَقْنا زَوْجَيْنِ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُون»‏[۶۵][۶۶][۶۷] بنابراین زوجین به دو معنا است: 1- مطلق هر دو چیز متقابل ( روبروی هم، کنار هم) اعم از زن و شوهر و آسمان و زمین و ..... 2- به معنی زن و شوهر (نر و ماده) بنابراین رابطه میان دو زوج (زوجین)رابطه تقابل یا تقارن است یعنی یا روبروی هم هستند یا کنار هم، در هر دو صورت میانشان رابطه‌ای است که نشان دهنده پذیرش و پیوندی میان آن دو است که گسستنی نیست و به هم محتاج هستند و روی هم تأثیر می‌گذارند. در زوجیت تأثیر و تأثر وجود دارد یکی مؤثر است و دیگری متأثر مثل آسمان که بر زمین تأثیر دارد، تأثیر خورشید بر ماه، تأثیر شب بر روز و... بررسی‌ها نشان می‌دهد دیدگاه اسلام درباره زوجیت برگرفته از یک قانون تکوینی و کلی است. قرآن نیز با شیوه‌ای ویژه و با توجه به چارچوب کلی و تکوینی آن مطرح می‌کند و به همین علت است که قرآن کریم قانون زوجیت را به عنوان مساله‌ای فراگیر در تمام هستی و مشتمل بر همه مخلوقات و موجودات مطرح می‌کند. زوجیتی که قرآن کریم مطرح می‌کند دایره‌ای بسیار گسترده‌تر از ازدواج و زناشویی دارد که نه تنها در جانوران و گیاهان بلکه تمام تاثیرات متقابل میان موجودات را شامل می‌شود که در چارچوب قوانین عام و فراگیر طبیعت صورت می‌گیرد. اتم ترکیبی از پروتون‌های مثبت و الکترون‌های منفی است که در یک نظام قانونمند و دوجانبه بر یکدیگر تاثیر می‌گذارند. ترکیب‌های شیمیایی باز هم در همین نظام و ساختار صورت می‌پذیرند. عنصرها با ترکیب و اثرگذاری بر یکدیگر مواد و خاصیت‌های جدیدی به وجود می‌آورند. قانون تبدیل ماده و انرژی مثال دیگری برای زوجیت فراگیر در عالم است البته در زمینه‌های فیزیک و شیمی در اتم و مولکول محدود نمی‌شود بلکه حتی کرات و اجرام آسمانی را نیز در بر گرفته، که با نظمی شگفت بر آسمان‌ها و زمین حاکم است. زوجیت فراگیر قانونی عالم‌گیر و در طبیعت همگانی است و ذرات بسیار کوچک داخل اتم تا عالم بسیار بزرگ کرات و ستارگان همه و همه از آن پیروی می‌کنند و بر پایه آن استوارند. این قانون عالم‌گیر از سه جهت قابل بحث و بررسی است: 1. از جهت تکوین و ایجاد استواری و پایداری منظم و منطقی که در طبیعت مشاهده می‌کنیم ناشی از نظام زوجیت فراگیر در هستی است. اگر چنین تاثیرات متقابلی مبتنی بر قانون زوجیت فراگیر میان اجزای این هستی وجود نداشت طبیعت نابود می‌شد. اگر زوجیت، الکترون‌ها و پروتون‌ها را تحت عنوان اتم با یکدیگر پیوند نمی‌داد و در سازمانی مستحکم حفظ نمی‌‌کرد بی‌شک عالم با تمام وسعتش به خرابه‌هایی از انرژی تبدیل می‌شد. همچنین اگر ماده به انرژی یا انرژی به ماده تبدیل نمی‌شد همه چیز در نظام آفرینش مختل می‌شد، حیاتی باقی نمی‌ماند و کاری صورت نمی‌گرفت مثلا آبی بخار نمی‌شد، بارانی فرو نمی‌ریخت و چشمه‌ای جریان نداشت، هیچ گیاهی بر روی زمین رشد نمی‌کرد و گرما بر آب و سرما بر ابر اثر نمی‌گذاشت. انسان نیز اگر با ازدواج نسل خود را بر زمین باقی نمی‌گذاشت تا ارزش‌ها، تمدن و میراثش را نگهداری کند امروز در زمین جایی نداشت. تقدیر خداوند بر این بوده است که زوجیت مایه استواری هستی و سرآغاز ایجاد و خلق باشد. 2. از جهت وظیفه از آن‌جا که رابطه زوجیت، رابطه‌ای دو جانبه است و به دو طرف نیازمند است، بدون این دو قطب وجود رابطه زوجیت محال است. بی‌شک این وظیفه‌ها نیز باید باهم مختلف و غیرهمگون باشند. هریک از دو طرف در این معادله، شرایط، صفات و توانایی‌های ویژه‌ای دارند که منحصر در او بوده و او را در ادای وظیفه‌اش یاری می‌کند. در نتیجه اگر دو طرف زوجیت صفات و ویژگی‌های یکسان داشته باشند به طور حتم توانایی انجام وظایفی را نخواهند داشت که خداوند متعال بر عهده آن‌ها نهاده است، خواه انسان باشد و خواه حیوان و یا هر موجود دیگر که باشند. 