دسته: آیات قرآن و تفسیر

تفسیر تطبیقی آیه زکات (انما الصدقات)

بسم الله الرحمن الرحیم تفسیر تطبیقی آیه زکات (انما الصدقات) .  فاکر میبدی   استاد علوم قرآن جامعه المصطفی| العالمیه   سیده معصومه فاطمی   دانش پژوه دوره دکتری تفسیر تطبیقی جامعه المصطفی| العالمیه  . متن کامل مقاله : PDF : تفسیر تطبیقی آیه زکات (انما الصدقات) . چکیده  آیه «انما الصدقات» (توبه: ۶۰) به تبیین مصارف زکات پرداخته و از آیات مورد اختلاف مفسران فریقین است. روش بحث در این مقاله، تفسیر تطبیقی آیه با توجه به تفاسیر فریقین می‌باشد. هدف آن است که با بررسی مقایسه‌ای نظرات و دیدگاه‌های فریقین، موافقات و مؤالفات مذاهب اسلامی درباره آیه مورد نظر روشن گردد. اکثریت علمای فریقین معتقدند که منظور از «الصدقات» صدقه واجب یعنی زکات است. دیدگاه مورد قبول در «لام» که بر سر فقرا آمده است، همان نظر علمای شیعه و نیز حنفی و مالکی است مبنی بر اینکه لام برای بیان مصرف می‌باشد، نه تملیک. در اختلاف بین فقیر و مسکین به نظر می‌رسد که حال مسکین از فقیر سخت‌تر است.مالی که از زکات به صنف عاملین داده می‌شود به عنوان اجرت عمل (ثمن) نیست بلکه یک حد کفایتی است که به او داده می‌شود. نسبت به مؤلفه قلوبهم، رقاب، غارم، فی سبیل الله و ابن السبیل هم بعد از بیان آرای فریقین، دیدگاه مختار بیان شده است. . کلیدواژه : تفسیر؛ مقارن؛ الصدقات؛ مصارف زکات . . ___________________________________________________________________ منبع :  مطالعات تطبیقی قرآن و حدیث دوره ۹۷، شماره ۲ - شماره پیاپی ۱۱، بهمن و اسفند ۱۳۹۷

بررسی مقالۀ “زکات” از دایرۀ‌المعارف قرآن لیدن

بسم الله الرحمن الرحیم بررسی مقالۀ "زکات" از دایرۀ‌المعارف قرآن لیدن . سیدعبدالرحیم حسینی  دانشیار گروه فقه ومبانی حقوق اسلامی، پردیس فارابی دانشگاه تهران سیدمحمد موسوی مقدم  استادیار گروه علوم قرآن وحدیث دانشکده الهیات پردیس فارابی دانشگاه تهران ام البنین سلیمانی باغشاه کارشناس ارشد علوم قرآن و حدیث، دانشکده اصول الدین، قم . آدرس مقاله : https://civilica.com/doc/1158263/ . چکیده مقاله دایره‌المعارف قرآن لیدن(Encyclopedia of the Quran) جدیدترین اثر جامع پژوهشی در غرب در حوزه مطالعات قرآنی  وتفسیری است که در سال‌های ۲۰۰۰ تا ۲۰۰۶م با سرویراستاری خانم دکتر جین‌ دمن ‌مک‌اولیف(Jane Dammen McAuliffe) در شهر لیدن(Leiden) هلند انجام گرفته و توسط انتشارات بریل(Brill) منتشر شده است. مقاله "زکات"(Alms-giving)، نوشته‌ی پژوهشگری به نام عظیم نانجی، در جلد اول دایره‌المعارف قرآن لیدن در صفحات ۶۴ تا ۷۰ به چاپ رسیده است. این مقاله برغم کوشش نویسنده  با ایرادات بنیادین مواجه است . مهمترین مباحثی که در این مقاله مورد نقد و بررسی قرار گرفته‌اند، چیستی صدقه، ایده‌آل بخشش از نگاه قرآن، رابطه پرهیزکاری و بخشش، مفاهیم مرادف صدقه، شئون و جهات صدقه، معناشناسی زکات، و روند شکل‌گیری نهاد تولیت امر صدقه است، که ضمن تأکید بر منابع اصلی از دو نظرگاه  برداشت‌ها وخوانش های ناتمام نویسنده و ارائه تفسیری غیرمستند و متفاوت از آموزه‌های متون اسلامی و نصوص قرآنی، مورد بررسی انتقادی قرار گرفته‌اند. . کلیدواژه ها: زکات, صدقه, دایره‌المعارف قرآن لیدن . . . ___________________________________________________________________ منبع : پژوهشنامه انتقادی متون و برنامه های علوم انسانی، دوره: ۲۰، شماره: ۱۱

بررسی آثار عدم پرداخت زکات و تاثیر آن بر جامعه از دیدگاه قرآن و سنت

بسم الله الرحمن الرحیم  بررسی آثار عدم پرداخت زکات و تاثیر آن بر جامعه از دیدگاه قرآن و سنت . سید سخاوت حسینی  کارشناس علوم تربیتی دانشگاه پیام نور مرکز کرمانشاه جواد جهان  دانشجوی دکترای تخصصی برنامه ریزی درسی  دانشگاه آزاد اسلامی واحد اراک فروزان حسینی  کارشناس مدیریت آموزشی آموزش و پرورش اسلام آباد غرب پروین شاه محمدی  کارشناس مدیریت آموزشی آموزش و پرورش اسلام آباد غرب . آدرس مقاله : https://civilica.com/doc/300949/ . چکیده مقاله این مقاله با هدف بررسی آثارعدم پرداخت زکات وتأثیرآن بر جامعه از دیدگاه قرآن وسنت نگارش شده است . در این مقاله سعی شده است نگاه ویژه ای به موضوع زکات و تاثیر آن در همه ی ابعاد زندگی انسان چه ابعاد فردی و چه ابعاداجتماعی شود. در ابتدا تلاش شده است مفاهیم اصلی موضوع به بررسی و تحلیل گذاشته شوند و سپس آثار توجه به زکات و پیامدهای آن در زندگی دنیوی و اخروی مورد بحث قرار گرفته شده است. روش پژوهش توصیفی تبیینی و به صورت کتابخانه ای بوده است. . کلیدواژه ها: اقتصاد ، اسلام ، زکات . . . ______________________________________________________________________ منبع : کنگره بین المللی فرهنگ و اندیشه دینی  

واژه شناسی لغوی و تاریخی زکات در قرآن

بسم الله الرحمن الرحیم واژه شناسی لغوی و تاریخی زکات در قرآن . رضا حاجیان  عضو هیات علمى دانشگاه پیام نور  . متن کامل مقاله : PDF :  واژه شناسی لغوی و تاریخی زکات در قرآن . چکیده این نوشتار،به واژه شناسى لغوى و تاریخى زکات پرداخته است.در این جا سیر تاریخى واژه زکات و سپس،بسط و توسعه آن تحلیل شده است. . . _________________________________________________ منبع: نشریه بینات سال هفدهم پاییز ۱۳۸۹ شماره ۳ (پیاپی ۶۷)

زکات در قرآن

بسم الله الرحمن الرحیم  زکات در قرآن . غلامحسین رحیمی . اشاره :  زکات مهم ترین واجب مالی دینی است که مورد قبول تمام مسلمانان در همه زمان ها بوده و از ضروریات اسلام به شمار می رود و انکار کننده آن اگر با علم به ضرورت لازمه آن به انکار خدا و پیامبر باشد مرتد می گردد و تا آنجا قابل توجه است که در قرآن زکات در ردیف نماز آمده و به آن امر شده است و در روایات پیغمبر اکرم ـ صلی الله علیه و آله ـ و ائمه ـ علیه السّلام ـ بیش از سایر حقوق مالی به آن اهمّیت داده شده و از ترک و کوتاهی در دادن آن شدیداً نکوهش شده است. . کلمات کلیدی: زکات،انفاق،،ایمان،نماز . بزرگ ترین مالیات اسلامی و بهترین درمان نابسامانی ها زکات مهم ترین واجب مالی دینی است که مورد قبول تمام مسلمانان در همه زمان ها بوده و از ضروریات اسلام به شمار می رود و انکار کننده آن اگر با علم به ضرورت لازمه آن به انکار خدا و پیامبر باشد مرتد می گردد و تا آنجا قابل توجه است که در قرآن زکات در ردیف نماز آمده و به آن امر شده است. و در روایات پیغمبر اکرم ـ صلی الله علیه و آله ـ و ائمه ـ علیه السّلام ـ بیش از سایر حقوق مالی به آن اهمّیت داده شده و از ترک و کوتاهی در دادن آن شدیداً نکوهش شده است تا جایی که فرموده اند کسی که از دادن زکات (هر چند قیراط و مختصری باشد) خوداری کند از مؤمنین و مسلمانان نبوده[۱] و در وقت مرگ به او گفته می شود (یهودی یا ارمنی) هر کدام که می خواهی بمیر[۲] (یعنی تو مسلمان و دیندار نمی باشی) و کسی که به مال و درخت و زمین او زکات واجب شود و ندهد خداوند در روز قیامت تا هفت طبقه آن زمین را در گردنش قرار می دهد[۳]و هر کس چیزی از زکات بر او باشد و از دادنش خودداری کند خداوند عالم در روز قیامت آن را به صورت مار بزرگ و آتشین در گردن او قرار می دهد که تا وقت فارغ شدن مردم از حساب (که پنجاه هزار سال به طول می انجامد) گوشت بدن او را گاز می گیرد[۴] و در تمجید و فضیلت دادن زکات در روایات آمده که خداوند آن را پرورش می دهد (پاداش آن را زیاد می کند) چنانکه یک نفر فرزند خود را پرورش می دهد و در قیامت (زکات و پاداش او) مانند کوه احد می گردد و زکات دادن، مرگ بد را دفع کرده و پنهانی دادن، صدقه (و زکات) غضب، خدا را خاموش می کند[۵] و از آنجا که زکات از فروع دین بشمار رفته ما نیز بطور فشرده در چهارمین درس از درس های فروع دین آن را مورد بحث قرار می دهیم. . زکات یعنی چه؟ زکات: در لغت به معنای طهارت و پاکیزگی، تقدس، نمو و رشد، تبرئه، صدقه، نیکی، تصدیق، حرمت، روی سفید، خیرات، آمده است. و در اسلام زکات که گاهی به آن هم صدقه گفته می شود عبارت است از اینکه افرادی که بالغ، عاقل، مالک، مجاز در تصرف اند در صورتی که گندم، جو، خرما، کشمش، گاو، گوسفند، شتر، طلا، نقره، داشته باشند و به اندازه نصاب (مقدار معینی در هر کدام که بعداً بیان می کنیم) مال آنها برسد با شرائط و مقرراتی که بیان خواهد شد باید مقداری از آنها را به حاکم شرع یا مستمندان بدهند یا در اموری که اجازه داده شده مصرف نمایند، و از آنجا که دادن این مقدار از مال موجب پاکی مال از حرام و کم و زیاد شدن ها و شبهاتی که در تحصیل مال نوعاً به وجود می آید: می شود و نیز دادن مال سبب می شود که روح انسان از بخل، حرص، طمع، علاقه شدید به دنیا آلودگی به مادیات پاک و پاکیزه گردیده و روحیه سخاوت و هم دردی با مستمندان و رفع گرفتاری های آنان و برطرف کردن نابسامانی های جامعه و توجه به خدا و روی آوردن به آخرت و دستورات دینی و عشق به پاداش های آخرتی در زکات دهنده به وجود می آید و باعث صفای فکر و جان او می گردد و تکامل روحی پیدا کرده و مال او برکت می یابد از این رو به دادن چنین مالی زکات گفته شده است چنانکه خداوند به رسول اکرم می فرماید:«خُذْ مِنْ أَمْوالِهِمْ صَدَقَهً تُطَهِّرُهُمْ وَ تُزَکیهِمْ بِها»[۶](یعنی ای رسول ما) زکات مال آنها را بگیر تا به وسیله آن آنها را پاک و پاکیزه گردانی. . زکات در ادیان گذشته بنابر آنچه از قرآن مجید استفاده می شود زکات مختص به اسلام نیست بلکه در ادیان گذشته نیز زکات جزء برنامه ها و قوانین اساسی پیغمبران پیشین بوده است چنان که خداوند از سخن حضرت عیسی نقل می کند که وقتی نبوت خویش را اعلام کرد گفت: «وَ اَوْصانی بالصَّلوهِ وَ الزِّکوه مادُمْتُ حَیا»[۷] یعنی خداوند من را سفارش کرده است به نماز و زکات. و در باره حضرت اسماعیل می فرماید: «وَ کانَ یأمُرُاَهْلَهُ بِالصَّلوهِ وَ الزَّکوهِ وَ کانَ عِنْدَ رَبّه مَرضیا»[۸]یعنی حضرت اسماعیل اهل خود را دستور به نماز و زکات می داد و نزد پروردگارش پسندیده بود و جای دیگر پس از اینکه نام بسیاری از پیامبران را می برد می فرماید: «وَ اَوْحَینا اِلَیهِمْ فِعْلَ الْخَیراتِ وَ اِقامَ الصَّلوهِ وَ ایتْاءَ الزَّکوهِ»[۹]یعنی کارهای خوب و نماز و زکات را به آنها وحی کردیم. و در باره اهل کتاب (یهود و نصاری) می فرمایدآنان امر نشده بودند مگر اینکه خدا را به اخلاص کامل در دین پرستش کنند «وَ یقیمُوا الصَّلوهَ وَ یؤْتُوا الزَّکوهَ وَ ذلِک دِینَ الْقٌیمَهِ»[۱۰] آنان مأمور شده بودند و نماز را به پا دارند و زکات بدهند که این دین درست است. این آیه می رساند دین درست آن است که در آن پرستش خدا و نماز و زکات باشد) . زکات از دیدگاه قرآن در قرآن مجید بسیار در باره زکات سخن گفته شده و به آن امر تاکید شده و در موارد زیادی وقتی، امر به نماز کرده بلافاصله به زکات دستور داده است و این دو را ملزم و کنار یکدیگر ذکر کرده است مثل اینکه می فرماید: «وَ اَقیمُوا الصَّلوهَ و اتُو الزَّ ‎‎‎کوهَ»[۱۱] نماز را بپا دارید و زکات را بدهید. این تقارن و تلازم ( دستور و تأکید به زکات و نماز) اهمیت و ضرورت زکات را می فهماند و می رساند که نمی شود کسی نماز بخواند و زکات ندهد چنان که در روایات نیز به این مطلب توجه داده شده که هر کس زکات ندهد نماز او قبول نیست چنان که امام محمد باقر ـ علیه السّلام ـ می فرماید: خداوند تبارک و تعالی زکات را مقرون به نماز کرده می فرماید: «اَقیمُوا الصَّلوهوَ اتُوا الزَّکوه» فَمَنْ اَقامَ الصَّلوهَ وَ لَمْ یؤْتِ الزَّکوهَ فَکاَنَّهُ لَمْ یقِمِ الصَّلوهَ»[۱۲] یعنی پس هر کس نماز بخواند ولی زکات ندهد گویا نماز نخوانده است و خداوند یکی از نشانه های مؤمنان را دادن زکات ذکر کرده و می فرماید: «وَالَّذینَ هُمْ لِلزَّکوهِ فاعِلُونَ»[۱۳] مؤمنان کسانی هستند که (دستور دادن) زکات را انجام می‎دهند و به زنان پیغمبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ می‎فرماید «وَأَقِمْنَ الصَّلاهَ وآتِینَ الزَّکاهَ وَ أَطِعْنَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ»[۱۴] یعنی نماز به پای دارید و زکات دهید و خدا و رسول را اطاعت نمائید (که می رساند زنان پیغمبر نیز از دادن زکات معاف نیستند). و در مورد مشرکین می فرماید: «فَاِنْ تابُوا وَ اَقامُوا الصَّلوه وَ اتَوُا الزَّکوهَ فَاِخْوانُکمْ فِی الدّینِ»[۱۵] یعنی پس اگر آنان توبه کردند (از شرک و دشمنی) و نماز را به پا داشتند و زکات دادند برادران دینی شما می باشند. چنان که می بینیم پس از توبه مشرکین فقط نماز و زکات را میزان در برادر دینی شدن آنان معرفی کرده است و عبدالله بن سنان از امام صادق ـ علیه السّلام ـ نقل می کند که وقتی (این آیه) نازل شد در ماه رمضان رسول اکرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ به منادی خود دستور دادند که اعلام کند «ای مردم خداوند متعال همچنان که نماز را بر شما واجب کرده زکات را نیز واجب نموده است و تا یک سال به آنها مهلت داد و در سال بعد چون ماه رمضان پایان یافت به منادی خود دستور داد که اعلام کند «ای مسلمانان زکات مال خود را بدهید تا اینکه نماز شما قبول گردد پس آن حضرت مأمورین خود را جهت گرفتن زکات اعزام داشت.»[۱۶] و خداوند کسانی را که طلا و نقره را حبس کرده و زکات آنها را نمی دهند شدیداً نکوهش کرده و عذاب سختی برایشان بیان کرده است.[۱۷] از آیات فوق و آنچه ذکر شده اهمیت زکات از دیدگاه قرآن روشن می گردد. . مصارف زکات در قرآن مجید و روایات اسلامی و فتوای علمای اسلام، ۸ مورد برای مصرف زکات بیان شده است. اما قرآن مجید می فرماید: «اِنَّما الصَّدَ‎‎قاتُ لِلْفُقَراء وَ الْمِسْکینِ وَ اْلعامِلینَ عَلَیها وَ الْمُؤَلَّفَهِ قُلُوبُهُمْ وَ فِی الرِّقابِ وَ الْغارِمینَ وَ فی سَبیلِ اللهِ وَ اِبْنِ السَّبیلِ فَریضَهً مِنَ اللهِ»[۱۸] یعنی جز این نیست که زکات ها از آن فقیران، بینوایان، متصدیان آن و برای جلب توجه دل ها و آزادی و بدهکاران و در راه جهاد خدا (جهاد یا مطلق نیکی ها) و در راه ماندگان است که واجب است از ناحیه خدا. امام خمینی ـ مدظله ـ نیز می فرماید: انسان می تواند زکات را در ۸ مورد مصرف کند: ۱ـ فقیر: وآن کسی است که مخارج سال خود و عیالاتش را ندارد. ۲ـ مسکین: و آن کسی است که از فقیر سخت تر می گذراند. ۳ـ عامل: کسی که از طرف امام یا نایب او مأمور است که زکات را جمع آوری کند و نگهداری نماید و به حساب آن رسیدگی کند و آن را به امام یا نائب امام یا فقرا برساند. ۴ـ مؤلفه القلوب: کفاری که اگر زکات به آنان بدهند به دین اسلام مایل می شوند و یا در جنگ به مسلمانان کمک می نمایند. ۵ـ خرید بردگان و آزاد کردن آنها. ۶ـ مفلس: بدهکاری که نمی تواند قرض خود را بدهد. ۷ـ سبیل الله: یعنی کاری که نفعش به عموم مسلمانان می رسد مثل ساختن مسجد، پل، اصلاح راه یا کاری که نفع دینی دارد و آنچه برای اسلام مفید می باشد. ۸ـ ابن سَبیل: مسافری که در سفر مانده است (مسأله۱۹۲۵) و احتیاط واجب این است که فقیر و مسکین بیشتر از مخارج یک سال خود و عیالاتش را از زکات نگیرد و اگر مقداری پول و یا جنس دارد فقط به اندازه مخارج یک سالش می تواند زکات بگیرد (مسأله ۱۹۲۶) و کسی که زکات می گیرد باید شیعه دوازده امامی باشد (مسأله ۱۹۴۲) و کسی که گناه کبیره آشکار می کند احتیاط واجب این است به او زکات ندهند(مسأله ۱۹۴۶).[۱۹] . فلسفه زکات هر دین و مکتبی برای اداره جامعه و حفظ آن نیازمند به امور مالی و بودجه است و اسلام همچنان که خمس را برای تأمین مستمندان و رفع نابسامانی های جامعه و اداره امور دینی و نشر معارف آن وضع کرده و خمس نقش مهمی در این زمینه دارد زکات نیز با دامنه وسیعی که در مصارف آن است نقش اساسی تری در امور یاد شده به عهده دارد و در ردیف نماز قرار گرفتن زکات: آمیختگی دین و سیاست و هماهنگی عبادت و اداره جامعه و برطرف کردن نابسامانی های آن را به خوبی روشن می سازد و ناگفته پیدا است که دادن زکات برای وحدت جامعه و روابط حسنه میان مستمندان و ثروتمندان بسیار مؤثر بوده و در پاکی ثروتمندان از بخل، حرص، دنیاپرستی، غرور نقش قابل توجّهی داشته و در پدید آوردن روحیه بخشندگی، تعاون، نوع دوستی و احساس مسئولیت همگان و در نتیجه تکامل فکری، عملی، اخلاقی، ثروتمندان آثار ارزشمندی خواهد داشت و با این توضیح کوتاه فلسفه وجوب زکات نیز معلوم گشت و جامع بودن اسلام در قانون گذاری و اداره امور مادی و معنوی انسانها روشن شد. .............................................................................................................. پی نوشت ها [۱] وسائل الشیعه، ج ۶، ص ۱۸، حدیث ۳٫ [۲] وسائل الشیعه، ج ۶، ص ۱۸، حدیث ۵٫ [۳] وسائل الشیعه، ج ۶، ص ۱۴، حدیث ۱۳٫ [۴] وسائل الشیعه، ج ۶، ص ۱۱، حدیث ۳٫ [۵] سفینه البحار، ج۲، ص ۲۳، حدیث۱٫ [۶] سوره توبه، آیه ۱۰۳٫ [۷] سوره مریم، آیه ۳۱٫ [۸] سوره مریم، آیه ۵۵٫ [۹] سوره انبیاء، آیه ۷۳٫ [۱۰] سوره بینه، آیه ۵٫ [۱۱] سوره بقره، آیات ۴۳، ۸۲ ، ۱۱۰، ۱۷۷، و سوره نور آیات ۳۷، ۵۶ و سوره مجادله، آیه ۱۳ و سوره احزاب، آیه ۳۳، و سوره لقمان، آیه ۴، و سوره‌روم، آیه ۳۶، و سوره نساء، آیات ۷۷، ۱۶۲، و سوره مائده، آیات ۱۲، ۵۵، و سوره توبه، آیات ۵، ۱۱، ۱۸، ۷۱، و سوره اعراف، آیه ۱۵۶، و سوره حج، آیات ۴۱، ۷۸، و ... [۱۲] وسائل الشیعه، ج۶، باب۳، ص۱۱،ح۲٫ [۱۳] سوره مؤمنون، آیه ۴٫ [۱۴] سوره احزاب،‌آیه ۳۳٫ [۱۵] سوره توبه، آیه ۱۱٫ [۱۶] وسائل الشیعه، ج ۶، ص ۳، ح ۱٫ [۱۷] سوره توبه، آیه ۳۵٫ [۱۸] سوره توبه، آیه ۶۰ [۱۹] در وسائل الشیعه، ج ۶، ابواب مستحقین زکات از ص ۱۴۳ به بعد روایات زیادی در بیان مصارف زکات نیز نقل شده است. ............................................................................................ منبع : فروع دین پایگاه اطلاع رسانی حوزه

زیر بنای حقوق گیاهان از دیدگاه قرآنی

بسم الله الرحمن الرحیم  زیر بنای حقوق گیاهان از دیدگاه قرآنی . محمد کرمی  موسی مستقیمان،  حامد نقی زاده دانشیار گروه سم شناسی و فارماکولوژی دانشکده داروسازی ساری،  مسئول نهاد رهبری دانشکده داروسازی ساری،  دکتری داروسازی دانشکده داروسازی ساری، .چکیده: سابقه و هدف:از آیات قرآن کریم چند اصل بسیار مهم درمورد گیاهان استخراج می‌شود که زیربنای حقوقی آنان را در اسلام را تشکیل می‌دهد. این اصول می‌تواند هدایت‌کننده دانشمندان در رعایت مبانی اخلاق انسانی درمورد گیاهان به‌طور اعم و گیاهان داروئی به‌طور اخص باشد. مواد و روش‌ها: در این مقاله از منابع و کتب الکترونیکی مانند، بانک اطلاعاتی Pubmed و منابع غیرالکترونیکی مانند، قرآن کریم ، تفاسیر المیزان و نمونه و کتب فقهی اسلامی مانند وسایل‌الشیعه استفاده شده‌است. یافته‌ها: ۱- اصل خلقت : در آیاتی از قرآن کریم از تعابیری مانند «مایۀ عبرت» ، « مایۀ شادی و بهجت » استفاده شده‌است. یکی از اهداف ذکر خلقت گیاهان در قرآن، یادآوری قدرت و حکمت خدا است. ۲- حق حیات : گیاهان مخلوقات خداوند و دارای حق زندگی هستند. بنابراین انسان مجاز به پایمال‌کردن این حقوق نیست. ۳ – اصل عبادت : براساس آیۀ ۱۸ سورۀ حج، مفهوم عبادت و سجده اشاره به تسلیم گیاهان در برابر تصمیم خداوند و در مسیر منافع انسان است. ۴ – درک وشعور : آزمایش‌های تجربی نشان داده که گیاهان نیز از سطح بالایی از درک وشعور از وضعیت خود و محیط پیرامون برخوردارند. ۵- اصل جزا و رستاخیز : از دیدگاه فلسفۀ اسلامی، معاد درمورد هر موجودی به معنی صعود به یک سطح بالاتر است و گیاهان دو روح از چهار روح، یعنی روح حیاتی و روح نباتی را دارا هستند. نتیجه‌گیری: از دیدگاه اسلام گیاهان هرچند قوۀ ناطقه و عاقلۀ انسانی را ندارند، ولی از درک و شعور بهره‌مند بوده و از احساسات و عواطف برخوردارند. به همین دلیل فقه اسلامی، انسان را مجاز به تخریب زندگی گیاهی نمی‌داند و در صورت استفاده دارویی از گیاه، بهتر است عضو مؤثره گیاهی به‌طور مستقیم توسط بیمار خورده شود تا گیاه جزوی از وجود انسان شود. واژه‌های کلیدی: زیر بنا ی حقوق گیاهان، درک وشعور، قرآن کریم، اصل خلقت متن کامل:pdf   [PDF 246 kb]jiitm-v5n1p61-fajiitm-v5n1p61-fa چکیده سابقه و هدف: از آیات قرآن کریم چند اصل بسیار مهم درمورد گیاهان استخراج می شود که زیربنا ی حقو قی آنان را در اسلام را تشکیل می دهد. این اصول می تواند هدایت کننده دانشمندان در رعایت مبانی اخلاق انسانی درمورد گیاهان به طور اعم و گیاهان داروئی به طور اخص باشد. یافته ها: ۱- اصل خلقت : در آیاتی از قرآن کریم از تعابیری مانند « مایه عبرت » « مایه شادی و بهجت » ،  استفاده شده است. یکی از اهداف ذکر خلقت گیاهان در قرآن، یادآوری قدرت و حکمت خدا است.  ۲- حق حیات : گیاهان مخلوقات خداوند و دارای حق زندگی هستند. بنابراین انسان مجاز به پایمال کردن این حقوق نیست. ۳ - اصل عبادت : براساس آیه ۱۸ سوره حج، مفهوم عبادت وسجده اشاره به تسلیم گیاهان در برابر تصمیم خداوند و در مسیر منافع انسان است. ۴ – درک وشعور : آزمایش های تجربی نشان داده که گیاهان نیز از سطح بالایی از درک وشعور از وضعیت خود و محیط پیرامون برخوردارند. ۵- اصل جزا و رستاخیز : از دیدگاه فلسفه اسلامی، معاد درمورد هر موجودی به معنی صعود به یک سطح بالاتر است و گیاهان دو روح از چهار روح، یعنی روح حیاتی و روح نباتی را دارا هستند. نتیجه گیری: از دیدگاه اسلام گیاهان هرچند قوه ناطقه و عاقله انسانى را ندارند، ولی از درک و شعور بهره مند بوده و از احساسات و عواطف برخوردارند. به همین دلیل فقه اسلامى، انسان را مجاز به تخریب زندگی گیاهی نمی داند و در صورت استفاده دارویی از گیاه، بهتر است عضو مؤثره گیاهی به طور مستقیم توسط بیمار خورده شود تا گیاه جزوی از وجود انسان شود .  کلید واژه ها: زیربنای حقوق گیاهان، درک وشعور، قرآن کریم، اصل خلقت.   ............................................................................................................................... منابع : در این مقاله از منابع و کتب الکترونیکی مانند، بانک اطلاعاتی و منابع غیرالکترونیکی مانند، قرآن کریم ، تفاسیر المیزان و نمونه و کتب فقهی اسلامی مانند وسایل الشیعه استفاده شده است .

مصداق شناسی واژه «طلح» در قرآن با تأکید بر منابع تفسیری و گیاه شناسی

بسم الله الرحمن الرحیم  مصداق شناسی واژه «طلح» در قرآن با تأکید بر منابع تفسیری و گیاه شناسی .مریم رفیعی۱  امیر احمدنژاد ۲  محسن صمدانیان ۲ ۱ دانشجوی دکترای دانشگاه اصفهان ۲ استادیار دانشگاه اصفهان . متن کامل مقاله : - pdf - مصداق شناسی واژه «طلح» در قرآن . چکیده طبق آیات قرآن کریم، بهشت سرای سرسبز و خرّمی است که درختان مختلفی را در خود جای داده است. یکی از این درختان، «طلح» است. توصیف این درخت در قرآن کریم با واژه «منضود» از یک‌سو و هم‌نشینی آن با درخت «سدر» از سوی دیگر، سبب شده که مترجمان و مفسران در معنای واژه «طلح»، اختلاف نظر داشته باشند. برخی آن را درخت سنط یا اقاقیا، برخی دیگر شکوفه خرما و دیدگاه غالب آن را درخت موز دانسته ­است. این نوشتار با بهره­ گیری از روش توصیفی ‌ـ‌­­­تحلیلی، به بررسی لغوی، تفسیری و گیاه­شناسی واژه «طلح» پرداخته و مطابقت این واژه را با درخت اقاقیا و موز مورد ارزیابی قرار داده است. بررسی­های واژه­ شناسی و تفسیری و همچنین نیازمند­ی­های محیطی این دو درخت نشان می­دهد که سنط یا اقاقیا، بیشترین مطابقت را با واژه «طلح» دارد.   کلیدواژه‌ها طلح  موز  اقاقیا  گیاهان قرآنی  تفسیر ................................................................................................................. منبع : دو فصلنامه کتاب قیم - دوره ۱۰، شماره ۲۲ بهار و تابستان ۱۳۹۹

چرا قرآن کریم، رویش گیاهان در سرزمین‌های حاصل‌خیز را به اذن پروردگار پیوند زده است، اما به اجازه خدا در رویش گیاهانی – ولو اندک – در سرزمین‌های بایر اشاره‌ای نکرده است؟

بسم الله الرحمن الرحیم  چرا قرآن کریم، رویش گیاهان در سرزمین‌های حاصل‌خیز را به اذن پروردگار پیوند زده است، اما به اجازه خدا در رویش گیاهانی - ولو اندک - در سرزمین‌های بایر اشاره‌ای نکرده است؟ . پرسش قرآن کریم در آیه 58 سوره اعراف می‌فرماید: «وَالْبَلَدُ الطَّیِّبُ یَخْرُجُ نَبَاتُهُ بِإِذْنِ رَبِّهِ وَالَّذِی خَبُثَ لَا یَخْرُجُ إِلَّا نَکِدًا کَذَلِکَ نُصَرِّفُ الْآیَاتِ لِقَوْمٍ یَشْکُرُونَ». «و سرزمین حاصل‌خیز، گیاهش را با اجازه پروردگارش می‌رویاند، اما زمین‌های بایر جز اندکی نمی‌رویاند! اینگونه نشانه‌های خود را در اختیار مردم شکرگزار قرار می‌دهیم». سؤال این است که چرا خروج نبات (گیاه) پاک را به اذن پروردگار تخصیص داده است؟ . پاسخ اجمالی «وَ الْبَلَدُ الطَّیِّبُ یَخْرُجُ نَباتُهُ بِإِذْنِ رَبِّهِ وَ الَّذی خَبُثَ لا یَخْرُجُ إِلاَّ نَکِداً کَذلِکَ نُصَرِّفُ الْآیاتِ لِقَوْمٍ یَشْکُرُونَ».[1] «و سرزمین حاصل‌خیز، گیاهش را با اجازه پروردگارش می‌رویاند، اما زمین‌های بایر جز اندکی نمی‌رویاند! اینگونه نشانه‌های خود را در اختیار مردم شکرگزار قرار می‌دهیم». . از ابن عباس، مجاهد و حسن روایت شده است که این آیه، تشبیهی است که خدای متعال در باره مؤمن و کافر آورده، و خبر داده است که تمام زمین‌ها از یک جنس‌ هستند، اما برخی از آنها که پاک‌اند، به سبب ریزش باران نرم می‌شوند، گیاهان مفید از آنها می‌روید و محصولشان فراوان می‌شود. اما برخی از زمین‌ها شورزار و سخت‌اند، چیزی از آنها نمی‌روید و اگر بروید نفع چندانی ندارد. این‌گونه است قلوب انسان‌ها؛ تماماً از گوشت و خون است. برخی از آنها موعظه را می‌پذیرند، اما برخی قسی و سخت‌اند و پند و اندرز را نمی‌پذیرند.[2] . سؤال این است که چرا قرآن کریم در «بلد طیب» رویش گیاهان را به اذن پروردگار مقید کرده، ولی در «بلد خبیث» به اذن پروردگار مقید نشده است؟ . می‌توان چنین پاسخ داد که معمولاً - و در گفت‌وگوهای بین مردم - اگر به عنوان نمونه، فردی به دیگری کمک بزرگ و چشم‌گیری کرده و در کنار آن نیز کمک ناچیز دیگری هم کرده باشد، اگر روزی بخواهد یادآور آن شود، تنها به کمک بزرگش اشاره می‌کند. .  مفسران در این زمینه، چنین توضیح داده‌اند: 1. اگر در این آیه، رویش گیاه از سرزمین حاصل‌خیز به اذن الهی مرتبط شده، اما زمین سخت و شورزار بدون قید اذن خدا آمده، با این‌که هر دو(زمین طیب و زمین خبیث) فعل خدای متعال‌اند و هر دو دارای حکمت می‌باشند، این تصریح می‌تواند اشاره به این داشته باشد که طاعات و خوبی‌ها متعلق امر الهی بوده، اما معصیت مخالف امر خداوند می‌باشد.[3] . 2. زمین پاک به دلیل پاک بودنش از باب مدح و شرافت، مورد تصریح اذن پروردگار قرار گرفته است.[4] . 3. تصریح به اذن پروردگار، دلالت بر شرافت گیاهانی دارد که از زمین پاک می‌رویند، و اشاره خدای متعال به پاک بودن گیاهان و رویش آن به اذن پروردگار، در حقیقت اذن خاص است که همان اذن عنایت و تکریم است، نه اذن تقدیر و تکوین؛ چرا که اذن تقدیر و تکوین شناخته شده است که در این‌جا خصوصیتی برای بیان آن نیست.[5] . 4. این تصریح به اذن پروردگار دلالت بر آن دارد که مؤمنان هر عمل خیر و طاعتی را که انجام می‌دهند، به توفیق و عنایت خدای سبحان است.[6] . 5. به هرحال تصریح به اذن پروردگار در این آیه به جهت آن است که آن دلالتش صریح‌تر و واضح‌تر بر عظمت و نفوذ اراده الهی بدون هیچ‌گونه مشقتی است.[7] .................................................................................................... پاورقی [1]. اعراف، 58. [2]. طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، بلاغی، محمد جواد، ج ‏4، ص 666، ناصر خسرو، تهران، 1372ش. [3]. شیخ طوسی، محمد بن حسن، التبیان فی تفسیر القرآن، مقدمه، تهرانی، شیخ آقابزرگ، تحقیق، قصیر عاملی، احمد، ج ‏4، ص 433، بیروت، دار احیاء التراث العربی، بی تا. [4]. ابن عطیه اندلسی، عبدالحق بن غالب، المحرر الوجیز فی تفسیر الکتاب العزیز، تحقیق، عبدالشافی محمد، عبدالسلام، ج ‏2، ص 414، بیروت، دارالکتب العلمیة، چاپ اول، 1422ق. [5]. ابن عاشور، محمد بن طاهر، التحریر و التنویر، ج ‏8، ص 143، بیروت، مؤسسة التاریخ‏، چاپ اول‏، بی‌تا. [6]. فخرالدین رازی، ابوعبدالله محمد بن عمر، مفاتیح الغیب، ج ‏14، ص 292، بیروت، دار احیاء التراث العربی، چاپ سوم، 1420ق. [7]. کاشانی، ملا فتح الله، تفسیر منهج الصادقین فی الزام المخالفین، ج‏ 4، ص 45، تهران، کتابفروشی محمد حسن علمی، 1336ش. .................................................................................................... منبع : اسلام کوئست. نت

بررسی خواص درمانی میوه‌های قرآنی و میزان همخوانی آن با یافته‌های نوین علوم پزشکی

بسم الله الرحمن الرحیم  بررسی خواص درمانی میوه‌های قرآنی و میزان همخوانی آن با یافته‌های نوین علوم پزشکی . مرتضی نصیری امید صادقی حسام اسحاقی شهرضایی دانشجوی کارشناسی‌ارشد پرستاری دانشگاه جندی‌شاپور دانشجوی کارشناسی‌ارشدتغذیه، دانشگاه اصفهان دانشجوی کارشناسی تغذیه، دانشگاه جندی‌شاپور . (متن کامل مقاله : pdf - بررسی خواص درمانی میوه‌های قرآنی و میزان همخوانی...) . چکیده :  میوه‌ها سرشار از ویتامین‌ها، مواد معدنی، و املاح هستند و مصرف آن‌ها تأثیر به‌سزایی در سلامتی انسان‌ها، پیشگیری، و درمان بیماری‌ها دارد. در قرآن کریم خداوند از بعضی میوه‌ها چون انگور، انار، خرما، انجیر و زیتون به عنوان هدیۀ بهشتی نام برده است. احتمالاً در این تذکر، فواید جسمی و روحانی برای انسان وجود دارد. لذا این مقاله با هدف بررسی خواص درمانی میوه‌های مذکور از منظر قرآن و احادیث و مقایسۀ آن با یافته‌های نوین علوم پزشکی صورت گرفته است تا به نگرش پویایی اسلام به عنوان یک دین جهان‌شمول بیشتر پی برده شود و حقایق بیشتری در این زمینه آشکار گردد.   کلید واژه:  میوه‌های قرآنی ،قرآن ،احادیث ،اسلام ،علوم پزشکی ...................................................................................................... منبع : پژوهشهای علم و دین - دوره 5، شماره 9 - شماره پیاپی 9

زوجيت در قرآن [زوجیت در گیاهان،حیوانات،اشیا]

بسم الله الرحمن الرحیم  زوجيت در قرآن [زوجیت در گیاهان،حیوانات،اشیا] . دكتر محمد علي رضائي اصفهاني . زوجیت در آیات قرآن کریم : زوجيت به معناي دو تا بودن ، نر و ماده بودن مي‌آيد و قرآن كريم در آيات متعدد به زوجيت گياهان بلكه همه اشياء اشاراتي كرده است. اين آيات عبارتند از : « و من كل الثمرات جعل فيها زوجين اثنين يغشي الليل النهار ان في ذلك لايات لقوم يتفكرون»[1] « و از هر گونه ميوه‌اي در آن [زمين] جفت جفت قرار داد. روز را به شب پوشاند قطعا در اين [امور] براي مردمي كه تفكر مي‌كنند نشانه‌هايی وجود دارد» و همين مضمون در آيه 52 سوره رحمن و 53/ طه آمده است. « اولم يروا الي الارض كم انبتنا فيها من كل زوج كريم ان في ذلك لأية‌»[2] «مگر در زمين ننگريسته‌اند كه چقدر در آن از هر گونه جفت‌هاي زيبا رويانيده‌ايم، قطعا در اين [هنرنمايي] عبرتي است.» و همين مضمون در سوره حج /5 ـ لقمان /10 ـ ق/7 ـ طه /53. « سبحان الذي خلق الازواج كلها مما تنبت الارض و من انفسهم و مما لايعلمون»[3] «پاك [خدايي] كه از آنچه زمين مي‌روياند و [نيز] از خودشان و از آنچه نمي‌دانند ، همه را نر و ماده گردانيده است.» « و من كل شيء خلقنا الزوجين لعلكم تذكرون»[4] « و از هر چيزي دو گونه [يعني نر و ماده ] آفريديم ، ‌اميد كه شما عبرت گيريد.» برخي نيز به اين آيه براي اثبات زوجيت اتم (الكترون و پرتون) استناد كرده‌اند[5]. « و هوالذي خلقكم من نفس واحدة و جعل منها زوجها ليسكن اليها»[6] « اوست آن كسي كه شما را از نفس واحدي آفريد و جفت وي را از آن پديد آورد تا بدان آرام گيرد». . نكات تفسيري : 1ـ به نظر مي‌رسد كه آيات فوق را مي‌توان بدين صورت دسته‌بندي كرد كه :‌ گاهي قرآن سخن از زوجيت ميوه‌ها مي‌گويد. در مرتبه بعدي از زوجيت گياهان مي‌گويد . در مرتبه بعدي از زوجيت چيزهايي مي‌گويد كه انسان‌ها نمي‌دانند. در مرتبه بعدي از زوجيت همه اشياي جهان مي‌گويد. 2ـ هدف نهايي بيان زوجيت تذكر نشانه‌هاي الهي و به كار انداختن انديشه ی انسان است « ان في ذلك لآية ـ ان في لآيات لقوم يتفكرون»[7] 3ـ كلمه زوج در لغت به معناي زير مي‌آيد: الف ـ در حيوانات به هر كدام از نر و ماده‌اي كه قرينه يكديگرند زوج مي‌گويند. ب ـ در غير حيوانات به هر كدام از دو چيز قرينه همديگر (مثل يك لنگه كفش) زوج گويند . ج ـ به هر چيزي كه مقارن ديگري باشد و مشابه آن باشد زوج گويند. د ـ به هر چيزي كه مقارن ديگري باشد و متضاد آن باشد زوج گويند.[8] . تاريخچه :‌ انسان تا قرن‌ها گمان مي‌كرد كه مسأله ی زوجيت و وجود جنس نر و ماده فقط در مورد بشر و حيوانات و برخي گياهان مثل خرما صادق است، اما كارل لينه (1707 ـ 1787م) گياه‌شناس معروف سوئدي نظريه خود را مبني بر وجود نر و ماده در بين همه گياهان در سال 1731 م ارائه كرد و مورد استقبال دانشمندان قرار گرفت،[9] اما پس از مدتي «لينه» توسط ارباب كليسا توقيف شد و كتاب‌هاي او به عنوان كتاب‌هاي ضلال اعلام گرديد.[10] سپس دانشمندان كشف كردند كه ماده از تراكم انرژي به صورت ذرات بي‌نهايت ريزي كه اتم ناميده مي‌شود، تشكيل يافته است و پس از گذشت مدتي مسأله ی زوجيت به همه اشياء سرايت داده شد؛ چرا كه دانشمندان كشف كردند كه واحد ساختماني موجودات يعني اتم از الكترونها (با بار منفي) و پروتون‌ها (با بار مثبت) تشكيل شده است. ماكس پلانك فيزيكدان نامي قرن بيستم گفت:« هر جسم مادي مركب است از الكترون‌ها و پروتون‌ها.» [11] هر الكترون با سرعت سرسام‌آوري(000/50) دور در ثانيه) به دور مركز اتم يعني پروتون‌ها مي‌چرخد، البته در اتم ذرات سومي نيز يافت مي‌شود كه بنام نوترون خوانده مي‌شود و از لحاظ بار الكتريكي خنثي است.[12] فيزيكدانان اخير در دوران اتم ذرات بنيادي ديگري بنام « كوارك» (Quark) كشف كرده‌اند كه ذرات تشكيل دهنده الكترون، نوترون و پروتون هستند و باعث به وجود آمدن بار الكتريكي مثبت ،‌منفي و خنثي در آنها مي‌شود. تاكنون شش نوع كوارك شناسائي شده است كه دو نوع (D - U) در تشكيل مواد پايدار معمولي نقش مهمي دارند. كوارك U داراي بار الكتريكي كوارك D داراي بار الكتريكي است پروتون كه داراي بار مثبت است از دو كوارك U و يك كوارك D تشكيل شده است و از اين طريق حاصل بار آن مثبت مي‌شود. و بر عكس يك نوترون داراي دو كوارك D و يك كوارك U بوده و بار آن خنثي است: يعني [13] . اسرار علمي : بسياري از مفسران و صاحب‌نظران به آيات فوق در مورد زوجيت گياهان بلكه همه اشياء‌ استدلال كرده‌اند كه در اينجا به پاره‌اي از آنها اشاره مي‌كنيم: 1ـ ‌مرحوم طبرسي حدود 9 قرن قبل در تفسير مجمع‌البيان بر اساس نصوص قرآني مسأله ی زوجيت گياهان،‌ حيوانات و حتي اشياء ديگر را مطرح مي‌كند و آن را مي‌پذيرد . 2ـ صاحب تفسير نمونه زير آيه 36 سوره يس مي‌نويسد: « آنچه مسلم است ازواج جمع زوج، معمولاً به دو جنس مذكر و مؤنث گفته مي‌شود؛ خواه در عالم حيوانات باشد يا غير آنها، سپس توسعه داده و به هر دو موجودي كه قرين يكديگر و يا حتي ضد يكديگرند، زوج اطلاق مي‌شود... وجود زوجيت در جهان گياهان نيز، چنانكه گفتيم در عصر نزول قرآن جز در موارد خاصي مانند درختان نخل و امثال آن ناشناخته بود و قرآن از آن پرده برداشته و در قرون اخير از طرق علمي اين مسأله ی به ثبوت رسيد كه مسأله ی زوجيت در مسأله ی عالم گياه يك مسئله عمومي و همگاني است.»[1] و در ذيل آيه 49 سوره ذاريات نيز پس از تذكر اينكه بسياري از مفسران كلمه زوج را به معني اصناف (مثل شب و روز و ...) دانسته‌اند مي‌نويسند: «واژه ی زوج را معمولاً به دو جنس نر و ماده مي‌گويند؛ خواه در عالم حيوانات باشد يا گياهان و هر گاه آن را كمي توسعه دهيم تمام نيروهاي مثبت و منفي را شامل مي‌شود و با توجه به اينكه قرآن در آيه فوق مي‌گويد « من كل شيء» (از همه موجودات ) نه فقط موجودات زنده، مي‌تواند اشاره به اين حقيقت باشد كه تمام اشياء جهان از ذرات مثبت و منفي ساخته شده و امروز از لحاظ علمي مسلم است كه اتمها از اجزاء‌ مختلفي تشكيل يافته‌اند از جمله اجزائي كه داراي بار الکتریسیته مثبت هستند و پروتون نام دارند بنابراين الزامي نيست كه شي‌ء را حتما به معني حيوان يا گياه تفسير كنيم و يا زوج را به معني صنف بدانيم.»[14] 3ـ در مقدمه ی كتاب اعجاز قرآن علامه طباطبائي (ره) آمده است: هنگامي كه جهان در تاريكي جهالت به سر مي‌برد قرآن در بيش از ده آيه از زوجيت گياهان بحث كرده، تصريح مي‌نمايد كه خدا همه گياهان را جفت آفريد. [15] (رعد/3 ـ شعراء /7و ...) 4ـ يكي از نويسندگان از آيه 36 سوره يس « سبحان الذي خلق الازواج كلها مما تنبت الارض و من الانفسهم و مما لا يعلمون» استفاده مي‌كند كه: « كاملاً روشن است كه اين آيه بر جفت داشتن گياهان دلالت دارد و نيز از ذيل آيه كه جفت داشتن را در مورد چيزهايي كه خبر ندارند بيان مي‌كند، چه بسا بتوانيم نيروي مثبت و منفي برق و نيز محيط ميكروب يا ويروس‌ها و نيز اجزاي اتم را استفاده كنيم.»[16] 5ـ نويسنده ديگري نيز با ذكر آيات مورد بحث زوجيت گياهان و حتي زوجيت درون اتم بين الكترون و پروتون را استفاده مي‌كند.[17] 6ـ احمد محمد سليمان نيز در يك بحث كه به صورت سؤال و جواب تنظيم شده است زوجيت ماده را از آيه 49 سوره ذاريات بدست مي‌آورد.[18] 7ـ مهندس محمد علي سادات نيز پس از يك مقدمه طولاني كه ساختمان اتم را توضيح مي‌دهد و سابقه تاريخي اشاره به اتم را تذكر مي‌دهد، آيه ی 49 سوره ذاريات را متذكر شده و مي‌نويسد: « و لذا مي‌توان « اتم» را موجودي زوج ناميده و از طريق تعميم زوجيت در دل اتم‌ها ، نتيجه گرفت كه اساسا عالم ماده بر اساس زوجيت بنا گرديده و هيچ موجود مادي از اين قاعده كلي مستثني نيست.»[19] 8ـ يكي از نويسندگان معاصر نيز پس از طرح زوجيت ماده (Puality of matter) به آيات سوره ذاريات/49 ـ رحمن /52 ـ طه/53 ـ استناد كرده است.[20] 9- صاحب تفسير نوين نيز با ذكر آيات مورد بحث آنها را اعجاز علمي قرآن مي داند كه اشاره به زوجيت كرده است و سپس توضيحات مفصلي در اين مورد ارائه مي‌دهد.[21] 10ـ عبدالرزاق نوفل در مورد آيه 189 سوره اعراف: « هوالذي خلقكم من نفس واحدة و جعل منها زوجها ليسكن اليها» « اوست آن كس كه شما را از نفس واحدي آفريده و جفت وي را از آن پديد آورد تا بدان آرام گيرد. » پس از آنكه مقدمه‌اي در مورد « وحدت خلق» مي‌آورد و اينكه ذرات بنيادي همه ی موجودات يكسان است مي‌گويد: « اين حقيقت علمي را كه عصر جديد كشف كرده قرآن 1400 سال قبل با صراحت و وضوح بيان كرده كه همه خلق الهي از نفس واحدي بوده است.» و سپس آيه فوق را مي‌آورد مي‌گويد: « آيا اين [نفس واحده] پروتون و الكترون ... برق واحدي كه مثبت و منفي دارد... يعني نفس واحده نيست...» و حتي در مورد كلمه « ليسكن اليها» مي‌گويد: « سبب سكون نفس واحد همان زوج است و اين مطلبي است كه علم بيان كرده كه سكون پروتون و الكترون به خاطر اختلاف و تساوي آنها در برق است ...»[22] 11ـ طنطاوي در تفسير الجواهر بحث گسترده‌اي در زمينه زوجيت گياهان در زير سوره ذاريات /49 آورده است و اقسام دسته‌بندي گياهان و حيوانات و .... را بررسي كرده و شكل‌هاي آنها را آورده است كه ربطي به تفسير آيه ندارد و فقط مطالب علمي است كه به مناسبت آورده شده است .[23] . بررسي: در اينجا تذكر چند نكته لازم است: 1ـ مطلبي را كه عبدالرزاق نوفل در مورد آيه 189 سوره اعراف نوشته است از چند جهت قابل اشكال است: اول : آنكه كلمه «نفس» و «زوج» از نظر لغوي و اصطلاحي دلالت بر الكترون و پروتون نمي‌كند و ايشان نيز در اين مورد قرينه‌اي نياورده‌اند. دوم :‌ آنكه از نظر علمي صحيح نيست كه كسي بگويد پروتون از الكترون پديد آمده است (جعل منها زوجها) بلكه همانطور كه گذشته هر كدام از الكترون و پروتون از تعدادي كوارك U و D تشكيل شده است . سوم : آنكه سياق آيه مورد نظر با تفسيري كه ايشان كرده تناسب ندارد چون در آيه مي‌خوانيم: « هوالذي خلقكم من نفس واحدة و جعل منها زوجها ليسكن اليها فلما تغشيها حملت حملاً خفيفا فمرت به فلما اثقلت دعوالله ربهما لان اتيتنا صالحا لنكونن من الشاكرين » « اوست آن كس كه شما را از نفس واحدي آفريد و جفت وي را از آن پديد آورد تا بدان آرام گيرد . پس چون [آدم] با او [چندي] با آن [بار سبك] گذرانيد و چون سنگين بار شد، خدا،‌ پروردگار خود را خواندند كه اگر به ما [فرزندي] شايسته عطا كني قطعا از سپاسگزاران خواهيم بود.» سياق آيات در مورد باردار شدن زن از مرد (حوا از آدم) و بوجود آمدن فرزند است پس نفس واحد و زوج در اول آيه در همين مورد است و مراد مرد و زن هستند نه الكترون و پروتون . 2ـ آيات ديگر (رعد/3 ـ شعراء /7 ـ يس/36) ظاهر در زوجيت همه ميوه‌ها و گياهان است و همانطور كه گذشت اين مطلب از قرن هيجدهم كشف گرديد و قبل از آن زوجيت به جز در مواردي مثل « نخل» مشخص نبود پس اين آيات نوعي رازگويي علمي واعجاز علمي قرآن بوده است. 3ـ زوجيت عمومي همه اشياء نيز از آيه 49 سوره ذاريات به خوبي استفاده مي‌شود، ولي تطبيق آن بر الكترون و پروتون قطعي نيست، زيرا همانطور كه گذشت امروزه ذرات بنيادين ديگري به نام كوراك‌ها شناخته شده كه داراي بار مثبت و منفي هستند و لذا باز هم نمي‌توان به طور قطعي ادعا كرد كه «زوجين» مذكور در آيه همان كوارك U و D باشد بلكه احتمالاً مي‌توانند اين مطالب (الكترون ـ پروتون ـ‌كوارك‌ها و ....9 از مصاديق « زوجين» محسوب شود. همانگونه كه ممكن است اصناف موجودات (شب و روز و ...) نيز از مصاديق آنمحسوب شود. 4ـ هر چند كه مصداق دقيق « زوجين » در آيه 49سوره ذاريات مشخص نيست، ولي بيان زوجيت عمومي در همه اشياء يكي از اشارات علمي قرآن و راز‌گويي‌هاي آن است كه در صدر اسلام كسي از آن اطلاعي نداشته است. پس اين مطلب نيز ميتواند اعجاز علمي قرآن محسوب شود. 5- ممكن است كسي ادعا كند كه زوجيت عمومي موجودات با مسأله ی بكرزدايي (توليد مثل برخي تك سلولي‌ها بدون نياز به جنس مخالف) منافات دارد. اين مطالب را در بخش بعدي بررسي خواهيم كرد و بيان مي‌كنيم كه منافاتي بين آنها نيست. . تعارض زوجيت عمومي و بكرزايي: يكي از صاحب‌نظران مي‌نويسد: « كساني كه اين آيه شريفه قرآن (آيه زوجيت) را به اين معنا گرفته‌اند كه هر يك از انواع موجودات زيستي، ‌نر و ماده دارند، يعني هيچ موجود زيستي ، ‌اعم از حيوانات و نباتات وجود ندارند كه نر و ماده نداشته باشد، ‌حال ممكن است كسي بگويد در زيست‌شناسي امروز اين را نمي‌پذيرد ، بلكه خلاف اين را به ما مي‌گويد ، يعني مي‌گويد انواعي از موجودات زيستي وجود دارند كه نر و ماده در ميان آنها وجود ندارند.»[24] براي روشن شدن اشكال لازم است به دو مطلب اشاره كنيم: نخست اينكه در آيات مربوط به زوجيت ، برخي زوجيت‌ ميوه‌ها را بيان مي‌كرد (رعد/3) و برخي زوجيت گياهان را تذكر مي‌داد (شعراء /7) و برخي زوجيت عمومي همه موجودات را اشاره مي‌كرد: «و من كل شيء‌ خلقنا زوجين اثنين »[25] « و از هر چيز دو گونه آفريديم» دوم آنكه پديده بكرزايي در ميان تك‌ياختگان (تك‌ سلولي‌ها) رواج دارد كه در ابتدا مناسب است اطلاعاتي در مورد اين موجودات و نحوه تكثير آنها پيدا كنيم: تك‌ياختگان (تك‌سلولي‌ها) Protozoa به معني حيوان تك‌ياخته است كه پست‌ترين طبقه از سلسله حيوانات هستند كه بدن آنها تنها از يك سلول (Unicellular) ساخته شده است كه داراي هسته مشخص و كامل هستند كه بوسيله غشاء هسته‌اي محصور است. تاكنون بيش از سي‌هزار گونه آنها تشخيص داده شده است و اكثراً بطور آزاد در آب و خاك زندگي مي‌كنند و برخي انگلیسي هستند. اندازه هر كدام 1 ـ 150ميكرون است و تعدادي از آنها با چشم غير مسلح قابل رؤيت است. تكثير گونه‌هاي تك ياختگان مثل : مژگ‌داران ـ تاژك‌داران و ... به سه صورت است: الف : تكثير غير جنسي (Asexual) كه خود داراي صور مختلف است. 1ـ تقسيم دوتايي (Binary Fission) كه تك ياخته مادر از جهت طولي به دو تك ياخته دختر تقسيم مي‌شود و در مژك داران از عرض تقسيم مي‌شوند. 2ـ شيزوگوني (Schizogony) يا تكثير چندتايي ، هسته مادر مكرر به چندين هسته دختر تقسيم مي‌شود و سپس سيتوپلاسم تقسيم شده و اطراف هر هسته را مي‌گيرد. 3ـ جوانه زدن (Budding) بعد از رشد كامل سلول مقاومت غشاء سلولي در نقطه‌اي كم مي‌شود و جوانه‌اي تشكيل مي‌شود و مقداري از هسته و سيتوپلاسم مادر وارد آن مي‌شود و رشد مي‌كند تا آنكه از مادر جدا و زندگي مستقلي را شروع مي‌كند. تذكر: اين سه قسم تكثير را مي‌توان نوعي بكرزايي دانست. ب : تكثير جنسي (Sexual) چند صورت است كه در مژك‌داران ديده مي‌شود. 1ـ آميختگي (Coniugdion) در اين روش دو تك‌ياخته با يكديگر جفت شده و آنگاه محتويات هسته آنها تجديد سازمان يافته است از هم جدا مي‌شوند. 2ـ سنگامي (Syngamy) دو سلول جنسي نر و ماده به نام گامت با يكديگر ملحق شده و تشكيل تخم مي‌دهند. 3ـ اسپوروگوني (Sprogony) ابتداء در داخل اووسيست تك ياخته تعداد زيادي اسپوروزئيت (Sporozoites) بوجود مي‌آيد(به طور غير مستقيم چندتايي ) كه بعدا طي مراحلي سلو‌ل‌هاي جنسي تشكيل مي‌شوند كه به طريق سنگامي با يكديگر جفت مي‌شوند.[26] . بررسي تعارض زوجيت و بكرزايي: 1ـ همان‌طور كه گذشت كلمه «زوج» در لغت به هر يك از دو چيزي گفته مي‌شود كه قرينه همديگر باشند و يا مقارن، مشابه و يا متضاد باشند[27] ـ [28] پس نمي‌توان گفت كه معناي لغت زوج منحصر در « نر و ماده » است. از اين رو در تك ياختگان كه از طريق تقسيم سلولي دو تا مي‌شوند دو زوج خلق شده است، و لذا مشمول كلمه زوج هستند؛ چون از هر كدام از آنها دو چيز مقارن و مشابه پيدا مي‌شود. 2ـ مسأله ی زوجيت عمومي همه اشياء،‌ همزمان بودن يا هم مكان بودن هر دو زوج ملاك نيست و لذا ممكن است دو زوج در دو مكان (مثل الكترون و پروتون كه در هسته اتم و مدار اطراف آن هستند ) و يا در دو زمان باشند. 3ـ اشكال اساسي كه باعث پيدايش پندار تعارض بين قانون زوجيت عمومي موجودات قرآن با مسأله ی بكرزائي شد اين است كه گمان كرده‌اند هميشه لغت زوج به معناي نر و ماده اصطلاحي است در حالي كه معناي كلمه زوج اعم است و هر دو چيز مقارن مشابه يا متضاد را شامل مي‌شود. پس تعارضي بين آيات قرآن در مورد قانون عمومي زوجيت و مسأله ی بكرزائي نيست. 5ـ لقاح(زايا كردن گياهان و ابرها) هر موجود نر و ماده وقتي ثمر مي‌دهند كه زايا باشند و زايا شدن آنها به آميزش دو جنس است، اما آميزش هر نوعي با نوع ديگر متفاوت است. آميزش گياهان از راه گرده‌افشاني و آميزش ابرها بوسيله برخورد ابرهايي با بار مثبت ومنفي و آميزش حيوانات و انسان غالبا با انتقال اسپرم‌ها با شيوه خاص است. قرآن كريم به مسأله ی آميزش و زايا شدن ابرها و گياهان اشاره مي‌كند و مي‌فرمايد: « و ارسلنا الرياح لواقح فانزلنا من السماء‌ ماء‌ فاستقينا كموه و ما أنتم له بخازنين»[29] « و بادها را باردار كننده فرستاديم و از آسمان، آبي نازل كرديم، پس شما را بدان سيراب نموديم، و شما خزانه‌دار آن نيستيد.» و در جاي ديگر قرآن به نقش بادها در شكل‌گيري ابرها اشاره مي‌كند و مي‌فرمايد: « الله الذي يرسل الرياح فتيثر سحابا فيبسطه في السماء كيف يشاء و يجعله كسفافتري الودق يخرج من خلاله فاذا اصاب به من يشاء من عباده اذا هم یستبشرون »[30] « خدا همان كسي است كه بادها را مي‌فرستد و ابري بر مي‌انگيزد و آن را در آسمان ـ هر گونه بخواهد ـ‌ مي‌گستراند و انبوهش مي‌گرداند،‌پس مي‌بيني باران از لابلاي آن بيرون مي‌آيد و چون آن را به هر كس از بندگانش كه بخواهد ، رساند،‌ بناگاه آنان شادماني مي‌كنند.» همين مضمون در سوره فاطر/9 آمده است. . نكات تفسيري : 1ـ از سياق آيات برمي‌آيدكه آيه اول و دوم در مقام شمارش آيات الهي و نعمت‌هاي او است و سپس در آيه اول به بحث قيامت اشاره‌اي مي‌شود. 2ـ شايد بهترين معادل فارسي كلمه لقاح واژه « زايا» است، ‌اين كلمه گاهي لازم است (مثل آنكه مي‌گويند: شتر زايا است) و گاهي متعدي است (شتر نر شتر ماده را لقاح كرد ـ زايا كرد) و در لغت به « شتر ماده» كه شير مي‌دهد « اللقحة » گويند. و به بچه‌اي كه در شكم است ملاقيح گويند. و به مني جنس مذكر نيز «لقاح» گفته شده است.[31] در يك جمع بندي مي‌توان گفت كه لغت لقاح و لقاح به معناي نتيجه دادن و زايا بودن يا زايا كردن است . و « لواقح» جمع « لاقح» است. . تاريخچه: در اينجا به دو تاريخچه اشاره مي‌كنيم: الف ـ بشر از دير زمان حتي قبل از اسلام اطلاع داشت كه اگر نرينه‌هاي گياهان را براي گرده‌افشاني بر سر شاخه‌هاي درختان ميوه به كار نبرند عملاً محصول گياهان بسيار كم مي‌شود مثلاً در عربستان معمول بود كه خوشه‌هاي نرينه خرما را براي گرده ‌افشاني بر سر شاخه‌هاي گلدار درختان خرما بپاشند. اما دراواخر قرن 18 يا اوايل قرن نوزده و با پيدايش وسايل تحقيقاتي جديد از قبيل ميكروسكوپ و غيره ...و پيدايش نوابغ و دانشمندان ،‌ كشف شد كه بدون عمل جفت‌گيري و انجام تلقيح درحيوانات و گياهان، ‌توليد مثل امكان پذير نيست (مگر در برخي گياهان و حيوانات كه تكثيرشان از طريق تقسيم سلول و راههاي ديگر است. سپس معلوم شد كه توليد مثل گياهان عموما بر اساس تلقيح ذرات خيلي ريز و ذره‌بيني به نام گرده يا پولن (polin) است كه عامل انتقال اين گرده وسايل مختلف مثل حشرات و جريانهاي شديد هواست.[32] ب :‌قرن‌ها بشر اطلاعي از كيفيت دقيق نزول باران از ابرها نداشت ، ولي در سالهاي اخير پس از پيشرفتهايي كه در علم فيزيك صورت گرفت و در نتيجه رشته‌هاي جديدي از قبيل هواشناسي (متئرورلوژي ) تأسيس يافت به مسأله ی تلقيح ابرها پي بردند و حتي بحث از باران مصنوعي شد. و در اينجا متوجه شدند كه بادها نقش عجيبي در زايا شدن ابرها دارند يعني از طرفي باعث تشكيل قطرات باران و دانه‌هاي برف مي‌شوند و از طرف ديگر در باردار شدن ابرها به الكتريسيته و تخليه اين بار نقش دارند.[33 . اسرار علمي : در مورد آيات مورد بحث، بويژه كلمه « لقاح» كه در آيه 22 سوره حجر مطرح شده است،‌ مفسران و صاحب‌نظران سخنان مبسوطي دارند و سه ديدگاه مختلف در مورد آيه فوق وجود دارد كه هر كدام به نوعي ، لقاح را اشاره به مسائل علمي معرفي كرده‌اند كه بدانها اشاره مي‌كنيم: الف ـ مقصود لقاح گياهان است: يكي از نويسندگان معاصرمي‌نويسد: « ما بادها را فرستاديم كه گياهان را آبستن مي‌كنند، در آيه موضوع تلقيح گياهان ، به وسيله باد به روشني بيان شده است. ضمنا مسأله‌ي نر و ماده داشتن گياهان نيز استفاده مي‌شود.»[34] ملا فتح الله كاشاني (متوفي 988 ق) نيز در تفسير منهج الصادقين لقاح گياهان را به عنوان يكي از دو احتمال در معناي آيه مطرح مي‌كند و مي‌نويسد: « فرستاديم بادها را آبستنتان به ابر، يعني بردارندگان ابرها يا آبستن كنندگان درختها را به ميوه؛ چه لواقح لازم و متعددي هر دو آمده.»[35] برخي ديگر از نويسندگان نيز آيه فوق را در مورد گياهان دانسته و مي‌نويسند: چون گياهان و گلها براي رسيده به يكديگر هيچ گونه حركتي ندارند، بعضي از حشرات و خصوصا باد عامل اصلي اين وصال گرديده است.[36] ايشان حتي استفاده مي‌كنند كه قرآن قانون ازدواج را مخصوص انسان و حيوان قرار نداده است.[37] احمد محمد سليمان دركتاب القرآن و الطب آيه مورد بحث (حجر/22) را اشاره به لقاح گياهان دانسته است و سپس عوامل لقاح را به عوامل رئيسي (مثل حشرات) و عوامل غير رئيسي (مثل آب و انسان و ...) تقسيم مي‌كند . سپس نقش باد را ذكر كرده و سپس اين مطلب را اعجاز قرآن مي‌داند؛ چرا كه بشريت در اواخر قرن 18 يا اوايل قرن 19 به مسأله ی تلقيح پي برد. در حالي كه قرآن قرن‌ها قبل از آن تذكر داده بود.[38] برخي ديگر از صاحب‌نظران عرب بدون هيچ توضيحي آيه 22سوره حجر را حمل بر لقاح اشجار كرده‌اند.[39] ب : مقصود لقاح ابرهاست :‌ مرحوم طبرسي (ره) (548 ق) از اولين كساني است كه لقاح را به معناي آبستني ابرها دانسته است و مي‌نويسد: « بادها را لقاح كننده فرستاديم؛ يعني وسيله لقاح و آبستني ابرها به باران مي‌شوند . پس از آسمان آب نازل كرديم، يعني باران فرستاديم.»[40] همين معنا را مهندس بازرگان مي‌پذيرد و مي‌نويسد:‌ « آيه دلالت بر لقاح ابرها و بارور شدن آنهاست كه در نتيجه آن لقاح،‌باران مي‌بارد...» و در جاي ديگر مي‌نويسند: « اما بايد دانست تأمين دو شرط فوق (وجود بخار آب در هوا و اشباع شدن و تقطير آن در رسيدن هواي جو به حالت اشباع ، كافي براي تشكيل ابر و ريزش باران نيست، يك عمل يا شرط سوم نيز ضرورت دارد:« بارور شدن » يا عمل لقاح (Germination Stimulation) ... بخار آب ممكن است با وجود رسيدن به حالت اشباع تقطير نشود و وقتي تقطير شد، دانه‌ها آنقدر ريز و معلق در هوا بمانند كه سقوط نكنند و باران نبارد،‌ مگر آنكه با ذرات نامرئي نمك كه به وسيله باد از روي درياها آورده شده است، ‌نطفه‌هاي جذب و آماس كننده‌اي تشكيل شود. يا مهمتر از آن، رطوبت هوا به دور برگه‌هاي متبلور برف كه ارتفاعات بالاتر منعقد شده و به وسيله باد پوشيده مي‌شود، جمع‌گردد و بالاخره قطرات ريز اوليه باران در اثر اختلاط و تلاطم و تصادم بادها به هم بپيوندد تا رفته رفته درشت شده در اثر وزن نسبتا زياد خود از خلال توده‌هاي ابر ساقط گردد... تخليه برق مابين توده‌هاي مختلف ابر كه در اثر اصطكاك با عوارض زمين واجب معلق در باد داراي الكتريسته‌هاي مخالف مي‌شوند و اين تخليه،‌ توأم با روشنائي و غرش شديد، يونيزه شدن هوا و تشكيل ازن است كه كمك فراوان به پيوستن و درست شدن و پختن قطرات مي‌نمايد.... خلاصه آنكه تشكيل و تقويت ابر و مخصوصا نزول باران يا برف بدون عمل لقاح كه با دخالت و تحريك باد صورت مي‌گيرد،‌ عملي نمي‌شود.»[41] سپس ايشان بقيه مفسران را تخطئه مي‌كند كه صراحت نداشته‌اند؛ زيرا از كيفيت موضوع اطلاع نداشته‌اند.[42] احمد امين نيز مي‌نويسد: « منظور (از آيه) همان تأثيري است كه باد در اتحاد الكتريسته مثبت و الكتريسته منفي در دو قطعه ابر و آميزش و لقاح آنها دارد. بنابراين آيه شريفه يك معجزه جاوداني است زيرا حدود هزار و سيصد و نود سال پيش، موضوعي را بيان داشته كه عصاره و نتيجه تحقيقات علمي جديد است.»[43] استاد مكارم شيرازي نيز تفسير لقاح ابرها را براي آيه مي‌پذيرند و تفسير لقاح گياهان را رد مي‌كنند. ايشان مي‌نويسند: « لواقح» جمع «لاقح» به معناي بارور كننده است، در اينجا اشاره به بادهائي است كه قطعات ابر را به هم پيوند مي‌دهد و آنها را آماده باران مي‌سازد. سپس به دليل رد تفسير لقاح گياهان مي‌پردازند و مي‌نويسند:‌ اشاره به « نمي‌توان آيه فوق را اشاره به (لقاح گياهان) دانست چرا كه بعد از اين كلمه بلافاصله نازل شدن باران از آسمان (آن هم با فاء تفريح) آمده است كه نشان مي‌دهد تلقيح كردن بادها مقدمه‌اي براي نزول باران است.» البته ايشان تذكر مي‌دهند كه لقاح گياهان را برخي به عنوان اعجاز علمي آيه ی فوق مطرح كرده‌اند.[44] احمد عمر ابوحجر نيز آيه 22 سوره حجر را به معناي لقاح ابرها گرفته‌اند و توضيحات مفصلي مي‌دهند.[45] ج ـ مقصود لقاح ابرها و گياهان است:‌ برخي از نويسندگان آيه 22 سوره حجر را ناظر به تلقيح در عالم نباتات (گياهان) و دنياي ابرها دانسته‌اند.[46] يكي ديگر از نويسندگان با طرح دو آيه مورد بحث (حجر/22 ـ روم /47) آنها را اشاره به «بادهاي نر» كه ابرها را حركت مي‌دهند و در سرزمين‌هاي ديگر مي‌برند و به باران تبديل مي‌شود، مي‌داند. و سپس در ذيل آيات فوق ، نقش‌بادها در گرده‌ افشاني گلها و كشاورزي را مطرح مي‌كند و آن را يكي از پيشگوئي‌هاي علمي قرآن مي‌داند.[47] مهندس محمد علي سادات با طرح آيه 22 سوره حجر مي‌نويسند:‌ « با در نظر گرفتن اطلاعات و معلوماتي كه علوم جديد تا به امروز در اختيار بشر قرار داده، به وضوح پيداست كه آيه ی مذكور با معرفي باد به عنوان وسيله ی تلقيح در حالت كلي، پرده از روي دو راز بزرگ عالم خلقت (تلقيح گياهان ـ ‌تلقيح ابرها) برداشته و قرنها قبل از اينكه بشر به اتكاء علم و دانش خود پي به وجود آنها برد، آنها را براي بشر تعليم فرموده. يكي از اين دو اصل مسلم علمي همانا نقش اصلي و اساسي باد در تلقيح نباتات مي‌باشد و اما اصل ديگر موضوع تلقيح ابرها مي‌باشد.»[48] سپس ايشان با رد انحصار معناي آيه به تلقيح گياهان بخاطر حرف « فاء » « فانزلنا من السماء ماءً » مي‌نويسد: « با اندك تعمقي در متن آيه و مقايسه آن با ساير آيات مشابه به وضوح پيداست كه قسمت اول آيه حالت كلي داشته و حالت حصر و انحصاري در بين نيست. به عنوان مثال شواهدي از خود قرآن نقل مي‌شود: «‌و هوا الذي انزل من السماء ماء فاخرجنا به نبات كل شيء » [49] « و او كسي است كه آب را از آسمان فرو فرستاد و سپس بيرون آورديم به سبب آب هر گياه و روئيدني را ...» و همينطور آيه 57 سوره اعراف مي‌فرمايد: « فانزلنا به الماء فاخرجنا به من كل الثمرات » « و به وسيله آن آب را فرو فرستاديم ، سپس به وسيله آن آب ، بيرون آورديم از زمين تمام ثمرات را » در هر كدام از آيات مذكور تنها به يك فونكسيون آب و صرفا به يكي از نتايج و اثرات نزول آن كه روئيدن نباتات باشد، اشاره گرديده است. در صورتي كه مي‌دانيم نتايج حاصله از نزول آب تنها به اين يك مورد خلاصه نمي‌گردد(در حالي كه هر دو مورد حرف « ف» به اول «اخرجنا» اضافه شده است.) پس اگر در آيه شريفه مورد بحث نزول آب از آسمان را تنها يكي از نتايج عمل تلقيح بوسيله باد بدانيم، نه تنها تناسب با مورد خواهد داشت. بلكه در غير اين صورت انحصار بي‌جائي از پيش خود بر آيه تحميل كرده‌ايم.»[50] . بررسي: در اينجا تذكر چند نكته لازم است: 1ـ كلمه «لواقح» در آيه «و ارسلنا الرياح لواقح»[51] مي‌تواند به چهار معنا تصور شود: الف : و بادها را زايا و آبستن (حامل ابر) فرستاديم. ب : و بادها را زايا و آبستن (گرده گياهان) فرستاديم. ج : و بادها را زايا كننده و آبستن كننده (ابرها) فرستاديم. د: و بادها را زايا كننده و آبستن كننده (گياهان)‌فرستاديم. از آنجا كه لواقح در آيه به صورت مطلق آمده و مشخص نشده كه لازم يا متعدي است، در صورت متعدي بودن، متعلق آن ابرها يا گياهان است؛ پس نمي‌توانيم هيچكدام از چهار احتمال را از آيه نفي كنيم. بلي در ادامه مي‌فرمايد «فانزلنا من السماء ماءً »[52] و تفريح و نتيجه‌گيري نزول باران از آسمان بدنبال فرستادن ابرها مي‌تواند قرينه باشد كه مراد آيه احتمال « الف يا ج» است. (حامل ابر بودن يا زايا كردن ابرها). ولي از طرف ديگر مي‌توان گفت كه صدر آيه يك مطلب كلي را مي‌گويد (لقاح بادها) اعم از لقاح ابرها يا گياهان و در دنباله آيه يكي از نتايج اين لقاح را تذكر مي‌دهد و يا مصداق اكبر آيه را تذكر مي‌دهد و يا مصداقي از آیه را متذكر مي‌شود كه بشر از آن اطلاع نداشته و اعجاز قرآن را اثبات مي‌كند. همانطور كه گذشت اين مطلب در برخي از آيات ديگر قرآن مشابه دارد. مثل : « و هو الذي انزل من السماء ماءً فاخرجنا به نبات كل شيء»[53] پس انحصار آيه در لقاح ابرها (ديدگاه دوم) يا لقاح گياهان (ديدگاه اول) دليل قاطعي ندارد و معناي آيه اعم است. 2ـ «لقاح» در آيه مورد بحث مي‌تواند چيزي فراتر از لقاح ابرها و گياهان باشد و لقاح ابرها و گياهان دو مصداق براي لقاح باد است . ممكن است در آينده با پيشرفت علمي بشر تأثيرات ابرها در موارد ديگري نيز اثبات شود. 3ـ اشاره علمي قرآن به لقاح ابرها در آيه 22 سوره حجر مي‌تواند نوعي اعجاز علمي قرآن بشمار آيد؛ چرا كه اين مطلب تا سالهاي اخير براي بشر روشن نشده بود، اما اشاره قرآن به لقاح گياهان هر چند كه مطلب شگفت‌آوري است، اما اعجاز علمي قرآن به شمار نمي آيد؛ چرا كه انسان‌ها حتي قبل از اسلام به صورت اجمالي از تأثير گرده‌افشاني برخي گياهان اطلاع داشتند. ........................................................................................................................ پي نوشت : [1] رعد/3. [2] شعراء /7 [3] يس/36. [4] ذاريات /49. [5] عبدالرزاق نوفل،‌القرآن و العلم الحديث، ص 156 ـ 157 استدلال ايشان در ادامه مي‌آيد. [6] اعراف/189. [7] شعراء/ 7 ، رعد/3. [8] ر.ك: مفردات راغب اصفهاني، ماده زوج. [9] ر.ك: پي‌يرروسو، تاريخ علوم، ص 354 و 408 به بعد، ترجمه حسن صفاري، و نيز گودرز نجفي، مطالب شگفت‌انگيز قرآن، ص 57 و نيز تفسير نمونه، ج 18، ص 377 ـ 378. [10] ذكر الله احمدي، ارمغان روشنفكران،‌ص 73 و م. حقيقي ، فروغ دانش‌جديد در قرآن و حديث، ج 2، ص 22 و نيز گودرز نجفي، مطالب شگفت‌انگيز قرآن، ص 57. [11] ماكس پلانك ، تصوير جهان در فيزيك جديد، ص 95، ترجمه مرتضي صابر. [12] ر.ك: مهندس محمد علي سادات،‌زنده جاويد و اعجاز قرآن، ص 40/42. [13] ر.ك : دكتر اوبلاكر ، فيزيك نوين،‌ص 34 ـ 35، ترجمه بهروز بيضاوي. [14] تفسير نمونه، ج 22، ص 376. [15] علامه طباطبائي ، اعجاز قرآن، ص 15، ويراسته عليرضا ميرزا محمد. [16] عباسعلي سرافرازي ، رابطه علم و دين ، ص 35 ـ 36. [17] گودرز نجفي، مطالب شگفت‌انگيز قرآن، ص 57 ـ‌60. [18] احمد محمد سليمان ،‌القرآن و الطب، ص 27 ـ 28، (1981 م)‌طبع خامس ـ دارالعوده ،‌بيروت. [19] مهندس محمد علي سادات، زنده جاويد و اعجاز جاويدان، ص 39 ـ 43. [20] ر.ك: لطيف راشدي، نگرشي به علوم طبيعي در قرآن، ص 24. [21] محمد تقي شريعتي ،‌تفسير نوين، ص 11. [22] ر.ك: عبدالرزاق نوفل ،القرآن و العلم الحديث ،‌ص 154 ـ 157. [23] طنطاوي جوهري، الجواهر في تفسيرالقرآن، ج 12، ص 170 ـ‌201،‌دارالفكر . [24] استاد مصطفي ملكيان، فصلنامه مصباح، ش 10، ص 66(البته ايشان اضافه مي‌كند كه هر دو طرف اين قضيه را بنابر فرض مي‌گويد.) [25] ذاريات /49. [26] دكتر هرمز داورمزدي،انگل شناسي پزشكي، ص 37 ـ 46، چاپ چهارم، جهاد دانشگاهي ،‌1372 ش. [27] ر.ك : مفردات راغب، ماده زوج. [28] تفسير نمونه،‌ج 18، ص 377 ـ 378 و ج 22،‌ص 376. [29] حجر/22. [30] روم/48. [31] ر.ك: مفردات راغب،‌ماده لقح. [32] ر.ك:‌احمد محمد سليمان،‌القرآن و الطب، ص 23 ـ 26 و نيز مهندس محمد علي سادات ، زنده جاويد و اعجاز جاويدان، ص 31 به بعد. [33] ر.ك: مهندس مهدي بازرگان ، باد و باران در قرآن،‌ص 59 و نيز سادات ،‌زنده جاويد و اعجاز قرآن، ص 35 به بعد. [34] عباسعلي سرفرازي، رابطه علم و دين ،‌ص 36. [35] منهج الصادقين،‌ج 5، ص 158،‌چاپ كتابفروشي اسلاميه ،‌1346 ق. [36] عبدالكريم هاشمي‌نژاد، رهبران راستين، ص 259 و 263 و م. حقيقي، فروغ دانش جديد در قرآن و حديث،‌ج 2، 23. [37] ر.ك: آيت‌الله خويي ، مرزهاي اعجاز، ص 118 ترجمه استاد جعفر سبحاني . [38] برگرفته از احمد محمد سليمان، القرآن و الطب ، ص 24 ـ 26 دارالعوة ،‌بيروت. [39] الشيخ خالد عبدالرحمن العك،‌الفرقان و القرآن، ص 511. [40] مجمع البيان،‌ج 3،‌ص 334، مطبعة‌العرفان ،‌بيروت. [41] ايجاد باران مصنوعي مانند تلقيح مصنوعي حيوانات است به اين ترتيب كه در هواي صاف يا با قطعات متفرق ابر كه گرم و مرطوب و آماده براي ابر شدن بوده ولي در حال تأخير تعادل باشد گرد يخ متبلور (انيدريد كربنيك) يا بعضي املاح سرد و جاذب الرطوبة‌يا غبار آب بوسيله هواپيما مي‌باشد. [42] ر.ك: باد و باران در قرآن، ص 59 و 126. [43] احمد امين،‌راه تكامل ، ص 57. [44] تفسير نمونه،‌ج 11،‌ص 61 و نيز قرآن آخرين پيامبر، ص 197. [45] ر.ك: احمد ابوحجر،‌التفسير العلمي للميزان، ص 461 ـ 463. [46] گودرز نجفي، مطالب شگفت‌انگيز قرآن، ص 62. [47] ر.ك: مصطفي زماني، پيشگوئي‌هاي علمي قرآن، ص 91 ـ 93. [48] زنده جاويد و اعجاز جاويدان،‌مهندس محمد علي سادات،‌ص 35 ـ 36 با تلخيص. [49] انعام /29. [50] همان،‌ص 39. [51] حجر/22. [52] حجر/ 22. [53] انعام /29و مشابه آن اعراف /57. (پس از فاء در «فاخرجنا» يكي از ثمرات باران بيان شده يعني روئيدن گياهان، ولي ثمرات باران منحصر در اين مورد نيست.) ....................................................................................................... منبع: كتاب پژوهشي در اعجاز علمي قرآن (جلد دوم) (راسخون)

