ماه: اسفند ۱۳۹۷

جايگاه طبيعت در تربيت انسان از ديدگاه قرآن کريم

بسم الله الرحمن الرحیم جايگاه طبيعت در تربيت انسان از ديدگاه قرآن کريم . بهشتي سعيد*, شكري نيا محمدعلي * گروه فلسفه تعلیم و تربیت، دانشگاه علامه طباطبایی . چکیده: اين پژوهش، با روش تحليلي استنباطي به تبيين ديدگاه قرآن کريم در خصوص بنيادها، هدفها و روشهاي تربيتي ارتباط انسان با طبيعت پرداخته است. تداوم حيات فردي و پرورش قواي حسي در ارتباط با تربيت جسماني، شناخت عالم آفاقي و تبيين امور معنوي و انتزاعي در ارتباط با تربيت عقلاني، ايجاد و تقويت باور به توحيد، نبوت و معاد در زمينه تربيت اعتقادي، تقويت عزت نفس، تلطيف روح، مبارزه با هواپرستي مربوط به تربيت اخلاقي، تقويت مناسبات اجتماعي، تحقق عدالت اجتماعي، قوام و تعالي حيات اجتماعي در ارتباط با تربيت اجتماعي، هدفهاي مشخص شده در اين پژوهش است، هم چنين چهار روش کلي تجربه حسي، گردشگري، کار و کسب و مطالعه بعد طولي طبيعت براي تحقق هدفهاي تربيتي از آيات قرآن کريم استنباط و معرفي شده است. نتيجه پژوهش بيان مي کند که از ديدگاه قرآن کريم، طبيعت در ارتباط با مراتب بالاي هستي، ارزش و اهميت دارد و نردبان ترقي و تعالي انسان براي رسيدن به کمال و سعادت دنيوي و اخروي او خواهد بود. ................................................................................... كليد واژه:طبيعت و قرآنتربيت و قرآنبنيادهاي تربيتي در قرآنهدفهاي تربيتي در قرآنروشهاي تربيتي از نظر قرآن متن کامل مقاله - pdf-جایگاه طبيعت در تربيت انسان از ديدگاه قرآن کريم     

پیوند قرآن و طبیعت

بسم الله الرحمن الرحیم پیوند قرآن و طبیعت   نویسنده :   حمید محمد قاسمی     دسته‌بندی:  اسلام عنوان:  پیوند قرآن و طبیعت نویسنده :   حمید محمد قاسمی ناشر:   دفتر نشر فرهنگ اسلامی قطع:  وزیری سال انتشار:  ۱۳۹۴ تعداد چاپ:  ۱ نوع جلد:  شومیز تعداد صفحات:  ۲۹۶ درباره کتاب:  «قرآن» باشکوه ترین و نفیس ترین شاهکار الهی است که از سیمای دلربای خالق خود پرده برمی دارد و «طبیعت» بزرگ ترین شاهکار آفرینش است که از جمال و جلال آفریننده خود حکایت دارد. «قرآن» و «طبیعت» دو جلوه از یک حقیقت اند که در کنار هم «تجلی نمادین خدا» در روی زمین به شمار می آیند. «قرآن» و «طبیعت» دو کتاب هستند که هر دو یک نویسنده دارند و همان دست توانمندی که با قلم تدوین کتاب هستی را رقم زد با قلم تشریع کتاب تدوین را نگاشت. در این اثر، مؤلف با اشاره به پیوندهای وثیق «قرآن» و «طبیعت» با یکدیگر از ارتباط و هماهنگی بی مانند «کتاب تکوین» و «کتاب تدوین» پرده برداشته است.

سفارشات قرآن درباره چگونگی رفتار با طبیعت

بسم الله الرحمن الرحیم سفارشات قرآن درباره چگونگی رفتار با طبیعت   قرآن همواره نگاه خاصی نسبت به نعمت های طبیعی پیرامون انسان ها داشته و سفارشاتی درباره چگونگی رفتار با مادر زندگی داشته است. مقدمه :  با نگاهی به آیات و روایات و سیره ی اهل بیت (ع) روشن می گردد که هیچ مکتبی مانند اسلام به طبیعت و محیط زیست اهمیت نداده است . از سوی دیگر ، قرآن کریم در بسیاری از آیات ، انسان ها را به مطالعه طبیعت و عناصر آن فراخوانده است . همچنین بسیاری از سوره های قرآن کریم به نام یکی از عناصر طبیعت خوانده می شود، مانند سور شریفه بقره ، رعد ، نحل ، نور ، عنکبوت ، نجم ، فجر ، شمس ، حدید ، لیل ، قمر ، تین ، ناس و... . خداوند منان، سرنوشت بشر را به گونه ای رقم زده است که در دامان طبیعت رشد کند و به آن نیازمند باشد . طبیعت به شکلی خلق شده است که در خدمت انسان باشد و نیازهای او را برطرف کند. با در نظر رفتن این نکته که به حکم قرآن کریم همه چیز در جهان آفرینش بر پایه ی نظم و عدالت استوار است و هر چیزی به اندازه لازم آفریده شده است ، (قمر ، ۴۹) این نتیجه به دست می آید که نابسامانی های موجود در طبیعت و آلودگی های زیست محیطی ناشی از بهره وری نادرست از طبیعت و منابع آن است . فعالیت های انسان برای رسیدن به رفاه و توسعه اقتصادی و اجتماعی ، خود باعث تخریب محیط زیست شده است. این تخریب آنچنان در وضعیت آب و هوای کره زمین ، دگرگونی ایجاد کرده که سلامتی و حیات او و سایر موجودات زنده را به خطر انداخته است. شرایط به وجود آمده به حدی وخیم است که امروزه از آن به عنوان «بحران محیط زیست» یاد می شود . برای رهایی از این بحران باید به اصول اخلاقی و متون دینی بویژه اسلام مراجعه کنیم ، زیرا مبنای پیدایش بحران زیست محیطی کنونی ، بحران اخلاق در میان انسان هاست . در قرآن کریم از نابود کردن و تخریب محیط زیست به عنوان اعتداء (تجاوز) نام برده شده است و بر این اساس کسانی که رفتار ناشایست نسبت به محیط زیست داشته باشند، از رحمت و محبت خداوند محروم خواهند بود.(مائده ، ۸۶) درست است که خداوند طبیعت را مقهور انسان آفریده و ا نسان را به عنوان جانشین خود در زمین قرار داده است ، اما این به آن معنا نیست که او آزاد باشد تا هر گونه که مایل است رفتار کند. انسان در برابر خداوند و تمامی آفرینش مسئول است . او باید در برابر اراده ی خداوند تسلیم باشد و با صلح و صفا در کنار طبیعت زندگی کند. به عبارت دیگر ، انسانی که جانشین خداوند در زمین است باید همواره در راه حفظ و سلامت طبیعت بکوشد. دین پژوهان اعلام کرده اند که توجه به ارزش های اخلاقی و مذهبی ، تضمینی برای حفاظت از محیط زیست است . آنها معتقدند که انسان ها علاوه بر اجرای قوانین باید استاندارد های اخلاقی را نیز مراعات کنند تا به اهداف پایدار خود دست یابند . در دین اسلام حفاظت از محیط زیست که نسل امروز و نسل های بعدی باید در آن حیات اجتماعی رو به رشدی داشته باشند، یک وظیفه ی دینی تلقی می شود. خداوند، طبیعت را هدفمند و هدفدار خلق و تمام مخلوقات را به لحاظ کمیت و کیفیت به اندازه و متناسب آفریده است . مؤید این جمله را گفتار خداوند در قرآن کریم است که می فرماید: «ما هر چه آفریدیم به اندازه آفریدیم». یا در جای دیگر می فرماید که «زمین را هم بگستردیم و در آن کوه های عظیم برنهادیم و از آن هر گیاه و نیک ، متناسب و موافق حکمت و عنایت برویاندیم.» جهان هستی از نظم دقیقی برخوردار و تمامی مخلوقات در تعادل و تناسب و به اندازه آفریده شده اند و هر یک از اجزا و عناصر خلق شده در بقای این کره ی خاکی و در نتیجه در ادامه ی زندگی انسان نقش دارد؛ بنابراین هر تغییر نابجا و زیان رساندن به هر یک از اجزای این سیستم عظیم ، سبب به خطر افتادن حیات هستی می شود. دین مبین اسلام مملو از توصیه های حفاظت از آنچه که خدا خلق کرده است می باشد و این به مفهوم حفاظت از محل زیستن مخلوقات و یا همان حفاظت از محیط زیست است. بدون شک محیط زیست سالم یکی از نعمات الهی و بخشی از نظام خلقت می باشد که ریشه در جهان بینی توحیدی دارد؛ یعنی جهان و هر آنچه که در اوست ، تصویری از خداوند واحد است. در اسلام هر گونه رفتاری که منجر به فساد در عرصه محیط زیست شود نهی شده است ، چرا که خداوند بارها در قرآن کریم درباره ایجاد فساد در روی زمین هشدار داده است . از این روست که حکومت اسلامی ، کردار انسان را در مواجهه با محیط زیست ، نظارت و کنترل کرده و علاوه بر تنبیه افرادی که به محیط زیست آسیب می رسانند، به آنهایی که از نتیجه سوء کردارشان بر محیط زیست بی خبرند هشدار می دهد. اسلام بین انسان و محیط زیست ، جدایی قائل نیست و آنها را مکمل یکدیگر می داند، از این رو دین اسلام کامل ترین سفارشات را برای حفاظت از محیط زیست دارد و تمامی جنبه های انسانی را در ارتباطی هماهنگ و موزون با مسیر الهی ، در قرآن کریم به تصویر کشیده است. خوشبختانه کشور ما با قرار گرفتن در محل تلاقی فرهنگ اصیل ایرانی و تعالیم عالی اسلامی از پتانسیل بالایی در زمینه حفاظت و حرمت محیط زیست برخوردار است . کتب ادبی ما سرشار از اشعار و تمثیل هایی است که بیانگر ارزش والای طبیعت از دیدگاه ایرانیان به عنوان آیه ها و نشانه های شناخت و عشق به معبود است . آب ، نان و هر جزئی از طبیعت از دیدگاه ایرانیان تنها به عنوان منابع مصرفی محسوب نمی گردند بلکه نمونه هایی از رحمانیت ، قدرت و تدبیر باری تعالی به حساب می آیند . به همین دلیل ایرانیان به نمک که ظاهراً فراوان ترین و کم ارزش ترین منبع طبیعی است قسم می خورند ، نان را لگد نمی کنند و آلوده کردن آب را گناه می شمرند. حمایت از محیط زیست در اسلام اسلام نشان دهنده ی طریقی برای زندگی است که دیدگاه جامعی نسبت به هستی، حیات انسان و روابط بین آنها دارد، انسان به منزله جزئی از هستی که هر یک از عناصرش مکمل سایر اجزای مجموعه ی هستی است ، ارتباط ویژه ای از نظر بهره برداری و توسعه با سایر عناصر طبیعت دارد. حکت الهی مقدر کرده است که انسان وارث زمین شود، بنابراین انسان علاوه بر اینکه جزئی از جهان هستی است ، مجری دستور الهی نیز هست. اسلام در کلیه شئون و روابط انسانی دخالت کرده و برای همه آنها مقرراتی وضع نموده است . لیکن این بدان معنا نیست که برای هر موضوع با عنوان ویژه و متداول امروزی آن حکم خاصی مقرر داشته باشد. مساله محیط زیست نیز از همین قبیل است . به یقین در هیچ یک از منابع اسلامی به عنوان محیط زیست حکمی مطرح نشده است ولی بدون تردید درباره ی آب ، زمین ، پاکی و ناپاکی ، آتش سوزی و مسائلی از این قبیل ، آیات ، احادیث و احکام زیادی وجود دارد که به کمک آنها می توان مقررات دقیقی برای مسائل محیط زیست به دست آورد . با این وجود متأسفانه تاکنون در این مورد از نظر اسلامی تحقیق و پژوهشی انجام نگرفته است . از پیامبر اکرم (ص) روایت شده است که: «تحفظوا من الارض فإنها أمکم» یعنی از زمین حفاظت کنید به درستی که آن مادر شماست. اسلام برای نظافت و بهداشت اهمیت فوق العاده ای قائل است و آن را از نشانه های ایمان می داند. خداوند متعال می فرماید: «إِنّا کُلَّ شَیءٍ خَلَقناهُ بِقَدَرٍ». (قمر ، ۴۹) یعنی ما هر چیز را به اندازه خلق کردیم . پس هر چیز مقدار و حدودی دارد و بایستی به طور صحیح و درست بهره برداری شود تا نابود و منهدم نگردد. چرا که این ثروت های طبیعی فقط به این نسل تعلق ندارد بلکه این اندوخته ها به نسل های بعدی از ما نیز تعلق دارند. اسلام نظر به زنده کردن زمین های موات و آباد کردن زمین دارد. در آیه ۶۱ سوره هود آمده است: «...هُوَ أَنشَأکُم مِّنَ الأًرضِ وَ استَعمَرکُم فِیهَا...»؛ یعنی خداوند شما را در زمین خلق کرد و شما را به عمارت و آباد کردن زمین گماشت . در این رابطه پیامبر اکرم (ص) می فرماید: «ان قامت علی احدکم القیامه و فی یده فسیله فلیغرسها» ؛ یعنی اگر قیامت برپا شود و در دست نهالی باشد باید آنرا بکارد. آب نیز به عنوان یکی از مظاهر طبیعت که باید از آلودگی مصون بماند مورد توجه اسلام می باشد. آیات ذیل از قرآن کریم اشاره به اهمیت و نقش آب در زندگی بشر دارد. آیه ۳۰ سوره انبیاء: از آب همه چیز را زنده کردیم . پس گیاه و حیوان و انسان و زندگیشان به آب بستگی دارد. آیه ۱۶۴ سوره بقره: خداوند آب را نازل کرد و زمین مرده را به وسیله آب زنده کرد. در واقع اگر اسلام بر حمایت عناصر اساسی در محیط زیست و حفاظت آنها تاکید دارد به خاطر خیر انسان و تأمین ضروریات و حاجت های انسان ، چه نسل حاضر و چه نسل های آینده می باشد. فقه و محیط زیست فقه محیط زیست شامل باید ها و نبایدهای دینی در خصوص محیط زیست می باشد . در خصوص فقه محیط زیست می توان دو گونه بحث کرد: تعریف فقه محیط زیست را از اساتید فن خواستار شد. از کتب متعدد فقهی و حدیثی مانند جواهرالکلام و وسائل الشیعه و... که در بردارنده احادیث اهل بیت (ع) می باشد ، می توان مسائل جدید فقهی را استنباط نمود. اما در این کتب ، چه ابوابی متناسب با محیط زیست وجود دارد؟ آیت الله مصباح یزدی در تفسیر موضوعی خود در بحث حیوان شناسی ، خداشناسی واژه «سماعه» را به کار برده و آنرا به دو بخش تقسیم نموده اند: سماعه ی مادی (محیط زیست) و سماعه ی معنوی . ایشان اشاره می فرمایند که از خلقت آسمان ها و زمین باید حفاظت شود. باید توجه داشته باشیم که میان تکوین و تشریع رابطه ای مستحکم وجود دارد . تکوین مربوط به آفرینش و خلقت می شود و بحث تشریع مربوط به آفرینش و خلقت می شود و بحث تشریع مربوط به فقه اسلامی و قانون گذاری. اگر جهان آفرینش و خلقت، برخلاف تشریع الهی و مبانی فقه اسلامی بچرخد هر آینه نابود می شود. اگر هماهنگی میان تکوین و تشریع نباشد جهان نابود خواهد شد. بحث های پایه ای خلقت ، انسان شناسی و هستی شناسی ، اساس رشته فقه محیط زیست محسوب می گردند. زاویه ی دید دوم ، در خصوص فقه محیط زیست ، از دید سیاسی است . چون نظام ما اسلامی است و شورای محترم نگهبان قوانین را از جهت عدم مخالفت با شرع، بررسی می کند، لذا باید مجموع قوانین زیست ، اصل پنجاهم قانون اساسی ، سند چشم انداز بیست ساله و برنامه های توسعه پنج ساله کشور را بررسی کنیم و ببینیم اگر به جای فقهای شورای نگهبان بودیم چه نظری می دادیم؟ اما چگونه با بحث های خاص فقهی می توانیم به معاهدات زیست محیطی بیاندیشیم؟ به عنوان مثال معاهده کیوتو در خصوص کنترل مصرف سوخت فسیلی! چگونه می توان با مخالفت جهان سلطه در خصوص استفاده از دانش هسته ای که به حفظ محیط زیست کمک می کند برخورد نمود؟ با کمال تأسف ، توجه مجامع مذهبی خصوصاً حوزه های شیعی ، (با اینکه این موضوع از ابتدای شکل گیری آیین کامل اسلام مد نظر قرآن کریم و پیشوایان معصوم ما بوده است) به این موضوع کمتر جلب شده است . شایسته است در ابتدای بحث به چند نمونه از دستورات تعالی بخش دینی در این خصوص اشاره کنیم: آیات قرآن کریم ـ «...هُوَ أَنشَأکُم مِّنَ الأرضِ وَ استَعمَرکُم فِیهَا...»؛ (هود، ۶۱) خداوند شما را از زمین خلق کرد و شما را مأمور آبادانی آن نمود. ـ «...وَ یُفسِدُونَ فِی الأرضِ أولَئِکَ هُمُ الخاسِرُونَ»(بقره ، ۲۷) و آنان که در زمین فساد می کنند از زیان کارانند. ـ «...وَ لا تُسرِفُوا إنَّهُ لا یُحِبُّ المُسرِفِینَ» ؛ (انعام ، ۱۴۱) اسراف نکنید که خداوند اسراف گران را دوست ندارد. با توجه به مثال های فوق و صدها نمونه دیگر از دستورات دینی ، عوامل زیست محیطی مانند آب و هوا ، از جمله مسائل مهمی هستند که می بایست در مجامع فقهی شیعه طرح و بستر مناسب خود را بازیابند. دولت اسلامی بدون ارائل راهکارهای روشن فقهی توان ورود در این عرصه ها را ندارد و البته منابع غنی شیعه به اندازه ی کافی به این مهم پرداخته و تنها بایستی در جهت استخراج آن احکام ، تلاش های لازم صورت پذیرد. در مکتب تعالی بخش اسلام با احکامی روبرو می شویم که بعضی جنبه نامی و جلوگیری کننده دارد مثل «...وَ لا تُفسِدُوا فِی الأرضِ بَعدَ إِصلاحِهَا ذَلِکُم خَیرٌ لَکُم إِن کُنتُم مؤمِنینَ» ؛ (اعراف ، ۸۵) یعنی بعد از اصلاح زمین در آن فساد به پا نکنید که این برای شما نیکوتر است ، اگر مؤمن بوده باشید. بعضی از این آیات جبنه ی ایجابی و آمرانه دارد، مثل «قل سیروا فی الارض فانظروا کیف بدأ الخلق»؛ یعنی بگو در زمین سیر نمایید و بنگرید که پیدایش خلقت چگونه بوده است . بعضی از آیات نیز کیفیت شکل گیری و اهمیت زمین در ارتزاق مردم را گوشزد می نماید: «وَ الأرضَ مَدَدناها وَ ألقَینَا فِیهَا رَواسِیَ وَ أنبَتنَا فِیهَا مِن کُلِّ شَیءٍ مَّوزُونٍ وَ جَعَلنَا لَکُم فِیهَا مَعایِشَ...» ؛ (حجر ، ۱۹ و ۲۰) ما زمین را امتداد داده و در آن کوه ها را قرار دادیم و در آن از هر شیء موزون رویاندیم و روزی شما را در زمین قرار دادیم و بعد ، از نزول باران و رویاندن گیاهان و انواع میوه ها و پیدایش بستان ها که محل ارتزاق انسان و حیوانات است، سخن می گوید و بعد نسبت به خطر ظالمین در زمین اشاره کرده می فرماید: «وَ إِذَا تَوَلَّی سَعَی فِی الأرضِ لِیُفسِدَ فِیهَا وَ یُهلِکَ الحَرثَ والنَّسلَ وَاللهُ لا یُحِبُّ الفَسَادَ»؛ (بقره ، ۲۰۵) زمانی که ظالمین مستولی بر زمین گردند تلاش در هلاکت نسب و مزارع می نمایند و خداوند فساد را دوست ندارد. به وضوح از این آیه می توان برداشت نمود که ویرانگری در نسل و محیط زیست حرام است . در اهمیت حفظ نسل همین قدر بس که زمان وقوع طوفان نوح، برای جلوگیری از انقراض نسل حیوانات ، حضرت نوح (ع) به امر خدا، از هر نوع حیوان یک جفت در کشتی خود قرار می دهد تا نسل حیوانات نیز همانند انسان ها منقرض نگردد. از جمله ادله ای که بر حرمت تخریب محیط زیست اشاره دارد قاعده ی لاضرر می باشد . طبق این قاعده ی فقهی ، ضرر به غیر حرام است خواه کم باشد یا زیاد و تخریب محیط زیست ضرر بر نسل های فعلی و آتی است. در ادله ای که برای نفی ضرر از قرآن کریم و روایات استفاده می شود به خوبی می توان این قاعده را تعمیم داد و شامل ضرر به محیط زیست دانست. در روایات نیز ذکر شده است که «لاضرر و لا ضرار فی الاسلام» که بعضی در این روایات ادعای تواتر نموده اند. گرچه بعضی الفاظ آن در نقل های مختلف ، تفاوت می کند، اما از مصادیق ضرر، آلوده کردن محیط زیست انسان هاست و انواع آلودگی ها مشمول لاضرر می گردد. ظرفیت های نهفته در فقه محیط زیست عمده ترین ظرفیت های نهفته در فقه ، محیط زیست را می توان به شرح ذیل بیان نمود: الف. همگانی بودن مسئولیت حفاظت: به طور کلی آنچه نزد عقل نیکو و پسندیده شناخته می شود همه آنها در اصطلاح قرآن «عرف» نامیده می شوند؛ که انسان باید پیوسته در جامعه، این روش نیکو و پسندیده را در پیش گیرد و دیگران را نیز به آن دعوت و سفارش کند. دستور قرآنی «... وَ أمُر بِالعُرفِ...» (اعراف ، ۱۹۹) و سایر آیات و احادیثی که در این زمینه داریم همه و همه تأکیدی بر این است که تنها انجام عمل نیک و صالح کافی نبوده ، بلکه باید دیگران را نیز به این روش دعوت کرد تا در جامعه عمل صالح گسترش پیدا کند، همگانی شود و در همه جا حاکم باشد. ب. مسئولیت حاکم اسلامی در زمینه حفاظت: پروردگار متعال، طبیعت را رام و مورد تسخیر و بهره برداری انسان قرار داده است. (اسراء ، ۷۰) و در آیه دیگری نیز فرموده است: (ملک ، ۱۵) از این آیه و آیات مشابه آن استفاده می شود که انسان در راستای بهینه سازی زمینه عبودیت خود و اجرای فرامین الهی نیازمند شناخت ابعاد مختلف طبیعت و محیط زیست خود و تأثیر آن در جسم و جان خود است و بنا به روایتی که «الدنیا مزرعه الاخره» ، در حقیقت محیط زیست انسان ـ یعنی دنیای ناسوتی او ـ مزرعه ای خوانده شده است که نیازمند پرورش و سلامتی است . از این رو پیشوایان دین و رهبران اسلامی همواره پیشگام آن بودند که دنیای زیستی امت ها را از آسیب و فرسایش ایمن نگه دارند. پیامبر اکرم (ص) فرمودند: «من سقی طلعه او سدره کانما سقی مؤمناً من الماء»؛ (وسائل الشیعه ، ج۱۳ ، ص۲۵ ، ح ۴) کسی که درخت بیابانی و درخت مورد استفاده انسان را آب دهد همانند کسی است که انسان مؤمنی را سیراب کرده است. و باز فرمودند: «لا تقطعوا الثمار فیصب الله علیکم العذاب صباً» (وسائل الشیعه ، ج۱۳ ، ص۱۹۸) روایت اول ، ترغیب و تشویق به نگهداری منابع طبیعی و جنگل ها است و روایت دوم ، نهی از قطع درختان . البته به نظر می رسد این نهی ، نهی حکومتی باشد و دستور پیامبر اسلام است که نباید درختان را قطع کنند و نتیجه ی آنرا که نزول عذاب الهی است بیان داشته اند. در اینجا به اهم وظایف حکومت اسلامی در قبال محیط زیست اشاره می شود: ۱. پی ریزی قوانین زیست محیطی بر پایه اصول و مقررات الهی . ۲. اجرای قانون مبارزه با مفسدان زمین و مخربان طبیعت در جهت تأمین مصالح عمومی. ۳. توجه به مسائل محیط زیست و اخلاق زیست محیطی در تعلیم و تربیت اسلامی و فرهنگ سازی زیست محیطی بر اساس تعالیم آسمانی . ۴. بهره گیری از افراد شایسته در هرم اداری محیط زیست که با قدرت تمام ، توانایی مقابله با مفسدان را داشته باشند. ۵. بهره گیری از شیوه های نوین زیست محیطی سازگار با نظام اسلامی. ۶. بهره گیری از سیاست های کلان اقتصادی و فرهنگی برای توسعه ی پایدار توأم با حفاظت از منابع طبیعی و محیط زیست. ج. به کار بستن احکام شرعی: کتاب ، سنت ، عقل و اجماع چهار منبع اصلی فقه هستند و از ظرفیت های بسیار بالایی در جهت وضع مقررات حفاظت از محیط زیست برخوردارند . به طور کلی از این باب در دو بخش می توان از فقه استعانت جست: مقررات عام و مقررات خاص در بخش مقررات عام ، آیات و روایات بسیاری دلالت بر این دارند که به طور عام ایجاباً و سلباً احکام محیط زیست را بیان می دارند و به گونه وجوب و حرمت و مستحب و مکروه ، برخی صورت تکلیفی دارند و برخی صورت وضعی. اسلام و محیط زیست انسان مسلمانی که از وحی الهام می گیرد و پیوند خود را با عالم ملکوت پاس می دارد، از تخریب طبیعت دوری می کند و نگهبانی از طبیعت را وظیفه خود می شمارد. امام علی (ع) این وظیفه را گوشزد می کند و می فرماید: «خدا را پرهیزکار باشید در حق شهرهای او و بندگان ، که شما مسئول هستید، حتی در مورد سرزمین ها و چهارپایان». سفارش های دین به حفاظت از محیط زیست ، شامل نکاتی است که در مورد طبیعت آمده و عبارتند از: ۱. آبادگری طبیعت: خداوند در قرآن کریم می فرماید: «او شما را از زمین پدید آورد و خواست که آنرا آباد کنید.» امام علی (ع) نیز در نامه تاریخی خود به مالک اشتر ، او را به آبادانی شهرهای حوزه فرمانروایی اش توصیه می کند و آنرا از وظایف او می شمارد. ۲. رام کردن طبیعت: در قرآن کریم واژه ی تسخیر، چگونگی برخورد مسلمانان با طبیعت را نشان می دهد. در آیه ای می خوانیم: «خداوند کسی است که آسمان و زمین را آفریده ... و آنرا برای شما مسخر گردانید... و اگر نعمت های الهی را شمارید ، از عهده شمارش آن برنمی آیید که آدمی ستمگری است بسیار ناسپاس». جمله آخر این آیه به استفاده های نادرست انسان از طبیعت اشاره دارد. ۳. نگهداری طبیعت: در جهان بینی اسلامی ، تمام جهان تحت حفاظت خداوند قرار دارد .در قرآن آمده است:« به درستی که پروردگار من بر همه چیز نظارت و حفاظت دارد». جلوگیری از آلودگی محیط زیست با توجه به دستورات دینی آدمی در آغاز زندگی ، موجودی تابع طبیعت بوده و برای زیستن خود به سخاوت آن نیاز داشته است. همچنین از قدرت طبیعت به هنگام وقوع طوفان ، طغیان آب و فوران آتشفشان و حوادثی مانند آن، ترس و وحشت داشته است. انسان خود را ناچار دید تا برای استفاده بهتر و بیشتر از مواهب طبیعی و نیز حفاظت از خود در برابر محیط ، بر دامنه اطلاعات خویش بیافزاید . به این ترتیب آموخت که حیوانات را اهلی کند، از گیاهان بهتر استفاده کند و پناهگاه های محکم تری برای خود بسازد . به مرور زمان در طبیعت نفوذ و دخالت کرد، اقلیم مناطق را دگرگون ساخت، رودها و حتی دریاچه های مصنوعی به وجود آورد و با دخالت هایش، تعادل طبیعت را بر هم زد و باعث بی نظمی و نابسامانی در آن شد. بشر به موازات این اقدامات ، متوجه خسارتی شد که به محیط زیست وارد ساخته است و این آگاهی به تدریج افزایش یافت . در پاره ای از کشورهای جهان مانند ایتالیا، یونان و فرانسه قدمت انجام بعضی از اقدامات زیست محیطی به قرن ها قبل برمی گردد، اما در سطح جهان چنین نبوده است و مهمترین اقداماتی که در این زمینه انجام گرفته مربوط به قرن بیستم است. در سال ۱۹۰۹ کمیته مشترک بین المللی بر اساس معاهده ی آب های مرزی میان آمریکا و کانادا تشکیل شد. این کمیته به عنوان یکی از اولین کمیسیون های بین المللی ، مسئول کنترل امور آلودگی آب شیرین شناخته شده است. ضرورت تشکیل چنین کمیته ای به این دلیل بود که اصولا مشکلات ناشی از آلودگی رودخانه ای بین المللی و دریا ها تنها از راه اقدامات ملی و داخلی برطرف نمی شود و به همکاری دیگر کشورهای ذی نفع نیز ، نیاز دارد. در خاتمه جنگ جهانی دوم اقداماتی صورت گرفت که بسیاری آنرا فقط در چارچوب مسائل نظامی مورد توجه قرار دادند. این اقدامات مانند تشکیل دادگاه نظامی نورنبرگ ، تنها امور نظامی را مد نظر قرار نداده ، بلکه ابعادی از انهدام و تخریب محیط زیست نیز در لوای جرایم جنگی مورد بررسی قرار داده است. تعدادی از متهمان به اتهامی مانند روش به کارگیری زمین های سوخته، که در عقب نشینی نیروهای آلمان از شوروی سابق، بالکان و نروژ به اجرا درآمد، مورد محاکمه قرار گرفتند . اما در کشور ما ، حمایت از محیط زیست و سالم نگه داشتن آن موضوعی است که از دیرباز مورد توجه بوده است . در روزگاران کهن ، متأثر از افکار دینی ، توجه خاصی در این باره وجود داشته است و با ظهور مکتب نورانی اسلام بر میزان و چگونگی این حمایت نیز افزوده شد. در ذیل به آیات و احادیث موجود درباره انواع آلودگی های زیست محیطی می پردازیم: آلودگی هوا از جمله آیاتی که برای نهی از آلوده نمودن هوای محیط زیست می توان استدلال کرد آیات زیر است: «وَ لا تُفسِدُوا فِی الأرضِ بَعدَ إِصلاحِهَا ...» (اعراف ، ۵۶) زمین را بعد از اصلاح ، فاسد نکنید. «...وَ لا تُلقُوا بِأیدِیکُم إِلَی التَّهلُکَهٍ...» ؛ (بقره ، ۱۹۵) با دستان خود خویشتن را به هلاکت نیفکنید. در وجه استناد به آیات کریمه فوق بر کسی پوشیده نیست که: ـ آلوده کردن هوای محیط زیست ، فساد در زمین محسوب می گردد. ـ آلوده کردن هوای محل زندگی چون ماده حیاتی است ، اقدام به هلاکت نفس تلقی می گردد. وجه استدلال: وقتی ریختن سم که اعم از سموم خاک یا هواست در سرزمین مشرکین نهی شده است که به طریق اولی در سرزمین مسلمین حبس منعی است که عدم عمل به آن حرام خواهد بود، که البته احکام وضعی نیز به آن استوار خواهد بود. مثل ابطال معاملاتی که نتیجه ی آن ، آلوده کردن هوای زندگی انسان ها باشد. آلودگی آب - آیات قرآن کریم: «...وَ جَعَلنَا مِنَ المَاءِ کُلَّ شَیءٍ حَیٍّ أفَلا یؤمِنُونَ» ؛ (انبیاء ، ۳۰) و همه چیز را از آب آفریدیم ، آیا ایمان نمی آورند؟ «وَ هُوَ الَّذِی أنزَلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَأخرَجنَا بِهِ نَبَاتَ کُلِّ شَیءٍ...»؛ (انعام ، ۹۹) او کسی است که از آسمان آب را فرستاد و همه نباتات را ما به وسیله آب رویاندیم. در این مورد آیات فراوان دیگری هم وجود دارد. قابل ذکر است که امروزه بر اثر آلوده کردن آب دریاها سالانه میلیون ها تن ماهی از بین می روند و محیط زیست انسان ها دچار آسیب می شود. بعضی از دولت ها با دفع غیراصولی زباله های سمی و اتمی ، موجب آسیب مردم سایر کشورها می گردند که نتایجی مثل جنون ، ناباروری ، فلج ، کوری و کری و خفگی انسان ها را به دنبال دارد. آلودگی خاک آیات قرآن کریم: «الَّذِی جَعَلَ لَکُم الأرض فِراشًا وَ السَّمَاءَ بِنَاءً...»؛ (بقره ، ۲۲) او کسی است که زمین را با فرش زیرپا و آسمان را سقف برای شما قرار داد. «یَومَئِذٍ تُحَدِّثُ أَخبَارَهَا بِأنَّ رَبَّکَ أَوحَی لَهَا» ؛ (زلزال ، ۴ و۵) یعنی روز قیامت زمین از اخبار خود سخن می گوید به آنچه که خداوند به آن وحی نموده است. همانگونه که مشاهده می گردد زمین عنصری با شعور تلقی شده است که گنجینه اسرار الهی است. آلودگی صوتی گاهی صوت باعث هلاکت بعضی از انسان ها معرفی شده است: «وَ أخَذَ الَّذِینَ ظَلَمُوا الصَّیحَهُ فَأصبَحُوا فِی دِیارِهِم جاثِمِینَ» ، (هود، ۶۷) و ظالمان را صوت شدید فراگرفت و صبح دم به هلاکت افتادند. گاهی صدای بلند به صدای حمار شبیه و از آن نهی شده است: «وَ اقصِد فِی مَشیِکَ وَاغضُض مِن صَوتِکَ إِنَّ أنکَرَ الأصواتِ لَصَوتُ الحَمیرِ»؛ (لقمان ، ۱۹) هنگام راه رفتن متعادل باش و صدای خود را پایین بیاور که بدترین صدا ، صدای الاغ است. .................................................................................................................. منبع: شبستان

