دسته: آیات قرآن و تفسیر

مصرف بهينه منابع طبيعي و زيست محيطي از ديدگاه قرآن

بسم الله الرحمن الرحیم    مصرف بهينه منابع طبيعي و زيست محيطي از ديدگاه قرآن   زارع علي اكبر دانشجوی دوره خاکشناسی دانشگاه صنعتی اصفهان آرام هاشم دانش آموخته ارشد خاکشناسی دانشگاه زنجان تجرد مجدالدين امام جماعت قدمگاه حضرت ابوالفضل -علیه السلام - شیراز . . متن کامل مقاله (pdf)  . چکیده:  آيات متعددي در قرآن کريم دلالت بر مصرف کردن در هر زمينه به اعتدال آورده شده است. آز آنجا که در سوره مبارکه مومنون آيه 51 مي فرمايد بخوريد و بياشاميد ولي اسراف نکنيد... ................................................................................................. همايش ملي رهيافت هاي علوم كشاورزي در پرتو قرآن - دانشگاه كشاورزي و منابع طبيعي رامين خوزستان 1394

باران در قرآن و روایات

بسم الله الرحمن الرحیم  باران در قرآن و روایات   یکی از واژه‌هایی که در قرآن و روایات به آن پرداخته شده باران می‌باشد، در قرآن واژه باران با عبارت‌های مختلفی بیان شده است.   فهرست مندرجات ۱ - تعابیر دیگر باران در قرآن ۲ - اهمیت باران ۳ - چگونگی پیدایش باران در قرآن ۴ - سازگاری نظریات مفسرین با نظریات علوم طبیعی ۵ - باران در روایات ۶ - فهرست منابع ۷ - پانویس ۸ - منبع تعابیر دیگر باران در قرآن در قرآن «مَطَر» و هم ریشه‌های آن پانزده بار، «غیث» و هم‌ریشه‌های آن شش بار، «وابل» به معنای باران درشت و سنگین دوبار و «طَلّ» به معنای باران سبک و کم یک بار، «وَدْق» به معنای باران مستمر دوبار، «صَیِّب» به معنای باران یا ابر باران زا یک بار، «ماء» بیش از سی بار، و نیز سحاب بیش از شش بار، «مُزْن» به معنای ابر یا ابر باران زا یا ابر سفید یک بار و «مُعصِرات» به معنای بادهای برانگیزاننده ابر (الرّیاح التّی تثیرالسحاب) یا ابر یک بار می‌باشد. به مناسبت بحث از باران به کار رفته است. «الحیاء» به معنای بارانی که زمین را زنده می‌کند نیز در حدیث نبوی [۱] ذکر شده است. [۲] [۳] [۴] [۵] کاربرد قرآنی مطر جز در آیه ۱۰۲ سوره نساء و آیه ۲۴ سوره احقاف جنبه منفی دارد و در آیات حاوی آن، از باران‌های زیانبار و هلاک کننده و سنگباران‌های آسمانی سخن رفته است، همچنانکه برای باران‌های سودبخش کلمه غیث به کار رفته است. شماری از لغت شناسان و مفسّران نیز نوشته‌اند که غیث به باران سودمند یا بارانی که در پی کم آبی می‌بارد گفته می‌شود، امّا مطر نام عامّ باران است و برای باران‌های مفید کمتر به کار می‌رود. [۶] [۷] [۸] [۹] [۱۰] اهمیت باران در آیات قرآن به نقش باران در زنده کردن زمین (فَیُحْیی به الاَ رضَ بَعْدَ موتِها)، [۱۱] روزی رساندن به انسان‌ها از طریق رویاندن گیاهان (فأَخرجَ به مِنَ الثَّمراتِ رزقاً لَکُم)، [۱۲] فراهم آوردن آب آشامیدنی (منهُ شرابٌ)، [۱۳] پاک کنندگی (وَ أنْزَلْنا مِنَ السّماءِ ماءً طَهوراً) [۱۴] و برکت زا بودن (وَ نَزَّلنا مِنَ السّماءِ ماءً مُبارَکاً) [۱۵] اشاره شده است. همچنین قرآن باران را نعمتی خداداد و نشانی از قدرت خدا معرّفی کرده و بارها منکران خدا و معاد را به توجّه به این آیه فرا خوانده است (أَمَّنْ خَلَقَ السَّمو'اتِ والاَرضَ و أَنْزَلَ لَکُم مِن السَّماءِ ماءً). [۱۶] چگونگی پیدایش باران در قرآن قرآن درباره منشأ و چگونگی پدید آمدن باران بصراحت سخن نگفته و فقط در آیات مختلف به جایی که باران از آن‌جا فرو می‌بارد اشاره می‌کند. بنابر ظاهرِ بیشتر این آیات، باران از آسمان فرو می‌بارد. [۱۷] [۱۸] [۱۹] [۲۰] «مزن» [۲۱] «مُعصرات» [۲۲] و «سحاب» [۲۳] [۲۴] [۲۵] [۲۶] نیز مبدأ باران اند. کوه‌هایی هم در آسمان هستند که تگرگ از آن‌ها می‌بارد. [۲۷] نظر مفسّران در توضیح این آیات یکسان نیست طبری (متوفی ۳۱۰) و شیخ طوسی (متوفی ۴۶۰) در تفسیر بیش‌تر آیات، همان ظاهر الفاظ را پذیرفته و آسمان را مبدأ باران دانسته اند. مثلاً طبری در تفسیر آیات ۲۲ و ۱۶۴ بقره، ۹۹ انعام، ۵۷ اعراف، ۵ و ۶۳ حج می‌نویسد که باران از آسمان می‌بارد و در توضیح آیه ۱۸ سوره مؤمنون همین بیان را از ابن جُرَیج نقل میکند (ماءً هو مِنَ السّماء). امّا از بیان او در تفسیر آیه ۴۸ فرقان و نیز از آنچه در تفسیر آیه ۴۳ نور از عَمرو بن عُبید لیثی نقل کرده [۲۸] برمی‌آید که ابرها منشأ باران‌اند و منظور از «سماء» همان «سحاب» است. شیخ طوسی نیز در مواضع مختلف التبیان (مثلاً ذیل «وأَنْزَلن'ا مِنَ السّماءَ ماءً» و تعبیرات مشابه) آسمان را مبدأ باران (لانَّ السّماءَ ابتداءُ الاءنزالِ بِالْمَطَر) می‌داند [۲۹] و یک بار این نظر را که مراد از «سماء» در آیات باران همان «سحاب» است، نه در مقام قبول، آورده است. [۳۰] توضیح طبری و طوسی درباره کوه‌های تگرگ (و ینزّل مِن السَّماءِ مِنْ جبالٍ فیها مِنْ بَرَدٍ)، که در حقیقت نقل قول فرّاء، متوفی ۲۰۷ [۳۱] است، نشان می‌دهد که نظر غالب نزد بیش‌تر مفسران [۳۲] [۳۳] آن بوده که باران منشأ آسمانی دارد. زمخشری (متوفی ۵۳۷) نیز در تفسیر آیه ۴۳ نور، همان سخن فرّاء را آورده و در تفسیر آیه ۲۱ زمر و ۱۴ نبأ (المُعْصِرات)، ضمن نقل چند احتمال از مفسران قدیم، مانند قتاده و مجاهد، توضیحاتی می‌دهد که التزام او را به دیدگاه مشهور مفسران اثبات می‌کند. [۳۴] [۳۵] [۳۶] طبرسی (متوفی ۵۴۸)، هر چند گاهی مبدأ باران را آسمان معرفی می‌کند، [۳۷] در توضیح بیش‌تر آیات، مقصود از «سماء» را «سحاب» می‌داند و، از آن بالاتر، به نظریّه طبیعت شناسان، که ابر را حاصل بخارات متصاعد از زمین می‌دانند، اشاره و از علی بن عیسی رمّانی (۲۹۶ـ۳۸۴) نقل می‌کند که گرچه این نظریه قطعی نیست، دلیل عقلی و سمعی بر ردّ آن نداریم. [۳۸] [۳۹] [۴۰] بیضاوی نیز «سماء» را در آیات راجع به باران به ابرها یا فلک یا عوامل آسمانی تبخیرکننده اجزای مرطوب زمین تفسیر می‌کند؛ ولی معتقد است که، بنابر ظواهر آیات قرآن، باران از آسمان به ابرها و از آن‌جا به زمین فرو می‌بارد [۴۱] در میان مفسران بیش از همه فخررازی (متوفی ۶۰۶) در تبیین مقصود آیات باران کوشیده است. به عقیده او طبق آیات قرآن، خدا باران را در آسمان می‌آفریند، سپس آن را بر ابرها و از آن‌جا بر زمین فرو می‌باراند. [۴۲] [۴۳] [۴۴] [۴۵] [۴۶] به گفته او ابوعلی جُبّائی نیز همین نظر را داشته و تأویل آیات قرآن را برخلاف ظاهر آن‌ها فقط در صورتی جایز می‌شمرده است که بر امتناع نزول باران از آسمان دلیل اقامه شود. [۴۷] به عقیده فخررازی، اثبات این امتناع فقط با نفی فاعل مختاربودن خدا و اثبات قدم عالم ممکن است. او همچنین بر کسانی که منظور از «سماء» را «سحاب» و در حقیقت حاصل تبخیر بخشی از آب‌های درون زمین و دریاها [۴۸] می‌دانند خرده می‌گیرد و دلیلی بر تأویل نصّ قرآن نمی‌بیند [۴۹] با این‌همه، در تفسیر آیه ۳۲ ابراهیم همین نظر را به دلیل مشاهدات خارجی پذیرفته و نزاع را در مسئله بیفایده خوانده است. [۵۰] مجلسی در تفسیر آیات باران غالباً نظر رازی را با تلقی مثبت نقل، و دوگانگی دیدگاه تفسیری او را در این باره یادآوری کرده است. [۵۱] برای فهم درست دیدگاه مفسران قدیم درباره باران، باید پدیده‌های ابر ، باد ، رعد و برق و آسمان از دیدگاه قرآن بررسی شوند. سازگاری نظریات مفسرین با نظریات علوم طبیعی مفسران قرن اخیر بیش‌تر به تفسیر آیات قرآن بر اساس نظریه معروف علوم طبیعی گرایش دارند. در تفسیر المنار، [۵۲] از کسانی که منبع باران را در آسمان می‌دانند شدیداً انتقاد و تصریح شده است که تعبیرات موجز قرآن، خصوصاً آیه ۴۸ روم، دقیقاً با دیدگاه‌های علوم طبیعی سازگار است. در این تفسیر، ضمن بیان چگونگی تبخیر آب‌های زمین، توضیح داده شده است که پدیده باران از امور حسّی است و به استدلال نقلی یا عقلی نیاز ندارد. در حقیقت، انکارناپذیر بودن این واقعیّت از نظر مؤلف سبب رها کردن ظاهر آیات قرآن و کوشش بر تطبیق آن‌ها با نظریه‌های علمی شده است. طنطاوی بن جوهری «سماء» را کنایه از ابرها دانسته و تکوّن باران را مطابق نظریه مشهور طبیعی توضیح می‌دهد. [۵۳] [۵۴] [۵۵] طباطبایی نیز در تبیین آیات باران همین نظر را برگزیده و دیدگاه قدما را، که آسمان را کره‌ای ناقص و محیط بر کره زمین می‌دانستند، با استناد به نظریات علمی جدید نفی می‌کند. بنابر توضیح او، آیه ۲۲ سوره حجر به این نکته که آب‌های زمین به باران تبدیل می‌شود اشاره دارد. او همچنین تعبیر کوه‌های تگرگ را کنایه از زیادی و تراکم و «سماء» را اشاره به لحاظ علّو می‌داند. [۵۶] [۵۷] [۵۸] آلوسی، بر خلاف معاصران خود، ترجیح می‌دهد که همان قول مشهور مفسران پیشین را بپذیرد و دلیل قاطع بر نفی آن نمی‌بیند، هر چند قول دانشمندان علوم طبیعی را نقل و به سازگاری آن با ظاهر آیات قرآن اشاره می‌کند. [۵۹] [۶۰] مهدی بازرگان در بخش اوّل باد و باران در قرآن به توضیح علمی پدیده‌های جوّی، اقسام باد و ابر و باران و پیوند این سه پدیده با یکدیگر می‌پردازد و در بخش دوم به استناد برخی از واژه‌های موجود در آیات قرآن و نیز با توجه به سیاق عبارات قرآن از نظر تقدیم و تأخیر مطالب، می‌کوشد تا انطباق مقصود این آیات را بر نظریات و اکتشافات جدید علمی اثبات کند. مثلاً در بیش‌تر آیات راجع به این موضوع، به مقدمه و شرط بودن بادها برای تشکیل ابر توجه شده است، [۶۱] یا تعبیرات «تصریف الرّیاح»، [۶۲] «تُثیر»، [۶۳] «اَقلَّتْ»، [۶۴] «لَواقح» [۶۵] و «معصرات» [۶۶] برای باد و ابر به کار رفته که بر نظرگاه‌های علمی گوینده سخن دلالت دارد. حتّی در برخی آیات، نکاتی مطرح شده که تشخیص آن‌ها فقط با مشاهدات و اکتشافات علمی ممکن است. از جمله در آیات ۱۹ بقره، ۱۳ رعد، ۴۰ و ۴۳ نور از مقارنات و مشخصات توفانهای شدید رگباری سخن به میان آمده است و در آیه ۴۳ نور (جبالٍ فیها من بَرَدٍ) به ابرهای متشکّل و مستور از سوزن‌های یخ اشاره شده است، همچنانکه در برخی از نوشته‌های علمی اخیر نیز از این ابرها به «کوههای ابر» و «کوه‌هایی از برف» تعبیر شده است. به عقیده بازرگان، این نکته، با توجه به آن‌که سرزمین عربستان کمتر از بیش‌تر نقاط دنیا توفان و بوران و رگبار دارد [۶۷] و بشر بعد از اختراع هواپیما و امکان پروازهای بلند به وجود این ابرها پی برده، حایز اهمیّت است. نویسنده همچنین از ترکیب مضامین دو آیه ۴۸ روم و ۴۳ نور، خصوصاً به قرینه واژه‌های به کار رفته در آن دو، مراحل تشکیل ابرها و باران‌های جبهه‌ای (الگوی بِیرکناس) را نشان می‌دهد. اهمیت و مداخله هوای پیرامون زمین در پدید آمدن آثار جوّی در پژوهش‌های علمی دهه‌های اخیر مورد توجه قرار گرفته است. نویسنده کتاب، هر چند در آیات قرآن اشاره صریح به این مطلب نیافته است، احتمال می‌دهد که نسبت دادن منشأ باران و توفان به آسمان از آن دریافت علمی ناشی باشد. [۶۸] این نکته نیز در آغاز کتاب [۶۹] یادآوری شده است که قرآن طبعاً در مقام تدوین اصول و قوانین فیزیک یا هواشناسی نیست. موریس بوکای نیز در بحث اشارات