دسته: تمدن اسلامی

آب در کمین کدامین تمدن نشسته است؟

بسم الله الرحمن الرحیم  آب در کمین کدامین تمدن نشسته است؟ . در صحنه تاریخ جهانی تمدن‌های بسیاری ظهور و سقوط کرده‌اند که از عصر باستان تاکنون با سه دوره جوانی، میانسالی و پیری راه زوال پیموده‌اند. علت‌شناسی تاریخ انحطاط این تمد‌ن‌ها به ما می‌گوید که ظهور و سقوط آنها تنها از منظری متفاوت از شرایط طبیعی مورد بررسی قرار گرفته است؛ در حالی که بررسی و تحلیل ظهور و سقوط تمدن‌ها از نظر شرایط اقلیمی و آب و هوایی -که از نگاه مورخان و نویسندگان با غفلت مواجه شده است- می‌تواند زوایای پنهانی را آشکار کند و چشمه‌های کوری را باز کند. . . گزارش از نشست تأثیر آب و هوا بر ظهور و سقوط تمدن‌ها در صحنه تاریخ جهانی تمدن‌های بسیاری ظهور و سقوط کرده‌اند که از عصر باستان تاکنون با سه دوره جوانی، میانسالی و پیری راه زوال پیموده‌اند. علت‌شناسی تاریخ انحطاط این تمد‌ن‌ها به ما می‌گوید که ظهور و سقوط آنها تنها از منظری متفاوت از شرایط طبیعی مورد بررسی قرار گرفته است؛ در حالی که بررسی و تحلیل ظهور و سقوط تمدن‌ها از نظر شرایط اقلیمی و آب و هوایی -که از نگاه مورخان و نویسندگان با غفلت مواجه شده است- می‌تواند زوایای پنهانی را آشکار کند و چشمه‌های کوری را باز کند.  امروزه آب و هوا و نگرش به رویدادها از این منظر، زبان مشترک تمامی کسانی است که در علت‌یابی وقایع جهان تنها به پدیده‌های غیر طبیعی تمکین نمی‌کنند؛ به طوری که بر کسی پوشیده نیست مهاجرت انسان‌ها و تغییرات اجتماعی ارتباط نزدیکی با تغییرات آب و هوایی زمین دارد و برای هیچ اندیشمندی غریب جلوه نمی‌کند که تغییرات آب و هوایی علاوه بر پرورش و رشد تمدن‌ها در نابودی آنها نیز مؤثر بوده است و اکنون آیا آب و هوا در کمین تمدنی نشسته است؟! . ΟΟ چندی پیش پژوهشکده تاریخ اسلام نشستی با عنوان «دیرینه اقلیم‌شناسی: آب و هوا تأثیر آن بر ظهور و سقوط تمدن‌ها» برگزار کرد که دکتر قاسم عزیزی، عضو هیأت علمی گروه جغرافیای طبیعی دانشگاه تهران، تنها سخنران آن بود. دکتر قاسم عزیزی در ابتدای نشست به بیان این واقعیت پرداخت که تعریف پذیرفته‌شده جهانی برای «تمدن» وجود ندارد و اظهار کرد: «در متون مرتبط، «تمدن‌ها» به عنوان جوامعی که متکی به زیرساخت‌های دائمی همچون شهرها، امکان انباشت و ذخیره محصولات غذایی و سیستم آبیاری و کشت فشرده بوده‌اند، به کار می‌روند؛ به این معنا که آنها به دلیل وابستگی مکانی قادر نبوده‌اند برای پاسخ به تغییرات آب و هوایی به سادگی جهت آب و هوای بهتر، حرکت یا جابه‌جایی داشته باشند یا به آسانی منابع غذایی دیگری را جایگزین کنند.» مسأله محدودیت مکانی یا وابستگی مکانی همراه خود عوامل دیگری را بسترسازی می‌کرد؛ به این معنا که هر تمدنی اگر اندیشه پردازش و وسعت بخشیدن به قلمرو خود را در سر می‌پروراند، لاجرم وارد چالشی عمیق می‌شد؛ چرا که همه تمدن‌ها به حیاتی دانستن زیرساخت‌های دائمی آگاهی داشتند. در تاریخ جهانی، هر تمدنی که شبکه‌ای عظیم از زیرساخت‌های پایه‌ای با عناصر متنوع را نهادینه کرده، پایداری و عمر بیشتری داشته است. تمدن‌های جهانی چون مصر، چین، رم و ایران که از جمله تمدن‌های بزرگ و بنام محسوب می‌شوند، بستر و شرایط زیرساختی را به لحاظ آب و هوایی، اقلیمی و سوق‌الجیشی داشته‌اند. .  توسعه تمدن‌های باستانی در غرب آسیا دکتر عزیزی در طرح توسعه تمدن‌های باستانی در غرب آسیا به پدیده «هلال حاصلخیز» اشاره کرد و این پدیده را ماحصل آخرین حداکثر یخچالی و گرم شدن زمین دانست. این تغییرات به دنبال خود شرایطی را به وجود آورد که نوع خاصی از پوشش درختی و غلات را به همراه داشت. این استاد دانشگاه به تولد تمدنی «ناتوفیان (natufians)» پرداخت که تحت تأثیر این تغییرات آب و هوایی بستر دوره‌گذار از «معیشت شکارچی» به «معیشت نیمه‌کشاورزی» را به همراه داشته است. این دوره‌گذار مشخص می‌کند که تغییرات آب‌ و هوایی به میزانی که در ظهور و تولد تمدنی نقش داشته‌اند، در زوال و انحطاط آن نیز تأثیرگذار بوده‌اند. در طول تاریخ پدیده‌های طبیعی در آرا و نظریات مورخان و دانشمندان به عنوان یک امر واقع و انکارناپذیر در تحولات زیست‌محیطی تمدن‌های بزرگ، مغفول واقع شده است. سیر اندیشه بررسی ظهور و سقوط تمدن‌ها در آرای تمدن‌پژوهان نشان می‌دهد که آنان توجه و یافته‌های تحقیقی خود را تنها به عامل جنگ، برتری در مقابل رقبا، وسعت‌بخشی به قلمرو سرزمینی و عوامل نظیر آن معطوف کرده‌اند. این در حالی است که میان عامل جنگ، برتری و اندیشه توسعه قلمرو سرزمینی و تغییرات آب و هوایی ارتباطی عمیق دیده می‌شود.  ابن خلدون متفکر نامی مسلمان و صاحب اثر جهانی «المقدمه»، دوره‌گذار تمدن غرب از یک شرایط سنتی به مدرن را پیش‌بینی کرد و این پیش‌بینی خود را با صدای پاهایی که شنیده می‌شود و بر ما سایه خواهد انداخت تبدیل به اندیشه‌ای خواهد کرد که امروزه از اثر او جز در قالب زوال، انحطاط یا پویایی تمدن‌ها مستفاد نمی‌شود. این دوره‌گذار در تاریخ غرب با تغییرات آب و هوایی همسو و غیر قابل انکار است. این پژوهشگر جغرافیای طبیعی، ساخت شبکه آبیاری را که در ظهور و تثبیت تمدن‌ها نقش تعیین‌کننده‌ای داشته است، نتیجه وقوع دوره سرد «یانگردریاس» معرفی کرد که از نظر میکروکلیمایی و آب و هوای منطقه‌ای شرایط برای کشت ممکن می‌شود. وی تمدن و فرهنگ سومری را ‌زاده توسعه سیستم‌های آبیاری در جنوب «هلال حاصلخیز» با تمرکز بر گسترده شدن سازمان سیاسی و تخصصی شدن نیروی کار دانست. بر اساس اعتقاد او، تجربه پشت سر نهادن خشکی منجر به دستیابی به فناوری بهتر در جهت ذخیره‌سازی غلات و وضع قوانینی برای آب شد؛ به طوری که این پیشرفت‌ها در هنگام و پس از خشکسالی، ظهور ملت‌های متمرکز و جامعه طبقه‌بندی شده را موجب شد و ۲۳۰۰ سال پیش از میلاد نخستین امپراطوری جهان از شهر اکد (Akkad) – در نزدیکی بغداد فعلی- توسعه یافت. مشاهده می‌کنیم که تغییرات آب و هوایی در سامان بخشیدن به نوع ترکیب و چگونگی زیست تمدن‌ها هم اثر داشته است. ایجاد تمرکز ذیل حکومت مرکزی و طبقه‌بندی کردن جامعه‌هایی که نظم امروزی را نداشته‌اند، همه متأثر از تغییرات آب و هوایی است. عزیزی، سقوط تمدن اکدی را نتیجه ناهنجاری آب و هوایی، بروز خشکسالی و جابه‌جایی در مسیر رودباد تبیین کرد. این عضو هیأت علمی دانشگاه تهران مناطقی را که ناهنجاری آب و هوایی در آنها مورد توجه بوده است، سه منطقه غرب اروپا، چین و جنوب غربی امریکا معرفی کرد. عزیزی تشریح کرد که ظهور تمدن و فرهنگ اروپای غربی تا حدود زیادی مدیون ناهنجاری آب و هوایی قرون وسطی است که در آن نوسان اطلس شمالی (NAO) در دوره‌ای طولانی مثبت بوده است. پدیده تغییرات آب‌ و هوایی روشن می‌کند که نظام بورژوازی (سرمایه‌داری) تمدن اروپا که طبقه‌ای به نام فئودال‌ها آن را رهبری می‌کردند، چه نقش اساسی داشته است. اگر کشاورزی را در سیر تحولات تمدنی اروپا از بعد اقتصادی مبنا قرار دهیم، درمی‌یابیم که تغییرات مثبت آب و هوایی چه اندازه در پویایی و رشد این تمدن مؤثر واقع شده است. این استاد دانشگاه پیشرفت‌های تکنولوژیکی تمدن اروپا را حاصل بازگشت شهرنشینی می‌داند که پس از سقوط امپراطوری رم به قهقرا رفته بود. وی در ادامه مورد چین را هم مصداق عینی تمدنی پایدار که متأثر از شرایط و تغییرات آب و هوایی بوده است، ماحصل بار‌ش‌های متعدد دانست. در این گزارش، شاهد دوره‌های تمدنی گوناگونی بودیم که تأثیر تغییرات آب و هوا بر آنها تشریح شد. اینکه چگونه آب و هوا می‌تواند موجب تغییر یک تمدن شود و بر مهاجرت انسان‌ها تأثیر بگذارد. پس باید تغییرات آب و هوایی را امری جدی تلقی کرد و آثار آتی آن را بر سرزمین‌ها نادیده نگرفت. عزیزی، در جمع‌بندی سخنانش خاطرنشان کرد: «مهاجرت انسان‌ها و تغییرات اجتماعی ارتباط نزدیکی با تغییرات آب‌وهوا داشته است. تغییرات آب و هوا هم در پرورش و رشد تمدن‌ها و هم در نابودی آنها دخیل بوده است. در گذشته مکتبی در جغرافیای سیاسی وجود داشته که به «جبر جغرافیایی» معتقد بوده و همه‌چیز را تحت تأثیر طبیعت می‌دانست، بدین معنا که محیط شیوه زندگی را به انسان القا می‌کند. ما امروز چنین عقیده‌ای نداریم، اما واقعیت این است که زندگی انسان در گذشته که تکنولوژی‌های امروز وجود نداشته، بسیار تحت تأثیر عوامل محیطی بوده است، اما امروز با وجود تکنولوژی‌های پیشرفته، اگر چه با هزینه بسیار زیاد حتی انسان در قطب جنوب هم قادر به زندگی است.» .......................................................................................................... روزنامه ایران

پیامبر اکرم (ص) بنیانگذار کشاورزی و باغداری علمی در جهان

بسم الله الرحمن الرحیم  اهل بیت (ع) در کشاورزی صاحب سبک بودند؛ پیامبر اکرم (ص) بنیانگذار کشاورزی و باغداری علمی در جهان فروش ۱۶۰ رقم خرما در بازار بصره . . . اهل بیت علیهم السلام در باغداری و زراعت صاحب سبک بودند و باغهای آنها آنچنان پربار و زیبا بود که بنی امیه حاضر بودند آن باغها را به هر مبلغی خریداری و تصاحب کنند. . اشاره: به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از تیتریک، شهر یثرب که پس از هجرت نبی اعظم به آن مدینه النبی یا مدینه نامگذاری شد در ۴۵۰ کیلومتری شمال شرقی مکه در ناحیه  حجاز قرار دارد. این شهر از سطح دریا ۵۹۷ تا ۶۳۹ متر ارتفاع دارد، شهر مدینه در میان دو رشته حره (سنگ‌ های سیاهی که به صورتی خشن سطح زمین را پوشانده‌ و پستی و بلندی تپه‌ای دارند ولی به صورت کوه نیستند)  قرار گرفته که یکی در شرق با نام «حرّه واقم» و دیگری در غرب با نام «حرّه وبره» است. آشکارترین کوه در مدینه منوره، کوه اُحد است. هوای مدینه گرم و بیابانی است ولی نسبت به شهر مکه معتدل و دمای آن پایین‌تر است. تابستانها دمای این شهر تا بیش از ۴۵ درجه سانتیگراد بالا می‌رود. آب شرب و کشاورزی در این شهر غالبا از نزولات آسمانی و چاه تامین می‌شود. در گذشته، آبهای زیرزمینی مدینه در سطح کمی از زمین قرار داشته و با کندن چاه به سهولت به دست می‌آمده و از چاه برای مصارف زراعی و شرب استفاده می‌کرده‌اند. هوای مدینه گرم و بیابانی است ولی نسبت به شهر مکه معتدل و دمای آن پایین‌تر است. تابستانها دمای این شهر تا بیش از ۴۵ درجه سانتیگراد بالا می‌رود. آب شرب و کشاورزی در این شهر غالبا از نزولات آسمانی و چاه تامین می‌ شود. در گذشته، آبهای زیرزمینی مدینه در سطح کمی از زمین قرار داشته و با کندن چاه به سهولت به دست می‌آمده و از چاه برای مصارف زراعی و شرب استفاده می‌ کرده‌ اند. . اقتصاد مردم مدینه در صدر اسلام در دوره ظهور اسلام، یثرب از نظر اقتصادی با مکه تفاوت داشت. اقتصاد مکه بر پایه بازرگانی بود ولی اقتصاد مدینه غالبا بر حول محور کشاورزی می‌ چرخید. کشت و زرع در مزرعه‌ ها و نخلستانهای نواحی مختلف منطقه از جمله قبا و نزدیک کوه احد رونق داشت. خرما و انگور مهمترین محصولات مدینه بودند؛ اما نخل منشاء اصلی حیات اقتصادی در این شهر به شمار می‌رفت که از میوه آن به‌عنوان غذا و از چوب آن در ساختمان‌ ها استفاده می‌ شد. با این حال غالب مردم از وضعیت مالی مناسبی برخوردار نبودند، چرا که دو قبله اوس و خزرج ساکنان اصلی این منطقه، به مدت ۱۲۰ سال با هم دشمنی داشتند. آنها وقتی با هم می جنگیدند به جنگ تن به تن اکتفا نکرده بلکه باغ ها و مزارع هم را آتش می زند، چاه های آب هم را تخریب و حیوانات یکدیگر را نابود می کردند، طولانی شدن این دشمنی ها از نظر مالی باعث دامن زدن به فقر و از نظر روحی و روانی باعث تخریب روح و روان مردم این دو قبیله شده بود، آنها آرزوی داشتن یک مصلح برای ایجاد صلح و داشتن رئیس قبیله ای واحد داشتند، با شنیدن آوازه پیامبر جدید مشتاق دیدار و دعوت از او شده و سرانجام با دعوت عمومی از نبی اعظم(ص) او را به یثرب آورده و دور او گرد آمدند. پیامبر اعظم پس از استقرار در مدینه و با ایجاد صلح و دوستی بین ساکنان شهر و با تشویق های پیوسته به درختکاری و کشاورزی، باعث رونق اقتصادی این شهر و روستاهای اطراف آن شدند، به عنوان نمونه، پیامبر صلی الله علیه و آله می فرمودند: مَن نَصَبَ شَجَرَهً و صَبَرَ عَلى حِفظِها والِقیامِ عَلَیها حَتّى تُثمِرَ کانَ لَهُ فی کُلِّ شَى ءٍ یُصابُ مِن ثَمَرِها صَدَقَهٌ عِندَاللّه ِ؛ (میزان الحکمه، حدیث ۹۱۴۳) هر کس درختى بکارد و در نگهدارى آن بکوشد تا میوه دهد، در برابر هرچه از آن میوه به دست آید، پاداشى نزد خدا خواهد داشت. . یا در روایت دیگری می فرماید: إن قامَتِ السَّاعَهُ و فِی یَدِ أحَدِکُم فَسیلَهٌ، فإنِ استَطاعَ أنْ لایَقومَ حَتّى یَغرِسَها ، فَلیَغرِسْها؛ (کنزالعمّال ، حدیث ۹۰۵۶ )؛ اگر قیامت فرا رسد و در دست یکى از شما نهالى باشد، چنانچه بتواند برنخیزد تا آن را بکارد، باید آن را بکارد. در سال سوم هجرت پیش از جنگ احد یکی از یهویان به نام مخیرق مسلمان شده و در جنگ احد شرکت کرد هنگامی که به سوی احد می رفت وصیت کرد که اگر من مردم یا کشته شدم هفت قطعه از باغهای من را به پیامبر اعظم هدیه دهید، هفت بوستان و مزرعه آماده را به نام "بساتین سبعه" یا "حیطان السبعه" که به آن حضرت هدیه شد و تا سال هفتم کارگران پیامبر بر روی آن باغها باغداری و زراعت می کردند و در سال هفتم نبی اکرم این باغها را وقف فرمود. بر اساس اعترافات تاریخی، اهل بیت علیهم السلام در باغداری و زراعت صاحب سبک بودند و باغهای آنها آنچنان پربار و زیبا بود که بنی امیه حاضر بودند آن باغها را به هر مبلغی خریداری و تصاحب کنند. توصیه های نبی اعظم به کشاورزی و کاشت درختان مثمر و تلاش های عملی امام علی (ع) در حفر چاه ها و ایجاد نخلستان ها، آنچنان باعث رونق باغداری شده بود که "آندره واتسون" در کتاب "پیشرفت های کشاورزی در قرون اولیه اسلام" می نویسد: در نیمه اول قرن دوم هجری در بازار بصره ۱۶۰ نوع رقم خرما به فروش می رسید و در قرن چهارم هجری تعداد گونه های خرما در بازار بصره بی شمار بود! ....................................................................................................... منبع : راه دانا

آبخیزداری در تمدن اسلامی از زبان ناصر خسرو/ “در قدس درختان بی آب(دیم) نهایت ندارد”

بسم الله الرحمن الرحیم  آبخیزداری در تمدن اسلامی از زبان ناصر خسرو  "در قدس درختان بی آب(دیم) نهایت ندارد" . اشاره: جمع آوری و ذخیره سازی آب و مهار سیل در تمدن اسلامی کاملا مشهود بوده به طوری که در شهرهای مختلف با شیوه های مختلف به جمع آوری آب باران می پرداختند. جمع آوری و ذخیره سازی آب باران و مهار سیل و استفاده از آن در فصول گرم و بی باران سال از اصول و اهداف مسلم آبخیزداری است که سابقه آن به حدود ۵ هزار سال پیش باز می گردد. طبق بررسی ها، در تمدن ایرانی اسلامی رویه پیشنیان و نیاکان ما آن بوده است که برای استفاده هر چه بیشتر، بهتر و بادوام تر از آب، راه های طبیعی را برمی گزیدند و در واقع به خاطر شرایط اقلیمی چاره ای جز این نداشتند؛ روش هایی که آسیبی به طبیعت نمی رساند و چهره پاک آن را نمی آلود. . . در این گزارش به برخی از شیوه های جمع آوری و ذخیره سازی آب باران و آثار و دستاوردهای آن که در تاریخ تمدن اسلامی بدان اشاره شده است با استناد به سفرنامه ناصر خسرو بدان بدان می پردازیم. در سفرنامه ناصرخسرو درباره جمع آوری آب باران و ذخیره سازی آن در شهرهای مختلف اسلامی چنین آمده است: رمله ناصر خسرو می گوید: «(در یکی از روزهای ماه رمضان) به رمله رسیدیم... و آن شهرستانی بزرگ است و از لب شهر تا لب دریا سه فرسنگ است. آب ایشان از باران باشد و اندر هر سرای حوضی باشد که آب باران را بگیرند و همیشه از آب ذخیره باشد. در میان مسجد آدینه حوض های بزرگ است که چون پرآب باشد هر که خواهد برگیرد و ببرد. مسجد آنجا را سیصد گام اندر دویست گام مساحت است.» بیت المقدس بیت المقدس را اهل شام و آن طرف ها «قدس» گویند... سواد و رستاق (مزارع و روستاهای اطراف شهر) همه کوهستان است، همه کشاورزی و درخت زیتون و انجیر و غیره. تمام بی آبی (دیم) است. هر چه باران ببارد هیچ آب بیرون نرود و تلف نشود. همه در آبگیرها رود و مردم بر می دارند. پس از بیت المقدس زیارت ابراهیم خلیل الرحمن عزم کردم. تا آنجا شش فرسنگ است و راه سوی جنوب می رود. بر راه دیه های بسیار است و زرع و باغ بسیار است و درختان بی آب (دیم) از انگور و انجیر و زیتون و سماق خودروی نهایت ندارد. مکه آب چاه های مکه همه شور و تلخ باشد، چنانکه نتوان خورد. اما حوض ها و مصانع بسیار بزرگ کرده اند، که هر یک از آن به مقدار ده هزار دینار برآمده باشد و آن وقت به باران که از دره ها فرود می آید، پر کرده اند. در آن تاریخ که ما آنجا بودیم، تهی بودند. یکی که امیر عدن بود، و او را پسر شاد دل می گفتند، آبی در زیر زمین به مکه آورده بود، و اموال بسیار بر آن صرف کرده، و در عرفات بر آن کشت و زرع کرده بودند؛ و آن آب را بر آنجا بسته بودند و پالیزها ساخته و اندکی به مکه می آمد و به شهر نمی رسید. و حوضی ساخته اند که آن آب در آنجا جمع می شود و سقایان آن را در برگیرند و به شهر آورند و بفروشند. ناحیه فلج آنجا چهار کاریز بود و آب آن همه بر نخلستان می افتاد، و زرع ایشان بر زمین بلندتر بود و بیشتر آب از چاه می کشیدند که زرع را آب دهند... و من بدین فلج چهار ماه بماندم. مهروبان شهری بزرگ است بر لب دریا نهاده بر جانب شرقی و بازاری بزرگ دارد و مسجد جامعی نیکو. اما آب ایشان از باران بود و غیر از آب باران، چاه و کاریزی نبود که آب شیرین دهد. ایشان را حوض ها و آبگیر باشد که هرگز تنگی آب (کم آبی) نبود. جده جده شهری است کهن بر کنار دریا واقع شده و می گویند بنای شهر به دست ایرانیان بوده است. در خارج شهر آبگیرهای قدیمی وجود دارد و چاه هایی در وسط سنگ های سخت حفر کرده و آب آنها را به هم اتصال داده اند که شمار آنها بس زیاد است و پهلوی هم قرار دارد؛ و چون آن سال باران کم بود آب را از فاصله یک روزه راه به آنجا می آوردند و حجاج آب مصرفی خود را از خانه های مردم می گرفتند. جزیره هرمز من (ناصر خسرو) نخست به هرمز جدید وارد شدم که مرکز آن حبرون نام دارد. حبرون شهری است نیکو و بزرگ دارای بازارهای خوب که بندرگاه هند و سند می باشد و مال التجاره های هندوستان از این شهر به عراق عرب و عراق عجم و خراسان حمل می شود....آب در جزیره هرمز چیز گرانبهایی است. چشمه هایی در جزیره وجود دارد و آبدان هایی هم هست که آب باران را در آنها ذخیره می کنند، لیکن این منابع همه دور از شهر واقع شده و باید آب را در مشک ها به وسیله زورق به شهر بیاورند. گزارش از: مهدی عرفانیان . . ___________________________________________________________________________ منبع : خبرگزاری تسنیم

بررسی دیدگاه جرجانی در زمینه آلودگی هوا و تصفیه آب در کتاب ذخیره خوارزمشاهی

بسم الله الرحمن الرحیم بررسی دیدگاه جرجانی در زمینه آلودگی هوا و تصفیه آب در کتاب ذخیره خوارزمشاهی . کاظم ندافی دانشیار دانشکده بهداشت ، دانشگاه علوم پزشکی تهران مهدی ناطق پور دانشیار دانشکده بهداشت ، دانشگاه علوم پزشکی تهران . متن کامل مقاله : PDF : دیدگاه جزجانی در زمینه آلودگی هوا و تصفیه آب . چکیده یکی از منابع معتبر علمی قرن پنجم هجری در زمینه بهداشت و درمان کتاب ذخیره خوارزمشاهی است. این کتاب تالیف زین الدین ابوابراهیم اسماعیل بن الحسن بن محمدبن احمد الحسینی الجرجانی است که در سال ۵۰۴ هجری قمری (مصادف با قرن دوازدهم میلادی) منتشر شده است و در سال ۱۳۵۲ با مقابله، تصحیح، تحشیه و تفسیر دکتر جلال مصطفوی توسط انتشارات آثار ملی تحت شماره ۹۷ انتشار یافته است. در کتاب سوم از این مجموعه به بعضی موضوعات بهداشتی اشاره شده که مقایسه آن با علوم روز نشان دهنده شناخت عمیق و دانش قابل توجه دانشمندان ایرانی در قرن پنجم هجری شمسی است. در این مقاله دیدگاه های جرجانی در زمینه آلودگی هوا، منابع آب، تصفیه و آزمایش آب با علوم امروز مقایسه و تطابق آن با دانش امروزی مورد بررسی قرار گرفته است.آن چه مسلم است این که مفاهیم موجود در متن کتاب سوم ذخیره خوارزمشاهی قابل قیاس و تطبیق با مفاهیم امروزی علوم هستند و این موضوع می تواند به بازسازی هویت اسلامی- ایرانی در زمینه بهداشت عمومی کمک کند. از نکات بارز و جالب توجه دیگر در این کتاب به کارگیری بعضی واژه های فارسی مناسب و روان است که می تواند در انتخاب واژه های مناسب به دانشمندان امروز یاری رساند. . کلیدواژه ها : دیدگاه جرجانی ، آلودگی هوا ، تصفیه آب ، ذخیره خوارزمشاهی . . . ________________________________________________________________________________ منبع : مجله ایرانی اخلاق و تاریخ پزشکی تابستان ۱۳۸۸ , دوره ۲ , شماره ۳

سیر تطوّر مراسم باران خواهی در منطقه دشت خاک زرند

بسم الله الرحمن الرحیم سیر تطوّر مراسم باران خواهی در منطقه دشت خاک زرند . آسیه ذبح نیا عمران دانشیار دانشگاه پیام نور فخر السادات احمدی گوهری دانشجوی کارشناسی ارشد دانشگاه پیام نور . متن کامل مقاله : PDF : سیر تطوّر مراسم باران خواهی در منطقه دست خاک زرند . چکیده دهستان دشت خاک در فاصله ۳۰ کیلومتری از شهرستان زرند، ۱۰۵ کیلومتری مرکز استان کرمان و در جهت جغرافیایی شمال شرقی آن قرار دارد. یکی از اهّم مشکلات منطقه کویری دهستان دشت خاک، خشک سالی و بی آبی است. مراسم باران خواهی که خاستگاه آن مناطق کم باران و خشک است، بیانگر نوعی ناتوانی انسان در مقابل قوای طبیعی است. با توجه به این که خشک سالی و کم بارانی در اکثر مناطق ایران حاکم بوده و مردم در تغییر شرایط موفقیت چندانی نداشته اند، نمایش های آیینی باران خواهی پا به عرصه های اجتماعی گذاشته، نوعی تسکین روحی و اجتماعی را در جامعه حاکم ساخت. مراسم باران خواهی دهستان دشت خاک با تفاوت های قابل توجه نسبت به مراسم مشابه و سیر تکاملی منحصربه فرد و خاص خود، با تمام رسوم باران خواهی در ظاهر متفاوت است، اما در باطن یک هدف و حقیقت را دنبال می کند که همانا نزول باران است. مقاله حاضر تلاش دارد تا به شکل توصیفی- تحلیلی و مبتنی بر ابزار کتابخانه ای، به سیر تکاملی مراسم باران خواهی و نمادهای مرتبط با آن در منطقه دشت خاک زرند کرمان بپردازد. . کلید واژه ها : باران خواهی ، دشت خاک ، تالو ، نماد ، آیین های نمایشی . . . _____________________________________________________________________________ منبع : مطالعات ایرانی سال هفدهم ، بهار و تابستان ۱۳۹۷ ، شماره ۳۳

