دسته: تمدن اسلامی

نهضت تولید علم در تمدن اسلامی

بسم الله الرحمن الرحیم  نهضت تولید علم در تمدن اسلامی   احمدرضا بهنیافر عضو هیأت علمی گروه معارف اسلامی دانشگاه آزاد اسلامی واحد دامغان . اشاره: تولید و توسعه علم در تمدن اسلامی که به لحاظ تئوری و در شیوه عملی مورد عنایت خاص قرار گرفته است نشان دهنده آن است که از یک طرف بن مایه های این توسعه، منابع اصیل اسلامی(قرآن، سنت و روایات) بوده و دین اسلام با علم و تمدن تعارضی ندارد و از طرف دیگر در ایجاد تمدن اسلامی ملت های متمدن دیگر نیز نقش داشته و مسلمانان از اندوخته های علمی سایر تمدن ها بهره برده اند ولی فقط مصرف کننده و تقلید کننده صرف از فرهنگهای دیگر و پیشرفتهای علمی آنان نبودند بلکه آن را نقد کرده و سره را از ناسره جدا نموده و خود در سایه اسلام و تعالیم آن به تولید علم پرداختند به طوری که در طول چند قرن در علوم مختلف از جمله ریاضیات، نجوم، شیمی، فیزیک، پزشکی و... پیشرفت شگفتی نمودند. در تاریخ ملت ها موضوعاتی چون فرهنگ و تمدن نقش و اثر بسیار مهمی داشته و دراین میان شناسائی میراث علمی آنان حائز اهمیت است. چون پدیده های علمی یک جامعه نتیجة افکار و اندیشه های آن جامعه است و از این راه می توان به رشد و بلوغ فکری آنها پی برد.اسلام با تشویق و تحریک مسلمانان به علم اندوزی زمینه را برای توسعه علمی آنها فراهم نموده و اجازة استفاده از پیشرفتهای علمی سایر تمدن ها را داده است و از پیروان خود می خواهد که فقط مصرف کننده پیشرفتهای علمی دیگران نبوده و خود تولید کننده علم باشند. به همین دلیل در تمدن اسلامی، اسلام، قرائنی جدید از فرهنگ و تمدن بشری ارائه کرده که در آن اصول و مبانی خاصی مطرح شده و ساختار، ابعاد و دست آوردهای مطابق با آن اصول را بیان داشته است.در ضرورت این موضوع همان بس که برخلاف برخی نظریه پردازان غربی، مسلمانان فقط استفاده کننده صرف نبودند بلکه خود تولید علم و دانش داشته و تمدن جدیدی را به وجود آوردند به طوری که تمدن نوین غرب از تولیدات علمی مسلمانان نهایت بهره برداری را کرده است. مسئله اصلی در این مقاله آن است که با استفاده از روش تاریخی و تطبیقی، پس از بیان نگرش اسلام به علم و تمدن و استفاده مسلمانان از تمدن های پیشین به تولیدات علمی مسلمانان در علوم به ویژه ریاضی و تجربی پرداخته تا ثابت شود که در تمدن اسلامی تولید علم امری قطعی بوده است و نشان دهد که فرهنگ اسلامی زمینه ساز نقد سایر تمدن ها و ایجاد نهضت تولید علم بوده و ثابت کند که مسلمانان چراغ تمدن های پیشین که در حال خاموشی بود را روشن نگه داشتند و در علوم مختلف پیشرفت هایی نمودند که در تمدن های گذشته بی سابقه بوده است و اساس ایجاد تمدن جدید غرب، تولیدات علمی و پیشرفت علوم در تمدن اسلامی بوده و به تعبیر صحیح تر، جهان غرب در تمدن امروز خود وامدار جهان اسلام و فرهنگ و تمدن اسلامی است.   نگرش اسلام به علم و تمدن مثلث زندگی بشر را دین، فرهنگ و تمدن می سازد. به طوری که فرهنگ و تمدنی را در نزد هیچ قومی نمی توان یافت مگر آنکه شکلی از مذهب در آن وجود داشته باشد.[1] فوستل دوکولانژ فرانسوی هم تمدن و اجتماع بشر را از قدیمی ترین مراحل خود، زائیده مذهب و تحت تأثیر شدید آن دانسته است.[2] برای پی بردن به تأثیر دین اسلام در پیشرفت های علمی و فرهنگی ابتدا باید با مبانی نظری آن که برخاسته از متون دینی است آشنا شد. در اسلام، این مبانی برگرفته از قرآن کریم و سنت نبوی و سیره اهل بیت(ع) است. اسلام در زمان و مکانی ظهور کرد که دنیا را آتش جهل و بیسوادی فرا گرفته بود و در محیط ظهور اسلام تعداد تحصیل کرده ها از عدد انگشتان تجاوز نمی کرد در ایران نیز علم و دانش در حیطه نفوذ طبقات خاصی بود و اکثریت از آن بی بهره بودند. ولی اسلام به فراگیری دانش و نشر آن تأکید فراوان نمود و نخستین پیام الهی که برپیامبر(ص) وحی شد با «اقرا» آغاز گردید.[3] در قرآن کریم این سئوال انکاری مطرح می شود که آیا کسانی که می دانند و کسانی که نمی دانند برابرند؟ در حقیقت خردمندان هستند که پند می پذیرند.[4] و مسلم است که برتری و رجحان مختص آنان است که می اندیشند و می دانند. قرآن به عنوان کتابی خردگرا و جهل ستیز علم را بسان اهل ایمان مراتب والائی می بخشد و ایمان و علم را مایه سرافرازی و بلند مرتبگی انسان می داند و می فرماید:«یَرْفَعِ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَالَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجَاتٍ»[5] از نظر اسلام انسان به وسیله دانش از فرشتگان برتر گردیده و جانشین خدا در روی زمین شده است. سرانجام اینکه خداوند در قرآن می فرماید: «إِنَّمَا یَخْشَی اللَّهَ مِنْ عِبَادِهِ الْعُلَمَاءُ؛ دانشمندان دلهایشان از ترس خدا لبریز است.»[6] در احادیث و روایات معصومین(ع) به اندازه ای از علم اندوزی و دانشمندان علوم مختلف تجلیل به عمل آمده که هیچ موضوعی به این اندازه مورد سفارش قرار نگرفته است. سیره عملی و رفتاری پیامبر(ص) فراگیری علم و دانش را تأئید می نماید. آن حضرت در مواجهه با معتکفین مسجد در قالب دو گروه که عده ای دعا می خواندند و عده ای دیگر گفتگوی علمی می نمودند با نیک شمردن هر دو کار، گفتگوی علمی را افضل دانسته و خود به آن گروه می پیوست.[7] بنابراین قرآن و سنت منابع اصلی علم و تمدن سازی محسوب شده و دین اسلام به اندازه ای به علم و دانش اهمیت داده که در قرآن کریم ماده علم بیش از 750 بار به شکل های گوناگون به کار رفته است. از طرف دیگر این کتاب آسمانی با کاربرد اصطلاحات «أَفَلا تَعْقِلُونَ، لَعَلَّهُمْ یَتَذَکَّرُونَ» و.... انسانها را به تفکر و تدبر در آفریده ها دعوت نموده است و از این جهت مسلمانان موظف بودند که درباره طبیعت مطالعه و آن را به وجهی عقلانی تعبیر و تفسیر کنند. قرآن به این ترتیب با دمیدن روح جدید برپیکر نیمه جان جهان آن روز فضای علمی و فرهنگی تازه ای پدید آورد و این امر نشان دهنده نگرش اسلام به علم و تمدن بوده و تمدن پر شکوه اسلامی ناشی از رویکرد قرآن به علم و علم اندوزی بود. استفاده اسلام از تمدن های پیشین: هر تمدن جدیدی که ایجاد می شود بر بستری از دست آوردهای تمدن های پیشین استوار بوده و حرکت خود را از صفر آغاز نمی کند، بلکه بر دوش مواریث و دست آورد تمدن های قبلی قرار می گیرند. از این جهت جذب نقاط مثبت تمدن های دیگر به پیدایش و گسترش فرهنگ و تمدن اسلامی مدد رساند و تمدن اسلامی در عین اصالت شخصیت خویش از نکات مثبت فرهنگ ها و تمدن های دیگر سود جست و با جذب آنها موجود تازه ای آفرید. از جمله این تمدن ها یونان، هند و ایران بودند که به اختصار اثرات و میزان استفاده تمدن اسلامی از آنها بررسی می شود. تمدن ایران تمدن ایران یکی از تمدن های مهم و تأثیرگذار برتمدن اسلامی است که نقش بسیار مهمی در بالندگی آن داشت و این اثرگذاری به واسطه پیشینه کهن و غنی تمدن ایران است. در پیشرفت علمی ایران در عهد باستان، عنایت پادشاهان به علم و دانش و بهره گیری از علوم هندی، سریانی و یونانی از طریق ترجمه آنها به زبان پهلوی موثر بود.