دسته: امام و رهبری

کاشت دو نهال میوه توسط رهبر انقلاب

بسم الله الرحمن الرحیم کاشت دو نهال میوه توسط رهبر انقلاب   به‌مناسبت روز درختکاری، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای پیش از ظهر امروز (چهارشنبه) در محوطه‌ی دفتر رهبری دو نهال میوه کاشتند. بیانات پس از کاشت نهال در روز درخت‌کاری سم الله الرّحمن الرّحیم روز درخت‌کاری، هم مژده‌ی بهار است و هم یادآور اهمّیّت پوشش گیاهی در کشور است. عمده این است که در فرهنگ عمومی کشور، مسئله‌ی درخت و گیاه و پوشش گیاهی و جنگل و مرتع، جایگاه واقعی خودش را پیدا کند. ما امروز از ناحیه‌ی بی‌اعتنائی به جنگل، بی‌اعتنائی به مرتع، عدم توجّه درست به پوشش گیاهی در سراسر کشور خسارتهایی را متحمّل میشویم و اگر چنانچه در فرهنگ عمومی، حفظ پوشش گیاهی، حفظ درخت، حفظ گیاه، حفظ سبزه جایگاه درست خود را پیدا بکند، به نظر من کشور بهره‌های بیشتری خواهد برد. این درخت‌کاریِ ما -که مثلاً دو اصله درخت ثمربخش را، دو اصله درخت میوه را در اینجا غرس میکنیم- به‌عنوان یک نماد است. ما میخواهیم که غرس درخت، حفظ درخت و اهمّیّت دادن به درخت و گیاه و پوشش گیاهی، در کشور به‌صورت یک عرف عمومی و یک فرهنگ عمومی دربیاید. گاهی شنیده میشود که مراکز پُردرختی را به‌خاطر احداث ساختمان و امثال اینها دچار آسیب میکنند، درختها را از بین میبرند؛ دستگاه‌های مسئول کشور جدّاً باید در مقابل این بِایستند و نگذارند. همچنان‌که گاهی شنیده میشود در مورد غرس برخی از نهالهای مضر در بعضی از نقاط کشور بی‌توجّهی میشود؛ به این مسئله خیلی باید اهمّیّت داده بشود. شنیدیم در بعضی از مراکز کشور به‌خاطر جلوگیری از پیشرفت صحرا و بیابان‌زایی، برخی از نهالها و اصله‌هایی که مناسب نیست و مضر است، کاشته میشود! خیلی ضروری است که دستگاه‌های مسئول مراقبت کنند که چنین اتّفاقی نیفتد. متقابلاً، در حفظ مراتع و حفظ جنگلها بایستی جدّاً کوشید. دستگاه‌های ذی‌ربط، از جمله دستگاه‌های ناظر مثل دستگاه قضائی، در مورد تعرّض به جنگلها بایستی کمال اهتمام را داشته باشند. و امیدواریم که ان‌شاءالله با گسترش روحیه‌ی علاقه‌ی به درخت و علاقه‌ی به فضای سبز و تکریم فضای سبز، کشور و مردم در آینده منافع بیشتری از این ناحیه ببرند و خدای متعال هم ان‌شاءالله برکت خواهد داد و برکات گیاه و سبزه و مانند اینها برای کشور بسیار زیاد خواهد بود، ان‌شاءالله. والسّلام علیکم و رحمةالله برچسب‌ها: تعرض به جنگلها و مراتع؛ قطع درختان؛ درختکاری؛ محیط زیست؛

رهبر فرزانه انقلاب ؛ طب سنتی و گیاهان دارویی

بسم الله الرحمن الرحیم رهبر فرزانه انقلاب ؛ طب سنتی و گیاهان دارویی .   .   .

تعریف وقف و اقسام و شرایط آن… (مطابق فتاوای حضرت ایة الله خامنه ای – مدظله-)

بسم الله الرحمن الرحیم  تعریف وقف و اقسام و شرایط آن (مطابق فتاوای حضرت ایة الله خامنه ای - مدظله-)   . وقف   آنچه در زیر می‌آید، دروس "پنجاه‌وهفتم و پنجاه‌وهشتم و پنجاه‌ونهم و شصت" از جلد دوم «رساله‌ی آموزشی» احکام و مسائل شرعی است که مطابق با فتاوای حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای مدظله‌العالی تهیه، تنظیم و منتشر شده است. . .تعریف و اقسام وقف تعریف: وقف، نگه­داشتن و حبس کردن عین مال و جلوگیری از انتقال آن به دیگری، به­وسیله یکی از عقود؛ مانند بیع، صلح، هبه و قرار دادن منافع آن در جهتی­ که واقف آن را مشخص کرده است. وقف فضیلت و ثواب زیادی دارد. امام صادق(ع) می­‌فرمایند: خَیْرُ مَا یُخَلِّفُهُ الرَّجُلُ بَعْدَهُ ثَلَاثَةٌ وَلَدٌ بَارٌّ یَسْتَغْفِرُ لَهُ وَ سُنَّةُ خَیْرٍ یُقْتَدَى بِهِ فِیهَا وَ صَدَقَةٌ تَجْرِی مِنْ بَعْدِهِ.(۱) بهترین چیزى­که انسان از خود به یادگار می­‌گذارد، سه چیز است: فرزند نیکوکارى که براى او استغفار کند، روش و سنت خوبى­که مردم از او پیروى کنند، صدقه جاریه‌ای(۲)­ که پس از مرگش جریان داشته باشد. اقسام وقف (به اعتبار موقوف علیه) ۱. وقف خاص: استفاده کنندگان از موقوفه، اشخاص، اقشار یا گروه خاصی­‌اند؛ مثل وقف چیزی برای امام جماعت مسجد یا دانشجویان یک دانشگاه. ۲. وقف عام: استفاده کنندگان از آن مال، شخص یا گروه خاصّی نیستند، بلکه وقف بر جهت و مصلحت عموم، مانند مساجد، پل‌ها و کاروان­سراها، یا بر عنوان عام، مانند فقرا و ایتام است. شرایط وقف ۱. شرایط واقف (وقف کننده): از شرایط واقف بلوغ، عقل، قصد، اختیار و عدم حجر است. مثال: اگر واقف اکراه بر وقف شده باشد، تا زمانی­که اجازه او به آن ملحق نشود، وقف صحیح نیست. حتی با اجازه بعدی او هم، بنابر احتیاط واجب، وقف صحیح نیست. مسئله لازم نیست واقف مسلمان باشد. ۲. شرایط مال وقف شده: از اعیان باشد (نه از منافع یا دیون). ملک وقف کننده باشد. دارای منفعت حلال باشد (بر خلاف آلات قمار). منفعت آن، متعلق حق غیر که مانع از تصرف است، نباشد. بنابراین واقف نمی­‌تواند ملکی را که رهن داده، وقف نماید. اصل مال، با استفاده از منافع آن، تمام نشده و به مقدار قابل توجهی باقی بماند. بنابراین وقف خوردنی و آشامیدنی، یا گل برای بوییدن صحیح نیست. قابلیت ملکیت داشته باشد. بنابراین وقف شراب یا خوک صحیح نیست. قابل تحویل باشد. لذا وقف حیوان فراری که امکان تحویل آن نیست، صحیح نیست. برای منفعت حرام وقف نشده باشد. بنابراین وقف مکانی برای فروش شراب، یا برای استفاده­ فرق ضالّه باطل است. مسئله مال موقوفه لازم نیست بالفعل قابلیت انتفاع داشته باشد، بلکه اگر در معرض انتفاع هم باشد کافی است؛ مانند وقف درختی که دو سال دیگر ثمر می­دهد. ۳. شرایط موقوف علیهم (افرادی­ که مال برای آنان وقف شده) معین باشند. بنابراین وقف چیزی برای یکی از دو مسجد یا یکی از دو نفر، صحیح نیست. اگر وقف خاص است، در هنگام وقف، حداقل یک­نفر از موقوف‌­علیهم موجود باشند. اگر وقف عام است، هنگام وقف، امکان موجود شدن موقوف­‌علیهم باشد. بنابراحتیاط واجب مرتد فطری یا کافر حربی نباشند. ۴. شرایط کلی وقف: انشاء وقف: در وقف نیت به تنهایی کافی نیست، بلکه انشاء وقف نیز لازم است. فرقی نمی‌­کند انشاء وقف با لفظ و صیغه خاصی باشد یا هر فعلی که بر این معنا دلالت کند که به آن وقف معاطاتی گویند؛ مثلاً واقف زمینی را به عنوان مسجد بسازد و در اختیار عموم گذارد و گروهی هم در آن نماز بخوانند یا پلی برای عابرین بسازد و بعضی هم با اجازه واقف از آن عبور کنند، در تحقق وقف کافی است. صیغه وقف لازم نیست عربی باشد و هر لفظی که دلالت بر انشاء وقف نماید، کافی است؛ مانند اینکه گفته شود «وقفت»، یعنی وقف کردم یا «جعلته موقوفاً»، یعنی به عنوان موقوفه قرار دادم یا «هذا وقفٌ»، یعنی این وقف است. وقف نباید موقّت و زمان­دار باشد. بلکه باید دائمی باشد. نابر احتیاط واجب وقف، ‌باید قطعی باشد؛ یعنی معلّق و مشروط به شرطی نباشد. وقف باید برای دیگران باشد، نه برای خود واقف. وقف قصد قربت لازم ندارد. در وقف باید قبض صورت بگیرد. (در ادامه در مورد قبض مطالبی خواهد آمد) اذن واقف در قبض شرط است. در وقف عام و به­خصوص در وقف خاص، بنابر احتیاط مستحب قبول از طرف موقوف­‌علیهم لازم است. در وقف عام قبول بر عهده حاکم یا نماینده اوست. در وقف مسجد، علاوه بر شروط ذکر شده، قصد عنوان مسجد نیز نیاز است. بنابراین اگر مکانی صرفاً برای عبادت و نماز مسلمانان وقف شود، وقف صحیح است. لکن مسجد محسوب نمی­‌شود. مسئله واقف هنگام وقف می­‌تواند شرط کند که هر زمان نیازمند شد، وقف به او برگردد که در این صورت، اگر واقف بمیرد و قبل از مرگ محتاج شده باشد، به عنوان ارث محسوب می­‌شود و اگر محتاج نبوده است، به حالت وقف باقی می­‌ماند.  قبض در وقف ۱. وقف خاص: هر کدام از طبقه موجودی که وقف برای آنان صورت گرفته، اگر مال موقوف را تحویل بگیرد، وقف نسبت به این شخص تحقّق یافته است و کسانی­ که تحویل نگرفته­‌اند، وقف درمورد آنان تحقّق نیافته است. ۲. وقف عام: الف) عناوین کلیه (فقراء، ایتام و...): اگر یکی از این افراد (فقراء، ایتام و...) مال وقفی را قبض کند و مستولی بر عین مال شود، کافی است. ب)‌ جهات عامه (مسجد،  پل و...): در این حالت، قیّم و متولی تعیین شده توسط واقف (که در حین وقف تعیین کرده است) باید قبض کند و اگر این دو نبودند، حاکم شرع باید قبض نماید؛ هرچند در مورد مسجد و مقبره، با خواندن یک نماز یا دفن یک میت با اذن واقف قبض محقق می­‌شود. مسئله ۱. اگر واقف، ولی شرعی افرادی باشد که مال برای آنان وقف شده است، در این صورت صحت وقف متوقف به قبض جدیدی نیست. البته باید قصد قبض از جانب مولّی علیه را داشته باشد. ۲.  در قبض وتحویل گرفتن موقوفه، فوریت لازم نیست. ۳. اگر واقف قبل از قبض طرف مقابل بمیرد، وقف محقق نمی­‌شود و مال موقوفه به عنوان ارث، به ورثه می‌رسد. توضیحی در مورد بعض عبارات وقف: «شماره مثال» «حکم» ۱ مسلمان چیزی را بر فقرای شهر وقف کند. به فقیران مسلمان می‌رسد؛ بلکه اگر واقف شیعه باشد، به فقرای شیعه می­رسد و اگر از اهل تسنن باشد، به فقرای اهل تسنن می­رسد و اگر کافر باشد، به هم مسلکش می­رسد. ۲ چیزی را بر فقرای فامیل وقف کند و آنها در نقاط مختلف زندگی کنند. به همه آنها می‌رسد و نمی­توان فقط به حاضرین داد. ۳ وقف در راه خدا یا در کار خیر در هر کاری که ثواب داشته باشد، خرج می­شود. ۴ وقف بر ارحام و نزدیکان به طور مطلق به کسانی که عرف مردم، آنها را از ارحام و اقارب بدانند می‌رسد. ۵ وقف بر ارحام و فامیل با قید الاقرب فالاقرب مطابق تقسیم ارث ۶ وقف بر اولاد (بدون قید) به دختر و پسر مساوی می‌رسد. (۲۰۸۴) ۷ وقف بر علماء (بدون قید و با همین لفظ) به عالمان دینی می‌رسد. ۸ وقف بر مسجد (بدون قید و شرط) صرف نور، فرش، خادم، تعمیر و سایر مخارج می‌شود؛ اگر زیاد بیاید به امام جماعت داده می‌شود. ۹ وقف سیدالشهداء   صرف برپایی عزاداری حضرت می‌شود. متولی و ناظر وقف ۱. متولی وقف: الف) برای واقف جایز است تولیت و نظارت وقف را برای خود قرار دهد یا به غیر واگذار نماید. این تولیت می­‌تواند دائمی یا موقت باشد؛ همچنین به تنهایی یا با مشارکت دیگری انجام پذیرد. ب) قرار دادن تولیت توسط واقف، باید هنگام ایقاع وقف باشد. در غیر این صورت حق تعیین تولیت پس از آن برای واقف وجود ندارد. البته عزل یا حق نصب تولیت در صورتی­ که واقف چنین حقّی را در ضمن وقف کردن شرط کرده، اشکال ندارد. مثال: اگر واقف هنگام وقف کردن گفته باشد: این زمین را برای حسینیه با تولیت علی وقف کردم، به شرط آنکه هر وقت بخواهم او را عزل کنم و شخص دیگری را بگمارم، در این حالت واقف حق تغییر متولی را دارد. ج) واقف نمی­‌تواند برای مسجد تولیت قرار دهد. د) واقف می‌تواند چند تولیت قرار دهد. ه) اگر واقف چیزی از منافع را برای متولی معین کند، همان اجرت عمل او خواهد بود؛ هر چند کمتر از اجرت­‌المثل باشد و اگر چیزی برای تولیت به عنوان دستمزد قرار نداده باشد، متولی می‌تواند اجرت این کار را مطابق آنچه معمول و متعارف است، از منافع وقف برداشت کند. . در صورتی­که متولّی توسط واقف مشخص نشده باشد: ۱. وقف عام: حاکم شرع یا نماینده او متولی است. ۲. وقف خاص: الف) امور مربوط به مصلحت وقف و مراعات نسل­‌های بعدی است  حاکم شرع متولی است. ب) امور مربوط به بهره‌­ور کردن یا اصلاحات جزئی است  خود موقو!ف­‌علیهم متولی­‌اند. . وظایف و محدوده اختیارات متولی ۱. قبول کردن تولیت و سرپرستی وقف واجب نیست. اما اگر قبول کرد، بنابر احتیاط واجب نمی­‌تواند خود را عزل کند و اگر خود را عزل کرد، بنابر احتیاط واجب باید به حاکم شرع مراجعه کند تا دوباره نصب شود. اما در عین حال در طول این مدت باز هم باید وظایفش را انجام دهد. ۲. اگر واقف وظیفه­ متولی را مشخص کرده باشد، طبق همان عمل می­‌شود. اگر مطلق گذاشته و مشخص نکرده باشد، وظیفه‌­اش همان چیزی است که متعارف است؛ از جمله اینکه تعمیر و اجاره وقف، گرفتن اجرت و تقسیم آن بین موقوف علیهم بر عهده اوست که همه این وظایف باید با مراعات مصلحت وقف انجام شود. ۳. متولی نمی­‌تواند تولیت را به دیگری واگذار کند؛ حتی با عجز از تصدی امور. مگر واقف چنین اختیاری را هنگام وقف کردن به او داده باشد یا اینکه واگذاری کار به دیگری به­نحو توکیل باشد؛ یعنی متولی کسی را وکیل کند تا کارها را انجام دهد؛ به شرط آنکه شرط عدم توکیل نشده باشد. ۴. متولی موقوفه حق ندارد کاری کند یا قانونی وضع کند که با مقتضای وقف در تعارض باشد. باید طبق آنچه واقف در هنگام وقف وضع کرده، عمل کند. ۵. اگر چند نفر متولی وقف باشند، هیچ­کدام (حتی اکثریت آنان) حق ندارد دیگری را عزل کند. مگر واقف برای آنان در هنگام وقف چنین اختیاراتی را قرار داده باشد. ۶. متولی وقف باید مصالح وقف را در نظر بگیرد. مثال: اگر متولی طبق وقف­نامه مجاز بود موقوفه را اجاره دهد، واجب است در تعیین مبلغ اجاره رعایت مصلحت و منفعت وقف را بنماید. در نتیجه اگر در تخفیف مبلغ اجاره، به سبب اوضاع و احوال خاص مستأجر یا اهمیت کاری که وقف برای آن اجاره داده می‌شود، نفع و مصلحت وقف باشد، اشکال ندارد و الّا جایز نیست. نحوه اداره موقوفه توسط چند متولی تولیت بیش از چند نفر به سه صورت متصور است: ۱. تولیت برای هر یک از آنان مستقلاً قرار داده شده است  در عمل و تصرف مستقل­اند و بر هیچ یک از آنها لازم نیست در انجام امور وقف به دیگری مراجعه کنند و در این صورت، عمل شخصی­ که زودتر اقدام نموده، نافذ است. اگر یکی از آنها بمیرد یا از صلاحیت تولیت خارج شود، دیگری در تولیت وقف منفرد می­‌شود. ۲. تولیت بین آنان به صورت اجتماع است  هیچ کدام نمی­‌توانند به صورت مستقل عمل کنند. در این صورت اگر یکی از آنها بمیرد یا از صلاحیت تولیت خارج شود، بنابر احتیاط واجب، حاکم شرع شخص دیگری را جای او قرار می­‌دهد تا با فرد دیگری که باقی مانده، تولیت را به عهده گیرند. ۳. تولیت بعضی از امور به یک فرد و بعضی دیگر به دیگری واگذار شده است؛ مثلاً رسیدگی به وقف را به فردی و تقسیم منافع بین موقوف­‌علیهم را به دیگری سپرده است. هر کدام در انجام وظایف تعیین شده مستقل می­‌باشند. مسئله ۱. اگر واقف تولیت بعضی از امور موقوفه را به شخصی واگذار نماید و بقیه امور را مهمل گذاشته و مشخص نکرده باشد، در این صورت وقف نسبت به آن امور بدون متولی منصوب است که حکم آن در مسئله عدم تعیین متولی گذشت. ۲. اگر چند نفر به عنوان متولی وقف نصب شده باشند، در صورتی­ که واقف، تولیت آنان را به طور مطلق بیان کرده و قرائنی بر استقلال بعضی از آنان در اداره امور وقف وجود ندارد (حتی به این نحو نباشد که واقف گفته باشد رأی اکثریت متولیان ملاک است) در این صورت هیچ یک از متولیان حتی اکثریت آنان حق ندارند بدون رضایت سایر متولیان اقدام به کاری کنند. بلکه باید از طریق مشورت با هم و اتخاذ رأی واحد (نه اکثریت) با هم عمل کنند و اگر بین آنان نزاعی واقع شود، واجب است به حاکم شرع مراجعه کنند تا حاکم آنان را الزام کند تا با هم به توافق برسند. ۳. اگر برخی متولیان مدعی شوند که برخی دیگر از متولیان خائن­اند، واجب است مسئله را به حاکم شرع ارجاع دهند و متولیان خائن را از کار برکنار کنند. عزل و نصب متولی همان­طور که قبلاً اشاره شد، نصب متولی طبق آنچه در ابتدای همین درس آمده، به عهده واقف است. اما عزل او در صورتی است که به مصلحت موقوفه عمل نکند یا خلاف وقف­نامه عمل کند (یا به خاطر خیانت یا عدم توانایی)، که در این صورت حاکم شرع او را الزام به رعایت مصالح موقوفه می‌کند و در نهایت عزل می­‌نماید. همچنین اگر واقف طبق وقف­نامه شرایطی را برای عزل متولی بیان نموده، آنچه در وقف­نامه ذکر شده نیز می‌تواند موجب عزل وی باشد. ۲. ناظر وقف: گاهی واقف شخصی را به عنوان ناظر وقف تعیین می‌کند و اختیاراتی را به او واگذار می‌کند و حتی حق دخالت در کارهای متولی را در وقف­نامه برای او قائل می‌شود. به هرحال طبق آنچه برای ناظر در وقف­نامه تعیین شده، ناظر دارای اختیاراتی خواهد بود. مسئله ناظر بنابر احتیاط واجب نمی­‌تواند بعد از قبول نظارت، خودش را عزل کند؛ مانند متولّی. فروش و معامله مال وقف شده ۱. وقف عام: الف) وقف بر جهات و مصالح عامه (مانند مساجد،  مشاهد مشرفه،  مدارس و...): یک- فروش و معامله عین موقوفه: مطلقاً جایز نیست؛ حتی اگر خراب شود و از بهره­برداری ساقط گردد. این حکم در غیر مساجد و مشاهد مشرفه احتیاط واجب است. مثال: اگر شخصی زمین موقوف‌ه­ای را بدون مجوز شرعی بفروشد، معامله باطل است و فروشنده باید پولی را که از مشتری گرفته، برگرداند. دو-فروش و معامله آلات و فرش‌ها و سایر متعلّقات: اول- امکان استفاده از آن وجود دارد؛(۳) مثل فرشی که برای زمین مسجد وقف شده، اما مسجد به فرش نیاز ندارد و به پرده‌­ای برای گرم کردن مکان نیاز دارد: در این صورت باید فرش را به عنوان پرده استفاده کرد و نمی‌­توان آن را فروخت. دوم- علاوه بر عدم امکان انتفاع در آن محل، اگر موجب تلف شدن یا ضرر خوردن به این آلات و متعلقات گردد:  در محل مماثل دیگر (مثل مسجد دیگر) قابل استفاده است  در آنجا استفاده شود.  در محل مماثل دیگر قابل استفاده نیست  در مصالح عام­المنفعه استفاده شود. سوم- امکان استفاده از آن در هیچ محلی، حتی مصالح عمومی مردم نباشد و تنها راه بهره‌­مندی از آن، به فروش آن باشد، به شرط آنکه ماندن آن موجب تلف شدنش شود:  با پول فروش آن در همان مسجد و اگر نشد در مسجد دیگر و الّا در مصالح عامّه مصرف شود. چند استفتاء: سؤال ۱: شخصی مقداری آهن و لوازم جوشکاری را برای ساخت مسجد در مکانی هدیه کرده و بعد از پایان کار، مقداری از آنها زیاد آمده است. آیا می‌توان مقدار زیاد آمده را برای سایر هزینه‌­های مسجد با فروش آن و استفاده از پول حاصل هزینه کرد؟ جواب: فروش آن حرام است و باید برای تعمیر مساجد دیگر به‌­کار رود و اگر شخص هدیه­‌دهنده، این اموال را از ملک خود خارج نساخته و فقط اجازه استفاده آن را در مسجد مذکور داده، مازاد آن برای خودش است و اختیار آن در دست خود او خواهد بود. سؤال ۲: فردی مغازه خود را برای ایجاد صندوق قرض­‌الحسنه وابسته به مسجد وقف کرده و از دنیا رفته و چندین سال، آن مکان بسته مانده و در معرض خرابی است. آیا می‌توان برای موارد دیگری استفاده کرد؟ جواب: اگر وقف محقق شده باشد، استفاده از آن محل باید (در صورت عدم امکان استفاده در آن مسجد) برای صندوق­‌های قرض‌­الحسنه مساجد دیگر باشد و اگر این هم ممکن نبود، در هر کار خیری استفاده شود (یعنی حق فروش نیست؛ مگر آنکه برای کارهای خیر دیگر نیز قابل استفاده نباشد). سؤال۳: منبری­ که برای مسجد وقف شده، ولی به علت ارتفاع زیاد آن عملاً قابل استفاده نیست، آیا تبدیل آن به منبر مناسب دیگرى جایز است؟ جواب: اگر با شکل خاص فعلی در این مسجد یا مساجد دیگر قابل استفاده نیست، تغییر شکل آن برای اینکه قابل استفاده شود، اشکال ندارد.  نکته: آنچه برای جواز فروش موقوفه بیان شد، وقتی است که انتفاع از آن منحصر در فروش موقوفه و استفاده از پول فروش باشد. اما در مورد سؤال فوق با تغییر شکل منبر، می‌توان از آن استفاده نمود. لذا حق فروش وجود ندارد.  ب) وقف بر عناوین عامه (فقراء،  ایتام و...): در این نوع وقف نیز، بیع مال موقوفه جایز نیست، مگر در موارد استثناء که در قسمت بعد، ذیل وقف خاص مطرح خواهد شد. ۲. و قف خاص: در وقف خاص، فروش مال وقف شده جایز نیست، مگر در مواردی­ که استثناء است: الف) خرابی که غالباً و عادتاً به حالت قبلی برنمی­‌گردد و مال قابل انتفاع نباشد؛ مگر با فروش آن و استفاده از پول آن برای کسانی که مال برای آنان وقف شده  فروخته می‌شود و با رعـــــایت "الاقرب فالاقرب"  نسبت به عین موقوفه چیزی خریداری شود که قابل انتفاع برای موقوف­‌علیهم باشد. ب) در صورت وجود سه شرط: از انتفاع قابل توجه خارج شود، امید برگشتن به حالت اولیه وجود نداشته باشد و با فروش آن بتوان چیزی خرید که منفعت آن قابل توجه باشد.  فروخته می‌شود و الاقرب فالاقرب رعایت می‌شود. ج) واقف شرط کرده باشد که اگر امری حادث شد، فروش موقوفه جایز باشد؛ مانند اینکه واقف شرط کند جواز فروش وقف را در صورت کم شدن منفعت موقوفه، یا زیاد شدن مخارج آن، یا وقوع اختلاف بین موقوف­‌علیهم، یا به خاطر ضرورت و یا هر شرط دیگری نظیر این شروط  با تحقق آن امر، موقوفه فروخته می‌شود. د) بین صاحبان وقف (موقوف­‌علیهم) اختلاف شدیدی پیش آید که از تلف شدن اموال و جان­‌ها ایمن نباشیم و راه حل مشکل، فقط فروش آن باشد  فروخته می‌شود و پول آن بین موقوف­‌علیهم تقسیم می‌شود. البته اگر رفع مشکل با صرف پول فروش در خرید چیز دیگری و وقف آن چیز برای موقو‌ف‌­علیهم ممکن است، پول فروش موقوفه باید در آن صرف شود.  نکته: متولی­ای که از جانب واقف تعیین شده، متولی فروش وقف در صور فوق است و در نبود او، حاکم شرع یا کسی که منصوب از جانب اوست، متولی این امر است. . به مثال‌­های زیر توجه کنید: مثال۱: شخصی مقداری آب و زمین زراعی را وقف پسران خود نموده، ولی به علت کثرت اولاد و سنگینی کارهای کشاورزی و کمی محصول، کسی تمایل به زراعت در زمین ندارد و به همین دلیل وقف در آینده نزدیک خراب، و از قابلیت انتفاع خارج خواهد شد.  تا زمانی که قابلیت انتفاع و استفاده در جهت وقف وجود دارد -اگرچه با اجاره دادن و مصرف اجاره در جهت وقف یا با تغییر کاربری آن و استفاده از زمین در مصرف غیر زراعی- حق فروش موقوفه وجود ندارد؛ مگر بهره­‌برداری­‌های مذکور در بالا هم مقدور نباشد، لذا فروخته می‌شود. اما در صورت امکان حتماً ملک دیگری خریداری شود، تا منافع آن در جهت وقف مصرف شود. مثال۲: شخصی کتابخانه‌­اش را بر اولاد ذکورش وقف کرده، ولی هیچ­یک از اولاد و نوه­‌های او موفق به تحصیل و استفاده از آن نشده­‌اند و مقداری از کتاب­‌ها به مرور از بین رفته و بقیه در معرض تلف شدن است.  کتابخانه باید در معرض کسانی ­که استفاده می‌کنند قرار گیرد و به هر حال حق فروش وجود ندارد. اجاره موقوفه ۱. اگر وقف منفعت باشد(۴)  اجاره آن جایز است؛ چه وقف خاص باشد و چه عام. همچنین چه بر عناوین عامه وقف شده باشد و چه جهات عامه؛ به دلیل اینکه مقصود، تحصیل منفعت از موقوفه و دادن آن به موقوف علیهم است؛ مانند مزرعه­‌ای که واقف برای اولاد یا فقرای سید وقف کرده است. ۲. اگر وقف انتفاع باشد(۵)  اجاره آن جایز نیست. موقوفه نیازمند تعمیر اگر موقوفه برای بقاء و استفاده از آن نیاز به تعمیر داشته باشد: ۱. واقف برای موقوفه هزینه‌­ای قرار داده است که صرف آن شود  باید همان را مصرف کرد. ۲. واقف هزینه‌­ای قرار نداده است  بنابر احتیاط واجب از منافع موقوفه برای تعمیر آن استفاده می­‌شود. ۳. چیزی­ که صرف تعمیر شود، وجود ندارد  برای متولی جایز است قرض کردن با قصد اینکه آن قرض را از منافع موقوفه بپردازد؛ و یا با مال خود، موقوفه را تعمیر کند با قصد اینکه از منافع موقوفه، استیفاء کند. اگر قصد ادای قرض یا استیفاء از منافع موقوفه را نداشته باشد، بعد از آن نمی­‌تواند از منافع موقوفه بردارد. مسئله ۱. در صورتی­ که بقای موقوفه متوقف بر فروش بعضی از وقف است، فروش آن بعض جایز است. ۲.  در صورت خرابی قسمتی از وقف، به­‌گونه­‌ای که مجوز بیع پیدا شود و قسمت دیگر هم برای تحصیل منفعت نیاز به تعمیر داشته باشد، باید به ترتیب زیر عمل کرد: الف) با فروش قسمت خراب می­توان موقوفه مشابه آن را خرید؛ این خود دو حالت دارد: یک- از منافع قسمت محتاج به تعمیر، امکان تعمیرش هست  بنابر احتیاط واجب پول فروش را باید صرف خرید موقوفه مشابه کرد و از منافع صرف تعمیر شود. دو- امکان تعمیر با منافع قسمت مزبور نیست  پول فروش فقط می­­توان صرف تعمیر لازم (برای تحصیل منفعت، نه تعمیر برای بهتر شدن و زیاد شدن منفعت) کرد. ب) با فروش آن نمی­توان موقوفه مشابه خرید  پول آن صرف تعمیر بقیه موقوفه می­شود؛ چه تعمیر برای حصول منفعت باشد (تعمیر لازم) و چه برای زیاد شدن منفعت. تغییر وقف تغییر وقف، حتی توسط واقف هم جایز نیست؛ برای مثال، نمی­‌توان مکانی را که به عنوان حسینیه وقف شده است، به مسجد تبدیل کرد. البته اگر وقف منفعت باشد، در صورتی­که با این عنوان فعلی­اش منفعتی ندارد یا منفعت آن بسیار اندک بوده، جایز است به عنوان دیگری که دارای منفعت است، تبدیل شود..  غصب وقف و ضامن بودن نسبت به خسارات وارده  در مورد غاصب یا هر کسی که خسارت به وقف، مستند به اوست، احکام ذیل وجود دارد: ۱. اگر وقف خاص یا وقف منفعت (در وقف عام) باشد: الف) به عین آن آسیبی برسد یا از بین برود  ضامن عین موقوفه است. بنابراین رد عین در صورتی­که موجود باشد و رد عوض آن در صورتی­که تلف کرده باشد، واجب است. ب) اگر منافع آن غصب شده باشد  ضامن منافع است و رد عوض منافع استیفا شده و استیفا نشده هم واجب است.  نکته: اگر وقف تلف شده، باید عوض آنچه از بین رفته است در بدل وقف صرف شود؛ یعنی عین وقف دیگر با آن پول انجام ‌شود و عوض منافع در همان مسیر وقف­نامه صرف ‌شود. مثال: اگر کسی ساختمانی را که طبق وقف می­‌بایست اجاره آن صرف عزاداری امام حسین(ع) شود، خراب کند، باید در عوض، ساختمان دیگری وقف این کار کند. ۲. وقف انتفاع (مصالح عامّه) باشد. الف) مساجد، مقابر، زیارتگاه­‌ها، پل­‌ها و مانند آن  اجرت آن را ضامن نیست و فقط اگر عین مسجد و زیارتگاه خسارتی ببیند، ضامن خسارت است و در بدل وقف صرف می‌شود. ب) مدارس، حمام، کاروانسرا و مانند آن  اجرت آن را ضامن است، مگر در همان مواردی­که در وقف­نامه تعیین شده، مورد بهره‌برداری واقع شده باشد. (اگرچه غاصبانه مورد بهره‌­برداری واقع شده است.) معلوم نبودن جهت وقف اگر وقفی بودن چیزی محرز باشد، ولی جهت وقف معلوم نباشد، یعنی ندانیم در چه مسیری باید استفاده شود. ۱. متولی خاصی دارد  در نحوه تصرف، به او مراجعه می‌شود. ۲. متولّی خاصی ندارد  به حاکم شرع مراجعه می­‌شود. نحوه مصرف درآمد شیئی که بین محتملات مردد است: ۱. قدر متیقّن و قدر مشترکی در مورد مصرف آن وجود دارد؛ مثلاً محتملات عبارت­‌اند از فقراء، علماء، سادات و اهل فلان شهر بین فقرای عالم سید اهل فلان شهر مصرف می‌گردد. (یعنی فقرایی که هم عالم، هم سید و هم اهل فلان شهر باشد.) ۲. قدر متیقنی وجود ندارد و احتمالات مختلف در افراد خاصی قابل جمع نیست؛ مثلاً بین مسجد و فقراء و حسینیه تردید داشته باشد. الف) شبهه محصوره  با قرعه، مورد مصرف معلوم می­‌شود؛ مثلاً اگر قرعه به نام مسجد بیفتد، درآمد صرف مسجد می­‌شود. ب) شبهه غیر محصوره: یک- درصورتی­که بین عناوین یا اشخاص غیر محصوره باشد مثلاً فرزندان یکی از افراد ساکن مشهد که معلوم نیست این فرد کیست یا یکی از فقرای شهر مشهد که معلوم نیست کدام فقیر است یا فراموش کرده­‌ایم.  در حکم مجهول المالک است. بنابراین به عنوان ردّ مظالم به فقراء صدقه داده می‌شود. دو-  بین جهات غیر محصوره است؛ مثلاً مردّد بین مسجد، زیارتگاه، پل و... باشیم  در امور خیریه­ای در همین موارد صرف می‌شود. توضیح:  ۱. منظور از شبهه محصوره آن است که قدر متیقنی در اینجا وجود خارجی ندارد تا اجاره‌­بها صرف آن شود. اما محدود به موارد معدودی است؛ مثلاً می‌دانیم که یا باید صرف پزشکان منطقه شود یا صرف علمای منطقه، اما نمی‌دانیم مشخصاً کدام است؛ پزشکی هم که از علمای دین هم باشد در آن منطقه وجود ندارد. لذا قرعه می‌اندازیم. ۲. منظور از شبهه غیر محصوره آن است که تعداد احتمالات زیاد است؛ مثلاً مرددیم که مورد مصرف اجاره­بها پزشکان­‌اند یا علمای دین یا فقرا و یا ... . اثبات وقف بودن صرف وجود وقف­نامه اثبات کننده وقف بودن چیزی نیست. بلکه وقف به یکی از طرق زیر ثابت می‌شود: ۱. کسانی­ که مال وقفی در دستشان است، اعتراف به وقف بودن آن نمایند و همچنین ورثه او بعد از مرگش اعتراف کنند. ۲. قبلاً کسانی­ که مال در دستشان بوده با آن رفتار وقف را می‌کرده­‌اند. ۳. دو نفر عادل گواهی به وقفیت دهند. ۴. با قرائن و شواهدی مثل شهرت به وقفیت، علم و اطمینان حاصل شود که وقف است. ............................................................................................................................ (۱) وسایل الشیعه/ج۱۹/ص۱۷۵ (۲) صدقه جاریه به وقف تفسیر شده است. (۳) هر انتفاعی حتی انتفاعی که مورد نظر واقف نبوده است. (۴) غرض در این وقف، تحصیل منفعت و صرف آن در اموری است که در وقف بیان شده است؛ مانند اینکه مغازه­ای را وقف مسجد می­کنند. (۵) غرض، تحصیل منفعت برای امر دیگر نیست. بلکه استفاده از همان موقوفه مدّ نظر است؛ مانند خانه­ای­که برای سکونت امام جماعت وقف شده است یا مدرسه­ای که برای تحصیل محصلین وقف شده است. .................................................................................................... در این مجموعه‌ی آموزشی، علاوه بر موارد موجود در رساله‌ی «اجوبة الإستفتائات»، استفتائات جدید نیز اضافه و از جزوه‌های دروس خارج فقه معظم‌له نیز بهره گرفته شده است، تا بر غنای آموزشی مجموعه،‌ بر طبق اسلوب و بیان معظم‌له اضافه شود. شایان ذکر است که دفتر استفتائات حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای این رساله‌ی آموزشی را تأیید و عمل به آن را مجزی اعلام کرده است.

