ماه: شهریور ۱۳۹۷

روز مهندس مبارک باد 

بسم الله الرحمن الرحیم روز مهندس مبارک باد   خواجه نصیر الدین محمد بن محمد بن حسن طوسی، از عالمان، متکلمان و ریاضی دانان مشهور شیعه است. خواجه نصیر الدین طوسی، وزیر ایرانی و شیعی هولاکوخان مغول، تألیفات فراوانی در کلام و عقاید و نیز علوم دقیقه مثل ریاضی و هندسه دارد که مشهور ترین آن ها تجرید الاعتقاد و آداب المتعلمین است.     زندگینامه خواجه نصیر الدین طوسی(ره)   محمدبن محمد بن حسن، ملقب به استاد البشر و عقل حادی عشر، معروف به خواجه نصیرالدین طوسی از اعاظیم رجال قرن هفتم است، ایشان درسال 597 هـ ق، در طوس متولد شد. در کودکی علوم نقلی را از پدرش و معقول را از نزد دایی خویش و ریاضیات را از محمد حاسب ریاضی دان معروف آن عصر فراگرفت. محمدحاسب آنگاه که از طوس هجرت می کرد به پدر خواجه گفت: من آنچه می دانستم به او آموختم و اکنون سؤالاتی می کند که پاسخش را نمی دانم. محقق جوان طوسی، برای فراگیری علوم و دانش تصمیم به سفر گرفت، می گیرد در آستانه سفر پدر ارجمند و دانشمند خویش را از دست داد. فقدان پدر گرچه غم بزرگی بود ولی عطش روحی و عشق و علاقه وافر او به کسب علم و دانش، خواجه را مصمم به هجرت بسوی مراکز علمی نمود. در نیشابور و ری و قم و اصفهان از اساتید بزرگی بهره گرفت. امام سراج الدین، فریدالدین داماد نیشابوری، شیخ عطار نیشابوری، ابن میثم بحرانی و کمال الدین موصلی از اساتید وی بوده اند. در عراق از اساتید برجسته ای چون معین الدین سالم فقیه بزرگ عصر بهره برد و به درجه اجتهاد نائل شد. در حالیکه بیش از 23 بهار از عمرش نگذشته بود. با حمله قوم وحشی مغول به ایران و گرفتاری مردم به خطرها و آشوب ها، خواجه به وطن و دیار خویش بازگشت در حالیکه شهرها از سکنه خالی شده و مراکز علمی و فرهنگی تخریب بود. خواجه با دعوت سران اسماعیلیه به دربار ناصرالدین حکمران قهستان راه یافت و در همین زمان کتاب معروف اخلاق ناصری را نوشت. خواجه قریب 25 سال در قلعه های اسماعیلیه به سر برده با اینکه تحت نظر بوده و از جهت مذهبی با آنان سازگاری نداشت و از ظلم و ستم آنان نیز بیزار بود، اما خواجه طوسی در این دوران بیشترین استفاده را از کتابخانه آنها برد و چندین کتاب از آثار ارزنده او در این سالها نوشته شده است.   زندگی علمی خواجه نصیر   خواجه نصیر الدین محمد بن الحسن الطوسی. او را «استاد البشر» لقب داده اند و نیازی به معرفی ندارد. ارزش کارهای فلسفی او و نقشی که در تحول فلسفه داشته است نیازمند به یک کتاب است. در ریاضیات از شخصیتهای معدود جهان به شمار می رود. از کسانی است که در اساس هیئت بطلمیوس تشکیک کرده و زمینه را برای هیئت جدید فراهم کرده است. آقای تقی زاده مدعی است که ایرادات خواجه در کتاب تذکره خویش بر اساس هیئت بطلمیوس، به پیشنهاد کپرنیک لهستانی طرح نوینی را برای هیئت عالم کمک کرده است. خواجه مانند بو علی یک زندگی پر ماجرا داشته است. در آخر اشارات به شکل دردناکی ناله سر می دهد، و در عین حال اینهمه آثار آفریده و شاگردان بسیار تربیت کرده است. (مجموعه آثار شهید مطهری جلد 14)     زندگی سیاسی خواجه نصیر   خواجه نصیر الدین طوسی(ره)، در عصر آتش و خون و غارت و ویرانی مغولان، توانست با سیاست خود حاکمان مغولی را مهار و از نیروی اهریمنی و وحشیانه این دشمنان انسانیت و اسلام به نفع اسلام و تشیع استفاده کند. با حمله «هلاکو» به بغداد خلافت بی فروغ آنان که در هرزگی و عیاشی و فساد فرو رفته بود، فرو پاشید و این به خاطر دشمنی با اهل سنت نبود، زیرا مغول نه شیعه بودند و نه سنی و نه به حال خلافت اسلامی بغداد دل می سوزاندند، بلکه همه چیز اسلام را نابود می ساختند. با وجود این، خواجه توانست از آنان افرادی مؤمن و معتقد به تشیع بسازد و نیروی سرکش آنان را به نفع مکتب اهل بیت علیهم السلام به کار گیرد، تا خدمات و آثاری در رابطه با اسلام و تشیع انجام دهند. پس نباید به خاطر سقوط خلافت بغداد، خواجه و دیگران را ملامت کرد زیرا در دین ستیزی مغولان، تشیع و تسنن سرنوشتی مشابه داشت و آنان بر کسی رحم نمی کردند، هرچند اسلامشان در مواردی صوری و سیاسی بود.   خواجه نصیر و اهل بیت(ع)   در برخی از روایات و کلمات بزرگان شباهت های نام امام مهدی(ع) با پیامبر ان و اوصیای الهی به تصویر کشیده شده است، که یکی از آنها صلوات منسوب به حکیم ربانی، خواجه نصیرالدین طوسی(ره) است. در این صلوات، حضرت مهدی(ع) با ویژگی های پدران ارجمند خویش توصیف شده و فضائل و مناقبی که آن حضرت از اجداد خویش به ارث برده، بیان شده است. شایان ذکر است که صلوات خواجه نصیر را به عنوان توسل به ذیل عنایت حضرت بقیة الله(ع) می خوانند. این صلوات را با هم می خوانیم: أللّهمَّ صلِّ وَ سَلِّم، وَ زِد وَ بارِک، عَلی صاحبِ الدَّعوَةِ النَّبویَّة، وَ الصَّولَةِ الحَیدریَّة، و العِصمَةِ الفاطِمیَّة، و الحِلمِ الحَسَنِیَّة، و الشّجاعَةِ الحُسَینِیَّة، و العِبادَةِ السَّجّادِیَّة، و المآثِرِ الباقِریَّة، و الآثار الجَعفَرِیَّة، و العُلومِ الکاظِمیَّة، و الحُجَجِ الرَّضَوِیَّة، و الجُودِ التَّقَوِیَّة، و النَّقاوَةِ النَقَوِیَّة، و الهَیبَةِ العَسکَریَّة، و الغَیبَةِ الإلهیَّة،   خدمات خواجه نصیر   مقام علمی و ارزش فکری خواجه نصیرالدین طوسی موجب شد تا هلاکو، او را در شمار بزرگان خود دانسته، نسبت به حفظ و حراست از جان وی کوشا باشد و او را در همه سفرها به همراهش دارد. خواجه که در آن ایام دارای مقام و صاحب نفوذ شده بود از موقعیت استفاده کرد و خدمات بسیاری به فرهنگ اسلام و کشورهای مسلمان روا داشت که برخی از آنها عبارتند از: 1- انجام کارهای علمی و فرهنگی و نگارش کتاب های ارزشمند. 2- جلوگیری از به آتش کشیدن کتابخانه بزرگ حسن صباح در قلعه الموت به دست مغولان. 3- نجات جان دانشمندان و علمایی همچون ابن ابی الحدید (شارح نهج البلاغه) و برادرش موفق الدوله و عطا ملک جوینی که بی رحمانه مورد غضب و خشم مغولان قرار گرفته بودند. 4- جذب شدن قوم مغول در فرهنگ و تمدن اسلامی به دست خواجه، به گونه ای که موجب شد مغولان به اسلام روی آوردند و از سال 694 ق. اسلام دین رسمی ایران قرار گرفت. 5- جلوگیری از تهاجم آنان به کشورهای مسلمان. 6- تأسیس رصدخانه مراغه در سال 656 ق، با همکاری جمعی از دانشمندان. 7- احداث و تجهیز کتابخانه بزرگ رصدخانه در مراغه.(خاطرات ماندگار از خوبان روزگار؛ پاک نیا، عبدالکریم؛ ص: 22)     آثار علمی خواجه نصیر   خواجه نصیر الدین طوسی از جمله کسانی به شمار می رود که به کثرت تألیف در علوم و فنون مختلف متداول در عهد خویش اشتهار یافته اند. علومی همچون: تاریخ، ادبیات، فقه، تفسیر، حدیث، حکمت و فلسفه، اخلاق، هندسه، حساب، جبر و مقابله، هیئت، نجوم (فلک)، علم تقویم و زیج و احکام ستارگان، اسطرلاب، موسیقی و دیگر علوم. آثار او به سادگی عبارات و خالی بودن آنها از پیچیدگی، قویم بودن معانی و دور بودن از حشو و زواید بی جا، معروف است. این ویژگیها موجب شد تا آثار او به حدی مورد رغبت طلاب و اقبال دانشمندان قرار گیرد که در طی قرون متمادی به عنوان کتب درسی در حوزه های علمیه مطرح باشد. به همین جهت بسیاری از علما به شرح و تحشیه آنها پرداخته، مورد استفاده قرار دهند. برخی از آثار خواجه به زبان فارسی است و برخی دیگر به زبان عربی، همچنان که برخی از رسائل علمی او از عربی به فارسی و برخی دیگر از فارسی به عربی برخی به زبانهای دیگر دنیا ترجمه شده است. این آثار شامل علوم ریاضی، پاسخ به مسائل مطرح شده و همچنین شماری مقاله های کوتاه در کنار ترجمه بسیاری از کتب در موضوعات مختلف می باشد.   بر بال اندیشه ها   خواجه نصیر قرن ها پیش نظریه برابری ارزش دو خدمت مورد مبادله را بررسی کرد؛ خواجه نصیر طوسی در بخشی از یادداشت های خود چندین قرن پیش از اقتصاد و کار می گوید و می نویسد «از کجا بفهمیم چه کاری و چه مقدار کاری ارزش دارد؟ ما ارزش کار و تولید کالا را از کجا بفهمیم؟» سوالاتی را ایشان 8 قرن پیش طرح می کنند که امروز پدران تئوریک نظام سرمایه داری درگیر آن هستند! ایشان می گوید «ارزش بین دو کالا مثلا طلا و لباس را چگونه باید مقایسه کرد؟ اگر ارزش یک مقدار لباس با یک مقدار دیگر از طلا برابر شود، این برابری به چه علت است؟ چه چیز در این دو هست که سبب برابری آنها می شود؟ این چه دارد که با آن برابری می کند؟» در واقع خواجه نصیر نظریه برابری ارزش دو خدمت مورد مبادله را بررسی می کند. وقتی دو خدمت یا کالا با هم مبادله می شوند، ارزش آن ها بر چه مبنایی با هم قابل بررسی است؟ بعد ایشان فرمول هایی را تعریف می کند و می گوید چه مبادله و مقایسه ای عادلانه است و چه مبادله ای عادلانه نیست و چرا؟! و در ادامه راجع به نسبت کالا و پول بحث می کند. باید همه علوم را ذیل تعلیم و تربیت تعریف کرد، اگر چنین تعریفی از همه علوم از جمله اقتصاد کنیم، آنگاه خواهید دید هم علوم منطقی تر و احساسی تر می شود و هم دیگر کسی نمی گوید اخلاق به اقتصاد به ربطی دارد؟ چون در این صورت هدف همه علوم سعادت انسان خواهد شد. یعنی همه علوم ذیل تعلیم و تربیت انسان قرار خواهد گرفت و همه باید نسبت خود را با مقوله تکامل انسان تبیین و مشخص کنند. خواجه نصیر می گوید آیا ارزش کار ماهر و تخصصی یا کار غیرتخصصی مساوی است؟ چه چیز معیار مهارت و تخصص است؟ مهارت در ارزش کار و پول چه اهمیتی دارد؟ کار به لحاظ کمیت اش ارزش گذاری می شود یا به لحاظ کیفی نیز ارزش گذاری می شود؟ درآمد ناشی از کار است یا ناشی از سرمایه؟ و درآمد کدام یک چه نسبتی باهم دارند؟ اساساً سرمایه چرا باید درآمد داشته باشد؟ اینها سوالات جدی در حوزه اقتصاد است که امروز نیز طرح می شود. برخی می گوید به دلیل آنکه سرمایه گذار خطر می کند و سرمایه اش را وسط می گذارد، باید درآمد داشته باشد یا اینکه به هر حال سرمایه مستهلک می شود. خواجه نصیر می گوید باید بخشی از درآمد صرف مصرف کردن و بخشی صرف پس انداز شود. بر این اساس اگر پس انداز را مدام سرمایه گذاری نکنیم و فقط مصرف کننده باشیم و یا اگر هیچ پس انداز اجتماعی و ملی و خانوادگی نداشته باشیم، مال اقتصادی ما به تدریج از بین می رود و جامعه فقیر می شود. آنها نخست متوجه نمی شوند در حال فقیر شدن هستند و سپس این سیر فقیر شدن تصاعدی می شود و آن وقت است که یک دفعه همه احساس خطر کرده و می گویند که پول نیست. (استاد رحیم پور ازغدی؛ خبرگزاری فارس) داستانهایی از خواجه نصیر   گویند خواجه نصیر طوسی در مدت بیست سال، کتابی تصنیف کرد در مدح اهل بیت پیامبر(ص). پس آن کتاب را به بغداد برد که به نظر خلیفه ی عباسی رساند. زمانی رسید که خلیفه با «ابن حاجب» در میان شط بغداد به تفرّج و تماشا اشتغال داشتند. خواجه نصیر، کتاب را نزد خلیفه گذاشت. خلیفه آن را به ابن حاجب داد. چون نظر ابن حاجب به مدایح آل اطهار پیامبر(ص) افتاد، آن کتاب را به آب انداخت. پس خواجه نصیر را گفت: «آخوند! اهل کجایی؟» گفت: «از اهل طوسم.» گفت: «از گاوان طوسی یا از خران طوس؟» خواجه فرمود: «از گاوان طوس» ابن حاجب گفت: «شاخ تو کجاست؟» خواجه گفت: «شاخ من در طوس است. می روم آن را می آورم.» (سال ها بعد) چون هلاکو خلیفه را کشت، خواجه نصیر (که وزیر هلاکو شده بود) کس فرستاد ابن حاجب را حاضر ساختند. به او خطاب کرد: «من با تو گفته بودم که از گاوان طوسم و شاخ خود را می آورم. شاخ من این هلاکو است!» (قصص العلما)   خواجه نصیر از نگاه بزرگان و اندیشمندان   و اما قضیه «خواجه نصیر» و امثال خواجه نصیر را؛ شما می دانید این را که خواجه نصیر که در این دستگاهها وارد می شد نمی رفت وزارت کند؛ می رفت آنها را آدم کند. نمی رفت که برای اینکه در تحت نفوذ آنها باشد. می خواست آنها را مهار کند تا آن اندازه ای که بتواند. کارهایی که خواجه نصیر برای مذهب کرد، آن کارهاست که خواجه نصیر را خواجه نصیر کرد؛ نه طب خواجه نصیر و نه ریاضیات خواجه نصیر. آن خدمتی که به اسلام کرد. خواجه نصیر که رفت در دنبال هلاکو و امثال آنها لکن نه برای اینکه وزارت بکند، نه برای اینکه برای خودش یک چیزی درست کند. او رفت آنجا برای اینکه آنها را مهار کند؛ و آن قدری که قدرت داشته باشد خدمت بکند به عالم اسلام و خدمت به الوهیت بکند. و امثال او، مثل محقق ثانی،» مثل مرحوم مجلسی و امثال اینهایی که [...] مرحوم مجلسی که در دستگاه صفویه بود، صفویه را آخوند کرد؛ نه خودش را صفویه کرد! آنها را کشاند توی مدرسه و توی علم و توی دانش و اینها- تا آن اندازه ای که البته توانستند. بناء علیه ما نباید مقایسه بکنیم که روحانیون یک وقتی وارد شدند. الآن هم ما اگر بتوانیم [همین وظیفه را داریم ] ما آن وقت هم اگر می توانستیم، که آن طوری که آنها می خواهند خدمت بکنند، ما هم وارد می شدیم. برای اینکه مقصد این است که انسان درست بکنیم. اگر انسان بتواند محمد رضا را انسان کند، بسیار کار خوبی است. انبیا برای همین آمده اند. پیغمبر اکرم برای خاطر اینکه این کفار مسلمان نمی شدند و اعتنای به این مسائل را نمی کردند غصه می خورد. بَاخِعٌ نَفسَک که بر آثار تو اینها توجه نکردند.  (صحیفه امام، ج 8، ص: 436)       روز بزرگداشت خواجه نصیر و روز مهندس   تلاش های خواجه نصیر در علم ریاضیات و ستاره شناسی و تاثیر گذاری اش در میان فلاسفه و ریاضدانان باعث شده تا روز پنجم اسفند به منظور بزرگداشت این دانشمند روز مهندس نامیده شود. اما چرا این روز را به نام وی نامگذاری کرده کرده اند؟ خواجه نصیر الدین طوسی چه خدماتی برای جهان اسلام و ریاضیات داشته است؟ ایجاد رصد خانه مراغه: وقتی که هولاکو به فرمانروایی اسماعیلیان در سال 635 هجری قمری پایان داد طوسی را در خدمت خود نگاه داشت و به او اجازه داد که رصدخانه بزرگی در مراغه ایجاد کند، شروع ساخت آن از سال 6388 هجری قمری بود. برای کمک به رصدخانه علاوه بر کمک های مالی دولت اوقاف سراسر کشور نیز در اختیار خواجه گذاشته شد که از یک دهم آن جهت رصدخانه و خرید وسایل و اسباب و آلات و کتب استفاده می شد. همچنین در نزدیکی رصدخانه کتابخانه بزرگی ساخته شده بود که حدود 400000 جلد کتب نفیس جهت استفاده دانشمندان و فضلا قرارداده بود که از بغداد و شام و بیروت و الجزیره بدست آورده بودند. در جوار رصدخانه یک سرای عالی برای خواجه و جماعت منجمین ساخته بودند و مدرسه علمیه ای جهت استفاده طلاب دانشجو. این کارها مدت 13 سال طول کشید تا اینکه ایلخان هولاکوی مغول در سال 663 هجری قمری در گذشت. وی نخستین کسی بود که مثلثات را بدون توسل به قضیه نجوم توسعه بخشید و برای نخستین بار قضیه جیوب را که رویداد برجسته ای در تاریخ ریاضیات است به روشنی بیان کرد. در نجوم تذکره فی علم الهیئه وی شاید کاملترین نقد بر نجوم بطلمیوسی در قرون وسطی و معرف تنها الگوی ریاضی جدید حرکت سیارات است که در نجوم قرون وسطی نوشته شده است. این کتاب به احتمال زیاد از راه نوشته های منجمان اروپایی به کوپرنیک اثر گذاشته است.   معرفی کتاب   دوران زندگی نصیر الدین طوسی دارای فراز و نشیب فراوان بوده است. روزگاری مصاحبت با باطن گرایان اسماعیلی و روزگاری عهده دار وزارت در دستگاه هولاکوی مغول. وی را هم مرد اندیشمند و هم مرد عمل دانسته اند. شاید همین ویژگی ها سبب شده است تا دکتر ابراهیمی دینانی اثری مستقل را به بررسی افکار این فیلسوف برجسته با عنوان «نصیرالدین طوسی فیلسوف گفتگو» اختصاص دهد. آثار برجای مانده از نصیرالدین طوسی نشان می دهد که وی همواره با اهل فکر روزگار خود چه به صورت حضوری و چه از طریق مکتوبات به تبادل نظر می پرداخته است. دکتر دینانی در این کتاب، نصیرالدین طوسی را در مقام اندیشمندی که راه گفتگو «که همان خصیصه اصلی فلسفه نیز هست» مبنای زندگی وی قرار دارد، در نظر گرفته است و به ارزیابی آثار وی از این منظر پرداخته است. برخی از فصل های کتاب نصیرالدین طوسی فیلسوف گفتگو عبارتند از: خواجه نصیر الدین طوسی در سنگر دفاع از فلسفه، نقطه آغاز در پیدایش نظر، نگاه عقل از جایگاه ناکجا، بلاغت و حکمت در آثار حکیم طوس، حکمت عملی در نظر حکیم طوس، تاویل در اندیشه خواجه نصیر الدین طوسی. (وبسایت فیلسوف یار)                                                                                                  

