ماه: مرداد ۱۳۹۶

پاسخ دفتر مقام معظم رهبری به ۴۵ سوال شرعی در حوزه محیط زیست

پاسخ دفتر مقام معظم رهبری به 45 سوال شرعی در حوزه محیط زیست   پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای پاسخ برخی پرسش‌های شرعی مخاطبان  درباره احکام محیط زیست را منتشر کرد . حجت‌الاسلام والمسلمین فلاح‌زاده عضو دفتر استفتائات حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای و رئیس مرکز موضوع‌شناسی احکام فقهی به پرتکرارترین سؤالات مطابق با فتاوای حضرت‌ آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای پاسخ داده‌اند که متن پرسش ها و پاسخ‌ها به شرح زیر است: موضوعات : الف) هوا ب) آب‌ها ج) زمین و گیاهان د) حیوانات   الف: هوا ۱.استفاده نکردن مراکز صنعتی از فیلترهای هوای مناسب در خروجی پسماندهایشان به بهانه‌ی گران‌قیمت بودن آنها که موجب آلودگی هوا و آسیب‌رساندن به سلامت مردم می‌شود چه حکمی دارد؟ طبعاً هر کسی که می‌خواهد کارگاه یا کارخانه‌ای راه بیندازد باید یک برآورد هزینه‌ای داشته باشد و بسنجد که آیا می‌تواند این کار را انجام دهد یا نه. یکی از لوازم کارگاه و کارخانه فیلتر مربوط به هوا است تا هوایی که متعلق به عموم مردم است آلوده نشود. اگر طبق قانون نصب فیلتر الزامی است، تخلف از آن جایز نیست. البته حتی اگر این مسئله در قانون هم ذکر نشده باشد و کارخانه‌ای هوا را آلوده بکند و مردم به خاطر این مسئله در ناراحتی و مشقت باشند یا در ناراحتی هم نباشند اما به خاطر تنفس این هوای آلوده ضرر قابل توجهی متوجه آنان شود، این کار خلاف شرع است و کسی که با توجه این کار را انجام بدهد مرتکب حرام شده است.   ۲. آیا استفاده از خودروهایی که آلایندگی بیش از حد مجاز دارند اشکال دارد؟ بله؛ به‌طورکلی آلوده کردن این هوای صافی که خداوند برای تنفس افراد، گیاهان و حیوانات قرار داده است، کار شایسته‌ای نیست. اما از نظر شرعی اگر واقعاً آلایندگی یک خودرو بیش از حد مجاز است که قانوناً ممنوع است استفاده از آن اشکال دارد. البته حتی اگر قانون هم منع نکرده باشد ولی صاحب خودرو تشخیص می‌دهد که آلایندگی این خودرو ضرر زیادی به دیگران می‌زند و واقعاً برای سلامت دیگران مضر است، باز هم استفاده از این خودرو جایز نیست.   ۳. رفت‌وآمد با وسایل نقلیه‌ی شخصی و عدم استفاده از وسایل نقلیه‌ی عمومی در زمان‌هایی که هوای شهر آلوده است چه حکمی دارد؟ اگر وضعیت یک وضعیت استثنایی و هوای شهر آلوده باشد به‌گونه‌ای که هر چه این وسایل به تعدادشان اضافه شود به آن آلودگی اضافه می‌شود و تنفس این هوا برای مردم به‌ویژه افرادی که دچار بیماری‌های قلبی و تنفسی هستند ضرر قابل توجه داشته باشد، در این صورت اگر کسی سبب افزایش این آلودگی شود و ضرر معتنابه به مردم برساند، کار حرام مرتکب شده است. لذا اگر مسئولان اعلام کردند که مردم وسایل نقلیه‌ی شخصی را بیرون نیاورند باید مراعات شود.   ۴. آیا استفاده از وسایل نقلیه به‌صورت تک‌سرنشین به جای استفاده از وسایل نقلیه‌ی عمومی اشکال دارد؟ اصل بر این است که ما به دیگران ضرر نزنیم؛ اگر وسیله‌ی نقلیه‌ی شخصی باعث شود هوا آلوده شده و ضرر قابل توجهی به مردم برسد، این کار حرام است. به‌طورکلی اگر ضرورتی برای استفاده از وسیله‌ی نقلیه‌ی شخصی وجود ندارد و آلودگی به‌حدی است که به سلامت مردم ضرر می‌زند، این کار جایز نیست.   ۵. آیا سیگارکشیدن در حالتی که موجب آلوده‌شدن فضای تنفس دیگران شود اشکال شرعی دارد؟ اگر کسی تشخیصش این باشد که استعمال دخانیت مثل سیگار و قلیان برایش ضرر قابل توجه دارد، استعمال آنها حرام است. اما اگر می‌داند در این حد ضرر ندارد یا به‌هرحال به یقین نرسیده است، در این وضعیت ترک استعمال آنها بهتر است. حالا اگر فردی سیگار بکشد و دود سیگار او موجب آزار و اذیت دیگران شود یا اینکه ضرر قابل توجهی برای دیگران داشته باشد، این کار حرام است. اما اگر موجب مزاحمت دیگران نباشد یا ضرر قابل توجه برای آنان نداشته باشد، حرام نیست، اما ترکش بهتر است.   ۶. با توجه به اینکه آلودگی صوتی ضررش گاهی کمتر از آلودگی‌های دیگر نیست، بوق زدن، صدای اگزوز وسایل نقلیه که گاهی آزاردهنده است و گاهی موجب آزار بیماران می‌شود چه حکمی دارد؟ وسایل نقلیه که صدای آزاردهنده‌ای داشته باشند و همچنین هر چیزی که صدای آزاردهنده‌ای تولید کند حتی حیوانات خانگی اگر صدای آنها موجب سلب آسایش دیگران شود و آرامش آنها را به خطر بیندازد، این کار جایز نیست. اما اگر صدا در حد معمولی است و آزاردهنده نیست اشکالی ندارد.   ب: آب‌ها ۷. ریختن زباله و پسماندهای مواد شیمیایی و نفتی به دریا اشکال دارد؟ اگر کاری انجام بدهیم که آرامش محیط زیست دیگران برهم بخورد یا حتی شرایط زیستی حیوانات و گیاهان بی‌جهت دچار مسئله بشود و آنها آزار ببینند، این کار جایز نیست. مخصوصاً این مسئله درباره‌ی دریاها که محیط زندگی بسیاری از موجودات و مخلوقات الهی است صدق می‌کند. آبزیان امروزه یکی از منابع مهم تأمین مواد غذایی انسان‌ها هستند و بنابراین اگر به دریاها لطمه‌ای وارد شود که همچنین به آبزیان هم لطمه بزند، این کار حرام است. منظور ما در اینجا از دریا اعم است و شامل دریاچه‌ها و خلیج‌ها و اقیانوس‌ها و ... هم می‌شود. علاوه بر این حکم شرعی، اگر هم این کار از نظر قانونی ممنوع باشد که تخلف از قانون جایز نیست و اگر جریمه‌ای بابت این کار تعلق بگیرد، افراد باید بپردازند.   ۸. آیا تصفیه‌ی فاضلاب و استفاده‌ی مجدد از آن به‌عنوان آب آشامیدنی اشکال شرعی ندارد؟ یا چون الان دچار کم‌آبی هستیم، مجبوریم به حکم شرایط اضطرار این کار را بکنیم؟ آبی که انسان می‌نوشد و غذایی که می‌خورد یا کلاً نوشیدنی‌ها باید پاک و حلال باشند. اگر فاضلابی نجس باشد، برای آنکه بشود از آن آب آشامیدنی گرفت باید دو اتفاق بیفتد: اول: مصرف آن آب از نظر پزشکی برای سلامت انسان ضرری نداشته باشد و دوم: باید به مرحله‌ای برسد که از نظر شرعی هم پاک بشود. اگر فاضلاب را به‌گونه‌ای تصفیه کردند که این دو شرط انجام شد، مصرف آن آب اشکالی ندارد و این مسئله مربوط به حال اضطرار هم نیست. اضطرار برای جایی است که انسان بگوید اگر حلالش نیست حرامش را می‌خوریم. بنابراین اگر فاضلاب را تصفیه کردند و آب زلالی به‌دست آمد که از نظر آزمایشگاهی می‌گویند هیچ ضرری ندارد و همچنین پاک هم شده بود، مصرف آن اشکال ندارد. اما فاضلاب به صرف اینکه از نظر پزشکی سالم شد خود به خود پاک نمی‌شود؛ برای پاک‌شدن باید وصل به آب کُر بشود یا حتی بنابر احتیاط با آب کر مخلوط بشود. بنابراین آب تصفیه‌شده‌ای که در یک‌جا جمع می‌شود باید در خروجی به یک شیر متصل به منبع شهر که وصل به کُر هست متصل بشود به‌حدی که با آن مخلوط بشود. در این صورت پاک هم هست و مصرف آن اشکالی ندارد.   ۹. بسیاری از کشاورزان در اثر کم‌آبی از فاضلاب برای آبیاری استفاده می‌کنند؛ آیا این کار خلاف شرع است؟ خیر؛ اگر منع قانونی نداشته باشد خلاف شرع نیست. اینکه محصولات کاشته‌شده با فاضلاب آبیاری شود یا کود نجس پای آنها ریخته شود موجب نجس‌شدن محصولات کاشته‌شده نمی‌شود؛ به‌خاطر آنکه استحاله صورت می‌گیرد و این آب تغییر وضعیت می‌دهد. بنابراین میوه یا دیگر محصولات پاک است و مشکلی ندارد.   ۱۰. استفاده از آب‌های زیرزمینی برای مصارف صنعتی و کشاورزی چه حکمی دارد؟ هر کسی نباید فقط به مدت و محیط زندگی خودش نگاه کند. این‌گونه نباشد که مثلاً یک نفر بگوید که من فقط در این مزرعه زندگی می‌کنم و تا پنجاه شصت سال دیگر هم زنده هستم و کارهایم را جوری انجام می‌دهم که به این شصت سال و این زمین خودم لطمه‌ای وارد نشود و کاری هم به مصالح دیگران و آیندگان ندارم. ممکن است این فرد چاهی حفر کند که برای او مفید باشد، اما با این کار به منابع طبیعی لطمه می‌زند؛ سفره‌های آب زیرزمینی از بین می‌رود یا سطح آب‌ها پایین می‌رود یا به قنات‌هایی که شاید هزاران سال مزارع را آبیاری می‌کرده و جزء برکات کشور ما هست آسیب وارد می‌شود. خب با توجه به این مسائل مسئولین آمدند قانون وضع کرده‌اند. بنابراین استفاده از آب‌های زیرزمینی در جاهایی که منع قانونی وجود دارد یا در جاهایی که ملک شخصی دیگران است جایز نیست. اما اگر مجوز قانونی گرفته‌اید یا ملک شخصی خودتان هست و منع قانونی هم ندارد اشکال ندارد.   ۱۱. می‌خواستم بدانم صید ماهی به‌صورت محدود برای ساکنین افراد کنار رودخانه و افراد محلی با توجه به ممنوع‌بودن از طرف محیط‌بانی جایز می‌باشد یا خیر؟ اگر این کار از نظر قانونی ممنوع هست جایز نیست و حرام است؛ اما اگر ممنوع نیست آن مقداری که متعارف هست صیدش اشکالی ندارد. در ادامه پرسیده‌اند که اگر قبلاً صید انجام شده باشد، حکم خوردن ماهی صیدشده چگونه است؟ پاسخ آن است که اگر واقعاً صید ممنوع بوده، شما مالک آنچه صید کرده‌اید نمی‌شوید و نمی‌توانید از آن استفاده کنید. اگر هم قبلاً استفاده کرده‌اید ضامن هستید و باید قیمت آن را به مرکز مربوطه یا حساب عمومی بیت‌المال برگردانید.   ۱۲. استفاده از آب‌های جاری و به‌ویژه جوی‌های آبی که برای آبیاری و باغبانی در کوچه‌باغ‌ها جریان دارد برای کارهایی مانند وضو، آشامیدن یا شستن خودرو چه حکمی دارد؟ تصرفات جزئی و متعارف در این‌گونه آب‌ها مانند آب‌برداشتن به مقدار مثلاً یک ظرف یا وضوگرفتن یا آب‌خوردن اشکالی ندارد حتی اگر ما ندانیم صاحبان این آب راضی هستند یا خیر. اما شستن خودرو دیگر تصرف جزئی نیست؛ چراکه مقدار زیادی آب لازم دارد. حالا ممکن است کسی یک سطل آب بردارد و با آن شیشه‌ی ماشین را تمیز کند که متعارف هم باشد؛ اما اینکه ماشین را در کنار جوی آبی که صاحب شخصی دارد متوقف کند و ماشینش را بشوید، این کار غیرمتعارف است و باید ببیند که صاحب آب راضی هست یا خیر. البته ممکن است عرف محل یک جوی این‌گونه باشد که افراد بروند و ماشین‌هایشان را آنجا بشویند و منعی هم نباشد؛ اینجا این کار متعارف است و اشکالی ندارد؛ اما اگر غیرمتعارف باشد، بدون اجازه‌ی صاحب آب اشکال دارد.   ج: زمین و گیاهان ۱۳. آیا کاشتن درخت و گیاه در منزل یا مکان‌های عمومی دارای ثواب خاصی است؟ به‌طورکلی درخت کاشتن از نظر اسلام ثواب دارد. کاشتن گیاه هم به این معنا که یا فضا را سبز می‌کند یا هوا را تصفیه می‌کند یا گیاهانی است که ثمر می‌دهد، آن هم خوب است. اما احکام ثانویه‌ای هم هست که باید مراعات شود. آیا در هر جایی خوب است درخت بکاریم؟ اگر مکان عمومی بود، یا منزل خودمان بود چگونه است؟ بنابراین درست است که اصل درختکاری و کاشتن گیاه خوب است اما حکم ثانویه هم در اینجا مطرح است. اولاً باید در ملک خودمان باشد. در جاهای عمومی بدون اجازه نمی‌‌شود درخت کاشت. در ملک دیگران هم مجاز نیستیم که درخت بکاریم. حتی ممکن است نوعی از درخت کاشتن در ملک شخصی هم اشکال داشته باشد؛ مثلاً فردی باغچه‌ای درست کرده، اما چون درست نساخته، این باغچه به ساختمان همسایه نم می‌دهد. این کار آزار به همسایه است. او نمی‌تواند به بهانه‌ی اینکه گفته‌اند درختکاری کنید تا هوا تصفیه شود، فضا سبز شود، شهر سرسبز باشد، به همسایه‌اش آزار برساند.   ۱۴. ما در شمال کشور باغی داریم که در آن درختانی را می‌کاریم و پس از مدتی آنها را قطع کرده و چوب آنها را می‌فروشیم؛ آیا این کار جایز است؟ اولاً در روایات داریم که اگر درختی را قطع کردید، به‌جای آن درخت دیگری بکارید. از منظر دین بنا بر این است که فضا و طبیعت باید با طراوت و سرسبز باشد. ثانیاً قطع‌کردن درختانی که صرفاً از چوب آنها استفاده می‌شود اگر درختان ملک شخصی خودمان باشد یا اگر متعلق به دیگران است، با اجازه‌ی مالک باشد و همچنین منع قانونی هم برای این کار نباشد اشکال ندارد. اما یک‌وقتی ممکن است باغی متعلق به یک شخص هم باشد، اما قانون به‌طورکلی قطع درختان را ممنوع بکند؛ چراکه وجود آن درختان باعث سلامت هوای شهر می‌شود. بنابراین اگر قانونی هست که بریدن درختان باغ‌ها قرارگرفته در داخل شهر را ممنوع کرده باشد، حتی اگر درختان این باغ درختان میوه هم نباشند، باید قانون مراعات شود و نباید تخلف کرد.   ۱۵. قطع کردن درختان در شهرهای بزرگ برای ساختن برج و ویلا چه حکمی دارد؟ اگر منع قانونی وجود داشته باشد، قطع درختان جایز نیست.   ۱۶. شکستن شاخه‌ی درختان چه حکمی دارد؟ بی‌جهت نباید شاخه‌ی درختان را شکست. اگر این درخت متعلق به مردم یا مثلاً اموال بیت‌المال است، این کار حرام است. اگر هم باغ شخصی ما است، گاهی اوقات شکستن یک شاخه‌ی درخت، اسراف یا ازبین‌بردن بی‌جهت اموال است. اما یک‌وقت است که شما درخت را هرس می‌کنید که آن هم کار اهل فن است برای اینکه درخت میوه‌ی بیشتری دهد، این اشکال ندارد.   ۱۷. آیا کندن شاخه‌ای کوچک از درخت یا گیاهی که در پارک یا فضای عمومی وجود دارد برای کاشتن در منزل یا جای دیگر اشکال شرعی دارد؟ بله؛ اگر منع قانونی دارد اشکال دارد؛ اگر هم نمی‌دانید که منع قانونی دارد یا خیر، باز هم نمی‌توانید ببرید و در جای دیگری قلمه بزنید. اما اگر منع قانونی نداشته باشد اشکالی ندارد. البته معمولاً این کارها اجازه می‌خواهد.   ۱۸. من چندین سال پیش با جسم تیزی بر روی درختی نوشته‌ای را حک کرده‌ام؛ الان باید چکار کنم؟ اگر آن درخت ملک شخصی فردی بوده و به‌هرحال شما تصرفی در ملک او کرده‌اید که ضرر به آن وارد شده، باید صاحب آن را راضی کنید. اگر آن درخت جزو اموال عمومی و بیت‌المال بوده و خسارت دیده است، به مقدار خسارتش باید به بیت‌المال برگردانید. اما اگر نه، خسارتی وارد نشده است و می‌دانید هم که صاحبش راضی بوده است، خب این ضمان ندارد. اما اگر خسارتی وارد نشده، در عین حال تصرف شده است در درخت متعلق به دیگری و صاحب درخت راضی نبوده که روی درخت او با چاقو یادگاری بنویسند، باید رضایت صاحب درخت جلب شود.   ۱۹. آیا هرس کردن درختان و گیاهان و همچنین کندن گیاهان زنده‌ای که در بهار طراوات خاصی هم دارند و کنار درختان میوه روییده‌اند جایز است؟ در صورتی که این کار در ملک شخصی انجام شود یا اگر در ملک دیگران است با اجازه‌ی آنان باشد اشکالی ندارد. اما نمی‌توان علف هرز باغ یا زمین دیگران یا بوستان‌های شهری را چید؛ زیرا متصدی دارد و قانون این اجازه را به ما نمی‌دهد.   ۲۰. کاشت درخت در معابر شهری چه حکمی دارد؟ افراد اگر می‌خواهند در یک معبر عمومی درختی بکارند باید مجاز باشند؛ یعنی قانون به آنها این اجازه را داده باشد. حالا ممکن است مسئولین شهری به صورت کلی اعلام کرده باشند که هر کس در مقابل منزلش درخت بکارد؛ این به معنای مجاز دانستن است. یا اینکه عرف محل و شهر این است که افراد در مقابل منزل و مغازه‌ی خود درخت می‌کارند و منعی هم در کار نیست؛ این هم خوب است. اما اینکه کسی به‌صورت دل‌بخواهی بگوید می‌خواهم در هر جا خواستم درخت بکارم، این‌طور نمی‌شود و باید از نظر قانونی مجاز باشد.   ۲۱. چیدن گل‌ها و گیاهان برای تزیین مجالس چه حکمی دارد؟ اصل این کار اشکال ندارد؛ البته در صورتی که اولاً منع قانونی وجود نداشته باشد و ثانیاً گل متعلق به ملک خودمان را بچینیم یا با اجازه‌ی صاحب ملک دیگری باشد.   ۲۲. مردمی که برای تفریح به روستاها می‌روند به دلیل عدم آشنایی با مسیرها، گاهی تصور می‌کنند هر مسیری مسیر عمومی است و خوردن میوه‌ی درختانی که در آن مسیر وجود دارند مجاز است؛ درحالی‌که ممکن است وارد مسیر و باغ شخصی شده باشند و درختان میوه هم جزو اموال خصوصی باشد. این مسئله مخصوصاً در مراسم سیزده‌به‌در نمود بیشتری دارد. حکم این مسئله چگونه است؟ افراد باید در این مناطق مراعات کنند که به‌هرحال به زمین‌هایی که با زحمت محصولی در آن به عمل آمده بدون اجازه وارد نشوند و زمین یا محصولات لطمه نخورد که این کارها حرام است. این زمین‌ها که محصول در آن کاشته‌شده است حتی اگر حصار هم نداشته باشد نباید در آن بدون اجازه وارد شد. اما تصرفات جزئی مثل عبور کردن، نمازخواندن و نشستن در زمین‌های وسیعی که چیزی در آن کاشته نشده و حصاری هم ندارد اشکال ندارد و نیاز به اجازه از صاحب آن نیست. بنابراین افراد می‌توانند بروند در این زمین‌ها، پای درختان بنشینند و استراحت کنند؛ لطمه‌ای هم به جایی نمی‌خورد. درباره‌ی خوردن میوه ما یک حکم کلی داریم به‌عنوان «حق الماره» که در فقه آمده است و در بعضی جاها عرف محل هم همین است که افرادی که در یک راه و مسیری دارند می‌روند، می‌توانند از میوه‌ی درختان آن مسیر بخورند؛ البته شرایطی دارد؛ فرمودند که این‌گونه نباشد که افراد به قصد میوه‌خوردن مسیر را عوض کنند، یعنی در همان مسیر باشد؛ و به شرطی که به درخت، زمین و محصول ضربه‌ای نزنند و همچنین میوه‌ای را همراه خود نبَرند و فقط بخورند؛ آن هم در صورتی که آنجا حصاری نداشته باشد یا منعی از طرف صاحب باغ یا زمین نشده باشد. یک‌وقت هست تابلویی زده شده که «ورود ممنوع»؛ دیگر کسی نرود عبور کند و وارد شود و میوه بخورد که این کار جایز نیست. همچنین مسیرهایی که معلوم نیست حق الماره در آنها صدق می‌کند یا خیر، مسیر خصوصی است و کسی برای خودش قرار داده است، در اینجاها هم نمی‌شود رفت در آنجا و میوه خورد. اگر هم عرف محل به‌گونه‌ای است که زمین‌ها و باغ‌ها حصار ندارد ولی ما می‌دانیم که صاحبانشان راضی نیستند که ما میوه‌ها را بخوریم، در این جاها هم خوردن میوه جایز نیست و به‌طورکلی در موارد مشکوک احتیاط خوب است.   ۲۳. راه رفتن بر روی چمن‌های خیابان‌ها و ادارات که برای آنها هزینه می‌شود با توجه به اینکه پس از مدتی که بر روی آنها راه رفته شود از بین می‌روند و فضای سبز چهره‌ی زشتی پیدا می‌کند چه حکمی دارد؟ به‌طورکلی آسیب زدن و از بین‌بردن زمین کاشته‌شده، حالا چه محصولات گیاهی خوردنی در آن باشد، چه گیاهان زینتی، چه آن گیاهان کم باشد یا زیاد، چه در ملک شخصی دیگران باشد یا متعلق به املاک عمومی باشد مثل فضای سبز وسط خیابان‌ها یا بوستان‌ها حرام است. حالا ممکن است برخی بگویند چرا حفاظی برای این فضا نگذاشته‌اند؟ خب نگذاشته باشند؛ برای آنها که واجب نیست حفاظ بگذارند. ما باید بدانیم که ضرر رساندن به اموال دیگران جایز نیست.    ۲۴. تکلیف ما درباره‌ی آداب چمن گره‌زدن در روز طبیعت چیست؟ اصل این مسئله مبنایی ندارد و از نظر دینی هم تأیید نشده است و اثر و فایده‌ای هم برای آن غرضی که افراد چمن را گره می‌زنند ندارد. علاوه بر این اگر چمن متعلق به فضاهای عمومی باشد گاهی اصلاً این کار جایز نیست که وارد بشوید و اگر زمین کاشته‌شده‌ی مردم هست، نباید وارد آن بشوید و اگر صاحب زمین راضی نباشد مرتکب حرام شده‌اید. خسارتی هم اگر وارد بشود باید جبران کنید.   ۲۵. کندن و استفاده از گیاهان دارویی و خوراکی در بیابان چه حکمی دارد؟ اگر زمین ملک شخصی افراد نیست و این کار منع قانونی هم ندارد و از نظر سازمان حفاظت محیط زیست ممنوع نشده است اشکالی ندارد.   ۲۶. اگر کسی را از ریختن زباله در فضای عمومی و لطمه‌زدن به محیط زیست نهی کنیم مصداق نهی از منکر پیدا می‌کند؟ اگر ما معنای منکر را بدانیم، می‌فهمیم که آیا این کار نهی از منکر هست یا خیر؛ منکر از نظر فقهی هر کار ناپسندی است؛ حالا ممکن است مکروه باشد یا حرام. نهی دیگران از حرام واجب است و نهی از کار مکروه مستحب است. بنابراین اگر نگوییم که ریختن زباله در این مکان‌ها حرام هست - که در بعضی از موارد واقعاً ریختن زباله و لطمه‌زدن به محیط زیست حرام هست – نهی کردن دیگران از این کار هم مصداق نهی از منکر مستحب یا واجب است. ما باید جلوگیری کنیم از لطمه‌زدن به محیط زیست.   ۲۷. آیا ریختن پوست میوه و زباله‌های تجزیه‌شدنی در کوه و دشت و طبیعت اشکال شرعی دارد؟ اگر این کار لطمه به اراضی، به طبیعت، به محیط زیست یا به سلامت مردم بزند حرام است. امروز گاهی یک کار اشتباه ضررش به کل جامعه‌ی اسلامی وارد می‌شود. بعضی از رفتارهای ما دیگر عمل شخصی محسوب نمی‌شود؛ ما می‌خواهیم یک کشوری را به‌گونه‌ای بسازیم که برای دیگران الگو باشد، بنابراین یک‌سری رفتارهای ما لطمه‌های عمومی مهمی دارد. حالا ممکن است زباله‌ی کوچکی باشد که از نظر حکم شرعی هم نمی‌توانیم بگوییم که حرام است؛ اما همان‌ها هم باز مراعاتش خوب است و پرهیز از این کارها پسندیده است.    ۲۸. ریختن مصالح و مخروبه‌های ساختمانی در محیط‌های طبیعی خالی از سکنه چه حکمی دارد؟ اگر آن مکان‌ها ملک شخصی افراد هست یا جزو املاک عمومی هست که منع قانونی دارد، تخلیه‌ی این ضایعات ساختمانی در آنجاها جایز نیست.   ۲۹. آیا می‌توان خمس و زکات را صرف بیابان‌زدایی کرد؟ مصرف زکات در این امور گاهی اشکال ندارد؛ چون یکی از مصارف زکات، «فی سبیل الله» هست یعنی کارهای عام‌المنفعه‌ای که لازم و ضروری هست انجام بشود. یک‌وقت هست که گسترش بیابان‌ها سبب پدیده‌ی ریزگرد می‌شود که بر اثر آن هوا آلوده می‌شود، باد اذیت می‌کند و به‌هرحال لازم است که بیابان‌زدایی کنند و درخت بکارند. اما خمس مصارفش مشخص است و اگر کسی خواست که مثلاً بخشی از خمس را برای این امور صرف کند، حتماً باید اجازه بگیرد و بدون داشتن اجازه این کار جایز نیست.   ۳۰. آیا استفاده از یک ملک خارج از کاربری تعریف‌شده‌اش غصب محسوب می‌شود؟ غصب محسوب نمی‌شود؛ به این معنا که اگر شخص مالک یک زمین مثلاً با کاربری کشاورزی باشد و در آن ساختمان‌سازی کند، غصب نکرده، اما تخلف کرده است و از باب تخلف از قانون مرتکب گناه شده است. اما اینکه بگوییم این زمین غصب است و نمازخواندن در آن باطل است، خیر، این‌گونه نیست.   ۳۱. ریختن زباله در خیابان‌ها، کنار جاده‌ها و ساحل رودخانه‌ها یکی از معضلات زیست‌محیطی شده است؛ از نظر شرعی این کارها چه حکمی دارد؟ این کارها محیط زیست را خراب و چهره‌ی یک کشور اسلامی را مخدوش می‌کند. دیگران وقتی می‌آیند و این وضعیت را می‌بینند می‌گویند که این فرهنگ مسلمانان است در حالی که فرهنگ اسلام، فرهنگ تمیزی، پاکیزگی و نظافت است. ثانیاً در برخی موارد این کار ما فارغ از اینکه چهره کشور ما را زشت می‌کند، به محیط زیست ضربه می‌زند؛ افراد باید از این کارها که در بسیاری از موارد حرام هم هست پرهیز کنند. ثالثاً این کارها هزینه‌ی بسیار زیادی را به کشور تحمیل می‌کند. جمع‌آوری این زباله‌ها بار مالی زیادی برای بیت‌المال دارد. نکته‌ی دیگری که باید مورد توجه باشد این است که به‌جای آوردن شکر نعمت‌های الهی به استفاده‌ی درست از آنها است. استفاده‌ی نادرست‌کردن از نعمات، کفران آنها و خراب‌کردن آنها محسوب می‌شود. خداوند یک طبیعت زیبا، سواحلی لذت‌بخش و هوایی مطبوع به ما بخشیده است. چرا باید برخی این نعمات را با آلودگی‌های گوناگون کفران کنند؟ نکته‌ی بعدی هم آن است که بسیاری از این زباله‌ها قابل استفاده‌ی مجدد است و این‌گونه دور انداختن آنها خودش یک نحوه‌ی دیگر کفران نعمت است. به‌هرحال این مواد را می‌شود بازیافت نمود. خوب است که افراد این زباله‌ها را به صورت جداگانه کنار بگذارند تا بازیافت شود.   ۳۲. آیا در قبال جداکردن زباله‌های خشک از زباله‌های تر وظیفه‌ای بر عهده‌ی ما هست؟ اگر قانون شهرداری این است که گفته‌اند اینها را از هم جدا کنید، بله باید جدا کنید. اگر این را نگفتند و قانون نیست، از جهت تخلف نکردن از قانون اشکالی ندارد؛ اما از جهتی دیگر واقعاً اسراف است که ما زباله‌های خشک و قابل بازیافت را با زباله‌های تر به‌صورت یک‌جا و بدون تفکیک دور می‌اندازیم. این ممکن است اسراف محسوب شود که اگر اسراف باشد، حرام است. اما اگر این‌گونه نیست، اشکالی ندارد.   د: حیوانات ۳۳. شکار حیوانات چه حکمی دارد؟ اگر شکار از نظر قانون ممنوع بود، یعنی اگر منطقه‌ای به‌عنوان یکی از مناطق «شکار ممنوع» اعلام شده باشد، شکار در آن منطقه جایز نیست. یا اینکه اگر مسئولان شکار نوع خاصی از حیوانات را غیرقانونی اعلام کرده باشند، شکار آن حیوان جایز نیست. غیر از اینها شکار یک عمل مباح است و اگر کسی برای گذران زندگی مثلاً برای تأمین خوراک خودش حیوانی را که از نظر قانونی ممنوع نبود شکار کرد، اشکالی ندارد.   ۳۴. شکار حیوانات در حال انقراض یا شکار غذای حیوانات در حال انقراض که باعث از بین رفتن آن گونه‌ی خاص می‌شود چه حکمی دارد؟ مثلاً شکار یوز ایرانی یا بز کوهی که غذای لازم یوز است چه حکمی دارد؟ آفرینش همه‌ی حیوانات حکمتی داشته و همچنین یک آثاری در طبیعت و زندگی انسان‌ها دارد. بنابراین نباید به‌گونه‌ای عمل کرد که یک گونه‌ی خاصی از بین برود. افزون بر اینکه اگر در قانون کشور و نظام اسلامی شکار آن حیوان ممنوع بود، جایز نیست و باید پرهیز کنند.   ۳۵. خوردن گوشت شکار غیرقانونی چه حکمی دارد؟ وقتی کسی حیوانی را که شکارکردنش ممنوع است شکار کرد اصلاً مالک آن نمی‌شود؛ اگرچه طبق یک حکم شرعی هر کس حیوان‌های آزاد را شکار کرد و گرفت مالکشان می‌شود، اما قانون کشور و نظام اسلامی فوق این حکم است؛ یعنی اگر قانون کشور و نظام اسلامی این بود که شکار یک نوع حیوان ممنوع است، کسی که آن حیوان را شکار کند غاصب است و از گوشت آن حیوان هم نمی‌تواند استفاده کند و مالک گوشت آن حیوان نیست. ممکن است بگویید که اگر گوشت را دور بریزد که اسراف می‌شود. در اینجا اگر خود این گوشت را مسئولین تحویل می‌گیرند باید برود و لاشه را تحویل دهد. اگر مسئولین تحویل نمی‌گیرند باید پول این گوشت را به بیت‌المال برگرداند و حتی اگر گوشت را استفاده کرده است، بابت آن به بیت‌المال بدهکار است و باید این پول را برگرداند.   ۳۶. کشتن حیوانات موذی ازجمله مورچه، سوسک و مارمولک چه حکمی دارد؟ کشتن و یا آزار رساندن بدون قصد به آنها چطور؟ حشرات موذی که کشتن آنها جایز است کدام‌ها هستند؟ یک قانون و حکم کلی این است که حیواناتی که اذیت نمی‌کنند و آزاری نمی‌رسانند را آزار نرسانید؛ اما این حکم کلی استثنا هم دارد. نمی‌توانیم بگوییم هیچ حیوانی را نکشید. حالا ممکن است مورچه‌های داخل خانه آزار می‌رسانند، خب اگر اذیت می‌کنند کشتن آنها اشکالی ندارد؛ اگرچه سوزاندن حیوانات نهی شده است. درباره‌ی سوسک، مگس و مارمولک هم همین‌طور است؛ حتی ممکن است آزار و اذیت آنها ظاهری هم نباشد، اما ناقل میکروب باشند و سبب بیماری بشوند که این هم خودش یک نوع آزار است. بنابراین ازبین‌بردن حیوانات موذی اشکالی ندارد. اما اگر فردی بدون قصد کشتن، مثلاً حواسش نبود و پایش را گذاشت روی یک حیوان بی‌آزاری و آن حیوان کشته شد، او مرتکب گناه نشده است؛ اگرچه مراقبت‌کردن خوب است. اما اینکه کدامیک از حیوانات یا حشرات موذی هستند و کشتنشان جایز است برمی‌گردد به تشخیص خود افراد. این حیوانات زیاد هستند؛ چه آنهایی که آزار معمولی ظاهری متعارف می‌رسانند و چه آنهایی که آزارشان در ظاهر نیست اما ناقل بیماری و میکروب هستند.   ۳۷. آیا کشتن حشراتی که ترس بی‌مورد از آنها داریم جایز است؟ اگر ترس بی‌مورد باشد، نه، جایز نیست. اگر آن حیوان آزاری به کسی نمی‌رساند و حیوان حلال‌گوشت هم که نیست که شخص بخواهد آن را شکار کند و از گوشتش استفاده کند؛ اینکه بی‌خودی یک حیوانی را بکشید این جایز نیست. اما اگر ترس، ترس به‌جا و عقلایی هست که واقعاً هراس دارد که این حیوان آزار برساند اشکال ندارد.   ۳۸. استفاده از نفت و مواد شیمیایی برای دورکردن حشرات چه حکمی دارد؟ اشکالی ندارد؛ مثلاً شما نفت یا یک ماده‌ی شیمیایی را در اطراف اتاقتان قرار می‌دهید که حیوانات داخل اتاق شما نیایند؛ این کار اشکالی ندارد.   ۳۹. خشک‌کردن حیواناتی مثل عقاب و نگه‌داشتن آنها در منزل برای استفاده‌ی زینتی چه حکمی دارد؟ اگر از نظر قانونی شکار عقاب ممنوع باشد، این کار جایز نیست؛ اما اگر ممنوع نباشد، آزار رساندن به حیوان هم مورد نهی دین است. حیواناتی که آزاری ندارند را نباید اذیت کرد. بنابراین اینکه بخواهند چنین بلایی را سر حیوان بیاورند صرفاً با این منظور که زینت منزل باشد، این کار جایز نیست؛ اما اگر قصدشان غرضی عقلایی مثلاً امر «آموزشی» باشد اشکالی ندارد.   ۴۰. آزار و اذیت حیوانات به قصد تفریح یا شکار چه حکمی دارد؟ آزار رساندن به حیواناتی که آزار نمی‌رسانند جایز نیست. لذا اگر حیوان آزاردهنده نیست، برای تفریح و شکار نباید او را اذیت کرد؛ حالا اگر کسی حیوانات حلال‌گوشتی که شکار آنها ممنوع نیست را شکار کرد و گوشتش را استفاده نمود اشکالی ندارد.   ۴۱. زمانی که ما علف‌های هرز را جمع‌آوری می‌کنیم آنها را می‌سوزانیم و نمی‌دانیم موجودات زنده‌ای مانند حشرات بین آنها هستند یا خیر؛ آیا این کار اشکال دارد؟ نه، اشکالی ندارد؛ لازم نیست که شما همه‌ی علف‌ها را بگردید و ببینید که وسط آنها حشره‌ای هست یا خیر. یک‌وقت هست که در بین علف‌های هرز یک حشره‌ای می‌بینیم یا احتمال قوی می‌دهیم که یک جانور یا حیوان بی‌آزاری رفته میان این علف‌ها، خب در این صورت سوزاندن درست نیست.   ۴۲. در هنگام رانندگی در جاده‌ها وظیفه‌ی راننده‌ای که به حیوانات وحشی یا به پرندگان برخورد کرده و موجب مرگ آنها شده است چیست؟ اگر آن حیوان متعلق به اشخاص یا جزو اموال عمومی مثلاً در یک منطقه‌ی محفاظت‌شده هست، خب باید این زیان جبران شود و راننده ضامن است. اما اگر تصادف در بیابان آزادی بوده که یک جانوری رد می‌شده و این خودرو هم به آن برخورد کرده و آن حیوان آسیب دیده و ازبین‌رفته است، در اینجا چون که عمداً این تصادف روی نداده است، راننده گناهی مرتکب نشده و ضامن هم نیست.   ۴۳. آیا نگهداری حیواناتی مثل سگ و گربه در منزل اشکال دارد؟ اول اینکه سگ با گربه تفاوت‌های زیادی دارد. سگ نجس‌العین است؛ یعنی خود حیوان نجس است؛ اما گربه نجس نیست. نیم‌خورده‌ی سگ نجس و حرام است؛ نیم‌خورده‌ی گربه این‌گونه نیست. و اینکه سگ سروصدا دارد و به همسایه‌ها آزار می‌رساند. این مسئله به‌خصوص در مجتمع‌های مسکونی که مردم می‌خواهند طهارت شرعی را رعایت کنند و مسیرها و امکانات مشترکی وجود دارد و ترددها هم زیاد است، درصورتی‌که نگهداری حیوانات موجب شود اشخاص نتوانند اعمال عبادیشان را درست انجام دهند و به‌هرحال به همسایگان آزار برسد یا مثلاً تماس حیوان با بعضی از غذاها، موجب بیماری شود جایز نیست. اما به‌طورکلی اگر کسی کارگاه یا کارخانه‌ یا باغی دارد، یا گله‌ای دارد که برای حفاظت از آنها احتیاج به سگ دارد، یا برای اغراض دیگری که عقلایی باشد، نگه‌داری از سگ اشکالی ندارد. یا مثلاً اینکه گربه‌ای را برای سرگرمی در منزل نگهداری می‌کنند، این را نمی‌گوییم حرام است؛ اما درباره‌ی نگه‌داری از سگ در خانه روایت داریم که در خانه‌ای که سگ نگهداری می‌شود ملائکه حضور پیدا نمی‌کنند.   ۴۴. فردی می‌گوید مرجع من تابعیت از قانون را واجب نکرده است؛ لذا به خرید و فروش پرندگان شکاری گران‌قیمت می‌پردازد. آیا تبعیت از قانون فتوای حضرت آیت‌الله خامنه‌ای هست یا اینکه حکم حکومتی است؟ کدام‌یک از مراجع معظم تقلید تخلف از قانون را با اینکه موجب هرج و مرج می‌شود و نظم عمومی برهم می‌خورد جایز می‌دانند؟ به فتوای همه‌ی مراجع معظم تقلید تخلف از قانون که برای حفظ نظم عمومی وضع شده است و تخطی از آن موجب هرج و مرج می‌شود جایز نیست. فتوای حضرت آقا هم حکم حکومتی نیست. حالا به صورت موردی ممکن است در یک جایی بگوییم که قانونی هست که اگر کسی هم از آن تخلف کرد، مشکلی پیش نیامد، منع قانونی هم وجود نداشت، جلوگیری هم نکردند و روح قانون هم الزام‌آور نیست، آن قانون حکم تکلیفی از نظر شرعی ندارد. به این معنا که اگر کسی تخلف کرد نتوانیم بگوییم حرام مرتکب شده است. مثل عبور نکردن عابران از خط‌کشی عابر پیاده در یک خیابان خلوتی که تعداد خط‌کشی‌های عابر پیاده‌اش کم است که اگر کسی از خط‌کشی عبور نکرد، نمی‌توانیم بگوییم که مرتکب حرام شده است. اما همین شخص باید تبعات قانون را بپذیرد و اگر یک‌وقتی به‌خاطر این تخلف حادثه‌ای پیش آمد، او مقصر است. بنابراین اینکه که کسی بگوید مرجع تقلید من تبعیت از قانون را لازم نمی‌داند، پس اصلاً به قانون عمل نکند، این درست نیست.   ۴۵. اصل پنجاهم قانون اساسی مقرر می‌دارد که حفاظت از محیط زیست وظیفه‌ی عمومی بوده و هرگونه فعالیت اقتصادی که با تخریب محیط زیست همراه باشد ممنوع است؛ حال اگر دستگاه‌های دولتی یا ارگان‌ها‌ یا اشخاص حقیقی و حقوقی غیردولتی مبادرت به این تخلف کنند تکلیف چیست؟ برای مثال فروش مجوز شکار، مجوز قطع درختان و تغییر کاربری توسط مراکز مسئول چه حکمی دارد؟ قانون اساسی کشور که جزء قوانین اصلی هست باید مراعات شود. اینکه ما در فتاوای حضرت آقا و حضرت امام رحمه‌الله و بسیاری از مراجع معظم تقلید می‌بینیم که تخلف از مقررات نظام اسلامی -که مهم‌ترینش قانون اساسی هست - جایز نیست نشانگر اهمیت قوانین نظام اسلامی است. بنابراین هرگونه عملی که به‌نحوی تخلف از قانون یا تخلف از اصل پنجاهم بوده باشد این می‌شود حرام. در عین حال درست است که هر عملی که مصداق تخلف از قانون و قانون اساسی بود این از نظر شرعی حرام می‌باشد، اما یک نکته‌ای اینجا وجود دارد که قانون باید درست تفسیر بشود و تفسیر قانون هم با شورای محترم نگهبان هست.  

منظور از معجزات علمى قرآن کریم چیست؟

بسم الله الرحمن الرحیم   منظور از معجزات علمى قرآن کریم چیست؟ شک نیست که قرآن یک کتاب علوم طبیعى یا طب و روانشناسى و علوم ریاضى نیست. قرآن یک کتاب هدایت و انسان سازى است و آنچه را در این راه ضرورى باشد فروگذار نمى کند. ما نباید انتظار داشته باشیم که قرآن دایره المعارفى باشد از علوم مختلف، ما باید از قرآننور ایمانو هدایت، تقوى و پرهیزگارى، انسانیّت و اخلاق، نظم و قانون بطلبیم و قرآنهمه اینها را در بر دارد. ولى قرآن گاه براى رسیدن به این هدف اشاراتى به پاره اى از مسایل علوم طبیعى و اسرار آفرینش و شگفتى هاى جهان هستى دارد، مخصوصاً در بحث هاى توحیدى، به تناسب برهان نظم، پرده از روى اسرارى از جهان آفرینش برداشته و مسایلى را فاش کرده که در آن عصر و در آن محیط، حتّى براى دانشمندان ناشناخته بود. این گونه بیانات قرآن، مجموعه اى را تشکیل مى دهد که ما آن را «معجزات علمى قرآن» مى خوانیم. در این جا به چند قسمت از این معجزات علمى اشاره مى کنیم: پیش از «نیوتن» هیچ کس قانون جاذبه عمومى را به صورت کامل کشف نکرده بود. معروف است «نیوتن» هنگامى که زیر درخت سیبى نشسته بود و سیبى از درخت جدا شد و به روى زمین افتاد، این حادثه کوچک و ساده چنان فکر او را به خود مشغول داشت که سال ها در اندیشه بود این چه نیرویى است که سیب را به سوى خود کشید؟ چرا به آسمان نرفت؟ و پس از سال ها توانست، قانون جاذبه را کشف کند که «هر دو جسم یکدیگر را به نسبت مستقیم جرم ها و به نسبت معکوس مجذور فاصله ها جذب مى کنند». در پرتو اکتشاف این قانون ثابت شد که نظام مجموعه شمسى از کجاست؟ چرا این کرات عظیم به گرد آفتاب در مدار خود مى چرخند؟ چرا فرار نمى کنند و هر کدام به سویى نمى افتند؟ چرا آنها روى هم قرار نمى گیرند؟ این چه قدرتى است که در این فضاى بیکران آنها را در مدار دقیقى به گردش واداشته و سر سوزنى از آن فراتر نمى روند؟! آرى «نیوتن» کشف کرد که: حرکت دورانى یک جسم باعث فرار او از مرکز و قانون جاذبه باعث جذب او به مرکز، مى شود و هرگاه این دو نیرو کاملا تعادل داشته باشند، یعنى «جرم ها» و «فاصله ها» به آن اندازه «جاذبه» تولیدکنند که سرعت حرکت دورانى نیروى «دافعه» و گریز از مرکز ایجاب مى کند، این تعادل «جاذبه» و «دافعه» به آنها اجازه مى دهد که دایماً در مدار خود بمانند. ولى قرآن مجید بیش از هزار سال قبل از این جریان، این واقعیّت را در دومین آیه سوره رعد بیان کرده بود: «الله الذى رفع السماوات بغیر عمد ترونها ثم استوى على العرش و سخر الشمس و القمر کل یجرى لا جل مسمى یدبر الامر یفصل الایات لعلکم بلقاء ربکم یوقنون»؛  (خدا آن کس است که آسمان ها (کرات آسمانى) را با ستون هاى نامریى برافراشت، سپس بر عرش (مجموعه عالم هستى) حکومت کرد و آفتاب و ماه را مسخر شما ساخت، او تدبیر امور جهان مى کند و آیات خود را براى شما تشریح مى نماید، تا به لقاى پروردگار یقین پیدا کنید). در حدیثى که ذیل همین آیهاز امام على بن موسى الرضا(علیه السلام) نقل شده چنین مى خوانیم: «الیس الله یقول بغیر عمد ترونها؟ قلت: بلى، قال: ثم عمد لکن لا ترونها » (آیا خدا نمى گوید بدون ستونى که آن را مشاهده کنید؟ راوى مى گوید: در جواب امام عرض کردم، آرى، فرمود: بنابراین ستونى وجود دارد امّا شما آن را نمى بینید).(1) آیا تعبیرى روشن تر و ساده تر در افق ادبیات عربى براى بیان نیروى جاذبه در سطح توده مردم از «ستون نامریى» پیدا مى شود؟! در حدیثى نیز از امیرمومنان على(علیه السلام) مى خوانیم: «هذه النجوم التى فى السماء مداین مثل المداین التى فى الارض مربوطه کل مدینه الى عمود من نور » (این ستارگانى که در آسمان است شهرهایى همچون شهرهاى زمین است، هر شهرى با شهرى دیگر (هر ستاره اى با ستاره اى دیگر) ارتباط دارد).(2) دانشمندان امروز معترفند که در میان ستارگان آسمان میلیون ها ستارگان مسکون با موجودات زنده و عاقل وجود دارد، هر چند جزییات آن هنوز روشن نیست. معروف این است اوّلین کسى که حرکت زمین را به دور خود کشف کرد «گالیله» ایتالیایى بود که تقریباً چهار قرن قبل در جهان مى زیست و پیش از آن دانشمندان و علماى جهان نسبت به هییت بطلمیوس دانشمند مصرى و فرضیه او وفادار بودند که مى گفت: زمین مرکز جهان است و تمام کرات دیگر به دور آن مى چرخند. البته «گالیله» به جرم این اکتشاف علمیش از طرف حامیان کلیسا تکفیرشده و با توبه و اظهار ندامت از اظهار این اکتشاف از مرگ نجات یافت! ولى بالاخره دانشمندان دیگر دنبال نظرات او را گرفتند و امروز این مسیله به صورت یک مطلب مسلّم علمى در آمد و حتّى با آزمایش هاى حسّى نیز ثابت شده است که زمین به دور خود مى گردد و بعد از پروازهاى فضایى مطلب جنبه عینى پیدا کرده است. خلاصه این که: مرکزیت زمین نفى شد و معلوم شد، این تنها یک خطاى حس ماست که ما حرکت زمین را با حرکت مجموعه ثوابت و سیارات اشتباه مى کنیم، ما خود در حرکتیم و آنها را در حرکت فرض مى کنیم! به هر حال عقیده بطلمیوس حدود یک هزار و پانصد سال بر فکر دانشمندان سایه انداخته بود، و به هنگام ظهورقرآن کسى جرات نداشت بر خلاف این فرضیه اظهار نظر کند. ولى به هنگامى که به آیات قرآن مراجعه مى کنیم، مى بینیم قرآندر سوره نمل، آیه90، حرکت زمین به روشنى آمده است:  «و ترى الجبال تحسبها جامده و هى تمرمرّ السحاب صنع اللهالذى اتقن کل شىء انّه خبیر بما تفعلون .» (کوه ها را مى بینى و چنین مى پندارى که آنها ساکن و جامدند در حالى که همچون ابر در حرکت مى باشند، این آفرینش خداوندى است که هر چیزى را از روى اسلوب صحیح ساخته، او به اعمالى که شما انجام مى دهید آگاه است). آیه فوق با صراحت از حرکت کوه ها سخن مى گوید در حالى که ما همه آنها را ساکن مى پنداریم، و تشبیه حرکت آن به حرکت ابرها، هم اشاره به سرعت است و هم نرمش، و آرامش و بى سر و صدا بودن! و اگر مى بینیم به جاى «حرکت زمین» تعبیر به «حرکت کوه ها» مى کند براى این که عظمت مطلب آشکار شود، زیرا مسلم است کوه ها بدون زمین هاى اطراف خود حرکتى ندارند و حرکت آنها عین حرکت زمین است (یا به دور خود و یا به دور آفتاب و یا هر دو). اکنون فکر کنید در عصر و زمانى که تمام محافل علمى جهان و مردم عادى نظریه سکون زمین و حرکت خورشید و تمامى کواکب آسمان را به دور آن به رسمیت شناخته بودند، خبر دادن از حرکت زمین با این صراحت یک معجزه علمى محسوب نمى شود؟! آن هم از ناحیه کسى که مطلقاً درسى نخوانده و اصولا از محیطى برخاسته که در آنجا درسى وجود نداشته و از عقب افتاده ترین محیط ها از نظر علم و فرهنگ محسوب مى شده، آیا این سند حقّانیت این کتاب آسمانى نیست؟!(3)   پی نوشت: (1). میزان الحکمة، ج 1، ص 774. (2). بحار، ج 55، ص 91. (3). گرد آوري از کتاب: پنجاه درس اصول عقائد برای جوانان، آيت الله العظمى ناصر مكارم شيرازى ‏، مدرسه الامام على بن ابى طالب( ع)، قم‏،1376 ه. ش‏، ص 205. منبع: تفسیر نمونه           

گفتگوی گرم و صمیمی خبرگزاری رسا با مدیر مرکز حمایت از تحقیقات کشاورزی(حجت الاسلام محمودزاده)