[8] مهمترین ویژگی ایرانیان آن بود که برخلاف نواحی تحت سلطه امپراطوری روم، فرهنگ ملی خود را فراموش ننموده و زبان عربی را جایگزین زبان فارسی نکردند، بلکه در اعتلای آن کوشیده و هنگام مواجهه با فرهنگ اسلامی ابتدا بخشهای مهمی از آن را پذیرفتند و سپس درصدد اعتلای سایر بخش های علمی و معرفتی آن برآمدند.[9] عواملی چون تدریجی بودن گسترش دین اسلام در میان ایرانیان، آشنایی نسبی دو طرف از یکدیگر و تشابهات اعتقادی آئین زردشتی با دین اسلام[10] به اشاعه فرهنگ اسلامی ایرانی کمک زیادی کرد. شاخص اصلی تمدن ایرانی کانون علمی جندی شاپور بود که محل اتصال علوم و تمدن سریانی، هندی و ایرانی با سایر ملت ها به ویژه مسلمانان محسوب می شد. دراین مرکز با همکاری ایرانیان، نسطوریان و هندیان، علوم مختلف به ویژه علم پزشکی پیشرفت نمود. بعد از ورود اسلام به ایران، مرکز علمی جندی شاپور به یکباره از بین نرفت و تا دو سده دوام یافت و پس از آنکه بغداد مرکزیت علمی یافت، علوم مختلف از جمله پزشکی از جندی شاپور به بغداد منتقل شد و بسیاری از دانشمندان ایرانی هم به بغداد رفتند که معروفترین آنها بازماندگان بختیشوع و شاپور بن سهل بودند. بیشتر خاندان بختیشوع از لحاظ خدمت به دانش پزشکی موقعیتی ممتاز داشتند.[11] بنابراین ایرانیان در بارور کردن فرهنگ و علوم اسلامی نقش اساسی داشته و در بسیاری از زمینه ها از اعراب پیش افتادند و با نبوغ خویش به اسلام صبغه جهانی بخشیدند.[12] از این جهت طی چهارده قرن همراهی تاریخ ایران و اسلام، فرهنگی غنی و گسترده پدید آمد که در آن فرهنگ ایرانی بدون اسلام به همان اندازه محال بوده که فرهنگ اسلامی بدون ایران غیر قابل تصور است. به طور کلی ایران به عنوان یکی از پیشتازان کهن فرهنگ و دانش بشری در انتقال علوم به تمدن اسلامی سه نقش مهم داشت: 1. انتقال سنت علمی خود به جهان اسلام؛ 2. انتقال برخی از علوم یونانی که به زبانهای پهلوی و سریانی ترجمه شده بود به جهان اسلام؛ 3. انتقال برخی از جنبه های علوم هندی مثل پزشکی، نجوم و تاریخ طبیعی به تمدن اسلامی. به علاوه مسلمانان نظامهای اداری خود را از ایرانیان اقتباس کردند، دفترها و دیوانهای دستگاه خلافت به سبک دفترها و دیوانهای قدیمی ایران تنظیم می شد و احیاناً زبان اداری و دفتری، زبان فارسی بود، اما بعدها خود ایرانیان ترجیح دادند که آن را به زبان عربی برگردانند.[13] ابن ندیم در الفهرست می نویسد. «دومین ترجمه به زبان عربی، نقل دیوانها و دفاتر دولتی است که در زمان حجاج بن یوسف ثقفی به وسیله صالح بن عبدالرحمان که از نژاد ایرانی بود از فارسی به عربی برگردانده شد.[14] یکی از تأثیراتی که فرهنگ ایرانی در تمدن اسلامی به جای نهاد راه یافتن ایرانیان در دستگاه حکومت و به دست گرفتن قدرت دولتی بود، چون ایرانیان سابقة زیادی در علوم داشتند و پس از روی کار آمدن عباسیان، رجال معروف ایرانی به دربار نفوذ کردند و تأثیر فراوانی در تمدن اسلامی گذاشتند.[15] بنابراین نه تنها پس از فتح ایران بلکه پیش از ظهور اسلام نیز مردم جزیرةالعرب از راه یمن و حیره با تمدن و فرهنگ ایرانی مرتبط بودند. در رابطه با تأثیر تمدن ایران برتمدن اسلامی پ. ژ. مناشه می نویسد: «ایرانیان بقایای تمدن تلطیف شده و پرورده ای به اسلام تحویل دادند که براثر حیاتی که این مذهب در آن دمید جان تازه ای گرفت.»[16] ادوارد براون انگلیسی نیز دراین رابطه چنین اظهار نظر می کند: «اما در علوم و فنون اسلامی به قدری ایرانیان کار کردند که اگر علومی که به اسم عرب معروف است اعم از تفسیر، حدیث، الهیات، فلسفه، طب، تراجم و حتی صرف و هر آنچه که ایرانیان در این مباحث نوشتند را مجزا کنید، بهترین قسمت آن علوم از میان می رود.»[17] ابن خلدون معتقد است «واقعیتی برجسته است که بیشتر دانشمندان اسلام چه در علوم دینی و چه عقلی جز چند تن همه غیر عرب بودند، چنان که سیبویه، صاحب صناعت نحو و پس از او ابوعلی فارسی و به دنبال آن زجاج بودند که همة آنها از لحاظ نژاد، ایرانی به شمار می رفتند ولی تربیت یافته محیط عرب زبان بودند.»[18] تمدن یونان: تأثیر فرهنگ و تمدن یونانی برتمدن اسلامی را نمی توان نادیده گرفت. این تأثیر مستقیم و گاه غیر مستقیم بود که تجارت موجود بین اعراب با سرزمین هایی چون فلسطین و سوریه باعث پیوستگی فرهنگی بین آنها با تمدن یونانی و رومی گردید و با آغاز فتوحات و ورود مسلمانان به مصر، شام و فلسطین آشنایی مستقیم اعراب مسلمان با مظاهر تمدن یونان صورت پذیرفت و در مرحله بعد با روی کار آمدن امویان و جایگزینی دمشق به جای مدینه به عنوان مرکز خلافت اسلامی بهره گیری مسلمانان از مظاهر فرهنگ و تمدن یونانی رومی و تماس با دانشمندان آنها به طور فزاینده ای ادامه یافت به طوری که در همین زمان نوشته های یونانی مربوط به علم کیمیا به درخواست خالدبن یزید، شاهزاده اموی، توسط استپان قدیس به عربی ترجمه شد.[19] هرچند که تأثیر تمدن یونانی برتمدن اسلامی در ابتدا از طریق واسطه هایی چون پزشکان صورت گرفت که قبل و بعد از فتوحات در سرزمین های یونانی می زیستند و شاید به همین دلیل مسلمانان تصور روشنی از ترتیب زمانی و تحول علوم یونانی نداشتند[20] ولی با توجه به خصوصیت فرهنگ و تمدن یونانی به ویژه پس از اسکندر که موضوع زندگی جهان وطنی را شعار اصلی خود قرار داده بود از راههایی چون نهضت ترجمه و مراکز علمی مانند اسکندریه، ادسا، نصیبین و انطاکیه انتقال علوم یونانی به جهان اسلام صورت گرفت. به ویژه از طریق مدرسه اسکندریه که بعد از تعطیلی مراکز علمی آتن اعتبار والائی یافت و جریان مستقیم انتقال فلسفه و علوم یونان به جهان اسلام از آن مرکز سرچشمه گرفت. در جریان نهضت ترجمه، تمدن اسلام و یونان در یک کنش خلاق آگاهانه با یکدیگر قرار گفتند و آثار فرهنگ و تمدن یونان به عربی برگردانده شد و دراین میان ترجمه کتابهای پزشکی، ریاضی، نجوم، فلسفه و گیاه پزشکی حائز اهمیت است. به ویژه در نجوم و پزشکی که نظرات بطلمیوس، بقراط، جالینوس و اهرون از منجمین و اطبای یونان در گذر زمان راهنمای مشتاقان این علوم گردید.[21] استاد جلال الدین همائی در رابطه با تأثیر تمدن یونانی برتمدن اسلامی می نویسد: «در قسمت علوم عقلی، فلسفی و ریاضی شکی نیست که یونان در درجه اول قرار داشت.»