استفتائات مقام معظم رهبری پیرامون وقف کشاورزی و منابع طبیعی

   بسم الله الرحمن الرحیم استفتائات مقام معظم رهبری پیرامون وقف کشاورزی و منابع طبیعی   س 2024: آیا جنگلها و مراتع طبیعی که انسان دخالتی در ایجاد آنها ندارد و همانگونه که اصل چهل و پنجم قانون اساسی جمهوری اسلامی تصریح کرده از انفال محسوب می‏شوند، قابل وقف هستند؟ ج: در صحّت‏ وقف، سابقه مالکيت شرعی خاص واقف شرط است و چون جنگلها و مراتع طبيعی که از انفال و اموال عمومی هستند، ملک خاص کسی نيستند، در نتيجه وقف آنها توسط هيچ فردی صحيح نيست.   س 2025: فردی سهم مشاعی از یک زمین زراعی را خریده و آن را به‌طور رسمی به نام پسرش نموده، آیا جایز است این زمین را که برای پسرش خریده است، وقف کند؟ ج: مجرّد ثبت ملک به نام کسی، ملاک مالکيّت شرعی فردی که ملک به نام او به ثبت رسيده، نيست، در نتيجه اگر پدر بعد از خريد زمين و ثبت آن به نام پسرش، آن را به او هبه کرده و قبض آن نيز به‌طور صحيح محقق شده‏باشد، در اين صورت حق ندارد آن را وقف کند زيرا مالک آن نيست، ولی اگر فقط سند زمين را به نام او کرده و زمين در مالکيّت خودش باقی مانده باشد، او از نظر شرعی مالک آن است و حق دارد آن را وقف کند. س 2093: شخصی مقداری آب و زمین زراعی را وقف پسران خود نموده، ولی به علت کثرت اولاد و سنگینی کارهای کشاورزی و کمی محصول، کسی تمایلی به زراعت در زمین ندارد و به همین دلیل وقف در آینده نزدیک، خراب و از قابلیت انتفاع خارج خواهد شد، آیا جایز است به همین دلیل، زمین و آب مذکور فروخته شوند و پول آنها در کارهای خیر مصرف شود؟ ج: تا زمانی که وقف، قابليت انتفاع و استفاده در جهت وقف را دارد، هرچند با اجاره دادن آن به بعضی از موقوف عليهم يا به شخص ديگر و مصرف اجاره آن در جهت وقف باشد و يا نوع استفاده از آن تغيير کند، فروش و تبديل آن جايز نيست، و در صورتی که به هيچ وجه قابل انتفاع نباشد، فروش آن جايز است، ولی در اين صورت واجب است با پول آن ملک ديگری خريده شود تا منافع آن در جهت وقف به مصرف برسد.   س 2096: پدرم قطعه زمینی را که تعدادی درخت خرما در آن وجود دارد برای اطعام در ایّام عاشورا و شبهای قدر وقف کرده است و اکنون حدود صد سال از عمر درختهای موجود در آن می‏گذرد و از قابلیت انتفاع خارج شده‏اند، با توجّه به اینکه اینجانب پسربزرگ و وکیل و وصی پدرم هستم، آیا جایز است این زمین را فروخته و با پول آن مدرسه و حسینیه‏ای بسازم تا صدقه جاریه‏ای برای پدرم باشد؟ ج: اگر زمين هم وقف باشد، به مجرّد خروج درختان وقفی موجود در آن از قابليت انتفاع، فروش و تبديل آن جايز نمی‏شود، بلکه واجب است در صورت امکان به جای آنها هرچند با صرف پول درختانی که از قابليّت انتفاع، خارج شده‏اند درختان جديد خرما، کاشته شود تا منافع آنها در جهت وقف مصرف شود و در غير اين صورت بايد از زمين موقوفه بصورت ديگری استفاده شود هرچند با اجاره دادن آن برای زراعت يا ساخت خانه و مانند آن و مصرف درآمد آن در جهت وقف باشد و به‌طور کلی تا زمانی که به نحوی از انحاء، استفاده از زمين موقوفه امکان دارد، خريد و فروش و تبديل آن جايز نيست، ولی فروش نخلهای موقوفه در صورتی که ثمره ندهند اشکال ندارد و در صورت امکان بايد پول آنها برای کاشت درختهای جديد مورد استفاده قرار گيرد و در صورتی که امکان نداشته باشد، بايد در همان جهت وقف مصرف گردد.   س 2099: زمین زراعی وجود دارد که وقفی بوده و سطح آن بالاتر از زمین‌های اطراف آن است و به همین دلیل رساندن آب به آن ممکن نیست و مدّتی است که کار مساوی کردن آن با زمین‌های دیگر به پایان رسیده و خاکهای اضافی در وسط آن جمع شده و مانع زراعت در آن است، آیا فروش این خاکها و مصرف پول آن برای حرم یکی از اولاد ائمه(علیهم‌السلام) که نزدیک زمین مزبور قرار دارد جایز است؟ ج: اگر خاک اضافی مانع استفاده از زمين‌های موقوفه است، انتقال آن از زمين و فروش آن و مصرف پول آن در جهت وقف اشکال ندارد.   س 2076: زمینی وجود دارد که فقط قابلیت استفاده به عنوان مرتع را دارد و صاحبش آن را برای اماکن مقدس وقف کرده است و متولّی آن هم قسمتی از آن را به چند نفر اجاره داده و مستأجرها هم به تدریج اقدام به ساخت مسکن و مکانهایی برای معیشت خود در قسمتهایی از آن که قابل مرتع بودن نیست، نموده‏اند و همچنین قسمتهای مناسب زراعت را تبدیل به زمین زراعی و باغ کرده‏اند، اولا: با توجّه به اینکه مرتع طبیعی از انفال و اموال عمومی است، آیا وقف آن صحیح است و در حال حاضر حکم به وقف بودن آن می‏شود؟ و ثانیاً: با توجّه به اینکه بر اثر کار مستأجرین در مرتع تغییرات و اصلاحاتی صورت گرفته و در نتیجه مرغوب‏تر از قبل شده چه مقدار اجرت باید پرداخت شود؟ و ثالثاً: با توجّه به اینکه زمین‌های زراعی و باغها بر اثر فعالیت مستأجرین احیاء و ایجاد شده‏اند، این قبیل زمین‌ها چگونه اجاره داده می‏شوند؟ آیا مبلغ اجاره آنها به مقدار اجاره مرتع باید پرداخت شود یا به مقدار اجاره مزرعه و باغ؟ ج: بعد از ثبوت اصل وقف، تا زمانی که ثابت نشده که زمين‌های مرتع در هنگام وقف از انفال بوده و ملک شرعی واقف نبوده‏اند، وقف آنها از نظر شرعی محکوم به صحّت‏ است و با اقدام مستأجرين به تبديل آنها به مزرعه و باغ و منازل مسکونی، از وقفيت خارج نمی‏شوند، بلکه در صورتی که تصرّفات آنها در زمين وقفی بعد از اجاره کردن آن از متولّی شرعی باشد، بر آنان واجب است اجاره آن زمين‌ها را طبق آنچه در عقد اجاره معيّن شده به متولّی شرعی بپردازند تا آن را در جهت وقف مصرف نمايد، ولی اگر تصرّف آنها در آن زمين‌ها بدون اجاره قبلی از متولّی شرعی باشد، بر آنان واجب است اجرت‏المثل قيمت عادله مدّت تصرّف را بپردازند و اما اگر ثابت شود که آن زمين‌ها در هنگام وقف، بالاصاله از زمين‌های موات و انفال بوده‏اند و ملک شرعی واقف نبوده‏اند، وقف آنها شرعاً باطل است و آن مقداری را که متصرّفان طبق قانون و مقرّرات احيا کرده و تبديل به مزرعه و باغ و منزل مسکونی و غيره برای خودشان نموده‏اند، برای خود آنان است و قسمتهای ديگر زمين که به حالت قبلی خود باقی مانده و هميشه موات بوده‏اند، جزء ثروتهای طبيعی و انفال هستند و اختيار آنها با دولت اسلامی است.  . س 2072: ملکی وجود دارد که در مسیر نهر آب واقع شده و صد سال پیش وقف عام شده است و بنا بر قانون ابطال بیع زمین‌های موقوفه، سند رسمی برای آن به عنوان وقف صادر شده است، ولی در حال حاضر این ملک برای استخراج سنگهای معدنی مورد استفاده دولت است، آیا الآن جزء انفال محسوب می‏شود یا آنکه وقف است؟ ج: اگر اصل وقف بودن آن بر وجه شرعی ثابت شود جايز نيست شخص يا دولت آن را به مالکيّت خود در آورد، بلکه بر وقفيّت باقی می‏ماند و همه احکام وقف بر آن مترتّب می‏شود. . س 2067: زمین‌های موقوفه‏ ای وجود دارد که وقف حرم مقدس رضوی(علیه‌السلام) هستند و در حریم بعضی از این املاک مراتع و جنگل نیز وجود دارد، ولی بعضی از نهادهای مسئول با استناد به مقررات قانونی مربوط مراتع و جنگلها حکم انفال را بر این جنگلها و مراتع جاری کرده‏اند، آیا مراتع و جنگلهای واقع در حریم املاک موقوفه مانند سایر زمین‌های واقع در حریم آنها دارای احکام وقف هستند و واجب است در مورد آنها عمل به وقفیّت شود؟ ج: مراتع و جنگلهای واقع در جوار اراضی موقوفه در صورتی که جزء حريم آنها شمرده شوند، در حکم موقوفه و تابع آن هستند و حکم انفال و املاک عمومی در مورد آنها جاری نمی‏شود و مرجع تشخيص حريم و مقدار آن هم عرف محل و نظر افرادی است که در اين امر متخصّص هستند.  . س 2066: زمین موقوفه‏ای وجود دارد که دارای سه قنات است و شهرداری به علت خشکسالی مستمر چند ساله، دو عدد از قناتها را برای تأمین آب آشامیدنی مردم منطقه اجاره کرده است و آب قنات سوم که وقف طلاب منطقه و فرزندان واقف بوده به زمین فرو رفته و خشک شده و در نتیجه زمین‌هایی که با آب آن آبیاری می‏شدند تبدیل به زمین‌های بایر شده‏اند و درحال حاضر سازمان زمین شهری ادعا می‏کند که این زمین‌ها موات هستند، آیا این زمین‌ها به علت اینکه چندین سال کشت و زرع نشده‏اند ملحق به موات هستند؟ ج: زمين موقوفه با ترک کشت و زرع آن به مدّت چندين سال، از وقفيّت خارج نمی‏شود. . س 2062: یکی از علما بخشی از دارایی خود از قبیل مزرعه و باغ را وقف خاص نمود و وقفنامه‏ای راجع به آن تنظیم کرد و در آن تصریح نمود که همه شرایط وقف را عمل کرده و صیغه شرعی وقف را هم اجرا نموده است و ده نفر از اهل علم هم آن را امضاء کرده‏اند آیا با وجود آن وقفنامه، حکم به وقفیّت این اموال می‏شود؟ ج: اگر ثابت شود که علاوه بر انشاء صيغه وقف، عين موقوفه را هم تحويل موقوف عليهم يا متولّی شرعی وقف داده و به آنان منتقل نموده است، وقف مذکور محکوم به صحّت‏ ولزوم است.  . س 2061: سه سهم از آب نهر را از پدرم به ارث بردم و اکنون متوجه شده‏ام که این سه سهمی که پدرم خریداری کرده جزء صد سهمی است که پانزده سهم آن موقوفه است و الآن مشخص نیست که این سه سهم داخل در کدامیک است، آیا جزء وقف است یا ملک فروشنده؟ تکلیف من در این رابطه چیست؟ آیا خرید این سه سهم باطل بوده و من حق مطالبه پول آنها را از فروشنده اوّل که هنوز زنده است دارم؟ ج: اگر فروشنده هنگام فروش، مالک شرعی آن مقدار از آب مشترک که فروخته است بوده و معلوم نباشد که آيا آن مقداری را که مالک آن است فروخته يا سهم مشاع بين وقف و ملک را به فروش رسانده است، در اين صورت بيع محکوم به صحّت‏ است و حکم به مالکيّت مشتری نسبت به مبيع و انتقال آن از طريق ارث به ورثه او می‏شود.  . س 2057: اگر وقفی بودن زمین محرز باشد ولی جهت وقف معلوم نباشد، ساکنین و زراعت کنندگان در آن زمین چه تکلیفی دارند؟ ج: اگر زمين موقوفه، متولّی خاص داشته باشد، واجب است تصرّف‏کنندگان به او مراجعه کنند و زمين را از او اجاره نمايند و اگر متولّی خاصی نداشته باشد، ولايت بر آن با حاکم شرع است و تصرّف‏کنندگان بايد به وی مراجعه نمايند و اما نسبت به مصرف درآمد وقف که متردّد بين محتملات است، اگر محتملات متصادق و غيرمتباين باشند مثل سادات و فقرا و علما و اهل فلان شهر، واجب است درآمد وقف در قدر متيقّن آنها مصرف شود، ولی اگر احتمالات، متباين و غير متصادق باشند، در اين صورت اگر محصور در امور معيّنی باشند، واجب است مصرف وقف با قرعه معيّن شود و اگر احتمال بين امور غيرمحصوره باشد، در صورتی که بين عناوين يا اشخاص غير محصوره باشد مثل اينکه بدانيم زمين موقوفه وقف بر ذرّيه است ولی ندانيم که ذرّيه کدام شخص از اشخاص غير محصوره مراد است، در اين صورت منافع وقف در حکم مجهول المالک است و واجب است به فقرا صدقه داده شود، ولی اگر احتمال بين جهات غير محصوره باشد مثل اينکه مردد بين وقف برای مسجد يا زيارتگاه يا پل يا کمک به زائران و مانند آن باشد، در اين صورت واجب است درآمدهای وقف به شرط عدم خروج از آن محتملات در امور خيريه مصرف شود. . س 2050: چشمه آب موقوفه‏ای وجود دارد که در طول سالهای متمادی مورد استفاده مردم بوده است، آیا لوله کشی از آن به مکانهای متعدّد و یا به منازل شخصی جایز است؟ ج: اگر کشيدن لوله از آن، تغيير وقف و يا انتفاع درغير جهت وقف نباشد و مانع استفاده بقيّه‌ی موقوف عليهم از آب آن نشود، اشکال ندارد و الا جايز نيست.  . س 2048: شخصی ملک خود را برای برپایی مجالس عزاداری سیدالشهداء(علیه‌السلام) در روستا وقف کرده است، ولی در حال حاضر متولّی وقف، توانایی اقامه عزا در روستای مذکور در وقفنامه را ندارد، آیا جایز است در شهری که در آن اقامت دارد مجالس عزاداری برگزار کند؟ ج: اگر وقف، مخصوص اقامه مجالس عزاداری در همان روستا باشد، تا زمانی که عمل به وقف هرچند با گرفتن وکيل برای آن، درهمان روستا ممکن باشد، حق ندارد آن مجالس را به جای ديگر انتقال دهد بلکه واجب است فردی را نايب بگيرد تا در آن روستا مجالس عزاداری برپا کند. . 2079: در بعضی از زمین‌های وقفی نهرها یا مسیل‌هایی وجود دارد که سنگریزه‏ها و سنگهای معدنی در آنها یافت می‏شود، آیا این سنگریزه‏ها و سنگهای موجود در آنها که در ملک موقوفه واقع شده‏اند، تابع وقف هستند؟ ج: نهرهای بزرگ عمومی و همچنين مسيل‏های عمومی که در مجاورت زمين‌های وقفی هستند و يا از داخل آنها عبور می‏کنند، جزء وقف نيستند مگر آن مقداری از آنها که از نظر عرف، حريم موقوفه محسوب می‏شوند، در نتيجه با آن مقدار همانند وقف رفتار می‏شود، ولی درنهرهای کوچکی که موقوفه هستند واجب است نسبت به سنگريزه‏ها و سنگهای معدنی و غيره مانند وقف رفتار شود. . س 2077: زنی که فقط مالک سدس ملک مشاعی است که بین او و سایر زارعین مشترک است، همه آن ملک را وقف کرده و همین باعث بروز مشکلات زیادی برای اهالی به سبب دخالت اداره اوقاف شده است، به‌طور مثال اداره اوقاف از صدور سند مالکیت برای خانه‏های اهالی جلوگیری می‏کند، آیا این وقف در تمام ملک مشاع نافذ است یا فقط در سهم او؟ و بر فرض اینکه وقف فقط در سهم او صحیح باشد، آیا وقف زمین مشاع قبل از تقسیم صحیح است؟ و اگر وقف سهم مشاع قبل از تفکیک آن صحیح باشد، سایر شرکا چه تکلیفی دارند؟ ج: وقف سهم ملک مشاع هرچند قبل از تفکيک باشد، شرعاً اشکال ندارد به شرطی که در جهت وقف هرچند بعد از تفکيک و تقسيم قابل انتفاع باشد، ولی وقف تمام ملک توسط کسی که فقط مالک قسمتی از آن است، نسبت به سهم ساير شرکا فضولی و باطل است و شرکا حق دارند خواهان تقسيم ملک برای تفکيک املاک خود از وقف شوند.         ...................................................................           س 1042: آیا حق اولویت عشائر در استفاده از چراگاههای خود (هر قبیله‏ای نسبت به چراگاه خودش) با کوچ کردن از آن و تصمیم به بازگشت دوباره به آنجا از بین می‏رود؟ با توجه به اینکه این کوچ کردن از قدیم بوده و در طول دهها سال ادامه داشته است. ج: ثبوت حق اولويت شرعى براى آنان نسبت به چراگاه چهارپايانشان، بعد از کوچ کردن از آنجا، محل اشکال است و احتياط در اين مورد خوب است. س 1043: روستایی از نظر چراگاه و زمین‌های زراعی در مضیقه است و هزینه‏های عمومی آن از راه فروش علف‏های چراگاه تأمین می‏شود، این وضعیت بعد از انقلاب اسلامی هم تاکنون استمرار داشته، ولی مسئولین آنان را از این کار منع کرده‏اند، با توجه به فقر مادی اهالی روستا و بایر بودن چراگاهها، آیا شورای روستا حق دارد که اهالی را از فروش علف‏های چراگاه منع کرده و درآمد حاصل از فروش آن را برای تأمین هزینه‏های عمومی روستا اختصاص دهد؟ ج: علف‏هاى چراگاه‌هاى عمومى طبيعى که سابقه ملکيت خصوصى ندارد، ملک اختصاصى کسى نيست و فروش آن از سوى کسى جايز نيست، ولى کسى که از طرفِ دولت، مسئول امور روستاست، مى‏تواند مبلغى را براى مصالح عمومى روستا از کسانى که اجازه چراندن چهارپايان در آن مراتع را دارند، بگيرد. س 1044: آیا برای عشائر جایز است که چراگاههای تابستانی و زمستانی را که از دهها سال پیش به‌صورت دوره‏ای در آن تردد دارند، به مالکیت خود در آورند؟ ج: چراگاه‌هاى طبيعى که کسى نسبت به آنها سابقه ملکيت اختصاصى ندارد، از انفال و اموال عمومى است که اختيار آن با ولىّ امر مسلمين است و سابقه تردد عشائر موجب مالکيت آنان نمى‏شود. س 1045: خرید و فروش چراگاههای عشائری در چه زمانی صحیح است و در چه زمانی صحیح نیست؟ ج: خريد و فروش چراگاه‌هايى که ملک کسى نيست و از انفال و اموال عمومى است، در هيچ حالى صحيح نيست. س 1046: شغل ما دامداری است که چهارپایان خود را در یکی از جنگلها می‏چرانیم و بیشتر از پنجاه سال است که به این کار مشغول هستیم، سندی نزد ما وجود دارد که دلالت می‏کند که ما از طریق ارث مالک شرعی این جنگل هستیم، سند مزبور هم یک سند قانونی است، بعلاوه این جنگلها وقف امیرالمومنین و سیدالشهداء و ابوالفضل العباس(سلام الله علیهم اجمعین) است، و دامداران سالیانی است که در این جنگل زندگی می‏کنند و خانه‏های مسکونی و زمین‌های زراعی و بستان دارند. اخیراً جنگلبانان تصمیم گرفته‏اند ما را از آن اخراج نموده و بر آن مسلط شوند، آیا آنان حق اخراج ما را از این جنگل دارند؟ ج: از آنجايى که شرعاً صحّت‏ وقف متوقف بر سابقه ملکيت شرعى است، همانگونه که انتقال از طريق ارث هم متوقف بر مالکيت شرعى مورّث است، لذا جنگلها و چراگاه‌هاى طبيعى که تا به حال ملک کسى نبوده است و هيچ‌گونه سابقه احيا و آباد کردن در آنها وجود ندارد، ملک اختصاصى کسى محسوب نمى‏شود تا وقفيّت آن صحيح باشد يا از طريق ارث انتقال يابد. به هر حال هر مقدار از جنگل که به‌صورت مزرعه يا مسکن و مانند آن احيا شده و ملک شرعى گرديده، اگر وقف باشد، حق تصرّف در آن با متولّى شرعى آن است و اگر وقف نباشد حق تصرّف در آن با مالک آن است، و اما آن مقدار از جنگل و مراتع که به‌صورت جنگل طبيعى يا مرتع طبيعى باقى مانده است، از انفال و اموال عمومى است و اختيار آن بر اساس مقررات قانونى، با دولت اسلامى است. س 1047: دامدارانی که اجازه چراندن حیوانات خود را دارند، آیا جایز است که وارد مزرعه‏های خصوصی کنار چراگاه شده تا خود و چهارپایان آنان از آب مزرعه، بدون رضایت مالک آن بنوشند؟ ج: مجرد داشتن اجازه چراندن حيوانات در چراگاه‌هاى مجاور املاک اشخاص، براى جواز ورود در ملک غير و استفاده از آب ملکى آن کافى نيست و اين کار براى آنان بدون رضايت مالک آن جايز نمى‏باشد.