علمی قرآن به بررسی برخی از آیات که در آن‌ها از باران یادشده و تعبیرات موجود در آن‌ها از قبیل «أَرْسَلْنا الرِیاحَ لَواقِحَ» (بادها را در حالیکه بارور کننده اند، روانه کردیم) پرداخته و بر تفاوت آشکار این مضامین با دیدگاه علمی رایج در روزگار نزول قرآن تأکید کرده و هماهنگی آن‌ها را با یافته‌های علمی امروز می‌پذیرد. باران در روایات در احادیث، علاوه بر دعا برای نزول باران و توصیه‌های علمی راجع به باران، [۷۰] مسایل طبیعی باران نیز مطرح شده است. بیشتر این قبیل روایات را مجلسی در بحارالانوار، «کتاب السماء و العالم»، باب «السحاب و المطر و الشهاب» گرد آورده است. [۷۱] از این روایات نمی‌توان دیدگاه روشن و قطعی حاصل کرد. بنابر برخی از آن‌ها دریایی در زیر عرش [۷۲] هست که به اراده و مشیّت خدا باران (یا تگرگ) از آن به طبقات آسمان فرو می‌بارد تا به نزدیکترین آسمان (السّماء الدنیا) و از آن‌جا به ابرها می‌رسد؛ آنگاه ابرها، که غربال باران اند، آن را به قطرات تبدیل می‌کنند (یا تگرگ را ذوب می‌کنند) و اگر ابرها نباشند، زمین بر اثر فرو ریختن یکباره باران ویران می‌شود. [۷۳] [۷۴] [۷۵] [۷۶] در عوض، روایت دیگری هست که، طبق آن، ابرها در کنار آب‌های دریا جای دارند و باران بر اثر بالا رفتن و فشرده شدن آن‌ها به وسیله باد پدید می‌آید. [۷۷] [۷۸] علیّ بن ابراهیم قمی، در تفسیر آیه ۴۳ نور، همین نظر را برگزیده و مهدی بازرگان نیز همین حدیث و چند حدیث دیگر را در تأیید برداشت‌های خود آورده است [۷۹] امّا مجلسی بیش‌تر به نظر اوّل تمایل دارد و وجود کوه‌های تگرگ را در آسمان به دلیل ظواهر اخبار پذیرفته و مدّعی است که دلیل قاطع بر نفی آن در دست نیست. [۸۰] او گزارش شاهدانی را که در قلّه کوه‌های بلند نه ابر و نه باران و نه آب می‌دیده‌اند اما همزمان در سطح زمین باران می‌باریده است نفی نمی‌کند [۸۱] و برای سازش دادن میان این مشاهدات و ظاهر احادیث احتمالی می‌دهد، از جمله آن‌که باران از دو منبع فراهم می‌شود: یکی از آسمان و دیگری از بخار آبهای زمین. [۸۲] همچنین امکان تأویل اخبار را بر اساس نظریات فلسفی (به معنای عامّ کلمه) مطرح می‌کند. [۸۳] از نکات دیگری که در روایات به چشم می‌خورد باید به نسبت برق و ریزش باران، [۸۴] تفاوت ابرهای سیاه و سفید از نظر نوع باران [۸۵] و پدید آمدن لؤلؤ بر اثر قرار گرفتن آب باران در دل صدف‌‌های دریا [۸۶] اشاره کرد. دعا برای نزول باران، خصوصاً در شرایط بی آبی در متون حدیثی سفارش شده و احکام نماز باران در کتب فقهی آمده است. ........................................................................................................................................................................................ فهرست منابع (۱) علاوه بر قرآن. (۲) محمود بن عبدالله آلوسی، روح المعانی، قاهره ۱۹۶۴، چاپ افست بیروت. (۳) ابن بابویه، معانی الاخبار، قم ۱۳۶۱ ش. (۴) ابن حجر عسقلانی، فتح الباری بشرح صحیح البخاری، بیروت ۱۴۰۲. (۵) ابن فارس، معجم مقاییس اللغة، چاپ عبدالسلام هارون، قم ۱۴۰۴. (۶) ابن منظور، لسان العرب، بیروت ۱۹۵۵ـ۱۹۵۶. (۷) مهدی بازرگان، باد و باران در قرآن، قم ۱۳۴۴ ش. (۸) محمد بن اسماعیل بخاری، صحیح البخاری، استانبول ۱۴۰۱. (۹) عبدالله بن عمر بیضاوی، انوارالتنزیل، در مجمع التفاسیر، استانبول ۱۴۰۴. (۱۰) عبدالملک بن محمد ثعالبی، فقه اللغة و سرّالعربیة، دمشق ۱۹۸۹. (۱۱) محمدرشید رضا، المنار فی تفسیر القرآن، مصر ۱۳۷۳. (۱۲) محمود بن عمر زمخشری، الفائق فی غریب الحدیث، چاپ علی محمد بجاوی و محمد ابوالفضل ابراهیم، قاهره ۱۹۴۵ ـ ۱۹۴۸. (۱۳) محمود بن عمر زمخشری، الکشّاف، قاهره ۱۳۷۳. (۱۴) محمد حسین طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، بیروت ۱۳۹۳ ـ ۱۳۹۴. (۱۵) فضل بن حسن طبرسی، مجمع البیان، چاپ عارف زین، صیدا ۱۳۳۳ ـ ۱۳۵۶. (۱۶) محمدبن جریر طبری، جامع البیان فی تفسیر القرآن، قاهره ۱۳۲۸، چاپ افست بیروت. (۱۷) طنطاوی بن جوهری، الجواهر فی تفسیر القرآن الکریم، بیروت (بی تا). (۱۸) محمد بن حسن طوسی، التبیان فی تفسیر القرآن، نجف ۱۹۵۷، چاپ افست بیروت. (۱۹) محمد بن عمر فخررازی، التفسیر الکبیر، تهران ۱۳۶۳ش. (۲۰) یحیی بن زیاد فرّاء، معانی القرآن، چاپ احمد یوسف نجاتی و محمد علی نجّار، چاپ افست تهران ۱۳۶۰ ش. (۲۱) محمد بن احمد قرطبی، الجامع لاِ َحکام القرآن، قاهره ۱۹۶۷. (۲۲) محمد باقر بن محمد تقی مجلسی، بحارالانوار، بیروت ۱۴۰۳؛ پانویس   ۱. ↑ ابن بابویه، معانی الاخبار، ج۱، ص۳۱۹ ۳۲۰، قم ۱۳۶۱ ش.     ۲. ↑ ابن منظور، لسان العرب، ذیل واژه‌ها، بیروت ۱۹۵۵۱۹۵۶.     ۳. ↑ ابن فارس، معجم مقاییس اللغة، ذیل واژه‌ها، چاپ عبدالسلام هارون، قم ۱۴۰۴. ۴. ↑ عبدالملک بن محمد ثعالبی، فقه اللغة و سرّالعربیة، ج۱، ص۲۷۹ ـ ۲۸۴، دمشق ۱۹۸۹. ۵. ↑ محمودبن عمر زمخشری، الفائق فی غریب الحدیث، ج۱، ص۳۴۱، چاپ علی محمد بجاوی و محمد ابوالفضل ابراهیم، قاهره ۱۹۴۵ ـ ۱۹۴۸. ۶. ↑ محمد بن اسماعیل بخاری، صحیح البخاری، ج۵، ص۱۹۹، استانبول ۱۴۰۱. ۷. ↑ ابن حجر عسقلانی، فتح الباری بشرح صحیح البخاری، ج۸، ص۲۴۸، بیروت ۱۴۰۲. ۸. ↑ عبدالله بن عمر بیضاوی، انوارالتنزیل، ج۵، ص۴۱۱، در مجمع التفاسیر، استانبول ۱۴۰۴. ۹. ↑ فضل بن حسن طبرسی، مجمع البیان، ج۵، ص۳۱، چاپ عارف زین، صیدا ۱۳۳۳ ـ ۱۳۵۶. ۱۰. ↑ محمد بن احمد قرطبی، الجامع لاِ َحکام القرآن، ج۱۶، ص۲۸ـ۲۹، قاهره ۱۹۶۷. ۱۱. ↑ روم/سوره۳۰، آیه۲۴.     ۱۲. ↑ بقره/سوره۲، آیه۲۲.     ۱۳. ↑ نحل/سوره۱۶، آیه۱۰.     ۱۴. ↑ فرقان/سوره۲۵، آیه۴۸.     ۱۵. ↑ ق/سوره۵۰، آیه۹.     ۱۶. ↑ نمل/سوره۲۷، آیه۶۰.     ۱۷. ↑ قمر/سوره۵۴، آیه۱۱.     ۱۸. ↑ انعام/سوره۶، آیه۶.     ۱۹. ↑ هود/سوره۱۱، آیه۵۲.     ۲۰. ↑ نوح/سوره۷۱، آیه۱۱.     ۲۱. ↑ واقعه/سوره۵۶، آیه۶۹.     ۲۲. ↑ نبأ/سوره۷۸، آیه۱۴.     ۲۳. ↑ نور/سوره۲۴، آیه۴۳.     ۲۴. ↑ اعراف/سوره۷، آیه۵۷.     ۲۵. ↑ فاطر/سوره۳۵، آیه۹.     ۲۶. ↑ روم/سوره۳۰، آیه۴۸.     ۲۷. ↑ نور/سوره۲۴، آیه۴۳.     ۲۸. ↑ محمد بن جریر طبری، جامع البیان فی تفسیر القرآن،، ج۱۸، ص ۱۱۸، قاهره ۱۳۲۸، چاپ افست بیروت. ۲۹. ↑ محمدبن حسن طوسی، التبیان فی تفسیر القرآن، ج۷، ص۳۹۵، نجف ۱۹۵۷، چاپ افست بیروت. ۳۰. ↑ محمد بن حسن طوسی، التبیان فی تفسیر القرآن، ج۷، ص۳۹۵، نجف ۱۹۵۷، چاپ افست بیروت. ۳۱. ↑ یحیی بن زیاد فرّاء، معانی القرآن، ج۲، ص۲۵۶ـ۲۵۷، چاپ احمد یوسف نجاتی و محمد علی نجّار، چاپ افست تهران ۱۳۶۰ ش. ۳۲. ↑ محمود بن عبدالله آلوسی، روح المعانی، ج۱۸، ص۱۹۱، قاهره ۱۹۶۴، چاپ افست بیروت. ۳۳. ↑ محمدبن عمر فخررازی، التفسیر الکبیر، ج۲۳، ص۸۸، تهران ۱۳۶۳ش. ۳۴. ↑ محمود بن عمر زمخشری، الکشّاف، ج۳، ص۲۴۶، قاهره ۱۳۷۳. ۳۵. ↑ محمود بن عمر زمخشری، الکشّاف، ج۴، ص۱۲۲، قاهره ۱۳۷۳. ۳۶. ↑ محمود بن عمر زمخشری، الکشّاف، ج۴، ص۶۸۲، قاهره ۱۳۷۳. ۳۷. ↑ فضل بن حسن طبرسی، مجمع البیان، ج۷، ص۲۵۵، چاپ عارف زین، صیدا ۱۳۳۳ ۱۳۵۶.     ۳۸. ↑ فضل بن حسن طبرسی، مجمع البیان، ج۱، ص۶۱، چاپ عارف زین، صیدا ۱۳۳۳ ـ ۱۳۵۶. ۳۹. ↑ فضل بن حسن طبرسی، مجمع البیان، ج۱، ص۲۴۵، چاپ عارف زین، صیدا ۱۳۳۳ ـ ۱۳۵۶. ۴۰. ↑ فضل بن حسن طبرسی، مجمع البیان، ج۲، ص۳۴۱، چاپ عارف زین، صیدا ۱۳۳۳ ـ ۱۳۵۶. ۴۱. ↑ بقره/سوره۲،آیه۲۲.     ۴۲. ↑ محمد بن عمر فخررازی، التفسیر الکبیر، ج۲، ص۱۱۱، تهران ۱۳۶۳ش. ۴۳. ↑ محمد بن عمر فخررازی، التفسیر الکبیر، ج۴، ص۲۲۳، تهران ۱۳۶۳ش. ۴۴. ↑ محمد بن عمر فخررازی، التفسیر الکبیر، ج۱۳، ص۱۰۵، تهران ۱۳۶۳ش. ۴۵. ↑ محمد بن عمر فخررازی، التفسیر الکبیر، ج۱۳، ص۱۰۷، تهران ۱۳۶۳ش. ۴۶. ↑ محمد بن عمر فخررازی، التفسیر الکبیر، ج۲۴، ص۹۰، تهران ۱۳۶۳ش. ۴۷. ↑ محمدبن عمر فخررازی، التفسیر الکبیر، ج۱۳، ص۱۰۵، تهران ۱۳۶۳ش. ۴۸. ↑ محمد بن عمر فخررازی، التفسیر الکبیر، ج۲۳، ص۸۸، تهران ۱۳۶۳ش. ۴۹. ↑ محمد بن عمر فخررازی، التفسیر الکبیر، ج۲۴، ص۹۰، تهران ۱۳۶۳ش. ۵۰. ↑ محمد بن عمر فخررازی، التفسیر الکبیر، ج۱۹، ص۱۲۶، تهران ۱۳۶۳ش. ۵۱. ↑ محمد باقر بن محمد تقی مجلسی، بحارالانوار، ج۵۶، ص۳۴۴۳۷۰، بیروت ۱۴۰۳.     ۵۲. ↑ محمدرشید رضا،ذیل آیه ۱۶۴ بقره، ج۲، ص۶۰، المنار فی تفسیر القرآن، مصر ۱۳۷۳. ۵۳. ↑ طنطاوی بن جوهری، الجواهر فی تفسیر القرآن الکریم، ج۱، ص۳۱، بیروت (بی تا). ۵۴. ↑ طنطاوی بن جوهری، الجواهر فی تفسیر القرآن الکریم، ج۱، ص۱۳۷، بیروت (بی تا). ۵۵. ↑ طنطاوی بن جوهری، الجواهر فی تفسیر القرآن الکریم،ذیل آیات ۲۲ و ۱۶۴ بقره، ۴۳ نور، ج۱۲، ص۲۱، بیروت (بی تا). ۵۶. ↑ محمد حسین طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ج۱، ص۴۰۴، بیروت ۱۳۹۳ ۱۳۹۴.     ۵۷. ↑ محمد حسین طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ج۱۲، ص۱۴۶، بیروت ۱۳۹۳ ۱۳۹۴.     ۵۸. ↑ محمد حسین طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ج۱۵، ص۱۳۷، بیروت ۱۳۹۳ ۱۳۹۴.     ۵۹. ↑ محمود بن عبدالله آلوسی، روح المعانی، ج۱، ص۱۸۸، قاهره ۱۹۶۴، چاپ افست بیروت. ۶۰. ↑ محمود بن عبدالله آلوسی، روح المعانی، ج۱۸، ص۱۹۰ـ۱۹۱، قاهره ۱۹۶۴، چاپ افست بیروت. ۶۱. ↑ مهدی بازرگان، باد و باران در قرآن، ج۱، ص۱۲۲، قم ۱۳۴۴ ش. ۶۲. ↑ بقره/سوره۲، آیه۱۶۴.     ۶۳. ↑ روم/سوره۳۰، آیه۴۸.     ۶۴. ↑ اعراف/سوره۷، آیه۵۷.     ۶۵. ↑ حجر/سوره۱۵، آیه۲۲.     ۶۶. ↑ نبأ/سوره۷۸، آیه۱۴.     ۶۷. ↑ مهدی بازرگان، باد و باران در قرآن، ج۱، ص۱۳۹، قم ۱۳۴۴ ش. ۶۸. ↑ مهدی بازرگان، باد و باران در قرآن، ج۱، ص۱۵۷ ـ ۱۶۰، قم ۱۳۴۴ ش. ۶۹. ↑ مهدی بازرگان، باد و باران در قرآن، ج۱، ص۱۳، قم ۱۳۴۴ ش. ۷۰. ↑ محمد بن اسماعیل بخاری، صحیح البخاری، ج۲، ص۱۶ـ۲۱، استانبول ۱۴۰۱. ۷۱. ↑ محمد باقر بن محمد تقی مجلسی، بحارالانوار، ج۵۶، ص۳۷۱ ۳۹۸، بیروت ۱۴۰۳.     ۷۲. ↑ محمد باقر بن محمد تقی مجلسی، بحارالانوار، ج۵۷، ص۴۳، بیروت ۱۴۰۳.     ۷۳. ↑ محمد باقر بن محمد تقی مجلسی، بحارالانوار، ج۵۶، ص۳۷۲ به نقل از علل الشرایع، بیروت ۱۴۰۳.     ۷۴. ↑ محمد باقر بن محمد تقی مجلسی، بحارالانوار، ج۵۶، ص۳۷۸ به نقل از المحاسن، بیروت ۱۴۰۳.     ۷۵. ↑ محمد باقر بن محمد تقی مجلسی، بحارالانوار، ج۵۶، ص۳۸۰ ۳۸۱ به نقل از الکافی، بیروت ۱۴۰۳.     ۷۶. ↑ محمد باقر بن محمد تقی مجلسی، بحارالانوار، ج۵۶، ص۳۸۳ به نقل از النوادر راوندی، بیروت ۱۴۰۳.     ۷۷. ↑ محمد باقر بن محمد تقی مجلسی، بحارالانوار، ج۵۶، ص۳۷۳، بیروت ۱۴۰۳.     ۷۸. ↑ محمد باقر بن محمد تقی مجلسی، بحارالانوار، ج۵۶، ص۳۸۲ به نقل از تفسیر علیّ بن ابراهیم قمی و الکافی، بیروت ۱۴۰۳.     ۷۹. ↑ علیّ بن ابراهیم قمی،تفسیر قمی، ص۱۲۷ ۸۰. ↑ محمد باقر بن محمد تقی مجلسی، بحارالانوار، ج۵۶، ص۳۶۳، بیروت ۱۴۰۳.     ۸۱. ↑ محمد بن عمر فخررازی، التفسیر الکبیر، ج۱۹، ص۱۲۶، تهران ۱۳۶۳ش. ۸۲. ↑ محمد باقر بن محمد تقی مجلسی، بحارالانوار، ج۵۶، ص۳۹۷، بیروت ۱۴۰۳.     ۸۳. ↑ محمد باقر بن محمد تقی مجلسی، بحارالانوار، ج۵۶، ص۳۸۱، بیروت ۱۴۰۳.     ۸۴. ↑ محمد باقر بن محمد تقی مجلسی، بحارالانوار، ج۵۶، ص۳۸۳ به نقل از المجالس طوسی، بیروت ۱۴۰۳.     ۸۵. ↑ محمد باقر بن محمد تقی مجلسی، بحارالانوار، ج۵۶، ص۳۸۷ به نقل از ابن عبّاس، بیروت ۱۴۰۳.     ۸۶. ↑ محمد باقر بن محمد تقی مجلسی، بحارالانوار، ج۵۷، ص۴۱ به نقل از قُرب الاسناد، بیروت ۱۴۰۳.       منبع [ویرایش] دانشنامه جهان اسلام، بنیاد دائرة المعارف اسلامی، برگرفته از مقاله «باران در قرآن و روایات»، شماره۱۳۷.             یکی از واژه‌هایی که در قرآن و روایات به آن پرداخته شده باران می‌باشد، در قرآن واژه باران با عبارت‌های مختلفی بیان شده است.   فهرست مندرجات ۱ - تعابیر دیگر باران در قرآن ۲ - اهمیت باران ۳ - چگونگی پیدایش باران در قرآن ۴ - سازگاری نظریات مفسرین با نظریات علوم طبیعی ۵ - باران در روایات ۶ - فهرست منابع ۷ - پانویس ۸ - منبع تعابیر دیگر باران در قرآن [ویرایش] در قرآن «مَطَر» و هم ریشه‌های آن پانزده بار، «غیث» و هم‌ریشه‌های آن شش بار، «وابل» به معنای باران درشت و سنگین دوبار و «طَلّ» به معنای باران سبک و کم یک بار، «وَدْق» به معنای باران مستمر دوبار، «صَیِّب» به معنای باران یا ابر باران زا یک بار، «ماء» بیش از سی بار، و نیز سحاب بیش از شش بار، «مُزْن» به معنای ابر یا ابر باران زا یا ابر سفید یک بار و «مُعصِرات» به معنای بادهای برانگیزاننده ابر (الرّیاح التّی تثیرالسحاب) یا ابر یک بار می‌باشد. به مناسبت بحث از باران به کار رفته است. «الحیاء» به معنای بارانی که زمین را زنده می‌کند نیز در حدیث نبوی [۱] ذکر شده است. [۲] [۳] [۴] [۵] کاربرد قرآنی مطر جز در آیه ۱۰۲ سوره نساء و آیه ۲۴ سوره احقاف جنبه منفی دارد و در آیات حاوی آن، از باران‌های زیانبار و هلاک کننده و سنگباران‌های آسمانی سخن رفته است، همچنانکه برای باران‌های سودبخش کلمه غیث به کار رفته است. شماری از لغت شناسان و مفسّران نیز نوشته‌اند که غیث به باران سودمند یا بارانی که در پی کم آبی می‌بارد گفته می‌شود، امّا مطر نام عامّ باران است و برای باران‌های مفید کمتر به کار می‌رود. [۶] [۷] [۸] [۹] [۱۰] اهمیت باران [ویرایش] در آیات قرآن به نقش باران در زنده کردن زمین (فَیُحْیی به الاَ رضَ بَعْدَ موتِها)، [۱۱] روزی رساندن به انسان‌ها از طریق رویاندن گیاهان (فأَخرجَ به مِنَ الثَّمراتِ رزقاً لَکُم)، [۱۲] فراهم آوردن آب آشامیدنی (منهُ شرابٌ)، [۱۳] پاک کنندگی (وَ أنْزَلْنا مِنَ السّماءِ ماءً طَهوراً) [۱۴] و برکت زا بودن (وَ نَزَّلنا مِنَ السّماءِ ماءً مُبارَکاً) [۱۵] اشاره شده است. همچنین قرآن باران را نعمتی خداداد و نشانی از قدرت خدا معرّفی کرده و بارها منکران خدا و معاد را به توجّه به این آیه فرا خوانده است (أَمَّنْ خَلَقَ السَّمو'اتِ والاَرضَ و أَنْزَلَ لَکُم مِن السَّماءِ ماءً). [۱۶] چگونگی پیدایش باران در قرآن [ویرایش] قرآن درباره منشأ و چگونگی پدید آمدن باران بصراحت سخن نگفته و فقط در آیات مختلف به جایی که باران از آن‌جا فرو می‌بارد اشاره می‌کند. بنابر ظاهرِ بیشتر این آیات، باران از آسمان فرو می‌بارد. [۱۷] [۱۸] [۱۹] [۲۰] «مزن» [۲۱] «مُعصرات» [۲۲] و «سحاب» [۲۳] [۲۴] [۲۵] [۲۶] نیز مبدأ باران اند. کوه‌هایی هم در آسمان هستند که تگرگ از آن‌ها می‌بارد. [۲۷] نظر مفسّران در توضیح این آیات یکسان نیست طبری (متوفی ۳۱۰) و شیخ طوسی (متوفی ۴۶۰) در تفسیر بیش‌تر آیات، همان ظاهر الفاظ را پذیرفته و آسمان را مبدأ باران دانسته اند. مثلاً طبری در تفسیر آیات ۲۲ و ۱۶۴ بقره، ۹۹ انعام، ۵۷ اعراف، ۵ و ۶۳ حج می‌نویسد که باران از آسمان می‌بارد و در توضیح آیه ۱۸ سوره مؤمنون همین بیان را از ابن جُرَیج نقل میکند (ماءً هو مِنَ السّماء). امّا از بیان او در تفسیر آیه ۴۸ فرقان و نیز از آنچه در تفسیر آیه ۴۳ نور از عَمرو بن عُبید لیثی نقل کرده [۲۸] برمی‌آید که ابرها منشأ باران‌اند و منظور از «سماء» همان «سحاب» است. شیخ طوسی نیز در مواضع مختلف التبیان (مثلاً ذیل «وأَنْزَلن'ا مِنَ السّماءَ ماءً» و تعبیرات مشابه) آسمان را مبدأ باران (لانَّ السّماءَ ابتداءُ الاءنزالِ بِالْمَطَر) می‌داند [۲۹] و یک بار این نظر را که مراد از «سماء» در آیات باران همان «سحاب» است، نه در مقام قبول، آورده است. [۳۰] توضیح طبری و طوسی درباره کوه‌های تگرگ (و ینزّل مِن السَّماءِ مِنْ جبالٍ فیها مِنْ بَرَدٍ)، که در حقیقت نقل قول فرّاء، متوفی ۲۰۷ [۳۱] است، نشان می‌دهد که نظر غالب نزد بیش‌تر مفسران [۳۲] [۳۳] آن بوده که باران منشأ آسمانی دارد. زمخشری (متوفی ۵۳۷) نیز در تفسیر آیه ۴۳ نور، همان سخن فرّاء را آورده و در تفسیر آیه ۲۱ زمر و ۱۴ نبأ (المُعْصِرات)، ضمن نقل چند احتمال از مفسران قدیم، مانند قتاده و مجاهد، توضیحاتی می‌دهد که التزام او را به دیدگاه مشهور مفسران اثبات می‌کند. [۳۴] [۳۵] [۳۶] طبرسی (متوفی ۵۴۸)، هر چند گاهی مبدأ باران را آسمان معرفی می‌کند، [۳۷] در توضیح بیش‌تر آیات، مقصود از «سماء» را «سحاب» می‌داند و، از آن بالاتر، به نظریّه طبیعت شناسان، که ابر را حاصل بخارات متصاعد از زمین می‌دانند، اشاره و از علی بن عیسی رمّانی (۲۹۶ـ۳۸۴) نقل می‌کند که گرچه این نظریه قطعی نیست، دلیل عقلی و سمعی بر ردّ آن نداریم. [۳۸] [۳۹] [۴۰] بیضاوی نیز «سماء» را در آیات راجع به باران به ابرها یا فلک یا عوامل آسمانی تبخیرکننده اجزای مرطوب زمین تفسیر می‌کند؛ ولی معتقد است که، بنابر ظواهر آیات قرآن، باران از آسمان به ابرها و از آن‌جا به زمین فرو می‌بارد [۴۱] در میان مفسران بیش از همه فخررازی (متوفی ۶۰۶) در تبیین مقصود آیات باران کوشیده است. به عقیده او طبق آیات قرآن، خدا باران را در آسمان می‌آفریند، سپس آن را بر ابرها و از آن‌جا بر زمین فرو می‌باراند. [۴۲] [۴۳] [۴۴] [۴۵] [۴۶] به گفته او ابوعلی جُبّائی نیز همین نظر را داشته و تأویل آیات قرآن را برخلاف ظاهر آن‌ها فقط در صورتی جایز می‌شمرده است که بر امتناع نزول باران از آسمان دلیل اقامه شود. [۴۷] به عقیده فخررازی، اثبات این امتناع فقط با نفی فاعل مختاربودن خدا و اثبات قدم عالم ممکن است. او همچنین بر کسانی که منظور از «سماء» را «سحاب» و در حقیقت حاصل تبخیر بخشی از آب‌های درون زمین و دریاها [۴۸] می‌دانند خرده می‌گیرد و دلیلی بر تأویل نصّ قرآن نمی‌بیند [۴۹] با این‌همه، در تفسیر آیه ۳۲ ابراهیم همین نظر را به دلیل مشاهدات خارجی پذیرفته و نزاع را در مسئله بیفایده خوانده است. [۵۰] مجلسی در تفسیر آیات باران غالباً نظر رازی را با تلقی مثبت نقل، و دوگانگی دیدگاه تفسیری او را در این باره یادآوری کرده است. [۵۱] برای فهم درست دیدگاه مفسران قدیم درباره باران، باید پدیده‌های ابر ، باد ، رعد و برق و آسمان از دیدگاه قرآن بررسی شوند. سازگاری نظریات مفسرین با نظریات علوم طبیعی [ویرایش] مفسران قرن اخیر بیش‌تر به تفسیر آیات قرآن بر اساس نظریه معروف علوم طبیعی گرایش دارند. در تفسیر المنار، [۵۲] از کسانی که منبع باران را در آسمان می‌دانند شدیداً انتقاد و تصریح شده است که تعبیرات موجز قرآن، خصوصاً آیه ۴۸ روم، دقیقاً با دیدگاه‌های علوم طبیعی سازگار است. در این تفسیر، ضمن بیان چگونگی تبخیر آب‌های زمین، توضیح داده شده است که پدیده باران از امور حسّی است و به استدلال نقلی یا عقلی نیاز ندارد. در حقیقت، انکارناپذیر بودن این واقعیّت از نظر مؤلف سبب رها کردن ظاهر آیات قرآن و کوشش بر تطبیق آن‌ها با نظریه‌های علمی شده است. طنطاوی بن جوهری «سماء» را کنایه از ابرها دانسته و تکوّن باران را مطابق نظریه مشهور طبیعی توضیح می‌دهد. [۵۳] [۵۴] [۵۵] طباطبایی نیز در تبیین آیات باران همین نظر را برگزیده و دیدگاه قدما را، که آسمان را کره‌ای ناقص و محیط بر کره زمین می‌دانستند، با استناد به نظریات علمی جدید نفی می‌کند. بنابر توضیح او، آیه ۲۲ سوره حجر به این نکته که آب‌های زمین به باران تبدیل می‌شود اشاره دارد. او همچنین تعبیر کوه‌های تگرگ را کنایه از زیادی و تراکم و «سماء» را اشاره به لحاظ علّو می‌داند. [۵۶] [۵۷] [۵۸] آلوسی، بر خلاف معاصران خود، ترجیح می‌دهد که همان قول مشهور مفسران پیشین را بپذیرد و دلیل قاطع بر نفی آن نمی‌بیند، هر چند قول دانشمندان علوم طبیعی را نقل و به سازگاری آن با ظاهر آیات قرآن اشاره می‌کند. [۵۹] [۶۰] مهدی بازرگان در بخش اوّل باد و باران در قرآن به توضیح علمی پدیده‌های جوّی، اقسام باد و ابر و باران و پیوند این سه پدیده با یکدیگر می‌پردازد و در بخش دوم به استناد برخی از واژه‌های موجود در آیات قرآن و نیز با توجه به سیاق عبارات قرآن از نظر تقدیم و تأخیر مطالب، می‌کوشد تا انطباق مقصود این آیات را بر نظریات و اکتشافات جدید علمی اثبات کند. مثلاً در بیش‌تر آیات راجع به این موضوع، به مقدمه و شرط بودن بادها برای تشکیل ابر توجه شده است، [۶۱] یا تعبیرات «تصریف الرّیاح»، [۶۲] «تُثیر»، [۶۳] «اَقلَّتْ»، [۶۴] «لَواقح» [۶۵] و «معصرات» [۶۶] برای باد و ابر به کار رفته که بر نظرگاه‌های علمی گوینده سخن دلالت دارد. حتّی در برخی آیات، نکاتی مطرح شده که تشخیص آن‌ها فقط با مشاهدات و اکتشافات علمی ممکن است. از جمله در آیات ۱۹ بقره، ۱۳ رعد، ۴۰ و ۴۳ نور از مقارنات و مشخصات توفانهای شدید رگباری سخن به میان آمده است و در آیه ۴۳ نور (جبالٍ فیها من بَرَدٍ) به ابرهای متشکّل و مستور از سوزن‌های یخ اشاره شده است، همچنانکه در برخی از نوشته‌های علمی اخیر نیز از این ابرها به «کوههای ابر» و «کوه‌هایی از برف» تعبیر شده است. به عقیده بازرگان، این نکته، با توجه به آن‌که سرزمین عربستان کمتر از بیش‌تر نقاط دنیا توفان و بوران و رگبار دارد [۶۷] و بشر بعد از اختراع هواپیما و امکان پروازهای بلند به وجود این ابرها پی برده، حایز اهمیّت است. نویسنده همچنین از ترکیب مضامین دو آیه ۴۸ روم و ۴۳ نور، خصوصاً به قرینه واژه‌های به کار رفته در آن دو، مراحل تشکیل ابرها و باران‌های جبهه‌ای (الگوی بِیرکناس) را نشان می‌دهد. اهمیت و مداخله هوای پیرامون زمین در پدید آمدن آثار جوّی در پژوهش‌های علمی دهه‌های اخیر مورد توجه قرار گرفته است. نویسنده کتاب، هر چند در آیات قرآن اشاره صریح به این مطلب نیافته است، احتمال می‌دهد که نسبت دادن منشأ باران و توفان به آسمان از آن دریافت علمی ناشی باشد. [۶۸] این نکته نیز در آغاز کتاب [۶۹] یادآوری شده است که قرآن طبعاً در مقام تدوین اصول و قوانین فیزیک یا هواشناسی نیست. موریس بوکای نیز در بحث اشارات علمی قرآن به بررسی برخی از آیات که در آن‌ها از باران یادشده و تعبیرات موجود در آن‌ها از قبیل «أَرْسَلْنا الرِیاحَ لَواقِحَ» (بادها را در حالیکه بارور کننده اند، روانه کردیم) پرداخته و بر تفاوت آشکار این مضامین با دیدگاه علمی رایج در روزگار نزول قرآن تأکید کرده و هماهنگی آن‌ها را با یافته‌های علمی