دسته: تمدن اسلامی

“باغ تمدن اسلامی” در مالزی تاسیس شد

بسم الله الرحمن الرحیم  توسط عبدالله بداوی "باغ تمدن اسلامی" در مالزی تاسیس شد . نخست وزیر مالزی در پی تأسیس باغ تمدن اسلامی دیروز یکشنبه 14 بهمن گفت: این باغ تنها با هدف جذب گردشگر تأسیس نشده، بلکه نقش به‌سزایی در معرفی علمای مسلمانی دارد که طی قرنهای گذشته و در دوران طلایی اسلام به ابداعات و نوآوریهای هنری و علمی پرداخته‌اند. . به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از خبرگزاری مالزی، عبدالله احمد بداوی نخست وزیر مالزی در پی تأسیس باغ تمدن اسلامی دیروز در ترنگگانو یکی از ایالتهای شمالی مالزی اظهار داشت: این باغ نقش به سزایی در معرفی خیزش مسلمانانی دارد که به منظور ابداع و بیداری فعالیتهای بسیاری انجام داده اند. وی افزود: این باغ نقش مهمی در تبیین عظمت اسلام و دستاوردهای مسلمانان گذشته ایفا می کند. از سوی دیگر همه طبقات جامعه به دور از اختلافهای ریشه ای و دینی می توانند از اطلاعات موثق آن بهره مند شوند. احمد بداوی با تأکید بر اینکه این باغ چهره زیبایی از آثار حقیقی مسلمانانی که در گذشته علوم مختلف را توسعه دادند، منعکس می کند، یادآور شد: مسلمانان در زمینه های مختلف مانند مهندسی معماری که این باغ هم از آن بهره گرفته است، مهارتهای بسیاری کسب کرده اند. نخست وزیر مالزی از اداره های مختلف خواستار همکاری شد تا به خوبی ارائه کننده آثار برجسته مسلمانان در بیداری و تمدن و نهضت اسلامی در زمینه های مخلتف مانند ریاضی و مهندسی معماری باشند. وی افزود: این باغ معلمی جدید است که بیشتر دستاوردهای مسلمانان طی دوره های گذشته را در قالب نقاشی، عکس، دستنوشته، کتاب و دیگر منابع ارائه می کند. ............................................................................................. خبرگزاری مهر

باغ های ایرانی در گذر زمان

بسم الله الرحمن الرحیم  باغ های ایرانی در گذر زمان . . ایران هر سال ۲ سهمیه ثبت میراث فرهنگی در یونسکو دارد که بر همین اساس در تیر سال ۱۳۹۰ یک میراث طبیعی و یک اثر غیرمنقول را در یونسکو به ثبت جهانی خواهد رساند. باغ های ایرانی همان اثر غیرمنقول است که قرار است درجریان نشست سال آینده این سازمان به ثبت جهانی برسد. . ایران هر سال ۲ سهمیه ثبت میراث فرهنگی در یونسکو دارد که بر همین اساس در تیر سال ۱۳۹۰ یک میراث طبیعی و یک اثر غیرمنقول را در یونسکو به ثبت جهانی خواهد رساند. باغ های ایرانی همان اثر غیرمنقول است که قرار است درجریان نشست سال آینده این سازمان به ثبت جهانی برسد. تهیه پرونده باغ های ایرانی حدود یک سال و نیم زمان برده است. در این پرونده، ۹ باغ از ۷ استان کشور معرفی شده اند که شامل ارم شیراز، عباس آباد بهشهر، فین کاشان، چهلستون اصفهان، شاهزاده ماهان کرمان، پاسارگاد، پهلوان پور یزد، دولت آباد یزد و اکبریه بیرجند می شود. پرونده ثبت جهانی باغ های ایرانی، مراحل کارشناسی در یونسکو را هم گذرانده است که قطعاً به عنوان سیزدهمین اثر میراث فرهنگی جهانی ایران ثبت می شود. به همین بهانه نگاهی به ویژگی ها و پیشینه باغ های ایرانی داریم. هزاران سال قبل اولین محل های سکونت کم و بیش ثابت در جاهایی به وجود آمدند که انسان های کوچنده شروع به کشت گیاهان کردند و تا وقت برداشت محصول مجبور به توقف در محل بودند. بنابراین اولین کشاورزان برخلاف پیشینیان خود مجبور به پذیرفتن یکجانشینی شدند. در نتیجه کشاورزی و استقرار دائمی که مقدمه احداث باغ و بوستان شدند، تغییری عمده در نحوه زندگی بشر پدید آورد و به نوعی انقلاب عظیم در دوره نوسنگی (دوره پایانی عصر حجر) به وقوع پیوست. ● آب، خاک، درخت پس از توسعه دهکده ها و روستاهای اولیه که ازلحاظ موقعیت جغرافیایی در بهترین زمین های قابل کشت قرار داشتند، دومین انقلاب متحول کننده فرهنگی یعنی پیدایش شهرها و در پی آن شکوفایی تمدن های بزرگ در حوالی رودهای پر آب باستانی و چشمه سارهای بزرگ به وقوع پیوست. به این ترتیب دسترسی به منابع آب از دیر باز تاکنون از مهم ترین عوامل موثر در مکان یابی محل های استقراری بدوی به شمار می آید و شکل گیری نخستین زیستگاه های انسانی پاسخ جدی به این نیاز زیستی ویژه بوده است. این در حالی است که فلات ایران با وجود تمرکز تمدن های اولیه و مشهورش در حواشی رودها به دلیل ویژگی های اکولوژیکی، از منابع آب سطحی مطمئن برخوردار نیست و آب همواره در خشک بوم ایران عنصر کمیاب و عزیزی است که زندگی در این پهنه، سرسختانه بدان وابسته بود. آرایش سفال های پیش از تاریخ در بسیاری از محوطه های باستانی، علاقه شدید به آب، حاصلخیزی و فضاهایی انبوه از درختان و باغ ها را در زندگی مردمان خو گرفته با خشکی کویر و سوزندگی خورشید در این سرزمین کهنسال را گواهی می دهند. عمق نیاز دیرینه به آب و آبادانی به قدری بود که بعدها ایرانیان باستان آب را در کنار ۳ عنصر باد، خاک و آتش مقدس شمرده و به پرستاری و مراقبت از آن پرداختند. این عنصر حیاتی که نقش معنوی خود را در بسیاری از عرصه های زندگی بشر از عصر حجر تاکنون بازی کرده، در پیدایش باغ های تاریخی نیز جایگاه والایی را مختص خویش داشته است. ● پردیس ها ایرانیان قدیم از دوران باستان گونه های بسیاری از درختان، گل ها و سبزه ها را می شناختند و با گل پیوندی پایدار داشتند. به نحوی که حتی طبق افسانه های کهن، منوچهر پیشدادی را نخستین کسی می دانند که در جهان به احداث و آفرینش باغ و بوستان پرداخت. اقوام ایرانی با تجربه ای که در زمان دراز به دست آوردند، جوی ها و کانال های بسیاری از رودهای خروشان حفر می کردند و دشت های خشک را به کشتزار و درخت زارها تبدیل می نمودند. در زمانی دیگر آب یاب های متبحر به شیوه کندن کاریز و قنات ها پی بردند و در این فن، گوی مهارت و سبقت را از سایرین ستاندند و با این پیشرفت نه تنها پیرامون سراهایشان را مزین، بلکه گرداگرد ده و شهر و بیرون باروها را نیز با بوستان های دل انگیز پوشانیدند. با وجود این که دستیابی به سابقه ای روشن از باغ سازی ایران کار بسیار دشواری است، اما بی شک آغاز انتظام بخشی باغ ها در ایران و حتی جهان را باید در زمان هخامنشیان جستجو کرد، چراکه با توجه به قراین، ناحیه پارس که مقر فرمان رانی این شاهنشاهان بوده، باغ های مصفا و انبوه داشته است. باغ سلطنتی کوروش کبیر حدود قرن ۶ قبل از میلاد با شبکه ای منظم و مسیری سنگفرش و آب روهای متعدد از نمونه های اولیه روی کار آمدن این پدیده در عالم است. پس از وی عموزاده اش داریوش اول، پایتخت بهاره اش، تخت جمشید را به جهت برپایی مراسم عید نوروز بر پا ساخت و آن را مستور از باغ های خرم گردانید. نکته: پس از گسترش اسلام تمام شهرهای مسلمان نشین از هند گرفته تا اسپانیا تحت تاثیر پیشینه درخشان پردیس های ایرانی، دارای باغ های رویایی شدند نقوش متعدد درختان سرو حجاری شده روی پلکان کاخش نیز بیانگر آنند که کاخ مزبور در محوطه های سبز پهناوری واقع شده بود و نوادگانش هم درخصوص پی ریزی مقرهای حکومتی شان از همان رویه جدشان پیروی کردند. چند سده بعد در دوران ساسانیان که خود را از سلاله هخامنشیان می دانستند، باغ سازی گسترش فراوانی می یابد و جایگاه والای طبیعت در تفکر زرتشت بویژه پرستش آب موجب گردیده، باغ قصرهایی از این دوره مانند تخت سلیمان در بستر طبیعی جذاب، همچون دریاچه مکان یابی گردند. ٰ● طراحی دقیق نظم و تناسبات موزون در طراحی، احداث باغ در زمین شیب دار، فضاهای داخلی و عمارت یا کوشک در مرکز یا بلندترین قسمت باغ و ارتباط این بناها با آب، گیاه و زمین، استفاده از یک حوض یا استخر دائمی و اصلی برای تامین آب و زیبایی چشم انداز و تامین روشنایی از طریق انواع قندیل ها و فانوس ها در اطرافشان، محورهای اصلی و فرعی و سود جستن از خطوط راست، محصور بودن، استفاده از سنگ های تراشدار در کف جوی ها، ترکیب های متفاوت از انواع گیاهی، وجود چشم اندازهای وسیع و باز در محورهای اصلی باغ از جمله ویژگی هایی هستند که در جوار یکدیگر باغ ایرانی را شکل می دهند.   ● باغ های دوره اسلامی پس از گسترش اسلام، شهرهای تاریخی همواره پذیرای حضور گسترده باغ در اشکال گوناگون خود بودند. با گرویدن ایرانیان به این دین، از همان سده های نخستین ترویج باغ سازی ایرانی تمام قلمروی استیلای اعراب را از شبه قاره هند تا اسپانیا فرا گرفت. به طوری که در این زمان باغ های گسترده ای با اقسامی چون سکونتگاهی، حکومتی، سکونتگاهی ـ حکومتی، میوه، باغ های واقع در کنار رودخانه ها و انواع دیگر شکل گرفتند. نحوه حضور و ظهور این پدیده در شهرها با ابعاد بسیار متفاوتی در زندگی مردم و حاکمان، از مقیاس حیاط کوچک ترین خانه ها تا مقیاس شهر ـ پایتخت های مشهور دوران بسیار مورد توجه واقع شد. به این سبب شکل گیری شهر ها از اهمیت خاصی برخوردار گشتند و نه تنها باغ ها از موقعیت شهری تاثیر پذیرفتند، بلکه شهر و مجموعه های شهری نیز تحت تاثیر باغ ها قرار گرفتند. در نتیجه معماری و شهرسازی در این حیطه الگویی بی نظیر و یگانه از باغ، معماری و شهر را در قالب شهر باغ به صورت گسترده ای ارائه دادند. این بدان خاطر بود که مجموعه نظام ها و ارکان های شکل دهنده در این قرون با رنگ و بوی جدید بروز یافتند و با مدد از آنچه از محیط در اختیار گرفتند و با در نظر داشتن اصول هندسه و هنجارهای معماری ایرانی در محدوده ای تعریف شده نمادی از بهشت برین را شکل بخشیدند.   ● معماری مهم ترین ویژگی معماری پردیس ها و شهر باغ ها، انتظام چهار بخشی زمین بود که طرح کالبدی بسیار حساب شده ای را رقم زد. این طرح از اشکال مربع و مستطیل سود می جست و در پی آن کاربرد وسیع نوعی از باغ ها تحت عنوان چهارباغ به وقوع پیوست که طبق برخی نظرات، نتیجه ابعاد تمثیلی چهار نهر بهشتی در قرآن است. فرم چهار وجهی ظاهرا سهل ترین راه برای شخم زدن زمین و حرکت آن در جهت مستقیم و موازی هم و همچنین آسان ترین راه برای آبرسانی با طی کردن مسافت کمتر و جلوگیری از هدر رفتن آب به نظر می رسد و شاید زمانی که انسان شروع به کشاورزی نمود، برای آماده ساختن خاک به این قاعده هندسی دست یافته باشد. از نگاه علمی، پیشینه این نوع باغ ها به دوران کوروش هخامنشی (به دلیل خصایص کاخ و باغش) و حتی قبل تر می رسند. با استناد بر کاسه ای سفالین کشف شده از میان رودان (۲۰۰۰ سال قبل از میلاد) یا حتی درفش فلزی به دست آمده از شهداد کرمان از هزاره چهارم قبل از میلاد، شواهدی از استفاده از این هندسه در باغ های پیشین مشهود می گردند. این طراحی و معماری در گذر زمان آنچنان قوام یافت که ۴۰۰ سال پیش به احداث شهر باغ اصفهان انجامید؛ مجموعه ای از معماری، طبیعت و انسان که اوج زیبایی شناسی در این عرصه است. .................................................................................................................. مهدیس نجف زاده روزنامه جام جم ( www.jamejamonline.ir )