روز مهندس مبارک باد

بسم الله الرحمن الرحیم روز مهندس مبارک باد   خواجه نصیر الدین محمد بن محمد بن حسن طوسی، از عالمان، متکلمان و ریاضی دانان مشهور شیعه است. خواجه نصیر الدین طوسی، وزیر ایرانی و شیعی هولاکوخان مغول، تألیفات فراوانی در کلام و عقاید و نیز علوم دقیقه مثل ریاضی و هندسه دارد که مشهور ترین آن ها تجرید الاعتقاد و آداب المتعلمین است.   روز بزرگداشت خواجه نصیر و روز مهندس   تلاش های خواجه نصیر در علم ریاضیات و ستاره شناسی و تاثیر گذاری اش در میان فلاسفه و ریاضدانان باعث شده تا روز پنجم اسفند به منظور بزرگداشت این دانشمند روز مهندس نامیده شود. اما چرا این روز را به نام وی نامگذاری کرده کرده اند؟ خواجه نصیر الدین طوسی چه خدماتی برای جهان اسلام و ریاضیات داشته است؟ ایجاد رصد خانه مراغه: وقتی که هولاکو به فرمانروایی اسماعیلیان در سال 635 هجری قمری پایان داد طوسی را در خدمت خود نگاه داشت و به او اجازه داد که رصدخانه بزرگی در مراغه ایجاد کند، شروع ساخت آن از سال 6388 هجری قمری بود. برای کمک به رصدخانه علاوه بر کمک های مالی دولت اوقاف سراسر کشور نیز در اختیار خواجه گذاشته شد که از یک دهم آن جهت رصدخانه و خرید وسایل و اسباب و آلات و کتب استفاده می شد. همچنین در نزدیکی رصدخانه کتابخانه بزرگی ساخته شده بود که حدود 400000 جلد کتب نفیس جهت استفاده دانشمندان و فضلا قرارداده بود که از بغداد و شام و بیروت و الجزیره بدست آورده بودند. در جوار رصدخانه یک سرای عالی برای خواجه و جماعت منجمین ساخته بودند و مدرسه علمیه ای جهت استفاده طلاب دانشجو. این کارها مدت 13 سال طول کشید تا اینکه ایلخان هولاکوی مغول در سال 663 هجری قمری در گذشت. وی نخستین کسی بود که مثلثات را بدون توسل به قضیه نجوم توسعه بخشید و برای نخستین بار قضیه جیوب را که رویداد برجسته ای در تاریخ ریاضیات است به روشنی بیان کرد. در نجوم تذکره فی علم الهیئه وی شاید کاملترین نقد بر نجوم بطلمیوسی در قرون وسطی و معرف تنها الگوی ریاضی جدید حرکت سیارات است که در نجوم قرون وسطی نوشته شده است. این کتاب به احتمال زیاد از راه نوشته های منجمان اروپایی به کوپرنیک اثر گذاشته است. زندگینامه خواجه نصیر الدین طوسی(ره)   محمدبن محمد بن حسن، ملقب به استاد البشر و عقل حادی عشر، معروف به خواجه نصیرالدین طوسی از اعاظیم رجال قرن هفتم است، ایشان درسال 597 هـ ق، در طوس متولد شد. در کودکی علوم نقلی را از پدرش و معقول را از نزد دایی خویش و ریاضیات را از محمد حاسب ریاضی دان معروف آن عصر فراگرفت. محمدحاسب آنگاه که از طوس هجرت می کرد به پدر خواجه گفت: من آنچه می دانستم به او آموختم و اکنون سؤالاتی می کند که پاسخش را نمی دانم. محقق جوان طوسی، برای فراگیری علوم و دانش تصمیم به سفر گرفت، می گیرد در آستانه سفر پدر ارجمند و دانشمند خویش را از دست داد. فقدان پدر گرچه غم بزرگی بود ولی عطش روحی و عشق و علاقه وافر او به کسب علم و دانش، خواجه را مصمم به هجرت بسوی مراکز علمی نمود. در نیشابور و ری و قم و اصفهان از اساتید بزرگی بهره گرفت. امام سراج الدین، فریدالدین داماد نیشابوری، شیخ عطار نیشابوری، ابن میثم بحرانی و کمال الدین موصلی از اساتید وی بوده اند. در عراق از اساتید برجسته ای چون معین الدین سالم فقیه بزرگ عصر بهره برد و به درجه اجتهاد نائل شد. در حالیکه بیش از 23 بهار از عمرش نگذشته بود. با حمله قوم وحشی مغول به ایران و گرفتاری مردم به خطرها و آشوب ها، خواجه به وطن و دیار خویش بازگشت در حالیکه شهرها از سکنه خالی شده و مراکز علمی و فرهنگی تخریب بود. خواجه با دعوت سران اسماعیلیه به دربار ناصرالدین حکمران قهستان راه یافت و در همین زمان کتاب معروف اخلاق ناصری را نوشت. خواجه قریب 25 سال در قلعه های اسماعیلیه به سر برده با اینکه تحت نظر بوده و از جهت مذهبی با آنان سازگاری نداشت و از ظلم و ستم آنان نیز بیزار بود، اما خواجه طوسی در این دوران بیشترین استفاده را از کتابخانه آنها برد و چندین کتاب از آثار ارزنده او در این سالها نوشته شده است.   زندگی علمی خواجه نصیر   خواجه نصیر الدین محمد بن الحسن الطوسی. او را «استاد البشر» لقب داده اند و نیازی به معرفی ندارد. ارزش کارهای فلسفی او و نقشی که در تحول فلسفه داشته است نیازمند به یک کتاب است. در ریاضیات از شخصیتهای معدود جهان به شمار می رود. از کسانی است که در اساس هیئت بطلمیوس تشکیک کرده و زمینه را برای هیئت جدید فراهم کرده است. آقای تقی زاده مدعی است که ایرادات خواجه در کتاب تذکره خویش بر اساس هیئت بطلمیوس، به پیشنهاد کپرنیک لهستانی طرح نوینی را برای هیئت عالم کمک کرده است. خواجه مانند بو علی یک زندگی پر ماجرا داشته است. در آخر اشارات به شکل دردناکی ناله سر می دهد، و در عین حال اینهمه آثار آفریده و شاگردان بسیار تربیت کرده است. (مجموعه آثار شهید مطهری جلد 14)     زندگی سیاسی خواجه نصیر   خواجه نصیر الدین طوسی(ره)، در عصر آتش و خون و غارت و ویرانی مغولان، توانست با سیاست خود حاکمان مغولی را مهار و از نیروی اهریمنی و وحشیانه این دشمنان انسانیت و اسلام به نفع اسلام و تشیع استفاده کند. با حمله «هلاکو» به بغداد خلافت بی فروغ آنان که در هرزگی و عیاشی و فساد فرو رفته بود، فرو پاشید و این به خاطر دشمنی با اهل سنت نبود، زیرا مغول نه شیعه بودند و نه سنی و نه به حال خلافت اسلامی بغداد دل می سوزاندند، بلکه همه چیز اسلام را نابود می ساختند. با وجود این، خواجه توانست از آنان افرادی مؤمن و معتقد به تشیع بسازد و نیروی سرکش آنان را به نفع مکتب اهل بیت علیهم السلام به کار گیرد، تا خدمات و آثاری در رابطه با اسلام و تشیع انجام دهند. پس نباید به خاطر سقوط خلافت بغداد، خواجه و دیگران را ملامت کرد زیرا در دین ستیزی مغولان، تشیع و تسنن سرنوشتی مشابه داشت و آنان بر کسی رحم نمی کردند، هرچند اسلامشان در مواردی صوری و سیاسی بود.   خواجه نصیر و اهل بیت(ع)   در برخی از روایات و کلمات بزرگان شباهت های نام امام مهدی(ع) با پیامبر ان و اوصیای الهی به تصویر کشیده شده است، که یکی از آنها صلوات منسوب به حکیم ربانی، خواجه نصیرالدین طوسی(ره) است. در این صلوات، حضرت مهدی(ع) با ویژگی های پدران ارجمند خویش توصیف شده و فضائل و مناقبی که آن حضرت از اجداد خویش به ارث برده، بیان شده است. شایان ذکر است که صلوات خواجه نصیر را به عنوان توسل به ذیل عنایت حضرت بقیة الله(ع) می خوانند. این صلوات را با هم می خوانیم: أللّهمَّ صلِّ وَ سَلِّم، وَ زِد وَ بارِک، عَلی صاحبِ الدَّعوَةِ النَّبویَّة، وَ الصَّولَةِ الحَیدریَّة، و العِصمَةِ الفاطِمیَّة، و الحِلمِ الحَسَنِیَّة، و الشّجاعَةِ الحُسَینِیَّة، و العِبادَةِ السَّجّادِیَّة، و المآثِرِ الباقِریَّة، و الآثار الجَعفَرِیَّة، و العُلومِ الکاظِمیَّة، و الحُجَجِ الرَّضَوِیَّة، و الجُودِ التَّقَوِیَّة، و النَّقاوَةِ النَقَوِیَّة، و الهَیبَةِ العَسکَریَّة، و الغَیبَةِ الإلهیَّة،   خدمات خواجه نصیر   مقام علمی و ارزش فکری خواجه نصیرالدین طوسی موجب شد تا هلاکو، او را در شمار بزرگان خود دانسته، نسبت به حفظ و حراست از جان وی کوشا باشد و او را در همه سفرها به همراهش دارد. خواجه که در آن ایام دارای مقام و صاحب نفوذ شده بود از موقعیت استفاده کرد و خدمات بسیاری به فرهنگ اسلام و کشورهای مسلمان روا داشت که برخی از آنها عبارتند از: 1- انجام کارهای علمی و فرهنگی و نگارش کتاب های ارزشمند. 2- جلوگیری از به آتش کشیدن کتابخانه بزرگ حسن صباح در قلعه الموت به دست مغولان. 3- نجات جان دانشمندان و علمایی همچون ابن ابی الحدید (شارح نهج البلاغه) و برادرش موفق الدوله و عطا ملک جوینی که بی رحمانه مورد غضب و خشم مغولان قرار گرفته بودند. 4- جذب شدن قوم مغول در فرهنگ و تمدن اسلامی به دست خواجه، به گونه ای که موجب شد مغولان به اسلام روی آوردند و از سال 694 ق. اسلام دین رسمی ایران قرار گرفت. 5- جلوگیری از تهاجم آنان به کشورهای مسلمان. 6- تأسیس رصدخانه مراغه در سال 656 ق، با همکاری جمعی از دانشمندان. 7- احداث و تجهیز کتابخانه بزرگ رصدخانه در مراغه.(خاطرات ماندگار از خوبان روزگار؛ پاک نیا، عبدالکریم؛ ص: 22)     آثار علمی خواجه نصیر   خواجه نصیر الدین طوسی از جمله کسانی به شمار می رود که به کثرت تألیف در علوم و فنون مختلف متداول در عهد خویش اشتهار یافته اند. علومی همچون: تاریخ، ادبیات، فقه، تفسیر، حدیث، حکمت و فلسفه، اخلاق، هندسه، حساب، جبر و مقابله، هیئت، نجوم (فلک)، علم تقویم و زیج و احکام ستارگان، اسطرلاب، موسیقی و دیگر علوم. آثار او به سادگی عبارات و خالی بودن آنها از پیچیدگی، قویم بودن معانی و دور بودن از حشو و زواید بی جا، معروف است. این ویژگیها موجب شد تا آثار او به حدی مورد رغبت طلاب و اقبال دانشمندان قرار گیرد که در طی قرون متمادی به عنوان کتب درسی در حوزه های علمیه مطرح باشد. به همین جهت بسیاری از علما به شرح و تحشیه آنها پرداخته، مورد استفاده قرار دهند. برخی از آثار خواجه به زبان فارسی است و برخی دیگر به زبان عربی، همچنان که برخی از رسائل علمی او از عربی به فارسی و برخی دیگر از فارسی به عربی برخی به زبانهای دیگر دنیا ترجمه شده است. این آثار شامل علوم ریاضی، پاسخ به مسائل مطرح شده و همچنین شماری مقاله های کوتاه در کنار ترجمه بسیاری از کتب در موضوعات مختلف می باشد.   بر بال اندیشه ها   خواجه نصیر قرن ها پیش نظریه برابری ارزش دو خدمت مورد مبادله را بررسی کرد؛ خواجه نصیر طوسی در بخشی از یادداشت های خود چندین قرن پیش از اقتصاد و کار می گوید و می نویسد «از کجا بفهمیم چه کاری و چه مقدار کاری ارزش دارد؟ ما ارزش کار و تولید کالا را از کجا بفهمیم؟» سوالاتی را ایشان 8 قرن پیش طرح می کنند که امروز پدران تئوریک نظام سرمایه داری درگیر آن هستند! ایشان می گوید «ارزش بین دو کالا مثلا طلا و لباس را چگونه باید مقایسه کرد؟ اگر ارزش یک مقدار لباس با یک مقدار دیگر از طلا برابر شود، این برابری به چه علت است؟ چه چیز در این دو هست که سبب برابری آنها می شود؟ این چه دارد که با آن برابری می کند؟» در واقع خواجه نصیر نظریه برابری ارزش دو خدمت مورد مبادله را بررسی می کند. وقتی دو خدمت یا کالا با هم مبادله می شوند، ارزش آن ها بر چه مبنایی با هم قابل بررسی است؟ بعد ایشان فرمول هایی را تعریف می کند و می گوید چه مبادله و مقایسه ای عادلانه است و چه مبادله ای عادلانه نیست و چرا؟! و در ادامه راجع به نسبت کالا و پول بحث می کند. باید همه علوم را ذیل تعلیم و تربیت تعریف کرد، اگر چنین تعریفی از همه علوم از جمله اقتصاد کنیم، آنگاه خواهید دید هم علوم منطقی تر و احساسی تر می شود و هم دیگر کسی نمی گوید اخلاق به اقتصاد به ربطی دارد؟ چون در این صورت هدف همه علوم سعادت انسان خواهد شد. یعنی همه علوم ذیل تعلیم و تربیت انسان قرار خواهد گرفت و همه باید نسبت خود را با مقوله تکامل انسان تبیین و مشخص کنند. خواجه نصیر می گوید آیا ارزش کار ماهر و تخصصی یا کار غیرتخصصی مساوی است؟ چه چیز معیار مهارت و تخصص است؟ مهارت در ارزش کار و پول چه اهمیتی دارد؟ کار به لحاظ کمیت اش ارزش گذاری می شود یا به لحاظ کیفی نیز ارزش گذاری می شود؟ درآمد ناشی از کار است یا ناشی از سرمایه؟ و درآمد کدام یک چه نسبتی باهم دارند؟ اساساً سرمایه چرا باید درآمد داشته باشد؟ اینها سوالات جدی در حوزه اقتصاد است که امروز نیز طرح می شود. برخی می گوید به دلیل آنکه سرمایه گذار خطر می کند و سرمایه اش را وسط می گذارد، باید درآمد داشته باشد یا اینکه به هر حال سرمایه مستهلک می شود. خواجه نصیر می گوید باید بخشی از درآمد صرف مصرف کردن و بخشی صرف پس انداز شود. بر این اساس اگر پس انداز را مدام سرمایه گذاری نکنیم و فقط مصرف کننده باشیم و یا اگر هیچ پس انداز اجتماعی و ملی و خانوادگی نداشته باشیم، مال اقتصادی ما به تدریج از بین می رود و جامعه فقیر می شود. آنها نخست متوجه نمی شوند در حال فقیر شدن هستند و سپس این سیر فقیر شدن تصاعدی می شود و آن وقت است که یک دفعه همه احساس خطر کرده و می گویند که پول نیست. (استاد رحیم پور ازغدی؛ خبرگزاری فارس) داستانهایی از خواجه نصیر   گویند خواجه نصیر طوسی در مدت بیست سال، کتابی تصنیف کرد در مدح اهل بیت پیامبر(ص). پس آن کتاب را به بغداد برد که به نظر خلیفه ی عباسی رساند. زمانی رسید که خلیفه با «ابن حاجب» در میان شط بغداد به تفرّج و تماشا اشتغال داشتند. خواجه نصیر، کتاب را نزد خلیفه گذاشت. خلیفه آن را به ابن حاجب داد. چون نظر ابن حاجب به مدایح آل اطهار پیامبر(ص) افتاد، آن کتاب را به آب انداخت. پس خواجه نصیر را گفت: «آخوند! اهل کجایی؟» گفت: «از اهل طوسم.» گفت: «از گاوان طوسی یا از خران طوس؟» خواجه فرمود: «از گاوان طوس» ابن حاجب گفت: «شاخ تو کجاست؟» خواجه گفت: «شاخ من در طوس است. می روم آن را می آورم.» (سال ها بعد) چون هلاکو خلیفه را کشت، خواجه نصیر (که وزیر هلاکو شده بود) کس فرستاد ابن حاجب را حاضر ساختند. به او خطاب کرد: «من با تو گفته بودم که از گاوان طوسم و شاخ خود را می آورم. شاخ من این هلاکو است!» (قصص العلما)   خواجه نصیر از نگاه بزرگان و اندیشمندان   و اما قضیه «خواجه نصیر» و امثال خواجه نصیر را؛ شما می دانید این را که خواجه نصیر که در این دستگاهها وارد می شد نمی رفت وزارت کند؛ می رفت آنها را آدم کند. نمی رفت که برای اینکه در تحت نفوذ آنها باشد. می خواست آنها را مهار کند تا آن اندازه ای که بتواند. کارهایی که خواجه نصیر برای مذهب کرد، آن کارهاست که خواجه نصیر را خواجه نصیر کرد؛ نه طب خواجه نصیر و نه ریاضیات خواجه نصیر. آن خدمتی که به اسلام کرد. خواجه نصیر که رفت در دنبال هلاکو و امثال آنها لکن نه برای اینکه وزارت بکند، نه برای اینکه برای خودش یک چیزی درست کند. او رفت آنجا برای اینکه آنها را مهار کند؛ و آن قدری که قدرت داشته باشد خدمت بکند به عالم اسلام و خدمت به الوهیت بکند. و امثال او، مثل محقق ثانی،» مثل مرحوم مجلسی و امثال اینهایی که [...] مرحوم مجلسی که در دستگاه صفویه بود، صفویه را آخوند کرد؛ نه خودش را صفویه کرد! آنها را کشاند توی مدرسه و توی علم و توی دانش و اینها- تا آن اندازه ای که البته توانستند. بناء علیه ما نباید مقایسه بکنیم که روحانیون یک وقتی وارد شدند. الآن هم ما اگر بتوانیم [همین وظیفه را داریم ] ما آن وقت هم اگر می توانستیم، که آن طوری که آنها می خواهند خدمت بکنند، ما هم وارد می شدیم. برای اینکه مقصد این است که انسان درست بکنیم. اگر انسان بتواند محمد رضا را انسان کند، بسیار کار خوبی است. انبیا برای همین آمده اند. پیغمبر اکرم برای خاطر اینکه این کفار مسلمان نمی شدند و اعتنای به این مسائل را نمی کردند غصه می خورد. بَاخِعٌ نَفسَک که بر آثار تو اینها توجه نکردند.  (صحیفه امام، ج 8، ص: 436)       روز بزرگداشت خواجه نصیر و روز مهندس   تلاش های خواجه نصیر در علم ریاضیات و ستاره شناسی و تاثیر گذاری اش در میان فلاسفه و ریاضدانان باعث شده تا روز پنجم اسفند به منظور بزرگداشت این دانشمند روز مهندس نامیده شود. اما چرا این روز را به نام وی نامگذاری کرده کرده اند؟ خواجه نصیر الدین طوسی چه خدماتی برای جهان اسلام و ریاضیات داشته است؟ ایجاد رصد خانه مراغه: وقتی که هولاکو به فرمانروایی اسماعیلیان در سال 635 هجری قمری پایان داد طوسی را در خدمت خود نگاه داشت و به او اجازه داد که رصدخانه بزرگی در مراغه ایجاد کند، شروع ساخت آن از سال 6388 هجری قمری بود. برای کمک به رصدخانه علاوه بر کمک های مالی دولت اوقاف سراسر کشور نیز در اختیار خواجه گذاشته شد که از یک دهم آن جهت رصدخانه و خرید وسایل و اسباب و آلات و کتب استفاده می شد. همچنین در نزدیکی رصدخانه کتابخانه بزرگی ساخته شده بود که حدود 400000 جلد کتب نفیس جهت استفاده دانشمندان و فضلا قرارداده بود که از بغداد و شام و بیروت و الجزیره بدست آورده بودند. در جوار رصدخانه یک سرای عالی برای خواجه و جماعت منجمین ساخته بودند و مدرسه علمیه ای جهت استفاده طلاب دانشجو. این کارها مدت 13 سال طول کشید تا اینکه ایلخان هولاکوی مغول در سال 663 هجری قمری در گذشت. وی نخستین کسی بود که مثلثات را بدون توسل به قضیه نجوم توسعه بخشید و برای نخستین بار قضیه جیوب را که رویداد برجسته ای در تاریخ ریاضیات است به روشنی بیان کرد. در نجوم تذکره فی علم الهیئه وی شاید کاملترین نقد بر نجوم بطلمیوسی در قرون وسطی و معرف تنها الگوی ریاضی جدید حرکت سیارات است که در نجوم قرون وسطی نوشته شده است. این کتاب به احتمال زیاد از راه نوشته های منجمان اروپایی به کوپرنیک اثر گذاشته است.   معرفی کتاب   دوران زندگی نصیر الدین طوسی دارای فراز و نشیب فراوان بوده است. روزگاری مصاحبت با باطن گرایان اسماعیلی و روزگاری عهده دار وزارت در دستگاه هولاکوی مغول. وی را هم مرد اندیشمند و هم مرد عمل دانسته اند. شاید همین ویژگی ها سبب شده است تا دکتر ابراهیمی دینانی اثری مستقل را به بررسی افکار این فیلسوف برجسته با عنوان «نصیرالدین طوسی فیلسوف گفتگو» اختصاص دهد. آثار برجای مانده از نصیرالدین طوسی نشان می دهد که وی همواره با اهل فکر روزگار خود چه به صورت حضوری و چه از طریق مکتوبات به تبادل نظر می پرداخته است. دکتر دینانی در این کتاب، نصیرالدین طوسی را در مقام اندیشمندی که راه گفتگو «که همان خصیصه اصلی فلسفه نیز هست» مبنای زندگی وی قرار دارد، در نظر گرفته است و به ارزیابی آثار وی از این منظر پرداخته است. برخی از فصل های کتاب نصیرالدین طوسی فیلسوف گفتگو عبارتند از: خواجه نصیر الدین طوسی در سنگر دفاع از فلسفه، نقطه آغاز در پیدایش نظر، نگاه عقل از جایگاه ناکجا، بلاغت و حکمت در آثار حکیم طوس، حکمت عملی در نظر حکیم طوس، تاویل در اندیشه خواجه نصیر الدین طوسی. (وبسایت فیلسوف یار)  

قرآن و طبيعت جاندار (گياهان، حيوانات) (۳)

