دسته: آیات قرآن و تفسیر

«آب» در تفاسیر قرآن کریم

بسم الله الرحمن الرحیم «آب» در تفاسیر قرآن کریم   فهرست مقدمه  آب؛ نعمت و نشانة الهی آب، نعمت الهى آب، آیه الهى معنای قرار گرفتن عرش خدا بر آب آب؛ منشأ حیات نقش آب در زندگی انسان تأمین غذاى انسان رفع تشنگى احیاى زمین وسیله ویرانى و نابودى طهارت و بهداشت درمان تأثیر تقوا و استغفار بر فراوانى آب آب؛ وسیله آزمایش و امتحان منشا و منبع تأمین آب نقش کوهها در ذخیره سازی آب تشبیه وتمثیل به آب  آب در آخرت ....................................................................     بسم الله الرحمن الرحیم پیشگفتار وَنَزَّلْنََا عَلَیْكَ الْكتَِابَ تِبْیَانًًا لِّكُلِّ شَيْءٍ * و ما این کتاب را بر تو نازل کردیم که بیانگر همه چیز... است! دین جامع و کامل مبین اسلام، بیان کننده و دربرگیرنده همه نیازهای حیاتی و اساسی بشر در همه ابعاد مادی و معنوی است . از طرف دیگر می دانیم که پدیده ها و مخلوقاتی مانند آب، خاک، زمین، هوا، دریا ،باران، گیاهان ، حیوانات ... ارتباط مستقیمی با زندگی و بقای بشر دارند ؛ همچنانکه فعالیتهای بشر نیز در این زمینه مانند کشاورزی، دامداری، جنگلداری و... در واقع استفاده از همان آفریده ها برای زندگی و ادامه حیات است. بر همین اساس مشاهده می کنیم که در قرآن کریم و روایات ائمه معصومین )علیهم السلام( برای هر دو مورد فوق) یعنی آفریده های طبیعی و فعالیتهای انسان در مورد آنها(، صدها آیه و هزاران روایت به عنوان تبیین حقایق و بیان دستورالعملهای اساسی وارد شده است که گنجینه وسیع و گسترده ای را فراروی علاقه مندان و محققان در زمینه کشاورزی، منابع طبیعی، محیط زیست و.. قرار می دهد . البته این گنجینه بزرگ علمی و دینی، همانند سایر آموزه های دینی، نیاز به واکاوی همه جانبه، استخراج کامل و بروزرسانی دائم دارد؛ تا در هر زمان و مکان بتوان بر اساس شرایط و مقتضیات موجود از آن به طور شایسته بهره مند شد . خوشبختانه از گذشته های دور تاکنون فعالیت های تحقیقاتی فراوانی در این زمینه صورت گرفته و منابع تحقیقاتی و مطالعاتی بسیار مفیدی پیرامون آموزه های دینی در کشاورزی،منابع طبیعی و محیط زیست فراهم و استخراج شده است - هرچند هنوز هم باید فعالیتهای گسترده و همه جانبة فراوانی در این زمینه صورت بگیرد.- یکی از موضوعات مهم و حیاتی که در این تحقیقات از جهات مختلف مورد بحث و بررسی قرار گرفته است موضوع «آب» است که در واقع منشا حیات و زندگی است . در این نوشتار سعی شده است این موضوع از دریچه تفاسیر قرآن کریم در معرض دید علاقمندان قرار گیرد چه اینکه مسئله آب در قرآن کریم دهها بار و از ابعاد بسیار گوناگون مورد اشاره قرار گرفته است . برای این منظور از کتاب شریف «دائره المعارف قرآن کریم» که تفاسیر مختلف را مورد بررسی قرار داده است استفاده شده و مطالب پس استخراج و ویرایش مجدد با انجام برخی اصلاحات در اختیار محققان و علاقمندان قرار می گیرد . امید است که این نوشتار مبنایی برای مطالعات و تحقیقات گسترده تر همگان باشد . انشاالله تعالی و من الله التوفیق   مرکز تحقیقات کشاورزی، منابع طبیعی و محیط زیست اسلامی علیرضا فراهانی منش 1398   .............................................................................................................................. بررسی ابعاد گوناگون «آب» در تفاسیر قرآن کریم   مقدمه: در تعريف علمى آب گفته‏ اند: مادّه‏ اى تركيب يافته از دو واحد هيدروژن و يك واحد اكسيژن (H2O) است‏[1] و حكيمان قديم، آن را يكى از چهار عنصر تشكيل دهنده مادّه مى‏دانستند. معادل عربى آن «ماء» و 63 بار در قرآن آمده است؛ اين آيات اشاره دارند كه: آب از نعمتها و نشانه های الهی است ، حيات همه جان‏داران به آب وابسته است، عرش خداوند بر روى آب بوده و نيز از نقش‏هاى گوناگون آن در زمين از احياى زمين، سرسبزى طبيعت، رويش گياهان رنگارنگ، پيدايش مراتع، مزارع و باغ‏ها با درختان مختلف و انواع گوناگون ميوه‏ها، سخن رفته است. همچنین به نزول آب بر كوه‏هاى بلند و تأمين آب گواراى آشاميدنى، ايجاد نهرها و رودهای بزرگ و تسخير آب درياها براى انسان نيز اشاره شده است. منابع و مخازن آب چون درياها، آسمان، كوه‏ها، نهرها، چشمه‏ها و چاه، از ديگر مسائل مربوط به آب است كه آيات قرآن به آن اشاره دارند. آياتى چند نيز از وجود آب در جهان آخرت به صورت يكى از نعمت‏هاى بهشت، خبر داده است. قرآن كريم در همه اين آيات، ذهن انسان را از توجّه به علل و عوامل مادّى تأمين آب منصرف ساخته و به عامل اصلى تأمين آن، يعنى خداوند سبحان، معطوف داشته است؛ البتّه در اين آيات، گاه به مسائل علمى نيز اشاره‏هاى دقيق شده؛ امّا پيش‏تر و برتر از آن بر امورى که داراى اهداف تربيتى و هدايتى است تأكيد شده است. اینک موارد و موضوعات فوق را به طور مختصر در تفاسیر مختلف قرآن کریم بررسی می کنیم :   1- آب؛ نعمت و نشانه الهی   آب، نعمت الهى: نگاه كلّى به آيات مربوط به «آب» نشان مى‏دهد كه از بين نقش‏هاى آن در حيات همه موجودات زنده، بر «منافع مستقيم و غيرمستقيم آب براى انسان» تأكيد شده است . محتوای بخش فراوانى از اين آيات نظير: «كُلُوا وَ اشْرَبُوا» (در 5 آيه)[2] يا «أَسْقَيْناكُمْ» (مرسلات/ 77،27) يا «فَأَنْزَلْنا مِنَ السَّماءِ ماءً» (حجر/ 15،22)، درصدد برشمردن نعمت‏هاى الهى در زمینه آب است؛ ازاين‏رو، اين بخش از آيات به طور صريح يا غير صريح، بندگان خدا را به شكر اين نعمت بزرگ فرا مى‏خواند. در آيات 48 تا 50 فرقان/ 25، با اشاره به نزول آب طهور از آسمان و احياى سرزمين‏هاى مرده و فراهم كردن آب مورد نياز دام‏ها و انسان‏ها، مردم را به يادآورى اين نعمت الهى دعوت مى‏كند: «وَ لَقَدْ صَرَّفْناهُ بَيْنَهُمْ لِيَذَّكَّرُوا فَأَبى‏ أَكْثَرُ النَّاسِ إِلَّا كُفُوراً.» ودر آيات 57 و 58 اعراف/7، همين بيان، با دعوت مردم به سپاس‏گزارى از اين نعمت همراه شده است:«كَذلِكَ نُصَرِّفُ الْآياتِ لِقَوْمٍ يَشْكُرُونَ.» در آيه 68 تا 70 واقعه/56، با دعوت از مخاطبان به تدبّر در آب آشاميدنى و تأكيد بر اين‏كه فقط خداوند آن آب گوارا را از ابرها فروفرستاده و قادر است با تغيير نظام حاكم بر نزول آب، آن را به آبى شور و تلخ تبديل كند، خدا را مستحق سپاس‏گزارى دانسته و به شكر نعمت آب تشويق كرده است‏[3]: «أَ فَرَأَيْتُمُ الْماءَ الَّذِي تَشْرَبُونَ* أَ أَنْتُمْ أَنْزَلْتُمُوهُ مِنَ الْمُزْنِ أَمْ نَحْنُ الْمُنْزِلُونَ* لَوْ نَشاءُ جَعَلْناهُ أُجاجاً فَلَوْ لا تَشْكُرُونَ.» و درآيه 12 فاطر/ 35، نيز از دو درياى شور و شيرين و منافع آن دو ياد كرده و غرض از يادآورى اين نعمت را شكرگزارى مردم دانسته است.   آب، آيه الهى: «آيه» به معناى نشان آشكارى است كه شخص را راهنمايى مى‏كند.[4] با اين‏كه همه موجودات عالَم از جمله آب، از آيات الهى است كه نشان از آفريننده آن دارد، در هيچ يك از آياتِ مربوط به آب، «آفرينش يا وجود آب»، آيه خدا شناسانده نشده؛ بلكه «نزول آب» از آسمان و درپى آن، إحياى زمين، رويش گياهان و درختان مختلف با انواع گوناگون ميوه‏ها كه درك آن براى همه افراد بشر محسوس است، از آيات الهى دانسته شده است: «هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً لَكُمْ مِنْهُ شَرابٌ وَ مِنْهُ شَجَرٌ فِيهِ تُسِيمُونَ* يُنْبِتُ لَكُمْ بِهِ الزَّرْعَ وَ الزَّيْتُونَ وَ النَّخِيلَ وَ الْأَعْنابَ وَ مِنْ كُلِّ الثَّمَراتِ إِنَّ فِي ذلِكَ لَآيَةً لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ.» (نحل/ 16، 10 و11) در اين بخش از آيات، گاه نزول آب از آسمان از نشانه‏هاى ربوبيّت مستمر الهى شناسانده شده كه چگونه خداى حكيم، آب را با تدبير و تقدير حكيمانه، به اندازه بر زمين مرده مى‏ريزد و با آن به زمين و اهل آن حيات مى‏بخشد. (انعام/ 6، 99 و طه/ 20، 53 و 54) و در آيه 164 بقره/2، نزول آب و در پى آن، افزون بر إحياى زمين، پراكنده شدن جنبندگان نيز از آيه‏هاى الهى شمرده شده است: «إِنَّ فِي خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ‏ ... وَ ما أَنْزَلَ اللَّهُ مِنَ السَّماءِ مِنْ ماءٍ فَأَحْيا بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها وَ بَثَّ فِيها مِنْ كُلِّ دَابَّةٍ ... لَآياتٍ لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ.» در آياتى ديگر، همين پديده، نشانه تحقّق معاد و قدرت خداوند بر احياى دوباره مردگان دانسته شده است: «وَ مِنْ آياتِهِ أَنَّكَ تَرَى الْأَرْضَ خاشِعَةً فَإِذا أَنْزَلْنا عَلَيْهَا الْماءَ اهْتَزَّتْ وَ رَبَتْ إِنَّ الَّذِي أَحْياها لَمُحْيِ الْمَوْتى‏ إِنَّهُ عَلى‏ كُلِّ شَيْ‏ءٍ قَدِيرٌ».(فصلت/ 41،39) .«وَ اللَّهُ أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً فَأَحْيا بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها إِنَّ فِي ذلِكَ لَآيَةً لِقَوْمٍ يَسْمَعُونَ». (نحل/ 16، 65؛ روم/ 30، 24) . و در آياتى ديگر، بدون تصريح به «نشانه بودن»، بلكه با تشبيه احياى دوباره انسان‏ها پس از مرگ به رويش گياهان از زمين در پى نزول آب، احياى زمين با آب را نشانه قدرت خداوند بر امكان و وقوع معاد مى‏داند: «وَ الَّذِي نَزَّلَ مِنَ السَّماءِ ماءً بِقَدَرٍ فَأَنْشَرْنا بِهِ بَلْدَةً مَيْتاً كَذلِكَ تُخْرَجُونَ». (زخرف/ 43، 11). نيز آیات: ق/ 50، 11؛ اعراف/ 7، 57؛ فاطر/ 35، 9.   2- معنای قرار گرفتن عرش خدا بر آب   در قرآن کریم آيه 7 هود/11، از بودن عرش خدا بر آب خبر مى‏دهد: «وَ هُوَ الَّذِي خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ وَ كانَ عَرْشُهُ عَلَى الْماءِ ؛ و او كسى است كه آسمان‏ها و زمين را در شش مرحله آفريد و عرش او بر آب بود». مفسّران در تفسير اين آيه بر يك نظر نيستند: سيد قطب معتقد است كه اين آيه فقط بر وجود آب هنگام خلق آسمان و زمين و قرار داشتن عرش خدا بر آن دلالت دارد؛ امّا اين‏كه چگونه آبى بوده و عرش به چه نحو بر آن قرار داشته، از امور غيبى است كه راهى براى فهم مفسّر به آن وجود ندارد.[5] برخلاف نظر اين گروه از مفسران، برخى درپى ارائه معناى روشنى از آيه بوده‏اند. در نقلى از كعب‏الاحبار آمده است كه خداوند، ياقوت سبزى آفريد؛ آن‏گاه با هيبت در آن نظر كرد؛ به طورى كه به آبى مضطرب تبديل شد؛ پس باد را آفريد و آب را بر پشت باد قرار داد و عرش را نيز بر آب نهاد.[6] نظير اين روايت كه از اسرائيليات است، از ابن ‏عباس نيز نقل شده.[7] برخى مفسّران متأخّر گويا با مسلَّم گرفتن مضمون اين روايات، با اين پرسش مواجه شده‏ اند كه چه فايده و حكمتى در اين است كه عرش خدا بر آب و آب بر روى باد باشد و پاسخ داده ‏اند كه قرار گرفتن بناى عظيم عرش بر آب، دلالت روشن‏ترى بر قدرت خدا دارد كه چگونه آن جسم سنگين را بدون هيچ ستونى بر روى آب نگه داشته است.[8] ابومسلم اصفهانى در اين باره گفته است: عرش خدا، يعنى بناى آسمان‏ها و زمين كه بر روى آب قرار داشت و اين شگفت ‏انگيزتر است كه ساختمان عظيمى بر روى آب بنا نهاده شود؛[9] امّا اين نظريّه با ظاهر آيه سازگار نيست؛ زيرا آيه مى‏گويد: عرش خدا، پيش از آفرينش آسمان و زمين بر آب بود.[10] ابوبكر اصَمّ‏ گويا به دليل نادرستى اين نظريّه‏ها در تفسير ديگرى از آيه چنين مى‏گويد: همان گونه كه آسمان بالاى زمين قرار گرفته بود، عرش خدا نيز بالاى آب قرار داشت.[11] اين‏كه مقصود از عرش و نيز ماء چه باشد، مى‏تواند تفسيرى مقبول‏تر يا غير قابل قبول از آيه ارائه دهد. آن‏چه از مفسّران متقّدم گزارش شده، عرش را موجودى مادّى معرّفى مى‏كند؛ امّا برخى مفسّران (به طور عمده عارفان و حكيمان) عرش و ماء را شى‏ء غيرمادّى دانسته‏اند؛ به طور مثال محى‏الدين‏عربى، مراد از عرش در آيه را همه موجودات عالم و مقصود از آب را كه عرش (همه ممكنات) از آن برآمده و به واسطه آن وجود يافته‏اند، نَفَس رحمانى دانسته است‏[12] كه گاه از آن به «حيات ساريه» در موجودات‏[13] يا «وجود منبسط» و يا «حقيقت محمديه»[14] تعبير مى‏شود. برخى ديگر از مفسران، عرش را كنايه از تدبير خداوند، يعنى علم او به مصالح، شايستگى‏ها و بايستگى‏هاى هستى دانسته و برآنند كه آيه پيشين خبر مى‏دهد پيش از آفرينش آسمان و زمين، خدا وجود داشت و با اوهيچ نبود و خداوند ابتدا آب را آفريد؛ آن‏گاه آسمان‏ها و زمين و به طور كلّى موجودات مادّى را از آب خلق كرد.[15] اين تفسير از آيه با روايت‏هايى از امامان معصوم عليهم السلام تأييد مى‏شود كه نخستين پديده مادّى آفريده خداوند را كه منشأ آفرينش موجودات ديگر بوده، آب معرّفى مى‏كنند: از حضرت باقر عليه السلام نقل شده كه در پاسخ به مردى شامى درباره آغاز آفرينش فرمود: نخست، چيزى را آفريد كه همه چيزها از آن خلق شده و آن آب است؛ پس خداوند نسب هر چيزى را به آب مى‏رساند؛ ولى براى آب، نسبى كه بدان منسوب شود، قرار نداده است.[16] در حديث ديگرى از حضرت صادق عليه السلام عرش به آفريدگان تفسير شده است: العرش فى وجه هو جملة الخلق؛[17] بنابراين بعيد نيست كه آيه به پديد آمدن همه مخلوقات از آب اشاره داشته باشد.       3- آب؛ منشأ حيات   قرآن كريم در آيه 54 فرقان/ 25، آغاز آفرينش انسان را از آب دانسته: «وَ هُوَ الَّذِي خَلَقَ مِنَ الْماءِ بَشَراً». و در آيه 45 نور/24، نه تنها انسان كه مبدأ آفرينش هر جنبنده‏ اى را آب معرّفى كرده است: «وَ اللَّهُ خَلَقَ كُلَّ دَابَّةٍ مِنْ ماءٍ». و در آيه 30 انبياء/21، به صورت عام و كلّى‏تر بيان مى‏كند كه هرچيز زنده‏ اى را از آب قرار داديم: «وَ جَعَلْنا مِنَ الْماءِ كُلَّ شَيْ‏ءٍ حَيٍّ». درباره اين آيه سه پرسش مطرح است كه مفسّران به شكل‏هاى گوناگون به آن پاسخ داده‏اند كه هر پاسخ بر برداشت خاصّى از آيه مبتنى است: نخست، مراد از «ماء» چيست؟  دوم، «كُلَّ شَيْ‏ءٍ حَيٍّ» چه معنا دارد؟ و سوم، «جَعَل» به چه معنا است؟ برخى برآنند كه «ماء» در آيه، همان آب معروف است؛ بنابراين مبدأ آفرينش جان‏داران آب است؛ در مقابل، برخى ديگر از مفسّران مقصود از «ماء» را نطفه دانسته‏اند؛ شايد به اين دليل كه مبدأ آفرينش جان‏داران با آبى جز نطفه مسلّم نيست؛ به ويژه كه در چند آيه، مبدأ آفرينش انسان هم نطفه شناسانده شده: «إِنَّا خَلَقْنَا الْإِنْسانَ مِنْ نُطْفَةٍ أَمْشاجٍ» (انسان/ 76، 2). و در آياتى ديگر، از اين نطفه به «ماء» تعبير شده است: «أَ لَمْ نَخْلُقْكُمْ مِنْ ماءٍ مَهِينٍ‏ آيا شما را از آبى پست نيافريديم؟» (مرسلات/ 77،20). «فَلْيَنْظُرِ الْإِنْسانُ مِمَّ خُلِقَ* خُلِقَ مِنْ ماءٍ دافِقٍ*؛‏ پس آدمى بايد بنگرد كه از چه آفريده شده. از آبى جهنده آفريده شده». (طارق/ 86، 5 و 6). مفسّران مقصود از «كُلَّ شَيْ‏ءٍ حَيٍّ» را هر مخلوق زنده دانسته‏ اند؛ امّا بيش‏تر آنان توضيح نداده ‏اند كه آيا شامل جن، فرشتگان، گياهان و درختان هم مى‏شود يا نه. فخر رازى با استناد به آياتى كه آفرينش جن را از آتش (حجر/ 15، 27) و آفرينش آدم را از خاك دانسته (آل‏عمران/ 3،59) و چند پرنده كه عيسى عليه السلام آن‏ها را از گِل ساخته (مائده/ 5،110) و نيز با توجه به رواياتى كه آفرينش فرشتگان را از نور دانسته، بر آن است كه اين موارد، از عموم آيه پيشين استثنا مى‏شود. وى هم‏چنين در ذيل آيه‏ «وَ اللَّهُ خَلَقَ كُلَّ دَابَّةٍ مِنْ ماءٍ» (نور/ 24، 45) با طرح پرسش پيش‏گفته، سه پاسخ براى آن آورده است:  الف. بهترين پاسخ، سخن قفّال است كه‏ «مِنْ ماءٍ» را صفت براى‏ «كُلَّ دَابَّةٍ» دانسته است، نه متعلّق به‏ «خَلَقَ»؛ بنابراين معناى آيه اين است كه هر جنبنده آفريده شده از آب، مخلوق خدا است. اين پاسخ سخن درستى است؛ ولى ظهور آيه را كه مبدأ آفرينش موجودات زنده آب است، نفى نمى‏كند.  ب. ريشه و سرچشمه همه آفريدگان آب است؛ همان‏گونه كه طبق روايت، اوّل آفريده خداوند آب بود؛ آن‏گاه از آن، آتش، باد و نور را آفريد.  ج. مقصود از «كُلَّ دَابَّةٍ» فقط جنبندگان ساكن بر روى زمين است، نه هر موجود زنده‏اى و از آن‏جا كه جنبندگان روى زمين يا از نطفه آفريده شده‏اند يا بدون آب نمى‏توانند زندگى كنند، آيه از اين اكثر به «همه» تعبير كرده است؛[18] افزون بر اين، برخى مفسّران‏ «كُلَّ شَيْ‏ءٍ حَيٍّ» رامختصّ حيوانات دانسته‏اند؛ امّا در مقابل، برخى با توجّه به اطلاق آن، هر موجود مادّى داراى رشد و نمو را مشمول آن دانسته‏اند؛ خواه حيوان باشد يا گياه و درخت.[19] عده‏اى‏ «جَعَلْنا» را به معناى «خلقنا» گرفته‏اند[20] كه بنابراين احتمال، آيه، مبدأ آفرينش موجودات زنده را آب مى‏داند؛ خواه آب به معناى نطفه يا به طور مطلق باشد. برخى در اين‏باره با استناد به فرضيّه‏هايى كه علم جديد آن را مطرح كرده، مبنى بر اين‏كه اصل حيات ريشه در آب دارد و نخستين موجود يا موجودات زنده به صورت حيوان بسيط تك سلولى از آب و در دريا پديد آمده است، درصدد برآمده‏اند كه آيه را بر اين نظريّه تطبيق دهند.[21] سيدقطب در همين جهت مى‏گويد: آيه‏ «وَ جَعَلْنا مِنَ الْماءِ كُلَّ شَيْ‏ءٍ حَيٍّ» حقيقتى بزرگ را اثبات مى‏كند كه دانشمندان، فهم و اثبات آن را دستاوردى سترگ براى علم قلمداد مى‏كنند و آن اين‏كه نخستين بستر و گهواره حيات، آب است.[22] برخى ديگر «جَعَلْنا» را به معناى «احيينا» دانسته‏اند؛ يعنى ما به هر موجود زنده‏اى با آب، حيات بخشيديم؛[23] بنابراين، آيه به تأثير آب در ادامه حيات موجودات ناظر است، نه فقط به اصل آفرينش آن‏ها. طبرسى اين نظر را درست‏تر دانسته و روايت عيّاشى از امام‏صادق عليه السلام را نقل كرده كه حضرت در پاسخ پرسشى درباره طعم آب، با استناد به همين آيه فرمود: طعم آب، طعم حيات است.[24] برخى نيز با استناد به كشفيات علمى، مبنى بر اين‏كه مهم‏ترين عنصر تشكيل دهنده يك سلول، آب است كه در همه موجودات زنده از حيوان گرفته تا گياهان وجود دارد، هم‏چنين آب در همه فعل و انفعالات درون اجسام زنده، نقش اساسى دارد، آيه را به بيان اين حقيقت علمى ناظر دانسته‏اند.