امروز می‌پذیرد. باران در روایات [ویرایش] در احادیث، علاوه بر دعا برای نزول باران و توصیه‌های علمی راجع به باران، [۷۰] مسایل طبیعی باران نیز مطرح شده است. بیشتر این قبیل روایات را مجلسی در بحارالانوار، «کتاب السماء و العالم»، باب «السحاب و المطر و الشهاب» گرد آورده است. [۷۱] از این روایات نمی‌توان دیدگاه روشن و قطعی حاصل کرد. بنابر برخی از آن‌ها دریایی در زیر عرش [۷۲] هست که به اراده و مشیّت خدا باران (یا تگرگ) از آن به طبقات آسمان فرو می‌بارد تا به نزدیکترین آسمان (السّماء الدنیا) و از آن‌جا به ابرها می‌رسد؛ آنگاه ابرها، که غربال باران اند، آن را به قطرات تبدیل می‌کنند (یا تگرگ را ذوب می‌کنند) و اگر ابرها نباشند، زمین بر اثر فرو ریختن یکباره باران ویران می‌شود. [۷۳] [۷۴] [۷۵] [۷۶] در عوض، روایت دیگری هست که، طبق آن، ابرها در کنار آب‌های دریا جای دارند و باران بر اثر بالا رفتن و فشرده شدن آن‌ها به وسیله باد پدید می‌آید. [۷۷] [۷۸] علیّ بن ابراهیم قمی، در تفسیر آیه ۴۳ نور، همین نظر را برگزیده و مهدی بازرگان نیز همین حدیث و چند حدیث دیگر را در تأیید برداشت‌های خود آورده است [۷۹] امّا مجلسی بیش‌تر به نظر اوّل تمایل دارد و وجود کوه‌های تگرگ را در آسمان به دلیل ظواهر اخبار پذیرفته و مدّعی است که دلیل قاطع بر نفی آن در دست نیست. [۸۰] او گزارش شاهدانی را که در قلّه کوه‌های بلند نه ابر و نه باران و نه آب می‌دیده‌اند اما همزمان در سطح زمین باران می‌باریده است نفی نمی‌کند [۸۱] و برای سازش دادن میان این مشاهدات و ظاهر احادیث احتمالی می‌دهد، از جمله آن‌که باران از دو منبع فراهم می‌شود: یکی از آسمان و دیگری از بخار آبهای زمین. [۸۲] همچنین امکان تأویل اخبار را بر اساس نظریات فلسفی (به معنای عامّ کلمه) مطرح می‌کند. [۸۳] از نکات دیگری که در روایات به چشم می‌خورد باید به نسبت برق و ریزش باران، [۸۴] تفاوت ابرهای سیاه و سفید از نظر نوع باران [۸۵] و پدید آمدن لؤلؤ بر اثر قرار گرفتن آب باران در دل صدف‌‌های دریا [۸۶] اشاره کرد. دعا برای نزول باران، خصوصاً در شرایط بی آبی در متون حدیثی سفارش شده و احکام نماز باران در کتب فقهی آمده است. فهرست منابع [ویرایش] (۱) علاوه بر قرآن. (۲) محمود بن عبدالله آلوسی، روح المعانی، قاهره ۱۹۶۴، چاپ افست بیروت. (۳) ابن بابویه، معانی الاخبار، قم ۱۳۶۱ ش. (۴) ابن حجر عسقلانی، فتح الباری بشرح صحیح البخاری، بیروت ۱۴۰۲. (۵) ابن فارس، معجم مقاییس اللغة، چاپ عبدالسلام هارون، قم ۱۴۰۴. (۶) ابن منظور، لسان العرب، بیروت ۱۹۵۵ـ۱۹۵۶. (۷) مهدی بازرگان، باد و باران در قرآن، قم ۱۳۴۴ ش. (۸) محمد بن اسماعیل بخاری، صحیح البخاری، استانبول ۱۴۰۱. (۹) عبدالله بن عمر بیضاوی، انوارالتنزیل، در مجمع التفاسیر، استانبول ۱۴۰۴. (۱۰) عبدالملک بن محمد ثعالبی، فقه اللغة و سرّالعربیة، دمشق ۱۹۸۹. (۱۱) محمدرشید رضا، المنار فی تفسیر القرآن، مصر ۱۳۷۳. (۱۲) محمود بن عمر زمخشری، الفائق فی غریب الحدیث، چاپ علی محمد بجاوی و محمد ابوالفضل ابراهیم، قاهره ۱۹۴۵ ـ ۱۹۴۸. (۱۳) محمود بن عمر زمخشری، الکشّاف، قاهره ۱۳۷۳. (۱۴) محمد حسین طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، بیروت ۱۳۹۳ ـ ۱۳۹۴. (۱۵) فضل بن حسن طبرسی، مجمع البیان، چاپ عارف زین، صیدا ۱۳۳۳ ـ ۱۳۵۶. (۱۶) محمدبن جریر طبری، جامع البیان فی تفسیر القرآن، قاهره ۱۳۲۸، چاپ افست بیروت. (۱۷) طنطاوی بن جوهری، الجواهر فی تفسیر القرآن الکریم، بیروت (بی تا). (۱۸) محمد بن حسن طوسی، التبیان فی تفسیر القرآن، نجف ۱۹۵۷، چاپ افست بیروت. (۱۹) محمد بن عمر فخررازی، التفسیر الکبیر، تهران ۱۳۶۳ش. (۲۰) یحیی بن زیاد فرّاء، معانی القرآن، چاپ احمد یوسف نجاتی و محمد علی نجّار، چاپ افست تهران ۱۳۶۰ ش. (۲۱) محمد بن احمد قرطبی، الجامع لاِ َحکام القرآن، قاهره ۱۹۶۷. (۲۲) محمد باقر بن محمد تقی مجلسی، بحارالانوار، بیروت ۱۴۰۳؛ پانویس [ویرایش] ۱. ↑ ابن بابویه، معانی الاخبار، ج۱، ص۳۱۹ ۳۲۰، قم ۱۳۶۱ ش.     ۲. ↑ ابن منظور، لسان العرب، ذیل واژه‌ها، بیروت ۱۹۵۵۱۹۵۶.     ۳. ↑ ابن فارس، معجم مقاییس اللغة، ذیل واژه‌ها، چاپ عبدالسلام هارون، قم ۱۴۰۴. ۴. ↑ عبدالملک بن محمد ثعالبی، فقه اللغة و سرّالعربیة، ج۱، ص۲۷۹ ـ ۲۸۴، دمشق ۱۹۸۹. ۵. ↑ محمودبن عمر زمخشری، الفائق فی غریب الحدیث، ج۱، ص۳۴۱، چاپ علی محمد بجاوی و محمد ابوالفضل ابراهیم، قاهره ۱۹۴۵ ـ ۱۹۴۸. ۶. ↑ محمد بن اسماعیل بخاری، صحیح البخاری، ج۵، ص۱۹۹، استانبول ۱۴۰۱. ۷. ↑ ابن حجر عسقلانی، فتح الباری بشرح صحیح البخاری، ج۸، ص۲۴۸، بیروت ۱۴۰۲. ۸. ↑ عبدالله بن عمر بیضاوی، انوارالتنزیل، ج۵، ص۴۱۱، در مجمع التفاسیر، استانبول ۱۴۰۴. ۹. ↑ فضل بن حسن طبرسی، مجمع البیان، ج۵، ص۳۱، چاپ عارف زین، صیدا ۱۳۳۳ ـ ۱۳۵۶. ۱۰. ↑ محمد بن احمد قرطبی، الجامع لاِ َحکام القرآن، ج۱۶، ص۲۸ـ۲۹، قاهره ۱۹۶۷. ۱۱. ↑ روم/سوره۳۰، آیه۲۴.     ۱۲. ↑ بقره/سوره۲، آیه۲۲.     ۱۳. ↑ نحل/سوره۱۶، آیه۱۰.     ۱۴. ↑ فرقان/سوره۲۵، آیه۴۸.     ۱۵. ↑ ق/سوره۵۰، آیه۹.     ۱۶. ↑ نمل/سوره۲۷، آیه۶۰.     ۱۷. ↑ قمر/سوره۵۴، آیه۱۱.     ۱۸. ↑ انعام/سوره۶، آیه۶.     ۱۹. ↑ هود/سوره۱۱، آیه۵۲.     ۲۰. ↑ نوح/سوره۷۱، آیه۱۱.     ۲۱. ↑ واقعه/سوره۵۶، آیه۶۹.     ۲۲. ↑ نبأ/سوره۷۸، آیه۱۴.     ۲۳. ↑ نور/سوره۲۴، آیه۴۳.     ۲۴. ↑ اعراف/سوره۷، آیه۵۷.     ۲۵. ↑ فاطر/سوره۳۵، آیه۹.     ۲۶. ↑ روم/سوره۳۰، آیه۴۸.     ۲۷. ↑ نور/سوره۲۴، آیه۴۳.     ۲۸. ↑ محمد بن جریر طبری، جامع البیان فی تفسیر القرآن،، ج۱۸، ص ۱۱۸، قاهره ۱۳۲۸، چاپ افست بیروت. ۲۹. ↑ محمدبن حسن طوسی، التبیان فی تفسیر القرآن، ج۷، ص۳۹۵، نجف ۱۹۵۷، چاپ افست بیروت. ۳۰. ↑ محمد بن حسن طوسی، التبیان فی تفسیر القرآن، ج۷، ص۳۹۵، نجف ۱۹۵۷، چاپ افست بیروت. ۳۱. ↑ یحیی بن زیاد فرّاء، معانی القرآن، ج۲، ص۲۵۶ـ۲۵۷، چاپ احمد یوسف نجاتی و محمد علی نجّار، چاپ افست تهران ۱۳۶۰ ش. ۳۲. ↑ محمود بن عبدالله آلوسی، روح المعانی، ج۱۸، ص۱۹۱، قاهره ۱۹۶۴، چاپ افست بیروت. ۳۳. ↑ محمدبن عمر فخررازی، التفسیر الکبیر، ج۲۳، ص۸۸، تهران ۱۳۶۳ش. ۳۴. ↑ محمود بن عمر زمخشری، الکشّاف، ج۳، ص۲۴۶، قاهره ۱۳۷۳. ۳۵. ↑ محمود بن عمر زمخشری، الکشّاف، ج۴، ص۱۲۲، قاهره ۱۳۷۳. ۳۶. ↑ محمود بن عمر زمخشری، الکشّاف، ج۴، ص۶۸۲، قاهره ۱۳۷۳. ۳۷. ↑ فضل بن حسن طبرسی، مجمع البیان، ج۷، ص۲۵۵، چاپ عارف زین، صیدا ۱۳۳۳ ۱۳۵۶.     ۳۸. ↑ فضل بن حسن طبرسی، مجمع البیان، ج۱، ص۶۱، چاپ عارف زین، صیدا ۱۳۳۳ ـ ۱۳۵۶. ۳۹. ↑ فضل بن حسن طبرسی، مجمع البیان، ج۱، ص۲۴۵، چاپ عارف زین، صیدا ۱۳۳۳ ـ ۱۳۵۶. ۴۰. ↑ فضل بن حسن طبرسی، مجمع البیان، ج۲، ص۳۴۱، چاپ عارف زین، صیدا ۱۳۳۳ ـ ۱۳۵۶. ۴۱. ↑ بقره/سوره۲،آیه۲۲.     ۴۲. ↑ محمد بن عمر فخررازی، التفسیر الکبیر، ج۲، ص۱۱۱، تهران ۱۳۶۳ش. ۴۳. ↑ محمد بن عمر فخررازی، التفسیر الکبیر، ج۴، ص۲۲۳، تهران ۱۳۶۳ش. ۴۴. ↑ محمد بن عمر فخررازی، التفسیر الکبیر، ج۱۳، ص۱۰۵، تهران ۱۳۶۳ش. ۴۵. ↑ محمد بن عمر فخررازی، التفسیر الکبیر، ج۱۳، ص۱۰۷، تهران ۱۳۶۳ش. ۴۶. ↑ محمد بن عمر فخررازی، التفسیر الکبیر، ج۲۴، ص۹۰، تهران ۱۳۶۳ش. ۴۷. ↑ محمدبن عمر فخررازی، التفسیر الکبیر، ج۱۳، ص۱۰۵، تهران ۱۳۶۳ش. ۴۸. ↑ محمد بن عمر فخررازی، التفسیر الکبیر، ج۲۳، ص۸۸، تهران ۱۳۶۳ش. ۴۹. ↑ محمد بن عمر فخررازی، التفسیر الکبیر، ج۲۴، ص۹۰، تهران ۱۳۶۳ش. ۵۰. ↑ محمد بن عمر فخررازی، التفسیر الکبیر، ج۱۹، ص۱۲۶، تهران ۱۳۶۳ش. ۵۱. ↑ محمد باقر بن محمد تقی مجلسی، بحارالانوار، ج۵۶، ص۳۴۴۳۷۰، بیروت ۱۴۰۳.     ۵۲. ↑ محمدرشید رضا،ذیل آیه ۱۶۴ بقره، ج۲، ص۶۰، المنار فی تفسیر القرآن، مصر ۱۳۷۳. ۵۳. ↑ طنطاوی بن جوهری، الجواهر فی تفسیر القرآن الکریم، ج۱، ص۳۱، بیروت (بی تا). ۵۴. ↑ طنطاوی بن جوهری، الجواهر فی تفسیر القرآن الکریم، ج۱، ص۱۳۷، بیروت (بی تا). ۵۵. ↑ طنطاوی بن جوهری، الجواهر فی تفسیر القرآن الکریم،ذیل آیات ۲۲ و ۱۶۴ بقره، ۴۳ نور، ج۱۲، ص۲۱، بیروت (بی تا). ۵۶. ↑ محمد حسین طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ج۱، ص۴۰۴، بیروت ۱۳۹۳ ۱۳۹۴.     ۵۷. ↑ محمد حسین طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ج۱۲، ص۱۴۶، بیروت ۱۳۹۳ ۱۳۹۴.     ۵۸. ↑ محمد حسین طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ج۱۵، ص۱۳۷، بیروت ۱۳۹۳ ۱۳۹۴.     ۵۹. ↑ محمود بن عبدالله آلوسی، روح المعانی، ج۱، ص۱۸۸، قاهره ۱۹۶۴، چاپ افست بیروت. ۶۰. ↑ محمود بن عبدالله آلوسی، روح المعانی، ج۱۸، ص۱۹۰ـ۱۹۱، قاهره ۱۹۶۴، چاپ افست بیروت. ۶۱. ↑ مهدی بازرگان، باد و باران در قرآن، ج۱، ص۱۲۲، قم ۱۳۴۴ ش. ۶۲. ↑ بقره/سوره۲، آیه۱۶۴.     ۶۳. ↑ روم/سوره۳۰، آیه۴۸.     ۶۴. ↑ اعراف/سوره۷، آیه۵۷.     ۶۵. ↑ حجر/سوره۱۵، آیه۲۲.     ۶۶. ↑ نبأ/سوره۷۸، آیه۱۴.     ۶۷. ↑ مهدی بازرگان، باد و باران در قرآن، ج۱، ص۱۳۹، قم ۱۳۴۴ ش. ۶۸. ↑ مهدی بازرگان، باد و باران در قرآن، ج۱، ص۱۵۷ ـ ۱۶۰، قم ۱۳۴۴ ش. ۶۹. ↑ مهدی بازرگان، باد و باران در قرآن، ج۱، ص۱۳، قم ۱۳۴۴ ش. ۷۰. ↑ محمد بن اسماعیل بخاری، صحیح البخاری، ج۲، ص۱۶ـ۲۱، استانبول ۱۴۰۱. ۷۱. ↑ محمد باقر بن محمد تقی مجلسی، بحارالانوار، ج۵۶، ص۳۷۱ ۳۹۸، بیروت ۱۴۰۳.     ۷۲. ↑ محمد باقر بن محمد تقی مجلسی، بحارالانوار، ج۵۷، ص۴۳، بیروت ۱۴۰۳.     ۷۳. ↑ محمد باقر بن محمد تقی مجلسی، بحارالانوار، ج۵۶، ص۳۷۲ به نقل از علل الشرایع، بیروت ۱۴۰۳.     ۷۴. ↑ محمد باقر بن محمد تقی مجلسی، بحارالانوار، ج۵۶، ص۳۷۸ به نقل از المحاسن، بیروت ۱۴۰۳.     ۷۵. ↑ محمد باقر بن محمد تقی مجلسی، بحارالانوار، ج۵۶، ص۳۸۰ ۳۸۱ به نقل از الکافی، بیروت ۱۴۰۳.     ۷۶. ↑ محمد باقر بن محمد تقی مجلسی، بحارالانوار، ج۵۶، ص۳۸۳ به نقل از النوادر راوندی، بیروت ۱۴۰۳.     ۷۷. ↑ محمد باقر بن محمد تقی مجلسی، بحارالانوار، ج۵۶، ص۳۷۳، بیروت ۱۴۰۳.     ۷۸. ↑ محمد باقر بن محمد تقی مجلسی، بحارالانوار، ج۵۶، ص۳۸۲ به نقل از تفسیر علیّ بن ابراهیم قمی و الکافی، بیروت ۱۴۰۳.     ۷۹. ↑ علیّ بن ابراهیم قمی،تفسیر قمی، ص۱۲۷ ۸۰. ↑ محمد باقر بن محمد تقی مجلسی، بحارالانوار، ج۵۶، ص۳۶۳، بیروت ۱۴۰۳.     ۸۱. ↑ محمد بن عمر فخررازی، التفسیر الکبیر، ج۱۹، ص۱۲۶، تهران ۱۳۶۳ش. ۸۲. ↑ محمد باقر بن محمد تقی مجلسی، بحارالانوار، ج۵۶، ص۳۹۷، بیروت ۱۴۰۳.     ۸۳. ↑ محمد باقر بن محمد تقی مجلسی، بحارالانوار، ج۵۶، ص۳۸۱، بیروت ۱۴۰۳.     ۸۴. ↑ محمد باقر بن محمد تقی مجلسی، بحارالانوار، ج۵۶، ص۳۸۳ به نقل از المجالس طوسی، بیروت ۱۴۰۳.     ۸۵. ↑ محمد باقر بن محمد تقی مجلسی، بحارالانوار، ج۵۶، ص۳۸۷ به نقل از ابن عبّاس، بیروت ۱۴۰۳.     ۸۶. ↑ محمد باقر بن محمد تقی مجلسی، بحارالانوار، ج۵۷، ص۴۱ به نقل از قُرب الاسناد، بیروت ۱۴۰۳.       منبع [ویرایش] دانشنامه جهان اسلام، بنیاد دائرة المعارف اسلامی، برگرفته از مقاله «باران در قرآن و روایات»، شماره۱۳۷.      