بسم الله الرحمن الرحیم قرآن و طبيعت جاندار (گياهان، حيوانات) (3)   معصومه كريمي-مريم شكري‌نژاد   بخش چهارم دنياي حيوانات از ديدگاه قرآن   قرآن كريم در هزار و چهارصد و اندي سال قبل به شناخت جانوران، اسرار زندگي و شگفتيهاي خلقت آنها توصيه كرده است و بي حكمت نيست كه برخي از سوره‌هاي قرآن به نامهاي بقره، انعام، نحل، نمل، عنكبوت، علق، عاديات و فيل موسوم است.   نگاهي به دنياي حيوانات در يك دسته‌بندي كلي، قرآن كريم حيوانات را به اقسام زير تقسيم كرده است: 1 - (مَّن يَمْشِي عَلَى بَطْنِهِ)؛ “حيواناتي كه بر شكم راه مي‌روند (خزندگان) مانند: مارهاي كوچك و بزرگ؛ 2 - (مَّن يَمْشِي عَلَى رِجْلَيْنِ) آنان كه بر روي دو پا راه مي روند مانند: انسانها و پرندگان ـ موقعي كه بر زمين فرود مي‌آيند؛ 3 -مَّن يَمْشِي عَلَى أَرْبَعٍ: حيواناتي كه روي چهار دست و پا راه مي‌روند مانند مهره‌داران علاوه بر اينها از دو حيوان آبزي مهم، يعني حوت و سمك نيز تحت عنوان “حوت” نام برده است. و در محلهاي متعددي از “طيور” ياد كرده اما ذكري از انواع فراوان آنها به ميان نياورده است به جز سه قسم كه به نامشان اشاره كرده و عبارتند از: “غراب”، “هدهد” و “سلولي” چنان كه از طيور خانگي و اهلي (ماكيان) مانند “دجاج” و “بط” و هم خانواده‌هاي آنها به رغم اهميت اقتصاديشان، يادي نموده است.   قرآن و كاوش علمي درباره ي اسب از اصول ثابت و مسلم در دانش دامپزشكي جهت شناخت اسبهاي شايسته و سالم و توانمند، از اسباني كه صلاحيتهاي لازم را ندارند، بررسي شكل ظاهري آن، دواندنشان به فاصله دور، مراقبت آنان در حين دو، نبض‌گيري و نگرش وضعيت عمومي آنها است. قرآن كريم اين روشها را سالياني دراز پيش از اين، گوشزد كرده و از سليمان بن داوود (ع) حكايت كرده است، وي براي اين كه اسبهاي خويش را براي جهاد در راه خدا و حمايت از دين و مردمش به خدمت گيرد؛ آزمود، نخست از آنان، سان ديد ـ سپس دستور داد تا مسافتي دور را پيمايند تا از ديده‌ها پنهان گردند چنانكه در آيه شريفه زير آمده است. “وَوَهَبْنَا لِدَاوُودَ سُلَيْمَانَ نِعْمَ الْعَبْدُ إِنَّهُ أَوَّابٌ إِذْ عُرِضَ عَلَيْهِ بِاعَثيِّ الصَّافِنَاتُ الْجِيَادُ فَقَالَ إِنِّي أَجنتُ ... بِالسُّوقِ وَالْأَعْنَاقِ.” (1 -32) ما سليمان را به داوود بخشيديم، چه بنده خوبي زيرا هموار به سوي خدا بازگشت مي‌كرد به ياد بياور هنگامي را كه عصرگاهان اسبان چابك تندرو را بر او عرضه داشتند. گفت: “من اين اسبان را به خاطر پروردگار دوست دارم و (مي‌خواهم از آنها در جهاد استفاده كنم او هم‌چنان به آنها نگاه مي‌كرد) تا از ديدگانش پنهان شدند... . و گردنهاي آنها را كشيد (آن‌ها را نوازش داد). بسياري از حقايق علمي كه قرآن كريم بيان فرموده است، علم بعدها به اكتشاف آنها نايل مي‌آيد مانند حرمت خوردن مردار، خون و گوشت خوك، در اين گفته حق آمده است: (إِنَّمَا حَرَّمَ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَهَ وَالْدَّمَ وَلَحْمَ الْخَنزِيرِ وَمَآ أُهِلَّ لِغَيْرِ اللّهِ بِهِ) (32) (2 -32)   كشف حقايقي علمي از سگ پيش از آنكه علم به كشفياتي درباره ي اين حيوان دست يابد؛ قرآن از آن خبر داده است “وَاتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ الَّذِيَ آتَيْنَاهُ آيَاتِنَا فَانسَلَخَ مِنْهَا فَأَتْبَعَهُ الشَّيْطَانُ فَكَانَ مِنَ الْغَاوِينَ وَلَوْ شِئْنَا لَرَفَعْنَاهُ بِهَا وَلَكِنَّهُ أَخْلَدَ إِلَى الأَرْضِ وَاتَّبَعَ هَوَاهُ فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ الْكَلْبِ إِن تَحْمِلْ عَلَيْهِ يَلْهَثْ أَوْ تَتْرُكْهُ يَلْهَث. (1 -33) (بخوان بر اين مردم حكايت آن كس (بلعم باعور) را كه ما آيات خود را به او عطا كرديم از آن آيات سرپيچيد چنان كه شيطان او را تعقيب كرد و از گمراهان عالم گرديد و اگر ما مي‌خواستيم به او مقام مي‌بخشيديم لكن او به زمين فرو ماند و پيرو هواي نفس گرديد و در اين صورت مثل او به سگي ماند كه اگر او را تعقيب كني و يا او را به حال خود گذاري به عوعو زبان گشايد” علم روز با كاربرد تجهيزات و آزمايشهاي مكرر از سر له‌له زدن سگ پرده برداشته و به اين نتيجه رسيده كه سگ غده عرق كننده ندارد جزء معدودي در كف پاهايش و اين باعث مي شود كه نتواند حرارت بدنش را دفع كند و ناچار، حرارت بدنش را از طريق گشودن و راندن زبانش به بيرون و تنفس و فرياد، دفع مي‌كند چه در زمان استراحت و چه هنگام تب و خستگي (33)   قرآن و دعوت انسان به تفكر در آفرينش شتر أَفَلَا يَنظُرُونَ إِلَى الْإِبِلِ كَيْفَ خُلِقَتْ (1 -34) در اين آيه كريمه، اشاره شده است كه انسان به شناخت اين حيوان اهتمام ورزد. اگر با عنايت و توجه به شتر بنگريم او را از ساير حيوانات متمايز خواهيم يافت، در صحرا زندگي مي‌كند و شدت گرما و لهيب خورشيد را تحمل مي‌كند با مختصري آب و غذا روزهايي طولاني را سپري مي‌كند، بارهاي سنگين را بر دوش مي‌كشد، خالق متعال گردني دراز به او عطا فرموده تا از برگ درختان بهره گيرد اين توان را دارد كه هنگام وزش باد سوراخ‌هاي بيني‌اش را ببندد گوش و بيني‌اش را خداوند از مو پوشانده است تا اين سفينه صحرا در كوير و در مقابل طوفان‌هاي شن بتواند مقاومت كند. امروزه بشر دريافته كه شتر بيش از نيازش آب مي‌نوشد تا در صحرا و هنگام نياز و در فقدان آب از آن استفاده كند. شتر قادر است ـ بر حسب درجه حرارت ـ از دو هفته تا دو ماه آب نخورد و تشنگي را تحمل كند و از نظرعلمي ثابت شده كه هر چه به ميزان حرارت هوا افزوده شود درجه سردي جسم شتر نيز فزوني مي‌يابد و بول و عرق هم نمي‌كند تا آب بدنش كاسته نشود. (34)   قرآن و ضرب‌المثل به حيوان عرب، عادت دارد كه در رويارويي با دشمن، گاهي از ضرب‌المثل و گاهي از شعر بهره گيرد. قرآن كريم نيز از اين شيوه استفاده كرده و از حيوان، ضرب‌المثل آورده است. مثلاً پشه، حشره ضعيفي است و انسان مي‌پندارد، موجود بيهوده‌اي است و سزاوار ضرب‌المثل نيست قرآن تمثل جسته تا نظرها را به سوي او متوجه كند تا بينديشد كه خداوند هيچ چيز را بيهوده نيافريده و بر اساس حكمتي كه تنها خودش مي‌داند، آفريده است. علم به خوبي دريافته است كه از اين پشه به ظاهر ناتوان، كاري ساخته است كه بشر قادر به انجام آن نيست او قادر است، بر روي آب راه برود چنان كه مي تواند در هوا پرواز كند. پشه خطرناك‌ترين حشره‌هاست و عامل انتقال بسياري از بيماريها كه مهمترين آن مالارياست اين همان حشره است كه خواب از چشم انسان مي‌ربايد و خونش را مي‌مكد و خداوند بدين گونه از او ياد كرده است. إِنَّ اللَّهَ لاَ يَسْتَحْيِي أَن يَضْرِبَ مَثَلًا مَّا بَعُوضَهً فَمَا فَوْقَهَا (1 -35) (خدا را باك از آن نيست كه به پشه و چيزي بزرگتر از آن مثل زند) مگس كه به سبب كثافت و انتقال ميكروب‌ها عرصه حيات را بر انسان تنگ كرده است علم امروز دريافته كه عامل انتقال سي نوع بيماري است و خداوند در تحدي با مشركان بدان مثل زده است. إِنَّ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِن دُونِ اللَّهِ لَن يَخْلُقُوا ذُبَابًا وَلَوِ اجْتَمَعُوا لَهُ دإِن يَسْلُبْهُ الذُّبَابُ شَيْئًا لَّا سْتَنقِذُوهُ مِنْهُ ضَعُفَ الطَّالِبُ وَ الْمَطْلُوبُ. (35) (2 -35)   قرآن و ماهيان قرآن كريم از انواع و اقسام مختلف ماهيها در رنگها و شكلها و حجم‌هاي متفاوت با عنوان “اللحم الطري” ياد كرده است. اين تعبير در دو جاي قرآن آمده است: “وَ هُوَ الَّذِي سَخَّرَ الْبَحْرَ لِتَأْكُلُواْ مِنْهُ لَحْمًا طَرِيًّا”. (1 -36) و او خدايي است كه دريا را براي شما مسخر كرد تا از گوشت ماهيان حلال آن تغذيه كنيد. “مِن كُلٍّ تَأْكُلُونَ لَحْمًا طَرِيًّا” (2 -36) “شما از هر دو گوشت تازه (ماهيان درياهاي شيرين و درياهاي شور و تلخ) تناول كنيد” دانش بشري با اهتمامي كه به شناخت ماهيان داشته، به برخي از اسرار آنها پي برده است. از جمله ماهيان درياهاي شيرين، قادر نيستند در درياهاي شور زيست كنند و بر عكس. قرآن از بزرگترين انواع ماهيها با لفظ “حوت” ياد كرده است كه به سلطان دريا معروف است. همان حيواني كه حضرت يونس (ع) را بلعيد “فَالْتَقَمَهُ الْحُوتُ وَ هُوَ مُلِيمٌ” (3 -36) “ماهي دريا او را به كام فرو برد و مردمان هم ملامتش مي‌كردند” وزن اين ماهي با وزن ده فيل عظيم‌الجثه برابري مي‌كند و به هنگام تولد چهار تن وزن دارد و به خلاف ساير ماهي‌ها و حيوانات دريايي مانند ما انسان‌ها از هواي آزاد جو تنفس مي‌كند و در هر دمي حجمي از هوا را استنشاق مي‌كند كه قادر است 50 دقيقه زير آب بماند و خداوند، سوراخهاي بيني‌اش را به گونه‌اي آفريده كه به آساني بتواند از هواي سطح آب استفاده كند و با گشودن دهان نيز آب به ريه‌هايش نمي‌رود. هنگام تنفس، فواره‌اي از آب را در سطح دريا به نمايش مي‌گذارد كه راهنماي صيادان مي شود تا او را به دام كشند. عنبر كه ماده‌اي خوشبو و گرانبها و اساس صنعت عطرسازي است، از اين حيوان گرفته مي شود و از روغن آن براي انواع داروها استفاده مي‌كنند. (36)   زنبور عسل، امتي، مجتمعي و عالمي خداوند سبحان در قرآن كريم بيان فرموده‌اند كه: “جنبندگان، حشره‌ها و پرندگان همگي گروه‌هايي هستند مانند گروه انسان‌ها”: “وَمَا مِن دَآبَّهٍ فِي الأَرْضِ وَلاَ طَائِرٍ يَطِيرُ بِجَنَاحَيْهِ إِلاَّ أُمَمٌ أَمْثَالُكُم” (1 -37) بدانيد كه هر جنبده‌اي در زمين و هر پرنده‌اي كه به دو بال در هوا پرواز مي‌كند، همگي طايفه‌اي مانند شما نوع بشرند. در ميان اين گروه‌ها، خداوند عنايت ويژه‌اي به زنبور عسل دارد؛ سوره‌اي از قرآن به نام زنبور عسل اختصاص يافته و شفاي هر دردي است اين حشره با كوچكي حجمش، نشانه‌اي بزرگ از عظمت پروردگار و زيبايي صنع اوست تا اينكه، خردمندان از آن عبرت آموزند. (37)   وحي خداوند به زنبور عسل در آيه 68 و 69 از سوره نحل (16) “وَ أَوْحَى رَبُّكَ إِلَى النَّحْلِ أَنِ اتَّخِذِي مِنَ الْجِبَالِ بُيُوتًا وَ مِنَ الشَّجَرِ وَ مِمَّا يَعْرِشُونَ. ثُمَّ كُلِي مِن كُلِّ الثَّمَرَاتِ فَاسْلُكِي سُبُلَ رَبِّكِ ذُلُلًا يَخْرُجُ مِن بُطُونِهَا شَرَابٌ مُّخْتَلِفٌ أَلْوَانُهُ فِيهِ شِفَاء لِلنَّاسِ إِنَّ فِي ذَلِكَ لآيَهً لِّقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ”. خداوند به زنبور عسل وحي كرد كه در كوه براي خودت خانه درست كن و در درخت و در آنچه آسمان‌ها برافراشته مي‌كنند و بالا مي‌برند ـ مثل ساختمان‌ ـ و از همه ميوه‌ها بخورد و راههايي را كه خدا برايت هموار كرده بپيما. از شكم اين زنبور عسل نوشابه‌اي رنگارنگ بيرون مي‌آيد كه در آن شفا و درمان هست براي مردم، بحث فعلاً، بحث ما در مورد عسل و زنبور نيست. فقط “أَوْحَى رَبُّكَ إِلَى النَّحْلِ” منظور نظر ماست، خدا به زنبور وحي فرستاد كه آنجا خانه بگير و برو از اين ميوه‌ها بخور بعد خداوند به دنبال آن، اين نظام را فراهم كرد كه از اين وضع عسل به وجود بيايد، اين وحي يعني چه؟ اولاً: فرستنده خداست، ولي گيرنده زنبور عسل است. اين وحي چه معني دارد؟ مي‌دانيم كه اين وحي عبارت است از آن پيام الهي كه به صورت هدايت غريزي در زنبور عسل و در همه حيوانات ديگر هست اينجا هم قرآن اين طور اشاره مي‌كند كه به او گفتيم اولاً خانه در جاهاي بالا بگير. و ديگر آنكه گفتيم از همه ميوه‌ها بخور، و راههاي همواري را كه خداوند برايت فراهم كرده بپيما، اين اشاره است به هموار بودن راه، به نحوي كه راه را گم نمي‌كند و به مانع بر نمي‌خورد مي گويد اينها را ما به زنبور عسل به صورت وحي فهمانديم. بنابراين وحي دهنده خداست اما وحي گيرنده زنبور عسل است. (38)   قرآن و مكالمه ي مورچگان مورچه در شمار يكي از مهم‌ترين گروه‌هايي است كه قرآن كريم به آن عنايت داشته و در آيات محكم خود، نام آنها را جاودانه ساخته و آفريدگار سبحان قدر مورچه را چنان بالا برده كه سوره‌اي از قرآن را به نام (سوره نمل) اختصاص داده و بر اين نكته تأكيد كرده كه گروه مورچگان بين خود، زباني براي مخاطب و گفت‌وگو دارند. قرآن كريم فرموده است: (قَالَتْ نَمْلَهًٌْ يَا أَيُّهَا النَّمْلُ ادْخُلُوا مَسَاكِنَكُمْ لَا يَحْطِمَنَّكُمْ سُلَيْمَانُ وَ جُنُودُهُ وَ هُمْ لَا يَشْعُرُونَ) (1 -39) موري چون جلال سليمان و سپاه عظيم آنان را مشاهده كرد و گفت: اي موران! همه به خانه‌هاي خود برگرديد. مبادا سليمان و سپاهيانش ندانسته، شما را پايمال كنند. از عبارت “قَالَتْ نَمْلَهًٌْ” استفاده مي شود كه سخن گفتن مورچه به حرف زدن بوده و نه به اشاره‌ها و حركتها، به دليل قول حق تعالي “فَتَبَسَّمَ ضَاحِكًا مِّن قَوْلِهَا” (2 -39) “سليمان از گفتار مور بخنديد”. ـ قرآن كريم ثابت كرده كه كائنات، جملگي خداي عزوجل را تسبيح مي‌گويند. آفريدگارشان و كسي كه آنها را ايجاد كرده و از عدم به وجود آورده است. تا آنان را زنده ساخت دليل اين قول، سخن خداوند سبحان است: “أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ يُسَبِّحُ لَهُ مَن فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَالطَّيْرُ صَافَّاتٍ كُلٌّ قَدْ عَلِمَ صَلَاتَهُ وَتَسْبِيحَهُ” (3 -39) آيا تسبيح جزء سخن است به كلامي كه نمي‌داند آن را جزء كسي كه فهم‌ها را ابداع نمود. از آيه كريمه، ثابت مي شود كه تسبيح پرنده زماني است كه پرهايش را مي‌گشايد و اين حالتي است حاكي از تضرع و خشوع او. در اثناي تسبيح‌گو اين كه در مقابل عظمت و جلال خداوند از روي اجلال و تعظيم خم مي شود. از آيه دو معنا فهميده مي شود: نخست: اين كه خداوند متعال صلاه و تسبيح كائنات را جملگي مي‌داند، هر نوع كه باشد با هر نوع حجم و موقعيت و زبان و عدد. دوم: اينكه خداي سبحان به جمله كائنات الهام كرده كه چگونه او را تسبيح گويند؟ و جميع آنها را بر حسب انواع و اجناسشان به زبان تسبيحي كه مورد رضايت او مي باشد ارشاد فرموده است، دليل اين مطلب همان كه در قرآن اقرار فرموده است (كُلٌّ قَدْ عَلِمَ صَلَاتَهُ وَ تَسْبِيحَهُ) همان گونه كه در قرآن ثابت كرد، مورچه بر سطح زمين و احياناً در داخل آن زندگي مي‌كند ولي پس از ترسيم حدود جغرافي و از طريق ايجاد محلي كه به وادي مورچگان شناخته مي شود و مسكن آنها در آن ساخته شده با نظام هندسي و معماري عجيبي كه عقل و فكر بشر در تحير مي‌ماند. از وادي مورچگان قرآن كريم اين گونه ياد كرده است: (حَتَّى إِذَا أَتَوْا عَلَى وَادِ النَّمْلِ) تا آنجا كه به وادي مورچگان رسيد” پس ثابت شد كه مورچه مانند ساير جانوراني كه بر روي زمين زندگي مي‌كنند، زندگي مي‌كند ولي در محدوده يشناخته شده خود كه به وادي موسوم است، مثل محدوده يشناخته شده دولتهاي امروزي، از نص قرآن كريم استفاده مي شود كه زبان اين حيوان از كلمات و جملات و جواب در تخاطب تشكيل شده است. (فَتَبَسَّمَ ضَاحِكًا مِّن قَوْلِهَا) “سليمان از گفتار مور خنديد” وادي نمل به سرزمين آبادي مي‌ماند كه آشيانه‌هاي فراواني را در بر گرفته و تشكيل دهنده ي لانه مورچگان است. (39)   نطق پرندگان بي شك، پرندگان مانند ساير حيوانات در حالتهاي مختلف، صداهاي گوناگوني از خود ظاهر مي‌سازند كه مي توان از نوع صدا به وضع حالتهاي آنها پي برد. مي توان فهميد كه: ـ كدام صدا مربوط به حالتهاي خشم است و كدام رضا؟؛ ـ كدام صدا دليل بر گرسنگي است و كدام نشانه تمني؟؛ ـ با كدام صدا بچه‌هاي خود را فرا مي‌خوانند؟؛ و با كدام صدا آنها را از بروز حادثه وحشتناكي خبر مي دهد؟؛ اين قسمت از صداي پرندگان، مورد هيچ‌گونه شك و ترديد نيست در خصوص هوش حيوانات، مخصوصاً پرندگان مطالبي عجيب قابل دقت مي باشد. پيش‌بيني آنها درباره ي وضع هوا، حتي نسبت به چند ماه بعد و آگاهي آن‌ها از زلزله‌ها قبل از وقوع آن، وقتي پيش از آنكه زلزله سنج‌هاي ما خفيف‌ترين لرزش‌ها را ثبت كنند. تعليماتي كه در عصر ما به حيوانات داده مي شود و كارهاي خارق‌العاده آن‌ها در سيركها حاكي از هوش شگفت‌انگيز آنها است. وجود حواس فوق‌العاده‌اي در حيوانات، همچون دستگاه رادار مانند “شب پره” و نشانه بسيار قوي بعضي از حشرات و ديد فوق‌العاده نيرومند بعضي از پرندگان دليل ديگري است بر اينكه آنها در همه چيز، از ما عقب مانده‌تر نيستند؛ در آيات قرآن نيز، به عناوين مختلف، به اين امر اشاره شده است از جمله: در آيه 38 سوره “انعام” آمده است: وَ مَا مِن دَآبَّهًٍْ فِي الأَرْضِ وَلاَ طَائِرٍ يَطِيرُ بِجَنَاحَيْهِ إِلاَّ أُمَمٌ أَمْثَالُكُم هيچ جنبنده‌اي در زمين و پرنده‌اي كه با دو بال خود پرواز مي‌كند نيست مگر اينكه امتهايي همانند شما هستند. در روايتهاي اسلامي نيز، مطالب زيادي وجود دارد كه بيانگر نطق حيوانات و به خصوص پرندگان است و حتي براي هر يك از آنها سخني شعار مانند نقل شده است. در روايتي از امام صادق (ع) آمده است. اميرمؤمنان علي (ع) به “ابن عباس” فرمودند: ان الله علمنا منطق الطير كما علم سليمان ابن داوود و منطق كل دابه في بر او بحر. خداوند سخن گفتن پرندگان را به ما آموخت همان گونه كه به سليمان بن داوود آموخت و سخن گفتن هر جنبده‌اي را در خشكي و دريا. “قال يا ايها الناس علمنا منطق الطير” از ظاهر سياق بر مي‌آيد كه سليمان (ع) مي‌خواهد در اين جمله از خودش و پدرش كه خود او نيز از آن جنابست به داشتن برتريهايي كه دارد، مباهات كند و اين در حقيقت از باب تحديث به نعمت است. كه خداي تعالي در سوره (ضحي 11) رسول گرامي (ص) را بدان مأمور مي فرمايد وَ أَمَّا بِنِعْمَهًِْ رَبِّكَ فَحَدِّثْ ... و اما اينكه بعضي از مفسرين اصرار كرده‌اند بر اينكه ضمير در كلمه “علمنا” را تنها به سليمان برگرداند نه به او و پدرش و اينكه اگر گفته (ما را چنين و چنان كرده‌اند و نگفته مرا) از اين مورد بوده مي باشد كه عادت پادشاهان و بزرگان بر اين بوده است كه در گفتگوها از خود به (ما) يعني من و لشگر و خدمتكاران و وزرايم تعبير مي‌كنند تا سياست ملك‌داري رعايت شده باشد، سخني است كه آن طور كه شايد و بايد سياق با آن نمي سازد و مراد از كلمه “ناس” همان معناي ظاهري آن يعني عموم افراد جامعه است. و كلمه منطق يا نطق هر دو به معناي صوت يا صوت‌هاي متعارفي است كه از حروفي تشكيل يافته و بنابر گفته راغب اين گنجشك نطق يا منطق گفته نمي شود ولي در قرآن كريم در معنايي وسيع‌تر به كار رفته و آن عبارت است از دلالت هر چيزي بر مقصودش ـ مثلاً در قرآن كريم دلالت پوست بدن را نطق خوانده و فرمود: لِجُلُودِهِمْ لِمَ شَهِدتُّمْ عَلَيْنَا؟ قَالُوا أَنطَقَنَا اللَّهُ الَّذِي أَنطَقَ كُلَّ شَيْءٍ. مجرمين به پوست بدن‌هاي خود مي‌گويند: چرا عليه ما گواهي داديد در پاسخ مي‌گويند آن خدائي كه هر چيزي را به نطق در مي‌آورد ما را به نطق درآورده است و منطق طير عبارت است از هر طريقي كه مرغها به آن طريق مقاصد خود را با هم مبادله مي‌كنند و تا آنجا كه از تدبر در احوال حيوانات و يا لااقل هر نوعي صورت‌هائي ساده و بدون تركيب دارند كه در موارد خاصي كه به هم بر مي‌خورند و يا با هم هستند، سر مي‌دهند مثلاً هنگامي كه غريزه جنسيشان به هيجان آمده يك جور و هنگامي كه مي‌خواهند بر يكديگر غلبه كنند، به صورتي ديگر و هنگام ترس به گونه‌اي طوري و هنگام التماس و استغاثه به ديگران طوري ديگر، البته اين صداهاي مختلف در مواقع مختلفه مختص به مرغان نيست بلكه ساير حيوانات نيز دارند. (40)   قرآن و اهتمام به چارپايان قرآن كريم 32 بار لفظ “انعام” را تكرار كرده كه دليل بر اهميت آن در زندگي انسان و تكريم آفريدگار از “انعام” است هيچ نوعي ديگري از حيوانات مانند اين تعداد در قرآن تكرار نشده و پوشيده نيست كه هر جا نامي از “انعام” آمده انواع گوسفند، شتر و گاو مدنظر بوده است. قرآن فوايد چهارپايان (انعام) و حكمت آفرينش آنها و راه‌هاي متعدد بهره‌وري از آن‌ها را به اجمال خداي عزوجل ذكر كرده است. “وَ الأَنْعَامَ خَلَقَهَا لَكُمْ فِيهَا وَ مَنَافِعُ تَأْكُلُونَ وَ لَكُمْ فِيهَا جَمَالٌ حِينَ تُرِيحُونَ وَ حِينَ تَسْرَحُونَ وَ تَحْمِلُ أَثْقَالَكُمْ إِلَى بَلَدٍ لَّمْ تَكُونُواْ بَالِغِيهِ إِلاَّ بِشِقِّ الأَنفُسِ إِنَّ رَبَّكُمْ لَرَؤُوفٌ رَّحِيمٌ” (1 -41) (چهارپايان را برايتان بيافريد، شما را از آن‌ها حرارت و ديگر سودهاست. از گوشتشان مي‌خوريد، چون شب هنگام باز مي‌گردند و بامدادان بيرون مي‌روند نشان تحمل شمايند، بارهايتان را به شهري كه جز به رنج تن بدان نتوانيد رسيد حمل مي‌كنند، همانا پروردگارتان رئوف و مهربان است. قرآن كريم نعمتهاي متعددي را كه آفريدگار سبحان در چهارپايان براي خدمت و منفعت انسان ــ به وديعت نهاده و در تسخير او قرار داده و شرح خدمات آنها را در دو قسم به ايجاز بيان فرموده است حسي و معنوي. حسي: حسي مثل گرم كردن، خوردن گوشت آن‌ها و حمل و نقل بار در سفر و تجارت، آوردن كلمه “دف” در آيه، ما را متوجه عظمت صانع جل و علا مي‌نمايد چرا كه “دف” سپري است نسبت به سلامتي جسم انسان كه نزد خدا اشرف مخلوقات است و اين تكريم شايد به دو چيز بر مي‌گردد. 1 -خداوند جل و علا به دست قدرت خويش، انسان را آفريد و صورت بخشيد و فرمود: قَالَ يَا إِبْلِيسُ مَا مَنَعَكَ أَن تَسْجُدَ لِمَا خَلَقْتُ بِيَدَيَّ (2 -41) 2 -انسان حامل نفحه‌اي از روح رباني است. فَإِذَا سَوَّيْتُهُ وَنَفَخْتُ فِيهِ مِن رُّوحِي (3 -41) بنابراين هر انساني داراي دو بعد است 1 -بعد مادي، گلي كه همان اندام جسد است. 2 -بعد معنوي، روح او كه آفريدگار سبحان در آدم (ع) دميده است. معنوي: اما قسم معنوي، فايده‌هاي چارپايان، احساس سرور و شادماني است كه به انسان دست مي دهد؛ زماني كه چهارپايان به چراگاه و سبزه‌زار مي‌روند و هنگامي كه از چراگاه به خانه باز مي‌گردند. اين منظره را هر ناظري ببيند؛ در خلال آن، جمال خالق سبحان را در شگفتي صنعش مي‌بيند همچنين هنگامي كه چهارپايان بارهاي سنگين را به مسافتي دور حمل مي‌كند. از اين رو خداوند متعال به لحاظ قدرت و استقامت و تحمل چهار پا، آن را براي بشر ذخيره كرد؛ تواني كه بشر، به طور تكويني فاقد اوست. بنابراين خداوند به انسان الهام كرده كه اساس حياتش را بر آن بنا كند و فرموده است: “إِنَّ لَكُمْ فِي الأَنْعَامِ”(41) (4 -41) ياد كرد مار در قرآن ـ مار دو بار با لفظ “شعبان” (مادربزرگ، اژدها) و يك بار با واژه ي “حيّه” (مار، افعي) در قرآن ياد شده است كه شايد در حقيقت، عصاي موسي كليم (ع) باشد زماني كه حق تعالي اراده كرد موسي (ع) را ـ پيش از آنكه با سحر ساحران فرعون مواجه شود ـ كار آزموده كند و اين مرحله‌اي بود كه خداوند خواست پيش از آنكه پيامبر را به سوي فرعون و قومش بفرستد به او صلاحيت و شايستگي بدهد، اين صلاحيت و آمادگي، توان انجام كارهاي خارق‌العاده بود كه قدرت و علم خالق سبحان ـ در آن تجلي يافت. خدايي كه دقايق امور را پيش از ايجاد آنها مي‌داند و قادر است آفريده‌اي را از شكلي به شكل ديگر در آورد و از جماد كه روح ندارد، مخلوقي داراي روح و حركت بيافريند به صورتي كه مورد رضاي پروردگار قرار گيرد. بدون اختيار خود آن شي، آفريدگار چيزها را هر گونه بخواهد و موافق علم و اراده‌اش باشد، صورت مي‌بخشد.   ملخ، غذا يا كيفري دردناك از ملخ، در قرآن كريم به عنوان يكي از عقوبتهاي پنج گانه‌اي كه بر فرعون و قوم او به كيفر دشمني و انحراف آنها از حق و سخت‌گيري و آزار و اذيت پيامبر خدا حضرت موسي كليم (ع) و اعمال بدشان و كارهاي خبيثشان فرود آمد ياد شده است. خداوند سبحان، اين عقوبتها را فرو فرستاد و حكايت كيفر آنان را در قرآن كريم ثبت كرد تا هشداري باشد بر امت محمد (صلي‌ا...) تا راه انحرافي آنها را نپويند ـ داستان آن كيفر الهي را چنين بيان فرمود. “فَأَرْسَلْنَا عَلَيْهِمُ الطُّوفَانَ وَ الْجَرَادَ وَ الْقُمَّلَ وَ الضَّفَادِعَ وَ الدَّمَ آيَاتٍ مُّفَصَّلاَتٍ فَاسْتَكْبَرُواْ وَ كَانُواْ قَوْمًا مُّجْرِمِينَ! (42) (1 -42)”   نتيجه با توجه به مطالبي كه ذكر شد، نتيجه ي حاصل، آن است كه تمامي آنچه كه در طبيعت به عنوان آفريده‌اي از مخلوقات خداوند وجود دارند و داراي حيات مي‌باشند تنها يك مسير را دنبال مي‌كنند و آن هم ستايش و تسبيح خداوند متعال مي باشد اگر چه چگونگي تسبيح در گياهان و حيوانات متفاوت است. اما آنچه مهم مي باشد، اين است كه انسان نيز مي‌بايد براي قرار گرفتن در اين مسير، وضع حيات اين موجودات را مطالعه و بررسي كند تا به عظمت و يگانگي خالق هستي پي ببرد. چون همه كائنات، تك‌تك نشانه و آيت هستي مي‌باشند.   واژگان كليدي: اسلام، قرآن، علوم تجربي، طبيعت، گياهان، جانوران ........................................................................................................................................................ پي‌نوشت‌ها: 1 -قنادي صالح/ قرآن‌شناسي/ ص 76. 2 -همان/ ص 80. 3 -رضايي اصفهاني، محمد علي/ پژوهشي در اعجاز علمي قرآن/ ص 46. 4 -همان/ ص 52. 5 -همان/ ص 53. 6 -صالحي سيد عباس/ پژوهشهاي قرآني ويژه انسان‌شناسي . 7 -حسيني سيد علي/ فرهنگ جهاد، سال چهارم، شماره اول، پاييز 77/ ص 140. 8 -حسيني سيد علي/ فرهنگ جهاد، سال چهارم، شماره اول، پاييز 77/ ص 167. 9 -همان/ ص 168. 10 -همان/ ص 168. 11 -همان/ ص 168. 12 -حسيني سيد علي/ فرهنگ جهاد، سال چهارم، شماره اول، پاييز 77/ ص 153. 13 -حسيني سيد علي/ فرهنگ جهاد، سال چهارم، شماره اول، پاييز 77/ ص 154. 14 -حسيني سيد علي/ فرهنگ جهاد، سال چهارم، شماره سوم، پاييز 78/ ص 114؛ ماخذ: عالم النبات في القرآن الكريم/ عبدالمنعم فهيم الهادي/ خانم دكتر نيا، محسن بركت. 15 -همان/ ص115. 16 -همان/ ص 116. 17 -همان/ ص 117. 18 -همان/ ص 117. 19 -همان/ ص 119. 20 -همان/ ص 120. 21 -همان/ ص 121. 22 -همان/ ص 123. 23 -همان/ ص 124. 24 -همان/ ص 125. 25 -همان/ ص 125. 26 -همان/ ص 126. 27 -همان/ ص 126. 28 -همان/ ص 127. 29 -همان/ ص 128. 30 -همان/ ص 128. 31 -همان/ ص 129. 32 -حسيني سيد علي/ فرهنگ جهاد، سال پنجم، شماره سوم، بهار 79/ ص 124 (1 -32) سوره ص آيه (30 -33) (2 -32) سوره نحل آيه (185). 33 -حسيني سيد علي/ فرهنگ جهاد، سال پنجم، شماره سوم، بهار 79/ ص 126 (1 -32) سوره اعراف (7) آيه (175 -176). 34 -همان/ ص 127 (1 -34) سوره غاشيه (88) آيه 17 (1 -34) سوره غاشيه آيه 17. 35 -همان/ ص 128 (1 -35) سوره بقره آيه 26 (2 -35) سوره حج (22) آيه 73. 36 -حسيني سيد علي/ فرهنگ جهاد، سال پنجم، شماره سوم، بهار 79/ ص 130 (1 -36) سوره نحل (6) آيه 14 (2 -36) سوره فاطر آيه 12 (3 -36) سوره صافات آيه (142). 37 -حسيني سيد علي/ فرهنگ جهاد، سال پنجم، شماره سوم، بهار 79/ ص 131 (1 -37) سوره صافات آيه (142). 38 -آيت‌الله شهيد دكتر بهشتي/ شناخت از ديدگاه قرآن/ ص 416. 39 -حسيني سيد علي/ فرهنگ جهاد، سال پنجم، شماره سوم، بهار 79/ ص 133 (1 -39) سوره نمل آيه (18) (2 -39) سوره نمل آيه (19) (3 -39) سوره نور آيه (41). 40 -مكارم شيرازي آيت‌الله العظمي/ تفسير نمونه/ ج 15/ ص 449. 41 -حسيني سيد علي/ فرهنگ جهاد، سال پنجم، شماره سوم، بهار 79/ ص 136 (1 -41) سوره نحل آيه (5 -7) (2 -41) سوره ص آيه (75) (3 -41) سوره ص آيه (72) (4 -41) سوره نحل آيه 66. 42 -حسيني سيد علي/ فرهنگ جهاد، سال پنجم، شماره سوم، بهار 79/ ص 139 (1 -42) سوره اعراف آيه (133). فهرست منابع: 1 -قرآن‌شناسي/ صالح قنادي ناشر: دفتر نشر معارف/ نوبت چاپ: اول زمستان 1384 2 -پژوهشي در اعجاز علمي قرآن/ دكتر محمد علي رضايي ناشر: انتشارات كتاب مبين/ چاپ دوم 1381 3 -فرهنگ جهاد/ سال پنجم شماره سوم بهار 79/ صاحب امتياز نمايندگي ولي فقيه در جهاد سازندگي مدير مسئول: سيد علي حسيني چاپ و صحافي: جامي 4 -فرهنگ جهاد/ سال چهارم شماره اول پاييز 77 5 -فرهنگ جهاد/ سال چهارم شماره اول پاييز 78 6 -شناخت از ديدگاه قرآن آيت‌ا... شهيد دكتر سيد محمد حسيني بهشتي تهيه و تنظيم: بنياد نشر آثار و انديشه‌هاي شهيد بهشتي/ ويراستار: عبدالرحيم مرودشتي صفحه‌آرايي: انتشارات بقعه/ چاپ: ايران چاپ/ چاپ دوم 1380 7 -تفسير نمونه: آيت‌ا... مكارم شيرازي ............................................................................................. منبع؛ مجموعه مقالات همایش ملی قرآن و علوم طبیعی، تهیه و تنظیم دانشگاه آزاد اسلامی واحد مشهد، زیر نظر بنیاد پژوهش های قرآنی حوزه و دانشگاه، تهران، موسسه انتشاراتی بنیاد پژوهش های قرآنی حوزه و دانشگاه و انتشارات سخن گستر، چاپ یکم ـ زمستان 1385.