زوجیت از منظر قرآن و علم [بررسی زوجیت در گیاهان و سایر اشیا]

بسم الله الرحمن الرحیم  زوجیت از منظر قرآن و علم [بررسی زوجیت در گیاهان و سایر اشیا] . وَمِن كُلِّ شَىْءٍ خَلَقْنَا زَوْجَيْنِ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ و از هر چیز دو جفت آفریدیم، شاید متذکّر شوید! (آیه 49 سوره ذاریات) . فهرست: ۱-چکیده ۲-مقدمه ۳-ادعای اعجاز ۳.۱زوج در لغت ۴-زوجیت در قرآن ۴.۱زوج به صورت مفرد ۴.۲زوج به معنای زن ۴.۳زوج به معنای شوهر ۴.۴زوج در مورد گیاهان ۴.۵زوج به صورت تثنیه ۴.۶زوجین با تأکید اثنین در مورد حیوانات ۴.۷زوجین با تأکید اثنین در مورد گیاهان ۵-ثمرات در قرآن ۶-نظر مفسران ۷-زوجیت در عالم گیاهان ۷.۱تولیدمثل در سطح زمین ۷.۲پدیده دو پایه‌ای یا جدایی جنس‌ها ۷.۳تناوب نسل ۷.۴بی نر لقاحی ۷.۵دیرینه شناسی گیاهان ۷.۵.۱اجداد جلبکی ۸-رده‌های مختلفی از ریز سنگواره‌ها جزء تک سلولی‌های گیاهی طبقه‌بندی می‌شوند ۸.۱دیاتومه‌ها ۸.۲کاراسه ۸.۳خزگیان و نهانزادان آوندی ۸.۴سرخس‌های فسیل ۸.۴.۱راسته کوردائیتال ها (حدواسط سرخس و بازدانگان) ۸.۴.۱.۱بازدانگان ۸.۴.۲نهاندانگان ۹-مثال‌هایی از چگونگی تولید مثل در برخی جانداران ۹.۱قارچ‌ها ۹.۲گلسنگ ۹.۳خودلقاحی ۹.۴آپومیکسی ۱۰-زوجیت در همه اشیاء جهان ۱۱-زوجیت در ناشناخته‌ها ۱۲-بررسی مساله زوجیت و تولیدمثل به روش‌های غیرجنسی ۱۳-نتیجه‌گیری ۱۴-پانویس و منابع . چکیده قرآن کریم قانون زوجیت را به عنوان مساله‌ای فراگیر مطرح می‌کند که دایره‌ای بسیار گسترده‌تر از ازدواج و زناشویی دارد، نه تنها در جانوران و گیاهان بلکه تمام تاثیرات متقابل میان موجودات را شامل می‌شود. بررسی‌های علمی نشان می‌دهد که عالم بر اساس زوجیت بنا شده استواری و پایداری منظم و منطقی که در طبیعت مشاهده می‌شود ناشی از نظام زوجیت فراگیر در هستی است. اگر چنین تاثیرات متقابلی مبتنی بر قانون زوجیت فراگیر میان اجزای این هستی وجود نداشت طبیعت نابود می شد. در آیات مربوط به زوجیت، واژه های زوج، زوجین، ازواج وجود دارد که مورد بررسی قرار گرفت. بیان زوجیت در عالم گیاهان و همه اشیاء از موارد اعجاز علمی است که قرآن 14 قرن پیش بیان فرموده است. مقدمه یکی از مباحثی که در قرآن مجید به آن اشاره شده، بحث زوجیت در انسان و حیوان و...است. «زوجیت» ارتباط و پیوند و علاقه‌ای است که میان زن و مرد و نر و ماده در حیوانات برقرار می‌شود و منجر به تولید موجود سومی می‌گردد. این امر در عالم طبیعت برای ادامه نسل و بقای حیات در موجودات ضرورت دارد. در قرآن تعبیر(زوجیت) در مورد گیاهان هم به کار رفته است زمانی که جهان در تاریکی جهل به سر می‌برد، قرآن در ضمن آیاتی به زوجیت در گیاهان تصریح کرده است. مسئله زوجیت در گیاهان تا قرن 18 میلادی همچنان در پرده ابهام بود تا اینکه نخستین بار «لینه» دانشمند و گیاه شناس معروف سوئدی موفق به کشف این واقعیت شد که مسئله زوجیت در گیاهان تقریبا یک قانون عمومی است و گیاهان هم مانند انسان و حیوان نر و ماده دارند و تولید مثل می‌کنند. قرآن از این هم پا را فراتر گذاشته ودر سوره ذاریات /49، زوجیت در تمام اشیاء عالم را مطرح می‌کند. آیا واقعا قرآن به زوجیت در همه گیاهان و در تمام اشیاء اشاره دارد ؟ به این منظور از کتاب‌های لغت قدیم و جدید و نیز تفاسیر مختلف استفاده شده است و از نظر علمی هم جدید ترین مطالب مورد توجه قرار گرفته است. ادعای اعجاز در مورد آیات مربوط به زوجیت د رگیاهان و زوجیت در تمام اشیاء عالم، ادعا ی اعجاز علمی شده است که قرآن در 1400 سال پیش در مقام اشاره به این مطالب بوده در حالی که مردم جز در مواردی خاص مانند درخت نخل از نر و ماده داشتن سایر گیاهان اطلاعی نداشتند. زوج در لغت از نظر معنا واژه «زوج» برمقارنت چیزی برای چیزی دلالت دارد مانند زوج زن که شوهرش است[۱]. به هر یک از دو قرين از مذكّر و مؤنّث در حيواناتی كه ازدواج يافته‏‌اند و نیز به هر دو قرين در غير حيوانات «زوج» اطلاق می‌شود. مثل يك زوج كفش (يك جفت) و نیز برای هر آنچه که اقتران و ارتباط و پیوستگی با دیگری دارد اعم از اینکه مماثل و مشابه یا متضاد با او باشد «زوج» گویند[۲]. وقتی گفته می شود «زوجان من الحمام» یعنی ذکر و انثی، اما قول خدا در مورد نباتات و گیاهان، مراد لون و رنگ است[۳] [۴]. اما بعید نیست باشد از آنچه که گفتیم[۵] این بیان ابن فارس حکایت از این دارد که وی در مورد گیاهان احتمال ذکر و انثی بودن را می دهد و رد نمی‌کند. «زوج» به معنی صنف و نوع از هر چیزی است و هر دو چیز مقترن با هم که شبیه یا نقیض هم باشند «زوجان» گفته می‌شود و به هریک از آنها «زوج» گویند. مانند زوج زن که شوهرش است و زوج مرد که زنش است[۶]. طریحی[۷] هم زوج را «صنف» معنا کرده و گوید «ازواج» به معنی اصناف، اشکال و اجناس است. بنابراین با توجه به نظرات لغویون، «زوج» عبارتند از: به مجموع دو چیز مقترن «زوج» گویند. به هر فردی از آن دو نیز «زوج» گویند. به فرد دارای قرین «زوج» گویند. به دو فرد قرین که با هم شبیه یا متضاد باشند «زوج» گویند. (دو فرد قرین طبعا دارای ارتباط و پیوستگی هستند.) به صنف و نوع، جنس «زوج» گویند. و نیز به مذکر و مؤنث( نر و ماده ای که میانشان ارتباط جنسی وجود دارد.) «زوج» گفته می‌شود.قرآن این معنا را در مورد انسان و حیوان به کار برده است. ولی در مورد گیاهان و سایر اشیاء روشن نیست. نکته: لغویون[۸][۹] معنای «زوج» را در گیاهان لون و رنگ دانسته‌اند در حالی که اگر منظور خدا رنگ و لون بود به صراحت اشاره می‌‌کرد. این نشان دهنده این است که معنای «زوج» فراتر از لون و رنگ می‌باشد. مانند: أَلَمْ تَرَ أَنَّ ٱللَّهَ أَنزَلَ مِنَ ٱلسَّمَآءِ مَآءً فَأَخْرَجْنَا بِهِۦ ثَمَرَٰتٍ مُّخْتَلِفًا أَلْوَٰنُهَا وَمِنَ ٱلْجِبَالِ جُدَدٌۢ بِيضٌ وَحُمْرٌ مُّخْتَلِفٌ أَلْوَٰنُهَا وَغَرَابِيبُ سُودٌ آیا ندیدی خداوند از آسمان آبی فرو فرستاد که بوسیله آن میوه‌هایی رنگارنگ (از زمین) خارج ساختیم و از کوه‌ها نیز (به لطف پروردگار) جاده‌هایی آفریده شده سفید و سرخ و به رنگهای مختلف و گاه به رنگ کاملاً سیاه! - آیه 27 سوره فاطر . زوجیت در قرآن قرآن در موارد مختلفی از زوجیت سخن می‌گوید: در رابطه با همسر ( اعم از زن یا شوهر) مانند: از زوجیت میوه‌ها: از زوجیت در گیاهان: از زوجیت چیزهایی كه انسان‌ها نمی‌دانند: . سُبْحَٰنَ ٱلَّذِى خَلَقَ ٱلْأَزْوَٰجَ كُلَّهَا مِمَّا تُنۢبِتُ ٱلْأَرْضُ وَمِنْ أَنفُسِهِمْ وَمِمَّا لَا يَعْلَمُونَ منزه است کسی که تمام زوجها را آفرید، از آنچه زمین می‌رویاند، و از خودشان، و از آنچه نمی‌دانند - آیه 36 سوره یس . از زوجیت همه اشیای جهان: وَمِن كُلِّ شَىْءٍ خَلَقْنَا زَوْجَيْنِ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ و از هر چیز دو جفت آفریدیم، شاید متذکّر شوید! - آیه 49 سوره ذاریات و هدف نهایی از بیان زوجیت تذكر نشانه‌های الهی و به‌كار انداختن اندیشهٔ انسان است: إِنَّ فِى ذَٰلِكَ لَءَايَةً وَمَا كَانَ أَكْثَرُهُم مُّؤْمِنِينَ در این، نشانه روشنی است (بر وجود خدا)؛ ولی بیشترشان هرگز مؤمن نبوده‌اند! - آیه 8 سوره شعراء زوج به صورت مفرد واژه «زوج» به صورت مفرد در آیات به معانی مختلفی به کار رفته است. در مورد همسر اعم از زن و مرد و گیاه اگر چه در لغت «زوج» بر 2 تا ( اثنان، جفت) اطلاق می‌شود ولی در استعمال قرآن «زوج» بر فردی که برایش قرینی باشد نیز دلالت دارد مانند یک مرد ،یک زن یا یک نوع گیاه و برای دو تا «زوجین و زوجان» به کار برده است. زوج به معنای زن نمونه آیاتی که در آن «زوج» به معنای زن ( همسر ) به کار رفته است: وَإِنْ أَرَدتُّمُ ٱسْتِبْدَالَ زَوْجٍ مَّكَانَ زَوْجٍ وَءَاتَيْتُمْ إِحْدَىٰهُنَّ قِنطَارًا فَلَا تَأْخُذُوا۟ مِنْهُ شَيْـًٔا أَتَأْخُذُونَهُۥ بُهْتَٰنًا وَإِثْمًا مُّبِينًا و اگر تصمیم گرفتید که همسر دیگری به جای همسر خود انتخاب کنید، و مال فراوانی (بعنوان مهر) به او پرداخته‌اید، چیزی از آن را پس نگیرید! آیا برای بازپس گرفتن مهر آنان، به تهمت و گناه آشکار متوسل می‌شوید؟!  - آیه 20 سوره نساء . وَقُلْنَا يَٰٓـَٔادَمُ ٱسْكُنْ أَنتَ وَزَوْجُكَ ٱلْجَنَّةَ وَكُلَا مِنْهَا رَغَدًا حَيْثُ شِئْتُمَا وَلَا تَقْرَبَا هَٰذِهِ ٱلشَّجَرَةَ فَتَكُونَا مِنَ ٱلظَّٰلِمِينَ و گفتیم: «ای آدم! تو با همسرت در بهشت سکونت کن؛ و از (نعمتهای) آن، از هر جا می‌خواهید، گوارا بخورید؛ (اما) نزدیک این درخت نشوید؛ که از ستمگران خواهید شد. - آیه 35 سوره بقره . در این آیات زوج به معنی «زن» (زوجه، همسر). است. لازم به ذکر است که «زوجه و زوجات» در قرآن نیامده بلکه دو واژه«زوج» و جمع آن «ازواج» به کار رفته است . زوج به معنای شوهر در آیات زیر «زوج» در معنای مرد (شوهر) کار رفته است. بِسْمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحْمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ قَدْ سَمِعَ ٱللَّهُ قَوْلَ ٱلَّتِى تُجَٰدِلُكَ فِى زَوْجِهَا وَتَشْتَكِىٓ إِلَى ٱللَّهِ وَٱللَّهُ يَسْمَعُ تَحَاوُرَكُمَآ إِنَّ ٱللَّهَ سَمِيعٌۢ بَصِيرٌ خداوند سخن زنی را که درباره شوهرش به تو مراجعه کرده بود و به خداوند شکایت می‌کرد شنید (و تقاضای او را اجابت کرد)؛ خداوند گفتگوی شما را با هم (و اصرار آن زن را درباره حل مشکلش) می‌شنید؛ و خداوند شنوا و بیناست. - آیه 1 سوره مجادله . فَإِن طَلَّقَهَا فَلَا تَحِلُّ لَهُۥ مِنۢ بَعْدُ حَتَّىٰ تَنكِحَ زَوْجًا غَيْرَهُۥ فَإِن طَلَّقَهَا فَلَا جُنَاحَ عَلَيْهِمَآ أَن يَتَرَاجَعَآ إِن ظَنَّآ أَن يُقِيمَا حُدُودَ ٱللَّهِ وَتِلْكَ حُدُودُ ٱللَّهِ يُبَيِّنُهَا لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ اگر (بعد از دو طلاق و رجوع، بار دیگر) او را طلاق داد، از آن به بعد، زن بر او حلال نخواهد بود؛ مگر اینکه همسر دیگری انتخاب کند (و با او، آمیزش‌جنسی نماید. در این صورت،) اگر (همسر دوم) او را طلاق گفت، گناهی ندارد که بازگشت کنند؛ (و با همسر اول، دوباره ازدواج نماید؛) در صورتی که امید داشته باشند که حدود الهی را محترم میشمرند. اینها حدود الهی است که (خدا) آن را برای گروهی که آگاهند، بیان می‌نماید. - آیه 230 سوره بقره زوج در مورد گیاهان واژه «زوج» 4 بار در مورد گیاهان و روییدنی‌ها هم به کار رفته است. أَوَلَمْ يَرَوْا۟ إِلَى ٱلْأَرْضِ كَمْ أَنۢبَتْنَا فِيهَا مِن كُلِّ زَوْجٍ كَرِيمٍ آیا آنان به زمین نگاه نکردند که چقدر از انواع گیاهان پرارزش در آن رویاندیم؟! - آیه 7 سوره شعراء . خَلَقَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ بِغَيْرِ عَمَدٍ تَرَوْنَهَا وَأَلْقَىٰ فِى ٱلْأَرْضِ رَوَٰسِىَ أَن تَمِيدَ بِكُمْ وَبَثَّ فِيهَا مِن كُلِّ دَآبَّةٍ وَأَنزَلْنَا مِنَ ٱلسَّمَآءِ مَآءً فَأَنۢبَتْنَا فِيهَا مِن كُلِّ زَوْجٍ كَرِيمٍ (او) آسمانها را بدون ستونی که آن را ببینید آفرید، و در زمین کوه‌هایی افکند تا شما را نلرزاند (و جایگاه شما آرام باشد) و از هر گونه جنبنده‌ای روی آن منتشر ساخت؛ و از آسمان آبی نازل کردیم و بوسیله آن در روی زمین انواع گوناگونی از جفتهای گیاهان پر ارزش رویاندیم.- آیه 10 سوره لقمان . وَٱلْأَرْضَ مَدَدْنَٰهَا وَأَلْقَيْنَا فِيهَا رَوَٰسِىَ وَأَنۢبَتْنَا فِيهَا مِن كُلِّ زَوْجٍۭ بَهِيجٍ و زمین را گسترش دادیم و در آن کوه‌هائی عظیم و استوار افکندیم و از هر نوع گیاه بهجت‌انگیز در آن رویاندیم، - آیه 7 سوره ق . يَٰٓأَيُّهَا ٱلنَّاسُ إِن كُنتُمْ فِى رَيْبٍ مِّنَ ٱلْبَعْثِ فَإِنَّا خَلَقْنَٰكُم مِّن تُرَابٍ ثُمَّ مِن نُّطْفَةٍ ثُمَّ مِنْ عَلَقَةٍ ثُمَّ مِن مُّضْغَةٍ مُّخَلَّقَةٍ وَغَيْرِ مُخَلَّقَةٍ لِّنُبَيِّنَ لَكُمْ وَنُقِرُّ فِى ٱلْأَرْحَامِ مَا نَشَآءُ إِلَىٰٓ أَجَلٍ مُّسَمًّى ثُمَّ نُخْرِجُكُمْ طِفْلًا ثُمَّ لِتَبْلُغُوٓا۟ أَشُدَّكُمْ وَمِنكُم مَّن يُتَوَفَّىٰ وَمِنكُم مَّن يُرَدُّ إِلَىٰٓ أَرْذَلِ ٱلْعُمُرِ لِكَيْلَا يَعْلَمَ مِنۢ بَعْدِ عِلْمٍ شَيْـًٔا وَتَرَى ٱلْأَرْضَ هَامِدَةً فَإِذَآ أَنزَلْنَا عَلَيْهَا ٱلْمَآءَ ٱهْتَزَّتْ وَرَبَتْ وَأَنۢبَتَتْ مِن كُلِّ زَوْجٍۭ بَهِيجٍ ای مردم! اگر در رستاخیز شک دارید، (به این نکته توجّه کنید که:) ما شما را از خاک آفریدیم، سپس از نطفه، و بعد از خون بسته شده، سپس از «مضغه» [= چیزی شبیه گوشت جویده شده‌]، که بعضی دارای شکل و خلقت است و بعضی بدون شکل؛ تا برای شما روشن سازیم (که بر هر چیز قادریم)! و جنین‌هایی را که بخواهیم تا مدّت معیّنی در رحم (مادران) قرارمی‌دهیم؛ (و آنچه را بخواهیم ساقظ می‌کنیم؛) بعد شما را بصورت طفل بیرون می‌آوریم؛ سپس هدف این است که به حدّ رشد و بلوغ خویش برسید. در این میان بعضی از شما می‌میرند؛ و بعضی آن قدر عمر می‌کنند که به بدترین مرحله زندگی (و پیری) می‌رسند؛ آنچنان که بعد از علم و آگاهی، چیزی نمی‌دانند! (از سوی دیگر،) زمین را (در فصل زمستان) خشک و مرده می‌بینی، اما هنگامی که آب باران بر آن فرو می‌فرستیم، به حرکت درمی‌آید و می‌روید؛ و از هر نوع گیاهان زیبا می‌رویاند! - آیه 5 سوره حج . كريم از اسماء حسنى است، و در غير خدا نيز بكار می‌رود واژة كريم جامع انواع خیر و شرف و فضایل و ارزش‌ها است. ( ابن منظور،12/510) و مِن كُلِّ زَوْجٍ كَرِيمٍ اشاره به گياهان پرفايده است و البته هر گياهی داراي فوائدی است كه با پيشرفت علم اين حقيقت روز به روز آشكارتر می‌‏شود. البته تعبير به «زوج» درمورد گياهان قابل دقت است با توجه به معنای لغوی «زوج» که هم در مورد «جفت» به کار می‌رود و هم «نوع و صنف»، سؤال این است در این آیات به کدام معنا است؟ اشاره به نوع گیاهان است یا جفت‌های گیاهان؟ گرچه غالب مفسران «زوج» را به معنى «نوع» و«صنف»، و «ازواج» را به معنى «انواع» و «اصناف» گرفته‌‏اند، ولى «زوج» به معنى معروفش (جفت) قبل از هر معنی دیگر به ذهن می‌آید از این رو می توان احتمال داد که قرآن به زوجیت در جهان گیاهان نیز اشاره دارد. زوج به صورت تثنیه «زوج» به صورت تثنیه «زوجین» و «زوجان»در آیاتی به کار رفته است. «زوجین» در آیات زیر در مورد « مرد و زن» به کار رفته است «زوجین» یعنی دو نوع انسان زن و مرد که با هم ازدواج کرده‌اند. وَأَنَّهُۥ خَلَقَ ٱلزَّوْجَيْنِ ٱلذَّكَرَ وَٱلْأُنثَىٰ و اوست که دو زوج نر و مادّه را آفرید... - آیه 45 سوره نجم . فَجَعَلَ مِنْهُ ٱلزَّوْجَيْنِ ٱلذَّكَرَ وَٱلْأُنثَىٰٓ و از او دو زوج مرد و زن آفرید! - آیه 39 سوره قیامه درسوره« الرحمن» درمورد میوه‌های بهشتی واژه «زوجان» آمده (در حالت رفعی) که معمولا به «نوع و گونه» تعبیر نموده‌اند، مانند نوع درشت و ریز یا شیرین و ترش و.. فِيهِمَا مِن كُلِّ فَٰكِهَةٍ زَوْجَانِ در آن دو، از هر میوه‌ای دو نوع وجود دارد (هر یک از دیگری بهتر)! - آیه 52 سوره الرحمن آیا واقعا در بهشت فقط دو گونه از هر میوه ای است ؟؟یا زوجیت و نر و ماده بودن منظور است؟؟ زوجین با تأکید اثنین در مورد حیوانات آیات مربوط به جریان طوفان در زمان حضرت نوح (ع)، که ایشان به فرمان الهی از هر حیوانی یک جفت انتخاب کردند و سوار بر کشتی نمودند طبعا انتخاب حضرت نوح(ع) بر اساس انتخاب یک جفت نر و ماده بوده است و این کار برای جلوگیری از انقراض و نابودی نسل آن حیوانات در جریان طوفان بوده تا نسل آنها نابود نشود. حَتَّىٰٓ إِذَا جَآءَ أَمْرُنَا وَفَارَ ٱلتَّنُّورُ قُلْنَا ٱحْمِلْ فِيهَا مِن كُلٍّ زَوْجَيْنِ ٱثْنَيْنِ وَأَهْلَكَ إِلَّا مَن سَبَقَ عَلَيْهِ ٱلْقَوْلُ وَمَنْ ءَامَنَ وَمَآ ءَامَنَ مَعَهُۥٓ إِلَّا قَلِيلٌ (این وضع همچنان ادامه یافت) تا آن زمان که فرمان ما فرا رسید، و تنور جوشیدن گرفت؛ (به نوح) گفتیم: «از هر جفتی از حیوانات (از نر و ماده) یک زوج در آن (کشتی) حمل کن! همچنین خاندانت را (بر آن سوار کن) -مگر آنها که قبلاً وعده هلاک آنان داده شده [= همسر و یکی از فرزندانت‌]- و همچنین مؤمنان را!» اما جز عده کمی همراه او ایمان نیاوردند! - آیه 40 سوره هود . فَأَوْحَيْنَآ إِلَيْهِ أَنِ ٱصْنَعِ ٱلْفُلْكَ بِأَعْيُنِنَا وَوَحْيِنَا فَإِذَا جَآءَ أَمْرُنَا وَفَارَ ٱلتَّنُّورُ فَٱسْلُكْ فِيهَا مِن كُلٍّ زَوْجَيْنِ ٱثْنَيْنِ وَأَهْلَكَ إِلَّا مَن سَبَقَ عَلَيْهِ ٱلْقَوْلُ مِنْهُمْ وَلَا تُخَٰطِبْنِى فِى ٱلَّذِينَ ظَلَمُوٓا۟ إِنَّهُم مُّغْرَقُونَ ما به نوح وحی کردیم که: «کشتی را در حضور ما، و مطابق وحی ما بساز. و هنگامی که فرمان ما (برای غرق آنان) فرا رسد، و آب از تنور بجوشد (که نشانه فرا رسیدن طوفان است)، از هر یک از انواع حیوانات یک جفت در کشتی سوار کن؛ و همچنین خانواده‌ات را، مگر آنانی که قبلاً وعده هلاکشان داده شده [= همسر و فرزند کافرت‌]؛ و دیگر درباره ستمگران با من سخن مگو، که آنان همگی هلاک خواهند شد. - آیه 27 سوره مومنون . زوجین با تأکید اثنین در مورد گیاهان تعبیر «زوجین اثنین» که در جریان حضرت نوح بیان شد در مورد «کل الثمرات»، در سوره رعد/13/3 نیز آمده است. وَهُوَ ٱلَّذِى مَدَّ ٱلْأَرْضَ وَجَعَلَ فِيهَا رَوَٰسِىَ وَأَنْهَٰرًا وَمِن كُلِّ ٱلثَّمَرَٰتِ جَعَلَ فِيهَا زَوْجَيْنِ ٱثْنَيْنِ يُغْشِى ٱلَّيْلَ ٱلنَّهَارَ إِنَّ فِى ذَٰلِكَ لَءَايَٰتٍ لِّقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ و او کسی است که زمین را گسترد؛ و در آن کوه‌ها و نهرهایی قرار داد؛ و در آن از تمام میوه‌ها دو جفت آفرید؛ (پرده سیاه) شب را بر روز می‌پوشاند؛ در اینها آیاتی است برای گروهی که تفکر می‌کنند! - آیه 3 سوره رعد . در این آیه واژه «زوجین اثنین» در مورد «تمام ثمرات» به کار برده شده، اگر «زوجین اثنین» در مورد تمام میوه‌ها، اشاره به «دو نوع بودن» است یعنی از هر میوه‌ای خداوند دو نوع یا دو گونه خلق کرده است؟ با واقعیت جور در نمی‌آید! زیرا انواع مختلفی از یک نوع میوه درطبیعت یافت می‌شود!!. و اگر معنای دیگر «زوجین» که اشاره به جفت است منظور باشد پس احتمالا آیه در مقام بیان این مطلب است که تمام ثمرات دارای جفت هستند یعنی خداوند آنها را (همه ثمرات و گیاهان را به طور عام) به صورت زوج زوج خلق کرده است و این ادعایی است که قرآن به صراحت بیان کرده است . از نظر لغوی واژه «ثمر» که جمع آن «ثمرات» است آن چیزی است که از چیز دیگری متولد می شود[۱۰] به میوه درخت و مال و فرزند هم اطلاق می‌شود[۱۱]مصطفوی[۱۲] گوید: آنچه که حاصل و متولد می‌شود از چیزی، خواه خوراکی باشد یا نباشد. . ثمرات در قرآن در قرآن این واژه بسیار به کار ر فته است.به طور خلاصه مطالبی که در ذیل آیات مربوط به «ثمرات» آمده از این قرار است: از ریزش آب باران بر زمین ثمرات به وجود می آید[۱۳]. ثمرات رزق همه بندگان است[۱۴]. در دعای حضرت ابراهیم نیز آمده که خدایا روزی ده ایشان را از ثمرات[۱۵]. نقص در ثمرات از ابتلائات الهی است.( بقره/2/155) به طوری که فرعونیان هم به کمبود شدید بخشی از محصولات دچار شدند[۱۶]. نمونه ای از ثمرات که در قرآن آمده، زرع، زیتون،خرما، انگور( به نظر می رسد اشاره به درخت آنان است.)[۱۷]. ثمرات الوان مختلف دارند[۱۸]. ثمرات از غلافشان( اکمام) بیرون می آیند[۱۹].(اشاره به خود میوه است.) در قرآن خطاب به زنبور عسل آمده است :[۲۰]. در طبیعت، زنبور عسل برای تولید عسل، از میوه ها و شهد گلها و درختان استفاده می کند. . قرآن در آيه مورد بحث، ميوه‏ها را زوج معرفى كرده در حالى كه در آيات ديگر گياهان را زوج معرفى نموده است. «ثمرات » در آیه وَمِن كُلِّ الثَّمَرَاتِ جَعَلَ فِيهَا زَوْجَيْنِ اثْنَيْنِ اعم است از محصولات زراعی و کشاورزی مانند گندم و جو و... و میوه‌ها مانند انگور و خرما و زیتون و گل‌ها، به عبارت دیگر هم به خود میوه و هم به درختی که محصول دارد «الثمرات» اطلاق می‌شود و بیانگر زوجیت در آنها است. از نظر علمی ميوه، محصول نهايي عمل توليد مثل در گياهان است.( محصول زوجیت در گیاهان است.) پيدايش هر ميوه از تركيب دو نطفه نر و ماده گياه است؛ زيرا ميوه چيزى جز محصول آميزش نر و ماده نيست. مرحله قبل‏ از به‏ وجود آمدن ميوه، شکوفه‌‏دادن است که هر شکوفه، اندام‏‌هاي جنسي نر و ماده را دارد. با انجام عمل گرده‌‏افشاني، شکوفه‌‏ها بارور مي‏‌شوند و طي مراحلي به ميوه تبديل مي‏‌شوند. پس ميوه‏‌هاي رسيده در حقيقت محصول فعاليت همان اندام‌‏هاي جنسي نر و ماده در گياهان هستند. مردم در گذشته می‌‌دانستند اگر درخت نخل را بر ندهند يعني از نطفه نر روي قسمت‌هاي ماده گياه نپاشند ثمر نخواهد داد، ولى هرگز نمى‏‌دانستند كه اين قانونى عمومى است و همه گياهان، نر و ماده دارند و تلقيح و گرد افشانى آنها، به وسيله باد و يا حشرات و احيانا به طور مصنوعى انجام مى‌‏گيرد. نخستين كسى كه اين حقيقت علمى را به وضوح تشريح كرد دانشمند معروف سوئدى، شارل لينه (1707 - 1787) بود. وى همواره نباتات را دوست مى‏‌داشت به خصوص كه يكى از نوشته‌‏هاى گياه شناس فرانسوى، سبابستن وايان به دستش افتاد و علاقه‌‏مند شد كه درباره اسرار نباتات تعمق كند و براى اولين بار نوعى تقسيم بندى بر اساس آلت نر و مادگى طرح ريزى كرد و از آن فايده بزرگى برد؛ زيرا بلافاصله در دانشگاه اويسال مقامى براى او معين كردند. . نظر مفسران مراد از ثمرات میوه ها و درختان میوه ها است[۲۱]. و مراد از «زوجین» در حیوانات، ذکر و انثی است ودر مورد ثمار و میوه‌ها عبارتند از رنگ‌ها[۲۲] به سیاه و سفید، ترش و شیرین، کوچک و بزرگ و مشابه آن از اصناف مختلف زوجین گویند[۲۳]. مکارم شیرازی[۲۴]گوید:« و از تمام ميوه‏‌ها دو جفت در زمين قرار داد، (وَ مِنْ كُلِّ الثَّمَراتِ جَعَلَ فِيها زَوْجَيْنِ اثْنَيْنِ). اشاره به اينكه ميوه‌‏ها موجودات زنده‏‌اى هستند كه داراى نطفه‏‌‎هاى نر و ماده مى‌‏باشند كه از طريق تلقيح، بارور مى‏‌شوند.» مقصود از «زوجین»، دو صنف خواهد بود كه يك صنف با صنفى ديگر مخالف باشد، چه اينكه صنف سومى داشته باشد يا نداشته باشد، نظير ساير مواردى كه تثنيه به منظور تكرار آمده، مانند آيه« ثُمَّ ارْجِعِ الْبَصَرَ كَرَّتَيْنِ» كه مقصود از تثنيه« كرة»، رجوع بعد از رجوع است، هر چند از نظر كثرت خيلى زياد شود[۲۵]. این مطلب از علامه در حالی بیان شده که در ابتدای آیه سخن از تأکید «اثنین» است.ایشان می‌گوید: بسيارى از موارد كلمه" زوجان" با كلمه" اثنين" تاكيد مى‌‏شود تا دلالت كند بر اينكه مقصود از آن، دو عدد است نه چهار عدد[۲۶]. به نظر دیگر مفسران نیز« اثنین » در آيه مورد بحث، برای تاكيد است[۲۷][۲۸][۲۹]. بنابراین می‌توان گفت: 1-مردم گذشته از نر و ماده داشتن درخت نخل اطلاع داشتند. 2-قرآن، خرما را در زمره ثمراتی همچون زیتون و انگور و زرع... ذکر می‌کند. 3- زوجین به صورت مثنی آمده و دلالت بر دو تا بودن دارد. 4- واژه «اثنین» دلیل دیگری است بر اینکه خداوند تأکید بر دو تا بودن، جفت بودن در همه ثمرات دارد. 5-آیه در مقام بیان مسئله‌ای کلی است و آن «زوجین بودن» در همه ثمرات است و از نظر قاعده عربی نیز، اگر «کلّ» کلمه بعدش نکره باشد به معنای «هر» است و اگر معرفه باشد به معنی «همه» است. و دراین آیه همه ثمرات مد نظر است. 6- اگر منظور آیه «دو گونه یا دو نوع بودن» باشد خلاف واقع است زیرا انواع ثمرات بیش از دو نوع هستند. 7- «جعل فیها » در آیه بیانگر این حقیقت است که، خداوند «در درون » همه ثمرات و میوه‌ها و گل‌ها زوجین بودن را «جعل کرد و قرار داد» گویا استعدادی است که در درون ثمرات قرار داده شده است. 8- این دو تایی بودن و جفت بودن بیانگر رابطه و پیوندی است که در میان تمام ثمرات وجود دارد. پس مردم در گذشته از زوجیت در مورد درخت نخل اطلاع داشتند و به کار می‌بستند. در قرآن هم درخت نخل در ردیف سایر میوه‌‌ها مانند زیتون و انگور و...قرار گرفته است. از نظر لغوی «ثمره» به معنی میوه درخت و هم خود درخت و گل است. عبارت «زوجین اثنین» دلالت و تأکید بر دو تا بودن در مورد تمام ثمرات دارد. در عالم واقع، انواع ثمرات از دو نوع بیشتر هستند و «فی» در «جعل فیها» بیانگر استعداد زوجیت در درون ثمرات است از این رو به نظر می‌رسد قرآن تأکید بر زوجیت در گیاهان دارد و همه گیاهان و درختان مانند زیتون و انگور و کشت و زرع و....قابلیت تکثیر از طریق جنسی ( وجود گیاه نر و ماده) دارند اگر چه روش‌های غیر جنسی نیز در تکثیر گیاهان وجود دارد. که مردم به طریق تجربی به دست آورده‌اند ولی اصل «جعل» و قرار دادن الهی برقراری زوجیت در درون همه گیاهان برای بقای نسل و تکثیر آنان است. 9- و در آخر زوجین بودن، علت و راز به وجود آمدن همه ثمرات است. به هر حال با تصريح قرآن در آيات مختلف، بر عموميت مسأله زوجيت در گياهان پرده از روی اين راز مهم كه در آن عصر و قرن‌ها بعد از آن از چشم تيزبين دانشمندان نهان بوده برداشته شده است، و اين خود يك معجزه علمی است. . زوجیت در عالم گیاهان تولیدمثل در سطح زمین گیاهانی که بتوانند در سطح زمین تولیدمثل کنند باید بر دو مساله فائق می‌شدند. یکی اینکه باید تولیدمثل جنسی داشته باشند که این ساختارها اجازه تولیدمثل، آزادشدن و ترکیب گامت‌ها را بخصوص در آب و هوای خشک بدهد. دوم اینکه وسیله‌ای جهت پخش اجزا تولیدمثلی داشته باشند. در همه گیاهان خشکی دو بخش از پدیده تولیدمثل به وسیله دو مرحله از چرخه زندگی یعنی دو نسل متناوب صورت می‌گیرد. در همه گیاهان خشکی این دو مرحله دو شکل متفاوت گیاه را دارند. مرحله جنسی را گامتوفیت عهده دار است. گامتوفیت اندام‌های جنسی نر یعنی آنتریدی و اندام‌های جنسی ماده یعنی آرگکون را تولید می‌نماید. اسپوروفیت مرحله انتشار بوده و هاگ‌ها را درون اندام‌هایی به نام هاگدان ایجاد می‌نماید. جالب توجه این که تناوب نسل همچنین در جلبک‌ها رخ می‌دهد ولی در برخی از گونه‌ها که تناوب نسل دارند از نوع هومومورفیک می‌باشند. در این صورت دو شکل گیاه در دو مرحله شبیه هم بوده با این تفاوت که یکی گامت و دیگری هاگ ایجاد می‌نماید. تکامل تناوب نسب هترومورفیک برای حیات در خشکی لازم بوده است[۳۰]. در تولیدمثل گیاهان دو هدف مشخص وجود دارد. یکی اینکه از طریق جنسی و لقاح غیرمستقیم تنوع ژنتیکی برقرار می‌شود. دوم اینکه تولیدمثل باعث تکثیر و پخش موجود می شود. در گیاهان زنده خشکی دو گیاه مشخص به نام‌های گیاه گامتوفیت و اسپوروفیت وجود دارد. گامتوفیت طی فرایندی گامت‌های نر و ماده ایجاد می‌کند. گیاه اسپوروفیت در اندامی به نام هاگدان تولید هاگ می‌کند. اولین گیاهان خشکی تناوب نسل هومومورفیک داشته‌اند. به این صورت که گیاه اسپوروفیت و گامتوفیت به استثنا اندام‌های تولیدمثلی شبیه یکدیگر بوده‌اند. حتی در برخی از گیاهان اولیه نظیر Psilotum گامتوفیت شبیه ریزوم اسپوروفیت می‌باشد[۳۱]. پدیده دو پایه‌ای یا جدایی جنس‌ها گل‌های نر و ماده ممکن است جداگانه هر دو روی یک گیاه قرار داشته باشند(تک پایه) و یا این که روی گیاهان نر و ماده جدا قرار گیرند (دو پایه‌ای). گیاهان دو پایه در نهان‌دانگان کمیاب می‌باشند. برای مثال تنها دو درصد پوشش گیاهی انگلیس و 12 درصد گیاهان زلاندنو دو پایه می‌باشند. در بین بازدانگان دو پایه زیاد است[۳۲]. با تکامل پدیده دو پایه‌ای یکی دیگر از پدیده‌های تکاملی ظاهر شدن هتروتالیسم یعنی اختصاص یافتن گامتوفیت برای جنسیت خاص اعم از گیاه نر و گیاه ماده می‌باشد. در دم اسبیان در حالی که یک نوع هاگ ایجاد می‌شود لیکن آن ها به دو نوع گامتوفیت رشد می‌نمایند[۳۳]. آرکگون و آنتریدی ممکن است روی انشعابات متفاوت یک گیاه قرار گیرند در این صورت گیاه را یک پایه ولی اگر دستگاه‌های مذکور روی گیاهان متفاوت نر و ماده قرار گیرند آن را دو پایه نامند[۳۴]. تناوب نسل در تمام گیاهان آوندی سلول‌های جنسی در اندام‌های جداگانه‌ای تولید می‌شوند. سلول‌های نر در گامتانژیوم نر یا آنتریدیوم و سلول‌های ماده در گامتانژیوم ماده یا آرکگونیوم. چنین ساختارهایی از بریوفیت‌ها وجود داشته و در تولیدمثل جنسی شرکت داشته اند[۳۵]. تراکئوفیت‌های بدون دانه اکثرا جورهاگ هستند و گامتوفیت آن‌ها دوجنسی است و هر دو نوع گامت یعنی تخمک (درون آرکگون) و اسپرم (در آنتریدی) تولید می‌کنند. گامتوفیت‌های مولد آرکگون ترکیباتی به نام آنتریدوژن آزاد می‌کنند که گامتوفیت مجاور را به تولید آنتریدی تحریک می‌کند و بدین سان آمیزش بین گامتوفیت‌ها را توسعه می‌دهد. بی نر لقاحی برخی از گیاهان بدون تولید گامت‌های هاپلوئید و بدون لقاح رویان تولید می‌کنند. این حالت را بی نر لقاحی[۳۶] گویند. دو نوع آگاموسپرمی وجود دارد در نوع اول یک سلول دیپلوئید نقش مگاسپور را بازی کرده و گامتی با عدد کروموزومی سوماتیک به وجود می‌آورد. گاهی سلول تخمزا بدون بارور شدن به رویان تبدیل می‌شود این فرایند را بکرزایی گویند. حالت دوم بی نر لقاحی جنین زایی نابجا است که در مرکبات به خوبی شناخته شده و در گیاهان دیگر نادر است. در جنین زایی نابجا رویان مستقیما از یک سلول سوماتیک درون تخمک بدون تشکیل گامتوفیت به وجود می‌‌آید. دیرینه شناسی گیاهان اولین گیاهان سنگ‌واره جزء جلبک‌ها هستند که در دوره کامبرین شناخته شده‌اند. تا مدت زیادی عقیده بر این بوده است که پسیلوفیت‌های دونین تحتانی و میانی قدیمی‌ترین گیاهان خشکی زی می‌باشند. اما از سال 1937 هاگ‌های مختلفی از دوره کامبرین شناخته شده‌اند که نشان می‌دهد در موقع ظهور اولین پسیلوفیت‌ها گیاهان دیگری نیز تکامل یافته بودند[۳۷]. اجداد جلبکی قدیمی‌ترین سلول‌های فسیل شده مربوط به سلول‌های باکتری و جلبک‌های سبزآبی می‌باشند که متعلق به دوره پیش کامبرین یعنی دو هزار میلیون سال قبل می‌باشد. اولین سلول‌های یوکاریوت ممکن است متعلق به جلبک‌های قرمز شاخه ردوفیتا و پرکامبرین دیرین 1400 میلیون سال پیش بوده است. به طور کل پذیرفته شده است که گیاهان خشکی از اجداد جلبک‌های سبز شاخه کلروفیتا تکامل یافته‌اند. جلبک‌ها به خصوص در نحوه تولیدمثل بسیار متنوع می‌باشند. برخی دارای تولیدمثل جنسی هستند که از طریق ترکیب گامت‌های مساوی شکل می‌گیرد که ایزوگامی نامیده می‌شود. برخی از طریق گامت‌هایی تولیدمثل می‌کنند که فقط از جهت اندازه متفاوت هستند که این وضعیت را ان ایزوگامی می‌نامند. در نوع سوم تولید مثل جنسی یک گامت غیرمتحرک ماده و یک اسپرم کوچک متحرک ایجاد شده که اووگامی نامیده می شود. تولیدمثل غیرجنسی از طریق هاگ های مختلف صورت می گیرد[۳۸]. جلبک‌های خاکزی اعضا تقلیل یافته شاخه کلروفیتا و کریسوفیتا می‌باشند. از نمونه‌های متداول pleurococcus یک جلبک سبز می‌باشد که تنها از طریق غیرجنسی تولیدمثل می‌نماید. ساختار لزجی را در سطح کنده درخت و خاک تشکیل می‌دهد که تجمع سلول‌های کوچک است. نمونه دیگر Trentepohlia که در ارتباط با نمونه قبل است و در شرایط خشکی و مرطوب زندگی می‌کند. این نمونه از طریق ایزوگامی تولیدمثل جنسی دارد[۳۹]. . رده‌های مختلفی از ریز سنگواره‌ها جزء تک سلولی‌های گیاهی طبقه‌بندی می‌شوند دیاتومه‌ها این موجودات جزء جلبک‌ها بوده و به شکل دو لپه با تزئینات فوق العاده ریز می‌باشد. اولین نمونه از آن در ژوراسیک تحتانی شناخته شده و تا عهد حاضر نیز ادامه دارد (شکل 1). دیواره سلولی آن‌ها مرکب از دو نیمه یا دو والو است که درون هم جفت می‌شوند. دیاتومه‌ها به دو طریق جنسی و غیرجنسی تکثیر می‌شوند. تکثیر غیرجنسی با تقسیم سلولی صورت می‌گیرد[۴۰]. شکل 1 : دیاتومه شکل 2: جلبک کارا . کاراسه گونه مشخص این جلبک‌ها با نام کارا خوانده می‌شود که از دوران پالئوزوئیک تا عهد حاضر دیده می‌شوند. تولیدمثل غیرجنسی آن‌ها از طریق ایجاد مجتمعی از سلول‌های ستاره‌ای شکل، گره تحتانی، تولید پروتونما و ایجاد جوانه است. اندام‌های تولیدمثلی در محل گره قرار می‌گیرند. تولیدمثل جنسی از طریق اووگامی پیشرفته است. دارای اشکال هموتال و هتروتال است. در کارای هموتال اندام‌های تولیدمثلی نر و ماده مجاور هم قرار می‌گیرند (شکل 2)[۴۱]. خزگیان و نهانزادان آوندی خزه گیان معمولا دوپایه یا تک پایه هستند. در خزه‌های یک پایه آنتریدی عموما روی همان شاخه یا ساقه‌ای که آرکگون تشکیل می‌شود به وجود می‌آید. ولی در خزگیان دوپایه آنتریدی روی شاخه دیگر ظاهر می‌شود[۴۲]. شکل 3: فرم رویشی خزه شکل 4: چرخه زندگی خزه شکل 5: چرخه زندگی هپاتیک . سرخس‌های فسیل سرخس های فسیل را می‌توان به دو دسته بزرگ تقسیم کرد: 1- پتروفیت‌ها که شامل سرخس‌های حقیقی بوده و توسط هاگ تولیدمثل می‌نمایند. 2- پتریدوسپرمافیت‌ها که سرخس‌های دانه‌دار بوده و امروزه از بین رفته‌اند. این گیاهان دارای هاگدان‌هایی هستند که عده‌ای از آن‌ها دانه گرده و عده دیگر تخمک بوجود می‌آورند[۴۳]. راسته کوردائیتال ها (حدواسط سرخس و بازدانگان) از گیاهان تخمک دار دوران اول به شمار می‌روند. کوردائیت‌ها نمونه‌ای از این راسته است که درختی بوده و با ارتفاع 30-40 متر می‌رسد. گل ذین گیاهان راسته کوردائیتال فقط نر و یا فقط ماده است (گل نر و ماده). بازدانگان ظهور این گیاهان از دوران اول آغاز شده است. سیکادال‌ها (شکل 5 Aو E) از دوره تریاس، ژینگوال‌ها ( شکل6 A ، Dو H ) در ابتدای پرمین و اولین دسته گیاهان راسته کاج‌ها (کونیفرال) به نام والکیا[۴۴] از دوره کربونیفر ظاهر شده‌اند. در والکیا سنبله‌ها یک جنس بوده و منتهی الیه برخی شاخه‌ها قرار داشته است [۴۵]. بازدانگان همیشه دارای گل‌های تک جنس (شکل 7) هستند و برخی از آن‌ها فقط دارای اندام نر (گیاهان دو پایه) بوده و برخی هم دارای گل های نر و هم ماده در مخروط‌های جداگانه هستند، یعنی گیاهان تک پایه با گل‌های دوگانه هستند. شکل 6: گل های نر و ماده در دو پایه جداگانه در سیکاس شکل 7: A: شکل ظاهری گیاه ژنکگو D، پایه دارای گل های نر، H، پایه دارای گل های ماده شکل 8: گل های نر و ماده در مخروطیان . نهاندانگان نهاندانگان ابتدایی دارای گل‌های تک جنس بودند. سپس به مرور زمان گل‌های تک جنس به گل‌های نر ماده (هرمافرودیت) تبدیل شدند[۴۶]. گل با دارا بودن اندام‌های نر (پرچم) و ماده (مادگی) دستگاه زایشی گیاه است. این اندام‌ها پس از دو مرحله یاخته‌های جنسی نر و ماده را تولید می‌کنند و هنگامی که دو یاخته جنسی با هم می‌آمیزند یاخته تخم حاصل می‌شود که منشا نهال جدیدی خواهد بود[۴۷]. شکل 9: گل دو جنسی در نهاندانگان . مثال‌هایی از چگونگی تولید مثل در برخی جانداران قارچ‌ها تولیدمثل عبارت است از ایجاد افراد جدید از طریق جنسی یا غیرجنسی. اندام‌های تولیدمثلی در قارچ‌ها و فعالیت آن‌ها توسط عوامل ژنتیکی، هورمونی، غذایی و محیطی تنظیم می‌شود. تولید مثل غیرجنسی زمانی انجام می‌گیرد که یک والد بدون همکاری و شرکت هسته‌ای والد دوم فرزند تشکیل می‌‎دهد. افرادی که از نظر ژنتیکی عینا همانند والد خود هستند. تولیدمثل جنسی: تنوع ژنتیکی در جمعیتی با تولید مثل جنسی افزایش می‌یابد. بقای یک گونه قارچ به توانایی آن در دستیابی و آمیزش با جفت سازگار دارد[۴۸]. تعداد قارچ‌هایی که بدون جنسیت یا بدون وارد کردن تغییرات ژنتیکی در سیکل زندگیشان حال چه به صورت جنسیت آشکار و یا پنهان تولیدمثل می‌کنند اندک است. بنابراین مفهوم برداشت تولیدمثل غیرجنسی در قارچ‌ها بایستی محدود و فقط به مفهوم تشکیل اسپورهای تکثیری غیرجنسی و اندام‌های مربوطه تلقی شود. این اسپورهای غیرجنسی در قارچ‌هایی که تولیدمثل جنسی هم داشته باشند غالبا به صورت بخش منظمی از سیکل زندگی ایجاد می‌شوند [۴۹]. تقریبا در تمام قارچ‌ها مرحله رویشی و زایشی وجود دارد این دو مرحله ممکن است با هم بوده و یا از هم جدا باشند. در برخی قارچ‌ها یک سلول هر دو کار را انجام می‌دهند و قارچ‌های دیگر ممکن است به هیچ وجه تولید اندام‌های زایشی نکنند. تولیدمثل جنسی در قارچ‌ها ممکن است شامل الحاق هیف‌ها، گامت‌های متحرک، گامتانژیوم‌ها یا یک گامتانژیوم ماده با گامت نر متحرک یا بی تحرک باشد که تماما هسته هاپلوئید دارند. پس از الحاق نر و ماده‌ها پروتوپلاسم آن‌ها مخلوط می‌شود که دو هسته هاپلوئید دو سلول جوش خورده و زیگوت دیپلوئید تشکیل می‌دهد. برخی قارچ‌ها نه گامت تولید می‌کنند و نه گامتانژیوم و مشخص نیست که آیا بین هیف‌ها پلاسموگامی انجام شده یا نشده است. برخی قارچ‌ها تولیدمثل جنسی ندارند و باید به طور کل به تولیدمثل غیرجنسی متکی باشند [۵۰]. شکل 10: چرخه زندگی قارچ . گلسنگ گلسنگ‌ها از اتحاد و همزیستی یک قارچ با یک جلبک حاصل می‌‎شود که طبیعت آن‌ها در سال 1869 شناخته شد [۵۱]. تولیدمثل در گلسنگ‌ها فقط به صورت رویشی (غیرجنسی) است. تولیدمثل جنسی در هیچ‌یک از آن‌ها دیده نمی‌شود. از روش‌های معمول آن‌ها قطعه قطعه شدن است [۵۲]. شکل 11: گلسنگ . خودلقاحی اصل و منشا گیاهان گلدار دوجنسی بوده‌اند و 95 درصد گونه‌ها نیز همچنان دو جنسی هستند. بنابراین بر خلاف تک جنس بودن جانوران پیشرفته بسیاری از نهاندانگان توانایی خودلقاحی دارند. اگرچه بسیاری از گل‌ها با استفاده از روش‌های مختلف مانع از خودلقاحی می‌شوند اما 40درصد گیاهان گلدار خودلقاح هستند. چنین خودلقاحی در جانوران پیشرفته دیده نمی‌شود اما در گروه‌هایی مثل بسیاری از انواع انگل‌ها و نرم تنان وجوددارد[۵۳]. آپومیکسی آپومیکسی تولیدمثل غیرجنسی است که ترکیب هسته‌ای که در تولیدمثل جنسی رخ می‌دهد در این فرایند اتفاق نمی‌افتد. تولیدمثل غیرجنسی در گیاهان گلدار را می‌توان به دو دسته اصلی تقسیم کرد: تولیدمثل رویشی و آگامواسپرمی. آگامواسپرمی تولید بذر در غیاب الحاق جنسی گامت‌ها یا تولید بذر بدون جفت‌گیری است[۵۴]. ماهشواری در 1950 چهار نوع آپومیکسی تشخیص داد: 1. آپومیکسی برگشت پذیر 2. آپومیکسی برگشت ناپذیر 3. جنین زایی نابجا 4. تولیدمثل رویشی [۵۵]. . زوجیت در همه اشیاء جهان وَمِن كُلِّ شَىْءٍ خَلَقْنَا زَوْجَيْنِ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ و از هر چیز دو جفت آفریدیم، شاید متذکّر شوید! - آیه 49 سوره ذاریات . خداوند در دو آیه قبل ( آیات 47 و48) اشاره به آسمان و زمین دارد. می فرماید: وَٱلسَّمَآءَ بَنَيْنَٰهَا بِأَيْي۟دٍ وَإِنَّا لَمُوسِعُونَ و ما آسمان را با قدرت بنا کردیم، و همواره آن را وسعت می‌بخشیم! - آیه 47 سوره ذاریات . وَٱلْأَرْضَ فَرَشْنَٰهَا فَنِعْمَ ٱلْمَٰهِدُونَ و زمین را گستردیم، و چه خوب گستراننده‌ای هستیم! - آیه 48 سوره ذاریات . از ذکر «آسمان و زمین» دو زوج و دو صنف فهمیده می‌شود و به همین مناسبت در این آیه فرمود نه تنها آسمان و زمین چنین هستند بلکه این قانون در همه اشیاء وجود دارد. یعنی هر چیزی در این عالم جفتی دارد یا شبیه به خودش یا ضد خودش و اجتماع این دو در کنار هم یا مقابل هم بی‌نتیجه نیست و باهم بی‌ارتباط و بیگانه نیستند و اجتماع این دوثمر بخش است. در آیه 51 آمده: وَلَا تَجْعَلُوا مَعَ اللَّهِ إِلَهًا آخَرَ.. سخن از این است که با الله، اله دیگری قرار ندهید و این اشاره به یکتایی و فرد و احد بودن خداوند در قبال زوج بودن همه چیز در عالم هستی است.پس هر چه در عالم است زوج است از جهت اینکه برای آن، ضد یا شبیه ،یا چیزی در ترکیب در آن هست و به هیچ وجه از ترکیب و مرکب بودن جدا نیست واین توجهی است بر اینکه خدای تعالی فرد است چون از حکم مصنوع خارج است. لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ"- شايد شما متذكر شويد و بفهميد كه خالق آن، خودش زوج ندارد و منزه از داشتن زوج و شريك است، بلكه واحدى است كه سراسر جهان شاهد بر يكتايى او است. بسیاری از مفسران معتقدند که کلمه «زوجین» به معنای «اصناف مختلف» است و موجودات دراین عالم به شکل زوج زوج است. ولی شاید معنای دقیق‌تری داشته باشد و زوج اطلاق بر دو جنس ذکر و انثی باشد خواه در عالم حیوانات و یا گیاهان و هرگاه آن را توسعه دهیم تمام نیروهای مثبت و منفی را شامل شود[۵۶]. كلمه «زوجين» به معناى هر دو چيزى كه مقابل هم و کامل کننده هم باشند به طوری که یکی فاعل و مؤثر، و ديگرى منفعل و متاثر باشد مانند زن ومرد[۵۷] نقل شده منظور از «وَمِن كُلِّ شَيْءٍ خَلَقْنَا زَوْجَيْنِ» شب و روز، خورشید و ماه، زمین و آسمان، جن و انس است و نیز نقل شده اشاره به ذکر و انثی است[۵۸][۵۹]. گفته‌اند مراد از «شیء» نوع از جنس حیوان است و مراد از «زوج» ذکر و انثی است و تثنیه زوج اشاره به تزویج ذکر و انثی است[۶۰][۶۱][۶۲] یعنی این آیه اشاره به مسئله نر و ماده بودن در نوع حیوانات را دارد نه در همه اشیاء جهان. «و من كل شيء» (از همه موجودات) نه فقط موجودات زنده، می‌تواند اشاره به اين حقيقت باشد كه تمام اشياء جهان از ذرات مثبت و منفی ساخته شده است. تحقیقات علمی این حقیقت را به خوبی اثبات کرده که تمام موجودات جهان ماده، از اجزای بسیار کوچکی به نام اتم تشکیل شده، و این اجزاء که در گذشته به عنوان موجود نشکن (اجزا لاتتجزی) شناخته شده بود و به همین دلیل نام اتم (به معنی نشکن) برای آن انتخاب کرده بودند، با سرپنجه‌ی علم و دانش بشر، شکسته شده و انرژی اتمی و صنایع مربوط به آن، از اینجا نشأت گرفته است. هنگامی که اتم را شکافتند، آن را مرکب از اجزایی که عمدتاً الکترون‌ها (ذرات گردنده‌ی اتم که دارای بار منفی الکتریسته هستند) و پروتون‌ها (هسته اتم که دارای بار الکتریسته مثبت است) یافتند، و به این ترتیب معنی دقیق‌تری از زوجیت در تمام ذرات عالم هستی، یعنی وجود دو شی «نر» و «ماده»، «مثبت» و «منفی»، «فاعل» و «قابل» به دست آمد که هیچ استثنایی نیز برای آن وجود ندارد، در حالی که تفسیری که دانشمندان پیشین می‌گفتند، نه تنها با مفهوم زوجیت چندان سازگار نبود، بلکه استثنائات زیادی نیز پیدا می‌کرد. به هر حال در میان دو زوج حقیقی، جاذبه نیرومندی وجود دارد، و همچنین درمیان دو جسم، با دوالکتریسیته مختلف مثبت و منفی، که با جاذبه جنسی بسیار شبیه است. در حالی که در میان شب و روز، نور و ظلمت، دریا و صحرا، و مانند این‌ها هیچ‌گونه جاذبه‌ای وجود ندارد[۶۳]. بنابراين الزامی نيست كه شيء را حتما به معنای حيوان يا گياه تفسير كنيم و يا زوج را به معنای صنف بدانيم گرچه اين تفاسير نيز صحيح است[۶۴]. تفسير ديگر اين است كه بگوئيم منظور از «زوجين»، ضد و قرين داشتن است يعنی هر چيزی در اين جهان دارای ضد و قرين است بر خلاف خداوند. از امام رضا(ع) نقل شده است: «بمضادته بين الاشياء عرف ان لا ضد له، بمقارنته بين الاشياء عرف ان لا قرين له، ضاد النور بالظلمة.....» و ذلك قوله« وَ مِنْ كُلِّ شَيْ‏ءٍ خَلَقْنا زَوْجَيْنِ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ» ترجمه:«اشياء جهان را متضاد آفريده، تا روشن شود براى او ضدى نيست، و آنها را با هم قرين ساخته، تا معلوم شود قرينى براى او نيست، نور را ضد ظلمت، و خشكى را ضد ترى، و خشونت را ضد نرمش، و سرما را ضد گرما قرار داده، در عين حال اشياء متضاد را جمع كرده و موجودات نزديك بهم را از هم جدا نموده تا اين جدايى دليل بر جدا كننده و آن پيوستگى دليل بر پيوند دهنده باشد، و اين است معنى« وَ مِنْ كُلِّ شَيْ‏ءٍ خَلَقْنا زَوْجَيْنِ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُون»‏[۶۵][۶۶][۶۷] بنابراین زوجین به دو معنا است: 1- مطلق هر دو چیز متقابل ( روبروی هم، کنار هم) اعم از زن و شوهر و آسمان و زمین و ..... 2- به معنی زن و شوهر (نر و ماده) بنابراین رابطه میان دو زوج (زوجین)رابطه تقابل یا تقارن است یعنی یا روبروی هم هستند یا کنار هم، در هر دو صورت میانشان رابطه‌ای است که نشان دهنده پذیرش و پیوندی میان آن دو است که گسستنی نیست و به هم محتاج هستند و روی هم تأثیر می‌گذارند. در زوجیت تأثیر و تأثر وجود دارد یکی مؤثر است و دیگری متأثر مثل آسمان که بر زمین تأثیر دارد، تأثیر خورشید بر ماه، تأثیر شب بر روز و... بررسی‌ها نشان می‌دهد دیدگاه اسلام درباره زوجیت برگرفته از یک قانون تکوینی و کلی است. قرآن نیز با شیوه‌ای ویژه و با توجه به چارچوب کلی و تکوینی آن مطرح می‌کند و به همین علت است که قرآن کریم قانون زوجیت را به عنوان مساله‌ای فراگیر در تمام هستی و مشتمل بر همه مخلوقات و موجودات مطرح می‌کند. زوجیتی که قرآن کریم مطرح می‌کند دایره‌ای بسیار گسترده‌تر از ازدواج و زناشویی دارد که نه تنها در جانوران و گیاهان بلکه تمام تاثیرات متقابل میان موجودات را شامل می‌شود که در چارچوب قوانین عام و فراگیر طبیعت صورت می‌گیرد. اتم ترکیبی از پروتون‌های مثبت و الکترون‌های منفی است که در یک نظام قانونمند و دوجانبه بر یکدیگر تاثیر می‌گذارند. ترکیب‌های شیمیایی باز هم در همین نظام و ساختار صورت می‌پذیرند. عنصرها با ترکیب و اثرگذاری بر یکدیگر مواد و خاصیت‌های جدیدی به وجود می‌آورند. قانون تبدیل ماده و انرژی مثال دیگری برای زوجیت فراگیر در عالم است البته در زمینه‌های فیزیک و شیمی در اتم و مولکول محدود نمی‌شود بلکه حتی کرات و اجرام آسمانی را نیز در بر گرفته، که با نظمی شگفت بر آسمان‌ها و زمین حاکم است. زوجیت فراگیر قانونی عالم‌گیر و در طبیعت همگانی است و ذرات بسیار کوچک داخل اتم تا عالم بسیار بزرگ کرات و ستارگان همه و همه از آن پیروی می‌کنند و بر پایه آن استوارند. این قانون عالم‌گیر از سه جهت قابل بحث و بررسی است: 1. از جهت تکوین و ایجاد استواری و پایداری منظم و منطقی که در طبیعت مشاهده می‌کنیم ناشی از نظام زوجیت فراگیر در هستی است. اگر چنین تاثیرات متقابلی مبتنی بر قانون زوجیت فراگیر میان اجزای این هستی وجود نداشت طبیعت نابود می‌شد. اگر زوجیت، الکترون‌ها و پروتون‌ها را تحت عنوان اتم با یکدیگر پیوند نمی‌داد و در سازمانی مستحکم حفظ نمی‌‌کرد بی‌شک عالم با تمام وسعتش به خرابه‌هایی از انرژی تبدیل می‌شد. همچنین اگر ماده به انرژی یا انرژی به ماده تبدیل نمی‌شد همه چیز در نظام آفرینش مختل می‌شد، حیاتی باقی نمی‌ماند و کاری صورت نمی‌گرفت مثلا آبی بخار نمی‌شد، بارانی فرو نمی‌ریخت و چشمه‌ای جریان نداشت، هیچ گیاهی بر روی زمین رشد نمی‌کرد و گرما بر آب و سرما بر ابر اثر نمی‌گذاشت. انسان نیز اگر با ازدواج نسل خود را بر زمین باقی نمی‌گذاشت تا ارزش‌ها، تمدن و میراثش را نگهداری کند امروز در زمین جایی نداشت. تقدیر خداوند بر این بوده است که زوجیت مایه استواری هستی و سرآغاز ایجاد و خلق باشد. 2. از جهت وظیفه از آن‌جا که رابطه زوجیت، رابطه‌ای دو جانبه است و به دو طرف نیازمند است، بدون این دو قطب وجود رابطه زوجیت محال است. بی‌شک این وظیفه‌ها نیز باید باهم مختلف و غیرهمگون باشند. هریک از دو طرف در این معادله، شرایط، صفات و توانایی‌های ویژه‌ای دارند که منحصر در او بوده و او را در ادای وظیفه‌اش یاری می‌کند. در نتیجه اگر دو طرف زوجیت صفات و ویژگی‌های یکسان داشته باشند به طور حتم توانایی انجام وظایفی را نخواهند داشت که خداوند متعال بر عهده آن‌ها نهاده است، خواه انسان باشد و خواه حیوان و یا هر موجود دیگر که باشند. 3. از جهت قیمت و ارزش نظام زوجیت با وجود یک طرف تحقق نمی‌پذیرد و باید هر دو طرف این نظام موجود باشند تا چرخه هستی و طبیعت همچنان بچرخد پس جایی برای ارزش گذاری و ترجیح یک طرف وجود ندارد[۶۸]. . زوجیت در ناشناخته‌ها در دو آیه «ازواج» با «ال» آمده است : 1. سُبْحَٰنَ ٱلَّذِى خَلَقَ ٱلْأَزْوَٰجَ كُلَّهَا مِمَّا تُنۢبِتُ ٱلْأَرْضُ وَمِنْ أَنفُسِهِمْ وَمِمَّا لَا يَعْلَمُونَ منزه است کسی که تمام زوجها را آفرید، از آنچه زمین می‌رویاند، و از خودشان، و از آنچه نمی‌دانند - آیه 36 سوره یس 2. وَٱلَّذِى خَلَقَ ٱلْأَزْوَٰجَ كُلَّهَا وَجَعَلَ لَكُم مِّنَ ٱلْفُلْكِ وَٱلْأَنْعَٰمِ مَا تَرْكَبُونَ و همان کسی که همه زوجها را آفرید، و برای شما از کشتیها و چهارپایان مرکبهایی قرارداد که بر آن سوار می‌شوید، - آیه 12 سوره زخرف . آیه 36 یس سازگار با آیه: وَمِن كُلِّ شَىْءٍ خَلَقْنَا زَوْجَيْنِ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ و از هر چیز دو جفت آفریدیم، شاید متذکّر شوید! - آیه 49 سوره ذاریات است. . در این آیه، واژه «زوج» به صورت جمع«ازواج» به کار رفته است و به طور کلی صحبت از خلق ازواج است اعم از آنچه که از زمین می‌روید و از انسان‌‎ها و از آنچه که نمی‌دانند. در اينكه منظور از" ازواج" در اينجا چيست مفسران سخن بسيار دارند. ممکن است «زوجيت» در اينجا به همان معنى خاص يعنى جنس" مذكر" و" مؤنث" باشد، ممكن است گياهان باشد یا اشاره به حيوانات اعماق درياها يا اشاره به موجودات ديگرى كه در كرات ديگر آسمانى زندگى مى‌‏كنند يا موجودات زنده ذره‌بينى، هر چند امروز دانشمندان، نر و ماده‌‏اى در آنها سراغ ندارند یا اشاره به وجود ذرات مثبت و منفى در دل تمام اتم‌ها یا اشاره به تركيب اشياء از" ماده" و" صورت" يا" جوهر" و" عرض" یا كنايه از اصناف و انواع مختلف گياهان و انسان‌ها و حيوانات و ساير موجودات عالم و.....[۶۹] طباطبایی [۷۰] گوید:« مقارنه دو چيز با هم، و نوعى تالف و تركب، از لوازم مفهوم زوجيت است و زوجيت عبارت است از اينكه در وجود يافتن محتاج به تالف و تركب باشد و زوج بودن اشياء عبارت از مقارنه بعضى با بعضى ديگر براى نتيجه دادن يك شى‏ء سوم.» بنابراین زوجیت رابطه‌ای دو جانبه است و هر دو طرف به هم نیازمند هستند. وَالَّذِي خَلَقَ الْأَزْوَاجَ كُلَّهَا وَجَعَلَ لَكُم مِّنَ الْفُلْكِ وَالْأَنْعَامِ مَا تَرْكَبُونَ(زخرف/43/12). ترجمه:«و همان كسى كه جفت‌ها را يكسره آفريد و براى شما از كشتي‌ها و دام‌ها [وسيله‌‏اى كه] سوار شويد قرار داد.» . این آیه هم تأییدی در مورد جفت بودن تمام اشیاء است. مراد از" ازواج"، اصناف موجودات از نر و ماده و سياه و سفيد و امثال آن است و نیز گفته‏‌اند: مراد، جفت از هر چيز است، چون هر چيزى- به جز خداى تعالى- زوجى دارد، مانند: بالا و پايين، چپ و راست، ماده و نر[۷۱] یعنى جفت‌هايى از حيوانات، از نر و ماده، و بعضى گفته‌‏اند،خداوند شكل‌هاى گوناگونی را از حيوانات و جمادات آفريد، از حيوان نر و ماده آفريد، و تر و خشک و چيزهاى ديگر. از حسن نقل شده كه منظور از زوج‌ها در اين آيه تابستان و زمستان و شب و روز و ماه و خورشيد، و آسمان و زمين، و بهشت و دوزخ است[۷۲]. تعبير به" زوجها" كنايه از انواع حيوانات است، به قرينه گياهان كه در آيات قبل آمد، هر چند بعضى از مفسران آن را اشاره به تمام انواع موجودات اعم از حيوان و گياه و جماد دانسته‌‏اند، چرا كه قانون زوجيت در همه آنها حاكم است، و هر يك جنس مخالفى دارد.( مکارم شیرازی،21/19) واژه «ازواج» (بدون ال) درقرآن زیاد به کار رفته است. زنان( بقره/2/240؛احزاب/33/52) ، مردان( بقره/2/232) ، زنان بهشتی،( بقره /2/25 ؛آل عمران/3/15؛نساء/4/57)، همسران پسر خوانده(احزاب/33/37)،در مورد چهار پایان، ثمانیه ازواج ( انعام/6/143، زمر/39/6)، انواع عذاب ( ص/38/58) . مثلا در مورد زنان: وَٱلَّذِينَ يُتَوَفَّوْنَ مِنكُمْ وَيَذَرُونَ أَزْوَٰجًا وَصِيَّةً لِّأَزْوَٰجِهِم مَّتَٰعًا إِلَى ٱلْحَوْلِ غَيْرَ إِخْرَاجٍ فَإِنْ خَرَجْنَ فَلَا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ فِى مَا فَعَلْنَ فِىٓ أَنفُسِهِنَّ مِن مَّعْرُوفٍ وَٱللَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ و کسانی که از شما در آستانه مرگ قرارمی‌گیرند و همسرانی از خود به‌جا می‌گذارند، باید برای همسران خود وصیت کنند که تا یک سال، آنها را (با پرداختن هزینه زندگی) بهره‌مند سازند؛ به شرط اینکه آنها (از خانه شوهر) بیرون نروند (و اقدام به ازدواج مجدد نکنند). و اگر بیرون روند، (حقی در هزینه ندارند؛ ولی) گناهی بر شما نیست نسبت به آنچه در باره خود، به طور شایسته انجام می‌دهند. و خداوند، توانا و حکیم است. - آیه 240 سوره بقره . و نیز درمورد مردان نحو وَإِذَا طَلَّقْتُمُ ٱلنِّسَآءَ فَبَلَغْنَ أَجَلَهُنَّ فَلَا تَعْضُلُوهُنَّ أَن يَنكِحْنَ أَزْوَٰجَهُنَّ إِذَا تَرَٰضَوْا۟ بَيْنَهُم بِٱلْمَعْرُوفِ ذَٰلِكَ يُوعَظُ بِهِۦ مَن كَانَ مِنكُمْ يُؤْمِنُ بِٱللَّهِ وَٱلْيَوْمِ ٱلْءَاخِرِ ذَٰلِكُمْ أَزْكَىٰ لَكُمْ وَأَطْهَرُ وَٱللَّهُ يَعْلَمُ وَأَنتُمْ لَا تَعْلَمُونَ و هنگامی که زنان را طلاق دادید و عدّه خود را به پایان رساندند، مانع آنها نشوید که با همسران (سابق) خویش، ازدواج کنند! اگر در میان آنان، به طرز پسندیده‌ای تراضی برقرار گردد. این دستوری است که تنها افرادی از شما، که ایمان به خدا و روز قیامت دارند، از آن، پند می‌گیرند (و به آن، عمل می‌کنند). این (دستور)، برای رشد (خانواده‌های) شما مؤثرتر، و برای شستن آلودگیها مفیدتر است؛ و خدا می‌داند و شما نمی‌دانید. - آیه 232 سوره بقره ظاهرا استعمال شدن ازدواج در مردان فقط اين آيه است. وَءَاخَرُ مِن شَكْلِهِۦٓ أَزْوَٰجٌ و جز اینها کیفرهای دیگری همانند آن دارند! - آیه 58 سوره ص . شکل هر چیزی عبارت از چیزی است که مشابه آن و از جنس آن باشد و کلمه «ازواج» به معنی انواع و اقسام است. و معنای آیه این است که این نوع دیگری از جنس حمیم و غساق است (که انواع مختلفی دارد) و باید آن را بچشند[۷۳] (در این آیه ازواج به معنای انواع است.) در مورد آیاتی که «ثمانیه ازواج» آمده طباطبایی[۷۴] گوید: ازواج جمع زوج است که هم به معنای عدد 2 است و هم به معنای یکی است که همراه جفت خود باشد. انواع چهارپایان، میش و بز و گاو و شتر از نظر اینکه هر کدام نر و ماده دارند هشت زوج ( جفت) خواهند بود.( در این آیات هم بحث نر و مادگی و جنسیتی در مورد ازواج مطرح است.) وَإِذَا ٱلنُّفُوسُ زُوِّجَتْ و در آن هنگام که هر کس با همسان خود قرین گردد، - آیه 7 سوره تکویر . منظور این است که در آن هنگام (قیامت) هر کس با همسان خود( دوست خود) قرین است . صالحان با صالحان و بد کاران با بد کاران (همسان قرین)تفسیر دیگراین است که ارواح به بدن‌ها برمی‌گردد. . بررسی مساله زوجیت و تولیدمثل به روش‌های غیرجنسی ادعا شده که زوجیت عمومی با مسئله بکرزایی منافات دارد، زیرا انواعی از موجودات زیستی وجود دارند كه نر و ماده در میان آنها وجود ندارد، مانند تك یاختگان (تك سلولی‌ها) که پدیده بكر‌زایی در میان آنها رواج دارد. لذا به نظر می‌رسد روش های تولیدمثل غیر جنسی بر خلاف قانون زوجیت فراگیری است که در قرآن بیان شده است. اما با بررسی و دقت بیشتر روی این مساله مشخص می‌‌شود که هیچیک از این روش ها نمی‌توانند جایگزین شیوه تولیدمثل جنسی و زوجیت که اساس بوجود آمدن موجودات است، شود. از طرفی از آنجا که معنا و تعریف زوجیت محدود به جنس نر و ماده نمی‌باشد و بر اساس تعاریف زوج و زوجیت هردو چیز متضاد یا مشابه را شامل می‌شود لذا تعارضی با زوجیت عام ندارد. حتی تک یاختگانی که از طریق تقسیم دوتایی تکثیر می‌شوند دو زوج بوجود آمده و لذا مشمول کلمه زوج هستند چون از هرکدام دو چیز متقارن حاصل شده است. . نتیجه‌گیری بررسی‌ها نشان داد که عالم ماده براساس زوجیت بنا گردیده و هیج موجود مادی از این قاعده کلی مستثنی نیست. زوجیت رابطه‌ای دو جانبه است،رابطه تقابل و تقارن است یعنی یا روبروی هم هستند یا کنار هم، در هر دو صورت میانشان رابطه‌ای است که نشان‌دهنده پذیرش و پیوندی میان آن دو است که گسستنی نیست و به هم محتاج هستند و روی هم تأثیر می‌گذارند. استواری و پایداری منظم و منطقی که در طبیعت وجود دارد ناشی از نظام زوجیت فراگیر در هستی است از ذرات بسیار کوچک داخل اتم گرفته تا عالم بسیار بزرگ کرات و ستارگان همه و همه از آن پیروی نموده و بر پایه آن استوارند اگر چنین تاثیرات متقابلی مبتنی بر قانون زوجیت فراگیر میان اجزای این هستی وجود نداشت طبیعت نابود می‌شد. زوجیت عمومی در همهٔ اشیا یكی از اشارات علمی قرآن و رازگویی‌های آن است كه در صدر اسلام كسی از آن اطلاعی نداشته است. و در بررسی علمی مساله زوجیت در عالم گیاهی، زوجیت گیاهان بر اساس روند پیدایش آن ها روی زمین مورد مطالعه و بررسی قرار گرفت و این نتیجه حاصل شد که مساله زوجیت از ابتدایی‌ترین آن‌ها تا پیشرفته‌ترین جاری و باقی می‌باشد و انواع روش‌های غیرجنسی ازدیاد گیاهان نمی‌تواند تعارضی با زوجیت در آن‌ها داشته باشد. البته از آنجا که زوجیت گیاهان بر اساس اندام‌های تولیدمثلی نر و ماده بیان می‌شود گیاهان می‌توانند از نظر جنسیت انواع دوپایه و تک پایه را شامل شوند که بر اساس روند تکاملی، گیاهان پیشرفته رو به تک پایگی (دو جنسیتی یا هرمافرودیت) هستند. با توجه به اینکه تمام این یافته‌های علمی از قرن 17 که برای اولین بار توسط دانشمندی به نام لینه بیان شد تا قرن حاضر حاصل شده‌اند و چه بسا مواردی که هنوز بشر کنونی به آن پی نبرده است، قرآن کریم چهارده قرن پیش به صراحت وجود زوجیت را نه تنها در عالم گیاهی بلکه در تمام موجودات و اشیا در آیات متعدد بیان کرده است و این از معجزات علمی قرآن محسوب می‌شود. ............................................................................................................... پانویس : ↑ ابن فارس، 464 ↑ راغب، 384 ↑ فراهیدی، 6/166 ↑ ابن فارس، 464 ↑ ابن فارس، 464 ↑ ابن منظور،2/292 ↑ 2/305 ↑ فراهیدی، 6/166 ↑ ابن فارس، 464 ↑ ابن فارس،187 ↑ ابن منظور ،4/106 ↑ 2/29 ↑ ٱلَّذِى جَعَلَ لَكُمُ ٱلْأَرْضَ فِرَٰشًا وَٱلسَّمَآءَ بِنَآءً وَأَنزَلَ مِنَ ٱلسَّمَآءِ مَآءً فَأَخْرَجَ بِهِۦ مِنَ ٱلثَّمَرَٰتِ رِزْقًا لَّكُمْ فَلَا تَجْعَلُوا۟ لِلَّهِ أَندَادًا وَأَنتُمْ تَعْلَمُونَ آیه 22 سوره بقره ↑ ٱلَّذِى جَعَلَ لَكُمُ ٱلْأَرْضَ فِرَٰشًا وَٱلسَّمَآءَ بِنَآءً وَأَنزَلَ مِنَ ٱلسَّمَآءِ مَآءً فَأَخْرَجَ بِهِۦ مِنَ ٱلثَّمَرَٰتِ رِزْقًا لَّكُمْ فَلَا تَجْعَلُوا۟ لِلَّهِ أَندَادًا وَأَنتُمْ تَعْلَمُونَ آیه 22 سوره بقره ↑ خَٰلِدِينَ فِيهَا لَا يُخَفَّفُ عَنْهُمُ ٱلْعَذَابُ وَلَا هُمْ يُنظَرُونَ آیه 162 سوره بقره ↑ وَلَقَدْ أَخَذْنَآ ءَالَ فِرْعَوْنَ بِٱلسِّنِينَ وَنَقْصٍ مِّنَ ٱلثَّمَرَٰتِ لَعَلَّهُمْ يَذَّكَّرُونَ آیه 130 سوره اعراف ↑ يُنۢبِتُ لَكُم بِهِ ٱلزَّرْعَ وَٱلزَّيْتُونَ وَٱلنَّخِيلَ وَٱلْأَعْنَٰبَ وَمِن كُلِّ ٱلثَّمَرَٰتِ إِنَّ فِى ذَٰلِكَ لَءَايَةً لِّقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ آیه 11 سوره نحل ↑ أَلَمْ تَرَ أَنَّ ٱللَّهَ أَنزَلَ مِنَ ٱلسَّمَآءِ مَآءً فَأَخْرَجْنَا بِهِۦ ثَمَرَٰتٍ مُّخْتَلِفًا أَلْوَٰنُهَا وَمِنَ ٱلْجِبَالِ جُدَدٌۢ بِيضٌ وَحُمْرٌ مُّخْتَلِفٌ أَلْوَٰنُهَا وَغَرَابِيبُ سُودٌ آیه 27 سوره فاطر ↑ إِلَيْهِ يُرَدُّ عِلْمُ ٱلسَّاعَةِ وَمَا تَخْرُجُ مِن ثَمَرَٰتٍ مِّنْ أَكْمَامِهَا وَمَا تَحْمِلُ مِنْ أُنثَىٰ وَلَا تَضَعُ إِلَّا بِعِلْمِهِۦ وَيَوْمَ يُنَادِيهِمْ أَيْنَ شُرَكَآءِى قَالُوٓا۟ ءَاذَنَّٰكَ مَا مِنَّا مِن شَهِيدٍ آیه 47 سوره فصلت ↑ ثُمَّ كُلِى مِن كُلِّ ٱلثَّمَرَٰتِ فَٱسْلُكِى سُبُلَ رَبِّكِ ذُلُلًا يَخْرُجُ مِنۢ بُطُونِهَا شَرَابٌ مُّخْتَلِفٌ أَلْوَٰنُهُۥ فِيهِ شِفَآءٌ لِّلنَّاسِ إِنَّ فِى ذَٰلِكَ لَءَايَةً لِّقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ آیه 69 سوره نحل ↑ ابن عاشور،12/139 ↑ طبرسی /6/424 ↑ زمخشری،2/512 ↑ 10/115 ↑ طباطبایی،11/292 ↑ طباطبایی،11/292 ↑ طبرسی،6/424 ↑ طباطبایی،11/291 ↑ ابن عاشور،12/140 ↑ کیان مهر، 1383: 83 ↑ کیان مهر: 114 ↑ کیان مهر: 179 ↑ کیان مهر: 135 ↑ کیان مهر: 126 ↑ Gifford، 1974: 57 ↑ agamospermy ↑ کیان مهر ↑ مور، 1372: 14 ↑ کیان مهر، 1383: 80 ↑ نوری، 1386: ↑ نوری، 1387: 101 ↑ قهرمان، 1383: 123 ↑ اسدیان، 1379: 84 ↑ Walchia ↑ اسدیان، 1379: 87 ↑ قهرمان، 1383: 343 ↑ سید مظفری،1378: 211 ↑ مور، 1372: 251 ↑ مور، 1372: 239 ↑ مور، 1372: 12 ↑ اوزندا، 1375: 238 ↑ ریاحی، 1374: 136 ↑ Richard، 1997: 357 ↑ Richard، 1997: 402 ↑ فان، 1385: 485 ↑ مکارم شیرازی،17/123 ↑ طباطبایی،18/382 ↑ طوسی، 9/395 ↑ طبرسی،9/242 ↑ زمخشری، 4/404؛ ↑ ابن عاشور، 27/38 ↑ آلوسی، 14/18 ↑ مکارم شیرازی ،پیام قرآن،8/168 ↑ مکارم شیرازی،22/376 ↑ نک؛نمونه،22/377، ↑ عروسی حویزی،5/130 ↑ بحرانی،5/168 ↑ آصفی، 1385: 18 ↑ مکارم شیرازی،18/378 ↑ 17/88 ↑ طباطبایی18/87 ↑ طبرسی،9/63 ↑ طباطبایی،17/219 ↑ 7/365   .................................................................................................................. منابع : 1. ابن منظور،لسان العرب،دار صادر، بیروت، لبنان،چاپ هشتم 2. ابن عاشور، محمد بن طاهر، التحریر والتنویر 3. آلوسی،روح المعانی فی تفسیرالقرآن العظیم،دار الکتب العلمیه، بیروت 1415 4. -ابن فارس،معجم مقائیس اللغه، دار احیاء تراث العربی، بیروت ، لبنان، چاپ اول1422 5. بحرانی، البرهان فی تفسیر القرآن، بنیاد بعثت تهران،1416ق 6. درویش، محی الدین، اعراب القران الکریم و بیانه،ناشر کمال الملک، چاپ دوم 1428 7. راغب اصفهانی، مفردات الفاظ القرآن، انتشارات ذوی القربی 8. زمخشری،محمود، الکشاف عن حقایق غوامض التنزیل، مکتب الاعلام الاسلامی، بیروت، لبنان 9. طباطبائی، المیزان، جماعةالمدرسین فی الحوزةالعلمیه، قم 10. طوسی، محمد بن حسن، التبیان فی تفسیر القرآن، دار الاحیاء التراث، بیروت 11. طبرسی،فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن،انتشارات ناصر خسرو، تهران،1372ش 12. طریحی،فخر الدین، مجمع البحرین، کتابفروشی مرتضوی،تهران،1375ش، چاپ سوم 13. عروسی حویزی، نور الثقلین، انتشارات اسماعیلیان، قم،1415 ق 14. عبد الباقی، محمد فواد، المعجم المفهرس لالفاظ القران الکریم 15. فراهیدی، خلیل احمد،العین، انتشارات اسوه، چاپ دوم 1425 16. قرشی، علی اکبر، قاموس قرآن، دار الکتب الاسلامیه 17. مصطفوی، حسن، التحقیق فی کلمات القرآن، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، تهران 1360 ش 18. مکارم شیرازی، نمونه، دار الکتب الاسلامیه، تهران ،1382 19. اس جود، والتر، اس کمپل، کریستوفر، آ کلوگ، الیزلبت، اف استیونس، پیتر، ترجمه سعیدی، حجت الله، سیستماتیک گیاهی، 1382 ، جهاددانشگاهی واحد صنعتی اصفهان. 20. اسدیان خدیجه جغرافیای زیستی دیرینه و حال 1371 انتشارات جهاد دانشگاهی. 21. آصفی، محمد مهدی، ترجمه محدث، محمدصادق، 1385، در آینه وحی 9 زوجیت فراگیر، قم، موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی، مرکز انتشارات. 22. اوزندا، پ، ترجمه صانعی شریعت پناهی، محمد، گیاهان پست (نهانزادان سلولی)، 1375، تهران، انتشارات و چاپ دانشگاه تهران. 23. اینگرویل، مارتین، ترجمه کیان مهر، هرمزدیار، تنوع و تکامل گیاهان خشکی، 1383، انتشارات دانشگاه فردوسی 24. نوری، میترا، احمدی، اکرم، تالوفیتها، 1386، قم، سبیکه. 25. ریاحی، حسین، تالوفیت ها، 1374، انتشارات دانشگاه پیام نور. 26. ریدلی، مارک، ترجمه وهاب زاده، عبدالحسین، تکامل، 1391، مشهد، انتشارات جهاد دانشگاهی. 27. سید مظفری، فریده دخت، تشریح و مورفولوژی گیاهی، 1378، انتشارات دانشگاه پیام نور. 28. فان، ا، ترجمه جعفری، آذرنوش، آناتومی گیاهی، 1385،جهاد دانشگاهی مشهد، مشهد. 29. قهرمان، احمد، کروموفیت های ایران (سیستماتیک گیاهی)، جلد اول، 1383، مرکز نشر دانشگاهی. 30. مور، الیزابت، لاندکر، ترجمه مهرآوران، حمید، مبانی قارچ ها، 1372، دانشگاه ارومیه، ارومیه. 31. G. Simpson, Michael, Plant Systematic 32. M. Gifford, Ernest, S. Foster, Adriance, Morphology and evolution of vascular plants, , , .................................................................................................................... منبع : شبکه نخبگان و قرآن کاوی - پژوهشکده اعجاز قرآن؛ دانشگاه شهید بهشتی