احکام وقف – استفتائات امام خمینی (قدس سره)

بسم الله الرحمن الرحیم احکام وقف - استفتائات امام خمینی -ره-   پدیدآورنده :خمینی، روح الله، رهبر انقلاب و بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران، 1279 - 1369 محل نشر :تهران ناشر: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (س) زمان (شمسی) :1392         شرایط صحت وقف ‏‏[سؤال 8038]‏‏ ‏ ‏ 4239‏ ‏‏ ‏ ‏ بسمه تعالی‏ ‏‏دفتر محترم حضرت آیت الله‌ العظمی حاج آقا روح الله‌ خمینی رهبر کبیر انقلاب و‏‎ ‎‏بنیان گذار جمهوری اسلامی‏ ‏‏این جانب اهل پشتکوه یزد، از کشاورزان آن محل، تنها دارایی و مایملک خود که‏‎ ‎‏عبارت از یک طاق از شانزده طاق قنات مزرعه خلیل آباد، بوده است. بر اثر ناراحتی و‏‎ ‎‏گرفتاری و کسالت اقدام به وقف کردن آن نموده ام. در وقف نامه قید گردید که صیغۀ‏‎ ‎‏وقف جاری شده، ولی قید این که به تصرف وقف داده شده باشد، نشده است. الحال‏‎ ‎‏به علت این که دارای عیال و اولاد بوده و عمل انجام شده باعث محرومیت آنان شده از‏‎ ‎‏عمل خود پشیمان و می خواهم اجازه فرمایند؛ با توجه به این که مورد وقف به تصرف‏‎ ‎‏وقف داده نشده، عمل انجام شده صحیح نبوده و می توان از آن عدول نمود یا خیر؟‏‎ ‎‏نظر مبارک خود را اعلام فرمایند.‏ ‏‏بسمه تعالی، مجرد صیغۀ وقف، بدون تحویل آن، کافی نیست و در‏‎ ‎‏خصوصیات مورد سؤال به مسئولین ذی ربط مراجعه شود.‏ ‏‏[سؤال 8042]‏‏ ‏ ‏ 4242‏ ‏‏ ‏ ‏ بسمه تعالی ‏ ‏ 25 / 3 / 1361‏ ‏‏محضر مبارک حضرت آیت الله‌ العظمی امام خمینی، دام ظله العالی ‏ ‏‏در شانزده سال گذشته، مردم زمینی موات به مسافت پانصد متر را جهت قبرستان‏‎ ‎‏مسلمین تعیین، و حدود آن را مشخص و به تصرّف درآوردند، و از آن جایی که در آن‏‎ ‎‏موقع آب لوله کشی موجود نبوده، یک حلقه چاه در این زمین حفر نمودند. و بر روی‏‎ ‎‏این زمین غسال خانه و حسینیه ساخته شده و چندین میت در این زمین دفن گردیده‏‎ ‎‏است. بعد از چهار سال که زمین نامبرده در اختیار عموم مسلمین بوده، شخص‏‎ ‎‏مستکبری ـ که در آن زمان رئیس خانۀ انصاف بوده ـ با توسل به زور قسمتی از این‏‎ ‎‏زمین را اشغال کرده و مقاومت مردم روستا را نادیده گرفته و درختان لیمو در این زمین‏‎ ‎‏اشغالی کاشته است. ‏ ‏‏از آن جایی که جمعیت این روستا چهار الی پنج هزار نفر می باشد و در آینده‏‎ ‎‏نزدیک به زمین مذکور احتیاج مبرمی خواهد بود و در جای دیگر زمین جهت قبرستان‏‎ ‎‏یافت نخواهد شد، تکلیف مردم این روستا چیست؟ ‏ ‏‏و در صورتی که زمین اشغالی پس گرفته شود، خشکانیدن درختان این زمین جایز‏ ‎‏است یا خیر؟ والسلام علیکم ورحمة الله‌ وبرکاته ‏ ‏‏بسمه تعالی، در فرض مرقوم، زمین ذکر شده قبرستان متعلق به اهالی محل‏‎ ‎‏است و کسی حق ندارد تمام یا قسمتی از آن را به خود اختصاص دهد و‏‎ ‎‏صاحب درخت ها حق ندارد درخت ها را در زمین قبرستان باقی بگذارد.   موارد مصرف وقف ‏‏[سؤال 8092]‏‏ ‏ ‏ 4274‏ ‏‏ ‏ ‏ بسمه تعالی‏ ‏‏1. باغ وقفی که مخروبه شده است و چراگاه گلّه و حیوانات قرار گرفته و در زمین‏‎ ‎‏این باغ، درخت های صحرایی سبز شده است که بعضی از آن ها دارای ثمر هستند و‏‎ ‎‏مردم از چوب آن درخت ها برای ساختن منزل و سوخت و همچنین از ثمر آن ها‏‎ ‎‏استفاده می کنند، این استفاده ها چه صورت دارد؟ آیا باید آن ها را بفروشند و به مصرف‏‎ ‎‏روضه خوانی برسانند و یا این که لازم نیست و استفاده از آن ها هم اشکالی ندارد؟‏ ‏‏بسمه تعالی، مربوط به وقف است و باید زیر نظر متولّی شرعی، در جهت‏‎ ‎‏وقف صرف شود.‏ ‏‏2. شخصی از دنیا می رود و وصیت می کند یک مقدار از اموالش برای نماز و روزه باشد و در ضمن،‏‎ ‎‏همین شخص متوفی اهل ربا و سود بوده است که هرگاه کسی محتاج او می شد، قرض او همراه با ربا‏‎ ‎‏بوده است و دیگر این که وجوهات هم نمی پرداخته؛ آیا از این مقدار اموال بایست وجوهات و یا این که‏‎ ‎‏رد مظالم اخراج شود یا خیر؟‏ ‏‏بسمه تعالی، باید اوّلاً دیون او که از جملۀ آن، وجوه شرعیه و مظالم عباد است، داده شود و در‏‎ ‎‏باقیمانده به وصیت عمل شود و وصیت در ثلث نافذ است.‏ ‏‏3. شخصی است که وصیت کرده یک قطعۀ باغ برای خودم باشد و ثمن او به مصرف نماز و روزه ام‏‎ ‎‏رسانده شود و تولیت این کار را بر عهدۀ یک نفر از روحانیون می گذارد و بعد از وفات شخص موصی،‏‎ ‎‏شخص متولّی آن باغ را به فروش می رساند و مشتری خریداری می کند که در سه قسط بپردازد، در طول‏‎ ‎‏سه سال و بعد از خرید، یک قسط به شخص متولّی می پردازد ولی در حال حاضر متولّی ـ که آقای‏‎ ‎‏روحانی باشد ـ وفات کرده است و شخص خریدار دو قسط بدهکار است و الآن متحیّر است به چه‏‎ ‎‏کسی تحویل دهد و در ضمن مشروط به این است که هر کس این پول را تحویل گرفت باید قبالۀ‏‎ ‎‏شخص خریدار را امضا و تأیید کند؛ آیا تکلیف چیست؟‏ ‏بسمه تعالی، باید کسی برای این کار از طرف حاکم شرع (مجتهد جامع شرایط) تعیین شود.‏ ‏‏[سؤال 8096]‏‏ ‏ ‏ 4278‏ ‏‏ ‏ ‏ بسمه تعالی‏ ‏‏حضور محترم نایب الامام، امام خمینی، دامت برکاته‏ ‏‏1. شخصی در یک صد سال پیش، اجارۀ باغی را وقف روضه خوانی کرده است. با‏‎ ‎‏توجه به شرایط امروزه، در آن حسینیه که وقف شده، برادران جوان دست به‏‎ ‎‏فعالیت هایی زده اند و یک دوره کلاس معارف اسلامی برقرار نموده اند، و همچنین‏‎ ‎‏برادران بسیج، در آن جا پست می دهند و برای جزوه نمودن درس ها، با کمبود بودجه‏‎ ‎‏مواجه شده اند. آیا می توان از پولی که وقف روضه خوانی است، در رابطه با این کار‏‎ ‎‏استفاده شود؟‏ ‏‏بسمه تعالی، باید بر طبق وقف نامه عمل شود.‏ ‏‏[سؤال 8097]‏ ‏‏2. مستحضر هستید که ادارۀ اوقاف، هر سال به مدت ده شب، در بعضی از‏‎ ‎‏حسینیه ها روضه خوانی می کند. آیا می شود پولش را گرفت و خرج حسینیه، و یا غذا‏‎ ‎‏دادن در روز عاشورا کرد؟ ‏ ‏‏بسمه تعالی، چنانچه برای روضه خوانی وقف شده باشد، باید به مصرف‏‎ ‎‏مزبور برسد، و اگر برای مطلق خیرات وقف شده باشد، می توانند در امور‏‎ ‎‏خیر دیگر نیز مصرف کنند.‏ [سؤال 8101]‏‏ ‏ ‏ 4282‏ ‏‏ ‏ ‏ بسمه تعالی‏ ‏‏محضر حضرت آیت الله‌ امام خمینی، مدّ ظله العالی‏ ‏‏مرتعی در ییلاق نور مازندران است که به نام وقف معرفی شد؛ و احشامی که در او‏‎ ‎‏تعلیف می کند، سالیانه مبلغی به عنوان عوارض به روستای سراسب نور می دهند برای‏‎ ‎‏مخارج عزاداری خامس آل عبا. آیا این عوارض، گرفتنش برای احیای مسجد و حمام‏ روستایی که مردمش مستضعف هستند جایز است؟ نظر حضرت عالی را اعلام‏‎ ‎‏فرمایید شرعاً. ‏ ‏‏بسمه تعالی، اگر به طریق شرعی وقف شده، باید به همان نحو که قبلاً عمل‏‎ ‎‏می شده عمل نمایند.‏ [سؤال 8108]‏‏ ‏ ‏ 4287‏ ‏‏ ‏ ‏ بسمه تعالی ‏ ‏ 6 / 10 / 1361‏ ‏‏محضر مرجع عظیم الشأن و زعیم عالی قدر جهان اسلام، حضرت نایب الامام، امام‏‎ ‎‏خمینی، روحی له الفداء، سلام علیکم، با عرض معذرت از این که چند لحظه ای مصدع‏‎ ‎‏اوقات آن رهبر والا مقام می شویم، محترماً معروض می داریم:‏ ‏‏در یکی از روستاها قناتی است که آب آن وقف اولاد ذکور است و قسمتی از آب‏‎ ‎‏آن را در گذشته وارد لوله کشی روستا کرده و مورد استفادۀ عموم اهالی است و من‏‎ ‎‏جمله آموزگاران ما نیز که تقریباً تمامی آن ها غیر بومی هستند، از این آب استفاده‏‎ ‎‏می کنند، لکن عده ای از اولاد ذکور محقّ در وقف نامه راضی به استفاده از این آب‏‎ ‎‏نیستند. استدعا داریم سریعاً در این باره اعلام نظر فرموده، تا معلمین ما تکلیف شرعی‏ ‎‏خود را در این مسأله بدانند. والسلام علیکم ورحمة الله‌ وبرکاته‏ ‏‏بسمه تعالی، تمام آب اگر بر اولاد ذکور وقف شده، باید متصرف، رضایت‏‎ ‎‏تمام موقوف علیهم را جلب نماید و یا فقط به سهم کسانی که رضایت‏‎ ‎‏دادند، اکتفا نماید.‏ [سؤال 8115]‏‏ ‏ ‏ 4293‏ ‏‏ ‏ ‏ بسمه تعالی ‏ ‏‏دفتر بلند آستان حضرت آیت الله‌ العظمی نایب الامام، امام خمینی، مدّ ظله العالی‏ ‏‏احتراماً، نخست درودها و تحیات مخلصانۀ ما مردم دهکدۀ کرّاب سبزوار را‏‎ ‎‏حضور زعیم عالی قدر معروض دارید، در ثانی استفتائیه زیر را گزارش فرمایید تا بذل‏‎ ‎‏عنایت فرموده با فتوای واجب الاتباعشان ما را به طریق صواب هدایت نموده از‏‎ ‎‏سردرگمی رهایی بخشند.‏ ‏‏در دهکدۀ کرّاب موقوفاتی وجود دارد که گرچه در رژیم منفور طاغوتی گذشته،‏‎ ‎‏در شرف از بین رفتن بود؛ اما اکنون به یاری خداوند و همت مردم با تجدید اجاره ها‏‎ ‎‏حدود شصت تا هفتاد هزار تومان عایدی سالانه دارد. از این مبلغ حدود ده هزار‏‎ ‎‏تومان آن طبق وصیت واقفان باید در جهت مخارج حمام و مسجد و مزار خرج شود و‏‎ ‎‏ما بقی به صورت شام و نهار دادن به مردم صرف گردد. چون از سویی اهالی خرج‏‎ ‎‏کردن اجاره را در طریق اطعام عبث و بی نتیجه می دانند و از طرفی دهکده فاقد‏‎ ‎‏درمانگاه، حسینیه، جاده، برق و سرمایۀ کافی جهت لایروبی قنات است؛ آیا متولیان‏‎ ‎‏می توانند اجاره ها را در طریق رفع این احتیاجات مبرم و مفید خرج کنند یا باید طبق‏‎ ‎‏وصیت واقفان با شام و نهار و اطعام مردم، مبالغ مال الاجاره را مسرفانه از بین ببرند.‏‎ ‎‏ضمناً خواست موقوفٌ علیهم کلاً این است که اجاره ها در جهت رفع احتیاجات‏‎ ‎‏عمومی به مصرف برسد و همه این مطلب را در مجالس روضه خوانی تأیید کرده اند.‏‎ ‎‏همگی از محضر مبارک امام التماس دعا داریم. ‏ ‏‏بسمه تعالی، باید بر طبق وقف عمل شود و اطعام، اسراف نیست.‏ تولیت وقف   [سؤال 8454]‏‏ ‏ ‏ 4575‏ ‏‏ ‏ ‏ بسمه تعالی‏ ‏‏محضر مبارک حضرت مستطاب آیت الله‌ العظمی امام خمینی مدّ ظله العالی‏ ‏‏محترماً به عرض می رساند: زمینی است مزروعی که پنجاه سال قبل وقف گردیده‏‎ ‎‏که منافع آن به وسیلۀ تولیت آن برنج خریداری و در شب عید نوروز بین افراد این‏‎ ‎‏روستا توزیع شود. نظر به این که در حال حاضر تعداد افراد محل افزایش یافته و منافع‏‎ ‎‏زمین فوق ناچیز است و متولی زمین فوت کرده است ورثه متولی منافع زمین فوق را‏‎ ‎‏در نهار روز عاشورا به مصرف می رسانند. توضیح این که یک عدد درخت بادام که‏‎ ‎‏حدوداً پنجاه سال داشته باشد داخل زمین است که در حال حاضر خشک شده و ورثه‏‎ ‎‏تولیت زمین فوق مقلد شما هستند. تقاضا داریم تکلیف حکم شرعی ما را نسبت به‏‎ ‎‏مصرف برنج و درخت معین فرمایید که چه کنیم؟‏ ‏‏بسمه تعالی، در فرض سؤال باید به همان طور توزیع شود به مقدار میسور و‏‎ ‎‏در مورد درخت خشک شده با موافقت متولی فروخته شود و صرف تعمیر‏‎ ‎‏زمین گردد. . [سؤال 8458]‏‏ ‏ ‏ 4579‏ ‏‏ ‏ ‏ بسمه تعالی ‏ ‏ 14 / 9 / 1361‏ ‏‏محضر رهبر کبیر انقلاب، و بنیان گذار جمهوری اسلامی ایران، امام خمینی، دام ظله‏ ‏‏پس از ابلاغ سلام، امیدوارم ـ ان شاء الله‌ تعالی ـ در ظل توجهات ولی عصر‏‎ ‎‏ـ ارواحنا له الفداء ـ از جمیع بلیّات ارضی و سماوی مصون و محفوظ بوده باشید.‏ ‎‏منظور از تصدیع، آن که روستایی است به نام روشناوند (گناباد)، که قنات و نهر این‏‎ ‎‏روستا، شرعاً وقف آستان قدس رضوی علیه السلام می باشد و در مسیر نهر این روستا،‏‎ ‎‏روستایی است به نام مقیم آباد، که آن هم دارای قنات و چند سهم وقف بر آستانه‏‎ ‎‏است، که در اطراف روستا زراعت می شود، و سابق اهالی این روستا، طبق قراردادی‏‎ ‎‏که با اهالی روشناوند و یا در زمانی که مستأجر یک نفر بوده است داشته اند، حمّام خود‏‎ ‎‏را آب می کرده اند و آب بها را پرداخت می کرده اند، و قراردادها هم موجود است.‏‎ ‎‏الحال پس از پیروزی انقلاب، ادار‏‏ۀ‏‏ کشاورزی برای این که آب در مسیر طولانی شرب‏‎ ‎‏نشود، و نیز ادار‏‏ۀ‏‏ بهداشت، نظر داده است که قنات باید پوشش شود، تا اهالی امکان‏‎ ‎‏استفاد‏‏ۀ‏‏ بهداشتی را از آب داشته باشند. آیا اهالی مقیم آباد این حق را دارند که بدون‏‎ ‎‏اجاز‏‏ۀ‏‏ مستأجرین روستای مذکور، از آب آن استفاده کنند، مثل این که برای استفاده‏‎ ‎‏شیری نصب کنند، یا سر نهر و قنات را بردارند، و احیاناً کثافات خود را در آب قنات‏‎ ‎‏بریزند. با توجه به این که مقیم آباد قناتی دارد و امکان استفاد‏‏ۀ‏‏ از آن هست؛ زیرا اطراف‏‎ ‎‏روستا زراعت می شود، و حمام قبل این روستا، از آب مقیم آباد استفاده می کرده است.‏‎ ‎‏توضیح این که آب قنات روشناوند، در سابق حدوداً هشت اینچ بوده است، و در زمان‏‎ ‎‏حال، در مظهر قنات ـ طبق نظر کارشناسی ـ حدوداً چهار اینچ بیشتر نیست و حال که‏‎ ‎‏ادار‏‏ۀ‏‏ کشاورزی آن را پر کرده است، به مزرعه که می رسد سه و نیم اینچ می باشد، و از‏‎ ‎‏این آب، 135 نفر استفاد‏‏ۀ‏‏ زراعتی و بالغ بر 2300 نفر استفاده شربی می نمایند، و‏‎ ‎‏روستای مقیم آباد، حدوداً دارای 24 زارع، و 170 نفر می باشد، و حرف مقیم آبادی ها‏‎ ‎‏این است که اگر بنا شود از آب خود مصرف کنیم، کم می شود. خواهشمند است حکم‏‎ ‎‏شرعی را بیان فرمایید، و آیا آنچه را که در این موضوع، در شرایط آب وضو در تحریر‏‎ ‎‏الوسیله فرموده اید، و نیز حاشیه ای را که بر کتاب عروة الوثقی زده اید، آیا صحیح است‏‎ ‎‏یا خیر؟ أدام الله‌ ظلّکم علی رؤوس المسلمین ‏ ‏‏بسمه تعالی، باید به مسئولین امور آستان قدس مراجعه، و طبق وقف و‏‎ ‎‏ضوابط آستانه عمل شود. . [سؤال 8459]‏‏ ‏ ‏ 4580‏ ‏‏ ‏ ‏ بسمه تعالی ‏ ‏ 22 / 8 / 1358‏ ‏‏دفتر محترم حضرت آیت الله‌ العظمی امام خمینی، مدّ ظله العالی‏ ‏‏به استحضار برساند: رقباتی موقوفه از اراضی مزروعی و باغ مرکبات واقع در‏‎ ‎‏شهرک شهسوار، از موقوفات مرحوم حجت الاسلام حاج شیخ فضل الله‌ تنکابنی به‏‎ ‎‏تولیت احقر ـ طبق مدارک قدیمه و جدیده ـ مدت ها مورد عمل قرار داشته است؛ هر‏‎ ‎‏چند اراضی مزروعی طبق قانون اصلاحات اراضی به زارعین فروخته شده، لیکن‏‎ ‎‏باغات مرکبات به حال خود باقی و برقرار است. حال استفسار می گردد که احقر در‏‎ ‎‏خصوص وصول بهرۀ باغات مرکبات، طبق معمول و عرف محل ـ کمافی السابق ـ‏‎ ‎‏مجاز می باشد، یا آن که طبق گفتار عده ای از حضرات گویندگان روحانی و غیرهم‏‎ ‎‏می باید رقبات، در اختیار زارعین باغ دار گذاشته شود؟‏ ‏‏بسمه تعالی، تصرف در وقف، منوط به نظر متولّی شرعی و مراعات جهت‏‎ ‎‏وقف است. . [سؤال 8462]‏‏ ‏ ‏ 4583‏ ‏‏ ‏ ‏ بسمه تعالی ‏ ‏ 5 / 11 / 1361‏ ‏‏محضر مبارک زعیم عالی قدر، رهبر کبیر انقلاب اسلامی ایران، حضرت آیت الله‌‏‎ ‎‏العظمی امام خمینی، مدّ ظله العالی ‏ ‏‏محترماً به عرض اقدس عالی می رساند: زمین موقوفه ای است که بیش از یک صد‏‎ ‎‏سال است که در تصرف یک خانواده بوده است، از بزرگ خانواده تا فرد آخری که الآن‏‎ ‎‏متصرف است و عمل به وقف هم می نماید. اخیراً شخص متصرف و متولی، زمین‏‎ ‎‏نامبرده را غرس اشجار نموده و به صورت یک باغ درآمده. البته تمام مخارج و هزینۀ‏‎ ‎‏درخت کاری و غیره از طرف خود متولی بوده، فقط زمین موقوفه است و قبلاً هم‏‎ ‎‏زمین مزبور بدون درآمد بوده است.‏ ‏‏آیا متولی و متصرف و آن کسی که این باغ را با هزینه شخصی به وجود آورده،‏‎ ‎‏می تواند باغ را بفروشد و در سند، مسأله وقفیت زمین ذکر شود و اجرت المثل زمین را‏‎ ‎‏درنظر بگیرد یا خیر؟ مستدعی است نظر مبارک را بیان فرمایید. ‏ ‏‏بسمه تعالی، بستگی به نظر متولی شرعی و مراعات جهت وقف دارد. . [سؤال 8464]‏‏ ‏ ‏ 4585‏ ‏‏ ‏ ‏ بسمه تعالی ‏ ‏ 25 / 4 / 1362‏ ‏‏دفتر رهبر عالی قدر، مرجع مسلمین جهان، امام امت، أرواحنا فداه‏ ‏‏قریه ای از توابع سبزوار ـ که مرکز بخش هم می باشد و حدود یک هزار خانوار در‏‎ ‎‏آن ساکن می باشند ـ بر اثر گسترش قریه موصوف، اهالی از آب شرب بهداشتی محروم‏‎ ‎‏هستند. از طرف مقامات ذی صلاح و مسئول، تا کنون بررسی جهت تأمین آب شرب‏‎ ‎‏بهداشتی به عمل آمده، که به دلیل وضع نامتناسب طبیعی، و فقدان آب های تحت‏‎ ‎‏الارضی، و این که ذخایری که از آن طریق بتوانند آب شرب بهداشتی اهالی را تأمین‏‎ ‎‏نمایند، وجود ندارد. پس از تحقیقات توسط کارشناسان و مشورت با معتمدین محل،‏‎ ‎‏مقامات دولتی مزبور، به این نتیجه رسیده اند که راهی جز استفاده از قنات موجود‏ نیست. مقام بخش داری ـ که مسئول تهیه آب اهالی می باشد ـ به دو نفر از متولیان‏‎ ‎‏آب های موقوفه مراجعه کرده و رضایت آن ها ـ در صورت تحصیل مجوز شرعی ـ‏‎ ‎‏حاصل گردیده است. موارد وقف منظور، از موقوفات مرحوم حجت الاسلام حاج‏‎ ‎‏میرزا ابراهیم شریعتمدار است، که بالغ بر دو رقبه می باشد: یکی وقف خاص بر فقرای‏‎ ‎‏اولاد، و دیگری وقف عام بر فقرای محل مزبور می باشد. رقبۀ وقف خاص ـ طبق‏‎ ‎‏شرایط وقف نامه ـ تحت تولیت متولی اداره می شود و رقبه دیگر ـ که در موقوفات عام‏‎ ‎‏می باشد ـ فعلاً طبق قوانین زمان طاغوت، به اشخاص واگذار گردیده، و متولی آن در‏‎ ‎‏قید حیات می باشد. با امام جمعه محترم سبزوار تماس، و مذاکره به این نتیجه منتهی‏‎ ‎‏شده که مجوز شرعی، جهت استفاده موقوفات تحصیل گردد. موقوفات مزبور ـ طبق‏‎ ‎‏وضعی که تا کنون در محل جریان داشته ـ به طور جداگانه آب اراضی آن، از طرف‏‎ ‎‏متولیان، سالانه به اجاره، به اشخاص واگذار می گردیده. چنانچه اجارۀ معمول در‏‎ ‎‏محل، به رقبات مزبور داده شود، آیا از نظر شرعی می توان از موقوفات مذکور برای‏‎ ‎‏آب شرب اهالی استفاده نمود؟ موضوع به ساحت مقدس رهبر عالی قدر و مرجع‏‎ ‎‏مسلمین جهان، امام امت ـ دامت برکاته ـ عرضه گردد، تا حکم الله‌ را بیان فرمایند، که‏‎ ‎‏مورد عمل قرار گیرد.