3. از جهت قیمت و ارزش نظام زوجیت با وجود یک طرف تحقق نمی‌پذیرد و باید هر دو طرف این نظام موجود باشند تا چرخه هستی و طبیعت همچنان بچرخد پس جایی برای ارزش گذاری و ترجیح یک طرف وجود ندارد[۶۸]. . زوجیت در ناشناخته‌ها در دو آیه «ازواج» با «ال» آمده است : 1. سُبْحَٰنَ ٱلَّذِى خَلَقَ ٱلْأَزْوَٰجَ كُلَّهَا مِمَّا تُنۢبِتُ ٱلْأَرْضُ وَمِنْ أَنفُسِهِمْ وَمِمَّا لَا يَعْلَمُونَ منزه است کسی که تمام زوجها را آفرید، از آنچه زمین می‌رویاند، و از خودشان، و از آنچه نمی‌دانند - آیه 36 سوره یس 2. وَٱلَّذِى خَلَقَ ٱلْأَزْوَٰجَ كُلَّهَا وَجَعَلَ لَكُم مِّنَ ٱلْفُلْكِ وَٱلْأَنْعَٰمِ مَا تَرْكَبُونَ و همان کسی که همه زوجها را آفرید، و برای شما از کشتیها و چهارپایان مرکبهایی قرارداد که بر آن سوار می‌شوید، - آیه 12 سوره زخرف . آیه 36 یس سازگار با آیه: وَمِن كُلِّ شَىْءٍ خَلَقْنَا زَوْجَيْنِ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ و از هر چیز دو جفت آفریدیم، شاید متذکّر شوید! - آیه 49 سوره ذاریات است. . در این آیه، واژه «زوج» به صورت جمع«ازواج» به کار رفته است و به طور کلی صحبت از خلق ازواج است اعم از آنچه که از زمین می‌روید و از انسان‌‎ها و از آنچه که نمی‌دانند. در اينكه منظور از" ازواج" در اينجا چيست مفسران سخن بسيار دارند. ممکن است «زوجيت» در اينجا به همان معنى خاص يعنى جنس" مذكر" و" مؤنث" باشد، ممكن است گياهان باشد یا اشاره به حيوانات اعماق درياها يا اشاره به موجودات ديگرى كه در كرات ديگر آسمانى زندگى مى‌‏كنند يا موجودات زنده ذره‌بينى، هر چند امروز دانشمندان، نر و ماده‌‏اى در آنها سراغ ندارند یا اشاره به وجود ذرات مثبت و منفى در دل تمام اتم‌ها یا اشاره به تركيب اشياء از" ماده" و" صورت" يا" جوهر" و" عرض" یا كنايه از اصناف و انواع مختلف گياهان و انسان‌ها و حيوانات و ساير موجودات عالم و.....[۶۹] طباطبایی [۷۰] گوید:« مقارنه دو چيز با هم، و نوعى تالف و تركب، از لوازم مفهوم زوجيت است و زوجيت عبارت است از اينكه در وجود يافتن محتاج به تالف و تركب باشد و زوج بودن اشياء عبارت از مقارنه بعضى با بعضى ديگر براى نتيجه دادن يك شى‏ء سوم.» بنابراین زوجیت رابطه‌ای دو جانبه است و هر دو طرف به هم نیازمند هستند. وَالَّذِي خَلَقَ الْأَزْوَاجَ كُلَّهَا وَجَعَلَ لَكُم مِّنَ الْفُلْكِ وَالْأَنْعَامِ مَا تَرْكَبُونَ(زخرف/43/12). ترجمه:«و همان كسى كه جفت‌ها را يكسره آفريد و براى شما از كشتي‌ها و دام‌ها [وسيله‌‏اى كه] سوار شويد قرار داد.» . این آیه هم تأییدی در مورد جفت بودن تمام اشیاء است. مراد از" ازواج"، اصناف موجودات از نر و ماده و سياه و سفيد و امثال آن است و نیز گفته‏‌اند: مراد، جفت از هر چيز است، چون هر چيزى- به جز خداى تعالى- زوجى دارد، مانند: بالا و پايين، چپ و راست، ماده و نر[۷۱] یعنى جفت‌هايى از حيوانات، از نر و ماده، و بعضى گفته‌‏اند،خداوند شكل‌هاى گوناگونی را از حيوانات و جمادات آفريد، از حيوان نر و ماده آفريد، و تر و خشک و چيزهاى ديگر. از حسن نقل شده كه منظور از زوج‌ها در اين آيه تابستان و زمستان و شب و روز و ماه و خورشيد، و آسمان و زمين، و بهشت و دوزخ است[۷۲]. تعبير به" زوجها" كنايه از انواع حيوانات است، به قرينه گياهان كه در آيات قبل آمد، هر چند بعضى از مفسران آن را اشاره به تمام انواع موجودات اعم از حيوان و گياه و جماد دانسته‌‏اند، چرا كه قانون زوجيت در همه آنها حاكم است، و هر يك جنس مخالفى دارد.( مکارم شیرازی،21/19) واژه «ازواج» (بدون ال) درقرآن زیاد به کار رفته است. زنان( بقره/2/240؛احزاب/33/52) ، مردان( بقره/2/232) ، زنان بهشتی،( بقره /2/25 ؛آل عمران/3/15؛نساء/4/57)، همسران پسر خوانده(احزاب/33/37)،در مورد چهار پایان، ثمانیه ازواج ( انعام/6/143، زمر/39/6)، انواع عذاب ( ص/38/58) . مثلا در مورد زنان: وَٱلَّذِينَ يُتَوَفَّوْنَ مِنكُمْ وَيَذَرُونَ أَزْوَٰجًا وَصِيَّةً لِّأَزْوَٰجِهِم مَّتَٰعًا إِلَى ٱلْحَوْلِ غَيْرَ إِخْرَاجٍ فَإِنْ خَرَجْنَ فَلَا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ فِى مَا فَعَلْنَ فِىٓ أَنفُسِهِنَّ مِن مَّعْرُوفٍ وَٱللَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ و کسانی که از شما در آستانه مرگ قرارمی‌گیرند و همسرانی از خود