کاربری میراث علمی و فنی تمدن اسلامی در عصر حاضر

بسم الله الرحمن الرحیم کاربری میراث علمی و فنی تمدن اسلامی در عصر حاضر . غلامحسین رحیمی استاد دانشکده مهندسی مکانیک، دانشگاه تربیت مدرس . چکیده با وجود حجم انبوه کتب، مقالات، و یادداشت‌های مختلف در تحلیل آثار علمی، فنی، هنری، فلسفی، عرفانی، ادبی، تفسیری، و نظایر این‌ها، که از دوران شکوفایی و درخشندگی تمدن اسلامی بر جای مانده است، کمتر می‌توان اثری را یافت که میراث برجای مانده را از این دیدگاه بررسی و بخش‌های مورد استفاده آن را مشخص کند. به عبارت دیگر، یکی از پرسش‌های اساسی آن است که آیا میراث علمی و فنی بر جای مانده از دوران شکوفایی تمدن اسلامی، قابل اعتنا و حتی در عصر جدید قابل استفاده است؟ ادعای پژوهش حاضر این است که نظام‌های علمی و فنی، فلسفه علم و صنعت، سنت علمی و حرفه‌ای، و متن و محتوای علوم و فنون، از مواریث ارزشمند تمدن اسلامی است که اگر بخش‌هایی از آنها با رویکرد جدید مورد تحلیل قرار گیرد، کماکان قابل استفاده‌ هستند. با توجه به گستردگی مطلب، توجه پژوهش حاضر معطوف به علوم طبیعی و فنون مهندسی با تمرکز بر یک حوزه خاص علمی، مانند فیزیک خواهد بود. در این راستا برای معرفی تجارب و یافته‌های نگارنده طی دهه اخیر به عنوان صحت مدعای تحلیل تلاش گردیده است. . کلیدواژه‌ها : تمدن اسلامی ، میراث علمی و فنی ، علوم طبیعی ، فیزیک ، صنعت ، مهندسی . مقدمه با مطالعه آرای دانشمندان و آثار مهندسان دوره اسلامی مشخص می‌گردد که آثار ارزشمندی از دوران شکوفایی تمدن اسلامی، در حوزه علوم طبیعی و دانش و فنون صنعتی بر جا مانده است. علاوه بر این، تعدادی از حکمای مسلمان درباره علم و صنعت اندیشیده‌ و آرای جالب توجهی مطرح کرده‌اند. نمونه‌های اول در قلمرو علم تجربی و صنعت و مهندسی قرار می‌گیرد و نمونه‌های دوم به حوزه فلسفه علم و صنعت مربوط است. علما و مهندسانی مانند زکریای رازی، بنوموسی، ابوریحان بیرونی، کرجی، ابن سینا، جزری، عبدالرحمان خازنی، ابن هیثم، قطب‌الدین شیرازی، و کمال‌الدین فارسی، بدون غفلت از بخش نظری علوم و فنون به گسترش آن پرداخته‌اند. عالمانی مانند فارابی، ابن سینا، ناصرخسرو، خواجه نصیرالدین طوسی، قطب‌الدین شیرازی از جمله حکمایی هستند که به برخی از حوزه‌های علوم طبیعی وارد شده و پاره‌ای از جنبه‌های صنعت و هر دو جنبه تجربی و برهانی (فلسفی) را مورد توجه قرار داده‍‌اند. علاوه بر این، دانشمندان مسلمان طی چند قرن تلاش، نظام‌های علمی و فنی منحصربه‌فردی پدید آورده‌اند که حتی با معیارهای امروز جالب توجه و قابل استفاده است. پژوهش حاضر، معرفی بخشی از میراث بر جای مانده از تمدن اسلام و ایران در حوزه‌های علوم طبیعی و فنون مهندسی را مورد توجه قرار داده است. از آنجایی که صاحب‌نظران این حوزه به طرح و تحلیل چنین موضوعی نپرداخته‌اند، بررسی حاضر فاقد پیشینه پژوهش به صورت صریح است. هدف پژوهش حاضر، نشان دادن این حقیقت علمی است  که آثار علمی  متفکران مسلمان در حوزه تمدن اسلامی، نقش مهمی در تولید علمی جهان داشته‌ است، دوم اینکه بخشی از یافته‌های علمی آنها همچنان قابل استفاده است. یکی از پرسش‌های اساسی درباره میراث تمدن اسلامی این است که آیا دانشمندان و فناوران دوره اسلامی  درباره علوم تجربی و فنون مهندسی اندیشیده‌اند؟  آیا آثار علمی و صنعتیِ در خور توجه پدید آورده‌اند؟ آیا همه یا پاره‌ای از آنچه بر جای مانده، کماکان قابل استفاده است؟ رویکردهای نظری کاوش میراث تمدن اسلامی منوط به اتخاذ رویکرد صحیح، سازنده، و نوآورانه در مقایسه با کار پیشینیان است. در ادامه مهمترین رویکردهایی بیان می‌شود که بر اساس آن‌ها می‌توان منابع علمی و فنی تمدن اسلامی را مورد کاوش قرار داد. ۳-۱-رویکرد تاریخی یکی از رایج‌ترین رویکردها به میراث علمی هر تمدنی، رویکرد تاریخی است. تاریخ علم، دانشی است که چگونگی وقایع علمی و تبیین چرایی و چگونگی وقوع آنها را در بستر تاریخی بررسی، مطالعه و تحلیل می‌کند. حاصل تتبعات تاریخی، استخراج حقایقی است که کامیابی‌ها و شکست‌ها، توسعه و عقب‌ماندگی علمی یا فنی تمدن و جامعه مورد بررسی را مشخص می‌کند. فرجام این مطالعه، آشنایی نسل جدید با یافته‌های نسل‌های گذشته در آینه تاریخ است. به هر حال، با وجود ارزشمندی رویکرد تاریخی، این رویکرد کمتر محتوای فعالیت‌های علمی گذشتگان را مطرح می‌کند، در نتیجه با استناد به یافته‌های این رویکرد، نمی‌توان پیوند عمیقی با گذشته برقرار کرد. به‌ویژه اگر توجه کنیم که در ایران حداقل به مدت چهار قرن، گسستی در حوزه علم و فناوری رخ داده است. از این رو، در ایران اتخاذ رویکردی تاریخی برای پیوند با سرمایه‌های علمی و فنی یا استفاده روزآمد از میراث بر جای مانده ناکافی است. از این رو، در کنار مطالعات تاریخی علم و فناوری در تمدن اسلام و ایران، باید نتایج حاصل از فعال‌سازی سایر رویکردها را نیز مورد استفاده قرار داد. در رویکرد تاریخی، درباره تاریخ تمدن، تاریخ علم، و تاریخ صنعت و فناوری سخن می‌گوییم و کمتر متعرض محتوای علمی و فنی آثار و منابع بر جای مانده می‌شویم. در بخش قابل ملاحظه‌ای از متونی که در چند دهه اخیر تدوین شده، منابع و دانشمندان تمدن اسلامی مورد توجه قرار گرفته و از این دیدگاه  به موضوع نگریسته‌اند. از این رو، گرچه اینگونه آثار در آشنایی نسل جوان با منابع و مواریث تمدن اسلامی موفق بوده‌، در برقراری پیوند معنایی و محتوایی موفق نبوده‌اند. ۳-۲-رویکرد محتوایی و علمی این رویکرد ضمن توجه عمومی به تاریخ تحولات علم و فناوری، توجه اصلی خود را به محتوای آثار علمی و فنی بر جای مانده معطوف می‌کند. در این بررسی، به دو حوزه توجه می‌شود: الف- بررسی محتوای مطالب در دوره زمانی تاریخ پیدایش آنها . در این بررسی مطالب منسوخ به لحاظ انطباق با واقع، مشخص  می‌شود. به مطالبی که کماکان معتبرند، فارغ از سطح دشواری و پیچیدگی آنها، توجه ویژه‌ای می‌شود. ب- با توجه به سطح علمی مطالب، مواردی که احتمال استفاده از آنها در زمان حاضر وجود دارد، مشخص و به صورت دقیق تحلیل می‌گردد. سعی می‌شود که مطالبِ برگزیده با زبان علمی جدید مورد بازنویسی قرار گیرد. ۳-۳-رویکرد فلسفی و برهانی: در این رویکرد، علم و صنعت و فناوری، موضوع بررسی‌های نظری و برهانی و فلسفی می‌شود. در رویکردهای تاریخی و علمی و محتوایی، معمولاً عوامل فرهنگی، ارزشی و حتی دینی در محتوای بررسی‌ها و تحلیل‌ها مؤثر نیست. زیرا ماهیت علوم در تمدن‌های مختلف غالباً یکسان است و برای مثال، تفاوتی بین ریاضی یا فیزیک و یا نجوم یونانی و اسلامی نیست. اما در بخش فلسفه علوم یا فلسفه صنعت، این نگرش‌های اجتماعی به طور مستقیم اثرگذارند و بنابراین، نتایج حاصل از آن در تمدن‌های مختلف متفاوت  است. به هر حال اگر در پی یافتن نسبت بین علم و فلسفه در تمدن اسلامی هستیم، باید این رویکرد را در بررسی آثار بر جای مانده اتخاذ کنیم. ۳-۴-رویکرد تعلیمی: در این رویکرد بر استفاده از منابع علمی تمدن در کتب آموزشی، کمک‌آموزشی و فناوری آموزشی تأکید می‌شود. نتایج حاصل از این رویکرد، پیوندی عمیق بین دانش قدیم و جدید ایجاد می‌کند و پیوستگی علمی و تمدنی را در بستر تاریخی فراهم می‌آورد. از بین رویکردهای مذکور، در پژوهش حاضر تلاش می‌شود که از منظر رویکرد محتوایی و تعلیمی به میراث تمدن  اسلامی در حوزه علوم طبیعی و فنون مهندسی توجه گردد و نشان داده شود که این دستاوردها همچنان در دنیای امروز قابل استفاده است. یافته‌های پژوهش ابتدا بحثی موجز درباره نظام علم و فناوری، نظام یاددهی و یادگیری و سنت علمی در تمدن اسلامی مطرح می‌شود. ۴- نظام علم و فناوری مهم‌ترین عامل تمدن‌ساز در هر جامعه‌ای، نظام علمی به معنای اعم آن است. به عبارت دیگر، هیچ تمدنی استوار نگردید و رشد نکرد، مگر اینکه از یک نظام علمی قدرتمند، پویا و زاینده برخوردار بوده است. تمدن یونانی با وجود محدودیت مرزهای جغرافیایی و طول عمر کوتاه، یکی از تمدن‌های بزرگ بشری معرفی شده است.۱ علت اصلی، نظام علمی قدرتمندی بود که بر اساس فعالیت‌های پیشروانه دانشمندان مشهور آن ایجاد شده بود. اما امپراتوری روم، با وجود دیرپایی (حدود قرن دوم قبل از میلاد تا قرن چهارم بعد از میلاد)، اقتصاد توانا، قدرت نظامی برتر، و در برخی از مقاطع زمانی، نظام سیاسی پیشرو، هیچ‌گاه تمدن‌ساز نشد. علت اصلی، فقدان نظام علمی پویا و کارآمد بود. مهم‌ترین بخش‌ها و مؤلفه‌های سازنده نظام علمی (و فناوری) در هر تمدنی به شرح ذیل است: الف- نظام آموزشی؛ یا نظام یادگیری و یاددهی؛ ب- سنت علمی؛ یا طریق و سلوک فردی و جمعی اتخاذ شده در کسب و انتقال معرفت علمی ج- روش پژوهش؛ یا شیوه ارزشیابی علم و کسب معرفت جدید؛ د- نحوه به کارگیری علم در حوزه عمل. ریشه‌های تمدن اسلامی را نمی‌توان بدون نظام علمی، که برخاسته از آموزه‌های اسلامی است، شناخت و تحلیل کرد. به یقین، یکی از مهم‌ترین عوامل رشد و شکوفایی تمدن اسلامی، مبانی و اصول برآمده از آموزه‌های اسلامی در خصوص نظام یاددهی و یادگیری و پژوهش و نوآوری است. خاستگاه تمدن استوار و زاینده‌ای که در جهان اسلام پدید آمد و چند قرن مهمترین و غنی‌ترین تمدن جهانی محسوب می‌شد، متعلق به مکتبی بود که در آن علم و عالم، جایگاهی منحصر به فرد دارد[۲]. مکتبی که قرائتِ به حق آن، منشأ تولید علم، مبدأ نوآوری، و گشایشگر فضای تعلیم و پژوهش است. اگر نقل جرج سارتون را بپذیریم، تمدن اسلامی از عصر جابر بن حیان، یعنی نیمه دوم قرن دوم هجری (نیمه دوم سده هشتم میلادی) آغاز می‌شود و حداقل تا عصر عمر خیام، یعنی نیمه دوم قرن پنجم هجری (نیمه دوم سده یازدهم میلادی) ادامه می‌یابد و این جریان تمدنی، حداقل تا انتهای قرن هشتم هجری (چهاردهم میلادی) به حیات پربار خود ادامه می‌دهد و دانشمندان مشهوری را به جهان عرضه می‌کند. از این رو، تمدن اسلامی دیرپاترین تمدن جهانی تا کنون محسوب می‌شود. قبل از اینکه به محتوای نظام علم و فناوری بپردازیم، مناسب است که به این پرسش پاسخ دهیم: آیا علم و فناوری در تمدن اسلامی از نظام مشخص و مستقری برخوردار بوده است؟ اصولاً یکی از مهمترین سرمایه‌های علمی هر تمدنی، نظام علم و فناوری پدید آمده در آن تمدن است. آیا تمدن اسلامی، حاوی نظام منسجم علمی و فنی بوده است؟  برای اثبات یا رد این ادعا باید به تعریف عوامل و ملاک‌هایی پرداخت که در صورت وجود آنها، بودن نظام تأیید می‌شود. تمدن اسلامی به دلایل زیر نظام هماهنگ و یکپارچه‌ای را در علوم و مهندسی پدید آورد که خاص این تمدن محسوب می‌شود: الف- استفاده از تجربیات پیشینیان: از دستاوردهای علمی و مهندسی تمدن‌های قبل از خود به صورت جامع و عمیق، به لحاظ نظری و عملی استفاده شده است. ب- برخورداری از مبانی نظری و فلسفی: دانشمندان متعددی مباحث نظری مناسبی درباره علم و فناوری مطرح کرده‌ و کلاً فلسفه ویژه‌ای برای علوم و فنون پدید آورده‌اند. پ- نوآوری: فعالیت‌های علمی و عملی دانشمندان و مهندسان مسلمان، حاوی نوآوری‌های متعددی است که قبلاً سابقه نداشته است. ت- جامعیت علمی و فنی: قلمرو فعالیت‌های علمی و عملی دانشمندان و مهندسان مسلمان، شامل همه حوزه‌های علمی و مهندسی است و به شاخه خاصی محدود نمی‌شود. ث- گستره وسیع جغرافیایی: قلمرو جغرافیایی فعالیت‌های علمی و عملی دانشمندان و مهندسان مسلمان در همه سرزمین‌های اسلامی گسترده است. ج- استمرار و پایداری: زمان فعالیت و درخشش علمی و فنی درازمدت بوده است و بیش از هفت قرن را شامل می‌شود. ز- انتقال و اثرگذاری: بر دستاوردهای علمی و مهندسی سایر تمدن‌ها به ویژه غرب تأثیر گذاشته است. چ- دانشمندان و مهندسان بسیار: دانشمندان، صنعتگران و مهندسان بسیاری در این حوزه فعال بوده‌ و آثار ارزشمندی تولید کرده‌اند. ح-تولید منابع فراوان: آثار و کتب کافی در این حوزه پدید آمده است که برای بررسی و قضاوت در دسترس هستند. خ- وحدت و یکپارچگی: شاخه‌های مختلف علمی و مهندسی، نظامی هماهنگ و یکپارچه به وجود آورده‌اند. علاوه بر این، شاخه‌ها، رشته‌ها و گرایش‌های مختلف علم و فناوری، پیوندی ارگانیک داشته و نظامی یکپارچه را ایجاد کرده‌اند. د-طبقه‌بندی علوم: گستره و ژرفای علوم تا حدی است که اندیشمندان آن تمدن، به طبقه‌بندی علوم پرداخته و طبقه‌بندی‌های جدیدی به جامعه بشری عرضه کرده‌اند. ذ- اذعان و تأیید تمدن‌های دیگر: مورخان علم و تمدن، غیر از جامعه‌ای که تمدن به آن تعلق دارد، در آثار خود جنبه‌های ممتاز آن را تأیید کرده‌اند. ر-قاعده‌مندی و نهادسازی علم و فناوری: جریان فراگیری علم و فناوری، قاعده‌مند و ساختارمند است. ز- سنت علمی و فنی ویژه: نظام‌های علمی و فنی، حاوی فرهنگ و سنت خاص آن تمدن هستند. به اعتقاد نگارنده، تمدن اسلامی از همه ملاک‌های فوق برخوردار بوده و در نتیجه، نظام آموزشی و علمی، و نیز نظام صنعت و فناوری خاص خود را داشته است. ۴-۱-نظام یاددهی و یادگیری یکی از میراث تمدن اسلامی، نظام آموزشی پویا و کارآمد آن بوده است. این نظام که متعلق به تمدن اسلامی است، متکی بر اصولی بوده است که برخی از آنها به شرح زیر است: اصل یک: فضیلت علم[۳] اصل دو: والایی علما[۴] اصل سه: عدم پیروی از جهل[۵] اصل چهار: لزوم (وجوب) کسب دانش بر هر فرد مسلمان[۶] اصل پنج: بدون مرز بودن تعلیم و تعلم[۷] اصل شش: مداومت تعلیم و تعلم؛ آموزش و یادگیری مادام‌العمر؛ آموزش مستمر[۸] اصل هفت: بی‌نهایتی (کسب) درجات علم[۹] اصل هشت: توأمانی علم و عمل[۱۰] اصل نه: توأمانی تعلیم و تربیت[۱۱] اصل ده: روش‌مندی تعلیم و تعلم[۱۲] اصل یازده: ارزش‌مداری تعلیم و تربیت اصل دوازده: ساختارمندی تعلیم و تعلم با توجه به محدودیت مقاله و گستره وسیع هر کدام از اصول، تشریح آنها را باید در متون دیگر یافت. ۴-۲-سنت علمی در تمدن اسلامی مهم‌ترین عاملی که نظام علمی اسلامی را از سایر نظام‌ها مثلاً نظام ایرانی (قبل از اسلام)، چینی، هندی، یونانی، و غربی متمایز می‌کند، سلوک اخلاقی، اسلوب فعالیت، سنت کسب معارف جدید و در کل روش‌شناسی آنهاست. برای مثال اینک پذیرفته شده است که دانش جدید برآمده از سنتی است که به روش علمی مشهور است. حجم عظیم یافته‌های علمی دانشمندان مسلمان، مبتنی بر سنت علمی خاصی است که بخش عمده‌ای از روش و فلسفه علمی غرب متکی به آن است یا به طور مستقیم تحت تأثیر آن بوده است.۱ سنت علمی به معنای طریق فردی و جمعی کسب و انتقال معرفت، نوع نگرش به پدیده‌های طبیعی، نحوه برخورد با موضوعات علمی، سیره و سلوک فردی و جمعی در محیط‌ها و نهادهای آموزشی، انگیزه‌ها و اهداف مشخص و اختصاصی در بررسی مباحث علمی در نظر گرفته شده است. سنت علمی، به این دلیل سنت نامیده شده است که از ویژگی‌ دیرپایی (محدود به مقطع زمانی کوتاه نبوده است)، تکرارپذیری (توسط دانشمندان مختلف در دوران‌های متفاوت تکرار و پیروی شده است)، جمعی بودن (روش و منش یک یا چند دانشمند خاص نبوده و بر فعالیت‌های جمعی و نهادی حاکم بوده است)، تقید پیروان به رعایت آن برخوردار بوده است. علاوه براین، دانشمندان هم نگهبان این سنت‌ها و هم انتقال‌دهنده و مروج آنها بوده‌اند. همچنین بر خلاف سنت‌های جاهلی یا متعصبانه که دائم با حوزه‌های نوآورانه درگیر هستند، آن‌ها در بطن خود نوآوری را پرورش می‌دادند. بر این اساس، سنت علمی را می‌توان مجموعه‌ای از رفتار، گفتار و پندار پژوهشگران و دانشورزان دانست که در طول زمان به انتقال، انباشت، و خلق دانش مبتنی بر ارزش‌های فرهنگی و اصول اخلاقی جامعه همت می‌گمارند. آنچه که هر تمدنی را از تمدن دیگر در عرصه علم (و فناوری) متفاوت و متمایز می‌کند، سنت‌های علمی (و فناوری) است. در حالی که غالباً نتایج حاصل از فعالیت‌های علمی محض، مانند ریاضی و فیزیک، در تمدن‌های مختلف بسیار شبیه یکدیگرند. به عبارت دیگر، «سنت علمی اسلامی» متفاوت از «سنت علمی غربی» است، هر چند ممکن است برای مثال، ریاضی و فیزیک آنها یکسان و حتی روش آنها در کسب معرفت تجربی مشابه باشد. برخی از مهمترین قواعد سنت‌ساز و اصول جاری در فعالیت‌های علمی و شیوه‌های کسب معرفت در تمدن اسلامی در زیر مطرح شده است.۲ اصل اول: میراث‌داری علوم؛ انتقال، مطالعه و فهم آثار دانشمندان پیشین[۱۳] اصل دوم: بهره‌گیری عالمانه و نقادانه از آثار دانشمندان گذشته اصل سوم: میراث‌سازی؛ نوآوری[۱۴] اصل چهارم: آزاداندیشی؛ حقیقت‌جویی بی‌تعصب اصل پنجم: جامع‌نگری در کسب معرفت علمی؛ وحدت علوم در معرفت‌شناسی اسلامی اصل ششم: روشمندی در کسب معرفت؛ روش تجربی در علوم طبیعی اصل هفتم: کاربردی کردن دانش؛ علم معطوف به عمل اصل هشتم: تواضع علمی اصل نهم: جدل احسن علمی اصل دهم: مستندسازی، کتابت و انتشار نتایج فعالیت علمی اصل یازدهم: آئین‌مندی تعلیم و تعلم اصل دوازدهم: تحمل سختی‌ها و مقابله با دشواری‌ها اصل سیزدهم: تنظیم و ترتیب ویژه علوم؛ طبقه‌بندی خاص علوم اصل چهاردهم: سازماندهی و مدیریت ویژه علوم (نظام ویژه یاددهی و یادگیری علوم) تفصیل این اصول، فرصت دیگری می‌طلبد، بنابراین خواندگان محترم به منابع مربوط ارجاع داده می‌شوند. ۵-فلسفه علم؛ فلسفه صنعت و فناوری فلسفه علم و فناوری، دانشی درباره علم و فناوری است نه خود علم و صنعت. در این حوزه متعرض مؤلفه‌های اصلی علم یعنی موضوع، محتوا، تحلیل، آزمایش؛ و فناوری یعنی علم و دانش فنی، ابزار و فن، تجربه و مهارت، محصول و کالا، مدیریت و اقتصاد نمی‌شویم. فلسفه علم و فناوری، دانش اشتقاقی و معرفتی دست دوم محسوب می‌شود. غالب عالمان و صنعتگران و کثیری از عالمان و فناوران نه چیزی از فلسفه علم و صنعت می‌دانند و نه برای پیشبرد امور خود نیازی به دانستن آن دارند. اما این به معنای بیهوده و زائد بودن این نوع معرفت نیست. فلسفه علم دانشی است که مفاهیم و نظریه‌های علمی را تشریح و تحلیل می‌کند، ویژگی‌هایی را مشخص می‌کند که پژوهش علمی را از سایر پژوهش‌ها متمایز می‌کند، روش کسب معرفت تجربی را جستجو می‌کند، تبیین علمی را کالبد شکافی و شرایط اثبات و ابطال نظریه‌ها و قوانین علمی را مورد بررسی قرار می‌دهد. همچنین تحولات و انقلاب‌های علمی و علل و عوامل آنها را ریشه‌یابی می‌کند. علاوه بر این، فلسفه علم پاره‌ای از مفاهیم بنیادین علوم طبیعی را از منظر برهانی و فلسفی می‌کاود. نتایج کاوش‌های اخیر را باید در مرز بین علوم تجربی و دانش برهانی قرار داد. این حوزه‌ای است که برخی از دانشمندان مسلمان به نحو گسترده‌ای متعرض آن شده‌اند. در مجموع، فلسفه علمی، دانشی فلسفی درباره علم است نه خود علم. اکنون فلسفه علم، تقسیمات متعددی یافته و به رشته‌های اصلی علم تجربی، تعلق یافته است. مانند فلسفه ریاضی، فلسفه فیزیک، فلسفه زیست‌شناسی، فلسفه علوم اجتماعی، و نظایر اینها. فلسفه فناوری، زنجیره تولید محصولات صنعتی را از بدو تولد ایده یا دانش اجمالی تا تحقق فرایندهایی که منجر به تولید کالا (پدیده) می‌شود، به لحاظ جنبه‌های مختلف مورد بررسی و تحلیل قرار می‌دهد. زیرا انبوهی از پرسش‌های انسانی درباره این زنجیره فناوری مطرح است که نفس صنعت و جوهره فناوری قادر به پاسخ به آن نیست. هر چند که صنعتگر و فناور منتظر نیست که فیلسوف فناوری و صنعتی به وی بگوید که چه کار انجام دهد یا انجام ندهد. اما وی می‌تواند اهداف و جهت‌گیری‌های ایجاد و توسعه صنعتی را با توجه به تحلیل‌های حوزه فلسفه فناوری و نتایج حاصل از آن برنامه‌ریزی کند. به عبارت دیگر فیلسوف صنعت می‌تواند صنعت و فناوری را از زوایای مختلف بررسی کند و با زبانی دقیق‌تر، به تحلیل فرازها و نشیب‌ها، کامیابی‌ها و ناکامی‌ها، سودها و زیان‌های این حوزه مهم تمدنی بپردازد و آن را در معرض دید صنعتگران و عموم مردم قرار دهد. هشدارهای لازم در خصوص جهت‌گیری‌های ناروای صنعت و آسیب‌های احتمالی ناشی از صنعتی شدن را بدهد؛ بشارت‌های اساسی در نقش بی‌بدیل صنعت در تمدن‌سازی[۱۵] و لزوم بهره‌مندی انسانی و عادلانه از آن را اعلام کند؛ و بدین ترتیب، تکالیفی اساسی بر دوش فناوران بگذارد، بدون اینکه بتواند دخل و تصرفی در صنعت و فناوری بنماید. با بررسی صحیح موضوع، می‌توان برای صنعت فلسفه‌ای مهیا کرد که بر روح صنعتگر تأثیر بگذارد و اوصافی برای فناور پیش‌بینی شود که هدفی عادلانه‌تر و مسیری استوارتر برای سعادت بشری ترسیم کند. احساس می‌شود که تمدن اسلامی، فلسفه ویژه‌ای برای علوم و فنون پدید آورده است. علاوه بر این،  دانشمندان و حکمای مسلمان به برخی از بنیادی‌ترین مفاهیم فلسفی علم و صنعت و فناوری توجه کرده و نظریه‌های ارزشمندی بیان کرده‌اند. اگر این آراء به طور عمیق بررسی و تحلیل شود، اکنون کاملاً قابل بهره‌گیری است. در خصوص تحلیل فلسفی برخی از مفاهیم بنیادین علوم طبیعی، به عنوان نمونه، مقالات  مفهوم امتدادمندی جسم طبیعی در طبیعیات سینوی، ماده طبیعی در حکمت سینوی، و مفهوم جسم در طبیعیات سینوی را بنگرید. درباره فلسفه صنعت و فناوری در تمدن اسلامی، به عنوان نمونه، به مقالات صنعت از دیدگاه امام جعفر صادق (ع)، فارابی، علم الحیل و فلسفه فناوری، و کتاب مفهوم صنعت و فناوری در منابع تمدن اسلامی رجوع شود. در نهایت باید گفت که نوع نگاه برهانی و فلسفی به علم و صنعت است که علم و فناوری هر تمدنی را از سایر حوزه‌های تمدنی متمایز می‌کند نه خود علم و فناوری. به عبارت دیگر از آنجایی که فلسفه علم و فناوری، همانند سنت علمی تحت تأثیر نظام فلسفی و ارزشی هر جامعه و تمدنی است، کاملاً متعلق به آن جامعه و برخاسته از آن تمدن و فرهنگ است. ۶-علوم طبیعی در تمدن اسلامی حکمای مسلمان، حکمت یا علم را به دو حوزه نظری و عملی تفکیک می‌کردند.[۱۶]ابن سینا در منطق شفا، هدف فلسفه را -  که در اینجا مترادف حکمت و علم در نظر گرفته شده است -  تا اندازه‌ای که برای انسان میسر است، آشنایی با حقایق اشیاء می‌داند. سپس موجودات را به دو دسته تفکیک کرده است. وجود برخی از اشیاء، خارج از اختیار و فعل بشر است و وجود برخی دیگر، تحت اختیار و فعل انسان است. معرفت و شناخت اشیای نوع اول، فلسفه نظری و شناخت دسته دوم، فلسفه عملی نامیده می‌شود.[۱۷] سپس وی شاخه‌های مختلف فلسفه نظری و عملی را با دقت معرفی و تشریح کرده[۱۸] که با توجه به آرای سایر حکما، جمع‌بندی آن در زیر بیان شده است. الف- حکمت عملی؛ معرفتی که اراده انسانی در آن دخیل است و موضوع آن، موجوداتی است که وجود و تحقق آنها وابسته به اختیار و عمل بشر است. حکمت عملی حسب موضوع به سه حوزه اصلی تهذیب اخلاق (انسان)، تدبیر منزل (خانواده)، و سیاست مدن (جامعه) تقسیم ‌شده است. ب-حکمت نظری؛ معرفتی که در آن همه موجودات معقول و محسوس، فارغ از مدخلیت اراده انسانی، مورد مطالعه قرار می‌گیرد. بنابراین موضوع آن موجوداتی است که وجود و تحقق آنها به اختیار و عمل ارادی بشر ارتباطی ندارد. حکمت نظری به سه حوزه گسترده تفکیک ‌شده است: الهیات، ریاضیات، و طبیعیات.[۱۹] به عنوان نمونه، کتاب شفای ابن سینا دوره کامل حکمت نظری است. در کتاب شفا نیز حکمت نظری به سه بخش الهیات (فلسفه اولی، مابعدالطبیعه)، ریاضیات (علوم تعلیمی) و طبیعیات (علوم طبیعی) تقسیم می‌شود. در کتاب شفا، مجموع علوم طبیعی در هشت فن ارائه شده است که فن اول آن، سَماع طبیعی است که درباره مبادی و علل و عوارض علم طبیعی بحث می‌کند و به مثابه اصول و مبانی طبیعیات است. جسم طبیعی و عوارض ذاتی و عرضی، و قواعد و خواص آن، کانون بحث سماع طبیعی است. هفت فن دیگر عبارت‌اند از: فن دوم، آسمان و جهان است که به علم فیزیک و هیئت امروزی مربوط می‌شود. فن سوم، کون و فساد است. فن چهارم، فعل و انفعالات. این دو فن کمابیش در حوزه فیزیک و شیمی قرار می‌گیرند. فن پنجم در کائنات جو و معادن است که بیشتر با جغرافیا و زمین‌شناسی امروزی نزدیک است. فن ششم، معرفت نفس است که به تاریخ طبیعی، روانشناسی و فلسفه امروز نزدیک است. فن هفتم، معرفه‌النبات است که معادل گیاه‌شناسی و بخشی از کشاورزی امروزی است. فن هشتم نیز معرفهالحیوان است که کمابیش معادل زیست‌شناسی است. در این بخش، علوم طبیعی که معادل دانش تجربی جدید است، به عنوان بخشی از میراث علمی تمدن اسلامی به اختصار معرفی می‌شود. مراجعه به منابع و آثار نشان می‌دهد که دانشمندان مسلمان به نحو گسترده‌ای در علوم طبیعی پژوهش کرده‌اند و شاخه‌های مختلف علمی را گسترش داده و برخی از آنها را خود پدید آورده‌اند. در این بخش تعدادی از شاخه‌های مختلف علوم طبیعی، که معادل دانش تجربی جدید است، به عنوان بخشی از میراث علمی تمدن اسلامی بیان می‌شود و به عنوان نمونه، رشته فیزیک در تمدن اسلامی به طور ویژه معرفی می‌گردد. برای آشنایی با عمومیات این علوم می‌توان به کتب عمومی تاریخ علم رجوع کرد که در آن علوم دوره اسلامی مورد توجه بوده است. مانند "پویایی فرهنگ و تمدن اسلام ایران" از دکتر علی اکبر ولایتی، " تاریخ علم" از جورج سارتن ، "تاریخ تمدن" از ویل دورانت، ، " علم و تمدن در اسلام" از سید حسین نصر، "تاریخ تمدن اسلام"، از علی اصغر حلبی، "متفکران اسلام" از کارا دو وو، و نظایر اینها. در زیر درباره شاخه‌های مختلف علوم طبیعی صحبت می‌شود. ۶-۱- ریاضیات[۲۰] ریاضی با شمردن و اندازه‌گیری در دنیای واقعی شروع شد. سپس به شاخه‌های مختلف توسعه یافت و دقیق‌تر گردید. آنچه دیده می‌شد و حس می‌گردید، در ذهن و عقل بشر صورت مجرد و کامل‌تری می‌یافت. دایره‌ای که در طبیعت بود، تصویری ایده‌آل در ذهن یافت و از واقعیت خود مجرد شد. مبانی و مفاهیم اساسی ریاضیات در این فرایند تجرید به تدریج پدید آمد و مستقر شد. ریاضیات در دو حوزه نظری و عملی توسعه یافت و به کار گرفته شد. ریاضیات نه تنها خود رشد و بسط یافت، بلکه موجب تقویت و گسترش سایر شاخه‌های علمی گردید. مهم‌ترین علت پرداختن مسلمانان به ریاضیات برخورد با مسائل مختلف اجتماعی مانند معاملات، ارث، مساحی، نجوم و نظایر اینها بود. تشریح، صورت‌بندی و حل اینگونه مسائل  فقط با کمک ریاضیات میسر بود. به همین دلیل باید گفت که مسلمانان پایه‌گذار یا حداقل توسعه‌دهنده ریاضیات کاربردی به معنای امروزی آن هستند. از دیدگاه مسلمانان، از آنجایی که ریاضی برای حل مشکلات و پاسخگوی برخی از نیازهای واقعی بشر بود، در قلمرو علم نافع قرار می‌گرفت و می‌گیرد. علاوه بر این، حکیم عمر خیام درباره فایده ریاضی گفته است: «فایده علوم ریاضی این است که موجب ورزیدگی ذهن و تند کردن خاطر شود و نیز نفس را عادت می‌دهد تا از قبول اموری که مقرون به دلیل و برهان نباشد، اجتناب کند». از اهمیت ریاضی نزد مسلمانان همین بس که ریاضیات را یکی از سه شاخه اصلی و فربه حکمت نظری فرض کرده‌اند. اکثر قریب به اتفاق حکمای مسلمان در دسته‌بندی علوم مختلف، این تفکیک و تلقی را پذیرفته و اعمال کرده‌اند. تعدادی از ریاضی‌دانان صاحب نام و رأیِ تمدن اسلامی را می‌توان نام برد: احمد بن عبدالله مروزی (م. ۲۵۰ تا ۲۶۰ ق)، ابوعبدالله محمدبن‌موسی خوارزمی (م. ۲۳۲ ق)، فضل بن حاتم نیریزی (سده‌های سوم وچهارم هجری)، بنو موسی بن شاکر خراسانی (سده سوم)، ابوالحسین ثابت بن قرّه بن زهرون (سده سوم)، حرّانی، ابوالوفا محمد بن محمد بوزجانی (سده چهارم)، ابوجعفر محمدبن‌حسین خازن خراسانی (سده چهارم)، ابوسعید احمدبن محمد بن عبدالجلیل سجزی، ابوالحسین عبدالرحمان بن عمر صوفی (ت. ۲۹۱ ق)، کیا ابوالحسین کوشیار بن لبان بن باشهری گیلانی (سده چهارم و پنجم)، ابوالحسن علی بن احمد نسوی (ت. ۳۹۳ ق)، ابوریحان محمدبن‌احمد بیرونی (سده چهارم و پنجم)، غیاث الدین ابوالفتح عمر بن ابراهیم خیامی نیشابوری (سده چهرم و پنجم)، امام ابوحاتم مظفربن اسماعیل اسفزاری (سده پنجم و ششم)، ابو جعفر محمد بن محمد بن حسن، مشهور به خواجه نصیرالدین طوسی (سده هفتم)، غیاث الدین جمشید بن مسعود بن محمود طبیب کاشانی (م. حدود ۸۴۰ ق)، صلاح‌الدین پاشا موسی بن محمد بن محمود قاضی‌زاده رومی (سده هشتم و نهم)، علاءالدین علی بن محمد سمرقندی معروف به ملأ علی قوشچی (سده نهم)، محمد بن عزالدین حسین متخلص به بهایی و معروف به شیخ بهایی (سده دهم). برای آشنایی با سایر ریاضی‌دانان دوره اسلامی به کتاب زندگینامه ریاضی‌دانان دوره اسلامی از ابوالقاسم قربانی و درآمدی بر تاریخ ریاضیات مسلمانان از عبدالله الدفاع رجوع شود. ریاضیات دوره اسلامی از حوزه‌های علمی است که باید آموخت تا تاریخ ریاضیات در تمدن بشری را مستمر و پیوسته یافت. علاوه بر این، برخی از مباحث ریاضیات دوره اسلامی در کتب آموزشی و کمک‌آموزشی دوره آموزشی قبل از دانشگاه قابل استفاده است. ۶-۲- نجوم نجوم یکی از شاخه‌های علمی است که مسلمانان در پیشبرد آن نقش مهمی ایفا کردند. نجوم نزد مسلمانان از اهمیت بسیاری برخوردار بوده است، نخست به علت نیازهای شرعی، دوم، تنظیم اوقات کشاورزی، و سوم آنچه که به تنجیم مشهور بوده است. نجوم (اعم از محاسباتی یا رصدی) از پربارترین شاخه‌های تمدن اسلامی محسوب می‌شود. مسلمانان رصدهای جدیدی صورت دادند، زیج‌های جدیدی نوشتند، و ابزارآلات متعدد و نوینی را اختراع کردند و ساختند و روش‌های رصد را بهبود بخشیدند. برخی از منابع عمومی و مقدماتی که به تاریخ نجوم در تمدن اسلامی پرداخته‌اند، بدین قرار است:  متفکران اسلام (کارا دو وو، جلد اول: ۱۸۸-۲۳۶)؛  کاوش رصدخانه مراغه، از پرویز ورجاوند، انتشارات امیرکبیر، تهران، ۱۳۸۴؛ تاریخ نجوم اسلامی از نلینو. برخی از منجمان مشهور دوره اسلامی عبارت‌اند از: ابراهیم بن جبیب فَزاری (فوت ۱۶۰ ه/۷۷۷م)، محمد بن کثیر فَرغانی، ابو مَعشَر بلخی (فوت ۲۷۲ ه/۸۸۶ م)، ثابت بن قرّه صابی حَرّانی (ت. ۲۲۱ ق....)، بنوموسی، ابوالعباس فضل بن حاتم نیریزی (فوت ۳۱۰ ه)، محمد بن جابر بَتّانی (فوت ۳۱۷ ه)، ابوالوفای بوزجانی (از نیشابور) (۳۲۸-۳۸۸/۹۴۰-۹۹۸ م)، عبدالرحمن صوفی رازی (۲۹۱-د۳۷۶ ه/ ۹۰۴-۹۸۶م)، ابو حامد احمدبن محمد بن حسین صاغانی (قرن چهارم)، ابو محمود حامد بن خضر خجندی (فوت حدود ۳۹۰ ه)، کوشیار گیلانی (حدود ۳۳۰-۴۰۰ ه)، ابو سهل کوهی، ابو سعید سجزی (حدود ۳۴۰-۴۱۵ ه)، ابوالحسن بن یونس (اواخر سده چهارم هجری)، ابوریحان بیرونی، حکیم عمر خیام، عبدالرحمن خازنی و اوحد الدین انوری از منجمان بنام قرن ششم هجری، خواجه نصیرالدین طوسی (۵۹۷ ه)، مؤیدالدین عُرضی دمشقی، مُحی الدین مغربی ۶۸۲فوت (ق./ ۱۲۸۳ م)  و شمس الدین محمد وابکَنَوی بخارایی (ولادت حدود ۶۵۲ ق)، غیاث‌الدین جمشید کاشانی، نظام الدین عبدالعلی بن محمد، معروف به فاضل بیرجندی و محقق بیرجندی ( سده نهم هجری). ۶-۳- شیمی شیمی شاخه‌ای از فیزیک، اما متمایز از فیزیک به معنای مدرسه‌ای آن است و از این رو، بخشی از علوم طبیعی محسوب می‌شود. اکنون شیمی شاخه‌ای از دانش تجربی است که به مطالعه ترکیب، خواص، و رفتار مواد در مقیاس اتمی و ملکولی می‌پردازد. واژه «شیمی» در کلمه عربی «الکیمیاء»، «کیمیا»، و «الکیمی»[۲۱] ریشه دارد. از دانشمندان پیشکسوت، مستشرقان و صاحب‌نظران غیرایرانی که در حوزه شیمی دوره اسلامی مطالعه کرده‌اند، می‌توان اشخاص زیر را نام برد. م. برتلو[۲۲] در جلد سوم شیمی در قرون وسطی (۱۸۹۳) و باستان‌شناسی و تاریخ علوم (۱۹۰۶) تعدادی از آثار جابر بن حَیّان را به چاپ رساند. در سال ۱۹۲۸ نیز هولمیارد[۲۳] مجموعه‌ای از آثار جابر را منتشر کرد[۲۴]. یولیوس روسکا[۲۵]، پاول کراوس[۲۶] نیز فعالیت‌های ارزشمندی درباره آثار شیمیایی زکریای رازی انجام دادند. علامه میرزا طاهر تنکابنی، دکتر قاسم غنی، و سید حسین نصر نیز در حوزه شیمی دوره اسلامی مطالعاتی انجام  داده‌اند.                            تعدادی کتاب عمومی نیز وجود دارد که در آن نام، آثار و فعالیت‌های علمی دانشمندان مسلمان در حوزه شیمی مطرح شده است، از جمله کتاب  "نقش دانشمندان مسلمان در علم شیمی" تألیف علی عبدالله الدفاع[۲۷]، فصول نهم و دهم کتاب علم و تمدن در اسلام[۲۸]؛ کتاب متفکران اسلام از کارا دو وو؛ کتاب تاریخ جامع شیمی که در آن به طور مختصر، شیمی دوره اسلامی مورد بحث قرار گرفته است. در اوایل پیدایش شیمی در تمدن اسلامی، دانش و فن شیمی با کیمیاگری درآمیخته بود. جابر و رازی هر دو هم کیمیاگر و هم شیمیدان به معنای امروزه آن محسوب می‌شوند. احتمالاً اندیشه کیمیاگری از پزشکان سوری به مسلمانان رسیده باشد. نسطوریان و صابئین در انتقال این فرهنگ نقش بسیار مهمی داشتند. دانشمندان اسلامی نقش مهمی در پیدایش و توسعه کیمیا و داروسازی و داروشناسی شیمیایی، و دانش شیمی ایفا کردند. نخستین آثاری که در دولت فاطمی به زبان عربی ترجمه شد، در علم کیمیا بود. خالد بن یزید ملقب به حکیم آل مروان اولین کسی بود که به کیمیا اشتغال یافت. در قرون میانه، کیمیا صرفاً به آنچه اینک شیمی خوانده می‌شود، محدود نبود. بلکه گاه با اساطیر، خرافه، رمز و نظایر اینها آغشته بود. از این رو، افرادی یافت می‌شدند که با استفاده از این موقعیت، به شیادی می‌پرداختند. کیمیاگران به دنبال عنصری به نام اکسیر یا حجرالفلاسفه بودند تا به وسیله آن، فلزها را به طلا تبدیل کنند. همان گونه به دنبال اکسیر حیات بودند، یعنی دارویی که همه علل و امراض را شفا بخشد. در هر حال، مطالعات منابع دوره اسلامی در حوزه شیمی نشان می‌دهد که با نفوذترین شیمیدان‌های دنیای اسلام دو تن هستند: جابر بن حیان (قرن دوم ه./ قرن هشتم.) و ابوبکر رازی (و. ۳۱۳ ه./ ۹۲۵ م.). آثار دو دانشمند مذکور در قرون وسطای اروپا شناخته شده بود و آنها را به نام "جِبِر" و "رازیس" می‌شناختند. هر دو آنها اهل عمل بودند و کارهای آزمایشگاهی را به نظریه‌پردازی‌های مجرد ترجیح می‌دادند. ابوالحکیم محمد بن عبدالملک خوارزمی، ابوالقاسم عراقی، عبدالله بن علی کاشانی، عزالدین جلدکی، از دیگر شیمیدان های مهم دوره اسلامی محسوب می‌شوند. ۶-۴-زمین شناسی  زمین‌شناسی[۲۹]، علم معادن، کانی‌شناسی[۳۰]، گیاه‌شناسی[۳۱]و جانورشناسی[۳۲]، علم جانداران (حیوانات، گیاهان)، زیست‌شناسی[۳۳] ، هواشناسی، علوم جو شاخه‌های مذکور را نیز می‌توان از جمله رشته‌های علمی دانست که دانشمندان مسلمان به آنها توجه ویژه داشته‌اند. به عنوان نمونه باید از آثار جاحظ و دَمیری در جانورشناسی نام برد. آثار زیر نیز از مهمترین آثار علمی در خصوص پدیده‌های جوی هستند: آثار علوی اسفزاری؛  آثار علوی مسعودی؛  آثار علوی ابن سهلان،  عجایب المخلوقات. ۶-۵ -فیزیک در این بخش به اختصار بیان می‌شود که فیزیک دوره اسلامی تا چه حد گسترش یافته است. همین امر را می‌توان در سایر رشته‌های علوم طبیعی یافت. فیزیک جدید، بخشی از علوم طبیعی دوره اسلامی محسوب می‌شود. در نتیجه معنای آن بسیار محدودتر از طبیعیات قدیم است. علاوه بر این، در تقسیم‌بندی علوم توسط تعدادی از دانشمندان مسلمان مانند فارابی، بخشی از رشته‌های شاخه ریاضیات، مانند علم مناظر، نیز به حوزه فیزیک تعلق دارد. فیزیک جدید شاخه‌هایی دارد که فیزیک قدیم فاقد آن بوده است، مانند فیزیک هسته‌ای، فیزیک نسبیتی، فیزیک کوانتم و شاخه‌های متعدد دیگر. در مقاله حاضر، آن بخش از طبیعیات مورد مطالعه قرار می‌گیرد که که با مباحث و سرفصل‌های فیزیک جدید مشترک است. این مجموعه فعلاً شامل مباحث مکانیک، جاذبه عمومی، نورشناسی، صوت شناسی، گرما، و سیالات است. با توجه به اهمیت مفهوم جسم طبیعی در فیزیک دوره اسلامی، در ابتدا این مبحث بنیادین مطرح می‌شود. هر چند فیزیک جدید کمابیش فاقد این سرفصل مهم از علوم طبیعی است. مهم‌ترین دانشمندانی که در حوزه فیزیک درخشیدند و آثاری بر جای نهادند، عبارت‌اند از. ثابت بن قره (قرن سوم هجری/ نهم میلادی)، الکندی (۱۸۵-۲۵۲ ه./۸۰۱-۸۶۷ م.)، بنوموسی (قرن سوم هجری/ نهم میلادی)، زکریای رازی (حدود ۲۵۰-۳۲۰ ه./ حدود ۸۶۴-۹۳۲ م.)، ابوعلی حسن بن هیثم بصری (۳۵۴-۴۳۰ ه./۶۵-۹۶۶ تا ۱۰۳۹ م.)، محمد بن احمد بیرونی (۳۶۲-۴۴۰ ق./ ۹۷۳-۱۰۴۱ م.)، ابوعلی سینا (۳۷۰-۴۲۸ ه./۹۸۰-۱۰۳۷ م.)، ابوالفتح عبدالرحمان خازنی (...-۵۵۰ ه./ ...- ۱۱۵۵ م.)، ابوالبرکات بغدادی (۵۴-۴۸۰ تا ۴۷-۵۶۰ ه./ ۶۲-۱۰۸۷ تا ۵۲-۱۱۶۵ م.)، فخرالدین رازی (۵۴۴ تا ۶۰۶ هـ. / ۱۱۵۰ تا ۱۲۱۰ م.)، خواجه نصیرالدین طوسی (۵۹۷-۶۷۲ ه./ ۱۲۰۱-۱۲۷۴ م.)، قطب الدین شیرازی (۶۳۳-۷۱۱ ه./ ۱۲۳۶-۱۳۱۱ م.)، کمال‌الدین فارسی (متولد حدود ۶۶۴/ ه‍ . /۱۲۶۶ م.؛ وفات ۷۱۸ ه‍ ./۱۳۱۹ م. در تبریز). ۶-۵-۱-مبانی نظری و برهانی دانشمندان مسلمان، مفاهیم اساسی طبیعیات را که عمدتاً به بخش سماع طبیعی تعلق دارد، از منظر برهانی و فلسفی مورد توجه قرار داده‌اند. این مفاهیم عبارت‌اند از: جسم طبیعی: امتداد، ماده، صورت (هویت)، زمان، مکان و خلأ. مقالات مفهوم امتدادمندی جسم طبیعی در طبیعیات سینوی، مفهوم جسم در طبیعیات سینوی، ماده طبیعی در حکمت سینوی، مکان وخلاء از نگاه ابوعلی سینا و ابوالبرکات بغدادی، بخشی از آرای دانشمندان مسلمان درباره مفاهیم مذکور را تحلیل می‌کند. ۶-۵-۲-فیزیک مکانیک در حوزه مکانیک نظری، آرا و آثار برجای مانده قابل توجه و استفاده است. سه حوزه اصلی مکانیک نظری زیر، مورد توجه و تحلیل فیزیک‌دانان مسلمان قرار گرفته است. آرا و مباحث دانشمندان اسلامی در حوزه مکانیک نظری را عمدتاً می‌توان در بخش سماع طبیعی از طبیعیات یافت. الف ـ علم السکون (استاتیک) ب ـ علم الحرکات (سینماتیک) پ- علم القوا (دینامیک) در مقاله حرکت اجسام طبیعی در حکمت سینوی، گوشه‌ای از این آرا از منظر مکانیک جدید تحلیل شده است. ۶-۵-۳- فیزیک نور؛ نورشناسی و بینایی نورشناسی دوره اسلامی از درخشان‌ترین شاخه‌های فیزیک محسوب می‌شود. نورشناسی جدید را مسلمانان پی‌ریزی کردند. از چهره‌های شاخص این حوزه ابن هیثم، قطب‌الدین شیرازی، و کمال‌الدین فارسی هستند.  مهم‌ترین شاخه‌هایی که در حوزه نورشناسی دوره اسلامی بسط یافت، به شرح زیر است: الف- ماهیت نور ب-تولید و انتشار نور پ- بینایی؛ ادراک ناشی از دیدن ت- رنگین‌کمان ۶-۵-۴ – صوت؛ پدیده‌های نوسانی صوت‌شناسی یکی از حوزه‌هایی است که دانشمندان مسلمان به بررسی آن پرداختند و تا این اواخر به آن توجه نشده بود. در مقاله پدیده انتشار صوت در قراضه طبیعیات، برای اولین بار این حوزه مهم فیزیک دوره اسلامی معرفی شده است. مهم‌ترین شاخه‌های صوت‌شناسی دوره اسلامی به شرح زیر است: الف-ماهیت صوت ب- تولید و انتشار صوت پ-پدیده شنیدن ت- پدیده‌هایی ارتعاشی و نوسانی ۶-۵-۵ – فیزیک گرما (حرارت و برودت) گرما و سرما از پدیده‌هایی است که بشر از بدو پیدایش و تولد خود با آن مواجه بوده است. دانشمندان مسلمان نظریه‌های قابل توجهی درباره این حوزه مهم فیزیک مطرح کرده‌اند. بخشی از پرسش و پاسخ‌های ابن سینا و ابوریحان بیرونی درباره پدیده‌های گرما و سرما است. مهم‌ترین شاخه‌هایی که در حوزه فیزیک گرما در فیزیک دوره اسلامی بسط یافت، به شرح زیر است: الف-ماهیت حرارت ب-تولید و انتقال حرارت پ ـ انبساط و انقباض اجسام در اثر حرارت ۶-۵-۶-گرانش عمومی موضوع جذب اجسام به طرف مرکز زمین از جمله مسائلی بوده‌ است که ذهن طبیعی‌دانان مسلمان را مشغول داشته است. اینکه یک نیروی ذاتی موجب جذب اجسام به طرف مرکز زمین می‌شود، توسط آنها پذیرفته شده بود. خازنی ریاضیدان، منجم و فیزیکدان دوره اسلامی به موضوع جاذبه عمومی توجه ویژه کرد و آرای وی به موضوع گرانش عمومی در فیزیک کلاسیک بسیار نزدیک می‌شود. به عبارت دیگر آرای وی را باید پیش‌زمینه نظریه جا عمومی نیوتن دانست. ۶-۵-۷- دانش اوزان (علم الاثقال) دانش اوزان یکی از شاخه‌های گسترده فیزیک نظری و عملی در دوره اسلامی است. دانشمندان و فیزیکدانان مسلمان، این گرایش مهم فیزیک را در دو شاخه توزین و تعیین وزن مخصوص و نسبت مواد تشکیل‌دهنده یک همبسته مادی اعم از فلزی و غیرفلزی و نیز دانش بلند کردن و جابجایی اجسام سنگین توسعه دادند. علاوه بر این، این حوزه فیزیک به لحاظ تجربی گسترش یافت و دانشمندان مسلمان روش‌های تجربی متعددی را برای اندزه‌گیری وزن، وزن مخصوص، و مرکز ثقل اجسام تعیین کردند و به کار گرفتند. به عنوان نمونه کتاب ماشین‌های ساده و مرکب در معیار العقول درباره بلند کردن و جابجایی اجسام سنگین است. ۶-۵-۸- سیالات؛ هیدرو استاتیک؛ اصول شناوری یکی از حوزه‌های فیزیک که فیزیکدانان مسلمان به آن توجه کردند، رفتار سیالات و موضوع مهم حرکت جامدات در سیالات بوده است. آن‌ها اصل شناوری اجسام در مایعات را با دقت تحلیل و توصیف کردند. آثار آنها بیانگر این واقعیت است که اصل شناوری را باید به دانشمندان مسلمان مانند رازی، ابن سینا، بیرونی و خازنی متعلق دانست تا ارشمیدس ریاضیدان. علاوه بر این، در تعداد کثیری از طرح‌های کتاب الحیل بنوموسی و جزری از اصول هیدرواستاتیک و آئرواستاتیک برای ایجاد نیرو به منظور به کار انداختن سازوکار فیزیکی استفاده شده است که بیانگر تسلط آنها بر این اصول است. رجوع به کتاب کتاب الحیل از منظر مهندسی کنترل بخشی از ادعای نگارنده را اثبات می‌کند. ۶-۶-دانش فنی و حوزه‌های مهندسی دانشمندان و مهندسان مسلمان در حوزه صنعتی و مهندسی آثار ارزشمندی پدید آورده‌ و در غالب رشته‌های فنی فعال بوده‌اند. یکی از بهترین کتبی که در حوزه صنعت و فن در دوره اسلامی نوشته شده است، کتاب تکنولوژی اسلامی از هیل و الحسن است. در ادامه مهمترین رشته‌های مهندسی بیان می‌شود: ۶-۶-۱-صنایع مکانیکی ۶-۶-۲-صنایع شیمیایی ۶-۶-۳-صنایع عمران ۶-۶-۴-صنایع دریایی ۶-۶-۵-صنایع نظامی ۶-۶-۶-صنایع معدنی ۶-۶-۷-صنایع غذایی ۶-۶-۸-صنایع کشاورزی با توجه به محدودیت فضای مقاله، درباره این حوزه فنی مهم از تمدن اسلامی صحبت نمی‌کنیم و به همین جمله بسنده می‌شود که تمدن اسلامی در همه رشته‌های مهندسی شناخته شده آن زمان سرآمد تمدن‌های بشری بوده است. ۷-شیوه‌های بهره‌گیری از میرات تمدن اسلامی  در متون آموزشی و کمک آموزشی مسئله‌یابی و حل مسئله، موضوع مهمی در تعلیم مفاهیم اساسی در برنامه درسی محسوب می‌شود. در رشته‌های علوم تجربی و مهندسی علاوه بر معرفی کمیته‌ای اصلی، ارائه نمونه‌های کاربردی و صنعتی در خلال فرایند یاددهی از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. اساتید در پی یافتن مسائلی هستند که در خلال حل آنها مفاهیم پایه‌ای را به دانشجویان منتقل نمایند. آن‌ها نمونه‌هایی را مورد توجه قرار می‌دهند که توصیف علمی رفتار آنها مستلزم به کارگیری مفاهیم، روش‌ها، و قواعد علمی است. مطمئناً انتخاب مسائلی که از زندگی واقعی استنتاج شده یا مثال‌هایی از دانشمندانی که خود پایه‌گذار رشته و شاخه‌ای از علم بوده‌اند، می‌تواند جاذبه خاصی برای دانشجویان داشته باشد. در یک مدل علمی، می‌توان محتوا را به شیوه‌ها و از جنبه‌های مختلف مورد تحلیل قرار داد. در هر حال در زنجیره مدل‌سازی، اعتبارسنجی مدل، توصیف ریاضی رفتار جسم یا فرایند، روش‌های حل معادلات حاکمه، فرض‌های ساده‌کننده در مرحله مدلسازی، توصیف ریاضی و حل روابط حاکمه، اخذ نتایج و تحلیل و تفسیر آنها و غیره، باید شیوه‌ای اتخاذ شود تا منجر به یاددهی عمیق و همه‌جانبه گردد. پیدا کردن مسائل و مثال‌های مناسب که همزمان بتوانند اهداف چندگانه را دنبال کنند، چندان ساده نیست. برای اساتید و معلمان محدودیتی برای انتخاب مثال و مدل و زمینه‌های خاص در چارچوب مباحث اصلی رشته وجود ندارد. بنابراین، می‌توان از منابع علمی قدیمی در کنار منابع جدید استفاده کرد. گاهی برای آغاز مطلب یا تشریح مفاهیم پایه‌ای مسئله در دست بررسی، استفاده از نمونه‌های تاریخی مفیدتر است. اغلب، طبیعت مسائل عملیِ قدیمی، ملموس‌تر و مفهوم‌تر از نمونه‌ها و مفاهیم پیچیده جدید است.  بنا به دلایلی، شاید به نظر رسد که مثال‌های استخراج شده از منابع علمی تاریخی در سطحی نباشد که برای دانشجویان مناسب باشد. نخست، منسوخ بودن یا بیش از حد ساده و احتمالاً پیش پا افتاده بودن آنها؛ دوم، عدم سازگاری با مطالب کتب درسی جدید. علاوه بر این، توصیف‌های انجام شده ممکن است به طور کلی با روش‌های جدید بیگانه یا متفاوت باشد. همچنین تصور شود که نمونه‌ها غیرکاربردی است و بنابراین، می‌تواند ذهن دانشجو را از مطالب عملی و مورد نیاز وی دور کند و عملاً بحث کاربردی جدیدی را به مطلبی غیرواقعی، یا غیرلازم، ابتدایی و حتی بی‌فایده مبدل کند که فقط ارزش تاریخی دارد. اما نگارنده ادعا دارد که مدل‌سازی و تحلیل جدید یک نمونه قدیمی یا تحلیل یک نمونه جدید به شیوه علمی قدیم، بسته به موقعیت، می‌تواند بسیار مفید باشد. به ویژه روش‌های جدید که معمولاً متضمن انبوهی از اطلاعات پیچیده، بعضاً خام و تحلیل نشده است، تفهیم مطالب را به اتکای آنها بسیار دشوار می‌کند. انتخاب صحیح مثال‌ها می‌تواند حتی برای خوداتکایی و اعتماد به نفس علمی دانشجو مؤثر باشد، زیرا در این صورت وی می‌تواند خارج از قالب کتاب درسی خود با استفاده از اصول شناخته شده علمی به تفسیر کامل یک سیستم ساده همت گمارد. شایان ذکر است که بسیاری از مثال‌های جدید نقش مهمی در فرایند یادگیری ایفا نمی‌کند. زیرا قبلاً بارها حل شده است و دانشجو فقط می‌آموزد که چگونه روش حل را فرا بگیرد، بدون اینکه کوچکترین نقشی در این روش‌ها داشته باشد. علاوه بر این، حتی مسائل طرح شده در کتاب درسی نیز نقشی  برای مشارکت دانشجو باقی نمی‌گذارد. اگر مثال‌های تاریخی خوب انتخاب شوند و به درستی معرفی و با شیوه صحیحی تحلیل گردند، علاوه بر اینکه می‌تواند بخشی از فرایند یاددهی و یادگیری باشد، چون از قالب‌های سنتی تدریس فاصله می‌گیرد، برای دانشجویان جالب و هیجان‌انگیز نیز است. تجربه نگارنده مؤید این مطلب است که مؤثر بودن و نبودن این روش وابسته به نوع رویکردی است که اتخاذ می‌شود. رویکرد اشتباه قطعاً به کسب نتایج نامطلوب منجر می‌شود. اما اتخاذ رویکرد صحیح می‌تواند بسیار مؤثر و مفید باشد. در ادامه برخی از کتب و مقالاتی معرفی می‌شود که با رویکرد مذکور نوشته شده است. در ابتدا، توجه به مقدمه کتاب نسبتاً قدیمی، اما کماکان قابل استفاده کیلی[۳۴] با عنوان «ابزارهای نقشه برداری، تاریخچه و استفاده در کلاس‌های درس» آموزنده است[۳۵]. کیلی در ابتدای مقدمه کتاب خود بیان کرده است: «دوازده سال تجربه تدریس در ریاضیات دبیرستان و همین اندازه تجربه در مقدمات آموزش مهندسان، زمینه و سابقه‌ای را پدید آورد که مبتنی بر آن، این کتاب را به علاقه‌مندان عرضه می‌دارد. امید می‌رود که کتاب برای افرادی که در این زمینه‌ها به انجام وظایف و فعالیت‌های مشابه مبادرت می‌کنند، مفید باشد....». برای سال‌های متمادی افرادی که مسئول برنامه‌ریزی در حوزه سیاست‌های آموزشی کالج‌های مهندسی بودند، نیاز به افزایش محتوای فرهنگی برنامه‌های درسی مهندسی را دریافته بودند. اکنون، این موضوع که اگر یک برنامه آموزش مهندسی مشتمل بر سابقه و تاریخچه شاخه معین مهندسی مورد نظر نباشد، ناقص است، به ندرت مورد مناقشه و بحث قرار می‌گیرد. به همین دلیل، مواد چهار فصل اول کتاب باید برای معلمانِ مهندسانِ آینده عمران قابل استفاده باشد» (Kiley, p. ix). از کتب متأخر که مباحث علمی را با موضوعات تاریخی ذیربط به هم آمیخته‌ است، کتاب آندرسون[۳۶] با نام "جریان تراکم پذیر نوین: با چشم انداز تاریخی" است[۳۷]. گری لاک[۳۸] در مقاله خود با عنوان "مکانیک سیالات با چشم انداز تاریخی" از تجربیات موفق و مؤثر خود در کلاس‌های درسی مکانیک سیالات در اثر پیوند مباحث علمی با موضوعات تاریخی ذیربط سخن می‌گوید.[۳۹] چند مقاله در دسترس است که با رویکرد مذکور، منابع علمی دانشمندان تمدن اسلامی را مورد بررسی قرار دادند. بهناز ساویزی در مقاله‌ای با عنوان "مسائل کاربست پذیر درتاریخ ریاضیات: مثال‌های عملی برای کلاس درس"[۴۰]، مسئله روش ابوریحان بیرونی در اندازه‌گیری ارتفاع کوه و محیط کره زمین را به عنوان مثالی مفید برای کلاس آموزش ریاضی از بیرونی نقل می‌کند. هر چند وی منبع خود را مشخص نمی‌کند[۴۱] و این نقص مقاله است، اما در هر حال طرح چنین مسئله‌ای- با هدف کمک به آموزش و فهم ریاضی- بسیار ارزشمند است. مقالات چند سال اخیر نگارنده با عنوان "مثال‌های کاربردی از کتاب معیارالعقول برای استفاده در کلاس‌های درس رشته مهندسی مکانیک" ،"ترازهای کرجی؛ نمونه‌های  کاربردی برای استفاده در کلاس‌های درس و رشته مهندسی نقشه‌برداری، " استفاده از نوسانگر هیدرولیکی بنوموسی برای تدریس ارتعاشات واهلشی (جام تانتالوس ونوسانگرهیدرولیکی بنوموسی)، "استفاده از چراغ‌های روغنی بنوموسی برای کمک به تدریس و تفهیم کنترل خودکار"،  با رویکرد پیش گفته تدوین شده‌ است. به عنوان جمع بندی می‌توان گفت که اتخاذ رویکرد فوق در شرایط جدید علمی می‌تواند بسیار مفید و مؤثر باشد. این رویکرد مبتنی بر انتقال مفاهیم علمی قدیم به جدید یا استفاده از نمونه‌های قدیم برای تحلیل علمی جدید، و یا بالعکس انتقال مفاهیم جدید به مدد نمونه‌های قدیم است. اگر این رویکرد موفق باشد، به تدریج تعدادی از مهمترین آثار علمی تمدن ایران و اسلام می‌تواند به مثابه بخشی از منابع آموزشی و علمی جدید تلقی شود و مورد استفاده قرار گیرد. ۸-جمع بندی و نتیجه گیری با توضیحات و تحلیل فشرده بالا مهمترین نتایج پژوهش حاضر عبارت است از: ۱-تمدن اسلامی نظام علمی و فنی ویژه‌ای را پدید آورد. بخش‌هایی از این نظام، کماکان قابل استفاده است. ۲-تمدن اسلامی نظام یادگیری و یاددهی ویژه‌ای را پایه‌گذاری کرد که کاملاً بر اصول مسلم دینی متکی بود. اگر این نظام با نگاهی نو و تفسیری جدید بازطراحی شود، قابل استفاده است. ۳-نظام علمی و فنی تمدن اسلامی از سنت ویژه‌ای برخوردار بوده است که غالب مؤلفه‌های اصلی در عصر حاضر قابل اجرا است. ۴-تمدن اسلامی با توجه به نوع نگاه و تفسیر خود از علم و جلوه‌های عملی و کاربردی آن، فلسفه ویژه‌ای را برای علم و فن پایه‌گذاری کرد که خاص خود است و بخش‌هایی از آن با تحلیل دقیق، قابل استفاده و عرضه است. ۵-بخش‌هایی از محتوای علمی آثار دانشمندان دوره  اسلامی در کتب مقدماتی علمی ذیربط کاملاً قابل استفاده است. ۶-از محتوای علمی بخشی از آثار معتبر دانشمندان مسلمان برای تدریس و تفهیم بهتر مطالب در کلاس‌های درس می‌توان استفاده کرد.           همان طور که مشاهده می‌شود، ادعای نگارنده مبنی بر امکان استفاده از منابع علمی دوره اسلامی بسیار گسترده است و در این مجال کوتاه، امکان اثبات آن فراهم نمی‌شود. در این مقاله فقط نمونه‌هایی برای اثبات ادعا معرفی گردید. برای اثبات قطعی ادعای نگارنده به انجام پژوهش‌های گسترده‌ای نیاز است. منابع ابن‌سینا، حسین‌بن عبدالله، شفا (بخش‌های الهیات، طبیعیات، و منطق)، به کوشش ابراهیم مدکور و دیگران، قم، منشورات مکتبه آیه الله العظمی المرعشی، ۱۴۰۵هـ ابن سینا، الهیات دانش نامه علایی، مقدمه و تصحیح از: محمد معین، تهران، انتشارات انجمن آثار و مفاخر ایران، ۱۳۸۳ آلدو مییلی، "علوم اسلامی و نقش آن در تحولات علمی جهان"‌،‌ ترجمه محمدرضا شجاع رضوی و اسدالله علوم، مشهد، ۱۳۷۱ ش آتیلا بئر،"کتاب الحیل از منظر مهندسی کنترل"، ترجمه غلامحسین رحیمی، پژوهشگاه علوم انسانی، تهران، آبان ماه،۱۳۸۹ میکله جوآ، "تاریخ جامع شیمی"، ترجمه باقر مظفرزاده، شرکت انتشارات علمی و فرهنگی، ۱۳۷۴ علی اصغر حلبی، "تاریخ تمدن اسلام"، چاپ و نشر بنیاد، تهران، ۱۳۶۵ ویل دورانت، "تاریخ تمدن، عصر ایمان"، ج۴، سازمان انتشارات و آموزش انقلاب اسلامی، ۱۳۶۶ کارادو و، بارون، "متفکران اسلام"، ترجمه احمد آرام، جلد ۲، جغرافی‌دانان، علوم ریاضی و طبیعی، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، ۱۳۵۹ علی عبدالله الدفاع، "نقش دانشمندان مسلمان در علم شیمی"، ترجمه محمود کریمی، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تهران، ۱۳۸۹ علی عبداالله الدفاع، در آمدی بر تاریخ ریاضیات مسلمانان، ترجمهٔ مرتضی قدیمی، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تهران، ۱۳۸۵ رحیمی، غلامحسین، "سنت علمی در تمدن اسلامی"، مجله تاریخ فرهنگ و تمدن اسلامی، دانشگاه معارف اسلامی، قم، سال پنجم، شماره ۱۴،  بهار ۱۳۹۳، ص ۷۱-۹۴ رحیمی، غلامحسین، " مفهوم امتدادمندی جسم طبیعی در طبیعیات سینوی"، مجله معرفت فلسفی، سال دهم، شمارهٔ اول، پاییز  ۱۳۹۱، ص ۸۱-۱۱۱ رحیمی، غلامحسین،" مادهٔ طبیعی در حکمت سینوی"، مجله معرفت فلسفی،  سال یازدهم، شماره سوم، بهار ۱۳۹۳، ص ۱۲۱-۱۴۴ رحیمی، غلامحسین، "مفهوم جسم در طبیعیات سینوی"، مجله علمی پژوهشی حکمت سینوی، دانشگاه امام صادق(ع)، سال چهاردهم، شماره ۴۴، صص ۵۷-۷۶،زمستان ۱۳۸۹ رحیمی، غلامحسین،" صنعت از دیدگاه امام جعفر صادق (ع)"، فصلنامه تاریخ فرهنگ و تمدن اسلامی، دانشگاه معارف اسلامی قم،  سال دوم، پاییز ۱۳۹۰، شماره ۴، ص ۶۷- ۹۲ رحیمی، غلامحسین،" فارابی، علم الحیل و فلسفه فناوری"، مجله تاریخ تمدن اسلامی (مقالات و بررسیها)( دانشکده الهیات دانشگاه تهران)، سال چهل و چهارم، شماره یکم (شماره پیاپی ۹۲)، بهار و تابستان ۱۳۹۰، ص ۸۵-۱۰۲ رحیمی، غلامحسین،" مفهوم صنعت و فناوری در منابع تمدن اسلامی"، انتشارات دانشگاه تربیت مدرس، تهران، بهار ۱۳۹۳ رحیمی، غلامحسین، " حرکت اجسام طبیعی در حکمت سینوی" ، مجله خرد نامه صدرا، شماره ۷۰، زمستان ۱۳۹۱، صص ۹۸- ۱۲۱ رحیمی، غلامحسین، "مثال‌های کاربردی از کتاب معیارالعقول برای استفاده درکلاسهای درس رشته مهندسی مکانیک"، فصلنامه علمی پژوهشی آموزش مهندسی ایران، شماره ۴۹، سال سیزدهم ، بهار ۱۳۹۰، صص ۸۹-۱۱۱ رحیمی، غلامحسین،" پدیده انتشار صوت در قراضه طبیعیات"، مجله علمی پژوهشی حکمت سینوی، دانشگاه امام صادق(ع)، شماره ۴۷، بهار و تابستان ۱۳۹۱، ص ۶۹-۸۸  رحیمی، غلامحسین، "ترازهای کرجی؛ نمونه‌های  کاربردی برای استفاده در کلاسهای درس و رشته مهندسی نقشه برداری"، فصلنامه علمی پژوهشی آموزش مهندسی ایران، سال چهاردهم، شماره ۵۴، صص. ۱۳۹-۱۶۱، تابستان ۱۳۹۱ رحیمی، غلامحسین، " استفاده از نوسانگر هیدرولیکی بنوموسی برای تدریس ارتعاشات واهلشی (جام تانتالوس ونوسانگرهیدرولیکی بنوموسی)"، فصلنامه علمی پژوهشی آموزش مهندسی ایران، دوره ۱۵، شماره ۵۹ ، پاییز ۱۳۹۲ ، ص ۱۱۵-۱۳۷) رحیمی، غلامحسین،" استفاده از چراغ‌های روغنی بنوموسی برای کمک به تدریس و تفهیم کنترل خودکار"، مجله آموزش مهندسی، در دست بررسی، ۱۳۹۳ رحیمی، غلامحسین، "ماشین‌های ساده و مرکب در معیار العقول"، موزه علوم و فناوری، تهران، خرداد ماه   ۱۳۸۹ (چاپ اول)؛ ۱۳۹۲ (چاپ دوم با اضافات) سارتون جورج، تاریخ علم، ابوالقاسم قربانی، زندگینامه ریاضیدانان دوره اسلامی، مرکز نشر دانشگاهی، تهران، ۱۳۷۵٫ عمادی و غلامحسین رحیمی،"مکان وخلاء از نگاه ابوعلی سینا و ابوالبرکات بغدادی"، فصلنامه آینه معرفت، دانشگاه شهید بهشتی، سال نهم، شماره ۲۶، بهار ۱۳۹۰، ص ۱۱۳-۱۴۲ سید حسین نصر، "علم و تمدن در اسلام" ، ترجمه احمد آرام، ج۲، ص ۲۳۴، تهران ،۱۳۵۹ کرلو آلفونسو نلینو، تاریخ نجوم اسلامی،( ترجمه کتاب علم الفلک)، ترجمهٔ احمد آرام، تهران، ۱۳۴۹ ولایتی، علی اکبر، "پویایی فرهنگ و تمدن اسلام و ایران"، مرکز اسناد و تاریخ دیپلماسی، انتشارات وزارت امور خارجه، چاپ پنجم، ۱۳۹۰ Edmond R. Kiely, Surveying Instruments: Their History and Classroom Use, National Council of Teachers of Mathematics, Year book 19, Columbia University, New York.,1947 Lewis, M. J.T. Surveying Instruments of Greece and Rome, Cambridge Uni. Press, 2001, England. Wallis D.A., History of Angle Measurement", WSHS1-History of Technology, FIG Working Week, UK, 2005. Anderson John, " Modern Compressible Flow: With Historical Perspective", McGraw-Hill, 2004 Lock Gary, "Fluid Mechanics with Historical Perspective", Engineering Education: Journal of the Higher Education Academy, Vol.2, No. 1, 2007 Behnaz Savizi "Applicable problems in the history of mathematics: practical examples for the classroom", TEACHING MATHEMATICS AND ITS APPLICATIONS, Volume 26, No. 1, 2007 45 [۱] استاد دانشکده مهندسی مکانیک، دانشگاه تربیت مدرس ۱ دوران شکوفایی تمدن یونانی عملاً قرون چهارم ق.م. (عصر افلاطون و ارسطو) و سوم ق.م. (عصر اقلیدس و ارشمیدس) است. هرچند سده دوم میلادی (عصر بطلمیوس و جالینوس) شاهد درخشش چهره‌های برجسته بود. [۲] تمدن اسلامی به مدت چند قرن بالید و درخشید و در دنیای آن روز به تنهایی زمام  پیشرفت علوم و فنون را بر دوش کشید. این دوران از نیمه دوم قرن دوم هجری (هشتم میلادی) شروع و تا انتهای قرن ششم ( دوازده میلادی) ادامه می‌یابد. پس از آن به مدت حدود چهار قرن همراه با سایر تمدن‌ها در پیشبرد علوم سهیم و شریک است. از قرن دهم هجری، زوال علوم آغاز و با توجه به رشد تدریجی علمی و فنی غرب، دوران عقب‌ماندگی و انحطاط آغاز می‌شود. نکته قابل ملاحظه این است که این ضعف همه‌جانبه با حاکمیت امپراطوری‌های بزرگ صفویه در ایران، عثمانی در ترکیه و گورکانیان در هند همراه است و این خود بیانگر این واقعیت است که تمدن پیشرو لزوماً فقط با حکمرانی گسترده و اقتدار سیاسی و حتی قوت اقتصادی پدید نمی‌آید و ادامه نمی‌یابد. [۳] اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّک الَّذِی خَلَقَ،‌ خَلَقَ الْإِنسَانَ مِنْ عَلَقٍ، اقْرَأْ وَرَبُّک الْأَکرَمُ، الَّذِی عَلَّمَ بِالْقَلَمِ ﴿سوره علق ـ آیه ۱-۴﴾ ۳ برای نمونه بنگرید: وَ اِذا ماتَ العالِمُ ثَلُمَ فی الِاسْلامِ ثَلُمَ لایسُدُّها اِلّا خَلَفٌ مِنْهُ (امام علی (ع) منیه المرید ـ ص ۱۲)؛  سائِلِ العُلَماءَ وَ خالِطُ الحُکماءَ وَ جالِسِ الکبَراءَ (رسول اکرم (ص))؛ یرْفَعِ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنکمْ وَالَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجَاتٍ ﴿سوره مجادله ـ آیه ۱۱﴾؛   العُلَماءُ وَرَثَه الاَنْبیاء (اصول کافی ج ۱ ـ حدیث ۱)؛  - عالِمٌ مُعانِهٌ خیرٌ مِنْ جاهِلٍ مُساعِدٍ (علی (ع) – غرر ص ۵۱۸)؛  اِنَّمَا النّاسُ عالِمٌ وَ مُتَعَلِّمٌ و ماسِواهُما فَهَمَجٌ (علی (ع) ص ۳۱۹) ۳ برای نمونه بنگرید:  وَلاَ تَقْفُ مَا لَیسَ لَک بِهِ عِلْمٌ إِنَّ السَّمْعَ وَالْبَصَرَ وَالْفُؤَادَ کلُّ أُولئِک کانَ عَنْهُ مَسْؤُولًا ﴿سوره اسراء ـ آیه ۳۶﴾؛  مَنْ اَفَتی النّاسَ بِغَیرٍ عِلْمٍ لَعَنَتَهُ ملائِکهُ السَّماءِ والارضِ (پیامبر (ص) – تحف العقول – ص ۶۶)؛   مَنْ عَمِلَ عَلی غَیرِ عِلْمِ کان مایفْسِدُ اَکثَرَ مِمّا یصْلِحُ (پیامبر (ص)تحف العقول – ص ۷۸)  ؛  اِعْمَلُوا بالعِلْمِ تَسْعَدُوا (علی (ع) – غررص ۱۷۲)  .. ؛ ۴ طَلَبُ الْعِلْمِ فَرِیضَهٌ عَلَی کلّ مُسْلِمٍ (حدیث نبوی ـ الکافی ص ۳۵-۳۶)؛  اَقْرَبُ النّاسَ مِنْ دَرَجَهِ النُبُوَه اَهْلُ العِلْمِ وَ اَهْلُ الجِهاد (حدیث نبوی ـ محجبه البیضاء ج ۱ ـ ص ۱۱)؛  الحِکمَهُ ضالَّهُ الموُمِنِ، فَحَیتُ وَجَدَها فَهُوَ اَحَقَّ بِها (پیامبر (ص) منیه المرید ص ۵۸)؛  مَن جلس مَجْلِسا وَ لَم یزدد فیه عِلما اَزداد مِن الله بعداً (محجه البیضاء ـ ج ۱ ـ ص ۱۱)  ؛  آزادی هر اسیر منوط به آموزش ده نفر در جنگ بدر؛  تَعَلَّمُوا العِلْمَ، فَإنَّ تَعَلُّمَهُ حَسَنهٌ، و مُدارَسَتَهُ تَسْبیحٌ، والبَعْثَ عَنْهُ جِهادٌ، وتعلیمَهُ صَدَقهٌ، وَ بَذَلَهُ لِاَهْلِه قُرْبَهٌ (پیامبر (ص) – تحف العقول ص ۴۸)  ۵ اُطْلُبوالعِلْم وَلو بالصین ۶  اُطْلُبوالعِلْم مِن المَهْدِ اِلی اللَحْد ۷  العِلْمُ کنْزٌ عَظیمٌ لایفْنی (علی (ع) غرر ص ۹۷) ۸  أَیهَا النّاسُ اعْلَمُوا أَنّ کمَالَ الدّینِ طَلَبُ الْعِلْمِ وَ الْعَمَلُ بِهِ (امام علی (ع) ـ الکافی ص ۳۵)  ؛  العِلْمُ بِغیرِعَمَلٍ وبالٌ (علی (ع)‌ - غررالحکم ص ۹۷)  ؛  العَمَلُ بِغیرِعِلْمٍ ضَلالٍ (علی (ع)‌ - غررالحکم ص ۹۷)  ؛  العِلمٌ بِلاعَمَلٍ کقَوْس‌ٍ بِلا وَتَرٍ (علی (ع) – غرر ص ۵۱۸)  ؛  عِلمٌ لاینْقعُ کدَواءٍ لاینْجَعُ (علی (ع) – غرر ص ۵۱۸)  ؛  عِلمٌ بِلاعَمَلٍ کشَجَرٍ بِلاثمرٍ (علی (ع) – غرر ص ۵۱۸)؛  اِعْمَلوُا اِذا عَلِمْتُم (علی (ع) – غرر ص ۱۷۲)  ؛  عَلَی العالمان یعْمَلَ بِماعَلِم ثُمَّ یطَلُبَ تَعَلَُمَ مالَمْ یعْلَم (علی (ع) – غرر ص ۵۰۹)  ؛  کمالُ العِلْمِ العَمَلُ (علی (ع) – غرر ص ۵۸۹) ۹ وَ یزَکیهِم وَ یعَلِمُهُم الکتابَ وَ الحِکمَه؛  لایرْکواالعِلْمَ بِغَیرِ وَرَعٍ (علی (ع) – غرر ص ۶۴۳) ۱۰ برای نمونه بنگرید: العِلْمُ خَزائنُ و مفاتیحُهُ السُّؤالُ، فَاسألوا رَحِمَکمُ اللهُ، فَاِنَّهُ تُؤجَرواَرْبَعهُ، السائِلُ وَلمُتکلِّمُ وَالمستمعُ والمُحِبُّ لَهُمْ (پیامبر (ص) – تحف العقول ص ۶۶)   ؛   لِقاحُ العِلْمِ التَصَوُّرُ والتَّنَهُّمُ (علی (ع) – غرر ص ۶۷۸)  ؛   مَنْ فَهِمَ عَلِمَ غَوْرَ العلمِ (علی (ع) – غرر ص ۶۹۴)  ؛  ومِنْ آیاتِهِ خَلْقُ السَّمواتِ والارضِ وَاخْتِلافُ اَلْسِنَتِکمْ وَاَلْوانِکم اِنَّ فی ذالِک لاَیاتِ لِلْعالِمین (۲۲) ۱ دو تن از صاحب‌نظران معاصر، که در حوزه فلسفه علوم اسلامی نظریه‌پردازی کرده‌اند، سیدحسین نصر و عثمان بِکار (Osman Bekar) هستند. دکتر نصر در کتابهایی مانند علم در اسلام (Islamic Science: An Illustrated Study)  و علم و تمدن در اسلام (Science and Civilization in Islam) دیدگاه‌های خود را منعکس ساخته و عثمان بِکار آرای خود را در کتاب تاریخ و فلسفه علوم اسلامی (The History and Philosophy of Islamic  Science) مطرح کرده است. اثبات بخشی از ادعای فوق را می‌توان در کتب و مقالات صاحب‌نظران مذکور یافت. ۲ برای مطالعه بیشتر کتاب از علم سکولار تا علم دینی نوشته دکتر مهدی گلشنی، فصل «علل و عوامل شکوفایی تمدن اسلامی»، صفحات ۱۲۴ ـ ۹۳) مفید است. [۱۳] این اصل یادآور احادیث نبوی: «اطلبوا العلم و لو بالصین» و «الحکمه ضاله المؤمن یاخذها حیث وجدها» و فرموده علی (ع): «خذوا الحکمه ولو من المشرکین»، و احادیث مشابه، است. تحصیل علم از نظر اسلام یک ضرورت قطعی و بدون هیچ قید و شرطی است. [۱۴] نوآوری واژه‌ای مرکب از «نو» و «آوری» که مترادف آن ابتکار و ابداع است. نوآوری ریشه در ادراک انسانی دارد و انعکاس عملی آن خلاقیت است. به عبارت دیگر هر نوع خلاقیتی حاوی مؤلفه‌ای از نوآوری است. از صفات ذاتی خداوند مبدع و خالق بودن است:  «الله خالق کل شیء» و «بدیع السموات والارض» [۱۵] باید توجه کرد که مهمترین دلیل صحت و قوت علم جدید، صنعتی است که به اتکای آن پدید می‌آید. [۱۶] هرچند که این تفکیک ریشه ارسطویی دارد، اما اندیشمندان مسلمان آن را بازسازی کرده و بویژه محتوای آن را خود اصلاح کرده و یا پدید آورده‌اند. [۱۷] " .. إنّ الغرض فی الفلسفه أن یوقف علی حقائق الأشیاء کلّها علی قدر ما یمکن الإنسان أن یقف علیه. و الأشیاء الموجوده إما أشیاء موجوده لیس وجودها باختیارنا و فعلنا، و إما أشیاء وجودها باختیارنا و فعلنا. و معرفه الأمور آلتی من القسم الأول تسمی فلسفه نظریه، و معرفه الأمور آلتی من القسم الثانی تسمی فلسفه عملیه .. " (شفا، منطق، فصل دوم، ص ۱۲) [۱۸] " .. فالقسم الأول من العلوم هو العلم الطبیعی. و القسم الثانی هو العلم الریاضی المحض، و علم العدد المشهور منه؛ و أما معرفه طبیعه العدد، من حیث هو عدد، فلیس لذلک العلم. و القسم الثالث هو العلم الإلهی. و إذ الموجودات فی الطبع علی هذه الأقسام الثلاثه، فالعلوم الفلسفیه النظریه هی هذه. و أمّا الفلسفه العملیه: فإمّا أن تتعلق بتعلیم الآراء آلتی تنتظم باستعمالها المشارکه الإنسانیه العامیه، و تعرف بتدبیر المدینه، و تسمی علم السیاسه؛ و إمّا أن یکون ذلک التعلّق بما تنتظم به المشارکه الإنسانیه الخاصیه، و تعرف بتدبیر المنزل؛ و إمّا أن یکون ذلک التعلق بما تنتظم به حال الشخص الواحد فی زکاء نفسه، و یسمی علم الأخلاق. و جمیع ذلک إنما تحقّق صحه جملته  بالبرهان النظری، و بالشهاده الشرعیه، و یحقق تفصیله و تقدیره بالشریعه الإلهیه. و الغایه فی الفلسفه النظریه معرفه الحقّ، و الغایه فی الفلسفه العملیه معرفه الخیر... " (شفا، منطق، فصل دوم، ص ۱۲) [۱۹] حکمای مسلمان، از جمله ابن سینا، موجودات را به دو قسم تفکیک کرده‌اند. قسمی که ماده ندارند، لذا محسوس نیستند و فقط به عقل دریافت می‌شوند. مانند عقل و نفس، که به آنها "معقولات" و "مجردات" می گویند. و قسمی که ماده دارند و به حس در می‌آیند. به آنها "جسم" گویند. با این تفکیک سه حوزهٔ اصلی حکمت نظری معین می‌شود. اول، علم به معقولات و مجردات که آن را علوم الهی یا الهیات، و نیز فلسفه اولی و یا مابعدالطبیعه، می‌خوانند. دوم، علم به احوال جسم فارغ از ماده آن، از حیث شکل و مقدار، که به آن علوم تعلیمی یا ریاضیات می گویند. سوم، علم به احوال جسم از حیث تغیرات و تبدلات آن که آن را علوم طبیعی یا طبیعیات می‌نامند. ( به عنوان بنگرید: الهیات دانشنامه علایی، ص ۲ تا ۶؛ و نیز ابن سینا، شفا، ج ۱، ص ۳-۴) [۲۰] از مستشرقان و مورخان متقدم در حوزه تاریخ ریاضیات دوره اسلامی می‌توان از هاینریش سوتر (سویس: ۱۸۴۴-۱۹۲۲ م.)، فرانسوا وپکه (فرانسه: ۱۸۲۶-۱۸۶۴ م.)، بوریس رزنفیلد (روسیه-آمریکا: ۱۹۱۷-۲۰۰۸ م.)، عبدالحمید صبرا (مصر: ۱۹۳۰- م.)، کندی، رشدی راشد، و... نام برد. از صاحب نظران متقدم ایرانی که در خصوص ریاضیات دوره اسلامی کار کرده‌اند، از غلامحسین مصاحب، ابوالقاسم قربانی، جعفر آقایانی چاوشی،.... می‌توان نام برد. [۲۱] Alchemy [۲۲]  Berthelot [۲۳]  Holmyard [۲۴] زندگینامه علمی دانشمندان اسلامی، ۳۵۰ [۲۵]  Yulius Ruska [۲۶]  Paul Kraus [۲۷]علی عبدالله الدفاع، "نقش دانشمندان مسلمان در علم شیمی"، ترجمه محمود کریمی، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تهران، ۱۳۸۹ [۲۸]نصر، علم و تمدن در اسلام، ص ۲۶۱-۳۱۸ [۲۹] Geology [۳۰]  Mineralogy [۳۱]  Botany [۳۲]  Zoology [۳۳]  Biology [۳۴]  Kiely [۳۵] کتاب کیلی هم برای آشنایی با سابقه ابزارها و دوربین‌های نقشه برداری در عهد باستان و قرون میانه مناسب است و هم کتابی است که برای بهره برداری در کلاسهای مهندسی عمران و ریاضیات کاربردی مرتبط، البته در سطح مقدماتی، سودمند است. علاوه بر این، کتاب ارزشمند لویس با عنوان "ابزارهای نقشه برداری یونان و رم" [۲] و نیز «تاریخ اندازه گیری زاویه» از والیس [۳] برای علاقه مندان به این سابقه مفید است. [۳۶] Anderson [۳۷] Anderson, John, " Modern Compressible Flow: With Historical Perspective", McGraw-Hill, 2004 [۳۸]  Gary Lock [۳۹]  Lock Gary, "Fluid Mechanics with Historical Perspective", Engineering Education: Journal of the Higher Education Academy, Vol.2, No. 1, 2007 [۴۰]  "Applicable problems in the history of mathematics: practical examples for the classroom" [۴۱]این مثال با واسطه از کتاب  تحدیدالاماکن بیرونی اقتباس شده است. . . . _____________________________________________________________________________________ منبع : فصلنامه علمی مطالعات الگوی پیشرفت اسلامی ایرانی دوره ۳ ، شماره ۶ ،شماره پیاپی ۶ - پاییز ۱۳۹۴  

