ماه: اسفند ۱۳۹۹

بررسی ابعاد گوناگون زکات در اسلام

بسم الله الرحمن الرحیم بررسی ابعاد گوناگون زکات در اسلام . مقدمه :  زکات از واجبات مالی در دین اسلام است که بر اساس آن، مسلمانان باید مقدار معینی از ۹ قلم کالا برای مصرف در زندگی فقرا و سایر امور عمومی اجتماعی بپردازند. این ۹ کالا عبارتند از نقدین (طلا و نقره)، انعام ثلاثه ( گاو، گوسفند و شتر) و غلات اربعه (گندم، جو، کشمش و خرما). مقدار پرداختی هر یک از این کالاها متفاوت بوده و در فقه تعیین شده است. زکات از جمله مهم‌ترین واجبات است و تأکید بسیاری بر آن شده است. زکات از فروع دین شمرده شده و در منابع دینی در کنار نماز و جهاد قرار گرفته و یکی‏ از پنج ستون دین است. در ۵۹ آیه قرآن و حدود ۲۰۰۰ روایت به زکات اشاره شده است. در قرآن در بسیاری از موارد از واژه صدقه برای اشاره به زکات استفاده شده است و در فقه، زکات را صدقه واجب می‌خوانند. زکات دو نوع دارد: زکات بدن که همان زکات فطره است و در عید فطر پرداخت می‌شود و زکات مال که به غلات چهارگانه، دام‎ها و سکه‌ها با شرایط خاصی تعلق می‌گیرد. . مفهوم‌شناسی زکات از ریشه لغوی «ز ک و» دلالت بر رشد و نمو و زیاد شدن دارد.[۱] خلیل بن احمد درباره معنای لغوی زکات می‌گوید: «زکات مال به معنای پاک کردن آن است و جمله «زکا الزرع یزکو زکاء» به معنای رشد کردن کشتزار و محصولات است.»[۲] راغب اصفهانی اصل زکات را به‌معنای رشدی که از برکت خداوند به‌دست آمده می‌داند.[۳] و علامه طباطبایی معنای لغوی زکات را تطهیر ذکر می‌کند.[۴] زکات در اصطلاح شرعی به‌معنای وجوب پرداخت اندازه معینی از برخی اموال است که به حد نصابی خاص رسیده باشد. علت اینکه این واجب، زکات نامیده شده، امید به برکت یافتن مال، یا برای پاکیزه کردن نفس انسان است.[۵] زکات معنای عامی هم دارد که به همۀ کمک‌های واجب و مستحب به دیگران گفته می‌شود.[نیازمند منبع] در برخی از آیات قرآن[۶] برای اشاره به زکات از واژه صدقه استفاده شده است، برای زکات واجب از اصطلاح صدقه واجب استفاده می‌شود تا از صدقه‌های مستحب متمایز شود.[نیازمند منبع] بنابر نظر راغب اصفهانی صدقه در اصل برای امور مستحبی و زکات در امور واجب استعمال می‌شود؛ اما به زکات واجب از آن جهت که صاحبش آن را از روی میل و رغبت می‌پردازد، صدقه نیز می‌گویند.[۷] . . زکات در قرآن و روایات زکات از مهمترین برنامه‌های اقتصادی اسلام است. این واژه به همراه مشتقاتش در قرآن ۵۹ مرتبه در ۲۹ سوره و ۵۶ آیه به کار رفته، که ۲۷ مورد در کنار نماز آمده است: وَالَّذِینَ هُمْ لِلزَّکَاهِ فَاعِلُونَ ﴿۴﴾[ مؤمنون–۴] الَّذِینَ إِن مَّکَّنَّاهُمْ فِی الْأَرْضِ أَقَامُوا الصَّلَاهَ وَآتَوُا الزَّکَاهَ...﴿۴١﴾[ حج–۴۱] ...وَالْمُقِیمِینَ الصَّلَاهَ ۚ وَالْمُؤْتُونَ الزَّکَاهَ وَالْمُؤْمِنُونَ بِاللَّـهِ وَالْیَوْمِ الْآخِرِ أُولَـٰئِکَ سَنُؤْتِیهِمْ أَجْرًا عَظِیمًا ﴿١۶٢﴾[ نساء–۱۶۲] رِجَالٌ لَّا تُلْهِیهِمْ تِجَارَهٌ وَلَا بَیْعٌ عَن ذِکْرِ اللَّـهِ وَإِقَامِ الصَّلَاهِ وَإِیتَاءِ الزَّکَاهِ ۙ...﴿٣٧﴾[ نور–۳۷] در کتاب وسایل الشیعه و مستدرک آن، ۱۹۸۰ حدیث در این باب آمده است که اهمیت بالای آن را می‌رساند. بخشی از آثار زکات در روایات عبارتند از:   مایۀ تطهیر و تزکیۀ روح انسان[۸] یکی از پنج ستون دین اسلام[۹] فرو نشاندن خشم خدا[۱۰] شرط پذیرش نماز[۱۱] پرداخت زکات نشانۀ علاقه خدا به انسان است [۱۲] عامل محبوب شدن نزد خدا[۱۳] سخت‌ترین واجب[۱۴] عامل خیر و صلاح جامعه[۱۵] حافظ اموال[۱۶] آمرزش گناهان[۱۷] زیاد شدن روزی و اینکه زکات دادن هرگز باعث کم شدن مال کسی نمی‌شود[۱۸][۱۹] تزکیه نفس و زیاد شدن مال[۲۰] درمان بیماران[۲۱] دفع بلا از خود شخص و دیگران[۲۲] زکات آزمایشی برای مالداران و کمکی برای فقراست[۲۳] درمان بخل[۲۴] سبب گشایش برای مردگان[۲۵] فقر زدایی[۲۶] ترک کردن زکات آثار زیانباری برای تارک آن دارد که عبارتند از: تلف شدن اموال[۲۷] خسارت دو برابر[۲۸] هزینه کردن در راه اشرار و گناه[۲۹] محروم شدن از رحمت الهی[۳۰] یکی از اقسام دزدی[۳۱] محتاج شدن [۳۲] عدم پذیرش نماز[۳۳] مال زکات داده نشده آتش روز قیامتمی‌شود[۳۴] زکات ندادن باعث بی‌ایمان مردن می‌شود[۳۵] زکات ندادن باعث بی‌برکتی زمین می‌شود[۳۶] . وجوب زکات وجوب زکات از ضروریات دین اسلام و مورد اتفاق همه مسلمانان است و انکار وجوب آن موجب ارتداد خواهد شد.[۳۷] زکات از عبادات به‌شمار می‌رود، از این رو، نیت (قصد قربت) در آن شرط است.[۳۸] از آیات مختلف قرآن از جمله آیه ۱۵۶ سوره اعراف، ۳ سوره نمل، ۴ سوره لقمان، و آیه ۷ سوره فصلت که همه از سوره‌های مکّی هستند، چنین استفاده می‌شود که: حکم وجوب زکات در مکه نازل شده است، و مسلمانان موظف به انجام این وظیفه اسلامی بودند؛ ولی هنگامی که پیامبر(ص) به مدینه مهاجرت کرد و پایه حکومت اسلامی را گذارد از طرف خداوند مأموریت یافت که زکات را شخصاً از مردم بگیرد - نه این‌که خودشان به میل و نظر خود، در مصارف آن صرف کنند -. آیه شریفه «خُذْ مِنْ أَمْوالِهِمْ صَدَقَهً...»[۳۹] در این هنگام نازل شد. مشهور این است که نزول این آیه در سال دوم هجرت بود و سپس مصارف زکات به طور دقیق در آیه ۶۰ سوره توبه بیان گردیده است.[۴۰] . زکات در ادیان سابق زکات علاوه بر دین اسلام در ادیان پیشین نیز بوده است؛ یعنی زکات به همراه نماز از مشترکات همه ادیان آسمانی است و آیات بسیاری در قرآن کریم گواه این مدعاست.[۴۱] با بررسی آیات و روایات در می‌یابیم که زکات در اسلام همانند زکات در دیگر ادیان الهی نیست که صرفا مبتنی بر یک نوع وصیت و سفارش اخلاقی باشد؛ بلکه واجبی الهی است و بی‌اعتنایی به آن فسق بوده و منکر وجوب آن، کافر است.[۴۲] . موارد زکات زکات به نه چیز تعلق می‎گیرد‏: ۱- گندم، ۲- جو، ۳- خرما، ۴- کشمش، ۵- طلا، ۶- نقره، ۷- شتر، ۸- گاو، ۹- گوسفند.[نیازمند منبع] برخی سرمایه را نیز به موارد فوق افزوده‌اند؛ هرچند نظر رایج در بین علمای شیعه این است که پرداختن زکات سرمایه را مستحب می‌دانند.[۴۳][۴۴] اگر کسی یکی از این موارد را مالک باشد، طبق شرایطی واجب است مقداری از آن، که در شریعت معین شده را پرداخت کند. در پرداخت زکات نیت لازم است، چون زکات یک واجب مالی و عبادی است و بر زکات دهنده واجب است آن‎ را برای قربت و امتثال فرمان خداوند پرداخت کند.[نیازمند منبع] مراجع تقلید برای وجوب و نصاب موارد زکات احکامی بیان کرده‌اند که لازم است برای اطلاع دقیق از آنها به رسالۀ توضیح المسائل مراجعه کرد. نظر مشهور فقها در این احکام چنین است: . شرایط زکات غلات برای زکات غلات (گندم، جو، خرما و کشمش) دو شرط وجود دارد: ۱. مالک بودن زراعت ۲. رسیدن به مقدار نصاب (۲۰۷ مَن، معادل۸۴۷ یا ۸۸۵ کیلوگرم) مقدار زکات با توجه به شرایط مختلف آبیاری بین یک دهم تا یک بیستم محصول است.[۴۵][نیازمند منبع] . شرایط زکات طلا و نقره برای زکات طلا و نقره سه شرط وجود دارد: ۱. زکات طلا و نقره در صورتی واجب می‌شود که آن را سکه زده باشند و معامله با آن رواج داشته باشد. ۲. گذشتِ سال. ۳. رسیدن به مقدار نصاب. نصاب اول طلا بیست مثقال شرعی (حدود ۶۹ گرم) و نصاب اول نقره دویست درهم (حدود ۶۰۰ گرم) و زکات آن یک چهلم است.[۴۶] . شرایط زکات حیوانات برای زکات دام (شتر، گاو، گوسفند) چهار شرط وجود دارد: ۱. گذشتِ سال ۲. چریدن از علف بیابان نه علوفه چیده شده ۳. بی‌کار بودن حیوان در طول سال ۴. رسیدن به مقدار نصاب. نصاب اول شتر ۵ نفر است که یک گوسفند زکات آن است. زکات اول گاو ۳۰ رأس است که زکات آن یک گوساله دو ساله است. زکات اول گوسفند ۴۰ رأس و زکات آن یک گوسفند است.[۴۷][نیازمند منبع] . موارد مصرف زکات در آیه زکات «انَّما الصَّدقاتُ للفُقَراء و المَساکین و العاملین عَلَیها وَ المُؤلَّفَهِ قُلُوبُهُم وَ فی الرّقاب و الغارمین و فی سبیل الله و ابن السبیل فریضَه مِنَ الله و الله عَلیمٌ حکیم»[۴۸] به صراحت موارد مصرف زکات را بیان کرده است. مراد از صدقات در این آیه زکات واجب[یادداشت ۱] است.[۴۹] واژه «إِنَّمَا» دلالت بر انحصار مصرف زکات در موارد هشت‌گانه دارد.[۵۰] در بیان تعیین موارد مصرف زکات مفسّران[۵۱] و فقها[۵۲] بدین آیه استناد نموده‌اند و در این موارد، اختلافی ندارند.[نیازمند منبع] صدقات، منحصرا در این موارد هشت‌گانه به مصرف می‌رسد: فقرا مساکین متصدیان اداره صدقات و مأموران جمع‌آوری زکات افرادی که به وسیله کمک‌های مالی، تمایل بیشتری به اسلام پیدا می‌کنند و تألیف قلوب در آنها به‌وجود می‌آید کسانی که برده هستند و برای آزادی آنها از زکات استفاده می‌شود بدهکاران هر امری که رضای خداوند در آن باشد ابن سبیل: افرادی که در راه مانده‌اند و درمانده شده‌اند[۵۳] . تعلق زکات به سادات زکات واجبِ افراد غیرسید به سادات تعلق نمی‌گیرد. . زکات در مذاهب فقهی شیعه و اهل سنت تفاوت‌هایی در احکام زکات بین مذاهب شیعه و اهل سنت وجود دارد که برخی از آنها عبارتند از: عنوان .............. شیعه ............... مالکی ............... شافعی ................. حنفیه ............. حنبلی ................... عقل و بلوغ به عنوان شروط زکات ................... شرط است شرط نیست شرط نیست شرط است شرط نیست زکات بر غیر مسلمان ................. واجب است واجب است واجب نیست واجب نیست واجب نیست زکات با وجود بدهی ................ واجب است در زکات طلا و نقره، اگر بدهی‌اش به‌اندازه میزان نصاب است، از زکات جلوگیری می‌کند و در غیر این صورت و نیز در زکات مابقی اجناس، دین مانع پرداخت زکات نیست واجب است حق الله، جلوی زکات را نمی‌گیرد و حق الناس جلوی زکات را می‌گیرد واجب نیست اسکناس ................. زکات ندارد ولی خمس دارد زکات ندارد مگر زمانی که به‌اندازه نصاب طلا و نقره برسد زکات ندارد مگر زمانی که به‌اندازه نصاب طلا و نقره برسد زکات ندارد مگر زمانی که به‌اندازه نصاب طلا و نقره برسد زکات ندارد مگر اینکه تبدیل به طلا و نقره شود شمش ................ زکات ندارد زکات دارد زکات دارد زکات دارد زکات دارد سرمایه ................. زکات ندارد هرچند مستحب است زکات دارد زکات دارد زکات دارد زکات دارد منظور از «سبیل الله» در مصرف زکات ................. هر کاری که از جمله مصالح عمومی مسلمانان باشد(رزمندگان اسلام، بیمارستان، مساجد، مدارس و... فقط رزمندگان مسلمان فقط رزمندگان مسلمان فقط رزمندگان مسلمان فقط رزمندگان مسلمان زکات فطره بر مال طفل و دیوانه ................. واجب نیست واجب است و ولی باید زکات را از مال طفل و مجنون خارج کند واجب است و ولی باید زکات را از مال طفل و مجنون خارج کند واجب است و ولی باید زکات را از مال طفل و مجنون خارج کند واجب است و ولی باید زکات را از مال طفل و مجنون خارج کند[۵۴] خمس ................. در ۷ مورد[۵۵]خمس واجب است خمس فقط در غنائم جنگی و گنج واجب است خمس فقط در غنائم جنگی و گنج واجب است خمس فقط در غنائم جنگی و گنج واجب است خمس فقط در غنائم جنگی و گنج واجب است مصرف خمس ................. خمس دو قسم می‌شود.[۵۶]سهم امام؛ امام یا نائب او در مصالح عمومی خرج می‌کند. سهم سادات؛ به سادات نیازمند می‌رسد همه سهام به امام می‌رسد و با نظر او مصرف می‌شود ۵ سهم می‌شود. سهم رسول در مصالح مسلمانان خرج می‌شود. سهم ذوی القربی به هاشمی‌ها داده می‌شود(نه صرفا سادات فقیر). سه سهم بقیه به فقرا و مساکین داده می‌شود(نه صرفا سادات) سهم رسول منتفی شده است. سهم نزدیکان رسول نیز به فقرای سادات و غیر سادات داده می‌شود. مابقی سهام نیز به نیازمندان داده می‌شود ۵ سهم می‌شود. سهم رسول در مصالح مسلمانان خرج می‌شود. سهم ذوی القربی به هاشمی‌ها داده می‌شود(نه صرفا سادات فقیر). سه سهم بقیه به فقرا و مساکین داده می‌شود(نه صرفا سادات)[۵۷] . زکات فطره زکات فطره مالی است که پرداخت آن با شرایطی پس از پایان ماه رمضان و با حلول عید فطر واجب می‌شود. مقدار آن یک صاع (تقریبا سه کیلو) گندم یا جو یا خرما یا کشمش برای هر نفر است و هر فرد مکلف باید برای خود و افرادی که نان‌خور او محسوب می‌شوند این زکات را بدهد. به جای هر یک از این ها می‌توان قیمت آن را نیز به فقیر داد. . زکات سایر نعمت‌ها در معنای گسترده زکات، برای هر نعمتی زکاتی است که با ادای آن، نعمت رُشد و برکت پیدا می‌کند. مطابق روایت امام صادق(ع) در کتاب مصباح الشریعه زکات اعضای بدن چنین هستند: زکات چشم، نگاه عبرت انگیز و چشم پوشی از شهوات زکات گوش، شنیدن دانش و حکمت و قرآن و هر آنچه رهایی روح آدمی در آن است و دوری کردن از آنچه موجب گرفتاری روح است مانند دروغ و غیبت و امثال آن زکات زبان، خیرخواهی برای مسلمانان و بیدار کردن غافلان و تسبیح و ذکر بسیار است زکات دست، بخشش و جود و عطا به دیگران از نعمتهای الهی و به کار انداختن آن در نوشتن علم و هر آنچه مسلمانان در راه طاعت خدا از آن سود می‌برند و خودداری از انجام کارهای بد زکات پاها، کوشش در گام برداشتن در راه حقوق خداوند از دیدار صالحان و مجالس ذکر و اصلاح کار مردم و صله رحم و جهاد و هر آنچه صلاح دل و سلامت دین انسان در آن است . در کتاب غرر و درر از امیرالمؤمنین علی(ع) زکات برخی نعمت‌ها این‌گونه بیان شده است: زکات علم، نشر و گسترش دادن آن است زکات جاه و مقام، بذل آن برای انجام کار خیر زکات بردباری، تحمل زکات مال، بخشش زکات قدرت، انصاف زکات زیبایی، پاکدامنی زکات ظفر و پیروزی، احسان زکات بدن، جهاد و روزه زکات دارایی، نیکی به همسایگان و صلۀ ارحام زکات تندرستی، سعی و کوشش در اطاعت و فرمانبرداری خدا زکات شجاعت، جهاد در راه خدا زکات حاکم، دادرسی درماندگان زکات نعمتهای الهی، انجام کارهای نیک زکات علم و دانش، بذل آن به کسانی که استحقاق آن را دارند و واداشتن نفس در عمل بدان است. . زکات و مالیات امروزه در مورد زکات بحث‌های مختلفی وجود دارد از جمله رابطه زکات و مالیاتی که دولت می‌گیرد و انحصار زکات در موارد نُه گانه. گروهی وجود مالیات را جایگزین زکات می‌دانند و در مقابل برخی با توجه به آیات و روایات و موارد وجوب و موارد مصرف، مالیات و زکات را دو مقولۀ جدا می‌دانند.[۵۸][۵۹] برخی روشنفکران زکات را منحصر در نه چیز ندانسته و همه تولیدات صنعتی، کشاورزی و غیره را مشمول آن می‌دانند.[۶۰] ................................................................................................................................. پانویس پرش به بالا↑ ابن فارس، معجم مقاییس اللغه، ج۳، ص۱۶-۱۷ پرش به بالا↑ فراهیدی، کتاب العین، ج۵، ص۳۹۴ پرش به بالا↑ راغب اصفهانی، المفردات، ماده «زکو». پرش به بالا↑ طباطبایی، المیزان، ج ۱۵، ص۹؛ ترجمه المیزان، ج ۱۵، ص۱۲ پرش به بالا↑ تبیین اللغات لتبیان الایات، محمد قریب، ج ۱، باب زکوه پرش به بالا↑ برای نمونه نگاه کنید به: سوره توبه، آیه ۶۰ و ۱۰۳. پرش به بالا↑ راغب اصفهانی، مفردات، ۱۴۱۲ق، ماده «صدق»، ص۴۸۰. پرش به بالا↑ قَالَ اَبُوعَبْدِاللّهِ علیه‌السلام: لَمَّا نَزَلَتْ آیهُ الزَّکاهِ «خُذْ مِنْ اَمْوَالِهِمْ صَدَقَهً تُطَهِّرُهُمْ وَ تُزَکّیهِمْ بِها» حدیث فی شَهْرِ رَمِضانِ، فَاَمَرَ رَسُولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله مُنادِیهُ فَنَادی فی النّاسِ: اِنَّ اللّهَ تَبَارَکَ وَتَعَالی فَرَضَ عَلَیکُمُ الزَّکَاهَ کَما فَرَضَ عَلَیکُمُ الصَّلاهَ: امام صادق علیه‌السلام فرمود: هنگامی که آیه زکات در ماه رمضان نازل شد که: از اموال آنان صدقه بگیر تا آنان را پاکیزه و تزکیه نمایی، پیامبر خدا صلی الله علیه و آله دستور داد که سنخنگویش در بین مردم اعلام کند که: خدای متعال زکات را بر شما واجب کرد همانگونه که نماز را بر شما واجب کرد. پرش به بالا↑ عَنْ اَبی جَعْفَرٍ علیه‌السلام قالَ: بُنِی الاْءسْلامُ عَلی خَمْسَهٍ: عَلَی الصَّلاهِ، وَالزَّکَاهِ، وَالصَّوْمِ، وَالْحَجِ وَالوِلایهِ: امام باقر علیه‌السلام فرمود: اسلام بر پنج پایه استوار است: نماز، زکات، روزه، حج و ولایت ( اهل بیت علیهم السلام پرش به بالا↑ قَالَ اَمیرُالمُؤمِنِینَ علیه‌السلام: اُوصیکُمْ بِالزَّکَاهِ فَاِنّی سَمِعْتُ نَبیکُمْ صلی الله علیه و آلهیقُولُ: اَلزَّکاهُ قَنْطَرَهُ الاِءسْلامِ فَمَنْ اَدّاها جازَ الْقَنْطَرَهَ، وَمَنْ اِحْتَبَسَ دُونَها وَهِی تُطْفی غَضَبَ الرَّبِّ: امیرمؤمنان علیه‌السلام فرمود: شما را به زکات وصیت و سفارش می‌کنم، از پیامبر شما که درود خدا بر او و خاندانش باد شنیدم که می‌فرمود: زکات پل اسلام است، پس کسی که زکات بپردازد از پل می‌گذرد، و کسی که آن را نگهدارد به پایین آن سقوط خواهد کرد، و (پرداخت) زکات خشم پروردگار را فرو می‌نشاند. پرش به بالا↑ عَنْ اَبِی الحَسَنِ الرِّضا علیه‌السلام قالَ: اِنَّ اللَّهَ اَمَرَ بِثَلاثَهٍ مَقْرُونٌ بِهَا ثَلاثَهٌ اُخْری: أمَرَ بِالصَّلاهِ وَالزَّکَاهِ فَمَنْ صَلَّی وَلَمْ یزَکِّ لَمْ تُقْبَلْ مِنْهُ صَلاتُهُ، وَاَمَرَ بِالشُّکْرِ لَهُ وَلِلْوَالِدَینِ فَمَنْ لَمْ یشْکُرْ وَالِدَیهِ لَمْ یشْکُرِ اللّهَ، وَأَمَرَ بِاتِّقاءِ اللّهِ وَصِلَهِ الرَّحِمِ فَمَنْ لَمْ یصِلْ رَحِمَهُ لَم یتَّقِ اللّهَ: امام رضا علیه‌السلام فرمود: خداوند به سه کار همراه سه کار دیگر فرمان داده است:۱ ـ فرمان به نماز و زکات داده است. پس کسی که نماز بجا بیاورد ولی زکات را نپردازد نمازش از او پذیرفته نمی‌شود.۲ ـ و فرمان به سپاسگزاری از خود و پدر و مادر داده پس کسی که از پدر و مادرش قدردانی نکند شکر خدا را هم بجا نیاورده است.۳ ـ و فرمان به تقوای الهی و صله رحم داده است، پس کسی که صله رحم انجام ندهد تقوای الهی را مراعات نکرده است. پرش به بالا↑ قَالَ رَسُولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله: اِذَا اَرَادَ اللّهُ بِعَبْدٍ خَیرا بَعَثَ اللّهُ اِلَیهِ مَلَکا مِنْ خُزّانِ الْجَنَّهِ فَیمْسَحُ صَدْرَهُ وَ یسْخی نَفْسَهُ بِالزَّکَاهِ: رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: اگر خدا خوبی بنده‌ای را بخواهد، فرشته‌ای از خزانه دارانِ بهشت می‌فرستد تا سینه او را مسح کند و قلب او را برای پرداخت زکات سخاوتمند سازد. پرش به بالا↑ قالَ الصَّادِقُ علیه‌السلام: … وَاَنَّ اَحَبَّ النَّاسِ اِلَی اللَّهِ تَعَالی اَسْخَاهُمْ کَفَّا، وَاَسْخَی النّاسِ مَنْ اَدّی زَکَاهَ مالِهِ وَلَمْ یبْخَلْ عَلَی الْمُؤْمِنینَ بِمَا افْتَرَضَ اللّهُ لَهُمْ فی مالِهِ: امام صادق علیه‌السلام فرمود: محبـوب‌ترین مـردم پیـش خدا سخـاوتمندترین آنهاست، و سخـاوتمـندتـرین فرد کسی است که زکـات مـالش را بـپردازد و در مورد واجب مالی خود نسبت به مؤمنان بخل نورزد. پرش به بالا↑ عَنْ رُفَاعَهِ بْنِ مُوسی اَنَّهُ سَمِعَ اَباعَبْدِاللّهِ علیه‌السلامیقُولُ: مَا فَرَضَ اللّهُ عَلی هذِهِ الاُمَّهِ شَیئا اَشَدَّ عَلَیهِمْ مِنْ الزَّکاهِ، وَفیها تُهْلَکُ عَامَتُّهُمْ: رفاعه گوید که از امام صادق علیه‌السلام شنیدم که می‌فرمود: خـداونـد بر این امّـت چیـزی دشــوارتر از زکات واجب نکرده است، در زکات است که خیلی از آنـان به هـلاکت می‌رسند. پرش به بالا↑ قالَ رَسُولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله: لاتَزالُ اُمَتّی بِخَیرٍ ما لَمْ یخُونُوا وَاَدُّوا الْأَمانَهَ، وَآتَوُا الزَّکاهَ، وَاِذا لَمْ یفْعَلُوا ذلِکَ اُبْتُلُوا بِالْقَحْطِ وَالسِّنِینَ: رسول اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: امّت من تا وقتی که خیانت نکنند و امانت‌ها را ردّ کنند و زکات را بپردازند در خیر و سعادت خواهند بود، ولی هرگاه که چنین نکنند به قحطی و کمبود دچار خواهند شد. پرش به بالا↑ قالَ رَسُولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله: داوُوا مَرْضاکُمْ بِالصَّدَقَهِ، وَحَصِنُّوا اَمْوَالَکُمْ بِالزَّکاهِ: رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: بیماران خود را با صدقه مداوا کنید، و اموالتان را هم با پرداخت زکات حفظ و بیمه کنید پرش به بالا↑ قالَ رَسُولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله: اَلزَّکاهُ تُذْهِبُ الذُّنُوبَ: رسول اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: زکات، گناهان را از بین می‌برد. پرش به بالا↑ عَنْ اَبی عَبْدِاللّهِ علیه‌السلاماَنَّهُ قَالَ: ما اَدّی اَحَدٌ الزَّکاهَ فَنَقَصَتْ مِن مالِهِ، وَلامَنَعَهَا اَحَدٌ فَزادَتْ فی مالِهِ: امام صادق علیه‌السلام فرمود: با پرداخت زکات از ثروت کسی کم نشده، همانطور که با خودداری از پرداخت آن ثروت کسی زیاد نشده است. پرش به بالا↑ قَالَ اَبُوجَعْفَرٍ مُحَمَدُ بْنُ عَلی علیهماالسلام: یا جابِرُ …وَالزَّکاهُ تَزیدُ فِی الرِّزْقِ: امام باقر علیه‌السلام فرمود:‌ای جابر … زکات روزی انسان را زیاد می‌کند. پرش به بالا↑ قَالَتْ فَاطِمَهُ علیهاالسلامفی خُطْبَتِهِ: فَجَعَل الاْءیمَانَ تَطْهیرا لَکُمْ مِنَ الشِّرْکِ وَالصَّلاهَ تَنْزیها عَنِ الْکِبْرِ، وَالزَّکَاهَ تَزْکِیهً لِلنَّفْسِ، وَنِماءً فِی الرِّزْقِ: حضرت فاطمه زهرا علیهاالسلام فرمود: خـداوند ایمان را مایه پاکیزگی شما از شرک قرار داد و نماز را مایه دور شدن شما از تکبر قرار داد و زکات را بخاطر پاکیزگی جان و روان و افزایش روزی واجب کرد. پرش به بالا↑ امام جعفر صادق‏(ع): «اموال خود را با دادن زکات حفظ کنید و بیماران و مریضان خود را با دادن صدقه مداوا کنید. به درستی که هیچ مالی در بیابان و در صحرا از بین نرفت، مگر آنکه زکات آن داده نشد». محاسن برقی، ج۱، ص۲۹۴ پرش به بالا↑ عَنْ اَبی عَبْدِاللّهِ علیه‌السلام قالَ: إنَّ اللّهَ لَـیدْفَعُ بِمَنْ یصَـلّی مِنْ شیعَتِـنا عَـمَّنْ لایصَـلّی مِـنْ شیعَتِنا وَلَوْ اَجْمَعُوا عَلی تَرْکِ الصَّلاهِ لَهَلَکُوا، وَإنَّ اللّهَ لَیدْفَعُ بِمَنْ یزَکّی مِنْ شیعَتِنا عَمَّنْ لایزَکّی وَلَوْ أَجْمَعُوا عَلی تَـرْکِ الـزَّکاهِ لَهَلَکُوا: امام صادق علیه‌السلام فرمود: خداوند بواسطه نمازگزاران شیعه بلا را از شیعیانی که نماز نمی‌خوانند دفع می‌کند، و اگر همه نماز را ترک کنند هلاک خواهند شد. و خداوند بخاطر زکات پردازان شیعه بلا را از کسانی که زکات نمی‌دهند دفع می‌کند و اگر همه زکات را ترک کنند نابود خواهند شد. پرش به بالا↑ قالَ الصّادِقُ علیه‌السلام: اِنَّما وُضِعَتِ الزَّکاهُ اِخْتِبارا لِلاَغْنیاءِ وَمَعُونَهً لِلْفُقَراءِ، وَلَوْ اَنَّ النّاسَ أدُّوا زَکاهَ اَمْوالِهِمْ ما بَقِی مُسلِمٌ فَقیرا مُحْتاجا وَلاَسْتَغْنی بِما فَرَضَ اللّهُ لَهُ، وَاِنَّ النّاسَ ما افْتَقَرُوا وَلا احْتاجُوا وَلا جاعُوا وَلاعَرَوْا اِلاّ بِذُنُوبِ الأَغْنِیاءِ وَحَقیقٌ عَلَی اللّهِ تَبارَکَ وَتَعالی اَنْ یمْنَعَ رَحْمَتَهُ مِمَّنْ مَنَعَ حَقَ اللّهِ فی مالِهِ: امام صادق علیه‌السلام فرمود: زکات قرار داده شده تا آزمایش ثروتمندان و کمک به فقرا باشد، اگر مردم زکات اموال خود را بپردازند هیچ مسلمان نیازمندی باقی نمی‌ماند و با آنچه که خدا واجب کرده بی‌نیاز می‌گردد و مردم فقیر و محتاج و نیازمند و گرسنه و برهنه نمی‌شوند مگر بواسطه گناهان ثروتمندان شایسته است که خداوند رحمت خود را از کسانی که حق خدا را در ثروت خود ادا نکنند باز دارد. پرش به بالا↑ «هرکس زکات مال خود را بپردازد، قطعا از بخل حفظ شده است.» جامع الاحادیث، ج ۹، ص۴۸. پرش به بالا↑ شخصی به امام صادق علیه‌السلام گفت: برادرم از دنیا رفته است و زکات زیادی به عهده‌اش بود، من آنها را پرداخت کردم، امام فرمود: «با این عمل مشکل او بر طرف می‌شود.» جامع الاحادیث، ج ۹، ص۲۲۳. پرش به بالا↑ امیرمؤمنان علیه‌السلام فرمود: «هیچ فقیری گرسنه نمی‌ماند مگر به سبب آنکه توانمندی حق خدا را نمی‌پردازد و خداوند در روز قیامت توانمند را به همین دلیل بازخواست خواهد کرد.» سفینه البحار، ج ۳، ص۴۷۴. پرش به بالا↑ امام صادق علیه‌السلام فرمود: «ما ضاع مال فی البرّ و لا فی البحر الا بتضییع الزّکاه» جامع الاحادیث، ج ۹، ص۵۰. «هیچ مالی در خشکی و دریا ضایع نمی‌شود، مگر به ضایع ساختن زکات.» پرش به بالا↑ «مَن مَنعَ حقّا للّه أنفق فی باطل مثلیه» «کسی که حق خدا را نپردازد (در راه حق مال خود را صرف نکند) دو برابر آن را در راه باطل صرف خواهد کرد.» وافی، ج۱۰، ص۴۲. پرش به بالا↑ امام صادق علیه‌السلام فرمود: «وَ اعلَم أنّه من لم ینفق فی طاعه الله ابتلی بأن ینفق فی معصیه الله و مَن لم یمش فی حاجه ولی الله ابتلی بأن یمشی فی حاجه عدوّ الله.» «بدان، کسی که مال خود را در راه اطاعت خداوند صرف نکند، به هزینه کردن آن در راه معصیت خداوند گرفتار می‌شود و هر کس در حلّ مشکلات ولی خدا گامی بر ندارد، خداوند او را بر تلاش و حرکت در راه حلّ مشکلات دشمن خدا گرفتار می‌کند.» (حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۶، ص۲۵). پرش به بالا↑ امام صادق علیه‌السلام فرمود: «کسی که حق خداوند را از مالش نپردازد، سزاوار است که خداوند رحمت خود را از او دریغ کند. حَقِیقٌ عَلَی اللَّهِ تَبَارَک وَ تَعَالَی أَنْ‌ یمْنَعَ‌ رَحْمَتَهُ‌ مَنْ‌ مَنَعَ‌ حَقَ‌ اللَّهِ‌ فِی‌ مَالِه‌ (حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۹، ص۱۲). پرش به بالا↑ قالَ الصّادِقُ علیه‌السلام: اَلسُّراقُ ثَلاثَهٌ: مانِعُ الزَّکاهِ، وَمُسْتَحِلُّ مُهُورِ النِّساءِ، وَ کَذلِکَ مَنْ اِسْتَدانَ وَ لَمْ ینْوِقَضائَهُ: امام صادق علیه‌السلام فرمود: دزدان سه نوع اند: مانعین زکات، کسانی که مهریه زنان را حلال می‌شمارند (و نمی‌دهند)، و کسی که قرض می‌کند ولی قصد پرداخت ندارد. پرش به بالا↑ قالَ اَبُوعَبْدِاللّهِ علیه‌السلام : … وَاِذا مُنِعَتِ الزَّکاهُ ظَهَرَتِ الْحاجَهُ: امام صادق علیه‌السلام فرمود: … هنگامی که زکات پرداخت نشود فقر و نیاز بروز خواهد کرد. پرش به بالا↑ قالَ رَسُولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله: ثَمانیهٌ لاتُقْبَلُ مِنْهُمْ صَلاهٌ، مِنْهُمْ مانِعُ الزَّکاهِ: رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: نماز هشت گروه پذیرفته نمی‌شود، یکی از آنان کسانی‌اند که از پرداخت زکات خودداری می‌کنند. پرش به بالا↑ عَنْ اَبی جَعْفَرٍ علیه‌السلاماَنَّهُ قالَ: ما مِنْ عَبْدٍ مَنَعَ مِنْ زَکاهِ مالِهِ شَیئا اِلاّ جَعَلَ اللّهُ ذلِکَ یوْمَ الْقیامَهِ ثُعْبانا مِنْ نارٍ مُطَوَّقا فی عُنُقِهِ ینْهَشُ مِنْ لَحْمِهِ حَتّی یفْرَغَ مِنَ الْحِسابِ وَهُوَ قَوْلُ اللّهِ عَزَّوَجَلَّ «سَیطَوَّقُونَ ما بَخِلُوا بِهِ یوْمَ الْقِیامَهِ» یعْنی ما بَخِلُوا بِهِ مِنَ الزَّکاهِ: امام باقر علیه‌السلام فرمود: بنده‌ای که از پرداخت مقداری از زکات واجب خودداری کند خداوند روز قیامت آن مال را بصورت اژدهایی از آتش قرار می‌دهد که در گردن آن شخص پیچیده و گوشت او را می‌درد، تا اینکه از حسابرسی آزاد گردد و آن فرموده پروردگار (در قرآن) است که فرمود: آنچه را بخل ورزیدند، روز قیامت طوق گردنشان خواهد شد. (یعنی آنچه از زکات ندادند.) پرش به بالا↑ عَنْ اَبی عَبْدِاللّهِ علیه‌السلام: مَنَ مَنَعَ قیراطا مِنَ الزَّکاهِ فَلْیمُتْ اِنْ شاءَ یهُودیا اَوْ نَصْرانّیاً : امام صادق علیه‌السلام فرمود: کسی که باندازه یک قیراط حدیث از زکات واجب را نپردازد باید به دین یهود یا نصاری بمیرد.؛ قالَ اَبُوعَبْدِاللّهِ علیه‌السلام: مَـنْ مَنَعَ قیـراطا مِـنَ الزَّکـاهِ فَلَیسَ بِمُـؤمِنٍ وَلا مُسْـلِمٍ وَهُـوَ قَـوْلُ اللّهِ عَزَّوَجَلَّ: رَبِّ ارْجِعُـونِ لَعَـلِّی اَعْمَلُ صالِحا فِیما تَرْکْـتُ: امام صادق علیه‌السلام فرمود: کسی که به وزن یـک قیـراط از زکات واجـب را نـپردازد مـؤمن و مسـلمان نـیست و مصـداق فـرموده خـداست (که بنده بعد از مرگ می‌گـوید:) خـدایا مـرا بـرگردان تـا بعـدها کـار شـایسته انجـام دهـم. پرش به بالا↑ قَالَ رَسُولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله: اِذا مُنِعَتِ الزَّکاهُ مَنَعَتِ الْاَرْضُ بَرَکاتِها: رسول اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: هنگامی که از پرداخت زکات خودداری شود، زمین برکاتش را باز خواهد داشت. پرش به بالا↑ نجفی، جواهر الکلام، ج۱۵، ص۱۵ پرش به بالا↑ نجفی، جواهر الکلام، ج۱۵، ص۴۷۱ پرش به بالا↑ سوره توبه: آیه ۱۰۳. پرش به بالا↑ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج۸، ص۱۹ پرش به بالا↑ سوره مریم آیه ۳۱؛ سوره بقره آیه ۴۳؛ سوره بینه آیه ۵. پرش به بالا↑ قرائتی، زکات، ص۱۹-۲۲ پرش به بالا↑ نجفی، جواهر الکلام ج۱۵، ص۷۲-۷۳ پرش به بالا↑ سایت آیت الله سیستانی پرش به بالا↑ سایت آوینی پرش به بالا↑ نجفی، جواهر الکلام، ج۱۵، ص۱۶۸-۱۷۲. پرش به بالا↑ سایت تبیان پرش به بالا↑ سوره توبه آیه ۶۰ پرش به بالا↑ به عنوان نمونه نگاه کنید:‌ طوسی، التبیان، داراحیاء التراث العربی، ج۵، ص۲۴۳؛ طباطبایی، المیزان، ۱۳۹۰ق، ج۱۰، ۳۱۰: طبری، جامع البیان، ۱۴۱۲ق، ج۱۰، ص۱۰۹، ۱۱۵ و ۱۱۶. پرش به بالا↑ فخر رازی، تفسیر کبیر،‌ ۱۴۲۰ق، ج۱۶،‌ص۸۰؛ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۱ش، ج۸، ص۴. پرش به بالا↑ به عنوان نمونه نگاه کنید:‌ طوسی، التبیان، داراحیاء التراث العربی، ج۵، ص۲۴۳؛ طباطبایی، المیزان، ۱۳۹۰ق، ج۱۰، ۳۱۰: طبری، جامع البیان، ۱۴۱۲ق، ج۱۰، ص۱۰۹، ۱۱۵ و ۱۱۶. پرش به بالا↑ به عنوان نمونه نگاه کنید به: طوسی، النهایه،۱۴۰۴ق، ص۱۸۴ و ۱۸۵؛ محقق حلی، المعتبر، ۱۴۰۷ق، ج۲، ص۵۶۴-۵۷۸؛ نجفی، جواهر الکلام، ۱۴۰۴ق، ج۱۵، ص۲۹۶-۳۷۲. پرش به بالا↑ تفسیر المیزان، ج ۹، ص۳۱۳ پرش به بالا↑ الفقه علی المذاهب الخمسه، ص۱۶۶-۱۸۵ پرش به بالا↑ غنیمت، معدن، گنج، آنچه با غواصی به دست می‌آید، اضافه بر موونه سالیانه، مال مخلوط به حرام و زمینی که کافر ذمی از مسلمان بخرد. پرش به بالا↑ واعلموا انما غنمتم من شیء فان لله خمسه و للرسول و لذی القربی و الیتامی و المساکین و ابن السبیل(سوره انفال، آیه ۴۱) پرش به بالا↑ الفقه علی المذاهب الخمسه، ص۱۸۶-۱۸۸ پرش به بالا↑ سایت تبیان پرش به بالا↑ مجله حوزه پرش به بالا↑ خورشید معرفت، جلد سوم، نشر جاوید، ۱۳۵۰ و شرح رساله، نشر نگارش، ۱۳۸۲ ۱٫ چنان‌که در بالا گفته شد گاهی از صدقه با عنوان زکات مستحب یاد می‌شود. و با افزون قیدِ واجب به زکات، هدف تمایز آن با صدقات مستحبی است. ................................................................................................................................. منابع:  آمدی عبدالواحد محمد، غرر الحکم، چاپ دانشگاه تهران. ابن فارس، معجم مقاییس اللغه، دفتر انتشارات اسلامی، قم. پاینده ابوالقاسم، نهج الفصاحه، دارالعلم، ۱۳۸۷ش. حر عاملی، محمد بن حسن‏، وسائل الشیعه، مؤسسه آل البیت علیهم السلام‏، قم، ۱۴۰۹ق. راغب اصفهانی، المفردات فی غریب القرآن. صدوق، محمد بن علی، امالی، نشر صدوق، ۱۳۶۷ش. صدوق، محمد بن علی، من لایحضره الفقیه، نشر صدوق، ۱۳۶۷ش. طباطبایی، سید محمد حسین؛ المیزان فی تفسیر القرآن، موسسه النشر الاسلامی. طبرسی، جوامع الجامع، تحقیق موسسه نشر اسلامی، جامعه مدرسین، قم. علی المتقی ابن حسام الدین هندی، کنزالعمال، دائره المعارف العثمانیه، بعاصمه حیدر آباد، ۱۳۶۴ ق. فراهیدی، خلیل بن احمد، کتاب العین، انتشارات اسوه. قرائتی، محسن، زکات، انتشارات ستاد اقامه نماز و احیای زکات. کلینی، محمد بن یعقوب‏، کافی، دار الکتب الإسلامیه، ۱۴۰۷ق. قمی، علی بن ابراهیم، تفسیر قمی، دار الکتاب، قم، ۱۳۶۷ش. مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، دارالکتب اسلامیه، تهران، ۱۳۶۲ش. نجفی، شیخ محمدحسن، جواهر الکلام فی شرح شرائع الإسلام، دارالکتب الإسلامیه و المکتبه الإسلامیه، تهران، ۱۳۶۲-۱۳۶۹ش. نجفی، محمد حسن، جواهرالکلام، انتشارات دایره المعارف فقه اسلامی. نوری، میرزا حسین، مستدرک الوسائل، مؤسسه آل البیت: لاحیاء التراث، طبعه الاولی، قم، ۱۴۰۷ق. . _____________________________________________________________ منبع : ویکی شیعه - دانشنامه مجازی مکتب اهل بیت