مروری بر قوانین مربوط به تنظیم اسناد اجاره و پذیره املاک و اراضی وقف

بسم الله الرحمن الرحیم  مروری بر قوانین مربوط به تنظیم اسناد اجاره و پذیره املاک و اراضی وقف  . 1- چکیده با توجه به سفارشات دین مبین اسلام در حیطه وقف  و تسبیل منفعت آن و همچنین با توجه به تبلور       ارزش های دینی و مذهبی در کشور عزیزمان می توان به این نتیجه دست یافت وقف یکی از مهمترین ارکانهای اصلی این جامعه اسلامی محسوب می گردد. اجرای صحیح و دقیق مقررات و ضوابط حاکم بر وقف علاوه بر احیاء و آبادانی موقوفات، موجب بروز یک حس رضایتمندی میان جامعه گشته و به نوعی عاملی موثر جهت تعدیل ثروت و توزیع عادلانه آن به شمار می آید. در این مقاله سعی بر آن شد برخی قوانین مطروحه حیطه وقف و نحوه تنظیم اسناد اجاره در سازمان اوقاف و امورخیریه مورد بررسی قرار گیرد. در واقع آشنایی با نحوه محاسبه اجاره بها و پذیره های دریافتی از سوی سازمان اوقاف نوعی شفاف سازی در اذهان عمومی و راهکاری جهت جلوگیری از هرگونه سوء استفاده احتمالی از اموال موقوفه و منفعت آن محسوب می گردد.  . وقف،قانون وقف،اجارات، سند اجاره . 2- مقدمه وقف در لغت به معنی ایستادن، اقامت کردن، منع کردن و حبس کردن و... است و در اصطلاح به معنی عین مال به طور دائم حبس و منفعت آن تسبیل شود. حبس از لحاظ لغوی به معنی بازداشت، بازداشتن و در اصطلاح حقوقی و فقهی نوعی از عقود است که مالک منافع مال خود را برای مدتی یا بدون قید مدت، برای شخص یا اشخاصی قرار می دهد. تسبیل منفعت یعنی آزاد کردن منافع از قید مالکیت مالک آن، خواه به نفع یک نفر و خواه چند نفر یا عموم باشد. تاریخچه وقف به پیش از پیدایش دین مبین اسلام برمیگردد وبعد از اسلام این روش پسندیده از زمان تشریع و روزگار رسول خدا (ص) و امامان – علیهم السلام- و زمان صحابه تا روزگار تابعین و تابعان آنها ادامه یافت. رسول خدا (ص) خود زمینی داشت و آن را در راه خدا وقف فرمود و اصحاب و یاران ایشان در این زمینه از وی تبعیت می کردند. وضعیت وقف در طول تاریخ پس از اسلام در ایران در دوره های مختلف حاکمیت شاهان دستخوش فراز و نشیب هایی بوده است. در واقع تشکیلات منسجم اداری اوقاف پس از انقلاب مشروطه و استقرار آن در سال 1385 هجری شمسی با تدوین قانون << وزارت معارف و اوقاف و صنایع مستظرفه >> رسما تشکیل گردیده است. با تصویب قانون اوقاف در سال 1313 و تصویب آیین نامه اجرائی آن در سال 1314 و پیش بینی اداره تحقیق برای نظارت بر موقوفات ، اداره اوقاف شکل کاملا اداری به خود گرفته است. در رژیم غاصب شاهنشاهی با تصویب اصلاحات اراضی در سال 1338 و اصلاحات بعدی آن تا 1342 (موسوم به انقلاب سفید شاهنشاهی) موقوفات خاص به غارت رفته و یا تبدیل به احسن گردید و موقوفات عام نیز با اجاره 99 ساله به کشاورزان واگذار و سپس با نازلترین قیمت به فروش می رسید. پس از پیروزی انقلاب اسلامی و خاصه توجهات رهبر معظم انقلات حضرت آیت الله خمینی (ره) موقوفات و اوقاف اسلامی جان دوباره گرفت و با تصویب قانون تشکیلات اوقاف و امور خیریه در سال 1362 موقوفات مورد حمایت همه جانبه دولت قرار گرفته و زمینه احیاء و آبادانی آنها فراهم گردیده است. امروزه یکی از مهمترین و رایج ترین روش ایجاد درآمد از موقوفات ایجار بخشی از آن، جهت افزایش درآمد و صرف آن در اجرای نیات واقف و امور خیریه می باشد. بنابراین با توجه به توضیحات مطروحه نقش سازمان اوقاف و امور خیریه در اداره موقوفات بسیار مهم و حیاتی محسوب می گردد. لذا در ادامه پیرامون عقد قرارداد اجاره با مستاجرین موقوفه و نحوه محاسبات مالی نقل و انتقالات طبق قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران بحث و گفتگو می گردد. . 3-اجاره اجاره به عنوان مهمترین و مرسوم ترین عمل حقوقی بکار گرفته شده در وقف، جهت ایجاد درآمد موقوفات می باشد که دارای دو شرایط عمومی و خاص است. شرایط عمومی همان شرایطی است که در هر قرارداد اجاره ای مرسوم می باشد  و شرایط خاص مختص وقف بوده و در قرارداد اجاره با مستاجرین لازم الاجرا می باشد. 3-الف- شرایط عام عقد قرارداد اجاره حسب ماده 466 ق. م عقد اجاره، عقدی است که به موجب آن مستاجر مالک منافع عین مستاجره می شود. ارکان اصلی شرایط عمومی قرارداد اجاره عبارتند از: 1- طرفین قرارداد (اجاره دهنده یا موجر و اجاره کننده یا مستاجر)   2- مدت اجاره     3-  مورد اجاره را عین مستاجره 3- ب- شرایط ویژه در عقد قرارداد اجاره موقوفه   هر چند عقد اجاره قراردادی است رضایی اما با این وجود جهت رعایت مصلحت وقف و حفظ موقوفات قواعدی خاص وضع گردیده است که در این مقاله برخی از بندهای مهم آن مورد بررسی قرار گرفته است. ارکان اصلی شرایط خاص قراداد اجاره موقوفه عبارتند از: 1- انجام مزایده   2- دریافت پذیره   3- دریافت اهدایی    4- تنظیم سند اجاره   5- اخذ ضامن معتبر یا وثیقه مناسب از مستاجر    6- عدم حق واگذاری و انتقال به غیر  برابر ماده 11 آیین نامه اجرایی مصوب 10/2/1365 هیات وزیران به منظور رعایت مصلحت وقف و بهره برداری صحیح باید رقبات موقوفه را با توجه به مفاد وقف نامه و قوانین مربوطه و با جلب نظر کارشناس رسمی یا خبره محلی و رعایت شرایط زیر از طریق مزایده به اجاره واگذار نمود. الف- خسارت احتمالی حتی الامکان به عهده مستاجر می باشد ب- از مستاجر باید ضامن معتبر و یا وثیقه مناسب برای تادیه حقوق موقوفه و تخلیه و تحویل آن در پایان مدت اخذ شود. ج- حق انتقال مورد اجاره از طرف مستاجر به غیر حسب مورد موکول به موافقت کتبی متولی و ادارات اوقاف و امور خیریه باشد. د- مدت اجاره نباید بیشتر از 10 سال باشد مگر با جلب موافقت سازمان ه- ( اصلاحی 15/4/1384) از پیشنهاد دهندگان برابر 10 درصد قیمت پایه ای که با نظر کارشناس یا خبره محلی برای انجام مزایده تعیین می شود به عنوان سپرده اخذ شود. ز- اجاره نامه باید رسمی باشد و در مواردی که تنظیم اجاره نامه رسمی میسر نمی باشد قرارداد تنظیم گردد. و- حداقل مال الاجاره بر اساس نظر کارشناس رسمی یا خبره محلی و به نرخ عادله روز و سایر شرایط لازم در آگهی مزایده قید گردد. 3- ج- آیین نامه نحوه محاسبه اجاره املاک موقوفه: ماده2- اجاره بهای عادله املاک مورد اجاره و متصرفی موقوفه به شرح زیر تعیین می‌شود: 1- املاک و مستغلات مشمول قانون موجر و مستأجر مصوب 1356 بر اساس اجاره ‌بهای قبلی و احتساب درصد شاخص کل بهای کالاها و خدمات مصرفی‌ است که همه ساله از طرف بانک مرکزی ایران منتشر می‌گردد. 2 - در محل‌هایی که قانون موجر و مستأجر اجرا نشده و با درصد شاخص از طرف بانک مرکزی تعیین و اعلام نگردیده اجاره عادله عبارت است از 8 درصد ‌ارزش معاملاتی عرصه و ده درصد ارزش معاملاتی اعیانی که از طرف وزارت امور اقتصادی و دارایی تعیین وتصویب شده یا می‌شود. ‌تبصره 1: تخفیف‌هایی که از نظر مشاع و یا در قید اجاره بودن در فهرست ارزش معاملاتی در نظر گرفته شده است در محاسبه ارزش عرصه یا اعیان مستقل ‌منظور نخواهد شد. ‌تبصره 2: در مورد آپارتمانها اجاره‌بهای قسمت‌های اشتراکی نیز با توجه به مقررات قانون تملک آپارتمان نسبت به حصه آپارتمان مورد اجاره محاسبه و منظور‌خواهد شد. ‌تبصره 3: نسبت به املاک مزروعی و باغات اعم از شهری و روستایی که فاقد ارزش معاملاتی است میزان اجاره عادله با جلب نظر کارشناس تعیین خواهد شد‌که اجاره برآوردی 6% ارزش ارزیابی شده خواهد بود. ‌ماده 3: سازمان اوقاف در مورد اراضی مزروعی امکانات متقاضیان را از نظر قابلیت اراضی و میزان کشت و مقدار  مساحتی که برای یک واحد زراعی سودآور ‌است به هنگام تعیین اجاره بهاء و تنظیم سند اجاره جدید مورد نظر و رعایت قرار می‌دهد و نیز مکلف است در تنظیم سند اجاره درباره اراضی بایر شهری و آماده ‌برای ساختمان زائد بر یک هزار متر مربع و بیش از یک واحد ساختمانی با هر یک از متقاضیان خودداری نماید. ‌تبصره: چنانچه اراضی شهری قبلاً تفکیک شده باشد و قطعات تفکیکی در حدود 25% زائد بر یک هزار متر مربع باشد تنظیم اجاره‌نامه بلامانع است. . 4- پذیره << پذیره وجهی است که به هنگام ایجاد اراضی موقوفه با اعطای تملک اعیان به مستاجر به عنوان پذیره ابتدایی و یا به هنگام انتقال رقبات به عنوان پذیره انتقالی حسب مورد به نفع موقوفه با رعایت آیین نامه مربوطه دریافت خواهد شد >> پذیره به سه گروه ذیل تقسیم می گردد: الف) پذیره ابتدایی: میزان پذیره رقباتی که بدون سند اجاره در اختیار اشخاص است در صورت موافقت متولی و یا اداره اوقاف و امور خیریه با تنظیم سند اجاره و پرداخت اجور معوقه ایام تصرف مشمول این ماده است مشروط براینکه تصرف متصرف قبل از سال 1361 باشد. ب)پذیره انتقال:  سازمان اوقاف و امور خیریه ممکن است وجوهی هنگام نقل و انتقال رقبات به عنوان پذیره انتقال حسب مورد به نفع موقوفه دریافت نماید که به آن پذیره انتقالی گویند.  ج) پذیره اهدایی:  وجهی است که به هنگام استیجار قانونی به موقوفه تقدیم می گردد و هدایای مستقل عبارت از کمک های بلاعوضی است که از طرف اشخاص به ادارات اوقاف و امور خیریه تقدیم می شود. . 4- الف - مواد قانونی نحوه محاسبه پذیره: ماده1- در مواردی که زمین بلامعارض وقفی، ابتدائا با اعطای حق تملک اعیان جهت احداث واحد مسکونی و اداری، خدماتی و صنعتی دارای موافقت اصولی به اجاره واگذار می شود، مبلغی متناسب با قیمت عادله روز زمین که در هر حال نباید از سی درصد قیمت آن کمتر باشد طبق نظر کارشناس رسمی دادگستری یا دو نفر خبره محلی به هنگام تنظیم سند اجاره به عنوان پذیره ابتدایی علاوه بر مال الاجاره عادله روز از متقاضی اعم از شخص حقیقی یا حقوقی دریافت خواهد شد. ماده 2- مستأجر عرصه‌ای که حق تملک اعیان داشته و احداث اعیان نموده است چنانچه بخواهد مورد اجازه را به غیر انتقال دهد 15% مابه‌التفاوت ارزش فعلی‌عرصه موقوفه نسبت به ارزش زمان ایجار را می‌یابد به عنوان پذیره انتقالی به هنگام تنظیم سند اجاره به نفع موقوفه پرداخت نماید این ترتیب در نقل و انتقالات ‌بعدی نیز رعایت خواهد شد بدیهی است قیمت عرصه به نحو مندرج در ماده 1 محاسبه خواهد شد. تبصره ـ چنانچه مستأجر در یک قطعه زمین موقوفه واحدهای متعددی احداث نماید در موقع انتقال قیمت عرصه هر واحد طبق قانون تملک آپارتمان‌ها تعیین و‌پذیره انتقالی براساس آن محاسبه و دریافت خواهد شد. ماده 3- در ایجار رقبات بلامعارض موقوفه جهت استفاده به عنوان محل کسب و پیشه صد در صد سرقفلی در صورت تعلق برابر نظر کارشناس یا خبره محلی از طریق‌مزایده به هنگام تنظیم سند اجاره به نفع موقوفه وصول خواهد شد. ماده 4- هرگاه مستأجر بخواهد واحد تجاری را که عرصه و اعیان آن وقف است به غیر انتقال دهد باید باکسب موافقت متولی و اداره اوقاف و امور خیریه10% کل سرقفلی محل را که کارشناس یا خبره محلی تعیین می‌کند به هنگام تنظیم سند اجاره به موقوفه بپردازد و در صورتی که قبلاً سرقفلی به موقوفه پرداخت‌کرده باشد 10% مزبور نسبت به مابه‌التفاوت سرقفلی فعلی محاسبه و دریافت می‌شود. ماده5- در صورتی که مستأجر در زمینی که برای سکونت اجاره نموده و برخلاف شرط سند اقدام به احداث محل کسب نموده باشد، در موقع انتقال ملک و یا‌ ایجار محل کسب باید 50% سرقفلی را برابر نظر کارشناس به موقوفه پرداخت نماید. ماده 6- انتقالات اختیاری بین مستأجر موقوفه طبقه اول ارثی وی همچنین در انتقالات قهری مستأجر از پرداخت پذیره معاف می‌باشد. البته لازم به توضیح است که در صورت ایجاد هر گونه تغییرات کاربری مستاجر مشمول این بند قانونی نخواهد شد. ماده 7 – در صورتی که مورد استفاده از زمین، منطبق با نیات واقف نباشد کلیه وزارتخانه ها، سازمان ها و موسسات دولتی و وابسته به دولت، موسسات عمومی غیر دولتی نظیر شهرداری ها و نیز نهادهای انقلابی مشمول پرداخت پذیره طبق این آیین نامه خواهند بود. ماده 8 - اعطای حق تملک اعیانی در مورد اراضی موقوفه‌ای که بنا به تشخیص مراجع ذیصلاح کاربری زارعی دارد ممنوع بوده و در ایجار آنها پذیره دریافت‌ نخواهند شد. ماده 9 ـ در مواردی که در میزان نحوه و ترتیب وصول پذیره و سرقفلی و یا تغییر نحوه استفاده از موارد اجازه بها و یا اختلافی بوجود آید نظر سرپرست سازمان‌ ملاک عمل خواهد بود. . 5- کلام پایانی با تمسک به آیه شریفه لن تنالو البر، حتی تنفقوا مما تحبون ] آل عمران، 92[ که خداوند متعال در این آیه انسان را به انفاق تشویق کرده است و با توجه به احادیث متعدد ائمه معصومین پیرامون وقف و خیرات به اهمیت بخشش مال و ثروت جهت کمک به فقرا و نیازمندان پی می بریم. روایت است امیرالمومنین علی (ع) دو مزرعه آبی نیزر و بغیبه را برای فقرای مدینه و ابن سبیل صدقه قرار داد تا خداوند روز قیامت چهره او را از حرارت آتش مصون دارد، پس فروخته و بخشیده نمی شود تا بدست وارث هستی برسد. امام صادق (ع)         می فرمایند: بعد از مرگ به انسان چیزی بستگی ندارد مگر سه خصلت : صدقه ای که در زمان حیاتش جاری ساخت و بعد از حیاتش نیز تا روز قیامت جریان دارد، موقوفه ای که قابل ارث بردن نباشد یا روش درستی که برقرار کرد آن را و خود او بعد از او دیگران به آن عمل کرده باشند و فرزند خوبی که برای او طلب آمورزش نماید. بدیهی است با توجه به سفارشات خداوند متعال در قرآن کریم و طینت پیامبر اکرم (ص) و ائمه معصومین ارزش وقف و خیرات و تاثیر آن در زندگی انسان به روشنی آشکار می گردد. لذا با توجه به گسترش روز افزون موقوفات و رقبات وقفی ساماندهی و تخصیص درست منافع وقف، در جایگاه مناسب از وظایف خطیر سازمان اوقاف و امور خیریه بشمار می رود. در واقع آن سازمان با رعایت کلیه مفاد قانونی در احیاء و حفظ موقوفات کشور تلاش شایانی داشته و همواره سعی بر آن دارد منافع موقوفات مطابق نیات واقف در جایگاه صحیح خود به ثمر بنشیند. بنابراین ما نیز به عنوان یک شهروند و نیز به تبعیت از دین مبین اسلام بر خود واجب دانسته اولا در حفظ و نگهداری از اموال وقف نهایت تلاش را نموده و ثانیا با پرداخت به موقع اجور قانونی در ثمر بخشیدن نیات موقوفه و کمک به مستضعفان و مستمندان تلاشی وافر داشته باشیم. در نهایت با بیتی زیبا و تامل برانگیز که در وصف وقف سراییده شده است، این مقاله را به پایان می رسانم. هر چه در دل گذرد وقف زبان دارد شمع سوختن نیست خیالی که نهان دارد شمع