تحقیقی جامع پیرامون «باغ» : تاریخچه، تمدنها، احکام …

بسم الله الرحمن الرحیم تحقیقی جامع پیرامون «باغ» : تاریخچه، تمدنها، احکام ... . (منبع : ویکی فقه) باغ‌، محوطه‌ای‌ غالباً محصور، ساخته انسان‌ با بهره‌گیری‌ از گل‌ و گیاه‌، درخت‌، آب‌ و بناهای‌ ویژه‌ که‌ بر قواعد هندسی‌ و باورها مبتنی‌ است‌. و از آن به مناسبت در باب‌هاى خمس،تجارت، مساقات، اجاره، اطعمه و اشربه و احیاء موات سخن رفته است.   مقدمه‌ واژه‌: واژه باغ‌ در فارسی‌ میانه‌ و نو به‌ کار رفته‌ است‌. در فارسی‌ میانه مانوی‌ به‌ صورت‌ b'w و در سغدی‌ به‌ صورت‌ bag به‌ معنای‌ قطعه‌ یا پاره‌ای‌ از زمین‌ است‌ که‌ مترادف‌ با واژه اوستایی‌ baga و سنسکریت‌ bhaga به‌ معنای‌ بخش‌، سهم‌، دارایی‌ و بهره‌ به‌ کار رفته‌ است‌. baga در ختنی‌، bag در ارمنی‌، و baga شکل‌ آرامی‌ شده این‌ واژه‌ در تلمود به‌ معنای‌ زمین‌ مشترک‌ است‌.[۱][۲] کلمه «باغ‌» در ترکیب‌های‌ مختلفی‌ به‌ کار رفته‌ است‌؛ از جمله‌ باغ‌ بدیع‌ به‌ معنی‌ بهشت‌، باغ‌ سیاوشان‌ و باغ‌ شهریار که‌ نام‌ دو نوا در موسیقی ایرانی‌ است‌، و نیز باغ‌ شیرین‌ که‌ از الحان‌ باربدی‌ است‌ و بعضی‌ فرهنگ‌ها آن‌ را لحن‌ چهارم‌ به‌ شمار آورده‌اند، اما در خسرو و شیرین‌ نظامی‌ سی‌ و یکمین‌ لحن‌ یاد شده‌ است‌.[۳][۴][۵][۶] پیشینه‌ دریافت‌ و باور انسان‌ از باغ‌ به‌ عنوان‌ بهشت‌ و اشاره متون‌ مذهبی‌ به‌ آغاز خلقت‌ آدم‌ و حوّا در باغ‌ بهشت‌، قدیم‌ترین‌ نشان‌ اهمیت‌ باغ‌ در روند حیات‌ انسان‌ است‌. داده‌های‌ باستان‌شناختی‌ محوطه چغامامی‌ در عراق‌ (در غربی‌ترین‌ کوهپایه‌های‌ زاگرس‌، نزدیک‌ مرز ایران‌) نمایشگر رواج‌ کشاورزی‌ همراه‌ با آبیاری‌ ساده‌ به‌ روش‌ افشان‌ در پیش‌ از هزاره ۶ق‌م‌ است‌؛ حدود ۵۰۰۰ق‌م‌ کانال‌های‌ جانبی‌ متعددی‌ نیز در این‌ محل‌ ایجاد شده‌ است‌. اما درباره احداث‌ باغ‌ تا هزاره ۳ق‌م‌ مدرکی‌ در دست‌ نیست‌. احتمالاً از اوایل‌ هزاره ۳ق‌م‌ باغ‌های‌ سلطنتی‌ در مصر وجود داشته‌ است‌؛ متون‌ اساطیری‌ و مذهبی‌ سومری‌ نیز در این‌ هزاره‌ اشاره‌ به‌ باغ‌های‌ معابد در بین‌النهرین‌ دارند. در منابع‌ به‌ کاخ‌ - باغ‌هایی‌ در بابل‌ اواخر هزاره ۳ و اوایل‌ هزاره ۲ق‌م‌ اشاره‌ شده‌ است‌ و پس‌ از آن‌ در متون‌ آشوری‌ میانه‌ از توجه‌ شاه‌ به‌ باغ‌ها و باغ‌داری‌ و تلاش‌ برای‌ خو دادن‌ درخت‌های‌ وارداتی‌ به‌ محیط زیست‌ تازه‌ سخن‌ رفته‌ است‌.[۷][۸] در اوایل‌ هزاره یکم‌ ق‌م‌ باغ‌های‌ شاهانه‌ یکی‌ از ویژگی‌های‌ بیت‌المقدس‌ بودند؛ همچنین‌ می‌توان‌ به‌ باغ‌های‌ شاهانه‌ای‌ در سرزمین‌ اورارتو اشاره‌ کرد. در واقع‌ در هزاره یکم‌ ق‌م‌ آشوری‌ها پدیدآورندگان‌ باغ‌های‌ یادمانی‌ در خاور نزدیک‌ بودند و گستره شگفت‌آوری‌ از باغ‌های‌ سلطنتی‌ پدید آوردند. کشت‌ درخت‌ها روی‌ سازه‌های‌ مرتفع‌ در سده ۷ق‌م‌ در آشورِ نو الهام‌بخش‌ ابداع‌ طرح‌های‌ پیچیده‌تری‌ مانند «باغ‌های‌ معلق‌» بابل‌ در اوایل‌ سده ۶ق‌م‌ شد.[۹] یونانیان‌ نیز باغ‌های‌ زیادی‌ داشتند، اما آن‌ها باغ‌های‌ تزیینی‌ را ابداع‌ نکردند، بلکه‌ فقط از بوته‌ها و درخت‌ها برای‌ زیبایی‌ معبدها و محوطه اطراف‌ ورزشگاه‌ها سود می‌جستند. تنها در دوره رومی‌ها بود که‌ به‌ ساخت‌ گونه‌های‌ مختلف‌ باغ‌ به‌ شکل‌های‌ مجزا یا وابسته‌ به‌ بنا پرداختند و دیوارهای‌ شهر پمپئی‌ را با صحنه‌های‌ نقاشی‌ بسیار بزرگ‌ شامل‌ درختان‌، گل‌ها و جانوران‌ و پرندگان‌ آراستند. رومی‌ها باغ‌ زینتی‌ نساختند، ولی‌ ساخت‌ باغ‌های‌ تفریحی‌ بخشی‌ از زندگی‌ آن‌ها بود و هدف‌ باغبانان‌ احداث‌ ساختار طبیعی‌ جذاب‌ بود.[۱۰][۱۱] باغ‌ در ایران‌ سابقه باغ‌ در ایران‌ را می‌توان به دو دوره قبل و بعد از اسلام تقسیم کرد. ← قبل‌ از اسلام‌ تا به‌ امروز برپایه داده‌های‌ باستان‌شناختی‌ سابقه باغ‌ در ایران‌ به‌ «پاسارگاد» پایتخت‌ کورش‌ هخامنشی‌ بازمی‌گردد. پاسارگاد شهر پایتختی‌ در قالب‌ سنتی‌ خاور نزدیک‌ نبود و هیچ‌گاه‌ استحکاماتی‌ قابل‌ توجه‌ و کافی‌ نداشت‌؛ تک‌ بناها در محدوده باغی‌ سلطنتی‌ یا «پردیس‌» عالی‌ برپا شده‌ بودند. یافته‌های‌ کاوش‌های‌ اخیر و کشف‌ یک‌ سیستم‌ آبیاری‌ شامل‌ جوی‌ها و حوضچه‌هایی‌ که‌ کاخ‌ را احاطه‌ می‌کرده‌ است‌، تأیید می‌کند که‌ پاسارگاد کهن‌ترین‌ باغ‌ ایرانی‌ است. ‌[۱۲][۱۳] در چنین‌ محیطی‌ کورش‌ در مجاور کاخ‌ اصلی‌ خود طرح‌ یک‌ باغ‌ سلطنتی‌ را انتخاب‌ کرد. این‌ باغ‌ فضای‌ مستطیل‌ شکلی‌ است‌ که‌ محور طولی‌ آن‌ آشکارا به‌ کاخ‌ اصلی‌ می‌پیوندد، در نقشه بنا دو کلاه‌ فرنگی‌ کوچک‌ جالب‌ توجه‌ است‌ که‌ نه‌تن‌ها کمابیش‌ در مقابل‌ هم‌ و در فاصله‌ای‌ از کاخ‌ اصلی‌ قرار دارند، بلکه‌ تقریباً در وضعیتی‌ مانند «کلاه‌ فرنگی‌های‌ ورودی‌» هستند که‌ در باغ‌های‌ دوره اسلامی‌ برپا شده‌اند.[۱۴] بخش‌ مرکزی‌ نقشه این‌ باغ‌ خود به‌ دلیل‌ ویژگی‌ هندسی‌ اهمیت‌ دارد. باغ‌ دارای‌ ۴ کرت‌ است‌ که‌ کلاً با ساختار فضای‌ در دسترس‌ یکپارچه‌ است‌. با توجه‌ به‌ درختان‌ و بوته‌هایی‌ که‌ در نقشه فرضی‌ در ردیف‌های‌ قرینه‌ کاشته‌ شده‌اند، می‌توان‌ فرض‌ کرد آبگذرهای‌ مستقیم‌ باغ‌ را تقسیم‌ کرده‌ باشند. در یک‌ جمع‌بندی‌ می‌توان‌ ادعا کرد که‌ یکی‌ از بنیادی‌ترین‌ عوامل‌ باغ‌های‌ ایرانی‌، یعنی‌ «چهار باغ‌» به‌ عنوان‌ اصل‌ پایدار نخست‌ در نقشه باغ‌ اصلی‌ پاسارگاد آشکار است‌؛ از این‌رو، شایسته‌ است‌ که‌ کورش‌ مبتکر آن‌ به‌ شمار آید؛ در واقع‌ حتی‌ اگر کورش‌ پدید آورنده آن‌ نباشد، چنین‌ نقشه مناسب‌ و گیرایی‌ را می‌شناخته‌، و چهارباغ‌ را نماد یک‌ هنجار مناسب‌ می‌دانسته‌ است‌[۱۵][۱۶] تداوم‌ سنت‌ باغ‌سازی‌ را پس‌ از کورش‌ در باغی‌ واقع‌ در دشت‌ گوهر در کرانه غربی‌ رود پُلوار و باغی‌ دیگر در تخت‌ رستم‌ (یا تخت‌ گوهر) در حوالی‌ تخت‌ جمشید که‌ آرامگاه‌ ناتمام‌کمبوجیه‌ (سال ۵۳۰ تا ۵۲۲ق‌م‌) در آن‌ قراردارد، می‌یابیم‌. به‌ نظر می‌رسد که‌ داریوش‌ نوع‌ جدیدی‌ از باغ‌ را تجربه‌ کرده‌، و ترجیح‌ داده‌ که‌ از نمونه‌های‌ پاسارگاد متفاوت‌است‌.[۱۷] لوساندرس‌ در گزارشی‌ (ح‌ ۴۱۰ ق‌م‌) از باغ‌ کورش‌ جوان‌ در سارد یاد کرده‌ است‌.[۱۸] یک‌ مجموعه‌ باغ‌ و کاخ‌ در شوش‌ از دوره سلطنت‌ اردشیر دوم‌ هخامنشی‌، در کنار رودخانه شائور شناخته‌ شده‌ که‌ «خلوتگاهی‌ با صفا» وصف‌ شده‌ است‌.[۱۹] الگوی‌ چهار باغ‌ (یکی‌ از ماندگارترین‌ ابداعات‌ هخامنشیان‌ در عرصه طراحی‌ یادمانی‌ باغ‌) برای‌ نخستین‌بار در نیمه دوم‌ سده ۶ق‌م‌ در پاسارگاد پدید آمد و در باغ‌های‌ ایرانی‌ بعد از هخامنشی‌ و در ترکیب‌ ابعاد تمثیلی‌ بهشت‌ (چهار نهر بهشتی‌) و در تمامی‌ باغ‌های‌ دوره اسلامی‌ تأثیر گذاشت‌.[۲۰][۲۱] در این‌ خصوص‌ باید از عمارت‌ خسرو، حوش‌ کوری‌ و بنای‌ چهار قاپو در قصر شیرین‌ یاد کرد که‌ مجموعه‌ای‌ از کاخ‌، کوشک‌ و باغ‌ است‌[۲۲][۲۳][۲۴] استیلای‌ اسلام‌ بر ایران‌ باغ‌های‌ ایرانی‌ را از روند تکامل‌ باز نداشت‌، بلکه‌ باعث‌ گسترش‌ و توسعه باغ‌های‌ ایرانی‌ شد.[۲۵] ← دوره اسلامی‌ با اسلام‌ آوردن‌ ایرانیان‌ و پیوستن‌ آنان‌ به‌ دیگر مسلمانان‌، طرح‌ باغ‌ ایرانی‌ در جهان‌ اسلام‌ منتشر شد؛ و چون‌ ایرانیان‌ پس‌ از چند سده‌ با حکومت‌ خاندان‌های‌ ایرانی‌ مستقل‌ شدند، سنت‌ باغ‌سازی‌ پیش‌ از اسلام‌ در ایران‌ ادامه‌ یافت‌.[۲۶] اصطخری‌ درباره شهر ساسانی‌ گور (فیروزآباد) می‌گوید: تا یک‌ فرسنگ‌ پیرامون‌ شهر را بستان‌ها فراگرفته‌اند.[۲۷] همچنین‌ در متون‌ دیگر از باغ‌های‌ خرم‌ و سرسبز با آب‌های‌ روان‌ و گل‌های‌ زیبا در جای‌ جای‌ این‌ سرزمین‌ یاد شده‌ است‌.[۲۸][۲۹][۳۰][۳۱][۳۲][۳۳][۳۴] ناصرخسرو نیز از باغستان‌هایی‌ فراوان‌ در قزوین‌ یاد می‌کند.[۳۵] ←← سلجوقیان ملکشاه‌ سلجوقی‌ چون‌ اصفهان‌ را به‌ پایتختی‌ برگزید، چهار باغ‌هایی‌ در این‌ شهر احداث‌ کرد که‌ از جمله‌ می‌توان‌ از این‌ها یاد کرد: باغ‌ بکر با عطر گل‌های‌ نرگس‌، مورد و زعفران‌، نیز کلاه‌ فرنگی‌ رفیع‌؛[۳۶] باغ‌ فلاسان‌ با درخت‌های‌ مو و نهر‌های‌ پر آب‌ و کلاه‌ فرنگی‌ سر به‌ فلک‌ کشیده‌؛ پراهمیت‌تر از آن‌ها باغ‌ کاران‌ با درخت‌های‌ میوه‌، ردیف‌ درختان‌ کاج‌ و سرو، با دو کلاه‌ فرنگی‌: یکی‌ مشرف‌ بر زاینده‌ رود و دیگری‌ مسلط بر میدان‌ شهر. پنداشته‌ می‌شود که‌ محل‌ این‌ باغ‌ در شمال‌ پل‌ خواجو بوده‌ باشد. باغ‌ کاران‌ تا اوایل‌ سده ۸ق‌/۱۴م‌ (زمانی‌ که‌ در قصیده سعدالدین‌ سعد هراتی‌ به‌ آن‌ اشاره‌ شده‌) هنوز آباد بوده‌ است‌ و در همین‌ سده‌ حافظ در غزلی‌ از آن‌ یاد می‌کند[۳۷][۳۸] ←← ایلخانیان کهن‌ترین‌ نقشه باغ‌ را در دوره ایلخانی‌ رشیدالدین‌ فضل‌الله‌ ثبت‌ کرده‌ است‌. او درباره طرح‌ باغ‌ اوجان‌ می‌گوید: گروهی‌ صنعت‌گر و مهندس‌ به‌ مدت‌ ۳ سال‌ برای‌ احداث‌ آن‌ کار کردند. محوطه مربع‌ باغ‌ را دیواری‌ محصور می‌کرد، رودها و نهرها در آن‌ جاری‌ بود، درختان‌ بید در حاشیه خیابان‌ها کاشته‌ شده‌ بود و محوطه مرکزی‌ برای‌ خرگاه‌ (کلاه‌ فرنگی‌)، تخت‌، و برج‌های‌ پیرامون‌ آن‌ها، حمام‌ها و بنا‌های‌ رفیع‌ در نظر گرفته‌ شده‌ بود[۳۹] افزون‌ بر این‌، حمدالله‌ مستوفی‌ نیز از باغستان‌های‌ بسیاری‌ در ایالات‌ مختلف‌ ایران‌ نام‌ برده‌ است‌.[۴۰][۴۱][۴۲][۴۳][۴۴][۴۵] ←← حکمرانان آق‌ قویونلو پیش‌ از تیموریان‌، حکمرانان‌ آق‌ قویونلو نیز به‌ باغ‌سازی‌ پرداختند، از جمله‌ مهم‌ترین‌ آن‌ها باغ‌ هشت‌ بهشت‌ در تبریز بود. این‌ باغ‌ محوطه محصوری‌ بود با درختان‌ سپیدار در پیرامون‌ آن‌. کوشکی‌ ۸ ضلعی‌ در مرکز باغ‌ بر صفه‌ای‌ از مرمر بنا شده‌ بود و استخری‌ با ۴ فواره‌ به‌ شکل‌ اژدها در هر گوشه آن‌ در باغ‌ وجود داشت‌. باغ‌ دارای‌ خیابان‌هایی‌ با پوشش‌ مرمر بود؛ همچنین‌ استخری‌ دیگر با قایق‌ و کشتی‌های‌ شناور بر سطح‌ آن‌ در باغ‌ بود که‌ با هزاران‌ چشمه‌، جویبار و نهر کوچک‌ جاری‌ در آن‌ وصف‌ شده‌ است. ‌[۴۶] در متون‌ از باغ‌هایی‌ از دوره حکومت‌ آل‌ مظفر یاد شده‌ است‌، از جمله‌ باغ‌هایی‌ در شهر یزد که‌ بسیاری‌ از آن‌ها بنیادی‌ قدیم‌تر داشتند. شاهزادگان‌ و حکمرانان‌ تیموری‌ این‌ باغ‌ها و چمن‌زار‌ها را جانی‌ تازه‌ بخشیدند و گاه‌ بنا‌های‌ جدیدی‌ به‌ آن‌ها افزودند. باغ‌ محل‌ اقامت‌ حکمران‌ محلی‌، شاهزاده‌ یا وزیر بود و یا به‌ امیران‌ سپاه‌ تعلق‌ داشت‌. تمام‌ باغ‌ها به‌ سرچشمه آب‌ متصل‌، و دارای‌ ردیفی‌ درخت‌ بودند. غالب‌ باغ‌ها تأسیساتی‌ مانند دریاچه‌ یا حوض‌خانه‌ برای‌ جمع‌آوری‌ آب‌ داشتند. باغ‌های‌ یزد دارای‌ ساباط بودند که‌ به‌ طور معمول‌ نزدیک‌ ورودی‌ و در طول‌ خیابان‌ بود. آل‌ مظفر میدان‌ وسیعی‌ خارج‌ از ساباط باغ‌شاه‌، به‌ نام‌ باغ‌ ساباط ساختند، و بعدظهر‌ها شاهزاده‌ در آن‌جا به‌ تماشای‌ جنگ‌ شیر و گاو می‌نشست‌[۴۷] ←← صفویان در دوران‌ صفوی‌ در اکثر شهر‌های‌ ایران‌ باغ‌سازی‌ در ابعاد وسیع‌ و هماهنگ‌ با بافت‌ و شبکه‌های‌ شهری‌ اهمیت‌ فراوانی‌ داشت‌. در ساخت‌ کاخ‌های‌ صفوی‌ تکیه‌ بر نمایش‌ وسعت‌ باغ‌ بود و بنا‌ها تن‌ها جزئی‌ از کاخ‌ شمرده‌ می‌شد و اغلب‌ باغ‌ و گاه‌ بناها درصد بیشتری‌ از فضای‌ کاخ‌ را اشغال‌ می‌کرد؛ اما با اینهمه‌، آنچه‌ از این‌ مجموعه‌ها در گذر زمان‌ باقی‌ مانده‌، بناهاست‌ و مطالعه بناها بدون‌ محیط اطراف‌ آن‌ها نمی‌تواند کامل‌ باشد.[۴۸] باغ‌های‌ صفوی‌ از نظر ابعاد، منظر و تأثیر متفاوتند، ولی‌ در میان‌ آن‌ها دو نوع‌ اصلی‌ را می‌توان‌ شناسایی‌ کرد: ۱. باغ‌ محصور بزرگ‌ (چهار باغ‌) با مجموعه‌ای‌ از درخت‌، نهر، حوض‌ و بنا؛ ۲. باغ‌ کوچک‌تری‌ که‌ در درون‌ خود کاخ‌ است‌.[۴۹] باغ‌های‌ بزرگ‌ صفوی‌ براساس‌ تقارن‌ شعاعی‌ و توازن‌ در تراکم‌ به‌ بخش‌های‌ کوچک‌تری‌ تقسیم‌ می‌شوند و در مناطقی‌ که‌ زمین‌ وسیع‌ کافی‌ در اختیار نبوده‌، قطعه‌های‌ مستقل‌ محصوری‌ ایجاد شده‌ است‌ که‌ هر یک‌ ساختاری‌ متفاوت‌ دارند. این‌ ساختارهای‌ متنوع‌ هر یک‌ دارای‌ ویژگی‌ خاص‌ خودند و در هر یک‌ مجموعه‌ای‌ از آب‌ و گیاه‌ و رنگ‌ بر عنصر معماری‌ پیرامون‌ خود اثری‌ ویژه‌ گذاشته‌، آن‌ را زیباتر می‌سازد. در باغ‌های‌ صفوی‌ گویی‌ بستر باغ‌ ترصیع‌ می‌شود و کوشک‌ در منظر کلی‌ محاط در استخر یا حوض‌ تزیینی‌ است‌.[۵۰] در نتیجه‌، در کاخ‌های‌ صفوی‌ تأکید به‌ دریافت‌ احساسی‌ است‌ که‌ در این‌ باغ‌ها دست‌ می‌دهد و جایگاه‌ کاربری‌ کاخ‌ اهمیت‌ کمتری‌ می‌یابد.[۵۱][۵۲] در بافت‌ فرش‌ طرحی‌ است‌ که‌ در آن‌ نقش‌ خیالی‌ و نمادین‌ بهار و بهشت‌ به‌ صورت‌ باغی‌ با صفا و پر گل‌ و گیاه‌، با پرندگان‌ و... کشیده‌ می‌شود. این‌ طرح‌ در دوره صفوی‌ رواج‌ خاص‌ یافت‌ و فرش‌هایی‌ از سده‌های‌ ۱۱ تا ۱۳ق‌/۱۷ تا ۱۹م‌ با این‌ طرح‌ بافته‌ شدند. در اکثر طرح‌های‌ باغی‌ دو محور اصلی‌ به‌ صورت‌ دو جوی‌ آب‌ در برخورد با هم‌ زمینه قالی‌ را ۴ بخش‌ کرده‌ است‌. قالی‌ زربفت‌ جیپور که‌ گویا در حومه اصفهان‌ بافته‌ شده‌، از آن‌ مقبره شیخ‌ صفی‌الدین‌ در اردبیل‌ بوده‌، و به‌ عنوان‌ تحفه‌ای‌ به‌ کاخ‌ عنبر مهاراجه جیپور برده‌ شده‌ است‌.[۵۳] بیشتر باغ‌های‌ دوره صفوی‌ در دو شهر قزوین‌ و اصفهان‌ و سواحل‌ جنوبی‌ بحر خزر در شرق‌ مازندران‌ احداث‌ شده‌اند. در قزوین‌ بخش‌ کوچکی‌ از باغ‌های‌ صفوی‌ باقی‌ مانده‌ است‌، ولی‌ وصف‌ آن‌ها در اشعار نویدی‌ شیرازی‌ دیده‌ می‌شود.[۵۴] در اصفهان‌ِ این‌ دوره‌، پیوند میان‌ انسان‌ و طبیعت‌ در احداث‌ باغ‌های‌ وسیع‌ مشاهده‌ می‌شود. در سفرنامه کمپفر که‌ اصفهان‌ دوران‌ شاه‌ سلیمان‌ را نشان‌ می‌دهد، قسمت‌ عمده بستر شهر را باغ‌ها فرا گرفته‌اند. منطقه اول‌ در فاصله میان‌ میدان‌ نقش‌ جهان‌ و چهار باغ‌، مثل‌ باغ‌ طویله‌ و باغ‌ خلوت‌؛ و منطقه دوم‌ باغ‌های‌ دو سوی‌ چهار باغ‌ بالا و پایین‌ که‌ سر درهای‌ با شکوه‌ (که‌ متعلق‌ به‌ دربار بود) داشتند و باغ‌ تخت‌ و بلبل‌ (هشت‌ بهشت‌) از این‌ گروهند.[۵۵][۵۶][۵۷] جابری‌ انصاری‌ فهرستی‌ از باغ‌های‌ این‌ دوره اصفهان‌ را ضبط کرده‌ که‌ از آن‌ میان‌ تنها هشت‌ بهشت‌، چهار باغ‌ و چهل‌ ستون‌ باقی‌ است‌.[۵۸] کاخ‌ها و باغ‌های‌ ساحلی‌ خزر در شهر‌هایی‌ چون‌ بهشهر، ساری‌، بابل‌، آمل‌، صفی‌آباد، عباس‌آباد و فرح‌آباد ساخته‌ شده‌، و تقریباً همگی‌ با مشخصات‌ مشابه‌ کاخ‌ - باغ‌های‌ اصفهان‌ است‌[۵۹] تنها تفاوت‌ آن‌ها در نوع‌ اقلیم‌ منطقه جغرافیایی‌ است‌ که‌ اوضاع‌ اقلیمی‌ ساحل‌ بحر خزر کاملاً با وضع‌ فلات‌ ایران‌ که‌ منطقه اصفهان‌ در آن‌ واقع‌ است‌، تفاوت‌ دارد. ←← زندیه‌ بعد از دوران‌ صفوی‌، از دوران‌ زندیه‌ شماری‌ باغ‌ باقی‌ است‌ که‌ باغ‌ نظر (آرامگاه‌ کریم‌ خان‌ زند)، باغ‌ جهان‌ نما در شیراز، باغ‌ دولت‌ آباد یزد از آن‌ جمله‌اند؛ همچنین‌ الحاقات‌ دوران‌ زندی‌ به‌ باغ‌ فین‌ و مواردی‌ از این‌ دست‌ نیز موجود است‌.[۶۰][۶۱][۶۲][۶۳] ←← قاجاریان در دوره قاجار باغ‌سازی‌ در تهران‌ توسعه‌ یافت‌ و تا پایان‌ دوران‌ ناصری‌ باغ‌های ‌فراوانی‌ ساخته‌ شد که ‌عموماً به ‌دربار و یا به‌ شخصیت‌های‌ چهار باغ‌ تاج‌ محل‌ ممتاز سیاسی‌ - اجتماعی‌ پایتخت‌ تعلق‌ داشت‌. طرح‌ کلی‌ باغ‌سازی‌ ایران‌ در احداث‌ این‌ باغ‌ها امتداد یافت‌ و با توسعه ارتباط با اروپا عناصری‌ از باغ‌سازی‌ غربی‌ چون‌ تپه‌های‌ گل‌، حاشیه‌ کاری‌ با شمشاد و... در طرح‌ باغ‌های‌ ایرانی‌ راه‌ یافت‌. چنانکه‌ آرایش‌ گیاهان‌ با بریدن‌ شاخسارها و ایجاد نظم‌ هندسی‌ و قرار دادن‌ مجسمه‌ نیز پس‌ از سده‌ها فراموشی‌ بار دیگر رواج‌ یافت‌. در ساخت‌ کوشک‌ها نیز نمونه‌های‌ غربی‌ تأثیرگذار بوده‌ است‌. از باغ‌های‌ مهم‌ دوره قاجار می‌توان‌ در تهران‌ به‌ قصر قاجار، اتابک‌، نظامیه‌، باغشاه‌، باغ‌ فردوس‌ و...، و در شهر‌های ‌دیگر چون ‌شیراز باغ‌ عفیف‌آباد (گلشن‌) اشاره ‌کرد.[۶۴][۶۵][۶۶][۶۷][۶۸][۶۹] ← کاخ‌ باغ‌ روند ساخت‌ و شکل‌گیری‌ کاخ‌ها در سرزمین‌های‌ اسلامی‌ همواره‌ با باغ‌ همراه‌ بوده‌ است‌. اختصاص‌ فضای‌ وسیعی‌ به‌ آب‌ یکی‌ از شاخصه‌های‌ کاخ‌هاست‌. در دوره اموی‌ کاخ‌ در باغ‌های‌ انبوه‌ محصور بود. چشمه‌ها و استخر‌ها نیز بخشی‌ از فضای‌ باغ‌ بودند. در دوره عباسی‌ زیباترین‌ بخش‌ کاخ‌ باغ‌ آن‌ بود[۷۰][۷۱] کاخ‌ بَلکُوارای‌ سامره‌ دارای‌ باغ‌، عمارت‌های‌ تفریحی‌، آبگیر و رودخانه‌ بود. در دوران‌ صفوی‌ هدف‌ اصلی‌ نمای‌ وسیع‌ باغ‌ بود. در مواردی‌ فضای‌ ساخت‌ و ساز بر فضای‌ باغ‌ غلبه‌ داشت‌ و در بسیاری‌ موارد باغ‌ فضای‌ عمده کاخ‌ را به‌ خود اختصاص‌ می‌داد. این‌ مورد قبلاً در کاخ‌های‌ هخامنشی‌ پاسارگاد، مجموعه قصر شیرین‌، مجموعه سامانی‌ بخارا، کاخ‌های‌ آل‌بویه‌ در شیراز و ایلخانیان‌ در اوجان‌ مشاهده‌ شده‌ است‌.[۷۲][۷۳] از مطالعه کاخ‌های‌ صفوی‌ این‌ نتیجه‌ به‌ دست‌ می‌آید که‌ تأکید اولیه‌ بر احداث‌ ساختمان‌های‌ منفرد مهم‌ جای‌ خود را به‌ احساسی‌ در احداث‌ باغ‌های‌ پهناور داده‌ است‌.[۷۴] در کاخ‌های‌ فاطمی‌ مصر از باغ‌هایی‌ با درختان‌ مصنوعی‌ استفاده‌ می‌شد.[۷۵] کاخ‌های‌ نرمان‌ها در پالرموی‌ سیسیل‌ در باغی‌ وسیع‌ قرار داشت‌. در مدینه الزهرا (قرطبه‌) باغ‌های‌ وسیع‌ در مکانی‌ شیب‌دار قرار داشت‌. مرتفع‌ترین‌ مکان‌ محل‌ کاخ‌ بود و بخش‌های‌ دیگر به‌ محوطه باغ‌ها اختصاص‌ داشت‌.[۷۶][۷۷] در اسپانیا کاخ‌های‌ درون‌ قلعه‌ نیز در کنار باغ‌ها احداث‌ می‌شدند؛ همزمان‌ طرح‌ حیاط باغ‌دار صلیبی‌ شکل‌ نیز در قرن‌ ۶ق‌/۱۲م‌ در کاخ‌ مرابطون‌ در مغرب‌ مورد استفاده‌ قرار گرفت‌.[۷۸] کاخ‌ الحمرا در غرناطه‌ ردیفی‌ از کوشک‌های‌ میان‌ باغ‌ها بود. در توپکاپی‌سرایی‌ استانبول‌ نیز بخش‌ بزرگی‌ از کاخ‌ به‌ باغ‌های‌ کاربردی‌ و زینتی‌، حوض‌ها و فواره‌ها اختصاص‌ داشت‌.[۷۹][۸۰] ← باغ‌ آرامگاه‌ آرامگاه‌های‌ اسلامی‌ که‌ برای‌ امام‌زادگان‌، اولیا و بزرگان‌ِ درگذشته‌ ساخته‌ می‌شود، اشاره‌ای‌ به‌ بهشت‌ موعود دارد. در این‌ بناها گنبد نماد آسمان‌ و بهشت‌ است‌. نقش‌ درختان‌ سرو در تزیینات‌ بنابر کاشی‌ و سنگ‌ اشاره‌ به‌ زندگی‌ ابدی‌ دارد؛ تصویر طاووس‌ نیزدارای‌ معنایی‌ مشابه‌ است‌. به‌ کارگیری‌ نمادهای‌ مختلفی‌ در معماری‌ آرامگاه‌ها در ایران‌ تأکیدی‌ بر یادآوری‌ بهشت‌ است‌. استفاده‌ از غرفه‌های‌ ۸ ضلعی‌ در درون‌ محوطه درختان‌، گل‌ها و چشمه‌ها، و استفاده‌ از طرح‌ ۸ ضلعی‌ برای‌ بنای‌ آرامگاه‌ها که‌ برخی‌ درون‌ باغ‌ هستند، اشاره‌ای‌ به‌ لذت‌های‌ بهشت‌ دارد. چنین‌ سنتی‌ در هند و تحت‌ حکومت‌ گورکانیان‌ نیز باعث‌ احداث‌ آرامگاه‌های‌ بزرگ‌ در باغ‌ها شد.[۸۱][۸۲] از جمله‌ آرامگاه‌های‌ مهمی‌ که‌ در درون‌ باغ‌های‌ بزرگ‌ رسمی‌ عمومی‌ و خصوصی‌ واقع‌ هستند، می‌توان‌ از آرامگاه‌ کورش‌ در باغ‌های‌ پاسارگاد، مدفن‌ سلطان‌ محمود در باغ‌ پیروزی‌ در غزنه‌، آرامگاه‌ حکیم‌ ابوالقاسم‌ فردوسی‌ در باغ‌ ویژه او در طوس‌ یاد کرد.[۸۳][۸۴][۸۵] ← ویژگی‌های‌ باغ‌های‌ اسلامی‌ کاربرد هندسه‌ در ایجاد نظم‌، رعایت‌ قرینه‌سازی‌ در ایجاد احساس‌ خشنودی‌، استفاده‌ از آب‌ برای‌ ایجاد حس‌ تداوم‌ در سطح‌ باغ‌ با احداث‌ نهر‌هایی‌ که‌ نمادی‌ از حرکت‌، جهت‌ و هدایت‌ چشم‌ به‌ عمارت‌ اصلی‌ داخل‌ باغ‌ است‌ و استفاده‌ از خط و تناسب‌ تعریف‌ روشن‌ و شفافی‌ از فضا را در اختیار می‌گذارد[۸۶][۸۷][۸۸] شکل‌ باغ‌ اسلامی‌ از سویی‌ به‌ سنت‌ها و فرهنگ‌ اقوام‌، و از سوی‌ دیگر به‌ آب‌ و هوا، میزان‌ آب‌، زمین‌ و آرزو‌های‌ صاحب‌ آن‌ بستگی‌ دارد[۸۹][۹۰] شبه جزیره عربستان   شبه‌ جزیره عربستان‌، سوریه‌، عراق‌ و فلسطین‌: به‌ نظر می‌رسد که‌ قبل‌ اسلام‌ باغ‌هایی‌ در سرزمین‌ نجد، یمن‌ و طائف‌ وجود داشته‌ است‌. در نجد نام‌ شهر ریاض‌ به‌ معنای‌ باغ‌هاست‌ و ظاهراً آثاری‌ از آب‌ و باغ‌ در آن‌جا وجود داشته‌ است‌. شبه‌ جزیره عُمان‌ دارای‌ نخلستان‌های‌ بزرگ‌ است‌ و در یمن‌ به‌ سبب‌ آنکه‌ یکی‌ از خوش‌ آب‌ و هواترین‌ مناطق‌ جنوب‌ شبه‌ جزیره‌ است‌، امکان‌ بیشتری‌ برای‌ احداث‌ باغ‌ وجود دارد. منطقه شمالی‌ شبه‌ جزیره‌ شامل‌ سوریه‌، عراق‌ و فلسطین‌ از سرسبزترین‌ نقاط آن‌ است‌ و به‌ سبب‌ کوهستانی‌ بودن‌ و باران‌ زیاد، دارای‌ باغ‌های‌ فراوان‌ وسیع‌ انجیر، زیتون‌، خرما و انگور بوده‌ است‌[۹۱] سوریه در سوریه‌ کاخ‌های‌ اموی‌ در میان‌ باغ‌های‌ انبوه‌ محصور بود و چشمه‌ها و استخر نیز بخشی‌ از این‌ فضاسازی‌ به‌ شمار می‌رفت‌. خلفای‌ اموی‌ به‌ باغ‌ سازی‌ و حفر نهرها توجه‌ بسیار داشتند. در سوریه‌ مناطق‌ مستعد آبیاری‌ که‌ کشت‌ می‌شدند، به‌ نام‌ «باغ‌» یا «غوطه‌» معروف‌ بودند. سبزیجات‌ و میوه‌ها در نزدیکی‌ منابع‌ آب‌ کاشته‌، و تاکستان‌ها و مزارع‌ غلات‌ در حوالی‌ آن‌ ایجاد می‌شدند.[۹۲][۹۳] ابن‌ جبیر، دمشق‌ را در سده ۶ق‌/۱۲م‌ بهشت‌ خاور می‌نامد و می‌نویسد: این‌ شهر آراسته‌ به‌ گل‌های‌ رنگارنگی‌ است‌ که‌ در حریر سبز باغ‌ و بوستان‌ جلوه‌گرند. باغ‌ها شهر را تا جایی‌ که‌ چشم‌ کار می‌کند احاطه‌ کرده‌اند. آنگاه‌ ادامه‌ می‌دهد که‌ بی‌تردید اگر بهشت‌ در زمین‌ بود، جز دمشق‌ نبود و اگر این‌ خطه‌ در آسمان‌ بود، همان‌ فردوس‌، و با آن‌ همسان‌ بود.[۹۴] عراق عراق‌ِ امروز یا بین‌النهرین‌ کهن‌ با میراث‌ بسیار غنی‌ چند هزار ساله‌، به‌ همراه‌ حضور بسیار پر رنگ‌ فرهنگ‌ و اندیشه ایرانی‌ و در پی‌ آن‌ حکومت‌ مقتدر عباسی‌ و شکل‌گیری‌ شهر بغداد بر سوخته‌های‌ تیسفون‌ سهم‌ عمده‌ای‌ در روند شکل‌گیری‌ انواع‌ باغ‌های‌ اسلامی‌ دارد. در قرون‌ نخستین‌ اسلامی‌ در عراق‌ کاخ‌ها همراه‌ باغ‌هایی‌ با خیابان‌های‌ عمود بر هم‌ گلکاری‌ شده‌ و استخر‌ها و حوض‌ها بودند؛ از جمله آن‌ها می‌توان‌ از کاخ‌های‌ جوسق‌ و باغ‌ بلکواری‌ یاد کرد.[۹۵] در سامره‌ مقابل‌ پایتخت‌ در جانب‌ باختری‌ دجله‌ باغ‌هایی‌ بود که‌ نخل‌ آن‌ها را از بصره‌و نهال‌های‌ دیگر را از اقصی‌ نقاط سرزمین‌های‌ اسلامی‌ مانند شام‌ و خراسان‌ آورده‌، و در آن‌ نزهت‌گاه‌ کاشته‌ بودند. حمدالله‌ مستوفی‌ نیز درباره شهر انبار که‌ باغ‌های‌ بسیار و میوه فراوان‌ داشت‌، می‌گوید: «باغستانش‌ بباغات‌ بغداد پیوسته‌ است‌ و در آن‌ خلفا عمارات‌ خوب‌ ساخته‌اند...»[۹۶][۹۷] سفیران‌ امپراتوری‌ بیزانس‌ در دربار مقتدر عباسی‌ از باغ‌های‌ مختلف‌ با شکوه‌ یاد کرده‌اند.[۹۸] مصر مصر: باغ‌ در سرزمین‌ مصر از اوایل‌ هزاره ۳ق‌م‌ وجود داشته‌ است‌ و گمان‌ می‌رود که‌ عناصری‌ از باغ‌های‌ رسمی‌ و تزیینی‌ پادشاهی‌ نوین‌ مصر در دوره پادشاهی‌ کهن‌ نیز وجود داشته‌ است‌.[۹۹] مدارک‌ در دست‌ حاکی‌ از آن‌ است‌ که‌ در زمان‌ بنیاد نهادن‌ قاهره‌ شهر دارای‌ باغ‌های‌ عمومی‌ و خصوصی‌ بسیار و چندین‌ باغ‌ - کاخ‌ بوده‌ است‌؛ همچنین‌ اهالی‌ شهر فسطاط در ساخت‌ و ایجاد باغ‌ها علاقه بسیاری‌ از خود نشان‌ می‌دادند[۱۰۰] ناصرخسرو نیز از باغ‌هایی‌ بر بام‌ خانه‌ها در مصر یاد کرده‌ است‌.[۱۰۱] ترکیه ترکیه‌: منابعی‌ که‌ از باغ‌های‌ کهن‌ در ترکیه‌ بحث‌ کنند، نادرند و تنها شماری‌ مینیاتور و نوشته‌ از نویسندگان‌ محلی‌ و سیاحان‌ باقی‌ مانده‌ است‌؛ ولی‌ با توجه‌ به‌ شواهدی‌ که‌ از باغ‌های‌ اورارتویی‌ در دست‌ است‌، حضور مؤثر فرهنگ‌ ایرانی‌ در آسیای‌ صغیر مشاهده‌ می‌شود؛ با وجود حکومت‌ طولانی‌ رومیان‌ و سپس‌ دولت‌ بیزانس‌ و نیز طبیعت‌ مناسب‌ این‌ ناحیه‌ باید انتظار وجود باغ‌هایی‌ را در ترکیه‌ داشت‌.[۱۰۲][۱۰۳] در دوران‌ دولت‌ عثمانی‌ باغ‌ها ضمن‌ عملکرد دولتی‌، برای‌ استفاده‌ در ضیافت‌ها نیز به‌ کار می‌رفت‌. با توجه‌ به‌ اینکه‌ بیشتر مرزهای‌ ترکیه‌ مرزهای‌ آبی‌ است‌، باغ‌های‌ بسیاری‌ رو به‌ دریا ساخته‌ شدند و از این‌رو، باغ‌های‌ ترکیه‌ کمتر به‌ محور و جهت‌ وابسته‌ بودند.[۱۰۴] با توسعه متصرفات‌ عثمانی‌ کاخ‌های‌ بسیاری‌ ساخته‌ شد. باغ‌های‌ بزرگ‌ آن‌ها به‌ حیاط‌هایی‌ شامل‌ کلاه‌ فرنگی‌ها تقسیم‌ می‌شد و در پیرامون‌ این‌ مجموعه‌ شکارگاه‌ها قرار داشت‌. توپکاپی‌ سرایی‌ اقامتگاه‌ سلاطین‌ عثمانی‌ از قرن‌ ۱۰ تا ۱۳ق‌/۱۶ تا ۱۹م‌، مجموعه‌ای‌ بزرگ‌ از باغ‌هاست‌ که‌ مشرف‌ بر دریاست‌ و در آن‌ کوشک‌ها و تاکستان‌ها، برکه‌ها و چشمه‌های‌ متعددی‌ بوده‌ است‌. در آغاز قرن‌ ۱۲ق‌/۱۸م‌ با قدرت‌ یافتن‌ دولت‌ عثمانی‌ بسیاری‌ از ضیافت‌های‌ شبانه‌ در این‌ باغ‌ برگذار می‌شد[۱۰۵] اندلس‌ اندلس‌: با خلافت‌ اموی‌ در اندلس‌ در اوایل‌ قرن‌ ۲ق‌/۸م‌ باغ‌ و باغ‌سازی‌ در این‌ سرزمین‌ با بهره‌گیری‌ از سنن‌ بومی‌ و تاریخی‌، اوضاع‌ مساعد آب‌ و هوا، زمینه‌های‌ علایق‌ علمی‌ به‌ امر کشاورزی‌ و شناخت‌ گیاهان‌، رشد و توسعه‌ یافت‌.[۱۰۶] عبدالرحمان‌ یکم‌ که‌ از دمشق‌ به‌ اندلس‌ رفته‌ بود، به‌ ایجاد باغی‌ براساس‌ نمونه‌های‌ دمشق‌ اقدام‌ کرد. وی‌ از سایر بلاد گیاه‌ آورد که‌ از جمله آن‌ها رُز زردِ ایران‌ بود. در زمان‌ ورود مسلمانان‌ به‌ اندلس‌ هنوز باغ‌ها و سیستم‌های‌ آبیاری‌ رومی‌ وجود داشت‌. طرح‌ باغ‌ها عموماً هندسی‌ بود و باغ‌ها با دیواری‌ سنگی‌ یا پرچین‌ محصور می‌شد. در غرناطه‌ باغ‌ها در دامنه تپه‌ها ایجاد شده‌ بود و از مشخصه‌های‌ این‌ باغ‌ها سایه‌بان‌های‌ کوچکی‌ بود که‌ با الهام‌ از کوشک‌های‌ ایرانی‌ ایجاد می‌شد[۱۰۷] درمدینه الزهرا در قرطبه‌ باغ‌های‌ وسیع‌ در بخش‌ میانی‌ بستری‌ شیب‌دار و صفه‌ مانند ایجاد شده‌ بود و علاقه وافر به‌ امر باغبانی‌ چنان‌ بود که‌ کاخ‌ها نیز در کنار باغ‌ها بنا می‌شد. کاخ‌ الحمرا در غرناطه‌ مجموعه‌ای‌ از کوشک‌های‌ میان‌ باغی‌ بود که‌ بهشتی‌ پهناور را می‌مانست‌ و بسیاری‌ از آن‌ها پر از جانوران‌ مختلف‌ بود.[۱۰۸][۱۰۹] در این‌ کاخ‌ آب‌ نقش‌ کاربردی‌ و زیباشناختی‌ خود را داشت‌؛ مجموعه‌ای‌ آرام‌ از فواره‌ها بر جذابیت‌ باغ‌ افزوده‌ بود. حوض‌ها، باغچه‌ها، شبکه معابر مجموعاً احساسی‌ جدا از زندگی‌ روزمره‌ را القا می‌کرد.[۱۱۰] شبه‌ قاره هند شبه‌ قاره هند: باغ‌های‌ شبه‌ قاره‌ یا در منطقه جلگه‌ای‌ و یا در منطقه کوهستانی‌ کشمیر واقعند. باغ‌های‌ دوران‌ اسلامی‌ قبل‌ از مغول‌ به‌ دوره حکومت‌ فیروزشاهی‌ در اطراف‌ دهلی‌ باز می‌گردد؛ اما باغ‌سازی‌ در شبه‌ قاره‌ سنت‌ دیرینه‌ای‌ دارد. آشوکا، امپراتور بزرگ‌ هند در دو هزار سال‌ پیش‌ اقدام‌ به‌ احداث‌ و توسعه باغ‌ها کرد. باغ‌ها در هند ابتدا به‌ معابد بودایی‌، سپس‌ به‌ خانه شاهزادگان‌، ثروتمندان‌ و تجار تعلق‌ داشت‌[۱۱۱] بعد از سده ۸ق‌/۱۴م‌ قصرهای‌ بسیاری‌ با باغ‌های‌ پیرامون‌ آن‌ها شکل‌ گرفت‌. در ساخت‌ باغ‌های‌ ناحیه احمدآباد از هنر باغبانی‌ خراسانی‌ بهره‌مند شده‌اند و تأثیر هنر باغ‌سازی‌ ایرانی‌ در باغ‌های‌ بنگاله‌ و ماندو آشکار است‌.[۱۱۲] سنت‌ باغ‌ اسلامی‌ در دوران‌ حکومت‌ مغول‌ها به‌ اوج‌ رسید. امپراتوران‌ مغولی‌ با باغ‌ ایرانی‌ آشنا بودند و درباره نقشه باغ‌ و کاشت‌ و پرورش‌ گیاهان‌ آگاهی‌ داشتند. با اینکه‌ سنت‌ چهار باغ‌ اساس‌ نقشه باغ‌ بود، اما آنان‌ تقلید کننده محض‌ نبودند. باغ‌ها در این‌ سرزمین‌ طبق‌ نیاز‌های‌ اقلیم‌ و منطقه‌ تعدیل‌ شد و گسترش‌ یافت‌. باغ‌های‌ این‌ دوره‌ با «رام‌ باغ‌» در آگره‌ در زمان‌ بابر آغاز شد و در دوره جهانگیر به‌ اوج‌ شکوفایی‌ رسید.[۱۱۳][۱۱۴] بابر به‌ باغ‌ بیشتر به‌ عنوان‌ موضوعی‌ زیبا علاقمند بود، تا به‌ عنوان‌ بازتابی‌ تصوری‌ از بهشت‌ که‌ انسان‌ ایجاد کرده‌ است‌؛ او با استقرار در هند به‌ زودی‌ دریافت‌ آنچه‌ در کابل‌ و سمرقند با آن‌ها سر و کار داشته‌ است‌، مناسب‌ سرزمین‌ تازه‌ نیست‌؛ در نتیجه‌، طرحی‌ از باغ‌ را آغاز کرد و گسترش‌ داد که‌ در نهایت‌ شاخص‌ باغ‌ هندی‌ شد[۱۱۵] او سنت‌ باغ‌سازی‌ ایرانی‌ را (با کاربردِ نظم‌، هندسه‌، نهرها و حوض‌) همراه‌ با بهره‌گیری‌ از سنن‌ بومی‌ به‌ کار گرفت‌. باغ‌های‌ او عموماً مطبق‌ بودند و این‌ شیوه‌ بعد از او هم‌ دنبال‌ شد[۱۱۶] برخی‌ از باغ‌های‌ بابر ۳ طبقه‌ بود، از جمله‌ باغ‌ شالمار در لاهور که‌ معظم‌ترین‌ باغ‌ جهان‌ است‌. این‌ باغ‌، باغی‌ سلطنتی‌ بوده‌ که‌ هر یک‌ از طبقات‌ با هدف‌ متفاوتی‌ کاربری‌ داشته‌ است‌: طبقه اول‌ برای‌ عموم‌ مردم‌، طبقه دوم‌ مخصوص‌ امپراتور، و سومین‌ و بالاترین‌ طبقه‌ مختص‌ اهل‌ حرم‌ بود؛ هر طبقه‌ یا باغ‌ کلاه‌ فرنگی‌ خاصی‌ برای‌ خود داشت‌[۱۱۷] گاهی‌ باغ‌ها در ۸ طبقه‌ (مفهوم‌ باغ‌ بهشت‌)، ۷ طبقه‌ (به‌ معنای‌ هفت‌ آسمان‌) و در مواردی‌ در ۱۲ طبقه‌ (مثل‌ باغ‌ نشاط در کشمیر) بودند[۱۱۸] کوشک‌ نقطه تمرکز باغ‌های‌ زینتی‌ هند بود که‌ گاهی‌ در طبقه اول‌ و گاهی‌ در بالاترین‌ طبقه‌ قرار داشت‌. کوشک‌ روی‌ یک‌ صفه‌ در مرکز چهار باغ‌ ایجاد می‌شد.[۱۱۹] باغ‌های‌ مغولی‌ با به‌ کارگیری‌ طرحی‌ واحد متشکل‌ از نهری‌ مرکزی‌، حوض‌های‌ کم‌ عمق‌، دیوار بلند محصور کننده‌، درختان‌ چنار، برکه‌های‌ مصنوعی‌ و فواره‌ها ساخته‌ می‌شدند. از عناصر دیگر باغ‌ مغولی‌ نهر‌هایی‌ است‌ که‌ گاه‌ در زاویه قائمه‌ با بستر اصلی‌ آب‌ قرار داشتند، و از سنت‌ تقسیم‌ چهار بخشی‌ پیروی‌ می‌کردند. این‌ نهرها به‌ موازات‌ خیابان‌های‌ مستقیم‌ بودند و حد فاصل‌ آن‌ها را چمن‌ فراگرفته‌ بود و حاشیه‌ها با بستری‌ از گل‌ها و ردیف‌ درختان‌ سایه‌دار پر شده‌ بودند.[۱۲۰] افغانستان‌ افغانستان‌: اوضاع‌ اقلیمی‌ و آب‌ و هوایی‌ افغانستان‌ چنان‌ بوده‌ است‌ که‌ از همان‌ ابتدا مردم‌ این‌ سرزمین‌ وجود باغ‌ را ضروری‌ دانسته‌، و آن‌ را محترم‌ شمرده‌اند. برای‌ مطالعه روند باغ‌سازی‌ در سرزمین‌ امروزین‌ افغانستان‌ که‌ وارث‌ فرهنگ‌ مادی‌ و معنوی‌ ایران‌ و هند است‌، نظر به‌ کمبود آثار باقی‌ مانده‌ از باغ‌های‌ دوره قبل‌ از تیمور و مغولان‌ هند باید به‌ منابع‌ کتبی‌ تاریخی‌ و ادبی‌ و مدارک‌ باستان‌شناختی‌ رجوع‌ کرد. بیهقی‌ به‌ باغ‌ پیروزی‌ در غزنه‌ اشاره‌ دارد که‌ سلطان‌ محمود را در همان‌جا دفن‌ کردند و سپس‌ از جشن‌ سلطان‌ سعید بهرامشاه‌ در آن‌ باغ‌ یاد می‌کند. وی‌ در جایی‌ دیگر از باغ‌ هزار درخت‌ در شهر غزنه‌ نام‌ می‌برد.[۱۲۱][۱۲۲][۱۲۳] کاخ‌ - باغ‌ها و باغ‌های‌ منفرد احتمالی‌ در شهرهای‌ غزنه‌، بست‌ و لشکری‌ بازار و... در حمله غوریان‌ و سپس‌ مغولان‌ و تیموریان‌ تخریب‌ شد.[۱۲۴] منابع‌ جغرافیایی‌ از باغ‌های‌ فراوان‌ و انبوهی‌ در مناطق‌ مختلف‌ این‌ سرزمین‌ یاد کرده‌اند.[۱۲۵] افزون‌ بر این‌، وصف‌ شماری‌ از این‌ باغ‌های‌ از میان‌ رفته‌ را در متون‌ منظوم‌ می‌یابیم‌؛ از جمله‌ فرخی‌ (د ۴۲۹ق‌/۱۰۳۸م‌)، شاعر نامدار «باغ‌ نو» را در دوره سلطنت‌ محمود غزنوی‌ به‌ نظم‌ کشیده‌ است‌، او در این‌ شعر به‌ نکات‌ پراهمیتی‌ اشاره‌ می‌کند: دو ورودی‌ باغ‌ که‌ در خاور و باختر واقع‌ بوده‌، و به‌ ترتیب‌ مهر و ماه‌ نام‌ داشته‌اند. باغ‌ آراسته‌ به‌ انواع‌ گل‌ها و درختان‌ گوناگون‌، از جمله‌ سرو بوده‌ است‌ که‌ به‌ شکل‌ مدور پیرایش‌ شده‌ بودند (گفتنی‌ است‌ که‌ در سده اخیر پنداشته‌ شده‌ که‌ پیرایش‌ درختان‌ روشی‌ غربی‌ است‌). در ادامه‌ به‌ مرغان‌ آموخته‌ در باغ‌ اشاره‌ شده‌ است‌؛ کاخ‌ شاه‌ در میان‌ باغ‌ برپا بوده‌، و نیز استخر بسیار وسیعی‌ از سنگ‌ مرمر که‌ آن‌ را «دریا» نامیده‌ است‌، با ماهیان‌ و زورقی‌ شناور بر سطح‌ آن‌ و عمارت‌ کلاه‌فرنگی‌ در کنار آن‌، در باغ‌ وجود داشته‌ است‌. فرخی‌ در وصف‌ باغ‌ دیگری‌ از مجسمه‌های‌ گوناگون‌ در آن‌ یاد می‌کند: «سیصد هزار گونه‌ بت‌ است‌ اندرو بپای‌/ هر یک‌ چنانکه‌ خیره‌ شود زو بت‌ بهار».