موارد وجوب زکات و خمس

بسم الله الرحمن الرحیم موارد وجوب زکات و خمس . اسماعیل اسماعیلى . مقدمه: در تمامى واجبات مالى اسلام: جزیه, خراج, نذورات, فىء و... خمس و زکات از جایگاه واهمیت خاصى برخوردارند. آن دو, بویژه خمس مهم ترین بخش از بودجه مالى نظام اسلامى را تشکیل مى دهند. از دیرباز, در خمس و زکات, مسائلى, چون: موارد وجوب, موارد مصرف, نصاب و شرایط وجوب, زمان وچگونگى وجوب و... را فقیهان, در کتابها و رساله هاى فقهى خود, به شرح و بسط, از آن سخن گفته اند. از این میان, آنچه مادر این نوشتار بدان خواهیم پرداخت, منابع خمس و زکات و چیزها و مواردى است که این دو واجب مالى بدانها بسته مى شوند. بررسى این که آنها بر چه مالهایى واجب مى شوند؟ برهمه مالها یا بر موارد مشخص؟در گونه دوم آیا اشیاى زکوى و جاهاى مشخص شده, براى هر یک از خمس و زکات, پایدارند, یا ناپایدار, یا مى شود اگر موارد یاد شده بس نبود, بر اساس شرایط و معیارها و مصلحت سنجى حاکم اسلامى, به جاها وچیزهاى دیگرى نیز گسترانده شوند. براى پاسخ به این پرسشها بایسته است, منابع و موارد وجوب هریک از خمس و زکات را جداگانه به بوته بررسى نهیم. در آغاز, تصویرى کلى از موارد وجوب زکات, برابر آنچه در کتابهاى فقهى آمده است, نشان مى دهیم, تا چهارچوب بحث, روشن شود, آن گاه, به بحث و بررسى مسائل به میان آمده و پاسخ به پرسشهایى که یاد آور شدیم, مى پردازیم: . موارد وجوب خمس در کتابهاى فقهى منابع این واجب مهم مالى را هفت چیز ۱نوشته اند که عبارتند از: ۱ . مالها و ثروتهایى که در جنگ با کافران متجاوز, آنان که هیچ پیمانى با مسلمانان ندارند و در پناه حکومت اسلامى نمى زیند, یا گردنکشان علیه حاکم اسلامى و... به دست مى آید اگر با اذن امام انجام گرفته باشد. ۲ . معدنهاى طلا, نقره, آهن, سرب, مس, روى, گوگرد و... اگر آنچه استخراج شده, بیست دینار باشد. ۳ . گنجها و دفینه هایى که از دل زمین به دست مى آیند, اگر بیش از بیست دینار باشد. ۴ . آنچه غواصان از ژرفاى دریاها بیرون مى آوردند: مروارید, مرجان و... اگر ارزش آن به یک دینار برسد. ۵ . مال حلال آمیخته به حرام. اگر اندازه حرام, روشن نباشد و مالک آن هم معلوم نباشد. ۶ . زمینى که کافر ذمى از مسلمان بخرد. ۷ . سودهاى کسبها. درآمدهاى انسان در طول سال, از دادو ستد, کشاورزى, دامدارى, صنعت و... در وجوب خمس به چیزهایى که یاد شد, اختلافى نیست و همه فقهاى شیعه آن را پذیرفته اند۲٫ . علماى اهل سنت, در اصل وجوب و تشریع با فقهاى شیعه هماهنگى دارند, ولى آنان, خمس را ویژه غنائم جنگى مى دانند و دیگر موارد هفتگانه را از سرچشمه هاى خمس, نمى شناسند. البته آنان نیز, در معدنها و گنجها, بایستگى پرداخت خمس را پذیرفته اند. ولى نه از باب خمس, بلکه از باب زکات. اینان براین باورند که در گنجها و معادن زکات است وا ندازه آن هم یک پنجم. ۳ موارد وجوب زکات بنابر نظر مشهور بین فقیهان, زکات, برنُه چیز واجب است. در غلات: گندم, جو, خرما و کشمش. در دامها: گوسفند, شتر و گاو. در نقدینگى: طلا و نقره. در غلات چهارگانه, اگر پس از خشک شدن, به نصاب لازم: ۲۸۸ من تبریز و ۴۵ مثقال کم, برابر با ۲۰۷/۸۴۷ کیلوگرم برسد, قانون زکات آنها را در بر مى گیرد و صاحبان آنها در هنگام وجوب زکات, که در گندم وجو, وقت بستن دانه, در خرما هنگام زرد, یا قرمز شدن و در کشمش هنگام بستن دانه هاى انگور است, باید زکات آنها را پس از کسر هزینه بپردازد. زکات غلات چهارگانه, آبیارى شده از آب باران, یا رودخانه و به وسیله دلو, یا موتور و... است که پس از جمع آورى محصول و کسر هزینه ها, باید پرداخت گردد. در هریک از دامهاى سه گانه, نصاب جداگانه اى است. گوسفند پنج نصاب گاو دو نصاب و شتر ۱۲نصاب دارد. اینها اگر در بیابان بچرند و همه سال, رها باشند و به کار گرفته نشوند و در تمام سال, در ملک مالک باشند, صاحبان آنها, باید شمارى از آنها را, از باب زکات پرداخت کنند. در پولهاى از جنس طلا و نقره سکه خورده اگر به نصاب لازم, که در طلا, نصاب نخست آن بیست و نصاب دوم آن چهار مثقال و در نقره نصاب نخست آن, ۱۰۵ و نصاب دوم آن ۲۱ مثقال است,برسند و در تمام سال, از آنِ مالک باشند و... باید مالک (۲/۵ درصد) آنها را از باب زکات, بپردازد. موارد نُه گانه بالا, که شرایط وجوب, اندازه نصاب آنها و... در کتابهاى فقهى و در رساله هاى عملیه, بیان شده,۴ منابع برآوردن زکات و پذیرفته در نزد فقیهان شیعه است. فقهاى اهل سنت, غیر از ابن حزم اندلسى, که کشمش را از قانون زکات بیرون مى داند, بر وجوب زکات, در چیزهاى نه گانه, اتفاق نظر دارند.۵ صرف نظر از ناهماهنگى اندکى که در پاره اى شرایط وجوب هریک و اندازه نصاب آنها, وجود دارد, وجوب زکات را در آنها مسلم مى دانند. علامه در تذکره مى نویسد: (قداجمع المسلمون على ایجاب الزکاه فى تسعه اشیاء, الابل والبقر والغنم والذهب والفضه والحنطه والشعیر والتمر والزبیب واختلفوا فى مازاد على ذلک...)۶ همه مسلمانان, بر وجوب زکات در نُه چیز: شتر, گاو, گوسفند, طلا, نقره, گندم, جو, خرما و کشمش, هماهنگى دارند. ولى در غیر اینها, بر یک نظر نیستند. صاحب جواهر, در زیر عبارت شرایع, آن جا که موارد نُه گانه زکات را آورده, مى نویسد: (بلاخلاف اجده فیه بین المسلمین فضلاً عن المؤمنین, بل هو من ضروریات الفقه ان لم یکن من ضروریات الدین...)۷ من بین مسلمانان در این مسأله [وجوب زکات در نُه چیز] اختلافى ندیده ام, تا چه رسد به مؤمنان. بلکه از ضروریات فقه است اگر نگوییم از ضروریات دین. . بنابر این, وجوب زکات در این نه چیز, روشن و فقهاى سنى و شیعه, بر آن اجماع دارند. و نیازى نمى بینیم به اثبات و استدلال و تکرار سخنان دیگران. ناگفته نماند, در این بخش از زکات, نکته هایى است که بحث و بررسى بیشترى را مى طلبد. شایسته است محققان و صاحب نظران حوزوى, با دیدى گسترده و با در نظر گرفتن نقش زمان و مکان, آنها را تجزیه و تحلیل کنند. در منابع هفتگانه خمس, سودهاى کسبها, در عصر حاضر, مهم ترین وگسترده ترین نقش را در بر آوردن خمس دارند. غیر از خمس سود دادو ستد, سایر منشأهاى خمس, چنین گسترده نیستند;زیرا اکنون معادن, که از منابع مهم خمس است, بیشتر در اختیار دولت است و حکومت اسلامى, به استخراج آنها مى پردازد. روشن است که بر این اساس, موردى براى خمس معادن باقى نمى ماند, زیرا, خمس, حق الاماره است, وقتى اصل مال در اختیار حاکم قرار دارد و در آمد آنها را در مصالح اسلام ومسلمانان به مصرف مى رساند, جداسازى خمس آن, وجهى ندارد, بویژه آن که بسیارى, از جمله: شیخ مفید,۸ شیخ طوسى,۹ سلاربن عبدالعزیز,۱۰ ابن براج,۱۱ معدنها را از انفال و در اختیار امام(ع) مى دانند که در این صورت, خمس معدنها چنانکه برخى از فقیهان احتمال داده اند, نوعى حق الاقطاع و یا حق الاماره است که دولت اسلامى, در هنگام واگذارى استخراج به بخش خصوصى, مى گیرد.۱۲ البته برخى۱۳ از فقیهان, معادن را از رواهاى اصلى و اولى, که همه مردم در استفاده از آنها, یکسانند, دانسته اند. اگر چنین باشد, وجوب پرداخت خمس آن, امرى روشن است. و همینگونه است در جاهایى که دولت اسلامى, بر سریر نیست و معدنها را دولت ستم پیشه, به گونه مستقیم, یا باواگذارى آن به افراد, استخراج مى کند. مواردى چون: گنجها, مال به دست آمده از راه شناگرى, غنائم جنگى, زمینى را که کافر زینهارى از مسلمان بخرد و مال حلال آمیخته به حرام, به خاطر شرایط و قیود و دایره محدودى که دارند و از آن جا که بسیارى از آنها مستقیم و غیر مستقیم در اختیار دولت اسلامى قرار دارند, مى توان گفت در عصر حاضر, نمونه هاى چندانى ندارند. . از این روى, دامنه بحث را نمى گستریم و تنها در سه محور زیر به بررسى مى پردازیم: ۱ . منابع زکات در نُه چیز. ۲ . بررسى زکات نقدین. ۳ . ضرورت و گستردگى خمس سودهاى کسبها. پیش از این اشاره کردیم وجوب زکات در چیزهاى نه گانه, قطعى و مورد پذیرش دو فرقه است, ولى آیا تنها در همین نه چیز زکات واجب است یا خیر؟ وآیا ویژه ساختن زکات در موارد یاد شده از ناحیه امامان(ع), حکم همیشگى و پایدار است یا خیر حکومتى و ناپایدار. در بین فقهاى شیعه مشهور است که زکات, در همان موارد نه گانه واجب است و در غیر آن نُه مورد, زکاتى واجب نیست. بر آن, ادعاى اجماع و اتفاق نیز شده است. محقق حلّى از اجماع چنین گزارش مى دهد: (ولا یجب فى غیر ذلک وهو مذهب علمائنا عدا ابن الجنید و به قال الحسن وابن سیرین والحسن بن صالح بن حى وابن ابى لیلا واحدى الروایتین عن احمد۱۴٫٫٫) و[زکات] در غیر این [نُه مورد] واجب نیست و این مذهب علماى ما, جز ابن جنید است. [از علماى اهل سنت] حسن, ابن سیربن, حسن بن صالح بن حى, ابن ابى لیلا و احمد حنبل در یکى از دو روایت, همین نظر را دارند.... ابن زهره نیز, این نظر را دارد و بر آن ادعاى اجماع مى کند: (فزکاه الأموال تجب فى تسعه اشیاء... ولاتجب فیما عدا ماذکرناه بدلیل الاجماع)۱۵ زکاه در نُه چیز از مالها واجب است... ودر غیر آنها واجب نیست, به دلیل اجماع. مانند این سخنان را علامه در منتهى۱۶ و تذکره۱۷, شیخ در خلاف۱۸, سید مرتضى در ناصریات۱۹و بسیارى دیگر از۲۰ فقها دارند. از عبارت محقق و دیگران استفاده مى شود در میان علماى شیعه, ابن جنید اسکافى, وجوب زکات را تنها در موارد نُه گانه نمى داند و در مانند ذرت, عدس, کنجد, برنج و... واجب مى داند. در این باره علامه در مختلف مى نویسد: (اوجب ابن الجنید الزکاه فى الزیتون والزیت اذا کانا فى الأرض العشریه والحق خلاف ذلک وانّما هو مذهب أبى حنیفه ومالک والشافعى فى احد قولیه۲۱) ابن جنید, زکات زیتون و روغن آن را, اگر از زمینهاى عشریه به دست آمده باشند, واجب دانسته است, ولى حق, خلاف این است و آن مذهب ابوحنیفه و مالک و شافعى, در یکى از دو گفتارش است. و در جاى دیگرى مى نویسد: (قال ابن الجنید تؤخذ الزکاه فى أرض العُشر من کل ما دخل القفیز من حنطه وشعیر وسمسم واُرز ودُخن وذره و عدس وسُلت وسایر الحبوب و من التمروا لزبیب)۲۱ ابن جنید گوید: در زمینهاى عشرى, زکات آنچه داخل پیمانه شود, از: گندم و جو و کنجد و برنج و ارزن و ذرت و عدس و جوترش و دیگر دانه ها و از خرما و کشمش, گرفته مى شود. و در جاى دیگر مى نویسد: (أوجب ابن الجنید الزکاه فى العسل المأخوذ من أرض العشر)۲۳ ابن جنید, زکات را در عسلى که از زمینهاى عشرى به دست مى آید, واجب مى داند. از این عبارات, استفاده مى شود که ابن جنید اسکافى, زکات را تنها در چیزهاى نُه گانه نمى داند. غیر از ابن جنید, گویا یونس بن عبدالرحمان, از راویان و فقیهان بزرگ واز اصحاب امام کاظم و امام رضا(ع)۲۴, چنین نظرى داشته است. وى, بر این نظر بوده که ویژه بودن زکات در نُه چیز, مربوط به صدر اسلام بوده است و چیزهاى دیگرى پس از آن, توسط پیامبر(ص) و امامان(ع) بدان افزوده شده است. وى, در ذیل روایتى از پیامبر اکرم(ص) ابراز مى دارد: (معنى قوله (ان الزکاه فى تسعه اشیاء و عفا عماسوى ذلک) انّما کان ذلک فى اول النبوه کما کانت الصلاه رکعتین ثم زاد رسول اللّه(ص) فیها سبع رکعات وکذلک الزکاه وضعها وسنّها فى اوّل نبوته على تسعه أشیاء ثم وضعها على جمیع الحبوب)۲۵ معناى سخن پیامبر که فرموده (ان الزکاه فى تسعه اشیاء وعفا عما سوى ذلک) آن است که آن [واجب بودن زکات در نُه چیز] در آغاز نبوت بوده است, همان گونه نماز در آغاز دو رکعت بود و سپس پیامبر(ص) بر آن هفت رکعت افزود همچنین زکات را در آغاز, بر نُه چیز واجب فرمود, سپس بر همه دانه ها قرار داد. از ظاهر عبارت یونس بن عبدالرحمان, برمى آید که وى خواسته, بین روایاتى که زکات را فقط در نُه چیز واجب مى دانند و روایاتى که زکات را فراتر از نُه چیز واجب مى دانند, جمع کند, از این روى, آن را توجیه کرده است. در سخن یونس احتمال دیگرى نیز هست که در ادامه بحث بدان خواهیم پرداخت. نعمان بن ابى عبداللّه فقیه و قاضى القضاه حکومت فاطمیان, در نیمه دوم قرن چهارم۲۶ نیز, بر این نظر بوده که زکات, غیر از چیزهاى نه گانه را هم در بر مى گیرد. وى, در توضیح این حدیث از پیامبر اکرم(ص): (وماسقت السماء والأنهار ففیه العشر) مى نویسد: (هذا حدیث اثبته الخاص والعام عن رسول اللّه(ص) وفیه أبین البیان على انّ الزکاه تجب فى کل ما انبتت الأرض, اذلم یستثنى رسول اللّه(ص) من ذلک شیأً دون شیىء, وروینا عن أهل البیت(ع) من طرق کثیره وباسناد العامه عن رسول اللّه(ص)۲۷٫٫٫ این سخن پیامبر(ص) را همگان, شیعه و سنى, ثابت دانسته اند. و در این سخن, به روشن ترین بیان, وجوب زکات بر هر آنچه از زمین مى روید, بیان شده است; زیرا پیامبر اکرم(ص) از آن چیزى را جدا نفرموده است. [این حدیث] به راههاى زیادى از اهل بیت پیامبر(ص) و از راه اهل سنت, از پیامبر(ص) براى ما روایت شده است. قاضى نعمان, براى استوار کردن نظر خویش, روایات دیگرى را نیز از راههاى گوناگون, شیعه و سنى, نقل کرده است. با این حال, وى, فقیه در بار فاطمیان بوده و به باور برخى, از افکار احمد حنبل تأثیر پذیرفته است, از این روى, بیشتر فقهاى ما, به نظرات وى توجه چندانى نکرده اند.۲۸ برخى احتمال داده اند که از ظاهر عبارت کافى و نیز عنوانهاى باب هاى زکات و ترتیبى که براى آنها مقرر شده است, امکان دارد استفاده شود که کلینى نیز, معتقد به وجوب زکات, تنها در نُه چیز نبوده است. زیرا وى, پس از ویژه کردن چند باب به اصل وجوب زکات و اهمیت آن و نیز انگیزه وجوب زکات و ضرورت پرداخت آن, بابى را گشوده است با عنوان (باب ما وضع رسول اللّه(ص) الزکات علیه). در این باب, دو روایت آورده و سپس باب دیگرى را گشوده با عنوان: (باب آنچه از دانه ها زکات دارند) و در آن شش روایت آورده است که دلالت مى کنند بر وجوب زکات, در بیشتر از نُه چیز.۲۹ ثقهالاسلام کلینى, بر شیوه محدثان, نه در عنوان این دو باب و نه در ذیل آن, به مستحب بودن غیر موارد نه گانه و یاتقیه اى بودن روایاتى که فراتر از نُه چیز را مى گویند, اشاره نکرده است, بلکه پس از آن, باب دیگرى را گشوده, با عنوان: (باب واجب نبودن زکات در چیزهایى چون: سبزیها و مانند آن که از زمین مى رویند: و در آن, به چیزهایى که زکات در آنها واجب نیست, اشاره کرده است. بر این اساس, برخى احتمال داده اند که این باب, بخشى از دو باب پیش و نشان دهنده آن است که وى, نظر به وجوب زکات در غیر غلات چهارگانه داشته است.۳۰ علامه مجلسى پس از آن که خود به واجب بودن زکات تنها در نُه چیز, تصریح مى کند, مى نویسد: (وبعضى از علما گفته اند که زکات واجب است در حبوب, مانند: برنج و ماش و نخود و عدس و امثال اینها, هرگاه به نصاب جو و گندم برسند, به همان شرائط و مقدارى که گذشت)۳۱ شاید منظور علامه مجلسى از (بعضى از علما) ابن جنید باشد, بویژه آن که در مرآه العقول۳۲, تنها ابن جنید را از شیعه, مخالف وجوب زکات, تنها در نه چیز شمرده است ولى از آن جا که محقق و علامه, اصل وجوب زکات سایر دانه ها را, بدون اشاره به شرایط و اندازه آنها, از ابن جنید نقل کرده اند, احتمال مى رود, علامه مجلسى, نظر ابن جنید را از آنان گرفته باشد, زیرا کتاب فقهى از وى باقى نمانده است. اگر چنین باشد, این احتمال نیز وجود دارد که مراد وى از (بعضى از علما) فرد دیگرى از فقهاى شیعه باشد که ما از آن بى خبریم. صاحب جواهر نیز مى نویسد این قول به گروهى از علماى شیعه نسبت داده شده, ولى من آن را نیافتم, مگر آنچه از ظاهر کلام صدوق و پدرش۳۳ در مورد وجوب زکات مال التجاره استفاده مى شود. همچنین شیخ صدوق۳۴ و پدر وى, على بن موسى بن بابویه۳۵, افزون بر چیزهاى نُه گانه, زکات مال التجاره را نیز واجب دانسته اند. . از علماى روزگارما, افرادى چون: شهید آیتاللّه صدر۳۶, محمد تقى جعفرى۳۷ و...۳۸ بر این نظرند که وجوب زکات, غیر از نُه چیز را نیز در بر مى گیرد. محمد تقى جعفرى مى نویسد: (بنابر این, زکات به موارد نُه گانه منحصر نیست و عموم و شمول حکم آن, بسى بیشتر و دامنه دارتر است.۳۹) شهید صدر, به روشنى بیان مى دارد: (زکات, به عنوان یک دید اسلامى, مخصوص مال معینى نیست.۴۰) البته وى, در حاشیه اش بر منهاج الصالحین۴۱, چنین نظرى را ابراز نکرده است. بنابر این از تمامى این گفتارها و مرورى که بر آراى برخى از فقیهان داشتیم, استفاده مى شود که در میان فقهاى شیعه نیز, وجوب زکات, تنها در نُه چیز, صددرصد قطعى نیست و در بین پیشینیان و علماى این روزگار, هستند عالمانى که به گستردگى دایره وجوب زکات نظر داده اند. از این روى, اجماعى بودن وجوب زکات در نُه چیز, همان گونه که برخى از بزرگان ادعا کرده اند, صرف نظر از خدشه هاى اصولى, قطعى نیست و در اصل راست آمدن آن, تردید است. . اکنون, پیش از آن که به بررسى دلیلهاى وجوب زکات فقط در نه چیز, بپردازیم نگاهى مى افکنیم به دیدگاههاى فقهاى اهل سنت در این باره: فقهاى اهل سنت در مسأله نظرگاههاى گوناگونى دارند. که مشهور آن, نظرى است که زکات را به بیش از نُه چیز واجب مى داند. برخى, مانند: ابن سیرین, حسن بن صالح بن حى, حسن, ابن ابى لیلا و احمد حنبل در یکى از دو روایت, بسان شیعه, معتقدند به انحصار و جوب زکات غلات در اشیاى چهارگانه.۴۲ ابن قدامه, افزون بر اینها, از موسى بن طلحه, شعبى, ابن عمر, ابن المبارک, ابى عبید نیز چنین نظرى را نقل مى کند.۴۳ (الأنواع التى تجب فیها الزکاه خمسه اشیاء, الأول النعم وهى الابل والبقر والغنم... الثانى الذهب والفضه ولو غیر مضروبین, الثالث عروض التجاره, الرابع المعدن والرکاز, الخامس, الزروع والثمار ولازکاه فیما عداهذه الأنواع الخمسه)۴۴ . چیزهایى که زکات بر آنها واجب است, پنج دسته اند: چهار پایان, که عبارتند از: ۱٫ شتر و گاو و گوسفند... ۲ . طلا و نقره هرچند, مسکوک نباشند. ۳ . کالاى تجارت ۴ . معادن و گنجها ۵ . میوه ها و محصولهاى کشاورزى. و در غیر این پنج نوع, زکات واجب نیست. ناگفته نماند آنان که به گستردگى دامنه زکات نظر دارند, در همه موارد بر یک رأى نیستند. مالکیان و شافعیان, تنها در چیزهایى که بشود ذخیره سازى و خشک کرد و غذاى مردم نیز باشند, مانند: گندم وجو, ذرت و برنج واجب مى دانند و در مواردى چون گردو, بادام, سیب و انار و... واجب نمى دانند.۴۶ حنبلیان در چیزهایى که افزون بر درخور خشک کردن و نگهدارى, درخور پیمانه کردن باشند, زکات را واجب مى دانند.۴۱ ظاهریه, ابن حزم وشوکانى, اصلاً زکات مال التجاره را واجب نمى دانند.۴۷ولى ابو حنیفه, در هر چه که از زمین بروید, به جز چند مورد, زکات را واجب مى داند به باور وى, به جز هیزم و نى و علف خشک, در همه گیاهان, میوه ها, سبزیها ودانه ها زکات واجب است.۴۸ ابو حنیفه, افزون بر گاو, شتر و گوسفند, زکات اسب را واجب دانسته است, ولى مالک و احمد, بر این نظر نیستند.۴۹ در بین فقهاى اهل سنت, ابو حنیفه گسترده ترین نظر را در رابطه با موارد وجوب زکات دارد. بنابر این, این که برخى پنداشته اند, همه علماى اهل سنت پذیرفته اند گستردگى دامنه وجوب زکات را, درست نیست. زیرا ملاحظه کردید که در این مسأله, دیدگاههاى گونه گونى داشتند. هرچند نظر مشهور در بین آنان, همانا, وجوب زکات در بیشتر از نه چیز است.۵۰ . دلیلهاى انحصار زکات در نه چیز فقهاى شیعه, بر واجب بودن زکات تنها در نه چیز, صرف نظر از شهرت فتوایى بین اصحاب, به دلیلهایى استناد جسته اند, از جمله: ۱ . اجماع بسیارى از فقها از جمله شیخ, در خلاف وعلامه در نهایه ادعاى اجماع کرده اند شیخ انصارى در این زمینه مى نویسد: (المعروف بین الأصحاب عدم وجوب الزکاه فیما سوى التسعه الأصناف وعن الشیخینن فى الفقیه والخلاف۵۱ والسیدین فى الناصریه۵۲ والغنیه۵۳ علیه الاجماع, وعن المنتهى أنّ علیه علما وُنا اُجمع ومثله فى المعتبر باستثناء الاسکافى)۵۴ بین اصحاب مشهوراست که زکات درغیر از نُه چیز, واجب نیست. شیخ [صدوق] در (فقیه) وشیخ طوسى در (خلاف) وسید مرتضى در (ناصریات) و ابن زهره در (غنیه) بر آن ادعاى اجماع کرده اند و علامه در منتهى گفته (همه علماى ما برآنند) و چنین ابراز کرده محقق در معتبر, ولى ابن جنید را استثناء کرده است. در عبارت شیخ, چنانکه مصحح در پاورقى عبارت شیخ توضیح داده, در برخى نسخه ها به جاى (فقیه) (مقنعه) است چنین بر مى آید که همان درست باشد.۵۵ ولى همان گونه که پیش از این اشاره کردیم, نخست این که برخى از فقهاى شیعه, مانند ابن جنید و یونس مخالفت کرده اند و و دیگر این که در حجیّت چنین اجماعهایى تردید است, بویژه مستند این اجماعها, روایات باب است و خواهیم دید که در بین روایاتى که دایره زکات را فراتر از نه چیز مى دانند) نیز, روایات با ارزشى وجود دارد. ۲ . اصاله البرائه شیخ طوسى در خلاف۵۶ و علامه در مختلف۵۷ وسیدمرتضى در انتصار۵۸ و گروهى دیگر از بزرگان۵۹ در مقام استدلال بر انحصار زکات در اشیاى نه گانه, به (اصاله البرائه) نیز تمسک جسته اند. اینان, با اجراى این اصل, مى خواهند بگویند, در وجوب زکات تنها در نه چیز, تردیدى نیست و همه فقها در آن اتفاق نظر دارند , از این روى, اگر به خاطر پاره اى روایات و گفتارها, نسبت به وجوب زکات در دیگر موارد, دچار تردید شویم, مى گوئیم اصل برائت است و زکات دیگر موارد بر ما واجب نیست. پر واضح است که اجراى این اصل, بستگى به آن دارد که ما از ظهور روایات, دائر به وجوب زکات در غیراز موارد نه گانه دست برداریم و یا به گونه اى آنها را توجیه کنیم, همان طور که شیخ, علاّمه و بسیارى دیگر, آنها را حمل براستحباب و برخى نیز حمل بر تقیه کرده اند وگرنه روشن است که با وجود روایات با ارزش و ارجمند, نوبت به اصل نمى رسد. ۳ . روایات در منابع روایى, اخبار گوناگونى دیده مى شود که از پاره اى آنها وجوب زکات در اشیاى نه گانه استفاده مى شود, بدون آن که حکم وجوب را از دیگر موارد نفى کند و دسته اى از روایات نیز, افزون بر تأکید وجوب زکات در نُه چیز, به روشنى وجوب زکات را از جاهاى دیگر نفى مى کند. در برابر این دو دسته از روایات, روایاتى وجود دارد که نشانگر وجوب زکات, افزون بر نُه چیز, در دیگر موارد است. بنابر این, روایات را در دو گروه مى توان خلاصه کرد: گروهى که زکات را تنها در اشیاى نه گانه واجب مى دانند و گروهى که وجوب زکات را فراتر از نه مورد, مى دانند. . اکنون, در این جا به گزیده اى از روایات هر دو گروه اشاره مى کنیم: الف. روایاتى که زکات را تنها در موارد نه گانه واجب مى دانند. از روایات بسیارى وجوب زکات, تنها در نه چیز استفاده مى شود.۶۰ شمار این روایات, چنان زیاد است که صاحب جواهر۶۱ و آقاى سید هادى میلانى۶۲ آنها را متواتر دانسته اند و برخى چون آقاى سید ابوالقاسم خویى۶۳ آنها را مستفیضه و متظافره دانسته اند. به نظر مى رسد مهم ترین مستند مشهور, همین روایات باشد که به پاره اى از آنها اشاره مى کنیم: * امام باقر و امام صادق(ع) مى فرمایند: (فرض اللّه الزکاه مع الصلاه فى الأموال وسنها رسول اللّه(ص) الزکاه على تسعه اشیاء وعفا رسول الله عما سواهنّ, فى الذهب والفضه والابل والبقر والغنم والحنطه والشعیر والتمرو الزبیب وعفا عما سوى ذلک)۶۴ خداوند متعال, همراه با نماز, زکات را نیز بر اموال واجب فرمود و پیامبر اکرم(ص) آن را در نه چیز مقرر داشت و از غیر آنها بخشید. در طلا, نقره, شتر, گاو, گوسفند, گندم, جو, خرما و کشمش واجب کرد و در غیر اینها بخشید. * امام صادق(ع) مى فرماید: (الزکاه على تسعه اشیاء, على الذهب والفضه والحنطه والشعیر والتمر والزبیب والابل والبقر والغنم وعفى رسول اللّه(ص) عما سوى ذلک)۶۵ زکات, بر نه چیز است: طلا, نقره, گندم, جو, خرما, کشمش, شتر, گاو, و گوسفند. و پیامبر خدا, از غیر آنها بخشید. * امام صادق(ع) مى فرماید: (وضع رسول اللّه(ص) الزکاه على تسعه أشیاء, و عفى عما سوى ذلک على الفضه والذهب والحنطه والشعیر والتمر والزبیب والإبل والبقر والغنم, فقال له الطیار وأنا حاضر: انّ عندنا حبّاً کثیراً یقال له الارز فقال له ابوعبداللّه(ع): وعندنا حب کثیر, قال: فعلیه شیئ؟ قال: لا, قداعلمتک انّ رسول اللّه(ص) عفا عما سوى ذلک).۶۶ پیامبر خدا, زکات را بر نُه چیز قرار داد و از غیر آنها بخشید. بر طلا, نقره, گندم, جو, خرما, کشمش, شتر, گاو و گوسفند. طیار به امام(ع) عرض کرد: (ومن در آن جا بودم): در پیش ما دانه هاى زیادى است که به آن برنج گفته مى شود. امام(ع) به وى فرمود: در نزد ما نیز دانه هاى زیادى است. طیار عرض کرد: پس بر آن زکات است؟ امام فرمود: نه. من که تو را آگاه ساختم که پیامبر(ص) از غیر آن موارد بخشید. * امام باقر(ع) مى فرماید: (لیس فى شىء أنبتت الأرض من الأرز والذره والدخن, والحمص, والعدس. وسایر الحبوب والفواکه غیر هذه الأربعه الأصناف وان کثر ثمنه زکاه, الاّ أن یصیر مالا یباع بذهب اَوْ فضه تکنزه, ثم یحول علیها الحول وقدصار ذهباً او فضه فتؤدى عنه من کل مأتى درهم خمسه دراهم ومن کل عشرین دیناراً نصف دینار)۶۷ در چیزهایى که از زمین مى روید, مانند: برنج, ذرت, ارزن, نخود, عدس و سایر دانه ها و میوه ها, به غیر از این چهار نوع: (گندم, جو, خرما و کشمش) زکاتى واجب نیست. هرچند ارزش آن زیاد باشد. مگر آن که مال بگردند و به طلا و نقره فروخته شوند وآن طلا و نقره را یک سال نزد خود, راکد نگهدارد. اگر چنین شد, باید از هر دویست درهم, پنج درهم و از هر بیست دینار نیم دینار بپردازد. در این روایات که اسناد آنها نیز با ارزش است, به روشنى وجوب زکات, تنها در نه چیز استفاده مى شود. صاحب جواهر, پس از آوردن روایات, که به نظر وى, متواترند, مسأله وجوب زکات را تنها در نه چیز, از مسائل تردید ناپذیر مى داند.۶۸ غیر از این روایات, روایات فراوان دیگرى, که در میان آنها صحیحه و موثقه نیز زیاد است, وجود دارد که این معنى از آنها استفاده مى شود. ب. روایات گسترش در برابر دسته اول, روایات دیگرى نیز وجود دارد که از ظاهر آنها استفاده مى شود که حکم وجوب, تنها در نُه چیز نیست, بلکه موارد بسیارى را در بر مى گیرد: * زراره از امام صادق(ع) مى پرسد: آیا در ذرت زکات است؟ امام مى فرماید: (الذره والعدس والسلت والحبوب فیها مثل ما فى الحنطه والشعیر وکل ما کیل بالصاع مبلغ الأوساق التى یجب فیها الزکاه فعلیه فیه الزکاه)۶۹ در ذرت و عدس وجو ترش و دانه ها زکات است, مانند زکاتى که در گندم وجو, وجود دارد. و هر چیزى که با صاع [پیمانه اى در حدود سه کیلو] پیمانه گردد و به مقدارى که زکات در آن واجب مى شود, برسد, پس بر آن نیز زکات است. در این روایت, که سند آن هم با ارزش است, به وجوب زکات در ذرت و عدس و مانند آن, تصریح شده است, بویژه آن که در ذیل روایت, به عنوان یک قاعده کلى: ( هرچه را بشود پیمانه کرد) ذرت و مانند آن را در بر مى گیرد. * محمدبن مسلم از امام(ع) مى پرسد از دانه ها, چه چیزهایى زکات دارد؟ امام مى فرماید: (البروالشعیر والذره والدخن والأرز والسلت والعدس والسمسم, کل هذا یزکى وأشباهه)۷۰ گندم و جو و ذرت و ارزن و برنج و جوترش و عدس و کنجد, همه اینها, و مانند آنها زکات دارند. دلالت این روایت روشن است, ولى سند آن اشکال دارد; زیرا نام امام(ع) در روایت نیامده و به اصطلاح, روایت مضمره است. * ابوبصیر از امام صادق(ع) مى پرسد آیا در برنج زکات است. امام مى فرماید: (ان المدینه لم تکن یومئذ أرض أرز فیقال فیه ولکنه قدجعل فیه وکیف لایکون فیه وعامه خراج العراق منه)۷۱ در آن زمان, در مدینه برنج نبود, تا درباره آن چیزى گفته شود و لکن در آن زکات قرار داده شده است. چگونه برنج زکات ندارد, در حالى که همه مالیات عراق از برنج است. از این روایت استفاده مى شود که در زمان پیامبر(ص), در مدینه چون برنج نبوده, از آن سخنى به میان نیامده است وگرنه برنج زکات دارد. غیر از این روایات, از مرسله ابى مریم, موثقه زراره۷۲ و روایات دیگرى نیز, بر وجوب زکات بر غیر از موارد نه گانه دلالت دارند. بنابر این بین این روایات و روایات دسته اول, در ظاهر, ناسازگارى است. دسته نخست, به روشنى وجوب زکات را از چیزهایى مانند: برنج, ذرت, عدس و... بر مى داشتند و بر وجوب آن, تنها در همان نُه مورد تأکید داشتند, در حالى که از ظاهر روایات دسته دوم, گسترده بودن حکم زکات فهمیده مى شد. از نظر سند نیز, اشاره کردیم که در میان هر دو دسته, روایاتِ با ارزش و درست وجود دارد. . فقهاى ما, بر این ناسازگارى آگاه بوده اند و در کتابهاى فقهى خود, براى جمع بین روایات, راههاى گوناگونى را نشان داده اند: * تقیّه:گروهى از فقیهان, از جمله: سید مرتضى۷۳, شیخ یوسف بحرانى,۷۴ آقاضیاءعراقى۷۵, شهید ثانى۷۶و... روایات دسته دوم را که ناظر به وجوب زکات, در دیگر چیزها, افزون بر آن نه چیز, حمل برتقیه کرده اند و گفته اند: در آن شرایط, که حاکمان فاسد بنى امیه و بنى عباس, حکم مى راندند و براى دربارهاى پرهزینه خود, باشدت وخشونت به جمع آورى زکات از مردم مى پرداختند و از آرا و فتاواى فقهاى وابسته, چون: ابن ابى لیلا و ابو یوسف, که زکات را در بیشتر از آن نُه چیز, واجب مى دانستند, به عنوان حکم شرعى و وظیفه دینى بهره مى جستند. طبیعى بود که در چنین شرایطى, امامان معصوم(ع) براى حفظ پایگاه شیعه و حفظ جان خویش و شیعیان دربرخى موارد, در ظاهر همانند فقهاى اهل سنت مطالبى را اظهار کنند.۷۷ بر این اساس, ناچار باید براى جمع بین روایات, روایات گسترش را حمل بر تقیه کرد, بویژه آن که شهرت بین اصحاب نیز, تأیید کننده و برترى دهنده وجوب زکات, تنها در همان نُه چیز است. شیخ یوسف بحرانى, پس از بررسى روایات, در مقام جمع بین آنها مى نویسد: (والأظهر عندى حمل هذه الأخبار الأخیره على التقیه التى هى فى الأختلاف الاحکام الشرعیه اصل کل بلیه فانّ القول بوجوب الزکاه فى هذه الأشیاء مذهب الشافعى وابى حنیفه ومالک وابى یوسف ومحمد. کما نقله المنتهى)۷۸ روشن ترنزد من آن است که دسته دوم از روایات را حمل بر تقیه کنیم, تقیه اى که در هنگام اختلاف در احکام شرعى اصل [راه گشاى] هر مشکلى است, زیرا قول به وجوب زکات در این چیزها [غیر از موارد نه گانه] آن طور که علامه در منتهى نقل کرده, مذهب شافعى و ابوحنیفه و مالک و ابویوسف ومحمد است. در میان معاصران, حاج آقارضا همدانى در مصباح الفقیه۷۹ حمل بر تقیه را تقویت کرده, هرچند در نهایت فتوا به استحباب داده است. در حقیقت, مستند شیخ یوسف بحرانى در حدائق و دیگر افرادى که حمل بر تقیه را پذیرفته اند, دو چیز است: یکى مخالفت با اهل سنت و دیگرى شواهدى که نشان مى دهد روایات گسترش در شرایط اختناق و تقیه صادر شده است. مخالفت با عامه, در هنگام ناسازگارى روایات صحیحه, از برترى دهنده هاست. اشاره کردیم که بیشتر فقهاى اهل سنت زکات را بر بیشتر از نُه چیز گسترده اند و حکومتهاى آن روز نیز, به آراى آنان چنگ مى زده اند. به عقیده این گروه از فقیهان, در متن بسیارى از روایات تعمیم, نشانه هایى وجود دارد که به خوبى حکایت از آن مى کنند که امامان(ع) در حال پنهان کارى بوده اند. از باب مثال, در صحیحه على بن مهزیار, وقتى گوینده اى مى گوید در نزد ما چند برابر این برنج وجود دارد, امام(ع) با ناراحتى مى فرماید: (اقول لک انّ رسول الله(ص) وضع الزکاه على تسعه أشیاء وعفى عمّا سوى ذلک وتقول عندنا ارز وعندنا ذره. وقد کانت الذره على عهد رسول الله(ص). فوقع(ع) کذلک هو, والزکاه على کل ما کیل بالصاع...)۸۰ من به تو مى گویم پیامبر خدا(ص) زکات را بر نه چیز قرار داد و از غیر آن بخشیده و تو مى گویى در نزد ما برنج است, در نزد ما ذرت است. ذرت در زمان پیامبر(ص) هم بود. آن گاه امام(ع) مقرر فرمودند: چنین است آن [یعنى برنج هم زکات دارد] و زکات بر هر چیزى است که به وسیله صاع, پیمانه گردد. تعبیرهاى (اقول لک…) و (تقول عندنا ارز...) ونیز تأکید امام(ع) بر این که در زمان پیامبر(ص) هم, ذرت بوده و گونه پاسخ گوئى امام(ع), به پرسشگر نشان مى دهد که حکم امام به وجوب زکات در هر چیزى که درخور پیمانه باشد, از روى تقیه صادر شده است. روشن است که اگر روایت را حمل بر تقیه نکنیم, لازم مى آید که آغاز و پایان کلام امام(ع), ناسازگار باشند. در آغاز کلام, امام(ع) بر واجب بودن زکات, تنها در نه چیز, تأکید مى ورزد و در پایان, واجب بودن زکات را به همه چیزهایى که درخور پیمانه باشند, گسترش مى دهد! حال آن که در سخن امام(ع), ناسازگارى نمى تواند باشد. و یا در روایت دیگرى که شیخ یوسف بحرانى, آن را گواه نظر خویش آورده مى خوانیم: ابو سعید قمّاط روایت کرده است که از امام صادق(ع) در مورد زکات پرسش شد. امام فرمود: پیامبر خدا بر نُه چیز قرار داد و غیر آن را بخشید. گندم, جو, خرما, کشمش, طلا, نقره, گاو, گوسفند و شتر. آن مرد پرسید: در ذرت هم زکات است: امام(ع) به خشم آمد وفرمود: به خدا سوگند در زمان پیامبر(ص) هم کنجد و ذرت و ارزن و همه اینها بوده است. مرد سؤال کرد: آنها [اهل سنت] مى گویند اینها در زمان پیامبر(ص) نبوده است و چون اینها در زمان پیامبر(ص) نبوده است, بر آنها زکات قرار داده نشده و به آن نُه چیز قرار داده شده است؟ امام(ع) ناراحت شد و فرمود: دروغ مى گویند. آیا بخشیدن جز این است که آنها بوده اند بخشیده شده اند؟ به خدا سوگند, من چیزى غیر از این نُه چیز که بر آن زکات واجب باشد, نمى شناسم, هرکه مى خواهد, باور کند و هر که مى خواهد کفرورزد و آن را نپذیرد.۸۱) این گونه پرسش و پاسخها ولحنى که در بیان آن به کار رفته, به خوبى گویاى شرایط پنهان کارى است. خشم امام(ع), از این که اهل سنت, به مسأله گسترش زکات دامن مى زدند و نیز شرایط و موقعیت شیعیان در آن زمان, نشان مى دهد که خفقان شدید بوده و امام در حال تقیّه به سر مى برده است. از تأکید و سوگند امام(ع) بر واجب نبودن زکات در غیر این نُه چیز, استفاده مى شود که روایات گسترش وجوب زکات به ذرت, برنج و... از روى تقیّه صادر شده است و امام(ع), با این تأکید مى خواسته آن پندارها را از ذهنها دور کند. افزون بر این, در روایت طیار و صحیحه۸۲ زراره و موثقه ابى بصیر۸۳ و نیز روایت جمیل بن دراج و ابى بصیر۸۴ و مانند آنها نشانگر شرایط و حال و هواى تقیه است. پس, موقعیت خاص امامان(ع) در آن روزگار و شرایط سخت و اختناق آمیز و از همه مهم تر آراى فقهاى اهل سنت که گروهى از آنان در دربار خلفا, سمتهاى رسمى و مهمى داشتند, سبب مى شد که آن بزرگواران در شرح فرآورده هایى که زکات بر آنها واجب مى شود, راه احتیاط پویند, بویژه آن که از دیدگاه امویان و عباسیان, آنان متهم بودند که با فتواى به واجب نبودن زکات در بسیارى از چیزها, سر مخالفت با حکومت را دارند و مى خواهند کار گزاران حکومت را در جمع آورى زکات با مشکل روبه رو کنند. در چنین شرایطى طبیعى خواهد بود که این روایات, از روى تقیّه صادر شده باشند. گرچه وجود نشانه ها در پاره اى از اخبار, احتمال صدور تقیه اى آنها را تقویت مى کند, ولى به نظر مى رسد, حمل این همه روایات بر تقیه, خالى از اشکال نباشد, زیرا: ۱ . ائمه(ع) وظیفه بیان حقایق را بر عهده داشتند و در چنین مواردى که پاى شرح احکام الهى در میان است, بسیار دور مى نماد که به گمان خطر, مطلبى را, آن هم به این گستردگى بر خلاف باور خویش بیان کنند. ۲ . همواره پنهان کارى در شرایط ضرورت و ناگریزى است و به مقتضاى قاعده (الضرورات تتقدر بقدرها) در چینن حالى لازم بود به همان مقدار بیرون آمدن از تنگنا, و مثلاً دادن جواب کوتاه به سؤال کنندگان و راویان اکتفا شود و از تشریح آن خوددارى گردد. حال آن که در برخى از این روایات, امامان(ع) از این فراتر رفته اند و به شرح و گسترش آن پرداخته اند و حتى گاه افزون بر شرح, به بیان قواعد کلى براى شناختن موارد وجوب زکات نیز پرداخته اند. از باب مثال, در روایت محمدبن اسماعیل, وقتى وى از امام کاظم(ع) از زکات برنج مى پرسد, امام(ع) مى فرماید: (وامّا الأرز فما سقت السماء العشر)۸۵ اما زکات برنج, اگر با آب باران آبیارى شود, است روشن است که اگر ناچارى بود و امام(ع) در جایى بود که نمى توانست حق را بیان کند, مى توانست به جواب کوتاه بسنده کند و بفرماید: (آرى) یا (زکات دارد) ولى دیگر لزومى نداشت که امام با بیان یک قاعده, ذهن پرسشگر را به وجوب زکات در جاهاى دیگر, متوجه کند. یا در روایت زراره, وقتى وى از امام(ع) در مورد زکات ذرت مى پرسد, امام(ع) برابر قاعده مى بایست به شرح حکم ذرت بسنده مى فرمود و حال آن که امام(ع) مى فرماید: (الذره والعدس والسلت والحبوب فیها مثل مافى الحنطه والشعیر وکل ماکیل بالصاع فبلغ الأوساق التى یجب فیها الزکاه فعلیه فیه الزکاه)۸۶ ذرت, عدس و جو و دانه هاى دیگر, مانند جو و گندم است. [یعنى در آنها هم زکات واجب است] و هر چیزى که پیمانه گردد و به اندازه اى برسد که زکات بر آن واجب شود, در آن زکات واجب است. برابر این قاعده, امام, نه تنها زکات ذرت را, که زراره از آن پرسیده است, بلکه زکات همه دانه ها را واجب مى داند و با یادآورى یک قاعده فقهى, ملاک و قلمرو موارد زکات را بیان مى کند. اگر شرایط ناچارى و تقیه بود, با جمله اى کوتاه, پاسخ وى را مى داد.۸۷ ۳ . این که گفته شده در هنگام ناسازگارى روایات, مخالف بودن روایت با آراى فقهاى اهل سنت سبب برترى آن روایت مى شود, درست نیست, زیرا نخست این که در برترى دهندگى آن اختلاف است و همه آن را به تنهایى دلیل برترى روایت نمى شناسند و دیگر این که این, حکم همیشگى نیست. شیخ انصارى بر همین اساس, مخالفت با فتاواى علماى اهل سنت را در همه جا, به عنوان برترى دهنده روایت شیعه و یا نشانه پیشى داشتن و درستى نمى شناسد: (... تعلیلهم(ع) لتقدیم الخبر المخالف للعامه بأنّ الحق والرشد فى خلافهم, وانّ ما وافقهم فیه التقیه, فانّ هذه کلها قضایا غالبیه لا دائمیه)۸۸ علت آوردن امامان(ع) در روایات, به این که: خبر مخالف اهل سنت, پیش مى افتد یا حق و هدایت در مخالفت با آنان است, یا موافقت با آنان از سر تقیه است, همه, حکمتهاى حتمى و همیشگى نیستند, بیشتر این گونه است. ۴ . پیش از این اشاره کردیم که فقهاى اهل سنت نیز, در گسترش وجوب زکات, همرأى نیستند و در بین آنان نیز قول به وجوب زکات, تنها در نه چیز, وجود دارد و محقق و علامه, شمارى از آنان را نام برده اند; از این روى تقیه در چنین جایى معنى ندارد. افزون بر این,بسیارى از فقهاى اهل سنت, ناسازگار با حاکمان آن روزگار بوده اند و چنین نبوده که همه آنان وابسته به حکومتها باشند و مخالفت با فتاواى آنان ممکن نباشد. بنابر این, حمل این همه روایات صحیح, بر تقیه مشکل است.۸۹ * درخور وجوب و وجود (اقتضاء و فعلیت): راه حلى دیگرى که براى جمع بین این دو دسته از روایات (روایات وجوب زکات در نُه چیز و روایات وجوب زکات در بیشتر از آنها) آورده اند, درخور وجوب و وجود است. یعنى افزون بر موارد نُه گانه زکات, شایستگى وجوب دارند. هر چند به مصالحى, شارع, از وجوب کنونى آنها, سرباز زده است. روشن مى نماد, وجوب, تا به مرحله کنونى (فعلیت) نرسد, وظیفه نمى آورد, هرچند به گونه اى باشند که درخور و شایسته آن هستند (اقتضاء) که وجوب بر آنها قرار یابد. آقا ضیاءالدین عراقى, با یادآورى این نکته که روایات وجوب زکات, در نُه چیز, مستفیض, بلکه متواترند, گفته: شاید راه جمع این باشد که وجوب زکات, در چیزهاى دیگر, هنوز به مرحله اى نرسیده که براى مکلفان وظیفه بیاورد (فعلیت).۹۰ بنابر این, در اصل و در مرحله اقتضاء, زکات همه چیزهایى که در روایات به آنها اشاره شده, واجب بوده است, لکن وجوب شمارى از آنها, که همانا نُه چیز باشند, به مرحله کنونى نرسیده اند. این راه جمع, تمام نیست; زیرا, غیر از نُه چیز, در پاره اى از روایات گسترش, به گونه اى بیان شده اند که نشانگر کنونى بودن وجوب, در همه چیزهایند. ابوبصیر مى گوید: به امام صادق(ع) عرض کردم: آیا برنج زکات دارد؟ امام فرمود: آرى. سپس فرمود: (در آن روزگار, در مدینه برنج نبود, تا در آن زکات قرار داده شود, ولى اکنون زکات آن واجب است. چگونه در برنج زکات نباشد, حال آن که مالیات عراق, از برنج است.)۹۱ توضیح امام(ع) درباره این که درآن زمان, برنج نبوده که بر آن زکات بسته شود وگرنه, برنج هم زکات دارد, حکایت از کنونى بودن حکم است. دیگر این که جمع آورى زکات, از دیگر دانه ها, توسط کارگزاران حکومت, در روزگار امامان(ع) بیانگر کنونى بودن وجوب در آنهاست. استحباب: بیشتر فقهاى امامیه, این راه جمع را برگزیده اند ودر غیر نُه چیز فتواى به استحباب داده اند. شیخ مفید در این باره مى نویسد: (ویزکى سایر الحبوب… سنه مؤکده دون فریضه واجبه وذلک انّه قدورد فى زکاه سایر الحبوب آثار عن الصادقین(ع) مع ماورد فى حصرها فى التسعه وقد ثبت أنّ اخبارهم لاتتناقض فلم یکن لنا طریق الى الجمع بینها الاّ اثبات الفرض فیما أجمعوا على وجوبه فیه وحمل ما اختلفوا فیه مع عدم ورود التأکید فى الأمر به, على المؤکده)۹۲ زکات در سایر دانه ها واجب نیست, بلکه مستحب مؤکد است; زیرا در روایاتى از امامان(ع) وجوب زکات در سایر دانه ها هم آمده است, با این که روایاتى از آنان وجود دارد درباره محدود بودن زکات درموارد نُه گانه. پیداست که روایات آنان نمى توانند با یکدیگر ناسازگار باشند. پس براى ما, راهى براى جمع بین این روایات وجود ندارد, مگر این که وجوب زکات را در مواردى که رأى یکسانى بر وجوب زکات در آنها وجوددارد [غیر موارد نُه گانه] ثابت بدانیم و روایاتى را که دربرگیرنده وجوب زکات در موارد اختلافى [غیر موارد نُه گانه] است, حمل بر استحباب مؤکد کنیم. بویژه آن که در فرمان به زکات آنها, همچون موارد نه گانه, تأکید نشده است. به نظر شیخ مفید, چون وجوب زکات در چیزهاى نه گانه, امرى است قطعى و روایات گسترش نیز از نظر سند و دلالت با ارزشند و نمى توان آنها را به کنارى نهاد, هیچ راهى نیست جز آن که روایاتى که گسترش مى دهند وجوب زکات را به غیر نُه چیز, حمل به استحباب کنیم, زیرا جمع بین روایات تا آن جا که ممکن باشد بهتر است, از دور افکندن دسته اى از آنها. شیخ طوسى در استبصار۹۳نیز پس از ذکر روایات, همین شیوه را برگزیده و بسان شیخ مفید در غیر موارد نه گانه, فتواى به استحباب داده است. غیر از شیخ, علامه,۹۴ شهید اول,۹۵ و بسیارى دیگر نیز حمل بر استحباب را بهترین راه دانسته اند. بیشتر فقهاى معاصر نیز, فتواى به استحباب داده اند. ولى باید توجه داشت که در هیچ یک از روایات, جمله و یا عبارتى که بیانگر استحباب زکات در غیر موارد نُه گانه باشد, وجود ندارد و روشن است که فتواى به استحباب نیز, چون وجوب, باید مستند به دلیل باشد وصرف جمع عرفى و تبرعى بین روایات, نمى تواند مستند فتواى به استحباب باشد. آقاى سید ابوالقاسم خویى مى نویسد: (ولا یخفى ان هذا النوع من الجمع وان کان مطرداً فى ابواب الفقه ولکنه غیر منطبق على المقام للتدافع بین مضمون الطائفتین وکونهما من المتناقضین فى نظر العرف بحیث لا قرینه لأحدهما على الاخرى ابداً. فانّا لو جمعنا فى کلام واحد بین قولنا (فیه الزکاه) و (لیس فیه الزکاه) او بین قولنا (عفى عنه الزکاه) و (انه فیه الزکاه) لکان الصدر منافیاً ومضاداً للذیل بحسب الفهم العرفى بالضروره ومن هنا انکر الأستحباب فى الحدائق واصر على الجمع بالحمل على التقیه)۹۶ پوشیده نماند که این گونه جمع بین روایات, هرچند در بابهاى گوناگون فقه, شایع است, ولى با این جا سازگارى ندارد. زیرا از نظرگاه عرف, این دو دسته از روایات, با هم ناسازگارند و معناى یکدیگر را نفى مى کنند. به گونه اى که در هیچ کدام نشانه اى براى دیگرى وجود ندارد. ما اگر بخواهیم جمله (درآن زکات است) و (زکات در آن نیست) و یا جمله (زکات آن بخشیده شده) و (درآن زکات است) را در یک جمله جمع کنیم, به طور یقین در نظر عرف, آغاز و پایان آن, با هم ناسازگارند و از این روى, صاحب حدائق منکر استحباب شده و راه حمل بر تقیه را براى جمع بین روایات برگزیده است. نتیجه این که: فتواى به استحباب, چون فتواى وجوب, دلیل مى خواهد. مجرد ناسازگارى روایات نمى تواند مجوز فتواى به استحباب باشد. غیر از آقاى خویى, دیگران نیز, تنها ناسازگارى روایات را براى فتواى به استحباب کافى ندانسته اند. از این روى, افرادى چون: شیخ انصارى, آقاى میلانى۹۷ و بسیارى دیگر۹۸, گرچه با آنان که فتواى به استحباب داده اند و راهى که براى جمع بین روایات برگزیده اند, همرأیند, ولى در شیوه استدلال آنان خدشه کرده اند. شیخ انصارى پس از بررسى روایات و راههایى را که براى جمع بین روایات پیموده اند, مى نویسد: (وعلیه فلا وجه للاستحباب الاّ فتوى الجماعه وظاهر لفظ العفو فى الأخبار)۹۹ بر این اساس, راهى براى فتواى به استحباب نیست, مگر فتواى گروه فقیهان وظاهر واژه (عفو) که در اخبار آمده است. به باور شیخ, استحباب را باید از ظاهر برخى روایات و جمله: (عفى رسول الله عماسوى ذلک) که در اخبار آمده و آرا و فتاواى, اصحاب, استفاده کرد. بر این اساس, راه حل سوم براى جمع بین روایات, بدین گونه که آن دسته از روایات را که آشکار کننده زکات در غیر چیزهاى نُه گانه است, حمل بر مستحب بودن کنیم, راهى منطقى و پسندیده است, ولى نه به خاطر ناسازگارى بین روایات و لزوم بر طرف کردن آن, چنانکه شیخ مفید و شیخ طوسى بر این نظرند, بلکه به خاطر وجود نشانه ها و دلیلهایى که نشانگر شایستگى و درستى زکات در آن موارد است. در حقیقت به کمک این دلیلها, در مى یابیم که معناى روایات گسترش, وجوب نیست, استحباب است. اکنون براى توضیح بیشتر به برخى از آن نشانه ها, به گونه اى گذرا اشاره مى کنیم: *مشهور فقهاى شیعه, فتواى به استحباب زکات در غیر موارد نه گانه داده اند و روایات گسترش را نیز حمل بر آن کرده اند. بى شک فتواى به استحباب, از سوى فقیهان, بویژه بزرگان و پیشینیان اصحاب, چون: محقق۱۰۰, ابوالصلاح حلبى و دیگران۱۰۱ نمى تواند بدون مستند و دلیل فقهى بوده باشد, از این روى, شاید در نزد آنان روایات و آثارى از امامان(ع) در این خصوص بوده است, ولى اکنون ما از آنها آگاهى نداریم و از دسترسى به آنها بى بهره ایم. قدر مسلم آن که فتواى جزمى آنان به استحباب, حکایت از یقینى بودن حکم در نزد آنان مى کند. بنابر این, فتواى فقهاى شیعه, به استحباب, گواه و نشانه اى است گویا بر این که مواردى که در روایات گسترش آمده است, موارد استحبابى زکات است, نه وجوب, زیرا در روایات انحصار, موارد وجوب شناسانده شده و حکم وجوب از غیر آنها برداشته شده است. * همان طور که شیخ انصارى و دیگران یادآور شده اند, جمله: (وعفى رسول اللّه عما سوى ذلک) که در روایات معتبر تکرار شده است, حکایت از آن مى کند که حکم وجوب پرداخت زکات از غیر نُه چیز بخشیده شده است, ولى استحباب آن با توجه به روایات گسترش زکات به غیر نه چیز, به حال خود باقى است. به عبارت دیگر, ما به کمک این تعبیر مى توانیم اطمینان بیابیم که مراد از روایات گسترش زکات به غیر نُه چیز, وجوب نیست, بلکه استحباب است.۱۰۲ * در پاره اى از روایات از جمله صحیحه على بن مهزیار ۱۰۳, نشانه هایى وجود دارد که مى تواند مؤید حمل بر استحباب در غیر موارد نُه گانه باشد. در آغاز این روایت, امام(ع) بر وجوب زکات در موارد نه گانه و بخشودگى دیگر موارد, از سوى پیامبر(ص) تأکید کرده, ولى در پایان سخن, به واجب بودن زکات در همه دانه ها, به روشنى اشاره دارد. بر این اساس, در این روایت, امام(ع), دو سخن ناسازگار را تصدیق مى کند. در چنین مواردى, وجوب هر دو, نمى تواند مراد جدى امام(ع) باشد. از این روى, طبیعى است که افزون بر موارد نه گانه را حمل بر استحباب کنیم. *در آیات بسیارى, به انفاق اهمیت داده شده است و با تعبیرهایى گوناگون به مؤمنان سفارش شده است که انفاق کنند, از جمله: (وانفقوا فى سبیل اللّه ولاتلقوا بایدیکم الى التهلکه واحسنوا انّ اللّه یحب المحسنین)۱۰۴ و در راه خدا انفاق کنید. [با ترک انفاق] خود را به دست خود به هلاکت نیفکنید و نیکى بورزید که خداوند نیکو کاران را دوست دارد. (فاتقوا اللّه ما استطعتم واسمعوا واطیعوا وانفقوا, خیراً لأنفسکم)۱۰۵ پس تا آن جا که در توان دارید تقواى الهى پیشه کنید و گوش دهید و اطاعت نمایید و انفاق کنید که براى شما بهتر است. (... الذین یقیمون الصلاه ومما رزقناهم ینفقون)۱۰۶ آنان که نماز را به پا مى دارند و از آنچه به آنها روزى کردیم, انفاق مى کنند. از این آیات و مانند آنها, اهمیت انفاق به خوبى استفاده مى شود و این نیز مى تواند تأیید کننده حمل روایات گسترش زکات به غیر نُه چیز, بر استحباب باشد.۱۰۷ بنابر این, به نظر مى رسد استحباب زکات در غیر موارد نه گانه و حمل روایات گسترش, بر استحباب, بهترین راه حل براى جمع بین روایات باشد. * از آن جا که در روایات معتبر, بر وجوب زکات در نُه چیز, تأکید شده, حال یا باید روایات گسترش را حمل بر تقیه کنیم و از دلالت بیندازیم, یا آنها را حمل بر استحباب کنیم و بگوییم زکات در غیر موارد نه گانه مستحب است و برابر قاعده: (الجمع مهما امکن اولى من الطرح) حمل بر استحباب, راهى مناسب براى جمع روایات و عمل به همه آنهاست. تعیین به وسیله حاکم: برخى از فقیهان, راه حل دیگرى براى جمع بین روایات, ارائه داده اند, بدین گونه: پیامبر اکرم(ص) از سوى خدا, مأموریت پیدا کرد, تا آنچه را خداوند تشریع کرده و بر مسلمانان واجب گردانیده از مال خود بپردازند, عملى سازد و مالهاى آنان را پاک سازد: (خذمن اموالهم صدقه, تطهرهم وتزکیهم بها...)۱۰۸ از مالهاى ایشان, زکات بگیر و آنان را پاک ساز و پرورش ده. پیامبر(ص), از جایگاه حاکم و مسؤول اداره جامعه, نُه چیز را که مهم ترین سرمایه آن روزگار, بویژه عربستان به شمار مى آمد, مشمول مالیات زکات قرار داد و در چیزهاى دیگر قرار نداد. بنابر این, نظر, مشخص کردن موارد زکات, در هر زمان, به دست حاکم اسلامى است. او, در هر عصر, هماهنگ با نیاز جامعه و حکومت و نیز نوع ثروت و داراییهایى که در اختیار مردم است, زکات را قرار مى دهد. بر این مبنى, موارد وجوب زکات در زمان پیامبر اکرم(ص), با آنچه در زمان امیرالمؤمنین(ع) و یا امامان دیگر(ع) بوده, متفاوت است. حتى در دوران یک حاکم.چه بسا دایره موارد زکات, گسترش یابد و یا محدود گردد. شمارى از فقهاى۱۰۹معاصر, این نظریه را به میان آورده اند و تقویت کرده اند و در تأیید و استوارسازى آن, دلیلهایى اقامه کرده اند. با این حال, بدان ملتزم نشده اند و تنها از دریچه احتمال بدان نگریسته اند. روشن است که چنین نظرى مى تواند منشأ آثار بزرگى گردد و شیوه نگرش به مسأله زکات و عملکرد دولت اسلامى را دگرگون سازد. از این روى, شایسته است که این نظررا, هرچند در حد یک احتمال, به دقت ارزیابى کنیم و به دلیلهاى که آورده اند, یا مى توان آورد, اشاره کنیم و میزان دلالت هریک را به بوته بررسى نهیم. ۱٫ زکات بر اسب: از پاره اى روایات بر مى آید که حضرت امیر(ع) در دوران زمامدارى, افزون بر موارد نُه گانه, بر اسبها نیز, زکات بست. از جمله در روایت ارزشمندى از زراره و محمدبن مسلم, از امام باقر و امام صادق(ع) روایت کرده اند که فرمود: (وضع امیرالمؤمنین(ع) على الخیل العتاق الراعیه فى کل عام دینارین وجعل على البرازین دیناراً)۱۱۰ حضرت امیر(ع) بر اسبهاى نجیب علف چر, در هر سال دو دینار و بر اسبهاى باربر, در هر سال یک دینار قرار داد. روشن است که اگر آنچه ویژه شده براى زکات, دگرگون ناپذیر بودند, افزودن چیز دیگرى بر آنها جایز نبود. قرار دادن زکات بر اسبها از سوى حضرت امیر(ع), آن هم در دوران حکومت, این حقیقت را مى نمایاند که اولاً, وجوب زکات, ویژه این نُه چیز نیست و هرگاه نیاز بود, افزایش مى یابد. ثانیاً, مشخص کردن منابع زکات, در هر زمان, به دست حاکم اسلامى است. پیامبر اسلام(ص) در صدر اسلام, به خاطر ضعف بنیه مالى مسلمانان و شرایط ویژه آن روزگار و سرزمین, نُه چیز را در قلمرو زکات قرار دادند, ولى در زمان زمامدارى حضرت امیر(ع), که از سویى نیازمندیهاى عمومى و احتیاجهاى دولت اسلامى افزایش یافته بود و از دیگر سوى در سرزمین عراق, محل حکومت آن بزرگوار, بر خلاف حجاز, اسب فراوانى بود, از این روى, وى, از جایگاه حاکم اسلامى اسب را در کنار نُه مورد دیگر قرار داد و قانون زکات را بر آن جارى ساخت. شهید صدر, با اشاره به حدیث بالا, مى نویسد: (آنچه از امیرالمؤمنین(ع) به ثبوت رسیده است که آن حضرت بر مالها, علاوه بر موارد زکاتى که در قانون ثابت اسلامى است, وضع زکات کرد. معمولاً به طور ثابت تعلق زکات در اسلام بر نُه قلم از اموال است, ولى از امام(ع) رسیده است که در دوران خود, بر اموال دیگرى نیز زکات وضع کرد, مانند اسب و غیره. این عنصر متحرک, کاشف از آن است که زکات, به عنوان یک دید اسلامى, مخصوص مال معینى نیست و این حق ولى امر است که زکات را بر هر کالایى که مصلحت بداند طبق ضرورتهاى خاصى, قرار دهد.)۱۱۱ از این سخن استفاده مى شود که آنچه از ناحیه شارع مقدس رسیده است, اصل زکات است به عنوان واجب مهم مالى و تعیین موارد اخذ زکاتَ, به عهده حاکم و مقام ولایت امر است. افزون بر این, از عبارت شهید صدر بر مى آید که امیرالمؤمنین(ع) بر اشیاى دیگرى غیر از اسب نیز زکات قرار داد. ممکن است گفته شود که مالیاتى که على(ع) بر اسبها قرار داد, زکات نبود, بلکه در حقیقت خراجى بود که از مالکان آنها گرفته مى شد. از این روى, این روایت دلیل بر وجوب زکات بر اسب و دیگر چیزها, از سوى حاکم اسلامى نمى شود. این اشکال وارد نیست, زیرا با توجه به این که در روایت دیگرى از مالیاتى که امیرالمؤمنین(ع) بر اسبها بست, به عنوان (صدقه) یاد شده است. مسلم, مراد آن حضرت زکات بوده است, نه خراج. زراره مى گوید به امام صادق(ع) عرض کردم: آیا قاطر زکات دارد؟ امام فرمود: نه. عرض کردم پس چگونه بر اسبها زکات قرار داده شده, ولى بر قاطر قرارداده نشده است؟ امام(ع) فرمود: (لأن البغال لاتلقح والخیل الأناث ینتجن. ولیس على الخیل الذکور شىء قال: قلت: فما فى الحمیر؟ قال: لیس فیها شىء . قال: قلت: هل على الفرس او البعیر یکون للرجل یرکبهما شىء؟ فقال: لا. لیس على مایعلف شىء, انّما الصدقه على السائمه المرسله فى مرجعها, عامها الذى یقتنیها فیه الرجل فامّا ماسوى ذلک فلیس فیه شىء)۱۱۲ زیرا قاطرها, زاد و ولد نمى کنند, ولى اسبهاى ماده مى زایند. وبر اسبهاى نر چیزى نیست. عرض کردم: پس در الاغ چیست؟ فرمود: در آن چیزى نیست. عرض کردم: آیا براسب وشترى که براى سوارى از آنها استفاده مى شود زکات است؟ فرمود: نه. بر حیواناتى که از علف آماده شده تغذیه مى کنند, چیزى نیست. زکات, تنها بر حیوان بیابان چر, واجب است, همان سالى که مالک براى در آمد, اندوخته است. امّا در غیر آن چیزى نیست. از این روایت, که سند آن صحیحه است, استفاده مى شود که آنچه امیرالمؤمنین(ع) بر اسبها قرار داده زکات بوده, نه خراج; زیرا تعبیر (صدقه) با پسوند (سائمه), تنها با زکات, همانندى مى کنند. شاید گفته شود که این روایت, از روى تقیه صادر شده است. پیش از این گفتیم: صدور این روایت نمى تواند از روى تقیه باشد, زیرا زراره که از بزرگان اصحاب امام صادق(ع) و راوى این دو روایت است, هنگامى که فهمید, پاسخ امام(ع) از روى تقیه است, دیگر معنى نداشت که بپرسد: چرا در اسبها زکات است و در قاطرها نیست؟ بنابر این, گمان صدور این روایت, از روى تقیه, مردود است. این نکته نیز درخور درنگ است: امیرالمؤمنین(ع), در حالى بر اسبها زکات قرار داد که پیش از وى, برابر پاره اى از روایات, پیغمبر اکرم(ص), از گرفتن زکات آنها خوددارى کرد و به مردم بخشید. ابو یوسف, از آن حضرت روایت کرده است که فرمود: (تجاوزت لکم عن صدقه الخیل والرقیق)۱۱۳ زکات اسب و برده را, بر شما بخشیدم گذشته از انگیزه هاى این بخشودگى, سخن پیامبر(ص) گویاى آن است: زکات اسب در آن زمان, واجب بوده و تا هنگام بخشش آن حضرت, از مردم گرفته مى شده است. دیگر این که پیامبر اکرم(ص) از جایگاه حاکم اسلامى, زکات اسبها را بر مردم بخشید و على(ع) به عنوان حاکم اسلامى بر آنها زکات قرار داد. روشن است اگر وجوب زکات, تنها در نُه قلم, امرى ثابت و دائمى بود, دیگر قرار دادن زکات اسب موردى نداشت. اگر بخشیدن پیامبر(ص) زکات اسب را, حکمى تشریعى بود, هیچ گاه حضرت على(ع) بر آنها زکات قرار نمى داد.همانا, روایت مورد بحث, در منابع روایى شیعه وجود ندارد, از این روى, امکان دارد در سند آن خدشه کرد. روایت زراره با این که از نظر سند و دلالت, خوب و با ارزش است, ولى فقها بدان فتوا نداده اند و آن را حمل بر استحباب کرده اند. ۲ . روایت بخشش: در روایات زیادى, پس از بیان موارد نه گانه وجوب زکات, این جمله (وعفى رسول اللّه عما سوى ذلک) آمده است. از جمله, در پایان: صحیحه فضلاء, صحیحه عبداللّه بن سنان, صحیحه أبى بکر حضرمى, موثقه حسن بن شهاب و روایات بسیار دیگرى که در بخش پیش به برخى از آنها اشاره کردیم.۱۱۴ برخى گمان برده اند, تأکید پیامبر(ص) بر بخشودگى غیر موارد نه گانه, بیانگر این است که: ۱ . در اصل و در حقیقت, به موجب اطلاقات وعمومات قرآن, همچون: (خذ من اموالهم صدقه)۱۱۵, (آتوالزکاه)۱۱۶, (انفقوا..)۱۱۷ و... و زکات در همه مالها واجب بوده, ولى پیامبر اکرم(ص) بنابه دلایلى آنها را بخشیده است وگرنه بخشش پیامبر(ص) معنى ندارد. باید وجوبى باشد, تا پیامبر(ص) آن را ببخشد.۱۱۸ ۲٫ مسأله بخشیدن زکات از غیر موارد نه گانه در صدر اسلام, تنها بر اساس مصلحت سنجى پیامبر اکرم, از جایگاه حاکم اسلامى و با در نظر گرفتن شرایط زمان و مکان و جایگاه ویژه مسلمانان در صدر اول, انجام گرفته است, نه این که پیامبر(ص) حکم تشریعى را لغو کرده باشد. بر همین اساس, برخى گمان برده اند که جمله: (وعفى رسول الله عما سوى ذلک) اشاره به سیاست پیاده شدن جُسته جُسته احکام زکات است.۱۱۹ اینان بر این نظرند: رسول اکرم(ص) احساس کرد گرفتن زکات از همه مالها و داراییها, براى نو مسلمانان امکان دارد, گران آید و زمینه را براى پیاده شدن کامل این قانون فراگیر الهى مساعد نمى دید; از این روى, از اختیارات حکومتى خویش استفاده کرد و از گرفتن زکات, از دیگر داراییهاى آنان, خوددارى کرد. در روایت على بن مهزیار, که پیش از این گذشت, امام کاظم(ع), اشاره روشن دارد به این که در زمان پیامبر(ص), ذرت, برنج وجود داشته و پیامبر اکرم, زکات آنها را غیر از نُه مورد, بخشیده است و در پایان روایت مى فرماید: (در هر چیزى که پیمانه گردد, زکات وجود دارد.)۱۲۰ گذشته از نشانه هایى که گمان تقیه اى بودن این روایت را تقویت مى کند, دلالت آن نیز, اشکال دارد. زیرا: اولاً, پاره اى نشانه ها حکایت از آن دارند که در ذهن پرسش گران و راویان, این نکته قطعى بوده که سرچشمه هاى زکات در زمان پیامبر(ص) و امامان(ع) یکسان بوده و امامان(ع) در پاسخ به پرسش گران و بیان جاهاى استقرار زکات, این فکر را وازده اند. حال آن که اگر مشخص کردن جاهاى زکات, به عهده حاکم بود, لازم بود, ائمه(ع), پرسش گران را آگاه مى فرمودند, تاگول نخورند. ثانیاً, در پاره اى از روایات, راویان مورد اعتماد, از زکات غلات دیگرى مى پرسیدند, امام بر ثابت بودن حکم زکات, بر اشیاى نُه گانه, تأکید مى ورزد و مى فرماید: پیامبر, دیگر چیزها را بخشید. این, نشان مى دهد که بخشش پیامبر(ص) چیزهاى دیگر را, از آن روى نبوده که حاکم جامعه اسلامى بوده, بلکه وى, بیان قانون الهى مى کرده است. جمیل بن دراج مى گوید: از امام صادق(ع) شنیدم: (رسول خدا, زکات را بر نه چیز قرار داد و دیگر موارد را بخشید.... طیار, به امام(ع) عرض کرد:... در مناطق ما, دانه هاى فراوانى است که آنها را برنج مى نامند. امام(ع) فرمود: در مناطق ما نیز, دانه هاى فراوانى وجود دارد. عرض کرد: پس زکات بر آنها واجب است. امام فرمود: نه. گفتم: رسول خدا دیگر موارد را بخشید.۱۲۱) تأکید امام(ع) بر بخشیدن دیگر موارد و وجوب زکات, تنها در همان موارد نه گانه, حکایت از حکم ثابت شرعى دارد. یعنى این نُه مورد شرعاً ثابتند. ۳ . روایت یونس: پیش از این گفتیم: یونس بن عبدالرحمان, از جمله فقیهانى است که قلمرو ز کات را فراتر از نُه مورد مى داند. وى در توضیح جمله: (وعفى رسول اللّه عما سوى ذلک) مى گوید: (معنا قوله (ان الزکاه فى تسعه اشیاء و عفا عما سوى ذلک) انّما کان ذلک فى اول النبوه کما کانت الصلاه رکعتین ثم زاد رسول اللّه(ص) فیها سبع رکعات, وکذلک الزکاه, وضعها و سنها فى اول نبوته على تسعه اشیاء ثم وضعها على جمیع الحبوب).۱۲۲ معناى سخن پیامبر(ص) از جمله (ان الزکاه فى تسعه...) آن است که در آغاز نبوت, زکات فقط در نُه چیز, واجب بوده است. همان طور که نماز در ابتدا دو رکعت بود, سپس پیامبرخدا(ص) هفت رکعت بر آن افزود. زکات هم این گونه بود. در آغاز نبوت, پیامبر(ص) آن را در نُه چیز قرار داد, سپس بر همه دانه ها واجب کرد. یونس, نُه مورد را, ویژه صدر اول مى داند و بر این باور است که پیامبر(ص) حکم وجوب را به سایر کالاها, گسترده است. گویا به نظر یونس, موارد وجوب زکات, همیشگى و ثابت است, ولى پیامبر(ص) به اراده خداوند, در مراحل بعدى, آن را گسترش داده و چیزهاى دیگرى را نیز, به قلمرو زکات وارد ساخته است. و این احتمال نیز مى رود که مرادیونس, این بوده که مشخص کردن موارد وجوب, به اختیار پیامبر بوده و او, از جایگاه حاکم اسلامى, در آغاز رسالت, آن را در نُه چیز قرار داد و از چیزهاى دیگر, دست برداشت. آن گاه که شرایط مالى مسلمانان بهبود یافت, دامنه زکات را گسترد. براساس این احتمال, از سخنان یونس, استفاده مى شود که در اصل, مشخص کردن موارد زکات, به دست حاکم و از اختیارات اوست و به هرگونه صلاح بداند, مى تواند بر قلمرو آن بیفزاید و یا از آن بکاهد. گروهى احتمال داده اند که: ثقهالاسلام کلینى, که سخن یونس را در زیر روایتى در کافى آورده, با وى همرأى است.۱۲۳ براى اثبات ویا تقویت این احتمال, دلیلى دردست نداریم, هرچند از چگونگى باب بندى کتاب زکات کافى, همان گونه که پیش از این گفتیم, چنین پندارى به ذهن مى آید. به این سخن یونس خرده گرفته اند. نخست این که: خلاف ظاهر بسیارى از روایات است. اگر پیامبر(ص) خود موارد زکات را به دیگر چیزها گسترده بود, دیگر معنى نداشت که درسده هاى بعد, امامان(ع) بر وجوب آن , تنها در همان موارد نه گانه و بخشش پیامبر از دیگر موارد تأکید کنند. شیخ طوسى, درباره سخن یونس, که به گونه اى جمع بین روایات است, مى نویسد: (ولا یمکن حملها على ماذهب الیه یونس بن عبدالرحمان انّ هذه التسعه اشیاء کانت الزکات علیها فى اوّل الإسلام ثم اوجب اللّه بعد ذلک فى غیرها من الأجناس, لأن الأمر لوکان على ماذکره لما قال الصادق(ع) (عفا رسول اللّه عما سوى ذلک) لانّه اذا أوجب فیما عدا التسعه الأشیاء بعد ایجابه فى التسعه, لم یبق شیئى معفوعنه, فهذا القول واضح البطلان)۱۲۴ ممکن نیست بین روایات, آن گونه که یونس بن عبدالرحمان گفته است جمع کرد. بدین گونه که در آغاز اسلام, زکات در نه چیز واجب بوده و سپس خداوند, در چیزهاى دیگر هم واجب گردانید. زیرا اگر همان گونه که او گفته است, مى بود, امام صادق(ع) نمى فرمود: (پیامبر زکات دیگر موارد را بخشیده است) چون اگر پیامبر(ص) بعد از واجب کردن زکات در نُه چیز, در چیزهاى دیگر هم واجب کرده باشد, دیگر جایى براى بخشش پیامبر باقى نمى ماند. [و این سخن که پیامبر(ص) دیگر موارد را بخشیده] بى مورد است. پس نادرستى سخن یونس روشن است. به باور شیخ, اگر پیامبر اکرم(ص) آن گونه که یونس گفته است, موارد زکات را گسترده, امامان(ع) نمى بایست بر وجوب زکات, فقط در نه چیز, به بخشش پیامبر استناد کنند. غیر از شیخ, دیگران نیز این اشکال را بر یونس وارد دانسته اند.