ماه: آذر ۱۳۹۷

قرآن و دانش کشاورزی

بسم الله الرحمن الرحیم قرآن و دانش کشاورزی .   موضوع(ها): کشاورزی در قرآن کشاورزی - جنبه‌های مذهبی - اسلام پدیدآور(ان): نويسنده:امیر آینه‌بند ناشر (ان): معتبر ۱۸۴ صفحه - وزیری (شومیز) - چاپ ۱ - ۱۰۰۰ نسخه ISBN: 978-600-6669-86-1 تاریخ نشر:۹۳/۱۲/۲۳ كد دیویی:۲۹۷.۱۵۹ زبان كتاب:فارسی محل نشر:خوزستان - اهواز  

نگرشی بر روش‌های تجربی در بررسی اثر گیاهان دارویی: از پژوهش تا رویکرد

بسم الله الرحمن الرجیم  نگرشی بر روش‌های تجربی در بررسی اثر گیاهان دارویی: از پژوهش تا رویکرد   دكتر نريمان مصفا گروه ايمونولوژي، دانشكده پزشكي، دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي   گياهان دارويي در طبيعت يكـي از نعمـتهـاي بـزرگ الهـي  ميباشند. آثار به جاي مانده از تمدنهاي اوليه بشري، حكايت از قدمت شصت هزارساله طب گياهي دارد (1 . گياهان دارويي منابع عظيمي براي به دست آوردن مواد دارويـي مـيباشـند. بقراط و جالينوس از مفاخر بزرگ و بنيانگذاران نظام پزشـكي علمي در جهـان درمـان بيمـاريهـا را بـا اسـتفاده از گياهـان دارويي پايـهريـزي نمودنـد. محمـدبن زكريـاي رازي اسـتاد و طبيب بيمارستاني آثار برجسته اي تحـت عنـوان جـامعالكبيـر (كتاب طـب الحـاوي) در24 جـزء و نيزطـب المنـصوري را در زمينه نسخه هاي تهيه وتجويز داروهاي با منبع گياهي به رشته تحرير درآورد. همچنين ابوريحان بيروني از مشاهير بلنـد آوازه ايراني از نخستين دانشمنداني بود كـه فارماكوپـه بـا فهرسـت داروهاي گياهي رادر جهان تدوين نمود. كتاب قانون در طـب تاليف حكيم بوعلي سينا كه تـاليف كلاسـيك از طـب سـنتي است، يكي ديگر از منابع غنـي و سرشـار از اطلاعـات گياهـان دارويي ميباشد. امروزه بر حسب علاقمندي انسانهـا مطالعـهمتـون مربـوط بـه گياهـان دارويـي نـه تنهـا آموزنـده، بلكـه لذتبخش نيز ميباشد (1 ،2     ........   متن کامل مقاله : pdf     نگرشی بر روش‌های تجربی در بررسی اثر گیاهان دارویی

گیاهان دارویی از منظر نهج البلاغه – [سیر، گل بنفشه، کاسنی]

بسم الله الرحمن الرحیم     بسمه تعالی گیاهان دارویی از منظر نهج البلاغه   [سیر، گل بنفشه، کاسنی]                   یکی درد ویکی درمان پسندد             یکی رنج ویکی حرمان پسندد                من از درمان و درد ورنج وحرمان           پسندم آنچه را جانان پسندند دکتر حسین جعفری عضو هیئت علمی  دانشگاه آزاد اسلامی واحد پزشکی تهران  گروه فارماگولوژی . اشاره :  ضمن آرزوی سلامت و تبریک ماه مبارک رمضان و قبولی عبادات کاربران و همشهریان عزیز مقاله گیاهان دارویی را در این هفته با عنوان فوق انتخاب نمودیم این مقاله در اردیبهشت  1384در سومین  حشنواره  2سالانه نهج البلاغه در دانشگاه تهران به صورت سخنرانی در بخش اساتید ارائه گردیده و حائز رتبه شده و در محموعه مقالات اساتید مربوط به این جشنواره  چاپ شده است که خلاصه آن  مورد بحث قرار می گیرد. . [سیر و خواص آن]  یکی از گیاهانی که در نهج ا البلاغه عنوان شده است "الثوم" است  که همان  "سیر" میباشد . در کتب بحارالانوار ، مستدرک الوسائل ، مکارم الاخلاق و الفردوس بهائورالخطاب از اما م علی (ع) نقل شده است که سیر:  درمان هفتاد بیماری است وبا آن درد های خود را درمان کنید.  کلوالثوم وتداووا به فان فیه شفاء من سبعین داء  و در جای دیگر فرموده اند : لا یصح اکل الثوم الا مطبوخا" یعنی خوردن سیر روانیست مگر پخته باشد. .  اینجانب و همکارانم بر این گیاه تاکید شده در نهج البلاغه و طب النبی به این موارد دست یافتیم: 1-    اثرات آنتی بیوتیکی سیر و دستیابی به ماده ای از آن که نقش آنتی بیوتیکی را ایفاء می کند که در این مطالعات ثابت شد اولا": سیر بر ضد باکتری های گرم مثبت و منفی موثر است این اتر بخشی بر ضد باکتری خطرناک" سالمونلا تیفی موریوم" که عامل حصبه است به اثبات رسید . ثانیا": بر ضد باکتری خطرناک دیگری به نام " یرسینیا اینتر کولیتیکا" موثر است. این موارد ثبت اختراع شده و  در کنگره های بین المللی گیاهان دارویی ویرسینیا و میکروبیولوژِی در کشورهای تایلند ، هلند و ترکیه ارائه گردید و در مجلات علمی – پژوهشی  دارو و درمان{متعلق به شرکت داروپخش) و دانشورپزشکی ( متعلق به دانشگاه شاهد تهران ) مفصل به چاپ رسیده است. .  امام علی(ع) در نهج البلاغه  فرموده اند  سیر را به صورت پخته مصرف نمایید ما در تحقیقات خود اثرات درمانی  این گیاه  را با عصاره گیری از پودر آن در دمای بالا انچام و عملا" دریافتیم که عصاره آن در دمای بالا موثر است. از مواد خیلی موثر آن  آلیسین است وامید میرود در آینده  آنتی بوتیکی با نام گارلیسیلین  طراحی بشود.  2-  سیر در کاهش ضربان و انقباضات دهلیز قلب موثر است و بنابر این  ضد طپش قلب و بی نظمی  آن است . (ثبت اختراع ) و چاپ  در مجلات علمی پژوهشی "گیاهان دارویی و معطر ایران"  و "علوم پزشکی قزوین" عنایت داشته باشیم سومین  عامل مرگ و میر در جهان و ایران بیماریهای قلبی و عروقی است. در حال حاضر بیش از 18000 مقاله علمی در مورد  اثرات  قلبی عروقی سیر توسط محققین به چاپ رسیده است که این اهمیت گیاه دارویی سیر و  توصیه و تاکید مصرف آن توسط پیامبر عظیم الشان (ص) وامام علی (ع) را در 1400 سال قبل به اثبات میرساند . کتب دینی ما در مورد پزشکی کم نیستند. طب النبی، طب الصادق ، طب الرضا از گنجینه های پزشکی و افتخارات  دین اسلام است که متاسفانه بر روی آن کم کار شده است و باستی دانشجویان رشته های طب سنتی ، گیاهان دارویی  و شیمی دارویی و فارماکو گنوزی  در رساله های خود به این مهم بپردازند. 3-    آخرین کار مهم با سیر بررسی  "اثرات  ضد افسردگی " این گیا ه بوده  است  که به  پاسخ های جالبی دست یافتیم و نتایج این بخش از کار در مجله علمی – پژوهشی " Iranian Journal of Neurology, Vol.7, No.26 & 27 , Summer & Autumn 2009, 527-534"  به چاپ رسیده است . تمام مطالعات با سیر همدان که بعد از سیر تبت بهتری سیر در جهان است انجام شده است. . [گل بنفشه]:   گیاه دومی که اما م علی(ع) بر مصرف آن تاکید فراوان داشته اند  " گل بنفشه" است. ایشان فرموده اند اکسیر اخد الحمی  بالبفسح  والماء  الباردفان حرها من فج جهنم (بحارالانوار) حرارت تب را با خوردن دم کرده بنفشه در زمستان پایین بیاورید. اهمیت ضد تب  این گیاه به حدی است که حضرت فرموده اند   تب از گرمای جهنم است و در جای دیگر فرموده اند که گل بنفشه را برای یکدیگر ببرید زیرا رسول خدا (ص) بیان داشته اند " اگر مردم می دانستند در گل بنفشه چه فوایدی وجود دارد آ ن را چون خورشت همراه غذا می خوردند"( بحارالانوار).  در طب الصادق  نیز از قول امام بزرگوار  آمده است که حرارت تب را با گل بنفشه  و آب سرد فرو نشانید که حرارت تب از گرمای جهنم است. . امروزه ثابت شده است که گل بنفشه جاوی  سالیسیلات است. سالیسیلات ها از جمله آسپیرین در رده داروهای ضد درد و ضد التهاب و ضد تب هستند. بر این اساس ما اثرات ضد دردی گل بنفشه الموت در یک پروژه تحقیقاتی  به اثبات رساندیم. نتایج این مطالعه درهشتمین  کنگره بین المللی EFNS  ) فدراسیون اروپایی علوم اعصاب ) در سال 1382 توسط اینجانب در کشور فرانسه ارائه گردید(مقاله در دست تهیه است ) . در ضمن عزیزان کاربر بدانند  زخم معده و اثناعشر مهمترین معضل و مشکل  سالیسیلاتها میباشد. نارسایی کلیه ها و عوارض عصبی مغزی نیز در اثر مصرف بی رویه و خود درمانی  با این داروها بوده (سندرم ری در کودکان و سالیسیلیسم در بزرگسالان) با مصرف این داروها به وجود می آید. در حال حاضر تنها و تنها مصرف معقول آسپیرین در پیشگیری از سکته در افراد بالای 40 سال است. با وارد شدن  داروهای ضد درد وضد تب وضد التهاب غیر استروییدی نسل سوم  نسل دوم و به ویژه نسل اول (مثل آسپیرین )  نبایستی مصرف شود. محققین ، دانشجویان داروسازی ، پزشکی و...  بدانند که از گل بنفشه  که مصرف آن توسط بزرگان دین ما توصیه شده است  هنوز به دارو تبدیل نشده است و میطلبد محققین جوان کشور و جهادی  ما در راستای اقتصاد مقاومتی گامی بزرگ بردارند. . [کاسنی]:  سومین و آخرین گیاه مورد بحث ما در این رهگذر  کاسنی است که  امام علی (ع)فرموده اند:  هرکس شب بخوابد و هفت برگ کاسنی در معده او باشد از درد  قولنج در امان است. ایشان می فرمایند: فضیلت  کاسنی بر دیگر سبزیجات مانند فضیلت ما اهل بیت است بر سایر مردم . در " وسایل الشیعه" حضرت امام نسبت به مصرف گیاهان دارویی نظیر کاسنی و هند باد تاکید داشته اند.  در کتب "الکافی" و "وسایل الشیعه" از قول امام صادق (ع) آمده است گه امام علی(ع) فرموده اند|  کلوا الهند باء فما من صباح الا و تنزل علیها قطره" من الجنه  فاذا اکلتمو ها فلا تنفضوها.  کاسنی  صحرایی بخورید هیچ صبحی نیست جز  آنکه  قطره ای از بهشت بر ان نازل می شود.  توصیه نموده آند وقتی کاسنی خوردید باقیمانده ان را دور نریزید. در این راستا اینجانب وهمکاران مقاله ای مروری در مورد کاسنی و خار شتر  در مجله علمی  "درد" چاپ نموده ایم.          امید است حق مطلب را تا حدودی ادا کرده باشیم. متعصبانه بر این باوریم که امام علی (ع)  الحق طبیب زمانه خود بوده اندو این نوشتار جزیی از طبابت ایشان را نشان میدهد. ........................................................................................................................................................ جا دارد از همکاران هیئت علمی ، کارشناسان و دانشجویان همکار در پروژه های قید شده این مقاله یاد نماییم. دکتر محمد رضا نیاکان               دانشگاه شاهد دانشکده پزشکی گروه میکروبیولوژی دکتر نادر فلاح                        دانشگاه شاهد دانشکده پزشکی گروه آمار حیاتی  خانم دکتر مینو شهیدی             دانشگاه علوم پزشکی ایران گروه هماتولوژی  دکتر اسماعیل موسوی         دانشگاه علوم پزشکی قزوین دانشکده پزشکی گروه میکروبیولوژِی  اسماعیل عباسی                    کارشناس گروه فیزیولوژی و فارماکولوژی  پزشکی قزوین  صادق منصوری                   کارشناس گروه میکروبیولوژی دانشکده پزشکی شاهد تهران  خانم مریم شرائلی                کارشناس گروه پاتولوژی دانشکده پزشکی شاهد تهران  دکتر سید روح ا... میری      دانشجوی فوق تخصص جراحی اعصاب در بیمارستان امام تهران  دکتر سمیرا یادگاری              متخصص نورولوژی از دانشگاه علوم پزشکی تهران  دکتر رضا قره باغی               فارغ التحصیل از دانشکده پزشکی دانشگاه شاهد تهران  دکتر فاطمه حیدری               فارغ التحصیل از دانشکده پزشکی دانشگاه شاهد تهران  سمیه کاکاوند ،                   فارغ التحصیل رشته اطاق عمل دانشکده پیرا پزشکی قزوین  شیرین صمدی                    فارغ التحصیل رشته اطاق عمل دانشکده پیرا پزشکی قزوین  فریبا محمود زاده                فارغ التحصیل رشته اطاق عمل دانشکده پیرا پزشکی قزوین

حیوانات در نگاه دین: سیری بر آیات، روایات و احکام فقهی و حقوقی حیوانات در دین مبین اسلام