شروع رنسانس علمی از کتب دانشمندان اسلامی

بسم الله الرحمن الرحیم شروع رنسانس علمی از کتب دانشمندان اسلامی . اشاره رنسانس را عصر شکوفایی علوم و هنر در قرون ۱۵ و ۱۶ میلادی و پس از دوران سیاه قرون وسطی در اروپا خوانده‌اند. دورانی که گفته شده طی آن، دانشمندان و هنرمندان اروپایی دروازه‌های عظیم علم و هنر را به روی بشریت گشودند، گفته شده انواع و اقسام اختراعات و اکتشافات علمی و پدید آمدن مکاتب و سبک‌ها و شیوه‌های هنری در این دوران و در اروپا اتفاق افتاد. اما این حقیقت یا حداقل همه آن نیست. تواریخ معتبر و مهم علم، حکایت دیگری دارند. اینکه تمدنی از قرون وسطی دستاوردهای عظیم علمی و هنری بشر را از دیرباز تا آن زمان، به عصرتاریکی اروپاییان انتقال داد تا رنسانس پدید آید و اساسا بدون چنین انتقال فرهنگ و ادب و هنر و علم و تفکر، بنابر اجماع اغلب مورخان و دانشمندان برجسته غربی، شکل گیری پدیده‌ای به نام رنسانس محال بود. اما آنها که در اوج بربریت و توحش، علم و فرهنگ و تمدن را از شرق اسلامی گرفتند، خیلی زود منشاء و منبع و ریشه‌های تمدنی که دست آورده بودند را به فراموشی سپرده و همه آنچه از سرزمین‌های اسلامی اخذ کرده بودند را مال خود نموده و به نام خویش سند زدند! اختراعات و اکتشافات علمی که توسط مسلمان‌ها، بدست آمده بود را از آن خود معرفی کردند و با استفاده از دستاوردهای هنری و فرهنگی آنها، خود را سرآمد ادب و هنر و تفکر و اندیشه اعلام نمودند!! . منشاء کتاب‌های علمی از جهان اسلام اما در غرب و در میان اندیشمندان غربی هم بودند مورخان و کارشناسان و دانشمندانی که نتوانستند حقیقت را نادیده بگیرند و به‌اشکال گوناگون پرده از واقعیتی که در آکادمی‌ها و تواریخ و کتاب‌های غربی سانسور شده بود، برداشتند. استاد رحیم پور ازغدی (محقق معاصر) در این باره اظهار می‌دارد: «... کتاب تاریخ علوم از جرج سارتن که در دانشگاههای معتبر دنیا یکی از مراجع و منابع تاریخ علم است، من عین کتاب را می‌خوانم. می‌گوید اولا کتاب‌های ریاضیات و فیزیک و شیمی و گیاه شناسی، زمین شناسی و جانور شناسی و نجوم و... تمام اینها از جهان اسلام و غالبا ۸۰ درصد دانشمندان ایرانی بوده است. به این صورت که این دانشمندان گاهی مفسر قرآن هم هستند، فیزیکدان و ریاضیدان بزرگ هم هستند. هم عارف‌اند و هم شیمیدان بزرگی هستند. هم تفسیر قرآن نوشته‌اند و هم فیزیک نور و نورشناسی. سارتن می‌گوید غالب آنچه به عنوان رنسانس علمی می‌شناسیم، از روی کتاب‌های دانشمندان مسلمان و غالبا ایرانی ترجمه شده است...» شاید با توجه به سانسور عجیب و غریبی که درمورد تاریخ تمدن اسلامی و دستاوردهای شگرف آن در تواریخ مختلف وجود داشته، شنیدن و خواندن چنین ادعایی آن هم از یک مورخ و دانشمند معتبر غربی، شگرف و شگفت انگیز باشد. اما وقتی به جزء جزء تاریخ یاد شده براساس مکتوبات دانشمندان مختلف دوران تمدن اسلامی و همچنین شاگردان و هم عصران آنها مراجعه می‌کنیم، متوجه حقیقت باورنکردنی می‌شویم که تا کنون در زیر انبوه ادعاهای دروغین مورخان سفارشی و مزد بگیر غرب پنهان مانده بود. صدها و هزاران دانشمند و متفکر و فیلسوف و هنرمند و فرهیخنه و هزاران کشف و اختراع و ابداع و تئوری و نظریه علمی و یافته‌های تجربی و... که پایه‌های بسیاری از علوم امروز را بنیاد نهاد، حاصل آن دوران درخشان بوده است. دورانی که اطلاع دقیق از آن، تئوری کهنه و نخ نماشده غرب مبنی بر مغایرت و مخالفت دین با علم و هنر را منسوخ و باطل می‌گرداند. دورانی که بررسی و تحلیلش می‌تواند تئوری‌های سکولاریستی درباره علم و هنر را به دور ریخته و نشان دهد، در آمیختن دین با این رشته‌های مختلف علمی و هنری چه دستاوردهای عظیمی برای بشریت به بار می‌آورد. . علوم اسلامی؛ نخستین علوم جهانی متفکران و دانشمندان مسلمان گویا از همان ابتدا می‌دانستند که قرار است برای برپایی یک تمدن جهانی در تاریخ بشریت فعالیت کنند. آنها براساس آیات کلام الله مجید و دستورات پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) و سیره ائمه معصوم (علیهم السلام) براین باور بودند که پس از برپایی نظام و جامعه اسلامی، بایستی به تمدن سازی برسند، چراکه دین اسلام اساسا یک دین تمدن ساز بوده و هست. پروفسور دکتر اکمل الدین احسان اوغلو (دبیرکل سازمان همکاری‌های اسلامی و مؤسس گروه تاریخ علم در دانشکده ادبیات دانشگاه استانبول) در تایید این واقعیات می‌گوید: «مهمترین شاخصه علوم اسلامی، جهانی بودن آن است. علوم اسلامی، نخستین علوم جهانی است. یعنی نخستین علومی است که پیش از علوم غربی، صفت جهانی را به خود می‌گیرد. حال در کنار این صفت، می‌دانیم که علاوه بر پیشرفتهای حاصله در علوم مانند ریاضی، نجوم و پزشکی که مسلمانان از یونانیان باستان و هندی‌ها به ارث برده بودند، علوم جدید نیز مانند مثلثات کروی و جبر که پیش از مسلمانان وجود نداشته است نیز به دست آنها کشف می‌شود. اینها بر کسی پنهان نیست. این علوم تازه و اکتشافات بزرگی که در علوم قدیم؛ برای مثال؛ رصدها و اکتشافات بزرگی که در علم ستاره شناسی رخ داده، همه مایه افتخاری برای جهان اسلام است. تمام این دستاوردها، در قرون وسطی با ترجمه به زبانهای لاتین و عبری در اختیار اروپایی‌ها قرار گرفته‌اند...» . ۵۰۰ دانشمند اسلامی فقط در آسیای میانه قرن نهم میلادی اما در مسیر به میدان آمدن دانشمندان و اندیشمندان در دوران تمدن اسلامی، آسیای میانه یکی از محوری‌ترین و تاثیرگذارترین نقاط این تمدن بود. دکتر امرالدین بدری مرادف (رئیس‌آکادمی فنون ازبکستان) در‌باره این اهمیت اظهار می‌دارد: «همان گونه که در تاریخ نیز ثبت شده است،آسیای میانه/مرکزی سه بار مهد گنجینه‌های تمدن‌های بزرگ گشته است. نخستین بار در دوره باستان، دومین دوره از قرن نهم تا یازدهم میلادی و سومین دوره نیز در قرن چهاردهم تا شانزدهم میلادی بوده است. در این سه دوره، دانشمندانی که در آسیای میانه می‌زیسته اند، تاثیر فراوانی بر گنجینه فرهنگی جهان  گذاشته‌اند. علاوه بر آن، برای مثال در قرن نهم تا یازدهم میلادی در ازبکستان، پیشرفت چشمگیری در ریاضی، شیمی، فیزیک، طب، نجوم و حوزه‌های دیگر علمی حاصل می‌شود. در این دوره دانشمندان بزرگی مانند ابونصر فارابی، فرغانی، بیرونی و خوارزمی می‌زیسته‌اند...» پروفسور دکتر بهرام عبدالحلیم اف (رئیس‌انستیتو نسخ خطی ازبکستان و معاون فرهنگستان علوم و رئیس‌پژوهشگاه شرق شناسی ابوریحان بیرونی) نیز در تایید اظهارات پرفسور بدری مرادف می‌گوید: «... آسیای میانه/ مرکزی در گذشته، مکانی برای بسیاری از تمدنهای بزرگ بوده و دلیل آن نیز رشد و نمو دهها دانشمند بزرگ در این منطقه، در سده میانه بوده است. اگر بخواهیم نام تمام این دانشمندان را بیان کنیم، چند صد نفری می‌شوند. برای مثال می‌توانیم نام محمّد بن موسی خوارزمی،ابن کثیر فرغانی، ابوریحان بیرونی، ابن سینا، اُلُغ‌بیگ، برهان الدین مرغلانی، محمد بخاری، محمود زمخشری و بسیاری دیگر را بشماریم. بسیاری از این دانشمندان در سده‌های میانی در آسیای مرکزی به دنیا آمده، زندگی کرده و در کشورهای اسلامی به ویژه در بغداد، فعالیت کرده‌اند. به اعتقاد دانشمندان اروپایی، اینکه بیش از ۵۰۰ دانشمندی که در قرن نهم میلادی در بیت الحکمه فعالیت می‌کردند، متولد آسیای مرکزی بوده اند، امری بسیار مهم است. هر کدام از این دانشمندان در پیشرفت رشته‌های گوناگون علوم موجود در سده‌های میانه مانند؛ ریاضی، فیزیک، کیمیا، نجوم و پزشکی تاثیر گذاشته‌اند...» . . . ________________________________________________________________________________________ منبع : کیهان

سیر تحول گیاه شناسی و گیاھان دارویی در تمدن اسلامی

بسم الله الرحمن الرحیم سیر تحول گیاه شناسی و گیاھان دارویی در تمدن اسلامی . غلامرضا منتظری دکتری تاریخ فرھنگ و تمدن اسلامی - استادیار گروه معارف اسلامی دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی . آدرس متن کامل مقاله : https://civilica.com/doc/913648/ . چکیده علم گیاه شناسی و گیاھان داروئی با نھضت ترجمه در تمدن اسلامی شکل می گیرد و در قرن پنجم (ه.ق) با تدوین رسانه ھای تخصصی و آغازسفرھای علمی و پژوھشی، ارکان آن، قوام و استحکام می یابد. در قرن ششم و ھفتم (ه.ق) با نگارش کتب جامع گیاھان داروئی، پیدایش اولین دائره المعارف ھای مصور گیاه شناسی، و افزوده شدن مشاھدات عینی و تجارب عملی بر مباحث نظری، دوره رونق و شکوفائی این علم فراگردید و در قرن ھشتم (ه.ق)، بسان دیگر علوم عقلی و نقلی، به دلیل کاھش تالیفات، فروغ گذشته را از دست داد و به رکود انجامید. . کلیدواژه ها : تمدن اسلامی ، سیر تحول ، گیاه شناسی ، گیاھان دارویی . . . __________________________________________________________________________________ منبع : اولین همایش ملی فیتوشیمی گیاهان دارویی، ارتقاء سلامت و تجارت

مولفه ها و شاخص های تمدن اسلامی

بسم الله الرحمن الرحیم مولفه ها و شاخص های تمدن اسلامی . حبیب زمانی محجوب استادیار تاریخ و تمدن اسلامی پژوهشگاه علوم اسلامی امام صادق ( ع ) . متن کامل مقاله : PDF : مولفه ها و شاخص های تمدن اسلامی . چکیده تمدن از مفاهیم پربسامد، مناقشه برانگیز و مورد توجه اندیشمندان علوم انسانی در سده حاضر می باشد و برای هر تمدنی ویژگی ها و مولفه هایی برشمرده اند. پرسش از مولفه های تمدن اسلامی، یکی از مهمترین موضوعاتی است که پژوهشگران حوزه تمدن با آن رو به رو هستند. یکی از دلایل مهم توجه جدی پژوهشگران به این مقوله، بازخوانی تمدن اسلامی برای تمدن سازی نوین است. مساله مطرح در این نوشتار مولفه ها و شاخص های تمدن اسلامی است که نگارنده کوشیده است با استفاده از روش توصیفی تحلیلی آن را واکاوی نماید. یافته های تحقیق نشان می دهد دین و توحید، جهان شمولی، تساهل و مدارا، آزاداندیشی، اخلاق، کرامت انسانی، علم، عقلانیت و خردورزی، عدالت و تلاش و مجاهدت از مولفه های اصلی تمدن اسلامی به شمار می آیند. . کلید واژه : تمدن، تمدن اسلامی، دین اسلام، انسان، علم و عقلانیت . . . _________________________________________________________________ منبع : همایش بین المللی بازخوانی تمدن اسلامی و جهان شهر معنوی با تاکید بر شهر مقدس مشهد دوره ۱ ، سال ۱۳۹۶

متفکران مسلمان و شناسایی تمدن اسلامی

بسم الله الرحمن الرحیم متفکران مسلمان و شناسایی تمدن اسلامی . حسن حضرتی  دانشیار دانشگاه تهران سیدامیرحسن دهقانی دانشجوی دکتری تاریخ اسلام دانشگاه تهران . ( متن کامل مقاله : PDF - متفکران مسلمان و شناسایی تمدن اسلامی ) . چکیده  ابن خلدون نخستین فردی است که در مقدمه به بحث درباره تمدن پرداخت، اما سخنی از تمدن اسلامی به میان نیاورد. به نظر می رسد نخستین بار متفکران اروپایی بودند که در دوره معاصر، پس از درک مفهوم تمدن و سخن گفتن از تمدن اروپایی، به بحث از تمدن اسلامی نیز پرداختند. در اینجا این مسئله مطرح می شود که متفکران مسلمان از چه زمانی به تمدن اسلامی توجه کردند و در پی شناسایی آن برآمدند؟ پژوهش حاضر با مطالعه آثار نگاشته شده متفکران مسلمان درباره تمدن و تمدن اسلامی، به این نتیجه رسیده است که متفکران مسلمان به موازات طرح مباحثی درباره تمدن و آغاز تاریخ نگاری تمدن در غرب از دهه چهارم تا دهه هفتم قرن نوزدهم به تمدن کهن اسلامی توجه و درک اجمالی از آن پیدا کرده اند و از دهه هشتم این قرن با نگارش آثاری جدی درباره تمدن اسلامی، به شناسایی گسترده آن پرداخته اند. . کلید واژه : تمدن ، تمدن اسلامی ، تاریخ نگاری تمدن اسلامی . . . _____________________________________________________________________________________ منبع : تاریخ فرهنگ و تمدن اسلامی پاییز ۱۳۹۵ , دوره  ۷ , شماره  ۲۴

شاخصه های تمدن اسلامی از منظر آیات و روایات

بسم الله الرحمن الرحیم شاخصه های تمدن اسلامی از منظر آیات و روایات . جمال فرزندوحی  استادیار دانشگاه رازی فاطمه احمدی کارشناس ارشد دانشگاه ایلام . متن کامل مقاله : PDF : شاخصه ها و ویژگی های تمدن اسلامی در آیات و روایات . چکیده تمدن اسلامی نمونه کامل یک تمدن دینی است و آن، شاخصه هایی دارد که آن را از دیگر تمدنها ممتاز میسازد. بیشتر این شاخصه ها به گونه ای برجسته در آموزه های قرآن کریم آمده است؛ زیرا قرآن کریم مهمترین منبعی است که میتواند به همه ی پرسش های بشر پاسخ دهد . هدفی که در این تحقیق دنبال میشود؛ شناخت  آن دسته از شاخصه هایی است که باعث تمایز تمدن اسلامی از دیگر تمدنها میشود که این شاخصه ها را میتوان بدین شرح دانست: تکریم جایگاه انسان، عقلانیت، رعایت حقوق مظلومان و مستضعفان، ولایت مداری، نگرش توحیدی، عدالت گستری، علم و معرفت،آزادی، توجه به سلامت و بهداشت وگسترش اخلاقیات بر اساس موازین اسلامی است. روشی که در این تحقیق برای جمع آوری اطلاعات به کار رفته است؛ روش توصیفی کتابخانهای میباشد. . واژگان کلیدی: تمدن اسلامی، شاخصه تمدن اسلامی، عدالت گستری و اخلاق . . . __________________________________________________________________________________ منبع : نشریه علمی تمدن اسلامی و دین پژوهی سال دوم / شماره پنجم / پاییز ۱۳۹۹

ارتباط دانش های طب ایرانی و فلاحت در کتاب« الشامل فی الصناعه الطبیه» ابن نفیس قرشی (با بررسی موردی شناخت خاک و اصلاح آن)

بسم الله الرحمن الرحیم ارتباط دانش های طب ایرانی و فلاحت در کتاب « الشامل فی الصناعه الطبیه» ابن نفیس قرشی (با بررسی موردی شناخت خاک و اصلاح آن) . محسن باغبانی دکتری زبان و ادب فارسی، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تهران حسن کمار کارشناسی ارشد رشتۀ تاریخ علم ، دانشگاه تهران مریم خیاط کاشانی دکتری شیمی ، دانشگاه کاشان . متن کامل مقاله : PDF : ارتباط دانش های طب ایرانی و فلاحت . چکیده سابقه و هدف: طب و فلاحت از فروعات دانش طبیعیات اند و این خاستگاه مشترک سبب شده تا مبانی و روش های کلی حاکم بر آن ها یکسان باشد. این پژوهش در پی شناخت اندیشه ی گذشتگان درباره ی انواع خاک و روش های اصلاح آن و چگونگی ارتباط دانش های طب و فلاحت در موضوع اصلاح خاک است. مواد و روش ها: این نوشتار پژوهشی کتابخانه ای است که منبع آن، یکی از بخش های تازه یاب کتاب الشامل فی الصناعه الطبیه قرشی است. در تجزیه و تحلیل اطلاعات از روش آنالیز محتوا و استخراج جان مایه ی موجود در نمونه های مشابه استفاده شده و سپس قواعد و اصول کلی حاکم بر بحث گرد آمده است. یافته ها: طبیعت خاک سرد و خشک است و برای اینکه مناسب کشاورزی باشد نیازمند نور خورشید و آب است تا سردی و خشکی آن تعدیل شود. در خاک هایی که از نور کافی و آب لازم به طور طبیعی بهره ندارند، لازم است از روش های مصنوعی مانند کوددهی، آبیاری و شخم زدن استفاده کرد. از این رو، شناخت انواع خاک و اینکه هر یک مناسب با کدام گیاه است و برای آماده سازی آن از چه روش هایی باید سود برد، اهمیت فراوان دارد. نتیجه گیری: با بررسی موردی شناخت خاک و اصلاح آن از نظر قرشی، نحوه ی ارتباط دو دانش پزشکی و کشاورزی دانسته می شود. این ارتباط در اشتراک فایده و هدف و برخی اصطلاحات کلیدی این دانش هاست؛ به گونه ای که اگر هدف و فایده ی علم طب را حفظ صحت و درمان بیماری بدانیم، فایده ی علم فلاحت نیز حفظ نبات و دفع آفات نباتی خواهد بود. برخی روش ها و مباحث مشترک نیز در هر دو دانش به چشم می خورد. برای نمونه، اطبا سردی و خشکی را با گرمی و تری اصلاح و درمان می کنند. همین روش در اصلاح سردی و خشکی زمین با روش های اصلاح مصنوعی نیز دیده می شود. . کلیدواژه ها : ابن نفیس قرشی، طب سنتی ایران، فلاحت ، خاک . . . _______________________________________________________________________________________ منبع : طب سنتی اسلام و ایران زمستان ۱۳۹۷ , دوره  ۹ , شماره  ۴ (پیاپی ۳۶)  

بررسی زمینه های شکوفایی تمدن اسلامی در قرون نخستین

بسم الله الرحمن الرحیم بررسی زمینه های شکوفایی تمدن اسلامی در قرون نخستین . ولی الله عبدولی   دانشجوی کارشناسی ارشد، تاریخ ایران دوره اسلامی، دانشگاه شهید بهشتی . متن کامل مقاله : PDF : بررسی زمینه های شکوفایی تمدن اسلامی در قرون نخستین . چکیده  برآیند گسترش دین اسلام در سرزمین های وسیع و به تبع آن، ایجاد بستری نو و حضور متفکرانی که در این چهارچوب فرصت اندیشه و باز اندیشی یافتند، تمدنی درخشان بود که البته به ناحیه خاصی تعلق نداشت و تنها نام فرهنگ و تمدن اسلامی برازنده ی آن بود. همه ی تمدن های تحت حوزه ی نفوذ اسلام، بخش برجسته ی فرهنگی خود را به حوزه ی اسلام آوردند و کار ویژه ی دین اسلام این بود که امکان سازش و همکاری میان این فرهنگ های متفاوت و گاه متناقض را با آموزه های خود فراهم کرد و از تفاوت ها فرصت ساخت. با روی کار آمدن عباسیان و خصوصا از عصر هارون به بعد، عوامل متعددی موجب شکل گیری نهضت های علمی و فکری مهمی در تمدن اسلامی شدند که بغداد و دیگر شهرهای بزرگ اسلامی را به قلب تپنده ی علمی جهان آن روزگار تبدیل کرد. هدف از این پژوهش شناخت عناصر و ارائه الگویی از همبستگی آن ها در این پروژه طلایی کم نظیر است . . واژگان کلیدی : فرهنگ و تمدن، عصر طلایی، نهضت ترجمه، قرون اولیه، ملل مغلوب . . . ____________________________________________________________________________ منبع : خردنامه - سال چهارم- پاییز ۱۳۹۱ شماره ۹

پژوهشی در دانش بومی کشاورزی ایران

بسم الله الرحمن الرحیم پژوهشی در دانش بومی کشاورزی ایران . دکتر علی غفرانی  دانشیار دانشگاه بوعلی سینا همدان مهناز موسوی مقدم دانشجوی دکتری تاریخ ایران اسلامی دانشگاه فردوسی مشهد . متن کامل مقاله : PDF : پژوهشی در دانش بومی کشاورزی ایران . چکیده معلومات کشاورزی در زمانهای گذشته در میان خانواده های کشاورز ایرانی، به صورت شفاهی منتقل می شد. از این رو،کتاب های اندکی در حوزه کشاورزی تالیف شده و بر جای مانده است. در این نوشتار تلاش می شود با بررسی سه کتاب: « ارشاد الزراعه، معرفت فلاحت و رساله طریق قسمت آب قلب»،میزان دانش و درجه پیشرفت و مهارت کشاورزان ایرانی در استفاده از آب، زمین، شرایط اقلیمی، رعایت توالی و آیش در کشت انواع محصولات، اعتلای کیفیت محصولات، دفع آفات حیوانی و طبیعی،انبار کردن و نگهداری انواع محصولات و میوه ها و استفاده درست از منابع آبی نمایانده شود. مهارتی که علیرغم پیشرفت های علمی در زمینه کشاورزی، هنوز هم می تواند برای کشاورزی امروزایران، بسیارمفید و کارساز باشد. . کلیدواژه ها : کشاورزی دوره اسلامی، ارشادالزراعه، معرفت فلاحت، رساله طریق قسمت آب قُلب . . . _________________________________________________________________________________ منبع : تاریخ و فرهنگ پاییز و زمستان ۱۳۹۵ شماره ۹۷

پژوهشی در دانش بومی کشاورزی ایران با تکیه بر سه کتاب باقی مانده از قرن دهم هجری

بسم الله الرحمن الرحیم  پژوهشی در دانش بومی کشاورزی ایران با تکیه بر سه کتاب باقی مانده از قرن دهم هجری . دکتر علی غفرانی  دانشیار دانشگاه بوعلی سینا همدان مهناز موسوی مقدم دانشجوی دکتری تاریخ ایران اسلامی دانشگاه فردوسی مشهد . متن کامل مقاله : PDF : پژوهشی در دانش بومی کشاورزی ایران . چکیده  معلومات کشاورزی در زمانهای گذشته در میان خانواده های کشاورز ایرانی، به صورت شفاهی منتقل می شد. از این رو،کتاب های اندکی در حوزه کشاورزی تالیف شده و بر جای مانده است. در این نوشتار تلاش می شود با بررسی سه کتاب ارشاد الزراعه، معرفت فلاحت و رساله طریق قسمت آب قلب،میزان دانش و درجه پیشرفت و مهارت کشاورزان ایرانی در استفاده از آب، زمین، شرایط اقلیمی، رعایت توالی و آیش در کشت انواع محصولات، اعتلای کیفیت محصولات، دفع آفات حیوانی و طبیعی،انبار کردن و نگهداری انواع محصولات و میوه ها و استفاده درست از منابع آبی نمایانده شود. مهارتی که علیرغم پیشرفت های علمی در زمینه کشاورزی، هنوز هم می تواند برای کشاورزی امروزایران، بسیارمفید و کارساز باشد. . کلیدواژه ها : کشاورزی دوره اسلامی، ارشادالزراعه، معرفت فلاحت، رساله طریق قسمت آب قُلب . . . _________________________________________________________________________________ منبع :تاریخ و فرهنگ - پاییز و زمستان ۱۳۹۵ شماره ۹۷

نقش نظام طبایعی در علم فلاحت دوره اسلامی

بسم الله الرحمن الرحیم نقش نظام طبایعی در علم فلاحت دوره اسلامی . صادق حجتی استاد بازنشسته، دانشگاه تهران علیرضا منصوری دانشیار فلسفۀ علم، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی مهدی محقق  دکترای تاریخ علم، دوره اسلامی  . متن کامل مقاله  : PDF : نقش نظام طبایعی در علم فلاحت در دوره اسلامی . چکیده نظریۀ عناصر چهارگانه به همراه نظام طبایعی از ارکان طبیعیات فلسفه یونانی خصوصاً از ارسطو به بعد است. با ترجمه و انتقال علوم یونانی، این نظریه به جهان اسلام راه یافت و مبنای نظری غالب علوم دوره اسلامی را تشکیل داد. از آن میان در حوزه علوم کشاورزی دوره اسلامی نیز به صورت گسترده مورد استفاده قرار گرفته است. در مقالۀ حاضر می‌کوشیم تأثیر این نظریه را در دو قسمت علمی و تکنولوژیکی نشان دهیم. قسمتی که می‌توان توسعۀ طبیعیات ارسطویی بر مبنای نظام طبایعی دانست، و بخشی که در زمرۀ فن و تکنولوژی است و نظام طبایعی نقش الهام‌بخشی برای آن دارد. کلیدواژه‌ها : فلاحت دوره اسلامی ، فلاحت‌نامه‌ها ، علم یونانی و دوره اسلامی ، نظام طبایعی . . . ________________________________________________________________________________ منبع : فلسفۀ علم - پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی سال دهم، شماره دوم، پاییز و زمستان ۱  

درآمدی بر سیر تاریخی پدیده قنات و نقش تمدنی آن در نجد ایران

بسم الله الرحمن الرحیم درآمدی بر سیر تاریخی پدیده قنات و نقش تمدنی آن در نجد ایران . غلامرضا برهمند عضو هیئت علمی تاریخ دانشگاه آزاد اسلامی واحد شهرری . متن کامل مقاله : PDF : درآمدی بر سیر تاریخی پدیده قنات . چکیده به احتمال زیاد، قنات در پیش از تاریخ و در نجد ایران ابداع شد. سپس در دوره حکومت های مقتدر ایرانی پیش از اسلام و دولت های بعد ازاسلام، سیر تکاملی پیمود و بیش از پیش مورد بهره برداری قرار گرفت؛ تا جایی که نقش تعیین کننده ای در زندگی مادی و معنوی ساکنان این سرزمین ایفا نمود. دیگران هم این شیوه آب رسانی را از ایرانیان فرا گرفتند. اما متاسفانه از چند دهه گذشته، با ورود فن آوری جدید غربی به کشور، ضربه سختی بر پیکر قنات وارد شد و عوارض زیان باری به دنبال آورد. در این مقاله، نویسنده کوشیده است ضمن شرح فراز و نشیب بهره مندی از این سازه بومی، بر جایگاه خاص آن در روند فرهنگ و تمدن دیرینه ایرانی تاکید ورزد؛ و سرانجام امیدوار است که شرایط برای احیای مجدد قنات در سطحی هماهنگ با مقتضیات زمان فراهم گردد. . واژگان کلیدی : قنات (کاریز) ، ایران پیش از اسلام، ایران اسلامی، تمدن کاریزی . . . ___________________________________________________________________ منبع : مسکویه دانشگاه آزاد ری زمستان ۱۳۸۶ و بهار ۱۳۸۷ شماره ۸

نقش آب و قنات در تحول منظر سرزمین های تمدن اسلامی

بسم الله الرحمن الرحیم نقش آب و قنات در تحول منظر سرزمین های تمدن اسلامی . سیدمحمدرضا خلیل نژاد  استادیار، دانشکده هنر، دانشگاه بیرجند . آدرس کامل مقاله : https://civilica.com/doc/978865/ . چکیده مطالعه حاضر در پی کشف و شناسایی نقش آب و سامانه های استحصال و انتقال آن در تحول منظر طبیعی سرزمین هایی است که در حوزه تمدن اسلامی طبقه بندی میگردند. هرچند موضوع آب و قنات در تمدن اسلامی مورد کنکاش قرار گرفته، این مقاله با نگاهی متفاوت و در بستر وسیعی از حوزه جغرافیایی اسلام سده های نخستین به بررسی نقش آب در تحول معماری منظر اسلامی پرداخته است. اسلام، تغییرات عمیقی را در منظری که سکنی گزیده بود، پدید آورد. مسلمانان با استحصال و انتقال استادانه آب، با واحه های سرسبز و انسانساختی که پدید آوردند موجب سرسبزی سرزمینهای خشک خاورمیانه و مناطق شمالی آفریقا شدند. این تحول منظر علاوه بر بعد اقتصادی که به محصولات کشاورزی بها میداد، دارای جلوه فرهنگی بود که به فرم بصری قدرتمند نیز اعتبار میبخشید. فنون مورد استفاده در فرایند دگرگون سازی منظر نامساعد و تبدیل آن به منظر کشاورزی، ریشه در تمدنهای ایران و روم باستان داشت. اما جوامع اسلامی از این فنون و تخصصها در بستری وسیعتر و متشکل از شبکه پیچیده ای از نوآوریها که علاوه بر بعد فنی، ملاحظات مالکیت زمین و نیروی کار، قوانین ارث، مالیات، رشد شهری، و تصور ایده آل از زندگی روستایی را در برمی گرفت، استفاده نمودند. با تکمیل تمهیدات فصلی یا سامانه های زیرزمینی، نظامهای آب و آبرسانی موجب شکوفایی واحه هایی سرسبز گردید که هم به لحاظ اقتصادی و تولیدی سودمندی و کارآیی داشت، و هم از نظر زیباییشناختی و بصری از جلوه دلپذیر و خوشایندی برخوردار بود. کارکرد اصلی آب، آبیاری محصولاتی بود که به عنوات کالای تجاری و بازرگانی به شهرها ارسال میشد. هدف ثانویه این بود که کاربردهای تفرجی آب در قالب آبنماها و حوضها که زینت بخش حیاطها بود، جلوه نمایی کرده و همچنین آب استخرهای غسل در گرمابه ها نیز تامین گردد. لذا حکام و جوامع اسلامی با اهداف سیاسی و اقتصادی در کنار اهداف تفرجی و عمرانی، استعمال آب را هدف گذاری نمودند. . کلیدواژه ها : آب ، قنات ، منظر ، معماری ، کشاورزی . . . ___________________________________________________________ منبع : چهارمین همایش ملی باستان شناسی ایران

مواریث مکتوب در تمدن آبی ایران

بسم الله الرحمن الرحیم مواریث مکتوب در تمدن آبی ایران . نادر کریمیان سردشتی عضو هیِت علمی دانشگاه میراث فرهنگی . متن کامل مقاله : PDF : مواریث مکتوب در تمدن آبی ایران . چکیده مواریث مکتوب و آثار قلمی حوزه تمدن آبی به طور پراکنده از پیش از دوره اسلام در یونان و برخی از کشورهای شرقی (در کتاب های مربوط به عملیات فلسفه و کتیبه ها) پدید آمده و دامنه آن تا دوره معاصر گسترده شده است. در دوره تمدن اسلامی نیز، مواریث فرهنگی و تالیفات در حوزه تمدن آبی رشد فزایند‌ه‌ای داشته است و از قرن دوم هجری با تدوین آثاری هم چون کتاب المطر و کتاب المیاه ابوزید انصاری تا قرن چهارم و پنجم با تدوین کتاب انباط المیاه الخفیه نباابوبکر کرجی ادامه یافته است. کتاب کرجی از برجسته ترین آثار تمدن آبی ایران محسوب می شود هر چند قبل از آن نیز کتابی با عنوان القنی و الانهار در دوره کاویان در زمینه احکام کاریزها تألیف و تدوین شده بود که نشان از سابقه ایرانیان در تالیف این گونه آثار داشت. از قرن پنجم تا قرن دهم هجری روند تالیف در باب آب، آب یاری، آب شناسی و کشاورزی در کنار سایر علوم متداول زمان دنبال می شد و آثاری هم چون کتاب الافراح فی باب الالواح، آثار احیای ماحیل الصبهانیین فی رفع الما، رساله آب بخشی هرات، دوازده باب در علم فلاحت کتاب نتیجه الدوله یا سه رساله و دو اثر برجسته هروی به نام ارشاد الزراعه و رساله طریق قسمت آب قلب پدید آمد. از قرن دهم هجری به بعد تالیف و تدوین کتاب های مربوط به حوزه آب یاری و کشاورزی رونق بیشتری یافت و در دوره قاجار ده ها اثر به ویژه در علم فلاحت تالیف و ترجمه شد. این مقاله در پی آن است که به ترتیب تاریخی از قرون اولیه اسلامی آثار و تالیفات مربوط به تمدن آبی را شناسایی و معرفی نماید و بنابراین می تواند برای جویندگان مطالعات تمدن آبی راه گشا باشد. . کلیدواژه : آب ، آب یاری ، انسان شناسی تاریخی ، انسان شناسی روستایی ، تمدن آبی ، فنون سنتی ، کشاورزی . . . ____________________________________________________________________________ منبع : نامه انسان شناسی ۱۳۸۱ شماره ۲

خاک و بارورسازی آن در فلاحت دورۀ اسلامی

بسم الله الرحمن الرحیم خاک و بارورسازی آن در فلاحت دورۀ اسلامی . صادق حجتی دکتری تاریخ علم دورۀ اسلامی ، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی . متن کامل مقاله : PDF : خاک و بارورسازی آن در فلاحت دوره اسلامی . چکیده بررسی میراث فلاحتی دورۀ اسلامی با تمرکز بر دو موضوع خاک و شیوه های بارورسازی آن و ردیابی و مقایسۀ آن با ریشه های کلاسیک یونانی و رومی، نمودار تلاش دانشوران و علمای کشاورزی اسلامی برای تکمیل و تنوع بخشی است. چه در کنار تکرار بخش بزرگی از آثار متقدمان، «علوم خاک» در حوزۀ نگاشته های فلاحتی دورۀ اسلامی در این سرفصلها، حاوی داده هایی جدید مرکب از توضیحات استقرائی و نظری، به همراه تجارب زراعی و مشاهدات شخصی است. چندان که این بخش را میتوان یکی از مهمترین محورهای نوآوری متون فلاحتی دورۀ اسلامی قلمداد کرد. از آن میان رساله های تدوین شده در اندلس و به طور مشخص آثار ابن بصال و ابن عوام زمینه ساز تعریف معیارهای جدیدی برای تشخیص کیفیت و مرغوبیت خاک و معرفی دسته بندی های جدیدی از آن گردید. به طوری که دسته بندی دهگانۀ مرسوم در متون رومی برای انواع خاکها، به دستکم ۲۵ نوع ارتقاء یافت. در گام بعدی این معیارها در ایران و در فلاحتنامه های فارسی با رویکردی کاملاً بدیع و اجتهادی و ناظر به کاربرد عملی آنها تدوین و ارائه شد. با این حال این تلقی های متفاوت ابتر بود و در قلمرو جهان اسلام و حتی در غرب لاتین پیگیری نشد و حتی برای پژوهشگران امروزی تاریخ علم دورۀ اسلامی نیز ناشناخته باقی مانده است. بررسی تطور متون فلاحتی با تمرکز بر این موضوع جزئی و ردیابی دلایل احتمالی تغییرات آن هدف این مقاله است. . کلیدواژه ها: خاک شناسی، فلاحت دورۀ اسلامی، فلاحت نامه های اندلسی و فارسی، میراث رومی در علوم اسلامی . . . . ___________________________________________________________________________________ منبع : تاریخ علم، دورۀ ۱۸ ، شمارۀ ۲، پاییز و زمستان ۱۳۹۹  (پیاپی ۲۹)

کتاب : قنات‌ها ، فنی برای دستیابی به آب

بسم اله الرحمن الرحیم کتاب : قنات‌ها ، فنی برای دستیابی به آب . مؤلف: هانری گوبلو مترجمان: ابوالحسن سروقد‌مقدم، محمدحسین پاپلی‌یزدی ناشر: پاپلی .   . زبان: فارسی رده‌بندی دیویی: ۶۲۲٫۳۷ سال چاپ: ۱۳۹۰ نوبت چاپ: ۱ تیراژ: ۲۰۰۰ نسخه تعداد صفحات: ۲۵۰ قطع و نوع جلد: وزیری (شومیز) شابک: ۹۷۸۶۰۰۶۰۲۶۰۱۵ . توضیح کتاب نویسنده در این کتاب به موضوع اهمیت قنات و نقش ایرانی‌ها و تمدن اسلامی در گسترش آن و نیز چگونگی حفر قنات در جهان قدیم و معاصر پرداخته است. از این رو در کتاب ضمن تعریف قنات؛ مزایا و معایب آن، تاریخچه و نحوه گسترش قنات در حوزه فرهنگی ایران، چگونگی انتقال و انتشار فن قنات به سوی غرب و...، مورد توجه نویسنده قرار گرفته است. همچنین در کتاب چگونگی حفر قنات در شبه جزیره عربستان، آفریقای شمالی، مدیترانه شرقی و غربی، مراکش، ترکستان، تورخان و چین، بررسی شده است.