[۱۲۶][۱۲۷] این‌ بیت‌ شاعر نیز سندی‌ است‌ که‌ رسم‌ قرار دادن‌ مجسمه‌ در باغ‌ نیز از غرب‌ تقلید نشده‌ است‌. بسیاری‌ از باغ‌های‌ غزنوی‌ با حمله غوریان‌ و باقی‌مانده آن‌ها و آثار سلجوقی‌ در حمله مغولان‌ و تیموریان‌ از بین‌ رفت‌؛ لیکن‌ با حضور تیمور و اخلاف‌ او در هرات‌ و کابل‌ سنت‌ پایداری‌ از باغ‌سازی‌ به‌ وجود آمد که‌ ضمن‌ بهره‌گیری‌ بنیادین‌ از سنت‌ باغ‌های‌ ایرانی‌ خود به‌ توسعه این‌ فعالیت‌ها کمک‌ کرد و بر باغ‌سازی‌ مغولی‌ هند و صفوی‌ ایران‌ تأثیر نهاد. در زمان‌ جانشینان‌ تیمور باید به‌ احداث‌ باغ‌های‌ گازرگاه‌ در هرات‌ به‌ دستور شاهرخ‌ میرزا و باغ‌های‌ تخت‌ سفر توسط سلطان‌ حسین‌ بایقرا اشاره‌ کرد.[۱۲۸] بابر بنیان‌گذار سلسله مغولی‌ هند پس‌ از تسخیر کابل‌ علاقه شدیدی‌ بدان‌ پیدا کرد و نسبت‌ به‌ آبادانی‌ آن‌ بسیار کوشید و به‌ تأسی‌ از سمرقند به‌ احداث‌ باغ‌ در کابل‌ پرداخت‌. او در بابرنامه‌ می‌نویسد: در ۹۱۴ق‌/ ۱۵۰۸م‌ چارباغی‌ در ناحیه استالف‌ در نزدیکی‌ کابل‌ به‌ نام‌ «باغ‌وفا» طراحی‌ کرده‌ که‌ مشرف‌ بر رود است‌، و نیز آب‌ همان‌ رود در باغ‌ جریان‌ دارد. بابر در همین‌ منطقه پر صفا و سبزه‌زار بهای‌ باغ‌ بزرگی‌ را که‌ الغ‌بیک‌ میرزا غصب‌ کرده‌ بود، به‌ صاحبان‌ آن‌ پرداخته‌ است‌ و در وصف‌ آن‌ از درخت‌های‌ چنار بزرگ‌، سبزه‌زار پر صفا یاد می‌کند و می‌افزاید: از میان‌ باغ‌ یک‌ آسیا آب‌ جاری‌ است‌ که‌ مسیر پر پیچ‌ و خمی‌ را طی‌ می‌کرده‌، و وی‌ جهت‌ آن‌ را مطابق‌ اصول‌ طراحی‌ کرده‌، و سامان‌ داده‌ است‌. در پایین‌ این‌ باغ‌ نیز چشمه‌ای‌ به‌ نام‌ «سه‌ یاران‌» وجود داشت‌ با درختان‌ چنار، بلوط و ارغوان‌ زرد و سرخ‌ که‌ در منطقه‌ یگانه‌ بود. به‌دستور بابر چشمه‌ نیز سامان‌ یافت‌.[۱۲۹][۱۳۰] تا سال‌ ۱۳۵۰ش‌/۱۹۷۱م‌ این‌ محل‌ گردشگاه‌ مردم‌ بود. جهانگیر فرزند بابر از ۷ باغ‌، و شاهجهان‌ نیز از ۱۰ باغ‌ در ۱۰۴۸ق‌/۱۶۳۸م‌ یاد کرده‌ است‌. باغی‌ که‌ بابر در آن‌ دفن‌ شد، باغی‌ پله‌ای‌ بود به‌ طول‌ ۵۰۰ متر در ۱۵ طبقه‌ و شاهجهان‌ نسبت‌ به‌ مرمت‌ و توسعه آن‌ اقدام‌ کرد. جهانگیر باغ‌ جهان‌ آرا را در کابل‌، و احتمالاً همسرش‌ نورجهان‌ باغ‌ نمله‌ را در غرب‌ جلال‌آباد احداث‌ کرد. توجه‌ بابر به‌ باغ‌سازی‌ مخصوصاً در تأمین‌ محور صحیح‌ و آب‌ کافی‌، و علاقه‌ و کوشش‌ او در به‌ دست‌ آوردن‌ گیاهان‌ جدید از بلاد مختلف‌ باعث‌ شد که‌ او سنت‌ باغ‌سازی‌ اسلامی‌ در هند را بنیاد نهد[۱۳۱][۱۳۲][۱۳۳][۱۳۴][۱۳۵] ماوراءالنهر ماوراءالنهر: دو شهر بخارا و سمرقند مراکز و نقاط ثقل‌ فرهنگی‌ ماوراءالنهر بوده‌اند. از باغ‌های‌ قبل‌ از دوران‌ مغول‌ و حکومت‌ تیموری‌ اطلاعات‌ چنان‌ است‌ که‌ ابن‌ حوقل‌ می‌گوید: در شهر سمرقند کمتر خانه‌ای‌ است‌ که‌ بوستانی‌ نداشته‌ باشد و یاقوت‌ اشاره‌ می‌کند که‌ هوای‌ شهر مرطوب‌ است‌ و هر خانه‌ای‌ چه‌ در شهر و چه‌ در ربض‌ باغ‌ یا باغچه‌ای‌ دارد، چنانکه‌ از بالای‌ قلعه‌ شهر پوشیده‌ از درخت‌ و سبزه‌ به‌ نظر می‌رسد[۱۳۶][۱۳۷] ولی‌ دوره اوج‌ و شکوه‌ سمرقند و سنت‌ باغ‌سازی‌ آن‌ به‌ دوران‌ حکومت‌ تیمور و اخلاف‌ او باز می‌گردد. دو تن‌ از مورخان‌ دربار تیمور (ابن‌ عربشاه‌ و شرف‌الدین‌ علی‌ یزدی‌) و کلاویخو سیاح‌ اسپانیایی‌ به‌ وصف‌ باغ‌های‌ آن‌ پرداخته‌اند. یک‌ قرن‌ بعد وصف‌ مجددی‌ از باغ‌های‌ سمرقند، مخصوصاً از چهار باغ‌ درویش‌ محمد ترخان‌، توسط بابر ارائه‌ شده‌ است‌. علاوه‌ بر باغ‌های‌ کمربندی‌ شهر که‌ هر یک‌ نام‌ یکی‌ از شهرهای‌ مهم‌ و معروف‌ و فرهنگی‌ جهان‌ اسلام‌ چون‌ سلطانیه‌، قاهره‌، شیراز،بغداد و دمشق‌ را داشت‌، اسامی‌ باغ‌های‌ متعددی‌ با وصف‌ آن‌ها چون‌ باغ‌ شمال‌، باغ‌ ارم‌، باغ‌ بهشت‌ و... در دست‌ است‌. طرح‌ و شکل‌ باغ‌های‌ سمرقند براساس‌ سنت‌ باغ‌سازی‌ ایرانی‌ است‌ و هنرمندان‌ باغ‌ساز ایرانی‌ نهایت‌ مهارت‌ خود را در تقویت‌ سنت‌ ایرانی‌ به‌ خرج‌ داده‌اند. باغ‌های‌ ساکت‌، سبز، سایه‌دار و زیبایی‌ در سمرقند وجود داشتند که‌ دارای‌ اساس‌ هندسی‌ و محور اصلی‌، کوشکی‌ روی‌ صفه‌ در محل‌ تقاطع‌ محورها، استخر مرکزی‌ با نهرهای‌ مفروش‌ با کاشی‌، ورودی‌ با شکوه‌ در مسیر محور اصلی‌ و حصار و درختان‌ انبوه‌ بودند.[۱۳۸][۱۳۹][۱۴۰][۱۴۱][۱۴۲] شکل‌ باغ‌ شکل‌ باغ‌: از نظر طرح‌ و نقشه‌ می‌توان‌ باغ‌های‌ ایرانی‌ را به‌ ۳ گروه‌ تقسیم‌ کرد: ۱. باغ‌های‌ مسطح‌ و کم‌ شیب‌، مانند باغ‌ فین‌. ۲. باغ‌های‌ شیب‌دار و صفه‌دار که‌ معماری‌ آن‌ها بر خیابان‌های‌ اصلی‌ و آب‌ نماهای‌ میانی‌ تمرکز دارد و بنای‌ اصلی‌ در طبقه فوقانی‌ است‌؛ قدیم‌ترین‌ نمونه آن‌ باغ‌ تخت‌ شیراز (قرن‌ ۵ق‌/۱۱م‌)، و بهترین‌ نمونه آن‌ باغ‌ هزار جریب‌ صفوی‌ در اصفهان‌ است‌. ۳. باغ‌هایی‌ که‌ در بسترهای‌ عارضه‌دار طبیعی‌ و یا در میان‌ آبگیرها ساخته‌ می‌شود. این‌ باغ‌ها شباهت‌ بسیار به‌ باغ‌های‌ اولیه‌ دارد و سعی‌ شده‌ است‌ که‌ حالت‌ طبیعی‌ محیط حفظ گردد. باغ‌ عباس‌آباد بهشهر از دوران‌ صفوی‌ در دورن‌ جنگل‌ و در کنار دریاچه مصنوعی‌ و مشرف‌ به‌ منظر طبیعی‌ گسترده‌ از جمله آنهاست‌. ابونصر هروی‌ در قرن‌ ۱۰ق‌/۱۶م‌ طرح‌ باغ‌ ایرانی‌ را با جزئیات‌ شرح‌ داده‌ است‌.[۱۴۳] شکل‌ هندسی‌ باغ‌ ایرانی‌ چهار گوش‌ و عموماً مستطیل‌، و جهت‌ طولی‌ باغ‌ محور آن‌ است‌ و شیب‌ و سازه‌های‌ درون‌ باغ‌ نسبت‌ بدان‌ مشخص‌ می‌شوند. استفاده‌ از الگوی‌ محوری‌ که‌ تا دوره‌های‌ متأخر در ایران‌ و نیز هند معمول‌ بود، باقی‌ مانده میراث‌ هخامنشی‌ است‌[۱۴۴] باغ‌ با دیوار محصور، و برخی‌ از آن‌ها مثل‌ باغ‌ فین‌ دارای‌ برج‌ و باروست‌. سر در ورودی‌ که‌ مبیّن‌ میزان‌ تمکن‌ صاحب‌ آن‌ نیز هست‌، در محور اصلی‌ و جهت‌ طول‌ باغ‌ ایجاد می‌شود. باغ‌ها دارای‌ در کوچک‌ اختصاصی‌ نیز هستند. پشت‌ در، هشتی‌ قرار دارد که‌ حایلی‌ بین‌ درون‌ و بیرون‌ باغ‌ است‌. خیابان‌بندی‌ باغ‌ به‌ نسبت‌ وسعت‌ و چگونگی‌ بستر باغ‌ و شمار بناهای‌ آن‌ شکل‌ می‌گیرد. دو خیابان‌ متقاطع‌ شمالی‌ (جنوبی‌ و شرقی‌) غربی‌ خیابان‌های‌ اصلی‌ باغ‌ هستند. خیابان‌هایی‌ در اطراف‌ و کنار دیوار حصار ایجاد می‌شود. اگر بستر باغ‌ شیب‌ داشته‌ باشد، با ایجاد پله‌ آن‌ را می‌شکنند. استخر و حوض‌های‌ بزرگ‌ و کوچک‌، آبنما و آبشار و نیز نهر‌های‌ منظم‌ در محور شبکه‌بندی‌ باغ‌ و در محل‌ اتصال‌ و مقابل‌ کوشک‌ و ایوان‌ و یا دیگر بنا‌های‌ اصلی‌ شکل‌ می‌گیرند. کف‌ نهر‌ها و حوض‌های‌ کم‌ عمق‌ به‌ صورت‌ آب‌نما با کاشی‌ الوان‌ فرش‌ می‌شود. شکل‌ حوض‌ها عموماً مستطیل‌ و ساده‌، و یا زائده‌دار است‌. از طرح‌های‌ آزاد جز دایره‌ از اشکال‌ دیگر استفاده‌ نمی‌شود و حوض‌ پاشویه‌دار از دوران‌ صفوی‌ مرسوم‌ گردیده‌ است‌. در اکثر باغ‌های‌ ایرانی‌ جوی‌ آب‌ از طبقه زیرین‌ کوشک‌ِ میان‌ باغ‌ سرچشمه‌ می‌گیرد و پس‌ از ورود به‌ حوض‌ جلو آن‌ در کل‌ باغ‌ جاری‌ می‌گردد.[۱۴۵] برای‌ بهره‌گیری‌ از زیبایی‌ آب‌ از فواره‌ استفاده‌ می‌شود که‌ نمونه‌های‌ صفوی‌ آن‌ موجود است‌ و سیاحان‌ و شاعران‌ بدان‌ اشاره‌ کرده‌، و نگارگران‌ از آن‌ اطلاع‌ داشته‌اند. شکل‌ آن‌ها مخروطی‌ با لعاب‌ فیروزه‌ای‌ است‌ و از انواع‌ فلزی‌ هم‌ استفاده‌ شده‌ است‌. در زمین‌های‌ شیب‌دار از آبشارهای‌ کوچک‌ به‌ صورت‌ سطوح‌ پله‌ای‌ و شیب‌دار استفاده‌ می‌شود. باغچه‌بندی‌ به‌ ۳ شکل‌ باغچه‌های‌ بزرگ‌ چهار گوش‌، پهنه‌های‌ بزرگ‌ و نوارهای‌ کم‌ عرض‌ پله‌ای‌ است‌ و رعایت‌ نوع‌ گیاه‌، گل‌ و درختی‌ که‌ کاشته‌ می‌شود، از شاخصه‌های‌ باغچه‌بندی‌ است‌. در الگوی‌ چهار باغ‌ سطح‌ باغ‌ توسط شبکه‌بندی‌ خیابان‌ها و نهر‌ها به‌ چهار بخش‌ قرینه‌ تقسیم‌ می‌شود که‌ شاخص‌ترین‌ معرف‌ باغ‌های‌ ایرانی‌ است‌. از دیگر عناصر باغ‌ احداث‌ کوشک‌ و عمارت‌ و ایوان‌ است‌ و طراحی‌ شبکه‌بندی‌ و تعیین‌ محل‌ جزئیات‌ باغ‌ به‌ نسبت‌ آن‌ صورت‌ می‌گیرد. محل‌ آن‌ باید از بهترین‌ چشم‌انداز طبیعی‌ برخوردار باشد و ساخت‌نمونه‌های‌ هشت‌گوش‌ بر همین‌ اساس‌ بوده‌است‌. ازخصوصیات‌ باغ‌ ایرانی‌ منظره روبه‌روی‌ کوشک‌ و کشیدگی‌ کل‌ باغ‌ در محور شمال‌ - جنوب‌ است‌.[۱۴۶] گاهی‌ کوشک‌ باغ‌ را به‌ دو بخش‌ وسیع‌تر عمومی‌ و کوچک‌تر خصوصی‌ تقسیم‌ می‌کرد، مانند باغ‌ ارم‌ شیراز.[۱۴۷] غیر از کوشک‌ میانی‌ و اصلی‌ بناهای‌ دیگری‌ هم‌ به‌ منظور‌های‌ مختلفی‌ چون‌ اقامتگاه‌ ساکنان‌ باغ‌ و گاه‌ کاربرد‌های‌ رسمی‌ و روزمره‌ ساخته‌ می‌شد. بعد از آب‌ که‌ نقش‌ اصلی‌ در شکل‌ باغ‌ ایرانی‌ دارد، درختان‌ در مرتبه بعدی‌ قرار می‌گیرند.[۱۴۸] گیاهان‌ زینتی‌، درختان‌ میوه‌ و سایه‌دار و چمن‌ در باغ‌ معمول‌ است‌. نوع‌ و ارتفاع‌ و انبوهی‌ برگ‌ها و شاخسار درختان‌ و بوته‌ها در ایجاد فضای‌ مطلوب‌ مؤثر است‌. از شاخصه‌های‌ باغ‌ ایرانی‌ کاشت‌ درختان‌ میوه‌ در کرت‌ بزرگ‌ است‌. زمان‌ شکوفایی‌ و تنوع‌ رنگ‌ گل‌ها مهم‌ است‌ تا سرسبزی‌ و تداوم‌ رنگ‌ها و پویایی‌ باغ‌ را به‌ چشم‌ بیننده‌ بیاورد. درختان‌ میوه‌ را در حاشیه کرت‌ها و باغچه‌ها و خیابان‌ها و گاهی‌ داخل‌ کرت‌ها می‌کارند. از قدیم‌ رایج‌ بود که‌ نمونه‌های‌ تازه‌ای‌ از دیگر بلاد وارد می‌شد، چنانکه‌ مثلاً از دوران‌ صفوی‌ استفاده‌ از نمونه گل‌های‌ زینتی‌ اروپا مرسوم‌ شد. مهم‌ترین‌ و بهترین‌ گل‌ در باغ‌ ایرانی‌ گل‌ سرخ‌ در انواع‌ سفید و زرد و سرخ‌ و گاهی‌ دو رنگ‌ بود. گاهی‌ برای‌ پوشش‌ سطوح‌ باغ‌ از شبدر استفاده‌ می‌شد. روضه الصفات‌ نویدی‌ مدرکی‌ گویا بر استفاده‌ از انواع‌ گل‌ها و گیا‌هان‌ در باغ‌های‌ صفوی‌ بود. روشنایی‌ باغ‌ها در شب‌ نیز از طریق‌ فانوس‌ها، و در حین‌ مراسم‌ خاص‌ با استفاده‌ از شمار بسیاری‌ شمع‌ بود و شمع‌های‌ بلند و درشت‌ را درون‌ شمعدان‌ها قرار می‌دادند. احکام اسلامی باغ اگر کسى باغى احداث کند که پس از افزایش قیمتش آن را بفروشد باید خمس میوه و رشد درختها و نیز زیادى قیمت باغ را بپردازد. اگر قصدش از احداث، فروختن میوه و استفاده ازدرآمد باغ باشد حکم سرمایه را دارد؛ امّا اگر قصدش استفاده از محصولات آن براى رفع نیاز خود و خانواده (نه فروختن) باشد، از مئونه محسوب مى‌شود.[۱۴۹[۱۵۰] کسى که چیزى را مى‌فروشد، هرچه که عرفا به آن چیز ملحق باشد نیز داخل در معامله است. بنابراین در فروش باغ، زمین، درخت و بناى آن نیز داخل است.[۱۵۱] ← سلم و مساقات و اجاره در معامله سلم در صورتى که برخى درختان باغ به میوه نشسته باشند معامله نسبت به همه میوه‌ها صحیح است.[۱۵۲] مساقات در باغ براساس توافق دو طرف (به عنوان مثال به نصف یا یک‌سوم محصول آن) جایز است.[۱۵۳] اجاره دادن باغ پیش از به بار نشستن درختان آن در صورتى که منفعت نوعى آن معلوم باشد جایز است.[۱۵۴] ← حق الماره به قول مشهور، خوردن میوه باغ دیگرى براى رهگذر با شرایطى حلال است.[۱۵۵] ← زمین موات تبدیل زمین موات به باغ، احیاى آن به شمار مى‌رود.[۱۵۶] .................................................................................................... فهرست منابع (۱) ابن‌ جبیر محمد، رحله، بیروت‌، ۱۳۸۴ق‌/۱۹۶۴م‌. (۲) ابن‌ حوقل‌ محمد، صوره الارض‌، به‌ کوشش‌ کرامرس‌، لیدن‌، ۱۹۳۸-۱۹۳۹م‌. (۳) ابن‌ فقیه‌ احمد، مختصر کتاب‌ البلدان‌، بیروت‌، ۱۴۰۸ق‌/۱۹۸۸م‌. (۴) ابوالقاسمی‌ لطیف‌، هنجار باغ‌ ایرانی‌ در آیینه تاریخ‌، مجموعه‌ مقالات‌ کنگره تاریخ‌ معماری‌ و شهرسازی‌ ایران‌، تهران‌، ۱۳۷۴ش‌، ج‌ ۲. (۵) ابونصر هروی‌ قاسم‌، ارشاد الزراعه‌، به‌ کوشش‌ محمد مشیری‌، تهران‌، ۱۳۴۶ش‌. (۶) استروناخ‌ د، شکل‌گیری‌ باغ‌ سلطنتی‌ پاسارگاد و تأثیر آن‌ در باغ‌سازی‌ ایران‌، ترجمه کامیار عبدی‌، اثر، تهران‌، شم ۲۲ و ۲۳. (۷) اصطخری‌ ابراهیم‌، ممالک‌ و مسالک‌، ترجمه محمد بن‌ اسعد تستری‌، به‌ کوشش‌ ایرج‌ افشار، تهران‌، ۱۳۷۳ش‌. (۸) بابر ظهیرالدین‌ محمد، بابرنامه‌، ترجمه فارسی‌، بمبئی‌، ۱۳۰۸ق‌. (۹) توزک‌ جهانگیری‌، لکهنو، نولکشور. (۱۰) مستوفی‌ حمدالله‌، نزهه القلوب‌، به‌ کوشش‌ گ‌ لسترنج‌، لیدن‌، ۱۹۱۳م‌. (۱۱) دانشنامه‌ جهان‌ اسلام‌، تهران‌، ۱۳۷۵ش‌. (۱۲) دایره المعارف‌ تشیع‌، به‌ کوشش‌ احمد صدر حاج‌ سیدجوادی‌ و دیگران‌، تهران‌، ۱۳۷۱ش‌. (۱۳) دیبا داراب‌ و مجتبی‌ انصاری‌، باغ‌ ایرانی‌، مجموعه‌ مقالات‌ کنگره تاریخ‌ معماری‌ و شهرسازی‌ ایران‌، تهران‌، ۱۳۷۴ش‌، ج‌ ۲. (۱۴) سامی‌ علی‌، تمدن‌ ساسانی‌، شیراز، ۱۳۴۲ش‌. (۱۵) فرخی‌ سیستانی‌، دیوان‌، به‌ کوشش‌ محمد دبیرسیاقی‌، تهران‌، ۱۳۳۵ش‌. (۱۶) کلاویخو روی‌، سفرنامه‌، ترجمه مسعود رجب‌نیا، تهران‌، ۱۳۴۴ش‌. (۱۷) کمپفر ا، سفرنامه‌، ترجمه کیکاووس‌ جهانداری‌، تهران‌، ۱۳۶۰ش‌. (۱۸) لغت‌نامه دهخدا. (۱۹) مافروخی‌ مفضل‌، محاسن‌ اصفهان‌، به‌ کوشش‌ جلال‌الدین‌ طهرانی‌، تهران‌، ۱۳۱۲ش‌. (۲۰) معین‌ محمد، فرهنگ‌ فارسی‌، تهران‌، ۱۳۷۱ش‌. (۲۱) مقدسی‌ محمد، احسن‌ التقاسیم‌، به‌ کوشش‌ دخویه‌، لیدن‌، ۱۹۰۶م‌. (۲۲) ناصرخسرو، سفرنامه‌، به‌ کوشش‌ محمد دبیرسیاقی‌، تهران‌، ۱۳۵۵ش‌. (۲۳) نفیسی‌ سعید، در پیرامون‌ تاریخ‌ بیهقی‌، تهران‌، ۱۳۵۲ش‌. (۲۴) نویدی‌ شیرازی‌، زین‌العابدین‌، روضه الصفات‌، به‌ کوشش‌ ابوالفضل‌ رحیموف‌، مسکو، ۱۹۷۴م‌. (۲۵) وست‌ و س‌، باغ‌های‌ ایران‌، میراث‌ ایران‌، به‌ کوشش‌ اج‌ آربری‌، ترجمه احمد بیرشک‌ و دیگران‌، تهران‌، ۱۳۳۶ش‌. (۲۶) ویلبر د، باغ‌های‌ ایران‌ و کوشک‌های‌ آن‌، ترجمه مهین‌دخت‌ صبا، تهران‌، ۱۳۴۸ش‌. (۲۷) هیلنبراند ر، معماری‌ اسلامی‌، ترجمه ایرج‌ اعتصام‌، تهران‌، ۱۳۷۷ش‌. (۲۸) یاقوت‌، بلدان‌. (۲۹) Ettinghausen، R introd The Islamic Garden، Washington، ۱۹۷۶. (۳۰) Golombek، L and D Wilber، The Timurid Architecture of Iran and Turan، Princeton، ۱۹۸۸. (۳۱) Iranica. (۳۲) Jellicoe S، X The Development of the Mughal Garden n، The Islamic Garden، Washington، ۱۹۷۶. (۳۳) Lehrman J، Earthly Paradise، London، ۱۹۸۰. (۳۴) Le Strange G، The Lands of the Eastern Caliphate، London، ۱۹۶۶. (۳۵) Ling R، X The Arts of Living n، The Oxford History of the Classical World، ed J Boardman et al، New York، ۱۹۹۰. (۳۶) Matheson S A، From Pasargadae to Darab، Tehran، ۱۹۹۷. (۳۷) Pinder-Wilson R، Studies in Islamic Art، London، ۱۹۸۵. (۳۸) Reuther O، X Sasanian Architecture، A History n، A Survey of Persian Art، ed AU Pope، Tehran etc، ۱۹۶۷، volII. (۳۹) Stronach، D، X A nshan and Parsa: Early Achaemenid History، Art and Architecture on the Iranian Plateau n، Mesopotamia and Iran in the Persian Period: Conquest and Imperialism ۵۳۹-۳۳۱BC، ed J Curtis، London، ۱۹۹۷. ............................................................................................................. پانویس ۱. ↑ Iranica. ۲. ↑ دانشنامه‌ جهان‌ اسلام‌، تهران‌، ج۱، ص۵۷۰، ۱۳۷۵ش‌. ۳. ↑ لغت‌نامه دهخدا. ۴. ↑ معین‌ محمد، فرهنگ‌ فارسی‌، ج۵، ص۲۳۲، تهران‌، ۱۳۷۱ش‌. ۵. ↑ Iranica. ۶. ↑ سامی‌ علی‌، تمدن‌ ساسانی‌، ج۱، ص۱۷۹-۱۸۰، شیراز، ۱۳۴۲ش‌. ۷. ↑ استروناخ‌ د، شکل‌گیری‌ باغ‌ سلطنتی‌ پاسارگاد و تأثیر آن‌ در باغ‌سازی‌ ایران‌، ج۱، ص۵۴ – ۵۵، ترجمه کامیار عبدی‌، اثر، تهران‌، شم ۲۲ و ۲۳. ۸. ↑ استروناخ‌ د، شکل‌گیری‌ باغ‌ سلطنتی‌ پاسارگاد و تأثیر آن‌ در باغ‌سازی‌ ایران‌، ج۱، ص۶۴، ترجمه کامیار عبدی‌، اثر، تهران‌، شم ۲۲ و ۲۳. ۹. ↑ استروناخ‌ د، شکل‌گیری‌ باغ‌ سلطنتی‌ پاسارگاد و تأثیر آن‌ در باغ‌سازی‌ ایران‌، ج۱، ص۵۶ - ۵۸، ترجمه کامیار عبدی‌، اثر، تهران‌، شم ۲۲ و ۲۳. ۱۰. ↑ Ling R، X The Arts of Living n، ج۱، ص۷۳۳، The Oxford History of the Classical World، ed J Boardman et al، New York، ۱۹۹۰. ۱۱. ↑ Ling R، X The Arts of Living n، ج۱، ص۷۳۷، The Oxford History of the Classical World، ed J Boardman et al، New York، ۱۹۹۰. ۱۲. ↑ استروناخ‌ د، شکل‌گیری‌ باغ‌ سلطنتی‌ پاسارگاد و تأثیر آن‌ در باغ‌سازی‌ ایران‌، ج۱، ص۵۰، ترجمه کامیار عبدی‌، اثر، تهران‌، شم ۲۲ و ۲۳. ۱۳. ↑ Matheson S A، From Pasargadae to Darab، ج۱، ص۱۱، Tehran، ۱۹۹۷. ۱۴. ↑ استروناخ‌ د، شکل‌گیری‌ باغ‌ سلطنتی‌ پاسارگاد و تأثیر آن‌ در باغ‌سازی‌ ایران‌، ج۱، ص۵۰، ترجمه کامیار عبدی‌، اثر، تهران‌، شم ۲۲ و ۲۳. ۱۵. ↑ استروناخ‌ د، شکل‌گیری‌ باغ‌ سلطنتی‌ پاسارگاد و تأثیر آن‌ در باغ‌سازی‌ ایران‌، ج۱، ص۵۲، ترجمه کامیار عبدی‌، اثر، تهران‌، شم ۲۲ و ۲۳. ۱۶. ↑ استروناخ‌ د، شکل‌گیری‌ باغ‌ سلطنتی‌ پاسارگاد و تأثیر آن‌ در باغ‌سازی‌ ایران‌، ج۱، ص۵۹ - ۶۰، ترجمه کامیار عبدی‌، اثر، تهران‌، شم ۲۲ و ۲۳. ۱۷. ↑ استروناخ‌ د، شکل‌گیری‌ باغ‌ سلطنتی‌ پاسارگاد و تأثیر آن‌ در باغ‌سازی‌ ایران‌، ج۱، ص۶۱ - ۶۲، ترجمه کامیار عبدی‌، اثر، تهران‌، شم ۲۲ و ۲۳. ۱۸. ↑ وست‌ و س‌، باغ‌های‌ ایران‌، ج۱، ص۴۰۱، میراث‌ ایران‌، به‌ کوشش‌ اج‌ آربری‌، ترجمه احمد بیرشک‌ و دیگران‌، تهران‌، ۱۳۳۶ش‌. ۱۹. ↑ استروناخ‌ د، شکل‌گیری‌ باغ‌ سلطنتی‌ پاسارگاد و تأثیر آن‌ در باغ‌سازی‌ ایران‌، ج۱، ص۶۲، ترجمه کامیار عبدی‌، اثر، تهران‌، شم ۲۲ و ۲۳. ۲۰. ↑ استروناخ‌ د، شکل‌گیری‌ باغ‌ سلطنتی‌ پاسارگاد و تأثیر آن‌ در باغ‌سازی‌ ایران‌، ج۱، ص۶۲، ترجمه کامیار عبدی‌، اثر، تهران‌، شم ۲۲ و ۲۳. ۲۱. ↑ دیبا داراب‌ و مجتبی‌ انصاری‌، باغ‌ ایرانی‌، ج۱، ص۳۵، مجموعه‌ مقالات‌ کنگره تاریخ‌ معماری‌ و شهرسازی‌ ایران‌، تهران‌، ۱۳۷۴ش‌، ج‌ ۲. ۲۲. ↑ Reuther O، X Sasanian Architecture، ج۱، ص۵۴۳، A History n، A Survey of Persian Art، ed AU Pope، Tehran etc، ۱۹۶۷، volII. ۲۳. ↑ Reuther O، X Sasanian Architecture، ج۱، ص۵۴۰، A History n، A Survey of Persian Art، ed AU Pope، Tehran etc، ۱۹۶۷، volII. ۲۴. ↑ Reuther O، X Sasanian Architecture، ج۱، ص۵۳۹، A History n، A Survey of Persian Art، ed AU Pope، Tehran etc، ۱۹۶۷، volII. ۲۵. ↑ استروناخ‌ د، شکل‌گیری‌ باغ‌ سلطنتی‌ پاسارگاد و تأثیر آن‌ در باغ‌سازی‌ ایران‌، ج۱، ص۶۳، ترجمه کامیار عبدی‌، اثر، تهران‌، شم ۲۲ و ۲۳. ۲۶. ↑ Pinder،Wilson R، Studies in Islamic Art، ج۱، ص۲۷۵-۲۷۷، London، ۱۹۸۵. ۲۷. ↑ اصطخری‌ ابراهیم‌، ممالک‌ و مسالک‌، ترجمه محمد بن‌ اسعد تستری‌، به‌ کوشش‌ ایرج‌ افشار، تهران‌، ۱۳۷۳ش‌. ۲۸. ↑ ابن‌ فقیه‌ احمد، مختصر کتاب‌ البلدان‌، ج۱، ص۱۸۶، بیروت‌، ۱۴۰۸ق‌/۱۹۸۸م‌. ۲۹. ↑ ابن‌ فقیه‌ احمد، مختصر کتاب‌ البلدان‌، ج۱، ص۲۱۶-۲۱۷، بیروت‌، ۱۴۰۸ق‌/۱۹۸۸م‌. ۳۰. ↑ ابن‌ حوقل‌ محمد، صوره الارض‌، ج۲، ص۴۳۳، به‌ کوشش‌ کرامرس‌، لیدن‌، ۱۹۳۸-۱۹۳۹م‌. ۳۱. ↑ مقدسی‌ محمد، احسن‌ التقاسیم‌، ج۱، ص۳۷۸، به‌ کوشش‌ دخویه‌، لیدن‌، ۱۹۰۶م‌. ۳۲. ↑ مقدسی‌ محمد، احسن‌ التقاسیم‌، ج۱، ص۳۹۲، به‌ کوشش‌ دخویه‌، لیدن‌، ۱۹۰۶م‌. ۳۳. ↑ مقدسی‌ محمد، احسن‌ التقاسیم‌، ج۱، ص۴۰۹، به‌ کوشش‌ دخویه‌، لیدن‌، ۱۹۰۶م‌. ۳۴. ↑ مقدسی‌ محمد، احسن‌ التقاسیم‌، ج۱، ص۴۱۳، به‌ کوشش‌ دخویه‌، لیدن‌، ۱۹۰۶م‌. ۳۵. ↑ ناصرخسرو، سفرنامه‌، ج۱، ص‌ ۵، به‌ کوشش‌ محمد دبیرسیاقی‌، تهران‌، ۱۳۵۵ش‌. ۳۶. ↑ ابن‌ فقیه‌ احمد، مختصر کتاب‌ البلدان‌، بیروت‌، ۱۴۰۸ق‌/۱۹۸۸م‌. ۳۷. ↑ مافروخی‌ مفضل‌، محاسن‌ اصفهان‌، ج۱، ص۵۳- ۵۸، به‌ کوشش‌ جلال‌الدین‌ طهرانی‌، تهران‌، ۱۳۱۲ش‌. ۳۸. ↑ Pinder،Wilson R، Studies in Islamic Art، ج۱، ص۲۷۷-۲۷۸، London، ۱۹۸۵. ۳۹. ↑ Pinder،Wilson R، Studies in Islamic Art، ج۱، ص۲۷۸-۲۷۹، London، ۱۹۸۵. ۴۰. ↑ مستوفی‌ حمدالله‌، نزهه القلوب‌، به‌ کوشش‌ گ‌ لسترنج‌، لیدن‌، ۱۹۱۳م‌. ۴۱. ↑ مستوفی‌ حمدالله‌، نزهه القلوب‌، ج۱، ص۸۰، به‌ کوشش‌ گ‌ لسترنج‌، لیدن‌، ۱۹۱۳م‌. ۴۲. ↑ مستوفی‌ حمدالله‌، نزهه القلوب‌، ج۱، ص۸۵، به‌ کوشش‌ گ‌ لسترنج‌، لیدن‌، ۱۹۱۳م‌. ۴۳. ↑ مستوفی‌ حمدالله‌، نزهه القلوب‌، ج۱، ص۸۷، به‌ کوشش‌ گ‌ لسترنج‌، لیدن‌، ۱۹۱۳م‌. ۴۴. ↑ مستوفی‌ حمدالله‌، نزهه القلوب‌، ج۱، ص۸۸، به‌ کوشش‌ گ‌ لسترنج‌، لیدن‌، ۱۹۱۳م‌. ۴۵. ↑ مستوفی‌ حمدالله‌، نزهه القلوب‌، ج۱، ص۱۵۱، به‌ کوشش‌ گ‌ لسترنج‌، لیدن‌، ۱۹۱۳م‌. ۴۶. ↑ Golombek، L and D Wilber، ج۱، ص۱۷۸-۱۷۹، The Timurid Architecture of Iran and Turan، Princeton، ۱۹۸۸. ۴۷. ↑ Golombek، L and D Wilber، ج۱، ص۱۷۹، The Timurid Architecture of Iran and Turan، Princeton، ۱۹۸۸. ۴۸. ↑ هیلنبراند ر، معماری‌ اسلامی‌، ج۱، ص۵۱۷، ترجمه ایرج‌ اعتصام‌، تهران‌، ۱۳۷۷ش‌. ۴۹. ↑ هیلنبراند ر، معماری‌ اسلامی‌، ج۱، ص۵۱۷، ترجمه ایرج‌ اعتصام‌، تهران‌، ۱۳۷۷ش‌. ۵۰. ↑ هیلنبراند ر، معماری‌ اسلامی‌، ج۱، ص۵۱۷- ۵۱۸، ترجمه ایرج‌ اعتصام‌، تهران‌، ۱۳۷۷ش‌. ۵۱. ↑ هیلنبراند ر، معماری‌ اسلامی‌، ج۱، ص۵۱۸، ترجمه ایرج‌ اعتصام‌، تهران‌، ۱۳۷۷ش‌. ۵۲. ↑ هیلنبراند ر، معماری‌ اسلامی‌، ج۱، ص۵۲۲، ترجمه ایرج‌ اعتصام‌، تهران‌، ۱۳۷۷ش‌. ۵۳. ↑ ویلبر د، باغ‌های‌ ایران‌ و کوشک‌های‌ آن‌، ج۱، ص۴۰-۴۲، ترجمه مهین‌دخت‌ صبا، تهران‌، ۱۳۴۸ش‌. ۵۴. ↑ ویلبر د، باغ‌های‌ ایران‌ و کوشک‌های‌ آن‌، ج۱، ص‌ ۳۰، ترجمه مهین‌دخت‌ صبا، تهران‌، ۱۳۴۸ش‌. ۵۵. ↑ کمپفر ا، سفرنامه‌، ج۱، ص‌ ۱۹۹، ترجمه کیکاووس‌ جهانداری‌، تهران‌، ۱۳۶۰ش‌. ۵۶. ↑ تصویر روبروی صفحه، کمپفر ا، ج۱، ص‌۱۸۵، سفرنامه‌، ترجمه کیکاووس‌ جهانداری‌، تهران‌، ۱۳۶۰ش‌. ۵۷. ↑ تصویر روبروی صفحه، کمپفر ا، ج۱، ص۱۹۲، سفرنامه‌، ترجمه کیکاووس‌ جهانداری‌، تهران‌، ۱۳۶۰ش‌. ۵۸. ↑ دانشنامه‌ جهان‌ اسلام‌، تهران‌، ج۱، ص۵۹۹ -۶۰۰، ۱۳۷۵ش‌. ۵۹. ↑ ویلبر د، باغ‌های‌ ایران‌ و کوشک‌های‌ آن‌، ج۱، ص۱۴۸-۱۴۹، ترجمه مهین‌دخت‌ صبا، تهران‌، ۱۳۴۸ش‌. ۶۰. ↑ دایره المعارف‌ تشیع‌، به‌ کوشش‌ احمد صدر حاج‌ سیدجوادی‌ و دیگران‌، ج۳، ص۵۸، تهران‌، ۱۳۷۱ش‌. ۶۱. ↑ دانشنامه‌ جهان‌ اسلام‌، تهران‌، ج۱، ص۵۹۳ – ۵۹۴، ۱۳۷۵ش‌. ۶۲. ↑ دانشنامه‌ جهان‌ اسلام‌، تهران‌، ج۱، ص۵۹۷ - ۵۹۸، ۱۳۷۵ش‌. ۶۳. ↑ ویلبر د، باغ‌های‌ ایران‌ و کوشک‌های‌ آن‌، ج۱، ص۲۲۰-۲۲۱، ترجمه مهین‌دخت‌ صبا، تهران‌، ۱۳۴۸ش‌. ۶۴. ↑ دانشنامه‌ جهان‌ اسلام‌، تهران‌، ج۱، ص۵۹۷ - ۵۹۸، ۱۳۷۵ش‌. ۶۵. ↑ دانشنامه‌ جهان‌ اسلام‌، تهران‌، ج۱، ص۵۸۵، ۱۳۷۵ش‌. ۶۶. ↑ ویلبر د، باغ‌های‌ ایران‌ و کوشک‌های‌ آن‌، ج۱، ص۱۹۵، ترجمه مهین‌دخت‌ صبا، تهران‌، ۱۳۴۸ش‌. ۶۷. ↑ ویلبر د، باغ‌های‌ ایران‌ و کوشک‌های‌ آن‌، ج۱، ص۱۹۶، ترجمه مهین‌دخت‌ صبا، تهران‌، ۱۳۴۸ش‌. ۶۸. ↑ ویلبر د، باغ‌های‌ ایران‌ و کوشک‌های‌ آن‌، ج۱، ص۲۰۵-۲۰۶، ترجمه مهین‌دخت‌ صبا، تهران‌، ۱۳۴۸ش‌. ۶۹. ↑ ویلبر د، باغ‌های‌ ایران‌ و کوشک‌های‌ آن‌، ج۱، ص۲۳۸، ترجمه مهین‌دخت‌ صبا، تهران‌، ۱۳۴۸ش‌. ۷۰. ↑ هیلنبراند ر، معماری‌ اسلامی‌، ج۱، ص۴۵۱، ترجمه ایرج‌ اعتصام‌، تهران‌، ۱۳۷۷ش‌. ۷۱. ↑ هیلنبراند ر، معماری‌ اسلامی‌، ج۱، ص۴۵۹، ترجمه ایرج‌ اعتصام‌، تهران‌، ۱۳۷۷ش‌. ۷۲. ↑ هیلنبراند ر، معماری‌ اسلامی‌، ج۱، ص۴۷۷، ترجمه ایرج‌ اعتصام‌، تهران‌، ۱۳۷۷ش‌. ۷۳. ↑ هیلنبراند ر، معماری‌ اسلامی‌، ج۱، ص۵۱۷، ترجمه ایرج‌ اعتصام‌، تهران‌، ۱۳۷۷ش‌. ۷۴. ↑ هیلنبراند ر، معماری‌ اسلامی‌، ج۱، ص۵۲۲، ترجمه ایرج‌ اعتصام‌، تهران‌، ۱۳۷۷ش‌. ۷۵. ↑ هیلنبراند ر، معماری‌ اسلامی‌، ج۱، ص۵۲۴، ترجمه ایرج‌ اعتصام‌، تهران‌، ۱۳۷۷ش‌. ۷۶. ↑ هیلنبراند ر، معماری‌ اسلامی‌، ج۱، ص۵۳۲، ترجمه ایرج‌ اعتصام‌، تهران‌، ۱۳۷۷ش‌. ۷۷. ↑ هیلنبراند ر، معماری‌ اسلامی‌، ج۱، ص۵۳۴، ترجمه ایرج‌ اعتصام‌، تهران‌، ۱۳۷۷ش‌. ۷۸. ↑ هیلنبراند ر، معماری‌ اسلامی‌، ج۱، ص۵۳۶، ترجمه ایرج‌ اعتصام‌، تهران‌، ۱۳۷۷ش‌. ۷۹. ↑ هیلنبراند ر، معماری‌ اسلامی‌، ج۱، ص۵۴۴، ترجمه ایرج‌ اعتصام‌، تهران‌، ۱۳۷۷ش‌. ۸۰. ↑ هیلنبراند ر، معماری‌ اسلامی‌، ج۱، ص۵۵۱، ترجمه ایرج‌ اعتصام‌، تهران‌، ۱۳۷۷ش‌. ۸۱. ↑ هیلنبراند ر، معماری‌ اسلامی‌، ج۱، ص۳۳۴، ترجمه ایرج‌ اعتصام‌، تهران‌، ۱۳۷۷ش‌. ۸۲. ↑ هیلنبراند ر، معماری‌ اسلامی‌، ج۱، ص۳۶۲، ترجمه ایرج‌ اعتصام‌، تهران‌، ۱۳۷۷ش‌. ۸۳. ↑ استروناخ‌ د، شکل‌گیری‌ باغ‌ سلطنتی‌ پاسارگاد و تأثیر آن‌ در باغ‌سازی‌ ایران‌، ج۱، ص۶۲، ترجمه کامیار عبدی‌، اثر، تهران‌، شم ۲۲ و ۲۳. ۸۴. ↑ نفیسی‌ سعید، در پیرامون‌ تاریخ‌ بیهقی‌، ج۱، ص۱۴۸، تهران‌، ۱۳۵۲ش‌. ۸۵. ↑ نفیسی‌ سعید، در پیرامون‌ تاریخ‌ بیهقی‌، ج۱، ص۵۷۷، تهران‌، ۱۳۵۲ش‌. ۸۶. ↑ Lehrman J، Earthly Paradise، ج۱، ص۶۱، London، ۱۹۸۰. ۸۷. ↑ Lehrman J، Earthly Paradise، ج۱، ص۵۹، London، ۱۹۸۰. ۸۸. ↑ Lehrman J، Earthly Paradise، ج۱، ص۴۱، London، ۱۹۸۰. ۸۹. ↑ Lehrman J، Earthly Paradise، ج۱، ص۶۵، London، ۱۹۸۰. ۹۰. ↑ Lehrman J، Earthly Paradise، ج۱، ص۶۱-۶۲، London، ۱۹۸۰. ۹۱. ↑ Lehrman J، Earthly Paradise، ج۱، ص۱۸۹-۱۹۰، London، ۱۹۸۰. ۹۲. ↑ Lehrman J، Earthly Paradise، ج۱، ص۱۹۰، London، ۱۹۸۰. ۹۳. ↑ هیلنبراند ر، معماری‌ اسلامی‌، ج۱، ص۴۵۹، ترجمه ایرج‌ اعتصام‌، تهران‌، ۱۳۷۷ش‌. ۹۴. ↑ ابن‌ جبیر محمد، رحله، ج۱، ص‌۲۳۴- ۲۳۵، بیروت‌، ۱۳۸۴ق‌/۱۹۶۴م‌.     ۹۵. ↑ دایره المعارف‌ تشیع‌، به‌ کوشش‌ احمد صدر حاج‌ سیدجوادی‌ و دیگران‌، ج۳، ص۵۷، تهران‌، ۱۳۷۱ش‌. ۹۶. ↑ Le Strange G، The Lands of the Eastern Caliphate، ج۱، ص۶۷، London، ۱۹۶۶. ۹۷. ↑ Le Strange G، The Lands of the Eastern Caliphate، ج۱، ص۵۴، London، ۱۹۶۶. ۹۸. ↑ Ettinghausen، R introd The Islamic Garden، ج۱، ص۳-۴، Washington، ۱۹۷۶. ۹۹. ↑ استروناخ‌ د، ج۱، ص۶۴، شکل‌گیری‌ باغ‌ سلطنتی‌ پاسارگاد و تأثیر آن‌ در باغ‌سازی‌ ایران‌، ترجمه کامیار عبدی‌، حاشیه ۴، اثر، تهران‌، شم ۲۲ و ۲۳. ۱۰۰. ↑ Lehrman J، Earthly Paradise، ج۱، ص۱۸۹، London، ۱۹۸۰. ۱۰۱. ↑ ناصرخسرو، سفرنامه‌، ج۱، ص‌ ۱۰۸، به‌ کوشش‌ محمد دبیرسیاقی‌، تهران‌، ۱۳۵۵ش‌. ۱۰۲. ↑ Lehrman J، Earthly Paradise، ج۱، ص۱۹۰، London، ۱۹۸۰. ۱۰۳. ↑ استروناخ‌ د، شکل‌گیری‌ باغ‌ سلطنتی‌ پاسارگاد و تأثیر آن‌ در باغ‌سازی‌ ایران‌، ج۱، ص۵۶، ترجمه کامیار عبدی‌، اثر، تهران‌، شم ۲۲ و ۲۳. ۱۰۴. ↑ Lehrman J، Earthly Paradise، ج۱، ص۱۹۰، London، ۱۹۸۰. ۱۰۵. ↑ Lehrman J، Earthly Paradise، ج۱، ص۱۹۰-۱۹۱، London، ۱۹۸۰. ۱۰۶. ↑ دانشنامه‌ جهان‌ اسلام‌، تهران‌، ج۱، ص۵۷۵ - ۵۷۶، ۱۳۷۵ش‌. ۱۰۷. ↑ Lehrman J، Earthly Paradise، ج۱، ص۸۷-۸۹، London، ۱۹۸۰. ۱۰۸. ↑ هیلنبراند ر، معماری‌ اسلامی‌، ج۱، ص۵۳۴، ترجمه ایرج‌ اعتصام‌، تهران‌، ۱۳۷۷ش‌. ۱۰۹. ↑ هیلنبراند ر، معماری‌ اسلامی‌، ج۱، ص۵۴۴، ترجمه ایرج‌ اعتصام‌، تهران‌، ۱۳۷۷ش‌. ۱۱۰. ↑ هیلنبراند ر، معماری‌ اسلامی‌، ج۱، ص۵۴۸، ترجمه ایرج‌ اعتصام‌، تهران‌، ۱۳۷۷ش‌. ۱۱۱. ↑ Lehrman J، Earthly Paradise، ج۱، ص۱۳۹-۱۴۰، London، ۱۹۸۰. ۱۱۲. ↑ دانشنامه‌ جهان‌ اسلام‌، تهران‌، ج۱، ص۵۷۷، ۱۳۷۵ش‌. ۱۱۳. ↑ Lehrman J، Earthly Paradise، ج۱، ص۱۴۰، London، ۱۹۸۰. ۱۱۴. ↑ Jellicoe S، X The Development of the Mughal Garden n، ج۱، ص۱۰۹، The Islamic Garden، Washington، ۱۹۷۶. ۱۱۵. ↑ Lehrman J، Earthly Paradise، ج۱، ص۱۴۱، London، ۱۹۸۰. ۱۱۶. ↑ Lehrman J، Earthly Paradise، ج۱، ص۱۴۰-۱۴۱، London، ۱۹۸۰. ۱۱۷. ↑ Jellicoe S، X The Development of the Mughal Garden n، ج۱، ص۱۱۵، The Islamic Garden، Washington، ۱۹۷۶. ۱۱۸. ↑ Lehrman J، Earthly Paradise، ج۱، ص۱۴۲، London، ۱۹۸۰. ۱۱۹. ↑ Lehrman J، Earthly Paradise، ج۱، ص۱۴۲، London، ۱۹۸۰. ۱۲۰. ↑ دانشنامه‌ جهان‌ اسلام‌، تهران‌، ج۱، ص۵۷۸، ۱۳۷۵ش‌. ۱۲۱. ↑ نفیسی‌ سعید، در پیرامون‌ تاریخ‌ بیهقی‌، ج۱، ص۱۴۸، تهران‌، ۱۳۵۲ش‌. ۱۲۲. ↑ نفیسی‌ سعید، در پیرامون‌ تاریخ‌ بیهقی‌، ج۱، ص۲۳۳، تهران‌، ۱۳۵۲ش‌. ۱۲۳. ↑ نفیسی‌ سعید، در پیرامون‌ تاریخ‌ بیهقی‌، ج۱، ص۵۷۷، تهران‌، ۱۳۵۲ش‌. ۱۲۴. ↑ Iranica. ۱۲۵. ↑ ابن‌ حوقل‌ محمد، صوره الارض‌، ج۲، ص۴۳۹، به‌ کوشش‌ کرامرس‌، لیدن‌، ۱۹۳۸-۱۹۳۹م‌.     ۱۲۶. ↑ فرخی‌ سیستانی‌، دیوان‌، ج۱، ص‌۵۳-۵۵، به‌ کوشش‌ محمد دبیرسیاقی‌، تهران‌، ۱۳۳۵ش‌. ۱۲۷. ↑ فرخی‌ سیستانی‌، دیوان‌، ج۱، ص۱۶۷، به‌ کوشش‌ محمد دبیرسیاقی‌، تهران‌، ۱۳۳۵ش‌. ۱۲۸. ↑ Iranica. ۱۲۹. ↑ بابر ظهیرالدین‌ محمد، بابرنامه‌، ج۱، ص‌۸۳، ترجمه فارسی‌، بمبئی‌، ۱۳۰۸ق‌. ۱۳۰. ↑ بابر ظهیرالدین‌ محمد، بابرنامه‌، ج۱، ص۸۶ -۸۷، ترجمه فارسی‌، بمبئی‌، ۱۳۰۸ق‌. ۱۳۱. ↑ توزک‌ جهانگیری‌، لکهنو، ج۱، ص۵۲، نولکشور. ۱۳۲. ↑ توزک‌ جهانگیری‌، لکهنو، ج۱، ص۲۶۶، نولکشور. ۱۳۳. ↑ توزک‌ جهانگیری‌، لکهنو، ج۱، ص۲۸۶، نولکشور. ۱۳۴. ↑ Lehrman J، Earthly Paradise، ج۱، ص۱۹۲، London، ۱۹۸۰. ۱۳۵. ↑ Lehrman J، Earthly Paradise، ج۱، ص۱۹۳، London، ۱۹۸۰. ۱۳۶. ↑ ابن‌ حوقل‌ محمد، صوره الارض‌، ج۳، ص۱۳۵، به‌ کوشش‌ کرامرس‌، لیدن‌، ۱۹۳۸-۱۹۳۹م‌. ۱۳۷. ↑ Le Strange G، The Lands of the Eastern Caliphate، ج۱، ص۴۶۴، London، ۱۹۶۶. ۱۳۸. ↑ Lehrman J، Earthly Paradise، ج۱، ص۱۹۱-۱۹۲، London، ۱۹۸۰. ۱۳۹. ↑ کلاویخو روی‌، سفرنامه‌، ج۱، ص۲۱۴، ترجمه مسعود رجب‌نیا، تهران‌، ۱۳۴۴ش‌. ۱۴۰. ↑ کلاویخو روی‌، سفرنامه‌، ج۱، ص۲۱۹-۲۲۰، ترجمه مسعود رجب‌نیا، تهران‌، ۱۳۴۴ش‌. ۱۴۱. ↑ کلاویخو روی‌، سفرنامه‌، ج۱، ص۲۲۹-۲۳۰، ترجمه مسعود رجب‌نیا، تهران‌، ۱۳۴۴ش‌. ۱۴۲. ↑ کلاویخو روی‌، سفرنامه‌، ج۱، ص۲۳۲، ترجمه مسعود رجب‌نیا، تهران‌، ۱۳۴۴ش‌. ۱۴۳. ↑ سراسر کتاب‌، به‌ ویژه‌ در این صفحه‌ها، ج۱، ص‌ ۲۸۲-۳۸۰، ابونصر هروی‌ قاسم‌، ارشاد الزراعه‌، به‌ کوشش‌ محمد مشیری‌، تهران‌، ۱۳۴۶ش‌. ۱۴۴. ↑ استروناخ‌ د، شکل‌گیری‌ باغ‌ سلطنتی‌ پاسارگاد و تأثیر آن‌ در باغ‌سازی‌ ایران‌، ج۱، ص۵۰، ترجمه کامیار عبدی‌، اثر، تهران‌، شم ۲۲ و ۲۳. ۱۴۵. ↑ دیبا داراب‌ و مجتبی‌ انصاری‌، باغ‌ ایرانی‌، ج۱، ص۳۰، مجموعه‌ مقالات‌ کنگره تاریخ‌ معماری‌ و شهرسازی‌ ایران‌، تهران‌، ۱۳۷۴ش‌، ج‌ ۲. ۱۴۶. ↑ دیبا داراب‌ و مجتبی‌ انصاری‌، باغ‌ ایرانی‌، ج۱، ص۳۷، مجموعه‌ مقالات‌ کنگره تاریخ‌ معماری‌ و شهرسازی‌ ایران‌، تهران‌، ۱۳۷۴ش‌، ج‌ ۲. ۱۴۷. ↑ ابوالقاسمی‌ لطیف‌، هنجار باغ‌ ایرانی‌ در آیینه تاریخ‌، ج۱، ص۲۸۹، مجموعه‌ مقالات‌ کنگره تاریخ‌ معماری‌ و شهرسازی‌ ایران‌، تهران‌، ۱۳۷۴ش‌، ج‌ ۲. ۱۴۸. ↑ دیبا داراب‌ و مجتبی‌ انصاری‌، باغ‌ ایرانی‌، ج۱، ص۳۰-۳۱، مجموعه‌ مقالات‌ کنگره تاریخ‌ معماری‌ و شهرسازی‌ ایران‌، تهران‌، ۱۳۷۴ش‌، ج‌ ۲. ۱۴۹. ↑ قزويني، محمدحسن بن معصوم ، کشف الغطاء ج۴، ص۱۹۷. ۱۵۰. ↑ توضیح المسائل مراجع ج۲، ص۲۳-۲۴ م ۱۷۷۱. ۱۵۱. ↑ علامه حلی، تحریر الاحکام، ج۲، ص۳۲۶.     ۱۵۲. ↑ شیخ طوسی، محمد بن حسن، الخلاف، ج۳، ص۸۸.     ۱۵۳. ↑ علامه حلی، تحریر الاحکام، ج۳، ص۱۴۹.     ۱۵۴. ↑ تبریزی، میرزاجواد، صراط النجاة، ج۱، ص۲۶۱.     ۱۵۵. ↑ نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۲۴، ص۱۲۷-۱۳۵.     ۱۵۶. ↑ امام خمینی، سید روح الله، تحریر الوسیلة، ج۲، ص۲۰۷.     ............................................................................................. منبع   دانشنامه بزرگ اسلامی، مرکز دائره المعارف بزرگ اسلامی، ج۱۱، ص۴۳۷۴، برگرفته از مقاله «باغ».     فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت علیهم‌السلام، ج۲، ص۵۰.    