به‌جا می‌گذارند، باید برای همسران خود وصیت کنند که تا یک سال، آنها را (با پرداختن هزینه زندگی) بهره‌مند سازند؛ به شرط اینکه آنها (از خانه شوهر) بیرون نروند (و اقدام به ازدواج مجدد نکنند). و اگر بیرون روند، (حقی در هزینه ندارند؛ ولی) گناهی بر شما نیست نسبت به آنچه در باره خود، به طور شایسته انجام می‌دهند. و خداوند، توانا و حکیم است. - آیه 240 سوره بقره . و نیز درمورد مردان نحو وَإِذَا طَلَّقْتُمُ ٱلنِّسَآءَ فَبَلَغْنَ أَجَلَهُنَّ فَلَا تَعْضُلُوهُنَّ أَن يَنكِحْنَ أَزْوَٰجَهُنَّ إِذَا تَرَٰضَوْا۟ بَيْنَهُم بِٱلْمَعْرُوفِ ذَٰلِكَ يُوعَظُ بِهِۦ مَن كَانَ مِنكُمْ يُؤْمِنُ بِٱللَّهِ وَٱلْيَوْمِ ٱلْءَاخِرِ ذَٰلِكُمْ أَزْكَىٰ لَكُمْ وَأَطْهَرُ وَٱللَّهُ يَعْلَمُ وَأَنتُمْ لَا تَعْلَمُونَ و هنگامی که زنان را طلاق دادید و عدّه خود را به پایان رساندند، مانع آنها نشوید که با همسران (سابق) خویش، ازدواج کنند! اگر در میان آنان، به طرز پسندیده‌ای تراضی برقرار گردد. این دستوری است که تنها افرادی از شما، که ایمان به خدا و روز قیامت دارند، از آن، پند می‌گیرند (و به آن، عمل می‌کنند). این (دستور)، برای رشد (خانواده‌های) شما مؤثرتر، و برای شستن آلودگیها مفیدتر است؛ و خدا می‌داند و شما نمی‌دانید. - آیه 232 سوره بقره ظاهرا استعمال شدن ازدواج در مردان فقط اين آيه است. وَءَاخَرُ مِن شَكْلِهِۦٓ أَزْوَٰجٌ و جز اینها کیفرهای دیگری همانند آن دارند! - آیه 58 سوره ص . شکل هر چیزی عبارت از چیزی است که مشابه آن و از جنس آن باشد و کلمه «ازواج» به معنی انواع و اقسام است. و معنای آیه این است که این نوع دیگری از جنس حمیم و غساق است (که انواع مختلفی دارد) و باید آن را بچشند[۷۳] (در این آیه ازواج به معنای انواع است.) در مورد آیاتی که «ثمانیه ازواج» آمده طباطبایی[۷۴] گوید: ازواج جمع زوج است که هم به معنای عدد 2 است و هم به معنای یکی است که همراه جفت خود باشد. انواع چهارپایان، میش و بز و گاو و شتر از نظر اینکه هر کدام نر و ماده دارند هشت زوج ( جفت) خواهند بود.( در این آیات هم بحث نر و مادگی و جنسیتی در مورد ازواج مطرح است.) وَإِذَا ٱلنُّفُوسُ زُوِّجَتْ و در آن هنگام که هر کس با همسان خود قرین گردد، - آیه 7 سوره تکویر . منظور این است که در آن هنگام (قیامت) هر کس با همسان خود( دوست خود) قرین است . صالحان با صالحان و بد کاران با بد کاران (همسان قرین)تفسیر دیگراین است که ارواح به بدن‌ها برمی‌گردد. . بررسی مساله زوجیت و تولیدمثل به روش‌های غیرجنسی ادعا شده که زوجیت عمومی با مسئله بکرزایی منافات دارد، زیرا انواعی از موجودات زیستی وجود دارند كه نر و ماده در میان آنها وجود ندارد، مانند تك یاختگان (تك سلولی‌ها) که پدیده بكر‌زایی در میان آنها رواج دارد. لذا به نظر می‌رسد روش های تولیدمثل غیر جنسی بر خلاف قانون زوجیت فراگیری است که در قرآن بیان شده است. اما با بررسی و دقت بیشتر روی این مساله مشخص می‌‌شود که هیچیک از این روش ها نمی‌توانند جایگزین شیوه تولیدمثل جنسی و زوجیت که اساس بوجود آمدن موجودات است، شود. از طرفی از آنجا که معنا و تعریف زوجیت محدود به جنس نر و ماده نمی‌باشد و بر اساس تعاریف زوج و زوجیت هردو چیز متضاد یا مشابه را شامل می‌شود لذا تعارضی با زوجیت عام ندارد. حتی تک یاختگانی که از طریق تقسیم دوتایی تکثیر می‌شوند دو زوج بوجود آمده و لذا مشمول کلمه زوج هستند چون از هرکدام دو چیز متقارن حاصل شده است. . نتیجه‌گیری بررسی‌ها نشان داد که عالم ماده براساس زوجیت بنا گردیده و هیج موجود مادی از این قاعده کلی مستثنی نیست. زوجیت رابطه‌ای دو جانبه است،رابطه تقابل و تقارن است یعنی یا روبروی هم هستند یا کنار هم، در هر دو صورت میانشان رابطه‌ای است که نشان‌دهنده پذیرش و پیوندی میان آن دو است که گسستنی نیست و به هم محتاج هستند و روی هم تأثیر می‌گذارند. استواری و پایداری منظم و منطقی که در طبیعت وجود دارد ناشی از نظام زوجیت فراگیر در هستی است از ذرات بسیار کوچک داخل اتم گرفته تا عالم بسیار بزرگ کرات و