قنات کهریزچهر؛ یک سازۀ آبی نویافته از دوره تاریخی و اسلامی در منطقه بیستون

بسم الله الرحمن الرحیم . قنات کهریزچهر؛ یک سازۀ آبی نویافته از دوره تاریخی و اسلامی در منطقه بیستون . محمد اقبال چهری عضو هیات علمی دانشگاه آزاد تهران  فتانه رحیمی  دانشجوی دکترای تخصصی ، گروه باستان شناسی، دانشگاه آزاد تهران . متن کامل مقاله : PDF : قنات کهریز چهر،سازۀ آبی دوره تاریخی و اسلامی در بیستون . چکیده ایرانیان باستان در چندین هزار سال قبل دست به ابتکار جدیدی زده که آن را قنات نام گذارده‌اند. مطالعات پزوهشگران نشان می‌دهد که قنات در ایران به مناطق نیمه خشک و بیابانی محدود نشده و در مناطق کوهستانی و پُرآب نیز احداث گردیده است. از قنات‌های شاخصی که در منطقه‌ای کوهستانی و پُرآب در ایام گذشته حفر شده است، قنات کهریز واقع در روستای چهر از منطقه بیستون است که توسط یکی از نگارندگان در بررسی باستان شناسی سال ۱۳۸۷ در منطقه مورد شناسایی قرار گرفت. روش تحقیق در این مقاله به صورت توصیفی- تحلیلی و با استفاده از شیوۀ کتابخانه‌ای- میدانی است. ضرورت این پژوهش بدین دلیل است که تاکنون در منابع تاریخی و یا باستان شناسی به این قنات اشاره‌ای اندکی شده است و تنها در چند خط به ذکر شماره ثبت محوطه و معرفی آن اختصاص یافته است. پرسش‌هایی نیز در این مقاله به شرح زیر مطرح گردید: ۱٫ قنات کهریز چهر با هدف چه نوع کاربری ساخته شده است؟ ۲٫ بر اساس مدارک و شواهد موجود، قدمت قنات چهر را به چه دوره‌ای می‌توان منتسب نمود؟ قنات کهریز با ۱۷حلقه چاه در محوری طولی نه چندان منظم در امتداد یکدیگر با دیوارهای سنگ‌چینی از سنگ آهک‌ها احداث شده‌ است. کاربری این قنات صرفاً به جهت آبرسانی به اراضی کشاورزی بوده است. حداقل تاریخی که قنات کهریز احداث شده در دوره اسلامی میانه است، هرچند که با توجه به حضور محوطه‌های متعدد اشکانی- ساسانی در محدوده اطراف قنات و کهنگی سنگ‌های دیوار آن، می‌توان قدمت ساخت قنات را تا دوره تاریخی نیز منتسب نمود . . کلیدواژه‌ها : قنات  ، کهریز چهر ، بیستون  ، دوره تاریخی و اسلامی . . . . ____________________________________________________________________________________ منبع : دوفصلنامه مطالعات ایران کهن - شماره اول سال اول بهار و تابستان ۱۴۰۰    

حفاظت قانونی از قنوات و منابع آبهای زیر زمینی

بسم الله الرحمن الرحیم حفاظت قانونی از قنوات و منابع آبهای زیر زمینی . غلامرضا مدنیان کارشناس ارشد حقوقی - مشاور حقوقی مدیر عامل شبکه آبیاری دز . اشاره: بی تردید قنات یکی از شاهکارها و ابتکارات ایرانیان است که تقریباً از سه هزار سال قبل به ما به ارث رسیده است . هم اکنون در کشور ایران حدود ۲۰ هزار رشته قنات دایر و تقریباً ۱۵ هزار قنات بایر وجود دارد که طول تونل بعضی از آنها به طور متوسط به ۷۵کیلومتر میرسد و مجموع آبی که از آنها استخراج می شود برابر با ۵۰۰ متر مکعب در ثانیه یا پانزده میلیارد متر مکعب می باشد. طول قناتهای ایران از طول خط کمربندی دور زمین بزرگتر است و عمق برخی از چاههای قنوات شرق ایران خصوصاً در منطقه خراسان از چهارصدمتر متجاوز می باشد بطوریکه هانری گـبوH .Goblot مهندس فرانسـوی می گوید : « برج ایفل را می توان در آن پنهان کرد . »(۱) . . شاردن که در قرن ۱۷ میلادی از ایران بازدید نموده درباره قنات های ایران می گوید : « در فن اکتشاف و هدایت آب هیچ ملتی به پای ایرانیان نمیرسد و در جهان ملتی پیدا نمی شود که به مانند ایرانیان در حفر و احداث چشمه های زیر زمینی و ایجاد مسیرهای مناسب تحت الارضی مهارت داشته باشد .» (۲) مهندسی قنات در ایران پیشینه باستانی دارد و ریشه این امر در نیاز ایرانیان به آب و نگرش آنان به عنوان یکی از سمبل های پاکی و صداقت باعث شده تا پدران ما از قرنها پیش با ابداع یک روش آبیاری خاص ، تعجب ملل مختلف جهان را برانگیزند .خشکی عمومی سرزمین ایران (بجز منطقه سبز شمالی) و درک مسئله کم آبی در اغلب مناطق باعث شده تا ایرانیان همیشه به اهمیت آب و تأثیر آن در روند حیات اجتماعی خود توجهی ویژه معطوف دارند . تأثیر بسزای قنات در زندگی مردم ایران باعث گردیده تا بدلیل سادگی و نیز هنر خاصی که در این رشته مهم آبیاری ملاحظه می شود ، گستره استفاده از این فن به تمامی سرزمین پهناور ایران باستان که شامل پاکستان ، ترکستان ، جنوب روسیه ،عراق ، سوریه ، عربستان و یمن امروزی بوده توسعه یابد و با استیلای اسلام بر پارت های ساسانی در قرن دوم هجری این سیستم آب رسانی تحت همین عنوان در سراسر عالم مورد استفاده و بهره برداری قرار گیرد و به تدریج در اسپانیا ، اروپا و آمریکا و حتی آفریقا از قنات ، بهره های فراوانی برده شود . از بُعد متون قانونی و قواعد حاکم بر احداث ، استفاده و بهره برداری از منابع آبی در ایران باستان و نیز شرایط چگونگی کیفیت ، نظارت و یا حاکمیت دولتها بر این منابع بجز سنگ نوشته هایی که از قانون حمورابی بدست آمده اثر مکتوب دیگری نمیتوان یافت . این قانون توسط حمورابی که حدود ۲۱۰۰ سال قبل از میلاد مسیح(ع) زندگی می کرده تدوین شده و مشتمل بر ۲۸۲ ماده می باشد ، که در حدود ۳۶۰۰ خط است و در بخشی از آن به مقررات زراعت ، آبیاری ، کشتیرانی وسایر قوانین اجتماعی اشاره نموده ،وجود این قانون نشانگر آشنایی بالای مردم بابل به اصول و قواعد حقوقی می باشد .(۳) در این قانون به مقررات آبیاری توجه خاصی شده که برای مثال یکی از مواد آن بشرح زیر آورده می شود : « اگر کسی موظف باشد که آبگیر یا سد خود را تعمیر کند و این وظیفه را انجام ندهد ، اگر روزنه ای در این آبگیر پیدا شود و سبب شود که آب ، مزارع اطراف را ویران کند ، صاحب آب باید خسارت وارده بر صاحبان مزارع را بپردازد .» همانگونه که سایر ملل آب را به دیده احترام نگریسته اند، ایرانیان قدیم نیز آب را مقدس شمرده اند . در متون نوشته شده بر سنگ نوشته های باستان به دقت میتوان به این مهم دست یافت . داریوش کبیر بنیانگذار ایران آباد در ستونهای تخت جمشید به این مهم اشاره می کند و از پروردگار یکتای جهان مسئلت می دارد که : « پروردگارا کشور مرا از خشکسالی ، دروغ و دشمن محفوظ دار .» به لحاظ آنکه قنات قبل از ظهور اسلام در ایران معمول و متداول بوده در مقررات اسلامی قواعد زیادی پیرامون قنات دیده می شود و نیزتأکید صریح قرآن به تأثیر با اهمیت آب در حیات باعث شده، تا قوانین عام مربوط به مباحث بهره مندی از آب در اسلام به صورت دقیق به ثمره استفاده از قنات یعنی آب عمومیت یافته و یکسری از قوانین و مقررات مدرن در متون فقهی فقیهان پیشین و جدید به این مهم اختصاص یابد .طبق روایت گردیزی در زین الاخسار ، در زمان حکومت عبداله بن طاهر والی خراسان در زمان حکومت طاهریان از مجموع نظرات فقها کتابی بنام کتاب القانی والانهار تنظیم شده ،که گویای توجه به منابع آبی در بین مسلمین می باشد.(۴) و لذا چون بخش عمده ای از احادیث و آیات قرآن به مقوله آب اختصاص دارد دین مبین اسلام را میتوان یکی از غنی ترین وسرشارترین ادیان الهی برای وضع قوانین مرتبط با مقوله آب دانست . در شرع اسلام علی الاصول آب خرید و فروش نمی شود(۵) وآب بعنوان یک عطیه الهی برای استفاده عموم و جزء اموال عمومی و انفال محسوب است (۶) ولی هرگاه رسیدن به آب مستلزم عملیات خاصی باشد، آب حاصله قابل فروش است و لذا توجه ایرانیان به امر معطوف شده که تمامی فعالیتهای مربوط به دست یابی به آب که از سوی افراد ، با طی مرارتها و سختی صورت می گیرد عملی محترم و قابل احترام است . بر همین اساس در اسلام بر خلاف اصل عدم خرید و فروش آب احترام به مالکیت مجاری آبی دقیقاً از متون دینی و فقهی استنباط می شود . . . مقاله حاضر که تحت عنوان « حفاظت قانونی از قنوات و منابع آبهای زیر زمینی» برای ارائه به سمینار بین المللی قنات تهیه شده سعی دارد تا با بررسی جنبه های مختلف مرتبط با قنوات و آبهای زیر زمینی از جنبه های قانونی و حقوقی به تشریح این امر بپردازد که در نظام حقوقی ایران به این قبیل تأسیسات و منابع آبی به دیده خاصی نگریسته شده و قانونگذار با وضع قواعد آمره و الزام آور سعی داشته تا با هدایت صحیح روند بهره برداری ، به حفاظت از این منابع بپردازد. در این مقاله به جنبه های مختلف بحث از قبیل وضعیت نظام مالکیت حاکم بر قنوات و همچنین مقررات و قوانین گوناگونی که تا کنون در بخشهای حقوقی، کیفری، ثبتی تصویب گردیده پرداخته می شود . امید است که این تلاش اندک و ناچیز مورد استفاده صاحبان اندیشه و مجریان و قانونگذاران بصیر قرار گرفته و خطاهای آن را به دیده عفو بنگرند . . کلیدواژه ها: قانون مدنی ، مالکیت عمومی ، حقوق عمومی ، حقوق خصوصی ، حفاظت قانونی . بخش اول : کلیات فصل اول: تعاریف قنات در متون مختلف قبل از هر گونه بحثی باید توجه داشت که منظور از قنات چیست و چه تعاریفی از آن در فرهنگ های ادبی ،حقوقی وفنی به عمل آمده است لذابا بررسی ابعاد مختلف می توان تعاریف گوناگونی که پیرامون قنات از سوی دانشمندان علوم مختلف فنی و مهندسی و علوم انسانی ارائه شده بشرح زیر بر شمرد . ۱-قنات از نظر ادبی یک: قنات یا Flume به معنای کاریز آب است (۷) دوم : قنات Qanat یا کاریز ، مجرایی است که به کمک چاههای متعدد در زیر زمین حفر می شود تا آب زیر زمین کوهپایه ها را به داخل دشت ها روان ساخته و به مصرف کشاورزی و غیره برساند (۸) سوم : قنات یا کاریز یا مجرای آب زیر زمینی ، یک واحد آبیاری است که مصنوعاً بوجود آمده و مانند یک چشمه طبیعی آب آن در اثر قوه ثقل به طرف مزارع پائین دست جاری می شود (۹) چهارم : قنات یا tunnel Infiltration yallery , Intfiltration ، کوره یا تونل مصنوعی است که دارای همان ویژگی های نهر آبکش می باشد )۱۰) پنجم : مجرایی که در زیر زمین برای جاری شدن آب حفر می کنند ، کاریز ، قناء و قنوات « قـَ نَ » نامیده میشود. در ایران حدود پنجاه هزار قنات وجود داشته که طول بعضی از آنها تا ۷۵کیلومتر می رسد عمیق ترین چاه قنات را که قنات از آنجا شروع می شود « مادر چاه» و هر یک از چاههای دیگر را « میله چاه» می گویند . تونلی را که در زیر زمین است و آب در آن جاری است «مجرای قنات» و جایی را که آب ظاهر می شود «مظهر قنات» می نامند .(۱۱) ۲- قنات از نظر دکترین حقوقی قنات عبارت است از حلقه های چاههای آبده و خشک که مطابق نظر کارشناسان برای آبیاری مزارع احداث می گردد . به این نظر که به آبهای چاههای آبده تمرکز دهند تا برای امور کشاورزی کفایت کند و جهت سرکشی و تعمیر مجاری آب همان چاههای آب ده ، چاههای خشک دیگری نیز حفر می شود که در موقع لزوم از آن راه داخل شده و اگر خرابی در مجرای آب پیدا شده باشد آنرا تنقیه و تعمیر نماید .(۱۲) ۳-قنات از نظر فنی الف ) قنات عبارت است از مجاری زیر زمینی است که با بکار بردن شیبی کمتر از سطح شیب زمین آب را به سطح زمین می رساند ، منبع قنات ، طبقه ای از زمین است که آب در آنجا جمع شده و عمق آن از ۵۰ تا ۸۰ فوت « تقریباً ۱۶ تا ۲۶ متر» است و وسعت آن به ۳۰۰ فوت یا قریب ۱۰۰ متر می رسد . در قسمت علیای قنات آب از یک یا چند دالان زیر زمینی جاری و در یک جا جمع می شود و در قسمت سفلای قنات ، آب از طبقات خشک زمین می گذرد و به نقطه ای که در سطح زمین قرار دارد رسیده و از این جا به بعد در نهری روباز جاری می شود ، مقطع قنات قریب به ۴ فوت یا حدود یک متر خواهد بود که ارتفاع آن از ۵/۲ تا ۳ فوت یعنی حدود ۷۷ سانتی متر تا یک متر عرض دارد . خاک زیر زمین را که کنده اند از میان چاههای عمودی و به وسیله دلوهای چرمینی که آنها را با طناب یا چرخ چوبین بالا می کشند به سطح زمین می رسانند . همچنین این چاهها برای مقنی یا کسی که قنات را احداث می کند هوای تازه فراهم می کند . هر گاه در طبقه ای از زمین که محتوی آب است شیب دهات کم باشد ، مسیر قنات طولانی تر می گردد. آبی که از قنات بدست می آید از نظر میزان تفاوت دارد و از قریب ۱ لیتر تا ۴۰۳/۹۵ لیتر در ثایه متغیر است . دورترین نقطه از مظهر قنات « مادر چاه ›› نام دارد . (۱۳) ب) حفر قنات معمولاً از مظهر آن که همان سطح زمین و خشک می باشد شروع و به منابع آبده مادر چاه ختم می شود بنابراین اول ، دهانه قنات یا هرنج که خشک است و بعد اولین چاهها ، میله ها که آنها هم خشک هستند و به اصطلاح قسمت خشک قنات می شود حفر می گردد ، بعد کار به طرف قسمتهای بالا دست که همان قسمتهای آبده است ادامه پیدا می کند . (۱۴) ج ) قات تکنیکی است دارای ویژگیهای استخراج معادن و عبارت است از بهره برداری از سفره های آبهای زیر زمینی به کمک دهلیزهای زهکشی آب (۱۵) فصل دوم : تقسیم بندی قنات قنات متناسب با شرایط و اهدافی که پیرامون آن گفتگو می کنیم به تقسیم بندیهای مختلفی قابل ذکر است . ۱- انواع قنات از جهت نحوه بهره برداری الف :قنات دایر : عبارت است از قنات هایی که آباد بوده و دارای آب کافی هستند این مفهوم در مقابل قنات بایر بکار برده می شود. ب: قنات بایر : عبارت است از قنات هایی که مسلوب المنفعه « فاقد آب مناسب›› بوده و قابلیت بهره برداری ندارند . ج:قنات متروک: عبارت از قناتی است که چهار سال بایر بوده و به علت نقصان ناشی از آب عملاً مسلوب المنفعه تشخیص داده شود و چنانچه مالک یا مالکین آن با اعلام کتبی وزارت نیرودر مدتی که از یکسال تجاوز نکند نسبت به دایر کردن قنات اقدام نکنند متروک تشخیص و مجاناً جزء منابع ملی یا انفال محسوب می شود . وزارت نیرو می تواند قنات متروک را رأساً مورد استفاده قرار دهد و یا اجازه بهره برداری از آن را به دیگری واگذار نماید و یا عندالاقتضاء اجازه تعمیر قنات متروک را صادر نماید . تعریف مذکور در ماده ۳۷ قانون آب و نحوه ملی شدن آن مصوب ۱۳۴۷مذکور است . (۱۷) ۲ :انواع قنات از جهت مالکیت الف :قنات مستقل : قناتی است که تابع املاک بوده و در مالکیت صاحب زمین قرار دارد و بصورت تابعی از مالکیت زمین مورد معامله قرار می گیرد . این قبیل قناتها بموجب ماده ۱۳۶ آئین نامه قانون ثبت مورد تعریف قانونگذار قرار گرفته است. ب:قنات مشاع و مشترک : عبارت است از قناتی که مشترک بین دو یا چند نفر می باشد . قانونگذار در ماده ۲۶ قانون آب و نحوه ملی شدن آن به این قبیل موارد اشاره نموده است . همچنین قانون مدنی به تعریفی از این نوع قنات پرداخته است که اشاره دارد قناتی که چند نفر در کندن آن شریک شوند نسبت به عمل و مخارجی که موجب تفاوت عمل باشد مالک آب آن می شوند و به همان نسبت بین آنها تقسیم می شود .(۱۸) . بخش دوم : پیشینه تاریخی وبررسی سیر تحول قوانین مرتبط با قنات فصل اول: پیشینه قوانین مربوط به قنات در دوران گذشته ۱ ) نبرد سرگون:یکی از قدیمی ترین اسناد مکتوب شناخته شده که در آن به مسائل وچگونگی قواعد قنات اشاره شده شرح هشتمین نبرد سرگون دوم پادشاه آشور به سال ۷۰۵-۷۲۲ قبل از میلاد علیه امپراطور « اورارتو » در سال ۷۱۴ قبل از میلاد است که تحت رهبری روسای اول Urasa Rusa بوده است . این اثر اکنون در موزه لوور است و به شرح توصیفاتی دقیق از ایران غربی ، ارمنستان و کردستان می پردازد (۱۹) این نبرد اطراف شهر اهلو Uhlu یا مرند کنونی در حدود ۶۰ کیلومتری شمال شرقی تبریز به وقوع پیوسته است کتیبه سارگون علاوه بر توضیح وضعیت عمومی نبرد پیرامون وضعیت قناتها توضیحات مناسبی بدست می هد (۲۰) ۲ ) مریگان هزار دادستان :در سال ۱۸۹۵ در سفرنامه ای که به تشریح شهرهای دوران ساسانیان اختصاص یافته با تکیه بر دو متن که یقیناً منبع واحدی دارند یعنی فصل بیست و دوم مریگان هزار دادستان ، رساله ای قضایی به زبان پهلوی تدوین شده است و نیز مجموعه ای سوری یعنی اسکوبوکت Iskkobkt بر اهمیت قنات در توسعه شهرهای ساسانی تأکید کرده است (۲۱)و این همان دیدگاهی است که در می یابیم در حقوق موضوع این عصر از سلسله ساسانیان به قناتها توجه شده و به اهمیت آنها عنایت ویژه ای مبذول شده است (۲۲) ۳ )دوران اسلامی :دوره اسلامی که با ورود اسلام به ایران و فروپاشی سلسله پادشاهی ساسانیان قرین گشت سرآغاز تحول جدیدی در مبحث قناتها بوده ، هر چند اعراب از وضعیت قناتها اطلاعاتی نداشته ولی ورود آنها به ایران باعث شد تا آنها ضمن ِآشنا شدن به این فن نسبت به گسترش آن در شبه جزیره عربستان که سرزمین خشک و بی آب و علفی است همت گمارند . از طرفی توجه اسلام به جایگاه رفیع آب در کتاب آسمانی قرآن آنها را بر آن داشت تا با اهمیت دادن به جنبه های تکنیکی و اقتصادی آب و قنات نسبت به گسترش و استفاده بیشتر از آن روی آورند . بر همین اساس است که بر پایه تعالیم دین مبین اسلام احیای اراضی موات و مشروب ساختن این اراضی باعث ایجاد مالکیت و حق قانونی بر این اراضی شده و همین مقررات به ترغیب مسلمین به آبادانی بیشتر سرزمینهای خشک می پردازد . بر پایه این عقیده است که برخی محققین به این امر اشاره کرده اند از جمله فقهای اوایل عصر عباسی نظیر ابویوسف یعقوب متوفی به سال ۷۹۸ پس از میلاد یا ۱۸۲ هجری قمری توصیه کرده اند کسانی که زمینهای موات را آباد کنند از پرداخت خراج حکومتی یا مالیات معاف شوند و حق مالکیت آنها به رسمیت شناخته شود (۲۳) در این دوره ما به چند کتاب ارزشمند در بخش های حقوقی و فنی که حاوی اطلاعات با ارزشی از اهمیت و کیفیت حقوقی وفنی قناتها می باشند برخورد می نماییم . نخستین آن کتابی است که از سوی یک وقایع نگار اسلامی بنامگردیزی در شرح وقایع مربوط به خراسان به آن اشاره شده و آمده :«در عهد طاهریان به سال ۸۲۱ تا ۸۷۳ میلادی که در شمال خراسان فرمانروایی کرده اند پس از زلزله سال ۲۲۴ هجری قمری ( حدود ۸۳۰ میلادی) بدلیل خرابی بسیاری از خانه ها و کاریزها مردم مراجعات زیادی به فرمانروای وقت عبداله بن طاهر صورت می دادند و بدلیل آنکه متون اسلامی پیرامون اصول وشرایط قنات ساکت ولی پیرامون مسایل آب ، خسارت ، تصرف و مالکیت دارای عمومات مفید و قابل استفاده ای بوده یاد شده فقهای عصر منطقه خراسان و عراق را دعوت کرد تا پیرامون مسایل مربوط به قنات کتابی تدوین سازند» و بر همین مبنا ثمره این تلاشها کتابی است به عنوان القانی والانهارکه یک رساله حقوقی است و به مباحث مختلف حقوقی این منبع آبی اشاره می نماید . این کتاب مجموعه ای از قواعد مربوط به مسایل مالکیت ، بهره برداری حریم و خسارات است که بعنوان یک گنجینه حقوقی قابل توجه می باشد . (۲۴) کتاب دیگر رساله ای است بنام آب های زیر زمینی کرجی که در حدود سال ۱۰۱۰ هجری قمری نوشته شده و اصولاً به مسایل تکنیکی قنات اشاره کرده و توجه زیادی به مئل حقوقی نداشته است . این کتاب که مشتمل بر سی فصل بوده ، پیرامون توصیف زمین ، کوهها ، زمینهای کم آب و انواع آبها از نظر نوع سبک سنگینی و مسایل مربوط به حریم قنوات ازجهت فنی و چگونگی مسایل فنی مهندسی آبها و قنوات بحث می نماید که به نوبه خود کتاب باارزشی می باشد. کتابهای دیگری همچون « اموال ابی عبید ،الاحکام السلطانیه ماوردی،الخراج ابی یوسف، الخراج یحیی ابن آدم » بر وجود و اهمیت قنات های دوره اسلامی در گستره فرهنگی ایران شهادت می دهند و همچنین گزارش جمع کثیری از سفرنامه های جهانگردان و محققین غربی گویای گسترش قنوات در فرهنگ اسلامی تا قرن حاضر می باشد .در عین اینکه در این دوره گسترش قنات بحدی افزون شده که از مرزهای ایران باستان گذشته وبه سراسر عالم تسری پیدا کرد لکن مجموعه قواعد منسجم حقوقی که گویای دقیق این تکنیک فوق العاده از منظر حقوقی باشد بدست نیامد و در مقررات اسلامی به مسایل عمومی منابع آبی شامل انفال «چشمه سارها ، رودخانه ها، چاهها» و حق مالکیت خصوصی منابع آبی اشاره شده است . از نظر اسلام آب های زیر زمینی که با کار وعمل افراد استخراج میشودمثل قنات وچاهای عمیق و غیر عمیق ملک استخراج کننده است . بنا براین اگر چاه یاقنات درملک شخصی حفر شودمالک آن همان صاحب ملک،واگر درملک امام حفر شود مالک آن امام است ومالک می تواند آب آن را بفروشدویا از استفاده دیگران جلوگیری نماید. روایتی از عبدالله کاهلی نقل شده که « در خدمت امام صادق(ع) بودم که مردی ازامام درباره قناتی سؤال کرد که میان گروهی مشترک است ویکی از شرکا قصد فروش سهم آب خود را دارد آیا مجاز به فروش هست . امام فرمود :بلی این آب از آبهایی نیست که فروش آن ممنوع است .(۲۵) ما در فصول آینده پیرامون مسائل مختلف آبی از منظرفقه وحقوق اسلامی مطالبی را به صورت مفصل بیان می کنیم. فصل دوم : پیشینه قوانین مربوط به قنات در دوران حاضر ۱: طرح بحث دوران جدید مورد نظر در شعاع بررسی و تحقیق حاضر از نظر ما شروع دوران قانونگذاری در ایران است که با جریان مشروطیت در ایران آغاز شده است هر چند این امر از نظر زمانی کمتر از یک قرن می باشد لکن از جهت کثرت متون قانونی بلحاظ استقرار نظام حکومتی واجد پارلمان، سرشار از قواعد مدون حقوقی است که از ناحیه مجالس قانونگذاری مورد تصویب قرار گرفته است . پس از دوران مشروطیت ایران صاحب یک قانون اساسی ، یک نظام حکومتی سلطنتی مشروطه همراه با سه رکن آن یعنی قوای مقننه ، قضائیه ، و اجرائیه گردید که از جهت تئوریک هر یک از این قوا به تأسی از نظریه تفکیک قوا دارای اختیارات و وظایفی مشخص گردیدند . بر همین مبنا به تدریج بنا بر ضرورتهای یک جامعه مترقی و مدرن تهیه و تدوین متون قانونی به شکل مرسوم در حقوق اساسی و با مکانیزم تعبیه شده در قانون اساسی مشروطه و متمم آن از سوی دو رکن حاکمیت یعنی قوه مقننه و قوه مجریه در دستور کار قرار گرفت و با اهمیت دادن به مسایل مبتلا به جامعه به تدریج لوایح و طرحهای قانونی به قوه مقننه ارسال گردید . پارلمان ایران با ادارک این امر که استقرار یک نظام عادلانه حقوقی در کشور مستلزم تدوین قانون مدنی است با استفاده از متون فقه اسلام و نیز مطالعه تطبیقی حقوق کشورهای مترقی آن زمان شامل فرانسه ، بلژیک ، آلمان ، و غیره و با در نظر گرفتن شرایط حاکم بر عرف ، سنن و عقاید جامعه اسلامی به تدوین و تصویب این قانون در مورخ ۱۸/۲/۱۳۰۷ پرداخت . این قانون مهمترین ارکان یک ساختار حقوقی را تدوین نموده و به حقوق اموال و مالکیت ، حقوق قراردادها ، اشخاص و تابعیت ،حقوق خانواده ، ادله اثبات دعوی در سه جلد و چندین فصل مختلف پرداخته است در بخشهایی از این قانون بصورت پراکنده لکن هماهنگ به مسایل آبیاری و نظام حاکم بر آن اشاره شده است . ۲ : قانون مدنی قانون مدنی ایران مصوب ۱۸/۲/۱۳۰۷ در خصوص مسایل مربوط به نظام آبیاری ایران دارای مسایل مختلف و گوناگونی است . این قانون را میتوان از ابعاد مختلف مورد بررسی قرار داد . ۱-۲ : مسایل مربوط به تفکیک آبها و تقسیم بندی آنها ۲-۲ : مسایل مربوط به مالکیت منابع آبی ۳-۲ : مسایل مربوط به بهره برداری از منابع آبی ۴-۲: مسایل مربوط به حریم منابع آبی ۱-۲: مسایل مربوط به تفکیک آبها و تقسیم بندی آنها : از نظر قانون مدنی منابع آبی به دو بخش منابع آبی سطح الارضی همانند دریا ، رودخانه ، چشمه ، نهرهای یا مجاری آبیاری ، و تحت الارضی همانند چاه ، قنات ، تقسیم نموده است .(۲۶) ۲-۲ : مسایل مربوط به مالکیت منابع آبی : درقانون مدنی مالکیت بطور مطلق به سه بخش تقسیم می شود بخش نخست مالکیت خصوصی بخش دوم : مالکیت عمومی یا مشترکات (۲۷) بخش سوم : مالکیت ملی یا بیت المال در این قانون علیرغم آنکه تعریفی از مال ارائه نشده ولی به منابع آبی به دیده یک مال نگریسته و آن را شامل سه بخش فوق دانسته است (۲۸) و مالکیت بر منابع آبی را به ساحت آن که چه کسی مالک آن است تقسیم بندی نمود. اگر این منابع متعلق به افراد خصوصی باشد و یا اشخاص حقوقی حقوق خصوصی (۲۹) برابر مقررات حق تملک آن را حائز شده اند آنرا خصوصی تلقی نموده لیکن اگر مال یا منبع متعلق به دولت یا عموم افراد باشد همانند اموال شهرداری آن را جزء اموال عمومی یا مشترکات محسوب نموده است چنانچه دولت مالی را ملی اعلام دارد شرایط ملی شدن بر آن مترتب می گردد . لکن به اشخاص خصوصی و یا اشخاص حقوقی حقوق خصوصی این اختیار داده شده تا بر اساس چند قاعده حقوقی به مالکیت خصوصی بر منابع آبی دست یابند . اول : عقود و تعهدات به موجب قواعد قانون مدنی میتوان با داشتن اختیار ، عقل ، بلوغ ، اراده نسبت به خرید یک مال یا منبع آبی پرداخت (۳۰) و از آن بهره مند شد به فرض مثال میتوان چاه احداث شده توسط یک فرد را در چارچوب یک قرارداد حقوقی مورد معامله قرار داد و از این منبع آبی در چهارچوب مقررات حقوق خصوصی بهره مند شد . دوم : حیازت مباحات بر اساس ماده ۲۷ قانون مدنی اموالی که ملک اشخاص نمی باشد و عموم افراد مردم میتوانند آنها را مطابق مقررات مندرجه در قانون و سایر قوانین مخصوصه تملک کرده یا از آنها استفاده کنند مباحات نامیده میشوند در این فرض تمام افراد جامعه میتوانند به طور مساوی از منابع آبی بهره مند شوند و حدود و میزان استفاده آنها تا جایی است که به عموم تضرر وارد نشده و موجب بروز انحصار نگردد ، این فرض بر اساس قاعده حقوقی(( لا ضرر و لاضرر فی الاسلام)) استوار است .( ۳۱) کندن چاه یا قنات برطبق ماده۱۶۰ قانون مدنی یکی از طرق حیازت مباحات آبهای مباح محسوب شده است .ماده مذکوراشاره میدارد : «هر کس در زمین خود یا دراراضی مباحه به قصد تملک ،قنات یاچاهی بکند مالک آن آب میشود.بنابراین مطابق ماده فوق احداث منابع آبی در اراضی وقتی حیازت محسوب است که به آب منتهی شود وبا این کیفیت سبب تملک آب میگردد. لکن اگر کسی در ملک خویش احداث منبع آبی بنماید مالکیت او بر آب بدلیل حیازت مباحات نیست بلکه بدلیل حق مالکیت زمین و توابع آن است ،زیرا بموجب ماده ۳۸ قانون مد نی مالکیت فضای تحتانی وفوقانی زمین تا هرکجا که پایین و بالا رود جزء مالکیت مالک زمین میباشد.›› (۳۲) سوم : اخذ به شُفعه بر اساس این قاعده حقوقی اگر دو نفر شریک یک مال غیر منقول باشند و شریک اول قصد فروش سهام خویش را داشته باشد طرف مقابل الویت در خرید سهام شریک خود را دارد و اگر شریک بدون جلب رضایت سهامدار دیگر سهام متعلقه به خود را به فروش برساند این معامله از سوی شریک متضرر دیگر قابل ابطال است و این امر در خصوص چاهها و قنوات نیز قابلیت اعمال دارد زیرا بخشی از شراکت متعلق به شرایط شرکاء می باشد و فروش مال مشترک به غیر میتواند باعث بروز مشکلات گردد .(۳۳) چهارم : ارث  بر اساس مقررات مواد ۸۶۱ تا ۹۵۰ قانون مدنی موجبات و طبقات ارث و موانع و حقوق ورثه بصورت مفصل بیان شده و میتوان بر اساس این ضوابط اموال باقیمانده از ناحیه مورث را با شروط قانونی بین افراد باقیمانده از میت تقسیم نمود . در خصوص منابع آبی حقوق مالکانه و نیز سهام متعلق به مالک یک قنات به ورثه وی منتقل می گردد. (۳۶) قانون مذکور پس از آنکه آب را بعنوان یک منبع همگانی و عمومی قابل استفاده همگانی و جمعی دانسته ، تملک آنرا برای شخص منتفع دارای آثار و مالکیت تلقی و هر گونه بهره برداری و تسلط بر آن را مجاز می شمارد. این روند تا بدانجا پیش می رود که هر گاه یک منبع آبی در ملک کسی بوجود آید خواه بر اثر فعل یا بر اثر عوارض طبیعی باشد قانون مدنی آنرا محکوم به مالکیت صاحب زمین دانسته و اشاره میدارد : « چشمه واقع در زمین کسی محکوم به مالکیت صاحب زمین است ›› (۳۷) در این مورد که وجود منبع آبی را در ملک خصوصی محکوم به مالکیت صاحب آن میداند فرض را بر آن گرفته که این شخص با دارا بودن حق مالکیت تام میتواند هر گونه استفاده و انتفاعی از آن ببرد و دیگران نمی توانند به استناد آنکه منابع آبی جزء مشترکات عمومی محسوب هستند از آن بهره مند باشند مگر آنکه مالک رأساً برای دیگران عیناً یا انتفاعاً حقی قرار داده باشد . لذا با این دیدگاه هر گونه نظارت یا دخالت دولت در منابع آبی از سوی قانونگذار به سکوت برگزار شده و فقط دولت نیز می تواند همانند اشخاص خصوصی دارای مالکیت باشد ولی حق ویژه حاکمیتی نخواهد داشت و حفر چاه ، قنات ، و هر گونه منبع آبی دیگری مانند انهار یا مجاری آبی بدون نیاز به اخذ مجوز با وجود قوانین مدنی مجاز شمرده شده و عموماً در این قوانین اصل بر خصوصی بودن مالکیت منابع آبی و قنوات است و هر کس میتواند بر طبق این ضوابط رأساً به منابع آبی دست یابدو خواست و اراده خصوصی مالکیت مطلق دارد . (۳۸) ۳-۲ مسایل مربوط به بهره برداری از منابع آبی در قانون مدنی نظام قانون مدنی بهره برداری از قنوات یا سایر منابع آبی به سه بخش قابل تقسیم است : اول: بهره برداری فردی  هر فردی که به قصد مالکیت اقدام به تملک یا بهره برداری از منابع آبی نماید مجاز خواهد بود، زیرا ماده ۱۴۸ قانون مدنی در این خصوص اشاره می نماید که « هر کس در زمین مباح نهری بکند و متصل به رودخانه کند آن نهر را احیاء کرده و مالک آن می شود » همچنین بر اساس ماده ۱۴۹ قانون مدنی « هر گاه کسی به قصد حیازت مباحه (آبهای مجاز) نهر یا مجرایی احداث کند آب مباحی که در نهر یا مجرای مزبور وارد شود ملک صاحب مجری است »بنابراین قاعده هر یک از اشخاص حقیقی حقوق خصوصی مستقلاً حق بهره برداری و استفاده مالکانه از قنوات یا منابع آبی را دارا بوده و عمل آنها بدون نیاز به صدور پروانه بهره برداری مورد قبول قانونگذار مدنی بوده است . دوم : بهره برداری شراکتی : نوع دیگری از بهره برداری مندرج در قانون مدنی اشتراک و شراکت داشتن در استفاده از منابع آبی خصوصاً قنوات است بر این اساس افراد می توانند در قالب یک شراکت مدنی یا شراکت مندرج در قانون تجارت از انواع شرکتهای تجاری مبادرت به بهره برداری از این منابع بنمایند با این وصف علاوه بر آنکه مالکیت این منبع آبی « قنات»متعلق به عموم سهامداران و شرکاء می باشد حق بهره برداری از آب استحصالی نیز برای عموم سهامداران و شرکاء می باشد و هیچکدام نسبت به دیگری رجحان و برتری نخواهد داشت مگر به میزان قدر السهم و قدرالحصه خود ، مقررات حاکم بر این موضوع در مواد قانون مدنی در دو بخش قواعد عام شرکت یا قواعد مزبور در ماده ۱۳۲ قابل ملاحظه می باشد . (۳۹) همچنین ماده ۱۳۴ اشاره میدارد : « هیچیک از اشخاصی که در یک نهر یا مجرا شریکند نمی توانند شرکاء دیگر را مانع از عبور یا بردن آب شوند .» بدیهی است که تقسیم نهر یا قنات مشاع همانند تقسیم اموال مشترک خواهد بود . (۴۰) مضافا ًبا عنایت به ااول حاکم بر قانون مدنی دولت یا شهرداریها نیز می توانستند همانند سایر اشخاص خصوصی از ضوابط حاکم بر این بخش به نفع خویش بهره برده و بدیهی است که هیچگونه رجحان یا برتری نسبت به سایر اشخاص نخواهند داشت و میزان حقوق آنها با سایر افراد برابری داشته است ، مؤید این نظر عدم تصریح به مقررات خاص دولت و نیز سکوت قانونگذار در بیان امتیاز ویژه می باشد . صحت این تفسیر از طریق قواعد حاکم بر وحدت ملاک و تنقیح مناط استنباط می شود . سوم : قاعده عدم تضرر در بهره برداری : بر اساس قواعد حاکم بر قانون مدنی که متأثر از فقه اسلامی است بهره برداری از حقوق ثابته اشخاص طبق حدیث شریف نبوی « لا ضرر و لا ضرار فی الاسلام »که گویای نفی هر گونه ورود خسارت به اشخاص و لزوم دفع ضرر می باشد در حدی عملی است که باعث ورود و زیان به دیگران نگردد . روح حاکم بر قانون مدنی کلاً در راستای اعمال حق بر اساس عدم ورود خسارت استوار است . ضرر که معادل کلمه لاتین Loos :Detriment :Demage می باشد، عبارتست از ورود زیان ، گزند ، نقصان که کلاً توسط قانونگذار منع گردیده است . و قانونگذار در مقابل ورود هر گونه خسارت ، جبران آنرا بعهده مقصر قرار داده است . مواد ۹۹ ، ۱۰۰ ، ۱۰۱ ، ۱۰۶ ، ۱۰۷ ، ۱۱۴، ۱۳۲ ، ۱۳۴ قانون مدنی هر کدام به گونه ای اشاره به عدم اجازه قانونگذار به ورود خسارت به صاحبان حق می باشد . ۴-۲ مسایل مربوط به حریم منابع آبی در قانون مدنی قانونگذار برای تنظیم روابط اجتماعی وتعیین حدود و حقوق اشخاص اعم از حقیقی وحقوقی خواه خصوصی ویا دولتی وبرای جلوگیری ازتجاوز افراد به حقوق یکدیگر ورعایت مصالح ومنافع عامه (منافع ومضار عمومی)،مسایل فنی وبهداشت عمومی به معنای گسترده آن وپیشگیری از اضرار ناشی از تصرفات غیر قانونی وعدوانی افراد، قواعدی وضع می نماید .(۴۱) زیرا انسان تنها ودور از اجتماع زندگی نمی کند ،اجتماع انسانها بر اساس زندگی مشترک است و هر جامعه قوانینی خاص خود دارد . در بحث حریم ،مقنن با مطالعه همه جانبه موضوعات آن ؛پیرامون وگرداگرد منازل جاده ها وشوارع ،کوچه ها وقنوات و…حریمی تعیین نموده ومعنای حریم یعنی قبول یک منطقه ممنوعه که این مقدار جزء ملک محسوب شده و درحکم ملک مالک می باشد.(۴۲) رعایت این منطقه یا حریم به معنای «عدم تجاوز وتعدی وتصرف عدوانی از سوی اشخاص »میباشد. تدوین ووضع قواعد ومقررات حریم با توجه به اهمیت فنی ،اجتماعی ،اقتصادی،مصالح ومفاسد ومنافع ومضار ونیز سایر ضرورتها ماهیتاً آمره می باشد.مفهوم آمره بودن قوانین حریم الزامی بودن آن است .(۴۳) چنان که یکی از دانشمندان حقوقی می نویسد :« قوانین الزامی ؛قوانینی هستند که ،اراده افراد درصورتی که مخالف آن باشد بی اثر است .(۴۴) محتوای این قوانین یانظم عمومی واجتماع است ویااخلاق حسنه ،ویا حفاظت از اشخاصی که به جهت کمی سن یا کمی عقل ویابه علت جنس ویا ضعف وناتوانی ؛ یا ضعف منافع ، دفع زیان را از خود نمی توانند انجام دهند..» یکی از نویسندگان حقوقی حریم را چنیین تعریف نموده است:«مقدار زمینی که مالکین یا نمایندگان آنان قانوناً مجازند برای استفاده ازحقوق خود ،عبورومرور نمایند و ضرری هم به کسی نرسانند.»(۴۵) نویسندگان قانون مدنی نیز حریم راچنین تعریف کرده اند :«حریم مقداری از اراضی اطراف ملک قنات و نهر وامثال آن است که برای کمال انتفاع از آن ضرورت دارد » (۴۶) بنابراین از مفهوم و منطوق ماده قانونی مذکور در می یابیم که این قاعده برای کمال انتفاع از املاک پیش بینی شده تا منطقه ممنوعه و حرام در اطراف اراضی املاکِ و وقنوات آنها به عنوان یک پوشش امن تحت چارچوب حریم باعث استحکام مالکیت مالکان گردد . بی شک هر شخصی که در جهت جلب انتفاع از املاک و قنوات وانهار و امثال آن به ارضی اطراف آن تعرض نماید ،فی لواقع به حریم آنها تجاوز کرده ، وتجاوز به اراضی حریم ،آغاز ورود ضرر و زیان به صاحب حریم است.(۴۷) چنانکه در بررسی تدوین تاریخی قوانین آب ،ملاحظه می شود با پیداش کشاورزی در جوامع متمدن باستانی ،بحث حریم چاه و قنوات ،رودخانه ها وانهار مطرح می شود،حتی در مجمع القوانین حمورابی که نخستین مجموعه حقوقی مدون بشری است قوانین خاصه مربوط به اموال غیر منقول و حریم دیده می شود. اهمیت کشاورزی درایران و وجودقنوات و چاه ها از ازمنه قدیم مقنن قوانین مدنی را وا داشته است که برای حریم چاهها، قواعدی وضع نماید .ازجمله این قواعد به شرح زیر است: ۱- ماده ۱۳۷ ق.م.می گوید « حریم چاه برای آب خوردن ۲۰گز وبرای ذراعت ۳۰گز است » ۲- ماده۱۳۸ق.م نیز اشعار میدارد :«حریم چشمه وقنات از هر طرف در زمین رخوه ۵۰۰گز ودر زمین سخت ۲۵۰گز می باشد.» ونیز اجازه داده در مواردی که مقادیر مذکوره در مواد ۱۳۷و ۱۳۸ قانون مدنی برای دفع ضرر کافی نباشد،برای دفع ضرربه اندازه ای که کافی باشدبه مقادیرمذکوره افزایش ودعاوی مردم بنحوعادلانه حل وفصل گردد. ۳- اختیاراتی که قانونگذار ،در مبحث حریم املاک داده است تا آنجاست که حریم را در حکم ملک صاحب حریم قلمداد نموده وتملک وتصرف در آن ،که منافی باآنچه منظور از حریم باشد بدون اذن از طرف مالک صحیح ندانسته وبنابراین کسی نمی تواند در حریم ،چشمه یا قنات دیگری چاه یا قنات بکند ،اما تصرفاتی که موجب تضرر اشخاص صاحب حریم نشود را جایز دانسته است. علیهذا ازمفاهیم فوق چنیین مستفاد می گردد که حریم برای تکمیل انتفاع وجلب نفع ودفع ضرر است،خواه ضرر بالفعل باشد،خواه بالقوه وفرضی.(۴۸) ۳- قانون راجع به قنوات پس از وضع مقررات قانون مدنی و اجرای ضوابط آن، در سال ۱۳۰۹ قانونگذار با احساس صحیح کمبودهای موجود در نظام قانون مدنی پیرامون وضعیت حقوقی آبیاری کشور با همان اصول اولیه و دیدگاه حاکمیت اراده اشخاص ضمن قبول تداوم مالکیت خصوصی و مطلق اشخاص بر منابع آبی، مبادرت به وضع مقررات تکمیلی پیرامون منابع آبهای زیر زمینی نمود . بر همین اساس « قانون راجع به قنوات» را به تصویب رسانده و مواردی را بشرح زیر موردتوجه قرار داد . (۴۹) ۱ -۳ تعیین حدود مالکیت صاحبان منابع آبی و صاحبان اراضی بر اساس ماده اول قانون راجع به قنوات اگر صاحبان قنوات یا منابع آبهای زیر زمینی در اراضی مباحه یا املاک اشخاص ثالث منبع آبی داشته باشند میزان تصرفات هر یک از طرفین طبق این قانون معین می گردید و صاحبان اراضی میتوانستند با حفظ حریم مندرج در قانون مدنی ( ۲۰ یا ۳۰ گز / ۲۵۰ یا ۵۰۰ گز) در املاک خود تصرف نمایند و بایستی رعایت حقوق مالکیت صاحبان قنوات بعمل آید و آنان بتوانند در قنوات خود تصرف آزادانه داشته باشند. این تدبیر برای رفع اختلافات مالکین اراضی و قنوات بسیار حائز اهمیت می باشد .(۵۰) ۲- ۳رسیدگی به وضعیت لایروبی منابع آبی بر اساس ماده دوم این قانون چگونگی رفع اختلاف صاحبان منابع آبی با مالکین اراضی پیرامون لایروبی و پاکسازی این منابع معین شده و مالکین اراضی را از اقدامات ممانعت کننده پیرامون بهینه سازی امور بهره برداری منابع آبی برحذر می دارد ، بر همین مبنا به صاحبان اراضی نیز حق میدهد تا در برخی نقاط و با شرایطی صاحبان قنوات را به انجام لایروبی الزام نمایند. ۳-۳ نظام احداث قنوات جدید در ماده سوم قانون مذکور به بحث احداث قنوات جدید پرداخته شده و اعلام میدارد که احداث قنات جدید در اراضی خارج شهرها و اراضی زراعی و دهات بایستی در مقابل پرداخت بهای عادلانه اراضی به مالکین صورت گیرد و احداث قنوات می باید با رعایت جهات ایمنی و سرپوش گذاشتن بر روی دهانه چاهها انجام شود. این امر دخالت قانونگذار را برای حفظ حقوق مالکین اراضی در جاهایی که قنواتی وجود ندارد روشن می سازد و گویای رویکرد جدیدی در مباحث قنوات بشمار می آید ، زیرا تا هنگام تصویب این قانون هیچگونه الزامی برای صاحبان قنوات .به پرداخت قیمت اراضی مورد نظر وجود نداشته و با وجود تشکیل محاکم در نظام حقوقی ایران راه را برای صدور احکام رفع اختلاف وفق موازین حقوق مدون و جدید هموار ساخته است . ۴- ۳تعیین تکلیف محاکم در رفع اختلاف مالکین اراضی با صاحبان قنوات بموجب تکلیفی که این قانون بر عهده محاکم قرار داد چنانچه رد کردن جوی قنات از زیر یا در سطح وسیعی از اراضی مالکین باشد و صاحبان قنوات نتوانند با مالکین اراضی توافق نماید و مالک مستنکف و ممتنع از همکاری باشد ، محاکم برای حل مشکل صاحبان قنوات در موضوع دخالت نموده و مالک را ملزم به فروش ملک به قیمت یا اجاره بها عادله می نمایند و حتی برای املاک غیر قابل انتقال همانند اراضی وقفی تعیین تکلیف نموده و در نهایت چنانچه دولت همانند صاحبان قنوات واجد چنین مشکلی باشد رفع اختلاف را از بعد حاکمیتی به قوانین مخصوصه ارجاع داده هر چند از ذکر نام قاعده مخصوصه نیز خودداری کرده و نحوه عمل محاکم را در ارجاع موضوع به کارشناس و آئین دادرسی مورد عمل بیان کرده ، که این اقدام قانونگذار در جای خود قابل ستایش می باشد . مضافاً این قانون نکاتی را بعنوان ضوابط مورد عمل محاکم در خصوص امتناع شرکای یک قنات در لایروبی و تعمیرات بیان میدارد و ملاکهای مناسبی وضع می نماید تا محکم بتوانند با توسل جستن به این ضوابط نسبت به رفع خصومت و فصل نزاع بین طرفین مبادرت نمایند . ۵ -۳ نظام بهره برداری از قنوات مشترک بموجب ماده واحده اضافه شده به قانون راجع به قنوات در مورخ ۱۳/۶/۱۳۱۳ نظام آبیاری قنوات مشترک بیان می گردد تا چنانچه افراد متعدد در یک قنات حق آبه ( حق استفاده سابق) داشته باشند و هر یک از آنان بخواهد برای مشروب ساختن زمین دیگری یا تغییر مجرای اختصاصی اقدام نماید شرکای دیگر حق ممانعت ندارند مشروط بر آنکه ضرری متوجه شرکاء ذیحق نشود و تشخیص این امر بعهده کارشناسان و اهل خبره قرار گرفته است با این تدبیر استفاده اختصاصی از قنوات برای شرکای قنات ممکن گردیده و با قبول نظر اهل فن رفع اختلاف نیز سریعتر صورت می گرفت .(۵۱) بطور کلی با تصویب این قانون بخشی از مشکلات مورد ابتلاء طرفین موضوع یعنی مالکین اراضی ، صاحبان قنوات و محاکم مورد توجه قرار گرفته و راهگشا و تعیین کننده حقوق و وظایف هر یک از طرفین گردید . ۴ قانون اجازه تأسیس بنگاه آبیاری بر اساس این قانون که در مورخ ۲۹/۲/۱۳۲۲ به تصویب رسید به منظور توسعه و اصلاح امور آبیاری کشور دولت مکلف شد تا یک سازمان اداری بنام بنگاه مستقل آبیاری زیر نظر وزرات کشاورزی تأسیس نماید. این مصوبه گویای اولین دخالت قوه مجریه و نظام حکومتی در منابع آبی ست که آغاز روند دخالت ، نظارت و اقدام در خصوص منابع آبی کشور می باشد .با تصویب این قانون به تدریج شاهد گسترش دخالت حاکمیت عمومی در نظام آبیاری کشور هستیم که تا این تاریخ بدون هر گونه اقدام حاکمیتی مناسب ، اشخاص حقوق خصوصی مبادرت به احداث بهره برداری ، بهسازی منابع آبی از جمله آبهای زیر زمینی قنوات می نمودند، این مصوبه قانونی بالطبع الزاماتی را برای دولت بشرح زیر معین ساخته است . (۵۲) ۱-۴تعیین نظام اداری وفق موازین این قانون سازمان مخصوصی برای بررسی امور آبیاری در سراسر کشور تشکیل گردید تا برای استفاده از آبهای زیر زمینی و احداث چاه آرتزین، متخصصین واجد شرایطی را استخدام نموده که به مطالعات علمی پرداخته و نقشه های لازم را تهیه نمایند، و نیز مالکین منابع آبی ( چاهها ، قنوات ، نهرهای آبیاری و سدها و بندهای خاکی) ، میتوانستند از این بنگاه تقاضای کمک فنی بنمایند، یا آنکه کلیه عملیات را بنگاه رأساً به انجام رسانیده و سپس به متقاضی واگذار نماید، و به همین جهت برای بنگاه در بودجه کل کشور ردیف مخصوصی تحت بودجه وزارت کشاورزی معین گردید . مضافاً امکان مشارکت بنگاه یا اشخاص حقیقی در سرمایه گذاری ، انجام عملیات آبیاری فراهم گردید وبنگاه اجازه یافت با مشارکت بخش خصوصی برای پروژه ها و عملیات ساختمانی و نیز آبیاری و فروش آب شرکتهای ثانوی دیگری تأسیس گردد . ۲-۴ فروش آب توسط دولت اولین مجوز اقدام دولت در فروش آب بموجب این قانون به تصویب رسید ، دولت یا بنگاه مستقل آبیاری مجاز شد تا چنانچه رأساً مبادرت به احداث منابع جدید آبی ( سد ، قنات ، چشمه ، انهار و شبکه های آبرسانی و زهکشی نماید بتواند آب استحصالی را به بهای عادله و با رعایت حال استفاده کنندگان بفروش برساند . مضافاً قانونگذار امکان فروش آب را به شرکتهای ثانوی مشترک با اشخاص خصوصی و بنگاه اجازه داد . ۳-۴ تأسیس صندوق ذخیره و تعمیرات منابع آبی بموجب ماده ۱۱ این قانون و برای حسن جریان و نظارت کامل دولت بر تقسیم آبها و تنظیم روابط صاحبان منابع آبی که بصورت مشترک از یک منبع بهره برداری می نمایند مقرر گردید تا صاحبان قنوات و حقابه داران سالیانه مبلغی تحت نظر یک هیئت رئیسه انتخابی شرکاء در صندوق مشترک سهامداران ذخیره نمایند تا از این طریق مخارج مرمت و بهسازی ساختمان قنوات و چاههای مربوطه تإمین گردد و تأکید قانونگذار بر آن قرار گرفت تا اعتبارات و وجوه این صندوق صرفاً به مصرف امور عمرانی منابع آبی تخصیص یابد و پرداخت هر مبلغ بجز این منظور ممنوع گردید و همچنین طبق این ماده مکانیزمی برای استنکاف شرکاء ممتنع پیش بینی گردید. ۴-۴ ضابطه مند کردن نظام تعمیرات قنوات بایر بموجب ماده سیزدهم قانون جهت قنواتی که مدتی است به صورت بایر درآمده یا قنواتی که نیاز به افزایش ظرفیت دارند مکانیزمی از سوی قانونگذار وضع گردیده تا حسب درخواست یک دوزادهم صاحبان و شرکاء قنات بایر بنگاه بایستی ضمن بررسی ضرورت این اقدام به سایر شرکاء اخطار دهد که ظرف مدت معینی نسبت به مشارکت در عمران قنات مبادرت نمایند و در صورت استنکاف و امتناع آنها طبق دستور قانون ، بنگاه هزینه ها را رأساً تأمین و متعاقباً از مستنکفین به حیطه ایصال درآورد و حتی تا بدان مرحله پیش رفته که امکان توقیف محصولات زراعی سایر شرکا را پیش بینی نموده است، به هر حال تصویب این قانون آثار مثبت اجرایی زیادی داشته و به تدریج شرایط ورود دولت و بنگاه مستقل آبیاری را در امور قنوات هموار نموده و گام های بلندی برای بحث نظارت و سپس دخالت در عملیات اجرایی و عمرانی قنوات برداشته شد. ۵- قانون اصلاح قانون تأسیس بنگاه مستقل آبیاری در امور مربوط به آبیاری کشور قانون تأسیس بنگاه آبیاری پس از گذشت یک دوره دوازده ساله از اجرای قانون به یکسری تغییرات جدید نیاز داشته و بر این اساس قانونگذار در مورخ ۱۱/۵/۱۳۳۴ قانون قبلی را اصلاح و جهت تمرکز امور مربوط به آبیاری کشور به وضع مقررات اصلاحی و جدید مبادرت نمود.این قانون با این فلسفه که بنگاه نیازمند تقویت و افزایش اعتبارات دولتی است فرض خود را بر بهینه سازی و به روز رسانی شرایط موجود قرار داده اصولی بشرح زیر تدوین گردید : ۱-۵تعیین متولی برای منابع آبی فاقد مالک معین و ثبت نام حقابه داران این قانون برای اولین بار علاوه از آنکه نظارت بر امور آبیاری منابع آبی که فاقد مالک خاص هستند را بر عهده بنگاه قرار داد مقرر داشت تا بنگاه ضمن به عهده بنگاه قرار داد ،نیز دخالت در آبهایی که مورد استفاده قرار نگرفته منابعی را به منظور تثبیت سهمیه آب و حق شرب کسانی که از منابع آب استفاده می کنند تا مآخذ تصرفات و سوابق موجود عرف محل در دفاتر مخصوص ثبت و ضبط نمایند . این امر یکی دیگر از ابعاد نظارت دولت بر منابع آبی تلقی می گردد .و بهمین دلیل تثبیت میزان حقابه ، استفاده کنندگان از منابع آبی ، بعداً واجد آثار مالی مثبتی به نفع مالکین منابع آبی گردید .(۵۳) ۲-۵ ارائه کمک مالی به احداث کنندگان تأسیسات و منابع آبیاری بموجب ابن قانون چنانچه اشخاص خصوصی قصد انجام عملی برای جلوگیری از اتلاف آب و یا حسن استفاده از این منابع را داشته و پیشنهاد احداث تأسیسات آبیاری را ارائه دهد بنگاه مشروط بر آنکه ۵۰% از هزینه ها از سوی متقاضی پرداخت گردد نسبت به پرداخت نصف دیگر مخارج اجرای طرح مبادرت می نماید. ۳-۵ مسئولیت جبران خسارت برای صاحبان قنوات طبق مقررات ماده چهارم این مصوبه قانونی چنانچه در اثر عملیات بنگاه مستقل آبیاری یا شرکتهای تابعه آن به مجاری قنوات یا منابع آبی دیگر خسارت وارد آید ، یا آنها از بین رفته یا مسلوب المنفعه شوند جبران خسارت وارده از طریق ترمیم یا اعاده وضع به سابق و یا پرداخت خسارت به نرخ عادله از سوی بنگاه صورت می پذیرد . ۴-۵ منع بنگاه از فروش آب منابع آبی اختصاصی بموجب تبصره ۲ ماده ۱۶ قانون اصلاحی مذکور در فوق بنگاه مستقل آبیاری بطور کلی در انهار خصوصی و منابع آبی بدون موافقت و اجازه کتبی مالک یا مالکین حق فروش آب نداردو این موضوع به حاکمیت خصوصی منابع مربوط است. ۶- قانون تأسیس وزارت آب و برق النهایه باتوجه به تجربه حاصله دولت پیرامون نظارت برمنابع آبی کشور و نیز افزایش تدریجی دخالتها از بدو اولین دوره قانونگذاری تا سال۴۲ و همچنین با توجه به رویکرد حاکمیت درانجام دگرگونی اجتماعی به موجب لایحه قانونی راجع به تأسیس وزارت آب و برق مصوب ۲۶/۱۲/۱۳۴۷ مقرر گردید بنگاه مستقل آبیاری که تا این تاریخ از ادارات تابعه وزارت کشاورزی محسوب می شد به همراه سایر ارگانهای متولی آب و فاضلاب و برق به تدریج به وزارت آب و برق واگذار شده و تغییرات لازم در اساسنامه آنها صورت گیرد بدون آنکه در ماهیت فعالیت آ نها تغییراتی بعمل آید ولی عملاً از مورخ ۱/۱/۱۳۴۴ بنگاه بموجب قانون بودجه سال ۴۴ منحل و وظایف آن از هر جهت به وزارت آب و برق تفویض گردید . (۵۴) ۷-قانون حفظ و حراست از منابع آبهای زیر زمینی کشور با انحلال بنگاه مستقل آبیاری و شروع فعالیت وزارت آب و برق اولین قانونی که از سوی وزارت جدید التأسیس به قانونگذار پیشنهاد و تصویب گردید قانون حفظ و حراست از آبهای زیر زمینی کشور در مورخ ۱/۳/۴۵ می باشد ،که نشان دهنده دوره جدید دخالت ، نظارت و فعالیت دولت تلقی می گردد که این فعالیت ها دارای شفافیت و حساسیت بیشتری بوده و همین امر نشان از اراده جدی قانونگذار بر انجام یک تحول بنیادین در امر بهره برداری و مالکیت منابع آبی است و طلیعه آن میتوان را در تشکیل یک وزارتخانه برای مباحث آب و برق مشاهده کرد .اهم مطالبی را که در این قانون مورد توجه و بررسی قرار گرفته عبارتند از : ۱-۷جمع آوری آمارو مشخصات منابع آبی بر اساس این قانون وزارت آب و برق موظف گشت تا با تأمین نیروی انسانی مورد نیاز نسبت به جمع آوری آمار و مشخصات منابع آبی اعم از قنوات ، چاهها ، رودخانه، نسبت به انجام مطالعات آبشناسی جهت تشخیص آبهای استفاده شده و استفاده نشده تمام مناطق کشور مبادرت نماید. ۲-۷ انضباط و ممنوع سازی بهره برداری از قنوات و سفره های آب زیر زمینی این قانون برای اولین بار به دولت اجازه داد تا با دخالت مطلق ، حق حاکمیت خود را اعمال و حدود اختیارات بخش خصوصی را نسبت به بهره برداریاز منابع آبهای زیر زمینی محدود ساخته و به دلیل ازدیاد موارد یا علل دیگر حفر هرگونه چاه و قنات را ممنوع سازد، و نسبت به چاره جویی تقویت منابع آبهای زیر زمینی اقداماتی معمول دارد . و همچنین حفر چاه وقنات را موکول به تحصیل اجازه از وزارت آب و برق نماید . از این پس وزارت مذکور با اعزام کارشناس فنی امکان حفر چاه یا قنات را مورد بررسی قرار داده و حتی شرکتهای حفاری و افراد حقیقی موظف به تحصیل پروانه کار پیرامون حفاری گشتند. در این قانون شرایط انضباطی خاصی برای حفاری در نظر گرفته شد و صاحبان چاههای آرتزین موظف به نصب شیر و دریچه تخلیه برای جلوگیری از اتلاف آب گردیدند و نیز موظف به تهیه پوشش جداری لازم برای چاهها شدند . ۳-۷ وضع قواعد بازدارنده از آلودگی آبهای زیر زمینی یکی دیگر از تأسیس های این قانون ممنوع ساختن آلودگی آبهای زیر زمینی است . به موجب ماده ۱۰ این قانون دولت موظف شد تا آئین نامه جلوگیری از آلودگی آبها را تنظیم نماید ولی تا مورخ ۳۰/۸/۱۳۵۰ که بموجب ماده ۵۶ قانون آب و نحوه ملی شدن آئین نامه آن تهیه گردید این مهم به تأخیر افتاد . ۴-۷ اجازه استهلاک برای توسعه منابع آبهای زیرزمینی این قانون همانند سایر قوانین ماقبل خود به وزارت آب و برق اجازه داد تا علاوه بر اجازه تملک اراضی اشخاص ثالث برای توسعه طرحهای آبهای زیر زمینی چنانچه بر اثر اقدامات این وزارت به صاحبان قنوات و سایر منابع آبهای زیر زمینی خسارتی ناشی از نقصان یا مسلوب المنعه شدن وارد آید جبران خسارت صورت دهد . (۵۵ ) ۸ - قانون آب و نحوه ملی شدن آن با عنایت به تحولاتی که به تدریج در قانون مدنی از سوی قانونگذار پدید آمد این اندیشه که منابع آبهای سطحی و غیر سطحی در مالکیت مطلق بخش خصوصی باشند به این سمت و سو متمایل شد که باید مالکیت بخش خصوصی با نظارت دولت محدود گردد ولی تکامل این امر را قانونگذار با تدبیر جدیدی تغییر داد . اساس این اندیشه بر این اصل استوار است که اهمیت آب بحدی است که باید امکان سوء استفاده های گوناگون از جمله اتلاف آن را مسدود کرد و اصولاً آب به عنوان یک ثروت ملی متعلق به همه مردم است و نباید در مالکیت افراد باشد بلکه باید آب را ملی اعلام و مسئولیت حفاظت، بهره برداری، اداره تأسیسات و منابع آب را به دولت بعنوان نماینده جامعه تفویض کرد . بدین منظورقانونگذارً مالکیت عمومی را جایگزین مالکیت خصوصی نموده و وزارت آب و برق وظیفه یافت تا در چهارچوب قانون جدید مقررات آن را تمام کشور به مورد اجرا بگذارد . این قانون یک انقلاب بزرگ در سیستم حقوقی آبهای ایران محسوب است و با توجه به حساسیت امر کارشناسان و دانشمندان مختلفی پیش نویس طرح را مورد مطالعه قرار داده و آنرا ستایش کرده اند .(۵۶) روح حاکم بر این لایحه قانونی عبارت است از تغییر در کلیه قوانین جاری تا آن زمان، بر مبنای ملی شدن آب ، وقانونگذار روش سنتی و قدیمی مالکیت خصوصی را به مالکیت عمومی تغییر داد،وقواعد جدیدی در خصوص قنوات و آبهای زیر زمینی بشرح آتی بیان داشته است : ۱-۸ ارائه تعریف حقوقی و دقیق از حقابه و اجازه مصرف قبلاً اشاره شد که قانونگذار از کلمه حقابه استفاده نموده ولی در این قانون است که حقابه توسط قانونگذار تعریف گردیده و عبارت است« از حق مصرف آبی که در دفاتر جزء جمع قدیم یا اسناد مالکیت یا احکام دادگاه یا مدارک قانونی دیگر ( بطور عموم) قبل از تصویب این قانون به نفع مالک آن تعیین شده است . »همچنین اجازه مصرف نیز که به منظور استفاده مفید و معقول از آب پیش بینی شده از طریق صدور پروانه بهره برداری به اشخاص داده می شود که در این امرتأسیس حقوقی دیگری است که سابقه قبلی در قوانین نداشته است . از این تاریخ صدور اسناد رسمی حقابه نیز ممنوع شده و مقرر گردید تا حقابه ها به تدریج توسط یک هیئت سه نفره به پروانه مصرف مفید تبدیل شوند . (۵۷) ۲-۸ عدم امکان فروش آب با وضع مقررات جدید دارندگان پروانه مصرف آب حق ندارند آب متعلق به پروانه خود را به جز آنچه در پروانه قید شده به مصرف برسانند و با این وصف فروش آب توسط اشخاص و مصرف کنندگان ممنوع گردید و علاوه بر این موضوع بموجب مقررات آمره قانون مذکور در فوق و بلحاط ملی شدن آب و ممنوعیت دخالت مصرف کنندگان در ضوابط منابع آبی ، حق انتقال منافع ناشی از پروانه مصرف بدون جلب رضایت وزارت آ ب و برق ممنوع گردید . به همین دلیل مقوله آب فروشی که قبلاً تابع اراده اشخاص خصوصی بود بعنوان یک عمل ممنوع مورد تأکید قانونگذار قرار گرفت . ۳-۸تعیین ضوابط برای آبهای زیر زمینی مقررات فصل سوم قانون آب و نحوه ملی شدن آن مصوب ۲۷/۱۲/۱۳۴۷از ماده ۲۳ تا ۴۰ مشتمل بر ۱۷ ماده به آبهای زیر زمینی اختصاص یافته و تعدد این ضوابط بدلیل اهمیتی است که قانونگذار برای این منابع قائل بوده زیرا بیشترین سرانه منابع آبی مناطق مختلف مربوط به آبهای غیر سطحی است و آب های زیر زمینی در چرخه حیات جزء آبهای تجدید شونده محسوب هستند و لذا قانونگذار با این تلقی به مجموعه ای از ضوابط در این قانون برای تغییر ساختار سابق مبادرت ورزیده که از جمله در این قانون اشاره میدارد باید اقدامات زیر انجام گردد: ۱-۳-۸- لزوم اخذ اجازه برای حفر چاههای عمیق و نیمه عمیق و عدم لزوم اخذ پروانه حفر برای چاههای خانگی ۲-۳-۸- اخذ پروانه بهره برداری برای چاههایی که تا تصویب قانون حفر شده اند . ۳-۳-۸- انسداد یا تملک چاههایی که طبق مقررات پروانه حفر اخذ ننموده اند . ۴-۳-۸- امکان ممنوعیت حفر قنات بدلیل کاهش میزان آب منطقه با بررسی علمی ۵-۳-۸- رسیدگی وزارت آب و برق به شکایت صاحبان چاهها و قنوات مبنی بر بروز نقصان آب بدلیل حفر چاه جدید ۶-۳-۸- قبول حقوق مکتسبه (۵۸) صاحبان قنوات و چاهها بعد از ملی شدن آب در هر منطقه ۷-۳-۸- امکان افزایش بهره برداری از چاههای موجود با صدور پروانه مصرف مفید برای مصرف کنندگان جدید و قبول پرداخت آب بهاء به صاحبان این چاهها از سوی مشترکین جدید ( با هماهنگی وزارت آب و برق) ۸-۳-۸- امکان انسداد یا انهدام یا ممنوع سازی بهره برداری از چاههای آب شور یا مخلوط بوسیله وزارت آب و برق ۹-۳-۸-تعیین ضوابط برای چاههای آرتزین و لزوم داشتن پوشش جداری ۱۰-۳-۸-لزوم نصب وسایل اندازه گیری بر روی قنوات به هزینه دولت و لزوم حراستاز آنها توسط صاحبان قنوات ۱۱-۳-۸- تکلیف حفاران به رعایت ضوابط اخذ پروانه و عملی شدن توقیف و ضبط اموال در صورت تخلف ۱۲-۳-۸- تعیین ضابطه برای حفر قنوات جدید و پرداخت خسارت به قنوات مجاور و سابق ۱۳-۳-۸- ارائه تعریف و تشخیص قنوات متروک و تعیین ضابطه برای بهینه سازی و استفاده از آنها ۱۴-۳-۸- تعیین ضابطه استفاده از قنوات در اراضی غیر و رعایت حریم و تعیین وزارت آب و برق بعنوان متولی تعیین حریم و نسخ مقررات قانون مدنی درباره تشخیص میزان حریم ۴-۸- الزامات مربوط به بهره برداری از قنوات و منابع آبهای زیر زمینی در قانون آب و نحوه ملی شدن آن، تکلیف جدیدی برای شرکای یک قنات قائل شده و آن وظیفه حفاظت و نگهداری از قنوات به اندازه سهم هر یک از آنها است. همانگونه که بیان شد تغییر مالکیت منابع آبی باعث گردید تا قانونگذار بجای اختیارات مطلق مالکانه وظیفه محوله قانونی استفاده کنندگان را محدود به حفاظت نماید و حق هر گونه احداث و تغییر مقطع و انشعاب و مجرای جدید را از مالکان سلب نموده و به شرکای قنوات و چاهها تأکید می کند تا در صورت بروز خسارت به افراد پائین دست وظیفه پاسخگویی به خسارت را بر عهده داشته و نباید بهره برداری آنها باعث بروز مزاحمت برای غیرگردد و همچنین باید بهره برداری بارعایت کلیه اصول حفاظتی مربوط به چاهها و قنوات و با هماهنگی وزارت آب وبرق بعمل آید والاطبق ضوابط معینه با آنها برخورد قانونی می گردد . رعایت ضوابط راهها نیز در احداث تأسیسات آبی جدید الزام آور گردید. ۵-۸- تعیین ضوابط برای تملک قنوات بر اثر ضوابط ملی شدن آبها ماده ۵۱ قانون آب و نحوه ملی شدن آن صراحتاً پرداخت خسارت به صاحبان قنواتی را که با شرایط اجرای طرحهای مربوط به ملی شدن آبها دچار نقصان یا مسلوب المنفعه شده اند پذیرفته و در صورت عدم تأمین آب جایگزین خسارت قنوات و استخراج آنها طبق قیمت عادله پرداخت می گردد . ۶-۸ تعیین ضوابط برای فروش آب با عنایت به اینکه وزارت آب و برق به عنوان نماینده اجتماع متولی اداره، نظارت و دخالت در منابع آبی گردید بموجب فصل ششم قانون آب مکلف شد تا برای سراسر کشور تدریجا نرخ آب مصارف کشاورزی را برای محصول واحد تعیین و وصول کند و اختیارات وسیع قانونی برای وصول آب بهاء از طریق صدور اجراییه ثبتی نسبت به منابع آبی به وزارت آب و برق اعطاء گردید . النهایه با عنایت به مقررات ماده ۶۵ قانون آب و نحوه ملی شدن آن، کلیه قوانین و مقرراتی که مغایر با قانون فوق الذکر باشند و نیز قانون حفظ و حراست منابع آبهای زیر زمینی کشور در قسمت مغایر با قانون فوق نسخ صریح گردید و هیئت وزیران مسئول تهیه آئین نامه های اجرایی فصول مختلف قانون گشت تا نحوه اجرای قانون و راهکارهای مختلف اجرای آن را بیان دارند . (۵۹) ۹- قانون تأسیس وزارت نیرو بر اساس شرایط زمانی در سال ۱۳۵۳ قانونگذار ضمن تصویب قانون تأسیس وزارت نیرو اجرای قانون آب و نحوه ملی شدن آن را با جانشین سازی وزارت نیرو بجای وزارت آب وبرق به عهده وزارت جدید التأسیس قرار داد و در شرح وظایف این وزارت جدید وظیفه انجام مطالعه برای شناخت مشخصات منابع آب کشور اعم ازسطحی و زیرزمینی و نیز تهیه دستگاههای چگونگی بهره برداری و توسعه بهره برداری از منابع آبهای زیر زمینی و همچنین انجام تحقیقات لازم درباره مسایل آب و بکار بردن روشهای جدید علمی و فنی برای بهره برداری بیشتر و بهتراز منابع آب را بعمل آورد .(۶۰) ۱۰- قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران تحولات اجتماعی جامعه ایرانی با حرکت شکوهمند مردم ایران در بهمن ماه ۱۳۵۷ به ثمر نشست ونهایتاً با تغییر نظام حاکمیتی سابق بر اساس تمایل مردم، حکومت شاهنشاهی به جمهوری اسلامی تبدیل گشت . نگرش طراحان قانون اساسی جمهوری اسلامی در بخش اقتصادی و منابع ملی با تصویب دو اصول ۴۴ و ۴۵ قانون اساسی تبلور یافت . حسب این دو اصل ،نظام اقتصادی ایران بر پایه سه بخش دولتی ، تعاونی و خصوصی با برنامه ریزی منظم و صحیح استوار است . بخش دولتی که بصورت مالکیت عمومی در اختیار دولت است شامل تأمین نیرو ، سدها و شبکه های آبرسانی با محوریت دولت و مالکیت عموم مردم اداره میشود . همچنین در اصل چهل و پنجم مقوله جدیدی که بر گرفته از نظام فقهی اسلام می باشد تحت عنوان انفال مطرح شد. انفال شامل تمام ثروتهای عمومی است که مالک بخصوصی ندارد وشامل زمینهای موات ، معادن ، دریاچه ها ، رودخانه ها ، آبهای عمومی ، مراتع ، جنگلها ، بیشه زارها و اموال مجهول المالک و فاقد وارث و اموال عمومی که از غاصبین مسترد می گردد همگی در اختیار حکومت اسلامی یا دولت قرار دارند تا بر اساس مصالح عموم مردم از آنها بهره برداری نمایند . بدیهی است مشروح و تفصیل استفاده از هر یک را قانون عادی معین می سازد . (۶۱) لذا با این دیدگاه آبهای عمومی و منابع آبهای زیر زمینی در اختیار دولت محسوب و مجدداً حاکمیت و مالکیت دولت در این اصول مورد تأکید قرار گرفت و روند دخالت بخش دولتی بر این قبیل ثروتهای عمومی تثبیت شد . ۱۱ – قانون توزیع عادلانه آب یکی از مهمترین قوانین پس از پیروزی انقلاب اسلامی طرح قانونی توزیع عادلانه آب است که پس از یکسری فراز و نشیب و جرح و تعدیل ،نهایتاً در مورخ ۱۶/۱۲/۱۳۶۱ به تصویب نهایی مجلس شورای اسلامی ایران رسید . (۶۲) این قانون در راستای اصل ۴۵ قانون اساسی و به منظور بازنگری در اصول قانون آب و نحوه ملی شدن آن و با انگیزه برقراری نظام عادلانه توزیع آب از سوی قانونگذار به مورد اجرا گذارده شد، قانون مذکور شامل ۵ فصل و ۵۲ ماده است و وزارتین نیرو و کشاورزی مسئول اجرای آن حسب مورد هستند . اصول حاکم بر این قانون به همان سبک و سیاق قانون آب و نحوه ملی شدن آن می باشد لکن تفاوتهایی بین آنها وجود دارد که ما قصد تطابق این دو قانون را نداریم لیکن اصول حاکم بر مسایل قنوات و آبهای زیر زمینی را بشرح آتی بررسی می کنیم : ۱-۱۱ تصدی گری آبها با محوریت وزارت نیرو بر اساس ماده اول قانون مذکور منابع آبهای جاری اعم از سطحی و زیر سطحی، منابع آبهای زیر زمینی از مشترکات عمومی بوده و در اختیار وزارت نیرو می باشند که باید طبق مصلحت عموم جامعه از آنها بهره برداری گردد . با این وصف استفاده از منابع آبهای زیر زمینی صرفاً با اخذ پروانه حفر و بهره برداری بصورت جداگانه از وزارت نیرو موکول شد و استفاده صاحبان چاهها ، قنوات و توسعه چشمه سارها وسایر منابع آبی با توجه به خصوصیات هیدرولوئولوژی ( شناسائی طبقات زمین و آبهای زیر زمینی) مشروط به مجوز وزارت نیرو گردید و چنانچه تشخیص کارشناسان وزارت نیرو، مضر بودن استفاده اعلام شود، چاه یا قنات مذکور بدون هیچگونه خسارتی مسدود و بهره برداری از آن ممنوع و در صورت استفاده غیر قانونی مرتکب مجازات می گردد و فقط معترض میتواند نسبت به این اقدام وزارت نیرو ،به دادگاه صالحه مراجعه نماید . ۲-۱۱ اعلام ممنوعیت بهره برداری موقت بر اساس ماده ۴ این قانون چنانچه در مناطقی از کشور مقدار بهره برداری آبهای زیر زمینی بیش از حد مجاز باشد یا در مناطقی که طرحهای دولتی ایجاب نماید وزارت نیرو مجاز است با حدود جغرافیایی مشخص، حفر چاه عمیق ، نیمه عمیق یا قنات یا هر گونه افزایش بهره برداری را برای مدت معین ممنوع سازد و نیز تمدید یا رفع ممنوعیت نیز بعهده وزارت نیرو قرار گرفت . فقط یک استثناء برای مصارف خانگی در این ماده پیش بینی شده که با اخذ موافقت کتبی وزارت نیرو تا میزان آبدهی ۲۵ متر مکعب در شبانه روز می توان بدون لزوم اخذ پروانه نسبت به حفر چاه اقدام نمود . ۳-۱۱تعیین ضابطه برای حفر و بهره برداری از چاه و قنوات در اراضی عمران نشده چنانچه بر اثر حفر و بهره برداری از چاه یا قنات جدیدالاحداث در اراضی غیر محیاه ( عمران نشده) آب منابع مجاور کاسته شود یا نقصان پذیرد، طرق جبران خسارت از طریق کاهش بهره برداری ، پرداخت غرامت ، یا مشارکت در بهره برداری از قنات جدید توسط قانونگذار پیش بینی شده و رسیدگی اولیه به موضوع در صلاحیت وزارت نیرو و تجدید نظر در آن تصمیم با محاکم عمومی می باشد . (۶۳) ۴-۱۱ تعیین ضابطه برای بهسازی قنوات و چاههای متروکه و بهره برداری از چاههای آرتزین بموجب این قانون همانند قانون آب و نحوه ملی شدن آن ،برای بهینه سازی مصرف آب از منابع آبهای زیرزمینی صاحبان چاههای آرتزین و نیمه آرتزین مکلف به نصب شیر، کنتور، جدار مناسب ،وسایل اندازه گیری و حفاظت از آنها شدند ، همچنین نحوه احیاء چاهها و قنوات متروک ، بایر و وظیفه، مجاورین ونیز وزارت نیرو مشخص گردیده است . ۵-۱۱ تشخیص حریم منابع آبهای زیر زمینی بموجب تبصره ماده ۱۷ قانون مذکور در فوق اصولاً تشخیص حریم چاه ، قنوات و مجاری آبی با کارشناسان وزارت نیرو است ودرموارد نزاع محاکم صالحه عمومی پس از کسب نظر کارشناسان به موضوع اختلاف رسیدگی می نمایند. (۶۴) ۶-۱۱حقابه و پروانه مصرف معقول همانگونه که در قانون آب پیش بینی شده بود حقوق مربوطه به حقابه داران از سوی قانونگذار مورد قبول گرفت ،در این قانون نیز که اصل برتوزیع عادلانه آب قرار گرفته، ضمن رعایت حقوق این قبیل استفاده کنندگان با تشکیل دو هیئت سه نفره و پنج نفره شامل نمایندگان وزارتین نیرو و کشاورزی و شورای محل نسبت به تعیین میزان آب مورد نیاز مشترکین مصارف مختلف مبادرت می نماید و از طریق وزارتین مذکور پروانه مصرف معقول صادر می شود . کیفیت کار هیئت های سه نفره و پنج نفره و نیز نحوه اعتراض به تصمیمات آنها طبق آئین نامه تصویب هیأت وزیران می باشد . (۶۵) ۷-۱۱حفاظت و نگهداری از تأسیسات آبیاری مشترک بموجب مواد ۳۵ و ۳۶ قانون فوق الذکر کلیه شرکاء تأسیسات آبی از قبیل چاه ، قنات ، نهر ، مجرا ، به نسبت خود مسئول نگهداری تاسیسات مشترک هستند و هیچکس بدون اجازه وزارت نیرو حق تغییر مجرا و مقطع را ندارد و نباید هیچ نهر،جوی، قنات و چاهی در اماکن ، جاده های عموم ، آثار باستانی و حریم آنها برای ساکنین ، عابرین ، اماکن و وسایط نقلیه ایجاد خطر و مزاحمت نماید و مشترکین موظف هستند تا اقدامات لازم را برای دفع خطر فراهم آورند و الا وفق موازین این فصل از قانون نسبت به رفع خطر یا انسداد این منابع اقدام می گردد و چنانچه برخی استفاده کنندگان حاضر به پرداخت هزینه نباشند سایرین اقدام و هزینه ها را با خسارت از فرد ممتنع وصول می نماید. ۸-۱۱ جبران خسارت به مالکین قنوات چنانچه برنامه هی دولت برای اجرای طرحهای توسعه ای یا در نتیجه استفاده از منابع آبهای سطحی و زیرزمینی به قنوات ، چاهها یا هر نوع تأسیسات بهره برداری از منابع آبهای افراد و حقابه داران خساراتی وارد نماید یا موجب نقصان یا کاستی گردد دولت موظف به پرداخت خسارت یا جبران کسری آب مورد نیاز یا پرداخت بخشی از خسارت و جبران آب بطور توأم می باشد و چنانچه اختلافی بین دولت و افراد پیرامون نحوه جبران خسارات بروز نماید محاکم عمومی و دادگستری به موضوع رسیدگی و حکم مقتضی صادر می نمایند . فقط استثناء بر این موضوع آنست که بایستی این قبیل منابع دارای مجوز باشند و الا به چاهها و قنواتی که طبق دستورات غیر مجاز شناخته شده اند خسارتی پرداخت نمی شود . النهایه قانون مذکور با مکلف کردن محاکم در رسیدگی فوری دعاوی مرتبط با این موضوع حساسیت خود را نسبت به جایگاه آب و مسایل آبی نشان داده و مقرراتی را پیرامون جلوگیری از آلودگی آبها و جرائم مربوط به آبها به تصویب رسانیده که در فصول آتی مورد بحث قرار می گیرد . ۱۲- قانون معادن بموجب ماده ۳۶ قانون معادن مصوب ۱۳۶۲ مجلس شورای اسلامی به هنگام اکتشاف، بهره برداری و هر نوع برداشت و انباشت مواد معدنی یا باطله یا دفع مواد زائد در حریم قانونی شبکه های آبرسانی و قنوات اخذ موافقت وزارت نیرو و شرکتهای وابسته لازم است . ۱۳-قانون تأسیس جهاد سازندگی بر اساس بند ۵ ، تبصره ۲ ، ماده ۵ قانون تأسیس وزارت جهاد سازندگی کمک به لایروبی و مرمت قنوات ، انهار و استخرهای آبیاری روستاها و همکاری در اجرای طرحهای آبیاری و برنامه ریزی تأمین آب کشاورزی روستاها و مناطق عشایری کشور بنا به درخواست وزارت نیرو بعهده وزارت اخیر الذکر قرار گرفت و تأکید قانونگذار به حفظ وظایف مندرج در قانون توزیع عادلانه آب برای وزارتخانه های نیرو و کشاورزی مجدداً لحاظ گردید . ۱۴- قانون برنامه سوم توسعه اقتصادی اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران این قانون که سومین برنامه توسعه کشور است (۶۶) در ماده ۱۰۶ خود به بحث احیاء قنوات پرداخته و اشعار میدارد دولت مکلف است همه ساله که به منظور جلب منابع مالی بیشتر جهت سرمایه گذاری و توزیع و اجرای طرحهای تأمین آب و خاک کشاورزی ، شبکه های اصلی و فرعی و زهکشی و طرحهای کوچک آبی و احیاء قنوات ، چشمه سارها و ... اعتبارات لازم را در بودجه های سالانه منظور دارد و وزارت جهاد کشاورزی این اعتبارات را در اختیار بانک کشاورزی قرار دهد ۱۵- اسامی آئین نامه های اجرایی و تصویب نامه های قوانین مرتبط با منابع آبی النهایه نظربه اینکه در اغلب قوانین فوق الذکر به موجب دستور قانونگذار ، هیئت وزیران یا وزیر نیرو مکلف شده اند که نسبت به تهیه آئین نامه های اجرایی قوانین مذکور مبادرت نماید ، بسیاری از جزئیات اجرای قوانین در این آئین نامه ها به تفصیل بیان گردیده و به لحاظ اهمیت آنها و از طرفی برای اختصار مطلب صرفاً به ذکر نام و تاریخ تصویب این قواعد آمره و آئین نامه ها و تصویب نامه ها و بخشنامه های مصوب پرداخته می شود و از بیان جزئیات خودداری می گردد و برخی از این آئین نامه ها بصورت مستقل و منضم به تح حاضر جهت امکان ملاحظه ارائه می گرددمراجعه فرمائید (۶۷) . _______________________________________________________________________________________ ۱- آئین نامه قانون ثبت املاک مصوب ۱۷/۲/ ۱۳۱۷ ۲- آئین نامه فنی راجع به معادن ۲۴/۸/۱۳۱۸ ۳- آئین نامه اجرایی ماده ۵۰ قانون آب و نحوه ملی شدن آن مصوب ۲۱/۴/۱۳۴۸ ۴- آئین نامه فصل سوم قانون آب و نحوه ملی شدن آن مصوب ۱۵/۶/۱۳۴۸ ۵- آئین نامه اصلاحی فصل سوم قانون آب و نحوه ملی شدن آن مصوب ۲۷/۳/۱۳۵۲ ۶- آئین نامه صدور پروانه مصرف آب مصوب ۱۲/۱۰/۱۳۴۹ ۷- آئین نامه هیأتهای سه نفره و پنج نفری و وظایف آنها مصوب ۳/۱۱/۱۳۴۹ ۸- آئین نامه تشکیل پلیس مسلح آب و وظایف آن مصوب ۱۹/۴/۱۳۵۰ ۹- آئین نامه جلوگیری از آلودگی آب مصوب ۳۰/۸/۱۳۵۰ ۱۰- آئین نامه اجرایی نحوه صدور پروانه مصرف معقول ۲۷/۴/۱۳۶۳ ۱۱- آئین نامه تشکیل کمیته های سه نفره و پنج نفری مواد ۱۹ و ۲۰ ق.ت.ع.آ مصوب ۲۷/۴/۱۳۶۳ ۱۲- آئین نامه تبصره ۶۰ قانون بودجه اصلاحی سال ۵۲ در زمینه آب و خاک ۷/۵/۱۳۶۳ ۱۳- آئین نامه اجرایی فصل دوم قانون توزیع عادلانه آب مصوب ۱۸/۷/۱۳۶۳ ۱۴- آئین نامه جلوگیری از آلودگی آب ۲۴/۹/۱۳۶۳ ۱۵- آئین نامه نحوه اجرای قانون تثبیت آب بهای ذراعی مصوب ۳۰/۱۱/۱۳۶۹ ۱۶- آئین نامه بهداشت محیط زیست مصوب ۲۴/۴/۱۳۷۱ ۱۷- آئین نامه مقررات حفاظتی حفر چاههای دستی مصوب ۲۱/۶/۱۳۶۴ ۱۸- آئین نامه مربوط به وصول حق النظاره مصوب ۷/۲/۱۳۷۱ ۱۹- تصویبنامه در مورد حفظ و حراست منابع آب زیر زمینی کشور مصوب ۱/۷/۱۳۴۲ ۲۰- تصویبنامه هیئت وزیران دائر بر انتقال بنگاه مستقل آبیاری به وزارت آب و برق مصوب ۲۶/۱/۱۳۴۳ ۲۱- تصویبنامه تعیین حریم خطوط هوایی انتقال و توزیع نیروی برق مصوب ۷/۱۰/۱۳۴۷ ۲۲- آئین نامه جلوگیری از آلودگی آب مصوب ۱۸/۲/۱۳۷۳ ۲۳- آئین نامه نحوه فصول اراضی آلودگی آبهای سطحی زیر زمینی مصوب ۲۸/۱۰/۱۳۷۳ ۲۴- آئین نامه اجرایی بهینه سازی مصرف آب کشاورزی مصوب ۱۱/۶/۱۳۷۵ ۲۵- دستور اجرایی صدور پروانه نصب تلمبه مصوب ۲۳/۱/۱۳۳۳ ۲۶- تصویبنامه در خصوص کاهش الگوی مصرف آب مصوب ۳۰/۳/۱۳۸۰ ۲۷- آئین نامه اجرایی قانون جبران خسارات و پیشگیری عوارض ناشی از خشکسالی مصوب ۱۸/۳/۱۳۷۹ ۲۸- آئین نامه بند ه تبصره ۲۷ قانون بودجه سال ۷۹ کل کشور ۲۹- آئین نامه راهکارهای اجرایی حوزه های بخش قانون برنامه سوم ۲۱/۱۰/۱۳۷۹ ۳۰- سیاستهای کلی نظام درباره سیاستهای کلی انرژی ۱۲ / ۱۷ / ۱۳۷۹ . . . __________________________________________________________________________________ منبع : کنفرانس بین المللی قنات  