قرآن و طبيعت جاندار (گياهان، حيوانات) (۲)

بسم الله الرحمن الرحیم قرآن و طبيعت جاندار (گياهان، حيوانات) (2)   معصومه كريمي-مريم شكري‌نژاد   بخش سوم گياهان در قرآن   يكي از دانش‌هايي كه قرآن درباره آن، مطالب ارزنده‌اي دارد؛ گياه‌شناسي است. قرآن از زاويه ي خاصي به گياهان مي‌نگرد و آيات فراواني درباره گياهان، انواع و اجزاي آنها نازل شده است. خداوند متعال، گياهان را ارجمند شمرده زيرا آنها را نعمت خود و حتي از نعمتهاي بهشتي دانسته و به برخي از آنها سوگند ياد كرده است. قرآن، گياهان را از سويي نعمت خدا قرآن، گياهان را از سويي نعمت خدا و از سوي ديگر نشانه‌هاي قدرت حكمت و وجود پروردگار مي‌داند. آيات قرآن درباره ي گياهان و به خصوص درختان پيروان اين دو محور هستند؛   گياهان نعمت الهي قرآن به روشني در آياتي از قبيل “و ان تعدوا نعمه الله لا تحصوها” و “رزقاً لكم” از گياهان به عنوان نعمت، روزي و بركت ياد مي‌كند. مؤلف در تبيين معناي نعمت بودن درختان، بياني لطيف و دل‌انگيز دارد بدين سان كه درختان هم نعمت مادي زندگي انسانها هستند و هم نعمت معنوي. سودمنديهاي مادي درختان بسيار آشكار است چه اينكه آدمي به طور مستقيم از آنها بهره مي‌برد و چهارپايان كه بخش عظيمي از نيازمنديهاي جامعه انساني را فراهم مي‌آورند نيز از آنها تغذيه مي‌كنند. اما قرآن در توصيف بركتها و سودمنديهاي گياهان بدين بسنده نمي‌كند و آن‌ها را داراي آثار رواني و معنوي ارزنده‌اي مي‌داند؛ از نگاه قرآن، گياهان، زينت زمين به شمار مي‌آيند و در واقع سبزه‌ها و گياهان پوشاك نرم، فاخر، بهجت‌آفرين و دل‌انگيزي هستند كه اندام زمين را پوشانده‌اند و بسان آرايشي بس ديدني و نشاط‌آور براي زمين در آمده‌اند. “انا جعلنا ما عليٍْ الارض زينه لها” به گفته مولا علي ـ‌ عليه‌السلام ـ “اينك اين زمين است كه با آرايش گل و گياه خود به نشاط آمده و با پوشاك نرم و فاخري كه از شكوفه‌ها به تن نموده، به خود مي‌بالد و به انواع زيورهايي كه فروغ خرمي گل و گياهان به تن نموده است، فخر مي‌فروشد.” مؤلف در اين باره چنين مي‌نويسد: “قرآن جلوه ي نعمت بودن گياهان را به بعد مادي منحصر نمي‌داند بلكه بعد معنوي را هم بر آن مي‌افزايد همان طور كه خوراك آدميان از حيوانات است، حيوانات نيز از گياهان تغذيه مي‌كنند و حيوانات بخش عظيمي از تغذيه ي آدمي را فراهم مي‌آورند و منافع بسياري از حيوانات به آدميان تعلق دارد. “متاعا لكم و لا نعامكم” خداوند متعال در اين باره مي فرمايد: “خدايي كه زمين را بسان گهواره‌اي آفريده و براي شما در آن راه‌ها قرار داده و از آسمان آب فرو فرستاده است پس بدان آب، رستنيهاي گوناگون پدبد آورديم.” (12)   گياهان نشانه‌هاي هستي، جمال، قدرت و حكمت خدا درختان، گياهان، سبزه‌ها و سبزه‌زاران نيز همانند آب‌ها، نشانه هستي و نشانگر قدرت، حكمت و جمال جميل اويند. اگر آدميان از سر بصيرت به آنها بنگرند و با فطرتي پاكيزه و ذهني سالم در آنها بينديشند زمينه اعتقاد به خداوند در آنان فراهم مي‌آيد. مؤلف بر اين باور است كه از آيات و روايات استفاده مي شود كه آدميان از طريق انديشه خود به نشانه بودن گياهان پي ببرند و نه از طريق حس گر چه حس از ابزار فكر است و از آن گسستي‌ناپذير و در اين باره چنين مي‌نويسد: “... گرچه انسان آيت بودن گياهان را از طريق حواس مي‌شناسند اما اين شناخت با فكر آدمي ارتباط مستقيم دارد؛ چرا كه با چشم ديدن از تفكر ذهني جدا نيست بلكه راه شناخت، نشانه بودن گياهان، انديشه و فكر آدمي است و همواره، انسان در پرتوي عنايت و توجه ذهن، اشيا را مي‌شناسد و بدانها رهنمون مي شود. به همين دليل است كه قرآن “آيه بودن” گياهان را گاه با “عقل” گاه با “تفكر” و گاه با “علم” و ... همراه مي‌آورد زيرا قرآن در پي آن است كه اين آيات الهي در ذهن انسان سكني گزينند و استوار شوند و [همو را درباره راز شگفتيهاي هستي وآفريننده آنها به انديشه و تأمل وا دارد] و قرآن ميان آيه‌اي كه براي عاقلان و آيتي كه براي متفكران است فرق مي‌گذارد؛ بدين‌سان كه در بخش اول (آنجا كه واژه آيه را با كلمه فكر، تفكر ... همراه مي‌آورد) مي‌خواهد بفهماند كه ما به تفكر و تعمق نيازمنديم تا دريابيم كه اين اشيا چگونه نشانه وجود خداوند.” هستند. نويسنده در اين بخش نكته‌هايي چند در مورد گياهان مي‌نويسد كه اشاره به آنها سودمند به نظر مي‌آيد: الف: گياهان، انواع گونه‌گون دارند پي از يك سبب، يعني آب نشأت مي‌گيرند. ب: از آيتهاي الهي آن است كه گياهان از جهت‌هايي شبيه يكديگرند و از جهت‌هايي با هم اختلاف فراوان دارند: “... متشابها و غير متشابه”. ج: بهار بايد فرا رسد، باران از آسمان فرو ريزد، غنچه‌ها شكوفا شود گلبرگها پهن و پررنگ شوند و به ثمر بنشيند و پس از اين هم براي اينكه ميوه‌ها به مرحله بهره‌برداري برسد بايد مراحلي را طي كند. بزرگ شوند، تغيير رنگ دهند و ... و اين نيز از آيات الهي است. د: دانه‌اي خشك به ماده‌اي بي جان مي‌ماند اما آن گاه كه در دل خاك جاي مي‌گيرد و آب بر آن فرو مي‌ريزد؛ بر مي‌دمد، مي‌جنبد، خاكها را مي‌شكافد، از دل خاك سر برآورده، كم‌كم به سبزه‌اي شادي‌آفرين و موجودي زنده و با طراوت تبديل مي شود. اين گياه نشاط ‌زا، از آن دانه بي جان نشأت مي‌گيرد و اين نيز از آيات الهي است و شگفت آن كه ثمره اين آفريده زنده و بالنده، همان دانه‌ها و هسته‌هاي به ظاهر بي جان است: “ان الله فالق الحب و النوي يخرج الحق من الميت من الحي ذلكم الله فاني يوفكون” “خداوند شكافنده دانه و هسته است، زنده را از مرده بيرون مي‌آورد و مرده را از زنده. اين است، خداي شما پس چگونه از حق، منحرف مي‌شويد؟” هـ : اجزاي طبيعت، هماهنگي حيرت‌آوري دارد؛ پروردگار جهان، همه موجودات را بر طبق حكمت خويش به اندازه‌اي معين آفريد. درختان نيز به عنوان بخشي از پيكره شكوهمند طبيعت اندازه‌اي معين و موزون دارند: “وَالأَرْضَ مَدَدْنَاهَا وَأَلْقَيْنَا فِيهَا رَوَاسِيَ وَأَنبَتْنَا فِيهَا مِن كُلِّ شَيْءٍ مَّوْزُونٍ” “و زمين را گسترديم و در آن قوه‌هاي ثابتي افكنديم و از هر گياه موزون در آن رويانديم.” (13)   كشاورزي در قرآن توليد محصولات كشاورزي، كار آساني نيست چرا كه زمين بايد آماده شود، كشاورزان بذرها را بپاشند؛ دانه‌ها، خاكها را بشكافند و از زمين سر بر آورند و آهسته آهسته رشد كرده و ببالند، در برابر آفتها بايستند و از خود دفاع كنند، با عوامل محيطي هماهنگ شوند و در پي اين همه، قد برافرازند و سبزه و طراوت را براي حيوانات و آدميان به ارمغان آورند و غنچه‌ها، شكوفه‌ها و گلها بر تارك شاخساران بنشينند. فراهم شدن اين مراحل، اسباب و زمينه‌هاي گوناگوني مي‌طلبد. در اين ميان سهم كشاورزان چيست؟ كشاورزان چه جايگاهي در طي اين مراحل دارند؟ مؤلفان پژوهشگر، در پاسخ اين پرسش، بر اين نظرند كه كشاورزان تنها بذرها را بر زمين مي‌پاشند و گاه آن را شياركرده و خاكها را زير و رو مي‌كنند و در زمانهاي معيني زمين را‌ آب و گاه كود مي‌دهند و ديگر هچ. اين قدرت لايزال الهي است كه اجزاي پيكره ي شكوهمند طبيعت را به گونه‌اي آفريده و هماهنگ فرموده كه دانه‌ها، خاكها را بشكافند و از دل زمين سر بر آورند و ... “أَفَرَأَيْتُم مَّا تَحْرُثُونَ أَأَنتُمْ تَزْرَعُونَهُ أَمْ نَحْنُ الزَّارِعُونَ” “آيا ديديد آنچه را كشت مي‌كنيد؟ آيا شما آن را رويانديد يا ما رويانده‌ايم؟” در واقع، اين خداوند است كه رويانيدن، به ثمر نشستن بوته‌ها و زراعت را سامان داده و به پايان مي‌برد و آدميان تنها مي‌كارند، آبياري مي‌كنند و در حراست از آن به طور محدود مي‌كوشند؛ به عبارت ديگر، زراعت از آن خداست و كاشت، كار بندگان. اين حقيقت در روايت اين گونه آمده است: “لا يقولن احدكم زرعت و ليقل حرثت فإن الزارع هو الله”. “نبايد بگوييد كشاورزي كردم بلكه بايد بگوييم كاشتم [روينده ي گياهان] و كشاورز فقط خداوند است.” آيه‌هاي پر شمار ديگري از قرآن اين واقعيت را بيان داشته‌اند و بارش باران، رويش درختان و ... را به خداوند نسبت داده‌اند و هر گاه آدمي با ذهني به دور از تعصب و فطرتي سالم و نيالوده در شگفتيهاي روييدن گياهان و هماهنگي حيرت‌آوري كه طبيعت در اين باره دارد، بينديشد به نشانه‌هايي از هستي و قدرت خداوند دست خواهد يافت. “ان في ذلك لايه لقوم يتفكرون” “ان في ذلك لايه لقوم يعقلون” (14)   كشاورزي، نعمتي ارجمند در ادامه اين بخش، مؤلفان بر اين نكته اصرار و پافشاري مي‌نمايند كه كشاورزي از نعمتهاي ارجمند خداوند است كه از سر لطف در اختيار آدميان نهاده است اما گروهي از آنان گاه دچار غرور مي‌شوند و نمك خورده پي نمكدان مي‌شكنند. از گزارشهاي قرآن درباره قوم “ثمود”، “فرعون و پيروانش” استفاده مي شود كه آنان در زمره اين گروه بوده و از ناسپاسان و مغروران به شمار مي‌روند، اين دسته از آيات، در واقع هشداري هستند به همه انسانها. تشويق به كشاورزي و بهره‌وري بهينه و دورانديشانه از غلات يوسف صديق به جرم پاكدامني به زندان افتاد و سرانجام با وساطت زنداني آزاد شده و پس از تعبير خواب پادشاه مصر، از زندان آزاد شد. او در تعبير خواب شاه مصر چنين گفت: “قَالَ تَزْرَعُونَ سَبْعَ سِنِينَ دَأَبًا فَمَا حَصَدتُّمْ فَذَرُوهُ فِي سُنبُلِهِ إِلاَّ قَلِيلاً مِّمَّا تَأْكُلُونَ” “يوسف گفت: هفت سال پياپي زراعت كنيد پس آنچه درو كنيد ـ جز اندكي كه مي‌خوريد ـ در خوشه‌اش بگذاريد.” اين آيه، به صراحت انسان را به كشاورزي تشويق مي‌كند و اشاره دارد كه بايد در مصرف فرآورده‌هاي كشاورزي دورانديشي داشت و آينده را در نظر گرفت. هم چنين اين آيه، انسان را به بهره‌گيري از ابزار و وسيله‌هاي مختلف براي ذخيره‌سازي آنها به منظور سالم ماندن غلات در طول مدت انبارش آگاه مي سازد. در روزگار ما در پرتوي پيشرفت دانش جديد، اكنون به خوبي مي‌دانيم كه بهترين شيوه براي سلامت غلات در طول مدت ذخيره‌سازي، آن است كه در خوشه‌ها بمانند چه پوشش طبيعي آنها از سويي رطوبت طبيعي آنها را نگاه مي‌دارد و از طرفي مانع تأثير هوا بر دانه مي‌شوند و با اين شيوه ـ به همان سان كه قرآن از يوسف صديق گزارش مي دهد ـ مي توان غلات را در انبارها تازه و سالم ذخيره ساخت. اين نكته علمي را قرآن صدها سال پيش از دانش نوين يادآور شد و به مردم آموخت [شايد به همين دليل] در آيه‌اي ديگر خداوند به اهميت پوشش دانه‌ها اشاره كرده است. “و الحب ذوالعصف و الريحان” (15)   كاشت (الحرث) درباره ي معناي كاشت و اهميت آن مؤلفان در آغاز به گونه‌اي بسيار فشرده و با شيوه‌اي علمي قلم زده‌اند و آن گاه آيات شريف قرآن را كه در آن، واژه “حرث” و برخي مشتقات آن آمده آورده‌اند. در اول اين بحث، اشاره شد كه “حرث” در لغت به معناي “كاشت” است اما در قرآن در غالب موارد به معناي زراعت است و نه كاشت. به هر حال، آيات سوره واقعه؛ زراعت را كار خدا مي‌داند و نه فعل بندگان” “أَفَرَأَيْتُم مَّا تَحْرُثُونَ أَأَنتُمْ تَزْرَعُونَهُ أَمْ نَحْنُ الزَّارِعُونَ لَوْ نَشَاء لَجَعَلْنَاهُ حُطَامًا فَظَلْتُمْ تَفَكَّهُونَ”. “آيا آنچه را مي‌كاريد، ديده‌ايد؟ آيا شما آن را مي‌رويانيد يا ما روياننده آنيم؟ اگر بخواهيم، آن را گاهي گياهي بي دانه يا گياهي شكسته مي‌گردانيم، پس سراسيمه در شگفت مي‌مانيد.” اين آيات، نشان مي دهد كه رويش، پويش، پرورش و به بار نشستن گياهان، فعل خداست و به همان سان كه پيشتر آورديم آدمي نه قادر است گياه را بروياند و نه مي تواند از آن محافظت كند. از اين روي، اگر انسان در عمليات قانونمند، پيچيده و حيرت‌آور روييدن گياهان، ژرف بينديشد و غبار تعصب را از خانه دل بزدايد و از سر انصاف و به دور از كژيها و تأثر از فرهنگها و تفكرها به داوري بنشيند قدرت و حكمت خداوند را در آن خواهد يافت. مؤلفان با تفسير و توضيح هفت آيه از قرآن كريم كه در آنها واژه “حرث” آمده، دريافته‌اند كه: غالب اين آيات، جنبه ي طبيعت شناختي ندارند و اين واژه‌ها در آنها به معناي ديگري آمده و هدف ديگري را در پي گرفته است. (16)   برداشت (الحصاد) نخستين عملي كه آدميان براي دسترسي به غذا انجام دادند، چيدن ميوه‌ها و دانه‌ها و ديگر ثمره‌هاي گياهاني بود كه در اطراف آنان مي‌روييد. برداشت محصولات كشاورزي و گياهي از مهمترين مراحل كشاورزي است و بايد به هنگام آغاز شود و در زمان مناسب فرجام پذيرد چه اگر نابهنگام شروع شود يا در زمان نامناسب پايان يابد، پيامدهاي ناگوار در پي خواهد داشت و بركميت و كيفيت محصولات اثر خواهد گذاشت. نويسندگان كتاب، در اين خصوص آياتي را آورده و در تفسير آنها كوشيده‌اند اما غالب اين آيات در پي توضيح “برداشت و درو” نيست و تبيين مطالب ديگري را دنبال مي‌كند و اگر احتمالاً به مسئله “برداشت” اشاره‌اي دارد به طور كامل حاشيه‌اي است. (17)   مراتع انسان‌ها در روزگاران قديم براي تهيه خوراك خود، ‌حيوانات را شكار مي‌كردند و با مرور زمان، درباره حيوانات تجربه‌هاي بيشتر و سودمندي به دست آوردند و فهميدند شكار حيوانات افزون بر دشواريهاي فراوان، گاهي نيز ناممكن است و مي توان با گروهي از حيوانات انس يافت و از آنها بهره برد. از اين رو، در پي آن بر آمدند كه حيواناتي از اين دست را پرورش، توليد و تكثير كنند و اين موفقيتي چشمگير در زندگي آدميان به شمار مي‌آيد. پروراندن حيوانات گرچه بسيار سودمند و گامي بلند در برآوردن خوراك و تغذيه بود اما انسان را با مشكلاتي مواجه ساخت و فراهم آوردن غذاي اين حيوانات در زمره مهمترين آنها قرار داشت. بدين سان بشر در پي به دست آوردن خوراك حيوانات خود بر آمد و مجبور شد نه تنها مرتعها و سرزمين‌هايي را كه علفهاي خود را دارد؛ بشناسد و گوسفندان و ديگر حيوانات خود را به سمت آنان سوق دهد بلكه در حواشي سبزه‌زاران و چراگاه‌ها براي خود سكنا گزيند و بدين سان اهميت مرتعها و سهم آنها، در معيشت بشري نمايان شد. مؤلفان كتاب براي تبيين ديدگاه قرآن درباره مرتع، پنج آيه را شناسايي كرده و با بهره‌گيري از تفسير مفسران و قرآن‌پژوهان و برخي از روايات در اين راستا كوشيده‌اند، آخرين آيه‌اي كه بدان استناد جسته‌اند، اين آيه است: “و فاكهه و ابا” براي تفسير اين آيه، در آغاز گزارشي از ديدگاه‌هاي لغت‌پژوهان تازي درباره معناي “أب” آمده است. بر پايه اين گزارش آنان “أب” را به معناي گياهان و علوفه‌هايي مي‌دانند كه در چراگاه‌ها مي‌رويد اما بر طبق روايتي، وقتي از خليفه اول و دوم از معناي “أب” سؤال شد در پاسخ گفتند معناي آن را نمي‌دانيم. مؤلفان در پايان نوشته‌اند: ما نيز به آنان اقتدا كرده و اعلام مي‌داريم، بهتراست از هرگونه اظهار نظر خودداري كرده و لب فرو بنديم و تنها خداوند است كه از معناي اين كلمه آگاه است. بسياري از مفسران اهل سنت در اين باره گفته‌اند: “أب” به معناي گياه و علوفه‌هاي روييده در چراگاه‌هاست و به صراحت در اين باره اظهار نظر كرده‌اند. افزون بر اين رواياتي از علي ـ عليه‌السلام ـ نقل شده كه آن حضرت “أب” را معنا كرده است. از اين رو شايسته بود كه مؤلفان در اين باره از شيوه مفسران بزرگ اسلام پيروي مي‌كردند و نيز گفته‌ها و نظرهاي لغت‌شناسان را ارج مي‌نهادند و پژوهش خود را به تعصب نمي‌آلودند. (18) آيه‌هايي از قرآن درباره دنياي گياهان نويسندگان در اين فصل درباره “روييدنيها”، “رويانيدن”، “ساقه‌ها”، “برگها”، “سنبلها و خوشه‌ها”، “ثمره و ميوه‌ها” از نگاه قرآن سخن گفته‌اند و در مقدمه هر يك از موضوعهاي ياد شده به گونه‌اي بسيار فشرده ديدگاه علم جديد را درباره آن عنوان توضيح داده‌اند.   روييدنيها در قرآن نباتات (روييدنيها) از مظاهر حيات اين جهان هستند و انواع گوناگون و پرشماري دارند؛ بر پايه ي بررسيهايي ـ كه كاملاً دقيق هم نيست ـ دانشمندان تاكنون بيش از 350/000 نوع آن را شناسايي كرده اند. از نعمتهاي ارجمند خداوند بر بندگانش آن است كه در پرتوي بارشهاي پياپي باران، انواع سبزه‌ها، بوته‌ها و درختان را مي‌روياند و به زندگي بشر طراوت، شادي و نشاط مي‌بخشد. خداوند متعال در قرآن كريم فرمودند: “وَهُوَ الَّذِيَ أَنزَلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَأَخْرَجْنَا بِهِ نَبَاتَ كُلِّ شَيْءٍ فَأَخْرَجْنَا مِنْهُ خَضِرًا نُّخْرِجُ مِنْهُ حَبًّا مُّتَرَاكِبًا وَمِنَ النَّخْلِ مِن طَلْعِهَا قِنْوَانٌ دَانِيَهٌ وَجَنَّاتٍ مِّنْ أَعْنَابٍ وَالزَّيْتُونَ وَالرُّمَّانَ مُشْتَبِهًا وَغَيْرَ مُتَشَابِهٍ انظُرُواْ إِلِى ثَمَرِهِ إِذَا أَثْمَرَ وَيَنْعِهِ إِنَّ فِي ذَلِكُمْ لآيَاتٍ لِّقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ” “اوست كه از آسمان، آبي فرو باريد. پس با آن هر روييدني بيرون آورديم و از آن سبزه‌اي ـ گياهي كه از تخم روييده و ساقه و شاخه توليد كرده ـ پديد كرديم كه از آن گياه سبز دانه‌هاي بر هم نشسته و درهم رسته بيرون آورديم و از شكوفه ي خرما، خوشه‌هايي نزديك به هم و بوستانهايي از انگور و زيتون و انار، مانند آن در رنگ و مزه [بر آوريم] به ميوه آن، آن گاه كه بار دهد و به رسيدن آن بنگريد، هر آيينه در آن براي گروهي كه ايمان مي‌آورند، نشانه‌هاست.” “وَ أَنزَلْنَا مِنَ الْمُعْصِرَاتِ مَاء ثَجَّاجًا لِنُخْرِجَ بِهِ حَبًّا وَ نَبَاتًا وَ جَنَّاتٍ أَلْفَافًا” “از ابرهاي در هم فشرده، آبي سخت و روان و ريزان فرو باريديم تا بدان دانه و گياه و بوستانهايي از درختان انبوه و در هم پبچيده بيرون آريم.” همان گونه كه در گذشته آورديم، روياندن گياهان، بسيار شگفت‌انگيز و پيچيده مي‌نمايد و توان محدود آدمي آن را بر نمي‌تابد و جز قدرت لايزال الهي را نشايد كه بدان دست يازد. اگر آدميان با ذهني زلال و فطرتي نيالوده و از سر انصاف در آنها بينديشند، در برابر پروردگار خود كرنش كرده و سر تعظيم فرود مي‌آورند و به همين دليل است كه در مناظره موسي ـ عليه‌السلام ـ و فرعون آن حضرت از همين نكته، بهره مي‌برد و شگفتيهاي غير قابل انكار گياهان را به رخ فرعون مي‌كشد و وي را به نعمتي كه پروردگار از اين رهگذر فرا روي آدميان نهاده، تذكار مي دهد. قرآن در اين باره مي فرمايد: “الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ الْأَرْضَ مَهْدًا وَسَلَكَ لَكُمْ فِيهَا سُبُلًا وَأَنزَلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَأَخْرَجْنَا بِهِ أَزْوَاجًا مِّن نَّبَاتٍ شَتَّى” “آن [خدايي] است كه زمين را براي شما، بستري قرار داد و در آن براي شما راههايي فراهم كرد و از آسمان، آبي فرو باريد. پس با آن انواع گوناگون ازگياهان و رستنيها را پديد آورديم.” (19)   تمثيل به گياهان از نگاه قرآن، دنيا به رويش گياهان سبزي مانند است كه چون باران بر زمين فرو ريزد، برويد و سرسبز و نشاط‌آور به نظر رسد اما عمري كوتاه دارد چه زيبايي و خرمي آن در بهاران است كه از آن پس خزاني زودرس از راه مي‌رسد، برگ‌ها زرد و پژمرده مي‌شوند. جلو‌ه‌هاي سبز نماي دنيا نيز، بسيار كوتاه وگذرا است، و آدمي هرگز بدان دل نمي‌بندد و ارزشها را در بازار آلوده‌ي دنياي دني به قرباني هوس‌ها نمي‌برد. “وَاضْرِبْ لَهُم مَّثَلَ الْحَيَاهِ الدُّنْيَا كَمَاء أَنزَلْنَاهُ مِنَ السَّمَاءِ فَاخْتَلَطَ بِهِ نَبَاتُ الْأَرْضِ فَأَصْبَحَ هَشِيمًا تَذْرُوهُ الرِّيَاحُ وَكَانَ اللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ مُّقْتَدِرًا” “براى آنان، زندگى اين جهان را مثل بزن كه مانند آبى است كه از آسمان آن را فرو فرستاديم. پس گياه زمين با آن بياميخت و [روييد] سپس خشك و شكسته شد كه بادها آن را پراكنده گرداند و خدا بر هر چيزى تواناست.” (20)   دانه‌ها در قرآن از آيات قرآن استفاده مي شود كه دانه‌ها نيز از موهبتهاي الهي هستند كه از سر لطف و رحمت آنها را در خوشه‌ها و قالب بوته‌ها و گياهان جاي داد تا خوراك حيوانات و آدميان فراهم آيد: “وَالْحَبُّ ذُو الْعَصْفِ وَالرَّيْحَانُ فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ” “دانه‏ها با برگ و گياهان خوش‌بو پس كدام يك از نعمتهاى پروردگارتان را دروغ مي‌انگاريد.”   