۱۲۵ دیگر این که چنین برداشتى از کلام یونس, خلاف ظاهر است; زیرا سخن وى, بر فرض که درست هم باشد, نظر به این دارد که قلمرو وجوب زکات, تنها نُه چیز نیست, نه این که مشخص کردنِ موارد به دست حاکم باشد. از تشبیه زکات به نماز, به خوبى استفاده مى شود که منظور یونس, آن است که پیامبر(ص) به اراده خداوند بر موارد وجوب زکات افزود و این, ارتباطى به مشخص کردن موارد زکات, از سوى حاکم ندارد. ۴ . اختلاف روایات: گفتیم که روایات در مشخص کردن موارد زکات, گوناگونند. پاره اى زکات را تنها در نُه چیز دانسته اند: (فى تسعه أشیاء لیس فى غیرها۱۱۶ شىء)۱۲۶ پاره اى آن را در هر چیزى که پیمانه شود, واجب دانسته اند: (الزکاه فى کل شئ کیل)۱۲۷٫ در پاره اى از روایات زکات از برنج, عدس و... برداشته شده و در برخى تأیید شده است و... اسناد این روایات هم, خوب است. بر این اساس, گروهى احتمال داده اند که نفس وجود اختلاف آن هم به این گستردگى در روایات, بیانگر این نکته است که مشخص کردن منابع زکات, وابسته به مصالح دگرگون شونده, و در اختیار حاکم اسلامى است. در حقیقت ائمه(ع), هریک در موقعیت خاص خویش, مواردى را در قلمرو زکات دانسته اند. ولى همان طور که پیش از این گفتیم, براى جمع بین روایات, فقها راههاى دیگرى را چون: حمل بر استحباب وحمل بر تقیه… رفته اند. افزون بر این, اگر مشخص کردن موارد به دست حاکم بود, مى بایست در میان راویان و شیعیانى که این مسائل را از امامان(ع) مى پرسیدند و یا در پاسخ امامان(ع) به ایشان, این مطلب نموده مى شد و به این نکته اشاره مى شد. و حال آن که در هیچ یک از روایات, چنین چیزى دیده نمى شود. در اصل, در ذهن شیعیان نیز, چنین مطلبى نبوده است, بلکه از تعابیرى که در روایات به کار رفته است, خلاف این نیز استفاده مى شود. امام صادق(ع) مى فرماید: (واللّه ما أعرف شیأ علیه الزکاه غیر هذا)۱۲۸ به خدا قسم, چیزى را که زکات بر آن واجب باشد, غیر از این [نه چیز] نمى شناسم. تأکید امام(ع) بر وجوب زکات در نُه چیز و نیز تعبیر: (ما أعرف شیأ...) نشان مى دهد که ائمه(ع) موارد مشخص شده و ثابت زکات را بیان مى کرده اند و گرنه, اگر به دست خود آنان بود, مى فرمودند: چه چیزهایى زکات دارد و چه چیزهایى زکات ندارد. ۵ . وظیفه حاکم: نکته دیگرى که شاید بتواند این دیدگاه را تأیید و تقویت کند, این که: برابر روایات با ارزش و ارجمند, حاکم اسلامى وظیفه دارد, تک تک مسلمانان را زیر پوشش حمایت خویش قرار دهد, راهها, شهرها, روستاها و جاى زندگى آنان را امن سازد, شرایط مساعدى براى اجراى عدالت و رشد و کمال مردم, فراهم آورد, نابسامانیهاى مالى را سامان دهد, کشور اسلام را از دستبرد دشمنان, پاس دارد, بنیه دفاعى مسلمانان را, با تهیه ساز و برگ نظامى و فراهم آوردن امکانات لازم, تقویت کند و... روشن است که از سویى, انجام این کارهاى مهم, به بودجه عظیمى نیاز دارد و از سوى دیگر, شرایط در همه جا, یکسان نیست و در هر سرزمینى, به خاطر شرایط اقلیمى و نوع داراییها و میزان بهره مندى از دهشهاى طبیعى و... فرق مى کند. از این روى, با موارد نُه گانه وجوب زکات, که بسیارى از آنها, اهمیت خویش را امروز از دست داده اند, نمى توان, به این کارهاى مهم دست زد و نیازهاى جامعه اسلامى را برآورد. پس مسؤولیتهاى بزرگ حاکم, ایجاب مى کند که مقدار بودجه براى دستیابى به آن هدفها و موارد برآوردن آن, تغییر پذیر باشد و در هر زمان, حاکم منابع زکات را مشخص کند. از پاره اى روایات, استفاده مى شود که پیوستگى ژرفى بین انجام این وظیفه ها از سوى حاکم و پرداخت مالیات اسلامى, وجود دارد. به گونه اى که سرباز زنندگان از پرداخت, از خدمات محروم مى گردند. امیرالمؤمنین(ع) مخنف بن سلیم را مأمور جمع آورى زکات خاندان بزرگ بکربن وائل, کرد و در دستور العملى به وى نوشت: (فمن کان من اهل طاعتنا من اهل الجزیره وفیما بین الکوفه وأرض الشام, فادّعى, انه ادى صدقته الى عمال الشام, وهو فى حوزتنا, ممنوع قد حمته خیلنا ورجالنا, فلا تجزله ذلک. وان کان الحق على مازعم انه لیس له ان ینزل بلادنا ویؤدى صدقه ماله الى عدوّنا۱۲۹٫٫٫) پس هر کس از پیروان ما, از اهالى جزیره و بین کوفه و سرزمین شام, ادعا کرد: زکات مال خود را به کارگزاران شام پرداخته است و حال آن در سرزمین و حوزه حکومت ما به سر مى برد, هیچ یک از سوارگان و پیادگان ارتش اسلام, حق ندارند از او پاس دارد و پشتیبانى کند. و اگر گمان مى برد که حق چنان است که او مى پندارد حق ندارد در سرزمین و حوزه حکومت ما فرود آید و زکات مال خود را به دشمن ما بپردازد. در سیره خلفا و حاکمان صدر اسلام نیز, این معنى دیده مى شود. حاکم طائف, به خلیفه دوم نوشت که زنبورداران از پرداخت زکات عسل خویش که در زمان پیغمبر(ص) مى پرداختند, خوددارى مى کنند, تکلیف چیست؟ خلیفه در پاسخ به وى, دستور داد: (ان ادوا الیک ما کانوا یؤدونه الى النبى(ص) فاحم لهم اودیتهم وان لم یؤدوا الیک ماکانوا یؤدونه الى النبی(ص) فلاتحم لهم۱۳۰ اگر آنچه را به پیامبر(ص) مى پرداختند, اکنون به تو مى پردازند, آنان را پشتیبان باش و بیابانهاى آنان را [محل پرورش زنبور و کشتزار] نگهبانى کن ولى اگر آنچه را در زمان پیامبر(ص) مى پرداختند, اکنون نمى پردازند, از آنان حمایت نکن. از این عبارات امکان دارد استفاده شود که: اولاً, در زمان پیامبر و خلفا, زکات عسل, دست کم, از سرزمینهاى آبادى چون طائف گرفته مى شده است. ثانیاً, حاکم اسلامى, برنامه هاى خویش را به پشتوانه همین بودجه انجام مى دهد و در حقیقت, پرداخت مالیات اسلامى, افزون بر جنبه هاى عبادى, وظیفه اى است که در برابر بهره مندى از خدمات و استفاده از جامعه سالم است که دولت اسلامى آن را به وجود آورده است. ناگفته نماند این تنها احتمال است, زیرا افزون بر ضعف سند این اخبار, دلالت آنها هم روشن نیست و چنین مسائلى نمى تواند دلیل تعیین موارد زکات به دست حاکم باشد. آنچه از زنبورداران طائف گرفته مى شده است گویا خراج و مالیاتى بوده است که بر اساس قرار داد مى پرداخته اند. ۶ . فلسفه تشریع زکات: در روایات فراوانى, به فلسفه تشریع زکات به روشنى اشاره شده, از جمله: در روایتى از امام کاظم(ع) آمده است: (انّما وضعت الزکاه قوتاً للفقراء وتوفیراً لأموالهم.۱۳۱) زکات نهاده شده است, تا غذاى فقیران فراهم شود و اموال آنان فزونى یابد. یا امام صادق(ع) مى فرماید: (انّما وضعت الزکاه اختباراً للأغنیاء و معونه للفقراء ولوان الناس ادّوا زکاه اموالهم مابقى مسلم فقیر محتاجاً۱۳۲٫٫٫) وجوب زکات آزمایشى است براى ثروتمندان و کمکى براى نیازمندان. و اگر مردم زکات مالهاى خود را بپردازند, مسلمان فقیر و نیازمندى یافت نخواهد شد. از این روایات و مانند آن, به خوبى استفاده مى شود که انگیزه وجوب زکات, بر آوردن نیاز نیازمندان است و رساندن سطح زندگانى آنان, به سطح زندگى مردمان میان حال. بى شک تحقق چنین هدفى, بر عهده دولت اسلامى قرار دارد. حاکم اسلامى باید زمینه اجراى این تعادل اقتصادى را فراهم آورد و فقر و محرومیت را ریشه کن سازد. از آن جا که نیازها در زمانها و مکانها و شرایط گوناگون فرق مى کند, مى توان نتیجه گرفت که بایسته فلسفه تشریع زکات و راست آمدن چنین هدفهایى آن است که مشخص کردن موارد زکات در هر عصر, به دست حاکم باشد تا با در نظر گرفتن موقعیت و نیاز محرومان و بر آوردن نیازهاى اجتماعى, از مردم زکات بگیرد و در صورت بسنده نبودن موارد نه گانه و یا تغییر ارزشمندى موارد, بر چیزهاى دیگرى نیز زکات ببندد. و باز هم اگر بسنده نبود, با قرار دادن مالیاتهاى دیگر, هدفهاى اسلام را تحقق بخشد. امام کاظم(ع) مى فرماید: (على الوالى فى حاله عدم کفایه الزکاه ان یمون الفقراء من عنده بقدر سعتهم حتى یستغنوا.۱۳۳) اگر موارد زکات, نیاز نیازمندان را بر نیاورد, بر حاکم است که از نزد خویش نیاز فقیران را برآورد, به گونه اى که بى نیاز گردند. شهید صدر در توضیح این روایت مى نویسد: (کلمه (من عنده) (نزد خود) دلالت بر این دارد که مسؤولیت در این مجال متوجه ولى امر است که با همه امکانات خود, غیر از اقلام نه گانه ویژه زکات, به برآوردن نیاز یاد شده بپردازد. بنابر این, در این جا هدف ثابتى مطرح است و باید ولى امر, آن را تحقق بخشد. با امکاناتى که در اختیار دارد, در این راه یعنى تحقق بخشیدن به حداقل ثروت و سطح زندگى متوسط افراد جامعه اسلامى, کوشش به عمل آورد۱۳۴٫٫٫) در صدر اسلام, منابع نه گانه زکات, مهم ترین و بزرگترین ثروت روز را تشکیل مى داده اند. افزون بر غلات چهارگانه و دامهاى سه گانه که اقلام درشت ثروت بوده اند, طلا و نقره نیز, تنها ابزار داد و ستدهاى مردم بوده و ملاک و معیار ارزش کالاها به شمار مى رفته اند از این روى, منابع یاد شده, نیازهاى محرومان و جامعه را بر مى آوردند, ولى اکنون که پاره اى از موارد نُه گانه, اهمیت خویش را از دست داده اند, پر آشکاراست که این نُه چیز, براى برطرف کردن نیازها بسنده نیستند. کاشف الغطاء ,که حدود یکصدو پنجاه سال پیش مى زیسته, پس از بر شمردن شرایط وجوب زکات, در دامهاى سه گانه, مى نویسد: (فلا زکاه فى بهائم ایران ولاخراسان ولاآذربایجان الاّ ماشذَّ و ندر منها لانّها تعلف الشهرین والثلاثه.۱۳۵) پس زکاتى در چهارپایان ایران و خراسان و آذربایجان نیست, جز در موارد بسیار اندک, زیرا آنها در دو یا سه ماه از سال را, از علفهاى آماده تغذیه مى شوند. بنابر این, فلسفه تشریع زکات, دگرگون شدن نیازها, کم اهمیت شدن موارد نُه گانه در روزگار ما و... ایجاب مى کند حاکم اسلامى, که عهده دار این مهم است, در هر زمان, موارد زکات را مشخص سازد. گروهى از فقیهان روزگار ما, با برشمردن زوایاى دیگرى از فلسفه تشریع زکات و نیز روشن کردن جایگاه حاکم و اشاره روشن به این که زکات از جمله احکامى است که انگیزه جعل آن روشن است و مى تواند گسترش یابد, این نظر را پذیرفته اند.۱۳۶ با این همه, به این دلیل نیز خدشه هایى وارد شده که به برخى از آنها اشاره مى کنیم: ۱ . در خود همان روایاتى که فلسفه و حکمت تشریع زکات بیان شده, بر این نکته نیز, به روشنى اشاره شده که این موارد نُه گانه, اگر به تمام و کمال جمع آورى گردند, نیازهاى جامعه اسلامى را برآورده مى کنند از جمله در پایان روایات زراره آمده: (... لو علم انّ ذلک لا یسعهم لزادهم.۱۳۷) اگر موارد نه گانه, نیازها را بر آورده نمى کردند, خداوند آنها را زیاد مى فرمود. بنابر این, اگر چه پاره اى از موارد زکات, در جایى و یا زمانى, امکان دارد کم باشند, ولى اگر همان موارد, به دقت, از سوى کارگزاران دولت اسلامى گردآورى شوند و مالهاى ثروتمندان از این جهت بررسى شوند, نیاز فقیران و دیگر نیازها را برآورده مى سازند چنانکه در روایت نیز, به روشنى به کفایت این موارد, اشاره شده است.۱۳۸ بله, جمع آورى دقیق زکات, مى تواند به اندازه درخورى حجم آن را افزایش دهد, با این حال, بعید مى نماد همه نیازها را برآورد, زیرا همان طور که پیش از این اشاره کردیم در روزگار ما, با طلا و نقره مسکوک داد و ستد نمى شود و قانون زکات آنها را در برنمى گیرد. همچنین شتر, که در گذشته از ارکان مهم سرمایه به حساب مى آمده, اکنون در آستانه نابودى قرار دارد یا گاو و گوسفند, گرچه نقش مهمى در برآوردن شیر و گوشت و فرآورده هاى لبنى دارند و شمار بسیارى از آنها براى همین منظور پرورش داده مى شوند, ولى همه آنها در مراکز دامپرورى نگهدارى و تغذیه مى شوند و به اصطلاح بیابان چر نیستند و قانون زکات آنها را در بر نمى گیرد. غلات چهارگانه نیز, از آن جا که از چاههاى عمیق و نیمه عمیق, آبیارى مى شوند, زکاتى که به آنها واجب مى شود, بسیار اندک است: پنج درصد, اگر دیگر شرایط را داشته باشند. بنابر این از موارد نه گانه وجوب زکات, تنها روى غلات چهارگانه مى شود حساب بازکرد که خیلى بعید مى نماد بتوان از این راه, نیازها را برآورد. ۲ . بله, باید نیاز نیازمندان برطرف شود و فقر و محرومیت ریشه کن گردد. ولى باید توجه داشت که غیر از زکات مالیاتهاى دیگرى نیز وجود دارد که حاکم مى تواند از آنها در این مسیر بهره ببرد, مانند: خمس, خراج, جزیه, انفاقات, صدقات مستحبى, موقوفات و... افزون بر این, انفال و ثروتهاى عمومى در اختیار حاکم قرار دارند, وى مى تواند از آنها نیز استفاده کند. پس هیچ نیازى نیست که حاکم موارد دیگرى را در قلمرو زکات وارد کند. البته این درجاى خود ثابت شده است که اگر بازهم مالیاتهاى اسلامى کفایت نکرد, حاکم اسلامى مى تواند از راههاى دیگر به اندازه برآوردن نیازها, از مردم مالیات بگیرد. . جمع بندى از مجموع آنچه در این بخش به اختصار آوردیم, مى توان نتیجه گرفت: دیدگاه تعیین موارد زکات به دست حاکم در هر زمان, که به صورت یک احتمال از سوى گروهى از فقیهان روزگار ما ابراز شده است, با توجه به نشانه هایى که بدانها اشاره کردیم, دیدگاه مناسب مى نماد, گرچه رأیى خلاف مشهور است و دلیلها و تأییدها که براى آن اقامه شده, استوار و قوى نیستند. یگانگى خمس و زکات نکته مهمى که چه بسا راه حل اساسى براى این مطلب باشد, بررسى این مسأله است که آیا راست آمدن هدفها و حکمتهایى که بدان اشاره کردیم, تنها از بودجه زکات امکان دارد و یا مجموعه مالیاتهاى اسلامى, بودجه حکومت و در اختیار ولى امر مسلمانان قرار دارند و به جز برخى جاهاى مصرف, که در روایات تأکید شده که باید از بودجه خاصى برآورده شوند, دیگر نیازها را به گونه شایسته و با استفاده از آنها برطرف مى کند؟ به نظر مى رسد که اگر این مساله, به دقت بررسى شود که آیا خمس و زکات, دو مالیات جداى از یکدیگرند یا این که همه آنها در حقیقت زیر مجموعه (واجب مالى) هستند که بودجه نظام اسلامى را تشکیل مى دهند و در مجموع گرفتن و هزینه کردن آنها به دست حاکم است. براى روشن شدن موضوع, تا اندازه اى گسترده تر, وارد بحث مى شویم: خمس و زکات, کامل کننده یکدیگر در کنار زکات, مالیاتهاى دیگرى از جمله خمس, مطرح است و به نظر مى رسد آنها دو مالیات جداى از هم نیستند, بلکه کامل کننده یکدیگرند و براى هدفى یگانه نهاده شده اند این دو واجب مالى ثابت, گرچه هریک از منابعى خاص برآورده مى گردند, ولى در بسیارى از احکام همانندند.هر دو عبادتند و نیاز به قصد قربت دارند, هر دو سبب پاکى مالها و تزکیه نفس مى شوند و فلسفه تشریع آنها, یکسان است. در حقیقت, خمس و زکات, دو رکن مهم نظام مالیاتى اسلام را تشکیل مى دهند. ثروتمندان, در راستاى راست آمدن عدالت اجتماعى باید بخشى از مال و داراییهاى خویش را مستقیم و یا از راه دولت اسلامى به گروههاى فقیر و نیازمند و برآوردن نیازهاى عمومى و بر آوردن مصالح مسلمانان, انتقال دهند. شاید براى همین بوده است که بسیارى از پیشینیان از فقها, مسائل مربوط به خمس را در کتاب مستقلى در فقه نیاورده اند, بلکه بیشتر, مسائل آن را در ذیل کتاب زکات و یا در بین بحثهاى دیگر آورده اند. چنانکه ابوالصلاح حلبى از پیشینیان فقهاى امامیه (۴۴۷ ـ ۳۷۴هـ ق.) مسائل مربوط به خمس و زکات و برخى دیگر از واجبات مالى را در فصلى زیر عنوان (حقوق مالى) آورده است.۱۳۹ شیخ طوسى نیز در خلاف, قسمتى از مسائل مربوط به خمس را در کتاب زکات و بخشى از آن را در کتاب (فىء وقسمه الغنائم) وکتاب (قمسه الصدقات) قرار داده است.۱۴۰ در (مبسوط) نیز مسائل مربوط به خمس در (کتاب زکات) آمده است.۱۴۱ سید مرتضى در (انتصار)۱۴۲و دیگر کتابهاى فقهى. بر همین اساس گروهى از محققان احتمال داده اند که در واقع خمس هم نوعى زکات و یا از شاخه هاى زکات است; زیرا زکات معناى گسترده اى دارد و همه گونه هاى صدقات واجب وحتى خمس و دیگر واجبات مالى را در بر مى گیرد. تعبیراتى نظیر (الطهاره والنماء) ویا (مایخرجه الإنسان من حق اللّه تعالى الى مستحقیه) و (الحق الواجب فى المال) و مانند آن که در کتابهاى فقه ولغت درمعناى (زکات) آمده است, مى تواند پشتیبان این احتمال باشد۱۴۳٫ علامه عسکرى با اشاره به گستردگى معناى زکات, در قرآن مى نویسد: (وبما انّ الزکات لوحظ فیها الوجوب, ایّ حق اللّه فى المال, نرى انها تشمل انواع الصدقات الواجبه والخمس الواجب و غیر هما من کل ما کتب اللّه على الأنسان فى المال ویشهد لهذا ماورد فى کتاب رسول اللّه لملوک حمیر: (وآتیتم الزکاه من الغنائم خمس اللّه وسهم النبى وصفّیه وما کتب الله على المؤمنین من الصدقه) فان لفظ (من) بعد الزکاه لبیان انواع الزکاه المذکوره بعدها...)۱۴۴ از آن جا که در زکات, واجب بودن حق خداوند در اموال, مقرر گردیده, مى بینیم که همه گونه هاى آن را: صدقه هاى واجب و خمس واجب و غیر آن دو, هرآنچه خداوند بر انسان قرار داده است, در بر مى گیرد. گواه این سخن نامه پیامبر اکرم(ص) به پادشاهان حمیر است که: (وبپردازید زکات را از غنیمتها, خمس خدا و رسول برگزیده او, و آنچه خداوند از صدقه بر مؤمنان واجب گردانیده است.) واقع شدن کلمه (من) پس از زکات, براى بیان گونه هاى زکاتهایى است که پس از آن آمده اند. به موجب این احتمال, که گروهى دیگر از فقیهان روزگار ما, نیز آن را یادآور شده اند, و کار برد گسترده واژه (زکات) در قر آن و احادیث, امکان دارد استفاده شود که زکات, به معناى گسترده, همه واجبات مالى, چه خمس و زکات و چه دیگر واجبات مالى را, در بر مى گیرد. بنابر این, منابع خمس و زکات کامل کننده یکدیگرند, چه آن طور که احتمال دادیم, آنها دو شاخه و دو فرع از یک اصل مالیاتى باشند و چه دو واجب مستقل مالى وجداى از یکدیگر باشند. از این روى, بر فرض که گذشت زمان, نوع سرمایه ها را تغییر دهد و به جاى گاو و گوسفند و شتر و موارد دیگر زکات, سرمایه ها و کالاهاى دیگرى عمده داراییها را تشکیل دهند و... در این اصل مهم که براى راست آمدن هدفهاى الهى و ریشه کن شدن فقر و محرومیت و... باید برخورداران, بخشى از داراییهاى خود را به عنوان مالیات بپردازد, فرقى نمى کند; زیرا اگرقانون زکات آنها را در بر نگیرد, قانون خمس آنها را بر مى گیرد. از آن جا که هم منابع خمس و هم مقدارى که از مال, باید از باب خمس جدا گردد, بسیار بیشتر از زکات است, مى تواند به آسانى هدفهاى اسلامى را تحقق بخشد. از باب نمونه: منابع خمس, همه درآمدها و فایده هایى است که بهره انسان مى شود. روشن است که , یا بیست درصد مجموعه درآمدى که از راههاى گوناگون به دست مى آید, اگر درست گردآورى شود, از همه منابع زکات بیشتر است. بنابر این, خمس, که کامل کننده زکات است, همه گونه هاى داراییها را در بر مى گیرد. بویژه هم خمس و هم زکات در اختیار دولت اسلامى قرار مى گیرد, تا هزینه کند. امکان دارد گفته شود: که هزینه هاى (مصارف) خمس و زکات فرق مى کند. برابر آیات شریفه و روایاتى که از امامان رسیده, زکات بسیار گسترده است و موارد مصرف خمس محدود. در خمس, نیمى از حکومت است, که در زمان غیبت در اختیار ولى امر مسلمانان, یا فقیه جامع الشرایط قرار مى گیرد و نیم دیگر هم براى روبه راه کردن زندگى فقیران و نیازمندان و برآوردن هزینه در راه ماندگان از سادات و... بله, درست است که مصرفهاى خمس و زکات, تفاوت دارند, ولى: ۱ . بسیارى از فقها, از جمله امام خمینى, آن را حق یگانه و همه آن را در اختیار حاکم اسلام مى دانند که وى زندگى سادات فقیر را از آن تأمین کند و به هر گونه که مصلحت بداند در مصالح اسلام و مسلمانان به مصرف برساند. در حقیقت, حاکم, زندگى نیازمندان از سادات را باید از این گونه مالیات, برآورده سازد, نه این که نیمى از مجموعه خمس مال آنان باشد. ۲ . بر فرض که نیمى از آن هم در اختیار حاکم باشد, با توجه به درصد بالا و نیز گستردگى قلمرو آن باز هم مى تواند بودجه مهمى را تشکیل دهد. ۳ . در جاى خود ثابت شده است که خمس و زکات و دیگر مالیاتها را باید در اختیار امام(ع) و حاکم اسلامى گذارد و پیداست که اگر همه این مالها در اختیار حاکم باشد, بسیارى از این ناهماهنگیها و اشکالهایى که مطرح مى شود, پیش نمى آید. زکات نقدین دو مورد از منابع نه گانه برآوردن زکات, درهم و دینار سکه زده شده اند و رایج. دیدگاه مشهور در بین فقهاى شیعه آن است که: بر درهم و دینار, با چهار شرط, زکات واجب مى شود: ۱ . جنس آنها از طلا و نقره باشد. ۲ . پول رایج باشند و سکه زده شده. ۳ . میزان آنها به نصاب لازم (بیست مثقال در نصاب اول و چهار مثقال در نصاب دوم, براى دینار. یکصد و پنج مثقال در نصاب اول و بیست و یک مثقال در نصاب دوم براى درهم.) برسد. ۴ . یک سال کامل و بدون هیچ تغییرى در نزد مالک راکد بماند. بنابراین, طلا و نقره اى که در زمان ما, به گونه شِمش و با قطعات گوناگون در دست مردم و یا مراکز مالى نگهدارى مى شوند, زکات ندارند, چون سکه زده شده نیستند. همچنین پولهاى رایج و اوراق بهادارى که در داد و ستدها کاربرد دارند, زکات ندارند زیرا جنس آنها از طلا و نقره نیست. روشن است که با وجود این شرایط و تعریفى که از نقدین ارائه شده این دو مورد از منابع برآوردن زکات, نمونه خارجى در زمان ما ندارند و بر هیچ یک از اوراق بهادار, اسناد مالى, و میلیاردها ریال پولهاى انباشته شده در بانکها و مراکز مالى که مهم ترین وسیله داد و ستد در عصر حاضر به حساب مى آیند, درخور برابرى نیستند. با این همه, در این مسأله, فقهاى امامیه اتفاق دارند. فقها, هم بر اصل وجوب زکات درهم و دینار و هم بر لزوم تحقق شرایطى که بر آن اشاره کردیم براى وجوب زکات همرأیند. چنانکه شیخ در خلاف ۱۴۵ و سید مرتضى در انتصار۱۴۶ و ابن زهره در غنیه۱۴۷ و علامه در تذکره۱۴۸ و منتهى۱۴۹ و صاحب مدارک۱۵۰ و صاحب جواهر۱۵۱ و بسیارى دیگر ادعاى اجماع و نبود ناهماهنگى کرده اند. مستند فقها روایات ارزشمندى است که اینک به برخى از آنها اشاره مى کنیم: ۱ . در روایت صحیح آمده که على بن یقطین, به حضرت ابوابراهیم موسى بن جعفر(ع) عرض کرد: در نزد من, نزدیک به یک سال است, چیزهاى با ارزشى [درهم و دینار, طلا و نقره] وجود دارد, آیا زکات آنها بر من واجب است؟ امام(ع) فرمود: (لا, کل مالم یحل عندک علیه الحول فلیس علیک فیه زکاه. وکل مالم یکن رکازاً فلیس علیک فیه شیئ) قال قلت: وماالرکاز؟ قال: الصامت المنقوش)۱۵۲) نه. هرچیزى که در نزد تو باشد و سال بر آن نگذرد, زکات ندارد. و هرچیزى که رکاز نگردد, زکات آن بر تو واجب نیست. عرض کردم: رکاز چیست؟ فرمود: (پول) سکه دار راکد. ۲٫ در روایت معتبر دیگرى, جمیل بن دراج از امام صادق و امام کاظم(ع) روایت کرده است که فرمودند: (لیس على التبر زکات, انما هی على الدراهم والدنانیر۱۵۳) طلا و نقره خام [سنگ طلا و نقره] زکات ندارند. زکات, بر درهم و دینار مسکوک مقرر شده است. شرط مسکوک بودن درهم و دینار و گذشت یک سال, براى وجوب زکات از این روایات به خوبى استفاده مى شود. شرط رسیدن به نصاب و طلا و نقره بودن جنس آنها نیز امرى روشن است و افزون بر اتفاق فقها, روایات فراوانى نیز بر آن دلالت دارند که نیازى به یادآورى آنها نمى بینیم. در مسأله زکات نقدین, نکته مهمى که وجودارد این که: معنى و مقصود از نقدین که با تعبیرهاى: (ذهب و فضه) (درهم و دینار) و (المال الصامت) در منابع اسلامى آمده, چیست؟ آیا درهم و دینارى که در روایات آمده اندو زکات بر آنها واجب شده, موضوعیت دارند و مخصوص پولهاى درگردش آن زمان بوده است؟ و یا موضوعیت ندارند و منظور پولى است که در دست مردم راکد بماند و مورد استفاده قرار نگیرد؟ همان طور که اشاره کردیم فقهاى ما, فقط همان پول در گردش آن زمان را با شرایط و خصوصیاتى که برشمردیم, داخل در قانون زکات دانسته اند و پولهاى امروز, مانند اسکناس, سکه هاى فلزى غیر طلا و نقره و... را خارج از قلمرو این حکم مى دانند. البته فقهاى عامه, به جز حنبلیان, پولهاى در گردش در هرزمان را داخل نقدین مى دانند و براین باورند: هدف شارع آن بوده است: از پولى که کنز مى شود و بیش از یک سال از جریان اقتصادى کنار مى رود و در یک جا راکد مى ماند, مالیات اخذ کند. در آن زمان, چنین پولى طلا و نقره مسکوک بوده و اکنون اسکناس است. عبدالرحمان جزیرى در: (فقه على المذاهب الاربعه) مى نویسد: (جمهور الفقهاء یرون وجوب الزکاه فى الاوراق المالیه, لانّها حلت محل الذهب والفضه فی التعامل, و یمکن صرفها بالفضه بدون عسر, فلیس من المعقول ان یکون لدى الناس ثروه من الاوراق المالیه ویمکنهم صرف نصاب الزکاه منها بالفضه, ولایخرجون منها زکاه, ولذا اجمع الفقهاء ثلاثه من الأئمه على وجوب الزکاه فیها وخالف الحنابله فقط...۱۵۴ عموم فقیهان برآنند که در اوراق مالى, زکات واجب است; زیرا آنها اکنون در داد و ستدها, به جاى طلا و نقره به کار مى روند و به آسانى مى توان آنها را به نقره تبدیل کرد. بنابراین, عقلایى نیست که در نزد مردم سرمایه و ثروت بزرگى از اوراق مالى باشد, و براى آنان تبدیل نصاب آنها به نقره امکان داشته باشد, با این حال, زکات آن را خارج نکنند. از این روى, همه فقهاى مذاهب اهل سنت, به غیر از حنبلیان که مخالفت کرده اند, براین نظرند. همانا, در میان فقهاى سه مذهب یادشده اهل سنت نیز, کم وبیش, در این مسأله اختلافاتى وجود دارد: از شافعیان گزارش شده که در اوراق مالى زکات را واجب نمى دانند. ولى روى هم رفته فقهاى اهل سنت, زکات نقدین را به اوراق مالى و اسکناسها مى گسترند. در میان فقهاى شیعه روزگار ما نیز, گروهى این نظر را دارند که فرقى بین پولهاى درگردش روزگار ما و درهم و دینار مسکوک در صدر اسلام نیست وپول اگر به حد نصاب برسد و یک سال راکد بماند, زکات دارد. شهید سید محمدباقر صدر, در حاشیه اى که بر کتاب (منهج الصالحین) آقاى سید محسن حکیم دارد, مسأله را چنین طرح مى کند: (هنا کلام فی ان زکاه النقدین هل تختص بخصوص مایسمى بالنقود؟ او أن المقصود من النقدین فیها کل ما تمحض فی المالیه امّا بطبعه کالنقود او بعنایه اعداده للتجاره کالسلع التجاریه ولکن یشترط فی وجوبها فی تلک السلع على القول به مضى الحول على السلعه بعینها)۱۵۵ در این جا, این سخن به میان مى آید که آیا زکات نقدین, ویژه همان چیزهایى است که نقود نامیده مى شوند,یا آن که منظور از نقدین چیزهایى است که ویژه مالیت و ارزش گذاریند, حال یا به طبیعت خود, مانند پولهاى مسکوک و یا به اعتبار درست شدن و آماده شدن آنها براى تجارت و داد و ستد, مثل کالا و چیزى که با آن داد و ستد مى کنند. البته اگر براین باور باشیم که زکات بر آنها واجب است, مسلم در وجوب زکات گذشت یک سال شرط است. و سپس در جمله دیگرى که حاشیه بر جمله (... ان یکونا مسکوکین...) است, نظر خود را چنین بیان مى دارد: (المناط اتخاذهما نقداً بآی نحو کان۱۵۶٫٫٫ ملاک, بهربردارى پول, از نقدین است, به هرگونه که باشد. گویا شهید صدر تنقیح مناط کرده که زکات نقدین, یعنى آنچه ابزار داد وستد است, زکات دارد. ملاک, پول بودن است. محمد جواد مغنیه نیز, همین دیدگاه را دارد۱۵۷٫ گروهى با طرح این مسأله و یادآورى قرائن و مؤیداتى, این نظریه را تقویت کرده اند, ولى خود نظر روشنى نداده اند۱۵۸٫ ما, در این جا, تمامى آنچه را براى تأثیر و استوار ساختن در برگیرندگى زکات نقدین, اسکناسها و اوراق مالى را آورده اند و یا مى توان آورد, به گونه خلاصه مى آوریم: ۱ . طلا و نقره, پشتوانه اوراق مالى: پولهاى درگردش امروزى و اوراق بهادارى که وسیله یک دادوستد قرار مى گیرند, در حقیقت, به جاى همان طلا و نقره اند; زیرا طلا و نقره, پشتوانه این اوراق بها دارند که در بانکها و خزانه دولتها نگهدارى مى شوند. در عصر حاضر, دولتها براى آسانى کار بازرگانى و دادوستد, طلاها و جواهرات را قیمت گذارى و ارزش سنجى مى کنند و در برابر آنها, اسکناس به چاپ مى رسانند و در بین مردم, نشر مى دهند, از این روى, اسکناسها, بدون آن پشتوانه, ارزش عقلایى ندارند. به گونه اى که اگر فردى, در برابر کالایى که فروخته, اسکناسى به او بدهند بدون پشتوانه و یا اسکناسى باشد که به آسانى تبدیل به طلا و نقره نشود, حاضر نخواهد شد که در برابر کالاى خود, چنین اسکناسى را دریافت کند و... پولهاى امروزى, در حقیقت, نماینده همان نقدین هستند و هیچ فرقى بین آنها نیست. اگر به مقدار وجوب زکات برسند و یک سال راکد بمانند, قانون زکات, آنها را در برمى گیرد. شاید بشود در این دلیل خدشه کرد که همیشه پول, داراى پشتوانه طلا و نقره نیست گاه, دولتى چندها برابر طلا و نقره موجود در خزانه, اسکناس نشر مى دهد. چاپ و نشر اسکناس و اوراق بهادار, پیرو اعتبار دولتها و مقررات ویژه اى است که بانک مرکزى تعیین مى کند. ۲ . جلوگیرى از کنز: افزون بر هدفهاى کلى که در فلسفه تشریع زکات منظور شده و در بحث پیش به آن اشاره کردیم, چنین برمى آید, جلوگیرى از کنز پول و خارج ساختن آنها از مدار اقتصادى که سبب رکود فعالیتهاى اقتصادى و بلوکه شدن داراییها کشور مى گردد, مورد نظر بوده است; از این روى, بسیارى از فقها بر واجب بودن زکات نقدین, به حرمت کنز نیز استدلال کرده اند. محقق در معتبر مى نویسد: (لاخلاف فی وجوب الزکاه فیها (نقدین) ویدل ایضاً علیه قوله تعالى: (والذین یکنزون الذهب والفضه ولاینفقونها فى سبیل الله فبشرهم بعذاب ألیم...۱۵۹) در وجوب زکات در طلا و نقره (نقدین) اختلافى نیست و[افزون بر دلیلهاى دیگر] آیه شریفه نیز بر آن دلالت مى کند. خداوند مى فرماید: و آنان که طلا و نقره را ذخیره مى سازند و در راه خدا بخشش نمى کنند, به مجازات دردناک بشارت ده. پیش از اختراع پول, مسأله تبدیل فرآورده ها وکالاها در میان مردم در گردش بود. هرکس کالایى را که تولید مى کرد و از نیاز خودش بیشتر بود, مى داد و در برابر آن کالاى مورد نیاز خویش را مى گرفت. طبیعى بود مبادله کالا به کالا, دشواریهاى فراوانى را به همراه داشت. پیدایش طلا و نقره و روشن شدن اهمیت و ارزش آنها به زودى آنها را به ابزارى براى مبادله کالاها درآورد. بنابراین, فلسفه اصلى نقدین و پول, همان گردش سریع و کامل چرخهاى دادوستد و بازرگانى است و آنها که پول را از حرکت باز مى دارند, حرکت مبادلات را کند مى کنند و سبب زیان به منافع جامعه مى گردند. در حقیقت گنجینه ساختن پول, کارى است خلاف فلسفه ایجاد پول. براین اساس, اسلام افزون براینکه گنج و ذخیره سازى طلا و نقره را, که وسیله و ابزار دادوستد کالا در آن زمان به شمار مى آمد, تحریم کرده, با وضع زکات بر آن, به گونه اى مردم را از ذخیره سازى و راکد نگهداشتن آنها بازداشته است. شهید سید محمدباقر صدر با اشاره به آیه حرمت کنز: (والذین یکنزون الذهب والفضه۱۶۰) مى نویسد: (ولیس الذهب والفضه الاّ مثالین للنقد و النقد هو الذی من شأنه أن ینفق, فهذا یعنى أن اکثار النقد محرم.... وقد یکون هذا هو السبب فی اعتبار رکود المال لدى صاحبه سنه کامله شرطاً فى ثبوت زکاه النقدین۱۶۱٫٫٫) طلا و نقره, چیزى نیست مگر نمونه اى براى پول. و پول چیزى است که باید خرج شود و به جریان افتد. بنابراین, نگهدارى و گنج آن حرام است. ... و مى تواند همین رکود مال به مدت یک سال در نزد صاحب مال, شرط ثابت شدن زکات نقدین قرار گیرد. در جاى دیگر, با اشاره به همین نکته مى نویسد: (اسلام همچنانکه کنز و انباشتن پول را حرام دانسته, در بسیارى حالات نیز, مالیات بر پول نقد انباشته شده معین نموده است, تا این که پول, از نقش حقیقى خود, به عنوان وسیله اى آسان براى مبادله کالا به کالا, منحرف نشود و به وسیله احتکار و ثروت اندوزى و استثمار و حاکمیت زور تبدیل نگردد۱۶۲٫) پس, فلسفه تشریع زکات نقدین, ایجاب مى کند که پولهاى درگردش زمان ما, یعنى اسکناسها و اوراق بهادار, در قلمرو قانون زکات وارد گردند. این دیدگاه شهید صدر, با دیدگاه ایشان: (تعیین موارد وجوب زکات, به عهد حاکم است) بهتر تحقق مى یابد. البته برابر نظرگاه مشهور هم: (زکات تنها در نُه چیز واجب است), نوع استدلال, در خور تطبیق است. زیرا به باور اینان, زکات بر پول قرار داده شده و پول چیزى است که در هرزمانى, بین مردم, جریان دارد. ۳ . تبدیل موضوع: در صدر اسلام, موضوع زکات نقدین, طلا و نقره مسکوک و درگردش, یا همان درهم و دینار بوده که با آنها خرید و فروش, انجام مى پذیرفته است. ولى اکنون, موضوع زکات نقدین تغییر یافته و جاى درهم و دینار را اسکناس و اوراق مالى گرفته است و اینها, همان نقش را که در آن روزگار, درهم و دینار داشتند, دارند. پس با دگرگونى موضوع, حکم مسلم تغییر نمى کند, بلکه روى موضوع جدید مى رود. در بابهاى دیگر فقه نیز ما, همانند این را داریم. ازباب نمونه: در کتاب جهاد, احکامى براى پیادگان, سوارگان, تیر اندازان, کمان داران, سپراندازان و چگونگى تقسیم غنائم بیان شده که اکنون, بیشتر و بلکه همه آنها دگرگون شده اند و موضوعهاى جدیدى جاى آنها را گرفته, با این حال, احکام جهاد بر موضوعات جدید هم جارى است. همین طور در کتابها و بابهاى دیگر فقهى موضوعاتى را که اکنون تغییر یافته باشند فراوان مى توان یافت که درهمه آنها حکم بر همان موضوعات جدید جارى است۱۶۳٫ از این دلیل پاسخ داده اند که موضوع زکات نقدین, طلا و نقره است و طلا و نقره, به حال خود باقى است. بله, طلا و نقره با شرایطى که براى وجوب زکات بر آن گفته شده کم و یا اصلاً در زمان ماوجود ندارند, ولى, تا موضوع وجود دارد, حکم روى همان موضوع مى رود و سرایت آن به اسکناس و مانند آن دلیل مى خواهد. ۴ . گسترش معناى نقدین (الغاى خصوصیت): گروهى از فقهاى روزگار ما, بر این باورند که: منظور از (نقدین) در روایات و سخنان امامان(ع) خصوص طلا و نقره سکه زده شده نیست. در حقیقت, طلا و نقره در آن روزگار ابزار مبادله بوده اند, از این روى, در روایات تعبیر به طلا و نقره مسکوک یا درهم و دینار شده است وگر نه هدف اسلام, نهادن زکات بر وسیله مبادله کالاها بوده که اکنون اسکناسها و اوراق مالى, همان نقش را دارند. محمد جواد مغنیه در باره آراء فقها در مورد زکات نقدین مى نویسد: (قال فقهاء هذا العصر کلهم او جلّهم ان الأموال اذا کانت من نوع الورق کما هی الیوم فلازکات فیها وقوفاً عند حرفیه النص الذی نطق بالنقدین الذهب و الفضه, ونحن على خلاف معهم, ونقول بالتعمیم, لکل مایصدق علیه اسم المال, و(العمله) وان النقدین فی کلام اهل البیت(ع) أخدا وسیله, لاغایه, حیث کانا العمله الوحیده فی ذلک العهد. ولیس هذا من باب القیاس المحرم, لأنّ القیاس مأخوذ فی مفهومه وحقیقته ان تکون العله المستنبطه مظنونه لامعلومه... ونحن هنا نعلم علم الیقین ان عله الزکاه فی النقدین موجوده بالذات فی الورق, لامظنونه, فتکون کالعله المنصوصه اَوْ اقوى, واذن, هى من باب تنقیح المناط المعلوم, لامن باب القیاس المظنون المجمع على تحریم العمل به۱۶۴٫٫٫) فقیهان این روزگار, همه و یا بیشتر آنان, بر این باورند که اگر اموال (نقدین) از نوع اسکناس باشند, چنانکه امروز هست, زکاتى بر آنها واجب نیست. بدان جهت که نصوصى که زکات نقدین را بازگو مى کنند, قید: (طلا و نقره) دارند. ولى ما با آنها اختلاف داریم و بر این نظریم که زکات نقدین, گسترش مى باید و بر هر چیزى که اسم پول و ارز صدق کند, بار مى شود; زیرا (نقدین), در سخن امامان(ع) وسیله اند, نه هدف, تا این که آن دو, تنها ارز در این عصر باشند. البته این از باب قیاس حرام, نیست. زیرا در مفهوم و حقیقت آن نوع قیاس, علت ظنّى وجود دارد, نه علت روشن.... ما, از روى قطع و یقین مى دانیم, نه گمان, که علت زکات نقدین, ذاتاً در اوراق مالى و اسکناس هم وجود دارد. پس در حقیقت, مثل علت منصوصه و یا قوى تر از آن است, بر این اساس, گسترش زکات نقدین به اوراق مالى و اسکناس, از باب قیاس ظنى که بر حرمت آن اتفاق است, نیست. خلاصه, طلا و نقره و درهم و دینار بودن, خصوصیتى ندارد, منظور چیزى است که وسیله دادوستد قرار مى گیرد. بنابراین, اوراق بهادار, در زمان ما, حکم همان درهم و دینار آن زمان را دارند و حکم زکات, اگر شرایط وجوب فراهم باشد, در مورد آنها نیز جارى است. همانا, با توجه به تاکیدى که به طلا و نقره بودن نقدین در روایات شده, الغاى خصوصیت و گسترش معناى نقدین به اسکناس و… مشکل است. هرچند بیرون آوردن پولهاى در گردش و ملیاردها اسکناسى که امروزه جایگزین درهم و دینار شده اند و اساس دادوستدها را تشکیل مى دهند, از قلمرو قانون زکات, بسیار مُشکل تر مى نماد و سبب مى شود که اصلاً زکات نقدین, نمونه اى نداشته باشد. البته اگر بپذیریم و بتوانیم استوار سازیم که کم و زیاد کردن منابع زکات در هرزمان در دست حاکم قرار دارد که در بخش پیش بدان پرداختیم, در زکات نقدین, مشکلى نخواهد بود وگر نه براى حلّ درست این مسأله, باید کاوشها و بررسیهاى علمى دقیق ترى صورت گیرد. بایستگى گسترش خمس سودهاى کسبها معروف و مشهور بین فقهاى شیعه, وجوب خمس در سودهاى کسبها (ارباح مکاسب) است. بسیارى از فقها, پیشینیان و پسینیان و همروزگاران, به وجوب و بایستگى آن به روشنى اشاره دارند, از آن جمله: شیخ مفید۱۶۵, شیخ طوسى۱۶۶, محقق حلى۱۶۷, علامه۱۶۸, ابن ادریس۱۶۹, ابن زهره۱۷۰, سید مرتضى۱۷۱, ابن براج۱۷۲, سلار۱۷۳, صاحب حدائق۱۷۴, صاحب مدارک۱۷۵, شیخ انصارى۱۷۶ و... در میان فقهاى شیعه, ظاهراً, تنها ابن جنید۱۷۷ در وجوب آن تردید کرده به احتیاط گرویده است. در برابر, فقهاى اهل سنت, بیشتر, خمس سودهاى کسبها را واجب نمى دانند و مالیات خمس را تنها در غنائم جنگى واجب مى دانند. آنان حتى در معادن و گنجها, گرچه به وجوب خمس فتوا داده اند, ولى آن را از موارد زکات شمرده اند. افزون بر وجوب, فقهاى شیعه بر گستردگى خمس سودهاى کسبها نیز تاکید ورزیده اند. در نظر آنان, سودهاى کسبها, محدود به درآمدهاى به دست آمده از داد وستد و کار نیست, بلکه بر تمامى درآمدها و منافعى که از راهها و شغلهاى گوناگون به دست آید و از هزینه زندگى اضافه باشد, واجب مى شود. فقیهان, با برشمردن شغلها و راههاى به دست آوردن درآمد در زمان خویش, گستردگى آن را به خوبى نموده اند. . دلیلهاى وجوب خمس در سودهاى کسبها براى وجوب خمس در سودهاى کسبها, به دلیلهاى فراوانى استدلال شده است که به برخى از آنها اشاره مى کنیم: ۱ . آیه غنیمت: (واعلموا انّما غنمتم من شیئ فانّ للّه خمسه و للرسول ولذى القربى والیتامى والمساکین وابن السبیل۱۷۸٫٫٫) و بدانید هرگونه غنیمتى به شما رسد, خمس آن براى خدا و براى پیامبر و براى ذى القربى و یتیمان و مسکینان و در راه ماندگان است… واژه (غنیمت) از ریشه (غنم) به معناى دست یافتن به چیزى و رسیدن به فایده و درآمد است. ابن فارس در معناى این واژه مى نویسد: (یدل على افاده الشیء لم یملک من قبل.۱۷۹) دلالت بر به دست آوردن و فایده بردن چیزى مى کند که از پیش ملک انسان نبوده است. راغب اصفهانى, با اشاره به این که واژه غنیمت از ریشه (غنم) به معناى گوسفند است, مى نویسد: (... ثم استعملوا فی کل مظفور به من جهه العدى وغیره۱۸۰٫) سپس در هرچیزى که انسان از دشمن و یا غیر دشمن به دست مى آورد, به کاررفته است. در لسان العرب۱۸۱ و مجمع البحرین۱۸۲ نیز به همین معنى آمده است با این تفاوت که آنان (من غیر مشقه) در معناى غنیمت قید کرده اند. به عقیده آنان, غنیمت به فایده و سودى گفته مى شود که بدون زحمت به دست آید. براین اساس, معناى غنیمت گسترده است و هرفایده و سودى را دربرمى گیرد. چه این سود از راه جهاد و پیروزى بر کفار به دست آید, چه از راه کار و تلاش و تجارت, یا از راههاى معدن کاوى, شناگرى و… فقهاى اهل سنت, خمس را محدود به غنائم جنگى مى دانند و در وجوب خمس سودهاى کسبها, با علماى شیعه اختلاف نظر دارند. مستند آنان در این دیدگاه, واژه (غنیمت) است که بر غنائم جنگى اطلاق شده و شأن نزول آیه شریفه را که ناظر به پیروزى مسلمانان بر کافران در جنگ بدر است مؤید آن شمرده اند. ولى اشاره کردیم که معناى (غنیمت, گسترده است و دلیلى ندارد که ما آن را به گونه اى خاص از درآمد اختصاص دهیم. البته تردیدى نیست که دستاوردهاى جنگى, از نمونه هاى روشن غنیمت است, ولى این سبب نمى شود که واژه (غنیمت) بر فایده ها و درآمدهایى که از راههاى گوناگون دیگر به دست مى آید, صدق نکند. شأن نزول آیه شریفه نیز عموم آیه را تخصیص نمى زند و گستردگى معنى را محدود نمى سازد. بسیارى از مفسران و فقهاى اهل سنت نیز به گستردگى واژه (غنیمت) به روشنى اشاره دارند. گفته اند: در اصل, هرفایده و درآمدى که بهره انسان گردد, دربر مى گیرد.با این حال مى گویند: معناى شرعى آن, همان غنائم جنگى است۱۸۳٫ فقها و مفسران شیعه, بر وجوب خمس سودهاى کسبها به این آیه شریفه استدلال کرده اند و تأکید کرده اند که غنائم ویژه غنائم جنگى نیست و همه گونه هاى درآمدها را دربر مى گیرد۱۸۴٫ شیخ مفید از پیشینیان فقهاى شیعه مى نویسد: (والخمس واجب فی کل مغنم... والغنائم کل ما استفید بالحرب من الأموال... وکل مافضل من ارباح التجارات والزراعات والصناعات عن المؤنه والکفایه فی طول السنه على الإقتصاد۱۸۵) خمس در هرغنیمتى واجب است و غنیمت, یعنى هرچیزى از مالها در جنگ با کفار به دست آید... و هرسودى که از تجارت و کشاورزى و صنعتگرى به دست آید و از هزینه معمول سالانه, زیاد آید. شیخ نیز پس از بر شمردن موارد خمس, به آیه شریفه استناد کرده و مى نویسد: (وهذه الأشیاء کلها مما غنمه الانسان۱۸۶). مانند این سخنان را محقق در معتبر و علامه در تذکره و منتهى و صاحب مدارک و صاحب جواهر و بسیارى دیگر گفته اند۱۸۷٫ افزون برگستردگى معناى غنیمت در کتابهاى لغت, در مصادر روایى و سخنان امامان(ع) نیز, در معناى گسترده که هر فایده اى را دربرمى گیرد, استعمال شده است. در نهج البلاغه, در نامه ها و خطبه هاى امیرالمؤمنین(ع) بسیار این کلمه به کاررفته است از جمله: (ان اللّه سبحانه جعل الطاعه غنیمه الاکیاس۱۸۸). خداوند, اطاعت و فرمانبردارى [از حق را] غنیمت و بهره هوشمندان قرارداده است. یا: (... من اخذ بها لحق وغنم۱۸۹٫٫٫) کسى که راه [خدا] را پیش گیرد, به منزل رسیده و سود برده است. یا: (اغتنم المهل و بادر الأجل۱۹۰) فرصتها را غنیمت بشمارید و مهلتها را دریابید. یا: (الحمد لله الذى علا بحوله و دنا بطوله, مانع کل غنیمه وفضل.۱۹۱) سپاس خدایى را که برتر است به قدرت و نزدیک است از جهت عطا و نعمت, بخشنده هرفایده و فضلى. و نیز در نامه هاى۲۳, ۳۱, ۴۵, ۵۳ و… در احادیث رسیده از پیامبر نیز, این گستردگى معناى غنیمت فراوان, به چشم مى خورد, چنانکه در حدیثى در باب رهن مى خوانیم: (الرهن لمن رهنه, له غنمه وعلیه غرمه۱۹۲) رهن از آن کسى است که گرو گذاشته است, سود از آنِ او و زیان نیز برعهده اوست. یا: (غنیمه مجالس الذکر الجنه). فایده انجمنهاى یاد خدا, بهشت است. یا: (الصوم فی الشتاء الغنیمه البارده) روزه در زمستان غنیمت آسانى است.و…۱۹۳ بنابراین, معناى غنیمت در آیه شریفه, گسترده است و در برگیرنده هرنوع فایده و سودى که بهره انسان گردد, مى شود, چه از راه جهاد با کفار و چه از راه کسب و کار و تجارت و یا راههاى دیگر. ۲ . روایات امامان(ع): در روایات بسیارى به وجوب خمس در سودهاىکسبها, به روشنى اشاره شده است, از جمله: * امام صادق(ع) در تغییر آیه شریفه (واعلموا انّما غنمتم من شیئ..) مى فرماید: (هی واللّه الافاده یوماً بیوم۱۹۴٫٫٫) سوگند به خدا آن فایده اى است که روز به روز بهره انسان مى شود. * عبدالله بن سنان از امام صادق(ع) روایت کرده که فرمود: (على کل امرئ غنم او اکتسب الخمس مما اصاب ...۱۹۵) بر هرفردى که غنیمتى به دست آورد و یا کسبى کند, خمس آنچه را به دست مى آورد واجب است.... * محمد بن حسن اشعرى مى گوید, گروهى از یاران ما, خدمت امام جواد(ع) نامه نوشتند و پرسیدند: آیا خمس بر هردرآمدى است که بهره انسان شود, چه کم چه زیاد, از هرنوع که باشد فرقى نمى کند؟ آیا بر صنعتگران هم خمس است؟ چگونه؟ حضرت در پاسخ آنان به خط خویش مرقوم فرمود: (الخمس بعد المؤنه)۱۹۶ خمس, پس از کسر هزینه است. * ابو على بن راشد وکیل امام حسن عسکرى(ع) مى گوید به آن حضرت نامه نوشتم: شما مرا امر فرمودید: برخیزم و حق شما (خمس) را (از شیعیان) بگیرم. من هم فرمان شما را به شیعیان رساندم. گروهى از آنان گفتند: حق امام چیست؟ من نمى دانم, در پاسخ آنان چه بگویم. حضرت فرمود: بر آنان خمس واجب است. عرض کردم: در چه چیزى؟ فرمود: در کالاها و کشتزارها. عرض کردم: آیا به تاجران و صنعتگران واجب است. فرمود: اگر پس از کسر هزینه در امکان آنان باشد.۱۹۷ از این روایات و روایات فراوان دیگر, که به این مضمون از پیشوایان دین رسیده است, به خوبى وجوب خمس در سودهاى کسبها و همه سودها و در آمدهاى انسان, استفاده مى شود. به سند ودلالت پاره اى از این روایات اشکال شده, ولى با توجه به بسیارى روایات و نیز دلالت روشن آیه شریفه و فتواى اصحاب به مضمون این روایات, جایى براى بحث در سند و دلالت آنها نیست. ۳ . اجماع: علماى شیعه, ادعاى اجماع دارند بر این که در سودهاى کسبها, خمس واجب است. شیخ طوسى مى نویسد: (یجب الخمس فی جمیع المستفاد من أرباح التجارات والغلات والثمار على اختلاف أجناسها بعد اخراج حقوقها ومؤنها واخراج مؤنه الرجل لنفسه و مؤنه عیاله سنه. ولم یوافقنا على ذلک احد من الفقهاء, دلیلنا اجماع الفرقه ۱۹۸٫٫٫) درهمه بهره هایى که از تجارت و غلات و میوه هاى گوناگون به دست مى آید, پس از کسر هزینه هاى آنها و کسر هزینه فرد و اهل و عیال وى, خمس واجب است. و هیچ یک از فقهاى اهل سنت, در این نظر با ما موافق نیستند. دلیل ما اجماع علماى شیعه است. شیخ طوسى, پس از اشاره به گستردگى خمس سودهاى کسبها و مخالفت فقهاى اهل سنت, ادعاى اجماع مى کند. غیر از شیخ, علامه در منتهى و تذکره و شیخ طبرسى در مجمع البیان و سید مرتضى در انتصار و ابن زهره در غنیه و بسیارى دیگر بر وجوب خمس در سودهاى کسبها ادعاى اجماع کرده اند. در بین فقهاى شیعه, گویا کسى مخالف این دیدگاه نیست و وجوب آن را همه پذیرفته اند. گروهى از عبارت ابن جنید در مختلف, نتیجه گرفته اند که وى در مسأله تردید کرده است. علامه در مختلف مى نوسید: (المشهور بین علمائنا ایجاب الخمس فی ارباح التجارات والصناعات والزراعات, وقال ابن الجنید: فامّا ما استفید من میراث أو کدّ بدن او صله أخ او ربح تجاره اَوْ نحو ذلک, فالأحوط اخراجه, لاختلاف الروایه فی ذلک, ولو لم یخرجه الانسان لم یکن کتارک الزکاه التی لاخلاف فیها۱۹۹). مشهور بین علماى ما, وجوب خمس در سودهاى دادوستد وصنعتگرى و کشاورزى است. و ابن جنید گفته است: امّا در آنچه از میراث به انسان مى رسد, یا با زحمت و کار بدنى بهره انسان مى شود و یا پاداش و هدیه اى از برادرى مى رسد و یا سود تجارت و مانند آن, پسندیده تر, کنارنهادن خمس آن است; زیرا روایات در این باره گوناگون است و اگر آن را انسان خارج نکند, مانند ترک کننده زکات, که در آن اختلافى وجود ندارد, نیست. از ظاهر سخن ابن جنید بر مى آید, در وجوب خمس سودهاى کسبها, تردید دارد و ظاهراً احتیاط وى, از روایات تحلیل مایه مى گیرد. امّا خود ابن جنید, خوددارى از خارج کردن خمس را جایز ندانسته است و افزون براین, احتیاط وى به اجماع زیانى نمى رساند و روایات تحلیل هم, همان گونه که بسیارى از فقها احتمال داده اند, بر فرض درستى سند آنها و تمام بودن دلالت آنها, مربوط به مناکح و دوران سخت شیعه در آن روزگار است. البته غیر از مخالفت ابن جنید, از زوایاى دیگر نیز امکان دارد کسى در جهت بودن اجماع, خدشه کند. با این همه, به فرض که بر دلالت دلیل اجماع هم خدشه وارد آید, به اصل وجوب خمس در سودهاى کسبها آسیبى وارد نمى آید. بنابراین بایسته بودن گستردگى خمس سودهاى کسبها در میان فقهاى شیعه روشن است و آیات و روایات, به روشنى بر آن دلالت دارند. ............................................................................................................. پی نوشت ها: ____________________________________________________________ ۱ . (نهایه), شیخ طوسى, در: (جوامع الفقهیه)/ ۳۰۰; (مختلف الشیعه), علامه حلى, ج۳/ ۱۸۵ ـ ۱۹۶, دفتر تبلیغات اسلامى. گروهى از فقها (مال حلال مخلوط به حرام) و (زمینى را که کافر ذمى از مسلمان بخرد) از موارد خمس نیاورده اند و پنج مورد از موارد هفت گانه را ذکر کرده اند. ر . ک:(الانتصار), سید مرتضى علم الهدى, در (جوامع الفقهیه)/ ۱۵۵; (غنیه النزوع) ابن زهره, در: (جوامع الفقهیه)/ ۵۰۷; (وسیله), ابن حمزه, در: (جوامع الفقهیه)/ ۷۱۸٫ (المراسم) سلاربن عبدالعزیز دیلمى, در: (جوامع الفقهیه)/ ۵۸۱٫ ۲ . (جواهر الکلام), شیخ محمد حسن نجفى, ج۱۶/۵, دار احیاء التراث العربی, بیروت; (نهایه) چاپ شده در: (جوامع الفقهیه)/۳۰۰٫ ۳ . (خلاف), شیخ طوسى, ج۲/ ۱۱۶ ـ ۱۱۹, انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسین; (خراج), قاضى ابویوسف,/ ۲۱, ۲۲ و۷۰٫ ۴ . (تحریر الوسیله), امام خمینى, ج۱/ ۳۱۵, دار التعارف, بیروت. ۵ . (فقه الزکاه), یوسف قرضاوى, ج۱/ ۱۴۶, مؤسسه الرساله, بیروت. نقل او از: (المحلى) ابن حزم, ج۵/ ۲۰۹; (الفقه على المذاهب الأربعه), عبدالرحمان جزیرى, ج۱/ ۵۹۶, دار احیاء التراث العربی, بیروت. ۶ . (تذکره الفقهاء), علامه حلى, ج۱/ ۲۰۵ مکتبه المرتضویه, قم. ۷ . (جواهر الکلام), ج۱۵/ ۶۵٫ ۸ . (مقنعه), شیخ مفید, ۲۷۸/, کنگره شیخ مفید. ۹ . (مبسوط), شیخ طوسى, ج۱/۲۶۴, مکتبه المرتضویه, قم. ۱۰ . (مراسم), سلاربن عبدالعزیز دیلمى, چاپ شده در (جوامع الفقهیه)/ ۵۸۱٫ ۱۱ . (مهذب), ابن براج, ج۱/ ۱۸۶, انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسین, قم. ۱۲ . (دراسات فی ولایه الفقیه), حسینعلى منتظرى, ج۳/ ۶۲, ۳۴۰, دار الفکر, قم. ۱۳ . (معتبر فی شرح المختصر), محقق حلى/ ۲۹۶; (تذکره الفقهاء), علامه حلّى ج۱/ ۲۵۴٫ ۱۴ . (معتبر فی شرح المختصر), محقق حلى/ ۲۵۸٫ ۱۵ . (غنیه), در (جوامع الفقهیه)/ ۵۰۴٫ ۱۶ . (منتهى المطلب), علامه حلى, ج۱/ ۴۷۳٫ ۱۷ . (تذکره الفقهاء), ج۱/ ۲۰۵٫ ۱۸ . (خلاف), ج ۵۴/۲ ـ ۶۱٫ ۱۹ . (ناصریات) سید مرتضى علم الهدى در: (جوامع الفقهیه)/ ۲۴۰٫ ۲۰ . (مبسوط), شیخ طوسى ج۱/ ۱۹۰; (مقنعه) شیخ مفید/ ۲۳۴٫ (کتاب الزکاه), شیخ انصارى, تراث الشیخ الاعظم, ج۱۰/ ۱۲۸, کنگره شیخ انصارى, قم. ۲۱ . (مختلف الشیعه), علامه حلّى ج۳/ ۷۱٫ ۲۲ . (همان مدرک)/ ۷۰٫ ۲۳ . (همان مدرک)/ ۷۲٫ ۲۴ . (رجال نجاشى), تحقیق: محمد جواد نائینى, ج۲/ ۴۲ شماره ۱۲۰۹, دار الاضواء بیروت. ۲۵ . (فروع کافى), کلینى, ج۳/ ۵۰۹, دار التعارف, بیروت. ۲۶ . (طبقات اعلام الشیعه), شیخ آقا بزرگ تهرانى, قرن چهارم/ ۳۲۴, اسماعیلیان, قم. ۲۷ . (دعائم الاسلام), نعمان بن محمد, تحقیق آصف بن على أصغر فیضى, ج۱/ ۲۶۵, دار المعارف, قاهره. ۲۸ . غیر از صاحب دعائم, احمدبن یحیى بن مرتضى, صاحب کتاب (البحر الزخار) از فقهاى زیدیه نیز معتقد به گسترش بوده است. ر.ک (البحر الزخار), ج۲/ ۱۴۵, دار لمحکمه, صنعا. ۲۹ . (فروع کافى), ج۳/ ۵۰۹ ـ ۵۱۱٫ ۳۰ . (کتاب الزکات), حسینعلى منتظرى, ج۱/ ۱۵۴, انتشارات دفتر تبلیغات اسلامى, قم. ۳۱ . (بیست و پنج رساله فارسى), محمد باقر مجلسى, تحقیق رجایى, (رساله خمس و زکات)/ ۳۴۷, کتابخانه آیت اللّه مرعشى. ۳۲ . (مرآه العقول), علامه مجلسى ج۱۶/ ۲۱, دار الکتب الاسلامیه, تهران. ۳۳ . (جواهر الکلام), ج۱۵/ ۷۲٫ ۳۴ . (مقنع), شیخ صدوق, در (جوامع الفقهیه)/ ۱۴٫ ۳۵ . (فقه الرضا), منسوب به امام رضا(ع), ج۱/ ۱۷۲, تحقیق مؤسسه آل البیت, کنگره جهانى امام رضا; (مختلف الشیعه) علامه حلّى ج۱/ ۷۹٫ ۳۶ . (مجموعه آثار شهید صدر), تصویرى از اقتصاد اسلامى/ ۳۳, ترجمه دکتر جمال موسوى, روزبه. ۳۷ . (منابع فقه), محمدتقى جعفرى/ ۷۸, نور. ۳۸ . (تبصره الفقهاء), محمد صادقى, ج/۲۰۹, فرهنگ اسلامى. ۳۹ . (منابع فقه), محمد تقى جعفرى/ ۷۸٫ ۴۰ . (مجموعه آثار), مقاله تصویرى از اقتصاد اسلامى/ ۳۳٫ ۴۱ . (منهاج الصالحین), سید محسن حکیم, با تعلیق و حاشیه شهید سید محمد باقر صدر, ج۱/ ۴۱۴, دار التعارف, بیروت. ۴۲ . (معتبر), محقق حلى,/ ۲۵۸; (انتصار), در (جوامع الفقهیه)/ ۱۵۲٫ ۴۳ . (مغنى) ابن قدامه حنبلى, ج۲/ ۵۵۰, دار الکتاب العربى; بیروت; (فقه الزکاه), ج۱/ ۴۴۹٫ ۴۴ . (الفقه على المذاهب الاربعه), عبدالرحمان جزیرى, ج۱/ ۵۹۴٫ ۴۵ . (فقه الزکاه) یوسف قرضاوى ج۱/ ۳۵۰, ۳۵۳٫ ۴۶ . (همان مدرک); کتاب الزکاه), حسینعلى منتظرى, ج۱/ ۱۴۷٫ ۴۷ . (فقه الزکاه)/ ۳۲۳٫ ۴۸ . (همان مدرک)/ ۳۵۴; (سلوک الملوک), فضل الله بن روزبهان خنجى اصفهانى, تصحیح محمدعلى موحد/ ۲۳۶, خوارزمى, تهران. ۴۹ . (سلوک الملوک)/ ۲۳۵٫ ۵۰ . (الجامع لاحکام القرآن), محمدبن احمد انصارى قرطبى, ج۷/ ۱۰۰, دار احیاء التراث العربى, بیروت; (بدایه المجتهد و نهایه المقتصد), ابن رشد قرطبى, ج۱/ ۲۵۰, دار المعرفه, بیروت. شیخ محمود شلتوت مفتى ورئیس اسبق جامع الأزهر مصر, در باره اختلاف آراء و عقاید فقها در باب زکات مى نویسد: (هذه الفریضه تکون معظم جهاتها فى الأصل والمقدار محل خلاف بین العلماء وبالتالى تکون باختلافهم فیها مظهر تفرق فی الواجب الدینی بین المسلمین جمیعاً لاختلافهم فی التقلید و تعدد السبل. هذا یزکى مال الصبى والمجنون, وذاک لایزکیه, وهذا یزکى مایستنبته الانسان فی الأرض وذاک لایزکى انّما نوعاً خاصاً او ثمره خاصه, وهذا یزکى الدین وذاک لایزکیه, وهذا یزکى عروض التجاره وهذا لایزکیها وهذا یزکى حلیّ النساء وذالک لایزکیه, وهذا یشترط النصاب وذاک لایشترط وهذا وهذا الى آخر ما تناولته الآراء فیما تجب زکاته ومالاتجب, و فیما تصرف فیه الزکاه ومالاتصرف.) ر.ک.فقه الزکاه), ج۱/ ۱۱٫ نقل وى از: (الإسلام عقیده وشریعه)/ ۱۰۹, دار العلم, مصر. بیشترین قسمتهاى این واجب (زکات) هم در اصل وهم در مقدار, مورد اختلاف علماست و اختلاف علما در آن, سبب اختلاف همه مسلمانان در واجب دینى شده است; زیرا آنان در تقلید و شمار راهها, با هم اختلاف دارند. این زکات مال کودک و دیوانه را واجب مى داند و آن دیگرى واجب نمى داند. این, هرچه را از زمین مى روید, مشمول زکات مى داند و آن دیگرى نمى داند, مگر نوعى خاص و یا میوه اى خاص را. این زکات دین را واجب مى داند و آن دیگرى واجب نمى داند, این, زکات مال التجاره را واجب مى داند و آن واجب نمى داند. این, زیور آلات زنان را مشمول زکات مى داند و آن دیگرى نمى داند. این, نصاب را شرط مى داند و دیگرى نمى داند و... در مورد هرچیزى که آراى فقها آن را در برگرفته که برچه واجب است و بر چه واجب نیست و همین طور در مورد مصرف زکات که در چه مصرف میشود و در چه نشود… ۵۱ . (خلاف), شیخ طوسى ج۲/ ۶۳٫ ۵۲ . (ناصریات), سید مرتضى علم الهدى, در (جوامع الفقهیه)/ ۲۴۱٫ ۵۳ . (غنیه), در (جوامع الفقهیه)/ ۵۰۴; (منتهى), ج۱/ ۴۷۳; (معتبر)/ ۲۵۸٫ ۵۴ . (کتاب الزکات), شیخ اعظم انصارى/ ۱۲۸٫ ۵۵ . مصحح, در پاورقى توضیح داده که در برخى نسخه ها به جاى (فقیه) (مقنعه) است, ولى نه در فقیه و نه در مقنعه, چیزى که نشان دهنده اجماع باشد و جود ندارد. امّا از عبارت شیخ مفید در مقنعه, در چند صفحه پس از صفحه اى که مصحح یاد کرده اند, استفاده اجماع مى شود. شیخ در باب (حکم الحبوب بأسرها فی الزکات) در مقام جمع بین روایات, روایات گسترش را حمل بر استحباب مؤکد مى کند و کنار گذاشتن. دسته اى از روایات را (روایات مفید حصر) مخالفت با اجماع فرقه محقه مى داند. ظاهراً (اجماع فرقه محقه) در عبارت شیخ مفید, همان اجماع وجوب زکات تنها در نه چیز است مقنعه/ ۲۴۵٫ ۵۶ . (خلاف) شیخ طوسى ج۲/ ۶۳٫ ۵۷ . (مختلف الشیعه) علامه حلّى ج۳/۷۰٫ ۵۸ . (انتصار), سید مرتضى علم الهدى, در: (جوامع الفقهیه)/ ۱۵۲٫ ۵۹ . (غنیه), ابن زهره در: (جوامع الفقهیه)/ ۵۰۴٫ ۶۰ .(وسائل الشیعه), شیخ حر عاملى, ج۳۲/۶ ـ ۳۸, بیروت. ۶۱ . (جواهر الکلام), ج۱۵/۶۵٫ ۶۲ . (محاضرات فی فقه الإمامیه, کتاب الزکاه), آقاى سید هادى میلانى, تقریر: فاضل حسینى میلانى, ج۱/ ۲۹۰ دانشگاه فردوسى مشهد. ۶۳ . (مستند عروه الوثقى, کتاب الزکاه), سید ابوالقاسم خویى, تقریر: مرتضى بروجردى ج۱/۱۳۸٫ ۶۴ . (فروع کافى), ج۳/ ۵۰۹٫ ۶۵ . (وسایل الشیعه), شیخ حر عاملى, ج۶/ ۳۶, دار احیاء التراث العربی. بیروت. ۶۶ . (همان مدرک). ۶۷ . (همان مدرک)/ ۴۱٫ ۶۸ . (جواهر الکلام) ج۱۵/ ۶۹٫ ۶۹ . (وسایل الشیعه), ج۶/ ۴۱٫ ۷۰ . (همان مدرک)/ ۴۰٫ ۷۱ . (همان مدرک)/ ۴۱٫ ۷۲ . (همان مدرک)/ ۳۹, ۴۰٫ ۷۳ . (انتصار) سید مرتضى علم الهدى, در: جوامع الفقهیه)/ ۱۵۲; (ناصریات), از: (جوامع الفقهیه)/ ۲۴۱٫ ۷۴ . (حدائق الناضره), شیخ یوسف بحرانى, ج۱۲/ ۱۰۸, انتشارات اسلامى, قم. ۷۵ . (شرح تبصره المتعلمین), آقا ضیاء عراقى, ج۲/ ۳۹۴, انتشارات اسلامى, قم. ۷۶ . (منتقى الجمان), جما الدین حسن, ابن شهید ثانى, ج۲/ ۳۶۳, انتشارات اسلامى, قم. ۷۷ . شدت خفقان و ظلم در بنى عباس به اندازه اى بود که برخى از فقهاى اهل سنت نیز به آسانى نمى توانستند بر خلاف رأى و نظر قاضیان و فقیهان رسمى, عقیده اى ابرازکنند. ابوحنیفه در یک مورد که بر خلاف نظر ابن ابى لیلا, فقیه رسمى حکومت و قاضى مشهور کوفه فتوا داده بود, مورد مؤاخذه قرار گرفت و از ابراز آراءش ممنوع شد. به گونه اى که از باز گفتن نظراتش به فرزندان و خانواده اش هم هراس داشت و مى گفت:(امیر من را از فتوا دادن منع کرده است) طبیعى بود که در چنین شرایطى ائمه(ع) به مراتب بیشتر از ابوحنیفه تحت فشار حکومت بودند; از این روى, امام صادق(ع) در ردّ آراء ابولیلا گاهى تقیه مى فرمود: (امّا قول ابن ابى لیلا فلااستطیع رده) ر. ک (کافى), کلینى ۷/۶۲; (وفیات الأعیان), ابن خلکان, ج/. ۷۸ . (حدائق الناضره), ج۱۲/۱۰۸٫ ۷۹ . (مصباح الفقیه), حاج آقا رضا همدانى/ ۱۹٫ ۸۰ . (فروع کافى), ج۳/۵۱۰٫ ۸۱ . (وسایل الشیعه), ج۶/ ۳۳٫ ۸۲ . (همان مدرک) ۳۶, ۴۰٫ ۸۳ . (همان مدرک)/ ۴۰٫ ۸۴ . (همان مدرک)/۳۶٫ ۸۵ . (همان مدرک)/۳۹٫ ۸۶ . (همان مدرک)/۴۱٫ ۸۷ . (کتاب الزکاه), حسینعلى منتظرى ج۱/۱۶۲٫ ۸۸ . (فرائد الأصول) شیخ انصارى ج۲/ ۷۸۱, انتشارات اسلامى, قم. ۸۹ . (منتهى), ج۱/۴۷۳٫ (معتبر)/ ۲۵۸٫ ۹۰ . (شرح تبصره المتعلمین), ج۲/ ۳۹۴٫ ۹۱ . (وسایل الشیعه) ج۶/ ۴۱٫ ۹۲ . (مقنعه) شیخ مفید/ ۲۴۴ ـ ۲۴۵٫ ۹۳ . (الاستبصار) شیخ طوسى ج۲/ ۴, دار التعارف, بیروت. ۹۴ . (مختلف الشیعه), ج۳/ ۷۱; (نهایه الاحکام), شیخ طوسى ج۲/ ۳۲۱٫ ۹۵ . (الدروس الشرعیه فی فقه الامامیه) شهید اول, ج۱/ ۳۲۹٫ انتشارات اسلامى, قم. ۹۶ . (مستند عروه الوثقى کتاب الزکاه), ج۱۹/۱۴۰; (حدائق الناضره), ج۱۲/۱۰۸; (مصباح الفقیه)/ ۱۹; (مجمع الفایده) محقق اردبیلى ج۴/ ۴۳, انتشارات اسلامى, قم. ۹۷ . (محاضرات فی فقه الامامیه, کتاب الزکاه) سید هادى میلانى ج۲/ ۸۹٫ ۹۸ . (مصباح الفقیه)/ ۱۹٫ ۹۹ . (کتاب الزکاه) شیخ انصارى/ ۱۲۹٫ ۱۰۰ . (شرایع), محقق حلّى, ج۱/ ۱۴۲, دار الأضواء, بیروت. ۱۰۱ . (کافى) ابو الصلاح حلبى/ ۱۶۵, مدرسه امیرالمؤمنین(ع), اصفهان. ۱۰۲ . (مصباح الفقیه)/۱۹; (کتاب الزکاه) شیخ انصارى/ ۱۲۹٫ ۱۰۳ . (فروع کافى), ج۳/ ۵۱۰٫ ۱۰۴ . سوره (بقره) آیه ۱۹۵٫ ۱۰۵ . سوره (تغابن), آیه ۱۶٫ ۱۰۶ . سوره (انفال), آیه ۳٫ ۱۰۷ . در بیش از هفتاد مورد با تعبیرهاى گوناگون توصیه به انفاق شده است, از جمله: سوره (بقره), آیات: ۳, ۱۱۰, ۲۱۵, ۲۵۴; سوره (توبه), آیه ۳۴; سوره (حج), آیه ۳۵; سوره (طلاق), آیه ۷٫ ۱۰۸ . (توبه), آیه ۱۰۳٫ ۱۰۹ . (دراسات فی ولایه الفقیه), حسینعلى منتظرى ج۳/ ۲۵, دار الفکر, قم. ۱۱۰ . (تهذیب), شیخ طوسى ۴/۶۷; (استبصار) شیخ طوسى ج۲/ ۱۲, دار التعارف, بیروت. ۱۱۱ . (مجموعه آثار شهید صدر), مقاله تصویرى از اقتصاد اسلامى/ ۳۳٫ ۱۱۲ . (وسایل الشیعه), ج۶/ ۵۱٫ ۱۱۳ . (خراج), ابو یوسف/ ۷۷٫ ۱۱۴ . (وسایل الشیعه), ج۶/ ۳۲ ـ ۵۱٫ ۱۱۵ . سوره (توبه) آیه ۱۰۳٫ ۱۱۶ . سوره (بقره) آیه ۱۱۰٫ ۱۱۷ . (همان سوره), آیه ۹۵٫ ۱۱۸ . (دراسات فی ولایه الفقیه), ج۳/ ۲۶٫ ۱۱۹ . تفسیر (فرقان), محمد صادقى ج۱۰/۱۴۹, فرهنگ اسلامى. ۱۲۰ . (فروع کافى), ج۳/ ۵۱۰٫ ۱۲۱ . (وسایل الشیعه), ج۶/ ۳۶٫ ۱۲۲ . (فروع کافى), ج۳/۵۰۹٫ ۱۲۳ . (جواهر الکلام), ج۱۵/ ۶۹٫ ۱۲۴ . (استبصار), ج۲/ ۴٫ ۱۲۵ . (مجمع الفائده والبرهان) محقق اردبیلى ج ۴/۴۴٫ (مدارک) سید محمد موسوى عاملى ج۵/ ۴۵, مؤسسه آل البیت. ۱۲۶ . (وسایل الشیعه), ج۶/۳۵٫ ۱۲۷ . (همان مدرک) /۳۳, ۳۹ و۴۱; (فروع کافى) ج۳/ ۵۰۹ ـ ۵۱۱٫ ۱۲۸٫ ۱۲۹ . (دعائم الاسلام), ج۱/ ۲۵۹٫ ۱۳۰ . (خراج)ابو یوسف)/ ۷۱٫ ۱۳۱ . (وسائل الشیعه), ج۶/۴٫ ۱۳۲ . (همان مدرک) ۱۳۳ . (مجموعه آثار شهید صدر), مقاله تصویرى از اقتصاد اسلامى/ ۳۴ ـ ۳۶٫ ۱۳۴ . (همان مدرک). ۱۳۵ . (کشف الغطاء), شیخ جعفر کاشف الغطاء/ ۳۲۵٫ ۱۳۶ . (دراسات فی ولایه الفقیه), ج۳/۲۵; (کتاب الزکاه), حسینعلى منتظرى, ج۱/ ۱۶۶; (منابع فقه), محمدتقى جعفرى ۴۴ ـ ۸۷٫ ۱۳۷ . (وسایل الشیعه) ج۶/ ۳٫ ۱۳۸ . افزون براین, آنچه در مورد فلسفه تشریع زکات گفته شده, چون: از بین بردن فقر و محرومیت و... از آیات و روایات استفاده شده اند. در حقیقت, آنها حکمتهاى این تکلیف عبادى اند, نه علت وجوب آن, بنابراین, مشکل بتوان وجوب زکات را از احکام, منصوص العله شمرد, به گونه اى که هرجا مثلاً فقربود, وجوب باشد و هرجا نبود, نباشد. ۱۳۹ . (کافى), ابو الصلاح حلبى/ ۱۶۴٫ ۱۴۰ . (خلاف), ج۲/ ۱۱۶, ۱۸۱; ج۴/ ۲۲۳٫ ۱۴۱ . (مبسوط) شیخ طوسى, ج۱/ ۲۳۶٫ ۱۴۲ . (انتصار), چاپ شده در (جوامع الفقهیه)/ ۱۵۵٫ ۱۴۳ . (مفردات) راغب اصفهانى, ماده: (زکا)/ ۲۱۳, دار المعرفه, بیروت; (تذکره), ج۱/ ۲۰۰٫ ۱۴۴ . (مرآه العقول), مقدمه, مرتضى عسکرى,/ ۷۳, دار الکتب الاسلامیه تهران; (معالم المدرستین), مرتضى عسکرى, ج۲/ ۹۷٫ ظاهراً این نامه را نویسنده از (سیره ابن هشام) و (فتوح البلدان) گرفته است, ولى اندکى با آنچه در آن دو کتاب آمده تفاوت دارد. کلمه (واعطیتم) در متن بعد از کلمه (الزکاه) وقبل از کلمه (من) وجود دارد. (وآتیتم الزکاه واعطیتم من المغانم خمس الله) که مقدارى معناى جمله با آنچه آقاى عسکرى نوشته تفاوت مى کند. ر.ک. (السیره النبویه), ابن هشام, ج۴/ ۲۳۵, دار احیاء التراث العربی, بیروت; (فتوح البلدان), بلاذرى/ ۸۲, دار الکتب العلمیه, بیروت. ۱۴۵ . (خلاف), ج۲/ ۷۵ ـ ۹۰٫ ۱۴۶ . (جوامع الفقهیه)/ ۱۵۳٫ ۱۴۷ . (همان مدرک)/ ۵۰۵٫ ۱۴۸ . (تذکره), ج۱/ ۲۱۵٫ ۱۴۹ . (منتهى), ج۱/ ۴۹۳٫ ۱۵۰ . (مدارک الاحکام), ج۵/ ۱۱۵٫ ۱۵۱ . (جواهر الکلام), ج۱۵/ ۱۸۰٫ ۱۵۲ . (تهذیب), ج۴/ ۸٫ ۱۵۳ . (وسایل الشیعه), ج۶/ ۱۰۶٫ ۱۵۴ . (الفقه على المذاهب الاربعه), ج۱/ ۶۰۵٫ ۱۵۵ . (منهج الصالحین), ج۱/ ۴۲۰٫ ۱۵۶ . (همان مدرک); (طرح گسترده اقتصاد اسلامى) شهید سیّد محمدباقر صدر, ترجمه فخرالدین شوشترى/ ۱۲۴, بدر. ۱۵۷ . (الفقه على المذاهب الخمسه), ج۲/ ۷۶٫ ۱۵۸ . (مجمع الرسائل), محمد حسن نجفى, صاحب جواهر, با حاشیه سید محمدباقر شیرازى/ ۴۸۷, مؤسسه صاحب الزمان, مشهد; (کتاب الزکاه) حسینعلى منتظرى ج۱/ ۲۸۰٫ ۱۵۹ . (معتبر)/ ۲۶۵٫ ۱۶۰ . سوره (توبه), آیه ۳۴٫ ۱۶۱ . (الإسلام یقود الحیاه)/ ۱۹۷, دار التعارف, بیروت. ۱۶۲ . (طرح گسترده اقتصاد اسلامى)/ ۱۳۴٫ ۱۶۳ . (مجمع الرسائل)/ ۴۷۸٫ ۱۶۴ . (فقه الامام جعفر الصادق), محمد جواد مغنیه ج۲/۷۶, دار التعارف, بیروت. ۱۶۵ . (مقنعه), شیخ مفید ۲۷۴, کنگره شیخ مفید. ۱۶۶ . (جوامع الفقهیه)/ ۳۰۰٫ ۱۶۷ . (معتبر)/ ۲۹۲٫ ۱۶۸ . (تذکره), ج۱/ ۲۵۱ ـ ۲۵۳٫ ۱۶۹ . (سرائر) ابن ادریس ج۱/ ۴۸۶, انتشارات اسلامى, قم. ۱۷۰ . (جوامع الفقهیه)/ ۵۰۷٫ ۱۷۱ . (همان مدرک)/ ۱۵۵٫ ۱۷۲ . (المهذب), ج۱/ ۱۷۸٫ ۱۷۳ . (جوامع الفقهیه)/ ۵۸۱٫ ۱۷۴ . (حدائق الناضره) ج۱۲/ ۳۴۷٫ ۱۷۵ . (مدارک الاحکام) ج۵/۳۷۸٫ ۱۷۶ . (کتاب الزکاه) / ۱۷۰, کنگره شیخ انصارى. ۱۷۷ . (مختلف الشیعه), ج۳/ ۱۷۵٫ ۱۷۸ . سوره (انفال) آیه ۴۱٫ ۱۷۹ . معجم مقاییس اللغه), ج۴/ ۳۹۷٫ ۱۸۰ . (مفردات), راغب/ ۳۶۶, دار المعرفه بیروت. ۱۸۱ . (لسان العرب), ج۱۲/ ۴۴۵٫ نشر ادب الحوزه. ۱۸۲ . (مجمع البحرین), فخر الدین الطریحى, ج۶/ ۱۲۹, مکتبه المرتضویه. ۱۸۳ . (الجامع لأحکام القرآن) قرطبى, ج۸/ ۱; (روح المعانى), آلوسى, ج۱۰/ ۲; (التفسیر الکبیر), فخر رازى, ج۱۵/ ۱۶۴, دار احیاء التراث العربى بیروت. ۱۸۴ . تفسیر (المیزان), علامه طباطبائى, ج۹/ ۸۳, اعلمى, بیروت; (مجمع البیان, امین الاسلام طبرسى, ج۳/ ۱۴۸٫ ۱۸۵ . (مقنعه)/ ۲۷۶٫ ۱۸۶ . (خلاف), ج۲/۱۱۷٫ ۱۸۷ . (معتبر)/ ۳۹۵; (مختلف الشیعه) ج۳/ ۱۸۵ ـ ۱۹۶; (مدارک الاحکام), ج۵/ ۳۷۹; (جواهر الکلام), ج۱۶/ ۴۴; (تذکره), ج۱/ ۲۵۳; (منتهى), ج۱/ ۵۴۸٫ ۱۸۸ . (نهج البلاغه), حکمت ۳۳۱٫ ۱۸۹ . (همان مدرک) خطبه ۱۲۰٫ ۱۹۰ . (همان مدرک), خطبه ۷۶٫ ۱۹۱ . (همان مدرک), خطبه ۸۳٫ ۱۹۲ . (نهایه) ابن اثیر, ج۳/ ۳۹۰; تفسیر (نمونه) زیر نظر مکارم شیرازى ج۷/ ۱۷۷, دار الکتب الاسلامیه; (لسان العرب), ج۱۲/ ۴۴۵٫ ۱۹۳ . (معالم المدرستین), مرتضى عسکرى ج۲/ ۱۰۷٫ ۱۹۴٫ (وسایل الشیعه), ج۶/ ۳۸۰٫ ۱۹۵ . (همان مدرک)/ ۳۵۱٫ ۱۹۶ . (همان مدرک)/ ۳۴۸٫ ۱۹۷ . (همان مدرک). ۱۹۸ . (خلاف), ج۲/۱۱۸٫ ۱۹۹ . (مختلف الشیعه), ج۳/ ۱۸۵٫ . . __________________________________________________ منبع: فقه ۱۳۷۴ شماره ۳