بسم الله الرحمن الرحیم حیوانات در نگاه دین: سیری بر آیات، روایات و احکام فقهی و حقوقی حیوانات در دین مبین اسلام . پدیدآورندگان : گردآورنده: مهدی هدایتی موضوع : حیوانها - جنبه‌های مذهبی - اسلام ناشر : برقعی محل نشر : قم   . قطع : جیبی زبان اصلی : فارسی قیمت : 22000 نوع جلد : شومیز تعداد صفحات : 102 تاریخ نشر : 1389/5/16 رده دیویی : 02907483 شابک : 978-600-91190-5-9 . معرفی کوتاه :  “تبیین دیدگاه دین اسلام درباره حیوانات و «حقوق حیوانات» موضوع این اثر می‌باشد که با بررسی اجمالی در آیات و روایات و نیز احکام و دستورات فقهی و شرعی، اختصارا بدان پرداخته شده است. فصل اول حاوی آیاتی است که به نحوی به یکی از حیوانات در آن اشاره شده است. و در ادامه نام حیوانات، تعداد اشاره به آن‌ها و آیات مورد نظر به همراه ترجمه آن‌ها ذکر گردیده است. حقوق حیوانات و احکام مرتبط با آن‌ها در فصول بعدی ذکر گردیده و در نهایت روایاتی که به موضوع حیوانات پرداخته‌اند مورد توجه قرارگرفته و نهج البلاغه در این میان فصلی را مستقلا به خود اختصاص داده است.” . در این کتاب آمده است :   -  آیات مرتبط بانضمام ترجمه آیات -  استخراج کلمات مرتبط / ترجمه به فارسی - انگلیسی / مشخص کردن مکان کلمات و تعداد تکرار آنها در قرآن مجید -  حقوق حیوانات در فقه اسلامی -  احکام حیوانات در رساله‎های توضیح المسائل مراجع عظام تقلید -  روایات بیان شده از پیامبر اکرم (ص) و ائمه معصومین (ع) پیرامون حیوانات - سیری در نهج البلاغه  