تمثيل عمل خير و پر بركت به دانه‌ها خداوند سبحان، در قرآن، عمل خيري را كه پاداش فراوان دارد به دانه‌اي مثل مي‌زند كه گياهي از آن روييده و آن گياه هفت خوشه دارد و در هر خوشه صد دانه است: “مَّثَلُ الَّذِينَ يُنفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ فِي سَبِيلِ اللّهِ كَمَثَلِ حَبَّهٍ أَنبَتَتْ سَبْعَ سَنَابِلَ فِي كُلِّ سُنبُلَهٍ مِّئَهُ حَبَّهٍ وَاللّهُ يُضَاعِفُ لِمَن يَشَاءُ وَاللّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ” “مثل آنان كه اموال خود را در راه خدا انفاق مي‌كنند، مانند دانه‏اى است كه هفت خوشه، بروياند و در هر خوشه صد دانه باشد و خدا هر كه را بخواهد فزوني دهد و خداوند وسعت‌بخش و داناست‏.” در اين بخش نيز تأكيد شده است كه بر پايه آيات قرآن، تنها خداست كه دانه‌ها و هسته‌ها را مي‌شكافد و گياه را مي‌روياند: “إِنَّ اللّهَ فَالِقُ الْحَبِّ وَالنَّوَى يُخْرِجُ الْحَيَّ مِنَ الْمَيِّتِ وَمُخْرِجُ الْمَيِّتِ مِنَ الْحَيِّ ذَلِكُمُ اللّهُ فَأَنَّى تُؤْفَكُونَ” “همانا خدا شكافنده دانه و هسته است. زنده را از مرده بدر مي‌آورد و بيرون آورنده مرده از زنده است. اين است خداى شما پس كجا گردانيده مى‏شويد.” دانه‌ها و هسته‌ها بي حركتند و بي جان و چون در دل خاك قرار گيرند بر مي‌دمند، شكافته مي‌شوند و از اين موجود بي جان ريشه‌هاي پر تحرك پديد مي‌آيد و در عمق زمين حركت كرده و شتابان در خاكهاي سخت نفوذ مي‌كنند و نيز ساقه‌ها از آنها به وجود آمده و به سمت آسمان زمين حركت كرده و رشد مي‌كند. در توضيح اين آيه در كتاب چنين آمده است: “... خداوند متعال در اين آيه شريف، با خردمندان و صاحبان نظريه‌هاي سالم و پاك را مخاطب قرار داده و به آنها خبر مي دهد كه تنها اوست كه مي تواند دانه‌ها و هسته‌ها را بشكافد و چيزي را از نقيض بيافريند از اين روي برخي از مفسران بخش دوم اين آيه را “يُخْرِجُ الْحَيَّ مِنَ الْمَيِّتِ” تفسير كننده بخش اول آن “فَالِقُ الْحَبِّ وَالنَّوَى” مي‌دانند؛ يعني بخش دوم اين آيه خداوند زنده را از مرده بيرون مي‌آورد و به آدميان هشدار مي دهد كه پديد آوردن گياهي زنده، پويا و با نشاط از دانه‌ي ساكن، مرده و راكد در واقع از مرده زنده ساختن است و از سكون و ركود پويايي و تحرك آفريدن. امام فخررازي در تفسير اين آيه شريف بياني دل‌انگيز و لطيف دارد؛ او نوشته است: “... آن گاه كه دانه يا هسته در زمين نمناك جاي گيرد و زماني معين بر آن بگذرد خداوند شكافي در سمت بالاي آن پديد مي‌آورد و شكافي در طرف پايين آن از شكاف نخستين ساقه بر مي‌آيد و به جانب بالا سر مي‌كشد و از شكاف دوم، ريشه‌ها پديد مي‌آيد و به طرف عمق زمين فرو مي‌رود و اين صحنه، شگفتيهايي دارد؛ يكي آنكه خاك دروني زمين سخت است و نفوذ در آن دشوار و گاه به گونه‌اي است كه كارد آهني تيز در آن فرو نمي‌رود و با اين حال ريشه‌هاي بسيار نازك، لطيف و نرم طوري كه اگر آنها را ميان دو انگشت بفشاريم آب مي شود از ميان اين خاكهاي سخت مي‌گذرند و در اعماق آن ريشه مي‌دوانند و اين جز با تقدير الهي امكان‌پذير نيست.” بنابراين اگر از سر دقت، قرآن بخوانيم، در خواهيم يافت كه خداوند “دانه‌ها” را در مواردي آورده كه مي‌خواهد نعمت، كرم، علم، قدرت، و وحدانيت و يا عدل خود را به بندگان يادآور شود. (21)   رويانيدن گياهان (انبات) در گذشته آورديم كه “رويانيدن گياهان” بسيار شگفت‌انگيز است و تا آب و خاك و ديگر عوامل به گونه‌اي دقيق و حيرت‌آور هماهنگ نشوند، رويش پديد نمي‌آيد. مؤلفان در آغاز چگونگي “رويش” را بر پايه داده‌هاي علمي توضيح مي‌دهند و آن گاه مي‌كوشند ديدگاه قرآن را در اين باره نمايان سازند. رويش گياهان در واقع، پديد آمدن حيات و تحرك در موجودي جامد و بي جان است و يك معجزه به شمار مي‌آيد و تاكنون كسي ادعا نكرده است كه مي تواند بدين عمل مهم دست يازد و خداوند بارها در قرآن، رويانيدن گياهان را به خود نسبت داده و گاه افزون بر آن با صراحت مي گويد: انسان نمي تواند گياهي را بروياند: “أَمَّنْ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَأَنزَلَ لَكُم مِّنَ السَّمَاءِ مَاء فَأَنبَتْنَا بِهِ حَدَائِقَ ذَاتَ بَهْجَهٍ مَّا كَانَ لَكُمْ أَن تُنبِتُوا شَجَرَهَا أَإِلَهٌ مَّعَ اللَّهِ بَلْ هُمْ قَوْمٌ يَعْدِلُونَ” “آيا آنكه آسمانها و زمين را آفريد و از آسمان، آبي فرو باريد كه بدان بوستانهاي خرم و شادي‌آفرين را رويانديم آيا براي شماست روياندن درخت؟ آيا با خداي يكتا خدايي هست بلكه آنان مردمي كج‌روند.” در آيه‌اي ديگر فرموده است: “وَالأَرْضَ مَدَدْنَاهَا وَأَلْقَيْنَا فِيهَا رَوَاسِيَ وَأَنبَتْنَا فِيهَا مِن كُلِّ شَيْءٍ مَّوْزُونٍ” “زمين را گسترديم و در آن كوههاى استوار افكنديم و در آن از هر چيز سنجيده و به اندازه رويانديم.” در اين آيه نيز “رويانيدن” به خداوند متعال نسبت داده شده و در آيه به “موزون بودن” گياهان اشاره شده است. مؤلفان محقق بر اين باورند كه موزون بودن گياهان در آيه اشاره به توازن دقيق آنها در دو مورد است؛ در پويش و بالندگي، بدان كه پويش و بالندگي گياهان، به موازنه دقيق دو امر نيازمند است. يكي آنكه رشد ساقه و شاخه‌ها در فراز آمدن، و رشد ريشه‌ها در فرو رفتن به زمين كاملاً هماهنگ باشد تا گياه بتواند استوار بايستد و در برابر طوفان‌ها و بادها خم به ابرو نياورد و آب و غذا را از زمين برگيرد. ديگر اين كه ريشه‌ها آب و غذا را از زمين مي‌گيرند و يا سلول‌هاي خود آن را به همه اعضاي درخت مي‌رسانند اما در اين ميان برگ‌ها به گونه‌اي ديگر عمل مي‌كنند آن‌ها از سويي گاز ايدروكربنيك را از هوا بر گرفته و به اعضاي درخت مي‌رسانند و از سويي اكسيژن انتقال يافته به خود را در فضا رها مي‌كنند و اگر اين دو عمل به گونه‌اي دقيق و همزمان و متوازن انجام نشود درختان نمي توانند رشد يابند و تعادل و توازن در اين دو نقطه همان است كه آيه شريفه بدان نظر دارد. (22)   رويش گياهان و رستاخيز مردگان بر طبق آيات پرشماري از قرآن، چون روز قيامت فرا رسد، مرده‌ها زنده مي‌شوند و بايد پاسخگوي اعمال خود باشند. از روزگاران قديم، منكران از برپايي قيامت مي‌پرسيدند چگونه اين استخوانهاي پوسيده، اين جسد از هم پاشيده سامان مي‌يابد، زنده مي شود و سر از خاك بر مي‌دارد؟ خداوند متعال در قرآن، رويش گياهان را گواه حقانيت اين باور مي‌داند چه زمين بي گياه جسم بي جاني را مانند كرده است كه مرده است و افسرده، نه نشاني از حيات در آن به چشم مي‌خورد و نه اثري از تحرك و نشاط چون خداوند از آسمان باران بر آن فرو بارد از اين خاك بي جان، مرده و جامد، و بذر خوابيده؛ گياهي زنده، پويا و نشاط‌آفرين مي‌رويد و بهجت و دل‌انگيزي به ارمغان مي‌آورد و خداوندي كه مي تواند اين زمين مرده را اين گونه زنده و شاداب سازد، قادر است، در كالبد مردگان روح حيات بدماند و آنان را به صحنه ي قيامت كشاند. سخنان بديع “استاد صابوني” در اين باره به ذائقه مؤلفان خوش آمده است؛ وي بر اين نظر است كه از ويژگي‌هاي اسلوب قرآن، آن است كه در مواردي از اين دست هم عقل و هم دل را مخاطب خود مي سازد و با يك آهنگ هماهنگ در هر دو اثر مي‌گذارد؛ در اين آيه سخن خداوند به گونه‌اي است كه از سويي دلها را به هيجان مي‌آورد و عاطفه آدمي را ارضا مي‌كند و از طرفي عقل را قانع مي سازد. (23)   تنه (ساقه) در آغاز، “ساقه” از نگاه علمي و آن گاه از نگاه قرآن بررسي و شرح شده است. در قرآن تنها در يك آيه به ساقه اشاره مي شود، آن هم درباره تمثيل پيامبر (ص) و يارانش به درختي كه جوانه زده و ستبر و استوار گشته و بر تنه و ساقه خود، راست قامت ايستاده است: “وَمَثَلُهُمْ فِي الْإِنجِيلِ كَزَرْعٍ أَخْرَجَ شَطْأَهُ فَآزَرَهُ فَاسْتَغْلَظَ فَاسْتَوَى عَلَى سُوقِهِ تُعْجِبُ الزُّرَّاعَ” “وصف ايشان (محمد و اهل بيتش ـ عليهم‌السلام) در انجيل همانند گياهي است كه جوانه زده پس آن را نيرو داده تا ستبر شده و بر ساقه‌هاي خود راست و استوار ايستاده آن گونه كه كشاورزان را خوش آيد.” (24)   برگ (ورقه) برگها از زيباترين و دلرباترين اجزاي درختان به شمار مي‌آيند كه از آنان سبزي و خرمي به وجود مي‌آيد. در قرآن كريم “ورقه” (برگ) با صيغه مفرد يك بار و به صورت جمع “ورق” (برگها) دوبار آمده است. اولي مربوط به توضيح علم خداوند است كه چه سان گسترده است كه حتي بر افتادن برگي از درخت، احاطه دارد. در دو جاي ديگر به داستان آدم و حوا اشاره دارد كه چون از دستور خداوند سرباز زدند و خود را عريان يافتند با برگ درختي، عورت خود را پوشاندند. (25)   خوشه (سنبل) “سنبل” به معناي خوشه است و مفرد و جمع آن “سنبلات و سنابل” در قرآن آمده است. مؤلفان محترم به گونه‌اي بسيار فشرده تفسير آيات در بر دارنده اين واژه‌ها را بررسي كرده‌اند كه چندان جنبه گياه‌شناختي ندارد. (26)   ثمره يادهاي مژده‌آور، بخارها را مي‌فشرند و از تراكم آنها ابرهاي كوهوار پديد مي‌آيد، به دنبال آن باران از آسمان فرو مي‌بارد، درختان و گياهان مي‌رويند و سرسبز و خرم مي‌شوند تا انواع ثمره‌ها و ميوه‌ها را در اختيار آدميان نهند و بدين‌سان است كه ثمره گياهان با انواع پرشماري كه دارد در زمره نعمتهاي بزرگ خداوند به شمار مي‌آيند كه از سر لطف در اختيار آدميان نهاده تا حيوانات و آنان، از آنها بخورند و لذت برند: “كُلُواْ مِن ثَمَرِهِ إِذَا أَثْمَرَ” خداوند در اين باره چنين فرموده است: “الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ الأَرْضَ فِرَاشًا وَالسَّمَاء بِنَاء وَأَنزَلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَأَخْرَجَ بِهِ مِنَ الثَّمَرَاتِ رِزْقًا لَّكُمْ فَلاَ تَجْعَلُواْ لِلّهِ أَندَادًا وَأَنتُمْ تَعْلَمُونَ” “آن زمين را براى شما بستر [گسترده] ساخت و آسمان را سقفي برافراشته از آسمان براي شما آبي باريد. پس بدان آب از ميوه روزي براي شما بيرون آورد پس براى خدا همتايان قرار ندهيد و خود مى‏دانيد كه او بي همتاست.” در برخي از آن آيات در پايان آيه، خداوند آدمي را به تفكر فرا مي‌خواند و در بعضي از اين آيات، به بار نشستن درختان را نشانه‌اي براي متفكران مي‌داند. مؤلفان در اين بخش، نكته‌هاي سودمندي آورده‌اند و بررسي درباره “ثمره گياهان” را به طور جامع به پايان برده‌اند. از نكته‌هايي كه بدان اشاره كرده‌اند آن است كه خداوند به بار نشستن گياهان و برآمدن ثمره‌ها را گواه امكان و صحت معاد مي‌داند كه پيش از آن بدان اشارت كرديم. (27)   ميوه (فاكهه) ميوه‌ها، از روزگاران قديم در زمره سودمندترين و لذيذترين خوراكيهاي آدميان بوده است. خداوند متعال، گاه از آن به عنوان “فاكهه و فواكه” (ميوه و ميوه‌ها) ياد كرده و گاه برخي از آنها را با نام آورده است و آنها را در زمره نعمتهاي خود قرار داده است: “فِيهَا فَاكِهَهٌ وَالنَّخْلُ ذَاتُ الْأَكْمَامِ فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ” شكل، رنگ و مزه و ديگر ويژگي‌هاي ميوه براي آدميان به قدري مطلوب، و جذبه‌آور و سودمند است كه خداوند در توصيف بهشت و تشويق مؤمنان به بهشتي شدن به اوصاف انواع ميوه‌هاي بهشتي اشاره مي‌كند: “فِيهِمَا مِن كُلِّ فَاكِهَهٍ زَوْجَانِ فِيهَا فَاكِهَهٌ وَالنَّخْلُ ذَاتُ الْأَكْمَامِ” لازم به يادآوري است كه روايات، بيان مي‌كنند كه ميوه‌هاي بهشتي تفاوتهاي چشمگيري با ميوه‌هاي دنيا دارند اما با اين حال خداوند همين نامها را بر آن‌ها نهاده و بر طبق تفسير گروهي از مفسران به شباهت فراواني ميان ميوه‌هاي بهشتي اشاره مي‌كند: “فِيهِمَا مِن كُلِّ فَاكِهَهٍ زَوْجَانِ فِيهَا فَاكِهَهٌ وَالنَّخْلُ ذَاتُ الْأَكْمَامِ” لازم به يادآوري است كه روايات بيان مي‌كنند كه ميوه‌هاي بهشتي تفاوت چشمگيري با ميوه‌هاي دنيا دارند اما با اين حال، خداوند همين نامها را بر آن‌ها نهاده و بر طبق تفسير گروهي از مفسران به شباهت فراواني ميان ميوه‌هاي بهشتي و ميوه‌هاي اين جهان وجود دارد اما بر طبق برخي از روايات دسته‌اي از ميوه‌هاي اين جهان بهشتي اند. در پايان اين بخش، مؤلفان پس از گزارش آياتي كه درباره ميوه‌هاي بهشتي آمده اين گونه نگاشته‌اند: “همه اين آيات اشاره دارد كه ميوه‌ها، غذاي بهشتيان است و در آنجا خوردن براي لذت بردن است و نه زدودن گرسنگي. شايسته مي‌نمايد كه هر مؤمني پس از خواندن اين آيات از خداوند بخواهد كه از ميوه‌هاي بهشتي بهره‌اي به او رساند. به طور كلي واژه “فاكهه” يازده بار و در هشت سوره و جمع آن، يعني “فواكه” سه بار در سه سوره آمده است.” (28) از نظر علم گياهشناسي تبديل تخمدان حاوي تخمك لقاح ناحيه (جنين) به فرابر ميوه پس از گرده‌افشاني و تحول عظيم در بيوشيمي و فيزيولوژي سلول‌هاي ميوه از حالت كال و نارس تا ميوه اسيد به لحاظ علمي بسيار كمپكر و شگفت‌آور است. (پروسه تحول در رنگ، عطر، طعم، مزه ... . ميوه كه همه دلايل علمي و مسيرهاي متابوليسمي و تنظيمي ويژه دارد مثلاً فعال شدن مسير سيوتنسيري آروماتيكها (shikimatu pathway) جهت توليد تركيبات معطر و انگيزه‌اي آنتوسيانسيني و فلانوئيدي تغيير قريشي ميوه كال به شيريني در ميوه رسيده به دلايل تجزيه اسيد، كيك واكوئل سلول‌هاي ميوه نرم شدن ميوه رسيده به دليل حل شدن تيغه مياني و پلتات كلسيم با فعال شدن آنزيم‌هاي هيدرولتيك از جمله پكتياز و پكتين متيل استراز و ...   درخت (شجر) لغت‌پژوهان نوشته‌اند كه “شجر” (درخت) به گياهاني مي‌گويند كه تنه و ساقه دارند، خداوند متعال در قرآن كريم بارها و به مناسبتهاي گونه‌گون از آن سخن گفته، در چند آيه از قرآن به درختي اشاره شده كه خداوند به آدم و حوا فرمان داده بود از آن نخورند و بدان نزديك نشوند، قرآن نام و نوع اين درخت را مشخص نكرده و گروهي از مفسران نيز همين شيوه را گزيده‌اند و در پي تعيين نام آن بر نيامده‌اند اما برخي آن را انگور مي‌دانند و بعضي خرما، و ... طبري، مورخ و مفسر پر آوازه ي جهان اسلام، در اين باره چنين نوشته است: “نظريه درست آن است كه خداوند، به آدم و حوا فرمان داد، از درخت معين از ميان درختان بهشتي نخورند، اما آنان سرباز زدند و از آن خوردند و ما به درستي نمي‌دانيم آن درخت، چه درختي بوده است؟ زيرا نام آن نه در قرآن و نه در سنت صحيح اشاره شده است. به همان سان كه ندانستن نام آن سودي به ما مي رساند و نه ناآگاهي از آن زياني.” (29)   درخت بيعت در ماه ذي‌القعده به سال هفتم پس از هجرت، پيامبر ـ (ص) ـ به همراه يك هزار و چهارصد تن از يارانش، براي انجام اعمال حج رهسپار مكه شدند. قريشيان از ورود آن حضرت به مكه جلوگيري كردند. پيامبر اكرم ـ (ص) ـ نماينده‌اي به مكه فرستاد تا با آنان به گفت و شنود بنشيند. در پي شايعه شهادت نماينده آن حضرت، ياران پيامبر ـ (ص) ـ در زير درختي با آن حضرت بيعت كردند و قرآن به آن اشاره كرده است. “... إِذْ يُبَايِعُونَكَ تَحْتَ الشَّجَرَهِ” در ادامه اين بخش، آياتي درباره ي “شجره طيبه و شجره خبيثه”، “بهره‌وري از چوب گياهان براي توليد گرما”، “درختان مكاني مناسب براي لانه‌هاي زنبور عسل” و “سجده گياهان” تفسير و بررسي شده است. (30) گياهاني كه نامشان در قرآن آمده است مؤلفان پژوهشگر در اين فصل، گياهاني را كه نامشان در قرآن آمده به ترتيب حروف الفبا سامان داده‌اند و درباره تفسير و نمايان ساختن معناي آنها پژوهش كرده‌اند. در پايه تتبع آنان نام بيست ويك گياه در قرآن آمده؛ شيوه آنان بدين سان است كه در آغاز بر پايه داده‌هاي نوين علمي، توضيحي سودمند و در خور درباره هر يك از گياهان داده؛ آن گاه آيات قرآن را شرح و تفسير كرده‌اند. گياهان ياد شده به قرار زير هستند: (31) ............................................................................................................................................................ پي‌نوشت‌ها: 1 -”اثل” گز؛ 2 -”بصل” پياز؛ 3 -”طين” انجير؛ 4 -خردل؛ 5 -”خمط” اراك؛ 6 -”رمان” انار؛ 7 -ريحان؛ 8 -زقوم؛ 9 -زنجبيل؛ 10 -زيتون؛ 11 -سدر؛ 12 -”طلع” موز؛ 13 -عدس؛ 14 -”عنب” انگور؛ 15 -”فوم” سير؛ 16 -”قثاء” خيار؛ 17 -كافور؛ 18 -”متكا” ترنج؛ 19 -نخل؛ 20 -”ورد” گل؛ 21 -”يقطين” كدو. * (كارشناس رشته تربيت بدني و علوم ورزشي) ** (كارشناسي الهيات “فقه و حقوق اسلامي”) ...................................................................................................... منبع؛ مجموعه مقالات همایش ملی قرآن و علوم طبیعی، تهیه و تنظیم دانشگاه آزاد اسلامی واحد مشهد، زیر نظر بنیاد پژوهش های قرآنی حوزه و دانشگاه، تهران، موسسه انتشاراتی بنیاد پژوهش های قرآنی حوزه و دانشگاه و انتشارات سخن گستر، چاپ یکم ـ زمستان 1385.