معرفي اجمالي قنات وقف آباد يزد

بسم الله الرحمن الرحیم  . معرفي اجمالي قنات وقف آباد يزد . قناتها نمود كاملي از تلاش و هنر ايرانيان قديم براي دستيابي به آب به شمار مي روند. در دوران گذشته آب مورد نياز در بسياري از دشتها و مناطق خشكي چون كوير يزد از اين طريق تامين مي شده است.   لذا حفر قنات و نگهداري آن، به عنوان يك امر حياتي براي بشر مورد توجه بوده است . قنات به عنوان يك ابتكار شگفت انگيز در مدت زمان بيش از چند هزار سال برسرنوشت كشاورزي وآبياري فلات ايران ازيك سو در شكوفايي فرهنگ وتمدن ايراني تاثيري ماندگار داشته است.   يزد در حاشيه كوير قرار گرفته واز نظر اقليمي جزء نواحي خشك ايران به حساب مي آيد و ميزان بارندگي ساليانه آن حدود 100ـ 70 ميلي تر بيشتر نيست(سيماي طبيعي استان يزد، عطاءالله قباديان ، ص28) اما عمده ترين منابع آب يزد از چشمه سارها يعني قنوات كوهستاني جنوب وجنوب شرقي يزد است .در اصل از دو نقطه سلسله جبال شيركوه سرچشمه مي گيرد كه يكي را آب تفت و ديگري را آب مذوار مي ناميدند.     حوضه ي آب تفت: تفت  در 25 كيلومتري جنوب يزد و زير پاي رشته كوه شيركوه واقع است. چشمه سارهاي شيركوه نيز در گذشته ، در حوالي تفت به هم مي رسيده و تشكيل رود را مي داده است  و به سبب ، شيب ملايم تا يزد جاري مي شده است به طوري كه " اصطخري " در كتاب خود(مسالك و ممالك)از آن ، تا قرن چهارم ياد كرده است.   . قنات وقف آباد:   به نقل از منابع مكتوب و آنچه دروقف نامه سيد ركن الدين (جامع الخيرات ـ متوفي 732 هجري)آورده شده است: اين قنات در روستاي فراشاه (از دهات قهستان يزد) قرار دارد كه از طرف ابوالعلاء ابن ابي نصر عقيل به قاضي سيدركن الدين منتقل شده است. اين قنات كه از مظهر قنات تقت و نصيري سيراب مي شود، وارد نهرهايي مي شود كه به طور سراشيب از منبع به مظهر مي رسد و سپس وارد شهر يزد مي گردد. ابتدا از دروازه مهريجرد (كه يكي از دروازه هاي شهر يزد مي باشد) وارد دارالشفاء صاحبي(محله دارالشفاء كنوني ـ پشت مسجد جامع) واز آنجا از راه بازار بزرگ به طرف مسجد جامع جاري مي شود. درمسير بازار(منظور چهارسوق كنوني و بازار سلطان ابراهيم ) جهت پخت و پز و ساير احتياجات از آن استفاده مي كنند. در راه مسجد جامع جديد و عتيق(مسجدي كه در قرن پنجم ساخته شده بود) كليه مدارس(ازجمله مدرسه وردانروزـ در بازار دلالان قرار داشته كه در قرن 6 هجري ساخته شده بودـ ،مدرسه مجدالدين حسن و مدرسه ركنيه)، بقاع و خانه ها از آن مشروب مي گردند واز آنجا به راهي كه به سراي اتابكي مي گويند به خانه معروف به سراي جمال الدوله ( كه از احداثات خود سيد ركن الدين مي باشد، احتمالا خانقاه كوشكنو و منزل استادش : محمدبن يعقوب ـ يزدنامه ج1 ،ص377) مي رسد تا از آن آب ، آسياب جديد كه در آن خانه ايجاد شده است بگردد(احتمالا آسياب كوشكنو) ودر نهايت به قنات مذوير آباد مي ريزد. گفتني است: 3745 سهم از مجموع 6760  يا (16986جره) سهم اصل قنات وقف آباد ، جهت صرف باغها، اراضي ، خانه ها و كاروانسراها مي باشد. (جامع الخيرات ص22) قاضي سيد ركن الدين با توجه به اينكه آب اين  قنات را جهت آشاميدن كليه مسلمانان  وقف كرد،اما  مجري و كيفيت مصرف حاصلات از آن مطابق تعيين واقف و آنچه او صلاح بداند عمل شود. وي همچنين به متولي مدرسه ركنيه اجازه داد تا زماني كه مقدار آب قنات وقف آباد كم نشود، آب قنات رئيس الديني را (يك سهم از هشت سهم اصل اين قنات متعلق به خود قاضي سيد ركن الدين بوده است) در آن جاري سازد. بنا به نقل از احمد کاتب(مولف تاريخ جديد يزد) :  سید رکن الدین پس از بازگشت از سفر حج به دیدار استاد قرآن خویش "محمدبن یعقوب "  مي رود و می بیند كه با چه مشقت پله هاي پاياب را طي مي نمايد تا  از آب قنات زارچ استفاده نمايد، بنابراين با حميت بسيار سعي مي كند تا آب قنات فراشاه را از داخل خانه استادش (خانقاه محمدبن يعقوب كه امروزه در محله كوشكنو وجود دارد)  جاري سازد. . مراجعه به کتب تاریخی محلی یزد بیانگر نکات ذیل است:  1ـ آب قنات وقف آباد از طرف جنوب غربی یزد به سمت این شهر جریان دارد 2ـ آب قنات مزبور جهت شرب و مازاد آن در بخش کشاورزی قابل استفاده است 3ـ جریان رودهای فصلی سطحی شیرکوه به هنگام بهار باآب قنات آمیخته شده ووارد یزد می شوند 4ـ آسیابهای آبی بسیاری که در مسیر آب این قنات قرارداشته وازآب آن استفاده می کنند 5ـ بیشتر محلات یزد، کوچه ، باغات ، مزارع ، مدارس ومساجد و من جمله مسجد جامع و اماکن عمومی از آب این قنات مستفیض می شدند. 6ـ سید رکن الدین قاضی پس از بازگشت از سفر حج دست به احداث قنات وقف آباد زد . 7ـ اهالی یزد بخاطر تامین آب آشامیدنی شهر بصورت رایگان احترام خاص برای سید رکن الدین قائل بودند . 8ـ حاکمان یزد در هر زمان توجه خاصی به قنات وقف آباد داشتند و دایما آنرا در زمانهای مختلف تاریخی تمدید می نمودند . وقف نامه نخستین قنات وقف آباد به وقف نامه سید رکن الدین قاضی مربوط می باشد که بشرح کامل آن درکتاب جامع الخیرات آمده است . همچنین دو وقف نامه دیگر که متن یکی از آندو بدستور آجودان باشی در قرن سیزدهم ﻫ . ق(1259هجري ـ متن كامل آن كتاب يادگار ماندگار آورده شده است)  وديگري در قرن چهاردهم(1333هجري ـ كه متن كامل وقف نامه در مجموعه وزيري ذكر شده است)  به نگارش در آمد. ............................................................................................................. منابع: افشار ايرج ، يزدنامه ج1 ، فرهنگ ايران زمين ، تهران: 1371 كاتب احمد ، تاريخ جديد يزد، به كوشش ايرج افشار ، انتشارات  فرهنگ ايران زمين قاضي سيدركن الدين ، وقف نامه جامع الخيرات ، آستان قدس رضوي مجموعه وزيري ، انتشارات كتابخانه عمومي وزيري يزد ج1 تصديقي محمدرضا، يادگار ماندگار (مجموعه موقوفات يزد ج1) انتشارات ستايش، 1380 پطروشفسکی، ايلساپاولويچ، کشاورزی و مناسبات ارضی درايران عهد مغول ، ترجمه کريم کشاورز، انتشارات نيل، چاپ سوم تهران: 1357  الكرجي، ابوبكرمحمدبن الحسن الحاسب/ «استخراج آبهاي‌پنهاني» ترجمه حسين‌خديوجم ، انتشارات بنياد فرهنگ ايران 1345

نحوه واگذاری اراضی موقوفه [در زراعت و کشاورزی]