خودبوم‌شناسي؛ رهيافتي در تبيين تعامل اخلاقي انسان با طبيعت

بسم الله الرحمن الرحیم خودبوم‌شناسي؛ رهيافتي در تبيين تعامل اخلاقي انسان با طبيعت احمد عابدي ‌سروستاني*   چكيده بحران‌هاي زيست محيطي با به خطر انداختن حيات در زمين، موجب شده است تا انسان به ناچار به دنبال راه حل و جلوگيري از گسترش اين بحران‌ها برآيد. از آنجا كه نقش انسان در بروز بحران‌هاي زيست محيطي انكارناپذير است، برخي معتقدند براي حفاظت از محيط زيست، بايد يك چارچوب يا آيين‌نامه رفتاري براي تعامل درست انسان با طبيعت تدوين شود تا همگان به رعايت آن ترغيب گردند. در اين راستا، فلاسفه در چند دهه اخير سعي كرده‌اند تا با بسط تفكرات و الزامات اخلاقي به موجودات ماسواي انسان، سهم خود را در تبيين اين آيين‌نامه رفتاري ايفا نمايند. در اين بين، انسان‌‌شناسي برآمده از انديشه اسلامي، توان ارائه چارچوب جامعي براي تعامل درست اخلاقي انسان با طبيعت را دارد. اين مقاله به روش توصيفي ـ تحليلي مي‌كوشد تا شرح جامعي از تبيين رهيافت اخلاق زيست محيطي با نام «خودبوم‌شناسي» ارائه دهد. كليدواژه‌ها: اخلاق، محيط زيست، حفاظت، خودبوم‌شناسي. . مقدمه1 وجه تفاوت انسان با حيوانات و جمادات، انديشه‌ورزي اوست. تفكر درباره پديده‌ها و عالَم شهود، از ابتدايي‌ترين نوع تفكر محسوب مي‌شود كه از ابتداي خلقت انسان همراه او بوده است. انسان‌ها همواره از ماهيت و چگونگي اشياي پيرامون خود پرسش مي‌كنند، به دنبال راز پديده‌هاي طبيعي هستند. علاوه بر اين، همواره براي انسان‌ها منشاء، غايت و هدف زندگي مهم است. براي مثال، مي‌توان به اين پرسش‌ها اشاره كرد كه: چرا ما انسان به دنيا آمده‌ايم؟ به عنوان يك انسان، چه ويژگي‌ها يا امتيازات منحصر به فردي داريم؟ انسان‌ها چه وظايفي نسبت به خود و نسبت به يكديگر دارند؟ زندگي خوب چيست و چگونه مي‌توان آن را تحقق بخشيد؟ انسان‌ها به كمك تفكر و استدلال منطقي توانسته‌اند براي برخي از اين پرسش‌ها، پاسخ‌هاي قابل قبولي بيابند. اما در مورد برخي از اين پاسخ‌ها توافق چنداني وجود ندارد. براي مثال، هنوز براي بسياري از انسان‌ها اين پرسش مطرح است كه «زندگي خوب» چيست؟ سعادت انسان در چيست؟ چه چيزهايي موجب مي‌شود تا انسان‌ها به سعادت برسند؟ نكته مهم اين است كه نوع پاسخ به اين پرسش‌ها، مسير و ماهيت زندگي انسان‌ها را تعيين مي‌كند. شايد يكي از دلايل تنوع اجتماعات و حتي اختلافات و درگيري‌ها نيز ريشه در نوع پاسخ به اين قبيل پرسش‌هاي بنيادين داشته باشد. اما بسياري در تلاش‌اند تا براي حفظ يكپارچگي جوامع انساني و برپايي صلح پايدار در جهان فعلي، به اصول و مبناي اخلاقي مشتركي براي تعريف معيارهاي درست و اشتباه رفتاري براي انسان‌ها دست يابند. تفكر فلسفي يكي از راه‌هاي رسيدن به اين مهم است.‌‌‌ طرح مسئله يكي از ابعاد مهم زندگي انسان، به تعامل و رابطه وي با طبيعت برمي‌گردد. واقعيت اين است كه ‌نظام خلقت به نحوي سامان يافته است كه طبيعت را پناهگاه انسان و ساير موجودات قرار داده است. انسان در ابتدا، خود را در دامن طبيعتي يافت كه نيازهاي وي را برآورده مي‌كرد. اگرچه تأمين نيازهاي انسان از طبيعت، با زحمت و تلاش فراوان همراه بود، اما انسان همواره خود را با طبيعت تفسير مي‌كرد و علي‌رغم خطراتي كه از سوي طبيعت وجود داشت، به آن احترام مي‌گذاشت. اين احترام تا حدّي بود كه برخي براي طبيعت يك نيروي ماورايي قائل بودند و براي رضايت و آرام نگه داشتن آن، براي آن قرباني مي‌كردند. رفتار توأم با احترام با طبيعت يا اجزاي آن، در تمدن‌هاي باستان مانند ايران، بين‌النهرين و مصر وجود داشته است كه از نمونه‌هاي آن مي‌توان به توصيه‌هاي بجا مانده از آنها اشاره كرد كه بر تميز نگه داشتن آبهاي جاري و آلوده نساختن خاك و هوا تأكيد دارند. در واقع، حفظ طبيعت و احترام به آن، يك ارزش و هنجار پذيرفته شده بود كه در بين تمدن‌هاي باستان رواج داشت و از نوع تفكر و استدلال مردمان آن زمان ناشي مي‌شد. چگونگي انديشيدن مردمان پيرامون هستي، ارزش‌ها و حقايق عالم طبيعت موجب گرديد تا نمود آن در رفتار و هنجار اجتماعي آنان ظاهر گردد، به نحوي كه در نهايت، بايدها و نبايدهايي در تعامل بين انسان‌ها پذيرفته شد كه تخلف از آنها، يا به دليل تخطي از شكل قانوني آن و يا تخطي از شكل اخلاقي آن، ناپسند و مردود محسوب مي‌شدند، كساني كه اين بايدها و نبايدهاي رفتاري را ناديده مي‌‌گرفتند، يا مستوجب تنبيه و مجازات بودند و يا مي‌بايست سرزنش­‌‌ها و نگاه‌‌هاي توأم با تأسف و ناراحتي ديگران را تحمل نمايند. مورد اخير بيانگر اين است كه بسياري از هنجارهاي رايج به دليل ماهيت خويش، فاقد ابزارهاي قانوني و حقوقي به عنوان ضمانت اجرايي هستند. بسياري از آنها در حوزه­اي جاي دارند كه از آن به «اخلاق» ياد مي‌شود. ضمانت اجرايي معيارها و هنجارهاي اخلاقي در درون فرد است و اين خود شخص يا فرد است كه آزادانه مي‌تواند معيارهاي اخلاقي را محترم شمارد يا از آن عدول كند. اگرچه در ابتدا معيارهاي اخلاقي براي تعامل انسان‌ها با يكديگر به وجود آمدند، اما به مرور و با اهميت يافتن ساير پديده‌هاي طبيعي، اين پرسش مطرح شد كه آيا رعايت رفتارهاي اخلاقي فقط مختص روابط بين انسان‌ها است يا انسان وظايف اخلاقي ديگري نيز نسبت به اجتماع خويش يا ساير اجتماعات بشري دارد؟ همچنين، آيا مباحث اخلاقي شامل موجودات غير از انسان نيز مي‌شوند‍؟ اگر چنين است، چرا در رفتار با غير از انسان‌ها، چنين معيارهايي مي‌بايد در نظر گرفته شوند و اين معيارها چه مي‌توانند باشند؟ طرح چنين پرسش‌هاي بنيادين، ذهن انسان‌ها را به خود مشغول داشت و انديشمندان بر آن شدند تا پاسخ اين پرسش‌ها را بيابند. عمده مباحث مطرح در اين رابطه را مي‌توان به تلاش‌هاي انجام شده در تعريف «خوب» و «بد» و روش آن، تعيين ملاك خوبي و بدي و تطبيق اين ملاك‌ها به شرايط خاص و كاربرد آن در موقعيت‌هاي مختلف يعني اخلاق كاربردي ارتباط داد. در حوزه تفكر اخلاقي، يكي از پرسش‌‌هاي اساسي، درباره ارزش ذاتي و به خصوص اين موضوع است كه ارزش ذاتي مختص چيست؟ به طور سنّتي، در پاسخ به اين پرسش اختلاف نظري بين انديشمندان وجود نداشته است؛ چرا كه همگي بر ارزش ذاتي انسان تأكيد دارند. براي مثال، فيلسوفان يونان قديم مانند ارسطو به استعداد و سعادت انساني علاقمند بودند. كانت اعتقاد داشت كه ما فقط در برابر ديگر همنوعان خود مسئوليم. فايده‌گراياني مانند جرمي بنتام و جان استورات ميل نيز همواره سعادت انساني را در اولويت قرار داده‌اند. اما همان‌طور كه رابينسون و گارات2 مطرح مي‌كنند، در بين ميراثي كه از گذشته به ما رسيده است، فلسفة اخلاقي كه مناسب بحران‌هاي زيست محيطي امروزي باشد، وجود ندارد.3 يك دليل اين است كه در اخلاق سنّتي، فقط انسان از ارزش ذاتي و به تبع آن از جايگاه اخلاقي برخوردار است. به اين ترتيب، حفظ محيط زيست در چنين تفكر اخلاقي، نه به دليل ماهيت و شايستگي­هاي ذاتي طبيعت، بلكه به دليل تحقق خير آدمي است. اما، بروز بحران‌هاي زيست محيطي موجب شده است تا برخي انديشمندان در كفايت اخلاق سنتي براي چالش با بحران‌هاي زيست محيطي ابراز ترديد كنند. آنان بر اين باورند كه فلسفه و علم اخلاق مي­بايد در هر زمان قادر باشد تا پاسخ اخلاقي مناسبي براي تبيين رفتار انسان ارائه نمايد. در اخلاق سنتي، پاسخ كافي و مناسب براي حل بحران‌هاي زيست محيطي مُدرن امروزي يافت نمي­شود. از اين‌رو، لازم است تا با توجه به ماهيت پوياي اخلاق، تحوّلات لازم در آن به‌عمل آيد. به همين دليل، برخي مانند هولدن4 معتقدند با توجه به نيازهاي روز جامعه بشري، فلسفه و علم اخلاق مي­بايد درك و احساس جديدي از جايگاه مخلوقات در جهان ارائه نمايد تا با آن بتوان تعامل انسان با طبيعت را سامان داد.5 الزام اخلاقي در تعامل با طبيعت حداقل بر اين اصل استوار است كه نه تنها انسان، بلكه ساير موجودات غير از انسان نيز مي­توانند از ارزش ذاتي برخوردار باشند. اين استدلال راه را براي بسط و گسترش مباحث مربوط به فلسفه و علم اخلاق به محيط زيست گشوده است. بدين ترتيب، دايرة اخلاق از محدوده تنگ روابط بين انسان‌ها خارج شده است و به ساير مخلوقات بسط يافته است. حتي طرح مباحث مربوط به اخلاق زيست محيطي موجب به وجود آمدن جُنب‌وجوش تازه­اي در بين انديشمندان سنّتي شده است؛ زيرا كساني كه ارزش ذاتي را مختص انسان مي‌دانند و بر اين باورند كه فقط انسان موضوع اخلاق است، امروزه بر خود لازم مي­بينند تا در مقابل استدلال كساني كه ارزش ذاتي را نه فقط مختص انسان، بلكه ساري در ساير مخلوقات مي­دانند، توجيهات منطقي خود را بيان كنند و به پرسش‌هاي برآمده از آن پاسخ گويند. اين در حالي است كه مطرح شدن مبحث اخلاق زيست محيطي، ضمن فراهم آوردن زمينه جديد براي تفكرات فلسفي، موجب شده است تا به دليل تهديد ناشي از بحران‌هاي زيست محيطي و به خطر افتادن حيات انسان و ساير مخلوقات بر روي زمين، دامنه اين مباحث روزبه‌روز گسترده­ و در عين حال چالش برانگيز گردد. . ضرورت رجوع به ماهيت انسان در تبيين اخلاق زيست محيطي همان‌طور كه مي­دانيم فاعل اخلاقي، انسان است. اخلاق براي انسان معني دارد. به بيان ديگر، فقط براي انسان مطرح است كه از نظر اخلاقي انجام چه كاري خوب است و چه كاري بد. اين به دليل مختار بودن انسان و برخورداري از نعمت آزادي است كه انسان را قادر مي‌سازد تا تصميم بگيرد كه چه كاري را بايد انجام دهد و يا انجام ندهد. اگر انسان مانند ساير مخلوقات مختار نبود، دامنه و نوع رفتارهايش، همانند ساير مخلوقات، به صورت فطري و از قبل برايش تعيين مي­گرديد و نمي‌توانست خارج از چارچوب رفتارهاي متناسب با هر موقعيت عمل نمايد، آيا اخلاق براي وي معنا داشت؟ انسان تنها موجودي است كه قادر است بين رفتارهايش، يعني رفتارهاي خوب و بد تمايز قائل شود. اين تمايز نيز به كمك قوّة درك و عقل قابل انجام است. به بيان ديگر، انسان‌ها با تفكر منطقي مي‌توانند به معيارهاي اخلاقي دست يابند. پس اگر رفتارهاي اخلاقي فقط از انسان سر مي‌زند، و او مي‌بايد معيارهاي اخلاقي را محترم شمرد، مي‌بايد براي تبيين نظام اخلاقي كامل، به سراغ انسان رفت و ابتدا انسان را شناخت. معمولاً هر مكتب فلسفي نگاه خود نسبت به انسان را روشن مي‌سازد. با اين كار و با تكيه بر آن، انديشمندان خواهند توانست به ساير پرسش‌هاي بنيادين دراين‌باره، كه سعادت انسان چيست و براي رسيدن به سعادت چگونه بايد زندگي و رفتار كرد، پاسخ گويند. در واقع، نوع تعريف از ماهيت و چيستي انسان، زمينه طرح ساير مسايل اساسي فلسفه مانند هستي­ شناسي، شناخت‌شناسي و ارزش‌شناسي را فراهم مي‌آورد. اگر انسان به تفكر فلسفي مي‌پردازد، نگاه انسان به خود و تعريفي كه از ماهيت خويش دارد، وي را مُلزم مي‌سازد تا با توجه به استلزامات چنين نگاهي بيانديشد و نظام تفكر منطقي خود را سامان دهد. براي مثال، مكاتبي كه انسان را موجودي مادّيِ صرف مي­پندارند، هستي را سواي محسوسات نمي­دانند و براي دانش، روشي جز تجربه برنمي‌گزينند. بنابراين، دور از انتظار نيست كه چنين مكاتبي سعادت انسان را در كاميابي مادّي و لذائذ حيواني تعريف كنند. از اين‌رو، آيا نظام ارزشي و اخلاقي آنان در عالم مادّيات خلاصه نخواهد شد؟ اين موارد بيانگر تفاوت ديدگاه‌ها به روش فلسفي يا روش تفكر منطقي انسان نيست، بلكه به چگونگي پاسخ به قضاياي اوليه­اي ارتباط دارد كه نمي­توان آنها را اثبات كرد و تنها راه، پذيرش آنها است. بنابراين، با توجه به اينكه تفكر انسان در ماهيت انسان محاط است و هيچ‌گاه محاط‌شونده قادر به شناخت و توصيف كامل از احاطه كننده نيست، رجوع انسان به خويش در تعريف ماهيت خود، ناقص است و تنها راه شناخت ماهيت و چيستي انسان، رجوع به خالق انسان در پي‌بردن به قضاياي اوليه پيرامون ماهيت انسان است. اين استدلال ما را به اين نتيجه رهنمون مي‌كند كه از نظر منطقي، شناخت كامل انسان با انسان‌شناسي فلسفي در معناي تعقّل صِرف آن امكان‌پذير نيست. ماهيت انسان در انديشه اسلامي در انديشه اسلامي، خداوند واحد (الله)، خالق تمام موجودات و از جمله انسان است. خداوند بسياري از آگاهي­ها را از طريق وحي بر پيامبر برگزيده خويش حضرت محمد(ص) و از طريق ايشان به بندگان خود رسانده است. از اين‌رو، يكي از منابع شناخت در انديشه اسلامي، كتاب آسماني «قرآن» مي‌باشد. در قرآن كريم، خدواند انسان را صرفاً يك موجود مادّي معرفي نمي‌كند، بلكه انسان داراي يك سرشت ماوراءالطبيعي است كه در بين همه انسان‌ها مشترك مي‌باشد.6قرآن از اين ويژگي به «فطرت الاهي» ياد مي‌كند كه موجب مي‌شود انسان‌ها به طور ذاتي با خداوند آشنا و به سوي توحيد تمايل داشته باشند.7 به اين ترتيب، در انديشه اسلامي، انسان صرفاً جنبه يا بُعد مادي و جسماني ندارد، بلكه برخوردار از بُعد روحاني و غيرجسماني نيز مي‌باشد. اين امر موجب مي‌شود تا انسان از توانايي‌ها و امتيازات ويژه‌اي نسبت به ساير مخلوقات برخوردار گردد. لازم به يادآوري است كه قرآن صراحتاً بيان مي‌دارد كه خداوند در خلقت انسان از روح خويش در وي دميده است: «فَاذا سَوّيتهُ و نَفَختُ فيهِ مِن روحي فَقَعوا لَهُ ساجِدين»(حجر: 29). اين حقيقت نشان مي‌دهد كه انسان به طور بالقوه از صفات الاهي برخوردار است. البته انسان در هنگام تولد، يك حيوان بالفعل و يك انسان بالقوه است؛ به اين معني كه صفات الاهي و فرامادّي مي‌بايد در وي شكوفا شوند تا تبديل به يك انسان كامل گردد. در حالي كه حتي چنانچه اين استعدادها در فرد ناديده گرفته شوند و شكوفا نگردند، از بين نمي‌روند. چنانچه ماهيت انسان در انديشه اسلامي به عنوان نقطه شروع و آغاز پي‌‌ريزي نظام اخلاقي در نظر گرفته شود، مي‌توان مشاهده كرد كه نظام اخلاقي اسلام، از بسياري جهات و از جمله در پاسخ به دو پرسش اساسي اخلاق، يعني پرسش دربارة اينكه ارزش ذاتي به چه چيز تعلق دارد و پرسش دربارة اينكه معيار رفتار اخلاقي چيست، همچنين دربارة خاستگاه رفتارهاي اخلاقي و چگونگي تقويت رفتارهاي اخلاقي در انسان، با بسياري از تفكرات موجود در اين رابطه تفاوت دارد. اين نظام مي‌تواند پرسش‌هايي را پاسخ دهد كه ساير مكاتب براي آنها پاسخ روشني ندارند. براي مثال، مكاتب مادّي، در توجيه و چرايي بروز رفتارهاي اخلاقي مانند شجاعت، از خود گذشتگي و ايثار، ناتوان هستند و آنها را به حالات روان‌شناختي فرد نسبت مي‌دهند. اگرچه يك فرد يا جامعه مادّي‌گرا مي‌تواند اخلاقي باشد و معيارهاي اخلاقي را در زندگي به خوبي رعايت نمايد، اما تفاوت در اين است كه در ديدگاه اسلامي اولاً، سرچشمة اخلاق امور مادّي نيستند و ثانياً، نظام اخلاقي اسلام رو به خداوند دارد. در حالي كه، نظام اخلاق مادّي رو به سوي انسان دارد. به عبارت ديگر، هدف غايي نظام اخلاقي مادّي‌‌گرا، انسان و شكوفايي قابليت‌هاي مادّي وي است. در حالي كه، شكوفايي قابليت‌هاي مادّي انسان و برخورداري از يك جامعه، كه در آن معيارهاي اخلاقي رعايت ‌شوند، تنها يكي از پيامدهاي شكوفايي قابليت‌هاي معنوي انسان است و هدف نه تنها سعادت دنيوي، بلكه سعادت اُخروي است. اين تفاوت‌ها در نگاره‌هاي 1و2 نشان داده شده است.   نگاره 1. نگاه به انسان در مكتب مادّي‌گرا و تأثير آن در نظام اخلاقي منبعث از آن . نگاره 2. نگاه به انسان در مكتب اسلام و تأثير آن در نظام اخلاقي منبعث از آن . كاربرد انسان‌شناسي اسلام در تبيين اخلاق زيست محيطي تبيين اخلاق تعامل انسان با محيط زيست طبيعي، به چگونگي تبيين ماهيت و سرشت انسان برمي‌گردد. گرچه برخي انديشمندان، انسان را صرفاً موجودي مادّي و برخي مانند افلاطون انسان را موجودي عقلاني-روحاني مي‌دانند كه از ويژگي معنوي نيز برخوردار است، اما تفاوت تبيين سرشت انسان از منظر اسلام را مي‌توان به جاري و ساري بودن صفات خداوندي در بُعد روحاني (معنوي) انسان دانست. همچنين، در اسلام، نفس انسان دوگانه نيست؛ به اين معني كه يك بُعد مادّي مجزّا و يك بُعد روحاني مجزّا باشد، بلكه انسان به گونه‌اي خلق شده است كه همزمان آميخته‌اي از قابليت‌هاي مادّي (مشترك با ساير حيوانات) و قابليت‌هاي روحاني است.8 روشن است كه ماهيت و كاركرد قابليت‌هاي مادّي (غريزه) به نحوي است كه در يك مسير تعادل حركت مي‌كند و با نظام پيرامون (محيط) سازگار است؛ زيرا در غير اين صورت، حيات موجود به خطر خواهد افتاد. اما انسان تنها مخلوقي است كه مي‌تواند به دليل برخورداري از آزادي و اختيار، پا را از چارچوب فطري قابليت مادّي خويش فراتر گذارد. اگر چنين نبود، براي انسان همانند ساير مخلوقات، اخلاق معنايي نداشت. اما چگونه انسان مي‌تواند به طور اخلاقي رفتار نمايد؟ در پاسخ بايد گفت چنانچه انسان از قابليت‌هاي مادّي خويش، حداقل همانند ساير مخلوقات و در مسيري استفاده نمايد كه غريزه براي آن تعريف كرده است، باز مشمول رفتارهاي اخلاقي است؛ زيرا با اراده و اختيار خويش از مسير تعادل طبيعي غرايز و قابليت‌هاي مادّي منحرف نشده است. اما اگر چنين رفتاري از حيوان سر بزند، آن را نمي‌توان اخلاقي دانست؛ زيرا حيوان محكوم به انجام رفتارهايي است كه براي او تعريف شده است. به نظر مي‌رسد، بهتر است انجام چنين رفتارهاي اخلاقي از سوي انسان (انجام رفتار متعادل مطابق با غرايز طبيعي) را پايين‌ترين سطح رفتارهاي اخلاقي و جزو حداقل‌هاي مورد نياز براي وارد شدن در بحث اخلاق انساني دانست. اما چنانچه انسان از قابليت‌هاي مادّي و غرايز فراتر رود و نه تنها معيارهاي اخلاقي برآمده از آنها را محترم شمارد، بلكه به سمت شكوفايي و تكامل قابليت‌هايي حركت نمايد كه وجه مميزه بين انسان و حيوان است، آنگاه مي‌توان گفت كه انسان در آن وادي اخلاقي قدم نهاده است كه مي‌توان آن را اخلاق والاي انساني دانست. موارد ياد شده را مي‌توان در نگاره‌هاي 3 و4 نشان داد.   نگاره 3. ابتدايي‌ترين سطح اخلاق زيست محيطي . نگاره 4. بالا‌ترين سطح اخلاق زيست محيطي . براي وارد شدن به اخلاق انساني دو مسير مي‌تواند دنبال شود:9 مسيري كه مكاتب مادّي آن را قبول دارند، اين است كه انسان با استفاده از عقل خويش سعي نمايد تا معيارهاي اخلاقي براي رفتار با طبيعت را بيابد. اين همان چيزي است كه ارسطو در نظام اخلاقي غايت‌انگارانه خود به آن باور دارد؛10 يعني فعاليت نفس با موافقت عقل. بر اين اساس، وظيفه علم اخلاق چيزي جز قرار دادن كنترل نفس انساني در دست خِرد نيست.11 اگرچه چنين راهي مي‌تواند ما را به حفاظت از محيط زيست رهنمون سازد، اما تحقق آن منوط به اين است كه در اين مسير، عقل دچار خطا و اشتباه نگردد. اما تجربه نشان داده است كه عقل صِرف و مبتني بر حواس مي‌تواند دچار اشتباه شود. اين همان چيزي است كه از آن به «خِردگرايي ابزاري» ياد مي‌شود كه در آن، ملاك اصلي، پاسخگويي به غرايز انسان و اشباع آن در دستيابي به رفاه يا لذّت بيشتر خواهد بود. از آنجا كه بسياري از غرايز و خواست‌هاي انسان سيري‌ناپذير هستند و در هر حدّي كه اشباع شوند، باز سطح بالاتري از آن مطرح خواهد بود، عقلِ ابزاري انسان را هدايت مي‌كند كه براي دستيابي به رفاه بيشتر، محيط زيست طبيعي را تخريب نمايد. در حالي كه از خِردگرايي ابزاري به عنوان يكي از ويژگي‌هاي دوران مُدرن ياد مي‌شود كه منجر به بروز بحران‌هاي زيست محيطي شده است.12بسياري بر اين باورند كه دليل آن، جدايي خِرد از ساير منابع شناخت مانند وحي و يا جدايي انسان از دين است،13 به طوري كه از نظر برخي، بحران‌هاي زيست محيطي، بحران‌هاي معنوي و ديني هستند. امروزه بر راه‌حل بحران‌هاي زيست محيطي در بازگشت مجدد به اديان تأكيد مي‌شود.14 از اين‌رو، اين نياز ملموس است كه عقل جزء‌نگر، با كمك منابع غير مادّي شناخت (دين) كامل گردد تا امكان اشتباه و نقصان از بين برود. در انديشه اسلامي به اين موضوع توجه شده است، به طوري كه عقل و وحي هر كدام منبعي براي شناخت و تبيين معيارهاي اخلاقي هستند. در عين حال در اسلام، انسان مي‌تواند با خودشناسي و پرورش نفسِ روحاني خويش نيز به خداشناسي و از طريق آن، به معيارهاي اخلاقي دست يابد. در مجموع، مي‌توان گفت كه عقلِ جزء‌نگر، به تنهايي قادر به هدايت كمال‌خواهي انسان نيست. تبيين معيارهاي اخلاقي با كمك خِرد و نفس روحاني (خودشناسي)، مي‌تواند ما را از اخلاق زيست محيطي ناقص دور سازد و به نوع كامل آن رهنمون گردد. . نگاره 5. فرآيند اخلاق زيست محيطي جامع در مقابل اخلاق زيست محيطي ناقص . يكي از پيامدهاي منفي پيروي از عقلِ جزء‌نگر و ابزاري، تلقي جدايي انسان از طبيعت و سلطه تام بر آن است، به طوري كه برخي افراد مانند نائس، كه يكي از چهره‌هاي شناخته شده در اخلاق زيست محيطي است، معتقدند براي حفظ محيط زيست طبيعي اين تلقي مي‌بايد به تلقي يكپارچه بودن انسان با طبيعت تغيير يابد.15 وي با ارائه رهيافتي با عنوان «بوم‌شناسي عميق»16 معتقد به مفهومي به نام «تكامل نفس» است. نائس معتقد است كه تكامل نفس براي تحقق حفاظت از محيط زيست طبيعي لازم و ضروري است و تنها با آن مي‌توان از انسان‌ها انتظار داشت تا به­ صورت اخلاقي به تعامل با طبيعت بپردازند.17 در بوم‌شناسي عميق، انسان با رسيدن به تكامل نفس، ديگر با طبيعت بيگانه نخواهد بود و خود را با آن يكي و داراي سرنوشت مشترك مي‌داند. البته، نائستكامل نفس را از طريق وحدت با ساير اشياء امكان‌پذير مي‌داند. وي معتقد است كه با اين كار، انسان از خود رها مي‌شود و مي‌تواند به يگانگي با ساير مخلوقات دست يابد، به طوري كه با هيچ موجودي احساس بيگانگي نكند.18 اگرچه تلاش افرادي مانند نائس براي فراتر رفتن از خود و توجه به ساير مخلوقات از طريق احساس يگانگي با آنها، جاي تقدير دارد و حداقل به انسان گوشزد مي‌كند كه سواي از غرايز و رفاه وي، مي‌بايد با ساير مخلوقات احساس همدردي و يگانگي داشت، اما به نظر مي‌رسد وي نيز بر نفس حيواني (مادّي) انسان تأكيد دارد. وي گرچه آن را موجب بروز بحران‌هاي زيست محيطي مي‌داند، اما باز هم فراتر از آن نمي‌رود و صرفاً ناديده انگاشتن يا رهايي از نفس خودستا و رسيدن به نفس جامع را كه با ساير مخلوقات احساس يگانگي دارد، چاره كار معرفي مي‌كند. به نظر مي‌رسد، نائس پي برده است كه نفس انسان توانايي رسيدن به مراتب بالاتر از توجه به خويشتن را دارد؛ زيرا تعامل اخلاقي انسان با طبيعت نيازمند گذشتن از خويش و رسيدن به يگانگي نفس با