ستارگان همه و همه از آن پیروی نموده و بر پایه آن استوارند اگر چنین تاثیرات متقابلی مبتنی بر قانون زوجیت فراگیر میان اجزای این هستی وجود نداشت طبیعت نابود می‌شد. زوجیت عمومی در همهٔ اشیا یكی از اشارات علمی قرآن و رازگویی‌های آن است كه در صدر اسلام كسی از آن اطلاعی نداشته است. و در بررسی علمی مساله زوجیت در عالم گیاهی، زوجیت گیاهان بر اساس روند پیدایش آن ها روی زمین مورد مطالعه و بررسی قرار گرفت و این نتیجه حاصل شد که مساله زوجیت از ابتدایی‌ترین آن‌ها تا پیشرفته‌ترین جاری و باقی می‌باشد و انواع روش‌های غیرجنسی ازدیاد گیاهان نمی‌تواند تعارضی با زوجیت در آن‌ها داشته باشد. البته از آنجا که زوجیت گیاهان بر اساس اندام‌های تولیدمثلی نر و ماده بیان می‌شود گیاهان می‌توانند از نظر جنسیت انواع دوپایه و تک پایه را شامل شوند که بر اساس روند تکاملی، گیاهان پیشرفته رو به تک پایگی (دو جنسیتی یا هرمافرودیت) هستند. با توجه به اینکه تمام این یافته‌های علمی از قرن 17 که برای اولین بار توسط دانشمندی به نام لینه بیان شد تا قرن حاضر حاصل شده‌اند و چه بسا مواردی که هنوز بشر کنونی به آن پی نبرده است، قرآن کریم چهارده قرن پیش به صراحت وجود زوجیت را نه تنها در عالم گیاهی بلکه در تمام موجودات و اشیا در آیات متعدد بیان کرده است و این از معجزات علمی قرآن محسوب می‌شود. ............................................................................................................... پانویس : ↑ ابن فارس، 464 ↑ راغب، 384 ↑ فراهیدی، 6/166 ↑ ابن فارس، 464 ↑ ابن فارس، 464 ↑ ابن منظور،2/292 ↑ 2/305 ↑ فراهیدی، 6/166 ↑ ابن فارس، 464 ↑ ابن فارس،187 ↑ ابن منظور ،4/106 ↑ 2/29 ↑ ٱلَّذِى جَعَلَ لَكُمُ ٱلْأَرْضَ فِرَٰشًا وَٱلسَّمَآءَ بِنَآءً وَأَنزَلَ مِنَ ٱلسَّمَآءِ مَآءً فَأَخْرَجَ بِهِۦ مِنَ ٱلثَّمَرَٰتِ رِزْقًا لَّكُمْ فَلَا تَجْعَلُوا۟ لِلَّهِ أَندَادًا وَأَنتُمْ تَعْلَمُونَ آیه 22 سوره بقره ↑ ٱلَّذِى جَعَلَ لَكُمُ ٱلْأَرْضَ فِرَٰشًا وَٱلسَّمَآءَ بِنَآءً وَأَنزَلَ مِنَ ٱلسَّمَآءِ مَآءً فَأَخْرَجَ بِهِۦ مِنَ ٱلثَّمَرَٰتِ رِزْقًا لَّكُمْ فَلَا تَجْعَلُوا۟ لِلَّهِ أَندَادًا وَأَنتُمْ تَعْلَمُونَ آیه 22 سوره بقره ↑ خَٰلِدِينَ فِيهَا لَا يُخَفَّفُ عَنْهُمُ ٱلْعَذَابُ وَلَا هُمْ يُنظَرُونَ آیه 162 سوره بقره ↑ وَلَقَدْ أَخَذْنَآ ءَالَ فِرْعَوْنَ بِٱلسِّنِينَ وَنَقْصٍ مِّنَ ٱلثَّمَرَٰتِ لَعَلَّهُمْ يَذَّكَّرُونَ آیه 130 سوره اعراف ↑ يُنۢبِتُ لَكُم بِهِ ٱلزَّرْعَ وَٱلزَّيْتُونَ وَٱلنَّخِيلَ وَٱلْأَعْنَٰبَ وَمِن كُلِّ ٱلثَّمَرَٰتِ إِنَّ فِى ذَٰلِكَ لَءَايَةً لِّقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ آیه 11 سوره نحل ↑ أَلَمْ تَرَ أَنَّ ٱللَّهَ أَنزَلَ مِنَ ٱلسَّمَآءِ مَآءً فَأَخْرَجْنَا بِهِۦ ثَمَرَٰتٍ مُّخْتَلِفًا أَلْوَٰنُهَا وَمِنَ ٱلْجِبَالِ جُدَدٌۢ بِيضٌ وَحُمْرٌ مُّخْتَلِفٌ أَلْوَٰنُهَا وَغَرَابِيبُ سُودٌ آیه 27 سوره فاطر ↑ إِلَيْهِ يُرَدُّ عِلْمُ ٱلسَّاعَةِ وَمَا تَخْرُجُ مِن ثَمَرَٰتٍ مِّنْ أَكْمَامِهَا وَمَا تَحْمِلُ مِنْ أُنثَىٰ وَلَا تَضَعُ إِلَّا بِعِلْمِهِۦ وَيَوْمَ يُنَادِيهِمْ أَيْنَ شُرَكَآءِى قَالُوٓا۟ ءَاذَنَّٰكَ مَا مِنَّا مِن شَهِيدٍ آیه 47 سوره فصلت ↑ ثُمَّ كُلِى مِن كُلِّ ٱلثَّمَرَٰتِ فَٱسْلُكِى سُبُلَ رَبِّكِ ذُلُلًا يَخْرُجُ مِنۢ بُطُونِهَا شَرَابٌ مُّخْتَلِفٌ أَلْوَٰنُهُۥ فِيهِ شِفَآءٌ لِّلنَّاسِ إِنَّ فِى ذَٰلِكَ لَءَايَةً لِّقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ آیه 69 سوره نحل ↑ ابن عاشور،12/139 ↑ طبرسی /6/424 ↑ زمخشری،2/512 ↑ 10/115 ↑ طباطبایی،11/292 ↑ طباطبایی،11/292 ↑ طبرسی،6/424 ↑ طباطبایی،11/291 ↑ ابن عاشور،12/140 ↑ کیان مهر، 1383: 83 ↑ کیان مهر: 114 ↑ کیان مهر: 179 ↑ کیان مهر: 135 ↑ کیان مهر: 126 ↑ Gifford، 1974: 57 ↑ agamospermy ↑ کیان مهر ↑ مور، 1372: 14 ↑ کیان مهر، 1383: 80 ↑ نوری، 1386: ↑ نوری، 1387: 101 ↑ قهرمان، 1383: 123 ↑ اسدیان، 