بسم الله الرحمن الرحیم  نحوه واگذاری اراضی موقوفه  [در زراعت و کشاورزی] . واگذاری اراضی موقوفه خاص برای زراعت و کشاورزی اولین قانونی که شامل اراضی موقوفه گردید، قانون اصلاحات اراضی مصوب سال ۱۳۳۹ بود که سیاست دولت را صرفاً در خصوص اراضی موقوفه خاص اعلام می نمود. ماده ۲ این قانون حداکثر مالکیت زمین هر شخص را بیان می نمود و در تبصره یک آن آمده “در مورد اراضی که تا تاریخ تقدیم این لایحه به مجلس وقف خاص شده اند برای هر یک از موقوف علیهم تا میزان مقرر در ماده کماکان بصورت وقف خاص باقی خواهد ماند و وجوه حاصل از فروش مازاد موقوفات مزبور با نظارت اداره اوقاف اختصاص به خرید مال دیگری داده می شود تا بر طبق ماده ۹۰ ق.م مورد عمل قرار بگیرد”. اقدام بعدی قانونگذار در این خصوص تصویب قانون اصلاحی قانون اصلاحات اراضی مصوب ۱۳۳۹ در سال ۱۳۴۰ و در ادامه همان مسیر قبلی بوده و در خصوص این اراضی باز به همان شیوه قبلی یعنی پس از اعلام میزان و حدود مالکیت هر شخص از اراضی، به موضوع شیوه فروش مازاد آن پرداخته است. پیگیری سیاست اصلاحات ارضی از سوی دولت منجر به تصویب «قانون الحاق موادی به قانون اصلاحات اراضی» مصوب ۱۳۴۱ گردید. قانونگذار در این قانون علاوه بر تکرار شعارهای قبلی خود این بار برای قانونی و منطقی جلوه دادن دخالت خود در امر واگذاری و بهره برداری از ارضی موقوفه متوسل به شعار جدیدی تحت عنوان تبدیل به احسن گردید. به همین منظور در ماده ۲ خود چنین مقرر می کرد که «….اوقاف خاص در صورت اقتضاء بر طبق قانون مدنی به منظور تبدیل به احسن از طرف دولت خریداری و بین زارعین تقسیم می شود. وجوه حاصله از فروش این گونه املاک به وسیله تولیت وقف، اختصاص به خرید مال دیگری داده می شود تا طبق ماده ۹۰ قانون مدنی مورد عمل قرار بگیرد» که بعداً طبق آیین نامه اصلاحات  اراضی مصوب ۱۳۴۳ خریداری اراضی موقوفات خاص را منوط به رضایت و تقاضای زراعین موقوفه نمود که در صورت عدم موافقت زارعین اراضی موقوفه به خرید، مالکین (متولی) این اراضی مکلف به اجاره سی ساله این اراضی به زراعین بودند. آخرین موردی نیز که دولت در امر واگذاری اراضی موقوفه خاص برای مصارف زراعی و کشاورزی دخالت نموده است «قانون تقسیم و فروش املاک مورد اجاره به زارعین مستأجر» مصوب ۱۳۴۷ می باشد که بیان می دارد موقوفات خاص براساس مقررات این ماده بین زارعین و ناظر یا موقوف علیهم قابل تقسیم خواهد بود و وجوه حاصل از بابت سهم واگذاری به زراعین به منظور تبدیل به احسن اختصاص به خرید مال دیگری داده می شود تا طبق ماده ۹۰ و مقررات مربوطه مورد عمل قرار بگیرد و نسبت به اراضی که در سهم موقوفه باقی می ماند متولی، ناظر یا موقوف علیهم براساس وقف نامه و مقررات مربوطه اقدام خواهد کرد. بنابراین همانگونه که ملاحظه می گردد اراضی موقوفه خاص عمدتاً بصورت قطعی به افراد واگذار می گردیده است. واگذاری اراضی موقوفه عام برای زراعت و کشاورزی قانونگذار در قانون اصلاحات اراضی مصوب ۱۳۳۹ املاک موقوفه عام را که به مصرف امور خیریه و عام المنفعه می رسید را مشروط بر عام المنفعه بودن آنها با رعایت نظر واقف بعد از تصویب هیأت دولت از شمول اجرایی این قانون استثناء نمود. در همین راستا املاک موقوفه عام با انعقاد قرارداد اجاره طویل المدت ۹۹ ساله به زارعین همان موقوفه اجاره نقدی داده می شد. در آیین نامه اصلاحات اراضی و در ماده ۸ آن در مورد اجاره املاک موقوفات عام با رعایت سایر مقررات مربوط به اجاره به ترتیب ذیل عمل می شد ؛ ۱- قرارداد اجاره با شرکت تعاونی روستایی به وکالت از فرد فرد زارعین داخل نسق موقوفه ۲- نسق موجود در املاک موقوفه عام در صورتی به زارع داخل نسق اجاره داده خواهد شد که عضویت شرکت تعاونی همان ده را پذیرفته باشد. ۳- مدت اجاره ۹۹ سال و اجاره بها هر پنج سال یک بار قابل تجدیدنظر است. ۴- مطالبه و دریافت اجاره بها از زارعین به عهده شرکت تعاونی خواهد بود. تنها قانونی که در زمان قبل از انقلاب اجاره فروش و انتقال اراضی موقوفه عام را به دولت داده بود قانون اجاره تبدیل به احسن و واگذاری دهات و مزارع موقوفه عام به زارعین صاحب نسق مصوب۱۳۵۰ بود که مقرر می داشت: «وزارت تعاون و امور روستاها مکلف است دهات و مزارع موقوفات عام را طبق قوانین و مقررات مرحله اول اصلاحات اراضی خریداری و بین زارعین صاحب نسق تقسیم و به آنها منتقل نماید» بنابراین همانگونه که در بالا مشاهده گردید اراضی موقوفه عام براساس سیاست اتخاذی از سوی قانونگذار قبل از انقلاب علی الاصول بصورت موقت و در قالب عقد اجاره و برای بهره وری و بلا استفاده نماندن به افراد واجد شرایط واگذار می شده است. بعد از انقلاب تنها مصوبه ای که توسط شورای انقلاب در خصوص واگذاری موقت این اراضی به تصویب رسیده است آیین نامه اجرایی لایحه قانونی اصلاح لایحه قانونی واگذاری و احیای اراضی مصوب ۱۳۵۹ می باشد که بیان داشته «اراضی وقفی توسط هیأت ۷ نفره با نظر سازمان اوقاف طبق موازین شرعی به متقاضیان داده می شود و اجاره آن به وسیله دریافت کنندگان زمین به سازمان مزبور پرداخت می گردد» فلذا مشاهده می گردد که قانونگذار بعد از انقلاب نیز با واگذاری موقت در قالب عقد اجاره در مورد موقوفات عام همسو با مقنن قبل از انقلاب بوده است. ابطال واگذاریهای غیرشرعی اراضی موقوفه بعد از پیروزی انقلاب، با توجه به ایجاد نگرش جدید مبتنی بر اصول اسلامی، قانونگذار اقدام به بازنگری جدی در موضوع نظارت صحیح به واگذاری اراضی موقوفه و منطبق نمودن آن با موازین شرعی تحت نظارت سازمان اوقاف و امور خیریه نموده است و پیگیری این هدف منجر به تصویب قانون «ابطال اسناد و فروش رقبات، آب و اراضی موقوفه» در سال ۱۳۷۱ گردید. این قانون شامل یک ماده واحده  و ۶ تبصره می باشد. در ماده واحده مقرر گردیده «از تاریخ تصویب این قانون کلیه موقوفات عام که بدون مجوز شرعی به فروش رسیده یا به صورتی به ملکیت درآمده باشد به وقفیت خود بر می گردد و اسناد مالکیت صادر شده باطل و از درجه اعتبار ساقط است». البته لازم به ذکر است که قانون فوق فقط در مورد موقوفات عام است و در مورد موقوفات خاص ساکت است. متعاقباً آیین نامه قانون ابطال اسناد و فروش رقبات، آب و اراضی موقوفه در سال ۷۴ به تصویب هیأت وزیران رسید. ماده۲ این آیین نامه بررسی غیرشرعی بودن اسناد فروش موقوفه قبل از انقلاب را به عهده کمیسیونی مرکب از فقهای صاحب نظر محول کرده است؛ «ادارات اوقاف و امور خیریه و متولیان موقوفات، مکلفند با توجه به سوابق ثبتی موقوفات عامه این که به فروش رسیده یا به صورتی به مالکیت اشخاص درآمده است، صوت برداری و همراه با مستندات و دلایل به سازمان اوقاف و امور خیریه ارسال دارند. سازمان موضوع را به کمیسیونی متشکل از فقهای صاحب نظر که با انتخاب و زیر نظر نماینده ولی فقیه تشکیل می شود ارجاع می کند تا کمیسیون مذکور نظر خود را در مورد جواز شرعی فروش یا تبدیل رقبات اعلام می نماید. درصورتی که تبدیل یا فروش با مجوز شرعی انجام شده باشد معامله تأیید می شود و در غیر اینصورت نظر نماینده ولی فقیه و سرپرست سازمان اوقاف دایر بر بطلان سند فروش یا تبدیل موقوفه به سازمان ثبت اسناد و املاک کشور اعلام می شود تا ادارات ثبت نسبت به بطلان سند در سوابق ثبتی و صدور سند جدید موقوفه اقدام نمایند». البته پس از ابطال اسناد به علت رعایت خقوق مالی متصرفین مجدداً این گونه اراضی در قالب عقد اجاره به آنها واگذار می شود. ........................................................................................................................ منبع : موسسه دادپویان 

نشست تخصصی بررسی جایگاه کشاورزی در توسعه پایدار با محوریت نقش وقف

بسم الله الرحمن الرحیم  نشست تخصصی «بررسی جایگاه کشاورزی در توسعه پایدار با محوریت نقش وقف» در دانشگاه شهید بهشتی آغاز شد   نشست تخصصی بررسی جایگاه کشاورزی در توسعه پایدار با محوریت نقش وقف با مشارکت مرکز تحقیقات و توسعه وقف و با همکاری سازمان اوقاف و امور خیریه کشور صبح امروز سه شنبه ۹ آبان دردانشگاه شهید بهشتی آغاز شد .  به گزارش روابط عمومی سازمان اوقاف وامور خیریه دکتر حسین عسگری.دبیر علمی  این نشست با بیان این مطلب و  با  اشاره به جایگاه کشاورزی در توسعه پایدار و نقش وقف و امور خیریه در آن افزود : این نشست علمی  امروز سه شنبه ۹ آبان  با سخنرانی اندیشمندان بخش کشاورزی در دانشگاه شهید بهشتی و دیگر مراکز علمی و  با حضور دکتر جواد وفابخش، قائم مقام معاونت امور زراعت وزارت جهاد کشاورزی، مهندس رحیمی مدیرکل  بهره‌وری اقتصادی سازمان اوقاف و امور خیریه کشور، مهندس اشرفی، معاون بنیاد توسعه و عمران موقوفات کشور، کارشناسان مرتبط در سازمان اوقاف در تالار شیخ‌ بهایی  مرکز همایش‌های بین‌المللی  دانشگاه شهید بهشتی  هم اکنون در حال برگزاری است . وی  در ادامه  هدف از این نشست  را بررسی راهکارهای ممکن برای ارتقای کیفیت بهره‌وری و توسعۀ موقوفات کشاورزی دانست وافزود :این نشست مقدمۀ علمی و کاربردی تشکیل کارگروه مطالعاتی وقفِ کشاورزی در مرکز تحقیقات و توسعۀ وقف دانشکدۀ الهیات و ادیان است .  این نشست تخصصی با همکاری  ومشارکت استادان وصاحب نظران وهمکاری  معاونت بهره وری اقتصادی سازمان اوقاف ،معاونت  پژوهشی مرکز تحقیقات و توسعه وقف و معاونت  پژوهشکده علوم و فن‌آوری زیستی و برخی مجموعه های علمی دیگر برگزار می شود .        سه شنبه ۹ آبان ۱۳۹۶ 

غذا و شفا در طب اسلامی: فلفل سبز یا فلفل فرنگی

بسم الله الرحمن الرحیم  غذا و شفا در طب اسلامی: فلفل سبز یا فلفل فرنگی     دکتر محمدصادق رجحان فایل تمام متن:  20120504110128-2179-1114.pdf ................................................................................................................................ منابع (نشریه): درس هایی از مکتب اسلام سال نوزدهم بهمن 1358 شماره 11

اسرار و معجزات علمي قرآن در مورد آب و آب‌شناسي (۲)