معرفی مختصر مفهوم «حقابه» – نگاهی به دستورالعمل توزیع آب زاینده‌رود (طومار شیخ بهایی)

بسم الله الرحمن الرحیم نگاهی به دستورالعمل توزیع آب زاینده‌رود (طومار شیخ بهایی) . معرفی مختصر مفهوم «حقابه» . مهدی اسلامی کارشناس حوزه آب . دستورالعمل تقسیم و توزیع آب زاینده‌رود یا همان طومار شیخ بهایی حداقل از سه جنبه قابل بررسی است که در این مقاله به‌اختصار به آنها اشاره می‌شود . . اشاره: هر گاه سخن از حقابه به میان می‌آید، مسلماً رودخانه زاینده‌رود و طومار شیخ بهایی به‌عنوان یکی از شاخص‌ترین و مهم‌ترین نظام‌های حقابه‌بری که دارای قدمت حداقل پانصدساله و به‌عبارتی چندهزارساله است و مبنا و ملاک تقسیم آب این رودخانه بوده مطرح می‌شود. اکثر جهانگردانی که در زمان‌های گذشته به اصفهان سفر کرده‌اند به این موضوع که آب زاینده‌رود بر اساس دستورالعمل مشخصی بین بخش‌های مختلف مشروب‌شونده از این رودخانه تقسیم و توزیع می‌شود اشاره کرده‌اند. صرفنظر از نقش احتمالی مرحوم شیخ بهایی در بازنویسی و اصلاح این دستورالعمل، در دهه‌های گذشته و همچنین در حال حاضر اختلافی بین حقابه‌بران رودخانه زاینده‌رود از سراب تا پایاب در مورد میزان حقابه بخش‌های مختلف وجود ندارد و این دستورالعمل که از آن به‌عنوان طومار شیخ بهایی نام برده می‌شود مورد قبول و احترام عامه حقابه‌بران این رودخانه است. دستورالعمل تقسیم و توزیع آب زاینده‌رود یا همان طومار شیخ بهایی حداقل از سه جنبه قابل بررسی است که در ادامه به‌اختصار به آنها اشاره می‌شود . . . ۱. جنبهٔ تاریخی طومار در ابتدا لازم است اشاره شود بهره‌برداری از آب زاینده‌رود برای مصارف کشاورزی دارای قدمت زیادی است. با توجه به اینکه در حوضهٔ زاینده‌رود به کانال‌های منشعب‌شده از رودخانه «مادی» گفته می‌شود عده‌ای معتقدند سابقهٔ بهره‌برداری از زاینده‌رود برای مصارف کشاورزی به دوران حکومت مادها برمی‌گردد. با بررسی اسامی مادی‌ها و انهار موجود در حوضهٔ زاینده‌رود نیز ملاحظه می‌گردد اسامی اکثر این مادی‌ها و انهار فارسی و قدیمی بوده و کمتر در بین آنها اسامی عربی و اسامی جدید وجود دارد. برای مثال در منطقه شرق اصفهان نام یکی از انهار «یَسنا» (یکی از فصول اوستا) است. در ارتباط با دستورالعمل تقسیم آب زاینده‌رود بین حقابه‌داران و یا همان طومار شیخ بهایی لازم است اشاره شود در حال حاضر دو نسخه از این طومار، یکی به‌صورت دست‌نویس و دیگری به‌صورت تایپی موجود است که ظاهراً از روی یکدیگر بازنویسی شده و اختلافی با یکدیگر ندارند. در شکل زیر، تصویر صفحه اول هر دو نسخه نشان داده شده است . . ۲. جنبهٔ حقوقی طومار در قوانینی که چه قبل از انقلاب و چه بعد از انقلاب در مراجع قانونی از جمله در مجالس شورای ملی، هیئت وزیران و مجلس شورای اسلامی به تصویب رسیده است به جنبه‌های حقوقی حقابه اشاره شده که در ادامه به‌اختصار و به ترتیب تاریخ تصویب آنها تشریح می‌شود . - قانون مدنی جلد اول قانون مدنی مشتمل بر ۹۵۵ ماده در دوره ششم قانون‌گذاری مجلس شورای ملی در تاریخ ۱۳۰۷/۲/۱۸ به تصویب رسیده است. گرچه در این قانون مستقیماً به حقابه اشاره نشده ولی بعضی از مواد این قانون بدون ارتباط با موضوع حقابه نیست. مواد ۱۵۶ الی ۱۵۹ قانون مدنی به نحوهٔ بهره‌برداری از آب رودخانه‌ها و نهرها اشاره کرده است. از جمله در ماده ۱۵۸ این قانون آمده است هر گاه تاریخ احیای اراضی اطراف رودخانه مختلف باشد زمینی که احیای آن مقدم بوده است در آب نیز مقدم می‌شود بر زمینِ متأخر در احیا گرچه پایین‌تر از آن باشد و در ماده ۱۵۹ آمده است هر گاه کسی بخواهد جدیداً زمینی در اطراف رودخانه احیا کند اگر آب رودخانه زیاد باشد و برای صاحبان اراضی سابقه تضییقی نباشد می‌تواند از آب رودخانه زمین را مشروب کند و الّا حق بردن آب ندارد اگرچه زمین او بالاتر از سایر اراضی باشد. - مصوبه مورخ ۱۳۳۳/۲/۲۹ هیئت وزیران در خصوص الحاق آب رودخانه کوهرنگ به زاینده‌رود متعاقب الحاق آب رودخانه کوهرنگ (توسط تونل اول کوهرنگ) به زاینده‌رود، هیئت وزیران در تاریخ ۱۳۳۳/۲/۲۹ مقرراتی را در هفت ماده به تصویب می‌رساند. از جمله در ماده ۲ این مقررات چنین آمده است که برای حفظ اصول طومار که فعلاً ملاک تقسیم آب رودخانه زاینده‌رود است آب کوهرنگ نیز بطریق مذکور در طومار به ۳۳ سهم تقسیم می‌شود. لازم به ذکر است بر اساس طومار شیخ بهایی، آب زاینده‌رود به ۳۳ سهم تقسیم می‌شود و احتمالاً احداث پل الله‌وردی‌خان با ۳۳ دهانه که بعداً به سی‌وسه‌پل مشهور شد متأثر از ۳۳ سهم آب زاینده‌رود باشد. همچنین به استناد این مصوبه از سال ۱۳۳۳ به مدت سی سال بابت هزینه‌های الحاق آب کوهرنگ به زاینده‌رود مبلغی تحت عنوان کوهرنگی به همراه هزینهٔ میرابی توسط سازمان آب منطقه‌ای اصفهان از حقابه‌داران دریافت و در ازای دریافت این مبالغ، رسید به آنها داده شده که در شکل زیر تصویر یک نسخه از رسیدها آورده شده است. بعد از سپری شدن مدت سی سال (سال ۱۳۶۳) همچنان از حقابه‌داران هزینه میرابی اخذ شده است . . - قانون آب و نحوه ملی شدن آن مصوب ۱۳۴۷/۴/۲۷ مجلس شورای ملی در ماده یک این قانون آمده است کلیه آب‌های جاری در رودخانه و انهار طبیعی و ... ثروت ملی محسوب و متعلق به عموم است و مسئولیت حفظ و بهره‌برداری این ثروت ملی و ادارهٔ تأسیسات توسعه منابع آب به وزارت آب و برق محول می‌شود. در ماده سه این قانون نیز آمده است حقابه عبارت از حق مصرف آبی است که در دفاتر جزء جمع یا اسناد مالکیت یا حکم دادگاه یا مدارک قانونی دیگر قبل از تصویب این قانون به نفع مالک آن تعیین شده باشد. مسلماً طومار شیخ بهایی مصداق ماده سه این قانون محسوب می‌شود. - قانون تأسیس وزارت نیرو مصوب ۱۳۵۳/۱۱/۲۸ در بند م ماده یک این قانون اجرای قانون آب و نحوه ملی شدن آن جزو وظایف وزارت نیرو اعلام شده است. - اصل چهل‌وپنجم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران در این اصل آمده است رودخانه‌ها و سایر آب‌های عمومی در اختیار حکومت اسلامی است تا بر طبق مصالح عامه نسبت به آنها عمل نماید. تفصیل و ترتیب استفاده از هر یک را قانون تعیین می‌کند. - قانون توزیع عادلانه آب مصوب ۱۳۶۱/۱۲/۱۶ مجلس شورای اسلامی در ماده یک این قانون آمده است بر اساس اصل ۴۵ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، آب‌های دریاها و آب‌های جاری در رودها و انهار طبیعی و ... از مشترکات بوده و در اختیار حکومت اسلامی است و طبق مصالح عامه از آنها بهره‌برداری می‌شود. مسئولیت حفظ و اجازه و نظارت بر بهره‌برداری از آنها به دولت محول می‌شود. در تبصره یک ماده ۱۸ این قانون نیز آمده است حقابه عبارت از حق مصرف آبی است که در دفاتر جزء جمع قدیم یا اسناد مالکیت یا حکم دادگاه یا مدارک قانونی دیگر قبل از تصویب این قانون برای ملک یا مالک آن تعیین شده باشد (این تبصره عیناً مشابه ماده ۳ قانون آب و نحوهٔ ملی‌شدن آن مصوب ۱۳۴۷/۴/۲۷ است). - دریافت میرابی از حقابه‌داران زاینده‌رود توسط سازمان آب منطقه‌ای اصفهان همان‌گونه که قبلاً اشاره شد به هزینه‌هایی که بابت اجرای طومار و تقسیم و توزیع آب زاینده‌رود از حقابه‌داران اخذ می‌گردد میرابی گفته می‌شود. طی سال‌های متمادی گذشته نیز سازمان آب منطقه‌ای اصفهان از حقابه‌داران میرابی را دریافت نموده و در ازای آن رسید دریافت میرابی به کشاورزان تحویل داده است. اتفاقاً شرکتِ مسئولِ بهره‌برداری از زاینده‌رود که در حال حاضر مسئولیت تقسیم و توزیع آب بین حقابه‌داران را بر عهده دارد، شرکت میراب زاینده‌رود است. واژه‌های میراب و میرابی از متن طومار اقتباس شده‌است. ۳- جامع‌بودن طومار رودخانه زاینده‌رود از معدود رودخانه‌هایی است که برای قرون متمادی بر اساس دستورالعملی جامع مورد بهره‌برداری قرار گرفته است. جامع‌بودن این دستورالعمل به این لحاظ است که در آن کلیه پارامترهای موثر در مدیریت و بهره‌برداری از منابع آب از جمله زمان تحویل آب، میزان جریان، الگوی کشت، انعطاف‌پذیری نحوهٔ تحویل آب (به این معنا که امکان تحویل پیوستهٔ آب در زمان پرآبی و امکان تحویل نوبتی آب در زمان کم‌آبی فراهم باشد) و بالأخره مشارکت بهره‌برداران چه به‌لحاظ حضور فیزیکی و چه به‌لحاظ پرداخت هزینه‌های بهره‌برداری مد نظر قرار گرفته است . ____________________________________________________________________________________ پانوشت‌ها ۱- در گذشته به استان اصفهان، استان دهم گفته می‌شد. ۲- قراء جمع قریه (به‌معنی روستا) است. ۳- «بهم رسیده است» یعنی «اتفاق افتاده است».