1379: 84 ↑ Walchia ↑ اسدیان، 1379: 87 ↑ قهرمان، 1383: 343 ↑ سید مظفری،1378: 211 ↑ مور، 1372: 251 ↑ مور، 1372: 239 ↑ مور، 1372: 12 ↑ اوزندا، 1375: 238 ↑ ریاحی، 1374: 136 ↑ Richard، 1997: 357 ↑ Richard، 1997: 402 ↑ فان، 1385: 485 ↑ مکارم شیرازی،17/123 ↑ طباطبایی،18/382 ↑ طوسی، 9/395 ↑ طبرسی،9/242 ↑ زمخشری، 4/404؛ ↑ ابن عاشور، 27/38 ↑ آلوسی، 14/18 ↑ مکارم شیرازی ،پیام قرآن،8/168 ↑ مکارم شیرازی،22/376 ↑ نک؛نمونه،22/377، ↑ عروسی حویزی،5/130 ↑ بحرانی،5/168 ↑ آصفی، 1385: 18 ↑ مکارم شیرازی،18/378 ↑ 17/88 ↑ طباطبایی18/87 ↑ طبرسی،9/63 ↑ طباطبایی،17/219 ↑ 7/365   .................................................................................................................. منابع : 1. ابن منظور،لسان العرب،دار صادر، بیروت، لبنان،چاپ هشتم 2. ابن عاشور، محمد بن طاهر، التحریر والتنویر 3. آلوسی،روح المعانی فی تفسیرالقرآن العظیم،دار الکتب العلمیه، بیروت 1415 4. -ابن فارس،معجم مقائیس اللغه، دار احیاء تراث العربی، بیروت ، لبنان، چاپ اول1422 5. بحرانی، البرهان فی تفسیر القرآن، بنیاد بعثت تهران،1416ق 6. درویش، محی الدین، اعراب القران الکریم و بیانه،ناشر کمال الملک، چاپ دوم 1428 7. راغب اصفهانی، مفردات الفاظ القرآن، انتشارات ذوی القربی 8. زمخشری،محمود، الکشاف عن حقایق غوامض التنزیل، مکتب الاعلام الاسلامی، بیروت، لبنان 9. طباطبائی، المیزان، جماعةالمدرسین فی الحوزةالعلمیه، قم 10. طوسی، محمد بن حسن، التبیان فی تفسیر القرآن، دار الاحیاء التراث، بیروت 11. طبرسی،فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن،انتشارات ناصر خسرو، تهران،1372ش 12. طریحی،فخر الدین، مجمع البحرین، کتابفروشی مرتضوی،تهران،1375ش، چاپ سوم 13. عروسی حویزی، نور الثقلین، انتشارات اسماعیلیان، قم،1415 ق 14. عبد الباقی، محمد فواد، المعجم المفهرس لالفاظ القران الکریم 15. فراهیدی، خلیل احمد،العین، انتشارات اسوه، چاپ دوم 1425 16. قرشی، علی اکبر، قاموس قرآن، دار الکتب الاسلامیه 17. مصطفوی، حسن، التحقیق فی کلمات القرآن، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، تهران 1360 ش 18. مکارم شیرازی، نمونه، دار الکتب الاسلامیه، تهران ،1382 19. اس جود، والتر، اس کمپل، کریستوفر، آ کلوگ، الیزلبت، اف استیونس، پیتر، ترجمه سعیدی، حجت الله، سیستماتیک گیاهی، 1382 ، جهاددانشگاهی واحد صنعتی اصفهان. 20. اسدیان خدیجه جغرافیای زیستی دیرینه و حال 1371 انتشارات جهاد دانشگاهی. 21. آصفی، محمد مهدی، ترجمه محدث، محمدصادق، 1385، در آینه وحی 9 زوجیت فراگیر، قم، موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی، مرکز انتشارات. 22. اوزندا، پ، ترجمه صانعی شریعت پناهی، محمد، گیاهان پست (نهانزادان سلولی)، 1375، تهران، انتشارات و چاپ دانشگاه تهران. 23. اینگرویل، مارتین، ترجمه کیان مهر، هرمزدیار، تنوع و تکامل گیاهان خشکی، 1383، انتشارات دانشگاه فردوسی 24. نوری، میترا، احمدی، اکرم، تالوفیتها، 1386، قم، سبیکه. 25. ریاحی، حسین، تالوفیت ها، 1374، انتشارات دانشگاه پیام نور. 26. ریدلی، مارک، ترجمه وهاب زاده، عبدالحسین، تکامل، 1391، مشهد، انتشارات جهاد دانشگاهی. 27. سید مظفری، فریده دخت، تشریح و مورفولوژی گیاهی، 1378، انتشارات دانشگاه پیام نور. 28. فان، ا، ترجمه جعفری، آذرنوش، آناتومی گیاهی، 1385،جهاد دانشگاهی مشهد، مشهد. 29. قهرمان، احمد، کروموفیت های ایران (سیستماتیک گیاهی)، جلد اول، 1383، مرکز نشر دانشگاهی. 30. مور، الیزابت، لاندکر، ترجمه مهرآوران، حمید، مبانی قارچ ها، 1372، دانشگاه ارومیه، ارومیه. 31. G. Simpson, Michael, Plant Systematic 32. M. Gifford, Ernest, S. Foster, Adriance, Morphology and evolution of vascular plants, , , .................................................................................................................... منبع : شبکه نخبگان و قرآن کاوی - پژوهشکده اعجاز قرآن؛ دانشگاه شهید بهشتی