ساير مخلوقات است. اما سخني چنين قابليت نفس به ميان نياورده است، در حالي كه با توجيه مادّي نمي‌توان گذشتِ از خود، به نفع غير از خود را توجيه كرد. اما چنانچه به تبيين نفس از نگاه اسلامي توجه شود، خواهيم ديد كه نه تنها چنين انديشه‌‌اي قادر به توضيح علّت و چرايي فراتر رفتن انسان از خويش و توجه به ساير مخلوقات است، بلكه آن را در چارچوبي معرفي مي‌كند كه حفاظت از محيط زيست طبيعي و ساير مخلوقات را از دريچه خالق آنها و از طريق انسان به عنوان يك مجرا مي‌بيند. براي تبيين اين ديدگاه، ابتدا نياز به رجوع به انسان‌شناسي اسلام است كه رهيافت جديد خودبوم‌شناسي آن را پيشنهاد مي‌نمايد.19 در اين رهيافت، انسان در ابتدا مي‌بايد بوم يا همان نفس خويش را بشناسد تا بتواند ساير بوم‌ها و از جمله زيست‌بوم طبيعي را حفظ نمايد. همان‌طور كه ذكر شد، اسلام نفس انسان را مركب از استعدادهاي حيواني و روحاني مي‌داند كه بُعد روحاني انسان از سوي خداوند و در نفس انسان به وديعه گذاشته شده است. اين بُعد، ماهيتي الاهي و ملكوتي دارد و مستعد بروز صفات خداوندي است. شايد به همين دليل در اسلام، انسان از اين قابليت برخوردار است كه جانشين و خليفه او در زمين باشد. نكته مهم اين است هنگامي كه انسان در تعامل خويش با طبيعت از نفس حيواني (يا نفس محدود) فراتر مي‌رود و نه تنها خويش را با طبيعت يگانه مي‌بيند، بلكه حاضر مي‌شود تا براي حفظ آن از خويش بگذرد و ايثار نمايد، در اين هنگام، علّت را بايد در نفس روحاني انسان جستجو كرد كه خميرمايه‌اي الاهي دارد و انسان را به انجام چنين رفتارهاي اخلاقي سوق مي‌دهد. به عبارت ديگر، اين خداوند است كه از مجراي انسان، صفات خويش را در جهان طبيعت بروز مي‌دهد. به اين ترتيب، توفيق رفتار اخلاقي با طبيعت و حفاظت از طبيعت منشاء الاهي دارد. درواقع، انجام دهنده اصلي رفتار اخلاقي با طبيعت، خداوند است كه انسان مي‌تواند با اختيار و آزادي، اجازه بروز آن را بدهد و يا اينكه مانع از آن شود. در اين صورت، راهي جز پيروي از نفس محدود (مادّي) براي تعامل با طبيعت باقي نمي‌ماند. بنابراين، نفس انسان همانند يك شمشير دولبه، مي‌تواند با متمايل شدن به يكي از ابعاد ماهيت وجودي خويش، يعني بُعد مادّي و بُعد معنوي يا روحاني، كاركردهاي متفاوتي در تبيين اخلاقي تعامل با طبيعت داشته باشد. چنانچه بُعد مادّي، زمام رفتارهاي انسان را در دست بگيرد، و چنانچه فقط از عقلِ ابزاري براي محدود ساختن رفتارهاي انسان استفاده شود، معيار رفتار اخلاقي، برآوردن خواست‌هاي حيواني انسان خواهد بود. به اين ترتيب، هيچ توجيه منطقي براي جلوگيري از بهره‌برداري بيش از حدّ از طبيعت و تخريب آن وجود نخواهد داشت. اين همان چيزي است كه برخي از آن به عنوان «ريشه بحران‌هاي زيست‌محيطي» ناشي از دنياي علم‌گراي غير‌ ديني و غير مسيحي سده‌ها‌ي 16 تا 19 ياد مي‌كنند.20 و موجب شده است امروزه دو مفهوم بحران و خِرد، با هم به كار ‌روند.21 اما اگر خردباوري نتوانسته است راز بحران‌هايي مانند بحران‌هاي زيست‌محيطي را توضيح دهد، رجوع به بُعد روحاني نفس انسان، نه تنها مي‌تواند به آشكار ساختن ريشه واقعي بحران‌هاي زيست‌محيطي كمك نمايد، بلكه قادر است تا معيارهاي اخلاقي مناسبي را تبيين نمايد كه براي حفظ محيط زيست‌طبيعي، از صدمات انسان‌ها كاربرد داشته باشد. شناخت بُعد روحاني نفس انسان مي‌تواند از دو طريق به اين كار كمك نمايد: اول، با در اختيار قرار دادن معيارهاي اخلاقي برآمده از آن و دوم، از طريق مهار كردن بُعد مادّي نفس انسان. همان‌طور كه بيان شد، نفس روحاني انسان يك وديعه الاهي است و به طور بالقوه مي‌تواند صفات الاهي را بروز دهد. از آنجا كه خالق انسان و ساير مخلوقات از جمله طبيعت، خداوند است، صفات الاهي مستتر در ضمير انسان، بهترين منبع براي تبيين معيارهاي اخلاقي تعامل انسان با طبيعت به­شمار مي‌روند. در حالي كه اخلاق زيست­محيطي اسلامي، توحيد محور است.22 بر طبق آموزه‌هاي اسلام، پرورش نفس روحاني انسان تنها با ياد خداوند امكان‌پذير است«وَ لا تَكُونُوا كَالَّذينَ نَسُوا اللّهَ فَأَنْساهُمْ أَنْفُسَهُمْ أُولئِكَ هُمُ الْفاسِقُونَ»(حشر: 19). چنانچه انسان خدا را فراموش كند و از ياد او غافل بماند، به نافرماني روي مي‌آورد و ديگر براي خود مهاري در نوع رفتار با سايرين و از جمله جهان طبيعي قائل نيست. از اين‌رو، نافرماني از رعايت صفات الاهي، انسان را به سوي بُعد مادّي نفس سوق مي‌دهد. به اين ترتيب، ياد خداوند نه تنها مي‌تواند به شكوفايي نفس روحاني و در اختيار نهادن معيارهاي اخلاقي تعامل انسان با طبيعت بيانجامد (طريق اول)، بلكه از طريق تبيين معيارهاي اخلاقي، به مهار بُعد مادّي نفس انسان نيز كمك مي‌كند (طريق دوم). نتيجه‌گيري براي تدوين يك نظريه اخلاق زيست­محيطي جامع، لازم است عالمان و انديشمندان ديني به همراه متخصصان، صاحب‌نظران و كارشناسان محيط زيست، چگونگي پاسخگويي به پرسش‌هاي مرتبط با اخلاق زيست­محيطي براي ترسيم بين‌‌رشته‌اي و فرارشته‌اي رفتار انسان با محيط زيست را تبيين نمايند.23 در اين راستا، لزوم انجام پژوهش‌هاي مرتبط با فرهنگ بومي بيش از پيش احساس مي‌شود.24 به نظر مي‌رسد، يكي از دلايل ناتواني برخي انديشمندان در تبيين چگونگي و چرايي بروز رفتارهاي اخلاقي و از جمله تبيين اخلاق زيست­محيطي مناسب، به شناخت ناكافي از انسان و ماهيت نفس وي و به عبارتي، به خودشناسي بر مي‌گردد. در اين ميان، تعريف اسلام از انسان و ماهيت نفس وي، مي‌تواند يك چارچوب جامع را فراهم آورد كه با كمك آن مي‌توان به پرسش‌هاي مطرح دربارة چگونگي و چرايي بروز رفتارهاي اخلاقي در انسان و همچنين چگونگي تقويت آن در شكل‌گيري اخلاق زيست­محيطي مناسب پاسخ گفت. پيشنهادات مطرح در اين رابطه قابل طرح در قالب يك رهيافت با نام «خودبوم‌شناسي» است كه در آن، تبيين اخلاق زيست­محيطي مناسب، در تعامل انسان با طبيعت از خودشناسي آغاز مي‌شود و در نهايت، با رسيدن به خداشناسي، مهارها يا لگام‌هاي دروني مطمئني را براي حفاظت محيط زيست طبيعي از صدمات ناشي از رفتارهاي ناشايست از سوي انسان فراهم مي‌آورد. اميد است اين تبيين بتواند زمينه طرح بحث و تفكر بيشتر در اين‌باره را فراهم آورد. .............................................................................................. منابع احمدي، بابک، مدرنيته و انديشه انتقادي، تهران، مرکز، 1373. جوادي، محسن و عليرضا صيادنژاد، «بررسي شکاف بين نظر و عمل اخلاقي از ديدگاه ارسطو»، انديشه ديني، ش 32، پاييز 1388، ص 28-1. رابينسون، ديو و گارات، کريس، اخلاق: قدم اول، ترجمة علي‌اکبر عبدل‌آبادي، بي‌جا، شيرازه، 1378. رجبي، محمود، انسان‌شناسي، چ يازدهم، قم، موسسة آموزشي و پژوهشي امام خميني(ره)، 1386. عابدي‌سروستاني، احمد و همكاران، «ماهيت و ديدگاه‌هاي اخلاق زيست‌محيطي با تأکيد بر ديدگاه اسلامي»، اخلاق در علوم و فناوري، ش 1و2، بهار و تابستان 1386، ص 72-59. عابدي‌سروستاني، احمد و شاه‌ولي، منصور، «جهت‌گيري ارزشي و اخلاق زيست‌محيطي اسلامي: ماهيت و پيامدها»، اخلاق محيط زيست: رهيافتي اسلامي، تهران، دانشگاه امام صادق (ع)، 1389. عابدي‌سروستاني، احمد و همكاران، مباني و رهيافت‌هاي اخلاق زيست محيطي، تهران، مؤسسه پژوهشي حکمت و فلسفه ايران، 1390، در دست چاپ. عابدي‌سروستاني، احمد و شاه‌ولي منصور، «ضرورت و ويژگي‌هاي پژوهش در اخلاق زيست محيطي»، اخلاق در علوم و فناوري، ش 3و4، پاييز و زمستان 1387، ص 61-56. محقق‌داماد، سيدمصطفي، «الهيات محيط زيست»، نامه فرهنگستان علوم، ش 17، 1380، ص 30-7. مطهري، مرتضي، فلسفة اخلاق، تهران، صدرا، 1383. Abedi-Sarvestani Ahmad and Shahvali Mansoor, “Ecology and ethics: Some relationships for nature conservation”, Journal of Applied Sciences, 2008a, p. 715-718. Abedi-Sarvestani Ahmad and Shahvali Mansoor, “Environmental ethics: Toward an Islamic perspective”, American-Eurasian Journal of Agricultural and Environmental Sciences, n.1, 2008b,p 609-617. Holden A, “In need of new environmental ethics for tourism”, Annals of Tourism Research, n.1 2003, 94-108. Naess Arne, »The shallow and the deep, long-range ecological movement«, In: L. Pojman (Ed.), Environmental Ethics, Reading in Theory and Application, London, Thomson Learning, 2001a. *استاديار دانشگاه علوم کشاورزي و منابع طبيعي گرگان. abediac@yahoo.com 1. اين مقاله تقرير و تبين از مقاله «ماهيت و ديدگاه‌هاي اخلاق زيست محيطي با تأكيد بر ديدگاه اسلامي است كه در فصل‌نامه اخلاق در علوم رفتاري، شماره اول منتشر گرديده است. 2. ديو رابينسون و کريس گارات، اخلاق: قدم اول، ترجمة علي‌اکبر عبدل‌آبادي، ص 143. 3. همان. 4. A. Holden, “In need of new environmental ethics for tourism”, Annals of Tourism Research, No.1, P.97. 5. Ibid. 6. مرتضي مطهري، فلسفة اخلاق، ص 109. 7. محمود رجبي، انسان‌شناسي، ص 128. 8. مرتضي مطهري، فلسفة اخلاق، ص137 9. نگاره 5 10. محسن جوادي و عليرضا صيادنژاد، «بررسي شکاف بين نظر و عمل اخلاقي از ديدگاه ارسطو»، انديشه ديني، ش32، ص5 11. همان. 12. اسکيربک بونار، «خردگرايي همچون تقدير»، نامه فرهنگ، ش2، ص76 13. ويليام چيتيک، «تئولوژي و توسعه»، نامه فرهنگ، ش4، ص59 14. سيدمصطفي محقق‌داماد، «الهيات محيط زيست»، نامه فرهنگستان علوم، ش 17، ص 17. 15. آرني نائس، «يکي­انگاري، يگانگي، يکپارچگي و خودآمايي»، در: اخلاق زيست محيطي (جلد دوم)، ص269 16. Deep Ecology. 17. Arne Naess, “The shallow and the deep, long-range ecological movement”. In Environmental Ethics, Reading in Theory and Application, P.147 18. Arne Naess, “Ecosophy T: Deep Versus Shallow Ecology”. In Environmental Ethics, Reading in Theory and Application, P.153 19احمد عابدي‌سروستاني و همكاران، همان، ص 67. 20. Ahmad Abedi-Sarvestani and Mansoor Shahvali, “Ecology and ethics: Some relationships for nature conservation”, Journal of Applied Sciences, No.4, P.715. 21. بابک احمدي، مدرنيته و انديشه انتقادي، ص 271. 22. احمد عابدي‌سروستاني و منصور شاه‌ولي، «جهت‌گيري ارزشي و اخلاق زيست‌محيطي اسلامي: ماهيت و پيامدها»، در: اخلاق و محيط زيست: رهيافتي اسلامي، ص 61؛ و Ahmad Abedi-Sarvestani and Mansoor Shahvali, “Environmental ethics: Toward an Islamic perspective”, American-Eurasian Journal of Agricultural and Environmental Sciences, No.1, P.613 23. احمد عابدي‌سروستاني و همكاران، مباني و رهيافت‌هاي اخلاق زيست‌محيطي، در دست چاپ. 24. احمد عابدي‌سروستاني و منصور شاه‌ولي، «ضرورت و ويژگي‌هاي پژوهش در اخلاق زيست محيطي»، اخلاق در علوم و فناوري، ش 3و4، ص 58. ................................................................................................................... نشریه معرفت اخلاقی : سال دوم، شماره دوم، Ma'rifat-i Ākhlaqī, Vol.2. No.2

