ماه: بهمن ۱۳۹۷

سخنان امام صادق -علیه السلام- در خواص بعضى از گياهان‏

بسم الله الرحمن الرحیم  سخنان امام صادق -علیه السلام- در خواص بعضى از گياهان‏ به طورى كه از مجلات و مطبوعات طبى استفاده مى‏شود، طب جديد نزد بعضى از دانشمندان به عصر گياهان دارويى بازگشت كرده است و به منافع آن به ديده اعتبار مى‏نگرد و اثر طبيعى آن را در معالجه برخى از بيماريها مى‏پذيرد، به طورى كه پزشكان در مناسبتهاى گوناگون بيماران خود را به استفاده از آن وادار مى‏كنند، چون مى‏بينند كه استفاده از گياهان دارويى در عين سادگى و تأثيرگذارى ضررى ندارد و يا ضرر آن اندك است. تعجبى ندارد، زيرا كه پيشرفت فكر بشرى و تلاش او در راه كشف حقيقت به ناچار انديشمندان و محققان و افكار روشن را به كنه بعضى از منافعى كه خدا در گياهان طبيعى گذاشته، رهنمون مى‏شود تا آثارى را كه خدا در آنها قرار داده به دست آورند. در آن هنگام كه اطباء از فوائد گياهان دارويى غافل بودند و يا آن را در جاى خود به كار نمى‏بردند، دانشمندان اسلام و پيشوايان دين حنيف از آن غافل نبودند و از فوائد و خواص آن چيزهايى را گفته‏اند كه كتابها از آن پر است و احاديث بسيارى در اين زمينه از ائمه معصومين (ع) رسيده است. بنگريد به كتاب طب الائمه و طب الرضا و طب النبى و كتاب كشف الاخطار و كتاب بحار الانوار و كتابهاى ديگر كه خواننده را از اطاله سخن در اينجا بى‏ نياز مى‏كند. براى اينكه از اصل بحث خود كه همان طب امام صادق (ع) است خارج نشويم، اينك برخى از سخنان طبى و راهنماييهاى بهداشتى آن حضرت را در باره گياهان نقل مى‏كنيم؛ گياهانى كه پزشكان، پس از گذشت زمانى طولانى به منافع آنها پى برده‏اند و تفصيل مطلب را به كتابهاى مفصل واگذار مى‏كنيم. اينك بعضى از سخنان آن حضرت را مى‏آوريم و آنها را با سخنان پزشكان اين عصر تطبيق مى‏دهيم. 1- سير امام صادق (ع) فرمود: با سير مداوا كنيد ولى پس از خوردن آن به‏ مسجد نرويد «1». و فرمود: پيامبر مى‏فرمود: سير بخوريد كه آن دواى هفتاد نوع بيمارى است. «2» اين سخنى است كه امام عليه السّلام در مقام هدايت و ارشاد اصحاب خود فرموده است ولى آيا آنها دانستند كه اين گياه عجيب به چه نوع بيمارى فايده دارد؟ البته نه ولى اكنون در قرن بيستم، علم آن را كشف كرده و به مغز سخن امام رسيده است. روزنامه ‏هاى فرانسه مقاله‏اى را از دكتر «ريم» پخش كردند كه مجله «الحكمة» چاپ لبنان آن را تحت عنوان «گوارا باد سير» به عربى ترجمه كرد. در اين مقاله آمده است: خوشحال خواهى شد اگر بدانى كه پزشكان در فارماكولوژى جايگاه شايسته اين گياه را به آن داده‏اند و گفته‏اند كه كارگرانى كه در هرم «خوفو» در مصر در سال 5400 پيش از ميلاد كار مى‏كردند زياد سير مى‏خوردند تا بدنشان قوى شود و از بيماريها نجات يابند. در جاى ديگرى از اين مجله آمده كه تجربه‏هاى پزشكان معروفى مانند «سالين» و «لوتر» و «دويريه» و ديگران روشن كرده كه سير بلورهايى را كه در بدن جمع مى‏شوند و باعث تصلب شرايين مى‏گردند، از بين مى‏برد و خون را رقيق مى‏كند. در طب جديد ثابت شده كه سير عضله‏هاى قلب را تقويت مى‏كند و فشار خون را تنظيم و خون را تصفيه مى‏كند و با اين كار بيمارى‏هايى‏ ______________________________ (1) بحار ج 14 (2) همان‏ ................................................... كه از فساد خون ناشى مى‏شود مانند سختى حيض در زنها، مداوا مى‏كند. همچنين سير پيرى زودرس و بواسير و روماتيسم را از بين مى‏برد و مجارى تنفسى را باز مى‏كند و تنگى نفس را بهبود مى‏بخشد و بعضى از انواع سل ريوى را معالجه مى‏كند بخصوص اگر با شير با هم خورده شود، چون به ميكروب «كخ» كه عامل بيمارى سل است تأثير مى‏گذارد. همچنين سير در برابر بيماريهايى مانند آنفلونزا و تب مصونيت ايجاد مى‏كند و رنگ صورت را زيبا و سرخ مى‏كند و روده‏ها را بخصوص در اطفال از عفونت پاك مى‏سازد و از تيفوئيد و ديفترى و خروسك حفظ مى‏كند. گفته شده در شهرهايى كه مصرف سير زياد است عمرها طولانى است و از سلامت خوبى برخوردارند: به اضافه اينكه سير باعث پاكسازى عفونتهاى داخلى و از بين رفتن التهابها و زخمهاى مزمن و حاد معده مى‏شود حيض و ادرار را به خوبى دفع مى‏كند و سنگريزه و كرم را در اطفال برطرف مى‏سازد. اين بود برخى از فوائدى كه از اطباء در باره اين گياه به دست ما رسيده است و بقيه هفتاد نوع بيمارى را كه در حديث آمده بايد از كتابهاى طبى مفصل جستجو كرد. به كلام امام صادق عليه السّلام بنگريد كه چگونه در عصرى كه اهل آن نمى‏توانستند چيزى را درك كنند و اهل اين زمان با وسائل جديد و پس از رشد عقل با تجربه‏ها و گسترش‏ علوم درك مى‏كنند، سخن گفته است. 2- پياز امام صادق عليه السّلام فرمود: پياز بخوريد كه در آن سه خاصيت وجود دارد دهان را خوشبو مى‏كند و لثه‏ها را محكم مى‏سازد و بر نيروى جنسى مى‏افزايد «1» و نيز فرمود: پياز دهان را خوشبو و پشت را محكم و بشره را زيبا مى‏كند «2» و نيز فرمود: پياز خستگى را از بين مى‏برد و اعصاب را قوى مى‏سازد و ميل جنسى را زياد مى‏كند و تب را مى‏برد. «3» اين سخن را امام صادق عليه السّلام در قرن دوم هجرى و پيش از كشف منافع پياز در طب امروز، فرموده است و در زمان او پياز چيز بى‏ارزشى بوده ولى امروز تجربه‏هائى كه در باره اين گياهان به عمل آمده، اسرار و منافع آنها را نشان مى‏دهد و مى‏بينيم دكتر لاكوفسكى پس از آزمايشهاى بسيار فوايد پياز را به دست آورده و اثبات كرده كه در پياز ماده‏اى است كه ضد سرطان است همان بيمارى مرموزى كه دانشمندان در كشف عامل آن رنج بسيار كشيده‏ اند. دكتر لاكوفسكى مى‏گويد: تجربه‏ها را ادامه مى‏دهيم و اميد داريم كه پياز در آينده علاج‏كننده بعضى از بيماريها باشد. دكتر دامر مى‏گويد: پياز در آن واحد هم طعام است و هم دوا و ______________________________ (1) الفصول المهمه ص 137 (2) همان‏ (3) كشف الاخطار .................................................. پزشكان آن را براى افزايش ادرار و درمان بيماريهاى كليوى و استسقاء به كار مى‏برند و بهتر است كه به صورت خام خورده شود. پزشك ديگرى مى‏گويد: پياز محتوى ماده با ارزشى است كه باعث تخفيف درد در بينى و حلق و مجارى تنفس مى‏گردد و مانند آنها. اين چيزى است كه طب جديد در باره منافع پياز به آن رسيده است و در آينده، بقيه آنچه امام گفته است كشف خواهد شد، پس درست بينديش و انصاف بده كه امام چقدر از طب آگاهى داشته است و او اين مطالب را از پدران و نياكانش از منبع وحى به دست آورده و استاد و مدرس و معلمى نديده است. 3- ترب‏ پزشكان در خواص اين گياه گفته‏اند كه آن ادرار را زياد مى‏كند، معده را براى هضم غذا آماده مى‏سازد و هضم را آسان مى‏كند و رماتيسم را معالجه مى‏كند و نفخ شكم را از بين مى‏برد و گاهى هم نفخ ايجاد مى‏كند كه مصلح آن نمك است و نيز سينه را صاف مى‏كند و اشتها آور است و بلغم را از بين مى‏برد و سنگريزه‏ها بخصوص سنگ كبد را مى‏شكند و خلط آور است و بواسير را تسكين مى‏دهد. مى‏گوييم: ترب داراى مواد معدنى مفيد و محتوى ويتامين‏هاى ب- د- ث است. امام صادق عليه السّلام پيش از دوازده قرن فرموده است: ترب بخوريد كه در آن سه خاصيت است: برگ آن بادها را مى‏شكند و مغز آن ادرار را آسان مى‏كند و باعث هضم غذا مى‏شود و ريشه آن بلغم را قطع مى‏كند «1» همچنين امام در باره ترب مطالب زيادى شبيه اين مضمون فرموده است. 4- هويج‏ پزشكان در خواص هويج گفته‏اند كه آن داراى مقدار زيادى قند گياهى است كه زود جذب مى‏شود ولى هضم آن براى كودكان دشوار است. آب آن مفيد است و اگر همراه با عسل باشد مقوى باه است، همان گونه كه براى امعاء و در تنگى نفس و ناراحتى اعصاب مفيد است و به رشد بدن در سن كودكى كمك مى‏كند و ريگها را بر طرف مى‏سازد و كرم روده را نابود مى‏كند البته اگر خام خورده شود و همچنين باعث افزايش خون و جريان آن در بدن مى‏شود و جز آنچه گفته شد فوائد ديگرى هم دارد كه طب امروز آن را كشف كرده و بيماران را به خوردن آن توصيه نموده است. امام صادق عليه السّلام، در حديثى فرمود: هويج امانى از قولنج است و به بواسير فايده دارد و بر قوه باه كمك مى‏كند «2» و فرمود: خوردن هويج از كليه‏ها مواظبت مى‏كند و ميل جنسى را افزايش مى‏دهد. «3» ______________________________ (1) اصول كافى از كلينى‏ (2) الفصول المهمه‏ (3) كشف الاخطار ..................................................... مى‏گوييم: هويج داراى ويتامينهاى آ- ب- ث مى‏باشد. 5- بادمجان‏ پزشكان در فوايد آن گفته‏اند: بادمجان غذايى است كه با بيشتر بيماريها سازگار است، مقوى معده و ملين سفتى‏هاست و اگر با سركه همراه شود ادرار آور است و پخته آن به طحال و زهره هم سودمند است. امام صادق عليه السّلام فرمود: بادمجان بخوريد كه براى زهره مفيد است و به صفرا زيان نمى‏رساند. «1» بادمجان بخوريد كه بيمارى را از بين مى‏برد و ضررى در آن نيست. «2» مى‏گوييم بادمجان به بيمارى پوستى ضرر دارد و مصلح آن روغن است اگر در آن جوشيده شود. 6- كدو پزشكان گفته‏اند: كدو سرد است و دماغ را مرطوب مى‏كند و رگهاى بسته را باز مى‏كند و ادرارآور و ملين معده است به خصوص براى معده كسانى كه مزاج گرم دارند سودمند است، همچنين كدو به يرقان و تبهاى حاد و بى‏خوابى مفيد است و كسانى كه عمر آنها از نيمه گذشته و طبعا نيرو و فكر آنها به تحليل رفته، بايد بيشتر كدو ______________________________ (1) همان‏ (2) همان‏ ................................................... بخورند كه براى تجديد قوا و انساج بدن مفيد است. امام صادق عليه السّلام فرمود: كدو بر عقل و دماغ مى‏افزايد و براى درد قولنج نافع است‏ «1». گفته شده كه كدو داراى ويتامين آ مى‏باشد. اين بود شمه‏ اى از خواص گياهان كه به طور اختصار نقل شد. ................................................................. روش تندرستى در اسلام / ترجمه طب النبي وطب الصادق عليهما السلام، ص: 120-127

بررسي تطبيقي ديدگاه اديان مختلف در مورد فناوري محصولات تراريخته؛ (دست ورزی ژنتیکی ازدیدگاه اسلام، مسیحیت و یهودیت)

بسم الله الرحمن الرحیم   دست ورزی ژنتیکی ازدیدگاه اسلام، مسیحیت و یهودیت بررسي تطبيقي ديدگاه اديان مختلف در مورد فناوري محصولات تراريخته   دکتر حسن رهنما - پژوهشکده بیوتکنولوژی کشاورزی ایران چکیده مقاله: انسان امروزی قادر است با روش های نوین مهندسی ژنتیک اقدام به دستکاری ژنتیکی هر شکلی از حیات نماید. به همین دلیل نگرانی هایی از جنبه های اخلاقی، اجتماعی و ایمنی زیستی درجهت پذیرش این فناوری جدید دربین عموم مطرح شده است. دیدگاه های مذهبی هم نقش قابل ملاحظه ای در پذیرش عمومی این فناوری دارند. در این مقاله دیدگاه سه دین بزرگ توحیدی ( اسلام مسیحیت و یهودیت) در زمینه فناوری تراریخته مورد بحث قرار می گیرد. بررسی ها نشان می دهد که هیچ اجماع کلی در این زمینه در درون این سه دین وجود ندارد. اما بنظر می رسد که تمایل عمومی درهرسه این ادیان به طور فزاینده ای به سمت پذیرش این فناوری و انجام تحقیقات در زمینه محصولات تراریخته و همچنین مصرف آنها پیش می رود. با این وجود؛ تمامی این رویکردها بربررسی های دقیق علمی، اخلاقی و نظارتی درخصوص این محصولات تاکید دارند. البته عوامل متعدد دیگری هم برتاثیر جنبه های مذهبی برپذیرش محصولات تراریخته دخالت دارند، ازجمله: رسانه ها، فعالان محیط زیست، دانشمندان و صنایع غذایی وهمچنین تمامی مواردی که منبع اطلاعاتی مردم بوده و بر درک و شناخت مصرف کنندگان تاثیر می گذارند.کلیدواژه‌ها: اسلام، غذاهای تراریخته؛مهندسی ژنتیک، مسیحیت، یهود متن کامل: pdf -13886-52653-1-PB ............................................................................................. مراجع و منابع این مقاله: لیست زیر مراجع و منابع استفاده شده در این مقاله را نمایش می دهد. این مراجع به صورت کاملا ماشینی و بر اساس هوش مصنوعی استخراج شده اند و لذا ممکن است دارای اشکالاتی باشند که به مرور زمان دقت استخراج این محتوا افزایش می یابد. مراجعی که مقالات مربوط به آنها در سیویلیکا نمایه شده و پیدا شده اند، به خود مقاله لینک شده اند : رهنما ح. و سنجریان ف. (۱۳۹۰) اخلاق زیستی در مهندسی ... رهنما ح. (۱۳۸۷) اخلاق زیستی و تولید گیاهان تراریخته. اخلاق ... رهنما ح. (۲۰۱۲) اخلاق در تولید واکسنهای گیاهی. مجله ایرانی ... (مقاله ژورنالی) رهنما ح، شکیبع. م.، خیام نکویی م، صالحی جوزانیغ، ره ... _ Omobowale EB., Singer PA. and Darr AB (2009) The ... [http ://www. agbioworld. org/b i _ tech -info/re ligion/galun. html] ... bttp :/www.iranj ewish. c om/NahadHal sazmanD aneshj oj an/Maghalat/P arvaz_2 ... Malboobi MT., Malboobi MA (2010) Halal Concept and Products Derived ... [http ://www.isaaa. org/'res ource s/pub lic ati ons/shari ah_comp liance/downl ... Ferdaus H, Benjamin O (2004) Product attributes and consume acceptance ... Einsele A (2007) The Gap between Science and Perception: The ...