بسم الله الرحمن الرحیم معرفی مرکز هدایت و حمایت از تحقیقات کشاورزی،منابع طبیعی و محیط زیست در گفت و گو با مدیر این مرکز با توجه خاص به این نکته که حدود هزار آیه از آیات قرآن کریم و چندهزار حدیث از فرمایشات معصومین (علیهم السلام) درخصوص کشاورزی،منابع طبیعی و محیط زیست می باشد و از آنجا که این مهم بالاترین سرمایه و پشتوانه و مبنا برای علوم مختلف مرتبط با این حوزه می باشد ، نیاز به تشکیل مرکز هدایت و حمایت از تحقیقات کشاورزی،منابع طبیعی و محیط زیست احساس گردیده لذا این مرکز تشکیل و در سال 94 فعالیت خودرا بصورت رسمی آغاز کرد این مرکز به دستور فرماندهی سازمان بسیج مستظعفین کشور و زیر نظر سازمان بسیج مهندسین کشاورزی و سازمان بسیج علمی کشور شروع بکار کرد. دوشنبه, 02 اسفند 1395 پس ما برآن شدیم که با مدیر این مرکز حجت الاسلام و المسلمین علی محمودزاده گفت و گویی صمیمانه به عمل آوریم و ایشان با رویی باز پذیرای ما شدند و در خصوص معرفی هسته علمی ،اهداف و خط مشی و عملکرد این مرکز توضیحاتی را بیان کرد. این مرکز بصورت هیئت امنایی شروع و چهار گروه علمی بنام های زیر دارد: 1- گروه فقه و حقوق 2- گروه تاریخ و تمدن 3- گروه قران و حدیث 4- گروه اخلاق ریاست این مرکز با آیت ا... دکتر حسینی و مدیریت این مرکز بر عهده بنده  می باشد . مدیر مرکز هدایت و حمایت از تحقیقات کشاورزی،منابع طبیعی و محیط زیست در خصوص اهداف این مرکز گفت: 1- از آنجا که دین مبین اسلام نیاز به معرفی واقعی در موضوعات مختلف دارد و تاکید مقام عظمای ولایت بر استخراج و عرضه تمدن اسلامی به جهان مطالبه ای به حق و دقیق است در صددیم تا به وسع خود در استخراج و دسته بندی مطالب مرتبط در حوزه کشاورزی منابع طبیعی و محیط زیست موثر بوده و تمدن نوین اسلامی را در این حوزه عرضه نماییم. 2- طبق آمار رئیس محترم سازمان بسیج مهندسین کشاورزی جناب آقای دکتر جهانسوز در کشور چیزی حدود 195 هزار مهندس کشاورزی با گرایش ها ، شاخه ها و رشته های مختلف وجود دارد که البته حدود 60 هزار نفر از آنها با سازمان بسیج مرتبط هستند و از آنجا که اکثریت این مهندسین در مقاطع مختلف علمی (کارشناسی،کارشناسی ارشد و دکتری) در دانشگاه ها بیشتر از مبانی علمی تجربی استفاده نموده اند لذا به نوعی از مبانی مرتبط دینی در این رشته ها محروم بوده و نهایتا ممکن است واحدهای درسی عمومی و اندکی بنام واحد دینی را گذرانده باشند . این درحالی است که دین مبین اسلام در حوزه علوم کشاورزی،منابع طبیعی و محیط زیست آموزه های بسیار زیاد و بسیار دقیق را داراست.ازطرفی دیگر به جهت عدم امکان استفاده از آموزه های دینی در تمامی دانشگاه ها برآن شدیم تا حداقل برای مهندسین کشاورزی بسیجی محتواهای دینی را استخراج و سپس تبدیل به دروس قابل آموزشی و سپس جهت آموزش به مهندسین کشاورزی کشور ارائه شود . 3- تامین محتوای علمی آموزه های دینی در گرایش های مختلف دانشگاهی جهت تدریس در مقاطع مختلف (در صورت مطالبه و تفاهم دانشگاه ها و وزارت علوم) 4- آموزش در این مرکز از اهداف اساسی است که نحوه آموزش آن بصورت مجازی و حضوری در چشم انداز این مرکز می باشد. - آموزش حضوری بصورت اعزام اساتید مبرز به استانهای کشور و فراخوان مهندسین کشاورزی جهت استفاده از کلاسهای فشرده و چندروزه - آموزش مجازی بصورت استفاده از فضای مجازی و کلاسهای آنلاین برای مهندسین بسیجی کشور و ارائه گواهی اتمام دوره 5- از آنجا که بسیاری از چالش ها در حوزه کشاورزی منابع طبیعی و محیط زیست به مسائل فنی بر نمیگردد بلکه به اخلاق،فقهَ و حقوق و فرهنگ مردم برمیگردد یکی از اهداف این مرکز ورود به این حوزه اجتماعی است تا بتواند ضمن حفظ و احترام به عملکرد و فرهنگ جامعه به اصلاحات در این حوزه پرداخته تا هم فرهنگ های غلط اصلاح شود و هم به تمدن نوین اسلامی و ایرانی دست یابیم که در این راستا این مرکز برنامه های متعدد داشته که یکی از آنها اقدام به ساخت کلیپ های کوتاه جهت آموزش و نشر در فضای مجازی، اول برای جامعه مهندسین کشاورزی با انگیره تعلیم و بعد برای توده های اجتماعی نموده است. 6- بسیاری از آموزه ها ی دینی در حوزه کشاورزی منابع طبیعی و محیط زیست به توده های عموم جامعه باز میگردد به این جهت ناچاریم آموزه های دینی را با هدف انجام بسیاری از اعمال و رفتارهای مردم و انگیزه بازدارندگی از بعضی اعمال و رفتارهای مردم تبیین و آموزش دهیم که 7- با توجه به اجرای طرح همگام با کشاورز در سازمان بسیج مهندسین کشاورزی و تاکید رئیس محترم این سازمان (دکتر جهانسوز) و حضور مهندسین کشاورز در کنار کشاورزان و از طرفی به جهت اقبال بیشتر کشاورزان از این طرح و دفع نگرانی کشاورزان از اجرای آموزه های تجربی و آزمون و خطاهای احتمالی آن برآنیم که تا حد ممکن مهندسین همراه با طرح همگام با کشاورز را به آموزه های دینی مرتبط نیز مجهز کرده تا در توضیحات مهندسین به کشاورزان از حمایت آموزه های دینی نیز با بعضی از طرح ها یشان استفاده نموده تا اقبال بیشتر را در پی داشته باشد. 8- ترویج فرهنگ جهادی و بسیجی میان اعضای سازمان مهندسین کشاورزی استاد علی محمودزاده در خصوص برخی برنامه های انجام شده از سال 94 تا کنون افزود: 1- این مرکز موفق به تحقیق و تالیف در موضوعات بسیاری گردیده که به بعضی از آنها اشاره میشود. پنج اثر پژوهشی که در دست چاپ و انتشار می باشند با نام های : - فقه در کشاورزی(فقه آب) - اخلاق کشاورزی - طبیعت در نهج البلاغه(حیوانات در نهج البلاغه) - سیره اهل بیت در کشاورزی - گیاهان در قرآن - سالنامه 1396 که در قالب 30 تا 36 درس بوده و ان شاا... به مهندسین کشاورزی کشور و اساتید و مربیان حلقه های صالحین اهداء خواهد شد. 2- برگزاری نشست های علمی تخصصی با موضوعات مرتبط با این حوزه از جمله : اهمیت محیط زیست از دیدگاه اسلام و امنیت غذایی الزامی برای صلح پایدار و ... که این نشست های علمی در فضای خبری کشور منعکس شده و ان شاءا... به چاپ خواهد رسید. 3- حضور و سخنرانی اعضای متعدد این مرکز در کشور و خارج از کشور در همایش ها و کنگره های بزرگ بین المللی و متعدد 4- ارائه مقالات متعدد علمی در فراخوان های همایش های متعدد توسط اعضای این مرکز 5- شناسایی و معرفی روحانیون کارکرده در این حوزه به سازمان جهت استفاده ی مربی های حلقه های صالحین در کشور 6- ارائه طرح مدون و دقیق حفظ و ذخیره آب قنات در فصول غیر نیاز برای فصول مورد نیاز 7- انجام مقدمات و ارائه طرح آموزش مجازی مهندسین کشاورزی بسیجی کشور و اخذ مصوبه درون سازمانی که امیدواریم مسئولین فوق در سازمان بسیج علمی،سازمان بسیج مهندسین کشاورزی و سازمان بسیج کل به اهمیت این موضوع پی برده و جهت اجرایی شدن هرچه سریعتر این طرح حمایت نمایند. حجت الاسلام و المسلمین علی محمودزاده در پایان صحبت هایش به این نکته اشاره کرد که: برای انجام برنامه بزرگ نیاز به حمایت مسئولین مرتبط و متخصصین این حوزه داریم به این جهت دست نیاز به سوی همه آنها دراز خواهیم کرد و حال که مسئولین کشور در بسیاری از این چالشهای فراروی بشریت و جامعه ایرانی اقرار دارند ما نیز برآنیم که بسیجی وار وظیفه خودرا در قدمی راه گشا برای رفع این چالشها با یاری خداوند متعال و همت مسئولین و نخبگان به انجام برسانیم تا جامعه ای با اخلاق اسلامی و فرهنگ و تمدن و عقلانیت داشته باشیم.  

۴- روایات : خواربار (انواع حبوبات و خوردنی ها)