[22] بنابراین محیط عربی که اسلام در آن ریشه داشت با تمدن یونانی رومی در ارتباط بود. تمدن هند فاتحان مسلمان پس از ورود به سند با تمدن باستانی هند آشنا شده و آن را با تمدن خود ترکیب کردند و اسلام را درقسمت اعظم آن کشور پهناور منتشر ساختند.[23] ولی این گسترش نه در ابعاد زمانی واحد بلکه در دوره های مختلف تاریخی و مرحله به مرحله صورت گرفت. دراین زمان هندیان واجد آثار علمی بودند که دست یافتن به آنها نسبت به پیشرفت تمدن اسلامی بی تأثیر نبود از این جهت مسلمانان برای رسیدن به این هدف از علومی چون ریاضیات، هندسه، طب، نجوم، ادبیات و حکمت هندیان استفاده کردند به ویژه آنکه هند معدن نجوم و حکمت بود.[24] و به ترجمه کتابهایی چون سدهانته، سسرد، سندستاق، اریبهاطا، براهماگوپتا دست زدند. حتی مسلمانان از سرگرمی های هندی مثل نرد و شطرنج نیز بهره بردند.[25] مسلمانان علاوه بر ترجمه کتب، در زمینه هنر معماری نیز از هندیان استفاده کردند. معماری غنی که با اثر خرّمی و سرسبزی و با تصاویر متعدد منظره های طبیعت مزین شده است[26] به خصوص تلفیق هنر معماری اسلام با معماری هندی و استفاده از دقت سیستم ایرانی، شیوه جدیدی در هنر معماری اسلامی به وجود آورد. به طور کلی مجموعه اندوخته های علمی و فلسفی هند از چند راه وارد عالم اسلام شد: 1. تعدادی از آثار هندی به زبان پهلوی راه یافته و در مراکز علمی جندی شاپور تدریس می شد مانند کلیله و دمنه که در زمان منصور عباسی ترجمه شد. 2. برخی آثار هندی به طور مستقیم به وسیله مترجمان آن کشور که به دربار خلفای عباسی راه یافته بودند از زبان سانسکریت به عربی ترجمه شد، مثل منکه هندی و ابن دهن. 3. سومین راه انتقال میراث هندی به وسیله اشخاص معروفی چون ابوریحان بیرونی انجام شد که با مسافرت خود به هند حکمت و علوم آن سرزمین را ترجمه کرده و به دنیای اسلام منتقل کردند. 4. مناسبات تجاری فعال هند با ایران و سایر ممالک نیز در این انتقال نقش به سزائی داشت.[27] اسلام و نقد تمدن های پیشین هرچند که تمدن اسلامی از دست آوردهای سایر تمدن ها استفاده کرد ولی تقلید کننده صرف و ادامه دهنده محض نبود بلکه ترکیب کننده و تکمیل سازنده بود.[28] و بنابراصول، پایه ها و مبانی خود که برگرفته از قرآن و سنت بود قرائت جدیدی از فرهنگ و تمدن بشری ارائه کرد. یعنی به نقد آنها پرداخت و به رفع نقاط منفی و جذب نقاط مثبت تمدن های دیگر همت گماشت. اسلام از مبانی، علل و چگونگی پرورش، رشد و تکامل ذهنی، نفسانی و اخلاقی انسان قرائت و تفسیر جدید ارائه نمود و با تاکید بر دین مداری و ماهیت جهان وطنی، سادگی و بی پیرایگی تعالیم خویش، ارائه روش تربیتی مترقی و برنامه ای کامل در خصوص آزادی و برابری انسانها، طبیعی و فطری بودن قوانین و به ویژه با تساهل و تسامح دینی به رویارویی با سایر تمدن ها و نقد آنها پرداخت. منابع اصیل اسلامی، مسلمانان را به درک واقعیات فراخوانده و آنها را به فراگیری حکمت راهنمایی کرده تا با مبنا قرار دادن عدالت و با هدف رشد روحی انسانها وارد میدان شوند. فرهنگ و تمدنی که اسلام ارائه کرد تقوا و پرهیزکاری را پایه و اساس قرار داد[29] و برای ملیت و نژاد هیچ ارزشی قائل نبود. بنابراین رویارویی اسلام با فرهنگها و تمدن های دیگر برمبنای ایدئولوژی قوی و نیرومند صورت گرفت و به همین دلیل در تمدن اسلامی روش تحقیقات علمی پیشرفت نمود و با بینش علمی ایجاد شده در بین دانشمندان مسلمان، شناخت و درک جهان هستی و نوع انسان و نیز با به وجود آمدن تکاپوی علمی در بین آنان سمت و سوی معرفت تغییر یافت و این امر بدون ارج نهادن اسلام به علم، دانش و تمدن امکان پذیر نبود. نتیجه اینکه اسلام هستة اصلی تمدن اسلامی است که برخاسته از تعامل و آمیزش با تمدن های پیرامون خود بود.[30] و به همین دلیل پ. ژ. مناشه بیان می دارد «حیاتی که اسلام در تمدن ایرانی دمید باعث شد که این تمدن جان تازه ای بگیرد.» یا نهرو می نویسد: «.... و اسلام در ایران همانند هند یک حیات تازه برای فعالیت هنری ایجاد کرد».[31] با این وجود بی دلیل نیست که پیدایش و پیشرفت تمدن اسلامی را چیزی شبیه به معجزه می دانند که علت آن ذوق معرفت جوئی و حس کنجکاوی بود که قرآن و سنت در بین مسلمانان برانگیخت.[32] تولید علم در تمدن اسلامی: ویژگی اصلی فرهنگ و تمدن اسلامی وحیانی بودن آموزه ها و مبانی آن است که در آن نگرش توحیدی در جهان بینی، انسان شناسی و طبقه بندی علوم، نگرش معناگرائی و باطن گرائی در تربیت انسانها، جهان نگری و هنرمعماری و عقلانیت با تعبیر «افلاتعقلون» مورد تأکید قرار گرفته است. اسلام با چنین نگاهی به نقد سایر تمدن ها پرداخت و علوم آنها که در حال فراموشی و از بین رفتن بود را زنده نمود و زمینه ایجاد تمدنی عظیم و گسترده را فراهم کرد که تمدن جدید غرب با بهره گیری از علوم اسلامی پا به عرصه وجود نهاد. در نهضت ترجمه که گفتگوی تمدن های پیشین با تمدن اسلامی محسوب می شد میراث تمدن های گذشته به عالم اسلام منتقل گردید و پس از آن تمدن اسلامی چنان شکوفا شد که دیگر به ترجمه قانع نبود بلکه به دنبال ایجاد نهضت جدیدی با عنوان تولید علوم بودند. چون اکثر کتابهای دانشمندان یونانی، سریانی، هندی و ایرانی وقتی به جهان اسلام منتقل می شد به دست اهلش می افتاد.[33] به عبارتی مترجمان نه تنها در آن زمینه از مهارت بالایی برخوردار بودند بلکه به تألیفات ارزنده ای درموضوعات مختلف دست زدند به گونه ای که ابویوسف یعقوب کندی افزون برترجمه بیش از 265 کتاب و رساله در موضوعات هر یک از علوم تألیف کرد و تحت تأثیر افکار نوافلاطونی درصدد تلفیق فلسفه ارسطو با حکمت افلاطون برآمد. در ریاضیات می توان قرن های سوم و چهارم هجری را عصر زرین دانش ریاضی دانست زیرا اندیشمندان مسلمان دراین رشته نتایج خوبی به دست آوردند.[34] به حق تاریخ ریاضیات را باید با خوارزمی[35] که نخستین بار کتابی در باب جبر و مقاله تألیف نمود شروع کرد کتابی که تا قرن شانزدهم میلادی به عنوان کتاب درسی در مدارس اروپا رواج داشت، به طوری که نام او به شکل الگوریسم در اروپا معادل فن محاسبه تلقی شد.[36] و کتابش «الجبرا » به عنوان علم جبر باقی ماند.[37] ایجاد و توسعه شاخه های ریاضیات چون هندسه، مثلثات و جبر توسط خوارزمی،خواجه نصیرالدین طوسی، عمر خیام نیشابوری و ابوالوفای بوزجانی صورت گرفت که در سایر تمدن ها سابقه نداشت. علاوه برآن کشف ترتیب کسور اعشاری، وضع و کاربرد علامت صفر و تعمیم مفهوم اعداد و... از ابداعات مسلمانان بود.[38] در علم نجوم نیز مسلمانان با نقد نظریات هندی و آثار بطلمیوس و ارسطو عامل مخالفت با نجوم کهن شدند و با ایجاد رصدخانه های مدرن، آلات و ابزار پیشرفته و تخصصی و جداول عددی نجومی(زیج) را ابداع کردند. در این میان رصدخانه مراغه که توسط خواجه نصیرالدین طوسی پدید آمد و بزرگترین رصدخانه در تمدن اسلامی است قابل ذکر می باشد. مسلمانان راههای تازه ای برای رصد ستارگان پیدا کردند و وسایل بسیاری اختراع نمودند که از آن جمله ذات السمت و ارتفاع و ذات اوتاد است.