اصول حاكم بر اختيارات حاكم اسلامى در توزيع منابع طبيعى

بسم الله الرحمن الرحیم  اصول حاكم بر اختيارات حاكم اسلامى در توزيع منابع طبيعى   روح الله ملایی سید محمد کاظم رجایی چکیده : حكومت ها براى انجام وظايف خود، ثروت ها و منابعِ درآمدزايى در اختيار دارند كه منابع طبيعى از جمله آنهاست. حكومت اسلامى نيز بخشى از ثروت و درآمدِ خود را از طريق منابع طبيعى كسب مى كند. منابع طبيعى در يك تقسيم بندى، به سه بخش كلى تقسيم مى شود: ۱. انفال كه تحت مالكيت حكومت اسلامى قرار دارد؛ ۲. زمين هاى مفتوحه العنوة كه اگرچه به عموم مسلمانان تعلق دارد، ولى حاكم اسلامى مى تواند بر نحوه توزيع و استفاده از آنها دخالت نمايد؛ ۳. مباحات عامه كه با وجود نداشتن مالك خاص، در صورت تزاحم بين استفاده كنندگان، حاكم اسلامى بر نحوه توزيع آنها نظارت مى كند. حال با توجه به اينكه تصميم گيرى درباره بخش عمده اى از منابع طبيعى، بر عهده حاكم اسلامى مى باشد، اين پرسش مطرح مى شود كه آيا اقدامات حاكم اسلامى در تصرف مالكانه، دخالت و يا نظارت بر ميزان و نحوه توزيعِ اين ثروت عظيم و درآمدهاى حاصل از آن، بدون حد و مرز است يا اينكه اصول و ضوابطى بر آن حاكم است؟ اين مقاله با روش تحليلى ـ توصيفى به دنبال «اصول حاكم بر اختياراتِ حاكم اسلامى در توزيع منابع طبيعى» مى باشد. نتيجه اين نوشتار نشان مى دهد كه اصولى همچون رعايت مصالح مسلمين، عدالت، كارايى و حفظ محيط زيست، تحديدكننده اختيارات حاكم اسلامى در توزيع منابع طبيعى مى باشند.  کلیدواژه‌های مقاله :حاکم، منابع طبیعی، اقتصاد اصول حاكم بر اختيارات حاكم اسلامى در توزيع منابع طبیعی  (دانلود) ............................................................................................................  ماهنامه معرفت  : سال بیست و چهارم / شماره پیاپی ۲۱۸

فهرست توصیفی دست‌نوشت‌های کشاورزی و فلاحت دوره اسلامی

بسم الله الرحمن الرحیم  فهرست توصیفی دست‌نوشت‌های کشاورزی و فلاحت دوره اسلامی   مولف : دکتر یوسف بیگ بابا پور  نشر : سفیر اردهال  این کتاب فهرست توصیفی دست‌نوشت‌های کشاورزی و فلاحت دوره اسلامی در کتابخانه‌های ایران و برخی کتابخانه‌های جهان است. این فهرست شامل معرفی کتب کشاورزی و فلاحت موجود در کتابخانه‌های ایران است که تا به حال فهرست و منتشر شده است، و نیز حدود ده کشور مختلف نیز فهارسشان بررسی و به آن افزوده شده است. ترتیب آثار ابتدا به صورت الفبایی ذکر شده، سپس نام مولف و حتی الامکان تلفظ لاتین هر یک ذیل آن آورده شده است. بعد کتابشناسی مشتمل بر سال‌ تألیف، مهدی الیه، ابواب و فصول و ساختار کتاب از فهرست نویسیان مختلف با ذکر منبع، در آخر بخش کتاب شناسی مراجع و منابع ذکر شده و در نهایت نیز نسخه شناسی با ارجاع به شماره نسخه و فهرست کتابخانه موردنظر. این کتاب به اهتمام یوسف بیگ باباپور در سال 93 از سوی انتشارات سفیراردهال در 167 صفحه منتشر شده است.

«پیوند قرآن و طبیعت»

بسم الله الرحمن الرحیم  «پیوند قرآن و طبیعت»   عنوان:  پیوند قرآن و طبیعت نویسنده :   حمید محمد قاسمی ناشر:   دفتر نشر فرهنگ اسلامی قطع:  وزیری سال انتشار:۱۳۹۴ تعداد چاپ:  ۱ نوع جلد:  شومیز تعداد صفحات:  ۲۹۶ معرفی کوتاه : کتاب «پیوند قرآن و طبیعت» نوشته دکتر حمید محمد قاسمی برای نوبت اول امسال در۲۹۵ صفحه از سوی انتشارات دفتر نشر فرهنگ اسلامی منتشر شده است. «قرآن» با شکوه ترین و نفیس ترین شاهکار الهی است که از سیمای دلربای خالق خود پرده بر می دارد و «طبیعت» بزرگترین شاهکار آفرینش است که از جمال و جلال آفریننده خود حکایت دارد. «قرآن» و «طبیعت» دو کتاب هستند که هر دو یک نویسنده دارند و همان دست توانمندی که با قلم تدوین کتاب هستی را رقم زد با قلم تشریع کتاب تدوین را نگاشت. در این اثر، مولف با اشاره به پیوندهای وثیق «قرآن» و «طبیعت» با یکدیگر از ارتباط و هماهنگی بی مانند «کتاب تکوین» و «کتاب تدوین» پرده برداشته است. نویسنده این اثر خود معترف است که در تبیین پیوندهای «قرآن» با «طبیعت» نتوانسته است به همه ابعاد و زوایای این موضوع مهم و گسترده اشاره کند و نکات بسیاری از دید وی مغفول مانده یا در تبیین آن به درستی از عهده برنیامده است، ولی این نوشتار، چراغ کم فروغی است فرا روی دیگر محققان و دانش پژوهان تا با بررسی ابعاد بیشتر این موضوع، به روشن شدن زوایای دیگر از آن کمک کنند. از منظر اسلام، «قرآن» و «طبیعت» دو تجلی از ناحیه یک خالق هستند که در کنار هم یک تصویر واحد بشمار می روند. متفکران و اندیشمندان اسلامی چون خدا را نازل کننده کتاب تشریع(قرآن) و ایجاد کننده کتاب تکوین(طبیعت) می دانند از اینرو مغایرتی بین کتاب تشریع و کتاب تکوین نمی بینند و این دو را مفسر و مبین یکدیگر می دانند که از هم رمز گشایی می کنند و به هم معنا می بخشند. «طبیعت» قرآن را به صورت عملی می نمایاند و «قرآن» طبیعت را به صورت وحیانی تعریف و تبیین می کند. سیمای قرآن و طبیعت، پیوند قرآن و طبیعت، دو فصل این کتاب را تشکیل می دهند. طبیعت و قرآن دو کتاب عظیم الهی، تجلی خدا در طبیعت و قرآن، وجود ذخائر بی بدیل در طبیعت و قرآن، سودمندی و ارزشمندی طبیعت و قرآن، «قرآن» و «طبیعت» دو مطهر رحمت واسعه الهی، جلوه های زیبا و متنوع «قرآن» و «طبیعت» سوگند الهی به «قرآن» و «طبیعت»، نظام مندی طبیعت و قرآن، خاتمه ناپذیری اسرار طبیعت و اسرار قرآن، پاداش احیای «قرآن» و «طبیعت»، همگانی بودن «قرآن» و «طبیعت» مهجوریت «قرآن» و «طبیعت»، سوء استفاده از «قرآن» و «طبیعت»، پیامدهای ناگوار بی اعتنایی و بی حرمتی به «قرآن» و «طبیعت» از جمله موضوعاتی هستند که نویسنده در این کتاب به آنها پرداخته است. کتاب «پیوند قرآن و طبیعت» نوشته دکتر حمید محمد قاسمی  برای نوبت اول امسال در ۲۹۵ صفحه از سوی انتشارات دفتر نشر فرهنگ اسلامی منتشر شده است.

جادوی گیاهان دارویی در طب سنتی و اسلامی

بسم الله الرحمن الرحیم  جادوی گیاهان دارویی در طب سنتی و اسلامی   دمنوش های گیاهی معمولاً خاصیت دارویی دارند و بخشی از داروهای طب سنتی و توصیه های اسلامی را تشکیل می ‌دهند. دم‌نوش یا جوشانده به نوشیدنی‌هایی که معمولاً از دم کردن گیاهان مختلف به دست می‌آیند اطلاق می‌شود. این گیاهان معمولاً خاصیت دارویی نیز دارند و بخشی از داروهای طب سنتی و توصیه های اسلامی را تشکیل می‌دهند. دم‌نوش نوعی نوشیدنی است که در آن جزیی از گل، برگ، ساقه، ریشه، دانه، پوستِ میوه یا اجزای دیگر گیاهان دارویی که قابل حل در آب است، بصورت خشک یا تازه مورد استفاده قرار می‌گیرد. اگرچه گیاهان دارویی منشاء طبیعی دارند و در مقایسه با داروهای شیمیایی عوارض کمتری ایجاد می‌کنند اما مصرف بی‌رویه یا غیرعلمی برخی از این گیاهان می‌تواند موجب عوارض ناخواسته و حتی مسمومیت‌های شدید گردد؛ بنابراین مصرف گیاهان دارویی نیز همانند داروهای شیمیایی باید با آگاهی و پس از اطلاع از سازوکار عمل آنها باشد به‌ویژه در مورد کودکان و سالمندان مصرف این گیاهان باید با احتیاط بیشتری همراه باشد. اغلب گیاهان بافت سفت و خشنی دارند که بدن قادر به هضم این بافت و دسترسی به ترکیبات مفید آن نیست. در نتیجه برای آن که ما بتوانیم از این ترکیبات سودمند نفع ببریم با خیساندن گیاه در آب، دم کردن یا جوشاندن به اثرات مهم آن دست می یابیم. البته باید بدانید دم کردن و جوشاندن گیاهان دو روش مختلف است و نوشیدنی حاصل از هر روش، خاصیت و تاثیر جداگانه ای بر بدن می گذارد. بیشتر ادویه ‏ها، میوه ‏ها، برگ، ساقه یا ریشه گیاهان را می ‏توان خشک و پودر کرد و برای تهیه دمنوش استفاده کرد. در این روش گیاه را کوبیده و در آب جوشیده شده به مدت ۱۵ تا ۲۰ دقیقه در حالی که در ظرف بسته است، روی بخار ملایم قرار می دهند و بعد صاف می کنند. نوشیدنی حاصل از برگ های چای، گل گاوزبان، گل ختمی، به لیمو، سنبل‌الطیب یا انواع چای میوه ای نوعی دمنوش گیاهی است، اما در مقابل اگر گیاه را مستقیم با آب سرد یا گرم بجوشانند جوشانده ای به دست می آید که خاصیت و اثر آن قوی‌تر از دمنوش است، چراکه حین جوشاندن مواد بیشتری از گیاه خارج می شود و توصیه آن است برای مصارف روزانه از دمنوش استفاده شود. بسیاری از گیاهان باید به صورت دم‌کرده استفاده شود و اگر بر اثر ناآگاهی یا غفلت جوشانده شود خاصیت آن تغییر می‌کند و گاهی موادی از گیاه آزاد می شود که دارای عوارض ناگواری خواهد بود. در نتیجه از جوشاندن گیاهانی که به صورت فله ای عرضه و توسط افراد ناآگاه و بی‌تجربه برای درمان دردی پیشنهاد می‌شود، اجتناب کنید. دمنوش برگ بادرنگبویه یا بادررنجبویه   بی تردید این دمنوش، یکی از بهترین دمنوش های روزانه برای افراد افسرده است، البته در افسردگی تدابیر درمانی باید به صورت کامل و جامع و طی مدت زمان کافی و با ویزیت های دوره ای انجام شود، ولی نوشیدن این دمنوش را می توان به عنوان درمان کمکی به بیماران توصیه کرد. به بیان حکیمان ایرانی، بادرنجبویه در تقویت قلب و مغز و پاکسازی این دو عضو حیاتی گیاه سودمندی است. نکته مهم این است که هنگام خرید آن باید بسیار هوشیار باشید، زیرا متأسفانه در بسیاری از عطاری ها به جای برگ بادرنجبویه، اشتباهاً برگ گیاه دیگری عرضه می شود! مشخصۀ برگ بادرنجبویه اصلی این است که اگر آن را کف مال کنید و ببویید، بوی لیمویی لطیفی از آن به مشام می رسد. روزی دو بار، هر بار حدود ۵ گرم از برگ بادرنجبویه را در قوری چینی ریخته، با یک لیوان آب جوش به مدّت ۱۵ دقیقه روی بخار دم کنید. سپس تا گرم است آن را صاف کرده با کمی عسل یا نبات سفید یا نبات زعفرانی واقعی، یک ساعت پیش از غذا یا دو ساعت پس از غذا بنوشید. به یاد داشته باشید که اکثر نبات های زردرنگ زعفرانی نیستند حتی اگر در میان آنها رشته ای از کلالۀ زعفران هم دیده شود. مصرف برگ بادرنجبویه در مبتلایان به کم کاری تیروئید مجاز نیست. در بارداری نیز به خاطر اثرات منقبض کنندۀ رحمی و اثرات ضد تیروئیدی اش بر روی جنین نباید مصرف شود. دمنوش گل گاو زبان . این نوشیدنی آرام‌بخش است و برای پایین آوردن فشارخون و نیز رفع ناراحتی پروستات بسیار مفید است. همچنین برای کاهش دردهای ابتدای قاعدگی مفید است. در صورتی که گاوزبان بدون لیموعمانی مورد استفاده قرار گیرد، باعث بالا رفتن فشار خون خواهد شد و برای کسانی که دچار افت فشار و ضعف شده اند مناسب تر است. مقدار ۳ قاشق غذاخوری گل گاوزبان، ۲عدد لیمو عمانی، ۲ قاشق مرباخوری عسل در هر لیوان، آب جوش ۴ لیوان. لیموعمانی‌ها را سوراخ و یا از وسط نصف کنید، به همراه گل گاوزبان و آب جوش در قوری چینی بریزید و اجازه دهید روی حرارت غیرمستقیم به مدت ۳۰ دقیقه دم بکشد. سپس دم‌کرده را در یک لیوان و یا فنجان بزرگ بریزید، عسل یا نبات را بیفزایید و هم بزنید تا کاملاً ‌حل شود و به آرامی میل کنید. دم نوش به لیمو . این دمنوش طبیعت گرم دارد و ‌خواب‌آور،‌ آرام‌بخش، ‌ضد میگرن و سردرد و تپش قلب، باعث تقویت حافظه و معده و‌ ضد نفخ و آسم می باشد، ‌۱ قاشق غذاخوری به‌لیمو را در یک قوری با ۲ لیوان آب جوش ‌به همراه مقداری نبات دم کرده میل کنید. دم نوش اسطوخودوس . این دمنوش طبیعت گرم دارد و آرام‌بخش اعصاب،‌ تقویت کننده‌ سلول‌های مغز،‌ ضد میگرن، ضد زکام و آسم و برونشیت، مسکن، موثر در درمان روماتیسم، ‌شستشو دهنده‌ کلیه و ضد اگزما می باشد. افرادی که بسیار گرم مزاج هستند از مصرف زیاد آن بپرهیزند زیرا باعث بی قراری و تشنگی می شود، اصلاح کننده آن در این وضعیت کمی شربت سکنجبین است. ۱ قاشق غذاخوری اسطوخودوس را در یک قوری با ۲ لیوان آب جوش ‌به همراه مقداری نبات دم کرده میل کنید. دم‌کرده میوه آلبالو . این نوشیدنی بسیار خوش طعم و اشتهاآور است، و برای هضم غذا و پایین آوردن فشار خون مفید است. آلبالوی رسیدۀ بدون دم ۲۰۰ گرم، عسل دو قاشق غذاخوری در هر لیوان، آب جوش ۴ لیوان. ابتدا آلبالوها را تمیز بشویید و سپس آن ها را با کارد برش دهید و همراه آب جوش در یک قوری چینی بریزید و به مدت ۳۰ دقیقه با حرارت ملایم دم نمایید. سپس دم کرده را در یک لیوان یا فنجان بزرگ بریزید، عسل را به آن بیافزایید و هم بزنید تا کاملا حل شود و آن را میل نمایید. این دم کرده برای درمان ورم معده و روده حائز اهمیت می باشد و برای بیمارانی که دچار التهاب کلیه و مثانه هستند مفید است، آلبالو و فرآورده‌های آن طبیعت سرد دارند اما دم کرده آن اگر با مقداری عسل همراه گردد دارای طبیعی گرم است. اگر بیمار دیابتی هستید دم‌کرده آلبالو را بدون عسل یا شکر میل نمائید. این دم‌کرده برای افزایش سطح ایمنی بدن بسیار مفید است. اگر تری گلیسیرید خون شما بالاست حتما از این دم کرده درست کرده و از آن استفاده نمائید. دم نوش بابونه . این دمنوش بسیار گرم و آرام بخش اعصاب و معده و روده و مقوی آن ها، ضد تب، ضد انگل، ضد یبوست، مقوی اعصاب و مغز، اشتها آور، ضد بلغم و صفرا و شستشو دهندۀ کلیه می باشد. یک قاشق غذاخوری بابونه را در یک قوری با دو لیوان آب جوش به همراه مقداری نبات دم کرده و میل نمایید. یکی از مهمترین خواص بابونه، درمان زخم معده و ورم معده است؛ این گیاه به آسانی این مرض را درمان می ‌کند، دمنوش بابونه اعصاب را تقویت می ‌کند و تقویت کننده مغز است، برای رفع بی خوابی و داشتن یک خواب آرام و راحت، کافی است ۱۰ دقیقه قبل از این که به رختخواب بروید، یک فنجان دمنوش بابونه بنوشید، دمنوش بابونه درمان کننده سردرد و میگرن و تسکین دهنده دردهای عضلانی است. دم‌کرده زیره سیاه . طبیعت این دمنوش بسیار گرم است و بالابرنده فشارخون، سوزاننده چربی اضافی، تصفیه کننده خون، مقوی قلب و عروق، شستشو دهنده کلیه، ضد چاقی، افزایش دهنده شیر مادر، ضد نفخ و مقوی معده و رفع کننده ناراحتی روده است و مصرف مداوم آن باعث زردی پوست می شود. یک قاشق غذاخوری زیرۀ سیاه را در یک قوری با دو لیوان آب جوش به همراه مقداری نبات دم کرده میل کنید. زیره‌ سیاه‌ در موارد بلع‌ هوا، نفخ‌ شکم‌، برطرف‌ کردن‌ سوءهاضمه‌، تسهیل‌ هضم‌ غذا، دل‌ پیچه‌ کودکان‌، انگل‌ معده‌ و روده‌، دفع‌ بادهای‌ کلیه‌ و مثانه‌، تنگی ‌نفس‌، خفقان‌ سرد، سکسکه‌ نفخی‌، استسقاء به‌کار می‌رود. زیره‌ سیاه یک‌ داروی‌ سنتی‌ برای‌ رفع‌ سوءهاضمه‌ خصوصاً نفخ‌ شکم‌ است‌. خوردن‌ زیره‌ سیاه یا روغن‌ آن‌ در رفع‌ سوءهاضمه‌ و دل‌ دردهای‌ کودکان‌ مفید است‌. زیره‌ سیاه دارای‌ خاصیت‌ ضدگرفتگی‌ دارد و برای‌ رفع‌ گرفتگی‌های‌ دوران‌ قاعدگی‌ مفید است‌. دم‌کرده بهار نارنج . طبیعت این دمنوش گرم است و تقویت کننده قلب و اعصاب، مفرح و آرامش بخش و اشتها آوار است. یک قاشق غذاخوری بهار نارنج را در یک قوری با دو لیوان آب جوش به همراه مقداری نبات دم کرده میل کنید.مهم‌ترین خاصیت دارویی بهارنارنج تاثیر آن روی سیستم عصبی بدن است. بهارنارنج آرامش‌بخش و ضد هیجانات دستگاه عصبی است و سردردهای عصبی و میگرنی را کاهش می‌دهد. بهارنارنج در تقویت معده بسیار مؤثر است و تپش نامنظم قلب و اضطراب را از بین می‌برد.برای کنترل تشنج‌ها و حمله قلبی هم ازآن استفاده می شود، اگر مشکل کم‌خوابی یا بی‌خوابی دارید، حتما پیش از خواب، مقداری عرق بهار نارنج بنوشید. ..................................................................................... خبرگزاری بین المللی قرآن