آزمون بسندگی زکات و خمس در تأمین حداقلّ معیشت خانوارهای نیازمند در اقتصاد ایران طی سالهای ۱۳۸۰ تا ۱۳۸۷

بسم الله الرحمن الرحیم آزمون بسندگی زکات و خمس  در تأمین حداقلّ معیشت خانوارهای نیازمند در اقتصاد ایران طی سالهای ۱۳۸۰ تا ۱۳۸۷ . محمدمهدی عسکری دانشیار دانشکده معارف اسلامی و اقتصاد، دانشگاه امام صادق عبدالمحمد کاشیان دانشجوی دکتری رشتۀ علوم اقتصادی (گرایش اقتصاد اسلامی)، دانشگاه امام صادق . متن کامل مقاله : PDF - آزمون بسندگی زکات و خمس در تأمین ... . چکیده بر اساس تصریح آیات قرآن کریم و روایات ائمه اطهار زکات و خمس به طـور عمـده برای رفع فقر و تأمین حداقلهای معیشتی خانوارهای نیازمند وضع شده اند. بنابر روایات،زکات تعیین شده برای رفع فقر کفایت میکند و اگر چنین نبـود، خداونـد بـر مقـدار آن میافزود. با توجه به شبهه های موجود در زمینه اندک بودن میـزان زکـات بـالقوه و عـدم کفایت آن برای رفع فقر، این سؤال مطرح میشود که آیا فتـوای فقهـای شـیعه مبنـی بـر انحصار زکات در موارد نهگانه، با فلسفه اصلی وضع زکات یعنی رفع فقر سازگار است؟ در این تحقیق به منظور بررسی فرضیه «کفایت زکـات بـا فـرض انحصـار آن در مـوارد نه گانه»، با استفاده از روش تحلیل آماری، به محاسبه ظرفیت بالقوه زکات، زکات فطره، و خمس در اقتصاد ایران میپردازیم و پس از تبیین حداقلّ معیشت از نظر اسلام، منابع لازم را برای رفع فقر در جامعه ایران برآورد میکنیم. نتایج این بررسی نشان مـی دهـد کـه در سالهای اخیر، درآمدهای خمس و زکات آنقدر زیاد بوده که برای رفـع فقـر در جامعـه کفایت میکرده است. این تحقیق به طور ضمنی نشان میدهد که فتوای فقهای شیعه مبنـی بر انحصار زکات در موارد نهگانه، از نظر تجربی، منافاتی با فلسفه اصـلی وضـع زکـات ندارد. کلید واژه ها: زکات، خمس، رفع فقر، اقتصاد ایران، حداقلّ معیشت. . _____________________________________________________ منبع : معرفت اقتصادی ، سال دوم، شماره اول، پاییز و زمستان ۱۳۸۹

ارائه روشی برای برآورد زکات (مطالعه موردی استان قم)