انقلاب اسلامی و رشد و تحولِ بخشِ کشاورزی خراسان رضوی

بسم الله الرحمن الرحیم انقلاب اسلامی و رشد و تحولِ بخشِ کشاورزی خراسان رضوی . انقلاب اسلامی ایران موجب تحول شگرف در عرصه‌های مختلف اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی کشور شده و در این میان بخش کشاورزی در ۴۲ سالگی انقلاب به عنوان یکی از راهبردی‌ترین حوزه‌ها در این تحولات رشد و توسعه مطلوبی را تجربه کرده است. . . . اشاره : بخش کشاورزی به ‌عنوان تامین‌کننده امنیت غذایی جایگاه مهمی دارد و به تاکید صاحبنظران و کارشناسان اقتصادی، این بخش در حرکت چرخ های اقتصادی کشور نقش اساسی ایفا می‌کند. علاوه بر آن بخش کشاورزی به عنوان برقرارکننده‌ تعادل اقتصادی و اجتماعی دارای حساسیت و نقش‌آفرینی بسیار است چنانکه حفظ و توسعه کشاورزی می‌تواند در ایجاد اشتغال و جلوگیری از مهاجرت، نقشی بی‌بدیل ایفا کند. اکنون ایران از نظر اقتصاد کشاورزی کشوری مهم در منطقه محسوب می‌شود و با توجه به این اصل مهم که کشورهایی در آینده می‎ ‌توانند رشد و توسعه داشته‌ و در ‌رقابت با سایرین به موفقیت دست پیدا کنند که سه ویژگی دسترسی به انرژی، توجه به نیروی انسانی و تامین مواد غذایی (امنیت غذایی) را دارا باشند می‌توان گفت ایران کشوری دارای ظرفیت فراوان برای توسعه است که این مهم و توانمندی تا پیش از وقوع انقلاب اسلامی مورد توجه نبود. ۲۷ درصد جمعیت ایران در ‌روستاها زندگی می‌کنند لذا حدود یک سوم جمعیت کشور در ‌بخش کشاورزی فعالیت دارند پس باید توجه خاص و ویژه‌ای به ساختار بخش کشاورزی شود که در پی وقوع انقلاب اسلامی به مراتب بیش از گذشته به این بخش توجه شده است. در این میان بررسی وضعیت خراسان رضوی به عنوان یکی از استانهای مهم ایران در حوزه کشاورزی نشانگر و نمونه گویایی از دستاوردهای انقلاب اسلامی در این بخش است. خراسان رضوی پیشرو در عرصه کشاورزی کشور بیش از ۳۳۸ هزار بهره بردار در بخش کشاورزی خراسان رضوی فعالیت دارند و حجم تولید سالانه انواع محصولات باغی، زراعی و دامی این استان هشت میلیون تن است. همچنین دو میلیون و ۱۳۸ هزار هکتار عرصه مستعد کشاورزی در خراسان رضوی وجود دارد. سالانه یک میلیون و ۲۰۰ هزار هکتار زمین در این استان زیر کشت ۸۳ نوع محصول می رود که ۹۰۰ هزار هکتار از این سطح مربوط به زراعت و ۳۰۰ هزار هکتار آن باغ است. بخش کشاورزی ۲۸ درصد اشتغال و ۳۰ درصد صادرات غیرنفتی خراسان رضوی را به خود اختصاص داده است. درآمد سالانه بخش کشاورزی این استان خراسان رضوی بیش از ۱۴۰هزار میلیارد ریال است. این بخش خراسان رضوی با سهم ۴۰ درصدی از کل ارزش تولید ناخالص این استان به عنوان یکی از پایه‌های اقتصادی و حیاتی خطه خراسان رضوی محسوب می‌شود که هر سال در بخشهای زراعی، دامی و باغی نه تنها رشد و افزایش بهره‌وری را تجربه می‌کند بلکه سهمی بسیار در تامین و تولید محصولات مورد نیاز سایر استانها نیز دارد. بخش کشاورزی این استان در سال زراعی ۹۸-۹۷  به عنوان یکی از بزرگترین ومهمترین تولیدکنندگان محصولات کشاورزی کشور با برخورداری از ظرفیتها وتوانمندی‌های وسیع با بیش از یک میلیون هکتار سطح زیرکشت انواع محصولات زراعی و باغی و بیش از ۱۵ میلیون واحد دامی، درمجموع با تولید بیش از هفت میلیون تن تولید انواع محصولات زراعی، باغی ، دامی و آبزیان به ارزش ناخالص اقتصادی بیش از ۳۴۸ هزار و ۹۳۴ میلیارد ریال جایگاه تعیین کننده‌ای در اقتصاد ملی و استان داشته و نقش مهمی درتامین نیازهای حیاتی جامعه، امنیت غذایی، تامین مواد اولیه موردنیاز صنایع و ایجاد اشتغال ایفا نموده است. رییس سازمان جهاد کشاورزی خراسان رضوی در این زمینه به خبرنگار ایرنا گفت: در سال زراعی ۹۸-۹۷  مجموع سطح زیر کشت اراضی زراعی و باغی کشاورزی استان خراسان رضوی ۹۹۳ هزار هکتار بود که حدود ۶.۷ درصد اراضی زیر کشت کشور را تشکیل می‌داد. که از این مقدار بیش از۶۳۳ هزار هکتار زراعی و حدود ۳۶۰ هزار هکتار باغی بود که به ترتیب ۵.۳ و۱۲.۲ درصد مساحت زیر کشت کشور را به خود اختصاص داده‌اند. محمدرضا اورانی افزود: در سال زراعی۹۸-۹۷ تولید محصولات زراعی و باغی استان معادل پنج هزار و ۸۷۲ تن شامل چهار هزار و ۷۹۸ تن  محصولات زراعی و هزار و ۷۴ تن محصولات باغی بوده است. وی ادامه داد: خراسان رضوی ۵.۸  درصد محصولات زراعی کشور و ۴.۶ درصد محصولات باغی این استان را تولید کرده است و در تولید محصولات جو و خربزه رتبه نخست  کشور را داراست. رییس سازمان جهاد کشاورزی خراسان رضوی گفت: یکی از محصولات مهم بخش کشاورزی استان که در سطح ملی و بازارهای جهانی از موقعیت ویژه‌ای برخوردار است محصول زعفران است که در طبقه‌بندی‌های موجود در زیر بخش باغبانی قرار دارد و در سال زراعی۹۸-۹۷ سطح زیرکشت این محصول بالغ بر ۹۱ هزار هکتار با ۳۲۲.۵ تن تولید بوده است که رتبه اول تولید در کشور و جهان است. اورانی ادامه داد: در سال زراعی ۹۸-۹۷ از مجموع یک میلیون هکتار اراضی کشاورزی (زراعی و باغی ) در استان  ۷۲.۶ درصد زیر کشت آبی و ۲۷.۳  درصد زیر کشت دیم قرار دارد. در فعالیتهای زراعی این نسبتها شامل ۶۴.۴  درصد سطح زیر کشت آبی و ۳۵.۶ درصد زیر کشت دیم است و در فعالیت‌های باغی ۸۷ درصد زیر کشت آبی و۱۳ درصد به صورت دیم است. رییس جهاد کشاورزی خراسان رضوی گفت: در سال ۹۸ حدود هزار و ۵۷۲  هزار تن انواع فراورده های دامی در استان تولید شد که ۸.۹ درصد از تولیدات دامی کشور را تشکیل می‌دهد به طوری که در این سال گوشت قرمز با ۸.۷ درصد رتبه اول، تخم مرغ با ۹.۴ درصد رتبه دوم، شیر با ۹.۷ درصد رتبه سوم در تولید را داراست. اورانی افزود: هم اکنون ۲۳ درصد اشتغال این استان مربوط به بخش کشاورزی است در حالی که میانگین کشوری اشتغال در بخش کشاورزی ۱۸.۲ درصد است. وی با بیان این که دولت تدبیر و امید توجه ویژه ای به بخش کشاورزی دارد ادامه داد: تجربه نشان داده است هر گونه توجه به بخش کشاورزی زمینه ساز تحول در کشور و رشد اقتصادی شده است. او ادامه داد: رشد و توسعه بخش کشاورزی یکی از شاخص های مهم توسعه است و استان خراسان رضوی از این نظر جزء استانهای توسعه یافته محسوب می شود. وی افزود: توجه به توسعه بخش کشاورزی موجب می شود شاهد افزایش سودآوری اقتصادی برای روستاها و ماندگاری جمعیت روستایی و جلوگیری از مهاجرت باشیم. دستاورد انقلاب اسلامی در کشاورزی خراسان رضوی رییس جهاد کشاورزی خراسان رضوی با بیان این که انقلاب اسلامی تحول گسترده‌ای را در عرصه‌های مختلف از جمله بخش کشاورزی رقم زد افزود: شرایط پس از پیروزی انقلاب و هشت سال جنگ تحمیلی فشارها و شرایطی خاص را برای کشور و این استان ایجاد کرد و علاوه بر آن ناملایمات و قهر طبیعت و خشکسالی های پی در پی در استان هایی مانند خراسان رضوی بیشترین تاثیرگذاری را داشته است. اورانی گفت: به رغم همه این مشکلات، قشر نجیب کشاورز که تامین غذا و پروتئین مورد نیاز جامعه را بر عهده دارد با تدبیر، همت و همدلی همیشگی و اعمال مدیریت صحیح بر کمبود و کاهش آب، افزایش تولید را در کارنامه خود ثبت کرد. وی با اشاره به اینکه ۴۲ سال دستاورد انقلاب اسلامی در بخش کشاورزی استان خراسان رضوی مشهود است ادامه داد: افزایش ۱۰۰ درصدی تولید محصولات زراعی، افزایش بیش از ۶۵۰ درصدی در تولید محصولات باغی، افزایش ۴۹۰ درصدی تولید محصولات دامی، افزایش ۱۵ برابری تولید تخم مرغ و افزایش ۱۹ برابری تولید گوشت مرغ از جمله این دستاوردهاست. رییس جهاد کشاورزی خراسان رضوی گفت: افزایش تقریبا سه برابری تولید گوشت قرمز، افزایش ۱۷ برابری تولید زعفران، افزایش ۶۴ برابری تولید پسته، افزایش ۲۷۳ برابری تجهیز و نوسازی اراضی سنتی، افزایش ۳۴۰ برابری تجهیز و نوسازی اراضی سنتی و افزایش ۳۴۰ برابری پوشش انهار و کانال های آبیاری از دیگر دستاوردهای بیش از چهار دهه گذشته است. اورانی افزود: این استان با بیش از ۱۴ میلیون واحد دامی، تولید ۱.۳ میلیون تن محصولات دامی با ارزش بیش از ۵۵ هزار میلیارد ریال از نظر تولیدات دامی رتبه دوم کشور را دارد. رشد تولیدات محصولات راهبردی رییس جهاد کشاورزی خراسان رضوی با بیان این که تولید محصولات کشاورزی به خصوص در حوزه محصولات راهبردی مانند گندم در این استان نسبت به قبل از انقلاب رشد چشمگیری داشته است افزود: هم اکنون در سطح زیر کشت گندم ۲۲ درصد و در میزان تولید گندم ۷۶ درصد نسبت به سال ۱۳۵۶ در استان رشد محقق شده است که با توجه به اهمیت این محصول در امنیت غذایی موفقیتی خوبی محسوب می‌شود. اورانی گفت: قبل از انقلاب اسلامی در استان خراسان رضوی ۳۹۲ هزار تن گندم تولید می شد که این رقم هم اکنون به ۶۹۱ هزار و ۲۵۱ تن رسیده است. وی ادامه داد:تولید جو از ۱۲۴ هزار تن به ۳۱۵ هزار و ۴۳۴ تن، سیب زمینی از ۲۹ هزار و ۸۰۰ تن به ۱۶۴ هزار تن و زعفران به عنوان کالای صادراتی و درآمد زا از ۸.۶ تن به ۳۲۲ تن رسیده است که در هر بخش نشان از افزایش چندین برابری تولید دارد. مکانیزاسیون کشاورزی، تحولی نو مکانیزاسیون کشاورزی، استفاده از فناوری و ماشین درکشاورزی برای رسیدن به توسعه پایدار باهدف کاهش هزینه‌هاو کاهش سختی کار و نیز افزایش بهره‌وری نهاده‌ها و در نهایت تولید اقتصادی است. معاون برنامه‌ریزی و امور اقتصادی سازمان جهاد کشاورزی خراسان رضوی در این زمینه گفت: درسالهای قبل از انقلاب درمجموع استان خراسان بزرگ شامل استانهای خراسان شمالی، خراسان رضوی و خراسان جنوبی کمتر از هشت هزار دستگاه تراکتور و حدود ۲۵ دستگاه کمباین برداشت غلات موجود بود و در مجموع سطح مکانیزاسیون استان کمتر از ۰.۳ اسب بخار در هکتار بوده است. سیدجعفر حاجی مجتهد افزود: از نظر درجه مکانیزاسیون ادوات دنباله‌بند تراکتورها محدود به گاوآهن و خرمنکوب و تریلر بودیم و در مراحل کاشت، داشت وبرداشت محصولات زراعی عملیات ماشینی محدود به تعداد کمی از کشت و صنعتها و مزارع خیلی بزرگ بود در حالی که درحال حاضر تنها در استان خراسان رضوی با افزون بر ۳۵ هزار دستگاه انواع تراکتور، هشت هزار و ۵۰۰ دستگاه انواع تریلر، ۴۷۰ دستگاه انواع کمباین غلات،۷۵۳دستگاه دروگر و سایر ماشینهای خودگردان، سطح مکانیزاسیون به ۱.۸۶ اسب بخار در هر هکتار ارتقا یافته است. وی ادامه داد: کاربرد افزون بر ۱۶۳ هزار دستگاه انواع ادوات دنباله‌بند و تجهیزات در تمامی زیربخشهای زراعت، باغ و گلخانه، دام، طیور و آبزی‌پروری افزایش درجه مکانیزاسیون عملیاتهای کشاورزی و در نتیجه ارتقای بهره وری در این بخش را درپی داشته است. معاون برنامه‌ریزی و امور اقتصادی سازمان جهاد کشاورزی خراسان رضوی گفت: در آغاز کار دولت تدبیر و امید ۲۸ درصد سطح کشت غلات استان مکانیزه بود که این رقم اکنون از ۵۰ درصد نیز عبور کرده و این روند در حال افزایش است. حاجی مجتهد افزود: در کاشت دستی یک هکتار گندم باید ۳۳۰ تا ۳۴۰ کیلوگرم بذر پاشیده شود که این مقدار با استفاده از دستگاه و به صورت مکانیزه به ۲۲۰ کیلوگرم بذر در هر هکتار می رسد و این به معنای صرفه جویی ۱۰۰ کیلوگرم گندم در هر هکتار است. وی ادامه داد: در شاخص سم پاشی که با سلامت انسانها ارتباط دارد نیز استفاده از ابزار مکانیزه و پیشرفته علاوه بر تسهیل سم پاشی در کاهش باقی مانده سموم بر روی محصولات نیز موثر است و در این زمینه نیز از شاخص ۲۳ درصدی انجام سمپاشی‌ها در استان در سال ۹۲ هم اکنون به شاخص ۵۵ درصد رسیده ایم.  کشت گلخانه ای، انقلابی نو در کشاورزی خراسان رضوی هم اکنون بیش از ۱۶ هزار هکتار از زمین‌های کشاورزی خراسان رضوی زیر کشت گلخانه است و سالانه سه میلیون تن محصول از این سطوح برداشت می‌شود. استان خراسان رضوی به عنوان یکی از استان‌های موفق و برتر در حوزه کشاورزی دارای توانمندی‌های فراوان است و کسب رتبه دوم کشور در کشت گلخانه‌ای نشان از توان و ظرفیت بسیار در این بخش دارد. معاون بهبود تولیدات گیاهی سازمان جهاد کشاورزی خراسان رضوی در این خصوص به خبرنگار ایرنا گفت: تا پایان سال گذشته ۳۸۸ هکتار گلخانه و محیط‌های کنترل شده در استان ایجاد شده است که از این نظر این استان موفق به کسب رتبه دوم کشور شده است. علی ساربان افزود: پارسال در مجموع ۱۷۰ هکتار به سطح کشت گلخانه‌ای در خراسان رضوی افزوده شد که رتبه استان را از جایگاه ششم کشور به رتبه دوم در این حوزه ارتقا داد. وی ادامه داد: راه‌اندازی هر هکتار گلخانه هم اکنون بین ۱۲۰ تا ۳۰۰ میلیارد ریال سرمایه گذاری نیاز دارد و در این زمینه از علاقه‌مندان و کشاورزان حمایت می‌شود. معاون بهبود تولیدات گیاهی سازمان جهاد کشاورزی خراسان رضوی گفت: پارسال ۹۵۰ میلیارد ریال تسهیلات یارانه‌ای برای توسعه کشت گلخانه‌ای به خراسان رضوی تخصیص یافت که بخش عمده آن تاکنون جذب شده و بقیه تا پایان سال مالی جذب خواهد شد. ساربان افزود: هر هکتار گلخانه برای ۱۰ نفر اشتغال مستقیم و غیر مستقیم ایجاد می‌کند و برداشت محصول در این سامانه در تمام ایام سال انجام می‌شود که این ویژگی‌ها گرایش به توسعه این نحوه کشت را بیشتر کرده است.  ۸۰ درصد مزارع در دست ۲۰ درصد بهره‌برداران کشاورزی رییس جهاد کشاورزی خراسان رضوی گفت: از جمعیت افزون بر ۳۰۰ هزار نفری بهره‌برداران بخش کشاورزی در این استان ۲۰ درصد بر ۸۰ درصد از عرصه یک میلیون و ۴۶۰ هزار هکتاری کشتزارهای خراسان رضوی مالکیت دارند که این وضعیت، نشانگر نبود تعادل میان خرده مالکی و بزرگ مالکی است که سبب سخت شدن تصمیم گیری و سیاستگذاری در حوزه کشاورزی می‌شود. اورانی جمعیت بهره‌بردار بخش کشاورزی خراسان رضوی را ۳۳۸ هزار نفر اعلام و بیان کرد: ۷۳ هزار نفر از این تعداد بهره‌بردار بخش کشاورزی، فاقد زمین هستند و صرفا به امر گاوداری، مرغداری و پرورش ماهی اشتغال داشته و یا در زمره عشایر محسوب می‌شوند. وی ادامه داد: بر این اساس ۲۶۶ هزار بهره‌بردار بخش کشاورزی در این استان مالک مزرعه هستند که عرصه کشت و زرع تحت مالکیت هر یک از ۱۰۳ هزار نفر بهره‌بردار بخش کشاورزی خراسان رضوی نیز کمتر از یک هکتار زمین است. رییس جهاد کشاورزی خراسان رضوی گفت: به خاطر چنین شرایطی در حوزه مالکیت کشتزارها هم اینک تمرکز اصلی سازمان جهاد کشاورزی در حوزه خرده مالکی بر تاسیس شرکتهای تعاونی تولید و زراعی است تا کشاورزان خرده مالک مورد حمایت و ساماندهی قرار گیرند همچنین در حوزه بزرگ مالکی نیز به دنبال کشاورزی صنعتی با هدف کنترل تولیدات کشاورزی از مزرعه تا سفره هستیم. اورانی اعمال سیاستهای متنوع برای مدیریت این حجم از تنوع در کشت و کار استان را امری بسیار ضروری و مورد پیگیری جدی توصیف و بیان کرد: یکی از سیاستها و برنامه های اصلی بخش کشاورزی خراسان رضوی توسعه کشت گلخانه ای است. . _____________________________________________________________________________________ منبع : خبرگزاری ایرنا

نقش تمدنی دانشمندان علوم انسانی مسلمان

بسم الله الرحمن الرحیم . نقش تمدنی دانشمندان علوم انسانی مسلمان . محمد نبی زاده  کارشناس ارشد ، مدیریت آموزشی ، دانشگاه بیرجند سمیه نبی زاده شهربابک  دانشجوی کارشناسی ارشد هوش مصنوعی دانشگاه علوم و تحقیقات . متن کامل مقاله : PDF : نقش تمدنی دانشمندان علوم انسانی مسلمان . چکیده جهت دستیابی به تمدن اسلامی، راهی جز عبور از علوم انسانی موجود و حرکت به سمت علوم انسانی- اسلامی وجود ندارد. پایداری و تحقق کامل اهداف ارزشی انقلاب اسلامی نیز به این مساله بستگی دارد و از آسیب ها و چالش های جدی که امروز در مسیر جامعه اسلامی وجود دارد، از این ناحیه برمی خیزد. به عبارت دیگر، اگر در علوم انسانی، تئوری ها و فرضیه های جدیدی مطرح نشود که بر اساس آنها، حقیقت دین و دینداری در جامعه اسلامی جریان یابد و اگر بومی سازی علوم انسانی اتفاق نیفتد و مدل های انسان شناسی به مبانی اسلام نزدیک نشود، قطعا انقلاب اسلامی در جریان تحقق تمدن نوین اسلامی و رسیدن به اهداف خود دچار مشکل خواهد شد. تاکیدات رهبر معظم انقلاب اسلامی در راستای اسلامی سازی علوم انسانی در همین راستاست، این پژوهش به لحاظ هدف کاربردی بوده و از نوع تحقیقات توصیفی- تحلیلی می باشد که با روش تکنیک تحلیل محتوا، ظهور تمدن نوین اسلامی از خواستگاه علوم انسانی تبیین شده است. بنابراین لازم است علوم انسانی با مبانی دین تولید شوند و اسلامی سازی علوم انسانی در مسیری صحیحی قرار گیرد. این حرکت باید مسیری منطقی و قاعده مند داشته باشد تا بر اساس آن، مدلی دقیق و تبیین کننده اهداف ارزشی جامعه اسلامی ایجاد شود. در این مقاله ضمن تبیین ماهیت تمدن نوین اسلامی، انسان شناسی اسلامی و قرانی به نقش و جایگاه دانشمندان مسلمان علوم انسانی در احیا و تحقق تمدن نوین اسلامی خواهیم پرداخت . . کلید واژه: نقش تمدنی، دانشمندان مسلمان، علوم انسانی، تمدن سازی، تمدن نوین اسلامی

بررسی نقش دانشمندان مسلمان در شکوفایی و پیشرفت علوم

بسم الله الرحمن الرحیم بررسی نقش دانشمندان مسلمان در شکوفایی و پیشرفت علوم . امید حیدری عبدی  دانشجوی کارشناسی رشته آمارکاربردها دانشگاه پیام نور تهران . متن کامل مقاله : PDF : نهضت علمی مسلمانان در ترویج کشاورزی . چکیده در این مقاله تلاش می شود از دیدگاه تاریخی به نقش و تأثیر دانشمندان مسلمان و فرهنگ و تمدن بر شوکوفایی و پیشرفت علوم از جمله ریاضیات در جهان به طدور فهرست وار اشاره شود همچنین تلاش می شود به معرفی برجسته ترین ریاضیدان ها در پیشرفت فرهنگ و تمدن جهان ، از صدر اسلام تا قرون جدید پرداخته شود . واژگان کلیدی : جهان اسلام، فرهنگ و تمدن اسلام، دانشمندان اسلامی ................................................................................................................. منبع : مجموعه کامل آثار و مقالات برگزیده نهمین کنگره پیشگامان پیشرفت      

سیر تحول گیاه شناسی و گیاھان داروئی در تمدن اسلامی

بسم الله الرحمن الرحیم سیر تحول گیاه شناسی و گیاھان داروئی در تمدن اسلامی . غلامرضا منتظری  دکتری تاریخ فرھنگ و تمدن اسلامی - استادیار گروه معارف اسلامی . آدرس مقاله : https://civilica.com/doc/913648/ . چکیده مقاله علم گیاه شناسی و گیاھان داروئی با نھضت ترجمه در تمدن اسلامی شکل می گیرد و در قرن پنجم (ه.ق) با تدوین رسانه ھای تخصصی و آغازسفرھای علمی و پژوھشی، ارکان آن، قوام و استحکام می یابد. در قرن ششم و ھفتم (ه.ق) با نگارش کتب جامع گیاھان داروئی، پیدایش اولین دائره المعارف ھای مصور گیاه شناسی، و افزوده شدن مشاھدات عینی و تجارب عملی بر مباحث نظری، دوره رونق و شکوفائی این علم فراگردید و در قرن ھشتم (ه.ق)، بسان دیگر علوم عقلی و نقلی، به دلیل کاھش تالیفات، فروغ گذشته را از دست داد و به رکود انجامید. . کلیدواژه ها : تمدن اسلامی، سیر تحول، گیاه شناسی، گیاھان دارویی .................................................................................................................... منبع : اولین همایش ملی فیتوشیمی گیاهان دارویی، ارتقاء سلامت و تجارت

روایتی از خیانت انگلیس در نابودی باغ های میوه ایران

بسم الله الرحمن الرحیم روایتی از خیانت انگلیس در نابودی باغ های میوه ایران . خیانت انگلیس و عوامل داخلی آنان از عوامل تخریب گسترده جنگل های مثمر و باغ های میوه ایرانی بوده اند. در گزارش به این مطلب می پردازیم. طبق بررسی ها در طول تاریخ کشور پوشش گیاهی در بیشه زارها، مراتع، جنگل های طبیعی، باغ های ایرانی و مزارع بیش از ۹۵ درصد درختان میوه و گیاهان زراعی، دارویی و مرتعی بوده که هرگز پوشش انبوهی از درختان بی ثمر و چمن نداشتیم. ولی متاسفانه طی این سال ها شاهد وارادات بی رویه و غرس درختان بی ثمر وارداتی  مثل کهور، عرعر،کاج و غیره بوده ایم که اثرات مخرب و زیانبار این درختان به اثبات رسیده است. . . تخریب و نابودی جنگل های مثمر و باغ های میوه در یک قرن اخیر و جایگزینی آن با گونه های گیاهی غیرمثمر وارداتی و مضر، می تواند علل و عوامل مختلفی داشته باشد. یکی از عوامل تخریب گسترده باغ ها و جنگل های ایرانی، توطئه انگلیس و عوامل داخلی آنان برای به مخاطره انداختن امنیت غذایی ایرانیان و گسترش فقر و فلاکت در جامعه ایرانی است. در این باره حیدر رحیم پور ازغدی در کتاب «تلخ ترین نوشته من» به بررسی این موضوع پرداخته است. وی در این کتاب به شواهد مختلفی درباره نقش انگلیسی ها و عمال داخلی آنان در تخریب گسترده جنگل های گردو و پسته کوهی که از بهترین، گرانترین و مرغوب ترین ارقام گردو و پسته دنیا است اشاره می کند. حیدر رحیم پور ازغدی در کتاب «تلخ ترین نوشته من»که آن را حاصل عمر خود می داند، درباره شاهد اول دخالت انگلیس در نابودی باغ های ایرانی چنین روایت می کند: من کوچک بودم. روزی درشکه مامور خرید سوخت سفارت انگلستان به سرای پدرم که رئیس صنف بود آمد و گفت: ما فلان مقدار هیزم پسته می خواهیم. در آن ایام ،‌خرید هیزم پسته به خاطر عرضه بسیار هیزم های باغی، اقتصادی نبود اما اشترداران بیکار بودند و این خبر خوش، آنان را به بیابان ها فرستاد و هر روز هزاران اصله، درخت پسته کوهی را قلع و قمع می کردندو به سفارتخانه انگلستان می فروختند و سفارت، مازاد سوخت خود را به کارمندان خود اهدا و به روسای ادارات هم که بردگانش بودند سفارش می کرد تا می توانید زغال سنگ، که کربنش موذی است مصرف نکرده و کنده پسته که همه چیزش بهتر است مصرف کنید. این جنایت تا روزگاری که دولت مصدق قطع بوته های پسته را ممنوع نکرده بود، ادامه داشت. لیکن پس از منع نیز دستهای این جنایت را با رشوه دادن به دوازه بانان، تا آنجا ادامه دادند که جنگلهای پسته خراسان، تبدیل به بیابان گردید، بعد دریافتیم انگلستان با نابودی درختان پسته کوهی ما که بهترین و گرانترین گونه پسته است با ماچه کرده و با چه حیله ای جنگل های درخت پسته را تبدیل به بیابانهای لم یزرع و کویر ساخته و مراتع را نابودگردانیده است.!!! این نویسنده درباره شاهد دوم نقش برجسته انگلیس در نابودی جنگل های مثمر ایرانی اظهار می دارد: منطقه حوالی ما که همگی امروزه از شهر نان می خرند! سالی چند صد خروار گندم مازاد را پنهان از نظر حکومتی که در قبضه غرب بود به شوروی صادر می کرد. گندمهایی که امروز یک دانه از آنها را نمی بینند. و به غرب هم از همه کشور به طور رسمی صادرات کشته و قیسی و پسته و بخصوص مغز دانه زردآلو و گردو داشتیم. تا روزی که این جانیان (آمریکا و انگلیس) کمر همت به نابودی همه جانبه کشاورزی و باغداری ما بستند. ضربه نخست آمریکا، اصلاحات ارضی و طرح متلاشی کردن املاک و تارو مار کردن کشاورزان بود و قدم دوم شکستن کمر ایران تا مرز نیازمندی به واردات گندم و در قدم سوم،‌ نابودی باغات که هرگاه به آن می اندیشم بغض گلویم را می فشارد و لعنت بر پلیدی سیاست آمریکا می فرستم. سالی کشتی حامل خشکبار با بازرگانان خراسان که عمده ترین صادرکنندگان خشکبار کشور بودند به بهانه ای که هرگز مشخص نشد، چند روزی کالا در دریا متوقف گردید و هنگامی به کشتی اجازه رفتن دادند که مدت بیمه کالا گذشته بود و چون محموله به آمریکا رسید ماموران بهداشت که از پیش تر به انتظار ورود کشتی بودند به سراغ کالا آمدند و با بازرسی ای صوری فرمودند: مغزها فاسد گشته و دیگر قابل خوردن نیست.(مغزهای تولید سال و درون جعبه های مهر و موم و کاغذ پیچ!) و همه را به دریا ریختند و در عوض خسارتی که به بازرگانان وارد شد این بار انگلیس وارد معرکه شد و به تبلیغات سوخت هیزم درختان زردآلو و توت پرداخت من شاهد بودم که مدیر کل های ادارات، در لحظه، بهداشتی گشته و سوخت بیشتر ادارات و مجامع فرهنگی با کنده توت و زردآلو گردید! آنگاه که صادراتی نداشتیم، باغ داران به اجبار، درختان صدساله را قطع و به بازار می آوردند! چه ، در لحظه نرخ هیزم توت و زردآلو فزونی گرفت. از این رو درختانی را که هر اصله آنها خرواری محصول می داد به راهنمایی فرشته نجات قطع می کردند و هیزم فروختند. شاهد سومی که رحیم پور ازغدی روایت می کند به قرار زیر است: پس از حمایت چنین فرشته ای، دگربار، سرویس های مشترک اسرائیلی ها و آمریکایی ها به سراغ درختان گردو آمدند و هر درخت گردو از صد سال به بالا را به هزار تومان که در آن روزگار بهاء یک قطعه زمین منزل شهری بود، خریدند و دلالان برای خرید پرسود درخت گردو، وجب به وجب کوهپایه ها را می گشتند تا درختان گردو هم قلع و قمع گردید. درختانی که اگر امروز بود هر اصله آنها سالی ده میلیون تومان (رقم بر اساس سال ۱۳۸۹ است)گردو می داد و باغ داران، سالها بعد، دانستند دشمن با آنان چه کرده، لیکن پشیمانی بعدی سودی ندارد، و بعد فرزندانشان به پا خاسته که در پی کاشت نهال گردو بر آمدندبا اینکه همه می دانند درختان گردوی ما تابیست سالگی صغیرند و تا سی سالگی هم تولید چندانی ندارد ولی تا پانصدسالگی محصولشان هرروز بیشتر می شود . بنابراین وامانده بودند تا بلوغ درختان چه کنند؟ به پیشنهاد عمال غرب، به خرید نهال های گردوی اسرائیلی بر آمدند تا زودتر به حاصل نشیند و هر اصله را هزار تومان یعنی به بهاء کهن درختانی که پدرانشان فروخته بودند، ‌می خریدند و می کاشتند. و امروزه دریافته اند که محصول ده درخت گردوی اسرائیلی در حد یکی از درختان چند صدساله ای که به هزار تومان فروخته بودند، نمی باشد. . . ____________________________________________________________________________ منبع : خبرگزاری تسنیم

علوم اسلامی

بسم الله الرحمن الرحیم علوم اسلامی . پس از گذشت حدود دو قرن از ظهور اسلام، این دین توانست بخش زیادی از جهان آن روز را با تعالیم خود نورافشانی کند. در این سرزمین‌ها تمدنی جوانه زد، رشد کرد، بالید و چند قرن، جهان را تحت سیطره خود قرار داد. پایه‌های این تمدن را علومی تشکیل می‌داد که حاصل مطالعه، تحقیق و تلاش‌های فراوان دانشمندان مسلمان بود. . فهرست مندرجات ۱ - تأثیر اسلام بر جانها ۲ - معیار علوم اسلامی        ۲.۱ - دسته اول از علوم اسلامی        ۲.۲ - دسته دوم از علوم اسلامی        ۲.۳ - دسته سوم علوم اسلامی        ۲.۴ - دسته چهارم علوم اسلامی ۳ - چند نکته ۴ - پانویس ۵ - منبع . تأثیر اسلام بر جانها پرتو اسلام، جان انسان را تغییر داد و بینش او را به جهان اصلاح کرد، به هر انسانی ارزش مستقلی داد. و او را به شناخت جهان، انسان و آفریدگار، جهان و انسان دعوت کرد. و همین عامل بود که مسلمین جرقه‌های علوم گذشتگان را به مشعل‌های فروزان و ماندگار تاریخ تبدیل کردند. معیار علوم اسلامی امّا معیار اسلامی بودن علم چیست؟ آیا هر علمی می‌تواند اسلامی باشد، یا این که اسلام بعضی علوم را مردود دانسته و آن را نفی کرده است؟ در هر صورت معیار و ملاک اسلامی بودن علوم چیست؟ ممکن است موضوع، مسائل، غرض و انگیزه و منبع و مستند هر علم و حتی تشویق و ترغیب اسلام به تعلیم و فراگیری یک علم بتواند ملاک و معیاری برای اسلامی بودن آن باشد. به علاوه که گاهی فهم و درک و یادگیری و یاددادن بعضی از علوم و بلکه فهم متون و منابع اسلامی، نیازمند فراگیری علم دیگری است،‌این جنبه مقدمی بودن نیز ممکن است بتواند ملاک و معیار دیگری به شمار آید، بنابراین می‌توان علوم اسلامی را به چند دسته تقسیم کرد. ← دسته اول از علوم اسلامی با نظری به دانش‌های مختلف اسلامی بودن برخی از علوم به آسانی قابل تحلیل است. چرا که علومی همانند تفسیر قرآن، فقه، حدیث، قرائت، کلام نقلی و... علومی هستند که همه برای فهم آموزه‌های دین اسلام تدوین شده‌اند و همه بر اساس همان آموزه‌ها و تحت تأثیر هدایت و فرمایشات پیامبر ـ صلّی‌الله‌علیه‌وآله ـ و ائمه اهل بیت ـ علیهم‌السّلام ـ شکل یافته‌اند. به تعبیری موضوع مسائل، غرض و منبع مطالعاتی این علوم همه در دوران خود دین اسلام می‌باشد و در این دسته همین است. با نگرشی اجمالی به سیر تدوین این علوم در سرزمین‌های اسلامی و مطالعه اولین جوانه‌های هر یک از این دانش‌ها، این نکته به خوبی آشکار می‌شود. گسترش اسلام به ممالک غیرعرب، ‌عدم آشنایی مردم آن کشورها و حتی خود مسلمانان عرب زبان مدینه و مکه با قرآن و حدیث و حتی زبان عربی، اختلاف قراءات و نسخه‌های دستنویس قرآن، در دهه‌های اول هجری، ‌نیاز مسلمین به دانستن احکام و عدم دسترسی آنها به پیامبر و ائمه و اصحاب ایشان و اختلافات گوناگون بر سر مسائل عقیدتی، همه و همه جزو علل تشکیل این علوم می‌باشند. و روشن است که نخستین و اصلی‌ترین منبع مطالعاتی و تحقیقاتی دانش‌ فقه، یا علوم قرآن و یا تفسیر و... خود قرآن کریم و سنت پیامبر ـ صلّی‌الله‌علیه‌وآله ـ و اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ می‌باشد. علاوه بر نیاز مردم به ضرورت به کارگیری احکام اسلام (قرآن و سنت) برای بهتر زیستن در ابعاد مختلف زندگی (فردی، خانوادگی، اجتماعی) و مراحل آن، انگیزه و عامل اصلی تشویق مردم به فراگیری این علوم، آیات متعدد قرآن کریم و روایات فراوان از پیامبر اکرم ـ صلّی‌الله‌علیه‌وآله ـ و اهل بیت ـ علیهم‌السّلام ـ است. چنان که بارها در قرآن، دستور به تدبّر در قرآن و فهم آن آمده است. [۱][۲][۳] و یا مردم به فراگیری دقیق و عمیق فقه یعنی همه آنچه در دین آمده است، ‌دعوت شده‌اند. [۴] در روایات اهل بیت ـ علیهم‌السّلام ـ نیز دستور به آموزش قرآن، [۵]  آموزش فقه، [۶]  ترویج و تعلیم حدیث [۷]  فراوان یافت می‌شود. ← دسته دوم از علوم اسلامی گروه دوم مجموعه دانش‌هایی که مقدمه علوم دسته اول محسوب می‌شوند، یعنی پس از شکل‌گیری هسته‌های اولیه علومی همچون فقه، تفسیر، کلام و ... در اثر گسترش مباحث و نیز ظهور دیدگاه‌های مختلف و متعدد، ‌دانشمندان این علوم، نیازمند معیارها و ملاک‌هایی برای سنجش و نیز ترویج و آموزش دانسته‌های خود شدند و این عامل خود منجر به شکل گیری علوم دیگری هم چون اصول فقه و یا بخش عقلی علم کلام، فلسفه، منطق و رجال و ... گردید. این علوم نیز در مواردی دارای منابع دینی هستند، بسیاری از مسائل علمِ اصول فقه، ‌برگرفته از آیات قرآن و روایات است؛ و البته منبع اصلی این علوم برون دینی و عقلی است. با این حال به دلیل دینی بودن انگیزه فراگیری این علوم و نیز این که مقدمه علوم دسته اول هستند، ‌و هم چنین تطبیق بسیاری از تعالیم دینی بر آموزه‌های این علوم، این علوم نیز اسلامی محسوب می‌شوند. مثلاً دانش منطق، فلسفه، جزو علوم وارداتی هستند که در قرن سوم‌ هجری و در پی نهضت ترجمه، به عالم اسلام منتقل شده‌اند ولی در متون دینی مباحثی درباره توحید، و صفت خداوند و یا استدلال بر وجود خداوند آمده است که قابل تطبیق بر مسائل فلسفی هستند و بلکه در برخی موارد بدون مقدمات فلسفی قابل فهم نیستند. به عنوان مثال آیات اول سوره حدید و سوره اخلاص که طبق روایت فهم آن از عهده عالمان آخر الزمان برمی‌آید. و یا خطبه اول نهج البلاغه، که معارف بلند توحیدی را بیان می‌کند. و نیز برخی از آیاتی که حالت استدلالی دارند مثل آیه ۳۵ و ۳۶ سوره طه.[۸] به علاوه که بسط و گسترش این علوم و پالایش آنها از موهومات و افزودن مسائل جدید و ترویج این علوم، همه مدیون مجاهدت‌های بی‌دریغ عالمان مسلمان است. ← دسته سوم علوم اسلامی در میان علومی که در تمدن اسلامی شکوفا شد، علومی می‌توان یافت که مهمترین نکته اسلامی بودن آنها، یکی اسلامی بودن انگیزه یادگیری آن علوم و دیگری تشویق دین اسلام می‌باشد. و الا به لحاظ منبع و روش مطالعاتی این علوم، علوم غیر دینی محسوب می‌شوند. ادبیات عرب، تاریخ، نجوم، جزو مثال‌های بارز این دسته می‌باشند، البته ادبیات عرب که مانند منطق و اصول فقه از علوم آلی محسوب می‌شود مقدمه تمامی علوم و به خصوص علوم دینی نیز محسوب می‌شود و به این لحاظ می‌تواند در گروه دوم نیز قرار گیرد. به هر حال غرض از دانستن این علم، فهم دین بوده است، و نخستین قواعد ادبیات عرب را نیز امیر المؤمنین آموزش داده‌اند. [۹]  و در مراحل بعدی نیز امام باقر و امام صادق ـ علیهم‌السّلام ـ از پایه‌گذاران این علوم محسوب می‌شوند. [۱۰][۱۱][۱۲] درباره تاریخ این دو نکته قابل توجه است. زیرا نکات فراوانی از تاریخ زندگانی انبیاء و دشمنان آنان، در قرآن کریم آمده است. در روایات نیز به بسیاری از صالحان و طالحان گذشته اشاره شده است. و این خود عامل مهمی درگرایش مردم مسلمان به مطالعه تاریخ دارد. عامل دیگر دستور صریح قرآن به مطالعه احوال امت‌های گذشته و عبرت گیری از سرنوشت ایشان می‌باشد. [۱۳][۱۴][۱۵][۱۶][۱۷] علم نحو نیز در اثر این دو عامل، پیشرفت کرد. زیرا شناخت اوضاع اجرام آسمانی، جهت شناخت ایام روزه و حج و ساعات نماز و سایر عبادات و ... تأثیر اساسی دارد و در واقع علم نجوم را جزو علوم واجب اسلامی قرار داده است، در قرآن نیز می‌توان اشاره‌ای به این علم یافت. [۱۸][۱۹][۲۰] علم طب نیز از جهتی جزو همین گروه از علوم است. در روایتی علم طب در کنار علم دین آمده است. [۲۱] در همان آدرس در کتاب میزان الحکمه روایت دیگری آمده که چهار علم را در کنار هم آورده است: امام علی ـ علیه‌السّلام ـ فرمودند علوم چهار قسمند: علم فقه برای دین شناسی، علم طب برای بدن، علم نحو برای زبان شناسی، علم نجوم برای شناخت زمان‌ها. به علاوه که توصیه‌های فراوان بهداشتی و بهزیستی فراوانی در روایات وجود دارد. [۲۲] ← دسته چهارم علوم اسلامی دسته چهارم از علوم اسلامی، علومی هستند که عموما ریشه در بیرون از مرزهای عالم اسلام دارند ولی دانشمندان مسلمان، با مطالعات و پژوهش‌های خود آنها را به کمال رسانده و نکات و مسائل جدید بسیاری به مسائل محدود آنها افزوده‌اند. توصیه اسلام به یادگیری و تعلیم و تعلّم و ترویج علم حتی از نزد غیرمسلمین [۲۳]  و از دورترین سرزمین‌ها، [۲۴]  مسلمانان را به جستجوگرانی خستگی ناپذیر تبدیل کرد و آنان در پی فهم پیچیدگی‌های جهان اطراف به تحقیق پرداختند. چنان که پیامبر اسلام اسیران کفّار را در ازای آموزش به مسلمانان آزاد کردند.[۲۵] بسیاری علوم تجربی مثل شیمی، فیزیک، زیست شناسی، علوم ریاضی و... بدین صورت پاگرفته و نضج یافته‌اند. هر چند به شهادت تاریخ جوانه‌های ابتدایی همین علوم را نیز نزد اهل بیت ـ علیهم‌السّلام ـ باید ردیابی کرد. چنان که درباره طب و نجوم به آنها اشاره شده و نیز شاگردی جابر بن حیان شیمی دان نامی نزد امام صادق ـ علیه‌السّلام ـ معروف است. پس اسلامی نامیدن این علوم به انگیزه دینی و نیز مسلمان بودن عالمان آنهاست. چند نکته ۱. در تمامی این علوم، منابع دین اسلام به عنوان یک معیار همیشه وجود دارد. یعنی حتی اگر منبع پژوهشی یک علم ، قرآن و حدیث نیز نباشد، یافته‌های آن علم با آموزه‌های قطعی قرآن و سنت سنجیده می‌شوند، و در صورت تنافی با دین، آن مطلب و حتی آن علم از ارزش خواهد افتاد و به همین جهت علومی مثل سحر و نجوم احکامی و... هیچ گاه اقبال عام نیافتند و مورد توجه دانشمندان قرار نگرفتند. ۲. تقسیم‌بندی ذکر شده در نوشتار فوق بر اساس حصر عقلی نیست. و چنین نیست که یک علم فقط در یک گروه جا می‌گیرد و ممکن است یک علم از چند جهت متّصف به اسلامی بودن شود مثل ادبیات عرب یا طب، ما تلاش کردیم مهمترین عامل را معیار تقسیم‌بندی قرار دهیم. ۳. علومی که به آنها اشاره شد، از جهت حکم تکلیفی ممکن است احکام مختلفی پیدا کنند و واجب، ‌حرام، مباح و یا مستحب و یا مکروه به شمار آیند که این جهت خارج از بحث ما قرار می‌گیرد، البته هر علمی بر اساس نیاز جامعه اسلامی به آن، واجب کفایی خواهد بود. این نوشتار کوتاه، تلاشی است برای بازنویسی، تحلیل استاد شهید مطهری، در این زمینه که اصل نظریات ایشان در منبع ذیل می‌باشد: آشنایی با علوم اسلامی، انتشارات صدرا، ج ۱، (فلسفه ومنطق)، ص ۱۰ ـ ۱۵. . پانویس ۱. ↑ نساء/سوره۴،آیه۸۲.     ۲. ↑ محمد/سوره۴۷،آیه۲۴.     ۳. ↑ ص/سوره۳۸،آیه۲۹.     ۴. ↑ توبه/سوره۹،آیه۱۲۲.     ۵. ↑ ری شهری، محمد، ‌میزان الحکمه، دار الحدیث، ۱۴۱۹، بیروت، لبنان، چاپ دوم، ج۶، ص۲۵۲۱. ۶. ↑ ری شهری، محمد، ‌میزان الحکمه، دار الحدیث، ۱۴۱۹، بیروت، لبنان، چاپ دوم، ج۶، ص۲۴۵۴. ۷. ↑ ری شهری، محمد، ‌میزان الحکمه، دار الحدیث، ۱۴۱۹، بیروت، لبنان، چاپ دوم، ج۲، ص۵۴۶ ـ۵۴۷. ۸. ↑ جوادی آملی، عبدالله، تبیین براهین اثبات خدا، نشر اسراء، قم، ۱۳۶۸، چ سوم، ص۱۲۳ ـ۱۳۰. ۹. ↑ زیدان، جرجی، تاریخ تمدن اسلام، ترجمه علی جواهر کلام، امیر کبیر، تهران، ۱۳۷۹، چ۹، ص۴۷۸ ـ۴۸۰. ۱۰. ↑ قربانی، زین العابدین، تاریخ فرهنگ و تمدن اسلامی، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، تهران، ۱۳۷۰، چ۲، ص۱۰۰. ۱۱. ↑ قربانی، زین العابدین، تاریخ فرهنگ و تمدن اسلامی، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، تهران، ۱۳۷۰، چ۲، ص۱۰۲. ۱۲. ↑ قربانی، زین العابدین، تاریخ فرهنگ و تمدن اسلامی، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، تهران، ۱۳۷۰، چ۲، ص۱۰۳. ۱۳. ↑ یوسف/سوره۱۲،آیه۱۰۹.     ۱۴. ↑ حج/سوره۲۲،آیه۴۶.     ۱۵. ↑ روم/سوره۳۰،آیه۹.     ۱۶. ↑ آل عمران/سوره۳،آیه۱۳۷.     ۱۷. ↑ نحل/سوره۱۶،آیه۳۶.     ۱۸. ↑ نحل/سوره۱۶،آیه۱۶.     ۱۹. ↑ انعام/سوره۶،آیه۹۷.     ۲۰. ↑ بقره/سوره۲،آیه۱۸۹.     ۲۱. ↑ میزان الحکمه، ج۵، ص۲۱۰۵. ۲۲. ↑ طبرسی، حسن بن الفضل، مکارم الاخلاق، مؤسسه نشر اسلامی، قم، ۱۱۴ ق، ج۱ ۲۳. ↑ میزان الحکمه، ج۵، ص۲۰۸۳، دار الحدیث. ۲۴. ↑ میزان الحکمه، ج ۵،دار الحدیث، ص ۲۰۷۰. ۲۵. ↑ میزان الحکمه، ج۵، ص۲۰۸۳، دار الحدیث. . . __________________________________________________________________________ منبع : سایت اندیشه قم    

نهضت علمی مسلمانان در ترویج کشاورزی و توجه به منابع طبیعی

بسم الله الرحمن الرحیم نهضت علمی مسلمانان در ترویج کشاورزی و توجه به منابع طبیعی . یداالله سپهری عضو هیات علمی و مربی گروه معارف اسلامی دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گرگان . متن کامل مقاله : PDF ; نهضت علمی مسلمانان در ترویج کشاورزی . چکیده  با نگرشی بر میراث فرهنگی مکتوب مسلمانان می توان دریافت که کشاورزی و اهمیت به منابع طبیعی جایگاه ویژه ای در میان مسلمانان دارد. با بررسی آثاری که در این زمینه نوشته شده، به اهمیت این رشته علمی در میان مسلمانان پی می بریم. دانشمندان مسلمان توانسته اند موفقیت های زیادی در رشته های گیاه شناسی و کشاورزی به دست آورند و قله های علمی را فتح نمایند. اهمیت این علوم در نزد مسلمانان ناشی از دو عامل تعالیم دینی و مذهبی و شناخت نقش کشاورزی به عنوان یک عامل اقتصادی در تامین مواد غذایی بود. بر این اساس، مسلمانان در مطالعه علوم کشاورزی و منابع طبیعی خدمات ارزشمندی انجام داده اند که نتیجه آن کشف هزاران گیاه موثر در سلامت انسان و تالیف هزاران کتاب ارزشمند بوده که در پیشرفت و تکامل جامعه انسانی بسیار موثر می باشد. در این مقاله تلاش شده تا با بررسی آیات قران و احادیث معتبر و سایر منابع به جا مانده از دانشمندان اسلامی به تاثیر نقش منابع طبیعی و کشاورزی در مطالعات دانشمندان اسلامی و تعالیم دینی پرداخته شود. . کلید واژه:  کشاورزی،منابع طبیعی،قرآن،مطالعات دانشمندان مسلمان . ____________________________________________________________________ منبع : علوم کشاورزی و منابع طبیعی - مهر-آبان ۱۳۸۷ , دوره  ۱۵ , شماره  ۴ 

معرفت فلاحت (دوازده باب کشاورزی)

بسم الله الرحمن الرحیم معرفت فلاحت (دوازده باب کشاورزی)   مؤلفان: ایرج افشار، عبدالعلی‌بن‌محمد بیرجندی ناشر: موسسه نشر میراث مکتوب . . زبان: فارسی رده‌بندی دیویی: ۶۳۰ سال چاپ: ۱۳۸۷ نوبت چاپ: ۱ تیراژ: ۲۰۰۰ نسخه تعداد صفحات: ۲۵۰ قطع و نوع جلد: وزیری (گالینگور) شابک: ۹۷۸۹۶۴۸۷۰۰۵۶۵   توضیح کتاب: متون تاریخی کهن ایرانی در موضوعات گوناگونی به نگارش درآمده‌اند. اگرچه ایران کشوری بود که زراعت و دامداری در آن رواج داشت اما مسئلۀ «کشاورزی» از جمله مباحثی است که در متون تاریخی ایرانی کم‌تر به چشم می‌خورد. کتاب حاضر یکی از معدود مکتوبات تاریخی است که به موضوع کشاورزی اختصاص دارد و توسط عبدالعلی بیرجندی (متوفی به سال ۹۳۴ ه . ق) به نگارش درآمده است. مصحح کتاب پس از معرفی مولف و نسخه‌های متعدد به جای مانده از این اثر به دوازده باب «معرفت‌ فلاحت» یعنی مقدمات کشاورزی، اصول کشت حبوبات، مضرات محصولات زراعی و درختان، اصول درو غلات، اصول کشت درختان، شیوۀ کاشت انواع درختان هم‌چون زیتون و خرما و چیدن میوه از درخت، چگونگی دفع آفات محصولات کشاورزی، و منفعت حبوبات اشاره می‌کند. در بخش پیوست‌های کتاب منفعت برخی محصولات کشاورزی و نسخ قدیمی دیگری، که در موضوع کشاورزی موجود است، معرفی می‌شود. . ...................................................................... .