تحليلي بر احكام حكومتي رسول خدا صلی الله علیه و آله در حوزه اقتصاد كشاورزي

بسم الله الرحمن الرحیم تحليلي بر احكام حكومتي رسول خدا صلی الله علیه و آله در حوزه اقتصاد كشاورزي     سيدعلي حسيني  استاديار دانشگاه امام صادق عليه السلام                                 sa_h114@yahoo.com چكيده احكام حكومتي، تصميم‌هايي است كه رهبري حكومت اسلامي در چارچوب احكام شرعي و بر طبق مصلحت و عدالت، براي پيشرفت مادي و معنوي جامعه اسلامي مي‌گيرد. رسول خدا صلي الله عليه و آله از آن جهت كه رهبري سياسي و حكومتي جامعه اسلامي را نيز به عهده داشت، براي اداره صحيح و سازنده جامعه، احكامي حكومتي صادر مي‌كرد. اين احكام نشأت گرفته از منصب رياست و زعامت حكومتي ايشان بود. در اين مقاله با استفاده از روش تاريخي ـ تحليلي به تجزيه و تحليل احكام حكومتي پيامبر اعظم صلي الله عليه و آله در حوزه اقتصاد كشاورزي مي‌پردازيم. بنابه يافته‌هاي پژوهش، در آن عصر، كشاورزي از مهم‌ترين ابعاد جامعه اسلامي و شئون حكومت الهي رسول خدا بود. آن حضرت در اين حوزه، احكام حكومتي متعدد و متنوعي صادر فرمودند. حضرت، همراه با احكام حكومتي مربوط به زمين، آب، دام و گياهان، به شيوه‌هاي گوناگون آنها را واگذار فرمودند. ايشان شرايطي مانند ايمان، عمران و آباداني را براي واگذاري تعيين فرمودند. اين سياست‌گذاري، رونق كسب و كار، ارتقاي سطح اشتغال، رفع ‌فقر و ارتقاي كارآمدي و تخصيص بهينه منابع و در نتيجه، توسعه و پيشرفت بخش كشاورزي و شكوفايي اقتصادي را به‌دنبال داشت. كليدواژه‌ها: احكام حكومتي، كشاورزي، رسول خدا، اقطاع. طبقه‌بندي P4, Q18, P32, J43 :JEL. .......................................................................................................   مقدمه  در زمان بعثت رسول اعظم -ص-، حجاز، سرزمینی خشک و تفتیده بود. وضعیت اقتصادي نابسامانی داشت، کشاورزي به عنوان یکی از ارکان اقتصاد آن سرزمین، دچار مشکلات فراوانی بود. ایشان، پس از تشـکیل حکومت اسلامی در مدینه، اقدامات گسترده اي براي توسعۀ کشاورزي انجام دادند. از جمله این اقدامات، میتوان به مواردي چون ارزش دادن به کشاورزي و درختکاري، تبلیغ و تبیین احکام فقهی و اخلاقی این حوزة و ایجاد بستري امن براي سرمایه گذاري در این بخش اشاره کرد. ایشان به صورت خاص، با صدور برخی احکام حکومتی در زمینه بهره برداري از زمین، آب و مراتع، به رونق کسـب و کـار، کـاهش فقـر ،ارتقاي کارآمدي و تخصیص بهینه منابع جامعه اسلامی کمک نمودند. این احکام حکومتی، میتوانـد بـه استخراج برخی سیاستهاي کلان اسلام در حوزه اقتصاد کشاورزي کمک کند. این مقاله با استفاده از روش ترکیبی تاریخی و توصـیفی ضـمن تجزیـه و تحلیـل احکـام حکـومتی پیامبر اعظم -ص-  در حوزه اقتصاد کشاورزي، به بررسی چگونگی واگذاري منابع طبیعـی توسـط ایشـان و آثار سیاستهاي اعمال شده در بخش کشاورزي می پردازد. پس از تعریف احکام حکومتی ،ایـن احکـام در حوزه کشاورزي مورد تجزیه و تحلیل قرار میگیرد. این بررسـی شـامل چگـونگی واگـذاري زمـین (اقطاع)، آب و مراتع میشود . پيشينه تحقيق  در ادبیات اقتصاد اسلامی، مطالعات چندانی در زمینه سیاستهاي پیـامبر اعظـم -ص- در بخـش کشـاورزي صورت نگرفته است .در اینجا به برخی پژوهشهاي مرتبط با این زمینۀ مطالعاتی اشاره میشود. حمید اﷲ (1377)، در کتاب نامه هاي پیامبر خدا، برخی نامه هاي رسـول خـدا -ص- از جملـه تعـدادي از نامه هاي مرتبط به اقطاع هاي حضرت را جمع آوري نموده است. احمـدي میانجی (1419ق)، در کتاب مکاتیب الرسول، نامـه هاي بیشتري از رسول خدا -ص- را جمع آوري نموده است. حسینی و حیدري (1389)، در کتاب طبیعت در سیره رسول خدا -ص-، به تحلیل برخی نامه هاي رسـول اعظم -ص- پرداخته اند. فراهانی فرد (1389)، در کتاب اقتصـاد منـابع طبیعـی از منظـر اسـلامی، ضـمن بحـث از چگـونگی بهره برداري از منابع طبیعی، به روشهاي اجاره دادن منابع، اقطـاع و حیـازت پرداختـه اسـت. وي برخـی اصول اعتقادي و فقهیِ ناظر بر بهره برداري از منابع طبیعی در اسلام را بر می شمارد. ۱۲۱ این مقاله با واکاوي احکام حکومتی پیامبر اعظم -ص- در بخش کشاورزي، به تحلیل سیاستهاي اتخـاذ شده براي رشد و تقویت کشاورزي و بهبود معیشت مردم و عادلانه تر شدن توزیع منابع میپـردازد. ایـن بررسی ،برخی ابعاد پنهان احکام حکومتی ایشان را روشـن سـاخته، میتوانـد زمینـه اصـلاح و تقویـت سیاستهاي اقتصادي براي تقویت بخش کشاورزي کشور را فراهم آورد. چيستي احكام حكومتي  در فقه اسلامی، به ویژه فقه امامیه، احکام حکومتی کمتر مورد توجه قرار گرفته اسـت. نخسـتین فقیهـی که احتمالاً آن را تعریف کرده، شهید اول در کتاب القواعد و الفوائد است (مکی عاملی، بـیتـا، ج 1، ص 120). احتمال از اینرو است که ممکن است مقصود شـهید اول تعریـف حکـم قضـایی باشـد. پـس از ایشان، شهید ثانی (عاملی، بیتا، ج 1، ص 108) محقق اردبیلی (اردبیلی، 1375، ج 7، ص 549) هریـک سخنان مشابهی دربارة تعریف حکم قضایی و احتمالاً حکومتی و یا بعکس مطرح کرده اند. وحید بهبهانی بدون آنکه در قالب تبیین وظیفه هاي فقیه در پی تعریـف حکـم حکـومتی باشـد، بـه محتواي آن اشاره کرده، آن را حکمی دانسته است که از حیثیت زعامت و رهبري فقیه صـادر مـیگـردد. مانند حکم او به شروع ماه رمضان و امثال آن (بهبهانی، 1415ق، ص 501). صاحب جواهر، ضمن اشاره به پارهاى از کاستىهاى تعریفهاى یاد شـده ،تـلاش دارد بـه گونـه اى حکم حکومتی را تعریف کند. به نظر ایشان ،»حکم عبارت است از دستور اجراى احکام شرعى تکلیفـى یا وضعى یا موضوع آن دو، که از سوى حاکم شرع ـ و نه خداوند متعال ـ دربـارة شـیئى خـاص صـادر شده است« (نجفی، 1981، ج 40، ص 100). مهمترین نکات این تعریف، عبارت است از: حکم شرعى از نوع انشاء است و نه اخبار، در برابر فتوا که در واقع گزارشى از حکم الهى اسـت .در اینجا، تعبیر ایشان »انشاء انفاذ« است، ولی در کتـاب بیـع، واژة »انشـاء قـولٍ« را بـه کـار بـرده اسـت؛ کلمهاى که شهید ثانى در تعریف خود آورده بود (همان، ج 21، ص403). حکم شرعى از ناحیۀ حاکم شـرع صـادر مـىشـود، نـه خداونـد متعـال. اگـر پیـامبران و امامـان معصوم علیهم السلام، را نیز مصداق شارع مقدس بدانیم، حکم حکومتى صادره از سوي آنـان، از منصـب امامـت و قضاوت آنان نشأت مىگیرد، نه از اینجهت که آنان مبلـغ احکـام الهـى و در پـاره اى مـوارد شـارع نیـز هستند (موسوي خمینی، 1414ق (الف)، ص 107ـ108). ۱۲۲ ماهیتِ حکم حکومتی، انشاء است. انشاء و فرمان متعلق مىخواهد. از دیـدگاه صـاحب جـواهر، متعلق آن اجراى احکام شرعى است .این نکته اى است که دربارة تعریف احکام حکـومتى اهمیـت دارد . در واقع، رهبر، دستگاه رهبرى و قضاوت در حکومت دینى، وظیفه اى جز اجراى احکام شـرعى ندارنـد. همۀ فرامین، قوانین، دستورالعملها، بخشنامـه هـا، مصـوبات و مقرراتـى کـه صـادر مـىکنـد، بایـد در چارچوب احکام شرعى، بلکه مصـداق آنهـا باشـد .آقـا ضـیاء عراقـى (عراقـی، بـیتـا، ص 27)، سـید عبدالاعلى سبزوارى (سبزواري، 1417ق، ج 1، ص 104) و مکارم شـیرازى (مکـارم شـیرازي، 1411ق ،ج 1، ص 525 -  526) در شمار کسانى هستند که بر این نکته تأکید ورزیدهاند. شهید اول، قلمروي نفوذ احکام حـاکم را، معـاملات مـیدانـد و معتقـد اسـت: حکـم در قلمـرو عبادات هیچ تأثیرى ندارد. صاحب جواهر، حکم حاکم را از این زاویه، عام و گسـترده دانسـته، آن را بـه معاملات محدود نکرده است. اگر این تعریف تکامل یافتۀ تعریف شهید و نـاظر بـه آن باشـد، مـیتـوان گفت: تعریف او نیز عام است و اختصاصى به معاملات ندارد. در واقع، صاحب جـواهر واژه »انشـاء« را در سخن شهید توضیح بیشتر و دقیقترى داده است . صاحب جواهر نیز مانند شهید اول، قید »فى مورد مخصوص« یا »فى شیئى مخصوص« را در هـر دو تعریف خود آورده است. برخی، مانند شهید ثانى مىنویسند: »حکم حکومتی به یک واقعـۀ شخصـى تعلق مىگیرد، مانند حکم قاضى به اینکه زید [مبلغ معینى] از عمـر بـدهکار اسـت«. ظـاهر ایـن قیـد و مثالها، نشان میدهد که منظور، مصادیق شخصى و جزیى احکام شرعى تکلیفى یا وضعى است. امام خمینى در بحث »مقدمۀ واجب« در نقد آقا ضیاء عراقى مىنویسد: »حکم شرعى (جامع میـان حکـم وضعى و تکلیفى) عبارت است از: بعث و نه ارادة اظهار شده. همانگونه که حقیقـت حکـم حکـومتى، همـان انشائى است که از مقام حکومت و قضاوت حاکم شـرع صـادر مـىشـود و نـه ارادة اظهـار شـده (موسـوي خمینی، 1414ق (الف)، ج 1، ص 354). در عبارت امام راحل چند نکته، قابل توجه وجود دارد: ماهیت حکم حکومتى عبارت است از انشاء. یعنى اعلام، اعتبار یـا دسـتور بـه اجـراى حکـم یـا موضوع. تا زمانىکه تصمیم حاکم به این مرحله نرسد، حکم حکـومتى صـدق نمـىکنـد. بنـابراین، اگـر رهبر جامعۀ اسلامى، درباره موضوعى ارادهاى داشته باشد و آن را به مرتبۀ انشاء نرسـاند، حجیّـّت نـدارد و اطاعت از آن لازم نیست، هرچند مردم از آن مطلع شوند. این همان نکتهاي است که شـهید صـدر بـر آن تأکید میورزد (صدر ،1403ق، ص 632). از سخن امام راحل و شهید صدر به روشنى بر میآید که حقیقت حکم حاکم همان انشـاء، اعـلان و دستور است ،هرگاه به این مرحله نرسد ،»حکم« نخواهد بود. البته نکتـۀ مهـم ایـن اسـت کـه در حکـم ۱۲۳ غیرحکومتى نیز دستکم بر پایۀ مبناى بسیارى از اصولیین، این ویژگى وجود دارد. ازایـنرو، نمـىتـوان آن را نکتۀ تمایز بخش میان حکم حکومتى و غیرحکومتى دانست. منشأ صدور حکم در سخن ایشان، به صراحت روشن شده است. در تعریف ایشان، منشأ صـدور حکم حکومتى، حکومت؛ یعنى رهبرى مشروع جامعۀ اسـلامى اسـت. ایـن، همـان اسـت کـه صـاحب جواهر نیز بر آن تأکید داشت و از ویژگىهاى تمایز بخش حکم ولایى است. قید »فى مقام الحکومۀ«، یکى از مبانى حکم حکـومتى را تبیـین میکنـد. در واقـع، حکـم حکـومتى برخاسته از منصب حکومت و رهبرى است. بر پایۀ نظریۀ امام خمینى، پیامبر خدا سـه منصـب داشـت: تبلیغ، قضاوت و رهبرى امت. تنهـا آن دسـته از احکـام آن حضـرت، سـلطانى و حکـومتى اسـت کـه برخاسته از منصب سوم باشد و آنچه مرز احکام الهى (تبلیغـى پیـامبر) و احکـام قضـایى و حکـومتى پیامبر را از هم جدا مىکند، همین نکته است. تفاوت حکم قضایى و حکومتى، در این است کـه اولـى از منصب قضاء و دومى از سمت رهبرى صادر مىشود. بنابراین، باید بـهعنـوان یکـى از عناصـر اصـلى بیانکنندة این مفهوم، در تعریف اخذ شود؛ زیرا در زمان غیبـت، فقهـا هماننـد پیـامبر خـدا، دو منصـب قضاوت و رهبرى دارند. آنچه دربارة احکام حکومتى پیامبر آوردیم، درباره فقها نیز صدق مىکند. مرحوم علامه طباطبائى، در تحقیقى که دربارة ولایـت و زعامـت، اختیـارات والـى و احکـام متغیـر دارند، مینویسد: احکام و قوانین آسمانى اسلام... تغییرناپذیر و اجراى آنها و مجازات متخلفان آنها، بهدسـت مقـام ولایـت اسلامى، انجام مىگیرد و در سایۀ قوانین شریعت و رعایت موافقت آنها، ولى امر مىتوانـد یـک سلسـله تصمیمات مقتضى به حسب مصلحت وقت گرفته، طبق آنها مقرراتى وضـع نمـوده، [و] بـه موقـع اجـرا بیاورد. مقررات نام برده لازمالاجرا و مانند شریعت داراى اعتبار مىباشـند. بـا ایـن تفـاوت کـه قـوانین آسمانى، ثابت و تغییرناپذیر و مقررات وضعى قابل تغییر و در ثبات و بقا، تابع مصلحتى مىباشند که آنهـا را به وجود آورده است و چون زندگى جامعۀ انسانى، پیوسته در تحول و رو به تکامل است، طبعـاً ایـن مقررات تدریجاً تبدّل پیدا کرده، جاى خود را به بهتر از خود خواهند داد (طباطبائی، بیتا، ص 112).  وي در جاي دیگر مینویسد: او مىتواند در سایۀ تقوا و رعایت احکام ثابت دینى، مقرراتى مثلاً براى راهها، معابر، خانه، کاشانه، بـازار، نقل، تحویل، کسب و کار و روابط طبقات مردم وضع کند. مـىتوانـد روزى امـر بـه دفـاع کـرده و در تجهیزات لشکر و هرگونه مقدمات لازمۀ آن تصمیم گرفته و به موقع اجرا بگذارد. یا وقتى، نظر به صـلاح مسلمین، از دفاع خوددارى کرده، معاهدههاى متناسب بگذراند. مىتواند در پیشرفت فرهنـگ مربـوط بـه دین یا زندگى مرفه مردم تصمیماتى اتخاذ کرده و به عملیات وسیعى دست بزند. یا روزى چند، رشـتهاى ۱۲۴ از معلومات را پس زده و رشتۀ دیگرى را ترویج کند. خلاصه، هرگونه مقررات جدیدى که در پیشـرفت زندگى اجتماعى جامعه مفید باشد و به صلاح اسلام و مسلمانان تمام شود، مربـوط بـه اختیـارات والـى است و هیچگونه ممنوعیتى در وضع و اجراى آن نیست (طباطبائی، بیتا، ص 78).  در این تعریف نکات درخور توجهی وجود دارد .مهمترین آنها عبارت است از: ولى امر نمىتواند به صورت دلخواه، به صدور این احکام دست زند، بلکه باید همواره بـا رعایـت تقوا، مصلحت اسلام و مسلمانان را در زمان خود و نیز احکام شرعى را در نظر گیرد. وي باید بـا توجـه به این دو معیار، احکام حکومتى صادر کند. در سخنان ایشان، گاه مصـلحت اسـلام و مسـلمانان و گـاه »مصلحت وقت« به کار رفته است، تعبیر دوم، بسـى ظریـف اسـت؛ زیـرا مصـلحت در طـول زمـان بـا دگرگون شدن اوضاع و احوال تغییر مىکند، قید »وقت« به ظاهر، براى اشاره بـه تغییـر مصـلحتهـا در زمانهاي مختلف است. این قید شاید از جهتى از واژة »مصلحت جامعه« لطیفتر باشد؛ زیـرا مصـلحت یک جامعه نیز ممکن است در طول زمان و گاه به سرعت تغییر یابد .به محض دگرگونى آن، این حکـم دیگر اعتبارى نخواهد داشت. از ویژگىهاى احکام حکومتى، تغییر آن در طول زمان با لحاظ تغییـر مصـلحت اسـت. در واقـع ،این نکته از نگاه علامه طباطبائى به اندازهاي در این احکام برجسته است که در تقسیم احکام بـه متغیـر و ثابت، احکام حکومتى را بهعنوان متغیر در مقابل احکام الهى و شرعى قرار داده است. احکام حکومتى از احکام شرعى نیست؛ زیرا از ناحیۀ حاکم صادر مىشود، گرچه پیـروى از آنها لازم است. مبناى مشروعیت این احکام، ولایت ولى امر مسلمانان است. از آنچه گذشت، به روشنى از جامعبودن این تعریف حکایت دارد. با این حـال، کاسـتىهـایى در آن وجود دارد که براي پرهیز از اطاله کلام از بیان آنها خودداري میشود. نگاهى به چشمانداز و تطور تعریف حکم حکومتی، افزون بر اینکه بیانگر سیر تکـاملى آنهـا اسـت، نشـان مىدهد که گامهاى جدید و نسـبتاً راهگشـایى در تعریـف احکـام حکـومتى برداشـته شـده اسـت .