بررسی زوجیت گیاهان در قرآن

بسم الله الرحمن الرحیم بررسی زوجیت گیاهان در قرآن (چکیده) . مریم توکل نیا  مهرناز گلی - دانشجوی کارشناسی ارشد، دانشکده علوم قرآنی زاهدان - استادیار دانشکده الهیات دانشگاه سیستان و بلوچستان . آدرس مقاله: https://civilica.com/doc/548164 . چکیده مقاله: یکی از قوانین مهم و قابل توجه در عالم طبیعت مسئله زوجیت در گیاهان است ، یعنی قرین و دارای هدف مشخص و هماهنگ بودن، که نبود هریک از دو جفت باعث شکوفا نشدن استعداد نهفته دردیگری می شود،که در قرآن کریم به آن توجه شده است. هدف ازاین نوشتار بررسی راهکارهای قرآنی برای طرح توحید بر پایه ی بیان زوجیت گیاهان بوده است، لذا با روش توصیفی- تحلیلی به بررسی این مقوله پرداخته و رهاورد آن این است که؛ ابتدا تاریخ پیدایش این نظریه را طرح کرده و به این مطلب پرداخته که قرآن کریم اگرچه عنوان کتاب زیست شناسی ندارد اما زوجیت را درحد یکی از آیات خداشناسی و جهان شناسی و انسان شناسی در جامدات ، گیاهان و انسان ها مطرح و این موضوع را کماً و کیفاً درآموزه های اسلام مورد بررسی قرارداده است و در انتها به شبهه تعارض بکرزایی گیاهان پرداخته است. . کلیدواژه ها: قرآن،زوجيت،آيات خداشناسي،جهان شناسي ........................................................................................................ منبع : دومین کنگره بین المللی فرهنگ و اندیشه دینی

بازتاب جلوه گیاهان در آیینه تمثیلات قرآنی

بسم الله الرحمن الریم  بازتاب جلوه گیاهان در آیینه تمثیلات قرآنی . ولی بهاروند سمانه قلاوند   ( متن کامل مقاله : pdf - بازتاب جلوه گیاهان در آیینه تمثیلات قرآنی) . چکیده : در متن آمده است . . کلید واژه ها : طبیعت ، گیاهان، تمثیلات، قرآن ................................................................................................... منبع : اولین همایش رهیافت های علوم کشاورزی در پرتو قرآن

اعجاز قرآن کریم در علم نباتات/ خدای متعال مراحل رشد گیاه را چگونه در سه کلمه تبیین کرده است؟

بسم الله الرحمن الرحیم اعجاز قرآن کریم در علم نباتات خدای متعال مراحل رشد گیاه را چگونه در سه کلمه تبیین کرده است؟ . اگر در مخلوقات خدای متعال به ویژه گیاهان نگاه کنیم، از نحوه نشأت و ماهیت آن متحیر می‌شویم؛ به ویژه آنکه ماده اصلی همه این گیاهان آب است. . . حسین فاضل الحلو جواد فراهانی . «حسین فاضل الحلو» پژوهشگر علوم قرآنی در مقاله‌ای در وبگاه تحلیلی-مذهبی "الکفیل" وابسته به آستان مقدس حضرت عباس علیه السلام به اعجاز قرآن در علم نباتات پرداخته، می‌نویسد: اگر در مخلوقات خدای متعال به ویژه گیاهان نگاه کنیم، از نحوه نشأت و ماهیت آن متحیر می‌شویم؛ به ویژه آنکه ماده اصلی همه این گیاهان آب است. هنگامی که باران می‌بارد، با خاک زمین در می‌آمیزد و نیروی جذب و دفع بین ذارت آب و خاک شکل می‌گیرد که در نتیجه آن حجم خاک افزایش می‌یابد. این یک واقعیت علمی است که امروز و پس از آزمایش های مختلف بر ما واضح و مبرهن است، اما هنگام نزول قرآن کریم و زمان پیامبر اکرم(ص) هیچکس در این مورد چیزی نمی‌دانست، در حالیکه قرآن کریم با دقت این مراحل را برای ما توضیح داده است: «وَتَرَی الْأَرْضَ هَامِدَةً فَإِذَا أَنزَلْنَا عَلَیْهَا الْمَاءَ اهْتَزَّتْ وَرَبَتْ وَأَنبَتَتْ مِن کُلِّ زَوْجٍ بَهِیجٍ» و (دلیل دیگر از ادله قدرت خدا بر معاد آن که) زمین را بنگری وقتی خشک و بی‌گیاه باشد آن گاه چون باران بر آن فرو باریم به حرکت درآید و (تخم‌ها در آن) نمو کند و از هر نوع گیاه زیبا برویاند. (الحج ۵). به این تعبیر دقیق دقت کنید: «الارض هامدة» زمین خشک ذرات آن از حرکت باز نمی‌ایستد ولی بسیار حرکت آن ضعیف است. وقتی باران می‌بارد این ذرات سرعت فزاینده می‌گیرند و خاک آب را در خود ذخیره می‌کند که این عمل باعث تشکیل غذا و تضمین تداوم آن برای گیاه می‌شود. خدای تعالی خاصیت تداوم و دخیره سازی آب در ذرات خاک را قرار داده و اگر این ویژگی در خاک وجود نداشت به هیچ وجه امکان ادامه حیات وجود نداشت. دانشمندان امروز کشف کرده‌اند که خاک ظرفیت ذخیره حجم بسیار زیادی از آب برای سال‌های متمادی را دارد. این آیه کریمه همچنین با دقت علمی تمام از مراحل روئیدن گیاه سخن گفته است؛ به گونه ای که ابتدا باران می‌بارد و آب با ذرات خاک مخلوط شده، سپس این ذرات به حرکت در می‌آید و حجم آن افزایش می‌یابد. پس از آن بذرهای موجود در خاک این آب را مکیده و شروع به رشد می‌کند و فرآیند رویش گیاهان آغاز می‌شود. این از اعجاز و عظمت قرآن کریم است که تمام این مراحل را در سه کلمه (اهتزت: به حرکت درآید/ وربت:رشد و نمو کند/ وأنبتت: بروید) توضیح داده و خلاصه کرده است. در سال های اخیر، توجه دانشمندان به امور زیست محیطی افزایش یافته و به اهمیت توازن زیستی و تأثیر آن بر حیات موجودات اعم از انسان‌ها، حیوانات و گیاهان پی برده اند؛ به ویژه پس از آنکه آلودگی های تحمیلی تمدن قرن بیست مشکل‌آفرین شده است. خدای تعالی گیاهان را وسیله‌ای برای تصفیه هوا از مواد سمی قرار داده است؛ همانطور که می‌دانیم گیاهان برای تغذیه و باردهی گاز کربن هوا را مصرف می‌کنند و طی فرآیندی به نام فتوسنتز سبز شده و بار می دهد. در نتیجه این فرایند گیاهان اکسیژنی را که انسان برای ادامه حیات خود تنفس می‌کند، آزاد می‌کنند و عجیب آن است که گیاهان موجود در روی زمین مناسب با حجم اتمسفر است. در واقع میان اکسیژنی که انسان نیاز دارد و اکسیژنی که گیاهان آزاد می‌کنند، توازن وجود دارد و از طرف دیگر بین کربنی که انسان آزاد می‌کند و کربنی که گیاهان دریافت می‌کنند نیز تناسب وجود دارد. قرآن کریم در مورد این توازن دقیق در زمانی که هیچ علمی در این مورد وجود نداشته سخن گفته و خداوند می‌فرماید: «الْأَرْضَ مَدَدْنَاهَا وَأَلْقَیْنَا فِیهَا رَوَاسِیَ وَأَنبَتْنَا فِیهَا مِن کُلِّ شَیْءٍ مَّوْزُونٍ»(و زمین را هم ما بگستردیم و در آن کوههای عظیم بر نهادیم و در آن از هر گیاه و هر نبات مناسب و موافق حکمت و عنایت برویانیدیم.) [الحجر: ۱۹]. براساس پژوهش دانشمندان این توازن اثبات شده است؛ به گونه‌ای که به عنوان مثال اگر نسبت اکسیژن در اتمسفر که ۲۱ درصد است اگر بیشتر شود زمین آتش خواهد گرفت و اگر کمتر باشد تمام موجودات خفه خواهند شد. نسبت گاز کربن در اتمسفر هم کمتر از یک درصد است که اگر بیشتر از این مقدار شود تمام بشر دچار مسمومیت شده و خواهند مرد و اگر از این مقدار کمتر باشد گیاهان از بین خواهند رفت و زندگی متوقف خواهد شد. براین اساس توزان دقیقی در این زمینه وجود دارد که خدای تعالی در قرآن کریم از آن سخن گفته است. سؤالی که اینجا مطرح می شود این است که آیا پیامبر عظیم الشأن اسلام ترکیبات خاک و گیاهان را آزمایش و بررسی کرده‌اند؟ چه چیزی باعث شده تا ایشان به این موضوعات علمی تخصصی و دقیق ورود کنند؟ بدیهی است منبعی که پیامبر اکرم(ص) این علوم را دریافت کرده خدای سبحان است که همه بشریت را مورد خطاب قرار داده و تأکید کرده است که او این علوم را به پیامبر آموخته است. ............................................................................................................... منبع : قدس آنلاین  

اعجاز علمی گیاهان و نباتات در قرآن و نقد و بررسی ادله موافقان و مخالفان

بسم الله الرحمن الرحیم  اعجاز علمی گیاهان و نباتات در قرآن و نقد و بررسی ادله موافقان و مخالفان . فاطمه بهروزیان محمدرضا علیزاده امامزاده اکبر خدکی . (چکیده و مقدمه مقاله - pdf - اعجاز علمی گیاهان و نباتات در قرآن...) . چکیده :  از مجموع آن چه در آیات قرآنی پیرامون خلقت گیاهان و ویژگی های مختلف آن ها آمده؛ از روئیدن گیاهان گرفته، تا تنوع فوق العاده آن ها و مساله لقاح و زوجیت، و انواع مواد غذائی برای انسان و حیوانات، تا چگونگی نمو طلع خرما، و دانه های بر هم سوار شده گندم و جو، و روئیدن میوه ها و زراعت های کاملاً متفاوت از یک آب وخاک، و حاکمیت قوانین موزون بر همه آن ها در تمام مراحل، و شکافتن دانه ها و هسته ها، همگی نشانه های آن ذات بی نشان اند، و دلیل زنده ای بر توحید ربوبیت و نفی هر گونه شرکت. گسترده ترین موجودات زنده روی زمین گیاهانند، و از نظر تنوع و کثرت، عجائب و شگفتی ها و زیبائی ها، و هم چنین از نظر آثار مفید و ارزنده نیز در ردیف اول قرار دارند. به همین دلیل قرآن میجد در آیات توحیدی خود کراراً روی مساله آفرینش گیاهان، و ویژگی های مختلف آن ها تکیه کرده است، و انسان را به مطالعه اسرار این موجودات بدیع جهان آفرینش دعوت نموده. موجوداتی که تنها یک برگ آن می تواند دفتری از معرفت کردگار را ارائه دهد. کسانی که هر نظریه علمی حق و باطلی را به قرآن نسبت می دهند، در اشتباه هستند و هم چنین کسانی که استفاده از حقایق علمی را در توضیح حقایق قرآنی منع می کنند، پس بهتر است راهی را برگزید که نه افراطی باشد و نه تفریطی، زیرا مادامی که قرآن کتاب خداست و جهان هستی آفریده خداست باید آیات قرآن با حقایق علمی منسجم باشد. قرآن از آوردن این حقایق، قصد بیان علم را نداشته بلکه هدف بزرگ تری داشته است و آن خبر دادن از حقایق الوهیت است که این جهان هستی را با همه عظمت و استواری اش آفریده و لذا می بینیم به گونه ای گذرا، حقایق آفرینش را مطرح می کند که باعث موظه و عبرت باشد. . کلیدواژه:جنت و جنات، فاکهه، حب، نباتات، قرآن ........................................................................................................................... منبع : اولین همایش بین المللی مطالعات و تحقیقات علوم انسانی و اسلامی - 1396

دیدگاه قرآن کریم در خصوص زیتون ومقایسه آن با یافته های طب نوین

بسم الله الرحمن الرحیم  دیدگاه قرآن کریم در خصوص زیتون ومقایسه آن با یافته های طب نوین . اشاره: مطالعات دانشمندان نشان داده است زیتون و روغنی که از این میوه به دست می آید ارزش فراوان دارویی دارد و انواع موادی که از برگ آن گرفته می شود نیز دارای خواص دارویی هستند. بر اساس این تحقیق برگ درخت زیتون دارای رنگ دانه های حاوی آنزیم فلاوین ، مواد سوختی لازم برای سوخت و سازهای گیاهی و ماده اولئور ویزوئید است . هم چنین ماده های موجود در برگ زیتون نیز نقش مهمی در جلوگیری از بیماری های قلبی و کاهش فشار خون ایفا می کنند ، برگ زیتون علاوه بر خواص دارویی نقش مهمی در مهار بیماریهای دیابت دارد. برگهای زیتون ضد عفونی کننده و آرام بخش است . روغن زیتون به صورت موضعی در درمان سوختگی ،کوفتگی ، گزیدگی حشرات و خارش شدید به کار می رود . و ما در این مقاله برآنیم که با وجود عدم توانایی و دانایی در مقابل بیکران دانایی و توانایی خالق انسان، اندکی را از لابه لای کتابها و... و با توجه به آیات و روایات،به بیان دیدگاه قرآن کریم در خصوص زیتون  ومقایسه آن با یافته های طب نوین بپردازیم:  لغات کلیدی :  قرآن کریم ، زیتون ، طب . [مقدمه] زیتون گیاه بومی آسیای صغیر می باشد که از حدود 6000سال پیش ا ز طــریق ایران ، سوریه و فلسطین به بقیه نواحی مدیترانه گسترش یافته ا ست  .زیتون ا ز قدیمی ترین درختان شناخته شده در جهان می باشد . این درخـت در جزیره کرت از 3000سال قبل از میلاد به عنوان منبع ثروت پادشاهی تـــمدن با ستا ن عصر مفرغ جزیره کرت به حساب می آ مد.اهالی فنیقیه ، کـشت زیتون را ه ا ز سواحل مـدیترانه تا افـریقا و جـنوب اروپـا گسترش دا دند.زیـتون ا ز 2000 سال قـبل ا ز میلاد در مـقبره هـای مـصری یـافت شده است . کشت زیتون سپس به یونان قدیم وپس از آن به روم گسترش یافت و همزمان با استیلای رومی ها ،آنان زیتون را با خود به مناطق مختلف بردند . خداوند کریم در قرآن مجید برای بهتر و سالم ماندن جسم انسان ها دستوراتی فرموده و بوسیله پیامبر گرامی اش محمد مصطفی (ص) به بشریت ارزانی شده است. قرآن کریم در سوره عبس آیه 24 چنین می فرماید: « فَلْیَنظُرِ الْإِنسَانُ إِلَى طَعَامِهِ »(1) یعنی آدمی باید به غذایش، خوراکش و به آنچه می خورد توجه داشته باشد که از هر نظر پاک و تمیز ، حلال، مباح و قابل خوردن باشد و از نظر بهداشت و سلامتی بایستی دقت کافی مبذول دارد که آنچه می خورد سالم باشد و چه از نظر ظاهر و چه از نظر باطن آلوده نباشد. حق کسی را نخورد و توجه داشته باشد که چه می خورد و به اندازه کافی بخورد و آیا آنچه می خورد، خوردنی است؟ و نیز بنگرد که آفرینش چقدر در به وجود آمدن این غذا از عناصر و عوامل مختلف استفاده کرده است و چه نیروهایی بکار رفته تا این غذا به صورت کنونی درآمده است. . نام زیتون شش مرتبه در قرآن آمده است و یك بار در سوره  مؤمنون، آیه20 اشاره غیر مستقیم به درختی شده كه روغن می دهد و در كوه سینا می روید. نام زیتون به تنهایی فقط دوبار آمده است در حالی كه پنج بار همراه با دیگر میوه ها یعنی خرما، انار، انگور و انجیر از آن یاد شده است.(2) . اشارات قرآنی 1- وَ هُوَ الَّذي أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً فَأَخْرَجْنا بِه نَباتَ كُلِّ شَيْءٍ فأَخْرَجْنا مِنْهُ خَضِرًا نُخْرِجُ مِنْهُ حَبًّا مُتَراكِبًا و مِنَ النَّخْلِ مِنْ طَلْعِها قِنْوانٌ دانِيَةٌ و جَنّاتٍ مِنْ أَعْنابٍ وَ الزَّيْتُونَ وَ الرُّمّانَ مُشْتَبِهًا وَ غَيْرَ مُتَشابِهِ انْظُرُوا إِلي ثَمَرِه إِذا أَثْمَرَ وَ يَنْعِه إِنَّ في ذلِكُمْ لَآياتٍ لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ .(3) و اوست كسى كه از آسمان، آبى فرود آورد؛ پس به وسيله آن از هر گونه گياه برآورديم، و از آن [گياه‏] جوانه سبزى خارج ساختيم كه از آن، دانه‏ هاى متراكمى برمى‏آوريم، و از شكوفه درخت خرما خوشه‏ هايى است نزديك به هم. و [نيز ]باغهايى از انگور و زيتون و انار -همانند و غير همانند- خارج نموديم. به ميوه آن چون ثمر دهد و به [طرز] رسيدنش بنگريد. قطعاً در اينها براى مردمى كه ايمان مى‏آورند نشانه‏ هاست. 2- وَ هُوَ الَّذي أَنْشَأَ جَنّاتٍ مَعْرُوشاتٍ وَ غَيْرَ مَعْرُوشاتٍ و النَّخْلَ وَ الزَّرْعَ مُخْتَلِفًا أُكُلُهُ وَ الزَّيْتُونَ وَ الرُّمّانَ مُتَشابِهًا و غَيْرَ مُتَشابِهٍ كلُوا مِنْ ثَمَرِه إِذا أَثْمَرَ وَ آتُوا حَقَّهُ يَوْمَ حَصادِه وَ لا تُسْرِفُوا إِنَّهُ لا يُحِبُّ الْمُسْرِفينَ .(4) اوست كسى كه باغهايى با داربست و بدون داربست، و خرمابن، و كشتزار با ميوه‏هاى گوناگون آن، و زيتون، و انار، شبيه به يكديگر و غير شبيه پديد آورد. از ميوه آن -چون ثمر داد- بخوريد، و حق [بينوايان از] آن را روز بهره‏بردارى از آن بدهيد، ولی اسراف مكنيد كه خدا اسرافكاران را دوست ندارد. 3- يُنْبِتُ لَكُمْ بِهِ الزَّرْعَ وَ الزَّيْتُونَ وَ النَّخيلَ وَ الْأَعْنابَ وَ مِنْ كُلِّ الثَّمَراتِ إِنَّ في ذلِكَ لَآيَةً لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ .(5) به وسيله آن، كشت و زيتون و درختان خرما و انگور و از هر گونه محصولات [ديگر] براى شما مى‏روياند. قطعاً در اينها براى مردمى كه انديشه مى‏كنند نشانه‏اى است. 4- اللّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ مثَلُ نُورِه كَمِشْكاةٍ فيها مِصْباحٌ الْمِصْباحُ في زُجاجَةٍ الزُّجاجَةُ كَأَنَّها كَوْكَبٌ دُرِّيٌّ يوقَدُ مِنْ شَجَرَةٍ مُبارَكَةٍ زَيْتُونَةٍ لا شَرْقِيَّةٍ وَ لا غَرْبِيَّةٍ يكادُ زَيْتُها يُضيءُ وَ لَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نارٌ نُورٌ عَلي نُورٍ يهْدِي اللّهُ لِنُورِه مَنْ يَشاءُ وَ يَضْرِبُ اللّهُ الْأَمْثالَ لِلنّاسِ وَ اللّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَليمٌ .(6) خدا نور آسمانها و زمين است. مَثَل نور او چون چراغدانى است كه در آن چراغى، و آن چراغ در شيشه‏اى است. آن شيشه گويى اخترى درخشان است كه از درخت خجسته زيتونى كه نه شرقى است و نه غربى، افروخته مى‏شود. نزديك است كه روغنش (هر چند بدان آتشى نرسيده باشد) روشنى بخشد. روشنىِ بر روى روشنى است. خدا هر كه را بخواهد با نور خويش هدايت مى‏كند، و اين مَثَلها را خدا براى مردم مى‏زند و خدا به هر چيزى داناست. در تفسیر سوره نور تشبیه بسیار منحصر بفردی از  درخت زیتون شده است: - رویش درختان زیتون در ارتفاعات کوه سینا به وسیله باران کاری خدایی است. . - طور سینا مرکز اصلی رویش درختان زیتون است. - درختان زیتون با میوه های روغنی و نان و خورش ، سفره آدمیان ،نمودی دیگر از تدبیر الهی است. - زیتون ، خرما ، و انگور نقش ویژه ای در تغذیه انسان دارند 5- وَ شَجَرَةً تَخْرُجُ مِنْ طُورِ سَیْناء تَنْبُتُ بِالدُّهْنِ وَ صِبْغٍ لِلاكِلینَ. (7) و درختی است كه در طور سینا می روید. روغن می دهد و آن روغن برای خورندگان نان خورشی است. 6- وَ زَيْتُونًا وَ نَخْلًا .(8) و زيتون و درخت خرما، 7-وَ التّينِ وَ الزَّيْتُونِ.(9) سوگند به [كوه‏] تين و زيتون،  تین1 . روایاتی در باب زیتون . 1- السید انصاری روایت كرده؛ پیامبر صلی الله علیه وآله: فرمود: «روغن زیتون را بخورید و آن را به بدن خود بمالید كه آن شجره ی مباركه است.»(10) 2- ابوهریره روایت كرده: رسول خدا صلی الله علیه وآله فرمود: «زیتون را بخورید و به بدن بمالید كه هفتاد مرض از جمله جذام را شفا می بخشد.» 3- علقمة بن عامر روایت كرده: رسول خدا صلی الله علیه وآله فرمود: «شما که روغن را از شجره ی مباركه ی زیتون می گیرید، خود را با آن معالجه كنید كه شفا بخش بواسیر است.» . یافته های علمی درخصوص زیتون نام علمی زیتون « الیا یوروپیا» است و در سرتاسر منطقه ی مدیترانه ای كاشته می شود. اما مركز عمده ی تولید آن اسپانیا، ایتالیا، تركیه، تونس و مراكش می باشد. بر اساس تخمینی در سال 1964 حداقل 200 میلیون درخت زیتون در اسپانیا و 123 میلیون در ایتالیا وجود داشته است. میوه های گیاه زیتون در پاییز و زمستان جمع آوری می شوند . وبرگ، پوست تنه و میوه آن خاصیت دارویی دارد. روغن زیتون در طب سنتی به عنوان کاهش دهنده چربی خون ، ملین تلطیف کننده غشاهای مخاطی دستگاه گوارش و محرک ترشح صفرا به کار می رود . جوشانده برگ ها و پوست داخلی درخت زیتون تب بر و برگهای زیتون ضد عفونی کننده و آرام بخش است . روغن زیتون به صورت موضعی در درمان سوختگی ،کوفتگی ، گزیدگی حشرات و خارش شدید به کار می رود  . مطا لعات اخیر دانشمندان فرانسوی نشان داده است علاوه بر میوه درخت زیتون روغنی که از این میوه به دست می آید ارزش فراوان دارویی دارد و انواع موادی که از برگ آن گرفته می شود نیز دارای خواص دارویی هستند. بر اساس این تحقیق برگ درخت زیتون دارای رنگ دانه های حاوی آنزیم فلاوین ، مواد سوختی لازم برای سوخت و سازهای گیاهی و ماده اولئور ویزوئید است . دیگر ماده های موجود در برگ زیتون نیز نقش مهمی در جلوگیری از بیماری های قلبی و کاهش فشار خون ایفا می کند .برگ زیتون به علاوه خواص دارویی برای مهار بیماریهای دیابت دارد .(11) زيتون رسيده از نظر طب قديم ايران گرم و قابض است و ميوه نارس زيتون سرد و خشك است و روغن زيتون گرم و خشك است . برگ درخت زيتون نيز گرم و خشك مي باشد . . 1)دم كرده برگ زيتون داروي خوبي براي پائين آوردن فشار خون مي باشد . بدين منظور بايد 20 عدد برگ زيتون را داخل 300 گرم آب ريخته و آنرا بمدت 15 دقيقه بجوشانيد . سپس كمي قند بآن اضافه كرده و بمقدار يك فنجان دوبار در روز از آن بنوشيد . بعد از دو هفته بايد بمدت 8 روز نوشيدن اين دم كرده را قطع كنيد و سپس ادامه دهيد. 2)روغن زيتون نرم كننده و صفرا بر است. 3)روغن زيتون دفع كننده سنگ كيسه صفرا است براي اين منظور بايد آنرا با آبليمو مصرف كرد. 4)روغن زيتون كرم كش است. 5)روغن زيتون براي رفع سرفه هاي خشك مفيد است. 6)براي رفع خارش گزيدگي حشرات ، روغن زيتون را به محل گزيدگي بماليد . 7)بدن بچه هايي را كه مبتلا به نرمي استخوان و كم خوني هستند با روغن زيتون ماساژ دهيد اثر مفيدي دارد. 8)براي رفع خشکی لثه(پیوره) ، روغن زيتون را بر روي لثه بماليد . 9)براي برطرف كردن خراش و ترك پوست ، گليسيرين و روغن زيتون را بمقدر مساوي با هم مخلوط كرده و روي پوست بماليد . 10)دم كرده برگ درخت زيتون تب بر است . 11)جوشانده برگ درخت زيتون برطرف كننده نقرس و روماتيسم است . 12)براي سرباز كردن جوشها و كورك ها زيتون را له كرده و روي جوش يا كورك بماليد . 13)دم كرده و جوشانده پوست درخت زيتون تب بر و درمان كننده مالاريا است . 14)پماد ميوه نارس زيتون براي سوختگي مفيد است . 15)جويدن برگ زيتون براي از بين بردن زخم هاي دهان مفيد است. 16)براي رفع سستي فلج و لقوه و تقويت نيروي جنسي بايد 80 گرم روغن زيتون را با 14 گرم كندر و 16 گرم سياه دانه مخلوط كرده و بمدت سه روز از آن بخوريد. 17)مصرف روغن زيتون از امراض قلبي و سرطان جلوگيري مي كند . 18)و بالاخره روغن زيتون بهترين روغن براي پخت و پز مي باشد زيرا در اثر حرارات خراب  نمي شود.(12) . زیتون نقرس و رماتیسم را درمان می‌کند ، برگ زیتون با اثر مقوی درمان کننده فشار خون و زخم‌های عفونی است. شیرابه‌ای قندی تحت نام (مان زیتون) از ساقه این درخت ترشح می‌شود که مصرف خوراکی دارد. همچنین برگ زیتون نیز حاوی گلوکزید،‌مواد قندی، مواد تلخ، کلروفیل، اسید گالیک، تائن، موم و مانیت است. روغن زیتون، سوزش و درد ناشی ازسوختگی را تسکین داده و از بروز تاول جلوگیری می‌کند. کمپرس پوست در موارد آفتاب زدگی، سرمازدگی، گزش مار، عقرب و حشرات با روغن زیتون سبب تسکین درد و سوزش و التیام می‌شود. همچنین ماساژ پوست با روغن زیتون، تعریق زیاد را کاهش داده،‌مژه و ابرو را تقویت می‌کند. این درحالی است که ماساژ پوست سر با روغن زیتون سبب تقویت پوست و مو گشته و شوره سررا برطرف می‌سازد و موهای سپید شده را سیاه می‌نماید. چند قطره روغن زیتون سریعا" خارش و سوزش چشم و پلک راتسکین داده و آبریزش چشم را برطرف ساخته و قوه بینایی را تقویت می‌کند. . مخلوط مساوی روغن زیتون و گلیسیرین نیز نقش مفیدی در معالجه پوست پای ترک خورده، درمان شوره سر و ریزش مو، جلوگیری از سفیدی مو دارد. . تاثیر روغن زیتون در بهبود جریان خون اجزای مغذی خاص در روغن زیتون و برخی غذاهای دیگر می تواند دلیل تاثیر مثبت رژیم غذایی مدیترانه ای بر سلامت قلب باشد. این ترکیبات که تحت عنوان “فنل” نامیده می شوند اثر آنتی اکسیدانی، ضد التهابی و جلوگیری از تشکیل لخته در عروق دارند. در این مطالعه تاثیر سودمند روغن های زیتون سرشار از فنل بر عملکرد عروق خونی مشخص شده است. مصرف غذاهای غنی از ترکیبات فنلی می تواند سلامت قلبی عروقی را بهبود بخشد و بر قلب نیز تاثیر حفاظت بخش دارد. تحقیقات نشان داده که مصرف روزانه دو قاشق غذا خوری (۲۳ گرم) روغن زیتون، خطر ابتلا به بیماریهای قلبی را کاهش می دهد که این امر، به دلیل وجود چربیهای اشباع نشده در این روغن است. بنابراین برای جلوگیری از ابتلا به این بیماری، بهتر است که به جای چربیهای اشباع شده از روغن زیتون استفاده شود تا میزان مصرف کالری روزانه از حد لازم بیشتر نباشد. همچنین روغن گردو و اسید چرب امگاــ۳ که در گوشت ماهی و سبزیجات وجود دارد همچون روغن زیتون، اسیدهای چرب اشباع نشده دارند و بنابراین برای پیشگیری از ابتلا به بیماریهای قلبی مفیدند. . تحقیقات متعدد خواص روغن زیتون را تثبیت کرده اند پژوهش های اخیر نشان می دهند که روغن زیتون این قابلیت را دارد که کلسترول خون را تا حد بسیار زیادی کاهش دهد. این امر سبب می شود که ریسک ابتلا به بیماری انسداد شرائین کاهش بسیار زیادی پیدا کند. در یک تحقیق که رژیم مدیترانه ای را مورد تحقیق و بررسی قرار داده بود، محققان به این نتیجه دست پیدا کردند که ریسک ابتلا به بیماری های قلبی در افراد مورد مطالعه، تنها پس از 1 تا دو سال استفاده از این رژیم غذایی به نصف کاهش پیدا کرد. این افراد به طور مرتب از روغن زیتون استفاده می کردند و میزان مصرف میوه و سبزیجات را نیز در رژیم غذایی روزانه خود افزایش داده بودند. برخی از پژوهشگران معتقدند که روغن زیتون می تواند بر روی نحوه توزیع چربی در بدن نیز مؤثر باشد؛ به این ترتیب که مقدار چربی ذخیره شده در اطراف شکم را کنترل کرده و آنرا در تمام نقاط بدن پخش می کند. . روعن زیتون :حاوی میزان زیادی روغن غیراشباع مونو می باشد. - حاوی مواد شیمیایی گیاهی است که باعث کاهش کلسترول و خطرا ابتلا به سرطان می شود. - حاوی میزان زیادی آنتی اکسیدان است. - دوام و مدت نگاهداری آن نسبت به روغن های دیگر بیشتر است و حتی می توان آن را فریز کرد. مصرف روغن زیتون خطر سرطان سینه را کاهش می‌دهد ایسکانیوز ـ پژوهشگران معتقدند مصرف روغن زیتون خطر سرطان سینه را در زنان کاهش می‌دهد به گزارش سرویس علمی پژوهشی ایسکانیوز، تحقیق روی سلول‌های سرطان سینه در زنان نشان داد که اسید اولئیک روغن زیتون اثر ژن سرطان زای این بیماری را کاهش می‌دهد. پژوهشگران به زنان توصیه می‌کنند که در رژیم غذایی خود از زیتون و روغن آن استفاده کنند. همچنین روغن زیتون به جز خاصیت ضد سرطانی فواید فراوانی دارد که از آن جمله ملین بودن آن و نرم کردن عضلات و آرامبخشی درد استخوان است. همچنین روغن زیتون به موها نرمی و لطافت خاصی می‌بخشد و باعث تقویت مو می‌شود. عصاره زیتون برای چین و چروک پوست بسیار مفیداست و باعث لطافت و نرمی و شادابی پوست صورت می شود. ............................................................................................................. منابع : 1. سوره عبس آیه 24 2.سایت اینترنتی www.farstak.com       10/4/87 3. سوره انعام - آیه 99 4. سوره انعام - آیه 141 5. سوره  نحل آیه11 6. سوره نور- آیه 35 7. سوره مومنون - آیه 20 8. سوره عبس - آیه 29 9. سوره تین - آیه 1 10. کتاب دارمی،ج 3، ص 29 11. سایت اینترنتی www.farstak.com       10/4/87 12. سایت اطلاع رسانی پزشکان ایران www.irteb.com           10/4/87 ..........................................................................................................  نوشته شده  توسط محمد نظیر عرفانی ......................................................................................................... منبع : اعجاز علمی قرآن

بررسی نقش گیاهان در زندگی معنوی انسان از دیدگاه قرآن

بسم الله الرحمن الرحیم  بررسی نقش گیاهان در زندگی معنوی انسان از دیدگاه قرآن (چکیده) . زهره فریدونی  - کارشناسی ارشد علوم قرآن و حدیث از دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرج سوسن ال رسول  - دانشیار علوم قرآن و حدیث دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرج . آدرس مقاله : https://civilica.com/doc/113166 . چکیده مقاله: پس از پژوهش های فراوان انسان دریافت که تنها راه رسیدن به آرامش و سلامت، بازگشت به دامان طبیعت و گیاهان است . زیرا گیاهان همواره در کنار انسان بوده و پاسخگوی نیازهای جسمی و روحی وی می باشند. انسان از سویی غذ ا، دارو و بسیاری از مایحتاج خود را از گیاهان دریافت می کند و از سوی دیگر با حضور در طبیعت و نگریستن به گل های زیبا ، درختان سرسبز و جنگل های انبوه نشاط روحی و انبساط خاطر یافته و تأمل در مراحل زندگی و حالات گیاهان نیز ، منشأ الهامات دینی برای وی خواهد بود . از آنجایی که دین اسلام کامل ترین دین و کتا ب آسمانی آن - قرآن - در بر دارنده ی جامع ترین برنامه ی زند گی برای انسانها و در یک کلام "تبیاناً لکل شیء " می باشد ، بررسی گیاهان و جایگاه آنها در ابعاد مختلف زندگی بشر می تواند تأثیر مه می در نگرش انسان به این موجودات نجیب خلقت به منظور ایجاد تعامل و تعادل در ارتباط انسان با آنها و توجه بیشتر به جنبه های غیرمادی ای ن ارتباط داشته و انسان را به حقیقت نقش گیاهان در زندگی معنوی انسان آشنا سازد . امری که می توان گفت تا به حال م ورد بی مهری قرار گرفته و محققین قرآنی کمتر به شکل منسجم به این جنبه از کاربرد گیاهان در حیات انسان از منظر آیات پرداخته اند. در این مقاله با بررس ی آیات مرتبط و مراجعه به تفاسیر و روایات ، به بیان اثرات گیاهان بر روح و جان انسان از دیدگاه قرآن پرداخته شده و به مناسبت و با اختصار از مطالب علمی نیز استفاده شده است. . کلیدواژه ها: قرآن، اثر معنوي، گياه، معاد ................................................................................................ منبع : همایش منطقه ای سلامت پژوهی در قرآن کریم

کتابِ طبیعت در کتاب خدا

بسم الله الرحمن الرحیم  کتابِ طبیعت در کتاب خدا . مقدمه: طبیعت، از ماده «طبع» به معنای: نهاد، سرشت و حیات مادّی است و در تعریف آن گفته اند که: «طبیعت، شامل همه موجودات مادّی، همراه با قوانین حاکم بر آنهاست و همچنین اجرام آسمانی و تمامی اجسام اطراف ما را هم شامل می شود. مصادیق طبیعت، عبارت اند از: زمین، آسمان، کوه، دشت، دریا، رودخانه ها، حیوانات، گیاهان، ابرها، بادها و روابط و قوانین حاکم بر آنها».1 در طول تاریخ خلقت، طبیعت، گاه خدای انسان و گاه ابزار انسان بوده است. انسان، همواره یا سوار بر طبیعت است و از مظاهر آن، نهایت استفاده را می برد و یا به شدّت، مسحور طبیعت می شود و طبیعت، او را رام خویش می کند و حتّی زندگی او را دستخوش تغییرات اساسی قرار می دهد. بر همین اساس است که رابطه انسان و طبیعت باید با شناخت درست از طبیعت و بر اساس معیارهای عقلانی ترسیم شود. کلمات کليدي: طبیعت،،خدا،قرآن،باد،آسمان،زمین،خداوند،کوه . قرآن کریم و چگونگی رابطه با طبیعت: قرآن کریم ـ که در همه عرصه های زندگی، چراغ راهنمای مسلمانان است ـ در این مورد هم به کمک ما آمده است و دستورها و رهنمودهایی را به منظور استفاده درست از طبیعت و رفتار صحیح با مظاهر طبیعی اطرافمان، در اختیار ما قرار داده است تا با اتّکا به آن راهنمایی ها، رابطه خود را با محیط اطرافمان به گونه ای مؤثّر و سازنده شکل دهیم. اهمیت این موضوع در اسلام، تا حدّی است که ده درصد ایات قرآن (حدود 750 ایه)، به طبیعت و پدیده های طبیعی اختصاص یافته است.2 قرآن در ایات گوناگون، ما را به شناخت طبیعت، دعوت کرده است و از ما خواسته است که هنگام حضور در طبیعت، بِدان بیندیشیم : «در زمین برای اهل یقین، نشانه هایی است».3 «بنگرید که چه چیزهایی در آسمان و زمین است».4 . چهره طبیعت در جاهلیت و اسلام در تفکّر انسان های عصر جاهلی، عناصر طبیعی، خدایان انسانْ شناخته می شدند؛ امّا با ظهور اسلام و نزول وحی، این پندارهای غلط، نقشِ بر آب شدند. قرآن، همه مردم را به توحید و پرستش خدای یگانه ـ که خالق همه آسمان ها و زمین و هر آنچه در آنها است ـ، فراخواند. آموزه های قرآن، همواره بر احترام به طبیعت به عنوان نشانه های خدا (ایات) و بهره گیری عقلانی از آنها استوار است. به طور کلّی، ویژگی های دیدگاه قرآنی در مقایسه با تفکّرات جاهلی را می توان در موارد زیر خلاصه کرد: 1 . در نظر قرآن، تمامی عناصر طبیعی (آسمانی و زمینی) در برابر خداوند متعال، خاضع و خاشع اند و هیچ موجودی در عبادت شدن، در کنار وی یا شریک وی قرار نمی گیرد. تنها خداست که در هستی، تصرّف می کند و ماه و خورشید و ستارگان و... در قبضه قدرت او قرار دارند: «فرمان روایی آسمان ها و زمین و آنچه در میان آنهاست، از آنِ خداست و بازگشت همه به سوی اوست».5 2 . در تفکّر جاهلی، عناصر طبیعی، به الوهیت گرفته شده بودند؛ ولی از نظر قرآن، همه آنها ایات الهی و نشانه هایی بر وجود خداوند هستند و به واقع، کلید و راه معرفت الهی اند. قرآن در این باره به صراحت بیان می کند : «از نشانه های قدرت او، شب و روز و آفتاب و ماه است. به آفتاب و ماه، سجده نکنید. به خدای یکتا که آنها را آفریده است، سجده کنید، اگر او را می پرستید».6 3 . بر خلاف تصوّر جاهلی که عناصر طبیعی (مثل ماه و خورشید و ستارگان و...) را ازلی و ابدی می دانستند، خداوند، هیچ کدام از آنها را ازلی یا ابدی نمی داند و با به کار بردن واژه هایی چون: «ابداع»، «خلق»، «فطر»7، «تسخیر» و... تمام آنها را آفریده و ساخته و تحت اراده و فرمان خود می داند: «و مسخّر شما کرد، شب و روز را و خورشید و ماه را و ستارگان، همه فرمان بردار او هستند. در این ایه، برای آنها که به عقلْ درمی یابند، عبرت هاست».8 و نیز تصریح می کند که هیچ کدام از آنها جاودانه و ابدی نخواهند بود و سرانجام، روزی فراخواهد رسید که از بین می روند و تنها خداست که جاودان باقی می ماند: «آن هنگام که خورشید، بی فروغ گردد و آن هنگام که ستارگان، فروریزند و آن هنگام که کوه ها از جای خود به حرکت درایند...».9 4 . در دیدگاه قرآنی، بر خلاف تصوّر جاهلی، هیچ گونه مبارزه و جنگی بین عناصر طبیعی آسمانی و زمینی وجود ندارد و نیز هیچ عنصری در طبیعت، شرور معرّفی نمی شود؛ بلکه بر عکس، قرآن از هماهنگی بسیار دقیقی که بین قوای طبیعی (مانند خورشید و ابر و باد و باران و رشد و نمو گیاهان و...) وجود دارد، سخن به میان می آورد.10 و نیز از بسیاری از عناصر طبیعت، با عنوان رزق، رحمت، برکت، زینت و... یاد می کند.11 . سفارش قرآن به فراگیری علوم طبیعی مسلمانان، همواره در پی یادگیری علوم طبیعی و نیز علوم دینی بوده اند. جوهری، مفسّر بزرگ اهل سنّت، معتقد است که: «مسلمانان باید در پی یادگیری علوم طبیعی و نیز علوم دینی باشند که قرآن، هر دو را خواسته است و بلکه عنایت قرآن به علوم طبیعی، بیشتر از علوم دینی است. پس چرا از آنچه در اولویت قرار دارد، دوری گزیده اند و به آنچه در اولویت قرار ندارد، روی آورده اند؟!».12 متفکّران مسلمان، نه تنها علوم طبیعی را جدا از دین تلقّی نمی کردند، بلکه در تحقیقات مربوط به این علوم، به دنبال تبیین جهان بوده اند. دلیل این که دانشمندان مسلمان، به تفکّر در طبیعت و تألیف کتب علوم طبیعی پرداخته اند، تعالیم قرآنی و احادیث منقول از پیامبر (ص) و امامان معصوم (ع) بوده است. به نمونه آن که علّامه حسن زاده آملی نقل می کند، دقّت کنید: «شیخ الرّئیس ابو علی سینا، رساله ای در خواص کاسنی نوشته است. مرحوم استادم جناب آقا میرزا مهدی الهی قمشه ای، شبی در اثنای درس، حکایت فرمود که باعث شیخ بر تصنیف این رساله در خواصّ کاسنی، یک حدیث حضرت رسول الله(ص) بوده که حضرت فرمود: «ریشه کاسنی را نشویید [که اگر شسته شود، خاصیت آن از بین می رود]».13 . هدف خداوند از طرح مسائل طبیعی در قرآن هر چند از دیدگاه قرآن، هدف نهایی طبیعت شناسی، افزودن معرفت انسان ها نسبت به خداوند و تقرّب به اوست، امّا با بررسی و مطالعه ایات قرآنی، این نکته به دست می اید که قرآن از پرداختن به پدیده های طبیعی، اهداف متوسطی را نیز دنبال نموده است که لازمه و مقدّمه رسیدن به آن هدف نهایی به حساب می ایند که عبارت اند از: 1 . اثبات جایگاه خداوند به عنوان آفریننده جهان قرآن برای این که خدا را به انسان نشان دهد و عقربه دل او را در جهت خدا نگه دارد، چگونگی آفرینش موجودات و عظمت حکمت هایی را که خدا در آفرینش آنها به کار برده است، به او یادآور می شود، تا انگیزه ای باشد برای شکر و حق شناسی انسان: «بدون شک، در آسمان ها و زمین، نشانه های فراوانی است برای آنها که اهل ایمان اند. همچنین در آفرینش شما و جنبندگانی که در سراسر زمین منتشر ساخته، نشانه هایی است برای گروهی که اهل یقین اند».14 2 . اثبات یگانگی خداوند و حاکمیت مطلق او بر تمامی هستی قرآن، از راه های مختلف، سعی کرده است بشریت را به پرستش خداوند یکتا سوق دهد و از شریک قائل شدن برای او برحذر دارد. ایات بسیاری در قرآن وجود دارند که پس از این که آفرینش عناصر مختلف طبیعی را به خداوند نسبت می دهند و بیان می کنند که اداره امور تمام پدیده های طبیعی جهان (علاوه بر خلقت) نیز به دست خداوند یکتاست، انسان ناآگاه را به پرستش ذات یکتای خداوند، دعوت می کنند و بیان می کنند که نباید معبودی غیر از او را بپرستد: «ایا آن کس که شما را در تاریکی های خشکی و دریا راه می نماید و آن کس که بادها را پیشاپیش رحمتش بشارتگر می فرستد [شایسته عبادت نیست]؟ ایا معبودی دیگر با خدا هست؟ خدا برتر است از آنچه [با او] شریک قرار می دهند».15 3 . نشان دادن عظمت، قدرت، حکمت، علم و رحمت الهی نظام منظّم و پیچیده طبیعت، دلیل روشنی است بر عظمت خالق متعال و علم بی پایان و قدرت سترگ او؛ امّا اُنس بشر با طبیعت و تکراری و روزمرّه بودن حوادث طبیعی (مثل: طلوع و غروب خورشید و ماه، آمد و شدِ شب و روز و تغییر فصول و...)، باعث غفلت انسان از توجّه به خالق آنها می شود. از این رو، قرآن، با بیان حوادث روزمرّه زندگی آدمی، انسان را به تأمّل در آنها وا می دارد و همه این پدیده ها را به عنوان نشانه های عظمت و حکمت آفریننده آنها معرّفی می کند: «خداست که هر جنبنده ای را از آب آفرید. پس برخی از آنها بر روی شکم راه می روند و پاره ای بر روی دو پا و گروهی بر روی چهار پا. خدا هر چه بخواهد، می آفریند و البته خدا بر هر چیزی تواناست».16 4 . اثبات معاد و حیات دوباره مسئله معاد و زندگی دوباره و حشر و نشر انسان پس از مرگ، از مسائل پیچیده ای است که همواره در طول تاریخ، ذهن بشر را به خود، مشغول داشته است. از این رو، قرآن، یکی از اهداف مهمّ خود را، توجّه دادن انسان به حیات دوباره قرار داده و از راه های مختلف (از جمله، ذکر مثال های طبیعی) برای اثبات معاد، بهره جسته است: «ایا نمی بینند که خدای یکتاست که آسمان ها و زمین را بیافرید و در آفریدن آنها در نماند. او می تواند مردگان را زنده کند. بلی، او بر هر کاری تواناست»17 و «از ایات قدرت او آن که تو زمین خشک را می بینی، که چون آب بر آن بفرستیم، چگونه به جنبش اید و گیاه برویاند. آن کس که آن را زنده می کند، زنده کننده مردگان است و البته او بر هر کاری تواناست».18 5 . تشویق به بهره برداری درست از طبیعت در دوران جاهلیت، مردم بر اثر پیروی از پدران خویش، به خرافاتی دچار شده بودند که بهره وری از برخی مَواهب طبیعی را بر خود، حرام کرده بودند و نیز در زراعت و محصولات کشاورزی و باغداری خود، مواردی را برای خود، غیر قابل استفاده می دانستند. برای مثال، قسمتی از زراعت و چارپایان خود را نثار بت ها می کردند و یا مخصوص عدّه ای خاص (خدمه بت و متولّیان بت خانه ها) می دانستند و استفاده عموم مردم از آنها را حرام تلقّی می کردند و یا مثلاً می گفتند آنچه در شکم حیوانات ذبح شده است (جنین)، تنها از آنِ مردان است و بر زنان، حرام است19 و... . ولی قرآن با ردّ این افکار خرافی و به رسمیت نشناختن آنها، استفاده از مواهب طبیعی را برای همه انسان ها اعم از زن و مرد و از هر گروه و طایفه ای که باشند،جایز شمرد: «همانا شما را در زمین، اقتدار بخشیدیم و در آن برای شما، از هر گونه روزی، مقدّر کردیم».20 6 . بیان مبدأ پیدایش و نحوه تکامل موجودات و نظم آنها در برخی ایات قرآن، علاوه بر این که مبدأ خلقت و مراحل تکامل بعضی از پدیده های طبیعی مطرح شده است، توجّه انسان به هماهنگی بین پدیده های طبیعی سوق داده می شود و به بشر می آموزد که حواث طبیعی عالم را تصادفی فرض نکند و در پی کشف قوانین منظم آنها باشد: «خدایی که بادها را می فرستد و به وسیله آنها ابر را برمی انگیزاند، پس ابر را هر طور که بخواهد در آسمان می گستراند و آن را به صورت قطعه قطعه در می آورد، آن گاه می بینی که قطرات باران از لابه لای ابرها خارج می شود»21 و «تو در خلقت خدای رحمان، بی نظمی و نقصانی نخواهی یافت. پس بازنگر. ایا خللی در آن می بینی؟».22 7 . استفاده تمثیلی از طبیعت بهره گیری از مَثَل در فرهنگ های مختلف، رواج دارد. قرآن نیز برای روشن نمودن برخی حقایق، از مَثَل هایی استفاده کرده است که در آنها از پدیده های طبیعی ـ که برای مردم، ملموس تر و قابل دسترس ترند ـ استفاده شده است. برای مثال، به چند نمونه از این تمثیلات اشاره می شود: «اعمال کافران، همچون سرابی است در یک کویر که انسان تشنه، آن را آب می پندارد، امّا هنگامی که به سراغ آن می اید، چیزی نمی یابد».23 «اعمال آنان که به پروردگارشان کافر شدند، همچون خاکستری است در برابر تندباد در یک روز توفانی. آنها توانایی ندارند، کمترین حاصلی از آنچه انجام داده اند، برگیرند».24 «مَثَل کسانی که اموال خود را در راه خدا انفاق می کنند، مَثَل بذری است که هفت خوشه می رویانَد و در هر خوشه، یکصد دانه است و خداوند، آن را برای هر کس که بخواهد (شایستگی داشته باشد)، دو یا چند برابر می کند».25 یکی از نکات جالبی که در قرآن با آن روبه رو می شویم، این است که خداوند، حتّی برای دلداری دادن به پیامبران خود نیز از مظاهر طبیعی استفاده کرده است که ماجرای موسی(ع) و تجلّی خداوند بر کوه و متلاشی شدن آن، یکی از این نمونه هاست . و در جایی دیگر نیز خداوند برای دلداری دادن پیامبر اسلام(ص)، از عناصر طبیعی بهره گرفته، می فرماید: «چون تو را دیدند، مسخره ات کردند که ایا این است آن پیامبری که خدا بر ما مبعوث کرده است؟... ایا گمان کرده ای که بیشترینشان می شنوند و می فهمند؟ اینان چون چارپایانی بیش نیستند؛ بلکه از چارپایان هم گمراه ترند. ندیده ای که پروردگار تو چگونه سایه را می کشد؟ در حالی که اگر می خواست، در یک جا ساکنش می گرداند. آن گاه، آفتاب را بر او دلیل گردانیدیم. سپس سایه را اندک اندک برگرفتیم. اوست که شب را پوشش شما کرد و خواب را آرامشتان و روز را زمان برخواستنتان. اوست که پیشاپیش رحمت خود، بادها را به مژده فرستاد و از آسمان، آبی پاک نازل کردیم تا سرزمین مرده را بِدان، زندگی بخشیم و چارپایان و مردم بسیاری را که آفریدیم، بدان سیراب کنیم و تا به تفکّر پردازند، باران را میانشان تقسیم کردیم؛ ولی بیشتر مردم، جز ناسپاسی نکردند. اگر می خواستیم، به هر آبادی بیم دهنده ای (پیامبری) می فرستادیم. از کافران، اطاعت مکن و به حکم خدا با آنها جهاد کن، جهادی بزرگ. اوست که دو دریا را به هم بیامیخت، یکی شیرین و گوارا و دیگری شورابی سخت گزنده و میان آن دو، مانعی و سدّی استوار قرار داد».26 . نمونه هایی از پدیده های طبیعی در قرآن آب و باران قرآن از آب به عنوان نعمت، رزق، رحمت و برکت یاد می کند و همچون تورات، اصل و منشأ آب را آسمان می داند: «ما از آسمان آبی، نازل کردیم و بدان سیرابتان ساختیم».27 از دیدگاه قرآن، باران، آب پاکیزه و پربرکت و رزق الهی است. باران در قرآن، با این تعابیر توصیف شده است: طهور(پاکیزه)، مبارک (پربرکت)و... .28 باد چهره ای که قرآن از باد نشان می دهد، صورتی بشیر و نذیر است: «اوست که پیشاپیش رحمت خود، بادها را به بشارت می فرستد».29 قرآن، همچنین به نقش بادها در باروری ابرها و تولید باران، اشاره کرده است.30 کوه ها و دریاها قرآن از کوه ها با تعبیر اوتاد (میخ ها) و نیز رواسی (لنگرها) یاد کرده است؛ زیرا کوه ها تکیه گاه و نگه دارنده زمین اند و باعث سکون و آرامش آن می شوند: «برای ثبات شما در زمین، کوه های استوار قرار داد...».31 گیاهان قرآن کریم، گیاهان را رزق و برکت الهی و نعمت خداوندی می داند. نام برخی از گیاهان، به صورت ویژه در قرآن آمده است. برای مثال، خداوند به انجیر و زیتون، سوگند یاد می کند و انگور و انار را از میوه های بهشتی معرفی می کند و نیز از موز و سدر نیز در بهشت، سخن به میان می آورد.32 حیوانات در قرآن کریم، ایاتی هستند که در آنها از خلقت حیوانات، منافع و آثار و اسامی آنان صحبت شده است. هفت سوره از قرآن، به اسم حیوانات نام گذاری شده اند؛ بقره (گاو)، انعام (چارپایان)، نحل (زنبور عسل)، عادیات (اسب های دونده)، نمل (مورچه)، عنکبوت و فیل. همچنین در 52 سوره قرآن و حدود 150 ایه از قرآن، از حیوانات، یاد شده است. در قرآن، بیشتر از همه، کلمه انعام (چارپایان) در قرآن آمده که خداوند، آنها را کمک الهی به انسان معرفی نموده است: «چهارپایان را برایتان آفرید. شما را از آنها نیرو و دیگر سودهاست و از گوشتشان می خورید و... قطعاً پروردگار شما رئوف و مهربان است».33 ......................................................................................................... پی نوشت ها: سیمای طبیعت در قرآن، ص6. همان، ص7. سوره ذاریات، ایه 20. سوره یونس، ایه101. سوره ذاریات، ایه 20. سوره یونس، ایه 101. سوره مائده، ایه 18. سوره فصّلت، ایه 37. فطر: به معنای ایجاد و ابداع چیزی. سوره نحل، ایه12؛ سوره لقمان، ایه29؛ سوره اعراف، ایه54. سوره تکویر، ایات یک به بعد. رک: سوره حج، ایه5. رک: سوره های ابراهیم، ایه32، بقره، ایه60، روم، ایه46، اعراف، ایه96، کهف، ایه7 و حج، ایه5. الجواهر (تفسیر الطنطاوی)، الجوهری الطنطاوی (به نقل از: سیمای طبیعت در قرآن، ص39). هزار و یک نکته، [علّامه] حسن حسن زاده آملی. سوره جاثیه، ایه 4. سوره نمل، ایه 63. سوره نور، ایه 45. سوره احقاف، ایه33. سوره فصّلت، ایه 39. سوره انعام، ایه138. سوره اعراف، ایه10. سوره روم، ایه48. سوره ملک، ایه3. سوره نور، ایه39. سوره ابراهیم، ایه18. سوره بقره، ایه 261. سوره فرقان، ایه 43 ـ 54. حجر، ایه 22. سوره حِجر، ایه 22. سوره اعراف، ایه 57. سوره نحل، ایه 15. سوره نحل، ایات 5-7. .............................................................................................................. منابع: ترجمه تفسیر المیزان، [علّامه] سید محمّد حسین طباطبایی، مترجم: سید محمّد باقر موسوی همدانی، قم: جامعه مدرّسین، 1373. سیمای طبیعت در قرآن، محمّد حسن رستمی، قم: بوستان کتاب، 1385. زمین و آسمان در قرآن کریم و نهج البلاغه، سید علی اشرف حسنی، تهران: امیری، 1380. دانش نامه میزان الحکمة، محمّد محمّدی ری شهری و دیگران، قم: دار الحدیث، 1384، ج3، (مَدخل «زمین»). باد و باران در قرآن، مهدی بازرگان، تهران: رسا، 1373. چند منبع مفید دیگر: پرتوی از قرآن، [ایة الله] سید محمود طالقانی، تهران: شرکت سهامی انتشار، 1382. قرآن و علوم طبیعت، مهدی گلشنی، تهران: مطهّر، 1375. مقایسه ای میان تورات، انجیل، قرآن و علم، موریس بوکای، مترجم: ذبیح الله دبیر، تهران: دفتر نشر فرهنگ اسلامی، 1379. اسلام و طبیعت (دانش نامه فقه اسلامی/ج138)، سید محمّد شیرازی، مترجم: سید حسین اسلامی، قم: یاس زهرا، 1386. ............................................................................................. منبع : نشریه حدیث زندگی 36 پایگاه اطلاع رسانی حوزه