‏ ‏‏بسمه تعالی، با نظر متولی شرعی و مراعات جهت وقف، مانع ندارد، ولی‏‎ ‎‏باید پول آب از مورد معیّن در وقف صرف شود. . [سؤال 8471]‏‏ ‏ ‏ 4588‏ ‏‏ ‏ ‏ بسمه تعالی‏ ‏‏محترماً معروض می دارد که نصف آب قنات این قریه با مقداری از اراضی آن‏‎ ‎‏متعلّق به آستان قدس رضوی می باشد، این آب به تناسب و مقدار احتیاج هر یک از‏‎ ‎‏زارعین قریه در اجارۀ آن ها بوده، و کسی که کشت و کار بیشتری داشته آب بیشتری را‏‎ ‎‏اجاره کرده، و کسی که زراعتی کمتر داشته آب کمتر می برده است. در سنۀ 1350 به‏‎ ‎‏وسیله ادارۀ اصلاحات ارضی دولت طاغوتی برای همه سند یکنواخت تنظیم شده و‏‎ ‎‏این خود باعث اختلاف در محلّ گردیده است؛ (چون که در سند برای هر یک از‏‎ ‎‏مستأجرین یک ساعت و ربع آب فروشی شده، آنان که کمتر دارند می گویند: «باید به‏‎ ‎‏اندازۀ سند به ما آب بدهند» آنان که بیشتر دارند می گویند: ما اجارۀ آستانه را می دهیم و‏‎ ‎‏آب برای خودمان لازم است) آیا برابر تقسیم اسناد رفتار بشود؟ و یا هر کسی هرچه‏‎ ‎‏در گذشته آب می برده حال هم ببرد؟‏ ‏‏لازم به تذکّر است که هنوز «آب» برابر سیرۀ گذشته در تصرّف زارعین است، ضمناً‏‎ ‎‏اجارۀ هر فنجان آب در سندهای طاغوتی سالیانه مبلغ هفتاد ریال تعیین شده و حال‏‎ ‎‏هر فنجان اجارۀ عادلانه اش پنجاه ریال است و متصرّفین آب حاضرند با کمال میل‏‎ ‎‏اجارۀ وقت را به آستانه پرداخت نمایند. لطفاً جواب مسأله را مرقوم فرمایید؟‏ ‏‏والسلام علیکم ورحمة الله‌ وبرکاته‏ ‏‏بسمه تعالی، تصرّف در موقوفات مربوط به آستان قدس باید طبق نظر‏‎ ‎‏متصدّی شرعی آستانۀ مقدّسه باشد. . [سؤال 8473]‏‏ ‏ ‏  ‏‏---->‏‏ ‏‏ 4223‏ ‏‏3. تغییر آب آشامیدنی از محل مذکور به محل نوساز با توضیح ذیل جایز است؟‏ ‏‏توضیح: تأمین آب آشامیدنی این محل، به وسیلۀ لوله با طرح آبرسانی از چشمه ای‏‎ ‎‏که در بالای درّۀ پشت قنات قریه جاری بوده، طبق یک «واگذاری کشاورزان» انجام‏‎ ‎‏شده ـ مشروط بر این که مازاد آن متعلق به خود کشاورزان بوده ـ و توسط یک لوله‏‎ ‎‏روی استخر ده می ریزد که به مصرف کشاورزی می رسد؛ و چند طاقه از همین آب،‏‎ ‎‏متعلق به اماکن مسجد و حسینیه و حمام و دو امامزاده بوده و آب این قنات، مالک‏‎ ‎‏خصوصی نداشته و همه در آن شریک و سهیم بوده، و موقوفات دیگر ـ مانند وقف‏‎ ‎‏اولاد و غیره ـ نیز دارد و بر اثر خشکسالی های پی درپی و کمبود آب کشاورزی، با کمی‏‎ ‎‏آب مواجه می باشیم. قطع کلی لوله و تغییر آن به محل تازه تأسیس چه صورتی خواهد‏‎ ‎‏داشت؟ بیان فرمایید.‏ ‏‏توضیح دیگر: این روستا تقریباً دارای دویست و چهل خانۀ مسکونی بوده که‏‎ ‎‏بیست خانۀ آن در معرض سیل و از کل آن، دوسوم آن، ذی قیمت و نوساز و قابل‏‎ ‎‏زیست می باشد.‏ ‏‏بسمه تعالی، آب مذکور اگر ملک باشد، اختیار آن با مالکین است و اگر‏ وقف باشد، موکول به نظر متولی شرعی با مراعات جهت و مصلحت وقف‏‎ ‎‏است. . [سؤال 8475]‏‏ ‏ ‏ 4591‏ ‏‏ ‏ ‏ بسمه تعالی ‏ ‏ 10 / 6 / 1361‏ ‏‏حضور محترم حضرت آیت الله‌ العظمی، رهبر عظیم الشأن، امام خمینی‏ ‏‏به عرض می رساند: پدر این جانب املاکی را که با دسترنج خود از کسب مشروع‏‎ ‎‏خریداری و آباد نموده بود، وقف عزاداری حضرت سیدالشهدا نموده، که از درآمد آن‏‎ ‎‏در محرم و ماه رمضان، عزاداری و اطعام گردد. این زمین ها حدود ده قطعه می باشد که‏‎ ‎‏کلاً ده هزار متر، و به حساب محلی، پنجاه ری تخم افشان است، که اجار‏‏ۀ‏‏ هر یک ری‏‎ ‎‏تخم افشان، مبلغ بیست تومان می باشد. ولی متولی زمین ها، چندین برابر درآمد‏‎ ‎‏حاصله را خرج عزاداری و اطعام می نماید. چون این جانب پیرمرد شده ام و شخصاً‏‎ ‎‏قو‏‏ۀ‏‏ کار ندارم، به صورت اجاره یا نصفه کار برای مدت دو سال واگذار می نمایم. پس‏‎ ‎‏از مدت دو سال، شخص مستأجر یا شریک کار او ادعا می کند، تولیت و وقف از بین‏‎ ‎‏رفته، ملک متعلق به من است که چند سال کاشته ام. در صورتی که قریب صد سال‏‎ ‎‏است که پدر من این ملک را وقف، و تولیت آن با اولاد ذکور نسل به نسل، می باشد و‏ به همین نحو، اهالی قریه، هر ساله موقوفات محلی و مراتعی که وقف است را‏‎ ‎‏جمع آوری و در ماه های محرم و رمضان خرج عزاداری می نمایند، و کسری آن را‏‎ ‎‏اهالی به فراخور حال خودشان می پردازند. متمنّی است دستور فرمایید جواب مرقوم‏‎ ‎‏گردد، تا تکلیف اراضی موقوف‏‏ۀ‏‏ حضرت سیدالشهدا علیه السلام مشخص و معلوم گردد.‏ ‏‏بسمه تعالی، تصرّف در وقف، موکول به اجازۀ متولی شرعی با مراعات‏‎ ‎‏جهت و مصلحت وقف است، و بدون اجازه، غصب و حرام است. . [سؤال 8476]‏‏ ‏ ‏ 4592‏ ‏‏ ‏ ‏ بسمه تعالی ‏ ‏ 7 / 7 / 1361‏ ‏‏محضر مبارک حضرت آیت الله‌ العظمی، امام خمینی، مدّ ظله العالی، ضمن عرض‏‎ ‎‏سلام به استحضار می رساند:‏ ‏‏مسجد جامع گوهرشاد که به وسیلۀ ادارۀ اوقاف مشهد، اداره می گردد، دارای‏‎ ‎‏موقوفاتی است که قسمتی از آن، شامل باغات و اراضی مزروعی می باشد و از گذشته‏‎ ‎‏به طریق امانی اداره می شده، و پیوسته مورد چپاول واقع گشته، و حاتم بخشی های‏‎ ‎‏بی حد و حصری از آن، صورت گرفته است و مسئولین امر ـ به لحاظ فقدان وجدان‏‎ ‎‏دینی ـ منافع موقوفه را فدای سوء استفاده ها و خوش گذرانی های خویش نموده اند.‏ ‏‏از جمله املاک مسجد مزبور، مزرعه ای است به نام فیانی که دارای هفده هکتار‏‎ ‎‏باغ، و هفتاد هکتار زمین مزروعی است، که منحصراً باید از آب قنات آن مشروب‏‎ ‎‏گردد، و آب قنات فقط باغات و قسمتی از اراضی مزروعی را تکافو می نماید.‏ ‏‏پس از بررسی های دقیق، مشخص گردید که به طریق امانی هزینه های سالیانه آن از‏‎ ‎‏درآمدش بیشتر است، و ادامه این روش برخلاف منافع وقف می باشد؛ لذا صلاح و‏‎ ‎‏صرفۀ موقوفه ایجاب می نمود که به اجاره واگذار گردد، تا بدون صرف هزینه، عایدی‏‎ ‎‏خالص حاصل گردد. بنابراین پس از اختصاص ده هکتار از اراضی با آب مورد لزوم،‏‎ ‎‏برای پنج نفر از افراد محلی ـ که از گذشته به طور نصفه کاری آن را در اختیار داشتند ـ‏ باغات و بقیۀ اراضی، از طریق مزایده سالیانه به مبلغ 3500000 ریال به اجاره واگذار‏‎ ‎‏گردید و مستأجر تعهد نموده است با هزینۀ شخصی و به نفع موقوفه، قنات را‏‎ ‎‏لایروبی، باغات موجود را بازسازی، و پنج هکتار باغ جدید، برای موقوفه احداث‏‎ ‎‏نماید، که این عملیات منافع قابل توجهی را برای موقوفه دربر خواهد داشت.‏ ‏‏حال هیأت واگذاری زمین به اقدام اوقاف ـ که صرفاً در جهت حفظ منافع وقف، و‏‎ ‎‏کوتاه کردن دست موقوفه خواران، صورت گرفته است ـ معترض و مدعی است که‏‎ ‎‏اراضی مزروعی، می بایست به افراد دیگر واگذار می گردید.‏ ‏‏باتوجه به این که زمین و آب افراد محلی تأمین شده، و هیأت واگذاری زمین تا آن‏‎ ‎‏تاریخ، کشاورزی برای بقیۀ اراضی معرفی نکرده است و اگر قرار بود اراضی سوای‏‎ ‎‏باغات به دیگران واگذار گردد، یا اصلاً کسی حاضر به اجارۀ باغات نمی شد و روش‏‎ ‎‏زیان بخش گذشته همچنان استمرار می یافت، و یا این که در اجارۀ سالیانه تقلیل حاصل‏‎ ‎‏می گشت و اقدام اوقاف در جهت رعایت صرفۀ وقف و رضایت حق تعالی بوده است،‏‎ ‎‏استدعا دارد نظر شرعی مبارک را اعلام فرمایند. ‏ ‏‏بسمه تعالی، تصرف در وقف، موکول به موافقت متولی شرعی، با مراعات‏‎ ‎‏جهت و مصلحت وقف است.   . [سؤال 8478]‏‏ ‏ ‏ 4594‏ ‏‏ ‏ ‏ بسمه تعالی ‏ ‏ 12 / 3 / 1361‏ ‏‏محضر مبارک حضرت امام خمینی، مدّ ظله العالی، احتراماً؛ استدعا دارد جواب‏‎ ‎‏سؤال زیر را مرقوم فرمایند:‏ ‏‏شخصی رقباتی را وقف نموده و در وقف نامۀ مربوطه مصارفی را از جمله‏‎ ‎‏قرآن خوانی و تأمین روشنایی بر سر مقبره واقف و رد مظالم و کمک به فقرا و غیره‏‎ ‎‏تعیین کرده است. مضافاً در متن وقف نامه قید کرده است که در تغییر و تبدیل هر‏‎ ‎‏یک  از مصارف مقرره اختیار در صورت مصلحت با متولی است. آیا با توجه به قید‏‎ ‎‏این اختیار، متولی موقوفه مجاز است که با اطلاع ناظر از محل عایدی موقوفه،‏‎ ‎‏وجوهی را در اختیار نهضت سوادآموزی قرار دهد تا به مصرف تعلیم و تربیت برسد‏‎ ‎‏یا خیر؟‏ ‏‏بسمه تعالی، در صورت صلاح، مجاز است.  . [سؤال 8483]‏‏ ‏ ‏ 4599‏ ‏‏ ‏ ‏ بسمه تعالی ‏ ‏ 29 / 1 / 1358‏ ‏‏محضر مبارک زعیم عالی قدر حضرت امام خمینی، مدّ ظله العالی‏ ‏‏پس از عرض سلام، استدعا دارم نظر عالی را نسبت به زمین های موقوفه که‏‎ ‎‏جنگلبانی و غیر آن، تصرف نموده اند، مرقوم فرمایید.‏ ‏‏بسمه تعالی، جواز تصرف در وقف، مشروط است به نظر متولی شرعی آن. . [سؤال 8485]‏‏ ‏ ‏ 4601‏ ‏‏ ‏ ‏ بسمه تعالی‏ ‏‏حضرت آیت الله‌ العظمی امام خمینی، دامت برکاته، محترماً؛ به عرض سلام و‏‎ ‎‏سلامتی شما، مصدّع و معروض می دارد:‏ ‏‏مقدار سه ساعت آب و ملک در دستجرد خلجستان، دو نفر زن و یک مرد‏‎ ‎‏بلاعقب، وقف بر عزاداری اباعبدالله‌ الحسین نموده اند. این جانب به وکالت از طرف‏‎ ‎‏متولی، طبق معمول محل، در هر سالی دو خروار گندم اجاره دادم و پس از دو سال از‏‎ ‎‏طرف اوقاف و اصلاحات ارضی با شکایت مستأجر، این جانب را احضار و با‏‎ ‎‏طرفداری اصلاحات ارضی، دو خروار گندم را تبدیل به نقد و به سیصد تومان، نود و‏‎ ‎‏نه ساله اجاره داده اند. و حالیه در سال جاری که قانون نود و نه سال ملغی شده و قانون‏‎ ‎‏به هم خورده؛ بایستی مستأجر مبلغ یک هزار تومان بدهد، ولی حاضر نیست و‏‎ ‎‏می خواهد همان سیصد تومان آن زمان طاغوت را بدهد که من هم نگرفتم.‏‎ ‎‏روضه خوانی هم تا حال انجام شده و مستأجر مزبور که زارع و ساکن دستجرد‏‎ ‎‏خلجستان، در دادن مال الاجاره متمرّد می باشد. تکلیف بنده چیست؟ هر نوع که‏‎ ‎‏دستور فرمایند انجام شود. ‏ ‏‏بسمه تعالی، باید مال الاجارۀ متعارف موقوفه با نظر متولی شرعی، صرف‏‎ ‎‏در جهت وقف شود و اگر مستأجر حاضر به پرداخت مال الاجارۀ متعارف‏‎ ‎‏نیست، باید متولی شرعی موقوفه را از او بگیرد و به دیگری اجاره دهد. . [سؤال 8486]‏‏ ‏ ‏ 4602‏ ‏‏ ‏ ‏ بسمه تعالی ‏ ‏ 6 / 4 / 1361‏ ‏‏حضور مبارک رهبر کبیر انقلاب اسلامی ایران، حضرت آیت الله‌ العظمی امام‏‎ ‎‏خمینی، مدّ ظله العالی‏ ‏‏پس از مراسم سلام و دست بوسی ذیلاً به استحضار می رساند که شخصی در‏‎ ‎‏حدود یک هزار هکتار از اراضی مزروعی و یک باب خانه در شهرستان کازرون به‏‎ ‎‏تولیت نسل بعد از نسل وقف خامس آل عبا نموده و در متن وقف نامه مقرر گردیده که‏‎ ‎‏از درآمدسالیانه املاک اول تعمیرات خانه و الباقی مانده درآمد پنج یک حق تولیه‏‎ ‎‏متولی و باقیمانده آن هم در ماه های محرم و صفر جهت عزاداری حضرت‏‎ ‎‏سیدالشهدا علیه السلام مصرف گردد. در این جا باید عرض کنم که افراد زمین خوار به دست‏‎ ‎‏یاری اوقاف آن وقت با استفاده از صغیری متولی که در آن موقع بیشتر از شش سال‏‎ ‎‏نداشته است، کلیه املاک مزروعی موقوفه را از بین برده اند و در حال حاضر باقیمانده‏‎ ‎‏موقوفات خانه ای بیش نیست که آن هم متولی از طریق دادگاه به دست آورده است و‏‎ ‎‏درآمد سالیانه این خانه هم جهت تعمیرات کافی نیست اکنون سؤال می شود که آیا با‏‎ ‎‏نبودن املاک مزروعی متولی می تواند که حق تولیه خود را از درآمد خانه قبل از انجام‏‎ ‎‏تعمیرات برداشت کند یا خیر؟ متمنی است دستور پاسخ حقیر طبق دستور اسلام‏‎ ‎‏صادر فرمایید.‏ ‏‏بسمه تعالی، اگر از درآمد خانه هم حق التولیه منظور شده می تواند بردارد‏‎ ‎‏ولی خرج تعمیرات لازمه مقدّم است. . [سؤال 8489]‏‏ ‏ ‏ 4604‏ ‏‏ ‏ ‏ بسمه تعالی ‏ ‏ 8 / 6 / 1364‏ ‏‏محضر مبارک آیت الله‌ العظمی امام خمینی، رهبر کبیر انقلاب و بنیان گذار‏‎ ‎‏جمهوری اسلامی ایران دامت برکاته‏ ‏‏با تقدیم سلام و اداء تحیّت به استحضار حضرت عالی می رساند:‏ ‏‏بعضی از متولّیان موقوفات ـ به جهات مختلف ـ قادر به انجام وظایف در مورد‏‎ ‎‏ادارۀ شؤون موقوفات تحت تولیت خود نیستند و از سازمان حج و اوقاف و امور‏‎ ‎‏خیریّه درخواست دارند که وکالتاً از جانب آنان، نسبت به ادارۀ امور موقوفات قیام و‏‎ ‎‏اقدام نماید. لیکن سازمان مزبور به لحاظ امکان احقاق حقوق موقوفه و رعایت‏‎ ‎‏مصلحت وقف، با قبول وکالت دائم و بلا عزل، آمادگی انجام امور مربوطه به ادارۀ‏‎ ‎‏موقوفه را دارد. آیا می توان شرط بلا عزل بودن وکالت را ضمن عقد لازم بین متولّی و‏‎ ‎‏سازمان قید نمود. و در هر حال آیا راه شرعی دیگری برای انجام وکالت بلا عزل‏‎ ‎‏وجود دارد یا خیر؟ موضوع مورد ابتلا بوده و نظر مبارک آن حضرت را خواستارم.‏ ‏‏ ‏ ‏ محمد علی نظام زاده‏ ‏‏بسمه تعالی، واگذاری امور اجرایی موقوفه از سوی متولّی شرعی آن به‏‎ ‎‏دیگری یا به سازمان اوقاف به صورت نیابت و وکالت در انجام امور‏‎ ‎‏موقوفه اشکال ندارد، ولی وکالت و نیابت از طرف متولّی شرعی قابل فسخ‏‎ ‎‏است و با تعیین مدّت برای وکالت و نیابت اختیار متولّی در فسخ آن سلب‏‎ ‎‏نمی شود، مگر آن که در ضمن عقد خارج لازم، بر او شرط شود که وکالت را‏‎ ‎‏فسخ نکند که در این صورت بر متولّی لازم است از باب وفای به شرط از‏‎ ‎‏فسخ وکالت و عزل وکیل خودداری نماید، لیکن اگر اقدام بر فسخ نمود‏‎ ‎‏وکالت منفسخ می شود. ولی اگر اصل وکالت بلا عزل راـ به صورت شرط‏‎ ‎‏فعل یا شرط نتیجه ـ در ضمن عقد خارج لازم، شرط نمایند، مثل این که ‏بگوید فروختم این متاع را به شما به کذاـ مبلغ ـ و شما را وکیل بلا عزل‏‎ ‎‏نمودم در امر کذایی. و یا فروختم این متاع را به شما به کذا- مبلغ- با این‏‎ ‎‏شرط که شما وکیل بلا عزل باشید در امر کذایی، و طرف مقابل قبول نماید،‏‎ ‎‏چنین وکالتی دیگر قابل فسخ و عزل نیست. . [سؤال 8490]‏‏ ‏ ‏ 4605‏ ‏‏ ‏ ‏ بسمه تعالی ‏ ‏ 16 / 3 / 1361‏ ‏‏محضر مبارک زعیم عالی قدر حضرت آیت الله‌ العظمی امام خمینی مدّ ظله العالی ‏ ‏‏با کمال احترام به استحضار می رساند: در روستایی به نام دونا از حومه نور مقداری‏‎ ‎‏زمین مزروعی به شرح زیر وقف شده و وقف نامه نیز موجود است: 1 ـ زمین وقف‏‎ ‎‏مسجد 2 ـ زمین وقف امام حسن علیه السلام 3 ـ زمین وقف امام حسین علیه السلام 4 ـ زمین وقف‏‎ ‎‏حضرت علی علیه السلام 5 ـ زمین وقف مطلق خیرات 6 ـ زمین حبس به مدّت طولانی 7 ـ‏‎ ‎‏زمین امام زاده به فاصله 14 کیلومتر. آیا این زمین ها را می شود در دفتر اوقاف ثبت‏‎ ‎‏کرد؟ اداره اوقاف تا محل مزبور مسافت 20 فرسنگ می باشد و در امور این زمین ها‏‎ ‎‏اگر اوقاف مداخله نماید موقوفات به وجه احسن خرج نمی شود. خواهشمندم که‏‎ ‎‏جواب را مرقوم بفرمایید. ‏ ‏‏بسمه تعالی، اگر متولی شرعی خاص دارد باید زیر نظر او با رعایت جهت‏‎ ‎‏وقف عمل شود، ولی چنانچه متولی شرعی خاص ندارد، باید به حاکم‏‎ ‎‏شرع مراجعه شود. . [سؤال 8491]‏‏ ‏ ‏ 4606‏ ‏‏ ‏ ‏ بسمه تعالی ‏ ‏ 2 / 11 / 1361‏ ‏‏حضور رهبر کبیر انقلاب امام خمینی، حفظه الله‌ تعالی ‏ ‏‏پس از سلام، در قریۀ ورآباد در شش کیلومتری خمین 12 شجر ملک و آب‏‎ ‎‏موقوفه می باشد، که یک شجر آب و ملک از آن فعلاً تحت تولیت این جانب اداره‏ می شود، که طبق ضوابط موقوفه، تولیت آن به عهدۀ نسل بعد از نسل ذکور بزرگ تر‏‎ ‎‏است. در سال 1355 املاک موقوفه فروش رفته، سندی هم به اسم کشاورز صادر شده‏‎ ‎‏است، ولی دو قسط بیشتر نگرفته اند و سازمان اوقاف این کار را مسکوت گذاشته‏‎ ‎‏است. بنابراین تولیت ملک به اسم این جانب ـ که فعلاً مدت سی سال است در تهران و‏‎ ‎‏کارگر دولت می باشم ـ هست، ولی ملک را برادر من که در ده است و به کار کشاورزی‏‎ ‎‏مشغول است، اداره می نماید. با این توصیف، آیا من می توانم تولیت ملک را شرعاً به‏‎ ‎‏ایشان واگذار نمایم وظیفۀ من چیست؟ والسلام‏ ‏‏بسمه تعالی، تولیت قابل واگذاری نیست، ولی متولی شرعی می تواند برای‏‎ ‎‏خود وکیل بگیرد. . ‏ ‏‏[سؤال 8492]‏‏ ‏ ‏ 4607‏ ‏‏ ‏ ‏ بسمه تعالی‏ ‏‏پس از عرض سلام محترماً معروض می دارم: آیا متولی شرعی می تواند وکیل‏‎ ‎‏بگیرد؟ و اگر کسی را وکیل خود نموده باشد، وکالت وکیل اعتبار شرعی دارد یا خیر؟‏ ‏‏طول عمر حضرت را از خداوند متعال خواستارم.‏ ‏‏بسمه تعالی، جایز است وکیل بگیرد، مگر در صورتی که بر او شرط‏‎ ‎‏مباشرت شده باشد.   . [سؤال 8494]‏‏ ‏ ‏ 4609‏ ‏‏ ‏ ‏ بسمه تعالی ‏ ‏ 1 / 8 / 1358‏ ‏‏محضر مبارک حضرت آیت الله‌ العظمی امام خمینی، دامت برکاته‏ ‏‏با کمال احترام؛ معروض می دارد: موقوفه ای است که اراضی آن در محدودۀ شهر‏‎ ‎‏واقع شده؛ حدود چهار سال پیش قنات آن مزرعه، در اثر سیل، بایر و هم اکنون مالکین‏‎ ‎‏و متولیان وقف، مشغول آبادانی آن قنات می باشند؛ چندی است بعضی افراد و‏‎ ‎‏سازمان های دولتی و بنیادی، به نام بنیاد مسکن بدون مراجعه به ادارۀ اوقاف و متولّی،‏‎ ‎‏به آن اراضی تجاوز می نمایند؛ متولی شرعی و قانونی آن موقوفه قادر به حفظ اراضی‏‎ ‎‏وقف نیست و در نظر دارد از خود، سلب تولیت نموده و آن موقوفه را به ادارۀ اوقاف‏‎ ‎‏واگذار نماید. از حضور مبارک استدعا دارد ذیلاً مرقوم فرمایند: از نظر شرع مقدس‏‎ ‎‏اسلام متولّی می تواند سلب تولیت از خود نماید یا نه؟ از دور دست مبارک را‏‎ ‎‏می بوسم.‏ ‏‏بسمه تعالی، بنا بر احتیاط نمی تواند سلب تولیت از خود کند و می تواند‏‎ ‎‏نایب یا کمک بگیرد. . [سؤال 8496]‏‏ ‏ ‏ 4610‏ ‏‏ ‏ ‏ بسمه تعالی ‏ ‏ 16 / 9 / 1358‏ ‏‏حضور مبارک رهبر عالی قدر اسلامی ایران حضرت آیت الله‌ العظمی امام خمینی،‏‎ ‎‏مدّ ظله العالی‏ ‏‏محترماً؛ به عرض می رساند: یک قطعه زمین موقوف‏‏ۀ‏‏ امام حسین علیه السلام بدون متولی و‏‎ ‎‏سرپرست هست و کسی نمی تواند در تعمیر و آبادی آن مداخله بنماید. تکلیف‏‎ ‎‏چیست؟ و آنچه نظر آن رهبر عالی قدر است؛ در این موضوع مرقوم فرمایید تا عمل‏‎ ‎‏شود. ضمناً یک قطع‏‏ۀ‏‏ دیگر که شامل نخیلات است و آن هم در مسیر سیلاب واقع‏‎ ‎‏شده ـ متولی آن خود فدوی هستم ـ مستلزم مخارجاتی است برای ساختن سدی که‏‎ ‎‏جلو سیلاب را سد نماید؛ چون محصول زیادی ندارد که از مخارجات تعمیر کفایت‏‎ ‎‏نماید. مستدعی است: تکلیف آن را معین بفرمایید تا عمل شود.