بعضـی از تعاریف، بهویژه تعریف علامه با همه کاستیهایش، دقیق و در خور تحسـین اسـت. بـا وجـود ایـن، تعریـف مختار »احکام حکومتى، عبارت است از: تصمیمهایى که ولى فقیـه دربـارة ابعـاد گونـاگون ادارة امـور جامعـۀ اسلامى براى اجراى عدالت اجتماعى و قوانین الهى، با ملاحظۀ مصلحت جامعـۀ اسـلامى مـىگیـرد و زمینـۀ اجراى آنها را فراهم مىسازد. این تصمیمها به لحاظ زمان و مکان، تابع مصلحت یاد شده است. با این مقدمه، احکام حکومتی پیامبر اکرم در حوزه کشاورزي را بررسی میکنیم. ۱۲۵ احكام حكومتي رسول اكرم در حوزه كشاورزي  رسول اعظم، افزون بر اینکه پیامبر بود و احکام الهی را از سرچشمه زلال وحـی گرفتـه و بـه مردمـان ابلاغ میکرد، رئیس و رهبر جامعه اسلامی نیز بود. احکام حکومتی آن حضـرت از ایـن منصـب ایشـان نشأت میگرفت. احکام حکومتی آن حضرت همۀ حوزههاي فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصـادي را فرا میگیرد؛ ابعاد مختلف، مبانی و چند و چون این احکام شایسته پژوهش است. مردم حجاز زندگی خود را با محصولات کشاورزي و دامـی مـیگذراندنـد. در زنـدگی ایشـان تجارت و صنعت، در مقایسه با کشاورزي، سهم کمی داشـت. بنـابراین، در آن روزگـار کشـاورزي مهمترین رکن اقتصادي جامعه بود. از سوي دیگر ،فرهنگ قبیلـهاي جاهلیـت و جنـگهـاي میـان قبیلهاي و منازعههاي آنان، حجاز را به سرزمین تفتیده و خشکی مبدل ساخته بود که کشـاورزي را در عمل از رونق انداخته بود .قبیلههاي مختلف، در منازعات خود ،چاههاي آب را پـر مـیکردنـد ،مزرعهها را آتش زده، نخلستانها را در آب غرق میکردند. اقداماتی از این دست ،امنیت و آرامـش را از کشاورزان سلب کرده بود و آنان امیدي به آینده کشاورزي نداشتند. در نتیجه، اقتصـاد جامعـه و اشتغال عموم مردم در بدترین حالت ممکن بود. پس از هجرت رسول خدا به مدینه و تأسیس حکومت اسلامی، آن حضرت تحول اقتصادي را از کشاورزي آغاز کرد. رسول خدا شش گام براي تحول در کشـاورزي برداشـت و بـدینوسـیله، زمینـۀ توسعۀ ماندگار اقتصادي را بهطور عام و گسترش چشمگیر کشـاورزي را بـهطـور خـاص بـراي جامعـه اسلامی رقم زد. موفقیتهاي عظیم جامعه اسلامی در آن روزگار بـه رهبـري رسـول خـدا در حـوزه کشاورزي به حدي بود که تحسین دوست و دشمن را برانگیخته اسـت تـا آنجـا کـه حتـی مستشـرقین مغرب زمین نیز در حد اعجابآوري، به بزرگی آن اعتراف کردهاند (واتسون ،1374، ص 198). احكام حكومتي رسول اعظم دربارة زمين  آب و خاك سرمایه اصلی کشاورزان است. زمین و آب دستمایه کشاورزي است و مالکیـت آن، و حـق تصرف در آن در توسعه کشاورزي سهم بسزایی دارد. رسول خدا زمینهاي مختلفی را به اشـخاص و گاه، قبیله مختلف واگذار کرد. واگذاري زمین در اصطلاح فقهی »اقطاع« نامیده میشود .این کـار بـهطور گستردهاي بهوسیلۀ رسول خدا انجام شد. نکته قابل توجه اینکه آن حضرت، به کسی که زمین واگـذار کرد، سند با مهر و امضا میداد، بهگونهاي که او با اطمینان و خیال راحت در آن زمین سرمایهگذاري کنـد و براي آبادي آن بکوشد. ۱۲۶ الف .اقطاعهاي رسول اكرم  همانطور که اشاره شد، رسول خدا به اقطاعهاي گستردهاي دست زد (ابویوسف، بیتـا، ص 62ــ68). آن حضرت، درهاي در مدینه را به حرام بن عبد عوف از قبیلۀ بنیسلیم واگذارد کرد (واقـدي، بـیتـا، ج 1، ص 274؛ احمدي میانجی، 1419ق، ج 3، ص 434؛ حمید اﷲ ،1377، ص 370). در پایـان سـند ایـن واگذاري، بر پرهیز از هرگونه ستم و عدالت تأکید شده است. آن حضرت، زمینی را با حدودي معـین از زمینهاي »برهاط« به راشدبن عبد رب سـلّمّی واگـذار کـرد (واقـدي، بـیتـا، ج 1، ص 274؛ احمـدي میانجی، 1419ق؛ زنجانی، 1405ق، ج 2، ص 436). همچنین ایشـان زمینـی را بـه بنیاجـب در منطقـۀ فاس یا حالس واگذار کرد (حموي، بـیتـا، ج 4، ص 299؛ زنجـانی، 1405ق، ج 2، ص 218؛ احمـدي میانجی، 1419ق، ج 3، ص 440). حضرت رسول، همه زمینهاي »جفر« را که در اطراف مدینه قرار داشت و یـا چـاه آب »جفـر« را به هوذة بن نبیشه واگذار کرد (احمدي میانجی، 1419ق، ج 3، ص 423). همچین ایشان منطقـه یـا چـاه آب »محدب« را به عبداﷲبن ابیقمامه و وقاصبن ابیقمامه واگذار کرد (ابناثیـر، بـیتـا، ج 3، ص 243؛ احمــدي میــانجی، 1419ق، ج 3، ص 443؛ حمیــد اﷲ ،1377، ص 366). آن حضــرت، زمینــی را بــه سلمهبن مالـک بـه اقطـاع داد (زنجـانی، 1405ق، ج 2، ص 316). زمینهـا و درختـان کـوه »ارم« را بـه فرزندان جفالبن ربیعه و زمینهاي مابین »مصباعه« تا »الزح« و »لوابه« را به عـداءبن خالـد واگـذار کـرد (حمید اﷲ ،1377، ص 378؛ احمدي میانجی، 1419ق، ج 3، ص 452). رسول اعظم زمینهاي »عوره«، »غرابه« و »حبل« را به مجاعه بـن مـراره واگـذار کـرد (ابـی عبیـد ،1430ق، ص 296؛ متقــی هنــدي، 1410ق، ج 3، ص 519؛ زنجــانی، 1405ق، ج 2، ص 257)؛ زمــین »نجمه« از درة راکس را به عاصم فرزند حـارث حـارثی واگـذار کـرد( واقـدي، بـیتـا، ج 1، ص 269؛ احمدي میانجی، 1419ق، ج 3، ص 455؛ حمید اﷲ ،1377، ص 224) و زمینهاي »جمعـه« از رامـس را به عاصمبن حارث محاربی واگذار نمود (حموي، بیتـا، ج 3، ص 17؛ احمـدي میـانجی، 1419ق، ج 3، ص 454؛ زنجانی، 1405ق، ج 2، ص 265). حضرت همـه زمینهـاي »شـواق«، بـالا و پـایین آن را بـه زبیربن عوام واگذار کرد و سند آن با خط علـی نگاشـت (واقـدي، بـیتـا، ج 1، ص 274؛ ابویوسـف ،بیتا، ص 34؛ زنجانی، 1405ق، ج 2، ص 319). بر اساس پژوهشهاي انجام شده رسول خدا زمینهاي مختلفی را به زبیر واگذار کـرد (حسـینی و حیدري، 1389، ص 103). ایشان زمین »رحیح« و مازاد آب »بنی سبیل« را به سُُعیر فرزند عـدّّاد واگـذار نمودند( واقدي، بیتا، ج 1، ص 283؛ زنجـانی، 1405ق، ج 2، ص 332؛ احمـدي میـانجی، 1419ق، ج ۱۲۷ 3، ص 460 -  463). حضرت، آب یا زمینهاي »رداء« را به جمیل فرزند ردام عـذري واگـذار کـرد کـه سند آن، با خط علیبن ابی طالب نوشته شد (ابناثیر، بیتـا، ج 1، ص 295؛ متقـی هنـدي، 1410ق، ج 3، ص 528؛ احمدي میانجی، 1419ق، ج 2، ص 464). پیامبر اکرم، زمینهاي »ثریر« و زمینهاي کوهستانی و یا آبهاي »کنیف« را به حصـین بـن نضـلۀ اسدي به اقطاع داد (ابناثیر، بیتا، ج 1، ص 269؛ متقی هندي، 1410ق، ج 2، ص 519؛ حمـوي، بـیتـا ،ج 2، ص 26) و چاه آبی را به رزینبن انس واگـذار کـرد. بـر پایـۀ برخـی روایـات، آن حضـرت ایـن واگذاري را مشروط به این کرد که او تنها از مـازاد آب مسـافران و رهگـذران بـر آن چـاه اسـتفاده کنـد (متقی هندي، 1410ق، ج 2، ص 299؛ حسینی و حیدري، 1389، ص 107؛ احمـدي میـانجی، 1419ق ،ج 3، ص 467). رسول خدا، زمینهاي واقع در »الفرُقَْیْنْ« و »ذات أعشاش« را به حصـینبـن أوس أسـلمی واگـذار کرد و سند واگذاري آن، طی نامهاي به خط امیرالمؤمنین علی نوشته شد (زنجـانی، 1405ق، ج 2، ص 304؛ احمدي میانجی، 1419ق، ج 3، ص 470؛ حمید اﷲ ،1377، ص 227). آن حضرت همـۀ زمـین و آب منطقۀ »مظله« را به بنی قّرّّه واگذار فرمود. در این واگذاري، دو نکتـه بـه چشـم میخـورد، نخسـت آنکه، رسول خدا در واقع آب و زمینهاي این منطقه را براي آنها قرق کرد و تنها حـق اسـتفاده از مراتـع آن زمینها را بدانها بخشید. دوم آنکه، در سند این واگذاري آمده است که آب و همه زمـین »مظلـه« را اعم از زمینهاي هموار و کوهسـتانی و آب آن را بـدانان واگـذار میکنـد (زنجـانی، 1405ق، ج 2، ص 304؛ واقدي، بیتا، ج 1، ص 167؛ احمدي میانجی، 1419ق، ج 3، ص 472). پیامبر خدا بخشی از درختان خرما و کاخ موجود در »سوارقیه«، که کشاورزي در آن رونق داشـت، به سعیدبن سفیان واگذار کرد (موسـی زنجـانی، 1405ق، ج 2، ص 338؛ احمـدي میـانجی، 1419ق، ج 3، ص 476؛ حسینی و حیدري، 1389، ص 110). ایشان زمینی را در مکه به عتبهبن فرقـد واگـذار کـرد تا خانهاي براي خود بسازد و بخشی از زمینهاي »صفَُیَنه« را که آباد بود و کشاورزي در آن توسعه یافتـه بود، به بنی شنج واگذار کرد. این زمین را آنان یا احیاء کرده بودند و یا علامت گذاشـته بودنـد تـا کسـی در آنها تصرف نکند (زنجانی، 1405ق، ج 2، ص313؛ واقدي، بیتـا، ج 1، ص 271؛ احمـدي میـانجی، 1419ق، ج 3، ص 280). آن حضرت، زمینهاي مختلف و بسیاري را به عوسجهبـن حرملـه، کـه طبـق فرمان آن حضرت رهبري هزار تن از بنی جهینه به او سپرده شده بود، واگـذار کـرد تـا از ایـن زمینهـا براي خود و نیروي تحت امر خود بهره برد (حموي، بـیتـا، ج 4، ص 58؛ زنجـانی، 1405ق، ج 2، ص 312، ابویوسف، بیتا ،ص 62). ۱۲۸ رسول مکرم اسلام، زمینهاي »عقیق مشهور« در نزدیک مدینه و یا زمینهاي نزدیـک بـه آن را بـه بلالبن حارث واگذار کرد. این زمینها تا زمان خلیفۀ دوم در تصرف او بود. خلیفۀ دوم بخـش عظیمـی از آنها را از او پس گرفت. آن حضرت این زمینها را بدینشرط بـه او واگـذار کـرد کـه آنهـا را آبـاد و اصلاح سازد (طبرانی، بیتا، ج 1، ص 257؛ متقِی هندي، 1410ق، ج 2، ص 187). حضـرت رسـول، معادن »قبلیّّه« و آن دسته از زمینهاي کوهستان »قَدْْس« را، که قابل کشت بود، به بلالبـن حـارث مزنـی واگذار کرد (طوسی، 1387ق، ج 2، ص 274؛ احمدي میانجی، 1419ق، ج 3، ص 492) و همچنـین آن حضرت، افزون بر زمین و مزرعه منطقۀ خاصـی، زنبورهـاي عسـل آن منطقـه را نیـز بـه او واگذاشـت (حمید اﷲ ،1377، ص 324؛ زنجانی، 1405ق، ج 2، ص 314). آن حضـرت، عقیـق یمامـه را کـه داراي درختان و چشمههاي بسیار بود، به ربیع، مطرف و انیس به اقطاع داد (زنجـانی، 1405ق، ج 2، ص 294؛ واقدي، بیتا، ج 1، ص 302؛ احمدي میانجی، 1419ق، ج 3، ص 504). رسول اعظم، زمینهاي قدس یعنی فلسطین را پیش از هجرت به داریان واگذار کـرد. بـه گـزارش ابنهشام، هشت تن از قبیله داریان پیش از هجرت از فلسطین نزد رسول خدا آمدند، آن حضـرت بـه دو نفر از آنها به نام »تمیم« و »اوس« زمینهاي بیت عینون، حبري یا حََیرون را واگذار کـرد (ابویوسـف ،بیتا، ص62). قلقشندي در صبحالاعشی میگوید: این نوشته در دست خدّّام حرم حضرت ابـراهیم در فلسطین موجود است. بسیاري آن سند را که در اثر زمـان فرسـوده شـده، رؤیـت کردهانـد (القلقشـندي، بیتا، ج13، ص129). این نامه از اهمیت بسیار بـالایی برخـوردار اسـت؛ زیـرا اینکـه در واقـع سـرزمین فلسطین را به آنان واگذار کرد و مورخان، فقیهان و محدثان بدان توجـه خاصـی داشـتهاند تـا آنجـا کـه برخی از دانشمندان بزرگ ،درباره آن کتاب خاصی نوشتهاند .براي نمونه ،مقریزي کتاب الضـوء السـاري لمعرفۀ تمیم الداري و سیوطی کتاب الفضل العمیم فی اقطاع تمیم را در این زمینه نوشته است( همان). پس از هجرت رسول خدا به مدینـه، داریـان نـزد ایشـان شـتافتند و از ایشـان خواسـتند سـند آن زمینها را تجدید کند. آن حضرت، در نامهاي استثنایی سرزمین فلسطین را به داریـان و نسـلهاي آینـده آنان اقطاع کرد. گویا آن حضرت، پیشبینی میکرد که این زمین در آینده غصب خواهـد شـد. ازایـنرو، این اقطاع را با تأکیدهاي فراوان براي آنان با خط امیرالمؤمنین علی نوشته شد (ر.ك: احمـدي میـانجی ،1419ق، ج 3، ص 513؛ مجلســی ،1386ق، ج 18، ص 135؛ متقــی هنــدي ،1410ق، ج 2، ص 190؛ طبرانی، بیتا، ج 2، ص 47) و بر غاصبان این زمین حضرت لعنت فرستاد. آنچه گذشت ،اشارهاي به حدود چهل اقطاع و واگذاري زمین است که تحلیلی هرچند کوتاه بر آنهـا ضروري بهنظر میرسد. ازاینرو، به توضیح چند نکته دربارة این واگذاريها میپردازیم. ۱۲۹ الف: انواع منابع طبيعي واگذار شده  همانطور که در متن این نامهها آمده است، انواع منابع و منافع آنها واگذار شده است. در بسیاري از ایـن اسناد، زمین واگذار شده است. زمینهاي واگذار شده در قطعـههاي مختلـف؛ بسـیار بـزرگ، متوسـط و کوچک است. همچنین انواع زمینهاي کوهستان، دره و دشت در میان آنها به چشم میخورد. افزون بر زمینها، گاهی آب و یا حق آبیاري از سوي رسول خدا اقطاع شده اسـت و آنهـا اعـم از چاهها و چشمهها و یا آبهاي رودخانه بوده است. در پارهاي از موارد، بـه صـراحت، مرتـعهـا واگـذار شده است، و مراتع اقطاع شده، گاهی بهصورت تملیک و گاه بهصورت قرق بوده است؛ یعنـی بـر طبـق اسناد، رسول خدا این منطقه را به آنان داده است تا گوسفندان خود را در آنها بچرانند. در واقـع علوفـه آن مراتع را به آنان داده است و گاه عنوان »قرق« آمده است. در بعضی از این نامهها، واژههایی بهکار رفته که به احتمال زیاد، درهها و زمینهاي کوهسـتان حالـت جنگلی داشته است، رسول خدا این زمینها را با درختان جنگلیاش به آنان واگذار کرده است. در برخی از این واگذاريها، حیوانات و دامها نیز واگذار شده است .بخشی از این اسناد، بیانگر ایـن است که رسول خدا یک یا چند روستا را واگذار کرده است. شاید مقصود زمینها، آبها و مرتـعهـا، درختان و چهارپایان وحشی همۀ آن روستا بوده است. همانطور که خواهد آمـد، ایـن روسـتاها مالـک شخصی نداشتهاند .در بعضی از این نامهها، تأکید شده است کـه همـه آنچـه در فـلان محـدوده اسـت، واگذار میشود. ازاینرو ،جنگلها، مرتعها و منابع طبیعی از جمله اموالی بوده است که رسـول خـدا آنهـا را بـراي اهداف خاص و در زمانهاي معینی، به شخص، اشخاص و یا مردم یک قبیله واگذار کرده است . ب. انواع واگذاريها  همانطور که اشاره شد، بیشک آن حضرت انواع منابع طبیعی را واگذار کرده است .اما سؤال این اسـت که این واگذاريها از چه نوعی بود؟ مطلق بود، یا و بدون هیچ شرط و یا مشروط؟ بررسی اسـناد نشـان میدهد که در پارهاي از موارد، رسول خدا زمینها و یا دیگر منابع طبیعـی را بـهطـور مطلـق و بـدون شرط و در مواردي، بهطور مشروط واگذار کرده است . شرایط واگذاري در توسعه و پیشرفت بخش کشاورزي و در نتیجه، شکوفایی اقتصـادي بسـیار مهـم است. این شرایط ارتقاي کارآمدي و تخصیص بهینه منابع را به دنبال داشت. مهمترین شروط حضـرت، اسلام، ایمان، عمران و آبادانی بود. در موارد بسیاري ،حضرت در نامـههـاي خـود بـه ایـن نکتـه اشـاره ۱۳۰ فرمودهاند که بخشیدن این مال مشروط به این است که شخص مورد نظر در اسلام و ایمان خود اسـتواربوده و به راستی ادعاي ایمان کرده باشد. دومین شرط، که بهطور مکرر در واگذاري زمینهاي موات آمـده، ایـن زمـین بـه فـلان شـخص یـا اشخاص و قبیله واگذار میشود؛ به شرط اینکه زمین یاد شده را اصـلاح و آبـاد کنـد. در برخـی از ایـن نامهها، واژه »احیاء« و در برخی در کنار آن، واژة »اصلاح« آمده است. در برخی از این اسناد آمـده اسـت: چاههاي آب و زمینهاي فلان منطقه به شخص مورد نظر واگذار میشود؛ اما نه بهطور مطلـق، بلکـه بـه اندازهاي که از مصرف مسافران و زائران خانۀ خدا اضافه آید .یکی از منـافع ایـن واگـذاري، حفاظـت از منابع طبیعی و ایجاد امنیت براي آبها و زمینهاي سرسـبز بـود؛ چـرا کـه در آن زمـان، در زمـینهـا و آبهایی از این دست، معقولترین راه براي حفاظت از این منابع، واگذاري آنها به کسانی بـود کـه تـوان حفاظت از آنها را داشته باشند . خلاصه اینکه، مصلحت مسلمانان و سرزمین اسلامی اقتضاء میکـرد کـه ایـن زمـینهـاي بـایر، کـه اطراف شهرهاي اسلامی را احاطه کرده بود، واگذار شود تا احیا شوند. در نتیجه، سرزمین اسـلامی سـبز و خرم ،کسب و کار رونق، اشتغال ایجاد، فقر برطرف و پیشرفت اقتصادي حاصل شود. واگذاري موقت و دائم برخی واگذاريها گاه موقت بوده است و گاه دائم، گاهی نیـز زمـینهـا، مرتـعهـا، جنگـلهـا و آبهـا بهگونهاي واگذار میشدند که شخص »مقطع إلیه« مالک آنها میشده و حتی در بعضی از نامـههـا، بـراي همیشه این زمین متعلق به فلان شخص و نسل او میشد .