باران و تاويل نشانه شناختي پديدارها در قرآن

بسم الله الرحمن الرحیم  باران و تاويل نشانه شناختي پديدارها در قرآن . رحم دل شرفشادهي غلامرضا  دانشگاه گیلان . (متن کامل مقاله : pdf - باران و تاویل نشانه شناختی پدیدارها در قرآن) . چکیده:   مقاله، باران در قرآن از منظر چندين كاركرد مورد مطالعه قرار گرفته است كه جذاب ترين آنها عبارتند از: كاركرد ارجاعي، كاركرد معنا شناختي، كاركرد نشانه شناختي، كاركرد روانشناختي (مفهوم باران در شبكه تداعي آزاد) و كاركرد اخلاقي باران. در اين مقاله هر يك از كاركردهاي اشاره شده با استناد به آيات قرآن مورد مطالعه قرار  مي گيرند. . کلید واژه:  باران(Q3)،قرآن(Q2)،نشانه شناسي(Q3)،نزول(Q3)،ذكر(Q2) ............................................................................................................. منبع: نشریه اندیشه دینی - دوره  7 , شماره  14 

قرآن و آفرینش نباتات

بسم الله الرحمن الرحیم  قرآن و آفرینش نباتات . اشاره :  نباتات و سبزیجات، یکی از اساسی ترین نیاز و ارکان بقای انسان و حیوان هاست که باید طبق دستور از آنها بهره برداری کرده و به زندگی ادامه داده شود؛ در مورد این مخلوقات خداوندی و کیفیت استفاده از آنها و بیان منافع سرشار و فراوان آنها وسیله رهبران اسلام و کتاب آسمانی آن (قرآن) سخنان بی شماری، شرف صدور یافته است که نمی توان به انتهای بر رسی آنهارسید؛ فقط برای نمونه از آیات و روایات فراوان، به مطالبی نه چندان زیاد اکتفاء می شود: .  بیان منافع سرشار و فراوان گیاهان 1- «وَ مِنْ آیاتِهِ یرِیکمُ الْبَرْقَ خَوْفاً وَ طَمَعاً وَ ینَزِّلُ مِنَ السَّماءِ ماءً فَیحْیی بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها إِنَّ فِی ذلِک لَآیاتٍ لِقَوْمٍ یعْقِلُونَ ». (روم: 24-) و از آیات او این است که برق و رعد را به شما نشان می دهد که هم مایه ترس و هم امید است (ترس از صاعقه، و امید به نزول باران)، و از آسمان آبی فرو می فرستد که زمین را بعد از مردنش بوسیله آن زنده می کند؛ در این نشانه هایی است برای جمعیتی که می اندیشند!. 2- «وَ آیةٌ لَهُمُ الْأَرْضُ الْمَیتَةُ أَحْییناها وَ أَخْرَجْنا مِنْها حَبًّا فَمِنْهُ یأْکلُونَ (33) وَ جَعَلْنا فِیها جَنَّاتٍ مِنْ نَخِیلٍ وَ أَعْنابٍ وَ فَجَّرْنا فِیها مِنَ الْعُیونِ (34) لِیأْکلُوا مِنْ ثَمَرِهِ وَ ما عَمِلَتْهُ أَیدِیهِمْ أَ فَلا یشْکرُونَ (35) سُبْحانَ الَّذِی خَلَقَ الْأَزْواجَ کلَّها مِمَّا تُنْبِتُ الْأَرْضُ وَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ وَ مِمَّا لا یعْلَمُونَ (36)» « ( یس: آیات 36- 35- 34- 33-) زمین مرده برای آنها آیتی است، ما آنرا زنده کردیم، و دانه هائی از آن خارج ساختیم، و آنها از آن می خورند. و در آن باغهائی از نخلها و انگورها قرار دادیم و چشمه هائی از آن بیرون فرستادیم. تا از میوه آن بخورند در حالی که دست آنها هیچ دخالتی در ساختن آن نداشته است، آیا شکر خدا را بجا نمی آورند؟ منزه است کسی که تمام زوجها را آفرید، از آنچه زمین می رویاند، و از خود آنها و از آنچه نمی دانند! . توضیح آیات فوق آیات فوق نشانه هائی از توحید و معاد را توأماً بیان می کند تا وسیله باشد برای بیداری منکران و ایمان به مبدء و معاد. نخست از احیای زمین های مرده و برکاتی که از آن عائد انسانها می شود بحث کرده می فرماید: زمین های مرده برای آنها نشانه آشکاری است (از مبداء و معاد) ما آن را زنده کردیم، و دانه هائی از آن خارج ساختیم و آنها از آن تغذیه می کنند « «وَ آیةٌ لَهُمُ الْأَرْضُ الْمَیتَةُ أَحْییناها وَ أَخْرَجْنا مِنْها حَبًّا فَمِنْهُ یأْکلُونَ (33) مسأله حیات و زندگی از مهمترین دلائل توحید است، مسأله ای است فوق العاده مرموز و پیچیده و شگفت انگیزکه عقل همه دانشمندان را به حیرت افکنده، و با تمام پیشرفتهای عظیمی که در علم و دانش نصیب بشر شده هنوز کسی معمای آن را نگشوده است، هنوز کسی به درستی نمی داند تحت تأثیر چه عواملی در روز نخست موجودات بیجان تبدیل به سلولهای زنده شده است؟ هنوز کسی نمی داند که بذرهای گیاهان و طبقات مختلف آن دقیق اًچگونه ساخته شده؟ و چه قوانین مرموزی بر آن حاکم است که به هنگام فراهم شدن شرائط مساعد به حرکت در می آید، و رشد و نمو را آغاز می کند، و ذرات زمین مرده را جذب وجود خود می نماید، و از این طریق موجودات مرده را تبدیل به بافته ای موجود زنده می کند، تا هر روز جلوه تازه ای از حیات را نشان دهد. مسئله حیات در جهان گیاهان و حیوانات و زنده شدن زمین های مرده از یک سو دلیل روشنی است بر این که علم و دانش عظیمی در آفرینش این جهان به کار رفته، و از سوی دیگر نشانه ای آشکار از رستاخیز است. جمله «فَمِنْهُ یأْکلُونَ» از یک سو اشاره به این است که انسان از بخشی از دانه های گیاه تغذیه می کند، و بعضی دیگر قابل تغذیه برای انسان نیست، ولی فوائد دیگری دارد مانند تغذیه حیوانات، ساختن مواد رنگی، داروئی، و امور دیگری که در زندگی انسان کاملا مورد استفاده است. و از سوی دیگر با مقدم داشتن «فَمِنْهُ» بر «یأْکلُونَ» که معمولا برای حصر می آید این نکته را بیان می کند که بیشترین (و نیز بهترین) تغذیه انسان از مواد گیاه است آنچنان که گوئی تمام غذای انسان را تشکیل می دهد! آیه بعد توضیح و تشریحی بر آیه قبل است و چگونگی حیات زمینهای مرده را بیان می کند، می فرماید: ما در زمین باغهائی از نخلها و انگورها قرار دادیم و چشمه هائی از آن بیرون فرستادیم (وَ جَعَلْنا فِیها جَنَّاتٍ مِنْ نَخِیلٍ وَ أَعْنابٍ وَ فَجَّرْنا فِیها مِنَ الْعُیونِ (34) در آیه گذشته سخن از دانه های غذائی در میان بود، اما در اینجا از میوه های نیرو بخش و مغذی سخن می گوید که دو نمونه بارز و کامل آنها خرما و انگور است که هر یک غذائی کامل محسوب می شود. مطالعات دانشمندان نشان می دهد که مخصوصا این دو میوه دارای انواع ویتامین های لازم و مواد مختلف حیاتی برای بدن انسان است، به علاوه این دو میوه در تمام طول سال به صورت تازه یا خشک قابل نگهداری و استفاده برای تغذیه است. و این که «أَعْنابٍ» و» نَخِیلٍ» هر دو به صیغه جمع آمده ممکن است اشاره به انواع مختلف این دو میوه بوده باشد چرا که هر یک از آنها دهها نوع دارد، با ویژگیهای مختلف و باب طبع همه و برای همه ذائقه ها! این نکته نیز قابل توجه است که در آیه قبل تنها تعبیر به احیای زمینهای مرده شده بود که در قرآن مجید معمولا با نزول باران همراه است، ولی در این آیه سخن از چشمه های آب جاری به میان آمده، زیرا برای بسیاری از زراعتها آب باران تنها کافی است، در حالی که درختان میوه معمولا نیاز به آب جاری نیز دارند. آیه بعد هدف آفرینش این درختان پر بار را چنین بیان می کند: غرض این است که از میوه آن بخورند، در حالی که دست آنها در ساختمان آن کمترین دخالتی نداشته، آیا شکر خدا را بجا نمی آورند! (لِیأْکلُوا مِنْ ثَمَرِهِ وَ ما عَمِلَتْهُ أَیدِیهِمْ أَ فَلا یشْکرُونَ (35) آری میوه هائی که به صورت غذای کامل بر شاخسار درختان ظاهر می شود بی آنکه کمترین نیازی به پختن و یا تغییرات دیگر داشته باشد به مجرد چیدن از درخت قابل استفاده است، و این نهایت لطف و عظمت پروردگار را در باره انسانها نشان می دهد. حتی این غذای آماده و لذیذ را آنچنان بسته بندی کرده که برای مدت زیادی قابل نگهداری است، بی آنکه ارزش غذائی خود را از دست دهد، بر خلاف غذاهائی که انسان از مواد طبیعی خدا داد با دست خود می سازد که غالبا به سرعت فاسد می شود! تفسیر دیگری در باره معنی آیه نیز وجود دارد که آنهم قابل ملاحظه است و آن این که: قرآن می خواهد هم اشاره به میوه هائی کند که بدون تغییر مورد استفاده قرار می گیرد، و هم به انواع غذاهای مختلفی که با انجام عملی روی این میوه ها به دست می آید، در هر صورت، هدف آن است که حس حق شناسی و شکرگزاری انسانها را تحریک کند تا از طریق شکرگزاری قدم در مرحله معرفت پروردگار بگذارند، که شکر منعم نخستین گام معرفت کردگار است. آخرین آیه مورد بحث سخن از تسبیح و تنزیه پروردگار می گوید، خط بطلان بر شرک مشرکان که در آیات گذشته از آن سخن بود می کشد، و راه توحید و یک تا پرستی را به همگان نشان می دهد، می فرماید: منزه است کسی که تمام زوجها را آفرید، از آنچه زمین می رویاند، و از خود آنان، و از آنچه نمی دانند! (سُبْحانَ الَّذِی خَلَقَ الْأَزْواجَ کلَّها مِمَّا تُنْبِتُ الْأَرْضُ وَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ وَ مِمَّا لا یعْلَمُونَ) آری خداوندی که این همه زوجها را در پهنه جهان هستی آفریده علم و قدرتش بی انتهاست، عیب و نقصی در وجودش راه ندارد، لذا شریک و شبیه و نظیر برای او نیست، و اگر گروهی سنگ و چوبهای بی جان و مخلوقات دیگری را شبیه او شمرده اند از این نسبت های ناروا بر دامان کبریائیش گردی نمی نشیند! بدیهی است خداوند نیاز به این ندارد که خویشتن را تسبیح و تنزیه کند، این تعلیمی است برای بندگان و دستورالعملی است برای پیمودن خط تکامل. در این که منظور از ازواج در اینجا چیست مفسران سخن بسیار دارند: آنچه مسلم است این است که ازواج جمع زوج معمولا به دو جنس مذکر و مؤنث گفته می شود، خواه در عالم حیوانات باشد، یا غیر آنها، سپس توسعه داده شده و به هر دو موجودی که قرین یک دیگر و یا حتی ضد یک دیگرند زوج اطلاق می شود، حتی به دو اطاق مشابه در یک خانه، یا دو لنگه در، و یا دو همکار و قرین، این کلمه گفته می شود، و به این ترتیب برای هر موجودی در جهان زوجی متصور است. به هر حال بعید نیست که زوجیت در اینجا به همان معنی خاص یعنی جنس مذکر و مؤنث باشد، و قرآن مجید در این آیه خبر از وجود زوجیت در تمام جهان گیاهان و انسانها و موجودات دیگری که مردم از آن اطلاعی ندارند می دهد. این موجودات ممکن است گیاهان باشد که وسعت دایره زوجیت در آن روز هنوز در آنها کشف نشده بود. یا اشاره به حیوانات اعماق دریاها که در آن روز کسی از آن آگاه نبود، و امروز گوشه ای از آن برای انسانها کشف شده است. یا اشاره به موجودات دیگری که در کرات دیگر آسمانی زندگی می کنند. و یا موجودات زنده ذره بینی، هر چند امروز دانشمندان، نر و ماده ای در آنها سراغ ندارند، ولی دنیای این موجودات زنده آنقدر مرموز و پوشیده از معماهاست که ممکن است علم و دانش انسانها هنوز به این قسمت از آن راه نیافته باشد، حتی وجود زوجیت در جهان گیاهان نیز چنانکه گفتیم در عصر نزول قرآن جز در موارد خاصی مانند درختان نخل و امثال آن ناشناخته بود، و قرآن از آن پرده برداشت، و در قرون اخیراز طرق علمی این معنا به ثبوت رسید که مسئله زوجیت در عالم گیاهان یک مسئله عمومی و همگانی است. این احتمال نیز داده شده است که زوجیت در اینجا اشاره به وجود ذرات مثبت و منفی در دل تمام اتمها است، زیرا می دانیم همه اشیاء این جهان از اتم تشکیل یافته و اتم در حقیقت همچون آجر برای ساختمان عظیم این کاخ بزرگ عالم ماده است. تا آن روز که اتم شکافته نشده بود خبری از وجود این زوجیت نبود، ولی بعد از آن وجود زوجهای منفی و مثبت در هسته اتم و الکترونهائی که به دور آن می گردند به ثبوت رسید. بعضی نیز آن را اشاره به ترکیب اشیاء از ماده و صورت یا جوهر و عرض دانسته، و بعضی دیگر کنایه از اصناف و انواع مختلف گیاهان و انسانها و حیوانات و سایر موجودات عالم می دانند. ولی روشن است وقتی مابتوانیم این الفاظ را بر معنی حقیقی (جنس مذکر و مؤنث) حمل کنیم و قرینه ای بر خلاف آن نباشد دلیلی ندارد که به سراغ معانی کنائی برویم، و چنانکه دیدیم چندین تفسیرجالب برای معنی حقیقی زوجیت در اینجا وجود دارد. به هر حال این آیه یکی دیگر از آیاتی است که محدود بودن علم انسان را بیان می کند و نشان می دهد که در این جهان حقایق بسیاری است که از علم و دانش ما پوشیده است. . 3- أَ لَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً فَسَلَکهُ ینابِیعَ فِی الْأَرْضِ ثُمَّ یخْرِجُ بِهِ زَرْعاً مُخْتَلِفاً أَلْوانُهُ ثُمَّ یهِیجُ فَتَراهُ مُصْفَرًّا ثُمَّ یجْعَلُهُ حُطاماً إِنَّ فِی ذلِک لَذِکری لِأُولِی الْأَلْبابِ (21) زمر: 21 آیا ندیدی که خداوند از آسمان آبی فرستاد و آن را بصورت چشمه هایی در زمین وارد نمود، سپس با آن زراعتی را خارج می سازد که رنگهای مختلف دارد؛ بعد آن گیاه خشک می شود، بگونه ای که آن را زرد و بی روح می بینی؛ سپس آن را در هم می شکند و خرد می کند؛ در این مثال تذکری است (از ناپایداری دنیا) برای خردمندان!. . 4- وَ هُوَ الَّذِی مَدَّ الْأَرْضَ وَ جَعَلَ فِیها رَواسِی وَ أَنْهاراً وَ مِنْ کلِّ الثَّمَراتِ جَعَلَ فِیها زَوْجَینِ اثْنَینِ یغْشِی اللَّیلَ النَّهارَ إِنَّ فِی ذلِک لَآیاتٍ لِقَوْمٍ یتَفَکرُونَ (3) وَ فِی الْأَرْضِ قِطَعٌ مُتَجاوِراتٌ وَ جَنَّاتٌ مِنْ أَعْنابٍ وَ زَرْعٌ وَ نَخِیلٌ صِنْوانٌ وَ غَیرُ صِنْوانٍ یسْقی بِماءٍ واحِدٍ وَ نُفَضِّلُ بَعْضَها عَلی بَعْضٍ فِی الْأُکلِ إِنَّ فِی ذلِک لَآیاتٍ لِقَوْمٍ یعْقِلُونَ (4) رعد: 3 و4 ) و او کسی است که زمین را گسترد؛ و در آن کوه ها و نهرهایی قرار داد؛ و در آن از تمام میوه ها دو جفت آفرید؛ (پرده سیاه) شب را بر روز می پوشاند؛ در اینها آیاتی است برای گروهی که تفکر می کنند! و در روی زمین، قطعاتی در کنار هم قرار دارد که با هم متفاوتند؛ و (نیز) باغهایی از انگور و زراعت و نخلها، (و درختان میوه گوناگون) که گاه بر یک پایه می رویند و گاه بر دو پایه؛ (و عجیب تر آنکه) همه آنها از یک آب سیراب می شوند! و با این حال، بعضی از آنها را از جهت میوه بر دیگری برتری می دهیم؛ در اینها نشانه هایی است برای گروهی که عقل خویش را به کار می گیرند! کلمات کليدي: قرآن و آفرینش نباتات قرآن کریم ..........................................................................................................

حکمت آفرینش درخت از دیدگاه قرآن کریم/ درخت‌های بهشت و جهنم

بسم الله الرحمن الرحیم حکمت آفرینش درخت از دیدگاه قرآن کریم درخت‌های بهشت و جهنم   . اشاره :  منظور از سجده درخت این نیست که درخت هم مانند ما، انسان‌ها، پیشانی روی خاک می‌گذارد، بلکه مقصود همان تسلیم و خضوع در برابر خداوند متعال است، همان طور که همه موجودات متناسب با شرایط و زبان خود در برابر او تسلیم بوده و تسبیح او را می‌گویند. هر سال در آستانه سال نو و در روزهای آخر اسفندماه، یکی از رسم‌ها و آداب زیبا و درس‌آموز اسلامی توسط مقام معظم رهبری انجام می‌شود؛ درختکاری، همان رسمی است که در دین اسلام بارها بر آن تأکید شده و درباره فواید و آثار آن نکات مهمی عنوان شده است. درخت، یکی از نشانه‌های بی‌نظیر قدرت خدای یکتاست که منبع کشف و شهود زیادی برای مردم خداشناس به حساب می‌آید. ریشه، ساقه، شاخه، برگ، تنه، سایه و حتی نفس کشیدن درخت هم برای ما، انسان‌ها، منشاء خیر و برکت‌های زیادی است که اگر چشم بینا و دل هوشیار داشته باشیم می‌توانیم به اندازه ظرفیت خودمان، قدرت و حکمت خالق یکتا را در آن درک کنیم. در قرآن کریم هم ضمن اشاره به شگفتی‌های خلقت، به درخت اشاره شده و موارد بسیاری از خیر و برکت‌های این مخلوق خدا یادآوری شده است. .  . دکتر مریم عبدالباقی، کارشناس دینی گفت؛ خداوند متعال کلمه درخت را ۲۷ بار در آیه‌های قرآن کریم به کار برده و بارها به نمونه‌های دیگری از درختان مانند درخت خرما، درخت زیتون و درخت انار و سدر اشاره کرده است که نشان‌دهنده نقش مهم این مخلوق الهی در زندگی و حیات است. . درخت به عنوان یکی در کلام وحی می‌دانیم که رسم درختکاری به عنوان یکی از موارد مؤکد در دین اسلام است که مقام معظم رهبری هم هر سال در آستانه بهار، نهالی می‌کارند. رویکرد اسلام و آیات قرآن کریم به این مظهر قدرت الهی چیست؟ درخت در کلام عربی به معنی «شجر» است که ۲۷ بار در آیه‌های قرآن کریم به کار رفته است. در عین حال کلمه‌ها و عبارت‌های دیگری هم درباره درخت در قرآن وجود دارد که هر کدام بیان‌کننده یکی از ویژگی‌های آن هستند. مثلاً نام نخل یا درخت خرما در ۲۰ آیه قرآن کریم تکرار شده که این تعداد در مورد هیچ درخت دیگری سابقه ندارد. نام درخت انگور هم یازده بار با عبارت‌های «عنب» و «اعناب» آمده است. در عین حال، زیتون هم درخت پربرکت و مهمی است که نامش شش بار در قرآن تکرار شده است. رمان به معنی انار هم به درخت انار گفته می‌شود و هم به میوه آن. این کلمه سه بار در قرآن آمده است، دو بار در مورد انار دنیایی و یک بار در مورد انار بهشتی. نام درخت سدر هم چهار مرتبه در قرآن آمده، یک بار در مورد سدر دنیایی، یک بار در مورد درخت سدر در بهشت و دو بار در مورد درختی که پیغمبر اکرم صلی‌الله علیه و آله در شب معراج آن را مشاهده فرمود. «معروشه» هم یکی از انواع درخت است که نامش در قرآن آمده و منظور از آن، درختی است که مثل درخت انگور به صورت داربستی بالا می‌رود و رشد می‌کند. درواقع در قرآن یک بار به معروشات یعنی درخت‌های داربستی اشاره شده و یک بار به غیرمعروشات که درخت‌های غیرداربستی هستند. . . . حکمت آفرینش درخت آنچه میان مردم از برکات درخت شناخته شده است، میوه دادن و عمل فتوسنتز و تصفیه هواست. حکمت و دلیل آفرینش درخت در منظر الهی چیست؟ خداوند متعال در آیه ۶۰ سوره مبارکه نمل به مهم‌ترین نکته در آفرینش درخت اشاره فرموده است: «أَمَّنْ خَلَقَ السمَوَتِ وَ الأَرْض وَ أَنزَلَ لَکم مِّنَ السمَاءِ مَاءً فَأَنبَتْنَا بِهِ حَدَائقَ ذَات بَهْجَهٍ مَّا کانَ لَکمْ أَن تُنبِتُوا شجَرَهَاأَ ءِلَهٌ مَّعَ اللَّهِبَلْ هُمْ قَوْمٌ یعْدِلُونَ؛ آیا بت‌هایی که معبود شما هستند بهترند یا کسی که آسمان و زمین را آفریده؟ و برای شما از آسمان آبی فرستاد که با آن باغ‌هایی زیبا و سرور انگیز رویاندیم و شما قدرت نداشتید درختان آن را برویانید، آیا معبود دیگری با خداست؟ نه، آن‌ها گروهی هستند که (از روی نادانی) مخلوقات خدا را در ردیف او قرار می‌دهند.» بر اساس این آیه شریفه، نکته اساسی در مورد خلقت درخت، همان آفرینش حیات و زندگی در درون بذر و نهال است که به مرور زمان از بذری کوچک و نهالی نازک، درخت تنومندی می‌سازد. به همین دلیل است که در این آیه بعد از اشاره به خلقت آسمان‌ها و زمین و بارش باران، به روییدن باغ‌ها و بستان‌ها اشاره فرموده و یادآوری شده که به نحوه ایجاد زندگی در درختان توجه کنید که اگر اراده خداوند حکیم و توانا بر حیات درختان قرار نمی‌گرفت، انسان‌ها به هیچ وجه نمی‌توانستند آن‌ها را رویانده از میوه و محصولشان بهره‌مند شوند. حکمت درخت در کلام صادق آل محمد علیهم‌السلام در کتاب توحید مفضل نوشته شده که امام صادق علیه السلام در خصوص حکمت‌های مرگ درختان و تجدید حیات آن‌ها فرموده است: «در انواع تدبیرها و حکمت‌های نهفته در آفرینش درخت دقت کن. می‌بینی که هر سال می‌میرد ولی حرارت غریزی آن در چوب آن می‌ماند و مواد میوه‌ها از آن زاده می‌شود و آنگاه در همه جا پراکنده شده و چنانکه غذاهای متنوع و لذیذ را به تو می‌دهند، میوه‌های گونه‌گون و گوارا و خوش‌طعم به تو تقدیم می‌کنند. شاخه‌ها همانند دست به سوی تو دراز می‌شوند و میوه‌های نیکو را در اختیارت می‌گذارند. این حساب و کتاب دقیق و حکمت عظیم جز تقدیرگر حکیم از آن کیست و چرا این گونه است؟ آیا جز برای آن است که آدمی را از لذت و سود این میوه‌ها بهره برسانند؟ شگفتا! که مردم به جای سپاس بر نعمت، انکار منعم می‌کنند.» . ریشه‌ها در حکم دهان درخت ما درخت را به عنوان موجود زنده می‌شناسیم. آیا رویکرد دین هم به این مخلوق خاص الهی همین گونه است؟ بله. یکی از موارد جالب در زندگی درخت این است که درخت هم مانند موجودات زنده دیگر به آب و غذا نیاز دارد تا بتواند به زندگی خود ادامه بدهد؛ اما مانند حیوانات و انسان‌ها دهان ندارد تا بتواند غذا و آب را وارد بدن خود کند. درواقع خداوند دانا، ریشه‌ها را به منزله دهان و محل ورود غذا و آب به درخت قرار داده است. امام جعفر صادق علیه السلام این نکته را این گونه به شاگرد خود، مفضل بن عمر، آموزش داده است که: «در آفرینش درختان و گیاهان نگه کن. از آنجا که درخت هم مانند حیوان به غذا محتاج است اما مانند حیوان دهان و حرکت ندارد که دنبال غذا برود و آن را بگیرد و ببلعد، به همین دلیل ریشه‌های آن در دل زمین فرو رفته تا غذا را بگیرد و به شاخ و برگ و میوه برساند. پس زمین مانند مادر، پرورش‌دهنده درخت است و ریشه‌ها مانند دهان آن است که با آن‌ها غذا را از زمین می‌گیرد چنان که حیوانات، کودکان خود را شیر می‌دهند.» البته وجود ریشه‌ها برای درخت تنها به دلیل غذا رساندن به آن نیست. بلکه پا برجا ماندن درخت هم به وجود همین ریشه‌ها مربوط است. همان طور که امام صادق علیه السلام یادآوری فرموده است که: «نگاه نمی‌کنی که چگونه پایه‌ها و ستون‌های خیمه از هر طرف با طناب بسته شده تا بر جای خود بایستد، بر زمین نیفتد و یا کج نشود؟ گیاه هم همین گونه است. درخت هم ریشه‌های خود را در دل زمین به همه سمت گسترده کرده تا آن را پایدار و استوار و ایستاده نگه دارد. اگر ریشه نبود چگونه یک نخل تنومند و بلند و صنوبر و چنار بزرگ و تناور در توفان‌های سهمگین بر پای می‌ایستادند؟» انسان‌ها، خانه ساختن را از ساختار درخت یاد گرفتند نکته جالب این است که انسان‌ها هم بر پا کردن خیمه و حتی خانه را با دقت در آفرینش درخت آموخته‌اند. یعنی برای ساختن خانه بر اساس ارتفاع آن، زمین را حفر می‌کنند و ستون‌های خانه را در زمین بنا می‌کنند، همان طور که ریشه‌های درخت در زمین فرو رفته است. امام صادق علیه السلام به این نکته ظریف اشاره فرموده است که: «به حکمت خالق بزرگ و دانا دقت کن که چگونه بر حکمت کار مردم پیشی گرفته و مردم در پایداری خیمه‌ها از آن بهره گرفتند، در حالی که این حکمت و چاره پیش از آنان در آفرینش درخت جاری شده است. زیرا آفرینش درخت پیش از برپاداشتن خیمه است. نمی‌بینی که پایه و ستون خیمه‌ها از چوب درختان است، پس ساخته‌های دست انسان از کار آفرینش گرفته شده است.» . برگ درختان سبز، در نظر هوشیار برگ درخت هم به عنوان یکی از عجایب آفرینش در آموزه‌های دینی مطرح شده است. دلیل این امر چیست؟ سعدی شیرازی، شاعر خداشناس ایرانی، درباره اهمیت دقت در آفرینش برگ‌های درخت گفته است: «برگ درختان سبز در نظر هوشیار/ هر ورقش دفتری است، معرفت کردگار» این سخن سعدی به نوعی برگرفته از فرمایش امام صادق علیه السلام است که مردم را به دقت در آفرینش برگ‌های درخت دعوت کرده و فرموده است: «اینک ای مفضل! در آفرینش برگ نگاه و تأمل کن. همان طور که می‌بینی سطح تمام برگ را چیزهایی چون رگ پوشانده است، بعضی بزرگ‌تر هستند که به صورت طولی و عرضی کشیده شده‌اند و بعضی نازک و ظریف‌اند که به نظر می‌رسد در بین رگ‌های اصلی ماهرانه بافته شده‌اند. اگر انسان با دست خودش چنین کاری می‌کرد در طول یک سال هم نمی‌توانست یکی از آن‌ها را بسازد و در کار خود به ابزار، حرکت، کار و تلاش و سخن گفتن نیاز داشت. درحالی‌که فقط در چند روز از فصل بهار، دشت و دریا و کوه و صحرا سرشار و آکنده از این برگ‌ها می‌شود. در این کار جز نفوذ اراده انکار نشدنی خداوند هیچ سخن، تلاش و حرکتی وجود ندارد.» . با این توضیحات، امام صادق علیه السلام حتی به رگبرگ‌ها و مسئولیت آن‌ها اشاره فرموده است؟ همین طور است. دانستن راز رگبرگ‌های ظریف، دقیق و نازک برگ درخت در کلام امام صادق علیه السلام برکت‌های زیادی به همراه دارد. آن حضرت فرموده است: «این رگ‌ها که یکسره برگ را پوشانده برای آن است که به آن، آب و املاح برساند همان طور که رگ‌ها در بدن پراکنده شدند تا غذا را به تمام اجزای بدن برسانند. اما در برگ، رگ‌های بزرگ‌تر و اصلی کار دیگری هم دارند. این رگ‌های بزرگ‌تر برای آن است که با سختی و استحکام خود، برگ را نگاه دارند و برگ، سست، پژمرده و پاره‌پاره نشود. به همین دلیل وقتی انسان‌ها می‌خواهند صفحه و برگی از پارچه یا چیزهای دیگر بسازند، در طول و عرض آن از چوبه‌ای محکمی استفاده می‌کنند تا سست و لرزان نشود. پس بدان، اگرچه آدمی هیچ‌گاه به کنه و حقیقت تدابیر و حکمت‌های نهفته در طبیعت نمی‌رسد، اما کار و صنعت او به نوعی حکایتگر طبیعت است.» . وقتی درخت سجده می‌کند یکی از پرسش‌هایی که در هنگام مرور آیات قرآن به ذهن خطور می‌کند، موضوع سجده موجوداتی مانند درخت است. منظور از سجده کردن درخت در سوره مبارکه الرحمن چیست؟ خداوند متعال در آیه ششم سوره الرحمن به سجده درختان اشاره فرموده است که: «و النجم و الشجر یسجدان». در مورد این آیه شریفه باید توجه داشت که کلمه «نجم» هم به ستاره معنی شده و هم به گیاه بدون ساقه. «شجر» هم به گیاهان ساقه دار مثل درخت می‌گویند. اما به گفته مفسران قرآن، منظور از سجده نجم و شجر همان خضوع و اطاعت این دو موجود در برابر خدای یکتاست به این صورت که در برابر خداوند متعال از زمین سر بلند کرده و رشد می‌کنند. بنابراین باید دانست که منظور از سجده درخت این نیست که درخت هم مانند ما، انسان‌ها، پیشانی روی خاک می‌گذارد، بلکه مقصود همان تسلیم و خضوع در برابر خداوند متعال است، همان طور که همه موجودات متناسب با شرایط و زبان خود در برابر او تسلیم بوده و تسبیح او را می‌گویند. . درخت‌های بهشت و جهنم منظور از درختان موجود در بهشت و جهنم چیست؟ آیا در بهشت و جهنم هم مانند این دنیا، درخت وجود دارد؟ همان طور که یکی از ویژگی‌های باغ‌ها و بوستان‌ها در این دنیا وجود درخت در آن‌هاست، در باغ‌های بهشتی هم درخت‌هایی وجود دارد که عامل سرسبزی و طراوت آن‌ها هستند. در عین حال طبق آیه‌های قرآن کریم، در جهنم درخت‌هایی وجود دارد: درخت‌های بهشت: معروف‌ترین درخت در بهشت، درخت طوبی است که نامش یک بار در آیه ۲۹ سوره رعد آمده است: «الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ طُوبَىٰ لَهُمْ وَحُسْنُ مَآبٍ؛ کسانى که ایمان آوردند و کارهاى شایسته انجام دادند، براى آنان زندگى با سعادت و بازگشتى نیک است». البته در این آیه شریفه کلمه طوبی به کار رفته و منظور درخت طوبی نیست، اما در روایتی در کتاب بحار الانوار نوشته شده که یکی از اصحاب پیغمبر اسلام صلی‌الله علیه و آله از آن حضرت پرسید: «درخت طوبی کجا است؟» فرمود: «در بهشت، در سرای من.» شخص دیگری همان پرسش را پرسید و آن حضرت پاسخ فرمود: «در بهشت، در منزل امیرالمؤمنین، علی علیه السلام» گفتند: «چند لحظه پیش، همین را پرسیدیم. پاسخ دادید در خانه من و حالا فرمودید در خانه علی!» پیغمبر اکرم صلی‌الله علیه و آله پاسخ داد: «سرای من و علی یکجا است.» از این آیه و روایت مشخص می‌شود که درخت طوبی یکی از مهم‌ترین درخت‌ها در بهشت است. در عین حال در بعضی آیه‌های قرآن بعضی از انواع درخت‌های بهشتی و میوه آن‌ها هم مشخص شده، به عنوان مثال در آیه ۶۸ سوره الرحمن به درخت انار و خرما، در آیه ۲۸ سوره واقعه به درخت سدر و در آیه ۲۹ سوره واقعه به درخت موز در بهشت اشاره شده است. درخت‌های جهنم: درست است که درخت عامل نشاط و آرانش است، اما اراده خداوند بر این قرار گرفته تا در جهنم همه چیز، حتی درخت‌ها، هم وسیله‌ای برای عذاب گناهکاران باشند. درخت زقوم یکی از درخت‌های جهنم است که در آیات ۶۲ تا ۶۶ سوره صافات به آن اشاره شده است: «اذلک خیر نزلا ام شجره الزقوم؛ انا جعلناها فتنه للظالمین؛ انها شجره تخرج فی اصل الجحیم؛ طلعها کانه رؤس الشیاطین؛ فانهم لاکلون منها فمالؤن منها البطون؛ آیا این پذیرایی و این رزق کریم بهتر است یا درخت زقوم؟ ما آن را مایه درد و رنج ستمگران قرار دادیم؛ آن درختی است که در قعر جهنم سر برمی‌آورد؛ میوه‌اش گویا سرهای شیاطین است؛ پس ایشان از آن خواهند خورد و شکم‌هایشان را انباشته خواهند کرد.» ................................................................................................................ منبع : شفقتنا

حیوانات دریایی در قرآن

بسم الله الرحمن الرحیم  حیوانات دریایی در قرآن . بر اساس آیات قرآن دریا و حیوانات دریایی مهم‌ترین منبع تأمین گوشتِ تازه و سالم است‌. . آیات قرآن • «وهو الذی سخر البحر لتاکلوا منه لحمـا طریـا...؛[۱]  و اوست همان كه دریا را رام كرد تا از آن گوشت تر و تازه بخورید و از آن زینت‌هایى كه مى‌پوشید (مانند لؤلؤ و مرجان) استخراج نمایید، و كشتى‌ها را در آن مى‌بینى كه شكافنده‌اند (سینه آب را، براى برآوردن نیازهاى مختلف شما) و براى آنكه (به تجارت و غیره) از فضل خدا جستجو كنید و باشد كه شكرگزارید.» . • «احل لکم صید البحر وطعامه...؛[۲]  بر شما شكار كردن از دریا و خوردن از شكار آن (در حال احرام) حلال شد تا وسیله برخوردارى شما و مسافران باشد، و بر شما شكار از خشكى مادامى كه در حال احرامید حرام است، و از خدایى كه به سوى او گرد آورده خواهید شد پروا كنید.» . • «وما یستوی البحران... ومن کل تاکلون لحمـا طریـا...؛[۳]  و هرگز دو دریا (نهرهاى بزرگ شبیه دریا و دریاها) با هم یكسان نیستند، این یك پاكیزه و شیرین و تشنگى زدا كه نوشیدنش گواراست و آن یك شور و تلخ‌مزه، و از هر یك گوشت تر و تازه مى‌خورید و زیور و زینتى را كه مى‌پوشید استخراج مى‌كنید، و كشتى‌ها را در آن شكافنده سینه دریا مى‌بینى، تا شما از فضل و نعمت خدا (روزى) جستجو كنید و شاید سپاس گزارید. (روح وسیع و پهناور انسانى در مؤمن و كافر از نظر حقیقت و منافع ایمانى و اخلاقى مساوى نیست، هر چند از هر دو كارهاى خیر و خدمات بشرى پدید مى‌آید).» . • «فالتقمه الحوت و هو ملیم؛[۴]  پس ماهى او را بلعید در حالى كه كار ملامت‌آور كرده بود و خود را سرزنش مى‌كرد.» . • «اذ تاتیهم حیتانهم یوم سبتهم شرعا؛[۵]  و از آنان حال مجتمعى را كه در ساحل دریا بودند (اهل مدین یا ایله فلسطین كنار دریاى طبریه) بپرس، آن گاه كه در روز شنبه (از حکم حرمت صید ماهى در آن روز) تجاوز مى‌كردند، هنگامى كه ماهى‌هاى آنها در روز شنبه‌شان آشكارا روى آب مى‌آمدند و روزى كه شنبه نداشتند (روز غیر شنبه) نمى‌آمدند. این گونه ما آنها را در برابر نافرمانى‌هایشان آزمایش مى‌كردیم.» . • «فانی نسیت الحوت و ما انسانیه الا الشیطان؛[۶]  گفت: آیا دیدى وقتى كه در كنار آن سنگ جاى گرفتیم من (سرگذشت) ماهی را فراموش كردم، و جز شیطان آن را فراموشم نساخت كه (به تو) بازگویم، و آن ماهى راه خود را در دریا به طرز عجیبى پیش گرفت (به این جهت كه زنده شد و یا آنكه به هر طرف شنا مى‌كرد آب دریا مانند كانال بازمى‌ماند).». . مفهوم شناسی بَحر به معنای دریا و آب وسیع‌ است.«وَ جاوَزْنا بِبَنِی إِسْرائِیلَ‌ الْبَحْرَ؛[۷]  بنی اسرائیل را از دریا عبور دادیم» در قاموس گوید: «الْبَحْرُ: الْمَاءُ الْكَثِیرُ»[۸]  راغب گوید: آن در اصل هر محل وسیعى است كه شامل آب زیاد باشد.[۹] حوت به معنای ماهى و جمع آن حیتان است‌. ناگفته نماند از موارد استعمال آن در قرآن بدست میاید كه حوت بر ماهى بزرگ و كوچك هر دو گفته می‌شود مثل ماهى یونس و ماهى موسی و جوانش. در اقرب الموارد می‌گوید: اغلب استعمال حوت در ماهى بزرگ است.[۱۰] . تفسیر آیات دریا، محل زندگی دسته‌ای از حیوانات و حلیت برخی از آنها: خداوند متعال در قرآن مجید می‌فرماید: او كسى است كه دریاها را براى شما تسخیر كرد و به خدمت شما گمارد (وَ هُوَ الَّذِی سَخَّرَ الْبَحْرَ). مى‌دانیم قسمت عمده روى زمین را دریاها تشكیل مى‌دهند، و نیز مى‌دانیم نخستین جوانه حیات در دریاها آشكار شده، و هم اكنون نیز دریا منبع مهمى براى ادامه حیات انسان و همه موجودات روى زمین است، و قرار دادن آن در خدمت بشر یكى از نعمت‌هاى بزرگ خدا است. سپس به قسمتی از منافع دریاها اشاره كرده مى‌فرماید: تا از آن گوشت تازه بخورید (لِتَأْكُلُوا مِنْهُ لَحْماً طَرِیا). گوشتى كه زحمت پرورش آن را نكشیده‌اید تنها دست قدرت خدا آن را در دل اقیانوس‌ها پرورش داده و رایگان در اختیارتان گذارده است.۱۱] .............................................................................................................................................. پانویس ۱. ↑ نحل/سوره۱۶، آیه۱۴.     ۲. ↑ مائده/سوره۵، آیه۹۶.     ۳. ↑ فاطر/سوره۳۵، آیه۱۲.     ۴. ↑ صافات/سوره۳۷، آیه۱۴۲.     ۵. ↑ اعراف/سوره۷، آیه۱۶۳.     ۶. ↑ کهف/سوره۱۸، آیه۶۳.     ۷. ↑ اعراف/سوره۷، آیه۱۳۸.     ۸. ↑ قرشی بنایی، علی اکبر، قاموس قرآن، ج۱، ص۱۶۲.     ۹. ↑ راغب أصفهانی، حسین بن محمد، المفردات فی غریب القرآن، ج۱، ص۱۰۸.     ۱۰. ↑ قرشی بنایی، علی اکبر، قاموس قرآن، ج۲، ص۱۹۱.     ۱۱. ↑ مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج۱۱، ص۱۷۹.     .................................................................................................................................... منبع فرهنگ قرآن، مرکز فرهنگ و معارف قرآن، برگرفته از مقاله «حیوانات دریایی».     ....................................................................................................................................... منبع : پایگاه ویکی فقه

دریا از منظر قرآن کریم و علم

بسم الله الرحمن الرحیم  دریا از منظر قرآن کریم و علم امیر علیخانی استادیار دانشگاه قم . (متن کامل مقاله : pdf - دریا از منظر قرآن کریم و علم) . چکیده: خداوند متعال در آیات متعددی از قرآن کریم اهمیت دریا را بیان فرموده است. نظر به اینکه بیش از 2500 کیلومتر از مرزهای کشور را آب دریاها فراگرفته است، لزوم توجه به هدایت های قرآن درباره دریا، وظیفه ای مهم تلقی می گردد، ضمن آنکه حیات بشر بستگی تام به شناخت و بهره گیری صحیح از این منبع خدادادی دارد. واژه «بحر» به معنای دریا به صورت صیغه مفرد در 32 آیه از قرآن آمده است. واژه «بر» به معنای خشکی نیز به صورت صیغه مفرد در 12 آیه از قرآن باز آمده است. در این مقاله ابتدا نسبت این آیات با تناسب خشکی به دریا اثبات می گردد، سپس سایر یافته های جدید در علم مهندسی دریا با آیات قرآن کریم تطبیق داده شده و شواهد لازم برای حمایت این نظریه که حقایقی در قرآن درباره علوم جدید به ویژه شگفتی های دریاها و اقیانوس ها موجود است، ارائه می گردد. همچنین امکان علمی آتش گرفتن دریاها، چگونگی یکی شدن دریاها، مانع بین دو دریا، تاریکی در اعماق دریا، جریانات جزر و مدی و سایر جریان ها و امواج دریایی مورد بحث قرار گرفته است. . کلید واژه ها: دریا خشکی آیات علمی امواج داخلی ........................................................................................................................ منبع: مطالعات تفسیری سال پنجم تابستان 1393 شماره 18

زوجیت در قرآن

بسم الله الرحمن الرحیم  زوجیت در قرآن [گیاهان ، اشیا ...]   دانشنامه قرآن از نگاه علم (دانشگاه شهید بهشتی) . مقدمه:  در آیات متعددی از قرآن به زوجیت در انسا‌ن‌ها، میوه‌ها، گیاهان و همه اشیاء اشاره شده است. در لغت عرب "زوج" منحصر به "نر" و" ماده" نیست. بلکه به هر دو چیزی گفته می‌شود که قرینه یکدیگر باشند و به چیزهای مقارن و مشابه و متضاد نیز اطلاق می‌گردد (راغب اصفهانی، ص384؛ به قسمت روایت مرتبط نیز رجوع کنید). انسان تا قرن‌ها گمان می‌کرد که مسئله زوجیت و وجود جنس نر و ماده فقط در مورد بشر و حیوانات و برخی گیاهان مثل خرما صادق است، تا آنکه در سده‌های اخیر دانشمندان به وجود زوجیت در جهان گیاهان به صورت یک قانون کلی پی بردند. سپس با کشف واحد ساختمانی موجودات (اتم) دریافتند که مسئله زوجیت در همه اشیاء عمومیت دارد. در این آیات به صراحت از زوجیت میوه‌ها، روییدنی‌ها، نفوس جانوران و آنچه که ما نمی‌دانیم و سرانجام از زوجیت کل اشیاء عالم بحث شده است. قرآن کریم ۱۴۰۰ سال پیش این مطالب را در آیات متعددی بیان نمود، هنگامی که بشر نمی‌توانست درک صحیحی از آن داشته باشد و لذا این امر نشان از اعجاز علمی کتاب خداوند است. "وَمِن کُلِّ شَیْءٍ خَلَقْنَا زَوْجَیْنِ لَعَلَّکُمْ تَذَکَّرُونَ"، ذاریات/ 51/ 49 و از هر چیزى دو گونه آفریدیم امید که شما عبرت گیرید. "سُبْحَانَ الَّذِی خَلَقَ الْأَزْوَاجَ کُلَّهَا مِمَّا تُنبِتُ الْأَرْضُ وَمِنْ أَنفُسِهِمْ وَمِمَّا لَا یَعْلَمُونَ"، یس/ 36/ 36 پاک [آن خدایى] که از آنچه زمین مى‏رویاند و [نیز] از خودشان و از آنچه نمى‏دانند همه را نر و ماده گردانیده است. "وَهُوَ الَّذِی مَدَّ الأَرْضَ وَجَعَلَ فِیهَا رَوَاسِیَ وَأَنْهَارًا وَ مِن کُلِّ الثَّمَرَاتِ جَعَلَ فِیهَا زَوْجَیْنِ اثْنَیْنِ یُغْشِی اللَّیْلَ النَّهَارَ إِنَّ فِی ذَلِکَ لَآیَاتٍ لِّقَوْمٍ یَتَفَکَّرُونَ"، رعد/ 13/ 3 و اوست کسى که زمین را گسترانید و در آن کوه‌ها و رودها نهاد و از هر گونه میوه‏اى در آن جفت جفت قرار داد روز را به شب مى‏پوشاند قطعا در این [امور] براى مردمى که تفکر مى‏کنند نشانه‏هایى وجود دارد. . کلمات اصلی الثَّمَرَاتِ: جمع "ثمر" به معنی بار درخت، میوه زَوْجَیْنِ: دو جفت؛ "زوج" به معنی جفت، قرین . بیان اعجازمطرح شده در آیات متعددی از قرآن به زوجیت در انسا‌ن‌ها، میوه‌ها، گیاهان و همه اشیاء اشاره شده است. در لغت عرب "زوج" منحصر به "نر" و" ماده" نیست. بلکه به هر دو چیزی گفته می‌شود که قرینه یکدیگر باشند و به چیزهای مقارن و مشابه و متضاد نیز اطلاق می‌گردد (راغب اصفهانی، ص384؛ به قسمت روایت مرتبط نیز رجوع کنید). انسان تا قرن‌ها گمان می‌کرد که مسئله زوجیت و وجود جنس نر و ماده فقط در مورد بشر و حیوانات و برخی گیاهان مثل خرما صادق است، تا آنکه در سده‌های اخیر دانشمندان به وجود زوجیت در جهان گیاهان به صورت یک قانون کلی پی بردند. سپس با کشف واحد ساختمانی موجودات (اتم) دریافتند که مسئله زوجیت در همه اشیاء عمومیت دارد. در این آیات به صراحت از زوجیت میوه‌ها، روییدنی‌ها، نفوس جانوران و آنچه که ما نمی‌دانیم و سرانجام از زوجیت کل اشیاء عالم بحث شده است. قرآن کریم ۱۴۰۰ سال پیش این مطالب را در آیات متعددی بیان نمود، هنگامی که بشر نمی‌توانست درک صحیحی از آن داشته باشد و لذا این امر نشان از اعجاز علمی کتاب خداوند است. سال‌هاست که بشر می‌داند اتم‌ها کوچک‌ترین ذرات عالم نیستند و از هسته و الکترون تشکیل شده‌اند. هسته اتم خود شامل پروتون‌ها و نوترون‌هاست و می‌دانیم که پروتون‌ها و نوترون‌ها از کوارک‌ها تشکیل شده‌اند و نظریات جدید بیان می‌کنند کوارک‌ها و الکترون‌ها از ریسمان‌ها تشکیل شده‌اند. (شکل بالا) پروتون از دو کوارک بالا و یک کوارک پایین (uud) (شکل سمت راست) و نوترون از یک کوارک بالا و دو کوارک پایین (udd) (شکل سمت چپ) تشکیل شده‌اند. تمام مواد معمولی اطراف ما از ماده ساخته شده‌اند. اما مواد دیگری به نام ضدماده یا پادماده وجود دارند که از ذراتی به نام ضدذره تشکیل شده است. به عنوان مثال ذره الکترون ضدی به نام پوزیترون دارد که در تمام ویژگی‌ها مانند آن است، اما بار آن مخالف الکترون است. هنگامی که یک ماده با یک ضدماده برخورد می‌کند، نابود می‌شوند و انرژی تولید می‌گردد. در اولین لحظات پس از مهبانگ (انفجار بزرگ) تنها انرژی موجود بود. هنگامی که جهان سرد شد و گسترش یافت، ذرات ماده و ضدماده به میزان مساوی تولید شدند. ولی اکنون مقدار کمی ضد ماده وجود دارد و تئوری‌های مختلفی برای متفاوت شدن مقدار ماده و ضدماده در جهان وجود دارد. از زمانی که بشر متوجه وجود ضدماده شد، تصور می‌کرد که باید ضدکهکشان‌ها، ضدمنظومه شمسی و... وجود داشته باشد. اما تا کنون مشاهدات به هیچ وجه این موضوع را تأیید نکرده است. بسیاری از مفسران و صاحب‌نظران به آیات فوق بر زوجیت گیاهان و بلکه همه اشیاء ‌استدلال کرده‌اند. در اینجا پاره‌ای از آنها را یاد می‌کنیم: 1.‌ مکارم شیرازی(18/377) در تفسیر آیه 36 سوره یس می‌نویسد: « مسلم است که ازواج جمع زوج، معمولاً به دو جنس مذکر و مؤنث گفته می‌شود، خواه در عالم حیوانات باشد یا غیر آنها، سپس توسعه داده شده و به هر دو موجودی که قرین یکدیگر و یا حتی ضد یکدیگرند، زوج اطلاق گردید... وجود زوجیت در جهان گیاهان در عصر نزول قرآن جز در موارد خاصی مانند درختان نخل و امثال آن ناشناخته بود و قرآن از آن پرده برداشت و در قرون اخیر از طرق علمی این مسئله به ثبوت رسید که زوجیت در عالم گیاه عمومی وهمگانی است». به طور کلی گیاهان به دو دسته اند (1): گیاهان دانه دار: شامل بازدانگان (دارای مخروط نر و ماده) و نهاندانگان (دارای گامت نر و ماده) گیاهان بدون دانه (هاگداران): خزه گیان و نهانزادان آوندی (تولید گامت های نر و ماده) در تفسیر آیه 49 سوره ذاریات (22/376) نیز پس از تذکر اینکه بسیاری از مفسران کلمه زوج را به معنی اصناف مثل شب و روز و... دانسته‌اند، می‌نویسد: «واژه‌ی زوج را معمولاً به دو جنس نر و ماده می‌گویند، خواه در عالم حیوانات باشد یا گیاهان و هرگاه آن را کمی توسعه دهیم، تمام نیروهای مثبت و منفی را شامل می‌شود و با توجه به اینکه قرآن در آیه فوق می‌گوید «من کل شیء» (از همه موجودات ) و نه فقط موجودات زنده، می‌تواند اشاره به این حقیقت باشد که تمام اشیاء جهان از ذرات مثبت و منفی ساخته شده و امروز از لحاظ علمی مسلم است که اتم‌ها از اجزاء ‌مختلفی تشکیل یافته‌اند، از جمله اجزائی که دارای بار الکتریسیته مثبت هستند و پروتون نام دارند. بنابراین، الزامی نیست که شی‌ء را حتما به معنی حیوان یا گیاه تفسیر کنیم و یا زوج را به معنی صنف بدانیم». 2. در مقدمه ی کتاب اعجاز قرآن طباطبایی آمده است: هنگامی که جهان در تاریکی جهالت به سر می‌برد، قرآن در بیش از ده آیه از زوجیت گیاهان بحث کرده، تصریح می‌نماید که خدا همه گیاهان را جفت آفرید (رعد/ 13/3 ـ شعراء/ 26/7 و...). . روایت مرتبط نظر به روایات ائمه علیهم السلام، آیه اول به تقابل و تضاد میان اشیاء نیز دلالت دارد، یعنی ممکن است مقصود از زوجیّت در آیه شریفه، دو جنس متقابل باشند؛ مانند شب و روز، آسمان و زمین، دریا و خشکی، نرمی و زبری و... چنانکه در روایتی از امام رضا علیه السلام آمده است: «خداوند اشیاء جهان را متضاد آفرید تا روشن شود برای او ضدّی نیست و آنها را با هم قرین ساخته تا معلوم شود، قرینی برای او نیست؛ نور را ضدّ ظلمت و خشکی را ضدّ تری و خشونت را ضدّ نرمش و سرما را ضدّ گرما قرار داده است و در عین حال اشیاء متضادّ را جمع کرده و موجودات نزدیک به هم را از هم جدا نموده تا این جدایی بر جداکننده و آن پیوستگی بر پیوند دهنده دلیل باشد و این است معنای «ومن کلّ شیئ خلقنا زوجین» (حویزی، 7/144). . جمع بندی بیان مکرر آیات قرآن درباره زوجیت مخلوقات در ۱۴۰۰ سال پیش نمونه ای از مفاهیم مستور در آیات الهی است که بشر را به تفکر در دریافت بیشتر مفاهیم قرآنی و طبیعت مشتاق می سازد. قرآن کریم گاهی سخن از زوجیّت میوه‌ها به میان می‌آورد (رعد/13 / ۳) و در آیه ای دیگر از زوجیّت گیاهان می‌گوید و نیز از زوجیّت چیزهایی سخن می‌گوید که انسان‌ها نمی‌دانند (یس /36/ 36) و سرانجام، اشاره به زوجیّت همه‌ اشیاء جهان می‌کند (ذاریات/51/ ۴۹). بشر از ابتدا تولید مثل جانوران نر و ماده را مشاهده می‌نمود، اما قرن‌ها گذشت تا بتواند نحوه تولید مثل گیاهان را دریابد. آنچه رنگ اعجاز به خود می‌گیرد، اینست که امروزه دانشمندان به وجود زوجیت در جهان گیاهان به صورت یک قانون کلی پی برده‌اند و پس از مدتی با کشف واحد ساختمانی موجودات (اتم) دریافتند که  زوجیت در همه اشیاء عمومیت دارد (پلانک،ص 95). این موضوع حاکی از آنست که هریک از آیات مطرح شده درباره‌ی زوجیت می‌تواند اعجاز علمی قرآن کریم را نمایان کند. با این وجود برای اظهار نظر دقیق‌تر علمی درباره اعجاز این آیات باید به سؤالات مطرح شده در دو حوزه قرآنی و علمی پاسخ گفت. . سؤالات قرآنی چرا در برخی از این آیات از کلمه "جعل" و در برخی دیگر از "خلق" استفاده شده است؟ آیا "زوجین" در آیه اشاره خاص به نر و ماده بودن است یا به معانی دیگر" زوج" نیز اشاره دارد؟ ضمیر "ها" در "فیها" (جعل فیها زوجین اثنین) به "ثمرات" برمی‌گردد یا به " الارض"؟ آیا ذکر "یغشی الیل النهار" بعد از "زوجین اثنین" می‌تواند بیان مصداقی برای زوجیت باشد؟ آیا "زوجین اثنین" قانونی حاکم بر جهان برای تداوم حیات است؟ نظر به اینکه در سایر آیاتی که عبارت "زوجین اثنین" وجود دارد، موضوع بحث جانوران است (مانند آیات مربوط به داستان حضرت نوح (ع)، مؤمنون/ 23/ 27، هود/11/ 40 )، آیا می‌توان گفت که نر و مادگی در خصوص "ثمرات" نیز مد نظر بوده است؟ . سؤالات علمی آیا زوج بودن در مورد گیاهان میوه دار است و یا همه انواع گیاهان را شامل می‌شود؟ آیا به صورت استثنائی گیاهی در کره زمین یافت شده است که فقط دارای تولید مثل غیر جنسی باشد و نر و ماده نداشته باشد؟ آیا لزوماً هر مخلوقی در جهان دارای مشابه یا متضادی است؟ آیا می‌توان در سیر تطور زمین، گیاهان را اولین موجودات زنده دانست؟ .................................................................................................................................................... منابع:  حویزى، عبد على، نور الثقلین، انتشارات اسماعیلیان، قم، 1415ق راغب اصفهانی،حسین، مفردات الفاظ القرآن، تحقیق صفوان عدنان داودی، دار القلم، دمشق طباطبایی، محمدحسین، اعجاز القرآن، قم، بنیاد علمی و فکری علامه طباطبایی، 1362ش مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، دار الکتب الاسلامیه، تهران،1374 ش The physics of the standard model and beyond, By T. Morii, C. S. Lim, S. N. Mukherjee,p1 Ordaining Reality in Brief: The Shortcut to Your Future, By Joseph E. Donlan,p129 http://www.accessexcellence.org/RC/Ethnobotany/page3.php#sci http://csep10.phys.utk.edu/astr162/lect/cosmology/antimatter.html http://www.slac.stanford.edu/pubs/beamline/26/1/26-1-sather.pdf http://www.stanford.edu/dept/news/pr/00/bfactbg124.html http://socrates.berkeley.edu/~fajans/ALPHA_Spanish/EN_antimateria.htm ....................................................................................................................................... نام سوره: الذاريات موضوع اصلی:  پدیده های طبیعی موضوعات اساسی اعجاز:  تفسیر علمی ...................................................................................................................................... منبع : دانشنامه قرآن از نگاه علم - (دانشگاه شهید بهشتی)