[25] علّامه طباطبايى مى‏نويسد: مسأله ارتباط حيات با آب كه امروزه در ساير بررسى‏هاى علمى جديد روشن شده، معجزه ماندنى قرآن كريم است؛[26] بنابراين به طور كلّى سه نظريّه درباره آيه مطرح شده است: هر موجود زنده‏اى از آب آفريده شده؛ هر موجود زنده‏اى از نطفه آفريده شده؛ حفظ و ادامه حيات هر موجود زنده‏اى به آب وابسته است.     4- نقش آب‏  در زندگی انسان   تأمين غذاى انسان: انسان براى ادامه زندگى  خود، نيازمند غذايى است كه از محصولات كشاورزى چون غلّات، دانه‏ ها، سبزى‏ها، انواع ميوه ‏هاى درختان و نيز از دام و شيلات تشكيل مى‏شود. همان‏گونه كه بشر به دليل نيازمندى به غذا و آب، همواره در طول تاريخ، نقش و تأثير آب را در همه شؤون حيات خود به روشنى احساس مى‏كرده و به آب با ديده اهمّيّت مى‏نگريسته، بخش اعظم آيات مربوط به آب نيز نقش اصلى را در تأمين غذاى انسان به آب‏ داده است. پيام اصلى اين آيات كه بدون استثنا فقط خداوند را تأمين كننده اين آب معرّفى كرده، برشمردن نعمت‏هاى خداوند براى انسان و نشان دادن آيات الهى و قدرت خدا به وى در همه صحنه‏هاى عالم و در لحظه لحظه زندگى او است تا به ايمان به اللّه، توحيد و معاد راهنمايى‏اش كند و احياناً با برشمردن نعمت‏هاى خدا، انسان را به شكر اين نعمت‏ها فراخواند: در اين باره، آيه 22 بقره/2 و 32 ابراهيم/14، پس از بيان نزول آب از آسمان مى‏گويد: خدا با آن آب، انواع ميوه ‏ها را از زمين بيرون آورد تا رزق شما باشد: «وَ أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً فَأَخْرَجَ بِهِ مِنَ الثَّمَراتِ رِزْقاً لَكُمْ». نيز اعراف/ 7، 57. و در آيه 99 انعام/6، همين بيان با تفصيل بيش‏تر ديده مى‏شود: خداوند با آب هر نوع گياهى را روياند؛ آن‏گاه از آن گياه، جوانه‏ اى خارج ساخت كه در آن جوانه، دانه‏هايى بر روى هم چيده شده است و از شكوفه درختان نخل، خوشه‏ هايى نزديك به هم برآورد؛ هم‏چنين با آن آب، باغ هايى از انگور، زيتون و انار كه همانند هم يا غير همانند است، ايجاد كرد: «وَ هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً فَأَخْرَجْنا بِهِ نَباتَ كُلِّ شَيْ‏ءٍ فَأَخْرَجْنا مِنْهُ خَضِراً نُخْرِجُ مِنْهُ حَبًّا مُتَراكِباً وَ مِنَ النَّخْلِ مِنْ طَلْعِها قِنْوانٌ دانِيَةٌ وَ جَنَّاتٍ مِنْ أَعْنابٍ وَ الزَّيْتُونَ وَ الرُّمَّانَ مُشْتَبِهاً وَ غَيْرَ مُتَشابِهٍ». همين مطلب در آيه 11 نحل/16، با اين بيان آمده است: «يُنْبِتُ لَكُمْ بِهِ الزَّرْعَ وَ الزَّيْتُونَ وَ النَّخِيلَ وَ الْأَعْنابَ وَ مِنْ كُلِّ الثَّمَراتِ»؛ جز اين در آيه 27 فاطر/ 35، به ميوه‏هاى رنگارنگ‏ (فَأَخْرَجْنا بِهِ ثَمَراتٍ مُخْتَلِفاً أَلْوانُها) و در آيه 21 زمر/ 39، به زراعت‏هاى رنگارنگ‏ (ثُمَّ يُخْرِجُ بِهِ زَرْعاً مُخْتَلِفاً أَلْوانُهُ) كه رويش همه از آب آسمان است، توجّه داده است. در آيات 25 تا 32 سوره عبس/80، پس از بيان ريزش آب و پيش از ذكر گياهان و انواع ميوه‏ ها، از «حَب» (دانه) ياد شده كه مى‏تواند نشان دهنده اهمّيّت نقش غلّات و دانه‏ها در تغذيه انسان باشد[27]: «أَنَّا صَبَبْنَا الْماءَ صَبًّا* ثُمَّ شَقَقْنَا الْأَرْضَ شَقًّا* فَأَنْبَتْنا فِيها حَبًّا* وَ عِنَباً وَ قَضْباً* وَ زَيْتُوناً وَ نَخْلًا* وَ حَدائِقَ غُلْباً* وَ فاكِهَةً وَ أَبًّا* مَتاعاً لَكُمْ وَ لِأَنْعامِكُمْ». نيز نبأ/ 78، 15 و 16. برخى مفسّران‏ «قَضْباً» در اين آيات را به سبزى‏ها كه در غذاى انسان جاى‏گاهى مهم دارد، تفسير كرده ‏اند.[28] بشر، همواره بخشى از نيازهاى غذايى خود را از طريق دام تأمين مى‏كرده؛ از اين‏رو پرورش دام براى تأمين اين نياز، از اهمّيّت زيادى برخوردار بوده است. قرآن كريم، بر نقش و تأثير آب بر اين نياز انسان، يعنى پرورش دام نيز تأكيد كرده و آن را از نعمت‏هاى الهى به انسان برشمرده است. در همين جهت، آيه 24 يونس/10، رويش گياهان را معلول آبِ نازل شده از آسمان دانسته و از آن در كنار غذاى انسان، خوراك دام شمرده است: «كَماءٍ أَنْزَلْناهُ مِنَ السَّماءِ فَاخْتَلَطَ بِهِ نَباتُ الْأَرْضِ مِمَّا يَأْكُلُ النَّاسُ وَ الْأَنْعامُ». تصريح به اين‏كه گياهان زمين، خوراك «انسان و دام» (انعام=حیوانات اهلی) است و نه سایر حيوانات، با اين‏كه حيوانات بسيارى از آن تغذيه مى‏كنند، نشان مى‏دهد كه اين آيه، در مقام بيان تأثير مستقيم و غير مستقيم آب در تأمين غذاى انسان است. اين معنا در آيات ديگر نيز مورد توجّه است: در آيه 10 نحل/ 16، بخشى از آبِ آسمان را عامل پيدايش گياهانى دانسته كه انسان‏ها دام خود را براى چريدن به ميان آن مى‏برند: «هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً لَكُمْ مِنْهُ شَرابٌ وَ مِنْهُ شَجَرٌ فِيهِ تُسِيمُونَ». و در آیه ای دیگر: «و از آسمان، آبى فرود آورد و به وسيله آن، رستنى‏هاى گوناگون جفت جفت بيرون آورديم. بخوريد و دام‏هايتان را بچرانيد كه به طور قطع در اين‏ها براى خردمندان نشانه‏هايى است»: «وَ أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً فَأَخْرَجْنا بِهِ أَزْواجاً مِنْ نَباتٍ شَتَّى* كُلُوا وَ ارْعَوْا أَنْعامَكُمْ إِنَّ فِي ذلِكَ لَآياتٍ لِأُولِي النُّهى‏.» (طه/ 20، 53 و 54) «اَبّ» در آيه 31 عبس/ 80، نيز به چراگاه تفسير،[29] و در آيه بعد، بهره دام معرّفى شده است: «وَ فاكِهَةً وَ أَبًّا* مَتاعاً لَكُمْ وَ لِأَنْعامِكُمْ». تأكيد بر نقش آب در تأمين خوراك دام در آيات 31 و 33 نازعات/ 79، و 27 سجده/ 32، نيز به چشم مى‏خورد. آب درياها نيز جایگاهى براى پرورش آبزيان دانسته و آب شور و شيرين در اين جهت يك‏سان معرّفى شده است: «وَ ما يَسْتَوِي الْبَحْرانِ هذا عَذْبٌ فُراتٌ سائِغٌ شَرابُهُ وَ هذا مِلْحٌ أُجاجٌ وَ مِنْ كُلٍّ تَأْكُلُونَ لَحْماً طَرِيًّا.» (فاطر/ 35، 12)   رفع تشنگى: پيش‏تر گذشت كه در تفسيرى از آيه‏ «وَ جَعَلْنا مِنَ الْماءِ كُلَّ شَيْ‏ءٍ حَيٍّ»؛ برخى برآنند حيات انسان به آب بستگى دارد كه بخشى از اين نياز را با نوشيدن آن برطرف مى‏كند. خداوند سبحان در مقام امتنان، آشاميدن آب را بر بندگان مباح اعلام كرده است: «كُلُوا وَ اشْرَبُوا مِنْ رِزْقِ اللَّهِ». (بقره/ 2، 60) نيز اعراف/ 7، 31. آياتى از قرآن كريم، ضمن اشاره به اين نياز انسان، خداوند را تأمين‏ كننده آب آشاميدنى براى انسان معرّفى كرده است: «فَأَنْزَلْنا مِنَ السَّماءِ ماءً فَأَسْقَيْناكُمُوهُ». (حجر/ 15، 22) . در آيه 48 و 49 فرقان/ 25، آب با وصف «طهور» آمده و در كنار انسان از دام نيز ياد شده كه اين آب طهور براى آشاميدن آن‏ها مهيا شده است: «وَ أَنْزَلْنا مِنَ السَّماءِ ماءً طَهُوراً* ... وَ نُسْقِيَهُ مِمَّا خَلَقْنا أَنْعاماً وَ أَناسِيَّ كَثِيراً». در اين آيات نيز با اين‏كه همه حيوانات از آب براى آشاميدن استفاده مى‏كنند، فقط از انسان و دام ياد شده و اين شايد از آن جهت است كه آيات گذشته در مقام شمارش نعمت‏هاى خاص خداوند به انسان است. و در آيه 27 مرسلات/ 77 از تأمين آب آشاميدنى گوارا براى انسان كه از كوه‏ها سرچشمه مى‏گيرند، خبر مى‏دهد: «وَ جَعَلْنا فِيها رَواسِيَ شامِخاتٍ وَ أَسْقَيْناكُمْ ماءً فُراتاً». از سوى ديگر مى‏توان نمونه‏اى از جست‏وجو و طلب انسان از آب را در آيه 160 اعراف/ 7، وآیه  60 بقره/ 2، نشان داد: در آيه نخست، قوم موسى از وى آب آشاميدنى مى ‏طلبند: «وَ أَوْحَيْنا إِلى‏ مُوسى‏ إِذِ اسْتَسْقاهُ قَوْمُهُ» و در آيه دوم، موسى از خداوند براى قوم خود آب مى‏طلبد: «وَ إِذِ اسْتَسْقى‏ مُوسى‏ لِقَوْمِهِ»، كه با وحى خداوند، عصاى خود را بر سنگ مى‏زند و با ظاهر شدن دوازده چشمه، آب‏آشاميدنى اسباط بنى‏اسرائيل تأمين مى‏شود. در اين آيات نيز تأكيد و غرض اصلى، شمردن برخى نعمت‏هاى خداوند براى انسان جهت دعوت او به توحيد و بندگى است؛ چنان كه انسان در سوره واقعه/ 56، به تدبّر در آب آشاميدنى‏اش و اين‏كه چه كسى آن را از ابرهاى گران‏بار فرو مى‏فرستد، دعوت و به شكرگزارى آن تشويق يا به دليل ناسپاسى از آن توبيخ شده است.   احياى زمين: يكى از آثار مهم و گسترده آب در زمين كه انسان از منافع مستقيم و غيرمستقيم آن بهره مى‏برد، احياى زمين است كه در بيش از ده آيه بر آن تأكيد شده است: آيه 65 نحل/ 16، مى‏گويد: خداوند از آسمان آب فرود آورد و در پى آن، زمين را پس از مرگ احيا كرد: «وَ اللَّهُ أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً فَأَحْيا بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها». همچنین در آیات فاطر/ 35،9، و بقره/ 2، 164. همين معنا با بيانى ديگر در سوره عنكبوت/ 29، 63، نیز آمده است. در آيه 5 جاثيه/ 45، از آب آسمان به‏ «رِزْقٍ» تعبير شده؛ آن‏گاه به احياى زمين با آن رزق اشاره مى‏كند: «وَ ما أَنْزَلَ اللَّهُ مِنَ السَّماءِ مِنْ رِزْقٍ فَأَحْيا بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها». آيات 48 و 49 فرقان/ 25، نیز هدف از نزول باران را احياى سرزمين مرده دانسته است: «وَ أَنْزَلْنا مِنَ السَّماءِ ماءً طَهُوراً* لِنُحْيِيَ بِهِ بَلْدَةً مَيْتاً». عموم مفسران برآنند كه مقصود از احيا در اين آيات، روييدن گياهان و آبادانى زمين است‏[30] كه از يك طرف با روييدن انواع ميوه‏ ها و خوردنى‏ها، روزى انسان را تأمين مى‏كند و با ايجاد چراگاه‏ها، زمينه ادامه حيات دام‏ها، حيوان‏ها و همه جنبندگان را فراهم مى ‏سازد و از سوى ديگر، با رويش انواع گياهان با رنگ‏ها و بوهاى گوناگون به زمين زيبايى و طراوت مى‏بخشد.[31] احياى زمين كه همواره با سرسبزى و زيبايى طبيعت همراه است، مورد تأكيد آياتى ديگر قرار گرفته؛ به طور مثال در آيه 63 حج/ 22، آمده است: «أَ لَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً فَتُصْبِحُ الْأَرْضُ مُخْضَرَّةً» و نيز از پيدايش انواع گوناگون گياهان با آب باران ياد مى‏كند: «وَ أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً فَأَخْرَجْنا بِهِ أَزْواجاً مِنْ نَباتٍ شَتَّى» (طه/ 20، 53) و اين همه، سبب زيبايى و آراستگى زمين مى‏شود: «كَماءٍ أَنْزَلْناهُ مِنَ السَّماءِ فَاخْتَلَطَ بِهِ نَباتُ الْأَرْضِ‏ ... حَتَّى إِذا أَخَذَتِ الْأَرْضُ زُخْرُفَها وَ ازَّيَّنَتْ» (يونس/ 10، 24)، و براى انسان، بهجت و شادابى به همراه مى‏آورد: «وَ أَنْزَلَ لَكُمْ مِنَ السَّماءِ ماءً فَأَنْبَتْنا بِهِ حَدائِقَ ذاتَ بَهْجَةٍ.» (نمل/ 27، 60) نيز حج/ 22، 5.   وسيله ويرانى و نابودى: آب از جمله نعمت‏هاى الهى به بشر است و وجود آن همواره مايه عمران و آبادانى زمين و نيز عاملى براى توسعه و فراوانى در رزق و انواع نعمت‏ها است؛ امّا گاهى نيز ويرانى‏هايى را به دنبال دارد. آياتى چند به اين نقش آب نيز اشاره مى‏كند: به طور مثال با ويرانى سد «مَأرِب» كه قوم سبأ آن را ميان دو كوه ساخته، از آب انباشته شده در پشت آن براى احياى مزارع و باغ‏هاى خود استفاده مى‏كرد و سرزمينى حاصل‏خيز با انواع نعمت‏ها را پديد آورده بود، آب، تمام مزارع و باغ‏هاى آنان را ويران كرد؛ به طورى كه جز مقدارى اندك درخت سدر و درختانى ديگر با ميوه‏هاى تلخ و بعضى بدون ميوه چيزى باقى نگذاشت‏[32]: «... بَلْدَةٌ طَيِّبَةٌ وَ رَبٌّ غَفُورٌ* فَأَعْرَضُوا فَأَرْسَلْنا عَلَيْهِمْ سَيْلَ الْعَرِمِ وَ بَدَّلْناهُمْ بِجَنَّتَيْهِمْ جَنَّتَيْنِ ذَواتَيْ أُكُلٍ خَمْطٍ وَ أَثْلٍ وَ شَيْ‏ءٍ مِنْ سِدْرٍ قَلِيلٍ.» (سبأ/ 34، 15 و 16).  در پى اين ويرانى، قوم سبأ نيز پراكنده شده، به جاهاى گوناگون كوچ كردند: «فَجَعَلْناهُمْ أَحادِيثَ وَ مَزَّقْناهُمْ كُلَّ مُمَزَّقٍ.» (سبأ/ 34، 19) . نمونه ديگر در داستان نوح ديده مى‏شود كه آب، افزون بر ويرانى، قوم نوح را نيز نابود مى‏كند. نقطه مشترك هر دو داستان آن است كه در هر دو مورد، آب به مثابه يكى از جنود قاهر الهى به اراده و فرمان خداوند عمل مى‏كند: در داستان سبأ به دنبالِ روى‏گردانى مردم سبأ از خداوند و كفر و ناسپاسى نعمت‏هاى الهى، به اراده خداوند، همان آبى كه آن همه نعمت را فرا آورده است، موجب زوال نعمت‏هايشان مى‏شود: «ذلِكَ جَزَيْناهُمْ بِما كَفَرُوا وَ هَلْ نُجازِي إِلَّا الْكَفُورَ.» (سبأ/ 34، 17). و قوم نوح نيز در پى مخالفت با نوح و تكذيب وى، و ظلم و خطاهايشان، مورد غضب الهى قرار گرفتند: «وَ لا تُخاطِبْنِي فِي الَّذِينَ ظَلَمُوا إِنَّهُمْ مُغْرَقُونَ.» (هود/ 11، 37). «مِمَّا خَطِيئاتِهِمْ أُغْرِقُوا» (نوح/ 71، 25). آن‏گاه آسمان به اراده الهى، بارش شديدى را آغاز كرد و از زمين چشمه‏ها جوشيدن گرفت: «فَفَتَحْنا أَبْوابَ السَّماءِ بِماءٍ مُنْهَمِرٍ* وَ فَجَّرْنَا الْأَرْضَ عُيُوناً» (قمر/ 54، 11 و 12) . و به طور كلّى از سطح زمين آب جوشيد[33]: «وَ فارَ التَّنُّورُ» (هود/ 11، 40)، و همه قوم را نابود كرد؛ امّا نوح و كسانى كه به وى ايمان آوردند، در امان ماندند: «فَأَنْجَيْناهُ وَ مَنْ مَعَهُ فِي الْفُلْكِ الْمَشْحُونِ* ثُمَّ أَغْرَقْنا بَعْدُ الْباقِينَ.» (شعراء/ 26، 119 و 120) نيز انبياء/ 21، 77.   طهارت و بهداشت: در قرآن كريم پاكيزگان، محبوب خدا شمرده شده‏ اند: «إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ التَّوَّابِينَ وَ يُحِبُّ الْمُتَطَهِّرِينَ». (بقره/ 2، 222) نيز توبه/ 9، 108.) و اين بدان جهت است كه طهارت و پاكيزگى نزد خدا محبوبيّت دارد؛ از اين‏رو از يك سو در آيات بسيارى مانند: 6 مائده/ 5؛4، و مدثر/ 74؛ و 26 حج/ 22، به طهارت، سفارش شده است؛ چنان‏كه خداوند انسان را به‏گونه‏اى آفريده كه به پاكيزگى ميل دارد (مائده/ 5، 6)، و از سوى ديگر، آب وسيله‏اى براى اين طهارت و تأمين بهداشت معرّفى شده كه خداوند آن را در اختيار بشر قرار داده است: «وَ يُنَزِّلُ عَلَيْكُمْ مِنَ السَّماءِ ماءً لِيُطَهِّرَكُمْ بِهِ.» (انفال/ 8، 11). و در آيه 48 فرقان/ 25، آب با وصف «طهور» آمده است: «وَ أَنْزَلْنا مِنَ السَّماءِ ماءً طَهُوراً»؛ البتّه ساختار واژه طهور و اشتراك آن ميان صيغه‏هاى گوناگون، بحث‏هايى رابه دنبال داشته است؛ امّا استخدام آن در اين آيه، نگرش قرآن‏ به نقش وتأثير آب را در پاكيزگى محيط زندگى كه از نعمت‏هاى خدا بر انسان است، نشان مى‏دهد. برداشت رايج و نسبتاً مشهور از طهور، هم‏چون واژه نَؤوُم (پرخواب) صيغه مبالغه بودن آن است و بر طاهر بودن آب تأكيد و مبالغه مى‏كند.[34] برخى، مبالغه موجود در واژه را اين‏گونه شرح داده‏اند كه طهارت بسيار آب، سبب مى‏شود مطهِّر اشياى ديگر هم بشود؛ يعنى طهارتش به هر چيزى كه با آن بر مى‏خورد، سرايت كند؛[35] امّا زمخشرى اين برداشت را با صيغه طهور كه از فعل لازم گرفته شده و نه متعدى، بى‏ارتباط مى‏داند. وى معتقد است كه طهور، يا صفت به معناى طاهر يا اسم آلت چون وقود (چيزى كه با آن آتش افروخته مى‏شود) و يا وَضوء (چيزى كه با آن وضو گرفته مى‏شود) است؛ بنابراين، طهور به معناى وسيله و ابزار طهارت است.[36] گويا آن‏چه صاحب‏ كشّاف‏ را واداشته تا مبالغه بودن طهور را انكار كند، تفسيرى است كه از مبالغه ارائه شده؛ امّا اگر مبالغه در طهارت به مقايسه ميان آبى كه از آسمان نازل مى‏شود با حالت پيش از بخار شدن و قرار گرفتن آن در جوّ زمين ناظر باشد، مى‏توان آن را صيغه مبالغه هم دانست؛ بنابراين، اشاره دارد به اين‏كه آب باران پديد آمده از تبخير آب‏هاى سطحى زمين به وجود آمده، در نهايتِ خلوص و پاكى است. در اين باره، اين نظريّه نيز مطرح شده كه بخار آب متصاعد شده از زمين، پس از آن‏كه در فضا قرار گرفت، تمام موجودات ذرّه‏بينى و مضرّ آن، بر اثر اشعه ماوراء بنفش و مادون قرمز خورشيد از بين مى‏رود.[37] اين نظريّه ثابت باشد يا نباشد، ترديدى در صفا و زلالى آب باران نيست. ادامه آيه 49 فرقان/25، غرض از نزول آب طهور را احياى سرزمين مرده و فراهم ساختن آب آشاميدنى چارپايان و انسان‏ها معرّفى مى‏كند: «لِنُحْيِيَ بِهِ بَلْدَةً مَيْتاً وَ نُسْقِيَهُ مِمَّا خَلَقْنا أَنْعاماً وَ أَناسِيَّ كَثِيراً». مناسبت ميان پاكيزگى آب و احياى سرزمين‏ها و آشاميدن حيوان و انسان، نقشى فراتر از بهداشت فردى را براى آب ثابت مى‏كند بطوری که شامل بهداشت اجتماعى و تطهير طبيعت و پيرايش محيط از هر نوع آلودگى مضر به آن نيز مى‏شود. برخى قرآن‏پژوهان براى نشان دادن سازگارى آيات قرآن با علم گفته‏اند: آبى كه بر زمين مى‏بارد، افزون بر جلا دادن برگ درختان، ميكروب‏هاى پراكنده در هوا را نيز فرو مى‏ريزد و همين كه در زمين جارى شد، كثافت‏هاى روى زمين را با خود به رودخانه‏ها، درياها يا به داخل زمين فرو مى‏برد؛[38] هم‏چنين آب، حامل حيوانات ذره‏بينى بسيارى است كه آلودگى‏هاى موجود در آن را از ميان مى‏برد.[39] اين موجودات كه با استفاده از اكسيژن، به تصفيه آب مى‏پردازند، هر قدر آب از صفاى بيش‏ترى برخوردار باشد، قدرت بيش‏ترى براى جذب اكسيژن داشته، بهتر مى‏توانند نقش خود را ايفا كنند.[40] از سوى ديگر، آيات قرآن، گستره بيش‏ترى براى طهارت معنوى و بهداشت فردى ارائه مى‏دهد؛ به طور مثال در تشريع برخى عبادات چون نماز، نوعى بهداشت و طهارت با آب به شكلى ويژه و قانونمند شرط شده است. در اين طهارت كه دستور تعبّدى صرف است و بايد با قصد نزديكى به خدا انجام شود، لازم است هر مسلمان هنگام اداى نماز، صورت و دست‏هاى خود را تا آرنج بشويد و سر خود و نيز پاها را تا برآمدگى مسح نماید، و در حالت‏هايى ويژه غسل كند. (مائده/ 5، 6) . بر اساس برخى آرا، نزديكى جنسى مرد با زن نيز پس از انقضاى ايام حيض، پيش از طهارت ممنوع است.[41] (بقره/ 2، 222) در همین راستا مؤمنان، به طهارت لباس: «وَ ثِيابَكَ فَطَهِّرْ» (مدثر/ 74، 4) و تطهير خود پس از قضاى حاجت: «فِيهِ رِجالٌ يُحِبُّونَ أَنْ يَتَطَهَّرُوا وَ اللَّهُ يُحِبُّ الْمُطَّهِّرِينَ» (توبه/ 9، 108)، نيز دستور داده شده‏اند. اين آيه ابتدا در ستايش اهل قُبا كه به شستن خود با آب پس از قضاى حاجت اهتمام مى‏ورزيدند نازل شد؛[42] ولى شيوه برتر را براى همه مسلمانان معرّفى كرد. مجموع اين آيات، بر تأثير معنوى و روحانى تطهير در كنار تأثير ظاهرى تأكيد كرده است. برخى از روايات تاريخى مرتبط با نزول آيه 11 انفال/8، خبرمى‏دهد كه ياران پيامبر در جنگ بدر به دليل جنابت و نيز قرار گرفتن در موقعيّت جنگىِ ضعيف‏تر، و عدم دسترس به چاهاى بدر، به وساوس شيطانى مبتلا شدند و خداوند با نزول باران برآن‏ها، موجب تطهير و آرامش دل‏هاى آنان شد.[43] درباره اين نقش آب، بحث‏هاى ديگرى نيز مطرح شده: از جمله اين‏كه آيا در بين مايعات، نقش پاك‏كنندگى منحصر به آب است؟ آيا پاك‏كنندگى ويژه آب آسمان است؟ آيا حدّى براى آب در پاك‏كنندگى وجود دارد؟ درباره اين پرسش‏ها از سوى مفسّران و فقيهان، پاسخ‏هايى كم و بيش متفاوت ارائه شده است: گويا اشاره دو آيه 48 فرقان/ 25 و 11 انفال/ 8 به آب آسمان، براى برخى صحابه اين توهم را پديد آورد كه پاك كنندگى، ويژه آب آسمان است؛ ازاين رو افرادى چون عبداللّه‏بن‏عمر و عبداللّه بن‏عَمرو با آب دريا وضونمى‏گرفتند؛[44] امّا اين برداشت ازآيه، مورد اقبال هيچ يك از مفسّران و فقيهان قرار نگرفت؛ به ويژه با نقل اين حديث از پيامبر كه درباره آب دريا فرمود: هو الطهور ماؤه؛[45] بنابراين، قيد «آسمان» در اين آيات، هيچ گونه دلالتى بر انحصار پاك كنندگى در آب باران ندارد.[46] بحث جدّى‏تر آن بود كه آيا اين نقش، ويژه آب است يا نه؟ بيش‏تر مفسّران و فقيهان، آن را به آب منحصر دانسته و برآنند كه مايعاتِ ديگر، پاك كننده نيستند.[47] ابن العربى مى‏گويد: اين‏كه خداوند آب را با وصف طهور آورده و بر مسلمانان منّت نهاده كه آب را خود در دسترس بشر قرار داده، بر انحصار نقش مطهّريّت در آب دلالت مى‏كند.[48] در مقابل، نظر غير مشهورى است كه مطلق مايعات را مطهِّر مى‏داند.[49] اطلاق آب در دو آيه گذشته دلالت دارد بر اين‏كه تا وقتى به آن «آب» گفته مى‏شود، مطهِّر اشياى ديگر است. مفسّران و فقيهان با استناد به سنّت پيامبر صلى الله عليه و آله برآنند كه هرگاه رنگ يا بو يا مزه آب بر اثر ملاقات با شى‏ء نجس تغيير كند، خود متنجّس شده، نقش پاك كنندگى‏اش را نيز از دست مى‏دهد؛[50] البتّه درباره آب قليل و كثير و نحوه به كارگيرى آب قليل در پاك كردن اشياى متنجّس، ديدگاه‏هاى متفاوتى از سوى فقيهان بيان شده‏[51] كه تفصيل آن دركتاب‏هاى فقهى موجود است.   درمان: يكى از نقش‏هاى آب در زندگى انسان را مى‏توان درمان برخى بيمارى‏ها دانست كه در آيه 41 و 42 ص/ 38 به اين تأثير اشاره شده است: «وَ اذْكُرْ عَبْدَنا أَيُّوبَ إِذْ نادى‏ رَبَّهُ أَنِّي مَسَّنِيَ الشَّيْطانُ بِنُصْبٍ وَ عَذابٍ* ارْكُضْ بِرِجْلِكَ هذا مُغْتَسَلٌ بارِدٌ وَ شَرابٌ». در اين دو آيه، حال ايّوب پيامبر عليه السلام گزارش شده است كه از رنج و بيمارى خود به پروردگارش شكايت‏ برد كه به او وحى شد: پاى خود را بر زمين بزن؛ چشمه‏اى با آبى خنك پديدار مى‏شود. از آن بنوش و خود را نيز با آن شست‏وشو ده. بدين وسيله بيمارى از جسم و جان ايّوب رخت بربست. در روايتى، بيمارى ايّوب عليه السلام درآمدن دمل در تمام بدنش دانسته شده است.[52] هرچند ظاهر آيه، جوشش آب براى ايّوب را به صورت خارق‏العاده گزارش كرده، اما براساس آيه شايد نتوان تأثير آب يا انواعى خاص از آن را بر درمان برخى بيمارى‏ها انكار كرد. در همین رابطه يكى از مصاديق آيات آشكار و روشن الهى در آيه 97 آل‏عمران/ 3، (فِيهِ آياتٌ بَيِّناتٌ مَقامُ إِبْراهِيمَ)، نيز آب زمزم دانسته شده‏[53] و رواياتى از پيامبر صلى الله عليه و آله و پيشوايان معصوم عليهم السلام با اين مضمون نقل شده كه آب زمزم، موجب شفا و برطرف شدن بيمارى است‏[54] يا اين‏كه آب زمزم به هر نيّتى نوشيده شود، همان اثر را خواهد داد (ماءُ زمزم لِما شُرِبَ لَه): اگر براى شفا نوشيده شود، شفابخش است و اگر براى حفظ خود بنوشد، خدا او را حفظ مى‏كند و اگر براى رفع تشنگى بنوشد، تشنگى او برطرف خواهد شد.[55] رواياتى ديگر نيز از تأثيرهاى سودمند يا مضر براى فراوان نوشيدن، كم نوشيدن آب، نوشيدن آب سرد يا گرم خبر مى‏دهد.[56] اگر درمان را بتوان به معناى گسترده‏ترى گرفت و استفاده از آن‏چه را بر سلامت جسم انسان تأثير ويژه دارد، نوعى درمان به شمار آورد، از آيات ديگرى هم مى‏توان اشاره‏اى به اين نقش آب به دست آورد؛ نظير آيه‏ «وَ نَزَّلْنا مِنَ السَّماءِ ماءً مُبارَكاً» (ق/ 50، 9) كه بر وجود خير و نفع بسيار در آب باران دلالت دارد يا آيه‏ «وَ يُنَزِّلُ عَلَيْكُمْ مِنَ السَّماءِ ماءً لِيُطَهِّرَكُمْ بِهِ وَ يُذْهِبَ عَنْكُمْ رِجْزَ الشَّيْطانِ.» (انفال/ 8، 11). در روايتى از اميرمؤمنان عليه السلام با استناد به همين آيه آمده است: از آب آسمان بنوشيد كه بدن را پاكيزه و بيمارى‏ها را رفع مى‏كند.[57]       5- تأثير تقوا و استغفار بر فراوانى آب   قرآن كريم به طور كلّى بر تأثير امور معنوى بر امور مادّى تأكيد دارد. از يك طرف ايمان و تقوا را موجب افزايش نعمت و از سوى ديگر پاره‏اى گناهان را موجب زوال آن مى‏داند. اين تأثير در روايات به طور مشخّص‏تر تبيين شده است.[58] آيه 96 اعراف/ 7، ضمن اشاره به اين كه اقوامى در گذشته به دليل عدم ايمان و تقوا، و تكذيب رسولان الهى، به سختى‏ها و تنگى‏هايى در زندگى دچار شدند، ايمان و تقوا را عامل بهره‏مندى از بركات آسمان و زمين معرّفى مى‏كند: «وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرى‏ آمَنُوا وَ اتَّقَوْا لَفَتَحْنا عَلَيْهِمْ بَرَكاتٍ مِنَ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ وَ لكِنْ كَذَّبُوا فَأَخَذْناهُمْ‏ بِما كانُوا يَكْسِبُونَ.» (اعراف/ 7، 96) در تفسير مشهورى از این آيه، بركات آسمان به باران و بركات زمين به رويش گياهان كه معلول بارش باران است، تفسير شده؛[59] چنان كه آيه 66 مائده/5، نيز درباره يهود و نصارا مى‏گويد: اگر تورات‏ و انجيل‏ و آن‏چه را از جانب خداوند نازل شده بر پا مى‏داشتند، از نعمت‏هاى بسيارى كه از آسمان (باران) و زمين به آن‏ها روى مى‏آورد، برخوردار مى‏شدند[60]: «وَ لَوْ أَنَّهُمْ أَقامُوا التَّوْراةَ وَ الْإِنْجِيلَ وَ ما أُنْزِلَ إِلَيْهِمْ مِنْ رَبِّهِمْ لَأَكَلُوا مِنْ فَوْقِهِمْ وَ مِنْ تَحْتِ أَرْجُلِهِمْ». آیات 52 هود/ 11 و 10 تا 12 نوح/ 71، كه پيش از اين به آن‏ها اشاره شد نيز بر تأثير استغفار و توبه مردم يك جامعه بر برخوردارى آنان از آبِ فراوان تأكيد دارند كه عامل اصلى نعمت‏هاى فراوان و گوناگون است: «وَ يا قَوْمِ اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ ثُمَّ تُوبُوا إِلَيْهِ يُرْسِلِ السَّماءَ عَلَيْكُمْ مِدْراراً وَ يَزِدْكُمْ قُوَّةً إِلى‏ قُوَّتِكُمْ». همچنین تشريع نماز استسقا(نماز باران) همراه با عمل پيامبر صلى الله عليه و آله در سال ششم هجرى پس از آن‏كه اهل مدينه به دليل خشك‏سالى از وى تقاضاى باران كردند،[61] نیز در جهت اين دو آيه قابل تفسير است.[62] در ذيل آيه 52 سوره هود پس از بيان نزول باران، از افزايش نيرو ياد شده است: «وَ يَزِدْكُمْ قُوَّةً إِلى‏ قُوَّتِكُمْ» كه اين مقارنت مى‏تواند اشاره به تأثير آب بر قدرتمندى باشد. برخى، در تفسير اين آيه گفته‏اند: مراد از «قُوَّةً» نيروى ايمان است كه خداوند وعده داد آن را با نزول باران بر نيروى بدنى و جسمى كه پيش‏تر به قوم هود بخشيده بود، بيفزايد و برخى ديگر گفته‏اند: مقصود از آن، نيروى جسمانى بيش‏تر است؛ امّا علّامه طباطبايى ترجيح داده است كه مراد از «قوة» هر دو نيرو باشد.[63] در همین رابطه آيات 10 تا 12 نوح/71،كه سخن حضرت نوح به قومش را نقل مى‏كند و از نظر سياق و مضمون با آيه هود هماهنگ است، مى‏تواند تفسيرى براى افزايش نيرو باشد: «فَقُلْتُ اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ إِنَّهُ كانَ غَفَّاراً* يُرْسِلِ السَّماءَ عَلَيْكُمْ مِدْراراً* وَ يُمْدِدْكُمْ بِأَمْوالٍ وَ بَنِينَ وَ يَجْعَلْ لَكُمْ جَنَّاتٍ وَ يَجْعَلْ لَكُمْ أَنْهاراً و گفتم از پروردگارتان آمرزش بخواهيد كه او همواره آمرزنده است تا پى‏درپى بر شما باران ببارد و شما را به مال‏ها و پسران يارى كند و به شما بوستان دهد و برايتان جوى‏ها پديد آرد». از جمله آياتى كه بر رابطه ايمان و برخوردارى از آب تأكيد و پاى‏دارى بر ايمان را عامل برخوردارى از آب شناسانده، آيه 16 جن/ 72، است: «و ألو اسْتَقامُوا عَلَى الطَّرِيقَةِ لَأَسْقَيْناهُمْ ماءً غَدَقاً». عموم مفسّران اين آيه را كنايه از توسعه رزق و فراوانى نعمت‏هاى مادّى دانسته‏اند كه به مهيّا كردن عامل اوّلى آن (آب) اشاره كرده است.[64] آيات پيشين چنان كه‏از تأثير ايمان و استغفار بر فراوانى آب خبر مى‏دهد، كفر و برخى گناهان ديگر چون تكذيب رسولان الهى را مانع برخوردارى از نعمت آب مى‏داند. همچنانکه آيات 32 تا 42 كهف/ 18، نيز بر این مطلب تأكيد دارد. اين آيات، مناظره دو فرد همراه‏راگزارش كرده‏كه يكى‏از آن دو، صاحب دوباغ بود كه‏ازانواع خوردنى ها هيچ كم‏نداشت و در لابه‏لاى آن، نهر هاى آب جارى بود و آن‏چه را داشت، جاودانه مى‏پنداشت؛ به طورى كه او را به انكار معاد وا داشته بود؛ امّا همراهش به وى هشدار مى‏داد كه ممكن است خداوند، به سزاى كفرت، آب جارى درآن باغ‏ها رادرزمين فرو برد و تو توان بيرون آوردن آن را نداشته باشى: «أَوْ يُصْبِحَ ماؤُها غَوْراً فَلَنْ تَسْتَطِيعَ لَهُ طَلَباً». (كهف/ 18، 41).     6- آب؛ وسيله آزمايش و امتحان   همچنین در قرآن کریم از «آب» به عنوان وسیله امتحان و آزمایش افراد و جوامع نیز یاد شده است؛ به عنوان نمونه در ادامه آيه 16 جن/72، فراهم كردن آب فراوان را براى كسانى كه در طريق ايمان پاى‏دارى مى‏كنند، زمينه‏اى براى آزمايش آن‏ها قرار داده تا روشن شود كه آيا پس از برخوردارى، خداوند را سپاس مى‏گزارند يا ناسپاسى مى‏كنند: «لَأَسْقَيْناهُمْ ماءً غَدَقاً* لِنَفْتِنَهُمْ فِيهِ». برخى مفسّران گويا به اين دليل كه چگونه ممكن است خداوند، مؤمنانى را كه به پاداش پاى‏دارى‏شان بر ايمان، از آب فراوان برخوردار كرده، آن را وسيله امتحانى سخت براى آن‏ها قرار دهد، تفسير ديگرى از آيه ارائه داده‏اند كه اگر كافران از إنس، و قاسطان از جن بر ستم خويش اصرار ورزيده بودند، خداوند بر اساس سنّت استدراج، آبى فراوان در دسترسشان قرار مى‏داد تا در گستردگى عيش و روزى، گناهان بيش‏ترى را مرتكب شده، دچار عذاب دردناك‏ترى شوند.[65] تفسير سوم از آيه مى‏تواند اين باشد كه لام در «لِنَفْتِنَهُمْ فِيهِ» براى عاقبت است؛ بنابراين، مقصود آيه اين است كه اگر مؤمنانى با پاى‏دارى بر ايمان، از آب فراوان برخوردار شدند، اين برخوردارى خود به خود آنان را به صحنه‏اى ديگر از آزمايش منتهى خواهد كرد كه در آن سپاس‏گزاران از ناسپاسان مشخّص مى‏شوند.[66] همچنین آيه 249 بقره/2، نيز از آزمايش ديگرى با محوريّت آب چنين خبر مى‏دهد: خداوند، گروهى از بنى‏اسرائيل را كه براى مبارزه با جالوت، با طالوت همراه شده بودند، در ميان راه و پيش از مواجهه با جالوت، با نهرى از آب آزمود و فقط به كسانى براى همراهى با طالوت اجازه داد كه بيش از يك مشت آب ننوشند. ادامه آيه خبر مى‏دهد كه فقط عدّه كمى از آنان با اراده قوى خود در اين آزمون موفّق بودند[67]: «فَلَمَّا فَصَلَ طالُوتُ بِالْجُنُودِ قالَ إِنَّ اللَّهَ مُبْتَلِيكُمْ بِنَهَرٍ فَمَنْ شَرِبَ مِنْهُ فَلَيْسَ مِنِّي وَ مَنْ لَمْ يَطْعَمْهُ فَإِنَّهُ مِنِّي إِلَّا مَنِ اغْتَرَفَ غُرْفَةً بِيَدِهِ فَشَرِبُوا مِنْهُ إِلَّا قَلِيلًا».   7-  منشا و منبع تأمين آب   بيش از 29 آيه از قرآن کریم، آسمان را منبع نزول و تأمين آب مورد نياز انسان و ساكنان روى زمين معرّفى كرده است: «أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً» (بقره/ 2، 22؛ انعام/ 6، 99؛ رعد/ 13، 17 و ...). در اين آيات و بسيارى از آيات ديگر، فرو فرستادن آب از آسمان با واژه‏هاى «أنزلنا» يا «نزّلنا» بيان شده است كه واژه اخير بر فراوانى نزول آب دلالت مى‏كند؛ ولى در آيه 25 عبس/80، تعبير «ريختن»‏ (صَبَبْنَا) به‏كار رفته است: «أَنَّا صَبَبْنَا الْماءَ صَبًّا». در آيه 11 قمر/54، كه فرو فرستادن آب را براى عذاب و غرق شدن قوم نوح حكايت مى‏كند، گونه تعبير با آيات پيشين متفاوت است و از گشودن درهاى آسمان با آبى فراوان و پى در پى سخن رفته است: «فَفَتَحْنا أَبْوابَ السَّماءِ بِماءٍ مُنْهَمِرٍ». نكته برجسته و تأكيد شده در تمام اين آيات، اين است كه «خداوند  آب را از آسمان» فرو مى‏فرستد. در آيه 69 واقعه/56، توان فرو فرستادن آب از انسان نفى شده و فقط به خداوند اختصاص يافته است: «أَ أَنْتُمْ أَنْزَلْتُمُوهُ مِنَ الْمُزْنِ أَمْ نَحْنُ الْمُنْزِلُونَ». در باره مقصود از «سماء»، تفاسيرى كم و بيش گوناگون از سوى مفسران ارائه شده است: برخى گفته‏اند: باران، آبى است كه از زير عرش خدا بيرون آمده، از آسمانى به آسمانِ پايين‏تر فرو مى‏ريزد تا به آسمان دنيا مى‏رسد و در محلى به نام «ايرم» جمع مى‏شود؛ آن‏گاه ابرهاى سياه به طرف آن رفته، از آن سيراب مى‏شوند؛ سپس خداوند آن را به هر كجا كه مى‏خواهد مى‏فرستد.[68] عكرمه گفته است: آب از آسمان هفتم بر روى ابرها فرو مى‏ريزد كه هر قطره آن به اندازه يك شتر است.[69] از حسن بصرى پرسيده شد كه باران از آسمان است يا ابر؟ پاسخ داد: از آسمان است و ابر، عَلَمى است كه آب از آسمان بر آن فرو مى‏ريزد. نظير اين تفسير از سدّى نيز نقل شده است.[70] ريشه اين نوع تفسير از آيات را كه امروزه قابل اثبات نيست مى‏توان در روايات اسرائيلى مشاهده كرد؛ چنان‏كه از كعب نقل شده است: ابر، غربال باران است و اگر هنگام نزول آب از آسمان ابر نمى‏بود، آب همه آن‏چه را كه روى زمين بود، از بين مى‏بُرد.[71] وهب‏بن منبه گفته است كه نمى‏دانم باران، قطره‏اى است كه از آسمان بر ابر فرو ريخته يا در خود ابر ايجادشده است.[72] از ميان مفسّرانِ متأخّر، فخررازى (م. 606) در اين باره يك‏سان نظر نداده است. وى در تفسير آيه 164 بقره/2، ابتدا سه احتمال درباره مبدأ نزول آب را بيان كرده است: 1. آسمان؛ 2. ابر؛ 3. بر اثر حرارت خورشيد بخار آب از سطح زمين برخاسته، به طبقات سرد جوّ مى‏رسد و پس از پيوستن به يك‏ديگر به صورت قطره‏هاى باران فرو مى‏ريزد. آن‏گاه خود با استناد به ظاهر آيه، نظر نخست را برگزيده است.[73] وى هم‏چنين در ذيل آيه 99 انعام/6، سه نظر پيشين را نقل كرده؛ بدون آن‏كه يكى از آن‏ها را ترجيح دهد؛ هر چند نظر جُبّايى را كه مبدأ نزول آب را آسمان مى‏دانسته، به صورت مشروح و همراه با ادلّه‏اش بيان مى‏كند. از مهم‏ترين ادلّه جبّايى، اين است كه ظاهر آيات، بر نزول آب از آسمان دلالت دارد و هيچ دليلى محال بودن آن را اثبات نكرده است.[74] فخررازى برخلاف نظر اوّلش در ذيل آيه 32 ابراهيم/ 14، مى‏گويد: درباره مبدأ نزول باران دو رأى است: 1. مقصود از سماء ابر است و آب از آن نازل مى‏شود؛ 2. آب از خود آسمان نازل مى‏شود؛ ولى اين نظر بعيد است؛ زيرا گاهى اتّفاق مى‏افتد كه كسى در دامنه كوه قرار دارد و نزول باران را مشاهده مى‏كند؛ ولى همين كه بر فراز قله كوه مى‏رود، ابر را پايين‏تر از قلّه مى‏بيند و در آن جا نشانى از باران نيست؛[75] با اين حال، فخر معتقد است: نظر فيلسوفان درباره نزول آب كه منشأ آن را ابرهاى تشكيل شده از بخارهاى متصاعد از زمين مى‏دانند، درست نيست؛ زيرا مستلزم نفى فاعل مختار، و قديم شمردن عالم است.[76] عدّه‏اى ديگر از مفسّران با توجّه به كاربرد واژه «سماء» در معناى ابر كه ميان عرب رايج بوده،[77] معتقدند كه باران ازابر فرود مى‏آيد، نه آسمان؛[78] امّا پاره‏اى از مفسّران، «سماء» را به معناى حقيقى خودش (جهت بالا) دانسته‏اند؛[79] يعنى مقصود از سماء، كاربرد عرفى آن یعنی فضا است كه بر زمين محيط است و بيننده آن را هم‏چون قبّه‏اى آبى رنگ مى‏بيند؛[80] چنان‏كه حديث پيش‏گفته امام‏سجاد عليه السلام به همين معنا تصريح دارد. ابرهاى آسمان از آب‏هاى سطحى زمين به ويژه درياها كه بر اثر حرارت خورشيد تبخير شده، تشكيل مى‏شود؛ امّا قرآن كريم درياها را منبع تأمين آب مورد نياز مردم معرّفى نكرده؛ بااين كه در 40 آيه، از درياها ياد شده است. آن‏چه در يادكرد نام درياها برجسته‏تر مى‏نمايد، تسخيرآب درياها براى انسان است تا در آن‏ها، كشتى براند و روزى به دست آورد: «اللَّهُ الَّذِي سَخَّرَ لَكُمُ الْبَحْرَ لِتَجْرِيَ الْفُلْكُ فِيهِ بِأَمْرِهِ.» (جاثيه/ 45، 12). مفسران معاصر، آيه 11 طارق/ 86، (وَ السَّماءِ ذاتِ الرَّجْعِ) را با توجّه به معناى رجع (بازگرداندن) اشاره به اين دانسته‏اند كه سرچشمه آب باران، آب‏هاى زمينى به ويژه آب‏ درياها است؛[81] به هر حال در بخشى از اين آيات، آب نازل شده از آسمان با صفت ويژه‏اى همراه شده كه از بار معنايى خاصّى متناسب و مرتبط با مجموعه آيات برخوردار است: به طور مثال در آيه 48 فرقان/ 25، با وصف «طهور» آمده و در آيه 9 ق/ 50، «مبارك» (داراى خير و نفع فراوان)[82] خوانده شده است: «وَ نَزَّلْنا مِنَ السَّماءِ ماءً مُبارَكاً» و در آيه 14 نبأ/ 78، با صفت «ثجّاج» (زياد)[83] همراه است: «وَ أَنْزَلْنا مِنَ الْمُعْصِراتِ ماءً ثَجَّاجاً». «بقدر» صفت ديگرى است كه در آيه 18 مؤمنون/ 23 و  در آیه 11 زخرف/ 43، به آن اشاره شده است: «وَ أَنْزَلْنا مِنَ السَّماءِ ماءً بِقَدَرٍ»؛ يعنى آب را به اندازه معين و متناوب‏[84] يا به اندازه نياز مردم يا به اندازه‏اى كه به آنان سود رساند و زيان‏بار نباشد،[85] به زمين فرو فرستاديم. تفسيرى از ابن‏مسعود درباره «قَدَر» نقل شده كه مى‏گويد: ميزان نزول باران از آسمان در سال‏هاى گوناگون‏ برابر است؛ امّا اين‏كه اين باران‏ها در كجا ببارد، آن را تقدير الهى مشخّص مى‏كند.[86] برخى نيز مقصود از قدر را تقدير الهى گرفته، برآنند كه نزول باران از آسمان به همان اندازه‏اى است كه خداوند براساس حكمت و تدبير خود مقدّر كرده است؛ بدون آن‏كه قطره‏اى كم يا زياد شود.[87]         8-  نقش کوهها در ذخیره سازی آب   «كوه‏ها» نيز از مخازن آبند كه افزون بر تأثير در نزول آب از آسمان، نقش مهم‏ترى نيز در ذخيره‏سازى آن دارند كه به تدريج، آب مورد نياز بشر را از طريق نهرها، رودها و يا چشمه‏ها تأمين مى‏كنند.[88] در آيه 3 رعد/13، از آفرينش كوه‏ها و در پى آن، ايجاد رودها به دست خداوند خبر داده شده است: «وَ هُوَ الَّذِي مَدَّ الْأَرْضَ وَ جَعَلَ فِيها رَواسِيَ وَ أَنْهاراً». آيه 27 مرسلات/ 77، نيز به روشنى مى‏گويد: ما در زمين كوه‏هاى سر به فلك كشيده پديد آورديم و براى شما آب شيرين و گوارا فراهم ساختيم: «وَ جَعَلْنا فِيها رَواسِيَ شامِخاتٍ وَ أَسْقَيْناكُمْ ماءً فُراتاً». برخى مفسّران بر آنند كه نكره بودن‏ «ماءً فُراتاً» در سياق امتنان، دلالت دارد بر اين‏كه همه آب‏هاى شيرين موجود در زمين از آسمان است و ذكر آن پس از ذكر ايجاد كوه‏ها در زمين، از نقش و تأثير كوه‏ها در پيدايش رودهاى كوچك و بزرگ و تأمين آب گوارا براى انسان خبر مى‏دهد.[89] آنان با توجّه به پژوهش‏هاى علمى بر اين باورند كه بخار آب به صورت ابر در مى‏آيد و هنگام رسيدن به طبقات سرد جَو پس از سرد و متراكم شدن، به باران و برف تبديل مى‏شود و مهم‏ترين عاملِ سرد شدن جو و نزول باران، قلّه‏هاى كوه‏ها و بادهايند و آيه پيشين به همين معنا اشاره دارد.