در پارهاي موارد، این واگذاري بهطـور موقـت بوده و یا منافع زمین واگذار شده است. براي نمونه ،رسـول خـدا حـق چـراي دامهـا را در برخـی از مراتع به افراد میدادند یا تا مدتی برخی از مراتع را براي فرد یا قبیله معینی قرق کرده است. دفاع از حقوق مالكان زمينها و منابع طبيعي رسول خدا در نامههاي متعددي بهطور قاطع نوشت: هیچکس حق ندارد درباره زمینی که بـه شخصـی و یا اشخاص واگذار شده است، با وي به منازعه برخیـزد و ادعـایی داشـته باشـد ایـن دفـاع محکـم از مالکان زمینها در آنان امید به آینده و امنیت را پدید مـیآورد؛ چـه آنکـه آنـان یقـین مـیکردنـد کسـی نمیتواند این زمینها را از آنها بگیرد و اینرو با امید به آینده و با آرامـش و در سـایه امنیـت بـه وجـود آمده اشخاص یا قبیله به احیاء زمینها میپرداختند. ۱۳۱ ه . باز پس گرفتن برخي از منابع طبيعي  رسول اعظم پس از آنکه زمین و آب خاصی را به شخص معینی واگذار میفرمـود، پـس از مـدتی آن را پس میگرفت. در کتاب اموال در این باره آمده است: رسول اعظم (زمین و آبی) را به أبیض بن حمال مأربی واگذاشـت و پـس از مـدتی آن را از او پـس گرفت؛ زیرا رسول خدا زمین مواتی را به او داده بود که آن را احیاء و آباد سـازد. پـس از آن، معلـوم شد که در آن زمین آبی است جوشان( که قیمت زیادي دارد) .مانند آب چشمهها و چاهها (و نیـازي بـه استخراج آب از زمین و یا فراهم آوردن مقدمات آبیاري بـراي آوردن آب از منطقـهاي دیگـر نیسـت) و رسول خدا دوست نداشت و مصلحت ندید چنین آب و زمینی را در اختیار یک نفر قرار دهد (حسینی و حیدري، 1389، ص 134).  و. نظارت رسول خدا بر احياي اموات  بیتردید از این اسناد و اسناد گوناگون و روایات، بهدست میآید که رسول خدا زمینهاي مختلفـی بـه اشخاص یا قبایل واگذار کرد تا آنها را آباد کنند. در بسیاري از این اسناد، ایـن نکتـه بـه صـراحت آمـده است که بسیاري از این زمینها، زمینهاي موات بوده است. بدینسان، رسول اعظم خـود زمـینهـاي موات را به مردم واگذار میکرد تا آنان از زمینها بهره برند و آنها را آباد سازند، بهگونهاي کـه بـه شـکل قاعده فقهی درآمده است که: »هرکسی مواتی را احیا کند، آن زمین از آن او خواهد بود«. آن حضرت بـر تصرفی که آنان در زمینهاي موات میکردند، نظارت داشت. مصلحتهاي نهفته در اقطاعهاي رسول اعظم  فلسفۀ واگذاري این اقطاعها عمدتاً خوشبینی مردم به اسلام و جلب رضـایت آنهـا، ایجـاد اشـتغال و کسـب روزي حلال، رفع فقر و ارتقاي سطح زندگی مردم، عمران و آبادانی و نشاط و شادابی در جامعه بوده است. ۱. خوشبيني مردم به اسلام و جلب رضايت آنها  اعراب، تازه به اسلام گرویده بودند. هنوز درخت اسلام در اعماق دلهایشان ریشه ندوانیده بود. ازاینرو، یکی از سیاستهاي قرآنی و نبوي این بود که دلهاي آنها را نسبت به اسلام نرم کرده، و توجهشان را به اسلام جلب کند. یکی از راههاي جلب رضایت آنان، برآوردن نیازهاي مادي آنها بود؛ رسول خدا برخی از این اقطاعها را بدین خاطر انجام داد .از جمله مواردي که گروهی از محققان این نکته را یادآور شدهاند ،اقطاعهاي رسول خدا براي بلالبن حارث بود (احمدي میانجی، 1419ق، ج 3، ص 536). ۱۳۲ متمایل کردن دلها به سوي اسلام، از راه بخشیدن پول و اموال در باب زکات نیز مـورد توجـه قـرارگرفته است، یکی از مصارق زکات »المؤلفۀ قلـوبهم« ــ کسـانی کـه بـه آنـان زکـات داده مـیشـود تـا دلهایشان به سول اسلام متمایل گردد ـ است. ۲. ايجاد اشتغال و كسب روزي حلال   رسول اعظم در روزگاري و در میان مردمی مبعوث شد که رذیلتها، پستی، زشـتی و خلـق و خـوي درندگی بر همه ابعاد شخصیت، فرهنگ و زندگی بسیاري از مردم سایه افکنده بـود. خـونریزي، غـارت ،حمله به دیگر قبیلهها از روشهایی بود که آنان همواره از آن بهره میبردند و جنگ، خشونت و نـزاع بـه فرهنگ آنان تبدیل شده بود. بسیاري از آنان در بیابانها زندگی میکردند و قبایل بدوي و خانه به دوشـی بودنـد کـه در صـحراها براي بهدست آورن علوفه و آب براي دامهایشان از این سو به آن سـو مـیرفتنـد. جهـل، نـادانی، سـتم ،بیسوادي، نا آشنایی با کشاورزي، دامداري و چگونگی استفاده از آب، زمین، فقـر و فلاکـت و بیکـاري و... زندگی سیاه و ناموفقی را براي آنان رقم زده بود. اسلام در پـی ایـن اسـت کـه آدمیـان را در دنیـا و آخرت به خوشبختی رهنمون سازد. اسلام به دنبال این است که مؤمنان در این دنیا نیز زنـدگی بـا طـراوت و خوشـی داشـته باشـند. در روایات نیز به این نکته اشاره شده است؛ »از ما نیست کسی که به خاطر آخـرتش دنیـایش را رهاسـازد« (مجلسی، 1386ق، ج 78، ص 321 و 346). »رسول خدا اینگونه بود که چون کسی را میدیـد کـه از او خوشش میآمد، میپرسید: آیا او شغل و حرفهاي دارد؟ پس اگر در پاسخ میگفتند: نه، میفرمـود: آن مرد از چشم من افتاد« (مجلسی، 1386ق، ج 103، ص 13). سخنان معصومان در این باره فراوان است. آنان همواره تأکید میفرمودند که مؤمنان باید بـا کـار و تلاش خود، در پی رزق حلال باشند. بهگونهاي که در فضیلت کسی که در پی رزق حـلال بـراي تـأمین معاش خود و خانوادهاش میباشد، تعبیر شگفتانگیزي به کار بردهاند: »آنکه بـراي فـراهم آوردن هزینـه زندگی خانوادهاش میکوشید، مانند مجاهد در راه خدا است« (همان). همچنین »طلب روزي حـلال بـر هر مسلمانی واجب است« (همان، ص9). این روایات متعدد و متنوع، بیانگر این است که مؤمنان باید در پی روزي پاك و رزق حلال باشـند و راه بهدسـت آوردن روزي حـلال کـار و تـلاش کننـد. در روایـات تأکیـد شـده اسـت کـه کشـاورزي، درختکاري، و باغداري از بهترین زمینههایی است که انسان میتواند تلاش و کوشش خـود را در آن بـه ۱۳۳ انجام رساند و با برداشت محصولات کشاورزي، در واقع گـنجهـاي نهفتـه در آب و خـاك را بـرآورد و زندگی خود را رونق دهد. همچنین تأکید شده است که شغل و کار و مهارتی را که آدمی براي دسـتیابی به روزي انتخاب میکند، باید آن را به درستی و خوبی یاد گیرد: در این زمینه روایت به ایـن مضـمون از رسول اکرم و علی نقل شده است: »ارزش هر انسان به آن است که آنچه را انجام میدهد، به خـوبی و درستی انجام دهد« (مجلسی، 1386ق، ج 1، ص 165؛ متقی هندي، 1410ق، ج 21، ص 19). در مقابل، از هرگونه تنبلی و کسالت در امور مربوط به زنگی دنیوي نهی شده است. امام باقر فرمود: من بدم میآید از مردي که در امور دنیوي خود تنبل و کسل باشد، کسی که در امور دنیوياش تنبل باشد و سستی ورزد، در امور مرتبط به آخرتش بیشتر تنبلی و کسالت خواهد داشت؛ در بهدست آوردن نیازهاي زندگی تنبلی و سستی نکن تا در نتیجه سربار دیگران باشی (معزى ملایرى ،1371، ج 17، ص 55).  مواردي از این دست بیانگر این است که اولاً، مسلمانان باید دنبال رزق حلال باشد. ثانیاً، براي بـهدسـت آوردن رزق حلال، باید حرفه و شغلی برگزینـد .خداونـد متعـال آب و خـاك را آفریـده تـا آدمیـان بـا بهرهوري از آنها ،به نیازهاي خود دست یابنـد. ثالثـاً، بایـد بکوشـد شـغل و مهـارت خـود را بـه خـوبی فراگیرند و در آن مجرب و ماهر گردند. رابعاً، هرگونه سستی، تنبلـی در بـهدسـت آوردن رزق حـلال و هرگونه بیکاري ناپسند و نکوهیده است. رسول خدا با توجه به همین نکتهها همواره میکوشید مردمان را تربیت کند و جامعهاي خـدایی و اسلامی بسازد. آن حضرت باید آنان را از عادتهاي ناهنجار و نکوهیده به کارهاي درسـت و پسـندیده سوق میداد .یکی از بهترین روشهایی که مـیتوانسـت دنیـا و آخرتشـان را آبـاد سـازد ،کشـاورزي و بهرهبرداري از منابع طبیعی بود. رسول خدا زمینها را به آنان واگذاشت تا بـه کشـاورزي، باغـداري و دامداري اشتغال یابند و بهترین راه تشویق آنان به کار و تلاش واگـذاري زمـینهـا، مراتـع، جنگـلهـا و آبها به آنان بود؛ واگذارياي که با در نظر گرفتن مصلحت و بـراي اسـتواري عـدالت و در چـارچوب احکام شرع باشد . این اقطاعها سبب میشد که اولاً، آنان از قتل و غارت دست بردارند .ثانیاً، در پی رزق حلال برآینـد .ثالثاً، در کشاورزي، درختکاري، باغسازي و باغداري و حرفههاي دیگر تجربه کسـب کننـد. رابعـاً، منـابع طبیعی از تخریب در امان و بیابانزدایی شود و سرزمین جامعه اسلامی سرسبز و خـرم گـردد و خامسـاً، سرمایههاي بیشتري براي تجارت، برخی صنایع بسیط و حوزه کشاورزي فراهم آید. ازاینرو ،رسول خدا پس از آنکه مسجد النبی را ساخت، براي مهـاجران مکـه کـه بـراي یـاري آن ۱۳۴ حضرت آمده بودند از زمینهاي »معینی« اقطاع کرد تا کشاورزي کنند و زمینهایی را نیز بـه آنـان داد تـابراي خود خانه بسازند. تا آن زمان، بازار منحصر به فرد مدینه، بازار یهـوديهـا بـود. آن حضـرت بـراي مسلمانان بازاري ساخت و آنان را از بازار یهودیان بینیاز کرد. همچنین بـه گروهـی از آنـان دسـتور داد اسلحهسازي را از اسیران خیبر فراگیرند، و به درختکاري، کشاورزي، تجـارت و سـایر مهـارتهـا روي آورند (احمدي میانجی، 1419ق، ج 3، ص 538). اینها نمونههایی بود که آن حضرت زمینه بنیانگـذاري تمدنی عظیم را فراهم ساخت که تا ابد همۀ مردمان جهان از آن بهره خواهند برد . ۳. رفع فقر و ارتقاي سطح زندگي مردم  فقر و نیاز، یکی از اصلیترین زمینهها و عوامل فساد، دزدي و سایر ناهنجاريهـاي اجتمـاعی، فرهنگـی، دینی و اقتصادي است. عربها پیش از اسلام زندگی فقیرانهاي داشتند. آنان به سختی و با مشـقتهـاي بسیاري میتوانستند خوراك، پوشاك و سایر نیازهاي ضروري خود را برآورده سازند. به اندازهاي زندگی بر آنان دشوار بود که دختران خویش را براي فرار از فقر کشته ،یا زنده به گور میکردند. خداونـد متعـال میفرماید: »و لاتقتلوا اولادکم من املاق نحن نرزقکم و إیاهم« (انعام: 151) »قد خسر الذین قتلوا أولادهم سفهاً بغیر علم« (انعام: 41)؛ »و لا تقتلوا اولادکم خشیۀ إملاق نحن نرزقهم و إیاکم« (اسراء: 31). این آیات، خداوند متعال آنان را از اینکه براي گریز از فقر و نگرانی و اینکـه در آینـده چگونـه روزي این فرزندان خردسال خود را فراهم کنند، میکشند، نهـی مـیکنـد. در واقـع فقـر همچـون سرطانی بود که در اعماق جسم و جان مردمان حجاز نفوذ کـرده، سـایه سـیاه خـود را بـر سراسـر سرزمینهاي عربی گستراند. مرحوم آیتاﷲ احمدي میانجی مینویسد: (مهمترین) دلیل و علت فقر و فلاکت اعراب آن بود که به درختکاري، کشاورزي و اسـتخراج آبهـاي زیرزمینی همت نمیگماشتند؛ در روي زمینهاي حاصلخیز نشسته و بر آن گام مینهادند، اما از آن بهـره نمیبردند و به کسی میمانستند که در لب دریایی از آب زلال و نوشیدنی نشسته، اما براي از بـین بـردن عطش خود مرغان کنار دریا را میکشد و خون آنان را میمکد. عربها دختران و پسرانشان را میکشتند و قتل و غارت و ستم را راه و رسم خود قرار داده بودند، تا از فقر نجات یابند. رسـول خـدا بـر ایـن روشها خط بطلان کشید و زمینها، مرتعها و دیگر منابع طبیعی را به مردم واگذاشت تا با کـار و تـلاش آنان، زرها و طلاهاي نهفته در خاك در قالب گیاهان و درختان سرسبز، بر زمین جلوه کند و آرایه زمـین گردد و به زمین، زمان و جان و تن مردمان صفا و طراوت بخشد و فقر و فلاکـت را ریشـه کـن سـازد (احمدي میانجی، 1419ق، ج 3، ص 584).  ۱۳۵ ۴. آباداني و رونق كشاورزي  این اقطاعها سبب میشد مردم زمین را آباد سازند و جامعههاي کوچـک و بـزرگ تشـکیل دهنـد؛ زیـرا اینکه براي توسعه کشاورزي به استخراج آبها، تنظیم برنامههاي مختلف براي آبیاري و ابزار کشـاورزي و کارگر نیاز داشتند، ازاینرو، باید به همگرایی، الفت، همکاري و محبت روي میآورند . ۵. دميدن روح نشاط و شادابي در جامعه  درختکاري، کشاورزي، باغداري و تماشاي مناظر سرسبز و دلپـذیر، انسـان را بـه خداونـد نزدیـک کرده و روح آحاد جامعه را با طراوت میسازد. در نتیجه، بخشی از نیازهاي معنوي جامعـه از ایـن طریق تأمین میشود. ب .احياي زمينهاي موات  حدیث شریف »من أحیی أرضـاً میتـۀ فهـی لـه« (حـر عـاملی، 1391ق، ج 17، ص 327 و 336)، میـان محدثان شیعه و سنی شهرت دارد. آیا این حدیث بیانگر یک حکم شرعی جاودان است، یا اینکـه نـوعی حکم حکومتی است. شهید اول مینویسد: در اینباره تردید است که آیا حضرت در پی بیان یک حکم شرعی ثابت بوده است و یا این سخن بیانگر یک حکم حکومتی و مصلحتی در آن زمان بوده است .ازاینرو، نمیتوان از آن یکی حکم شرعی استنباط کرد، بلکه از آن استفاده میشود که هرگاه کسی بخواهد زمین مواتی را احیاء کند، باید از امام اذن بگیـرد و بیاذن او احیاء زمین موات جایز نیست. هر دو نظر طرفدارانی دارد: برخی گفتهاند این بیان یک مسـئله شرعی است. ازاینرو، بیاذن حاکم شرعی میتوان اراضی موات را در اختیار گرفت و احیـاء کـرد چـه امام اذن بدهد و چه اذن ندهد (مکی عاملی، بیتا، ج1، ص215).  متقابلاً گروهی گفتهاند: این سخن حکم حکـومتی اسـت و ولایـی و نشـأت گرفتـه از منصـب امامـت. ازاینرو، بدون اذن امام نمیتوان زمین موات را احیاء کرد و نظر اکثر فقهاء همـین قـول اسـت (طوسـی، 1387ق، ج 2، ص 270؛ حلی، 1402ق، ص 791). شهید صدر معتقد است: این روایت قطعاً حکومتی است و ویژه روزگاري بوده است که توان انسانها براي آباد کـردن زمـینهـا محدود بوده است؛ چون ابزار کشاورزي بسیار بسیط بوده (و از سویی جمعیت کم، زمـینهـاي زیـاد، و احداث چاه آب بسیار دشوار بوده است. اما در روزگار ما که یک فـرد یـا کمپـانی در سـایۀ پیشـرفت شگفتانگیز صنعت و دانش، میتواند همۀ زمینهاي یک کشور را آباد کند و در نتیجه، مالـک آن شـود، چنین حکمی نخواهد بود (صدر، 1402ق، ص 401، 642 و 725 -  726).  ۱۳۶ ج .قرق كردن زمينها  روایات بسیاري نشان مىدهد که پیامبر خدا چراگـاههـاى خاصـى را بـراى چریـدن اسـبان جنـگهـا و چهارپایان جزیه و زکات و گمشده قرق کرده و دیگـران را از چرانیـدن در آنهـا ممنـوع کـرد (طوسـی، 1387ق، ج 3، ص 279؛ نمیــري بصــري، 1368، ج 1، ص 155 و 156). همچنــین در مــوارد متعــدد دیگري ،زمینهایى را به افرادي واگذار کرد یا براى امور ویژهاى قرار داد. به نظر مىرسـد، ایـن روایـات حکومتى و مصلحتى است. بدینسان، پس از رحلت آن حضرت تا هر زمان که مصلحت باشـد، ایـن حکم ادامه دارد. وقتی مصلحت از بین برود، آن حکم نیز از بین خواهـد رفـت. همـانگونـه کـه محقـق حلی (حلی، 1402ق، ص 794؛ حلی، 1363، ج 2، ص 234 -  235) اشاره کرده، این فرمان پیـامبر خـدا حکومتى و مصلحتى است ،اما گروهى آن را دائمى فرض کرده، شکستن آن را جایز ندانستهاند. آنچه که گذشت ،آوردیم نمونههایى از روایات حکومتى بود .بهدلیل فراوانـى و کثـرت آنهـا بررسـى مشروح آن مجال دیگري میطلبد. احكام حكومتي رسول خدا دربارة آبها  حضرت از انحصارطلبی در استفاده از آبهاي زیرزمینـی ممانعـت میفرمودنـد. حـریم چـاههـا را تعیـین فرمودنـد. آبهاي هرز و سیلابها را تقسیم کردند و آبهاي بدون مالک را واگذار فرمودند .