بسم الله الرحمن الرحیم اسرار و معجزات علمي قرآن در مورد آب و آب‌شناسي (2) مهدي نظرزاده* علي اكبر غزلي*  بخش اول: ابر، باد و باران   -مراحل تشكيل ابرهاي باران‌زاي لايه‌اي [13، 14 و 20] خداوند در آيه 48 سوره روم اين مراحل را بيان فرموده‌اند: اللَّهُ الَّذِي يُرْسِلُ الرِّيَاحَ فَتُثِيرُ سَحَابًا فَيَبْسُطُهُ فِي السَّمَاء كَيْفَ يَشَاءُ وَيَجْعَلُهُ كِسَفًا فَتَرَى الْوَدْقَ يَخْرُجُ مِنْ خِلَالِهِ فَإِذَا أَصَابَ بِهِ مَن يَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ إِذَا هُمْ يَسْتَبْشِرُونَ خدا آن كسى است كه بادها را مى‏فرستد تا ابرها را در آسمان به حركت در آورد و سپس آنها را در پهنه آسمان آن گونه كه بخواهد مى‏گستراند و بعد متراكم مي سازد. آنگاه قطره‌هاي باران را مي‌بيني كه از لابلاى آن خارج مي شود. پس آن را (به كشتزار) هر يك از بندگانش بخواهد، مي رساند تا آنها شادمان گردند” مرحله اول ـ حركت بادها توسط باد “خدا آن كسي است كه بادها را مي‌فرستد تا ابرها را در آسمان به حركت در آورد...” حبابهاي بي شماري توسط كف‌سازي اقيانوسها درست مي شود. وقتي اين حبابها مي‌تركند، هزاران ذره بسيار كوچك (با قطر كمتر از 0/001 ميليمتر) به آسمان پرتاب مي‌شوند و با غباري كه توسط باد از خشكي آمده، مخلوط مي‌شوند. اين ذرات كه سرشار از نمك هستند، توسط باد حمل مي‌شوند و به سمت اتمسفر بالا مي‌روند. بخار آب متصاعد شده از دريا، اطراف اين ذرات كه ائروسل ناميده مي‌شوند؛ متراكم شده، به قطرات آب تبديل مي‌گردد و توسط مكانيزمي كه تله‌هاي آبي ناميده مي‌شوند، پاره ابرها را به وجود مي‌آورند. بنابراين ابرها از بخارهاي آبي كه اطراف كريستالهاي نمك يا ذرات گرد و غبار هوا منقبض شده‌اند تشكيل مي شود. مرحله دوم ـ بخش ابرها در آسمان و متراكم شدن آنها “... و سپس آنها را در پهنه آسمان، آن گونه كه بخواهد؛ مي‌گستراند و بعد متراكم مي سازد...” از آنجا كه قطرات آب موجود در اين ابرها خيلي كوچك هستند (قطر بين 0/01 تا 0/02 ميليمتر) ابرها در هوا معلق مي‌شوند و در طول آسمان پخش مي‌شوند. بنابراين آسمان با ابر پوشيده مي شود. اگر شرايط مناسب باشد (دماي بسيار پايين، رطوبت بسيار بالا و ...) تكه‌هاي ابر به داخل تكه‌هاي بزرگتر ابر فشرده مي‌شوند و اين اثر از زمين به صورت تيره بودن لايه ابر مشاهده مي شود. مرحله سوم ـ ريزش قطرات باران از لابه‌لاي ابرها “... آنگاه قطره‌هاي باران را مي‌بيني كه از لابه‌لاي آن خارج مي شود...” ذرات آب كه كريستالهاي نمك يا ذرات گرد و غبار را احاطه كرده‌اند؛ ضخيم‌تر شده و تشكيل قطرات باران را مي‌دهند. بنابراين قطراتي كه سنگين‌تر از هوا شده‌اند به صورت باران شروع به ريزش مي‌كنند. مراحل تشكيل ابرهاي باران‌زاي توده‌اي (نوع كومولونيمبوس) [12و 13، 14 و 20] آيه 43 سوره “نور”، مراحل تشكيل ابرهاي “كومولونيمبوس” را چنين بيان مي‌كند: أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ يُزْجِي سَحَابًا ثُمَّ يُؤَلِّفُ بَيْنَهُ ثُمَّ يَجْعَلُهُ رُكَامًا فَتَرَي الْوَدْقَ يَخْرُجُ مِنْ خِلَالِهِ وَيُنَزِّلُ مِنَ السَّمَاء مِن جِبَالٍ فِيهَا مِن بَرَدٍ فَيُصِيبُ بِهِ مَن يَشَاء وَيَصْرِفُهُ عَن مَّن يَشَاء يَكَادُ سَنَا بَرْقِهِ يَذْهَبُ بِالْأَبْصَارِ “آيا نديدي كه خداوند ابرها را به آرامي حركت مي دهد سپس ميان آنها پيوند مي دهد و بعد آن را متراكم مي سازد؟! در اين حال دانه‌هاي باران را مي‌بيني كه از لابه‌لاي آن خارج مي شود و از آسمان از كوه‌هايي كه در آن است ـ ابرهايي كه همچون كوه انباشته شده‌اند ـ دانه‌هاي تگرگ نازل مي‌كند و هر كس را بخواهد به وسيله آن زيان مي رساند و از هر كس بخواهد اين زيان را برطرف مي‌كند. نزديك است درخشندگي آن (ابرها) چشمها را ببرد” هواشناسان تشكيل ابر كومولونيمبوس و نحوه توليد باران، تگرگ، رعد و برق (نور) را مطالعه كرده و يافته‌اند كه كومولونيمبوس طي مراحل زير باران ايجاد مي‌كند: مرحله اول ـ حركت ابرها توسط باد  “آيا نديدي كه خداوند ابرها را به آرامي حركت مي دهد...” هنگامي كه باد، برخي قطعات كوچك ابرها (قطعه ابرهاي كومولوس) را به ناحيه‌اي كه ابرها در آن‌جا همگرا مي‌شوند؛ حركت مي دهد؛ تشكيل ابرهاي “كومولونيمبوس” آغاز مي شود. (شكل 1). مرحله دوم ـ پيوند ابرهاي کوچکتر به يکديگر و تشکيل ابرهاي بزرگتر  “... سپس ميان آنها پيوند مي دهد و بعد آن را متراکم مي سازد؟!...” واژه تأليف در اين آيه، به معني سازگار نمودن و آشتي دادن دو يا چند چيز مختلف و متفاوت است. علت اينکه قرآن، اين واژه را به کار برده، اين است که پاره ابرها از نظر الكتريسيته، دما و غلظت بخار آب و ترکيبات و غيره با هم فرق مي‌کنند. وقتي ابرهاي كوچكتر به هم مي‌پيوندند و ابرهاي بزرگتر را مي‌سازند، حركت و رشد عمودي به سمت بالا در ابرهاي بزرگ صورت مي‌گيرد، كه اين پديده در مركز ابرها بيشتر از لبه‌ها و كناره‌هاي آن رخ مي دهد و سپس اين رشد رو به بالا موجب كشيده شدن توده ابر به بالا و رسيدن به ناحيه سردتر اتمسفر (جو) كه محل تشكيل قطره‌هاي آب و تگرگ است مي شود (شكل‌هاي 1 (ج) و 4). مرحله سوم ـ تشكيل باران و يا تگرگ  “... در اين حال، دانه‌هاي باران را مي‌بيني كه از لابه‌لاي آن خارج مي شود و از آسمان ـ از كوه‌هايي كه در آن است (ابرهايي كه همچون كوه انباشته شده‌اند) ـ دانه‌هاي تگرگ نازل مي‌كند...” قطره‌هاي آب و تگرگ، بزرگ‌تر و سنگين‌تر شده و حركت رو به بالاي آنها متوقف مي شود و به صورت قطره‌هاي باران و تگرگ فرود مي‌آيند (شكل 5). قطرات باران، در مسير سقوط خـود با ميليونها مولکولهاي ديگر آب برخورد مي‌کنند که جذب آنها شده و رفته رفـته بزرگ و بزرگ‌تر مي‌شوند. تا اينکه به نهايت پائين ابر مي‌رسند و آن را ترک مي‌کنند. قطره‌اي که ابر را ترک مي کند تقريباً 2000 بار بزرگتر از ذرات موجود در ابر است (پس از ترک ابر نيز در مسير خود مي توانند با قطره‌هاي کوچک‌تري که پيش از آنها از ابر جدا شده‌اند و به خاطر سبک‌تري خود، سرعت کمتري دارند، برخورد کنند و بزرگ‌تر شوند). تشكيل رعد و برق در ابرهاي “كومولونيمبوس” ابرهاي “كومولونيمبوس” مي توانند ويژگي نور (برق) داشته باشند. آيه مذكور پس از باران و ابر در مورد تگرگ و رعد و برق صحبت مي‌كند. “از ابرهايي كه همچون كوه انباشته شده‌اند دانه‌هاي تگرگ نازل مي‌كند و هر كس را بخواهد به وسيله آن زيان مي رساند و از هر كس بخواهد اين زيان را برطرف مي‌كند. نزديك است درخشندگي آن (ابرها) چشمها را ببرد” سؤال مهم اين است كه: چرا اين آيه، تگرگ را مرجع برق بيان مي‌كند؟ آيا به اين معني است كه فاكتور اصلي در توليد برق، تگرگ است؟ كتابهاي هواشناسي امروزي به اين سؤالات جواب مثبت مي دهد: وقتي تگرگ از ميان ناحيه قطرات زير صفر و ناحيه ذره‌هـاي يخي در ابر مي‌افتد، ابر، الکتريسيته‌دار مي شود. وقـتـي قطره‌هاي مايع با دانه‌هاي تگرگ برخورد مي‌کنند، به سرعت هنگام برخورد، يخ مي‌زنند و به دنبال آن، گرماي نهان را آزاد مي‌کنند. ايـن عمل، سطح دانه تگرگ را از كريستالهاي يخ دور تا دور گرم‌تر نگه مي‌دارد. وقتي که يک دانـه تگرگ با يک كريستال يـخ، برخورد مي کند؛ پديده مهمي رخ مي دهد: الکترونها از شيء سردتر به شيء گرمتر جريان پيدا مي‌کنند. از اين رو دانه تگرگ داراي الكتريسيته منفي مي شود (به صورت منفي تغذيه مي شود). همين اثر نيز، وقتي قطره‌هايي با دماي زير صفر با دانه‌هاي تگرگ و ذره‌هاي ريز داراي الكتريسيته مثبت برخورد مي‌کنند، رخ مي دهد. اين ذرات تغذيه شده داراي الكتريسيته مثبت، توسط بالارفتن هوا (14) به بخش بالايي ابر برده مي‌شوند و تگرگ داراي الكتريسيته منفي به ته ابر مي‌افتد و بدين‌گونه بخش پايين‌تر ابر منفي مي شود. اين الكتريسيته منفي به صورت برق، تخليه و آزاد مي شود. چنان که آيه گفته، نور آن نيز قوي است (شكل6) [12 و 14]. آيه 12 سوره “رعد” نيز برق را نشانه ابرهاي سنگين بيان مي‌كند: هُوَ الَّذِي يُرِيكُمُ الْبَرْقَ خَوْفًا وَطَمَعًا وَيُنْشِيءُ السَّحَابَ الثِّقَالَ “او كسي است كه برق را به شما نشان مي دهد كه هم مايه ترس و هم مايه اميد است و ابرهاي سنگين‌بار ايجاد مي‌كند” پديده رعد و برق در قرنهاي اخير، كشف شده است. تا 1600 ميلادي نظريه “ارسطو” در اين مورد مطرح و غالب بوده است. وي معتقد بود كه اتمسفر داراي دو نوع هواي خشك و مرطوب است و رعد، صداي حاصل از برخورد هواي خشك با ابرهاي مجاور مي باشد. وي برق و نور را، حاصل از شعله‌ور شدن و سوختن هواي خشك با شعله ضعيف و نازك تعريف مي‌كرد. [14]. خداوند همچنين در آيه 24 سوره “روم”، نقش رعد و برق را در بارندگي و رشد گياه بيان مي فرمايد: وَمِنْ آيَاتِهِ يُرِيكُمُ الْبَرْقَ خَوْفًا وَطَمَعًا وَيُنَزِّلُ مِنَ السَّمَاء مَاء فَيُحْيِي بِهِ الْأَرْض بَعْدَ مَوْتِهَا إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِّقَوْمٍ يَعْقِلُونَ “و از نشانه‌هاي ديگر او، اين است که برق را به شما نشان مي دهد كه هم مايه ترس و هم مايه اميد است (ترس از صاعقه و اميد به نزول باران) و از آسمان آبي فرو مي‌فرستد كه زمين را پس از مردنش به وسيله آن زنده مي کند. در اين رابطه براي انديشمندان نشانه‌هايي وجود دارد” اين آيه، به خطرها و فوايد رعد و برق (هم مايه ترس و هم مايه اميد) اشاره مي‌كند، برخي فوايد مهم برق، تشريح مي شود [3، 12 و 16]: الف ـ تأثير برق در رشد گياهان  برق، بخشي از اکسيژن و نيتروژن جو را با هم تركيب مي دهد و به اکسيد نيتروژن تبديل مي‌كند. اكسيد نيتروژن بعدها با آب باران ترکيب مي‌شـود و اسيد ضعيفي را تشکيل مي دهد و بر زمين سقوط مي کند و به نيترات تبديل مي شود و نيترات نيز تغذيه‌اي بـراي گياهان مي شود (شكل 7). همچنين قطرات باران، به واسطه حرارت شديد برق، با كربن هوا، آميخته مي‌شوند و اسيد كربنيك توليد مي شود كه بعد از پاشيده شدن بر زمين و تركيب با مواد ديگر تركيباتي به وجود مي‌آورد كه از بهترين كودها براي گياهان محسوب مي شود. کساني که با کشت سر و کار دارند و يا منافعي در اين زمينه دارند، از وقتي با اين مقوله آشنا شدند، به برق طمع مي‌کنند و براي بهره‌وري و برخورداري بيشتر از کشت به برق چشم مي‌دوزند. ب ـ رعد و برق از ابر آب فرو مي‌فرستد تخليه الكتريكي موجب سوختن هوا و تقليل ناگهاني فشار هوا مي شود و در نتيجه، گذشته از اينكه هواي اطراف به محل تخليه هجوم و صداي برق را به وجود مي‌آورند، بخارهايي آب آن محيط نيز، به باران تبديل و به صورت رگبارهاي بهاري به زمين فرود مي‌آيند. نزول اين گونه بارانها نتيجه مستقيم عمل الكتريسيته جوي است (عمل ترکيب شدن قطره‌هاي ريز آب توسط جريان الکتريسيته در قرن بيستم در آزمايشگاه مشاهده شد). ج ـتوليد ازن در نتيجه تخليه ي الكتريكي    به محض انجام تخليه ي الكتريكي (چه بين ابر و زمين يا بين دو ابر) مقداري از اكسيژن هوا متراكم و به ازن تبديل مي شود كه غذاي مطبوعي براي گياهان و سم كشنده‌اي براي ميكروبها و موجودات ذره‌بيني مهيا مي سازد (حرارت شديد برق سبب مي شود كه قطرات باران با مقدار بيشتري از اكسيژن تركيب شده و آب اكسيژنه يا آب سنگين (H2O2) حاصل شود و اين آب سنگين، اثر فوق‌العاده‌اي در كشتن بسياري از ميكربها و آفات نباتي دارد و بنابراين دانشمندان گفته‌اند هر سال رعد و برق كمتر باشد، آفتهاي نباتي بيشتر است). اين ازن همچنين با مواد آلوده‌كننده هوا و گازهاي بدبو تركيب شده، آنها را از بين برده و هوا را پاك مي‌كند. 4.مقياس (قدر و اندازه) باران يكي از اطلاعاتي كه قرآن درباره باران داده در آيه 11 سوره زخرف مي باشد: وَالَّذِي نَزَّلَ مِنَ السَّمَاء مَاء بِقَدَرٍ فَأَنشَرْنَا بِهِ بَلْدَهً مَّيْتًا كَذَلِكَ تُخْرَجُونَ “و آن خدايي كه از آسمان آبي به قدر و اندازه نازل مي‌كند و به آن صحرا و ديار، مرده خشك را زنده گردانيديم و همين‌گونه مردگان هم از قبرها بيرون مي‌آيند” اين قدر و اندازه عنوان شده در آيه شايد به مجموعه‌اي از مشخصات باران مربوط باشد كه در قرنهاي اخير، توسط تحقيقات پيشرفته كشف شده است: مقدار باراني كه روي زمين فرو مي‌ريزد هميشه يكسان است چنين برآورد شده است كه تقريباً 16 ميليون تن آب در هر ثانيه از زمين تبخير مي شود (513 تريليون تن در سال) (شكل 8). اين عدد برابر مقدار باراني است كه در طول يك سال به زمين فرو مي‌ريزد. يعني آب در يك چرخه تعادلي مطابق يك قواعدي گردش مي‌كند. زندگي در روي زمين به اين چرخه آب بستگي دارد. اگر همه تكنولوژيهاي جهان به كار گرفته شود قادر به توليد مصنوعي چنين چرخه‌اي نخواهند شد. حتي يك انحراف كوچك در اين مقدار سبب عدم تعادل اكولوژيكي بزرگي خواهد شد. [16 و 21]. توسط هالي (1742 -1656 ميلادي) دوره آب در جو به صورت حلقه‌اي تصور گرديد و نقش تبخير در حوضه تايمز نشان داده شد. وي همچنين، با تحقيقي در مورد بيلان درياي مديترانه، اعلام كرد كه تبخير با بارش جوي در فراگرد دريا برابر است. [6]. سرعت فرود آمدن قطرات باران مناسب است حداقل ارتفاع ابرهاي باران‌زا 1200 متر مي باشد اگر قطره‌اي با اندازه و وزن مشابه، قطره باران، از اين ارتفاع سقوط كند، مدام شتاب گرفته و در نزديكي سطح زمين، سرعتي معادل 558 كيلومتر بر ساعت خواهد داشت كه قطعاً برخورد هر چيزي با اين سرعت به زمين، خسارتهاي فراواني را به بار خواهد آورد (اين محاسبات مربوط به ارتفاع 1200 متر مي باشد، در حالي كه ابرهاي باران‌زا در ارتفاع 10000 متري نيز وجود دارند). اما بدون توجه به ارتفاعي كه قطره باران از آن سقوط مي‌كند سرعت متوسط آن هنگام برخورد به زمين حدود 8 -9 كيلومتر بر ساعت مي باشد. دليل اين امر شكل به خصوصي است كه قطرات باران به خود مي‌گيرند. اين شكل به خصوص، اثر اصطكاك اتمسفر را افزايش مي دهد و هنگامي كه قطره باران به يك سرعت مشخص حدي مي‌رسد، از شتاب گرفتن آن جلوگيري مي‌كند (امروزه، چترهاي نجات با به كار بردن اين تكنيك طراحي مي‌شوند). [16]. قطرات باران در دماهاي بسيار پايين به ذرات يخ تبديل نمي‌شوند با وجود اينكه دما، در لايه‌هاي اتمسفري كه باران از آن شروع به فرود آمدن مي‌كند؛ بسيار پايين است. قطرات باران به ذرات يخ تبديل نمي‌شوند (كه اين واقعه يخ زدن به معني تهديد مهلك براي همه ي موجودات زنده ي روي زمين مي باشد). به طور شگفت‌انگيزي، آب موجود در اتمسفر به طور خودكار در دماي انجماد (صفر درجه سانتيگراد) يخ نمي‌زند بلكه آب خالص آنجا را بايد تا دماي بسيار پايين (حدود 40 -درجه سانتيگراد) سرد كرد تا گرماي نهان خود را به اندازه كافي از دست داده و تغيير شكل دهد [16]. 5.آب مايه ي حيات و بركت در روي زمين بسياري آيات، توجه ما را به وظيفه ي به خصوصي از باران يعني “دادن حيات به زمين مرده” جلب مي‌كنند. در آيات 48 و 49 سوره “فرقان” خداوند مي فرمايد: وَ هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ الرِّيَاحَ بُشْرًا بَيْنَ يَدَيْ رَحْمَتِهِ وَأَنزَلْنَا مِنَ السَّمَاء مَاء طَهُورًا -لِنُحْيِيَ بِهِ بَلْدَهً مَّيْتًا وَنُسْقِيَهُ مِمَّا خَلَقْنَا أَنْعَامًا وَأَنَاسِيَّ كَثِيرًا “و او خدايي است كه بادها را براي بشارت پيشاپيش رحمت خود، فرو فرستاد و از آسمان، آبي براي شما نازل كرديم تا با آن باران، زمين خشك و مرده را زنده سازيم و آنچه آفريديم از چهارپايان و آدميان بسياري را سيراب گردانيم” باران علاوه بر مزين كردن زمين با آب، اثر كود دهي نيز دارد. قطرات باران، شامل مواد به خصوصي است كه به زمين مرده حيات مي دهد. اين قطرات “حيات‌دهنده” را “قطرات كشش سطحي” گويند. قطرات كشش سطحي، روي سطح دريا (كه توسط زيست‌شناسان، ميكرولايه ناميده مي شود) تشكيل مي‌شوند. در اين لايه كه ضخامت آن كمتر از 0/1 ميليمتر است، بقاياي آلي، ناشي از آلودگي‌هاي جلبكها و زوپلانكتونها وجود دارد. برخي از اين بقايا جدا مي‌شوند و برخي عناصر كمياب دريا از قبيل فسفر، منيزيم، پتاسيم و برخي فلزات سنگين از قبيل مس، روي، كبالت و سرب را درون خود جمع مي‌كنند. اين قطرات سنگين كودي، توسط بادها به آسمان مي‌روند و سپس، داخل قطره‌هاي باران به زمين مي‌‌آيند. دانه‌ها و گياهان روي زمين، نمكهاي فلزي و عناصر بي‌شمار لازم براي رشدشان را در اين قطره‌ها مي‌يابند. اين امر در آيه 9 سوره “ق” چنين آمده است (15)[16]: وَنَزَّلْنَا مِنَ السَّمَاء مَاء مُّبَارَكًا فَأَنبَتْنَا بِهِ جَنَّاتٍ وَحَبَّ الْحَصِيدِ “ما از آسمان آب با بركت را نازل كرديم و با آن باغهاي ميوه و دانه ي چيده شده رويانديم” نمكهايي كه با باران فرود مي‌آيند، مثالهاي كوچكي از برخي كودها (كلسيم، منيزم، پتاسيم و ...) مي‌باشند كه براي افزايش حاصلخيزي استفاده مي شود. از طرف ديگر، فلزهاي سنگين يافت شده در اين ائروسل‌ها، عناصر ديگري هستند كه باروري توسعه و توليد گياهان را افزايش مي‌دهند. جنگلها نيز به كمك اين ائروسل‌هايي كه منشأ آنها، درياست؛ توسعه يافته و تغذيه مي‌شوند. سالانه، 150 ميليون تن كود، روي كل سطح زمين از اين طريق فرو مي‌آيد. اگر كوددهي طبيعي به اين طريق انجام نمي‌شد، بايد پوشش گياهي كمي روي زمين وجود داشت و تعادل اكولوژيكي خسارت مي‌ديد. اين حقايق كه توسط علوم پيشرفته كشف شده، قرنها پيش توسط خداوند در قرآن كريم ذكر شده است. [16] 6.بحث و نتيجه‌گيري مباحث مطرح شده، نشان دهنده ي حقانيت و جاودانگي قرآن و مطابقت آن با قوانين پيشرفته روز مي باشد. بنابراين، نورافشاني قرآن به دوره ي زماني و گروه خاصي، بستگي ندارد و دانشمندان جهان در هر عصري به فراخور دانش و اطلاعات خود مي توانند از آن بهره برند. ------------------------------------------------------------------- پي‌نوشت‌ها: 1 -آيه 53 سوره فصلت. 2 -اصول كافي، ص 591. 3 -نهج‌البلاغه، خطبه 193. 4 -”اللهم اجعله لنا رياحا و لا تجعله لنا ريحا”. 5 -آيه 9 سوره فاطر. 6 -آيه 33 سوره شوري. 7 -آيه 164 سوره بقره. 8 -آيه 48 سوره فرقان. 9 -آيه 22 سوره حجر. 10 -Stratus. 11 -Cumulus. 12 -اساساً ابرها به سه شكل تقسيم مي‌شوند كه انواع 10 گانه طبقه‌بندي شده داخل اين سه دسته قرار مي‌گيرند. اين سه شكل عبارتند از:‌ سيروس، استراتوس و كومولوس. ابرهاي سيروس باران‌زا نيستند. در ابرهاي استراتوس اگر باران ببارد ريز و نرم و يا برف سبك است اما ابرهاي نيمبواستراتوس همراه با بارندگي يكنواخت (برف يا باران) مي‌باشند (باران و برف مداوم سبك تا سنگين). ابرهاي كومولونيمبوس همراه با باران و برف متوسط تا سنگين هستند و تنها ابري است كه تگرگ دارد [8 و 10]. 13-تصاويري از انواع مختلف ابرها در ضميمه کتاب هوا و اقليم شناسي دکتر عليزاده آورده شده است[10]. 14 -Updraft 15 -آيات نمل (آيه 60)، حج (آيات 5 و 63)، نحل (آيات 10 و 11)، كهف (آيه 45)، ابراهيم (آيه 32)، يونس (آيه 24)، بقره (آيات 22 و 164)، انعام (آيه99)، سجده (آيه27)، فاطر (آيات 9 و 27)، عنكبوت (آيه63)، نوح (آيه11)، جاثيه (آيه5) و فصلت (آيه39) نيز به اين واقعه اشاره كرده‌اند. $7 -منابع مراجع 1 -پارسا، فروغ. “شناخت جريان عملي نگري به قرآن (روش تفسير علمي)”. چكيده ي پايان‌نامه كارشناسي ارشد، رشته الهيات و معارف اسلامي، گرايش علوم قرآن و حديث. دانشگاه تربيت مدرس، 1372. 2 -پديده‌هاي آسماني (بارش)، تفسير موضوعي قرآن كريم، http://www. hawzah. net/per/Q/do. asp?a=QDBKI5. HTM 3 -رابطه اعجاز قرآن و شناخت زمين، الياس طاهري، 1383، مجموعه ي مقالات همايش منطقه‌اي نهضت توليد علم، جنبش نرم‌افزاري و آزادانديشي دانشگاه آزاد اسلامي واحد ياسوج. 4 -رضايي اصفهاني، محمد علي، “باد و باروري ابرها و گياهان”، فصلنامه فرهنگ جهاد، سال ششم، شماره سوم، بهار 1380. 5 -رضايي اصفهاني، محمد علي، “پژوهشي در اعجاز علمي قرآن جلد اول و دوم”، كتاب مبين، 1380. 6 -ژيلبرت كاستاني، ترجمه محمد محمدي فتيده، “شناخت منابع آب، ترازنامه‌ها ـ آلودگي‌ها”، دانشگاه گيلان، 1377. 7 -سبحاني، جعفر، “قرآن و اسرار آفرينش، تفسير سوره “رعد”“، ويرايش دوم، مركز انتشارات دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم. 8 -كاوياني، محمد رضا و عليجاني، بهلول، “مباني آب و هواشناسي”، سمت، چاپ ششم، 1378 9 -كريميان سردشتي، نادر؛ دانشنامه ي آب و آب‌شناسي در قرآن كريم؛ مؤسسه گنجينه ملي آب ايران؛ 1383 10 -عليزاده، امين؛ كمالي، غلامعلي؛ موسوي، فرهاد و موسوي بايگي، محمد، “هوا و اقليم‌شناسي”، دانشگاه فردوسي مشهد، چاپ چهارم، 1380 11 -قرآن و رابطه رعد و برق و باران، 15-k101-ketabe-asemany.persianblog.com/ 2006 Feb (h2o2) 12-http://www.koranshenasi.com 13-A.Abd-Allah, The Qur'an, Knowledge, and Science. (http://www.usc.edu/dept/MSA/quran/scislam.html) 14-A brief illustrated guide to understanding Islam-Chapter1-Some Evidence for the Truth of Islam, (1)-The Scientific Miracles in the Holy Quran, G: The Quran on (http://www.isIamguide.comclouds) 15-Harun Yahya, 2001, “Miracles of the Quran”, The proportion of rain, M.R.Attique, Pakistan. 16-Harun Yahya, Quran and Sciences: About the Rain in the Qur’an. (http://www.sunnahonline.com/iIm/quran/0015.htm) 17-Khaja Zakir hussain, Hydrology or Water Cycle in Qur’an. (http://www.irfi.org/articles/articles_51_100/hydrology_or_water_cycle_in_qur.htm) 18-Lesson 2: Types of Clouds. (http://www.urbanext.uiuc.edu/weather/2html) 19-The Consistency between Quran and Modern Science. (http://www.islamelect.com/english/conts/news/1426/4/109.htm) 20-The Quran miracles, The formation of rain. (http://www.55a.net/en/miracles/a027.php) 21-The Quran miracles, The proportion of rain. (http://www.55a.net/en/miracles/a.31.php) 22-Quran and sciences -The water cycle and the seas. (http://www.storyofpakistan.com/contribute.asp?artid=C.062&Pg=12) 23-Whether Phenomenon and Elements, Making Clouds and Rain. (http://www.islandnet.com/~see/weather/elements/makerain.htm) ----------------------------------------------------------------------------------- منبع: مجموعه مقالات همایش ملی قرآن و علوم طبیعی، تهیه و تنظیم دانشگاه آزاد اسلامی واحد مشهد، زیر نظر بنیاد پژوهش های قرآنی حوزه و دانشگاه، تهران موسسه انتشاراتی بنیاد پژوهش های قرآنی حوزه و دانشگاه و انتشارات سخن گستر، چاپ یکم ـ زمستان 1385.