[90] همچنین در آيه 15 نحل/16، نيز از كوه‏ها در كنار نهرها ياد شده است: «وَ أَلْقى‏ فِي الْأَرْضِ رَواسِيَ أَنْ تَمِيدَ بِكُمْ وَ أَنْهاراً». كوه‏ها نه تنها در تأمين دائم آب آشاميدنى براى انسان نقش اساسى دارند، بلكه آب مورد نياز انواع درختان و گياهان را نيز تأمين مى‏كنند. آيه 7 ق/50، كه در آن از رويش گياهان پس از ايجاد كوه‏ها در زمين، سخن رفته، به اين حقيقت اشاره دارد: «وَ الْأَرْضَ مَدَدْناها وَ أَلْقَيْنا فِيها رَواسِيَ وَ أَنْبَتْنا فِيها مِنْ كُلِّ زَوْجٍ بَهِيجٍ». آيه 18 مؤمنون/ 23، نیز از اسكان و ذخيره‏سازى آبِ نازل شده از آسمان در زمين خبر مى‏دهد: «وَ أَنْزَلْنا مِنَ السَّماءِ ماءً بِقَدَرٍ فَأَسْكَنَّاهُ فِي الْأَرْضِ» كه در يك تفسير از آيه، مقصود از اسكان آب، برف‏هاى انباشته شده بر فراز قله‏هاى كوه‏ها دانسته شده‏[91] كه به تدريج ذوب شده، با سرازير شدن به دامنه كوه‏ها، آب مورد نياز در تمام فصل‏هاى سال را در اختيار اهل زمين قرار مى‏دهد. تفسير مشهورترى از اسكان آب در زمين، مقصود از آن را ذخيره شدن آب‏هاى باران در درون زمين مى‏داند.[92] حديثى از امام باقر عليه السلام نيز به هر دو تفسير از اسكان آب اشاره دارد. اين حديث مى‏گويد: مراد از آن، نهرها، چشمه‏ها و چاه‏ها است.[93] به جز اين، آيه، زمين را مخزنى ديگر براى آب باران دانسته است. آيه 21 زمر/39، نيز به منابع زيرزمينى آب اشاره كرده و يكى از نعمت‏هاى خداوند را نزول آب از آسمان و فرو بردن آرام و تدريجى در زمين و هدايت آن به سوى چشمه‏ها دانسته است: «أَ لَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً فَسَلَكَهُ يَنابِيعَ فِي الْأَرْضِ». براساس اين آيه، منشأ اصلى آب‏هاى زيرزمينى آبى است كه از آسمان نازل شده‏[94] و پس از نزول، بخشى از آن در نهرها و رودها جارى مى‏شود و اين آيه از بخش ديگر آن خبر مى‏دهد كه از راه منافذ زمين به درون آن فرو مى‏رود؛ آن‏گاه آبى كه در مناطق مرتفع در زمين فرو رفته، اغلب از طريق چشمه‏ها به سطح زمين مى‏آيد و بخشى كه در دشت‏ها و مناطق پست، در زمين فرو مى‏رود، از طريق كندن چاه، قابل دست‏يابى است.[95] از ديگر آيات در اين باره، آيه 22 حجر/15، است كه به آب‏هاى ذخيره شده در زيرزمين نيز اشاره دارد: «فَأَنْزَلْنا مِنَ السَّماءِ ماءً فَأَسْقَيْناكُمُوهُ وَ ما أَنْتُمْ لَهُ بِخازِنِينَ». اين آيه مى‏گويد: خداوند از آسمان براى شما آب فراهم كرد؛ در حالى كه شما پيش از نزول و پس از آن، حافظ و نگه‏دارنده آن نبوديد؛ بلكه فقط خداوند است كه آب را براى شما نگه‏دارى مى‏كند؛ سپس‏ به اندازه نياز از طريق چشمه‏ها و از دل زمين بيرون مى‏آورد.[96] «چاه و چشمه»، دو راه دست‏يابى به آب‏هاى زيرزمينى است كه در آياتى، از آن دو نام برده شده است: از چاه، جز چند مورد به طور مثال در آيه 19 يوسف/12 و آیه 23 قصص/28، در ماجراى حكايت اقوامى از گذشتگان ياد نشده كه در ضمن، اشاره‏اى به تاريخچه استفاده از آب چاه نيز هست. امّا چشمه، افزون بر اين‏كه در آيات بيش‏ترى از آن ياد شده، يكى از نعمت‏هاى الهى به انسان نيز دانسته شده است. (يس/ 36، 34؛ شعراء/ 26، 133 و 134 و ...) . درباره آب چشمه، از يك سو، جوشش آن از زمين را به خدا نسبت داده (همان آيات) و از سوى ديگر، آيه 30 ملك/ 67، ناتوانى انسان را از استخراج آب از زمين اعمّ از چشمه و چاه به مردم يادآورى و فقط خدا را توانا بر آن معرّفى مى‏كند:  «قُلْ أَ رَأَيْتُمْ إِنْ أَصْبَحَ ماؤُكُمْ غَوْراً فَمَنْ يَأْتِيكُمْ بِماءٍ مَعِينٍ».   9- تشبيه وتمثيل به آب   درچندآيه از قرآن کریم، حقايقى‏معنوى ‏و غير محسوس، به آب و برخى از آثار آن در طبيعت تشبيه شده است: در آيه 24 يونس/10، زندگى دنيا به آبى تشبيه شده كه خدا از آسمان فرو مى‏فرستد وسبب رويش گياهان‏گوناگون ‏و سرسبزى و خرّمى شده، زمين به اوج زيبايى و آراستگى مى‏رسد و به اهل زمين، حالت اطمينانى دست مى‏دهد كه قادرند از آن بهره گيرند؛ ولى پس از چندى، آن گياهان به خشكى مى‏گرايد و درو مى‏شود؛ به طورى كه گويا ديروز خبرى از آن زيبايى نبوده است: «إِنَّما مَثَلُ الْحَياةِ الدُّنْيا كَماءٍ أَنْزَلْناهُ مِنَ السَّماءِ فَاخْتَلَطَ بِهِ نَباتُ الْأَرْضِ مِمَّا يَأْكُلُ النَّاسُ وَ الْأَنْعامُ حَتَّى إِذا أَخَذَتِ الْأَرْضُ زُخْرُفَها وَ ازَّيَّنَتْ وَ ظَنَّ أَهْلُها أَنَّهُمْ قادِرُونَ عَلَيْها أَتاها أَمْرُنا لَيْلًا أَوْ نَهاراً فَجَعَلْناها حَصِيداً كَأَنْ لَمْ تَغْنَ بِالْأَمْسِ». همين تشبيه درآيه 45 كهف/18، نيزديده مى‏شود و درآيه 20 حديد/57، گسترده‏تر و با بيانى ديگر آمده است: دراين آيه براى زندگى‏دنيا پنج ويژگى يا حالت يا پنج مرحله‏ بيان شده‏است: بازى، سرگرمى، تجمّل‏گرايى، فخرفروشى و افزون‏طلبى در دارايى‏ها و فرزندان؛ آن‏گاه به بارانى كه سبب رويش گياهان متنوّع مى‏شود و كشاورزان را به شگفتى وا مى‏دارد، تشبيه شده است. در اين سه آيه كه از نوع تشبيه تمثيلى است، وجه شباهت بين زندگانى دنيا و نزول آب از آسمان با تأثيرهاى بعدى‏اش اين است كه هر دو به سرعت سپرى مى‏شوند؛[97] از اين رو اين آيات انسان را از فريفته شدن به ظواهر لذّت‏بخش و زودگذر زندگى دنيا بازمى‏دارد: «وَ مَا الْحَياةُ الدُّنْيا إِلَّا مَتاعُ الْغُرُورِ.»* در آيات متعدّدى، چگونگى زنده شدن دوباره مردم پس از مرگ و برانگيخته شدن از قبرها، با اجمال به چگونگى رويش گياهان از زمين در پى‏ نزول آب از آسمان تشبيه شده است‏[98]: «حَتَّى إِذا أَقَلَّتْ سَحاباً ثِقالًا سُقْناهُ لِبَلَدٍ مَيِّتٍ فَأَنْزَلْنا بِهِ الْماءَ فَأَخْرَجْنا بِهِ مِنْ كُلِّ الثَّمَراتِ كَذلِكَ نُخْرِجُ الْمَوْتى‏ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ». (اعراف/ 7، 57). و آیات: فاطر/ 35، 9؛ زخرف/ 43، 11؛ ق/ 50، 11. در آيه 17 رعد/13، «حق» به آب و در مقابل، «باطل» به كف روى آب تشبيه شده است: «أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً فَسالَتْ أَوْدِيَةٌ بِقَدَرِها فَاحْتَمَلَ السَّيْلُ زَبَداً رابِياً ... كَذلِكَ يَضْرِبُ اللَّهُ الْحَقَّ وَ الْباطِلَ». ادامه آيه مى‏گويد: كف روى آب ماندگار نيست؛ امّا آب كه سودمند است، در زمين ماندگار است و خداوند چنين روشن مثال مى‏زند كه حق به دليل سودمندى‏اش ماندگار است و باطل از ميان مى‏رود: «فَأَمَّا الزَّبَدُ فَيَذْهَبُ جُفاءً وَ أَمَّا ما يَنْفَعُ النَّاسَ فَيَمْكُثُ فِي الْأَرْضِ كَذلِكَ يَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثالَ». ابن‏عبّاس، در روايتى آب را تمثيلى از عمل صالح دانسته كه براى صاحبش باقى مى‏ماند و كف روى آب را تمثيلى از عمل سوء دانسته كه ماندگار نيست.[99] همو در نقل ديگرى، آب و كف در آيه پيشين را تمثيلى از يقين و شك دانسته است. او مى‏گويد: همان‏گونه كه وادى‏ها، به قدر گنجايش خود، آب فرو آمده از آسمان را در خود جاى مى‏دهند، دل‏ها نيز به قدر استعداد خود از يقين، و شك برخوردار مى‏شوند؛ آن‏گاه يقين سبب سودمندى عمل مى‏شود و عمل با شك سودى نمى‏دهد و همان‏گونه كه كف روى آب از ميان مى‏رود، خداوند شك را وامى‏نهد و يقين را چون آبى كه ماندگار است، مى‏پذيرد.[100] برخى ديگر از مفسّران «حق» در اين آيه را قرآن عظيم دانسته‏اند كه از جانب قدس ربوبى بر دل‏هاى خالى از آن با استعدادهاى گوناگون فيضان يافته است و مى‏يابد و هركس به قدر استعداد خود در جهت زندگى دنيا و آخرت از آن بهره مى‏برد؛[101] علّامه طباطبايى در جلد 3 الميزان‏ ذيل آيه 7 آل‏عمران/ 3 مطلب دقيقى دارد كه قابل استفاده است. افزون بر اين موارد، در رواياتى از برخى امامان معصوم عليهم السلام نقل شده كه آب به معناى فراتر از معناى اوّلى و ظاهرى‏اش تأويل برده شده است؛ براى مثال در ذيل آيه 30 ملك/67، كه مى‏گويد: به من خبر دهيد اگر آب‏هاى شما در زمين فرو رود، چه كسى مى‏تواند آب جارى و گوارا را در دسترس شما قرار دهد: «قُلْ أَ رَأَيْتُمْ إِنْ أَصْبَحَ ماؤُكُمْ غَوْراً فَمَنْ يَأْتِيكُمْ بِماءٍ مَعِينٍ». در رواياتى از امام‏باقر و امام‏صادق عليهما السلام «ماء» بر امام تطبيق داده شده و آمده است كه اگر امامِ شما از دست رفت، چه كسى امام جديدى براى شما مى‏آورد؟[102] در روايت ديگرى از امام‏رضا عليه السلام آب در اين آيه، به علم امام تفسير شده است. امام فرمود: امامان، درها و راه‏هاى شما به سوى معرفت الهى و نزديكى به خدايند و مقصود از «ماؤكم» در اين آيه، همين راه‏ها است كه ائمه‏اند و مراد از: «فَمَنْ يَأْتِيكُمْ بِماءٍ مَعِينٍ» اين است كه چه كسى علم امام را براى شما مى‏آورد.[103] مورد ديگر در ذيل آيه 16 جن/72، گزارش شده است: «و ألو اسْتَقامُوا عَلَى الطَّرِيقَةِ لَأَسْقَيْناهُمْ ماءً غَدَقاً». آب بسيار در اين آيه، به علم فراوان تفسير شده كه خداوند، آن را در دسترس مردم قرار داده است و مردم آن را از امامان فرا مى‏گيرند: لأفدناهم علماً كثيراً يتعلّمونه من الائمّة.[104] در روايت ديگرى به ايمان تفسير شده است.[105]   10- آب در آخرت   آياتى چنداز وجود آب در آخرت به صورت چشمه‏ها (انسان/ 76، 6؛ مطففين/ 83، 28) و نوشيدنى‏ها (ص/ 38،51؛ انسان/ 76،21) خبر مى‏دهد كه بندگان ويژه خداوند و اهل‏بهشت از آن مى‏نوشند. وصف آب در اين آيات، آن را فراتر از آب دنيا و با ويژگى‏هايى برتر از آن مى‏شناساند. آيه 15 محمّد/47، از وجود چهار نوع نهر در بهشت خبر مى‏دهد كه به پرهيزگاران وعده داده شده و يك نوع آن، نهرهايى از آب است كه بدبو نمى‏شود: «فِيها أَنْهارٌ مِنْ ماءٍ غَيْرِ آسِنٍ». آيه 31 واقعه/56، از آبِ هميشه جارى براى بهشتيان كه هرگز قطع نمى‏شود، خبر مى‏دهد: «وَ ماءٍ مَسْكُوبٍ». مفسّرانى چون قرطبى، اين نكته را مطرح كرده‏اند كه موقعيّت جغرافيايى جزيرةالعرب با بيابان‏هاى سوزان و كم آب به طورى كه اغلب با طناب و دلو از اعماق زمين آب به دست مى‏آوردند (يا از آب‏هاى مانده و بدبو استفاده مى‏كردند) و كمبود نهرهاى جارى در ميان آن‏ها سبب شده كه خداوند، نهرهاى پرآب در بهشت را به آن‏ها وعده دهد؛[106] امّا نبايد غفلت كرد كه وجود چشمه‏ها و نهرهاى پرآب، فى نفسه براى هر انسانى حتى آنان كه در پرآب‏ترين مناطق به سر مى‏برند، فرح‏انگيز و نعمتى بس بزرگ به شمار مى‏آيد. از سوى ديگر، آب يكى از نوشيدنى‏هاى اهل دوزخ نيز شمرده شده است؛ امّا اين آب گاه به جوشان (حميم) وصف شده است كه هنگام تشنگى اهل‏جهنّم به آن‏ها داده مى‏شود؛ آن‏گاه اندرونشان را پاره پاره مى‏كند: «وَ سُقُوا ماءً حَمِيماً فَقَطَّعَ أَمْعاءَهُمْ.» (محمد/ 47، 15). نيز آيات 70 انعام/ 6؛ 4 يونس/ 10. وگاه به صديد (چركابه) «ماءٍ صَدِيدٍ» (ابراهيم/ 14، 16) و گاه به فلز گداخته‏اى تشبيه شده كه اگر ظالمان در جهنم آب بطلبند، آبى چون فلز گداخته به آنان داده مى‏شود كه صورت‏هايشان را بريان خواهد كرد: «وَ إِنْ يَسْتَغِيثُوا يُغاثُوا بِماءٍ كَالْمُهْلِ يَشْوِي الْوُجُوهَ.» (كهف/ 18، 29). آيه 50 اعراف/7، نيز از تقاضاى‏ اهل‏دوزخ خبر داده كه از اهل‏بهشت مى‏خواهند مقدارى آب بر آنان فرو ريزند و پاسخ مى‏شنوند كه خداوند آن آب را بر كافران حرام كرده است: «وَ نادى‏ أَصْحابُ النَّارِ أَصْحابَ الْجَنَّةِ أَنْ أَفِيضُوا عَلَيْنا مِنَ الْماءِ أَوْ مِمَّا رَزَقَكُمُ اللَّهُ قالُوا إِنَّ اللَّهَ حَرَّمَهُما عَلَى الْكافِرِينَ». ...................................................................................................... منابع: احكام‏القرآن، ابن‏العربى؛ احكام القرآن، جصاص؛ ادوار فقه؛ اسرارالكون فى‏القرآن؛ الاشارات العلميه فى الآيات الكونيّه؛ بحارالانوار؛ البحرالمحيط؛ البداية والنهايه؛ التبيان فى تفسير القرآن؛ تفسيرالقرآن الكريم، ملاصدرا؛ تعليقات ملاعلى نورى؛ تفسيرالآيات الكونيّه؛ تفسير التحرير والتنوير؛ تفسير الصافى؛ التفسيرالعلمى للآيات الكونيّه؛ تفسيرالقرآن العظيم، ابن‏كثير؛ تفسير القمى؛ التفسيرالكبير؛ تفسير نورالثقلين؛ التمهيد فى علوم‏القرآن؛ التنقيح فى شرح العروة الوثقى؛ جامع‏البيان عن تأويل آى‏القرآن؛ الجامع لأحكام القرآن، قرطبى؛ الدّرّالمنثور فى‏التفسير بالمأثور؛ الركام المزنى و الظواهرالجوّيّه؛ روح‏المعانى فى تفسير القرآن العظيم؛ روض‏الجنان و روح‏الجنان؛ سنن ابن‏ماجه؛ شرح فصوص الحكم، قيصرى؛ فرهنگ جهاد؛ فقه القرآن، راوندى؛ فى ظلال القرآن؛ الكافى؛ كتاب الخصال؛ الكشّاف؛ كشف‏الاسرار و عدّةالابرار؛ كنزالعرفان؛ كنزالعمّال؛ لسان‏العرب؛ مجمع‏البيان فى تفسير القرآن؛ مطهّرات در اسلام؛ مع آيات‏اللّه فى كتاب‏اللّه؛ معانى‏الأخبار؛ المعجم‏المفهرس؛ معجم مقاييس‏اللغه؛ مفردات الفاظ القرآن؛ من علوم الأرض القرآنيّه؛ الميزان فى تفسير القرآن؛ وسائل‏الشيعه. سيد محمود دشتى‏ ......................................................................................... دايرة المعارف قرآن كريم    ج‏1 ؛  ص: 35-58 چاپ: 3، 1382.ش.   استخراج و ویرایش مجدد: علیرضا فراهانی منش مرکز تحقیقات کشاورزی ، منابع طبیعی و محیط زیست اسلامی 1398 .................................................................................. پاورقی [1] . من علوم الأرض القرآنيه، ص 103 [2] . المعجم المفهرس، ص 377 [3] . تفسير الآيات الكونيّه، ص 60 و 61 [4] . مفردات، ص 101،« آيه» [5] . فى‏ظلال، ج 4، ص 1857 [6] . التفسير الكبير، ج 17، ص 187 [7] . ابن‏كثير، ج 2، ص 453؛ الدرّالمنثور، ج 4، ص 403 [8] . التفسيرالكبير، ج 17، ص 187 [9] . مجمع‏البيان، ج 5، ص 218؛ التفسير الكبير، ج 17، ص 187 [10] . الميزان، ج 10، ص 151 [11] . التفسير الكبير، ج 17، ص 187 [12] . شرح فصوص قيصرى، ص 991 [13] . فرهنگ جهاد، ش 3 و 4، ص 108 [14] . تفسير ملاصدرا،( تعليقات ملاعلى نورى)، ج 1، ص 497 [15] . الاشارات العلمية فى الآيات الكونيّه، ص 22؛ التمهيد، ج 6، ص 32 [16] . الكافى، ج 8، ص 94؛ بحارالانوار، ج 54، ص 97 [17] . معانى‏الاخبار، ج 1، ص 67 [18] . التفسير الكبير، ج 24، ص 16 [19] . مجمع‏البيان، ج 7، ص 72؛ التفسير الكبير، ج 22، ص 164 [20] . الكشّاف، ج 3، ص 113؛ قرطبى، ج 11، ص 188 [21] . التمهيد، ج 6، ص 33 و 34 [22] . فى‏ظلال، ج 4، ص 2376 [23] . مجمع‏البيان، ج 7، ص 72؛ قرطبى، ج 11، ص 188 [24] . مجمع‏البيان، ج 7، ص 72 [25] . الركام المزنى، ص 206 [26] . الميزان، ج 14، ص 279 [27] . مجمع‏البيان، ج 10، ص 668؛ الميزان، ج 20، ص 209 [28] . قرطبى، ج 19، ص 144 [29] . الكشّاف، ج 4، ص 704 [30] . مجمع‏البيان، ج 2، ص 450 و ج 6، ص 569 وج 8، ص 484؛ الميزان، ج 15، ص 226 [31] . التفسير الكبير، ج 4، ص 223 و 224 [32] . البداية و النهايه، ج 2، ص 125 [33] . مجمع‏البيان، ج 5، ص 247؛ البداية و النهاية، ج 1، ص 111؛ الدرّالمنثور، ج 4، ص 422 [34] . البحرالمحيط، ج 8، ص 115 [35] . احكام‏القرآن، جصاص، ج 3، ص 492؛ احكام‏القرآن، ابن‏العربى، ج 3، ص 1416؛ قرطبى، ج 13، ص 28 [36] . الكشّاف، ج 3، ص 284؛ قرطبى، ج 13، ص 29 [37] . من علوم الأرض القرآنيّه، ص 93 [38] . مطهرات در اسلام، ص 22 [39] . مطهرات در اسلام، ص 23 و 25 [40] . همان، ص 24 [41] . قرطبى، ج 3، ص 59 [42] . جامع‏البيان، مج 7، ج 11، ص 40- 43؛ الدرّ المنثور، ج 4، ص 289- 291 [43] . ابن كثير، ج 2، ص 304؛ مجمع البيان، ج 4، ص 808؛ كنز العرفان، ج 1، ص 41 [44] . قرطبى، ج 13، ص 36 [45] . همان [46] . التنقيح فى شرح عروةالوثقى، ج 1، ص 23 [47] . قرطبى، ج 13، ص 35؛ التفسير الكبير، ج 24، ص 98 [48] . احكام‏القرآن، ابن‏العربى، ج 3، ص 1421 [49] . فقه القرآن، راوندى، ج 1، ص 62 [50] . قرطبى، ج 13، ص 30؛ وسائل، ج 1، ص 137- 141 [51] . قرطبى، ج 13، ص 33- 35؛ التفسير الكبير، ج 24، ص 94 [52] . نورالثقلين، ج 4، ص 464 [53] . مجمع‏البيان، ج 2، ص 798؛ قرطبى، ج 4، ص 90 [54] . بحارالانوار، ج 59، ص 286 [55] . سنن ابن‏ماجه، ج 2، ص 1018؛ بحارالانوار، ج 60، ص 45 [56] . بحارالانوار، ج 63، ص 445- 481 [57] . همان، ص 453؛ الخصال، ص 636 [58] . الكافى، ج 2، ص 268- 275 [59] . مجمع‏البيان، ج 4، ص 698 [60] . مجمع‏البيان، ج 4، ص 341 [61] . ادوار فقه، ج 1، ص 307 [62] . كنزالعمال، ج 8، ص 435 [63] . الميزان، ج 10، ص 299 و 300 [64] . مجمع‏البيان، ج 10 ص 559؛ الدرالمنثور، ج 8، ص 305 [65] . الكشاف، ج 4 ص 629؛ مجمع البيان، ج 10، ص 560 [66] . مجمع البيان، ج 10، ص 560 [67] . فى ظلال، ج 1، ص 268 [68] . الدرّالمنثور، ج 1، ص 86 [69] . همان [70] . همان، ج 3، ص 477 [71] . الدرّالمنثور، ج 1، ص 86 [72] . الدّرالمنثور، ج 1، ص 86 [73] . التفسير الكبير، ج 4، ص 223 [74] . همان، ج 13، ص 105- 107 [75] . التفسير الكبير، ج 19، ص 126 و ج 29، ص 36 [76] . همان، ج 4، ص 223 و ج 19، ص 176؛ الكشّاف، ج 1، ص 83 [77] . مقاييس، ج 3، ص 98،« سمو»؛ لسان‏العرب، ج 6، ص 378 و 379،« سما» [78] . مجمع‏البيان، ج 1، ص 155؛ ابن‏كثير، ج 1، ص 60؛ روح‏المعانى، مج 1، ج 1، ص 302 [79] . التبيان، ج 1، ص 101؛ قرطبى، ج 1، ص 151؛ روح‏المعانى، مج 1، ج 1، ص 302 [80] . التحريروالتنوير، ج 1، ص 331؛ الميزان، ج 15، ص 23 [81] . اسرار الكون فى القرآن، ص 112 [82] . الكشّاف، ج 4، ص 381 [83] . الكشاف، ج 4، ص 686 [84] . التحريروالتنوير، ج 18، ص 29 [85] . الكشّاف، ج 3، ص 179؛ روض‏الجنان، ج 14، ص 14؛ ابن‏كثير، ج 3، ص 253 [86] . كشف‏الاسرار، ج 6، ص 430 [87] . الميزان، ج 15، ص 23 [88] . الميزان، ج 20، ص 153 [89] . الاشارات العلميه فى الآيات الكونيّه، ص 88 [90] . التفسير العلمى للآيات الكونيّه، ص 380 [91] . الكشّاف، ج 3، ص 180 [92] . مجمع‏البيان، ج 7، ص 162؛ قرطبى، ج 12، ص 75 [93] . قمى، ج 2، ص 91 [94] . من علوم الأرض القرآنيّه، ص 105 [95] . التفسير العلمى للآيات الكونيّه، ص 111- 117 [96] . مجمع‏البيان، ج 6، ص 513؛ الركام المزنى، ص 39؛ فرهنگ جهاد، ش 7 و 8، ص 175 [97] . الكشّاف، ج 2، ص 340 [98] . التحرير و التنوير، ج 8، بخش دوم، ص 183؛ مع آيات اللّه، ص 299 [99] . الدرّالمنثور، ج 4، ص 633 [100] . الدرّالمنثور، ج 4، ص 632 [101] . روح‏المعانى، مج 8، ج 13، ص 189؛ التفسير الكبير، ج 19، ص 35؛ الدرالمنثور، ج 4، ص 635 [102] . الكافى، ج 1، ص 339؛ قمى، ج 2، ص 397؛ الصافى، ج 5، ص 205 و 206 [103] . الصافى، ج 5، ص 205 [104] . همان، ص 236 [105] . الكافى، ج 1، ص 220؛ الصافى، ج 5، ص 236 [106] . قرطبى، ج 17، ص 136