برخی از این موارد عبارتند از: ۱. جلوگيري از انحصارطلبي در استفاده از آبهاي زيرزميني  براساس روایات گوناگونی که محـدثان شـیعه و سـنی تقـل کـردهانـد، رسـول خـدا از بهـره بـرداري انحصاري از آبهاي چاهها منع فرمود. در کتاب کافی در اینباره چنین نقل شده است: عن عقبۀ بن خالد، عن أبی عبداﷲ قال: قضی رسول اﷲ بین اهل المدینۀ فی مشارب النخیل إنه لا یمنع نقع البئر و قضی بین اهل البادیۀ انه لا یمنع فضل ماء لیمنع به فضل کـلإ و قـال لاضـرر و لاض رار« (کلین ی، 1401ق، ج 5، ص 294؛ ابنماج ه ،1395ق، ج 2، ص 828). ای ن ح دیث را گروهی از فقهاي شیعه در قاعدة »لاضرر« مورد بحث قـرار دادهانـد (اصـفهانی، 1406ق، ص 15؛ حسینی سیستانی، 1414ق، ص 52).  بر اساس این روایت، رسول خدا مردم مدینه را منع فرمود تا از نوشیدن آب چاههـا جلـوگیري کننـد. به عبارت دیگر، کسی حق ندارد مردم را در استفاده آب شرب از چاههاي آب منع کند. همچنـین اجـازه نداد که چاههاي آب »موود« در بیابانها، در انحصـار شـخص و یـا اشـخاص خاصـی قـرار گیـرد و در نتیجه، آنان اجازه ندهند دیگر دامداران از آب آنها براي چهارپایان خود استفاده کنند. توضیح روایت ایـن ۱۳۷ است که گروهی از مردم براي آنکه مراتع و چراگاههاي مهم را در انحصار خـود قـرار دهنـد، چـاههـاي آب آن منطقه را منحصر به خود میساختند و اجازه نمـیدادنـد دامهـاي دیگـران از آب آنـان بنوشـند. ازاینرو، هیچ دامدار دیگري نمیتوانست از آن مراتع استفاده کند؛ زیـرا وقتـی چهارپایـان مـیچریدنـد ،تشنه میشدند و نیاز به آب پیدا میکردند و آب هم که در انحصار گروهی خاصی بود ،حکم حکـومتی رسول خدا این بود که کسی حق ندارد چاههاي آب را در انحصـار خـود قـرار داده، از آب مـازاد بـر احتیاج خود جلوگیري کند. نکته مهم اینکه رسول خدا ایـن حکـم را مصـداق جلـوگیري از ضـرر و ضرار دانسته است .در نتیجه دامداران میتوانستند از چراگـاههـاي داراي علوفـههـاي فـراوان و سرسـبز استفاده کرده، دامداري خود را توسعه دهند . ۲. تعيين حريم چاهها  استفاده از آبهاي زیرزمینی، از زمانهاي گذشته رایج بوده است. در ایـنبـاره روایـات پرشـمار و گوناگونی در باب احیاء موات آمده است .برپایۀ این روایات، حریم چاهی که از آن براى شـتر آب کشیده مىشود، چهل ذراع است. حریم چاهى که بـراى برطرفکـردن نیازهـاى انسـان حفـر شـده است، شصت ذراع است. حریم چشمه در زمینهاى سسـت، هـزار ذراع و در زمـینهـاى سـخت، پانصد ذراع است. در این روایات، براى قناتها، رودخانههـا، راههـا، دیوارهـا، مسـاجد و درختـان خرما، حریمهایى معین شده اسـت (حرعـاملی، 1391ق، ج 17، ص 340ــ337 و ج12، ص 242؛ صدوق ،1404ق، ج 3، ص 101ـ104). به نظر مىرسد ،بخش عمده این روایات مربوط به زمینها و در نظر گـرفتن اوضـاع و احـوال آب و خاك زمینها و کشاورزى آن روزگار بوده و در واقع، حکم حکومتى و مصلحتى اسـت. بـه همین دلیل، برخى از فقها برخلاف نظر مشهور (حلی، 1402ق، ص 792ــ793)، بـه ایـن روایـات عمل نکرده، بر این باورند که ملاك در حریم موارد یاد شده، زیان نرساندن به چاه، چشمه و قنـات دیگران است. به نظر آنها ،این حکم، در شرایط، زمان و زمکـان مختلـف تغییـر مـىکنـد( کاشـف الغطاء ،1361ق، ج 3، ص 255). ابـوبکر حاسـب کرجـى، پـس از نقـل فتـاوى مـذاهب مختلـف، مىنویسد: »معیار حریم قناتها آن است که به آب قنات دیگر زیـانى نرسـد« (کرجـی، 1373، ص 73ـ78)، کاشف الغطاء مىنویسد: مناسب است تعیین آن را به نظـر والیـان امـور بسـپاریم کـه بـر حسب مصالح جامعه که در زمانها و مکانها و شرایط مختلـف متفـاوت اسـت( کاشـف الغطـاء ،1361ق، ج 3، ص 255). ۱۳۸ ۳. تقسيم آبهاي هرز و سيلابها  بر اساس گروهى از روایات، پیامبر خـدا دربـاره آبهـاي بـاران و سـیلابهـاى وادى »مهـروز« چنین فرمان داد: کسانى که در بالا قرار دارنـد، بـراى کشـاورزى آب را تـا بنـد کفـش پـا و بـراى نخلستانها تا مچ پا نگهدارند .سپس آب را رها کنند تا آنـان کـه در سـمت پـایین قـرار دارنـد، از آنها بهره برند (صـدوق ،1404ق، ج 3، ص 99؛ حـر عـاملی، 1391ق، ج 17، ص 334ــ336). در روایت دیگرى آمده است: »براى زراعـت تـا بنـد کفـش و بـراى نخلسـتان تـا سـاق پـا آبهـا را نگهدارند« (همان) .شیخ صدوق، پس از نقـل ایـن دو روایـت، بـراي رفـع تعـارض آنهـا برآمـده ،مینویسد: »و هذا على حسَََب قوّّة الوادى و ضعفه؛ ایـن روایـات بـر حسـب اسـتعدادهاى وادى و زمینها از جهت شدت و ضـعف و زیـادى و کمـى آب اسـت« (صـدوق ،1404ق، ج 3، ص 99؛ طوسی، 1387ق، ج 3، ص 283ـ284). بىشک همانطور که شیخ صدوق اشاره کرده است، این روایات بیانگر احکام مصلحتى و با در نظـر گرفتن اوضاع و احوال و شرایط آبها و زمینهاى مدینه بـوده اسـت. در سـایر مـوارد، ولـى امـر بایـد براساس مصلحت عمل کرده ،رفاه مردم و عدالت را در نظر داشته و بر پایۀ آنها تصمیم بگیرد. ۴. واگذاري آبهاي عمومي به بخش خصوصي  همانطور که در باب اقطاعات رسول خدا گذشت، آن حضرت در موارد مختلفی آبهاي بـی مالـک را که در زمرة اموال عمومی و حکومتی بود ،به افراد و یا قبیلهها واگذار کـرد .نتیجـۀ ایـن کـار ،اسـتفاده بهتر و بیشتر از آن آبها بود. احكام حكومتي رسول خدا دربارة دامها   مهمترین چالش دربارة دامداري در صدر اسلام تأمین آب و علوفۀ دامها بـود. همـانطـور کـه گذشـت، گروهی با به انحصار درآوردن آبها و مراتع براي دامداران مشکل پدید مـیآوردنـد. رسـول خـدا در اینباره دو نوع حکم صادر فرمود: اول آنکه، در موارد متعددي، مراتع را به افراد خاصی واگـذار کـرد .در مواردي نیز چاهها و یا رودخانههاي بیمالک شخصی را به گروههایی یا افرادي واگـذار کـرد. دوم آنکـه، از انحصارطلبی در آبهاي چراگاهها و خود چراگاهها جلوگیري کرد .مردم در پرتو این دو حکم بسـیار سودمند و راهگشا، توانستند دامهاي خود را در علفزارها و چراگاهها بچرانند. از سـوي دیگـر ،توسـعه ۱۳۹ کشت، تأسیس مزارع و باغها و کاشت گسترده درختان و حفر چـاههـاي مختلـف، در پـی حکـم »مـن احیی ارضاً میتۀ فهی له«، بر خوراك دامهاي اهلی افزود و زمینۀ گسترش آنها را فراهم ساخت. احكام حكومتي رسول خدا دربارة گياهان   حجاز در زمان بعثت رسول خدا، سرزمینی تفتیده و خشک بود. افکار جهلآمیـز و اندیشـههـاي خرافی اعراب جاهلی و جنگهاي ویرانگر قبیلهها با یکدیگر، کشاورزي، سرسبزي و خرمی را بـه نابودي کشانده بود. رسول خدا از یک سو، بهطور گستردهاي مؤمنـان را بـه درختکـاري تشـویق کرد (حسینی، 1377، ص 42ـ49) و براي آن پاداشهاي معنوي فراوانی قرار داد. از سوي دیگر ،به شدت با قطع درختان، سوزاندن مزرعهها و نابود کردن نخلستانها و باغها حتی در جنگ به مبارزه برخاست، آن حضرت، پیش از شروع جنگ به رزمنـدگان اسـلامی مـیفرمـود: »... بـه هـیچ وجـه درختان، بـه ویـژه درختـان خرمـا را قطـع نکنیـد« (مجلسـی، 1386ق، ج 21، ص 60). همچنـین میفرمود: »از قطع درختان بپرهیزید مگر آنکه ضرورتی در میان باشد« (حرعـاملی، 1391ق، ج 11، ص 43)؛ »درختان را آتش نزنید، آنهـا را بـا آب ویـران نکنیـد، درختـان میـوهدار را قطـع نکنیـد ،مزرعههـا را نسـوزانید« (مجلسـی، 1386ق، ج 19، ص 177؛ حرعـاملی، 1391ق، ج 11، ص 43)؛ »درخت ان مدین ه نبای د قط ع ش ود« (سجس تانی ،1352ق، ج 2، ص 213). ب دینس ان، نهض ت درختکاري، باغکـاري و بـاغداري، بـهویـژه بـاغهـاي امیرالمـؤمنین پدیـد آمـد (ر.ك: جمعـی از نویسندگان ،1393، مقالۀ باغ) و سرزمین اسـلامی بـه یـک سـرزمین سـبز و خـرم و برخـوردار از کشاورزي توسعه یافتهها با رونق مبدل ساخت. نتيجه گيري  رسول خدا افزون بر ولایت تکوینی، پیامبري و تبلیغ احکام الهی، منصـب رهبـري جامعـه اسـلامی را نیز برعهده داشت. آن حضرت وارث اقتصادي بـود کـه فقـر، بیکـاري، ظلـم، تبعـیض، غـارت، نـاامنی، نومیدي به آینده و بینظمی در سراسر آن جلوه میکرد. ازآنجاکه مهمترین بخش اقتصاد در آن روزگـار، کش اورزي و دام داري ب ود، ایش ان ب ر اس اس مص لحت، ع دالت و احک ام ش رعی در ای ن ح وزه، تصمیمگیريهاي خطیر و مؤثري داشت که در فقه حکومتی »احکام حکومتی« نامیده مـیشـود. بررسـی احکام حکومتی پیامبر اعظم در زمینه اقتصاد کشاورزي بیانگر نکات زیر است: ۱۴۰ رسول خدا در چارچوب برنامهاي جامع و بلندمدت تصمیمگیري میکرد، بهگونـهاي کـه افـقهـاي آینده را نیز در نظر داشت. آن حضرت ،زمینها، آبها و مرتعهاي بسیار گسـتردهاي را بـه بخـش خصوصـی واگـذار و یـا بـه اصطلاح فقه اسلامی »اقطاع« نمود. اقطاعهاي ایشان برپایۀ مصلحت، عدالت و احکـام شـرعی بـود .چگونگی واگذاري این املاك، بسیار دقیق و حساب شده بود، بهگونهاي که براي واگـذار شـوندگان سند صادر میشد. از این رهگذر، آن حضرت براي آنان زمینۀ امنیت در حوزه کشاورزي و امیـد بـه آینده و فردایی که رونق اقتصادي را نوید میداد، پدید آورد. جوانان و بیکاران مشغول به کـار شـدند و فقر به تدریج از جامعه اسلامی رخت بربست. مردم به انقلاب نوپـاي رسـول خـدا خـوشبـین شدند و در پرتو رونـق کشـاورزي، دامـداري، صـنعت و تجـارت متناسـب بـا فضـاي آن روزگـار ،دگرگون شد و مدینه سرسبز و خرّمّ گردید. در این میان، امنیت اقتصادي در این حوزه بیش از سـایر عوامل مؤثر بود و موجب شد مردم هرچه میتوانستند در این زمینه سرمایهگذاري کنند. در حوزه آبها، رسول خدا از یک سو، مسئله مالکیـت آبهـا را حـل کـرد و از سـوي دیگـر ،آبهاي عمومی را با رعایت ضوابطی، به مردم واگذار کرد. ازاینرو ،دومین گره کور در حـوزه اقتصاد کشاورزي گشوده شد. حل مسئله مراتع از طریـق برداشـتن انحصـارهایی کـه ریشـه در افکار دورة جاهلیت داشت، زمینه رشد سریع دامداري را فراهم سـاخت و بـا احکـامی کـه در باب قطع درختان، نابودي مزرعهها و توصیههایی که دربارة درختکاري داشت، مدینه و اطـراف آن را سبز و خرم ساخت. یکی از مهمترین آثار احکام حکومتی آن حضرت، حل مشکل مالکیـت اراضـی، آبهـا و مراتـع و برخی از ضوابط بهرهبرداري از آبهاي زیرزمینی بود؛ مشکلی که هم اکنون در ایـران اسـلامی، بـهعنوان بزرگترین مشکل حوزة اقتصاد کشاورزي مطرح است. به نظر میرسد ،تا زمـانی کـه مالکیـت اراضـی، آبها و احکام شرعی مسایل آبها ،از جمله آبهاي زیرزمینی و کلان و مسائلی از قبیل ارث زمـینهـا حل نشود، مشکل کشاورزي ما به صورت بنیادي حل نخواهد شد.  ................................................................................................................ ۱۴۱ منابع  ابناثیر، علیبن محمد، بیتا، اسد الغابۀ فی معرفۀ الصحابۀ، نرمافزار المکتبۀ الشامله. ابنماجه ،1395ق ،سنن ابن ماجه، تحقیق محمد فواد عبدالباقی، بیروت، دار احیاء التراث العربی. ابویوسف ،یعقوببن ابراهیم، بیتا ،کتاب الخراج، تحقیق احمد محمد شاکر، بیروت ،دارالمعرفۀ. ابیعبید، قاسمبن سلام ،1430ق، الاموال، تحقیق محمد عماره، قاهره ،دار السلام للطباعۀ و النشر. احمدي میانجی، علی، 1419ق ،مکاتیب الرسول، تهران، موسسه دارالحدیث. اردبیلى، مولى احمد، 1375، مجمع الفائدة و البرهان، قم، دفتر انتشارات اسلامى. بهبهانی، محمدباقر ،1415ق ،الفوائد الحائریۀ، قم، مجمع الفکر الاسلامی. جمعی از نویسندگان ،1393، دانشنامۀ اسلامی کشاورزي، طبیعت و محیط زیست، تهران، نهاد نمایندگی ولی فقیـه در وزارت جهاد کشاورزي. حرعاملی، محمدبن حسن ،1391ق ،تفصیل وسائل الشیعه إلی تحصیل مسائل الشریعۀ، تحقیـق عبـد الـرحیم ربـانی شیرازي، چ چهارم، بیروت، دار احیاءالتراث العربی. حسینی سیستانی، سیدعلی، 1414ق ،قاعدة لاضرر و لاضرار، قم، مهر. حسینی، سیدعلی و محمدحسن حیدري، 1389، طبیعت در سیره نبوي، قم، آیۀ حیات. حسینی، سیدعلی، 1377، گیاهان و زندگی در اندیشه دینی، قم، مرکز تحقیقات حوزه نمایندگی ولی فقیـه در جهـاد سازندگی. حلی، جعفربن حسن،1402ق ،شرایع الإسلام فی مسایل الحلال و الحرام، چ سوم، قم، دارالهدي. حلی، محمدبن حسن ،1363، ایضاح الفوائد فی شرح اشکالات القواعد، چ دوم، قم، اسماعیلیان. حموي، یاقوتبن عبداﷲ، بیتا ،معجم البلدان، نرمافزار المکتبۀ الشامله. حمید اﷲ، محمد ،1377، نامهها و پیمانهاي سیاسی حضرت محمد، ترجمۀ سـیدمحمد حسـینی، چ دوم، تهـران ،سروش. زنجانی، موسی، 1405ق ،مدینۀ البلاغه، تهران، منشورات الکعبه. سبزواري، سیدعبدالاعلی، 1417ق ،مهذبالاحکام، چ چهارم، قم، دفتر آیتاﷲ سیدعبدالاعلى سبزوارى. سجستانی، سلیمانبن اشعث ،1352ق ،السنن، قاهره، بینا. اصفهانی، محمدحسین، 1406ق ،قاعدة لاضرر، قم، نشر اسلامی. صدر، سیدمحمدباقر ،1402ق ،اقتصادنا، چ شانزدهم، بیروت، دارالتعارف للمطبوعات. ـــــ ، 1403ق ،الفتاوي الواضحۀ، چ هشتم، بیروت، دارالتعارف للمطبوعات. ۱۴۲ طباطبائی، سیدمحمدحسین، بیتا ،فرازهایى از اسلام، به کوشش سیدمهدى آیت اللهى، قم ،جهانآرا. طبرانی، سلیمانبن احمد، بیتا ،المعجم الکبیر، قاهره، تمیّهّ. طوسی، محمدبنحسن ،1387ق ،المبسوط فی فقه الامامیه، تهران، رضویه. عاملى، زینالدین على (شهید ثانى)، بیتا ،مسالک الافهام فى شرح شرایع الاسلام، قم، دارالهدى. عراقی، ضیاءالدین، بیتا ،کتاب القضاء شرح تبصرة المتعلمین، تحقیق محمدهادي معرفت، قم، مهر. فراهانیفرد، سعید ،1389، اقتصاد منابع طبیعی از منظر اسلام؛ اصول و مبانی، تهـران، پژوهشـگاه فرهنـگ و اندیشـه اسلامی. قلقشندي، احمدبن علی، بیتا ،صبح ،الأعشی نرمافزار المکتبۀ الشامله. صدوق ،محمدبنعلی، 1404ق ،من لایحضره الفقیه، چ چهارم، قم، جامعه مدرسین. کاشف الغطاء، محمدحسین ،1361ق ،تحریر المجله، تهران ،مکتبۀ النجاح. کرجی، ابوبکر محمدبن حاسب ،1373، استخراج آبهاي پنهان، ترجمۀ حسین خدیوجم، چ دوم، تهران، پژوهشـگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی. کلینی، محمدبن یعقوب ،1401ق ،الکافی، تحقیق علیاکبر غفاري، چ چهارم، بیروت، دارصعب و دارالتعارف. ماوردي، محمدبن حبیب ،1406ق ،الاحکام السلطانیه، قم، دفتر تبلیغات اسلامی. متقی هندي، علی ،1410ق ،کنزالعمال فی سنن الاقوال و الافعال، بیروت، دارالکتب العلمیه. مجلسی، محمدباقر ،1386ق ،بحارالانوار، تهران ،مکتبۀ الاسلامیه. معزى ملایرى، اسماعیل ،1371، جامع احادیث الشیعه فى احکام الشریعۀ، قم ،بینا. مکی عاملی، محمدبن جمالالدین، بیتا ،القواعد و الفواید، تحقیق سیدعبدالهادي حکیم، قم، مفید. مکارم شیرازى، ناصر ،1411ق ،انوار الفقاهۀ، کتاب البیع، قم، مدرسۀ امام امیرالمؤمنین. موسوي خمینی، سیدروحاﷲ ،1414ق (الف) ،مناهج الوصول إلی علم الأصول، قم، مؤسسۀ تنظـیم و نشـر آثـار امـام خمینی. ـــــ ، 1414ق (ب) ،بدائع الدرر فی قاعدة نفی الضرر، تهران، مؤسسۀ تنظیم و نشر آثار امام خمینی. نجفی، محمدحسن ،1981م ،جواهر الکلام فی شرح شرائع الاسلام، چ هفتم، بیروت، دار إحیاءالتراث العربی. نمیري بصري، عمربن شبه ،1368، تاریخ المدینه، قم، دارالفکر. واتسون، اندردام ،1374، نوآوريهاي کشاورزي در قرون اولیه اسلام، ترجمـۀ فرشـته ناصـري و عـوض کـوچکی، مشهد ،بنیاد پژوهشهاي اسلامی آستان قدس رضوي. واقدي، محمدابن سعد، بیتا ،الطبقات الکبري، نرمافزار المکتبۀ الشامله. .................................................................................................... اقتصاد اسلامی : سال ششم، شماره اول، پياپي 11،