‏ ‏‏بسمه تعالی، تولیت موقوفاتی که متولی خاص ندارد با حاکم شرع است و‏‎ ‎‏باید عین موقوفه حفظ شود، ولو به صرف منافع آن در ساختمان سد‏‎ ‎‏مذکور. . [سؤال 8499]‏‏ ‏ ‏  ‏‏---->‏‏ ‏‏ 3772‏ ‏‏3. اگر متولی یا منتظم وقف خیانت کند و ملکیت وقف را خلاف شرع استعمال‏‎ ‎‏کند برای حاکم شرع، آن متولی یا منتظم را معطل کردن و بیرون کردن و به جای آن‏‎ ‎‏متولی و منتظم شخصی دیگر یا صالحین را معین کردن اختیار داده و مجاز کرده یا نه؟‏ ‏‏بسمه تعالی، در هر مورد که خیانت متولی به وجه شرعی ثابت شود حاکم‏‎ ‎‏شرع می تواند در ادارۀ شؤون وقف دخالت کند. . مخارج وقف   ‏‏[سؤال 8509]‏‏ ‏ ‏ 4622‏ ‏‏ ‏ ‏ بسمه تعالی‏ ‏‏محضر مبارک رهبر انقلاب حضرت آیت الله‌ العظمی امام خمینی دام ظله‏ ‏‏زمین موقوفه ای است در اراضی قریه مجن از شهرستان شاهرود شامل چندین‏‎ ‎‏هکتار، که وقف آن برای طعام در ماه محرم و صفر برای عزاداری سید الشهدا است که‏‎ ‎‏فردی حاضر است در داخل زمین موقوفه چاهی برای آب بزند که سه دانگ آن را‏‎ ‎‏برای خود تکیّه بوده و سه دانگ دیگر آن را برای خود، شخص باشد که می خواهد‏‎ ‎‏بفروشد یا برای آبیاری زمین خودش استفاده نماید، آیا این شخص با شرایط مذکور‏‎ ‎‏می تواند چاه برای جبران کمبود آن بزند یا نه؟ لطفاً جواب را مرقوم فرمایید.‏ ‏‏بسمه تعالی، چاه در زمین موقوفه از خود وقف می شود و شرکت جایز‏‎ ‎‏نیست.‏   . ثبوت و عدم ثبوت وقف   . ‎‏[سؤال 8515]‏‏ ‏ ‏ 4627‏ ‏‏ ‏ ‏ بسمه تعالی‏ ‏‏بانویی زمینی از ارثیّ‏‏ۀ‏‏ پدری خودش را وقف سید الشهدا علیه السلام نموده است، بعد از‏‎ ‎‏فوت آن مرحومه پسران او در ثبت آن اعتراض کردند و گفتند ما اطلاعی از این‏‎ ‎‏موضوع نداریم. از حضرت عالی تقاضا داریم که جواب مسأله را مرقوم فرمایید.‏ ‏‏بسمه تعالی، اگر به طریق شرعی ثابت است که زمین را وقف کرده و در‏‎ ‎‏زمان حیات تحویل جهت وقف داده است به ارث نمی رسد، و در غیر این‏‎ ‎‏صورت حکم سائر ترکه را دارد، و همۀ ورثه در آن حقّ دارند.‏   . صفحه 315 ‎‏[سؤال 8517]‏‏ ‏ ‏  ‏‏---->‏‏ ‏‏ 1284‏ ‏‏ طایفه ای در یک آبادی حدود پانصد سال است تقریباً زندگی نموده و می نمایند‏‎ ‎‏از یک طرف این قریه معروف به وقفیت است ولی چون وقف نامه ای در دست نیست‏‎ ‎‏خصوصیات آن را طبقه فعلی اطلاع ندارند. از طرف دیگر مدارکی حدود صد سال‏‎ ‎‏اخیر در دست است که چون قریه وقف اولاد ذکور سادات سه قریه بوده این طایفه‏‎ ‎‏مستأجر سادات بوده اند به چیز بسیار ناچیزی و آن سادات هم چون املاک دیگری هم‏‎ ‎‏دست مستأجرین دیگر بوده با هم نشسته اند توافق کرده اند زید از فلان مستأجر و‏‎ ‎‏عمرو از مستأجر دیگر و بکر از مستأجر آخر این قلیل مال الاجاره را دریافت نماید در‏‎ ‎‏حالی که این حق بر ایشان نبوده، زیرا هر طبقه ای از سادات مادام الحیاة حقّ استفاده از‏‎ ‎‏این املاک را داشته اند نه زیاده. علاوه موارد زیادی املاک را هم سادات بین خودشان‏‎ ‎‏تعویض و تبدیل کرده اند. در اثر کثرت سادات و متفرق شدن آن ها به اطراف و اکناف‏‎ ‎‏رضایت خاطر عموم غیر میسور است و آن عده ای هم که در این سه محل سکونت‏‎ ‎‏دارند نه آن ها یقین دارند که حقشان در نزد این طایفه غیر سادات پانصد ساله است و‏‎ ‎‏نه این غیر سادات یقین به مالکیت این دسته دارند. حال بعد از همه تصدیعات‏‎ ‎‏بفرمایید تکلیف این طبقۀ فعلی چیست و تصرفات آن ها چگونه است و راه حل‏‎ ‎‏چیست امید است جواب را مرقوم و جمعی را از پریشانی نجات دهید، توضیح بر‏‎ ‎‏این که موجرین اصلاً در این آبادی سکونت ندارند. متع الله‌ المسلمین بطول بقائکم‏‎ ‎‏الشریف‏ ‏‏بسمه تعالی، هر مقدار از این املاک که در دست اشخاص است و معامله‏‎ ‎‏ملکیت می کنند و اقرار به وقف ندارند محکوم به ملکیت آن ها است و هر‏‎ ‎‏مقدار که صاحبان ید می گویند وقف است باید به اذن حاکم شرع اجاره‏‎ ‎‏متعارفه شود و مال الاجاره را اگر موقوف علیهم معلوم است به آن ها ردّ‏‎ ‎‏شود و إلا حکم مجهول المالک دارد.‏ . [سؤال 8518]‏‏ ‏ ‏ 4629‏ ‏‏ ‏ ‏ بسمه تعالی ‏ ‏ 7 / 12 / 1361‏ ‏‏محضر مبارک حضرت امام خمینی مدّ ظله العالی، سلام علیکم‏ ‏‏زمینی به مساحت حدود دو هزار متر در یک روستا مشهور است به وقفیت برای‏‎ ‎‏حمام و در قسمتی از آن حمامی مخروبه موجود است. با توجه به این که معمولاً در‏‎ ‎‏یک روستا این مقدار زمین برای حمام لازم نمی شود، آیا جایز است مقداری از آن‏‎ ‎‏فروخته شده و صرف تعمیر و نوسازی حمام در همان زمین یا محلی دیگر شود؟‏‎ ‎‏ضمناً در حال حاضر کسی حاضر به اجاره کردن آن نیست و در گذشته از این زمین‏‎ ‎‏گاهی حمام چی استفاده می نموده است.‏ ‏‏بسمه تعالی، اگر معروف است به وقف بودن برای حمام، فروش آن جایز‏‎ ‎‏نیست.‏ . ‏‏[سؤال 8521]‏‏ ‏ ‏ 4632‏ ‏‏ ‏ ‏ بسمه تعالی ‏ ‏ 7 / 11 / 1361‏ ‏‏محضر مبارک رهبر عزیز ایران، حضرت آیت الله‌ العظمی امام خمینی، مدّ ظله‏‎ ‎‏العالی، با نهایت احترام استدعا دارم؛ مقرر فرمایند پاسخ استفتائیه زیر را به این جانب‏‎ ‎‏امر به ابلاغ فرمایند.‏ ‏‏1. از شش دانگ قریه ای ـ طبق پرونده ثبتی ـ از 50 سال قبل تا کنون، مقداری به‏ ‎‏عنوان وقف عمل می گردید و عدّه ای از افراد غیرروحانی که کمتر از 50 سال سن‏‎ ‎‏دارند، ادّعا می نمایند که مقدار موقوفه در قریه مذکور، بیشتر از موقوفه فعلی است.‏‎ ‎‏توضیح این که: ادّعای افراد، بدون سند وقف وقف نامه و عمل به آن می باشد آیا شرعاً‏‎ ‎‏عمل افراد جایز است؟‏ ‏‏2. قریه منظور، دارای چند قطعه ملک مجزا بوده که مالکین اولیه آن، مالکین مشاع‏‎ ‎‏قریه نمی باشند و در صدها سال قبل ملک اشخاص بوده و سند مالکیت ملک مجزا‏‎ ‎‏صادر گردید. ادعای افراد شرح فوق، از این که در ملک مجزا، ملک وقف موجود است‏‎ ‎‏ارزش شرعی دارد یا خیر؟‏ ‏‏3. فرضاً در ملک مشاع قریه، میزان موقوفه بیشتر باشد، هر مالک بر مبنای مالکیت‏‎ ‎‏خود بایستی سهم موقوفه را محاسبه نماید یا خیر؟ و گرفتن ملک اضافی به عنوان‏‎ ‎‏موقوفه جایز است یا خیر؟ تقاضای توشیح استعلام را دارم.‏ ‏‏بسمه تعالی، تنها پروندۀ ثبتی میزان نیست هر مقدار از قریه که به طریق‏‎ ‎‏شرعی وقف بودنش ثابت است، باید در آن طبق مقررات وقف عمل شود‏‎ ‎‏و تبدیل و تعویض وقف جایز نیست. ولی افراز آن از ملک اشکال ندارد و‏‎ ‎‏اگر نزاعی در بین است به محاکم صالحه مراجعه نمایند.‏ ‏‎. سؤال 8523]‏‏ ‏ ‏ 4634‏ ‏‏ ‏ ‏ بسمه تعالی ‏ ‏ چهاردهم شعبان 1402 ق‏ ‏‏محضر مبارک حضرت مستطاب، آیت الله‌ العظمی، مرجع عظیم الشأن عالم تشیع،‏‎ ‎‏امام خمینی، مدّ ظله العالی‏  زیدی نصف مغروسات و اشجار مرکبات اعیانی خود را وقف نموده، بدون‏‎ ‎‏آن که مالکیت آن وقف شده باشد. به علت حوادث سماوی و یا ارضی و یا کهولت‏‎ ‎‏سن، تمام اشجار و مغروسات موقوف علیه از بین رفته است. بعد از چند نسل آینده،‏‎ ‎‏این زمین مجدداً تجدید غرس و اشجار شده. آیا باز هم کلمۀ وقفیت در آن صدق‏‎ ‎‏می کند یا خیر و مغروسات آن وقف است؟‏ ‏‏بسمه تعالی، اشجاری که جدیداً غرس شده، اگر نهال آن از موقوفه نبوده،‏‎ ‎‏وقف نیست.‏ . ‏‏[سؤال 8530]‏‏ ‏ ‏ 4640‏ ‏‏ ‏ ‏ بسمه تعالی ‏ ‏ 15 / 12 / 1361‏ ‏‏محضر مبارک امام امت، حضرت آیت الله‌ العظمی امام خمینی، مدّ ظله العالی ‏ ‏‏1. آب انبارهایی است وقفی که به وسیلۀ زمین های مجاور آن، مشروب می گردد؛‏‎ ‎‏آیا زمین های مجاور و اطراف آن جزء موقوفه می باشد؟ و اگر موقوفه نیست، این‏‎ ‎‏زمین ها چه حکمی دارد و متعلق به کیست؟ ‏ ‏‏بسمه تعالی، اگر زمین اطراف، جزو اراضی موات اصلی است و آب گیری‏‎ ‎‏آب انبار، منوط به این است که آن زمین ها به حال خود باقی بماند تا آب‏‎ ‎‏باران از آن زمین ها به طرف آب انبار سرازیر شود، در این صورت آن‏‎ ‎‏زمین ها جزو حریم آب انبار محسوب می شود و حکم موقوفه را دارد.‏ ‏‏[سؤال 8531]‏ ‏‏2. آب انباری است وقفی که به وسیلۀ زمین های مجاور خود مشروب نمی گردد؛‏‎ ‎‏بلکه به وسیله رودخانۀ کوچکی که از بیابان تا آب انبار کشیده شده و در هنگام باریدن‏‎ ‎‏باران پر می شود و مشروب می شود. آیا زمین های مجاور آن، موقوفه است؟ و اگر‏‎ ‎‏موقوفه نیست، حکم آن چه می باشد؟‏ ‏‏بسمه تعالی، در فرض مرقوم، زمین های مجاور، حکم موقوفه ندارد مگر‏‎ ‎‏آن که وقفیت آن به وجه شرعی ثابت شود.‏ ‏‏3. کسی زمین موقوفه ای را غصب کرده و بر روی آن ساختمان نموده است. حکم این ساختمان و زمین‏‎ ‎‏چه می باشد؟ ‏ بسمه تعالی، باید به متولی شرعی مراجعه کند و اگر متولی شرعی، باقیماندن ساختمان را‏‎ ‎‏ـ  ولو  با گرفتن اجاره ـ مصلحت وقف نداند و اجازه ندهد، باید ساختمان را از آن زمین‏‎ ‎‏بردارد.‏ ‏‏4. زمینی است که در بین مردم، مشهور به موقوفه است؛ اما سند وقفیت آن موجود‏‎ ‎‏نمی باشد. آیا این زمین موقوفه است و یا خیر؟‏ ‏‏بسمه تعالی، اگر شیاع در میان مردم، در حد مفید اطمینان باشد، حکم به‏‎ ‎‏وقفیت می شود.‏ ‏‏[سؤال 8533]‏ ‏‏5. زمینی است که وقفیت آن محرز و مشخص نمی باشد؛ بعضی از مردم می گویند:‏‎ ‎‏موقوفه است و بعضی دیگر می گویند: موقوفه نیست و سند وقفیت آن هم موجود‏‎ ‎‏نمی باشد. آیا این زمین، موقوفه است یا خیر؟ ‏ ‏‏بسمه تعالی، اگر یقین به وقفیت حاصل نیست و به وجه شرعی هم به‏‎ ‎‏اثبات نرسیده، حکم به وقفیت نمی شود.‏ ‏‏[سؤال 8534]‏ ‏‏6. کسی زمینی را چند سالی در ملکیت خود داشته، سپس معلوم می شود که مالک‏‎ ‎‏زمین نبوده و آن را غصب کرده است. اگر بعضی از مردم بگویند که این زمین موقوفه‏‎ ‎‏است، آیا به حرف مردم می توان استناد کرد و آن زمین را موقوفه دانست؟ و اگر‏‎ ‎‏موقوفه نیست، چه حکمی دارد؟ ‏ ‏‏بسمه تعالی، اگر یقین به وقفیت حاصل نشود و به وجه شرعی هم به اثبات‏‎ ‎‏نرسد، حکم به وقفیت نمی شود و در صورتی که زمین، سابقۀ آثار مالکیت‏‎ ‎‏غیر داشته باشد، در فرض مرقوم، حکم مجهول المالک بر آن مترتّب‏‎ ‎‏است. ‏ . ‏‏[سؤال 8543]‏‏ ‏ ‏ 4648‏ ‏‏ ‏ ‏ بسمه تعالی ‏ ‏ 6 / 10 / 1361‏ ‏‏محضر مبارک رهبر عزیز ایران و امید مستضعفان جهان، حضرت آیت الله‌ العظمی،‏‎ ‎‏امام خمینی، مدّ ظله العالی‏ ‏‏با نهایت احترام، به عرض عالی می رساند: این جانب از آن ساحت مقدس تقاضا‏‎ ‎‏می نمایم که با صدور دستور شرع اسلامی، ان شاء الله‌ اختلافات فیما بین به شرح زیر‏‎ ‎‏حل و فصل گردد:‏ 1. شش دانگ ملک مشاعی توسط مالکین مربوطه ـ که پدرم یکی از مالکین بوده و‏‎ ‎‏دو نفر دیگر هم به عنوان متصدی موقوفه ـ در پنجاه سال قبل تقاضای ثبت نموده اند و‏‎ ‎‏هیچ گونه اعتراضی نرسیده است. پدرم در چهل سال قبل فوت نموده و این جانب با‏‎ ‎‏سهم خریداری شده از سایر وراث پدرم، یک دانگ مشاع از شش دانگ ملک مذکور‏‎ ‎‏را مالک و متصرف بودم و دو نفر متصدیان وقف هم به مقدار موقوفه، متصرّف و عمل‏‎ ‎‏به وقف می نمودند و موقوفۀ دیگری در ملک مذکور وجود نداشت.‏ ‏‏2. در سال 1360 چند نفر علیه این جانب، در ملک مذکور ادعای وقفیت بیشتری‏‎ ‎‏را نمودند؛ بدین توضیح که مقدار موقوفه را از دوازده به چهل و سه اضافه می دانند و‏‎ ‎‏دلیل آن ها شهادت چندین نفر افراد غیر روحانی و دارای سن کمتر از پنجاه سال است؛‏‎ ‎‏آن هم بدون وقف نامۀ مسجّل که تا کنون عمل به وقف نشده و تصرف هم نداشتند. آیا‏‎ ‎‏چنین ادعای طرف مقابل در ملک موروثی این جانب، ارزش شرعی و قانونی اسلامی‏‎ ‎‏دارد یا خیر؟ ‏ ‏‏3. فرضاً اگر ارزش شرعی و قانونی دارد، آیا ملک های مجاور که پلاک علی حده‏‎ ‎‏دارد و در پنجاه سال قبل، به نام اشخاص سند مالکیت صادر شده و اصولاً موقوفه در‏‎ ‎‏آن متصور نبوده، شامل دعوی موقوفه شرح فوق می باشد؟ و آیا ملک جداگانه مذکور‏‎ ‎‏شرعاً و قانوناً، جزو ملک مشاع محسوب می شود یا خیر؟ ‏ ‏‏4. چنانچه فرضاً طبق ادعای طرف مقابل، در یک دانگ ملک این جانب و سایر‏‎ ‎‏ورثه ـ که چندین صغیر هم در آن مالکیت دارند ـ شرعاً و قانوناً وقف باشد، اجور‏‎ ‎‏سنواتی موقوفۀ ادعایی، بر مبنای چه اصل شرعی، باید محاسبه بشود؟ ‏ ‏‏5. اگر فرضاً ادعای مدعی، شرعی و قانونی تشخیص داده شود، محاسبه سهم‏‎ ‎‏وقف فقط به مقدار مالکیت این جانب در ملک مشاع می باشد یا خیر؟ ‏ ‏‏استدعا دارم مقرر فرمایند در موارد تقاضای فوق جواب شرعی و قانونی صادر، تا‏‎ ‎‏هرگونه ادعای طرفین رفع بشود. ان شاء الله‌‏ بسمه تعالی، کسی که ملک در دست او است، شرعاً مالک شناخته می شود،‏‎ ‎‏مگر به دلیل معتبر، وقفیت آن اثبات شود. ‏ . کیفیت عمل به وقف ‏‏[سؤال 8560]‏‏ ‏ ‏ 4664‏ ‏‏ ‏ ‏ بسمه تعالی ‏ ‏ 29 / 11 / 1360‏ ‏‏محضر مبارک رهبر کبیر انقلاب، حضرت آیت الله‌ العظمی امام خمینی، دام ظله‏‎ ‎‏العالی، پس از عرض سلام‏ ‏‏مزرعۀ موقوفه ای است که طبق وقف نامه های مربوطه، حدود آن مشخص است و‏‎ ‎‏تقریباً دو سوم آن، تحت کشت و بقیه اش زمین موات است که کشاورزان مزرعه،‏‎ ‎‏جهت دامداری و تعلیف گوسفند از آن استفاده می کرده و اجاره اش را به موقوفه‏‎ ‎‏پرداخته اند. آیا اراضی موات مذکور از نظر شرعی، حریم مزرعۀ موقوفه است و باید‏‎ ‎‏عمل به وقف شود یا خیر؟ ‏ ‏‏از خداوند متعال، پیروزی اسلام و طول عمر رهبر عزیزمان را خواستارم.‏ ‏‏بسمه تعالی، باید به همان نحو که عمل می شده عمل شود.‏ [سؤال 8562]‏‏ ‏ ‏ 4666‏ ‏‏ ‏ ‏ بسمه تعالی ‏ ‏ 8 / 8 / 1361‏ ‏‏ساحت مقدس نایب الامام، آیت الله‌ العظمی خمینی، ادام الله‌ ظله علی رؤوس‏‎ ‎‏المسلمین و روحی فداک‏ ‏‏با کمال احترام به عرض عالی می رساند: موازی یک حبه آب از قنات ده نو میرزا‏‎ ‎‏هادی با یک قطعه زمین مربوط به آن، واقع در محدودۀ شهر شهربابک، حدود سی و‏‎ ‎‏شش سال قبل که این جانب به یاد دارم، به عنوان وقف بر حمام گودگز به اجاره داده‏‎ ‎‏می شد و حدود سی سال است که آب و زمین مزبور در اجارۀ فدوی قرار گرفت و‏‎ ‎‏این جانب اجاره بهای آن را به نحوی که به این جانب گفته شده بود، به صرف تعمیر‏‎ ‎‏حمام و یا کمک معاش حمامی پرداخت می کردم و امسال اجارۀ آن را به عهدۀ شخص‏‎ ‎‏دیگری محوّل نمودم. تقریباً در سال 1348 شمسی، حمام جدیدی از طرف عمّال‏‎ ‎‏دولت وقت با پولی از محل صدی پنج درآمد اهالی و غیره ساخته شد و حمام قدیمی‏‎ ‎‏خراب و بی استفاده ماند. از آن زمان تا کنون، وجه اجاره بهای آب و زمین مزبور که‏‎ ‎‏بهای مقدار پنجاه من تبریز گندم در هر سال است، نزد این جانب مانده است. ضمناً این‏‎ ‎‏طور که تنها یکی از معمرین محل می گوید، این آب و زمین از زنی باقیمانده است که‏‎ ‎‏وارثی نداشته و خودش در زمان حیات می گفته است که وقف روضه خوانی باشد،‏‎ ‎‏ولی تا زنده بوده است صیغه ای نخوانده و به تصرف وقف نداده و اکنون زمین و آب‏‎ ‎‏مزبور هیچ نوع وقف نامه ای ندارد. بعد از حیات او احتمالاً مستأجر آن، دو سه سالی‏‎ ‎‏روضه خوانی را انجام داده است تا در زمان رضا شاه پهلوی که از یک طرف، املاک‏‎ ‎‏می بایست به ثبت برسند و از طرفی دولت به غصب، جلوی وقفیات را می گرفته است،‏‎ ‎‏حمام گودگز که قبلاً وقف بوده، به اسم ملکی شخصی به ثبت رسیده و موقوفات آن‏‎ ‎‏حمام، من جمله زمین و آب مذکور، به نام وقف بر این حمام ثبت شده است. با توجه‏‎ ‎‏به این که حمام جدید، کوچک است و اکنون از نظر خرج تعمیر و یا کمک معاش حمامی خودکفا است ولی جهت توسعۀ آن (که تا حدی لازم است) جز وقفیات‏‎ ‎‏حقیقی آن، محلی برای پرداخت مخارج ندارد و وقفیات حقیقی آن طبق قانون‏‎ ‎‏اصلاحات ارضی دورۀ طاغوت با بهای بسیار ناچیزی به مستأجر فروخته شده و‏‎ ‎‏مستأجر مزبور امروز از این بابت کسی را نمی شناسد و اجاره بهایی نمی پردازد،‏‎ ‎‏مستدعی است تعیین فرمایند که زمین و آب مزبور آیا مجهول المالک است و در این‏‎ ‎‏صورت، اجاره بهایی که نزد این جانب است به کجا باید تحویل شود و یا وقف‏‎ ‎‏روضه خوانی است و در این صورت، متولی و مأمور اجرای وقف که تا کنون هیچ گاه‏‎ ‎‏معلوم نبوده است چه کسی است و یا از موقوفات حمام محسوب می شود و در این‏‎ ‎‏صورت، متولی چه کسی است و اجاره بها تحویل چه کسی شود و یا چگونه بر خرج‏‎ ‎‏حمام برسد؟ و ضمناً عملی که این جانب تا سال 1348 در مورد خرج اجاره بها انجام‏‎ ‎‏داده ام، چه حکمی دارد؟ ‏ ‏‏زیاده عرضی نیست؛ التماس دعا دارم. والسلام‏ ‏‏بسمه تعالی، به هر نحو متعارف بوده عمل شود و چنانچه متولی خاص‏‎ ‎‏ندارد، اختیار آن با حاکم شرع است.‏ احکام حبس ‏‏حبس و نظایر آن‏ ‏‏[سؤال 8564]‏‏ ‏ ‏ 4668‏ ‏‏ ‏ ‏ بسمه تعالی‏ ‏‏اگر شخصی ملکی را تا مدت هفده سال حبس موقت نمود که منافع ملک بعد از‏‎ ‎‏هزینه خود ملک، صرف صوم و صلاة و غیره بشود و در اثنای این هفده سال حابس‏‎ ‎‏ملک را فروخت آیا این حبس صحیح است یا نه؟‏ ‏‏بسمه تعالی، بر فرض صحت حبس به فروش حبس باطل نمی شود ولی‏‎ ‎‏حبس برای صوم و صلاة خود حابس اشکال دارد.‏ ‏‏[سؤال 8565]‏‏ ‏ ‏ 4669‏ ‏‏ ‏ ‏ بسمه تعالی ‏ ‏ 1 / 9 / 1361‏ ‏‏محضر انور و مقدس حضرت امام خمینی، مدّ ظله العالی، مستدعی است نظر‏‎ ‎‏مبارک را نسبت به مسألۀ زیر مرقوم و امر به ابلاغ فرمایید:‏ ‏‏شخصی، تنها ملک مزروعی خود را حبس مؤبّد و مخلّد کرده و حبس نامه را به‏‎ ‎‏ثبت رسانده است و سپس شش سال بعد، طبق وکالت نامۀ رسمی و محضری، یکی‏‎ ‎‏از  فرزندان خود را وکیل در فروش تمام یا قسمتی از ملک کرده است. علاوه بر‏‎ ‎‏این،  قانون اصلاحات ارضی سابق در این ملک اجرا شده است؛ 67 شعیر به‏‎ ‎‏کشاورزان  صاحب نسق واگذار و 33 شعیر سهم مالک به جای مانده است. آیا حبس‏‎ ‎‏اولیه، با صدور وکالت نامۀ فروش و تقسیم زمین به قوت خود باقی است یا خیر؟‏‎ ‎‏البته  این تغییرات در زمان حیات حابس انجام شده و چند سال بعد، او فوت نموده‏‎ ‎‏است.‏ ‏‏بسمه تعالی، با فرض این که زمین را حبس مؤبّد نموده، حکم وقف دارد و‏‎ ‎‏فروش آن و توکیل در فروش، صحیح نبوده است.‏