باغ در جهان اسلام ؛ سنتی برای حفظ محیط زیست

بسم الله الرحمن الرحیم  باغ در جهان اسلام سنتی برای حفظ محیط زیست   هنر باغبانی شرق – حد اقل در دوره متأخر عهد باستان و در قرون وسطی - شهرت بسزایی داشت. فرهنگ و طبیعت به زیباترین نحوی در این هنر به نفع انسان و طبیعت به هم پیوسته است. امروز هنر باغبانی شرق در اثر توسعه شهرها و افزایش جمعیت در معرض خطر است ولی در عین حال متضمن رهنمود زیادی است برای رفتار مناسب با طبیعت.بازارها – مساجد – کاخها: اینها برای گردشگران خارجی که به مشرق  اسلامی می آیند بیشترین جذابیت را دارند. بازدید از اماکن باستانی که نشانه فرهنگ والای چندین هزارساله  است، یا اشکال مختلف هنرهای دستی که تا به امروز ادامه دارد و برخی از آثار فرهنگ عامه و سنن آن در شهرها و روستاها این گونه «نگاه از بیرون» را تکمیل می کند، نگاهی چه بسا سطحی و ساده انگارانه. با همه عشق و علاقه به این شواهد فرهنگهای شهری و تنوع محلی آنها کمتر به شرایط و مبانی پیدایش آنها توجه می شود. در میان آنها عامل «آب» از همه مهمتر است. به استثنای سرزمین های پست کنار رودخانه های نیل و دجله و فرات و سِند بخش اعظم مشرق اسلامی را کویر و بیابان فراگرفته و خشکی و کم آبی از ویژگیهای زیست محیطی چشم گیر آن است. آب مهمترین عنصر حیاتی است. فراوانی گیاه و حیوان و فعالیتهای انسانی بخصوص کشاورزی و توسعه های شهری بدون دسترسی به آب کافی متصور نیست. واحه هایی با ابعاد متفاوت نقطه تبلور فرهنگ شهری و روستایی در میان بیابان بی آب و علف است که با سیستم آبیاری گسترده در اطراف شهرها و با باغهای محصور به دیوارهای بلند اقامتگاههای اشرافی و بنیادهای مذهبی و باغچه و بستانهای میوه  در محیط کویری و کرتهای سبز در اطراف حوضهای حیاط خانه های شهری به وجود آمده  اند. اینها واحه های هستند برای تولید محصولات کشاورزی، کنج خلوتی برای آرامش و تأمل و استراحت. آب و درختان سایه دار بخش ضروری این محوطه هاست. باغهای جهان اسلام – دیدگاه قرآنی با توجه به شرایط سخت زندگی در مناطق خشک مشرق اسلامی غیرمترقبه نیست که واحه ها و باغهای آبیاری شده در دین اسلام و گفتار پیغمبر و در کتب مقدس منزلت خاصی دارند. در ارتباط با این موضوع آیه 35 از سوره رعد که همواره از آن نقل قول می شود، نقش خاصی دارد. در آنجا آمده است: «وصف بهشت که به پرهیزکاران وعده شده چنین است که جویباران از فرودست آن جاری است و میوها و سایه آن همیشگی است. این سرانجام کسانی است که پرهیزکارند و سرانجام کافران آتش است.» وصف های گیرای دیگری از بهشت و لذات آن که به روی مؤمنان باز است در قرآن آمده است. مثلاً سوره الدَّهر نه تنها از فوران چشمه ها (آیه 5 و 6) بلکه همچنین از «سایه های درختان که برسر مؤمنان افتاده و میوه هایش که به فرمانشان هستند» (آیه 14) سخن می گوید. فراوانی و سعادت در آخرت اجر زندگی خداپسندانه در دنیاست. با توجه به این وعده ها تعجبی ندارد که باغهای هنرمندانه بویژه باغهای اشرافی بین مراکش در غرب و سرزمین پادشاهان مغول (گورکانیان) در شرق چه بسا بهشت های زمینی نامیده شده اند – در تشبیه به بهشت آسمانی و نوید زندگی آینده پس از مرگ. بررسی واقع بینانه فرهنگ باغبانی مشرق اسلامی به عنوان بخش عمده فرهنگ مادی و معنوی این منطقه مستلزم اشاره به ریشه های ماقبل اسلامی این پدیده است. نه تنها باغهای افسانه ای معلق سمیرامیس در بغداد عهد بابل بلکه همچنین باغهای دل انگیز هخامنشیان در پاسارگاد و سایر پایتخت های ایران در قرنهای چهارم و پنجم پیش از میلاد الگوی بسیاری از عناصر فرهنگ باغبانی اسلامی بوده اند که در مورد تأثیرگذاری عهد باستان مغرب زمین نیز صدق می کند. یونانیان بخصوص رومیان زندگی شهری خود را در ویلاهای مزین به فواره های آب و باغهای سرسبز و یا در خانه های روستایی جلو دروازه های شهرها می گذرانیدند. صرف نظر از استمرار این روش زندگی در ایتالیای امروز، رومیان شیوه زندگی 2000 ساله خود را در ایالات شرقی خود تا فرات گسترش داده بودند. باغهای جهان اسلام هنگامی عمق معنوی یافتند و پیوند بی نظیرشان با دین و تفکر و فرهنگ تحقق یافت که به بهشت تشبیه شدند. خانم کامیلا بلشن روزنامه نگار آلمانی در تفسیری راجع به نمایشگاه «باغهای جهان اسلام» در برلین نقش و اهمیت این بهشت های زمینی را چنین وصف کرده است: «پیغمبر اسلام به عنوان سخنگوی خدا صدوسی بار از آن فضای معنوی سخن گفته است که در آن آب و شراب و شیر و عسل روان است، سایه درختان بلند هوای خنک وعده می دهد، از بته های انبوه گل عطرهای سرمست کننده به مشام می رسد. باغ عدن که در آن گل و نرگس و نخل و درختان انار می روید نویدبخش اقامتگاه و  لذات آخرت به کسانی است که پس از زندگی خداپسندانه از این دنیا رفته اند. این مائده های بهشتی که نیروی تصور انسان آنها را به سهولت درمی یابد، کافی است که بنای عقیدتی 2/1 میلیارد مسلمان را در سراسر جهان ثبیت کند. (فرانکفورتر آلگماینه تسایتونگ 21/1/1994، ص 35). باغهای جهان اسلام – سنخ شناسی واقعیت های زمینی و اما واقعیت های زمینی این شواهد تاریخی و هنری فرهنگ باغبانی اسلامی چه نمودی دارند؟ صرف نظر از اینکه بخواهیم نوعی سنخ شناسی باغهای عمومی (از دیدگاه غربی) را مبنای آن قرار دهیم (مانند موینی هان: در مورد قبرهای واقع در باغ – باغ کاخها – تفریحگاهها در کتابش بنام «بهشت به شکل باغ در ایران و هند دوران مغول لندن» مورخ 1980) یا تفاوتهای فرهنگی را مد نظر قرار دهیم مانند آتیلیو پتروچولی یکی از بهترین کارشناسان شهرسازی و محوطه سازی اسلامی. او به «برداشتهای متفات عربی و ایرانی و ترکی از طبیعت و مناظر طبیعی» و تفسیر خاصشان از بهشت قرآنی و قرینه های زمینی آن اشاره می کند (رک به آ. پتروچولی، باغ اسلامی، اشتوتگارت 1995). بهرحال همواره  آب و گیاه و درختان سایه  دار، ترجیحاً با میوه های گوناگون و گل و بوته عناصر سازنده این بهشت زمینی هستند. تقریباً همه باغهای اسلامی صرف نظر از کاربرد و محل و ابعادشان کمابیش طبق ضوابط یکسانی ساخته می شدند. طرح کلی و محور اصلی آنها آبهای روان بود به صورت حوضچه ها و آبراهها و استخرها که دور آنها را باغچه های گل و گردشگاهها فرامی گرفت. در جوار آنها از دو طرف فضای سبز (چمن و گل و درخت و بوته) با طرح های هندسی متقارن ساخته می شد. الگوی اصلی آنها «چهار باغ» بود. این طرح اصلی که بنابه بزرگی و موقعیت و سلیقه قابل بازآفرینی و دگرگونی است، در سراسر مناطق فرهنگ باغبانی اسلامی به چشم می خورد و هنگامی جذابیت خاصی پیدا می کند که به صورت پلکانی با فواره های آب در سطوح مختلف ساخته شده باشد. کلاه فرنگی  ها و سایه بان هایی از مرمر و جایگاهها و نیمکت هایی در میان حوضچه ها به منظور احساس حال و هوای بهشتی آنها را تکمیل می کردند. فواره ها و آبشارها برای تزین مجتمع های ساختمانی احداث می شدند و از این واحه ها خلوتگاهایی در میان بیابان می آفریدند. عصر شکوفایی بازآفرینی اوضاع آسمانی از سده های اولیه تمدن پیشرفته عربی اسلامی در قرن یازدهم و دوازدهم بخصوص در مغرب اسلامی و اندلس تا دوره حکومت گورکانیان در شبه قاره هند در قرون 16 و 17 ادامه داشت. بدیهی است که طیف بزرگ زمانی و مکانی به آفرینش انواع طرح های معماری و فرهنگ باغبانی انجامیده است. دور از عقل نیست که فرض کنیم نیاز به خودنمایی دنیوی در طی زمان جای ویژگی متفکرانه و دینی اولیه را گرفته است. باغهای اسلامی بتدریج تبدیل شدند به باغهایی در جهان اسلام، یعنی آفرینش های هنری و فرهنگی هنردوستان و حاکمان و خاندانهای سلطنتی با گرایش بیمارگونه به خودنمایی از این جهت با باغهای مشابهِ اروپایی در زمان استبداد فرانسه و باغهای انگلیس در قرنهای هیجدم و نوزدهم برابری می کنند. باغهای جهان اسلام: فضاهای استراحت و «شش سبز» شهرها باغهای جهان اسلام امروز به بهشت های زمینی از نوع دیگر تحول یافته اند. از سویی به علت اهمیت هنری و فنی در آبیاری، مقصد گردشگری ملی و بین المللی شده اند. یکی از نمونه های زیبا و معروف آن باغها و فواره های زینتی الحمراء در غرناطه با آبراههای خوش ساخت و مزین و نارنجستانها و گلزارهای دل انگیز است. همچنین باغهای شهرهای پادشاهی مراکش مانند فاس و مکناس و مراکش شواهد نه تنها معنویت دینی بلکه شاید نوعی همزیستی هنرمندانه بین معماری و مدیریت آب و باغبانی است. باغهای ایرانی که شهرت بسزایی دارند بیشتر کنج خلوت برای پادشان بودند تا محل تأملات دینی: باغ فین در کاشان، باغهای پادشاهان صفوی در اصفهان یا باغ ارم در شیراز به عنوان مثال ذکر می شوند. نقطه اوج فرهنگ باغبانی اسلامی شاهکارهای مغولی در کابل و لاهور و دهلی در غرب تا باغهای شالیمار در سرینگر/ کشمیر است. باغهای پادشاهان مغول و فضاهای سبز آنها در مرتفعات معتدله کشمیر نشان می دهند که در اینجا تندرستی پادشاهان و ملازمان آنها مورد نظر است تا رفاه مالیات پردازان و زیردستانی که به کار گِل مشغولند. این چند مثال بدون اینکه مدعی کامل بودن آنها باشیم یک طرف هنر باغبانی مشرق اسلامی است که امروز از آنها برای آموزش مردم و برانگیختن تحسین آنها استفاده می شود. و اما طرف دیگر این تحول، گشایش این باغهاست به روی ساکنان شهرها و برای استراحت آنها در حالی که زمانی منحصراً مورد استفاده دینی و اشرافی بودند. نمونه بارز آن گردشگاه مرکز شهر اصفهان در ایران است. چهارباغ زمانی بخشی از کاخ صفوی و باغهای آن بود. امروز محور اصلی این شهر چند میلیونی است که هنوز هم آبراه ها و درختان سایه افکنش مصون مانده اند، به رغم آنکه در کنار آن دکان و هتل و رستورانهایی ساخته شده اند. نظیر این وضع در بسیاری از باغهای مراکش دیده می شود. آسیای میانه وضع اسثتثایی دارد. در آنجا کاخهای چندین صدساله بازمانده از دوره سامانی و تیموری و مساجد و باغهای بخارا و سمرقند که در زمان اتحاد جماهیر شوروی به نشانه های قدرت ملوک الطوایفی و خان خانی تعبیر می شدند، خیلی زودتر به عنوان پارک های ملی به روی عموم گشوده شدند. به طور کلی می توان گفت که همه این بهشت های  زمینی زمانی در اطراف شهرها و دور از دروازه های شهری واقع بودند. گسترش سریع شهرها در مشرق اسلامی این باغها را امروز اکثراً به «فضای سبز داخل شهر» تبدیل کرده است. و از اینرو به عنوان گوشه دنج مورد استقبال ساکنان تحت فشار شهرهای امروزی واقع شده اند. باغهای جهان اسلام که از سنت چندین صد ساله همزیستی روح و هنر و فرهنگ و طبیعت برخوردارند، امروز در جهان خرد گرا نقش دیگری نیز برعهده گرفته اند که تاکنون چندان مورد توجه نبوده: نقش «شش سبز» را در فضاهای شهری. نوسازی و ماشین سواری و صنعت، شهرها را به گرمخانه هایی پر از دودمه با کاهش جریان هوای آزاد تبدیل کرده که این وضع بویژه در مورد سرزمینهای گرم و کم باران مشرق اسلامی صدق می کند. فضاهای سبز و ذخایر آب و چتر درختان فضا را خنک و هوا را تصفیه می کنند. تبخیر  آب در سطح آب و برگ گیاهان (تعریق تبخیری) وسیله ای است برای کاهش گرما و خنک کردن هوا. بهشت های زمینی اختصاصی، در نقاط پرجمعیت امروز نقشی را به عهده می گیرند که بنیادگذارانشان آن را پیش بینی نکرده بودند. آنها را می توان بدون اغراق موضوع عمده بحث «شهر سبز» و نقش فضاهای سبز برای آب وهوای شهری نامید. امروزه نه تنها پارکهای برنامه ریزی شده گذشته آب وهوای شهرها را تحت تأثیر قرار می دهند بلکه فضاهای زیر کشت داخل شهر و حیاط های کوچک خانه ها با حوض هایی چه بسا به بزرگی  وان حمام با اندکی گیاه زینتی هم مانند اقلیم های خردی هستند که ساکنان شهرها در آنها بهشت های زمینی مخصوص خود را ساخته اند، خانه های حیاط دار که در آنها بناهای مسکونی دور حیاط اندرونی ساخته شده اند. بنابه موقعیت اجتماعی ساکنان ممکن است این خانه ها مجتمع های با عظمتی باشند با ذخایر آب فراوان و آلاچیق ها و بادگیرها که اقامتگاه بازرگانان شهری یا مالکان بزرگ است که زندگی را در شهر به زندگی در روستا ترجیح می دهند. و اما اکثر این حیاط ها همان وضع ساده ای را دارند که قبلاً به آن اشاره شد، حوض های کوچکی با گلدانی چند در اطراف آن. حیاط های اندرونی چه بسا بقدری کوچکند که آنها را در ماههای تابستان با گستراندن پارچه های خیس خنک می کنند. اثر آب و گیاه در اقالیم خرد محلی در مورد روستاها نیز صدق می کند. باغ و بستان های محصور به دیوارهای بلند تنها برای تولید گل و میوه احداث نشده اند، بلکه کنج های خلوت و خنکی هستند برای استراحت در فضای روستایی، هم برای ساکنان ده و هم برای شهرنشینانی که در پی آرامش و تمدد اعصاب هستند. باغهای جهان اسلام – بهشت های زمینی: برای مسلمان مؤمن نویدبخش آخرت، برای حکمرانان جای خودنمایی و خوش گذرانی، برای ساکنان امروزی شهر و روستا کنج خلوت و آرامش و استراحت. به خطا نرفته ایم اگر فرض کنیم که مراقبه و مکاشفه دینی در این فضاهای سبز باشکوه، دیگر نقش مهمی ندارد. در استفاده از این بهشت های زمینی، تجارت و زیارت جای این تأملات را گرفته است. اکنون بیش از همه خوش گذرانی بین المللی و محلی در اوقات فراغت نقش اساسی  دارند. تازه در سالهای اخیر اهمیت این باغها و پارکهای تاریخی برای آب وهوای شهر درک شده است: فرهنگ و طبیعت همزیستی خود را از سرگرفته اند. .............................................................................................................................................. اکارت اهلرس استاد بازنشسته زمین شناسی دانشگاه بن است منوچهر امیرپور :ترجمه حق چاپ: انستیتوگوته اندیشه و هنر ژوئن 2013

باشکوه ترین و زیباترین باغ های اسپانیا (اندلس؛ یادگار تمدن اسلامی)