بسم الله الرحمن الرحیم   روایات : خواربار (انواع حبوبات و خوردنی ها) موضوعات : الف : تخم مرغ ب : سركه ج : حبوبات د : عسل ه : مويز و : برنج ز : شكر و نمك ح : خرما   الف : تخم مرغ زياد خوردن تخم مرغ چه عوارضي دارد؟ زرده ي تخم مرغ چه فوایدی دارد؟ زياد خوردن تخم مرغ چه فايده اي دارد؟ تخم مرغ چه خواصی دارد؟ 1- زياد خوردن تخم مرغ چه عوارضي دارد؟ الإمامُ الصّادقُ عليه‏السلام : ثَلاثةٌ يُسْمِنَّ وثَلاثةٌ يُهْزِلْنَ ، فأمّا الّتي يُسْمِنَّ : فإدْمانُ الحَمّامِ ، وشَمُّ الرائحَةِ الطَّيّبهِ ، ولُبْسُ الثِّيابِ اللَّيّنَةِ ، وأمّا الّتي يُهْزِلْنَ : فإدْمانُ أكْلِ البَيضِ ، والسَّمَكِ ، والطَّلْعِ . امام صادق عليه‏السلام : سـه چيز انسان را فربه مى‏كند و سه چيز لاغر مى‏سازد . آن سه كه فربه مى‏كند : حمّام رفتن زياد ، بوييدن بوى خوش و پوشيدن لباس نرم است و آن سه كه لاغر مى‏كند : خوردن زياد تخم مرغ ، ماهى و خرماى نارس است . الخصال : 155 / 194 منتخب ميزان الحكمة : 166 ----------------------------------------------------- الإمام الرضا عليه‏السلام : الاِمتِلاءُ مِنَ البَيضِ المَسلوقِ يورِثُ الرَّبوَ وَالاِبتِهارَ . امام رضا عليه‏السلام : پُرخورى از تخم مرغ آب‏ پَز ، نفسْ‏ تنگى و نفس ‏بُريدگى مى ‏آورد . في بحارالأنوار : «والانبهار». وقال : الرَّبو - بالفتح‏- : ضيق النفس ، والبُهْر : نوع منه. وفي القاموس : هو انقطاع النفس من الإعياء ، وقد انبهر. انتهى. وربّما يفرّق بين الربو والانبهار بأنّ الأوّل يحدث من امتلاء عروق الرئة ، والثاني من امتلاء الشرايين (بحار الأنوار ، جلد 62 ، صفحه 347 وص 348).طبّ الإمام الرضا عليه‏السلام ، صفحه 28 ، بحار الأنوار ، جلد 62 ، صفحه 321 ، دانش نامه احاديث پزشكي : 1 / 346 گفتنى است در متن عربى واژه «ربو» و «ابتهار» و در بحار الأنوار «انبهار» آمده است . ربو ، عبارت از مطلقِ نفس‏تنگى است و بهر نيز خود ، نوعى از آن است . در قاموس آمده: آن ، عبارت است از بُريدن نفس كه از خستگى حاصل آيد ، مطاوع آن ، انبهار است. ممكن است ميان «ربو» و «انبهار» ، اين‏گونه تفاوت گذارده شود كه ربو ، از پُرى عروق ريه حاصل مى‏آيد و ديگرى از پُرشدگى شريان‏ها . --------------------------------------------------- الإمام الرضا عليه‏السلام : كَثَرةُ أكلِ البَيضِ وإدمانُهُ يورِثُ الطُّحالَ ، ورِياحا في رَأسِ المَعِدَةِ. امام رضا عليه‏السلام : تخم ‏مرغ بسيار خوردن و مداومت بر آن ، بيمارى سِپُرز مى‏ آورد و ايجاد كننده بادهايى در سرِ معده است . طبّ الإمام الرضا عليه‏السلام ، صفحه 28 ، بحار الأنوار ، جلد 62 ، صفحه 321 دانش نامه احاديث پزشكي : 1 / 428 ----------------------------------------------------- الإمام الرضا عليه‏السلام : مُداوَمَةُ أكلِ البَيضِ يَعرِضُ مِنهُ الكَلَفُ فِي الوَجهِ . امام رضا عليه‏السلام : خوردن هميشگى تخم ‏مرغ ، سبب پيدايش كَك‏مَك در صورت مى‏شود . بحار الأنوار ، جلد 62 ، صفحه 321 نقلاً عن طبّ الإمام الرضا عليه‏السلام ، صفحه 63 ، وفي الطبعة التي بأيدينا «البصل» بدل «البيض» ، دانش نامه احاديث پزشكي : 1 / 494 . در چاپى از طبّ الإمام الرضا عليه‏السلام كه در اختيار ماست ، به جاى «تخم‏مرغ» ، واژه «پياز» آمده است. ------------------------------------------------------ عنه عليه‏السلام : كَثرَةُ أكلِ البَيضِ وإدمانُهُ يورِثُ الطُّحالَ ، ورِياحا في رَأسِ المَعِدَةِ ، وَالاِمتِلاءُ مِنَ البَيضِ المَسلوقِ يورِثُ الرَّبوَ وَالاِبتِهارَ . امام رضا عليه‏السلام : تخم مرغِ بسيار خوردن و معتاد شدن به آن ، بيمارى سِپُرز مى‏ آورد و ايجادكننده بادهايى در سرِ معده است ، و زياد خوردن تخم‏ مرغ آب‏پز ، نفَس‏ تنگى و نفَس ‏بريدگى مى‏ آورد . في بحار الأنوار : «والانبهار». مرّ معنى الربو والابتهار في صفحه 213 .طبّ الإمام الرضا عليه‏السلام ، صفحه 28 ، بحار الأنوار ، جلد 62 ، صفحه 321 دانش نامه احاديث   2- زرده ي تخم مرغ چه فوایدی دارد؟ مكارم الأخلاق عن عليّ بن محمّد بن أشيم : شَكَوتُ إلَى الرِّضا عليه‏السلام قِلَّةَ استِمرائِي الطَّعامَ ، فَقالَ : كُل مُحَّ البَيضِ ، قالَ : فَفَعَلتُ ، فَانتَفَعتُ بِهِ . مكارم الأخلاق - به نقل از على بن محمّد بن اشيم: نزد امام رضا عليه‏السلام از اين شكايت كردم كه كمتر غذا را گوارا مى‏ يابم . فرمود : «زرده تخم‏ مرغ بخور» . من اين كار را انجام دادم و از آن ، سود بردم . مكارم الأخلاق ، جلد 1 ، صفحه 352 ، حديث 1147 ، بحار الأنوار ، جلد 66 ، صفحه 48 ، حديث 21 دانش نامه احاديث پزشكي : 1 / 452 ------------------------------------------------------ الإمام الصادق عليه‏السلام : مُخُّ البَيضِ خَفيفٌ ، وَالبَياضُ ثَقيلٌ . امام صادق عليه‏السلام : زرده تخم ‏مرغ ، سبُك و سفيده ، سنگين است . في المحاسن وبحار الأنوار : «مُحّ» بدل «مُخّ» . والمُحّ : صُفرة البيض (القاموس المحيط ، جلد 1 ، صفحه 248).الكافي ، جلد 6 ، صفحه 325 ، حديث 5 عن محمّد بن عيسى عن أبيه عن جدّه وقيس بن عبدالعزيز ، المحاسن ، جلد 2 ، صفحه 277 ، حديث 1890 عن ميسر بن عبدالعزيز ، بحار الأنوار ، جلد 66 ، صفحه 47 ، حديث 16 دانش نامه احاديث پزشكي : 2 / 22   3- زياد خوردن تخم مرغ چه فايده اي دارد؟ الإمام الباقر عليه‏السلام : مَن عَدِمَ الوَلَدَ فَليَأكُلِ البَيضَ وَليُكثِر مِنهُ ؛ فَإِنَّهُ يُكثِرُ النَّسلَ . امام باقر عليه‏السلام : هر كس فرزند ندارد ، تخم ‏مرغ بخورد و فراوانْ از آن بهره ببرد ؛ چرا كه نسل را مى‏افزايد . طبّ الأئمّة لابني بسطام ، صفحه 130 دانش نامه احاديث پزشكي : 1 / 632 ------------------------------------------------------ الإمام الكاظم عليه‏السلام : كَثرَةُ أكلِ البَيضِ تَزيدُ فِي الوَلَدِ . امام كاظم عليه‏السلام : فراوان خوردن تخم ‏مرغ ، فرزند را افزون مى‏ سازد . الكافى، جلد 6، صفحه 325، حديث 4 ، كتاب من لا يحضره الفقيه، جلد 3، صفحه 351 ، حديث 4235 كلاهما عن موسى بن بكر دانش نامه احاديث پزشكي : 1 / 632   4- تخم مرغ چه خواصی دارد؟ رسول اللّه‏ صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم : إنَّ نَبِيّا مِنَ الأَنبِياءِ شَكا إلَى اللّه‏ِ عز و جل الضَّعفَ ، فَأَمَرَهُ بِأَكلِ البَيضِ . پيامبر خدا صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم : يكى از پيامبران ، از «سستى» ، به درگاه خداوند عزوجل ناليد . خداوند ، او را به خوردن تخم‏ مرغ ، فرمان داد . شعب الإيمان ، جلد 5 ، صفحه 102 ، حديث 5950 عن ابن عمر ، كنز العمّال ، جلد 10 ، صفحه 33 ، حديث 28227 دانش نامه احاديث پزشكي : 2 / 224 ------------------------------------------------------ الإمام عليّ عليه‏السلام : إنَّ نَبِيّا مِنَ الأَنبِياءِ شَكا إلَى اللّه‏ِ قِلَّةَ النَّسلِ في اُمَّتِهِ ، فَأَمَرَهُ أن يَأمُرَهُم بِأَكلِ البَيضِ ، فَفَعَلوا فَكَثُرَ النَّسلُ فيهِم . امام على عليه‏السلام : يكى از پيامبران ، از كمىِ زاد و ولد در ميان امّت خويش ، به درگاه خداوند عزوجل ناليد . خداوند ، او را فرمود كه مردم را به خوردن تخم‏ مرغ ،سفارش كند . مردم ، اين كار را كردند و از آن پس ، زاد و ولد در ميانشان فراوان شد. المحاسن ، جلد 2 ، صفحه 275 ، حديث 1882 عن الأصبغ ، بحار الأنوار ، جلد 66 ، صفحه 46 ، حديث 8 دانش نامه احاديث پزشكي : 2 / 224 ------------------------------------------------------ مكارم الأخلاق عن بعض أصحاب الإمام الصادق عليه‏السلام ، قال له : جُعِلتُ فِداكَ ! إنّي أشتَرِي الجَوارِيَ فَاُحِبُّ أن تُعَلِّمَني شَيئا أتَقَوّى عَلَيهِنَّ . قالَ : خُذ بَصَلاً وقَطِّعهُ صُغارا صُغارا وَاقلِهِ بِالزَّيتِ ، وخُذ بَيضا فَافقِصهُ في صَحفَةٍ وذُرَّ عَلَيهِ شَيئا مِنَ المِلحِ ، فَاذرُرهُ عَلَى البَصَلِ وَالزَّيتِ وَاقلِهِ شَيئا ، ثُمَّ كُل مِنهُ . قالَ : فَفَعَلتُ ، فَكُنتُ لا اُريدُ مِنهُنَّ شَيئا إلاّ وقَدَرتُ عَلَيهِ . مكارم الأخلاق - به نقل از يكى از ياران امام صادق عليه‏السلام در گفتگو با ايشان -: [ گفتم : ] فدايت شوم! من ، كنيز مى‏خرم . دوست دارم چيزى به من تعليم فرمايى كه بر آنها توانايى يابم . فرمود : «پياز را ريز و در روغن زيتون ، سرخ كن . تخم‏ مرغى هم بردار و در سينى‏اى بشكن و قدرى نمك بر آن بپاش . آن گاه اين تخم‏مرغ را روى پياز و روغن زيتون بريز و اندكى بجوشان و سپس از آن بخور» . اين كار را انجام دادم و از آن پس ، هرگاه قصد آميزش با آن كنيزان مى‏كردم ، بر آن توانايى داشتم . مكارم الأخلاق ، جلد 1 ، صفحه 425 ، حديث 1452 ، طبّ الأئمّة لابني بسطام ، صفحه 130 عن محمّد بن مسلم نحوه ، بحار الأنوار ، جلد 104 ، صفحه 83 ، حديث 33 دانش نامه احاديث پزشكي : 2 / 226   ب : سركه سركه چه فوایدي دارد؟ سركه ي شراب چه فوايدي دارد؟ سركه خوردن قبل از غذا چه فايده اي دارد؟ غرغره كردن با سركه چه فايده اي دارد؟ خوردن سركه كدام بيماري را تشديد مي كند؟ سركه در چه مواقعي مضر است؟ سركه چه جایگاهی در نزد رسول خدا - صلی الله علیه و آله و سلم - داشت؟ بهترین نوع سركه كدام است؟   سركه چه فوایدي دارد؟ الإمام عليّ عليه‏السلام : نِعمَ الإِدامُ الخَلُّ يَكسِرُ المِرَّةَ ، ويُطفِئُ الصَّفراءَ ، ويُحيِي القَلبَ . امام على عليه‏السلام : سركه ، نيكو خورشتى است؛ زرداب را مى‏شكند ، صفرا را فرو مى‏ نشاند و قلب را زنده مى‏كند. الكافي ، جلد 6 ، صفحه 329 ، حديث 7 ، المحاسن ، جلد 2 ، صفحه 284 ، حديث 1924 كلاهما عن أبي بصير عن الإمام الصادق عليه‏السلام ، الخصال ، صفحه 636 ، حديث 10 عن أبي بصير ومحمّد بن مسلم عن الإمام الصادق عن آبائه عنه عليهم‏السلام ، مكارم الأخلاق ، جلد 1 ، صفحه 413 ، حديث 1400 عن الإمام الصادق عليه‏السلام وليس فيها «ويطفئ الصفراء» ، بحار الأنوار ،ج 66 ، صفحه 304 ، حديث 17 وح 22 دانش نامه احاديث پزشكي : 1 / 230 ----------------------------------------------------- الإمام الصادق عليه‏السلام : الخَلُّ يُنيرُ القَلبَ . امام صادق عليه‏السلام : سركه ، قلب را روشن مى‏كند. المحاسن ، جلد 2 ، صفحه 284 ، حديث 1925 عن رفاعة ، بحار الأنوار ، جلد 66 ، صفحه 302 ، حديث 9 دانش نامه احاديث پزشكي : 1 / 230 ------------------------------------------------------ مكارم الأخلاق : رُوِيَ عَنِ الإِمامِ الكاظِمِ عليه‏السلام : أنَّهُ يُنادِي مُنادٍ مِنَ السَّماءِ : اللّهُمَّ بارِك فِي الخَلاّلينَ وَالمُتَخَلِّلينَ . وَالخَلُّ بِمَنزِلَةِ الرَّجُلِ الصّالِحِ يَدعو لِأَهلِ البَيتِ بِالبَرَكَةِ . فَقُلتُ : جُعِلتُ فِداكَ ! مَا الخَلاّلونَ ومَا المُتَخَلِّلونَ؟ قالَ : الَّذينَ في بُيوتِهِمُ الخَلُّ وَالَّذينَ يَتَخَلَّلونَ . مكارم الأخلاق : از امام كاظم عليه‏السلام روايت شده است : منادى‏اى از آسمان ندا مى‏دهد : «خداوندا! خلاّلان و متخلّلان را بركت ده! سركه ، به‏سان مردى درست‏كار براى اهل خانه دعاى بركت مى‏كند . [راوى مى‏گويد :] گفتم : فدايت شوم! مقصود از «خلاّلان» و «متخلّلان» چيست؟ فرمود : «كسانى كه در خانه‏هايشان سركه (خلّ) هست و كسانى كه خلال مى‏كنند» . مكارم الأخلاق ، جلد 1 ، صفحه 330 ، حديث 1059 ، مستطرفات السرائر ، صفحه 49 ، حديث 9 وزاد في ذيله «فإنّ الخلال نزل به جبرئيل مع اليمين والشهادة من السماء» ، بحار الأنوار ، جلد 66 ، صفحه 441 ، حديث 26 دانش نامه احاديث پزشكي : 1 / 354 ------------------------------------------------------ الإمام الصادق عليه‏السلام : الخَلُّ يُسَكِّنُ المِرارَ ، ويُحيِي القَلبَ ، ويَقتُلُ دودَ البَطنِ ، ويَشُدُّ الفَمَ . امام صادق عليه‏السلام : سركه ، تلخه را فرو مى‏نشاند ، قلب را زنده مى‏سازد ، كِرم‏هاى شكم را مى‏كُشد و دهان را استحكام مى‏بخشد . السرائر ، جلد 3 ، صفحه 141 ، دعائم الإسلام ، جلد 2 ، صفحه 149 ، حديث 530 ، بحار الأنوار ، جلد 62 ، صفحه 275 دانش نامه احاديث پزشكي : 2 / 302 ------------------------------------------------------ عنه عليه‏السلام : نِعمَ الإِدامُ الخَلُّ ؛ يَكسِرُ المِرَّةَ ، ويُحيِي القَلبَ ، ويَشُدُّ اللِّثَةَ ، ويَقتُلُ دَوابَّ البَطنِ . امام صادق عليه‏السلام : سركه ، نيكو خورشى است . تلخه را مى‏ شكند ، قلب را زنده مى‏سازد ، لثه را استحكام مى‏ بخشد و جنبندگان شكم را مى‏ كُشد . الدعوات ، صفحه 146 ، حديث 383 ، بحار الأنوار ، جلد 66 ، صفحه 304 ، حديث 17 دانش نامه احاديث پزشكي : 2 / 304 ------------------------------------------------------ عنه عليه‏السلام : الخَلُّ يَشُدُّ العَقلَ . امام صادق عليه‏السلام : سركه ، عقل را استحكام مى‏بخشد . الكافي ، جلد 6 ، صفحه 329 ، حديث 2 ، المحاسن ، جلد 2 ، صفحه 282 ، حديث 1913 كلاهما عن سليمان بن خالد ، مكارم الأخلاق ، جلد 1 ، صفحه 413 ، حديث 1399 ، بحار الأنوار ، جلد 66 ، صفحه 301 ، حديث 1 دانش نامه احاديث پزشكي : 2 / 304 ------------------------------------------------------ عنه عليه‏السلام : الاِصطِباغُ بِالخَلِّ يَقطَعُ شَهوَةَ الزِّنى . امام صادق عليه‏السلام : خورش ساختن سركه ، شهوت زنا را ريشه‏ كن مى‏ كند . الكافي ، جلد 6 ، صفحه 330 ، حديث 10 دانش نامه احاديث پزشكي : 2 / 30   سركه ي شراب چه فوايدي دارد؟ الإمام الصادق عليه‏السلام : خَلُّ الخَمرِ يَشُدُّ اللِّثَةَ ، ويَقتُلُ دَوابَّ البَطنِ ، ويَشُدُّ العَقلَ . امام صادق عليه‏السلام : سركه شراب ، لثه را تقويت مى‏كند ، جنبندگان شكم را مى‏كُشد و عقل را استحكام مى‏بخشد. الكافي ، جلد 6 ، صفحه 330 ، حديث 9 ، المحاسن ، جلد 2 ، صفحه 285 ، حديث 1927 كلاهما عن سماعة ، بحار الأنوار ، جلد 66 ، صفحه 302 ، حديث 11 دانش نامه احاديث پزشكي : 1 / 244 ------------------------------------------------------ الإمام عليّ عليه‏السلام : كُلوا خَلَّ الخَمرِ فَإِنَّهُ يَقتُلُ الدّيدانَ فِي البَطنِ . امام على عليه‏السلام : سركه شراب بخوريد ؛ چرا كه كِرم‏ها را در شكم مى‏ كُشد . عيون أخبار الرضا عليه‏السلام ، جلد 2 ، صفحه 40 ، حديث 127 عن أحمد بن عامر الطائي عن الإمام الرضا عن آبائه عليهم‏السلام ، صحيفة الإمام الرضا عليه‏السلام ، صفحه 240 ، حديث 145 عن الإمام الرضا عن آبائه عليهم‏السلام عنه صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم وزاد فيه «على الريق» بعد «الخمر» ، طبّ الأئمّة لابني بسطام ، صفحه 65 نحوه ، بحار الأنوار ، جلد 66 ، صفحه 305 ، حديث 23 ، دانش نامه احاديث پزشكي : 1 / 450 . در صحيفة الإمام الرضا عليه‏السلام حديث به صورت « . . . ناشتا بخوريد . . .» آمده است . ----------------------------------------------------- الإمام الصادق عليه‏السلام : خَلُّ الخَمرِ يَقتُلُ دَوابَّ البَطنِ . امام صادق عليه‏السلام : سركه شراب ، جنبندگان شكم را مى ‏كُشد . طبّ الأئمّة لابني بسطام ، صفحه 65 عن مسلم بن يزيد السكوني ، بحار الأنوار ، جلد 62 ، صفحه 166 ، حديث 5 دانش نامه احاديث پزشكي : 1 / 450 ------------------------------------------------------ عنه عليه‏السلام : عَلَيكَ بِخَلِّ الخَمرِ، فَاغمِس فيهِ؛ فَإِنَّهُ لا يَبقى في جَوفِكَ دابَّةٌ إلاّ قَتَلَها. امام صادق عليه‏السلام : بر تو باد [خوردن] سركه شراب ؛ چرا كه هر جنبنده‏ اى را در درونت مى‏ كُشد . الكافي ، جلد 6 ، صفحه 330 ، حديث 11 ، المحاسن ، جلد 2 ، صفحه 285 ، حديث 1928 كلاهما عن سفيان بن السمط ، مكارم الأخلاق ، جلد 1 ، صفحه 413 ، حديث 1401 ، بحار الأنوار ، جلد 66 ، صفحه 303 ، حديث 16 دانش نامه احاديث پزشكي : 1 / 450 ------------------------------------------------------ الإمام الصادق عليه‏السلام - وذُكِرَ عِندَهُ خَلُّ الخَمرِ فَقالَ: إنَّهُ لَيَقتُلُ دَوابَّ البَطنِ ، ويَشُدُّ الفَمَ . امام صادق عليه‏السلام - هنگامى كه نزد ايشان از سركه شراب ياد شد -: آن ، جنبندگان شكم را مى‏كُشد و دهان را استحكام مى‏بخشد . الكافي ، جلد 6 ، صفحه 330 ، حديث 8 عن حنّان عن أبيه ، بحار الأنوار ، جلد 66 ، صفحه 302 ، حديث 10 دانش نامه احاديث پزشكي : 2 / 304 ------------------------------------------------------ الإمام الكاظم عليه‏السلام : خَلُّ الخَمرِ يَشُدُّ اللِّثَةَ . امام كاظم عليه‏السلام : سركه شراب ، لثه را استحكام مى‏بخشد . طبّ الأئمّة لابني بسطام ، صفحه 24 ، بحار الأنوار ، جلد 62 ، صفحه 162 ، حديث 7 دانش نامه احاديث پزشكي : 2 / 304 (توضیحات در مورد سرکه شراب در پایان همین بخش آمده است )   سركه خوردن قبل از غذا چه فايده اي دارد؟ الإمام الصادق عليه‏السلام : إنّا لَنَبدَأُ بِالخَلِّ عِندَنا ، كَما تَبدَؤونَ بِالمِلحِ عِندَكُم ؛ فَإِنَّ الخَلَّ لَيَشُدُّ العَقلَ . امام صادق عليه‏السلام : ما با سركه آغاز مى‏كنيم ، چنان كه شما با نمك آغاز مى‏كنيد؛ چرا كه سركه ، عقل را استحكام مى‏بخشد. الكافي ، جلد 6 ، صفحه 329 ، حديث 5 ، المحاسن ، جلد 2 ، صفحه 283 ، حديث 1915 كلاهما عن إسماعيل بن جابر ، مكارم الأخلاق ، جلد 1 ، صفحه 413 ، حديث 1399 ، بحار الأنوار ، جلد 66 ، صفحه 398 ، حديث 16 دانش نامه احاديث پزشكي : 1 / 244 ------------------------------------------------------ الكافي عن محمّد بن عليّ الهمداني : إنَّ رَجُلاً كانَ عِندَ الرِّضا عليه‏السلام بِخُراسانَ ، فَقُدِّمَت إلَيهِ مائِدَةٌ عَلَيها خَلٌّ ومِلحٌ ، فَافتَتَحَ عليه‏السلام بِالخَلِّ فَقالَ الرَّجُلُ : جُعِلتُ فِداكَ ! أمَرتَنا أن نَفتَتِحَ بِالمِلحِ؟ ! فَقالَ : هذا مِثلُ هذا - يَعنِيالخَلَّ - وإنَّ الخَلَّ يَشُدُّ الذِّهنَ ، ويَزيدُ فِي العَقلِ . الكافى - به نقل از محمّد بن على همدانى: مردى در خراسان ، نزد امام رضا عليه‏السلام بود. در اين هنگام ، نزد ايشان سفره‏اى گستردند كه در آن ، سركه و نمك بود. امام عليه‏السلام با سركه آغاز كرد. آن مرد گفت: فدايت شوم! به ما فرموده ‏اى كه با نمك ، آغاز كنيم. فرمود: «اين ، همانند آن (يعنى نمك) است. سركه ، ذهن را استحكام مى‏بخشد و عقل را افزون مى‏كند». الكافي ، جلد 6 ، صفحه 329 ، حديث 4 ، المحاسن ، جلد 2 ، صفحه 286 ، حديث 1931 ، بحار الأنوار ، جلد 66 ، صفحه 303 ، حديث 14 دانش نامه احاديث پزشكي : 1 / 250 غرغره كردن با سركه چه فايده اي دارد؟ الإمام الرضا عليه‏السلام : مَن أرادَ ألاّ يَسقُطَ اُذناهُ ولا لَهاتُهُ ، فَلا يَأكُل حُلوا إلاّ تَغَرغَرَ بِخَلٍّ . امام رضا عليه‏السلام : هر كس مى‏خواهد گوش‏ هايش و نيز زبان كوچكش فرو نيفتد ، هيچ‏گاه شيرينى نخورد ، مگر اين كه پس از آن ، سركه غِرغِره كند . طبّ الإمام الرضا عليه‏السلام ، صفحه 40 ، بحار الأنوار ، جلد 62 ، صفحه 325 وفيه «... حتى يتغرغر بعده بخلّ» دانش نامه احاديث پزشكي : 1 / 33   خوردن سركه كدام بيماري را تشديد مي كند؟ مكارم الأخلاق : شَكا بَعضُهُم إلى أبِي الحَسَنِ عليه‏السلام كَثرَةَ ما يُصيبُهُ مِنَ الجَرَبِ ، فَقالَ : إنَّ الجَرَبَ مِن بُخارِ الكَبِدِ ؛ فَاذهَب وَافتَصِد مِن قَدَمِكَ اليُمنى ، وَالزَم أخذَ دِرهَمَينِ مِن دُهنِ اللَّوزِ الحُلوِ عَلى ماءِ الكَشكِ ، وَاتَّقِ الحيتانَ وَالخَلَّ . فَفَعَلَ فَبَرِئَ بِإِذنِ اللّه‏ِ تَعالى . مكارم الأخلاق : كسى نزد امام كاظم عليه‏السلام ، از فراوانى گَرى‏اى كه بدان مبتلا بود ، اظهار ناراحتى كرد . فرمود : «گَرى ، از بخارِ جگر است . برو و پاى راست خود را رگ بزن و بر استفاده كردن از دو درهم روغن بادام شيرين ، همراه با آب كشك جو ، ملازمت كن و از [خوردن] ماهى و سركه نيز حذر كن» . آن مرد ، اين كار را انجام داد و به اذن خداوند عز و جل ، بهبود يافت . مكارم الأخلاق ، جلد 1 ، صفحه 176 ، حديث 527 ، بحار الأنوار ، جلد 62 ، صفحه 128 ، حديث 90 دانش نامه احاديث پزشكي : 1 / 51   سركه در چه مواقعي مضر است؟ كتاب من لا يحضره الفقيه عن أبي سعيد الخُدريّ : أوصى رَسولُ اللّه‏ِ صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم عَلِيَّ بنَ أبي طالِبٍ عليه‏السلام فَقالَ : يا عَلِيُّ : . . . اِمنَعِ العَروسَ في اُسبوعِها مِنَ الأَلبانِ ، وَالخَلِّ ، وَالكُزبُرَةِ ، وَالتُّفّاحِ الحامِضِ ، مِن هذِهِ الأَربَعَةِ الأَشياءِ . فَقالَ عَلِيٌّ عليه‏السلام : يا رَسولَ اللّه‏ِ ، ولِأَيِّ شَيءٍ أمنَعُها هذِهِ الأَشياءَ الأَربَعَةَ؟ قالَ : لِأَنَّ الرَّحِمَ تَعقَمُ وتَبرُدُ مِن هذِهِ الأَربَعَةِ الأَشياءِ . . . . فَقالَ عَلِيٌّ عليه‏السلام : يا رَسولَ اللّه‏ِ ، ما بالُ الخَلِّ تُمنَعُ مِنهُ؟ قالَ : إذا حاضَت عَلَى الخَلِّ لَم تَطهُر أبَداً بِتَمامٍ ، وَالكُزبُرَةُ تُثيرُ الحَيضَ في بَطنِها وتُشَدِّدُ عَلَيهَا الوِلادَةَ ، وَالتُّفّاحُ الحامِضُ يَقطَعُ حَيضَها فَيَصيرُ داءً عَلَيها . كتاب من لا يحضره الفقيه - به نقل از ابوسعيد خُدْرى: پيامبر خدا ، به على بن ابى‏طالب سفارش كرد و به او فرمود : «اى على! عروس را در هفته اوّلش از شير ، سركه ، گشنيز ، سيب تُرش ، از اين چهار چيز ، باز بدار» . على عليه‏السلام پرسيد : اى پيامبر خدا ! براى چه او را از اين چيزها باز بدارم؟ فرمود : «زيرا از اين چهار چيز ، زهدان سِتَروَن و سرد مى ‏شود . . .» . على عليه‏السلام [ديگر بار] پرسيد : اى پيامبر خدا ، امّا از اين ميان ، از سركه چرا باز داشته مى‏شود؟ فرمود : «اگر در حالى كه سركه خورده است ، عادت ماهانه شود ، هرگز كامل پاك نگردد ، گشنيز هم حيض را در شكم وى برمى‏ انگيزانَد و زادن را بر او سخت مى ‏سازد . سيب تُرش نيز حيض شدن او را قطع مى‏كند و اين عارضه براى وى يك بيمارى مى‏ شود» . كتاب من لا يحضره الفقيه ، جلد 3 ، صفحه 551 ، حديث 4899 ، علل الشرائع ، صفحه 514 ، حديث 5 ، الاختصاص ، صفحه 132 وفيه «تبور» بدل «تثير» ، بحار الأنوار ، جلد 103 ، صفحه 280 ، حديث 1 دانش نامه احاديث پزشكي : 1 / 596 سركه چه جایگاهی در نزد رسول خدا - صلی الله علیه و آله و سلم - داشت؟ الإمام الصادق عليه‏السلام : كانَ أحَبَّ الصِّباغِ إلى رَسولِ اللّه‏ِ صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم الخَلُّ ، وأحَبَّ البُقولِ إلَيهِ الحَوكُ ، يَعنِي : الباذَروجَ . امام صادق عليه‏السلام : نزد پيامبر خدا ، سركه ، دوست‏داشتنى ‏ترين نانخورِش ، و حَوك (يعنى بادروج) ، دوست‏داشتنى ‏ترين سبزى بود . جامع الأحاديث للقمّي ، صفحه 227 ، المحاسن ، جلد 2 ، صفحه 320 ، حديث 2077 عن الشعيري من دون إسنادٍ إلى المعصوم وفيه «كان أحبّ البقول إلى رسول اللّه‏ صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم الباذروج» ، بحار الأنوار ، جلد 66 ، صفحه 304 ، حديث 18 دانش نامه احاديث پزشكي : 2 / 198   بهترین نوع سركه كدام است؟ رسول اللّه‏ صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم : ما أقفَرَ أهلُ بَيتٍ مِن اُدمٍ فيهِ خَلٌّ ، وخَيرُ خَلِّكُم خَلُّ خَمرِكُم . پيامبر خدا صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم : كسانِ هيچ خانه‏اى كه در آن سركه باشد ، نانشان بى‏خورش نمى‏مانَد . برترين سركه شما نيز سركه شراب تان است . السنن الكبرى ، جلد 6 ، صفحه 63 ، حديث 11203 عن جابر ، كنز العمّال ، جلد 15 ، صفحه 284 ، حديث 41013 ، دانش نامه احاديث پزشكي : 2 / 304 علاّمه مجلسى مى‏گويد : گفته شده : مقصود از سركه شراب ، آن شرابى است كه با عمل‏آورى ، به سركه تبديل مى‏شود ، يا مقصود ، هر سركه‏اى است كه در اصل ، شراب بوده است ، البتّه مشروط به آن‏كه تبديل انگور به سركه ، بدون آن‏كه تبديل به شراب شود ، امكان‏پذير باشد ، چنان‏كه اين گونه بسيار ادّعا مى‏شود . [فيروزآبادى] در القاموس گفته است : «سركه ، حالت اسيدى‏شده آب انگور و مانند آن است . بهترين نوع آن هم سركه شراب است ، تركيب‏يافته از دو جوهرِ : گرم و سرد ، و سودمند براى : معده ، لثه ، زخم‏هاى بدخيم ، خارش ، نيش‏زدگى گزندگان ، [درمان] افيون‏خوارى ، سوختگى با آتش ، دندان‏درد ، بخارهاى داغ درونى حاصل از استسقا ، و سرانجام [درمان] دشوارى شنوايى ، پيچيدن صدا در گوش ، و وِز وِز كردن آن» . ظاهراً مقصود از سركه شراب ، سركه‏اى است كه از شراب انگور حاصل مى‏آيد ؛ چرا كه آن را غالبا به همين نامِ «شراب» مى‏خوانند . صاحب بحر الجواهر گفته است : «سركه شراب ، آن است كه [در تهيّه‏اش ،] از شراب ، افشره‏اى بسازند و از صافى بگذرانند و به هر ده رطل از صد رطل ، يك رطل سركه انگورِ درجه يك بيفزايند و آن‏گاه آن را در خمره‏اى قيراندود ، در آفتاب بگذارند» . (بحار الأنوار ، ج62 ، صفحه 162 ج : حبوبات عدس چه خواصي دارد؟ لوبیا چه خاصیتی دارد؟ ماش چه خاصيتي دارد؟ نخود چه فوایدی دارد؟   عدس چه خواصي دارد؟ الإمام عليّ عليه‏السلام : أكلُ العَدَسِ ، يُرِقُّ القَلبَ ، ويُكثِرُ الدَّمعَةَ . امام على عليه‏السلام : عدس ، دل را نازك مى ‏كند و اشك را مى‏ افزايد. الكافي ، جلد 6 ، صفحه 343 ، حديث 1 عن السكوني عن الإمام الصادق عليه‏السلام ، المحاسن ، جلد 2 ، صفحه 306 ، حديث 2017 عن السكوني عن الإمام الصادق عن أبيه عنه عليهم‏السلام وفيه «يسرع» بدل «يكثر» ، بحار الأنوار ، جلد 66 ، صفحه 258 ، حديث 3 دانش نامه احاديث پزشكي : 1 / 232 ------------------------------------------------------ الكافي عن فرات بن أحنف : إنَّ بَعضَ بَني إسرائيلَ شَكا إلَى اللّه‏ِ عز و جل قَسوَةَ القَلبِ ، وقِلَّةَ الدَّمعَةِ ، فَأَوحَى اللّه‏ُ عز و جل إلَيهِ أن كُلِ العَدَسَ ، فَأَكَلَ العَدَسَ ؛ فَرَقَّ قَلبُهُ ، وجَرَت دَمعَتُهُ . الكافى - به نقل از فرات بن احنف: يكى از [پيامبران] بنى اسرائيل ، از سنگ‏دلى و كمىِ اشك به درگاه خداوند عز و جل ناليد. خداوند عز و جل به او وحى فرستاد كه: «عدس بخور». او نيز عدس خورد و از آن پس ، دلش نازك شد و اشكش جارى گشت. الكافي ، جلد 6 ، صفحه 343 ، حديث 2 ، المحاسن ، جلد 2 ، صفحه 307 ، حديث 2020 ، بحار الأنوار ، جلد 66 ، صفحه 258 ، حديث 6 دانش نامه احاديث پزشكي : 1 / 232 ------------------------------------------------------ رسول اللّه‏ صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم : عَلَيكُم بِالعَدَسِ ؛ فَإِنَّهُ يُرِقُّ القَلبَ ، ويُكثِرُ الدَّمعَةَ ، ولَقَد قَدَّسَهُ سَبعونَ نَبِيّاً . پيامبر خدا صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم : بر شما باد عدس ؛ چرا كه دل را نازك مى‏كند و اشك را افزون مى‏ سازد . و هفتاد پيامبر ، آن را پاك دانسته‏ اند . دعائم الإسلام ، جلد 2 ، صفحه 112 ، حديث 370 ، بحارالأنوار ، جلد 66 ، صفحه 259 ، حديث 9 دانش نامه احاديث پزشكي : 2 / 392 ------------------------------------------------------ رسول الله صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم : عَلَيكُم بِالعَدَسِ ؛ فَإِنَّهُ مُبارَكٌ مُقَدَّسٌ ، يُرَقِّقُ القَلبَ ، ويُكثِرُ الدَّمعَةَ ، وقَد بارَكَ فيهِ سَبعونَ نَبِيّاً آخِرُهُم عيسَى بنُ مَريَمَ عليه‏السلام . پيامبر خدا صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم : بر شما باد عدس ؛ چرا كه مبارك و پاك است ، دل را نازك مى‏كند و اشك را افزون مى‏ سازد . و هفتاد پيامبر كه آخرين شان عيسى بن مريم عليه‏السلام است ، دوام سودمندىِ آن را از خداوند متعال خواسته ‏اند . عيون أخبار الرضا عليه‏السلام ، جلد 2 ، صفحه 41 ، حديث 136 عن أحمدبن عامر الطائي ، صحيفة الإمام الرضا عليه‏السلام ، صفحه 244 ، حديث 150 كلاهما عن الإمام الرضا عن آبائه عليهم‏السلام ، الدعوات ، صفحه 148 ، حديث 392 ، بحارالأنوار ، جلد 14 ، صفحه 254 ، حديث 48؛ تفسير القرطبي ، جلد 1 ، صفحه 427 دانش نامه احاديث پزشكي : 2 / 392 ------------------------------------------------------ الإمام الباقر عليه‏السلام : كانَ فيما أوصى بِهِ رَسولُ اللّه‏ِ صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم عَلِيّاً عليه‏السلام أن قالَ : يا عَلِيُّ ، كُلِ العَدَسَ ؛ فَإِنَّهُ مُبارَكٌ مُقَدَّسٌ وهُوَ يُرِقُّ القَلبَ ، ويُكثِرُ الدَّمعَةَ ، وإنَّهُ بارَكَ عَلَيهِ سَبعون َ نَبِيّاً . امام باقر عليه‏السلام : از جمله سفارش‏هاى پيامبر خدا به على عليه‏السلام آن بود كه فرمود : «اى على ! عدس بخور ؛ چرا كه مبارك و مقدّس است ، دل را نازك مى‏كند و اشك را افزون مى‏ سازد ، و هفتاد پيامبر ، دوام سودمندىِ آن را از خداوند متعال خواسته‏ اند» . المحاسن ، جلد 2 ، صفحه 307 ، حديث 2019 عن الإمام الكاظم عن أبيه عليهماالسلام ، بحارالأنوار ، جلد 66 ، صفحه 258 ، حديث 5 دانش نامه احاديث پزشكي : 2 / 392 ------------------------------------------------------ الإمام الصادق عليه‏السلام : بَينَما رَسولُ اللّه‏ِ صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم جالِسٌ في مُصَلاّهُ ، إذ جاءَهُ رَجُلٌ يُقالُ لَهُ عَبدُاللّه‏ِ بنُ التَّيِّهانِ مِنَ الأَنصارِ ، فَقالَ : يا رَسولَ اللّه‏ِ ، إنّي لَأَجلِسُ إلَيكَ كَثيراً وأسمَعُ مِنكَ كَثيراً ، فَما يَرِقُّ قَلبي وما تُسرِعُ دَمعَتي ! فَقالَ لَهُ النَّبِيُّ صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم ، يَابنَ التَّيِّهانِ ، عَلَيكَ بِالعَدَسِ فَكُلهُ ؛ فَإِنَّهُ يُرِقُّ القَلبَ ، ويُسرِ عُ الدَّمعَةَ ، وقَد بارَكَ عَلَيهِ سَبعونَ نَبِيّاً . امام صادق عليه‏السلام : در حالى كه پيامبر خدا در جاى نماز خويش نشسته بود ، مردى از انصار به نام عبد اللّه‏ بن تَيِّهان نزد ايشان آمد و گفت : اى پيامبر خدا ! من بسيار در محضر تو مى‏نشينم و بسيار از تو مى‏شنوم ؛ امّا نه دلم نازك مى‏شود و نه اشكم فرو مى‏ريزد . پيامبر صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم به او فرمود : «اى پسر تَيِّهان ! بر تو باد عدس . آن را بخور ؛ چرا كه دل را نازك مى‏كند و اشك را شتاب مى‏دهد . و هفتاد پيامبر ، دوام سودمندىِ آن را از خداوند خواسته‏ اند» . المحاسن ، جلد 2 ، صفحه 306 ، حديث 2018 عن عبدالرحمن بن زيد بن أسلم التبوكي ، مكارم الأخلاق ، جلد 1 ، صفحه 408 ، حديث 1383 عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم‏السلام ، بحارالأنوار ، جلد 66 ، صفحه 258 ، حديث 4 دانش نامه احاديث پزشكي : 2 / 392 ------------------------------------------------------ رسول الله صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم : شَكا نَبِيٌّ مِنَ الأَنبِياءِ إلَى اللّه‏ِ عز و جل قَسوَةَ قُلوبِ قَومِهِ ، فَأَوحَى اللّه‏ُ عز و جلإلَيهِ وهُوَ فِي مُصَلاّهُ أن مُر قَومَكَ أن يَأكُلُوا العَدَسَ ؛ فَإِنَّهُ يُرِقُّ القَلبَ ، ويُدمِعُ العَينَ ، ويَذهَبُ بِالكِبرِ ، وهُوَ طَعامُ الأَبرارِ . پيامبر خدا صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم : يكى از پيامبران ، از سنگ‏دلىِ قوم خويش ، به درگاه خداوند عز و جل شكايت برد . خداوند عز و جل ، در حالى كه او در نمازگه خويش بود ، به او وحى فرستاد كه : «به قوم خويش بفرما تا عدس بخورند ؛ چرا كه دل را نازك مى‏كند ، چشم را به اشك مى‏آورد ، خودبرتربينى را از ميان مى‏برد و خوراك نيكان است» . الفردوس ، جلد 2 ، صفحه 368 ، حديث 3643 عن أبي هريرة؛ مكارم الأخلاق ، جلد 1 ، صفحه 408 ، حديث 1384 ، بحارالأنوار ، جلد 66 ، صفحه 259 ، حديث 8 دانش نامه احاديث پزشكي : 2 / 394 ------------------------------------------------------ الإمام الصادق عليه‏السلام : شَكا رَجُلٌ إلى نَبِيِّ اللّه‏ِ صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم قَساوَةَ القَلبِ ، فَقالَ لَهُ : عَلَيكَ بِالعَدَسِ ؛ فَإِنَّهُ يُرِقُّ القَلبَ ، ويُسرِعُ الدَّمعَةَ . امام صادق عليه‏السلام : مردى نزد پيامبر خدا از سنگ‏دلى ، اظهار ناراحتى كرد . به او فرمود : «بر تو باد عدس ؛ چرا كه دل را نازك مى‏كند و اشك را شتاب مى‏دهد» . الكافي ، جلد 6 ، صفحه 343 ، حديث 3 ، المحاسن ، جلد 2 ، صفحه 306 ، حديث 2016 وزاد في آخره «وقد بارك عليه سبعون نبيّا» وكلاهما عن عبدالرحمن بن زيد ، بحارالأنوار ، جلد 66 ، صفحه 258 ، حديث 2 ، دانش نامه احاديث پزشكي : 2 / 394 در المحاسن ، با اين افزوده در پايان حديث آمده : «و هفتاد پيامبر ، آن را تحسين كرده‏اند» .   لوبیا چه خاصیتی دارد؟ الإمام الصادق عليه‏السلام : اللّوبِيا يَطرُدُ الرِّياحَ المُستَبطِنَةَ . امام صادق عليه‏السلام : لوبيا ، بادهاى نهفته درون را دور مى‏كند . الكافي ، ج 6 ، ص 344 ، ح 4. دانش نامه احاديث پزشكي : 2 / 490   ماش چه خاصيتي دارد؟ الكافي عن أحمد بن الحسن الجلاّب عن بعض أصحابنا : شَكا رَجُلٌ إلى أبِي الحَسَنِ عليه‏السلام البَهَقَ ، فَأَمَرَهُ أن يَطبَخَ الماشَ ويَتَحَسّاهُ ويَجعَلَهُ في طَعامِهِ . الكافى - به نقل از احمد بن حسن بن جلاّب ، از يكى از ياران امام كاظم عليه‏السلام: مردى نزد امام كاظم عليه‏السلام از بَهَك اظهار ناراحتى كرد . امام عليه‏السلام ، به او فرمود كه ماش بپزد و از آن شوربايى بسازد و در خوراك خود ، قرار دهد . الكافي ، جلد 6 ، صفحه 344 ، حديث 1 ، مكارم الأخلاق ، جلد 1 ، صفحه 406 ، حديث 1378 نحوه ، بحار الأنوار ، جلد 66 ، صفحه 256 ، حديث 2. قال المجلسي قدس‏سره : اعلم أنّ البرص نوعان : أبيض وأسود ، وكذا البهق ، والفرق بينهما أنّ البهق مخصوص بالجلد ولا يغور في اللحم ، والبرص بنوعيه يغور فيه (بحار الأنوار ، جلد 62 ، صفحه 258) ، دانش نامه احاديث پزشكي : 1 / 514 بهك همانند پيسى ، سفيدى‏اى است كه بر خلاف رنگ پوست ، بر آن ظاهر مى‏شود؛ ولى خود پيسى نيست . علاّمه مجلسى مى‏گويد : پيسى بر دو گونه است: سفيد و سياه ، و همچنين است بهك. تفاوت ميان اين دو نيز آن است كه بهك به پوست محدود مى‏شود و به گوشت نمى‏رسد؛ امّا هر دو نوع پيسى به گوشت نيز سرايت مى‏كند ------------------------------------------------------ مكارم الأخلاق عَنِ الإمامِ الرِّضا عليه‏السلام - وسَأَلَهُ بَعضُ أصحابِهِ عَنِ البَهَقِ: خُذِ الماشَ الرَّطبَ في أيّامِهِ ، ودُقَّهُ مَعَ وَرَقِهِ ، وَاعصِرِ الماءَ ، وَاشرَبهُ عَلَى الرِّيقِ ، وَاطلِهِ عَلَى البَهَقِ . قالَ : فَفَعَلتُ ، فَعوفيتُ . مكارم الأخلاق - به نقل از امام رضا عليه‏السلام در پاسخ و پرسش با يكى از يارانش در مورد بَهَك: «ماش تازه را در هنگام خاصّ خودش فراهم كن و آن را با برگش بكوب و آب آن را بگير و ناشتا بخور و بر روى محلّ بَهَك نيز بمال» . آن مرد مى‏گويد : اين كار را انجام دادم و بهبود يافتم . مكارم الأخلاق ، جلد 1 ، صفحه 406 ، حديث 1379 ، بحار الأنوار ، جلد 66 ، صفحه 256 ، حديث 1 دانش نامه احاديث پزشكي : 1 / 514   نخود چه فوایدی دارد؟ الكافي عن أحمد بن محمّد بن أبي نصر عن الإمام الرضا عليه‏السلام : الحِمَّصُ جَيِّدٌ لِوَجَعِ الظَّهرِ . وكانَ يَدعو بِهِ قَبلَ الطَّعامِ وبَعدَهُ . الكافى - به نقل از احمد بن محمّد بن ابى‏نصر: امام رضا عليه‏السلام فرمود : «نخود ، براى كمر درد ، سودمند است» . [درباره ايشان (امام رضا عليه‏السلام ) نيز نقل كرده است كه] او پيش و پس از غذا ، آن را مى‏طلبيد . الكافي ، جلد 6 ، صفحه 343 ، حديث 4 ، المحاسن ، جلد 2 ، صفحه 307 ، حديث 2022 ، مكارم الأخلاق ، جلد 1 ، صفحه 408 ، حديث 1382 عن الإمام الصادق عليه‏السلام وليس فيه ذيله ، بحار الأنوار ، جلد 66 ، صفحه 263 ، حديث 1 دانش نامه احاديث پزشكي : 1 / 570 ------------------------------------------------------ الإمام الصادق عليه‏السلام - وقَد ذُكِرَ عِندَهُ الحِمَّصُ فَقالَ: هُوَ جَيِّدٌ لِوَجَعِ الظَّهرِ . امام صادق عليه‏السلام - هنگامى‏كه نزد ايشان از نخود نام‏بردند: براى درد كمر، سودمند است . مكارم الأخلاق ، جلد 1 ، صفحه 408 ، حديث 1382 ، بحار الأنوار ، جلد 66 ، صفحه 264 ، حديث 4 ، وفيه «الصدر» بدل «الظهر» ، دانش نامه احاديث پزشكي : 2 / 292. علاّمه مجلسى در اين باره آورده است: صاحب بحر الجواهر گفته: «نخود ، داراى انواعِ : سفيد، سرخ و سياه است». بقراط گفته: «در طبع نخست ، گرم و مرطوب است» ؛ امّا اسحاق مى‏گويد: «در طبع نخست ، گرم و خشك است». اگر با گوشتْ پخته شود ، به پخت بهترِ آن كمك مى‏كند. اگر لكّه خون با آن شسته شود ، اين لكّه از پارچه پاك مى‏شود. اگر آن را آرد كنند و با گلابِ گرم بياميزند و پمادى از آن بر كمر بمالند ، براى كمردردْ سودمند است. پيشاب و خونِ قاعدگى را به جريان مى‏اندازد، با سينه و ريه سازگار است، نيروى جنسى را برمى‏انگيزد، شكم را نرم مى‏كند ؛ امّا براى زخم‏هاى كليه و مثانه زيان دارد. بيشتر از هر چيز ، ريه را تقويت مى‏كند و پخته آن ، براى كمردرد، استسقا و يرقان ، سودمند است. بدان كه توان آميزش جنسى به سه چيز ، نيازمند است و اين هر سه ، در نخود ، يكجا گرد آمده است: نخست ، خوراكى كه در آن ، حرارتى افزون بر حرارت طبيعى بدن وجود داشته باشد و بتواند نيروى انسان را براى آميزش برانگيزد ؛ دوم ، غذايى كه از چنان تغذيه‏ كنندگى و رطوبتى برخوردار باشد كه بتواند به بدن رطوبت دهد و منى را افزون سازد ؛ و سوم ، غذايى كه در آن از بادها و نفخ باشد كه بتواند تهى‏گاه‏ها و اندام‏هاى آلت را پُر كند. اينها همه در نخود وجود دارند (بحار الأنوار : جلد 66 صفحه 264). در بحار الأنوار ، به جاى «كمر» ، واژه «سينه» آمده است. ------------------------------------------------------ الكافي عن أحمد بن محمّد بن أبي نصر عن الإمام الرضا عليه‏السلام : الحِمَّصُ جَيِّدٌ لِوَجَعِ الظَّهرِ . وكانَ يَدعو بِهِ قَبلَ الطَّعامِ وبَعدَهُ . الكافى - به نقل از احمد بن محمّد بن ابى نصر ، از امام رضا عليه‏السلام: «نخود براى كمردرد ، خوب است» . نيز درباره ايشان آمده است كه پيش و پس از غذا ، نخود مى ‏طلبيد . الكافي ، جلد 6 ، صفحه 343 ، حديث 4 ، المحاسن ، جلد 2 ، صفحه 307 ، حديث 2022 ، بحار الأنوار ، جلد 66 ، صفحه 263 ، حديث 1 دانش نامه احاديث پزشكي : 2 / 292   د : عسل عسل چه خواصی دارد؟ چرا بايد پس از خوردن ماهى، عسل خورد؟ ناشتا خوردن عسل چگونه است؟   عسل چه خواصی دارد؟ الإمام عليّ عليه‏السلام : العَسَلُ شِفاءٌ مِن كُلِّ داءٍ ولا داءَ فيهِ ؛ يُقِلُّ البَلغَمَ ، ويَجلُو القَلبَ . امام على عليه‏السلام : عسل ، شفاى هر بيمارى‏اى است و بيمارى‏اى هم در آن نيست؛ بلغم را كم مى‏كند و دل را جلا مى‏دهد. مكارم الأخلاق ، جلد 1 ، صفحه 359 ، حديث 1172 ، بحار الأنوار ، جلد 66 ، صفحه 294 ، حديث 18 دانش نامه احاديث پزشكي : 1 / 234 ------------------------------------------------------ رسول اللّه‏ صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم : مَن أرادَ الحِفظَ ، فَليَأكُلِ العَسَلَ . پيامبر خدا صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم : هر كس حافظه مى‏خواهد ، عسل بخورد. مكارم الأخلاق ، جلد 1 ، صفحه 358 ، حديث 1167 عن أنس ، طبّ النبيّ صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم ، صفحه 7 ، بحارالأنوار ، جلد 66 ، صفحه 290 ، حديث 2؛ الفردوس ، جلد 3 ، صفحه 594 ، حديث 5864 عن أنس دانش نامه احاديث پزشكي : 1 / 252 ------------------------------------------------------ الفقه المنسوب للإمام الرضا عليه‏السلام : قالَ العالِمُ عليه‏السلام : فِي العَسَلِ شِفاءٌ مِن كُلِّ داءٍ . مَن لَعِقَ لعقَةَ عَسَلٍ عَلَى الرّيقِ يَقطَعُ البَلغَمَ ، ويَحسِمُ الصَّفرَةَ ، ويَمنَعُ المِرَّةَ السَّوداءَ ، ويُصَفِّي الذِّهنَ ، ويُجَوِّدُ الحِفظَ إذا كانَ مَعَ اللُّبانِ الذَّكَرِ . الفقه المنسوب للإمام الرضا عليه‏السلام : عالم ( امام رضا عليه‏السلام ) فرمود: «در عسل ، درمان هر دردى است. هر كس ناشتا يك قاشق عسل بخورد ، اين عسل ، بلغم را پايان مى‏دهد ، صفرا را فرو مى‏نشانَد ، مانع از تلخه سياه (سودا) مى‏شود و ذهن را صفا مى‏بخشد ، و اگر كه همراه با كُندُر خورده شود ، حافظه را نكو مى‏سازد». الفقه المنسوب للإمام الرضا عليه‏السلام ، صفحه 346 ، بحار الأنوار ، جلد 66 ، صفحه 293 ، حديث 16 دانش نامه احاديث پزشكي : 1 / 252 ------------------------------------------------------ رسول اللّه‏ صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم : ثَلاثٌ يَزِدنَ فِي الحِفظِ ويَذهَبنَ بِالبَلغَمِ : قِراءَةُ القُرآنِ ، وَالعَسَلُ ، وَاللُّبانُ . پيامبر خدا صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم : سه چيز ، حافظه را افزون مى‏كند و بلغم را از ميان مى‏ بَرَد: قرائت قرآن ، عسل و كُندُر. صحيفة الإمام الرضا عليه‏السلام ، صفحه 231 ، حديث 127 عن الإمام الرضا عن آبائه عليهم‏السلام ، عيون أخبار الرضا عليه‏السلام ، جلد 2 ، صفحه 38 ، حديث 111 عن أحمد بن عامر الطائي عن الإمام الرضا عن آبائه عليهم‏السلام ، الدعوات ، صفحه 151 ، حديث 402 ، طبّ الأئمّة لابني بسطام ، جلد 66 عن فضالة بن إسماعيل عن الإمام الصادق عن أبيه عليهماالسلاموكلّها عن ، بحارالأنوار ، جلد 66 ، صفحه 290 ، حديث 3 وص 444 ، حديث 6 دانش نامه احاديث پزشكي : 1 / 254 ------------------------------------------------------ صحيح مسلم عن أبي سعيد الخدريّ : جاءَ رَجُلٌ إلَى النَّبِيِّ صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم فَقالَ : إنَّ أخِي استَطلَقَ بَطنُهُ . فَقالَ رَسولُ اللّه‏ِ صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم : «اِسقِهِ عَسَلاً » فَسَقاهُ ، ثُمَّ جاءَهُ فَقالَ : إنّي سَقَيتُهُ فَلَم يَزِدهُ إلاَّ استِطلاقا . فَقالَ لَهُ : ثَلاثَ مَرّاتٍ . ثُمَّ جاءَ الرّابِعَةَ فَقالَ : «اِسقِهِ عَسَلاً » . فَقالَ : لَقَد سَقَيتُهُ فَلَم يَزِدهُ إلاَّ استِطلاقا . فَقالَ رَسولُ اللّه‏ِ صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم : «صَدِّقِ اللّه‏َ وكَذِّب بَطنَ أخيك» فَسَقاهُ فَبَرَأ . صحيح مسلم - به نقل از ابوسعيد خُدْرى: مردى نزد پيامبر خدا آمد و گفت : برادرم به اسهال مبتلا شده است . پيامبر صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم فرمود : «به او عسل بنوشان» . وى به او عسل نوشاند و ديگر بار نزد پيامبر خدا آمد و گفت : به وى خوراندم ؛ امّا بر اسهال وى افزود . او سه بار مراجعه كرد و همين را گفت و پيامبر خدا نيز سخن پيشين را به او فرمود . براى چهارمين بار ، به حضور رسيد و پيامبر خدا فرمود : «به او عسل بنوشان» . گفت : به او خورانده‏ام ؛ امّا فقط بر اسهالش افزوده است . پيامبر خدا فرمود : «سخن خدايت را باور بدار و شكم برادر خويش را باور مَدار» . پس ، آن مرد ديگر بار به او عسل خورانيد و او نيز بهبود يافت . صحيح مسلم ، جلد 4 ، صفحه 1736 ، حديث 91 ، صحيح البخاري ، جلد 5 ، صفحه 2152 ، حديث 5360 ، سنن الترمذي ، جلد 4 ، صفحه 409 ، حديث 2082 كلاهما نحوه ، مسند ابن حنبل ، جلد 4 ، صفحه 183 ، حديث 11871 ، كنز العمّال ، جلد 10 ، صفحه 21 ، حديث 28170؛ بحارالأنوار ، جلد 66 ، صفحه 295 ، حديث 20 دانش نامه احاديث پزشكي : 1 / 430 ------------------------------------------------------ الإمام عليّ عليه‏السلام : إنَّ رَجُلاً شَكا إلى رَسولِ اللّه‏ِ صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم وَجَعاً يَجِدُهُ في جَوفِهِ فَقالَ : خُذ شَربَةَ عَسَلٍ وأَلقِ فيها ثَلاثَ حَبّاتِ شونيزٍ أو خَمساً أو سَبعاً ، وَاشرَبهُ تَبَرأ بِإِذنِ اللّه‏ِ . فَفَعَلَ ذلِكَ الرَّجُلُ فَبَرَأَ . امام على عليه‏السلام : مردى نزد پيامبر خدا از دردى كه در درون خويش داشت ، اظهار ناراحتى كرد . پيامبر صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم فرمود : «شربتى از عسل بردار و سه يا پنج يا هفت دانه شونيز در آن بينداز و بنوش تا به اذن خداوند عز و جل بهبود يابى» . او اين كار را انجام داد و بهبود يافت . دعائم الإسلام ، جلد 2 ، صفحه 135 ، حديث 476 عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم‏السلام ، بحارالأنوار ، جلد 62 ، صفحه 72 ، حديث 28 دانش نامه احاديث پزشكي : 1 / 432 ------------------------------------------------------ طبّ الأئمّة عن عبد الرحمن بن الجهم : شَكا ذَريحٌ المُحارِبيُّ قَراقِرَ في بَطنِهِ إلى أبي عَبدِاللّه‏ِ عليه‏السلام ، فَقالَ : أتوجِعُكَ؟ قالَ : نَعَم . قالَ : ما يَمنَعُكَ مِنَ الحَبَّةِ السَّوداءِ وَالعَسَلِ لَها . طبّ الأئمّة عليهم‏السلام - به نقل از عبد الرحمان بن جَهْم: ذريح محاربى ، نزد امام صادق عليه‏السلام ، اظهار كرد كه شكم وى غُرغُر مى‏كند . امام پرسيد : «آيا درد هم دارى؟» . گفت : آرى . فرمود : «چرا براى درمان آن ، از سياه‏دانه و عسل ، بهره نمى‏جويى؟» . طبّ الأئمّة لابني بسطام ، صفحه 100 ، بحار الأنوار ، جلد 62 ، صفحه 177 ، حديث 13 دانش نامه احاديث پزشكي : 1 / 448 ------------------------------------------------------ رسول اللّه‏ صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم : ما لِلنَّفساءِ عِندي شِفاءٌ مِثلُ الرُّطَبِ ، وما لِلمَريضِ مِثلُ العَسَلِ . پيامبر خدا صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم : نزد من براى زن تازه‏زا ، درمانى همانند خرما و براى بيمار ، درمانى همانند عسل وجود ندارد . الفردوس ، جلد 4 ، صفحه 85 ، حديث 6264 ، كنز العمّال ، جلد 10 ، صفحه 44 ، حديث 28279 نقلاً عن أبي الشيخ وأبي نعيم في الطبّ وكلاهما عن أبي هريرة ، المصنّف لابن أبي شيبة ، جلد 5 ، صفحه 461 ، حديث 3 نحوه ، فتح الباري ، جلد 9 ، صفحه 566 كلاهما عن الربيع بن خيثم من دون إسنادٍ إليه صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم دانش نامه احاديث پزشكي : 1 / 678 ------------------------------------------------------ الإمام عليّ عليه‏السلام : العَسَلُ فيهِ شِفاءٌ . امام على عليه‏السلام : در عسل ، درمان است . المحاسن ، جلد 2 ، صفحه 300 ، حديث 1991 عن إسماعيل بن جعفر عن أبيه ، دعائم الإسلام ، جلد 2 ، صفحه 148 ، حديث 526 عن الإمام الصادق عليه‏السلام وفيه «قال اللّه‏ عز و جل : فيه شفاء للناس» ، بحارالأنوار ، جلد 66 ، صفحه 291 ، حديث 6 دانش نامه احاديث پزشكي : 2 / 398 ------------------------------------------------------ عنه عليه‏السلام : مَا استَشفَى المَريضُ بِمِثلِ شُربِ العَسَلِ . امام على عليه‏السلام : بيمار ، به چيزى همانند خوردن عسل ، درمان نجسته است . دعائم الإسلام ، جلد 2 ، صفحه 148 ، حديث 526 ، الكافي ، جلد 6 ، صفحه 332 ، حديث 5 ، كتاب من لايحضره الفقيه ، جلد 3 ، صفحه 351 ، حديث 4235 كلاهما عن موسى بن بكر عن الإمام الكاظم عليه‏السلام وليس فيهما «شرب» ، المحاسن ، جلد 2 ، صفحه 300 ، حديث 1993 عن ابن سنان وأبي البختري عن الإمام الصادق عليه‏السلام ، بحارالأنوار ، جلد 66 ، صفحه 292 ، حديث 8 ، دانش نامه احاديث پزشكي : 2 / 398 در الكافى و كتاب من لا يحضره الفقيه ، از امام كاظم عليه‏السلام و با اين تفاوت كه در آنها ، واژه «خوردن» نيامده است . ------------------------------------------------------ رسول الله صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم : نِعمَ الشَّرابُ العَسَلُ ؛ يَرعَى القَلبَ ، ويُذهِبُ بَردَ الصَّدرِ . پيامبر خدا صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم : عسل ، چه خوب نوشيدنى‏ اى است! قلب را مراقبت مى‏كند و سردىِ سينه را از ميان مى‏برد . مكارم الأخلاق ، جلد 1 ، صفحه 358 ، حديث 1168 ، طبّ النبيّ صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم ، صفحه 7 ، بحار الأنوار ، جلد 62 ، صفحه 295؛ الفردوس ، جلد 4 ، صفحه 265 ، حديث 6780 عن عائشة وفيه «بوحر» بدل «برد» ، دانش نامه احاديث پزشكي : 2 / 400 در الفردوس ، به جاى «سردىِ سينه را از ميان مى‏برد» ، عبارت «كينه و حالت دل‏چركينى را از ميان مى‏برد» آمده است . ------------------------------------------------------ رسول الله صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم : العَسَلُ شِفاءٌ ؛ يَطرُدُ الرّيحَ وَالحُمّى . پيامبر خدا صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم : عسل ، شفايى است كه باد و تب را دور مى‏كند . جامع الأحاديث للقمّي ، صفحه 101 ، بحار الأنوار ، جلد 66 ، صفحه 294 ، حديث 19 نقلاً عن الإمامة والتبصرة عن إسماعيل بن موسى بن جعفر عن أبيه عن آبائه عليهم‏السلامعنه صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم دانش نامه احاديث پزشكي : 2 / 400 ------------------------------------------------------ الإمام الكاظم عليه‏السلام : مَن تَغَيَّرَ عَلَيهِ ماءُ الظَّهرِ ، فَإِنَّهُ يَنفَعُ لَهُ اللَّبَنُ الحَليبُ ، وَالعَسَلُ . امام كاظم عليه‏السلام : هر كس آب كمرش بر وى ديگرگون شود ، شير تازه همراه با عسل برايش سودمند است . الكافي ، جلد 6 ، صفحه 337 ، حديث 8 ، المحاسن ، جلد 2 ، صفحه 293 ، حديث 1962 ، مكارم الأخلاق ، جلد 1 ، صفحه 358 ، حديث 1164 وفيه «الحليب بالعسل» ، بحار الأنوار ، جلد 66 ، صفحه 290 ، حديث 2 دانش نامه احاديث پزشكي : 2 / 404 ------------------------------------------------------ الإمام الرضا عليه‏السلام : مَن أرادَ دَفعَ الزُّكامِ فِي الشِّتاءِ أجمَعَ ، فَليَأكُل كُلَّ يَومٍ ثَلاثَ لُقَمِ شَهدٍ . امام رضا عليه‏السلام : هر كه مى‏خواهد در همه زمستان از سرماخوردگى دور بماند ، هر روز ، سه لقمه شهد بخورد . طبّ الإمام الرضا عليه‏السلام ، صفحه 37 ، بحار الأنوار ، جلد 62 ، صفحه 324 دانش نامه احاديث پزشكي : 2 / 404 ------------------------------------------------------ الإمام الهادي عليه‏السلام - لَمّا سُئِلَ عَنِ الحُمَّى الغِبِّ الغالِبَةِ: يُؤخَذُ العَسَلُ وَالشّونيزُ ، ويُلعَقُ مِنهُ ثَلاثُ لَعقاتٍ ؛ فَإِنَّها تَنقَلِعُ ، وهُمَا المُبارَكانِ ، قالَ اللّه‏ُ تَعالى فِي العَسَلِ : « يَخْرُجُ مِن بُطُونِهَا شَرَابٌ مُّخْتَلِفٌ أَلْوَ نُهُ فِيهِ شِفَآءٌ لِّلنَّاسِ » . امام هادى عليه‏السلام - هنگامى كه درباره تبِ پيوسته يك روز در ميان از ايشان پرسيدند: قدرى عسل و شونيز (سياه‏دانه) ، برداشته و سه ليسه انگشت از آن خورده شود . در اين صورت ، تب ، ريشه‏كن خواهد شد ، و اين هر دو ، مبارك هستند . خداوند متعال ، درباره عسل فرموده است : (از درونِ [شكم] آن (زنبور) ، شهدى كه به رنگ‏هاى گوناگون است ، بيرون مى‏آيد . در آن ، براى مردم ، درمانى است) . طبّ الأئمّة لابني بسطام ، صفحه 51 عن أبي جعفر ، بحارالأنوار ، جلد 62 ، صفحه 100 ، حديث 23 دانش نامه احاديث پزشكي : 2 / 404 ------------------------------------------------------ عنه عليه‏السلام : خَيرُ الأَشياءِ لِحُمَّى الرِّبعِ أن يُؤكَلَ في يَومِهَا الفالوذَجُ المَعمولُ بِالعَسَلِ ويُكثَرَ زَعفَرانُهُ ، ولا يُؤكَلَ في يَومِها غَيرُهُ . امام هادى عليه‏السلام : بهترين چيز براى تبِ رِبع آن است كه در روز غلبه تب ، فالوده‏ اى كه با عسل ساخته شده و زعفران فراوانى دارد ، خورده شود و در آن روز ، چيزى ديگر خورده نشود . طبّ الأئمّة لابني بسطام ، صفحه 51 عن أبي جعفر ، بحار الأنوار ، جلد 62 ، صفحه 100 ، حديث 24 دانش نامه احاديث پزشكي : 2 / 406   چرا بايد پس از خوردن ماهى، عسل خورد؟ الكافي عن سعيد بن جناح عن مولى للإمام الصادق عليه‏السلام ، قال : دَعا[ عليه‏السلام ] بِتَمرٍ فَأَكَلَهُ ، ثُمَّ قالَ : ما بي شَهوَةٌ ، ولكِنّي أكَلتُ سَمَكاً . ثُمَّ قالَ : مَن باتَ وفي جَوفِهِ سَمَكٌ لَم يَتبَعهُ بِتَمَراتٍ أو عَسَلٍ ، لَم يَزَل عِرقُ الفالِجِ يَضرِبُ عَلَيهِ حَتّى يُصبِحَ . الكافى - به نقل از سعيد بن جناح ، از يكى از وابسته ‏هاى امام صادق عليه‏السلام: [امام عليه‏السلام ] چند خرمايى خواست و خورد. سپس فرمود: «اشتهايى نداشتم؛ امّا ماهى خورده بودم». سپس فرمود: «هر كس در حالى بخوابد كه ماهى خورده و در پى آن ، چند خرما يا مقدارى عسل نخورده است ، تا صبح ، رگِ سستْ‏ اندامى بر او غلبه خواهد داشت». الكافي ، جلد 6 ، صفحه 323 ، حديث 1 ، المحاسن ، جلد 2 ، صفحه 270 ، حديث 1866 ، بحار الأنوار ، جلد 65 ، صفحه 208 ، حديث 48 دانش نامه احاديث پزشكي : 1 / 274   ناشتا خوردن عسل چگونه است؟ الفقه المنسوب للإمام الرضا عليه‏السلام : قالَ العالِمُ عليه‏السلام : فِي العَسَلِ شِفاءٌ مِن كُلِّ داءٍ . مَن لَعِقَ لَعقَةَ عَسَلٍ عَلَى الرِّيقِ يَقطَعُ البَلغَمَ ، ويَحسِمُ الصُّفرَةَ ، ويَمنَعُ المِرَّةَ السَّوداءَ ، ويُصَفِّي الذِّهنَ ، ويُجَوِّدُ الحِفظَ إذا كانَ مَعَ اللُّبانِ الذَّكَرِ . الفقه المنسوب للإمام الرضا عليه‏السلام : امام رضا عليه‏السلام فرمود : «در عسل ، درمان هر دردى است . هر كس ناشتا يك انگشت از آن را بليسد ، اين عسل ، بلغم [وى ]را پايان مى‏دهد ، صفرا را فرو مى‏نشانَد ، تلخه سياه (زرداب) را مانع مى‏شود ، ذهن را صفا مى‏بخشد و اگر كه همراه با كُنْدُر خورده شود ، حافظه را نكو مى‏سازد» . الفقه المنسوب للإمام الرضا عليه‏السلام ، صفحه 346 ، بحار الأنوار ، جلد 66 ، صفحه 293 ، حديث 16 دانش نامه احاديث پزشكي : 2 / 404   ه : مويز مويز چه خواصی دارد؟ ناشتا مویز خوردن چه خاصیتی دارد؟   مويز چه خواصی دارد؟ رسول اللّه‏ صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم : مَن أدمَنَ أكلَ الزَّبيبِ عَلَى الرّيقِ ، رُزِقَ الفَهمَ وَالحِفظَ وَالذِّهنَ ، ونَقَصَ مِنَ البَلغَمِ . پيامبر خدا صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم : هر كس ناشتا به خوردن مويز مداومت كند ، فهم و حافظه و ذهن ، روزى او مى‏شود و از بلغم وى ، كاسته مى‏شود. بحار الأنوار ، جلد 62 ، صفحه 271 ، حديث 70 نقلاً عن كتاب الجنّة للكفعمي عن ابن مسعود دانش نامه احاديث پزشكي : 1 / 250 ------------------------------------------------------ رسول اللّه‏ صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم : عَلَيكُم بِالزَّبيبِ ؛ فَإِنَّهُ يَكشِفُ المِرَّةَ ، ويَذهَبُ بِالبَلغَمِ ، ويَشُدُّ العَصَبَ ، ويَذهَبُ بِالإِعياءِ ، ويُحَسِّنُ الخُلُقَ ، ويُطَيِّبُ النَّفسَ ، ويَذهَبُ بِالغَمِّ . پيامبر خدا صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم : بر شما باد مويز ، چرا كه تلخه را مى‏زدايد ، بلغم را مى‏بَرَد ، پِى را استحكام مى‏دهد ، رنجيدگى و خستگى را از ميان بر مى‏دارد ، خوى را خوش مى‏سازد ، دل را پاك و پيراسته مى‏دارد و اندوه را مى‏بَرَد. الخصال ، صفحه 344 ، حديث 9 عن أحمد الطائي عن الإمام الرضا عن آبائه عليهم‏السلام ، روضة الواعظين ، صفحه 340 ، مكارم الأخلاق ، جلد 1 ، صفحه 380 ، حديث 1272 نحوه وفيه «... ويصحّ الجسم و ...» ، بحار الأنوار ، جلد 66 ، صفحه 151 ، حديث 1 ؛ كنز العمّال ، جلد 10 ، صفحه 41 ، حديث 28265 نقلاً عن أبي نعيم عن عنه صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم دانش نامه احاديث پزشكي : 1 / 260 ------------------------------------------------------ رسول اللّه‏ صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم : نِعمَ الطَّعامُ الزَّبيبُ ؛ يَشُدُّ العَصَبَ ، ويَذهَبُ بِالوَصَبِ ، ويُطفِئُ الغَضَبَ ، ويُرضِي الرَّبَّ ، ويَذهَبُ بِالبَلغَمِ ، ويُطَيِّبُ النَّكهَةَ ، ويُصَفِّي اللَّونَ . پيامبر خدا صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم : مويز ، چه نيكو خوراكى است ! پِى را استحكام مى‏بخشد ، بيمارى را از ميان مى‏بَرَد ، خشم را فرو مى‏نشانَد ، پروردگار را خشنود مى‏سازد ، بلغم را مى‏بَرَد ، بوى دهان را خوش مى‏سازد و رنگ را صفا مى‏دهد . الاختصاص ، صفحه 124 عن أبي هند الداري ، بحار الأنوار ، جلد 66 ، صفحه 153 ، حديث 11 ؛ تاريخ دمشق ، جلد 21 ، صفحه 60 وليس فيه «يرضي الربّ» ، كنز العمّال ، جلد 10 ، صفحه 41 ، حديث 28266 دانش نامه احاديث پزشكي : 1 / 382 ------------------------------------------------------ رسول اللّه‏ صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم : عَلَيكُم بِالزَّبيبِ ؛ فَإِنَّهُ يُطفِئُ المِرَّةَ ، ويُسَكِّنُ البَلغَمَ ، ويَشُدُّ العَصَبَ ، ويُذهِبُ النَّصَبَ ، ويُحَسِّنُ القَلبَ . پيامبر خدا صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم : بر شما باد مويز ؛ چرا كه تلخه را خاموش مى‏كند ، بلغم را فرو مى‏نشاند ، پِى را استحكام مى‏بخشد ، خستگى را مى‏برد و قلب را نيكو مى‏سازد . طبّ النبيّ صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم ، صفحه 9 ، بحار الأنوار ، جلد 62 ، صفحه 298 دانش نامه احاديث پزشكي : 2 / 320 ------------------------------------------------------ الاختصاص عن أبي هند الدّاري : اُهدِيَ إلى رَسولِ اللّه‏ِ صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم طَبَقٌ مُغَطّىً ، فَكَشَفَ الغِطاءَ عَنهُ ، ثُّم قالَ : كُلوا بِاسمِ اللّه‏ِ ، نِعمَ الطَّعامُ الزَّبيبُ ؛ يَشُدُّ العَصَبَ ، ويَذهَبُ بِالوَصَبِ ، ويُطفِئُ الغَضَبَ ، ويُرضِي الرَّبَّ ، ويَذهَبُ بِالبَلغَمِ ، ويُطَيِّبُ النَّكهَةَ ، ويُصَفِّي اللَّونَ . الاختصاص - به نقل از ابو هند دارى: طَبَقى روى‏پوشيده به پيامبر خدا اهدا كردند . ايشان ، پوشش را از آن برداشت و سپس فرمود : «به نام خدا بخوريد . مويز ، چه نيكو خوراكى است ! پى را استحكام مى‏بخشد ، بيمارى را از ميان مى‏برد ، خشم را فرو مى‏نشاند ، پروردگار را خشنود مى‏سازد ، بلغم را مى‏برد ، بوى دهان را خوش مى‏سازد و رنگ را صفا مى‏دهد . في المصدر : «طبقا» ، والتصويب من بحار الأنوار وتاريخ دمشق .الاختصاص ، صفحه 124 ، مكارم الأخلاق ، جلد 1 ، صفحه 415 ، حديث 1606 نحوه ، وفيه «الزيت» بدل «الزبيب» ، بحار الأنوار ، جلد 66 ، صفحه 153 ، حديث 11 ؛ تاريخ دمشق ، جلد 21 ، صفحه 60 ، حديث 4724 وليس فيه «ويرضي الربّ» ، الفردوس ، جلد 4 ، صفحه 265 ، حديث 6780 ، كنز العمّال ، جلد 10 ، صفحه 41 ، حديث 28266 نقلاً عن غير واحد دانش نامه احاديث پزشكي : 2 / 320 ------------------------------------------------------ الإمام عليّ عليه‏السلام : إنَّ الزَّبيبَ يَشُدُّ القَلبَ ويَذهَبُ بِالمَرَضِ ، ويُطفِئُ الحَرارَةَ ، ويُطَيِّبُ النَّفسَ . امام على عليه‏السلام : مويز ، قلب را استحكام مى‏بخشد ، بيمارى را مى‏برد ، حرارت را خاموش مى‏سازد و دل را خوشى مى‏دهد . الأمالي للطوسي ، صفحه 362 ، حديث 751 عن عليّ بن عليّ بن رزين عن الإمام الرضا عن آبائه عليهم‏السلامعن النزّال بن سبرة ، مكارم الأخلاق ، جلد 1 ، صفحه 380 ، حديث 1270 ، بحار الأنوار ، جلد 66 ، صفحه 152 ، حديث 5 دانش نامه احاديث پزشكي : 2 / 322 ------------------------------------------------------ الإمام الصادق عليه‏السلام : الزَّبيبُ يَشُدُّ العَصَبَ ، ويَذهَبُ بِالنَّصَبِ ، ويُطَيِّبُ النَّفسَ . امام صادق عليه‏السلام : مويز ، پى را استحكام مى‏بخشد ، خستگى را مى‏برد و دل را خوشى مى‏دهد . الكافي ، جلد 6 ، صفحه 352 ، حديث 3 ، المحاسن ، جلد 2 ، صفحه 364 ، حديث 2268 ، بحار الأنوار ، جلد 66 ، صفحه 153 ، حديث 8 دانش نامه احاديث پزشكي : 2 / 322   ناشتا مویز خوردن چه خاصیتی دارد؟ رسول اللّه‏ صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم : مَن أدمَنَ أكلَ الزَّبي بِ عَلَى الرِّيقِ ، رُزِقَ الفَهمَ وَالحِفظَ وَالذِّهنَ ، ونَقَصَ مِنَ البَلغَمِ . پيامبر خدا صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم : هر كس به خوردن مَويز در حالت ناشتا عادت كند ، فهم و حافظه و ذهن ، روزىِ او مى‏شود و بلغمِ وى مى‏كاهد . بحار الأنوار ، جلد 62 ، صفحه 271 ، حديث 70 نقلاً عن كتاب الجنّة للكفعمي عن ابن مسعود دانش نامه احاديث پزشكي : 2 / 322 ------------------------------------------------------ الإمام الرضا عليه‏السلام : مَن أرادَ أن يَزيدَ في حِفظِهِ فَليَأكُل سَبعَ مَثاقيلَ زَبيبا بِالغَداةِ عَلَى الرّيقِ . امام رضا عليه‏السلام : هر كس كه مى‏خواهد به حافظه‏اش افزوده شود ، صبحگاهان در حالت ناشتا ، هفت مثقال مويز بخورد . طبّ الإمام الرضا عليه‏السلام ، صفحه 36 ، بحار الأنوار ، جلد 62 ، صفحه 324 دانش نامه احاديث پزشكي : 2 / 322 ------------------------------------------------------ الإمام عليّ عليه‏السلام : من أكَلَ إحدى وعِشرينَ زَبيبَةً حَمراءَ مِن أوَّلِ النَّهارِ ، دَفَعَ اللّه‏ُ عَنهُ كُلَّ مَرَضٍ وسُقمٍ . امام على عليه‏السلام : هر كس در ابتداى روز ، بيست و يك مويزِ سرخ بخورد ، خداوندْ هر بيمارى و ناتن‏درستى‏اى را از او دور مى‏كند . طبّ الأئمّة لابني بسطام ، صفحه 137 عن المفضّل عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم‏السلام ، بحار الأنوار ، جلد 66 ، صفحه 153 ، حديث 9 دانش نامه احاديث پزشكي : 2 / 322 ------------------------------------------------------ عنه عليه‏السلام : مَن أكَلَ إحدى وعِشرينَ زَبيبَةً حَمراءَ عَلَى الرِّيقِ ، لَم يَجِد في جَسَدِهِ شَيئا يَكرَهُهُ . امام على عليه‏السلام : هر كس در حالت ناشتا بيست و يك مويزِ سرخ بخورد ، در تن خويش ، چيزى ناخوشايند نخواهد يافت . عيون أخبار الرضا عليه‏السلام ، جلد 2 ، صفحه 41 ، حديث 133 عن أحمد بن عامر الطائي عن الإمام الرضا عن آبائه عليهم‏السلام ، الأمالي للطوسي ، صفحه 361 ، حديث 750 عن عليّ بن عليّ بن رزين عن الإمام الرضا عن آبائه عليهم‏السلامعن النزّال بن سبرة ، مكارم الأخلاق ، جلد 1 ، صفحه 380 ، حديث 1269 وليس فيهما «على الريق» ، بحار الأنوار ، جلد 66 ، صفحه 151 ، حديث 3 ؛ كنز العمّال ، جلد 10 ، صفحه 86 ، حديث 28472 نقلاً عن المصنّف لعبد الرزّاق ، دانش نامه احاديث پزشكي : 2 / 324 در الأمالى و مكارم الأخلاق ، عبارتِ «در حالت ناشتا» وجود ندارد. ------------------------------------------------------ عنه عليه‏السلام : إحدى وعشرونَ زَبيبَةً حَمراءَ في كُلِّ يَومٍ عَلَى الرّيقِ تَدفَعُ جَميعَ الأَمراضِ إلاّ مَرَضَ المَوتِ . امام على عليه‏السلام : [خوردن] بيست و يك مويزِ سرخ در هر صبح در حالت ناشتا ، همه بيمارى‏ها را دور مى‏كند ، مگر بيمارى مرگ را . الكافي ، جلد 6 ، صفحه 352 ، حديث 2 عن أبي بصير عن الإمام الصادق عليه‏السلام ، الخصال ، صفحه 612 ، حديث 10 عن أبي بصير ومحمّد بن مسلم عن الإمام الصادق عن آبائه عنه عليهم‏السلام ، تحف العقول ، صفحه 101 ، الأمالي للطوسي ، صفحه 360 ، حديث 749 عن عليّ بن عليّ بن رزين عن الإمام الرضا عن آبائه عنه عليهم‏السلام ، بحار الأنوار ، جلد 66 ، صفحه 152 ، حديث 6 دانش نامه احاديث پزشكي : 2 / 322 ------------------------------------------------------ عنه عليه‏السلام : مَنِ اصطَبَحَ بِإِحدى وعِشرينَ زَبيبَةً حَمراءَ لَم يَمرَض إلاّ مَرَضَ المَوتِ إن شاءَ اللّه‏ُ . امام على عليه‏السلام : هر كس بيست و يك مويزِ سرخ را خورشِ خود بگيرد ، به خواست خداوند ، به هيچ بيمارى‏اى مگر بيمارى مرگ ، مبتلا نمى‏شود . الكافي ، جلد 6 ، صفحه 351 ، حديث 1 عن السكوني عن الإمام الصادق عليه‏السلام ، المحاسن ، جلد 2 ، صفحه 364 ، حديث 2267 عن السكوني عن الإمام الصادق عن أبيه عنه عليهم‏السلام ، بحار الأنوار ، جلد 66 ، صفحه 152 ، حديث 7 دانش نامه احاديث پزشكي : 2 / 324 ------------------------------------------------------ الإمام الصادق عليه‏السلام : مَن أدمَنَ إحدى وعِشرينَ زَبيبَةً حَمراءَ ، لَم يَمرَض إلاّ مَرَضَ المَوتِ . امام صادق عليه‏السلام : هر كس به خوردن بيست و يك مويزِ سرخ عادت كند ، به بيمارى‏اى جز بيمارى مرگ ، مبتلا نمى‏شود . المحاسن ، جلد 2 ، صفحه 363 ، حديث 2266 عن ابن سنان ، بحار الأنوار ، جلد 66 ، صفحه 151 ، حديث 4 دانش نامه احاديث پزشكي : 2 / 324   و : برنج برنج چه خواصی دارد؟ برنج در میان خوراكی ها چه جایگاهی دارد؟ رسول خدا - صلی الله علیه و آله و سلم - در وصف برنج چه فرمود؟ امام صادق علیه السلام در وصف برنج چه فرمود؟   برنج چه خواصی دارد؟ الإمام الصادق عليه‏السلام : نِعمَ الطَّعامُ الأَرُزُّ ؛ يُوَسِّعُ الأَمعاءَ ، ويَقطَعُ البَواسيرَ ، وإنّا لَنَغبِطُ أهلَ‏العِراقِ بَأَكلِهِمُ‏الأَرُزَّ وَالبُسرَ ؛ فَإِنَّهُما يُوَسِّعانِ الأَمعاءَ، ويَقطَعانِ البَواسيرَ. امام صادق عليه‏السلام : برنج ، خوب خوراكى است! روده‏ها را فراخ مى‏كند و بواسير را ريشه كن مى‏سازد . ما بر مردم عراق ، غبطه مى‏خوريم كه برنج و خرما خرك مى‏خورند . اين دو ، روده‏ها را فراخ مى‏كنند و بواسير را ريشه كن مى‏سازند . الكافي ، جلد 6 ، صفحه 341 ، حديث 2 ، المحاسن ، جلد 2 ، صفحه 305 ، حديث 2015 كلاهما عن زرارة ، بحار الأنوار ، جلد 66 ، صفحه 261 ، حديث 5 دانش نامه احاديث پزشكي : 1 / 444   برنج در میان خوراكی ها چه جایگاهی دارد؟ رسول اللّه‏ صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم : الأَرُزُّ فِي الأَطعِمَةِ كَالسَّيِّدِ فِي القَومِ . پيامبر خدا صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم : برنج در ميان خوراكى‏ها ، به سان مهتر (رئيس) در ميان قوم است . طبّ النبيّ صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم ، صفحه 6 ، بحار الأنوار ، جلد 62 ، صفحه 294 ؛ الفردوس ، جلد 1 ، صفحه 127 ، حديث 440 عن عنه صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم دانش نامه احاديث پزشكي : 2 / 192 ------------------------------------------------------ رسول الله صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم : سَيِّدُ طَعامِ أهلِ الدُّنيا وَالآخِرَةِ اللَّحمُ ، ثُمَّ الأَرُزُّ . پيامبر خدا صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم : مهتر همه خوراكى‏هاى ساكنان اين سراى و آن سراى ، گوشت و سپس برنج است . عيون أخبار الرضا عليه‏السلام ، جلد 2 ، صفحه 35 ، حديث 79 عن أحمد بن عامر الطائي ، صحيفة الإمام الرضا عليه‏السلام ، صفحه 106 ، حديث 56 كلاهما عن الإمام الرضا عن آبائه عليهم‏السلام ، مكارم الأخلاق ، جلد 1 ، صفحه 335 ، حديث 1079 عن الإمام الرضا عن أبيه عن جدّه عليهم‏السلامعنه صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم وليس فيهما «أهل» ، بحارالأنوار ، جلد 66 ، صفحه 58 ، حديث 5 وص 262 ، حديث 7 ؛ سنن ابن ماجة ، جلد 2 ، صفحه 1099 ، حديث 3305 عن أبي الدرداء وفيه «أهل الجنّة» بدل «الآخرة» وليس فيه «ثمّ الأرزّ» ، كنز العمّال ، جلد 15 ، صفحه 291 ، حديث 41054 نقلاً عن الحاكم في تاريخ نيشابور عن صهيب دانش نامه احاديث پزشكي : 2 / 192   رسول خدا - صلی الله علیه و آله و سلم - در وصف برنج چه فرمود؟ رسول اللّه‏ صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم : نِعمَ الدَّواءُ الأَرُزُّ ، بارِدٌ صَحيحٌ سَليمٌ مِن كُلِّ داءٍ . پيامبر خدا صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم : برنج ، نيكو دارويى است : سرد است و سالم و بركنار از هر بيمارى . الفردوس ، جلد 4 ، صفحه 267 ، حديث 6785 عن أنس ؛ مكارم الأخلاق ، جلد 1 ، صفحه 335 ، حديث 1078 عن الإمام الصادق عليه‏السلام ، بحار الأنوار ، جلد 66 ، صفحه 262 ، حديث 7 دانش نامه احاديث پزشكي : 2 / 192   امام صادق علیه السلام در وصف برنج چه فرمود؟ الإمام الصادق عليه‏السلام : نِعمَ الطَّعامُ الأَرُزُّ ، وإنّا لَنَدَّخِرُهُ لِمَرضانا . امام صادق عليه‏السلام : برنج ، نيكو غذايى است . ما آن را براى بيماران خويش نگه مى‏داريم . الكافي ، جلد 6 ، صفحه 342 ، حديث 4 وح 5 وفيه «لنداوي به مرضانا» بدل «لندّخره لمرضانا» ، المحاسن ، جلد 2 ، صفحه 303 ، حديث 2007 ، بحار الأنوار ، جلد 66 ، صفحه 260 ، حديث 2 ، دانش نامه احاديث پزشكي : 2 / 194 در الكافى ، عبارت ، به صورت «ما بيماران خويش را با آن درمان مى‏كنيم» آمده است . ------------------------------------------------------ عنه عليه‏السلام : ما يَأتينا مِن ناحِيَتِكُم شَيءٌ أحَبُّ إلَيَّ مِنَ الأَرُزِّ وَالبَنَفسَجِ ، إنِّي اشتَكَيتُ وَجَعي ذلِكَ الشَّديدَ فَاُلهِمتُ أكلَ الأَرُزِّ ، فَأَمَرتُ بِهِ . . . فَأَذهَبَ اللّه‏ُ عز و جلعَنّي بِذلِكَ الوَجَعَ . امام صادق عليه‏السلام : از جانب شما ، چيزى دوست‏داشتنى‏تر از برنج و بنفشه براى ما نمى‏آيد . من [يك بار ،] از دردى سخت در رنج بودم و در اين هنگام به من الهام شد كه برنج بخورم . گفتم كه آن را فراهم آورند ... . پس ، خداوند عز و جل با آن ، دردم را از ميان برد . الكافي ، جلد 6 ، صفحه 341 ، حديث 1 عن يونس بن يعقوب دانش نامه احاديث پزشكي : 2 / 194   ز : شكر و نمك شكر چه خواصی دارد؟ نمك چه فوایدی دارد؟ نیشكر چه خاصیتی دارد؟ شكر سلیمانی چه خاصیتی دارد؟ شكر طبرزد چه خواصی دارد؟   شكر چه خواصی دارد؟ الكافي عن يحيى بن بشير النَّبّال : قالَ أبو عَبدِاللّه‏ِ عليه‏السلام لِأَبي : يا بَشيرُ ، بِأَيِّ شَيءٍ تُداوونَ مَرضاكُم؟ فَقالَ : بِهذِهِ الأَدوِيَةِ المِرارِ . فَقالَ لَهُ : لا ، إذا مَرِضَ أحَدُكُم فَخُذِ السُّكَّرَ الأَبيَضَ فَدُقَّهُ وصُبَّ عَلَيهِ الماءَ البارِدَ وَاسقِهِ إيّاهُ ، فَإِنَّ الَّذي جَعَلَ الشِّفاءَ فِي المَرارَةِ قادِرٌ أن يَجعَلَهُ فِي الحَلاوَةِ . الكافى - به نقل از يحيى بن بشير نَبّال: امام صادق عليه‏السلام از پدرم پرسيد : «اى بشير ! با چه چيز ، بيمارانتان را درمان مى‏كنيد؟» . پدرم گفت : با اين داروهاى تلخ . امام عليه‏السلام به وى فرمود : «نه ! اگر كسى از شما بيمار شد ، قدرى شِكر سفيد بردار ، آن را بساى . آب سرد بر رويش بريز و آن را به بيمار بخوران ؛ چرا كه آن كه در دارويى تلخ ، درمان نهاده ، بر اين هم تواناست كه درمان را در شكرينه قرار دهد» . الكافي ، جلد 6 ، صفحه 334 ، حديث 9 ، المحاسن ، جلد 2 ، صفحه 302 ، حديث 2005 ، بحار الأنوار ، جلد 66 ، صفحه 300 ، حديث 9 دانش نامه احاديث پزشكي : 2 / 352 ---------------------------------------------------- الإمام الكاظم عليه‏السلام : تَأخُذُ لِلحُمّى وَزنَ‏عَشَرَةِ دَراهِمَ سُكَّرا بِماءٍ بارِدٍ عَلَى الرِّيقِ. امام كاظم عليه‏السلام : براى تب ، به اندازه وزن دَه درهم ، شكر به آب سرد درمى‏آميزى و ناشتا مى‏خورى . مكارم الأخلاق ، جلد 1 ، صفحه 363 ، حديث 1189 ، طبّ الأئمّة لابني بسطام ، صفحه 50 وفيه «عن اُسامة الشحّام قال : سمعت أبا عبداللّه‏ عليه‏السلام يقول : ما اختار جدّنا صلوات اللّه‏ عليه للحمّى إلاّ وزن . . .» ، بحار الأنوار ، جلد 66 ، صفحه 300 ، حديث 12 ، دانش نامه احاديث پزشكي : 2 / 352 در طبّ الأئمّة عليهم‏السلام ، چنين آمده است: «از اُسامه شحّام ، نقل شده كه گفته است: از امام صادق عليه‏السلام شنيدم كه مى‏فرمود: جدّ ما - كه درودهاى خدا بر او باد - براى شب ، جز به اندازه وزن ... برنگزيد». ------------------------------------------------------ الكافي عن إبراهيم الجعفي : دَخَلتُ عَلى أبي عَبدِاللّه‏ِ عليه‏السلام ، فَقالَ : ما لي أراكَ ساهِمَ الوَجهِ؟ فَقُلتُ : إنَّ بي حُمَّى الرِّبعِ . فَقالَ : ماذا يَمنَعُكَ مِنَ المُبارَكِ الطَّيِّبِ؟ اِسحَقِ السُّكَّرَ ، ثُمَّ امخُضهُ بِالماءِ وَاشرَبهُ عَلَى الرِّيقِ وعِندَ المَساءِ . فَفَعَلتُ فَما عادَت إلَيَّ . الكافى - به نقل از ابراهيم جُعْفى: بر امام صادق عليه‏السلام وارد شدم . پرسيد : «چرا تو را پريده‏رنگ مى‏بينم؟» . گفتم : تب رِبع دارم . فرمود : «چه چيز ، تو را از خجسته پاك ، باز مى‏دارد؟ شكر را بساى و سپس در آب ، حل كن و آن را ناشتا و همچنين در شامگاهان بخور» . اين كار را انجام دادم و از آن پس ، به اين حالت ، گرفتار نيامدم . الكافي ، جلد 8 ، ص265، حديث 384 ، طبّ الأئمّة لابني بسطام، ص51 نحوه ، بحارالأنوار، جلد 62، ص103، ح33 ، دانش نامه احاديث پزشكي : 2 / 352 مقصود ، تبى است كه وقتى در يك روزْ عارض مى‏شود ، دو روز بعد از آن ، برطرف مى‏شود و در روز چهارم ، دوباره برمى‏گردد (الصحاح : ج3 ، ص1212 ، ذيل «ربع»). ------------------------------------------------------ الكافي عن الحسن بن عليّ بن النُّعمان عن بعض أصحابنا : شَكَوتُ إلى أبي عَبدِاللّه‏ِ عليه‏السلام الوَجَعَ ، فَقالَ لي : إذا أوَيتَ إلى فِراشِكَ فَكُل سُكَّرَتَينِ . قالَ : فَفَعَلتُ ذلِكَ فَبَرَأتُ . الكافى - به نقل از حسن بن على بن نُعمان ، از يكى از هم‏مسلكان ما: نزد امام صادق عليه‏السلام از درد ، اظهار ناراحتى كردم . به من فرمود : «چون به بستر رفتى ، دو شِكر پاره بخور» . اين كار را انجام دادم و بهبود يافتم . الكافي ، جلد 6 ، صفحه 333 ، حديث 5 ، مكارم الأخلاق ، جلد 1 ، صفحه 363 ، حديث 1186 نحوه ، بحار الأنوار ، جلد 66 ، صفحه 300 ، حديث 13 دانش نامه احاديث پزشكي : 2 / 354 ------------------------------------------------------ الكافي عن ابن أبي عُمَير رفعه عن الإمام الصاق عليه‏السلام ، قال : شَكا إلَيهِ رَجُلٌ الوَباءَ . فَقالَ لَهُ : وأينَ أنتَ عَنِ الطَّيِّبِ المُبارَكِ؟ قالَ : قُلتُ : ومَا الطَّيِّبُ المُبارَكُ؟ فَقالَ : سُلَيمانِيُّكُم هذا . قالَ : فَقالَ أبو عَبدِاللّه‏ِ عليه‏السلام : إنَّ أوَّلَ مَنِ اتَّخَذَ السُّكَّرَ سُلَيمانُ بنُ داوودَ عليهماالسلام . الكافى - به نقل از ابن ابى عُمَير ، در حديثى كه سند آن را به معصوم رسانده است -: مردى نزد امام صادق عليه‏السلام از وبا اظهار ناراحتى كرد . امام عليه‏السلام از او پرسيد : «با پاكِ خجسته چگونه‏اى؟» . [من] گفتم : پاكِ خجسته چيست؟ فرمود : «اين [شِكرِ] سليمانى شما» . امام صادق عليه‏السلام همچنين فرمود : «نخستين كسى كه شكر ساخت ، سليمان بن داوود بود» . الكافي ، جلد 6 ، صفحه 333 ، حديث 7 ، مكارم الأخلاق ، جلد 1 ، صفحه 362 ، حديث 1185 نحوه ، بحار الأنوار ، جلد 66 ، صفحه 298 ، حديث 3 دانش نامه احاديث پزشكي : 2 / 354 ------------------------------------------------------ الإمام الكاظم عليه‏السلام : مَن أخَذَ سُكَّرَتَينِ عِندَ النَّومِ ، كانَت لَهُ شِفاءً مِن كُلِّ داءٍ إلاّ السَّامَ . امام كاظم عليه‏السلام : هر كس در هنگام خفتن ، دو شكر پاره بردارد ، براى او در برابر هر دردى ، مگر درد مرگ ، درمان است . مكارم الأخلاق ، جلد 1 ، صفحه 363 ، حديث 1187 عن عليّ بن يقطين ، بحار الأنوار ، جلد 66 ، صفحه 300 ، حديث 12 دانش نامه احاديث پزشكي : 2 / 354   نمك چه فوایدی دارد؟ رسول اللّه‏ صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم : إنَّ اللّه‏َ عز و جل أوحى إلى موسَى بنِ عِمرانَ أن : اِبدَأ بِالمِلحِ وَاختِم بِالمِلحِ ؛ فَإِنَّ فِي المِلحِ دَواءً مِن سَبعينَ داءً ، أهوَنُهَا الجُنونُ ، وَالجُذامُ ، وَالبَرَصُ ، ووَجَعُ الحَلقِ وَالأَضراسِ ، ووَجَعُ البَطنِ . پيامبر خدا صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم : خداوند عز و جل به موسى بن عمران وحى كرد كه : «با نمك ، آغاز كن و با نمك ، پايان ده ؛ چرا كه درمان هفتاد درد ، در نمك است و كمترينِ اين دردها ديوانگى ، جذام ، پيسى ، گلودرد ، دندان‏درد و شكم‏درد است» . المحاسن ، جلد 2 ، صفحه 425 ، حديث 2490 عن الإمام الصادق عليه‏السلام ، بحار الأنوار ، جلد 66 ، صفحه 398 ، حديث 21 دانش نامه احاديث پزشكي : 2 / 494 ------------------------------------------------------ الإمام الباقر عليه‏السلام : كانَ فيما أوصى بِهِ رَسولُ اللّه‏ِ صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم عَلِيّا عليه‏السلام أن قالَ : يا عَلِيُّ ، اِفتَتِح طَعامَكَ بِالمِلحِ ؛ فَإِنَّ فيهِ شِفاءً مِن سَبعينَ داءً ، مِنهَا: الجُنونُ ، وَالجُذامُ ، وَالبَرَصُ ، ووَجَعُ الحَلقِ وَالأَضراسِ ، ووَجَعُ البَطنِ . امام باقر عليه‏السلام : از سفارش‏هاى پيامبر خدا به على عليه‏السلام اين بود كه فرمود : «اى على ! غذاى خويش را با نمك ، آغاز كن ؛ چرا كه درمان هفتاد درد ، در نمك است و ديوانگى ، پيسى ، گلودرد ، دندان‏درد و شكم‏درد ، از جمله اين دردهاست» . المحاسن ، جلد 2 ، صفحه 425 ، حديث 2488 عن الإمام الكاظم عن أبيه عليهماالسلام ، مكارم الأخلاق ، جلد 1 ، صفحه 307 ، حديث 975 من دون إسنادٍ إلى الإمام الباقر عليه‏السلاموزاد فيه «واختتم به» بعد «بالملح» ، بحار الأنوار ، جلد 66 ، صفحه 398 ، حديث 20 دانش نامه احاديث پزشكي : 2 / 494 ------------------------------------------------------ رسول اللّه‏ صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم : مَن أكَلَ المِلحَ قَبلَ كُلِّ شَيءٍ وبَعدَ كُلِّ شَيءٍ ، رَفَعَ اللّه‏ُ عَنهُ ثَلاثَمِئَةٍ وثَلاثينَ نَوعا مِنَ البَلاءِ ، أهوَنُهَا الجُذامُ . پيامبر خدا صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم : هر كس پيش از هر چيز و پس از هر چيز ، نمك بخورد ، خداوندْ سيصد و سى نوع بلا را كه كمترينش جذام است ، از او برمى‏دارد . مكارم الأخلاق ، جلد 1 ، صفحه 412 ، حديث 1395 عن عائشة ، طبّ النبيّ صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم ، صفحه 4؛ الفردوس ، جلد 3 ، صفحه 589 ، حديث 5845 عن عائشة دانش نامه احاديث پزشكي : 2 / 494 ------------------------------------------------------ الكافي عن محمّد بن مسلم [عن الإمام الباقر عليه‏السلام] : إنَّ العَقرَبَ لَسَعَت رَسولَ اللّه‏ِ صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم ، فَقالَ : لَعَنَكِ اللّه‏ُ ! فَما تُبالينَ مُؤمنا آذَيتِ أم كافِرا . ثُمَّ دَعا بِالمِلحِ فَدَلَكَهُ فَهَدَأَت . ثُمَّ قالَ أبوجَعفَرٍ عليه‏السلام : لَو يَعلَمُ النّاسُ ما فِي المِلحِ ما بَغَوا مَعَهُ دِرياقا . الكافى - به نقل از محمّد بن مسلم ، از امام باقر عليه‏السلام: كژدمى ، پيامبر خدا را نيش زد . پيامبر عليه‏السلام فرمود : «خدايَت لعنت كند كه هيچ برايت تفاوتى نمى‏كند كه مؤمنى را بگزى يا كافرى را !» . سپس قدرى نمك خواست و بر جاى گزِش ماليد و در نتيجه درد ، فرو نشست . اگر مردم از آنچه در نمك هست ، آگاهى داشتند ، با وجود آن ، ديگر هيچ پادزهرى نمى‏جستند . ما بين المعقوفين أثبتناه من المحاسن.في المصدر : «فهدّت» ، والتصويب من مرآة العقول وبحار الأنوار.الكافي ، جلد 6 ، صفحه 327 ، حديث 9 ، المحاسن ، جلد 2 ، صفحه 422 ، حديث 2477 ، بحار الأنوار ، جلد 64 ، صفحه 273 ، حديث 41 دانش نامه احاديث پزشكي : 2 / 494 ---------------------------------------------------- الإمام عليّ عليه‏السلام : مَنِ ابتَدَأَ طَعامَهُ بِالمِلحِ ؛ ذَهَبَ عَنهُ سَبعونَ داءً وما لا يَعلَمُهُ إلاّ اللّه‏ُ عز و جل . امام على عليه‏السلام : هر كس غذاى خود را با نمك آغاز كند ، هفتاد درد و دردهاى بسيار ديگرى - كه كسى جز خداوند عز و جل آنها را نمى‏داند - از وى دور مى‏شوند . الخصال ، صفحه 623 ، حديث 10 عن أبي بصير ومحمّد بن مسلم عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم‏السلام ، المحاسن ، جلد 2 ، صفحه 424 ، حديث 2483 عن محمّد بن مسلم عن الإمام الصادق عليه‏السلام ، بحار الأنوار ، جلد 66 ، صفحه 397 ، حديث 13 دانش نامه احاديث پزشكي : 2 / 496 ------------------------------------------------------ الإمام الصادق عليه‏السلام : مَن ذَرَّ عَلى أوَّلِ لُقمَةٍ مِن طَعامَهِ المِلحَ ؛ ذَهَبَ عَنهُ بِنَمَشِ الوَجهِ . امام صادق عليه‏السلام : هر كس بر نخستين لقمه از غذاى خود نمك بپاشد ، كَـك‏مكِ صورت او از ميان مى‏رود . الكافي ، جلد 6 ، صفحه 326 ، حديث 8 ، المحاسن ، جلد 2 ، صفحه 426 ، حديث 2491 وفيه «ذهب اللّه‏ عنه» بدل «ذهب عنه» ، بحار الأنوار ، جلد 66 ، صفحه 399 ، حديث 22 دانش نامه احاديث پزشكي : 2 / 496 ------------------------------------------------------ رسول اللّه‏ صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم - لِعَلِيٍّ عليه‏السلام: عَلَيكَ بِالمِلحِ ؛ فَإِنَّهُ شِفاءٌ مِن سَبعينَ داءً ؛ أدناهَا الجُذامُ ، وَالبَرَصُ ، وَالجُنونُ . پيامبر خدا صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم - خطاب به امام على عليه‏السلام: بر تو باد نمك ؛ چرا كه در آن ، شفاى هفتاد درد است كه كمترين آنها جذام ، پيسى و ديوانگى است . عيون أخبار الرضا عليه‏السلام ، جلد 2 ، صفحه 42 ، حديث 142 عن أحمد بن عامر الطائي عن الإمام الرضا عن آبائه عليهم‏السلام ، صحيفة الإمام الرضا عليه‏السلام ، صفحه 249 ، حديث 165 عن الإمام الرضا عن آبائه عليهم‏السلام ، مسند زيد ، صفحه 480 ، الدعوات ، صفحه 145 ، حديث 377 ، بحار الأنوار ، جلد 66 ، صفحه 397 ، حديث 14 دانش نامه احاديث پزشكي : 1 / 480 ------------------------------------------------------ الإمام الصادق عليه‏السلام : عَلَيكُم بِالأَبيَضَينِ الخُبزِ وَالرُّقَّةِ ، - يَعنِي المِلحَ - . . . وإنَّ فِي الرُّقَةِ أمانا مِنَ الجُذامِ ، والبَرَصِ ، وَالجُنونِ . امام صادق عليه‏السلام : بر شما باد آن دو سفيد : نان و نمك . . . كه ايمنى از جذام و پيسى و ديوانگى ، در نمك است . في المصدر : «أمان» ، والصواب ما أثبتناه.الاُصول الستّة عشر ، صفحه 12 عن زيد الزرّاد دانش نامه احاديث پزشكي : 1 / 480   نیشكر چه خاصیتی دارد؟ عنه عليه‏السلام : قَصَبُ السُّكَّرِ يَفتَحُ السُّدودَ ، ولا داءَ فيهِ ولا غائِلَةَ . امام كاظم عليه‏السلام : نيشكر ، انسدادها را مى‏گشايد و هيچ بيمارى و عارضه‏اى در آن نيست . مكارم الأخلاق ، جلد 1 ، صفحه 363 ، حديث 1191 ، بحار الأنوار ، جلد 66 ، صفحه 189 ، حديث 2 دانش نامه احاديث پزشكي : 2 / 354   شكر سلیمانی چه خاصیتی دارد؟ الكافي عن ابن أبي عُمَير رفعه عن الإمام الصاق عليه‏السلام ، قال : شَكا إلَيهِ رَجُلٌ الوَباءَ . فَقالَ لَهُ : وأينَ أنتَ عَنِ الطَّيِّبِ المُبارَكِ؟ قالَ : قُلتُ : ومَا الطَّيِّبُ المُبارَكُ؟ فَقالَ : سُلَيمانِيُّكُم هذا . قالَ : فَقالَ أبو عَبدِاللّه‏ِ عليه‏السلام : إنَّ أوَّلَ مَنِ اتَّخَذَ السُّكَّرَ سُلَيمانُ بنُ داوودَ عليهماالسلام . الكافى - به نقل از ابن ابى عُمَير ، در حديثى كه سند آن را به معصوم رسانده است -: مردى نزد امام صادق عليه‏السلام از وبا اظهار ناراحتى كرد . امام عليه‏السلام از او پرسيد : «با پاكِ خجسته چگونه‏اى؟» . [من] گفتم : پاكِ خجسته چيست؟ فرمود : «اين [شِكرِ] سليمانى شما» . امام صادق عليه‏السلام همچنين فرمود : «نخستين كسى كه شكر ساخت ، سليمان بن داوود بود» . الكافي ، جلد 6 ، صفحه 333 ، حديث 7 ، مكارم الأخلاق ، جلد 1 ، صفحه 362 ، حديث 1185 نحوه ، بحار الأنوار ، جلد 66 ، صفحه 298 ، حديث 3 دانش نامه احاديث پزشكي : 2 / 354   شكر طبرزد چه خواصی دارد؟ الإمام الرضا عليه‏السلام : السُّكَّرُ الطَّبَرزَدُ يَأكَلُ البَلغَمَ أكلاً . امام رضا عليه‏السلام : شكرِ طبرزد ، بلغم را به‏ كلّى از ميان مى‏برد . الكافي ، جلد 6 ، صفحه 333 ، حديث 4 وص 434 ، حديث 10 عن ياسر ، المحاسن ، جلد 2 ، صفحه 303 ، حديث 2006 ، بحار الأنوار ، جلد 66 ، صفحه 297 ، حديث 1 ، دانش نامه احاديث پزشكي : 2 / 356 [فيروزآبادى] در القاموس گفته است : «سُكَّر ، معرَّب واژه " شِكَر " پارسى است و اسم واحد آن را سُكَّره گويند . خرماى خوب يا انگورى را كه آبى بِدان هست و در نتيجه فرو مى‏پاشد - كه خود ، از بهترين انواع شكرينه است - نيز شكر گويند» . در المصباح هم آمده است : «شِكر ، چيزى شناخته‏شده است . برخى گفته‏اند : نخستين بار ، شِكر در طبرزد ، ساخته شد و از همين روى ، شكر طبرزدى گفته مى‏شود» . صاحب المصباح ، همچنين افزوده است : «طبرزد (بر وزن سَفَرجَل) واژه‏اى معرَّب است و سه تلفّظ دارد : به حرف دال (طبرزد) ، به حرف نون (طبرزن) و به حرف لام (طبرزل) . اَزهرى ، تلفّظ نون و لام را روايت كرده ؛ امّا تلفّظ به دال را روايت نكرده است» . ابن جواليقى گفته است : «اصل پارسىِ اين واژه ، تبرزد بوده است ، يعنى آنچه از اطراف ، با تبر ، تراشيده شده است . بنا بر اين ، طبرزد ، صفتى است كه در اِعراب ، از واژه «سُكّر» تبعيّت مى‏كند . برخى از عالمان هم گفته‏اند : طبرزد ، همان شِكر بلوچ است» . در بحر الجواهر نيز آمده است : «اُبلوج به معناى شكر سفيد است» . ابن بيطار نيز گفته است : «طبرزد ، معرَّب است ، به معناى چيزى سخت ، نه سست و نرم» . او همچنين افزوده است : «نمك طبرزد ، نمكى است سخت كه داراى شفافيّت نيست» . [علاّمه مجلسى در ادامه مى‏گويد :] مى‏گويم : «از برخى از سخنان عالمان ، چنين برمى‏آيد كه مقصود از طبرزد ، همان چيزى است كه به نبات ، ناموَر شده است ؛ امّا از بيشتر سخنان عالمان ، اين گونه به دست مى‏آيد كه مقصود ، همان قند است» . بغدادى نيز در الجامع خويش گفته است : «شكر در اوايل ، خشك ، و در نخست ، مرطوب است . ممكن است تلخه را تصفيه كند . گونه‏هاى مختلفى از آن ، ساخته مى‏شود كه روشن‏ترين ، شفّاف‏ترين و پاكيزه‏ترينِ آنها را در اصطلاح ، نبات گويند . نوع پايين‏تر را كه تيره‏رنگ ، خشن‏تر و پاكيزه ، امّا غيرشفاف است ، اُبلوج گويند . نوع پايين‏تر را كه شيره باشد ، قلم نامند ؛ زيرا به صورت رشته‏هاى دراز به مانند انگشت ، ساخته مى‏شود . نبات ، كمترين حرارت را مى‏طلبد ، پس از آن ، ابلوج ، پس از آن ، قلم ، و پس از آن ، شيره پخته . لطيف‏ترينِ انواع شكر نيز همان نبات است ، در درجه بعد ، ابلوج ، و فروتر از آن ، قلمى كه سفيدىِ كمترى داشته باشد . نوع سخت همين ابلوج را طبرزد مى‏نامند» . ------------------------------------------------------ الإمام الباقر عليه‏السلام - لِزُرارَهَ‏ـ: وَيحَكَ يا زُرارَةُ ، ما أغفَلَ النّاسَ عَن فَضلِ السُّكَّرِ الطَّبَرزَدِ ! وهُوَ يَنفَعُ مِن سَبعينَ داءً ، وهُوَ يَأكُلُ البَلغَمَ أكلاً ويَقلَعُهُ بِأَصلِهِ . امام باقر عليه‏السلام - خطاب به زُراره: اى زراره ! دريغ از تو! چه قدر مردم از ارزش شكر طبرزد ، بى‏خبرند ، در حالى كه براى هفتاد بيمارى ، سودمند است و بلغم را كاملاً فرو مى‏خورد و ريشه‏ كن مى‏سازد ! طبّ الأئمّة لابني بسطام ، صفحه 67 ، بحار الأنوار ، جلد 66 ، صفحه 300 ، حديث 11 دانش نامه احاديث پزشكي : 2 / 356 ح : خرما خرمای صرفان چه خاصیتی دارد؟ خرمای عجوه چه خواصی دارد؟ خوردن خرماي نارس چه اثري دارد؟ خرماي برني (هیرون) چه خواصي دارد؟ خرماي خرك چه فايده اي دارد؟ چرا پس از خوردن ماهى، خرما خوردن خوب است؟ ناشتا خرما خوردن چه فايده اي دارد؟ خوردن خرما در ماه آخر حاملگی چه اثری بر فرزند دارد؟   خرمای صرفان چه خاصیتی دارد؟ الإمام الصادق عليه‏السلام : نِعمَ التَّمرُ الصَّرَفانُ ؛ لا داءَ ولا غائِلَةَ . امام صادق عليه‏السلام : صَرَفان ، نيكو خرمايى است ؛ نه در آن بيمارى‏ى هست و نه عارضه‏ اى . المحاسن ، جلد 2 ، صفحه 349 ، حديث 2203 عن عبداللّه‏ بن سنان ، بحار الأنوار ، جلد 66 ، صفحه 138 ، حديث 49 ، دانش نامه احاديث پزشكي : 2 / 250 صَرَفان ، نوعى خرماست . به سان خرماى بَرنى ، سرخ رنگ است، با اين تفاوت كه جويدن آن ، قدرى سخت‏تر است و حالتى سقزمانند دارد (لسان العرب : جلد 9، صفحه 193). خرمای عجوه چه خواصی دارد؟ رسول الله صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم : العَجوَةُ مِنَ الجَنَّةِ ، وفيها شِفاءٌ مِنَ السَّمِّ . پيامبر خدا صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم : عَجْوه از بهشت است و درمان زهر ، در آن است . المحاسن ، جلد 2 ، صفحه 342 ، حديث 2178 عن عبدالرحمن بن زيد بن أسلم ، دعائم الإسلام ، جلد 2 ، صفحه 147 ، حديث 518 ، مكارم الأخلاق ، جلد 1 ، صفحه 364 ، حديث 1195 عن الإمام الصادق عليه‏السلاموفيه «السحر» بدل «السمّ» ، بحار الأنوار ، جلد 66 ، صفحه 133 ، حديث 29 ؛ سنن الترمذي ، جلد 4 ، صفحه 401 ، حديث 2066 عن أبي هريرة ، السنن الكبرى للنسائي ، جلد 4 ، صفحه 165 ، حديث 6715 عن أبي سعيد الخدري وجابر بن عبداللّه‏ ، كنز العمّال ، جلد 10 ، صفحه 28 ، حديث 28202 نقلاً عن ابن النجّار عن ابن عبّاس ، دانش نامه احاديث پزشكي : 2 / 246 عَجوه ، نوعى از خرماى مدينه است، بزرگ‏تر از خرمايى به نام صيحانى، و رنگ آن ، سرخ تيره مايل به سياه و از كاشته‏هاى پيامبر صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم است (النهاية : جلد 3 صفحه 188). خوردن خرماي نارس چه اثري دارد؟ الإمامُ الصّادقُ عليه‏السلام : ثَلاثةٌ يُسْمِنَّ وثَلاثةٌ يُهْزِلْنَ ، فأمّا الّتي يُسْمِنَّ : فإدْمانُ الحَمّامِ ، وشَمُّ الرائحَةِ الطَّيّبهِ ، ولُبْسُ الثِّيابِ اللَّيّنَةِ ، وأمّا الّتي يُهْزِلْنَ : فإدْمانُ أكْلِ البَيضِ ، والسَّمَكِ ، والطَّلْعِ . امام صادق عليه‏السلام : سـه چيز انسان را فربه مى‏كند و سه چيز لاغر مى‏سازد . آن سه كه فربه مى‏كند : حمّام رفتن زياد ، بوييدن بوى خوش و پوشيدن لباس نرم است و آن سه كه لاغر مى‏كند : خوردن زياد تخم مرغ ، ماهى و خرماى نارس است . الخصال : 155 / 194 منتخب ميزان الحكمة : 166 خرماي برني (هیرون) چه خواصي دارد؟ رسول اللّه‏ صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم - في خَواصِّ التَّمرِ البَرنِيِّ: هذا جَبرَئيلُ يُخبِرُني أنَّ في تَمرَتِكُم هذِهِ تِسعَ خِصالٍ : . . . وتَزيدُ فِي السَّمعِ وَالبَصَرِ . . . پيامبر خدا صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم - درباره خواص خرماى بَرْنى -: اين جبرئيل است كه به من خبر مى‏دهد كه در اين خرمايتان هفت ويژگى است : ... و بر شنوايى و بينايى‏تان مى‏افزايد. المحاسن، ج1، ص76، ح37 عن‏الحسين‏بن‏علوان. انظر تمام‏الحديث وتخريجه في ج2، ص248، ح1604 ، دانش نامه احاديث پزشكي : 1 / 296 . براى ديدن متن كامل و منابع حديث ، ر .ك : خواصّ خرما ، ج2 ، ص249 ، حديث 1604 . ------------------------------------------------------ المحاسن عن محمّد بن الحسن بن شمّون : كَتَبتُ إلى أبِي الحَسَنِ عليه‏السلام : إنَّ بَعضَ أصحابِنا يَشكُو البَخَرَ ، فَكَتَبَ عليه‏السلام إلَيهِ : كُلِ التَّمرَ البَرنِيَّ . قالَ : وكَتَبَ إلَيهِ آخَرُ يَشكو يَبسا ، فَكَتَبَ عليه‏السلام إلَيهِ : كُلِ التَّمرَ البَرنِيَّ عَلَى الرّيقِ وَاشرَب عَلَيهِ الماءَ . فَفَعَلَ فَسَمِنَ وغَلَبَت عَلَيهِ الرُّطوبَةُ ، فَكَتَبَ إلَيهِ يَشكو ذلِكَ . فَكَتَبَ إلَيهِ : كُلِ التَّمرَ البَرنِيَّ عَلَى الرّيقِ ولا تَشرَب عَلَيهِ الماءَ . فَاعتَدَلَ . المحاسن - به نقل از محمّد بن حسن بن شمّون: براى امام كاظم عليه‏السلام چنين نوشتم : يكى از شيعيان از بوى بد دهان ، اظهار ناراحتى مى‏كند . براى وى اين‏گونه نوشت : «خرماى بَرْنى بخور» . يكى ديگر براى وى نوشت و از خشكىِ مزاج ، اظهار ناراحتى كرد . امام عليه‏السلام براى وى نوشت : «ناشتا ، خرماى برنى بخور و بر روى آن نيز آب بنوش» . آن شخص ، چنين كرد و از آن پس ، چاق شد و رطوبت بر مزاج وى غلبه يافت . ديگر بار به امام عليه‏السلام نوشت و از اين پيشامد ، اظهار ناراحتى كرد . براى وى نوشت : «ناشتا ، خرماى برنى بخور ؛ اما بر روى آن آب منوش» . پس اعتدال يافت . المحاسن ، جلد 2 ، صفحه 343 ، حديث 2183 ، بحار الأنوار ، جلد 62 ، صفحه 203 ، حديث 1 وراجع : طبّ الأئمّة لابني بسطام ، صفحه 66 دانش نامه احاديث پزشكي : 1 / 404 ------------------------------------------------------ الكافي عن أبي عمرو عن رجل عن الإمام الصادق عليه‏السلام : خَيرُ تُمورِكُمُ البَرنِيُّ؛ يَذهَبُ بِالدّاءِ ولا داءَ فيهِ ، ويَذهَبُ بِالإِعياءِ ولا ضَرَرَ لَهُ ، ويَذهَبُ بِالبَلغَمِ ، ومَعَ كُلِّ تَمرَةٍ حَسَنَةٌ . وفي رِوايَةٍ اُخرى : يُهنِئُ ويُمرِئُ ، ويَذهَبُ بِالإِعياءِ ويُشبِـعُ . الكافى - به نقل از ابوعمرو ، از مردى ، از امام صادق عليه‏السلام: «بهترين خرماى شما ، خرماى بَرنى است؛ دردها را مى‏بَرَد و خود ، بيمارى نمى‏زايد ، خستگى را مى‏زدايد و زيانى در بر ندارد ، بَلغَم را از ميان مى‏بَرَد ، و با هر خرمايى خوبى‏اى همراه است» . در روايتى ديگر است كه فرمود : «[خرما] گوارا و سبُك مى‏كند ، و خستگى را مى‏بَرَد و سير مى‏كند» . الكافي ، جلد 6 ، صفحه 345 ، حديث 5 ، المحاسن ، جلد 2 ، صفحه 343 ، حديث 2184 وليس فيه ذيله ، بحار الأنوار ، جلد 66 ، صفحه 133 ، حديث 33 وراجع : المستدرك على الصحيحين ، جلد 4 ، صفحه 227 ، حديث 7451 دانش نامه احاديث پزشكي : 1 / 414 ------------------------------------------------------ الإمام الرضا عليه‏السلام : مَن أرادَ أن يَأمَنَ وَجَعَ السُّفلِ ، ولا يَضُرَّهُ شَيءٌ مِن أرياحِ البَواسيرِ ، فَليَأكُل‏سَبعَ تَمَراتِ‏هَيرونٍ بِسَمنِ‏بَقَرٍ، ويُدَهِّنُ اُنثَيَيهِ بِزِئبَقٍ خالِصٍ. امام رضا عليه‏السلام : هر كس مى‏خواهد از دردِ نشيمنگاه درامان بماند و باد بواسير ، هيچ زيانى به او نرساند ، هر شب ، هفت خرماى هَيْرون با روغن گاو بخورد و بيضه‏هاى خود را با روغن زنبك خالص ، چرب كند . في بحار الأنوار : «ولا يظهر به وجع البواسير».طبّ الإمام الرضا عليه‏السلام ، صفحه 35 ، بحار الأنوار ، جلد 62 ، صفحه 324 نحوه ، دانش نامه احاديث پزشكي : 1 / 444 هيرون - بر وزن زيتون - نوعى از خرماى مرغوب است . در بحار الأنوار به جاى اين واژه «بَرْنى» آمده كه آن نيز نوعى خرماى مرغوب است. ------------------------------------------------------ رسول الله صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم : قالَ جَبرَئيلُ : التَّمرُ البَرنِيُّ . . . يَزيدُ في ماءِ فَقارِ الظَّهرِ . پيامبر خدا صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم : جبرئيل مى‏گويد : «خرماى بَرْنى . . . بر آبِ ستون فقرات مى‏افزايد» . المحاسن ، جلد 2 ، صفحه 345 ، حديث 2189 ، بحار الأنوار ، جلد 104 ، صفحه 82 ، حديث 31 دانش نامه احاديث پزشكي : 1 / 630 ------------------------------------------------------ رسول الله صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم : عَلَيكُم بِالبَرنِيِّ ؛ فَإِنَّهُ يَذهَبُ بِالإِعياءِ ، ويُدفِئُ مِنَ القُرِّ ، ويُشبِـعُ مِنَ الجوعِ ، وفيهِ اثنانِ وسَبعونَ باباً مِنَ الشِّفاءِ . پيامبر خدا صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم : بر شما باد برنى ؛ چرا كه خستگى را از ميان مى‏برد ، در برابر سوزِ سرما گرمى مى‏دهد ، در برابر گرسنگى سير مى‏كند و در آن ، هفتاد و دو باب شفاست . مكارم الأخلاق ، جلد 1 ، صفحه 365 ، حديث 1203 ، بحار الأنوار ، جلد 66 ، صفحه 141 ، حديث 58 دانش نامه احاديث پزشكي : 2 / 246 ------------------------------------------------------ الإمام الصادق عليه‏السلام : إنَّ وَفدَ عَبدِالقَيسِ قَدِموا عَلى رَسولِ اللّه‏ِ صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم . قالَ : فَوَضَعوا بَينَ يَدَيهِ جُلَّةَ تَمرٍ . فَقالَ رَسولُ اللّه‏ِ صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم : أصَدَقَةٌ أم هَدِيَّةٌ؟ قالوا : بَل هَدِيَّةٌ . فَقالَ النَّبِيُ صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم : أيُّ تَمَراتِكمُ هذِهِ؟ قالوا : هُوَ البَرنِيُّ يا رَسولَ اللّه‏ِ . فَقالَ هذا جَبرَئيلُ يُخبِرُني أنَّ في تَمرَتِكُم هذِهِ تِسعَ خِصالٍ : تُخَبِّلُ الشَّيطانَ ، وتُقَوِّي الظَّهرَ ، وتَزيدُ فِي المُجامَعَةِ ، وتَزيدُ فِي السَّمعِ وَالبَصَرِ ، وتُقَرِّبُ مِنَ اللّه‏ِ ، وتُباعِدُ عَنِ الشَّيطانِ ، وتَهضِمُ الطَّعامَ ، وتَذهَبُ بِالدّاءِ ، وتُطَيِّبُ النَّكهَةَ . امام صادق عليه‏السلام : هيئت بنى عبد القيس بر پيامبر خدا وارد شدند . پس ، ظرف خرمايى بافته از شاخه‏ هاى خرما پيش روى ايشان نهادند . پيامبر خدا پرسيد : «صدقه است ، يا هديه؟» . گفتند : هديه است . پيامبر صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم فرمود : «اين خرماها از كدام نوع است؟» . گفتند : اى پيامبر خدا ! از خرماى بَرنى است . فرمود : «اين ، جبرئيل است . به من خبر مى‏دهد كه در اين خرمايتان ، نُه ويژگى است : شيطان را به ديوانگى مى‏افكند ؛ پشت را قوى مى‏كند ؛ بر توان آميزش مى‏افزايد ؛ بينايى و شنوايى را افزون مى‏سازد ؛ انسان را به خدا نزديك مى‏كند ؛ انسان را از شيطان ، دور مى‏سازد ؛ غذا را هضم مى‏كند ؛ درد را مى‏برد ؛ و دهان را خوش‏بو مى‏نمايد» . المحاسن ، جلد 1 ، صفحه 76 ، حديث 37 وج 2 ، صفحه 344 ، حديث 2188 كلاهما عن الحسين بن علوان ، الخصال ، صفحه 416 ، حديث 8 عن الإمام الصادق عن الإمام عليّ عليهماالسلام ، مكارم الأخلاق ، جلد 1 ، صفحه 366 ، حديث 1207 ، مشكاة الأنوار ، صفحه 262 ، حديث 777 كلّها نحوه ، بحار الأنوار ، جلد 66 ، صفحه 128 ، حديث 11 دانش نامه احاديث پزشكي : 2 / 248   خرماي خرك چه فايده اي دارد؟ الإمام الصادق عليه‏السلام : نِعمَ الطَّعامُ الأَرُزُّ ؛ يُوَسِّعُ الأَمعاءَ ، ويَقطَعُ البَواسيرَ ، وإنّا لَنَغبِطُ أهلَ‏العِراقِ بَأَكلِهِمُ‏الأَرُزَّ وَالبُسرَ ؛ فَإِنَّهُما يُوَسِّعانِ الأَمعاءَ، ويَقطَعانِ البَواسيرَ. امام صادق عليه‏السلام : برنج ، خوب خوراكى است! روده‏ها را فراخ مى‏كند و بواسير را ريشه كن مى‏سازد . ما بر مردم عراق ، غبطه مى‏خوريم كه برنج و خرما خرك مى‏خورند . اين دو ، روده‏ها را فراخ مى‏كنند و بواسير را ريشه كن مى‏ سازند . الكافي ، جلد 6 ، صفحه 341 ، حديث 2 ، المحاسن ، جلد 2 ، صفحه 305 ، حديث 2015 كلاهما عن زرارة ، بحار الأنوار ، جلد 66 ، صفحه 261 ، حديث 5 دانش نامه احاديث پزشكي : 1 / 444   چرا پس از خوردن ماهى، خرما خوردن خوب است؟ الكافي عن سعيد بن جناح عن مولى للإمام الصادق عليه‏السلام ، قال : دَعا[ عليه‏السلام ] بِتَمرٍ فَأَكَلَهُ ، ثُمَّ قالَ : ما بي شَهوَةٌ ، ولكِنّي أكَلتُ سَمَكاً . ثُمَّ قالَ : مَن باتَ وفي جَوفِهِ سَمَكٌ لَم يَتبَعهُ بِتَمَراتٍ أو عَسَلٍ ، لَم يَزَل عِرقُ الفالِجِ يَضرِبُ عَلَيهِ حَتّى يُصبِحَ . الكافى - به نقل از سعيد بن جناح ، از يكى از وابسته‏هاى امام صادق عليه‏السلام: [امام عليه‏السلام ] چند خرمايى خواست و خورد. سپس فرمود: «اشتهايى نداشتم؛ امّا ماهى خورده بودم». سپس فرمود: «هر كس در حالى بخوابد كه ماهى خورده و در پى آن ، چند خرما يا مقدارى عسل نخورده است ، تا صبح ، رگِ سستْ ‏اندامى بر او غلبه خواهد داشت». الكافي ، جلد 6 ، صفحه 323 ، حديث 1 ، المحاسن ، جلد 2 ، صفحه 270 ، حديث 1866 ، بحار الأنوار ، جلد 65 ، صفحه 208 ، حديث 48 دانش نامه احاديث پزشكي : 1 / 274 ناشتا خرما خوردن چه فايده اي دارد؟ رسول اللّه‏ صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم : كُلُوا التَّمرَ عَلَى الرِّيقِ ؛ فَإِنَّهُ يَقتُلُ الدّيدانَ فِي البَطنِ . پيامبر خدا صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم : ناشنا خرما بخوريد ؛ چرا كه كِرم‏هاى شكم را مى‏كُشد . عيون أخبار الرضا عليه‏السلام ، جلد 2 ، صفحه 48 ، حديث 185 عن أحمد بن عامر الطائي عن الإمام الرضا عن آبائه عليهم‏السلام ، صحيفة الإمام الرضا عليه‏السلام ، صفحه 103 ، حديث 50 عن الإمام الرضا عن آبائه عليهم‏السلام عنه صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم ، مسند زيد ، صفحه 482 ، مكارم الأخلاق ، جلد 1 ، صفحه 365 ، حديث 1200 عن ابن عبّاس ، بحار الأنوار ، جلد 66 ، صفحه 141 ، حديث 58 ؛ كنز العمّال ، جلد 10 ، صفحه 26 ، حديث 28197 نقلاً عن أبي بكر في الغيلانيات و الفردوس عن ابن عبّاس دانش نامه احاديث پزشكي : 1 / 452   خوردن خرما در ماه آخر حاملگی چه اثری بر فرزند دارد؟ رسول اللّه‏ صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم : أطعِمُوا المَرأَةَ في شَهرِهَا الَّذي تَلِدُ فيهِ ، التَّمرَ ؛ فَإِنَّ وَلَدَها يَكونُ حَليما نَقِيّا . پيامبر خدا صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم : به زن ، در ماهى كه فرزند به دنيا مى‏آورد ، خرماى تازه بدهيد ؛ چرا كه در اين صورت ، كودك وى بردبار و پاك خواهد بود . مكارم الأخلاق ، جلد 1 ، صفحه 365 ، حديث 1202 ، بحار الأنوار ، جلد 66 ، صفحه 141 ، حديث 58 دانش نامه احاديث پزشكي : 2 / 252 ------------------------------------------------------ رسول الله صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم : أطعِموا نِساءَكُم في نِفاسِهِنَّ التَّمرَ ؛ فَإِنَّهُ مَن كانَ طَعامُها في نِفاسِهَا التَّمرَ خَرَجَ وَلَدُها ذلِكَ حَليما ، فَإِنَّهُ كانَ طَعامَ مَريَمَ حينَ وَلَدَت عيسى ، ولَو عَلِمَ اللّه‏ُ طَعاما هُوَ خَيرٌ لَها مِنَ التَّمرِ أطعَمَها إيّاهُ . پيامبر خدا صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم : به زنان خود در دوره نزديك زايمان ، خرما بدهيد ؛ زيرا هر كس كه در دوره نزديك زايمان غذايش خرما باشد ، فرزندش بردبار زاده خواهد شد . خوراك مريم ، هنگامى كه عيسى را زاد ، همين بود ، در حالى كه اگر خدا غذايى بهتر از خرما براى او سراغ داشت ، همان را به وى مى‏خوراند . تاريخ بغداد ، جلد 8 ، صفحه 366 الرقم 4465 ، تاريخ دمشق ، جلد 70 ، صفحه 93 ، حديث 13790 كلاهما عن سلمة بن قيس ،كنز العمّال ، جلد 12 ، صفحه 340 ، حديث 35313 دانش نامه احاديث پزشكي : 2 / 252