زوجیت گیاهان و اشیاء، معجزه علمی قرآن

بسم الله الرحمن الرحیم  زوجیت گیاهان و اشیاء، معجزه علمی قرآن     آیات دلالت کننده بر زوجیت در قرآن کریم: زوجیت به معنای دو تا بودن، نر و ماده بودن می آید و قرآن کریم در آیات متعدد به زوجیت گیاهان بلکه همه اشیاء اشاراتی کرده است.   این آیات عبارتند از: «و من کل الثمرات جعل فیها زوجین اثنین یغشی اللیل النهار ان فی ذلک لآیات لقوم یتفکرون»[1] «و از هر گونه میوه ای در آن [زمین ] جفت جفت قرار داد. روز را به شب پوشاند قطعاً در این [امور] برای مردمی که تفکر می کنند نشانه های وجود دارد» «مگر در زمین ننگریسته اند که چقدر در آن از هر گونه جفت های زیبا رویانیده ایم قطعاً در این [هنر نمایی ] عبرتی است. » [2] «پاک [خدایی ] که از آنچه زمین می رویاند و [نیز] از خودشان و از آنچه نمی دانند، همه را نر و ماده گردانیده است. » [3] «و از هر چیزی دو گونه [یعنی نر و ماده ] آفریدیم، امید که شما عبرت گیرید. » [4] «اوست آن کسی که شما را از نفس واحدی آفرید و جفت وی را از آن پدید آورد تا بدان آرام گیرد» [5] . نکات تفسیری: 1- به نظر می رسد که آیات فوق را می توان بدین صورت دسته بندی کرد که: گاهی قرآن سخن از زوجیت میوه ها می گوید. در مرتبه بعدی از زوجیت گیاهان می گوید. در مرتبه بعدی از زوجیت چیزهایی می گوید که انسان ها نمی دانند. در مرتبه بعدی از زوجیت همه اشیاء جهان می گوید. 2- هدف نهایی بیان زوجیت تذکر نشانه های الهی و به کار انداختن اندیشه انسان است «ان فی ذلک لایة- ان فی لایات لقوم یتفکرون»[6] 3- کلمه زوج در لغت به معنای به معنای زیر می آید: الف: در حیوانات به هر کدام از نر و ماده ای که قرینه یکدیگرند زوج می گویند. ب: در غیر حیوانات به هر کدام از دو چیز قرینه همدیگر (مثل یک لنگه کفش) زوج گویند. ج: به هر چیزی که مقارن دیگری باشد و مشابه به آن باشد زوج گویند. د: به هر چیزی که مقارن دیگری باشد و متضاد آن باشد زوج گویند [7]. . تاریخچه: انسان تا قرن ها گمان می کرد که مسأله زوجیت و وجود جنس نر و ماده فقط در مورد بشر و حیوانات و برخی گیاهان مثل خرما صادق است. امّا کارل لینه (1707- 1787 م) گیاه شناس معروف سوئدی نظریه خود را مبنی بر وجود نر و ماده در بین همه گیاهان در سال 1731 م ارائه کرد و مورد استقبال دانشمندان قرار گرفت. سپس دانشمندان کشف کردند که ماده از تراکم انرژی به صورت ذرات بی نهایت ریزی که اتم نامیده می شود تشکیل یافته است و پس از گذشت مدتی مسأله زوجیت به همه اشیاء سرایت داده شد چرا که دانشمندان کشف کردند که واحد ساختمانی موجودات یعنی اتم از الکترونها (با بار منفی) و پروتون ها (با بار مثبت) تشکیل شده است. ماکس پلانک فیزیکدان نامی قرن بیستم گفت «هر جسم مادی مرکب است از الکترون ها و پروتون ها. البته در اتم ذرات سومی نیز یافت می شود که بنام نوترون خوانده می شود و از لحاظ بار الکتریکی خنثی است. فیزیکدانان اخیر در دوران اتم ذرات بنیادی دیگری بنام «کوارک» () کشف کرده اند که ذرات تشکیل دهنده الکترون، نوترون و پروتون هستند و باعث به بوجود آمدن بار الکتریکی مثبت، منفی و خنثی در آنها می شوند. . . اسرار علمی: بسیاری از مفسران و صاحبنظران به آیات فوق در مورد زوجیت گیاهان بلکه همه اشیاء استدلال کرده اند که در اینجا به پاره ای از آنها اشاره می کنیم: 1- مرحوم طبرسی حدود 9 قرن قبل در تفسیر مجمع البیان بر اساس نصوص قرآنی مسأله زوجیت گیاهان، حیوانات و حتی اشیاء دیگر را مطرح می کند و آن را می پذیرد. 2- صاحب تفسیر نمونه زیر آیه 36 سوره یس می نویسد: «آنچه مسلم است ازواج جمع زوج، معمولًا به دو جنس مذکر و مؤنث گفته می شود؛ خواه در عالم حیوانات باشد یا غیر آنها، سپس توسعه داده و به هر دو موجودی که قرین یکدیگر و یا حتی ضد یکدیگرند زوج اطلاق می شود. . . وجود زوجیت در جهان گیاهان نیز، چنانکه گفتیم در عصرنزول قرآن جز در موارد خاصی مانند درختان نخل و امثال آن ناشناخته بود و قرآن از آن پرده برداشته و در قرون اخیر از طرق علمی این مسأله به ثبوت رسید که مسئله زوجیت در عالم گیاهان یک مسئله عمومی و همگانی است. » و در ذیل آیه 49 سوره ذاریات نیز پس از تذکر اینکه بسیاری از مفسران کلمه زوج را به معنی اصناف (مثل شب، و روز و. . . ) دانسته اند می نویسند: «واژه زوج را معمولًا به دو جنس نر و ماده می گویند خواه در عالم حیوانات باشد یا گیاهان و هر گاه آن را کمی توسعه دهیم تمام نیروهای مثبت و منفی را شامل می شود. و با توجه به اینکه قرآن در آیه فوق می گوید «من کل شی ء» (از همه موجودات) نه فقط موجودات زنده، می تواند اشاره به این حقیقت باشد که تمام اشیاء جهان از ذرات مثبت و منفی ساخته شده و امروز از لحاظ علمی مسلم است که اتمها از اجزاء مختلفی تشکیل یافته اند از جمله اجزائی که دارای بار الکتریسته منفی هستند و الکترون نامیده می شوند و اجزائی که دارای بار الکتریسته مثبت هستند و پروتون نام دارند بنابراین الزامی نیست که شی ء را حتماً به معنی حیوان یا گیاه تفسیر کنیم و یا زوج را به معنی صنف بدانیم. » 3- در مقدمه کتاب اعجاز قرآن علامه طباطبائی رحمه الله آمده است: هنگامی که جهان در تاریکی جهالت به سر می برد قرآن در بیش از ده آیه از زوجیت گیاهان بحث کرده، تصریح می نماید که خدا همه گیاهان را جفت آفرید (رعد/ 3- شعراء/ 7 و. . . ) 4- برخی از نویسندگان از آیه 36 سوره یس چنین استفاده می کند: «کاملًا روشن است که این آیه بر جفت داشتن گیاهان دلالت دارد و نیز از ذیل آیه که جفت داشتن را در مورد چیزهایی که خبر ندارند بیان می کند، چه بسا بتوانیم نیروی مثبت و منفی برق و نیز محیط میکروب یا ویروس ها و نیز اجزای اتم را استفاده کنیم. » 5- برخی دیگر از نویسندگان نیز با ذکر آیات مورد بحث زوجیت گیاهان و حتی زوجیت درون اتم بین الکترون و پروتون را استفاده می کند . 6- احمد محمد سلیمان نیز در یک بحث که به صورت سؤال و جواب تنظیم شده است زوجیت ماده را از آیه 49 سوره ذاریات بدست می آورد . 7- مهندس محمد علی سادات نیز با یک مقدمه طولانی که ساختمان اتم را توضیح می دهد. و سابقه تاریخی اشاره به اتم را تذکر می دهد سپس آیه 49 سوره ذاریات را متذکر می شود. 8- یکی از نویسندگان معاصر نیز پس از طرح زوجیت ماده () به آیات سوره ذاریات/ 49- الرحمن/ 52- طه/ 53- استناد کرده است . 9- صاحب تفسیر نوین نیز با ذکر آیات مورد بحث آنها را اعجاز علمی قرآن می داند که اشاره به زوجیت کرده است و سپس توضیحات مفصلی در این مورد ارائه می دهد . 10- عبد الرزاق نوفل در مورد آیه 189 سوره اعراف: «هو الذی خلقکم من نفس واحدة و جعل منها زوجها لیسکن الیها». «اوست آن کس که شما را از نفس واحدی آفریده و جفت وی را از آن پدید آورد تا بدان آرام گیرد. » پس از آنکه مقدمه ای در مورد «وحدت خلق» می آورد و اینکه ذرات بنیادی همه موجودات یکسان است می گوید: «این حقیقت علمی را که عصر جدید کشف کرده قرآن 1400 سال قبل با صراحت و وضوح بیان کرده که همه خلق الهی از نفس واحدی بوده است. » و سپس آیه فوق را می آورد و می گوید: «آیا این [نفس واحده ] پروتون و الکترون. . . برق واحدی که مثبت و منفی دارد. . . یعنی نفس واحده نیست. . . » و حتی در مورد کلمه «لیسکن الیها» می گوید: «سبب سکون نفس واحد همان زوج است و این مطلبی است که علم بیان کرده که سکون پروتون و الکترون به خاطر اختلاف و تساوی آنها در برق است. . . » 11- طنطاوی در تفسیر الجواهر بحث گسترده ای در زمینه زوجیت گیاهان در زیر سوره ذاریات/ 49 آورده است و اقسام دسته بندی گیاهان و حیوانات و. . . را بررسی کرده و شکل های آنها را آورده است که ربطی به تفسیر آیه ندارد و فقط مطالب علمی است که به مناسبت آورده شده است . . بررسی: در اینجا تذکر چند نکته لازم است: 1- مطلبی را که عبد الرزاق نوفل در مورد آیه 189 سوره اعراف نوشته است از چند جهت قابل اشکال است. اول: آنکه کلمه «نفس» و «زوج» از نظرلغوی و اصطلاحی دلالت بر الکترون و پروتون نمی کند و ایشان نیز در این مورد قرینه ای نیاورده اند. دوم: آنکه از نظر علمی صحیح نیست که کسی بگوید پروتون از الکترون پدید آمده است «جعل منها زوجها» بلکه همانطور که گذشت هر کدام از الکترون و پروتون از تعدادی کوارک و تشکیل شده است. سوم: آنکه سیاق آیه مورد نظر با تفسیری که ایشان کرده تناسب ندارد چون در آیه می خوانیم: «اوست آن کس که شما را از نفس واحدی آفرید و جفت وی را از آن پدید آورد تا بدان آرام گیرد. پس چون [آدم ] با او [حوا] در آمیخت باردار شد باری سبک و [چندی ] با آن [بار سبک ] گذرانید و چون سنگین بار شد، خدا، پروردگار خود را خواندند که اگر به ما [فرزندی ] شایسته عطا کنی قطعاً از سپاسگزاران خواهیم بود. » سیاق آیات در مورد باردار شدن زن از مرد (حوا از آدم) و بوجود آمدن فرزند است پس نفس واحد و زوج در اول آیه در همین مورد است و مراد مرد و زن هستند نه الکترون و پروتون. 2- آیات دیگر (رعد/ 3- شعراء/ 7- یس/ 36) ظاهر در زوجیت میوه ها، گیاهان است و همانطور که گذشت این مطلب از قرن هیجدهم کشف گردید و قبل از آن زوجیت به جز در مواردی مثل «نخل» مشخص نبود پس این آیات نوعی رازگویی علمی و اعجاز علمی قرآن بوده است. 3- زوجیت عمومی همه اشیاء نیز از آیه 49 سوره ذاریات به خوبی استفاده می شود ولی تطبیق آن بر الکترون و پروتون قطعی نیست. 4- هر چند که مصداق دقیق «زوجین» در آیه 49 سوره ذاریات مشخص نیست ولی بیان زوجیت عمومی در همه اشیاء یکی از اشارات علمی قرآن و رازگویی های آن است که در صدر اسلام کسی از آن اطلاعی نداشته است. پس این مطلب نیز می تواند اعجاز علمی قرآن محسوب شود. 5- ممکن است کسی ادعا کند که زوجیت عمومی موجودات با مسأله بکرزایی (تولید مثل برخی تک سلولی ها بدون نیاز به جنس مخالف) منافات دارد. این مطلب را در بخش بعدی بررسی خواهیم کرد و بیان می کنیم که منافاتی بین آنها نیست. . کلمات کلیدی: زوجیت گیاهان اشیاء معجزه قرآن ........................................................................................................................................ پی نوشت:   [1] رعد/ 3. همین مضمون در آیه 52 سوره الرحمن و 53/ طه آمده است [2] شعراء/ 7. همین مضمون در سوره حج/ 5- لقمان/ 10- ق/ 7- طه/ 53 [3] یس/ 36 [4] ذاریات/ 49 [5] اعراف/ 189 [6] رعد/ 3- شعراء/ 7 [7] ر. ک: مفردات راغب اصفهانی، ماده زوج ...................................................................................... منبع : تفسیر موضوعی قرآن ویژه جوانان، ج 2، ص: 182 پایگاه اطلاع رسانی حوزه

شگفتی‌های علمی قرآن در میوه‌های انگور، انار و زیتون

بسم الله الرحمن الرحیم  شگفتی‌های علمی قرآن در میوه‌های انگور، انار و زیتون    تقوی‌ زاد، راضیه   اشاره :  در نوشتار حاضر آیه 99 سوره انعام و آیات دیگر مرتبط با سه میوه انگور، انار و زیتون مورد پژوهش و بررسی قرار گرفته است. با اینکه از نظر گیاه شناسی و نوع اقلیم، شباهت هایی بین سه میوه یاد شده وجود دارد، ولی نحوه تکوین و رسیدگی آنان غیر مشابه است و وقتی با هم مصرف شوند، خواص دارویی آنها گاه ضد و نقیض و در مجموع، تکمیل کننده یا جبران کننده یکدیگر است. واژه «الوان» در آیات به معنای رنگ ظاهری دانسته شده است؛ چون رنگیزه های گیاهی (مانند کاروتنوئیدها) خود خواص دارویی بی نظیری دارند و مصرف آنان از طریق میوه ها ضامن سلامتی انسان است. واژه «ثمره» علاوه بر میوه، گل ها و گیاهان را نیز در بر می گیرد. اهمیت گیاهان در تغذیه و تنوع و اعتدال در مصرف آنها از دیگر نتایج و آموزه های آیاتی است که بررسی شده است. کلمات کليدي: پزشکی،قرآن کریم،زیتون،انار،انگور . مقدمه کره زمین، 5/4 میلیارد سال پیش به وجود آمده است (daneshnameh.rosh.ir). حیات بر روی کره زمین، 5/1 میلیارد سال پیش به وجود آمده و اولین گیاهان، بیش از400 میلیون سال پیش و بسیار زودتر از جانوران به وجود آمده است (عزیزیان، مورفولوژی مقایسه ای گیاهان آوندی، 2-3). زندگی جانوران بسیار وابسته به گیاهان است و در رأس این عوامل وابستگی، فرآیند فتوسنتز (فروغ آمایی) قرار دارد که فقط توسط گیاهان صورت می گیرد. فتوسنتز پدیده ای است که طی آن ماده سازی صورت می گیرد و مهمتر اینکه اکسیژن کره زمین تأمین می گردد. آنگونه که محققان برآورد کرده اند، هر 2000 سال یک بار تمام اکسیژن کره زمین توسط گیاهان تجدید می شود (دروبرتیس و دروبرتیس، مبانی زیست شناسی سلولی و ملکولی، 259). در قرآن کریم 19 مورد لفظ «فاکهه»، «ثمره» و اشتقاقات آن آمده است (فتاحی معصوم، تغذیه از دیدگاه اسلام و دانش پزشکی، 28-31). تا قبل از دهه 1990م مردم در کشورهای غربی در مصرف مواد غذایی زیاده روی می کردند و بیشتر به مزه غذا اهمیت می دادند تا محتویات آن، اما از این دهه به بعد که آن را دهه تغذیه صحیح و حفظ سلامت می نامند، روش های تغذیه صحیح تغییر کرده و ارتباط بین تغذیه و سلامت روشن تر شده است (اندرسون، دایره المعارف تغذیه، 1). چنان که دیده می شود، پروردگار حکیم از زیباترین مثال ها برای جلب انسان به یگانگی آفرنیش استفاده کرده است. به این دلیل، در پژوهش حاضر سعی شده است تا در وسع بینش و درک خود، نور الهی را در یافته های علمی ببینیم و پیوندی محکم تر با ماوراءالطبیعه و خالق هستی بیابیم. قرآن و گیاهان خداوند در بسیاری از آیات ما را به رویش گیاهان توجه می دهد: وَ نَزَّلْنا مِنَ السَّماءِ ماءً مُبارَکاً فَأَنْبَتْنا بِهِ جَنَّاتٍ وَ حَبَّ الْحَصیدِ (ق/9)؛ «و از آسمان، آبی پربرکت فرو فرستادیم، پس به وسیله آن بوستان ها و دانه های دروکردنی رویاندیم». در این آیه دو مطلب توصیه شده است: 1. توجه به پدیده های طبیعی و چگونگی خلقت آنها؛ 2. اهمیت گیاهان. در آیات 27 و 28 سوره مبارکه فاطر می فرماید:...فَأَخْرَجْنا بِهِ ثَمَراتٍ مُخْتَلِفاً أَلْوانُها... وَ مِنَ النَّاسِ وَ الدَّوَابِّ وَ الْأَنْعامِ مُخْتَلِفٌ أَلْوانُهُ... (فاطر/27-28)؛ «... به وسیله آن محصولاتی که رنگ هایش متفاوت است (از زمین) خارج ساختیم... و از مردم و جنبندگان و دام ها (انواعی هستند) که رنگ هایشان همان گونه متفاوت است...». چنان که ملاحظه می شود، در آیه نخست، تنوع خلقت میوه ها و در آیه دوم، حتی تنوع رنگ در انسان ها و جانوران یادآوری شده است. در آیه ذیل نیز می فرماید:...وَ جَنَّاتٍ مِنْ أَعْنابٍ وَ الزَّیتُونَ وَ الرُّمَّانَ مُشْتَبِهاً وَ غَیرَ مُتَشابِهٍ انْظُرُوا إِلی ثَمَرِهِ إِذا أَثْمَرَ وَ ینْعِهِ إِنَّ فی ذلِکمْ لَآیاتٍ لِقَوْمٍ یؤْمِنُونَ (انعام/99)؛ «... و بوستان هایی از انگورها و زیتون و اَنار، همگون و ناهمگون (رویانیدم). هنگامی که میوه می دهد، به میوه آن و (طرز) رسیدنش بنگرید که حتماً، در آن، نشانه هایی است برای گروهی که ایمان می آورند». آنچه از آیات شریفه از جنبه های گیاه شناسی دارای اهمیت است، بدین قرار است: 1.تنوع در خلقت میوه ها (اشاره به رنگ ها با لفظ الوان در سایر آیات)؛ 2.خواص مهم این میوه ها (احتمالاً دارویی)؛ 3.تنوع در مصرف میوه ها (تضمین سلامتی)؛ 4.داشتن خواص مکمل یا جبران کننده این میوه ها (ویژگی های دارویی)؛ 5.توصیه به رعایت اعتدال در تغذیه و ممانعت از تغذیه های یک بعدی؛ 6.داشتن ویژگی های مشابه و غیر مشابه این میوه ها؛ 7.توصیه به کشف تکوین یا چگونگی رسیدگی میوه ها (که سبب افزایش ایمان است). تنوع در خلقت و مفهوم رنگ در قرآن کریم با برآوردهایی که محققان داشته اند تاکنون 1،740،330 گونه موجود در سراسر دنیا شمارش شده است. از این تعداد، 372،775 گونه گیاهی و 1،367،555 گونه جانوری است (currentresults.com/….). خداوند در آیات مکرر به خلق انواع موجودات اشاره می کند و از هر مورد نیز رنگ های گوناگون یا نژادهای مختلف آن را یادآور می شود. برخی از تنوع رنگ ها در طبیعت به تنوع قدرت های خدا یاد کرده و تذکر داده اند، این همه تنوع در طعم، رنگ و شکل میوه ها که وجود دارد، همه از یک آب پدید آمده است (بهرام پور، تفسیر مبین، 437). غزالی منظور از علماء در آیه 28 سوره مبارکه فاطر را همه دانشمندان در رشته های پزشکی، کشاورزی، جانوری، زمین شناسی و نجوم می داند. وی با اشاره به افرادی که قرآن از آنها به «عالمان خدا ترس» یاد می کند، استفاده از علوم تجربی را جهت ارتقاء سطح ایمان و گرایش به سوی خداوند لازم می داند (غزالی، گامی به سوی تفسیر موضوعی سوره های قرآن کریم، 2/618-619). آیه 99 سوره انعام از سه بُعد به زیبایی تحلیل پذیر است: 1.شباهت ها و تفاوت های این سه میوه آیت یا نشانه است؛ 2.شباهت و تفاوت های میوه ها عاملی برای کنجکاوی و پی بردن به ماهیت آنها است؛ 3. همه گیاهان با وجود تفاوت هایشان برای رویش به یک منبع واحد یعنی آب باران احتیاج دارند و این تنها قدرت عظیم پروردگار را نشان می دهد (بهرام پور، تفسیر مبین، 140). علامه طباطبایی نیز اختلاف الوان را به رنگ های ظاهری تفسیر می کند (طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، 17/58). مکارم شیرازی نیز منظور از الوان را علاوه بر اختلاف در نوع رنگ به طعم و خواص گوناگون میوه ها نسبت می دهد (مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، 18/234). فتحی عبدالعزیز در الوان فی القرآن آورده است: «اینکه واژه (لون) به صورت مفرد نیامده به دلیل این است که طیف سفید مشتمل بر هفت رنگ است و با (الوان) تناسب دارد» (عبدالعزیز، الوان فی القرآن، 4). توجیه علم زیست شناسی و گیاه شناسی در مفهوم رنگ در زیست شناسی، برای درک بهتر ویژگی های موجودات، آنها را رده بندی کرده و برای هر موجود زنده، شناسنامه و اسمی علمی تعیین نموده اند. سطوح رده بندی تعیین شده و این سطوح از بالا به پایین، یعنی از صفات مهم تا صفات ریز و جزیی مرتب شده است و هر موجود بر اساس میزان تکامل خود در هر سطح رده بندی تعریف شده و در جای مناسب قرار گرفته است (شکل1). بنابراین همه جانداران را در چهار سلسله گیاهان، جانوران، باکتری ها و ویروس ها قرار داده اند. سپس هر سلسله را به سطوح پایین تری تقسیم کرده اند؛ مثلاً انسان در سلسله جانوران، جنس «انسان» (Homo) و گونه «خردمند» (sapiens) قرار می گیرد (وزیری، فرهنگ زیست شناسی، 1/469) و وقتی منظور، انسان سیاه پوست باشد، سطح دیگری از رده بندی نیز برایش تعریف می شود و آن نژاد است؛ یعنی در نژاد «سیاه» (nigra) قرار می گیرد. همین طور انار در سلسله گیاهان، درتیره اناریان (Punicaceae) و جنس انار (punica) قرار می گیرد (مظفریان، فرهنگ نام های گیاهان ایران، 443). سلسله/شاخه/رده/راسته/تیره/جنس(سرده)/گونه/نژاد/واریته در گیاه شناسی، رنگ یک صفت مربوط به واریته گیاهان است و واریته یک سطح رده بندی گیاهی است و بعد از نژاد قرار می گیرد. با وجودی که در مقایسه با صفات مهمی مثل آشکار بودن یا نهان بودن دانه، رنگ، صفت بسیار پر اهمیتی در رده بندی نیست، اما داشتن یک رنگ خاص در یک میوه در مقایسه با میوه ای که فاقد آن است، گاه چنان تأثیری در خواص کیفی میوه می گذارد که شاید وصف ناپذیر باشد؛ به عبارتی، این صفت (رنگ) در حد خود و نسبت به بسیاری از صفات دیگر حائز اهمیت است. سبزی ها یا میوه هایی با رنگ های قرمز، بنفش یا آبی دارای رنگ دانه هایی (آنتوسیانین ها) هستند که خاصیت ضد سرطانی دارند و جوان کننده اند؛ برای مثال، انگور قرمز یا بنفش ویژگی های یاد شده را دارند. همین طور می توان کلم قرمز و سفید را با یکدیگر مقایسه کرد و به اهمیت بیشتر کلم قرمز پی برد. هویج نیز با داشتن رنگ نارنجی (کاروتنوئید) دارای ویتامین A بیشتری نسبت به میوه هایی است که فاقد این رنگ هستند و خاصیت ضد سرطانی نیز دارد.(Tanaka, Shnimizu, Moriwaki, Cancer Chemoprevention by Carotenoids, p. 3202-3242). بنابراین نباید از خود معنای ظاهری «الوان» و رنگارنگ بودن گیاهان، گل ها، میوه ها و جهان آفرینش غافل بود که هر یک از روی حکمت ایجاد شده اند و فایده ای برای بشر دارند. از نظر روان شناسی نیز تأیید شده است که انسان در فضاهای رنگارنگ و شاد، روحیه بهتری می یابد. در مورد نژاد سیاه انسان ها هم باید اعتراف کرد تحقیقات علمی نشان می دهد که نژاد سیاه دارای برخی ژن هایی هستند که آنها را نسبت به برخی بیماری ها مقاوم می سازد. به برخی بیماری ها کمتر مبتلا می شوند یا برخی از بیماری ها در نژاد سیاه وجود ندارد؛ مانند بیماری مالاریا، بیماری های انگلی و عفونی که در سیاه پوست ها کمتر از سفید پوست ها شایع است (http://default.drelhami.com). حتی به طور ژنتیکی سیاه پوست ها دارای برخی صفات ممتاز جسمی هستند؛ مثلاً دونده های کم نظیری هستند. با وجود این بعضی دولت ها و جوامع به قوم سیاه پوست صرفاً به دلیل نژاد خدادادی (سیاه)، تبعیض می ورزند، اما پروردگار آن را نیز موهبتی الهی تلقی کرده و از نشانه های شگفت انگیز خلقت می داند. گویا اساساً تنوع در نظام خلقت، خالق را محاط تر و قدرتمندتر نشان داده، در عین حال سفره نعمت خداوندی را گسترده تر گردانیده و بهره مندی انسان را از آنها افزون تر می کند و راه یابی به کمال را سهل تر. چنان که در این آیه می فرماید:... نحْنُ قَسَمْنا بَینَهُمْ مَعیشَتَهُمْ فِی الْحَیاةِ الدُّنْیا وَ رَفَعْنا بَعْضَهُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجاتٍ لِیتَّخِذَ بَعْضُهُمْ بَعْضاً سُخْرِیا...(زخرف/32)؛ «ما وسایل زندگی آنان را در زندگی دنیا بین آنان تقسیم کردیم و رتبه های برخی از آنان را بر برخی [دیگر] برتری دادیم، تا برخی از آنان برخی [دیگر] را به خدمت گیرند...». به نظر می رسد، تنوع و تقسیم نعمات و توانایی ها بین انسان ها سبب می شود بعضی مسخر بعضی دیگر شوند و عاملی است برای سوق دادن انسان ها به کمال یابی و سبقت گیری در نیکی ها که این هم بسیار پسندیده و موافق با عدالت است؛ چون هر کس بسته به ذوق و استعداد خویش در اموری به درجه ای از فضیلت و توانایی دست می یابد و شخصی دیگر در اموری دیگر به چنین مرتبه ای می رسد. این چنین است که «یادگیری» به عنوان یکی از غرایض انسانی تحقق می یابد؛ دلیل برتری بعضی بر بعضی، سامان یافتن نظام اجتماعی است (مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، 21/50). توصیه به رعایت اعتدال در تغذیه و پرهیز از تغذیه های یک بعدی دین مبین اسلام در تمامی شئون زندگی همواره به اعتدال توصیه داشته است. گویا اساساً بدن انسان با نظام اعتدال انس بیشتر دارد و هر زمان که از اعتدال خارج شود، آسیب می بیند. درباره اعتدال در تغذیه از امام صادق علیه السّلام نقل شده است: هرگاه مردم در خوراک خود میانه رو باشند، بدن هایشان پایدار و محکم می شود (قمی، سفینه البحار، 2/79). همچنین از حضرت رسول صلی الله علیه و آله و سلّم نقل شده است: «در حالی غذا بخور که اشتها داشته باشی و هنگامی دست از غذا بکش که هنوز اشتهایت باقی است» (مجلسی، بحارالانوار، 62/291). می توان نتیجه گرفت شاید آوردن نام این سه میوه در کنار هم توصیه به مصرف یک اندازه آنها نیز باشد تا به طور یک بعدی به مصرف یک غذا یا میوه نپردازیم و از همه مواهب بهره ببریم؛ چون هیچ مخلوقی (حتی میوه ها) کامل نیست. این در حالی است که امروزه در بعضی رژیم های غذایی به طور یک جانبه از یک میوه خاص تغذیه می کنند، مانند رژیم سیب یا رژیم گیلاس. گاه برخی پزشکان خوردن بعضی از میوه ها یا غذاها را برای بیماران خود ممنوع می کنند؛ مثلاً خوردن انگور را برای بیماران قندی یا خوردن نمک را برای مبتلایان به کلسترول یا فشار خون منع می کنند. در حالی که مقادیر کم هر یک برای بدن ضروری است و فقدان آنها کمبودها یا حتی بیماری های ثانوی ایجاد می کند؛ مثلاً کمبود قند باعث خستگی زود هنگام مغز و عضلات می شود؛ چون مغز فقط با گلوکز تغذیه می شود (medicineiran.blogfa.com) یا کمبود نمک در غذا، اعصاب را سست و پاسخ به محرک های محیطی را ضعیف می کند و عنصر سدیم که در نمک وجود دارد، نقش مهمی درهدایت الکتریکی اعصاب دارد (گایتون و هال، فیزیولوژی پزشکی، 2/730-737). همچنین آناتومی (تشریح) بدن انسان نشان از آن دارد که آدمی باید یک رژیم یا برنامه غذایی «همه چیز خواری» داشته باشد. چون شکل و نوع دندان ها و همچنین اعضای دستگاه گوارش بدین منظور طراحی شده است؛ به عبارتی، انسان دندان هایی با آسیاهای بزرگ و معده چند قسمتی مانند چرندگان و گیاه خواران ندارد که بخواهد صرفاً گیاه خواری کند و یا نیش های بزرگ مانند گوشت خواران ندارد که بخواهد صرفاً گوشت خواری کند؛ بنابراین، بهترین شیوه تغذیه، اعتدال و رعایت تنوع در خوردن است. به نظر می رسد، چون زمان های قدیم، افراد مرفه بیشتر به غذاهای گوشتی گرایش داشته و تناول از انواع پرندگان و گوشت های شکاری رسمشان بوده، آیات متعددی به غذاهای گیاهی و اهمیت آنها برای سلامتی توصیه دارد (اندرسون، دایره المعارف تغذیه، 1)، ولی در عین حال غذاهای گوشتی منع نشده است. به این ترتیب، قرآن کریم به طور غیر مستقیم ما را به یادگیری خواص و فواید گیاهان نیز سوق می دهد و توجه ما را به غذاهای گیاهی و میوه ها جلب می کند و آنها را در مقابل غذاهای گوشتی بسیار مهم جلوه می دهد. گیاه شناسی سه میوه قرآنی انگور، زیتون و انار میوه زیتون از نظر صفات ظاهری و در تقسیم بندی انواع میوه ها جزء میوه های شفت (Drupe) قرار می گیرد. این میوه ها برون بر نازک، میان بر گوشتی و درون بر سخت و چوبی دارند. درون بر در واقع همان هسته است. از نظر آرایش گل بر روی محور گل دهنده (گل آذین)، یک خوشه (Raceme) محسوب می شود (شکل 2). انار و انگور دو میوه از انواع سته (Berry) محسوب می شوند. این میوه ها دارای برون بر نازک، میان بر گوشتی و درون بر نامشخص هستند. منظور از بخش نامشخص، بخشی است که اطراف هسته را فرا گرفته و ژلاتینی است. از نظر نوع گل آذین، انگور و انار نیز مانند زیتون، گل آذین خوشه دارند (شکل های 4 و 3). الف) میوه های متشابه هر سه میوه دارای گل آذین خوشه هستند؛ یعنی گل ها با دم گل هایی که از پایین به بالا کوتاه هستند، بر روی محور گل دهنده قرار گرفته اند، به طوری که گل های پایینی زودتر شکفته می شود و در شرایطی که محیط گیاه مناسب باشد، این امکان وجود دارد که محور گل دهنده تا بی نهایت گل دهد. این گل آذین نامحدود است و رمز زندگانی نامحدود را خداوند در این سه میوه باارزش نهاده است. میوه های انار و انگور هر دو در گیاه شناسی از یک نوع هستند و «سته» نامیده می شوند و به قولی متشابه اند. از دیگر وجوه تشابه می توان دارویی بودن این گیاهان و قابلیت رشد هر سه آنها را در اقلیم های مشابه دانست. همچنین در هر سه مورد، علاوه بر میوه، برگ آنها نیز خاصیت دارویی دارد. به نظر می رسد، در مورد واژه «ثمره» باید نگرش را فراتر از میوه در نظر گرفت و همه محصولات گیاه اعم از برگ، گل، میوه و حتی شهد، بذر و ریشه گیاه را شامل دانست؛ چون هر یک می تواند به تنهایی دارویی خاص باشد. ب) میوه های غیر متشابه شاید شأن نزول غیر متشابه بودن این میوه ها در قرآن، همین خواص ضد و نقیض بودن آنها باشد؛ بنابراین، وقتی با هم مصرف شوند، کمبودهای یکدیگر را جبران می کنند که در این صورت، متضمن سلامتی بدن می باشند. در نگاهی دیگر نیز می بینیم با وجودی که هر دو میوه انار و انگور از نوع «سته» هستند، با دو شکل متفاوت به طبیعت عرضه شده اند؛ حبه های انار با محصور شدن در یک پوسته ضخیم، ولی حبه های انگور بدون چنین حفاظی هستند. به عبارتی، در عین مشابه بودن غیر متشابه هستند که این نیز نشانگر قدرت خداوند است؛ چون تنها اوست که هر چه بخواهد می تواند و دنیا و مافیها مسخر اویند. تنوع در مصرف میوه قرآن کریم با نام بردن گیاهانی خاص در کتابی که آیین زندگانی است، توجه ما را به طرز شگفت انگیزی به اهمیت و خواص مهم آن گیاهان جلب می کند. از دیگر آموزه های آیه 99 سوره مبارکه انعام، تنوع در مصرف میوه ها و گیاهان است؛ چون تنها در این آیه از سه میوه در کنار هم نام برده شده است. خداوند تنوع آفرینش موجودات را در آیات قرآن یاد کرده و آن را از نشانه های وجودی خالق و موهبت هایی دانسته که خود به بشر ارزانی فرموده است. تنوع در مصرف سبب می شود تا هر کدام از میوه ها یا گیاهان با داشتن خواص منحصر به فرد خود، بدن ما را در برابر عده ای از بیماری ها مصون سازد. به عبارت دیگر، چنین برداشت می شود که این آیات انسان را ترغیب می کند تا فواید هر میوه درک کند و میوه ها را با توجه به فوایدشان مصرف نماید؛ چنان که آیه فَلْینْظُرِ الْإِنْسانُ إِلی طَعامِهِ (عبس/24)؛ «و انسان باید به غذایش نظر کند». خواص دارویی سه میوه انگور، گرم و خون ساز و انرژی دهنده بسیار خوبی است. انار با طبع سرد، کار تصفیه خون و تا حدودی تجزیه چربی ها را بر عهده دارد و از بین برنده صفراست. زیتون طبعی ملایم دارد و چربی از نوع مفید را به بدن می رساند. زیتون به عنوان داروی ضد فشارخون، ضد آترواسکلروزیس، ملین، تب بر، نیروبخش، مؤثر در درمان عفونت های مجاری ادرای، برطرف کننده سردرد و دارای فعالیت آنتی اکسیدانی است (زرگری، گیاهان دارویی، 3/29-319). پژوهشگران امروزه دستورات پزشکی و بهداشتی ائمهD را که در روایات اسلامی آمده، در آزمایشگاه ها مورد تحقیق قرار داده و به همان نتایج دست یافته اند؛ برای مثال، از امام حسن عسکریA نقل است که فرموده اند: «انار بخور زیرا خون را فرو می نشاند و خون را از درون تصفیه می کند» (مجلسی، بحارالانوار، 62/123). اکنون محققان بعد از تحقیقات فراوان به چنین نتیجه ای دست یافته اند و از انار به عنوان یک کارخانه تصفیه خون یاد می کنند. جالب اینکه خواص گیاه انگور در مراحل مختلف رسیدگی با هم فرق دارد و حتی گاه آثار درمانی متفاوتی دارند. این نیز از شگفتی هاست؛ چون تماماً بر روی یک پایه گیاه اتفاق می افتد. مثلاً غوره، چربی خون را کاهش می دهد، ولی انگور قند خون را افزایش می دهد و در صورتی که در خوردنش زیاده روی شود، می تواند به تجمع چربی منجر شود. سرکه نیز در تجزیه چربی دخالت دارد. الکل نیز که فرآورده ثانوی دیگری از انگور است، نقش بسیار مهمی در ضدعفونی و سترون کردن وسایل جراحی دارد، حتی در ترکیب برخی داروها نیز مورد استفاده قرار می گیرد. خواص مکمل و جبران کننده این میوه ها هرگاه از هر سه میوه تناول شود، به طرز شگفت انگیزی می توانند نقص های یکدیگر را کامل کنند یا مضرات یکدیگر را خنثی نمایند؛ به طوری که اگر انگور را به دلیل انرژی بخش بودنش می خوریم، ممکن است گرمی آن اذیت کند، ولی با خوردن انار که طبع سردی دارد، این نقیصه از بین می رود. همچنین اگر با خوردن انگور، قند زیادی وارد بدن شود و اضافی آن به چربی تبدیل گردد، با خوردن انار می توان به هضم چربی کمک کرد. سپس با خوردن زیتون می توان چربی از نوع خوب و مفید برای بدن را جایگزین آن نمود؛ چه بدن برای بسیاری از اعمال به چربی نیاز دارد. به طوری که ساختار سلول های مغزی که با آن تفکر می کنیم، از جنس لیپید یا چربی است. انگور خون ساز است و انار در تکمیل آن، خون را تصفیه می کند. اگر انار یبوست آور است، زیتون ملین و خنثی کننده آن است. توصیه به کشف تکوین یا چگونگی رسیدن میوه ها ... انْظُرُوا إِلی ثَمَرِهِ إِذا أَثْمَرَ وَ ینْعِهِ إِنَّ فی ذلِکمْ لَآیاتٍ لِقَوْمٍ یؤْمِنُونَ... (انعام/99)؛ «به میوه آن و (طرز) رسیدنش بنگرید که حتماً، در آن، نشانه هایی است برای گروهی که ایمان می آورند». قرآن کریم درک چگونگی رسیدن میوه را سبب افزایش ایمان می داند؛ هر یک از دانه های انار در گیاه شناسی، خود، یک میوه به شمار می رود؛ به عبارتی، انار یک میوه مرکب است. بعد از گرده افشانی، تخمدان های آبدار شده که هر یک میوه یا حبه های آسیب پذیری هستند، آهسته آهسته در اندامی به نام نهنج فرو می روند تا محفوظ و با طراوت بمانند. زیتون نیز در جریان رسیدگی، ذره ذره چربی را در محل های خاصی درون خود جمع می کند؛ به طوری که استفاده از روغن آنها نیازمند فرآیندهای استخراج است. این محل ها به صورت محفظه های بسیار بسته ای عمل می کنند تا در حالی که زیتون در مناطق گرم و خشک می روید، هدر روی صورت نگیرد. انگور در هر یک از مراحل مختلف رسیدگی، مانند یک میوه منحصر به فرد عمل کرده و کاربرد دارد؛ گاه غوره، گاه انگور و زمانی دیگر کشمش و مویز و تازه وقتی به نظر می رسد فاسد شده، فرآورده های ثانوی مثل سرکه یا الکل دارد. نتیجه در این نوشتار هفت بُعد آیه 99 انعام و دیگر آیات مرتبط با سه میوه انگور، انار و زیتون یعنی رنگ (تنوع خلقت)، خواص، تنوع در مصرف، مکمل بودن، اعتدال در تغذیه، داشتن ویژگی های مشابه و غیر مشابه، درک تکوین و رسیدگی میوه ها (سبب افزایش ایمان) بررسی شد. احتمالاً منظور از «ثمره» در آیات مورد بحث تنها میوه ها نیست، بلکه گل ها و گیاهان را نیز در برگیرد، چون همه اینها، حاصل و ثمره رویش های خاک هستند و از خاک و آب در برابر نور خورشید پرورده شده اند؛ چرا که «ثمره» را به معنای عام همه محصولات، اعم از میوه ها وگل و گیاه است (بهرام پور، تفسیر مبین، 437). به هر حال تأکید قرآن صرفاً ناظر به مصرف این میوه ها نیست مگر اینکه تأثیر دارویی در آنها وجود داشته باشد. همچنین فرد عاقل و اندیشمند به دانشی که در تکوین این گیاهان و میوه ها نهفته است، پی می برد و به خداوند نزدیک تر می گردد. وقتی نام سه میوه متفاوت در کنار هم در آیات آمده و خداوند آنها را دارای صفات مشابه و غیر متشابه می داند، غیر مستقیم مصرف متنوع میوه ها را به دلیل داشتن خواص متنوع؛ یادآور می شود به عبارت دیگر، خداوند انسان را ترغیب می کند تا فواید هر میوه را درک کند و میوه ها با توجه به فوایدشان مصرف نماید. شاید منظور ازآوردن توأمان نام سه میوه انگور، زیتون و انار و غیر متشابه بودن آنها، این باشدکه نحوه تکوین و رسیدگی در آنها متفاوت است و هر یک دارای خواص منحصر به فرد و گاه ضد و نقیض با یکدیگرند؛ بنابراین، وقتی با هم مصرف شوند، کمبودهای یکدیگر را جبران می کنند، علاوه بر آن، توجه ما به اعتدال در مصرف هر چیز جلب شود. از وجوه تشابه می توان دارویی بودن این گیاهان و قابلیت رشد هر سه آنها را در اقلیم های مشابه دانست. همچنین در هر سه مورد، افزون بر میوه، برگ گیاهان نیز خاصیت دارویی دارد. در معنای واژه «الوان» در این پژوهش، به رنگ ظاهری تعبیر شده نه تفاوت در طعم و رقم و غیره. این نظر با تفسیر علامه طباطبایی همسویی دارد؛ چون رنگ، خود، برگرفته از ترکیبات و رنگدانه های منحصر به فرد گیاهی (مانند کاروتنوئیدها و آنتوسیانین ها) است که علاوه بر زیبایی، خواص دارویی دارند. ملاحظه می شود که در ورای تمامی پدیده های هستی، هوشمندی دقیق وکاملی نهفته است. در عین حال چون خداوند بسیار بخشنده است، به انسان اجازه داده تا در علم الهی جستجو کند و علت همه معلول ها را دریابد؛ چون وی رب العالمین و پرورش دهنده موجودات است و اراده اش بر آن است تا همه انسان ها را تربیت نموده و به کمال برساند. ........................................................................................................................................... منابع 1.قرآن کریم، ترجمه دکتر محمدعلی رضایی اصفهانی و گروهی از اساتید جامعة المصطفی (1388ش)، قم: انتشارات المصطفی. 2.اندرسون، جین (1379ش)، دایرة المعارف تغذیه، ترجمه بهروز فتحی، تهران: نشر آبی. 3.بهرام پور، ابوالفضل (1391ش)، تفسیر مبین، بی جا: قرآن آوای. 4.دروبرتیس و دروبرتیس (1369ش)، مبانی زیست شناسی سلولی و ملکولی، ترجمه سید علی حسینی 5.تهرانی و محمود عرفانیان احمدپور، مشهد: انتشارات کتابستان. 6.زرگری، علی (1375ش)، گیاهان دارویی، تهران: مؤسسه انتشارات و چاپ دانشگاه، چاپ ششم. 7.طباطبایی، سید محمدحسین (1372ش)، المیزان فی تفسیر القرآن، تهران: دارالکتب الاسلامیه. 8.عزیزیان، دینا (1372ش)، مورفولوژی مقایسه ای گیاهان آوندی، بی جا: انتشارات دانشگاه شهید بهشتی. 9.غزالی، محمد (1372ش)، گامی به سوی تفسیر موضوعی سوره های قرآن کریم، ترجمه علی اصغر محمدی، بی جا: انتشارات دفتر نشر فرهنگ اسلامی.فتاحی معصوم، سید حسین (1383ش)، تغذیه از دیدگاه اسلام و دانش پزشکی، مشهد: انتشارات به نشر. 10.فتحی عبدالعزیز، اشرف (1409ق)، «الألوان فی القرآن»، موسوعة الاعجاز العلمی فی القرآن، بیروت. 11.قمی، عباس (1416ق)، سفینة البحار، مشهد: انتشارات بنیاد پژوهش های اسلامی آستان قدس رضوی. 12.مجلسی، محمدباقر (1403ق)، بحارالانوار، بیروت: مؤسسة الوفاء. 13.مظفریان، ولی الله (1375ش)، فرهنگ نام های گیاهان ایران، فرهنگ معاصر. 14.مکارم شیرازی، ناصر (بی تا)، تفسیر نمونه، تهران: دارالکتب الاسلامیه. 15.وزیری، بزرگمهر (1369ش)، فرهنگ زیست شناسی، تهران: امیرکبیر. Takuji Tanaka 1,2,*, Masahito Shnimizu 3 and Hisataka Moriwaki, 2012, Cancer Chemoprevention by Carotenoids, molecules, 17, p 3202-3242 http://www.currentresults.com/Environment-Facts/Plants-Animals/ http://daneshnameh.roshd.ir http://default.drelhami.com/?cat=3 http://medicineiran.blogfa.com/ کلمات کليدي: پزشکی قرآن کریم زیتون انار انگور

مسئولیت های اخلاقی کشاورزان و تولید محصولات زراعی از دیدگاه قران و حدیث و چالش های این حوزه

بسم الله الرحمن الرحیم  مسئولیت های اخلاقی کشاورزان و تولید محصولات زراعی از دیدگاه قران و حدیث و چالش های این حوزه (پایان‌نامه)   احمد میرعلی دانشگاه قرآن و حدیث - دانشکده علوم حدیث قم . کارشناسی ارشد . اشاره: آیات و روایات فراوانی درباره کشاورزی وجود دارد که نشانگر اهتمام اسلام به این مسئله است. کشاورزی ازجمله کارهایی است که بشر برای ادامه حیات خود به آن نیازمند است و در سربلندی و سرافرازی جامعه تأثیر بسزایی دارد. با توجه به اهمیت و شرافت این شغل و نقش اساسی اخلاق اسلامی در کشاورزی، کشاورزان و افرادی که به طرق مختلف در این عرصه ارتباط دارند باید مسولیت ‌های اخلاقی مربوط به کار خود را در این حوزه رعایت کنند تا جامعه و افراد آن از مشکلات متعدد رهایی پیدا کنند که در اینجا بعضی از مسولیت ‌های اخلاقی این افراد در تولید محصولات زراعی طبق قرآن و سنت ذکر شده است. در این پژوهش که شامل چهار فصل است، چالش‌ها را با مسائل اخلاقی آورده‌ایم و فصل خاصی را برای آن اختصاص نداده‌ایم. در فصل اول به بیان کلیات و مفاهیم پرداخته شده است. فصل دوم به دو قسم تقسیم شده است که در قسمت اول به بعضی از مسولیت های اخلاقی کشاورزان اختصاص داده شده است؛ که شامل توکل، شکر، پرداخت زکات، پرهیز از اسراف، پرهیز از غش، پرهیز از غصب، رعایت بهداشت، پرداخت حقوق کارگران و رعایت اصول سم‌پاشی می‌شود. و در قسمت دوم مسولیت ‌های اخلاقی دامداران ازجمله مسولیت ‌های اخلاقی دامداران هنگام نگهداری و هنگام بهره‌برداری ذکر شده است. در فصل سوم بعضی از مسولیت ‌های اخلاقی دولت ذکر شده است؛که شامل مهرورزی، دانش‌افزایی، عدالت، توجه به مشکلات، تشویق و استفاده از مدیران متخصص می‌شود. در فصل چهارم نیز مسولیت ‌های اخلاقی مسولان صنایع تبدیلی کشاورزی ذکر شده است که شامل نظارت بر بهداشت، پرهیز از دروغ، پرهیز از تدلیس و پرهیز از غش می‌شود.   نمایه ها: مسؤلیت ، اخلاق، تولید، کشاورزی ، قرآن، احادیث  ...................................................................................................... منبع : پژوهشگاه علوم و فناوری اطلاعات ایران است

اهميت خاک و زمين از ديدگاه قرآن

بسم الله الرحمن الرحیم  اهميت خاک و زمين از ديدگاه قرآن   بي ريا ميلاد بختياري فر مرضيه خدابخشي سعيد   (متن کامل مقاله: اهميت خاک و زمين از ديدگاه قرآن - pdf )   چکیده:  خاک بخش زنده اي از کره زمين است که زندگي همه ي موجودات زنده به آن وابسته است. قرآن کريم، توجه و عنايت ويژه اي به طبيعت و عناصر موجود در آن دارد، که در اين ميان خاک از مهمترين عناصر طبيعت به شمار مي رود، که در کنار آن زمين نيز از اهميت بالايي برخوردار است... کلید واژه: خاک، زمين، کشاورزي، قرآن .................................................................................. منبع: همايش ملي رهيافت هاي علوم كشاورزي در پرتو قرآن دانشگاه كشاورزي و منابع طبيعي رامين خوزستان

تبیین جهش تولید با توجه به آموزه­‌های قرآنی و علم اقتصاد

بسم الله الرحمن الرحیم  تبیین جهش تولید با توجه به آموزه­‌های قرآنی و علم اقتصاد    معاونت بررسی و تحلیل سازمان بسیج اساتید    معاونت بررسی و تحلیل سازمان بسیج اساتید کشور با انتشار مقاله‌ای تحلیلی به تبیین جهش تولید با توجه به آموزه‌های قرآنی و علم اقتصاد پرداخته است.     در متن این مقاله‌ آمده است:   تبیین جهش تولید با توجه به آموزه­‌های قرآنی و علم اقتصاد ۱۲ سال شعار اقتصادی اما هنوز هم بخش‌های مهمی از مسائل اقتصادی کشور، لاینحل باقی مانده است. شعار سال  به عنوان راهبرد مجموعه شیوه‌هایی برای حل مسائل اقتصادی کشور است. جهش تولید باعث کاهش تورم و افزایش اشتغال شده و بخشی از مشکل بیکاری را حل می‌کندو می‌تواند در کاهش و حل مسائلی چون آسیب‌های اجتماعی مفید باشد. ۱. کار و تولید در قرآن و روایات اهمیت و ارزش کار و تولید در قرآن، «وَ اَن لَیسَ لِلانسانِ اِلاّ ما سَعی» (نجم: ۳۹) «لِلرِّجالِ نَصیبٌ مِمَّا اکْتَسَبُوا وَ لِلنِّساءِ نَصیبٌ مِمَّا اکْتَسَبْنَ» (نساء: ۳۲) مردان از آنچه به دست می­آورند نصیبی دارند و زنان نیز نصیبی. رسول مکرم اسلام(ص) می­فرمایند: «صارَ اَوْلِیاءُ اللّهِ اِلَی الاْجرِ بِالصَّبْرِ وَ اِلَی الاْمَلِ بِالْعَمَلِ». اولیای خدا از راه صبر و استقامت، به پاداش، و از راه عمل به آمال [خود] رسیدند. امام علی(ع) نیز می­فرماید: «اَلاْمانِی تخْدَعُکَ وَ عنْدَ الْحَقایقِ تَدَعُکَ». آرزوهای خیالی تو را می­فریبد و به هنگام برخورد با واقعیات نومیدت می‌­سازد. مهمترین اصول و راهبردهای کار و تولید از دیدگاه قرآن و روایات عبارت­اند از: کار سودمند یک اصل و هدف مهم از کار و تولید در اسلام، کارآمد بودن است؛ به این معنا که کار و تولید باید معطوف به هدفی یا تحقق منفعتی باشدامام علی(ع) در این باره می­فرماید: «لا تَکُنْ فیما تورِدُ کَحاطِبِ لَیلٍ وَ غُثاءِ سَیلٍ». در آنچه فراهم می­آوری همچون هیزم­کش شب و گردآورنده خاشاک سیل آورده مباش. حضرت همچنین می­فرمایند: «اَلْعاقِلُ مَنْ لا یضیعُ لَه نَفَساً فیما لا ینْفَعُهُ، وَ لا یقْتَنی ما لا یصْحَبُهُ.» عاقل کسی است که (حتی به اندازه) یک نَفَس به کار بی سود نپردازد و چیزی که با او نماند، گرد نیاورد. کار متداوم اسلام، کار را با «کیفیت» و «تداوم» آن می­سنجد، نه با حجم زیاد.  امام باقر می­فرماید: «اَحَبُّ الاْعْمالِ اِلَی اللّهِ عَزَّوَجَلَّ ماداوَمَ عَلَیهِ الْعَبْدُ وَ اِنْ قَلَّ». محبوبترین کارها نزد خداوند کاری است که بنده بر آن مداومت کند هر چند اندک باشد. همچنین امیر مؤمنان علی(ع) می­فرماید: «قَلیلٌ تَدُومُ عَلَیهِ، اَرْجی مِنْ کَثیرٍ مَمْلُولٍ مِنْهُ». کار اندکی که بر آن مداومت کنی، امیدبخش‌تر از کار بسیاری است که از آن ملول گردی. از این رو، خداوند به پیامبر دستور می­دهد که پیوسته و بدون وقفه در کار و فعالیت باشد و اگر از کار مهمی چون تبلیغ و جهاد فارغ شد، به عبادت و تربیت افراد بپردازد: «فَاِذا فَرَغْتَ فَانْصَبْ وَ اِلی رَبِّکَ فَارْغَبْ». (انشراح: ۸ و ۹) قبول کار پرزحمت و رنج واقعیت آن است که کار و تولید همواره با سختی و زحمت همراه است، در حالی که انجام کارهای پرزحمت انسان را آزموده­تر می­کند. پیامبر اسلام می­فرماید: «اَفْضَلُ الاْعمالِ اَحمَزُها». بهترین کارها، سخت­ترین آنهاست. سختی، مقدّمه رفاه و رنج، کلید گنج است و کار پرزحمت آسایش می­آورد: اِن مَعَ الْعُسْرِ یُسْراً. (انشراح: ۶) قبول کار و مسئولیت در حد توان       در تولید، چون دیگر امور اجتماعی و سیاسی، توان کاری، تجربه و تخصّص افراد، یک اصل مهم است؛ آیه­‌ی معروف «لایکلف الله نفسا الا وسعها» دلالت بر این امر دارد.  امام صادق نیز می­فرماید: «ما اُبالی اِلی مَنِ ائْتَمَنْتُ خائِناً اَوْ مُضَیعاً». برای من فرقی نمی­کند (یکسان است که) شخص خیانت پیشه را امین بدانم یا شخص [ناتوان و غیرمتخصّصی] که ضایع کننده است! چرا که شخص غیر متخصص سبب رکود کار، ضایع شدن مواد و امکانات تولید و حقوق دیگران می‌شود. از دیدگاه اسلامی، افرادی که خود را در کاری توانمند و برای مسئولیتی شایسته می­بینند، موظفند برجستگی­ها و توانایی­های خود را یادآور شوند و مسئولیت­های پیشنهادی را بپذیرند. بسان حضرت یوسف(ع) که چون دو اصل مهم و دو خصیصه «تخصّص» و «تعهّد» را در خود یافت، بی­دریغ خود را برای احراز خزانه­داری سرزمین مصر معرّفی کرد: قالَ اجْعَلْنی عَلی خَزائِنِ الاْرْضِ اِنّی حَفیظٌ عَلیمٌ (یوسف: ۵۵). استحباب کشاورزی و تجارت حیات اقتصادی و تأمین مواد غذایی یک کشور بسته به کشاورزی آن است. اسلام نیز، آن را عملی بسیار پسندیده و مستحب می­داند و تأکید دارد که زمین­های بایر و موات را احیا تا از محصولات آن بهره­مند شویم. جالب آنکه امیرالمومنین علی(ع) نیز می­فرمایند: کسی که به آب و زمین مناسب دست یابد با این وصف محتاج شود، خدا او را [از خودش] دور می­سازد. کشاورزی به عنوان فعالیتی اقتصادی به دلیل مولد بودنش و نقشی که در تأمین امنیت غذایی و نیازهای اساسی هر جامعه­ای دارد، مورد توجه اسلام است. بنابراین، در کار و تلاش، قطعاً اولویت با فعالیت­های تولیدی و مفید به حال جامعه است نه کارهای دلالی و واسطه­‌گری. تجارت، معاملات، واردات و صادرات نیز به عنوان یکی از راه­های تأمین معاش به رسمّیت شناخته شده و دخل و تصرف در اموالی که از این راه به دست آمده باشد با شرایطی مجاز و حلال است: «یا اَیهَا الَّذینَ امَنُوا، لا تَأْکُلُوا اَمْوالَکُمْ بَینَکُمْ بِالْباطِلِ، اِلاّ اَنْ تَکُونَ تجارَةً عنْ تراضٍ مِنْکُمْ» (نساء: ۲۹)ای کسانی که ایمان آورده­اید! اموال یکدیگر را به باطل (و از راه نامشروع) نخورید. مگر اینکه تجارتی با رضایت شما انجام گیرد. با این تذکّر که مقصود از «تجارت» در روایات اسلامی، تنها خرید و فروش و بازرگانی نیست، بلکه مقصود معامله، کسب، حرفه و صنعت است. ...................................................................................... منبع:  خبرگزاری بسیج

جهش تولید از منظر قرآن کریم

بسم الله الرحمن الرحیم جهش تولید از منظر قرآن کریم   رضا نوروزی جوینانی . مقدمه از کاربردی‌ترین مباحث قرآن کریم، اقتصاد است. به نحوی که بزرگترین آیه‌ی‌ قرآن کریم در این خصوص است. یکی از خطابهای قرآن با انسان، خطاب تلاشگر می‌باشد؛ إنَّکَ کادِحٌ إلی رَبِّکَ … تو تلاشگر به سمت پروردگارت هستی. بدون پول و ثروت زندگی بشری مختل است و البته این ثروت لزوما نباید حتما از جنس مسکوک باشد بلکه هر آنچه که مالیت و ارزش تبادل پایاپای را داشته باشد، مال و ثروت است. قرآن کریم مال را سبب قیام و قدرت و استقلال ملت می‌داند؛ لاتُؤتوا ألسُفَآءَ أموالَکُم ألتی جَعَلَ أللهُ لَکُم قیاماً – … خداوند اموال شما را وسیله‌ی قوام شما قرار داده است. پس هرگونه تلاش در جهت بهبود وضعیت سالم اقتصادی، سبب تقویت بنیه‌ی قدرت و قوام کشور است و لازمه‌ی این توانایی، استقلال در اقتصاد است لذا خداوند متعال در زمینه‌ی استقلال فرموده است؛ لَن یَجعَلَ أللهُ للکافرینَ عَلی ألمؤمِنینَ سَبیلاً … خداوند هرگز اجازه‌ی تسلط کافران بر مؤمنین را نداده است. کفار را متعجب کنید قرآن کریم می‌فرماید به نحوی در برابر کفار زندگی کنید که آنان را متعجب کنید! این آیه ناظر به این معنا است که استعداد ذاتی جهان اسلام به حدی است که متحیر کننده است؛ ... کَزَرعٍ أخرَجَ شَطأهُ فآزَرَهُ فإستَغلَظَ فإستَوی عَلی سوقِه یُعجِبُ ألزُرّاعَ لِیَغیظَ بِهِم ألکُفّارَ … همانند نهالی که جوانه زده است و استوار می‌گردد و به حدی رشد می‌کند که کشاورزان را به تعجب وامی‌دارد این بدین جهت است که کافران را به خشم آورد. جهش تولید جهان اسلام باید خودکفا و مستقل بوده و این استقلال باید در همه‌ی زمینه‌ها باشد؛ وأعِدّوا لَهُم ما إستَطَعتُم مِن قُوَةٍ … تُرهِبونَ بِه عَدُوَّ أللهَ و عَدُوَّکُم … هر چه نیرو و قدرت در توان دارید تدارک و مهیا کنید تا تمام دشمنانتان را بترسانید. جهش اقتصادی در قرآن خداوند متعال آبادی زمین و عمارت آن‌ را از وظایف مؤمنین برشمرده است؛ … هُو أنشَأکُم مِن ألأرضِ و إستَعمَرَکُم فیها … او شما را از زمین آفرید و آبادی و پیشرفت آن را به شما واگذار کرد. در قرآن کریم از کسانی که با جان و مال خود در راه اعتلای اسلام فداکاری می‌کنند، تعبیر به مجاهد شده است. و این افراد دارای صفات برجسته‌ای هستند: – برتری مجاهدان اقتصادی بر محتکران اقتصادی؛ فَضَلَّ ألله ألمُجاهِدینَ عَلَی ألقاعدینَ … خداوند مجاهدان را بر قاعدین (زمینگیران) برتری و ترجیح داده است. – مجاهدان اقتصادی دارای مقام والایی در نزد خداوند هستند؛ لَهُم أعظَمُ دَرَجَةً عِندَ أللهِ … برای آنان در نزد خداوند درجات بزرگی وجود دارد. – جهاد اقتصادی سبب سرازیر شدن رحمت و خیر و برکت الهی به سوی تمامی مسلمانان است؛ … لَهُمُ ألخَیراتُ … برای آنان خیر و رحمت و برکت است. – مجاهدان، رستگاران در هر دو دنیا هستند؛ … هُم ألفآئِزونَ … آنان رستگارانند. و پاداش بزرگی دارند؛ … أجراً عَظیماً. راه‌های جهش تولید – استفاده از قدرت آب؛ و أنزَلنا مِن ألسَمآءِ مآءً … این ما بودیم که از آسمان آب را نازل کردیم. توجه به این نکته لازم است که خداوند متعال هرگاه خواسته است که اهمیت موضوعی را برساند، آن را منتسب به خود کرده است که اشاره به عظمت آن موضوع دارد. همانند نزول قرآن، خلقت بشر، تقسیم معیشت و روزی مردم، نزول باران، رویش گیاهان و درختان و بسیاری دیگر. – استفاده از قدرت دریا (قدرت روی دریا)؛ یُزجی لَکُم ألفُلکَ فِی ألبَحرِ لِتَبتَغوا مِن فَضلِه … پروردگارتان کشتی را در دریا برای شما به حرکت در می‌آورد تا از نعمت‌های او بهره‌برداری کنید. و سخَّرَ لَکُم ألفُلکَ … و کشتی را مسخّر شما کرده است. – استفاده از قدرت زیر دریا؛ و هُو ألَّذی سَخَّرَ ألبَحرَ لِتَأکُلُوا مِنهُ لَحماً طَریّاً و تَستَخرِجواْ مِنهُ حِلیَةً تَلبَسونَها و تَرَى ألفُلکَ مَواخِرَ فیه و لِتَبتَغواْ مِن فَضلِهِ … اوست که دریا را مسخّر شما کرد تا از آن گوشت تازه بخورید و زیورآلات استخراج کنید و کشتی‌ها را می‌بینی که پهنه‌ی دریا را می‌شکافند تا از فضل خداوند بهره‌مند شوید. – استفاده از قدرت زمین و خاک؛ جَعَلَ لَکُم ألأرضَ ذَلولاً … اوست که زمین را برای شما رام گردانیده است. – استفاده از منابع تولید؛ از آنجاییکه مایحتاج اقتصادی مردم بسیار وسیع است، لذا خداوند متعال گستره‌ی منابع را در اختیار انسان قرار داده است؛ و آتاکُم مِن کُلِّ ما سَألتُموهُ … و از هر چیزی که خواستید و لازم داشتید در اختیار شما قرار داده است. – استفاده از قدرت نور و روشنایی؛ و جَعَلنا آیَةَ ألنَّهارِ مُبصِرَةً لِتَبتَغوا فَضلاً مّن رَبِّکُم … و ما نشانه‌ی روز را روشنایی بخش قرار دادیم تا در آن فضل و رحمت خداوند را جستجو کنید. و سَخَّرَ لَکُم أللیلَ و ألنَهارَ … و شب و روز را مسخّر شما کرد. – استفاده از قدرت رودخانه‌ها؛ و سَخَّرَ لَکُم ألأنهارَ … و رودخانه‌ها را مسخّر شما گردانید. – استفاده از قدرت باد؛ و مِن آیاتِهِ أن یُرسِلَ ألریاحَ مُبَشِّراتٍ و لِیُذیقَکُم مِن رَحمَتِهِ … و از نشانه‌های قدرت خداوند آن است که بادها را به عنوان بشارت دهنده می‌فرستد تا از خیر و رحمت او بهره‌مند گردید. – استفاده از قدرت آسمان؛ و سَخَّرَ لَکُم ما فی ألسَماوات ... آنچه که در آسمان‌ها هست را مسخر شما گردانیده است. – استفاده از توانایی و قدرت علمی؛ لَقَد مَکَّنّاکُم فی ألأرضِ … ما قدرت و توانایی و تسلط در زمین را برای شما قرار داده‌ایم. نکته‌ی پایانی تلاش مضاعف تنها منجر به شکوفایی اقتصادی نمی‌گردد بلکه در فرهنگ و تمدن و نظامات اخلاقی و تربیتی حتما مؤثر خواهد بود. لازمه‌ی پیشرفت اقتصادی تصرف در طبیعت است و لازمه‌ی تصرف در طبیعت، تلاش مضاعف است و در برابر این تلاش، تنبلی وجود دارد که خداوند لعنت کرده است کسی را که بار زندگی خود را بر دوش دیگران گذاشته باشد. تا به حدّی که تمام انبیا نیز مامور به تلاش اقتصادی بودند به عنوان مثال حضرت آدم به کشاورزی، حوّا به نخ‌ریسی، نوح به نجاری، ادریس به خیاطی، صالح به بازرگانی، ابراهیم به کشاورزی، شعیب و موسی به چوپانی و داوود نیز به زره و اسلحه سازی اشتغال داشتند. قرآن کریم علاوه بر تشویق به تلاش و مجاهدت اقتصادی، راهکارهای موفقیت در این زمینه را نیز معرفی نموده است (در این نوشتار تنها به متن قرآن کریم بسنده شده است و روایات بی‌شمار در این زمینه بررسی نشده است).