بسم الله الرحمن الرحیم باشکوه ترین و زیباترین باغ های اسپانیا (اندلس؛ یادگار تمدن اسلامی) . اَندلُس به اسپانیایی Andalucia یکی از ۱۷ بخش خودمختار کشور اسپانیاست با پایتختی شهر سبیا یا سویل. اندلس در جنوب اسپانیا واقع شده و رودخانه گوادالکویر به طول ۶۵۷ کیلومتر از میان این سرزمین پهناور می گذرد. شهرت آن مدیون کاخ ها، مساجد قدیمی و باغ هایی است که یادگار تمدن اسلامی در دوره حکومت مسلمانان در این سرزمین هستند. در سال ۷۱۱ میلادی برابر با ۹۲ هجری قمری دسته ای از مسلمانان به رهبری طارق بن زیاد که نام وی در کلمه جبل الطارق ماندگار شده است توانستند بخش اعظم اسپانیا را فتح کنند. حضور اسلام یکی از درخشان ترین تمدن های بشری را در این منطقه رقم زد. اعراب قلمرو جدید خود را در اسپانیا اندلس می گفتند و شهر قرطبه را به پایتختی برگزیدند. بازمانده های فراوانی از معماری موری (مراکشی) در اندلس به جا مانده است، نامدارترین این آثار کاخ الحمرا در گرانادا، مسکینا در کوردوبا و برج های توره دل اورو و خیرالدا در سویل هستند. یکی دیگر از آثار باستانی مهم آن مدینه الزهرا در نزدیکی کوردوباست. مسلمانان به مدت ۷۸۱ سال بر اندلس و نقاط دیگر اسپانیا حکومت کردند. آب، سایه، رودخانه ها و درختان سرزمین اندلس آدمی را به اعجاب می آورد. در اندلس مناظر نیکو، فراوان به چشم می خورد و بوهای خوش فضا را عطرآگین می کند. در گذر به اندلس پرسه زدن در بوی نارنج و کوچه های تو در تو، تو را مسحور می کند. اندلس طبیعت سحرانگیز و زیبایی دارد… کوه های سرسبز، دشت های زیبا و آواز پرندگان بر روی شاخه درختان … که دل ها را به وجد می آورد و جان ها را به سوی آن می کشاند. در وصف اندلس اسلامی جهانگردان و سیاحان گفته های بسیار دارند که همگی بر یک نکته اشاره و تاکید دارند و آن چیزی نیست جز آنکه اندلس در آن روزگار در قله تمدن و افتخار به سر می برد، چنان که یک نویسنده آلمانی در قرن ۱۰ اندلس را مایه زینت دنیا نامیده است. این بخش از هشت استان شامل سویل، گرانادا، کوردوبا، مالاگا، کادیس، اوئلو، خائن و آلمریا تشکیل شده است. سویل؛ شگفت انگیز و رویایی سویل یکی از شهرهای مشهور اسپانیا و چهارمین شهر بزرگ و پرجمعیت این کشور محسوب می شود. این شهر به نام های سبیا یا سویا نیز شناخته می شود و در بخش خودمختار اندلس و استان سبیا در کشور اسپانیا واقع شده و یکی از مشهورترین جاذبه های گردشگری آن است. این شهر شگفت انگیز اندلسی با زیبایی های عربی، باغ های معطر و زیبا، خلاصه ای از کل اسپانیا است. این شهر به دلیل حکمرانی حکومت های مختلف در طول تاریخ مملو از بقایای حکومت های رومی و اسلامی است و در آن می توان نمادهای مختلفی از تمدن های متفاوت را یافت. این شهر مملو از جاذبه های طبیعی زیبا، موزه ها و بناهای هنری و معماری است. در سرتاسر شهر سویل، موزه های قدیمی متعددی وجود دارد. همچنین از نظر تعداد پارک و باغ، همانندی در کشور اسپانیا ندارد. جاذبه های گردشگری  سویل سویل جاذبه های توریسیتی منحصر به فرد و جشنواره هایی پر هیجان دارد. کلیسای جامع سویل که در قرن ۱۵ میلادی روی بقایای مسجدی ۳۰۰ ساله ساخته شد مهمترین جاذبه تاریخی و گردشگری آن است. این کلیسا همچنین محل دفن کریستوف کلمب، دریانوردی است که قاره آمریکا را کشف کرد. کاخ پادشاهی الکازار از دیگر جاذبه های این شهر است. این کاخ نزدیک کلیسای جامع قرار گرفته و قدیمی ترین کاخ مسکونی در اروپا است که هنوز هم مورد استفاده قرار می گیرد. این مکان در واقع یک اقامتگاه سلطنتی است که پادشاهان اسپانیا در سفر به سویا در آن اقامت می کنند. طبقات بالایی الکازار در حال حاضر در انحصار خانواده پادشاهی در اسپانیاست ولی از دیگر اتاق ها و سالن های الکازار می توان بازدید کرد. کریستوف کلمب در اینجا نقشه سفر به آمریکا را کشیده. در این کاخ می توانید دفتر کار و وسایل او را از نزدیک ببینید. باغ الکازار در قسمت پشتی کاخ پادشاهی، یکی از مراکز تفریحی مردم محلی است و جشنواره ها و برنامه های زیادی در آن برگزار می شود. در فصل بهار می توان چادرهای فرهنگی اسپانیا و بازارچه هایی را که روی سنگفرش های این باغ برپا می شود، تماشا کرد.از این بازارچه ها می توانید سوغات و یادگاری هم تهیه کنید. بادبزن و اشیای تزئینی از سوغاتی های شهر سویل است. فروشگاه های برشکا یا موسیمودوتی هم از مراکز خرید این شهر هستند. در سفر به سویل، یادتان باشد سری هم به پلازا اسپانیا بزنید. پلازا در زبان اسپانیایی به معنای میدان یا هرگونه فضای باز شهری است. این میدان زیبا و بنای فوق العاده آن در سال ۱۹۲۹ میلادی، به طور اختصاصی برای برپایی نمایشگاهی در آن سال طراحی و ساخته شد. بسیاری از ادارات دولتی در این قسمت شهر قرار گرفته اند. نقاشی های دیواری متعددی در این محدوده وجود دارند که دوره های مختلف تاریخی اسپانیا را به تصویر می کشند. برج طلایی هم که یکی از قلعه های تاریخی به جا مانده از قرن ۱۳ میلادی است در شمار جاذبه های توریستی این شهر به شمار امی رود. این برج در حال حاضر موزه دریایی است و گردشگران بسیاری از آن دیدن می کنند. سویل برای کودکان هم جذابیت هایی دارد. پارک بزرگ ایسلا مجیکا یا جزیره جادو، یکی از بزرگترین پارک های تفریحی اروپا است با تعدادی رستوران و حتی هتل که بازی ها و ماجراجویی های آن در خاطر کودکان خواهد ماند. قدیمی ترین میدان گاوبازی اسپانیا در سویل فرصت تماشای مسابقات گاوبازی به عنوان یکی از سرگرمی های مشهور کشور اسپانیا را هم دارید چرا که مشهورترین شهر اسپانیا در مبارزات گاوبازی است. با تمام سختگیری ها و مخالفت هایی که انجمن های حقوق حیوانات نشان داده اند و گاوبازی را ورزش خون معرفی کرده اند، اسپانیا این ورزش را به عنوان ورزشی آیینی و سنتی خودش حفظ کرده و به هر حال نباید فراموش کرد که یکی از جذابیت هایش برای گردشگران همین میدان های گاوبازی است. ماسترانزا (Mastranza) بزرگترین و قدیمی ترین میدان گاوبازی اسپانیا در سویل واقع شده و بزرگترین فستیوال گاوبازی جهان نیز هر سال بعد از عید پاک همزمان با جشنواره بهاره سویل در ماسترانزا برگزار می شود. این بازی همیشه نزدیک غروب آفتاب انجام می شود یعنی زمانی که نیمی از زمین بازی در سایه و نیمی در روشنایی قرار دارد. بفرمایید تاپاس سویل مثل بیشتر سرزمین های اندلیسی، به خاطر تاپاس اش مشهور است. تاپاس (Tapas) نام انواع مواد و غذاهای اشتهاآور خاص مردم اسپانیا است که ممکن است سرد باشد؛ مثل مخلوط روغن زیتون و پنیر یا گرم باشد مانند پاتیلی تاس (ماهی مرکب سرخ شده). معمولا تاپاس را بین زمان اتمام کار تا شام یا در تعطیلات آخر هفته موقع ناهار می خورند.تاپاس فروشی های زیادی در مرکز شهر و اطراف کلیسای جامع انتظار گردشگران را می کشند. تورتیا اسپانیولا (املت سیب زمینی)، پولیو گایگو (هشت پای گالیسی)، آسیتوناس (زیتون)، پاتاتاس براباس (سیب زمینی ادویه دار) و کسو مانچگو (پنیر گوسفندی که از ناحیه مانچا می آورند) از جمله تاپاس های مشهوری هستند که در سویل سرو می شود. عربی ترین شهر اسپانیا کوردوبا معروف به قرطبه یکی از مراکز مهم تمدن و فرهنگ در کشور اسپانیا به شمار می رود. مسلمانان در این شهر مسجدهای بزرگ و زیبایی بنا کرده اند. کوردوبا از جمله شهرهای معروف اسپانیاست که بیشتر گردشگران تمایل دارند آن را ببینند. این شهر آثار تاریخی فراوانی دارد، ضمن اینکه طبیعت آن هم بی نظیر است. کوردوبا در اصل یکی از مهمترین شهرهای امپراتوری روم به شمار می رفته و شاید به همین دلیل بیشتر آثار و جاذبه های اسپانیا در این شهر است. برای سفر به کوردوبا، تابستان بهترین زمان است، چرا که خیابان های سنگفرش با گل های رنگارنگ و معطر پوشانده می شود. در این شهر هتل ها و مسافرخانه های متنوعی وجود دارد و هر مسافر با هر بودجه ای می تواند در آنجا اقامت کند. در کوردوبا با شگفتی ها و آثار تاریخی از جمله پل رومی، مسجد قرطبقه، باغ سرسبز قرون وسطی و کلیسای سانتا مارینا قرار دارند. مسجد و کلیسای جامع کوردوبا که به آن مسکیتا (Mezquita) و بزرگ کوردوبا نیز گفته می شود، یک مسجد اسلامی مربوط به قرون وسطی در شهر کوردوبای اسپانیا است که پس از رواج مسیحیت در اسپانیا، تبدیل به کلیسای جامع کاتولیک شد. این مسجد یکی از کامل ترین آثار تاریخی سبک معماری شمال آفریقا (Moorish) است. پل رومی هم کوردوبا را به بخش جنوبی این ایالت متصل می کند. این پل در زمان امپراتوری رومی ها در اوایل سده یکم پیش از میلاد ساخته و راه اندازی شد. این پل در طول تاریخ بسیار خوب ساختار خود را حفظ کرده و آسیب کمی دیده است. شهر مدینه الزهرا هم از مناطق دیدنی این شهر است. این شهرک که حالت موزه دارد، متریال های مختلفی همچون فلز، سنگ، سنگ مرمر، سفال و شیشه در خود دارد. گرانادا؛ غوطه ور در تاریخ گرانادا، یکی از جاذبه های گردشگری بسیار زیبای کشور اسپانیاست. این شهر که میراث های تاریخی و فرهنگی بسیاری دارد، افراد بسیاری از سراسر جهان به شهر سفر می کنند و از آب و هوای دلچسب آن لذت می برند. در گرانادا بناها و مناظر دیدنی بسیار زیبایی وجود دارد. از جمله آنها می توان به قصرالحمرا اشاره کرد. این شهر به دلیل وجود دانشگاه ها، جشنواره ها و مراکز فرهنگی گوناگون، یکی از با اهمیت ترین شهرهای گردشگری اسپانیاست و بهترین دانشگاه های اسپانیا، از جمله گرانادا، سالامانکا و سانتیاگو کومپوستلا در این شهر واقع هستند. قصر الحمرا «باغ الحمرا یک اثر ناب و بی همتای هنری در جهان است.» الحمرا کاخ – شهر اسلامی واقع در شهر زیبای گرانادا در جنوب اسپانیا در منطقه خشک، گرم و کم آب ناگهان با شهر و کاخی مواجه می شویم که تناسب و رابطه ای با جغرافیای آن منطقه ندارد. نظر مورخان در زمینه تاریخ ساخت کاخ الحمرا متفاوت است اما آنچه مشخص است این کاخ – شهر از آغاز سده چهاردهم میلادی پر جنب و جوش و سرزنده بوده است. این قصر با نام قصر سرخ نیز شناخته شده و محل اقامت خلفای مسلمان شهر گرانادای اسپانیا بوده است. الحمرا بالای تپه ای در جنوب شرقی گرانادا ساخته شده است و یکی از شاهکارهای معماری مسلمانان محسوب می شود. اطراف این قصر دیوارهای مستحکم و بیش از ۱۰ برج دفاعی کشیده شده است. قصر کارلوس پنجم این قصر مربوط به دوران حکومت کارلوس پنجم است و در نزدیکی قصر الحمرا قرار گرفته است. این قصر در حال حاضر یکی از میراث های تاریخی کشور اسپانیا محسوب می شود. معماری این شهر واقعا یک شاهکار معماری منحصر به فرد است. از بالا که به این قصر جالب توجه نگاه می کنیم یک مربع را می بینیم که در خود یک دایره را جای داده است. دایره، در واقع، حیاط بناست و مربع اطراف آن خود بنا را تشکیل داده است. قصر سان نیکولاس این منطقه نمایی از کل شهر گرانادا را زیر پای تان می گذارد. قصر الحمرا و کوه های زیبای سیرانوادا در پس زمینه آن، نمای بسیار رویایی را به وجود آورده اند. این نقطه از شهر گرانادا با سنگفرش های زیبا، محیطی بسیار آرامش بخش برای مسافران محسوب می شود. در آنجا می توان به معنای واقعی کلمه، فرهنگ محلی و موسیقی اسپانیایی را درک کرد. این قصر در محله قدیمی شهر گرانادا واقع شده است. غذا و سوغات در گرانادا هم تاپاس از غذاهای پرطرفدار به شمار می رود. کوسکوس عربی و جوجه های برزیلی خوشمزه ای هم در رستوران های این شهر سرو می شود. همچنین می توانید تورتیلا ساکرومونته را هم امتحان کنید؛ املتی خوشمزه که آشپزهای گرانادایی استاد طبخ آن هستند. فرش های دستباف، ظروف سرامیکی و زیورآلات در شمار سوغاتی های گرانادا است. یکی از بازارهای شهر گرانادا، بازار پسکادریا است که می توانید اشیای تزیینی و صنایع دستی این شهر را تهیه کنید. مالاگا؛ زادگاه پیکاسو مالاگا یکی از شش شهر بزرگ اسپانیا در کنار سواحل زیبای دریای مدیترانه قرار گرفته است. این شهر یکی از خوش آب و هواترین مناطق اروپاست که با داشتن ۳۲۰ روز آفتابی در سال به سرزمین سواحل آفتابی (COSTA DEL SOL) معروف است. به دلیل همین شرایط آب و هوایی بی نظیر، سالانه بازدیدکنندگان بی شماری از سراسر دنیا خصوصا شمال اروپا به این منطقه مسافرت می کنند و همین مسئله باعث شده است که منطقه COSTA DEL SOL دارای امکانات رفاهی فراوانی از قبیل مدارس بین المللی سه زبانه، دانشگاه های عالی، مراکز درمانی و بیمارستان های بین المللی، مراکز خرید، مراکز تفریحی مانند پارک آبی، باغ وحش، زمین های گل، آکواریوم دریایی، پارک دلفین و صدها جاذبه توریستی در کنار سواحل زیبای مدیترانه باشد. شهر مالاگا توسط فنیقی ها بنا نهاده شده و قدمت آن به ۷۷۰ سال پیش از میلاد مسیح می رسد. مالاگا در آن زمان جزیی از امپراتوری عظیم روم باستان بوده است. بعد از آن، به عنوان یکی از شهرهای بسیار مهم پادشاهی مردم شمال آفریقا شناخته شد. در هر گوشه این شهر، یک اثر تاریخی وجود دارد. بیشتر گردشگران برای بناهای تاریخی، هنری و معماری متنوع و ساحل زیبا به این شهر قدیمی مسافرت می کنند. مالاگا جزو شهرهای ایده آل برای تفریح و گردش است. در این شهر انواع بناهای معماری، تاریخی و هنری زیبا را می توان دید که تعدادی از آنها قرن ها قدمت دارند. سواحل زیبا و آب و هوای مناسب به همراه رستوران ها و کافه های زیبا از دیگر جاذبه های این شهر ساحلی به شمار می روند. علاوه بر اینها مالاگا محل تولد مشهورترین هنرمندان اسپانیا هم بوده است. پابلو پیکاسو نابغه هنر نقاشی، مجسمه و سرامیک زاده مالاگاست. آنتونیو باندراس بازیگر سینما هم که با نقش زورو به محبوبیت رسیده همشهری پیکاسو است. طعم هایی که نچشیده اید در مالاگا طعم هایی را می چشید که تا به حال تجربه نکرده اید. حقیقت این است که غذاهای مالاگا از آنچه فکر می کنید هم خوشمزه تر هستند. در مالاگا بهتر است روزتان را با یک صبحانه اسپانیایی شروع کنید؛ یک بشقاب تخم مرغ که با سبزیجات تزیین شده است. «مولات آنتکرا» می تواند شما را برای یک روز کامل سیر نگه دارد. این بشقاب صبحانه شامل برش نازکی از نان مخصوص، تخم مرغ پخته شده با روغن زیتون، کوجه فرنگی تازه و گاهی هم پوره است. اگر علاقه مند به غذاهای آبکی هستید، گاشا را در مالاگا حتما امتحان کنید؛ یک سوپ که از آرد پخته شده، شیر، عسل و سس چاشنی تهیه می شود. بشقاب برنج تند همراه با کاد هم طعم خاصی دارد که فقط مخصوص مالاگاست. خوردن ماهی ساردینی که همان لحظه از دریا گرفته شده یکی از لذت های بزرگ زندگی است که شما می توانید در سواحل مالاگا آن را تجربه کنید. آخوبلانکو (ajoblanco) که معنی تحت الفظی آن (سیر سفید) است یک غذای سنتی از منطقه آندلس اسپانیا است. ممکن است ریشه این غذا در خوراک رومی ها یا شاید در خوراک یونانی ها باشد. محبوبیت این غذای خنک باعث شده که هر ساله مراسم هایی در رابطه با این غذا در اسپانیا برگزار شود. این غذا که در اصل نوعی سوپ سرد است، گزینه مناسبی برای تابستان است. می توانید آن را در عرض نیم ساعت و حتی کمتر به راحتی درست کنید. حتما غذاهای محلی را امتحان کنید. در اسپانیا غذاهای دریایی بسیار خوشمزه و متنوع هستند و امتحان آنها حتی به کسانی که اهل غذای دریایی نیستند پیشنهاد می شود. در مناطق مختلف مالاگا از رستوران های محلی مشاهده می شود تا رستوران های کاملا لوکس و مجهز. توریست ها می توانند در مالاگا از رستوران های ساحلی تا کافه های سنتی و پخت ماهی های ساردین در جلوی روی خودشان با سیخ کباب های مخصوص که البته بسیار لذیذ هستند لذت ببرند. همچنین در خاطر داشته باشید که ماربلا واقع در استان «مالاگا» به یک مقصد اصلی برای دوستداران غذا تبدیل شده و دوستداران غذا از هر نقطه دنیا برای چشیدن انواع غذاهای اروپایی؛ آسیایی به این ناحیه سفر می کنند. رستوران های بزرگ، زمین های حرفه ای تنیس و میزبانی جشنواره ها و کنسرت های بین المللی بهترین جاذبه های این منطقه هستند. رستوران های ماربلا ارائه کننده غذاهای لذیذ با خاص ترین شیوه های آشپزی در دنیا هستند. البته ماربلا فقط به سواحل و مناظر طبیعی زیبا محدود نمی شود و بناهای تاریخی و معماری زیبایی نیز در این شهر وجود دارند. میراث باقی مانده از تمدن های گذشتگان و قصرها و قلعه های پادشاهان قدیمی نیز از دیگر جاذبه های شهر ساحلی ماربلا به شمار می روند. .......................................................................................................... منبع: اوقات خوش

مروری بر تفاوت نگاه غرب و اسلام به حیوانات(استاد رحیم پور ازغدی)

بسم الله الرحمن الرحیم مروری بر تفاوت نگاه غرب و اسلام به حیوانات (استاد رحیم پور ازغدی)   برنامه «طرحی برای فردا» که هر هفته به مدت یک ساعت از شبکه یک سیما پخش می‎شود، عصر جمعه 27 خرداد ماه سال جاری به مناسبت هفته جهاد کشاورزی به سخنرانی سال قبل رحیم‎پور ازغدی در جمع دامپزشکان اداره کل دامپزشکی خراسان رضوی اختصاص داشت و با انتقاد وی از شیوه مرغداری امروزی همراه بود. به گزارش حکیم مهر، حسن رحیم‏ پور ازغدی در ابتدای سخنرانی خود گفت: چون در خدمت دوستانی هستیم که با دام و تأمین سلامت آن و مسئله دامپزشکی سر و کار دارند، موضوع این بحث را هم به همین مسئله اختصاص داده‎ایم. عضو شورایعالی انقلاب فرهنگی با تبیین دو نوع نگاه به طبیعت و حیوانات اظهار کرد: نگاه به حیوانات که تجسم برجسته آن در نظام سرمایه داری دیده می‎شود مبتنی بر استثمار و کسب سود بدون حفظ حرمت و حقوق حیوان یا گیاه است و در مقابل آن هم نگاهی توحیدی قرار دارد. وی افزود: نگاه توحیدی به معنای نفی سود نیست و چه بسا برخی برخلاف فرهنگ اسلامی فکر می‎کنند طبیعت مانند مادر مقدس است و نباید به آن دست زد، در حالی‎که در اسلام از یک سو می‎گویند هر روز نباید گوشت خورد و از سویی دیگر می‎گویند اگر کسی چهل روز گوشت نخورد در گوش وی باید اذان گفت و این نگاه حاکی از کسب منفعت بدون اسراف و تبذیر و مبتنی بر اعتدال است. رحیم‎پور با اشاره به روایات و فتاوای مختلف درباره مسئله دامپزشکی و بخصوص حقوق حیوانات گفت: از اینگونه روایات و فتواها معلوم می‎شود دامداری و دامپزشکی هم به اسلامی و غیراسلامی تقسیم می‎شود. وی سپس به بیان 4 سطح در منابع اسلامی درباره برخورد با حیوانات پرداخت و سطح اول را مسائل مالی و اقتصادی معرفی کرد. رحیم‏پور گفت: به فرموده حضرت رضا علیه السلام که ضامن آهو و به فکر تأمین امنیت حیوان است، خداوند از نوعی برخورد با مسائل مالی که باعث ضایع شدن ثروت می‎شود بیزار است و لذا باید در کار ما و برخوردمان با حیوان یک عقلانیت اقتصادی هم وجود داشته باشد. وی افزود: باید دانست انسان به مصداق روایت انکم مسئولون عن البقاع و البهائم، درباره حیوانات و حتی مکان‎ها و محیط زیست و اشیاء هم مسئول است و در قیامت بازخواست می‎شود. عضو شورایعالی انقلاب فرهنگی در ادامه اظهار کرد: مسئله بهداشت هم مهم است و تقسیم خوردنی‎ها به حلال و حرام به دلیل تأثیری است که گوشت از نظر جسمی و یا اخلاقی در انسان می‎گذارد و لذا به دلیل همین اهمیت فقهای ما می گویند وقتی دلیلی بر جواز و حلال بودن نداریم باید اصل را بر منع بگذاریم و این یعنی حفظ کرامت انسان که هر چیزی نباید بخورد و از سویی به موجود زنده هم احترام گذاشته شده تا هر موجودی را نشود خورد. رحیم پور سطح دیگر مناسبات بین انسان و حیوان را علمی عنوان کرد و گفت: بر اساس روایات هر فردی که کار غیرعلمی می‏کند کارش غیردینی است و اگر کسی در کاری وارد شود که تخصصی در آن کار ندارد فعل حرام انجام داده و به امت خیانت کرده است. وی افزود: اگر فردی درباره یک حیوان تصمیمی بگیرد که موجب وارد شدن ضرر به آن حیوان شود در قبال اینکار مسئول است و بر اساس روایات باید هر فرد از جمله دامپزشک در صدد افزایش علم خود و دانایی بیشتر باشد. عضو شورایعالی انقلاب فرهنگی در ادامه گفت:  در روایات است که اگر پزشک یا دامپزشک با جان انسان یا حیوانی بازی کند حکومت می‎تواند وی را زندانی کند و لذا می گویند پزشک یا دامپزشک مثل قاضی اگر عصبانی است معالجه نکند. رحیم‏پور سپس به مسئله احساسات حیوانات اشاره کرد و گفت: وقتی در روایت می‎بینیم که وقتی می‏خواهید حیوان را ذبح کنید، چاقو را نباید جلوی حیوان تیز نمایید یا اگر به حیوانی غذا یا علوفه نشان دهید و به این دلیل به سمت شما بیاید و بعد غذا به او ندهید خیانت کرده‏اید این مسائل را باید نشانه لزوم توجه به احساسات حیوانات بدانیم. وی در ادامه بیان کرد: گاهی در مرغداریها که می‏رفتم با خودم فکر می‎کردم اگر پیامبر (ص) و انبیاء الهی بودند اجازه می‏دادند ما مثل امروز مرغ را در قفس بگذاریم و فقط برایمات تخم بگذارد رحیم‏پور با انتقاد از شیوه مرغداری امروز که مبتنی بر کسب سود است آنرا نشانه تفکر سرمایه‎داری دانست و گفت: آیا مرغداری امروز ما اسلامی است یا نشانه‏ای از تفکر سرمایه‎داری است که در آن زجر حیوان مهم نبود و تنها باید آنقدر تخم بگذارد تا بمیرد و این در حالی است که پیامبر اکرم (ص) در توجه به حقوق حیوانات تا آنجا پیش رفته‏اند که فرموده‏اند طویله و آغل حیوان را هم باید آنطور تمیز کنید که بتوانید در آن نماز بخوانید! عضو شورایعالی انقلاب فرهنگی در ادامه گفت: در روایت است که اگر آب بینی گوسفندی جاری است، چون مایه آزار حیوان و سختی تنفس است بر صاحب حیوان یا دامپزشک واجب است که آنرا تخلیه کند تا حیوان زجر نکشد. وی با ذکر نمونه‏هایی از توجه پیامبر اکرم (ص) به حقوق حیوانات افزود: پیامبر (ص) فرموده‎اند که حیوانات متوجه می‎شوند چطور به آن‎ها نگاه می‎کنیم و حتی وقتی به ایشان عرض شد که خانمی گربه‎ای را بسته و به آن آب و غذا نداده تا بمیرد آن زن را جهنمی معرفی فرمودند. رحیم‎پور همچنین گفت: توجه به حقوق حیوانات در سیره امامان معصوم (ع) دیده می‏شود از جمله آنکه برده‎ای به سگی غذا داد و امام حسین‏(ع) که از وی علت کارش را پرسید و برده نگاه سگ را مایه این کار عنوان کرد، حضرت ضمن آزاد کردن برده باغ صاحبش را هم خرید و به وی هدیه داد. (توضیح: ظاهراً این داستان منسوب به امام حسن علیه السلام است) وی در ادامه با انتقاد از شکار تفریحی و حرام عنوان کردن این کار گفت: در فقه ما می‎گویند کشتن حیوانی که به تو آسیب نمی‎رساند حرام است و بر اساس قرآن هم اگر یک نفر را بکشی انگار همه مردم را کشته‎ای و اگر جانی را نجات دهی انگار کل بشر را نجات داده‎ای. رحیم‎پور با اشاره به رفتار عالمان دینی و مردان الهی در قبال حیوانات افزود: مرحوم {آیت الله} میرزا جوادآقای تهرانی که مرد معنوی و بزرگی بود یک بار از خانه که خارج شده بود در میان راه برگشت و وقتی علت را پرسیدند گفته بود مورچه‎ای روی عبایم بود و لذا به خانه برگشتم و مورچه را همانجایی که روی عبایم آمده بود گذاشتم تا مسیرش را گم نکند. وی در ادامه سخنرانی خود به ذکر نمونه‎ای از توجه حضرت علی (ع) به مسئله حقوق حیوانات پرداخت و گفت: امیرالمؤمنین علی علیه السلام فرموده‎اند اگر به من بگویند که یک دانه گندم یا جو را از دهان مورچه‎ای که در حال حرکت است بگیر – و حتی مورچه را نکش – و در ازاء این کار همه حکومت و ثروت عالم را بگیر، به خدا سوگند اینکار را نخواهم کرد. رحیم‎پور پزشکی و دامپزشکی را حرفه‎هایی مقدس و مستوجب پاداش الهی دانست و گفت: فقها می‎گویند وجود کسانی بعنوان مسئول بهداشت چه برای انسان و چه برای حیوان واجب کفایی است و لذا اگر جامعه‎ای پزشک و دامپزشک کم دارد بر همه واجب است درس بخوانند تا این خلاء به حد کفایت پر شود. وی در ادامه به ذکر برخی سفارشات پیامبر اکرم (ص) درباره حقوق حیوانات پرداخت و گفت: رسول اکرم (ص) وقتی دیدند فردی شتری را کناری بسته ولی جهاز پشت شتر را پایین نیاورده فرمودند از قول من به صاحب این شتر بگویید خود را برای محاکمه در روز قیامت آماده کند. عضو شورایعالی انقلاب فرهنگی افزود: پیامبر اکرم (ص) سفارش می‎فرمودند وقتی سفر می‎کنید حتی‎الامکان حیوان را از مسیرهای سرسبز و نه خشک و بدون آب و علف ببرید تا گرسنگی و تشنگی نکشد. رحیم‎پور ازغدی همچنین گفت: به فرموده پیامبر اکرم (ص) انسان حق ندارد جنازه حیوان را بسوزاند یا مثله کند یا زنبور عسل را بکشد و بی دلیل از بین ببرد. وی با بیان این نکته که امروز چقدر از این سفارشات در کشتارگاهها و دامداریهای ما اجرا می‎شود و آیا نگاه ملحدانه و صرفاً اقتصادی حاکم است یا نگاه توحیدی گفت: پیامبر (ص) فرمودند پشت حیوانات را صندلی نکنید و به جایی از حیوانات بخصوص صورت که روح دارد و با آن خدا را تسبیح می‏‎کند ضربه نزنید. رحیم‎پور ازغدی به نمونه‎ای از سفارش امیرالمومنین (ع) در جمع‎آوری مالیات اشاره کرده و گفت: حضرت علی (ع) به نیروهای مالیاتی دستور داد بین شتر و بچه شیرخوارش فاصله نیندازند. وی افزود: در روایات از معصومین علیهم السلام است که شیر حیوان را با نگاه سرمایه‎داری آنقدر ندوشید که به فرزندش نرسد، در سوار شدن حیوان را خسته نکنید، میان شتران در سواری عدالت برقرار کنید و در روز ساعاتی را به استراحت حیوان اختصاص دهید. رحیم‎پور همچنین گفت: حتی در مورد ذبح از امام باقر (ع) روایت است که رفیقانه، با مدارا و بدون خشونت اینکار را انجام دهید و در روایت است که حیوانی را جلوی چشم حیوان دیگر ذبح نکنید و حتی به حیوانات فحش هم ندهید! عضو شورایعالی انقلاب فرهنگی در ادامه افزود: در روایت است که در دادگاه شهادت کسی که جلوتر از همه در بین حجاح رسیده قبول نکنید چون عادل نیست و حیوانش را تندتر دوانده و به اصطلاح امروزی تخت‎گاز آمده و سبب آزار حیوانش شده است. وی با اشاره به مراعات حقوق حیوان توسط پیامبر اکرم (ص) گفت: در روایت است که پیامبر (ص) یکبار می‎خواستند وضو بگیرند که گربه‎ای جلو آمد و ایشان آب وضوی خود را جلوی گربه گذاشتند تا سیراب شود و سپس وضو گرفتند. رحیم‎پور ازغدی در پایان سخنرانی به نمونه‎ای از فتاوای فقها هم اشاره کرد و گفت: فقها می‎گویند هر جانداری که در اختیار کسی باشد باید وسایل زندگی، بهداشت و آسایش آنرا فراهم کند و گرنه حرام است آن را حیوان را نگه دارد. وی با بیان این نکته که در روایات آمده که نگهداری حیوان در خانه مستحب است و باعث برکت می‎شود گفت: باید دانست این مستحب بودن به معنای قاطی شدن با حیوان و به اتاق خواب بردن حیوان نیست. رحیم‎پور افزود: با برخی حیوانات هم نظیر سگ و خوک که نجس هستند باید حریم حفظ کرد. وی با توضیح کوتاهی درباره نجاست سگ گفت: نجاست سگ به معنای این نیست که تعابیری نظیر وفاداری و مهربانی و هوش این حیوان که بعضاً در روایات هم هست را نادیده بگیریم و این حیوان را پلید بدانیم و به آن ظلم کنیم، بلکه معنایش این است که نباید با این حیوان قاطی شد. رحیم‎پور همچنین گفت: مهربانی به حیوانات از جمله سگ ارتباطی با نجاست این حیوان ندارد و حتی یکی از علمای بزرگ را پس از مرگش در خواب دیده بودند که وی گفته بود در عالم برزخ به دلیل عبایی که در یک شب سرد برفی روی سگی که زجر می‎کشید در یک کوچه کشیدم پاداش فراوانی به من داده‎اند. وی سخن خود را با این عبارت به پایان برد که اینقدر صحبت کردم اما آخر هم متوجه نشدم این مرغ را چطور در قفس می‎گذارند تا تخم بگذارد؟! واقعاً یک لحظه خودتان را بجای آن مرغ بگذارید!

فهرست توصیفی دست‌نوشت‌های کشاورزی و فلاحت دوره اسلامی

بسم الله الرحمن الرحیم  فهرست توصیفی دست‌نوشت‌های کشاورزی و فلاحت دوره اسلامی   مولف : دکتر یوسف بیگ بابا پور  نشر : سفیر اردهال  این کتاب فهرست توصیفی دست‌نوشت‌های کشاورزی و فلاحت دوره اسلامی در کتابخانه‌های ایران و برخی کتابخانه‌های جهان است. این فهرست شامل معرفی کتب کشاورزی و فلاحت موجود در کتابخانه‌های ایران است که تا به حال فهرست و منتشر شده است، و نیز حدود ده کشور مختلف نیز فهارسشان بررسی و به آن افزوده شده است. ترتیب آثار ابتدا به صورت الفبایی ذکر شده، سپس نام مولف و حتی الامکان تلفظ لاتین هر یک ذیل آن آورده شده است. بعد کتابشناسی مشتمل بر سال‌ تألیف، مهدی الیه، ابواب و فصول و ساختار کتاب از فهرست نویسیان مختلف با ذکر منبع، در آخر بخش کتاب شناسی مراجع و منابع ذکر شده و در نهایت نیز نسخه شناسی با ارجاع به شماره نسخه و فهرست کتابخانه موردنظر. این کتاب به اهتمام یوسف بیگ باباپور در سال 93 از سوی انتشارات سفیراردهال در 167 صفحه منتشر شده است.

پیامبر (ص) دو بار نماز باران خواندند

بسم الله الرحمن الرحیم  پیامبر (ص) دو بار نماز باران خواندند، هفت شبانه روز باران می بارید   گفتگو با حجت الاسلام و المسلمین جعفری پور  پیامبر (ص) دو بار نماز باران خواندند، هفت شبانه روز باران می بارید. خبرگزاری شبستان:مشهور است که پیامبر (ص) دو بار یکی در سال ۶ هجری و دیگری در سال ۹ هجری بعد از غزوه تبوک نماز باران خواندند و در هر دو، نماز بارید به حدی که هفت شبانه روز باران می بارید. . خبرگزاری شبستان – سرویس قرآن و معارف: "مشهور است که پیامبر (ص) دو بار یکی در سال 6 هجری و دیگری در سال 9 هجری بعد از غزوه تبوک نماز باران خواندند و در هر دو،  نماز بارید به حدی که  هفت شبانه روز باران می بارید و طوری شد که مردم آمدند نزد پیامبر اکرم و گفتند یا رسول الله! دعا کنید که باران قطع شود که نزدیک است سقف خانه های ما فرو بریزد و حضرت دعا کردند که خدایا این باران را به مناطق غیر مسکونی و به دشت ها بفرست." آنچه در ادامه می آید بخش اول گفتگوی سرویس قرآن و معارف خبرگزاری شبستان با حجت الاسلام و المسلمین ابوالفضل  جعفری پور، مدرس مرکز تخصصی نماز درباره پیشینه نماز باران از صدر اسلام تا دوره معاصر و آداب این نماز است. . همچنان که اطلاع دارید در چند سال اخیر اقلیم خشک ایران شاهد خشکسالی و کاهش نزولات آسمانی است و بخشی از مردم مومن و معتقد ما در برخی از استان های کشور به نماز باران متوسل شده اند. گاه در برخی از شبکه های اجتماعی موافقان و مخالفان صف آرایی می کنند و نسبت به تاثیر این حرکت ها تردید دارند و مثلا می گویند موضوع به گرمایش جهانی و  مساله اقلیمی مربوط است و نمی توان با این شیوه ها کاری را از پیش برد در حالی که ما در باورهای خود معتقد به تاثیر نماز باران در بارش نزولات هستیم. می خواستم از حضرتعالی درباره پیشینه این موضوع بپرسم؟ نکته اولی که می خواهم عرض کنم این است که باریدن باران در اثر نماز، جلوه ای و نمونه ای از قدرت الهی است و ما نمونه های بسیاری در تاریخ چه در زمان پیامبر (ص) و معصومین علیهم السلام و چه حتی در دوره معاصر به عنوان شاهد و گواه می توانیم بیاوریم. خب درخواست باران از طریق نماز یک درس توحیدی است. در خشکسالی و در بی آبی تنها خداوند است که با فرستادن باران، رحمت خود را بر سر بندگان می گستراند،  همچنان که در قرآن می فرماید:‌ "وَهُوَ الَّذِی أَرْسَلَ الرِّیَاحَ بُشْرًا بَیْنَ یَدَیْ رَحْمَتِهِ وَأَنزَلْنَا مِنَ السَّمَاء مَاء طَهُورًا - لِنُحْیِیَ بِهِ بَلْدَةً مَّیْتًا وَنُسْقِیَهُ مِمَّا خَلَقْنَا أَنْعَامًا وَأَنَاسِیَّ كَثِیرًا."  توجه کنید که خداو ند می فرماید اوست که از آسمان این آب طهور و پاک را می فرستد. یا در آیه ای دیگر می فرماید:  "ُقلْ أَرَأَيْتُمْ إِنْ أَصْبَحَ مَاؤُكُمْ غَوْرًا فَمَنْ يَأْتِيكُمْ بِمَاءٍ مَعِينٍ / بگو: چه تصوّر می‌کنید؟ اگر آب به زمین فرو رود. کیست که باز آب روان و گوارا برای شما پدید آرد؟" نکته دوم پیش از آن که وارد سوال شما شویم آنچه در احادیث ما پررنگ است این است که اعمال انسان ها در بارش و نباریدن باران موثر است. البته از این حرف این برداشت  صورت نگیرید که اگر باران نمی آید الزاما به این معناست که مردم گنهکار هستند اما در روایاتی از پیامبر (ص) داریم که اگر خداوند بخواهد غضب کند این غضب به واسطه نباریدن باران و گرانی و تسلط اشرار صورت می گیرد یعنی می بینید که تجار، تجارت می کنند اما سودی حاصل نمی شود و درخت ها از آب باران سیراب نمی شوند و نهرها پرآب نمی شود و اشرار بر آن قوم مسلط می شوند. این روایت نشان می دهد که مساله گناه با دریغ شدن رحمت خداوند بی ارتباط نیست. در روایتی از امام صادق (ع)  آمده است که اگر زمامداران در داوری درست حکم نکنند و ظلم و ستم پیشه کنند باران آسمان قطع می شود. در این روایت، کفران نعمت و نپرداختن زکات و کم فروشی و ترک امر به معروف و نهی از منکر از عوامل و اسباب قطع باران معرفی شده اند. اما درباره پیشینه نماز باران عرض می کنم که سنت خواندن نماز باران از زمان پیامبران گذشته رایج بوده که نزول باران به واسطه دعا یا نماز یا نیایش اتفاق می افتاده است.  در روایتی از امام صادق علیه السلام داریم که حضرت سلیمان با اصحاب خود برای نماز به بیرون شهر می روند و در راه به مورچه ای برمی خورند که یکی از دستان خود را رو به آسمان کرده و دعا می کند که خدایا ما از مخلوقات ضعیف تو هستیم و به سبب گناهان انسان ها ما حیوانات را هلاک نکن. در واقع روایت می گوید که این طور نیست که فقط با دعا و خواست انسان ها نماز ببارد چه بسا بارش باران به واسطه دعا و درخواست موجودات دیگر از جمله حیوانات است که خداوند مرحمت می کند و باران ها را فرو می فرستد. مساله دیگر که در روایات ما هست این که صرف دعا کردن مهم است ولو این که شخص گنهکار باشد و خود این که شخص بداند گنهکار است اما به حالت انابه و تضرع و توبه رو به خداوند کند دعای او مستجاب می شود. همچنان که داریم فرعون با این که بسیار گنهکار بود اما به خاطر این که در نزد خداوند اقرار کرد که خداوند تویی به سبب این اقرار به عجز خداوند باران رحمت خود را فرو فرستاد و رود نیل پر از آب شد. درباره پیامبر (ص) و نمازهای باران حضرت در روایت ها و احادیث به چه مواردی اشاره شده است؟ مشهور است که پیامبر (ص) دو بار یکی در سال 6 هجری و دیگری در سال 9 هجری بعد از غزوه تبوک نماز باران خواندند و در هر دو،  نماز بارید به حدی که  هفت شبانه روز باران می بارید و طوری شد که مردم آمدند نزد پیامبر اکرم و گفتند یا رسول الله! دعا کنید که باران قطع شود که نزدیک است سقف خانه های ما فرو بریزد و حضرت دعا کردند که خدایا این باران را به مناطق غیر مسکونی و به دشت ها بفرست. یا در زمانی که امیرالمومنین (ع)  حاکم جامعه اسلامی بودند نماز باران خواندند و بعد از نماز، خطبه ای را خواندند که در واقع خطبه 105 نهج البلاغه است.  می دانید که یکی از شرایط نماز باران این است که به جماعت خوانده شود و وقتی نمازی به جماعت خوانده می شود حتما  باید خطبه ای در آن نماز خوانده شود. حضرت در این خطبه شرط ها و توصیفات متعددی می گذارند برای این که این باران سودمند باشد و می فرمانید: "اللَّهُمَّ سُقْیَا مِنْکَ مُحْیِیَةً مُرْوِیَةً، تَامَّةً عَامَّةً، طَیِّبَةً مُبَارَکَةً، هَنِیئَةً مَرِیعَةً، زَاکِیاً نَبْتُهَا، ثَامِراً فَرْعُهَا، نَاضِراً وَرَقُهَا، تُنْعِشُ بِهَا الضَّعِیفَ مِنْ عِبَادِک، وَتُحْیِی بِهَا الْمَیِّتَ مِنْ بَلاَدِکَ / بارالها ! بارانى حیات بخش، سیراب کننده، کامل، همگانى، پاکیزه، پربرکت، گوارا و خرّمى بخش از ناحیه خودت بر ما نازل فرما ! بارانى که گیاهانى پربرکت با شاخه هاى پر ثمر و برگهاى سرسبز و پرطراوات برویاند، آن گونه که بندگان ضعیفت را با آن توان بخشى و سرزمینهاى مرده را با آن زنده کنى."