بسم الله الرحمن الرحیم ارائه روشی برای برآورد زکات (مطالعه موردی استان قم) . محمّداسماعیل توسّلی عضو هیات علمی دانشکده اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی (ره) . متن کامل مقاله : PDF - ارائه روشی برای برآورد زکات ... . چکیده   قرین بودن زکات با نماز در قرآن کریم و نیز وجود احادیث و روایات فراوان در اهمیت و گستردگی منابع، مصارف و کفایت آن در رفع فقر، این اشتباه را در برخی اندیشه ها ایجاد کرده است که با توجّه به تشکیل حکومت اسلامی می توان با جایگزین کردن مالیات به وسیله زکات، همه نیازمندی های مالی دولت اسلامی از جمله رفع فقر که فلسفه اصلی زکات است را پوشش داد. از طرف دیگر در برآوردهای زکات بالقوه که بر اساس فقه موجود انجام شده است برخی پژوهشگران نشان دادند که فقر غذایی فقرا را نیز نمی توان با این زکات تأمین کرد و برخی دیگر نشان دادند که مقدار زکات افزون بر رفع فقر می تواند هزینه های کمیته امداد امام خمینی (ره) بپوشاند. پژوهش حاضر با روش توصیفی – تحلیلی درصدد اثبات این فرضیه برآمد که اختلاف آرای فقهی در اموال مشمول زکات وجود دارد. در عین حال اگر این اختلاف بر طرف شود برآوردها نشان می دهد حداکثر فقر فقرا را می پوشاند. برای تصحیح مدل برآوردی باید قدری هزینه های قابل کسر از مال زکوی را تعدیل کرد و نیز درصدهای آبی بودن و دیمی بودن زمین ها راکه در نرخ متوسط زکات تأثیر دارد با توجّه به نظر کارشناسان و بر حسب استان ها به خاطر تفاوت شرایط آب و هوایی، مختلف در نظر گرفت. این پژوهش در نهایت با مدل پیشنهادی، برآوردی از زکات استان قم و مقایسه آن با هزینه های کمیته امداد امام خمینی (ره) این استان دارد. . واژه‌های کلیدی: مالیات، زکات، روش برآورد . . . __________________________________________________________________ منبع : پژوهشنامه مالیات/شماره بیست و دوم (مسلسل ۷۰ )، تابستان ۱۳۹۳

زکات؛ شکر سخاوت خداوند/ با پرداخت زکات مال خود را حلال می کنیم

بسم الله الرحمن الرحیم زکات؛ شکر سخاوت خداوند با پرداخت زکات مال خود را حلال می کنیم . امیرالمومنین(ع) در حکمت ۲۴۴ نهج البلاغه می فرمایند: «خداوند در هر نعمتی حقی دارد. کسی که حقش را ادا کند نعمت او را افزون کند و کسی که کوتاهی کند نعمت را در خطر زوال قرار می ‏دهد.» متاسفانه در اوضاع فعلی اقتصادی برخی معتقدند چون اوضاع اقتصاد نامطلوب است، نباید به موازینی چون خمس و زکات و... اعتنا کرد درحالی که ما تحت هرشرایطی موظفیم حقی که در برابر خدا به گردنمان است را پرداخت کنیم و در هرحالتی باید شکرگزار نعمت های خدا باشیم. با این حال و در این شرایط هنوز هستند افرادی که در هرشرایطی شکرگزارند و از یاد نمی برند که باید تحت هرشرایطی دِین خود را به خداوند و نعمت هایی که به ما عطا کرده ادا کنند. معنی واقعی شکرگزاری را جایی می توان دید که عنوان «منطقه محروم» دارند و بسیاری از نیازهای اولیه خود مثل آب آشامیدنی، گاز، برق، جاده خاکی و... را ندارند ولی خود را ملزم می دانند که شکرگزاری خود بابت نعمت هایی که خداوند به آنها اعطا کرده را تمام و کمال به جا بیاورند. پرداخت کنندگان زکات در روستاهای محروم با اینکه وضعیت اقتصادی مطلوبی ندارند ولی از پرداخت سهم زکات خود صرف نظر نمی کنند چراکه معتقدند با پرداخت زکات مالشان حلال و با برکت می شود. . با پرداخت زکات مال خود را حلال می کنیم در سفری که اخیرا به مناطق محروم شهرستان خلخال داشتیم، به همراه مرشدعلی آقایی، کارشناس مسئول مشارکت های مردمی کمیته امداد و یوسف ابراهیمی، امام جماعت مسجد حضرت رسول الله(ص) و مبلغ زکات شهرستان خلخال، برای جمع آوری زکات به سه روستای محروم کهران، بروچ و یوزناب رفتیم، روستاهایی که یکی شان آب آشامیدنی نداشت و دیگری جاده آسفالت برای رفت و آمد. درآمد اغلب این روستائیان کشت گندم بود و از راه فروش محصولات کشاورزی خود امرار معاش می کردند. با وجود محرومیتی که این روستاها داشتند اما با روی گشاده، رضا و رغبت سهم زکات خود را پرداخت می کردند. حتی در جریان جمع آوری زکات با خانمی مواجه شدیم که تحت پوشش کمیته امداد بود و شرایط اقتصادی مطلوبی نداشت ولی چون اعتقاد داشت که باید سهم همان مقدار ناچیزی که دارد را پرداخت کند به جای گندم مبلغ اندکی پول نقد به عنوان سهم زکات پرداخت کرد که به قول خودش مالش حلال شود. نکته مهم اینکه پرداخت سهم زکات در این روستاها محدود به سن یا قشر خاصی نبود. چرا که در همین روز و در جریان جمع آوری زکات به محمد، پسری ۱۶ ساله برخورد کردیم که چون در کنار تحصیل، در زمین کشاورزی کار می کرد، سهم زکات خود از محصولاتش  را پرداخت، با اینکه پدر او هم سهم زکات خود را جدا پرداخته بود ولی محمد اعتقاد داشت که باید سهم زکات گندمی که خودش به عمل آورده را جداگانه پرداخت کند تا خدا به مال او برکت بیشتری دهد. موارد خاص اینچنینی در طول این روز زیاد دیده شد، مواردی که واقعا هرکدامش قابلیت یک گزارش جداگانه دارد. در جریان جمع آوری زکات در این روستاها عبارت شکر نعمت، نعمتت افزون کند، کفر نعمت از کفت بیرون کند به واقع دیده می شد. زکات فقط مخصوص اسلام نیست زکات در لغت به معنای طهارت و پاکیزگی و معنی دیگر آن تزکیه و اصلاح بوده و در اصطلاح فقهی، حقی است واجب در مالی که به حد نصاب رسیده باشد و بر ۹ چیز شامل شتر، گاو، گوسفند، گندم، خرما، جو، کشمش، طلا و نقره تعلق می‌گیرد. زکات مخصوص اسلام نیست بلکه در ادیان پیشین نیز بوده‌ و می توان گفت زکات و نماز از مشترکات همه ادیان آسمانی است. حضرت عیسی(ع) در گهواره به سخن آمد و گفت: «اَوصانی بالصّلوه و الزّکاه» خداوند مرا به نماز و زکات سفارش نموده‌است. حضرت موسی(ع)خطاب به بنی‌اسرائیل فرمود: «اقیموا الصّلوه و آتوا الزّکاه» نماز به پا دارید و زکات دهید. در قرآن درباره اسماعیل آمده: «کان یأمر أهله بالصّلوه و الزّکاه» او خانواده‌اش را به نماز و زکات فرمان می‌داد. درباره عموم پیامبران نیز آمده‌است: «و جعلناهم ائمّه یَهدون بأمرنا و أوحینا الیهم فعل الخَیرات و اقام الصّلوه و اِیتاء الزّکاه» آنان به فرمان ما مردم را هدایت می‌کردند و ما انجام کارهای نیک و به پا داشتن نماز و پرداخت زکات را به آنان وحی کردیم. در ایران اسلامی کمیته امداد امام(ره) به منظور احیای سنت و واجب الهی با کسب اجازه از ولی امر مسلمین و مراجع عظام تقلید مسئول جمع آوری زکات مردم مسلمان و مؤمن و توزیع آن بین اقشار محروم جامعه است. جمع آوری ۹۰ میلیون تومان زکات در سال ۹۶ از روستاهای خلخال مرشدعلی آقایی، کارشناس مسئول مشارکت های مردمی کمیته امداد امام خمینی(ره) شهرستان خلخال در خصوص زکات جمع آوری شده از روستاهای شهرستان خلخال گفت: هرساله همزمان با فصل تابستان و پائیز کشاورزانی که زکات به آنها تعلق می گیرد به ما اعلام می کنند که برای جمع آوری زکات نزد آنها برویم. این کار معمولا توسط یک نفر از بخش توسعه مشارکت های مردمی کمیته امداد به همراه یک روحانی یا مبلغ زکات انجام می شود. در فصل تابستان برای جمع آوری زکات گندم و در پائیز برای جمع آوری زکات مستحبی میوه جات به روستاهای مختلف می رویم. وی افزود: در طول این سال ها تقریبا هرسال به نسبت سال قبل ۲۰ درصد افزایش در پرداخت زکات داشتیم. به عنوان نمونه سال گذشته رقمی حدود ۹۰ میلیون تومان از ۱۷ روستای شهرستان خلخال جمع آوری شد که ۵۰ میلیون آن صرف فقرا و ۴۰ میلیون تومان هم صرف مصارف عام المنفعه مثل ساخت مسجد، تعمیرات و امثال اینها شد. جمع آوری این مبلغ هم به این شکل است که محصولات جمع آوری شده را به تعاونی های روستایی می فروشیم؛ تعاونی مبلغ حاصل از فروش محصولات را به حساب کمیته امداد واریز می کند و طی جلسه ای با مبلغین، روحانیون، هیئت امنای مسجد و عاملین زکات تصمیم گیری می شود که مبلغ جمع آوری شده صرف چه چیزهایی شود. آقایی ادامه داد: این روزها هم مشغول جمع آوری زکات هستیم و تقریبا تا پایان شهریورماه این کار ادامه دارد. احتمالا امسال بخشی از هزینه ها صرف برنامه هایی که در محرم برگزار می شود، خواهد شد. حجت الاسلام یوسف ابراهیمی، مبلغ زکات شهرستان خلخال و امام جماعت مسجد حضرت رسول الله (ص) که در روز جمع آوری زکات ما را همراهی کرد، گفت: مشکلات اقتصادی و بیکاری بر روی مبلغ جمع آوری شده زکات تاثیر گذاشته ولی با این حال این روستائیان معتقد، چون زکات رابر خود یک واجب دینی می دانند هرطور شده سهم زکات خود را پرداخت می کنند. به عقیده این افراد پرداخت خمس و زکات و امثال اینها ربطی به دولت و برنامه های دولت ندارد و یک فریضه الهی است. اهمیت زکات در آیات و روایات وی در خصوص اهمیت زکات افزود: حدود دوهزار روایت در بیان ائمه اطهار در خصوص اهمیت زکات داریم. همچنین در قرآن کریم ۵۹ مورد زکات به همراه مشتقاتش ذکر شده است. ۲۷ بار زکات در کنار نماز آمده و۳۲ بار هم کلمه زکات به طور مشخص مطرح شده است. همچنین در ۲۹ سوره قرآن کریم هم به زکات اشاره شده است. ابراهیمی اضافه کرد: در جریان جمع آوری زکات از روستائیان و کشاورزان مکررا این جمله را می شنویم که «با پرداخت زکات مالشان پاک می شود و با پرداخت زکات خداوند به مال آنها برکت می دهد». در طول این سال هایی هم به این کار می پردازیم دیدیم که تحت هرشرایطی کشاورزانی که زکات به مالشان تعلق می گیرد، سهم خود را پرداخت کرده اند چه آنهایی که شرایط اقتصادی مطلوب دارند چه آنهایی که مشکل اقتصادی دارند. آیت الله حسن عالمی، رئیس سابق شورای عالی زکات در گفتگو با مهر در این باره گفت: شورای زکات هر استان شامل یک رئیس و یک دبیر است. امام جمعه آن منطقه رئیس شورای زکات و استاندار دبیر شورای زکات است. عامل اصلی جمع آوری زکات درهر منطقه ای نیروهای کمیته امداد امام خمینی(ره) هستند. وی افزود: شورای مرکزی زکات عبارتند از:  نماینده ولی فقیه در شورا (رئیس شورا)، رئیس کمیته امداد امام(ره) (قائم مقام و دبیر شورا) ، معاون برنامه ریزی، نظارت راهبردی رئیس جمهور،  وزیر کشور،  وزیر جهاد کشاورزی،  وزیر کار تعاون و رفاه تأمین اجتماعی،  وزیر امور اقتصاد و دارایی، رئیس سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران، رئیس دبیر خانه سیاستگذاری ائمه جمعه سراسر کشور، رئیس سازمان تبلیغات اسلامی و یک نماینده از کمیسیون اقتصادی مجلس شورای اسلامی با پیشنهاد کمیسیون و انتخاب مجلس به عنوان ناظر. آیت الله عالمی افزود : سالانه رقمی حدود ۳۰۰ میلیارد تومان زکات از سراسر کشور جمع آوری می شود که صرف فقرا می شود. کشاورزان و افرادی که زکات پرداخت می کنند بدانند که زکات مال را کم نمی کند؛ بلکه آن مال را هم پاک و هم زیاد می کند و زکات کاری می کند که مال افراد کارآمد شود. زکات یک امر جزیی نیست بلکه زکات یک منبع مالی برای بیت المال است و برای مشکلات جامعه باید از این طریق به مصرف برسد. برچسب‌ها : زکات ، خلخال ، شوارای عالی زکات . . _________________________________________________ منبع : خبرگزاری مهر

زکات؛ دستوری از جنس برکت/ طعم شیرین زندگی یک کشاورز

بسم الله الرحمن الرحیم زکات؛ دستوری از جنس برکت طعم شیرین زندگی یک کشاورز . زکات در آموزه های دینی زکات در لغت، به دو معنای رشد و نمو و پاکى آمده است. کلمه زکات به سهمی اطلاق می‌شود که انسان مؤمن از مال خود خارج می‌کند و به فقرا می‌دهد، به این دلیل است که در پرداخت آن، امید رشد و افزایش مال همراه با خیرات و برکات را دارد و موجب تزکیه و پاکى روح پرداخت کننده می‌شود. زکات از دستورهای اسلامی و یکی از فروع دین است و در مورد چیزهایی وضع شده که انسان آن‌ها را با کمک طبیعت به وجود می‌آورد، یعنی انسان به نسبت، کار کمی انجام داده و طبیعت کار بیشتر را انجام می‌دهد. . . در قرآن کریم آمدن زکات در کنار صلاه نشان آن است که رابطه با خداوند متعال از طریق نماز حاصل شده و رابطه با مخلوق خداوند از راه اداى زکات برقرار می‌شود. همراهى این ‌دو به علت اهمیت ویژه آن‌ها است چراکه نماز در آیات قرآن کریم و روایات اسلامى از جایگاه خاصى برخوردار است و زکات نیز در دین اسلام در بعد اقتصادى و اجتماعى و غیره بسیار اهمیت دارد و ذکر زکات در کنار نماز نشانه جامعیت اسلام و همه جانبه‌نگرى این دین است. زکات در ۹ چیز واجب است که عبارتند از گندم، جو، خرما، کشمش، طلا، نقره، شتر، گاو و گوسفند. اگر کسی یکی از موارد نه‎گانه را مالک باشد، طبق شرایطی واجب است مقداری که در شریعت اسلام معین شده را به یکی از مصارف هشت‎گانه‏ای که قرآن مجید دستور داده، برساند. زکات را در یکى از این هشت مورد باید صرف کرد: در مورد فقرا و مساکین و آنها کسانى هستند که مخارج سال خود و عیالاتشان را ندارند. تفاوت فقیر و مسکین در این است که فقیر روى سوال از کسى ندارد، امّا مسکین نیازمندى است که روى سوال دارد، کسانى که صنعت و ملک و سرمایه و کسبى دارند که زندگى آن‌ها را اداره نمى‌کند فقیر محسوب مى‌شوند و کمبود زندگى خود را مى‌توانند از زکات بگیرند. کسى که از طرف امام یا نایب او مامور جمع آورى زکات یا نگهدارى یا رسیدگى به حساب آن و یا رساندن آن به امام و نایب او، یا رساندن به مصارف لازم هستند مى‌تواند به اندازه زحمتى که مى‌کشد از زکات استفاده کند. افراد ضعیف الایمانى که با گرفتن زکات تقویت مى‌شوند و تمایل به اسلام پیدا مى کنند، خریدن برده‌ها و آزاد کردن آن‌ها. اشخاص بدهکارى که نمى‌توانند قرض خود را ادا کنند. سبیل اللّه؛ یعنى کارهایى مانند ساختن مسجد که منفعت دینى عمومى دارد و همچنین مدارس علوم دینى، مراکز تبلیغاتى، اعزام مبلغین، نشر کتاب هاى مفید اسلامى و خلاصه آنچه براى اسلام نفع داشته باشد به هر نحو که باشد، مخصوصاً جهاد در راه خدا. ابن السّبیل؛ یعنى مسافرى که در سفر مانده و محتاج شده که به مقدار نیازش مى‌تواند از زکات استفاده کند، هر چند در محل خود غنى و بى نیاز باشد. آنچه باید به آن توجه کرد این است که زکات یکی از مولفه‌های اقتصادی دین اسلام برای کاهش فقر و آسیب‌های ناشی از آن در جامعه است، پس خوشا به حال کسی که در این راه قدم بردارد و با نجات یک انسان از چنگال آسیب‌ها، گویی تمام انسان‌ها را نجات داده است. زندگی براساس باورهایی خدایی حجت‌الاسلام ذبیح‌اله ابوالحسنی، یک کشاورز ساکن یکی از روستاهای طبس است که . . در باغش سال‌هاست که نخل‌های خرما دارد. او چند سال است که قسمتی از محصول خرمای خود از چند درخت را به پرداخت زکات اختصاص داده و به عنوان زکات دهنده نمونه استان شناخته شده است. به سراغش رفتم از تاثیر زکات در زندگی‌اش گفت و عقیده داشت پرداخت زکات یکی از دستورات خداوند است که بر هر مسلمانی واجب است آن را رعایت کند. او معتقد بود هر پدر و مادری باید این امور که تاکید شده اسلام هستند را به فرزندانش بیاموزد چرا که هر امری که اسلام بر آن تاکید کرده، حتما حکمتی داشته است. او گفت: تا هر زمان که لازم باشد این کار را ادامه خواهم داد چراکه ریشه اصلی انجام این کار در باور و اعتقاد انسان‌ها است و نابودشدنی نیست. با او و باغ زیبایش خداحافظی کردم؛ اما من در این باغ بیشتر از چند درخت خرما دیدم، من مفاهیمی از عشق، باور، ایمان، کمک به هم نوع و حس وجود خداوند را دیدم. کشاورزانی که در پرداخت زکات پیشگام هستند غلامرضا قوسی، رئیس سازمان جهاد کشاورزی خراسان‌جنوبی در گفت‌وگو با ایکنا از خراسان‌جنوبی، اظهار کرد: تولیدات زراعی و باغی استان حدود ۶۳۰ هزار تن است. وی افزود: در خراسان‌جنوبی بالغ بر ۱۵۰ هزار هکتار سطح زیر کشت زراعی و باغی و همچنین بالغ ۲۹ هزار نفر شتر در حوزه دامپروری داریم که کشاورزان و بهره‌برداران کشاورزی استان در پرداخت زکات پیشگام بوده و آن را از اولویت‌های زندگی خود می‌دانند. رئیس سازمان جهاد کشاورزی خراسان‌جنوبی با بیان اینکه مردم استان در بحث زکات سنگ تمام گذاشته‌اند، اظهار کرد: مراکز جهاد کشاورزی یکی از ظرفیت‌هایی است که ارتباط مستقیمی با کشاورزان و تولیدکنندگان بخش کشاورزی هر روستا و منطقه دارد. قوسی یادآور شد: جامعه هدف کشاورزی در بحث پرداخت زکات، قبل از انبار محصول خود، سهم زکات خود را پرداخت می‌کنند چرا که به این امر اعتقاد دارند. زکات؛ پیوند بین فرد و جامعه حجت‌الاسلام حسین فلسفی راد، رئیس اداره امور اجرایی زکات کمیته امداد امام خمینی(ره) خراسان‌جنوبی در گفت‌وگو با ایکنا از خراسان‌جنوبی اظهار کرد: نماز پیوند بین خالق و مخلوق و زکات پیوند بین فرد و جامعه است. وی افزود: یکی از موضوعات اساسی در مورد مباحث مالی در قرآن موضوع زکات است که در این مورد، ۳۲ مرتبه در کلام وحی ذکر شده و از این میزان ۲۷ مرتبه همراه با نماز است. رئیس اداره امور اجرایی زکات کمیته امداد امام خمینی(ره) خراسان‌جنوبی با بیان اینکه انسان با دادن زکات اموال خود را بیمه می‌کند، تصریح کرد: در استان زکات واجب کمتر و زکات مستجبی بیشتر است. فلسفی راد با اشاره به اینکه با وجود خشکسالی مردم خراسان‌جنوبی در پرداخت زکات همواره بهترین هستند، بیان کرد: مردم استان به خاطر باورهای عمیق دینی در توجه به محرومان مورد تایید و تشویق شورای عالی زکات قرار گرفته‌اند. وی یادآور شد: پیامبر اکرم(ص) فرمود: «زکات دهنده در دنیا دست فقیر را می‌گیرد و این فقیر است که در آخرت دست زکات دهنده را می‌گیرد». آنچه باید به آن توجه کرد این است که زکات یکی از مولفه‌های اقتصادی دین اسلام برای کاهش فقر و آسیب‌های ناشی از آن در جامعه است، پس خوشا به حال کسی که در این راه قدم بردارد و با نجات یک انسان از چنگال آسیب‌ها، گویی تمام انسان‌ها را نجات داده است. برچسب ها: خبرگزاری قرآن ، ایکنا ، خراسان جنوبی ، اجتماعی ، زکات ، قرآن . . __________________________________________________________ منبع : خبرگزاری بین اللملی قرآن

بسم الله زکات؛ شکر سخاوت خداوند با پرداخت زکات مال خود را حلال می کنیم . امیرالمومنین(ع) در حکمت ۲۴۴ نهج البلاغه می فرمایند: «خداوند در هر نعمتی حقی دارد. کسی که حقش را ادا کند نعمت او را افزون کند و کسی که کوتاهی کند نعمت را در خطر زوال قرار می ‏دهد.» متاسفانه در اوضاع فعلی اقتصادی برخی معتقدند چون اوضاع اقتصاد نامطلوب است، نباید به موازینی چون خمس و زکات و... اعتنا کرد درحالی که ما تحت هرشرایطی موظفیم حقی که در برابر خدا به گردنمان است را پرداخت کنیم و در هرحالتی باید شکرگزار نعمت های خدا باشیم.

بسم الله الرحمن الرحیم

زکات محصولات کشاورزی؛ جریان مالی قرآنی در جامعه اسلامی

بسم الله الرحمن الرحیم زکات محصولات کشاورزی جریان مالی قرآنی در جامعه اسلامی . زهرا حسن دوست  دانشجوی دکتری تخصصی مدیریت مالی دانشگاه آزاد اسلامی مجید اسماعیلی  مدیرجهاد کشاورزی شهرستان بویین زهرا، استان قزوین .. آدرس مقاله کامل : https://civilica.com/doc/606081/ . چکیده  کشاورزی اولویت نخست اسلام در بین بخش های اقتصادی می باشد. در این مقاله ضمن بیان اهمیت این راه تامین مالی قرآنی که منجر به کاهش فقر و افزایش اشتغال و توزیع عادلانه ثروت خواهد شد ، تلاش می نماید علاوه بر تمرکز بر بخش کشاورزی در پرداخت زکات ، برجنبه های مالی ، مدیریتی و اسلامی زکات نیز توجه شود. زکات به عنوان یکی از راه های تامین مالی اسلامی بر نه چیز واجب است که هفت مورد)گندم ، جو ، خرما، کشمش ، شتر ، گاو ، گوشفند( از آن مر بوط به بخش کشاورزی است. کلیدواژه ها: زکات ؛زکات کشاورزی؛مدیریت زکات؛ تامین مالی اسلامی . .____________________________________________ منبع : کنفرانس جامع علوم مدیریت و حسابداری

نقش بانکداری اسلامی در اقتصاد مقاومتی و اثر آن بر توسعه کشاورزی

بسم اله الرحمن الرحیم نقش بانکداری اسلامی در اقتصاد مقاومتی و اثر آن بر توسعه کشاورزی . لیلا آسیابی اقدم  کارشناسی ارشد، علوم اقتصادی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد کاغذ کنان منیره پورعلی  کارشناسی ارشد، مدیریت کشاورزی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد کاغذکنان . آدرس مقاله کامل : https://civilica.com/doc/580888/ . چکیده  این مطالعه به محاسبه برآورد ارزش افزوده تولیدات بخش کشاورزی بر مبنای تسه یلات اعطا ی بانکها ی دولتی،غیردولتی،کلیه بانکها و بانک تجاری برای سرمایه گذاری مستق یم و واردات محصولات کشاورز ی پرداخته است . به این منظور از داده های فصلی ۱۳۹۲-۱۳۷۹ استفاده شده است.جهت بررس ی رابطه ی این متغیرها باارزش افزوده بخش تولیدات کشاورزی از آزمون دیکی فلور استفاده شد تا ایستا یی متغیرها مشخص شود که در طول زمان داری میانگین،واریانس و کواریانس ثابت دارند، چون اگر متغیرها ایستا نباشند نمی توان به حاصل برآورداعتماد کرد . سپس بااستفاده از آزمون همگرایی جوهانسون رابطه ی بلند مدت میان متغیرها سنجیده شد و نشان داده شد دو بردارهم انباشته بین متغیرهاوجوددارد و از آزمون آکاییک برای تشخیص بهترین وقفه زمانی برا ی توضیح تغییرات متغیرها درکوتاه مدت استفاده شد. نتایج تحقیق در کوتاه مدت نشان داد که بین تسهیلات اعطای بانکهای غیر دولتی و کلیه بانکهابرای سرمایه گذاری مستقیم و واردات محصولات کشاورزی با ارزش افزوده بخش تولیدات کشاورزی رابطه منفی و بین تسهیلات اعطای بانکهای دولتی و تجاری سرمایه گذاری مستقیم و با ارزش افزوده بخش تولیدات کشاورزی رابطه مثبت وجود دارد. سپس پویایی رفتار متغیرها در طول زمان به هنگام وارد شدن شوک بر روی متغی رارزش افزوده بخش تولیدات کشاورزی برروی سایر متغیرها مورد بررسی قرار گرفت و نشان داده شد که این نوسانات روند منظم طی نمیکند.ودر نهایت تجزیه واریانس متغیرها را نشان داده شد که بیشترین تغییرات توسط خود متغیر ارزش افزده بخش تولیدات کشاورزی توضیح داده می شود. کلیدواژه ها: بانکداری اسلامی،اقتصاد مقاومتی، توسعه کشاورزی، الگوی خود توضیح بردار ی ی ا VAR . _________________________________________________ منبع : دهمین کنگره پیشگامان پیشرفت

تاثیر فعالیت های کشاورزی بر تغییر اقلیم در هشت کشور اسلامی در حال توسعه

بسم الله الرحمن الرحیم تاثیر فعالیت های کشاورزی بر تغییر اقلیم در هشت کشور اسلامی در حال توسعه . صمد عرفانی فر  استادیار اقتصاد کشاورزی، دانشکده کشاورزی و منابع طبیعی داراب نوید کارگر ده بیدی  دانشجوی دکتری اقتصاد منابع طبیعی و محیط زیست ، دانشگاه شیراز . آدرس مقاله کامل : https://civilica.com/doc/974429/ . چکیده  در این پژوهش با استفاده از الگوی خود توضیح با وقفه های گسترده پنل، رابطه تغییر اقلیم و فعالیت های بخش کشاورزی در هشت کشور اسلامی در حال توسعه موسوم به گروه D-8 بررسی شده است. متغیرهای سطح زیر کشت محصولات زراعی و انتشار گاز متان به ترتیب به عنوان نماینده فعالیت های بخش کشاورزی و تغییر اقلیم در نظر گرفته شد. نتایج نشان داد که سرانه سطح زیر کشت محصولات زراعی نقش تعیین کننده ای در توضیح انتشار گاز متان دارد به طوری که با ۱ % افزایش این شاخص، سرانه انتشار گاز متان در بلندمدت حدود ۸۳ / ۰ % افزایش می یابد. وجود یک رابطه U شکل وارون بین سرانه تولید ناخالص داخلی و انتشار گاز متان، فرضیه زیست محیطی کوزنتس در کشورهای اسلامی گروه D-8 را تایید نمود. کلیدواژه ها: انتشار گاز متان، منحنی زیست محیطی کوزنتس، سطح زیر کشت اراضی زراعی، هشت کشور اسلامی در حال توسعه . . . _____________________________________________________________ منبع : چهارمین همایش ملی تغییر اقلیم و تاثیر آن بر کشاورزی و محیط زیست

بررسی خواص درمانی میوه های قرآنی و میزان همخوانی آن با یافته های نوین علوم پزشکی

بسم الله الرحمن الرحیم بررسی خواص درمانی میوه های قرآنی و میزان همخوانی آن با یافته های نوین علوم پزشکی .  مرتضی نصیری  امید صادقی  حسام اسحاقی شهرضایی دانشجوی کارشناسی ارشد پرستاری ، دانشگاه علوم دانشجوی کارشناسی ارشد علوم تغذیه، دانشکده تغذیه دانشجوی کارشناسی علوم تغذیه، کارگروه علم و دین نهاد رهبری . متن کامل مقاله : PDF : بررسی خواص درمانی میوه های قرآنی و میزان همخوانی آن با یافته های نوین علوم پزشکی . چکیده میوه ها سرشار از ویتامین ها، مواد معدنی، و املاح هستند و مصرف آن ها تأثیر به سزایی در سلامتی انسان ها، پیشگیری، و درمان بیماری ها دارد. در قرآن کریم خداوند از بعضی میوه ها چون انگور، انار، خرما، انجیر و زیتون به عنوان هدیه بهشتی نام برده است. احتمالاً در این تذکر، فواید جسمی و روحانی برای انسان وجود دارد. لذا این مقاله با هدف بررسی خواص درمانی میوه های مذکور از منظر قرآن و احادیث و مقایسه آن با یافته های نوین علوم پزشکی صورت گرفته است تا به نگرش پویایی اسلام به عنوان یک دین جهان شمول بیشتر پی برده شود و حقایق بیشتری در این زمینه آشکار گردد. کلیدواژه ها: میوه های قرآنی، قرآ ، ن احادیث، اسلام، علوم پزشکی   __________________________________________________________ منبع : پژوهش های علم و دین سال پنجم بهار و تابستان ۱۳۹۳ شماره ۱

خواص گل ختمی در روایات

بسم الله الرحمن الرحیم خواص گل ختمی در روایات . فواید شست‌وشو با گل ختمى در روایات ۱.ازامام صادق علیه السلام روایت شده است که فرمود: «گرفتن ناخن وشارب (سبیل) وشستن سر با گل خطمى، فقر ونادارى را زایل مى‌کند وبر روزى مى‌افزاید».[۱] ۲. در حدیثى دیگر فرمود: «شستن سر با خطمى، دل را مى‌گشاید وسودا واندوه را برطرف مى‌سازد».[۲]   ۳. از حضرت على علیه السلام روایت شده است که فرمود: «شستن سر با خطمى، باعث برطرف شدن چرک وحشرات موجود در سر مى‌شود».[۳]   ۴. از امام صادق علیه السلام روایت شده است که فرمود: «شستن سر با خطمى (سه فایده دارد): سر را از سردرد حفظ مى‌کند، پریشانى را از انسان دور مى‌سازد، کچلى را از بین مى‌برد».[۴]   ۵. در حدیثى دیگر فرمود: «هر کس سر خود را در روز جمعه با گل خطمى بشوید، از پیسى ودیوانگى در امان خواهد بود».[۵]   ۶. در روایتى دیگر فرمود: «هر کس در روز جمعه ناخن وشارب خود را بگیرد وسرش را با گل خطمى بشوید، ثواب آزاد کردن یک برده را مى‌برد».[۶]     [۱] . کافى، ج ۶، ص ۵۰۴، ح ۱؛ مکارم الأخلاق، ص ۶۴. [۲] . مستدرک سفینه البحار، ج ۳، ص ۳۰۵. [۳] . کافى، ج ۶، ص ۵۰۴، ح ۳؛ مکارم الأخلاق، ص ۶۱. [۴] . ثواب الأعمال، ص ۳۶، ثواب غسل رأس بالخطمى، ح ۱. [۵] . کافى، ج ۶، ص ۵۰۴، ح ۲؛ کتاب من لا یحضره الفقیه، ج ۱، ص ۷۱، ح ۲۹۰. [۶] . کافى، ج ۶، ص ۵۰۴، ح ۴؛ مکارم الأخلاق، ص ۶۱.   ___________________________________________________________________ منبع: کتاب حلیه المتقین علامه مجلسی با بازنگری تحت نظر حضرت آیت الله مکارم شیرازی

احادیث گل ختمی 

بسم الله الرحمن الرحیم  احادیث گل ختمی      روایت داریم از امام کاظم(ع)که می فرمایند: شستن سر با گل ختمی در روز جمعه از سنت است ومنافعی دارد: روزی را زیاد می کند، فقر را از بین می برد ، موها را نیکو می کند، پوست را زیبا میکند وایمنی از بیماری سودا است. بهترین چیزی که انسان می تواند بدن خود را با آن بشورد همین گل ختمی است که فواید زیادی دارد ✅ نحوه استفاده روش استفاده از آن دو روش است یک روش برای کسانی که موی بلند ندارند خود گل ختمی را آسیاب کرده و همین جور خشک سر را با آن بشورند وروش دوم که بهترین روش است ،گل ختمی را آسیاب کرده و داخل آب ولرم به مدت نیم الی یک ساعت قرار دهید وبعد آن را با پارچه ی نازک و تمیز صاف کنید که این تبدیل می شود به شامپو،و بهترین شامپوی طبیعی است . ✅  امروزه این شامپو های شیمیایی که در بازار هستن جز ضرر چیزی ندارد چون وقتی سر را با آن می شوییم حتما یه چربی یا چیز دیگری از ماده ی آن شامپو در سر می ماند واین مواد شمیایی ماندنش برای پوست سر وخود موها خطرناک است.امروزه  بیشتربیماریهایی که برای مو هست مثل کم پشت بودن و وموخوره (موهای بیمار)همش به خاطر استفاده از شامپو ها وصابون های شیمیایی است.در زمان قدیم که خانم ها موهای بلند ومحکم و جذاب داشتند به خاطر این بود که از این شامپوی طبیعی استفاده می کردند.این گل ختمی بهترین شامپوی طبیعی برای پوست ومو است کف هم می کند وفواید زیادی دارد ودرمان بسیاری از بیماری ها است. امام صادق علیه السلام : شستن سر با خطمى ، مایه ى ایمنى از سردرد، برکنار ماندن از فقر، و پاکیزگى سر از سبوسه (شوره سر) است . امام هشتم میفرمایند: شستشو دادن سر را با گل ختمى در روز جمعه جزو دستورات پیغمبر اسلام (ص ) است علاوه بر این داراى خواصى است مانند اینکه موها و صورت را زیبا مى نماید، و از سردرد جلوگیرى مى کند. کلمه کلیدی : گل ختمی    ____________________________________________________ منبع : طب اسلامی ایرانی

مروری بر تحقیقات انجام شده در مورد برخی از گیاهان دارویی، غذاها و میوه های مطرح شده در احادیث نبوی

بسم الله الرحمن الرحیم مروری بر تحقیقات انجام شده در مورد برخی از گیاهان دارویی، غذاها و میوه های مطرح شده در احادیث نبوی . علی اکبر عروجن دانشکده پزشکی، گروه فیزیولوژی، کمیته تحقیقات دانشجویی، عضو کارگروه علم و دین . متن کامل مقاله : PDF : گیاهان دارویی ، غذاها و میوه های مطرح شده در احادیث نبوی . . چکیده سابقه و هدف سلامت جسم انسان در همه حال مورد توجه دین و رهبران الهی قرار داشته است. از این رو توصیه های فراوانی در قالب روایات و احادیث توسط پیامبر اعظم (ص) در کتب دینی و سیره زندگی ایشان بیان گردیده است. بنابراین هدف از این مطالعه، مشخص نمودن توافق علوم پزشکی با برخی از احادیث نبوی در مورد اثر گیاهان، میوه ها و آداب تغذیه ای بر سلامتی می باشد. مواد و روش ها مطالعه مروری حاضر به بررسی بخشی از احادیث نبوی در ارتباط با گیاهان، میوه ها و توصیه های تغذیه ای که در کتب احادیث پزشکی و منابع طب سنتی ذکر شده اند پرداخته و با نتایج علمی حال حاضر که در منابع مختلفی از جمله Pub med، SID، Scopus، Medicinal Plant، Science Direct در سال های ۲۰۰۳ تا ۲۰۱۴ مورد تایید قرار می گیرد. یافته ها مطالعات مختلف نشان داد که بسیاری از گیاهان، میوه ها و آداب غذایی توصیه شده در اسلام و احادیث نبوی جنبه علمی داشته و دانش بشر در علوم پزشکی امروزه به بسیاری از آنها دست یافته است به طوری که با سخنان پیامبر و آیات قرآنی مطابقت بسیار نزدیکی دارد. نتیجه گیری در نهایت از پژوهش حاضر می توان چنین نتیجه گیری نمود که انسان ها و به ویژه مسلمانان می توانند با بهره گیری از احادیث و سیره زندگی پیامبر (ص) به نتایج علمی و پژوهشی چشمگیری دست یافته و سلامت جسم و روح خود را تضمین نمایند. _________________________________________________________ منبع :  نشریه اسلام و سلامت دوره دوم، شماره دوم، تابستان ۹۴

بررسی ظرفیت ‌های صادراتی محصولات کشاورزی ایران به کشورهای عضو سازمان کنفرانس اسلامی

بسم الله الرحمن الرحیم بررسی ظرفیت ‌های صادراتی محصولات کشاورزی ایران به کشورهای عضو سازمان کنفرانس اسلامی . اعظم رضایی امیرحسین چیذری سیدابوالقاسم مرتضوی دانشجوی دکتری، و استادیار دانشگاه تربیت مدرس استادیار دانشکده اقتصاد و توسعه کشاورزی دانشگاه تهران دانشجوی دکتری، و استادیار دانشگاه تربیت مدرس . متن کامل مقاله : PDF : بررسی ظرفیت ‌های صادراتی محصولات کشاورزی ایران . چکیده این پژوهش با هدف بررسی امکانات صادراتی محصولات کشاورزی ایران به کشورهای عضو سازمان کنفرانس اسلامی با استفاده از شاخص کسینوس، مزیت نسبی آشکار شده و برآورد ساده بر اساس کد سیستم هماهنگ در دوره زمانی ۲۰۰۶-۲۰۰۲ انجام شده است. نتایج شاخص کسینوس صادرات ایران به کشورهای عضو سازمان کنفرانس اسلامی نشان می ‌دهد که لبنان با ۰٫۹۳ و گابن با صفر به ترتیب دارای بالاترین و پایین ‌ترین درجه اکمال تجاری بالقوه با ایران هستند. با توجه به مقادیر شاخص کسینوس، امکان افزایش صادرات ایران به لبنان، کامرون، اردن و ... وجود دارد و آنها بازار هدف مناسبی برای کشورمان خواهد بود. نتایج شاخص برآورد ساده نشان می ‌دهد کل میزان ظرفیت بالقوه صادراتی ایران در کالاهای مزیت ‌دار به کشورهای اسلامی ۴۱۵۰٫۴ میلیون ‌دلار بوده که حدود ۷۶۴٫۷ میلیون ‌دلار آن به فعلیت رسیده است. به عبارت دیگر ایران فقط از ۱۸٫۴ درصد ظرفیت های صادراتی خود به کشورهای اسلامی بهره برده است. انعقاد موافقتنامه ‌های تجاری منطقه ‌ای و اتکا به محصولاتی که از مزیت نسبی برخوردار بوده و ظرفیت ‌های صادراتی بالایی دارند، گامی موثر در حرکت به سمت ایجاد بازار مشترک اسلامی می‌ باشد.   کلیدواژه : امکان مبادله، ظرفیتهای صادراتی محصولات کشاورزی ایران، کشورهای عضو سازمان کنفرانس اسلامی، معیار کسینوس.   ____________________________________________________________________ منبع : مجله تحقیقات اقتصاد و توسعه کشاورزی ایران دوره ۲ - ۴۱ ، شماره ۴ ، سال ۱۳۸۹  

مجله دانشگاه علوم پزشکی اراک

بسم الله الرحمن الرحیم مجله دانشگاه علوم پزشکی اراک .   . درباره نشریه نام کامل نشریه مجله دانشگاه علوم پزشکی اراک صاحب امتیاز و ناشر دانشگاه علوم پزشکی اراک مدیر مسئول دکتر معصومه صوفیان سردبیر دکتر زهرا اسلامی راد دوره انتشار دوماهنامه زبان فارسی به همراه چکیده و اطلاعات کتابشناختی انگلیسی ناشر همکار موسسه نگاه‌مشرق‌میانه شاپا چاپی ۱۷۳۵-۵۳۳۸  شاپا الکترونیکی ۲۰۰۸-۶۴۴X

الزام رعایت حقوق حیوانات در اسلام

بسم الله الرحمن الرحیم الزام رعایت حقوق حیوانات در اسلام ابراهیم کلانتری مونا محمداسماعیل جاوید آل داوود مسئول نهاد و نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه تهران  دانشکده دامپزشکی دانشگاه تهران دانشکده دامپزشکی دانشگاه تهران چکیده  از آنجا که دین مبین اسلام کاملترین و آخرین دین الهی است، بدون شک احکامی کامل درباره حیوانات دارد که شاید کمتر به آنها توجه شده است . انسان به عنوان اشرف مخلوقات در تمام ادیان آسمانی، از کرامت خاصی برخوردار است و حقوق و تکالیف زیادی دارد . برطبق دیدگاه دین مبین اسلام و تعلیمات آن، اگر چه خداوند سبحان آنچه که درآسمان و زمین است مسخر انسان قرار داده است ولی انسان فقط حق بهره گیری مشروع از اینها را دارد . طبق تعالیم دین اسلام ،حیات در قلمرو خود حقیقتی است که همه جانداران به منزله امواجی از آن حقیقت می باشند . بر اساس معارف دینی و به صراحت قرآن کریم، تمام جهان هستی دارای درک و شعور بوده و با خالق جهان در ارتباط هستند هر چند برای ما انسان هادرک آن از طریق عادی مقدور نیست و رابطه ما با آنها گسسته است . در این میان حیوانات اگرچه قوه ناطقه و عاقله انسانی را ندارند از درک و شعور بهره مند بوده و از احساسات و عواطف برخوردار هستند . به همین علت فقه اسلامی برای حیوانات حرمتی قائل شده که به دنبال خود، حقوقی برای حیوان و تکالیفی را بر عهده صاحبان انها در پی دارد . اسلام در ۱۴۰۰ سال پیش رعایت حقوق حیو انات را بسیار دقیق و لطیف حتی با ضمانت اجرا های دنیوی و اخروی بیان کرده است . چنانچه در حدیثی نقل شده که روزی مردی به سگ تشنه ای آب داد، خداوند از رحمت خود گناهان او را بخشید . خداوند متعال در آیاتی از قرآن مانند آیه ۴ سوره جاثیه مردم را به شناختن عموم حیوانات و تفکر در کیفیت خلقت آنان و کارهایی که می کنند ترغیب نموده و حیوانات را به عنوان نشانه های خداوند برای اهل یقین محسوب می نماید همچنین در آیات ۳۸ و ۳۷ سوره دخان برهدفدار بودن خلقت تاکیید شده است . با توجه به این آیات متوجه دیدگاه دین مبین اسلام می شویم که همه اجزای هستی از جایگاه خاصی برخوردارند وخلقت هیچ موجودی بیهوده نیست در تعالیم اسلامی همواره انسانها به شفقت و ترحم و مدارا با حیوانات توصیه شده اند . آیات واحادیث زیادی بر لزوم رعایت حقوق حیوانات اشاره دارند : پیغمبر اسلام می فرمایند : " حیوان هر صبح و شام گوید خداوندا صاحبی مرا نصیب فرما که مرا سیر گرداند و سیراب نماید و بیش از طاقت بر من بار نکند . " بنابراین ازتعالیم اسلام چنین برداشت می شود که، اهم حقوق حیوانات شامل : تأمین نیازهای طبیعی آنان مانند آب، غذا ، محل مناسب زندگی و شرایط زیستی و روانی صحیح، رسید گی به بهداشت و درمان آنان، جلوگیری از آزار و درد و رنج و کشتن بی مورد آنان باید بدقت مورد توجه کسانی که با حیوانات کار می کنند قرار گیرد . البته آنچه که از اسلام آورده شد تنها قطره ای از دریاست . _____________________________________________________ منبع : مرجع دانش

کتاب حقوق حیوانات

بسم الله الرحمن الرحیم کتاب حقوق حیوانات . نویسنده : دیوید کارلز هامر مترجم: محمد مسعودپور . . زبان : فارسی تعداد صفحات : ۳۶ تاریخ نشر : ۱۳۹۸ . معرفی  کتاب حقوق حیوانات نوشته‌ی دیوید کارلز هامر، در بر دارنده‌ی ۱۵۷ نکته درباره‌ی توجیهات و پاسخ توجیهاتی است که آدمی در مورد ستمگری خود بر حیوانات به آن‌ها روی می‌آورد. اگر قدری در زمینه‌ی روابط انسان با حیوانات توجه و بررسی به عمل آید، آنگاه دیده می‌شود که ظلم و ستمی که در رفتار انسان‌ها با حیوانات وجود دارد بدون شک بزرگ‌ترین و وحشتناک‌ترین ستم در میان کلیه‌ی انواع مختلف ستم‌های کنونی و موجود در مجموعه‌ی قلمروی زندگی انسان است. در بخشی از کتاب حقوق حیوانات می‌خوانیم: بدن انسان به مقدار ناچیزی ویتامین B12 احتیاج دارد و به علاوه می‌تواند آن را برای مواقعی که به قدر کافی وارد بدن نمی‌شود ذخیره کند. کمبود این ویتامین در بدن فوق العاده به ندرت ظاهر می‌شود و این گونه موارد هم نزد گیاهخواران کامل بیشتر از نیمه گیاهخواران و گوشتخواران نیست. کمبود ویتامین B12 عموماً بیشتر در اثر فقدان استعداد بدن برای جذب آن رخ می‌دهد تا نبود آن در مواد غذایی. ویتامین B12 توسط باکتری‌های داخل روده باریک تولید می‌شود. و بدن احتمالاً احتیاج خود را از این عضو به طور کامل تأمین می‌کند. اگر چه هنوز به طور کافی در این زمینه بررسی به عمل نیامده است. اما این امر شاید توضیح دهد که چرا بسیاری از گیاهخواران، که در تمام طول عمر خود با این شیوه تغذیه می‌کنند، بدون اینکه هیچگاه این ویتامین را به صورت اضافی مصرف نماید وضع سالم‌تری از دیگران دارند. در اکثر انواع گیاهان ویتامین B12 موجود نیست و در عوض در میکرو ارگانیسم‌هایی که بر روی این گیاهان زندگی می‌کنند موجود است. بسیاری از این ارگانیسم‌های ریز در شیوه‌های مدرن زراعت در اثر استفاده از کودهای شیمیایی نابود می‌شوند. از اینجا این گمان به وجود می‌آید که فرآورده‌های تازه، خام و بدست آمده از زراعت‌هایی که در آن‌ها از مواد شیمیایی استفاده نمی‌شود نمایان‌گر منابع غنی این ویتامین هستند. کلمات کلیدی: حقوق حیوانات، حقوق حیوانات چیست، حمایت از حقوق حیوانات، دفاع از حقوق حیوانات، آشنایی با حیوانات، حیوانات و انسان، جانوران، رفتار با حیوانات، قوانین حقوقی، حقوق حیوانات pdf، حقوق حیوانات چیست؟، فواید گیاهخواری pdf، حقوق جانوران،

کتاب احترام به حیوانات در اسلام

بسم الله الرحمن الرحیم کتاب احترام به حیوانات در اسلام . نویسنده: علی کردائی ناشر : انتشارات متخصصان . . زبان : فارسی رده بندی دیویی: ‏‫‬‭۲۹۷/۴۸۳ تعداد صفحات : ۹۶ تاریخ نشر : ۱۳۹۷ شابک: ۹۷۸-۶۲۲-۶۲۳۷-۴۴-۴ . معرفی  در مکتب اسلام، درباره دفاع از حیوانات و حمایت آنها نیز قوانین و مقرراتی وضع شده که بیانگر جامعیت این مکتب و مهرآمیز بودن آن است؛ به گونه‌ای که رعایت آن اخلاق و حقوق و توجه به موجودات زنده و غیرزنده را در هیچ حالی فراموش نکرده است. در این مکتب، سفارش‌ها و رفتارهای اعجاب انگیزی درباره ترحم بر جانداران بیان شده است. ترحم بر حیوان موجب پاداش؛ و آزار و اذیتش، باعث عذاب آخرت است؛ به گونه‌ای که در کتاب‌های فقه و حدیث، بخش‌های مفصلی در این زمینه نگارش یافته است. کتاب «احترام حیوانات در اسلام» نوشته علی کردایی نیز یکی از کتاب هایی است که به جایگاه و حقوق حیوانات در دین اسلام و در میان کلام بزرگان دین پرداخته است.