مصرف بهينه منابع طبيعي و زيست محيطي از ديدگاه قرآن

بسم الله الرحمن الرحیم    مصرف بهينه منابع طبيعي و زيست محيطي از ديدگاه قرآن   زارع علي اكبر دانشجوی دوره خاکشناسی دانشگاه صنعتی اصفهان آرام هاشم دانش آموخته ارشد خاکشناسی دانشگاه زنجان تجرد مجدالدين امام جماعت قدمگاه حضرت ابوالفضل -علیه السلام - شیراز . . متن کامل مقاله (pdf)  . چکیده:  آيات متعددي در قرآن کريم دلالت بر مصرف کردن در هر زمينه به اعتدال آورده شده است. آز آنجا که در سوره مبارکه مومنون آيه 51 مي فرمايد بخوريد و بياشاميد ولي اسراف نکنيد... ................................................................................................. همايش ملي رهيافت هاي علوم كشاورزي در پرتو قرآن - دانشگاه كشاورزي و منابع طبيعي رامين خوزستان 1394

باران در قرآن و روایات

بسم الله الرحمن الرحیم  باران در قرآن و روایات   یکی از واژه‌هایی که در قرآن و روایات به آن پرداخته شده باران می‌باشد، در قرآن واژه باران با عبارت‌های مختلفی بیان شده است.   فهرست مندرجات ۱ - تعابیر دیگر باران در قرآن ۲ - اهمیت باران ۳ - چگونگی پیدایش باران در قرآن ۴ - سازگاری نظریات مفسرین با نظریات علوم طبیعی ۵ - باران در روایات ۶ - فهرست منابع ۷ - پانویس ۸ - منبع تعابیر دیگر باران در قرآن در قرآن «مَطَر» و هم ریشه‌های آن پانزده بار، «غیث» و هم‌ریشه‌های آن شش بار، «وابل» به معنای باران درشت و سنگین دوبار و «طَلّ» به معنای باران سبک و کم یک بار، «وَدْق» به معنای باران مستمر دوبار، «صَیِّب» به معنای باران یا ابر باران زا یک بار، «ماء» بیش از سی بار، و نیز سحاب بیش از شش بار، «مُزْن» به معنای ابر یا ابر باران زا یا ابر سفید یک بار و «مُعصِرات» به معنای بادهای برانگیزاننده ابر (الرّیاح التّی تثیرالسحاب) یا ابر یک بار می‌باشد. به مناسبت بحث از باران به کار رفته است. «الحیاء» به معنای بارانی که زمین را زنده می‌کند نیز در حدیث نبوی [۱] ذکر شده است. [۲] [۳] [۴] [۵] کاربرد قرآنی مطر جز در آیه ۱۰۲ سوره نساء و آیه ۲۴ سوره احقاف جنبه منفی دارد و در آیات حاوی آن، از باران‌های زیانبار و هلاک کننده و سنگباران‌های آسمانی سخن رفته است، همچنانکه برای باران‌های سودبخش کلمه غیث به کار رفته است. شماری از لغت شناسان و مفسّران نیز نوشته‌اند که غیث به باران سودمند یا بارانی که در پی کم آبی می‌بارد گفته می‌شود، امّا مطر نام عامّ باران است و برای باران‌های مفید کمتر به کار می‌رود. [۶] [۷] [۸] [۹] [۱۰] اهمیت باران در آیات قرآن به نقش باران در زنده کردن زمین (فَیُحْیی به الاَ رضَ بَعْدَ موتِها)، [۱۱] روزی رساندن به انسان‌ها از طریق رویاندن گیاهان (فأَخرجَ به مِنَ الثَّمراتِ رزقاً لَکُم)، [۱۲] فراهم آوردن آب آشامیدنی (منهُ شرابٌ)، [۱۳] پاک کنندگی (وَ أنْزَلْنا مِنَ السّماءِ ماءً طَهوراً) [۱۴] و برکت زا بودن (وَ نَزَّلنا مِنَ السّماءِ ماءً مُبارَکاً) [۱۵] اشاره شده است. همچنین قرآن باران را نعمتی خداداد و نشانی از قدرت خدا معرّفی کرده و بارها منکران خدا و معاد را به توجّه به این آیه فرا خوانده است (أَمَّنْ خَلَقَ السَّمو'اتِ والاَرضَ و أَنْزَلَ لَکُم مِن السَّماءِ ماءً). [۱۶] چگونگی پیدایش باران در قرآن قرآن درباره منشأ و چگونگی پدید آمدن باران بصراحت سخن نگفته و فقط در آیات مختلف به جایی که باران از آن‌جا فرو می‌بارد اشاره می‌کند. بنابر ظاهرِ بیشتر این آیات، باران از آسمان فرو می‌بارد. [۱۷] [۱۸] [۱۹] [۲۰] «مزن» [۲۱] «مُعصرات» [۲۲] و «سحاب» [۲۳] [۲۴] [۲۵] [۲۶] نیز مبدأ باران اند. کوه‌هایی هم در آسمان هستند که تگرگ از آن‌ها می‌بارد. [۲۷] نظر مفسّران در توضیح این آیات یکسان نیست طبری (متوفی ۳۱۰) و شیخ طوسی (متوفی ۴۶۰) در تفسیر بیش‌تر آیات، همان ظاهر الفاظ را پذیرفته و آسمان را مبدأ باران دانسته اند. مثلاً طبری در تفسیر آیات ۲۲ و ۱۶۴ بقره، ۹۹ انعام، ۵۷ اعراف، ۵ و ۶۳ حج می‌نویسد که باران از آسمان می‌بارد و در توضیح آیه ۱۸ سوره مؤمنون همین بیان را از ابن جُرَیج نقل میکند (ماءً هو مِنَ السّماء). امّا از بیان او در تفسیر آیه ۴۸ فرقان و نیز از آنچه در تفسیر آیه ۴۳ نور از عَمرو بن عُبید لیثی نقل کرده [۲۸] برمی‌آید که ابرها منشأ باران‌اند و منظور از «سماء» همان «سحاب» است. شیخ طوسی نیز در مواضع مختلف التبیان (مثلاً ذیل «وأَنْزَلن'ا مِنَ السّماءَ ماءً» و تعبیرات مشابه) آسمان را مبدأ باران (لانَّ السّماءَ ابتداءُ الاءنزالِ بِالْمَطَر) می‌داند [۲۹] و یک بار این نظر را که مراد از «سماء» در آیات باران همان «سحاب» است، نه در مقام قبول، آورده است. [۳۰] توضیح طبری و طوسی درباره کوه‌های تگرگ (و ینزّل مِن السَّماءِ مِنْ جبالٍ فیها مِنْ بَرَدٍ)، که در حقیقت نقل قول فرّاء، متوفی ۲۰۷ [۳۱] است، نشان می‌دهد که نظر غالب نزد بیش‌تر مفسران [۳۲] [۳۳] آن بوده که باران منشأ آسمانی دارد. زمخشری (متوفی ۵۳۷) نیز در تفسیر آیه ۴۳ نور، همان سخن فرّاء را آورده و در تفسیر آیه ۲۱ زمر و ۱۴ نبأ (المُعْصِرات)، ضمن نقل چند احتمال از مفسران قدیم، مانند قتاده و مجاهد، توضیحاتی می‌دهد که التزام او را به دیدگاه مشهور مفسران اثبات می‌کند. [۳۴] [۳۵] [۳۶] طبرسی (متوفی ۵۴۸)، هر چند گاهی مبدأ باران را آسمان معرفی می‌کند، [۳۷] در توضیح بیش‌تر آیات، مقصود از «سماء» را «سحاب» می‌داند و، از آن بالاتر، به نظریّه طبیعت شناسان، که ابر را حاصل بخارات متصاعد از زمین می‌دانند، اشاره و از علی بن عیسی رمّانی (۲۹۶ـ۳۸۴) نقل می‌کند که گرچه این نظریه قطعی نیست، دلیل عقلی و سمعی بر ردّ آن نداریم. [۳۸] [۳۹] [۴۰] بیضاوی نیز «سماء» را در آیات راجع به باران به ابرها یا فلک یا عوامل آسمانی تبخیرکننده اجزای مرطوب زمین تفسیر می‌کند؛ ولی معتقد است که، بنابر ظواهر آیات قرآن، باران از آسمان به ابرها و از آن‌جا به زمین فرو می‌بارد [۴۱] در میان مفسران بیش از همه فخررازی (متوفی ۶۰۶) در تبیین مقصود آیات باران کوشیده است. به عقیده او طبق آیات قرآن، خدا باران را در آسمان می‌آفریند، سپس آن را بر ابرها و از آن‌جا بر زمین فرو می‌باراند. [۴۲] [۴۳] [۴۴] [۴۵] [۴۶] به گفته او ابوعلی جُبّائی نیز همین نظر را داشته و تأویل آیات قرآن را برخلاف ظاهر آن‌ها فقط در صورتی جایز می‌شمرده است که بر امتناع نزول باران از آسمان دلیل اقامه شود. [۴۷] به عقیده فخررازی، اثبات این امتناع فقط با نفی فاعل مختاربودن خدا و اثبات قدم عالم ممکن است. او همچنین بر کسانی که منظور از «سماء» را «سحاب» و در حقیقت حاصل تبخیر بخشی از آب‌های درون زمین و دریاها [۴۸] می‌دانند خرده می‌گیرد و دلیلی بر تأویل نصّ قرآن نمی‌بیند [۴۹] با این‌همه، در تفسیر آیه ۳۲ ابراهیم همین نظر را به دلیل مشاهدات خارجی پذیرفته و نزاع را در مسئله بیفایده خوانده است. [۵۰] مجلسی در تفسیر آیات باران غالباً نظر رازی را با تلقی مثبت نقل، و دوگانگی دیدگاه تفسیری او را در این باره یادآوری کرده است. [۵۱] برای فهم درست دیدگاه مفسران قدیم درباره باران، باید پدیده‌های ابر ، باد ، رعد و برق و آسمان از دیدگاه قرآن بررسی شوند. سازگاری نظریات مفسرین با نظریات علوم طبیعی مفسران قرن اخیر بیش‌تر به تفسیر آیات قرآن بر اساس نظریه معروف علوم طبیعی گرایش دارند. در تفسیر المنار، [۵۲] از کسانی که منبع باران را در آسمان می‌دانند شدیداً انتقاد و تصریح شده است که تعبیرات موجز قرآن، خصوصاً آیه ۴۸ روم، دقیقاً با دیدگاه‌های علوم طبیعی سازگار است. در این تفسیر، ضمن بیان چگونگی تبخیر آب‌های زمین، توضیح داده شده است که پدیده باران از امور حسّی است و به استدلال نقلی یا عقلی نیاز ندارد. در حقیقت، انکارناپذیر بودن این واقعیّت از نظر مؤلف سبب رها کردن ظاهر آیات قرآن و کوشش بر تطبیق آن‌ها با نظریه‌های علمی شده است. طنطاوی بن جوهری «سماء» را کنایه از ابرها دانسته و تکوّن باران را مطابق نظریه مشهور طبیعی توضیح می‌دهد. [۵۳] [۵۴] [۵۵] طباطبایی نیز در تبیین آیات باران همین نظر را برگزیده و دیدگاه قدما را، که آسمان را کره‌ای ناقص و محیط بر کره زمین می‌دانستند، با استناد به نظریات علمی جدید نفی می‌کند. بنابر توضیح او، آیه ۲۲ سوره حجر به این نکته که آب‌های زمین به باران تبدیل می‌شود اشاره دارد. او همچنین تعبیر کوه‌های تگرگ را کنایه از زیادی و تراکم و «سماء» را اشاره به لحاظ علّو می‌داند. [۵۶] [۵۷] [۵۸] آلوسی، بر خلاف معاصران خود، ترجیح می‌دهد که همان قول مشهور مفسران پیشین را بپذیرد و دلیل قاطع بر نفی آن نمی‌بیند، هر چند قول دانشمندان علوم طبیعی را نقل و به سازگاری آن با ظاهر آیات قرآن اشاره می‌کند. [۵۹] [۶۰] مهدی بازرگان در بخش اوّل باد و باران در قرآن به توضیح علمی پدیده‌های جوّی، اقسام باد و ابر و باران و پیوند این سه پدیده با یکدیگر می‌پردازد و در بخش دوم به استناد برخی از واژه‌های موجود در آیات قرآن و نیز با توجه به سیاق عبارات قرآن از نظر تقدیم و تأخیر مطالب، می‌کوشد تا انطباق مقصود این آیات را بر نظریات و اکتشافات جدید علمی اثبات کند. مثلاً در بیش‌تر آیات راجع به این موضوع، به مقدمه و شرط بودن بادها برای تشکیل ابر توجه شده است، [۶۱] یا تعبیرات «تصریف الرّیاح»، [۶۲] «تُثیر»، [۶۳] «اَقلَّتْ»، [۶۴] «لَواقح» [۶۵] و «معصرات» [۶۶] برای باد و ابر به کار رفته که بر نظرگاه‌های علمی گوینده سخن دلالت دارد. حتّی در برخی آیات، نکاتی مطرح شده که تشخیص آن‌ها فقط با مشاهدات و اکتشافات علمی ممکن است. از جمله در آیات ۱۹ بقره، ۱۳ رعد، ۴۰ و ۴۳ نور از مقارنات و مشخصات توفانهای شدید رگباری سخن به میان آمده است و در آیه ۴۳ نور (جبالٍ فیها من بَرَدٍ) به ابرهای متشکّل و مستور از سوزن‌های یخ اشاره شده است، همچنانکه در برخی از نوشته‌های علمی اخیر نیز از این ابرها به «کوههای ابر» و «کوه‌هایی از برف» تعبیر شده است. به عقیده بازرگان، این نکته، با توجه به آن‌که سرزمین عربستان کمتر از بیش‌تر نقاط دنیا توفان و بوران و رگبار دارد [۶۷] و بشر بعد از اختراع هواپیما و امکان پروازهای بلند به وجود این ابرها پی برده، حایز اهمیّت است. نویسنده همچنین از ترکیب مضامین دو آیه ۴۸ روم و ۴۳ نور، خصوصاً به قرینه واژه‌های به کار رفته در آن دو، مراحل تشکیل ابرها و باران‌های جبهه‌ای (الگوی بِیرکناس) را نشان می‌دهد. اهمیت و مداخله هوای پیرامون زمین در پدید آمدن آثار جوّی در پژوهش‌های علمی دهه‌های اخیر مورد توجه قرار گرفته است. نویسنده کتاب، هر چند در آیات قرآن اشاره صریح به این مطلب نیافته است، احتمال می‌دهد که نسبت دادن منشأ باران و توفان به آسمان از آن دریافت علمی ناشی باشد. [۶۸] این نکته نیز در آغاز کتاب [۶۹] یادآوری شده است که قرآن طبعاً در مقام تدوین اصول و قوانین فیزیک یا هواشناسی نیست. موریس بوکای نیز در بحث اشارات علمی قرآن به بررسی برخی از آیات که در آن‌ها از باران یادشده و تعبیرات موجود در آن‌ها از قبیل «أَرْسَلْنا الرِیاحَ لَواقِحَ» (بادها را در حالیکه بارور کننده اند، روانه کردیم) پرداخته و بر تفاوت آشکار این مضامین با دیدگاه علمی رایج در روزگار نزول قرآن تأکید کرده و هماهنگی آن‌ها را با یافته‌های علمی امروز می‌پذیرد. باران در روایات در احادیث، علاوه بر دعا برای نزول باران و توصیه‌های علمی راجع به باران، [۷۰] مسایل طبیعی باران نیز مطرح شده است. بیشتر این قبیل روایات را مجلسی در بحارالانوار، «کتاب السماء و العالم»، باب «السحاب و المطر و الشهاب» گرد آورده است. [۷۱] از این روایات نمی‌توان دیدگاه روشن و قطعی حاصل کرد. بنابر برخی از آن‌ها دریایی در زیر عرش [۷۲] هست که به اراده و مشیّت خدا باران (یا تگرگ) از آن به طبقات آسمان فرو می‌بارد تا به نزدیکترین آسمان (السّماء الدنیا) و از آن‌جا به ابرها می‌رسد؛ آنگاه ابرها، که غربال باران اند، آن را به قطرات تبدیل می‌کنند (یا تگرگ را ذوب می‌کنند) و اگر ابرها نباشند، زمین بر اثر فرو ریختن یکباره باران ویران می‌شود. [۷۳] [۷۴] [۷۵] [۷۶] در عوض، روایت دیگری هست که، طبق آن، ابرها در کنار آب‌های دریا جای دارند و باران بر اثر بالا رفتن و فشرده شدن آن‌ها به وسیله باد پدید می‌آید. [۷۷] [۷۸] علیّ بن ابراهیم قمی، در تفسیر آیه ۴۳ نور، همین نظر را برگزیده و مهدی بازرگان نیز همین حدیث و چند حدیث دیگر را در تأیید برداشت‌های خود آورده است [۷۹] امّا مجلسی بیش‌تر به نظر اوّل تمایل دارد و وجود کوه‌های تگرگ را در آسمان به دلیل ظواهر اخبار پذیرفته و مدّعی است که دلیل قاطع بر نفی آن در دست نیست. [۸۰] او گزارش شاهدانی را که در قلّه کوه‌های بلند نه ابر و نه باران و نه آب می‌دیده‌اند اما همزمان در سطح زمین باران می‌باریده است نفی نمی‌کند [۸۱] و برای سازش دادن میان این مشاهدات و ظاهر احادیث احتمالی می‌دهد، از جمله آن‌که باران از دو منبع فراهم می‌شود: یکی از آسمان و دیگری از بخار آبهای زمین. [۸۲] همچنین امکان تأویل اخبار را بر اساس نظریات فلسفی (به معنای عامّ کلمه) مطرح می‌کند. [۸۳] از نکات دیگری که در روایات به چشم می‌خورد باید به نسبت برق و ریزش باران، [۸۴] تفاوت ابرهای سیاه و سفید از نظر نوع باران [۸۵] و پدید آمدن لؤلؤ بر اثر قرار گرفتن آب باران در دل صدف‌‌های دریا [۸۶] اشاره کرد. دعا برای نزول باران، خصوصاً در شرایط بی آبی در متون حدیثی سفارش شده و احکام نماز باران در کتب فقهی آمده است. ........................................................................................................................................................................................ فهرست منابع (۱) علاوه بر قرآن. (۲) محمود بن عبدالله آلوسی، روح المعانی، قاهره ۱۹۶۴، چاپ افست بیروت. (۳) ابن بابویه، معانی الاخبار، قم ۱۳۶۱ ش. (۴) ابن حجر عسقلانی، فتح الباری بشرح صحیح البخاری، بیروت ۱۴۰۲. (۵) ابن فارس، معجم مقاییس اللغة، چاپ عبدالسلام هارون، قم ۱۴۰۴. (۶) ابن منظور، لسان العرب، بیروت ۱۹۵۵ـ۱۹۵۶. (۷) مهدی بازرگان، باد و باران در قرآن، قم ۱۳۴۴ ش. (۸) محمد بن اسماعیل بخاری، صحیح البخاری، استانبول ۱۴۰۱. (۹) عبدالله بن عمر بیضاوی، انوارالتنزیل، در مجمع التفاسیر، استانبول ۱۴۰۴. (۱۰) عبدالملک بن محمد ثعالبی، فقه اللغة و سرّالعربیة، دمشق ۱۹۸۹. (۱۱) محمدرشید رضا، المنار فی تفسیر القرآن، مصر ۱۳۷۳. (۱۲) محمود بن عمر زمخشری، الفائق فی غریب الحدیث، چاپ علی محمد بجاوی و محمد ابوالفضل ابراهیم، قاهره ۱۹۴۵ ـ ۱۹۴۸. (۱۳) محمود بن عمر زمخشری، الکشّاف، قاهره ۱۳۷۳. (۱۴) محمد حسین طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، بیروت ۱۳۹۳ ـ ۱۳۹۴. (۱۵) فضل بن حسن طبرسی، مجمع البیان، چاپ عارف زین، صیدا ۱۳۳۳ ـ ۱۳۵۶. (۱۶) محمدبن جریر طبری، جامع البیان فی تفسیر القرآن، قاهره ۱۳۲۸، چاپ افست بیروت. (۱۷) طنطاوی بن جوهری، الجواهر فی تفسیر القرآن الکریم، بیروت (بی تا). (۱۸) محمد بن حسن طوسی، التبیان فی تفسیر القرآن، نجف ۱۹۵۷، چاپ افست بیروت. (۱۹) محمد بن عمر فخررازی، التفسیر الکبیر، تهران ۱۳۶۳ش. (۲۰) یحیی بن زیاد فرّاء، معانی القرآن، چاپ احمد یوسف نجاتی و محمد علی نجّار، چاپ افست تهران ۱۳۶۰ ش. (۲۱) محمد بن احمد قرطبی، الجامع لاِ َحکام القرآن، قاهره ۱۹۶۷. (۲۲) محمد باقر بن محمد تقی مجلسی، بحارالانوار، بیروت ۱۴۰۳؛ پانویس   ۱. ↑ ابن بابویه، معانی الاخبار، ج۱، ص۳۱۹ ۳۲۰، قم ۱۳۶۱ ش.     ۲. ↑ ابن منظور، لسان العرب، ذیل واژه‌ها، بیروت ۱۹۵۵۱۹۵۶.     ۳. ↑ ابن فارس، معجم مقاییس اللغة، ذیل واژه‌ها، چاپ عبدالسلام هارون، قم ۱۴۰۴. ۴. ↑ عبدالملک بن محمد ثعالبی، فقه اللغة و سرّالعربیة، ج۱، ص۲۷۹ ـ ۲۸۴، دمشق ۱۹۸۹. ۵. ↑ محمودبن عمر زمخشری، الفائق فی غریب الحدیث، ج۱، ص۳۴۱، چاپ علی محمد بجاوی و محمد ابوالفضل ابراهیم، قاهره ۱۹۴۵ ـ ۱۹۴۸. ۶. ↑ محمد بن اسماعیل بخاری، صحیح البخاری، ج۵، ص۱۹۹، استانبول ۱۴۰۱. ۷. ↑ ابن حجر عسقلانی، فتح الباری بشرح صحیح البخاری، ج۸، ص۲۴۸، بیروت ۱۴۰۲. ۸. ↑ عبدالله بن عمر بیضاوی، انوارالتنزیل، ج۵، ص۴۱۱، در مجمع التفاسیر، استانبول ۱۴۰۴. ۹. ↑ فضل بن حسن طبرسی، مجمع البیان، ج۵، ص۳۱، چاپ عارف زین، صیدا ۱۳۳۳ ـ ۱۳۵۶. ۱۰. ↑ محمد بن احمد قرطبی، الجامع لاِ َحکام القرآن، ج۱۶، ص۲۸ـ۲۹، قاهره ۱۹۶۷. ۱۱. ↑ روم/سوره۳۰، آیه۲۴.     ۱۲. ↑ بقره/سوره۲، آیه۲۲.     ۱۳. ↑ نحل/سوره۱۶، آیه۱۰.     ۱۴. ↑ فرقان/سوره۲۵، آیه۴۸.     ۱۵. ↑ ق/سوره۵۰، آیه۹.     ۱۶. ↑ نمل/سوره۲۷، آیه۶۰.     ۱۷. ↑ قمر/سوره۵۴، آیه۱۱.     ۱۸. ↑ انعام/سوره۶، آیه۶.     ۱۹. ↑ هود/سوره۱۱، آیه۵۲.     ۲۰. ↑ نوح/سوره۷۱، آیه۱۱.     ۲۱. ↑ واقعه/سوره۵۶، آیه۶۹.     ۲۲. ↑ نبأ/سوره۷۸، آیه۱۴.     ۲۳. ↑ نور/سوره۲۴، آیه۴۳.     ۲۴. ↑ اعراف/سوره۷، آیه۵۷.     ۲۵. ↑ فاطر/سوره۳۵، آیه۹.     ۲۶. ↑ روم/سوره۳۰، آیه۴۸.     ۲۷. ↑ نور/سوره۲۴، آیه۴۳.     ۲۸. ↑ محمد بن جریر طبری، جامع البیان فی تفسیر القرآن،، ج۱۸، ص ۱۱۸، قاهره ۱۳۲۸، چاپ افست بیروت. ۲۹. ↑ محمدبن حسن طوسی، التبیان فی تفسیر القرآن، ج۷، ص۳۹۵، نجف ۱۹۵۷، چاپ افست بیروت. ۳۰. ↑ محمد بن حسن طوسی، التبیان فی تفسیر القرآن، ج۷، ص۳۹۵، نجف ۱۹۵۷، چاپ افست بیروت. ۳۱. ↑ یحیی بن زیاد فرّاء، معانی القرآن، ج۲، ص۲۵۶ـ۲۵۷، چاپ احمد یوسف نجاتی و محمد علی نجّار، چاپ افست تهران ۱۳۶۰ ش. ۳۲. ↑ محمود بن عبدالله آلوسی، روح المعانی، ج۱۸، ص۱۹۱، قاهره ۱۹۶۴، چاپ افست بیروت. ۳۳. ↑ محمدبن عمر فخررازی، التفسیر الکبیر، ج۲۳، ص۸۸، تهران ۱۳۶۳ش. ۳۴. ↑ محمود بن عمر زمخشری، الکشّاف، ج۳، ص۲۴۶، قاهره ۱۳۷۳. ۳۵. ↑ محمود بن عمر زمخشری، الکشّاف، ج۴، ص۱۲۲، قاهره ۱۳۷۳. ۳۶. ↑ محمود بن عمر زمخشری، الکشّاف، ج۴، ص۶۸۲، قاهره ۱۳۷۳. ۳۷. ↑ فضل بن حسن طبرسی، مجمع البیان، ج۷، ص۲۵۵، چاپ عارف زین، صیدا ۱۳۳۳ ۱۳۵۶.     ۳۸. ↑ فضل بن حسن طبرسی، مجمع البیان، ج۱، ص۶۱، چاپ عارف زین، صیدا ۱۳۳۳ ـ ۱۳۵۶. ۳۹. ↑ فضل بن حسن طبرسی، مجمع البیان، ج۱، ص۲۴۵، چاپ عارف زین، صیدا ۱۳۳۳ ـ ۱۳۵۶. ۴۰. ↑ فضل بن حسن طبرسی، مجمع البیان، ج۲، ص۳۴۱، چاپ عارف زین، صیدا ۱۳۳۳ ـ ۱۳۵۶. ۴۱. ↑ بقره/سوره۲،آیه۲۲.     ۴۲. ↑ محمد بن عمر فخررازی، التفسیر الکبیر، ج۲، ص۱۱۱، تهران ۱۳۶۳ش. ۴۳. ↑ محمد بن عمر فخررازی، التفسیر الکبیر، ج۴، ص۲۲۳، تهران ۱۳۶۳ش. ۴۴. ↑ محمد بن عمر فخررازی، التفسیر الکبیر، ج۱۳، ص۱۰۵، تهران ۱۳۶۳ش. ۴۵. ↑ محمد بن عمر فخررازی، التفسیر الکبیر، ج۱۳، ص۱۰۷، تهران ۱۳۶۳ش. ۴۶. ↑ محمد بن عمر فخررازی، التفسیر الکبیر، ج۲۴، ص۹۰، تهران ۱۳۶۳ش. ۴۷. ↑ محمدبن عمر فخررازی، التفسیر الکبیر، ج۱۳، ص۱۰۵، تهران ۱۳۶۳ش. ۴۸. ↑ محمد بن عمر فخررازی، التفسیر الکبیر، ج۲۳، ص۸۸، تهران ۱۳۶۳ش. ۴۹. ↑ محمد بن عمر فخررازی، التفسیر الکبیر، ج۲۴، ص۹۰، تهران ۱۳۶۳ش. ۵۰. ↑ محمد بن عمر فخررازی، التفسیر الکبیر، ج۱۹، ص۱۲۶، تهران ۱۳۶۳ش. ۵۱. ↑ محمد باقر بن محمد تقی مجلسی، بحارالانوار، ج۵۶، ص۳۴۴۳۷۰، بیروت ۱۴۰۳.     ۵۲. ↑ محمدرشید رضا،ذیل آیه ۱۶۴ بقره، ج۲، ص۶۰، المنار فی تفسیر القرآن، مصر ۱۳۷۳. ۵۳. ↑ طنطاوی بن جوهری، الجواهر فی تفسیر القرآن الکریم، ج۱، ص۳۱، بیروت (بی تا). ۵۴. ↑ طنطاوی بن جوهری، الجواهر فی تفسیر القرآن الکریم، ج۱، ص۱۳۷، بیروت (بی تا). ۵۵. ↑ طنطاوی بن جوهری، الجواهر فی تفسیر القرآن الکریم،ذیل آیات ۲۲ و ۱۶۴ بقره، ۴۳ نور، ج۱۲، ص۲۱، بیروت (بی تا). ۵۶. ↑ محمد حسین طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ج۱، ص۴۰۴، بیروت ۱۳۹۳ ۱۳۹۴.     ۵۷. ↑ محمد حسین طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ج۱۲، ص۱۴۶، بیروت ۱۳۹۳ ۱۳۹۴.     ۵۸. ↑ محمد حسین طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ج۱۵، ص۱۳۷، بیروت ۱۳۹۳ ۱۳۹۴.     ۵۹. ↑ محمود بن عبدالله آلوسی، روح المعانی، ج۱، ص۱۸۸، قاهره ۱۹۶۴، چاپ افست بیروت. ۶۰. ↑ محمود بن عبدالله آلوسی، روح المعانی، ج۱۸، ص۱۹۰ـ۱۹۱، قاهره ۱۹۶۴، چاپ افست بیروت. ۶۱. ↑ مهدی بازرگان، باد و باران در قرآن، ج۱، ص۱۲۲، قم ۱۳۴۴ ش. ۶۲. ↑ بقره/سوره۲، آیه۱۶۴.     ۶۳. ↑ روم/سوره۳۰، آیه۴۸.     ۶۴. ↑ اعراف/سوره۷، آیه۵۷.     ۶۵. ↑ حجر/سوره۱۵، آیه۲۲.     ۶۶. ↑ نبأ/سوره۷۸، آیه۱۴.     ۶۷. ↑ مهدی بازرگان، باد و باران در قرآن، ج۱، ص۱۳۹، قم ۱۳۴۴ ش. ۶۸. ↑ مهدی بازرگان، باد و باران در قرآن، ج۱، ص۱۵۷ ـ ۱۶۰، قم ۱۳۴۴ ش. ۶۹. ↑ مهدی بازرگان، باد و باران در قرآن، ج۱، ص۱۳، قم ۱۳۴۴ ش. ۷۰. ↑ محمد بن اسماعیل بخاری، صحیح البخاری، ج۲، ص۱۶ـ۲۱، استانبول ۱۴۰۱. ۷۱. ↑ محمد باقر بن محمد تقی مجلسی، بحارالانوار، ج۵۶، ص۳۷۱ ۳۹۸، بیروت ۱۴۰۳.     ۷۲. ↑ محمد باقر بن محمد تقی مجلسی، بحارالانوار، ج۵۷، ص۴۳، بیروت ۱۴۰۳.     ۷۳. ↑ محمد باقر بن محمد تقی مجلسی، بحارالانوار، ج۵۶، ص۳۷۲ به نقل از علل الشرایع، بیروت ۱۴۰۳.     ۷۴. ↑ محمد باقر بن محمد تقی مجلسی، بحارالانوار، ج۵۶، ص۳۷۸ به نقل از المحاسن، بیروت ۱۴۰۳.     ۷۵. ↑ محمد باقر بن محمد تقی مجلسی، بحارالانوار، ج۵۶، ص۳۸۰ ۳۸۱ به نقل از الکافی، بیروت ۱۴۰۳.     ۷۶. ↑ محمد باقر بن محمد تقی مجلسی، بحارالانوار، ج۵۶، ص۳۸۳ به نقل از النوادر راوندی، بیروت ۱۴۰۳.     ۷۷. ↑ محمد باقر بن محمد تقی مجلسی، بحارالانوار، ج۵۶، ص۳۷۳، بیروت ۱۴۰۳.     ۷۸. ↑ محمد باقر بن محمد تقی مجلسی، بحارالانوار، ج۵۶، ص۳۸۲ به نقل از تفسیر علیّ بن ابراهیم قمی و الکافی، بیروت ۱۴۰۳.     ۷۹. ↑ علیّ بن ابراهیم قمی،تفسیر قمی، ص۱۲۷ ۸۰. ↑ محمد باقر بن محمد تقی مجلسی، بحارالانوار، ج۵۶، ص۳۶۳، بیروت ۱۴۰۳.     ۸۱. ↑ محمد بن عمر فخررازی، التفسیر الکبیر، ج۱۹، ص۱۲۶، تهران ۱۳۶۳ش. ۸۲. ↑ محمد باقر بن محمد تقی مجلسی، بحارالانوار، ج۵۶، ص۳۹۷، بیروت ۱۴۰۳.     ۸۳. ↑ محمد باقر بن محمد تقی مجلسی، بحارالانوار، ج۵۶، ص۳۸۱، بیروت ۱۴۰۳.     ۸۴. ↑ محمد باقر بن محمد تقی مجلسی، بحارالانوار، ج۵۶، ص۳۸۳ به نقل از المجالس طوسی، بیروت ۱۴۰۳.     ۸۵. ↑ محمد باقر بن محمد تقی مجلسی، بحارالانوار، ج۵۶، ص۳۸۷ به نقل از ابن عبّاس، بیروت ۱۴۰۳.     ۸۶. ↑ محمد باقر بن محمد تقی مجلسی، بحارالانوار، ج۵۷، ص۴۱ به نقل از قُرب الاسناد، بیروت ۱۴۰۳.       منبع [ویرایش] دانشنامه جهان اسلام، بنیاد دائرة المعارف اسلامی، برگرفته از مقاله «باران در قرآن و روایات»، شماره۱۳۷.             یکی از واژه‌هایی که در قرآن و روایات به آن پرداخته شده باران می‌باشد، در قرآن واژه باران با عبارت‌های مختلفی بیان شده است.   فهرست مندرجات ۱ - تعابیر دیگر باران در قرآن ۲ - اهمیت باران ۳ - چگونگی پیدایش باران در قرآن ۴ - سازگاری نظریات مفسرین با نظریات علوم طبیعی ۵ - باران در روایات ۶ - فهرست منابع ۷ - پانویس ۸ - منبع تعابیر دیگر باران در قرآن [ویرایش] در قرآن «مَطَر» و هم ریشه‌های آن پانزده بار، «غیث» و هم‌ریشه‌های آن شش بار، «وابل» به معنای باران درشت و سنگین دوبار و «طَلّ» به معنای باران سبک و کم یک بار، «وَدْق» به معنای باران مستمر دوبار، «صَیِّب» به معنای باران یا ابر باران زا یک بار، «ماء» بیش از سی بار، و نیز سحاب بیش از شش بار، «مُزْن» به معنای ابر یا ابر باران زا یا ابر سفید یک بار و «مُعصِرات» به معنای بادهای برانگیزاننده ابر (الرّیاح التّی تثیرالسحاب) یا ابر یک بار می‌باشد. به مناسبت بحث از باران به کار رفته است. «الحیاء» به معنای بارانی که زمین را زنده می‌کند نیز در حدیث نبوی [۱] ذکر شده است. [۲] [۳] [۴] [۵] کاربرد قرآنی مطر جز در آیه ۱۰۲ سوره نساء و آیه ۲۴ سوره احقاف جنبه منفی دارد و در آیات حاوی آن، از باران‌های زیانبار و هلاک کننده و سنگباران‌های آسمانی سخن رفته است، همچنانکه برای باران‌های سودبخش کلمه غیث به کار رفته است. شماری از لغت شناسان و مفسّران نیز نوشته‌اند که غیث به باران سودمند یا بارانی که در پی کم آبی می‌بارد گفته می‌شود، امّا مطر نام عامّ باران است و برای باران‌های مفید کمتر به کار می‌رود. [۶] [۷] [۸] [۹] [۱۰] اهمیت باران [ویرایش] در آیات قرآن به نقش باران در زنده کردن زمین (فَیُحْیی به الاَ رضَ بَعْدَ موتِها)، [۱۱] روزی رساندن به انسان‌ها از طریق رویاندن گیاهان (فأَخرجَ به مِنَ الثَّمراتِ رزقاً لَکُم)، [۱۲] فراهم آوردن آب آشامیدنی (منهُ شرابٌ)، [۱۳] پاک کنندگی (وَ أنْزَلْنا مِنَ السّماءِ ماءً طَهوراً) [۱۴] و برکت زا بودن (وَ نَزَّلنا مِنَ السّماءِ ماءً مُبارَکاً) [۱۵] اشاره شده است. همچنین قرآن باران را نعمتی خداداد و نشانی از قدرت خدا معرّفی کرده و بارها منکران خدا و معاد را به توجّه به این آیه فرا خوانده است (أَمَّنْ خَلَقَ السَّمو'اتِ والاَرضَ و أَنْزَلَ لَکُم مِن السَّماءِ ماءً). [۱۶] چگونگی پیدایش باران در قرآن [ویرایش] قرآن درباره منشأ و چگونگی پدید آمدن باران بصراحت سخن نگفته و فقط در آیات مختلف به جایی که باران از آن‌جا فرو می‌بارد اشاره می‌کند. بنابر ظاهرِ بیشتر این آیات، باران از آسمان فرو می‌بارد. [۱۷] [۱۸] [۱۹] [۲۰] «مزن» [۲۱] «مُعصرات» [۲۲] و «سحاب» [۲۳] [۲۴] [۲۵] [۲۶] نیز مبدأ باران اند. کوه‌هایی هم در آسمان هستند که تگرگ از آن‌ها می‌بارد. [۲۷] نظر مفسّران در توضیح این آیات یکسان نیست طبری (متوفی ۳۱۰) و شیخ طوسی (متوفی ۴۶۰) در تفسیر بیش‌تر آیات، همان ظاهر الفاظ را پذیرفته و آسمان را مبدأ باران دانسته اند. مثلاً طبری در تفسیر آیات ۲۲ و ۱۶۴ بقره، ۹۹ انعام، ۵۷ اعراف، ۵ و ۶۳ حج می‌نویسد که باران از آسمان می‌بارد و در توضیح آیه ۱۸ سوره مؤمنون همین بیان را از ابن جُرَیج نقل میکند (ماءً هو مِنَ السّماء). امّا از بیان او در تفسیر آیه ۴۸ فرقان و نیز از آنچه در تفسیر آیه ۴۳ نور از عَمرو بن عُبید لیثی نقل کرده [۲۸] برمی‌آید که ابرها منشأ باران‌اند و منظور از «سماء» همان «سحاب» است. شیخ طوسی نیز در مواضع مختلف التبیان (مثلاً ذیل «وأَنْزَلن'ا مِنَ السّماءَ ماءً» و تعبیرات مشابه) آسمان را مبدأ باران (لانَّ السّماءَ ابتداءُ الاءنزالِ بِالْمَطَر) می‌داند [۲۹] و یک بار این نظر را که مراد از «سماء» در آیات باران همان «سحاب» است، نه در مقام قبول، آورده است. [۳۰] توضیح طبری و طوسی درباره کوه‌های تگرگ (و ینزّل مِن السَّماءِ مِنْ جبالٍ فیها مِنْ بَرَدٍ)، که در حقیقت نقل قول فرّاء، متوفی ۲۰۷ [۳۱] است، نشان می‌دهد که نظر غالب نزد بیش‌تر مفسران [۳۲] [۳۳] آن بوده که باران منشأ آسمانی دارد. زمخشری (متوفی ۵۳۷) نیز در تفسیر آیه ۴۳ نور، همان سخن فرّاء را آورده و در تفسیر آیه ۲۱ زمر و ۱۴ نبأ (المُعْصِرات)، ضمن نقل چند احتمال از مفسران قدیم، مانند قتاده و مجاهد، توضیحاتی می‌دهد که التزام او را به دیدگاه مشهور مفسران اثبات می‌کند. [۳۴] [۳۵] [۳۶] طبرسی (متوفی ۵۴۸)، هر چند گاهی مبدأ باران را آسمان معرفی می‌کند، [۳۷] در توضیح بیش‌تر آیات، مقصود از «سماء» را «سحاب» می‌داند و، از آن بالاتر، به نظریّه طبیعت شناسان، که ابر را حاصل بخارات متصاعد از زمین می‌دانند، اشاره و از علی بن عیسی رمّانی (۲۹۶ـ۳۸۴) نقل می‌کند که گرچه این نظریه قطعی نیست، دلیل عقلی و سمعی بر ردّ آن نداریم. [۳۸] [۳۹] [۴۰] بیضاوی نیز «سماء» را در آیات راجع به باران به ابرها یا فلک یا عوامل آسمانی تبخیرکننده اجزای مرطوب زمین تفسیر می‌کند؛ ولی معتقد است که، بنابر ظواهر آیات قرآن، باران از آسمان به ابرها و از آن‌جا به زمین فرو می‌بارد [۴۱] در میان مفسران بیش از همه فخررازی (متوفی ۶۰۶) در تبیین مقصود آیات باران کوشیده است. به عقیده او طبق آیات قرآن، خدا باران را در آسمان می‌آفریند، سپس آن را بر ابرها و از آن‌جا بر زمین فرو می‌باراند. [۴۲] [۴۳] [۴۴] [۴۵] [۴۶] به گفته او ابوعلی جُبّائی نیز همین نظر را داشته و تأویل آیات قرآن را برخلاف ظاهر آن‌ها فقط در صورتی جایز می‌شمرده است که بر امتناع نزول باران از آسمان دلیل اقامه شود. [۴۷] به عقیده فخررازی، اثبات این امتناع فقط با نفی فاعل مختاربودن خدا و اثبات قدم عالم ممکن است. او همچنین بر کسانی که منظور از «سماء» را «سحاب» و در حقیقت حاصل تبخیر بخشی از آب‌های درون زمین و دریاها [۴۸] می‌دانند خرده می‌گیرد و دلیلی بر تأویل نصّ قرآن نمی‌بیند [۴۹] با این‌همه، در تفسیر آیه ۳۲ ابراهیم همین نظر را به دلیل مشاهدات خارجی پذیرفته و نزاع را در مسئله بیفایده خوانده است. [۵۰] مجلسی در تفسیر آیات باران غالباً نظر رازی را با تلقی مثبت نقل، و دوگانگی دیدگاه تفسیری او را در این باره یادآوری کرده است. [۵۱] برای فهم درست دیدگاه مفسران قدیم درباره باران، باید پدیده‌های ابر ، باد ، رعد و برق و آسمان از دیدگاه قرآن بررسی شوند. سازگاری نظریات مفسرین با نظریات علوم طبیعی [ویرایش] مفسران قرن اخیر بیش‌تر به تفسیر آیات قرآن بر اساس نظریه معروف علوم طبیعی گرایش دارند. در تفسیر المنار، [۵۲] از کسانی که منبع باران را در آسمان می‌دانند شدیداً انتقاد و تصریح شده است که تعبیرات موجز قرآن، خصوصاً آیه ۴۸ روم، دقیقاً با دیدگاه‌های علوم طبیعی سازگار است. در این تفسیر، ضمن بیان چگونگی تبخیر آب‌های زمین، توضیح داده شده است که پدیده باران از امور حسّی است و به استدلال نقلی یا عقلی نیاز ندارد. در حقیقت، انکارناپذیر بودن این واقعیّت از نظر مؤلف سبب رها کردن ظاهر آیات قرآن و کوشش بر تطبیق آن‌ها با نظریه‌های علمی شده است. طنطاوی بن جوهری «سماء» را کنایه از ابرها دانسته و تکوّن باران را مطابق نظریه مشهور طبیعی توضیح می‌دهد. [۵۳] [۵۴] [۵۵] طباطبایی نیز در تبیین آیات باران همین نظر را برگزیده و دیدگاه قدما را، که آسمان را کره‌ای ناقص و محیط بر کره زمین می‌دانستند، با استناد به نظریات علمی جدید نفی می‌کند. بنابر توضیح او، آیه ۲۲ سوره حجر به این نکته که آب‌های زمین به باران تبدیل می‌شود اشاره دارد. او همچنین تعبیر کوه‌های تگرگ را کنایه از زیادی و تراکم و «سماء» را اشاره به لحاظ علّو می‌داند. [۵۶] [۵۷] [۵۸] آلوسی، بر خلاف معاصران خود، ترجیح می‌دهد که همان قول مشهور مفسران پیشین را بپذیرد و دلیل قاطع بر نفی آن نمی‌بیند، هر چند قول دانشمندان علوم طبیعی را نقل و به سازگاری آن با ظاهر آیات قرآن اشاره می‌کند. [۵۹] [۶۰] مهدی بازرگان در بخش اوّل باد و باران در قرآن به توضیح علمی پدیده‌های جوّی، اقسام باد و ابر و باران و پیوند این سه پدیده با یکدیگر می‌پردازد و در بخش دوم به استناد برخی از واژه‌های موجود در آیات قرآن و نیز با توجه به سیاق عبارات قرآن از نظر تقدیم و تأخیر مطالب، می‌کوشد تا انطباق مقصود این آیات را بر نظریات و اکتشافات جدید علمی اثبات کند. مثلاً در بیش‌تر آیات راجع به این موضوع، به مقدمه و شرط بودن بادها برای تشکیل ابر توجه شده است، [۶۱] یا تعبیرات «تصریف الرّیاح»، [۶۲] «تُثیر»، [۶۳] «اَقلَّتْ»، [۶۴] «لَواقح» [۶۵] و «معصرات» [۶۶] برای باد و ابر به کار رفته که بر نظرگاه‌های علمی گوینده سخن دلالت دارد. حتّی در برخی آیات، نکاتی مطرح شده که تشخیص آن‌ها فقط با مشاهدات و اکتشافات علمی ممکن است. از جمله در آیات ۱۹ بقره، ۱۳ رعد، ۴۰ و ۴۳ نور از مقارنات و مشخصات توفانهای شدید رگباری سخن به میان آمده است و در آیه ۴۳ نور (جبالٍ فیها من بَرَدٍ) به ابرهای متشکّل و مستور از سوزن‌های یخ اشاره شده است، همچنانکه در برخی از نوشته‌های علمی اخیر نیز از این ابرها به «کوههای ابر» و «کوه‌هایی از برف» تعبیر شده است. به عقیده بازرگان، این نکته، با توجه به آن‌که سرزمین عربستان کمتر از بیش‌تر نقاط دنیا توفان و بوران و رگبار دارد [۶۷] و بشر بعد از اختراع هواپیما و امکان پروازهای بلند به وجود این ابرها پی برده، حایز اهمیّت است. نویسنده همچنین از ترکیب مضامین دو آیه ۴۸ روم و ۴۳ نور، خصوصاً به قرینه واژه‌های به کار رفته در آن دو، مراحل تشکیل ابرها و باران‌های جبهه‌ای (الگوی بِیرکناس) را نشان می‌دهد. اهمیت و مداخله هوای پیرامون زمین در پدید آمدن آثار جوّی در پژوهش‌های علمی دهه‌های اخیر مورد توجه قرار گرفته است. نویسنده کتاب، هر چند در آیات قرآن اشاره صریح به این مطلب نیافته است، احتمال می‌دهد که نسبت دادن منشأ باران و توفان به آسمان از آن دریافت علمی ناشی باشد. [۶۸] این نکته نیز در آغاز کتاب [۶۹] یادآوری شده است که قرآن طبعاً در مقام تدوین اصول و قوانین فیزیک یا هواشناسی نیست. موریس بوکای نیز در بحث اشارات علمی قرآن به بررسی برخی از آیات که در آن‌ها از باران یادشده و تعبیرات موجود در آن‌ها از قبیل «أَرْسَلْنا الرِیاحَ لَواقِحَ» (بادها را در حالیکه بارور کننده اند، روانه کردیم) پرداخته و بر تفاوت آشکار این مضامین با دیدگاه علمی رایج در روزگار نزول قرآن تأکید کرده و هماهنگی آن‌ها را با یافته‌های علمی امروز می‌پذیرد. باران در روایات [ویرایش] در احادیث، علاوه بر دعا برای نزول باران و توصیه‌های علمی راجع به باران، [۷۰] مسایل طبیعی باران نیز مطرح شده است. بیشتر این قبیل روایات را مجلسی در بحارالانوار، «کتاب السماء و العالم»، باب «السحاب و المطر و الشهاب» گرد آورده است. [۷۱] از این روایات نمی‌توان دیدگاه روشن و قطعی حاصل کرد. بنابر برخی از آن‌ها دریایی در زیر عرش [۷۲] هست که به اراده و مشیّت خدا باران (یا تگرگ) از آن به طبقات آسمان فرو می‌بارد تا به نزدیکترین آسمان (السّماء الدنیا) و از آن‌جا به ابرها می‌رسد؛ آنگاه ابرها، که غربال باران اند، آن را به قطرات تبدیل می‌کنند (یا تگرگ را ذوب می‌کنند) و اگر ابرها نباشند، زمین بر اثر فرو ریختن یکباره باران ویران می‌شود. [۷۳] [۷۴] [۷۵] [۷۶] در عوض، روایت دیگری هست که، طبق آن، ابرها در کنار آب‌های دریا جای دارند و باران بر اثر بالا رفتن و فشرده شدن آن‌ها به وسیله باد پدید می‌آید. [۷۷] [۷۸] علیّ بن ابراهیم قمی، در تفسیر آیه ۴۳ نور، همین نظر را برگزیده و مهدی بازرگان نیز همین حدیث و چند حدیث دیگر را در تأیید برداشت‌های خود آورده است [۷۹] امّا مجلسی بیش‌تر به نظر اوّل تمایل دارد و وجود کوه‌های تگرگ را در آسمان به دلیل ظواهر اخبار پذیرفته و مدّعی است که دلیل قاطع بر نفی آن در دست نیست. [۸۰] او گزارش شاهدانی را که در قلّه کوه‌های بلند نه ابر و نه باران و نه آب می‌دیده‌اند اما همزمان در سطح زمین باران می‌باریده است نفی نمی‌کند [۸۱] و برای سازش دادن میان این مشاهدات و ظاهر احادیث احتمالی می‌دهد، از جمله آن‌که باران از دو منبع فراهم می‌شود: یکی از آسمان و دیگری از بخار آبهای زمین. [۸۲] همچنین امکان تأویل اخبار را بر اساس نظریات فلسفی (به معنای عامّ کلمه) مطرح می‌کند. [۸۳] از نکات دیگری که در روایات به چشم می‌خورد باید به نسبت برق و ریزش باران، [۸۴] تفاوت ابرهای سیاه و سفید از نظر نوع باران [۸۵] و پدید آمدن لؤلؤ بر اثر قرار گرفتن آب باران در دل صدف‌‌های دریا [۸۶] اشاره کرد. دعا برای نزول باران، خصوصاً در شرایط بی آبی در متون حدیثی سفارش شده و احکام نماز باران در کتب فقهی آمده است. فهرست منابع [ویرایش] (۱) علاوه بر قرآن. (۲) محمود بن عبدالله آلوسی، روح المعانی، قاهره ۱۹۶۴، چاپ افست بیروت. (۳) ابن بابویه، معانی الاخبار، قم ۱۳۶۱ ش. (۴) ابن حجر عسقلانی، فتح الباری بشرح صحیح البخاری، بیروت ۱۴۰۲. (۵) ابن فارس، معجم مقاییس اللغة، چاپ عبدالسلام هارون، قم ۱۴۰۴. (۶) ابن منظور، لسان العرب، بیروت ۱۹۵۵ـ۱۹۵۶. (۷) مهدی بازرگان، باد و باران در قرآن، قم ۱۳۴۴ ش. (۸) محمد بن اسماعیل بخاری، صحیح البخاری، استانبول ۱۴۰۱. (۹) عبدالله بن عمر بیضاوی، انوارالتنزیل، در مجمع التفاسیر، استانبول ۱۴۰۴. (۱۰) عبدالملک بن محمد ثعالبی، فقه اللغة و سرّالعربیة، دمشق ۱۹۸۹. (۱۱) محمدرشید رضا، المنار فی تفسیر القرآن، مصر ۱۳۷۳. (۱۲) محمود بن عمر زمخشری، الفائق فی غریب الحدیث، چاپ علی محمد بجاوی و محمد ابوالفضل ابراهیم، قاهره ۱۹۴۵ ـ ۱۹۴۸. (۱۳) محمود بن عمر زمخشری، الکشّاف، قاهره ۱۳۷۳. (۱۴) محمد حسین طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، بیروت ۱۳۹۳ ـ ۱۳۹۴. (۱۵) فضل بن حسن طبرسی، مجمع البیان، چاپ عارف زین، صیدا ۱۳۳۳ ـ ۱۳۵۶. (۱۶) محمدبن جریر طبری، جامع البیان فی تفسیر القرآن، قاهره ۱۳۲۸، چاپ افست بیروت. (۱۷) طنطاوی بن جوهری، الجواهر فی تفسیر القرآن الکریم، بیروت (بی تا). (۱۸) محمد بن حسن طوسی، التبیان فی تفسیر القرآن، نجف ۱۹۵۷، چاپ افست بیروت. (۱۹) محمد بن عمر فخررازی، التفسیر الکبیر، تهران ۱۳۶۳ش. (۲۰) یحیی بن زیاد فرّاء، معانی القرآن، چاپ احمد یوسف نجاتی و محمد علی نجّار، چاپ افست تهران ۱۳۶۰ ش. (۲۱) محمد بن احمد قرطبی، الجامع لاِ َحکام القرآن، قاهره ۱۹۶۷. (۲۲) محمد باقر بن محمد تقی مجلسی، بحارالانوار، بیروت ۱۴۰۳؛ پانویس [ویرایش] ۱. ↑ ابن بابویه، معانی الاخبار، ج۱، ص۳۱۹ ۳۲۰، قم ۱۳۶۱ ش.     ۲. ↑ ابن منظور، لسان العرب، ذیل واژه‌ها، بیروت ۱۹۵۵۱۹۵۶.     ۳. ↑ ابن فارس، معجم مقاییس اللغة، ذیل واژه‌ها، چاپ عبدالسلام هارون، قم ۱۴۰۴. ۴. ↑ عبدالملک بن محمد ثعالبی، فقه اللغة و سرّالعربیة، ج۱، ص۲۷۹ ـ ۲۸۴، دمشق ۱۹۸۹. ۵. ↑ محمودبن عمر زمخشری، الفائق فی غریب الحدیث، ج۱، ص۳۴۱، چاپ علی محمد بجاوی و محمد ابوالفضل ابراهیم، قاهره ۱۹۴۵ ـ ۱۹۴۸. ۶. ↑ محمد بن اسماعیل بخاری، صحیح البخاری، ج۵، ص۱۹۹، استانبول ۱۴۰۱. ۷. ↑ ابن حجر عسقلانی، فتح الباری بشرح صحیح البخاری، ج۸، ص۲۴۸، بیروت ۱۴۰۲. ۸. ↑ عبدالله بن عمر بیضاوی، انوارالتنزیل، ج۵، ص۴۱۱، در مجمع التفاسیر، استانبول ۱۴۰۴. ۹. ↑ فضل بن حسن طبرسی، مجمع البیان، ج۵، ص۳۱، چاپ عارف زین، صیدا ۱۳۳۳ ـ ۱۳۵۶. ۱۰. ↑ محمد بن احمد قرطبی، الجامع لاِ َحکام القرآن، ج۱۶، ص۲۸ـ۲۹، قاهره ۱۹۶۷. ۱۱. ↑ روم/سوره۳۰، آیه۲۴.     ۱۲. ↑ بقره/سوره۲، آیه۲۲.     ۱۳. ↑ نحل/سوره۱۶، آیه۱۰.     ۱۴. ↑ فرقان/سوره۲۵، آیه۴۸.     ۱۵. ↑ ق/سوره۵۰، آیه۹.     ۱۶. ↑ نمل/سوره۲۷، آیه۶۰.     ۱۷. ↑ قمر/سوره۵۴، آیه۱۱.     ۱۸. ↑ انعام/سوره۶، آیه۶.     ۱۹. ↑ هود/سوره۱۱، آیه۵۲.     ۲۰. ↑ نوح/سوره۷۱، آیه۱۱.     ۲۱. ↑ واقعه/سوره۵۶، آیه۶۹.     ۲۲. ↑ نبأ/سوره۷۸، آیه۱۴.     ۲۳. ↑ نور/سوره۲۴، آیه۴۳.     ۲۴. ↑ اعراف/سوره۷، آیه۵۷.     ۲۵. ↑ فاطر/سوره۳۵، آیه۹.     ۲۶. ↑ روم/سوره۳۰، آیه۴۸.     ۲۷. ↑ نور/سوره۲۴، آیه۴۳.     ۲۸. ↑ محمد بن جریر طبری، جامع البیان فی تفسیر القرآن،، ج۱۸، ص ۱۱۸، قاهره ۱۳۲۸، چاپ افست بیروت. ۲۹. ↑ محمدبن حسن طوسی، التبیان فی تفسیر القرآن، ج۷، ص۳۹۵، نجف ۱۹۵۷، چاپ افست بیروت. ۳۰. ↑ محمد بن حسن طوسی، التبیان فی تفسیر القرآن، ج۷، ص۳۹۵، نجف ۱۹۵۷، چاپ افست بیروت. ۳۱. ↑ یحیی بن زیاد فرّاء، معانی القرآن، ج۲، ص۲۵۶ـ۲۵۷، چاپ احمد یوسف نجاتی و محمد علی نجّار، چاپ افست تهران ۱۳۶۰ ش. ۳۲. ↑ محمود بن عبدالله آلوسی، روح المعانی، ج۱۸، ص۱۹۱، قاهره ۱۹۶۴، چاپ افست بیروت. ۳۳. ↑ محمدبن عمر فخررازی، التفسیر الکبیر، ج۲۳، ص۸۸، تهران ۱۳۶۳ش. ۳۴. ↑ محمود بن عمر زمخشری، الکشّاف، ج۳، ص۲۴۶، قاهره ۱۳۷۳. ۳۵. ↑ محمود بن عمر زمخشری، الکشّاف، ج۴، ص۱۲۲، قاهره ۱۳۷۳. ۳۶. ↑ محمود بن عمر زمخشری، الکشّاف، ج۴، ص۶۸۲، قاهره ۱۳۷۳. ۳۷. ↑ فضل بن حسن طبرسی، مجمع البیان، ج۷، ص۲۵۵، چاپ عارف زین، صیدا ۱۳۳۳ ۱۳۵۶.     ۳۸. ↑ فضل بن حسن طبرسی، مجمع البیان، ج۱، ص۶۱، چاپ عارف زین، صیدا ۱۳۳۳ ـ ۱۳۵۶. ۳۹. ↑ فضل بن حسن طبرسی، مجمع البیان، ج۱، ص۲۴۵، چاپ عارف زین، صیدا ۱۳۳۳ ـ ۱۳۵۶. ۴۰. ↑ فضل بن حسن طبرسی، مجمع البیان، ج۲، ص۳۴۱، چاپ عارف زین، صیدا ۱۳۳۳ ـ ۱۳۵۶. ۴۱. ↑ بقره/سوره۲،آیه۲۲.     ۴۲. ↑ محمد بن عمر فخررازی، التفسیر الکبیر، ج۲، ص۱۱۱، تهران ۱۳۶۳ش. ۴۳. ↑ محمد بن عمر فخررازی، التفسیر الکبیر، ج۴، ص۲۲۳، تهران ۱۳۶۳ش. ۴۴. ↑ محمد بن عمر فخررازی، التفسیر الکبیر، ج۱۳، ص۱۰۵، تهران ۱۳۶۳ش. ۴۵. ↑ محمد بن عمر فخررازی، التفسیر الکبیر، ج۱۳، ص۱۰۷، تهران ۱۳۶۳ش. ۴۶. ↑ محمد بن عمر فخررازی، التفسیر الکبیر، ج۲۴، ص۹۰، تهران ۱۳۶۳ش. ۴۷. ↑ محمدبن عمر فخررازی، التفسیر الکبیر، ج۱۳، ص۱۰۵، تهران ۱۳۶۳ش. ۴۸. ↑ محمد بن عمر فخررازی، التفسیر الکبیر، ج۲۳، ص۸۸، تهران ۱۳۶۳ش. ۴۹. ↑ محمد بن عمر فخررازی، التفسیر الکبیر، ج۲۴، ص۹۰، تهران ۱۳۶۳ش. ۵۰. ↑ محمد بن عمر فخررازی، التفسیر الکبیر، ج۱۹، ص۱۲۶، تهران ۱۳۶۳ش. ۵۱. ↑ محمد باقر بن محمد تقی مجلسی، بحارالانوار، ج۵۶، ص۳۴۴۳۷۰، بیروت ۱۴۰۳.     ۵۲. ↑ محمدرشید رضا،ذیل آیه ۱۶۴ بقره، ج۲، ص۶۰، المنار فی تفسیر القرآن، مصر ۱۳۷۳. ۵۳. ↑ طنطاوی بن جوهری، الجواهر فی تفسیر القرآن الکریم، ج۱، ص۳۱، بیروت (بی تا). ۵۴. ↑ طنطاوی بن جوهری، الجواهر فی تفسیر القرآن الکریم، ج۱، ص۱۳۷، بیروت (بی تا). ۵۵. ↑ طنطاوی بن جوهری، الجواهر فی تفسیر القرآن الکریم،ذیل آیات ۲۲ و ۱۶۴ بقره، ۴۳ نور، ج۱۲، ص۲۱، بیروت (بی تا). ۵۶. ↑ محمد حسین طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ج۱، ص۴۰۴، بیروت ۱۳۹۳ ۱۳۹۴.     ۵۷. ↑ محمد حسین طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ج۱۲، ص۱۴۶، بیروت ۱۳۹۳ ۱۳۹۴.     ۵۸. ↑ محمد حسین طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ج۱۵، ص۱۳۷، بیروت ۱۳۹۳ ۱۳۹۴.     ۵۹. ↑ محمود بن عبدالله آلوسی، روح المعانی، ج۱، ص۱۸۸، قاهره ۱۹۶۴، چاپ افست بیروت. ۶۰. ↑ محمود بن عبدالله آلوسی، روح المعانی، ج۱۸، ص۱۹۰ـ۱۹۱، قاهره ۱۹۶۴، چاپ افست بیروت. ۶۱. ↑ مهدی بازرگان، باد و باران در قرآن، ج۱، ص۱۲۲، قم ۱۳۴۴ ش. ۶۲. ↑ بقره/سوره۲، آیه۱۶۴.     ۶۳. ↑ روم/سوره۳۰، آیه۴۸.     ۶۴. ↑ اعراف/سوره۷، آیه۵۷.     ۶۵. ↑ حجر/سوره۱۵، آیه۲۲.     ۶۶. ↑ نبأ/سوره۷۸، آیه۱۴.     ۶۷. ↑ مهدی بازرگان، باد و باران در قرآن، ج۱، ص۱۳۹، قم ۱۳۴۴ ش. ۶۸. ↑ مهدی بازرگان، باد و باران در قرآن، ج۱، ص۱۵۷ ـ ۱۶۰، قم ۱۳۴۴ ش. ۶۹. ↑ مهدی بازرگان، باد و باران در قرآن، ج۱، ص۱۳، قم ۱۳۴۴ ش. ۷۰. ↑ محمد بن اسماعیل بخاری، صحیح البخاری، ج۲، ص۱۶ـ۲۱، استانبول ۱۴۰۱. ۷۱. ↑ محمد باقر بن محمد تقی مجلسی، بحارالانوار، ج۵۶، ص۳۷۱ ۳۹۸، بیروت ۱۴۰۳.     ۷۲. ↑ محمد باقر بن محمد تقی مجلسی، بحارالانوار، ج۵۷، ص۴۳، بیروت ۱۴۰۳.     ۷۳. ↑ محمد باقر بن محمد تقی مجلسی، بحارالانوار، ج۵۶، ص۳۷۲ به نقل از علل الشرایع، بیروت ۱۴۰۳.     ۷۴. ↑ محمد باقر بن محمد تقی مجلسی، بحارالانوار، ج۵۶، ص۳۷۸ به نقل از المحاسن، بیروت ۱۴۰۳.     ۷۵. ↑ محمد باقر بن محمد تقی مجلسی، بحارالانوار، ج۵۶، ص۳۸۰ ۳۸۱ به نقل از الکافی، بیروت ۱۴۰۳.     ۷۶. ↑ محمد باقر بن محمد تقی مجلسی، بحارالانوار، ج۵۶، ص۳۸۳ به نقل از النوادر راوندی، بیروت ۱۴۰۳.     ۷۷. ↑ محمد باقر بن محمد تقی مجلسی، بحارالانوار، ج۵۶، ص۳۷۳، بیروت ۱۴۰۳.     ۷۸. ↑ محمد باقر بن محمد تقی مجلسی، بحارالانوار، ج۵۶، ص۳۸۲ به نقل از تفسیر علیّ بن ابراهیم قمی و الکافی، بیروت ۱۴۰۳.     ۷۹. ↑ علیّ بن ابراهیم قمی،تفسیر قمی، ص۱۲۷ ۸۰. ↑ محمد باقر بن محمد تقی مجلسی، بحارالانوار، ج۵۶، ص۳۶۳، بیروت ۱۴۰۳.     ۸۱. ↑ محمد بن عمر فخررازی، التفسیر الکبیر، ج۱۹، ص۱۲۶، تهران ۱۳۶۳ش. ۸۲. ↑ محمد باقر بن محمد تقی مجلسی، بحارالانوار، ج۵۶، ص۳۹۷، بیروت ۱۴۰۳.     ۸۳. ↑ محمد باقر بن محمد تقی مجلسی، بحارالانوار، ج۵۶، ص۳۸۱، بیروت ۱۴۰۳.     ۸۴. ↑ محمد باقر بن محمد تقی مجلسی، بحارالانوار، ج۵۶، ص۳۸۳ به نقل از المجالس طوسی، بیروت ۱۴۰۳.     ۸۵. ↑ محمد باقر بن محمد تقی مجلسی، بحارالانوار، ج۵۶، ص۳۸۷ به نقل از ابن عبّاس، بیروت ۱۴۰۳.     ۸۶. ↑ محمد باقر بن محمد تقی مجلسی، بحارالانوار، ج۵۷، ص۴۱ به نقل از قُرب الاسناد، بیروت ۱۴۰۳.       منبع [ویرایش] دانشنامه جهان اسلام، بنیاد دائرة المعارف اسلامی، برگرفته از مقاله «باران در قرآن و روایات»، شماره۱۳۷.      