دانلود کتاب: الأدویه المفرده (الحشائش) «تفسیر کتاب دیاسقوریدوس»

بسم الله الرحمن الرحیم دانلود کتاب: الأدویه المفرده (الحشائش) «تفسیر کتاب دیاسقوریدوس»   اشاره :  امکان دانلود کتاب فی الأدویه المفرده (الحشائش) «تفسیر کتاب دیاسقوریدوس» تألیف ابن البیطار عبد الله بن أحمد المالقی - به تحقیق إبراهیم بن مراد - که در سال ۱۹۸۹ میلادی توسط انتشارات دارالغرب الإسلامی بیروت در ۴۳۰ صفحه منتشر شده است در این سایت فراهم شد. . برای دانلود این کتاب بر روی این لینک کلیک کنید. . این کتاب و مولف آن در بخشهای مختلف این سایت خصوصا بخش «تمدن اسلامی» معرفی شده است . . ............................................................................................................ منبع : موسسه پژوهشی میراث مکتوب

منتخب کتاب جامع المفردات غافقی با ترجمه انگلیسی

بسم الله الرحمن الرحیم منتخب کتاب جامع المفردات غافقی با ترجمه انگلیسی   اشاره : منتخب کتاب جامع مفردات غافقى تلخیص و گزینش کتاب جامع‌المفردات، به قلم ابوالفرج گریگوریوس مفریان معروف به ابن‌عبدى است. کتاب جامع المفردات غافقى از مهم‌ترین نگاشته‌هاى اطباى اسلامى در زمینه شناخت مفردات دارویى است. کتاب جامع المفردات یکى از مهم‌ترین آثار در زمینه مفردات در طب سنتى است. ابن ابى‌اصیبعه این اثر را بى‌نظیر دانسته است.[۱] نظر صفدى نیز چیزى شبیه به گفته ابن ابى‌اصیبعه است.[۲] ................................................................... ۱-  عیون الانباء فى طبقات الاطباء، ص۵۰۰ ۲-  الوافى بالوافیات، ج۷، ص۲۲۸ . . ساختار این اثر همانند بسیارى دیگر از آثار که پیرامون مفردات دارویى نگاشته شده به ترتیب حروف الفبا تدوین و تألیف شده است. وى در ابتدا عنوان هر مفرد و نام‌هاى گوناگون آن را متذکر مى‌شود. سپس خصوصیت‌هاى ظاهرى مفرد را توصیف و در پایان به خواص دارویى آن مى‌پردازد. از آنجا که این اثر منتخبى از منابع گوناگون شناسایى مفردات است مؤلف عبارت‌هاى کتاب را مستند به منبعى مى‌نماید تا هم امانت را رعایت کرده باشد و هم پژوهشگر بتواند مطالب این کتاب را با منابع دیگر مقایسه نماید. گزارش محتوا این کتاب شرحى عربى بر کتاب حشائیش دیسیقوریدوس است که البته وى تنها به گفته‌هاى دیسیقوریدوس اکتفاء نکرده است، بلکه بسیارى از مفرداتى را که در طب هندى و ایرانى مورد استفاده بوده و در کتاب دیسیقوریدوس وجود نداشته به آن اضافه نموده است. اهمیت این اثر به چند جهت است: اول: مؤلف خود گیاه‌شناسى بزرگ بوده است، بنابراین تجربیات او به عنوان یک داروشناس، ارزشمند و قابل توجه است. دوم: این اثر منتخبى از آثار متعددى است که قبل از مؤلف به تحریر درآمده است و چه بسا بعضى از آنها اکنون به دست ما نرسیده است. بنابراین گزارش مؤلف دراین‌باره ممتاز است. سوم: قبل از غافقى، مفرداتى که در کتب طبى معرفى مى‌شوند به پانصدگونه نمى‌رسد در حالى که وقتى به کار غافقى نگاه مى‌کنیم با اضافات بسیارى از جانب او مواجه مى‌شویم. وضعیت کتاب این اثر را دانشکده پزشکى دانشگاه مصر منتشر نموده است. افست این کتاب را مؤسسه مطالعات تاریخ پزشکى، طب اسلامى و مکمل دانشگاه علوم پزشکى ایران با مقدمه‌اى کوتاه به قلم آقاى دکتر محمد مهدى اصفهانى در سال ۱۳۸۶ منتشر کرده است. کتاب به اهتمام دکتر ماکس مایرهوف و دکتر جورجى صبحى بر اساس دو نسخه خطى تصحیح و تحقیق شده است. محققین در ابتدا مقدمه‌اى کوتاه پیرامون شیوه تصحیح این اثر نگاشته‌اند. همچنین افزون بر تصحیح متن عربى، این اثر را به انگلیسى نیز ترجمه نموده‌اند. پاورقى کتاب به اختلاف نسخ اختصاص دارد. . معرفی نشر کتاب پدیدآوران صبحی، جورجی (مترجم) مایرهوف، ماکس (مترجم) غافقی، احمد بن محمد (نویسنده) ابن عبری، غریغوریوس بن هارون (مصحح) اصفهانی، محمدمهدی (مقدمه نویس) عنوان‌های دیگر جامع المفردات. عربی - انگلیسی. برگزیده ناشر دانشگاه علوم پزشکی ایران، مؤسسه مطالعات تاریخ پزشکی، طب اسلامی و مکمل مکان نشر تهران - ایران سال نشر ۱۳۸۶ ش چاپ ۱ موضوع دارو شناسی - متون قدیمی تا قرن ۱۴ گیاهان دارویی - متون قدیمی تا قرن ۱۴ زبان عربی تعداد جلد ۴ کد کنگره ‏R‎‏ ‎‏۱۲۸‎‏/‎‏۳‎‏ ‎‏/‎‏الف‎‏۹‎‏غ‎‏۲ نورلایب مشاهده کتابخوان مشاهده   .......................................................................................................... منبع : ویکی نور

دستنوشتۀ الأدویه المفرده غافقی – در مجموعۀ اُسلِر کتابخانۀ دانشگاه مک گیل کانادا

بسم الله الرحمن الرحیم دستنوشتۀ الأدویه المفرده غافقی در مجموعۀ اُسلِر کتابخانۀ دانشگاه مک گیل کانادا . آدام گَچِک ترجمۀ: شمامه محمدیفر . متن کامل مقاله : pdf - دستنوشتۀ الأدویه المفرده غافقی در مجموعه ...   اشاره :  غافقی و رساله اش کتابخانه تاریخ پزشکی اُسلِر ، در دانشگاه مک گیل (مونترئال کانادا) نسخه خطی جالب توجهی به شماره اُ.ال. ۷۵۰۸ ، به نام کتاب  فی الادویه المفرده  دارد ... ............................................................................................................... منبع: دوفصلنامه تاریخ علوم و فناوری دوره اسلامی - سال هشتم، شمـارۀ اول ، بهار و تابستان ١٣٩٨- شمارۀ پیاپی: ١۵

نکاتی در مورد غافقی و دوران زندگی او

بسم الله الرحمن الرحیم  نکاتی در مورد غافقی و دوران زندگی او . سجاد نیک فهم خوبروان مؤسسۀ مطالعات اسلامی دانشگاه مک گیل (مونترآل) همکار علمی نشریۀ میراث علمی . متن کامل مقاله : pdf - نکاتی در مورد غافقی و دوران زندگی او  . اشاره :  در اوت م٢٠١٠ گروهی از پژوهشگران در دانشگاه مک گیل (کانادا) گرد هم آمدند تا در قالب یک کارگاه پژوهشی/ همایشی؛ یک نسخۀ خطی (به شمارۀ ٧۵٠٨ ) از مجموعه ای را بررسی کنند کـه در سال ١٩٢٩ سر ویلیام اسلر به دانشگاه مک گیل اهدا کرده بود. این نسخه در برگیرندۀ متن کتـاب الادویه المفرده نوشتۀ ابوجعفر احمد بن محمد بن احمد بن سید غافقی اسـت. ... ................................................................................................................. منبع : نشریه میراث علمی اسلام و ایران -سال هشتم ، شمـارۀ اول، بهار و تابستان ١٣٩٨ شمارۀ پیاپی: ١۵

غافقی اندلسی و جایگاه او در گیاه شناسی و داروسازی

بسم الله الرحمن الرحیم  غافقی اندلسی و جایگاه او در گیاه شناسی و داروسازی . احسان شهسوار  دانشجوی کارشناسی ارشد تاریخ و تمدن ملل اسلامی دانشگاه علوم اسلامی رضوی . آدرس مقاله : https://civilica.com/doc/433427 . چکیده مقاله: ابوجعفرغافقی دانشمند بزرگ مسلمان در دو علم گیاه شناسی و داروسازی است که به سبب تألیف گران سنگش به نام الأدویه المفرده شهرت بسزایی پیدا کرد. پرداختن به احوال و شخصیت او از این نظر حائز اهمیت است که نوشته های غافقی در داروهای مفرد یک قرن بعد، اساس کار ابن بیطار اندلسی قرار گرفت وتوسط او تکمیل شد. همچنین کمال و دقت نظر غافقی سبب گردید که تألیفش در قرون متمادی مورد مراجعه ی دانشمندان و همچنین متن درسی کرسی های علمی اروپا شود. اما متأسفانه علی رغم اعلمیت و شهرت غافقی، جایگاه و شخصیت علمی او مورد غفلت اکثر محققان قرار گرفته است، به گونه ای که در بسیاری از کتب تاریخ علوم، نامی از ایشان دیده نمی شود. نوشتار حاضر به بررسی و شناساندن شخصیت علمی غافقی، اهمیت او و علت دورماندن آثارش می پردازد. . کلیدواژه ها: غافقی ، الأدویه المفرده ، اندلس ، گیاه شناسی ، داروسازی ............................................................................................... منبع : اولین همایش گیاهان دارویی و داروهای گیاهی

جامع غافقی و دانش گیاه‌شناسی

بسم الله الرحمن الرحیم  جامع غافقی و دانش گیاه‌شناسی . سید ماهیار شریعت پناهی استادیار، عضو هیأت علمی دانشگاه آزاد اسلامی، واحد مشهد . متن کامل مقاله : pdf - جامع غافقی و دانش گیاه شناسی . چکیده غافقی (سدۀ ۶ق) گیاه‌شناس اندلسی است و مهم‌ترین اثر او الجامع فی الأدویه المفرده، یکی از اصلی‌ترین پایه‌های دانش گیاه‌شناسی در اندلس و از منابع مهم برای حفظ و احیای میراث گذشتۀ این دانش است. این کتاب از آثار گیاه‌شناسی پیش از خود، به‌ویژه النبات دینوری و قانون ابن سینا، تأثیر بسیاری گرفته است. در این مقاله ابتدا مشهورترین نسخه‌های این کتاب معرفی شده است، سپس بر اساس نسخۀ کتابخانۀ ملک با بررسی ارجاعات متنوع و دقیق آن از متون پیشین و برخی آثار هم‌دوره‌اش، جایگاه برجستۀ این کتاب در حفظ میراث گذشته، مشخص شده است. سپس بر اساس دانش گیاه‌شناسی امروزی متن کتاب را بررسی کرده‌ایم. روش غافقی در دانش گیاه‌شناسی، مشاهدۀ تجربی، ثبت دقیق این اطلاعات و مقایسۀ میان آنهاست. بر اساس این روش، طبقات، زیست‌گاه‌ها و جغرافیای گیاهی و ریخت‌شناسی گیاهان مشخص شده‌اند. بررسی مترادف نام گیاهان در زبان‌های اندلسی، بربری، یونانی، سریانی و حتی فارسی و ادویۀ حیوانی و معدنی از نکات برجستۀ دیگر این کتاب است. کلیدواژه‌ها اکولوژی گیاهی جامع غافقی ریخت‌شناسی گیاهی طبقه‌بندی گیاهی گیاه‌شناسی ......................................................................................................... منبع : نشریه تاریخ علم ؛ دانشگاه تهران -  دوره ۱۰، شماره ۲ - شماره پیاپی ۲

گیاه شناسی و زیست شناسی در تمدن اسلامی

بسم الله الرحمن الرحیم گیاه شناسی و زیست شناسی در تمدن اسلامی (برگرفته از کتاب : علم و دین در حیات معقول) . علامه محمدتقی جعفری . دانشمندان دوره اسلامی چون به پیدایش گیاهان، جانوران و انسان تحت عنوان آیات خداوندی نگاه می کردند، از این رو در صدد برآمدند در رشد و نمو و زندگی آن ها تحقیق کنند، تا بتوانند در معالجه بیماران از گیاهان دارویی برای تهیه دارو استفاده کنند. . در دوره اسلامی، منابع اولیه زیست شناسی، از میراث علمی ایران و یونان و هند اخد شد، که در این میان می توان به کتاب الحیوان تألیف ارسطو و نوشته های پیروان فیثاغورث و ارسطو ارشاره کرد. در این میان، جهانگردان نیز از سفرهای خود به هند و آفریقا، توشه هایی همراه می آورند؛ چرا که در دوره اسلامی، مرزهای کشورها به روی همه مردم باز بود و آن ها اجازه داشتند سفر نموده و دنبال علم و دانش بروند. . جریان های متفاوت فکری جهان، در راه یابی خویش به درون فرهنگ اسلامی، در ذیل و قالب تعالیم اسلام و آموزه های قرانی، تبلوری نوین یافت. اکثر نوشته های ایران در تمدن اسلامی در باب زیست شناسی؛ توجه و گرایش شدیدی به سلسله مراتب موجودات و سیر نزولی و صعودی آن ها نشان می دهد. مسلمانان معتقد بودند جهان موجودات، اعم از جمادات، نباتات، حیوانات و انسان، بخشی از زنجیره ای را تشکیل می دهند که در قوس صعودی و قوس نزولی، دارای شاخه ای بوده و هر موجودی برای خود دارای ارزش می باشد و نقطه اوج موجودات، در شاخه صعودی الهی می باشد و از این ذات است که شاخه های دیگر نشأت می گیرد. . نظام زیست شناسی دوره اسلامی، با این که شدیدا تحت تأثیر باورهای دینی قرار داشت و در قالب تعلیمات دینی شکل گرفته بود، ولی کاملا متعبدانه و خالی از تعقل هم نبود. زیست شناسان اسلام، اطلاعات گذشته را جمع نموده و با مشاهده عینی خود، مطالب را در ذهن می پروراندند. نتیجه این شد که آن ها یک نظام زیست شناسی خاص را طرح کردند که بر مبنای استدلال و براهین عقلی قرار داشت. در آثار اخوان الصفا، قزوینی و ابوریحان بیرونی، رگه های تعقل و اندیشه به خوبی هویداست. آن ها ضمن تأکید برحکمت و اراده خداوندی در آفرینش موجودات، تفسیر خویش از ساختمان و رفتار و عادات گیاهان و جانوران را با استدلال هایی مبتنی بر مشاهده، در آثار منقوش ساخته اند. آن ها معتقد بودند هر عضوی از بدن موجود زنده، برای شرایط زیستی و نیازهای حیاتی آن موجود، بهترین شکل و رفتار را دارد و حرکات جانوران و رفتار فیزیولوژیک آنان، به گونه ای است که معطوف به بقای فردی و بقای نوع آن ها می باشد. . آن چه گفتیم، درباره زیست شناسی بود. در زمینه گیاه شناسی لازم است بدانیم که دانشمندی به نام ابن وحشیه در قواعد کشاورزی قدیم، کتابی به نام الفلاحه النبطیه نوشت که نفوذ زیادی در نویسندگان اسلامی بعد از وی برجای گذاشت. تا آن جا که به ارتباط گیاهان داروی و تأثیرات پزشکی از آن برمی گردد. مسلمانان، از قرن سوم به بعد، در نوشتن کتاب های پزشکی، خوص دارویی گیاهان را نیز در نظر می گرفتند. کتاب فردوس الحکمه، تألیف علی بن ربن طبری و رسالات حنین بن اسحاق و نوشته های رازی و علی بن عباس مجوس، از این جمله اند. . اخوان الصفا بخشی از کتاب خود را به ریخت شناسی و تکوین و رشد گیاهان اختصاص داده بودند. ابن سینا هم در بحث طبیعیات فلسفه خویش، از گیاهان سخن به میان آورده است. دانشمندان اسلامی بیش از همه به طبقه بندی، فیزیولوژی، پیدایش رشد، تکامل و توصیف گیاهان توجه داشتند و از آن ها نیز برای تهیه دارو استفاده می کردند. ابن باجه کتب التجربتین را در مورد گیاهان و النبات را در مورد فیزیولوژی گیاهان نوشت. . در طول تاریخ اسلامی، افراد بسیاری بودند که در زمینه گیاه شناسی و زیست شناسی فعالیت های علمی انجام داده اند، برخی از آنها عبارتند از: ۱-رشید الدین الصوری (قرن هفتم هجری): وی برای تحقیق در مورد گیاهان، به بیابان ها می رفت و در مورد مشخصات فیزیکی و شیمیایی برگ، ساقه و گل آن ها، به طور صحیح به تحقیق می پرداخت که با روش تحقیق علوم تجربی امروزی نیز مطابق است. نتیجه تحقیقات او در کتاب الادویه المفرده مشاهده می شود. ۲-ادریسی: وی بیش از ۲۵۰ جلد کتاب نوشته است که نیمی از آن ها در مورد گیاهان می باشد. هم چنین، او در مورد ۳۶۰ گیاه به تحقیق و پژوهش پرداخته است. ۳-ابن الاوان اشبیلی: او یکی از گیاه شناسان بزرگ و مسلمان است که در کتاب الفلاحه، درباره اقسام خاک ها، کودها، و طریقه زراعت ۵۸۵ نوع از نباتات و ۵۰ نوع از درخت های میوه دار تحقیق نموده و هم چنین در مورد عوارض بیماری های نباتات و طرق معالجه آن ها و نحوه بهره برداری از آن ها، کاوش هایی فراوان کرده است. به گفته آلدو میلی، این کتاب در علم کشاروزی تمام قرون وسطی، کامل ترین کتاب به شمار می رود. ۴-ابومحمد عبدالله احمدبن بیاطر مالقی: وی نویسنده کتاب الجامع فی الادویه المفرده است. کتاب این دانشمند، در قرن ۱۶ میلادی، با ارزش ترین کتاب درباره گیاه شناسی تلقی شد. او ۱۴۰۰ نوع گیاه و گیاهان دارویی را کاملا توصیف نموده است که ۳۰۰ قسم آن قبل از او شناخته نشده بود. این محقق، ساختمان شیمیایی گیاهان را تحلیل نموده، تحقیقات اصولی و نظریات بسیار دقیقی را درباره بیماری ها و معالجه آن ها به وسیله علم گیاه شناسی اضافه کرده است. ۵-ابوحنیفه احمد بن داود دینوری (۲۰۰-۸۲هـ.ق): او مطالعات خود را در مورد گیاه شناسی و کشاورزی، در کتابی به نام النبات، ارائه داده است. ۶-عروضی سمرقندی صاحب چهارمقاله ،در گفتاری از کتابش، درباره پیدایش نباتات و گیاهان مطالبی به قلم آورده و درباره قوای چهارگانه که ضامن پیدایش و بقای نباتات است، سخن گفته است. ۷-محمد بن محمود بن احمد طوسی (قرن ششم هجری): او کتابی به نام عجایب المخلوقات درباره جانوران و گیاهان گوناگون نوشته است. ۸-حمدالله مستوفی قزوینی (قرن هشتم): او صاحب نزهه القلوب است، که در مورد زمین شناسی، گیاه شناسی و جانور شناسی مطالبی در آن به چشم می خورد. ۹-زکریای قزوینی (قرن هشتم هجری): او صاحب کتاب عجایب المخلوفات است که درباره زیست شناسی نیز مطالبی را بیان کرده است. ۱۰- ابن طفیل (قرن ششم هجری): وی از فلاسفه اسلامی است که در کتابی به نام حی بن یقظان درباره پیدایش انسان صحبت کرده است. ۱۱-اخوان الصفا: آن ها نیز در مورد زیست شناسی، به خصوص از نقطه نظر فلسفی مطالعاتی کرده و عقیده داشتند که نباتات در بین جمادات و حیوان جای دارند و حیوان، حلقه ای از زنجیره جمادات، نباتات، حیوانات انسان محسوب می شود. ۱۲-ابو عثمان عمر بن بحرالجاحظ ۱۳-ابوسعید عمادالدین الکاتب ۱۴-ابومحمد عبدالله احمد ۱۵-ابن سیده ۱۶-منصوربن فضل سوری ۱۷-ابوالعباس محمد بن مفرج نباتی ۱۸-عبدالله بن صالح ۱۹-محمد بن سفر. ....................................................................................................... منبع: محمدتقی جعفری- علم و دین در حیات معقول- صفحه : ۱۷۸، ۱۸۲ دائره المعارف طهور http://tahoor.com/fa/article/view/210824

دیوسکوریدس، گیاه‌داروشناس یونانی که در گیاه‌شناسی دوره اسلامی تأثیرگذار بود.