نگاهی به حقوق حیوانات در اخلاق محیط زیست اسلام از منظر نهج‌البلاغه

بسم الله الرحمن الرحیم  نگاهی به حقوق حیوانات در اخلاق محیط زیست اسلام از منظر نهج‌البلاغه پروانه رضايي* چكيده برخي از متفكران معاصر غرب بر اين عقيده‌اند كه اديان، از جمله اسلام، عامل اساسي تخريب و ايجاد بحران محيط زيست‌اند. اين مقاله با ردّ اين ادعا، اثبات مي‌كند اخلاق زيست‌محيطي كه غربي‌ها در دورة معاصر در انديشة رعايت آن برآمده‌اند، پيش‌تر در منابع و آموزه‌هاي ديني و اسلامي بدان توجه شده است. در اين ميان، ريزترين نكته‌هاي اخلاق زيست‌محيطي مانند توجه و اهتمام به آباداني زمين و طبيعت، سفارش به حفظ حقوق كشاورزي و دامپروري، رعايت عدالت در رفتار با حيوانات و بچه‌هاي آنها، پرهيز از استفاده هاي بي‌حدّو‌حصر و اجتناب از اذيت و آزار موجودات در سيرة علوي، به ويژه كتاب نهج البلاغه بازتاب گسترده‌اي داشته، و افزون بر آن، امام‌علي(ع) راه‌كارهاي عيني حفاظت از محيط زيست را ارائه كرده است. امام‌علي‌(ع)، در نهج‌البلاغه به تنظيم رفتار كارگزارنش، در بهره‌برداري از حيوانات به گونه‌اي دقيق و قابل توجه پرداخته است. اين مقاله به بررسي موارد مذكور در نهج‌البلاغه مي‌پردازد. كليدواژه‌ها: نهج‌البلاغه، اخلاق، زيست‌محيط، حقوق حيوانات . [جهان غرب و محیط زیست] دنياي معاصر به دنبال تحولات همه‌جانبه در زمينه‌هاي علمي، فناوري، اجتماعي، فرهنگي و...، شاهد پيدايش علوم و فنون نوين و بين رشته‌اي متعددي است. بشر افزون بر توجه به موضوع‌هاي انساني، به محيط و پديده‌هاي پيراموني كه در خدمت و تسخير انسان قرار دارد، اهتمام ويژه‌اي ورزيده است. اخلاق زيست‌محيطي در دورة معاصر، ذهن بسياري از انديشمندان را به خود جلب كرده است. متفكران معاصر، با گرايش‌هاي انسان‌محور نشئت گرفته از فلسفة مدرن، اديان الهي و آموزه‌هاي ديني را از عوامل اساسي تخريب محيط زيست و تهديد آن مي‌دانند. لين وايت در سال 1967 م در مقاله‌اي با عنوان «ريشه‌هاي تاريخي بحرانهاي اكولوژي»، سنت مسيحي و يهودي را عامل بحران‌هاي زيست‌محيطي معاصر دانست كه در آگاهي زيست بومي در جامعة ديني نقش مهمي ايفا كردند. وايت در آن مقاله بيان كرد كه مسيحيت در بحران زيست‌محيطي نقش عمده‌اي دارد. به عقيدة او، جهان‌نگري مسيحي و امر كتاب مقدس به حاكميت بر طبيعت، زمينة رويكرد ابزاري و نه احترام‌آميز به طبيعت و انگيزة تكوين علم و فناوري را كه از لحاظ زيست‌محيطي مخرب باشد، فراهم آورده است. آرنولد توين بي نيز در گفت‌وگو با داي ساتو ايكه دا، دانشمند ژاپني به اين نتيجه رسيد كه دين مورد نياز بشر كنوني، خدايي‌گرايي است كه احترام به منزلت و قداست كل طبيعت را تعليم مي‌دهد و يكتاپرستي يهودي توجيه‌گر بهره‌برداري حريصانه بشر از طبيعت است؛ چيزي كه بشر كنوني به آن نياز ندارد. لكن بسياري ديگر از متفكران عرفي زيست، دانشمندان و فعالان حوزة محيط زيست، به دليل اشتراك هدف و تعهد، به جامعة ديني روي آوردند. براي مثال، در سال 1992، يكصد و پنجاه دانشمند و رهبر ديني، در همايشي بيانيه‌اي صادر كردند كه تصوري عميق از هدف و تعهد مشترك براي اقداماتي جسورانه به منظور حمايت از محيط زيست ارائه مي‌داد و خواهان همكاري مشترك دين و علم براي حمايت از محيط زيست شدند. بر همين اساس، بسياري از متفكران براي ردّ ادعاي وايت، سنت مسيحي را مجدداً بررسي كردند تا منابعي براي تفكر و اشتغال كلامي معطوف به محيط زيست بيابند. تاكنون، براي عملياتي كردن يا به كاربردن اخلاق يا بينش جديد دربارة مسائل گوناگوني كه بحران محيط زيست را پديد مي‌آورند، تلاش اندكي انجام شده است؛ اما آنچه اهميت دارد اين است كه متفكران زيست بومي غرب، خواهان گفت‌وگوي بيشتر ميان علم و دين در جهت پديد آوردن اخلاق زيست‌محيطي مجهز به علم هستند. دنياي معاصر غرب، در حالي به دنبال ايجاد نگرش‌ها و آرا و تفسيرهاي جديد ديني دربارة حمايت مسيحيت از اخلاق محيط زيست است كه اخلاق زيست‌محيطي، در كتاب جاودانه و مقدس قرآن و روايات نوراني معصومان و آموزه‌هاي ديني به شكلي شفاف و گسترده، بيان شده است. در قرآن كريم، بارها به احياي طبيعت و عناصر طبيعت از قبيل دريا، كوه، درخت، باد، آب، خاك، آسمان، زمين، چارپايان و پرندگان و ...اشاره، و به منزلة آيات و نشانه‌هاي خالق جهان هستي بدان‌ها توجه ويژه شده است. در اين ميان، اخلاق محيط زيست در كتاب نهج‌البلاغه كه كتابي بالاتر از كلام مخلوق و پايين‌تر از كلام خالق و مبتني بر كلام وحي و انديشه‌هاي اسلام ناب محمدي(ص) و بيانگر سيرة علوي و رهنمون‌هاي روشنگر حضرت علي‌(ع) است‌ـ به روشني و فراوان بازتاب يافته است. مقالة حاضر، مي‌كوشد به تبيين اخلاق محيط زيست در نهج‌البلاغه بپردازد و نشان دهد كه اولاً توجه به محيط زيست، دستاورد دنياي معاصر غرب نيست، بلكه خاستگاه آن آموزه‌هاي ديني و اسلامي است؛ ثانياً بطلان تفكر انديشمندان معاصري مانند وايت و ديگران را مبني بر اينكه دين عامل اساسي تخريب محيط زيست است، اثبات كند. محيط زيست و اخلاق محيط زيست در حقوق ايران، عبارت است از: «فضايي با تمامي شرايط فيزيكي و بيولوژيكي، اجتماعي و سياسي و غيره كه همه موجودات زيست‌كننده در آن را شامل مي‌شود و مجموعة روابط آنها را دربرمي‌گيرد». بنا بر اين تعريف، مي‌توان عناصر و اركان محيط زيست را شامل اين موارد دانست: مكان و فضا، شرايط فيزيكي و زيستي، حضور زيست‌كنندگان، تنظيم روابط ميان زيست‌كنندگان. اخلاق كاربردي نيز كه در حقيقت زيرمجموعة اخلاق هنجاري يا به تعبير ديگر همان اخلاق هنجاري مي باشد، درصدد است در حوزه‌هاي خاصي از زندگي فردي و اجتماعي، كاربرد و اعمال منظم و منطقي نظرية اخلاقي را در زمينة مسائل اخلاقي خاصي نشان دهد. اخلاق زيست‌محيطي از جمله مباحثي است كه زيرمجموعة اخلاق كاربردي به شمار مي‌رود. به عبارت ديگر، اخلاق محيط زيست شاخه‌اي از اخلاق كاربردي است كه به برخورد انسان‌ها با عالم غيرانساني و عناصر غيرانساني مي‌پردازد. از اين‌روي، آنچه به طور مستقيم مورد توجه اخلاق محيط زيست قرار دارد، بررسي چگونگي رابطة عوامل انساني آگاه و خود مختار با چيزهاي موجود در محيط زيست است. بنابراين، اخلاق زيست‌محيطي به موضوع‌هاي عام دربارة زواياي متعدد رابطة افراد انساني با محيط پيراموني و زيستي‌اش مي‌پردازد. پس از بيان مطالب مقدماتي، لازم است مروري كوتاه به اخلاق محيط زيست اسلام، ماهيت و محور اين اخلاق داشته باشيم. در مكتب توحيدي اسلام، اخلاق زيست‌محيطي، اخلاقي خدا‌محور است؛ زيرا برگرفته ازجهان‌بيني توحيدي است كه در آن، خدا محور جهان، خالق و نگهدارندة آن مي‌باشد. بنابراين، مراقبت از محيط زيست، مراقبت از چيزهايي است كه متعلق به خداوند است. برخي به اين ديدگاه، ايراد انسان‌محور را گرفته‌اند؛ زيرا معتقدند انسان را در مقايسه با ساير موجودات در مرتبه‌اي متفاوت مي‌بيند. در پاسخ بايد گفت انسان در اديان ابراهيمي متفاوت از ديگر مخلوقات است، ولي به دليل مسئوليتي كه در برابر خداوند دارد، نسبت به محيط زيست نيز مسئوليتي ويژه دارد. اينچنين مسئوليتي مستلزم آن است كه در هنگام تصميم‌گيري دربارة محيط زيست، پيامدهاي ممكن بر ساير موجودات زنده ناديده گرفته نشود. بنابراين، پاسخ اخلاق زيست‌محيطي اسلام به دو پرسش اساسي اخلاق اين‌گونه است: 1. چه چيزي به طور ذاتي داراي ارزش است؟ تمامي مخلوقات زنده و غيرزنده (كل هستي) مخلوق خداوندند و به همين دليل، داراي ارزش و شايستة توجه اخلاقي مي‌باشند؛ 2. چه چيزي باعث مي‌شود يك عمل، درست يا نادرست محسوب شود؟ انجام دستور‌هاي الهي براي ارتباط با زيست بوم. بنابراين، اخلاق محيط زيست اسلامي مبتني بر عدالت در رفتار و تعامل با محيط پيراموني است و گسترة رفتار عادلانه، نه تنها به انسان محدود نشده است، بلكه به تمام اركان جهان هستي ـ جاندار و بي‌جان ـ تسري پيدا كرده است. در نظام هستي، همة موجودات در تسخير خداوند قرار دارند و از آنِ خداوند هستند و بسوي او در حركت و جنب‌و‌جوش‌اند. بر اين اساس، اخلاق زيست‌محيطي بر تبيين رفتار، نوع نگاه و نيز تحديد و تعيين وظايف انسان در برابر عناصر تشكيل‌دهندة محيط (طبيعت و پديده‌هاي پيراموني مانند گياهان، پرندگان و حيوانات و ...) مبتني است. اينجاست كه مي‌توان ادعاي لين وايت و كساني كه اديان توحيدي را عامل اساسي تخريب محيط زيست معرفي مي‌كنند، ادعايي پوچ و باطل دانست؛ زيرا انساني كه خداوند، آسمان و زمين و هرچه درآنهاست را مسخر او گردانيده، انساني است كه در درجة اول، خدا را خالق و مالك كل هستي و صاحب اختيارخود و آنها مي‌داند. و در درجة دوم، خود را در مقابل خداوند و مخلوقات او مسئول مي‌داند؛ نه انسان مورد نظر مكتب‌هاي اومانيستي كه انسان را محور عالم مي‌دانند و آزادي‌هاي بي‌حدوحصر براي او قائل‌اند. حقوق حيوانات در نهج‌البلاغه حيوانات از مهم‌ترين زيست‌بوم‌هايي‌اند كه حقوق آنها بيش از هر موجود ديگري توجه مدافعان زيست‌محيطي را به خود جلب كرده است. در دهه‌هاي اخير، توجه جوامع به اين مطلب جلب شده است كه فقط انسان‌ها از حقوق مختلف برخوردار نسيتند؛ بلكه تمام آنچه روي زمين وجود دارد، مانند كوه‌ها، درياها و حيوانات و گياهان نيز داراي حقوق مي‌باشند. چند سالي بيش نيست كه انجمن‌هاي حمايت از حقوق حيوانات سراسر دنيا متوجه حيوانات و حق و حقوق آنها شده‌اند و به اين مسئله پرداخته‌اند. بيانية جهاني حقوق حيوانات به طور رسمي در تاريخ 15 اكتبر 1978 در شوراي مركزي يونسكو اعلان شد. مفاد اين بيانيه توسط اتحاديه بين‌المللي حقوق حيوانات در سال 1989 مورد تجديد نظر قرار گرفت و از 1990 به رئيس مجمع عمومي يونسكو تسليم، و در همان سال منتشر شد. اين بيانية ده‌ماده‌اي بيانگر حقّ و حقوق حيوانات بر انسان و نحوة رفتار و نگهداري از آنهاست. طرفداران حقوق حيوانات معتقدند حيوانات حقوق قانوني و اخلاقي معيني‌اند كه شامل حقّ مورد صدمه و آزار قرار‌داده‌نشدن آنها نيز مي‌‌شود؛ در حالي‌كه اسلام قرن‌ها پيش با لطافت و دقت تمام به اين مسئله مهم در قرآن كريم و ساير متون ديني توجه كرده است. در اين ميان، حضرت علي‌(ع) در نهج‌البلاغه به شكل تقريباً برجسته و مبسوط در خطبه‌ها و نامه‌ها به موضوع موردبحث پرداخته است. 1-3.رعايت حقوق حيوانات توسط كارگزاران حضرت علي‌(ع) در نامه‌اي به يكي از كارگزارانِ مسئول گرفتن زكات، ضمن تأكيد بر رعايت حقوق انسان‌ها، به چگونگي رعايت حقوق حيوانات مي‌پردازد: الف) تنظيم شيوة ورود به ميان حيوانات: حضرت در اين باره تأكيد مي‌كند مانند كسي كه بر رمه و حيوانات چيرگي و تسلط و قصد آزار و اذيت آنها را دارد بر آنها وارد نشو:«فَإنْ كَانَتْ لَهُ مَاشِيَةٌ أَوْ إِبِلٌ فَلاَ تَدْخُلْهَا إِلاَّ بِإِذْنِهِ، فَإِنَّ أَكْثَرَهَا لَهُ، فَإِذَا أَتَيْتَهَا فَلاَ تَدْخُلْها دُخُولَ مُتَسَلِّط عَلَيْهِ وَلاَ عَنِيف بِهِ، وَلاَ تُنَفِّرَنَّ بَهِيمَةً وَلاَ تُفْزِعَنَّهَا...» ب) پرهيز از جدايي‌افكندن ميان حيوانات و نوزادنشان: امام در همين نامه به كارگزار خود سفارش مي‌فرمايد چنانچه مؤديان زكات تمايل داشتند زكات شتر و گوسفندان را بپردازند، اين‌گونه عمل كنيد: «ميان ماده شتر و بچة شيرخوارش جدايي بيفكن، و ماده را چندان ندوشان كه شيرش اندك مانَد و به بچه‌اش زيان رساند». ج) عدالت در رفتار با حيوانات: حضرت در اين خصوص مي‌فرمايد چنانچه از حيوان به عنوان مركب استفاده شد، نبايد آن را خسته كرد. امام‌(ع) در ادامه بر رعايت عدالت ميان حيوانات نيز تأكيد مي‌كند: «ميان آن شتر مركوب و ساير شتران عدالت را برقرار ساز و شتر خسته را آسوده گردان و آن را كه كمتر آسيب ديده يا از رفتن ناتوان گرديده آرام ران». همچنين بر تغذيه حيوانات و سيراب كردن و استراحت دادن به آنها نيز سفارش اكيد مي‌كند: «وَلْيُورِدْهَا مَا تَمُرُّ بِهِ مِنَ الْغُدُرِ، وَلاَ يَعْدِلْ بِهَا عَنْ نَبْتِ الاَْرْضِ إِلَى جَوَادِّ الطُّرُقِ، وَلْيُرَوِّحْهَا فِي السَّاعَاتِ، وَلْـيُمْهِلْهَا عِنْدَ النِّطَافِ وَالاَْعْشَابِ، حَتَّى تَأْتِيَنَا بِإِذْنِ اللهِ بُدَّناً مُنْقِيَات، غَيْرَ مُتْعَبَات وَلاَ مَجْهُودَات، لِنَقْسِمَهَا عَلَى كِتَابِ اللهِ وَسُنَّةِ نَبِيِّهِ‌عليه السلام». به نظر مي‌رسد امام بر رعايت حقوق حيواناتي كه به منزلة زكات در دست كارگزارش قرار دارند، تأكيد و اهتمام بيشتري دارند؛ زيرا اين نوع حيوانات، اسير آن كارگزارند و مال ديگران هستند، نه مال آن كارگزار، بنابراين، امام بيم آن داشته است چه‌بسا كه كارگزار به سيري و گرسنگي و چاقي و لاغري آنها توجه نداشته باشد و به آن اهميت ندهد. از اين‌روي، امام‌(ع) بر رعايت حقوق حيواناتي كه در دست غيرمالكان آنها هستند و سود مستقيمي براي نگهداري‌كنندگان ندارد، حساسيت بيشتري نشان مي‌دهد. نكتة قابل توجه اينكه حضرت، حفظ و رعايت حقوق حيوانات را به نظام ديني و الهي نسبت مي‌دهد و براي اين كار اجر و مزد اخروي و معنوي قائل مي‌شوند: «فَإِنَّ ذلِكَ أَعْظَمُ لاَِجْرِكَ، وَأَقْرَبُ لِرُشْدِكَ، إِنْ شَاءَ اللهُ». امير المؤمنين‌(ع) به حيوانات بيمار و شكسته‌پا و پير و فرسوده نيز توجه دارد و از گرفتن آنها بجاي زكات نهي مي‌كند: زيرا اين كار مستلزم حركت دادن و طي راه‌هاي طولاني است و بي‌ترديد چنين حيواناتي در راه اذيت خواهند شد: «وَلاَ تَأْخُذَنَّ عَوْداً، وَلاَ هَرِمَةً، وَلاَ مَكْسُورَةً، وَلاَ مَهْلُوسَةً، وَلاَ ذَاتَ عَوَار». امام علي‌(ع) به كارگزارش تأكيد مي‌كند كه حيوانات را به فردي خيرخواه و مهربان و درستكار و امين بسپارد تا آنها را آزار ندهد: «و بر آن مگمار جز خيرخواهي مهربان، و درستكاري نگاهبان كه نه بر آنان درشتي كند و زيا‌ن‌شان رساند ونه مانده‌شان سازد و نه خسته‌شان گرداند». حقوق حيوانات و عدالت نسبت به آنها در سيرة علوي تا آنجا مورد تأكيد و سفارش است و اهميت دارد كه حضرت در مقابل تمام هستي و اقليم هفتگانه، حاضر به گرفتن پوست جويي از دهان مورچه‌اي به ظلم و ناروا نيست: «وَاللهِ لَوْ أُعْطِيتُ الاَْقَالِيمَ السَّبْعَةَ بِمَا تَحْتَ أَفْلاَكِهَا، عَلَى أَنْ أَعْصِيَ اللهَ فِي نَمْلَة أَسْلُبُهَا جِلْبَ شَعِيرَة مَا فَعَلْتُهُ...». حضرت امير‌(ع) در هنگام ضربت خوردنش توسط ابن‌ملجم‌لعنة‌الله‌عليه، به امام حسن‌(ع) و امام حسين‌(ع) سفارش مي‌كند كه پس از شهادت ايشان، بيشتر از يك ضربه را بر ابن‌ملجم نزنيد و او را مُثله نكنيد و سپس با اشاره به سخن پيامبر(ص)، مثله كردن را حتي نسبت به سگ هم نهي مي‌كند: «انْظُرُوا إِذَا أَنَا مِتُّ مِنْ ضَرْبَتِهِ هذِهِ، فَاضْرِبُوهُ ضَرْبَةً بِضَرْبَة، وَلاَ يُمَثَّلُ بِالرَّجُلِ، فَإِنِّي سَمِعْتُ رَسُولَ اللهِ(ص) يَقُولُ: «إِيَّاكُمْ وَالْمُثْلَةَ وَلَوْ بَالْكَلْبِ الْعَقُورِ». در حديثي از حضرت امير دربارة ذبح گوسفند چنين آمده است: «گوسفند را نزد گوسفند و شتر را نزد شتر ذبح مكن؛ در حالي‌كه آن ديگري به او مي‌نگرد»؛ يعني احساسات حيوانات را نيز بايد در نظر گرفت. در جاي ديگر نيز بر نگهداري از حيوانات، به ويژه گوسفند تأكيد مي‌فرمايد: «بهترين چيزي كه انسان در خانه براي خانوادة خود تهيه مي‌كند، گوسفند است. هركس در منزل خود گوسفندي داشته باشد، در هر روز فرشتگان خدا دو بار او را تقديس مي‌كنند». 