حجت‌الاسلام دکتر حسینی : دانش تمدنی و دینی کشاورزی، در عینیت کشاورزی ایران کارآمد و مشکل‌گشاست

بسم الله الرحمن الرحیم دانش تمدنی و دینی کشاورزی، در عینیت کشاورزی ایران کارآمد و مشکل‌گشاست  ارگانیک یعنی همان کشاورزی بومی خودمان ۱۸ فروردين ۱۳۹۵ مسئول تدوین دائرة المعارف کشاورزی با تشریح محورهای ۸گانه‌ای که سبب شد رسول خدا(ص) طی یک دهه کشاورزی حجاز را متحول کند، تصریح کرد: دانش بومی تمدنی و دینی، در عینیت کشاورزی ایران کارآمد و مشکل‌گشاست. به گزارش خبرنگار اقتصادی باشگاه خبری خبرگزاری تسنیم (پویا)، سال گذشته پرونده‌ای با نام «مزرعه پدری» با موضوع کشاورزی و روستا در تسنیم گشوده شد. پرونده‌ای که هرچه پیش رفت، ابعاد و اهمیت راهبردی آن بیش‌تر از پیش روشن شد. در اهمیت، سابقه و ظرفیت کشاورزی و صنایع روستایی ایران همین بس که ایرانیان 11 هزار سال عمدتاً در روستاهای این سرزمین به کشاورزی و دامپروری مشغول بوده‌اند؛ اما طی شصت سال گذشته، تمامی این میراث گران‌بهای چند هزار ساله، به نابودی کشیده شده و به موجودی «نیم زنده - نیم مرده» تبدیل شده است. در عین حال این بخش از چنان ظرفیتی برخوردار است که می‌تواند به‌سهولت طی یک دهه احیا شود، و جای نفت را بگیرد. سلسله گفتگوهای این پرونده، در پی روشنگری ابعاد و شرایط فعلی کشاورزی، و ارائه راهکارها و مدلهای برون‌رفت از این شرایط است. در بخش قبلی از گفتگوی تفصیلی دکتر حسینی، با تبیین مؤلفه‌هایی که رسول اکرم و ائمه اطهار در رونق کشاورزی به‌کار بستند،گفت: حضرت رسول (ص) طی یک دهه، شبه جزیره عربستان را با این محورهای اقدام از شرایط یک سرزمین سوخته و تفتیده نجات داد؛ ما هم با به‌کارگیری این تمهیدات می‌توانیم روستاها را آباد کنیم. در قسمت قبل وی به دو محور «تصویب، جا انداختن و ساختن افکار درباره منزلت کشاورزان و جایگاه کشاورزی» و «آموزش مهارتهای» اشاره کرد. قسمت دوم و پایانی از این مصاحبه ذیلاً تقدیم خوانندگان می‌شود. ** محور سوم، فرهنگ است تسنیم: محور سوم از فعالیت رسول اکرم را در احیای کشاورزی حجاز بفرمایید. محور سوم، پرداختن به مسئله «فرهنگ» است؛ ببینید اصلاً اساس قضیه، مبنای مسئله، به قول ما اُسّ الاسس (یعنی اساس همه اساسها) کارهای فرهنگی است. حضرت آقا خیلی زیبا فرمودند که فرهنگ منابع طبیعی باید به معارف (دانش) عمومی تبدیل شود؛ این از سخنان ایشان است. ما قبل‌ترها وقتی کار بر مسئله فرهنگ را شروع کردیم، از خودمان پرسیدیم از کجا شروع کنیم؟ دنبال سخنانی از آقا می‌گشتیم؛ متوجه شدیم ایشان آن زمانی که رئیس جمهور بودند، هرسال به مناسبت هفته منابع طبیعی پیامهای بسیار زیبا و عالی می‌دادند؛ و دیدیم واقعاً مثل اینها وجود ندارد؛ پس محور سوم، محور فرهنگ است. تسنیم: فرهنگ با محور اول (جا انداختن منزلت کشاورز) چه تفاوتی می‌کند؟ ببینید؛ محور اول یک مسئله اجتماعی است؛ البته سؤال خوبی کردید؛ در ذهن من هم بود؛ اگر هم محور اول را در مسئله فرهنگ داخل کنیم، باید بگوییم محور اول یک مسئله بارز و یک مسئله خاص از این مقوله فرهنگ است؛ خاص الخاص؛ یعنی خیلی ویژه و خیلی مهم است؛ مثلاً 16 تا کاندید خبرگان داریم، یکی‌شان خیلی ویژه است؛ یا مثلاً 100 تا ادیب یا نویسنده داریم، یکی خیلی استثنایی و مهم است. باید بگوییم مسئله فرهنگی خیلی مهم است؛ ولی این مسئله خیلی ویژه است؛ لذا باید به این بحث به‌صورت جداگانه پرداخته شود. این مسئله هم اگر بگوییم فرهنگی محض است - گرچه نیست و جنبه‌های دیگری هم دارد – باید جداگانه به این پرداخت؛ چون خیلی آثار مهمی دارد. تسنیم: ممکن است این محور را کمی بیشتر توضیح دهید؟ محور فرهنگ خیلی مهم است. مثلاً اینکه هوای تهران آلوده است؛ به نظر شما باید چه کنیم؟ مشخص است؛ اگر کسی کار کرده باشد می‌داند؛ این را به مسئولین محیط زیست گفتیم که اولین و مهمترین اقدام، اقدام فرهنگی است؛ این مبنای حل هر مشکلی است. اما از طرفی کار فرهنگی، کاری است که بلافاصله نتایج محسوس ندارد؛ زیاد دهن پرکن نیست؛ جلوه ندارد؛ به همین دلیل برای خیلی‌ها دلچسب و دل‌انگیز نیست؛ در‌حالی‌که معقول همین است. هشت ماه پیش به یکی از مسئولین، همین مسئله هوای تهران را گفتم؛ عرض کردم، به‌زودی با بحران مواجه می‌شویم؛ اهمیت نداد؛ اصلاً خوشش نیامد! یا مسئله قطع جنگلها، مرتعها، نابودی کشور، سر سبزی کشور و خیلی چیزهای دیگر. اینها داروی اصلیش مسائل فرهنگی است. این هم یک محور. ** محور چهارم، مسائل فقهی و حقوقی است تسنیم: مسائل حقوقی در این موضوع مهم است؟ یک محور مهم دیگر مسائل فقهی است؛ به قول شما مسائل حقوقی؛ پرداختن به هر دو - قانون و شرع – مهم است. تسنیم: این دو چه تفاوتی دارند؟ خصوصاً در کشور ما، وقتی که شاه قضیه اصلاحات ارضی را مطرح کرد، خیلی از مردم زمین گرفتند؛ ولی اشکالات شرعی در این میان وجود دارد. حتی بعضی به همین دلیل پس دادند؛ زمینها بدون ملاحظه تقسیم شد، و این خلاف شرع است؛ پس قانون با شرع مغایرت دارد. مسائل فقهی و حقوقی، هر دو با هم باید بررسی شود. این را عرض کردم و بعدها شاید این موضوع را باز کنم؛ این یکی از رموز اصلی موفقیت رسول الله (ص) بود؛ طوری در این حوزه قانون‌گذاری کرد که مردم مطمئن شدند سرمایه‌گذاری در این حوزه جواب می‌دهد؛ پس آمدند و سرمایه‌گذاری کردند. ولی این هم مسئله هست که از بُعد اقتصادی ما باید طوری کشاورزی را سامان بدهیم، که هرکسی پول دارد بداند سرمایه‌گذاری در این حوزه جواب می‌دهد، و این کار امکان پذیر است. تسنیم: به عقیده شما با این شرایطی که داریم این وضعیت امکان‌پذیر است؟ اتفاقاً عکسش سخت‌تر است؛ حرکت خلاف قاعده سخت‌تر است. مثل رانندگی است؛ که اگر کسی درست رانندگی کند راحتتر است؛ درستش این است اتفاقاً؛ اگر این مسئله درست جا بیفتد، و کار بشود مردم می‌آیند و سرمایه گذاری می‌کنند؛ برای اینکه بهترین زمینه سرمایه گذاری خواهد بود. تسنیم: ترغیب مردم و سودده کردن این بخش چطور ممکن است؟ این برمی‌گردد به قوانین؛ وجود قوانین جامع و کامل در این زمینه بسیار مهم است؛ این قوانین باید منطبق با شرایط موجود در این زمینه باشد؛ نیازهای موجود؛ شرایط موجود؛ که واقعاً باز در این زمینه دست ما پر است. تسنیم: ممکن است کمی توضیح بدهید؟ چطور می‌فرمایید دست ما پر است؟ چه بگویم؟ چطور توضیح بدهم که دستمان پر است؟ اصلاً نمی‌شود توضیح داد؛ تا آدم آن منابع را نفهمد متوجه نمی‌شود که واقعاً دستمان طوری پر است، که بی‌نظیر است. چطور توضیح بدهم؟ می‌دانید به چه کسی می‌مانیم؟ به کسی که در کنار دریا نشسته، اما تشنه است؛ و بدتر اینکه برای رفع تشنگی چه می‌کنیم؟ گردن مرغانی که کنار دریا آمده‌اند می‌بُریم، و برای رفع تشنگی خون‌شان را می‌مکیم. ما کنار دریا نشسته‌ایم؛ به لحاظ علمی جواب داده است. تاریخ بهترین شاهد این ادعاست؛ حالا دانشگاههای ما، به‌جای استفاده از این گنجینه، دستشان را به سوی تولیدات فکری غربی دراز کرده اند؛ یا حتی بعضی جاهای دیگر که نمی‌خواهم اشاره کنم. این بعد از گنجینه دانش بومی خیلی مفصل است؛ و باید در سلسله جلسات مجزایی برای شما تشریح کنم. پس تا اینجا چند محور شد؟ ** محور پنجم، «تقوا» و «ایمان» است تسنیم: شما به محورهای «ساختن افکار درباره منزلت کشاورزان و جایگاه کشاورزی»، «ترویج علم کشاورزی»، «محور فرهنگی» و «مباحث فقهی و حقوقی» اشاره کردید. محور مهم دیگر در قضیه «اخلاق» است؛ البته اخلاق تعبیر دقیقی نیست؛ من باید تعبیر خودمان را به‌کار ببرم؛ آخر در مقالاتی که غربیها درخصوص کشاورزی نوشتند، اصطلاح «اخلاق در کشاورزی» را به‌کار برده‌اند. ما اخلاق در کشاورزیمان جور دیگری است؛ بهتر است کلمات «ایمان» و «تقوا» را به‌کار ببریم؛ که ایمان مردم را به این حوزه سمت و سو بدهیم. در برنامه‌ها حتماً باید این حوزه را هم هدف‌گیری کنیم. ** محور ششم، محوریت قرآن مجید در کشاورزی خوب؛ محور دیگر که البته با محورهای دیگر تداخل می‌کند خود قرآن است؛ مرجعیت قرآن. تسنیم: این ششمین محور است؟ بله؛ مرجعیت قرآن درباره کشاورزی؛ معروف است که قرآن 800 آیه درخصوص طبیعت دارد؛ ولی آن‌طور که چندبار شمارش کردیم، بیش از 1000 آیه‌ است؛ خدای متعال روی حساب حرف می‌زند؛ از اینها منابع خیلی مهمی به‌دست می‌آید؛ یکی از مواردی که ذکر شده، آب است؛ این همه ما به جان منابع زیر زمینی معصوم مظلوم افتادیم؛ و داریم بیچاره‌اش می‌کنیم؛ داریم چه ظلم سنگینی به نسل بعد می‌کنیم! چون می‌خواهیم چهار روز خوش باشیم، عدالت، انسانیت، خدا و عرف و اینها کِی همچون اجازه‌ای به ما دادند؟ روی چه حسابی داریم این کار را می‌کنیم؟ ببینید؛ قرآن به ما می‌گوید همین آبی که دارید بس‌تان است؛ به اندازه باید مصرف کنیم. تسنیم: سد ساختن هم مشمول این تذکر شماست؟ سدها مدلهای مختلفی دارد؛ یک مدلهاییش به‌نظر من برای ایران جالب نیست؛ مثلاً هوای گرم خوزستان، چقدر از آب را تبخیر می‌کند؛ شما خودت در حیاط خانه‌ات یک ظرف آب بگذار، ببین آفتاب چقدر از آب را تبخیر می‌کند؛ حالا جدا از مسائل دیگر؛ مثلاً خاکها شسته میشوند و آرام آرام ظرف سد را پر می‌کند. تسنیم: خوب برای این ذخیره آب ایده دیگری دارید؟ بله؛ فاهدناه فی الارض، ما می‌توانیم این آبها را به زیر زمین هدایت کنیم؛ سفره‌هایی که خدا درست کرده، ذره‌اش روی حساب و کتاب است؛ روی علم و حکمت و قدرت خدای متعال ساخته شده است. ** محور هفتم؛ مرجعیت احادیث کشاورزی محور بعدی مرجعیت احادیث ما، روایات ما، و در یک جمله سیره و سخنان ائمه ما، اینها خیلی مسائل قابل توجهی است؛ که بدانیم در زمینه کشاورزی چه‌ می‌کردند؛ روایاتی در این زمینه داریم که خیلی مشروح و موثق است؛ اگر استفاده‌ کنیم؛ دریغ که استفاده نمی‌کنیم؛ اینها در عینیت مشکلات کشاورزی کارآمد هستند؛ مشکل‌گشا هستند. ** محور هشتم؛ مرجعیت احادیث کشاورزی / علوم غربی با توجه به نظام مسائل غربی پیش رفته که با اقلیم ایران متفاوت است مسئله بعدی، مرجعیت تمدنمان است؛ تمدن ایرانی اسلامی؛ فی‌المثل ببینید؛ ایرانیها قناتها را دو تا سه هزار سال قبل از میلاد مسیح  ابداع کردند؛ البته تا آنجا که تاریخ نشان می‌دهد؛ قنات خیلی چیز عجیبی است؛ چه فن عجیبی داریم! حفر قنات؛ راه انداختن قنات؛ حفظ قنات؛ فواید قنات ... واقعاً حیف! واقعاً واقعاً! جگر آدم کباب می‌شود که قناتها خشک شده؛ دل آدم می‌سوزد که ریشه قناتها را این‌طوری کندند. تسنیم: یعنی می‌فرمایید علوم جدید ناکارآمد است و باید به علوم سنتی‌مان برگردیم؟ نه اینکه بگویم علوم بقیه دنیا خوب یا بد است؛ اما علم هیچ جایی به درد ما نمی‌خورد؛ آب و خاک و هوای ایران با غرب متفاوت است. علوم کشاورزی غرب هم با توجه به آب و خاک و هوای خودشان شکل گرفته و پیش رفته است به درد ما نمی‌خورد؛ در حالی که کار ما شده ترجمه. ** چرا می گوییم «ارگانیک»؟ کشاورزی سنتی خودمان ارگانیک بوده است تسنیم: حالا البته به‌نظر می‌رسد که داریم به کشاورزی ارگانیک برمی‌گردیم. واقعاً آدم باید گریه کند! نمی دانم این نام «کشاورزی ارگانیک» از کجا آمده است؟ ما این لفظ را از آن طرف آوردیم؛ ارگانیک آنی است که امثال پدر من انجام می‌داد؛ آنی است که ما خودمان بچه که بودیم انجام می‌دادیم؛ بدون سم و کود؛ خوب؛ این را که خودمان انجام می‌دادیم! نخود می‌کاشتیم؛ گندم می‌کاشتیم؛ انواع درختهای سیب، هلو، توت و شاتوت، گیلاس، آلبالو داشتیم؛ در هیچکدام از اینها هم سم و کود استفاده نمی‌شد. خوب؛ چرا می‌گوییم ارگانیک؟ این کلمه ارگانیک را از کجا آوردی؟ این همان کشاورزی سرزمین خودمان است. با گذشته خودمان قهر کرده‌ایم؛ اصفهان، مازندارن، گیلان، گرگان، قزوین، خراسان، زنجان، خوزستان، بوشهر؛ همه اینها کشاورزی داشتند؛ بدون سم و بدون کود؛ چه گندمهایی داشتند! حالا درختهای ما به همه چیز محتاجند؛ مثل یک آدمی که این‌قدر هروئین کشیده که خراب است؛ اگر نکشد آب بینی‌اش راه می‌افتد. تسنیم: یک سؤال دیگر؛ آبی کردن زمینها، احداث سد، حفر چاه عمیق، و آبی کردن کشاورزی به نظر شما خوب است؟ ببینید؛ تا جایی که بشود، باید دیم بکارند. پدرهای ما هم همین بودند؛ تا جایی که می‌شد گندم دیم می‌کاشتند؛ گندم آبی نمی‌کاشتند؛ جو دیم می‌کاشتند؛ جو آبی نمی‌کاشتند؛ البته آبی هم بینشان بوده؛ مثلاً ما خودمان گندم آبی داشتیم؛ اما به‌خاطر مرغوبیت گندم دیم، پدر من برای نان خودمان می‌رفت گندم دیم می‌خرید؛ نان خوب می‌شد. تسنیم: یعنی کیفیت دیم با آبی فرق می‌کرد؟ چون همه چیز نان حاصل طبیعت است. نظم شگفت‌انگیز طبیعت؛ که فقط روایات امام صادق (ع) می‌تواند توضیح بدهد این نظم، این نزولات آسمانی، و زمین، و ریزش، و گیرش و نفوذ در زمین، و بعد رویش و... تا آخر. این را امام صادق به زیبایی توضیح داده؛ شما وقتی زمین را آب می‌دهی، این نظم و رابطه آب و خاک در عمل تمام می‌شود؛ خوب؛ شما کجا؛ خدای متعال کجا؟ پس اول اینکه تا جایی که بشود دیم بکارند. البته تا جایی که بشود؛ بعد هم برای آب رساندن تمدن خودمان را مرجع قرار بدهیم. مثلاً کندن چشمه‌ها، راه انداختن قنات‌ها و همین گیاهانی که می‌توانند بدون آب از زمین سر بیرون آورند، و ما را سیر کنند؛ نیاز ما را برآورده کنند؛ و خیلی چیزهای دیگر در تمدن ما هست. من یک مسائلی و کلامی گفتم؛ اگر این مسائل را ما مدنظر قرار بدهیم، بعد متوجه می‌شویم که سرسبزی کشورمان، شهرمان چگونه به دست می‌آید. بعد از رعایت این موارد شما ببینید تهران چطور دیده می‌شود؟ مثل قبرستان دیده می‌شود، یا نه مثل یک تاک سرسبز. شهر اسلامی، طبق آموزه‌هایی که ما داریم، باید مثل باغ دیده بشود؛ در قرآن سوره سبأ داریم. آن شهری که قرآن می‌پسندد، شهر در محاصره باغها است. در روایات هم فراوان است. شما نقشه‌های قدیم، مثلاً نقشه شهر قزوین را ببینید که چطور بوده قبلا؛ یا نیشابور نقشه‌اش هست، این‌ها شهرهای تاریخی ایرانند. یا مثلاً در تاریخ نگاه می‌کنیم؛ بیان می‌کنند بعضی شهرها چطور بوده؛ سرسبز، پرجمعیت هم بوده‌ها! فکر نکنید کم‌جمعیت بوده، ولی در عین حال سرسبز بوده است. تسنیم: خواهش می‌کنم یک جمع‌بندی از بحث بفرمایید. خیلی از مشکلات بخش کشاورزی قابل حل است؛ من دانشگاهها را نفی نمی‌کنم؛ مراکز علمی را نفی نمی‌کنم؛ ولی یک نکته مشخص است؛ الآن این مدلی که ما بر اساس آن پیش می‌ریم جواب نمی‌دهد؛ نه تنها جواب نداده، که جواب منفی داده است؛ در آینده آثار و پیامدهای این روش بیشتر محسوس خواهد شد؛ الآن خیلی محسوس نیست؛ بعداً محسوس‌تر خواهد شد. اینها محورهایی بود که عرض شد؛ البته محورهای دیگری هم هست، که ان شاء الله در جلسات بعد به آنها می‌پردازیم؛ ما می‌توانیم از این دریچه‌ها و روزنه‌هایی که عرض کردم به محورهای مختلف کشاورزی، نگاه کنیم. هم محورهای خود کشاورزی، هم محورهای مرتبط با کشاورزی؛ مثل روستاها، مثل منابع طبیعی، مثل محیط زیست، اگر از این زاویه‌ها بخواهیم نگاه کنیم، قضایا جور دیگری خواهد بود، و به‌سرعت نتیجه می‌گیریم. البته این دقیقاً کلیات بود که عرض شد؛ حتی شاید بیان محورها هم نبود؛ پیش از محورها بود؛ مثلاً یک محور آلودگی آب و خاک و غیره است، که با این مسئله کاملاً ارتباط دارد؛ یک محور آب است؛ یک محور خاک است؛در محور آب ما چند تا مسئله داریم؛ آبهای زیر زمینی و ... ؛ یک محور غذای حلال است؛ یک محور دام است؛ یک محور جنگلهاست؛ یک محور مراتع است؛ یک محورمان تولید است. حالا ان شاء الله عمری باشد این محورها را باز می کنیم. خوشبختانه در پایان از حجت الاسلام و المسلمین دکتر حسینی این قول را گرفتیم که بسط این محورها، در قالب گفتگوهای مستمر به‌مرور در خبرگزاری تسنیم منتشر شود.  