[39] تصحیح رصدکواکب و تعیین طول سال شمسی توسط ابوعبدالله بتانی مشهور به بطلمیوس عرب از بزرگان ستاره شناس تاریخ انجام شد. وی با نظر بطلمیوس که اوج شمسی را ثابت می دانست مخالفت نمود و ثابت کرد که اوج شمسی تابع حرکت تقدیمی اعتدالین است و نتیجه گرفت که معادله زمان به کندی و با گذشت روزگاران تغییر می پذیرد.[40] در علم فیزیک و مکانیک(علم الحیل) یعقوب بن اسحاق کندی، بنوموسی، ابن هیثم، عبدالرحمان خازنی و دیگران کارهایی انجام دادند که در دنیای آن روز سابقه نداشت. بنوموسی(احمد، حسن و محمد) کتاب الحیل که نخستین رساله درباره مکانیک است را نوشتند که در آن صد دستگاه شرح داده شده و پانصد سال قبل از اروپا برای اولین بار میل لنگ را در حوزه دانشهای فنی به کار بردند.[41] ابن هیثم که در اروپا به الهاذن مشهور بود با کتاب المناظر شهرت جهانی یافت و در آن از مباحث نور و انعکاس آن سخن گفت. او اولین کسی است که پدیده «اتاق تاریک» را در خلال کسوف شرح داده و قرنها قبل از نیوتن به اصل «حداقل زمان » معتقد بود و درشت نمائی عدسی های مسطح محدب را اندازه گرفت.[42] ویل دورانت دراین مورد می نویسد: «اگر ابن هیثم نبود راجربیکن به وجود نمی آمد.»[43] عبدالرحمان خازنی ضمن ارائه نظریه های میل(گرانش) و انحراف و انعکاس(بازتاب نور) ابداعاتی در دو شاخه دینامیک و علم سیالات ساکن داشت[44] درعین حال ساخت انواع ساعت های آبی و خورشیدی توسط مسلمانان صورت گرفت. نتیجه اینکه مهمترین دست آوردهای مسلمانان در فیزیک و مکانیک در آشناساختن اروپا با باروت و سلاح های آتشین بسیار مؤثر بود. بی شک جابربن حیان از شاگردان امام صادق(ع) بزرگترین حجت در شیمی که در قرن اول هجری مورد توجه مسلمانان قرار گرفت به شمار می رود و به قول دکتر گوستاولوبون نوشته های او مانند یک دایرةالمعارف علمی مشتمل بر مجموع مسائل شیمیایی است.[45] نقش جابر در شیمی نظیرنقش ارسطو در فلسفه است و نظریات و کشفیات او در دوازده قرن پیش در شیمی و صنایع شیمیایی امروزه معتبر می باشد از جمله روش های تصفیه فلزات، رنگ کردن لباس و چرم، ضد آب کردن لباس از طریق نوعی روغن جلا و جلوگیری از زنگ زدن آهن. به طور کلی هنگامی که فرآورده های شیمیایی توسط شیمیدانان مسلمان در صنایع شیمیایی ممالک اسلامی و سپس برای صادرات به اروپا تولید شد و یا در صنایع ریسندگی و بافندگی در دنیا مورد استفاده قرار گرفت، قدم اول برای ایجاد شیمی جدید برداشته شد.[46] محمدبن زکریای رازی که شیمی را از تفاسیر معنوی و متافیزیکی خارج کرد و به جنبه ای از آن که به آزمایشهای مختلف بر روی اجسام می پرداخت توجه نمود را بنیانگذار علم شیمی جدید می دانند.[47] وی نخستین کسی بود که فرآورده های شیمیایی را به سه دسته معدنی، نباتی و حیوانی تقسیم کرد و اعلام نمود که فعالیت هر موجود زنده مبتنی بر واکنش های پیچیده شیمیایی است. کشف دو ماده زیت الزاج(اسید سولفوریک) و الکل از یافته های علمی اوست و دست آوردهای علمی او در علم شیمی تحولات عظیمی ایجاد کرد.[48] به علاوه رازی نخستین فردی است که فعل و انفعالات شیمی را در علم پزشکی به کار برد و از این راه اساس شیمی پزشکی را پایه گذاری کرد و پس از او روش شیمی درمانی به وسیله ابن سینا دنبال شد. در علم پزشکی اگرچه بیشتر دانشهای پزشکی به ویژه از راه ترجمه آثار بقراط و جالینوس به دست مسلمانان رسید اما بسیاری از مسائلی که پزشکان مسلمان درخصوص بیماران خود با آن روبرو بودند به سرزمینهای اسلامی و شرایط خاص آن مربوط بود که در آثار یونانی ذکری از آن نشده بود. شاید به این دلیل وقتی که دیوسقوریدس یونانی در کتاب الحشائش 450 نوع دارو را بیان کرد در تمدن اسلامی توسط ابن بیطار به 2500 دارو رسید. به علاوه دستورات بهداشتی قرآن و پیامبر اسلام و ائمه معصوم (علیهم السلام) نقش به سزایی در طب اسلامی داشت که هچ سابقه ای در تمدن های گذشته نداشته است. از طرف دیگر در تمدن اسلامی در زمینه علم پزشکی چهار دانشنامه تألیف شد که بسیار ارزشمند بوده و حاوی نکات بدیع پزشکی می باشد که قبلا به آنها پرداخته نشده بود. کتابهایی که به قول زیگرید هونکه سیر تاریخ را تغییر داد[49] از جمله کتابهای المنصوری فی الطب و الحاوی محمدبن زکریای رازی، کامل الصناعه الطبیه علی بن عباس مجوسی اهوازی و نیز ابن سینا، نامی به صلابت تمدن ایرانی اسلامی، با نگارش قانون طب شاهکار پزشکی را در جهان ایجاد نمود. ابوالقاسم زهراوی اندلسی نیز نزد غربی ها، بزرگترین پزشک و جراح عصر خود بلکه مشهورترین جراح مسلمانان بود و کتاب او به نام «التصریف لمن عجز عن التالیف» دایرة المعارفی است که در آن شرح عملهای جراحی و تشریح و ترسیم حدود دویست وسیله جراحی، ارائه شده است. ضمناً او بیماریهای هموفیلی، شیوه سوزاندن زخم و شکستن سنگهای مثانه را نیز نشان داد.[50] ایجاد بیمارستانهای مجهز، تخصص در طب اطفال، جراحی و کالبدشکافی و اختراع ابزار آن، بیماری های چشم، تشخیص تفاوت آبله و سرخک، وجود بیماری های مسری، داروسازی و ترکیب داروها، گردش خون ریوی و به طور کلی ایجاد پزشکی بالینی از مهمترین ابتکارات مسلمانان در علم پزشکی بود. ادوارد براون انگلیسی در این رابطه می نویسد: «مسلمانان مشعل طب را از دست جانشینان ناخلف بقراط و جالینوس که به خاموش شدن آن چیزی نمانده بود گرفتند و پس از پنج قرن آن را با فروغی بیشتر از سابق بازپس دادند.[51] بی دلیل نیست که در مدرسه طب دانشگاه پاریس دو تصویر رنگی از دو طبیب مسلمان یعنی، رازی و ابن سینا آویخته اند.[52] در ایجاد نهضت شکوفائی علمی در تمدن اسلامی به جز توصیه های قرآن و احادیث درخصوص کسب علم که نقش محوری داشت عواملی مانند فتوحات مسلمین و تثبیت اندیشمندان اسلامی،آشنائی مسلمانان با فرهنگ و تمدن های گذشته،فراغت نسبی اندیشمندان اسلامی از تدوین اساسی علوم اسلامی،سیاست های تشویقی برخی از خلفا و وزرا، ثروتهای کلان بیت المال و رواج صنعت کاغذ و به ویژه تلاش و همت مسلمانان بسیار مؤثر بود. همانطوری که مشاهده می شود، در تمدن اسلامی واقعیت هایی کشف گردید که باعث تحول دنیای آن روز شد. به تعبیر دیگر تولید علم توسط دانشمندان مسلمان هم بنیادی بود و هم کاربردی. یعنی از یک طرف به کشف روابط میان پدیده ها و وضع نظریه و قانون علمی پرداخته شد و از طرف دیگر برای کارها ابداعات و اختراعاتی صورت گرفت. تولید علم در تمدن اسلامی نه تنها با نیازهای جامعة اسلامی کاملاً متناسب بود بلکه دیگران نیز از آن بهره مند شدند. به طوری که مونت گمری وات مورخ مشهور انگلیسی می نویسد:«به منظور پنهان ساختن و یا انکار نمودن آن، نشانة غرور و مباهات، بی جا و اشتباه است. سپس تصریح می کند که «من مسلمانان را رقیبانی که به زور و سر زده وارد اروپا شدند نمی دانم بلکه آنها را نمایندگان یک تمدن با دست آوردهای بزرگ می دانم که به خاطر اعتبار منزلتشان در بخش وسیعی از کرة زمین مسلط شدند و منافعشان به سرزمین های مجاور نیز جریان یافت.»