بررسی زوجیت گیاهان در قرآن

بسم الله الرحمن الرحیم بررسی زوجیت گیاهان در قرآن (چکیده) . مریم توکل نیا  مهرناز گلی - دانشجوی کارشناسی ارشد، دانشکده علوم قرآنی زاهدان - استادیار دانشکده الهیات دانشگاه سیستان و بلوچستان . آدرس مقاله: https://civilica.com/doc/548164 . چکیده مقاله: یکی از قوانین مهم و قابل توجه در عالم طبیعت مسئله زوجیت در گیاهان است ، یعنی قرین و دارای هدف مشخص و هماهنگ بودن، که نبود هریک از دو جفت باعث شکوفا نشدن استعداد نهفته دردیگری می شود،که در قرآن کریم به آن توجه شده است. هدف ازاین نوشتار بررسی راهکارهای قرآنی برای طرح توحید بر پایه ی بیان زوجیت گیاهان بوده است، لذا با روش توصیفی- تحلیلی به بررسی این مقوله پرداخته و رهاورد آن این است که؛ ابتدا تاریخ پیدایش این نظریه را طرح کرده و به این مطلب پرداخته که قرآن کریم اگرچه عنوان کتاب زیست شناسی ندارد اما زوجیت را درحد یکی از آیات خداشناسی و جهان شناسی و انسان شناسی در جامدات ، گیاهان و انسان ها مطرح و این موضوع را کماً و کیفاً درآموزه های اسلام مورد بررسی قرارداده است و در انتها به شبهه تعارض بکرزایی گیاهان پرداخته است. . کلیدواژه ها: قرآن،زوجيت،آيات خداشناسي،جهان شناسي ........................................................................................................ منبع : دومین کنگره بین المللی فرهنگ و اندیشه دینی