توحید مفضل: حکمت طلوع و غروب خورشید (+پوستر)

بسم الله الرحمن الرحیم توحید مفضل: حکمت طلوع و غروب خورشید (+پوستر)   حکمت طلوع و غروب خورشید  اى مفضّل!  در طلوع و غروب آفتاب انديشه كن.  اگر طلوع خورشيد نبود كار جهان يكسره درهم مى‌‏شكست و مردم قادر به زندگى و رسيدن به امور خود نبودند. دنيا تاريكستانى به زيان آنان بود و بدون نور، زندگى گوارا نبود و از آن لذت نمى‌‏بردند.  در راز غروب خورشيد انديشه كن.  اگر غروب نبود، مردم آرامش و قرار نداشتند. حال آنكه آنان بيش از هر چيز به آرامش و استراحت جسم و جان و حواس و مهلت يافتن هاضمه براى هضم غذا و رساندن غذا به تمام اعضا نيازمندند. اگر غروبى نبود، حرص آدميزاد باعث مى‌‏گشت‏ كه همواره كار كنند و بدن آنان از كار بيفتد. چرا که بسيارى از مردم اگر شب فرا نرسد و تاريكى بر اينان حاكم نگردد، به خاطر حرص و آز و جمع و ذخيره مال، هيچ آرام و قرار ندارند. از سوی دیگر، زمين از تابش هميشگى آفتاب تفتيده مى‏‌شد و تمام جانداران اعم از گياه و حيوان از حرارت زياد نابود مى‏‌شدند.  پس خداوند حكيم چنان تدبير انديشيده كه خورشید، زمانى برآيد و وقتى ديگر پنهان شود تا مانند چراغى باشد كه اهل خانه براى كارى بر مى‌‏افروزند و براى آرامش، خاموش مى‏‌گردانند. با اين طلوع و غروب، نور و ظلمت كه ضدّ يك ديگرند چنان در اطاعت‏اند كه صلاح و قوام جهان را با هم تأمين مى‏‌كنند. ............................................................................................................ منبع: شگفتیهای آفرینش (ترجمه توحید مفضل)

لوازم معرفت‌شناختی جهان‌شناسی قرآن برای علوم طبیعی

بسم الله الرحمن الرحیم  لوازم معرفت‌شناختی جهان‌شناسی قرآن برای علوم طبیعی قدرت‌الله قربانی* استادیار فلسفه، دانشگاه خوارزمی تهران چکیده اهمیت مطالعۀ طبیعت بر کسی پوشیده نیست؛ زیرا طبیعت بستر اصلی زندگی انسان است. از این رو، علوم طبیعی که با جهان طبیعت سروکار دارند نقش فزاینده‌ای در بهبود و تغییر چهرۀ زندگی انسان دارند. اما برخی تلقی‌های نادرست در علوم طبیعی جدید لزوم بازاندیشی در نگرش‌های علوم طبیعی را با استفاده از آموزه‌های الهی نشان می‌دهد. در این زمینه، قرآن به مثابۀ منبعی الهی آموزه‌های مهمی در جهان‌شناسی طبیعی دارد. این کتاب الهی ضمن معرفی مهم‌ترین ویژگی‌های کلیت جهان هستی، یعنی ماسوی الله، برخی از خصوصیات مهم جهان طبیعت را برمی‌شمارد که مخلوقیت، نیازمندی، وابستگی تام در بقا، نظم و علیت، تفاوت و تنوع موجودات، وجود شعور و ادراک، زنده بودن و تسبیح‌گویی همۀ موجودات طبیعت، کارکرد خاص موجودات طبیعی و تحت سیطرۀ الهی بودن کل طبیعت فقط نمونه‌هایی از آن‌هاست. آموزه‌های طبیعت‌شناسی قرآن، ضمن رازگشایی از چهرۀ برخی از ابعاد طبیعت، از مهم‌ترین طرق خداشناسی و شکل‌گیری جهان‌بینی الهی است که تأمین‌کنندۀ سعادت حقیقی انسان‌هاست کلیدواژه‌ها کلیدواژه‌ها: علوم طبیعی؛ جهان‌شناسی؛ خلقت؛ نظم و قانون‌مندی؛ قرآن   اصل مقالهpdf ....................................................................................................................... مراجع منابع قرآن کریم. نهج‌البلاغه (1374). گردآوری سید رضی، ترجمۀ سیدجعفر شهیدی، تهران: علمی و فرهنگی. امین، احمد (بی‌تا). راه تکامل، ترجمۀ بهشتی لاری، تهران: دار الکتب الاسلامیه. جوادی آملی، عبدالله (1386). شکوفایی عقل در پرتو نهضت حسینی، قم: مرکز نشر اسراء. جوادی آملی، عبدالله (1389). تفسیر موضوعی قرآن کریم، ج 15، قم: مرکز نشر اسراء. رضایی اصفهانی، محمدعلی و محسن ملاکاظمی (1389). اعجاز و شگفتی‌های علمی قرآن، قم: زمزم هدایت. طباطبایی، سیدمحمدحسین (1393 ق). تفسیرالمیزان، تهران: دار الکتب الاسلامیه. طباطبایی، محمدحسین (1389). قرآن در اسلام، قم: بوستان کتاب. گلشنی، مهدی (1379). علم و دین و معنویت در آستانۀ قرن بیست‌و‌یکم، تهران: پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی. گلشنی، مهدی (1385). از علم سکولار تا علم دینی، تهران: پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی. گلشنی، مهدی (1387). قرآن و علوم طبیعت، تهران: پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی. مطهری، مرتضی (1379). یادداشت‌ها، ج 2، تهران: صدرا. مکارم شیرازی، ناصر (1374). تفسیر نمونه، قم: در راه حق. نجفی، گودرز (1377). مطالب شگفت‌انگیز قرآن، تهران: نشر سبحان. نصر، سیدحسین (1389). تاریخ فلسفۀ اسلامی، ج 1، تهران: حکمت. نوری، آیت‌الله حسین (1370). دانش عصر فضا، قم: نشر مرتضی. .......................................................................................... پژوهشهای علم و دین : مقاله 5، دوره 6، شماره 12، پاییز و زمستان 1394، 