حفظ منابع طبیعی در آیات قرآن – مورد مطالعه: ایران

بسم الله الرحمن الرحیم  حفظ منابع طبیعی در آیات قرآن مورد مطالعه: ایران .                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                      نرجس مظفری    گروه الهیات و معارف اسلامی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد آزادشهر، آزادشهر، ایران   محمدمهدی نادری  عضو هیت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد آزادشهر . چکیده مقاله:کشور ایران به در دست داشتن منابع طبیعی بسیار غنی مختلف به عنوان یک کشور استراتژیک و هم برای کل دنیا محسوب میشود تا آنجایی که تغییرات در منابع طبیعی ایران تغییرات بزرگی را در عرصه سیاسی، اقتصادی و اجتماعی و زیستمحیطی در دنیا ایجاد میکند. بنابراین حفظ و پاسداری و مدیریت منابع طبیعی کشور نه تنها برای ایران بلکه برای کل دنیاامری حیاتی به حساب میآید. اما دستیابی به دستورالعملی که مطابق با موازین اعتقادی کشور باشد امری است که باید موردتوجه دست اندکاران کشور قرار گیرد؛ با این توضیح با توجه به زیر ساخت اعتقادی کشور ایران قرآن میتواند به عنوان یکخط مشی کلی برای حفظ و مدیریت منابع طبیعی در کشور مورد توجه قرار بگیرد. لذا هدف از این تحقیق واکاوی مفهوم منابع طبیعی و محیط زیست در قرآن کریم میباشد تا به واسطه ی آن بتوان دستورالعملی برای حفظ و احیای منابع طبیعی ارایه نمود. نتایج این تحقیق نشان داد قرآن کریم توجهی ویژه به منابع طبیعی داشته و رهنمودهای ارزشی و عملی را برای حفظ و احیای آن مطرح نموده که میتواند به عنوان یک خط فکری برای خطمشیگذاران کشور قرار گیردکلیدواژه‌ها: قرآن، منابع طبیعی، حفظ و احیای منابع طبیعی، مدیریت ....................................................................................... مراجع و منابع این مقاله: لیست زیر مراجع و منابع استفاده شده در این مقاله را نمایش می دهد. این مراجع به صورت کاملا ماشینی و بر اساس هوش مصنوعی استخراج شده اند و لذا ممکن است دارای اشکالاتی باشند که به مرور زمان دقت استخراج این محتوا افزایش می یابد. مراجعی که مقالات مربوط به آنها در سیویلیکا نمایه شده و پیدا شده اند، به خود مقاله لینک شده اند : جوادی‌آملی، عبدالله، (۱۳۸۶)، اسلام و محیط زیست. چاپ اول. قم: ... جی‌بارو، کریستوفر، (۱۳۸۰)، اصول و روش های مدیریت زیست محیطی. ... (مقاله کنفرانسی) خراسانی، محمدی فاضل، نعمت‌الله، اصغر، (۱۳۷۸) _ محیط زیست در ... عاقلی‌کهنه شهری، لطف‌علی، (۱۳۸۲) _ محاسبه GNP سبز و درجه ... فراهانی‌فرد، سعید، (۱۳۸۹)، اقتصاد منابع طبیعی از منظر اسلام، چاپ ... گلشنی، مهدی، (۱۳۸۷)، قرآن و علوم طبیعت، چاپ پنجم، تهران: ... مفری، نرجس، (۱۳۹۴)، حفظ منابع طبیعی در آیات و روایات، ... نصر، حسین، (۱۳۷۹)، نیاز به علم مقدس، ترجمه: حسین میان‌داری، ...

کشاورزی پایدار در قرآن

بسم الله الرحمن الرحیم کشاورزی پایدار در قرآن .   اصل مقاله pdf عباس یداللهی* ؛ رضا شاه¬‌حسینی؛ عباس شمس؛ حسین خسروی -۱ استادیار گروه علوم باغبانی، دانشکده کشاورزي، دانشگاه تربیت مدرس -۲ دانشجوي سابق کارشناسی ارشد گروه علوم باغبانی، دانشکده کشاورزي، دانشگاه تربیت مدرس -۳ معاونت سابق نهاد نمایندگی مقام معظم رهبري در دانشگاه تربیت مدرس -۴ دانشجوي سابق کارشناسی ارشد گروه اصلاح نباتات، دانشکده کشاورزي، دانشگاه تربیت مدرس   چکیده و مَثَل (صدقات) کسانى که اموال خویش را براى طلب خشنودى خدا و استوارى روحشان انفاق می کنند، همچون مَثَل باغى است که بر فراز پشته‌ای (بلندی، ناهمواری) قرار دارد (که اگر) رگبارى بر آن برسد، دو چندان محصول برآورد و اگر رگبارى هم بر آن نرسد (بارانِ ریزى) براى آن بس است) و خداوند) به آنچه انجام می‌دهید بیناست (بقره، ۲۶۵). با توجه به کوهستانی و ناهمواربودن کشور و پراکنش نامناسب بارندگی، تخمین زده می‌شود  حدود ۶۵ درصد بارش‌ها در کشور به علت استفاده از شیوه‌های سنتی آبیاری هدر می‌رود. شرایط اقلیمی و توپوگرافی ایران از مهم‌ترین کارمایه‌ها برای توسعه باغات است. به دلیل اهمیت تامین آب برای درختان میوه و محدودیت منابع آب، در سیستم کشت دیم استفاده از روش هایی که به طور طبیعی از بارندگی موجود حداکثر بهره‌برداری را می نمایند بسیار حائز اهمیت هستند. در سیستم کشت دیم با توجه به بارندگی و آبیاری محدود، یکی از نقاط کلیدی در مدیریت باغ، افزایش حفظ توانایی خاک در نگهداری آب جذب شده می‌باشد. در نتیجه در این روش، هدف اصلی مدیریت نزولات آسمانی در جهت کاهش تبخیر و تعرق و افزایش راندمان جذب آب توسط گیاه می‌باشد. بیشتر منابع علمی موجود در کشور ترجمه‌هایی از کتب دانشگاه‌های اروپا و امریکا هستند که شرایط کاملا متفاوتی با اقلیم کشور ما دارند و عدم توجه به این موضوع باعث خسارت‌های هنگفت به صنعت کشاورزی مملکت شده است. در حالیکه توجه به قرآن کریم به عنوان یک رفرنس جهان‌ شمول و همیشه روزآمد می‌تواند مشکلات عدیده کشاورزی پایدار را کاهش دهد. به عنوان مثال مطابق نص صریح آیات الهی با انتخاب صحیح محل کشت، انتخاب گونه‌های مقاوم یا متحمل به خشکی (زیتون، انجیر، انگور و میوه‌های خشک) و استفاده بهینه از آب باران، می‌توان در مکان‌های شیب‌دار کم بازده اقدام به کشت باغ به صورت دیم نمود. لذا این تحقیق با هدف آشنایی با مفاهیم کشاورزی پایدار در قرآن کریم با استفاده از تکنیک Grounded Theory انجام شد. کلیدواژه‌ها آبیاری؛ کشت دیم؛ کارایی مصرف آب؛ کشاورزی پایدار؛ کشاورزی قرآنی ………………………………………………………………………………………………… منبع: دانش کشاورزی وتولید پایدار : مقاله ۹، دوره ۲۲، شماره ۲، تابستان ۱۳۹۱، صفحه ۱۰۱-۱۱۱     …………………………………………………………………………………………………. عنوان مقاله [English] Sustainable Agriculture in Quran نویسندگان [English] Abbas Yadollah؛ Reza Shahhosseini؛ Abbas Sahms؛ Hossein Khosravi چکیده [English] Those who give their wealth for the satisfaction of God and his mental stability are like to the garden that is located on the stack. If fall rains thoroughly, its fruit will double and little rain is sufficient for it and Allah has knowledge of all the things you (Baghareh, 265). Because of Iran is mountainous and rugged and rainfall is Sporadic, Waste about 56% of rainfall Because of traditional irrigation. Iran’s climate and topography, Is suitable for the development of gardens. Because of importance of providing water for fruit trees and limited water, are important, in Dryland systems using methods that exploit the maximum available rainfall naturally, are very important. Because there is limited rainfall and irrigation in dryland, one of the critical points in the garden management, is keep increasing of Soils water uptake. Therefore, the main purpose is to manage rainfall in this way, is evapotranspiration loss and increasing efficiency of water uptake by plant. More Scientific references in our country are books that translated from universities in Europe and America that Have a different climate conditions with our country.And not considering this issue has much damaged to agriculture industry of Iran.Whereas according to the Goran, as a universal reference and always updated, can reduce problem of sustainable agriculture. For example, according to the Quran can be established dry garden in steep places, with selecting the correct location cultivation, selection of species resistant or tolerant and drought (Olives, Figs, Grapes and Dried Fruits) and the optimum use of rainwater. کلیدواژه‌ها [English] irrigation, Dry farming, Water Use Efficiency, Sustainable Agriculture, Agriculture in Quran