رهبر انقلاب:ایران می‌تواند ۴برابر جمعیتش، غذا تولید کند

بسم الله الرحمن الرحیم  رهبر انقلاب:ایران می‌تواند ۴برابر جمعیتش، غذا تولید کند گزیده ۳دهه پیگیری امام خامنه‌ای درخصوص «خودکفایی در غذا»   جستجو در بیانات رهبر فرزانه انقلاب طی سه دهه گذشته، اعتقاد راسخ و کارشناسی معظم له، نسبت به «خودکفایی در کشاورزی و غذا» را به‌وضوح نشان می‌دهد. بیانات ایشان در خصوص ظرفیتهای کشاورزی ایران بسیار شگرف و درخور مداقه و توجه است. . . گزارش زیر گزیده بیانات شگرف و پیگیریهای مستمر رهبر فرزانه انقلاب درخصوص خودکفایی از روزهای ابتدای رهبری تاکنون است که با کلیدواژه‌های «خودکفایی ؛ کشاورزی ؛ غذا» در بیانات ایشان در سایت معظم‌له جستجو شده است. توضیح اینکه ایشان در زمان تصدی مدیریت اجرایی نیز به امر خودکفایی اهتمام جدی داشتند؛ برای مثال تولید داخلی گندم در دوران ریاست جمهوری ایشان ــ باوجود شرایط دشوار جنگ ــ بیش از دو برابر شد و از 3.5 میلیون تن به 7.6 میلیون تن رسید. . توجه مخاطبان گرامی به گزیده بیانات ایشان به ترتیب تاریخ جستجو، جلب می‌شود: . * 14 تیر 1368 ــ بیانات در مراسم بیعت اصناف و روستاییان اگر بخواهیم‌ کشورمان‌ به‌‌طور نسبی‌ به‌ استغنا و خودکفایی‌ و بی‌نیازی‌ از دیگران‌ نایل‌ شود، باید در روستاها سرمایه‌ گذاری‌ کنیم‌ و زحمت‌ بکشیم‌. پایه‌ی‌ اول‌ خودکفایی‌، خودکفایی‌ در امور تغذیه‌ی‌ مردم‌ است‌. این‌که‌ می‌گوییم‌ خودکفایی‌ نسبی‌، به‌ خاطر آن‌ است‌ که‌ یک‌ کشور نمی‌تواند به‌ طور کامل‌ از دیگر کشورهای‌ جهان‌ بی‌نیاز باشد. تبادل‌ میان‌ ملتها و کشورها، امری‌ عادی‌ و معمولی‌ تلقی‌ می‌شود. عمده‌ این‌ است‌ که‌ یک‌ کشور بتواند روی‌ پای‌ خود بایستد و اساس‌ زندگی‌ خود را تأمین‌ کند... امیدواریم‌ ان‌شاءالله‌ همه‌ی‌ این‌ کارها به‌ نحو شایسته‌ و مناسبی‌ انجام‌ گیرد و در کنار کارهای‌ صنعتی‌، استعداد عظیمی‌ که‌ در کشور ما برای‌ فعالیتهای‌ کشاورزی‌ نهفته‌ است‌، مورد توجه‌ قرار گیرد. * 23 تیر 1368 ــ پیام به ملت شریف ایران در چهلمین روز ارتحال امام خمینی(ره) کشاورزان و روستاییان، کار خود را که اصلیترین پایه‌ی خودکفایی کشور است - یعنی تهیه و تأمین موادغذایی - قدر دانسته، افزایش محصول و بهبود کیفیت آن را هدف خود قرار دهند و وابستگی کشور به مواد غذایی وارداتی را به صفر برسانند. * 4 مهر 1369 ــ بیانات در دیدار مسئولان دفاتر نهضت سوادآموزی و مسئولان شهربانی زندگی راحت و مرفه، رفع مشکلات، رسیدن به خودکفایی، مشتعل شدن صنعت و کشاورزی و کار و ابتکار و خلاقیت در سرتاسر کشور، زنده شدن زمینهای مرده، زنده شدن استعدادهای مرده، زنده شدن منابع و معادن مرده و خرج شدن آنها در راه توسعه و زندگی خوب برای مردم، در گرو همان ایستادگی و همان فداکاری است. * 8 شهریور 1375 ــ بیانات در دیدار رئیس جمهور و هیأت وزیران اگر ما بخواهیم یک تربیت صحیح بکنیم، امکان ندارد که از جهات دنیایی غافل شویم. چطور ممکن است نظام اسلامی را در دنیا به اعتلا رساند، در حالی که کشاورزی نداشته باشیم، صنایع سنگین نداشته باشیم، معادن و فلزات نداشته باشیم و ...؟ * 9 اردیبهشت 1377 ــ بیانات در دیدار جمعی از کارگران و معلمان یکی از بزرگترین جرائم و گناهان رژیم محمّد رضا پهلوی، عبارت بود از اینکه کشور را از لحاظ فنّی، صنعتی و اقتصادی، وابسته نگهداشت و وابسته‌تر کرد. سرنوشت یک کشور را در نانش، در گندمش، در سیلوی گندمش، در وسیله‌ی آرد کردن گندمش، در مواد غذاییش و در همه‌چیزش، به خارج وابسته کرد! شما از این مواد غذایی و نان بگیرید، تا سایر چیزها، ایران به خارج از مرزها وابسته شد؛ به طوری که اگر یکوقت دشمنان اراده کنند، بتوانند این ملت را از همه چیز محروم کنند. کسی که این‌طور کشوری درست کند و اداره نماید و به اینجا برساند، خیانتی مرتکب شده است که هیچ خیانت دیگری جز آنکه در همین سطح باشد، با آن قابل مقایسه نیست. * 14 اسفند 1377 ــ بیانات پس از بازدید از مؤسسه‌ی تحقیقات جنگل‌ها و مراتع ما کشوری داریم که ازلحاظ وسعت خاک، یکی از کشورهای غنی است. گفته می‌شود آب کم داریم و البته درست است؛ اما به تجربه دانسته شده است که با آب کم هم - همراه با صرفه‌جویی و روشهای علمی - می‌شود زمین را آباد کرد. ما اگر تلاش کنیم؛ اگر از روشهای علمی استفاده کنیم و مدیریّت درست را به‌کار ببریم، با همین میزان موجودی آبی که درایران داریم، می‌توانیم این سرزمین وسیع را یکپارچه پوشش گیاهی دهیم. برای ما مایه شرمندگی است که با وجود این کشور غنی، محصولات گیاهی و حتّی مواد غذایی لازم را از دیگران بگیریم. درست مثل کشوری که زمین و امکانات و این تاریخ عظیم کشاورزی را ندارد. * 6 فروردین 1379 ــ بیانات در اجتماع بزرگ زائران و مجاوران حضرت رضا(ع) همین وزیره‌ی امریکایی در همین سخنانش هم از رژیم شاه، تبلیغ و تعریفِ دروغ کرده است. میگوید رژیم شاه دیکتاتور و بد بود؛ منتها اقتصاد ایران را شکوفا کرد! این بزرگترین و خنده‌آورترین دروغی است که یک وزیر خارجه میتواند در شرایط فعلی بر زبان جاری کند! آیا اقتصاد ایران را آن‌ها شکوفا کردند؟! این نکته را مخصوصاً جوانان بدانند کسانی که در آن زمان بوده‌اند، وقایع را از نزدیک لمس کرده‌اند در ایران قبل از انقلاب، نه فقط از لحاظ اقتصاد زمان پهلوی، بلکه از لحاظ حتی پایه‌های اقتصادی که تا سالها بعد هم اثرش باقی ماند بزرگترین خیانت را رژیم پهلوی به اقتصاد ایران کرده است! ایران را به انبار کالاهای وارداتىِ کم ارزش و بیفایده‌ی غربی تبدیل کردند؛ ابزارهای بنجل و چیزهای زیادی و غیر لازم را با پولهای کلان خریدند! کشاورزی این کشور را که یک روز به‌کلّی خودکفا بود، به‌کلّی نابود کردند؛ به‌طوریکه بعد از گذشت سالها هنوز هم که هنوز است، کشاورزی ما به حال اوّل برنگشته است، چون سیل مهاجرتهایی که با تشویق آن‌ها به سمت شهرها به راه افتاد، چیزی نبود که به آسانی بشود جلوش را گرفت. ملت را از لحاظ کشاورزی، وابسته‌ی به بیگانه کردند. آن روز گندم ایران را از امریکا میخریدند؛ سیلوی گندم را هم شورویها میساختند! یعنی هم از لحاظ گندم، هم از لحاظ جای نگهداری گندم، وابسته بودند. آن روز روستاها را تخریب کردند. * 24 مهر 1379 ــ بیانات در اجتماع بزرگ مردم اراک زمینهای وسیع کشاورزی در کشور ما زیاد است. شما به همین استان مرکزىِ خودتان نگاه کنید؛ نظیر این دشتها و این خاک حاصلخیز در بسیاری از نقاط این کشور وجود دارد. اگرچه از لحاظ آب کمبود داریم، اما با روشهای علمی، با پیگیری و با صرفه‌جویی، همین نزولات آسمانی که امروز در کشور ما وجود دارد، به فضل الهی کافی استچهار برابر جمعیت کنونی امروز ایران را از لحاظ مواد غذایی بی‌نیاز از دیگران کند. * 10 تیر 1380 ــ دیدار وزیران‌ و مسئولان‌ وزارتخانه‌های‌ صنایع‌ و معادن‌ و بازرگانی با رهبر انقلاب مقام‌ معظم‌ رهبری‌ همچنین‌ با اشاره‌ به‌ وجود توانایی‌ در بخش‌ کشاورزی‌ برای‌ خودکفایی‌ در برخی‌ محصولات‌ خاطرنشان‌ کردند: هدف‌ اصلی‌ در بخش‌ کشاورزی‌ باید رسیدن‌ به‌ خودکفایی‌ در محصولات‌ اصلی‌ مورد نیاز کشور باشد. * 5 شهریور 1380 ــ بیانات در دیدار رئیس جمهوری و اعضای هیأت دولت‌ من امروز بر آن سه نکته‌ای که به ایشان عرض کردم، مسأله کشاورزی را اضافه میکنم؛ همان چیزی که آقای حجّتی در این‌جا قولش را به من دادند و من توقّع داشتم که ایشان در مجلس هم آن را بگویند - که متأسفانه نگفتند - و آن این است که ما در مواد اصلی غذایی کشور، یعنی گندم و برنج و احتمالاً روغن، خودکفا شویم. ایشان به من قرص و محکم گفتند که میتوانیم خودکفا شویم؛ اما هرچه گوش تیز کردم ببینم ایشان در مجلس کلمه «خودکفایی» را می‌آورند، دیدم نه! ایشان گفتند ما میتوانیم اینها را پیش ببریم. پیش بردن کجا، خودکفایی کجا!؟ * 12 دی 1380 ــ بیانات در دیدار جمعی از کشاورزان درباب کشاورزی و کشاورزان آنچه که در کشور ما بسیار مهم است، این است که این ملت عزیز و سربلند، در امر تغذیه و تهیه مواد غذایی اصلی خود، نباید به بیرون مرزها هیچ احتیاجی داشته باشد... ما برای گندم و برنج و روغن و لبنیات و خوراک دام و بقیه مصارف عمده و اصلی کشورمان نباید نیازمند دیگران باشیم. بحمداللَّه امکانات طبیعی و انسانی در کشور وجود دارد و من امیدوارم حرکت اساسی و صحیحی در این باره انجام گیرد، که البته مقدّمات آن شروع شده است. *‌15 مرداد 1382 ــ بیانات در دیدار کارگزاران نظام در زمینه اقتصادی، چیزهایی که ما به آنها اهمیت میدهیم، رونق اقتصادی و اشتغال و کاهش تورّم و خودکفایی در مواد اساسی کشاورزی است؛ یعنی امنیت غذایی کشور. اینها مسائل بسیار مهم و اساسی است و باید در این دوره، ما به حدّ مطلوب به این اهداف نائل شویم. * 14 دی 1382 ــ بیانات در دیدار جمعی از کشاورزان دستگاه کشاورزی برای کشور ما بسیار مهمّ است؛ چون امنیت غذایی برای کشوری بزرگ، پُرجمعیت و دارای هدفهای بلند، بسیار مهم است؛ لذا بخش کشاورزی و دامدارىِ ما یک بخش ویژه و استثنایی است و همه باید برای آن تلاش کنند. در اسلام هم آگاهانه و با توجّه، نسبت به کشاورزی تأکید شده است. حدیث بسیار پُرمعنا و پُرمضمونی درباره‌ی کشاورزان نقل شده است: «الزّارعون کنوز اللَّه فی ارضه(2)»؛ یعنی کشاورزان کسانی هستند که گنجینه‌های خدا در زیر زمین را میدِروند و استخراج میکنند. مهمترین گنجینه خدا در زمین و خاک عبارت است از موادی که مایه ادامه حیات بشر و حیوانات است. این از طلا و نفت مهمتر است. طلا و نفت وسیله به‌دست آوردن مایحتاج زندگی است؛ اما محصول غذایی، مهمترین مایحتاج زندگی است. این را برای این عرض میکنیم که همه دست‌اندرکاران کشور و بخصوص مسؤولان وزارت جهاد کشاورزی توجّه کنند - همان‌طور که از اوّلِ انقلاب بارها تکرار شده است - که کشاورزی یکی از اساسی‌ترین محورهای توسعه در کشور ماست؛ یک امر حاشیه‌ای نیست. توجه به صنعت - که لازم است - نباید موجب عطف توجّه از کشاورزی شود. کشاورزی، پایه و زیربنا و اساس است... کشور ما مستعدّ است. دیدید سال گذشته بحمداللَّه بارندگىِ خوبی شد و کشور تقریباً در تولید گندم خودکفا گردید. این همان چیزی بود که من تأکید میکردم و بحمداللَّه مسؤولان، خودکفایی گندم را دنبال کردند. البته گندم یکی از موادِ لازم ماست؛ در بقیه مواد لازم مثل لبنیات، روغن و گوشت هم باید کشور کاملاً خودکفا و غنی شود و بتواند این محصولات را صادر کند. ما باید این مسأله را دنبال کنیم، و این به نظر ما کاملاً ممکن است. ما دشتهای وسیع و خوبی داریم. در همین منطقه بم دشت وسیعِ بسیار خوبی وجود دارد. در خوزستان دشتهای وسیعِ عجیبی هست که باید استحصال شود و به کار بیفتد. از لحاظ آمادگی برای کشاورزی، کشور مستعدّی داریم؛ بنابراین باید همّت کنیم. من به شما کشاورزان عزیز عرض میکنم که این کار را به عنوان یک کار سازنده، اثرگذار و یک کار مقدّس دنبال کنید. ان‌شاءاللَّه سیاستهای مسؤولان هم به کمک شما بیاید و همان‌طور که اشاره کردند، تولید کشاورزی، اقتصادی، سودآور و تشویق کننده برای سرمایه‌گذاری شود و در سایه این تحرّک عظیم، مردم احساس راحتی کنند و از لحاظ غذا احساس امنیت نمایند و کشور بتواند کار خودش را انجام دهد. مسؤولان محترم هم در وزارت جهاد کشاورزی خدمت خود را مقدّس بدانند. کار آنها بسیار مهم و یکی از انسانیترین کارهاست. البته خداوند متعال هم تفضّل و لطف خواهد کرد. هرجا شما تلاش و مجاهدت کنید، مطمئن باشید کمک الهی بالای سرتان است. * 14 دی 1384 ــ بیانات در دیدار کشاورزان‌‌ دیدار با زحمتکشان عرصه‌ی کشاورزی - با توجه به اهمیتی که این بخش برای امروز و فردای این کشور دارد - برای من دیدار بااهمیتی است... همان کشاورزی که در یک نقطه‌ی دوردستی از کشور فرض کنیم بر روی یک یا پنج هکتار زمین مشغول کار است، به سهم خود یکی از پایه‌های اساسی حیات این کشور را بالا می‌برد. مواظب باشید کشاورزی تحقیر نشود؛ کشاورزی بسیار حایز اهمیت و دارای عزت است. ارزشی هم که در شرع مقدس اسلام شنیده‌اید که برای قشر کشاورز بیان شده است، ناشی از اهمیت این کار است. شما چه میکنید؟ شما با استفاده از نعمت خدادادىِ زمین و آب، گنجینه‌های الهی را - که در ذرات هست، در خاک هست، به وسیله‌ی نور خورشید و عوامل طبیعی این گنجینه‌ها بارور میشود - استخراج میکنید، تا انسان‌هایی که روی این زمین زندگی میکنند، زنده بمانند. اگر غذا نباشد، زندگی نیست؛ و شما غذای انسان‌ها را تأمین میکنید؛ لذا عظمت و ارزش این کار یک ارزش طبیعی و شبیه ارزش ذاتی است. امروز کشور ما - که مورد سوءنیت و کینه‌ورزی قلدرهای دنیاست؛ علت این کینه‌ورزی هم این است که این کشور حاضر نیست زیر بار قلدری قلدرها برود - بیش از همیشه به امنیت غذایی احتیاج دارد، تا برای نانش، برای خوراک روزمره‌اش، برای روغنش، برای گوشتش محتاج کشورهای دیگر نباشد؛ محتاج کسانی که میتوانند در مقابل این عطیه، شرف او را مطالبه کنند، نباشد؛ امنیت غذایی برای کشور ما خیلی مهم است. سال گذشته که اعلام شد کشور به خودکفایی در گندم رسیده است، به نظر من حقیقتاً یک عید بزرگ برای این کشور بود. بنده از کشاورزان، از مدیران بخش کشاورزی، از جوانان عالمی که در این کار کمک کردند، از اعماق دل متشکر شدم، مطمئناً ملت هم متشکر شد؛ این حادثه‌ی بزرگی بود. مردان و جوانانی همت کردند که این کار بشود، و شد. ما همان کشوری هستیم که در دوران طاغوت، پایه‌ی کشاورزی ما را متزلزل کردند، برای این که ما را وابسته کنند؛ برای این که بازار برای گندم خودشان و بقیه‌ی محصولات کشاورزی دیگران - بیگانگان - درست کنند. با این افزایش جمعیت - امروز کشورمان بیش از دو برابر اول انقلاب جمعیت دارد - اگر بنا بود ما مثل آن روزِ آنها از نظر گندم محتاج بیگانگان باشیم، برای هر تن گندمی که به ما میدادند، یک منت سنگین، یک بار سنگینِ تحقیر بر روی دوش این ملت سوار میشد؛ هر وقت هم که مایل بودند، میتوانستند این را قطع کنند؛ اما ملت ما در گندم به خودکفایی رسید. عین همین قضیه باید در بقیه‌ی محصولات مهم و اساسی غذایی به وجود بیاید؛ در برنج، در روغن، در گوشت، در لبنیات، که نیازهای کشور است. باید کشور به دیگران اصلاً محتاج نباشد و مردم کشور بدانند که شما قشر کشاورز و دامدار با غیرت خود، با ایمان خود، با همت خود، غذای آنها را تأمین میکنید و مردم محتاج این نیستند که از دیگران درخواست کنند؛ هم پول بدهند، هم منت بکشند، هم دایم تَه دلشان نگران باشد که اگر یک مشکلی به خاطر یک مسأله‌ی سیاسی و غیره پیش آوردند، چه کنیم. کشاورز ایرانی برای ملت ایران امنیت غذایی را تأمین میکند؛ این، افتخار بزرگی است؛ قدر خودتان را بدانید. من این را عرض میکنم برای این که در سرتاسر کشور، جوانان مناطق کشاورزی که گاهی جاذبه‌ی مشاغل دیگر آنها را به خود جذب میکند، بدانند که ارزش و کرامت و تأثیر این شغل از اکثر مشاغل دیگر، در زندگی جمعی ملت‌شان، بالاتر است و جای گسترش هم دارد... مسؤولان با این نگاه، با نگاهِ «حایز اهمیت»، باید به بخش کشاورزی نگاه کنند. بخش کشاورزی یک محور اصلی در اداره‌ی کشور است؛ و باید با این چشم در تنظیم معلومات دانشگاهی، در تخصیص بودجه، در گماشتن افراد کارآمد و توانا در رأس کارها، به آن نگاه کرد؛ باید امر کشاورزی را در کشور سبک نشمرند. البته صنعت هم مهم است و وقتی ما روی کشاورزی تکیه میکنیم، صنعت را نفی نمیکنیم؛ آن هم یک محور اساسی دیگری برای پیشرفت کشور است؛ اما جاذبه‌های گوناگون و زرق و برق و نام و نشان بخش‌های دیگر، مبادا اهمیت این بخش بسیار مهم را تحت‌الشعاع قرار بدهد؛ شریان اصلی زندگی جامعه، در این بخش است و زندگی واقعی و ملموس جامعه - حیات اجتماعی - در این بخش، بیشتر معنا پیدا میکند؛ چون این‌جا مسأله‌ی غذا و مسأله‌ی امنیت غذایی و مسأله‌ی استقلال ناشی از امنیت غذایی و خودکفایی مطرح است... مسأله‌ی سوم این است که ما به کشاورزمان میگوییم تلاش کنید تا امنیت غذایی برای کشور به وجود بیاورید؛ اما به مسؤولان‌مان میگوییم این پایان کار نیست؛ ما بایستی به صادرکنندگان این محصولات تبدیل شویم؛ ما باید بتوانیم دیگران را بهره‌مند کنیم. این کار، کارِ دستگاه‌های گوناگون دولتی است که وسایلش را فراهم کنند؛ ما میتوانیم. مرتب از این‌که ما از لحاظ آب در مضیقه هستیم، حرف میزنند؛ خوب بله، ما میدانیم کشور ما از آن کشورهای پُر آب نیست؛ اما آیا از همین آبی که امروز داریم، استفاده‌ی بهینه میشود؟ جواب، منفی است. این، جزو کارهای وزارت جهاد کشاورزی و وزارت‌خانه‌ها و دستگاه‌های گوناگون دولتی است که آموزش چگونگی استفاده‌ی از آب، تنظیم جریان آب در بخش‌های مختلف، نگهداری از همین مقدار آبی که از نزولات مبارک آسمانی است، با انواع و اقسام شیوه‌هایی که امروز در دنیا معمول است، جزو کارها قرار بگیرد. بنابراین، کشور ما از کشورهای پُر آب نیست، اما همین مقدار آبی که داریم، قادر است محصولات کشاورزی را سیراب کند. در زمین هم همین‌طور هستیم. من در گزارش‌ها خوانده‌ام که ما امروز اندکی بیش از هجده میلیون هکتار زمینِ قابل کشت داریم؛ در بخش‌های مختلف: دیمی و آبی و باغی و غیره، که این مقدار میتواند به سی میلیون هکتار افزایش پیدا کند؛ یعنی نزدیک به دو برابر. من در بعضی از بخش‌های این کشور - در مسافرت‌هایی که کرده‌ام - زمین‌هایی را دیده‌ام که با «کار» میتوانند تبدیل بشوند به زمین‌های قابل کشت. ما خیلی امکانات در این کشور داریم. ما یک کشورِ به معنای حقیقی کلمه غنی هستیم و این «غنا» را مردم باید حس کنند؛ از این غنا باید استفاده کنند. به زارع میتوانیم بگوییم روی این زمین، خوب و با شیوه‌ی علمی کار کن و محصول به دست بیاور؛ چیز دیگری در اختیار او نیست؛ ولی این مسؤولانند که بایستی نظام این کار را طراحی کنند. * 18 آبان 1385 ــ بیانات در دیدار دانشگاهیان سمنان کشور در مسائل حیاتی و اساسی باید خودکفا باشد. نه اینکه از دیگران به‌کلّی بی‌نیاز باشد، نه؛ امّا اگر به کسی یا کشوری، در چیزی احتیاج دارد، طوری روابطش را تنظیم کند که اگر خواست آن را به دست آورد، دچار مشکل نشود؛ او هم چیزی داشته باشد که مورد نیاز آن کشور است؛ خودکفایی یعنی این. * 5 اردیبهشت 1390 ــ در دیدار رئیس و اعضای «کمیسیون کشاورزی، آب و منابع طبیعی» مجلس حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی بخش کشاورزی را به علت نقش آن در تأمین امنیت غذایی و ایجاد اشتغال، از مسائل درجه اول کشور برشمردند... * 6 اردیبهشت 90 ــ بیانات در دیدار رئیس‌جمهوری و اعضای هیأت دولت بخصوص در همین زمینه‌های زراعی و باغی و اینها که ذکر کردند، اینها چیزهائی است که بایستی هرچه میتوانیم، از واردات اینها پرهیز کنیم. بروید سراغ همان صنعتیسازی صادرات کشاورزی؛ همین چیزی که در گزارشها هم بود. اینها چیزهای مهمی است؛ * 13 مهر 1390 ــ بیانات در دیدار جمعی از نخبگان و برگزیدگان علمی1390/07/13 مسئله‌ی کشاورزی هم که مطرح کردند، مسئله‌ی بسیار مهمی است و راست است؛ کشاورزی از بخشهائی است که در همه‌ی دنیا مورد حمایت ویژه‌ی دولتی قرار میگیرد. این بخش باید حتماً مورد توجه باشد. * 8 اردیبهشت 1395ــ بیانات در دیدار کارگران یک مسئله‌ی دیگری که خیلی مهم است و من این را هم باز با تعدادی از وزرای ذی‌ربط -چه وزرای کشاورزی، چه وزرای صنعتی و چه بعضی از مسئولین دیگر دولتی- مکرّر در گذشته درمیان گذاشته‌ام، [این است که‌] گاهی اوقات یک جنسی در داخل میتواند تولید بشود، [امّا] بعضی‌ها که از واردات آن جنس سودهای کلانی میبرند می‌آیند جلوی این تولید داخلی را میگیرند؛ اگر شد با رشوه -آقا، این کارخانه را تعطیل کن یا نساز و این پول را بگیر- اگر زیر بار نرفت، با تهدید، با جنایت. من نمیخواهم حالا اسم کالاها را بیاورم؛ کالاهایی را می‌شناسیم که توان داخلی تولید در آنها هست امّا وارد میشود به‌خاطر اینکه یک عدّه‌ای از واردات منتفعند و نمیگذارند در داخل تولید بشود. * 25 خرداد 1395 ــ بیانات در دیدار مسئولان نظام بخش کشاورزی‌ای که ما را خودکفا میکند ... که خب، خوشبختانه این گزارشی که امروز دادند، نشان میدهد که در این زمینه‌ها پیشرفت کرده‌ایم. من البتّه گزارشی نداشتم. .............................................................................................................................. منبع:  تسنیم   