نقد و بررسی معادل ترکیبی «حَلالِ طَیّب» در 54 ترجمه فارسی قرآن کریم

بسم الله الرحمن الرحیم  نقد و بررسی معادل ترکیبی «حَلالِ طَیّب» در 54 ترجمه فارسی قرآن کریم   اکبر ساجدی . متن کامل مقاله : نقد و بررسی معادل ترکیبی «حَلالِ طَیّب ...» pdf  . چکیده : کلمات «حَلالاً طَیّباً» و «طَیّبَات» در قرآن مجموعاً، بیش از بیست بار (صراحتاً و یا به عنوان مصداق بارز) درباره غذا به کار رفته است. معانی متفاوتی از این ترکیب در ترجمه ها ارائه شده است. باید دید که معنای دقیق ترکیب «حلال طیب» چیست؟ نویسنده با پیشنهاد معنای «گوارا» و «خوش» برای «طیب»، ادله و شواهدی را در جهت اثبات و تقویت این معنا اقامه نموده است. در همین راستا بیش از پنجاه ترجمه فارسی قرآن کریم مورد نقد و بررسی قرار گرفته است. معنای «پاکیزه» یا «حلال»، معنای دقیقی نبوده و جزو معانی مجازی شمرده شده و بیشتر از این که تحلیل مفهومی «طیب» باشد، به مصداق آن توجه دارد. اکثر مترجمان «طیب» را در معنای دقیق خود ترجمه ننموده اند. البته در این بین مترجمانی وجود دارند که در مواردی «طیب» را «گوارا و لذیذ» معنا کرده اند که متأسفانه آن ها نیز در تمامی آیات این مطلب را مراعات نکرده و از خود وحدت رویه نشان نداده اند. البته برخی از مترجمان در تمامی موارد، «طیب» را به معنای پاکیزه دانسته که هرچند از نظر تحقیق حاضر، ترجمه دقیقی ارائه نکرده اند، اما کارشان به خاطر رعایت وحدت رویه ستودنی است. از دیگر نتایجی که از مقاله حاضر بدست می آید نقش وصفی «طیب» برای «حلال» در ترکیب «حلالاً طیباً» است. اکثر مترجمان به نقش وصفی «طیب» دقت نکرده و آن را با حرف عطف واو به صورت «حلال و طیب» ترجمه کرده اند.  کلید واژه ها: وصف ترجمه های فارسی قرآن حلال طیب گوارا پاکیزه حرف عطف واو .................................................................................................................. منبع: نشریه مطالعات ترجمه قرآن و حدیث دوره سوم پاییز و زمستان 1395 شماره 6

قرآن کریم و امنیت غذایی؛ روش های برون رفت از بحران گرسنگی

بسم الله الرحمن الرحیم  قرآن کریم و امنیت غذایی روش های برون رفت از بحران گرسنگی اشاره: امنیت به معنای عام آن از جمله امنیت غذایی نخستین دغدغه انسان در روی کره خاکی است. برخی از اندیشمندان بر این باورند که امنیت غذایی نخستین در میان اقسام امنیت هاست؛ زیرا آن چه آدمی را به هر سویی می کشاند گرسنگی و پر کردن شکم است. هنگامی که شکم با غذایی آرامش یافت آن گاه است که در پی امنیت جانی و اجتماعی و مانند دیگر می افتد. بنابراین تغذیه و امنیت غذایی نخستین نخستین هاست و انگیزه های بنیادین هر حرکتی و خواسته و نیاز اساسی بشر است. این مشکل از روز نخستین که آدمی آفریده شده است با او همراه بوده است. از این روست که قرآن پس از آفرینش انسان به علت هبوط آدمی از جنت و بهشت خاص خود اشاره می کند و بیان می دارد که آدمی با خوردن از درخت ممنوع خود را گرفتار اموری ناخواسته کرد که اکنون در زمین و کره خاکی دچار آناست. (بقره آیه ۳۵ و اعراف آیات ۱۹ و ۲۰) اکنون آدمی در دنیای معاصر با معضل گرسنگی و بحران غذایی مواجه است و تعادل در تولید و توزیع و مصرف به هم خورده و نوعی کمبود شدید و قحطی جهان را تهدید می کند. از این روست که امنیت غذایی از اهمیت فوق العاده ای برخوردار شده و در صدر خواسته های آدمی به شکلی شدیدتر خود را قرار داده است. هر کسی می کوشد تا راه کاری برای این معضل و مشکل دایمی بشر بیابد که اکنون تشدید شده و انسانیت را در معرض خطر و تهدید جدی قرار داده است. در این میان شاید بازخوانی تحلیل و ساز و کارهای قرآنی برای این معضل مفید باشد. تمدن بشری با همه پیشرفتی که کرده است باز هم نتوانسته است بر معضل گرسنگی و قحطی و جوع غلبه کند. فناوری های مختلف از جمله فناوری زیستی و همتاسازی گیاهان و دیگر موارد تغذیه بشر نیز نتوانسته است این معضل را حل و گرسنگی و قطحی را ریشه کن کند. اما پرسش این نوشتار این است که قرآن چه ساز و کار و راهکاری برای برون رفت از معضل بیان می کند و چه شیوه ها و روش هایی را برای امنیت غذایی پیشنهاد می دهد؟ . قرآن و امنیت از نظر قرآن، امنیت به مفهوم عام و دربرگیرنده آن از مهم ترین خواسته ها و نیازها و انگیزه های بشری است و اصولا سعادت و خوشبختی در مفهوم قرآنی برای انسان جز با دو مولفه امنیت و آسایش فراهم نمی آید. از این نظر است که بهشت به عنوان میعادگاه خوشبختی بشر دارای دو مولفه آرامش و آسایش است. بخشی که ما اکنون از آن به امنیت غذایی یاد می کنیم در حقیقت همان آسایش است که در کنار آرامش روحی و روانی آدمی را در مسیر کمالی قرار می دهد و همه دغدغه های اصلی بشر را پاسخ درست و مناسب می دهد. بر این اساس است که از نظر قرآن جامعه نمونه و دولت سالم دولت و جامعه ای است که دارای آرامش وآسایش است و مردم در بستری قرار می گیرند که هیچ گونه دغدغه ای درباره آن نداشته باشند. از این روست که در آیه ۱۱۲ سوره نحل می فرماید: و ضرب الله مثلا قریه کانت آمنه مطمئنه یاتیها رزقهار غدا من کل مکان؛ و خداوند به عنوان نمونه و الگوی جامعه سالم به آبادی و جامعه تمدنی آبادی مثال می زند که آن جامعه دارای امنیت بوده و از آرامش و اطمینان برخوردار می باشد به گونه ای که روزی و تغذیه آن به طور فراوان از هر سوی بدان سرازیر است. بنابراین از نظر قرآن جامعه ای در شکل درست اداره و مدیریت می شود که برخوردار از آرامش و امنیت غذایی و رشد و شکوفایی اقتصادی می باشد. اگر از نظر قرآن مسئله امنیت غذایی تا این اندازه مهم است و حتی برای بهشت فراوانی موادغذایی به عنوان شناسه اصلی مطرح می شود، این مسئله به طور طبیعی خودنمایی می کند که قرآن به عنوان کتاب زندگی به طور قطع آموزه هایی برای تحقق آن بیان داشته است. از آن جایی که در تحلیل و هستی شناسی قرآنی خدامحوری وتوحید در همه سطوح و مراتب نقش کلیدی و محوری را ایفا می کند می توان گفت که دراین بخش نیز مسئله نمی تواند جدا از خدا و حضور ربوبی و پروردگاری او تصویر و ترسیم شود. براین اساس است که در آیه ۶۹ سوره اعراف به نقش ایمان در افزایش رزق و روزی و شکوفایی اقتصادی و امنیت غذایی اشاره می کند و می فرماید: «و لو ان اهل القری آمنوا واتقوا لفتحنا علیهم برکات من السماء والارض و لکن کذبوا فاخذناهم بما کانوا یکسبون؛ اگر جامعه ای به خداوند ایمان داشته باشد و نسبت به پلیدی ها و پلشتی های عقلی و عقلایی و شرعی تقوا پیشه کند هر آینه ما برکات و نعمت های آسمانی و زمینی خویش را بر ایشان می گشودیم ولی جامعه ای چون جامعه مکه خداوند را تکذیب کرده و ما به سبب این کفر و رفتارهای ضدهنجاری و تقوایی آنان را به سختی و قحطی و گرسنگی گرفتیم. بنابراین می توان به نقش محوری خدا و گناهان و تکذیب آموزه های وحیانی به عنوان عامل مهم و اصلی در افزایش و امنیت غذایی و شکوفایی اقتصادی و یا کمبودها و قحطی ها و فشارها و تنگناهای اقتصادی اشاره کرد و دیدگاه قرآن را دراین مسئله جدی تلقی کرد. آدمی گاه به عنوان آزمون و دستیابی به ظرفیتها در زمانی دچار قحطی می شود ولی این آزمون ها نیز به قرار نتیجه دستاوردهای نادرست آدمی است. به سخنی دیگر اگر آدمی ایمان واقعی داشته باشد و در مسیر تقوا و هنجاری حرکت کند هرگز دچار بحران موادغذایی و یا کمبودهای دیگر در جهان مادی نمی شود ولی ظلم به نفس و یا دیگری موجب می شود که گرفتار بلا و یا ابتلا و یا حتی تنبیه و عذاب شود. به نظر می رسد که داستان حضرت موسی(ع) و درگیری وی با قبطی کافر و فرار وی از مصر بیانگر نکته ای باشد که مورد نظر ما دراین جاست؛ زیرا ظلم به نفس موجب می شود که دنیا بر او تنگ آید و اگر دعا و نیایش و بازگشت وی نبود که با «رب انی بما انزلت الی من خیر فقیر» بیان می شود او در گرفتاری شخصی خود و فقدان غذا و امنیت باقی می ماند ولی بازگشت وی به سوی خداوند که با عبارت انی ظلمت نفسی بیان می شود موجب شد تا مورد عنایت قرار گرفته و از نعمت غذا و جا و همسر برخوردار گردد. داستان حضرت یونس(ع) که به لقب ذالنون شناخته می شود نیز بیانگر همین مسئله می باشد که همراه با توجه و بازگشت به خدا و اقرار ظلم به نفس از مشکل فقدان امنیت و تغذیه و مانند آن رهایی می یابد. جامعه یونسی(ع) تنها جامعه ای است که بنابر گزارش قرآن با بازگشت به خدا و توبه توانست تا مدتها از نعمت ها و برکات خداوندی برخوردار گردد که خداوند به این مسئله در آیه ۸۹ سوره یونس اشاره و توضیح می دهد: فلولا کانت قریه امنت فنفعها ایمانها الا قوم یونس لما آمنوا کشفنا عنهم عذاب الخزی فی الحیاه الدنیا و متعنا هم الی حین؛ هیچ آبادی و جامعه ای نبود که ایمان ایشان برای آنها سودی داشته باشد مگر جامعه و قوم یونس که به دنبال ایمان ما عذاب خوارکننده را در زندگی دنیوی از آن ها برداشتیم و تا زمانی آنان را از نعمت های مختلف برخوردار گردانیدیم. . ساز و کارهای زیست محیطی افزون بر راهکارهای پیش گفته که عاملی مهم و مستقیم در افزایش شکوفایی اقتصادی و تضمین امنیت غذایی و آرامش روحی و روانی فردی و جمعی بشر است، قرآن به ساز و کارهای زیست محیطی با بهره گیری از فن آوری های مختلف نیز اشاره می کند. این بدان معناست که اصل «ان الله یابی ان تجری الامور الا باسبابها؛ خداوند پرهیز دارد که امور جز از راه اسباب آن انجام شود»، در هر حال اساسی و جاری می شود و نمی توان گفت که بی اسباب بتوان امور زندگی دنیوی را سامان داد. شبیه این مسأله می توان در مسأله توکل و بستن همزمان زانوی اشتر دید که هم توکل و اراده فراسببی خداوند با بهره گیری از اسباب بستن پای شتر مورد توجه و تأکید می باشد. از این روست که قرآن در آیات بسیاری به ساز وکارهای مختلف برای ایجاد امنیت غذایی اشاره می کند. از آن جمله به مسأله مدیریت آب و سدسازی در آیاتی چند توجه می دهد و در داستان یوسف به چگونگی مدیریت تولید و داشت و برداشت می پردازد و به شیوه و روش انبار کردن غلات برای مدت های طولانی چون هفت سال اشاره می کند. (یوسف آیات ۳۴ تا ۸۴) در این آیات به سیلو کردن گندم همراه با پوسته آن اشاره شده است که موجب دوام و حفظ غلات تا زمانی طولانی می شود. بهره گیری از محیط زیست برای حفظ و نگه داری و نیز بهره مندی از آبگیرها و فن آوری سدسازی از دیگر روش هایی است که در آیات قرآن بدان توجه داده شده است. قرآن رفتارهای فسادانگیز بشر و تباهی در محصولات و فرآورده های زمینی را به سبب تأثیرات مخرب و زیانبار محیط زیستی و شیوه نادرست بهره گیری از منابع می شمارد و بیان می دارد که آدمی با تصرفات نادرست خویش که بیرون از دایره شکر عملی است موجب می شود تا از زمین و محیط زیست به درستی بهره گرفته نشود و موجبات کاهش فرآورده ها و تولیدات زمینی شود. خداوند در آیه ۱۴ سوره روم می فرماید: ظهر الفساد فی البر و البحر بما کسبت أیدی الناس لیذیقهم بعض الذی عملوا لعلهم یرجعون؛ فساد در خشکی و دریا به سبب فعالیت ها و دستاوردهای نادرست بشر ظاهر شده است؛ به دنبال این تباهی و فساد در محیط زیست است که ما برخی از مشکلات و مصیبت ها را به آدمی می چشانیم تا شاید در رفتار خویش تجدیدنظر کرده و از ادامه روش های نادرست برخورد با محیط زیست دست بردارند و براساس اصول اخلاقی و هنجاری و قوانین طبیعی و سنت های الهی عمل کنند و از انجام فعالیت هایی که محیط زیست را آلوده و موجبات تباهی آن می شوند خودداری کنند. این ها نمونه هایی از شیوه ها و ساز و کارهایی است که قرآن برای حفظ امنیت غذایی و بهره گیری از فن آوری های مختلف به ویژه فن آوری های زیست محیطی بیان داشته است ........................................................................... منبع: کیهان - اصغر مرادی

عوامل توسعه و نابودی کشاورزی از منظر قرآن

بسم الله الرحمن الرحیم  عوامل توسعه و نابودی کشاورزی از منظر قرآن    علی محمودی کرمانی امنیت غذایی مهم‌ترین دغدغه مردم و مسئولان هر اجتماعی است؛ زیرا تامین‌کننده آسایش و یکی از مولفه‌های خوشبختی و سعادت است. امنیت غذایی با کشاورزی و دامداری تامین می‌شود؛ بنابراین، انسان از همان آغاز به مسئله کشاورزی اهمیت داده و برای تامین امنیت غذایی تلاش‌های گوناگونی در تولید، صیانت، افزایش بهره‌وری، کیفیت و کمیت داشته است. از نظر آموزه‌های قرآن، عوامل توسعه و نابودی کشاورزی تنها محدود به عوامل مادی نمی‌شود، بلکه عناصر غیبی نامحسوسی نیز در آن نقش دارد که شناخت آنها برای تحلیل وضعیت کشاورزی و نیز توصیه‌هایی برای توسعه و پیشرفت صنعت کشاورزی بسیار مهم و اساسی است. نویسنده در این مطلب با مراجعه به آموزه‌های قرآن عناصر و عوامل محسوس و نامحسوس در این امر را تبیین کرده است. اهمیت و آثار کشاورزی بی‌گمان انسان دو نیاز اساسی و اصلی دارد که مربوط به تن و روان اوست. بنابراین، وقتی از مفهوم سعادت و خوشبختی سخن به میان می‌آید، بی‌تامل به دو مولفه آسایش و آرامش‌ اشاره می‌کند که یکی برآورده‌کننده نیازهای تن و دیگری نیازهای روان است. بر همین اساس، مهم‌ترین دغدغه بشر و اجتماعات بشری تامین این دو نیاز برای دستیابی به سعادت و خوشبختی است؛ چرا که در صورت فقدان هر یک از آسایش و آرامش، انسان و اجتماع احساس خوشبختی ندارد. مهم‌ترین دغدغه تن و آسایش به حوزه امنیت غذایی باز می‌گردد و انسان موجودی است که نیازهای خویش را از دو طریق اصلی گیاهان و حیوانات تامین می‌کند، بنابراین به طور طبیعی به کشاورزی و دامداری اهمیت خاصی مبذول داشته است تا از این طریق نیازهای غذایی خویش را برآورده سازد. از نظر قرآن، کشاورزی و دامداری عناصر اصلی چیزی است که از آن به عنوان اقتصاد سخن به میان می‌آید؛ زیرا دیگر عناصر چیزی جز ابزاری برای بهره‌برداری یا داد و ستد و انتقال از محصولات گیاهی یا دامی نیست. شکی نیست که اقتصاد عنصر اصلی قوام اجتماع و ستون اصلی برپایی و بقای آن است(نساء، آیه 5) و به طور طبیعی این بدان معناست که کشاورزی و دامداری، ستون اصلی هر اجتماع انسانی است. پس اگر اجتماعی به دلیل ناتوانی از تامین نیازهای کشاورزی و دامداری خویش باشد، آن اجتماع با بحران فقدان عامل قوام بخش مواجه بوده و از هم فرو می‌پاشد. همان طوری که اجتماعات بشری بر پایه اقتصاد گیاهی و دامی شکل گرفته است، حکومت‌ها و دولت‌ها نیز به آن نیاز دارند؛ زیرا آنها و دولت‌ها در راس این هرم اجتماع قرار گرفته‌اند و به طور طبیعی مهم‌ترین دغدغه آنها نیز تامین امنیت غذایی است؛ زیرا در صورت عدم تامین امنیت غذایی، راس هرم اجتماع که همانند سر، مسئولیت تصمیم‌گیری و مدیریت اجرایی اجتماع دارد، کارآمدی خود را از دست داده و مشروعیت سیاسی نخواهد داشت. از همین رو از مهم‌ترین دغدغه‌های دولت‌ها و حکومت‌ها تامین امنیت فراگیر از جمله امنیت غذایی است.(یوسف، آیات 47 و 55؛ 56) همچنین از نظر قرآن، فقدان امنیت فراگیر از جمله امنیت غذایی به معنای نابودی بشریت و نسل انسان است(بقره، آیه 205)، بنابراین، تامین آن از نظر عقل و نقل مهم‌ترین دغدغه هر شخص، اجتماع و دولتی است. در این راستا کشاورزی به عنوان یک امر حیاتی برای اجتماع، دارای آثار و کارکردهای متنوعی است که حتی به حوزه روانی و زیباشناختی نیز کشیده می‌شود و کشاورزی و حتی دامداری افزون بر امنیت غذایی، می‌تواند تامین‌کننده امنیت روانی و روحی بشر باشد. برای درک این معنا بهتر است تا از نظر قرآن به آثار متنوع کشاورزی در زندگی بشر توجه داده شود.   از نظر قرآن مهم‌ترین آثاری که برای کشاورزی می‌توان بیان کرد، عبارتند از: 1- امنیت غذایی و تامین نیازهای بدنی بشر: انسان‌ها از طریق کشاورزی بخشی از نیازهای بدنی خویش را تامین می‌کنند و برای امنیت غذایی خود تلاش می‌نمایند.(یونس، آیه 24؛ نحل، آیات 10 و 11؛ طه، آیات 53 و 54؛ سجده، آیه 27) 2- امنیت دامداری: کشاورزی نه تنها تامین‌کننده مستقیم نیازهای بدنی بشر است، بلکه به طور غیرمستقیم نیز می‌تواند بخشی دیگر از نیازهای بشر را تامین کند که مربوط به دام و دامداری است؛ زیرا انسان با کشاورزی می‌تواند علوفه مورد نیاز دام‌های خویش را تامین نماید تا به این به وسیله از همه محصولات دامی از شیر و گوشت و پوست آنان استفاده کند.(یونس، آیه 24؛ طه، آیات 53 و 54؛ سجده، آیه 27؛ عبس، آیات 31 و 32؛ نحل، آیه 66) 3- تامین وسایل آسایشی: کشاورزی نه تنها تامین‌کننده، امنیت غذایی است، بلکه تامین‌کننده دیگر وسایل آسایشی نیز می‌باشد؛ زیرا برخی از محصولات کشاورزی به طور مستقیم برای تامین ابزارهای آسایشی مانند لباس، ظروف و اثاث خانه و برخی دیگر به طور غیرمستقیم از طریق دام مانند استفاده از مو و پشم برای اثاث و لباس کاربرد دارد. خدا می‌فرماید: و خدا براى شما خانه ‏هايتان را مايه آرامش قرار داد و از پوست دام‌ها براى شما خانه‌‏هايى نهاد كه آنها را در روز جابجا شدنتان و هنگام ماندنتان سبك مى‏‌يابيد و از پشم‌ها و كرك‌ها و موهاى آنها وسايل زندگى كه تا چندى مورد استفاده است، قرار داد. (نحل، آیه۸۰) 4- تزیین و آرایش و آرامش: از دیگر آثاری که می‌توان برای کشاورزی در زندگی بشر سخن گفت، کارکرد تزیینی و آرایشی است که به حوزه روانی انسان بستگی دارد؛ در حقیقت، محصولات کشاورزی می‌تواند به طور مستقیم، افزون بر تامین آسایش تامین‌کننده بخشی از نیازهای آرامشی بشر باشد که از جمله آنها تزیین و آرایش است که موجب شادی روان آدمی و سرور اوست.(آل عمران، آیه 14) البته از نظر قرآن، انسان با کشاورزی به دامداری خدمتی می‌کند که آن نیز مایه سرور و بهجت انسان است، مانند گله‌ها و رمه‌های گوسفند یا اسب‌های رهوار و زیبا و مانند آنها که هر یک مایه سرور و بهجت انسان بوده و انسان از نظر آرامشی به آن نیاز دارد.(نحل، آیه 6؛ بقره، آیه 69) البته خدا به انسان هشدار می‌دهد که این امور مورد شیفتگی نشود تا جایی که از خدا و آخرت غفلت شود و انسان چنان گرفتار آرامش و آسایش دنیوی شود که مرگ و قیامت را فراموش کند.(آل عمران، آیه 14) 5- شادی و تعجب: از نظر قرآن، دیدن رشد گیاهان و سرسبزی مزارع موجب شگفتی و عامل شادی و سرور انسان است که باز به حوزه آرامشی انسان مربوط است(فتح، آیه 29)؛ یعنی کشاورزی به طور مستقیم نه تنها تامین‌کننده غذای بدن ، بلکه غذای روان آدمی است و موجب آرامش و سرور انسان می‌شود. از همین رو گفته شده که نگاه به سبزی و گیاهان، آرامش‌بخش و درمانگر بیماری‌های روانی بشر است. از نظر قرآن، نخستین کسی که از سرسبزی بوستان و گلستان و گیاهان شاد و مسرور می‌شود، خود کشاورزان هستند که رشد گیاهان را به چشم می‌بینند و از آن لذت می‌برند. (حدید، آیه 20) 6- زیبایی محیط زیست: کشاورزی و سرسبزی گیاهان و محصولات باغی و نباتی موجب می‌شود تا محیط زیبایی ایجاد شود و بوستان و گلستان و پالیز و جالیز و مزارع سرسبز محیطی زیبا و  سرورآفرین و بهجت‌زا برای انسان فراهم می‌آورد. (یونس، آیه 24) برخی عوامل مادی و معنوی توسعه کشاورزی از نظر آموزه‌های قرآنی، کشاورزی از همان آغاز هبوط انسان بر زمین آغاز شد؛ زیرا انسان تنها به جمع‌آوری محصولات طبیعی کشاورزی اکتفا نکرد، بلکه در اندیشه بود تا در کنار دامداری و پرورش دام به معنای عام آن، از کشاورزی نیز بهره برد. از همین رو وقتی سخن از قربانی در راه خدا پیش آمد، هر یک از فرزندان حضرت آدم(ع) با توجه به دو صنعت کشاورزی و دامداری، قربانی خود را از محصولات کشاورزی و دامی به خدا عرضه و قربانی کردند، که به طور طبیعی می‌بایست از دسترنج آنان فراهم آمده باشد، نه آنکه تنها با جمع‌آوری محصول گیاهی یا به دام انداختن دام، آن را پیش‌کش کرده باشند؛ زیرا بر اساس روایات مقصود از «قرباناً» در آیه 27 سوره مائده گوسفند براى هابيل و كشت و زراعت براى قابيل بوده است.(مجمع‌البيان، ج 3 - 4، ص 283؛ معالم التنزيل، بغوى، ج 2، ص 39) البته کشاورزی آغازین همانند دامداری نخستین، آنچنان پیشرفته و صنعتی نبود؛ زیرا انسان در فرآیندی تدریجی به ابزارها و روش‌های پیشرفته دست یافت که تامین‌کننده اهداف مورد نظر در حوزه دامداری و کشاورزی بوده است؛ چنانکه در عصر حضرت یوسف(ع) روش‌هایی برای صیانت از محصولات کشاورزی برای سالیان دراز در قالب حفظ آن در انبارها مطرح و به کار گرفته می‌شود. (یوسف، آیات 47 و 48) بهره‌برداری از دام برای کشاورزی و شخم زدن زمین از جمله روش‌های صنعتی کردن کشاورزی است که در مصر باستان مطرح بوده است.(بقره، آیه 71؛ دخان، آیات 17 تا 25) از نظر قرآن، برای بهره‌برداری و بهره‌وری بیشتر در صنعت کشاورزی می‌بایست عوامل مادی و غیرمادی شناخته و مورد استفاده قرار گیرد. مهم‌ترین عوامل مادی و غیرمادی در توسعه کشاورزی و پیشرفت و بهره‌وری در این صنعت برخی عوامل زیر است: 1- دعا و نیایش: از نظر قرآن، باور به اینکه انسان تنها کشتکار است نه کشاورز، نقش تعیین‌کننده در توسعه کشاورزی و بهره‌مندی از زمین برای تامین امنیت غذایی دارد؛ زیرا بسیاری از مردم گمان می‌کنند که آنان کشاورز هستند و کشت را «ورز» می‌دهند و به رشد و بلوغ می‌رسانند؛ در حالی که انسان کاری که انجام می‌دهد، «حرث» است که شخم زدن و دانه‌پاشی در زمین است که از آن به عنوان «کفر» و کافر تعبیر می‌شود؛ زیرا کافر در لغت به معنی کسی است که دانه را در زیر خاک نهان می‌کند. انسان با کشتکاری، بستری را فراهم می‌آورد تا خدا آن دانه کشت شده را «ورز» داده و به رشد برساند. از همین رو به صراحت در این باره می‌فرماید: آيا آنچه را كشت مى‌كنيد ملاحظه كرده‌ايد. آيا شما آن را زراعت مى‌‏كنيد و می‌پرورانید يا ماييم كه آن را می‌پرورانیم و زراعت مى ‏كنيم؟؛ زیرا اگر بخواهيم قطعا خاشاكش مى‏‌گردانيم و دانه را رشد نمی‌دهیم. پس در افسوس و تعجب مى‏‌افتيد که چرا زراعت نشد و رشد نکرد؟ (واقعه، آیات 63 تا ۶۵) پس وقتی انسان بداند که انسان کشتکار است و خدا کشاورز است، برای رسیدن دانه پس از کشت دست به دعا برمی‌دارد و از خدا می‌خواهد تا این کشت را ورز آورده و زراعتی را ایجاد کند. از همین رو، مستحب است که کشتکار هنگام کشت مشتی از دانه بردارد و آیات فوق‌الذکر را بخواند تا خدا کشت او را پرورش دهد. 2- شکر نعمت: از مهمترین عوامل توسعه هر نعمتی و بهره‌مندی از آن و جلوگیری از تبدیل آن به نقمت آن، شکر نعمت و به کارگیری درست هر نعمت در جای حق و عدل آن است؛ زیرا خدا می‌فرماید در صورت کفران نعمت، نعمت را گرفته و حتی به نقمت تبدیل می‌کند.(رعد، آیه 11؛ انفال، آیه 53) البته شکر نعمت نه تنها موجب افزایش نعمت و حفظ و بقای آن می‌شود، بلکه حتی به انسان وسعت وجودی و انشراحی می‌دهد تا به آرامش شگفت دست یابد.(ابراهیم، آیه 7) 3- ایمان و تقوای الهی: از نظر قرآن، از مهمترین عوامل توسعه رزق و روزی از جمله کشاورزی و دامداری، تقوای الهی است که موجب افزایش باران مناسب و برکات می‌شود.(اعراف، آیه 96) 4- صدقه و انفاق: از دیگر عوامل تاثیرگذار معنوی در توسعه و پیشرفت کشاورزی، پرداخت زکات و انفاقات است؛ زیرا اگر چنین عملی انجام نشود، خدایی که کشاورز است، به خشم آمده و کشت و زرع را نابود می‌کند؛ چنانکه در حق کشاورزان و باغدارانی که حاضر نشدند از محصولات به فقیران کمک کنند، خشم گرفت و زراعت  ایشان را نابود کرد.(قلم، آیات 17 تا 27؛ انعام، آیه 141) 5- صیانت از منابع آبی: کشاورزی به آب بستگی دارد، از همین رو برای توسعه کشاورزی دستیابی به آب و صیانت آن از طریق سدکشی و روش‌ها و ابزارهای جدید و فن‌آوری‌های نوین باید در دستور کار قرار گیرد. از نظر قرآن، اگر آب نباشد، کشاورزی از دست می‌رود؛ بنابراین می‌بایست در حفظ آب و بهره‌مندی از آن دقت کرد.(انعام، آیه 99؛ یونس، آیه 24؛ رعد، آیه 4) آبیارى زمین‌هاى زراعى، داراى تأثیرى بسزا در رونق و توسعه کشاورزى است که باید از سوی کشتکار مد نظر قرار گیرد(بقره، آیه 71) و در این راه بهره‌گیری از ابزارها و روش‌هایی که آب را به کشت برساند مهم و اساسی است؛ چنانکه حفر انهار و مانند آن با استفاده از ابزارهایی همچون خیش و گاوآهن و مانند آنها در طول تاریخ مورد استفاده بوده است.(همان) البته آبیاری بارانی بسیار در بهبود کشت موثر است، از همین رو طبیعت با کشت بارانی و تامین آب از طریق باران بیشتر از روش‌های دیگر بهره برده است و انسان می‌بایست با تفکر و تدبر و دقت نظر در طبیعت و روش‌های الهی، به افزایش بهره‌وری در کشت اقدام کند.(عبس، آیات 25 و 26؛ انعام، آیه 99؛ یونس، آیه 24؛ سجده، آیه 27) به هر حال با سوق دادن آب به مناطقی که به سبب فقدان آب، کشت ممکن نیست، می‌توان دامنه کشتکاری را افزایش داد.(سجده، آیه 27) چنانکه با بهره گیری از روش آبیاری بارانی می‌توان از هدررفت آب جلوگیری کرد و دامنه و میزان کشت و محصولات را نیز افزایش داد و توسعه مفیدی را ایجاد کرد. 6- ابزارهای مناسب: بهره‌گیری از ابزارها و امکانات و فن‌آوری‌های جدید می‌تواند در توسعه کشاورزی و کشتکاری بسیار مفید و سازنده باشد؛ چنانکه در گذشته با خیش و گاو و گاوآهن به افزایش مزارع و توسعه کشت و بهره‌وری بیشتر توجه می‌شده است.(بقره، آیه 71) 7- اصلاح زمین: از دیگر روش‌هایی که موجب افزایش بهره‌وری می‌شود می‌توان به اصلاح زمین از طریق شخم زدن اشاره کرد(روم، آیه 91)؛ زیرا مقصود از «اثاروا الارض» زيرو رو كردن زمين براى زراعت يا ساختمان‌سازى و غير آن است. (الميزان، ج 16، ص 158) بنابراین، انسان باید از هر گونه روشی که موجب اصلاح خاک زمین و افزایش بهره‌وری از آن می‌شود، اقدام کند تا به امنیت غذایی دست یابد. از آنجایی که شخم زدن یکی از راه‌های بهبود کشاورزی و افزایش بهره‌وری از خاک است، به آن اشاره شده است. آبیاری و تامین آب مناسب و تامین مواد غذایی مناسب برای زراعت از دیگر روش‌هایی است که با اصلاح خاک می‌توان به توسعه کشاورزی اقدام کرد. 8- بذرپاشی: کشاورزی و کشتکاری صنعتی نیازمند بهره‌گیری از همه روش‌هایی است که می‌تواند به بهره‌وری و توسعه آن کمک کند. از آنجا که انتخاب بذر مناسب و اصلاح آن می‌تواند در افزایش زیر کشت و بهبود محصول کمک کند باید به آن توجه شود. حفظ بذر از هر گونه آفات به هر شکل ممکن(یوسف، آیه 47) و نیز انتخاب زمان مناسب برای بذر پاشی و قرار دادن بذر در عمق مناسب از طریق شخم زدن خاک(واقعه، آیات 63 و 64) از اقداماتی است که می‌بایست انجام شود. باید توجه داشت که واژه «حرث» مصدر «تحرثون» به عمل پاشيدن بذر و آماده كردن زمين براى زراعت گفته مى‌شود. (مفردات، ص 246، «حرث») 9- مدیریت منابع: از دیگر کارهایی که می‌تواند در توسعه کشتکاری و زراعت بسیار مهم و اساسی باشد، مدیریت علمی منابع کشاورزی و کشتکاری است. در کشاورزی هدفمند تامین امنیت غذایی همواره در اولویت است و از همین رو انسان‌های امین و علیم و دانشمند در علوم مختلف می‌بایست عهده‌دار مدیریت کشاورزی شوند، چنانکه حضرت یوسف(ع) چنین مدیریتی را می‌پذیرد و کشاورزی صنعتی هدفمندی را در دولت مصر پایه‌گذاری می‌کند تا نه تنها از بحران‌های خشکسالی هفت ساله عبور کنند، بلکه بتواند به عنوان صادرکننده، قدرت سخت و نرم خویش را در محیط پیرامونی و منطقه‌ای افزایش دهد.(یوسف، آیات 47 تا 55 و 88) 10- کار و تلاش فراوان: از مهمترین عوامل تولید در عرصه کشاورزی و توسعه صنعت کشتکاری و تامین امنیت غذایی، کار است که هیچ شکی در این عامل وجود ندارد.(یوسف، آیه 47؛ روم، آیه 9) به احتمالی، مقصود از «دأباً» جديّت و تلاش است.(مجمع البيان، ج 5 - 6، ص 364؛ الكشاف، ج 2، ص 495) عوامل مادی و معنوی نابودی کشاورزی هر چند در تبیین عوامل توسعه کشاورزی به طور ضمنی از عوامل نابودی کشاورزی سخن به میان آمده است، اما برای درک حقیقت و توجه تحلیلی و توصیه‌ای نسبت به عوامل نابودی لازم است تا درنگ بیشتر و توجه عمیقتری به این عوامل شود که در آیات قرآن بیان شده است. از جمله مهمترین این عوامل مادی و غیر مادی می‌توان به موارد زیر اشاره کرد: 1- انکار قیامت: انکار قیامت به طور طبیعی بر کشت و زراعت تاثیر مستقیم می‌گذارد و خدا برای مجازات در همین دنیا منکران را با کمبودهای غذایی مواجه می‌سازد تا از مسیر باطل دست بردارند(کهف، آیات 32 تا 42)؛ 2- بلایای آسمانی: مصیبت‌هایی که انسان با آنها مواجه می‌شود کیفری یا ابتلایی است. این بدان معنا است که برخی از مشکلاتی که برای کشاورزی پیش می‌آید به عنوان کیفر و مجازات است نه ابتلاء و آزمون. بنابراین، از آنجا که خدا از طریق اسباب، مجازات و کیفر می‌کند، همین بلایای به ظاهر طبیعی چیزی جز جنود و لشکریان خدا نیست که موجبات نابودی کشاورزی می‌شود. سیل یا بادهای گرم و سوزانی که کشاورزی را نابود می‌کند و یا شکوفه و میوه بر درختان گرفتار سرما و یخ‌زدگی می‌شود، از جمله بلایای آسمانی است که به عنوان کیفر بر کشاورزی وارد می‌شود.(کهف، آیات 32 تا 40؛ آل عمران، آیه 117؛ قلم، آیات 17 تا 25) 3- بی‌توجهی به قوانین و سنت‌های طبیعت: بى‌توجّهى به قوانین طبیعت با کشاورزى در مکان‌هاى غیر زراعى و زمان نامناسب، از عوامل نابودى کشاورزى است(آل عمران، آیه 117)؛ زیرا در احتمالى، مقصود از «ظلموا انفسهم» كشاورزى در زمان نامناسب و مكان‌هاى غير زراعى است. (مجمع البيان، 1 - 2، ص 819) 4- ترک انفاق هنگام بهره‌مندی از محصول: ترک انفاق و بهره‌مند ساختن مسکینان، از عوامل نابودى کشاورزى است که در داستان صاحبان باغ سوخته بیان شده است.(قلم، آیات 17 تا 25) 5- تکبر و غرور: تکبّر و غرور باغداران متکبّر، از عوامل نابودى کشاورزى است؛ زیرا خدا چنین افرادی را دوست نمی‌دارد و آنان را این گونه مجازات و تنبیه می‌کند.(کهف، آیات 32 تا 42) 6- حکومت فاسد: از نظر قرآن حاکمیت فاسدان و حکومت مفسدان عامل نابودی کشاورزی است.(بقره، آیه 205) 7- سیل: چنانکه گفته شد، خدا از طریق بلایای طبیعی کیفر و مجازات می‌کند که از جمله آنها سیل به جای باران مناسب است.(سبا، آیات 15 و 16) 8- شرک: از نظر قرآن شرک از عوامل مهم و اساسی نابودی کشاورزی است.(کهف، آیات 32 و 42) 9- طغیانگری: از دیگر عوامل نابودی کشاورزی همان طغیانگری است.(قلم، آیات 19 تا 31) 10- غرور و خودبینی: از دیگر عواملی است که خدا در قرآن بیان کرده، غرور و خودبینی است.(کهف، آیات 32 تا 42) 11- غفلت از خدا: از دیگر عوامل موثر در نابودی کشاورزی غفلت از خدا و تسبیح خدا است.(قلم، آیات 17 تا 28) 12- گناه و ظلم: از نظر قرآن هر گونه گناه از شرک اعتقادی تا رفتارهای زشت موجب می‌شود تا کشاورزی نابود شود.(آل عمران، آیه 117؛ مجمع البيان، ج 1 - 2، ص 818؛ معالم التنزيل، بغوى، ج 1، ص 497) 13- کفران نعمت: همان طوری که شکر نعمت، آن را افزایش می‌دهد، کفران نعمت موجب نابودی می‌شود. بنابراین، عدم شکرگزاری نسبت به نعمت‌های کشاورزی موجب از دست رفتن آن می‌شود.(سبا، ایات 15 و 16)

اهمیت و عوامل توسعه کشاورزی از دیدگاه قرآن

بسم الله الرحمن الرحیم اهمیت و عوامل توسعه کشاورزی از دیدگاه قرآن   کشاورزی به معنای زراعت، برزگری و کشت، یکی از مهم‌ترین منابع غذایی بشر و مأموریت آدمی ‌از سوی خداوند در زمین به ‌عنوان خلیفه‌الله است. کشاورزی از نظر قرآن موجب قوام جامعه و حکومت است. از این رو، از اهمیت خاص در آموزه‌های قرآن برخوردار می‌باشد. خداوند به علل و اسباب گوناگون به موضوع کشاورزی پرداخته است و درباره اهمیت، آثار، توسعه، محصولات، مراحل، منابع و نیز علل نابودی کشاورزی سخن گفته است. نویسنده در این مطلب درباره عوامل توسعه کشاورزی در ابعاد مختلف سخن گفته است. * اهمیت و آثار کشاورزی زمین، زمانی ارزش و اهمیت یافت که انواع گیاهان و جانوران در آن پدید آمدند. گیاهان موجب آن شدند تا زمین به شکل بسیار زیبایی آراسته شود. سبزی گیاهان و طراوت آن، جان آدمی‌را نوازش می‌دهد و جانفزایی می‌کند. بی‌گمان، گیاهان یکی از شاهکارهای آفرینش الهی است. تفکر و اندیشه در گیاهان می‌تواند آدمی‌را با بسیاری از حقایق هستی آشنا کند و زمینه رشد و کمال وی را فراهم آورد. خداوند در آیات 10 و 11 سوره نحل، رویش گیاهان و زراعت با بارش باران را از آیات الهی برای اهل تفکر و اندیشه می‌داند و از ایشان می‌خواهد تا با اندیشه در این چرخه زندگی گیاهی، حقایقی چون معاد و رستاخیز را درک کنند. آفرینش میوه‌ها و محصولات زراعی، از آیات مهم خداشناسی است. آفرینش میوه‌ها و محصولات زراعی با تنوع و گوناگونی آنها و عدم شباهت آن‌ها به یکدیگر و اینکه با علم و آگاهی قبلی از یک دیگر متمایز شده‌اند، نشانه‌هایی بر آفریدگاری خداوند است که آدمی ‌می‌بایست با تأمل و تدبر در آن‌ها این حقایق را به دست آورد.(انعام، آیه 99 و مجمع البیان، ج 3 و 4، ص 529) البته بسیاری از مردمان با آنکه این عظمت و شگفتی را در گیاهان می‌بینند ولی قدرت تحلیل درست داده‌ها را ندارند و از راه این نشانه‌ها به مقصد عالی یعنی درک خالقیت خداوند نمی‌رسند و تنها انسان‌های با ایمان هستند که دارای زمینه لازم برای هدایت و فهم آیات و نشانه‌های خداوندی هستند و با نگاهی به گیاهان و گوناگونی آن‌ها به حقیقت عالی دست می‌یابند. انسان می‌بیند که از یک آب و خاک، این همه تنوع و گوناگونی در گیاه و محصولات به‌وجود می‌آید، ولی کمتر کسی است که در این حقیقت اندیشه کند و به آفریدگاری و پروردگاری خداوند یکتا برسد. خداوند در آیه 4 سوره رعد، گوناگون بودن میوه‌های درختان و محصولات کشاورزی را به رغم بهره‌مندی همه آن‌ها از یک آب و خاک، به‌عنوان نشانه‌هایی از خداشناسی برای خردمندان بر می‌شمارد که از نشانه‌ها به حقیقت می‌رسند. بر اساس آیه 33 سوره یس، رویش انواع دانه‌ها و محصولات کشاورزی چون گندم، جو و برنج و مانند آن از زمین، خود بهترین گواه و نشانه قاطع بر قدرت خداوند یکتا و یگانه است؛ چنانکه همین رویش مجدد گیاه از زمین مرده، بهترین گواه بر رستاخیز و دلیل و حجت قاطع بر قیامت و قدرت خداوندی بر رستاخیز انسان‌ها همانند گیاهان است.(مجمع البیان، ج 7 و8، ص 661) بنابراین اهمیت کشاورزی را می‌بایست در اموری چند از جمله مهم‌ترین منبع خداشناسی و شناخت حقایقی چون رستاخیز و معاد و زنده شدن دوباره مردگان دانست. با این همه، گیاهان و کشاورزی آثار مهمی‌در زندگی بشر دارد که در آیات دیگر به آنها توجه داده شده است. خداوند در آیاتی از جمله 205 سوره بقره و 47 و 55 و 56 سوره یوسف، کشاورزی را عامل قوام جامعه بشری و حکومت می‌داند؛ زیرا کشاورزی، مهم‌ترین منبع تامین غذای انسان و برطرف‌کننده نیازهای تغذیه‌ای اوست. (یونس، آیه 24 و نحل، آیات 10 و 11 و سجده، آیه 27  و یس، آیه 33 و ق، آیات 9 و 11) بنابراین، نقش اقتصادی آن بر کسی پوشیده نیست. دامداری که بخشی از نیازهای تغذیه‌ای بشر را تامین می‌کند، ارتباط تنگاتنگی با کشاورزی دارد؛ زیرا کشاورزی یکی از مهم‌ترین منابع تامین علوفه چارپایان به شمار می‌رود.(یونس، آیه 24 و طه، آیات 53 و 54) از این‌رو کشاورزی را در کنار آب، مادر اقتصاد دانسته‌اند. به هر حال، رونق کشاورزی به معنای رونق اقتصادی و رشد و شکوفایی جامعه و تقویت قدرت و شوکت حکومت و دولت است. لذا باید توجه ویژه‌ای به این بخش شود. کشاورزی همچنین مایه سرور و شادی انسان‌ها می‌شود. انسان افزون بر شادی که از دیدن سبزه به او دست می‌دهد، از نزول باران و سرسبزی مزارع، شادمان می‌شوند به ‌ویژه اگر خود در جامه کشاورز در رویش این گیاهان نقش داشته باشد.(حدید، آیه 20)  خداوند در آیه 29 سوره فتح گزارشی از شگفتی کشاورزان از رویش و سرسبزی مزارع می‌دهد که بیانگر تأثیرگذاری رویش و سبزی در نهاد انسان است. انسان‌های سالم با فطرت پاک و عقل سلیم، از سبزی و طراوت گیاهان شاد می‌شوند و بر همین اساس به کشاورزی توجه خاص مبذول می‌دارند. از نظر قرآن، کشاورزی وسیله تزیین و زیبایی نه تنها زمین بلکه خود انسان‌هاست. (آل‌عمران، آیه 14) البته شیفتگان دنیا چون به همین ظاهر زیبای دنیا می‌نگرد و از نشانه و آیه بودن آن صرف نظر می‌کنند یا از آن غافل می‌شوند همین نشانه‌های خداشناسی و رستاخیز شناسی، به مانعی جهت دستیابی آنان به آخرت و عاقبت نیک می‌شود؛ زیرا جلوه‌گری وزینت یابی کشاورزی و گیاهان، دام فریبی برای این شیفتگان دنیا می‌شود.(آل‌عمران، آیه 14) خداوند یکی از مأموریت‌های بشر در زمین را بر اساس آیه 61 سوره هود، آبادانی زمین می‌داند، کشاورزی بی‌گمان از مهم‌ترین و کامل‌ترین مصادیق این آبادانی است؛ زیرا زمین با رویش گیاهان و سرسبزی آن زیبایی خاصی می‌یابد و موجبات سرور و شادمانی انسان می‌گردد.(یونس، آیه 24) * عوامل توسعه کشاورزی برای اینکه کشاورزی در جامعه توسعه یابد و موجبات قوام ملت و دولت شود، لازم است تا بر عوامل توسعه‌ای آن توجه خاص مبذول شود. 1- مدیریت آب نخستین و اصلی‌ترین عامل توسعه کشاورزی، آب و مدیریت آن است. خداوند در آیات بسیاری از جمله 99 سوره انعام و 24 سوره یونس به نقش اساسی آب در رونق و توسعه کشاورزی‌ اشاره کرده است. آبی که از آسمان فرو می‌ریزد مهم‌ترین منبع کشت و زرع است. از این رو بر بشر است تا در اندیشه محافظت و مهار آب‌های باران باشد که رودها و نهرها و چشمه‌ها را پدید می‌آورد و سفره‌های زیرزمینی را انباشته می‌سازد و آب شیرین و گوارا را در اختیار بشر و دیگر موجودات زنده می‌گذارد؛ زیرا هر موجود زنده‌ای در زمین از آب آفریده شده است: «و جعلنا من الماء کل شيءحي؛ همه چيز را از آب زنده گردانيديم» (سوره انبيا، آيه 30) مهار آب و مدیریت آن می‌تواند تأثیرات شگرفی در رونق و توسعه کشاورزی به جا گذارد. خداوند در آیات 67 و 71 سوره بقره به استفاده یهودیان از گاو برای آبیاری زمین‌های کشاورزی‌ اشاره می‌کند. بنابراین، آبیاری از طریق ابزارهای گوناگون می‌تواند تأثیرات مهمی‌در افزایش بهره‌وری خاک و رونق و توسعه کشاورزی بجا گذارد که همه اقوام بشری از گذشته با آن‌ آشنا بوده و از آن بهره می‌گرفتند. در هر عصر و زمانی روش‌هایی برای بهره‌گیری و بهره‌وری پدید آمده است که موجبات افزایش و رونق کشاورزی و توسعه آن شده است. در زمان کنونی آبیاری قطره‌ای و مدیریت کامل آب به‌عنوان یکی از بهترین روش مورد توجه است، به‌گونه‌ای که سطح کشت محصولات کشاورزی را چند برابر افزایش می‌دهد و رونق کشاورزی و شکوفایی اقتصادی را موجب می‌شود. 2- باران باران و بارندگی از جمله عوامل توسعه کشاورزی است که در آیات قرآن به آن‌ اشاره شده است.(حج، آیات 5 و 63 و ق، آیه 9 و حدید، آیه 20) زیرا بارندگی، مهم‌ترین منبع تامین آب است. زمانی ارزش باران و بارندگی را بیشتر درک می‌کنیم که بدانیم که آب باران دارای خواص بسیاری برای کشاورزی است و املاح همراه باران در حکم تغذیه کامل برای زراعت است. از این‌رو قرآن از آب باران به عنوان: ماء «مبارکاً»، آب پربرکت یاد کرده است (ق، آیه 9) 3- به‌کارگیری ابزارهای مدرن و مناسب از دیگر عوامل توسعه کشاورزی و رونق آن بهره‌مندی از ابزارهای مناسب و معمولی در هر عصر و زمان چون گاو در گذشته و تراکتور در جهان امروز، است.(بقره، آیه 71) بنابراین، مدیریت جامعه می‌بایست در اندیشه تهیه و تامین ابزارهای مناسب روز برای کشاورزی برآید تا با شکوفایی کشاورزی و توسعه و رونق آن، شکوفایی در بخش‌های دیگر نیز انجام گیرد و اقتصاد و تمدن در جامعه شکل مناسب و درستی پیدا کند. 4- اصلاح زمین اصلاح زمین، از دیگر عوامل توسعه کشاورزی است. بر این اساس زمین‌های غیر قابل کشت با اصلاح ،به زمین‌های مناسب و مساعد برای کشت و زرع تبدیل شود. اصلاح زمین، به عنوان یک ماموریت نخستین برای انسان نیز مطرح می‌باشد، زیرا انسان‌ها مامورند تا زمین را آبادان کنند و این جز به اصلاح زمین و خاک امکان‌پذیر نیست. خداوند در آیه 9 سوره روم به این عامل توجه داده و از «آثاروا الارض» سخن به میان آورده است. علامه طباطبایی، مقصود از این جمله را زیر و رو کردن زمین برای زراعت و کشت یا ساختمان‌سازی و دیگر نشانه‌ها و نمادهای آبادانی می‌داند. (المیزان، ج 16، ص158) 5- کار جهادی کار عامل دیگر توسعه کشاورزی و رونق است که در آیاتی از جمله 47 سوره یوسف و 9 سوره روم به آن ‌اشاره شده است. البته اگر بخواهیم رونق واقعی را تجربه و توسعه کشاورزی را تحقق بخشیم تنها به کار معمولی نمی‌توان بسنده کرد. جامعه‌ای که خواهان شکوفایی است و می‌کوشد تا تمدنی را به پا کند می‌بایست فراتر از کار معمولی به تلاش مضاعف و کار چند برابر  و جهادی تن دهد و تنبلی و کم کاری را کنار گذارد. از این روست که خداوند در آیه 47 از زبان حضرت یوسف(ع) به این مهم توجه می‌دهد که رهایی از مشکلات اقتصادی و تنگناهای معیشتی و دستیابی به رشد و شکوفایی اقتصادی و زراعی زمانی تحقق می‌یابد که جامعه فراتر از کار معمولی به کار مضاعف تن در دهد. مفسران با ‌اشاره به واژه « دابا» بر این باورند که مراد آن حضرت(ع) از کار، تنها کار معمولی نیست، بلکه جدیت و تلاش مضاعف و چند برابر است که از آن در عصر حاضر به تلاش جهادی تعبیر می‌شود.(مجمع‌البیان، ج 5 و 6، ص 364 و نیز کشاف، زمخشری، ج 2، ص 459) 6- نقش انسانی و مدیریتی عامل دیگر، نقش انسانی در کشت و زرع افزون بر نقش خداوند و طبیعت است. به این معنا که توسعه کشاورزی هرگز با گوشه گیری انسان تحقق نخواهد یافت. حتی اگر باران و آب به اندازه کافی وجود داشته باشد، می‌بایست انسان به عنوان خلیفه خداوندی در این حوزه وارد شده و نقش خود را به درستی ایفا کند. اگر خداوند زراعت را پدید می‌آورد و گیاهان را می‌رویاند ولی نمی‌بایست نقش واسطه‌ای انسان را نادیده گرفت. بر انسان است که با پاشیدن بذر در زمین و مدیریت آن، اجازه دهد تا کشت در راستای نیازهای غذایی مردم انجام گیرد. از این رو به نقش انسان در آیه 47 سوره یوسف ‌اشاره شده است؛ هر چند که انسان نمی‌بایست از نقش واسطه‌ای خود فراتر رود و گمان برد که او زارع واقعی است و گیاه را می‌رویاند؛ بلکه او تنها در نقش واسطه عمل می‌کند.(واقعه‌،آیات 63 و 64 و نیز روم، آیه9) در همین رابطه یعنی عامل مدیریتی و انسانی می‌توان به آیات 46 تا 49 و 55 و 65 و 88 سوره یوسف‌اشاره کرد که به مسئله مدیریت در امر رونق و توسعه کشاورزی توجه می‌دهد و نمونه‌ای از مدیریت موفق حضرت یوسف(ع) را گزارش می‌کند. از همین آیات به دست می‌آید که دولت می‌بایست در شرایط بحرانی از تولید تا برداشت تا توزیع و مصرف، بر کشاورزی جامعه مدیریت و نظارت کند و در شرایط بحرانی نظارت به کسانی سپرده شود که امانتدار و عالم و آگاه به مسائل مدیریتی و اقتصادی باشند. * پرداخت زکات در کشاورزی در قرآن به مراحل کشاورزی نیز‌ اشاره شده است. از جمله در آیه 71 سوره بقره به شخم‌زدن زمین و آماده‌سازی آن برای کشت؛ در آیه 47 سوره یوسف و آیات 63 و 64 سوره واقعه به پاشیدن بذر از سوی کشاورزان؛ در آیه 71 سوره بقره ، به آبیاری مناسب؛ و در آیه 141 سوره انعام از درو و برداشت محصولات هنگام رسیدن آنها اشاره کرده است. بنابراین مراحل سه‌گانه، کشت و داشت و برداشت مورد توجه قرار گرفته است. اما نکته‌ای که در آیات قرآن بر آن تاکید شده‌، لزوم پرداخت زکات محصولات کشاورزی هنگام برداشت آن است.(بقره، ایه 267) مفسران بر این عقیده‌اند که یکی از مصادیق اسراف آن است که در هنگام برداشت محصولات، حق محرومان و نیازمندان داده نشود و در پرداخت زکات کوتاهی شود.(انعام، آیه 141 و مجمع البیان، ج 3 و 4، ص 578 و معالم التنزیل، بغوی، ج 2، ص 164) همچنین در هنگام برداشت، حاکم و دولت در گرفتن حق زکات نباید اسراف کند و از دایره عدالت خارج شود.(همان) خداوند در آیه 267 سوره بقره و 141 سوره انعام از کشاورزان می‌خواهد تا بخشی از محصولات خود را انفاق کنند؛ زیرا ترک انفاق به مساکین و نیازمندان می‌تواند عامل نابودی محصولات کشاورزی شود.(قلم،آیات 22 تا 33) البته کشاورزان هنگام برداشت می‌بایست بخشی از محصولات کشاورزی را در خوشه‌های آن برای کشت بعدی یا استفاده در زمان‌های دور و دراز ذخیره کنند؛ زیرا محصولات کشاورزی به ویژه گندم و جو و برنج به گونه‌ای هستند که در خوشه خود از بسیاری از آفات در امان می‌مانند و به سرعت فاسد و خراب نمی‌شوند.(یوسف، آیه 47) * عوامل معنوی نابودی کشاورزی برخی بر این باورند که منابع کشاورزی که آب و خاک مناسب است(انعام ، آیه 99 و یونس، آیه 24) به تنهایی برای کشاورزی کافی است. بنابراین، با فراهم آوری عوامل توسعه کشاورزی چون مدیریت خوب و کار و تلاش مضاعف می‌توان از آب و خاک به بهترین شکل بهره گرفت و به رونق کشاورزی دست یافت. اما باید توجه داشت که نظام هستی، نظامی فراتر از آفریدگاری است و نمی‌بایست نقش پروردگاری آفریدگار را در امور هستی نادیده گرفت. اگر خداوند منشا آفرینش و پیدایش کشاورزی است(انعام، آیه 95) همان خداوند در نقش پروردگاری به امور، مسلط و قادر است و ربوبیت و تربیت همه چیز در دست اوست. بنابراین نمی‌توان تنها به این عوامل ظاهری بسنده کرد؛ چنانکه بسیاری از مادیگرایان این گونه می‌اندیشند و عمل می‌کنند و مظاهر زندگی دنیا و محبت شدیدشان به دنیا موجب می‌شود تا از خداوند غافل شوند و درست به کار خویش نیندیشند و از تحصیل آخرت و رضا و خشنودی خداوند باز مانند.(آل عمران، آیه 14) خداوند در آیات 63 تا 66 سوره واقعه به این مهم توجه می‌دهد که زراعت و کشت و افزایش و رونق آن منوط به اراده و مشیت الهی است. بنابراین کسانی که به پروردگاری خداوند ایمان ندارند یا غافل از آن هستند، در خسران می‌افتند و کشاورزی شان نیز متاثر از آن، زیان می‌بیند.(واقعه، آیات 64 و 67) زیانی که نصیب این دسته از افراد می‌شود، به ظاهر می‌تواند امری طبیعی باشد، در حالی که خداوند از طریق اسباب طبیعی کارهایش را انجام می‌دهد و هیچ چیزی از دایره حکومت و قدرت خداوند بیرون نیست. (کهف،آیات 32 و 34 و 40) بلایایی چون بادهای شدید سرد یا سوزان (آل‌عمران، آیه 117) و نیز سیل‌های ویرانگر از جمله عذاب‌هایی است که خداوند بر انسان متکبر یا تارکان انفاق فرو می‌فرستد و کشت و زراعتشان را نابود می‌سازد. بنابراین، انکار قیامت و رستاخیز(کهف،آیات 32 و 36 و 42)، ترک انفاق(قلم، آیات 17 تا 26)، تکبر و غرور(کهف ، آیات 32 و 36 و 42)، حکومت فاسد (بقره ، آیه 205) شرک (کهف، آیات 32 و 42)، طغیان(قلم، آیات 19 تا 31)، کفر (کهف، آیات 32 تا 42)، گناه(آل عمران، آیه 117)، ناسپاسی و ناشکری(سبا، آیات 15 و 16)، غفلت از یاد خدا(قلم، آیات 20 و 28) از مهم‌ترین علل و عوامل نابودی کشاورزی و محصولات زراعی است. ........................................................ منبع: کیهان

بررسی اهمیت حفظ اکوسیستم های جنگلی و مراتع در افزایش بازده امنیت غذایی از دیدگاه قرآن و احادیث

بسم الله الرحمن الرحیم  بررسی اهمیت حفظ اکوسیستم های جنگلی و مراتع در افزایش بازده امنیت غذایی . از دیدگاه قرآن و احادیث . .   فرزانه کازرانی  - استادیار پژوهشی، موسسه تحقیقات جنگلها و مراتع کشور، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، تهران، ایران . چکیده مقاله: بیان مساله: محیط زیست یکی از محورهای مهم توسعه پایدار به حساب می آید و در این بین جنگل ها و مراتع جزئی از منابع طبیعی تجدید شونده در محیط زیست می باشند که چرخه غذایی پیچیده ای بر آنها حاکم است. این منابع سرمایه ای طبیعی و موهبتی بزرگ می باشند که خداوند متعال به بشر ارزانی داشته تا همه انسان ها و موجودات از آن بهره مند باشند؛ بنابراین حق بهره مندی از آن را باید از مصادیق مهم حقوق بشر دانست. هدف پژوهش: از این رو هدف کلی این پژوهش بررسی اهمیت حفظ پوشش گیاهی جنگلها و مراتع از دیدگاه قرآن و فقه دینی می باشد و سعی بر این است که اهمیت اکوسیستم های جنگلی و مراتع را در زندگی بشر براساس آیات قرآن و روایات ائمه اطهار توجیه کرد. روش و چگونگی انجام پژوهش: تحقیق به صورت فیش برداری با بررسی و مطالعه آیات قرآن و بهره گیری از تفاسیر معتبر و احادیث ائمه اطهار انجام شد و به بحث در مورد اهمیت حفاظت از اکوسیستم های جنگلی و مراتع می پردازد. یافته ها و نتیجه گیری: بخش جنگلداری فائو بیان نموده است که ما می توانیم امنیت غذایی را با افزایش بازده اکوسیستم، یکپارچه سازی منابع جنگلی و جلوگیری از گسترش کشاورزی در مناطق جنگلی تقویت کنیم. طبیعت و به ویژه جنگل ها و مراتع در شریعت مقدس اسلام از جایگاهی ویژه ای برخورداراند. قرآن کریم در بسیاری موارد به لزوم استفاده صحیح از منابع طبیعی و حفظ اعتدال در بهره برداری از آنها تاکید نموده است. در قرآن یکی از مصادیق فساد در زمین تخریب، قطع و سوزاندن منابع طبیعی از جمله جنگل ها و مراتع می باشد و براین اساس، تجاوز و تعدی به طبیعت عذاب اخروی و مسئولیت دنیوی را در پی خواهد داشت. در روایات اسلامی، زمین منبع خیر و برکت و همچون مادری مهربان دانسته شده که نگهداری آن بر همگان لازم است. رسول خدا می فرمایند: از زمین محافظت نمائید، چرا که زمین اصل و منشا شماست و نیز می فرمایند: جز به هنگام ضرورت، درخت را قطع نکنید . تاکید خداوند در قرآن به لزوم حفظ منابع طبیعی و نیز آموزه های ائمه اطهار حاکی از شدت توجهی است که خداوند نسبت به حفظ محیط زیست به عنوان ظرف رشد و تکامل انسان دارد بنابراین باید در راستای حفظ و حراست از این نعمت های خدادادی تلاش کرد. کلیدواژه‌ها: امنیت غذایی، محیط زیست، جنگل ها، مراتع، قرآن، احادیث .......................................................................................................... https://www.civilica.com/Paper-QSBHF02-QSBHF02_117.html

اهمیت حفظ اکوسیستم های طبیعی از دیدگاه قرآن و آموزه های دینی

بسم الله الرحمن الرحیم  اهمیت حفظ اکوسیستم های طبیعی از دیدگاه قرآن و آموزه های دینی . احسان صلاحی(کارشناسی ارشد کشاورزی)   وَإِذَا تَوَلَّى سَعَى فِی الْأَرْضِ لِیُفْسِدَ فِیهَا وَیُهْلِکَ الْحَرْثَ وَالنَّسْلَ وَاللَّهُ لَا یُحِبُّ الْفَسَادَ (سوره بقره، آیه ۲۰۵). و (انسان) چون برگردد [یا ریاستى یابد‏]‏ کوشش مى کند که در زمین فساد نماید و کِشت و نسل را نابود سازد، و خداوند تباهکارى را دوست ندارد. . مقدمه: آب، خاک، هوا، گیاهان، حیوانات و مناسبات بیولوژیک بین آنها شکل دهنده ی روابط و نظام های زیستی طبیعی است. این سرمایه ی طبیعی موهبتی بزرگ است که خداوند متعال به بشر ارزانی داشته تا در تمامی ادوار تاریخ با عمران و آبادانی آن، همه ی انسان ها و موجودات از آن بهره مند باشند. از این رو حق بهره مندی از آن را باید از مصادیق مهم حقوق بشر نام برد. قرآن کریم در آموزه های خود ضمن یادآوری این مطلب، بر مصونیت طبیعت، منابع طبیعی و تعادل زیست محیطی از هر گونه تجاوز و تعدی تأکید ورزیده است و بر این اساس، تجاوز و تعدی به طبیعت را فساد در زمین دانسته که عذاب اخروی و مسئولیت دنیوی را در پی خواهد داشت. در این مطلب با توجه به آیات و روایات بر روابط عمیق بین انسان و محیط زیست طبیعی تأکید شده و فرضیه مسئولیت اخلاقی، مدنی و کیفری متجاوز به حقوق محیط زیست طبیعی و انسانی در حقوق اسلام اثبات گردیده است. یکی از چالشهای بسیار جدی در هزاره سوم، توجه به اهمیت اکوسیستم های طبیعی و مشکلات ناشی از تخریب آن است. رشد روز افزون جمعیت و ورود تکنولوژی های جدید در زندگی انسان، پیامدهایی از قبیل آلوده شدن خاک زمین های کشاورزی و منابع آب در اثر استفاده بیش از حد ازسموم و مواد سنتتیک شیمیایی، افزایش سطح زیر کشت(بجای افزایش عملکرد در واحد سطح) با نابودکردن جنگل ها و مراتع که منجر به بیابان­زایی شده، پدید شکاف در لایه ازن و آلودگی هوا بخصوص در شهرهای بزرگ را به همراه داشته که موجب شده خسارات جبران ناپذیری به جهان هستی وارد شود. بطوریکه درسطح جامعه بشری، با وضعیتی که الان وجود دارد، برای بقای اکوسیستم های طبیعی از جمله جامعه انسانی، موضوعی مهم تر و اساسی تر از مسئله تخریب اکوسیستم های طبیعی وجود ندارد. امروزه بحث حفظ منابع طبیعی و محیط زیست از جمله مسائلی است که در بسیاری از محافل علمی جهان و حتی مجلات و روزنامه ها به وفور دیده و شنیده می شود. در اکثر موارد هشدارها جدی در مورد تخریب منابع طبیعی و محیط زیست و به خطر افتادن قابلیت سکونت کره زمین وجود دارد. پژوهش هایی که در چند ساله اخیر صورت گرفته و تغییرات عظیمی که در شرایط طبیعی کره زمین به وقوع پیوسته بیانگر آن است که کره زمین در حال گرم شدن و جنگل های و منابع طبیعی آن در حال نابودی است. لایه ازن که کره زمین را از گزند اثرات زیانبار اشعه ماورآئ بنفش خورشید محفوظ می دارد روز بروز نازکتر می شود و احتمال بروز انواع سرطان ها افزایش یافته است. قدرت تولید مواد غذایی در سطح جهان به علت فرسایش خاک، بهره برداری بی روبه از زمین و روش های ناصحیح مدیریت مزارع کشاورزی و بهره برداری بی رویه از آب در حال کاهش است. بسیاری از شهرهای بزرگ جهان از جمله شهرهای ایران هوایی فوق العاده آلوده دارند، هوایی پر از اکسید کربن و ترکیبات سرب و گوگرد که همگی برای سلامتی انسان مضرند. فراوانی و تشدید سیلاب ها بویژه در سالهای اخیر حکایت از بروز اوضاع نابسامانی دارد که بر سر منابع طبیعی تجدید شونده آمده است. این در حالی است که هر سال تقریباً ۱۷ میلیون هکتار از جنگل های جهان از بین می روند. در حالیکه این جنگل ها سهم قابل توجهی در تولید اکسیژن، پالایش هوا، جلوگیری از فرسایش خاک و بروز سیلاب دارند. در قرآن کریم نیز خداوند در آیات متعددی مانند آیه ۴۱ سوره روم و آیه ۲۰۵ سوره بقره با لحن شدیدی نسبت به افراد مفسد و تخریب‌گر وارد شده است، این امرحاکی از شدت توجهی است که خداوند نسبت به حفظ محیط زیست به عنوان ظرف رشد و تکامل انسان دارد. . اهمیت حفظ اکوسیستم های طبیعی از دیدگاه قرآن: از دیدگاه قرآن خلقت انسان متشکل از دو بعد جسمانی و روحانی است،که بعد جسمانی او از خاک تشکیل شده است، چنانچه در قرآن مجید در آیات متعددی (آل عمران ۵۹، کهف ۳۷؛، حج ۵، فاطر ۱۱، طه۵۵ و…) به آن اشاره شده است. به عنوان مثال درآیه ۶۷ سوره غافر آمده: هُوَ الَّذِى خَلَقَکُم مِّن تُرَابٍ ثم‏… اوست پرودگاری که شما را از خاک خلق کرد سپس … همچنین در سوره روم آیه ۲۰ فرموده است: وَ مِنْ ءَایَاتِهِ أَنْ خَلَقَکُم مِّن تُرَابٍ ثُم‏ … و از نشانه های او این است که شما را از خاک آفرید سپس … در تفسیر این آیات آمده است که منظور از اینکه خداوند فرموده شما را از خاک خلق کرده این است که خلقت شما افراد بشر بالاخره منتهی به زمین(خاک ) می شود و چون مراتب تکون و پیدایش انسان، چه مرتبه نطفه، چه علقه، چه مضغه و چه مراتب بعد از آن بالاخره از مواد زمین است که پدر و مادر او می خورند و فرزند در صلب پدر و رحم مادر رشد می کند، پس انسان پیدایشش از عناصر زمین (خاک) است(طباطبایی، المیزان ). درآیاتی دیگر(انعام ۲، اعراف ۱۲، مومنون ۱۲، سجده ۷؛،صافات ۱۱، ص۷۱) قرآن کریم اشاره به خلقت انسان از طین (گل )یا صلصال (گل خشک ) کرده است،که مفسران بر این باورندکه هر دو واژه مکمل یکدیگر بوده و تناقضی با هم ندارند، به این معنی که هر یک مرحله ای از مراحل آفرینش را توصیف می کنند(فخررازی ،۱۴۲۰ق ). به عبارتی خلقت انسان از خاک یا گل که ترکیبی از آب و خاک (دو عنصر مهم طبیعت) تشکیل شده است. با این وصف تاثیر فراوان و شگرف طبیعت بر روح و جان آدمی قابل توجیه و فهم می گردد و به روشنی می توان دریافت که چرا جنگل ها، مراتع، دریاها، آسمان بیکران، آبشارها، کوه ها و سایر مظاهر طبیعت نقشی به سزا در آرامش و طیب خاطر انسان ها دارند و این همه اهمیت پرداختن به اکوسیستم های طبیعی و حفظ و نگهداری آن آشکار می گردد. جالب اینکه انسان پس از مرگ هم به خاک بر گشته و جزئی از آن می شود: مِنهَْا خَلَقْنَاکُمْ وَ فِیهَا نُعِیدُکُمْ وَ مِنهَْا نخُْرِجُکُمْ تَارَهً أُخْرَى‏ (طه۵۵). و ما شما را از آن (زمین) آفریدیم و بدان باز می گردانیم و بار دیگر از آن بیرونتان می آوریم. این امر نشانگر دیگری است که خداوند با علم و حکمت بی انتهای خود به گونه ای جهان و هر چه در آن است را آفریده و سامان بخشیده است که همه چیز حتی انسان (در بعد جسمانی) پس از مرگ دوباره به چرخه طبیعت بر می گردد و زمینه بقای گیاهان، جانوران و انسان های دیگر را فرآهم می آورد. اهمیت حفظ اکوسیستم های طبیعی از دیدگاه آموزه های دینی: از دیدگاه آموزه‌های دینی محافظت از منابع طبیعی و محیط زیست، یکی از مهمترین مسایل اقتصادی، بویژه در عرصه تولید به‌شمار می‌رود. در روایات اسلامی، زمین منبع خیر و برکت و همچون مادری مهربان دانسته شده که نگهداری آن بر همگان لازم است. رسول خدا می‌فرمایند: «از زمین محافظت نمائید، چرا که زمین اصل و منشا شماست» (مجلسی، ج ۷، ص۹۷). همچنین هر گونه تخریب و هدر دادن منابع و آلوده ساختن محیط سخت نکوهش شده است. پیامبر گرامی (ص) می فرمایند: «جز به هنگام ضرورت، درخت را قطع مکنید» (کلینی، ج ۵، ص ۲۷). و در گفتاری دیگر می فرمایند: «هر کس درخت سدری را ببرد، خداوند او را به سر، در آتش افکند» (نسائی، ج ۵، ص ۱۸۲). دیدگاه قرآن در مورد سرمایه همگان بودن اکوسیستم های طبیعی: طبیعت برای همه انسان ها بوجود آمده تا ازآ ن بهره جویند و به عبارتی محیط زیست حق همه انسان ها در هر عصر و در هر جایی از این جهان است. همانطورکه در سوره الرحمن آمده است : وَ الْأَرْضَ وَضَعَهَا لِلْأَنَام ‏(الرحمن ۱۰) و این زمین را براى همه خلق (از انس و جن و هر جنبنده‏اى که در آن است) بیافرید. ثروت های جهان ملک حقیقی خداوند است و خداوند اجازه فرموده است که افراد این ثروت ها را مطابق مقررات به خود اختصاص دهند(طباطبایی ،المیزان ). براین اساس ثروت های طبیعی ومنابعی که خداوند متعال درکره زمین و اطراف آن ذخیره کرده است پیش از آنکه مورد تولید یا مصرف قرارگیرد، دراختیارعموم است و استفاده از آنها شرایطی داردکه بایستی به آنها توجه شود(حبیبی،۱۳۸۳). درسوره قمرآیه ۴۹می خوانیم : إِنَّا کلُ‏َّ شىَ‏ْءٍ خَلَقْنَاهُ بِقَدَر همانا ما هر چیزى را به اندازه آفریدیم. از تفسیر این آیه چنین برداشت می شود که هرچیزی در نظام طبیعت به اندازه و مقداری که متناسب با چرخه زیستی طبیعت است آفریده شده و استفاده یک سویه و بی رویه از یک منبع موجب اختلال درچرخه طبیعت می شود. همچنین زمین و محیط زیست حق همگانی هست وهمه حق دارند ازآن بهره مندشوند، لذا بایستی استفاده ازاین حق به گونه ای باشدکه امکان استفاده و بهره برداری ازآن برای نسل آینده ونسل حاضرحفظ شود. نکته قابل توجه اینکه هرحقی برای انسان تکلیفی را به دنبال خواهد داشت. به عبارت دیگر، حق و تکلیف دو روی سکه اند. اگراستفاده و بهره برداری از محیط زیست برای انسان به رسمیت شناخته شده، این حق تکلیفی را نیز ایجاد می کند وآن این است که انسان وظیفه دارد در استفاده از حقوق خود رعایت حقوق دیگران را نیز بنماید. بر همین اساس استفاده از اکوسیستم های طبیعی باید به گونه ای باشدکه به حقوق دیگران در استفاده از آن خدشه ای وارد نشود(فیروزی،۱۳۸۴). ازرسول اکرم(ص) روایت شده: لاضررولاضرارفی الاسلام. دراسلام ضرروضرر زدن وجود ندارد(حرعاملی، وسائل الشیعه). همچنین خداوندمتعال در آیه ۵۶ سوره اعراف می فرماید: وَ لَا تُفْسِدُواْ فىِ الْأَرْضِ بَعْدَ إِصْلَاحِهَا… و در زمین پس از اصلاح آن فساد مکنید… گفتنی است یکی از مصادیق مهم فساد در زمین از بین بردن منابع طبیعی ومواهبی است که خداوند برای تـأمین نیازهای همه افراد بشردر زمین به ودیعه نهاده است . مقام معظم رهبری دراین مورد می فرمایند: هدف متعالی اسلام برخوردار ساختن همه نسل ها از نعمت های الهی و ایجاد جامعه ای سالم و به دور از فاصله طبقاتی و مستعد برای رشد وشکوفایی است و الزامات شرعی برای حفظ تعادل و توازن در استفاده از مواهب طبیعی با پرهیز از زیاده روی وتعبد به عدم اضرار به غیر را فراهم آورده است . اهمیت و جایگاه گیاهان در قرآن و روایات: در روزگاری که پیامبر اکرم به بعثت رسیدند جهالت گسترده جامعه عرب را فرا گرفته بود. بطوریکه اعراب بخاطر اینکه توان تحلیل برخی از ویژگی های درختان را نداشتند و نمی توانستند به اسباب و علت های آن ها دست یابند (مثل آتش گرفتن چوب ها و برآمدن شعله های فروزان از آن ها و خانه گزیدن برخی مارها و افعی ها در میان بوته ها و درختان) از این رو آنان برخی از درختان را دارای نیروی شر دانسته، از آن ها می ترسیدند و در نهایت بخاطر در امان بودن از شر آنها درختان را شایسته عبادت می دانستند. به عنوان مثال درباره انجیر بر این باور بودند که روح شر در آن قرار دارد چرا که مارها در آن سکنی می گزیدند و برخی درختان را نیز قرارگاه شیطان می دانستند (حیدری و سلطانی،۱۳۸۱). قرآن مجید نه اجازه می دهد که بشر طبیعت را به علت عظمت و شگفتی های آن خدای خویش دانسته، مورد پرسش قرار دهد و نه آن که آن را موجودی بی روح بداند. بلکه مظاهر طبیعت را آیه و کلمه خداوند و موجوداتی دارای شعور که تسبیح گوی خداوندند معرفی می کند. همچنین انسان که مقام خلیفه الهی به او سپرده شده، در عین حال که حق دارد از تمام مواهب طبیعت بهره ببرد بایستی نگهبان و محافظ آن نیز باشد چرا که طبیعت امانتی است از سوی خداوند در دست بشر که باید به نسلهای آینده بسپارد و علاوه بر محافظت از آن در عمران و آبادانی آن نیز بکوشد. هُوَ أَنشَأَکُم مِّنَ الْأَرْضِ وَ اسْتَعْمَرَکمُ‏ْ فِیهَا … (هود، ۶۱) او شما را از زمین پدید آورد و شما را برای آبادانی در آن گمارد … در همین راستا نیز احادیث و روایات گهربار بسیاری از معصومین نقل شده که به تعدادی از آنها اشاره می شود: در روایاتی از پیامبر اکرم (ص) چنین نقل شده که ایشان فرمودند: هر کس درختی بکارد و از آن محافظت کند تا ثمر بدهد، خداوند به اندازه ثمره آن به وی پاداش خواهدداد ( نوری، مستدرک الوسایل،الف). هر مسلمانی که درختی بکارد یا کشاورزی کند، در برابر هر مقدار از آن که انسان یا پرنده ویا حیوانی بخورد خداوند پاداشی مثل صدقه به وی خواهد داد (بخاری، ۱۳۵۸ ق). از امام موسی کاظم (ع) چنین روایت شده که: نگاه به گیاهان خرم و سر سبز چشم را جلا می دهد و به روشنی آن می افزاید (مجلسی، بحار الانوار،الف؛ ابن شعبه، تحف العقول). آموزه های دینی راه حل جلوگیری از تخریب اکوسیستم های طبیعی: محققین و متفکرین بر این باورند که یکی از مهمترین عوامل موثر در ایجاد تنش ها و مشکلات فراونی که بشر امروز با آن درگیر است، دور شدن از معنویات و کمرنگ شدن تاثیر دین بر زندگی انسانهاست. یکی از این تنش­های ایجاد شده در جهان امروز، چالش های زیست محیطی است. بطوریکه اندیشمندان بر آن شدند تا با مدد از آموزه های دینی سعی کنند تغییری در فرهنگ مصرف و نوع مواجهه انسان با محیط زیست پیرامونش ایجاد کنند. به همین منظور ریچارد بات در سال ۱۹۹۳ در بانک جهانی جامعه ای را تحت عنوان جامعه آشنا سازی معنوی بانک جهانی به منظور ارتقای بهسازی فردی و تجدید معنوی کارکنان بانک جهانی تشکیل دادکه بسیاری از مباحثات آن به تعامل میان انسانیت و محیط زیست مربوط می شود (سراج الدین و بات، ۱۳۷۹، الف). دکتر تاپفر مدیر اجرایی محیط زیست وقت سازمان ملل نیز در گفت و گو با روزنامه همشهری در نیویورک بیان می دارد: ما می خواهیم در زمینه حفظ منابع زیست محیطی با جهان اسلام یک همکاری مناسب و نزدیک داشته باشیم. وی در ادامه می افزاید: اعتماد راسخ دارم که ارزشهای معنوی جهان اسلام بستر مناسبی جهت اجرای برنامه های لازم به منظور حفظ آفریده های خدا و تنوع زیست محیطی است (پور سعید، ۱۳۸۲). سخن آخر: دولت در نظام اسلامی که مراد از آن، مجموعه دستگاه حکومتى اعم از قوّه مجریّه، مقنّنه و قضائیّه است، در ابعاد گوناگون نظام، وظایفى را به عهده دارد و در عبارتى کوتاه، مسؤول اداره امور مربوط به دین و دنیاى مردم و تحقّق اهداف نظام در چارچوب مبانى و اصول مقرر در شریعت است و در حوزه اقتصاد در سه بخش تولید، توزیع و مصرف، وظیفه برنامه‏ریزى و سیاست‏گذارى، وضع قانون و نظارت بر اجراى قانون را بر عهده دارد. یکی از وظائف مهم دولت اسلامی حفاظت از محیط زیست طبیعی و ارتقاء جایگاه آن است. این مهم در دو محور صورت می‌پذیرد. محور اول استفاده بهینه ا زمنابع پایان پذیر و تجدید شونده است که این منابع و منافع آن را برای نسل‌های بعد هم حفظ می‌کند. محور دوم جلوگیری از تخریب و آلودگی منابع زیست‌محیطی است. چراکه هویت یک نسل در گرو همین منابع طبیعی و اکوسیستم های مرتبط با آن می باشد. ................................................................................................................ منبع : ارجا نیوز

الگوی مناسب بهره برداری از منابع طبیعی از دیدگاه فقه اسلامی

بسم الله الرحمن الرحیم  الگوی مناسب بهره برداری از منابع طبیعی از دیدگاه فقه اسلامی .   مریم دهقان طزرجانی - کارشناسی ارشد فقه و مبانی حقوق اسلامی، دانشگاه یزد   محمود حائری  - عضو هیئت علمی دانشگاه یزد   حسینعلی دانش  - عضو هیئت علمی دانشگاه یزد . چکیده مقاله: انفال در فقه امامیه، دارایی هایی است که ویژه رسول خداست و پس از او به پیشوایان معصوم علیهم السلام که مسئولیت رهبری جامعه اسلامی را به عهده دارند می رسد. طبق اصول و قوانین اسلامی، خداوند مالک اصلی همه چیز ومالکیت انسانها در طول مالکیت خداوند است، بنابراین برخی از منابع طبیعی و ثروتهایی که انسان در پدیدآوردن آنها نقشی نداشته و ندارد، در اختیار پیامبر، امام(ع) و حاکم دولت اسلامی است و برخی دیگر از جمله ماهیان، مراتع و آبها در مالکیت عموم مردم است. بر این پایه، هرگونه بهره برداری از این موهبتهای خدادادی، باید برابر قوانین اسلام و بر بنیاد کار مفید و نیز درجهت رفع نیازهای مسلمانان انجام پذیرد. سؤال این پزوهش این است که آیا واگذاری انفال به بخش خصوصی به منزله بهره برداری از منابع طبیعی به هر مقدار که خواستیم و توانستیم، می باشد یا باید به نحوی از این نعمات استفاده کرد که به مرحله توسعه پایدار برسند؟ فرضیه پژوهش این است که حفاظت از منابع طبیعی و توسعه پایدار آن قابل قبول تر است ، لذا سعی بر این است که با استفاده از منابع معتبر فقهی و از طریق روش تحلیلی توصیفی یا اسنادی، صحت و سقم این فرضیه را بررسی نموده و براساس قوانین اسلامی، قائل به بهره برداری بلند مدت به صورت اجاره شویم. کلیدواژه‌ها: منابع طبیعی، تخریب، حفاظت، بهره برداری، توسعه پایدار .............................................................................................................................. مراجع و منابع این مقاله: لیست زیر مراجع و منابع استفاده شده در این مقاله را نمایش می دهد. این مراجع به صورت کاملا ماشینی و بر اساس هوش مصنوعی استخراج شده اند و لذا ممکن است دارای اشکالاتی باشند که به مرور زمان دقت استخراج این محتوا افزایش می یابد. مراجعی که مقالات مربوط به آنها در سیویلیکا نمایه شده و پیدا شده اند، به خود مقاله لینک شده اند : ابن ابی جمهور احسائی، محمد بن علی، ۱۴۰۵ ق، عوالی ... احمدیان، مجید، ۱۳۸۱، اقتصاد منابع تجدید شونده، چاپ اول، بی ... اراکی، محسن، ۱۴۲۵ ق، نظریه‌الحکم فی الاسلام، چاپ اول، قم، ... استر آبادی، محمد بن علی بن ابراهیم، ۱۳۹۴ ق، آیات ... بحرانی، آل عصفور، یوسف بن احمد بن ابراهیم، ۱۴۲۳ ق، ... حرانی.آل عصفور، حسین بن محمد، بی _ فی شرح مفاتیح ... پرمن، راجر؛ ما، یو؛ مک گیل ری، جیمز، ۱۳۸۲، اقتصاد ... تمیمی مغربی، ابوحنیفه، نعمان بن محمد، ۱۳۸۵ ق. دعائم الاسلام. ... جواهری، حسن محمد تقی، ۱۴۰۵ ق، الربا قهیا و اقتصادیا، ... جمعی از مولفان، بی تا، مجله فقه اهل البیت علیهم ... (مقاله ژورنالی) حسن زاده آملی، حسن، ۱۴۱۶ ق، دروس فی معرفهالوقت والقبله، ... حسینی شیرازی، سید محمد، ۱۴۲۵ ق، المال، اخذا وعطاء و ... حسینی شیرازی، سید محمد، ۱۴۱۹ ق، الفقه.القانون، چاپ دوم، بیروت، ... حسینی شیرازی، سید محمد، ۱۴۲۰ ق، الفقه، البیئه، چاپ اول، ... حلی، سید ابن طاووس، رضی الدین، علی، ۱۴۱۱ ق، المجتبی ... خلیلیان، صادق، ۱۳۷۸، اقتصاد منابع طبیعی، چاپ اول، بی جا، ... خوش خلاق، رحمان، ۱۳۷۸، اقتصاد منابع طبیعی، چاپ اول، بی ... دفتر حقوقی و امورمجلس، ۱۳۷۶، مجموعه قوانین و مقررات حفاظت ... فر حقوقی و بازرسی سازمان جنگل ها و مراتع کشور، ... راوندی، قطب الدین، سعید _ عبدالله، ۱۴۰۵ ق، فقه القرآن، ... زند رضوی، سیامک، ۱۳۸۸، جامعه شناسی و بحران منابع طبیعی ... سروی مازندرانی، محمد صالح بن احمد بن شمس، ۱۳۸۲ ق، ... تعدی، ابوجیب، ۱۴۰۸ ق، القاموس الفقهی لغه و اصطلاحا، چاپ ... سند بحرانی، محمد، بی تا، ملکیه الدوله، چاپ اول، بی ... ند بحرانی، محمد، ۱۴۲۳ ق، فقه الطب والتضخم ادی، چاپ ... مد بحرانی، محمد، ۱۴۲۶ ق، اس النظام السیاسی عند الامامیه، ... قرستانی، سید علی، ۱۴۱۶ ق، وضوء النبی صلی الله علیه ... شهید صدر، سید محمد باقر، ۱۴۰۳ ق، الفتاوی الواضحه وفقا ... شهید صدر، سید محمد باقر، ۱۴۱۷ ق، اقتصادنا، عبدالحکیم ضیاء- ... طباطبایی حکیم، سید محمد سعید، ۱۴۲۲ ق، مرشد المغترب، توجیهات ... طباطبائی حائری، سید محمد مجاهد، بی تا، کتاب المناهل، چاپ ... طباطبایی بروجردی، آقا حسین، ۱۴۲۹ ق، منابع فقه شیعه، حسینیان ... طباطبایی بروجردی، آقا حسین، ۱۴۲۹ ق، جامع احادیث الشیعه، چاپ ... طوسی، ابو جعفربن محمدبن حسن، ۱۴۱۴ ق. الامالی، بخش تحقیقات ... طوسی، ابو جعفربن محمدبن حسن، ۱۴۰۷ ق، الخلاف، خراسانی، علی ... عراقی، آقا ضیاءالدین ؛ کزازی، علی، ۱۴۱۸ ق، قاعده لاضرر، ... عمید زنجانی، عباس علی، ۱۴۲۱ ق، فقه سیاسی، چاپ چهارم، ... غروی نائینی، میرزا محمد حسین - عراقی، آقا ضیاءالدین و ... فراهانی فر، سعید، ۱۳۸۹، اقتصاد منابع طبیعی از منظر اسلام(اصول ... ن کاشانی، محمد محسن ابن شاه مرتضی، ۱۴۲۵ ق، الشافی ... کاظمی راد، ادوان - طرهانی، عباس و بیرانوند، مهدی، ۱۳۸۰، ... شا، ارهان(ای- کولا)، ۱۳۸۰، اقتصاد منابع طبیعی، محیط زیست و ... مق سبزواری، محمد باقر بن محمد مومن، ۱۲۴۷ ق، ذخیره ... مصطفوی، سید محمد کاظم، ۱۴۲۱ ق، القواعد - مائه قاعده ... مطهری، مرتضی، بی تا، نظری به نظام اقتصادی اسلام، چاپ ... مکارم شیرازی، ناصر، ۱۴۲۷ ق، الفتاوی الجدیده. ترجمه ابوالقاسم علیان ... منصور، جهانگیر، ۱۳۸۷، قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، ویرایش دوم، ... مسوی خمینی، سید مصطفی، بی تا، مستند تحریر الوسیله، گروه ... موسوی، سید رضی، محمد بن حسین، ۱۴۱۴ ق، نهج البلاغه ... منتظری نجف آبادی، حسین علی، ۱۴۰۹ ق، مبانی فقهی حکومت ... مقق داماد یزدی، سید محمد _ ۱۴۱۸ق، کتاب الخمس، حسین ... مفی، صاحب الجواهر، محمد حسن، ۱۴۰۴ ق، جواهر الکلام فی ... نرقی، مولاحمد بن محمد مهدی، ۱۴۱۷ ق، عواید الایام فی ... نوری فر، علی، زیرنظر استاد محمدتقی صرفی پور، ۱۳۹۰، ضرورت ... وحید خراسانی، حسین _ ۱۴۲۸ ق، منهاج الصاحین، چاپ پنجم، ... وطنی، محمد حسن، بی تا، مجموعه کامل قوانین و مقرارات ...