استفتائات مقام معظم رهبری پیرامون وقف کشاورزی و منابع طبیعی

   بسم الله الرحمن الرحیم استفتائات مقام معظم رهبری پیرامون وقف کشاورزی و منابع طبیعی   س 2024: آیا جنگلها و مراتع طبیعی که انسان دخالتی در ایجاد آنها ندارد و همانگونه که اصل چهل و پنجم قانون اساسی جمهوری اسلامی تصریح کرده از انفال محسوب می‏شوند، قابل وقف هستند؟ ج: در صحّت‏ وقف، سابقه مالکيت شرعی خاص واقف شرط است و چون جنگلها و مراتع طبيعی که از انفال و اموال عمومی هستند، ملک خاص کسی نيستند، در نتيجه وقف آنها توسط هيچ فردی صحيح نيست.   س 2025: فردی سهم مشاعی از یک زمین زراعی را خریده و آن را به‌طور رسمی به نام پسرش نموده، آیا جایز است این زمین را که برای پسرش خریده است، وقف کند؟ ج: مجرّد ثبت ملک به نام کسی، ملاک مالکيّت شرعی فردی که ملک به نام او به ثبت رسيده، نيست، در نتيجه اگر پدر بعد از خريد زمين و ثبت آن به نام پسرش، آن را به او هبه کرده و قبض آن نيز به‌طور صحيح محقق شده‏باشد، در اين صورت حق ندارد آن را وقف کند زيرا مالک آن نيست، ولی اگر فقط سند زمين را به نام او کرده و زمين در مالکيّت خودش باقی مانده باشد، او از نظر شرعی مالک آن است و حق دارد آن را وقف کند. س 2093: شخصی مقداری آب و زمین زراعی را وقف پسران خود نموده، ولی به علت کثرت اولاد و سنگینی کارهای کشاورزی و کمی محصول، کسی تمایلی به زراعت در زمین ندارد و به همین دلیل وقف در آینده نزدیک، خراب و از قابلیت انتفاع خارج خواهد شد، آیا جایز است به همین دلیل، زمین و آب مذکور فروخته شوند و پول آنها در کارهای خیر مصرف شود؟ ج: تا زمانی که وقف، قابليت انتفاع و استفاده در جهت وقف را دارد، هرچند با اجاره دادن آن به بعضی از موقوف عليهم يا به شخص ديگر و مصرف اجاره آن در جهت وقف باشد و يا نوع استفاده از آن تغيير کند، فروش و تبديل آن جايز نيست، و در صورتی که به هيچ وجه قابل انتفاع نباشد، فروش آن جايز است، ولی در اين صورت واجب است با پول آن ملک ديگری خريده شود تا منافع آن در جهت وقف به مصرف برسد.   س 2096: پدرم قطعه زمینی را که تعدادی درخت خرما در آن وجود دارد برای اطعام در ایّام عاشورا و شبهای قدر وقف کرده است و اکنون حدود صد سال از عمر درختهای موجود در آن می‏گذرد و از قابلیت انتفاع خارج شده‏اند، با توجّه به اینکه اینجانب پسربزرگ و وکیل و وصی پدرم هستم، آیا جایز است این زمین را فروخته و با پول آن مدرسه و حسینیه‏ای بسازم تا صدقه جاریه‏ای برای پدرم باشد؟ ج: اگر زمين هم وقف باشد، به مجرّد خروج درختان وقفی موجود در آن از قابليت انتفاع، فروش و تبديل آن جايز نمی‏شود، بلکه واجب است در صورت امکان به جای آنها هرچند با صرف پول درختانی که از قابليّت انتفاع، خارج شده‏اند درختان جديد خرما، کاشته شود تا منافع آنها در جهت وقف مصرف شود و در غير اين صورت بايد از زمين موقوفه بصورت ديگری استفاده شود هرچند با اجاره دادن آن برای زراعت يا ساخت خانه و مانند آن و مصرف درآمد آن در جهت وقف باشد و به‌طور کلی تا زمانی که به نحوی از انحاء، استفاده از زمين موقوفه امکان دارد، خريد و فروش و تبديل آن جايز نيست، ولی فروش نخلهای موقوفه در صورتی که ثمره ندهند اشکال ندارد و در صورت امکان بايد پول آنها برای کاشت درختهای جديد مورد استفاده قرار گيرد و در صورتی که امکان نداشته باشد، بايد در همان جهت وقف مصرف گردد.   س 2099: زمین زراعی وجود دارد که وقفی بوده و سطح آن بالاتر از زمین‌های اطراف آن است و به همین دلیل رساندن آب به آن ممکن نیست و مدّتی است که کار مساوی کردن آن با زمین‌های دیگر به پایان رسیده و خاکهای اضافی در وسط آن جمع شده و مانع زراعت در آن است، آیا فروش این خاکها و مصرف پول آن برای حرم یکی از اولاد ائمه(علیهم‌السلام) که نزدیک زمین مزبور قرار دارد جایز است؟ ج: اگر خاک اضافی مانع استفاده از زمين‌های موقوفه است، انتقال آن از زمين و فروش آن و مصرف پول آن در جهت وقف اشکال ندارد.   س 2076: زمینی وجود دارد که فقط قابلیت استفاده به عنوان مرتع را دارد و صاحبش آن را برای اماکن مقدس وقف کرده است و متولّی آن هم قسمتی از آن را به چند نفر اجاره داده و مستأجرها هم به تدریج اقدام به ساخت مسکن و مکانهایی برای معیشت خود در قسمتهایی از آن که قابل مرتع بودن نیست، نموده‏اند و همچنین قسمتهای مناسب زراعت را تبدیل به زمین زراعی و باغ کرده‏اند، اولا: با توجّه به اینکه مرتع طبیعی از انفال و اموال عمومی است، آیا وقف آن صحیح است و در حال حاضر حکم به وقف بودن آن می‏شود؟ و ثانیاً: با توجّه به اینکه بر اثر کار مستأجرین در مرتع تغییرات و اصلاحاتی صورت گرفته و در نتیجه مرغوب‏تر از قبل شده چه مقدار اجرت باید پرداخت شود؟ و ثالثاً: با توجّه به اینکه زمین‌های زراعی و باغها بر اثر فعالیت مستأجرین احیاء و ایجاد شده‏اند، این قبیل زمین‌ها چگونه اجاره داده می‏شوند؟ آیا مبلغ اجاره آنها به مقدار اجاره مرتع باید پرداخت شود یا به مقدار اجاره مزرعه و باغ؟ ج: بعد از ثبوت اصل وقف، تا زمانی که ثابت نشده که زمين‌های مرتع در هنگام وقف از انفال بوده و ملک شرعی واقف نبوده‏اند، وقف آنها از نظر شرعی محکوم به صحّت‏ است و با اقدام مستأجرين به تبديل آنها به مزرعه و باغ و منازل مسکونی، از وقفيت خارج نمی‏شوند، بلکه در صورتی که تصرّفات آنها در زمين وقفی بعد از اجاره کردن آن از متولّی شرعی باشد، بر آنان واجب است اجاره آن زمين‌ها را طبق آنچه در عقد اجاره معيّن شده به متولّی شرعی بپردازند تا آن را در جهت وقف مصرف نمايد، ولی اگر تصرّف آنها در آن زمين‌ها بدون اجاره قبلی از متولّی شرعی باشد، بر آنان واجب است اجرت‏المثل قيمت عادله مدّت تصرّف را بپردازند و اما اگر ثابت شود که آن زمين‌ها در هنگام وقف، بالاصاله از زمين‌های موات و انفال بوده‏اند و ملک شرعی واقف نبوده‏اند، وقف آنها شرعاً باطل است و آن مقداری را که متصرّفان طبق قانون و مقرّرات احيا کرده و تبديل به مزرعه و باغ و منزل مسکونی و غيره برای خودشان نموده‏اند، برای خود آنان است و قسمتهای ديگر زمين که به حالت قبلی خود باقی مانده و هميشه موات بوده‏اند، جزء ثروتهای طبيعی و انفال هستند و اختيار آنها با دولت اسلامی است.  . س 2072: ملکی وجود دارد که در مسیر نهر آب واقع شده و صد سال پیش وقف عام شده است و بنا بر قانون ابطال بیع زمین‌های موقوفه، سند رسمی برای آن به عنوان وقف صادر شده است، ولی در حال حاضر این ملک برای استخراج سنگهای معدنی مورد استفاده دولت است، آیا الآن جزء انفال محسوب می‏شود یا آنکه وقف است؟ ج: اگر اصل وقف بودن آن بر وجه شرعی ثابت شود جايز نيست شخص يا دولت آن را به مالکيّت خود در آورد، بلکه بر وقفيّت باقی می‏ماند و همه احکام وقف بر آن مترتّب می‏شود. . س 2067: زمین‌های موقوفه‏ ای وجود دارد که وقف حرم مقدس رضوی(علیه‌السلام) هستند و در حریم بعضی از این املاک مراتع و جنگل نیز وجود دارد، ولی بعضی از نهادهای مسئول با استناد به مقررات قانونی مربوط مراتع و جنگلها حکم انفال را بر این جنگلها و مراتع جاری کرده‏اند، آیا مراتع و جنگلهای واقع در حریم املاک موقوفه مانند سایر زمین‌های واقع در حریم آنها دارای احکام وقف هستند و واجب است در مورد آنها عمل به وقفیّت شود؟ ج: مراتع و جنگلهای واقع در جوار اراضی موقوفه در صورتی که جزء حريم آنها شمرده شوند، در حکم موقوفه و تابع آن هستند و حکم انفال و املاک عمومی در مورد آنها جاری نمی‏شود و مرجع تشخيص حريم و مقدار آن هم عرف محل و نظر افرادی است که در اين امر متخصّص هستند.  . س 2066: زمین موقوفه‏ای وجود دارد که دارای سه قنات است و شهرداری به علت خشکسالی مستمر چند ساله، دو عدد از قناتها را برای تأمین آب آشامیدنی مردم منطقه اجاره کرده است و آب قنات سوم که وقف طلاب منطقه و فرزندان واقف بوده به زمین فرو رفته و خشک شده و در نتیجه زمین‌هایی که با آب آن آبیاری می‏شدند تبدیل به زمین‌های بایر شده‏اند و درحال حاضر سازمان زمین شهری ادعا می‏کند که این زمین‌ها موات هستند، آیا این زمین‌ها به علت اینکه چندین سال کشت و زرع نشده‏اند ملحق به موات هستند؟ ج: زمين موقوفه با ترک کشت و زرع آن به مدّت چندين سال، از وقفيّت خارج نمی‏شود. . س 2062: یکی از علما بخشی از دارایی خود از قبیل مزرعه و باغ را وقف خاص نمود و وقفنامه‏ای راجع به آن تنظیم کرد و در آن تصریح نمود که همه شرایط وقف را عمل کرده و صیغه شرعی وقف را هم اجرا نموده است و ده نفر از اهل علم هم آن را امضاء کرده‏اند آیا با وجود آن وقفنامه، حکم به وقفیّت این اموال می‏شود؟ ج: اگر ثابت شود که علاوه بر انشاء صيغه وقف، عين موقوفه را هم تحويل موقوف عليهم يا متولّی شرعی وقف داده و به آنان منتقل نموده است، وقف مذکور محکوم به صحّت‏ ولزوم است.  . س 2061: سه سهم از آب نهر را از پدرم به ارث بردم و اکنون متوجه شده‏ام که این سه سهمی که پدرم خریداری کرده جزء صد سهمی است که پانزده سهم آن موقوفه است و الآن مشخص نیست که این سه سهم داخل در کدامیک است، آیا جزء وقف است یا ملک فروشنده؟ تکلیف من در این رابطه چیست؟ آیا خرید این سه سهم باطل بوده و من حق مطالبه پول آنها را از فروشنده اوّل که هنوز زنده است دارم؟ ج: اگر فروشنده هنگام فروش، مالک شرعی آن مقدار از آب مشترک که فروخته است بوده و معلوم نباشد که آيا آن مقداری را که مالک آن است فروخته يا سهم مشاع بين وقف و ملک را به فروش رسانده است، در اين صورت بيع محکوم به صحّت‏ است و حکم به مالکيّت مشتری نسبت به مبيع و انتقال آن از طريق ارث به ورثه او می‏شود.  . س 2057: اگر وقفی بودن زمین محرز باشد ولی جهت وقف معلوم نباشد، ساکنین و زراعت کنندگان در آن زمین چه تکلیفی دارند؟ ج: اگر زمين موقوفه، متولّی خاص داشته باشد، واجب است تصرّف‏کنندگان به او مراجعه کنند و زمين را از او اجاره نمايند و اگر متولّی خاصی نداشته باشد، ولايت بر آن با حاکم شرع است و تصرّف‏کنندگان بايد به وی مراجعه نمايند و اما نسبت به مصرف درآمد وقف که متردّد بين محتملات است، اگر محتملات متصادق و غيرمتباين باشند مثل سادات و فقرا و علما و اهل فلان شهر، واجب است درآمد وقف در قدر متيقّن آنها مصرف شود، ولی اگر احتمالات، متباين و غير متصادق باشند، در اين صورت اگر محصور در امور معيّنی باشند، واجب است مصرف وقف با قرعه معيّن شود و اگر احتمال بين امور غيرمحصوره باشد، در صورتی که بين عناوين يا اشخاص غير محصوره باشد مثل اينکه بدانيم زمين موقوفه وقف بر ذرّيه است ولی ندانيم که ذرّيه کدام شخص از اشخاص غير محصوره مراد است، در اين صورت منافع وقف در حکم مجهول المالک است و واجب است به فقرا صدقه داده شود، ولی اگر احتمال بين جهات غير محصوره باشد مثل اينکه مردد بين وقف برای مسجد يا زيارتگاه يا پل يا کمک به زائران و مانند آن باشد، در اين صورت واجب است درآمدهای وقف به شرط عدم خروج از آن محتملات در امور خيريه مصرف شود. . س 2050: چشمه آب موقوفه‏ای وجود دارد که در طول سالهای متمادی مورد استفاده مردم بوده است، آیا لوله کشی از آن به مکانهای متعدّد و یا به منازل شخصی جایز است؟ ج: اگر کشيدن لوله از آن، تغيير وقف و يا انتفاع درغير جهت وقف نباشد و مانع استفاده بقيّه‌ی موقوف عليهم از آب آن نشود، اشکال ندارد و الا جايز نيست.  . س 2048: شخصی ملک خود را برای برپایی مجالس عزاداری سیدالشهداء(علیه‌السلام) در روستا وقف کرده است، ولی در حال حاضر متولّی وقف، توانایی اقامه عزا در روستای مذکور در وقفنامه را ندارد، آیا جایز است در شهری که در آن اقامت دارد مجالس عزاداری برگزار کند؟ ج: اگر وقف، مخصوص اقامه مجالس عزاداری در همان روستا باشد، تا زمانی که عمل به وقف هرچند با گرفتن وکيل برای آن، درهمان روستا ممکن باشد، حق ندارد آن مجالس را به جای ديگر انتقال دهد بلکه واجب است فردی را نايب بگيرد تا در آن روستا مجالس عزاداری برپا کند. . 2079: در بعضی از زمین‌های وقفی نهرها یا مسیل‌هایی وجود دارد که سنگریزه‏ها و سنگهای معدنی در آنها یافت می‏شود، آیا این سنگریزه‏ها و سنگهای موجود در آنها که در ملک موقوفه واقع شده‏اند، تابع وقف هستند؟ ج: نهرهای بزرگ عمومی و همچنين مسيل‏های عمومی که در مجاورت زمين‌های وقفی هستند و يا از داخل آنها عبور می‏کنند، جزء وقف نيستند مگر آن مقداری از آنها که از نظر عرف، حريم موقوفه محسوب می‏شوند، در نتيجه با آن مقدار همانند وقف رفتار می‏شود، ولی درنهرهای کوچکی که موقوفه هستند واجب است نسبت به سنگريزه‏ها و سنگهای معدنی و غيره مانند وقف رفتار شود. . س 2077: زنی که فقط مالک سدس ملک مشاعی است که بین او و سایر زارعین مشترک است، همه آن ملک را وقف کرده و همین باعث بروز مشکلات زیادی برای اهالی به سبب دخالت اداره اوقاف شده است، به‌طور مثال اداره اوقاف از صدور سند مالکیت برای خانه‏های اهالی جلوگیری می‏کند، آیا این وقف در تمام ملک مشاع نافذ است یا فقط در سهم او؟ و بر فرض اینکه وقف فقط در سهم او صحیح باشد، آیا وقف زمین مشاع قبل از تقسیم صحیح است؟ و اگر وقف سهم مشاع قبل از تفکیک آن صحیح باشد، سایر شرکا چه تکلیفی دارند؟ ج: وقف سهم ملک مشاع هرچند قبل از تفکيک باشد، شرعاً اشکال ندارد به شرطی که در جهت وقف هرچند بعد از تفکيک و تقسيم قابل انتفاع باشد، ولی وقف تمام ملک توسط کسی که فقط مالک قسمتی از آن است، نسبت به سهم ساير شرکا فضولی و باطل است و شرکا حق دارند خواهان تقسيم ملک برای تفکيک املاک خود از وقف شوند.         ...................................................................           س 1042: آیا حق اولویت عشائر در استفاده از چراگاههای خود (هر قبیله‏ای نسبت به چراگاه خودش) با کوچ کردن از آن و تصمیم به بازگشت دوباره به آنجا از بین می‏رود؟ با توجه به اینکه این کوچ کردن از قدیم بوده و در طول دهها سال ادامه داشته است. ج: ثبوت حق اولويت شرعى براى آنان نسبت به چراگاه چهارپايانشان، بعد از کوچ کردن از آنجا، محل اشکال است و احتياط در اين مورد خوب است. س 1043: روستایی از نظر چراگاه و زمین‌های زراعی در مضیقه است و هزینه‏های عمومی آن از راه فروش علف‏های چراگاه تأمین می‏شود، این وضعیت بعد از انقلاب اسلامی هم تاکنون استمرار داشته، ولی مسئولین آنان را از این کار منع کرده‏اند، با توجه به فقر مادی اهالی روستا و بایر بودن چراگاهها، آیا شورای روستا حق دارد که اهالی را از فروش علف‏های چراگاه منع کرده و درآمد حاصل از فروش آن را برای تأمین هزینه‏های عمومی روستا اختصاص دهد؟ ج: علف‏هاى چراگاه‌هاى عمومى طبيعى که سابقه ملکيت خصوصى ندارد، ملک اختصاصى کسى نيست و فروش آن از سوى کسى جايز نيست، ولى کسى که از طرفِ دولت، مسئول امور روستاست، مى‏تواند مبلغى را براى مصالح عمومى روستا از کسانى که اجازه چراندن چهارپايان در آن مراتع را دارند، بگيرد. س 1044: آیا برای عشائر جایز است که چراگاههای تابستانی و زمستانی را که از دهها سال پیش به‌صورت دوره‏ای در آن تردد دارند، به مالکیت خود در آورند؟ ج: چراگاه‌هاى طبيعى که کسى نسبت به آنها سابقه ملکيت اختصاصى ندارد، از انفال و اموال عمومى است که اختيار آن با ولىّ امر مسلمين است و سابقه تردد عشائر موجب مالکيت آنان نمى‏شود. س 1045: خرید و فروش چراگاههای عشائری در چه زمانی صحیح است و در چه زمانی صحیح نیست؟ ج: خريد و فروش چراگاه‌هايى که ملک کسى نيست و از انفال و اموال عمومى است، در هيچ حالى صحيح نيست. س 1046: شغل ما دامداری است که چهارپایان خود را در یکی از جنگلها می‏چرانیم و بیشتر از پنجاه سال است که به این کار مشغول هستیم، سندی نزد ما وجود دارد که دلالت می‏کند که ما از طریق ارث مالک شرعی این جنگل هستیم، سند مزبور هم یک سند قانونی است، بعلاوه این جنگلها وقف امیرالمومنین و سیدالشهداء و ابوالفضل العباس(سلام الله علیهم اجمعین) است، و دامداران سالیانی است که در این جنگل زندگی می‏کنند و خانه‏های مسکونی و زمین‌های زراعی و بستان دارند. اخیراً جنگلبانان تصمیم گرفته‏اند ما را از آن اخراج نموده و بر آن مسلط شوند، آیا آنان حق اخراج ما را از این جنگل دارند؟ ج: از آنجايى که شرعاً صحّت‏ وقف متوقف بر سابقه ملکيت شرعى است، همانگونه که انتقال از طريق ارث هم متوقف بر مالکيت شرعى مورّث است، لذا جنگلها و چراگاه‌هاى طبيعى که تا به حال ملک کسى نبوده است و هيچ‌گونه سابقه احيا و آباد کردن در آنها وجود ندارد، ملک اختصاصى کسى محسوب نمى‏شود تا وقفيّت آن صحيح باشد يا از طريق ارث انتقال يابد. به هر حال هر مقدار از جنگل که به‌صورت مزرعه يا مسکن و مانند آن احيا شده و ملک شرعى گرديده، اگر وقف باشد، حق تصرّف در آن با متولّى شرعى آن است و اگر وقف نباشد حق تصرّف در آن با مالک آن است، و اما آن مقدار از جنگل و مراتع که به‌صورت جنگل طبيعى يا مرتع طبيعى باقى مانده است، از انفال و اموال عمومى است و اختيار آن بر اساس مقررات قانونى، با دولت اسلامى است. س 1047: دامدارانی که اجازه چراندن حیوانات خود را دارند، آیا جایز است که وارد مزرعه‏های خصوصی کنار چراگاه شده تا خود و چهارپایان آنان از آب مزرعه، بدون رضایت مالک آن بنوشند؟ ج: مجرد داشتن اجازه چراندن حيوانات در چراگاه‌هاى مجاور املاک اشخاص، براى جواز ورود در ملک غير و استفاده از آب ملکى آن کافى نيست و اين کار براى آنان بدون رضايت مالک آن جايز نمى‏باشد.