[53] دکتر هونکه نیز می نویسد:«تمدن اسلامی که به وسیلة مسلمانان آغاز شد نه تنها میراث یونان را از انهدام و فراموشی نجات داد و آنان را اسلوب و نظم بخشید و به اروپا داد بلکه آنان پایه گذار علوم به مفهوم امروزی آن هستند. تمدن اسلامی تعداد زیادی کشفیات گران بها و اختراعاتی در همة بخش های علوم به مغرب زمین هدیه داد ولی شاید گران بها ترین آنها اسلوب تحقیقات علم طبیعی است که منجر به شناخت قوانین طبیعت و تفوق و کنترل آنها گردید»[54] اما با این وجود اشرافی گری حکومت های خود کامه، دور شدن از معیارهای اصیل اسلامی،تحجر گری و محدودیت های سیاسی و اجتماعی، دنیاپرستی و انحطاط اخلاقی، انحراف از اسلام راستین و نیز حملات مغول و جنگ های صلیبی آسیب هایی بود که تولید علم در تمدن اسلامی را تهدید نمود. اما اگر تمدن اسلامی انحطاط پیدا کرد ولی هرگز اسلام در مقام دین که همواره امکان تکوین تمدنی را داشت به پایان نرسیده و نخواهد رسید.همان تمدن کهن اسلامی و آثار سنتی باقی مانده از آن که بر بنیاد حکمت نبوی استوار است هنوز می تواند شهروندان نیمه مدرن مسلمان را در این سرزمین ها جذب نماید. بنابراین می توان گفت تولید علم در تمدن اسلامی هر چند که دچار وقفه شد ولی به پایان نرسیده و با توجه به قابلیت ها و استعدادهای بالقوه موجود به پایان نخواهد رسید. سوتیترها مثلث زندگی بشر را دین، فرهنگ و تمدن می سازد. به طوری که فرهنگ و تمدنی را در نزد هیچ قومی نمی توان یافت مگر آنکه شکلی از مذهب در آن وجود داشته باشد. مهمترین ویژگی ایرانیان آن بود که برخلاف نواحی تحت سلطه امپراطوری روم، فرهنگ ملی خود را فراموش ننموده و زبان عربی را جایگزین زبان فارسی نکردند، بلکه در اعتلای آن کوشیده و هنگام مواجهه با فرهنگ اسلامی ابتدا بخشهای مهمی از آن را پذیرفتند و سپس درصدد اعتلای سایر بخش های علمی و معرفتی آن برآمدند. به طور کلی ایران به عنوان یکی از پیشتازان کهن فرهنگ و دانش بشری در انتقال علوم به تمدن اسلامی سه نقش مهم داشت: 1. انتقال سنت علمی خود به جهان اسلام؛ 2. انتقال برخی از علوم یونانی که به زبانهای پهلوی و سریانی ترجمه شده بود به جهان اسلام؛ 3. انتقال برخی از جنبه های علوم هندی مثل پزشکی، نجوم و تاریخ طبیعی به تمدن اسلامی. ایجاد و توسعه شاخه های ریاضیات چون هندسه، مثلثات و جبر توسط خوارزمی،خواجه نصیرالدین طوسی، عمر خیام نیشابوری و ابوالوفای بوزجانی صورت گرفت که در سایر تمدن ها سابقه نداشت. در علم نجوم نیز مسلمانان با نقد نظریات هندی و آثار بطلمیوس و ارسطو عامل مخالفت با نجوم کهن شدند و با ایجاد رصدخانه های مدرن، آلات و ابزار پیشرفته و تخصصی و جداول عددی نجومی(زیج) را ابداع کردند. در علم فیزیک و مکانیک(علم الحیل) یعقوب بن اسحاق کندی، بنوموسی، ابن هیثم، عبدالرحمان خازنی و دیگران کارهایی انجام دادند که در دنیای آن روز سابقه نداشت. نقش جابر در شیمی نظیرنقش ارسطو در فلسفه است و نظریات و کشفیات او در دوازده قرن پیش در شیمی و صنایع شیمیایی امروزه معتبر می باشد. محمدبن زکریای رازی که شیمی را از تفاسیر معنوی و متافیزیکی خارج کرد و به جنبه ای از آن که به آزمایشهای مختلف بر روی اجسام می پرداخت توجه نمود را بنیانگذار علم شیمی جدید می دانند. دستورات بهداشتی قرآن و پیامبر اسلام و ائمه معصوم (علیهم السلام) نقش به سزایی در طب اسلامی داشت که هچ سابقه ای در تمدن های گذشته نداشته است. ادوارد براون انگلیسی در این رابطه می نویسد: «مسلمانان مشعل طب را از دست جانشینان ناخلف بقراط و جالینوس که به خاموش شدن آن چیزی نمانده بود گرفتند و پس از پنج قرن آن را با فروغی بیشتر از سابق بازپس دادند. .................................................................................................................................. پی نوشت ها: * . عضو هیأت علمی گروه معارف اسلامی دانشگاه آزاد اسلامی واحد دامغان. [1] . حجازی،فخرالدین،نقش پیامبران در تمدن انسانی ص 58. [2] . همان،ص20. [3] . علق / 5-1. [4] . زمر/9. [5] . مجادله /11. [6] . فاطر /28 [7] . کلینی، محمد، اصول کافی، ج1، ص 25 و 42 – شریف، میان محمد، منابع فرهنگ اسلامی،ص 24 – 26، مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، ج 1، 202. [8] . محمدی، محمد، فرهنگ ایران پیش از اسلام و... ص 65 به بعد. [9] . جان احمدی،تاریخ فرهنگ و تمدن اسلامی،74. [10] . فرای ریچارد، میراث باستانی ایران، ص378، افتخارزاده، محمدرضا،اسلام وایران، 139-142. [11] . موسوی،سید حسن، فرهنگ و تمدن ساسانی، ص 65. [12] . اشپولو، برتولد،تاریخ ایران در قرون نخستین اسلامی،239. [13] . حقیقت، عبدالرفیع،نقش ایرانیان در تاریخ تمدن جهان، ص 243-246. [14] . ابن ندیم، 1366 الفهرست، 352و353 – بلاذری، فتوح البلدان، ص 110. [15] . صفا، ذبیح الله، تاریخ علوم عقلی در تمدن اسلامی، ج 1، ص 36. [16] . جمعی از خاورشناسان، تمدن ایرانی، ص 247. [17] . مطهری، مرتضی، خدمات متقابل اسلا و ایران، ص 624. [18] . ابن خلدون، مقدمه، ج 2، ص 1150. [19] . 10/Rosental ,1975:1. [20] . بارتلد، واسیلی ولادیمیر، فرهنگ و تمدن اسلامی، ص 68. [21] . اولیری، دلیسی، انتقال علوم یونانی به عالم اسلام،ص 32. [22] . همائی، جلال الدین،تاریخ علوم اسلامی، ص 21. [23] . گوستاولوبون، تمدن اسلام و عرب، ص 244. [24] . قاضی صاعد اندلسی، التعریف بالطبقات الامم،ص153. [25] . یعقوبی، تاریخ یعقوبی،ج1، ص 120- مسعودی،مروج الذهب، ج1،ص 79و 80. [26] . عزیز احمد، تاریخ تفکر اسلامی در هند،ص177. [27] . محمدی، ذکرالله،نقش فرهنگ و تمدن اسلامی در بیداری غرب، ص59. [28] . زرین کوب، کارنامه اسلام،ص29. [29] . حجرات /13. [30] . بورلو، ژوزف،تمدن اسلامی،ص13. [31] . نهرو، تاریخ جهان،ج 2،ص1042. [32] . زرین کوب، همان، ص 34-35. [33] . زرین کوب، همان، 49. [34] . مکی، محمد کاظم،تمدن اسلامی در عصر عباسیان،ص347. [35] . نصر، حسین،علم و تمدن در اسلام،ص 147. [36] . حتی، فیلیپ،تاریخ عرب،484. [37] . قربانی،ابوالقاسم،زندگینامه ریاضی دانان دوره اسلامی،ص 238و239. [38] . مسعودی،همان، ج 1: 103 ویل دورانت، تاریخ تمدن، ج 4 - 149 حکیمی، محمدرضا،دانش مسلمین،ص 151و152. [39] . زیدان، جرجی،تاریخ تمدن اسلام،614-615. [40] . الفاخوری، حنا،تاریخ فلسفه در جهان اسلام،ص 365. [41] . ولایتی،علی اکبر،فرهنگ و تمدن اسلامی،ص 43. [42] . نصر، همان،122و123. [43] . ویل دورانت، تاریخ تمدن،ج4،ص368. [44] . مکی، همان،ص 348. [45] . گوستاولوبون، تمدن اسلام و عرب،611-613. [46] . برنال، جان،تاریخ علم،ص359. [47] . نصر، 1350: 268-301. [48] . جان احمدی، همان،ص222- زرین کوب،همان،ص 74. [49] . هونکه، زیگرید،فرهنگ اسلام در اروپا،140. [50] . بورلو، ژوزف،تمدن اسلامی،ص202. [51] . براون، ادوارد،تاریخ طب اسلامی،ص104. [52] . ویل دورانت، همان،ج4،ص317. [53] . وات،9 و16. [54] . صرفی،106. ............................................................................................................... کلمات کليدي: تمدن اسلام تمدن اسلامی تولید علم در تمدن اسلامی تمدن اسلام علم تولید علم شیمی ................................................................................................................. منبع: مجله  معارف   - شماره 67 

مبانی متافیزیکی علوم طبیعی در تمدن اسلامی

بسم الله الرحمن الرحیم  مبانی متافیزیکی علوم طبیعی در تمدن اسلامی بررسی موردی تأثیر آموزه های قرآنی بر دانش جغرافیا    زهرا منصوری دانشجوی دکترای فلسفه و روش شناسی علم در دانشگاه دولتی مسکو . (متن کامل مقاله pdf : مبانی متافیزیکی علوم طبیعی در تمدن اسلامی) . چکیده: تأثیرپذیری علم از مبانی متافیزیکی از مسائل بنیادین فلسفه علم است که ارتباط نزدیکی با مسئله اسلامی سازی علوم دارد. مقالة حاضر با تکیه بر دیدگاه های فیلسوفان جدید علم مانند پوپر، لاکاتوش، کوهن و برت و با الهام از آرای سید حسین نصر درباره ابتنای علوم اسلامی بر اصول دین اسلام، در بررسی موردی دانش جغرافیا کوشیده است بخشی از این اصول را که ملهم از قرآن است، شناسایی کند. با توجه به فراوانی چشمگیر منابع جغرافیایی در گسترة تمدن اسلامی، در این مقاله سه کتاب صوره الأرض، معجم البلدان و تقویم البلدان واکاوی شده اند. افزون بر نگاه خاص قرآن به سودمندی علم که بر کارکردهای دینی و اجتماعی دانش جغرافیا اثر گذاشت، به نظر می رسد این آموزه ها نیز بر دانش جغرافیا تأثیرگذار بوده اند: سلسله مراتب هفت گانه هستی، پیوند جغرافیا با تاریخ و وجه عبرت آموزی آن، اماکن مقدس مذکور در قرآن و مؤلفه های جغرافیایی این جهانی قرآن مانند آب، گیاهان، حیوانات، کوه ها و راه ها. . کلمات کلیدی: قرآن متافیزیک جغرافیا تمدن اسلامی علوم طبیعی فلسفة علم ...................................................................................................................... منبع: نشریه تاریخ فرهنگ و تمدن اسلامی سال پنجم - شماره 14

جایگاه فرهنگ تغذیه و نقش در آن تمدن اسلامی از دیدگاه امام رضا

بسم الله الرحمن الرحیم جایگاه فرهنگ تغذیه و نقش در آن تمدن اسلامی از دیدگاه امام رضا . امروزه تغذیه از امور مهم انسانی و تمدنی است که توجه به ابعاد مختلف آن می‌تواند در پیشرفت تمدنی و تعالی فرهنگی مؤثر باشد. از این گذر بهداشت فردی و برخورداری از پاکیزگی در تغذیه نیز همانند ابعاد دیگر بهداشت فردی که منجر به استقرار بهداشت در جامعه است از اساسی‌ترین آموزه‌های دین اسلام است که اهل بیت (ع) به ویژه حضرت علی بن موسی الرضا (ع) به آن توجه ویژه داشته‌اند. . . به مناسبت میلاد سراسر نور هشتمین ستاره آسمان ولایت و امامت با حجت‌الاسلام والمسلمین امیرعلی حسنلو نویسنده کتاب «تغذیه و پوشش در سیره امام رضا (ع)» درباره «جایگاه فرهنگ تغذیه و نقش در آن تمدن اسلامی از دیدگاه امام رئوف (ع)» گفت‌وگو کردیم که مشروح آن در ادامه می‌آید: . تغذیه در شکل‌گیری بنیان آدمی موثر است حکمت این همه توجه به بهداشت تغذیه در اسلام در چیست؟ از آنجایی که تغذیه تأثیر اساسی در شکل‌گیری شخصیت، روان و هویت آدمی دارد؛ بنیان انسان قبل از پیدایش وجودی وابسته به امر تغذیه و بهداشت غذایی است. اگر وجوداولیه آدمی از تغذیه حلال شکل گرفته باشد، بسیاری از مسائل دیگر که پس از مراحل جنینی در پیش روی اوست، قابل کنترل و اصلاح خواهد بود. وقتی اعضای بدن از تغذیه حرام پیدا و پرورده شد. استعداد رسیدن به مراتب معنوی و انس با خدا و اولیا در او نخواهد بود؛ چون پرتو نور عالم بالا به دلی تابد که دودهای سیاه وتیره غذای حرام او را تاریک نکرده باشد. رهبران دینی آغاز تربیت دینی و تربیت اصولی را از این مرحله می‌دانند و به اهمیت مسأله تغذیه در شکل‌گیری بنیان آدمی و کارساز بودن آن در سعادت و موفقیت او اشاره و به دقت در این مرحله و انتخاب درست بر اساس موازین شرعی تأکید کرده‌اند. در تبیین جایگاه تغذیه با وجود معیارهای اساسی و مبانی مشترک، تفاوت ماهوی  بین نگرش و سیره ائمه نیست. از آن رو که ابعاد مختلف زندگی آن‌ها به علل متعددی به صورت جزئی مورد توجه قرار نگرفته یا به نوعی این مسائل برای علاقه‌مندان به سیره آن‌ها نامشخص بوده و یا به هر دلیل گزارش‌های محدود و اندکی در این موضوع وجود دارد. به ویژه درباره این موضوع از امام رضا (ع) روایات اندک و انگشت شمار است. اما با وجود محدودیت گزاره‌های روایی نکات کلیدی و مهمی می‌توان در زمینه بهداشت و تغذیه به دست آورد. آلودگی روح متأثر از آلودگی جسمی و تغذیه است با اشاره به این مقدمه، معارف رضوی درباره  تأثیر تغذیه در جسم و روح چه مواردی را مطرح می‌سازد؟ آنچه در دیدگاه و توصیه‌های حضرت وجود دارد، به منزله شاخه‌های مهمی از روش‌های صحیح تغذیه و بهداشت غذایی است. به همین خاطر فرمایشات حضرت (ع) از روی  علم و آگاهی بی‌مانند به این موضوعات است. وقتی مأمون از حضرت راهنمایی درباره سلامت و تغذیه درخواست کرد، امام رضا (ع) رساله‌ای موسوم به «ذهبیه» را برای او نوشت که مملو از علوم بی‌بدیل برای زیست سالم و تندرستی است. در ادامه به تبیین فرهنگ تغذیه و بهداشت در اسلام با نگاه تمدنی معطوف به مؤلفه‌های رویکرد ویژه امام رضا (ع) اشاره می‌کنم: انسان دارای ۲ بعد حیاتی؛ جسمی و روحی است. رشد او نیز ۲ بعدی است. جسم انسان به عنوان کالبد و قالب و به اصطلاح حکمای اسلامی  مرکب روحی است که وجود او را به عنوان انسان مفهوم خاص داده و او را از سایر موجودات متمایز می‌سازد. روحی که در کالبد انسان مستقر است، مدرک، محرک، دارای نوسان و متأثر از دریافت‌های پیرامون است. تغذیه انسان که عامل تأثیرگذار در حیات حیوانی اوست در روح او مؤثر است. توجه به تغذیه در حیات انسان تا حدی ضروری است که تأمین‌کننده سعادت و شقاوت او و نسل آینده او می‌تواند باشد. بر این اساس بی‌تردید روح انسان تحت تأثیر کنش‌های جسمی است که به منزله مرکب اوست، اگر در مسائل تغذیه اهتمام نباشد و هر نوع غذایی که برای حیات جسم مورد