حقوق حیوانات در اسلام و قوانین جدید نگهداری از حیوانات آزمایشگاهی

بسم الله الرحمن الرحیم حقوق حیوانات در اسلام و قوانین جدید نگهداری از حیوانات آزمایشگاهی . نویسنده: قره باغی رضا,حیدری فاطمه,واعظ مهدوی محمدرضا . چکیده  سالهاست که توجه جوامع به این مساله جلب شده است که فقط انسانها از حقوق مختلف برخوردار نیستند بلکه تمام آنچه که بر روی زمین وجود دارد دارای حقوقی می باشند. از سال ۱۹۸۰ که Russell و Bourck اصول ۳R را مطرح نمودند، قوانین یکسانی توسط جوامع بین المللی وضع شد تا نحوه برخورد با حیوانات آزمایشگاهی در جهان قانونمند شود. کاهش(Reduction) ، پالودگی (Refinement) و جایگزینی (Replacement) از اصول اصلی نحوه برخورد با حیوانات آزمایشگاهی است. کاهش استفاده از حیوانات در تحقیقات آزمایشگاهی، استفاده از روش هایی که کمترین استرس و درد به حیوان وارد شود و جایگزینی استفاده از حیوانات با روش های دیگر بطن اصلی این اصول را تشکیل میدهد. این در حالی است که دین مبین اسلام درباره نگهداری و برخورد با حیوانات دستورالعمل های ویژه ای را در قالب دستورات الهی قرآن و احادیث پیامبر (ص) و ائمه اطهار (س) مطرح نموده است. بر اساس اصول اسلامی حق تصرف انسان در حیات موجودات مطلق نیست و سلب حیات از آنان باید در حد ضروریات باشد. از سوی دیگر محدودیت هایی در بهره برداری از حیوانات وجود دارد از جمله اینکه بیش از توان حیوان از او کار کشیده نشود. در پاره ای موارد شکار حیوانات حرام است که از آن جمله می توان حرمت شکار جوجه یا شکار برای تفریح و بدون احتیاج را ذکر کرد. از دیدگاه اسلام حیوانات نشانه های قدرت و حکمت پروردگار متعال اند و انسان میبایست به حال آنها تامل کند. حیوانات نیز در روز قیامت مورد مواخذه قرار می گیرند و از شان و جایگاه خاصی در خلقت برخوردار هستند. انسان نسبت به امکانات و حیواناتی که در اختیار دارد مسوول است که از آن جمله می توان ضرورت بهداشت و تغذیه مناسب آنها را برشمرد. در فقه اسلامی حیوانات دارای نفقه هستند و هر کدام برای خود حرمتی دارند و سوء استفاده از حیوانات به هر شکل ممنوع است. در این مقاله حقوق حیوانات در اسلام و همچنین قوانین جدیدی که درباره نگهداری از حیوانات آزمایشگاهی تدوین شده مورد بررسی قرار میگیرد. ____________________________________________________________   منبع : پایگاه مرکز اطلاعات علمی جهاد دانشگاهی  

حشر حیوانات از منظر عقل و نقل

بسم الله الرحمن الرحیم حشر حیوانات از منظر عقل و نقل . رحییم لطفی  محمد داود کریمی . چکیده  یکی از موضوعات بسیار مهم که زمینه را برای بهشت و جهنم و سایر موضوعات جهان دیگر فراهم می­سازد، مسئله­ی حشر است. در باره­ی حشر نیز یکی از مقولات مبـهم و در عین حـال مهم، حشر حیوانات است. یافته­های مقاله­ی حاضر با عنوان حشر حیوانات از منظر عقل و نقل، این است که در باب حشر حیوانات، میان دانشمندان اسلامی گفتگو بسیار است به گونه­ای که برخی به این جهت که حشر، تابع اختیار و تکلیف است، حشر حیوانات را دور از واقعیت و نوعی خیال­پردازی می­دانند. اما عده­ای دیگر، باور به حشر حیوانات دارند؛ زیرا از یک سو، عقل حکم به حشر من له او علیه العوض، می­کند و حیوانات نیز برخی، صاحب عوض و برخی دیگر، من علیه العوض اند. و از سوی دیگر، تعدادی آیه و روایت بیانگر حشر آن­ها می‌باشد. پاسخ این دسته به این پرسش که با وجود دور بودن حیوانات از اختیار، تکلیف و مسئولیت، حشر آن­ها بی­فایده و بی­معنا خواهد بود، این است که اولاً: ملازمه­ای میان حشر و تکلیف نیست پس، تکلیف نداشتن حیوانات، خللی به حشر آن­ها وارد نمی­سازد. ثانیاً: اِنعام و انتقام از اوصاف ظلم و احسان است و حیوانات نیز اجمالاً برخی محسن و برخی دیگر ظالم­اند. ثالثاً: برخورداری حیوانات از درک و شعور، مقتضی حشر آن­هاست. و رابعاً: حیوانات نیز تکلیف متناسب با درک و شعور خود دارند. . کلیدواژه‌ها : حیوانات ، حشر ، عقل و نقل . مقدمه جهان دیگر و حیات پس از مرگ یکی از ضروریات دین اسلام و مورد اتفاق همه­ی مسلمانان است، و بسیاری از آیات قرآن کریم در باره­ی آن وارد شده است؛ به گونه­ای که به باور برخی از اندیشمندان، بیش از یک سوم آیات قرآن در ارتباط با زندگی ابدی است. (مصباح یزدی: ۱۳۸۸، ۳۴۱) یکی از موضوعات بسیار مهم که زمینه را برای بهشت و جنهم و سایر موضوعات جهان دیگر فراهم می­سازد، مسئله­ی حشر است. در باره­ی حشر نیز یکی از امور مبهم- و در عین حال مهم- که ذهن انسان خردمند و متفکر را به خود مشغول می­سازد، حشر حیوانات است. پرسش اساسی در باب حشر حیوانات این است که آیا آن­ها نیز همچون انسان­ها دارای حشر و حساب و کتاب هستند یا اینکه با مردن از بین می­روند و دیگر حشر و حساب و کتابی ندارند. دیدگاه عقل و نقل در این زمینه چیست؟ در این مقاله در صدد هستیم پاسخ این پرسش را با تکیه بر قرآن کریم، روایات اسلامی و عقل به­دست آوریم. در ظاهر این­گونه به نظر می­رسد که محشور شدن یک موجود، بستگی به دو امر دارد، یکی فهم، درک و شعور، و دیگری داشتن تکلیف و مسئولیت. از این رو، مناسب است بعد از مفهوم­شناسی و پیش از ورود به اصل بحث، نخست در باره­ی شعور حیوانات به طور فشرده سخن­گفته شود، سپس، تکلیف آن­ها بررسی شود، آنگاه ملاک حشر بیان گردد و سرانجام به اصل مطلب؛ یعنی حشر حیوانات پرداخته شود. مفهوم­ شناسی مفاهیم کلیدی این پژوهش مختصراً بررسی می­شود: حشر: واژه­ی «حشر» در لغت به معانی گوناگون به کار رفته (راغب اصفهانی: ۱۴۱۲، ۲۳۷؛ سعید خوری: ۱۳۷۴، ۱: ۶۵۲) که یکی از آن­ها بیرون آوردن گروه و جماعت از جایگاهشان و روانه کردن آن­ها از آنجا به سوی جنگ و نظیر آن است. (راغب اصفهانی: ۱۴۱۲، ۲۳۷) و به جمع کردن، و نیز جمع و گردآوری همراه با راندن، نیز حشر گویند. (احمد ابن فارس: ۱۴۰۴، ۲: ۶۶) جوهری گوید: «حشرتُ الناس أحشِرُهم و أحشُرُهم حشراً: جَمَعتُهم و منه یوم الحشر». (بن حماد: ۱۳۷۶، ۲: ۶۳۰) کلمه­ی «حشر» در اصطلاح قرآنی و کلامی به معنای روز قیامت، (سیوری: ۱۴۰۵، ۴۰۵؛ مکارم شیرازی: ۱۳۷۹، ۴: ۲۷۰) بعث و معاد، و مرادف با آن­ها است،­ و به اشتراک لفظی بر معاد جسمانی و روحانی هردو اطلاق می­شود؛ (تهانوی: ۱۹۹۶، ۱: ۶۷۵)  بنابراین، مراد از حشر، برانگیختن مردگان از قبور و گردآورى آنان در روز قیامت براى حساب­رسی است. (لاهیجی: ۱۳۸۳، ۶۵۵)  عقل: عقل از «عقال البعیر» گرفته شده (ابن منظور: ۱۴۱۴، ۱۱: ۴۵۸) و معنای اصلی آن امساک و امتساک است (راغب اصفهانی: ۱۴۱۲، ۵۷۸) و به معنای تشخیص صلاح و فساد، ضبط، حبس، (مصطفوی: ۱۴۳۰، ۸: ۱۹۶) حجر و نهی نیز آمده است، و سپس برقوه­ی عالمه­ی انسان که خاصیت منع و کنترل دارد و انسان را از ورود در مهالک باز می­دارد اطلاق شده است. «عاقل» کسی است که خود را از هوای نفس بازمی­دارد و کسی که زبان خود را نگه­دارد و کنترل کند آن را عقال کرده است. (ابن منظور: ۱۴۱۴، ۱۱: ۴۵۸- ۴۵۹) واژه­ی «عقل» در اصطلاح در معانی بسیار گوناگونی به کار می­رود از جمله: ۱- در رایج­ترین کاربرد به معنای نیروی ویژه­ی آدمی است که به وسیله­ی آن میان صلاح و فساد، خیر و شر، حق و باطل و راست و دروغ فرق می­گذارد. (طباطبایی: ۱۴۱۷، ۱: ۶۱۰- ۶۱۱) و در برابر آن، جنون و سفاهت و حماقت و جهل قراردارد. (همان، ۲: ۳۷۱؛ مطهری: بی‎تا، ۲۲: ۶۹۵- ۶۹۶) ۲- در برخی موارد عقل به معنای معارف و شناخت­ها و ادراکاتی است که از طریق تفکر و استدلال به دست­آمده است. آن دسته از آیات قرآن کریم که کافران را به­دلیل نداشتن عقل نکوهش می­کند، به این معنای عقل اشاره دارد و آیاتی که عقل را شرط تکلیف می­داند، ناظر به معنای نخست عقل است. روایات اسلامی نیز به این دو معنای عقل اشاره دارد؛ چون در برخی از احادیث آمده است که خداوند متعال موجودی را گرامی­تر از عقل نیافریده است (معنای اول) و در برخی دیگر آمده است که هیچ­کس چیزی بهتر از عقل هدایت­گر کسب نکرده است (معنای دوم). (ربانی گلپایگانی: ۱۳۸۷، ۱۲۸- ۱۲۹؛ راغب اصفهانی: ۱۴۱۲، ۵۷۸) دست آورد­هایی کلامی و فلسفی اندیشمندان عرصه­های کلام و فلسفه در مفهوم دوم از عقل گنجانده می­شود. برخی دیگر از معانی عقل عبارت است از: تعقل و خرد ورزی، (جمیل صلیبا و منوچهر صانعی دره­بیدی: ۱۳۶۶، ۲۴۰) جوهر عقلانی، (مصباح یزدی: ۱۳۹۲، ۲: ۱۶۴) و نفس ناطقه­ی انسان. (شاه­نظری: ۱۳۹۰، ۲: ۲۵۴؛ ابن عربی: بی‎تا، ۲: ۶۷) شایان توجه اینکه مراد از عقل در این پژوهش، معنای اول و دوم آن است. نقل: واژه­ی «نقل» در لغت به معنای تحویل و انتقال چیزی از جایی به جای دیگر است. (ابن درید: ۱۹۸۸، ۲: ۹۷۵) و به معنای نسخ و انتساخ نیز آمده است. (مصطفوی: ۱۴۳۰، ۱۲: ۱۰۵ اما هنگامی که این واژه در برابر عقل قرار می­گیرد مراد از آن در اصطلاح تفسیری، (حیدر آملی: ۱۴۲۲، ۲: ۱۶۵؛ همان، ۱: ۳۵۷؛ استرآبادی: بی‎تا، ۱: ۲۵۸) اصولی (سبحانی: ۱۳۸۳ الف، ۱۴۸- ۱۴۹؛ انصاری: ۱۳۸۸، ۳: ۲۷) و کلامی، (سبحانی: ۱۳۸۱، ۲: ۴۸۵- ۴۸۶؛ استرآبادى: ۱۳۸۲، ۲: ۵۸- ۶۰) قرآن کریم و سنت حضرات معصومین: است. علامه طباطبایی می­گوید: «نقل‏ یعنى‏ کتاب و سنت قطعى»‏. (طبا طبایی: ۱۳۷۴، ۱: ۴۴۲) بنابراین، مراد از نقل در این مقاله، قرآن کریم و سنت چهارده معصوم :یعنی قول، فعل و تقریر آن بزرگواران است. شعور حیوانات ما از جهان حیوانات اطلاعات زیادى نداریم، و با تمام پیشرفت­هایى که در این زمینه شده، هنوز ابهام­هاى فراوانى بر روى آن سایه افکنده است، اما آثار هوش و دقت و ذکاوت و مهارت در کارهاى بسیارى از آنها مشاهده می­شود: خانه‏ سازى زنبور عسل، نظمى که بر کندو حکم فرماست، دقت مورچه­ها در جمع­آورى نیازمندی­هاى زمستان، طرز ذخیره و انبار آن­ها، دفاع کردن حیوانات از خود در برابر دشمن، و حتى آگاهى آن­ها از درمان بسیارى از بیماری­ها، پیدا کردن لانه و خانه­ی خود از فاصله‏هاى بسیار دور، پیمودن راه­هاى طولانى و رسیدن به مقصد، پیش­بینى آن­ها از حوادث آینده و مانند آن، همه از چیزهایى است که نشان مى‏دهد در دنیاى مرموز حیوانات بسیارى از مسائل هنوز براى ما لاینحل است. از این گذشته بسیارى از حیوانات بر اثر آموزش و تربیت، کارهاى شگفت­انگیزى انجام مى‏دهند که حتى انسان­ها از آن عاجزاند. (مکارم شیرازی: ۱۳۷۱، ۱۵: ۴۳۵) بسیاری از آیات قرآن و طوایفی از احادیث اسلامی بر درک، فهم و شعور حیوانات گواهی می­دهد. قرآن کریم به روشنی نشان می­دهد که مورچه­ها از شعور خاصی برخورداران؛ زیرا هنگامی که داستان عبور سلیمان نبی با لشکریانش از وادی مورچه­ها را بیان می­کند از لسان مورچه­ای این­گونه حکایت می­کند: }قالَتْ نَمْلَهٌ یا أَیُّهَا النَّمْلُ ادْخُلُوا مَساکِنَکُمْ لا یَحْطِمَنَّکُمْ سُلَیْمانُ وَ جُنُودُهُ وَ هُمْ لایَشْعُرُونَ{؛ (نمل: ۱۸) مورچه‏اى گفت: به لانه‏هاى خود بروید تا سلیمان و لشکرش شما را پایمال نکنند در حالى که نمى‏فهمند. ندای مورچه، یک ندای حقیقی بود و هرگز نمی­توان آن را به معنای مجازی و زبان حال حمل کرد؛ زیرا طبق نقل قرآن، سلیمان از شنیدن سخن او تبسّمی کرد و از خداوند درخواست کرد که به او توفیق سپاس­گزاری در برابر نعمت­هایی که به او و والدین او ارزانی داشته است را بدهد. (نمل: ۱۹) (سبحانی: ۱۳۸۳ ب، ۱: ۱۰۷). بنابراین، حتى حیوانات کوچکی مانند مورچه، شعور و ادراک دارند و کارهای بسیار ظریف انجام می­دهند؛ چنانچه مشاهده می­شود آن دانه‏هایى را که براى زمستان ذخیره می­کنند دو قسمت مى‏کنند تا زیر زمین سبز نشود و آن دانه­هایى را که نصفه­ی آن هم می­روید چهار قسمت مى‏کنند. (طیب: ۱۳۶۹، ۱۰: ۱۲۱) و در باره­ی نمل گفته شده: گاهی میان موافق و مخالف نبرد رخ­می­دهد و گروه پیروز، افراد مغلوب را به اسارت می­گیرند و آن­ها را در جهت حمل آذوقه و ساختن لانه و غیر آن، به کار وامی­دارند. (رشید رضا: ۱۴۱۴، ۷: ۳۹۴) هنگامی که حضرت سلیمان در جستجوی پرندگان برآمد ولی هدهد را نیافت فرمود او را کیفر شدیدی خواهم داد. بعد از لحظاتی هدهد با خبر مهم آمد: چندان درنگ نکرد (که هدهد آمد و) گفت: من بر چیزى آگاهى یافتم که تو بر آن آگاهى نیافتى؛ من از سرزمین «سبأ» یک خبر قطعى براى تو آورده‏ام! من زنى را دیدم که بر آنان حکومت مى‏کند، و همه چیز در اختیار دارد، و (به خصوص) تخت عظیمى دارد! او و قومش را دیدم که براى غیر خدا- خورشید- سجده مى‏کنند؛ و شیطان اعمالشان را در نظرشان جلوه داده، و آن­ها را از راه بازداشته؛ و از این رو هدایت نمى‏شوند. (نمل: ۲۲- ۲۴) هُدهُد سخنانش را این­گونه ادامه داد: چرا براى خداوندى سجده نمی­کنند که آنچه را در آسمان­ها و زمین پنهان است خارج (و آشکار) مى‏سازد، و آنچه را پنهان مى‏دارید یا آشکار مى‏کنید مى‏داند؟ خداوندى که معبودى جز او نیست، و پروردگار عرش عظیم است! (سلیمان) گفت: ما تحقیق مى‏کنیم ببینیم راست گفتى یا از دروغگویان هستى؟ این نامه­ی مرا ببر و بر آنان بیفکن؛ سپس برگرد (و در گوشه‏اى توقف کن) ببین آن­ها چه عکس العملى نشان مى‏دهند. (نمل: ۲۵- ۲۸) مسلماً پرنده­ای که تا این حد، کارهای دقیق و مرموزی را درک می­کند، از شعور ویژه­ای برخوردار است. (سبحانی: ۱۳۸۳ ب، ۱: ۱۰۷- ۱۰۸) و قطعاً این گزارش حکیمانه، نشان از هوش سرشار توحیدی و سیاسی هدهد دارد و بی­شک، بیشتر انسان‎ها از اقامه­ی چنین برهانی عاجزاند مگر پس از درس خواندن و تربیت شدن. (جوادی آملی: ۱۳۹۱، ۲۵: ۱۷۸- ۱۷۹) و هیچ دلیلى در کار نیست که ما داستان سلیمان و مور یا سلیمان و هدهد را بر کنایه و مجاز و یا زبان حال و مانند آن حمل کنیم، هنگامى که حفظ ظاهر آن و حمل بر معنای حقیقى امکان پذیر است. (مکارم شیرازی: ۱۳۷۱، ۱۵: ۴۳۶) قرآن کریم در آیه­ی دیگر به صراحت سخن از صلات و تسبیح موجودات آسمانی و زمینی و پرندگان و آگاهی آنان از صلات و تسبیح خود به میان آورده، این­گونه می­فرماید: }أَ لَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ یُسَبِّحُ لَهُ مَنْ فِی السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ الطَّیْرُ صَافَّاتٍ‏ کُلٌّ قَدْ عَلِمَ صَلاتَهُ وَ تَسْبِیحَهُ وَ اللَّهُ عَلِیمٌ بِما یَفْعَلُونَ{؛ (نور: ۴۱) آیا ندیدى تمام آنان که در آسمان­ها و زمینند براى خدا تسبیح مى‏کنند، و همچنین پرندگان به هنگامى که بر فراز آسمان بال گسترده‏اند؟ هر یک از آن­ها نماز و تسبیح خود را مى‏داند؛ و خداوند به آنچه انجام می­دهند داناست. در این آیه به آن گروه که خدا را تسبیح می­کنند نسبت «علم» داده و آن­ها را به تسبیح خود آگاه معرفی می­کند. (سبحانی: ۱۳۸۳ ب، ۱: ۹۸- ۹۹) بنابراین، مراد از تسبیح در این آیه، تسبیح حقیقی است که از روی علم و درک انجام می­شود و نمی­توان تسبیح این موجودات را به معنای خضوع تکوینی در برابر فرمان و اراده­ی الهی دانست؛ چنانکه تفسیر تسبیح آن­ها به گواهی دادن نظم و نظام شگفت انگیز آن­ها بر قدرت بی­نهایت و دانش، آگاهی و حکمت بی­پایان سازنده­ی آن­ها، قابل قبول نیست. (همان، ۱۰۰- ۱۰۴) در ادعیه­ ی اسلامی نیز تسبیح حیوانات مطرح شده است؛ چنانکه در تسبیح روز چهارشنبه آمده است: «سُبْحَانَکَ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ تُسَبِّحُ‏ لَکَ‏ الدَّوَابُّ‏ فِی مَرَاعِیهَا وَ الْوُحُوشُ فِی مَظَانِّهَا وَ السِّبَاعُ فِی فَلَوَاتِهَا وَ الطَّیْرُ فِی وُکُورِهَا»؛(طوسی: ۱۴۱۱، ۲: ۴۷۹؛ کفعمی: ۱۴۱۸، ۱۳۳) منزهی تو ای خدا معبودی جز تو نیست. چهارپایان در چراگاه­ها، حیوانات وحشی در مظانشان، درندگان در بیابان­ها و پرندگان در آشیانه­ها، تو را تسبیح می­کنند. ابوذر غفاری از پیامبر اعظم۶ روایت می­کند که فرمود: «مَا مِن دَابَّهٍ إِلَّا وَ هِیَ‏ تَساَلُ اللَّهَ کُلَّ صَبَاحٍ: اللَّهُمَّ ارزُقنِی مَلِیکاً صَالِحاً یُشبِعُنِی مِنَ العَلَفِ وَ یُروِینِی مِنَ المَاءِ وَ لَا یُکَلِّفُنِی فَوقَ طَاقَتِی»؛ (طوسی: ۱۴۱۱، ۲: ۴۷۹؛ کفعمی: ۱۴۱۸، ۱۳۳) هیچ­جنبنده­ای نیست مگر اینکه هرصبح­گاهان از خداوند درخواست می­کند: بار خدایا! صاحبی نیکوکار نصیبم فرما که آب و علف مرا تأمین کند و بیش از وُسع و طاقتم از من کار نکشد. همچنین از آن بزرگوار روایت شده است که فرمود: «لَا تَتَّخِذُوا ظُهُورَ الدَّوَابِّ‏ کَرَاسِیَ‏ فَرُبَّ دَابَّهٍٍٍٍٍ مَرکُوبَهٍ خَیرٌ مِن رَاکِبِهَا وَ أَطوَعُ لِلَّهِ مِنهُ وَ أَکثَرُ ذِکراً»؛ (بن خالد برقی: ۱۳۷۱، ۲: ۶۲۶؛ کلینی: ۱۴۰۷، ۶: ۵۳۷) پشت حیوانات را صندلی راحتی خود قرار ندهید؛ چه بسا حیوانی که در اطاعت و یاد خدا بهتر از سوار خود باشد. خداوند به حضرت موسی از شهادت ابا عبدالله الحسین% خبرداده و اضافه می­فرماید: اسب سوارى آن حضرت رم می­کند و شیهه می­کشد و در شیهه­ی خود می­گوید: «الظَّلیمَهَ الظَّلیمَهَ مِن أُمَّهٍ قَتَلَتِ ابنَ بِنتِ نَبِیِّها»؛ (ابن حیون: ۱۳۸۵، ۱: ۳۴۷؛ مجلسی: ۱۴۰۳، ۶۱: ۲۱۰) فریاد! فریاد! از امّتى که پسر دختر پیغمبر خود را کشتند. از مجموع این آیات و روایات استفاده می­شود که حیوانات نیز، از آگاهی ویژه­ای برخوردارند به گونه­ای که در اثر همین فهم و شعور است که به تسبیح و ذکر خداوند پرداخته، کارهای مرموز و دقیق انجام داده و از طرف برخی انسان­های وارسته همچون حضرت سلیمان، قبول مسئولیت می­کنند. تفکر در باره­ی حیوانات و بررسی مجموع آیات و روایاتی که در این زمینه هست، نشان می­دهد که حیوانات دوگونه کمال دارند: ۱٫ کمالات همراه آفرینش که غریزی است؛ مانند مقاومت حیوانات در برابر خطراتی که متوجه فرزندانشان می­شود. ۲٫ کمالات اکتسابی حیوانات که با تعلیم و تربیتشان حاصل می­شود؛ مانند «کلب معلّم». بنابراین، همان گونه که انسان­ها بخشی از کمالات نهفته­ی خود را از راه تعلیم و تربیت انبیا: به دست آورده و شکوفا می­سازند- در برابر کمالاتی که از طریق الهام به آنان داده شده است- در حیوانات نیز کمالاتی هست که با تربیت انسان­ها آن دفائن آشکار می­شوند- در برابر کمالاتی که به شکل غریزی دارند. (عباس قمی: ۱۴۱۴، ۲: ۵۴۵) تکلیف حیوانات کسانی­که حیوانات را دور از آگاهی و شعور می­دانند، منکر تکلیف داشتن آن­ها هستند. (جوادی آملی: ۱۳۹۱، ۲۵: ۱۸۱- ۱۸۳) اما با روشن شدن این مطلب که حیوانات نیز از علم و آگاهی متناسب با مرتبه­ی وجودی و ظرفیت خود بهره­مندند، این پرسش مهم مطرح می­شود که آیا حیوانات هم تکلیف دارند؟ در پاسخ باید گفت: تکلیف مراحلى دارد و هر مرحله، ادراک و شعور متناسب خود را می­خواهد. تکالیفى که در اسلام براى یک انسان مکلف در نظر گرفته شده به گونه­اى است که انجام آن­ها بدون داشتن یک سطح عالى از عقل و درک ممکن نیست و مسلماً حیوانات هم مکلّف به آن نیستند؛ زیرا شرط آن؛ یعنى عقل و درک متناسب با آن تکالیف در آن­ها نیست، اما مرحله­ی ساده­تر و پایین­ترى از تکلیف درباره­ی آن­ها تصور می­شود که مختصرى فهم و شعور براى آن کافى است و نمى­توان آن را در مورد حیوانات انکار کرد. (شیخ مفید: ۱۴۱۳ ب، ۱۱۰) باید توجه داشت: مکلف بودن یک موجود و مخاطب امر و نهی قرارگرفتن آن، بدون داشتن اختیار معنا و مفهومی ندارد. (مکارم شیرازی: ۱۳۷۱، ۵: ۲۲۶- ۲۲۷) بنابراین، پرسش اساسی دیگر رخ می­نماید و آن اینکه آیا حیوانات نیز دارای اختیاراند؟ در پاسخ می­توان گفت: علی­رغم دیدگاه دانشمندان حیوان­شناس که کارهای حیوانات را غیر ارادی می­دانند، از تأمل در معناى اختیار و حالات نفسانیه‏اى که انسان به وسیله­ی آن افعال اختیاری خود را انجام مى‏دهد و دقت در کارهای حیوانات، به دست مى‏آید که آن­ها نیز تا اندازه­ای از موهبت اختیار بهره­مندند و متناسب با افق فهم و اختیارشان تکلیف دارند. (مصباح یزدی: ۱۳۸۱، ۱: ۲۵)  ملاک حشر با اثبات بهره­مندی حیوانات از نوعی علم و آگاهی و همچنین برخورداری آن­ها از تکلیف متناسب با افق فهم خود، پرسش اساسی دیگر این است که آنچه اقتضای حشر یک موجود را دارد و در واقع ملاک حشر او به حساب می­آید، چیست؟ آیا برخورداری موجودی از درک و شعور برای حشر آن کفایت می­کند یا علاوه بر آن باید مکلف و مسئول نیز باشد تا محشور شود؟ عده­ای از دانشمندان ملاک حشر را تکلیف و مسئولیت می­دانند و چون حیوانات را دور از فهم و آگاهی به حساب می­آورند، تکلیف و مسئولیت داشتن آن­ها را نیز انکار می­کنند. (آلوسی: ۱۴۱۵، ۱۵: ۲۵۵؛ طالقانی: ۱۳۶۲، ۳: ۱۷۳) در مقابل، برخی دیگر از دانشمندان با توجه به آیات و روایات، برای همه­ی موجودات فهم، درک و شعور اثبات کرده و دلیل عقلی نیز بر آن اقامه می­نمایند. (سبحانی: ۱۳۸۳ ب، ۱: ۱۱۱؛ طباطبایی: ۱۳۷۴، ۱۳: ۱۵۱؛ شیرازی: ۱۹۸۱، ۶: ۱۱۷) این دسته، بهره­مندی یک موجود از فهم، درک و شعور و داشتن زندگی شعوری را برای حشر آن، کافی دانسته و در واقع، آن را ملاک حشر می­دانند. (طباطبایی: ۱۴۱۷، ۷: ۷۳) بنابراین، اگر ملاک حشر، آگاهی و شعور باشد، حیوانات از آن برخوردارند، و اگر ملاک حشر، تکلیف و مسئولیت داشتن یک موجود باشد باز هم حیوانات از آن بهره­مندند. در نتیجه آن­ها ملاک حشر را دارند و مانعی از این جهت برای حشر آن­ها وجود ندارد . حشر حیوانات از منظر عقل دانشمندان در پاسـخ به این پرسش که آیا حـیوانات نیز مانند انسان­ها در جهان دیگر محـشور می­شوند و دارای حساب و کتاب­اند، به دو دسته­ی مثبتین و نافین حشر حـیوانات تقسیم می­شوند. ۱٫ مخالفان حشر حیوانات غزالى و جماعتی بر این باوراند که حیوانات حشر و قیامت ندارند؛ زیرا آن­ها تکلیف ندارند و نص و دلیل قابل اعتمادى از کتاب و سنت که دلالت بر حشر آن­ها کند وارد نشده است. به نظر غزالی روایاتى که در باره­ی حشر و قصاص حیوانات نقل شده، شاید کنایه از نهایت عدل خداوند در رستاخیز باشد. آلوسى بعد از نقل این دیدگاه، در ابتدا تمایل خود را به آن ابراز می­کند، سپس می­گوید: جزم به خطای قائلین حشر حیوانات ندارد؛ زیرا به نفع آنان چیزی هست که فی­الجمله می­تواند مستند رأی آنان باشد. (آلوسی: ۱۴۱۵، ۱۵: ۲۵۵) برخی از دانشمندان می­گویند اگرچه افرادی چون قتاده‏ چنان میدان خیال را در باره­ی حشر حیوانات باز کرده که حتی پاى حشرات و مگس را نیز به عرصه­ی قیامت کشانده است، ولی حشر و قصاص حیوانات و وحوش تخیّلى بیش نیست؛ زیرا اولاً: بنا بر اصول دینى و عقلى، حشر در قیامت و حساب و پاداش، از نتایج اختیار و تکلیف و مسئولیت است. و ثانیاً: فلاسفه­ی الهى حشر و بقا را بنا بر اصل تجرد و استقلال نفس می­دانند. (طالقانی: ۱۳۶۲، ۳: ۱۷۳) ۲٫ طرفداران حشر حیوانات به اعتقاد فاضل مقداد، کسانی که حقی از دیگران به عهده­ی آن­هاست یا حقی از آن­ها به عهده­ی دیگران است به حکم عقل و به جهت احقاق حق، بعث و حشر آن­ها لازم ­است، اما کسانی که از «مَن له الحق» یا «مَن علیه الحق» نیستند، عقل در باره­ی آن­ها حکم به وجوب حشر نمی­کند، بلکه حشر آنان را جائز می­داند. فاضل مقداد در این زمینه می­نویسد: نقل شریف دلالت می­کند بر اینکه هیچ­جنبنده­ای در زمین و هیچ­پرنده­ای که با دو بال خود در هوا می­پرد، نیست مگر امت­هایی چون شما هستند، ما در این کتاب هیچ­چیزی را فروگذار نکرده­ایم. سپس همه به سوی پروردگارشان محشور می­شوند (انعام: ۳۸). به حکم عقل، برانگیختن برخی از این­ها برای عدل یا انتقام، وجوب دارد و آن­ها کسانی هستند که به نفع یا ضرر آن­ها حقی هست. و برخی هم عقل، حکم به وجوب برانگیختن آن­ها ندارد بلکه حکم به جواز آنها دارد. و اینها غیر از آن دو گروه هستند. (فاضل مقداد: ۱۴۰۵، ۴۲۷) به نظر شیخ مفید همه­ی کسانی که متصف به حیات می­شوند و به اصطلاح زنده­اند، بعد از موت و مردن اعاده می­شوند؛ زیرا عقل، بر اعاده­ی کسی که له یا علیه او عوض است دلالت دارد و نقل، بر اعاده­ی همه دلالت دارد. (شیخ مفید: ۱۴۱۳ الف، ۴۶) فخر رازی مى­نویسد: معتزله بر این باورند که خداوند تمام حیوانات را در قیامت محشور مى­کند تا آزارى را که در دنیا به خاطر مرگ و قتل و غیر آن به آن­ها رسیده جبران کند، سپس اگر بخواهد بعضى از آن­ها را وارد بهشت مى­کند و اگر بخواهد آن­ها را نابود مى­کند. ولى اصحاب ما؛ یعنی اشاعره بر این عقیده­اند که چیزى به حکم استحقاق، بر خدا واجب نیست و خداوند تمام حیوانات وحشى را محشور کرده و از حیوان شاخ­دار براى حیوان بى­شاخ قصاص و انتقام مى­گیرد، سپس آن­ها را امر به مردن مى­کند و آن­ها مى­میرند. (فخر رازی: ۱۴۲۰، ۳۱: ۶۴) بر اساس اظهار نظر ملاصدرا هنگام مرگ حیوانات و فساد اجسادشان، نفوس افراد هر نوعی از آن­ها به مدبّر عقلی خود که رب طلسم و مصوّر صنم و صورت عقلی و معقول حیوانات است، رجوع می­کنند؛ (صدرالدین شیرازی: ۱۳۹۱، ۶۸) به تعبیر دیگر، نفوس هر نوعی از حیوانات هنگام مرگ آن­ها، به سوی ربّ النوع خود باز می­گردد. اما در جای دیگر در باره­ی حشر حیوانات این­گونه می­نویسد: و قد وقع الخلاف فی حشر نفوس الحیوانات فی القیامه و الروایات فیه مختلفه و الحق فی ذلک هو القول بالتفصیل فإن ثبت فی بعضها درجه فوق درجه النفوس‏ الکى‏ الحساسه و هی النفوس المتخیله بالفعل أی المتذکره لما یتصورها فلا یبعد القول بحشرها إلى بعض البرازخ و أما حشر النفوس الحسّاسه فقط فکحشر القوى النفسانیه إلى ربّ نوعها و أمیر جیشها؛ (همو: ۱۳۶۰، ۳۳۲- ۳۳۳) در باره­ی حشر حیوانات در قیامت اختلاف است و روایات در این زمینه متفاوت است و حق، قول به تفصیل است و آن اینکه اگر در برخی حیوانات، درجه­ای بالاتر از نفوس حساسه که همان نفوس متخیله­ی بالفعل است- یعنی آنچه را که تصور می­کند به یاد می­آورد- ثابت شود، می­توان به حشر آن­ها به برخی از برازخ معتقد شد. اما حشر نفوس فقط حساسه، همانند حشر قوای نفسانی به سوی رب النوع و امیر لشکر آن­هاست.  از مجموع بیاناتی که ارائه شد استفاده می­شود که حیوانات نیز دارای قیامت، معاد و حشر هستند. حشر حیوانات از منظر نقل در منابع اسلامی آیات و روایاتی هست که دلالت بر حشر حیوانات می­کند: الف) آیات ۱٫ آیه­ ی ۳۸ انعام یکی از آیات بیانگر حشر حیوانات، آیه­ ی۳۸ سوره­ی انعام است: }وَ ما مِن دابَّهٍ فِى الأرضِ وَ لا طائرٍ یَطِیرُ بِجَناحَیهِ إلاّ أُممٌ أمثالُکُم مَا فَرّطنا فِى الکِتابِ مِن شَىءٍ ثُمّ إلى رَبِّهِم یُحشَرون{؛ هیچ­جنبنده‏اى در زمین، و هیچ پرنده‏اى که با دو بال خود پرواز مى‏کند، نیست مگر اینکه امت­هایى همانند شما هستند. ما هیچ چیز را در این کتاب، فروگذار نکردیم؛ سپس همگى به سوى پروردگارشان محشور مى‏گردند. دابه از ماده­ی دبب به معناى آهسته راه­رفتن و قدم­هاى کوتاه برداشتن است، و معمولاً به همه­ی جنبندگان روى زمین گفته مى‏شود. (مکارم شیرازی: ۱۳۷۱، ۵: ۲۲۱) دابه، هم موجودات زنده ذره‏بینى را شامل مى‏شود که داراى حرکت ظریف و مرموزى است، و هم حیوانات غول­پیکرى که ده­ها متر طول و ده­ها تن وزن دارد. (همان: ۱۳۷۱، ۲۰: ۴۳۷) طائر، هرحیوانى را گویند که با دو بال خود در فضا شناورى کند و جمع آن، طیر است. (راغب اصفهانی: ۱۴۱۲، ۵۲۸) دابه و طیر شامل تمامی حیوانات زمینی می‌شود؛ زیرا حیوان بر دو قسم است: برخی راه می­روند و برخی دیگر پرواز می­کنند. امّا ماهی­های دریا و سایر حیواناتی که در دریا زندگی و شناوری می­کنند، بعید نیست که داخل در دابه باشند و لفظ دابه شامل آن­ها نیز شود؛ چون آن­ها در دریا می­جنبند. (فخر رازی: ۱۴۲۰، ۱۲: ۵۲۳- ۵۲۴) اُمَم جمع امت و به معناى هر جماعتى است که اشتراک در چیزی یا دین واحد و یا وحدت در زمان و یا مکان آنان را مجتمع ساخته باشد؛ فرق نمی­کند آن امر جامع اختیاری باشد و یا اجباری. (راغب اصفهانی: ۱۴۱۲، ۸۶) آیه­ ی شریفه هر یک از انواع حیوانات را امت­هایى مانند انسان­ها معرفی می­کند. با توجه به تفاوت ساختاری و رفتاری حیوان و انسان، نمی­توان این همسانی را در تمام جهات جستجو کرد؛ از این رو، در باره­ی اینکه این همانندى در چیست، مفسران دیدگاه­هاى متفاوتى ارائه کرده­اند از جمله: ۱٫ معرفت خداوند، حمد، توحید و تسبیح او. ۲٫ شباهت افراد حیوان با یکدیگر در خلقت، زندگی اجتماعى و توالد و تناسل. ۳٫ آفریدن خداوند و عهده­دارشدن روزی. ۴٫ تقدیر رزق، عمر، اجل و سعادت و شقاوت. ۵٫ حشر در قیامت و پاداش و کیفر. (فخر رازی: ۱۴۲۰، ۱۲: ۵۲۴- ۵۲۵) ۶- درک، فهم و شعور. (مکارم شیرازی: ۱۳۷۱، ۵: ۲۲۲) در تفسیر نمونه آمده است: بعضى شباهت آن­ها را با انسان­ها از ناحیه اسرار شگفت‏انگیز خلقت آن­ها دانسته‏اند؛ زیرا هر دو نشانه‏هایى از عظمت آفریدگار و خالق را با خود همراه دارند. و بعضى از جهت نیازمندی­هاى مختلف زندگى یا وسایلى را که با آن احتیاجات گوناگون خود را بر طرف مى‏سازند، مى‏دانند، در حالى که جمعى دیگر معتقدند که منظور شباهت آن­ها با انسان از نظر درک و فهم و شعوراست؛ یعنى آن­ها نیز در عالم خود داراى علم و شعور و ادراک هستند، خدا را مى‏شناسند و به اندازه­ی توانایى خود او را تسبیح و تقدیس می­گویند، اگر چه فکر آن­ها در سطحى پائین‏تر از فکر و فهم انسان­هاست، و ذیل این آیه، نظر آخر را تقویت مى‏کند. (همان) به نظر علامه طباطبایی باید دید آن چیزى که در انسان ملاک حشر، و بازگشت به سوى خداست چیست؟ هر چه باشد همان ملاک در حیوانات هم خواهد بود. و معلوم است که آن ملاک در انسان جز نوعى از زندگى ارادى و شعورى که راهى به سوى سعادت و راهى به سوى بدبختى، نشانش مى‏دهد، چیز دیگرى نیست، بنابراین، ملاک تنها همان داشتن شعور است. (طباطبایی: ۱۴۱۷، ۷: ۷۳) بر پایه­ی این آیه، حیوانات حشری دارند و به سوی محشر در حرکت­اند؛ چون آن­ها نیز امت­اند که مقصد و مقصودی دارند و همراه امامشان به سوی آن در حرکت­اند. همان گونه که مقصد انسان این نیست که فقط ساختار درونی­اش را تأمین کند و سپس بمیرد و با مردن نابود گردد- چون لعب و لغو بودن نظام را در پی دارد- لازمِ امت بودن حیوانات نیز این است که با مرگ از بین نروند و مقصدشان به این حیات مادی پایان نیابد؛ چنانکه پیامد برخورداری آن­ها از اندیشه و ادراک متوسط نیز همین است، چون اگر با داشتن این­گونه کمالات حشری نداشته باشند و با مردن نابود گردند و عاطل و باطل شوند، لغویت لازم می­آید (جوادی آملی: ۱۳۹۱، ۲۵: ۱۷۴- ۱۷۵) در حالی که خداوند حکیم است و کار لغو و باطل انجام نمی­دهد. بنابراین، می­توان گفت آیه­ی۳۸ سوره­ی انعام شاهدی گویا بر حشر جنبندگان روی زمین و انواع و اصناف حیوانات زمینی، دریایی و هوایی است و در این باره صراحت و نصوصیت دارد. (حسینی تهرانی: ۱۴۲۳، ۹: ۳۱) ۲٫ آیه­ی ۵ تکویر آیه­ی­ دیگرى که مى­توان از آن حشر حیوانات را استنباط کرد این آیه­ی شریفه است: }و إذا الوحوشُ حُشِرت{؛ (تکویر: ۵) و آنگاه که همه­ی حیوانات وحشى محشور شوند (از محل مرگ خود بیرون آیند). «وُحوش» جمع وحش به معناى حیواناتى است که با انسان­ها اُنس و اُلفت نمى­گیرند. (راغب اصفهانی: ۱۴۱۲، ۸۵۸) و بنا به گفته­ی آلوسى: وحوش در این آیه تمام بهائم را دربرمى­گیرد. (آلوسی: ۱۴۱۵، ۱۵: ۲۵۵) به ابن عباس نسبت داده شده که گفته است: حشر آن­ها به معنای موت آن­هاست و اساساً در غیر از انسان و جن، حشر به معنای موت است. (ابن کثیر: ۱۴۱۹، ۸: ۳۳۰) عده­ای دیگر معتقدند: حشر آن­ها به معنای جمع آن­هاست. به نظر این گروه، حیوانات وحشی در روز قیامت حاضر می­شوند و خداوند در باره­ی آن­ها حکم می­کند. (طبری: ۱۴۱۲، ۳۰: ۴۳) برخی دیگر از مفسرین حشر را در این آیه به معنای بعث گرفته­اند. (فیض کاشانی: ۱۴۱۵، ۵: ۲۹۰) برخی دیگر حشر را به معنای جمع بعد از بعث تفسیر کرده­اند. (شبّر: ۱۴۱۰، ۵۴۹؛ ابن‏ابى‏جامع: ۱۴۱۳، ۳: ۴۳۱) و سرانجام به اعتقاد برخی: حشر وحوش به معنای اختلاط آن­هاست. (طبری: ۱۴۱۲، ۳۰: ۴۳؛ سیوطی: ۱۴۰۴، ۶: ۳۱۸) طبری گوید: قول دوم که «حُشِرَت» را به «جُمِعَت» تفسیر کرده است، با ظاهر آیه سازگاری دارد و قول صواب است؛ زیرا در کلام عرب، معنای معروف از واژه­ی حشر همان جمع است و همانا تأویل قرآن بر معنای غالبی که از تأویل آن ظاهر است، حمل می­شود، نه بر معنای نامأنوس و غیر ظاهر. (طبری: ۱۴۱۲، ۳۰: ۴۳) با بررسی و تعمق در مفاد هر یک از این اقوال پنج­گانه می­توان گفت: بازگشت این اقوال به دو قول است و در حقیقت در باره­ی تفسیر حشر در این آیه دو نظریه مطرح است؛ زیرا جمع، بعث، جمع بعد از بعث و اختلاط وحوش همگی این مطلب را افاده می­کنند که در رستاخیز حیوانات وحشی با یکدیگر و با سایر حیوانات و حتی با انسان­ها در یک­جا گردهم آمده و خداوند در باره همگی آن­ها حکم می­کند و هر کدام را بر اساس استحقاقش پاداش یا کیفر می­دهد. بنابراین، قول اول این است که حشر وحوش به معنای مرگ و موت آن­هاست، پس قیامت و حشرِ اصطلاحی ندارند. و قول دوم این است که حیوانات عموماً و وحوش خصوصاً مانند انسان­ها دارای قیامت و حشر و پاداش و کیفراند. مؤید این جمع، کلام ابن جوزی در «زاد المسیر فی علم التفسیر» است که می­نویسد: «حُشِرَتْ‏ و فیه قولان: أحدهما: ماتت ... و الثانی: جمعت إلى یوم القیامه». (ابن جوزی: ۱۴۲۲، ۴: ۴۰۶) حال سؤال این است که آیا این آیه­ی کریمه بر حشر حیوانات دلالت دارد؟ و آیا از آن استفاده می­شود که همانگونه که انسان­ها در قیامت محشور می­شوند، حیوانات نیز دارای حشر و معاداند؟ عده­ای معتقدند حیوانات محشور نمی­شوند و از این آیه نمی­توان حشر آن­ها را استفاده کرد؛ زیرا خداوند پیش از تکلیف حساب‏رسى نمى‏کند و تکلیف هم زمانى است که خداوند به آن­ها عقل عطا کند. چون پاداش و کیفر دائر مدار عقل است و اگر آن­ها از نعمت عقل برخوردار مى‏بودند، زیر بار انسان نمى‏رفتند و با او داراى یک مقام مى‏بودند. (مغنیه: ۱۴۲۴، ۷: ۵۲۴؛ نیز ر. ک: عاملی: ۱۳۶۰، ۸: ۴۹۸) بسیاری دیگر معتقدند: از این آیه حشر حیوانات استفاده می­شود؛ چنانکه آیه الله مکارم شیرازی می­نویسد: بسیاری از مفسرین اعتقاد دارند که این آیه به حشر حیوانات وحشی در عرصه­ی روز قیامت اشاره می­کند تا آن­ها به اندازه­ی که از ادراک برخوردارند، حسابرسی شوند. (مکارم شیرازی: ۱۳۷۹، ۱۹: ۴۴۸)  صاحب تفسیر تسنیم نیز معتقد است آیه­ی مذکور بر حشر حیوانات در قیامت دلالت دارد. (جوادی آملی: ۱۳۹۱، ۲۵: ۱۷۵) برخی دیگر از مفسران در کلامی ناظر به تفسیر این آیه می­گویند: و یحشر الله سبحانه الوحوش لیوصل إلیها ما تستحقه من الأعواض على الآلام التی نالتها فی الدنیا و ینتصف لبعضها من بعض فإذا وصل إلیها ما استحقته من الأعواض فمن قال أن العوض دائم تبقى منعمه إلى الأبد و من قال تستحق العوض منقطعا فقال بعضهم یُدیمه الله لها تفضّلا لئلّا یدخل على المعوّض غمّ بانقطاعه و قال بعضهم إذا فعل الله بها ما استحقّته من الأعواض جعلها ترابا؛ (شیخ طوسی: بی تا، ۱۰: ۲۸۱؛ طبرسی: ۱۳۶۰، ۱۰: ۶۷۳- ۶۷۴) خداوند سبحان وحوش و حیوانات را در آخرت محشور می­کند تا اینکه به آنچه استحقاق دارند از عوض بر دردهایى که در دنیا به آن­ها رسیده برسند و داد بعضى از برخى دیگر گرفته شود. پس هرگاه به آن­ها رسید آنچه را از عوض‏ها استحقاق دارند، پس کسی که معتقد است عوض همیشگى است، می­گوید: آن حیوان براى همیشه در نعمت باقى خواهد بود، و کسانی که معتقدند وحوش مستحقّ عوض می­شوند به طور انقطاع، بعضى از ایشان گویند: خداوند از باب تفضّل عوض را ادامه دهد به آن­ها تا اینکه غمى به جهت انقطاع آن عوض بر معوّض وارد نشود. و بعضى از آن­ها گویند: وقتى خداوند به آن­ها داد آنچه را استحقاق داشتند از عوض­ها آن­ها را خاک گرداند. کوتاه­سخن آنکه اگر چه دیدگاه مفسران در باره­ی دلالت آیه بر حشر حیوانات و حوادث بعد از حشر آن­ها، متفاوت است ولی از آنجا که آیه­ی کریمه در سیاق آیاتى است که حوادث روز قیامت را توصیف مى­کند همانند سؤال از دختران زنده به گور شده و گشودن نامه­هاى اعمال و حوادث بعد از آن، می­توان گفت: ظهور در حشر حیوانات در قیامت دارد. ۳٫ آیه­ ی ۲۹ شوری یکی دیگر از آیات قرآن که دلالت بر حشر حیوانات و بلکه تمام جنبندگان دارد این آیه­ی کریمه است: }وَ مِنْ آیاتِهِ خَلْقُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ ما بَثَّ فیهِما مِن دابَّهٍ وَ هُوَ عَلى‏ جَمْعِهِم إِذا یَشاءُ قَدیرٌ{؛ (شوری: ۲۹) و از آیات اوست آفرینش آسمان­ها و زمین و آنچه از جنبندگان در آن­ها منتشر نموده؛ و او هرگاه بخواهد بر جمع آن­ها تواناست. مراد از جمع آن­ها، حشر آن­ها در روز قیامت است؛ چنانکه شیخ الطائفه می­نویسد: «وَ هُوَ عَلى‏ جَمْعِهِمْ إِذا یَشاءُ قَدِیرٌ؛ أی على جمعهم یوم القیامه و حشرهم إلى الموقف بعد إماتتهم قادر، لا یتعذر علیه ذلک»؛ (شیخ طوسی: بی تا، ۹: ۱۶۳) یعنی خداوند بر جمع آن­ها روز قیامت و حشر آن­ها به سوی موقف بعد از میراندن آن­ها، قادر است و بر او چنین کاری متعذر نیست. مرحوم طبرسی نیز «جمعهم» را به حشرهم إلى الموقف بعد إماتتهم، تفسیر می­کند. (طبرسی: ۱۳۶۰، ۹: ۴۷) بنابراین، از این آیه استفاده می­شود که حیوانات و جنبندگان در قیامت محشور می­شوند؛ زیرا حکم «جمع» را که همان حشر است، برای تمام افراد جانداری که در آسمان­ها و زمین است اثبات کرده­ است. (حسینی تهرانی: ۱۴۲۳، ۹: ۳۴) شایان توجه اینکه بر اساس گزارش قرآن حکیم، برخی از حیوانات که مرده بودند بار دیگر در همین دنیا زنده شدند مانند مرکب حضرت ارمیا یا عزیر پیامبر (بقره: ۲۵۹) و پرندگان حضرت ابراهیم (بقره: ۲۶۰) که این وقایع، استبعاد حیات مجدد حیوانات در عالم دیگر را برطرف ساخته و امکان وقوعی آن را مدلل می­گرداند. ب) روایات با بررسی روایات وارده از حضرات معصومین: به روایاتی دست می­یابیم که می­توان از آن­ها محشور شدن حیوانات در روز قیامت را استفاده نمود. ۱٫ امام صادق% فرمود: «إِذَا أَرَادَ اللَّهُ أَنْ یَبْعَثَ الْخَلْقَ أَمْطَرَ السَّمَاءَ عَلَى الْأَرْضِ أَرْبَعِینَ صَبَاحاً فَاجْتَمَعَتِ الْأَوْصَالُ‏ وَ نَبَتَتِ اللُّحُومُ»؛ (قمی: ۱۴۰۴، ۲: ۲۵۳؛ شیخ صدوق: ۱۳۸۵، ۱۷۷) وقتی خداوند اراده کند آفرینش را برانگیزد باران را چهل روز بر زمین ببارد، استخوان و مفصل­ها گرد می­آیند و گوشت بر آن­ها می­روید. آیه الله جوادی آملی بعد از ذکر این حدیث، می­نویسد: این حدیث منحصر به معاد انسان نیست بلکه شامل همه­ی موجودات ذی­روح می­شود. (جوادی آملی: ۱۳۸۰، ۴: ۱۱۴) ۲٫ از ابی­ذر روایت شده است: «بینا أنا عند رسول اللّه۶ إذا انتطحت عنزان فقال النبیّ۶: أ تدرون فیما انتطحا؟ فقالوا: لا ندری، قال: لکن اللّه یدری و سیقضی بینهما»؛ (مجلسی: ۱۴۰۳، ۷: ۲۵۶) من در حضور پیامبر بودم که دو گوسفند با شاخ خود به­جان یکدیگر افتادند. فرمود: مى‏دانید چرا این­ها به­یکدیگر شاخ مى‏زنند؟ گفتند: نمی­دانیم. فرمود: خدا می­داند و به­زودى میان آن­ها حکم مى‏کند. ۳٫ سکونی روایت کرده است: «أنّ النبیّ۶ أبصر ناقه معقوله و علیها جهازها، فقال أین صاحبها؟ مروه فلیستعد غداً للخصومه»؛ (شیخ صدوق: ۱۴۱۳، ۲: ۲۹۲؛ برقی: ۱۳۷۱، ۲: ۳۶۱) پیامبر ناقه­ای بسته شده­ای را در حالی که بار بر پشت داشت، دید. فرمود: صاحب ناقه کجاست؟ به او بگویید برای خصومت و دادخواهی فردا آماده شود. در توضیح این حدیث گفته شده است: مراد از «غداً» روز قیامت است و بستن ناقه در حالی که بار بر پشت دارد ستم بر آن است از این جهت هنگامی که روز قیامت فرا می­رسد نزد خدای عادل با صاحب خود مخاصمه می­کند و می­گوید: چرا بر من چنین ظلمی روا داشتی؟ سپس خداوند داد آن حیوان را از صاحبش می­گیرد. (شیخ صدوق: ۱۴۱۳، ۲: ۲۹۲) ۴٫ همچنین روایاتی هست به این مضمون: شترانی که سه یا هفت سال در طریق حج به کارگرفته شده­اند (همان، ص۲۹۳۹) و حیواناتی که در میدان جهاد همراه مجاهدان بوده­اند، (کلینی: ۱۴۰۷، ۵: ۳) وارد بهشت می­شوند و کسی که از پرداخت زکات خودداری می­کند، در روز قیامت هر حیوان درنده­ای او را می­درد و هر سُم­داری او را لگدمال می­کند. (برقی: ۱۳۷۱، ۱: ۸۷) از مجموع آیات و روایات مذکور استفاده می­شود که آن­ها نیز مانند انسان­ها در قیامت حاضر شده و حشر مناسب خود را خواهند داشت و متناسب با ظرفیت وجودی که دارند نتایج اعمال و رفتارشان را دریافت می­کنند؛ چنانکه علامه طباطبایی در پاسخ به این پرسش که آیا حشر حیوانات شبیه حشر انسان است، و آن­ها هم مبعوث شده، و اعمالشان حاضر گشته و بر طبق آن پاداش و یا کیفر مى‏بینند؟، می­گوید: بلی لازمِ حشر به معنای جمع افراد و بسیج­کردن آن­ها به سوی کاری، همان است؛ (طباطبایی: ۱۴۱۷، ۷: ۷۶) زیرا چنانکه گذشت آن­ها در حد خود، دارای شعور و ادراک­اند. پس، از ملاک حشر و حساب و کتاب که داشتن شعور باشد، بهره­منداند. حال اگر کسی بگوید: حشر و درک حیوانات با آنچه در برخی از روایات آمده است که خداوند حیوانات را از شهوت و غضب آفرید، (شیخ صدوق: ۱۳۸۵، ۱: ۴- ۵؛ حرّ عاملی: ۱۴۰۹، ۱۵: ۲۰۹- ۲۱۰) منافات دارد. پاسخ داده می­شود: آفرینش حیوانات از شهوت و غضب بدین معنا نیست که اصلاً اندیشه و گرایش به خیر در آن­ها نیست بلکه به این معناست که شهوت و غضب در آن­ها بیشتر از اندیشه و فکر است. و اگر کسی ادعا کند: ظاهر یا صریح این روایت، نفی هر گونه اندیشه­ای در حیوانات است، در جواب گفته می­شود: چنین روایتی مخالف قرآن است و باید کنار گذاشته شود. (جوادی آملی: ۱۳۹۱، ۲۵: ۱۷۷) از مجموع دلائل عقلی و نقلی که ارائه شد استفاده می­شود که حیوانات نیز دارای قیامت، معاد و حشر هستند. از این رو، ممکن است گفته شود چه فایده­اى در حشر حیوانات هست در حالى که آن­ها در دنیا مکلف نیستند تا اینکه براى پاداش و کیفر در قیامت محشور شوند؟ به عبارت دیگر، مگر نخستین شرط حساب و جزا، عقل و شعور و به دنبال آن تکلیف و مسئولیت نیست؟ پس چگونه حیوانات که هیچ کدام را دارا نیستند، مى توانند رستاخیز، حساب، جزا و کیفر داشته باشند؟ در پاسخ می­توان گفت: اولاً: تکلیف نداشتن حیوانات در دنیا ضررى در حشر آن­ها و محاسبه و قصاص ندارد؛ زیرا ملازمه­اى بین تکلیف و رستاخیز نیست؛ چنانکه فاضل مقداد ­گوید: هرکسی از مکلفین که له یا علیه او عوض است، برانگیختن او بر خداوند واجب است. آنگاه اضافه می­کند: «و غیره‏ أى غیر من‏ له‏ عوض‏ أو علیه کبعض الأطفال الکفّار یجب إعادته سمعاً»؛ (حلی و دیگران: ۱۳۶۵، ۲۱۰- ۲۱۱) و غیر آن؛ یعنی غیر از کسی که به نفع یا ضرر او عوض است مانند برخی از اطفال کفار، اعاده­ی او سمعاً واجب است. بنابراین، با وجود اینکه اطفال کفار تکلیف ندارند در عین حال رستاخیز و حشر دارند پس ملازمه­ای بین این دو نیست. ثانیاً: خداوند اِنعام و انتقام را در آیات زیادى در وصف احسان و ظلم ذکر کرده است و این دو وصف اجمالاً در میان حیوانات نیز وجود دارد؛ یعنى افرادى از حیوانات را مى­بینیم که در عمل خود ستم مى­کنند و افراد دیگرى را مشاهده مى­کنیم که به دیگران احسان مى­نمایند. (طباطبایی: ۱۴۱۷، ۷: ۷۶) ثالثاً: حیوانات دارای شعور، ادراک و فهم هستند- چنانکه در ابتدای مقاله بیان شد- و همین مطلب ایجاب می­کند که دارای حشر و معاد باشند. (حسینی تهرانی: ۱۴۲۳، ۹: ۴۵- ۴۶) و رابعاً: با توجه به اینکه حیوانات نیز مانند انسان­ها دارای عقائد و آراء فردی و اجتماعی­اند که مبنای حرکات و سکنات آن­ها در راستای بقا و جلوگیری از نابودی می­باشد و زندگی آن­ها بر اساس فهم و شعور، اداره می­شود، سخنی به­گزاف نیست اگر گفته شود: به اندازه­ی فهم، درک و شعورشان و متناسب با آن، از انتخاب، تکلیف و مسئولیت برخوردارند. (طباطبایی: ۱۴۱۷، ۷: ۷۳- ۸۱) البته حشر و نشر حیوانات در عالم دیگر، مناسب با ظرفیت وجودی آن­ها و متناسب با نشئه­ی آخرت خواهد بود؛ زیرا نظامات حاکم بر این جهان با نظامات حاکم بر آن جهان، متفاوت است؛ چون دنیا و آخرت، دو نوع جهان، دو نوع زندگی و دو نوع نظام است. (مطهری: ۱۳۹۳، ۱۹۶) نتیجه درباره­ی حشر حیوانات در میان دانشمندان اسلامی اختلاف نظر فراوان دیده می­شود به گونه­ای که برخی به این جهت که حشر، تابع اختیار و تکلیف است، اعتقاد به محشور شدن حیوانات را، دور از واقعیت و ناشی از خیال­پردازی صاحبان آن رأی می­دانند. اما عده­ای دیگر، باور به حشر حیوانات دارند به این دلیل که از طرفی، عقل حکم به حشر من له او علیه عوض، می­کند و حیوانات نیز این­گونه است که برخی صاحب عوض و برخی دیگر من علیه العوض­اند. و از طرف دیگر، آیات و روایات متعدد دلالت بر حشر حیوانات دارد. پاسخ این دسته به این قبیل سخنان که با وجود دور بودن حیوانات از اختیار، تکلیف و مسئولیت، حشر آن­ها بی­فایده و بی­معنا خواهد بود، این است که اولاً: ملازمه­ای میان حشر و تکلیف نیست پس، تکلیف نداشتن حیوانات، خللی به حشر آن­ها وارد نمی­سازد. ثانیاً: اِنعام و انتقام از اوصاف ظلم و احسان است و حیوانات نیز اجمالاً برخی محسن و برخی دیگر ظالم­اند. ثالثاً: برخورداری حیوانات از درک و شعور، مقتضی حشر آن­هاست. و رابعاً: حیوانات نیز تکلیف متناسب با درک و شعور خود دارند. بنابراین، حیوانات نیز در قیامت محشور می­شوند و حشر آن‌ها برای گرفتن پاداش و رسیدن به حقوق و یا کیفر کارهایی است که در دنیا انجام داده­اند؛ زیرا از یک سو، برخی از انسان­ها بر آن­ها ستم می­کنند، یا ممکن است آن­ها بر انسانی ظلم کنند، یا آلامی چون قتل و موت، بر آن­ها می­رسد، و یا بعضی از آن­ها نسبت به بعضی دیگر در دنیا ظلم روا می‌دارد. از سوی دیگر، حیوانات در دنیا پاداش و کیفر مناسب و درخور خود را دریافت نمی­کنند. و از طرف سوم، خداوند عادل است و هیچ­گونه ستمی روا نمی­دارد و حق را به صاحب حق می­رساند. از این رو، شایسته بلکه لازم است که آن­ها نیز محشور شده و به پاداش یا کیفر متناسب برسند.   _________________________________________________________________________ فهرست منابع قرآن کریم، با ترجمه: ناصر مکارم شیرازی. ابن‏ابى‏جامع، على بن حسین‏، ۱۴۱۳ق، الوجیز فى تفسیر القرآن العزیز، محقق: مالک محمودی،‏ چاپ اول، قم، دار القرآن الکریم. ابن بابویه قمی (شیخ صدوق)، محمد بن علی، ۱۳۸۵ش، علل الشرائع، چاپ اول ‏، قم، کتاب فروشى داورى. ------------------------------، ۱۴۱۳ق، من لایحضره الفقیه‏، با تحقیق و تصحیح: علی اکبر غفاری‏، چاپ دوم ، قم، دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم. ------------------------------، ۱۳۷۶ش، الأمالی، چاپ ششم ، تهران، کتابچی. ابن جوزی، عبدالرحمن بن علی، ۱۴۲۲ق، زاد المسیر فی علم التفسیر، محقق: عبدالرزاق مهدی، چاپ اول ، بیروت، دار الکتاب العربی. ابن درید، محمد بن حسن، ۱۹۸۸م، جمهره اللغه، بیروت، دارالعلم للملایین، چاپ اول. ابن عربی، محی­الدین، بی­تا، الفتوحات المکیه، چاپ اول، بیروت، دارالصادر. ابن فارس، احمد، ۱۴۰۴ق، معجم مقاییس اللغه، با تحقیق و تصحیح: عبدالسلام محمد هارون، چاپ اول، قم، مکتب الأعلام الإسلامی. ابن‏کثیر، اسماعیل بن عمر، ۱۴۱۹ق، تفسیر القرآن العظیم، محقق: محمد حسین شمس الدین، چاپ اول، بیروت، دار الکتب العلمیه. ابن منظور، محمد بن مکرم، ۱۴۱۴ق، لسان العرب، چاپ سوم ، بیروت، دار الصادر. استرآبادی، محمد بن علی، بی­تا، آیات الأحکام، با تحقیق: محمد باقر شریف زاده ، چاپ اول، تهران، معراجی. استرآبادی، محمد جعفر‏، ۱۳۸۲ش‏، البراهین القاطعه فی شرح تجرید العقائد الساطعه، چاپ اول ، قم، مکتب الأعلام الإسلامی. آلوسى، محمود بن عبدالله، ۱۴۱۵ق‏، روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم و السبع المثانی، چاپ اول، ‏محقق: علی عبدالبارى عطیه، بیروت، دار الکتب العلمیه. آملی، سیدحیدر، ۱۴۲۲ق، تفسیر المحیط الأعظم و البحر الخضّم، چاپ سوم، با تحقیق: محسن موسوی تبریزی، قم، نورعلی نور. انصاری، شیخ مرتضی، ۱۳۸۸ش، فرائد الأصول (مع حواشی أوثق الوسائل) ‏، چاپ دوم، با تعلیقه و شرح: موسى بن جعفر تبریزی، قم، سماء قلم. برقى، احمد بن محمد بن خالد، ۱۳۷۱ق، المحاسن، چاپ دوم، با تحقیق و تصحیح: جلال الدین محدث، قم، دار الکتب الإسلامیه. تهانوی، محمد علی، ۱۹۹۶م، موسوعه کشاف اصطلاحات الفنون و العلوم، چاپ اول، بیروت، مکتبه لبنان ناشرون. جوادی آملی، عبدالله، ۱۳۹۱ش، تسنیم* تفسیر قرآن کریم، چاپ دوم، با تحقیق و تنظیم: روح الله رزقی، علی ایوبی و ولی اله عیسی زاده، قم، مرکز نشر إسراء. -------------، ۱۳۸۰ش، تفسیر موضوعی قرآن کریم* معاد در قرآن، چاپ اول، با تنظیم: علی زمانی­قمشه­ای، قم، مرکز نشر اسراء. جوهری، اسماعیل بن حماد، ۱۳۷۶ق، الصحاح: تاج اللغه و صحاح العربیه، چاپ اول، با تصحیح و تحقیق: احمد عبد الغفور عطار، بیروت، دار العلم للملایین. حسینی تهرانی، محمد حسین، ۱۴۲۳ق، معاد شناسی، چاپ اول، مشهد: نور ملکوت قرآن. حلی (علامه حلی)، حسن بن یوسف بن مطهر و دیگران، ۱۳۶۵ش، الباب الحادی عشر مع شرحیه النافع یوم الحشر و مفتاح الباب‏، چاپ اول‏، تهران، مؤسسه مطالعات اسلامى. خوری شرتونی لبنانی، سعید، ۱۳۷۴ش، اقرب الموارد فی فُصُح العربیه و الشوارد‏، چاپ اول، تهران، دارالاُسوه للطباعه و النشر. راغب اصفهانی، حسین بن محمد، ۱۴۱۲ق، مفردات الفاظ القرآن‏، چاپ اول، با تحقیق: صفوان عدنان داودی، بیروت، دار القلم. ربانی گلپایگانی، علی، ۱۳۸۷ش، درآمدی بر کلام جدید، چاپ چهارم، قم، مرکز مدیریت حوزه­های علمیه خواهران. رشید رضا، محمد، ۱۴۱۴ق، تفسیر القرآن الحکیم الشهیر بتفسیر المنار، چاپ اول، بیروت، دار المعرفه. سبحانی، جعفر، ۱۳۸۳ش الف، أصول الفقه المقارن فیما لا نصّ فیه، چاپ اول، قم، ‏ موسسه امام صادق%. ----------، ۱۳۸۱ش، الإنصاف فی مسائل دام فیها الخلاف، چاپ اول‏، قم، مؤسسه امام الصادق%. ----------، ۱۳۸۳ش ب، منشور جاوید، چاپ اول، قم، مؤسسه امام صادق%. سیوری حلی (فاضل مقداد)، مقداد بن عبدالله، ۱۴۰۵ق، ارشادالطالبین إلی نهج المسترشدین، به اهتمام مرعشی، با تحقیق: مهدی رجائی، قم، انتشارات کتابخانه آیه الله مرعشی. سیوطى، عبدالرحمن بن ابى‏بکر، ۱۴۰۴ق، الدرّ المنثور فى التفسیر بالمأثور، چاپ اول، قم، کتابخانه عمومى آیه الله مرعشى نجفى. شاه­نظری، جعفر، ۱۳۹۰ش، ترجمه و شرح مبدأ و معاد ملاصدرا، چاپ اول، قم، انتشارات دانشگاه قم. شبر، عبدالله‏، ۱۴۱۰ق، تفسیر القرآن الکریم، چاپ دوم، قم، موسسه دار الهجره. شیخ حر عاملى، محمد بن حسن‏، ۱۴۰۹ق، تفصیل وسائل الشیعه إلی تحصیل مسائل الشریعه، چاپ اول، با تصحیح و تحقیق: مؤسسه آل البیت:‏، قم،  مؤسسه آل البیت:. شیخ مفید، محمد بن محمد بن نعمان، ۱۴۱۳ق الف، النکت الاعتقادیه، چاپ اول، قم، المؤتمر العالمی للشیخ المفید. ------------------------، ۱۴۱۳ق، أوائل المقالات فی المذاهب و المختارات‏، چاپ اول، قم، المؤتمر العالمی للشیخ المفید. صدرالدین شیرازی، محمد بن ابراهیم، ۱۹۸۱م، الحکمه المتعالیه فی الأسفار العقلیه الأربعه، چاپ سوم، با حاشیه: علامه طباطبایی، بیروت، دار إحیاء التراث. --------------------------، ۱۳۶۰ش، الشواهد الربوبیه فی المنهج السلوکیه، چاپ دوم، با تصحیح و تعلیق: جلال الدین آشتیانی، مشهد: المرکز الجامعی للنشر. --------------------------، ۱۳۹۱ش، ترجمه و متن رساله الحشر یا کتاب رستاخیز جهان، چاپ اول، با ترجمه و تصحیح: محمد خواجوی، تهران، انتشارات مولی. صلیبا، جمیل؛ ۱۳۶۶ش، فرهنگ فلسفی، چاپ اول، ترجمه: منوچهر صانعی دره­بیدی، تهران، انتشارات حکمت. طالقانى، محمود، ۱۳۶۲ش، پرتوى از قرآن، چاپ چهارم، تهران، شرکت سهامى انتشار. طباطبایی، محمد حسین، ۱۴۱۷ق، المیزان فی تفسیر القرآن، چاپ پنجم، قم، دفتر انتشارات اسلامی. ----------------، ۱۳۷۴ش، ترجمه تفسیر المیزان، چاپ پنجم، مترجم: محمد باقر موسوی همدانی، قم، دفتر انتشارات  اسلامی. طبرسی، فضل بن حسن، ۱۳۶۰ش، ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن، چاپ اول، ترجمه مترجمان، تحقیق: رضا ستوده، تهران، انتشارات فراهانی. ---------------، ۱۳۷۲ش، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، چاپ سوم، تحقیق محمد جواد بلاغی، تهران، انتشارات ناصر خسرو. طبرى، محمد بن جریر، ۱۴۱۲ق، جامع البیان فى تفسیر القرآن ( تفسیر الطبرى) ، چاپ اول، بیروت، دار المعرفه. طوسى (شیخ طوسی)، محمد بن حسن‏، ۱۴۱۱ق، مصباح المتهجّد و سلاح المتعبّد، چاپ اول، بیروت، مؤسسه فقه الشیعه. ------------------------، بی‌تا، التبیان فی تفسیر القرآن، چاپ اول، با تحقیق: احمد حبیب عاملی، بیروت، دار إحیاء التراث العربی. طیّب، عبد الحسین، ۱۳۶۹ش، اطیب البیان فی تفسیر القرآن، چاپ دوم، تهران، اسلام. عاملى، ابراهیم‏، ۱۳۶۰ش، تفسیر عاملى، چاپ اول‏، مصحح: علی اکبر غفاری، تهران، کتابفروشی صدوق. فخر رازی، محمد بن عمر، ۱۴۲۰ق، التفسیر الکبیر (مفاتیح الغیب) ، چاپ سوم، بیروت، دار إحیاء التراث العربی. فیاض لاهیجی، عبدالرزاق، ۱۳۸۳ش، گوهر مراد، چاپ اول، تصحیح و تحقیق: مؤسسه تحقیقاتی امام صادق%، تهران، نشر سایه. فیض کاشانى، محمد بن شاه مرتضى‏، ۱۴۱۵ق، تفسیر الصافی، چاپ دوم، تهران، مکتبه الصدر. قمى، (شیخ) عباس‏، ۱۴۱۴ق، سفینه البحار و مدینه الحکم و الآثار، چاپ اول، قم، اسوه. قمى، على بن ابراهیم‏، ۱۴۰۴ق، تفسیر القمی، چاپ سوم‏، محقق و مصحح: طیب موسوی جزائری، قم، دار الکتاب. کفعمی، ابراهیم بن على عاملى، ۱۴۱۸ق، البلد الأمین و الدرع الحصین، چاپ اول‏، بیروت، مؤسسه الأعلمی للمطبوعات. کلینی، محمد بن یعقوب، ۱۴۰۷ق، الکافی، چاپ اول، محقق و مصحح: علی اکبر غفاری و محمد آخوندی، تهران، دار الکتب الإسلامیه. مجلسی، محمد باقر، ۱۴۰۳ق، بحار الأنوار الجامعه لدرر أخبار الأئمه الأطهار، چاپ دوم، با تحقیق و تصحیح: جمعی از نویسندگان، بیروت، دار إحیاء التراث العربی. مصباح یزدی، محمد تقی، ۱۳۸۸ش، اخلاق در قرآن، چاپ دوم، با تحقیق و نگارش: محمد حسین اسکندری، قم، انتشارات مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی. ----------------، ۱۳۸۰ش، آموزش عقائد، چاپ پنجم، تهران، شرکت چاپ و نشر بین الملل سازمان تبلیغات اسلامی. ----------------، ۱۳۹۲ش، آموزش فلسفه، چاپ سیزدهم، تهران، شرکت چاپ و نشر بین الملل. مصطفوی، حسن، ۱۴۳۰ق، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، چاپ سوم، بیروت، دار الکتب العلمیه. مطهری، مرتضی، بی‌تا، مجموعه آثار استاد شهید مطهری، تهران، انتشارات صدرا. ----------، ۱۳۹۳ش، معاد، چاپ بیست و پنجم، قم، انتشارات صدرا. مغربى ‏(ابن حیون)، نعمان بن محمد، ۱۳۸۵ق، دعائم الإسلام‏و ذکر الحلال و الحرام و القضایا و الاحکام، چاپ دوم، قم، مؤسسه آل البیت:‏. مغنیه، محمدجواد، ۱۴۲۴ق، التفسیر الکاشف‏، چاپ اول، قم، دار الکتاب الإسلامی. مقداد بن عبدالله اسدی سیوری حلی (فاضل مقداد)، ۱۴۲۲ق، اللوامع الإلهیه فی المباحث الکلامیه، چاپ دوم، با تحقیق: محمد علی قاضی طباطبایی، قم، دفتر تبلیغات اسلامى. مکارم شیرازی، ناصر، ۱۳۷۹ش، الأمثل فی تفسیر کتاب الله المنزل، چاپ اول، قم، مدرسه امام علی بن ابی طالب. ----------------، ۱۳۷۱ش، تفسیر نمونه، چاپ دهم، تهران، دار الکتب الإسلامیه. ............................................................................................................................. منبع : فصلنامه علمی - پژوهشی کلام اسلامی - دوره ۲۴، شماره ۹۶ - شماره پیاپی ۹۶