رزق و روزي در قرآن و روايات

بسم الله الرحمن الرحیم  رزق و روزي در قرآن و روايات   احمد جديدي مرّبي معارف اسلامي، دانشگاه شهيد بهشتي، تهران     متن کامل مقاله : رزق و روزي در ﻗﺮآن و رواﻳﺎت چكيده در اين مقاله رزق از ديدگاه قرآن و روايات مورد بررسي قرار گرفته است. به اين ترتيب كه در ابتدا به پرسش هايي از اين دست پرداخته شده است كه معني رزق چيست و رازق كيست، واجب نمودن روزي مخلوقات توسط خداي متعال به چه معناست، و آيا روزي به اند ازه كافي براي همه وجود دارد؟ سپس از نقش انسان در كسب روزي و مقدر شدن و تقسيم روزي به دست خداوند و عوامل گسترش و محدوديت رزق، بحث شده است. در بخشهاي بعدي به مسائلي چون، روزي بي حساب به چه معناست؟ و مقصود از بودن رزق در آسمان چيست؟ رزق طيب چيست؟ آيا آنچه از راه حرام بدست م يآيد رزق است؟ پرداخته مي شود و بخش نهايي به اين پرسش اختصاص يافته است كه آيا زيادي رزق در انسانها عامل طغيان و سركشي آنها است؟ كليدواژه ها: رزق، روزي، طيب، آيه، مخلوق، توسعه، مقدر

تجلی آیات قرآن مجید در فرش- باغ ایرانی با تأکید بر سوره الرحمن

بسم الله الرحمن الرحیم  تجلی آیات قرآن مجید در فرش-باغ ایرانی با تأکید بر سوره الرحمن   محمدجواد مهدوي نژاد : دانشیار، گروه معماري، دانشگاه تربیت مدرس مجتبی انصاري : دانشیار، گروه معماري، دانشگاه تربیت مدرس سپیده صمدزاده : دانشجوي دکتري، گروه معماري، دانشگاه تربیت مدرس آزاده فاضلی : کارشناسی ارشد، گروه نقاشی، دانشگاه هنر اصفهان مرضیه السادات احمدنژاد : کارشناسی ارشد، گروه معماري، دانشگاه هنر تهران چکیده آیات قرآن مجید تجلیگاه جمال و جلال خداوندي هستند و هنرمندان مسلمان با عنایت به این آیات به خلق آثاري پرداخته اند که جلوهاي از بهشت آرمانی آنها است. در این راستا فرش-باغ ایرانی نمودي از تصویر باغ-بهشت است که خود جلوهاي از فردوس قرآنی به شمار میآید. هدف از این پژوهش بازشناسی کهن الگوهاي باغ ایرانی در آیات قرآن مجید به ویژه سوره مبارکه الرحمن و بررسی نحوه تجلی آنها درساختار فرش ایرانی است. پرسشهایی که در این پژوهش مطرح میشوند، عبارتند از: 1) آیات قرآن مجید به ویژه سوره مبارکه الرحمن چگونه به توصیف بهشت میپردازند؟ 2) چگونه میتوان الگوي فردوس قرآنی را در ساختار باغ ایرانی و ب هتبع آن فرش-باغ به چشم دید؟ جهت پاسخگویی به پرسشهاي نامبرده متکی بر تکنیک هاي مقایسه تطبیقی استفاده شده است. روش « توصیفی- تحلیلی » از روش تحقیقگردآوري اطلاعات و دادههاي موردنظر نیز ترکیبی از روشهاي کتابخانهاي و مطالعه اسنادي میباشد. نتایج پژوهش حاکی از آن است که ساختار باغ و فرش در تمدن ایرانی-اسلامی بر شاخصهاي حاصل از تحلیل فردوس قرآنی انطباق دارند و لذا میتوان فرش-باغ را نمودي از الگوي باغ-بهشت به شمار آورد. تجلی آیات قرآن مجید در ساختار فرش-باغ ایرانی را میتوان در نظامهاي سهگانه معنایی، کارکردي و کالبدي به چشم دید. کلیدواژه ها: فردوس، قرآن مجید، باغ ایرانی، فرش ایرانی، سوره مبارکه الرحمن ................................................................................................................. دوفصلنامه تخصصی پژوهشهاي میان رشته اي قرآن کریم سال پنجم، شماره دوم، پائیز و زمستان 1393

 مروري بر مفاهيم باغ ايراني از منظر قرآن

سم الله الرحمن الرحیم   مروري بر مفاهيم باغ ايراني از منظر قرآن . دکتر علی بامداد                                   دکترای مرمت و احیاء ابنیه تاریخی-مدرس دانشگاه آزاد اسلامی، دانشگاه هنر اصفهان مهدی مهرایی دانشجوی کارشناسی ارشد . متن کامل مقاله  pdf چکیده:  انسان معتقد به عالم ديگر همواره سعي داشته تا کمال گرايي خود را تا نهايت برساند و هرچه بيشتر خود را به خداوند نزديک نموده و جايگاه خود را بعنوان خليفه اله مطابق آيه 30 سوره مبارکه بقره در قرآن کريم «واذ قال ربک للملائکه اني جاعل في الارض خليفه قالوا اتجعل فيها من يفسد فيها ويسفک الدماء ونحن نسبح بحمدک و نقدس لک قال اني اعلم ما لا تعلمون» در اين عالم محکم نمايد. اين انسان با توجه به اينکه خداوند وي را خليفه خود در زمين خطاب نموده است همواره کوشش نموده تا بدنبال دوري گذاريي که از عالم ديگر دارد، اين عالم و جهان فاني را مطابق آنچه که خداوند از سراي جاودان توصيف نموده است براي سکونت چند روزه خود بيارايد و ويژگي هايي را که باعث حيات طيبه و جاويدان خود مطابق قرآن کريم توسط خداوند توصيف گشته را که باعث آرامش روح وي مي گردد، براي زندگي موقت خود در اين جهان نيز مشابه سازي نموده و هرچند در مراتب بسيار پايين تر و بصورت ناقص تر، از ويژگي هاي کليدي و اساسي عالم بالا استفاده نموده تا بتواند موجب ايجاد آرامش دروني کالبد و روح خود گردد و مراتب ايمان خويش را محکم تر نموده و خود را براي انتقال از يک جهان فاني به عالم جاويدان آماده نمايد. اين مقاله مي کوشد تا با بررسي ويژگي هاي اساسي و بنيادي باغ هاي ايراني که مطابق با اصول فلسفي عرفاني اسلام طراحي گشته اند به تبيين و شناخت بهتري از تفکر طراحي باغ ايراني مطابق با آيات قرآن کريم بپردازد و با مرور در فلسفه و عرفان، رويکرد ذهني طراحان ايراني را براي مخاطب بازگو نموده و در مرحله بعد با نگاهي بر آيات قرآن کريم به ويژگي هاي مشترک توصيف شده در آيات قرآن کريم و باغ هاي ايراني بپردازد. كليد واژه: معماري ايراني، باغ ايراني، فردوس، بهشت، قرآن، طوبي ..................................................................................................... كنفرانس پژوهش هاي معماري و شهرسازي اسلامي و تاريخي ايران

طراحی فضای سبز با درختان قرآنی

بسم الله الرحمن الرحیم   درختان میوه به جای بی ثمر اولویت اول، طراحی فضای سبز با درختان قرآنی (۴۰ درصد) بهترین طرح فضای سبز و حتی کشاورزی طرح محوطه سازی قرآن کریم و بهترین و زیباترین درختان مناسب فضای سبز درختان قرآنی هستند. اولویت اول، طراحی فضای سبز با درختان قرآنی (۴۰ درصد) نخل، انگور، زیتون، انار، سدر، انجیر می باشد و اگر طلح منضود را به «موز» تفسیر کنیم موز هم درخت قرآنی است. بر دو تای آن‏ها یعنی خرما و انگور (کشمش) زکات واجب است. جالب است تمام شش درختی که در قرآن از آن‌ها تعریف شده بومی ایرانند و از تمام جهات کاشت آن‏ها در شهرهای ایران اولویت دارد. با تحقیقات و گرفتن تصاویر زیادی به این نتیجه رسیدیم که بهترین و مناسب‏ترین درختان برای فضاهای سبز هم از جهت زیبایی و هم از نظر میوه، درختان قرآنی‏ اند. اگر مردم به وفور، خرما و انگور در دسترس داشته باشند در سلامت خواهند بود. . . نحوه محوطه سازی در قرآن قبل از توضیح درختان قرآنی اشاره‏ای به محوطه سازی در قرآن کریم و فضا سازی نمونه داریم: { وَ اضرِب لَهُم مَثَلاً رجلین جعلنا لأحدهما جنّتین من اعناب وحَفَفْناهُما بنخل و جعلنا بینهما زرعا }؛[۱] قرآن کریم وقتی مزرعه نمونه را تعریف می‏کند، می‏فرماید ما این طور نعمت را تمام کردیم: دو تا باغ انگور به شما دادیم و این باغ‌ها را به وسیله درختان نخل حاشیه گذاری کردیم؛ یعنی دور تا دورش نخل قرار دادیم. سپس می‏فرماید: { وَ جَعَلنا بَینَهُما زرعا }؛[۲] و در بین آن درختان، زراعت قرار دادیم. مزرعه نمونه در قران حال دقت کنید خداوند متعال مزرعه نمونه را این چنین که گفتم توصیف می‏کند و می‏فرماید: درختان بالای این زمین شیب دار، انگور است، طرف دیگر زمین هم درخت انگور و بین این دو ردیف درخت، مزرعه واقع شده است و بالای این درختان هم درخت نخل قرار گرفته است و این درختان نخل در مقابل سنگ‌هایی که سیلاب می‏آورد یا آنچه باد و توفان می‏آورد مقاومت می‏کنند و در مقابل شدت باد می‏ایستند. بعد از درختان نخل، درختان انگور قرار دارند که پس از نخل‌ها آب و باد و توفان را کنترل می‏کنند و سپس آب مهار شده را که آرام گرفته به سوی مزرعه هدایت می‏کنند. اگر در این مزرعه مقداری فرسایش خاک پدیدار شود، درختان انگور و نخل‌های پایین دست، تمام روان‌آب را کنترل می‏کنند و آن را نگه می‏دارند، خداوند به این وسیله یاد می‏دهد و می‏فرماید: «این الگوی کشاورزی و مزرعه نمونه در واقع مزرعه ایده آل است». همچنین در ادامه آیه می‏فرماید: { وَ فَجَّرْنَا خِلَلَهُمَا نهَراً }؛[۳] در خلال این دو باغ انگور ما یک چشمه و نهر جاری کردیم یعنی نهر این جا باعث فرسایش خاک نمی‏شود؛ چون از وسط این باغ رد می‏شود؛ خداوند به این صورت الگویی ارائه می‏دهد که وقتی گندم می‏کارید و چاه می‏زنید و آب برداشت می‏کنید، این مزرعه را به درختان وصل کنید و اطرافش را درخت بکارید. { وَ جَعَلْنا فيها جَنَّاتٍ مِنْ نَخيلٍ وَ أَعْنابٍ وَ فَجَّرْنا فيها مِنَ الْعُيُونِ‏ }؛[۴] و در آن باغ‏هایی از نخلها و انگورها قرار دادیم و چشمه‌هایی از آن جاری ساختیم. در قرآن کریم خداوند متعال در مورد تنوع درختان دنیایی چنین می‏فرماید: { وَ هُوَ الَّذِي أَنْشَأَ جَنَّاتٍ مَعْرُوشاتٍ وَ غَيْرَ مَعْرُوشاتٍ وَ النَّخْلَ وَ الزَّرْعَ مُخْتَلِفاً أُكُلُهُ وَ الزَّيْتُونَ وَ الرُّمَّانَ مُتَشابِهاً وَ غَيْرَ مُتَشابِهٍ كُلُوا مِنْ ثَمَرِهِ إِذا أَثْمَرَ وَ آتُوا حَقَّهُ يَوْمَ حَصادِهِ وَ لا تُسْرِفُوا إِنَّهُ لا يُحِبُّ الْمُسْرِفِينَ }؛[۵] و اوست كسى كه باغ‌هايى با داربست و بى‏ داربست، و درخت خرما و كشت زار با خوردنى‏هاى گوناگون، و زيتون و انار به وجود آورد، برخی شبيه به هم‏ اند و برخى شباهتى با هم ندارند. همين كه باغ‌ها ثمر داد، از ميوه‏اش بخوريد و روز درو كردن و ميوه چيدن حقّ آن (محرومان) را بدهيد و اسراف نكنيد، چرا كه خداوند، اسراف كاران را دوست ندارد.» تنها تنوع در درختان نیست بلکه در آیاتی دیگر از قرآن نیز به تنوع در زراعت اشاره شده است: {الَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ أَنزَلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَسَلَكَهُ يَنَبِيعَ فىِ الْأَرْضِ ثُمَّ يخُرِجُ بِهِ زَرْعًا مخُّتَلِفًا أَلْوَانُهُ ثمُ‏َّ يَهِيجُ فَترَئهُ مُصْفَرًّا ثُمَّ يجَعَلُهُ حُطَمًا إِنَّ فىِ ذَالِكَ لَذِكْرَى‏ لِأُوْلىِ الْأَلْبَابِ}؛[۶] مگر نديدى كه خدا از آسمان، آبى فرود آورد پس آن را به چشمه‏هايى كه در زمين است راه داد، آن گاه به وسيله آن كشتزارى را كه رنگ‌هاى آن گوناگون است بيرون مى‏آورد، سپس خشك مى‏گردد، آن گاه آن را زرد مى‏بينى، سپس خاشاك اش مى‏گرداند. قطعاً در اين براى صاحبان خرد عبرتى است.» نسبت فضای سبز  با ثمر نسبت به بی ثمر با توجه به قران کریم با الهام گرفتن از قرآن کریم و نیازها و واقعیت‌های اقتصادی، فرهنگی و زیست محیطی و با توجه به ۱۰ سال تحقیقات در پوشش فضای سبز بیشتر از ۹۵ درصد پوشش آن از گیاهان و درختان ‌باثمر است و فقط ۵ درصد گیاهان و درختان بی ثمر کاشته شده و برای پوشش کف هم به هیچ وجه از چمن استفاده نمی‏شود و گل‏ها هم یا خوراکی و یا دارویی و یا گل معطر خواهد بود.   در این فضاها از کود و سمِّ شیمیایی استفاده نمی‏شود، بلکه برای کود از عناصری مانند کبوتر خانه‌ها استفاده خواهد شد و به‌جای سم نیز از ضد آفت‏های بیولوژی مانند پرندگان آوازه خوان استفاده خواهد شد. ............................................................................................... [۱] – سوره كهف، آيه ۳۲٫ [۲] – همان، آيه ۳۲٫ [۳] – سوره كهف، آيه ۳۲٫ [۴] – سوره يس، آیه ۳۴ [۵]– سوره انعام، آيه ۱۴۱٫ [۶]– سوره زمر، آیه ۲۱٫ .......................................................... منبع: اقتصاد مقاوم تر، محیط سالم تر ؛ با کاشت درختان با ثمر