حجت الاسلام دکتر برجی : بحث محیط زیست در فقه اسلامی مهجور مانده است

بسم الله الرحمن الرحیم حجت الاسلام دکتر برجی : بحث محیط زیست در فقه اسلامی مهجور مانده است   مدیر علمی دانشنامه اسلامی کشاورزی، منابع طبیعی و محیط زیست گفت: تخریب محیط زیست مشکلی است که در دهه های اخیر به وجود آمده و این بخش از دین مهجور واقع شده و مورد توجه قرار نگرفته است. حجت الاسلام والمسلمین دکتر یعقوبعلی برجی در برنامه سه شنبه شب برنامه قرار از شبکه افق سیما گفت: در حال حاضر به علت پیشرفت های صنعتی و حرص بشر برای استفاده نابجا از طبیعت، بحث محیط زیست حاد شده و باید توجه ویژه ای به آن بکنیم. وی ادامه داد: دیدگاه دین در مورد محیط زیست را می توان در سه بخش؛ الهیات محیط زیست، فقه محیط زیست و اخلاق محیط زیست خلاصه کرد. در بخش الهیات دیدگاه اسلام بسیار مترقی است. از نگاه قرآن، تمام موجودات عالم مخلوق خدا هستند و هرکس که به خدا عشق می ورزد به مخلوقات او هم باید عشق بورزد. برجی با بیان اینکه انسان به عنوان خلیفه الهی بر روی زمین باید امانت داری کند، اضافه کرد: تمام موجودات به لحاظ صبغه الهی که دارند، محترم و مقدس هستند. هر ذره ای از خاک به وسیله ملائکه نگهداری می شوند و شکستن برگ درخت، شکستن پر ملائکه است. مدیر علمی دانشنامه اسلامی کشاورزی بیان کرد: در فقه قواعدی داریم که رفتار انسان ها را تعیین می کند. قاعده لاضرر می گوید؛ انسان نباید رفتارش به گونه ای باشد که به طبیعت ضرر برساند. این تبصره ای است که به تمام رفتارهای انسان تعمیم پیدا می کند. وی در پایان تاکید کرد: ما باید از رسانه ها استفاده کرده و وظایف مردم را نسبت به محیط زیست مشخص کنیم. مردم باید بدانند اگر بی حرمتی به طبیعت کنند گناه است و جرم محسوب می شود.  

موضوع اختراع: «میوه جات»

بسم الله الرحمن الرحیم نوآوری ، اختراع و اکتشاف از زیربنایی ترین فعالیتهای تحقیقاتی هستند که نقشی اساسی در پیشرفت علمی جامعه دارند . علاوه بر این ، امور فوق بر ارتقا فکری، فرهنگی و شخصیتی جامعه نیز تاثیر بسزایی می تواند داشته باشد . بر این اساس ملاحظه می کنیم که رهبر فرهیخته انقلاب نیز همواره بر انجام تحقیقات زیر بنایی فوق تاکید فراوانی می نمایند . اینک در راستای تحقق اهداف مذکور « مرکز تحقیقات کشاورزی و محیط زیست اسلامی » اقدام به استخراج و ارائه اختراعات و نوآوری های انجام شده در این زمینه برای کاربران محترم و محقق نموده است تا انشاالله کسانی که وارد عرصه اینگونه تحقیقات شده اند بتوانند با چشم انداز گسترده تر و واقعی تری تحقیقات خود را ادامه دهند و کسانی هم که هنوز وارد این عرصه نشده اند انگیزه ورود به این عرصه را بیابند . اطلاعات اختراعات  ارائه شده از  پایگاه اطلاع رسانی  مرکز مالکیت معنوی و به صورت خلاصه استخراج شده است . برای دریافت اطلاعات کامل می توان به همین پایگاه مراجعه کرد . با آرزوی توفیق و سربلندی برای همه محققان و پژوهشگران گرامی . مرکز هدایت و حمایت از تحقیقات کشاورزی، منابع طبیعی و محیط زیست در حوزه علوم اسلامی     موضوع اختراع: «میوه جات»   1 . استخراح شكر خالص از ميوه شماره اظهارنامه : 2522 شماره ثبت : 14407 نام مالک/مالکین : BRAUNSCH WEIGISCHE MASEHINBBA UANS و موسسه حقوقي ر.اقابابيان و همكاران تاریخ ثبت اظهارنامه : 1334/04/13   2 . دستگاه مخصوص برش دادن ميوه جات پاك شده شماره اظهارنامه : 3000004149 شماره ثبت : 17655 نام مالک/مالکین : GEORGE W. ASHTOCK COMPANY و موسسه حقوقي ر.اقابابيان و همكاران تاریخ ثبت اظهارنامه : 1339/05/10   3 . فراوري تفاله ميوه جات جهت خوراك دام با بخار خشك شماره اظهارنامه : 13915014000302557 شماره ثبت : 77173 نام مالک/مالکین : محمد مهدي پهلوان پور تاریخ ثبت اظهارنامه : 1391/04/09   4 . سيستم متحرك جهت بهبود چيدن و پردازش مقدماتي سيب... شماره اظهارنامه : 389050595 شماره ثبت : 82163 نام مالک/مالکین : تكنولوژيز ال ال سي تاریخ ثبت اظهارنامه : 1389/05/17   5 . كنترل اتوماتيك دماي يخچال براي نگهداري ميوه شماره اظهارنامه : 139250140003007530 شماره ثبت : 82853 نام مالک/مالکین : محمدحسين بركچي خراساني مقدم و سجاد درويش محمدآباد تاریخ ثبت اظهارنامه : 1392/08/27   6 . طراحي و ساخت ماشين اتوماتيك برش بازكن و تاج زن ... شماره اظهارنامه : 389120109 شماره ثبت : 69719 نام مالک/مالکین : جواد خزائي و ياسر سياه منصوري تاریخ ثبت اظهارنامه : 1389/12/03   7 . سنتز پاك نانوذرات نقره با استفاده از ميوه كيوي شماره اظهارنامه : 139350140003007949 شماره ثبت : 84774 نام مالک/مالکین : مژگان باقري و مژگان حيدري و اميرمصطفي اميرجاني تاریخ ثبت اظهارنامه : 1393/07/28   8 . فرايند ساخت ضدعفوني كننده ميوه و مركبات و سبزيجات شماره اظهارنامه : 389060144 شماره ثبت : 68188 نام مالک/مالکین : پوش حيات سبز تاریخ ثبت اظهارنامه : 1389/06/03   9 . طراحي وساخت ماشين درجه بندي ميوه شماره اظهارنامه : 389100472 شماره ثبت : 68915 نام مالک/مالکین : هيوا گل پيرا تاریخ ثبت اظهارنامه : 1389/10/14   10 . دستگاه اهرمي غير خودكار چيدن ميوه و سر درختي شماره اظهارنامه : 31111111387030211 شماره ثبت : 49522 نام مالک/مالکین : محمد سالاريان تاریخ ثبت اظهارنامه : 1387/03/01   فایل کامل اختراع میوه جات   منبع : پایگاه اطلاع رسانی مرکز مالکیت معنوی  iripo.ssaa.ir

۳- روایات: انواع حیوانات و مراکز طبیعی

بسم الله الرحمن الرحیم   انواع حیوانات و مراکز طبیعی باغ پرندگان باغ حيوانات اهلى مجموعه ي حشرات حمام آفتاب پارك چشمه هاي آب گرم     باغ پرندگان 1- چه كارهایی بايد از كلاغ آموخت؟ رسول اللّه‏ صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم : تَعَلَّموا مِنَ الغُرابِ خِصالاً ثَلاثاً : اِستِتارَهُ بِالسِّفادِ ، وبُكورَهُ في طَلَبِ الرِّزقِ ، وحَذَرَهُ . پيامبر خدا صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم : سه چيز را از كلاغ بياموزيد : پنهان داشتن آميزش ، سحرخيزى در طلب روزى ، و احتياط‏ورزى او را . الخصال ، صفحه 100 ، حديث 51 ، عيون أخبار الرضا عليه‏السلام ، جلد 10 ، صفحه 257 ، حديث 10 كلاهما عن سليمان بن جعفر الجعفري عن الإمام الرضا عن آبائه عليهم‏السلام ، كتاب من لا يحضره الفقيه ، جلد 1 ، صفحه 482 ، حديث 1394 عن الإمام الصادق عليه‏السلام ، بحار الأنوار ، جلد 103 ، صفحه 41 ، حديث 3 دانش نامه احاديث پزشكي : 1 / 614 باغ حيوانات اهلى ضايع كردن حقوق حيوانات چه عواقبي دارد؟ با حيوانات باربر كم توان چگونه بايد رفتار كرد؟ آيا مي توان بر پشت چارپايان نشست و به گفتگو پرداخت؟ چارپايان چه حقوقي بر صاحب خود دارند؟ چرا نبايد به صورت حيوانات سيلي زد؟ آب دادن به حیوانات تشنه چه ثوابی دارد؟ چه حيواناتي در قيامت شكايت از قاتل خود مي كنند؟ اذيت و آزار حيوانات چه پيامدي دارد؟   1 . ضايع كردن حقوق حيوانات چه عواقبي دارد؟ رسولُ اللّه صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم لَمّا أبْصَرَ ناقَةً مَعْقولَةً وعلَيها جِهازُها: أينَ صاحِبُها ؟ مُروهُ فلْيَسْتعِدَّ غَدا للخُصومَةِ . بحار الأنوار : پيامبر خدا صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم ماده شترى را ديد كه زانويش بسته شده و جهاز همچنان بر پشت اوست ، پرسيد : صاحب آن كجاست؟ به او بگوييد خودش را براى دادخواهى (اين شتر) در قيامت آماده كند . بحار الأنوار : 7 / 276 / 50 منتخب ميزان الحكمة : 170 2 . با حيوانات باربر كم توان چگونه بايد رفتار كرد؟ عنه صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم : إنّ اللّه‏َ يُحِبُّ الرِّفْقَ ويُعينُ علَيهِ ، فإذا رَكِبْتُمُ الدَّوابَّ العُجْفَ فأنْزِلوها مَنازِلَها ، فإنْ كانتِ الأرضُ مُجْدِبَةً فانْجوا عَنها ، وإنْ كانتْ مُخْصِبةً فأنْزِلُوها مَنازِلَها . پيامبر خدا صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم : خداوند مــدارا كـردن را دوسـت دارد و بـر انجام آن كمك مى‏كند . پس ، هرگاه چارپايان لاغر را سوار شديد ، آنها را در منزلهايشان فرود آوريد . اگر زمين خشك و بى‏گياه بود با شتاب از آن بگذريد و اگر سرسبز و پر علف بود ، آنها را در آن جا استراحت دهيد . الكافي : 2 / 120 / 12 منتخب ميزان الحكمة : 170 3 . آيا مي توان بر پشت چارپايان نشست و به گفتگو پرداخت؟ عنه صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم : ارْكَبوا هذهِ الدَّوابَّ سالِمَةً واتَّدِعُوها سالِمَةً ، ولا تَتَّخِذوها كَراسِيَّ لأحاديثِكُم في الطُّرُقِ والأسْواقِ ، فَرُبَّ مَرْكوبَةٍ خَيرٌ مِن راكِبِها وأكْثَرُ ذِكْرا للّه‏ِ تباركَ وتعالى مِنهُ . پيامبر خدا صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم : چارپايان سالم را سوار شويد و آنها را سالم نگه داريد و آنها را كرسى خطابه و صحبتهاى خود در كوچه‏ها و بازارها نكنيد ؛ چه بسا مركوبى كه از سواره‏اش بهتر است و بيشتر از او به ياد خداى تبارك و تعالى است . كنزالعمّال : 24957 منتخب ميزان الحكمة : 170 4 . چارپايان چه حقوقي بر صاحب خود دارند؟ عنه صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم : للدّابهِ على صاحِبِها سِتُّ خِصالٍ : يَعْلِفُها إذا نَزلَ ، ويَعْرِضُ علَيها الماءَ إذا مَرَّ بهِ ، ولا يَضْرِبُها إلاّ على حقٍّ ، ولا يُحَمّلُها ما لا تُطيقُ ، ولا يُكلّفُها مِن السَّيرِ إلاّ طاقَتَها ، ولا يَقِفُ علَيها فُواقا . پيامبر خدا صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم : حيوان شش حق به گردن صاحب خود دارد : هر گاه از آن پياده شد علفش دهد ، هرگاه از آبى گذشت آن را آب دهد ، بى‏دليل آن را نزند ، بيشتر از قدرتش آن را بار نكند ، بيشتر از توانش آن را راه نبرد و مدّت زيادى روى آن درنگ نكند . مستدرك الوسائل : 8 / 258 / 9393 منتخب ميزان الحكمة : 170 5 . چرا نبايد به صورت حيوانات سيلي زد؟ عنه صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم : لا تَـضْـرِبـوا الدَّوابَّ على وُجوهِها ؛ فإنَّها تُسَبِّحُ بحَمْدِ اللّه . پيامبر خدا صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم : به صورت حيوانات نزنيد ؛ زيرا آنها حمد و تسبيح خدا مى‏گويند . الكافي : 6 / 538 / 4 ، الخصال : 618 / 10 منتخب ميزان الحكمة : 6 . آب دادن به حیوانات تشنه چه ثوابی دارد؟ عنه صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم : غُـفِرَ لامْرأةٍ مُومِسَةٍ مرَّتْ بكلبٍ على رأسِ رَكِيٍّ يَلْهَثُ كادَ يَقْتُلُهُ العَطَشُ ، فنَزَعَتْ خُفَّها فأوْثَقَتْهُ بخِمارِها فنَزَعَتْ لَهُ مِن الماءِ ، فغُفِرَ لَها بذلكَ . پيامبر خدا صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم : زنى بدكاره سگى را ديد كه بر سرچاهى له‏له مى‏زند و كم مانده است از تشنگى بميرد . او كفش خود را در آورد و آن را به روسرى خود بست و براى آن سگ از چاه آب كشيد ؛ پس خداوند گناهان او را به سبب اين كار آمرزيد . كنز العمّال : 43116 منتخب ميزان الحكمة : 170 7 . چه حيواناتي در قيامت شكايت از قاتل خود مي كنند؟ عنه صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم : ما مِن دابَّةٍ طائرٍ ولا غَيرِهِ يُقتَلُ بغَيرِ الحقِّ إلاّ ستُخاصِمُهُ يَومَ القِيامَةِ . پيامبر خدا صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم : هر حيوانى - پرنده يا جز آن - كـه بـه ناحـقّ كشته شود در روز قيامت از قاتل خود شكايت خواهد كرد . كنز العمّال : 39968 منتخب ميزان الحكمة : 170 ------------------------------------------------------ عنه صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم : مَن قَتلَ عُصْفورا عَبَثا عَجَّ إلى اللّه يَومَ القِيامَةِ مِنهُ ، يقولُ : يا رَبِّ ، إنّ فُلانا قَتلَني عَبَثا ولَم يَقتُلْني لِمَنفَعَةٍ . پيامبر خدا صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم : هركس گنجشكى را بى سبب بكشد آن گنجشك در روز قيامت از او به درگاه خدا بنالد و بگويد : پروردگار من ! فلانى مرا نه براى استفاده ، كه بى‏سبب كشت . كنز العمّال : 39971 منتخب ميزان الحكمة : 170 8 . اذيت و آزار حيوانات چه پيامدي دارد؟ الإمامُ الصّادقُ عليه‏السلام : إنّ امـرأة عُـذِّبَتْ في هِرّةٍ رَبَطتْها حتّى ماتَتْ عَطَشا . امام صادق عليه‏السلام : زنى به سبب آن كه گربه‏اى را بسته بود ، تا از تشنگى مُرد ، به عذاب گرفتار آمد . مكارم الأخلاق : 1 / 280 / 864 منتخب ميزان الحكمة : 170 مجموعه ي حشرات شپشك چه فايده اي دارد؟ آيا مي توان چيزي از دهان مورچگان گرفت و خورد؟ زنده افكندن (رها كردن) شپش چه پيامدي دارد؟   1 . شپشك چه فايده اي دارد؟ الإمامُ الصّادقُ عليه‏السلام : إنَّ اللّه‏َ عز و جل تَطَوّلَ على عِبادِهِ بالحَبهِ فسَلّطَ علَيها القُمَّلَةَ ، ولولا ذلكَ لخَزَنَتْها المُلوكُ كما يَخْزُنونَ الذَّهَبَ والفِضَّةَ . امام صادق عليه‏السلام : خداوند عز و جل با نعمت دانـه (گـنـدم ...) بـر بندگانش منت نهاد و شپش را آفت آن قرار داد و اگر نه چنين بود زمامداران آن را نيز همچون زر و سيم مى‏اندوختند . بحار الأنوار : 103 / 87 / 3 منتخب ميزان الحكمة : 160   2 . آيا مي توان چيزي از دهان مورچگان گرفت و خورد؟ الإمامُ الصّادقُ عليه‏السلام : نهى رسولُ اللّه صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم أن يُؤكَلَ ماتَحمِلُ الَّنملَةُ بِفِيها وقَوائمِها . امام صادق عليه‏السلام : رسول خدا صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم از خوردن چيزى كه مورچه با دهان و پاهاى خود حمل مى‏كند ، نهى فرمود . الكافي : 5 / 307 / 11 منتخب ميزان الحكمة : 350   3 . زنده افكندن (رها كردن) شپش چه پيامدي دارد؟ رسول اللّه‏ صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم - مِن وَصِيَّتِهِ لِعَلِيٍ عليه‏السلام: يا عَلِيُّ ، تِسعَةُ أشياءَ تورِثُ النِّسيانَ : أكلُ التُّفّاحِ الحامِضِ ، وأكلُ الكُزبُرَةِ ، وَالجُبنِ ، وسُؤرِ الفَأرَةِ ، وقِراءَةُ كِتابَةِ القُبورِ ، وَالمَشيُ بَينَ امرَأَتَينِ ، وطَرحُ القَملَةِ ، وَالحِجامَةُ في النُّقرَةِ ، وَالبَولُ فِي الماءِ الرّاكِدِ . پيامبر خدا صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم - در سفارش‏هاى ايشان به على عليه‏السلام: اى على! نه چيز است كه فراموشى مى‏آورَد: خوردن سيب تُرش ، خوردن گشنيز ، پنير و پس‏مانده موش ، خواندن نوشته‏هاى روى قبر ، راه رفتن ميان دو زن ، افكندن شپش ، حجامت در گودىِ پسِ سر ، و ادرار كردن در آب راكد. كتاب من لا يحضره الفقيه ، جلد 4 ، صفحه 361 ، حديث 5762 عن حمّاد بن عمرو وأنس بن محمّد عن أبيه ، مكارم الأخلاق ، جلد 2 ، صفحه 326 ، حديث 2656 ، الخصال ، صفحه 423 ، حديث 23 عن أنس بن محمّد عن أبيه وكلّها عن الإمام الصادق عن أبيه عن جدّه عن الإمام عليّ عليهم‏السلام وص 422 ، حديث 22 عن إبراهيم بن عبدالحميد عن الإمام الكاظم عليه‏السلام ، الدعوات ، صفحه 160 ، حديث 443 ، بحار الأنوار ، جلد 66 ، صفحه 245 ، حديث 2 دانش نامه احاديث پزشكي : 1 / 254   حمام آفتاب 1- آفتاب گرفتن چه ضررهایی دارد؟ رسول اللّه‏ صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم : إيّاكُم وَالجُلوسَ فِي الشَّمسِ ؛ فَإِنَّها تُبلِي الثَّوبَ ، وتُنتِنُ الرّيحَ ، وتُظهِرُ الدّاءَ الدَّفينَ . پيامبر خدا صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم : از نشستن در آفتاب ، حذر كنيد ؛ چرا كه جامه را كهنه مى‏كند ، بوى [بدن] را بد مى‏سازد و درد نهفته را آشكار مى‏نمايد . المستدرك على الصحيحين ، جلد 4 ، صفحه 456 ، حديث 8264 عن ابن عبّاس ، كنز العمّال ، جلد 9 ، صفحه 139 ، حديث 25400 دانش نامه احاديث پزشكي : 1 / 490 ------------------------------------------------------ رسول الله صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم : فِي الشَّمسِ أربَعُ خِصالٍ : تُغَيِّرُ اللَّونَ ، وتُنتِنُ الرّيحَ ، وتُخلِقُ الثِّيابَ ، وتورِثُ الدّاءَ . پيامبر خدا صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم : در آفتاب ، چهار چيز است : رنگ را ديگرگون مى‏سازد ، بوى [بدن] را بد مى‏كند ، جامه را كهنه مى‏نمايد ، و بيمارى بر جاى مى‏نهد . الخصال ، صفحه 249 ، حديث 111 عن موسى بن إبراهيم المروزي عن الإمام الكاظم عليه‏السلام ، روضة الواعظين ، صفحه 340 ، بحار الأنوار ، جلد 76 ، صفحه 183 ، حديث 2 دانش نامه احاديث پزشكي : 1 / 492 ------------------------------------------------------ الإمام عليّ عليه‏السلام : لا تَستَقبِلُوا الشَّمسَ ؛ فَإِنَّها مَبخَرَةٌ ، تَشحَبُ اللَّونَ ، وتُبلِي الثَّوبَ ، وتُظهِرُ الدّاءَ الدَّفينَ . امام على عليه‏السلام : رو به خورشيد قرار مگيريد ؛ زيرا بدبو كننده دهان است ، رنگ را مى‏پرانَد ، جامه را كهنه مى‏سازد و دردهاى نهفته را آشكار مى‏نمايد . الخصال ، صفحه 97 ، حديث 44 ، بحار الأنوار ، جلد 76 ، صفحه 183 ، حديث 1 دانش نامه احاديث پزشكي : 1 / 492 ------------------------------------------------------ عنه عليه‏السلام : إذا جَلَسَ أحَدُكُم فِي الشَّمسِ فَليَستَدبِرها بِظَهرِهِ ؛ فَإِنَّها تُظهِرُ الدّاءَ الدَّفينَ . امام على عليه‏السلام : هر گاه كسى از شما در زير آفتاب مى‏نشيند ، پشت به خورشيد قرار گيرد ؛ چرا كه آفتاب ، بيمارى‏هاى نهفته را آشكار مى‏سازد . الخصال ، صفحه 617 ، حديث 10 عن أبي بصير ومحمّد بن مسلم عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم‏السلام ، تحف العقول ، صفحه 107 ، بحار الأنوار ، جلد 76 ، صفحه 183 ، حديث 3 دانش نامه احاديث پزشكي : 1 / 492 ------------------------------------------------------ غريب الحديث : إنَّهُ [عَلِيّا عليه‏السلام ] رَأى رَجُلاً فِي الشَّمسِ فَقالَ : قُم عَنها ؛ فَإِنَّها مَبخَرَةٌ مَجفَرَةٌ ، تُتفِلُ الرّيحَ ، وتُبلِي الثَّوبَ ، وتُظهِرُ الدّاءَ الدَّفينَ . غريب الحديث : امام على عليه‏السلام ، مردى را در آفتاب ديد . فرمود : «از آفتاب برخيز . اين حرارت ، بدبو كننده دهان و سست كننده شهوت است ، بوى بدن را بد مى‏كند ، جامه را كهنه مى‏سازد و دردهاى نهفته را آشكار مى‏كند» . غريب الحديث لابن قتيبة ، جلد 1 ، صفحه 345 ، الفائق في غريب الحديث ، جلد 1 ، صفحه 191 ، دستور معالم الحكم ، صفحه 126 ، شرح نهج البلاغة ، جلد 19 ، صفحه 132 ، كنز العمّال ، جلد 9 ، صفحه 223 ، حديث 25755 وفيه «أنَّه رأى رجلاً في الشَّمس قاعدا ، فنهاه عن القعود ، وقال : قم...» ، دانش نامه احاديث پزشكي : 1 / 492 . در كنز العمّال ، عبارت‏هاى آغازين روايت ، چنين است: «مردى را در زير آفتاب ، نشسته ديد. او را از اين كار ، باز داشت و فرمود: صبرخيز...ص»   پارك نگاه كردن به سبزه چه فايده اي دارد؟ سرگرمي هاي سالم مؤمن كدام است؟   1 . نگاه كردن به سبزه چه فايده اي دارد؟ رسول اللّه‏ صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم : النَّظَرُ إلى وَجهِ المَرأَةِ الحَسناءِ ، وَالخُضرَةِ يَزيدانِ فِي البَصَرِ . پيامبر خدا صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم : نگريستن به صورت زنان زيباروى و به سبزه ، بينايى را افزون مى‏كند . حلية الأولياء ، جلد 3 ، صفحه 201 عن ابن أبي فديك عن الإمام الصادق عن أبيه عليهماالسلام عن جابر ، كنز العمّال ، جلد 16 ، صفحه 273 ، حديث 44421 وفيه «النظر إلى المرأة ...» دانش نامه احاديث پزشكي : 1 / 310 الإمام الكاظم عليه‏السلام : ثَلاثَةٌ يُجلينَ البَصَرَ : النَّظَرُ إلَى الخُضرَةِ ، وَالنَّظَرُ إلَى الماءِ الجاري ، وَالنَّظَرُ إلَى الوَجهِ الحَسَنِ . امام كاظم عليه‏السلام : سه چيز ديده را جلا مى‏دهد : نگريستن به سبزه ، نگريستن به آب جارى و نگريستن به روى نكو . الخصال ، صفحه 92 ، حديث 35 ، المحاسن ، جلد 2 ، صفحه 461 ، حديث 2596 كلاهما عن إبراهيم بن عبدالحميد ، تحف العقول ، صفحه 409 ، بحار الأنوار ، جلد 62 ، صفحه 144 ، حديث 1 وراجع : كنز العمّال ، جلد 10 ، صفحه 51 ، حديث 28313 دانش نامه احاديث پزشكي : 1 / 310 2 . سرگرمي هاي سالم مؤمن كدام است؟ رسولُ اللّه صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم : كُلُّ لَهوِ المؤمنِ باطِلٌ إلاّ في ثلاثٍ : في تأديبهِ الفَرَسَ ، ورَميِهِ عَن قَوسِهِ ، ومُلاعَبَتِهِ امرأتَهُ ، فإنّهُنَّ حَقٌّ . پيامبر خدا صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم : هرگونه سرگرمى براى مؤمن نادرست است ، مگر سه كار : تربيت اسب ، تيراندازى با كمانش و بازى و شوخى با همسرش ؛ زيرا اين سه كار ، حقّ است . الكافي : 5 / 50 / 13 منتخب ميزان الحكمة : 504 عنه صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم : خَيرُ لَهوِ المؤمنِ السِّباحَةُ ، وخَيرُلَهوِ المَرأةِ المِغزَلُ . پيامبر خدا صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم : بهترين سرگرمى مؤمن ، شناست و بهترين سرگرمى زن ، ريسندگى . كنزالعمّال : 40611 منتخب ميزان الحكمة : 504   چشمه هاي آب گرم درمان كردن با چشمه هاي آب گرم چه حكمی دارد؟ چرا از درمان كردن با چشمه هاي آب گرم نهي شده است؟   1 . درمان كردن با چشمه هاي آب گرم چه حكمی دارد؟ الإمام الصادق عليه‏السلام : نَهى رَسولُ اللّه‏ِ صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم عَنِ الاِستِشفاءِ بِالحَمّاتِ ؛ و هِيَ العُيونُ الحارَّةُ الَّتي تَكونُ فِي الجِبالِ الَّتي توجَدُ فيها رائِحَةُ الكِبريتِ . امام صادق عليه‏السلام : پيامبر خدا ، از درمان با چشمه‏هاى آب گرم ، نهى فرموده است ، و آنها ، چشمه‏هايى از آب گرم در كوهستان‏هاست كه بوى گوگرد دارد . . في المصدر : «بالحميّات» ، والتصويب من نسخة المجلسي في بحار الأنوار والمصادر الاُخرى .الكافي ، جلد 6 ، صفحه 389 ، حديث 1 ، تهذيب الأحكام ، جلد 9 ، صفحه 101 ، حديث 441 ، المحاسن ، جلد 2 ، صفحه 407 ، حديث 2424 نحوه وكلّها عن مسعدة بن صدقة ، بحار الأنوار ، جلد 66 ، صفحه 480 ، حديث 2 دانش نامه احاديث پزشكي : 1 / 118   2 . چرا از درمان كردن با چشمه هاي آب گرم نهي شده است؟ عنه عليه‏السلام : كانَ أبي عليه‏السلام يَكرَهُ أن يَتَداوى بِالماءِ المُرِّ ، و بِماءِ الكِبريتِ ، و كانَ يَقولُ : إنَّ نوحا عليه‏السلام لَمّا كانَ الطّوفانُ دَعَا المِياهَ فَأَجابَتهُ كُلُّها إلاَّ الماءَ المُرَّ ، و ماءَ الكِبريتِ ، فَدَعا عَلَيهِما ولَعَنَهُما . امام صادق عليه‏السلام : پدرم خوش نداشت به آب تلخ و آب گوگرددار ، درمان كند . او مى‏فرمود : «نوح ، آن هنگام كه توفان به پا شده بود ، آب‏ها را فرا خوانْد و همه آنها به او پاسخ دادند ، مگر آب‏هاى تلخ و آب‏هاى گوگرددار. پس ، اين آب‏ها را نفرين كرد» . الكافي ، جلد 6 ، صفحه 390 ، حديث 4 ، بحار الأنوار ، جلد 66 ، صفحه 481 ، حديث 5 دانش نامه احاديث پزشكي : 1 / 120  