قرآن و طبیعت جاندار (گیاهان، حیوانات) (۱)

بسم الله الرحمن الرحیم قرآن و طبیعت جاندار (گیاهان، حیوانات) (۱)   معصومه كريمي-مريم شكري‌نژاد   قرآن نیکوترین سخن است و اندیشیدن در ژرفایش قلبها را همچون طراوت بهار زنده و تازه می‌کند. چراغ فروزانی که روشنایی‌اش به خاموشی نمی‌گراید. حقایق معرفت‌بخش قرآن، ما را بر آن داشت تا مطالبی را که در خصوص طبیعت در قرآن آمده بررسی نماییم. نگاه قرآن به طبیعت بسیار تأمل‌ برانگیز است و هر کس در ژرفای آن بیندیشد به نشانه‌هایی از هستی خداوند دست پیدا می‌کند و از عمق جان، فریاد بر خواهد آورد که آن هو الا وحی یوحی. در ورود تفسیر علمی آیاتی که مربوط به علوم مختلف است، شیوه‌هایی ذکر شده که قابل دقت و توجه هستند. انطباق قرآن با علوم تجربی به دو صورت منفی و مثبت می باشد که انطباق مثبت آن نتایج قابل پذیرشی به دنبال خواهد داشت. حدود ۷۰۰ آیه از کتاب خداوند به موضوع طبیعت و آنچه که در طبیعت وجود دارد، اختصاص یافته است. که مهمترین اهداف قرآن از توصیف طبیعت، عبارتست از: الف ـ اثبات آفریدگار هستی؛ ب ـ اثبات توحید و پالایش فکر از شرک؛ ج ـ منزه بودن خداوند از داشتن فرزند و استدلال بر عظمت؛ د ـ قدرت و حکمت خداوند. موضوعات بررسی شده در این مقاله، گیاهان و حیوانات هستند و از آنجا که گیاهان به عنوان آیات هستی، جمال، قدرت و حکمت خداوند می‌باشند قرآن آیه بودن گیاهان را گاه با عقل و گاه با علم و گاه با تفکر همراه می‌کند. چرا که در پی آن است که با آیات الهی، انسان را نسبت به رازهای شگفت طبیعت آشنا سازد تا ذهن آدمی بداند موجودات زنده ی طبیعت چگونه نشانه وجود خداوند هستند. تشبیه دنیا به گیاهان سبز، تمثیلی است زیبا که قرآن آن را متذکر شده است. چرا که زیبایی و خرمی زمین در بهاران و خزانی که از پی آن می‌آید و پوشش سفید زمین همگی نشانه‌هایی هستند از جلوه‌های سبز نمای دنیا که بسی کوتاه و گذر است و آدمی نباید ارزشها را در بازار آلوده دنیای دنی به قربانی هوسها ببرد. کاشت، برداشت، هرس و در مرحله آخر انبات و رویانیدن گیاهان از مراحل مختلف کشت و کار است که در قرآن آمده است. در اینجا ذکر این نکته، قابل توجه است که کشاورز واقعی، خداوند است و کشاورزان تنها مراحل فوق را انجام می‌دهند ولی این خداوند است که آنها را به گیاهان سبز تبدیل می‌کند. علاوه بر موارد ذکر شده در زمینه گیاهان، مباحثی نیز در خصوص حیوانات آورده شده است. از جمله کشف حقایقی در خصوص اسب، سگ و نیز دعوت انسان به تفکر در آفرینش شتر، که در این مقاله سعی شده است به صورت مختصر درباره آنها توضیح داده شود. دنیای حیوانات، سرشار از اسرار و شگفتیهای فراوانی است که پرداختن به آنها در این مقاله، میسر نیست. تنها با توجه به چگونگی حیات حیوانات است که می توان فهمید که این موجودات چگونه قادر متعال را تسبیح می‌گویند و آیت و نشانه بودن خود را برای انسانها پدیدار می‌سازند. مقدمه قرآن، کتاب جاودان و بی مانندی است که از چشمه‌سار پاک و نیالوده ی حق بر محمد ـ (ص) ـ فرود آمده و زمینه ی هدایت و راه کمال و سعادت را فرا روی همگان نهاده است. دریایی است ژرف و ناپیدا کرانه که هر چه از آن برگیرند، پایان نیابد و چشمه‌ای است جوشان که هرگز نخشکد، فروغ درخشان و خورشید تابانی است که هدایت‌جویان را به صراط مستقیم رهنمون می سازد و تشنگان معنویت را از کوثر زلال و گوارایش سیراب می‌کند یا ریسمان استواری است که آدمیان را فرا می‌خواند که بدان چنگ زنند تا از ظلمت و جهالت برهند. طرحی زیبا، جامع و سازنده برای چگونه زیستن دارد و بدین‌سان با آموزه‌های خود آدمیان را به “حیات قرآنی” فرا می‌خواند. شایسته است عاشقان قرآن، برای آشنایی با این کتاب جاودان با گوش جان سخنان علی ـ علیه‌السلام ـ را بشنوند: “… قرآن را فرا گیرید که نیکوترین سخن است و در ژرفایش بیندیشد که قلبها را بهاران است و از پرتویش درمان جویید که بیماری‌های دل را درمان است و سرانجام آن را نیکو تلاوت کنید که سودمندترین قصه‌هاست…” “… بدانید که شما چراغی چون قرآن فرا روی خود دارید که تنها ناصحی است که نصیحت خویش را به خیانت نمی‌آلاید و تنها هدایتگری است که هرگز به گمراهی نمی‌کشاند و تنها سخنگویی است که هیچ‌گاه سخن به دروغ نمی گوید. در کنار مائده قرآن، کسی ننشت مگر اینکه با فزونی و کاستی برخواست، فزونی هدایت و کاستی کوری و کوربینی مگر اینکه بر فزونی و کاستی برخواست و بر فزونی و هدایت و کاستی و کوری و کوربینی تلاش شود. این حقیقت را نیز بدانید که پس از قرآن، هیچ کس نباید نیازمند بماند همچنانکه پیش از قرآن کسی را بی‌نیازی نبوده است. پس بیایید و درمان دردهایتان را از قرآن بخواهید و با یاری قرآن، بر مشکلات سخت خویش پیروز آیید که درمان بزرگ‌ترین دردهای شما در قرآن است. برای درخواست از حضرت حق، به قرآن چنگ زنید و با دوستی قرآن به سوی خداوند رو کنید.” “پس آن گاه پیامبر (ص) را چنین کتابی فرو فرستاد که چراغهایش را خاموشی نیست؛ چراغی که روشنایی‌اش به خاموشی نگراید، اقیانوسی که کسی را به ژرفایش دسترسی نباشد، راهی که رهروانش به گمراهی نروند، پرتویی که تابشش را تیرگی نیالاید… بنیادی که پایه‌هایش فرو نریزد… عزتی که یاورانش شکست نپذیرند و حقی که یاورانش تنها وانمانند. آری، قرآن معدن ایمان، گوهر ناب، سرچشمه و دریاهای دانش، بستانها و آب‌گیرهای عدالت، زیر بنا و ساختار اسلام و دشتهای گسترده حق است. ریسمانی است که دستاویزش اطمینان‌بخش است و دژی است که بلندایش تسخیر ناپذیر است. آن را که پذیرای ولایتش شود، مایه ی عزت است و هر که را در نظامش پای گذارد، رمز امنیت و تمامی کسانی را که پیشوایش گیرند، عین هدایت…” آری، قرآن معجزه ی جاوید پیامبر اسلام است که برای همه ی نسلها و عصرها آمده است. نگاه قرآن به “طبیعت” بسیار تأمل ‌برانگیز است و شگفت‌آورتر آن است که هر که از سر انصاف در آن بنگرد و در ژرفا و ظاهر زیبای آن بیندیشد به نشانه‌هایی از هستی خداوند دست خواهد یافت و از عمق جان، فریاد بر خواهد آورد که “انقلاب اسلامی هو الا وحی یوحی”؛ “او چیزی جز وحی نیست” و محال است، در آن روزگار جهل‌آمیز و ظلمت‌آور کسی که به مکتب نرفت و خط، ننوشت این گونه ی و از این زاویه بتواند “پیکره ی باشکوه و عظیم طبیعت” را ترسیم و تبیین کند. بخش اول علوم تجربی و اسلام   پرسش ـ اضافه کردن کلمه ی اسلامی به انتهای یک علم (مثل پزشک اسلامی، اقتصاد اسلامی) چه معنایی دارد؟ آیا معنایش این است که در آن رشته فقط باید به احادیث و آیات مربوط رجوع کرد و بیشترین تفسیر یا آزمون را روی آنها انجام داده و یا اینکه از آیات و روایات می توان روشی استخراج کرد (مثلاً روش پزشکی در اسلام؟) ـ منابع اسلامی که شامل آیات و روایات است ـ حاوی دانشها و روشها است. با این تفاوت که آنچه مربوط به معرفت‌شناسی است و احکام تکلیفی شرعی می شود به طور بی نهایت آمده است زیرا معارف ملکوتی فراتر از دسترس بشر است و اگر از طریق پیامبران و وحی القا نمی‌شد راه آن بر روی بشر بسته می‌شد اما آنچه مربوط به علوم تجربی می شود به طور اشاره حداقل آمده است زیرا مشیت و اراده خدا بر آن است که دانشها و روشهایی که تجربی و حسی است و انسان با تلاش و پویایی، توانایی دست‌یابی به آنها را دارد، به وسیله خود انسان؛ به دست آید. گفتنی است، آنچه از معارف دینی و قرآنی در حوزه علوم انسانی و اجتماعی مطرح است مجموعه‌ای از بایدها و نبایدهایی است که بر آنها برهان عقلی و نقلی اقامه شده و موضع دین نسبت به رعایت آن‌ها معلوم گردیده است، از این بخش می توان با نام مکتب یاد کرد اما روشها و یا علوم عبارت از تجربه‌های بشر برای تأمین نظر مکتب در عرصه ی زندگی فردی و اجتماعی است تجربه‌ها همان طور که از نامشان پیداست به طور پیوسته در حال تکمیل شدن، اصلاح یافتن و بازنگری هست. (۱) تفسیر علمی آیا قرآن را می توان بر اساس پیشرفتهای علوم روز تفسیر کرد؟ قرآن کریم، کلام الهی است که معجزه ی جاویدان پیامبر اسلام بوده و اعجاز آن دارای ابعاد مختلف است. از جمله فصاحت، بلاغت، محتوا و قوانین عالی و … که مقصود از اعجاز علمی، مطالبی از قرآن است که به علوم بشری اشاره دارد. به طوری که قبل از اسلام کسی از این مطالب آگاه نبوده بلکه مدتها بعد از نزول قرآن، آن مطالب کشف شده‌اند وجود این گونه مطالب در قرآن، نوعی اخبار غیبی و رمزگویی قرآن و معجزه است. در قرآن کریم، بیش از هزار آیه به کیهان‌شناسی، زیست‌شناسی، زمین‌شناسی، علوم پزشکی و … اشاره دارد که برای فهم و تفسیر آنها نیازمند علوم تجربی هستیم البته در این مورد سه شیوه وجود دارد. ۱٫ استخراج علوم از قرآن؛ ۲٫ تحمیل نظریه‌های اثبات نشده علمی بر قرآن؛ ۳٫ استخدام علوم در فهم قرآن؛ شیوه‌های اول و دوم غلط هستند و موجب تفسیر به رأی می شود و شیوه سوم صحیح است و موجب فهم بهتر قرآن می‌گردد. در مواردی، تفسیر علمی قرآن جایز است که: ۱٫ ظاهر آیه شریفه قرآن بر مطالب علمی دلالت داشته باشد. ۲٫ مطلب علمی، قطعی باشد (یعنی نظریه‌های اثبات نشده، علمی نباشد) آیاتی که در قرآن به مسائل علمی اشاره دارد: ۱٫ آیاتی که اعجاز علمی قرآن را اثبات می‌کند: ۲٫ آیاتی که به صورت شگفت‌انگیزی به مطالب علمی اشاره دارد (مثل اشاره قرآن به حرکت زمین) ۳٫ آیاتی که فقط اشاره‌ای علمی در بر دارد ولی اعجاز یا شگفتی علمی به شمار نمی‌آید (مثل: دعوت قرآن به تفکر در مورد شترها و کوه‌ها و …) (۲). انطباق قرآن با علوم تجربی افرادی که در طول تاریخ اسلام، اقدام به انطباق آیات با علوم تجربی نموده‌اند، اهداف گوناگونی داشته‌اند و هر کدام با هدف خاص خود به تفسیر علمی نگریسته و این شیوه تفسیری را در خدمت هدف خود در آورده‌اند اگر هدف تفسیر کننده، مقدس و خوب بوده در همان راه از شیوه تفسیر علمی استفاده کرده و اگر هدف انحرافی داشته، برای اثبات انحراف خود از این شیوه استفاده نموده است به همین دلیل برخوردها و دیدگاهها در رابطه با تفسیر علمی، مختلف و حتی متضاد است. به هر حال تفسیر علمی با اهداف گوناگونی صورت می‌پذیرد که عبارتند از: ۱ -تفسیر علمی با هدف اثبات اعجاز قرآن کریم؛ ۲ -تفسیر علمی با هدف نشان دادن اهمیت علم در نظر اسلام؛ ۳ -تفسیر علمی با هدف اثبات افکار انحرافی؛ ۴ -تفسیر علمی با هدف فهم بهتر معنای آیات قرآن (۳). آثار مثبت و منفی انطباق قرآن با علوم تجربی ـ آثار مثبت انطباق قرآن با علوم تجربی: طرفداران تفسیر علمی، آثار مثبتی را برای انطباق قرآن با علوم تجربی و تفسیر علمی متذکر شده‌اند که ما به طور خلاصه، آنها را بررسی می‌نماییم. ۱٫اثبات اعجاز علمی قرآن که این مطلب خود دو پیامد مهم دارد: الف: موجب اتمام حجت بر کفار در دعوت آنان به اسلام می گردد. ب: موجب تقویت ایمان مسلمانان به قرآن، نبوت و حقانیت اسلام می شود. ۲ -روشن شدن تفسیر علمی آیات قرآن چرا که تفسیر علمی، خود روشی در تفسیر است که بدون آن تفسیر، قرآن ناقص خواهد بود. ۳ -موجب تعمیق فهم ما از قرآن و توسعه مدلول آیات قرآن می شود. (۴) ـ آثار منفی انطباق قرآن با علوم تجربی ۱ -موجب تفسیر به رأی می‌گردد که نهی شده است؛ ۲ -تفسیر علمی، منجر به تأویلهای غیر مجاز در آیات می شود؛ ۳ -حقایق قرآن، تبدیل به مجازات می‌گردد؛ ۴ -موجب تطبیق و تحمیل نظریات علمی بر قرآن می شود ۵ -قرآن تابع علوم می شود با اینکه علوم در معرض خطاست؛ ۶ -تفسیر علمی، موجب سوء فهم مقاصد قرآن می‌گردد. ـ بنابراین با توجه به موارد فوق، چگونگی انطباق قرآن با علوم تجربی نیاز به تأمل و دقت نظر فراوان دارد. (۵) بخش دوم طبیعت در قرآن   انسان و طبیعت در قرآن انسان بر پهنه ی زمین، خود بخشی از طبیعت و عضوی از اعضای روییده بر پیکره ی خاک است تا آنجا که در تجربه جسمانی و مادی، تمامی عناصر موجود در کالبد آدمی، همه و همه، همان عناصر موجود در طبیعت شناخته شده است و تنها عنصر پیچیده و ابهام‌انگیز و ناشناخته وجود انسان، روح و روان اوست که در طبیعت ماده ردپای آن مشهود نیست و به دلیل بغرنج بودن ماهیتش است و با طبیعت رشد می‌یابد و سرانجام در نگاه دانش تجربی ـ به طبیعت باز می‌گردد. در آن هضم می شود بنابراین جسم انسان محکوم به چنین رویش از طبیعت و بالندگی و فسردگی و هضم شدن در طبیعت است. انتساب آفرینش انسان و طبیعت به پروردگار یگانه ی هستی، خود پیامدار نتایج و نکته‌هایی چندی از رابطه متقابل آن دو می باشد که البته این رابطه دو سویه در آیات قرآن، به روشنی بیان شده است. در این زمینه، طبیعت راهکارهای فراوانی پیش روی انسان قرار داده است مانند اینکه طبیعت همانند آموزگاری است برای انسان و ارائه دهنده ی نمودهای محسوس برای جهان نامحسوس می باشد. (۶) طبیعت در قرآن کریم قرآن درباره ی طبیعت و ابعاد گوناگون آن سخنان بسیار دارد، نزدیک به هفتصد آیه از کتاب خداوند به این موضوع اختصاص یافته که بسیار درخور تأمل است و شایسته بازپژوهی می باشد. ابرها، باران، آب، چشمه‌ساران، باد، رودها، دریاها، خاک، درختان، گیاهان، سبزه‌ها و سبزه‌زاران، حیوانات و آبزیان، کوه‌ها، پرندگان، زمین و آسمان … در زمره موضوعهایی هستند که قرآن به آنها اشاره دارد و گاه به تفصیل و یا مکرر از آنها سخن گفته است. متأسفانه دانشمندان و طبیعت پژوهان مسلمان به ویژه در قرنهای اخیر کمتر این دیدگاه قرآنی را بررسی کرده گرچه طبیعت‌پژوهان در قرنهای نخستین از آن‌ها سود جسته‌اند و در شناخت طبیعت از آنها بهره گرفته‌اند. با این حال در روزگار ما شایسته است قرآن‌پژوهان و دوستداران طبیعت و محیط زیست دیدگاه قرآن را در این باره بازنگری نمایند و آن را در دسترس دانشمندان، طبیعت‌دوستان و عموم مردم و مؤمنان قرار دهند که بسیار نکته‌های سودمند و درخور تأمل دارد. (۷) طبیعت، زمینه‌ساز ایمان به هستی خدا، توحید و … قرآن، این رحمت بی‌کران الهی در زمانی نازل شد که ابرهای ظلمت‌زا و جهل‌آمیز بر اندیشه‌های آدمیان سایه افکنده بود و تاریکی و ستمگری در عرصه ی اندیشه و جهاد حکمفرما بود؛ باورها و فرهنگ و آداب و رسوم جاهلی از یک سو و کژی‌ها و تحریفهای ناروا از سوی دیگر در ادیان الهی ذهن مردم را از حقیقت دور کرده و عقاید باطلی در آنان پدید آورده بود. از رسالتهای مهم پیامبر اسلام ـ (ص): پالایش این اندیشه‌ها و ارائه تصویری صحیح از حقیقت هستی و دین خدا بود و برای رسیدن به این هدف والا قرآن از طبیعت بهره گرفت و از شیوه‌های رسا و مؤثر آن سخن گفت. بر پایه پژوهش مؤلف مهمترین هدفهای قرآن از توصیف طبیعت، عبارت است از: ۱ -اثبات آفریدگار هستی؛ ۲ -اثبات توحید و پالایش افکار از شرک‌ورزی به خداوند؛ ۳ -منزه بودن خدا از داشتن فرزند؛ ۴ -استدلال بر عظمت، قدرت، رحمت و گستردگی علم خداوند؛ مؤلف برای اثبات ادعاهای یاد شده، آیاتی فراوان از قرآن را آورده و به تفسیر و توضیح آنها پرداخته و از منابع متعدد و متنوع بهره برده است. (۸) طبیعت و قرآن قرآن از زلال گوارای علم بی کران الهی جوشیده و بر اقیانوس آسمان گونه قلب پیامبر خدا ـ (ص) نازل شده و برای هدایت آدمیان به گونه‌ای که هم اکنون در اختیار ماست، در آمده است. خداوند متعال یادآوری می‌کند مظاهر طبیعت سه هدف را در این باره دنبال می‌کند: یکی آن که قرآن عظمت مخصوص به خود را دارد دیگر آن که قرآن از سوی خداست. سوم آنکه اعجاز بیانی و معنوی آن از معجزات حسی نافذتر، ماندگارتر و مؤثرتر است. (۹) طبیعت، نبوت و معاد اثبات و تبیین برخی از ابعاد نبوت و رسالت پیامبر اسلام ـ (ص) ـ از دیگر اهدافی است که قرآن با بهره‌گیری از توصیف مظاهر طبیعت آن را پی گرفته است. به همان گونه که از دیدگاه قرآن تأمل در چگونگی تغییر در گیاهان در فصلهای مختلف سال، حیوانات و شب و روز، زمینه ایمان به معاد را فراهم می‌آورد. (۱۰) اهداف متفرقه به نظر نویسنده آن هدفها به قرار زیر است: ۱ -تشویق انسان‌ها به بهره‌وری و لذت‌بری حلال از طبیعت؛ ۲ -تربیت روان و روح آدمی؛ ۳ -تشویق مؤمنان به انفاق در راه خدا؛ ۴ -تحقیر منافقان و کافران و سستی و بی‌پایگی اعمال آنان؛ ۵ -موهون بودن معبودهای مشرکان؛ ۶ -تعظیم و ارجمندی “کلمه ی طیبه” و تحقیر و کوچک شماری “کلمه خبیثه”؛ ۷ -فانی بودن عالم؛ ۸ -تشویق به ایمان، تقوی و عمل صالح. (۱۱) ........................................................................................................................................................ منبع؛ مجموعه مقالات همایش ملی قرآن و علوم طبیعی، تهیه و تنظیم دانشگاه آزاد اسلامی واحد مشهد، زیر نظر بنیاد پژوهش های قرآنی حوزه و دانشگاه، تهران، موسسه انتشاراتی بنیاد پژوهش های قرآنی حوزه و دانشگاه و انتشارات سخن گستر، چاپ یکم ـ زمستان ۱۳۸۵٫