بررسی پیش نویس لایحه حمایت از حیوانات

بسم الله الرحمن الرحیم بررسی پیش نویس لایحه حمایت از حیوانات . هر چند ارائه و انتشار پیش‌نویس لایحه‌ای مبنی بر حمایت از حیوانات (مشتمل بر ۲۳ ماده و ۱۵ تبصره) گامی مثبت از سوی دولت در زمینه دفاع از حقوق حیوانات محسوب می‌شود، اما به نظر می‌رسد رفع نواقص و انتقادات وارده به این پیش‌نویس خصوصا از جانب جامعه دامپزشکی در کاربردی‌تر شدن این لایحه مفید باشد. حیوانات مخلوقات زیبای پروردگار هستند و در اقصی نقاط زمین به دور و یا در کنار انسان‌ها زندگی می‌کنند. در طول تاریخ حیوانات زیادی بوده‌اند که به انسان خدمت کرده‌اند که می‌توان به اسب و سگ اشاره کرد. همچنین بشر از برخی از حیوانات برای بقای خود تغذیه می‌کند و از محصولات حیوانی در صنعت، پزشکی و داروسازی استفاده می‌کند. حیوانات همچنین همدم انسان نیز هستند، به طوری که در سراسر جهان میلیون‌ها حیوان خانگی در کنار صاحبانشان زندگی می‌کنند. اهمیت حیوانات به اینجا خلاصه نمی‌شود. بسیاری از تحقیقات پزشکی و دامپزشکی و علوم میان‌رشته‌ای در سراسر تاریخ بر روی حیوانات انجام گرفته‌است. از کشف دارویی به نام آسپرین تا سلول‌های بنیادی و درمان‌های نوینی که امروز در طب بالینی پزشکی و دامپزشکی کاربرد دارد، حیوانات زیادی برای پیشرفت علم و دانش بشر فداشده‌اند. همچنین حیوانات تنوع زیستی را که لازمه حیات و پایداری بشر است، در طبیعت حفظ می‌کنند و زیست زمین، این تنها سیاره زیستی موجود در منظومه شمسی را تضمین کرده‌اند. بنابراین وجود آنها برای باقی‌ماندن بشر در این جهان حیاتی است و ما به آنها وابسته‌ایم. از سویی دیگر، به خصوص در سال‌های اخیر، می‌بینیم و می‌شنویم و می‌خوانیم از اخباری دال بر آزار و اذیت حیوانات. من به عنوان یک دامپزشک و درمانگر حیوانات رنجور و بیمار، ندیده‌ام حیوانی بی‌دلیل به انسان حمله کند ولی بسیار انسان‌های بسیاری را دیده‌ام که از باب تفریح و خودنمایی، به حیوانات حمله کرده‌اند و آنها را مجروح و مضروب و یا کشته‌اند. تصاویر، اصوات و فیلم‌های دهشتناکی که این روزها همه ما از حیوان‌آزاران می‌بینیم که در آن فی‌المثل سگی به پشت اتوموبیلی بسته شده‌است و روی آسفالت کشیده می‌شود، یا سگی را که با طناب به دار می‌آویزند. حیوانات حقوقی به طور عام و خاص دارند. به طور عام حق هر حیوانی است که پس از زاده‌شدن در این دنیا بتواند زندگی کند، برای خود جفت انتخاب کند، خانواده و گله تشکیل دهد و به واسطه انسان زجر نکشد. حقوق خاص هر حیوانی بر گردن صاحب و یا نگهدارنده اوست. با پیشرفت فناوری، رسانه‌ها، فضای مجازی و افزایش اخبار در غالب صوت و تصویر مبنی بر حیوان آزاری و نیز توسعه آموزش‌ها و فرهنگ و دانش، بشر به این نتیجه رسیده‌است که حیوانات هم حق و حقوقی دارند و باید از آن‌ها در برابر ناحقی‌هایی که به آنها از جانب بشر می‌شود، حفاظت کرد. دین مبین اسلام، پیامبر عظیم الشان اسلام (علیه السلام)، و ائمه معصومین (سلام الله علیها) و بزرگان دین و فرهنگ ایرانی اسلامی ما آموزش‌ها، بیانات، منش‌ها و رفتارهای زیادی در راستای محبت به حیوانات و لزوم رعایت حقوق حیوانات داشته‌اند و فرهنگ و تاریخ ما نیز لزوم پرداختن به حقوق حیوانات را تائید می‌کند. هم از این روست که اخیرا، دولت پیش‌نویس لایحه‌ای را مبنی بر حمایت از حیوانات به معرض دید عموم قرار داده تا قبل از ارسال لایحه به مجلس مورد نقد علاقه‌مندان و دوست‌داران حیوانات قرار گیرد که بر خود لازم می‌دانم، از این اقدام دولت از دو جهت تشکر نمایم. اول اینکه قوانینی به منظور صیانت و دفاع از حقوق حیوانات به رشته تحریر درآورده‌ و دوم اینکه فرصت مناسبی برای نقد آن قرار داده‌ تا با ارسال ایراداتی که ممکن است به آن وارد باشد، قبل از ارسال به مجلس شورای اسلامی بتوان این لایحه را به خوبی چکش‎کاری کرد تا به یک قانون جامع و پخته‌ای تبدیل شود. قبل از پرداختن به پیش‌نویس لایحه مورد اشاره، باید عرض کنم، نگارش قوانین باید به گونه‌ای باشد که ضمن برطرف‌کردن خلاء‌های قانونی در یک حوزه که رعایت حقوق حیوانات بحث اصلی ماست، موجبات ایجاد مشکلات جدید در آینده نشود و متن قانون باید طوری باشد که احتمال برداشت‌های گوناگون تا حد امکان از آن سلب شود. متن پیشنویس لایحه حمایت از حیوانات مشتمل بر ۲۳ ماده و ۱۵ تبصره است. یکی از اتفاقات خوبی که در این لایحه رخ داده‌است تعریف برخی از عبارت‌هایی است که در بندهای قانونی این پیش نویس لایحه آورده شده‌است. با این حال به نظر می‌رسد تعاریف بیشتری باید در این پیش‌نویس که قرار است به صورت لایحه به مجلس شورای اسلامی فرستاده شود، گنجانده شود تا جلوی تفاسیر مختلف از قانون گرفته شود و مشکلات جدیدی ایجاد نگردد. در بخشی از این پیش‌نویس، پیشنهادات خوبی داده شده‌است ولی روح کلی آن، ظاهرا نشان از تعجیل در نگارش آن بدون مشورت با متخصصان دامپزشک کشور دارد. یکی از نکات کلیدی این لایحه بحث تشکیل مرکز ملی حمایت از حیوانات است که نگارنده نیز با تشکیل آن موافق است. اما به نظر می‌رسد که این قوانین از طرف سازمان حفاظت از محیط زیست نوشته شده‌باشد؛ چرا که مکان قرارگیری این مرکز در این سازمان پیش‌بینی شده‌است که به نظر اینجانب منطقی به نظر نمی‌رسد. سازمان حفاظت از محیط زیست یک سازمان موثر در حفاظت از محیط زیست آبی، دریایی، و هوایی کشور است ولی قرابت چندانی با دامپزشکی ندارد. همه ما می‌دانیم که در بحث رعایت حقوق حیوانات، بحث بهداشت و درمان و عقیم سازی از مهم‌ترین معضلات این حوزه است و این اقدامات نه در حوزه سازمان حفاظت از محیط زیست که در حوزه تخصصی بخش دامپزشکی کشور است. پیشنهاد نگارنده، تاسیس سازمانی با عنوان حمایت از حقوق حیوانات است که منطقی‌تر است در چارچوب سازمان دامپزشکی کشور و تحت نظر آن سازمان فعالیت کند. سازمان حفاظت از محیط زیست به حد کافی درگیر مسائل دیگر از قبیل آب و خاک است و درحوزه بهداشت و درمان و اقداماتی مانند کنترل، پیشگیری، ریشه‌کنی، درمان بیماری‌ها و حفظ کشور از منظر بیماری های مشترک انسان و حیوان صاحب نظر نمی‌باشد. بلکه این سازمان دامپزشکی و مجموعه دامپزشکی کشور است که در این حوزه‌ها صاحب نظر است. در بحث حمایت از حیوانات یکی از مشکلات پایش حیوانات آلوده به بیماری‌های مختلف، تشخیص موارد خطرناک که به عنوان مثال به  بیماری‌هایی مانند «هاری» و «لیشمانیوز» آلوده شده‌اند و جداسازی آنها از سایر حیوانات و محیط‌هایی است که  بشر در آنجا سکونت دارد، درمان سایر حیوانات رنجور و بیمار و آسیب‌دیده و زجرکشیده، مراقبت و نگهداری از آنها، ایمن‌کردن آنها در برابر بیماری‌های خطرناک از طریق واکسیناسیون، و کنترل جمعیت آنها از طریق عقیم‌سازی است. بر اساس دانش نگارنده به نظر می‌رسد، هیچ کدام از موارد برشمرده در حیطه‌های سازمان حفاظت از محیط زیست نباشد. جامعه فعال در حوزه حمایت از حیوانات افرادی هستند دوستدار حیوانات که بیشترین خدمات را در خصوص حیوانات بی‌سرپرست و آسیب‌دیده از کلینیک‌ها و بیمارستان‌های دامپزشکی دریافت می‌کنند و دقیقا مورد سوال است که چرا مرکز ملی حمایت از حیوانات باید در ساختار سازمان حفاظت از محیط زیست دیده شود و جای دامپزشکی خالی باشد. اگر بخشی از وظایف سازمان محترم حفاظت از محیط زیست در حوزه صیانت از حیات وحش کشور است که البته در این حوزه نیز بهداشت و درمان حیوانات حیات وحش به طور کلی در حوزه صلاحیت دامپزشکان این کشور می‌باشد، بخش مهمی از حیواناتی که هر روزه آزار می‌بینند حیوانات اهلی مانند سگ و گربه و طیور و حیوانات مزرعه‌ای مانند گاو و گوسفند و تک سمیانی مانند اسب و الاغ می‌باشند که اساسا بهداشت و درمان آنها در حیطه اختیارات سازمان دامپزشکی کشور است که متکی است به خیل عظیمی از دامپزشکان، چه اشکالی دارد. در بند ۱ ماده ۱ این پیش‌نویس وظیفه اصلی مرکز ملی حمایت از حیوانات، حفاظت از حیات، سلامت و امنیت حیوانات عنوان شده‌است و این در حالیست که حفاظت از حیات و سلامت دو مقوله‌ای هستند که به طور مستقیم با دامپزشکی در ارتباط هستند. امنیت طبیعتا می‌تواند در حوزه اختیارات سازمان حفاظت از محیط زیست باشد. در بند ۳ ماده ۱ که به تعریف حیوانات می‌پردازد، کلیه جاندارانی که دارای سیستم عصبی هستند را حیوانات تلقی کرده‌است به استثنای حیوانات موضوع قانون شکار و صید مصوب ۱۳/۰۳/۱۳۴۶ و نیز جاندارانی که به توجه به ملاحظات بهداشت عمومی طبق دستورالعمل‌های مرکز ملی حمایت از حیوانات موذی شناخته می‌شوند. اساسا جداکردن حیوانات شکار و صید و حیوانات موذی از سایر جاندارانی که سیستم عصبی دارند، در تعریف قانونی درست به نظر نمی‌رسد. این قانون قرار است قانون حمایت از حیوانات باشد و اتفاقا شکار حیوانات از جمله مقولاتی است که باید در قانون حمایت از حیوانات به آن به طور جدی پرداخته‌شود. حتی در مورد حیواناتی که موذی شناخته می‌شوند و یا بیماری‌های خطرناکی مانند هاری دارند، باید دفع خطر از جانب آنها با رعایت اصول اخلاقی و مطابق با حقوق حیوانات که البته باید در قانون تعریف شود، انجام پذیرد. توصیه می‌گردد قانونگذار در خصوص حقوق حیوانات تعاریفی قانونی لحاظ نماید تا همه بدانیم، حیوانات دقیقا چه حقوقی دارند؟ طبق تعریف بند ۹ ماده ۱، هر‏فعل‏ یا ‏ترک‏ فعلی ‏که ‏موجب آزار ‏یا ایراد ‏آسیب به‏ حیات، ‏سلامت ‏و ‏امنیت‏ جسم یا روان حیوانات ‏شود، حیوان‌آزاری نام می گیرد. طبق این تعریف، تمامی اقدامات کنونی که در صنعت، کشاورزی، پزشکی، داروسازی، تحقیقات پزشکی، دامپزشکی و نیز بسیاری از وظایف خطیر دامپزشکی در راستای پیشگیری، کنترل و ریشه کنی بسیاری از بیماری‌های خطرناک غیرمشترک و مشترک با انسان و دام در تعریف قانونی ارائه شده در حوزه حیوان‌آزاری قرار می‌گیرد و طبق این تعریف حتی فعالیت کشتارگاه‌های دام و طیور، معدوم‌سازی حیوانی که به هاری مبتلا شده‌است و یا مثلا بیماری مسری مانند آنفولانزای طیور دارد نیز نوعی حیوان‌آزاری می‌باشد. وقتی قانونی نوشته می‌شود، چه خوب است که ابتدا تعاریفی ذکر شود. این تعاریف نباید در تضاد با مصادیق قانونی باشد. پیشنهاد می‌گردد قانونگذار تعریف محتاطانه‌تر از حیوان‌آزاری ارائه دهد تا در آینده همین تعریف قانونی که در این پیش‌نویس آمده است، باعث ایجاد مشکلات قانونی برای شهروندان و تولید کنندگان و محققان نشود. در ماده ۲ این قانون به تعریف ساختار مرکز ملی حمایت از حیوانات پرداخته شده‌است و معاونینی جزو انجمن ملی حمایت از حیوانات از دستگاه‌های گوناگون حضور دارند که معاون سازمان نظام دامپزشکی کشور نیز یکی از آنان است ولی معاونی از سازمان دامپزشکی کشور که یک تشکل حاکمیتی می‌باشد حضور ندارد و جالب اینکه در مرکز ملی حمایت از حیوانات معاونی از وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی نیز حضور دارد که اساسا بحث سلامت حیوانات ارتباطی به لحاظ قانونی به وزارت بهداشت ندارد و این به دلیل عدم حضور سازمان دامپزشکی کشور در مجموعه وزارت بهداشت است. توجیه قانونگذار اگر در حوزه بیماری‌های مشترک انسان و دام است، سازمان دامپزشکی کشور اولین سد در برابر انتقال بیماری‌های مشترک انسان و دام است و به نظر می‌رسد از وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی حضورش اهمیت بیشتری دارد. پس تاکید می‌گردد سازمان دامپزشکی و سازمان نظام دامپزشکی جزو شورای مرکز ملی حمایت از حیوانات باشند و نه یکی از آنان. در بند چ ماده دو این قانون دو دامپزشک با تخصص‌های مختلف که از طرف نظام دامپزشکی معرفی می‌شوند نیز در این شورا حضور خواهند داشت. سوال اساسی اینجاست که چرا دو دامپزشک؟ دامپزشکی تخصص‌های مختلفی دارد. به عنوان مثال در حوزه جراحی حیوانات نیاز است تا یک متخصص جراحی در این شورا حضور داشته باشد تا بتواند بر اساس مصادیقی که در این قانون از حیوان‌آزاری به عمل آمده‌است در حوزه جراحی اظهار نظر نماید. در حوزه‌های حیات وحش، حیوانات مزرعه مانند تک سمیان و زوج سمیان، طیور صنعتی، پرندگان زینتی، حیوانات شهری و حیوانات خانگی نیز باید دامپزشکانی با تخصص‌ها و تجارب مربوطه در این شورا حضور داشته‌باشند. این یکی از دلایلی است که عرض کردم احتمالا این طرح با تعجیل و بدون گرفتن مشورت کافی به صورت پیش‌نویس ارائه شده‌است. همچنین بخش‌هایی از این پیش‌نویس به خصوص تعیین مصادیق حیوان‌آزاری بی‌شباهت به طرح مبارزه با حیوان‌آزاری نمایندگان مجلس که در شهریور ماه در مجلس اعلام وصول شده‌است، نیست. در تبصره ۱ ماده ۲ این قانون ذکر شده‌است که ریاست مرکز ملی با حفظ سمت بر عهده معاون رئیس سازمان حفاظت از محیط زیست می‌باشد. این درحالیست که چنین مرکز ملی حمایت از حیوانات کارهای زیادی دارد تا بتواند رسالت‌های خود را به درستی انجام دهد و آیا بهتر نبود یک رئیسی انتخاب شود که به طور اختصاصی بر فعالیت این مرکز متمرکز شود؟ هر کدام از معاونین سازمان‌ها در کل کشور مشغله‌های فراوانی دارند و صحیح به نظر نمی‌رسد که یک مدیر دو مرکز یا یک معاونت و یک مرکز را اداره نماید. در ماده ۳ ذکر شده‌است که جلسات مرکز ملی حمایت از حیوانات با حضور حداقل ۷ نفر رسمیت می‌یابد و تصمیمات آن با رای ۴ نفر از اعضا در جلسه قطعی است. این ماده مشکل ایجاد خواهد کرد. چگونه می‌شود در جلسه‌ای به نمایندگانی از حوزه‌های مختلف تخصصی نیاز باشد که حضور پیدا کنند ولی بتوان جلسه‌ای با تعداد کمتر از اعضا ایجاد کرد و در آن رای‌گیری کرد و تازه این رای هم قطعی باشد. به عنوان مثال فرض کنید در یکی از پناهگاه‌های حیوانات بیماری سالک شیوع پیدا کند و نمایندگان دامپزشکی در آن حضور پیدا نکنند. با بقیه اعضا این جلسه رسمیت می‌یابد و در مورد نحوه نگهداری از حیوانات در آن پناهگاه فرضی بدون حضور دامپزشکی تصمیم قطعی گرفته‌شود. به نظر می‌رسد قانون باید در اینجا الزام به حضور همه اعضا نماید و در صورتی که جلسه تشکیل نشود مجازات‌هایی برای غایبین لحاظ نماید تا ضمانت اجرایی لازم در خصوص تشکیل جلسه‌های مرکز ملی حیوانات به وجود آید. ماده ۵ این قانون بسیار بحث‌برانگیز است چراکه در بند الف، ب و پ این ماده مجوز تاسیس، ابطال هر نوع مرکز نگهداری از حیوانات و نیز نظارت بر کلیه مراکز نگهداری از حیوانات از حیث شرایط سلامت و امنیت حیوانات را به عهده این مرکز گذاشته‌است و این درحالیست که مثلا یک گاوداری یا دامداری یا مرغداری که مجوز فعالیت خود را از وزارت جهاد کشاورزی و سازمان دامپزشکی کشور اخذ می‌کنند، نیز نوعی مراکز نگهداری از حیوانات هستند که بر اساس این قانون باید مجوز تاسیس خود را از مرکز ملی حمایت از حیوانات بگیرند. این تداخل در وظایف وزارت جهاد کشاورزی و سازمان دامپزشکی کشور می‌باشد. در ماده ۵ به صراحت از سلامت حیوانات سخن گفته شده‌است و این دخالت در وظایف دامپزشکی است. در مقابل، نگارنده از بند ت ماده ۵ دفاع می‌کند؛ بندی که به صراحت اشاره می‌دارد نظارت بر رفتار سرپرستان حیوانات خانگی و عندالاقتضاء صدور دستور ضبط حیوان بدسرپرست و اسکان آن در پارک‌های حمایت از حیوانات. با این حال پیشنهاد می‌شود، قانون پیش‌بینی لازم را در خصوص واگذاری حیوانات بدسرپرست به متقاضیانی که شرایط لازم و تمکن مالی کافی و سلامت روانی طبیعی را دارند نیز بنماید. بند ث ماده ۵ اظهار می‌دارد که صدور مجوز فعالیت فروشگاه‌های حیوانات اهلی و خانگی بر عهده این مرکز می باشد. نگارنده متوجه نمی‌شود که اساسا هدف از فعالیت مرکز ملی حمایت از حیوانات چیست؟ صدور مجوز فعالیت‌های اقتصادی در صلاحیت این مرکز نمی‌باشد و باید از اتاق اصناف تهران و سازمان دامپزشکی کشور در این خصوص نظرخواهی شود. بحث برانگیزترین بند ماده ،۵ بند ج است که نقض آشکار وظایف خطیر سازمان دامپزشکی کشور و دخالت در امور دامپزشکی می‌باشد. آنجا که بند ج اظهار می‌دارد، موافقت با واردات، صادرات، و فروش خوراک، انواع دارو، واکسن، سرم، مواد بیولوژیکی و لوازم حیوانات اهلی و خانگی پس از اظهار نظر سازمان دامپزشکی در موارد مربوط. اینجا تازه قانونگذار اظهار نموده‌است که پس از اظهارنظر سازمان دامپزشکی در موارد مربوط. سوال این است که طبق این قانون قرار است در موارد نامربوط بدون نظر سازمان دامپزشکی کشور، مرکز ملی حمایت از حیوانات با واردات واکسن، دارو و خوراک دام موافقت یا مخالفت نماید. سوال این است، که پس وظیفه سازمان دامپزشکی، اتاق اصناف، وزارت جهاد کشاورزی، وزارت صنعت، معدن و تجارت و سایر ارگان‌ها و دستگاه‌های دخیل در این امورات دقیقا چیست؟ به نظر نگارنده این قانون وظایف خطیر سازمان دامپزشکی کشور را در خطر قرار داده‌است و در صورت تصویب و ابلاغ در قالب قانون حمایت از حیوانات، بهداشت و سلامت کشور را با تهدید جدی مواجه خواهد کرد. در تبصره ۳ ماده ۵ البته قانونگذار محترم اظهار می‌دارد که وظایف مرکز ملی منصرف از وظایف تخصصی وزارت جهاد کشاورزی و سازمان دامپزشکی کشور و فقط در مواردی است که وظایف دستگاه‌های مذکور حیوانات مشمول قانون حاضر را در بر نمی‌گیرد. به نظر نگارنده کلیه بندهای این ماده به استثنای بندهای چ، ح، خ، د، ذ، ر، ز و ژ به همراه تبصره ۳ باید حذف شود. طبق ماده ۲ قانون سازمان دامپزشکی کشور مصوب ۲۵ خرداد ۱۳۵۰، کلمه دام به حیوانات اهلی، طیور، ماهی، زنبور عسل، کرم ابریشم، حیوانات آزمایشگاهی و حیوانات باغ وحش اطلاق می‌گردد و طبق ماده ز همین قانون، اظهار نظر و نظارت در مورد ساخت، ورود و صدور و فروش انواع دارو، واکسن، سرم و مواد بیولوژیکی مخصوص دام با سازمان دامپزشکی کشور است. نگارنده در مورد سایر بندهای ماده ۵ شامل بند های چ، ح، خ، د، ذ، ر، ز و ژ مبنی بر صدور مجوز و ابطال فعالیت زنده‌گیران حیوانات و مراکز زنده‌گیری، نظارت بر فعالیت مراکز استانی، و همچنین انجام طرح دعوی در خصوص حیوان‌آزاران، تعیین و اعطای جایزه ملی به حامیان حیوانات، آموزش و ترویج امر حمایت از حیوانات و همکاری با سایر مراکز و سازمان‌ها در خصوص حمایت از حیوانات نکته منفی نمی‌بیند و این امور را در حیطه اختیارات منطقی این مرکز می‌داند. در تبصره ۵ ماده ۵ این قانون ذکر شده‌است که مفاد بند خ نافی حق اقامه دعوای عمومی سازمان‌های مردم نهاد مرتبط با این قانون یا هریک از افراد ملت نیست. در تمامی دعاوی، اقامه کننده‌ی دعوی حق حضور موثر در جلسات دادرسی شامل اقامه دلیل و حق اعتراض به آرای محاکم را دارد و از پرداخت هرگونه هزینه دادرسی معاف است. به نظر می‌رسد این تبصره می‌تواند مشکلات زیادی را ایجاد نماید. به عنوان مثال این قانون اجازه می‌دهد تا هر فردی از دانشکده‌های دامپزشکی یا مراکز تحقیقاتی حیوانات آزمایشگاهی به دادگاه شکایت کند و ضمن اینکه مشخص نیست افرادی که دست به شکایت می‌زنند از صلاحیت لازم برخوردارند یا خیر، باعث افزایش پرونده‌ها در دادگاه‌ها شده و بار مضاعفی را به قوه قضائیه وارد می نماید. مرکز ملی حمایت از حیواناتی که وظیفه نظارت بر برآورده‌شدن حقوق حیوانات را در کل کشور دارد، بهتر است پس از بدست‌آوردن مدارک کافی و با توجه به اینکه قانون را خوب می‌داند از طریق معاونت حقوقی خود به عنوان مدعی العموم وارد شده و با حیوان‌آزاران یا خاطیان از طریق تعقیب قضایی برخورد نماید. اینگونه نمی شود که دست افراد را باز بگذاریم و هر کس از قانون تفسیر به رای کند و وارد طرح دعوی بر علیه افراد و سازمان‌ها و ارگان‌ها در خصوص حمایت از حقوق حیوانات شود. این وضعیت قطعا یک بی‌نظمی قانونی ایجاد می‌نماید و هزینه‌های دادرسی زیادی را به کشور تحمیل می‌نماید. شایسته است این تبصره طوری اصلاح شود که مرکز ملی حمایت از حیوانات خود به امر نظارت بر حقوق حیوانات به گونه ای اشتغال ورزد که اگر کسی شکایتی دارد از طریق این مرکز شکایت خود را پیگیری نماید به گونه‌ای که مسئول برخورد با پرونده‌های حیوان آزاری معاونت حقوقی این مرکز باشد. در ماده شماره ۶ نیز موارد انتقادی در خصوص ترکیب مراکز استانی مشابه با آنچه که در مورد ماده ۲ عرض شد می‌باشد. در ماده ۷ اساسا مشخص نیست که چرا جلسات به جای اینکه همه متخصصین پیش بینی شده در آن حاضر باشند تنها با ۵ نفر رسمیت می‌یابد و با رای سه نفر تصمیمات آن قطعی است؟ نکاتی که در مورد ماده ۳ ذکر شد در خصوص ماده ۷ نیز صادق است. در ماده ۱۰ این پیش‌نویس پناهگاه‌ها، نقاهتگاه‌ها، باغ وحش‌ها،  باغ پرندگان، مناطق غربالگری و قرنطینه‌سازی، مراکز عقیم‌سازی، مناطق حائل، پارک‌های حمایت از حیوانات، باشگاه‌های سوارکاری، فروشگاه‌ها و پانسیون‌های حیوانات خانگی جزو مراکز نگهداری موضوعه این قانون تعریف شده‌اند. طبیعی است که بهداشت و سلامت این مراکز با سازمان دامپزشکی است و بخش قابل توجهی از مفاد قانونی این پیش‌نویس در تعارض کامل با وظایف سازمان دامپزشکی کشور و سازمان نظام دامپزشکی می‌باشد. همچنین هر کلینیک و بیمارستان دامپزشکی می‌تواند به نوعی مرکز عقیم‌سازی حیوانات تفسیر شود و یا در تمامی بیمارستان‌های دامپزشکی بخشی به نام پانسیون وجود دارد. مراکز قرنطینه هم که مستقیما با بحث‌های بهداشت و سلامت حیوانات کار دارند و باید زیر نظر سازمان دامپزشکی باشند. لازم به ذکر است، عقیم‌سازی نوعی از جراحی می‌باشد که در آن ارگان‌های تناسلی با اهدافی شامل کنترل جمعیت، درمان بیماری‌های وابسته به جنسیت حیوانات، افزایش طول عمر و کنترل صفات ثانویه جنسی و البته دلایل دیگری توسط جراحان دامپزشک انجام می‌شود و یک اقدام کاملا درمانی و در حوزه اختیارات سازمان دامپزشکی کشور است و صدور و یا ابطال مجوز چنین مراکزی در تضاد آشکار با رسالت‌های سازمان دامپزشکی می‌باشد. مشخص نیست که چرا این قانون اصرار دارد در وظایف سایر سازمان‌ها دخالت نماید. ماده ۱۱ لایحه پیش‌نویس حمایت از حیوانات نیز به نظر نگارنده عجیب به نظر می‌رسد. در این ماده ذکر شده است که در چارچوب ساختار سازمان دامپزشکی کشور و با هدف ساماندهی حیوانات بدون صاحب، کلیه متقاضیان کسب پروانه اشتغال به درمان موظفند برای دریافت پروانه فعالیت و نگهداری آن سالانه حداقل ۵ مورد عقیم‌سازی حیوان یا پنج مورد جراحی اورتوپدی یا ده مورد درمان بافت نرم حیوانات آسیب‌دیده را به درخواست مرکز ملی یا مراکز استانی به طور رایگان انجام دهند. همچنین سازمان مذکور موظف است به درخواست مرکز ملی یا مراکز استانی به صورت مستمر و حسب نیاز، دامپزشکان حاذق در زمینه عقیم‌سازی حیوانات بدون صاحب را معرفی نماید. متاسفانه به نظر می‌رسد افرادی که چنین پیش‌نویسی را نگارش و به رشته تحریر در آورده‌اند از چارچوب وظایف و نحوه صدور پروانه‌های سازمان دامپزشکی کشور اطلاعی نداشته‌اند و بر اساس مفروضات خود چنین پیش‌نویسی را با تعجیل تهیه کرده‌اند. اولا هیچ دامپزشکی بدون دریافت پروانه اشتغال به درمان نمی‌تواند نسبت به درمان هیچ حیوانی اقدام نماید. بنابراین این ماده خلاف آئین نامه‌های اجرایی سازمان دامپزشکی است. نکته بعدی، دامپزشکان در این ماده گویی محکوم شده‌اند تا به جای مجازات حبس نسبت به درمان اجباری حیوانات با هزینه شخصی خود و به صورت رایگان اقدام نمایند. اساسا مبنای چنین درخواستی از دامپزشکان این کشور چیست؟ چه کسانی در تهیه این پیش‌نویس مشارکت داشته‌اند؟ با چه تخصصی؟ عقیم‌سازی حیوانات در صلاحیت متخصص جراحی دامپزشکی و دامپزشکان واجد پروانه طبابت از سازمان دامپزشکی است. چرا ۵ مورد عقیم‌سازی یا ۵ مورد جراحی اورتوپدی یا ده مورد درمان بافت نرم؟ این اعداد و ارقام بر چه پایه‌ای استوار است؟ دامپزشکی که کنکور داده تا در رشته دکتری دامپزشکی پذیرفته شود، ۶ تا ۷ سال درس خوانده تا دکتر عمومی شود و اگر متخصص است ۴ تا ۵ سال دیگر هم درس خوانده تا متخصص جراحی یا داخلی یا رادیولوژی و امثالهم شود، چرا باید رایگان بیاید جراحی و مداوا کند و تازه معلوم نیست هزینه مواد مصرفی مثل داروی بیهوشی و نخ بخیه و پانسمان و غیره را چرا باید از جیب خود پرداخت نماید؟ مگر دامپزشک را محکوم می دانید یا عمل خلافی انجام داده است که دامپزشک شده‌است که حالا برای دریافت جواز طبابت باید تن به مواردی بدهد که شاید از عهده همه دامپزشکان نیز بر نیاید. به عنوان مثال آیا همه دامپزشکان عمومی می توانند از پس یک جراحی اورتوپدی داده بر بیایند؟ یا نیاز است تا دامپزشک یک دوره تخصصی ۴ الی ۵ ساله جراحی را بگذراند و پس از کسب تجربه در کنار جراحان با تجربه نسبت به انجام جراحی اورتوپدی اقدام نماید؟ آیا در پزشکی انسانی نیز چنین است؟ آیا یک پزشکی که به طرح اجباری می‌رود بیماران را مجانا معالجه می کند یا در ازای طبابتی که می‌کند هزینه دریافت می‌کند؟ آیا یک پزشک عمومی می‌تواند به جای متخصص اورتوپدی، جراحی اورتوپدی بیماران انسانی را در مناطق محروم انجام دهد؟ قطعا خیر. این نشان می‌دهد که احتمالا نگارندگان این پیش نویس از ساختار آموزشی دامپزشکی اطلاعی نداشته‌اند و با مباحث بهداشت و درمان بیگانه‌اند. همچنین چرا از سازمان دامپزشکی خواسته شده‌است تا دامپزشکان حاذق در زمینه عقیم‌سازی حیوانات بدون صاحب را به مرکز ملی حمایت از حیوانات معرفی نماید؟ با توجه به اینکه عمده کلینیک‌ها و بیمارستان‌های دامپزشکی در بخش خصوصی فعالیت می‌کنند، و خیل عظیمی از همکاران در عقیم‌سازی خبره هستند، چرا باید شرایطی پیش آید که در آن بی‌عدالتی بین همکاران دامپزشک ایجاد شود؟ همکاری مرکز ملی حمایت از حیوانات با دامپزشکان باید از طریق فراخوان و با در نظرگرفتن اصل عدالت باشد. در ماده ۱۲ ذکر شده‌است که دامپزشکانی که داوطلبانه به همکاری با مرکز ملی یا مراکز استانی می‌پردازند، پس از ارائه تائیدیه فعالیت از طرف مرکز ملی یا مراکز استانی از امتیازات تشویقی حرفه‌ای از جمله اعطای امتیاز بازآموزی از ۳۰ تا ۵۰ امتیاز از طرف سازمان دامپزشکی کشور برخوردار خواهند شد. تعیین امتیازات دیگر موکول به پیشنهاد مرکز ملی و موافقت دستگاه‌های زیربط است. ماده ۱۲ منطقی‌تر به نظر می‌رسد ولی لازم به ذکر است که بر اساس تفویض اختیارات انجام شده اعطای امتیازات بازآموزی توسط سازمان نظام دامپزشکی و نه سازمان دامپزشکی انجام می‌گردد که بهتر است در این پیش‌نویس مفاهیم قانونی به درستی ذکر گردند. در ماده ۱۳ قید شده‌است که کلیه دستگاه‌های اجرایی ذیربط و شهرداری‌ها و دهیاری‌ها موظف‌اند در صورت تقاضای اشخاص خصوصی برای تاسیس و ایجاد مراکز نگهداری حیوانات از طریق تمهید تسهیلات مقتضی در واگذاری زمین یا اعطای وام‌های بانکی یا هر اقدام متناسب دیگر زمینه‌های الزام را فراهم نمایند. این ماده بسیار مهم است و نگارنده از آن قویا دفاع می‌کند. با این حال، هم اکنون کلینیک‌های دامپزشکی حیوانات خانگی که وظیفه اصلی حمایت از حیوانات را در راستای درمان و کاهش آلام و رنج آنان و همچنین بهداشت و بیماری های مشترک بین انسان و دام در حوزه حیوانات خانگی و خیابانی بر عهده دارند توسط شهرداری‌ها به رسمیت شناخته نمی‌شوند و بهتر است قانونگذار محترم زمینه‌های همکاری شهرداری‌ها با کلینیک‌های دامپزشکی را هم به الزام قانونی تبدیل کند. خوشبختانه در ماده ۱۳ و تبصره‌های ۱ و ۲ آن پیش‌بینی‌های خوبی در خصوص ایجاد مراکز نگهداری حیوانات شده‌است ولی متاسفانه هیچ حمایتی از ضرورت حضور کلینیک‌های دامپزشکی حیوانات خانگی در سطح شهر بعمل نیامده‌است و این در حالیست که در بحث حمایت از حیوانات بحث بهداشت و درمان از کلیدی‌ترین نکات است که اتفاقا این قانون به درست یا نادرست، تامین آن را در حوزه اختیارات مرکز ملی حمایت از حیوانات بر شمرده‌است. چگونه می‌شود از مراکز نگهداری از حیوانات حمایت قانونی به عمل می‌آید در حالیکه کلینیک‌های دامپزشکی که وظیفه بهداشت و درمان این حیوانات را بر عهده دارند با مشکلات عدیده‌ای مواجه باشند و هیچ حمایت قانونی لازم از آنها در برابر شهرداری‌ها نشود. این تعارض بهتر است در این قانون یک بار و برای همیشه حل و فصل گردد. ماده ۱۴ اظهار می‌دارد که واحدهای زنده‌گیری حیوانات شهری موظفند تمام حیوانات جمع آوری‌شده را به منظور ثبت در سامانه، صدور شناسنامه بهداشتی، قرنطینه‌شدن حیوانات بیمار برای درمان، انگل زدایی و واکسیناسیون به مناطق غربالگری و قرنطینه تحویل دهند. این ماده به خوبی شامل وظایف سازمان دامپزشکی و کلینیک‌ها و بیمارستان‌های دامپزشکی می‌باشد و دلیل قوی ایست مبنی بر اینکه مرکز ملی حمایت از حیوانات بهتر است در زیرمجموعه سازمان دامپزشکی کشور دیده شود تا سازمان حفاظت از محیط زیست. در ماده ۱۵ قانونگذار محترم خسارت ناشی از تلف شدن حیوانات اهلی و خانگی اشخاص به وسیله حیوانات وحشی را از محل اعتبارات صندوق ملی محیط زیست جبران می‌نماید. ماده ۱۶ یکی از مهم‌ترین و البته بحث‌برانگیز ترین مواد قانونی این پیش‌نویس می‌باشد. در این ماده ذکر شده است که حیوان‌آزاری جرم دارای حیثیت عمومی است و هر شخصی که حیوانات اهم از جانوران وحشی، اهلی، شهری و خانگی را به هر اندازه و به هر طریق و با هر انگیزه‌ای آزار دهد، حسب مراتب شدت جرم به جزای نقدی از درجه شش تا درجه ۴ مجازات تعزیری محکوم خواهد شد. اگرچه اینکه مجازات‌های بازدارنده در خصوص حیوان‌آزاری امری مطلوب است ولی تعریف قانون بسیار کلی بوده و متاسفانه به دامپزشکان نیز قابل تسری می‌باشد. همه ما می‌دانیم که برای امر درمان ممکن است نیاز باشد تا حیوان برای دوره‌ای زجر و تحمل ناشی از درمان را بپذیرد. به عنوان مثال برای شیمی درمانی یک سرطان در حیوان خانگی، آن حیوان قطعا زجر زیادی تحمل می‌کند و با توجه به تعریف حیوان آزاری در ماده ۱۶ دامپزشک درمانگر آن حیوان نوعی حیوان آزار است. یا مثلا فرض کنید استادی در دانشگاه می‌خواهد پیوند دریچه قلب را برای فراگیری دانشجویان بر روی حیوان انجام دهد یا مثلا فرض کنید فلان داربست مهندسی شده استخوانی قرار است فازهای مطالعاتی را در مدل حیوانی بگذراند و در انسان برای درمان نقیصه‌های استخوانی بیماران استفاده شود. در اینجا برای پیشرفت علم و فناوری لازم است تا از حیوان استفاده شود و طبق این تعریف آن استاد و آن دانشگاه به خصوص و یا آن محقق و پژوهشگر به نوعی حیوان آزارند و می‌توانند در دادگاه محکوم شوند. حتما می‌پرسید در این لایحه مصادیق حیوان آزاری ذکر شده‌است. در ادامه به مصادیق حیوان آزاری می‌پردازیم. اگرچه نگارنده حامی حقوق حیوانات بوده و مواردی مانند ضرب و جرح، به جنگ‌انداختن، جداسازی حیوانات زیرسن ۴ ماهگی از مادر به استثنای موارد ضروری درمانی، تشریح حیوانات زنده، عادت دادن حیوانات به مواد افیونی و اعتیاد آور، نگهداری و حمل و نقل حیوانات در شرایط نامناسب، خودداری یا ممانعت از درمان حیوانات به وسیله سرپرست حیوان یا مسئولان مراکز نگهداری، عدم اقدام به موقع و موثر برای کمک به حیوان مصدوم به وسیله راننده آسیب‌رسان، واداشتن حیوانات به نمایش و یا استفاده از آنها در سیرک، تربیت و آموزش حیوانات وحشی، وطی حیوانات، رها کردن حیوان از سوی سرپرست حیوان و عدم تحویل آن به مراکز نگهداری حیوانات و تحمیل هرگونه آزار روانی به حیوانات از قبیل ذبح حیوان پیش چشم حیوان دیگر و یا هرگونه تهدید به حیوان‌آزاری به منظور جریحه دار ساختن احساسات دوستداران یا سرپرستان حیوانات را از مصادیق حیوان‌آزاری می‌دانم و از ذکر آنها در این پیش‌نویس حمایت می‌کنم، لکن برخی دیگر از مصادیق حیوان‌آزاری جای بحث داشته و در این مقاله تلاش می‌کنم نکات مشکل‌آفرین در این مصادیق را برای دولت روشن نمایم. کشتن حیوانات اگر با قصد و نیت سوء باشد قطعا کار قبیحی است ولی ذکر عبارت "کشتن" شامل هر نوع کشتن می‌شود. ذبح‌کردن حیوانات حلال گوشت که جامعه از گوشت آنها تغذیه می‌کند نیز نوعی کشتن است. اوتانازی یا مرگ به شیوه انسانی یا مرگ آرام و بدون درد یا مرگ سبز نیز در کلینیک‌ها و بیمارستان‌های دامپزشکی به دلیل کاهش درد و رنج حیواناتی که بیماری‌های لاعلاج یا صعب العلاج دارند انجام می‌شود و جزو کشتن است. بنابراین توصیه می‌گردد در پیش‌نویس لایحه حمایت از حقوق حیوانات عبارت "کشتن با هدف و نیت سوء و به جز موارد درمانی و دامپزشکی" و نیز آنچه در تبصره ۲ این ماده آمده‌است جایگزین عبارت "کشتن" شود. جهت اطلاع، در تبصره دو این ماده ذکر شده‌است که کشتن ‏حیوان ‏در ‏موارد ‏مجاز ‏ذبح، ‏صید، ‏شکار، ‏کنترل ‏حیوانات ‏موذی ‏یا ‏ناقل‏ بیماریهای صعب ‏العلاج و ‏تهدیدکننده ‏بهداشت‏عمومی، مشروط‏به ‏اینکه ‏به صورت‏آرام ‏و ‏با ‏تحمیل‏ کمترین‏درد ‏انجام ‏شود، ‏مشمول‏ این ماده ‏نخواهد‏بود. ‏همچنین‏ در همین تبصره آمده‌است که کشتن یا ضرب‏و ‏جرح ‏حیوان به علت ‏ضرورت ‏دفاع ‏از ‏نفس یا مال ‏خود یا دیگری، در صورت‏ رعایت شرایط مادۀ ۱۵۶ قانون مجازات اسلامی مشمول‏این ماده ‏نخواهد ‏بود. مورد بعدی واژه محبوس‌کردن است. بهتر بود که به جای عبارت "محبوس‌کردن" از "محبوس‌کردن حیوانات با هدف آزاررساندن یا قصد و نیت سوء" استفاده می‌شد. همانطور که می‌دانید نگهداری از یک حیوان داخل حیاط منزل یا پانسیون حیوانات داخل قفس نیز نوعی محبوس‌کردن است. با این تعریف کلیه مراکز نگهداری از حیوانات، پانسیون‌ها و بیمارستان‌های دامپزشکی که حیوانات سالم و بیمار را داخل قفس نگه می‌دارند حیوانات را محبوس می‌کنند و طبق تعریف این قانون به جرم حیوان‌آزاری مبادرت ورزیده‌اند. حتی طبق این تعریف کسانی که حیوانات خانگی را در منزل نگاه می‌دارند چون به نوعی آنها را در یک فضایی محبوس کرده‌اند مشمول جرم حیوان‌آزاری می‌باشند. مورد بعدی، استفاده از عبارت "ناقص‌کردن اعضاء"است. شایسته‌است در لایحه نهایی این عبارت با عبارت "ناقص‌کردن اعضا با اهداف غیر درمانی و یا توسط غیر دامپزشک و یا قصد و نیت سوء" جایگزین گردد در غیر اینصورت هر دامپزشک جراحی که اقدام به قطع عضو حیوان با مقاصد درمانی نماید مستوجب جزا به جرم حیوان آزاری خواهد بود. علاوه بر این در بسیاری از اعمال اورتوپدی و جراحی ممکن است از روش درمانی استفاده شود که ناخواسته باعث ناقص‌شدن عضوی از حیوان شویم. بنابراین، این عبارت باید به طور مقتضی اصلاح شود تا مفهوم درست رسانیده‌ شود و هر کسی تفسیر به رای نکند. در غیر این صورت هیچ دامپزشکی دست به جراحی نخواهد زد؛ از ترس آنکه مبادا اتفاقی بیفتد و تحت تعقیب قضایی قرار گیرد. لازم به ذکر است که همه دامپزشکان در قبال درمان‌هایی که انجام می‌دهند مسئولیت مدنی داشته و طرف حساب آن‌ها سازمان نظام دامپزشکی است، ولی در صورت تصویب این لایحه به این شکل علاوه بر مشکلات صنفی و حرفه‌ای که به واسطه درمان غلط ممکن است برای دامپزشک ایجاد شود، وی تحت تعقیب قضایی نیز قرار می‌گیرد. بحث بعدی در خصوص نسلکِشی است که مشخص نیست منظور قانونگذار آیا برخورد با هر گونه پرورش حیوان است؟ که در این صورت کل گاوداری‌ها و دامداری‌ها و مزارع پرورشی طیور و حیوانات خانگی و پرندگان زینتی تحت تهدید قرار می‌گیرند و باید به جرم حیوان آزاری تحت پیگرد قضایی قرار گیرند. احتمالا منظور از نسلکِشی استفاده بیش از حد و خارج از توان بدنی حیوان برای مقاصد پرورشی با هدف کسب سود بیشتر می‌باشد. در اهداف پرورشی نیز نیت مهم است. اگر نیت تولید باشد و استانداردهای ملی و جهانی و اخلاقی با ملاحظات رعایت حقوق حیوانات انجام شود و موجب به خطر افتادن سلامت حیوان نشود و در عین حال از حیوان مولد به خوبی نگهداری شود، فی نفسه اشکالی ندارد که اگر پرورش حیوانات اهلی نباشد ممکن است خطر انقراض گونه‌های اهلی را تهدید نماید و این در تعارض با وظایف مرکز ملی حمایت از حیوانات مبنی بر حفظ این گونه ها می‌باشد. در مقابل اگر نیت بر سوء استفاده از حیوان مولد برای سود بیشتر و آسیب و آزار دادن حیوان باشد، این یک نوع حیوان آزاری است. بنابراین پیشنهاد می گردد مفهوم واژه نسلکِشی در قانون مشخص شود. نسلکُشی نیز عملی قبیح و منافی حقوق حیوانات است ولی متاسفانه این کلمه نیز خیلی کلی است و وظایف و اختیارات سازمان دامپزشکی را هدف می ‌گیرد. آنجا که سازمان دامپزشکی کشور به عنوان مثال باید برای ریشه کنی آنفولانزا نسل‌های مختلفی از طیور را معدوم نماید و تبصره ۱ فقط در مورد کشتن سازمان دامپزشکی را مجاز برشمرده‌است و اشاره‌ای به معدوم‌سازی یا نسلکُشی به مفهوم جمعی از حیوانات آلوده به بیماری نکرده است. بنابراین "نسلکُشی" نیز بهتر است با عبارتی مانند "نسلکُشی با قصد و نیت سوء و در موارد غیر دامپزشکی" جایگزین گردد. بحث بعدی بهره کشی نامتعارف یا خارج از توان حیوان است که در تضاد با عبارت "نسلکِشی" است. چرا که در اینجا پیش‌نویس قانون بهره‌کشی از حیوانات را به شرط آنکه خارج از توان حیوان نباشد را به رسمیت می‌شناسد. سوال دیگر این است که تعریف از نامتعارف دقیقا چیست. خیلی از بهره کشی‌ها در عرف وجود دارد که برای حیوان مضر است و اینجا بهتر است قانونگذار تعریف دقیق‌تری از این عبارت ارائه دهد. علاوه بر این در نسلکِشی، ممکن است از حیوان در راستای پرورش بهره گرفته شود ولی نوع بهره گیری طوری نباشد که خارج از توان حیوان باشد ولی حیوان از منظر روانی آسیب ببیند و یا این مدل از بهره کشی توسط عرف به رسمیت شناخته‌شود. به عنوان مثال در گاوداری‌ها نوعی نسلکِشی اتفاق می‌افتد که اتفاقا از نظر عرفی هم مورد قبول دامداران است ولی حیوان ممکن است با استرس‌ها و بیماری‌های مختلفی رو به رو شود. مسموم‌کردن حیوانات نیز از دیگر مصادیق حیوان‌آزاری ذکر شده‌است که واژه‌ای کلی است. برای روشن‌تر شدن موضوع به این نکته اشاره می‌کنم که هر نوع بیهوشی‌دادن در حیوانات نوعی مسمومیت موقت است. با این تعریف کلیه دامپزشکانی که اقدام به جراحی می‌کنند از داروی بیهوشی استفاده می‌کنند و به نوعی حیوان را مسموم می‌کنند. علاوه بر این، ممکن است دامپزشک بر اساس شرایط پزشکی صلاح بداند نوعی دارو را با دوز بالاتر از نرمال تجویز نماید و به نوعی حیوان را مسموم نماید. در اوتانازی یا مرگ آرام و بدون درد حیوانات هم دوزی مسموم کننده از داروی بیهوشی برای حیوان تجویز می‌گردد. آیا این اقدامات نیز نوعی حیوان آزاری است؟  قطعا خیر. در نگاهی دیگر، ممکن است صاحب حیوانی به سگ خود کاکائو یا انگور به میزان زیادی بدهد و حیوان خود را مسموم کند و به واسطه ترس از تعقیب قضایی حیوان خود را به کلنیک دامپزشکی نیاورد و باعث مرگ حیوان خود بشود. پس ببینید این مدل از تعیین مصادیق چه مشکلاتی را می‌تواند برای مردم ایجاد نماید. بنابراین لازم است تا در لایحه نهایی، به جای عبارت "مسموم‌کردن"، از عبارتی مانند "مسموم‌کردن با مقاصد غیر دامپزشکی و یا توسط افراد غیر دامپزشک و یا با قصد و نیت سوء"، استفاده شود تا قانون برای همگان روشن شود. مورد بحث برانگیز بعدی، "انجام‏ آزمایش‌های علمی روی حیوانات، در صورت وجود راه‌های جایگزین" است. چه کسی باید تشخیص دهد که راه‌های جایگزین نیز وجود دارد یا خیر. به عنوان مثال، برای بررسی وضعیت تقسیم و تزاید سلول‌های بنیادی می‌توان از محیط‌های کشت در شرایط آزمایشگاهی استفاده و خارج از بدن موجودات زنده مطالعه کرد و نیازی نیست تا درون بدن از این ‌ها استفاده کرد تا مثلا مشخص شود که تقسیم و پرولیفراسیون سلولی چگونه اتفاق می‌افتد. ولی اگر نیاز باشد تا زنده مانی سلول‌های بنیادی پس از تزریق به بدن بررسی شود این آزمایش باید حتما درون بدن یک حیوان زنده انجام شود. در این میان گروهی از پژوهشگران سیستم‌های میکروفلوئیدیک را توسعه داده‌اند که محیط‌های بدن را شبیه سازی می‌کنند و ممکن است آن را به عنوان یک راهکار جایگزین ارائه دهند ولی همه ما می‌دانیم که محیط بدن حاوی شرایط بسیار پیچیده ایست که ممکن است میلیون‌ها فاکتور روی زنده‌مانی سلول‌های بنیادی موثر باشند و بنابراین زنده‌مانی سلول‌های بنیادی در سیستم‌های میکروفلوئیدیک خارج بدنی را نمی‌توان با میزان و کیفیت زنده مانی این سلول ها درون بدن یک موجود زنده مقایسه کرد. این طور استفاده از عبارات در راستای تقویت مبارزه با حیوان آزاری، به خصوص در حوزه تحقیقات، مشکلات جدی در آینده ایجاد خواهد کرد. به جای آن بهتر بود قانونگذار عبارت "انجام ‏آزمایش‌های علمی روی حیوانات، در صورت وجود راه‌های جایگزین" را با "انجام آزمایش‌های علمی روی حیوانات بر خلاف قوانین اخلاق در پزشکی و دامپزشکی مصوب دانشگاه ها و مراکز آموزش عالی" یا با "انجام آزمایش‌های علمی روی حیوانات بر خلاف قوانین اخلاق مصوب مرکز ملی حمایت از حیوانات" جایگزین می کرد. در همه جای دنیا تحقیقات در حوزه حیوانات وجود دارد، ولی پروتکول‌های اخلاقی مدونی در این خصوص وجود دارد که مرکز ملی حمایت از حیوانات می‌تواند نسبت به نگارش آن‌ها اقدام کرده و گواهی اخلاق کار با حیوانات آزمایشگاهی برای محققین صادر نماید و بر روند انجام آزمایش‌های حیوانی از منظر اخلاقی نظارت نماید. بحث بعدی استفاده‌ی ابزاری از حیوانات برای مقاصد آموزشی است که متاسفانه جزو مصادیق حیوان آزاری بر شمرده شده‌است. اگرچه نگارنده نیز با استفاده از حیوانات در برخی آموزش‌ها به جد مخالف هستم. به عنوان مثال اعتقاد دارم که استفاده از حیوانات آزمایشگاهی زنده در برخی از دروس علوم پایه نقش چندانی در آموزش دانشجویان ندارد ولی برای یادگیری دانشجویان تحصیلات تکمیلی و دامپزشکی نیاز است تا برخی از جراحی ها بر روی حیوان زنده انجام گیرد تا دانشجو پروسه های مختلفی را مانند بیهوشی، نصب آنژیوکت، سرم تراپی، برش پوست، دسترسی به ارگان‌های داخل بدن، باز کردن معده و روده‌ها و بخیه اعضا و جوارح، به هوش آوردن و ریکاوری حیوان از بیهوشی و مراقبت های پس از عمل جراحی را بیاموزد تا بتواند در دنیای خارج از دانشگاه در راستای سلامت و درمان بیماری های حیوانات بکوشد. بنابراین نیاز است تا پروتکولی از جانب وزارتین بهداشت، درمان و آموزش پزشکی و علوم، تحقیقات و فناوری و نیز جهاد دانشگاهی و سازمان دامپزشکی برای این موضوع طراحی شود تا مشخص شود در چه آموزش‌هایی نیاز است تا از حیوانات استفاده شود و در این میان اینجانب آموزش‌های دامپزشکی را چون در جهت خدمت به حیوانات می باشد، ارجح‌تر می دانم. لازم است تا در لایحه نهایی نسبت به این موضوع تجدید نظر جدی به عمل آید و گرنه ممکن است آموزش دامپزشکی با ضربه جدی به خصوص در دروسی مانند جراحی، بیهوشی، و طب داخلی مواجه شود. مورد بعدی ایجاد ممنوعیت در ورود حیوانات به محوطه‌های طبیعی است. این مورد نیز در تعارض با وظایف سازمان دامپزشکی و سازمان حفاظت از محیط زیست است. طبیعی است که در موارد بیماری‌های مسری برای حیوانات و نیز بیماری‌های مشترک ممکن است این دو سازمان از ورود حیوانات به محوطه‌های طبیعی جلوگیری نمایند. ممکن است حیوانی بیماری‌هاری داشته باشد و به یک کلینیک دامپزشکی مراجعه نماید و به دلیل بیماری خطرناکی که دارد در کلینیک اوتانازی شده و نگهداری شود و اجازه داد نشود تا نسبت به درمان آن اقدام شود و یا به محیط طبیعی خود بازگردد. بنابراین لازم است تا در این پیش‌نویس، عبارات ایجاد ممنوعیت در ورود حیوانات به محوطه‌های طبیعی یا ممانعت از انجام اقدامات حمایتی و درمانی نسبت به حیوانات با هم ادغام شده و با عبارت "ایجاد ممنوعیت در ورود حیوانات به محوطه‌های طبیعی یا ممانعت از انجام اقدامات حمایتی و درمانی نسبت به حیوانات مگر در مواردی که در وظایف سازمان دامپزشکی یا سازمان حفاظت از محیط زیست است"، جایگزین گردد. مورد بعدی استفاده از دستگاه الکترواجکولیتور برای اخذ نمونه اسپرم از حیوانات نر می‌باشد. لازم به ذکر است برای اخذ نمونه اسپرم از حیوان نر اگر راه دیگری نباشد چه باید کرد؟ چرا استفاده از دستگاه استریوتاکسی که روی مغز میمون کار می‌شود اسمی به میان نیامده‌است؟ چرا استفاده از دستگاه شوک مغزی که بر سر گاو و گوسفند شوک برقی وارد می‌کند اشاره نشده‌است؟ و باز هم به عنوان مثال، چرا اشاره‌ای به استفاده از قلاده‌های ضد پارس سگ نشده‌است که شوک الکتریکی به حنجره سگ وارد می‌کند؟ به نظر می‌رسد این بند از قانون مصادیق حیوان‌آزاری نیاز به بازنگری جدی دارد و باید عبارت دقیق‌تری برای آن استفاده‌شود. آخرین و بحث برانگیزترین عبارت از مصادیق حیوان آزاری که در این گزارش بدان می‌پردازم، عبارت "جراحی های غیر ضروری منتهی به تغییر وضع طبیعی حیوان" است که دخالت آشکار در حیطه وظایف دامپزشکان می باشد. با تعمقی عمیق در این عبارت می‌توان پی برد که از فردای تصویب این لایحه در مجلس شورای اسلامی و گذر از تصویب شورای نگهبان و ابلاغ آن توسط دولت به تمامی دستگاه‌ها، بسیاری از اعمال جراحی ممکن است در دامپزشکی متوقف شود چرا که به عنوان مثال عقیم‌سازی نیز می‌تواند نوعی جراحی غیرضروری تلقی گردد که قطعا در تغییر وضع طبیعی حیوان تاثیرگذاراست. چطور می‌توان حیوانی که دارای هورمون تستوسترون است را با حیوانی که فاقد آن است مقایسه کرد. حیوان نری که تستوسترون آن به طور طبیعی ترشح می‌شود بدنی عضلانی دارد، دارای قلمرو در محیط زندگی خود است و ممکن است رفتارهای وابسته به جنس خود را بروز دهد و پس از عقیم‌سازی این شرایط عوض می‌شود. البته بخشی از جراحی‌های عقیم‌سازی با مقاصد درمانی مثلا برای درمان پیومترا، بزرگ شدگی خوش خیم پروستات، هیپرپلاژی تخمدان و هیپرپلازی کیستیک رحم و یا سرطان‌های رحم و تخمدان و پروستات انجام می‌شود. ولی بخشی بزرگی از عقیم‌سازی‌ها جراحی‌های انتخابی بوده و با هدف تطبیق شرایط زندگی حیوان در منزل و بر اساس نیاز صاحب حیوان به منظور کنترل رفتارهای وابسته به جنسیت حیوان انجام می‌گیرد تا نگهداری از حیوان آسانتر شود. ولی این جراحی از دیدگاهی برای حیوان غیر ضروری بوده و منتهی به تغییر وضع طبیعی حیوان می شود. به عنوان مثال از عوارض عقیم‌سازی چاقی و پوکی استخوان را می توان برشمرد. با توجه به عبارت فوق که در این لایحه آمده است، به نظر می‌رسد علی‌رغم تصریح این پیش‌نویس و درخواست‌هایی که این پیش‌نویس از دامپزشکان جهت عقیم‌سازی حیوانات دارد، عقیم‌سازی حیوانات می‌تواند مصداق حیوان‌آزاری تلقی شده و مشکلات زیادی را برای دامپزشکان و صاحبان دام ایجاد نماید. به نظر می‌رسد بهتر است در این لایحه مصادیق حیوان‌آزاری باز شود و به جای دخالت در امور دامپزشکان و سیستم دامپزشکی کشور، از طریق ایجاد یک تشکیلات موازی، از عبارات دقیق‌تری از منظر حقوقی و کارشناسی به خصوص در امر بهداشت و درمان حیوانات که در زمره وظایف دامپزشکی است، استفاده شود. در خصوص جراحی‌های غیر ضرور به اعتقاد نگارنده که خود متخصص جراحی دامپزشکی است، جراحی‌هایی مانند گوش بری و دم بری، و قطع تارهای صوتی سگ یا برداشت ناخن گربه‌ها از جمله جراحی‌های غیر ضروری و البته غیر اخلاقی می‌باشد. اما مشکل امروز کشور ما در امر جراحی دامپزشکی بیش از انجام جراحی‌های غیر ضروری، انجام اعمال جراحی تخصصی توسط افراد غیر متخصص است. ایده‌آل این است که فقط متخصصین جراحی دامپزشکی واجد پروانه طبابت در کشور اقدام به انجام جراحی‌های تخصصی نمایند و طبق قانون فعلی، دامپزشکان واجد پروانه طبابت از سازمان دامپزشکی کشور یا سازمان نظام دامپزشکی جمهوری اسلامی ایران می توانند نسبت به انجام اعمال جراحی اقدام نمایند. بهتر است قانون در این خصوص وارد شده و کلی‌تر و دقیق‌تر موضوع را ببیند. امروزه هستند کسانی که تحصیلات غیر مرتبط دارند، و به امر درمان حیوانات اشتغال دارند. قانون باید با دامپزشکان فاقد پروانه طبابت و یا اشتغال به امور درمانی، دانشجویان و پزشکان و بدتر از همه کسانی که هیچ گونه تحصیلات مرتبط ندارند و در امر درمان از تزریقات گرفته تا جراحی‌های اورتوپدی در کار دامپزشکان دخالت می‌کنند برخورد نماید. بر این اساس پیشنهاد می‌گردد تا به جای عبارت "جراحی‌های غیر ضروری منتهی به تغییر وضع طبیعی حیوان" که کاملا مداخله‌گر در امور دامپزشکی است و بسیار با ابهام است، از عبارت "اشتغال به امور درمانی حیوانات بدون مجوز از سازمان دامپزشکی کشور" استفاده شود. این که کسی دانشی نداشته باشد و به امر درمان و جراحی حیوانات اشتغال ورزد قطعا ظلم در حق حیوانات است آن هم با بدنه بزرگ جامعه دامپزشکی ای که در ایران داریم. این همه دامپزشک عمومی و متخصص و سایر رده‌های دامپزشکی در کشور باشند، ولی افرادی به خود اجازه دهند که در امر درمان حیوانات دخالت نموده و با اهداف مختلفی به حیوانات ظلم نمایند، این خود مصداق بارز حیوان‌آزاری است. نکته بعدی حراست از هویت دامپزشکان در این کشور است و هر قانونی که در حوزه فعالیت دامپزشکان قرار می‌گیرد باید حامی این قشر باشد و نه نفی‌کننده یا بی‌ثبات‌کننده فعالیت آنان. از دولت انتظار می‌رود نقش و وظایف جامعه دامپزشکی را که سربازان گمنام عرصه بهداشت و سلامت می‌باشند را در این لایحه بیش از پیش تقویت نماید. در ماده ۱۷ برخی دیگر از اعمال را مانند خرید و فروش حیوانات اهلی و خانگی بدون مجوز، واردات آنها، و ساخت یا پخش هر نوع برنامه، کلیپ و کارتون حاوی یا مروج خشونت علیه حیوانات را ممنوع و مستوجب جزای نقدی از درجه شش تا چهار مجازات تعزیری دانسته‌است. در این ماده ذکر چند نکته لازم به نظر می‌رسد. اول اینکه بهتر است قانونگذار مرجع مجوزدهنده خرید و فروش و یا واردات حیوانات خانگی را مشخص نماید که به نظر می‌رسد خود مرکز ملی حمایت از حیوانات باشد. اما نکته مهم‌تر پخش کلیپ‌هایی است که ممکن است حاوی یا مروج خشونت علیه حیوانات باشد. حال سوال این است که برنامه‌ها یا کلیپ‌هایی که حاوی تصاویر و یا صحنه‌های خشن جراحی دامپزشکی هستند نیز جزو این عبارت تفسیر می‌شود. لازم است تا در لایحه نهایی قید به استثنای محتواهای دامپزشکی به عبارت فوق اضافه شود تا روند آموزش دامپزشکی دچار مشکل نگردد. همانطور که همه ما می‌دانیم با گسترش فضاهای مجازی و شبکه‌های اجتماعی فیلم‌های اعمال جراحی با هدف آشنایی مخاطبین و آموزش دانشجویان دامپزشکی همه روزه توسط دامپزشکان منتشر می‌شود و لازم است قانون حمایت لازم را از این بخش در برابر جرم‌های متعددی که پیش ‌بینی کرده‌است بنماید چرا که هدف از انتشار این کلیپ‌ها نه تنها ارتباطی با حیوان آزاری ندارد که بر پایه آموزش، ترویج محبت و کمک به حیوانات و آشنایی مخاطبان با عملکرد دامپزشکی است. همانطور که هر پزشکی حق دارد تصاویر و کلیپ‌های انجام اعمال جراحی خود را با هدف ترویج رشته پزشکی در بین آحاد جامعه منتشر کند، یک دامپزشک نیز این حق را دارد و بین این دو از این منظر تفاوتی نیست. مواد ۱۸ و ۱۹ به برخی از مجازات‌های حیوان آزاری پرداخته‌است و در ماده ۲۰ مامورانی که از طرف مرکز ملی حمایت از حیوانات به کشف و تعقیب جرایم ذکرشده می‌پردازند، در ردیف ضابطان خاص دادگستری محسوب شده‌اند. مواد ۲۱ و ۲۲ به نحوه تامین بودجه و آئین نامه اجرایی پرداخته و اما ماده ۲۳ این قانون کلیه قوانین مرتبط و مغایر با این قانون را در حدود مغایرت نسخ کرده‌است. دقیقا به همین دلیل است که این قانون باید به دقت بررسی شود چون اگر تصویب شود کلیه قوانینی که در حوزه اختیارات سایر دستگاه‌ها می باشد و با این قانون مغایرت دارد از حوزه اختیارات آنها در حوزه مغایرت خارج می‌شود که توضیحات مفصل این مغایرت ها به خصوص در حوزه اختیارات سازمان دامپزشکی کشور در این مقاله ارائه شده‌است. و اما پیشنهادات و کلام آخر همانطور که در ابتدای این گزارش بدان اشاره شد حیوانات حقوقی دارند و مانند حق حیات، حق زندگی سالم، حق زندگی در کنار انسان‌ها، حق برخورداری از خانواده و بچه ها، حق برخورداری از سلامت و بهداشت و حق زندگی سالم و بدون آزار دیدن از جانب انسان در این سرزمین. ما باید شرایطی را ایجاد کنیم که حیوانات احساس آرامش در کنار انسان داشته‌باشند. هر حیوانی که در این کشور زاده می‌شود باید حق برخورداری از غذای سالم، آب سالم، زندگی سالم و خانواده و محیط زیست سالم داشته باشد. اینها ایده آل است ولی با یک همدلی واقعی بین آحاد جامعه و از طریق ایجاد زیر ساخت های قانونی حمایت از حقوق حیوانات دست یافتنی است. پیش‌نویس لایحه حمایت از حیوانات حرکتی رو به جلو با ایرادات اساسی است. البته از قدیم گفته‌اند که فقط دیکته نانوشته‌است که غلط ندارد و من نیز به واسطه رسالتی که به عنوان یک دامپزشک و شهروند ایران اسلامی در خود احساس کردم با هدف کمک به دولت و مجلس شورای اسلامی دغدغه‌های خود را در خصوص این پیش‌نویس به رشته تحریر در آوردم و سعی کردم منصفانه در قالب گزارشی این پیش‌نویس را بررسی کنم با این امید که نقدهای من شنیده شود و تاثیرگذاری خاص خود را داشته‌باشد. تشکیل سازمان حمایت از حقوق حیوانات از روز اولی که کلینیسین و درمانگر حیوانات شدم یکی از آرزوهای من بوده است و امروز خوشحالم که دولت نیز با من هم دغدغه است ولی طبق نقدی که در این گزارش نوشتم، مرکز ملی حمایت از حیوانات را با شرح کنونی در این پیش‌نویس با این اختیارات و تحت نظر سازمان حفاظت از محیط زیست به صلاح نمی‌دانم. طبق تجربیاتی که در این سال‌ها به دست آورده‌ام، به نظر می‌رسد ایجاد این مرکز در چارچوب سازمان دامپزشکی کشور قرابت بیشتری با اهداف و رسالت‌های آن دارد. باری، چرا فراتر نبینیم. اگرچه دامپزشکی نقشی اساسی در حمایت از حیوانات دارد، لکن حمایت از حیوانات امری فرا دستگاهی است و سازمان‌ها و تشکل‌ها و افراد مختلفی به نوعی به آن ارتباط پیدا می‌کنند. از سازمان دامپزشکی و سازمان محترم حفاظت از محیط زیست گرفته تا دانشگاه‌ها و پژوهشگاه‌ها و به واسطه این قانون، وکلا و دستگاه قضایی و صد البته طیف وسیعی از کلینیک‌های بخش خصوصی دامپزشکی، تشکیلات حمایتی مردم نهاد و دوستداران حیوانات که دغدغه حمایت از حیوانات بی زبان را دارند. تشکیل یک سازمانی که بتواند دستگاه‌های مختلف را در کنار یکدیگر جمع کند و این کار بزرگ بی‌سامان را سامان بخشد تحت عنوان سازمان حمایت از حیوانات پیشنهاد من است. به شرطی که فعالیت‌های آن مخل فعالیت‌های دامپزشکی نباشد. سازمانی که رئیس‌اش معاون ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران باشد و سیل عظیم کمک‌های مردمی به حیوانات را جمع کند، بودجه دولتی به آن تزریق شود و در راستای حمایت از حیوانات به مردم و دولت پاسخگو باشد. حافظ امنیت و سلامت و تامین کننده نیاز های حیوانات این کشور باشد. فرهنگ حیوان دوستی را در آموزش و پرورش و دانشگاه ها و رسانه های دیداری و شنیداری ترویج دهد و به صورت تخصصی وارد مصادیق حیوان‌آزاری شده و به صورت سازمانی در سراسر کشور به طور یکپارچه عمل کند تا دوستداران و حامیان واقعی حیوانات خیالشان راحت باشد که هیچ حیوانی در این کشور نیست که حقوقش پایمال شود و یا توسط حیوان آزاران زجر بکشد. هیچ حیوانی نیست که شب گشنه بخوابد یا او را از خانواده‌اش جدا کنند. هیچ حیوانی نیست که بیمار باشد و برای درمانش تلاش نشود. آری، حمایت از حیوانات یک سازمان می‌خواهد و نه یک مرکز ملی در زیر مجموعه یک سازمان دیگر. سازمان حمایت از حقوق حیوانات باید ابزار کافی را داشته‌باشد تا چهارچوب‌های اخلاقی کار با حیوانات آزمایشگاهی را یکبار و برای همیشه به صورت استاندارد برای کل تحقیقات و آموزش کشور تعریف کند. مجازات‌های بازدارنده را برای حیوان آزاران وضع کند، یار و یاور بخش‌های مختلف دامپزشکی و بدنه بهداشت و درمان حیوانات در سطح کشور باشد و از طریق محیط زیست و استانداری‌های و شهرداری‌ها و دهیاری‌ها پارک های زیبا و خانه‌های امن برای حیوانات بسازد. این سازمان باید به صورت تخصصی به مقوله حمایت از حیوانات بپردازد و همانطور که سازمان‌هایی مثل حمایت از حقوق مصرف‌کننده یا بهینه‌سازی مصرف سوخت برای کشور لازم است، سازمان حمایت از حقوق حیوانات نیز برای این کشور لازم است. خوشحالم که امروز، حمایت از حقوق حیوانات نه یک شعار که در حال تبدیل‌شدن به قانونی جامع است و همه ما می‌کوشیم تا بهترین قانون برای حمایت از حیوانات کشورمان تصویب و اجرایی شود. به امید روزی که حیوانات این سرزمین در رفاه و آسایش زندگی کنند.   ______________________________________________________________________  منبع : خبرگزاری جمهوری اسلامی