بازتاب جلوه گیاهان در آیینه تمثیلات قرآنی

بسم الله الرحمن الریم  بازتاب جلوه گیاهان در آیینه تمثیلات قرآنی . ولی بهاروند سمانه قلاوند   ( متن کامل مقاله : pdf - بازتاب جلوه گیاهان در آیینه تمثیلات قرآنی) . چکیده : در متن آمده است . . کلید واژه ها : طبیعت ، گیاهان، تمثیلات، قرآن ................................................................................................... منبع : اولین همایش رهیافت های علوم کشاورزی در پرتو قرآن

اعجاز قرآن کریم در علم نباتات/ خدای متعال مراحل رشد گیاه را چگونه در سه کلمه تبیین کرده است؟

بسم الله الرحمن الرحیم اعجاز قرآن کریم در علم نباتات خدای متعال مراحل رشد گیاه را چگونه در سه کلمه تبیین کرده است؟ . اگر در مخلوقات خدای متعال به ویژه گیاهان نگاه کنیم، از نحوه نشأت و ماهیت آن متحیر می‌شویم؛ به ویژه آنکه ماده اصلی همه این گیاهان آب است. . . حسین فاضل الحلو جواد فراهانی . «حسین فاضل الحلو» پژوهشگر علوم قرآنی در مقاله‌ای در وبگاه تحلیلی-مذهبی "الکفیل" وابسته به آستان مقدس حضرت عباس علیه السلام به اعجاز قرآن در علم نباتات پرداخته، می‌نویسد: اگر در مخلوقات خدای متعال به ویژه گیاهان نگاه کنیم، از نحوه نشأت و ماهیت آن متحیر می‌شویم؛ به ویژه آنکه ماده اصلی همه این گیاهان آب است. هنگامی که باران می‌بارد، با خاک زمین در می‌آمیزد و نیروی جذب و دفع بین ذارت آب و خاک شکل می‌گیرد که در نتیجه آن حجم خاک افزایش می‌یابد. این یک واقعیت علمی است که امروز و پس از آزمایش های مختلف بر ما واضح و مبرهن است، اما هنگام نزول قرآن کریم و زمان پیامبر اکرم(ص) هیچکس در این مورد چیزی نمی‌دانست، در حالیکه قرآن کریم با دقت این مراحل را برای ما توضیح داده است: «وَتَرَی الْأَرْضَ هَامِدَةً فَإِذَا أَنزَلْنَا عَلَیْهَا الْمَاءَ اهْتَزَّتْ وَرَبَتْ وَأَنبَتَتْ مِن کُلِّ زَوْجٍ بَهِیجٍ» و (دلیل دیگر از ادله قدرت خدا بر معاد آن که) زمین را بنگری وقتی خشک و بی‌گیاه باشد آن گاه چون باران بر آن فرو باریم به حرکت درآید و (تخم‌ها در آن) نمو کند و از هر نوع گیاه زیبا برویاند. (الحج ۵). به این تعبیر دقیق دقت کنید: «الارض هامدة» زمین خشک ذرات آن از حرکت باز نمی‌ایستد ولی بسیار حرکت آن ضعیف است. وقتی باران می‌بارد این ذرات سرعت فزاینده می‌گیرند و خاک آب را در خود ذخیره می‌کند که این عمل باعث تشکیل غذا و تضمین تداوم آن برای گیاه می‌شود. خدای تعالی خاصیت تداوم و دخیره سازی آب در ذرات خاک را قرار داده و اگر این ویژگی در خاک وجود نداشت به هیچ وجه امکان ادامه حیات وجود نداشت. دانشمندان امروز کشف کرده‌اند که خاک ظرفیت ذخیره حجم بسیار زیادی از آب برای سال‌های متمادی را دارد. این آیه کریمه همچنین با دقت علمی تمام از مراحل روئیدن گیاه سخن گفته است؛ به گونه ای که ابتدا باران می‌بارد و آب با ذرات خاک مخلوط شده، سپس این ذرات به حرکت در می‌آید و حجم آن افزایش می‌یابد. پس از آن بذرهای موجود در خاک این آب را مکیده و شروع به رشد می‌کند و فرآیند رویش گیاهان آغاز می‌شود. این از اعجاز و عظمت قرآن کریم است که تمام این مراحل را در سه کلمه (اهتزت: به حرکت درآید/ وربت:رشد و نمو کند/ وأنبتت: بروید) توضیح داده و خلاصه کرده است. در سال های اخیر، توجه دانشمندان به امور زیست محیطی افزایش یافته و به اهمیت توازن زیستی و تأثیر آن بر حیات موجودات اعم از انسان‌ها، حیوانات و گیاهان پی برده اند؛ به ویژه پس از آنکه آلودگی های تحمیلی تمدن قرن بیست مشکل‌آفرین شده است. خدای تعالی گیاهان را وسیله‌ای برای تصفیه هوا از مواد سمی قرار داده است؛ همانطور که می‌دانیم گیاهان برای تغذیه و باردهی گاز کربن هوا را مصرف می‌کنند و طی فرآیندی به نام فتوسنتز سبز شده و بار می دهد. در نتیجه این فرایند گیاهان اکسیژنی را که انسان برای ادامه حیات خود تنفس می‌کند، آزاد می‌کنند و عجیب آن است که گیاهان موجود در روی زمین مناسب با حجم اتمسفر است. در واقع میان اکسیژنی که انسان نیاز دارد و اکسیژنی که گیاهان آزاد می‌کنند، توازن وجود دارد و از طرف دیگر بین کربنی که انسان آزاد می‌کند و کربنی که گیاهان دریافت می‌کنند نیز تناسب وجود دارد. قرآن کریم در مورد این توازن دقیق در زمانی که هیچ علمی در این مورد وجود نداشته سخن گفته و خداوند می‌فرماید: «الْأَرْضَ مَدَدْنَاهَا وَأَلْقَیْنَا فِیهَا رَوَاسِیَ وَأَنبَتْنَا فِیهَا مِن کُلِّ شَیْءٍ مَّوْزُونٍ»(و زمین را هم ما بگستردیم و در آن کوههای عظیم بر نهادیم و در آن از هر گیاه و هر نبات مناسب و موافق حکمت و عنایت برویانیدیم.) [الحجر: ۱۹]. براساس پژوهش دانشمندان این توازن اثبات شده است؛ به گونه‌ای که به عنوان مثال اگر نسبت اکسیژن در اتمسفر که ۲۱ درصد است اگر بیشتر شود زمین آتش خواهد گرفت و اگر کمتر باشد تمام موجودات خفه خواهند شد. نسبت گاز کربن در اتمسفر هم کمتر از یک درصد است که اگر بیشتر از این مقدار شود تمام بشر دچار مسمومیت شده و خواهند مرد و اگر از این مقدار کمتر باشد گیاهان از بین خواهند رفت و زندگی متوقف خواهد شد. براین اساس توزان دقیقی در این زمینه وجود دارد که خدای تعالی در قرآن کریم از آن سخن گفته است. سؤالی که اینجا مطرح می شود این است که آیا پیامبر عظیم الشأن اسلام ترکیبات خاک و گیاهان را آزمایش و بررسی کرده‌اند؟ چه چیزی باعث شده تا ایشان به این موضوعات علمی تخصصی و دقیق ورود کنند؟ بدیهی است منبعی که پیامبر اکرم(ص) این علوم را دریافت کرده خدای سبحان است که همه بشریت را مورد خطاب قرار داده و تأکید کرده است که او این علوم را به پیامبر آموخته است. ............................................................................................................... منبع : قدس آنلاین  