تاثیر فرهنگ و تمدن اسلام در اروپا

بسم الله الرحمن الرحیم  تمدن اسلامی . تاثیر فرهنگ و تمدن اسلام در اروپا به قلم دکتر زیگرید هونکه . شکوفایی تمدن اسلامی دوبرابر تمدن یونان بود و همین مسلمانانند که خیلی مستقیم تر و چندجانبه تر از یونان، جهان غرب را تحت تاثیر قرار دادند. به گزارش رهیافتگان (پایگاه جامع مبلغین و تازه مسلمانان )“فرهنگ اسلام در اروپا” یا “خورشید الله بر فراز مغرب زمین” نام کتابی است از دکتر زیگرید هونکه پژوهشگر آلمانی با ترجمۀ مرتضی رهبانی. نویسنده در این اثر به تاثیرات عمیق فرهنگ و تمدن اسلامی بر اروپا و رنسانس می پردازد و نیز به اقتباس های غربی ها، از اکتشافات و اختراعات اندیشمندان مسلمان. اختراعات و اکتشافاتی که معتقد است غربی ها آنها را از مسلمانان گرفته و به نام خود ثبت کرده اند: «تمدن اسلامی تعداد زیادی کشفیات گرانبها و اختراعات در همه بخش های علم تجربی به مغرب زمین هدیه کرده است که بعدها اکثر آن ها رانویسندگان اروپایی دزدانه به حساب خود گذاردند.» ص۳۱۱-۳۱۲ **************** «با وجود این که دنیای اسلام ۱۳۰۰ سال است پیش روی اروپا قرار دارد اما اطلاعات اروپاییان در این باب کمتر از اطلاعاتشان از بعضی تمدنها و ملت‎های انحطاط یافته دیگر است. آن مقدار اطلاعات قلیلی هم که دارند اکثرا غلط است. و با وجود اینکه وزرا و تجار اروپایی با فعالیت زیاد بسوی صاحبان چاههای نفت که برای صنایع غربی چیزی حیاتی است می شتابند، شناختشان از ملل اسلام و تمدن آن و کارهای علمی و صنعتی اش، و از سهیم بودن مسلمانان در تمدن غرب و تمدن جهان، آنجا که از پیشداوریهای کهنه نباشد، حداقل محدود بمقداری قضاوت تحجر یافته ملت غرب است و این گناه به گردن آن نوع تاریخنویسی غربی است که در اروپا صدها سال با احتمالات به غلط رهبری شده‌ای که در بین مسیحیان رایج بوده شمایلش را ناموزون کرده، کارهای عظیم تمدن اسلامی را خفیف جلوه داده و جعل نموده است و همچنان از بیان حقایق دم فرو بسته است حتی تاریخ نویسان جدید هم به این تاکتیک خفیف کردن و کوچک جلوه دادن و توطئه سکوت ادامه داده اند. تاکنون خودآگاهی اروپایی از تاریخ جهان، حتی ادبیات، هنر و تاریخ علم چنین بود که از مصر قدیم و بابل بطور سرسری شروع می کرد تا با افسوس در یونان و رم تأمل کرده و با توجهی کوتاه به طرف بیزانس، سراغ قرون وسطای مسیحیت و بالاخره عصر جدید برود. برای اینها نه اروپای قبل از قرون وسطی ارزش توجه کردن داشت و نه آنچه همزمان قرون وسطای اروپا در جاهای دیگر جهان بوقوع پیوست. ولی کسی صحبت به میان نمی آورد که در این مدت قرون وسطی نزدیکترین همسایه اروپا یعنی مسلمانان در مدت هشتصد سال پیشرو جهان بوده اند. شکوفایی تمدن اسلامی دوبرابر تمدن یونان بود و همین مسلمانانند که خیلی مستقیم تر و چندجانبه تر از یونان، جهان غرب را تحت تاثیر قرار دادند.  ‎ چه کسی ازاین واقعیت باخبر است و چه کسی از آن در تاریخ یاد کرده است؟ اگر تاریخ نویسان اروپایی ارزش اعتبار یونانی را بحساب می آورند، خود این برحسب اجبار صورت می گیرد. و آنچه این تاریخ نویسان اروپایی در مورد نقش هشتصد ساله تمدن اسلامی بیان می کنند این است که مختصرا می گویند مسلمانان سبب رساندن گنجینه تمدن یونان به اروپا بودند. این تنها چیز مثبتی است که اروپایی ها درباره اعراب و مسلمانان اظهار کردند، در حالیکه با این بیان، نقش مسلمانان را به حد یک نامه رسان تاریخ تخفیف می دهند که گویی اینان بسته تمدن یونان قدیم را از لای در به داخل اروپای غربی فرو کرده و رفته اند. در همین چند سال قبل کتابی منتشر شد درباره تاریخ علم و تمدنِ اروپا که از ابتدا تا گالیله، کپلر و نیوتون در آن بحث شده بود.یعنی از ابتدای تاریخ تا سال۱۶۴۲میلادی. در یک چنین کتاب ۶۰۰ صفحه‌ای همه آنچه مربوط به اعراب اسلامی بود فقط در دو صفحه سر و ته اش را هم آورده بود. این نویسنده، اضافه بر این، با روشی مصمم و تحقیرآمیز فعالیت های چندجانبه تمدن و کارهای علمی و هنری و صنعتی مسلمانان را که اروپا و بشریت از آن سپاسگذار می باشند نمره مردود عطا کرده است. او می نویسد: «با وجود این مسلمانان تنها وسیله حفاظت و دست بدست دادن تمدن بودند. اینها فقط دارای روش علمی محقرانه و خودجوشی کمی بودند…اینان روی گنجینه علوم یونانی کار چندانی نکردند تا آن علوم برایشان مثمرثمر واقع شوند.به تئوری کم اهمیت می دادند…باین ترتیب ارثیه یونانی بارآور نشده ماند.» با توجه به اینچنین قضاوتهای غلط، بنظر می آید وظیفه تاریخی، بالاخره باید نسبت به تمدن اسلامی احقاق حق شود. احقاق حق کسانی که تاکنون عیسویت و ناسیونالیسم اروپایی عاجز از داوری صحیح و ابراز احترام لازم در برابر آنها بوده، فعالیتهای علمی، هنری و صنعتی شان را تحقیر کرده، بر سهم اساسی آنان در ساختمان تمدن اروپا سرپوش گذارده و از بیان آن خودداری کرده اند. این پرده پوشی از زمان ظهور اسلام تاکنون یک مثالی است کلاسیک و نشان دهنده اینکه تاریخ نویسی تا چه اندازه می تواند تحت تاثیر احساسات و تمایلات قرار گیرد. ولی این روش تا آن زمانی قابل فهم بود که تاثیر افکار غیرمسیحی خطرناک بوده باشند. ولی این روش و این دیدگاه قرون وسطائی را هنوز اروپائی ها پشت سر نگذاشته اند. در حال حاضر نیز دیدگاه های محدود مذهبی جلو چشم را میگیرند، اگر هم غالبا ناخودآگاه نیر باشند. این جلو چشم گرفتن بوسیله یک نوع مه آلودگی و با نامطبوعی خاصی می باشند که در عمق فکری اروپایی نسبت به مردمانی عمیقا ریشه کرده که تبلیغات سوء چهره اینان را بعنوان قاتل، آتش زننده، بت پرست و جادوگر معرفی کرد و بصورت شیطان در آورده است. من در چاپ اول این کتاب در سال ۱۹۶۰ نوشتم که: «شاید مانند تاریخ گذشته که مسلمانان چهره کرده زمین را تغییر دادند باز هم به همین زودی سرنوشت ما با آنان به نزدیکرترین شکلی بستگی بیابد. آیا نباید پس از اینهمه جدایی اندازیها بالاخره از آنچه که بین ما مشترک است و آنچه ما را بهم بستگی می دهد سؤال کنیم؟» از زمان انتشار این کتاب تا به حال نه تنها قضاوتی عادلانه تر در مورد مسلمانان و اسلام و تاریخ علمی و هنری و صنعتی اینان رو به رشد گذاشته است بلکه همچنین این پیشگوئی که –بخصوص که چون در مدت این پانزده سال بیش از پیش غرب زدگی اروپا نسبت به مسلمانان در جریان بود- واهی و خیالی به نظر می رسید۱، در این بین به واقعیت پیوسته است. اروپا شروع کرده بفهمد که جهان اروپایی و جهان اسلام هر دو دیوار بدیوار دریای مدیترانه، به همکاری نزدیک با یکدیگر احتیاج دارند بخاطر علایق هر یک و برای تحکیم سیاست جهانی. باین ترتیب مقیاسهای تاریخی و روانشناسی ملتهای اسلامی خواه ناخواه در دیدگاه قرار گرفت. چون شرایط بار آوری و تحکیم تساوی حقوق و روابط فی مابین فهم و شناخت همدیگر، براساس سوابق تماسهای تمدنی و تاریخی با یکدیگر نیز می باشند و این اتفاقی نیست بلکه پایه های عمیق آن بر تاثیر عطیمی قرار دارد که زمانی استعدادهای اسلامی مانند نور، پیش از آنکه در چند مرحله تاریخی از مسیرهای قدرت وسیله مغول و دیگران برکنار و بعدهم وسیله اروپا با استعمار شوند، بر اروپای «عقب مانده» روشنائی می افکند. این کتاب از اسلام و از تمدن اسلامی صحبت می کند چون حاصل این تمدن تنها ملت عرب نبوده اند. عربیت در زمان خودش آنان را به نام «عربیوئی» Arabioi یاد می کند، در صورتی که جز اینها ایرانی، هندی، سوریه ای، مصری، بربر و وست گوتن نیز بوده اند که در فرم دادن به آن شرکت داشتند. چون همه این ملت ها که تحت حکومت اسلامی رهبری می شدند نه تنها وسیله زبان عربی و مذهب اسلام همرنگ شده بودند بلکه برای اینها اسلام مثال و نمونه ای بود که هر کس خود را بر حسب آن می ساخت و تحت تاثیر شدید و بی نظیر روح اسلامی به یک تمدن واحد و یکپارچه عظیمی در هم آمیختند.  این کتاب از تمدن اسلامی صحبت می کند همانطور که شخص از تمدن آمریکا صحبت می کند و کسانی مانند رازی و ابن سینای ایرانی که خانواده شان چندین نسل در بین اعراب و تحت حکومت اسلامی زندگی کرده کمتر ایرانی می نامیم همانطور که آیزنهاور رئیس جمهور سابق آمریکا را که اصالتا آلمانی بود بیشتر آمریکائی می نامیم تا آلمانی.» ۱- منظور از سالهای ۱۹۶۰تا ۱۹۷۵ است که در جنگهای بین اسرائیل و اعراب، اروپا بطور مستقیم و غیرمستقیم همچنان به طرفداری از اسرائیل پرداخت(مترجم) دکتر هونکه فیلسوف آلمانی تمدن اسلامی در اروپا   قطب نما «در اروپا معروف است که مخترع قطب نما شخصی به نام فلاویو گیویا از شهر آمالفی Florio Gioja ـ‎‎ در ایتالیا‎ ـ است. در حالی که او هم به وسیله مسلمانان با این اسباب آشنا شد و تازه او اولین کس نبود. پیش از او هم دیگران در اروپا به کمک مسلمانان با قطب نما آشنا شده بودند. این که یک عقربه مغناطیسی در جهت شمال و جنوب قرار می‎گیرد دانشی است که چینی‎ها از قرن ها قبل می‎دانستند ولی خود آنان اظهار می‎کنند که استفاده از قطب‎نما در دریانوردی را اولین بار از خارجی‎ها آموخته‎اند. چون در آن زمان-قرن یارده میلادی- دریاداری تجاری مسلمانان، از اقیانوس هند تا چین میانه را در اختیار داشته، اینطور نتیجه میگیریم که منظور از دریانوردان «خارجی» که با قطب نما مجهز بودند و بکمک آن کشتی های خود را در اقیانوس رهبری می کردند همان مسلمانان هستند و مدارک اسلامی آنزمان، بکار بردن قطب نما را وسیله اینان تایید می کنند. یکی از صلیبیون پتروس فون مارکو Petrus von Marcourt که معلم رجر بیکن نیز بوده است هنگام بازگشت از کشورهای اسلامی همراه خود معلوماتی در مورد مغناطیس و قطب نما به فرانسه می آورد و در نوشته خود به نام «اپیستولادومگنت» Epistula de Megenta در سال ۱۲۶۹ میلادی آنرا به اروپای مرکزی ارائه می دهد و سی و سه سال بعد –حدود سال ۱۳۰۲میلادی- است که آن شخص ایتالیایی اهل آمالفی متوجه قطب نما می شود. با توجه به اینکه شهر آمالفی پس از شهر بندقیه اولین شهریست که رابطه تجار، و دوستی اش با اعراب اسلامی دارای اهمیت می باشد و در بنادر کشورهای اسلامی در شرق و غرب نمایندگی دارد. گرچه دوران جلال و اهمیت شهر آمالفی سپری شده است ولی مردم این شهر هنوز در دوران فردیریک دوم (۱۱۹۶ تا ۱۲۵۰میلادی) جزء فعالترین تاجران و دریانوردان جنوب ایتالیا محسوب می شود، که یکی از اینها همانفلاویو گیویا است که دانش خود را در مشرق زمین بدست آورد و آن قطب نمای اسلامی را قدری بهتر کرد و بدست ملوانان اروپایی داد(میل داریم بعد از اینکه نام مخترع از این شخص سلب شد قدری ارفاق کنیم به او بکنیم و او را تکمیل کننده قطب نما بنامیم) تا افتخارات اروپا را همچنان حفظ کرده و راهنمای جدیدی برای اقیانوس های جهان و کرانه های جدید داشته باشند.» دکتر زیگرید هونکه-فرهنگ اسلام در اروپا.ص۸۱-۸۳ راکت «امروز، چنان با تعجب به صنعت راکت سازی می نگریم که نفس در سینه مان حبس می شود ولی کمتر به این فکر می افتیم که مخترع اصلی آن که بوده است و اصلا گمان نمی کنیم که احتمالا اروپائیها و آمریکائیها مخترع اصلی آن نبوده اند. آیا چینی ها بودند که اولین بار به این فکر افتادند، گلوله را بوسیله انفجار باروت پرتاب کنند؟ در جنگ پین کینگ Pien King در سال۱۲۳۲میلادی در آن مراحل حساس دفاع چینی ها در برابر مغولها، در این باره از جبهه چینی ها تیرهائی به کمک ماده انفجاری یی که دارای اسید نیتریک بود بطرف مغولها رها شدند. در حدود سال ۱۲۷۰میلادی هم مغولها از این ماده انفجاری اسید نیتریک استفاده کردند و برای اولین بار هنگام محاصره فن-چینگ Fan-Tshing سلاح باروتی تعیین کننده شکست یکی و پیروزی دیگر شد. بکمک این سلاح باروتی است که قبلای خان مغول آخرین دفاع در چین قدیم را در هم شکست ولی به کمک کی؟ جواب این سوال را با تعجب از زبان رشیدالدین تاریخ نویس اسلامی می شنویم. او می گوید: «قبلای خان برای فرستادن یک مهندس به ما مراجعه کرد. این مهندس به نامابوبکر از بعلبک و دمشق آمده بود. پسران این مهندس به نام ابراهیم و محمد، به کم افردی که همراه داشتند، هفت ماشین بزرگ ساختند و این ماشینها برای در هم کوبیدنشهر محاصره شده و فرستاده شدند.» آیا در جنگ پین کینگ هم مهندسین مسلمان شرکت داشتند، تا معلومات خودشان را برای مصرف سلاح انفجاری در اختیار آنان بگذارند؟ همان سلاح انفجاری مسلمانان نبود که بوسیله آن فرمانده مصری و رفیق فردیریک دوم بنام فخرالدین برای ارتش «فرانکی» و پادشاه فرانکیها لودویک مقدس در سال ۱۲۴۹ در پنجمین جنگ صلیبی، پیشواز داغی تهیه دید؟ یک خبرنگار فرانسوی از این جنگ چنین اطلاع می دهد: «هر بار یک توپ در می رفت پادشاه فرانسه یعنی همان لودویک مقدس، متعجب می شد و فریاد میکرد، عیسای عزیز، من و افرادم را حفظ کن!» دانشمندان اسلامی قرن دوازدهم میلادی، به هرحال فرمول باروت را کشف کرده بودند. این فعالیت مسلمانان برای تهیه وسیله دفاعی موثرتر، از ضرورت تلخی سرچشمه می گرفت و آن حملات خصمانه ای بود که از طرف اروپا بر علیه آنان دائم در جریان بود. بنابراین رهبران اسلامی، شیمی دانان معروف شان را که شهرت جهانی داشتند درکارخانه های باروت سازی، بکار گماردند، تا اینها مواد شیمیائی ای که مصرف جنگی داشتند از نقطه نظر تاثیر روی بدن و آتش افروزی و همچنین از نظر تاثیر انفجارشان آزمایش کنند. مسلم است که مسلمانان در نیمه دوم قرن سیزدهم میلادی، باروت برای راکتهایشان مصرف می کردند. در کتاب فنون جنگی حسن الرماح و نوشته های دیگر جنگی متعلق به آن زمان می بینیم، هرکجا دود برپاست و از مواد انفجاری، اسلحه های آتشی، «چیزهائی که شبیه تخم مرغ هستند و مستقلا به حرکت در می ایند وآتش می افروزند» و از «چیزهائی که آتش از آن ها زبانه می کشد و از محفظه خود به در می روند» و «صداهای مهیب مثل رعد» دارند، از اولین راکت (طوربید Torpedo یعنی تیری که مواد انفجاریش در انتهای خودش جای داده شده است-مترجم) صحبت به میان آمده است. با ترجمه آثار اعراب اسلامی به زبان لاتین بود که اولین دانش اسرار آمیز مخلوط های شیمیایی که می توانستند مانند رعد بغرند و مانند برق آتش بزنند «مصرف تفریحی داشت»، به اروپا آمد و بدست رجر بیکن و آلبرتوس مگنوس که از خانهای آلمانی بولدشت Bollstadt و اهل مطالعه بود رسید، و احتمالا همین آلبرتوس مگنوس است که در مسافرتهایش این معلومات مهیج را در اختیار برتلدشوارتس فرانسیسی (Franziskhaue) در شهر فرای بورگ می گذارد که بعدا همین شخص اخیر بغلط مخترع باروت شناخته می شود. و به دنبال تئوری ای که افروزنده فکر است بزودی عملی که جهان را به هیجان در می آورد ظهور می کند. مسلمانان اندلس اولین کسانی هستند که توپهائی در جنگ به کار بردند که با باروت گلوله پرتاب می کرد. ولی این بار اروپا بر خلاف معمول زود می آموزد. سالهای ۱۳۲۵،۱۳۳۱ و ۱۳۴۲ میلادی آتش توپهای مسلمانان در بازا Baza و الیکانتا Alicante و الجیکراس Algeciras ترس و وحشتی صفوف دشمنان بوجود می آورد که گوئی آخرالزمان رسیده است. بلافاصله از چهار سال بعد یعنی در سال۱۳۴۶ میلادی در جنگ مشهور کریسی Cricy آن لوله های شیطانی توپ مسلمانان که آن زمان انگلیسی ها را در الجیکراس به لرزه در آورده بودند این بار پیروزی کاملش را بر علیه سرداران ارتش فرانسه ثابت می کنند. با این سلاح وحشتناک جدید نیز دوران جدیدی در تاریخ جنگ ظهور می کند که پیشرفت عظیمی را بعد از جنگ دوم جهانی هر روز مشاهده می کنیم. دکتر زیگرید هونکه-فرهنگ اسلام در اروپا.ص۸۸-۸۳ «…اگر بسیاری از اشعه های فکری دانشمندان اسلامی به اینطرف [اروپا] هم نیامده باشد، و فقط روشنایی آن به مغرب زمین تازه از خواب بیدار شده رسیده باشد، باز همان خود نیز عظیم و جهانگیر است. اولین بار به وسیله مسلمانان بود که اروپا با اثار یونانیان و عهد عتیق آشنا شد. مسلمانان بودند که با ترجمه کردن اثار یونانیان قدیم از زبان یونانی به عربی، و شرح هایی که بر آنها نوشتند و نیز آثار خودشان، آن روحیه علمی فکر کردن و تحقیقاتی عمل کردن را در بین ژرمنها، با زحمت پایه گذاری کردند، که از آن به بعد فقط به هوشیاری و تغذیه احتیاج داشته. با اعداد محاسباتیشان و با وسائل تکمیل یافته علمی شان و با محاسباتشان (آریتیمیک) و با جبر و هندسه فضایی و علم اشعه (اپیتیک)، اروپا را به مرحله ای رساندند که بتواند بر پایه تحقیقات علمی خود و اکتشافات و اختراعات خود از آن به بعد رهبری بخش علوم طبیعی را بدست گیرد.» دکتر زیگرید هونکه-فرهنگ اسلام در اروپا.ص ۲۲۸ مسلمانان پایه گذاران روش تجربی «نه راجر بیکن پایه گذار علم تحقیقی است و نه باکوفون ورولام و نه لئونارد داوینچی و نه گالیله. پیش از آنان علم فیزیک تحقیقی و آزمایشی به وسیله دانشمندان اسلامی پایه گذاری شده بود. همان طور که علم طبیعی مدرن کنونی که تئوری متناسب را با آزمایش تنظیم شده ربط می‎دهد تا به نتیجه برسد، حسن بن هیثم در آن زمان عینا همین کار را می‎کرد.» ص ۱۸۲ «حقیقت جویی بی‎باکانه و سرسختانه‎ مسلمانان، آنان را بدون تردید به سوی مشاهده علمی سوق می‎داد. اگر برای یونانیان مجموعیت و کل را در نظر گرفتن و کشف قانونمندی آن از تمام دیدگاهها ضروری بود برای مسلمانان پاسخ به تک تک سوال‎های علمی ضرورت داشت و آن هم نه با یک یا ده، بلکه با صدها آزمایش و ارائه دلیل. و این اختلاف روشن، بین یونانیان و مسلمانان (به خصوص اعراب) از این جهت است که نتیجه عملی و مصرفی علم برای آنها ضروری بود» ص.۱۷۷ «دانشمندان اسلامی اولین کسانی بودند که به روش مشاهده با برنامه و علمی با تهیه شرایط ترتیب داده شده برای کنترل آزمایشها پرداختند. آزمایشهایی که می‎توانستند در هر زمان تکرار شوند و تغییرات لازم را در آن بدهند و تمام آن را کنترل کنند» ص.۳۳۵ «کار علمی مسلمانان با نسخه برداری و قبول معلومات یونانی و هندی به پایان نرسید. همان طور که کار طالس و فیثاغورس هم با تکرار بیانات مصری‎ها و بابلی‎ها پایان نیافت. مسلمانان معلوماتی را که از یونانیان گرفتند به وسیله آزمایشهای تجربی رشد دادند و بسیار پیش بردند. آری آنان مخترع آزمایش تجربی و آن هم به قاطع ترین معنایش هستند. آنان پایه گذار واقعی تحقیقات علمی عینی‎اند». ص۴۱۸ «تمدن اسلامی کشفها و اختراعهای گرانبهای بی‎شماری در همه بخش‎های علم تجربی که اکثر آنها را بعدها نویسندگان اروپایی دزددانه به حساب خودشان گذاشته‎اند به مغرب زمین هدیه کرده است. ولی گرانبهاترین آنها شاید اسلوب تحقیقات علم طبیعی باشد که این پیش قدمی مسلمانان بود که جای پا را برای اروپا باز کرد تا منجر به شناخت قوانین طبیعت و تفوق و کنترل آن گردید»ص.۴۲۰ انتخاب اسامی عربی برای کتاب‎ها «در قرون وسطی، انتخاب اسامی عربی برای آثار علمی نویسندگان غربی، نه تنها نشانه تفوق علمی بود و در نتیجه عبودیت خواننده اروپایی را برمی‎انگیخت (چیزی که دانشمندان اروپایی آن زمان جز آن سرشان نمی‌شد) بلکه همچون بیمه‌ای بود در برابر خطراتی که می‎توانست کتابی را شامل شود. حال به این ترتیب طبیعی بود که معروفیت زکریای رازی و به طریق اولی ابن سینا کاملا مورد سوء استفاده نویسندگان اروپایی قرار بگیرد تا با اسم آنان توجه و علاقه دانشمندان اروپایی را جلب کنند. دانشمندان اروپایی آن زمان گوش به فرمان شخصیتهای علمی اسلامی بودند و در مقابل آنان هوش و عقلشان را گم می‌کردند»ص.۳۴۶ «یکی از پزشکان ایتالیایی اهل سالرنو حتی در قرن پانزدهم میلادی با نام عربی روی اولین کتاب داروسازی به سبک امروزینش خود را در جهان داروسازی وارد کرد. آن پزشک خود را صلاح الدین نامید. علاقه و احترام او در برابر این شخصیت دانش پرور در پیشنهادهایی که در مورد کتابها کرده است نیز تظاهر می‌کند. دو سوم کتابهای دارویی که او معتقد است هر داروساز باید داشته باشد عربی هستند.»ص۳۴۷ «نام مسلمانان در جهان علمی اروپای آن زمان چنان خریدار داشت که عده‌ای از پزشکان شمال ایتالیا برای این که کتاب طبیشان بیشتر مورد توجه پزشکان قرار گیرد آن را ماسویه جدید بغدادی معرفی کردند و چنین ادعا کردند که این نویسنده، شاگرد ابن سینای معروف بوده است. آنان به آن کتاب که نسخه‌ها را در آن جمع آوری کرده بودند نام پر وعده و وعید لاتینی قرابادین ماسویه جدید دادند.»ص۳۴۶ «یکی از شیمیدان‎های گمنام قرن سیزدهم میلادی در اروپا موفقیتی بزرگ و غیر طبیعی به دست آورد. بدین وسیله که اثر مهمش را که نشانه آشنایی کامل با علوم مسلمانان بود به نام شیمیدان معروف جابر(جابربن حیان) و به اصطلاح بقراط علم شیمی ارائه داد. بدین ترتیب طبیعی بود که خواندن یک چنین کتابی برای جهان علمی اروپا لازم بود.»۳۴۶ ارجاع سوالات علمی به مسلمانان   «زمانی که افراد مسئول غفلت کرده بودند ظهور ماه تمام را در اول بهار ملاحظه کنند پدر روحانی مسیحیان مورد خرده گیری طرفدارانش واقع شد. چون مجبور بود فرستاده‎ای به سوی مسلمانان که در اسپانیا حکومت می‎کردند بفرستد و از آن شیطان پرست‎ها ـ مسلمانان ـ تاریخ هفته‌ای که عیسی را به صلیب کشیدند و عید پاک را سوال کند»ص .۱۹۸ «همچنین فریدریش (حاکم مسیحی جزیره سیسیل ایتالیا) را سوال زندگی پس از مرگ عمیقا به خود مشغول داشته بود. ولی این دوباره تکفیر شده از طرف پاپ، به جای مراجعه به کلیسا و دانشمندان مسیحی آشکارا به دانشمندان مسلمان مراجعه می‎کند. او سوالات خودش را در این مورد به مصر سوریه، عراق، آسیای صغیر، یمن و مراکش می‎فرستد. سلطان الموحدین سوالات او را به سیته ـ‎در مراکش‎ـ نزد فیلسوف جوان ابن سبعینِ بیست ساله مسلمان که نظریه بسیار تحقیر آمیزی نسبت به فرانکها داشت … می‎فرستد».۴۸۷ جزیره سیسیل، مقلد مسلمانان «ابن جبیر ـ‎جهانگرد مسلمان‎ـ که در سال ۱۱۸۵ میلادی(۵۸۱ هجری قمری) از جزیره سیسیل ‎ـ‎که اینک به تصرف نرمانها در آمده است‎ـ دیدن کرده است. وی در خاطرات خود در مورد این جزیره می‎نویسد: حاکم شهر (ویلهلم دوم) اعتماد مخصوصی به مسلمانان دارد. آنان را به عنوان پزشک و ستاره شناس خود بر دیگران ترجیح می‎دهد و در ضروری‎ترین امور به آنها اعتماد می‎ورزد تا این حد که سرپرست مطبخ وی یک مسلمان و محافظ وی که تحت فرماندهی یک سرهنگ مسلمان انجام وظیفه می‎کند نیز مسلمان است. ارکان کشورش را مسلمانان تشکیل می‎دهند … او در خوشگذرانی‎های دربار و همچنین در قانون‎گذاری، در نوع حکومت و رتبه خدمه، در تزیینات و تجملاتش از سلاطین اسلامی تقلید می‎کند. او عربی می‎خواند و می‎نویسد و به طوری که یکی از خدمه نزدیکش برای ما تعریف کرد ورد زبانش الحمد لله است و تمام دخترها و همخوابگانی که در قصرش هستند با ایمانند».۴۴۲» شیفتگی حاکم سیسیل به مسلمانان «متن زیر، نامه فریدریش دوم ‎ـ‎حاکم مسیحی جزیره سیسیل در قرن سیزدهم میلادی‎ـ به فخرالدین، فرمانده مسلمان مصری در جنگ‎های صلیبی می‎باشد. در حالی که جنگ‎های صلیبی هنوز به پایان نرسیده است و مسلمانان و مسیحیان در حال جنگ با یکدیگر می‎باشند. « بسم الله الرحمن الرحیم! قلوب ما در آنجا لنگر انداخته‎اند در حالی که خود به سوی وطنمان باز می‎گردیم. این دلها نه تنها از بدنمان بلکه از سنخیت اروپایی و مسیحیمان و از خویشتن خویش جدا شدند و در بند دوستی شما درآمدند برای همیشه. سپس به پرواز آمدند بازگشتند و بر قدرتمان افزودند … چون تو رفتی مرا آنچنان بود که گویی دیگر بین جدایی و مرگ می‎بایست یکی را برگزینم. ولی من مرگ را فرا خواندم، آرامشم بیا»۴۸۸ شکایت اسقف قرطبه از شرق زدگی مسیحیان «متن زیر شکایت آلوارو اسقف قرطبه از مسیحیان می‎باشد «خیلی از همکیشان من اشعار و داستانها و افسانه‌های اعراب را می‎خوانند. آثار مذهبیون و فلاسفه آنها را مطالعه می‎کنند. آن هم نه برای آن که عقاید آنان را رد کنند بلکه برای آنکه بیاموزند و یاد بگیرند که چگونه آن را باید دقیق و فصیح به زبان عربی تلفظ کنند! امروزه کجا یک غیر روحانی یافت می‎شود که تفسیر لاتینی کتاب آسمانی را بخواند؟ امروزه چه کسی از اینان به تحصیل کتاب مقدس انبیا و رسولان می‎پردازد؟ ای وای که همه جوانان مسیحی که دارای استعداد هستند فقط زبان عربی و آثار عربی را می‎دانند و می‎خوانند! آنان با ولع هر چه تمام‎تر به مطالعه و تحصیل کتابهای عربی می‎پردازند. با پول زیاد و مخارج هنگفت کتابخانه‌های بزرگ از این آثار برای خودشان تهیه می‎کنند و همه جا از آن با بلند پروازی و صدای رسا صحبت می‎کنند و می‎گویند که این آثار حیرت انگیز و مهم است. هر گاه با آنان از کتب عیسوی سخن گفته شود با تحقیر جواب می‎دهند که این کتابها ارزش توجه کردن را ندارند. وای چه دردی! مسیحیان حتی زبانشان را فراموش کرده‎اند. میان هزاران نفر، یک نفر نیست که بتواند یک نامه به زبان لاتین نسبتا قابل تحمل از لحاظ ادبی بنویسد. در عوض افراد زیادی هستند که با وقار عربی صحبت می‎کنند، اشعاری به این زبان حتی بهتر از خود اعراب می‎سرایند.»۶۲۶ نوع نگاه به علوم طبیعی  «به سبب توصیه‎های فراوانی که در اسلام به علم آموزی و تفکر در خلقت خداوند شده است دانشمندان مسلمان نه تنها هیچ تعارضی بین علم و اعتقاد به اسلام نمی‎دیدند بلکه شناخت هر چه بیشتر طبیعت را سبب تحکیم ایمان انسان می‎دانستند. البتانی منجم صابئیِ بزرگ شده در تمدن اسلامی ـ‎که در قرن سوم هجری می‎زیسته است‎ـ در خصوص علم نجوم می‎گوید: «به وسیله علم به کرات سماوی است که انسان به اثبات توحید و به شناسایی عظمت و بزرگی جهان و بالاترین دانش و بزرگترین قدرت و کمال دست می‎یابد.»۱۴۰… «هر مسلمان پس از آموختن اصول دین و قوانین مذهبی باید از علم نجوم بهره مند گردد. چون به وسیله آن است که به وحدانیت و به عظمت جهان و عالی‎ترین دانش و بزرگترین قدرت و کمال صنعتش پی می‎برد.»۱۵۷ . علاقه به علم آموزی و جایگاه والای علم  شوق علم آموزی «حنین خواستار نسخه مخصوصی از یکی از آثار جالینوس بود و نمی‎یافت. این اثر در آن زمان نیز کمیاب بود. او خودش به جستجو می‎پردازد و در این باره می‎نویسد: «من به آن احتیاج فوری داشتم و به همین جهت عازم بین النهرین شدم و از آنجا به سوریه، فلسطین، مصر و به شهر اسکندریه رسیدم ولی در هیچ جا موفق نشدم آن را پیدا کنم. فقط یک نیمه آن را در سوریه یافتم.»۳۸۸ کتاب، غرامت جنگ! «همان طور که یک کشور فاتح، تحویل سلاحها و کشتی‎های جنگی را شرط قرار داد صلح می‎کند هارون الرشید پس از پیروزی در جنگ عموریه و آنکارا، تحویل نوشته‎های یونان قدیم را شرط صلح با بیزانس اعلام کرد … آن زمان مأمون پس از پیروزی بر رم شرقی از قیصر میخاییل سوم خواست تمام آثار فلاسفه که تا آن زمان به زبان عربی ترجمه نشده بودند به عنوان خراج جنگی تحویل مسلمانان دهد».۳۷۹ اجرت ترجمه کتاب «پسران موسی بن شاکر در سامرا در زمینی که متوکل به آنها هدیه داده بود مرکزی علمی برپا کردند که در آن به ترجمه کتاب نیز می‎پرداختند. آنان مبلغ ۵۰۰ دینار به هر یک از مترجمین می‎پرداختند؛ مبلغی که در جوانی برای خود آنان ثروتی به حساب می‎آمد. ۵۰۰ دینار معادل است با ۷۵۰۰ مارک طلا که برابر با ۹۰۰۰۰ مارک طلا در سال است حقیقتا اجرت شاهانه‌ای است!».۱۵۱ امانتداری در علم «متفکر اسلامی با بیان افکار دیگری به نام خویش دهان خود را ملوث نمی‎کرد. اگر کسی می‎خواست بر اساس افکار و کتاب فردی که زنده بود تدریس کند باید قبلا اجازه کتبی از او داشته باشد. حتی کسی حق نداشت موقع تدریس بیانات استادی دیگر را بیان کند یا شعر شاعری را در انجمنهای رسمی بخواند بدون این که اجازه صریح آنان را دارا باشد. همان طور که پیش از اسلام هم بین اعراب مرسوم بود شاگرد یکی از شعرای بزرگ از استادش اجازه منحصر به فرد داشت تا به عنوان راوی و ناشر آثار او عمل کند. در این جا احترام به فعالیت‎های فکری و مرجعیت و مصدر آن این اندازه عمیق بوده است».۴۰۵ کتابخانه‎های باشکوه مسلمین «جایگاه والای علم در میان مسلمین سبب می‎شد در همه گستره تمدن اسلامی کتابخانه‎ها مثل قارچ از زمین سر بر ‎آورند. در سال ۸۹۱ میلادی ـ‎۲۷۸ هجری‎ـ مسافری در بغدادیکصد کتابخانه عمومی برشمرده بود … که مسلمانان می‎توانستند در قرائت‎خانه‎های آنها با آرامش کامل به مطالعه بپردازند و یا کتاب به امانت گیرند. در این کتابخانه‎ها برای مترجمین و رونویس کنندگان محل خاصی وجود داشت. هر کس می‎توانست در سالن‎هایی که برای اجتماع در نظر گرفته شده بود به بحث‎های رسمی بپردازد. نظیر وظایفی که امروزه برای کلوپ‎های کتاب در انگلستان در نظر گرفته شده است».۳۹۱ «هر مسجدی کتابخانه‎ای داشت. سالن اصلی هر بیمارستان که محل مراجعه تازه واردین است دارای قفسه‎های بزرگ و پر از کتاب بود و تمام آثار طبی تازه منتشر شده را خریداری می‎کردند تا این که برای تعلیم محصلین طب و همچنین برای مراجعه پزشکان، جدیدترین معلومات در اختیارشان قرار داشته باشد. یک شهر کوچک مثل نجف در عراق در قرن دهم میلادی دارای چهل هزار جلد کتاب بود. در حالی که دیرهای اروپا همان ده تا دوازده کتابی را هم که داشتند چون برایشان جزو چیزهای کمیاب محسوب می‎شد با زنجیر به جایی می‎بستند. نظیر کتابخانه یکصد و هفده هزار جلدی مهلبی وزیر که در هنگام وفاتش در قرن چهارم از خود به جای گذاشت کم نیستند. خواجه نصیرالدین طوسی در کتابخانه رصدخانه مراغه تعداد چهارصد هزار جلد کتاب جمع آوری کرد. ابن عباد که همکار مهلبی و جوان‎تر از اوست دارای کتابخانه‎ای است با دویست و شش هزار جلد کتاب. و یک قاضی یک میلیون و پنجاه هزار جلد کتاب داشته است».۳۹۲ و ۳۹۳ «اما کتابخانه هیچ کس به اندازه خلیفه العزیز قاهره‎ای ـ‎ خلیفه فاطمی مصر در قرن چهارم هجری‎ـ اهمیت نداشت. حتی خلیفه قرطبه (کوردوبا) که در سرتاسر آسیا افرادی داشت که مرتبا برای تکمیل کتابخانه‎اش می‎کوشیدند. این کتابخانه فاطمیان زیباترین و کامل‎ترین کتابخانه بود و دارای یک میلیون ششصد هزار جلد کتاب بود. تنها شش هزار و پانصد جلد کتابهای ریاضی و هیجده هزار جلد آثار فلاسفه داشت. ولی این ابهت پسرش را از آن باز نداشت که با رسیدن به حکومت، کتابخانه دیگری در کنار آن بنا نکند. کتابخانه‎ای که دارای هیجده سالن بود.» ۳۹۳ . مدارس مسلمین «برای ملت مسیحی آن دوران نه تنها ضرورت آموختن زبان و خط لاتین وجود نداشت بلکه تعلیمات عمومی بکلی مردود بود. اما وضع کشورهای اسلامی به گونه‎ای دیگر بود. حکومت اسلامی علاقمند بود که امور رعایا در مسیر طبیعی و صحیح قرار گیرد. از این رو امر تعلیمات در دست حکومت بود. بچه‌های طبقات مختلف به مدارس ابتدایی می‎رفتند، آن هم در مقابل مبلغ کمی که برای همه امکان پذیر بود. و از زمانی که معلمان را حکومت بر سر کار می‎گمارد برای بچه‎های افراد بی‎بضاعت، مدرسه بدون شهریه بود … در اسپانیای اسلامی اضافه بر هشتاد مدرسه‎ای که در قرطبه وجود داشت الحاکم دوم ـ‎از حکام اموی اندلس‎ـ در سال ۳۵۴ هجری بیست و هفت مدرسه دیگر هم برای افراد بی‎بضاعت ساخت. در قاهره منصور قلاوون در محوطه بیمارستان منصوری مدرسه‎ای هم برای بچه‎های بی‎سرپرست ساخت و برای هر بچه جیره تعیین کرد؛ یک قرص نان در روز، یک دست لباس زمستانی و یک دست تابستانی در سال. حتی ترتیبی دادند که معلمین دوره گرد به اعراب بادیه نشین درس بدهند.»۴۰۰ نوآوری‎های مسلمانان در نجوم – دستاوردهای الفرغانی «یکی از مسلمانانی که اگر جای پایش را دنبال کنیم ما را به زادگاه علم اروپایی رهنمون می‎سازد الفرغانی است که در زمان پسران موسی بن شاکر ـ‎دوره خلافت مأمون‎ـ در بغداد مشغول بود. او درجات طول زمین را محاسبه کرد. اولین کسی بود که متوجه شد خورشید در مسیر خود همچون سیارات دیگر در طول زمان سرعتش کم می‎شود. کتاب عنصر نجوم نوشته الفرغانی که در قرون وسطی در اروپا الفراغانوس می‎نامیدند چندین بار از زبان عربی به لاتین در اروپا ترجمه شد و ملانشتن در ۱۵۳۷ میلادی در شهر نورنبرگ آن را تجدید چاپ کرد.۱۷۹ دانشمندان اسلامی همچنین به عوامل متغیری توجه یافتند که به وسیله پیشینیان ثابت اعلام شده بود. آنان متوجه تمایل اکلپتیک (زاویه متمایل محور زمین) شدند یا به عبارت دیگر زاویه تمایل مدار خورشید در مقابل خط استوا که هر بار کمتر می‎شود. باید گفت این اندازه گیری آنان حتی یک ثانیه هم پس و پیش ندارد. با این کشف پشتکار خود را در آزمایشها به کار بردند و همچنین ظرافت حواسشان را برای درک کمترین تغییر نشان دادند. این کشف را اولین بار الفرغانی کرد. الفرغانی اولین کسی است که تغییر یافتن دورترین محل زمین نسبت به خورشید را کشف کرد. در حالی که یونانیان ظاهرا آن را همیشه یکسان می‎دانستند. مسلما ‎یونانیان به اندازه مسلمانان که از مکتب آنان برخاسته‎اند در کارشان ثبات نداشته‎اند. ۱۸۵ – دستاوردهای البتانی  البتانی (قرن سوم هجری) نیز مانند ثابت بن قُرّه از صابئیان کافر بود که با محاسبه دقیق خود کار او را تکمیل کرد. مهم ترین کارهای او عبارتند از: اختلاف طول به اصطلاح سال خشک و سال مرطوب را به دو طریق محاسبه کرد. او گردش زمین به دور خورشید را هم از دو طریق محاسبه می‎کرد. او آزمایشهای خوارزمی را دنبال کرد و با تحقیقات جدیدی درباره ظهور ماه نو، خورشید گرفتگی و نیز زاویه‌ای که از محل نظاره کوکب نسبت به مرکز زمین به دست می‎آید، آزمایشهای او را تصحیح کرد.۱۷۹ البتانی به محاسبه دقیق دایره البروج پرداخت و به روشی دست یافت که درجه عرض یک نقطه را روی زمین می‎توان به وسیله آن روش تعیین کرد. چیزی که ابن الهیثم نابغه باز هم راه جدیدی برای محاسبه آن یافت و این راه جدید بر حسب کشف تاریخی و دوران ساز او یعنی محاسبه انکسار نور صورت گرفت. – دستاوردهای الزرقالی  الزرقالی (قرن پنجم هجری) در شهر طلیطله در اسپانیا ضمن ۴۰۲ مشاهده اثبات کرد که فاصله خورشید تا زمین که در طول سال در حال تغییر است در هر شش ماه یک بار یکسان می‎گردد. او این اختلاف فاصله را نیز دقیقا محاسبه کرد.۱۸۵ همچنین دانشمندان مسلمان به بررسی لکه‌های کره خورشید پرداختند که ابتدا مورد توجه اروپا قرار نگرفت. ولی بعدها در ۱۶۱۰ میلادی توجه اروپاییان را جلب کرد و الزرقالی اطلاعاتی درباره نوسان محور زمین بیان کرد ولی درباره آن می نویسد «ولی انسان متوجه آن نمی‎شود چون کره زمین بزرگ است.»۱۸۷ اثر نجومی الزرقالی به وسیله گِرهارد فون کرمونا از زبان عربی به لاتین ترجمه شد و حتی در ۱۵۳۰ میلادی کوپرنیکوس از قول او و از قول البتانی در کتاب معروف خود نقل قول می‎کند. الزرقالی این منجم ممتاز از شهر طلیطله اسپانیا که اروپا او را در ردیف معلمان خود برگزیده است و به نام ارزخلی معروف است سازنده وسایل نجومی بوده و در این مورد نیز معروفیت دارد. اسطرلاب الزرقالی در نجوم جلب توجه فراوانی می‎کرد و به وسیله یوهانس مولر بسیار مورد ستایش قرار گرفت که او از آن به عنوان یک آلت اصیل صفیحه یاد کرده است. یوهانس مولر در قرن ۱۵ میلادی یک کتاب مجموعه تمرینات آموزشی منتشر کرد که فقط مخصوص دستگاه صفیحه ساخت الزرقالی بود. در سال ۱۵۳۴ میلادی کتاب الزرقالی مجددا از عربی به لاتین ترجمه شد و به وسیله شخصی به نام یوهان شونر در شهر نورنبرگ منتشر شد. نام این کتاب چنین است «کتاب آموزشی تازه به چاپ رسیده درباره دستگاه صفیحه متعلق به پدر علم نجوم الرضا الزرقالی».۱۸۶ – دستاوردهای ابوریحان بیرونی  آنچه را کوپرنیکوس نابغه آلمانی در رنسانس تازه درک کرد همان را پانصد سال قبل از او آن دانشمند شهیر مسلمان یعنی ابوریحان بیرونی (۴۴۰-۳۶۲ هجری) فهمیده بود و آن این بود که آفتاب گردش شب و روز را سبب نمی‎شود بلکه خود زمین که بر محور خود می‎گردد و با ستارگان دیگر به دور خورشید می‎چرخد است که باعث پدید آمدن شبانه روز است. اگرچه بلافاصله باید گفت پیش از ابوریحان نیز آریستارک فون زاموس و صد سال بعد، آن شخص کلدانی در شهر بابل به نام سلیکوس به این امر اعتقاد داشتند.۱۸۷ – حسن بن هیثم کشف مهم حسن بن هیثم(۳۵۴ تا۴۳۰ هجری) در علم نجوم این بود که همه کرات سماوی من جمله ثوابت از خودشان اشعه نوری دارند و فقط کره ماه است که روشنایی خود را از خورشید دریافت می‎کند.۱۸۰ حسن بن هیثم «کشف مهم حسن بن هیثم(۳۵۴ تا۴۳۰ هجری) در علم نجوم این بود که همه کرات سماوی من جمله ثوابت از خودشان اشعه نوری دارند و فقط کره ماه است که روشنایی خود را از خورشید دریافت می‎کند».۱۸۰ نوآوری‎های مسلمانان در نجوم ۲ – اندازه گیری قطر کره زمین «ایراتوستیناس اولین کسی بود که به وسیله زاویه نور خورشید، قطر کره زمین را اندازه گیری کرد. دانشمندان نجوم زمان مأمون در جستجوی راه دیگری بودند. از یک نقطه معین یک گروه از منجمین به طرف شمال حرکت کردند و گروه دیگر به طرف جنوب. این دو گروه آن قدر به راه ادامه دادند تا این که ستاره جدی که از یک طرف طلوع و در طرف دیگر افول می‎کند برایشان قابل مشاهده باشد. حال از فاصله مکانی این دو گروه مشاهده کننده یک درجه از دایره نصف النهار را با دقت و صحت عجیبی محاسبه کردند».۱۴۷ – ترسیم نقشه‎های نجومی دقیق‎تر «قبلا هیپارک(۱۹۰تا۱۲۰ قبل از میلاد) بیش از هزار ستاره را شمارش و محل آنها را در آسمان تعیین کرده بود. عبدالرحمان الصوفی (قرن چهارم هجری) در بغداد در قرن دهم میلادی جرئت کرد که به تصحیح یادداشتهای او در مورد ستارگان بپردازد. سلطان عضد الدوله در وسط باغ خانه‎اش رصدخانه‌ای درست کرده بود که شب به شب منجمین دربار به مشاهده ستارگان می‎پرداختند و آنها را شمارش کرده و از نظر طول و عرض، محل و حرکت آنها را در آسمان تعیین می‎کردند. او با این روش متوجه تعدادی از ستارگان ثابت شد که چشمهای تیزبین هیپارک متوجه آنها نشده بود. عبدالرحمان الصوفی برای تعلیم اربابش عضدالدوله ثوابتی که محل آنها را از نو محاسبه کرده بود با دقت کافی رسم کرد و به ارائه بزرگی و تا آنجا که ممکن بود درجه روشنایی آنها پرداخت. اینچنین بود که یک کاتالوگ ستارگان به وجود آمد و با به وجود آمدن این کاتالوگ بود که بسیاری از اشتباهات و بی‎دقتی‎های هیپارک و بطلمیوس تا آن زمان را رفع کرد و بر آن یادداشت‎های کهنه نجومی تعداد زیادی ستارگان ثابت نیز اضافه کرد».۱۸۵ – تنظیم جدولهای نجومی مستقل «دانشمندان مسلمان با رصدهای دقیقی که انجام می‎دادند جدولهای نجومی مستقلی تدوین کردند. اکثر این جدولهای نجومی در دسترس اروپاییان قرار گرفت و در زمان کوپرنیکوس نیز مورد استفاده واقع شد. این جدولها در اروپا بدون هیچ گونه تغییر و تبدیل و تجدید نظر مورد استفاده قرار می‎گرفت. چون اروپای آن زمان حائز آن شرایط علمی نبود که به این گونه بررسی‎های عینی بپردازد. چه رسد که جدول نجومی مستقل خود را در برابر جدولهای اسلامی محاسبه و تنظیم کند. مهمترین این جدولها عبارتند از: جدول خوارزمی، جدول مامونی، جدول صابی البتانی، دو جدول هاشمیان و ابن یونس و جدولی که در طلیطله به وسیله الزرقالی درست شد و همه اینها برای محاسبه جدول آلفونسو ـ‎ حاکم شهر تولدوی اسپانیا در قرن سیزدهم میلادی‎ـ نیز مورد استفاده قرار گرفتند». ۱۷۸ شیمی . روش مسلمانان در علم شیمی دانشمندان اسلامی اولین کسانی بودند که به روش مشاهده با برنامه و علمی با تهیه شرایط ترتیب داده شده برای کنترل آزمایشها پرداختند. آزمایشهایی که می‎توانستند در هر زمان تکرار شوند و تغییرات لازم را در آن بدهند و تمام آن را کنترل کنند. آنان شیمی علمی را به معنی واقعا علمی به وجود آوردند و بر حسب قضاوت آن تاریخدان انگلیسی به نام کوستُم: «به چنان مقام عالیی رساندند که پس از این که دوران جدید شیمی مدرن به کشف شیمی آلی و شیمی معدنی نایل شد متوجه این ضرورت شد که تازه باید آن را به پایه‎ای برساند که در آن زمان دانشمندان اسلامی رسانده بودند»۳۳۵   برخی از نوآوری‎ها در شیمی جابربن حیان ـ‎ از شاگردان امام جعفر صادق(ع)‎ـ در برابر روش ساده ذوب فلزات که تا آن زمان متداول بود روش حل کردن فلزات به کمک اسید نیتریک، اسید سولفوریک، جوهر نمک و تیزاب سلطانی ‎ـ‎که به وسیله او اختراع شده بودند‎ـ را نیز پرورش داد. بدین وسیله برای جابر و پس از او ترکیبات بی‎نهایت وسیع شیمیایی امکان‎پذیر شد. من جمله اکسید جیوه، زنجفر، زرنیخ(اکسید سه ظرفیتی ارسن)، نشادر، نیترات نقره، زاج سفید(سولفات آلومینیم و پتاسیم) کات کبود، پتاس سوزآور(محلول غلیظ ئیدراکسید پتاسیم) محلول سود سوزآور، محلول کلوئیدی سفید رنگ گوگرد و خیلی چیزهای دیگر. مسلمانان اختلاف بین اسید و قلیا را می‎دانستند. آنان اضافه شدن وزن فلزات را هنگام اکسیده و سولفوره شدن یادداشت می‎کردند. می‎دانستند آتش بدون هوا خاموش می‎شود. آنان عملهای اصلی شیمی را پایه‎ریزی کرده و پرورش دادند مانند تبخیر، تصعید و تبدیل مستقیم جسم جامد به گاز یا به عکس متبلور کردن (کریستالیزه کردن)، تعدیل ترکیبات شیمیایی به وسیله حرارت دادن، تصفیه کردن و تقطیر کردن، در حالی که اختلاف تقطیر از طریق خنک کردن گاز به وسیله آب را از خنک کردن گاز به وسیله شن در نظر داشتند.