بسم الله الرحمن الرحیم  دیوسکوریدس، پدانیوس، گیاه‌داروشناس مشهور یونانی در سده نخست میلادی که در گیاه‌شناسی دوره اسلامی تأثیرگذار بود. . دانشنامه جهان اسلام شمامه محمدیفر  . اشاره :  دیوسکوریدس، پدانیوس، گیاهداروشناس مشهور یونانی در سده نخست میلادی که در گیاه شناسی دوره اسلامی تأثیرگذار بود. وی کتابی درباره خوراکیهای درمانی، به ویژه داروهای ساده جانوری، کانی و عمدتاً گیاهی تألیف کرده که در دوره اسلامی، به الحشائش معروف شده است. ۱) زندگی. دیوسکوریدس احتمالاً بین سالهای چهل و نود میلادی و در زمان حکومت پوبلیوس کلودیوس (سیاستمدار رومی)، نرون و وسپاسیانوس (هر دو از امپراتورهای روم) زندگی میکرد (← دیوسکوریدس، چاپ اُسبالدستون و وود، مقدمه، صxx؛ یاروسلاو لوی، ص۵۸۸؛ استنرد، ۱۹۹۹ج، ص۶۰). تاریخ زندگی او را میتوان از نوشتههای برخی معاصران او و نیز مطالبی که جالینوس (متوفی ۱۹۹ یا ۲۰۰م) از نوشته هایش نقل کردهاست، به دست آورد. اروتیانوس، مفسر آثار بقراط در زمان نرون، از دیوسکوریدس نام برده است (← ایلبرگ، ص۱۱۶؛ نیز ← ادامه مقاله). همچنین دیوسکوریدس در نامه ای به آرئیوس طرسوسی، که به عنوان مقدمه کتاب الحشائش نوشتهاست، از چند نفر از پیشینیان و معاصرانش نام میبرد که تاریخ زندگی برخی از آنها معلوم است، از جمله باسوس (← دیوسکوریدس، چاپ دوبلر و تِرِس، ص:۲ «بسس»، چاپ گونتر، ص:۱ "Julius Bassus") که احتمالاً همان ژولیوس لاکانیوس باسوس (کنسول روم در سال ۶۴ میلادی و دوست آرئیوس) است (← ابنعبری، ص۹۲؛ نیز ← پلینیوس/ پلینی اکبر، ج۷، کتاب ۲۶، ص۲۶۸ـ۲۶۹، پانویس c؛ بزسکی، ص۸۳؛ استنرد، ۱۹۹۹ج، ص۵۹). دیوسکوریدس در شهر عینزربه*/ انزربه (امروزه آناوارزه در ترکیه)، نزدیک طرسوس (مرکز ایالت قدیم کیلیکیه، در جنوبغربی آسیای صغیر) بهدنیا آمد. این منطقه جزو متصرفاًت روم بود و در دوره اسلامی، به عینزربی (معرب آن)، شهرت یافت. ازاینرو برخی مؤلفان دوره اسلامی نسبت عینزربی را برای دیوسکوریدس ذکر کرده اند (← ابنندیم، ج۲، جزء۱، ص۲۸۶؛ ابنابیاصیبعه، ص۵۸؛ نیز ← دیوسکوریدس، نسخه خطی کتابخانه کاخ گلستان، مقدمه هوشنگ اعلم، ص۱). جالینوس نیز به محل تولد او اشاره کردهاست (← زندگینامه علمی دانشوران، ذیل مادّه). از نامه دیوسکوریدس در ابتدای کتابش، اطلاعات مهمی درباره زندگی او بهدست میآید. بهنظر میرسد او در طرسوس درس خوانده و سپس به سپاه روم پیوسته باشد. احتمالاً در آن دوره، فرصت تحصیل روشمند درباره تشخیص، تهیه و کاربرد داروها را نداشتهاست. ظاهراً او با آرئیوس طرسوسی زندگی میکرده و به سبب خدمت در سپاه روم به اسکندریه رفته و به کتابخانه بزرگ اسکندریه دسترسی یافته و از منابعش بهره بردهاست (← دیوسکوریدس، چاپ کرناریوس، ص۲ زندگینامه علمی دانشوران، همانجا؛ ناتان، ص۱۷۴ـ۱۷۵). همچنین باتوجه به نامها و اوصافی که برای گیاهان آوردهاست، بهنظر میرسد به مناطق مختلف، از جمله سوریه، احتمالاً مصر و به گواه برخی، هند و کشورهای افریقایی و نیز اسپانیا و ایتالیا سفر کرده که در تجربهاندوزی وی در شناخت داروها مؤثر بودهاست (← پارکر، ص۷۳۱؛ استنرد، ۱۹۹۹ج، ص۶۰؛ ناتان، ص۱۷۵). بیشتر منابع دیوسکوریدس را پزشک و، بهعبارت دقیقتر، جراح سپاه خواندهاند (← ادامه مقاله)، اما به جز جمله کوتاهی که در مقدمه کتابش (چاپ کرناریوس، ص۲) درباره زندگی سربازی در خلال مسافرتهای فراوانش آوردهاست، هیچ مدرک مستندی دراینباره وجود ندارد (← استنرد، ۱۹۹۹ج، ص۵۹). طبابت احتمالی در سپاه و سفر به مناطق گوناگون و دسترسی به کتاب کراتواس (گیاهشناس مشهور قرناول پیشازمیلاد)، سبب شد که دیوسکوریدس یکی از مؤثرترین و ماندگارترین کتابهای داروشناسی را تألیف کند. او گنجینه پزشکی خود را به پیشنهاد دوست پزشکش، آرئیوس، تدوین و تکمیل کرد (← دیوسکوریدس، چاپ اسبالدستون و وود، همانجا؛ یاروسلاو لوی، همانجا؛ مارتین لوِی، ص۲۱). همچنین بهنظر میرسد او پیرو مکتب ریشهچینهایی چون دیوکلس کاریستوسی (قرن چهارمپیشازمیلاد) و کراتواس باشد.ریشهچینان هم بهگردآوری و فروش ریشههای گیاهان و هم به طبابت میپرداختند (← کرمرس و اوردانگ، ص۱۵). شاید دیوسکوریدس نخستین فردی باشد که به مطالعه ریختشناسی گیاهان پرداخته و داروشناسی را از پزشکی تفکیک کردهاست (← پارکر، همانجا). همچنین از او بهعنوان بزرگترین گیاهشناس و پزشک رومی و هلنیستی دوره پلینی (متوفی ۷۹م) یاد شدهاست (← سارتون، ج۱، ص۲۴۴). نام دیوسکوریدس در منابع اسلامی بهصورتهای گوناگونی، مانند دیاسقوریدس، دیاسقوریدوس، ذیاسقوریذوس، دیسقوریدس و دیسقوریدوس آمدهاست (← ابنندیم، همانجا؛ ابنجلجل، ص۲۱؛ قفطی، ص۱۸۳؛ ابنابیاصیبعه، همانجا؛ انطاکی، ج۱، ص۲۲). حنینبن اسحاق (به نقلِ ابنابیاصیبعه، ص۵۸ـ۵۹) نام دیوسکوریدس را نزد قومش «اَزدش نیادیش»، به معنای خارج/ دور از ما، آوردهاست، زیرا او همیشه دور از آنها و در کوهها و رویشگاههای گیاهان زندگی میکرد. او همچنین دیسقوری و دوس را به یونانی بهترتیب به معنای اشجار و اللّه ذکر کردهاست. قفطی (همانجا) نیز ذیاسقوریذوس را به معنای شجّاراللّه مرکّب از ذیاسقور (به معنای شجّار) و یذوس (به معنای اللّه) و وجهتسمیه وی را این دانسته که بهکمک الهام خداوند به ]شناخت[ درختان و گیاهان میپرداخته است. نام دیوسکوریدس مرکّب از دو واژه یونانی Λιóσκουροι، که برای نامیدن فرزندان دوقلوی زئوس (خدای خدایان در یونان) و لدا بهکار میرفته، و ιδηç به معنای پسر است (← ابنجلجل، ص۲۳، پانویس ۱۱؛ لیدل و اسکات، ص۴۳۵). در تاریخ علم، دو دیوسکوریدس دیگر نیز وجود دارد که این سه تن گاه باهم خلط شدهاند: دیوسکوریدس فاکاس، پزشک مخصوصبطلمیوس دوازدهم و دخترش کلئوپاترا (ملکه مشهور مصر، قرن اول پیش از میلاد)، که در دوره اسلامی، به دیوسکوریدس اول معروف بود؛ و دیوسکوریدس کحّال که پس از جالینوس* میزیست و همعصر پزشکان اسکندریه بود. وی نخستین کسی است که با تفکیک چشمپزشکی از پزشکی، بهصورت تخصصی به آن پرداخت و کتابی در تشریح چشم و دو کتاب در چشمپزشکی تألیف کرد (← ابنابیاصیبعه، ص۵۸؛ فیلسوفالدوله، ص۴۶۵ـ۴۶۶؛ قس سزگین، ج۳، ص۵۸، که بهاشتباه دیوسکوریدس عینزربی را دیوسکوریدس اول معرفی کردهاست). در برخی منابع دوره اسلامی، از دیوسکوریدس اول بهعنوان مفسر کتابهای بقراط یاد شدهاست (← ابنابیاصیبعه، همانجا؛ فیلسوفالدوله، ص۴۶۵). قفطی (همانجا) و ابنجلجل (ص۲۱) بهاشتباه دیوسکوریدس عینزربی را مفسر کتابهای بقراط دانستهاند. یاروسلاو لوی (همانجا) دیوسکوریدس دیگری با نام دیوسکوریدس اصغر را، که در قرن اول و دوم میلادی میزیست و شاید همان دیوسکوریدس کحّال باشد، مفسّر کتابهای بقراط میداند. ۲) دیوسکوریدس در آثار حکمای دوره اسلامی.  تقریباً تا نیمه اول سده سوم، پزشکان اسلامی از دیوسکوریدس و کتاب معروفش اطلاعی نداشتند، چنانکه جابربن حیان (سده دوم)، جاحِظ (متوفی ۲۵۵ یا ۲۵۶)، ابویوسف یعقوب کِندی (سده سوم) و ابوحنیفه دینوَری (متوفی ۲۸۲) در آثارشان از او نامی نبردهاند. بهاحتمال قریببهیقین، پیش از اسلام، کتاب دیوسکوریدس در ایران، عراق و شام ناشناخته بوده یا دستکم متداول نبوده و در نیمه دوم سده سوم، کتاب او در محافل دانشمندان دوره اسلامی مطرح شدهاست (سزگین، همانجا؛ نیز ← ادامه مقاله). ظاهراً یحیی نحوی* اسکندرانی (طبیب و فیلسوف و نحوی؛ متوفی ۶۴۰ میلادی) نخستین کسی است که در سرزمینهای شرقی اسلام از دیوسکوریدس یاد کردهاست. او (بهنقل ابنندیم، همانجا) دیوسکوریدس را بهسبب داشتن «نفس زکیّه»، تلاش فراوان، سفرهای بسیار برای کسب علم و شناخت داروها، و خدمت به مردم ستودهاست. یعقوبی (ج۱، ص۱۱۴) او را از شاگردان بقراط* معرفی کردهاست، درحالیکه این دو همعصر نیستند و احتمالاً وی دیوسکوریدس را با دیوسکوریدس اول اشتباه گرفتهاست. به نوشته ابنندیم (همانجا)، وی را سیّاح سرزمینها مینامیدند. تلاشهای مجدّانه دیوسکوریدس در شناخت داروها چنان فراگیر و مؤثر بودهاست که ابوریحان بیرونی (ص۱۳) دانش او را در شناخت گیاهان و خواصآنها میستاید و از نبود چنین فردی در میان ملتهای شرقی، حسرت میخورد. بهگفته ابنجلجل (همانجا)، او به شناسایی انواع داروها و نه درجه قوّت آنها از لحاظ طبایع چهارگانه پرداختهاست. در سایر منابع دوره اسلامی، مطالب کمابیش مشابهی درباره زندگی او، بهویژه سفرهای فراوانش به مناطق گوناگون برای آشنایی و گردآوری و بهکارگیری داروها، و معرفی کتابش وجود دارد (← قفطی، ص۱۸۳ـ۱۸۴؛ ابنابیاصیبعه، ص۵۹). ۳) اثر.  نام کتاب دیوسکوریدس به یونانی ιατρίχήζ περίύλήζ (= peri huéls iatrikēs) و در لفظ به معنای اندر هیولایِ (مادّه) طبی بوده و عنوان ترجمه های لاتین قدیم آن De Materia Medica (به همان معنی «مادّه طبی») است. این نام برگرفته از مقاله سوم همین کتاب و هم نام کتاب ازدسترفته سکستیوس نیگر (مؤلف رومی سده اول پیش از میلاد و صاحب کتابی در داروشناسی با نام ύληζ περί، به معنای اندر هیولا (مادّه) ]ی طبّی[) است (زندگینامه علمی دانشوران، همانجا). پژوهشگران بر این باورند که دیوسکوریدس کتابش را در حدود ۶۴ یا ۷۸ میلادی نوشتهاست (← دیوسکوریدس، چاپ اسبالدستون و وود؛ پارکر، همانجاها). در منابع دوره اسلامی، عنوان این کتاب غالباً نادرست انتقال یافتهاست. حکما و مؤلفان اسلامی برای کتاب دیوسکوریدس نامهایی برگزیدهاند که این نامها یا به نام مؤلف اشاره دارد (← ابنابیاصیبعه، ص۵۹، :۴۹۳ کتاب دیاسقوریدس/ دیسقوریدس العین زربی؛ ابنبیطار، ۱۲۹۱، ج۱، ص:۲ کتاب الافضل دیسقوریدوس)، یا براساس محتوای کتاب که بیشتر شامل گیاهان است، کتاب الحشائش، المقالات فی الحشائش و کتاب الأشجار و العقاقیر (← یعقوبی؛ ابنندیم؛ انطاکی، همانجاها)، یا براساس تعداد مقالات کتاب، کتاب الخمس مقالات نامیده شدهاست (← ابنجلجل؛ ابنبیطار، همانجاها). همچنین نامهایی مانند خواصالاَشجار، خواصالشجر و الحیوان، پنجمقاله، مفردات، الحشائش و الاَدویه، الحشائش و النباتات، کتاب الاَدویه المفرده و هیولی علاجالطب به این کتاب اطلاق شده که بیشتر آنها مبتنی است بر سلیقه شخصی، موضوع و مندرجات کتاب یا اسمی که پیشینیان روی ترجمه عربی آن گذاشتهاند. در نسخه هفتمقالهای ترجمه مهرانبن منصور، موجود در آستان قدس رضوی (ش ۵۰۷۹)، در پایان هر مقاله بهجز مقاله پنجم، یکی از این نامها درجگردیده است: کتاب دیسقوریذس/ دیسقوریدس، کتاب الحشائش، کتاب دیسقوریذس فی هیولی الطب، و کتاب الحشائش فی هیولی الطب. در این کتاب تعداد گیاهان دارویی بیش از سایر داروهاست، شاید به همین سبب نام الحشائش برای آن انتخاب شده و مقبولیت یافتهاست (بینش، ص۳۳ـ۳۴؛ نیز ← ادامه مقاله). دیوسکوریدس نخستین حکیمی بود که به اهمیت لزوم استفاده از هر سه گروه مواد (گیاهی، جانوری و کانی) پی برد، از خرافهگویی پرهیز و بر تجارب خود و دیگران تکیه کرد. بهعلاوه، کتاب وی مبسوطترین راهنمای داروشناسی و داروسازی روزگارش بود (← زندگینامه علمی دانشوران، همانجا؛ دیوسکوریدس، نسخه خطی کتابخانه کاخ گلستان، همان مقدمه، ص۴). به همین دلیل او بر پزشکی، از جمله پزشکی دوره اسلامی بسیار تأثیر گذاشت (← ادامه مقاله). اعتبار و اهمیت کتاب دیوسکوریدس چنان است که از چهارده کتابی که جالینوس درباره ادویه مفرده خوانده، کتاب دیوسکوریدس را کاملتر از همه دانستهاست (← ابنجلجل، همانجا؛ ابنابیاصیبعه، ص۵۹). بهنظر برخی، پلینی، بدون ذکر مأخذ، مطالبی را از دیوسکوریدس در >تاریخ طبیعی< آورده، اما بهاحتمال زیاد، پلینی مستقیماً با اثر دیوسکوریدس آشنایی نداشته و علت مشابهت این دو اثر استفاده هر دو مؤلف از منابع مشترک، مانند کتاب نیگر، است (زندگینامه علمی دانشوران، همانجا؛ استنرد، ۱۹۹۹ج، همانجا؛ نیز ← دیوسکوریدس، چاپ دوبلر و ترس، ص۸؛ پلینی، ج۶، کتاب ۲۰، ص۷۵، ۱۳۱). این کتاب دستمایه تألیفات بسیاری در اروپا، پیش از دوره نوزایی (رنسانس)، شد، ازجمله جواهرنامهای در پزشکی، نوشته ماربد (اسقف رنه؛ متوفی ۱۱۲۳/ ۵۱۷؛ ← سارتون، ج۱، ص۷۶۴ـ۷۶۵) و تألیفاتی در حوزههای دایرهالمعارفنگاری، پزشکی، و حتی سفرنامهنویسی مؤلفان اروپایی سدههای هفتم تا نهم/ سیزدهم تا پانزدهم (← همان، ج۲، بخش ۲، ص۹۲۹، ۱۰۸۵، ج۳، بخش ۱، ص۶۰۷ـ ۶۰۸، ۸۱۶، ۸۴۶، ۸۵۶، ۸۸۱، ۸۸۳، ج۳، بخش۲، ص۱۶۰۳، ۱۶۸۵؛ استنرد، ۱۹۸۴، ص۲۰۶). پس از ترجمه این کتاب به عربی (← ادامه مقاله)، در جهان اسلام نیز از قرن سوم به بعد، کتابها و رسالههای داروسازی و داروشناسی برپایه آن تألیف شد، بهطوریکه حکمای اسلامی تقریباً از هیچ کتابی در زمینه علم داروها و بهویژه گیاهان به اندازه الحشائش استفاده نکردهاند (احمدعیسی، ص۳۸؛ نیز ← ادامه مقاله). ۴) محتوای کتاب.  دیوسکوریدس در مقدمه کتاب (چاپ دوبلر و ترس، ص۷)، بهشیوه بسیاری از مؤلفان قدیم، آن را به دوست و مشوق خود، آرئیوس طرسوسی (در متن ترجمههای دوره اسلامی: ااریوس/ اریّه؛ ← دیوسکوریدس، نسخه خطی کتابخانه کاخ گلستان، همان مقدمه، ص۲)، تقدیم کردهاست. او انگیزه خود را از تألیف این کتاب کاستیها و معایب تألیفهای پیشینیان و معاصران خود دانسته و در ادامه نام چهارتن از پیشینیان و پنجنفر از متأخران و معاصران پیرو آسکلپیادس بیتینیایی (طبیب بزرگ یونانی در روم، متوفی ۴۰ق م) را آورده و به نقایصکار هریک، بهویژه قائلنبودن به ضرورت تجربه و مشاهده شخصی و اکتفا به شنیدهها و تکرار خواندههای خود، اشاره کردهاست (← چاپ دوبلر و ترس، ص۷ـ۸؛ برای اسکلپیادس و پیروانش ← ناتان، ص۱۹۰). دیوسکوریدسِ تجربهگرا برخلاف آرئیوس، که او نیز از پیروان آسکلپیادس بود، پیرو هیچ مکتب فلسفی خاصی نبود و خود به بررسی تجربی گیاهان در رویشگاه آنها، مشاهده دقیق گیاهان در چهار فصل سال، توجه به همه اجزای گیاهان، تهیه داروها، و سنجش ارزش دارویی مواد میپرداخت و در مواردی که مشاهده تأثیر داروها ممکن نبود از اطلاعات افراد بومی و مطّلع بهره میبرد (← دیوسکوریدس، چاپ دوبلر و ترس، ص۸ـ۹؛ زندگینامه علمی دانشوران، همانجا؛ اسکاربرا، ص۲۱۵). تعدّد نامهای داروها به زبانهای کشورهای گوناگون در الحشائش نشانه استعلام دیوسکوریدس از افرادی از قومیتهای گوناگون است (برای نمونه ← چاپ دوبلر و ترس، ص۲۴، ۱۲۹، ۱۳۸، ۱۴۳، ۱۹۰، ۲۵۵، ۲۵۷، ۲۶۹، ۳۵۹؛ نیز ← همان، نسخه خطی کتابخانه کاخ گلستان؛ زندگینامه علمی دانشوران، همانجاها). در ادامه مقدمه، او به وضع اقلیمی رشد گیاهان و شرایط گردآوری (مانند زمان مناسب چیدن گیاه)، نگهداری و آمادهسازی مواد اولیه تهیه داروها، بهویژه گیاهان دارویی، پرداختهاست (← چاپ دوبلر و ترس، ص۹ـ۱۱). دیوسکوریدس اثرش را به پنجمقاله تقسیم کردهاست. در ویراسته دوبلر و ترس، داروهای مقاله نخست عبارتاند از : الف) گیاهان دارویی معطر (= افاویه: بویافزارها و دیگافزارها، ۲۴ عدد؛ ص۱۱ـ۳۴)؛ ب) روغنهای خوراکی (زیتها) و مالیدنی و حتی چرک بدن انسان (۳۵ عدد؛ ص۳۵ـ۶۰)؛ ج) صمغها، شیرهها، و برخی فراوردههای شیمیایی مانند زفت (قیر) و نفط (۱۸ عدد؛ ص۶۰ـ۷۸)؛ د) درختان، بوتهها (۳۶ عدد؛ ص۷۸ـ۱۰۳) و پوست و ریشه برخی از آنها (ص۸۳ـ۸۵، ۹۸)؛ ه ) میوهها، عمدتاً میوههای گوشتی که ممکن است معطر هم نباشند (مانند خرما، سیب، به و انجیر)، برخی داروهای حاصل از میوهها مانند خاکستر انجیر، دانههای خوراکی (مانند بادام، گردو، و پسته) و گال بلوط (۳۵ عدد؛ ص۱۰۳ـ۱۲۴). مقاله دوم این موارد را شامل میشود: جانوران (نرمتنان، سختپوستان، بندپایان، ماهیها، خزندگان، پستانداران؛ ص۱۲۷ـ۱۴۹)، فراوردههای جانوری خوراکی و دارویی مانند شیر و سایر فراوردههای لبنی برخی پستانداران (ص۱۴۹ـ ۱۵۳)؛ پشم و داروهای مرتبط با آن (ص۱۵۳ـ۱۵۶)؛ پنیرمایه جانوران (ص۱۵۶ـ۱۵۷)؛ بافتها، اندامها، و داروهایی با منشأ جانوری (مانند پیه، مغز و بول؛ ص۱۵۷ـ۱۷۰)؛ عسل، شکر، موم، و سریشم زنبور (ص۱۷۱ـ۱۷۴)؛ غلات و ترکیبات و فراوردههای دارویی و خوراکی حاصل از آنها (ازجمله خمیر و ماءالشعیر)؛ نشاسته و نیز گیاه کنجد (ص۱۷۴ـ۱۸۱)؛ گیاهانی دیگر عمدتاً از گروههای بقولات (ص۱۸۱ـ۱۸۸)، شببویان (ص۱۸۸ـ۱۹۲)، پنیرکیان، تاجخروسیان، چغندریان، علف هفتبندها، نعناییان، مرکّبان، کدوییان، قارچ کَمأه، علفهای دارویی خوراکی و داروییِ بیشتر تندمزه (= حرّیف؛ مانند پیاز، سیر، خردل، فلفل و زنجبیل؛ ص۱۹۲ـ۲۳۶). مقاله سوم درباره ریشهها (مانند ریواس و جنطیانا؛ ص۲۳۷ـ۲۴۷)، گیاهانی که از آنها عصارههای دارویی گرفته میشود (مانند صبر و اَفسَنتین؛ ص۲۴۸ـ۲۵۱) و گیاهان علفی (بهویژه گونههای زیادی از خانواده نعناییان، چتریان و مرکّبان؛ ص۲۵۱ـ۳۰۸) است. قارچ دکمهای در این بخش و جزء ریشهها آمده (ص۲۳۷) و چند نوع صمغ و عصاره گیاهی (ص۲۷۸ـ۲۸۱) و فراورده دارویی جانوری (ص۲۸۱) نیز بهصورت پراکنده در این بخش آمدهاست. مقاله چهارم دربردارنده گیاهانی است که دیوسکوریدس در مقالههای پیشین به آنها نپرداختهاست، بهویژه ریشهها و گیاهان سمّی و مخدّر. گلسنگ نیز در این بخش آمدهاست (ص۳۲۸). مقاله پنجم درباره تاکها، انگورها، بادهها، سرکهها، شربتها و نوشیدنیها، مانند سکنجبین (ص۳۷۳ـ۳۹۹)، و مواد معدنی دارویی مانند فلزات، کانیها، سنگها، گِلها و حتی فسیلها (ص۳۹۹ـ۴۴۲) است (نیز ← یاروسلاو لوی، ص۵۸۹؛ مارتین لوی، ص۲۱ـ۲۴). تقریباً ششصد دارو با منشأ گیاهی در این کتاب آمدهاست. دیوسکوریدس، ذیل نام بیشتر گیاهان، اطلاعاتی دادهاست، همچون نامهای مترادف، انواع، توضیح مختصری از محیط و ویژگیهای ریختی (ازجمله رویشگاه و وصف برگها، ریشهها، گلها و دانهها)، موقعیت جغرافیایی مکانهایی با بهترین و کاربردیترین نوع آن گیاه، اجزای کاربردی، ویژگیهای دارویی، روش آمادهسازی، مقدار مورد استفاده، کاربردهای دارویی، و عوارض استفاده از آن. او گاهی مواد مغشوش و تقلبی یک مادّه دارویی، بهویژه برای گیاهان غیربومی، و روش تشخیصمغشوشبودن آن را نیز شرح دادهاست (برای نمونه ← چاپ دوبلر و ترس، ص۱۱ـ۱۴، ۱۹). دیوسکوریدس (چاپ دوبلر و ترس، ص۱۲۷ـ۱۷۲) حدود هفتاد جانور و فراوردههای دارویی با منشأ جانوری را نیز ذکر کردهاست (نیز ← چاپ اسبالدستون و وود، همان مقدمه، صXXII). او جانوران و داروهای جانوری را، که به نظر او شناخت آنها از گیاهان آسانتر است، متفاوت با گیاهان و بهصورت کلی و بدون شرح جزئیات وصف کردهاست. اثر دیوسکوریدس از لحاظ تاریخ شیمی باستان نیز درخور توجه است. او حدود نود داروی وابسته به مواد معدنی و حتی برخی واکنشهای شیمیایی ساده را توضیح دادهاست، برای نمونه بهدستآوردن جیوه از معدن و قلیا از تارتار، قدیمترین واکنش «تجزیه تر»، تشخیصزاجآهن بهوسیله شیره مازو، و تهیه برخی ترکیبات مانند استات مس از سرکه و مس (← چاپ دوبلر و ترس، ص۴۰۳ـ۴۰۴، ۴۱۷؛ نیز ← سارتون، ج۱، ص۲۵۸ـ ۲۵۹). کتاب دیوسکوریدس در زمره مهمترین منابع سنگشناسی قدیم است (ریدل، ۱۹۷۰، ص۳۹، ۴۲). دیوسکوریدس (چاپ دوبلر و ترس، ص۸) از غفلت پیشینیان خود در ردهبندی مواد انتقاد کرده، اما خود وی برخی از داروهایی را که تجانسی با هم ندارند، ذیل یک مقاله یا بخش آوردهاست (نیز ← ادامه مقاله). برای مثال، آقطیِ درختچهای (با نام علمی Sambucus nigra) را از خاما آقطیِ علفی (با نام علمی S. ebulus) جدا نکرده و آنها را پشتسر هم آوردهاست (← چاپ دوبلر و ترس، ص۵۶۶ـ۵۶۷؛ همان، چاپ گونتر، ص۵۷۴ـ۵۷۶). این درحالی است که پیش از او، ثاوفرسطس*از تقسیمبندی مبتنیبر ویژگیهای گیاهان استفاده کردهاست (همان، چاپ اسبالدستون و وود، همان مقدمه، صXXII). طبقهبندی کیفی دیوسکوریدس (براساس خواص و کاربردهای دارویی) متناسب با حرفه پزشکی او بوده، ازجمله اینکه او در مقاله چهارم، گیاهان مخدر و گیاهان زهردار را در یک مقاله آوردهاست. در مواردی که گیاهان خواصتقریباً یکسانی داشتهاند، درصورت خویشاوندی بین آنها، این گیاهان را کمابیش در کنار هم آوردهاست، مانند جنس نعنا، و خانوادههای بقولات، چتریان، مرکّبان و سیبزمینیان. برای نمونه گیاهانی مانند انواع صُنْخُس (جنسهای Helminthia و Sonchus)، سِرس/ هندبا (Chicorium)، و خُنْدریلی (Chondrilla و Apargia)، همگی از خانواده مرکّبان، با هم ذکر شدهاند (← چاپ دوبلر و ترس، ص۲۰۰ـ۲۰۱)؛ کدو، خیار و خربزه، از تیره کدوییان در کنار هم آمدهاند (← همان، ص۲۰۲)؛ و در مقاله سوم، پانزده گیاه (بهشمارش و ترتیبگذاری گونتر (ص۲۶۳ـ ۲۸۳)، هجده گیاه)، از خانواده نعناییان، پشتسر هم آمدهاند. کتاب دیوسکوریدس، همچون نوشتههای دایرهالمعارفی پلینی در کتاب >تاریخ طبیعی<، اطلاعاتی از زندگی مردم در امپراتوری روم، مانند مواد بهداشتی و آرایشی روزانه رومیها را نیز دربردارد (← همان، چاپ اُسبالدستون و وود، همان مقدمه، صXXXIII-XXII). همچنین او از نخستین کسانی است که بر مشاهده مستقیم گیاهان در رویشگاه اصلی تأکید میکند (همان مقدمه، صXXII). بهنظر میرسد که او برای نخستینبار، کاربرد تریاک برای سرفه و تب رودهها (← نجمآبادی، ج۱، ص۷۱) و کاربرد دارویی توت و تخم درمنه (یاروسلاو لوی، ص۵۸۸) را ذکر کردهباشد. ویژگیهایی که دیوسکوریدس برای مشخصات ریختی و خواصدارویی برخی مواد آوردهاست در بسیاری موارد، با دانش گیاهشناسی و داروشناسی معاصر مطابقت دارد (← طباطبایی و کلانتر هرمزی، ص۲۱۲ـ۲۱۳). در این کتاب، شمار گیاهان و مواد دارویی که نامشان برگرفته از نام ایران است یا بومی ایراناند (← چاپ دوبلر و ترس، ص۱۱۳، ۱۲۴ و ۲۸۰، واژههای معرّب «برسیقا» = خوخ/ هلو، و «برسیا = ریشه گل ابریشم»، هر دو مشتق از واژه پارس، ص۲۷۸، ذیل «ساغافینون = سکبینج»)، محدود است که نشان میدهد احتمالاً دیوسکوریدس آشنایی چندانی با داروشناسی ایرانی نداشتهاست (قس دیوسکوریدس، نسخه خطی کتابخانه کاخ گلستان، مقدمه محمدمهدی اصفهانی، ص۲۶، که برخی معادلهای عربی نام داروها را، که مترجمان عربینویس برای واژگان یونانی آوردهاند، بهاشتباه به دیوسکوریدس و آشنایی او با میراث علمی ایران نسبت دادهاست). در چاپهای گوناگون، تعداد داروهای کتاب دیوسکوریدس مختلف است. برای نمونه، داروهای مقاله اول در ویراسته دوبلر و ترس، ۱۴۷ اما در ویراسته گونتر، ۱۸۸ عدد است. علت این امر سلیقه متفاوت ویراستاران و مصححان است؛ مثلاً گاه در ویراسته دوبلر و ترس (ص۶۰ـ۶۲)، دارویی که در دو منطقه وجود دارد ذیل یک شماره آمدهاست، همچون صمغ مُرّ شبهجزیره عربستان و ناحیه بیوطقا (بئوسی، در یونان) که هر دو ذیل شماره شصت آمدهاند، اما در چاپ گونتر (ص۴۲ـ۴۳) ذیل دو شماره متفاوت ذکر شدهاند. همچنین در ویراسته نخست (ص۶۷ـ۶۸)، ذیل شماره ۶۶، در ادامه دخان الکندر، دو دخان دیگر ذکرشده که شیوه آمادهسازی آنها شبیه دخان کندر است، اما در ویراسته دوم (ص۴۷)، اولی ذیل شماره ۸۴ و دوتای بعدی ذیل شماره بعدی آمدهاست. نیز در ویراسته نخست، گاه یک گیاه و فراورده آن ذیل یک شماره آمدهاست؛ مثلاً درخت مصطکی و صمغ آن هر دو ذیل شماره هفتاد (ص۷۰ـ۷۱)، اما در ویراسته دوم (ص۴۸ـ۴۹) ذیل شمارههای جداگانهای آمدهاند. در پایان برخی نسخههای الحشائش، دو مقاله آمده که یکی درباره زهرها و پادزهرها و دیگری درباره گزش سگها و مارها، نیش عقرب و دیگر حشرات موذی، و درمان عوارض گزش آنهاست و بهنظر میرسد افراد دیگری چون حنینبن اسحاق* یا حُبَیشبن حسن اَعسَم دمشقی* ظاهراً برای تکمیل کتاب اصلی تألیف کردهباشند (← دیوسکوریدس، نسخه خطی کتابخانه کاخ گلستان، گ۳۹۷ـ۴۵۷؛ ابنندیم، ص۳۵۱؛ ابنابیاصیبعه، ص۵۹؛ نیز ← اولیری، ص۱۶۹)؛ هرچند ابنجلجل (ص۲۱) این دو مقاله را از دیوسکوریدس دانستهاست. در یکی از نسخ قرن هفتم/ سیزدهم، بازنویسان نسخه، متنی از دامیگرون (مؤلف کتابی درباره سنگها، قرن دوم ق م) را به کتاب اصلی افزودهاند. رسالاتی دیگر نیز بهاشتباه به دیوسکوریدس منسوب است (زندگینامه علمی دانشوران، همانجا). کتاب >گیاهان زندگیبخش< نیز به دیوسکوریدس منسوب است که از آثار پلینی، دیوسکوریدس، و آپولیوس دروغین (نیمهاول سده پنجم) اقتباس شدهاست (سارتون، ج۱، ص۴۱۶؛ >پزشکی کهن<، مقدمه پیتر موری جونز، ص۸؛ نیز ← حائری، ج۴، ص۲۴۷). ۵) نسخه های خطی، ترجمه ها، و شرح های الحشائش در غرب.  قدیمترین نسخه یونانی شناختهشده و موجود از کتاب دیوسکوریدس، نسخه مصور و بسیار نفیس یولیانا آنیکیا (دختر الیبریوس، امپراتور روم شرقی، متوفی ۵۲۷ میلادی) محفوظ در کتابخانه ملی اتریش در وین است که در حدود ۵۱۲ میلادی، در قسطنطنیه (پایتخت امپراتوری روم شرقی) نوشته و در جشن عروسی این شاهزاده به او اهدا شده و آراسته به نگارههایی رنگی به قلم نقاشی بیزانسی است. این نسخه ترتیب الفبایی دارد (زندگینامه علمی دانشوران، همانجا؛ >پزشکی کهن<، همان مقدمه، ص۱۰ـ۱۱؛ قس سارتون، ج۱، ص۴۱۶، که نسخه مصوری از این کتاب را در کتابخانه ملی سن مارک ونیز متعلق به پیش از ۵۱۲ میلادی میداند؛ صادق، ۱۹۸۳، ص۶۱ـ۶۲، که آن را متعلق به قرن پنجم/ یازدهم میلادی میداند؛ برای دیگر نسخههای یونانی ← عرفانیان، ۱۳۷۹ش، ص۱۱۲۸). شاید این نسخه اولین نسخهای باشد که بینظمی نسبی حاکم بر تألیف متن اصلی کتاب الحشائش در آن برطرف شدهاست. در دوره امپراتوری روم شرقی، ترجمهها، تفسیرها و شرحهای گوناگونی از کتاب دیوسکوریدس صورت گرفتهاست (← زندگینامه علمی دانشوران، همانجا؛ ریدل، ۱۹۸۴، ص۹۵ـ ۱۰۲؛ زیگریست، ص۱۲۴ـ۱۲۵). در ۱۴۷۸/ ۸۸۳، نخستینبار متن لاتین کتاب دیوسکوریدس و سپس در ۱۴۹۹/ ۹۰۴، ۱۵۱۸/ ۹۲۴ و ۱۵۲۹/ ۹۳۵ متن یونانی آن بهچاپ رسید. در سالهای ۱۴۷۸ـ۱۸۰۰/ ۸۸۳ـ۱۲۱۵، حدود صد ویرایش مختلفاز الحشائش (با عناوینی مانند عنوان لاتین De Materia Medica و معادل آنها در دیگر زبانها) در اروپا چاپ شد که حدود هشتاد درصد آنها در قرن شانزدهم/ دهم انجام گرفت. از پیترو آندرئا ماتیولی (پزشک و طبیعیدان مشهور ایتالیایی در قرن شانزدهم)، بهعنوان برجستهترین ویراستار، مترجم و مفسر کتاب دیوسکوریدس یاد شدهاست. ترجمهها و ویرایشهای او از کتاب دیوسکوریدس به زبانهای ایتالیایی و لاتین و نیز تلاشهایش پایه و اساس انتشار کتابهای گیاهشناسی جدید شد (← زندگینامه علمی دانشوران، همانجا؛ استنرد، ۱۹۹۹الف، ص۱ـ۲۱؛ همو، ۱۹۹۹ب، ص۱ـ۵؛ همو، ۱۹۹۹ج، ص۵۹). در سالهای ۱۶۵۲ـ۱۶۵۴/ ۱۰۶۲ـ۱۰۶۴، جان گودیر، گیاهشناس انگلیسی، این کتاب را از یونانی به انگلیسی ترجمه کرد. گونتر دستنوشته گودیر را به نقاشیهای نسخه معروف یولیانا آنیکیا آراست و در ۱۹۳۴/۱۳۱۳ ویرایش و چاپ کرد (← دیوسکوریدس، چاپ گونتر، مقدمه، صXI-V؛ یاروسلاو لوی، ص۵۸۸ـ۵۹۰؛ عرفانیان، ۱۳۷۹ش، همانجا). ترجمه انگلیسی اینکتاب را یکبار اسبالدستون و وود در ژوهانسبورگ در ۲۰۰۰/ ۱۳۷۹ش، و بار دیگر لیلیبک در هیلدسهایم در ۲۰۰۵/ ۱۳۸۴ش بهچاپ رساندند. ماکس ولمان متن یونانی این کتاب را در ویرایشی انتقادی در فاصله سالهای ۱۹۰۶ تا ۱۹۱۵/ ۱۳۲۴ـ۱۳۳۳، در برولینی منتشر کرد. ۶) نسخه های خطی، ترجمه ها و شرح های الحشائش در دنیای اسلام. الف) ترجمه ها. ترجمه کتاب دیوسکوریدس به عربی، مهمترین بخش تاریخ داروشناسی دوره اسلامی است. در دوره اسلامی، این کتاب چندینبار ترجمه و تفسیر شدهاست (← صلیبا، ص۳۷۴؛ نیز ← ادامه مقاله). حنینبن اسحاق نخستین مترجم کتاب دیوسکوریدس است. او این اثر را برای بُختیشوعبن جبرئیل (متوفی ۲۵۶؛ ← بختیشوع*)، پزشک متوکل (خلیفه عباسی)، از یونانی به سریانی ترجمه کرد (ریدل، ۱۹۸۵، ص۶۳۳؛ صلیبا، همانجا). طبق آنچه که ابنابیاصیبعه (ص۴۹۳ـ۴۹۴) به نقل از مقدمه کتاب تفسیر أسماء الأدویه المفرده من کتاب دیسقوریدس نوشته ابنجلجل، آورده، اصطفنبن بسیل* نخستین کسی است که در زمان متوکل (حک: ۲۳۲ـ۲۴۷)، اثر دیوسکوریدس را از یونانی به عربی ترجمه کرد. اصطفن در صورت یافتن معادل عربیِ نام مواد، آنها را ذکر و در غیراینصورت معرب واژههای یونانی را ثبت میکرد. حنین، که ترجمه اصطفن را نپسندیده بود، نخست آن را اصلاح کرد، سپس خود چهار مقاله نخست کتاب دیوسکوریدس و اصطفن بقیه آن را ترجمه کرد (← دیوسکوریدس، چاپ دوبلر و ترس، ص۷؛ سارتون، ج۱، ص۶۱۳؛ صلیبا، همانجا؛ >دایرهالمعارف تمدن اسلامی در سدههای میانه<، ذیل "Pharmacology"؛ نیز ← ادامه مقاله). از تصحیح حنین شش نسخه بهجا مانده که بیشتر آنها مصور به تصاویر گیاهان و نسخههای تاریخدار آنها متعلق به قرنهای هفتم و هشتم است (صلیبا، ص۳۷۵؛ عرفانیان، ۱۳۷۹ش، ص۱۱۳۱ـ ۱۱۳۲). سزار دوبلر نسخه موجود در کتابخانه مادرید را در مجموعهای شش جلدی در بارسلون در سالهای ۱۹۵۳ـ ۱۹۵۹/۱۳۳۲ـ ۱۳۳۸ش چاپ کردهاست که در آن متنهای عربی، یونانی و نسخه اسپانیایی کاستیلی با هم مقایسه شدهاند. جلد دوم آن با عنوان المقالات السبع من کتاب دیاسقوریدوس و هو هیولی الطب فی الحشائش و السموم، متن عربی این کتاب است. دوبلر با همکاری الیاس ترس این متن را، بدون تصویر، جداگانه در ۱۹۵۲/۱۳۳۱ش در تِطّاوین (تطوان) مراکش چاپ کردهاست (← عرفانیان، ۱۳۷۹ش، ص۱۱۳۲؛ دانشپژوه، ص۱۶۰، پانویس ۱؛ ورنه، ص۲۹۱ـ۲۹۲). ترجمه اصطفن با اصلاح حنین در زمان عبدالرحمان سوم، نخستین خلیفه اموی اندلس (حک: ۳۰۰ـ۳۵۰)، از بغداد به قُرطُبه رسید. در همان روزگار، امپراتور روم شرقی هدایایی برای عبدالرحمان فرستاد که نسخه نفیس مصوری از متن یونانی کتاب دیوسکوریدس در میان آنها بود. در قرطبه کسی یونانی نمیدانست، لذا به درخواست عبدالرحمان، راهبی یونانی به نام نقولا، که لاتین میدانست، برای کمک به پزشکان قرطبه برای ترجمه این کتاب به آنجا فرستاده شد. آنها صورت معرب نامهای یونانی عَقاقیر این کتاب را تصحیح کردند. ازجمله پزشکان شایق این گروه، حسدایبن شپروط (پزشک یهودی اندلسی، وزیر عبدالرحمان سوم) بود که چند زبان میدانست (← ابنعذاری، ج۲، ص۲۱۵؛ مَقَّری، ج۱، ص۳۶۶ـ۳۶۷؛ نیز ← سارتون، ج۱، ص۶۸۰؛ اولیری، ص۱۷۱؛ دیوسکوریدس، نسخه خطی کتابخانه کاخ گلستان، مقدمه اعلم، ص۷ـ۸). با اینکه ظاهراً ابنجلجل (بهنقل ابنابیاصیبعه، ص۴۹۴) توضیحاتی از نقولا ذکر کرده، امروزه بهجز نقلقولهایی از نقولا در کتابی از مؤلفی ناشناس از اواخر سده ششم با عنوان شرح لکتاب دیاسقوریدوس فی هیولی الطبّ (ج۱، ص۹۸، ش ۸۵ـ۸۶، ص۱۳۱، ش۴۰، ص۱۷۴، ش ۱۷۶)، چیز دیگری از نتیجه کار این مترجمان بهجا نماندهاست. بههمین دلیل و باتوجه به اینکه ابنجلجل به ترجمه و تعریب این کتاب تصریح نکرده، گاهی اعتقاد بر این است که این گروه کتاب را به عربی ترجمه نکردند و صرفاً هویت عقاقیر ناشناخته و صورت معرب نامهای یونانی آنها در ترجمه اصطفن را تعیین کردند (← عرفانیان، ۱۳۷۹ش، ص۱۱۳۰؛ دیوسکوریدس، نسخه خطی کتابخانه کاخ گلستان، همان مقدمه، ص۷). ابوعبداللّه حسینبن ابراهیم ناتلی* (دانشمند و ریاضیدان قرن چهارم)، در ۳۸۰، ترجمه حنین و اصطفن را با تصاویری جدید اصلاح و به سپهسالار خراسان، امیرابوعلی سیمجوری، اهدا کرد (سارتون، ج۱، ص۶۷۸؛ صلیبا، ص۳۷۵؛ در مورد ناتلی ← صادق، ۱۹۷۹، ص۳۴۵ـ۳۵۰). ناتلی خود این نسخه را کتابت و تصویرسازی کردهاست (← دیوسکوریدس، نسخه خطی کتابخانه دانشگاه لیدن، گ ۱پ). نسخه ناتلی ۱۸۰ مدخل بیشتر از اصل یونانی دارد که افزودههای خود اوست (صلیبا، همانجا). از متن اصلاحی ناتلی، چهار نسخه شناخته شدهاست (← سزگین، ج۳، ص۳۱۵؛ صلیبا، همانجا؛ نیّر واسطی، ص۹۵؛ برای ارزیابی کار ناتلی ← دیوسکوریدس، نسخه خطی کتابخانه کاخ گلستان، همان مقدمه، ص۹ـ۱۱). به گواه صادق (۱۹۷۹، ص۳۴۵؛ ۱۹۸۳، ص۱۵) نسخه موجود در کتابخانه دانشگاه لیدن، کاملترین و قدیمترین نسخه تاریخدار موجود از متن عربی الحشائش است. دو ترجمه دیگر از قرن ششم وجود دارد که از متن سریانی حنین ترجمه شدهاند. بنابر مقدمه مهران در ابتدای نسخه موزه کاخ گلستان (← گ ۲۰پ ـ۲۲ر)، نخست ابوسالم مَلَطی (قرن ششم) متن سریانی حنین را برای فخرالدین قراارسلان (از امیران اَرتُقی و حاکم حِصْنکَیفا) بهعربی ترجمه کرد. از این ترجمه، دو نسخه در استانبول و پاریس وجود دارد. این ترجمه به دست نجمالدین اَلپی (حک : ۵۴۷ـ۵۷۲)، از دیگر امرای ارتقی در ناحیه دیاربکر، رسید اما او نپسندید و مهرانبن منصور (دانشمند ایرانی و مترجم السماء و العالم ارسطو) را به این کار گماشت. چهار نسخه از این ترجمه موجود است (← دی، ص۲۷۴ـ ۲۸۰؛ صلیبا، همانجا؛ بینش، ص۲۸ـ۴۳؛ دانشپژوه، ص۱۶۰ـ ۱۶۳؛ عرفانیان، ۱۳۸۰ش، ج۱۹، ص۶۴۲ـ۶۵۳؛ مایل هروی، ص۴۵۷؛ برای ارزیابی کار مهران ← دیوسکوریدس، نسخه خطی کتابخانه کاخ گلستان، همان مقدمه، ص۱۲ـ۱۵). محمدباقر الحافظ (خوشنویس عربیدان) نسخه نفیس موجود در کتابخانه کاخ گلستان را به امر ابوالفتح منوچهرخان بیگلربیگی، یکی از امیران شاهعباس اول (حک : ۹۹۶ـ۱۰۳۸)، از روی نسخه موجود در آستان قدس رضوی کتابت کرده و فردی ناشناس در ۱۰۳۸ آن را تصویرگری کردهاست (← دیوسکوریدس، نسخه خطی کتابخانه کاخ گلستان، ترقیمه نسخه؛ نیز ← طباطبایی و کلانتر هرمزی، ص۲۰۷ـ۲۰۸). از ویژگیهای بارز این نسخه، داشتن جدولهای فهرست انواع داروهاست (← گ ۵پ ـ ۱۸پ) که مهران همچون سریانیها و حنین (که از آنها الگو گرفتهبود) از آنها استفاده کردهاست (← گ ۵پ ). نسخه موجود در کتابخانه کاخ گلستان بهصورت نسخه عکسی در ۱۳۸۳ش در تهران منتشر شد. سیدمحمود طباطبایی، ترجمه عربی مهران را به فارسی ترجمه و در ۱۳۹۱ش در تهران منتشر کرد. در کتابخانه ملی فرانسه در پاریس، نسخه عربی مصور، نفیس و بدون تاریخی از الحشائش وجود دارد که برطبق سطور آخر مقاله اول، آن را بهنامبن موسیبن یوسف المسیحی المتطبب، معروف به ابنالبوّاب، بهعربی ترجمه کردهاست که از زندگی او اطلاعی دردست نیست. واژههای یونانی غیرمعرب یا بدون معادلِ این نسخه، بسیار کمتر از نسخه اصطفن است (← قزوینی، ج۴، ص۲۶۴). ابنعِبری ملَطی (متوفی ۶۸۵)، مورخ، پزشک و مترجم متون عربی به سریانی، نیز منتخبی از کتاب دیوسکوریدس را نوشته و تصویرگری کردهاست (سارتون، ج۲، بخش ۲، ص۹۷۵ـ۹۷۶). مطابق انجامه نسخه خطی الحشائش، اصلاح ناتلی (موجود در کتابخانه دانشگاه لیدن)، شخصی بهنام محمدبن علی الرَمی، در ۵۱۰، براساس ترجمه مشترک اصطفن و حنین و نیز نسخه اصلاحی ناتلی، الحشائش را از عربی به فارسی ترجمه کردهاست. از این ترجمه نشانی دردست نیست. همچنین چون برخی حکمرانان ایران به حمایت از ترجمه یا تألیف برخی آثار به زبان فارسی گرایش داشتند، برخی این کتاب را به فارسی ترجمه کردند. نسخهای فارسی از ترجمه مهران در کتابخانه موزه طوپقاپیسرای موجود است که در انجامه پاره نخست آن، کتابت علی اختیار خراسانی در ۵۶۰ و در انجامه پاره دوم، ترجمه و کتابت علیبن شریف حسینی در ۸۶۷ برای امیررستم کُهدمی (متوفی ۸۹۳)، از حاکمان محلی گیلان، بهچشم میخورد و بهنظر میرسد ترجمه این نسخه دو قسمتی را این دو تن در دو مقطع تاریخی انجام داده باشند (← سزگین، ج۳، ص۶۰؛ عرفانیان، ۱۳۸۰ش، ج۱۹، ص۶۵۱؛ مایل هروی، ص۴۵۶؛ نیز ← استوری، ج۲، بخش ۲، ص۱۹۵). در ۱۰۶۸، در زمان شاهعباس دوم صفوی، غیاثالدین محمد رضوی ترجمه فارسی دیگری از متن عربی مهرانبن منصور انجام دادهاست. نسخه مصور رنگینی از این ترجمه در کتابخانه بنیاد خاورشناسی فرهنگستان علوم روسیه در سنپترزبورگ وجود دارد (← >از بغداد به اصفهان<، ص۲۲۸ـ۲۳۷؛ دانشپژوه، ص۱۶۱). ب) شرحها. قرنها، و حتی امروزه، نام و ماهیت برخی از داروهای کتاب الحشائش پوشیده ماندهاست. به همین علت، برخی از حکمای دوره اسلامی کتابهایی درباره شرح داروها و مجهولات این کتاب تألیف کردهاند، از جمله ابنجلجل* (قرن چهارم)، ابنرومیه* (متوفی ۶۳۷) و ابنبیطار* (متوفی ۶۴۶ که همگی اهل اندلساند). ابنجلجل پزشک و داروشناس قرطبی و مؤلف کتاب تفسیر أسماءالأدویه المفرده من کتاب دیسقوریدس است. این کتاب درباره تعیین و تشخیصماهیت داروهای کتاب دیوسکوریدس است و فقط مقاله چهارم و بخشهایی از مقالههای سوم و پنجم آن (در نسخه کتابخانه مادرید) بهجا ماندهاست (← ابنجلجل، مقدمه فؤاد سیّد، صیع؛ ابنمیمون، مقدمه ماکس مایرهوف، صVIII-VII؛ ابنبیطار، ۱۹۸۹، مقدمه ابراهیمبن مراد، ص۵۱). بهنظر میرسد آنچه بروکلمان (>ذیل<، ج۱، ص۴۲۲) نسخهای از این کتاب در کتابخانه بانکیپور دانستهاست، نسخه دیگری از کتاب الحشائش باشد (← ابنجلجل، همان مقدمه، صیع ـ یط). پس از این کتاب، ابنجلجل مقالهای درباره مفرداتی که دیوسکوریدس در کتابش نیاورده با عنوان مقاله نذکر فیها ما قَصُر دیوسقوریدس عن ذکره فی کتابه فی هیولی الطبّ (بهتصحیح و ترجمه آلبرت دیتریش، گوتینگن ۱۳۷۲ش/ ۱۹۹۳) نوشتهاست (← سارتون، ج۱، ص۶۸۲؛ ابنجلجل، همان مقدمه، صکب). ابنرومیّه، گیاهشناس و داروشناس، نیز کتاب شرح ادویه دیاسقوریدوس و جالینوس و التنبیه علی اوهام مترجمیها را نوشته که نسخهای از آن با عنوان کتاب فی الأدویه النباتیه در کتابخانه نورعثمانیه استانبول موجود است (ابنبیطار، ۱۹۸۹، همان مقدمه، ص۵۲، پانویس ۳۳؛ ششن و همکاران، ص۳۹۸). در این میان، مشهورترین و جدیدترین تفسیر از اثر دیوسکوریدس از ابنبیطار (گیاهشناس و داروشناس نامدار اندلسی در قرن هفتم) است. به نوشته او در مقدمه کتاب تفسیر کتاب دیاسقوریدوس فی الادویه المفرده (ص۱۰۹)، هدفش از تألیف این کتاب شناساندن ماهیت داروها و آسانسازی فهم مطالب کتاب دیوسکوریدس است. مراکشی (سفر۵، قسم ۱، ص۲۳۹) از شارح اندلسی دیگری با نام ابوالحسن علیبن عبداللّه اشبیلی، معروف به غلامالحرّه، نام برده و کتاب شرح فی کتاب دیاسقوریدوس را به وی نسبت دادهاست. همچنین در کتاب شرح لکتاب دیاسقوریدوس فی هیولی الطبّ از مؤلفی ناشناس در اواخر سده ششم، ماهیت نامهای یونانی ۶۱۰ داروی مذکور در چهار مقاله نخست کتاب دیوسکوریدس شرح داده شدهاست. ظاهراً ابنعبری نیز شرحی بر الحشائش نگاشتهاست (← سارتون، ج۲، بخش ۲، ص۷۸۷). در ترجمه و شرح این کتاب، علاوهبر حکمای اسلامی، افراد دیگری در جهان اسلام، با الگوگرفتن و استفاده از این کتاب و آثار دیگر دانشمندان یونانی، آثاری تألیف کردند. در مشرق جهان اسلام، ابوریحان بیرونی* شاید نخستین کسی باشد که دیوسکوریدس را ستوده، بارها از کتاب او سود برده و حتی به مترجمان عربینویس این کتاب انتقاد کرده که برای داروهایی که معادل عربی آنها وجود داشته، نام یونانی آوردهاند و به معادلهای آنها اطمینان نداشتهاست (← ص۱۲ـ۱۳، ۱۶ و فهرست نام اشخاص، ذیل «دیسقوریدس»). عربینویسانی چون رازی* (متوفی ۳۱۳) در تألیف جزء ۲۰ و ۲۱ الحاوی فی الطّب در معرفی خواصداروها ( ←ج۷، جزء۲۰، ص۵ـ ۸، جزء۲۱، ص۵ـ۷، ۹؛ نیز ← اولمان، ص۲۶۱) و ابنسینا* (ج۱، کتاب ۲، ص۳۷۶، ۳۸۱، ۳۸۳) و نیز فارسینویسانی مانند ابومنصور موفقبن علی هروی* (سده چهارم؛ فهرست نام اشخاصو عناوین و القاب، ذیل «دسقوریوس»، «دیوسقوریدوس» و «ذیاسقوریدوس»)، انصاری شیرازی* (متوفی ۸۰۶؛ ]ص۸، ۱۱، ۱۴[)، اسماعیل جرجانی* (متوفی ۵۳۱؛ کتاب ۳، فهرست موضوعی، ذیل «دیسقوریدوس») و دیگر حکمای شرق جهان اسلام در نگارش آثار خود از الحشائش بهره فراوان بردهاند (← بلدی، ص۸۷ـ۸۸؛ د. ایرانیکا، ذیل "Botanical studies on Iran.I"). تأثیر کتاب دیوسکوریدس در آثار پزشکی و داروسازی این منطقه را با مقایسه آثار نوشتهشده پیش از ترجمه این کتاب (مانند فردوس الحکمه علیبن رَبَّن طبری و قرابادین کندی) و آثار تألیفی پس از ترجمه آن (مانند الحاوی، قانون و الصیدنه) میتوان دید (← طباطبایی و کلانتر هرمزی، ص۲۰۹). در غرب جهان اسلام نیز آثاری با استفاده از این کتاب تألیف شدهاست، ازجمله الاعتماد فی الادویه المفرده ابنجزّار* (متوفی ۳۶۹ یا ۳۹۵؛ ← ص۲۰، ۲۳، ۳۳)، فیالادویه المفرده غافقی* (متوفی ۵۶۰؛ ]ص ۲[) و منتخب کتاب جامعالمفردات او (ج۱، قسم ۱، ص۹ـ۱۰)، الجامع لمفردات الادویه و الاغذیه ابنبیطار (ج۱، ص۲؛ نیز ← الجامع لِمفردات الادویه و الاغذیه*) و الادویه المفرده ابنوافِد* (متوفی ح ۴۶۷؛ ص۵؛ نیز ← سارتون، ج۱، ص۷۲۸، ج۲، بخش ۲، ص۶۶۳؛ سزگین، ج۴، ص۳۱۴). در بیشتر نسخههای موجود الحشائش، نگارههایی از گیاهان دارویی و برخی جانوران وصفشده وجود دارد که از منظر تاریخ هنر جالب توجه است، اما مدرکی وجود ندارد که نشان دهد چنین نگارههایی از خود دیوسکوریدس باشد. شاید در سدههای پس از مرگ او، نقاشانی این نسخ را به تصاویری متفاوت آراسته باشند (← >پزشکی کهن<، همان مقدمه، ص۱۰؛ >دایرهالمعارف تمدن اسلامی در سدههای میانه<، ذیل "Pharmacology"). از معروفترین نسخ مصور، همان نسخه یولیانا آنیکیا و تصاویر گیاهان این نسخه برگرفته از کتاب کراتواس است (>پزشکی کهن<، همان مقدمه، ص۱۰ـ۱۱). تصاویر موجود در نسخههای عربی الحشائش نیز گاه از هنر بیزانسی و گاه از مکاتب نگارگری ایران و بغداد تأثیر پذیرفتهاند (د.اسلام، چاپ دوم، ذیل مادّه). نسخهای از کتاب دیوسکوریدس، به کتابت و تصویرگری عبداللّهبن الفضل در ۶۱۹، در موزه هنر متروپولیتن وجود دارد که تصاویرش متأثر از هنر بیزانسی است (← فریدلی، ص۱۵۹ـ۱۶۰؛ گری، ص۸۹ـ۹۰). در سالهای اخیر، کوششهایی در شرح و گرهگشایی از برخی ابهامات کتاب دیوسکوریدس انجام گرفتهاست، ازجمله آثار صادق و ریدل. کتاب صادق برخلاف عنوانش، ترجمه عربی کتاب الحشائش نیست، بلکه پژوهشی از منظر تاریخ هنر درباره قدیمترین نسخههای خطی عربی این کتاب است. مؤلف توضیحات کوتاهی را از ترجمههای عربی این کتاب (← ص۷ـ۱۳)، نسخ خطی موجود (ص۱۳ـ۱۹)، و تأثیر آنها در پزشکی دوره اسلامی (ص۴۸ـ۵۰) آوردهاست. چون نسخه کتابخانه دانشگاه لیدن، قدیمترین و کاملترین نسخه الحشائش است، صادق فهرست کاملی از تصاویر این نسخه را آورده و با مقایسه آنها با تصاویر دو نسخه یونانی دیگر، نشان داده که تصاویر نسخه عربی مستقل از نسخههای یونانی بوده و از سنّتهای نگارگری رایج در سمرقند، که نسخه ناتلی نیز از آن نشأت گرفته، تأثیر پذیرفتهاست. چنانکه تصاویر درختان در نسخههای یونانی وجود نداشته و بعدها تحتتأثیر نسخههای عربی، این تصاویر به نسخههای یونانی نیز راه یافتهاست (← ص۱۵۵؛ قس ریدل، ۱۹۸۵، ص۶۳۳ـ۶۳۴؛ نیز ← برنت، ص۴۲۷ـ۴۲۸؛ صلیبا، ص۳۷۴ـ ۳۷۶؛ لیونز، ص۵۷۰ـ۵۷۱؛ اشترومایر، ص۷۴۳ـ۷۴۵؛ درباره اثر ریدل ← ریدز، ص۸۵ـ۸۸؛ برای منبعشناسی کتاب دیوسکوریدس و آثار منسوب به او ← زندگینامه علمی دانشوران، همانجا). ............................................................................................................................. منابع:  ابنابیاصیبعه، عیونالانباء فی طبقات الاطباء، چاپ نزار رضا، بیروت ] ۱۹۶۵[؛ ابنبیطار، تفسیر کتاب دیاسقوریدوس فی الادویه المفرده، چاپ ابراهیمبن مراد، بیروت ۱۹۸۹؛ همو، الجامع لمفردات الادویه و الاغذیه، بولاق ۱۲۹۱، چاپ افست بغداد ]بیتا.[؛ ابنجزّار، الاعتماد فی الادویه المفرده: العلاجبالادویه العربیه، چاپ ادوار قش، بیروت ۲۰۰۴؛ ابنجلجل، طبقاتالاطباء و الحکماء، چاپ فؤادسید، قاهره ۱۹۵۵؛ ابنسینا؛ ابنعبری، تاریخ مختصرالدول، چاپ انطون صالحانی، بیروت ۱۹۵۸؛ ابنعذاری، البیان المُغرِب فی اخبار الاندلس و المَغرِب، ج۲، چاپ ژ.س. کولن و ا. لوی ـ پرووانسال، بیروت ۱۹۸۳؛ ابنندیم؛ ابنوافد، کتاب الادویه المفرده، چاپ احمد حسن بسج، چاپ افست تهران : مؤسسه مطالعات تاریخ پزشکی، طب اسلامی و مکمل، ۱۳۸۶ش؛ ابوریحان بیرونی، کتاب الصیدنه فی الطبّ، چاپ عباس زریاب، تهران ۱۳۷۰ش؛ احمد عیسی، تاریخ النبات عندالعرب، مصر ۱۳۶۳/۱۹۴۴، چاپ افست تهران: مؤسسه مطالعات تاریخ پزشکی، طب اسلامی و مکمل، تهران ۱۳۸۷ش؛ علیبن حسین انصاریشیرازی، اختیارات بدیعی، نسخه خطی موزه بریتانیا، ش ۳۴۹۹، نسخه عکسی کتابخانه بنیاد دایرهالمعارف اسلامی؛ داوودبن عمر انطاکی، تذکره اولیالالباب ]و [الجامع للعجب العُجاب، ]قاهره[ ۱۴۱۶/۱۹۹۶؛ احمدبن محمد بلدی، کتاب تدبیر الحُبالی و الاطفال و الصِبیان و حفظ صحّتهم و مداواه الامراض العارضه لهم، چاپ محمود حاجقاسم محمد، ]بغداد[ ۱۹۸۰؛ تقی بینش، «]درباره[ کتاب الحشائش»، نامه آستان قدس، دوره ۷، ش ۱ (فروردین ۱۳۴۶)؛ اسماعیلبن حسین (حسن) جرجانی، کتاب ذخیره خوارزمشاهی، چاپ محمدرضا محرری، تهران ۱۳۸۰ش ـ ؛ عبدالحسین حائری، فهرست کتابخانه مجلس شورای ملی، ج۴، تهران ۱۳۳۵ش؛ محمدتقی دانشپژوه، «]درباره[ ترجمه حشایش»، نامه آستان قدس، دوره۱۰، ش ۱ (۱۳۴۷ش)؛ پدانیوس دیوسکوریدس، الحشایش، ترجمه مهرانبن منصوربن مهران، چاپ عکسی از نسخه خطی ]کتابخانه[ کاخ گلستان، تهران ۱۳۸۳ش؛ همان: کتاب الحشایش فی هیولی العلاج الطبی، ترجمه حنینبن اسحاق و اِصْطِفَنبن بَسیل، اصلاح حسینبن ابراهیم ناتلی، نسخه خطی کتابخانه دانشگاه لیدن، ش Or.۲۸۹؛ همان: هیولیالطبّ فی الحشائش و السموم، ترجمه اصطفنبن بسیل و اصلاح حنینبن اسحاق، چاپ سزار ا. دوبلر و الیاس تِرِس، تطوان ۱۹۵۲؛ محمدبن زکریا رازی، الحاوی فی الطبّ، چاپ محمد محمد اسماعیل، بیروت ۱۴۲۱/۲۰۰۰؛ شرح لکتاب دیاسقوریدوس فی هیولی الطبّ، وضعه مؤلف مجهول فی نهایه القرن السادس الهجری، حققه و نقله الی اللغه الالمانیه و علق علیه آلبرت دیتریش، گوتینگن ۱۴۰۸/۱۹۸۸؛ رمضان ششن، جمیل آقپنار، و جواد ایزگی، فهرس مخطوطات الطبّ الاسلامی باللغات العربیه و الترکیه و الفارسیه فی مکتبات ترکیا، استانبول ۱۴۰۴/۱۹۸۴؛ محمود طباطبایی و عبدالجلیل کلانتر هرمزی، «تأثیر کتاب دیسقوریدس بر نگارش منابع طب سنتی اسلامی و ایرانی»، پژوهش در پزشکی، دوره ۳۳، ش ۴ (زمستان ۱۳۸۸)؛ غلامعلی عرفانیان، «]درباره [کتاب الحشائش، یا، خواصالاشجار»، در مجموعه مقالات کنگره بینالمللی کتاب و کتابخانه در تمدن اسلامی: ۲۱ـ۲۳ شهریور ۱۳۷۴، دفتر۳، مشهد: بنیاد پژوهشهای اسلامی، ۱۳۷۹ش؛ همو، فهرست کتب خطی کتابخانه مرکزی و مرکز اسناد آستان قدس رضوی، ج۱۹، مشهد ۱۳۸۰ش؛ احمدبن محمد غافقی، کتاب فیالادویه المفرده، نسخه خطی نیمه اول کتاب، کتابخانه اوسلر، دانشگاه مکگیل، ش ۷۵۰۸؛ همو، منتخب کتاب جامعالمفردات، انتخبه ابنعبری، چاپ ماکس مایرهوف و جورجی صبحی، ج۱، قسم ۱، قاهره ۱۹۳۲، در الطبّ الاسلامی، ج۵۱، چاپ افست فرانکفورت: معهد تاریخ العلوم العربیه و الاسلامیه، ۱۴۱۷/۱۹۹۶؛ عبدالحسین فیلسوفالدوله، مطرحالانظار فی تراجم اطباء الاعصار و فلاسفه الامصار، چاپ میرهاشم محدث، تهران ۱۳۸۸ش؛ محمد قزوینی، یادداشتهای قزوینی، چاپ ایرج افشار، تهران ۱۳۶۳ش؛ علیبن یوسف قفطی، تاریخالحکماء، و هو مختصر الزوزنی المسمی بالمنتخبات الملتقطات من کتاب اخبار العلماء باخبارالحکماء، چاپ یولیوس لیپرت، لایپزیگ ۱۹۰۳؛ نجیب مایلهروی، سایه به سایه: دفتر مقالهها و رسالههای عرفانی، ادبی و کتابشناختی، تهران ۱۳۷۸ش؛ محمدبن محمد مراکشی، الذیل و التکمله لکتابی الموصل و الصله، سفر۵، قسم ۱، چاپ احسان عباس، بیروت ?] ۱۹۶۵[؛ احمدبن محمد مَقّری، نفحالطیب، چاپ احسان عباس، بیروت ۱۳۸۸/۱۹۶۸؛ محمود نجمآبادی، تاریخ طب در ایران، ج۱، تهران ۱۳۷۱ش؛ حکیم نیّرواسطی، تاریخ روابط پزشکی ایران و پاکستان، راولپندی ۱۳۵۳ش؛ موفقبن علی هروی، الابنیه عن حقایقالادویه، تصحیح احمد بهمنیار، چاپ حسین محبوبیاردکانی، تهران ۱۳۴۶ش؛ یعقوبی، تاریخ؛ . Tamás Bezeczky, "Amphorae from the forum of Emona", Arheološ;ki vestnik (= Acta archaeologica), no.۴۵ (۱۹۹۴); Carl Brockelmann, Geschichte der arabischen Litterature, Leiden ۱۹۴۳-۱۹۴۹, Supplementband, ۱۹۳۷-۱۹۴۲; C. S. F. Burnett, "[Review of] The Arabic materia medica of Dioscorides, by Mahmoud M. Sadek", The classical review, new series, vol.۳۵, no.۲ (۱۹۸۵); Florence E. Day, "Mesopotamian manuscripts of Dioscorides", The Metropolitan Museum of Art bulletin, new series, vol.۸, no.۹ (May ۱۹۵۰); De Bagdad à Ispahan: manuscrits islamiques de la Filiale de Saint-Pétersbourg de l’Institut d’études orientales, Académie des sciences de Russie, Paris: Fondation ARCH, Paris-Musèes, ۱۹۹۴; Dictionary of scientific biography, ed. Charles Coulston Gillispie, New York: Charles Scribner’s Sons, ۱۹۸۱, s.v. "Dioscorides" (by John M. Riddle); Pedanius Dioscorides, Dioskorides, ed. Janus Cornarius, Basel ۱۵۲۹; ibid: Dioscorides de materia medica: being an herbal with many other medicinal materials, [ed. and tr.] Tess Anne Osbaldeston and Robert P. A. Wood, Johannesburg ۲۰۰۰; ibid: The Greek herbal of Dioscorides, tr. John Goodyer, ۱۶۵۵, ed. Robert T. Gunther, Oxford ۱۹۳۴; EIr. s.v. "Botanical studies on Iran.I: the Greco-Islamic tradition" (by Hūš;ang A-lam); EI۲, s.v. "Diyuskuridīs" (by C. E. Dubler); Durr Friedly, "Mohammedan manuscripts", The Metropolitan Museum of Art bulletin, vol.۹, no.۷ (July ۱۹۱۴); Basil Gray, "persian miniatures", The British Museum quarterly, vol.۹, no.۳ (Feb. ۱۹۳۵); Johannes Ilberg, Das Hippokrates-Glossar des Erotianos und seine ursprüngliche Gestalt, Leipzig ۱۸۹۳; Edward Kremers and George Urdang, Kremers and Urdang’s history of pharmacy, ed. Glenn Sonnedecker, Philadelphia ۱۹۶۳; Martin Levey, Early Arabic pharmacology, Leiden ۱۹۷۳; Jaroslav Levy, "[Review of] The Greek herbal of Dioscorides, tr. John Goodyer, ed. Robert T. Gunther", Isis, vol.۵۱, no.۴ (Dec. ۱۹۶۰); Henry George Liddell and Robert Scott, A Greek-English lexicon, Oxford ۱۹۷۷; Malcolm Cameron Lyons, "[Review of] The Arabic materia medica of Dioscorides, by M. M. Sadek", Bulletin of the School of Oriental and African Studies, vol. ۴۹, no. ۳ (۱۹۸۶); Maimonides, Šarh asmā al-‘uqqār شرح أسماء العقّار (L’explication des noms de drogues), un glossaire de matière mèdicale..., tr. & ed. Max Meyerhof, Cairo ۱۹۴۰; Medicina antiqua: codex vindobonensis ۹۳, Vienna, Österreichische Nationalbibliothek, London: Harvey Miller Publishers, ۱۹۹۹; Medieval Islamic civilization: an encyclopedia, ed. Josef W. Meri, New York: Routledge, ۲۰۰۶, s.v. "Pharmacology" (by Alain Touwaide); Vivian Nutton, Ancient medicine, London ۲۰۰۴; De Lacy O’Leary, How Greek science passed to the Arabs, London ۱۹۴۹; Linette A. Parker, "A brief history of Materia medica", The American journal of nursing, vol.۱۵, no.۹ (June ۱۹۱۵); Plinius/ Pliny [the Elder], Natural history, with an English translation, vol.۶, tr. W. H. S. Jones, Cambridge, Mass. ۱۹۶۹, vol.۷, tr. W. H. S. Jones, Cambridge, Mass. ۱۹۶۶; Karen Reeds, "[Review of] Dioscorides on pharmacy and medicine, by John M. Riddle", Isis, vol.۷۸, no.۱ (Mar. ۱۹۸۷); John M. Riddle, "Byzantine commentaries on Dioscorides", Dumbarton Oaks papers, vol. ۳۸ (۱۹۸۴); idem, "Lithotherapy in the Middle Ages", Pharmacy in history, no. ۱۲ (۱۹۷۰); idem, "[Review of] The Arabic materia medica of Dioscorides, by Mahmoud M. Sadek", Isis, vol.۷۶, no. ۴ (Dec. ۱۹۸۵); Mahmoud M. Sadek, The Arabic materia medica of Dioscorides, Quèbec ۱۹۸۳; idem, "Notes on the introduction and colophon of the Leiden manuscript of Dioscorides’ `De materia medica’", International Journal of Middle East studies, vol. ۱۰ (۱۹۷۹); George Saliba, "[Review of] The Arabic materia medica of Dioscorides, by Mahmoud M. Sadek", Journal of the American Oriental Society, vol.۱۰۷, no.۲ (Apr. - June ۱۹۸۷); George Sarton, Introduction to the history of science, Malabar, Fla. ۱۹۷۵; John Scarborough, "Early Byzantine pharmacology", in Symposium on Byzantine medicine, ed. John Scarborough, Washington, D.C.: Dumbarton Oaks Research Library and Collection, ۱۹۸۵; Fuat Sezgin, ; Geschichte des arabischen Schrifttums, Leiden ۱۹۶۷- Henry E. Sigerist, "[Review of] Materia medica [of Dioscorides], ed. H. Miha§escu", The American journal of philology, vol. ۶۲, no.۱ (۱۹۴۱); Jerry Stannard, "Aspects of Byzantine Materia medica", Dumbarton Oaks papers, vol.۳۸ (۱۹۸۴); idem, "Dioscorides and Renaissance Materia medica", in Materia medica in the XVIth century: proceedings of a symposium of the International Academy of the History of Medicine, Oxford [۱۹۶۶], repr. in Jerry Stannard, Herbs and herbalism in the Middle Ages and Renaissance, ed. Katherine E. Stannard and Richard Kay, Aldershot, Hampshire ۱۹۹۹a; idem, "P. A. Mattioli and some renaissance editions of Dioscorides", in Books and libraries at the University of Kansas, vol.۴, Lawrence ۱۹۶۶, repr. in Jerry Stannard, ibid, ۱۹۹۹b; idem, "P. A. Mattioli: sixteenth century commentator on Dioscorides", in Bibliographical contributions, vol.۱, Lawrence ۱۹۶۹, repr. in ibid, ۱۹۹۹c; Charles Ambrose Storey, Persian literature: a bio-bibliographical survey, vol.۲, pt.۲, London ۱۹۷۱; Gotthard Strohmaier, "[Review of] The Arabic materia medica of Dioscorides, by Mahmaud M. Sadek", Gnomon, vol.۵۷, no. ۸ (۱۹۸۵); Manfred Ullmann, Die Medizin im Islam, Leiden ۱۹۷۰; J. Vernet, "[Review of] La-materia médica’ de Dioscórides: transmisión medieval renacentista, by Cesar E. Dubler", Orients, vol.۱۱, no.۱/۲ (Dec. ۱۹۵۸). .............................................................................................. منبع : دانشنامه جهان اسلام

پر بازدید ترین مقالات

تکنیک های کشاورزی از منظر قرآن

بسم الله الرحمن الرحیم . تکنیک های کشاورزی از منظر ...

معجزات علمى قرآن کریم : 3- قرآن و حرکت زمین

بسم الله الرحمن الرحیم 3- قرآن و حرکت زمین : منظور از معجزات عل...

مدیریت جامع منابع آبی از دیدگاه IWRM با رویکردی دینی فرهنگی

بسم الله الرحمن الرحیم  مدیریت جامع منابع آبی از دیدگاه IWRM...

بررسی رابطه دینداری با نگرش و رفتار مصرف آب در بین شهروندان زنجان

بسم الله الرحمن الرحیم     بررسی رابطه دینداری با نگرش و ر...