۲- روایات : انواع گوشت و مصرف آن

بسم الله الرحمن الرحیم   «روایات : انواع گوشت و مصرف آن» موضوعات : الف : گوشت خوردن ب : گوشت قرمز ج : گوشت پرنده د: حيوانى ه: معرفتخانه و: ماهي فروشى   الف : گوشت خوردن گوشت خوردن چه فوايدي دارد؟ نخوردن گوشت چه اثر بدي دارد؟ گوشت را چگونه بخوریم؟ چرا نباید گوشت خام خورد؟ پیوسته گوشت خوردن چه پیامدی دارد؟ فاصله زمانی گوشت خوردن چقدر است؟ گوشت نخوردن به مدت چهل روز چه پیامدی دارد؟ برترین طعام ها در دنیا و آخرت چیست؟   1 . گوشت خوردن چه فوايدي دارد؟ الإمامُ الصّادقُ عليه‏السلام : اللَّحْمُ يُنْبِتُ اللَّحْمَ ، ومَن تَرَكَ اللَّحْمَ أربَعينَ يَوما ساءَ خُلقُهُ . امام صادق عليه‏السلام : گـوشت ، گوشـت مـى‏رويانـد و هـركـس چهل روز گوشت نخورد ، بد خلق شود . الكافي : 6 / 309 / 1 منتخب ميزان الحكمة : 184 ------------------------------------------------------ الإمام الصادق عليه‏السلام : اللَّحمُ يُنبِتُ اللَّحمَ ويَزيدُ فِي العَقلِ ، ومَن تَرَكَ أكلَهُ أيّاماً فَسَدَ عَقلُهُ . امام صادق عليه‏السلام : گوشت ، گوشت مى‏رويانَد و بر عقل مى‏افزايد؛ و هر كس آن را چند روز وا گذارد ، عقلش تباه شود. طبّ الأئمّة لابني بسطام ، صفحه 139 ، بحار الأنوار ، جلد 66 ، صفحه 72 ، حديث 68 دانش نامه احاديث پزشكي : 1 / 248 ------------------------------------------------------ الإمام عليّ عليه‏السلام : عَلَيكُم بِاللَّحمِ ؛ فَإِنَّهُ يُنبِتُ اللَّحمَ . امام على عليه‏السلام : بر شما باد گوشت ؛ چرا كه [ خوردن ] گوشت ، گوشت مى‏روياند . عيون أخبار الرضا عليه‏السلام ، جلد 2 ، صفحه 41 ، حديث 129 عن أحمد بن عامر الطائي عن الإمام الرضا عن آبائه عليهم‏السلام ، المحاسن ، جلد 2 ، صفحه 256 ، حديث 1807 عن أبي اُسامة عن الإمام الصادق عليه‏السلام عن رسول اللّه‏ صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم وفيه «فإنّ اللحم ينمي» بدل «فإنّه ينبت» ، قرب الإسناد ، صفحه 107 ، حديث 367 عن الإمام الصادق عن أبيه عنه عليهم‏السلام ،الدعوات ، صفحه 153 ، حديث 414 ، بحارالأنوار ، جلد 66 ، صفحه 58 ، حديث 6 دانش نامه احاديث پزشكي : 2 / 470 ------------------------------------------------------ رسول اللّه‏ صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم : أكلُ اللَّحمِ يُحَسِّنُ الوَجهَ ، ويُحَسِّنُ الخُلُقَ . پيامبر خدا صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم : خوردن گوشت ، روى را نكو مى‏سازد و خوى را هم نكو مى‏سازد . تاريخ دمشق ، جلد 49 ، صفحه 323 ، حديث 10556 عن ابن عبّاس ، كنز العمّال ، جلد 15 ، صفحه 282 ، حديث 41005 دانش نامه احاديث پزشكي : 2 / 470 ------------------------------------------------------ رسول الله صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم : اللَّحمُ بِالبَيضِ يَزيدُ فِي الباءَةِ . پيامبر خدا صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم : گوشت با تخم‏مرغ ، بر توان جنسى مى‏افزايد . دعائم الإسلام ، جلد 2 ، صفحه 145 ، حديث 511 ، بحارالأنوار ، جلد 62 ، صفحه 273 نقلاً عن كتاب السرائر ، دانش نامه احاديث پزشكي : 2 / 470 در السرائر ، حديث ، چنين آغاز مى‏شود: «روايت شده است كه خوردن گوشت...» . ------------------------------------------------------ عنه عليه‏السلام : عَلَيكُم بِهذَا اللَّحمِ فَكُلوهُ ؛ فَإِنَّهُ يُحَسِّنُ الخُلُقَ ، ويُصَفِّي اللَّونَ ، ويَخمُصُ البَطنَ . امام على عليه‏السلام : بر شما باد اين گوشت . آن را بخوريد ؛ چرا كه خوى را خوش مى‏سازد ، رنگ را صفا مى‏دهد و شكم را كوچك مى‏كند . كنز العمّال ، جلد 15 ، صفحه 455 ، حديث 41805 نقلاً عن أبي نعيم دانش نامه احاديث پزشكي : 2 / 470 ------------------------------------------------------ الإمام الباقر عليه‏السلام : أكلُ اللَّحمِ يَزيدُ فِي السَّمعِ وَالبَصَرِ وَالقُوَّةِ . امام باقر عليه‏السلام : خوردن گوشت ، شنوايى و بينايى و قدرت را افزون مى‏كند . دعائم الإسلام ، جلد 2 ، صفحه 109 ، حديث 355 ، بحارالأنوار ، جلد 66 ، صفحه 76 ، حديث 73 دانش نامه احاديث پزشكي : 2 / 470 ------------------------------------------------------ الإمام الصادق عليه‏السلام : اللَّحمُ مِنَ اللَّحمِ ، مَن تَرَكَهُ أربَعينَ يَوما ساءَ خُلُقُهُ ، كُلوهُ فَإِنَّهُ يَزيدُ فِي السَّمعِ وَالبَصَرِ . امام صادق عليه‏السلام : گوشت ، از گوشت است . هر كس چهل روزْ آن را وا گذارد ، بدخوى مى‏شود . آن را بخوريد ؛ چرا كه بر شنوايى و بينايى مى‏افزايد . المحاسن ، جلد 2 ، صفحه 255 ، حديث 1800 عن غياث بن إبراهيم ، بحار الأنوار ، جلد 66 ، صفحه 66 ، حديث 37 وراجع : دعائم الإسلام ، جلد 2 ، صفحه 145 ، حديث 511 ، دانش نامه احاديث پزشكي : 2 / 470 نگارنده مى‏گويد : ظاهرا نقش نخوردن گوشت در بداخلاقى ، اقتضاست (در مواردى است كه نخوردن گوشت ، به ضعف اعصاب ، منتهى گردد) ، نه علّت تامّه . بنا بر اين ، ممكن است كسى گوشت نخورد و اخلاقش هم بد نباشد . ------------------------------------------------------ الإمام العسكري عليه‏السلام - لِأَبِي هاشِمٍ الجَعفَرِيِّ: يا أبا هاشِمٍ ، إذا أرَدتَ القُوَّةَ فَكُلِ اللَّحمَ . امام عسكرى عليه‏السلام - خطاب به ابو هاشم جعفرى: اى ابو هاشم ! اگر توان مى‏خواهى ، گوشت بخور . الخرائج والجرائح ، جلد 2 ، صفحه 683 ، حديث 2 ، المناقب لابن شهر آشوب ، جلد 4 ، صفحه 439 كلاهما عن أبي هاشم الجعفري ، بحارالأنوار ، جلد 50 ، صفحه 255 ، حديث 10 دانش نامه احاديث پزشكي : 2 / 472 2 . نخوردن گوشت چه اثر بدي دارد؟ الإمامُ الصّادقُ عليه‏السلام : اللَّحْمُ يُنْبِتُ اللَّحْمَ ، ومَن تَرَكَ اللَّحْمَ أربَعينَ يَوما ساءَ خُلقُهُ . امام صادق عليه‏السلام : گـوشت ، گوشـت مـى‏رويانـد و هـركـس چهل روز گوشت نخورد ، بد خلق شود . الكافي : 6 / 309 / 1 منتخب ميزان الحكمة : 184 ------------------------------------------------------ الإمام الصادق عليه‏السلام : اللَّحمُ يُنبِتُ اللَّحمَ ويَزيدُ فِي العَقلِ ، ومَن تَرَكَ أكلَهُ أيّاماً فَسَدَ عَقلُهُ . امام صادق عليه‏السلام : گوشت ، گوشت مى‏رويانَد و بر عقل مى‏افزايد؛ و هر كس آن را چند روز وا گذارد ، عقلش تباه شود. طبّ الأئمّة لابني بسطام ، صفحه 139 ، بحار الأنوار ، جلد 66 ، صفحه 72 ، حديث 68 دانش نامه احاديث پزشكي : 1 / 248 3 . گوشت را چگونه بخوریم؟ رسول الله صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم : قَرِّبِ اللَّحمَ مِن فيكَ ؛ فَإِنَّهُ أهنَأُ وأمرَأُ . پيامبر خدا صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم : گوشت را به دهان ، نزديك كن ؛ چرا كه اين ، گواراتر و خوش‏مزه‏تر است . مسند ابن حنبل ، جلد 10 ، صفحه 452 ، حديث 27714 ، المعجم الكبير ، جلد 8 ، صفحه 49 ، حديث 7333 كلاهما عن صفوان بن اُميّة ، المستدرك على الصحيحين ، جلد 4 ، صفحه 126 ، حديث 7103 عن صفوان بن أبي اُميّة ، كنز العمّال ، جلد 15 ، صفحه 246 ، حديث 40883 دانش نامه احاديث پزشكي : 2 / 120 ------------------------------------------------------ رسول اللّه‏ صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم : لا تَقطَعُوا اللَّحمَ بِالسِّكّينِ ؛ فَإِنَّهُ مِن صَنيعِ الأَعاجِمِ ، وَانهَسوهُ ؛ فَإِنَّهُ أهنَأُ وأمرَأُ . پيامبر خدا صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم : گوشت را با چاقو نبريد ؛ چرا كه اين كار ، كار عَجَم‏هاست . آن را به نرمى بدريد ؛ چرا كه گواراتر و خوش‏مزه‏تر است . سنن أبي داوود ، جلد 3 ، صفحه 349 ، حديث 3778 ، السنن الكبرى ، جلد 7 ، صفحه 456 ، حديث 14626 ، سنن النسائي ، جلد 4 ، صفحه 172 نحوه وكلّها عن عائشة ، كنز العمّال ، جلد 15 ، صفحه 236 ، حديث 40731 ؛ الدعوات ، صفحه 154 ، ح419 وفيه «وانهشه» بدل «وانهسوه» وفي صدره «لأمير المؤمنين عليه‏السلام : لا تقطع...» ، طبّ النبيّ صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم ، صفحه 5 ، بحار الأنوار ، جلد 62 ، صفحه 294 وج 66 ، صفحه 427 ، حديث 6 وراجع المحاسن ، جلد 2 ، صفحه 264 ، حديث 1838 دانش نامه احاديث پزشكي : 2 / 120 ------------------------------------------------------ رسول الله صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم : إذا أرادَ أحَدُكُم أن يَأكُلَ اللَّحمَ فَلا يَقطَعهُ بِالسِّكّينِ ، ولكِن لِيَأخُذهُ بِيَدِهِ فَليَنهَشهُ بِفيهِ ؛ فَإِنَّهُ أهنَأُ وأمرَأُ . پيامبر خدا صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم : هر گاه كسى از شما بخواهد گوشت بخورد ، آن را با چاقو نبُرد ؛ بلكه با دست بگيرد و با دندان بدرد و جدا كند ؛ چرا كه اين ، گواراتر و خوش‏مزه‏تر است . المعجم الكبير ، جلد 23 ، صفحه 285 ، حديث 624 ، كنز العمّال ، جلد 15 ، صفحه 263 ، حديث 40884 ، نقلاً عن شُعب الإيمان وكلاهما عن اُمّ سلمة دانش نامه احاديث پزشكي : 2 / 122 ------------------------------------------------------ رسول اللّه‏ صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم : شَكا نُوحٌ عليه‏السلام إلَى رَبِّهِ عز و جل ضَعفَ بَدَنِهِ ، فَأَوحَى اللّه‏ُ تَعالى إلَيهِ أنِ اطبَخِ اللَّحمَ بِاللَّبَنِ فَكُلها ؛ فَإِنّي جَعَلتُ القُوَّةَ وَالبَرَكَةَ فيهِما . پيامبر خدا صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم : نوح عليه‏السلام از ضعف بدن ، به درگاه پروردگار خويش عز و جلشكايت برد . خداوند به او وحى فرستاد كه : «گوشت را همراه با شير ، طبخ كن و بخور ؛ چرا كه من ، قدرت و بركت را در آنها نهاده‏ام» . طبّ الأئمّة لابني بسطام ، صفحه 64 عن السكوني عن الإمام الصادق عن أبيه عليهماالسلام دانش نامه احاديث پزشكي : 2 / 472 ------------------------------------------------------ رسول اللّه‏ صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم : اللَّحمُ وَاللَّبَنُ ؛ يُنبِتانِ اللَّحمَ ، ويَشُدّانِ العِظامَ ، وَاللَّحمُ يَزيدُ فِي السَّمعِ وَالبَصَرِ ، وَاللَّحمُ بِالبَيضِ يَزيدُ فِي الباءَةِ . پيامبر خدا صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم : گوشت و شير ، گوشت مى‏رويانند و استخوان‏ها را استحكام مى‏بخشند . و گوشت ، شنوايى و بينايى را افزون مى‏كند و گوشت همراه با تخم‏مرغ ، بر نيروى جنسى مى‏افزايد . دعائم الإسلام ، جلد 2 ، صفحه 145 ، حديث 511 ، بحارالأنوار ، جلد 66 ، صفحه 76 ، حديث 73 دانش نامه احاديث پزشكي : 2 / 472 4 . چرا نباید گوشت خام خورد؟ الإمام الباقر عليه‏السلام : إنَّ رَسولَ اللّه‏ِ صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم نَهى أن يُؤكَلَ اللَّحمُ غَريضاً ، وقالَ : إنَّما تَأكُلُهُ السِّباعُ ، ولكِن حَتّى تُغَيِّرَهُ الشَّمسُ أوِ النّارُ . امام باقر عليه‏السلام : پيامبر خدا ، از اين كه گوشت ، خام خورده شود ، نهى كرد و فرمود : «تنها درندگان ، چنين گوشتى مى‏خورند . [گوشت را] هنگامى بخوريد كه آفتاب يا آتش ، آن را ديگرگون ساخته باشد» . الكافي ، جلد 6 ، صفحه 313 ، حديث 1 ، كتاب من لا يحضره الفقيه ، جلد 3 ، صفحه 350 ، حديث 4332 وزاد فيه «يعني نيئاً» بعد «غريضاً» ، المحاسن ، جلد 2 ، صفحه 263 ، حديث 1834 وفيهما «قال حريز يعني» بدل «ولكن» وكلّها عن زرارة ، بحار الأنوار ، جلد 66 ، صفحه 71 ، حديث 64 دانش نامه احاديث پزشكي : 2 / 124 ------------------------------------------------------ الكافي عن هشام بن سالم : سَأَلتُ أبا عَبدِ اللّه‏ِ عليه‏السلام عَن أكلِ لَحمِ النِّيءِ ، فَقالَ : هذا طَعامُ السِّباعِ . الكافى - به نقل از هشام بن سالم: از امام صادق عليه‏السلام درباره خوردن گوشت خام پرسيدم . فرمود : «اين ، خوراك درندگان است» . وفي المحاسن وبحار الأنوار : «اللحم النيء» .الكافي ، جلد 6 ، صفحه 314 ، حديث 2 ، المحاسن ، جلد 2 ، صفحه 263 ، حديث 1833 ، بحار الأنوار ، جلد 66 ، صفحه 71 ، حديث 63 دانش نامه احاديث پزشكي : 2 / 124 ------------------------------------------------------ الإمام الرضا عليه‏السلام : أكلُ اللَّحمِ النِّيءِ يورِثُ الدّودَ فِي البَطنِ . امام رضا عليه‏السلام : خوردن گوشت خام ، در شكم ، كِرم پديد مى‏آورد . طبّ الإمام الرضا عليه‏السلام ، صفحه 28 ، بحار الأنوار ، جلد 62 ، صفحه 321 دانش نامه احاديث پزشكي : 2 / 124 5 . پیوسته گوشت خوردن چه پیامدی دارد؟ رسول اللّه‏ صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم : مَن أكَلَ اللَّحمَ أربَعينَ صَباحاً ؛ قَسا قَلبُهُ . پيامبر خدا صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم : هر كس چهل روز گوشت بخورد ، سنگ‏دل مى‏شود . طبّ النبيّ صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم ، صفحه 5 ، بحار الأنوار ، جلد 62 ، صفحه 294 دانش نامه احاديث پزشكي : 2 / 126 ------------------------------------------------------ الإمام الصادق عليه‏السلام : كانَ عَلِيٌّ عليه‏السلام يَكرَهُ إدمانَ اللَّحمِ ويَقولُ : إنَّ لَهُ ضَراوَةً كَضَراوَةِ الخَمرِ . امام صادق عليه‏السلام : على عليه‏السلام عادت به خوردن گوشت را بد مى‏شمرْد و مى‏فرمود : «آن را اعتيادى همچون اعتياد به شراب است» . المحاسن ، جلد 2 ، صفحه 261 ، حديث 1827 عن عبد الرحمن العزرمي ، بحار الأنوار ، جلد 66 ، صفحه 69 ، حديث 57 دانش نامه احاديث پزشكي : 2 / 126 فاصله زمانی گوشت خوردن چقدر است؟ الإمام الصادق عليه‏السلام : كُلُوا اللَّحمَ في كُلِّ اُسبوعٍ ، ولا تُعَوِّدوهُ أنفُسَكُم وأولادَكُم ؛ فَإِنَّ لَهُ ضَراوَةً كَضَراوَةِ الخَمرِ ، ولا تَمنَعوهُم فَوقَ الأَربَعينَ يَوماً ؛ فَإِنَّهُ يُسيءُ أخلاقَهُم . امام صادق عليه‏السلام : در هر هفته ، يك بار گوشت بخوريد و خود و فرزندانتان را بدان عادت ندهيد ؛ زيرا موجب اعتيادى همچون اعتياد به شراب مى‏گردد . نيز آنان را بيش از چهل روز ، از آن محروم مداريد ؛ چرا كه آنان را بدخوى مى‏كند . الاُصول الستّة عشر ، صفحه 12 عن زيد الزرّاد دانش نامه احاديث پزشكي : 2 / 126 6 . گوشت نخوردن به مدت چهل روز چه پیامدی دارد؟ رسول اللّه‏ صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم : مَن لَم يَأكُلِ اللَّحمَ أربَعينَ يَوماً ساءَ خُلُقُهُ ، فَكُلُوا اللَّحمَ ؛ فَإِنَّهُ يَزيدُ فِي السَّمعِ . پيامبر خدا صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم : هر كس چهل روز گوشت نخورد ، بدخوى مى‏شود . گوشت بخوريد ؛ چرا كه بر شنوايى مى‏افزايد . الفردوس ، جلد 3 ، صفحه 627 ، حديث 5960 عن دانش نامه احاديث پزشكي : 2 / 128 ------------------------------------------------------ رسول الله صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم : عَلَيكُم بِاللَّحمِ ؛ فَإِنَّهُ يُنبِتُ اللَّحمَ ، ومَن تَرَكَ اللَّحمَ أربَعينَ يَوماً ساءَ خُلُقُهُ . پيامبر خدا صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم : بر شما باد گوشت ؛ چرا كه گوشت مى‏رويانَد . هر كس گوشت را چهل روز وا گذارد ، بدخوى مى‏شود . صحيفة الإمام الرضا عليه‏السلام ، صفحه 243 ، حديث 149 عن الإمام الرضا عن آبائه عليهم‏السلام ، دعائم الإسلام ، جلد 2 ، صفحه 109 ، حديث 354 ، الدعوات ، صفحه 153 ، حديث 414 ، المحاسن ، جلد 2 ، صفحه 256 ، حديث 1805 عن ابن سنان وأبي البختري عن الإمام الصادق عليه‏السلام ، قرب الإسناد ، صفحه 107 ، حديث 367 عن الإمام الصادق عن أبيه عن الإمام عليّ عليهم‏السلام ، بحار الأنوار ، جلد 66 ، صفحه 56 ، حديث 1 وص 58 ، حديث 6 دانش نامه احاديث پزشكي : 2 / 128 ------------------------------------------------------ رسول الله صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم : عَلَيكُم بِاللَّحمِ ؛ فَإِنَّ اللَّحمَ يُنمِي اللَّحمَ ، ومَن مَضى لَهُ أربَعونَ صَباحاً لَم يَأكُل لَحماً ساءَ خُلُقُهُ ، ومَن ساءَ خُلُقُهُ فَأَطعِموهُ اللَّحمَ ، ومَن أكَلَ شَحمَةً أنزَلَت مِثلَها مِنَ الدّاءِ . پيامبر خدا صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم : بر شما باد گوشت ؛ چرا كه گوشت ، گوشت مى‏رويانَد . هر كس بر او چهل صبح بگذرد و گوشت نخورد ، بدخوى مى‏شود . هر كس بدخوى شد ، به او گوشت بخورانيد . هر كس چربى بخورد ، آن چربى به اندازه خود براى او بيمارى فرود مى‏آورد . المحاسن، جلد 2، صفحه 256، حديث 1807 عن‏أبياُسامة عن‏الإمام الصادق عليه‏السلام ، بحار الأنوار، جلد 66، ص67، حديث 43 دانش نامه احاديث پزشكي : 2 / 128 7 . برترین طعام ها در دنیا و آخرت چیست؟ رسول الله صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم : سَيِّدُ طَعامِ أهلِ الدُّنيا وَالآخِرَةِ اللَّحمُ ، ثُمَّ الأَرُزُّ . پيامبر خدا صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم : مهتر همه خوراكى‏هاى ساكنان اين سراى و آن سراى ، گوشت و سپس برنج است . عيون أخبار الرضا عليه‏السلام ، جلد 2 ، صفحه 35 ، حديث 79 عن أحمد بن عامر الطائي ، صحيفة الإمام الرضا عليه‏السلام ، صفحه 106 ، حديث 56 كلاهما عن الإمام الرضا عن آبائه عليهم‏السلام ، مكارم الأخلاق ، جلد 1 ، صفحه 335 ، حديث 1079 عن الإمام الرضا عن أبيه عن جدّه عليهم‏السلامعنه صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم وليس فيهما «أهل» ، بحارالأنوار ، جلد 66 ، صفحه 58 ، حديث 5 وص 262 ، حديث 7 ؛ سنن ابن ماجة ، جلد 2 ، صفحه 1099 ، حديث 3305 عن أبي الدرداء وفيه «أهل الجنّة» بدل «الآخرة» وليس فيه «ثمّ الأرزّ» ، كنز العمّال ، جلد 15 ، صفحه 291 ، حديث 41054 نقلاً عن الحاكم في تاريخ نيشابور عن صهيب دانش نامه احاديث پزشكي : 2 / 192   ب : گوشت قرمز خوردن گوشت گوسفند با شير چه اثري در بدن دارد؟ زياد خورن گوشت گاو چه اثري دارد؟ گوشت گاو چه خاصيتي دارد؟ رسول خدا - صلی الله علیه وآله و سلم - كدام عضو گوسفند را بیشتر دوست داشت؟ خوردن گوشت گوسفند چگونه است؟   1 . خوردن گوشت گوسفند با شير چه اثري در بدن دارد؟ الإمام الصادق عليه‏السلام : مَن أصابَهُ ضَعفٌ في قَلبِهِ أو بَدَنِهِ فَليَأكُل لَحمَ الضَّأنِ بِاللَّبَنِ ؛ فَإِنَّهُ يُخرِجُ مِن أوصالِهِ كُلَّ داءٍ وغائِلَةٍ ، ويُقَوّي جِسمَهُ ويَشُدُّ لِثَتَهُ . امام صادق عليه‏السلام : هر كس به ضعفى در قلب يا بدن خويش گرفتار آمد ، گوشت گوسفند همراه با شير بخورد؛ چرا كه اين خوراك ، هر درد و عارضه‏اى را از اندام وى بيرون مى‏بَرَد ، تن او را تقويت مى‏كند و لثه‏هاى او را نيز استحكام مى‏دهد. طبّ الأئمّة لابني بسطام ، صفحه 64 عن عبد الرحيم بن عبد المجيد القصير ، المحاسن ، جلد 2 ، صفحه 259 ، حديث 1819 عن عبد اللّه‏ بن سنان وليس فيه من «فإنّه يخرج...» ، بحار الأنوار ، جلد 76 ، صفحه 194 ، حديث 9 دانش نامه احاديث پزشكي : 1 / 260 2 . زياد خورن گوشت گاو چه اثري دارد؟ الإمام الرضا عليه‏السلام : الإِكثارُ مِن أكلِ لُحومِ الوَحشِ وَالبَقَرِ ؛ يورِثُ تَيبيسَ العَقلِ وتَحييرَ الفَهم في بحار الأنوار : «... تغيّر العقل وتحيّر الفهم». وتَلَبُّدَ الذِّهنِ وكَثرَةَ النِّسيانِ . امام رضا عليه‏السلام : فراوان خوردنِ گوشت حيوان وحشى و گاو ، خشكىِ عقل ، سرگشتگىِ فهم ، كُندى ذهن و فراوانىِ فراموشى مى‏آورَد. في بحار الأنوار : «تبلّد» ، والظاهر أنّه الصواب . قال الطريحي : بَلُدَ الرجل فهو بَليد : إذا كان غير ذكيّ ولا فطِن (مجمع البحرين: جلد 1 ، صفحه 183).طبّ الإمام الرضا عليه‏السلام ، صفحه 29 ، بحار الأنوار ، جلد 62 ، صفحه 322 دانش نامه احاديث پزشكي : 1 / 256 3 . گوشت گاو چه خاصيتي دارد؟ الإمام الباقر عليه‏السلام : إنَّ بَني إسرائيلَ شَكَوا إلى موسى عليه‏السلام ما يَلقَونَ مِنَ البَياضِ ، فَشَكا ذلِكَ إلَى اللّه‏ِ عز و جل فَأَوحَى اللّه‏ُ عز و جل إلَيهِ : مُرهُم يَأكُلوا لَحمَ البَقَرِ بِالسِّلقِ . امام باقر عليه‏السلام : بنى اسرائيل ، از لكّه‏هاى سفيدى كه [بر پوست] مى‏ديدند ، نزد موسى عليه‏السلام اظهار ناراحتى كردند . پس خداوند به موسى عليه‏السلام چنين وحى فرستاد : «به آنان بگو كه گوشت گاو ، همراه با چغندر بخورند» . الكافي ، جلد 6 ، صفحه 310 ، حديث 1 وص 369 ، حديث 3 ، المحاسن ، جلد 2 ، صفحه 326 ، حديث 2107 كلّها عن محمّد ابن قيس ، مكارم الأخلاق ، جلد 1 ، صفحه 347 ، حديث 1126 عن الإمام الصادق عنه عليهماالسلام وفيه «البرص» بدل «البياض» ، بحار الأنوار ، جلد 66 ، صفحه 74 ، حديث 69 دانش نامه احاديث پزشكي : 1 / 512 ------------------------------------------------------ الإمام الصادق عليه‏السلام : مَرَقُ السِّلقِ بِلَحمِ البَقَرِ يَذهَبُ بِالبَياضِ . امام صادق عليه‏السلام : آب‏گوشت چغندر با گوشت گاو ، سفيدى را از ميان مى‏برد . المحاسن ، جلد 2 ، صفحه 326 ، حديث 2108 عن أبي الصباح الكناني ، بحار الأنوار ، جلد 66 ، صفحه 216 ، حديث 5 ، دانش نامه احاديث پزشكي : 1 / 512 مقصود از سفيدى، همان پيسى است و اين احتمال كه مقصود از آن ، سفيدىِ چشم باشد ، بعيد است. ------------------------------------------------------ الإمام الصادق عليه‏السلام : مَرَقُ لَحمِ البَقَرِ يَذهَبُ بِالبَياضِ . امام صادق عليه‏السلام : آب‏گوشتِ گاو ، پيسى را از ميان مى‏بَرَد . الكافي ، جلد 6، صفحه 311، حديث 2 عن أبي الصباح الكناني ، مكارم الأخلاق ، جلد 1 ، صفحه 347 ، حديث 1125 ، بحارالأنوار ، جلد 66 ، صفحه 74 ، حديث 69 دانش نامه احاديث پزشكي : 1 / 512 ------------------------------------------------------ الإمام الكاظم عليه‏السلام : مَن أكَلَ مَرَقا بِلَحمِ بَقَرٍ أذهَبَ اللّه‏ُ تَعالى عَنهُ البَرَصَ وَالجُذامَ . امام كاظم عليه‏السلام : هر كس آب‏گوشت گاو بخورد ، خداوند ، پيسى و جُذام را از او دور مى‏كند . طبّ الأئمّة لابني بسطام ، صفحه 104 ، بحار الأنوار ، جلد 62 ، صفحه 212 ، حديث 5 دانش نامه احاديث پزشكي : 1 / 512 ------------------------------------------------------ الإمام الكاظم عليه‏السلام : السَّويقُ ومَرَقُ لَحمِ البَقَرِ يَذهَبانِ بِالوَضَحِ . امام كاظم عليه‏السلام : سويق و آبْ‏گوشتى كه با گوشتِ گاو فراهم آمده باشد ، پيسى را از ميان مى‏بَرَد . الكافي ، جلد 6 ، صفحه 311 ، حديث 7 عن يحيى بن مساور دانش نامه احاديث پزشكي : 1 / 514 ------------------------------------------------------ عنه عليه‏السلام : مَرَقُ لَحمِ البَقَرِ مَعَ السَّويقِ الجافِّ يَذهَبُ بِالبَرَصِ . امام كاظم عليه‏السلام : آبْ‏گوشت فراهم آمده با گوشت گاو همراه با سويق ، پيسى را از ميان مى‏بَرَد . مكارم الأخلاق ، جلد 2 ، صفحه 227 ، حديث 2549 دانش نامه احاديث پزشكي : 1 / 514 ------------------------------------------------------ رسول اللّه‏ صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم : عَلَيكُم بِأَلبانِ البَقَرِ وسُمنانِها وإيّاكُم ولُحومَها ؛ فَإِنَّ ألبانَها وسُمنانَها دَواءٌ وشِفاءٌ ، ولُحومُها داءٌ . پيامبر خدا صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم : بر شما باد شير و روغن گاو ؛ امّا از گوشت آن ، حذر كنيد ؛ چرا كه شير و روغنش دارو و درمان ، و گوشتش بيمارى است . المستدرك على الصحيحين ، جلد 4 ، صفحه 448 ، حديث 8232 عن عبداللّه‏ بن مسعود ، كنز العمّال ، جلد 10 ، صفحه 31 ، حديث 28218 دانش نامه احاديث پزشكي : 2 / 476 4 . رسول خدا - صلی الله علیه وآله و سلم - كدام عضو گوسفند را بیشتر دوست داشت؟ الإمام عليّ عليه‏السلام : كانَ أحَبُّ الشَّاةِ إلَى النَّبِيِّ صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم الذِّراعَ . امام على عليه‏السلام : دوست ‏داشتنى‏ ترين عضو گوسفند براى پيامبر صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم ، سردست بود . التاريخ الكبير ، جلد 6 ، صفحه 391 عن عمر بن عليّ بن أبي طالب ، مسند الشاميّين ، جلد 3 ، صفحه 120 ، حديث 1912 وح 1913 كلاهما عن أبي هريرة من دون إسنادٍ إلى المعصوم دانش نامه احاديث پزشكي : 2 / 116 ------------------------------------------------------ الإمام الباقر عليه‏السلام : كانَ رَسولُ اللّه‏ِ صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم يُعجِبُهُ الذِّراعُ . امام باقر عليه‏السلام : پيامبر خدا ، سردست را خوش مى‏داشت . الكافي ، جلد 6 ، صفحه 315 ، حديث 2 ، المحاسن ، جلد 2 ، صفحه 262 ، حديث 1830 كلاهما عن زرارة ، بحار الأنوار ، جلد 66 ، صفحه 71 ، حديث 60 ؛ سنن أبي داوود ، جلد 3 ، صفحه 350 ، حديث 3781 عن عبد اللّه‏ بن مسعود ، مسند ابن حنبل ، جلد 9 ، صفحه 228 ، حديث 23920 عن أبي رافع ، المعجم الكبير ، جلد 22 ، صفحه 336 ، حديث 842 عن أبي عبيد والثلاثة الأخيرة من دون إسنادٍ إلى الإمام الباقر عليه‏السلام ، كنز العمّال ، جلد 7 ، صفحه 103 ، حديث 18170 دانش نامه احاديث پزشكي : 2 / 116 5 . خوردن گوشت گوسفند چگونه است؟ رسول اللّه‏ صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم : إنَّ اللّه‏َ عز و جل اختارَ مِن كُلِّ شَيءٍ شَيئاً . . . ومِنَ الغَنَمِ الضَّأنَ . پيامبر خدا صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم : خداوند عز و جل از هر چيز ، چيزى را برگزيد . . . و از [ ميان انواع ]گوسف ند ، ميش را . الغيبة للنعماني ، صفحه 67 ، حديث 7 عن أبي بصير عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم‏السلام ، دانش نامه احاديث پزشكي : 2 / 478 ميش : گوسفند ، گوسپند . مطلق گوسفند باشد ، خواه ماده و خواه نر ... . گويا در قديم ، ميش ، به جنسى مى‏گفته‏اند كه امروز گوسفند مى‏گوييم و اعم از نر و ماده و پشم‏دار است ؛ و گوسفند ، اطلاق مى‏شده است هم بر ميش (يعنى گوسفند در معناى امروزى كه پشم دارد) و هم بر بز ، اعم از نر و ماده (ر . ك : لغت‏نامه دهخدا : ج13 ص19427) . ------------------------------------------------------ الإمام الصادق عليه‏السلام : مَن أصابَهُ ضَعفٌ في قَلبِهِ أو بَدَنِهِ فَليَأكُل لَحمَ الضَّأنِ بِاللَّبَنِ ؛ فَإِنَّهُ يُخرِجُ مِن أوصالِهِ كُلَّ داءٍ وغائِلَةٍ ، ويُقَوّي جِسمَهُ ، ويَشُدُّ لِثَتَهُ . امام صادق عليه‏السلام : هر كس در قلب يا بدن خود به ضعفى گرفتار آمد ، گوشت ميش با شير بخورد ؛ چرا كه در اين صورت ، هر بيمارى و عارضه‏اى ، از بند بند تن او برون مى‏رود ، بدنش نيرو مى‏گيرد و لثه‏اش استحكام مى‏يابد . طبّ الأئمّة لابني بسطام ، صفحه 64 عن عبدالرحيم بن عبدالمجيد القصير ، المحاسن ، جلد 2 ، صفحه 259 ، حديث 1819 عن عبداللّه‏ بن سنان ، مكارم الأخلاق ، جلد 1 ، صفحه 344 ، حديث 1114 وليس فيهما من «فإنّه يخرج.. .» ، بحارالأنوار ، جلد 66 ، صفحه 101 ، حديث 17 دانش نامه احاديث پزشكي : 2 / 478 ------------------------------------------------------ الكافي عن سعد بن سعد : قُلتُ لِأَبِي الحَسَنِ عليه‏السلام : إنَّ أهلَ بَيتي لا يَأكُلونَ لَحمَ الضَّأنِ . قالَ : فَقالَ : ولِمَ؟ قالَ : قُلتُ : إنَّهُم يَقولونَ : إنَّهُ يُهَيِّجُ بِهِمُ المِرَّةَ السَّوداءَ وَالصُّداعَ وَالأَوجاعَ . فَقالَ لي : يا سَعدُ . فَقُلتُ : لَبَّيكَ ! قالَ : لَو عَلِمَ اللّه‏ُ عز و جل شَيئاً أكرَمَ مِنَ الضَّأنِ لَفَدى بِهِ إسماعيلَ عليه‏السلام . الكافى - به نقل از سعد بن سعد: به امام كاظم عليه‏السلام گفتم : خانواده من ، گوشت ميش نمى‏خورند . پرسيد : «چرا؟» . گفتم : آنان مى‏گويند اين گوشت ، تلخه سياه و سردرد و ديگر دردها را در آنان تحريك مى‏كند . به من فرمود : «اى سعد!» . گفتم : لبيك! فرمود : «اگر خداوند عز و جل چيزى را ارزشمندتر از ميش مى‏دانست ، آن را فِديه اسماعيل عليه‏السلام مى‏ساخت» . الكافي ، جلد 6 ، صفحه 310 ، حديث 2 ، المحاسن ، جلد 2 ، صفحه 259 ، حديث 1818 ، مكارم الأخلاق ، جلد 1 ، صفحه 346 ، حديث 1122 كلاهما نحوه ، بحارالأنوار ، جلد 66 ، صفحه 69 ، حديث 53 دانش نامه احاديث پزشكي : 2 / 478 ------------------------------------------------------ الكافي عن سهل بن زياد عن بعض أصحابه - أظُنُّهُ مُحَمَّدَ بنَ إسماعيلَ: ذَكَرَ بَعضُنَا اللُّحمانَ عِندَ أبِي الحَسَنِ الرِّضا عليه‏السلام ، فَقالَ : ما لَحمٌ بِأَطيَبَ مِن لَحمِ الماعِزِ . قالَ : فَنَظَرَ إلَيهِ أبُوالحَسَنِ عليه‏السلام ، وقالَ : لَو خَلَقَ اللّه‏ُ عز و جل مُضغَةً هِيَ أطيَبُ مِنَ الضَّأنِ لَفَدى بِها إسماعيلَ عليه‏السلام . الكافى - به نقل از سهل بن زياد ، از يكى از هم‏مسلكانش (به گمان ، محمّد بن اسماعيل): يكى از ما نزد امام رضا عليه‏السلام ، از گوشت ، ياد كرد و گفت : هيچ گوشتى خوش‏تر از گوشت بز نيست . پس ، امام رضا عليه‏السلام به او نگريست و فرمود : «اگر خداوند ، گوشتى خوش‏تر از گوشت ميش آفريده بود ، همان را فديه اسماعيل عليه‏السلام مى‏ساخت» . الكافي ، جلد 6 ، صفحه 310 ، حديث 1 ، بحارالأنوار ، جلد 12 ، صفحه 131 ، حديث 13 دانش نامه احاديث پزشكي : 2 / 478 ج : گوشت پرنده گوشت هوبره چه خواصی دارد؟ گوشت سنگخوارك چه فایده ای دارد؟ گوشت كبكنجیر (دراج) چه فوایدی دارد؟ گوشت كبك چه فوایدی دارد؟   1 . گوشت هوبره چه خواصی دارد؟ الإمام الكاظم عليه‏السلام : لا أرىَ بِأَكلِ الحُبارى بَأساً ، وإنَّهُ جَيِّدٌ لِلبَواسيرِ ، ووَجَعِ الظَّهرِ ، وهُوَ مِمّا يُعينُ عَلى كَثرَةِ الجِماعِ . امام كاظم عليه‏السلام : در خوردن هوبْرِه ، اشكالى نمى‏بينم . براى بواسير و درد كمر ، خوب است و از چيزهايى است كه انسان را بر فراوانى آميزش ، يارى مى‏رساند . الكافي ، جلد 6 ، صفحه 313 ، حديث 6 عن نشيط بن صالح ، مكارم الأخلاق ، جلد 1 ، صفحه 349 ، حديث 1135 وليس فيه «كثرة» ، بحار الأنوار ، جلد 64 ، صفحه 285 ، حديث 51 دانش نامه احاديث پزشكي : 2 / 480 2 . گوشت سنگخوارك چه فایده ای دارد؟ الكافي عن عليّ بن مَهزِيار : تَغَدَّيتُ مَعَ أبي جَعفَرٍ عليه‏السلام فَأَتى بِقَطاةٍ فَقالَ : إنَّهُ مُبارَكٌ ، وكانَ أبي عليه‏السلام يُعجِبُهُ ، وكانَ يَأمُرُ أن يُطعَمَ صاحِبَ اليَرَقانِ يُشوى لَهُ فَإِنَّهُ يَنفَعُهُ . الكافى - به نقل از على بن مَهزِيار: همراه با امام باقر عليه‏السلام ناهار خوردم . ايشان مرغ سنگخوارى آورد و فرمود : «اين ، مبارك است . پدرم به آن علاقه داشت و مى‏فرمود : هر كس يرقان دارد ، برايش از گوشت اين مرغ ، كباب كنند . او را سودمند خواهد افتاد» . الكافي ، جلد 6 ، صفحه 312 ، حديث 5 ، بحارالأنوار ، جلد 66 ، صفحه 74 دانش نامه احاديث پزشكي : 2 / 482 3 . گوشت كبكنجیر (دراج) چه فوایدی دارد؟ رسول اللّه‏ صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم : مَن سَرَّهُ أن يَقِلَّ غَيظُهُ ، فَليَأكُل لَحمَ الدُّرّاجِ . پيامبر خدا صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم : هر كس دوست دارد خشمش كاستى بگيرد ، گوشت كَبكَنجير(كبك‏انجير) بخورد . الكافي ، جلد 6 ، صفحه 312 ، حديث 3 عن الإمام الصادق عليه‏السلام ، المحاسن ، جلد 2 ، صفحه 268 ، حديث 1852 وفيه «يقتل» بدل «يقلّ» ، مكارم الأخلاق ، جلد 1 ، صفحه 350 ، حديث 1138 ، بحارالأنوار ، جلد 66 ، صفحه 75 ، حديث 69 دانش نامه احاديث پزشكي : 2 / 482 ------------------------------------------------------ رسول الله صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم : مَنِ اشتَكى فُؤادَهُ وكَثُرَ غَمُّهُ ، فَليَأكُل لَحمَ الدُّرّاجِ . پيامبر خدا صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم : هر كس از بيمارى روحى ، رنج مى‏برد و اندوهش بسيار است ، گوشت كبكنجير بخورد . مكارم الأخلاق ، جلد 1 ، صفحه 350 ، حديث 1136 ، بحارالأنوار ، جلد 66 ، صفحه 74 ، حديث 69 دانش نامه احاديث پزشكي : 2 / 482 ------------------------------------------------------ الإمام الصادق عليه‏السلام : إذا وَجَدَ أحَدُكُم غَمّاً أو كَرباً لايَدري ما سَبَبُهُ ، فَليَأكُل لَحمَ الدُّرّاجِ ؛ فَإِنَّهُ يَسكُنُ عَنهُ إن شاءَ اللّه‏ُ تَعالى . امام صادق عليه‏السلام : هر گاه كسى از شما ، اندوه يا گرفتارى‏اى دارد و نمى‏داند علّتش چيست ، گوشت كبكنجير بخورد . در اين صورت ، به خواست خداوند متعال ، اين اندوه و گرفتارى ، فرو خواهد نشست . مكارم الأخلاق ، جلد 1 ، صفحه 350 ، حديث 1137 ، بحارالأنوار ، جلد 66 ، صفحه 75 ، حديث 69 دانش نامه احاديث پزشكي : 2 / 482 4 . گوشت كبك چه فوایدی دارد؟ الإمام الكاظم عليه‏السلام : أطعِمُوا المَحمومَ لَحمَ القِباجِ ؛ فَإِنَّهُ يُقَوِّي السّاقَينِ ، ويَطرُدُ الحُمّى طَرداً . امام كاظم عليه‏السلام : به تبدار ، گوشت كبك بخورانيد ؛ چرا كه پاها را نيرو مى‏دهد و تب را كاملاً دور مى‏كند . الكافي ، جلد 6 ، صفحه 312 ، حديث 4 عن محمّد بن حكيم ، بحارالأنوار ، جلد 65 ، صفحه 43 ، حديث 1 دانش نامه احاديث پزشكي : 2 / 480 د : (خوراک) حيوانى زياد خوردن قلوه چه ضرري دارد؟ خوردن پیه چگونه است؟ خوردن غده هاي گوشت چه ضرري دارد؟ زياد خوردن سيرابي گوسفند چه ضرري دارد؟ پیه گاو چه خاصیتی دارد؟ 1 . زياد خوردن قلوه چه ضرري دارد؟ الإمام الرضا عليه‏السلام : إدمانُ أكلِ كُلَى الغَنَمِ وأجوافِها ، يَعكِسُ المَثانَةَ . امام رضا عليه‏السلام : عادت داشتن به خوردن قلوه و شكمبه (سيرابى) گوسفند ، مثانه را ديگرگون مى‏كند . طبّ الإمام الرضا عليه‏السلام ، صفحه 64 ، بحار الأنوار ، جلد 62 ، صفحه 321 وليس فيه «إدمان» وفيه «يغيّر» بدل «يعكس» دانش نامه احاديث پزشكي : 1 / 586 2 . خوردن پیه چگونه است؟ الإمام عليّ عليه‏السلام : الشَّحمُ يُخرِجُ مِثلَهُ مِنَ الدّاءِ ، ولَم يَستَشفِ النّاسُ بِشِفاءٍ أفضَلَ مِنَ السَّمنِ ، وقِراءَةِ القُرآنِ . امام على عليه‏السلام : پيهْ ، هم‏اندازه خود ، بيمارى را از بدن بيرون مى‏برد . مردم ، به هيچ چيز بهتر از روغن حيوانى و قرائت قرآن ، درمان نجسته‏ اند . كنز العمّال ، جلد 10 ، صفحه 86 ، حديث 28472 نقلاً عن المصنّف لعبد الرزّاق عن النزّال بن سبرة دانش نامه احاديث پزشكي : 2 / 388 ------------------------------------------------------ عنه عليه‏السلام : ذُكِرَ عِندَ النَّبِيِّ صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم اللَّحمُ وَالشَّحمُ ، فَقالَ : لَيسَ مِنهُما بَضعَةٌ تَقَعُ فِي المَعِدَةِ إلاّ أنبَتَت مَكانَها شِفاءً ، وأخرَجَت مِن مَكانِها داءً . امام على عليه‏السلام : نزد پيامبر صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم از گوشت و پيهْ ياد شد . فرمود : «هيچ پاره‏اى از اين دو در معده جاى نمى‏گيرد ، مگر اين كه در جاى آن ، شفا مى‏رويد و بيمارى‏اى از آن جا مى‏رود» . عيون أخبار الرضا عليه‏السلام ، جلد 2 ، صفحه 41 ، حديث 130 عن أحمد بن عامر الطائي ، صحيفة الإمام الرضا عليه‏السلام ، صفحه 244 ، حديث 151 كلاهما عن الإمام الرضا عن آبائه عليهم‏السلام ، مكارم الأخلاق ، جلد 1 ، صفحه 343 ، حديث 1105 عن الإمام الرضا عن أبيه عن جدّه عليهم‏السلام ، الدعوات، صفحه 153، حديث 415 وفيه «مضغة» بدل «بضعة» ، بحارالأنوار ، جلد 66، صفحه 58 ، حديث 8 دانش نامه احاديث پزشكي : 2 / 388 ------------------------------------------------------ الإمام الصادق عليه‏السلام : مَن أكَلَ لُقمَةَ شَحمٍ أخرَجَت مِثلَها مِنَ الدّاءِ . امام صادق عليه‏السلام : هر كس يك لقمه پيهْ بخورد ، آن لقمه هم‏اندازه خويش ، بيمارى را از بدن بيرون مى‏برد . الكافي ، جلد 6 ، صفحه 311 ، حديث 5 عن محمّد بن سوقة ، مكارم الأخلاق ، جلد 1 ، صفحه 344 ، حديث 1112 ، كتاب من لايحضره الفقيه ، جلد 3 ، صفحه 351 ، حديث 4235 ، المحاسن ، جلد 2 ، صفحه 255 ، حديث 1801 كلاهما عن موسى بن بكر عن الإمام الكاظم وفيهما «من أدخل جوفه» بدل «من أكل» ، بحارالأنوار ، جلد 66 ، صفحه 66 ، حديث 39 دانش نامه احاديث پزشكي : 2 / 388 ------------------------------------------------------ طبّ الأئمّة عن يونس بن يعقوب : قالَ لي أبو عَبدِاللّه‏ِ عليه‏السلام وكُنتُ أخدِمُهُ في وَجَعِهِ الَّذي كانَ فيهِ وهُوَ الزَّحيرُ : وَيحَكَ يا يونُسُ ! أعَلِمتَ أنّي اُلهِمتُ في مَرَضي أكلَ الأَرُزِّ ، فَأَمَرتُ بِهِ فَغُسِلَ ثُمَّ جُفِّفَ ، ثُمَّ قُلِيَ ، ثُمَّ رُضَّ فَطُبِـخَ ، فَأَكَلتُهُ بِالشَّحمِ ، فَأَذهَبَ اللّه‏ُ بِذلِكَ الوَجَعَ عَنّي . طبّ الأئمّة عليهم‏السلام - به نقل از يونس بن يعقوب: هنگامى كه امام صادق عليه‏السلام بيمار بود و اسهال خونى داشت و او را خدمت مى‏گزاردم ، به من فرمود : «اى يونس ! چه بى‏خبرى! مگر نمى‏دانى به من درباره بيمارى ، الهام شد كه برنج بخورم و من نيز گفتم ؛ پس ، آن را فراهم آوردند ، شستند ، خشك كردند ، سپس در آب پختند ، آن‏گاه نرم ساييدند و پختند و آن را با پيهْ خوردم و خداوند با همان ، درد و بيمارى را از من برد؟» . طبّ الأئمّة لابني بسطام ، صفحه 100 ، بحارالأنوار ، جلد 62 ، صفحه 176 ، حديث 11 دانش نامه احاديث پزشكي : 2 / 388 3 . خوردن غده هاي گوشت چه ضرري دارد؟ الإمام عليّ عليه‏السلام : إذَا اشتَرى أحَدُكُم لَحماً فَليُخرِج مِنهُ الغُدَدَ ؛ فَإِنَّهُ يُحَرِّكُ عِرقَ الجُذامِ . امام على عليه‏السلام : هر گاه كسى از شما گوشت خريد ، غدّه‏ها را از آن بيرون آورَد ؛ زيرا آنها رگ جذام را تحريك مى‏كنند . الكافي ، جلد 6 ، صفحه 254 ، حديث 5 ، علل الشرائع ، صفحه 561 ، حديث 1 كلاهما عن مسمع عن الإمام الصادق عليه‏السلام ، الخصال ،ص 615 ، حديث 10 عن أبي بصير ومحمّد بن مسلم عن الإمام الصادق عن آبائه عنه عليهم‏السلام ، تحف العقول ، صفحه 105 ، المحاسن ، جلد 2 ، صفحه 263 ، حديث 1835 عن مسمع عن الإمام الصادق عليه‏السلام والثلاثة الأخيرة نحوه ، بحار الأنوار ، جلد 66 ، صفحه 38 ، حديث 16 وراجع طبّ الأئمّة لابني بسطام ، صفحه 105 دانش نامه احاديث پزشكي : 1 / 496 4 . زياد خوردن سيرابي گوسفند چه ضرري دارد؟ الإمام الرضا عليه‏السلام : إدمانُ أكلِ كُلَى الغَنَمِ وأجوافِها ، يَعكِسُ المَثانَةَ . امام رضا عليه‏السلام : عادت داشتن به خوردن قلوه و شكمبه (سيرابى) گوسفند ، مثانه را ديگرگون مى‏كند . طبّ الإمام الرضا عليه‏السلام ، صفحه 64 ، بحار الأنوار ، جلد 62 ، صفحه 321 وليس فيه «إدمان» وفيه «يغيّر» بدل «يعكس» دانش نامه احاديث پزشكي : 1 / 586 5 . پیه گاو چه خاصیتی دارد؟ المحاسن : رُوِيَ عَن أبي عَبدِاللّه‏ عليه‏السلام في قَولِ النَّبِيِّ صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم : «مَن أكَلَ لُقمَةً مِنَ الشَّحمِ أنزَلَت مِنَ الدّاءِ مِثلَها» ، فَقالَ : ذاكَ شَحمُ البَقَرِ . المحاسن : از امام صادق عليه‏السلام درباره اين سخن پيامبر صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم كه فرموده بود : «هر كس لقمه‏اى از پيهْ بخورد ، آن لقمه هم‏اندازه خود ، بيمارى را از بدن برون مى‏راند» پرسيدند . ايشان فرمود : «مقصود ، پيهِ گاو است» . المحاسن ، جلد 2 ، صفحه 255 ، حديث 1804 ، مكارم الأخلاق ، جلد 1 ، صفحه 345 ، حديث 1118 نحوه ، بحارالأنوار ، جلد 66 ، صفحه 66 ، حديث 40 دانش نامه احاديث پزشكي : 2 / 390 ------------------------------------------------------ الكافي عن زرارة : قُلتُ لِأَبي عَبدِاللّه‏ِ عليه‏السلام : جُعِلتُ فِداكَ ! الشَّحمَةُ الَّتي تُخرِجُ مِثلَها مِنَ الدّاءِ أيُّ شَحمَةٍ هِيَ؟ قالَ : هِيَ شَحمَةُ البَقَرِ ، وما سَأَلَني يا زُرارَةُ عَنها أحَدٌ قَبلَكَ . الكافى - به نقل از زُراره: از امام صادق عليه‏السلام پرسيدم : فدايت شوم ! آن پيهْ كه هم‏اندازه خود ، بيمارى را از بدن بيرون مى‏برد ، چيست؟ فرمود : «پيهِ گاو است . اى زراره! هيچ كس پيش از تو ، در اين باره از من نپرسيده بود» . الكافي ، جلد 6 ، صفحه 311 ، حديث 6 ، المحاسن ، جلد 2 ، صفحه 255 ، حديث 1803 ، بحارالأنوار ، جلد 66 ، صفحه 66 ، حديث 40 دانش نامه احاديث پزشكي : 2 / 390 معرفت خانه چه قسمتهایی از گوشت حیوانات توصیه شده است؟ چرا باید گوشت ها را بشوییم؟ چه كسی باید برای خریدن گوشت، قرض بگیرد؟   1 . چه قسمتهایی از گوشت حیوانات توصیه شده است؟ الإمام الرضا عليه‏السلام - لِغُلامِهِ: اِشتَرِ لَنا مِنَ اللَّحمِ المَقاديمَ ولا تَشتَرِ لَنا المَآخيرَ ؛ فَإِنَّ المَقاديمَ أقرَبُ مِنَ المَرعى ، وأبعَدُ مِنَ الأَذى . امام رضا عليه‏السلام - خطاب به غلام خود: در [خريدن] گوشت براى ما ، قسمت‏هاى جلو[ىِ لاشه] را بخر و قسمت‏هاى عقب را نخر ؛ زيرا بخش‏هاى جلو به چراگاه ، نزديك‏تر و از آفت ، دورترند . الدعوات ، صفحه 140 ، حديث 353 ، بحار الأنوار ، جلد 66 ، صفحه 75 ، حديث 70 دانش نامه احاديث پزشكي : 2 / 118 2 . چرا باید گوشت ها را بشوییم؟ رسول اللّه‏ صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم : مَرَّ أخي عيسى عليه‏السلام بِمَدينَةٍ فَإِذا وُجوهُهُم صُفرٌ وعُيونُهُم زُرقٌ ، فَشَكَوا إلَيهِ ما بِهِم مِنَ العِلَلِ . فَقالَ : دَواؤُكُم مَعَكُم ، أنتُم إذا أكَلتُمُ اللَّحمَ طَبَختُموهُ غَيرَ مَغسولٍ ، ولَيسَ يَخرُجُ شَيءٌ مِنَ الدُّنيا إلاّ بِجَنابَةٍ . فَغَسَلوا بَعدَ ذلِكَ لُحومَهُم فَذَهَبَت أمراضُهُم . پيامبر خدا صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم : برادرم عيسى ، از شهرى گذر كرد و ديد كه مردمش رنگ چهره‏هايشان زرد و چشم‏هايشان كبود است . آنان از بيمارى‏هايى كه داشتند ، نزد وى اظهار ناراحتى كردند . گفت : «درمانتان همراهتان است . شما هنگامى كه گوشت مى‏خوريد ، آن را ناشسته مى‏پزيد ، در حالى كه هيچ چيزى بدون نوعى جنابت ، از دنيا نمى‏رود» . از آن پس ، گوشت‏هاى مصرفىِ خود را شستند و در نتيجه بيمارى‏هايشان از ميان رفت . قصص الأنبياء ، صفحه 274 ، حديث 330 عن ابن سنان عن الإمام الصادق عليه‏السلام ، علل الشرائع ، صفحه 575 ، حديث 1 عن عمر بن عليّ عن ، بحار الأنوار ، جلد 14 ، صفحه 321 ، حديث 28 و جلد 62 ، صفحه 161 ، حديث 6 دانش نامه احاديث پزشكي : 2 / 118 3 . چه كسی باید برای خریدن گوشت، قرض بگیرد؟ رسول الله صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم : مَن أتى عَلَيهِ أربَعونَ يَوماً ولَم يَأكُلِ اللَّحمَ ، فَليَستَقرِض عَلَى اللّه‏ِ عز و جل وَليَأكُلهُ . پيامبر خدا صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم : هر كس بر او چهل روز بگذرد و گوشت نخورد ، بايد به اميد خداوند عز و جل وام بگيرد و گوشت [ بخرد و ]بخورد . الكافي ، جلد 6 ، صفحه 309 ، حديث 3 ، المحاسن ، جلد 2 ، صفحه 254 ، حديث 1799 كلاهما عن أبي اُسامة زيد الشحّام ، مكارم الأخلاق ، جلد 1 ، صفحه 346 ، حديث 1120 كلّها عن الإمام الصادق عليه‏السلام ، بحار الأنوار ، جلد 66 ، صفحه 65 ، حديث 36 دانش نامه احاديث پزشكي : 2 / 128 ماهي فروشى زياد خوردن ماهي چه اثري دارد؟ ماهي تازه چه فايده اي دارد؟ براي رفع ضرر ماهى، پس از خوردن آن چه بايد خورد؟ گوشت ماهی چگونه است؟ پس از ماهی خوردن چه چیزهایی توصیه شده است؟ چرا نباید تخم مرغ و ماهی را با هم بخوریم؟ بسیار خوردن ماهی چه عوارضی دارد؟ پس از خوردن ماهى، چه كاري باعث سستي اندام مي شود؟ چرا بايد پس از خوردن ماهى، عسل خورد؟ خوردن ماهي تازه ي كباب شده همراه با آب و نمك در چه موقعي توصيه شده است؟ خوردن ماهى، كدام بيماري را تشديد مي كند؟    1 . ماهي تازه چه فايده اي دارد؟ الإمام الرضا عليه‏السلام : مَن خَشِيَ الشَّقيقَةَ وَالشَّوصَةَ ، فَلا يُؤَخِّر أكلَ السَّمَكِ الطَّرِيِّ صَيفاً وشِتاءً . امام رضا عليه‏السلام : هر كس از درد شقيقه و شكم درد مى‏ترسد ، نبايد در تابستان و زمستان ، خوردن ماهى تازه را به تأخير افكند. بحار الأنوار ، جلد 62 ، صفحه 324 نقلاً عن طبّ الإمام الرضا عليه‏السلام ، صفحه 39 وفيه «من خشي الشقيقة والشَّوصة فلا ينم حين يأكل السمك الطريّ صيفا كان أم شتاءً» ، دانش نامه احاديث پزشكي : 1 / 268 در بحار الأنوار ، به جاى عبارت برگزيده كتاب حاضر ، اين عبارت آمده است: «هر كس از درد شقيه و شكم درد مى‏ترسد ، نبايد پس از خوردن ماهى تازه بخوابد ، خواه تابستان باشد ، خواه زمستان» . 2 . براي رفع ضرر ماهى، پس از خوردن آن چه بايد خورد؟ الكافي عن سعيد بن جناح عن مولى للإمام الصادق عليه‏السلام ، قال : دَعا[ عليه‏السلام ] بِتَمرٍ فَأَكَلَهُ ، ثُمَّ قالَ : ما بي شَهوَةٌ ، ولكِنّي أكَلتُ سَمَكاً . ثُمَّ قالَ : مَن باتَ وفي جَوفِهِ سَمَكٌ لَم يَتبَعهُ بِتَمَراتٍ أو عَسَلٍ ، لَم يَزَل عِرقُ الفالِجِ يَضرِبُ عَلَيهِ حَتّى يُصبِحَ . الكافى - به نقل از سعيد بن جناح ، از يكى از وابسته‏هاى امام صادق عليه‏السلام: [امام عليه‏السلام ] چند خرمايى خواست و خورد. سپس فرمود: «اشتهايى نداشتم؛ امّا ماهى خورده بودم». سپس فرمود: «هر كس در حالى بخوابد كه ماهى خورده و در پى آن ، چند خرما يا مقدارى عسل نخورده است ، تا صبح ، رگِ سستْ‏اندامى بر او غلبه خواهد داشت». الكافي ، جلد 6 ، صفحه 323 ، حديث 1 ، المحاسن ، جلد 2 ، صفحه 270 ، حديث 1866 ، بحار الأنوار ، جلد 65 ، صفحه 208 ، حديث 48 دانش نامه احاديث پزشكي : 1 / 274 3 . گوشت ماهی چگونه است؟ الإمام الكاظم عليه‏السلام : عَلَيكُم بِالسَّمَكِ ؛ فَإِنَّكَ إن أكَلتَهُ بِغَيرِ خُبزٍ أجزَأَكَ ، وإن أكَلتَهُ بِخُبزٍ أمرَأَكَ . امام كاظم عليه‏السلام : بر شما باد ماهى . اگر آن را بدون نان خوردى ، بسنده‏ات مى‏كند و اگر با نان خوردى ، گوارايت مى‏افتد . الكافي ، جلد 6 ، صفحه 323 ، حديث 4 ، المحاسن ، جلد 2 ، صفحه 268 ، حديث 1853 كلاهما عن إبراهيم بن عبد الحميد ، بحار الأنوار ، جلد 65 ، صفحه 207 ، حديث 36 دانش نامه احاديث پزشكي : 2 / 484 4 . پس از ماهی خوردن چه چیزهایی توصیه شده است؟ الكافي عن سعيد بن جَناح عن مولىً للإمام الصادق عليه‏السلام ، قال : دَعا عليه‏السلامبِتَمرٍ فَأَكَلَهُ ، ثُمَّ قالَ : ما بي شَهوَةٌ ، ولكِنّي أكَلتُ سَمَكا ، ثُمَّ قالَ : مَن باتَ وفي جَوفِهِ سَمَكٌ لَم يُتبِعهُ بِتَمَراتٍ أو عَسَلٍ ، لَم يَزَل عِرقُ الفالِجِ يَضرِبُ عَلَيهِ حَتّى يُصبِحَ . الكافى - به نقل از سعيد بن جَناح ، از يكى از وابستگان امام صادق عليه‏السلام -: امام صادق عليه‏السلام خرمايى طلبيد و تناول كرد و سپس فرمود : «اشتهايى نداشتم ؛ امّا ماهى خورده بودم» . سپس فرمود : «هر كس شب ، ماهى بخورد و در پى آن ، چند دانه خرما يا مقدارى عسل نخورد و بخوابد ، تا صبح ، رگِ فلج در او مى‏جنبد» . الكافي ، جلد 6 ، صفحه 323 ، حديث 1 ، المحاسن ، جلد 2 ، صفحه 270 ، حديث 1866 ، بحار الأنوار ، جلد 65 ، صفحه 208 ، حديث 48 دانش نامه احاديث پزشكي : 2 / 484 5 . چرا نباید تخم مرغ و ماهی را با هم بخوریم؟ الإمام الرضا عليه‏السلام : يَنبَغي أن تَحذَرَ . . . أن تَجمَعَ في جَوفِكَ البَيضَ وَالسَّمَكَ في حالٍ واحِدَةٍ ؛ فَإِنَّهُما إذَا اجتَمَعا وَلَّدَا القولَنجَ ، ورِياحَ البَواسيرِ ، ووَجَعَ الأَضراسِ . امام رضا عليه‏السلام : بايد از اين بپرهيزى كه . . . تخم ‏مرغ و ماهى را همزمان در معده گرد آورى ؛ چرا كه هرگاه اين دو با يكديگر گرد آيند ، قولنج ، باد بواسير و دندان‏درد به وجود مى‏آورند . طبّ الإمام الرضا عليه‏السلام ، صفحه 63 ، بحار الأنوار ، جلد 62 ، صفحه 321 نحوه دانش نامه احاديث پزشكي : 2 / 486 6 . بسیار خوردن ماهی چه عوارضی دارد؟ رسول الله صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم : إدمانُ أكلِ السَّمَكِ الطَّرِيِّ ، يُذيبُ اللَّحمَ . پيامبر خدا صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم : پيوسته خوردن ماهى تازه ، گوشت را ذوب مى‏كند . دعائم الإسلام ، جلد 2 ، صفحه 151 ، حديث 539 ، بحار الأنوار ، جلد 65 ، صفحه 190 ، حديث 1 دانش نامه احاديث پزشكي : 2 / 486 ------------------------------------------------------ عنه عليه‏السلام : لا تُدمِنوا أكلَ السَّمَكِ ؛ فَإِنَّهُ يُذيبُ الجَسَدَ . امام على عليه‏السلام : به خوردن ماهى ، مداومت مكنيد ؛ زيرا تن را ذوب مى‏كند . الكافي ، جلد 6 ، صفحه 323 ، حديث 5 عن ابن اليسع عن الإمام الصادق عليه‏السلام دانش نامه احاديث پزشكي : 2 / 486 ------------------------------------------------------ عنه عليه‏السلام : أقِلّوا مِن أكلِ الحيتانِ ؛ فَإِنَّها تُذيبُ البَدَنَ ، وتُكثِرُ البَلغَمَ ، وتُغَلِّظُ النَّفسَ . امام على عليه‏السلام : كمتر ماهى بخوريد ؛ چرا كه بدن را ذوب مى‏كند ، بلغم را افزون مى‏سازد و نَفَس را سنگين مى‏نمايد . الخصال ، صفحه 636 ، حديث 10 عن أبي بصير ومحمّد بن مسلم عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم‏السلام ، تحف العقول ، صفحه 124 ، بحار الأنوار ، جلد 66 ، صفحه 57 ، حديث 2 دانش نامه احاديث پزشكي : 2 / 488 ------------------------------------------------------ الإمام الباقر عليه‏السلام : إنَّ هذَا السَّمَكَ لَرَديءٌ لِغِشاوَةِ العَينِ . امام باقر عليه‏السلام : اين ماهى براى پرده چشم ، بد است . طبّ الأئمّة لابني بسطام ، صفحه 84 عن الإمام الصادق عليه‏السلام ، بحار الأنوار ، جلد 62 ، صفحه 147 ، حديث 14 وج 65 ، صفحه 215 ، حديث 66 دانش نامه احاديث پزشكي : 2 / 488 ------------------------------------------------------ الإمامُ الصّادقُ عليه‏السلام : ثَلاثةٌ يُسْمِنَّ وثَلاثةٌ يُهْزِلْنَ ، فأمّا الّتي يُسْمِنَّ : فإدْمانُ الحَمّامِ ، وشَمُّ الرائحَةِ الطَّيّبهِ ، ولُبْسُ الثِّيابِ اللَّيّنَةِ ، وأمّا الّتي يُهْزِلْنَ : فإدْمانُ أكْلِ البَيضِ ، والسَّمَكِ ، والطَّلْعِ . امام صادق عليه‏السلام : سـه چيز انسان را فربه مى‏كند و سه چيز لاغر مى‏سازد . آن سه كه فربه مى‏كند : حمّام رفتن زياد ، بوييدن بوى خوش و پوشيدن لباس نرم است و آن سه كه لاغر مى‏كند : خوردن زياد تخم مرغ ، ماهى و خرماى نارس است . الخصال : 155 / 194 منتخب ميزان الحكمة : 166 7 . پس از خوردن ماهى، چه كاري باعث سستي اندام مي شود؟ الإمام الرضا عليه‏السلام : الاِغتِسالُ بِالماءِ البارِدِ بَعدَ أكلِ السَّمَكِ يورِثُ الفالِجَ . امام رضا عليه‏السلام : غسل كردن با آب سرد پس از خوردن ماهى ، سستْ اندامى در پى مى‏آورد. بحار الأنوار ، جلد 62 ، صفحه 321 نقلاً عن طبّ الإمام الرضا عليه‏السلام ، صفحه 26 وفيه « فإنّ الماء» بدل «الاغتسال بالماء» دانش نامه احاديث پزشكي : 1 / 274 8 . چرا بايد پس از خوردن ماهى، عسل خورد؟ الكافي عن سعيد بن جناح عن مولى للإمام الصادق عليه‏السلام ، قال : دَعا[ عليه‏السلام ] بِتَمرٍ فَأَكَلَهُ ، ثُمَّ قالَ : ما بي شَهوَةٌ ، ولكِنّي أكَلتُ سَمَكاً . ثُمَّ قالَ : مَن باتَ وفي جَوفِهِ سَمَكٌ لَم يَتبَعهُ بِتَمَراتٍ أو عَسَلٍ ، لَم يَزَل عِرقُ الفالِجِ يَضرِبُ عَلَيهِ حَتّى يُصبِحَ . الكافى - به نقل از سعيد بن جناح ، از يكى از وابسته‏هاى امام صادق عليه‏السلام: [امام عليه‏السلام ] چند خرمايى خواست و خورد. سپس فرمود: «اشتهايى نداشتم؛ امّا ماهى خورده بودم». سپس فرمود: «هر كس در حالى بخوابد كه ماهى خورده و در پى آن ، چند خرما يا مقدارى عسل نخورده است ، تا صبح ، رگِ سستْ‏اندامى بر او غلبه خواهد داشت». الكافي ، جلد 6 ، صفحه 323 ، حديث 1 ، المحاسن ، جلد 2 ، صفحه 270 ، حديث 1866 ، بحار الأنوار ، جلد 65 ، صفحه 208 ، حديث 48 دانش نامه احاديث پزشكي : 1 / 274 9 . خوردن ماهي تازه ي كباب شده همراه با آب و نمك در چه موقعي توصيه شده است؟ الكافي عن محمّد بن يحيى : كَتَبَ بَعضُ أصحابِنا إلى أبي مُحَمَّدٍ عليه‏السلام يَشكو إلَيهِ دَما وصَفراءَ ، فَقالَ : إذَا احتَجَمتُ هاجَتِ الصَّفراءُ وإذا أخَّرتُ الحِجامَةَ أضَرَّنِي الدَّمُ ، فَما تَرى في ذلِكَ؟ فَكَتَبَ عليه‏السلام : اِحتَجِم وكُل عَلى أثَرِ الحِجامَةِ سَمَكا طَرِيّا كَبابا . قالَ : فَأَعَدتُ عَلَيهِ المَسأَلَةَ بِعَينِها . فَكَتَبَ عليه‏السلام : اِحتَجِم وكُل عَلى أثَرِ الحِجامَةِ سَمَكا طَرِيّا كَبابا بِماءٍ ومِلحٍ . قالَ : فَاستَعمَلتُ ذلِكَ فَكُنتُ في عافِيَةٍ وصارَ غِذايَ . الكافى - به نقل از محمّد بن يحيى: يكى از شيعيان به امام عسكرى عليه‏السلام نامه نوشت و از خون و صفرا به وى اظهار ناراحتى كرد و نوشت : چون حجامت مى‏كنم ، صفرا به جوش مى‏آيد و چون حجامت را به تأخير مى‏افكنم ، خون ، مرا زيان مى‏رساند . چاره را در چه مى‏بينى؟ امام نوشت : «حجامت كن و در پىِ حجامت ، ماهىِ تازه كباب‏شده بخور» . اين پرسش را ديگر بار تكرار كردم . او نوشت : «حجامت كن و در پِى حجامت ، ماهىِ تازه كباب‏شده همراه با آب و نمك بخور» . اين كار را عيناً انجام دادم و از آن پس ، هماره در عافيت بودم و آن ، خوراك من شده بود . الكافي ، جلد 6 ، صفحه 324 ، حديث 10 ، مكارم الأخلاق ، جلد 1 ، صفحه 351 ، حديث 1142 وفيه «عن الحميري قال : كتبت إلى أبي محمّد عليه‏السلام أشكو...» وليس فيه «كبابا» في كلا الموضعين ، بحار الأنوار ، جلد 65 ، صفحه 217 ، حديث 75 دانش نامه احاديث پزشكي : 1 / 462 10 . خوردن ماهى، كدام بيماري را تشديد مي كند؟ مكارم الأخلاق : شَكا بَعضُهُم إلى أبِي الحَسَنِ عليه‏السلام كَثرَةَ ما يُصيبُهُ مِنَ الجَرَبِ ، فَقالَ : إنَّ الجَرَبَ مِن بُخارِ الكَبِدِ ؛ فَاذهَب وَافتَصِد مِن قَدَمِكَ اليُمنى ، وَالزَم أخذَ دِرهَمَينِ مِن دُهنِ اللَّوزِ الحُلوِ عَلى ماءِ الكَشكِ ، وَاتَّقِ الحيتانَ وَالخَلَّ . فَفَعَلَ فَبَرِئَ بِإِذنِ اللّه‏ِ تَعالى . مكارم الأخلاق : كسى نزد امام كاظم عليه‏السلام ، از فراوانى گَرى‏اى كه بدان مبتلا بود ، اظهار ناراحتى كرد . فرمود : «گَرى ، از بخارِ جگر است . برو و پاى راست خود را رگ بزن و بر استفاده كردن از دو درهم روغن بادام شيرين ، همراه با آب كشك جو ، ملازمت كن و از [خوردن] ماهى و سركه نيز حذر كن» . آن مرد ، اين كار را انجام داد و به اذن خداوند عز و جل ، بهبود يافت . مكارم الأخلاق ، جلد 1 ، صفحه 176 ، حديث 527 ، بحار الأنوار ، جلد 62 ، صفحه 128 ، حديث 90 دانش نامه احاديث پزشكي : 1 / 516 تهیه و تدوین: مرکز هدایت و حمایت از تحقیقات کشاورزی، منابع طبیعی ومحیط زیست در حوزه علوم اسلامی  