2-3. سيرة علوي و اهتمام به پرندگان، شگفتي‌هاي آفرينش پرندگان به منزلة مخلوقات خداوند و نشانه‌هاي خلقت بي‌بديل خالق هستي، مورد توجه قرآن و نهج‌البلاغه قرار گرفته است. در قرآن كريم، به داستان پرندگان از قبيل هدهد، غراب (كلاغ)، طير ابابيل و... از زواياي مختلف اشاره، و گاهي به عنوان الگوي رفتاري و پندآموز انسان معرفي شده است. در سوره مائده، پس از اينكه يكي از دو فرزندان آدم، برادر خود را به قتل مي‌رساند، خداوند كلاغي را مي‌فرستد تا به قاتل، روش پوشيدن و دفن جسد برادر را نشان دهد. و در نتيجه، برادر قاتل پند مي‌گيرد و همان‌گونه عمل مي‌كند و پشيمان مي‌‌شود: «سپس خداوند زاغي را فرستاد كه در زمين، جستجو(كندوكاو) مي‌كرد؛ تا به او نشان دهد چگونه جسد برادر خود را دفن كند. او گفت: «واي بر من! آيا من ناتوان‌تر از آن هستم كه مانند اين زاغ باشم و جسد برادرم را دفن كنم؟!» و سرانجام (از ترس رسوايي، و بر اثر فشار وجدان) از نادمان شد».(مائده: 31) در نهج‌البلاغه نيز در موارد متعددي به توصيف پرندگان و نوع زندگي و پرواز آنها پرداخته شده است؛ از جمله، در خطبه 165، حضرت به وصف پرندگان، به ويژه طاووس مي‌پردازد و در حقيقت با اين خطبه مي‌خواهد بشر را به شگفتي‌هاي جهان خلقت و قدرت لايزالي خالق متوجه و متنبه كند و به تفكر در ملكوت مالك هستي وادارد. حضرت امير در اين خطبه به آفرينش شگفت جانداران و مردگان و آرام‌گرفتگان و جنبندگان، اشاره مي‌كند و آنها را شاهدان روشن خلقت و صنع و قدرت خداوند مي‌داند. «ابتدعهم خلقا عجيبا من حيوان و موات، و ساكن و ذي حركات. فاقام من شواهد البيّنات علي لطيف صنعته و عظيم قدرته ما انقادت له العقول معترفة به و مسلِّمة له». سپس حضرت گونه‌گونه بودن پرندگان را به عنوان دلايل و نشانه‌هاي و حدانيت خداوند معرفي مي‌كند: «و نعقت في اسماعنا دلائله علي وحدانيته و ما ذرأ من مختلف صور الاطيار التي أسكنها أخاديد الارض و خروق فجاجها و رواسي اعلامها من ذات اجنحة مختلفة م هيأت متبايتة...». امام(ع) در اين خطبه به انواع پرندگان اشاره مي‌كند: «‌دسته‌اي از اين پرندگان را كه فربه بودند، از بالا رفتن و سبك پريدن در آسمان باز داشت و به پرواز در نزديكي زمين واگذاشت و مرتّب‌شان فرمود با رنگي جدا كه هر يك را بود، به مهارت در قدرت و باريكي در صنعت. بر دسته‌اي از آنها يك رنگ ريخته است و رنگي ديگر بدان نياميخته است...». امام علي‌(ع) در اين خطبه به صورت جزئي‌تر و دقيق‌تر طاووس و خلقت وي را يكي از زيست‌كنندگان محيط پيراموني انسان مطرح مي‌كند: «و من اعجبها خلقا الطاووس الذي اقامه في احكم تعديل و نضّد الوانه في احسن تنضيد بجنانح اشرج قصبه و ذنب اطال مسبحه...». بدون شك توجه امام به جزئيات يك پرنده از قبيل پَر، دُم، بال، سر، رنگ، راه رفتن، ناز و كرشمه، كبر و غرور و حتي پيش ماده رفتنش، نگريستن به پر خويش، پوشش زيبا، قهقهه، اندوه و پاهاي لاغر و سيه فام،‌ همه هزار نكتة باريك‌تر از مو دارد و اهميت اين پرندگان را به مثابه موجودات جهان خلقت مي‌رساند تا بشر هم از زيبايي و دستاوردهاي آنها سود ببرد و هم به تأمل و تفكر در آفرينش فرو رود و هم از آنها به طور معتدل و منطقي بهره‌برداري كند. بديهي است اهتمام حضرت به طاووس و ديگر پرندگان، تنبيه، هشدار و تأكيدي است بر حمايت همه‌جانبة بشر از اين موجودات زيست‌محيطي و پرهيز از آزار و اذيت و تخريب و هلاك آنها. ‌ايشان بشر را به تدبر و تفكر در خلقت ريزترين موجودات دعوت مي‌كند و آنها را وادار مي‌‌سازد تا از ريزترين موجودات به عظمت و قدرت خالق نظام هستي پي ببرند. امام در اين ميان به مورچه و ملخ، به‌منزلة دو موجود ريز اشاره مي‌كند: به مورچه و كوچكي جثة آن بنگريد كه چگونه لطافت خلقت او با چشم و انديشه انسان درك نمي‌شود. نگاه كنيد چگونه روي زمين راه مي‌رود ... و اگر خواهي در شگفتي ملخ سخن گو كه خدا براي او دو چشم سرخ با دو حدقه چنان ماه تابان آفريد و به او گوش پنهان و دهاني متناسب اندامش بخشيده است. داراي حواس نيرومند و دو دندان پيشين كه گياهان را مي‌چيند و دو پاي داس‌مانند كه اشياء را برمي‌دارد ... ملخ‌ها نيرومندانه وارد كشتزار مي‌شوند و آنچه ميل دارند مي‌خورند؛ در حالي‌كه تمام اندام‌شان به اندازه يك انگشت باريك نيست. بديهي است دقّت حضرت در توصيف اين موجود و تشريح ساختمان بدن ريزترين آنها، نشانگر اهميت اين موجودات در جهان هستي است. بنابراين، همان‌گونه كه قبلاً گفته شد، اين موجودات زيبا و با اهميت از اين‌روي كه مخلوق و مصنوع خداوندند و به دليل ارتباطي كه با او دارند و متعلق به اويند، بايد مورد توجه و مهرورزي انسان قرار گيرند. انسان نيز همان‌طور كه در برابر خداوند مسئول است، در برابر مخلوقات او نيز مسئوليت دارد. حضرت امير‌(ع) موجودات و حيوانان و پرندگان و به طور كلي محيط زيست را عناصري به هم پيوسته و مكمل يكديگر مي‌داند كه به رغم اختلاف‌ها و تفاوت‌ها، ارزش ذاتي يكساني در نظام هستي دارند: اگر انديشه‌ات را بكار گيري تا به راز آفرينش پي برده باشي، دلايل روشن به تو خواهند گفت كه آفريننده مورچه كوچك همان آفريدگار درخت بزرگ خرماست؛ به جهت دقّتي كه جدا جدا در آفرينش هر چيزي بكار رفته، و اختلافات و تفاوت‌هاي پيچده‌اي كه در خلقت هر پديده حياتي نهفته است، همه موجودات سنگين و سبك، نيرومند و ضعيف، در اصول حيات و هستي يكسانند، و خلقت آسمان و هوا و بادها و آب يكي است. حضرت سپس همة پديده‌هاي پيرامون و زيست‌محيط را نشانه‌هاي روشن پروردگار مي‌داند: «پس انديشه كن در آفتاب و ماه، درخت و گياه، آب و سنگ، و اختلاف شب و روز و جوشش درياها، و فراواني كوه‌ها، بلندى‏قله‏ها، و گوناگوني لغت‌ها، و تفاوت زبان‌ها كه نشانه‌هاي روشن پروردگارند. پس واي بر آن كس كه تقديركننده را نپذيرد و تدبير‌كننده را انكار كند». 3-3. رويكرد نهج‌البلاغه به آباداني و بهره‌وري زمين آباداني زمين يكي از مواردي است كه در نهج‌البلاغه بدان توجه شده است. امام‌(ع)، ميان گرفتن خراج و آبادني ارتباط تنگاتنگي را لحاظ مي‌كند؛ ايشان معتقد است گرفتن خراج بايد به گونه‌اي باشد كه به زمين و كشت و محصول آسيب نرساند: «و تفقد أمر الخراج بما يصلح اهله وفانّ في صلاحه و صلاحهم صلاحا لمن سواهم و لا صلاح لمن سواهم الّا بهم لانّ الناس كلّهم عِيال علي الخراج و اهله و ليكن نظرك في عِمارة الارض أبلغ من نظرك في استجلاب الخراج لأنّ ذلك لايدرك الا بالعمارة...» حضرت در اين نامه تنگدستي ساكنان زمين را باعث ويراني آن مي‌داند و در اين ميان، نقش واليان و كارگزاران را مهم و برجسته معرفي مي‌كند: «... و زمين جز با تنگدستي ساكنان آن ويران نشود. مردم شهرها هنگامي تنگدست گردند كه واليان روي به گردآوري مال آرند...». حضرت حتي در دعاي طلب باران، به آباداني و سرسبزي و گياهان و حيوانات توجه مي‌‌كند: خدواندا كوه‌هاي ما از بي‌آبي شكاف خورده و زمين ما غبار‌آلود و دام‌هاي ما در آغل‌هاي خود سرگردانند و چون زن بچه مرده فرياد مي‌كنند ... خدايا باراني ده كه بسيار ببارد تا زمين‌هاي بلند ما پر گياه شود و در زمين‌هاي پست روان گردد و نعمت‌هاي فراوان در اطراف ما گسترش يابد تا با آن ميوه‌هاي ما بسيار، گله‌هاي ما زنده و فراوان، و سرزمين‌هاي دورتر از ما بهره مند گردند ... خدايا باراني ده دانه‌درشت كه پياپي براي سيراب شدن گياهان ما ببارد... حضرت امير در خطبه 91، فلسفة هبوط آدم را آباداني زمين معرفي مي‌كند: «هنگامى كه زمين را آمادة سكونت نمود و فرمان خويش را جارى ساخت، آدم‌(ع) را از ميان مخلوقاتش برگزيد ... پس از توبه او را از بهشت ‏به زمين فرستاد تا با نسل خود زمين را آباد سازد و بدين وسيله حجت را بر بندگان تمام كرد». امام‌(ع) در جاي ديگر به درختكاري و حفاظت از درختان نخل توصيه مي‌فرمايد: «... با كسي اين اموال در دست اوست شرط مي‌كنم اصل مال را حفظ كرده، تنها از ميوه و درآمدش بخورند و انفاق كنند و هرگز نهال‌هاي درخت خرما را نفروشند تا همة اين سرزمين يكپارچه به گونه‌اي زير درختان خرما قرار گيرد كه راه يافتن در آن دشوار شود». در سخنان امام(ع) چند نكته اهميت ‌دارد: 1. نگاه اقتصادي به زمين و درختان و تأكيد بر انتفاع از ميوه و ثمره و حفظ اصل آنها؛ 2. تأكيد بر يكپارچه‌سازي مزارع كشاورزي كه در دنياي معاصر در بخش كشاورزي به آن توصيه مي‌شود؛ 3. نگاه زيباشناسانه به درختان، علاوه بر استفاده از ميوه و فايده‌‌هاي مادي آنها. به عبارت ديگر، حضرت معتقد است كه ‌افزون بر ميوه‌دهي و نقش اقتصادي، از درختان مي‌توان براي لذت‌بخشي چشم و ايجاد آسايش روحي و رواني نيز بهره‌مند شد. نتيجه‌گيري خداوند با مسخر قراردادن آسمان و زمين براي انسان ـ خليفه خدا بر روي زمين ـ به معرفي نعمت‌هاي دنيوي و موارد استفاده و كاربرد آنها مي‌پردازد، امّا اينها همه به معناي ايجاد حق ويران كردن طبيعت يا استفاده‌هاي بي‌حدوحصر و نابجا از زمين و اكوسيستم‌ها و زيست‌بوم‌هاي مختلف نيست تا حق با لين وايت و ديگر مدافعان اخلاق زيست‌محيط غربي باشد كه اديان آسماني را عامل اساسي تخريب محيط زيست مي‌دانند. در منابع ديني، به ويژه نهج‌البلاغه هر جا سخن از استفاده و برخورداري از مواهب طبيعي است، به دنبال آن روش صحيح برخورد با زيست‌بوم‌ها و ميزان و حدومرز و چگونگي استفاده از آنها بيان شده است. حضرت علي‌(ع) در نهج‌البلاغه، پديده‌هاي طبيعي را به لحاظ داشتن ويژگي‌هايي همچون زيبايي و خدمت‌رساني به انسان، داراي ارزش مي‌داند و آنها را وسيله‌اي براي تأمل و تفكر انسان براي پي بردن به قدرت و عظمت و دانايي خالق هستي مي‌داند. از اين‌روي، بر رعايت رفتار عادلانه و توجه و اهتمام به زيست‌بوم‌ها به طور ويژه تأكيد مي‌كند و راه‌كارهاي عيني استفادة درست از موهبت‌هاي الهي را پيش‌روي انسان‌هاي عادي قرار مي‌دهند. علي‌(ع)، در نهج‌البلاغه به تنظيم رفتار كارگزارنش، در بهره‌برداري از حيوانات به گونه‌اي دقيق و قابل توجه پرداخته است. حضرت، سِيري و راحتي گوساله و نوزاد را معيار و ميزان بهره‌برداري از شير ماده گاو مي‌داند و سواري بر چارپايان را تا حدّي مجاز مي‌داند كه مركب، خسته و رنجور نشود. اقليم‌هاي هفت‌گانه را در مقابل سلب پوست جوي به ناحقّ از دهان مورچه، جايز نمي‌داند. پرندگان را نشانه‌ها و دلايل شگفت‌انگيز جهان آفرينش و قدرت لايتناهي خالق هستي مي‌داند و انسان را به تدبّر و تامّل در خلقت آنها، تشويق، توصيه و امر مي‌كند. به اعتقاد نگارنده، منشأ اشتباه‌هاي مدافعان اخلاق زيست‌محيطي در انتساب تخريب محيط زيست به آموزه‌هاي آسماني و اديان الهي، به اين نكته برمي‌گردد كه انسان، حيوان يا گياهان را محور اخلاق مي‌دانند؛ در حالي‌كه بر اساس آموزه‌هاي ديني، اخلاق زيست‌محيطي، اخلاقي خدامحور مي‌باشد. در اين ديدگاه، استفاده از پديده‌هاي طبيعي بر اساس نياز و ضرورت، جايز و استفاده نابجا و بي‌حدّ‌و‌حصر ممنوع شده است. ................................................................................................................ منابع نهج‌البلاغه، گردآوري محمدبن حسين شريف الرضيّ، ترجمه سيدجعفر شهيدي، چ بيست و يكم، تهران، شركت انتشارات علمي و فرهنگي، 1380. پرتوي از نهج البلاغه (با نقل منابع و تطبيق با روايات مآخذ ديگر)، ويراستاري محمدمهدي جعفري، گردآوري محمدبن حسين شريف الرضيّ، ترجمه محمود طالقاني، ، چ دوم، تهران، سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، 1374. ابن ابي‌الحديد، شرح نهج البلاغه، تحقيق محمد ابوالفضل ابراهيم، بيروت، دارالجيل، المجلد السابع، بي‌تا. بحراني، ابن ميثم، شرح نهج البلاغه، بحرين، مكتبة فخراوي، بي‌تا. امين‌زاده، بهناز، «جهان بيني ديني و محيط زيست درآمدي بر نگرش اسلام به طبيعت»، محيط شناسي، ش 30، 1381، ص 97-107. تاريمرادي، احسان و محمد تقي فخلعي، «مباني و احكام فقهي محيط زيست»، مطالعات اسلامي، ش 71، بهار، 1385، ص 31-66. جعفري، محمد تقيّ، ترجمه و تفسير نهج البلاغه، چ ششم، ج هفتم، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامي، 1385. جمعي ازنويسندگان، اخلاق كاربردي، قم، پژوهشگاه علوم وفرهنگ اسلامي، 1386. چاپمن، آدري آر، و همكاران، علم و الاهيات، ترجمه ابو الفضل حقيري، تهران، موسسه فرهنگي دانش و انديشه معاصر، 1385. دشتي، محمد و سيّد كاظم محمدي، المعجم المفهرس لالفاظ نهج البلاغه، قم، مشهور، 1380. شريفي، احمدحسين، آئين زندگي(اخلاق كاربردي)، تدوين نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري در دانشگاه‌ها، مركز برنامه ريزي و تدوين متون درسي، قم، دفتر نشر معارف، 1384. طاهري، حبيب الله، درس‌هايي از اخلاق اسلامي، چ يازدهم، قم، دفتر انتشارات اسلامي، 1384. طوسي، خواجه نصير الدين، اخلاق ناصري، قم، انديشه، بي‌تا. طوسي، ابوجعفرمحمدبن حسن، تهذيب‌الاحكام، چ چهارم، تهران، دارالكتب الاسلاميه، 1407ق. عابدي سروستاني، احمد و همكاران، «ماهيت و ديدگاه‌هاي اخلاق زيست محيطي با تأكيد بر ديدگاه اسلامي»، اخلاق و علوم و فناوري، سال دوم، ش 1و2، 1386، صص 59-68. مجلسي، محمدباقر بن محمد تقي، بحارالانوار، بيروت، موسسة الوفاء،‌ 1404ق. ............................................................................................................. نشریه معرفت اخلاقی : سال اول، شماره سوم،