رهبر انقلاب:ایران می‌تواند ۴برابر جمعیتش، غذا تولید کند

بسم الله الرحمن الرحیم  رهبر انقلاب:ایران می‌تواند ۴برابر جمعیتش، غذا تولید کند گزیده ۳دهه پیگیری امام خامنه‌ای درخصوص «خودکفایی در غذا»   جستجو در بیانات رهبر فرزانه انقلاب طی سه دهه گذشته، اعتقاد راسخ و کارشناسی معظم له، نسبت به «خودکفایی در کشاورزی و غذا» را به‌وضوح نشان می‌دهد. بیانات ایشان در خصوص ظرفیتهای کشاورزی ایران بسیار شگرف و درخور مداقه و توجه است. . . گزارش زیر گزیده بیانات شگرف و پیگیریهای مستمر رهبر فرزانه انقلاب درخصوص خودکفایی از روزهای ابتدای رهبری تاکنون است که با کلیدواژه‌های «خودکفایی ؛ کشاورزی ؛ غذا» در بیانات ایشان در سایت معظم‌له جستجو شده است. توضیح اینکه ایشان در زمان تصدی مدیریت اجرایی نیز به امر خودکفایی اهتمام جدی داشتند؛ برای مثال تولید داخلی گندم در دوران ریاست جمهوری ایشان ــ باوجود شرایط دشوار جنگ ــ بیش از دو برابر شد و از 3.5 میلیون تن به 7.6 میلیون تن رسید. . توجه مخاطبان گرامی به گزیده بیانات ایشان به ترتیب تاریخ جستجو، جلب می‌شود: . * 14 تیر 1368 ــ بیانات در مراسم بیعت اصناف و روستاییان اگر بخواهیم‌ کشورمان‌ به‌‌طور نسبی‌ به‌ استغنا و خودکفایی‌ و بی‌نیازی‌ از دیگران‌ نایل‌ شود، باید در روستاها سرمایه‌ گذاری‌ کنیم‌ و زحمت‌ بکشیم‌. پایه‌ی‌ اول‌ خودکفایی‌، خودکفایی‌ در امور تغذیه‌ی‌ مردم‌ است‌. این‌که‌ می‌گوییم‌ خودکفایی‌ نسبی‌، به‌ خاطر آن‌ است‌ که‌ یک‌ کشور نمی‌تواند به‌ طور کامل‌ از دیگر کشورهای‌ جهان‌ بی‌نیاز باشد. تبادل‌ میان‌ ملتها و کشورها، امری‌ عادی‌ و معمولی‌ تلقی‌ می‌شود. عمده‌ این‌ است‌ که‌ یک‌ کشور بتواند روی‌ پای‌ خود بایستد و اساس‌ زندگی‌ خود را تأمین‌ کند... امیدواریم‌ ان‌شاءالله‌ همه‌ی‌ این‌ کارها به‌ نحو شایسته‌ و مناسبی‌ انجام‌ گیرد و در کنار کارهای‌ صنعتی‌، استعداد عظیمی‌ که‌ در کشور ما برای‌ فعالیتهای‌ کشاورزی‌ نهفته‌ است‌، مورد توجه‌ قرار گیرد. * 23 تیر 1368 ــ پیام به ملت شریف ایران در چهلمین روز ارتحال امام خمینی(ره) کشاورزان و روستاییان، کار خود را که اصلیترین پایه‌ی خودکفایی کشور است - یعنی تهیه و تأمین موادغذایی - قدر دانسته، افزایش محصول و بهبود کیفیت آن را هدف خود قرار دهند و وابستگی کشور به مواد غذایی وارداتی را به صفر برسانند. * 4 مهر 1369 ــ بیانات در دیدار مسئولان دفاتر نهضت سوادآموزی و مسئولان شهربانی زندگی راحت و مرفه، رفع مشکلات، رسیدن به خودکفایی، مشتعل شدن صنعت و کشاورزی و کار و ابتکار و خلاقیت در سرتاسر کشور، زنده شدن زمینهای مرده، زنده شدن استعدادهای مرده، زنده شدن منابع و معادن مرده و خرج شدن آنها در راه توسعه و زندگی خوب برای مردم، در گرو همان ایستادگی و همان فداکاری است. * 8 شهریور 1375 ــ بیانات در دیدار رئیس جمهور و هیأت وزیران اگر ما بخواهیم یک تربیت صحیح بکنیم، امکان ندارد که از جهات دنیایی غافل شویم. چطور ممکن است نظام اسلامی را در دنیا به اعتلا رساند، در حالی که کشاورزی نداشته باشیم، صنایع سنگین نداشته باشیم، معادن و فلزات نداشته باشیم و ...؟ * 9 اردیبهشت 1377 ــ بیانات در دیدار جمعی از کارگران و معلمان یکی از بزرگترین جرائم و گناهان رژیم محمّد رضا پهلوی، عبارت بود از اینکه کشور را از لحاظ فنّی، صنعتی و اقتصادی، وابسته نگهداشت و وابسته‌تر کرد. سرنوشت یک کشور را در نانش، در گندمش، در سیلوی گندمش، در وسیله‌ی آرد کردن گندمش، در مواد غذاییش و در همه‌چیزش، به خارج وابسته کرد! شما از این مواد غذایی و نان بگیرید، تا سایر چیزها، ایران به خارج از مرزها وابسته شد؛ به طوری که اگر یکوقت دشمنان اراده کنند، بتوانند این ملت را از همه چیز محروم کنند. کسی که این‌طور کشوری درست کند و اداره نماید و به اینجا برساند، خیانتی مرتکب شده است که هیچ خیانت دیگری جز آنکه در همین سطح باشد، با آن قابل مقایسه نیست. * 14 اسفند 1377 ــ بیانات پس از بازدید از مؤسسه‌ی تحقیقات جنگل‌ها و مراتع ما کشوری داریم که ازلحاظ وسعت خاک، یکی از کشورهای غنی است. گفته می‌شود آب کم داریم و البته درست است؛ اما به تجربه دانسته شده است که با آب کم هم - همراه با صرفه‌جویی و روشهای علمی - می‌شود زمین را آباد کرد. ما اگر تلاش کنیم؛ اگر از روشهای علمی استفاده کنیم و مدیریّت درست را به‌کار ببریم، با همین میزان موجودی آبی که درایران داریم، می‌توانیم این سرزمین وسیع را یکپارچه پوشش گیاهی دهیم. برای ما مایه شرمندگی است که با وجود این کشور غنی، محصولات گیاهی و حتّی مواد غذایی لازم را از دیگران بگیریم. درست مثل کشوری که زمین و امکانات و این تاریخ عظیم کشاورزی را ندارد. * 6 فروردین 1379 ــ بیانات در اجتماع بزرگ زائران و مجاوران حضرت رضا(ع) همین وزیره‌ی امریکایی در همین سخنانش هم از رژیم شاه، تبلیغ و تعریفِ دروغ کرده است. میگوید رژیم شاه دیکتاتور و بد بود؛ منتها اقتصاد ایران را شکوفا کرد! این بزرگترین و خنده‌آورترین دروغی است که یک وزیر خارجه میتواند در شرایط فعلی بر زبان جاری کند! آیا اقتصاد ایران را آن‌ها شکوفا کردند؟! این نکته را مخصوصاً جوانان بدانند کسانی که در آن زمان بوده‌اند، وقایع را از نزدیک لمس کرده‌اند در ایران قبل از انقلاب، نه فقط از لحاظ اقتصاد زمان پهلوی، بلکه از لحاظ حتی پایه‌های اقتصادی که تا سالها بعد هم اثرش باقی ماند بزرگترین خیانت را رژیم پهلوی به اقتصاد ایران کرده است! ایران را به انبار کالاهای وارداتىِ کم ارزش و بیفایده‌ی غربی تبدیل کردند؛ ابزارهای بنجل و چیزهای زیادی و غیر لازم را با پولهای کلان خریدند! کشاورزی این کشور را که یک روز به‌کلّی خودکفا بود، به‌کلّی نابود کردند؛ به‌طوریکه بعد از گذشت سالها هنوز هم که هنوز است، کشاورزی ما به حال اوّل برنگشته است، چون سیل مهاجرتهایی که با تشویق آن‌ها به سمت شهرها به راه افتاد، چیزی نبود که به آسانی بشود جلوش را گرفت. ملت را از لحاظ کشاورزی، وابسته‌ی به بیگانه کردند. آن روز گندم ایران را از امریکا میخریدند؛ سیلوی گندم را هم شورویها میساختند! یعنی هم از لحاظ گندم، هم از لحاظ جای نگهداری گندم، وابسته بودند. آن روز روستاها را تخریب کردند. * 24 مهر 1379 ــ بیانات در اجتماع بزرگ مردم اراک زمینهای وسیع کشاورزی در کشور ما زیاد است. شما به همین استان مرکزىِ خودتان نگاه کنید؛ نظیر این دشتها و این خاک حاصلخیز در بسیاری از نقاط این کشور وجود دارد. اگرچه از لحاظ آب کمبود داریم، اما با روشهای علمی، با پیگیری و با صرفه‌جویی، همین نزولات آسمانی که امروز در کشور ما وجود دارد، به فضل الهی کافی استچهار برابر جمعیت کنونی امروز ایران را از لحاظ مواد غذایی بی‌نیاز از دیگران کند. * 10 تیر 1380 ــ دیدار وزیران‌ و مسئولان‌ وزارتخانه‌های‌ صنایع‌ و معادن‌ و بازرگانی با رهبر انقلاب مقام‌ معظم‌ رهبری‌ همچنین‌ با اشاره‌ به‌ وجود توانایی‌ در بخش‌ کشاورزی‌ برای‌ خودکفایی‌ در برخی‌ محصولات‌ خاطرنشان‌ کردند: هدف‌ اصلی‌ در بخش‌ کشاورزی‌ باید رسیدن‌ به‌ خودکفایی‌ در محصولات‌ اصلی‌ مورد نیاز کشور باشد. * 5 شهریور 1380 ــ بیانات در دیدار رئیس جمهوری و اعضای هیأت دولت‌ من امروز بر آن سه نکته‌ای که به ایشان عرض کردم، مسأله کشاورزی را اضافه میکنم؛ همان چیزی که آقای حجّتی در این‌جا قولش را به من دادند و من توقّع داشتم که ایشان در مجلس هم آن را بگویند - که متأسفانه نگفتند - و آن این است که ما در مواد اصلی غذایی کشور، یعنی گندم و برنج و احتمالاً روغن، خودکفا شویم. ایشان به من قرص و محکم گفتند که میتوانیم خودکفا شویم؛ اما هرچه گوش تیز کردم ببینم ایشان در مجلس کلمه «خودکفایی» را می‌آورند، دیدم نه! ایشان گفتند ما میتوانیم اینها را پیش ببریم. پیش بردن کجا، خودکفایی کجا!؟ * 12 دی 1380 ــ بیانات در دیدار جمعی از کشاورزان درباب کشاورزی و کشاورزان آنچه که در کشور ما بسیار مهم است، این است که این ملت عزیز و سربلند، در امر تغذیه و تهیه مواد غذایی اصلی خود، نباید به بیرون مرزها هیچ احتیاجی داشته باشد... ما برای گندم و برنج و روغن و لبنیات و خوراک دام و بقیه مصارف عمده و اصلی کشورمان نباید نیازمند دیگران باشیم. بحمداللَّه امکانات طبیعی و انسانی در کشور وجود دارد و من امیدوارم حرکت اساسی و صحیحی در این باره انجام گیرد، که البته مقدّمات آن شروع شده است. *‌15 مرداد 1382 ــ بیانات در دیدار کارگزاران نظام در زمینه اقتصادی، چیزهایی که ما به آنها اهمیت میدهیم، رونق اقتصادی و اشتغال و کاهش تورّم و خودکفایی در مواد اساسی کشاورزی است؛ یعنی امنیت غذایی کشور. اینها مسائل بسیار مهم و اساسی است و باید در این دوره، ما به حدّ مطلوب به این اهداف نائل شویم. * 14 دی 1382 ــ بیانات در دیدار جمعی از کشاورزان دستگاه کشاورزی برای کشور ما بسیار مهمّ است؛ چون امنیت غذایی برای کشوری بزرگ، پُرجمعیت و دارای هدفهای بلند، بسیار مهم است؛ لذا بخش کشاورزی و دامدارىِ ما یک بخش ویژه و استثنایی است و همه باید برای آن تلاش کنند. در اسلام هم آگاهانه و با توجّه، نسبت به کشاورزی تأکید شده است. حدیث بسیار پُرمعنا و پُرمضمونی درباره‌ی کشاورزان نقل شده است: «الزّارعون کنوز اللَّه فی ارضه(2)»؛ یعنی کشاورزان کسانی هستند که گنجینه‌های خدا در زیر زمین را میدِروند و استخراج میکنند. مهمترین گنجینه خدا در زمین و خاک عبارت است از موادی که مایه ادامه حیات بشر و حیوانات است. این از طلا و نفت مهمتر است. طلا و نفت وسیله به‌دست آوردن مایحتاج زندگی است؛ اما محصول غذایی، مهمترین مایحتاج زندگی است. این را برای این عرض میکنیم که همه دست‌اندرکاران کشور و بخصوص مسؤولان وزارت جهاد کشاورزی توجّه کنند - همان‌طور که از اوّلِ انقلاب بارها تکرار شده است - که کشاورزی یکی از اساسی‌ترین محورهای توسعه در کشور ماست؛ یک امر حاشیه‌ای نیست. توجه به صنعت - که لازم است - نباید موجب عطف توجّه از کشاورزی شود. کشاورزی، پایه و زیربنا و اساس است... کشور ما مستعدّ است. دیدید سال گذشته بحمداللَّه بارندگىِ خوبی شد و کشور تقریباً در تولید گندم خودکفا گردید. این همان چیزی بود که من تأکید میکردم و بحمداللَّه مسؤولان، خودکفایی گندم را دنبال کردند. البته گندم یکی از موادِ لازم ماست؛ در بقیه مواد لازم مثل لبنیات، روغن و گوشت هم باید کشور کاملاً خودکفا و غنی شود و بتواند این محصولات را صادر کند. ما باید این مسأله را دنبال کنیم، و این به نظر ما کاملاً ممکن است. ما دشتهای وسیع و خوبی داریم. در همین منطقه بم دشت وسیعِ بسیار خوبی وجود دارد. در خوزستان دشتهای وسیعِ عجیبی هست که باید استحصال شود و به کار بیفتد. از لحاظ آمادگی برای کشاورزی، کشور مستعدّی داریم؛ بنابراین باید همّت کنیم. من به شما کشاورزان عزیز عرض میکنم که این کار را به عنوان یک کار سازنده، اثرگذار و یک کار مقدّس دنبال کنید. ان‌شاءاللَّه سیاستهای مسؤولان هم به کمک شما بیاید و همان‌طور که اشاره کردند، تولید کشاورزی، اقتصادی، سودآور و تشویق کننده برای سرمایه‌گذاری شود و در سایه این تحرّک عظیم، مردم احساس راحتی کنند و از لحاظ غذا احساس امنیت نمایند و کشور بتواند کار خودش را انجام دهد. مسؤولان محترم هم در وزارت جهاد کشاورزی خدمت خود را مقدّس بدانند. کار آنها بسیار مهم و یکی از انسانیترین کارهاست. البته خداوند متعال هم تفضّل و لطف خواهد کرد. هرجا شما تلاش و مجاهدت کنید، مطمئن باشید کمک الهی بالای سرتان است. * 14 دی 1384 ــ بیانات در دیدار کشاورزان‌‌ دیدار با زحمتکشان عرصه‌ی کشاورزی - با توجه به اهمیتی که این بخش برای امروز و فردای این کشور دارد - برای من دیدار بااهمیتی است... همان کشاورزی که در یک نقطه‌ی دوردستی از کشور فرض کنیم بر روی یک یا پنج هکتار زمین مشغول کار است، به سهم خود یکی از پایه‌های اساسی حیات این کشور را بالا می‌برد. مواظب باشید کشاورزی تحقیر نشود؛ کشاورزی بسیار حایز اهمیت و دارای عزت است. ارزشی هم که در شرع مقدس اسلام شنیده‌اید که برای قشر کشاورز بیان شده است، ناشی از اهمیت این کار است. شما چه میکنید؟ شما با استفاده از نعمت خدادادىِ زمین و آب، گنجینه‌های الهی را - که در ذرات هست، در خاک هست، به وسیله‌ی نور خورشید و عوامل طبیعی این گنجینه‌ها بارور میشود - استخراج میکنید، تا انسان‌هایی که روی این زمین زندگی میکنند، زنده بمانند. اگر غذا نباشد، زندگی نیست؛ و شما غذای انسان‌ها را تأمین میکنید؛ لذا عظمت و ارزش این کار یک ارزش طبیعی و شبیه ارزش ذاتی است. امروز کشور ما - که مورد سوءنیت و کینه‌ورزی قلدرهای دنیاست؛ علت این کینه‌ورزی هم این است که این کشور حاضر نیست زیر بار قلدری قلدرها برود - بیش از همیشه به امنیت غذایی احتیاج دارد، تا برای نانش، برای خوراک روزمره‌اش، برای روغنش، برای گوشتش محتاج کشورهای دیگر نباشد؛ محتاج کسانی که میتوانند در مقابل این عطیه، شرف او را مطالبه کنند، نباشد؛ امنیت غذایی برای کشور ما خیلی مهم است. سال گذشته که اعلام شد کشور به خودکفایی در گندم رسیده است، به نظر من حقیقتاً یک عید بزرگ برای این کشور بود. بنده از کشاورزان، از مدیران بخش کشاورزی، از جوانان عالمی که در این کار کمک کردند، از اعماق دل متشکر شدم، مطمئناً ملت هم متشکر شد؛ این حادثه‌ی بزرگی بود. مردان و جوانانی همت کردند که این کار بشود، و شد. ما همان کشوری هستیم که در دوران طاغوت، پایه‌ی کشاورزی ما را متزلزل کردند، برای این که ما را وابسته کنند؛ برای این که بازار برای گندم خودشان و بقیه‌ی محصولات کشاورزی دیگران - بیگانگان - درست کنند. با این افزایش جمعیت - امروز کشورمان بیش از دو برابر اول انقلاب جمعیت دارد - اگر بنا بود ما مثل آن روزِ آنها از نظر گندم محتاج بیگانگان باشیم، برای هر تن گندمی که به ما میدادند، یک منت سنگین، یک بار سنگینِ تحقیر بر روی دوش این ملت سوار میشد؛ هر وقت هم که مایل بودند، میتوانستند این را قطع کنند؛ اما ملت ما در گندم به خودکفایی رسید. عین همین قضیه باید در بقیه‌ی محصولات مهم و اساسی غذایی به وجود بیاید؛ در برنج، در روغن، در گوشت، در لبنیات، که نیازهای کشور است. باید کشور به دیگران اصلاً محتاج نباشد و مردم کشور بدانند که شما قشر کشاورز و دامدار با غیرت خود، با ایمان خود، با همت خود، غذای آنها را تأمین میکنید و مردم محتاج این نیستند که از دیگران درخواست کنند؛ هم پول بدهند، هم منت بکشند، هم دایم تَه دلشان نگران باشد که اگر یک مشکلی به خاطر یک مسأله‌ی سیاسی و غیره پیش آوردند، چه کنیم. کشاورز ایرانی برای ملت ایران امنیت غذایی را تأمین میکند؛ این، افتخار بزرگی است؛ قدر خودتان را بدانید. من این را عرض میکنم برای این که در سرتاسر کشور، جوانان مناطق کشاورزی که گاهی جاذبه‌ی مشاغل دیگر آنها را به خود جذب میکند، بدانند که ارزش و کرامت و تأثیر این شغل از اکثر مشاغل دیگر، در زندگی جمعی ملت‌شان، بالاتر است و جای گسترش هم دارد... مسؤولان با این نگاه، با نگاهِ «حایز اهمیت»، باید به بخش کشاورزی نگاه کنند. بخش کشاورزی یک محور اصلی در اداره‌ی کشور است؛ و باید با این چشم در تنظیم معلومات دانشگاهی، در تخصیص بودجه، در گماشتن افراد کارآمد و توانا در رأس کارها، به آن نگاه کرد؛ باید امر کشاورزی را در کشور سبک نشمرند. البته صنعت هم مهم است و وقتی ما روی کشاورزی تکیه میکنیم، صنعت را نفی نمیکنیم؛ آن هم یک محور اساسی دیگری برای پیشرفت کشور است؛ اما جاذبه‌های گوناگون و زرق و برق و نام و نشان بخش‌های دیگر، مبادا اهمیت این بخش بسیار مهم را تحت‌الشعاع قرار بدهد؛ شریان اصلی زندگی جامعه، در این بخش است و زندگی واقعی و ملموس جامعه - حیات اجتماعی - در این بخش، بیشتر معنا پیدا میکند؛ چون این‌جا مسأله‌ی غذا و مسأله‌ی امنیت غذایی و مسأله‌ی استقلال ناشی از امنیت غذایی و خودکفایی مطرح است... مسأله‌ی سوم این است که ما به کشاورزمان میگوییم تلاش کنید تا امنیت غذایی برای کشور به وجود بیاورید؛ اما به مسؤولان‌مان میگوییم این پایان کار نیست؛ ما بایستی به صادرکنندگان این محصولات تبدیل شویم؛ ما باید بتوانیم دیگران را بهره‌مند کنیم. این کار، کارِ دستگاه‌های گوناگون دولتی است که وسایلش را فراهم کنند؛ ما میتوانیم. مرتب از این‌که ما از لحاظ آب در مضیقه هستیم، حرف میزنند؛ خوب بله، ما میدانیم کشور ما از آن کشورهای پُر آب نیست؛ اما آیا از همین آبی که امروز داریم، استفاده‌ی بهینه میشود؟ جواب، منفی است. این، جزو کارهای وزارت جهاد کشاورزی و وزارت‌خانه‌ها و دستگاه‌های گوناگون دولتی است که آموزش چگونگی استفاده‌ی از آب، تنظیم جریان آب در بخش‌های مختلف، نگهداری از همین مقدار آبی که از نزولات مبارک آسمانی است، با انواع و اقسام شیوه‌هایی که امروز در دنیا معمول است، جزو کارها قرار بگیرد. بنابراین، کشور ما از کشورهای پُر آب نیست، اما همین مقدار آبی که داریم، قادر است محصولات کشاورزی را سیراب کند. در زمین هم همین‌طور هستیم. من در گزارش‌ها خوانده‌ام که ما امروز اندکی بیش از هجده میلیون هکتار زمینِ قابل کشت داریم؛ در بخش‌های مختلف: دیمی و آبی و باغی و غیره، که این مقدار میتواند به سی میلیون هکتار افزایش پیدا کند؛ یعنی نزدیک به دو برابر. من در بعضی از بخش‌های این کشور - در مسافرت‌هایی که کرده‌ام - زمین‌هایی را دیده‌ام که با «کار» میتوانند تبدیل بشوند به زمین‌های قابل کشت. ما خیلی امکانات در این کشور داریم. ما یک کشورِ به معنای حقیقی کلمه غنی هستیم و این «غنا» را مردم باید حس کنند؛ از این غنا باید استفاده کنند. به زارع میتوانیم بگوییم روی این زمین، خوب و با شیوه‌ی علمی کار کن و محصول به دست بیاور؛ چیز دیگری در اختیار او نیست؛ ولی این مسؤولانند که بایستی نظام این کار را طراحی کنند. * 18 آبان 1385 ــ بیانات در دیدار دانشگاهیان سمنان کشور در مسائل حیاتی و اساسی باید خودکفا باشد. نه اینکه از دیگران به‌کلّی بی‌نیاز باشد، نه؛ امّا اگر به کسی یا کشوری، در چیزی احتیاج دارد، طوری روابطش را تنظیم کند که اگر خواست آن را به دست آورد، دچار مشکل نشود؛ او هم چیزی داشته باشد که مورد نیاز آن کشور است؛ خودکفایی یعنی این. * 5 اردیبهشت 1390 ــ در دیدار رئیس و اعضای «کمیسیون کشاورزی، آب و منابع طبیعی» مجلس حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی بخش کشاورزی را به علت نقش آن در تأمین امنیت غذایی و ایجاد اشتغال، از مسائل درجه اول کشور برشمردند... * 6 اردیبهشت 90 ــ بیانات در دیدار رئیس‌جمهوری و اعضای هیأت دولت بخصوص در همین زمینه‌های زراعی و باغی و اینها که ذکر کردند، اینها چیزهائی است که بایستی هرچه میتوانیم، از واردات اینها پرهیز کنیم. بروید سراغ همان صنعتیسازی صادرات کشاورزی؛ همین چیزی که در گزارشها هم بود. اینها چیزهای مهمی است؛ * 13 مهر 1390 ــ بیانات در دیدار جمعی از نخبگان و برگزیدگان علمی1390/07/13 مسئله‌ی کشاورزی هم که مطرح کردند، مسئله‌ی بسیار مهمی است و راست است؛ کشاورزی از بخشهائی است که در همه‌ی دنیا مورد حمایت ویژه‌ی دولتی قرار میگیرد. این بخش باید حتماً مورد توجه باشد. * 8 اردیبهشت 1395ــ بیانات در دیدار کارگران یک مسئله‌ی دیگری که خیلی مهم است و من این را هم باز با تعدادی از وزرای ذی‌ربط -چه وزرای کشاورزی، چه وزرای صنعتی و چه بعضی از مسئولین دیگر دولتی- مکرّر در گذشته درمیان گذاشته‌ام، [این است که‌] گاهی اوقات یک جنسی در داخل میتواند تولید بشود، [امّا] بعضی‌ها که از واردات آن جنس سودهای کلانی میبرند می‌آیند جلوی این تولید داخلی را میگیرند؛ اگر شد با رشوه -آقا، این کارخانه را تعطیل کن یا نساز و این پول را بگیر- اگر زیر بار نرفت، با تهدید، با جنایت. من نمیخواهم حالا اسم کالاها را بیاورم؛ کالاهایی را می‌شناسیم که توان داخلی تولید در آنها هست امّا وارد میشود به‌خاطر اینکه یک عدّه‌ای از واردات منتفعند و نمیگذارند در داخل تولید بشود. * 25 خرداد 1395 ــ بیانات در دیدار مسئولان نظام بخش کشاورزی‌ای که ما را خودکفا میکند ... که خب، خوشبختانه این گزارشی که امروز دادند، نشان میدهد که در این زمینه‌ها پیشرفت کرده‌ایم. من البتّه گزارشی نداشتم. .............................................................................................................................. منبع:  تسنیم   