اعجاز علمی گیاهان و نباتات با تاکید بر کلمه ثمره در قرآن

بسم الله الرحمن الرحیم  اعجاز علمی گیاهان و نباتات با تاکید بر کلمه ثمره در قرآن (چکیده) . مریم مهرجردی - کارشناسی ارشد تفسیر و علوم قرآن فاطمه مهرجردی - کارشناسی ارشد روانشناسی تربیتی دانشگاه قم . آدرس مقاله : https://civilica.com/doc/919597 . چکیده :  به اثبات وحیانی بودن قرآن از راه کشف دقایق علمی ناشناخته در عصر نزول و پس از آن اعجاز علمی قرآن گویند؛ منظور از علم، علوم تجربی است. ثمره، محصول و نتیجه ی کار را گویندکه در اینجا منظور محصولات کشاورزی است. این نوشتار درحیطه ی زیست شناسی گیاهی و با توجه به واژه ثمره در قرآن می باشد. در آن هم اعجاز گیاهان و هم شگفتی ها و اشارات بیان شده است؛ که تحت عنوان اعجاز علمی گیاهان و نباتات با تاکید بر کلمه ثمره در قرآن به شیوه توصیفی-تحلیلی با استفاده از منابع روایی و تفسیری به این موضوع پرداخته است. و به این نتیجه رسیده که قرآن با کلامی زیبا بیان کننده ی اشارات علمی و گوشه ای از شگفتی ها و اعجازی است که در گیاهان و جود دارد. که تمامی آنها می خواهند انسان را به تدبر وتفکر به وجود نظم و خالقی توانا رهنمون شوند. . کلمات کلیدی: گياهان، ثمره، شگفتي هاي قرآن، اعجاز علمي قرآن، نباتات ............................................................................................................... منبع : چهارمین کنفرانس بین المللی پژوهش های نوین درحوزه علوم تربیتی و روانشناسی و مطالعات اجتماعی ایران - 1398

پر بازدید ترین مقالات

«گیاهان دارویی در قرآن و حدیث»

بسم الله الرحمن الرحیم «گیاهان دارویی در قرآن و حدیث» علیرضا ...

زنيان - شاهي - کندر (دروس استاد ضیایی / 3)

بسم الله الرحمن الرحیم زنيان - شاهي - کندر دروس استاد ضی...

اهمیت دامداری و کشاورزی در قرآن کریم

بسم الله الرحمن الرحیم اهمیت دامداری و کشاورزی در قرآن کریم ...

سخنان مهم مقام معظم رهبری در"اهمیت حفظ محیط زیست و منابع طبیعی"

بسم الله الرحمن الرحیم سخنان مهم مقام معظم رهبری در"اهمیت حفظ...

تقویم شمسی

دی ۱۴۰۰
ش ی د س چ پ ج
    تیر »
۱۲۳۴۵۶۷۸۹۱۰۱۱۱۲۱۳۱۴۱۵۱۶۱۷۱۸۱۹۲۰۲۱۲۲۲۳۲۴۲۵۲۶۲۷۲۸۲۹۳۰۳۱