«آب» در تفاسیر قرآن کریم

بسم الله الرحمن الرحیم «آب» در تفاسیر قرآن کریم   فهرست مقدمه  آب؛ نعمت و نشانة الهی آب، نعمت الهى آب، آیه الهى معنای قرار گرفتن عرش خدا بر آب آب؛ منشأ حیات نقش آب در زندگی انسان تأمین غذاى انسان رفع تشنگى احیاى زمین وسیله ویرانى و نابودى طهارت و بهداشت درمان تأثیر تقوا و استغفار بر فراوانى آب آب؛ وسیله آزمایش و امتحان منشا و منبع تأمین آب نقش کوهها در ذخیره سازی آب تشبیه وتمثیل به آب  آب در آخرت ....................................................................     بسم الله الرحمن الرحیم پیشگفتار وَنَزَّلْنََا عَلَیْكَ الْكتَِابَ تِبْیَانًًا لِّكُلِّ شَيْءٍ * و ما این کتاب را بر تو نازل کردیم که بیانگر همه چیز... است! دین جامع و کامل مبین اسلام، بیان کننده و دربرگیرنده همه نیازهای حیاتی و اساسی بشر در همه ابعاد مادی و معنوی است . از طرف دیگر می دانیم که پدیده ها و مخلوقاتی مانند آب، خاک، زمین، هوا، دریا ،باران، گیاهان ، حیوانات ... ارتباط مستقیمی با زندگی و بقای بشر دارند ؛ همچنانکه فعالیتهای بشر نیز در این زمینه مانند کشاورزی، دامداری، جنگلداری و... در واقع استفاده از همان آفریده ها برای زندگی و ادامه حیات است. بر همین اساس مشاهده می کنیم که در قرآن کریم و روایات ائمه معصومین )علیهم السلام( برای هر دو مورد فوق) یعنی آفریده های طبیعی و فعالیتهای انسان در مورد آنها(، صدها آیه و هزاران روایت به عنوان تبیین حقایق و بیان دستورالعملهای اساسی وارد شده است که گنجینه وسیع و گسترده ای را فراروی علاقه مندان و محققان در زمینه کشاورزی، منابع طبیعی، محیط زیست و.. قرار می دهد . البته این گنجینه بزرگ علمی و دینی، همانند سایر آموزه های دینی، نیاز به واکاوی همه جانبه، استخراج کامل و بروزرسانی دائم دارد؛ تا در هر زمان و مکان بتوان بر اساس شرایط و مقتضیات موجود از آن به طور شایسته بهره مند شد . خوشبختانه از گذشته های دور تاکنون فعالیت های تحقیقاتی فراوانی در این زمینه صورت گرفته و منابع تحقیقاتی و مطالعاتی بسیار مفیدی پیرامون آموزه های دینی در کشاورزی،منابع طبیعی و محیط زیست فراهم و استخراج شده است - هرچند هنوز هم باید فعالیتهای گسترده و همه جانبة فراوانی در این زمینه صورت بگیرد.- یکی از موضوعات مهم و حیاتی که در این تحقیقات از جهات مختلف مورد بحث و بررسی قرار گرفته است موضوع «آب» است که در واقع منشا حیات و زندگی است . در این نوشتار سعی شده است این موضوع از دریچه تفاسیر قرآن کریم در معرض دید علاقمندان قرار گیرد چه اینکه مسئله آب در قرآن کریم دهها بار و از ابعاد بسیار گوناگون مورد اشاره قرار گرفته است . برای این منظور از کتاب شریف «دائره المعارف قرآن کریم» که تفاسیر مختلف را مورد بررسی قرار داده است استفاده شده و مطالب پس استخراج و ویرایش مجدد با انجام برخی اصلاحات در اختیار محققان و علاقمندان قرار می گیرد . امید است که این نوشتار مبنایی برای مطالعات و تحقیقات گسترده تر همگان باشد . انشاالله تعالی و من الله التوفیق   مرکز تحقیقات کشاورزی، منابع طبیعی و محیط زیست اسلامی علیرضا فراهانی منش 1398   .............................................................................................................................. بررسی ابعاد گوناگون «آب» در تفاسیر قرآن کریم   مقدمه: در تعريف علمى آب گفته‏ اند: مادّه‏ اى تركيب يافته از دو واحد هيدروژن و يك واحد اكسيژن (H2O) است‏[1] و حكيمان قديم، آن را يكى از چهار عنصر تشكيل دهنده مادّه مى‏دانستند. معادل عربى آن «ماء» و 63 بار در قرآن آمده است؛ اين آيات اشاره دارند كه: آب از نعمتها و نشانه های الهی است ، حيات همه جان‏داران به آب وابسته است، عرش خداوند بر روى آب بوده و نيز از نقش‏هاى گوناگون آن در زمين از احياى زمين، سرسبزى طبيعت، رويش گياهان رنگارنگ، پيدايش مراتع، مزارع و باغ‏ها با درختان مختلف و انواع گوناگون ميوه‏ها، سخن رفته است. همچنین به نزول آب بر كوه‏هاى بلند و تأمين آب گواراى آشاميدنى، ايجاد نهرها و رودهای بزرگ و تسخير آب درياها براى انسان نيز اشاره شده است. منابع و مخازن آب چون درياها، آسمان، كوه‏ها، نهرها، چشمه‏ها و چاه، از ديگر مسائل مربوط به آب است كه آيات قرآن به آن اشاره دارند. آياتى چند نيز از وجود آب در جهان آخرت به صورت يكى از نعمت‏هاى بهشت، خبر داده است. قرآن كريم در همه اين آيات، ذهن انسان را از توجّه به علل و عوامل مادّى تأمين آب منصرف ساخته و به عامل اصلى تأمين آن، يعنى خداوند سبحان، معطوف داشته است؛ البتّه در اين آيات، گاه به مسائل علمى نيز اشاره‏هاى دقيق شده؛ امّا پيش‏تر و برتر از آن بر امورى که داراى اهداف تربيتى و هدايتى است تأكيد شده است. اینک موارد و موضوعات فوق را به طور مختصر در تفاسیر مختلف قرآن کریم بررسی می کنیم :   1- آب؛ نعمت و نشانه الهی   آب، نعمت الهى: نگاه كلّى به آيات مربوط به «آب» نشان مى‏دهد كه از بين نقش‏هاى آن در حيات همه موجودات زنده، بر «منافع مستقيم و غيرمستقيم آب براى انسان» تأكيد شده است . محتوای بخش فراوانى از اين آيات نظير: «كُلُوا وَ اشْرَبُوا» (در 5 آيه)[2] يا «أَسْقَيْناكُمْ» (مرسلات/ 77،27) يا «فَأَنْزَلْنا مِنَ السَّماءِ ماءً» (حجر/ 15،22)، درصدد برشمردن نعمت‏هاى الهى در زمینه آب است؛ ازاين‏رو، اين بخش از آيات به طور صريح يا غير صريح، بندگان خدا را به شكر اين نعمت بزرگ فرا مى‏خواند. در آيات 48 تا 50 فرقان/ 25، با اشاره به نزول آب طهور از آسمان و احياى سرزمين‏هاى مرده و فراهم كردن آب مورد نياز دام‏ها و انسان‏ها، مردم را به يادآورى اين نعمت الهى دعوت مى‏كند: «وَ لَقَدْ صَرَّفْناهُ بَيْنَهُمْ لِيَذَّكَّرُوا فَأَبى‏ أَكْثَرُ النَّاسِ إِلَّا كُفُوراً.» ودر آيات 57 و 58 اعراف/7، همين بيان، با دعوت مردم به سپاس‏گزارى از اين نعمت همراه شده است:«كَذلِكَ نُصَرِّفُ الْآياتِ لِقَوْمٍ يَشْكُرُونَ.» در آيه 68 تا 70 واقعه/56، با دعوت از مخاطبان به تدبّر در آب آشاميدنى و تأكيد بر اين‏كه فقط خداوند آن آب گوارا را از ابرها فروفرستاده و قادر است با تغيير نظام حاكم بر نزول آب، آن را به آبى شور و تلخ تبديل كند، خدا را مستحق سپاس‏گزارى دانسته و به شكر نعمت آب تشويق كرده است‏[3]: «أَ فَرَأَيْتُمُ الْماءَ الَّذِي تَشْرَبُونَ* أَ أَنْتُمْ أَنْزَلْتُمُوهُ مِنَ الْمُزْنِ أَمْ نَحْنُ الْمُنْزِلُونَ* لَوْ نَشاءُ جَعَلْناهُ أُجاجاً فَلَوْ لا تَشْكُرُونَ.» و درآيه 12 فاطر/ 35، نيز از دو درياى شور و شيرين و منافع آن دو ياد كرده و غرض از يادآورى اين نعمت را شكرگزارى مردم دانسته است.   آب، آيه الهى: «آيه» به معناى نشان آشكارى است كه شخص را راهنمايى مى‏كند.[4] با اين‏كه همه موجودات عالَم از جمله آب، از آيات الهى است كه نشان از آفريننده آن دارد، در هيچ يك از آياتِ مربوط به آب، «آفرينش يا وجود آب»، آيه خدا شناسانده نشده؛ بلكه «نزول آب» از آسمان و درپى آن، إحياى زمين، رويش گياهان و درختان مختلف با انواع گوناگون ميوه‏ها كه درك آن براى همه افراد بشر محسوس است، از آيات الهى دانسته شده است: «هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً لَكُمْ مِنْهُ شَرابٌ وَ مِنْهُ شَجَرٌ فِيهِ تُسِيمُونَ* يُنْبِتُ لَكُمْ بِهِ الزَّرْعَ وَ الزَّيْتُونَ وَ النَّخِيلَ وَ الْأَعْنابَ وَ مِنْ كُلِّ الثَّمَراتِ إِنَّ فِي ذلِكَ لَآيَةً لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ.» (نحل/ 16، 10 و11) در اين بخش از آيات، گاه نزول آب از آسمان از نشانه‏هاى ربوبيّت مستمر الهى شناسانده شده كه چگونه خداى حكيم، آب را با تدبير و تقدير حكيمانه، به اندازه بر زمين مرده مى‏ريزد و با آن به زمين و اهل آن حيات مى‏بخشد. (انعام/ 6، 99 و طه/ 20، 53 و 54) و در آيه 164 بقره/2، نزول آب و در پى آن، افزون بر إحياى زمين، پراكنده شدن جنبندگان نيز از آيه‏هاى الهى شمرده شده است: «إِنَّ فِي خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ‏ ... وَ ما أَنْزَلَ اللَّهُ مِنَ السَّماءِ مِنْ ماءٍ فَأَحْيا بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها وَ بَثَّ فِيها مِنْ كُلِّ دَابَّةٍ ... لَآياتٍ لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ.» در آياتى ديگر، همين پديده، نشانه تحقّق معاد و قدرت خداوند بر احياى دوباره مردگان دانسته شده است: «وَ مِنْ آياتِهِ أَنَّكَ تَرَى الْأَرْضَ خاشِعَةً فَإِذا أَنْزَلْنا عَلَيْهَا الْماءَ اهْتَزَّتْ وَ رَبَتْ إِنَّ الَّذِي أَحْياها لَمُحْيِ الْمَوْتى‏ إِنَّهُ عَلى‏ كُلِّ شَيْ‏ءٍ قَدِيرٌ».(فصلت/ 41،39) .«وَ اللَّهُ أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً فَأَحْيا بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها إِنَّ فِي ذلِكَ لَآيَةً لِقَوْمٍ يَسْمَعُونَ». (نحل/ 16، 65؛ روم/ 30، 24) . و در آياتى ديگر، بدون تصريح به «نشانه بودن»، بلكه با تشبيه احياى دوباره انسان‏ها پس از مرگ به رويش گياهان از زمين در پى نزول آب، احياى زمين با آب را نشانه قدرت خداوند بر امكان و وقوع معاد مى‏داند: «وَ الَّذِي نَزَّلَ مِنَ السَّماءِ ماءً بِقَدَرٍ فَأَنْشَرْنا بِهِ بَلْدَةً مَيْتاً كَذلِكَ تُخْرَجُونَ». (زخرف/ 43، 11). نيز آیات: ق/ 50، 11؛ اعراف/ 7، 57؛ فاطر/ 35، 9.   2- معنای قرار گرفتن عرش خدا بر آب   در قرآن کریم آيه 7 هود/11، از بودن عرش خدا بر آب خبر مى‏دهد: «وَ هُوَ الَّذِي خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ وَ كانَ عَرْشُهُ عَلَى الْماءِ ؛ و او كسى است كه آسمان‏ها و زمين را در شش مرحله آفريد و عرش او بر آب بود». مفسّران در تفسير اين آيه بر يك نظر نيستند: سيد قطب معتقد است كه اين آيه فقط بر وجود آب هنگام خلق آسمان و زمين و قرار داشتن عرش خدا بر آن دلالت دارد؛ امّا اين‏كه چگونه آبى بوده و عرش به چه نحو بر آن قرار داشته، از امور غيبى است كه راهى براى فهم مفسّر به آن وجود ندارد.[5] برخلاف نظر اين گروه از مفسران، برخى درپى ارائه معناى روشنى از آيه بوده‏اند. در نقلى از كعب‏الاحبار آمده است كه خداوند، ياقوت سبزى آفريد؛ آن‏گاه با هيبت در آن نظر كرد؛ به طورى كه به آبى مضطرب تبديل شد؛ پس باد را آفريد و آب را بر پشت باد قرار داد و عرش را نيز بر آب نهاد.[6] نظير اين روايت كه از اسرائيليات است، از ابن ‏عباس نيز نقل شده.[7] برخى مفسّران متأخّر گويا با مسلَّم گرفتن مضمون اين روايات، با اين پرسش مواجه شده‏ اند كه چه فايده و حكمتى در اين است كه عرش خدا بر آب و آب بر روى باد باشد و پاسخ داده ‏اند كه قرار گرفتن بناى عظيم عرش بر آب، دلالت روشن‏ترى بر قدرت خدا دارد كه چگونه آن جسم سنگين را بدون هيچ ستونى بر روى آب نگه داشته است.[8] ابومسلم اصفهانى در اين باره گفته است: عرش خدا، يعنى بناى آسمان‏ها و زمين كه بر روى آب قرار داشت و اين شگفت ‏انگيزتر است كه ساختمان عظيمى بر روى آب بنا نهاده شود؛[9] امّا اين نظريّه با ظاهر آيه سازگار نيست؛ زيرا آيه مى‏گويد: عرش خدا، پيش از آفرينش آسمان و زمين بر آب بود.[10] ابوبكر اصَمّ‏ گويا به دليل نادرستى اين نظريّه‏ها در تفسير ديگرى از آيه چنين مى‏گويد: همان گونه كه آسمان بالاى زمين قرار گرفته بود، عرش خدا نيز بالاى آب قرار داشت.[11] اين‏كه مقصود از عرش و نيز ماء چه باشد، مى‏تواند تفسيرى مقبول‏تر يا غير قابل قبول از آيه ارائه دهد. آن‏چه از مفسّران متقّدم گزارش شده، عرش را موجودى مادّى معرّفى مى‏كند؛ امّا برخى مفسّران (به طور عمده عارفان و حكيمان) عرش و ماء را شى‏ء غيرمادّى دانسته‏اند؛ به طور مثال محى‏الدين‏عربى، مراد از عرش در آيه را همه موجودات عالم و مقصود از آب را كه عرش (همه ممكنات) از آن برآمده و به واسطه آن وجود يافته‏اند، نَفَس رحمانى دانسته است‏[12] كه گاه از آن به «حيات ساريه» در موجودات‏[13] يا «وجود منبسط» و يا «حقيقت محمديه»[14] تعبير مى‏شود. برخى ديگر از مفسران، عرش را كنايه از تدبير خداوند، يعنى علم او به مصالح، شايستگى‏ها و بايستگى‏هاى هستى دانسته و برآنند كه آيه پيشين خبر مى‏دهد پيش از آفرينش آسمان و زمين، خدا وجود داشت و با اوهيچ نبود و خداوند ابتدا آب را آفريد؛ آن‏گاه آسمان‏ها و زمين و به طور كلّى موجودات مادّى را از آب خلق كرد.[15] اين تفسير از آيه با روايت‏هايى از امامان معصوم عليهم السلام تأييد مى‏شود كه نخستين پديده مادّى آفريده خداوند را كه منشأ آفرينش موجودات ديگر بوده، آب معرّفى مى‏كنند: از حضرت باقر عليه السلام نقل شده كه در پاسخ به مردى شامى درباره آغاز آفرينش فرمود: نخست، چيزى را آفريد كه همه چيزها از آن خلق شده و آن آب است؛ پس خداوند نسب هر چيزى را به آب مى‏رساند؛ ولى براى آب، نسبى كه بدان منسوب شود، قرار نداده است.[16] در حديث ديگرى از حضرت صادق عليه السلام عرش به آفريدگان تفسير شده است: العرش فى وجه هو جملة الخلق؛[17] بنابراين بعيد نيست كه آيه به پديد آمدن همه مخلوقات از آب اشاره داشته باشد.       3- آب؛ منشأ حيات   قرآن كريم در آيه 54 فرقان/ 25، آغاز آفرينش انسان را از آب دانسته: «وَ هُوَ الَّذِي خَلَقَ مِنَ الْماءِ بَشَراً». و در آيه 45 نور/24، نه تنها انسان كه مبدأ آفرينش هر جنبنده‏ اى را آب معرّفى كرده است: «وَ اللَّهُ خَلَقَ كُلَّ دَابَّةٍ مِنْ ماءٍ». و در آيه 30 انبياء/21، به صورت عام و كلّى‏تر بيان مى‏كند كه هرچيز زنده‏ اى را از آب قرار داديم: «وَ جَعَلْنا مِنَ الْماءِ كُلَّ شَيْ‏ءٍ حَيٍّ». درباره اين آيه سه پرسش مطرح است كه مفسّران به شكل‏هاى گوناگون به آن پاسخ داده‏اند كه هر پاسخ بر برداشت خاصّى از آيه مبتنى است: نخست، مراد از «ماء» چيست؟  دوم، «كُلَّ شَيْ‏ءٍ حَيٍّ» چه معنا دارد؟ و سوم، «جَعَل» به چه معنا است؟ برخى برآنند كه «ماء» در آيه، همان آب معروف است؛ بنابراين مبدأ آفرينش جان‏داران آب است؛ در مقابل، برخى ديگر از مفسّران مقصود از «ماء» را نطفه دانسته‏اند؛ شايد به اين دليل كه مبدأ آفرينش جان‏داران با آبى جز نطفه مسلّم نيست؛ به ويژه كه در چند آيه، مبدأ آفرينش انسان هم نطفه شناسانده شده: «إِنَّا خَلَقْنَا الْإِنْسانَ مِنْ نُطْفَةٍ أَمْشاجٍ» (انسان/ 76، 2). و در آياتى ديگر، از اين نطفه به «ماء» تعبير شده است: «أَ لَمْ نَخْلُقْكُمْ مِنْ ماءٍ مَهِينٍ‏ آيا شما را از آبى پست نيافريديم؟» (مرسلات/ 77،20). «فَلْيَنْظُرِ الْإِنْسانُ مِمَّ خُلِقَ* خُلِقَ مِنْ ماءٍ دافِقٍ*؛‏ پس آدمى بايد بنگرد كه از چه آفريده شده. از آبى جهنده آفريده شده». (طارق/ 86، 5 و 6). مفسّران مقصود از «كُلَّ شَيْ‏ءٍ حَيٍّ» را هر مخلوق زنده دانسته‏ اند؛ امّا بيش‏تر آنان توضيح نداده ‏اند كه آيا شامل جن، فرشتگان، گياهان و درختان هم مى‏شود يا نه. فخر رازى با استناد به آياتى كه آفرينش جن را از آتش (حجر/ 15، 27) و آفرينش آدم را از خاك دانسته (آل‏عمران/ 3،59) و چند پرنده كه عيسى عليه السلام آن‏ها را از گِل ساخته (مائده/ 5،110) و نيز با توجه به رواياتى كه آفرينش فرشتگان را از نور دانسته، بر آن است كه اين موارد، از عموم آيه پيشين استثنا مى‏شود. وى هم‏چنين در ذيل آيه‏ «وَ اللَّهُ خَلَقَ كُلَّ دَابَّةٍ مِنْ ماءٍ» (نور/ 24، 45) با طرح پرسش پيش‏گفته، سه پاسخ براى آن آورده است:  الف. بهترين پاسخ، سخن قفّال است كه‏ «مِنْ ماءٍ» را صفت براى‏ «كُلَّ دَابَّةٍ» دانسته است، نه متعلّق به‏ «خَلَقَ»؛ بنابراين معناى آيه اين است كه هر جنبنده آفريده شده از آب، مخلوق خدا است. اين پاسخ سخن درستى است؛ ولى ظهور آيه را كه مبدأ آفرينش موجودات زنده آب است، نفى نمى‏كند.  ب. ريشه و سرچشمه همه آفريدگان آب است؛ همان‏گونه كه طبق روايت، اوّل آفريده خداوند آب بود؛ آن‏گاه از آن، آتش، باد و نور را آفريد.  ج. مقصود از «كُلَّ دَابَّةٍ» فقط جنبندگان ساكن بر روى زمين است، نه هر موجود زنده‏اى و از آن‏جا كه جنبندگان روى زمين يا از نطفه آفريده شده‏اند يا بدون آب نمى‏توانند زندگى كنند، آيه از اين اكثر به «همه» تعبير كرده است؛[18] افزون بر اين، برخى مفسّران‏ «كُلَّ شَيْ‏ءٍ حَيٍّ» رامختصّ حيوانات دانسته‏اند؛ امّا در مقابل، برخى با توجّه به اطلاق آن، هر موجود مادّى داراى رشد و نمو را مشمول آن دانسته‏اند؛ خواه حيوان باشد يا گياه و درخت.[19] عده‏اى‏ «جَعَلْنا» را به معناى «خلقنا» گرفته‏اند[20] كه بنابراين احتمال، آيه، مبدأ آفرينش موجودات زنده را آب مى‏داند؛ خواه آب به معناى نطفه يا به طور مطلق باشد. برخى در اين‏باره با استناد به فرضيّه‏هايى كه علم جديد آن را مطرح كرده، مبنى بر اين‏كه اصل حيات ريشه در آب دارد و نخستين موجود يا موجودات زنده به صورت حيوان بسيط تك سلولى از آب و در دريا پديد آمده است، درصدد برآمده‏اند كه آيه را بر اين نظريّه تطبيق دهند.[21] سيدقطب در همين جهت مى‏گويد: آيه‏ «وَ جَعَلْنا مِنَ الْماءِ كُلَّ شَيْ‏ءٍ حَيٍّ» حقيقتى بزرگ را اثبات مى‏كند كه دانشمندان، فهم و اثبات آن را دستاوردى سترگ براى علم قلمداد مى‏كنند و آن اين‏كه نخستين بستر و گهواره حيات، آب است.[22] برخى ديگر «جَعَلْنا» را به معناى «احيينا» دانسته‏اند؛ يعنى ما به هر موجود زنده‏اى با آب، حيات بخشيديم؛[23] بنابراين، آيه به تأثير آب در ادامه حيات موجودات ناظر است، نه فقط به اصل آفرينش آن‏ها. طبرسى اين نظر را درست‏تر دانسته و روايت عيّاشى از امام‏صادق عليه السلام را نقل كرده كه حضرت در پاسخ پرسشى درباره طعم آب، با استناد به همين آيه فرمود: طعم آب، طعم حيات است.[24] برخى نيز با استناد به كشفيات علمى، مبنى بر اين‏كه مهم‏ترين عنصر تشكيل دهنده يك سلول، آب است كه در همه موجودات زنده از حيوان گرفته تا گياهان وجود دارد، هم‏چنين آب در همه فعل و انفعالات درون اجسام زنده، نقش اساسى دارد، آيه را به بيان اين حقيقت علمى ناظر دانسته‏اند.[25] علّامه طباطبايى مى‏نويسد: مسأله ارتباط حيات با آب كه امروزه در ساير بررسى‏هاى علمى جديد روشن شده، معجزه ماندنى قرآن كريم است؛[26] بنابراين به طور كلّى سه نظريّه درباره آيه مطرح شده است: هر موجود زنده‏اى از آب آفريده شده؛ هر موجود زنده‏اى از نطفه آفريده شده؛ حفظ و ادامه حيات هر موجود زنده‏اى به آب وابسته است.     4- نقش آب‏  در زندگی انسان   تأمين غذاى انسان: انسان براى ادامه زندگى  خود، نيازمند غذايى است كه از محصولات كشاورزى چون غلّات، دانه‏ ها، سبزى‏ها، انواع ميوه ‏هاى درختان و نيز از دام و شيلات تشكيل مى‏شود. همان‏گونه كه بشر به دليل نيازمندى به غذا و آب، همواره در طول تاريخ، نقش و تأثير آب را در همه شؤون حيات خود به روشنى احساس مى‏كرده و به آب با ديده اهمّيّت مى‏نگريسته، بخش اعظم آيات مربوط به آب نيز نقش اصلى را در تأمين غذاى انسان به آب‏ داده است. پيام اصلى اين آيات كه بدون استثنا فقط خداوند را تأمين كننده اين آب معرّفى كرده، برشمردن نعمت‏هاى خداوند براى انسان و نشان دادن آيات الهى و قدرت خدا به وى در همه صحنه‏هاى عالم و در لحظه لحظه زندگى او است تا به ايمان به اللّه، توحيد و معاد راهنمايى‏اش كند و احياناً با برشمردن نعمت‏هاى خدا، انسان را به شكر اين نعمت‏ها فراخواند: در اين باره، آيه 22 بقره/2 و 32 ابراهيم/14، پس از بيان نزول آب از آسمان مى‏گويد: خدا با آن آب، انواع ميوه ‏ها را از زمين بيرون آورد تا رزق شما باشد: «وَ أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً فَأَخْرَجَ بِهِ مِنَ الثَّمَراتِ رِزْقاً لَكُمْ». نيز اعراف/ 7، 57. و در آيه 99 انعام/6، همين بيان با تفصيل بيش‏تر ديده مى‏شود: خداوند با آب هر نوع گياهى را روياند؛ آن‏گاه از آن گياه، جوانه‏ اى خارج ساخت كه در آن جوانه، دانه‏هايى بر روى هم چيده شده است و از شكوفه درختان نخل، خوشه‏ هايى نزديك به هم برآورد؛ هم‏چنين با آن آب، باغ هايى از انگور، زيتون و انار كه همانند هم يا غير همانند است، ايجاد كرد: «وَ هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً فَأَخْرَجْنا بِهِ نَباتَ كُلِّ شَيْ‏ءٍ فَأَخْرَجْنا مِنْهُ خَضِراً نُخْرِجُ مِنْهُ حَبًّا مُتَراكِباً وَ مِنَ النَّخْلِ مِنْ طَلْعِها قِنْوانٌ دانِيَةٌ وَ جَنَّاتٍ مِنْ أَعْنابٍ وَ الزَّيْتُونَ وَ الرُّمَّانَ مُشْتَبِهاً وَ غَيْرَ مُتَشابِهٍ». همين مطلب در آيه 11 نحل/16، با اين بيان آمده است: «يُنْبِتُ لَكُمْ بِهِ الزَّرْعَ وَ الزَّيْتُونَ وَ النَّخِيلَ وَ الْأَعْنابَ وَ مِنْ كُلِّ الثَّمَراتِ»؛ جز اين در آيه 27 فاطر/ 35، به ميوه‏هاى رنگارنگ‏ (فَأَخْرَجْنا بِهِ ثَمَراتٍ مُخْتَلِفاً أَلْوانُها) و در آيه 21 زمر/ 39، به زراعت‏هاى رنگارنگ‏ (ثُمَّ يُخْرِجُ بِهِ زَرْعاً مُخْتَلِفاً أَلْوانُهُ) كه رويش همه از آب آسمان است، توجّه داده است. در آيات 25 تا 32 سوره عبس/80، پس از بيان ريزش آب و پيش از ذكر گياهان و انواع ميوه‏ ها، از «حَب» (دانه) ياد شده كه مى‏تواند نشان دهنده اهمّيّت نقش غلّات و دانه‏ها در تغذيه انسان باشد[27]: «أَنَّا صَبَبْنَا الْماءَ صَبًّا* ثُمَّ شَقَقْنَا الْأَرْضَ شَقًّا* فَأَنْبَتْنا فِيها حَبًّا* وَ عِنَباً وَ قَضْباً* وَ زَيْتُوناً وَ نَخْلًا* وَ حَدائِقَ غُلْباً* وَ فاكِهَةً وَ أَبًّا* مَتاعاً لَكُمْ وَ لِأَنْعامِكُمْ». نيز نبأ/ 78، 15 و 16. برخى مفسّران‏ «قَضْباً» در اين آيات را به سبزى‏ها كه در غذاى انسان جاى‏گاهى مهم دارد، تفسير كرده ‏اند.[28] بشر، همواره بخشى از نيازهاى غذايى خود را از طريق دام تأمين مى‏كرده؛ از اين‏رو پرورش دام براى تأمين اين نياز، از اهمّيّت زيادى برخوردار بوده است. قرآن كريم، بر نقش و تأثير آب بر اين نياز انسان، يعنى پرورش دام نيز تأكيد كرده و آن را از نعمت‏هاى الهى به انسان برشمرده است. در همين جهت، آيه 24 يونس/10، رويش گياهان را معلول آبِ نازل شده از آسمان دانسته و از آن در كنار غذاى انسان، خوراك دام شمرده است: «كَماءٍ أَنْزَلْناهُ مِنَ السَّماءِ فَاخْتَلَطَ بِهِ نَباتُ الْأَرْضِ مِمَّا يَأْكُلُ النَّاسُ وَ الْأَنْعامُ». تصريح به اين‏كه گياهان زمين، خوراك «انسان و دام» (انعام=حیوانات اهلی) است و نه سایر حيوانات، با اين‏كه حيوانات بسيارى از آن تغذيه مى‏كنند، نشان مى‏دهد كه اين آيه، در مقام بيان تأثير مستقيم و غير مستقيم آب در تأمين غذاى انسان است. اين معنا در آيات ديگر نيز مورد توجّه است: در آيه 10 نحل/ 16، بخشى از آبِ آسمان را عامل پيدايش گياهانى دانسته كه انسان‏ها دام خود را براى چريدن به ميان آن مى‏برند: «هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً لَكُمْ مِنْهُ شَرابٌ وَ مِنْهُ شَجَرٌ فِيهِ تُسِيمُونَ». و در آیه ای دیگر: «و از آسمان، آبى فرود آورد و به وسيله آن، رستنى‏هاى گوناگون جفت جفت بيرون آورديم. بخوريد و دام‏هايتان را بچرانيد كه به طور قطع در اين‏ها براى خردمندان نشانه‏هايى است»: «وَ أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً فَأَخْرَجْنا بِهِ أَزْواجاً مِنْ نَباتٍ شَتَّى* كُلُوا وَ ارْعَوْا أَنْعامَكُمْ إِنَّ فِي ذلِكَ لَآياتٍ لِأُولِي النُّهى‏.» (طه/ 20، 53 و 54) «اَبّ» در آيه 31 عبس/ 80، نيز به چراگاه تفسير،[29] و در آيه بعد، بهره دام معرّفى شده است: «وَ فاكِهَةً وَ أَبًّا* مَتاعاً لَكُمْ وَ لِأَنْعامِكُمْ». تأكيد بر نقش آب در تأمين خوراك دام در آيات 31 و 33 نازعات/ 79، و 27 سجده/ 32، نيز به چشم مى‏خورد. آب درياها نيز جایگاهى براى پرورش آبزيان دانسته و آب شور و شيرين در اين جهت يك‏سان معرّفى شده است: «وَ ما يَسْتَوِي الْبَحْرانِ هذا عَذْبٌ فُراتٌ سائِغٌ شَرابُهُ وَ هذا مِلْحٌ أُجاجٌ وَ مِنْ كُلٍّ تَأْكُلُونَ لَحْماً طَرِيًّا.» (فاطر/ 35، 12)   رفع تشنگى: پيش‏تر گذشت كه در تفسيرى از آيه‏ «وَ جَعَلْنا مِنَ الْماءِ كُلَّ شَيْ‏ءٍ حَيٍّ»؛ برخى برآنند حيات انسان به آب بستگى دارد كه بخشى از اين نياز را با نوشيدن آن برطرف مى‏كند. خداوند سبحان در مقام امتنان، آشاميدن آب را بر بندگان مباح اعلام كرده است: «كُلُوا وَ اشْرَبُوا مِنْ رِزْقِ اللَّهِ». (بقره/ 2، 60) نيز اعراف/ 7، 31. آياتى از قرآن كريم، ضمن اشاره به اين نياز انسان، خداوند را تأمين‏ كننده آب آشاميدنى براى انسان معرّفى كرده است: «فَأَنْزَلْنا مِنَ السَّماءِ ماءً فَأَسْقَيْناكُمُوهُ». (حجر/ 15، 22) . در آيه 48 و 49 فرقان/ 25، آب با وصف «طهور» آمده و در كنار انسان از دام نيز ياد شده كه اين آب طهور براى آشاميدن آن‏ها مهيا شده است: «وَ أَنْزَلْنا مِنَ السَّماءِ ماءً طَهُوراً* ... وَ نُسْقِيَهُ مِمَّا خَلَقْنا أَنْعاماً وَ أَناسِيَّ كَثِيراً». در اين آيات نيز با اين‏كه همه حيوانات از آب براى آشاميدن استفاده مى‏كنند، فقط از انسان و دام ياد شده و اين شايد از آن جهت است كه آيات گذشته در مقام شمارش نعمت‏هاى خاص خداوند به انسان است. و در آيه 27 مرسلات/ 77 از تأمين آب آشاميدنى گوارا براى انسان كه از كوه‏ها سرچشمه مى‏گيرند، خبر مى‏دهد: «وَ جَعَلْنا فِيها رَواسِيَ شامِخاتٍ وَ أَسْقَيْناكُمْ ماءً فُراتاً». از سوى ديگر مى‏توان نمونه‏اى از جست‏وجو و طلب انسان از آب را در آيه 160 اعراف/ 7، وآیه  60 بقره/ 2، نشان داد: در آيه نخست، قوم موسى از وى آب آشاميدنى مى ‏طلبند: «وَ أَوْحَيْنا إِلى‏ مُوسى‏ إِذِ اسْتَسْقاهُ قَوْمُهُ» و در آيه دوم، موسى از خداوند براى قوم خود آب مى‏طلبد: «وَ إِذِ اسْتَسْقى‏ مُوسى‏ لِقَوْمِهِ»، كه با وحى خداوند، عصاى خود را بر سنگ مى‏زند و با ظاهر شدن دوازده چشمه، آب‏آشاميدنى اسباط بنى‏اسرائيل تأمين مى‏شود. در اين آيات نيز تأكيد و غرض اصلى، شمردن برخى نعمت‏هاى خداوند براى انسان جهت دعوت او به توحيد و بندگى است؛ چنان كه انسان در سوره واقعه/ 56، به تدبّر در آب آشاميدنى‏اش و اين‏كه چه كسى آن را از ابرهاى گران‏بار فرو مى‏فرستد، دعوت و به شكرگزارى آن تشويق يا به دليل ناسپاسى از آن توبيخ شده است.   احياى زمين: يكى از آثار مهم و گسترده آب در زمين كه انسان از منافع مستقيم و غيرمستقيم آن بهره مى‏برد، احياى زمين است كه در بيش از ده آيه بر آن تأكيد شده است: آيه 65 نحل/ 16، مى‏گويد: خداوند از آسمان آب فرود آورد و در پى آن، زمين را پس از مرگ احيا كرد: «وَ اللَّهُ أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً فَأَحْيا بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها». همچنین در آیات فاطر/ 35،9، و بقره/ 2، 164. همين معنا با بيانى ديگر در سوره عنكبوت/ 29، 63، نیز آمده است. در آيه 5 جاثيه/ 45، از آب آسمان به‏ «رِزْقٍ» تعبير شده؛ آن‏گاه به احياى زمين با آن رزق اشاره مى‏كند: «وَ ما أَنْزَلَ اللَّهُ مِنَ السَّماءِ مِنْ رِزْقٍ فَأَحْيا بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها». آيات 48 و 49 فرقان/ 25، نیز هدف از نزول باران را احياى سرزمين مرده دانسته است: «وَ أَنْزَلْنا مِنَ السَّماءِ ماءً طَهُوراً* لِنُحْيِيَ بِهِ بَلْدَةً مَيْتاً». عموم مفسران برآنند كه مقصود از احيا در اين آيات، روييدن گياهان و آبادانى زمين است‏[30] كه از يك طرف با روييدن انواع ميوه‏ ها و خوردنى‏ها، روزى انسان را تأمين مى‏كند و با ايجاد چراگاه‏ها، زمينه ادامه حيات دام‏ها، حيوان‏ها و همه جنبندگان را فراهم مى ‏سازد و از سوى ديگر، با رويش انواع گياهان با رنگ‏ها و بوهاى گوناگون به زمين زيبايى و طراوت مى‏بخشد.[31] احياى زمين كه همواره با سرسبزى و زيبايى طبيعت همراه است، مورد تأكيد آياتى ديگر قرار گرفته؛ به طور مثال در آيه 63 حج/ 22، آمده است: «أَ لَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً فَتُصْبِحُ الْأَرْضُ مُخْضَرَّةً» و نيز از پيدايش انواع گوناگون گياهان با آب باران ياد مى‏كند: «وَ أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً فَأَخْرَجْنا بِهِ أَزْواجاً مِنْ نَباتٍ شَتَّى» (طه/ 20، 53) و اين همه، سبب زيبايى و آراستگى زمين مى‏شود: «كَماءٍ أَنْزَلْناهُ مِنَ السَّماءِ فَاخْتَلَطَ بِهِ نَباتُ الْأَرْضِ‏ ... حَتَّى إِذا أَخَذَتِ الْأَرْضُ زُخْرُفَها وَ ازَّيَّنَتْ» (يونس/ 10، 24)، و براى انسان، بهجت و شادابى به همراه مى‏آورد: «وَ أَنْزَلَ لَكُمْ مِنَ السَّماءِ ماءً فَأَنْبَتْنا بِهِ حَدائِقَ ذاتَ بَهْجَةٍ.» (نمل/ 27، 60) نيز حج/ 22، 5.   وسيله ويرانى و نابودى: آب از جمله نعمت‏هاى الهى به بشر است و وجود آن همواره مايه عمران و آبادانى زمين و نيز عاملى براى توسعه و فراوانى در رزق و انواع نعمت‏ها است؛ امّا گاهى نيز ويرانى‏هايى را به دنبال دارد. آياتى چند به اين نقش آب نيز اشاره مى‏كند: به طور مثال با ويرانى سد «مَأرِب» كه قوم سبأ آن را ميان دو كوه ساخته، از آب انباشته شده در پشت آن براى احياى مزارع و باغ‏هاى خود استفاده مى‏كرد و سرزمينى حاصل‏خيز با انواع نعمت‏ها را پديد آورده بود، آب، تمام مزارع و باغ‏هاى آنان را ويران كرد؛ به طورى كه جز مقدارى اندك درخت سدر و درختانى ديگر با ميوه‏هاى تلخ و بعضى بدون ميوه چيزى باقى نگذاشت‏[32]: «... بَلْدَةٌ طَيِّبَةٌ وَ رَبٌّ غَفُورٌ* فَأَعْرَضُوا فَأَرْسَلْنا عَلَيْهِمْ سَيْلَ الْعَرِمِ وَ بَدَّلْناهُمْ بِجَنَّتَيْهِمْ جَنَّتَيْنِ ذَواتَيْ أُكُلٍ خَمْطٍ وَ أَثْلٍ وَ شَيْ‏ءٍ مِنْ سِدْرٍ قَلِيلٍ.» (سبأ/ 34، 15 و 16).  در پى اين ويرانى، قوم سبأ نيز پراكنده شده، به جاهاى گوناگون كوچ كردند: «فَجَعَلْناهُمْ أَحادِيثَ وَ مَزَّقْناهُمْ كُلَّ مُمَزَّقٍ.» (سبأ/ 34، 19) . نمونه ديگر در داستان نوح ديده مى‏شود كه آب، افزون بر ويرانى، قوم نوح را نيز نابود مى‏كند. نقطه مشترك هر دو داستان آن است كه در هر دو مورد، آب به مثابه يكى از جنود قاهر الهى به اراده و فرمان خداوند عمل مى‏كند: در داستان سبأ به دنبالِ روى‏گردانى مردم سبأ از خداوند و كفر و ناسپاسى نعمت‏هاى الهى، به اراده خداوند، همان آبى كه آن همه نعمت را فرا آورده است، موجب زوال نعمت‏هايشان مى‏شود: «ذلِكَ جَزَيْناهُمْ بِما كَفَرُوا وَ هَلْ نُجازِي إِلَّا الْكَفُورَ.» (سبأ/ 34، 17). و قوم نوح نيز در پى مخالفت با نوح و تكذيب وى، و ظلم و خطاهايشان، مورد غضب الهى قرار گرفتند: «وَ لا تُخاطِبْنِي فِي الَّذِينَ ظَلَمُوا إِنَّهُمْ مُغْرَقُونَ.» (هود/ 11، 37). «مِمَّا خَطِيئاتِهِمْ أُغْرِقُوا» (نوح/ 71، 25). آن‏گاه آسمان به اراده الهى، بارش شديدى را آغاز كرد و از زمين چشمه‏ها جوشيدن گرفت: «فَفَتَحْنا أَبْوابَ السَّماءِ بِماءٍ مُنْهَمِرٍ* وَ فَجَّرْنَا الْأَرْضَ عُيُوناً» (قمر/ 54، 11 و 12) . و به طور كلّى از سطح زمين آب جوشيد[33]: «وَ فارَ التَّنُّورُ» (هود/ 11، 40)، و همه قوم را نابود كرد؛ امّا نوح و كسانى كه به وى ايمان آوردند، در امان ماندند: «فَأَنْجَيْناهُ وَ مَنْ مَعَهُ فِي الْفُلْكِ الْمَشْحُونِ* ثُمَّ أَغْرَقْنا بَعْدُ الْباقِينَ.» (شعراء/ 26، 119 و 120) نيز انبياء/ 21، 77.   طهارت و بهداشت: در قرآن كريم پاكيزگان، محبوب خدا شمرده شده‏ اند: «إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ التَّوَّابِينَ وَ يُحِبُّ الْمُتَطَهِّرِينَ». (بقره/ 2، 222) نيز توبه/ 9، 108.) و اين بدان جهت است كه طهارت و پاكيزگى نزد خدا محبوبيّت دارد؛ از اين‏رو از يك سو در آيات بسيارى مانند: 6 مائده/ 5؛4، و مدثر/ 74؛ و 26 حج/ 22، به طهارت، سفارش شده است؛ چنان‏كه خداوند انسان را به‏گونه‏اى آفريده كه به پاكيزگى ميل دارد (مائده/ 5، 6)، و از سوى ديگر، آب وسيله‏اى براى اين طهارت و تأمين بهداشت معرّفى شده كه خداوند آن را در اختيار بشر قرار داده است: «وَ يُنَزِّلُ عَلَيْكُمْ مِنَ السَّماءِ ماءً لِيُطَهِّرَكُمْ بِهِ.» (انفال/ 8، 11). و در آيه 48 فرقان/ 25، آب با وصف «طهور» آمده است: «وَ أَنْزَلْنا مِنَ السَّماءِ ماءً طَهُوراً»؛ البتّه ساختار واژه طهور و اشتراك آن ميان صيغه‏هاى گوناگون، بحث‏هايى رابه دنبال داشته است؛ امّا استخدام آن در اين آيه، نگرش قرآن‏ به نقش وتأثير آب را در پاكيزگى محيط زندگى كه از نعمت‏هاى خدا بر انسان است، نشان مى‏دهد. برداشت رايج و نسبتاً مشهور از طهور، هم‏چون واژه نَؤوُم (پرخواب) صيغه مبالغه بودن آن است و بر طاهر بودن آب تأكيد و مبالغه مى‏كند.[34] برخى، مبالغه موجود در واژه را اين‏گونه شرح داده‏اند كه طهارت بسيار آب، سبب مى‏شود مطهِّر اشياى ديگر هم بشود؛ يعنى طهارتش به هر چيزى كه با آن بر مى‏خورد، سرايت كند؛[35] امّا زمخشرى اين برداشت را با صيغه طهور كه از فعل لازم گرفته شده و نه متعدى، بى‏ارتباط مى‏داند. وى معتقد است كه طهور، يا صفت به معناى طاهر يا اسم آلت چون وقود (چيزى كه با آن آتش افروخته مى‏شود) و يا وَضوء (چيزى كه با آن وضو گرفته مى‏شود) است؛ بنابراين، طهور به معناى وسيله و ابزار طهارت است.[36] گويا آن‏چه صاحب‏ كشّاف‏ را واداشته تا مبالغه بودن طهور را انكار كند، تفسيرى است كه از مبالغه ارائه شده؛ امّا اگر مبالغه در طهارت به مقايسه ميان آبى كه از آسمان نازل مى‏شود با حالت پيش از بخار شدن و قرار گرفتن آن در جوّ زمين ناظر باشد، مى‏توان آن را صيغه مبالغه هم دانست؛ بنابراين، اشاره دارد به اين‏كه آب باران پديد آمده از تبخير آب‏هاى سطحى زمين به وجود آمده، در نهايتِ خلوص و پاكى است. در اين باره، اين نظريّه نيز مطرح شده كه بخار آب متصاعد شده از زمين، پس از آن‏كه در فضا قرار گرفت، تمام موجودات ذرّه‏بينى و مضرّ آن، بر اثر اشعه ماوراء بنفش و مادون قرمز خورشيد از بين مى‏رود.[37] اين نظريّه ثابت باشد يا نباشد، ترديدى در صفا و زلالى آب باران نيست. ادامه آيه 49 فرقان/25، غرض از نزول آب طهور را احياى سرزمين مرده و فراهم ساختن آب آشاميدنى چارپايان و انسان‏ها معرّفى مى‏كند: «لِنُحْيِيَ بِهِ بَلْدَةً مَيْتاً وَ نُسْقِيَهُ مِمَّا خَلَقْنا أَنْعاماً وَ أَناسِيَّ كَثِيراً». مناسبت ميان پاكيزگى آب و احياى سرزمين‏ها و آشاميدن حيوان و انسان، نقشى فراتر از بهداشت فردى را براى آب ثابت مى‏كند بطوری که شامل بهداشت اجتماعى و تطهير طبيعت و پيرايش محيط از هر نوع آلودگى مضر به آن نيز مى‏شود. برخى قرآن‏پژوهان براى نشان دادن سازگارى آيات قرآن با علم گفته‏اند: آبى كه بر زمين مى‏بارد، افزون بر جلا دادن برگ درختان، ميكروب‏هاى پراكنده در هوا را نيز فرو مى‏ريزد و همين كه در زمين جارى شد، كثافت‏هاى روى زمين را با خود به رودخانه‏ها، درياها يا به داخل زمين فرو مى‏برد؛[38] هم‏چنين آب، حامل حيوانات ذره‏بينى بسيارى است كه آلودگى‏هاى موجود در آن را از ميان مى‏برد.[39] اين موجودات كه با استفاده از اكسيژن، به تصفيه آب مى‏پردازند، هر قدر آب از صفاى بيش‏ترى برخوردار باشد، قدرت بيش‏ترى براى جذب اكسيژن داشته، بهتر مى‏توانند نقش خود را ايفا كنند.[40] از سوى ديگر، آيات قرآن، گستره بيش‏ترى براى طهارت معنوى و بهداشت فردى ارائه مى‏دهد؛ به طور مثال در تشريع برخى عبادات چون نماز، نوعى بهداشت و طهارت با آب به شكلى ويژه و قانونمند شرط شده است. در اين طهارت كه دستور تعبّدى صرف است و بايد با قصد نزديكى به خدا انجام شود، لازم است هر مسلمان هنگام اداى نماز، صورت و دست‏هاى خود را تا آرنج بشويد و سر خود و نيز پاها را تا برآمدگى مسح نماید، و در حالت‏هايى ويژه غسل كند. (مائده/ 5، 6) . بر اساس برخى آرا، نزديكى جنسى مرد با زن نيز پس از انقضاى ايام حيض، پيش از طهارت ممنوع است.[41] (بقره/ 2، 222) در همین راستا مؤمنان، به طهارت لباس: «وَ ثِيابَكَ فَطَهِّرْ» (مدثر/ 74، 4) و تطهير خود پس از قضاى حاجت: «فِيهِ رِجالٌ يُحِبُّونَ أَنْ يَتَطَهَّرُوا وَ اللَّهُ يُحِبُّ الْمُطَّهِّرِينَ» (توبه/ 9، 108)، نيز دستور داده شده‏اند. اين آيه ابتدا در ستايش اهل قُبا كه به شستن خود با آب پس از قضاى حاجت اهتمام مى‏ورزيدند نازل شد؛[42] ولى شيوه برتر را براى همه مسلمانان معرّفى كرد. مجموع اين آيات، بر تأثير معنوى و روحانى تطهير در كنار تأثير ظاهرى تأكيد كرده است. برخى از روايات تاريخى مرتبط با نزول آيه 11 انفال/8، خبرمى‏دهد كه ياران پيامبر در جنگ بدر به دليل جنابت و نيز قرار گرفتن در موقعيّت جنگىِ ضعيف‏تر، و عدم دسترس به چاهاى بدر، به وساوس شيطانى مبتلا شدند و خداوند با نزول باران برآن‏ها، موجب تطهير و آرامش دل‏هاى آنان شد.[43] درباره اين نقش آب، بحث‏هاى ديگرى نيز مطرح شده: از جمله اين‏كه آيا در بين مايعات، نقش پاك‏كنندگى منحصر به آب است؟ آيا پاك‏كنندگى ويژه آب آسمان است؟ آيا حدّى براى آب در پاك‏كنندگى وجود دارد؟ درباره اين پرسش‏ها از سوى مفسّران و فقيهان، پاسخ‏هايى كم و بيش متفاوت ارائه شده است: گويا اشاره دو آيه 48 فرقان/ 25 و 11 انفال/ 8 به آب آسمان، براى برخى صحابه اين توهم را پديد آورد كه پاك كنندگى، ويژه آب آسمان است؛ ازاين رو افرادى چون عبداللّه‏بن‏عمر و عبداللّه بن‏عَمرو با آب دريا وضونمى‏گرفتند؛[44] امّا اين برداشت ازآيه، مورد اقبال هيچ يك از مفسّران و فقيهان قرار نگرفت؛ به ويژه با نقل اين حديث از پيامبر كه درباره آب دريا فرمود: هو الطهور ماؤه؛[45] بنابراين، قيد «آسمان» در اين آيات، هيچ گونه دلالتى بر انحصار پاك كنندگى در آب باران ندارد.[46] بحث جدّى‏تر آن بود كه آيا اين نقش، ويژه آب است يا نه؟ بيش‏تر مفسّران و فقيهان، آن را به آب منحصر دانسته و برآنند كه مايعاتِ ديگر، پاك كننده نيستند.[47] ابن العربى مى‏گويد: اين‏كه خداوند آب را با وصف طهور آورده و بر مسلمانان منّت نهاده كه آب را خود در دسترس بشر قرار داده، بر انحصار نقش مطهّريّت در آب دلالت مى‏كند.[48] در مقابل، نظر غير مشهورى است كه مطلق مايعات را مطهِّر مى‏داند.[49] اطلاق آب در دو آيه گذشته دلالت دارد بر اين‏كه تا وقتى به آن «آب» گفته مى‏شود، مطهِّر اشياى ديگر است. مفسّران و فقيهان با استناد به سنّت پيامبر صلى الله عليه و آله برآنند كه هرگاه رنگ يا بو يا مزه آب بر اثر ملاقات با شى‏ء نجس تغيير كند، خود متنجّس شده، نقش پاك كنندگى‏اش را نيز از دست مى‏دهد؛[50] البتّه درباره آب قليل و كثير و نحوه به كارگيرى آب قليل در پاك كردن اشياى متنجّس، ديدگاه‏هاى متفاوتى از سوى فقيهان بيان شده‏[51] كه تفصيل آن دركتاب‏هاى فقهى موجود است.   درمان: يكى از نقش‏هاى آب در زندگى انسان را مى‏توان درمان برخى بيمارى‏ها دانست كه در آيه 41 و 42 ص/ 38 به اين تأثير اشاره شده است: «وَ اذْكُرْ عَبْدَنا أَيُّوبَ إِذْ نادى‏ رَبَّهُ أَنِّي مَسَّنِيَ الشَّيْطانُ بِنُصْبٍ وَ عَذابٍ* ارْكُضْ بِرِجْلِكَ هذا مُغْتَسَلٌ بارِدٌ وَ شَرابٌ». در اين دو آيه، حال ايّوب پيامبر عليه السلام گزارش شده است كه از رنج و بيمارى خود به پروردگارش شكايت‏ برد كه به او وحى شد: پاى خود را بر زمين بزن؛ چشمه‏اى با آبى خنك پديدار مى‏شود. از آن بنوش و خود را نيز با آن شست‏وشو ده. بدين وسيله بيمارى از جسم و جان ايّوب رخت بربست. در روايتى، بيمارى ايّوب عليه السلام درآمدن دمل در تمام بدنش دانسته شده است.[52] هرچند ظاهر آيه، جوشش آب براى ايّوب را به صورت خارق‏العاده گزارش كرده، اما براساس آيه شايد نتوان تأثير آب يا انواعى خاص از آن را بر درمان برخى بيمارى‏ها انكار كرد. در همین رابطه يكى از مصاديق آيات آشكار و روشن الهى در آيه 97 آل‏عمران/ 3، (فِيهِ آياتٌ بَيِّناتٌ مَقامُ إِبْراهِيمَ)، نيز آب زمزم دانسته شده‏[53] و رواياتى از پيامبر صلى الله عليه و آله و پيشوايان معصوم عليهم السلام با اين مضمون نقل شده كه آب زمزم، موجب شفا و برطرف شدن بيمارى است‏[54] يا اين‏كه آب زمزم به هر نيّتى نوشيده شود، همان اثر را خواهد داد (ماءُ زمزم لِما شُرِبَ لَه): اگر براى شفا نوشيده شود، شفابخش است و اگر براى حفظ خود بنوشد، خدا او را حفظ مى‏كند و اگر براى رفع تشنگى بنوشد، تشنگى او برطرف خواهد شد.[55] رواياتى ديگر نيز از تأثيرهاى سودمند يا مضر براى فراوان نوشيدن، كم نوشيدن آب، نوشيدن آب سرد يا گرم خبر مى‏دهد.[56] اگر درمان را بتوان به معناى گسترده‏ترى گرفت و استفاده از آن‏چه را بر سلامت جسم انسان تأثير ويژه دارد، نوعى درمان به شمار آورد، از آيات ديگرى هم مى‏توان اشاره‏اى به اين نقش آب به دست آورد؛ نظير آيه‏ «وَ نَزَّلْنا مِنَ السَّماءِ ماءً مُبارَكاً» (ق/ 50، 9) كه بر وجود خير و نفع بسيار در آب باران دلالت دارد يا آيه‏ «وَ يُنَزِّلُ عَلَيْكُمْ مِنَ السَّماءِ ماءً لِيُطَهِّرَكُمْ بِهِ وَ يُذْهِبَ عَنْكُمْ رِجْزَ الشَّيْطانِ.» (انفال/ 8، 11). در روايتى از اميرمؤمنان عليه السلام با استناد به همين آيه آمده است: از آب آسمان بنوشيد كه بدن را پاكيزه و بيمارى‏ها را رفع مى‏كند.[57]       5- تأثير تقوا و استغفار بر فراوانى آب   قرآن كريم به طور كلّى بر تأثير امور معنوى بر امور مادّى تأكيد دارد. از يك طرف ايمان و تقوا را موجب افزايش نعمت و از سوى ديگر پاره‏اى گناهان را موجب زوال آن مى‏داند. اين تأثير در روايات به طور مشخّص‏تر تبيين شده است.[58] آيه 96 اعراف/ 7، ضمن اشاره به اين كه اقوامى در گذشته به دليل عدم ايمان و تقوا، و تكذيب رسولان الهى، به سختى‏ها و تنگى‏هايى در زندگى دچار شدند، ايمان و تقوا را عامل بهره‏مندى از بركات آسمان و زمين معرّفى مى‏كند: «وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرى‏ آمَنُوا وَ اتَّقَوْا لَفَتَحْنا عَلَيْهِمْ بَرَكاتٍ مِنَ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ وَ لكِنْ كَذَّبُوا فَأَخَذْناهُمْ‏ بِما كانُوا يَكْسِبُونَ.» (اعراف/ 7، 96) در تفسير مشهورى از این آيه، بركات آسمان به باران و بركات زمين به رويش گياهان كه معلول بارش باران است، تفسير شده؛[59] چنان كه آيه 66 مائده/5، نيز درباره يهود و نصارا مى‏گويد: اگر تورات‏ و انجيل‏ و آن‏چه را از جانب خداوند نازل شده بر پا مى‏داشتند، از نعمت‏هاى بسيارى كه از آسمان (باران) و زمين به آن‏ها روى مى‏آورد، برخوردار مى‏شدند[60]: «وَ لَوْ أَنَّهُمْ أَقامُوا التَّوْراةَ وَ الْإِنْجِيلَ وَ ما أُنْزِلَ إِلَيْهِمْ مِنْ رَبِّهِمْ لَأَكَلُوا مِنْ فَوْقِهِمْ وَ مِنْ تَحْتِ أَرْجُلِهِمْ». آیات 52 هود/ 11 و 10 تا 12 نوح/ 71، كه پيش از اين به آن‏ها اشاره شد نيز بر تأثير استغفار و توبه مردم يك جامعه بر برخوردارى آنان از آبِ فراوان تأكيد دارند كه عامل اصلى نعمت‏هاى فراوان و گوناگون است: «وَ يا قَوْمِ اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ ثُمَّ تُوبُوا إِلَيْهِ يُرْسِلِ السَّماءَ عَلَيْكُمْ مِدْراراً وَ يَزِدْكُمْ قُوَّةً إِلى‏ قُوَّتِكُمْ». همچنین تشريع نماز استسقا(نماز باران) همراه با عمل پيامبر صلى الله عليه و آله در سال ششم هجرى پس از آن‏كه اهل مدينه به دليل خشك‏سالى از وى تقاضاى باران كردند،[61] نیز در جهت اين دو آيه قابل تفسير است.[62] در ذيل آيه 52 سوره هود پس از بيان نزول باران، از افزايش نيرو ياد شده است: «وَ يَزِدْكُمْ قُوَّةً إِلى‏ قُوَّتِكُمْ» كه اين مقارنت مى‏تواند اشاره به تأثير آب بر قدرتمندى باشد. برخى، در تفسير اين آيه گفته‏اند: مراد از «قُوَّةً» نيروى ايمان است كه خداوند وعده داد آن را با نزول باران بر نيروى بدنى و جسمى كه پيش‏تر به قوم هود بخشيده بود، بيفزايد و برخى ديگر گفته‏اند: مقصود از آن، نيروى جسمانى بيش‏تر است؛ امّا علّامه طباطبايى ترجيح داده است كه مراد از «قوة» هر دو نيرو باشد.[63] در همین رابطه آيات 10 تا 12 نوح/71،كه سخن حضرت نوح به قومش را نقل مى‏كند و از نظر سياق و مضمون با آيه هود هماهنگ است، مى‏تواند تفسيرى براى افزايش نيرو باشد: «فَقُلْتُ اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ إِنَّهُ كانَ غَفَّاراً* يُرْسِلِ السَّماءَ عَلَيْكُمْ مِدْراراً* وَ يُمْدِدْكُمْ بِأَمْوالٍ وَ بَنِينَ وَ يَجْعَلْ لَكُمْ جَنَّاتٍ وَ يَجْعَلْ لَكُمْ أَنْهاراً و گفتم از پروردگارتان آمرزش بخواهيد كه او همواره آمرزنده است تا پى‏درپى بر شما باران ببارد و شما را به مال‏ها و پسران يارى كند و به شما بوستان دهد و برايتان جوى‏ها پديد آرد». از جمله آياتى كه بر رابطه ايمان و برخوردارى از آب تأكيد و پاى‏دارى بر ايمان را عامل برخوردارى از آب شناسانده، آيه 16 جن/ 72، است: «و ألو اسْتَقامُوا عَلَى الطَّرِيقَةِ لَأَسْقَيْناهُمْ ماءً غَدَقاً». عموم مفسّران اين آيه را كنايه از توسعه رزق و فراوانى نعمت‏هاى مادّى دانسته‏اند كه به مهيّا كردن عامل اوّلى آن (آب) اشاره كرده است.[64] آيات پيشين چنان كه‏از تأثير ايمان و استغفار بر فراوانى آب خبر مى‏دهد، كفر و برخى گناهان ديگر چون تكذيب رسولان الهى را مانع برخوردارى از نعمت آب مى‏داند. همچنانکه آيات 32 تا 42 كهف/ 18، نيز بر این مطلب تأكيد دارد. اين آيات، مناظره دو فرد همراه‏راگزارش كرده‏كه يكى‏از آن دو، صاحب دوباغ بود كه‏ازانواع خوردنى ها هيچ كم‏نداشت و در لابه‏لاى آن، نهر هاى آب جارى بود و آن‏چه را داشت، جاودانه مى‏پنداشت؛ به طورى كه او را به انكار معاد وا داشته بود؛ امّا همراهش به وى هشدار مى‏داد كه ممكن است خداوند، به سزاى كفرت، آب جارى درآن باغ‏ها رادرزمين فرو برد و تو توان بيرون آوردن آن را نداشته باشى: «أَوْ يُصْبِحَ ماؤُها غَوْراً فَلَنْ تَسْتَطِيعَ لَهُ طَلَباً». (كهف/ 18، 41).     6- آب؛ وسيله آزمايش و امتحان   همچنین در قرآن کریم از «آب» به عنوان وسیله امتحان و آزمایش افراد و جوامع نیز یاد شده است؛ به عنوان نمونه در ادامه آيه 16 جن/72، فراهم كردن آب فراوان را براى كسانى كه در طريق ايمان پاى‏دارى مى‏كنند، زمينه‏اى براى آزمايش آن‏ها قرار داده تا روشن شود كه آيا پس از برخوردارى، خداوند را سپاس مى‏گزارند يا ناسپاسى مى‏كنند: «لَأَسْقَيْناهُمْ ماءً غَدَقاً* لِنَفْتِنَهُمْ فِيهِ». برخى مفسّران گويا به اين دليل كه چگونه ممكن است خداوند، مؤمنانى را كه به پاداش پاى‏دارى‏شان بر ايمان، از آب فراوان برخوردار كرده، آن را وسيله امتحانى سخت براى آن‏ها قرار دهد، تفسير ديگرى از آيه ارائه داده‏اند كه اگر كافران از إنس، و قاسطان از جن بر ستم خويش اصرار ورزيده بودند، خداوند بر اساس سنّت استدراج، آبى فراوان در دسترسشان قرار مى‏داد تا در گستردگى عيش و روزى، گناهان بيش‏ترى را مرتكب شده، دچار عذاب دردناك‏ترى شوند.[65] تفسير سوم از آيه مى‏تواند اين باشد كه لام در «لِنَفْتِنَهُمْ فِيهِ» براى عاقبت است؛ بنابراين، مقصود آيه اين است كه اگر مؤمنانى با پاى‏دارى بر ايمان، از آب فراوان برخوردار شدند، اين برخوردارى خود به خود آنان را به صحنه‏اى ديگر از آزمايش منتهى خواهد كرد كه در آن سپاس‏گزاران از ناسپاسان مشخّص مى‏شوند.[66] همچنین آيه 249 بقره/2، نيز از آزمايش ديگرى با محوريّت آب چنين خبر مى‏دهد: خداوند، گروهى از بنى‏اسرائيل را كه براى مبارزه با جالوت، با طالوت همراه شده بودند، در ميان راه و پيش از مواجهه با جالوت، با نهرى از آب آزمود و فقط به كسانى براى همراهى با طالوت اجازه داد كه بيش از يك مشت آب ننوشند. ادامه آيه خبر مى‏دهد كه فقط عدّه كمى از آنان با اراده قوى خود در اين آزمون موفّق بودند[67]: «فَلَمَّا فَصَلَ طالُوتُ بِالْجُنُودِ قالَ إِنَّ اللَّهَ مُبْتَلِيكُمْ بِنَهَرٍ فَمَنْ شَرِبَ مِنْهُ فَلَيْسَ مِنِّي وَ مَنْ لَمْ يَطْعَمْهُ فَإِنَّهُ مِنِّي إِلَّا مَنِ اغْتَرَفَ غُرْفَةً بِيَدِهِ فَشَرِبُوا مِنْهُ إِلَّا قَلِيلًا».   7-  منشا و منبع تأمين آب   بيش از 29 آيه از قرآن کریم، آسمان را منبع نزول و تأمين آب مورد نياز انسان و ساكنان روى زمين معرّفى كرده است: «أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً» (بقره/ 2، 22؛ انعام/ 6، 99؛ رعد/ 13، 17 و ...). در اين آيات و بسيارى از آيات ديگر، فرو فرستادن آب از آسمان با واژه‏هاى «أنزلنا» يا «نزّلنا» بيان شده است كه واژه اخير بر فراوانى نزول آب دلالت مى‏كند؛ ولى در آيه 25 عبس/80، تعبير «ريختن»‏ (صَبَبْنَا) به‏كار رفته است: «أَنَّا صَبَبْنَا الْماءَ صَبًّا». در آيه 11 قمر/54، كه فرو فرستادن آب را براى عذاب و غرق شدن قوم نوح حكايت مى‏كند، گونه تعبير با آيات پيشين متفاوت است و از گشودن درهاى آسمان با آبى فراوان و پى در پى سخن رفته است: «فَفَتَحْنا أَبْوابَ السَّماءِ بِماءٍ مُنْهَمِرٍ». نكته برجسته و تأكيد شده در تمام اين آيات، اين است كه «خداوند  آب را از آسمان» فرو مى‏فرستد. در آيه 69 واقعه/56، توان فرو فرستادن آب از انسان نفى شده و فقط به خداوند اختصاص يافته است: «أَ أَنْتُمْ أَنْزَلْتُمُوهُ مِنَ الْمُزْنِ أَمْ نَحْنُ الْمُنْزِلُونَ». در باره مقصود از «سماء»، تفاسيرى كم و بيش گوناگون از سوى مفسران ارائه شده است: برخى گفته‏اند: باران، آبى است كه از زير عرش خدا بيرون آمده، از آسمانى به آسمانِ پايين‏تر فرو مى‏ريزد تا به آسمان دنيا مى‏رسد و در محلى به نام «ايرم» جمع مى‏شود؛ آن‏گاه ابرهاى سياه به طرف آن رفته، از آن سيراب مى‏شوند؛ سپس خداوند آن را به هر كجا كه مى‏خواهد مى‏فرستد.[68] عكرمه گفته است: آب از آسمان هفتم بر روى ابرها فرو مى‏ريزد كه هر قطره آن به اندازه يك شتر است.[69] از حسن بصرى پرسيده شد كه باران از آسمان است يا ابر؟ پاسخ داد: از آسمان است و ابر، عَلَمى است كه آب از آسمان بر آن فرو مى‏ريزد. نظير اين تفسير از سدّى نيز نقل شده است.[70] ريشه اين نوع تفسير از آيات را كه امروزه قابل اثبات نيست مى‏توان در روايات اسرائيلى مشاهده كرد؛ چنان‏كه از كعب نقل شده است: ابر، غربال باران است و اگر هنگام نزول آب از آسمان ابر نمى‏بود، آب همه آن‏چه را كه روى زمين بود، از بين مى‏بُرد.[71] وهب‏بن منبه گفته است كه نمى‏دانم باران، قطره‏اى است كه از آسمان بر ابر فرو ريخته يا در خود ابر ايجادشده است.[72] از ميان مفسّرانِ متأخّر، فخررازى (م. 606) در اين باره يك‏سان نظر نداده است. وى در تفسير آيه 164 بقره/2، ابتدا سه احتمال درباره مبدأ نزول آب را بيان كرده است: 1. آسمان؛ 2. ابر؛ 3. بر اثر حرارت خورشيد بخار آب از سطح زمين برخاسته، به طبقات سرد جوّ مى‏رسد و پس از پيوستن به يك‏ديگر به صورت قطره‏هاى باران فرو مى‏ريزد. آن‏گاه خود با استناد به ظاهر آيه، نظر نخست را برگزيده است.[73] وى هم‏چنين در ذيل آيه 99 انعام/6، سه نظر پيشين را نقل كرده؛ بدون آن‏كه يكى از آن‏ها را ترجيح دهد؛ هر چند نظر جُبّايى را كه مبدأ نزول آب را آسمان مى‏دانسته، به صورت مشروح و همراه با ادلّه‏اش بيان مى‏كند. از مهم‏ترين ادلّه جبّايى، اين است كه ظاهر آيات، بر نزول آب از آسمان دلالت دارد و هيچ دليلى محال بودن آن را اثبات نكرده است.[74] فخررازى برخلاف نظر اوّلش در ذيل آيه 32 ابراهيم/ 14، مى‏گويد: درباره مبدأ نزول باران دو رأى است: 1. مقصود از سماء ابر است و آب از آن نازل مى‏شود؛ 2. آب از خود آسمان نازل مى‏شود؛ ولى اين نظر بعيد است؛ زيرا گاهى اتّفاق مى‏افتد كه كسى در دامنه كوه قرار دارد و نزول باران را مشاهده مى‏كند؛ ولى همين كه بر فراز قله كوه مى‏رود، ابر را پايين‏تر از قلّه مى‏بيند و در آن جا نشانى از باران نيست؛[75] با اين حال، فخر معتقد است: نظر فيلسوفان درباره نزول آب كه منشأ آن را ابرهاى تشكيل شده از بخارهاى متصاعد از زمين مى‏دانند، درست نيست؛ زيرا مستلزم نفى فاعل مختار، و قديم شمردن عالم است.[76] عدّه‏اى ديگر از مفسّران با توجّه به كاربرد واژه «سماء» در معناى ابر كه ميان عرب رايج بوده،[77] معتقدند كه باران ازابر فرود مى‏آيد، نه آسمان؛[78] امّا پاره‏اى از مفسّران، «سماء» را به معناى حقيقى خودش (جهت بالا) دانسته‏اند؛[79] يعنى مقصود از سماء، كاربرد عرفى آن یعنی فضا است كه بر زمين محيط است و بيننده آن را هم‏چون قبّه‏اى آبى رنگ مى‏بيند؛[80] چنان‏كه حديث پيش‏گفته امام‏سجاد عليه السلام به همين معنا تصريح دارد. ابرهاى آسمان از آب‏هاى سطحى زمين به ويژه درياها كه بر اثر حرارت خورشيد تبخير شده، تشكيل مى‏شود؛ امّا قرآن كريم درياها را منبع تأمين آب مورد نياز مردم معرّفى نكرده؛ بااين كه در 40 آيه، از درياها ياد شده است. آن‏چه در يادكرد نام درياها برجسته‏تر مى‏نمايد، تسخيرآب درياها براى انسان است تا در آن‏ها، كشتى براند و روزى به دست آورد: «اللَّهُ الَّذِي سَخَّرَ لَكُمُ الْبَحْرَ لِتَجْرِيَ الْفُلْكُ فِيهِ بِأَمْرِهِ.» (جاثيه/ 45، 12). مفسران معاصر، آيه 11 طارق/ 86، (وَ السَّماءِ ذاتِ الرَّجْعِ) را با توجّه به معناى رجع (بازگرداندن) اشاره به اين دانسته‏اند كه سرچشمه آب باران، آب‏هاى زمينى به ويژه آب‏ درياها است؛[81] به هر حال در بخشى از اين آيات، آب نازل شده از آسمان با صفت ويژه‏اى همراه شده كه از بار معنايى خاصّى متناسب و مرتبط با مجموعه آيات برخوردار است: به طور مثال در آيه 48 فرقان/ 25، با وصف «طهور» آمده و در آيه 9 ق/ 50، «مبارك» (داراى خير و نفع فراوان)[82] خوانده شده است: «وَ نَزَّلْنا مِنَ السَّماءِ ماءً مُبارَكاً» و در آيه 14 نبأ/ 78، با صفت «ثجّاج» (زياد)[83] همراه است: «وَ أَنْزَلْنا مِنَ الْمُعْصِراتِ ماءً ثَجَّاجاً». «بقدر» صفت ديگرى است كه در آيه 18 مؤمنون/ 23 و  در آیه 11 زخرف/ 43، به آن اشاره شده است: «وَ أَنْزَلْنا مِنَ السَّماءِ ماءً بِقَدَرٍ»؛ يعنى آب را به اندازه معين و متناوب‏[84] يا به اندازه نياز مردم يا به اندازه‏اى كه به آنان سود رساند و زيان‏بار نباشد،[85] به زمين فرو فرستاديم. تفسيرى از ابن‏مسعود درباره «قَدَر» نقل شده كه مى‏گويد: ميزان نزول باران از آسمان در سال‏هاى گوناگون‏ برابر است؛ امّا اين‏كه اين باران‏ها در كجا ببارد، آن را تقدير الهى مشخّص مى‏كند.[86] برخى نيز مقصود از قدر را تقدير الهى گرفته، برآنند كه نزول باران از آسمان به همان اندازه‏اى است كه خداوند براساس حكمت و تدبير خود مقدّر كرده است؛ بدون آن‏كه قطره‏اى كم يا زياد شود.[87]         8-  نقش کوهها در ذخیره سازی آب   «كوه‏ها» نيز از مخازن آبند كه افزون بر تأثير در نزول آب از آسمان، نقش مهم‏ترى نيز در ذخيره‏سازى آن دارند كه به تدريج، آب مورد نياز بشر را از طريق نهرها، رودها و يا چشمه‏ها تأمين مى‏كنند.[88] در آيه 3 رعد/13، از آفرينش كوه‏ها و در پى آن، ايجاد رودها به دست خداوند خبر داده شده است: «وَ هُوَ الَّذِي مَدَّ الْأَرْضَ وَ جَعَلَ فِيها رَواسِيَ وَ أَنْهاراً». آيه 27 مرسلات/ 77، نيز به روشنى مى‏گويد: ما در زمين كوه‏هاى سر به فلك كشيده پديد آورديم و براى شما آب شيرين و گوارا فراهم ساختيم: «وَ جَعَلْنا فِيها رَواسِيَ شامِخاتٍ وَ أَسْقَيْناكُمْ ماءً فُراتاً». برخى مفسّران بر آنند كه نكره بودن‏ «ماءً فُراتاً» در سياق امتنان، دلالت دارد بر اين‏كه همه آب‏هاى شيرين موجود در زمين از آسمان است و ذكر آن پس از ذكر ايجاد كوه‏ها در زمين، از نقش و تأثير كوه‏ها در پيدايش رودهاى كوچك و بزرگ و تأمين آب گوارا براى انسان خبر مى‏دهد.[89] آنان با توجّه به پژوهش‏هاى علمى بر اين باورند كه بخار آب به صورت ابر در مى‏آيد و هنگام رسيدن به طبقات سرد جَو پس از سرد و متراكم شدن، به باران و برف تبديل مى‏شود و مهم‏ترين عاملِ سرد شدن جو و نزول باران، قلّه‏هاى كوه‏ها و بادهايند و آيه پيشين به همين معنا اشاره دارد.[90] همچنین در آيه 15 نحل/16، نيز از كوه‏ها در كنار نهرها ياد شده است: «وَ أَلْقى‏ فِي الْأَرْضِ رَواسِيَ أَنْ تَمِيدَ بِكُمْ وَ أَنْهاراً». كوه‏ها نه تنها در تأمين دائم آب آشاميدنى براى انسان نقش اساسى دارند، بلكه آب مورد نياز انواع درختان و گياهان را نيز تأمين مى‏كنند. آيه 7 ق/50، كه در آن از رويش گياهان پس از ايجاد كوه‏ها در زمين، سخن رفته، به اين حقيقت اشاره دارد: «وَ الْأَرْضَ مَدَدْناها وَ أَلْقَيْنا فِيها رَواسِيَ وَ أَنْبَتْنا فِيها مِنْ كُلِّ زَوْجٍ بَهِيجٍ». آيه 18 مؤمنون/ 23، نیز از اسكان و ذخيره‏سازى آبِ نازل شده از آسمان در زمين خبر مى‏دهد: «وَ أَنْزَلْنا مِنَ السَّماءِ ماءً بِقَدَرٍ فَأَسْكَنَّاهُ فِي الْأَرْضِ» كه در يك تفسير از آيه، مقصود از اسكان آب، برف‏هاى انباشته شده بر فراز قله‏هاى كوه‏ها دانسته شده‏[91] كه به تدريج ذوب شده، با سرازير شدن به دامنه كوه‏ها، آب مورد نياز در تمام فصل‏هاى سال را در اختيار اهل زمين قرار مى‏دهد. تفسير مشهورترى از اسكان آب در زمين، مقصود از آن را ذخيره شدن آب‏هاى باران در درون زمين مى‏داند.[92] حديثى از امام باقر عليه السلام نيز به هر دو تفسير از اسكان آب اشاره دارد. اين حديث مى‏گويد: مراد از آن، نهرها، چشمه‏ها و چاه‏ها است.[93] به جز اين، آيه، زمين را مخزنى ديگر براى آب باران دانسته است. آيه 21 زمر/39، نيز به منابع زيرزمينى آب اشاره كرده و يكى از نعمت‏هاى خداوند را نزول آب از آسمان و فرو بردن آرام و تدريجى در زمين و هدايت آن به سوى چشمه‏ها دانسته است: «أَ لَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً فَسَلَكَهُ يَنابِيعَ فِي الْأَرْضِ». براساس اين آيه، منشأ اصلى آب‏هاى زيرزمينى آبى است كه از آسمان نازل شده‏[94] و پس از نزول، بخشى از آن در نهرها و رودها جارى مى‏شود و اين آيه از بخش ديگر آن خبر مى‏دهد كه از راه منافذ زمين به درون آن فرو مى‏رود؛ آن‏گاه آبى كه در مناطق مرتفع در زمين فرو رفته، اغلب از طريق چشمه‏ها به سطح زمين مى‏آيد و بخشى كه در دشت‏ها و مناطق پست، در زمين فرو مى‏رود، از طريق كندن چاه، قابل دست‏يابى است.[95] از ديگر آيات در اين باره، آيه 22 حجر/15، است كه به آب‏هاى ذخيره شده در زيرزمين نيز اشاره دارد: «فَأَنْزَلْنا مِنَ السَّماءِ ماءً فَأَسْقَيْناكُمُوهُ وَ ما أَنْتُمْ لَهُ بِخازِنِينَ». اين آيه مى‏گويد: خداوند از آسمان براى شما آب فراهم كرد؛ در حالى كه شما پيش از نزول و پس از آن، حافظ و نگه‏دارنده آن نبوديد؛ بلكه فقط خداوند است كه آب را براى شما نگه‏دارى مى‏كند؛ سپس‏ به اندازه نياز از طريق چشمه‏ها و از دل زمين بيرون مى‏آورد.[96] «چاه و چشمه»، دو راه دست‏يابى به آب‏هاى زيرزمينى است كه در آياتى، از آن دو نام برده شده است: از چاه، جز چند مورد به طور مثال در آيه 19 يوسف/12 و آیه 23 قصص/28، در ماجراى حكايت اقوامى از گذشتگان ياد نشده كه در ضمن، اشاره‏اى به تاريخچه استفاده از آب چاه نيز هست. امّا چشمه، افزون بر اين‏كه در آيات بيش‏ترى از آن ياد شده، يكى از نعمت‏هاى الهى به انسان نيز دانسته شده است. (يس/ 36، 34؛ شعراء/ 26، 133 و 134 و ...) . درباره آب چشمه، از يك سو، جوشش آن از زمين را به خدا نسبت داده (همان آيات) و از سوى ديگر، آيه 30 ملك/ 67، ناتوانى انسان را از استخراج آب از زمين اعمّ از چشمه و چاه به مردم يادآورى و فقط خدا را توانا بر آن معرّفى مى‏كند:  «قُلْ أَ رَأَيْتُمْ إِنْ أَصْبَحَ ماؤُكُمْ غَوْراً فَمَنْ يَأْتِيكُمْ بِماءٍ مَعِينٍ».   9- تشبيه وتمثيل به آب   درچندآيه از قرآن کریم، حقايقى‏معنوى ‏و غير محسوس، به آب و برخى از آثار آن در طبيعت تشبيه شده است: در آيه 24 يونس/10، زندگى دنيا به آبى تشبيه شده كه خدا از آسمان فرو مى‏فرستد وسبب رويش گياهان‏گوناگون ‏و سرسبزى و خرّمى شده، زمين به اوج زيبايى و آراستگى مى‏رسد و به اهل زمين، حالت اطمينانى دست مى‏دهد كه قادرند از آن بهره گيرند؛ ولى پس از چندى، آن گياهان به خشكى مى‏گرايد و درو مى‏شود؛ به طورى كه گويا ديروز خبرى از آن زيبايى نبوده است: «إِنَّما مَثَلُ الْحَياةِ الدُّنْيا كَماءٍ أَنْزَلْناهُ مِنَ السَّماءِ فَاخْتَلَطَ بِهِ نَباتُ الْأَرْضِ مِمَّا يَأْكُلُ النَّاسُ وَ الْأَنْعامُ حَتَّى إِذا أَخَذَتِ الْأَرْضُ زُخْرُفَها وَ ازَّيَّنَتْ وَ ظَنَّ أَهْلُها أَنَّهُمْ قادِرُونَ عَلَيْها أَتاها أَمْرُنا لَيْلًا أَوْ نَهاراً فَجَعَلْناها حَصِيداً كَأَنْ لَمْ تَغْنَ بِالْأَمْسِ». همين تشبيه درآيه 45 كهف/18، نيزديده مى‏شود و درآيه 20 حديد/57، گسترده‏تر و با بيانى ديگر آمده است: دراين آيه براى زندگى‏دنيا پنج ويژگى يا حالت يا پنج مرحله‏ بيان شده‏است: بازى، سرگرمى، تجمّل‏گرايى، فخرفروشى و افزون‏طلبى در دارايى‏ها و فرزندان؛ آن‏گاه به بارانى كه سبب رويش گياهان متنوّع مى‏شود و كشاورزان را به شگفتى وا مى‏دارد، تشبيه شده است. در اين سه آيه كه از نوع تشبيه تمثيلى است، وجه شباهت بين زندگانى دنيا و نزول آب از آسمان با تأثيرهاى بعدى‏اش اين است كه هر دو به سرعت سپرى مى‏شوند؛[97] از اين رو اين آيات انسان را از فريفته شدن به ظواهر لذّت‏بخش و زودگذر زندگى دنيا بازمى‏دارد: «وَ مَا الْحَياةُ الدُّنْيا إِلَّا مَتاعُ الْغُرُورِ.»* در آيات متعدّدى، چگونگى زنده شدن دوباره مردم پس از مرگ و برانگيخته شدن از قبرها، با اجمال به چگونگى رويش گياهان از زمين در پى‏ نزول آب از آسمان تشبيه شده است‏[98]: «حَتَّى إِذا أَقَلَّتْ سَحاباً ثِقالًا سُقْناهُ لِبَلَدٍ مَيِّتٍ فَأَنْزَلْنا بِهِ الْماءَ فَأَخْرَجْنا بِهِ مِنْ كُلِّ الثَّمَراتِ كَذلِكَ نُخْرِجُ الْمَوْتى‏ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ». (اعراف/ 7، 57). و آیات: فاطر/ 35، 9؛ زخرف/ 43، 11؛ ق/ 50، 11. در آيه 17 رعد/13، «حق» به آب و در مقابل، «باطل» به كف روى آب تشبيه شده است: «أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً فَسالَتْ أَوْدِيَةٌ بِقَدَرِها فَاحْتَمَلَ السَّيْلُ زَبَداً رابِياً ... كَذلِكَ يَضْرِبُ اللَّهُ الْحَقَّ وَ الْباطِلَ». ادامه آيه مى‏گويد: كف روى آب ماندگار نيست؛ امّا آب كه سودمند است، در زمين ماندگار است و خداوند چنين روشن مثال مى‏زند كه حق به دليل سودمندى‏اش ماندگار است و باطل از ميان مى‏رود: «فَأَمَّا الزَّبَدُ فَيَذْهَبُ جُفاءً وَ أَمَّا ما يَنْفَعُ النَّاسَ فَيَمْكُثُ فِي الْأَرْضِ كَذلِكَ يَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثالَ». ابن‏عبّاس، در روايتى آب را تمثيلى از عمل صالح دانسته كه براى صاحبش باقى مى‏ماند و كف روى آب را تمثيلى از عمل سوء دانسته كه ماندگار نيست.[99] همو در نقل ديگرى، آب و كف در آيه پيشين را تمثيلى از يقين و شك دانسته است. او مى‏گويد: همان‏گونه كه وادى‏ها، به قدر گنجايش خود، آب فرو آمده از آسمان را در خود جاى مى‏دهند، دل‏ها نيز به قدر استعداد خود از يقين، و شك برخوردار مى‏شوند؛ آن‏گاه يقين سبب سودمندى عمل مى‏شود و عمل با شك سودى نمى‏دهد و همان‏گونه كه كف روى آب از ميان مى‏رود، خداوند شك را وامى‏نهد و يقين را چون آبى كه ماندگار است، مى‏پذيرد.[100] برخى ديگر از مفسّران «حق» در اين آيه را قرآن عظيم دانسته‏اند كه از جانب قدس ربوبى بر دل‏هاى خالى از آن با استعدادهاى گوناگون فيضان يافته است و مى‏يابد و هركس به قدر استعداد خود در جهت زندگى دنيا و آخرت از آن بهره مى‏برد؛[101] علّامه طباطبايى در جلد 3 الميزان‏ ذيل آيه 7 آل‏عمران/ 3 مطلب دقيقى دارد كه قابل استفاده است. افزون بر اين موارد، در رواياتى از برخى امامان معصوم عليهم السلام نقل شده كه آب به معناى فراتر از معناى اوّلى و ظاهرى‏اش تأويل برده شده است؛ براى مثال در ذيل آيه 30 ملك/67، كه مى‏گويد: به من خبر دهيد اگر آب‏هاى شما در زمين فرو رود، چه كسى مى‏تواند آب جارى و گوارا را در دسترس شما قرار دهد: «قُلْ أَ رَأَيْتُمْ إِنْ أَصْبَحَ ماؤُكُمْ غَوْراً فَمَنْ يَأْتِيكُمْ بِماءٍ مَعِينٍ». در رواياتى از امام‏باقر و امام‏صادق عليهما السلام «ماء» بر امام تطبيق داده شده و آمده است كه اگر امامِ شما از دست رفت، چه كسى امام جديدى براى شما مى‏آورد؟[102] در روايت ديگرى از امام‏رضا عليه السلام آب در اين آيه، به علم امام تفسير شده است. امام فرمود: امامان، درها و راه‏هاى شما به سوى معرفت الهى و نزديكى به خدايند و مقصود از «ماؤكم» در اين آيه، همين راه‏ها است كه ائمه‏اند و مراد از: «فَمَنْ يَأْتِيكُمْ بِماءٍ مَعِينٍ» اين است كه چه كسى علم امام را براى شما مى‏آورد.[103] مورد ديگر در ذيل آيه 16 جن/72، گزارش شده است: «و ألو اسْتَقامُوا عَلَى الطَّرِيقَةِ لَأَسْقَيْناهُمْ ماءً غَدَقاً». آب بسيار در اين آيه، به علم فراوان تفسير شده كه خداوند، آن را در دسترس مردم قرار داده است و مردم آن را از امامان فرا مى‏گيرند: لأفدناهم علماً كثيراً يتعلّمونه من الائمّة.[104] در روايت ديگرى به ايمان تفسير شده است.[105]   10- آب در آخرت   آياتى چنداز وجود آب در آخرت به صورت چشمه‏ها (انسان/ 76، 6؛ مطففين/ 83، 28) و نوشيدنى‏ها (ص/ 38،51؛ انسان/ 76،21) خبر مى‏دهد كه بندگان ويژه خداوند و اهل‏بهشت از آن مى‏نوشند. وصف آب در اين آيات، آن را فراتر از آب دنيا و با ويژگى‏هايى برتر از آن مى‏شناساند. آيه 15 محمّد/47، از وجود چهار نوع نهر در بهشت خبر مى‏دهد كه به پرهيزگاران وعده داده شده و يك نوع آن، نهرهايى از آب است كه بدبو نمى‏شود: «فِيها أَنْهارٌ مِنْ ماءٍ غَيْرِ آسِنٍ». آيه 31 واقعه/56، از آبِ هميشه جارى براى بهشتيان كه هرگز قطع نمى‏شود، خبر مى‏دهد: «وَ ماءٍ مَسْكُوبٍ». مفسّرانى چون قرطبى، اين نكته را مطرح كرده‏اند كه موقعيّت جغرافيايى جزيرةالعرب با بيابان‏هاى سوزان و كم آب به طورى كه اغلب با طناب و دلو از اعماق زمين آب به دست مى‏آوردند (يا از آب‏هاى مانده و بدبو استفاده مى‏كردند) و كمبود نهرهاى جارى در ميان آن‏ها سبب شده كه خداوند، نهرهاى پرآب در بهشت را به آن‏ها وعده دهد؛[106] امّا نبايد غفلت كرد كه وجود چشمه‏ها و نهرهاى پرآب، فى نفسه براى هر انسانى حتى آنان كه در پرآب‏ترين مناطق به سر مى‏برند، فرح‏انگيز و نعمتى بس بزرگ به شمار مى‏آيد. از سوى ديگر، آب يكى از نوشيدنى‏هاى اهل دوزخ نيز شمرده شده است؛ امّا اين آب گاه به جوشان (حميم) وصف شده است كه هنگام تشنگى اهل‏جهنّم به آن‏ها داده مى‏شود؛ آن‏گاه اندرونشان را پاره پاره مى‏كند: «وَ سُقُوا ماءً حَمِيماً فَقَطَّعَ أَمْعاءَهُمْ.» (محمد/ 47، 15). نيز آيات 70 انعام/ 6؛ 4 يونس/ 10. وگاه به صديد (چركابه) «ماءٍ صَدِيدٍ» (ابراهيم/ 14، 16) و گاه به فلز گداخته‏اى تشبيه شده كه اگر ظالمان در جهنم آب بطلبند، آبى چون فلز گداخته به آنان داده مى‏شود كه صورت‏هايشان را بريان خواهد كرد: «وَ إِنْ يَسْتَغِيثُوا يُغاثُوا بِماءٍ كَالْمُهْلِ يَشْوِي الْوُجُوهَ.» (كهف/ 18، 29). آيه 50 اعراف/7، نيز از تقاضاى‏ اهل‏دوزخ خبر داده كه از اهل‏بهشت مى‏خواهند مقدارى آب بر آنان فرو ريزند و پاسخ مى‏شنوند كه خداوند آن آب را بر كافران حرام كرده است: «وَ نادى‏ أَصْحابُ النَّارِ أَصْحابَ الْجَنَّةِ أَنْ أَفِيضُوا عَلَيْنا مِنَ الْماءِ أَوْ مِمَّا رَزَقَكُمُ اللَّهُ قالُوا إِنَّ اللَّهَ حَرَّمَهُما عَلَى الْكافِرِينَ». ...................................................................................................... منابع: احكام‏القرآن، ابن‏العربى؛ احكام القرآن، جصاص؛ ادوار فقه؛ اسرارالكون فى‏القرآن؛ الاشارات العلميه فى الآيات الكونيّه؛ بحارالانوار؛ البحرالمحيط؛ البداية والنهايه؛ التبيان فى تفسير القرآن؛ تفسيرالقرآن الكريم، ملاصدرا؛ تعليقات ملاعلى نورى؛ تفسيرالآيات الكونيّه؛ تفسير التحرير والتنوير؛ تفسير الصافى؛ التفسيرالعلمى للآيات الكونيّه؛ تفسيرالقرآن العظيم، ابن‏كثير؛ تفسير القمى؛ التفسيرالكبير؛ تفسير نورالثقلين؛ التمهيد فى علوم‏القرآن؛ التنقيح فى شرح العروة الوثقى؛ جامع‏البيان عن تأويل آى‏القرآن؛ الجامع لأحكام القرآن، قرطبى؛ الدّرّالمنثور فى‏التفسير بالمأثور؛ الركام المزنى و الظواهرالجوّيّه؛ روح‏المعانى فى تفسير القرآن العظيم؛ روض‏الجنان و روح‏الجنان؛ سنن ابن‏ماجه؛ شرح فصوص الحكم، قيصرى؛ فرهنگ جهاد؛ فقه القرآن، راوندى؛ فى ظلال القرآن؛ الكافى؛ كتاب الخصال؛ الكشّاف؛ كشف‏الاسرار و عدّةالابرار؛ كنزالعرفان؛ كنزالعمّال؛ لسان‏العرب؛ مجمع‏البيان فى تفسير القرآن؛ مطهّرات در اسلام؛ مع آيات‏اللّه فى كتاب‏اللّه؛ معانى‏الأخبار؛ المعجم‏المفهرس؛ معجم مقاييس‏اللغه؛ مفردات الفاظ القرآن؛ من علوم الأرض القرآنيّه؛ الميزان فى تفسير القرآن؛ وسائل‏الشيعه. سيد محمود دشتى‏ ......................................................................................... دايرة المعارف قرآن كريم    ج‏1 ؛  ص: 35-58 چاپ: 3، 1382.ش.   استخراج و ویرایش مجدد: علیرضا فراهانی منش مرکز تحقیقات کشاورزی ، منابع طبیعی و محیط زیست اسلامی 1398 .................................................................................. پاورقی [1] . من علوم الأرض القرآنيه، ص 103 [2] . المعجم المفهرس، ص 377 [3] . تفسير الآيات الكونيّه، ص 60 و 61 [4] . مفردات، ص 101،« آيه» [5] . فى‏ظلال، ج 4، ص 1857 [6] . التفسير الكبير، ج 17، ص 187 [7] . ابن‏كثير، ج 2، ص 453؛ الدرّالمنثور، ج 4، ص 403 [8] . التفسيرالكبير، ج 17، ص 187 [9] . مجمع‏البيان، ج 5، ص 218؛ التفسير الكبير، ج 17، ص 187 [10] . الميزان، ج 10، ص 151 [11] . التفسير الكبير، ج 17، ص 187 [12] . شرح فصوص قيصرى، ص 991 [13] . فرهنگ جهاد، ش 3 و 4، ص 108 [14] . تفسير ملاصدرا،( تعليقات ملاعلى نورى)، ج 1، ص 497 [15] . الاشارات العلمية فى الآيات الكونيّه، ص 22؛ التمهيد، ج 6، ص 32 [16] . الكافى، ج 8، ص 94؛ بحارالانوار، ج 54، ص 97 [17] . معانى‏الاخبار، ج 1، ص 67 [18] . التفسير الكبير، ج 24، ص 16 [19] . مجمع‏البيان، ج 7، ص 72؛ التفسير الكبير، ج 22، ص 164 [20] . الكشّاف، ج 3، ص 113؛ قرطبى، ج 11، ص 188 [21] . التمهيد، ج 6، ص 33 و 34 [22] . فى‏ظلال، ج 4، ص 2376 [23] . مجمع‏البيان، ج 7، ص 72؛ قرطبى، ج 11، ص 188 [24] . مجمع‏البيان، ج 7، ص 72 [25] . الركام المزنى، ص 206 [26] . الميزان، ج 14، ص 279 [27] . مجمع‏البيان، ج 10، ص 668؛ الميزان، ج 20، ص 209 [28] . قرطبى، ج 19، ص 144 [29] . الكشّاف، ج 4، ص 704 [30] . مجمع‏البيان، ج 2، ص 450 و ج 6، ص 569 وج 8، ص 484؛ الميزان، ج 15، ص 226 [31] . التفسير الكبير، ج 4، ص 223 و 224 [32] . البداية و النهايه، ج 2، ص 125 [33] . مجمع‏البيان، ج 5، ص 247؛ البداية و النهاية، ج 1، ص 111؛ الدرّالمنثور، ج 4، ص 422 [34] . البحرالمحيط، ج 8، ص 115 [35] . احكام‏القرآن، جصاص، ج 3، ص 492؛ احكام‏القرآن، ابن‏العربى، ج 3، ص 1416؛ قرطبى، ج 13، ص 28 [36] . الكشّاف، ج 3، ص 284؛ قرطبى، ج 13، ص 29 [37] . من علوم الأرض القرآنيّه، ص 93 [38] . مطهرات در اسلام، ص 22 [39] . مطهرات در اسلام، ص 23 و 25 [40] . همان، ص 24 [41] . قرطبى، ج 3، ص 59 [42] . جامع‏البيان، مج 7، ج 11، ص 40- 43؛ الدرّ المنثور، ج 4، ص 289- 291 [43] . ابن كثير، ج 2، ص 304؛ مجمع البيان، ج 4، ص 808؛ كنز العرفان، ج 1، ص 41 [44] . قرطبى، ج 13، ص 36 [45] . همان [46] . التنقيح فى شرح عروةالوثقى، ج 1، ص 23 [47] . قرطبى، ج 13، ص 35؛ التفسير الكبير، ج 24، ص 98 [48] . احكام‏القرآن، ابن‏العربى، ج 3، ص 1421 [49] . فقه القرآن، راوندى، ج 1، ص 62 [50] . قرطبى، ج 13، ص 30؛ وسائل، ج 1، ص 137- 141 [51] . قرطبى، ج 13، ص 33- 35؛ التفسير الكبير، ج 24، ص 94 [52] . نورالثقلين، ج 4، ص 464 [53] . مجمع‏البيان، ج 2، ص 798؛ قرطبى، ج 4، ص 90 [54] . بحارالانوار، ج 59، ص 286 [55] . سنن ابن‏ماجه، ج 2، ص 1018؛ بحارالانوار، ج 60، ص 45 [56] . بحارالانوار، ج 63، ص 445- 481 [57] . همان، ص 453؛ الخصال، ص 636 [58] . الكافى، ج 2، ص 268- 275 [59] . مجمع‏البيان، ج 4، ص 698 [60] . مجمع‏البيان، ج 4، ص 341 [61] . ادوار فقه، ج 1، ص 307 [62] . كنزالعمال، ج 8، ص 435 [63] . الميزان، ج 10، ص 299 و 300 [64] . مجمع‏البيان، ج 10 ص 559؛ الدرالمنثور، ج 8، ص 305 [65] . الكشاف، ج 4 ص 629؛ مجمع البيان، ج 10، ص 560 [66] . مجمع البيان، ج 10، ص 560 [67] . فى ظلال، ج 1، ص 268 [68] . الدرّالمنثور، ج 1، ص 86 [69] . همان [70] . همان، ج 3، ص 477 [71] . الدرّالمنثور، ج 1، ص 86 [72] . الدّرالمنثور، ج 1، ص 86 [73] . التفسير الكبير، ج 4، ص 223 [74] . همان، ج 13، ص 105- 107 [75] . التفسير الكبير، ج 19، ص 126 و ج 29، ص 36 [76] . همان، ج 4، ص 223 و ج 19، ص 176؛ الكشّاف، ج 1، ص 83 [77] . مقاييس، ج 3، ص 98،« سمو»؛ لسان‏العرب، ج 6، ص 378 و 379،« سما» [78] . مجمع‏البيان، ج 1، ص 155؛ ابن‏كثير، ج 1، ص 60؛ روح‏المعانى، مج 1، ج 1، ص 302 [79] . التبيان، ج 1، ص 101؛ قرطبى، ج 1، ص 151؛ روح‏المعانى، مج 1، ج 1، ص 302 [80] . التحريروالتنوير، ج 1، ص 331؛ الميزان، ج 15، ص 23 [81] . اسرار الكون فى القرآن، ص 112 [82] . الكشّاف، ج 4، ص 381 [83] . الكشاف، ج 4، ص 686 [84] . التحريروالتنوير، ج 18، ص 29 [85] . الكشّاف، ج 3، ص 179؛ روض‏الجنان، ج 14، ص 14؛ ابن‏كثير، ج 3، ص 253 [86] . كشف‏الاسرار، ج 6، ص 430 [87] . الميزان، ج 15، ص 23 [88] . الميزان، ج 20، ص 153 [89] . الاشارات العلميه فى الآيات الكونيّه، ص 88 [90] . التفسير العلمى للآيات الكونيّه، ص 380 [91] . الكشّاف، ج 3، ص 180 [92] . مجمع‏البيان، ج 7، ص 162؛ قرطبى، ج 12، ص 75 [93] . قمى، ج 2، ص 91 [94] . من علوم الأرض القرآنيّه، ص 105 [95] . التفسير العلمى للآيات الكونيّه، ص 111- 117 [96] . مجمع‏البيان، ج 6، ص 513؛ الركام المزنى، ص 39؛ فرهنگ جهاد، ش 7 و 8، ص 175 [97] . الكشّاف، ج 2، ص 340 [98] . التحرير و التنوير، ج 8، بخش دوم، ص 183؛ مع آيات اللّه، ص 299 [99] . الدرّالمنثور، ج 4، ص 633 [100] . الدرّالمنثور، ج 4، ص 632 [101] . روح‏المعانى، مج 8، ج 13، ص 189؛ التفسير الكبير، ج 19، ص 35؛ الدرالمنثور، ج 4، ص 635 [102] . الكافى، ج 1، ص 339؛ قمى، ج 2، ص 397؛ الصافى، ج 5، ص 205 و 206 [103] . الصافى، ج 5، ص 205 [104] . همان، ص 236 [105] . الكافى، ج 1، ص 220؛ الصافى، ج 5، ص 236 [106] . قرطبى، ج 17، ص 136