بسم الله الرحمن الرحیم   سخنان بسیار مهم مقام معظم رهبری در خصوص منابع طبیعی و مراتع حل مسائلي چون آلودگي هوا و ريزگردها بيشتر از تبليغات کار و پيگيري جدي مي خواهد گروه اجتماعي- رهبر معظم انقلاب اسلامي ديروز در ديدار مسئولان و دست اندرکاران منابع طبيعي و حفظ محيط زيست، پديده زمين خواري و کوه خواري و ساخت و ساز در ارتفاعات را از مسائل رنج آور و اسف بار دانستند و تاکيد کردند: بايد در قانون، اينگونه اقدامات جرم تلقي شود و افراد سوءاستفاده کننده بي هيچ اغماضي مورد تعقيب قضايي قرار گيرند و اگر در دستگاه ها نيز کوتاهي انجام گيرد بايد با عوامل اين کوتاهي هم به شدت برخورد شود. حضرت آيت ا... خامنه اي رهبر معظم انقلاب اسلامي صبح ديروز (يکشنبه) در ديدار مسئولان و دست اندرکاران منابع طبيعي و حفظ محيط زيست، حل مسائل و مشکلات زيست محيطي همچون آلودگي هوا، پديده ريزگردها و دست اندازي به جنگل ها و مراتع و فضاهاي سبز را نيازمند برنامه ريزي، تدبير، پيگيري مستمر و جدي و قاطعيت دستگاه هاي مرتبط دانستند و تأکيد کردند: حفظ محيط زيست يک وظيفه حاکميتي است که بايد با تهيه سند ملي محيط زيست و پيوست زيست محيطي براي همه طرح هاي عمراني و صنعتي و همچنين جرم انگاري تخريب محيط زيست، به اين وظيفه بسيار مهم، عمل شود. به گزارش پايگاه اطلاع رساني دفتر مقام معظم رهبري، رهبر انقلاب اسلامي با اشاره به ديدگاه اسلام در خصوص اهميت حفظ زمين و ثروت هاي عمومي کره خاکي، گفتند: اسلام و اديان الهي همواره بر لزوم احساس مسئوليت انسان در قبال طبيعت و حفظ تعادل ميان انسان و طبيعت تأکيد کرده اند زيرا عامل اصلي بروز مشکلات زيست محيطي بر هم خوردن اين تعادل است. بسياري از مشکلات محيط زيستي قابل پيشگيري است حضرت آيت ا... خامنه اي، چالش زيست محيطي را چالشي فراگير در سراسر جهان برشمردند و با اشاره به آثار بلندمدت مسائل زيست محيطي، خاطرنشان کردند: تجربه هاي کشورهاي مختلف نشان مي دهد بسياري از مشکلات محيط زيستي قابل پيشگيري و داراي راه حل هستند. ايشان به عنوان نمونه به موضوع آلودگي هوا در کلان شهرها و پديده ريزگردها اشاره و تأکيد کردند: اين مشکلات، با صبر و حوصله و تدبير و پيگيري لازم، قابل حل هستند. رهبر انقلاب اسلامي افزودند: مسئله محيط زيست، مسئله اين دولت يا آن دولت، مسئله  اين شخص يا آن شخص و مسئله اين جريان و يا آن جريان نيست بلکه موضوعي کشوري و ملي است که بايد براي حل مشکلات مرتبط با آن، همه دست به دست يکديگر دهند. رهبر انقلاب اسلامي هوا، آب و خاک را سه عنصر اصلي در محيط زيست برشمردند و گفتند: براي حل مسائلي همچون آلودگي هوا در کلان شهرها و پديده گرد و غبار و همچنين کمبود آب و فرسايش خاک، بيشتر از تبليغات، بايد کار و تلاش جدي و پيگيري مستمر انجام داد. حضرت آيت ا... خامنه اي با اشاره به جنگل ها و مراتع به عنوان ريه هاي تنفسي شهرها و عوامل نگهدارنده خاک، از دست اندازي افراد سودجو به جنگل ها و منابع طبيعي به خصوص در شمال کشور ابراز تأسف شديد کردند و افزودند: دستگاه هاي مسئول بايد قاطعانه با تعدي به جنگل ها به هر بهانه اي اعم از هتل سازي و جذب گردشگر و ساخت حوزه علميه و برخي توجيهاتِ به ظاهر قابل قبول ، مقابله کنند. زمين خواري و کوه خواري رنج آور و اسف بار است ايشان پديده زمين خواري و اخيراً کوه خواري و ساخت و ساز در ارتفاعات را از ديگر مسائل رنج آور و اسف بار دانستند و تأکيد کردند: بايد در قانون، اينگونه اقدامات جرم تلقي شوند و افراد سوءاستفاده کننده بي هيچ اغماضي مورد تعقيب قضايي قرار گيرند و اگر در دستگاه ها نيز کوتاهي انجام گيرد، بايد با عوامل اين کوتاهي هم به شدت برخورد شود. رهبر انقلاب اسلامي با تأکيد بر اينکه حفظ محيط زيست يک وظيفه حاکميتي است افزودند: تهيه سند ملي براي محيط زيست، پيوست محيط زيستي براي همه طرح هاي عمراني، صنعتي و تجاري، پالايش و بازنگري قوانين براي جرم انگاري تخريب محيط زيست، و تقويت نظارت هاي بي اغماض، از مهم ترين راهکارها براي حفظ محيط زيست و مقابله با سود جويان و قانون شکنان است. حضرت آيت ا... خامنه اي، نقش آفريني مردم براي حفظ محيط زيست و فرهنگ سازي در جامعه به وسيله رسانه ملي را مهم ارزيابي و خاطرنشان کردند: مطالبي که بايد بيان شوند، امروز گفته شد و از اين پس مردم بايد قضاوت کنند که کدام دستگاه ها به وظيفه خود براي حفظ محيط زيست عمل مي کنند و کدام دستگاه ها براي حفظ محيط زيست، تلاش و اقدام لازم را انجام نمي دهند. گزيده بيانات رهبري * مسئولان قاطعانه با تعدي به جنگل ها مقابله کنند. * از اين پس مردم بايد قضاوت کنند که کدام دستگاه ها براي حفظ محيط زيست اقدام جدي انجام نمي دهند. * براي حل مشکلات مرتبط با محيط زيست همه دست به دست يکديگر بدهند. * حفظ محيط زيست يک وظيفه حاکميتي است که بايد با تهيه سند ملي محيط زيست و پيوست زيست محيطي براي همه طرح ها به اين وظيفه مهم عمل شود.  حال سوال اینجاست که جنایت کارانی که دوازده هزار هکتار مرتع دق چهلتوی و دهها هکتار جنگل را تخریب کردند چه پاسخی به رهبری دارند ؟   راوی سرخس   نگاهی به بیانات رئیس قوه قضائیه با محور منابع طبیعی     ........................... ..........................  

پر بازدید ترین مقالات

«گیاهان دارویی در قرآن و حدیث»

بسم الله الرحمن الرحیم «گیاهان دارویی در قرآن و حدیث» علیرضا ...

زنيان - شاهي - کندر (دروس استاد ضیایی / 3)

بسم الله الرحمن الرحیم زنيان - شاهي - کندر دروس استاد ضی...

اهمیت دامداری و کشاورزی در قرآن کریم

بسم الله الرحمن الرحیم اهمیت دامداری و کشاورزی در قرآن کریم ...

سخنان مهم مقام معظم رهبری در"اهمیت حفظ محیط زیست و منابع طبیعی"

بسم الله الرحمن الرحیم سخنان مهم مقام معظم رهبری در"اهمیت حفظ...

معجزات علمی قرآن کریم : 16- قرآن و عظمت آسمانها

بسم الله الرحمن الرحیم 16- قرآن و عظمت آسمانها منظور از معجزا...

تقویم شمسی

مرداد ۱۳۹۷
ش ی د س چ پ ج
« تیر   شهریور »
 12345
۶۷۸۹۱۰۱۱۱۲
۱۳۱۴۱۵۱۶۱۷۱۸۱۹
۲۰۲۱۲۲۲۳۲۴۲۵۲۶
۲۷۲۸۲۹۳۰۳۱