فرمایشات مقام معظّم رهبری در ارزش آب و صرفه جویی و مصرف بهینه آب

بسم الله الرحمن الرحیم    فرمایشات مقام معظّم رهبری در ارزش آب و صرفه جویی و مصرف بهینه آب   بیانات معظم له . مسئله‌ی آب را هم که من یادداشت کردم خیلی مهم است. اشاره‌ی آقای چیت‌چیان کاملاً درست است. نشست آبهای زیرزمینی واقعاً مهم است. این برنامه‌ریزی‌ای که حالا میگویید کرده‌اید، کافی نیست -برنامه‌ریزی پنجاه درصد کار است یا کمتر- بایستی دنبال این برنامه حرکت کنید، راه بیفتید. البتّه شما اهل این کار هم هستید الحمدلله. [علاوه بر] صرف‌جویی در آب، اصلاح آبیاری، الگوی‌کشت در هر منطقه.         (بیانات در دیدار رئیس‌جمهور و اعضاى هیأت دولت‌ به‌مناسبت هفته‌ی دولت04/06/1394)     . یک مسئله مسئله‌ی آب و مصرف آب [است]. من دو سه سال پیش به نظرم در صحبت اوّل فروردین اشاره کردم که نود درصد آب کشور صرف کشاورزی می شود. همه‌ی مصارف دیگر - مصارف شرب و شهر و صنعت و غیره - ده درصد است. ما اگر چنانچه بتوانیم با تدابیری در آن نود درصد که صرف کشاورزی می شود، ده درصد صرفه‌جویی بکنیم، معنایش این‌ است که به همان اندازه‌ای که امروز آب برای شرب و شهر و روستاها و صنعت و غیره مصرف می کنیم، به همین اندازه آب در اختیار کشور قرار می گیرد. این چیز کوچکی است؟ این چیز با این عظمت، ارزش این را ندارد که همه‌ی مسئولین، دست‌اندرکار بشوند و بروند دنبال این قضیّه؟ با آبیاری قطره‌ای، با شبکه‌سازی‌های درست و خوب [صرفه‌جویی کنند]. آب پشت سدها را ما اگر چنانچه جمع کنیم، [امّا] شبکه‌سازی درست نکنیم -کمااینکه متأسّفانه در موارد زیادی قضیّه از این قرار است - خب این آب را درواقع هدر می دهیم، تبخیر میشود می رود؛ علاوه بر اینکه حالا مشکلاتی هم پشت سدها به وجود می‌آید. کارهای فراوانی است که باید انجام بگیرد؛ اینها جزو چیزهای بسیار مهم است. پالایش و بازنگری قوانین موجود، تقویت نظارتهای بی‌اغماض - نظارت انجام بگیرد، هیچ گونه اغماضی هم در این نظارتها صورت نگیرد و رؤسای دستگاه‌ها شخصاً نظارت کنند - و شاید از جهتی از همه مهم‌تر، فرهنگ‌سازی است؛ فرهنگ‌سازی؛ مردم بدانند که اهمّیّت حفظ محیط زیست چقدر است. این را از دبستان باید شروع کنیم، در کتابهای درسی؛ باید بچّه‌های ما اهمّیّت مرتع و جنگل و هوا و آب و خاک و دریا و مانند اینها را از کودکی بفهمند و روی آن حسّاس باشند. حفظ حریم محیط زیست باید جزئی از فرهنگ عمومی بشود. البتّه نقش رسانه‌ی ملّی را هم نباید نادیده گرفت، بایستی حتماً رسانه‌ی ملّی نقش ایفا کند امّا مردم هم می توانند کار کنند. بنده یک مورد را خودم دیدم در یکی از ییلاقات مشهد - جاغرق - یک دوست قدیمی ما یک زمین کوچکی داشت و دارد. یک آب مختصری به‌قدر مثلاً نصف آنچه از لوله‌ی قوری می‌آید بیرون، آن بالا بود. این آب را جمع کردند، هدایت کردند، حفظ کردند، چند استخر در این زمین از این آب به‌وجود آمد و زمین آباد شد؛ از یک آب خیلی مختصر که می توانست به هدر برود و هیچ‌کس هم نفهمد و نبیند.  یکی از دوستان ما نقل می کرد و می گفت در یزد - که خب، یزد جزو مناطق کم‌آب کشور است - یک نفری دعوت کرد از ما در یک باغی، بوستانی - یک جایی ترتیب داده بود با درخت و کشت و زرع و همه‌چیز - گفتش که می خواهید منبع آب اینجا را ببینید؟ گفتیم بله. گفت ما را مبالغ طولانی‌ای برد - شاید مثلاً چند کیلومتر؛ حالا من درست یادم نیست خصوصیّات را - آنجا رفتیم، دیدیم بله، به‌قدر یک لوله‌ی آفتابه، مختصر آبی دارد می‌آید؛ این آدم همّت کرده، این آب را حفظ کرده، هدایت کرده، آورده، از این آب استفاده‌ی بهینه کرده. یعنی از این آبهای کشور می شود مردم در محیطهای زندگی خودشان استفاده‌های بهینه بکنند.         ( بیانات در دیدار مسئولان و فعالان حفظ منابع طبیعى، محیط زیست و فضاى سبز شهری17/12/1393 ) . یکی از راه حل های جدی برای مشکل آب در کشور، صرفه جویی در آب کشاورزی از طریق استفاده از شیوه های نوین آبیاری بویژه آبیاری تحت فشار است.              ( دیدار رئیس جمهور و اعضای هیئت دولت مطرح شد؛05/06/1393)    . صرفه‌جوئی در مواد اساسی، از جمله صرفه‌جوئی در مصرف آب. امروز نود درصد آبی که ما در کشور مصرف میکنیم، در بخش کشاورزی مصرف می شود. اگر دولت به توفیق الهی بتواند شیوه‌های آبیاری کشاورزی را اصلاح کند، اگر از این نود درصد، ده درصد کم بشود، شما ببینید چه اتفاقی می افتد. غیر از بخش کشاورزی، در همه‌ی بخشهای دیگر - بخش خانگی، بخش صنعتی و بخشهائی که احتیاج به آب دارد - ما فقط از ده درصد آب کشور داریم استفاده می کنیم. اگر ما بتوانیم در بخش کشاورزی ده درصد صرفه‌جوئی کنیم، ببینید چه اتفاقی می افتد. در واقع امکانات بهره‌برداری از آب در بخش غیر کشاورزی دو برابر می شود؛ که این بسیار چیز مهم و باارزشی است .          ( بیانات در حرم مطهر رضوی در آغاز سال ۹۰)  . واقعاً اگر ما به مسئله‌ى آب، خاک، هوا و آن چیزهائى که منتهى می شود به این چیزها - مثل مراتع، مثل منابع طبیعى، مثل جنگلها، مثل وضع شهرسازى - نپردازیم، زندگى مردم شیرین نخواهد شد.    ( بیانات در بوستان ولایت به مناسبت روز درختکارى 17/12/1389)‌  . یکی از چیزهایی که ما در این کشور نتوانستیم بر خودمان فائق بیاییم و اصلاح کنیم، مسئله‎ی اسراف است و یکی از موارد اسراف، اسراف در آب است؛ اتفاقاً کشور ما جزو مناطقی است که از لحاظ آب آن چنان غنی نیست؛ اما درصورتی‌که اسراف نکنیم و روش کار را آن چنان که عاقلانه و درست است در پیش بگیریم، با همین آبِ موجود می‌توانیم نیاز کشور را برآورده کنیم. اینها وظائف همه‎ی مردم ایران است و دولت اسلامی موظف است که با ترتیب صحیح و با برنامه‎ی درست، از این آمادگی ملت ایران استفاده کند.    (بیانات در دیدار هزاران نفر از مردم و عشایر شهرستان نورآباد ممسنی15/02/1387)   . یکى از موارد اسراف، اسراف در آب است؛ نه فقط آبى که مصرف شُرب در خانه ها مى شود، نوع آبیارى کشاورزى ما هم یک نوع مسرفانه است و آب را هدر مى دهیم. وظیفه ى مسئولین و دست اندرکاران این بخش است که به این مسئله به طور ویژه توجه کنند! پس به مسئله ى اسراف - هم در مسئله ى آب و هم در مسائل دیگر - باید با اهمیت نگاه کنند.   ( بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در دیدار با مردم شیراز 11/02/1387 (   . بسم الله الرحمن الرحیم سیاست های کلی اصلاح الگوی مصرف 1ـ ..... .  8- ارتقای بهره وری و نهادینه شدن مصرف بهینه آب در تمام بخش ها بویژه بخش کشاورزی در چارچوب سیاست های زیر: - طراحی، تدوین و اجرای سند ملی الگوی مصرف آب در بخش های مختلف و به هنگام سازی آن. - اعمال سیاست های تشویقی و حمایتی از طرح های بهینه سازی استحصال، نگهداری و مصرف آب. - تدوین و اعمال استانداردها و ضوابط لازم برای کاهش ضایعات آب، پایش کیفیت منابع آب و جلوگیری از آلودگی آبها. - اصلاح الگوی کشت و اعمال شیوه های آبیاری کارآمدتر، ایجاد سامانه های بهینه تأمین و توزیع آب شرب و بهینه سازی تخصیص و مصرف آب در بخش تولید براساس ارزش راهبردی و اقتصادی بیشتر. - برنامه ریزی برای استفاده مجدد و باز چرخانی آب. - تدوین و اجرای برنامه های عملیاتی مناسب برای ایجاد تعادل بین منابع و مصارف آب بویژه در سفره های زیرزمینی دارای تراز منفی و اعمال مدیریت خشکسالی و سیل، سازگار با شرایط اقلیمی .     ) تعیین و ابلاغ سیاستهای کلی اصلاح الگوی مصرف از سوی رهبر معظّم انقلاب ۱۳۸۹/۰۴/۱۵) . ..... 26 - توجه به ارزش اقتصادى، امنیتى، سیاسى و زیست محیطى آب با تسریع در استحصال، عرضه، نگهدارى و مصرف آن و مهار آبهایى که از کشور خارج مى شود با اولویت استفاده از منابع آبهاى مشترک.         ( ابلاغ سیاستهای کلی برنامه پنجم توسعه 21/10/1387) ............................................................................................................................................... گردآوری : حجۀ الاسلام و المسلمین اکبر فتّاحی، عضو شورای هماهنگی دشت های پایلوت آب زیرزمینی شهرستان شبستر      

فرمایشات مقام معظم رهبری درباره صرفه جویی در آب

بسم الله الرحمن الرحیم  فرمایشات مقام معظم رهبری درباره صرفه جویی در آب 1-کشور ما کشور پر آبی نیست حداکثر صرفه جویی را ما مردم ایران در آب باید انجام دهیم.    ما امروز از آب در کشور استفاده بهینه نمی‌کنیم؛ 90 درصد آب در بخش کشاورزی استفاده می شود . مصرف غلط ، مصرف اسراف آمیز      ( مقام معظم رهبر حرم مطهر رضوی 1/1/89) 2-یکی از موارد اسراف، اسراف در آب است نه فقط آبی که مصرف شُرب در خانه ‏ها می‏شود نوع آبیاری کشاورزی ما هم یک نوع مسرفانه است و آب را هدر می‏دهیم           ( دیدار با مردم شیرراز 11/9/87) 3-به تجربه دانسته شده است که با آب کم هم همراه با صرفه‌جویی و روشهای علمی می‌شود زمین را آباد کرد ما اگر تلاش کنیم اگر از روشهای علمی استفاده کنیم و مدیریت درست را به‌کار ببریم با همین میزان موجودیآبی که در ایران داریم می‌توانیم این سرزمین وسیع را یکپارچه پوشش گیاهی دهیم           ( دیدار وزیر و مسولان جهاد کشاورزی 5/2/90) 4-معروف است که ایران کشورِ کم آبی است اما اگر با عقل و تدبیر و روحیه‌ی خستگی‌ناپذیر پیش برویم می‌شود از همین آب موجود استفاده کرد آبها را که هرز می‌رود مهار کنیم آبها را درست مصرف کنیم در مصرف آباسراف نکنیم با کار علمی و مدبّرانه می‌شود استفاده‌ی بهینه کر( در دیدار جهادگران و کشاورزان 14/10/82) 5-لازم است از تولید تا مصرف تا بازیافت آب را صرفه‏ جویی کنیم یعنی از سدهایمان صیانت کنیم شبکه‏ هایآبرسانی را اصلاح کنیم آبیاری‏های باصرفه‏ ی در کشاورزی را آموزش بدهیم که چه جوری آبیاری بشود           (حرم رضوی 1/1/88) 6-از آب در کشور استفاده‌ی بهینه بشود              (حرم رضوی 1/1/89) 7- ما امروز از آب در کشور استفاده‌ی بهینه نمی‌کنیم              (حرم رضوی 1/1/89) 8-امروز 90 درصد آب کشور در بخش‌های کشاورزی مصرف می‌شود مصرف غلط مصرف اسراف‌آمیز ده درصد دیگر برای آب شرب و برای صنعت و برای مصارف گوناگون به کار می‌رود              (حرم رضوی 1/1/89) 9-یعنی اگر در کار کشاورزی ما ده درصد صرفه‌جوئی کنیم مقدار مصرف شرب و صنعت و امثال اینها به دو برابر خواهد رسید     (حرم رضوی 1/1/89) 10-اگر ما بتوانیم در بخش کشاورزى ده درصد صرفه‌جوئى کنیم ببینید چه اتفاقى مى‌افتد. در واقع امکانات بهره‌بردارى از آب در بخش غیر کشاورزى دو برابر می‌شود که این بسیار چیز مهم و باارزشى است .              (حرم رضوی 1/1/90)

کشاورزان از نگاه امام خمینی ؛ ۳) توصیه به کشاورزان با تأکید بر خودکفایی ‏‎ ‎‏و استقلال کشور‏

بسم الله الرحمن الرحیم کشاورزان از نگاه امام خمینی ؛ 3) توصیه به کشاورزان با تأکید بر خودکفایی ‏‎ ‎‏و استقلال کشور‏ اقشار اجتماعی از دیدگاه امام خمینی‏‏(س) ‏‏ ‏‏ـ تبیان آثارموضوعی(دفتر‏‏سی وهفتم‏‏)‏‏ ‏ ‏‏تدوین:‏‏ محمدرضا طالبان، عباس پورجانی  ‏‏   ‏ ‏‏ ‏ ‏‏تأکید بر کشت بیشتر محصولات غذایی ‏ ‏‏لازم است علمای اعلام بلاد و خطبای محترم به کشاورزان عزیز‏‎ ‎‏کشور تذکر دهند که امسال در کشت مواد غذایی خصوصاً گندم‏‎ ‎‏همت فراوان کنند و از کشت چیزهایی که دولت مجرم به اجانب‏‎ ‎‏می دهد احتراز نمایند. از این خائنان بعید نیست که قحطی‏‎ ‎‏مصنوعی به وجود آورند. من از مردم ایران تقاضا دارم که در این‏‎ ‎‏امور به کشاورزان محروم کمک نمایند. ‏‏12 / 10 / 57‏ ‏‏*  *  *‏ ‏‏بیداری در برابر توطئه ها‏ ‏‏کشاورزان بیدار باشند! اینها می خواهند شما را باز به شکست‏‎ ‎‏کشاورزی بکشانند. شما کشاورزان، که بزرگترین پشتیبان ملت‏‎ ‎‏هستید، باید به کار کشاورزی خودتان ادامه بدهید. الآن وقت‏‎ ‎‏کشت است، کشت بهاره بکنید. ‏‏10 / 12 / 57‏ ‏‏*  *  *‏ ‏‏ ‏ ‏‏جدیت در امر کشاورزی و مواد غذایی‏‏ ‏ ‏‏کشاورزها در کشاورزی جدیت داشته باشند و خصوصاً مواد‏‎ ‎‏غذایی را بیشتر تهیه کنند. ‏‏28 / 12 / 57‏ ‏‏*  *  *‏ ‏ ‏‏پرهیز از کشت محصولات مضر‏ ‏‏کشاورزها در محل کشاورزی که هستند به کشاورزی خودشان‏‎ ‎‏علاقه پیدا بکنند. الآن دیگر دستی نیست که آنها را به فشار وادار‏‎ ‎‏به امری بکند یا منافع آنها را بخواهد به واسطۀ سودجویی خودش‏‎ ‎‏بردارد یا به غیر بدهد؛ امروز کسی همچون کاری نخواهد کرد.‏‎ ‎‏کشاورزها باید به کشاورزی خودشان ادامه بدهند و علاقه داشته‏‎ ‎‏باشند، و کشاورزی که می کنند در این برهۀ از زمان، باید اکثرش و‏‎ ‎‏قسم مهمش این چیزهایی باشد که غذای ملت را اداره می کند مثل‏‎ ‎‏گندم، برنج، جو، عدس ـ امثال اینها. از چیزهایی که ـ موادی که ـ‏‎ ‎‏مضر است یا نافع نیست خودداری بکنند، از مثل، کشتِ تریاک‏‎ ‎‏کمتر بکنند، خودداری بکنند. و از چیزهایی که نفعْ خیلی ندارد،‏‎ ‎‏در تغذیۀ مردم دخالت ندارد، از آنها هم خودداری بکنند. و عمدۀ‏‎ ‎‏کار را همان مواد غذایی، عمدۀ کشت را مواد غذایی بکنند که ما‏‎ ‎‏احتیاج به خارج ان شاءالله پیدا نکنیم. الآن می دانید که ما محتاج به‏‎ ‎‏خارجیم راجع به مواد غذایی؛ باید ما خودمان این را جبران بکنیم‏‎ ‎‏و این به همت کشاورزان ماست. و البته دولت هم با کشاورزها باید‏‎ ‎‏همراهی بکند، و همراهی ان شاءالله می کند. ‏‏29 / 12 / 57‏ ‏‏*  *  *‏ ‏‏ ‏ ‏‏تأکید بر عدم وابستگی اقتصادی‏‏ ‏ ‏‏اگر ما مسامحه بکنیم و وابسته به خارج باشیم، این وابستگی‏‎ ‎‏اقتصادی به خارج قهراً وابستگی سیاسی می آورد؛ قهراً وابستگی‏‎ ‎‏اجتماعی می آورد؛ و همان اسیرها خواهیم بود که بودیم و به ما‏‎ ‎‏همانها حکومت خواهند کرد که کردند. ما باید از این جهت‏‎ ‎‏اقتصادی فارغ بشویم؛ یعنی دستمان پیش دیگران دراز نباشد که‏‎ ‎‏بده به من! که هر وقت جلو آن را بخواهد بگیرد، ما فلج بشویم.‏‎ ‎ ‏‎باید ما خودمان این مواد غذایی که لازم داریم ـ که مواد اولیه ای‏‎ ‎‏است که هر مملکتی احتیاج به آن دارد ـ این مواد اولیه مان را به‏‎ ‎‏دست بیاوریم، و تغذیه مان با خودمان باشد. و این به این است که‏‎ ‎‏کشاورزها در سرتاسر ایران الآن که پاییز است کشتهای پاییزی را‏‎ ‎‏بکنند. وقتی که بهار شد، کشتهای بهاری بکنند. و همه دست به‏‎ ‎‏هم بدهند. و دولت هم کمک بکند و می کند کمک، باید کمک‏‎ ‎‏بکند. با کمک دولت و کمک خودتان، و مردم دیگر هم به آنها‏‎ ‎‏کمک بکنند. ‏ ‏‏     یک مسأله حیاتی است برای مملکت ما که به هم زدند همۀ‏‎ ‎‏کشاورزی اش را و از بین بردند، حالا بخواهیم ادامۀ حیات داشته‏‎ ‎‏باشیم، باید احیایش بکنیم. احیایش به این است که همه با هم‏‎ ‎‏دست به هم بدهند و اداره بکنند مملکتشان را . ‏‏2 / 8 / 58‏ ‏‏*  *  *‏ ‏‏ ‏ ‏‏وابستگی اقتصادی، زمینۀ وابستگی سیاسی ‏ ‏‏ما اگر چنانچه زراعت خودمان، کشاورزی خودمان، نتواند کفاف‏‎ ‎‏برای خودمان باشد، و دستمان دراز باشد پیش امریکا و امثال‏‎ ‎‏امریکا برای ارزاقمان، خوب ما وابسته خواهیم بود؛ نمی توانیم‏‎ ‎‏کاری انجام بدهیم؛ آن وقت در جهات سیاسی هم باید وابسته‏‎ ‎‏بشویم. باید شماهایی که، مردمی که مشغول کشاورزی بودند، باز‏‎ ‎‏هم مشغول باشند. کسانی که پیشتر به واسطۀ مشکلاتی که‏‎ ‎‏برایشان ایجاد شده بود، نمی توانستند عمل بکنند، حالا عمل‏‎ ‎‏کنند، دولت هم لازم است که پشتیبانی کند از کشاورزها؛ همراهی‏‎ ‎‏کند با آنها؛ هم آنها مشغول باشند؛ و هم دولت تا اینکه راجع به‏‎ ‎‏کشاورزی ـ که یکی از امور مهمۀ مملکت ماست و ما باید صادر‏‎ ‎‏‏کنیم محصولات خودمان را به خارج ـ اینطور نباشد که ما باز هم‏‎ ‎‏گرفتار باشیم، و دستمان پیش خارجیها دراز باشد برای اینکه نان‏‎ ‎‏به ما بدهید. این برای یک مملکتی اولاً، یک مملکت اسلامی، عار‏‎ ‎‏است که دستش را دراز کند طرف امریکا که شما نان ما را بدهید،‏‎ ‎‏حالا بفروشید به ما! این یک عاری است برای ما. ما باید خودکفا‏‎ ‎‏بشویم در همه چیز، مِنْ جمله در قضیۀ کشاورزی. ایران یک‏‎ ‎‏مملکتی است که کشاورزی او کشاورزی غنی ای باید باشد. ایران‏‎ ‎‏یکی از استانهایش می تواند مال خودش را کفاف بدهد، و مابَقی‏‎ ‎‏صادر بشود. ‏ ‏‏     چرا باید ایران محتاج باشد به غیر؟ اینها این کار را کردند، به‏‎ ‎‏اسم «اصلاحات ارضی» بکلی کشاورزی را از بین بردند، و‏‎ ‎‏مملکت ما را به تباهی کشیدند. حالا با خود شماهاست، با خود‏‎ ‎‏کشاورزهاست، که کم کاری نکند؛ مسامحه نکنند. مملکت مال‏‎ ‎‏خودشان ـ الآن ـ شده است؛ مملکتی که مال خودتان است،‏‎ ‎‏خودتان باید آبادش بکنید. یک باب باب کشاورزی است، که باید‏‎ ‎‏کشاورزی به طور شایسته عمل بشود. و در طرف شماها ـ که‏‎ ‎‏مناطق کشاورزی است ـ و هر منطقه ای، ایران همه مناطقش تقریباً‏‎ ‎‏مناطق کشاورزی است، و در همه مناطق که زمین دارند و‏‎ ‎‏صلاحیت دارد زمینها از برای کشاورزی، کشاورزی بکنند. و‏‎ ‎‏جهات البته اسلامی و شرعی اش را حفظ بکنند. کشاورزی بکنند‏‎ ‎‏تا ان شاءالله از این جهت مستغنی بشویم. ‏‏5 / 8 / 58‏ ‏‏*  *  *‏ ‏‏ ‏ ‏‏توسعه کشاورزی ‏ ‏‏کشاورزها کمکشان به این است که کشاورزی شان را زیاد بکنند. ما‏‎ ‎‏‏اگر کشاورزی مان طوری نشود که خودمان برای خودمان بتوانیم‏‎ ‎‏وسیلۀ معاش تهیه کنیم و دستمان پیش امریکا باشد که نان ما را‏‎ ‎‏بده، خوب، این پیوستگی است به آنها. و آنها هر روز جلویش را‏‎ ‎‏گرفتند، ما ناچاریم که هر چه تحمیل بکنند قبول کنیم و از آنها، تا‏‎ ‎‏اینکه نان به ما بدهند. در صورتی که آنها به ما خیانت خواهند کرد.‏‎ ‎‏باید ما کاری بکنیم که در معاشمان احتیاج به کسی نداشته باشیم.‏‎ ‎‏و به این قدرت این کشاورزهاست. الآن وقت تخمکاری پاییزی‏‎ ‎‏است؛ کشاورزی پاییزی است؛ می گذرد وقت؛ الآن وقت این است‏‎ ‎‏که فعالیت بکنند، از آن طرف، دولت همراهی بکند و کمک بکند و‏‎ ‎‏رفع گرفتاریها را بکند. از آن طرف هم، آنها مشغول فعالیت بشوند‏‎ ‎‏و کشاورزی شان را توسعه بدهند. خوب، شما دیدید در این سال‏‎ ‎‏گذشته که یک قدری توسعه دادند، خوب، خیلی فرق کرد با‏‎ ‎‏سالهای قبل. و من امیدوارم به اینکه این کشاورزها روزبه روز رو به‏‎ ‎‏رشد بروند، به طوری که ما صادرکننده باشیم. مملکت ما یک‏‎ ‎‏مملکتی است که می تواند صادرکننده باشد. زمین دارد، آب دارد،‏‎ ‎‏همه چیز دارد؛ مخازن همه جور دارد. و ما می توانیم که در این‏‎ ‎‏امور صادرکننده باشیم. و نباید دستمان دراز باشد پیش غیر که به‏‎ ‎‏ما گندم بدهید، به ما جو بدهید! در صورتی که مملکت ما باید‏‎ ‎‏صادر کند. باید همه دست به هم بدهند کمک بکنند. همین جهاد‏‎ ‎‏سازندگی یک کمک بزرگی است، که اینها در همه چیز کمک باید‏‎ ‎‏بشود، و همۀ قشرها باید کمک بکنند، تا این مملکت را نجات‏‎ ‎‏بدهند. یک مملکتی که بخواهید از خودتان باشد و دیگر نتوانند‏‎ ‎‏در آن دخالت کنند، اول باید آن چیزی که مربوط به ارزاق خودتان‏‎ ‎‏است، احتیاج از حیث رزق، ما به دیگران نداشته باشیم؛ نان ما را‏‎ ‎‏دیگران ندهند. آخر برای ما عیب است که ما بنشینیم و نانمان را‏‎ ‎دیگران بگویند که ما به شما می دهیم، یا ما به شما نمی دهیم. باید‏‎ ‎‏خودمان تهیه کنیم، و این به این است که کشاورزی را توسعه‏‎ ‎‏بدهیم. اگر قبلاً کم کاری می کردند، حالا زیادتر کار بکنند.‏‎ ‎‏اشخاص کمک کنند به آنها، و دولت کمک شایان به آنها بکند، و از‏‎ ‎‏همه اطراف کمک بشود، تا این کشاورزی به خوبی راه بیفتد. وقتی‏‎ ‎‏که راه افتاد، ما احتیاجمان را از غیر در جهت اقتصاد بریده بشود،‏‎ ‎‏آن وقت در همۀ کارها می توانیم با آنها مقابله کنیم. ‏‏6 / 8 / 58‏ ‏‏*  *  *‏ ‏‏ ‏ ‏‏تکلیف شرعی برای رفع وابستگی اقتصادی‏‏ ‏ ‏‏باید با همت کشاورزها، باهمت قشرهای متوجه، با همت دولت‏‎ ‎‏که کمک بکند به کشاورزها، و با اینکه همه احساس یک وظیفه‏‎ ‎‏بکنند. یک وقت این است که انسان می خواهد برای منافعش یک‏‎ ‎‏کاری بکند، گندم زیاد بشود که منفعت ببرد، خوب، این یک‏‎ ‎‏مسئله ای است که یک قدری هم اختیارش با خودش [است] آن‏‎ ‎‏نمی خواهد نمی برد. یک وقت کشور شما در یک حالی واقع شده‏‎ ‎‏است که وظیفۀ شرعی الهی است که کارهایی بکنید که وابستۀ به‏‎ ‎‏غیر نباشید...‏ ‏‏     برای کشاورزها، و برای کسانی که می توانند کمک به کشاورزها‏‎ ‎‏امسال جوری بشود که ان شاءالله خودکفا بشویم، و در سالهای بعد‏‎ ‎‏صادرات داشته باشیم. ‏‏5 / 10 / 58‏ ‏‏*  *  *‏ ‏‏ ‏ ‏‏سستی در امر کشاورزی، برخلاف مسیر اسلام ‏ ‏‏جهاد کشاورزها این است که کشاورزی شان را تقویت کنند. امسال‏‎ ‎‏‏شنیدم بعضیها سستی می کنند و این برخلاف مسیر اسلام است.‏‎ ‎‏شما پارسال با آن گرفتاریها زیاد کردید کشتتان را و امسال‏‎ ‎‏الحمدلله ، آن گرفتاریها کم است و به شما کمکهایی هم از طرف‏‎ ‎‏دولت می شود و باید خودتان به فکر باشید که اگر ابرقدرتها فردا‏‎ ‎‏منع کردند همۀ کشورها را که به ما گندم ندهند، خودمان داشته‏‎ ‎‏باشیم. خوب، کشاورزها باید به این فکر باشند و کشاورزی‏‎ ‎‏خودشان را تقویت کنند و بیشتر کنند و کارها را جوری کنند که ما‏‎ ‎‏دیگر محتاج نباشیم در خوردنمان هم به مردم...‏ ‏‏     الآن مهم این است که کشاورزی باید چندین برابر سابق باشد.‏‎ ‎‏دولت باید کمک بکند و مردم باید جدّیت بکنند. من امیدوارم که‏‎ ‎‏در این سالی که می آید، به کوشش شماها، به کوشش جوانهای ما،‏‎ ‎‏کشاورزیهای ما، کارهای کشاورزی ما همچو بشود که ما محتاج‏‎ ‎‏نباشیم به دیگران در خوراکمان. ‏‏14 / 8 / 59‏ ‏‏*  *  *‏ ‏‏ ‏ ‏‏بی اعتنایی به تبلیغات گروهکها‏ ‏‏کشاورزان ما، کشاورزان عزیز ما، در هر جا که هستند ـ و امروز از‏‎ ‎‏گنبد و گرگان و سایر جاهای نزدیک به آنجا آمده اند، و راجع به‏‎ ‎‏کشاورزی بسیار خوب توصیف شد ـ من امیدوارم که آنها همان‏‎ ‎‏طوری که دیدند، در جوّ آرام می توانند یک کشاورزی خوبی بکنند‏‎ ‎‏و ملت را از وابستگی نجات بدهند، تمام کشاورزهای سرتاسر‏‎ ‎‏ایران توجه به این معنا داشته باشند که گروهکهایی که می روند و‏‎ ‎‏آنها را می خواهند مأیوس کنند از جمهوری اسلامی، به آنها اعتنا‏‎ ‎‏نکنند و آنها را از خود برانند که با جوّ آرام و با حکم اسلام و با‏‎ ‎‏پیاده شدن احکام قرآن است که دنیا و آخرت همۀ شماها ان‏‎ ‎‏‏شاءالله ، تعمیر خواهد شد. (383)‏ ‏‏24 / 1 / 60‏ ‏‏*  *  *‏ ‏‏ ‏ ‏‏اتکال به بازوان خود، موجب خودکفایی‏ ‏‏اگر شما کارگران و کشاورزان سرتاسر کشور قیام کنید به امری که‏‎ ‎‏مصلحت کشور شما، استقلال کشور شما، آزادی شما، به او‏‎ ‎‏بستگی دارد، این کشور به پیش خواهد رفت و آسیب نخواهد دید.‏‎ ‎‏شما باید بیدار باشید و بحمدالله ملت امروز هوشیار است و گول‏‎ ‎‏این جمعیتهایی که بر خلاف مسیر اسلام می خواهند کشور ما را یا‏‎ ‎‏به طرف شرق بکشند یا به طرف غرب، خود ملت هوشیارند و‏‎ ‎‏گول این جمعیتها را نخواهند خورد.‏ ‏‏     من از خدای تبارک و تعالی توفیق شما برادران عزیز کارگر که‏‎ ‎‏آبروی کشور و اسلام هستید و برادران کشاورز که همدوش شما‏‎ ‎‏هستند، در به ثمر رساندن استقلال کشور، [خواستارم و] دعا‏‎ ‎‏می کنم و تشکر می کنم و همان طور که به آن اشخاصی که در‏‎ ‎‏سرحدات کشور را حفظ می کنند و نگهدار استقلال کشور هستند‏‎ ‎‏دعا می کنم، به شما هم، که همان رویه را دارید و به صورت دیگر‏‎ ‎‏حفظ استقلال کشور را، حفظ آزادی خودتان را می کنید با صورت‏‎ ‎‏دیگر، دعا می کنم و تشکر می کنم.‏ ‏‏     باید ملت اسلام، ملت ایران، بدانند که این قشرهای میلیونی‏‎ ‎‏ملت که در کارخانجات و در امور کشاورزی مشغول خدمت‏‎ ‎‏هستند، برگزیدگان خدای تبارک و تعالی هستند و مورد عنایت‏‎ ‎‏اسلام و صاحب اسلام هستند و باید این قشر فداکار پشتیبان آن‏‎ ‎‏قشرهای فداکار دیگر که در سرحدات مشغول جانبازی هستند‏‎ ‎‏باشند و پشتیبانی همه از هم بکنند تا اینکه ان شاءالله ، این کشور به‏‎ ‎‏‏خودکفایی برسد. و فکر این معنا که «ما خودمان نمی توانیم» را از‏‎ ‎‏سر بیرون کنید که «ما می توانیم» و شما برادران، عزیزان، وقتی که‏‎ ‎‏اراده کنید برای خودکفایی، قدرت این مطلب را دارید. عمده این‏‎ ‎‏است که شما به بازوان قدرتمند خودتان اتکال کنید و قشر کشاورز‏‎ ‎‏هم به بازوان قدرتمند خودش اتکال کند و با اتکال به خدای تبارک‏‎ ‎‏و تعالی و پشتیبانی صاحب این کشور امام زمان ـ سلام الله علیه ـ‏‎ ‎‏این مقصد را به آخر برسانید و خواهید رسانید. ‏‏10 / 2 / 60‏ ‏‏*  *  *‏ ‏‏ ‏ ‏‏تأکید بر تولید و صدور فرآورده های کشاورزی‏‏ ‏ ‏‏از نظر سیاسی، در امروز ما چنانچه کشاورزی مان یک کشاورزی‏‎ ‎‏سالم و یک کشاورزی متعهدانه و کوشش برای این [باشد] که در‏‎ ‎‏ارزاقمان محتاج به خارج نشویم، این یک جهاد است؛ همان طور‏‎ ‎‏که مجاهدین ارجمند ما در جبهه ها مشغول خدمت هستند و‏‎ ‎‏بحمدالله ، آنها آفرین برشان که سرفرازی برای ملت ما ایجاد کردند‏‎ ‎‏و ایجاد می کنند! کشاورزان ما هم که در پشت جبهه هستند، آنها‏‎ ‎‏هم مجاهد هستند و آنها هم برای اینکه کشور ما محتاج به‏‎ ‎‏قدرتهای دیگری نباشد، مجاهدت می کنند.‏ ‏‏     و از قرار مذکور، امسال از سالهای قبل، کشاورزی بهتر و سطح‏‎ ‎‏برداشت بالاتر بوده است. و من امیدوارم که کشاورزان قدر‏‎ ‎‏خودشان را بدانند. و احتیاج هر کشوری به کشاورزی، که ارزاق‏‎ ‎‏کشور را تأمین می کند، بیشتر از سایر چیزهاست. و شما کشاورزان‏‎ ‎‏سرتاسر کشور ارجمندتر از سایر قشرها هستید؛ چون که ارزاق‏‎ ‎‏ملت را، که مورد احتیاج ملت است و بالاترین احتیاج است، شما‏‎ ‎‏تأمین می کنید. و ان شاءالله ، خودتان را به حد خودکفایی برسانید،‏‎ ‎ ‎ ‏‏به طوری که ما احتیاج به هیچ یک از کشورها نداشته باشیم، بلکه‏‎ ‎‏ان شاءالله ، این فرآوردۀ کشاورزان به جاهای دیگر و کشورهای‏‎ ‎‏دیگر هم ان شاءالله ، صادر بشود. ‏‏7 / 7 / 60‏ ‏‏*  *  *‏ ‏‏ ‏ ‏‏کوشش برای رفع وابستگی کشور‏ ‏‏کشاورزان هم یک عضو بزرگ این کشورند برای رفع وابستگی این‏‎ ‎‏کشور به خارج. شما دو بازوی بزرگ این کشور، کوشش کنید که ما‏‎ ‎‏در کشاورزی محتاج به اینکه به دیگران مراجعه کنیم و از دیگر‏‎ ‎‏جاها بیاوریم، نباشیم و در امور صنعتی هم نباشیم. و بدانید که‏‎ ‎‏از حالا که شروع کنید، می توانید این عمل را بکنید، منتها ‏‎ ‎‏کشاورزها زودتر می رسند به آنجا. ‏‏11 / 2 / 61‏ ‏‏*  *  *‏ ‏‏ ‏ ‏‏کشاورزی برای رفع وابستگی کشور، یک عبادت است‏ ‏‏کشاورزان در هر کشوری که مثل کشور ما باشد، اصل در امور‏‎ ‎‏هستند. کشور ایران کشور کشاورزی است؛ زمین زیاد دارد، آب‏‎ ‎‏زیاد دارد و افراد هم زیاد، ما اگر چنانچه از حیث کشاورزی‏‎ ‎‏خودکفا نشویم و دستمان پیش قدرتهای دیگر دراز بشود و به‏‎ ‎‏عبارت دیگر گدایی کنیم از آنها، یا فرض کنید که پول هم بدهیم به‏‎ ‎‏آنها، لکن وابسته ایم. کشاورزان عزیز می توانند که ایران را از‏‎ ‎‏وابستگی در این بعد نجات بدهند و این را یک عبادت شرعی‏‎ ‎‏حساب کنند؛ و عبادت است کشاورزی، که در اسلام آنقدر به آن‏‎ ‎‏اهمیت داده شده است، و بعضی از ائمه ما خودشان می رفتند‏‎ ‎‏سراغ اینکه سرکشی به کشاورزی بکنند و گاهی هم شاید عمل. از‏‎ ‎‏‏این جهت ما باید این بعد را تقویت کنیم، یعنی هم دولت تقویت‏‎ ‎‏کند و هم برادران کشاورز همه همت خودشان را بگمارند که‏‎ ‎‏کشاورزی را تقویت کنند. شما اگر دیروز در زمان شاه با دلسردی‏‎ ‎‏عمل می کردید برای اینکه، می دیدید که حاصل دست شماها‏‎ ‎‏صرف یک مسائل انحرافی می شود، امروز اینطور نیست. امروز‏‎ ‎‏برای اسلام کار می کنید، برای خدا عبادت می کنید.‏ ‏‏     بنابراین من از همه کشاورزان تقاضا دارم که در کار کشاورزی‏‎ ‎‏جدیت کنند و ما را از اینکه دستمان پیش دیگران باشد نجات‏‎ ‎‏بدهند. ‏‏25 / 2 / 63‏ ‏‏*  *  *‏ ‏‏ ‏.................................................................................. منبع : اقشار اجتماعی از دیدگاه امام خمینی‏‏(س)‏‏ ‏‏ـ تبیان آثارموضوعی(دفتر‏‏سی وهفتم‏‏)‏‏ ‏– ص : ۲۸۱ - 292 ‏‏تدوین:‏‏ محمدرضا طالبان، عباس پورجانی  ‏‏  ‏ ‏‏ناشر:‏‏ ‏‏ ‏‏مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی‏‏(س)‏‎