استفاده قرار گیرد، علاوه بر بیماری جسمی که سلامتی را تهدید می‌کند، بیماری روحی حاصل از تغذیه غیر اصولی نیز انسان را در رنج و عذاب قرار می‌دهد. چرا که روح و جسم در نوع کنش و انعکاس تأثیر متقابل دارند. از این رو معصومان به پیوستگی بین دو عنصر توجه داشته و برای مصون ماندن روح از تأثیرات منفی که از تغذیه به او می‌رسد، دستورات ویژه در امر تغذیه و تأمین آن دارند. اصول مهم و مشترکی در روش و نگرش ائمه در مسائل تغذیه وجود دارد، رعایت این اصول، تأمین کننده‌ تعالی روح و در نتیجه سعادت انسان است. جمله‌ معروف امام حسین (ع) در روز عاشورا خطاب به سپاه کوفه که برای کشتن او گرد آمده بودند، بیانگر این واقعیت است. وقتی امام برای هدایت و پند و اندرز آنان بر آمد، غوغا کردند تاصدای پند امام به گوش آن‌ها نرسد. به آنان فرمود: شکم‌های شما از غذای حرام اشباع شده و خون و پوست و گوشت شما از این لقمه‌های حرام به وجود آمده دیگر امیدی به هدایت شما نیست. بنابراین آلودگی روح متأثر از آلودگی جسمی و تغذیه است. امام رضا (ع) درباره‌ فلسفه حرمت خون به جهت تأثیرات منفی آن در روح انسان می‌فرماید: «… سبب آن این است که جنون و سنگدلی و بی‌مهری و فقدان عاطفه و قساوت قلب را به حدی در انسان ایجاد می‌کند که ممکن است خورنده خون و کسی که در تغذیه او خون وجود دارد و به عبارتی خون‌خوار است؛ پدر و مادرش را بکشد». در این باب روایات فراوانی وجود دارد که پیشوایان دینی ما  به تأثیر خوراکی‌های ناپاک، غیر مباح ، پاک و مباح در روح اشاره کرده‌اند که بیانگر ضرورت توجه به امر تغذیه در نگرش و روش آن بزرگان است. در آزمایشگاهی تغذیه در سلامت ذهنی و روانی افراد، مورد مطالعه قرار گرفت. به این افراد توصیه شد مصرف غذاهایی را که برای خلق‌و‌خو استرس زا هستند، قطع کنند و همزمان مقدار غذاهایی را که از ذهن و خلق فرد حمایت می‌کنند افزایش دهند. موادغذایی که برای خلق فرد، استرس‌زا یا تنش‌زا محسوب می‌شوند، شامل شکر، کافئین موجود در قهوه، الکل و شکلات(در صورت مصرف بیش از حد) است. در حالی که می‌توان برای مواد غذایی حمایت‌کننده خلق و خو به آب، سبزی، میوه و ماهی اشاره کرد. ۸۸ درصد افرادی که از رژیم های غذایی حمایت کننده خلق‌و‌خو استفاده کردند، از نظر ذهنی و روانی، وضعیت بهتری پیدا کردند. ۲۶ درصد آن‌ها اظهار داشتند تغییر خلق و خو در آن‌ها کمتر شده است. در ۲۶درصد دیگر تعداد حملات پانیک (هراس) و اضطراب کمتر شده بود و ۲۴ درصد دیگر عنوان کردند کمتر دچار حالت افسردگی شده‌اند. امام رضا (ع) می‌فرماید: «هیچ عبادتی بهتر از نگهداشتن شکم از مال حرام و پاکدامنی نیست» و نیز فرمود: «حق شکم تو آن است که آن را ظرف حرام قرار ندهی». چگونه یک کارگر ثواب جهاد را می‌برد+ پاسخ امام رضا (ع)  با این اوصاف رابطه کسب و کار با تغذیه حلال از دیدگاه امام رضا (ع) چیست؟ کسب حلال از آن جهت که به رزق و روزی انسان مرتبط است و هدف اصلی انسان از کسب در مرحله اول تأمین تغذیه خود و فرزندان است از اهمیت بیشتری برخورداراست که پیشوایان دین به داشتن شغل حلال و مناسب شأن توصیه و تأکید کرده‌اند. امام رضا (ع) نیز کارگری را که برای امرار معاش، تأمین نیازها و غذای خانواده تلاش می‌کند او را همدوش مجاهد فی سبیل الله و او را به منزله جهادگری می‌داند که در میدان جنگ و جهاد در رکاب پیامبر(ص) جنگیده باشد. بی‌گمان اگر کسب و شغل انسان از راه حلال نباشد، تأمین خوراک حلال امکان پذیر نخواهد شد. از این روی در فقه اسلام و تشیع بحثی به عنوان مکاسب وجود دارد و مکاسب حلال از حرام تفکیک شده و فلسفه حرمت وحلیت آن‌ها مورد بحث وکنکاش قرار گرفته است. در سیره رضوی توجه به فرهنگ غذای نیازمندان را می‌بینیم. توجه به این امور چه بازتابی در جامعه اسلامی خواهد داشت؟ امام رضا (ع) در مدینه به فقیران سرکشی و از آنان حمایت و برای آن‌ها غذا و خوراک تأمین می‌کرد. پس از اینکه حضرت (ع) به مرو منتقل شد و تحت مراقبت قرار گرفت، سرکشی به فقیران به صورت حضوری با محدودیت مواجه یا اساساً منع شد. مؤمنان فقیر در فرصت‌های پیش آمده در منزل آن حضرت حضور یافته و برای رفع مایحتاج و نیازمندی‌ها استمداد می‌کردند و گاهی حضرت سفره‌ای را مهیا می‌کرد و در آن از همه نوع غذا آماده می‌‌کرد و فقرا را دعوت کرده و این آیه را تلاوت می‌فرمود: «فلا اقتحم العقبه، و ما ادریک ما العقبه، فک رقبه، او اطعام فی یوم ذی مسغبه….». منظور از «اقتحام عقبه» انفاق‌هایی که مؤمن برای دیگران کرده، چنانکه در ادامه آیه «عقبه» را تفسیر می‌کند. سیره‌ همه اهل بیت (ع) توجه به تأمین خوراک فقرا بوده است، از این رو می‌توان دریافت که توجه و اهمیت به خوراک و تغذیه در نگرش و روش آنان به عنون یک ضرورت حیاتی مطرح بوده است. این قاعده واصل باید در تمدن اسلامی فرهنگ ثابت و محور همه متمکنان جامعه باشد. در این جامعه که بینش آن اینگونه بنا شده، هرگز مقهور سیاست‌های دشمنان دین نخواهد شد و همواره خودکفا بوده و برکات زمین وآسمان از آن رویش وریزش خواهد کرد. جامعه‌ای که متمکنان آن، از محرومان بی‌خبر و بی‌درد نسبت به درد وگرسنگی آنان باشند، یک جامعه دینی متمدن نیست. بلکه جامعه‌ای مترف است که به سوی انحطاط در حرکت است. زراندوزی و سکه‌بازی در فرهنگ اسلام جایی ندارد و هیچگاه در اسلام چنین تمدن‌هایی پا برجا نبوده‌اند. ۸ مورد درباره آداب تغذیه از منظر امام رئوف/ در ابتدای غذا نمک و سرکه بخورید درباره آداب تغذیه چه دستوراتی از حضرت رضا (ع) به ما رسیده است؟ پیشوایان دینی گاهی آغاز خوردن را با نمک و گاهی با سرکه و گاهی با هر دو توصیه کرده‌اند. امام رضا (ع) در خراسان که تقریباً منطقه‌ای سردسیر و دارای فصول سرما و گرمای مشخص است با سرکه غذا خوردن را آغاز می‌کردند و به اصحاب خود نیز چنین توصیه می‌فرمایند. چون بر اساس علوم تجربی امروز ثابت شده است که در نقاط سردسیری افتتاح با سرکه خیلی مناسب است. چون چاشنی‌های ترش مانند سرکه و آبلیمو سبب تعریق و کاستن جذب مواد ازته می‌‌شود و لذا تناسب غذایی و وجود و عدم مواد ازته و وضع سفره را نیز شاید فراموش کرد. معده محتویات خود را خالی نمی‌کند تا اینکه اسید موجود در معده خنثی شود و حتی اگر به کسی نمک هیپوتنیک بدهیم، سبب تخلیه معده نمی‌شود. تنها غذایی که می‌تواند نقش هر دو خاصیت (اسید و قلیا) را در معده داشته باشد، مواد بیاض البیضی است. زیرا پروتئین‌ها خود از اسیدهای آمینه‌اند که اسیدهای آمینه خود خاصیت اسیدی قلیایی دارند و بر حسب احتیاج عامل مربوطه را به کار می‌اندازند و حتی با آنکه اسیدند اسید را هم خنثی می‌‌کنند. سرکه حاوی چندین نوع اسید آمینه است ـ سدیم و کلر ـ دو عنصر موجود در نمک برای توازن و تعادل دستگاه