مصرف بهينه منابع طبيعي و زيست محيطي از ديدگاه قرآن

بسم الله الرحمن الرحیم    مصرف بهينه منابع طبيعي و زيست محيطي از ديدگاه قرآن   زارع علي اكبر دانشجوی دوره خاکشناسی دانشگاه صنعتی اصفهان آرام هاشم دانش آموخته ارشد خاکشناسی دانشگاه زنجان تجرد مجدالدين امام جماعت قدمگاه حضرت ابوالفضل -علیه السلام - شیراز . . متن کامل مقاله (pdf)  . چکیده:  آيات متعددي در قرآن کريم دلالت بر مصرف کردن در هر زمينه به اعتدال آورده شده است. آز آنجا که در سوره مبارکه مومنون آيه 51 مي فرمايد بخوريد و بياشاميد ولي اسراف نکنيد... ................................................................................................. همايش ملي رهيافت هاي علوم كشاورزي در پرتو قرآن - دانشگاه كشاورزي و منابع طبيعي رامين خوزستان 1394

باران در قرآن و روایات

بسم الله الرحمن الرحیم  باران در قرآن و روایات   یکی از واژه‌هایی که در قرآن و روایات به آن پرداخته شده باران می‌باشد، در قرآن واژه باران با عبارت‌های مختلفی بیان شده است. فهرست مندرجات: ۱ - تعابیر دیگر باران در قرآن ۲ - اهمیت باران ۳ - چگونگی پیدایش باران در قرآن ۴ - سازگاری نظریات مفسرین با نظریات علوم طبیعی ۵ - باران در روایات ۶ - فهرست منابع ۷ - پانویس ۸ - منبع . تعابیر مختلف باران در قرآن در قرآن «مَطَر» و هم ریشه‌های آن پانزده بار، «غیث» و هم‌ریشه‌های آن شش بار، «وابل» به معنای باران درشت و سنگین دوبار و «طَلّ» به معنای باران سبک و کم یک بار، «وَدْق» به معنای باران مستمر دوبار، «صَیِّب» به معنای باران یا ابر باران زا یک بار، «ماء» بیش از سی بار، و نیز سحاب بیش از شش بار، «مُزْن» به معنای ابر یا ابر باران زا یا ابر سفید یک بار و «مُعصِرات» به معنای بادهای برانگیزاننده ابر (الرّیاح التّی تثیرالسحاب) یا ابر یک بار می‌باشد. به مناسبت بحث از باران به کار رفته است. «الحیاء» به معنای بارانی که زمین را زنده می‌کند نیز در حدیث نبوی[۱] ذکر شده است.[۲][۳][۴][۵] کاربرد قرآنی مطر جز در آیه ۱۰۲ سوره نساء و آیه ۲۴ سوره احقاف جنبه منفی دارد و در آیات حاوی آن، از باران‌های زیانبار و هلاک کننده و سنگباران‌های آسمانی سخن رفته است، همچنانکه برای باران‌های سودبخش کلمه غیث به کار رفته است. شماری از لغت شناسان و مفسّران نیز نوشته‌اند که غیث به باران سودمند یا بارانی که در پی کم آبی می‌بارد گفته می‌شود، امّا مطر نام عامّ باران است و برای باران‌های مفید کمتر به کار می‌رود[۶][۷][۸][۹][۱۰] اهمیت باران در آیات قرآن به نقش باران در زنده کردن زمین (فَیُحْیی به الاَ رضَ بَعْدَ موتِها)،[۱۱] روزی رساندن به انسان‌ها از طریق رویاندن گیاهان (فأَخرجَ به مِنَ الثَّمراتِ رزقاً لَکُم)،[۱۲] فراهم آوردن آب آشامیدنی (منهُ شرابٌ)،۱۳] پاک کنندگی (وَ أنْزَلْنا مِنَ السّماءِ ماءً طَهوراً)[۱۴] و برکت زا بودن (وَ نَزَّلنا مِنَ السّماءِ ماءً مُبارَکاً)[۱۵] اشاره شده است. همچنین قرآن باران را نعمتی خداداد و نشانی از قدرت خدا معرّفی کرده و بارها منکران خدا و معاد را به توجّه به این آیه فرا خوانده است (أَمَّنْ خَلَقَ السَّمو'اتِ والاَرضَ و أَنْزَلَ لَکُم مِن السَّماءِ ماءً).[۱۶] چگونگی پیدایش باران در قرآن قرآن درباره منشأ و چگونگی پدید آمدن باران بصراحت سخن نگفته و فقط در آیات مختلف به جایی که باران از آن‌جا فرو می‌بارد اشاره می‌کند. بنابر ظاهرِ بیشتر این آیات، باران از آسمان فرو می‌بارد[۱۷][۱۸][۱۹][۲۰] «مزن»[۲۱]«مُعصرات»[۲۲]و «سحاب»[۲۳][۲۴][۲۵][۲۶]نیز مبدأ باران اند. کوه‌هایی هم در آسمان هستند که تگرگ از آن‌ها می‌بارد.[۲۷] نظر مفسّران در توضیح این آیات یکسان نیست طبری (متوفی ۳۱۰) و شیخ طوسی (متوفی ۴۶۰) در تفسیر بیش‌تر آیات، همان ظاهر الفاظ را پذیرفته و آسمان را مبدأ باران دانسته اند. مثلاً طبری در تفسیر آیات ۲۲ و ۱۶۴ بقره، ۹۹ انعام، ۵۷ اعراف، ۵ و ۶۳ حج می‌نویسد که باران از آسمان می‌بارد و در توضیح آیه ۱۸ سوره مؤمنون همین بیان را از ابن جُرَیج نقل میکند (ماءً هو مِنَ السّماء). امّا از بیان او در تفسیر آیه ۴۸ فرقان و نیز از آنچه در تفسیر آیه ۴۳ نور از عَمرو بن عُبید لیثی نقل کرده[۲۸] برمی‌آید که ابرها منشأ باران‌اند و منظور از «سماء» همان «سحاب» است. شیخ طوسی نیز در مواضع مختلف التبیان (مثلاً ذیل «وأَنْزَلن'ا مِنَ السّماءَ ماءً» و تعبیرات مشابه) آسمان را مبدأ باران (لانَّ السّماءَ ابتداءُ الاءنزالِ بِالْمَطَر) می‌داند[۲۹] و یک بار این نظر را که مراد از «سماء» در آیات باران همان «سحاب» است، نه در مقام قبول، آورده است.[۳۰] توضیح طبری و طوسی درباره کوه‌های تگرگ (و ینزّل مِن السَّماءِ مِنْ جبالٍ فیها مِنْ بَرَدٍ)، که در حقیقت نقل قول فرّاء، متوفی ۲۰۷[۳۱] است، نشان می‌دهد که نظر غالب نزد بیش‌تر مفسران[۳۲][۳۳] آن بوده که باران منشأ آسمانی دارد. زمخشری (متوفی ۵۳۷) نیز در تفسیر آیه ۴۳ نور، همان سخن فرّاء را آورده و در تفسیر آیه ۲۱ زمر و ۱۴ نبأ (المُعْصِرات)، ضمن نقل چند احتمال از مفسران قدیم، مانند قتاده و مجاهد، توضیحاتی می‌دهد که التزام او را به دیدگاه مشهور مفسران اثبات می‌کند[۳۴[۳۵][۳۶] طبرسی (متوفی ۵۴۸)، هر چند گاهی مبدأ باران را آسمان معرفی می‌کند،[۳۷] در توضیح بیش‌تر آیات، مقصود از «سماء» را «سحاب» می‌داند و، از آن بالاتر، به نظریّه طبیعت شناسان، که ابر را حاصل بخارات متصاعد از زمین می‌دانند، اشاره و از علی بن عیسی رمّانی (۲۹۶ـ۳۸۴) نقل می‌کند که گرچه این نظریه قطعی نیست، دلیل عقلی و سمعی بر ردّ آن نداریم[۳۸][۳۹]۴۰] بیضاوی نیز «سماء» را در آیات راجع به باران به ابرها یا فلک یا عوامل آسمانی تبخیرکننده اجزای مرطوب زمین تفسیر می‌کند؛ ولی معتقد است که، بنابر ظواهر آیات قرآن، باران از آسمان به ابرها و از آن‌جا به زمین فرو می‌بارد[۴۱] در میان مفسران بیش از همه فخررازی (متوفی ۶۰۶) در تبیین مقصود آیات باران کوشیده است. به عقیده او طبق آیات قرآن، خدا باران را در آسمان می‌آفریند، سپس آن را بر ابرها و از آن‌جا بر زمین فرو می‌باراند[۴۲][۴۳][۴۴][۴۵][۴۶] به گفته او ابوعلی جُبّائی نیز همین نظر را داشته و تأویل آیات قرآن را برخلاف ظاهر آن‌ها فقط در صورتی جایز می‌شمرده است که بر امتناع نزول باران از آسمان دلیل اقامه شود.[۴۷] به عقیده فخررازی، اثبات این امتناع فقط با نفی فاعل مختاربودن خدا و اثبات قدم عالم ممکن است. او همچنین بر کسانی که منظور از «سماء» را «سحاب» و در حقیقت حاصل تبخیر بخشی از آب‌های درون زمین و دریاها[۴۸] می‌دانند خرده می‌گیرد و دلیلی بر تأویل نصّ قرآن نمی‌بیند[۴۹] با این‌همه، در تفسیر آیه ۳۲ ابراهیم همین نظر را به دلیل مشاهدات خارجی پذیرفته و نزاع را در مسئله بیفایده خوانده است.[۵۰] مجلسی در تفسیر آیات باران غالباً نظر رازی را با تلقی مثبت نقل، و دوگانگی دیدگاه تفسیری او را در این باره یادآوری کرده است.[۵۱] برای فهم درست دیدگاه مفسران قدیم درباره باران، باید پدیده‌های ابر ، باد ، رعد و برق و آسمان از دیدگاه قرآن بررسی شوند. سازگاری نظریات مفسرین با نظریات علوم طبیعی مفسران قرن اخیر بیش‌تر به تفسیر آیات قرآن بر اساس نظریه معروف علوم طبیعی گرایش دارند. در تفسیر المنار،[۵۲] از کسانی که منبع باران را در آسمان می‌دانند شدیداً انتقاد و تصریح شده است که تعبیرات موجز قرآن، خصوصاً آیه ۴۸ روم، دقیقاً با دیدگاه‌های علوم طبیعی سازگار است. در این تفسیر، ضمن بیان چگونگی تبخیر آب‌های زمین، توضیح داده شده است که پدیده باران از امور حسّی است و به استدلال نقلی یا عقلی نیاز ندارد. در حقیقت، انکارناپذیر بودن این واقعیّت از نظر مؤلف سبب رها کردن ظاهر آیات قرآن و کوشش بر تطبیق آن‌ها با نظریه‌های علمی شده است. طنطاوی بن جوهری «سماء» را کنایه از ابرها دانسته و تکوّن باران را مطابق نظریه مشهور طبیعی توضیح می‌دهد.[۵۳][۵۴][۵۵] طباطبایی نیز در تبیین آیات باران همین نظر را برگزیده و دیدگاه قدما را، که آسمان را کره‌ای ناقص و محیط بر کره زمین می‌دانستند، با استناد به نظریات علمی جدید نفی می‌کند. بنابر توضیح او، آیه ۲۲ سوره حجر به این نکته که آب‌های زمین به باران تبدیل می‌شود اشاره دارد. او همچنین تعبیر کوه‌های تگرگ را کنایه از زیادی و تراکم و «سماء» را اشاره به لحاظ علّو می‌داند.[۵۶][۵۷][۵۸] آلوسی، بر خلاف معاصران خود، ترجیح می‌دهد که همان قول مشهور مفسران پیشین را بپذیرد و دلیل قاطع بر نفی آن نمی‌بیند، هر چند قول دانشمندان علوم طبیعی را نقل و به سازگاری آن با ظاهر آیات قرآن اشاره می‌کند.[۵۹][۶۰] مهدی بازرگان در بخش اوّل باد و باران در قرآن به توضیح علمی پدیده‌های جوّی، اقسام باد و ابر و باران و پیوند این سه پدیده با یکدیگر می‌پردازد و در بخش دوم به استناد برخی از واژه‌های موجود در آیات قرآن و نیز با توجه به سیاق عبارات قرآن از نظر تقدیم و تأخیر مطالب، می‌کوشد تا انطباق مقصود این آیات را بر نظریات و اکتشافات جدید علمی اثبات کند. مثلاً در بیش‌تر آیات راجع به این موضوع، به مقدمه و شرط بودن بادها برای تشکیل ابر توجه شده است،[۶۱] یا تعبیرات «تصریف الرّیاح»،[۶۲] «تُثیر»،[۶۳] «اَقلَّتْ»،[۶۴]«لَواقح»[۶۵]و «معصرات»[۶۶] برای باد و ابر به کار رفته که بر نظرگاه‌های علمی گوینده سخن دلالت دارد. حتّی در برخی آیات، نکاتی مطرح شده که تشخیص آن‌ها فقط با مشاهدات و اکتشافات علمی ممکن است. از جمله در آیات ۱۹ بقره، ۱۳ رعد، ۴۰ و ۴۳ نور از مقارنات و مشخصات توفانهای شدید رگباری سخن به میان آمده است و در آیه ۴۳ نور (جبالٍ فیها من بَرَدٍ) به ابرهای متشکّل و مستور از سوزن‌های یخ اشاره شده است، همچنانکه در برخی از نوشته‌های علمی اخیر نیز از این ابرها به «کوههای ابر» و «کوه‌هایی از برف» تعبیر شده است. به عقیده بازرگان، این نکته، با توجه به آن‌که سرزمین عربستان کمتر از بیش‌تر نقاط دنیا توفان و بوران و رگبار دارد[۶۷] و بشر بعد از اختراع هواپیما و امکان پروازهای بلند به وجود این ابرها پی برده، حایز اهمیّت است. نویسنده همچنین از ترکیب مضامین دو آیه ۴۸ روم و ۴۳ نور، خصوصاً به قرینه واژه‌های به کار رفته در آن دو، مراحل تشکیل ابرها و باران‌های جبهه‌ای (الگوی بِیرکناس) را نشان می‌دهد. اهمیت و مداخله هوای پیرامون زمین در پدید آمدن آثار جوّی در پژوهش‌های علمی دهه‌های اخیر مورد توجه قرار گرفته است. نویسنده کتاب، هر چند در آیات قرآن اشاره صریح به این مطلب نیافته است، احتمال می‌دهد که نسبت دادن منشأ باران و توفان به آسمان از آن دریافت علمی ناشی باشد.[۶۸] این نکته نیز در آغاز کتاب[۶۹]یادآوری شده است که قرآن طبعاً در مقام تدوین اصول و قوانین فیزیک یا هواشناسی نیست. موریس بوکای نیز در بحث اشارات علمی قرآن به بررسی برخی از آیات که در آن‌ها از باران یادشده و تعبیرات موجود در آن‌ها از قبیل «أَرْسَلْنا الرِیاحَ لَواقِحَ» (بادها را در حالیکه بارور کننده اند، روانه کردیم) پرداخته و بر تفاوت آشکار این مضامین با دیدگاه علمی رایج در روزگار نزول قرآن تأکید کرده و هماهنگی آن‌ها را با یافته‌های علمی امروز می‌پذیرد. باران در روایات در احادیث، علاوه بر دعا برای نزول باران و توصیه‌های علمی راجع به باران،[۷۰] مسایل طبیعی باران نیز مطرح شده است. بیشتر این قبیل روایات را مجلسی در بحارالانوار، «کتاب السماء و العالم»، باب «السحاب و المطر و الشهاب» گرد آورده است.[۷۱] از این روایات نمی‌توان دیدگاه روشن و قطعی حاصل کرد. بنابر برخی از آن‌ها دریایی در زیر عرش[۷۲] هست که به اراده و مشیّت خدا باران (یا تگرگ) از آن به طبقات آسمان فرو می‌بارد تا به نزدیکترین آسمان (السّماء الدنیا) و از آن‌جا به ابرها می‌رسد؛ آنگاه ابرها، که غربال باران اند، آن را به قطرات تبدیل می‌کنند (یا تگرگ را ذوب می‌کنند) و اگر ابرها نباشند، زمین بر اثر فرو ریختن یکباره باران ویران می‌شود.[۷۳][۷۴][۷۵][۷۶]در عوض، روایت دیگری هست که، طبق آن، ابرها در کنار آب‌های دریا جای دارند و باران بر اثر بالا رفتن و فشرده شدن آن‌ها به وسیله باد پدید می‌آید.[۷۷][۷۸] علیّ بن ابراهیم قمی، در تفسیر آیه ۴۳ نور، همین نظر را برگزیده و مهدی بازرگان نیز همین حدیث و چند حدیث دیگر را در تأیید برداشت‌های خود آورده است[۷۹] امّا مجلسی بیش‌تر به نظر اوّل تمایل دارد و وجود کوه‌های تگرگ را در آسمان به دلیل ظواهر اخبار پذیرفته و مدّعی است که دلیل قاطع بر نفی آن در دست نیست.[۸۰] او گزارش شاهدانی را که در قلّه کوه‌های بلند نه ابر و نه باران و نه آب می‌دیده‌اند اما همزمان در سطح زمین باران می‌باریده است نفی نمی‌کند[۸۱] و برای سازش دادن میان این مشاهدات و ظاهر احادیث احتمالی می‌دهد، از جمله آن‌که باران از دو منبع فراهم می‌شود: یکی از آسمان و دیگری از بخار آبهای زمین.[۸۲] همچنین امکان تأویل اخبار را بر اساس نظریات فلسفی (به معنای عامّ کلمه) مطرح می‌کند.[۸۳] از نکات دیگری که در روایات به چشم می‌خورد باید به نسبت برق و ریزش باران،[۸۴] تفاوت ابرهای سیاه و سفید از نظر نوع باران[۸۵]  و پدید آمدن لؤلؤ بر اثر قرار گرفتن آب باران در دل صدف‌‌های دریا[۸۶] اشاره کرد. دعا برای نزول باران، خصوصاً در شرایط بی آبی در متون حدیثی سفارش شده و احکام نماز باران در کتب فقهی آمده است. .................................................................................................................................... فهرست منابع (۱) علاوه بر قرآن. (۲) محمود بن عبدالله آلوسی، روح المعانی، قاهره ۱۹۶۴، چاپ افست بیروت. (۳) ابن بابویه، معانی الاخبار، قم ۱۳۶۱ ش. (۴) ابن حجر عسقلانی، فتح الباری بشرح صحیح البخاری، بیروت ۱۴۰۲. (۵) ابن فارس، معجم مقاییس اللغة، چاپ عبدالسلام هارون، قم ۱۴۰۴. (۶) ابن منظور، لسان العرب، بیروت ۱۹۵۵ـ۱۹۵۶. (۷) مهدی بازرگان، باد و باران در قرآن، قم ۱۳۴۴ ش. (۸) محمد بن اسماعیل بخاری، صحیح البخاری، استانبول ۱۴۰۱. (۹) عبدالله بن عمر بیضاوی، انوارالتنزیل، در مجمع التفاسیر، استانبول ۱۴۰۴. (۱۰) عبدالملک بن محمد ثعالبی، فقه اللغة و سرّالعربیة، دمشق ۱۹۸۹. (۱۱) محمدرشید رضا، المنار فی تفسیر القرآن، مصر ۱۳۷۳. (۱۲) محمود بن عمر زمخشری، الفائق فی غریب الحدیث، چاپ علی محمد بجاوی و محمد ابوالفضل ابراهیم، قاهره ۱۹۴۵ ـ ۱۹۴۸. (۱۳) محمود بن عمر زمخشری، الکشّاف، قاهره ۱۳۷۳. (۱۴) محمد حسین طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، بیروت ۱۳۹۳ ـ ۱۳۹۴. (۱۵) فضل بن حسن طبرسی، مجمع البیان، چاپ عارف زین، صیدا ۱۳۳۳ ـ ۱۳۵۶. (۱۶) محمدبن جریر طبری، جامع البیان فی تفسیر القرآن، قاهره ۱۳۲۸، چاپ افست بیروت. (۱۷) طنطاوی بن جوهری، الجواهر فی تفسیر القرآن الکریم، بیروت (بی تا). (۱۸) محمد بن حسن طوسی، التبیان فی تفسیر القرآن، نجف ۱۹۵۷، چاپ افست بیروت. (۱۹) محمد بن عمر فخررازی، التفسیر الکبیر، تهران ۱۳۶۳ش. (۲۰) یحیی بن زیاد فرّاء، معانی القرآن، چاپ احمد یوسف نجاتی و محمد علی نجّار، چاپ افست تهران ۱۳۶۰ ش. (۲۱) محمد بن احمد قرطبی، الجامع لاِ َحکام القرآن، قاهره ۱۹۶۷. (۲۲) محمد باقر بن محمد تقی مجلسی، بحارالانوار، بیروت ۱۴۰۳؛ پانویس   ۱. ↑ ابن بابویه، معانی الاخبار، ج۱، ص۳۱۹ ۳۲۰، قم ۱۳۶۱ ش.     ۲. ↑ ابن منظور، لسان العرب، ذیل واژه‌ها، بیروت ۱۹۵۵۱۹۵۶.     ۳. ↑ ابن فارس، معجم مقاییس اللغة، ذیل واژه‌ها، چاپ عبدالسلام هارون، قم ۱۴۰۴. ۴. ↑ عبدالملک بن محمد ثعالبی، فقه اللغة و سرّالعربیة، ج۱، ص۲۷۹ ـ ۲۸۴، دمشق ۱۹۸۹. ۵. ↑ محمودبن عمر زمخشری، الفائق فی غریب الحدیث، ج۱، ص۳۴۱، چاپ علی محمد بجاوی و محمد ابوالفضل ابراهیم، قاهره ۱۹۴۵ ـ ۱۹۴۸. ۶. ↑ محمد بن اسماعیل بخاری، صحیح البخاری، ج۵، ص۱۹۹، استانبول ۱۴۰۱. ۷. ↑ ابن حجر عسقلانی، فتح الباری بشرح صحیح البخاری، ج۸، ص۲۴۸، بیروت ۱۴۰۲. ۸. ↑ عبدالله بن عمر بیضاوی، انوارالتنزیل، ج۵، ص۴۱۱، در مجمع التفاسیر، استانبول ۱۴۰۴. ۹. ↑ فضل بن حسن طبرسی، مجمع البیان، ج۵، ص۳۱، چاپ عارف زین، صیدا ۱۳۳۳ ـ ۱۳۵۶. ۱۰. ↑ محمد بن احمد قرطبی، الجامع لاِ َحکام القرآن، ج۱۶، ص۲۸ـ۲۹، قاهره ۱۹۶۷. ۱۱. ↑ روم/سوره۳۰، آیه۲۴.     ۱۲. ↑ بقره/سوره۲، آیه۲۲.     ۱۳. ↑ نحل/سوره۱۶، آیه۱۰.     ۱۴. ↑ فرقان/سوره۲۵، آیه۴۸.     ۱۵. ↑ ق/سوره۵۰، آیه۹.     ۱۶. ↑ نمل/سوره۲۷، آیه۶۰.     ۱۷. ↑ قمر/سوره۵۴، آیه۱۱.     ۱۸. ↑ انعام/سوره۶، آیه۶.     ۱۹. ↑ هود/سوره۱۱، آیه۵۲.     ۲۰. ↑ نوح/سوره۷۱، آیه۱۱.     ۲۱. ↑ واقعه/سوره۵۶، آیه۶۹.     ۲۲. ↑ نبأ/سوره۷۸، آیه۱۴.     ۲۳. ↑ نور/سوره۲۴، آیه۴۳.     ۲۴. ↑ اعراف/سوره۷، آیه۵۷.     ۲۵. ↑ فاطر/سوره۳۵، آیه۹.     ۲۶. ↑ روم/سوره۳۰، آیه۴۸.     ۲۷. ↑ نور/سوره۲۴، آیه۴۳.     ۲۸. ↑ محمد بن جریر طبری، جامع البیان فی تفسیر القرآن،، ج۱۸، ص ۱۱۸، قاهره ۱۳۲۸، چاپ افست بیروت. ۲۹. ↑ محمدبن حسن طوسی، التبیان فی تفسیر القرآن، ج۷، ص۳۹۵، نجف ۱۹۵۷، چاپ افست بیروت. ۳۰. ↑ محمد بن حسن طوسی، التبیان فی تفسیر القرآن، ج۷، ص۳۹۵، نجف ۱۹۵۷، چاپ افست بیروت. ۳۱. ↑ یحیی بن زیاد فرّاء، معانی القرآن، ج۲، ص۲۵۶ـ۲۵۷، چاپ احمد یوسف نجاتی و محمد علی نجّار، چاپ افست تهران ۱۳۶۰ ش. ۳۲. ↑ محمود بن عبدالله آلوسی، روح المعانی، ج۱۸، ص۱۹۱، قاهره ۱۹۶۴، چاپ افست بیروت. ۳۳. ↑ محمدبن عمر فخررازی، التفسیر الکبیر، ج۲۳، ص۸۸، تهران ۱۳۶۳ش. ۳۴. ↑ محمود بن عمر زمخشری، الکشّاف، ج۳، ص۲۴۶، قاهره ۱۳۷۳. ۳۵. ↑ محمود بن عمر زمخشری، الکشّاف، ج۴، ص۱۲۲، قاهره ۱۳۷۳. ۳۶. ↑ محمود بن عمر زمخشری، الکشّاف، ج۴، ص۶۸۲، قاهره ۱۳۷۳. ۳۷. ↑ فضل بن حسن طبرسی، مجمع البیان، ج۷، ص۲۵۵، چاپ عارف زین، صیدا ۱۳۳۳ ۱۳۵۶.     ۳۸. ↑ فضل بن حسن طبرسی، مجمع البیان، ج۱، ص۶۱، چاپ عارف زین، صیدا ۱۳۳۳ ـ ۱۳۵۶. ۳۹. ↑ فضل بن حسن طبرسی، مجمع البیان، ج۱، ص۲۴۵، چاپ عارف زین، صیدا ۱۳۳۳ ـ ۱۳۵۶. ۴۰. ↑ فضل بن حسن طبرسی، مجمع البیان، ج۲، ص۳۴۱، چاپ عارف زین، صیدا ۱۳۳۳ ـ ۱۳۵۶. ۴۱. ↑ بقره/سوره۲،آیه۲۲.     ۴۲. ↑ محمد بن عمر فخررازی، التفسیر الکبیر، ج۲، ص۱۱۱، تهران ۱۳۶۳ش. ۴۳. ↑ محمد بن عمر فخررازی، التفسیر الکبیر، ج۴، ص۲۲۳، تهران ۱۳۶۳ش. ۴۴. ↑ محمد بن عمر فخررازی، التفسیر الکبیر، ج۱۳، ص۱۰۵، تهران ۱۳۶۳ش. ۴۵. ↑ محمد بن عمر فخررازی، التفسیر الکبیر، ج۱۳، ص۱۰۷، تهران ۱۳۶۳ش. ۴۶. ↑ محمد بن عمر فخررازی، التفسیر الکبیر، ج۲۴، ص۹۰، تهران ۱۳۶۳ش. ۴۷. ↑ محمدبن عمر فخررازی، التفسیر الکبیر، ج۱۳، ص۱۰۵، تهران ۱۳۶۳ش. ۴۸. ↑ محمد بن عمر فخررازی، التفسیر الکبیر، ج۲۳، ص۸۸، تهران ۱۳۶۳ش. ۴۹. ↑ محمد بن عمر فخررازی، التفسیر الکبیر، ج۲۴، ص۹۰، تهران ۱۳۶۳ش. ۵۰. ↑ محمد بن عمر فخررازی، التفسیر الکبیر، ج۱۹، ص۱۲۶، تهران ۱۳۶۳ش. ۵۱. ↑ محمد باقر بن محمد تقی مجلسی، بحارالانوار، ج۵۶، ص۳۴۴۳۷۰، بیروت ۱۴۰۳.     ۵۲. ↑ محمدرشید رضا،ذیل آیه ۱۶۴ بقره، ج۲، ص۶۰، المنار فی تفسیر القرآن، مصر ۱۳۷۳. ۵۳. ↑ طنطاوی بن جوهری، الجواهر فی تفسیر القرآن الکریم، ج۱، ص۳۱، بیروت (بی تا). ۵۴. ↑ طنطاوی بن جوهری، الجواهر فی تفسیر القرآن الکریم، ج۱، ص۱۳۷، بیروت (بی تا). ۵۵. ↑ طنطاوی بن جوهری، الجواهر فی تفسیر القرآن الکریم،ذیل آیات ۲۲ و ۱۶۴ بقره، ۴۳ نور، ج۱۲، ص۲۱، بیروت (بی تا). ۵۶. ↑ محمد حسین طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ج۱، ص۴۰۴، بیروت ۱۳۹۳ ۱۳۹۴.     ۵۷. ↑ محمد حسین طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ج۱۲، ص۱۴۶، بیروت ۱۳۹۳ ۱۳۹۴.     ۵۸. ↑ محمد حسین طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ج۱۵، ص۱۳۷، بیروت ۱۳۹۳ ۱۳۹۴.     ۵۹. ↑ محمود بن عبدالله آلوسی، روح المعانی، ج۱، ص۱۸۸، قاهره ۱۹۶۴، چاپ افست بیروت. ۶۰. ↑ محمود بن عبدالله آلوسی، روح المعانی، ج۱۸، ص۱۹۰ـ۱۹۱، قاهره ۱۹۶۴، چاپ افست بیروت. ۶۱. ↑ مهدی بازرگان، باد و باران در قرآن، ج۱، ص۱۲۲، قم ۱۳۴۴ ش. ۶۲. ↑ بقره/سوره۲، آیه۱۶۴.     ۶۳. ↑ روم/سوره۳۰، آیه۴۸.     ۶۴. ↑ اعراف/سوره۷، آیه۵۷.     ۶۵. ↑ حجر/سوره۱۵، آیه۲۲.     ۶۶. ↑ نبأ/سوره۷۸، آیه۱۴.     ۶۷. ↑ مهدی بازرگان، باد و باران در قرآن، ج۱، ص۱۳۹، قم ۱۳۴۴ ش. ۶۸. ↑ مهدی بازرگان، باد و باران در قرآن، ج۱، ص۱۵۷ ـ ۱۶۰، قم ۱۳۴۴ ش. ۶۹. ↑ مهدی بازرگان، باد و باران در قرآن، ج۱، ص۱۳، قم ۱۳۴۴ ش. ۷۰. ↑ محمد بن اسماعیل بخاری، صحیح البخاری، ج۲، ص۱۶ـ۲۱، استانبول ۱۴۰۱. ۷۱. ↑ محمد باقر بن محمد تقی مجلسی، بحارالانوار، ج۵۶، ص۳۷۱ ۳۹۸، بیروت ۱۴۰۳.     ۷۲. ↑ محمد باقر بن محمد تقی مجلسی، بحارالانوار، ج۵۷، ص۴۳، بیروت ۱۴۰۳.     ۷۳. ↑ محمد باقر بن محمد تقی مجلسی، بحارالانوار، ج۵۶، ص۳۷۲ به نقل از علل الشرایع، بیروت ۱۴۰۳.     ۷۴. ↑ محمد باقر بن محمد تقی مجلسی، بحارالانوار، ج۵۶، ص۳۷۸ به نقل از المحاسن، بیروت ۱۴۰۳.     ۷۵. ↑ محمد باقر بن محمد تقی مجلسی، بحارالانوار، ج۵۶، ص۳۸۰ ۳۸۱ به نقل از الکافی، بیروت ۱۴۰۳.     ۷۶. ↑ محمد باقر بن محمد تقی مجلسی، بحارالانوار، ج۵۶، ص۳۸۳ به نقل از النوادر راوندی، بیروت ۱۴۰۳.     ۷۷. ↑ محمد باقر بن محمد تقی مجلسی، بحارالانوار، ج۵۶، ص۳۷۳، بیروت ۱۴۰۳.     ۷۸. ↑ محمد باقر بن محمد تقی مجلسی، بحارالانوار، ج۵۶، ص۳۸۲ به نقل از تفسیر علیّ بن ابراهیم قمی و الکافی، بیروت ۱۴۰۳.     ۷۹. ↑ علیّ بن ابراهیم قمی،تفسیر قمی، ص۱۲۷ ۸۰. ↑ محمد باقر بن محمد تقی مجلسی، بحارالانوار، ج۵۶، ص۳۶۳، بیروت ۱۴۰۳.     ۸۱. ↑ محمد بن عمر فخررازی، التفسیر الکبیر، ج۱۹، ص۱۲۶، تهران ۱۳۶۳ش. ۸۲. ↑ محمد باقر بن محمد تقی مجلسی، بحارالانوار، ج۵۶، ص۳۹۷، بیروت ۱۴۰۳.     ۸۳. ↑ محمد باقر بن محمد تقی مجلسی، بحارالانوار، ج۵۶، ص۳۸۱، بیروت ۱۴۰۳.     ۸۴. ↑ محمد باقر بن محمد تقی مجلسی، بحارالانوار، ج۵۶، ص۳۸۳ به نقل از المجالس طوسی، بیروت ۱۴۰۳.     ۸۵. ↑ محمد باقر بن محمد تقی مجلسی، بحارالانوار، ج۵۶، ص۳۸۷ به نقل از ابن عبّاس، بیروت ۱۴۰۳.     ۸۶. ↑ محمد باقر بن محمد تقی مجلسی، بحارالانوار، ج۵۷، ص۴۱ به نقل از قُرب الاسناد، بیروت ۱۴۰۳.       منبع دانشنامه جهان اسلام، بنیاد دائرة المعارف اسلامی، برگرفته از مقاله «باران در قرآن و روایات»، شماره۱۳۷.       ................................................................................... ویکی فقه      

پر بازدید ترین مقالات

«گیاهان دارویی در قرآن و حدیث»

بسم الله الرحمن الرحیم «گیاهان دارویی در قرآن و حدیث» علیرضا ...

زنيان - شاهي - کندر (دروس استاد ضیایی / 3)

بسم الله الرحمن الرحیم زنيان - شاهي - کندر دروس استاد ضی...

اهمیت دامداری و کشاورزی در قرآن کریم

بسم الله الرحمن الرحیم اهمیت دامداری و کشاورزی در قرآن کریم ...

سخنان مهم مقام معظم رهبری در"اهمیت حفظ محیط زیست و منابع طبیعی"

بسم الله الرحمن الرحیم سخنان مهم مقام معظم رهبری در"اهمیت حفظ...

تقویم شمسی

خرداد ۱۴۰۰
ش ی د س چ پ ج
    تیر »
 12345678910111213141516171819202122232425262728293031