حقوق حیوانات : تأملی در نظریه و رویه

بسم الله الرحمن الرحیم حقوق حیوانات  تأملی در نظریه و رویه . آرامش شهبازی دکتری حقوق بین الملل دانشگاه علامه طباطبایی . متن کامل مقاله : PDF - تاملی در نظریه و رویه حقوق حیوانات . چکیده  در حالیکه حقوق بشر و مبانی نظری و رویه موجود در این خصوص در ادبیات حقوقی داخلی با اقبال فراوانی روبه رو بوده است، مباحث و مبانی نظری حقوق حیوانات و چالش های مطرح در آن، تا حد زیاد مغفول مانده است. در واقع، مهمترین مباحث مطرح در این خصوص که نیازمند تأمل دکترین و نظریات حقوقدانان برجسته است، در برخی زمینه ها با مسائل بنیادین حقوق بشر در ارتباط بوده، چه بسا جنبه هایی از حقوق بشر را به چالش می کشد. برابری حقوق بشر و حقوق حیوانات، تأمل در مفهوم رنج و درد بسیار حیوانات و مصادیق آن، با ابهام در فرض وجود احساسات و قدرت بیان در حیوانات در هم آمیخته، رویکردهایی را به نمایش می گذارند که گاه یکسره منکر حقوق حیوانات می شوند، گاه حقوق حیوانات را مؤخر بر حقوق بشر و در جهت رفاه وی می انگارند و گاه قائل به حقوقی برابر میان بشر و حیوانات می شوند. تأمل در این رویکردها زمینه بحث و تأمل بیشتر در این مبحث در آینده را فراهم می آورد. از سوی دیگر، نگاهی به رویه بین المللی دولت ها و مقررات داخلی مصوب در حمایت از حقوق حیوانات، همچنان مبین عدم توجه لازم به این حوزه و تفوق خواست و رویه دولت ها در تقدم منافع ملی آنهاست که در بسیاری موارد با سیاست های حمایت از حقوق حیوانات در تقابل قرار می گیرد. سرانجام به عملکرد برخی سازمان های بین المللی مدافع حقوق حیوانات در تکمیل بحث و جمع بندی مطلب خواهیم پرداخت.   کلیدواژه ها : حقوق حیوانات، رفاه حیوانات، منفعت گرایی، کرامت انسانی، اخلاقیات جنبش های بین المللی برای حقوق حیوانات   _________________________________________________________________   منبع : فصلنامه پژوهش حقوق ، سال چهاردهم، شماره ۳۶ ، بهار ۱۳۹۱  

حقوق حیوانات و تحقیقات زیست پزشکی

بسم الله الرحمن الرحیم  حقوق حیوانات و تحقیقات زیست پزشکی . عبد الحسن کاظمی ناصر رزم آرایی بهرام صمدی راد دکتری تخصصی بیولوژی مولکولی و فلوشیپ اخلاق زیست . متن کامل مقاله:PDF:حقوق حیوانات و تحقیقات زیست پزشکی . چکیده  امروزه بخش عظیمی از تحقیقات علوم زیستی بر روی موجودات زنده به ویژه حیوانات انجام می پذیرد. بیشتر این آزمایش های علمی با درد برای حیوانات همراه است و تقریبا تمامی این آزمایش ها موجب مرگ زودرس همراه با درد برای حیوانات و در نتیجه موجب بروز واکنش هایی در سراسر دنیا در دفاع از حقوق حیوانات و محافظت از گونه هاى حیوانات در حال انقراض می شود. دولت ها و نهادهای مردمی علاقه مند به حمایت از حیوانات، گاهی جلساتی در این خصوص برگزار می کنند، ولی امید زیادی برای رعایت این موضوع در سطح جهانی وجود ندارد؛ زیرا در جهانی که حقوق اولیه انسان ها نادیده گرفته می شود؛ امیدواری به رعایت حقوق حیوانات چندان مناسبتی ندارد، ولی این بدان معنا نیست که باید بی توجه بود؛ زیرا با اصلاح و اجرای قوانین موجود یا وضع قوانین جدید و نظارت، کنترل و اجرای صحیح آن ها و گسترش این فرهنگ در بین محققان و دانشمندانی که با حیوانات سروکار دارند؛ می توان تا حد زیادی آزمایش های علمی بر روی حیوانات را مدیریت کرد تا حیوانات تحت آزمایش، با حداقل درد در این آزمایش ها وارد شوند و در صورت لزوم در این مورد قوانین جامع جدیدی وضع شود. در این مقاله قوانین و مقررات موجود در باب حقوق حیوانات بررسی و راهکارهایی برای حسن اجرای این قوانین و همچنین نظارت و کنترل بیشتر بر آن ها پیشنهاد می شود تا در جهت توجه بیشتر به حقوق حیوانات آزمایشگاهی و کاهش زجر و آلام آن ها در مسیر پیشرفت علوم و فناوری ها قدمی برداشته شود. هدف اصلی این مقاله لزوم رعایت مسایل اخلاقی برای پژوهش و آزمایش بر روی حیوانات در چارچوب مقررات اسلامی و قوانین پذیرفته شده بین المللی است.   کلید واژه:حقوق حیوانات ، آزمایش و تحقیق ، کدهای اخلاقی   ________________________________________________________________   منبع : فصلنامه اخلاق پزشکی ، سال پنجم، شماره پانزدهم، بهار ۱۳۹۰  

ژن پت‌ها و بررسی پیامدهای اخلاقی تولید آنها

بسم الله الرحمن الرحیم ژن پت‌ها و بررسی پیامدهای اخلاقی تولید آنها دکتر سعید نظری توکلی زینب محمدزاده   گروه فقه و حقوق اسلامی، دانشکده الهیات، دانشگاه تهران . متن کامل مقاله : PDF : ژن پت‌ها و بررسی پیامدهای اخلاقی تولید آنها . چکیده  زمینه  پیشرفت سریع دانش بشری در زمینۀ زیست فناوری در سه حوزۀ گیاهی، حیوانی و انسانی، چهرۀ جهان را به شکل غیر قابل باوری تغییر داده که گاه تصور آن دشوار به نظر می‌رسد. استفاده از این دستاوردها با وجود سود بسیارش، همواره ما را با پاره‌ای از چالش‌های دینی، اخلاقی و اجتماعی روبرو کرده که در بیشتر موارد، نادیده گرفته می‌شود. انتشار خبر تولید حیوان نوترکیبی به نام؛ «ژن پت»، از ترکیب ژن‌های سه حیوان خوک، خرگوش و شامپانزه، واکنش‌های مختلفی را به دنبال داشت. صرف‌نظر از واقعی بودن دستیابی به چنین فنّاوری، نویسندگان در این مقاله بر آن هستند تا روایی تولید آنها را در دستگاه اخلاقی پیامدگرا بررسی کنند. نتیجه‌گیری  بررسی پیامدهای مختلف تولید احتمالی ژن پت‌ها، نشان می‌دهد که؛ با وجود برخی آثار مطلوب، فراوانی پیامدهای نامطلوب تولید این حیوان نوترکیب برای انسان و خود او، سبب می شود تا تولید آن عملی غیراخلاقی باشد. واژه‌های کلیدی: ژن پت، عروسک زنده، اخلاق پیامدگرا، حیوانات تراریخته _________________________________________________________ منبع : فصلنامه اخلاق در علوم و فنّاوری، سال نهم، شماره ۳ ، ۱۳۹۳

نقش تعالیم اسلام در کاهش بحران های زیست محیطی

بسم الله الرحمن الرحیم نقش تعالیم اسلام در کاهش بحران های زیست محیطی . طیبه اکبری راد  استادیار گروه الهیات و معارف اسلامی، رشته علوم قرآن و حدیث دانشگاه آزاد اسلامی  . متن کامل مقاله:PDF:نقش تعالیم اسلام در کاهش بحران های زیست محیطی . چکیده تخریب محیط زیست در سراسر جهان یکی از سه دغدغه اصلی انسان است. در نتیجه حوادث آثار گسترده که منجر به خسارات فیزیکی، تخریب حیات، و یا تغییرات وسیع در محیط زیست می شود، رخ می دهد. این وقایع می توانند خسارات زیادی به اموال، زندگی، اقتصاد و فرهنگ مردم وارد کند. بعضی از این بحران های اخیر در این مقاله آورده شده است. بیشتر این وقایع اگر نه تمامی آنها نتیجه دخل و تصرف لجام گسیخته انسان در محیط زیست و بهره کشی بی حد و حصر او از منابع طبیعی است. از منظر اسلام مالک مطلق طبیعت و مخلوقات، خداوند متعال و انسان خلیفه او بر روی زمین است. خلیفه و نماینده بودن انسان اقتضا می کند که تصرف او در زمین همانند تصرف امانت دار باشد. طبیعت ملک خاص هیچ یک از نسل های بشری نیست تا هر طور که خواست در آن تصرف کند، بلکه میراث همه بشر است که از نسلی به نسل دیگر به ارث می رسد. لازمه امانت داری انتقال محیط پاک و سالم به نسل های بعدی است. از منظر قرآن کریم همان طور که انسان دارای کرامت است، همه موجودات طبیعت نیز مقدسند زیرا همه اجزای طبیعت تسبیح گوی حق هستند. بر این اساس، انسان در مقابل همه چیز، از جمله حیوانات و طبیعت اطراف خود مسوولیت دارد. مهم ترین وظیفه انسان در قبال طبیعت اصلاح در زمین و اجتناب از فساد در آن است. یکی از وجوه اصلاح زمین، عمران و آبادی است. منظور از عمران در زمین، تامین اصول زیست محیطی برای حیات همه موجودات زنده است. احکام اسلام درباره محیط زیست فراوان و متنوع است. انسان به موجب این احکام موظف است از آلوده کردن آب و خاک و هوا پرهیز کرده، درخت کاشته و با حیوانات با رافت و مهربانی رفتار کرده، از آنها حمایت کند و تنوع زیستی را برهم نزند. کلیدواژه ها : محیط زیست، روایات، طبیعت، قرآن، معنی شناسی، تفسیر موضوعی   _______________________________________________________________________. منبع : محیط شناسی، سال سی و نهم، شماره ۱، بهار ۹۲

رفتار با حیوان آزمایشگاهی از منظر قرآن

بسم الله الرحمن الرحیم رفتار با حیوان آزمایشگاهی از منظر قرآن . محمد کرمی حامد نقی‌زاده دانشیار گروه سم شناسی و فارماکولوژِی دانشکده داروسازی دانشجوی دانشکده دارو سازی ساری . متن کامل مقاله : pdf : رفتار با حیوان آزمایشگاهی از منظر قرآن . با کشف روزافزون مواد دارویی و شیمیایی، بررسی آثار سوء ناشی از مصرف آن‌ها در انسان نیز مطرح می‌گردد. به‌منظور ارزیابی عوارض، از حیوانات بهره می‌گیرند و عواملی مانند استاندارد بودن گونه و نژاد، شرایط نگه‌داری و سیستم بیوشیمیایی در انتخاب حیوان تأثیرگذارند. در معارف اسلامی مسائل حیوانات، حائز اهمیت است. در این مقاله قوانینی از منظر قرآن و سنت پیرامون محور‌های نگه‌داری و بهره‌برداری و ممنوعیت آزار حیوانات، ذکر گردیده است. اطلاعات گرد آوری شده از منابع الکترونیکی و غیر الکترونیکی مشتمل بر مقالات و کتاب‌هایی از قبیل حقوق حیوانات در فقه اسلامی است. بر این اساس موارد زیر نیازمند توجه است: ۱- زیر بنای حقوق: در سوره‌ی‌ حج و نحل (آیه‌ی ۱۸ و ۴۹) ذکر شده که حیوانات در برابر خداوند سجده می‌کنند. این زیر بنای حقوق حیوانات است. ۲- حقوق حیوان در نگه‌داری: در این زمینه شیخ طوسی و شهید ثانی، وجوب رسیدگی به حیوان در آب و غذا را بر مالک آن واجب دانسته و باید به قدر نیاز حیوان، آب و غذا در اختیار او قرار دهد. ۳- حقوق در بهره‌برداری: در قرآن، ملاحظه‌ی توان و بهداشت حیوان، ضروری محسوب شده و مقدم بر بهره‌برداری است. ۴- حقوق در صدمات: به حفظ حقوق و دفاع از گونه‌های حیوان توصیه شده و انسان‌ها را از آزار و کشتن حیوانات نهی نموده است. بنابراین، از دیدگاه اسلام، علی رغم فقدان قوه‌ی ناطقه، حیوانات، واجد عواطف هستند. و صاحبان آن‌ها نیز تکلیفی دارند. کلیدوازه : حقوق حیوانات، قرآن، اخلاق در پژوهش _________________________________________________________. منبع : مجله اخلاق و تاریخ پزشکی دوره چهاردهم ، شماره ۱ ، بهمن ۸۹

اخلاق و حیوانات؛ رویکردها و نظریه ها

بسم الله الرحمن الرحیم  اخلاق و حیوانات رویکردها و نظریه ها . محسن جاهد استادیار گروه فلسفه دانشگاه زنجان . متن کامل مقاله : PDF : اخلاق و حیوانات . چکیده رفتاری که ما آدمیان با حیوانات داریم موضوع شاخه ای از اخلاق کاربردی است که آن را اخلاق حیوانات می نامند. در اخلاق حیوانات رویکردهای گوناگونی وجود دارد: رویکرد تحلیلی، رویکرد قاره ای، رویکرد پراگماتیستی و رویکرد الاهیاتی. از سوی دیگر فیلسوفان اخلاق نظریه های کلاسیک اخلاق را در این حوزه به کار گرفته و در خصوص حیوانات موضع گیری کرده اند. در یک تقسیم بندی کلی این نظریات در دو دسته جای می گیرند: (۱) نظریه های مستقیم (۲) نظریه های غیرمستقیم. ذیل نظریه های غیرمستقیم، نظریه های کانتی و قرارداد اجتماعی قرار می گیرند و نظریه های مستقیم خود به دو دسته تقسیم می شوند: نظریه های قایل به برابری انسان و حیوانات و نظریه های قایل به عدم برابری. پژوهشگر حوزه اخلاق حیوانات با آگاهی از رویکردها و نظریه های موجود، آن ها را در موضوعات جزیی تر این حوزه - همچون آزمایش بر روی حیوانات، استفاده از آن ها در باغ وحش ها و سیرک ها و ... - به کار خواهد برد. نوشتار حاضر در پی آن است که چارچوب های اصلی شاخه اخلاق حیوانات را به اجمال معرفی نماید و پیشنهادی در مورد بهترین رویکرد برای جامعه ایران ارایه نماید. کلیدواژه ها : اخلاق حیوانات ، رویکردها ، نظریه ها ______________________________________________________ منبع : پایگاه مرکز اطلاعات علمی جهاد دانشگاهی  زمستان ۱۳۹۲ , دوره  ۳ , شماره  ۱۰ 

حیوان‌آزاری در ایران ؛ چالش حقوقی و خلاء قانونی

بسم الله الرحمن الرحیم  حیوان‌آزاری در ایران  چالش حقوقی و خلاء قانونی . جمال بیگی دانشیار گروه آموزشی حقوق جزا و جرم شناسی، واحد مراغه، دانشگاه آزاد اسلامی . متن کامل مقاله : PDF - حیوان‌آزاری در ایران ؛ چالش حقوقی و خلاء قانونی . چکیده  گزارش‌های مستمر و مکرر منتشره در رسانه‌ها حکایت از خشونت گسترده و روزافزون نسبت به حیوانات و عدم رعایت حقوق حیوانات و بی‌توجهی به آموزه‌‌های اخلاقی، شرعی و فرهنگی جامعۀ ایرانی دربارۀ رعایت حال حیوانات دارد. این اتفاق با وجود پذیرش تعهدات بین‌المللی دربارۀ حقوق حیوانات از سوی دولت ایران و نیز تکلیف دولت به حفظ محیط‌زیست که در اصل پنجاه قانون اساسی مقرر شده و دیگر موازین حقوقی و قانونی مربوطه رخ می‌دهد. هدف این مطالعه، پاسخگویی به این سؤال اصلی است که چالش‌های حقوقی و قانونی فراروی منع حیوان‌آزاری در ایران کدامند؟. روش‌ها: در این تحقیق کیفی از روش تحلیل سند استفاده ‌شده است. باید و نبایدهای حقوقی و خلأ تقنینی در جرم‌انگاری حیوان‌آزاری، با اشاره به حکم حیوان‌آزاری در آموزه‌های اسلامی و اخلاقی و هم‌چنین مقررات ایران، مورد تحلیل و بحث قرارگرفته است. نتایج: با توجه به آزار مکرر حیوانات بی‌پناه و ضعف و خلأ نظام تقنینی در این ‌باره، وضعیت حقوق حیوانات در ایران رضایت‌بخش نیست. فرافکنی‌های مستمر مسئولان سازمان حفاظت از محیط‌زیست با طرح ادعای عدم تکلیف و مسئولیت قانونی آن سازمان نسبت به پیگیری حقوق حیوانات اهلی و گونه‌های جانوری غیروحشی و بی‌سرپرست، محل تأمل بوده و خود بر وضعیت نامطلوب حیوانات اثر منفی می‌گذارد. نتیجه‌گیری: برآمد تبیین چالش‌های حقوقی ناظر بر حیوان‌آزاری مبین خلأ قانونی در این زمینه است. ازاین‌رو، در جهت پیشگیری و مقابله با حیوان‌آزاری و پایبندی به تعهدات اسناد بین‌المللی، تصویب لایحۀ منع حیوان‌آزاری در حقوق ایران ضرورت دارد. کلید واژه : حیوان آزاری، مقررات ایران، اخلاق ، زیست محیطی ___________________________________________________________________ منبع : مجله حقوق و اخلاق زیست پزشکی. - سال اول شماره ۲

جان شیرین: حقوق حیوانات در متون اسلامی

بسم الله الرحمن الرحیم  جان شیرین: حقوق حیوانات در متون اسلامی . مؤلف:علی رضایی‌بیرجندی ناشر: بوستان کتاب قم . . زبان: فارسی رده‌بندی دیویی: ۱۷۹٫۳ سال چاپ: ۱۳۹۹ نوبت چاپ: ۱ تیراژ: ۵۰۰ نسخه تعداد صفحات: ۲۳۲ . معرفی کتاب :  کتاب «جان شیرین؛ حقوق حیوانات در متون اسلامی» به قلم علی رضایی بیرجندی در ۲۳۲ صفحه منتشر شد. . در چند هزار سال گذشته استفاده نابجا از حیوانات چنان گسترش یافته است که از گذشته تاکنون شاهد نمونه‌‌های فراوانی از تضییع حقوق حیوانات هستیم؛ از متون اسلامی در می‌یابیم انسان بر حیوانات تسلط دارد، اما این به معنای بهره برداری مطلق و نامحدود نیست. انسان‌‌ها باید عاقلانه و بر اساس حق و رحمت، رابطه شان را با حیوانات تعریف کنند و از آن‌‌ها در محدوده عقل و شرع استفاده نمایند. اثر پیش رو تلاشی برای توجه به حقوق حیوانات و نشان دادن حد و مرز اخلاقی و حقوقی اسلام در بهره وری از حیوانات است. این اثر به قلم علی رضایی بیرجندی نگاشته شده که در قطع رقعی در ۲۳۲ صفحه منتشر و روانه بازار نشر شد که در کمتر از یک هفته چاپ مجدد شد.

پر بازدید ترین مقالات

«گیاهان دارویی در قرآن و حدیث»

بسم الله الرحمن الرحیم «گیاهان دارویی در قرآن و حدیث» علیرضا ...

زنيان - شاهي - کندر (دروس استاد ضیایی / 3)

بسم الله الرحمن الرحیم زنيان - شاهي - کندر دروس استاد ضی...

اهمیت دامداری و کشاورزی در قرآن کریم

بسم الله الرحمن الرحیم اهمیت دامداری و کشاورزی در قرآن کریم ...

سخنان مهم مقام معظم رهبری در"اهمیت حفظ محیط زیست و منابع طبیعی"

بسم الله الرحمن الرحیم سخنان مهم مقام معظم رهبری در"اهمیت حفظ...

تقویم شمسی

اسفند ۱۴۰۰
ش ی د س چ پ ج
    تیر »
 12345678910111213141516171819202122232425262728293031