کتاب خواص درمانی گیاهان و میوه‌های قرآنی

بسم الله الرحمن الرحیم کتاب خواص درمانی گیاهان و میوه‌های قرآنی   نویسنده: حسین وش ناشر: انتشارات سخنوران     معرفی کتاب کتاب خواص درمانی گیاهان و میوه‌های قرآنی نوشتۀ حسین وش، به مباحثی چون اثبات و حیانی بودن قرآن، اعجاز علمی قرآن، گیاهان دارویی و اعجاز پزشکی در قرآن و... می‌پردازد. قرآن کریم رساترین پیام الهی برای بشریت است که مهم‌ترین هدف آن، هدایت انسان به سمت فلاح و رستگاری است. از آن‌جا که انسان سالم در انجام وظایف خود و رسیدن به رستگاری موفقیت بیشتری دارد، اسلام بر حفظ سلامتی بدن و عدم تحمیل وظایف بیش از حد توان بر خود تاکید می‌کند. قرآن کریم تاکنون همواره منبع الهام‌بخش دانشمندان علوم مختلف در کشف حقایق علمی جهان هستی بوده است. در سالیان اخیر با توسعه روابط علمی و فرهنگی اسلام و غرب، نگاه دینی و قرآنی به علوم روز، یکی از دغدغه‌های عمده متفکران دینی سراسر عالم بوده است؛ چندان که حجم عظیمی از تحقیقات میان‌ رشته‌ای به حوزه علم و دین اختصاص یافته است. آنچه به تناوب زمان تقدیم خوانندگان گرامی می‌شود، پاره‌ای از پژوهش‌هایی است که به تبیین آیات پزشکی قرآن و بسط رابطه طب و قرآن پرداخته‌اند. قرآن کتاب خدا و معجزه جاویدان پیامبر اسلام (ص) است. این کتاب در طول ۲۳ سال بر رسول خدا (ص) وحی شد. قرآن در پیوند انسان با خدا زیباترین بیان‌ها را آورده است. قرآن، تورات و انجیل را تصدیق کرده است، ولی گفته که این کتاب‌ها تحریف شده‌اند. قرآن غلط‌های این دو کتاب را در مواردی مانند الهیات، قصص پیامبران و چند مقررات تصحیح کرد. قرآن، خدا را از چیزهایی نظیر کشتی گرفتن، و پیامبران را از نسبت‌های ناروایی که در کتب پیشین آمده بود منزه کرد و این خود دلیلی بر حقانیت این کتاب است. مسلمانان از صدر اسلام تا عصر حاضر اهتمام تامی در امور قرآنی داشتند که نشانه شیفتگی آن‌ها نسبت به قرآن است. قرآن در زمان رسول اکرم به وسیله «کاتبان وحی‌» که خود آن حضرت آن‌ها را معین کرده بودند، نوشته می‌شد. همچنین اکثر مسلمانان اعم از مرد و زن، کوچک و بزرگ، عشق عجیبی به حفظ همه و یا بیشتر آیات قرآن داشتند، قرآن را در نمازها می‌خواندند و خارج از نمازها تلاوت آن را ثواب می‌دانستند، و از تلاوت آن لذت می‌بردند و مایه آرامش روح آن‌ها بود. عشق و علاقه مسلمین به قرآن منشأ و مبدأ یک سلسله علوم ادبی و عقلی شد که اگر قرآن ‌نبود این علوم به وجود نمی‌آمد. قرآن در سبک خود هم بی نظیر است. سبک و اسلوب قرآن نه سابقه دارد و نه لاحقه؛ یعنی نه قبلاً کسی با این سبک سخن گفته است و نه بعداً کسی با همه دعوت‌ها و مبارزه طلبی‌های قرآن توانسته با آن رقابت کند و یا از آن تقلید نماید. در بخشی از کتاب خواص درمانی گیاهان و میوه‌های قرآنی می‌خوانیم: درباره این جمله قرآن که درخت زیتون نه شرقى است و نه غربى، تفسیر‌هاى مختلفى ارائه شده است. فاروقى می‌نویسد: خداوند در ضمن این جمله، حقیقتى را بیان فرموده است و آن این که محل کاشت اصل این درخت لبنان (فنیقیه) است که نه در شرق و نه غرب کره زمین قرار دارد و سپس از آن‌جا به غرب یعنى اروپا و افریقا و شرق یعنى ایران و افغانستان راه یافته است. (فاروقی، 1374) با این وجود بعضی از مفسران از این آیه تفسیر‌های مختلفی کرده‌اند. برای مثال علامه عبدالله یوسف علی معتقد است که درخت زیتون متعلق به همه جهان است و منحصر به شرق و غرب نیست. از نظر او منظور از شرق و غرب جهت درخت است. دیگر نویسندگان مانند مولانا عبدالماجد، مولانا مودودی، مولانا عثمانی، مولانا حقانی کم و بیش چنین نظری دارند و حتی گفته‌اند که مزه و کیفیت زیتون به جهت این درخت نسبت به خورشید بستگی دارد. اما به نظر می‌رسد که این کلام خداوند در واقع به زادگاه و گسترش این درخت اشاره دارد نه به چیزی دیگر. محققان نیز به این حقیقت پی برده‌اند که زیتون از فنیقیه، یا به عبارت دیگر، بخش شمالی جزیره العرب نشأت گرفته است. به سادگی می‌توان پذیرفت که اعراب در زمان نزول قرآن به این نکته واقف بوده‌اند که رشد و پرورش گیاهان در منطقه‌ای الزاماً به معنی نشأت گرفتن گیاه از آن منطقه نیست. لذا این آیه سوره نور بر بومی بودن این گیاه دلالت دارد. (پناهی و فیض ابادی، 1383) .......................................................................................................................................................... فهرست مطالب پیشگفتار فصل اول: کلیات مقدمه اثبات وحیانی بودن قرآن عدم تحریف قرآن هدف نزول قرآن الف) اهداف قرآن در بعد بینش رهایی از غفلت به یاد آوردن فراموش شده ها ارایه بینش‌های صحیح و ضروری ارایه دلایل ‌روشن بر بینش‌های صحیح و ضروری تبیین حق از باطل تدبر در آیات قرآن تفکر به ‌کار گیری عقل و فهم آگاهی از یگانگی خدا ب) اهداف قرآن در بعد گرایش پند دادن انذار و تبشیر درمان بیماری‌های روحی هدایت‌پذیری و پندپذیری تقوا ج) اهداف قرآن در بعد عمل شکرگزاری داوری به حق در مسایل مورد اختلاف تثبیت مؤمنان برپایی جامعه عادلانه حاکمیت قوانین خدا حاکمیت دین خدا بر سایر ادیان خروج از ظلمت ‌ها به سوی نور هدایت ‌به راه‌های امن و صراط مستقیم ورود به رحمت ویژه الهی و هدایت ‌به ذات او فصل دوم: قران و اعجاز پزشکی قرآن و هدایت بشر صفات قرآن قرآن، معجزه پیامبر اعجاز علمی قرآن قرآن، نسخه شفابخش تاریخ پزشکی در اسلام قرآن، بهداشت و پزشکی 2 بهداشت روانی فصل سوم: گیاهان دارویی در قران گیاهان و آیات قرآن گیاهان زراعی در قرآن درخت و درختکاری در کلام معصومین گیاهان خاص و میوه‌ها در قرآن فاکهه ثمر نبات آداب میوه خوردن در اسلام انار ترکیبات شیمیایی و محتویات انار خواص طبی و دارویی انار از دیدگاه پزشکی تأثیر انار بر سرطان روایاتی در رابطه با انار انجیر ترکیبات شیمیایی خواص طبی میوه انجیر از دیدگاه پزشکی روایات ائمه اطهار (ع) درمورد انجیر انگور ترکیبات شیمیایی خواص درمانی انگور از دیدگاه پزشکی خواص درمانی آب انگور خواص درمانی روغن هسته انگور خواص درمانی غوره خواص درمانی برگ مو انگور از دیدگاه ائمه اطهار (ع) نخل (خرما) ترکیبات شیمیایی فواید خرما از نظر علوم پزشکی تأثیر خرما بر زایمان خرما غذایی مفید به هنگام گرسنگی و افطار احادیثی درباره خرما زیتون ترکیبات شیمیایی خواص درمانی زیتون از دیدگاه پزشکی روایاتی در باب زیتون پیاز ترکیبات شیمیایی خواص درمانی پیاز از دیدگاه پزشکی روایاتی در رابطه با پیاز خیار ترکیبات شیمیایی خواص درمانی خیار از دیدگاه پزشکی روایاتی در رابطه با خیار موز ترکیبات شیمیایی خواص درمانی موز از دیدگاه پزشکی طلح (اقاقیا) ترکیبات شیمیایی خواص درمانی اقاقیا از دیدگاه پزشکی سیر ترکیبات شیمیایی خواص درمانی سیر از دیدگاه پزشکی سیر در روایات سدر ترکیبات شیمیایی موارد استفاده درخت سدر در روایات یقطین (کدو) عدس تیره: نیام داران Leguminosae ترکیبات شیمیایی خواص درمانی عدس از دیدگاه پزشکی عدس در روایات زنجبیل خواص درمانی زنجبیل از دیدگاه پزشکی ریحان خواص درمانی ریحان از دیدگاه پزشکی خواص درمانی تخم ریحان خواص درمانی برگ ریحان ریحان در روایات منّ (ترنجبین گزانگبین) ترکیبات شیمیایی خواص درمانی ترنجبین از دیدگاه پزشکی کافور خواص درمانی کافور از دیدگاه پزشکی قضب – بقل أثل خَمط خردل زقوّم ضریع طوبی حنطه ترنج فصل چهارم: سخن پایانی منابع و ماخذ

غذا و گیاهان شفابخش از دیدگاه طب سنتی ایران

بسم الله الرحمن الرحیم غذا و گیاهان شفابخش از دیدگاه طب سنتی ایران   نویسنده:  محسن ناصری     دسته بندی: طب سنتی تعداد صفحات: ۱۱۲ صفحه شابک: ۹۷۸-۶۰۰-۷۱۱۰-۱۱-۹‬ تاریخ انتشار: ۱۳۹۳   معرفی کتاب «غذا و گیاهان شفابخش از دیدگاه طب سنتی ایران» نوشته دکتر محسن ناصری( ـ۱۳۴۱)، دانشیار فارماکولوژی است. گیاهان و مفردات در طب سنتی ایران هم غذا و هم دوا هستند. انسان با آگاهی از مزاج و عملکرد این مواهب الهی می‌تواند زندگی بهتر و شادتری داشته باشد و وظایف خود را بهتر انجام دهد. گیاهان، حیوانات و مواد معدنی از آیات الهی هستند و نظر و توجه به آنان عظمت جهان آفرینش را نشان می‌دهد و روحیه شکرگزاری را در بشر افزایش می‌دهد. با توجه به تفاوت‌های بین فردی و یکسان نبودن اثر سرانگشتان، جهان آفرینش سفره گسترده‌ای با غذاهای متفاوت و رنگارنگ را در مقابل انسان پهن نموده است. خداوند دانای مطلق موارد حرام را تا روز قیامت مشخص نموده است و انسان می‌تواند با شناخت از خود و مزاج خود و نقطه قوت و ضعف اندام‌های خود و با توجه به نظرات اندیشمندان، مقدار و چگونگی استفاده از محتویات سفره را برای غذا و دوا یاد بگیرد.کتاب غذاها و گیاهان شفابخش برای آگاهی کلی جامعه از مزاج و عملکرد کلی گیاهان، حیوانات و مواد معدنی آماده گردیده است  

معجزه گیاهان قرآنی: گیاهان از منظر قرآن و علم

بسم الله الرحمن الرحیم معجزه گیاهان قرآنی: گیاهان از منظر قرآن و علم   نویسنده: حکیمه خاتون وکیلی شهربابکی ناشر: حکیمه خاتون وکیلی شهربابکی    تاریخ نشر: 12 شهریور، 1391  تعداد صفحه: 240  شابک: 978-964-04-7226-2 قطع کتاب: وزیری  نوع جلد: شومیز    "جلد اول از این كتاب حاوی معانی آیاتی از قرآن، همچنین ترجمه عباراتی از نهج‌البلاغه است كه در آن درباره قیامت و جهنم سخن رفته است ."

پر بازدید ترین مقالات

20211 7/9  21609  س1  21980 22601    22996...

«گیاهان دارویی در قرآن و حدیث»

بسم الله الرحمن الرحیم «گیاهان دارویی در قرآن و حدیث» علیرضا ...

زنيان - شاهي - کندر (دروس استاد ضیایی / 3)

بسم الله الرحمن الرحیم زنيان - شاهي - کندر دروس استاد ضی...

اهمیت دامداری و کشاورزی در قرآن کریم

بسم الله الرحمن الرحیم اهمیت دامداری و کشاورزی در قرآن کریم ...

سخنان مهم مقام معظم رهبری در"اهمیت حفظ محیط زیست و منابع طبیعی"

بسم الله الرحمن الرحیم سخنان مهم مقام معظم رهبری در"اهمیت حفظ...

تقویم شمسی

بهمن ۱۳۹۸
ش ی د س چ پ ج
    تیر »
 123456789101112131415161718192021222324252627282930