باغ ایرانی،تصویری عینی از بهشت توصیفی قرآن با تاکید بر آیات سوره واقعه

بسم الله الرحمن الرحیم باغ ایرانی،تصویری عینی از بهشت توصیفی قرآن با تاکید بر آیات سوره واقعه (نمونه های موردی: ماهان کرمان، فین کاشان، قدمگاه نیشابور، ارم و خان شوشتر)   محمدرضا پورجعفر  1؛ ثریا رستمی2؛ علی پورجعفر3؛ محسن رستمی4 1دانشگاه تربیت مدرس 2کارشناس طرح و برنامه شهرداری 3تربیت مدرس 4پژوهشگر و مدرس دانشگاه     چکیده باغ ایرانی نمونه ای از تجلی و تبلور اندیشه و تفکر حکیمانه از جهان بینی اسلامی را آشکار می سازد. ترکیب هوشمندانه عناصر باغ ایرانی(گیاهان، آب و ...) سعی در به تصویر کشیدن ذهنی سازندگان از بهشت را دارد. هدف اصلی در این پژوهش بررسی، بازبینی و بیان مفاهیم و برداشت هایی برخواسته از جهان بینی اسلامی است. بر این اساس تلاش می شود تا این مفاهیم با رجوع به آیات سوره های انسان، الرحمن و بخصوص واقعه(سه سوره ای که بهشت را وصف نموده اند) که توصیف بهشت درآن بصورت مفصل بیان شده و تفاسیر مربوط و جمع آوری این اطلاعات با ابزار کتابخانه ای و مطالعات میدانی، با روش توصیفی- تحلیلی- تطبیقی در پنج نمونه از باغ های شاخص ایرانی(ماهان کرمان، فین کاشان، قدمگاه نیشابور، ارم و خان شوشتر) استخراج شود. نتایح تحقیق حاضر بر این مهم استوار است که عناصر و مولفه های باغ ایرانی سعی در تجلی کالبدی نمادی تمثیلی از بهشت و باغ های قرانی است و باغ سازی ایرانی بیانگر تلاشی از سابقه ای معنوی و روحانی از بهشت است. .......................................................... کلیدواژه‌ها واژه های کلیدی: "باغ های ایرانی"؛ "تفاسیر قران"؛ "سوره واقعه"؛ "بهشت"؛ "معماری ..................................................................................... منبع: نشریه معماری اندیشه -مقاله 1، دوره 1، شماره 2، پاییز و زمستان 1396، صفحه 1-14   عنوان مقاله [English] Iranian Garden, Picturing the Described Heaven Based on the Versus from Vagheah Surah (case study: Kerman, Mahan, Kashan Fin, Neyshaboor Ghadamgah, Eram, Khan Shoshtar) نویسندگان [English] Mohammad Reza Pour Jafar1؛ Soraya Rostami2؛ Ali Pour Jafar3؛ Mohsen Rostami4 1Professor, Tarbiyat Modares , Tehran 2BA Graduate 3MA student in Urban Planning 4MA Graduate   چکیده [English]   Iranian garden is a manifestation of wisdom of the Islamic worldview. Intelligent combination of an Iranian garden (plants, water …) aims in picturing a mentality of the Paradise. The main aim of this research is to examine and study the concept and interpretations of the Islamic worldviews. In this regard, these concepts are studied in reference to Ensan, Al Rahman and Vagheah in particular (three surahs describing Heaven) where heaven has been described in detail. Related interpretations are gathered through library and filed research using a comparative – descriptive- analytical method in five great Iranian gardens. The result of this research shows that the elements in presenting the Iranian garden tries to manifest a symbolic allegory of heaven and the Koranic Gardens of Eden and Iranian gardenizing is an endeavor of spiritual and gnostic attempt of the heaven. ........................................................ کلیدواژه‌ها [English] Iranian Gardens, Koran interpretation, Vagheah surah, Heaven