حفظ منابع طبیعی در آیات قرآن – مورد مطالعه: ایران

بسم الله الرحمن الرحیم  حفظ منابع طبیعی در آیات قرآن مورد مطالعه: ایران .                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                      نرجس مظفری    گروه الهیات و معارف اسلامی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد آزادشهر، آزادشهر، ایران   محمدمهدی نادری  عضو هیت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد آزادشهر . چکیده مقاله:کشور ایران به در دست داشتن منابع طبیعی بسیار غنی مختلف به عنوان یک کشور استراتژیک و هم برای کل دنیا محسوب میشود تا آنجایی که تغییرات در منابع طبیعی ایران تغییرات بزرگی را در عرصه سیاسی، اقتصادی و اجتماعی و زیستمحیطی در دنیا ایجاد میکند. بنابراین حفظ و پاسداری و مدیریت منابع طبیعی کشور نه تنها برای ایران بلکه برای کل دنیاامری حیاتی به حساب میآید. اما دستیابی به دستورالعملی که مطابق با موازین اعتقادی کشور باشد امری است که باید موردتوجه دست اندکاران کشور قرار گیرد؛ با این توضیح با توجه به زیر ساخت اعتقادی کشور ایران قرآن میتواند به عنوان یکخط مشی کلی برای حفظ و مدیریت منابع طبیعی در کشور مورد توجه قرار بگیرد. لذا هدف از این تحقیق واکاوی مفهوم منابع طبیعی و محیط زیست در قرآن کریم میباشد تا به واسطه ی آن بتوان دستورالعملی برای حفظ و احیای منابع طبیعی ارایه نمود. نتایج این تحقیق نشان داد قرآن کریم توجهی ویژه به منابع طبیعی داشته و رهنمودهای ارزشی و عملی را برای حفظ و احیای آن مطرح نموده که میتواند به عنوان یک خط فکری برای خطمشیگذاران کشور قرار گیردکلیدواژه‌ها: قرآن، منابع طبیعی، حفظ و احیای منابع طبیعی، مدیریت ....................................................................................... مراجع و منابع این مقاله: لیست زیر مراجع و منابع استفاده شده در این مقاله را نمایش می دهد. این مراجع به صورت کاملا ماشینی و بر اساس هوش مصنوعی استخراج شده اند و لذا ممکن است دارای اشکالاتی باشند که به مرور زمان دقت استخراج این محتوا افزایش می یابد. مراجعی که مقالات مربوط به آنها در سیویلیکا نمایه شده و پیدا شده اند، به خود مقاله لینک شده اند : جوادی‌آملی، عبدالله، (۱۳۸۶)، اسلام و محیط زیست. چاپ اول. قم: ... جی‌بارو، کریستوفر، (۱۳۸۰)، اصول و روش های مدیریت زیست محیطی. ... (مقاله کنفرانسی) خراسانی، محمدی فاضل، نعمت‌الله، اصغر، (۱۳۷۸) _ محیط زیست در ... عاقلی‌کهنه شهری، لطف‌علی، (۱۳۸۲) _ محاسبه GNP سبز و درجه ... فراهانی‌فرد، سعید، (۱۳۸۹)، اقتصاد منابع طبیعی از منظر اسلام، چاپ ... گلشنی، مهدی، (۱۳۸۷)، قرآن و علوم طبیعت، چاپ پنجم، تهران: ... مفری، نرجس، (۱۳۹۴)، حفظ منابع طبیعی در آیات و روایات، ... نصر، حسین، (۱۳۷۹)، نیاز به علم مقدس، ترجمه: حسین میان‌داری، ...