۳۳۵ فیزیک نوآوری‎های حسن بن هیثم حسن بن هیثم (۳۵۴ تا۴۳۰ هجری) که در اروپا به الحسن معروف است یکی از پرنفوذترین استادانی است که اروپا در مکتب او تعلیم یافته است. تئوری حرکت صفحه‌ای بر روی جام نامریی از او است که اذهان اروپای قبل از رنسانس را بسیار به خود مشغول کرد.۱۸۰ کشف مهم‎تر او در علم نجوم این بود که همه کرات سماوی من جمله ثوابت از خودشان اشعه نوری دارند و فقط کره ماه است که روشنایی خود را از خورشید دریافت می‎کند. همین کشف او بود که او را به کشف مسئله طبیعی دیگری که یک نوع انقلاب علمی بود رساند. او با این کشف اخیر، نظریه دو دانشمند بزرگ اهل اسکندریه یعنی اقلیدس و بطلمیوس را نقض کرد. دو دانشمندی که او می‎بایست از بد روزگار نظریه آنان را به اجبار اشاعه دهد تا در دوران پیری بتواند امرار معاش کند.۱۸۰ او همان کسی است که تئوری‎های اقلیدس و بطلمیوس (که اینان خود دو ستون دانش هلنی به شمار می‎روند) را در نقاط حساسش نقض کرده است. اقلیدس و بطلمیوس معتقد بودند که شعاعها از چشم خارج شده به اجسام برخورد می‎کنند و یا سبب دیدن اشیا می‎شود. هیثم تشریح کرد که این ادعا غلط است و گفت «شعاعی که از چشم خارج می‎شود سبب دیدن اجسام نمی‎شود بلکه جسم مورد دید است که شعاعش به چشم می‎تابد و به وسیله بدنه شفاف (عدسی) چشم معکوس می‎شود» با کشف این واقعیت فیزیکی بود که او تمام دانش دوران یونان قدیم را در مورد مظاهر نور پشت سر گذاشت. او قانونی را کشف کرد که با آزمایشهای مختلف صحت آن به اثبات رسید.۱۸۱ … اگر ماه به خودی خود نور نداشته باشد و نورش را از خورشید دریافت کند چگونه ما گرفتگی به وجود می‎آید؟ این سوال نجومی او را متوجه سایه انداختن یک جسم بر اثر جسم دیگر نورانی محیط، کرد. پس از آن برای خودش مرکز نور ساخت و به آزمایشهای سیستماتیک مختلفی که برایش ارزش علمی داشت پرداخت و این نوشته‎اش را «درباره طبیعت و خواص به وجود آمدن سایه» نامید.۱۸۲ او اولین کسی است که دوربین جعبه‎ای یک سوراخه ساخت ـ مدل اولیه دوربین عکاسی ـ و با آن به آزمایش نیز پرداخت. این جعبه یک سوراخه پخش مستقیم اشعه نور را ثابت می‎کند. با چشم خود می‎بیند ولی باور نمی‎کند که چگونه این آزمایش، محیط را در صفحه مقابل معکوس نشان می‎دهد. او همان روش آزمایشی را انجام داد که بعدها لئوناردو داوینچی نیز آن را به کار برد. او دلیل شکستن نور را به وسیله چیزهای مختلف مانند هوا یا آب کشف کرده و شرح داده است و به این ترتیب ضخامت جوی را که کره زمین را احاطه کرده است دقیقا ۱۵ کیلومتر حساب می‎کند. حسن بن هیثم به بررسی هاله اطراف کره ماه و شفق و همچنین رنگین کمان که ارسطو در شرح علت فیزیکی آن درمانده بود می‎پردازد. او معلومات خود را در مورد وسایلی که با عدسی و نور مربوطند به کار برد و انعکاس آینه‎های مقعر با برشهای کروی و مخروطی را مطالعه و محاسبه کرد و قانون نورافکن را کشف کرد.۱۸۲ او نه تنها تاثیر حرارتیِ محل تقاطع نور و بزرگ نشان دادن آینه‎های مقعر را مورد آزمایش علمی قرار داد بلکه همچنین این تاثیرات را نیز در مورد ذره بین بررسی کرد. او اولین عینک را برای خواندن اختراع کرد.۱۸۳ حسن بن هیثم در کتاب «گنجینه نور و عدسی» هر گونه مسائل عدسی و نور را که بعدها از راجر بیکن انگلیسی (۱۲۱۹ تا ۱۲۹۴ میلادی) تا ویتلیوی مجارستانی مورد مطالعه قرار داده‎اند پایه گذاری کرد. ۱۸۴ لئوناردو داوینچی ایتالیایی که مدعی اختراع دوربین عکاسی و پمپ آب و هنر تراشکاری و اولین هواپیماست به طور چند جانبه تابع دانشمندان اسلامی بوده است و قابل اثبات است که شدیدا تحت تاثیر کتابهای علمی و آزمایشهای حسن بن هیثم قرار داشته است.۱۸۴ یوهانس کپلر در آلمان در اواخر قرن ۱۶ میلادی موقعی که قوانین فیزیکی را که بر اساس آن دوربین گالیله ستاره‎های تا آن زمان ناشناخته را به پیش چشم نزدیک کرد مورد بررسی قرار می‎داد متوجه شد که کارهای گالیله و قوانینش در سایه کشفیات حسن بن هیثم انجام گرفته است.۱۸۴ حتی امروز مسائل فیزیکی و ریاضی‎‎ای که او به کمک معادله چهار مجهولی حل کرد و قدرت ریاضی او را نشان می‎دهد مسائل الحسن نام دارند. مثلا محاسبه کردن نقطه‎ای در یک آینه فضایی که از آن نقطه یک جسم از فاصله معینی به سوی تصویر معینی منعکس می‎شود.۱۸۴ دستاوردهای کندی کندی اندازه‎گیری زاویه به وسیله پرگار را در هندسه متداول کرد. وزن مخصوص اجسام مایع را محاسبه نمود و آزمایشهایی درباره قانون جاذبه و سقوط اجسام انجام داد. ولی اثر او در این مورد به نام «سقوط اجسام از بلندی» مورد توجه مترجمین زبان لاتین در اروپا قرار نگرفت.۱۸۶ پزشکی الف. وضعیت پزشکی اروپا در قرون وسطی ۱٫ اعتقادات نادرست و تاثیر منفی آن بر طب یکی از اعتقادات نادرست برخی از مسیحیان این بود که استفاده از اسباب مادی برای مداوا را با ایمان به خداوند در تعارض می‎دیدند. کشیشی به نام تتیان معتقد بود «داروها به هر شکل و فرمش از همین فن گول زدن سرچشمه می‎گیرد» و این بی دینها(مسلمانان) دست در کار داروخانه طبیعت می‎برند. «اگر کسی با اعتماد به مادیات بتواند علاج شود پس چه اندازه علاج بیشتری خواهد یافت اگر فقط اعتماد به قدرت خداوندی داشته باشد. چرا پیش مقتدرترین مردان نمی‎روید؟ به جای آن ترجیح می‎دهید مثل سگ به وسیله گیاه، مثل گوزن به وسیله مار، مثل خوک با خرچنگ رودخانه و یا مثل شیر با میمون خود را درمان کنید؟ چرا نقش خدایی را به اشیای زمینی محول می‎کنید؟»۲۱۳ همچنین برنارد کلارفو(۱۰۹۰ تا ۱۱۵۲) مبلغ و تحریک کننده مردم برای جنگ های صلیبی … موکدا از مراجعه به پزشک یا مصرف دارو منع می‌کرد. زیرا معتقد بود «متناسب نیست مسیحیان سلامت روحشان را به وسیله کمک گرفتن از چیزهای زمینی به خطر بیندازند»۲۱۷ از دیگر اعتقادات نادرست مسیحیان این بود که استحمام کردن را امری ناپسند می‎دانستند. از زمانی که به ژرمنها درس منزه بودن و بکارت اخلاقیِ نوع مسیحی تعلیم داده شد تا خجالت بکشند و بدانند که لخت بودن سبب تحریک جنسی و رابطه نامشروع خواهد بود شستشوی بدن و نظافت هم ـ گرچه این نظافت در پستو و مخفی گاه نیز می‎توانست انجام بگیرد ـ گناه شناخته شد. آنها به همین نسبت که نظافت و حمام کردن گناه شمردند کثافت را هم منزه بودن و بکارت اخلاقی دانستند و جایگزین یکدیگرش کردند. بعدها حضور جنگجویان صلیبی که از کشورهای اسلامی دیدن کرده بودند و مسافرینی که از اسپانیا و جزیره سیسیل آمده و رسوم نظافت مسلمانان را آموخته بودند و از آن سرسختانه دفاع می‎کردند سبب شد که دوباره شستشو و حمام کردن و نظافت راه خود را به اروپا باز کند.۹۱ دیگر رویه غلط آنها این بود که اعتراف به گناهان را پیش شرط مداوای مریض قرار دادند. از این جهت بیماری که در آتش تب غوطه می‎خورد حق نداشت از کمک پزشک برخوردار شود مگر اینکه قبلا به گناهان خود اعتراف و توبه کرده باشد. در سال ۸۹۵ میلادی در جلسه‌ای که کلیسا در نانتس تشکیل داده بود چنین تصمیم گرفته شد: کاهن کلیسا باید به محض اطلاع از بیمار شدن یکی از مریدانش پیش او رود. از آب مقدس به او بپاشد. با او نیایش کند و در غیاب خانواده مریض، اعتراف او را استماع کند و او را وادار کند کارهای دینی و دنیویش را تسویه و تصفیه کند. وگرنه بدون اعتراف، طبابتی هم در کار نبود. این روش که کم و بیش رسم و عادت شده بود در ۱۲۱۵ میلادی به وسیله پاپ اینوسنس سوم در مجمع لاتران تا حد وظیفه مسلم هر فرد ارتقا داده شد: هر طبیبی که به مداوای مریضی که قبلا اعتراف و توبه نکرده است بپردازد از کلیسا اخراج خواهد شد. چون مرض از گناه سرچشمه می‎گیرد … یوحنای مقدس ـ آن زرین دهان ـ نطفه بیماری را بر حسب کلام عیسی (انجیل یوحنا سوره ۵ آیه ۱۴) در گناهان انسان می‎شناسند. هر گاه بیمار علت بیماریش را برطرف کند و با اعتراف و توبه بار گناهش را سبک کند علت که از بین رفت معلول نیز از بین خواهد رفت و بیماری جسمی منتفی می‎شود. ۲۱۸ ۲٫ بیمارستان های اروپا  تا اول قرن ۱۲ میلادی خانه‎هایی که در آنها فقط از بیماران پرستاری شود در اروپا وجود نداشت. با جنگهای صلیبی بود که به تقلید از مسلمانان در اروپا هم بیمارستان دایر شد … گرچه بیماران مدتها همچنان بدون طبیب و بدون معالجه می‎ماندند ولی لااقل از آنان سرپرستی می‎شد.۲۲۰ با این همه محلی که در آن از بیمار پرستاری می‎شد همان محلی نبود که بیمار برای درمان مراجعه می‎کرد. تازه در ۱۵۰۰ میلادی بیمارستان اشتراواس بورگ (در آلمان) دارای یک پزشک شد. یعنی هشتصد سال بعد از خلیفه اموی؛ الولید. این خلیفه اولین بیمارستان اسلامی را تاسیس کرد و پزشکانی را در آنجا به کار گمارد. اولین بیمارستان شهر لایپزیک (در آلمان) در ۱۵۱۷٫م و اولین بیمارستان پاریس در ۱۵۳۶٫ م به نام هتل دیو تاسیس گردید. ۳۱۶ ۳٫ نمونه‎های از طبابت فرانکی‎ها در طی جنگ‎های صلیبی حاکم شیزر برحسب خواهش و اصرار فرانکی‎ها که در قلعه المنیطره ساکن بودند ثابت را که پزشکی ماهر و مسلمان بود در اختیارشان می‎گذارد. ثابت که برای طبابت به پادگان فرانکی‎ها رفته بود مشاهدات خود از طبابت فرانکی‎ها را چنین بیان می‎کند: یک از اشراف را آورده بودند که رانش دمل درآورده بود و یک زن که تب شدیدی داشت. روی دمل او مرهمی که چرک را می‎کشد گذاشتم. دمل سر باز کرد و داشت رو به بهبود می‎رفت. برای آن زن هم دستور خوراکی دادم که آن هم رو به بهبود می‎رفت. بعد یک طبیب فرانکی آمد و گفت که این شخص (ثابت) نمی‎تواند شما را معالجه کند و رو کرد به آنکه پایش دمل داشت و سؤال کرد دلت می‎خواهد با یک پا زندگی کنی یا با دو پا بمیری؟ او جواب داد مایلم که با یک پا زنده بمانم. بعد طبیب فرانکی دستور داد تا یک مرد قوی با یک تبر بیاورند. مردی تبر به دوش آمد و من حضور داشتم. در این هنگام طبیب، پای مریض را روی یک کنده قرار داد و به مرد تبر به دست دستور داد با یک ضربه پای بیمار را قطع کند. او با تبر ضربه‎ای بر پای مریض فرود آورد. ولی پا با آن ضربه قطع نشد و او ضربه دومی را فرود آورد. با این دو ضربه هولناک، مغز استخوان بیرون آمد و بیمار در همان ساعت جان سپرد! آنگاه طبیب فرانکی آن زن را آزمایش کرد و گفت شیطان بر روی سر این زن جای گرفته است و عاشق او شده است. موهای او را بچینید و آن زن بدون پرهیز دوباره غذاهایی را می‎خورد که همشهریانش می‎خوردند و با خوردن سیر و خردل تب او دوباره شدت یافت. پزشک گفت شیطان به مغزش وارد شده است و با این جمله دست برد و یک تیغ سلمانی برداشت و برشی صلیب وار به پوست سر او وارد آورد و پوست را از وسط کشید تا اینکه استخوان جمجمه نمایان شد. آنگاه با نمک استخوان جمجمه را مالش داد و آن زن در همان حال مرد. پس از این ماجرا از آنان پرسیدم آیا به من احتیاجی هست؟ جواب دادند نه و من هم پس از اطلاع از هنر طبابت فرانکی‎ها که تا آن زمان از آن بی‎اطلاع بودم از پادگان فرانکی‎ها بازگشتم. ب. وضعیت طب در تمدن اسلامی ۱٫ ارزیابی پزشکی مسلمانان این قضاوت و به اصطلاح تشکر یک نفر از دانشمندان متخصص در تاریخ پزشکی به نام نوی برگر است. او می‎نویسد: «به عکس روش منجمد و خشک (مکانیکی) رم شرقی که به اختصار از نوشته‎های دیگران تکه‎هایی جمع می‎کردند و بدون تفاهم و رابطه کنار همدیگر گذاشته و کتابی مخلوط و درهم و برهم در می‎آوردند، کتابهای که مسلمانان تالیف کرده‎ان نشان می‎دهد واقعا بر مطلب خود محیط هستند و مطالب، تماما تحت اسلوبی معین است. به طوری که همه بخشهای تخصصی کتاب در زمینه اصلی، مانند عناصری مختلف هستند که در حقیقت واحد زنده‎ای را با ربطی طبیعی تشکیل می‎دهند. اینان طرق مختلفی را برای رسیدن به مقاصد علمی دریافته‎اند و با زبان زنده مادریشان، نه یک زبان مرده محلی، اصطلاحات متقن علمی همگانی اقامه کردند».۲۸۸ . میزان تاثیر طب اسلامی بر غرب در نسبت با طب یونانی  یک نفر این زحمت را تحمل کرده است تا میزان تاثیر نفوذ دانشمندان اسلامی و یونانیان را در اوایل کار طب تجربی در اروپا به شکل آماری تعیین کند. او برای این کار کتاب طب گراف فرراری داگرادو را انتخاب کرد. نویسنده این کتاب پرفسوری از شهر پاویا است و آزمایشهای علمی خود را در این کتاب زبده به شکل علمی ارائه داده است. این کتاب شرح کتاب جدید المنصوری نوشته زکریای رازی است. مضافا این که این کتاب اولین کتاب چاپ شده پزشکی است و آن هم در ۱۴۶۹ میلادی. در این کتاب پرفسور گراف فرراری بیش از سه هزار بار از ابن سینا نام برده است. از زکریای رازی و جالینوس هزار بار و از بقراط یکصد و چهل بار.۳۱۹ اگریپا فون نستهایم: «کتابهای ابن سینا، رازی و ابن رشد همان مرجعیتی را دارند که بقراط و جالینوس داشته اند و این اندازه قابل اعتماد شده‎اند که هرکس بدون خواندن آنها بخواهد طبابت کند می‎گویند این شخص سلامتی مردم را به خطر خواهد انداخت» ۲۰۷ ب: روش تجربی پزشکان مسلمان ابن النفیس؛‎ پزشک مسلمان و کاشف گردش کوچک خون‎ در قرن هفتم‎ در توضیح روش کار خود می گوید: «برای این که عمل هر یک از اعضای بدن را معرفی کنیم پشتیبانی ما فقط نگاه دقیق و بررسی و تجزیه و تحلیل صادقانه در مورد آن عضو است. بدون ملاحظه این که آیا با آموزشهای پیشینیان مطابقت دارد یا نه».۲۶۰ عبداللطیف (۵۵۷ تا ۶۲۸ هجری) در نقض یکی از نظرات جالینوس می‎گوید: ولی با همه احترامی که برای جالینوس قایلیم آن چه ما با چشم خود می‎بینیم قابل قبول‎تر است … در نوشته‌های جالینوس خوانده بودیم که فک پایین از دو استخوان تشکیل شده که درزی آن دو را به همدیگر مربوط کرده است. ولی ما بیش از دو هزار فک پایین را مورد بررسی قرار دادیم و حتی یکی هم پیدا نکردیم که از دو تکه تشکیل شده باشد. فک پایین استخوانی است بدون هیچ گونه درز … بنابراین آنچه ما ملاحظه و درک می‎کنیم دلایل ما هستند و قانع کننده‎ترند تا آنچه فقط بر اساس نوشته نامداران است»۲۷۱ و ۲۷۲ همچنین در بیمارستانهای کشورهای اسلامی برای هر پزشک امکان آن وجود داشت که داروی جدید را مورد آزمایش قرار دهد. او می‎بایست نتیجه آزمایش خود را در دفتری ویژه شرح داده و نظر بدهد تا بعدا به عنوان داروی آزمایش شده منتشر شود و به جهان پزشکی راه یابد.۳۲۶ نوآوری‎های رازی: شرح علمی آبله و سرخک و شیوه معالجه کتاب رازی که حاوی شرح علمی بیماری آبله و سرخک می‎باشد شهرت ابدی یافته است. این کتاب حتی از لحاظ روش و شکل نوشتن آن برای دیگر نوشته‌های علمی سرمشق شده است … مدتهاست که چنین چیزی نظیر نداشته است. یک اثر کاملا مستقل، تمیز و روشن که سیر طبیعی بیماری را با تمام دستورات معالجه مربوط به آن ارائه می‎دهد. یک اثر استادانه و بی نظیر که ترجمه آن تنها در اروپا بین سالهای ۱۴۹۸ تا ۱۸۶۶ میلادی بیش از چهل بار به چاپ رسیده است.۲۴۴ زکریای رازی فقط یک طبیب بزرگ نبود. بلکه یکی از اولین شیمیدانهای واقعی نیز بود … او اولین کسی بود که علم شیمی را در پزشکی به کار گرفت.۲۴۶ ابن زهر: توصیف علمی سرطان معده ابن زهر (پزشک و فیلسوف اندلسی) … سیر بیماری سرطان معده را بسیار عالی شرح می‎دهد و آن از روی مطالعه‎ای است که در مدت زندانی بودنش بر روی زندانی دیگری کرده است.۲۷۴ ۷٫ ابن رشد: آبله ابن رشد ـ‎ فیلسوف و پزشک مسلمان اهل قرطبه در قرن ششم هجری‎ـ که به نام اورئس بزرگ در قرون وسطی معروف است مصونیت یافتن دایمی بیمارانی را که به بعضی امراض مانند آبله دچار شده اند اثبات می‎کند.۲۷۴ … آنچه در اروپا در اواخر قرن هیجدهم شروع شد یعنی کوبیدن آبله برای مصونیت یافتن از آن حتی پیش از اسلام به وسیله اعراب کشف شده بود … اعراب بر خلاف چینی ها که گلوله پنبه را در فساد آبله خیس کرده در سوراخ بینی بچه‎هاشان فرو می‎کردند خراشی به پوست کف دست وارد می‎کردند و از اقوام یا همسایه‎ها پوسته آبله از نوع آبله‎های خفیف و ملایم تهیه کرده و آن را داخل آن محل خراش داده شده قرار داده و آن محل را مالش می‎دادند.۲۷۴ ابن الخطیب: مسری بودن طاعون ابن الخطیب (قرن هشتم هجری) پزشک و سیاستمدار اندلسی و وزیر سلطان در شهر غرناطه ـ‎گرانادای کنونی‎ در اسپانیا ـ واگیر شدن و چگونگی آن را واضح و منطقی در رساله‎ای ارائه داده و لمس کردن بدن بیمار یا چیزهایی که بیمار با آنها تماس داشته است را علت سرایت می‎داند و می‎نویسد: «مسری بودن این بیماری(طاعون) اثبات شده است. به وسیله تجربه و آزمایش علمی، به وسیله حواس مدرکه و تشریح جسد و شامل شواهدی است؛ این مدارک دلیل غیر قابل تردیدی را ارائه می‎دهند»۲۷۷ ۹٫ ابوالقاسم: سل ستون فقرات یک جراح اندلسی به نام ابوالقاسم متولد ۴۰۳ هجری … به بررسی رماتیسم مفاصل و سل ستون فقرات پرداخته بود. یعنی هفتصد سال پیشتر از پرسیفال پُت انگلیسی(۱۷۸۸-۱۷۱۳) که بالاخره هم این مرض اخیر به نام بیماری پُت نامیده شد.۲۷۹ و آنچه معروفیت جراح فرانسوی آمبرواز پار بدان استوار است که می‎گویند در ۱۵۵۲ میلادی برای اولین بار به بستن رگهای بزرگ خونی مبادرت کرده است ششصد سال قبل از او همان ابوالقاسم آن را تعلیم می‎داده و بدان وسیله قطع دست و پا علمی‎تر انجام می‎گرفته است.۲۷۹ ابن نفیس: کشف گردش کوچک خون ابن نفیس طبیب، اولین کسی بود که اندیشه گردش خون را پرورد. او این اندیشه را چهار صد سال قبل از هاروی انگلیسی و بیش از سیصد سال قبل از زِروِت اسپانیایی اثبات کرده بود. مردی که درباره او گفته می‎شود روی زمین نظیر نداشت و از ابن سینا گذشته دیگر همطراز او نیامد.۲۵۸ میخاییل زروت اهل اسپانیا متولد ۱۵۰۹ میلادی و متوفای ۱۵۵۳ است. در سال ۱۵۵۳ در ژنو او را زنده زنده با کتابش به نام رجعت مسیحیت که تازه به چاپ رسیده بود سوزاندند. در همین کتاب است که زروت گردش کوچک خون را که معروفیت جهانی یافت شرح داده است … به طوری که می‎دانیم میخاییل زورت در بیست و پنج سالگی با بی باکی مخالفت خود را با تثلیث یعنی با سه گانه دانستن خدا (خدا= پدر عیسی، عیسی و روح القدس) اعلام کرد و دیری نپایید که با تعلیمات کلیسا از در مخالفت درآمد و شدیدا تهدید شد و متواری گردید.۲۶۵و ۲۶۶ به نظر می رسد زروت خود به طور مستقل به گردش کوچک خون پی نبرده بلکه با مطالعه آثار ابن نفیس به این حقیقت دست یافته است. زیرا زروت که هیچ وقت کسی از ضربات مستقیم و انتقادیش در امان نبود در اینجا هنگام تصحیح اشتباهات جالینوس در مورد گردش خون و تغذیه قلب هیچ گونه حمله‎ای به او نمی‎کند و بدون شور و شهوت و خیلی مختصر به شرح مطلب می‎پردازد.۲۶۸ ابداع بیهوشی روش دانشمندان اسلامی در تسکین درد، روشی اصیل و واقعا مفید بود. آن هم نه به آن شکل هندی، یونانی و یا رمی که آشامیدنی‎های سُکرآور به طور کلی برای تسکین هر دردی به کار می‎رفت. بلکه مشخصا هنگام آمادگی برای عمل جراحی یعنی بیهوشی معمولی از این وسیله استفاده می‎شد. این کشف هم دوباره به حساب یک طبیب اروپایی گذاشته شد و بعدا نیز به حساب مکتب اسکندریه! چیزی که در حقیقت از دانشمندان اسلامی آموخته بودند و آن این که تکه‌های کوچک اسفنج را با عصاره‌ای از حشیش، بسلی و بنگ آغشته کرده … در داخل بینی بیمار فرو می‎بردند و … بیمار به خواب عمیق بیهوشی فرو می‎رفت.۲۸۱ . ضد عفونی کردن جراحات طبیبان اروپایی چرک کردن محل زخم را چیزی طبیعی دانسته و حتی خواستار آن بودند. به این امید که بدان وسیله کثافات خون به شکل چرک به بیرون راه بیابد. حتی پزشک نه تنها از چرک کردن محل زخم حمایت می‎کرد بلکه باید به وجود آوردن چرک را ممکن می‎ساخت … ابن سینا نه تنها چرک کردن محل زخم را تشویق و تایید نمی‎کرد و از به کار بردن بیهوده وسایل فیزیکی یا مواد شیمیایی محرک چرک خودداری می‎کرد بلکه با کمپرس کردن گرم به وسیله شراب قرمز کهنه و قوی از چرک کردن زخم پیشگیری می‎کرد. چیزی که تاثیر قوی ضد عفونی بودنش را یک پرفسور فرانسوی به نام ماسکولیه از شهر بردو در ۱۹۵۹ میلادی مجددا کشف کرد و اثر آن را معادل پنی سلین دانست.۲۸۲ استفاده از پنی سیلین اعراب قبل از اسلام برای معالجات جراحت‎های میکروبی و چرکی شده دارویی کشف کرده بودند که همچنین دوباره در قرن بیستم مجددا کشف شد و آن پیشقدم طب پر سرو صدای امروزه بود یعنی آنتی بیوتیک. از چرم پالان یراق الاغ و گاومیش که برای آبکشی داشتند ماده کفک (پنی سیلین) به دست می‎آوردند و این ماده کفک را به صورت مرهم در آورده به محل زخم چرکی شده می‎مالیدند. برای معالجه زخم گلو، کفک سبز رنگ نان را در گلوی بیمار فوت می‎کردند چیزی که هنوز هم بین اعراب بدوی معمول است.۲۸۳ پذیرش بیماران روحی به عنوان بیمار درمان امراض ذهنی و روحی در اروپا همان دور کردن ارواح پلیدی بود که معتقد بودند در بیمار حلول کرده است. دیوانگان بی‎گناه و بی آزار را اگر مرد بودند لباس چند رنگ می‎پوشاندند و به آن زنگوله و استخوان پای حیوان می‎آویختند و بدین ترتیب او را به اهالی محله معرفی کرده و به حال خود و به دست تمسخر و آزار جاهلهای محل رهایش می‎کردند … ۲۴۹ در حالی که در کشورهای اسلامی بیمار روحی را در بیمارستان در بخش اعصاب محافظت و معالجه می‎کردند. مثلا در بغداد و قاهره بیماران روحی در بخش معالجات اعصاب تحت مراقبت و رسیدگی متناسب پزشکان اعصاب بودند و تمام بیمارستان تحت کنترل هفتگی شخصی سلطان قرار داشت. در حالی که در قرن ۱۹ میلادی در اروپا بیماران روحی را در زندان و تحت کنترل پلیس قرار داده و با آنها مثل جنایتکاران رفتار می‎کردند.۲۵۰ ج. نظام پزشکی تمدن اسلامی ۱٫ وضعیت بیمارستانها  «پدر عزیزم تو می‎پرسی که آیا وقتی به ملاقاتم می‎آیی برایم پول بیاوری؟ هرگاه من از بیمارستان مرخص شوم یک دست لباس نو و پنج سکه طلا دریافت خواهم کرد. بیمارستان این کمک را به من می‎کند تا این که بلافاصله پس از بیماری مجبور نباشم سر کار بروم. بنابراین لازم نیست که تو از گله‎ات حیوانی بفروشی. ولی اگر بخواهی مرا ببینی باید همین روزها بیایی. من در بخش ارتوپدی در جنب سالن جراحی بستری هستم. از در اصلی که وارد شدی از سالن بیرونی که در قسمت جنوب قرار دارد رد می‎شوی. آنجا پلی‎کلینیک است جایی که مرا بعد از سقوط به آنجا بردند. در آنجا هر بیماری ابتدا به وسیله طبیبانِ معاون و محصلین طب مورد آزمایش اولیه قرار می‎گیرد. برای هر بیماری که بستری شدنش در بیمارستان ضرورت نداشته باشد همانجا نسخه‌ای می‎نویسند که می‎تواند در همین نزدیکی به داروخانه بیمارستان مراجعه کند و آن را بپیچد. در آن پلی‎کلینیک پس از این که مرا آزمایش کردند اسمم را در دفتر بیمارستان ضبط کردند و بعد پیش رئیس بخش بردند. یک پرستار مرا به بخش مردانه بیمارستان برد. در آنجا مرا شست و لباس بیمارستان به تنم کرد. سمت چپ، کتابخانه و سالن بزرگ تدریس است. جایی که رئیس بیمارستان محصلین را درس می‎دهد. از آنجا که گذشتی راهروی سمت چپ مستقیما از حیاط بیمارستان به بخش زنان می‎رود. شما باید از سمت راست بروی و از بخش امور اداری بیمارستان و قسمت جراحی رد شوی … اگر صدای موسیقی یا آواز از یکی از اطاقها به گوش رسید داخل آن شو شاید من در آنجا باشم. آنجا اطاقی است که بیماران بهبود یافته دور هم جمع می‎شوند در آنجا با کتاب و موسیقی خود را سرگرم می‎کنند. امروز صبح موقعی که رئیس بیمارستان با معاونینش و پرستاران، بیماران را بازدید می‎کردند به طبیبی که مسئول بخش ما است چیزی دیکته کرد که من نفهمیدم. بعدا او برایم توضیح داد که من فردا اجازه دارم از جایم برخیزم و به همین زودی نیز مرخص خواهم شد. در حالی که دلم نمی‎خواهد از اینجا بروم. در اینجا به هر نقطه که نگاه می‎کنی روشن و نظیف است. رخت خوابها نرم و ملافه‌ها از پارچه سفید دمشقی و بالا پوشها کرکی و ظریف‎اند مثل مخمل. در هر اطاقی لوله کشی آب است که به منبع متصل است و همه اطاقها دارای بخاری است که هر وقت شب ها سرد شود آن را روشن می‎کنند. تقریبا هر روز غذا از گوشت پرنده یا گوسفند داده می‎شود. البته به آنهایی که معده شان تحمل چنین غذایی را دارد …» نامه فوق گویای شرایطی است که با قرن بیستم قابل مقایسه است. گرچه در حقیقت شرح یکی از بیمارستانهایی است که هزار سال قبل در همه شهرهای کشورهای اسلامی وجود داشتند و جزو تاسیسات لازم و بدیهی مراکز تمدن اسلامی بودند.۲۲۴ نظارت بر پزشکان در سال ۳۱۹ هجری خلیفه المقتدر اطلاع یافت که یکی از پزشکان بغداد اشتباهی کرده که منجر به مرگ بیماری شده است. او دستور داد که از آن به بعد تمام پزشکان به استثنای آنان که در خدمت دولت هستند می‎بایست امتحان بدهند و اجازه کتبی اشتغال به طبابت به دست آورند … در این زمان تنها در شهر بغداد ۸۶۰ پزشک بودند. بدون این که پزشکان رسمی که در خدمت دولت بوده‎اند را به حساب بیاوریم. در همین زمان در سرتاسر استان راین گو(آلمان) حتی یک پزشک یافت نمی شد.۲۳۰ اداره بهداشت شغل دارو فروشی (داروخانه داری) به اضافه وسایل دیگر بهداری ارتشی مجموعا از قرن نهم میلادی یعنی از زمان مأمون به بعد تحت نظارت دولت بود. ضمن این که صنف پزشکان همیشه یک رئیس داشتند. ۳۴۱ داروخانه‌ها هم مرتب به وسیله کارمندان اداره بهداشت (پلیس بهداشت) بازرسی می‎شدند. این اداره دارای بخش آزمایش مواد غذایی نیز بود. این بخش اداره مرتبا به آسیابها، نانوایی‎ها، شیر فروشی‎ها، دکانهای اغذیه فروشی و بقالی‎ها مراجعه می‎کرد و به وضع محوطه کار، ظروف آنان، نوع جنسها، صحت وزنه‎ها، ترازوها و مقیاسهای دیگرشان نظارت می‎کرد. به کشتارگاههای خارج شهر می‎رفتند و به قصابهای شهر سرکشی می‎کردند تا از مسمومیت غذایی و شیوع امراض مسری پیشگیری بکنند.۳۴۳ ریاضیات ۱٫ تفاوت های یونانیان، مسلمانان و هندیان در ریاضیات  به طور کلی استعداد ریاضی یونانیان در هندسه و حجم‎ها بود. تا آن اندازه که مسائل جبری خود را در لباس هندسی نمایش می‎دادند. از طرف دیگر هندیها نیز بیشتر در محاسبه، قدرتمند بودند و این حسابگران متخصص، مثلثات یونانیان را به وسیله محاسبات ریاضی و جبر مورد بررسی قرار می‎دادند. حال این طور به نظر می‎رسید که درتمدن اسلامی شم خاص عددی و فضایی با همدیگر هم آغوش شده باشند. استعدادی که حسن ـ‎از ریاضیدانان دوره مأمون‎ـ کوچکترین پسر موسی بن شاکر از آن بهره فراوان داشت. با این شرایط است که دانشمندان اسلامی یک بخش جدید علمی به وجود آوردند و آن دو بخش عددی و فضایی را نیز به مقامی عالی‎تر و رشد یافته‎تر از یونانیان و هندی‎ها رساندند؛ به جایی که آنان نمی‎توانستند برسند. به همین جهت است که یونانیان ریاضیدانان دوران رنسانس اروپا نبودند بلکه مسلمانان بودند و در این کار اعداد هندی خوب به کارشان آمد.۱۸۹ طرح‎هایی از دانشمندان مسلمان در زمینه وسایل نجومی در دست است که هرگز ساخته نشدند و منظور، استفاده از آنها در کارهای نجومی نبوده بلکه بیشتر از روی علاقه به حل مسائل ریاضی آنها را طرح ریخته و محاسبه کرده‎‎اند.۱۹۰ اعداد عربی در اروپا به چه علت است که در آلمان هر نوآموزی که شروع به فراگیری اعداد می‎کند هنگامی که اعداد یکان را فراگرفته به دهگان می‎رسد با اشکال مواجه می‎شود؟ … برای نوشتن عدد ۲۳ ابتدا محل دهگان را خالی گذاشته و یکان یعنی ۳ را نوشته و بعد به دهگان برگشته و عدد ۲ را یادداشت می‎کند … این عادت را ما نیز از اعراب داریم که اعدادشان را تا صد از راست به چپ می‎خوانند و مانند الفبای خویش که از راست به چپ می‎نویسند و می‎خوانند و نه فقط ما بلکه تمام ملل متمدن روی زمین نیز اعداد را از آنها اقتباس کرده‎اند.۹۷ ولی اعراب نیز هرگز جای شبهه باقی نگذاشته‎اند که خودشان این اعداد را از هندی‎ها گرفته‎اند. بنابراین اعدادی که در آلمان، عربی نامیده می‎شوند نزد خود اعراب، اعداد هندی نام دارند.۹۸ عدد نویسی رومی نمایش اعداد رومی به سبک ساده‌ای انجام می‎شد. به این ترتیب که به صورت شیارهای عمودی بر روی اشیاء، چوب خط می‎زدند و با شمردن آنها عدد مورد نظر به دست می‎آمد. مثلا عدد هشت را با هشت شیار کنار هم نمایش می‎دادند: IIIIIIII. ده شیار را برای سادگی کنار هم می‎گذاشتند و به هم می‎بستند و به وسیله یک ضربدر (X) نشان می‎دادند. برای عد پنج نصف آن علامت (X) را که به شکل (V) در می‎آمد نمایش می‎دادند. بعدها این چوب خطها شکل حروف الفبا به خود گرفته و به صورت (۱) ,I (5) ,V ,X (10) (50) ,L C(100) ,D(500) M(1000) درآمدند. فردی رومی، عدد چهارصد و هشتاد و هشت را به این صورت می‌نوشت: صد، صد، صد، صد، پنجاه، ده، ده، ده، پنج و سه (CCCCLXXXVIII) هرچه عدد خوانده شده واضح و منظم است به همان نسبت هم نوشتن آنها ابلهانه، زمخت و دست و پاگیر است و حتی یک محاسبه ساده نیز با آن ممکن نیست.۹۹ و ۱۰۰ در نیم کره غربی هندیان تنها ملتی بودند که این طرز عدد نویسی ابتدایی را کنار گذاشته و برای اعداد از یک تا نه درست به مانند خواندن آنها علامتی جدا و مشخص تعیین نمودند و بدین طریق به یکی از بزرگترین و مهمترین اختراعات بشری نایل آمدند. زیرا این یکانها (۱ تا ۹) که از نظر شکل با هم متفاوت بودند و با یکدیگر غیر قابل تعویض بودند در اعداد بزرگ، بدون تغییر شکل و فقط بر اثر مکانهای آنها رتبه دهگان و صدگان و هزارگان یا بالاتر تا نامحدود به خود می‎گرفتند.۱۰۱ هندی‎ها علامت (O یا ۰) را نشانه خالی بودن یا سوراخ بودن دانسته‎اند که اصطلاحا آن را سونیا یا خا می‎گفتند. موقعی که اعراب این علامت و مفهوم آن را از هندیان آموختند آن را هم به عربی برگردانده «الصفر» یا خالی نامیدند. (اروپا نیز صفر را از زبان عربی گرفت. در زبان آلمانی به صیفر (ziffer)در زبان ایتالیایی به صفرو(zefero) در فرانسوی به شیفر و در انگلیسی به (zero) تبدیل شد.)۱۲۸ ریشه X هنوز هم تاکنون چهره محاسبات جبر در اروپا دارای یک علامت عربی است و آن عبارت است از X … این X را اگر بخواهیم علامتی عربی بدانیم به نظر غیر ممکن است برای آن که حرف X در زبان عربی وجود ندارد. ولی موضوع از این قرار است که اعراب عدد مجهولی را که در معادله جبرشان جستجو می‎کردند «شئ» می‎نامیدند و حرف (ش) که مخفف شئ باشد در زبان اسپانیایی کهن معادل همان (X) است.۱۹۳ دستاوردهای خوارزمی ابتدا خوارزمی از علم حساب (آریتمتیک) برای حل مسائل روزانه زندگی و برای محاسبه‌های علمی استفاده کرد و آن را به طور سیستماتیک پایه ریزی نمود … خوارزمی جد این علم به حساب می‎آید.۱۹۱ به خصوص جبر نیز به وسیله خوارزمی برای اولین بار تحت قاعده و قانون درآمد که بعدا توسط دانشمندان دیگر اسلامی به علمی دقیق مبدل شد.۱۹۱ از جبر ابوکامل ـ که در مصر سکونت داشت ـ و از آثار بیرونی و ابن سینا و کرجی است که لئوناردو فون پیزا (۱۱۸۰ تا ۱۲۴۰) معادله‎های مربع و مکعب را آموخته است. این مسائل را بعدها در کتابی به نام کتاب اباکی به شاگردانش می‎آموزد.۱۹۱ غیاث الدین جمشید کاشانی از جمله نوآوری‎هایی که باید به آن اشاره کرد این بود که محاسبات اعشاری به وسیله دانشمندان اسلامی تعبیه شد. غیاث الدین جمشید کاشانی (۸۳۲-۷۹۰ هجری) دانشمند علم نجوم، ردیف اعداد را به نهایت درجه تکمیل کرد. به این ترتیب که او اعداد کسری را به آخر آنها نیز اضافه کرد؛ یعنی ۲۱۰۱۲۵ ، که به جای آن ۲۸۱۰۰ می‎توان گذاشت را به صورت ۰۸/۲ تغییر داد. کاری که بدون آن امروزه نه پیرزن تخم مرغ فروش و نه پیرمرد شیر فروش می‎توانست به راحتی حساب کند و نه محاسبات مشکل جرح و تعدیلی می‎توانست انجام گیرد و محاسبه لگاریتمی هم که اصلا غیر ممکن می‎شد.۱۹۲ حسن بن موسی حسن بن موسی ـ ‎از ریاضیدانان دوره مأمون‎ـ در علم هندسه سرآمد بود. استعداد فراوان او در این دانش او را ممتاز و بی همتا کرده بود. حافظه‎ای عالی و قدرت تصورش آن اندازه بود که به حل مسائلی توفیق می‎یافت که قبل از آن کسی موفق به حل آن نشده بود. در مورد او گفته‎اند که برای تفکر در حل مسئله‎ای چنان در آن فرو می‎رفت که اگر در جمعی قرار داشت از آنچه آنان گفتگو می‎کردند هیچ نمی‎شنید.»۱۵۰ در میان آثاری که او مستقلا و بدون همکاری برادرانش نوشته است اثری درباره مقطع مخروطی وجود دارد. او کاشف ترسیم فرم بیضی نیز هست.۱۵۰ ابداع مثلثات سطحی و حجمی دانشمندان اسلامی پایه گذار مثلثات سطحی و حجمی نیز هستند. بخشی که در قضاوت نهایی بین یونانیان وجود نداشته است. بدین ترتیب زمینه وسیع و تا آن زمان ناآشنایی به دست آمد که مورد استفاده نجوم و دریانوردی و اندازه‎گیری‎های جغرافیایی قرار گرفت.۱۹۳ ابن سینا … ضمنا مسئله کوچکترین مقیاس را چه در فلسفه و چه در فیزیک و ریاضی مطرح کرد سوالی که در قرن ۱۷ میلادی به اختراع محاسبه بی نهایت کوچک‎ها توسطنیوتون و لایب نیتس انجامید.۱۹۴ تکنولوژی هواپیما از این مطلب که مسلمانان در تسخیر آسمان نیز شهامت فعالیت داشته‎اند کسی باخبر نیست. در حدود ۲۶۵ هجری یک پزشک اسلامی به نام عباس ابن فرناس در اسپانیا اولین وسیله پرواز را ساخت که با پارچه و پر آن را پوشش داده بود. ابن فرناس واقعا موفق شد که با این وسیله زمانی طولانی خودش را در هوا نگاه دارد و سعی کند که آن وسیله را هدایت کند. تا این که روزی سقوط کرد … بدین وسیله آن آرزوی کهن ایکاروس که در زمان خودش به زحمت برآورده شده بود دوباره بر روی زمین متلاشی شد.۱۶۱   انواع ساعت مسلمانان دقت زیادی برای اختراع انواع ساعت‎های خورشیدی به کار بردند که با استفاده از علم مثلثات فضایی و از روی جدولی که برای هر محل خورشید حساب شده بود شخص می‎توانست دقیقا موقع روز را بخواند. ناب‎ترین اختراعشان از نوع ساعتهای خورشیدی یک نوع ساعت خورشیدی کوچک قابل حمل به فرم استوانه است. یکی از این ساعتهای مسافرتی در شهر رایشنا به دست هرمن رسید که او طرح استادانه آن را مفصلا شرح داده است. ۱۶۹ مسلمانان در ساختن ساعت‎های خورشیدی زمینه وسیعی داشتند. ولی در ساختن ساعت‎های دیگر نیز تخصص فراوانی نشان داده‎اند. ساعت‎هایی که به وسیله فشار آب و فشار جیوه و اثر حرارت شمع و یا وزنه به حرکت در می‎آمدند. در میان ساعت‎هایی که تکنسین‎های آنها اختراع کردند یک ساعت خورشیدی زنگی بود که در هنگام ظهر جامی فلزی را به صدا در می‎آورد … در سال ۱۹۱ هجری هارون الرشید سفیری به نام عبدالله را به دربار کارل کبیر، قیصر فرانک که در شهر آخن صدارت می‎کرد فرستاد. عبدالله یکی از این دستگاههای عجیب را به عنوان هدیه همراه برده بود. آینهارد که منشی کارل کبیر بود در توصیف نارسایش چنین می‎نویسد: «این ساعت از جنس فلز برنجی بود و آن را با مهارت حیرت انگیزی به هم وصل کرده بودند. یک ساعت آبی، حرکت دوازده ساعته را اندازه گیری می‎کرد و در آخر، دوازده گلوله به پایین می‎افتادند و با افتادنشان جامی را که در زیر آن بسته بودند به صدا در می‎آوردند. به همین تعداد هم اسب سوار ظاهر می‎شدند که در آخر ساعات از دوازده در بیرون می‎پریدند و بر اثر پرش آنها درهایی که قبلا باز بودند بسته می‎شد. ولی خیلی چیزهای دیگر تعجب‎آور هم در این ساعت مشاهده می‎شد که شمارش آنها الان به درازا می‎کشد …»۱۷۰ انواع آسیاب آسیاب سازی تخصصی است که از کشورهای اسلامی آمده است و انواع و اقسام آن را مانند آسیاب دستی قابل حمل، آب آس و باد آس اختراع کرده و به اروپا داده‎اند … نه تنها تعداد زیادی از کتابهای علمی که از آثار جهان اسلام بود اروپاییان به نام خود ارائه داده‎اند بلکه بسیاری از اختراعات را نیز به شکلهای مختلف به حساب خودشان گذاشته‎اند و برای بعضی از آنها سند سازی هم کرده‎اند که بادآس(آسیای بادی) نیز یکی از آنهاست … قبل از جنگهای صلیبی آسیاب بادی در آسیا و به خصوص در ایران بود ولی در اروپا وجود نداشت.۷۷ چاپ ما خبر نداریم که وزیر عبدالرحمان سوم با چه دستگاهی نوشته‎های اداری خود را چاپ می‎کرد و به ادارات اندلس می‎فرستاد. ولی این مسلم است که اعراب اسلامی با ماشین چاپ ـ‎ پرس‎ ـ خود اضافه بر پول کاغذی کارت نیز چاپ می‎کردند.۸۰ چینی‎ها، مسلمانان و اروپایی‎هایی مثل کستر هلندی و گوتنبرگ آلمانی به ترتیب در این عمل بزرگ تمدن یعنی اختراع چاپ سهیم بودند بدون این که لزومی داشته باشد در مورد هر کدام از این ملت‎ها تاثیر مستقیم آموختن هنر چاپ از همدیگر احتمال داده شود.۷۹ کاغذ در حدود ۱۳۰ هجری مسلمانان، اسیران جنگی چینی را که از آن سرزمین همراه آورده بودند در شهر سمرقند مقیم کردند و شرط آزادی آنان را ادامه شغل سابقشان قرار دادند. آن گاه معلوم شد که بعضی از اسرا در کارخانه کاغذسازی کار می‎کرده‎اند. همین سبب شد که در شهر سمرقند صنایع کاغذسازی مهمی رشد کرد.۷۸ وزیر برمکی هارون الرشید به نام یحیی بن فضل در سال ۱۷۸ هجری در شهر بغداد اولین آسیاب یا آبدنگ را برای کاغذ سازی این شهر تاسیس کرد.۷۹ المن اشترومر در ۱۳۸۹ میلادی پادنگی برای تهیه مواد اولیه کاغذ در نزدیکی نورنبرگ دایر کرد که این مسلما اولین کاغذ سازی آلمان است. ایتالیا کشوری است که در ۱۳۴۰ میلادی اولین پادنگ کاغذ سازی اروپای مرکزی را دایر کرد . بدین ترتیب ‎ایتالیا ۴۹ سال زودتر از آلمان و اسپانیای اسلامی حدود ششصد سال زودتر از ایتالیا و شهرهای آسیایی و افریقایی اسلامی دهها سال زودتر از اسپانیای اسلامی به صنعت کاغذ سازی دست یافتند.۷۶ انواع وسایل مکانیکی برای رفاه بیشتر احمد بن موسی از دانشمندان دوره مأمون، عاشق تکنیک و یکی از صنعت کاران نابغه بود. یکی از آثار عربی زبان یادآور می‎شود که «او چیزهایی اختراع می‎کند که نه برادرش محمد اختراع کرده و نه شخصی دیگر از پیشینیان اعم از هِرُن و دیگران که با علم ترتیب دادن هوشیارانه وسایلی که خود به خود حرکت می‎کنند دقیقا سرو کار داشته‎‎اند.» … کتاب مفصل او به نام کتاب تنظیم و ترتیب هوشیارانه وسایل(کتاب الحیل) با استعدادترین افراد غرب را متعجب کرده مجذوب اهمیت خود می‎گرداند.۱۴۸ برخی از اختراعات احمد بن موسی: ظرفی که فقط حیوانات کوچک می‎توانند از آن آب بیاشامند. کوزه‌هایی که برای مصرف در حمام و یا ریختن شربت که از آنها هر بار به میزان معینی مایع می‎توان خارج کرد به طوری که میزان معین بعدی پس از یک فاصله زمانی کوتاه می‎تواند خارج شود. ظرفهایی که وزن مخصوص مایعات به وسیله آنان قابل محاسبه‎اند. تعبیه ظرفی که به محض خالی شدن، خود به خود دوباره پر گردد. شیشه‎هایی که از آنها بر حسب احتیاج مایعی مخصوص یا مخلوط مثلا شربت و آب و یا مخلوط این دو را در آنِ واحد بتوان سرازیر کرد. چراغهای روغنی که دارای فتیله خودکارند و روغن آنها نیز به میزان لازم به طور خودکار جریان یافته و در باد هم خاموش نمی‎شود. دستگاهی که به طور خودکار موقعی که در آبیاری میزان آب به سطح معینی برسد سوت می‎کشد و انواع فواره‎ها و هنر نمایی هایی بدین وسیله که مثلا آب فواره خود به خود تغییر فرم بدهد و …۱۴۹ به طوری که احمد بن موسی اثبات کرد مسلمانان تکنسینهای باذوق و زبردست و مکانیکهای بامهارتی بودند. دقت زیادی به کار بردند تا آب را به خدمت خود در آوردند؛ چیزی که زندگیشان بستگی زیادی به آن داشت. برای آبیاری زمین انواع چرخ‎های آبی، پمپ‎ها و ماشین‎هایی که با روش هرمی آب را بالا می‎کشند و حتی دستگاهی برای بالا کشیدن آب به وسیله به کار بردن آتش ساختند.۱۶۱