حرمت و کراهت قطع درخت در روایات

بسم الله الرحمن الرحیم حرمت و کراهت قطع درخت در روایات وسعت مسکن در منابع دینی     آیت الله اراکی گفت: مطلوبیت اینکه محل مسکونی سعه و وسعت داشته باشد و کراهت تنگ بودن و به اصطلاح ذیقِ محل در روایات آمده است. روایات دال بر استحباب سعه مسکن است. به گزارش خبرنگار مهر، متن زیر جلسه سی و دوم  از سلسله دروس خارج فقه «نظام عمران و شهرسازی اسلامی» آیت الله اراکی است که در ادامه می خوانید؛ مقدمه نظام عمران شهری از یک جوهر، و یک قالب و صورتی برخوردار است و این مسئله به نظام عمران شهری در شهرهای اسلامی هم اختصاص ندارد و همه جا همین قاعده جاری است. جان و روح نظام عمران شهری را آن ساختار فکری و ارزشی‌ای تشکیل داده است که نظام عمران شهری را جهت می‌دهد. آنچه در این سلسله دروس به آن خواهیم پرداخت همان ساختار به اصطلاح ایدئولوژیک نظام عمران شهری است که به وسیلۀ فقه اسلام تبیین شده و می‌شود و کار فقها است. اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و الصلاة علی محمد و آله الطیبین الطاهرین. بخش آخر روایات مربوط به توسعه فضای سبز بحث امروز ما در دسته چهارم از روایات مربوط به فضای سبز است. روایاتی که از آن روایات، حرمتِ قطع درخت با ثمر و کراهتِ قطع درخت سایه‌دارِ بی‌ثمر استفاده می‌شود، مگر اینکه جایگزین داشته باشد. ما از مجموعه روایات استفاده می‌کنیم درختی که ثمر داشته باشد، حرمت قطع دارد، مگر اینکه جایگزینش کنند با بهتر از آن یا نظیر آن. همچنین درختی که ثمر ندارد یا ثمرِ مُعتنا به ندارد و مطلوب از آن درخت، ثمرش نیست بلکه سایه و فضای سبز آن درخت است؛ قطع چنین درختی هم به شدت کراهت دارد. مخصوصاً در آنجایی که افزون و انبوهِ درخت نباشد. آنجایی که انبوه درخت داریم؛ قطع درخت بی‌ثمر ظاهراً اشکال و کراهتی ندارد، به شرطی که به سایر درختان صدمه‌ای نزد و صدمه‌ای به فضای سبز محیط وارد نکند. حالا روایات را می‌خوانیم. مرحوم شیخ طوسی در امالی روایت می‌کند به سندش از رسول الله (ص) «انه لعَنَ قاطعَ السدرة»؛ کسی که درخت سدر و همین درخت کُنار را قطع کند این شخص؛ ملعون است. اینکه قطع سدر مورد لعن قرار گرفته، ظهور در حرمت دارد. این روایت را مرحوم محدث نوری در مستدرک در ابواب المزارعة باب ۵ حدیث ۱ نقل می‌کند. مرحوم صاحب مسائل در وسائل الشیعه جلد دوازدهم صفحه ۱۹۸ ابواب المزارعة باب هفتم حدیث اول روایت می‌کند از مرحوم کلینی به سندش از امام صادق (ع) که «لا تَقطَعُوا الثِّمارَ فَیَبعَثُ اللّهُ عَلیکُمُ العَذابَ صَبّا»؛ منظور از ثمار در اینجا درختِ ثمرده و میوه‌دهنده است. منظور خود میوه نیست، چون خودِ میوه را باید چید و استفاده کرد. منظور از لا تقطع الثمار، اشجار الثمر و درخت ثمرده است. درخت ثمرده نباید قطع شود. اما وقتی درختی که از ثمردهی افتاده باشد و پیر شده باشد را قطع می‌کنند که جایگزینش کنند؛ این کار خوب هم هست. ولی جایز نیست درخت ثمرده را قطع کنند. «لا تَقطَعُوا الثِّمارَ»؛ روایت صریح در حرمتِ قطعِ درخت ثمرده است. حالا ما نمی‌دانیم تکلیف این کسانی که باغ‌های قم و باغ‌های انار قم را تبدیل به زمین بی‌ثمر کرده‌اند چه می‌شود؟! به هر حال قاعده شرعی ما این است که قطع درخت ثمر ده جایز نیست تا چه برسد به اینکه باغ ثمرده را از ریشه و بن بردارند و این را به زمین مسکونی تبدیل کنند. شرعاً جایز نیست. «فَیَبعَثُ اللّهُ عَلیکُمُ العَذابَ صَبّا»؛ درخت ثمرده را قطع نکنید که خدا عذابش را بر شما نازل می‌کند. خیلی از مشکلات اجتماعی که ما الآن می‌بینیم و مشکلاتی که ما با آن در زندگی روبرو می‌شویم نتیجه عدم مراعات همین مسائل است. شما الآن تعجب می‌کنید که چرا چنین مشکلاتی برای ما پیش می‌آید؟ خب رعایت نمی‌کنیم. در روایت به ما گفته‌اند که چه را رعایت کنید و چه را نگهداری کنید. کجا می‌شود کاری را انجام بدهیم و کجا نمی‌شود کاری را انجام بدهیم. روایتی دیگر باز در وسائل است ابواب المزارعة باب هفتم حدیث ۲. مرحوم کلینی به سند صحیح روایت می‌کند عن البزنتی. ابی نصر بزنتی از أجلّه اصحاب حضرت رضا (ع) و مرد بسیار جلیل القدری است. می‌گوید سَأَلَتُ ابی الحسن عَن قَطعِ السِّدْرِ. بنزتی هم امام رضا و هم امام کاظم (ع) را ادراک کرده است، البته بیشتر با امام رضا بوده است. اما در این روایت ظاهرش این است که مراد از ابوالحسن، امام کاظم است. «سَأَلَت ابی الحسن عَن قَطعِ السِّدْرِ». در این روایت دوتا ابوالحسن هست. ابوالحسن اول، همان حضرت رضا (ع) است و ابی الحسن دوم، امام کاظم (ع) است. بزنتی روایت می‌کند سَأَلَت ابی الحسن –یعنی حضرت رضا (ع)- عَن قَطعِ السِّدْرِ سَأَلَنی فقال رَجُلٌ مِن أصحابِکَ عَنهُ فَکَتَبتُ إلَیهِ: قَد قَطَعَ أبُو الحَسنِ علیه السلام سِدراً وغَرَسَ مَکانَهُ عِنَبا»؛ از قطع درخت سدر و کُنار از حضرت رضا سؤال کردم. حضرت فرمود ابوالحسن -یعنی امام کاظم (ع)- درخت سدری را قطع کردند و به جای آن مو و درخت انگور کاشتند. پس تبدیل درخت میوه به درخت میوۀ دیگر اشکالی ندارد. درخت میوه‌ای را قطع کنند و به جای آن درخت میوه بهتر و مورد نیاز بیشتری را بکارند. این اشکالی ندارد اما قطع درخت اشکال دارد. یک روایتی داریم که معارض این روایات به شمار می‌آید، البته در رابطه با خصوص سدر. یعنی ممکن است کسی توهّمِ معارضه کند که حالا وجه جمع را بیان می‌کنیم. مرحوم صاحب وسائل در همین باب هفتم از ابواب المزارعه روایت می‌کند از امام صادق (ص) -سند روایت هم صحیح است- «مَکْرُوهٌ قَطْعُ النَّخْل‏». تا اینجا این روایت تعارضی با روایات گذشته ندارد. فرمود قطع نخل مکروه است و در اینجا مراد از مکروه، مکروه به معنای فقهی نیست. بلکه همان معنای لغوی مکروه مراد است که معنی نهی و منع است و از این حرمت فهمیده می‌شود، نه کراهتِ اصطلاحی که با جواز قابل جمع است. اینجا از کراهت، حرمت استفاده می‌شود. یعنی مضمون و معنای لغوی مکروه در اینجا مراد است. هنوز این اصطلاحات فقهی در آن زمان رایج نبوده است که مثلاً مکروه را در مقابل حرام بشناسند. «مَکْرُوهٌ قَطْعُ النَّخْل». قطع نخل در شهر مورد کراهت است؛ یعنی حرمت دارد و از قطع نخل منع شده است. «وَ سُئِلَ عَنْ قَطْعِ الشَّجَرَةِ قَالَ لَا بَأْسَ». با توجه به روایات دیگر فهمیده می‌شود که مراد از این شجر؛ شجرِ بی‌ثمر است. چون در آن روایات به خصوص شجر مثمر اشاره شده بود. آن روایت این روایت را تخصیص می‌زند. وقتی گفته می‌شود «سُئِلَ عَنْ قَطْعِ الشَّجَرَةِ قَالَ لَا بَأْس»؛ یعنی لابأس وقتی شجر مثمر نباشد. حالا این لا بأس در ذیل روایت توضیح داده می‌شود. «قُلْتُ فَالسِّدْرِ قَالَ لَا بَأْسَ بِهِ إِنَّمَا یُکْرَهُ قَطْعُ السِّدْرِ بِالْبَادِیَةِ لِأَنَّهُ بِهَا قَلِیلٌ وَ أَمَّا هَاهُنَا فَلَا یُکْرَهُ». خب این روایت موهمِ تعارض است؛ یعنی ممکن است کسی ادعا کند آن روایاتی که در قبل خواندیم و نهی از قطع درخت بود، با این روایتی که می‌فرماید لَا بَأْسَ تعارض می‌کنند. خب یک وجه جمع این است که آن روایاتِ نهی را حمل بر کراهت کنیم. این روایت می‌گوید لابأس و آن روایات می گویند لایجوز. اگر بخواهیم بین لا بأس و لا یجوز جمع کنیم؛ وجه جمع‌شان این است که لایجوز را حمل بر کراهت کنیم. لکن این وجه جمع در اینجا وارد نیست. به دلیل اینکه اینجا بین این دو روایات، عموم و خصوصِ مطلق وجود دارد. روایاتی که نهی از قطع شَجر دارد، خاصِ به شجر مثمر است، همانطور که قبلاً بیان کردیم. در اینجا که می‌فرماید «سُئِلَ عَنْ قَطْعِ الشَّجَرَةِ»؛ خصوص شجره مثمره را نمی‌گوید و لذا وجه جمعِ صحیح، حمل عام بر خاص است و تخصیص عام به وسیله خاص است. نتیجه این می‌شود که لابأس بقطع الشجرة، به شجره غیر مثمر اختصاص پیدا می‌کند. چون روایات نهی صراحت در خصوص شجره مثمر داشتند. پس شجر مثمر لا یجوز قطعه؛ اما در مورد شجری که غیر مثمر است در اینجا فرموده لابأس. در بعضی از روایات که بعضی آنها را خواندیم و بعضی را بعداً اشاره می‌کنیم از قطع مطلق الشجره هم نهی شده است، منتها با این روایت آنوقت می‌توان گفت؛ جمع بین این دو این است که قطع شجر غیر مثمر کراهت دارد اما قطع شجر مثمر حرمت دارد. در خصوصِ سدر باز هم در اینجا روایت می‌فرماید «لَا بَأْسَ بِهِ إِنَّمَا یُکْرَهُ قَطْعُ السِّدْرِ بِالْبَادِیَةِ لِأَنَّهُ بِهَا قَلِیلٌ وَ أَمَّا هَاهُنَا فَلَا یُکْرَهُ». این روایت توضیح و توجیه می‌کند آن روایتی که از حضرت رسول نقل کردیم که لعن قاطع السدرة. از لعن قاطع سدره استفاده حرمت می‌شود. ولی این روایت توضیح می‌دهد که مراد قطع سدر در آنجایی است که به سایه‌اش نیاز است، خلاصه سدر مفید. در بادیه و صحرا از سایه درخت سدر استفاده می‌شود و در اینجا قطعش حرام است. آنجا هم که حضرت فرمود: لعن قاطع السدرة، معلوم می‌شود مراد از سدره، آن سدره‌ای است که از سایه‌اش استفاده می‌شود. اما در یک جایی انبوه درخت داریم یا درخت سدری است که از سایه‌اش استفاده نمی‌شود، مانند اینکه در درون جنگل است و با قطع آن آسیبی به فضای سبز یا به سایه‌ای که مردم از آن استفاده می‌کنند وارد نمی‌شود. در اینجا این نهی برداشته شده است. بنابراین محصّلش این است که چنین استفاده می‌شود که: ۱. قطع درخت ثمرده جایز نیست. ۲. درختی که از سایه‌اش استفاده می‌شود و به سایه‌اش نیاز است؛ لا یجوزُ قطعُه. اما در آنجایی که نه درختی است که ثمر می‌دهد و نه سایه‌اش ضرورت دارد و از آن استفاده نمی‌شود؛ در چنین جایی قطع این درخت اشکالی ندارد. این ماحصل چیزی است که ما از این روایات استفاده می‌کنیم. در خانه هم همین حکم را دارد؛ یک وقت در خانه‌ای درختان زیادی وجود دارد و حالا می‌خواهد یک درخت را قطع کند. اگر این درخت را قطع کرد صدمه‌ای به سایه سایر درختان نمی‌زند. اما آن سایه‌ای که با یک چیز دیگری مثل چتر جایگزین شود اینطور نیست و معلوم است که روایت از همچین موردی منصرف است. روایت می‌فرماید «لِأَنَّهُ بِهَا قَلِیلٌ وَ أَمَّا هَاهُنَا فَلَا یُکْرَهُ»؛ یعنی وقتی که درخت زیاد است، قطع این درخت اشکالی ندارد. وقتی درخت زیاد است یعنی چه؟ یعنی آن درختان دیگر جایگزین این درخت می‌شوند در آن فایده‌ای که بر این درخت بار می‌شود که همان فایده سایه‌دهی است. این فایده بر درختان دیگر هم بار می‌شود و چون چنین است؛ قطعش اشکالی ندارد. حالا ما سایه را مثال زدیم. شاید بشود اکسیژنِ تولید شدۀ به وسیله درخت را هم مثال زد. حتی فضای سبز آن هم همینطور است. چون در اینجا بحث قلّت و کثرت مطرح شده است. سایه یکی از منافع مترتبه بر درخت است. آنجایی که با قطع درخت صدمه‌ای به فایده وارد نمی‌شود و اگر قطع کنیم باز هم انتفاع از درختان دیگر وجود دارد و همان فایده را می‌رسانند و صدمه‌ای به منفعتی که از این درخت می‌بریم وارد نمی‌شود؛ در اینجا قطع درخت اشکالی ندارد. اما اگر قطع درخت در جایی باشد که اگر درختی را قطع کردید، آن فایده و منفعتی که باید بر درخت بار شود، از بین خواهد رفت، لأنه بها قلیل شامل این موضوع می‌شود. مطلوبیت وسعت مسکن در منابع دینی به مطلب دوازدهم می‌رسیم که مطلوبیت سعۀ مسکن است، مطلوبیت اینکه محل مسکونی سعه و وسعت داشته باشد و کراهت تنگ بودن و به اصطلاح ذیقِ محل. ما هر دو دسته روایات را داریم؛ هم روایاتی که دال بر استحباب سعه مسکن است و هم روایاتی که دال بر کراهت ذیق مسکن است. لذا در اینجا به اصطلاح مسئله سعه مسکن از لحاظ مطلوبیت شرعی دوضربه است؛ هم به لحاظ اینکه خود سعه مسکن مطلوبیت دارد، هم به لحاظ اینکه تنگ بودن محل سکونت شرعاً مکروهیت و کراهت دارد. روایات متعددی داریم. لذا ما اول روایات مربوط به سعه مسکن را مطرح می‌کنیم و بعد روایات مربوط به کراهت تنگ بودن و ذیق منزل را. این نکته را هم قبلاً اشاره می‌کنیم که گاهی گفته می‌شود این حرف‌های شما مربوط به زمان‌های قدیم است که آدم و جمعیت کم بود و زمین زیاد بود و هزینه ساختمان خیلی پایین بود، اما حالا که ساختمان این هزینه‌های گزاف را دارد چاره‌ای جز ساختن خانه‌های کوچک و حتی تراکمی نیست. ما روی این مطلب اصرار داریم و معتقدیم که اگر کارشناسیِ دقیق شود قطعاً به همان نتیجه‌ای که ما ادعا می‌کنیم خواهد رسید. هزینه‌های افزون و هزینه‌های کلانی که امروز بر مسکن بار می‌شود، ناشی از انحصار و آن ارزش‌افزوده‌ای است که مورد تقاضای سرمایه‌گذاران است. یعنی به دلیل اینکه خود مسکن تبدیل شده است به یک کالای تجاری و وارد رقابت شده است و در مسئله مسکن انحصار بوجود آمده است هزینه‌ها بالا رفته است. حالا شما حساب کنید؛ زمین که مال دولت است، زمینی که می‌خواهند در آن مسکن بسازند نباید هزینه داشته باشد، هزینه نباید بر زمین بار شود. چون این زمین، زمینِ کشاورزی و زمین باغ که نیست و زمین موات و زمینی است که باید احیا شود. خب خودِ زمین که مال دولت است و زمین را می‌تواند مجانی در اختیار مردم قرار دهد. هزینه‌ای که عمدتاً بار می‌شود، هزینه خدمات است. سعۀ مسکن شرعاً مطلوب است و این هزینه‌های افزونی که بر مسئله مسکن بار می‌شود در نتیجه تجاری‌سازی مسکن است. این را ما قبلاً گفتیم و حتی در بحث فقه اقتصاد هم مطرح کردیم که تجاری‌سازی مسکن شرعا ممنوع است، یعنی مسکن وسیله تجارت ‌شود و مسکن را برای این بسازند که از سود و از ارزش‌افزوده آن استفاده کنند. مسکن باید برای نیاز ساخته شود. اگر شما مسکن را اینگونه تصور کنید که برای نیاز ساخته می‌شود؛ در اینصورت هزینه مسکن یکی هزینه ساخت است و یکی هزینه خدمات. هزینه خدمات و ساخت را شما در هر حال باید بدهید؛ چه این ساخت، ارتفاعی و تراکمی باشد و چه غیر ارتفاعی و تراکمی. هزینه ساخت را شما باید بدهید. اگر آهن یا آجر است شما باید هزینه بدهید. هزینه آب و برق را هم که باید بدهید. ممکن است یک تفاوت اندکی در هزینه‌ها باشد که این را دولت می‌تواند سوبسید بدهد. اینطور نیست که در شرایط کنونی این‌نوع ساخت مسکنی که در فقه ما آمده است؛ امکان‌پذیر نباشد، نخیر امکان‌پذیر است. در آیه کریمه داریم که «أَرْضُ اللَّهِ وَاسِعَةً»؛ سرزمین خدا واسع است و شما برای چه می‌آیید این سرزمین خدا را به سرزمین‌های انحصاری تبدیل می‌کنید و با انحصار، قیمت زمین را بالا می‌آورید و زمین می‌شود ابزار تجاری. خب زمین که نباید ابزار تجاری باشد، زمین فی نفسه و برای ساخت مسکن که نباید خرید و فروش شود. مگر اینکه این زمین احیاء شده باشد و تبدیل به مسکن شده باشد. آنوقت قیمت پیدا می‌کند. طرف یک زمینی را تصرف می‌کند و می‌گوید زمین پدرم است؛ بیخود کردی زمین پدرت است. زمین خالی، موات و بایر است. ملک من است و می‌خواهم بفروشم! خب برای چه می‌خواهی بفروشی؟ این‌ها چیزهایی است که قاطعانه باید اعمال شوند. البته باید حسن اجراء هم باشد. ما یک وقتی که در خوزستان بودیم می‌دیدیم خانه‌های مسکونی مردم را به عنوان زمین‌های موات اعلام می‌کنند. زمین‌های مردمی که رویش ساخت و ساز کرده بودند و خانه ساخته شده بود و مسکونی بود را موات اعلام می‌کردند. خب این خطا یا تخلف در اجراء است. ما به اصل خود قانون کار داریم. قاون باید خوب اجراء شود. شما بروید به شرق قم بین قم و تهران هزاران هزار هکتار زمین خالی می‌بینید. زمین خالی، را به مردم بدهید و مردم بسازند. آن‌وقت چقدر هزینه‌اش است؟ فقط هزینه خدمات و هزینه ساخت دارد و این دو هزینه را در هر جایی که بخواهید خانه بسازید حتی در ارتفاعات باید بپردازید. لذا ما معتقدیم این حرفی که ما می‌زنیم حرف جدی است و باید سیاست ساخت مسکن به این سمت هدایت شود. آنهایی که می‌خواهند به مردم خدمت کنند این را تجربه کنند و ببیند چه اتفاقی می‌افتد. در شهرهای بزرگ و در کشورهای پیشرفته هم همین کار را می‌کنند. در اغلب مناطقِ پیشرفته دنیا با اینکه تراکم جمعیتی خیلی در آنجا بالا است خانه‌ها بزرگ و با ارتفاع پایین است، ارتفاع بالا خیلی محدود است، در شهرهایی مثل لندن ارتفاع بالا بود. این قواعدی که ما می‌گوییم در شرع ما آمده است دقیقاً همین قواعد را آنها عمل می‌کنند. منتها وقتی نوبت شرع ما می‌رسد زیر سؤالش می‌برند. اگر ما بگوییم این قاعده، قاعده شرعی است و این بحثِ فقه نظام عمران شرعی ما است؛ این به یک مسئله منفی تبدیل می‌شود. اما اگر بگوییم فلان مهندسان اروپایی اینطور طرح و نظریه داده‌اند؛ یک نظریه پیشرفته و خیلی خوب می‌شود. مشکل ما، مشکل چنین برداشتی از مسائل است. به هر حال ما معتقدیم که: روایات ما تأکید بر سعه دار دارند و سعۀ دار یکی از مهمترین اصول شهرسازی و خانه‎‌سازی است.

پر بازدید ترین مقالات

20211 7/9  21609  س1  21980 22601    22996...

«گیاهان دارویی در قرآن و حدیث»

بسم الله الرحمن الرحیم «گیاهان دارویی در قرآن و حدیث» علیرضا ...

زنيان - شاهي - کندر (دروس استاد ضیایی / 3)

بسم الله الرحمن الرحیم زنيان - شاهي - کندر دروس استاد ضی...

اهمیت دامداری و کشاورزی در قرآن کریم

بسم الله الرحمن الرحیم اهمیت دامداری و کشاورزی در قرآن کریم ...

سخنان مهم مقام معظم رهبری در"اهمیت حفظ محیط زیست و منابع طبیعی"

بسم الله الرحمن الرحیم سخنان مهم مقام معظم رهبری در"اهمیت حفظ...

تقویم شمسی

آذر ۱۳۹۸
ش ی د س چ پ ج
    تیر »
 123456789101112131415161718192021222324252627282930