نماز باران امام رضا -علیه السلام-

بسم الله الرحمن الرحیم نماز باران امام رضا -علیه السلام- . در ایامی که امام رضا(ع) در خراسان به سر می برد مدتی خشکسالی شد و باران نیامد. عده ای از منافقان و حاشیه نشینان مجلس مأمون از این حادثه سوء استفاده کرده و شایع نمودند که چون که مأمون علی بن موسی(ع) را ولیعهد خود گردانیده است و این امر را خداوند دوست ندارد به همین جهت باران قطع شده و برکات الهی نازل نمی شود. مأمون در روز جمعه ای از امام تقاضا کرد که برای نزول باران و رحمت الهی دعا کند اما امام رضا(ع) فرمود: روز دوشنبه برای اقامه نماز استسقاء بیرون خواهم آمد زیرا جدم رسول الله(ص) را به همراه امیرمؤمنان علی(ع) در عالم رؤیا زیارت کردم و پیامبر به من فرمود: پسرم! تا روز دوشنبه صبرکن و سپس در آن روز به صحرا برو و از درگاه خداوند متعال طلب باران نما! خداوند باران رحمت خود را می فرستد و مردم به عظمت و عزت تو در پیشگاه خداوند پی می برند و به بزرگی مقامت واقف می گردند. روز دوشنبه فرارسید مردم از خانه ها بیرون آمدند، امام رضا(ع) به صحرا رفت و مردم نیز گرد آمدند و چشم به حرکات و سکنات آن حضرت دوختند امام دو رکعت نماز استسقاء را اقامه کرده و آنگاه بالای منبر رفت و در خطبه بعد از حمد و ثنای الهی فرمود: الهم یا رب انت عظّمت حقّنا اهل البیت فتوسلوا بنا کما امرت و اهلوا فضلک و رحمتک و توقعوا احسانک و نعمتک فاسقهم سقیاً نافعاً عاما غیر رایث و لاضائر ولیکن ابتداء مطرهم بعد انصرافهم من مشهد هم هذا الی منازلهم و مقارهم: . خدایا! ای پروردگار من! تو حق ما اهل بیت(ع) را بزرگ شمرده ای. این مردم به ما متوسل شده اند همچنان که خودت فرموده ای و به فضل و رحمت تو امیدوارند و چشم انتظار احسان و لطف تواند. اینها را از باران سودمند و فراوان و بی ضرر و زیان خود، سیراب گردان و این باران را پس از بازگشت آنان به خانه هایشان نازل فرما! . یکی از حاضرین در آن اجتماع می گوید: به خدا سوگند همان لحظه حرکت ابرها در هوا شروع شد و رعد و برق پدید آمد، مردم به جنب و جوش افتادند که تا باران نیامده به خانه های خود برگردند. حضرت علی بن موسی الرضا(ع) به آنان فرمود: آرام باشید! این ابر برای این منطقه نخواهد بارید برای فلان ناحیه می رود، آن ابر رفت و ابر دیگری به همراه رعد و برق آمد، مردم دوباره خواستند حرکت کنند، امام فرمود: این ابر نیز به فلان قسمت خواهد رفت، در حدود 10 ابر به همین ترتیب آمد و از فضای منطقه عبور کرد و هر بار امام(ع) فرمود: این ابر برای شما نیست. یازدهمین ابر از راه رسید. امام رضا(ع) فرمود: این ابر را خداوند متعال برای شما فرستاده است، در برابر فضل و کرم خداوند، شکر کرده و به سوی منازل خویش بازگردید تا شما به خانه نرسیده اید باران نخواهد بارید. آنگاه امام رضا(ع) از فراز منبر پائین آمده و مردم نیز به خانه هایشان رفتند، در همین هنگام بود که باران شدیدی نازل شده و تمام حوض ها، گودالها و نهرها را پر کرد و مردم با خوشحالی تمام می گفتند: کرامتها و الطاف الهی بر فرزند رسول گرامی اسلام(ص) مبارک باد. بعد از نزول باران و سیراب شدن زمین از برکات الهی و خوشحالی مردم، حضرت رضا(ع) به میان جمعیت آمده و آنان را موعظه کرده و به شکرگزاری از نعمتهای الهی به درگاه پروردگار منان دعوت نمود.   ................................................................................................................................................................. ................................................................................................................................................................. نماز باران امام رضا علیه السلام با بیانی دیگر . در زمان حكومت مامون - خليفه عبّاسى - در يكى از سال ها خشك سالى شد و زراعت هاى مردم در كم آبى سختى قرار گرفت ، مامون در يكى از روزهاى جمعه به حضرت علىّ بن موسى الرّضاعليهما السلام پيشنهاد داد تا آن حضرت جهت بارش باران و رفاه مردم چاره اى بينديشد. امام عليه السلام فرمود: بايستى مردم سه روز - شنبه ، يك شنبه ، دوشنبه - را روزه بگيرند و در سوّمين روز جهت دعا و نيايش به درگاه پروردگار متعال عازم بيابان گردند. پس چون روز سوّم فرا رسيد، حضرت به همراه جمعيّتى انبوه به صحراء رفتند و سپس امام عليه السلام بر بالاى بلندى رفت و پس از حمد و ثناى الهى اظهار داشت : پروردگارا، تو حقّ ما اهل بيت را عظيم و گرامى داشته اى ، اينك مردم به تبعيّت از فرمانت به تو روى آورده و متوسّل شده اند؛ و به اميد رحمت و فضل تو به اينجا آمده اند و آرزوى بخشش و احسان تو را دارند. خداوندا! بر آن ها باران رحمت و بركت خود را فرود فرست تا سيراب و بهره مند گردند. در همين لحظه ، ناگهان باد، شروع به وزيدن گرفت و ابرى ظاهر گشت و صداى رعد و برق عجيبى در فضا پيچيد و مردم حالتى شادمانه به خود گرفتند. حضرت جمعيّت را مخاطب قرار داد و فرمود: آرام باشيد، اين ابر براى شما نيامده است ، ماموريت او جاى ديگرى است . و پس از آن ، ابر ديگرى نمايان شد و اين بار نيز مردم شادمان شدند، همچنين امام عليه السلام فرمود: آرام باشيد، اين ابر ماموريّتش براى جمعيّت و سرزمينى ديگر است . و به همين منوال تا دَه مرتبه ابر آمد و حضرت چنين مى فرمود. تا آن كه در يازدهمين مرحله ، امام عليه السلام اظهار نمود: اين ابر براى شما آمده است ، اكنون شكرگزار خداوند متعال باشيد و برخيزيد به خانه هايتان بازگرديد، كه تا به منازل خود وارد نشويد، باران نخواهد باريد. امام جواد عليه السلام در ادامه روايت فرمود: تا زمانى كه مردم به خانه هايشان نرفتند، ابر از باريدن خوددارى كرد؛ امّا به محض آن كه مردم داخل خانه هاى خود شدند، باران به قدرى باريد كه تمام رودها و نهرها پر از آب شد و مردم مى گفتند: اين از بركت وجود مقدّس فرزند رسول خدا صلى الله عليه و آله است . بعد از آن ، امام رضا عليه السلام در جمع مردم حضور يافت و ضمن سخنرانى مهمّى فرمود: اى مردم ! احكام و حدود الهى را رعايت كنيد؛ و هميشه در تمام حالات ، شكرگذار نعمت ها و رحمت هاى خداوند باشيد، معصيت و گناه مرتكب نشويد، اعتقادات و ايمان خود را نسبت به خداوند و رسول و ائمّه اطهار عليهم السلام تقويت نمائيد. و نسبت به حقوقى كه بر عهده يكديگر داريد بى توجّه نباشيد و آن ها را رعايت كنيد، نسبت به يكديگر دلسوز و يارى ، مهربان باشيد؛ و بدانيد كه دنيا وسيله اى است براى عبور به جهانى ديگر، كه ابدى و جاويد مى باشد. سپس امام جواد عليه السلام افزود: بعد از اين جريان ، عدّه اى از سخن چينان دنياپرست و چاپلوس نزد مامون رفتند و گفتند: اين شخص - یعنى امام رضا عليه السلام - با اين سحر و جادويش همه را شيفته خود گردانيده است و مردم را بر عليه خليفه و دستگاهِ حكومت تحريك مى كند. لذا مامون شخصى را فرستاد تا حضرت رضا عليه السلام را نزد وى آورد؛ و چون حضرت وارد مجلس مامون شد، يكى از وزراى حكومت به امام خطاب كرد و گفت : تو با آمدن باران ، ادّعاهائى كرده اى ؛ چنانچه در كار خود صادق و مطمئنّ هستى ، دستو بده تا اين دو شيرى كه بر پرده خليفه نقاشى شده اند، زنده شوند. امام رضا عليه السلام بانگ برآورد: اى دو شير درّنده ! اين شخص فاجر را نابود كنيد، كه اثرى از او باقى نماند. ناگهان آن دو عكس به شكل دو شير حقيقى در آمدند و آن وزير سخن چين دروغ گو را دريده و بدون آن كه قطره خونى از او بريزد، او را بلعيدند. و آن گاه اظهار داشتند: ياابن رسول اللّه ! اجازه مى فرمائى تا مامون را نيز به دوستش ملحق گردانيم ؟ مامون با شنيدن اين سخن بيهوش شد و روى زمين افتاد و چون او را به هوش آوردند، دو مرتبه آن دو شير گفتند: اجازه بفرما تا او را نيز نابود كنيم ؟ حضرت فرمود: خير، مقدّرات الهى بايد انجام پذيرد و سپس به آن دو شير دستور داد تا به جاى خود بازگردند و آن ها نيز به حالت اوّليه خويش ‍ بازگشتند. و مامون به امام رضا عليه السلام گفت : الحمدللّه ، كه مرا از شرّ اين شخص - حميد بن مهران - نجات بخشيدى . (1) ....................................................................................................................... 1- عيون اخبارالرّضا عليه السلام : ج 2، ص 170،   -   الخرايج والجرايح : ج 2، ص 658، ح 1. منبع: چهل داستان وچهل حدیث از امام رضا علیه السلام ، حجت الاسلام والمسلمین عبدالله صالحی

دعای حضرت اباعبدالله الحسین -علیه السلام – برای طلب باران

بسم الله الرحمن الرحیم  دعای حضرت اباعبدالله الحسین -علیه السلام- برای طلب باران    گروهى از اهل كوفه به محضر حضرت اميرالمؤمنين‏ عليه السلام رسيده و به آن حضرت گفتند: اى اميرالمؤمنين؛ براى ما دعائى جهت بارش باران بخوان.  حضرت، حسنين‏ عليهما السلام را طلب نموده و به امام حسن‏ عليه السلام فرمود: دعا كن. ... (این دعا در بخش قبل ذکر شد و اینک ادامه روایت...) ... سپس اميرالمؤمنين‏ عليه السلام به امام حسين‏ عليه السلام فرمود: فرزندم؛ دعا كن. . آن حضرت اين دعا را به زبان جارى ساخت:  اَللَّهُمَّ مُعْطِىَ الْخَيْراتِ مِنْ مَظَّانِها وَمُنْزِلَ الرَّحْماتِ مِنْ مَعادِنِها وَمُجْرِىَ الْبَرَكاتِ عَلى‏ اَهْلِها مِنْكَ الْغَيْثُ الْمُغَيثُ، وَاَنْتَ الْغِياثُ الْمُسْتَغاثُ وَنَحْنُ الْخاطِئُونَ وَاَهلُ الذُّنُوبِ وَاَنْتَ الْمُسْتَغْفِرُ الْغَفَّارُ، لا اِلهَ اِلاَّ اَنْتَ.  اَللَّهُمَّ اَرْسِلِ السَّماءَ عَلَيْنا دَيْمَةً مِدْراراً وَاسْقِنَا الْغَيْثَ واكِفاً مَغْزاراً، غَيْثاً مُغيثاً واسِعاً مُسبِقاً مُهْطَلاً، مَرِئياً مَريعاً، غَدَقاً مُغْدِقاً عُباباً مُجَلْجَلاً سَحاً سَحْساحاً بَساً بَسّاساً مُسْبِلاً عاماً، وَدَقّاً مُطْفاحاً، يَدْفَعُ الْوَدْقَ بِالْوَدقِ دِفاعاً، وَيَطْلَعُ الْقُطْرَ مِنْهُ، غَيرَ خلّب الْبَرق، ولا مُكَذّب الرَّعْد، تَنعَشُ بِهِ الضَّعيفُ مِنْ عِبادِكَ وَتُحْيى‏ بِهِ الْمَيْتَ مِن بِلادِكَ، مَنّاً عَلَيْنا مِنْكَ، آمين يا رب العالمين. .  خداوندا، اى عطاكننده خيرات از مظان و مواطنش، و اى نازل‏كننده رحمت‏ها از معادنش، و اى روان كننده بركات بر مستحقانش، باران فراگير از جانب تو است، و يارى دهنده و مطلوب يارى طلبان توئى، و خطاكاران مائيم، و مسئول آمرزش خواهان، و آمرزنده آمرزيدگان توئى كه هيچ معبود حقّى جز تو نيست. خدايا بارانى آرام و بى‏رعد و برق و بادوام بسوى ما بفرست، و ما را از بارانى ريزدانه، و پرمايه، و عامّ، و گسترده و سيراب كننده و نزديك به زمين و پياپى، و گوارا، و زمينه ساز سرشارى و فراوانى برخوردار ساز. و همچنين از بارانى درشت قطره، و سرشار و سرشاركننده، و موج خيز، و پرطنين و سيّال، و سيل انگيز، و دراز آهنگ، و فراگير، و همگانى، و لبريزكننده آبگيرها بهره‏ مندمان فرماى، كه دانه‏ هاى درشتش بر هم بخورد و نهرهاى فراهم شده از آن بشدّت و به سرعت روان شوند، و سيلابى عظيم از آن پديد گردد، و برقش فريب دهنده، و رعدش دروغين نباشد. بارانى كه بندگان ضعيفت را بوسيله آن سرزنده سازى، و اراضى مواتت را ببركت آن احياء كنى. و اين نعمتى و منّتى از جانب تو در باره ما است- آمين ربّ العالمين.  هنوز دعاى آن حضرت تمام نشده بود كه آسمان شروع به بارش نمود. عدّه‏ اى از سلمان فارسى سؤال كرده و به او گفتند: اى ابا عبداللَّه؛ اين دعا را شما به حسنين‏ عليهما السلام ياد داده‏ ايد؟!  سلمان گفت: واى بر شما؛ آيا سخن پيامبر خداصلى الله عليه وآله را نشنيده‏ ايد كه فرمود: (علم و) حكمت پيوسته بر زبان اهل‏بيت من جارى مى‏شود.(۱) ......................................................................................................... ۱) من لا يحضره الفقيه: ۱/۵۳۵. منبع : کتاب امام مجتبی علیه السلام روح قلب مصطفی (صلی الله علیه و آله ) تالیف:آیت الله رحمانی همدانی

دعای امام حسن مجتبی -علیه السلام- برای طلب باران

بسم الله الرحمن الرحیم  دعای امام حسن مجتبی -علیه السلام- برای طلب باران    گروهى از اهل كوفه به محضر حضرت اميرالمؤمنين‏ عليه السلام رسيده و به آن حضرت گفتند: اى اميرالمؤمنين؛ براى ما دعائى جهت بارش باران بخوان.  حضرت، حسنين‏ عليهما السلام را طلب نموده و به امام حسن‏ عليه السلام فرمود: دعا كن. . امام حسن‏ عليه السلام اين دعا را خواند: .  اَللَّهُمَّ هَيِّجْ لَنَا السَّحابَ بِفَتْحِ الْاَبْوابِ بِماءٍ عُبابٍ وَ رَبابٍ بِانْصِبابٍ وَ انْسِكابٍ، يا وَهَّابُ، وَاِسْقِنا مُطْبِقَةً مُغْدِقَةً مُونِقةً، فَتِّحْ اَغْلاقَها، وَسَهِّلْ اِطْلاقَها، وَعَجِّلْ سِياقَها بِالْاَنْدِيَةِ فِى الْاَوْدِيَةِ، يا وهّاب، بِصَوْبِ الْماءِ.  يا فَعَّالُ، اِسْقِنا مَطَراً قَطْراً، طَلاًّ مُطِلاًّ، طَبَقاً مُطْبِقاً، عامّاً مُعِمّاً، رَهْماً بُهْماً رَحْماً رُشّاً مُرَشّاً، واسِعاً كافِياً، عاجِلاً طَيِّباً مُبارَكاً، سَلاطِحاً بَلاطِحاً ، يُناطِحُ الْاَباطِحَ، مَغْدَوْدَقاً مَطْبَوْبِقاً مَغْرَوْرِقاً، واِسْقِ سَهْلَنا وَجَبَلَنا، وَبَدْوَنا وَحَضَرَنا، حَتّى‏ تُرَخِّصَ بِه‏ اَسْعارَنا، وَتُبارِكَ بِه‏ فى‏ ضياعِنا وَ مُدُنِنا. اَرِنَا الرِّزْقَ مَوْجُوداً، وَ الْغَلاءَ مَفْقُوداً، امينَ يا رَبَّ الْعالَمينَ. ***  خداوندا؛ ابرها را براى ما با گشودن درهايش براى ريزش آب‏هاى بسيار و فراوان و پى در پى به حركت در آور. اى بخشنده؛ بر ما باران فرو ريز، و ريزش آن را آسان گردان، و درآمدن آن براى نمناك ساختن دشت‏ها به وسيله ريزش آب تسريع فرما.  اى كننده؛ برايمان باران فرو ريز. بارانى قطره قطره، فراوان و بسيار، پى در پى و فراگير، نمناك كننده، وسيع و كافى، سريع و پاكيزه و روياننده، گوارا و مبارك، عريض و گسترده، كه دشت‏ها را نمناك سازد. در كوه و دشتمان، و شهر و بيابانمان باران فرو ريز، تا قيمت‏هايمان را كاهش داده، و در كيل و وزنمان بركت عطا كنى، روزيمان را بما بنمايان، و قحطى را معدوم ساز، اى پروردگار جهانيان اجابت فرما.   ادامه روایت... .................................................................................... ادامه روایت در «دعای امام حسین علیه السلام برای طلب باران» .....................................................................................  من لا يحضره الفقيه: ۱/۵۳۵.

پر بازدید ترین مقالات

«گیاهان دارویی در قرآن و حدیث»

بسم الله الرحمن الرحیم «گیاهان دارویی در قرآن و حدیث» علیرضا ...

زنيان - شاهي - کندر (دروس استاد ضیایی / 3)

بسم الله الرحمن الرحیم زنيان - شاهي - کندر دروس استاد ضی...

اهمیت دامداری و کشاورزی در قرآن کریم

بسم الله الرحمن الرحیم اهمیت دامداری و کشاورزی در قرآن کریم ...

سخنان مهم مقام معظم رهبری در"اهمیت حفظ محیط زیست و منابع طبیعی"

بسم الله الرحمن الرحیم سخنان مهم مقام معظم رهبری در"اهمیت حفظ...

معجزات علمی قرآن کریم : 16- قرآن و عظمت آسمانها

بسم الله الرحمن الرحیم 16- قرآن و عظمت آسمانها منظور از معجزا...

تقویم شمسی

آبان ۱۳۹۷
ش ی د س چ پ ج
« مهر   آذر »
 1234
۵۶۷۸۹۱۰۱۱
۱۲۱۳۱۴۱۵۱۶۱۷۱۸
۱۹۲۰۲۱۲۲۲۳۲۴۲۵
۲۶۲۷۲۸۲۹۳۰