فهرست نسخ خطی علوم و فنون در دوره تمدن اسلامی

بسم الله الرحمن الرحیم    نرم افزار فهرست نسخ خطی علوم و فنون در دوره تمدن اسلامی   فهرست توصیفی و کتاب‌‌شناسی دست نوشت های متعلق به دوره تمدن اسلامی و موجود در کتابخانه های ایران و برخی کتابخانه های جهان، شامل علوم و فنونِ پزشکی، کیمیا ، کشاورزی ، جغرافیا، دامپزشکی و حیوان، طبیعیات و ... شناسنامه زبان واسط کاربری : فارسي قالب نرم افزار : معجم لفظي تولیدکننده : خدمات نور رايانه سپهر تاریخ تولید : 1395/2/4 تاریخ آخرین تغییرات : 1395/2/4 سیستم عامل : ويندوز حداقل فضای مورد نیاز بعد از نصب : ‎564 MB نسخه شبکه : ندارد شماره شناسنامه اثر : 8-00538-052374 تاریخ صدور پروانه : 1394/12/10 . محتوا : • فهرست توصیفی و کتاب‌شناسی دست نوشت های متعلق به دوره تمدن اسلامی و موجود در کتابخانه های ایران و برخی کتابخانه های جهان، شامل: – علوم و فنون، همچون: · پزشکی · کیمیا و علوم وابسته · جغرافیا (1500 نسخه خطی) · ریاضیات و علوم وابسته · طبیعیات · نجوم و علوم وابسته · کشاورزی و فلاحت · آشپزی و شناخت غذاها · دامپزشکی و حیوان · دائرة المعارف‌ها و چند دانشی‌ ها · مرقعات و خوشنویسی · سفرها و سیاحت‌نامه‌ها · موسیقی – صنایع، همچون: · کتاب‌ آرایی · رنگرزی · الحیل · ساخت کاغذ و ادوات • متن قرآن كریم به همراه ترجمه . (تصویر نرم افزار) . امکانات و قابلیت ها : ​• جستجو به روش‌های گوناگون در الفاظ و عباراتِ متن و فهرست كتاب‌های برنامه • ارتباط واژگان متون برنامه با چند دوره لغت‌نامه، با امکان دسترسی به ریشه و مشتق کلمات • قابلیت‌های پژوهشی به همراه امكانات: یادداشت‌برداری، ذخیره‌سازی، ویرایش و چاپ متن  

پر بازدید ترین مقالات

«گیاهان دارویی در قرآن و حدیث»

بسم الله الرحمن الرحیم «گیاهان دارویی در قرآن و حدیث» علیرضا ...

زنيان - شاهي - کندر (دروس استاد ضیایی / 3)

بسم الله الرحمن الرحیم زنيان - شاهي - کندر دروس استاد ضی...

اهمیت دامداری و کشاورزی در قرآن کریم

بسم الله الرحمن الرحیم اهمیت دامداری و کشاورزی در قرآن کریم ...

سخنان مهم مقام معظم رهبری در"اهمیت حفظ محیط زیست و منابع طبیعی"

بسم الله الرحمن الرحیم سخنان مهم مقام معظم رهبری در"اهمیت حفظ...

معجزات علمی قرآن کریم : 16- قرآن و عظمت آسمانها

بسم الله الرحمن الرحیم 16- قرآن و عظمت آسمانها منظور از معجزا...

تقویم شمسی

مرداد ۱۳۹۸
ش ی د س چ پ ج
« تیر    
 1234
۵۶۷۸۹۱۰۱۱
۱۲۱۳۱۴۱۵۱۶۱۷۱۸
۱۹۲۰۲۱۲۲۲۳۲۴۲۵
۲۶۲۷۲۸۲۹۳۰۳۱