حمایت از محیط زیست در مخاصمات مسلحانه از منظر اسلام و حقوق بین‌الملل بشردوستانه

بسم الله الرحمن الرحیم  حمایت از محیط زیست در مخاصمات مسلحانه از منظر اسلام و حقوق بین‌الملل بشردوستانه   مؤلفان: علی مشهدی، عزیزالله فهیمی ناشر: خرسندی   زبان: فارسی رده‌بندی دیویی: 297.65 سال چاپ: 1395 نوبت چاپ: 1 تیراژ: 1000 نسخه تعداد صفحات: 220 قطع و نوع جلد: وزیری (شومیز) شابک 10 رقمی: 6001146845 شابک 13 رقمی: 9786001146848 ...................................................................................................... جلسه نقد و بررسی كتاب «حمایت از محیط زیست در مخاصمات مسلحانه از منظر اسلام و حقوق بین الملل عنوان : بشردوستانه» در دانشگاه مفید ١٣٩۶/٠٨/١٠ : تاريخ به گزارش روابط عمومی دانشگاه مفید، جلسه نقد و بررسی کتاب «حمایت از محیط زیست در مخاصمات مسلحانه از منظر اسلام و حقوق بین الملل بشردوستانه»، روز دوشنبه 8 آبان 1396توسط مرکز مطالعات حقوق بشر دانشگاه مفید، در تالار گفتگوي این دانشگاه برگزار شد. ارائه مباحث مطرح شده در این اثر توسط نویسندگان کتاب جناب آقاي دکتر عزیزاالله فهیمی و جناب آقاي دکتر علی مشهدي، اعضاي هیات علمی دانشگاه قم صورت گرفت و جناب آقاي دکتر سعید رهایی، عضو هیات علمی دانشگاه مفید، به عنوان ناقد، به نقد و بررسی مطالب مطرح شده در این کتاب پرداختند. در ابتداي برنامه جناب آقاي دکتر علی مشهدي به ارائه گزارشی از روند تدوین کتاب و بخش هاي مربوط به حمایت از محیط زیست در مخاصمات مسلحانه از منظر حقوق بین الملل بشر دوستانه پرداختند و بیان داشتند: هرچند قبل از نگارش این کتاب، مقالات متعدد و پژوهش هایی در قالب پایان نامه یا ترجمه در این رابطه نگاشته شده بود، اما کتاب مستقلی که به نحو تخصصی به موضوع حمایت از محیط زیست در مخاصمات مسلحانه از دو منظر اسلام و حقوق بین الملل بشردوستانه بپردازد، وجود نداشت. این کتاب در چهار محور نگارش شده است: محور اول به مفاهیم، مبانی و تاریخچه حمایت از محیط زیست در مخاصمات مسلحانه می پردازد؛ در محور دوم منابع حمایت از محیط زیست در حقوق بشردوستانه بین المللی و اسلام شامل موارد قراردادي و عرفی به بحث گذاشته شده اند؛ محور سوم به تحلیل قواعد و نظام عمومی حمایت از محیط زیست در مخاصمات مسلحانه اختصاص یافته است؛ در محور چهارم نیز تحلیل قواعد و نظام اختصاصی حمایت از محیط زیست در مخاصمات مسلحانه را به بحث گذاشته است عضو هیات علمی دانشگاه قم در ادامه گفتند: رابطه مستقیمی میان صلح، جنگ و محیط زیست وجود دارد و هر اندازه قلمرو جنگ و مخاصمه محدودتر شود محیط زیست کمتر آسیب می بیند و بیشتر حمایت می شود. ایشان افزودند: در این کتاب به اصول حقوق بشردوستانه مانند: اصل تناسب، اصل ضرورت نظامی، اصل محدودیت، اصل تفکیک و رابطه آنها با محیط زیست اشاره شده و هر کدامدر جاي خود مورد بحث قرار گرفته اند. همچنین حمایت از محیط زیست در مخاصمات مسلحانه بین المللی، مخاصمات مسلحانه غیر بین المللی و مخاصمات مسلحانه داخلی به بحث گذاشته شده اند. یکی از رویکرد هایی که در این کتاب مورد توجه قرار گرفته است رویکرد مربوط به مخاصمات بر اساس زمانی است که اتفاق افتاده اند که حمایت از محیط زیست ناظر به قواعد حاکم بر: زمان جنگ،حین جنگ و پس از جنگ را شامل می شود. به طور خلاصه باید گفت که در قواعد حقوق بشردوستانه، محیط زیست مطلقا موردحمایت قرار نگرفته است و محیط زیست و حمایت از آن به چارچوب اصل ضرورت نظامی محدود است. همچنین در این کتاب اشارهشده که حمایت از محیط زیست به معنی عدم کارایی یا اتلاف نیرو نیست و قواعد حقوق بشردوستانه با «اما» و «اگر» از محیطزیست حمایت می کند و قائل به استثنا هستند، و تنها حالتی که حقوق بشردوستانه استثنا را نمی پذیرد ماده 35 پروتکل اول الخاقیبه عهدنامه چهازگانه ژنو است که تخریب محیط زیست را ممنوع اعلام کرده آن هم به مشروط به 3 ویژگی تخریب گسترده، شدید وطولانی مدت؛ که در ماده 8 اساسنامه دیوان کیفري بین المللی نیز جرم انگاري شده و به عنوان رکن مادي ارتکاب جنایت جنگیمحسوب می شود. این کتاب در واقع گزارشی است از قواعد عرفی و قراردادي مربوط به حمایت از محیط زیست در مخاصماتمسلحانه که جنبه اسلامی آن بر جنبه بین المللی آن تفوق دارد. البته هدف از این کتاب این است که حمایت از محیط زیست درمخاصمات مسلحانه از منظر اسلام و حقوق بین الملل بشر دوستانه به صورت تطبیقی مورد بررسی قرار گیرند. در ادامه این جلسه دیگر نویسنده کتاب جناب آقاي دکتر عزیزا.. فهیمی، به ارائه گزارشی از کتاب با تاکید بر حقوق بشردوستانه اسلامی پرداخته و اظهار داشتند: امام رضا (ع) می فرمایند: ما اصول را بیان می کنیم اما فروعات و به کارگیري و کاربردي کردن آنها وظیفه شماست. در بحث احتراممحیط زیست در حقوق بشردوستانه ما اصول و کلیاتی داریم که به زیبایی قابل استفاده و قابل ِ استخراج احکام مورد نیاز فعل ماست. همانگونه که آقاي دکتر مشهدي عنوان کردند در حقوق بشردوستانه بین المللی احترام به محیط زیست جنبه ذاتی و بنیادي نداردیعنی اینکه این احترام به صورت دائمی باشد، اینگونه نیست. اما در دیدگاه اسلامی طبیعت ذاتا محترم است و ما در مقالات و کتبمختلف و همین کتاب، بر این اصل تاکید نموده ایم. همچنین محیط زیست در اسلام امانت است و انسان حق دخل و تصرف بیقاعده در آن ندارد و به همین دلیل از منابع دینی اصول چندگانه اي را می توان براي حمایت از محیط زیست در جنبه هاي مختلفاستخراج نمود. به عنوان مثال بنا بر روایتی از امام صادق (ع) کسی که بدون ضرورت و به صورت تفریحی شکار می کند اولا کارشحرام است و ثانیا نمازي که در سفر براي رسیدن به آن منطقه می خواند، چون سفرش براي کار حرام است نمازش را باید کاملبخواند. علاوه بر این حتی در بین فقهاي شیعه، بزرگانی چون شهید صدر (ره) به جرات بیان می کنند که تخریب جنگل ها یا کوه هاو به طور کلی مظاهر محیط زیست و آنچه متعلق به عموم است، َ ضمان دارد و ما تلاش نموده ایم که اثبات کنیم مظاهر محیط زیستمال محسوب می شود تا جنبه جبران خسارت و همچنین حفاظت از آن مورد توجه قرار گیرد. در این کتاب ما ده اصل را به عنواناصول بنیادین اسلام در نگاه به طبیعت و محیط زیست ذکر نموده ایم که این اصول بنیادین اسلامی، تحت عنوان نظام احسن ذکرشده اند. دکتر فهیمی با اشاره به تکالیف وضع شده در اسلام براي حفظ محیط زیست، افزودند: در قرآن کریم عبارت «فلیغیّرن خلق االله» ذکرشده که در تفاسیر گوناگونی که در باره آن گفته شده است، شان نزول آن را مربوط به داغ زدن بر شتر براي شناسایی می دانند وقرآن می فرماید کسانی که این کارها را بکنند این ها پیروان شیطانند و با این عبارت آنان را منع نموده است. عضو هیات علمی دانشگاه قم گفتند: یکی از اصولی که در این کتاب به آن تاکید شده است هدفمند بودن نظام خلقت است که هرجزء از آن براي کاري ساخته شده و ضربه به آن باعث اختلال در کل نظام می شود. محیط زیست در اسلام از آن درجه اهمیت قراردارد که حتی در زمان جنگ که حالتی غیر عادي و خاص است نیز مورد توجه بوده و بنابر روایات وارده، پیامبر اسلام (ص) قبل ازاعزام نیروها به جبهه جنگ ضمن سخنانی، حقوق بشردوستانه اسلامی را به آنان یادآوري می کرده و خاصه با ذکر مصادیق راجعحرث و نسل به آنان سفارش می فرمودند و تاکید می کرده اند که که از ضربه غیر لازم به محیط زیست خود داري کنند و حقوقمحیط زیست را رعایت نمایند.   در قسمت دوم برنامه جناب آقاي دکتر سعید رهایی عضو هیات علمی دانشگاه مفید ضمن خوش آمدگویی به نویسندگان محترم کتاب از ایشان براي توجه به حوزه محیط زیست و نگارش آثار علمی در این باره تشکر نمودند. اهم مطالبی که توسط آقاي دکتر رهایی در نقد این کتاب ارائه شد از قرار زیر است: 1 -اینکه دو نفر متخصص بنشینند و در حوزه اي مانند محیط زیست که هم از حیث نظري و هم از حیث عملی بسیار مهم و ضرورتروز است پژوهش نمایند جاي تقدیر دارد و این کتاب به رغم اشکالاتی که بر برخی مباحث آن وارد است می تواند منبعی قابلاستفاده براي پژوهشگران این عرصه باشد. 2 -پژوهش پیرامون محیط زیست یک ضرورت است؛ اما بحث این است که چگونه باید به این ضرورت پرداخت. اولین نقدي که بر اینکتاب وارد است این است که هم اسلام و هم محیط زیست در این کتاب بسیار کلی عنوان شده اند و با توجه به گستردگی این دوحوزه لازم است که در بازنگري کتاب یا در آثار بعدي حوزه مورد بحث به نحو دقیق مشخص شود. یعنی وقتی ما می گوییم اسلام،باید مشخص سازیم کدام حوزه اسلام مد نظر است. آیا مقصود فقه و حقوق است؟ آیا مقصود از اسلام جستجو در منابع چهار گانهاسلامی است؟ آیا مقصود ما انزل االله است؟ این که نویسندگان محترم در این کتاب این گزاره را ذکر کرده اند که اسلام تمام جوانبمحیط زیست را پوشش داده است، باید مشخص شود کدام اسلام؟ مثلا اگر ادعا می شد که مقصود از اسلام در اینجا منابع اسلامیاست. بایستی در مرحله اول گزاره هاي حقوق بشردوستانه بین المللی در حوزه محیط زیست مبنا قرار می گرفتند. در مرحله دوم باجستجو در منابع اسلامی این نکته مشخص می شد که این گزاره ها، آیا در منابع اسلامی مورد پذیرش قرار گرفته اند یا خیر و درمرحله سوم اگر مورد قبول قرار گرفته اند آیا این پذیرش مطلق است یا مقید و اینکه آیا اسلام توسعه اي به آن ها داده است یا خیر وصحیح نیست که اسلام به صورت مطلق ذکر شود و بعد احادیثی به صورت انتخابی بیاوریم. این اشکال در بسیاري از تالیف هاياسلامی وجود دارد. 3 -در این کتاب اصول حقوق بشردوستانه مانند اصل ضرورت و اصل تناسب که می خواهیم از آنها براي حمایت از محیط زیست درمخاصمات مسلحانه استفاده نماییم هرچند اشاره شده اند اما بحث نشده و جوانب مختلف آن ها روشن نشده است. حتی مباحثمهمی مانند احتیاط و بحث اقدامات احتیاطی در این کتاب ذکر نشده است. اینکه ما می توانیم محیط زیست را مال فرض کنیم دراین کتاب بحث نشده و این ها خلاء هایی است که در این اثر موجود است. 4 -ما در این کتاب با بحثی تحت عنوان اصول محیط زیست در اسلام مواجه می شویم اما اصولی که بر شمرده شده نه فقهی است نهمحیط زیستی. درست است که ممکن است برداشت هایی جدید و ذوقی باشد اما نمی شود بدان ها به عنوان اصول محیط زیستیاسلام تمسک نمود. 5 -تعجیل در نگارش این کتاب مشهود است و به همین دلیل اشتباهات تایپی زیادي وجود دارد که در برخی جاها سبب اشتباهاتمفهوي شده است و در ارجاعات نیز دقت کافی به خرج داده نشده و برخی منابع اشتباها ذکر شده اند. تعجیل، آفت آثار علمی است.خصوصا در آثاري که به سفارش مراکز مطالعاتی یا همایش ها و کنفرانس ها نگاشته می شود و به دلیل کمبود زمان، نویسنده نمیتواند اثر را با دقت بازبینی نماید و به این دلیل، آسیب هاي شکلی و محتوایی مختلفی به اثر عارض می شود. 6 -من تقسیم بندي کتاب به چهار فصل ذکر شده را نمی پسندم؛ زیرا این تقسیم بندي نه تقسیم بندي مبتنی بر حقوق مخاصماتمسلحانه است؛ نه تقسیم بندي بر اساس محیط زیست است؛ نه تقسیم بندي بر مبناي فقه. درست است که تقسیم بندي ذکر شده نوآورانه است اما این نوآوري پاسخگو نیست. به همین دلیل در این تقسیم بندي تکرار زیاد می بینیم. بعنوان مثال عبارت انا الله و اناالیه راجعون (از اویی به سوي اویی) در جاهاي مختلف ذکر شده و هیچ جا هم کامل بحث نشده است.  7 -مواردي گفته شده که باید در آن ها تجدید نظر صورت گیرد. مثلا گفته شده اصطلاح «البیئه» یک اصطلاح اسلامی است. در صورتی که اینگونه نیست و البیئه یک اصطلاح عربی است نه اسلامی. یا در جاي دیگر آیات و روایات به صورت نصف و نیمه نقل شدهاست یا در ترجمه آن ها دقت کافی صورت نگرفته است. یا در جاهاي مختلفی نویسندگان محترم معناي دقیق کلمات را مشخصنساخته اند. بعنوان مثال کلمه ارض یعنی زمین داراي مفاهیم مختلفی است و مشخص نشده که این کلمه در این آیه ناظر به کداممعناست و مشخص نشده آیا ارض به معناي کره زمین است؟ آیا ارض در مقابل سماء گفته شده؟ آیا ارض به معنی آنچه در زیر پايما قرار دارد که آب ها را هم شامل می شود است؟ این نکته بسیار مهمی است که در منابع اسلامی کمتر مورد توجه قرار می گرد و در نتیجه مخاطب نمی تواند به نحو دقیق مطلب را فهم نماید. 8 -در این کتاب اصولی ذکر شده است تحت عنوان نظام احسن، حال سوال این است که آیا تغییرات ژنتیکی تصرف در نظام احسناست؟ آیا خللی ایجاد می کند؟ یا موردي مانند «فلیغیّرن خلق االله» آنچه در باره آن گفته شده است به نظر تنها یک برداشت از اینعبارت قرآنی است و مفهوم را نمی رساند و هیچ معناي کامل مستندي از آن ذکر نشده است. مثلا مشخص نیست که لزوم حفاظت ازطبیعت چگونه از این عبارت قرآنی قابل استنتاج است. 9 -در این اثر، حوزه ِ «حقوق جنگ» با حوزه ِ «حقوق در جنگ» در برخی موارد با هم خلط شده است. مثلا اینکه ذکر شده اسلام بااصل جنگ مخالف است بحث صحیحی نیست؛ چرا که اولا برخی جنگ ها مشروع است و علاوه بر آن در قرآن گاهی جنگ مانع فسادعنوان شده است. گذشته از این، جنگ نه در اسلام و نه در ِ حقوق جنگ، مطلقا ممنوع نیست. یکی از مواردي که باید در نظر گرفتهشود این است که بر اساس سیستم ضرورت و تناسب موجود در حقوق بشردوستانه، حتی جنگی که سبب تخریب محیط زیست شودنیز صحیح است و هرچند در کل بر خلاف نظام احسن است اما بحث اینجا این است که ما مجاز به این کار هستیم یا نه. در برخیموارد نیز استنادات ناصحیح به آیات و روایات در اثر دیده می شود که نیازمند بازنگري است. زیرا برداشت هاي گفته شده از این آیاتو روایات، قابل استنتاج نیست. 10 -نکته آخر اینکه گاهی عناوین با محتوي مباحث مطرح شده متناسب نیست. بعنوان مثال عنوان این است: «آیات مربوط به انفالو حفاظت از منابع طبیعی» که اشاره به آیات انفال شده است و هر چند بحث لازمی است اما اینکه آیات استفاده شده مربوط بهحفاظت از محیط زیست باشند نمی توان اینگونه برداشت نمود.  

پر بازدید ترین مقالات

«گیاهان دارویی در قرآن و حدیث»

بسم الله الرحمن الرحیم «گیاهان دارویی در قرآن و حدیث» علیرضا ...

زنيان - شاهي - کندر (دروس استاد ضیایی / 3)

بسم الله الرحمن الرحیم زنيان - شاهي - کندر دروس استاد ضی...

اهمیت دامداری و کشاورزی در قرآن کریم

بسم الله الرحمن الرحیم اهمیت دامداری و کشاورزی در قرآن کریم ...

سخنان مهم مقام معظم رهبری در"اهمیت حفظ محیط زیست و منابع طبیعی"

بسم الله الرحمن الرحیم سخنان مهم مقام معظم رهبری در"اهمیت حفظ...

معجزات علمی قرآن کریم : 16- قرآن و عظمت آسمانها

بسم الله الرحمن الرحیم 16- قرآن و عظمت آسمانها منظور از معجزا...

تقویم شمسی

دی ۱۳۹۷
ش ی د س چ پ ج
« آذر   بهمن »
۱۲۳۴۵۶۷
۸۹۱۰۱۱۱۲۱۳۱۴
۱۵۱۶۱۷۱۸۱۹۲۰۲۱
۲۲۲۳۲۴۲۵۲۶۲۷۲۸
۲۹۳۰