کشاورزی پایدار در قرآن

بسم الله الرحمن الرحیم کشاورزی پایدار در قرآن .   اصل مقاله pdf عباس یداللهی* ؛ رضا شاه¬‌حسینی؛ عباس شمس؛ حسین خسروی -۱ استادیار گروه علوم باغبانی، دانشکده کشاورزي، دانشگاه تربیت مدرس -۲ دانشجوي سابق کارشناسی ارشد گروه علوم باغبانی، دانشکده کشاورزي، دانشگاه تربیت مدرس -۳ معاونت سابق نهاد نمایندگی مقام معظم رهبري در دانشگاه تربیت مدرس -۴ دانشجوي سابق کارشناسی ارشد گروه اصلاح نباتات، دانشکده کشاورزي، دانشگاه تربیت مدرس   چکیده و مَثَل (صدقات) کسانى که اموال خویش را براى طلب خشنودى خدا و استوارى روحشان انفاق می کنند، همچون مَثَل باغى است که بر فراز پشته‌ای (بلندی، ناهمواری) قرار دارد (که اگر) رگبارى بر آن برسد، دو چندان محصول برآورد و اگر رگبارى هم بر آن نرسد (بارانِ ریزى) براى آن بس است) و خداوند) به آنچه انجام می‌دهید بیناست (بقره، ۲۶۵). با توجه به کوهستانی و ناهمواربودن کشور و پراکنش نامناسب بارندگی، تخمین زده می‌شود  حدود ۶۵ درصد بارش‌ها در کشور به علت استفاده از شیوه‌های سنتی آبیاری هدر می‌رود. شرایط اقلیمی و توپوگرافی ایران از مهم‌ترین کارمایه‌ها برای توسعه باغات است. به دلیل اهمیت تامین آب برای درختان میوه و محدودیت منابع آب، در سیستم کشت دیم استفاده از روش هایی که به طور طبیعی از بارندگی موجود حداکثر بهره‌برداری را می نمایند بسیار حائز اهمیت هستند. در سیستم کشت دیم با توجه به بارندگی و آبیاری محدود، یکی از نقاط کلیدی در مدیریت باغ، افزایش حفظ توانایی خاک در نگهداری آب جذب شده می‌باشد. در نتیجه در این روش، هدف اصلی مدیریت نزولات آسمانی در جهت کاهش تبخیر و تعرق و افزایش راندمان جذب آب توسط گیاه می‌باشد. بیشتر منابع علمی موجود در کشور ترجمه‌هایی از کتب دانشگاه‌های اروپا و امریکا هستند که شرایط کاملا متفاوتی با اقلیم کشور ما دارند و عدم توجه به این موضوع باعث خسارت‌های هنگفت به صنعت کشاورزی مملکت شده است. در حالیکه توجه به قرآن کریم به عنوان یک رفرنس جهان‌ شمول و همیشه روزآمد می‌تواند مشکلات عدیده کشاورزی پایدار را کاهش دهد. به عنوان مثال مطابق نص صریح آیات الهی با انتخاب صحیح محل کشت، انتخاب گونه‌های مقاوم یا متحمل به خشکی (زیتون، انجیر، انگور و میوه‌های خشک) و استفاده بهینه از آب باران، می‌توان در مکان‌های شیب‌دار کم بازده اقدام به کشت باغ به صورت دیم نمود. لذا این تحقیق با هدف آشنایی با مفاهیم کشاورزی پایدار در قرآن کریم با استفاده از تکنیک Grounded Theory انجام شد. کلیدواژه‌ها آبیاری؛ کشت دیم؛ کارایی مصرف آب؛ کشاورزی پایدار؛ کشاورزی قرآنی ………………………………………………………………………………………………… منبع: دانش کشاورزی وتولید پایدار : مقاله ۹، دوره ۲۲، شماره ۲، تابستان ۱۳۹۱، صفحه ۱۰۱-۱۱۱     …………………………………………………………………………………………………. عنوان مقاله [English] Sustainable Agriculture in Quran نویسندگان [English] Abbas Yadollah؛ Reza Shahhosseini؛ Abbas Sahms؛ Hossein Khosravi چکیده [English] Those who give their wealth for the satisfaction of God and his mental stability are like to the garden that is located on the stack. If fall rains thoroughly, its fruit will double and little rain is sufficient for it and Allah has knowledge of all the things you (Baghareh, 265). Because of Iran is mountainous and rugged and rainfall is Sporadic, Waste about 56% of rainfall Because of traditional irrigation. Iran’s climate and topography, Is suitable for the development of gardens. Because of importance of providing water for fruit trees and limited water, are important, in Dryland systems using methods that exploit the maximum available rainfall naturally, are very important. Because there is limited rainfall and irrigation in dryland, one of the critical points in the garden management, is keep increasing of Soils water uptake. Therefore, the main purpose is to manage rainfall in this way, is evapotranspiration loss and increasing efficiency of water uptake by plant. More Scientific references in our country are books that translated from universities in Europe and America that Have a different climate conditions with our country.And not considering this issue has much damaged to agriculture industry of Iran.Whereas according to the Goran, as a universal reference and always updated, can reduce problem of sustainable agriculture. For example, according to the Quran can be established dry garden in steep places, with selecting the correct location cultivation, selection of species resistant or tolerant and drought (Olives, Figs, Grapes and Dried Fruits) and the optimum use of rainwater. کلیدواژه‌ها [English] irrigation, Dry farming, Water Use Efficiency, Sustainable Agriculture, Agriculture in Quran

رزق و روزي در قرآن و روايات

بسم الله الرحمن الرحیم  رزق و روزي در قرآن و روايات   احمد جديدي مرّبي معارف اسلامي، دانشگاه شهيد بهشتي، تهران     متن کامل مقاله : رزق و روزي در ﻗﺮآن و رواﻳﺎت چكيده در اين مقاله رزق از ديدگاه قرآن و روايات مورد بررسي قرار گرفته است. به اين ترتيب كه در ابتدا به پرسش هايي از اين دست پرداخته شده است كه معني رزق چيست و رازق كيست، واجب نمودن روزي مخلوقات توسط خداي متعال به چه معناست، و آيا روزي به اند ازه كافي براي همه وجود دارد؟ سپس از نقش انسان در كسب روزي و مقدر شدن و تقسيم روزي به دست خداوند و عوامل گسترش و محدوديت رزق، بحث شده است. در بخشهاي بعدي به مسائلي چون، روزي بي حساب به چه معناست؟ و مقصود از بودن رزق در آسمان چيست؟ رزق طيب چيست؟ آيا آنچه از راه حرام بدست م يآيد رزق است؟ پرداخته مي شود و بخش نهايي به اين پرسش اختصاص يافته است كه آيا زيادي رزق در انسانها عامل طغيان و سركشي آنها است؟ كليدواژه ها: رزق، روزي، طيب، آيه، مخلوق، توسعه، مقدر

تجلی آیات قرآن مجید در فرش- باغ ایرانی با تأکید بر سوره الرحمن

بسم الله الرحمن الرحیم  تجلی آیات قرآن مجید در فرش-باغ ایرانی با تأکید بر سوره الرحمن   محمدجواد مهدوي نژاد : دانشیار، گروه معماري، دانشگاه تربیت مدرس مجتبی انصاري : دانشیار، گروه معماري، دانشگاه تربیت مدرس سپیده صمدزاده : دانشجوي دکتري، گروه معماري، دانشگاه تربیت مدرس آزاده فاضلی : کارشناسی ارشد، گروه نقاشی، دانشگاه هنر اصفهان مرضیه السادات احمدنژاد : کارشناسی ارشد، گروه معماري، دانشگاه هنر تهران چکیده آیات قرآن مجید تجلیگاه جمال و جلال خداوندي هستند و هنرمندان مسلمان با عنایت به این آیات به خلق آثاري پرداخته اند که جلوهاي از بهشت آرمانی آنها است. در این راستا فرش-باغ ایرانی نمودي از تصویر باغ-بهشت است که خود جلوهاي از فردوس قرآنی به شمار میآید. هدف از این پژوهش بازشناسی کهن الگوهاي باغ ایرانی در آیات قرآن مجید به ویژه سوره مبارکه الرحمن و بررسی نحوه تجلی آنها درساختار فرش ایرانی است. پرسشهایی که در این پژوهش مطرح میشوند، عبارتند از: 1) آیات قرآن مجید به ویژه سوره مبارکه الرحمن چگونه به توصیف بهشت میپردازند؟ 2) چگونه میتوان الگوي فردوس قرآنی را در ساختار باغ ایرانی و ب هتبع آن فرش-باغ به چشم دید؟ جهت پاسخگویی به پرسشهاي نامبرده متکی بر تکنیک هاي مقایسه تطبیقی استفاده شده است. روش « توصیفی- تحلیلی » از روش تحقیقگردآوري اطلاعات و دادههاي موردنظر نیز ترکیبی از روشهاي کتابخانهاي و مطالعه اسنادي میباشد. نتایج پژوهش حاکی از آن است که ساختار باغ و فرش در تمدن ایرانی-اسلامی بر شاخصهاي حاصل از تحلیل فردوس قرآنی انطباق دارند و لذا میتوان فرش-باغ را نمودي از الگوي باغ-بهشت به شمار آورد. تجلی آیات قرآن مجید در ساختار فرش-باغ ایرانی را میتوان در نظامهاي سهگانه معنایی، کارکردي و کالبدي به چشم دید. کلیدواژه ها: فردوس، قرآن مجید، باغ ایرانی، فرش ایرانی، سوره مبارکه الرحمن ................................................................................................................. دوفصلنامه تخصصی پژوهشهاي میان رشته اي قرآن کریم سال پنجم، شماره دوم، پائیز و زمستان 1393

 مروري بر مفاهيم باغ ايراني از منظر قرآن

سم الله الرحمن الرحیم   مروري بر مفاهيم باغ ايراني از منظر قرآن . دکتر علی بامداد                                   دکترای مرمت و احیاء ابنیه تاریخی-مدرس دانشگاه آزاد اسلامی، دانشگاه هنر اصفهان مهدی مهرایی دانشجوی کارشناسی ارشد . متن کامل مقاله  pdf چکیده:  انسان معتقد به عالم ديگر همواره سعي داشته تا کمال گرايي خود را تا نهايت برساند و هرچه بيشتر خود را به خداوند نزديک نموده و جايگاه خود را بعنوان خليفه اله مطابق آيه 30 سوره مبارکه بقره در قرآن کريم «واذ قال ربک للملائکه اني جاعل في الارض خليفه قالوا اتجعل فيها من يفسد فيها ويسفک الدماء ونحن نسبح بحمدک و نقدس لک قال اني اعلم ما لا تعلمون» در اين عالم محکم نمايد. اين انسان با توجه به اينکه خداوند وي را خليفه خود در زمين خطاب نموده است همواره کوشش نموده تا بدنبال دوري گذاريي که از عالم ديگر دارد، اين عالم و جهان فاني را مطابق آنچه که خداوند از سراي جاودان توصيف نموده است براي سکونت چند روزه خود بيارايد و ويژگي هايي را که باعث حيات طيبه و جاويدان خود مطابق قرآن کريم توسط خداوند توصيف گشته را که باعث آرامش روح وي مي گردد، براي زندگي موقت خود در اين جهان نيز مشابه سازي نموده و هرچند در مراتب بسيار پايين تر و بصورت ناقص تر، از ويژگي هاي کليدي و اساسي عالم بالا استفاده نموده تا بتواند موجب ايجاد آرامش دروني کالبد و روح خود گردد و مراتب ايمان خويش را محکم تر نموده و خود را براي انتقال از يک جهان فاني به عالم جاويدان آماده نمايد. اين مقاله مي کوشد تا با بررسي ويژگي هاي اساسي و بنيادي باغ هاي ايراني که مطابق با اصول فلسفي عرفاني اسلام طراحي گشته اند به تبيين و شناخت بهتري از تفکر طراحي باغ ايراني مطابق با آيات قرآن کريم بپردازد و با مرور در فلسفه و عرفان، رويکرد ذهني طراحان ايراني را براي مخاطب بازگو نموده و در مرحله بعد با نگاهي بر آيات قرآن کريم به ويژگي هاي مشترک توصيف شده در آيات قرآن کريم و باغ هاي ايراني بپردازد. كليد واژه: معماري ايراني، باغ ايراني، فردوس، بهشت، قرآن، طوبي ..................................................................................................... كنفرانس پژوهش هاي معماري و شهرسازي اسلامي و تاريخي ايران

طراحی فضای سبز با درختان قرآنی

بسم الله الرحمن الرحیم   درختان میوه به جای بی ثمر اولویت اول، طراحی فضای سبز با درختان قرآنی (۴۰ درصد) بهترین طرح فضای سبز و حتی کشاورزی طرح محوطه سازی قرآن کریم و بهترین و زیباترین درختان مناسب فضای سبز درختان قرآنی هستند. اولویت اول، طراحی فضای سبز با درختان قرآنی (۴۰ درصد) نخل، انگور، زیتون، انار، سدر، انجیر می باشد و اگر طلح منضود را به «موز» تفسیر کنیم موز هم درخت قرآنی است. بر دو تای آن‏ها یعنی خرما و انگور (کشمش) زکات واجب است. جالب است تمام شش درختی که در قرآن از آن‌ها تعریف شده بومی ایرانند و از تمام جهات کاشت آن‏ها در شهرهای ایران اولویت دارد. با تحقیقات و گرفتن تصاویر زیادی به این نتیجه رسیدیم که بهترین و مناسب‏ترین درختان برای فضاهای سبز هم از جهت زیبایی و هم از نظر میوه، درختان قرآنی‏ اند. اگر مردم به وفور، خرما و انگور در دسترس داشته باشند در سلامت خواهند بود. . . نحوه محوطه سازی در قرآن قبل از توضیح درختان قرآنی اشاره‏ای به محوطه سازی در قرآن کریم و فضا سازی نمونه داریم: { وَ اضرِب لَهُم مَثَلاً رجلین جعلنا لأحدهما جنّتین من اعناب وحَفَفْناهُما بنخل و جعلنا بینهما زرعا }؛[۱] قرآن کریم وقتی مزرعه نمونه را تعریف می‏کند، می‏فرماید ما این طور نعمت را تمام کردیم: دو تا باغ انگور به شما دادیم و این باغ‌ها را به وسیله درختان نخل حاشیه گذاری کردیم؛ یعنی دور تا دورش نخل قرار دادیم. سپس می‏فرماید: { وَ جَعَلنا بَینَهُما زرعا }؛[۲] و در بین آن درختان، زراعت قرار دادیم. مزرعه نمونه در قران حال دقت کنید خداوند متعال مزرعه نمونه را این چنین که گفتم توصیف می‏کند و می‏فرماید: درختان بالای این زمین شیب دار، انگور است، طرف دیگر زمین هم درخت انگور و بین این دو ردیف درخت، مزرعه واقع شده است و بالای این درختان هم درخت نخل قرار گرفته است و این درختان نخل در مقابل سنگ‌هایی که سیلاب می‏آورد یا آنچه باد و توفان می‏آورد مقاومت می‏کنند و در مقابل شدت باد می‏ایستند. بعد از درختان نخل، درختان انگور قرار دارند که پس از نخل‌ها آب و باد و توفان را کنترل می‏کنند و سپس آب مهار شده را که آرام گرفته به سوی مزرعه هدایت می‏کنند. اگر در این مزرعه مقداری فرسایش خاک پدیدار شود، درختان انگور و نخل‌های پایین دست، تمام روان‌آب را کنترل می‏کنند و آن را نگه می‏دارند، خداوند به این وسیله یاد می‏دهد و می‏فرماید: «این الگوی کشاورزی و مزرعه نمونه در واقع مزرعه ایده آل است». همچنین در ادامه آیه می‏فرماید: { وَ فَجَّرْنَا خِلَلَهُمَا نهَراً }؛[۳] در خلال این دو باغ انگور ما یک چشمه و نهر جاری کردیم یعنی نهر این جا باعث فرسایش خاک نمی‏شود؛ چون از وسط این باغ رد می‏شود؛ خداوند به این صورت الگویی ارائه می‏دهد که وقتی گندم می‏کارید و چاه می‏زنید و آب برداشت می‏کنید، این مزرعه را به درختان وصل کنید و اطرافش را درخت بکارید. { وَ جَعَلْنا فيها جَنَّاتٍ مِنْ نَخيلٍ وَ أَعْنابٍ وَ فَجَّرْنا فيها مِنَ الْعُيُونِ‏ }؛[۴] و در آن باغ‏هایی از نخلها و انگورها قرار دادیم و چشمه‌هایی از آن جاری ساختیم. در قرآن کریم خداوند متعال در مورد تنوع درختان دنیایی چنین می‏فرماید: { وَ هُوَ الَّذِي أَنْشَأَ جَنَّاتٍ مَعْرُوشاتٍ وَ غَيْرَ مَعْرُوشاتٍ وَ النَّخْلَ وَ الزَّرْعَ مُخْتَلِفاً أُكُلُهُ وَ الزَّيْتُونَ وَ الرُّمَّانَ مُتَشابِهاً وَ غَيْرَ مُتَشابِهٍ كُلُوا مِنْ ثَمَرِهِ إِذا أَثْمَرَ وَ آتُوا حَقَّهُ يَوْمَ حَصادِهِ وَ لا تُسْرِفُوا إِنَّهُ لا يُحِبُّ الْمُسْرِفِينَ }؛[۵] و اوست كسى كه باغ‌هايى با داربست و بى‏ داربست، و درخت خرما و كشت زار با خوردنى‏هاى گوناگون، و زيتون و انار به وجود آورد، برخی شبيه به هم‏ اند و برخى شباهتى با هم ندارند. همين كه باغ‌ها ثمر داد، از ميوه‏اش بخوريد و روز درو كردن و ميوه چيدن حقّ آن (محرومان) را بدهيد و اسراف نكنيد، چرا كه خداوند، اسراف كاران را دوست ندارد.» تنها تنوع در درختان نیست بلکه در آیاتی دیگر از قرآن نیز به تنوع در زراعت اشاره شده است: {الَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ أَنزَلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَسَلَكَهُ يَنَبِيعَ فىِ الْأَرْضِ ثُمَّ يخُرِجُ بِهِ زَرْعًا مخُّتَلِفًا أَلْوَانُهُ ثمُ‏َّ يَهِيجُ فَترَئهُ مُصْفَرًّا ثُمَّ يجَعَلُهُ حُطَمًا إِنَّ فىِ ذَالِكَ لَذِكْرَى‏ لِأُوْلىِ الْأَلْبَابِ}؛[۶] مگر نديدى كه خدا از آسمان، آبى فرود آورد پس آن را به چشمه‏هايى كه در زمين است راه داد، آن گاه به وسيله آن كشتزارى را كه رنگ‌هاى آن گوناگون است بيرون مى‏آورد، سپس خشك مى‏گردد، آن گاه آن را زرد مى‏بينى، سپس خاشاك اش مى‏گرداند. قطعاً در اين براى صاحبان خرد عبرتى است.» نسبت فضای سبز  با ثمر نسبت به بی ثمر با توجه به قران کریم با الهام گرفتن از قرآن کریم و نیازها و واقعیت‌های اقتصادی، فرهنگی و زیست محیطی و با توجه به ۱۰ سال تحقیقات در پوشش فضای سبز بیشتر از ۹۵ درصد پوشش آن از گیاهان و درختان ‌باثمر است و فقط ۵ درصد گیاهان و درختان بی ثمر کاشته شده و برای پوشش کف هم به هیچ وجه از چمن استفاده نمی‏شود و گل‏ها هم یا خوراکی و یا دارویی و یا گل معطر خواهد بود.   در این فضاها از کود و سمِّ شیمیایی استفاده نمی‏شود، بلکه برای کود از عناصری مانند کبوتر خانه‌ها استفاده خواهد شد و به‌جای سم نیز از ضد آفت‏های بیولوژی مانند پرندگان آوازه خوان استفاده خواهد شد. ............................................................................................... [۱] – سوره كهف، آيه ۳۲٫ [۲] – همان، آيه ۳۲٫ [۳] – سوره كهف، آيه ۳۲٫ [۴] – سوره يس، آیه ۳۴ [۵]– سوره انعام، آيه ۱۴۱٫ [۶]– سوره زمر، آیه ۲۱٫ .......................................................... منبع: اقتصاد مقاوم تر، محیط سالم تر ؛ با کاشت درختان با ثمر

باغ ایرانی،تصویری عینی از بهشت توصیفی قرآن با تاکید بر آیات سوره واقعه

بسم الله الرحمن الرحیم باغ ایرانی،تصویری عینی از بهشت توصیفی قرآن با تاکید بر آیات سوره واقعه (نمونه های موردی: ماهان کرمان، فین کاشان، قدمگاه نیشابور، ارم و خان شوشتر)   محمدرضا پورجعفر  1؛ ثریا رستمی2؛ علی پورجعفر3؛ محسن رستمی4 1دانشگاه تربیت مدرس 2کارشناس طرح و برنامه شهرداری 3تربیت مدرس 4پژوهشگر و مدرس دانشگاه     چکیده باغ ایرانی نمونه ای از تجلی و تبلور اندیشه و تفکر حکیمانه از جهان بینی اسلامی را آشکار می سازد. ترکیب هوشمندانه عناصر باغ ایرانی(گیاهان، آب و ...) سعی در به تصویر کشیدن ذهنی سازندگان از بهشت را دارد. هدف اصلی در این پژوهش بررسی، بازبینی و بیان مفاهیم و برداشت هایی برخواسته از جهان بینی اسلامی است. بر این اساس تلاش می شود تا این مفاهیم با رجوع به آیات سوره های انسان، الرحمن و بخصوص واقعه(سه سوره ای که بهشت را وصف نموده اند) که توصیف بهشت درآن بصورت مفصل بیان شده و تفاسیر مربوط و جمع آوری این اطلاعات با ابزار کتابخانه ای و مطالعات میدانی، با روش توصیفی- تحلیلی- تطبیقی در پنج نمونه از باغ های شاخص ایرانی(ماهان کرمان، فین کاشان، قدمگاه نیشابور، ارم و خان شوشتر) استخراج شود. نتایح تحقیق حاضر بر این مهم استوار است که عناصر و مولفه های باغ ایرانی سعی در تجلی کالبدی نمادی تمثیلی از بهشت و باغ های قرانی است و باغ سازی ایرانی بیانگر تلاشی از سابقه ای معنوی و روحانی از بهشت است. .......................................................... کلیدواژه‌ها واژه های کلیدی: "باغ های ایرانی"؛ "تفاسیر قران"؛ "سوره واقعه"؛ "بهشت"؛ "معماری ..................................................................................... منبع: نشریه معماری اندیشه -مقاله 1، دوره 1، شماره 2، پاییز و زمستان 1396، صفحه 1-14   عنوان مقاله [English] Iranian Garden, Picturing the Described Heaven Based on the Versus from Vagheah Surah (case study: Kerman, Mahan, Kashan Fin, Neyshaboor Ghadamgah, Eram, Khan Shoshtar) نویسندگان [English] Mohammad Reza Pour Jafar1؛ Soraya Rostami2؛ Ali Pour Jafar3؛ Mohsen Rostami4 1Professor, Tarbiyat Modares , Tehran 2BA Graduate 3MA student in Urban Planning 4MA Graduate   چکیده [English]   Iranian garden is a manifestation of wisdom of the Islamic worldview. Intelligent combination of an Iranian garden (plants, water …) aims in picturing a mentality of the Paradise. The main aim of this research is to examine and study the concept and interpretations of the Islamic worldviews. In this regard, these concepts are studied in reference to Ensan, Al Rahman and Vagheah in particular (three surahs describing Heaven) where heaven has been described in detail. Related interpretations are gathered through library and filed research using a comparative – descriptive- analytical method in five great Iranian gardens. The result of this research shows that the elements in presenting the Iranian garden tries to manifest a symbolic allegory of heaven and the Koranic Gardens of Eden and Iranian gardenizing is an endeavor of spiritual and gnostic attempt of the heaven. ........................................................ کلیدواژه‌ها [English] Iranian Gardens, Koran interpretation, Vagheah surah, Heaven

پر بازدید ترین مقالات

20211 7/9  21609  س1  21980 22601    22996...

«گیاهان دارویی در قرآن و حدیث»

بسم الله الرحمن الرحیم «گیاهان دارویی در قرآن و حدیث» علیرضا ...

زنيان - شاهي - کندر (دروس استاد ضیایی / 3)

بسم الله الرحمن الرحیم زنيان - شاهي - کندر دروس استاد ضی...

اهمیت دامداری و کشاورزی در قرآن کریم

بسم الله الرحمن الرحیم اهمیت دامداری و کشاورزی در قرآن کریم ...

سخنان مهم مقام معظم رهبری در"اهمیت حفظ محیط زیست و منابع طبیعی"

بسم الله الرحمن الرحیم سخنان مهم مقام معظم رهبری در"اهمیت حفظ...

تقویم شمسی

فروردین ۱۳۹۹
ش ی د س چ پ ج
    تیر »
 12345678910111213141516171819202122232425262728293031