احکام زکات،مزارعه و مساقات،غصب و ذبح آیت الله صافی گلپایکانی

مسأله 1861. زكات نه چيز واجب است: گندم ـ جو ـ خرما ـ كشمش ـ طلا ـ نقره ـ شتر ـ گاو ـ گوسفند و اگر كسي مالك يكي از اين نه چيز باشد، با شرايطي كه بعداً گفته مي‎شود بايد مقداري را كه معين شده، به يكي از مصرف‎هايي كه دستور داده‎اند برساند. مسأله 1862.مسأله 1862 سلت كه دانه‎ايست به نرمي گندم و خاصيت جو دارد و عسل كه مثل گندم است و خوراك مردمان صنعا مي‎باشد، زكاتشان بنابر احتياط واجب بايد داده شود.  شرايط واجب شدن زكات مسأله 1863. زكات در صورتي واجب مي‎شود كه مال، به مقدار نصاب كه بعداً گفته مي‎شود برسد و مالك آن، بالغ و عاقل و آزاد باشد و بتواند در آن مال تصرف كند. مسأله 1864. اگر انسان يازده ماه مالك گاو و گوسفند و شتر و طلا و نقره باشد، اول ماه دوازدهم بايد زكات آن را بدهد ولي اول سال بعد را بايد بعد از تمام شدن ماه دوازدهم حساب كند. مسأله 1865. اگر مالك گاو و گوسفند و شتر و طلا و نقره در بين سال بالغ شود، بايد اول سال را اول بالغ شدن خود قرار دهد. مسأله 1866. بنابر احتياط واجب وقت واجب شدن زكات گندم و جو، وقت دانه بستن آنها است و زكات كشمش نيز بنابر احتياط، وقتي واجب مي شود كه غوره است و موقعي هم كه رنگ خرما زرد يا سرخ شد بنابر احتياط، زكات آن واجب مي‎شود و اگر اتفاقاً ملاحظه موقعي كه به آنها گندم و جو و انگور و خرما گويند موافق با نفع فقرا باشد احتياط واجب ملاحظه صرفه فقرا است مثل آن كه كسي مالك گندم يا جو شود بعد از بسته شدن دانه‎هاي آنها و پيش از آن كه به آنها گندم و جو بگويند كه در چنين صورتي احتياط واجب آن است كه زكات آن را مالك دوم نيز بدهد ولي وقت دادن زكات در گندم و جو موقع خرمن و جدا كردن كاه آنها و در خرما و كشمش موقعي است كه انگور، كشمش و رطب، تمر شده باشد. مسأله 1867. اگر موقع واجب شدن زكات گندم و جو و كشمش و خرما كه در مسأله پيش گفته شد، صاحب آنها بالغ باشد، بايد زكات آنها را بدهد. مسأله 1868. اگر صاحب گاو و گوسفند و شتر و طلا و نقره در تمام سال ديوانه باشد، زكات بر او واجب نيست. ولي اگر در مقداري از سال ديوانه باشد و در آخر سال عاقل گردد، بنابر احتياط مستحب زكات را بدهد. مسأله 1869. اگر صاحب گاو و گوسفند و شتر و طلا و نقره در مقداري از سال مست يا بي‎هوش شود، زكات از او ساقط نمي‎شود. و هم چنين است اگر موقع واجب شدن زكات گندم و جو و خرما و كشمش مست يا بي‎هوش باشد. مسأله 1870. مالي را كه از انسان غصب كرده‎اند و نمي‎تواند در آن تصرف كند زكات ندارد ولي اگر زراعتي را از او غصب كنند و موقعي كه زكات آن واجب مي‎شود در دست غصب كننده باشد، هر وقت به صاحبش برگشت، احتياط واجب آن است كه زكات آن را بدهد. مسأله 1871. اگر طلا و نقره يا چيز ديگري را كه زكات آن واجب است قرض كند و يك سال نزد او بماند، بايد زكات آن را بدهد و بر كسي كه قرض داده چيزي واجب نيست.  زكات گندم و جو و خرما و كشمش مسأله 1872. زكات گندم و جو و خرما و كشمش وقتي واجب مي‎شود كه به مقدار نصاب برسند و نصاب آنها 288 من تبريز الا 45 مثقال است كه تقريباً بنابر آنچه بعضي حساب كرده‎اند 885 كيلوگرم مي‎شود. مسأله 1873. اگر پيش از دادن زكات از انگور و خرما و غوره آنها و از جو و گندم بيشتر از مقدار متعارف، مصرف كند، بايد زكات آن را بدهد ولي در مقدار متعارف لازم نيست. مسأله 1874. اگر بعد از آن كه زكات گندم و جو و خرما و انگور واجب شد مالك آن بميرد، بايد مقدار زكات را از مال او بدهند. ولي اگر پيش از واجب شدن زكات بميرد، هر يك از ورثه كه سهم او به اندازه نصاب است، بايد زكات سهم خود را بدهد. مسأله 1875. كسي كه از طرف حاكم شرع مأمور جمع آوري زكات است موقع خرمن كه گندم و جو را از كاه جدا مي‎كنند و بعد از كشمش شدن انگور و تمر شدن رطب مي‎تواند زكات را مطالبه كند. و اگر مالك ندهد و چيزي كه زكات آن واجب شده، از بين برود بايد عوض آن را بدهد. مسأله 1876. اگر بعد از مالك شدن درخت خرما و انگور يا زراعت گندم و جو زكات آنها واجب شود، مثلاً خرما در ملك او زرد يا سرخ شود، بايد زكات آن رابدهد. مسأله 1877. اگر بعد از آن كه زكات گندم و جو و خرما و انگور واجب شد، زراعت و درخت را بفروشد، بايد زكات آنها را بدهد. مسأله 1878. اگر انسان گندم يا جو يا خرما يا انگور را بخرد و بداند كه فروشنده زكات آن را داده، يا شك كند كه داده يا نه، چيزي بر او واجب نيست. و اگر بداند كه زكات آن را نداده، چنان چه حاكم شرع معامله مقداري را كه بايد از بابت زكات داده شود، اجازه ندهد معامله آن مقدار باطل است و حاكم شرع مي‎تواند مقدار زكات را از خريدار بگيرد و اگر معامله مقدار زكات را اجازه دهد، معامله صحيح است و خريدار بايد قيمت آن مقدار را به حاكم شرع بدهد و در صورتي كه قيمت آن مقدار را به فروشنده داده باشد، مي‎تواند از او پس بگيرد. و هم چنين صحيح مي‎شود اگر بعد از معامله، خود فروشنده زكات آن را بدهد. مسأله 1879. اگر وزن گندم و جو و خرما و كشمش موقعي كه تر است به حد نصاب برسد و بعد از خشك شدن كمتر از آن شود، زكات آن واجب نيست. مسأله 1880. اگر گندم و جو و خرما را پيش از خشك شدن مصرف كند، چنان چه خشك آنها به اندازه نصاب باشد، بايد زكات آنها را بدهد. مسأله 1881. خرمايي كه تازه آن را مي‎خورند و اگر بماند خيلي كم مي‎شود يا بعد از خشك شدن به آن خرما نمي‎گويند، چنان چه مقداري باشد كه خشك آن به حد نصاب برسد زكات آن واجب است. مسأله 1882. گندم و جو و خرما و كشمشي كه زكات آنها را داده، اگر چند سال هم نزد او بماند زكات ندارد. مسأله 1883. اگر گندم و جو و خرما و انگور از آب باران يا نهر مشروب شود، يا مثل زراعت‎هاي مصر از رطوبت زمين استفاده كند، زكات آن ده يك است و اگر با دلو و مانند آن آبياري شود، زكات آن بيست يك است و اگر مقداري از باران، يا نهر، يا رطوبت زمين استفاده كند و به همان مقدار از آبياري با دلو و مانند آن استفاده نمايد زكات نصف آن ده يك و زكات نصف ديگر آن بيست يك مي‎باشد يعني از چهل قسمت سه قسمت آن را بايد بابت زكات بدهند. مسأله 1884. اگر گندم و جو و خرما و انگور، هم از باران مشروب شود و هم از آب دلو و مانند آن استفاده كند، چنان چه طوري باشد كه بگويند: آبياري با دلو و مانند آن شده، زكات آن بيست يك است و اگر بگويند: آبياري با آب نهر و باران شده زكات آن ده يك است و اگر آبياري با دلو غلبه داشته ولي چنان نباشد كه بگويند: با دلو آبياري شده بايد ملاحظه نسبت كنند و احتياط آن است كه در نصف ده يك و در نصف ديگر بيست يك زكات بدهند. مسأله 1885. اگر شك كند كه آبياري با آب باران و آب دلو به يك اندازه بوده يا آب باران غلبه داشته، مي‎تواند از نصف آن ده يك و از نصف ديگر آن بيست يك بدهد. مسأله 1886. اگر گندم و جو و خرما و انگور با آب باران يا نهر مشروب شود و به آب دلو و مانند آن محتاج نباشد ولي با آب دلو هم آبياري شود، و آب به زياد شدن محصول كمك نكند، زكات آن ده يك است و اگر با دلو و مانند آن آبياري شود و به آب نهر و باران محتاج نباشد ولي با آب نهر يا باران هم مشروب شود و آنها به زياد شدن محصول كمك نكنند، زكات آن بيست يك است. مسأله 1887. اگر زراعتي را با دلو و مانند آن آبياري كنند و در زميني كه پهلوي آن است زراعتي كنند كه از رطوبت آن زمين استفاده نمايد و محتاج به آبياري نشود، زكات زراعتي كه با دلو آبياري شده، بيست يك و زكات زراعتي كه پهلوي آن است، ده يك مي‎باشد. مسأله 1888. مخارجي را كه براي گندم و جو و خرما و انگور كرده و معمول است كه آن مخارج را از خود زراعت مي‎دهند مي‎تواند از حاصل كسر كند و چنان چه باقي مانده آن به حد نصاب برسد، بايد زكات آن را بدهد و آنچه معمول نيست از خرمن بدهند بنابر احتياط لازم جزء نصاب حساب نمايند لكن زكات آن واجب نيست. مسأله 1889. تخمي را كه به مصرف زراعت رسانده، اگر از خودش باشد، به مقدار قيمت آن مي‎تواند از حاصل كسر كند. و اگر خريده باشد، مي‎تواند قيمتي را كه براي خريد آن داده جزء مخارج حساب نمايد. مسأله 1890. اگر زمين و وسايل زراعت يا يكي از اين دو ملك خود او باشد: نبايد كرايه آنها را جزء مخارج حساب كند و نيز براي كارهايي كه خودش كرده، يا ديگري بي‎اجرت انجام داده چيزي از حاصل كسر نمي‎شود. مسأله 1891. اگر درخت انگور يا خرما را بخرد، قيمت آن جزء مخارج نيست. ولي اگر خرما يا انگور را پيش از چيدن و قبل از تعلق زكات در مواردي كه خريدن آن صحيح است بخرد، پولي را كه براي آن داده جزء مخارج حساب مي‎شود. مسأله 1892. اگر زميني را بخرد و در آن زمين گندم يا جو بكارد، پولي را كه براي خريد زمين داده جزء مخارج حساب نمي‎شود. ولي اگر زراعت را پيش از تعلق زكات بخرد پولي را كه براي خريد آن داده مي‎تواند جزء مخارج حساب نمايد. و از حاصل كم كند، اما بايد قيمت كاهي را كه از آن به دست مي‎آيد، از پولي كه براي خريد زراعت داده كسر نمايد، يعني بايد مخارج را تقسيم كند آنچه سهم گندم باشد از گندم كم كند چنان كه در مخارج زراعت هميشه بايد اين جهت ملاحظه شود مثلاً اگر زراعتي را پانصد تومان بخرد و سهم كاه آن وقت خريد صد تومان باشد، فقط چهار صد تومان آن را مي‎تواند جزء مخارج حساب نمايد. مسأله 1893. كسي كه بدون گاو و چيزهاي ديگري كه براي زراعت لازم است مي‎تواند زراعت كند، اگر اينها را بخرد، نبايد پولي را كه براي خريد اينها داده جزء مخارج حساب نمايد. مسأله 1894. كسي كه بدون گاو و چيزهاي ديگري كه براي زراعت لازم است نمي‎تواند زراعت كند، اگر آنها را بخرد و به واسطه زراعت به كلي از بين برود، مي‎تواند تمام قيمت آنها را جزء مخارج حساب نمايد و اگر مقداري از قيمت آنها كم شود، مي‎تواند آن مقدار را جزء مخارج حساب كند ولي اگر بعد از زراعت چيزي از قيمت آنها كم نشود، نبايد چيزي از قيمت آنها را جزء مخارج حساب نمايد. مسأله 1895. اگر در يك زمين جو و گندم و چيزي مثل برنج و لوبيا كه زكات آن واجب نيست بكارد چنان چه بر حسب معمول استفاده از هر دو جنس در موقع كشت منظور باشد مخارج به نسبت مداخل تقسيم مي‎شود و اگر فايده يكي از آنها به قدري كم باشد كه در موقع كشت منظور نباشد مخارج از چيزي محسوب مي‎شود كه منظور باشد. مسأله 1896. اگر براي شخم زدن يا كار ديگري كه تا چند سال براي زراعت فايده دارد خريد كند اگر زراعت سال اول به آن محتاج باشد مي‎تواند آن را جزء مخارج سال اول حساب نمايد. مسأله 1897. اگر انسان در چند شهر كه فصل آنها با يكديگر اختلاف دارد و زراعت و ميوه آنها در يك وقت به دست نمي‎آيد گندم يا جو يا خرما يا انگور داشته باشد و همه آنها محصول يك سال حساب شود، چنان چه چيزي كه اول مي‎رسد به اندازه نصاب باشد، بايد زكات آن را موقعي كه مي‎رسد بدهد و زكات بقيه را هر وقت به دست مي‎آيد ادا نمايد. و اگر آنچه اول مي‎رسد به اندازه نصاب نباشد، در صورتي كه يقين دارد به آنچه بعد به دست مي‎آيد به اندازه نصاب مي‎شود، باز هم بعد از تعلق زكات به بقيه واجب است زكات آنچه را كه رسيده همان وقت و زكات بقيه را موقعي كه مي‎رسد بدهد و اگر يقين ندارد كه همه آنها به اندازه نصاب شود، صبر كند تا بقيه آن برسد، پس اگر روي هم به مقدار نصاب شود، زكات آن واجب است و اگر به مقدار نصاب نشود زكات آن واجب نيست. مسأله 1898. اگر درخت خرما يا انگور در يك سال دو مرتبه ميوه دهد اگر در هر مرتبه به مقدار نصاب نباشد زكات آن واجب نيست براي اين كه زراعت دو فصل مثل زراعت دو سال است. مسأله 1899. اگر مقداري خرما يا انگور تازه دارد كه خشك آن به اندازه نصاب مي‎شود، چنان چه به قصد زكات از تازه آن به قدري به مستحق بدهد كه اگر خشك شود به اندازه زكاتي باشد كه بر او واجب است اشكال ندارد. مسأله 1900. اگر زكات خرماي خشك يا كشمش بر او واجب باشد نمي‎تواند زكات آن را خرماي تازه يا انگور بدهد مگر خرما يا انگوري كه از جمله همان خرما و كشمش باشد كه زكات به آن تعلق گرفته و نيز اگر زكات خرماي تازه يا انگور بر او واجب باشد، نمي‎تواند زكات آن را خرماي خشك يا كشمش بدهد مگر آن كه خرماي خشك يا كشمش از جمله خرما و انگوري باشد كه زكات به آن تعلق گرفته ولي اگر يكي از اينها يا چيز ديگري را به قصد قيمت زكات بدهد مانعي ندارد. مسأله 1901. كسي كه بدهكار است و مالي هم دارد كه زكات آن واجب شده اگر 3بميرد، بايد اول تمام زكات را از مالي كه زكات آن واجب شده بدهند، بعد قرض او را ادا نمايند. مسأله 1902. كسي كه بدهكار است و گندم يا جو يا خرما يا انگور هم دارد اگر بميرد و پيش از آن كه زكات اينها واجب شود، ورثه قرض او را از مال ديگر بدهند، هر كدام كه سهمشان به حد نصاب برسد، بايد زكات بدهد و اگر پيش از آن كه زكات اينها واجب شود قرض او را ندهند، چنان چه مال ميت فقط به اندازه بدهي او باشد، در صورتي كه بدهي او به قدري است كه اگر بخواهند ادا نمايند، بايد مقداري از گندم و جو و خرما و انگور را هم به طلبكار بدهند، آنچه را به طلبكار مي‎دهند زكات ندارد و بقيه مال ورثه است و هر كدام آنان كه سهمش به اندازه نصاب شود، بايد زكات آن را بدهد. مسأله 1903. اگر گندم و جو و خرما و كشمشي كه زكات آنها واجب شده خوب و بد دارد، احتياط واجب آن است كه زكات جنس خوب را از جنس بد ندهند.  نصاب طلا مسأله 1904. طلا دو نصاب دارد: نصاب اول: نصاب اول آن بيست مثقال شرعي است كه هر مثقال آن 18 نخود است، پس وقتي طلا به بيست مثقال شرعي كه پانزده مثقال معمولي است برسد، اگر شرايط ديگر را هم كه گفته شد داشته باشد، بايد چهل يك آن را كه نه نخود مي‎شود از بابت زكات بدهد و اگر به اين مقدار نرسد، زكات آن واجب نيست. نصاب دوم: نصاب دوم آن چهار مثقال شرعي است كه سه مثقال معمولي مي‎شود يعني اگر سه مثقال به پانزده مثقال اضافه شود، بايد زكات تمام 18 مثقال را از قرار چهل يك بدهد و اگر كمتر از سه مثقال اضافه شود، فقط بايد زكات 15 مثقال آن را بدهد و زيادي آن زكات ندارد. و هم چنين است هر چه بالا رود، يعني اگر سه مثقال اضافه شود، بايد زكات تمام آنها را بدهد و اگر كمتر اضافه شود، مقداري كه اضافه شده زكات ندارد.  نصاب نقره مسأله 1905. نقره دو نصاب دارد: نصاب اول آن 105 مثقال معمولي است كه اگر نقره به 105 مثقال برسد و شرايط ديگر را هم كه گفته شد داشته باشد، بايد چهل يك آن را كه 2 مثقال و 15 نخود است از بابت زكات بدهد و اگر به اين مقدار نرسد، زكات آن واجب نيست. و نصاب دوم آن 21 مثقال است، يعني اگر 21 مثقال به 105 مثقال اضافه شود، بايد زكات تمام 126 مثقال را به طوري كه گفته شد بدهد و اگر كمتر از 21 مثقال اضافه شود، فقط بايد زكات 105 مثقال آن را بدهد و زيادي آن زكات ندارد. و هم چنين است هر چه بالا رود، يعني اگر 21 مثقال اضافه شود، بايد زكات تمام آنها را بدهد و اگر كمتر اضافه شود، مقداري كه اضافه شده و كمتر از 21 مثقال است زكات ندارد بنابراين اگر انسان چهل يك هر چه طلا و نقره دارد بدهد، زكاتي را كه بر او واجب بوده داده و گاهي هم بيشتر از مقدار واجب داده است، مثلاً كسي كه 110 مثقال نقره دارد، اگر چهل يك آن را بدهد زكات 105 مثقال آن را كه واجب بوده داده و مقداري هم براي 5 مثقال آن داده كه واجب نبوده است. مسأله 1906. كسي كه طلا يا نقره او به اندازه نصاب است، اگر چه زكات آن را داده باشد، تا وقتي از نصاب اول كم نشده، همه ساله بايد زكات آن را بدهد. مسأله 1907. زكات طلا و نقره در صورتي واجب مي‎شود كه آن را سكه زده باشند و معامله با آن رايج باشد و اگر سكه آن از بين هم رفته باشد، بايد زكات آن را بدهند. مسأله 1908. طلا و نقره سكه‎داري كه زن براي زينت بكار مي‎برد در صورتي كه معامله با آن رايج باشد، بنابر احتياط زكات آن واجب است. و اگر معامله با آن رايج نباشد اگر چه پول طلا و نقره به آن بگويند، زكات آن واجب نيست. مسأله 1909. كسي كه طلا و نقره دارد، اگر هيچ كدام آنها به اندازه نصاب اول نباشد ـ مثلاً 104 مثقال نقره و 14 مثقال طلا داشته باشد ـ زكات بر او واجب نيست. مسأله 1910. چنان كه سابقا گفته شد زكات طلا و نقره در صورتي واجب مي‎شود كه انسان يازده ماه مالك مقدار نصاب باشد و اگر در بين يازده ماه، طلا و نقره از نصاب اول كمتر شود، زكات بر او واجب نيست. مسأله 1911. اگر در بين يازده ماه طلا و نقره‎اي را كه دارد با طلا يا نقره يا چيز ديگر عوض نمايد يا آنها را آب كند، زكات بر او واجب نيست. ولي اگر براي فرار از دادن زكات اين كارها را بكند، احتياط مستحب آن است كه زكات را بدهد. مسأله 1912. اگر در ماه دوازدهم پول طلا و نقره را آب كند، بايد زكات آنها را بدهد وچنان چه به واسطه آب كردن، وزن يا قيمت آنها كم شود، بايد زكاتي را كه پيش از آب كردن بر او واجب بوده بدهد. مسأله 1913. اگر طلا و نقره‎اي كه دارد خوب و بد داشته باشد، مي‎تواند زكات هر كدام از خوب و بد را از خود آن بدهد ولي بهتر است زكات همه آنها را از طلا و نقره خوب بدهد. مسأله 1914. طلا و نقره‎اي كه بيشتر از اندازه معمول فلز ديگر دارد، اگر خالص آن به اندازه نصاب برسد، انسان بايد زكات آن را بدهد. و چنان چه شك دارد كه خالص آن به اندازه نصاب هست يا نه، بنابر احتياط واجب بايد به وسيله آب كردن يا از راه ديگر مقدار خالص آن را معلوم كند. مسأله 1915. اگر طلا و نقره‎اي كه دارد به مقدار معمول فلز ديگر به آن مخلوط باشد، نمي‎تواند زكات آن را از طلا و نقره‎اي بدهد كه بيشتر از معمول فلز ديگر دارد ولي اگر به قدري بدهد كه يقين كند طلا و نقره خالصي كه در آن هست، به اندازه زكاتي مي‎باشد كه بر او واجب است اشكال ندارد.  زكات شتر و گاو و گوسفند مسأله 1916. زكات شتر و گاو و گوسفند غير از شرط‎هايي كه گفته شد دو شرط ديگر دارد: اول ـ آن كه حيوان در تمام سال بيكار باشد ولي اگر در تمام سال يكي دو روز كار كرده باشد، بنابر احتياط زكات آن واجب است. دومـ آن كه در تمام سال از علف بيابان بچرد پس اگر تمام سال يا مقداري از آن را از علف چيده شده، يا از زراعتي كه ملك مالك يا ملك كس ديگر است بچرد زكات ندارد. ولي اگر در تمام سال يك روز يا دو روز از علف مالك بخورد، بنابر احتياط زكات آن واجب مي‎باشد مسأله 1917. اگر انسان براي شتر و گاو و گوسفند خود چراگاهي را كه كسي نكاشته بخرد، يا اجاره كند، يا براي چراندن در آن باج بدهد، بايد زكات را بدهد.  نصاب شتر مسأله 1918. شتر دوازده نصاب دارد: اول ـ پنج شتر و زكات آن يك گوسفند است و تا شماره شتر به اين مقدار نرسد زكات ندارد. دوم ـ ده شتر و زكات آن دو گوسفند است. سم ـ پانزده شتر و زكات آن سه گوسفند است. چهارم ـ بيست شتر و زكات آن چهار گوسفند است. پنجم ـ بيست و پنج شتر و زكات آن پنج گوسفند است. ششم ـ بيست و شش شتر و زكات آن يك شتر است كه داخل سال دوم شده باشد. هفتم ـ سي و شش شتر و زكات آن يك شتر است كه داخل سال سوم شده باشد. هشتم ـ چهل و شش شتر و زكات آن يك شتر است كه داخل سال چهارم شده باشد. نهم ـ شصت و يك شتر و زكات آن يك شتر است كه داخل سال پنجم شده باشد. دهم ـ هفتاد و شش شتر و زكات آن دو شتر است كه داخل سال سوم شده باشد. يازدهم ـ نود و يك شتر و زكات آن دو شتر است كه داخل سال چهارم شده باشد. دوازدهم ـ صد و بيست و يك شتر و بالاتر از آن است، كه بايد يا چهل تا چهل تا حساب كند و براي هر چهل تا يك شتري بدهد كه داخل سال سوم شده باشد، يا پنجاه تا پنجاه تا حساب كند و براي هر پنجاه تا يك شتري بدهد كه داخل سال چهارم شده باشد و يا با چهل و پنجاه حساب كند ولي در هر صورت، بايد طوري حساب كند كه چيزي باقي نماند، يا اگر چيزي باقي مي‎ماند، از نه شتر بيشتر نباشد، مثلاً اگر 140 شتر دارد، بايد براي صد تا دو شتر كه هر يك داخل سال چهارم شده وبراي چهل تا يك شتر كه داخل سال سوم شده بدهد و شتري كه به عنوان زكات داده مي‎شود بايد ماده باشد و اگر ندارد نر بدهد و چنان چه هيچ يك به سن‎هاي ذكر شده ندارد بايد بخرد و در خريدن نر يا ماده اختيار دارد. مسأله 1919. زكات ما بين دو نصاب واجب نيست پس اگر شماره شترهايي كه دارد از نصاب اول كه پنج است بگذرد، تا به نصاب دوم كه ده تا است نرسيده، فقط بايد زكات پنج تاي آن را بدهد. هم چنين است در نصاب‎هاي بعد.  نصاب گاو مسأله 1920. گاو دو نصاب دارد: نصاب اول: آن سي تا است كه وقتي شماره گاو به سي رسيد اگر شرايطي را كه گفته شد داشته باشد، بايد يك گوساله‎اي كه داخل سال دوم شده از بابت زكات بدهد و احتياط لازم اين است كه گوساله نر باشد. نصاب دوم: آن چهل است و زكات آن يك گوساله ماده‎اي است كه داخل سال سوم شده باشد و زكات ما بين سي و چهل واجب نيست. مثلاً كسي كه سي و نه گاو دارد، فقط بايد زكات سي تاي آنها را بدهد و نيز اگر از چهل گاو زيادتر داشته باشد تا به شصت نرسيده، فقط بايد زكات چهل تاي آن را بدهد. و بعد از آن كه به شصت رسيد، چون دو برابر نصاب اول را دارد، بايد دو گوساله‎اي كه داخل سال دوم شده‎اند بدهد. و هم چنين هر چه بالا رود بايد يا سي تا سي تا حساب كند يا چهل تا چهل تا يا با سي و چهل حساب نمايد و زكات آن را به دستوري كه گفته شد بدهد. ولي بايد طوري حساب كند كه چيزي باقي نماند، يا اگر چيزي باقي مي‎ماند از نه تا بيشتر نباشد، مثلاً اگر هفتاد گاو دارد، بايد به حساب سي و چهل حساب كند و براي سي تاي آن زكات سي تا و براي چهل تاي آن زكات چهل تا را بدهد، چون اگر به حساب سي تا حساب كند، ده تا زكات نداده مي‎ماند. ولي در جايي كه رعايت اين جهت ممكن نيست، مثل آن كه پنجاه گاو داشته باشد احتياط آن است كه چهل را بگيرد اگر چه بازهم ده تا زياد مي‌آيد. مسأله 1921. گوسفند پنج نصاب دارد: اول ـ چهل، و زكات آن يك گوسفند است، و تا گوسفند به چهل نرسد زكات ندارد. دوم ـ صد و بيست و يك، و زكات آن دو گوسفند است. سوم ـ دويست و يك، و زكات آن سه گوسفند است. چهارم ـ سيصد و يك، و زكات آن چهار گوسفند است. پنجم ـ چهار صد و بالاتر از آن كه بايد آنها را صد تا صد تا حساب كند، و براي هر صد تاي آنها يك گوسفند بدهد و لازم نيست زكات را از خود گوسفندها بدهد، بلكه اگر گوسفند ديگري بدهد، يا مطابق قيمت گوسفند پول يا جنس ديگر بدهد كافي است. مسأله 1922. زكات ما بين دو نصاب واجب نيست، پس اگر شماره گوسفندهاي كسي از نصاب اول كه چهل است بيشتر باشد تا به نصاب دوم كه صد و بيست و يك است نرسيده، فقط بايد زكات چهل تاي آنها را بدهد و زيادي آنها زكات ندارد و هم چنين است در نصاب‎هاي بعد. مسأله 1923. زكات شتر و گاو و گوسفندي كه به مقدار نصاب رسيده واجب است چه همه آنها نر باشند، يا ماده، يا بعضي نر باشند و بعضي ماده. مسأله 1924. در زكات، گاو و گاو ميش يك جنس حساب مي‎شوند و شتر عربي و غير عربي يك جنس است. و هم چنين بز و ميش و شيشك در زكات با هم فرق ندارند. مسأله 1925. اگر گوسفند براي زكات بدهد، بنابر احتياط واجب بايد اقلا داخل سال دوم شده باشد. و اگر بز بدهد احتياطاً بايد داخل سال سوم شده باشد. مسأله 1926. گوسفندي را كه بابت زكات مي‎دهد اگر قيمتش از قيمت گوسفندهاي متوسط در بين نصاب كمتر باشد اشكال دارد. و بهتر است گوسفندي را كه قيمت آن از تمام گوسفندهايش بيشتر است بدهد. و هم چنين است در گاو و شتر. مسأله 1927. اگر چند نفر با هم شريك باشند هر كدام آنان كه سهمش به نصاب اول رسيده، بايد زكات بدهد و بر كسي كه سهم او كمتر از نصاب اول است زكات واجب نيست. مسأله 1928. اگر يك نفر در چند جا گاو يا شتر يا گوسفند داشته باشد و روي هم به اندازه نصاب باشند، بايد زكات آنها را بدهد. مسأله 1929. اگر گاو و گوسفند و شتري كه دارد مريض و معيوب هم باشند، بايد زكات آنها را بدهد. مسأله 1930. اگر گاو و گوسفند و شتري كه دارد مريض يا معيوب يا پير باشند، مي‎تواند زكات را از خود آنها بدهد. ولي اگر همه سالم و بي‎عيب و جوان باشند، نمي‎تواند زكات آنها را از مريض، يا معيوب يا پير بدهد. بلكه اگر بعضي از آنها سالم و بعضي مريض و دست‎هاي معيوب و دسته ديگر بي‎عيب و مقداري پير و مقداري جوان باشند، احتياط واجب آن است كه براي زكات آنها سالم و بي‎عيب و جوان بدهد. مسأله 1931. اگر پيش از تمام شدن ماه يازدهم، گاو و گوسفند و شتري را كه دارد با چيز ديگر عوض كند، يا نصابي را كه دارد با مقدار نصاب از همان جنس عوض نمايد، مثلاً چهل گوسفند بدهد و چهل گوسفند ديگر بگيرد، زكات بر او واجب نيست. مسأله 1932. كسي كه بايد زكات گاو و گوسفند و شتر را بدهد، اگر زكات آنها را از مال ديگرش بدهد، تا وقتي شماره آنها از نصاب كم نشده، همه ساله بايد زكات را بدهد. و اگر از خود آنها بدهد و از نصاب اول كمتر شوند، زكات بر او واجب نيست، مثلاً كسي كه چهل گوسفند دارد، اگر از مال ديگرش زكات آنها را بدهد تا وقتي كه گوسفندهاي او از چهل كم نشده، همه ساله بايد يك گوسفند بدهد و اگر از خود آنها بدهد تا وقتي به چهل نرسيده، زكات بر او واجب نيست.     مصرف زكات مسأله 1933. انسان مي‎تواند زكات را در هشت مورد مصرف كند: اول ـ فقير، و آن كسي است كه مخارج سال خود و عيالاتش را ندارد و كسي كه صنعت يا ملك يا سرمايه‎اي دارد كه مي‎تواند مخارج سال خود را از منافع آن بگذراند فقير نيست. دوم ـ مسكين، و آن كسي است كه از فقير سخت‎تر مي‎گذراند. سوم ـ كسي كه از طرف امام عليه‌السلام يا نايب امام مأمور است كه زكات را جمع ونگهداري نمايد و به حساب آن رسيدگي كند و آن را به امام عليه‌السلام يا نايب امام يا فقرا برساند. چهارم ـ كفاري كه اگر زكات به آنان بدهند به دين اسلام مايل مي‎شوند، يا در جنگ به مسلمانان كمك مي‎كنند ولي بعيد نيست كه اعطاء و دادن اين قسم مخصوص به امام عليه‌السلام باشد. پنجم ـ خريداري بنده براي آزاد كردن. ششم ـ بدهكاري كه نمي‎تواند قرض خود را بدهد. هفتم ـ سبيل الله يعني هر كار خير و عمل نيكي كه از شارع مقدس نسبت به آن تشويق شده باشد، مثل ساختن مدرسه علوم دينيه و پل و منزلگاه براي مسافرين و زوار و مسجد و دارالايتام و تعظيم شعائر و طبع كتب ديني و نشر معارف اسلامي و هر كاري كه موجب تقرب به خداوند متعال و اعلاي كلمه اسلام باشد. هشتم ـ ابن السبيل يعني مسافري كه در سفر درمانده شده و احكام اينها در مسائل آينده گفته خواهد شد. مسأله 1934. جايز است در يك دفعه مقداري زكات به فقير بدهند كه غني شود ولي اگر به مقدار مخارج يك سال گرفت بعد نمي‎تواند، تا بقدر مخارج سال دارد بگيرد. مسأله 1935. كسي كه مخارج سالش را داشته، اگر مقداري از آن را مصرف كند و بعد شك كند كه آنچه باقي مانده به اندازه مخارج سال او هست يا نه، نمي‎تواند زكات بگيرد. مسأله 1936. صنعت‎گر يا مالك يا تاجري كه درآمد او از مخارج سالش كمتر است، مي‎تواند براي كسري مخارجش زكات بگيرد، و لازم نيست ابزار كار، يا ملك يا سرمايه خود را به مصرف مخارج برساند. مسأله 1937. فقيري كه خرج سال خود و عيالاتش را ندارد، اگر خانه‎اي دارد كه ملك او است و در آن نشسته، يا مال سواري دارد، چنان چه بدون اينها نتواند زندگي كند، اگر چه براي حفظ آبرويش باشد، مي‎تواند زكات بگيرد. و هم چنين است اثاث خانه و ظرف و لباس تابستاني و زمستاني و چيزهايي كه به آنها احتياج دارد وفقيري كه اينها را ندارد، اگر به اينها احتياج داشته باشد، مي‎تواند از زكات خريداري نمايد. مسأله 1938. فقيري كه ياد گرفتن صنعت براي او مشكل نيست بنابر احتياط واجب بايد ياد بگيرد و با گرفتن زكات زندگي نكند، ولي مادامي كه از تحصيل مخارج عاجز است، مي‎تواند زكات بگيرد. مسأله 1939. به كسي كه قبلا فقير بوده و مي‎گويد: فقيرم، اگر چه انسان از گفته او اطمينان پيدا نكند، مي‎شود زكات داد. مسأله 1940. كسي كه مي‎گويد فقيرم و قبلا فقير نبوده يا معلوم نيست فقير بوده يا نه، چنان چه از گفته او اطمينان پيدا نشود، احتياط واجب آن است كه به او زكات ندهند. مسأله 1941. كسي كه بايد زكات بدهد، اگر از فقيري طلبكار باشد، مي‎تواند طلبي را كه از او دارد، بابت زكات حساب كند. مسأله 1942. اگر فقير بميرد و مال او به اندازه قرضش نباشد، انسان مي‎تواند طلبي را كه از او دارد بابت زكات حساب كند، ولي اگر مال او به اندازه قرضش باشد و ورثه قرض او را ندهند، يا به جهت ديگر، انسان نتواند طلب خود را بگيرد، بنابر احتياط واجب نبايد طلبي را كه از او دارد، بابت زكات حساب كند. مسأله 1943. چيزي را كه انسان بابت زكات به فقير مي‎دهد لازم نيست به او بگويد كه زكات است، بلكه اگر فقير خجالت بكشد، مستحب است به اسم پيشكش بدهد ولي بايد قصد زكات نمايد. مسأله 1944. اگر به خيال اين كه كسي فقير است به او زكات بدهد و بعد بفهمد فقير نبوده، يا از روي ندانستن مسأله به كسي كه مي‎داند فقير نيست زكات بدهد؛ چنان چه چيزي را كه به او داده باقي باشد، بايد از او بگيرد و به مستحق بدهد. و اگر از بين رفته باشد، پس اگر كسي كه آن چيز را گرفته مي‎دانسته زكات است انسان بايد عوض آن را از او بگيرد و به مستحق بدهد و اگر نمي‎دانسته زكات است، نمي‎تواند چيزي از او بگيرد و بايد از مال خودش زكات را به مستحق بدهد. مسأله 1945. كسي كه بدهكار است و نمي‎تواند بدهي خود را بدهد، اگر چه مخارج سال خود را داشته باشد، مي‎تواند براي دادن قرض خود از سهم بدهكاران زكات بگيرد، ولي بايد مالي را كه قرض كرده در معصيت خرج نكرده باشد، يا اگر در معصيت خرج كرده، از آن معصيت توبه كرده باشد بلي از سهم فقرا مي‎تواند زكات بگيرد اگر چه از آن معصيت توبه نكرده باشد. مسأله 1946. اگر به كسي كه بدهكار است و نمي‎تواند بدهي خود را بدهد از سهم بدهكاران زكات بدهد، بعد بفهمد قرض را در معصيت مصرف كرده، چنان چه آن بدهكار فقير باشد مي‎تواند آنچه را به او داده بابت زكات حساب كند ولي احتياط واجب آن است كه اگر از آن معصيت توبه نكرده، چيزي را كه به او داده بابت زكات حساب نكند. مسأله 1947. كسي كه بدهكار است و نمي‎تواند بدهي خود را بدهد، اگر چه فقير نباشد، انسان مي‎تواند طلبي را كه از او دارد، بابت زكات حساب كند. مسأله 1948. مسافري كه خرجي او تمام شده، يا مركبش از كار افتاده چنان چه سفر او سفر معصيت نباشد و خود او هم در معصيت نباشد و نتواند با قرض كردن يا فروختن چيزي خود را به مقصد برساند، اگر چه در وطن خود فقير نباشد، مي‎تواند زكات بگيرد. ولي اگر بتواند در جاي ديگر با قرض كردن يا فروختن چيزي مخارج سفر خود را فراهم كند، فقط به مقداري كه به آنجا برسد، مي‎تواند زكات بگيرد. مسأله 1949. مسافري كه در سفر درمانده شده و زكات گرفته بعد از آن كه به وطنش رسيد، اگر چيزي از زكات زياد آمده باشد، بايد بنابر احتياط لازم آن را به حاكم شرع بدهد، و بگويد: آن چيز زكات است. شرايط كساني كه مستحق زكاتند مسأله 1950. كسي كه زكات مي‎گيرد بايد شيعه دوازده امامي باشد و اگر انسان كسي را شيعه بداند و به او زكات بدهد، بعد معلوم شود شيعه نبوده، بايد دوباره زكات بدهد. مسأله 1951. اگر طفل يا ديوانه‎اي از شيعه فقير باشد، انسان مي‎تواند به ولي او زكات بدهد، به قصد اين كه آنچه را مي‎دهد ملك طفل يا ديوانه باشد. مسأله 1952. اگر به ولي طفل و ديوانه دسترسي ندارد، مي‎تواند خودش يا به وسيله يك نفر امين زكات را به مصرف طفل يا ديوانه برساند و بايد موقعي كه زكات به مصرف آنان مي‎رسد نيت زكات كند. مسأله 1953. به فقيري كه گدايي مي‎كند، مي‎شود زكات داد. ولي به كسي كه زكات را در معصيت مصرف مي‎كند، نمي‎شود زكات داد. مسأله 1954. به كسي كه معصيت كبيره را آشكارا به جا مي‎آورد، احتياط واجب آن است كه زكات ندهند. مسأله 1955. به كسي كه بدهكار است و نمي‎تواند بدهي خود را بدهد، اگر چه مخارج او بر انسان واجب باشد، مي‎شود زكات داد كه بدهي خود را بپردازد. مسأله 1956. انسان نمي‎تواند مخارج كساني را كه مثل اولاد، خرجشان بر او واجب است از زكات بدهد، ولي اگر مخارج آنان را ندهد، ديگران مي‎توانند به آنان زكات بدهند. مسأله 1957. اگر انسان زكات به پسرش بدهد كه خرج زن و نوكر و كلفت خود نمايد اشكال ندارد. مسأله 1958. اگر پسر به كتاب‎هاي علمي ديني احتياج داشته باشد، پدر مي‎تواند براي خريدن آنها به او زكات بدهد. مسأله 1959. پدر مي‎تواند به پسرش كه متمكن از مخارج ازدواج نباشد، زكات بدهد كه براي خود زن بگيرد و پسر هم مي‎تواند براي آن كه پدرش زن بگيرد زكات خود را به او بدهد. مسأله 1960. به زني كه شوهرش مخارج او را مي‎دهد، يا خرجي نمي‎دهد ولي ممكن است او را به دادن خرجي مجبور كنند، نمي‎شود زكات داد. مسأله 1961. زني كه صيغه شده اگر فقير باشد، شوهرش و ديگران مي‎توانند به او زكات بدهند. ولي اگر شوهرش در ضمن عقد شرط كند كه مخارج او را بدهد، يا به جهت ديگري دادن مخارجش بر او واجب باشد، در صورتي كه بتواند مخارج آن زن را بدهد، نمي‎شود به آن زن زكات داد مگر آن كه مخارجش را شوهر ندهد هر چند از روي معصيت باشد. مسأله 1962. زن مي‎تواند به شوهر فقير خود زكات بدهد، اگر چه شوهر زكات را صرف مخارج خود آن زن نمايد. مسأله 1963. سيد نمي‎تواند از غير سيد زكات بگيرد ولي اگر خمس و ساير وجوهات كفايت مخارج او را نكند و از گرفتن زكات ناچار باشد، مي‎تواند از غير سيد زكات بگيرد. مسأله 1964. به كسي كه معلوم نيست سيد است يا نه، مي‎شود زكات داد.     نيت زكات مسأله 1965. انسان بايد زكات را به قصد قربت ـ يعني: براي انجام فرمان خداوند عالم ـ بدهد و در نيت معين كند كه آنچه را مي‎دهد زكات مال است، يا زكات فطره ولي اگر مثلاً زكات گندم و جو بر او واجب باشد، لازم نيست معين كند چيزي را كه مي‎دهد زكات گندم است يا زكات جو. مسأله 1966. كسي كه زكات چند مال بر او واجب شده، اگر مقداري زكات بدهد و نيت هيچ كدام آنها را نكند چنان چه چيزي را كه داده هم جنس يكي از آنها باشد، زكات همان جنس حساب مي‎شود و اگر هم‎جنس هيچ كدام آنها نباشد، به همه آنها قسمت مي‎شود، پس كسي كه زكات چهل گوسفند و زكات پانزده مثقال طلا بر او واجب است، اگر مثلاً يك گوسفند از بابت زكات بدهد و نيت هيچ كدام آنها را نكند، زكات گوسفند حساب مي‎شود ولي اگر مقداري نقره بدهد به زكاتي كه براي گوسفند و طلا بدهكار است تقسيم مي‎شود. مسأله 1967. اگر كسي را در دادن زكات وكيل كند بايد وكيل قصد قربت كند و در وكيل كردن و هم چنين وقتي كه زكات را به وكيل مي‎دهد قصد قربت لازم نيست و اگر كسي را فقط در رساندن زكات به فقير وكيل كند بايد خودش در موقع دادن زكات به وكيل قصد قربت نمايد و احتياطاً تا وقتي به فقير مي‎رسد به قصدش باقي باشد. مسأله 1968. اگر مالك يا وكيل او بدون قصد قربت زكات را به فقير بدهد و پيش از آن كه آن مال از بين برود، خود مالك نيت زكات كند، زكات حساب مي‎شود.     مسائل متفرقه زكات مسأله 1969. موقعي كه گندم و جو را از كاه جدا مي‎كنند و موقع خشك شدن خرما و انگور، انسان بايد زكات آن را به فقير بدهد، يا از مال خود جدا كند و زكات طلا و نقره و گاو و گوسفند و شتر را بعد از تمام شدن ماه يازدهم بايد به فقير بدهد، يا از مال خود جدا نمايد. و اگر منتظر فقير معيني باشد، يا بخواهد به فقيري بدهد كه از جهتي برتري دارد، بنابر احتياط لازم زكات را جدا كند تا بعد به آن فقير معين برساند. مسأله 1970. بعد از جدا كردن زكات اگر انتظار مورد معيني را نداشته باشد احتياط لازم آن است كه فوراً آن را به مستحق بدهد. مسأله 1971. كسي كه مي‎تواند زكات را به مستحق برساند، اگر ندهد و به واسطه كوتاهي او از بين برود، بايد عوض آن را بدهد. مسأله 1972. كسي كه مي‎تواند زكات را به مستحق برساند، اگر زكات را ندهد و بدون آن كه در نگهداري آن كوتاهي كند از بين برود، چنان چه دادن زكات را به قدري تأخير انداخته كه نمي‎گويند: فورا داده است، بايد عوض آن را بدهد. و اگر به اين مقدار تأخير نينداخته مثلاً دو سه ساعت تأخير انداخته و در همان دو سه ساعت تلف شده، در صورتي كه مستحق حاضر نبوده، چيزي بر او واجب نيست و اگر مستحق حاضر بوده، بنابر احتياط واجب، بايد عوض آن را بدهد. مسأله 1973. اگر زكات را‎- از خود مال كنار بگذارد، مي‎تواند در بقيه آن، تصرف كند و اگر از مال ديگرش كنار بگذارد، مي‎تواند در تمام مال تصرف نمايد. مسأله 1974. انسان نمي‎تواند زكاتي را كه كنار گذاشته براي خود بردارد و چيز ديگري به جاي آن بگذارد. مسأله 1975. اگر از زكاتي كه كنار گذاشته منفعتي حاصل شود مثلاً گوسفندي كه براي زكات گذاشته بره بياورد، مال فقير است. مسأله 1976. اگر موقعي كه زكات را كنار مي‎گذارد مستحقي حاضر باشد احتياط لازم آن است كه زكات را به او بدهد، مگر كسي را در نظر داشته باشد كه دادن زكات به او از جهتي بهتر باشد. مسأله 1977. اگر بدون اجازه حاكم شرع با مالي كه براي زكات كنار گذاشته تجارت كند و ضرر نمايد، نبايد چيزي از زكات كم كند ولي اگر منفعت كند بنابر احتياط واجب بايد آن را به مستحق بدهد. مسأله 1978. اگر پيش از آن كه زكات بر او واجب شود، چيزي بابت زكات به فقير بدهد، زكات حساب نمي‎شود و بعد از آن كه زكات بر او واجب شد، اگر چيزي را كه به فقير داده از بين نرفته باشد و آن فقير هم به فقر خود باقي باشد مي‎تواند چيزي را كه به او داده بابت زكات حساب كند. مسأله 1979. فقيري كه مي‎داند زكات بر انسان واجب نشده، اگر چيزي بابت زكات بگيرد و پيش او تلف شود ضامن است. پس موقعي كه زكات بر انسان واجب مي‎شود اگر آن فقير به فقر خود باقي باشد، مي‎تواند عوض چيزي را كه به او داده بابت زكات حساب كند. مسأله 1980. فقيري كه نمي‎داند زكات بر انسان واجب نشده، اگر چيزي بابت زكات بگيرد و پيش او تلف شود ضامن نيست و انسان نمي‎تواند عوض آن را بابت زكات حساب كند. مسأله 1981. مستحب است زكات گاو و گوسفند و شتر را به فقيرهاي آبرومند بدهد و در دادن زكات، خويشان خود را بر ديگران، و اهل علم و كمال را بر غير آنان و كساني را كه اهل سؤال نيستند بر اهل سؤال مقدم بدارد. ولي اگر دادن زكات به فقيري از جهت ديگري بهتر باشد، مستحب است زكات را به او بدهد. مسأله 1982. بهتر است زكات را آشكارا و صدقه مستحبي را مخفي بدهند. مسأله 1983. اگر در شهر كسي كه مي‎خواهد زكات بدهد مستحقي نباشد و نتواند زكات را به مصرف ديگري هم كه براي آن معين شده برساند، چنان چه اميد نداشته باشد كه بعداً مستحق پيدا كند بايد زكات را به شهر ديگر ببرد، و به مصرف زكات برساند و مي‎تواند مخارج بردن به آن شهر را از زكات بردارد و اگر زكات تلف شود ضامن نيست. مسأله 1984. اگر در شهر خودش مستحق پيدا شود، مي‎تواند زكات را به شهر ديگر ببرد ولي مخارج بردن به آن شهر را بايد از خودش بدهد و اگر زكات تلف شود ضامن است، مگر آن كه با اجازه حاكم شرع برده باشد. مسأله 1985. اجرت وزن كردن و پيمانه نمودن گندم و جو و كشمش و خرمايي را كه براي زكات مي دهد با خود او است. مسأله 1986. كسي كه 2 مثقال و 15 نخود نقره يا بيشتر از بابت زكات بدهكار است، بنابر احتياط مستحب كمتر از 2 مثقال و 15 نخود نقره به يك فقير ندهد. و نيز اگر غير نقره چيز ديگري مثل گندم و جو بدهكار باشد و قيمت آن به 2 مثقال و 15 نخود نقره برسد، بنابر احتياط مستحب به يك فقير كمتر از آن ندهد. مسأله 1987. مكروه است انسان از مستحق درخواست كند كه زكاتي را كه از او گرفته، به او بفروشد ولي اگر مستحق بخواهد چيزي را كه گرفته بفروشد بعد از آن كه به قيمت رساند، كسي كه زكات را به او داده در خريدن آن بر ديگران مقدم است. مسأله 1988. اگر شك كند زكاتي را كه بر او واجب بوده داده يا نه، بايد زكات را بدهد ، هر چند شك او براي زكات سال‎هاي پيش باشد. مسأله 1989. فقير بنابر احتياط لازم نمي‎تواند زكات را به كمتر از مقدار آن صلح كند ، يا چيزي را گرانتر از قيمت آن بابت زكات قبول نمايد يا زكات را از مالك بگيرد و به او ببخشد ولي كسي كه زكات زيادي بدهكار است و فقير شده و نمي‎تواند زكات را بدهد، چنان چه بخواهد توبه كند، فقير مي‎تواند زكات را از او بگيرد و به او ببخشد. مسأله 1990. انسان مي‎تواند از زكات، قرآن يا كتاب ديني يا كتاب دعا بخرد و وقف نمايد، اگر چه بر اولاد خود و بر كساني وقف كند كه خرج آنان بر او واجب است و نيز مي‎تواند توليت وقف را براي خود يا اولاد خود قرار دهد. مسأله 1991. بنابر احتياط لازم انسان نمي تواند از زكات ملك بخرد و بر اولاد خود يا بر كساني كه مخارج آنان بر او واجب است وقف نمايد كه عايدي آن را به مصرف مخارج خود برسانند. مسأله 1992. فقير مي‎تواند براي رفتن به حج و زيارت و مانند اينها زكات بگيرد ولي اگر به مقدار خرج سالش زكات گرفته باشد، براي زيارت و مانند آن نمي‎تواند از سهم فقرا زكات بگيرد ولي از سهم سبيل الله مانعي ندارد. مسأله 1993. اگر مالك فقيري را وكيل كند كه زكات مال او را بدهد، چنان چه آن فقير بداند كه قصد مالك اين بوده كه خود آن فقير از زكات برندارد نمي‎تواند چيزي از آن براي خودش بردارد، و اگر يقين داشته باشد كه قصد مالك اين نبوده، براي خودش هم مي‎تواند بردارد. مسأله 1994. اگر فقير شتر و گاو و گوسفند و طلا و نقره را بابت زكات بگيرد چنان چه شرط‎هايي كه براي واجب شدن زكات گفته شد در آنها جمع شود، بايد زكات آنها را بدهد. مسأله 1995. اگر دو نفر در مالي كه زكات آن واجب شده با هم شريك باشند و يكي از آنان زكات قسمت خود را بدهد و بعد مال را تقسيم كنند، چنان چه بداند شريكش زكات سهم خود را نداده، تصرف او در سهم خودش هم اشكال دارد. مسأله 1996. كسي كه خمس يا زكات بدهكار است و كفاره و نذر و مانند اينها هم بر او واجب است و قرض هم دارد، چنان چه نتواند همه آنها را بدهد، اگر مالي كه خمس يا زكات آن واجب شده، از بين نرفته باشد، بايد خمس و زكات را بدهد. و اگر از بين رفته باشد احتياط لازم آن است كه اگر نذر دارد نذر را مقدم بدارد و اگر نذر ندارد مي‎تواند خمس يا زكات را بدهد، يا كفاره و قرض و مانند اينها را ادا نمايد و احوط توزيع بر اين موارد است. مسأله 1997. كسي كه خمس يا زكات بدهكار است و نذر و مانند اينها هم بر او واجب است و قرض هم دارد، اگر بميرد و مال او براي همه آنها كافي نباشد چنان چه مالي كه خمس و زكات آن واجب شده، از بين نرفته باشد، بايد خمس يا زكات را بدهند و بقيه مال او را به چيزهاي ديگري كه بر او واجب است قسمت كنند و اگر مالي كه خمس و زكات آن واجب شده، از بين رفته باشد مال او به خمس و زكات و قرض و نذر و مانند اينها قسمت نمايند مثلاً اگر چهل تومان خمس بر او واجب است و بيست تومان به كسي بدهكار است و همه مال او سي تومان است، بايد بيست تومان بابت خمس و ده تومان به دين او بدهند. مسأله 1998. كسي كه مشغول تحصيل علم است و اگر تحصيل نكند مي‎تواند براي معاش خود كسب كند، چنان چه تحصيل آن علم، واجب يا مستحب باشد، مي‎شود به او زكات داد. ولي احتياط براي اهل علم نگرفتن زكات است مگر در صورتي كه از تحصيل مخارج عاجز باشند ولكن جايز است اشتغال به تحصيل علم هر چند باعث عجز از تحصيل نفقه بشود. احکام مزارعه مسله 2236. مزارعه آن است كه مالك با زارع به اين قسم معامله كند كه زمين را در اختيار او بگذارد، تا زراعت كند و مقداري از حاصل آن را به مالك بدهد. مسأله 2237. مزارعه چند شرط دارد: اول ـ آن كه مالك به زارع بگويد زمين را به تو واگذار كردم و زارع هم بگويد قبول كردم، يا بدون اين كه حرفي بزنند مالك، زمين را واگذار كند و زارع قبول نمايد. ولي در اين صورت تا زارع مشغول كار نشده در ترتيب آثار لزوم و جواز، مراعات احتياط لازم است. دوم ـ آن كه مالك و زارع هر دو مكلف و عاقل باشند و با قصد و اختيار خود مزارعه را انجام دهند و سفيه نباشند يعني مال خود را در كارهاي بيهوده مصرف نكنند و مالك و بلكه زارع اگر بذر از مال او باشد و يا زرع نياز به تصرف در مال داشته باشد محجور از تصرف در مال نباشد. سوم ـ آن كه مالك و زارع از تمام حاصل زمين ببرند، پس اگر مثلاً شرط كنند كه آنچه اول يا آخر مي‎رسد، مال يكي از آنان باشد مزارعه باطل است. چهارم ـ آن كه سهم هر كدام نصف يا ثلث حاصل و مانند اينها باشد پس اگر مالك بگويد در اين زمين زراعت كن و هر چه مي‎خواهي به من بده صحيح نيست و هم چنين اگر مقدار معيني از حاصل را مثلاً ده من فقط براي زارع يا مالك قرار دهند صحيح نيست. پنجم ـ آن كه مدتي را كه بايد زمين در اختيار زارع باشد معين كنند و بايد مدت به قدري باشد كه درآن مدت به دست آمدن حاصل ممكن باشد و اگر اول مدت را روز معيني و آخر آن را موقعي قرار دهند كه حاصل آن سال به دست مي‎آيد و به حسب عادت، آن موقع معلوم باشد صحيح است. ششم ـ آن كه زمين قابل زراعت باشد و اگر زراعت در آن ممكن نباشد، اما بتوانند كاري كنند كه زراعت ممكن شود، مزارعه صحيح است. هفتم ـ آن كه اگر منظور هر كدام آنان زراعت مخصوصي است، چيزي را كه زارع بايد بكارد معين كنند ولي اگر زراعت معيني را در نظر ندارند، يا زراعتي را كه هر دو در نظر دارند معلوم است، لازم نيست آن را معين نمايند. هشتم ـ آن كه مالك، زمين را معين كند، پس كسي كه چند قطعه زمين دارد و با هم تفاوت دارند، اگر به زارع بگويد در يكي از اين زمين‎ها زراعت كن و آن را معين نكند مزارعه باطل است. نهم ـ خرجي را كه هر كدام آنان بايد بكنند معين نمايند ولي اگر خرجي را كه هر كدام بايد بكنند معلوم باشد، لازم نيست آن را معين نمايند. مسأله 2238. اگر مالك يا زارع شرط كند كه مقداري از حاصل براي او باشد و بقيه را بين خودشان قسمت كنند، بدانند كه بعد از برداشتن آن مقدار، مقداري ديگر باقي مي‎ماند، صحت مزارعه بعيد نيست ولي احتياط اين است كه اين شرط را نكنند. مسأله 2239. اگر مدت مزارعه تمام شود وحاصل به دست نيايد، چنان چه مالك راضي شود كه با اجاره يا بدون اجاره زراعت در زمين او بماند و زارع هم راضي شود مانعي ندارد و اگر مالك راضي نشود، مي‎تواند زارع را وادار كند كه زراعت را بچيند و اگر براي چيدن زراعت ضرري به زارع برسد لازم نيست عوض آن را به او بدهد ولي زارع اگرچه راضي شود كه به مالك چيزي بدهد، نمي‎تواند مالك را مجبور كند كه زراعت در زمين بماند. مسأله 2240. اگر به واسطه پيش آمدي زراعت در زمين ممكن نباشد مثلاً آب از زمين قطع شود، مزارعه به هم مي‎خورد و اگر زارع بدون عذر زراعت نكند، چنان چه زمين در تصرف او بوده و مالك در آن تصرفي نداشته است، بايد اجاره آن مدت را به مقدار معمول به مالك بدهد. مسأله 2241. اگر مالك و زارع صيغه خوانده باشند، بدون رضايت يكديگر نمي‎توانند مزارعه را به هم بزنند و نيز اگر مالك به قصد مزارعه زميني را به كسي واگذار كند، بعد از آن كه او مشغول عمل شد، جايز نيست بدون رضايت يكديگر معامله را به هم بزنند، بلكه قبل از آن نيز چنان چه در مسأله 2237 گفته شد، رعايت احتياط لازم است. ولي اگر در ضمن خواندن صيغه مزارعه شرط كرده باشند كه هر دو يا يكي از آنان حق به هم زدن معامله را داشته باشند، مي‎توانند مطابق قراري كه گذاشته‎اند معامله را به هم بزنند. مسأله 2242. اگر بعد از قرار داد مزارعه، مالك يا زارع بميرد، مزارعه به هم نمي‎خورد و وارثشان به جاي آنان است، ولي اگر زارع بميرد و شرط كرده باشند كه خود زارع زراعت را انجام دهد، مزارعه به هم مي‎خورد و چنان چه زراعت نمايان شده باشد بايد سهم او را به ورثه‎اش بدهد و حقوق ديگري هم كه زارع داشته، ورثه او ارث مي‎برند ولي نمي‎توانند مالك را مجبور كنند كه زراعت در زمين باقي بماند. مسأله 2243. اگر بعد از زراعت بفهمند كه مزارعه باطل بوده، چنان چه بذر مال مالك بوده حاصلي هم كه به دست مي‎آيد مال او است و بايد اگر زارع به امر مالك كار كرده مالك مزد او و مخارجي را كه كرده و كرايه گاو يا حيوان ديگري را كه مال زارع بوده و در آن زمين كار كرده به او بدهد، و اگر بذر مال زارع بوده زراعت هم مال او است و بايد اجاره زمين را اگر زمين در دست زارع بوده و خرج‎هايي را كه مالك به امر زارع كرده و هم چنين كرايه گاو يا حيوان ديگري كه مال مالك بوده و در آن زراعت كار كرده به او بدهد. مسأله 2244. اگر بذر مال زارع باشد و بعد از زراعت بفهمند كه مزارعه باطل بوده، چنان چه مالك و زارع راضي شوند كه با اجرت يا بي‎اجرت زراعت در زمين بماند اشكال ندارد. و اگر مالك راضي نشود، پيش از رسيدن زراعت هم مي‎تواند زارع را وادار كند كه زراعت را بچيند، و زارع اگر چه راضي شود چيزي به مالك بدهد، نمي‎تواند او را مجبور كند كه زراعت در زمين بماند و نيز مالك نمي‎تواند زارع را مجبور كند كه اجاره بدهد و زراعت را در زمين باقي بگذارد. مسأله 2245. اگر بعد از جمع كردن حاصل و تمام شدن مدت مزارعه ريشه زراعت در زمين بماند و سال بعد دو مرتبه حاصل دهد، چنان چه مالك و زارع از زراعت صرف نظر نكرده باشند، حاصل سال دوم را هم بايد مثل سال اول قسمت كنند اگر معمول باشد، كه از اين حاصل بيشتر از يك سال استفاده كنند و اگر زايد بر يك سال معمول نباشد تمام حاصل سال دوم مال صاحب بذر است. احکام مساقات مسأله 2246. اگر انسان با كسي به اين قسم معامله كند كه درخت‎هاي ميوه‎اي را كه ميوه آن مال خود اوست، يا اختيار ميوه‎هاي آن با اوست، تا مدت معيني به آن كس واگذار كند كه تربيت نمايد و آب دهد و به مقداري كه قرار مي‎گذارند از ميوه آن بردارد، اين معامله را مساقات مي‎گويند. مسأله 2247. معامله مساقات در درخت‎هايي كه مثل بيد و چنار ميوه نمي‎دهند صحيح نيست. و در مثل درخت حنا كه از برگ آن يا درختي كه از گل آن استفاده مي‎كنند صحت آن بعيد نيست. مسأله 2248. در معامله مساقات لازم نيست صيغه بخوانند بلكه اگر صاحب درخت به قصد مساقات آن را واگذار كند و كسي كه كار مي‎كند به همين قصد مشغول كار شود، معامله صحيح است. مسأله 2249. مالك و كسي كه تربيت درخت‎ها را به عهده مي‎گيرد، بايد مكلف و عاقل باشند و كسي آنها را مجبور نكرده باشد و نيز بايد سفيه نباشند، يعني مال خود را در كارهاي بيهوده مصرف نكنند و نيز بايد مالك، از تصرف در مالش به حكم حاكم شرع ممنوع نباشد. مسأله 2250. مدت مساقات بايد معلوم باشد و اگر اول آن را معين كنند و آخر آن را موقعي قرار دهند كه ميوه آن سال به دست مي‎آيد و به حسب عادت آن موقع معلوم باشد صحيح است. مسله 2251. بايد سهم هر كدام نصف يا ثلث حاصل و مانند اينها باشد و اگر قرار بگذارند كه مثلاً صد من از ميوه ها مال مالك و بقيه مال كسي باشد كه كار مي‎كند معامله باطل است. مسأله 2252. بايد قرار مساقات را پيش از ظاهر شدن ميوه بگذارند و اگر بعد از ظاهر شدن ميوه و پيش از رسيدن آن قرار بگذارند پس اگر كاري كه مثل آبياري كه براي درخت لازم است، باقي مانده باشد، معامله صحيح است وگرنه اشكال دارد اگر چه احتياج به كاري مانند چيدن ميوه و نگهداري آن داشته باشد. مسأله 2253. معامله مساقات در بوته خربزه و خيار و مانند اينها بنابر احتياط صحيح نيست. مسأله 2254. درختي كه از آب باران يا رطوبت زمين استفاده مي‎كند و به آبياري احتياج ندارد، اگر به كارهاي ديگر مانند بيل زدن و كود دادن براي زياد شدن ميوه محتاج باشد، معامله مساقات در آن صحيح است. مسأله 2255. دو نفري كه مساقات كرده‎اند، با رضايت يكديگر مي‎توانند معامله را به هم بزنند و نيز اگر در ضمن قرارداد مساقات، شرط كنند كه هر دو يا يكي از آنان حق به هم زدن معامله را داشته باشند، مطابق قراري كه گذاشته ‎اند، به هم زدن معامله اشكال ندارد و اگر در معامله شرطي كنند و عملي نشود، كسي كه براي نفع او شرط كرده‎اند، مي‎تواند معامله را به هم بزند. مسأله 2256. اگر مالك بميرد، معامله مساقات به هم نمي‎خورد و ورثه‎اش به جاي او هستند. مسأله 2257. اگر كسي كه تربيت درخت‎ها به او واگذار شده بميرد معامله مساقات باطل نمي‎شود پس اگر در عقد شرط نكرده باشند كه خودش آنها را تربيت كند، ورثه‎اش به جاي او هستند و چنان چه خودشان عمل را انجام ندهند و اجير هم نگيرند، حاكم شرع از مال ميت اجير مي‎گيرد و حاصل را بين ورثه ميت و مالك قسمت مي‎كند و اگر شرط كرده باشند كه خود او درخت‎ها را تربيت نمايد مالك با مردن او مي‎تواند معامله را فسخ كند يا راضي شود كه ورثه او يا كسي كه آنها اجيرش مي‎كنند درخت‎ها را تربيت نمايد بلي اگر عقد بر خصوص مساقات به مباشرت واقع شده باشد با مردن او معامله باطل مي‎شود. مسأله 2258. اگر شرط كند كه تمام حاصل براي مالك باشد، مساقات باطل است و ميوه مال مالك مي‎باشد و كسي كه كار مي‎كند نمي‎تواند مطالبه اجرت نمايد ولي اگر باطل بودن مساقات به جهت ديگر باشد، اگر كسي كه درخت‎ها را تربيت كرده به امر مالك كار كرده باشد مزد كارش را از مالك طلبكار است. مسأله 2259. اگر زميني را به ديگري واگذار كند كه در آن درخت بكارد و آنچه عمل مي‎آيد مال هر دو باشد بنابر احتياط لازم معامله باطل است، پس اگر درخت‎ها مال صاحب زمين بوده، بعد از تربيت هم مال اوست و بايد مزد كسي كه آنها را تربيت كرده اگر به امر او كار كرده بدهد و اگر مال كسي بوده كه آنها را تربيت كرده، بعد از تربيت هم مال اوست و مي‎تواند آنها را بكند ولي بايد گودال‎هايي را كه به واسطه كندن درخت‎ها پيدا شده پر كند و اجاره زمين را از روزي كه درخت‎ها را كاشته به صاحب زمين بدهد و مالك هم مي‎تواند او را مجبور نمايد كه درختها را بكند وچنان چه به واسطه كندن درخت، عيبي در آن پيدا شود اگر مالك آن را كنده باشد، بايد تفاوت قيمت آن را به صاحب درخت بدهد، و هيچكدام نمي‎تواند ديگري را مجبور نمايد كه با اجاره يا بدون اجاره، درخت را در زمين باقي بگذارد. احکام غصب  غصب آن است كه انسان از روي ظلم، بر مال يا حق كسي مسلط شود، و اين يكي از گناهان بزرگ است كه اگر كسي انجام دهد، درقيامت به عذاب سخت گرفتار مي‎شود. از حضرت پيغمبر اكرم صلي الله عليه و آله روايت شده است كه: هر كس يك وجب زمين از ديگري غصب كند ، در قيامت آن زمين را از هفت طبقه آن مثل طوق به گردن او مي‎اندازند. مسأله 2554. اگر انسان نگذارد مردم از مسجد و مدرسه و پل و جاهاي ديگري كه براي عموم ساخته شده استفاده كنند، حق آنان را غصب نموده، و هم چنين است اگر كسي در مسجد جايي براي خود بگيرد و ديگري نگذارد كه از آنجا استفاده نمايد. مسأله 2555. چيزي را كه انسان پيش طلبكار گرو مي‎گذارد، بايد پيش او بماند، كه اگر طلب او را ندهد، طلب خود را از آن به دست آورد، پس اگر پيش از آن كه طلب او را بدهد آن چيز را به زور از او بگيرد، حق او را غصب كرده است. مسأله 2556. مالي را كه نزد كسي گرو گذاشته‎اند، اگر ديگري غصب كند صاحب مال و طلبكار مي‎توانند چيزي را كه غصب كرده، از او مطالبه نمايند و چنان چه آن چيز را از او بگيرند، باز هم در گرو است. و اگر آن چيز از بين برود و عوض آن را بگيرند، آن عوض هم مثل خود آن چيز گرو مي‎باشد. مسأله 2557. اگر انسان چيزي را غصب كند، بايد به صاحبش برگرداند، و اگر آن چيز از بين برود، بايد عوض آن را به او بدهد. مسأله 2558. اگر از چيزي كه غصب كرده منفعتي به دست آيد، مثلاً از گوسفند بره‎اي پيدا شود، مال صاحب مال است. و نيز كسي كه مثلاً خانه‎اي را غصب كرده، اگرچه در آن ننشيند بايد اجاره آن را بدهد. مسأله 2559. اگر از بچه يا ديوانه چيزي را غصب كند، بايد آن را به ولي او بدهد، و اگر از بين رفته بايد عوض آن را بدهد. مسأله 2560. هرگاه دو نفر با هم چيزي را غصب كنند، هر كدام از آن دو ضامن نصف آن است، اگرچه هر يك به تنهايي مي‎توانسته آن را غصب نمايد. مسأله 2561. اگر چيزي را كه غصب كرده با چيز ديگري مخلوط كند، مثلاً گندمي را كه غصب كرده با جو مخلوط نمايد، چنان چه جدا كردن آنها ممكن است، اگر چه زحمت داشته باشد، بايد جدا كند و به صاحبش برگرداند. مسأله 2562. اگر مثلاً گوشواره‎اي را كه غصب كرده خراب نمايد، بايد آن را با مزد ساختنش به صاحب آن بدهد، و چنان چه براي اين كه مزد ندهد، بگويد آن را مثل اولش مي‎سازم، مالك مجبور نيست قبول نمايد. و نيز مالك نمي‎تواند او را مجبور كند كه آن را مثل اولش بسازد. مسأله 2563. اگر چيزي را كه غصب كرده به طوري تغيير دهد كه از اولش بهتر شود، مثلاً طلايي را كه غصب كرده گوشواره بسازد، چنان چه صاحب مال بگويد: مال را به همين صورت بده، بايد به او بدهد، و نمي‎تواند براي زحمتي كه كشيده مزد بگيرد، بلكه بدون اجازه مالك حق ندارد آن را به صورت اولش درآورد، و اگر بدون اجازه او آن چيز را مثل اولش كند، بايد تفاوت قيمت ساخته و نساخته آن را هم به صاحبش بدهد. مسأله 2564. اگر چيزي را كه غصب كرده به طوري تغيير دهد كه از اولش بهتر شود ، وصاحب مال بگويد بايد آن را به صورت اول درآوري، واجب است آن را به صورت اولش در آورد اگر قيمت آن به واسطه تغيير دادن آن صورت از قيمت اولش كمتر شود بايد تفاوت قيمت را بدهد. مسأله 2565. اگر در زميني كه غصب كرده زراعت كند، يا درخت بنشاند، زراعت و درخت و ميوه آن مال خود اوست. و چنان چه صاحب زمين راضي نباشد كه زراعت و درخت در زمين بماند، غاصب بايد فوراً زراعت يا درخت خود را اگرچه ضرر نمايد، از زمين بكند و نيز بايد اجاره زمين را در مدتي كه زراعت و درخت در آن بوده به صاحب زمين بدهد و خرابي‎هايي را كه در زمين پيدا شده، درست كند، مثلاً جاي درخت‎ها را پر نمايد و اگر به واسطه اينها قيمت زمين از اولش كمتر شود، بايد تفاوت آن را هم بدهد و نمي‎تواند صاحب زمين را مجبور كند كه زمين را به او بفروشد، يا اجاره دهد. و نيز صاحب زمين نمي‎تواند او را مجبور كند كه درخت يا زراعت را به او بفروشد. مسأله 2566. اگر صاحب زمين راضي شود كه زراعت و درخت در زمين او بماند، كسي كه آن را غصب كرده، لازم نيست درخت و زراعت را بكند، ولي بايد اجاره آن زمين را از وقتي كه غصب كرده تا وقتي كه صاحب زمين راضي شده بدهد. مسأله 2567. اگر چيزي را كه غصب كرده از بين برود، در صورتي كه مثل گاو و گوسفند باشد كه قيمت اجزاء آن به واسطه خصوصياتي كه دارد متفاوت است بايد قيمت آن را بدهد. و چنان چه قيمت بازار آن فرق كرده باشد، بايد قيمت وقتي را كه تلف شده بدهد. و احتياط مستحب آن است كه بالاترين قيمتي را كه از زمان غصب تا زمان پرداخت قيمت داشته، بدهد. مسأله 2568. اگر چيزي را كه غصب كرده و از بين رفته مانند گندم و جو باشد كه قيمت اجزاء آن از جهت خصوصيات فردي با هم فرق ندارد، بايد مثل همان چيزي را كه غصب كرده بدهد، ولي چيزي را كه مي‎دهد، بايد خصوصيات نوعي و سنخي آن مثل چيزي باشد كه آن را غصب كرده و از بين رفته است مثلاً اگر از نوع اعلاي برنج غصب كرده بايد از همان نوع بدهد. مسأله 2569. اگر چيزي را مثل گوسفند قيمت اجزاء آن با هم فرق دارد. غصب نمايد و از بين برود، چنان چه قيمت بازار آن فرق نكرده باشد، ولي در مدتي كه پيش او بوده مثلاً چاق شده باشد، بايد قيمت وقتي را كه چاق بوده بدهد. مسأله 2570. اگر چيزي را كه غصب كرده، ديگري از او غصب نمايد و از بين برود، صاحب مال مي‎تواند عوض آن را از هر يك از آنان بگيرد، يا از هر كدام آنان مقداري از عوض آن را مطالبه نمايد، و چنان چه عوض مال را از اولي بگيرد، اولي مي‎تواند آنچه را داده از دومي بگيرد، ولي اگر از دومي بگيرد، او نمي‎تواند آنچه را داده از اولي مطالبه نمايد. مسأله 2571. اگر چيزي را كه مي‎فروشد يكي از شرايط معامله در آن نباشد ـ مثلاً چيزي را كه بايد با وزن خريد و فروش كنند، بدون وزن معامله نمايد معامله باطل است. و چنان چه فروشنده و خريدار با قطع نظر از معامله راضي باشند كه در مال يكديگر تصرف كنند، اشكال ندارد، وگرنه چيزي را كه از يكديگر گرفته‎اند مثل مال غصبي است و بايد آن را به هم برگردانند، و در صورتي كه مال هر يك در دست ديگري تلف شود، چه بداند معامله باطل است و چه نداند، بايد عوض آن را بدهد. مسأله 2572. هرگاه مالي را از فروشنده بگيرد كه آن را ببيند، يا مدتي نزد خود نگهدارد تا اگر پسنديد بخرد، در صورتي كه آن مال تلف شود، بايد عوض آن را به صاحبش بدهد احکام سربریدن مسأله 2592. اگر حيوان حلال گوشت را به دستوري كه بعداً گفته مي‎شود سر ببرند ـ وحشي باشد يا اهلي ـ بعد از جان دادن، گوشت آن حلال و بدن آن پاك است. ولي حيواني كه نجاست‎خوار شده، اگر به دستوري كه در شرع معين نموده‎اند، آن را استبراء نكرده باشند، و حيواني كه انسان با آن وطي « نزديكي » كرده بعد از سر بريدن، گوشت آن حلال نيست. مسأله 2593. حيوان حلال گوشت وحشي مانند آهو و كبك و بز كوهي و حيوان حلال گوشتي كه اهلي بوده و بعداً وحشي شده، مثل گاو و شتر اهلي كه فرار كرده و وحشي شده است، و به سهولت ذبحش ميسر نيست، اگر به دستوري كه بعداً گفته مي‎شود آنها را شكار كنند، پاك و حلال است. ولي حيوان حلال گوشت اهلي مانند گوسفند و مرغ خانگي، و حيوان حلال گوشت وحشي كه به واسطه تربيت كردن اهلي شده است و ذبحش به سهولت ميسور است، با شكار كردن پاك و حلال نمي‎شود. مسأله 2594. حيوان حلال گوشت وحشي در صورتي با شكار كردن پاك و حلال مي‎شود، كه بتواند فرار كند يا پرواز نمايد، بنابراين بچه آهو كه نمي‎تواند فرار كند، و بچه كبك كه نمي‎تواند پرواز نمايد، باشكار كردن پاك و حلال نمي‎شود. و اگر آهو و بچه‎اش را كه نمي‎تواند فرار كند، با يك تير شكار نمايند، آهو حلال و بچه‎اش حرام است. مسأله 2595. حيوان حلال گوشتي كه مانند ماهي خون جهنده ندارد، اگر بخودي خود بميرد، يا به غير دستور شرعي كه در صيد ماهي گفته مي‎شود، آن را بكشند پاك است، ولي گوشت آن را نمي‎شود خورد. مسأله 2596. حيوان حرام گوشتي كه خون جهنده ندارد، مانند مار با سربريدن حلال نمي‎شود، ولي مرده آن پاك است، چه خودش بميرد يا سرش را ببرند. مسأله 2597. سگ و خوك به واسطه سربريدن و شكار كردن پاك نمي‎شوند و خوردن گوشت آنها هم حرام است. و حيوان حرام گوشتي را كه درنده و گوشت‎خوار است. مانند گرگ و پلنگ اگر به دستوري كه گفته مي‎شود سر ببرند، يا با تير و مانند آن شكار كنند پاك است، ولي گوشت آن حلال نمي‎شود، و اگر با سگ شكاري آن را شكار كنند، پاك شدنش هم اشكال دارد. مسأله 2598. فيل و خرس و بوزينه و موش و حيواناتي كه مانند مار و سوسمار در داخل زمين زندگي مي‎كنند، اگر خون جهنده داشته باشند و بخودي خود بميرد نجس‎اند، بلكه اگر سر آنها را هم ببرند، يا آنها را شكار نمايند، پاك شدن بدنشان اشكال دارد، و احتياط لازم اجتناب از آنها است. مسأله 2599. اگر از شكم حيوان زنده، بچه مرده‎اي بيرون آيد، يا آن را بيرون آورند، خوردن گوشت آن حرام است.  دستور سر بريدن حيوان مسأله 2600. دستور سر بريدن حيوان آن است كه حلقوم « مجراي نفس » و مري « مجراي غذا » و دو شاهرگ را كه در دو طرف حلقوم است، كه به آنها اوداج اربعه « چهار رگ » گفته مي‎شود، از پايين برآمدگي زير گلو بطور كامل ببرند، و اگر آنها را بشكافند كافي نيست. مسأله 2601. اگر بعض از چهار رگ را ببرند و صبر كنند تا حيوان بميرد بعد بقيه را ببرند فايده ندارد، بلكه اگر به اين مقدار هم صبر نكنند، ولي بطور معمول چهار رگ را طوري پشت سرهم نبرند كه يك كار شمرده شود، اشكال دارد اگر چه پيش از جان دادن حيوان، بقيه رگ‎ها را ببرند. مسأله 2602. اگر گرگ گلوي گوسفند را به طوري بكند كه از چهار رگي كه در گردن است و بايد بريده شود، چيزي نماند، آن گوسفند حرام مي‎شود، ولي اگر مقداري از گردن را بكند و چهار رگ باقي باشد، يا جاي ديگر بدن را بكند، در صورتي كه گوسفند زنده باشد، و به دستوري كه گفته شد سر آن را ببرند، حلال و پاك مي‎باشد. شرايط سر بريدن حيوان مسأله 2603. سر بريدن حيوان پنج شرط دارد: اول ـ كسي كه سر حيوان را مي‎برد ـ چه مرد باشد چه زن، بايد مسلمان باشد و اظهار دشمني با اهل بيت پيغمبر صلي الله عليه و آله نكند. و بچه مسلمان هم اگر مميز باشد يعني: خوب و بد را بفهمد مي‎تواند سر حيوان را ببرد. دوم ـ سر حيوان را با چيزي ببرند كه از آهن باشد ولي چنان چه آهن پيدا نشود و محتاج به ذبح حيوان باشند با چيز تيزي كه چهار رگ را جدا كند ـ مانند شيشه و سنگ تيز ـ مي‎شود سر حيوان را بريد. سوم ـ در موقع سر بريدن، صورت و دست و پا و شكم حيوان رو به قبله باشد و كسي كه مي‎داند بايد رو به قبله سرببرد، اگر عمداً حيوان را رو به قبله نكند، حيوان حرام مي‎شود. ولي اگر فراموش كند، يا مسأله را نداند، يا قبله را اشتباه كند، يا نداند قبله كدام طرف است، يا نتواند حيوان را رو به قبله كند، اشكال ندارد. چهارم ـ وقتي مي‎خواهد سر حيوان را ببرد، يا كارد به گلويش بگذارد، به نيت سر بريدن نام خدا را ببرد، و همين قدر كه بگويد « بِسْمِ اللهِ» يا « اَلْحَمْدُ للهِ »يا «اَللهُ اَكْبَرُ » كافي است. و اگر بدون قصد سر بريدن نام خدا را ببرد، آن حيوان پاك نمي‎شود، و گوشت آن هم حرام است و هم چنين است اگر از روي جهل به مسأله نام خدا را نبرد، ولي اگر از روي فراموشي نام خدا را نبرد، اشكال ندارد. پنجم ـ حيوان بعد از سر بريدن حركتي بكند، اگر چه مثلاً چشم يا دم خود را حركت دهد، يا پاي خود را به زمين زند و يا آن كه به اندازه معمول خون از بدنش بيرون آيد.  دستور كشتن شتر مسأله 2604. در تذكيه شتر علاوه بر پنج شرطي كه براي سر بريدن حيوانات گفته شد، بايد كارد يا چيز ديگري را كه از آهن و برنده باشد، در گودي بين گردن و سينه‎اش فرو كنند. مسأله 2605. وقتي مي‎خواهند كارد را به گردن شتر فرو ببرند، بهتر است كه شتر ايستاده باشد، ولي اگر در حالي كه زانوها را به زمين زده، يا به پهلو خوابيده و دست و پا و سينه‎اش رو به قبله است، كارد را در گودي گردنش فرو كنند اشكال ندارد. مسأله 2606. اگر به جاي اين كه كارد در گودي گردن شتر فرو كنند سر آن را ببرند، يا گوسفند و گاو و مانند اينها را مثل شتر كارد در گودي گردنشان فرو كنند، گوشت آنها حرام و بدن آنها نجس است، ولي اگر چهار رگ شتر را ببرند و تا زنده است كارد در گودي گردنش فرو كنند، گوشت آن حلال و بدن آن پاك است. و نيز اگر كارد در گودي گردن گاو يا گوسفند و مانند اينها فرو كنند، و تا زنده است سر آن را به دستوري كه قبلا گفته شد ببرند، حلال و پاك مي‎باشد. مسأله 2607. اگر حيواني سركش شود، و نتوانند آن را به دستوري كه در شرع معين شده بكشند، يا مثلاً در چاه بيفتد و احتمال بدهند كه در آنجا بميرد، و كشتن آن به دستور شرع ممكن نباشد، هر جاي بدنش را كه زخم بزنند و در اثر آن زخم جان بدهد حلال مي‎شود و رو به قبله بودن آن لازم نيست ولي بايد شرايط ديگري را كه براي سر بريدن حيوان گفته شد، دارا باشد. مستحبات سر بريدن حيوان مسأله 2608. چند چيز در سر بريدن حيوان مستحب است: اول ـ موقع سر بريدن گوسفند، دو دست و يك پاي آن را ببندند و پاي ديگرش را باز بگذارند و موقع سربريدن گاو چهار دست و پايش را ببندند و دم آن را باز بگذارند، و موقع كشتن شتر دو دست آن را از پايين تا زانو، يا زير بغل به يكديگر ببندند، و پاهايش را باز بگذارند. و مستحب است مرغ را بعد از سر بريدن رها كنند تا پر و بال بزند. دوم ـ كسي كه حيوان را مي‎كشد رو به قبله باشد. سم ـ پيش از كشتن حيوان آب جلوي آن بگذارند. چهارم ـ كاري كنند كه حيوان كمتر اذيت شود، مثلاً كارد را خوب تيز كنند و با عجله سر حيوان را ببرند.  مكروهات سر بريدن حيوان مسأله 2609. چند چيز در سر بريدن حيوان مكروه است: اول ـ آن كه كارد را پشت حلقوم فرو كنند و به طرف جلو بياورند كه حلقوم از پشت آن بريده شود. دوم ـ آن كه پيش از بيرون آمدن روح، سر حيوان را از بدنش جدا كنند، بلكه احتياط واجب ترك اين كار است، اگر چه گوشت ذبيحه به واسطه آن حرام نمي‎شود، ولي اگر از روي غفلت يا به واسطه تيز بودن كارد بي‎اختيار سر حيوان جدا شود، مكروه نيست. سوم ـ آن كه پيش از بيرون آمدن روح، پوست حيوان را بكنند، بلكه احتياط واجب ترك آن است اگر چه گوشت ذبيحه به واسطه آن حرام نمي‎شود. چهارم ـ آن كه پيش از بيرون آمدن روح، مغز حرام را كه در تيره پشت است ببرند. پنجم ـ آن كه در جايي حيوان را بكشند كه حيوان ديگر آن را ببيند. ششم ـ آن كه در شب يا پيش از ظهر روز جمعه سر حيوان را ببرند، ولي در صورت احتياج عيبي ندارد. هفتم ـ آن كه خود انسان چهارپايي را كه پرورش داده است بكشد.  احكام شكار كردن با اسلحه مسأله 2610. اگر حيوان حلال گوشت وحشي و يا اهلي را كه وحشي شده با اسلحه شكار كنند، با پنج شرط حلال و بدنش پاك است: اول ـ آن كه اسلحه شكار مثل كارد و شمشير برنده باشد، يا مثل نيزه و تير، تيز باشد كه به واسطه تيز بودن، بدن حيوان را پاره كند، و اگر بوسيله دام يا چوب و سنگ و مانند اينها حيوان را شكار كنند پاك نمي‎شود، و خوردن آن هم حرام است. و اگر حيواني را با تفنگ شكار كنند، چنان چه گلوله آن تيز باشد كه در بدن حيوان فرو رود و آن را پاره كند پاك و حلال است، و اگر گلوله تيز نباشد بلكه با فشار در بدن حيوان فرو رود و حيوان را بكشد، يا به واسطه حرارتش بدن حيوان را بسوزاند و در اثر سوزاندن، حيوان بميرد، پاك و حلال بودنش اشكال دارد. دوم ـ كسي كه شكار مي‎كند، بايد مسلمان باشد يا بچه مسلمان باشد كه خوب وبد را بفهمد. و اگر كافر يا كسي كه اظهار دشمني با اهل بيت پيغمبر صلي الله عليه و آله را مي‎كند حيواني را شكار نمايد، آن شكار حلال نيست. سوم ـ اسلحه را براي شكار كردن حيوان به كار برد، و اگر مثلاً جايي را نشان كند و اتفاقاً حيواني را بكشد، آن حيوان پاك نيست و خوردن آن هم حرام است. چهارم ـ در وقت به كار بردن اسلحه نام خدا را ببرد، و چنان چه عمداً نام خدا را نبرد شكار حلال نمي‎شود ولي اگر فراموش كند اشكال ندارد. پنجم ـ وقتي به حيوان برسد كه مرده باشد، يا اگر زنده است به اندازه سر بريدن آن وقت نباشد و چنان چه به اندازه سربريدن وقت باشد و سر حيوان را نبرد تا بميرد حرام است. مسأله 2611. اگر دو نفر حيواني را شكار كنند، و يكي از آنان مسلمان و ديگري كافر باشد آن حيوان حلال نيست. و اگر هر دو مسلمان باشند و يكي از آن دو نام خدا را ببرد، و ديگري عمداً نام خدا را نبرد، آن حيوان حلال نيست، بنابر احتياط لازم. مسأله 2612. اگر بعد از آن كه حيواني را تير زدند مثلاً در آب بيفتد، و انسان بداند كه حيوان به واسطه تير و افتادن در آب جان داده، حلال نيست، بلكه اگر شك كند كه فقط براي تير بوده يا نه، حلال نمي‎باشد. و اگر حيواني را شكار كنند و از نظر ناپديد شود و بعد از آن مرده آن حيوان پيدا شود اگر بدانند كه موت آن فقط مستند به سلاح شكار بوده حلال است، ولي اگر احتمال دهند كه سلاح شكار به ضميمه چيز ديگر سبب مرگ حيوان شده، محكوم به نجاست و حرمت است. مسأله 2613. اگر با سگ غصبي يا اسلحه غصبي حيواني را شكار كند، شكار حلال است و مال خود او مي‎شود ولي گذشته از اين كه گناه كرده، بايد اجرت اسلحه يا سگ را به صاحبش بدهد. مسأله 2614. اگر با شمشير يا چيز ديگري كه شكار كردن با آن صحيح است با شرطهايي كه در مسأله 2610 گفته شد، حيواني را دو قسمت كنند، و سر و گردن در يك قسمت بماند، و انسان وقتي برسد كه حيوان جان داده باشد، هر دو قسمت حلال است. و هم چنين است اگر حيوان زنده باشد، ولي به اندازه سر بريدن وقت نباشد، اما اگر به اندازه سر بريدن وقت باشد، و ممكن باشد كه مقداري زنده بماند، قسمتي كه سر و گردن ندارد حرام وقسمتي كه سرو گردن دارد، اگر سر آن را به دستوري كه در شرع معين شده ببرند حلال، وگرنه آن هم حرام مي‎باشد. مسأله 2615. اگر با چوب يا سنگ يا چيز ديگري كه شكار كردن با آن صحيح نيست، حيواني را دو قسمت كنند، قسمتي كه سر و گردن ندارد حرام است، و قسمتي كه سر و گردن دارد، اگر زنده باشد و ممكن باشد كه مقداري زنده بماند و سر آن را به دستوري كه در شرع معين شده ببرند، حلال، و گرنه آن قسمت هم حرام مي‎باشد. مسأله 2616. اگر حيواني را شكار كنند، يا سر ببرند و بچه زنده‎اي از شكم آن بيرون آيد، چنان چه آن بچه را به دستوري كه در شرع معين شده سر ببرند حلال، و گرنه حرام مي‎باشد. مسأله 2617. اگر حيواني را شكار كنند يا سر ببرند، و بچه مرده‎اي از شكمش بيرون آورند، چنان چه خلقت آن كامل باشد و مو يا پشم در بدنش روييده باشد پاك و حلال است. شكار كردن با سگ شكاري مسأله 2618. اگر سگ شكاري حيوان وحشي، و يا اهلي وحشي شده حلال گوشتي را شكار كند، پاك و حلال بودن آن حيوان شش شرط دارد: اول ـ سگ به طوري تربيت شده باشد كه هر وقت آن را براي گرفتن شكار بفرستند برود، و هر وقت از رفتن جلوگيري كنند بايستد. و نيز بايد عادتش اين باشد كه تا صاحبش نرسد از شكار نخورد، ولي اگر اتفاقاً از شكار بخورد اشكال ندارد. دوم ـ صاحبش آن را بفرستد و اگر پيش خود دنبال شكار رود و حيواني را شكار كند، خوردن آن حيوان حرام است. بلكه اگر پيش خود دنبال شكار رود، و بعداً صاحبش بانگ بزند كه زودتر آن را به شكار برساند، اگر چه به واسطه صداي صاحبش شتاب كند، بنابر احتياط واجب بايد از خوردن آن شكار خودداري نمايند. سوم ـ كسي كه سگ را مي‎فرستد بايد مسلمان باشد، يا بچه مسلمان باشد كه خوب و بد را بفهمد. و اگر كافر يا كسي كه اظهار دشمني با اهل بيت پيغمبر صلي الله عليه و آله مي‎كند سگ را بفرستد، شكار آن سگ حرام است. چهارم ـ وقت فرستادن سگ نام خدا را ببرد، و اگر عمداً نام خدا را نبرد، آن شكار حرام است، ولي اگر فراموش كند اشكال ندارد. پنجم ـ شكار به واسطه زخمي كه از دندان سگ پيدا كرده بميرد، پس اگر سگ شكار را خفه كند، يا شكار از دويدن يا ترس بميرد، حلال نيست. ششم ـ كسي كه سگ را فرستاده، وقتي برسد كه حيوان مرده باشد، يا اگر زنده است به اندازه سر بريدن آن وقت نباشد، و چنان چه وقتي برسد كه به اندازه سر بريدن وقت باشد، و سر حيوان را نبرد تا بميرد حلال نيست. مسأله 2619. كسي كه سگ را فرستاده، اگر وقتي برسد كه بتواند سر حيوان را ببرد، چنان چه مثلاً به واسطه بيرون آوردن كارد و مانند آن وقت بگذرد، و آن حيوان بميرد حلال است، ولي اگر چيزي همراه او نباشد كه با آن سر حيوان را ببرد و حيوان بميرد، احتياط واجب آن است كه از خوردن آن خودداري كنند. مسأله 2620. اگر چند سگ را بفرستند و با هم حيواني را شكار كنند، چنان چه همه آنها داراي شرايطي كه در مسأله 2618 گفته شد، بوده‎اند، شكار حلال است، و اگر يكي از آنها داراي شرايط نبوده، شكار حرام است. مسأله 2621. اگر سگ را براي شكار حيواني بفرستد، و آن سگ حيوان ديگري را شكار كند، آن شكار حلال و پاك است. و نيز اگر آن حيوان را با حيوان ديگري شكار كند، هر دو آنها حلال و پاك مي‎باشند. مسأله 2622. اگر چند نفر با هم سگ را بفرستند، و يكي از آنان كافر باشد، آن شكار حرام است، و اگر همه مسلمان باشند، و يكي از آنان عمداً نام خدا را نبرد، بنابر احتياط لازم آن شكار حرام است. مسأله 2623. اگر باز يا حيوان ديگري غير سگ شكاري حيواني را شكار كند، آن شكار حلال نيست، ولي اگر وقتي برسند كه حيوان زنده باشد، و به دستوري كه در شرع معين شده سر آن را ببرند، حلال است.  صيد ماهي مسأله 2624. اگر ماهي فلس دار را زنده از آب بگيرند، و بيرون آب جان دهد پاك و خوردن آن حلال است. و چنان چه در آب بميرد پاك است ولي خوردن آن حرام مي‎باشد. ولي اگر دامي در آب براي صيد ماهي نصب كنند، و ماهي بعد از به دام افتادن، در آب بميرد حليت آن بعيد نيست، اگرچه احوط ترك خوردن آن است. و ماهي بي‎فلس را اگر چه زنده از آب بگيرند و بيرون آب جان دهد، حرام است. مسأله 2625. اگر ماهي از آب بيرون بيفتد، يا موج آن را بيرون بيندازد، يا آب فرو رود و ماهي در خشكي بماند، چنان چه پيش از آن كه بميرد، با دست يا به وسيله ديگر كسي آن را بگيرد، بعد از جان دادن حلال است. مسأله 2626. كسي كه ماهي را صيد مي‎كند، لازم نيست مسلمان باشد و در موقع گرفتن، نام خدا را ببرد. مسأله 2627. ماهي مرده‎اي كه معلوم نيست آن را زنده از آب گرفته‎اند يا مرده، چنان چه در دست مسلمان باشد و با آن معامله ماهي حلال بنمايد، حلال است و اگر در دست كافر باشد، اگر چه بگويد آن را زنده گرفته‎ام حرام مي‎باشد، مگر آن كه يقين حاصل شود يا دو شاهد عادل شهادت دهند كه راست مي‎گويد. مسأله 2628. بنابر احتياط بايد از خوردن ماهي زنده خودداري كرد، هر چند حليت آن بعد از گرفتن بعيد نيست. مسأله 2629. اگر ماهي زنده را بريان كنند، يا در بيرون آب پيش از جان دادن بكشند، احتياط آن است كه از خوردن آن خودداري نمايند، اگر چه حليت آن بعيد نيست. مسأله 2630. اگر ماهي را بيرون آب دو قسمت كنند، و يك قسمت آن در حالي كه زنده است در آب بيفتد، بنابر احتياط واجب قسمتي را كه بيرون آب مانده نبايد خورد.  صيد ملخ مسأله 2631. اگر ملخ را با دست يا به وسيله ديگري زنده بگيرند، بعد از جان دادن خوردن آن حلال است، و لازم نيست كسي كه آن را مي‎گيرد مسلمان باشد، و در موقع گرفتن ، نام خدا را ببرد. ولي اگر ملخ مرده‎اي در دست كافر باشد، و معلوم نباشد كه آن را زنده گرفته يا نه، اگر چه بگويد زنده گرفته‎ام حلال نيست، مگر آن كه يقين حاصل شود، يا دو شاهد عادل شهادت دهند كه راست مي‎گويد. مسأله 2632. خوردن ملخي‎كه بال درنياورده، و نمي‎تواند پرواز كند حرام ‎است  

پر بازدید ترین مقالات

20211 7/9  21609  س1  21980 22601    22996...

«گیاهان دارویی در قرآن و حدیث»

بسم الله الرحمن الرحیم «گیاهان دارویی در قرآن و حدیث» علیرضا ...

زنيان - شاهي - کندر (دروس استاد ضیایی / 3)

بسم الله الرحمن الرحیم زنيان - شاهي - کندر دروس استاد ضی...

اهمیت دامداری و کشاورزی در قرآن کریم

بسم الله الرحمن الرحیم اهمیت دامداری و کشاورزی در قرآن کریم ...

سخنان مهم مقام معظم رهبری در"اهمیت حفظ محیط زیست و منابع طبیعی"

بسم الله الرحمن الرحیم سخنان مهم مقام معظم رهبری در"اهمیت حفظ...

تقویم شمسی

تیر ۱۳۹۸
ش ی د س چ پ ج
    تیر »
 123456789101112131415161718192021222324252627282930