کشاورزان از نگاه امام خمینی ؛ ۲) وضعیت اسفبار کشاورزان در قبل از انقلاب

بسم الله الرحمن الرحیم کشاورزان از نگاه امام خمینی ؛ 2) وضعیت اسفبار کشاورزان در قبل از انقلاب   اقشار اجتماعی از دیدگاه امام خمینی‏‏(س) ‏‏ ‏‏ـ تبیان آثارموضوعی(دفتر‏‏سی وهفتم‏‏)‏‏ ‏ ‏‏تدوین:‏‏ محمدرضا طالبان، عباس پورجانی  ‏‏   ‏ تشکیل صندوق تعاونی برای ضایع کردن دسترنج زارع‏‏ ‏ ‏‏اینان اگر برای ملت می خواهند کاری انجام دهند چرا به برنامۀ‏‎ ‎‏اسلام و کارشناسان اسلامی رجوع نکرده و نمی کنند تا با اجرای‏‎ ‎‏آن برای همۀ طبقات زندگی مرفه تأمین شود و در دنیا و در آخرت‏‎ ‎‏سعادتمند باشند؟! چرا صندوق تعاونی درست می کنند که حاصل‏‎ ‎‏دسترنج زارع را ببرند؟! با تأسیس اینچنین صندوق تعاونی،‏‎ ‎‏بازار ایران بکلی از دست می رود و بازرگانان و کشاورزان به خاک‏‎ ‎‏سیاه می نشینند؛ و در نتیجه سایر طبقات نیز به همین روز‏‎ ‎‏مبتلا می شوند. ‏‏2 / 11 / 41‏ ‏‏*  *  *‏ ‏‏ورشکستگی زارعین ناشی از تسلط امریکا بر اقتصاد کشور ‏ ‏‏امروز اقتصاد ایران به دست امریکا و اسرائیل است؛ و بازار ایران‏‎ ‎‏از دست ایرانی و مسْلم خارج شده است، و غبار ورشکستگی و‏‎ ‎‏فقر به رخسار بازرگان و زارع نشسته است؛ و اصلاحات آقایان،‏‎ ‎‏بازار سیاه برای امریکا و اسرائیل درست کرده است؛ و کسی‏‎ ‎‏نیست که به داد ملت فقیر برسد. ‏‏4 / 8 / 43‏ ‏‏*  *  *‏ ‏‏تباهی زندگی کشاورزان در اثر انقلاب سفید شاه ‏ ‏‏این انقلاب ننگین و خونینِ به اصطلاح سفید، که در یک روز با‏‎ ‎‏تانک و مسلسل پانزده هزار مسلمان را ـ آنطور که معروف است ـ‏‎ ‎‏از پای درآورد، روزگار ملت را سیاهتر ساخت. زندگی دهقانان و‏‎ ‎‏زارعین اسیر را بیشتر تباه کرد. اکنون در بسیاری از شهرستانها و‏‎ ‎‏اکثر روستاها درمانگاه، دکتر و دارو وجود ندارد. از مدرسه، حمام‏‎ ‎‏و آب آشامیدنی سالم خبری نیست و ـ به حَسَب اعتراف بعضی از‏‎ ‎‏مطبوعات ـ در بعضی از دهات، کودکان معصوم را از گرسنگی به‏‎ ‎‏چرا می برند. ‏‏بهمن 1349‏ ‏‏*  *  *‏ ‏‏وعده های پوچ به زارعین‏‏ ‏ ‏‏طبقات بازرگان، زارع و کارگر که در این ده سال‏‎[1]‎‏ جز وعده های پوچ‏‎ ‎‏ندیده اند و از این پس باز وعدۀ بیشتری می شنوند و با این انقلاب‏‎ ‎‏سیاه لعنتی مخالفند، به همان سرنوشت دچار خواهند شد. ‏‏21 / 12 / 53‏ ‏‏*  *  *‏ ‏ ‏‏سرنوشت دهقانها، زاغه نشینی در اطراف تهران ‏ ‏‏این بیچاره هایی که در روستاها بودند ـ و به قول خودش دهقانْ ما‏‎ ‎‏درست کردیم ـ این دهقانهای بیچاره را از آنجاها کوچ دادند‏‎ ‎‏آوردند. این چادرنشینهای اطراف تهران و آن زاغه نشینهای اطراف‏‎ ‎‏تهران، همین بیچاره دهقانهایی بودند که دامداری می کردند و‏‎ ‎‏برای مملکت ایران پشم و روغن و ـ نمی دانم ـ گوشت تهیه‏‎ ‎‏می کردند. همۀ اینها از بین رفته؛ حالا باید همه از خارج بیاید.‏‎ ‎‏گوشتش از خارج بیاید، گندمش از خارج بیاید. کشاورزی ما را‏‎ ‎‏بکلی از بین برده است. ‏‏10 / 3 / 57‏ ‏‏*  *  *‏ ‏‏ ‏‏زندگی اسفناک کشاورزان بعد از اصلاحات ارضی‏‏ ‏ ‏‏اینها به اسم «اصلاحات ارضی» زراعت ایران را به باد دادند؛ یعنی‏‎ ‎‏دهقان و رعیت بیچاره را بیچاره کردند که دیگر نتوانستند اینها‏‎ ‎‏بمانند در مزرعه های خودشان. از آنجا کوچ کردند و آمدند به تهران.‏‎ ‎‏و اطراف شهر تهران به وضع بدی زندگی می کنند. به وضع بسیار‏‎ ‎‏اسفناکی. الآن عدۀ کثیری  زیاد ـ شاید قریب چهل مورد، چهل‏‎ ‎‏محل، شاید این مقدارها که صورتش را به من داده اند که در نجف‏‎ ‎‏این صورت پیش من بود که در کجای شهر فلان عده، در کجای شهر‏‎ ‎‏فلان عده، همین طوری در شهرْ متفرق، با کوخهای کوچک، با‏‎ ‎‏چادرنشینی، اینطوری است. در تهرانِ مرکز اینطور هست که با‏‎ ‎‏چادرنشینی و کوخ نشینی دارند اینها زندگی می کنند! نوشته بود که‏‎ ‎‏[اگر]بخواهد یک کوزه آب برای بچه هایش بیاورد، باید نمی دانم‏‎ ‎‏چند پله، صد پله، چقدر، از آن گودالی که اینها زندگی در آن می کنند‏‎ ‎‏باید بیاورند به بالا، برسند به این شیر آبی که اینجا گذاشته اند. در‏‎ ‎‏زمستانِ سرما این زن باید این کوزه را بیاورد بالا و بعد از این پله ها‏‎ ‎‏‏برگردد یک کوزه آب ببرد برای بچه هایش . ‏‏19 / 7 / 57‏ ‏‏*  *  *‏ ‏‏مهاجرت کشاورزان و اثرات منفی آن‏‏ ‏ ‏‏«اصلاحات ارضی» به امر دولت امریکا بود برای اینکه بازار‏‎ ‎‏درست کنند که چیزهای آنها فروش برود؛ یعنی زراعت ما به هم‏‎ ‎‏بخورد، ما محتاج بشویم. الآن هم که می بینید، که هر چی‏‎ ‎‏می خواهیم از خارج باید بیاید. زراعت ما این جور شد؛ زراعت ما‏‎ ‎‏را آن جور کردند. خوب، مردم ریختند، آن زارعین بیچاره ای که‏‎ ‎‏دیگر در آنجا نتوانستند زندگی کنند، ریختند به شهرها، به تهران.‏‎ ‎‏الآن تهران یک محالّ زیادی، چندین محل، حدود سی ـ چهل‏‎ ‎‏تاست که برای من نوشته بودند، محله های کوخ نشین، محله هایی‏‎ ‎‏که خانه های گِلی دارد که هیچ چیز ندارد که ده نفر عائله در یک‏‎ ‎‏چادر کوچکی در این زمستان سردْ زندگی باید بکنند؛ که آب‏‎ ‎‏ندارد؛ باید آب را از پنجاه ـ شصت پله بروند بالا، لب خیابان‏‎ ‎‏برسند ـ تو گودال منزلشان است ـ لب آن خیابان برسند و از آنجا‏‎ ‎‏آب را بردارند بیاورند از این پله ها پایین برای بچه هایشان. این چه‏‎ ‎‏شد؟ برای اینکه «اصلاحات ارضی» فرمودند! [با] اصلاحات‏‎ ‎‏ارضی به هم خورد اوضاع دهقانها. و وقتی که به هم خورد اوضاع‏‎ ‎‏آنها، چاره نداشتند که رو بیاورند به شهرستانها. آمدند شهرستانها‏‎ ‎‏و این شد. وضع بیچاره ها اینطور شد. از آن طرف وضع زراعت ما‏‎ ‎‏به هم خورد. ‏‏21 / 7 / 57‏ ‏‏*  *  *‏ ‏ ‏‏از بین رفتن زراعت کشور با مهاجرت به شهرها‏ ‏‏این یک باب که زراعت ما را از بین بردند و ما شدیم جیره خوار‏‎ ‎‏آنها و بازار برای آنها؛ ما مصرف[کننده] شدیم.‏ ‏‏     از آن طرف، یک ضرر دیگر خورد و آن اینکه تمام این دهقانها‏‎ ‎‏ـ که ایشان در اول فرمودند که ما دیگر رعیتها را از چیز بیرون‏‎ ‎‏آوردیم و دهقان شدند دیگر، هم سطح شدند با چه [مالک] ـ تمام‏‎ ‎‏این بیچاره ها وقتی زراعتهایشان از دستشان رفت، کوچ کردند به‏‎ ‎‏شهرها، که عمده اش تهران است. آمدند در اطراف تهران با یک‏‎ ‎‏کوخهایی، با یک چادرهایی، با یک خانه های گِلی کوچک، با عائلۀ‏‎ ‎‏زیادشان در آنجا منزل گرفتند و با یک مصیبتهایی این بیچاره ها‏‎ ‎‏اعاشه می کنند و زندگی. نه برق دارند، نه آب دارند، نه اسفالت‏‎ ‎‏دارند. در یک گودالیهایی زندگی می کنند که آب را اگر می خواهند‏‎ ‎‏برای بچه هایشان بیاورند، این مادر بدبخت باید در زمستان سخت‏‎ ‎‏از پله هایی که الآن عددش را یادم نیست، لکن زیاد است عددش،‏‎ ‎‏از پنجاه بیشتر، صد تقریباً، از این پله ها باید برود [بالا] تا [به]‏‎ ‎‏خیابان برسد، یک کوزه آب کند، باز برگردد این پله ها را طی کند‏‎ ‎‏برود توی این کوخ برای بچه اش آب ببرد. این دهقانهای بزرگی‏‎ ‎‏[است] که درست کرده اند و این «دروازۀ تمدن» اینهاست! اینها را‏‎ ‎‏برای ما درست کردند! این قضیۀ زراعت ما، که زراعت ما بکلی‏‎ ‎‏فلج شده است؛ دیگر ما زراعت نداریم و معلوم نیست که عاقبتش‏‎ ‎‏به کجا برسد. ‏‏23 / 7 / 57‏ ‏‏*  *  *‏ ‏‏اصلاحات ارضی از بزرگترین خیانتهای رژیم به زارعین ‏ ‏‏خوب، ما زراعت ایران را می بینیم در این زمانی که اینها‏‎ ‎‏«اصلاحات ارضی» کردند تا حالا؛ زراعت از بین رفت، تمام شد.‏‎ ‎ ‏‎‏‏آن وقت ضررش چه بود؟ یک ضررش این بود که ما بازار شدیم از‏‎ ‎‏برای امریکا؛ باید گندم امریکا، همه چیز از خارج باید بیاید و مردم‏‎ ‎‏پولشان را بدهند در ازای گندمهای امریکا. چیزی که از خودشان و‏‎ ‎‏از مملکت خودشان بود و خودشان باید استفاده اش را ببرند؛‏‎ ‎‏یعنی برادرانشان بفروشند و پولش را بگیرند، حالا ما باید گندم‏‎ ‎‏امریکا را بخریم؛ یا همه  چیزش، حتی تخم مرغ هم می گویند از‏‎ ‎‏اسرائیل می آید.‏ ‏ یک ضرر دیگرش اینکه این رعیتها و دهقانهای این دهستانها‏‎ ‎‏نتوانستند دیگر در دهات بمانند؛ آنها رو آوردند به شهرها، به‏‎ ‎‏تهران راه افتادند. ‏‏29 / 7 / 57‏ ‏‏*  *  *‏ ‏‏پیامدهای اصلاحات ارضی‏ ‏‏این «اصلاحات ارضی» از بزرگترین خیانتها نیست بر این مملکت که‏‎ ‎‏زراعت مملکت را بکلی از بین بردید و دهقانهای بیچاره را همچو‏‎ ‎‏کردید که هجوم آوردند به شهرستانها!؟ تهران الآن پر است از این‏‎ ‎‏بیچاره ها، دهقانهای بیچاره ای که از اطراف آمدند توی این زاغه ها و‏‎ ‎‏توی این چادرها و توی این کثافتکاریها، بیچاره ها دارند زندگی‏‎ ‎‏می کنند با عائله در زمستان سخت. اینها خیانت به یک ملت نیست؟!‏‎ ‎‏خیانت کردی! وقتی خیانت کردی دیگر سلطان نیستی. سلطان اگر‏‎ ‎‏خائن باشد سلطان نیست. ‏‎[2]‎‏30 / 8 / 57‏ ‏‎ ‎ ‏‎.......................................................................................... 1) منظور از سال 1343 تا 1353 ه .ش. 2) علاوه بر موارد مذکور برای اطلاع بیشتر در این مبحث رجوع شود به: 1. صحیفه امام؛ ج 3، ص 369ـ 370.2. همان؛ ج 5، ص 114ـ 118.3. همان؛ ص 215ـ 216.4. همان؛ ص 372ـ 373. 5. همان؛ ص 382ـ 383.6. همان؛ ص 445.7. همان؛ ج 6، ص 115ـ 116.8. همان؛ ج 10، ص 2ـ 4. .............................................................................................. منبع : اقشار اجتماعی از دیدگاه امام خمینی‏‏(س)‏‏ ‏‏ـ تبیان آثارموضوعی(دفتر‏‏سی وهفتم‏‏)‏‏ ‏– ص : ۲۷۶-281 ‏‏تدوین:‏‏ محمدرضا طالبان، عباس پورجانی  ‏‏  ‏ ‏‏ناشر:‏‏ ‏‏ ‏‏مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی‏‏(س)‏‎

پر بازدید ترین مقالات

20211 7/9  21609  س1  21980 22601    22996...

«گیاهان دارویی در قرآن و حدیث»

بسم الله الرحمن الرحیم «گیاهان دارویی در قرآن و حدیث» علیرضا ...

زنيان - شاهي - کندر (دروس استاد ضیایی / 3)

بسم الله الرحمن الرحیم زنيان - شاهي - کندر دروس استاد ضی...

اهمیت دامداری و کشاورزی در قرآن کریم

بسم الله الرحمن الرحیم اهمیت دامداری و کشاورزی در قرآن کریم ...

سخنان مهم مقام معظم رهبری در"اهمیت حفظ محیط زیست و منابع طبیعی"

بسم الله الرحمن الرحیم سخنان مهم مقام معظم رهبری در"اهمیت حفظ...

تقویم شمسی

مهر ۱۳۹۸
ش ی د س چ پ ج
« شهریور    
 12345
۶۷۸۹۱۰۱۱۱۲
۱۳۱۴۱۵۱۶۱۷۱۸۱۹
۲۰۲۱۲۲۲۳۲۴۲۵۲۶
۲۷۲۸۲۹۳۰