گوارش؛ سدیم در انقباض عضلانی و هدایت موج عصبی ذی‌نفوذ بوده و در نقاط گرم مرطوب انقباض دردناک عضلانی یا شکمی و ضعف و ناتوانی با خوردن نمک برطرف می‌‌کند. نمک جای کلرورهایی که در انساج از بین رفته‌اند را می‌گیرد. دفع مواد غیر قابل جذب بدن را آسان می‌کند. بدن را تقویت و غذا را خوشمزه می‌سازد. افراط در خوردن نمک و شور خوردن غذاها نیز زیان‌های غیر قابل جبران را در پی دارد و همچنین افراط در خوردن سرکه احتمال بروز برخی از عوارض جسمی شود. بنابراین با وجود همه خصایص و ویژگی‌های خوراکی در این دو خوراک، نباید در خوردن آن‌ها افراط و تفریط کرد. با این وجود به برخی مسائل بهداشت و آداب تغذیه از دیدگاه امام رضا (ع) اشاره  می‌کنم: ۱ ـ شستن دست‌ها و داشتن وضو هنگام حضور بر سر سفره غذا ۲ ـ خشک نکردن دست‌ها در آغاز غذا (عدم تماس دست با دستمال و حوله بعد از شستن) ۳ ـ آغاز خوردن با نمک و سرکه ۴ ـ یاد نام خدا و گفتن جمله «بسم الله الرحمن الرحیم» ۵ ـ امام رضا (ع) می‌فرماید: پس از صرف غذا (بعد از چند قدم حرکت مثل کمک به جمع سفره یا شست‌وشوی ظرف غذاها یا رفتن برای شستن مجدد دست‌ها و.. ) برای هضم آسان به پشت خوابیده و پای راست را روی پای چپ بگذارید تا در سرعت هضم غذا شما را کمک کند و با شکم پر هرگز به راست و چپ نغلتید که برای معده عوارض خطرناک دارد. (از علل زخم اثنا عشر و معده و برگشت غذا شمرده شده) ۶ ـ امام رضا (ع) در دستور بهداشتی دیگر فرمود: «هنگامی که گرسنه هستید غذا بخورید و به محض اینکه احساس سیری کردید از سر سفره برخیزید». سه دستور کلی در اسلام وارد شده که مراعات آن‌ها سلامتی جامعه اسلامی را از تمامی بیماری‌ها بیمه می‌کند: الف ـ احساس گرسنگی قبل از غذا خوردن ب ـ دست از غذا کشیدن قبل از سیری کامل ج ـ (پرهیز از شکم‌بارگی و پرخوری) به حد تأمین نیاز، کم خوردن و خوردن یک نوع غذا که موافق با مزاج و معده باشد، اگر غذایی با مزاج ناسازگار است. خوردن آن خلاف بهداشت است. ۷ ـ یکی از اصحاب امام رضا (ع) گوید: ما همراه امام رضا (ع) گوشت کله (بدون پاچه چون خوردن پاچه کراهت دارد) خوردیم و حضرت (ع) پس از آن شربت قاووت تناول کرد و فرمود: به هضم آن کمک می‌کند. ۸ ـ خواندن دعا پس از پایان غذا خوردن که کوتاه‌ترین آن شکرگزاری با جمله «الحمدلله» است. تفصیل آن اینگونه است: «الحمد للَّه الّذی یطعم و لا یطعم و یجیر و لا یجار علیه و یستغنی و یفتقر إلیه. اللّهمّ لک الحمد على ما رزقتنا من طعام و إدام فی یسر منک و عافیه بغیر کدّ منّی و لا مشقّه. بسم اللَّه خیر الأسماء، بسم اللَّه ربّ الأرض و السّماء، بسم اللَّه الّذی لا یضرّ مع اسمه شی‏ء فی الأرض و لا فی السّماء و هو السّمیع العلیم. اللّهمّ أسعدنی فی مطعمی و مشربی هذا بخیره و أعذنی من شرّه و أمتعنی بنفعه و سلّمنی من ضرّه». فرهنگ وعده‌های غذایی/ سالمندان وعده شام را حذف نکنند درباره زمان وعده‌های غذایی نیز چیزی ذکر شده است؟ نظم در تمام امور از جمله اصول مسلم زندگی حضرات اهل بیت (ع) بوده است. داشتن برنامه تغذیه منظم نیز بی‌گمان در برنامه‌های آنان بوده است. از این رو رعایت وعده‌های غذایی در اسلام بیشتر به مضمون آیه کریمه توجه شده است «و لهم رزقهم فیها بکره و عشیا»؛ روزی آن‌ها صبح و در شامگاه  معین شده است. خوردن صبحانه را ضروری می‌دانستند و خودشان به آن عمل می‌‌کردند. چنان که در سیره همه پیشوایان  این پایبندی منعکس شده است. کم خوردن ضمن اینکه مانع و پیشگیری‌کننده از بسیاری از بیماری‌ها است سبب عمر طولانی نیز می‌باشد. چون بدن و اعضای بدن به جهت پرخوری در معرض استهلاک و نابودی قرار می‌گیرند. لذا مراقبت در خوردن از حیث کم و کیف غذا از دستورات اکید بهداشتی در فرهنگ اهل بیت (ع) است. امام رضا (ع) در نامه‌ای که به مأمون نوشت. برای هر فصلی وعده غذای خاصی معین شده است. شاید مناسب‌تر باشد که برای هر صنف به تناسب اشتغال نیز وعده تغذیه خاص در نظر گرفت. از آنجایی که برخی فصل‌ها دارای روزهای طولانی هستند که مصرف غذا به ویژه برای کسانی که کاربدنی سنگین مانند کشاورزی دارند، نیازمندی به غذا سه وعده یا بیشتر است. اما در روزهای کوتاه و برای کسانی که تحرک و تلاش بدنی کمتری دارند، نیازمندی کمتراحساس می شود. بر اساس دیدگاه امام رضا (ع) غذا خوردن و تغذیه به نیاز بدن بستگی دارد و این مسأله دراسلام یک اصل مسلم است که تغذیه جهت تأمین نیاز و ضرورت است. هر گاه بدن نیاز به غذا پیدا کرد و احساس گرسنگی کرد. باید غذای آن را تامین و تهیه کرد. از این رو در روایات اسلامی گزارش شده که وقتی گرسنگی کامل داشتید، غذا بخورید و هرگز با شکم پر غذا نخورید که منشا بیماری‌های گوناگون است. از طرفی پرخوری و مصرف بیش از نیاز غذا در اسلام از مصادیق اصراف و مورد مذمت فراوان قرار گرفته است. آنچه در دیدگاه امام رضا (ع) مورد توجه قرار گرفته، درباره وعده غذایی، ضرورت وعده غذایی شامگاه برای همه به ویژه سالمندان است که از نظر علمی موضوع شگفت‌انگیز و امربهداشتی ضروری برای سالمندان است که در نگرش امام (ع) نباید این وعده غذایی از آنان ترک شود. تأکید به غذای شامگاه برای عموم مردم در نظر امام وجود دارد. امابرای سالمندان تأکید زیاد شده که با شکم خالی به بستر خواب نرفته و استراحت نکنند. اگر بخواهید گفته‌های خودتان را در این مصاحبه جمع‌بندی کنید، چه خواهید گفت؟ فرهنگی که در مکتب اهل بیت (ع) برای رعایت بهداشت در تغذیه مقرر شده است، در صورت رعایت آن‌ها تمدن اسلامی به ترقی خود در ابعاد دیگر بالنده و رشد خواهد کرد. چون جامعه‌ای به ترقی، آسایش ، رفاه و تمدن متعالی راه می‌یابد که انسان‌ها در آن بیمار نباشند و بهترین پیشگیری از بیماری‌ها رعایت بهداشت تغذیه و کم و کیف غذاهاست. شیوع و بالا بودن آمار بیماری‌هایی چون دیابت، چربی خون، انواع سکته‌ها و بیماری‌های صعب العلاج همه متأثر از عدم توجه و اصلاح امر تغذیه است. برای اصلاح امر تغذیه و رسیدن به بهداشت و ترقی بهتر است به سیره و سبک زندگی اهل بیت (ع) و آموزه‌های قرآن کریم که سیره همه آن‌ها ملهم از این کتاب بی‌نظیر است. توجه بیشتر و به دستور «فلینظر الانسان الی طعامه» عمل کنیم تا زندگی شاد و زیبا داشته باشیم. ....................................................................................................... منبع: فارس

مهار آب های سطحی و سیلاب ها در دوران تمدن اسلامی

بسم الله الرحمن الرحیم  مهار آب های سطحی و سیلاب ها در دوران تمدن اسلامی . شرح عکس: سد کبار، قدیمی ترین سد قوسی جهان- قرن هفتم هجری- قم . قرن ها مهندسان مسلمان در دوران تمدن اسلامی کوشیدند، آب ها را با ساختن سدهایی که سیلاب های خروشان و خانمان برانداز را مهار و آب مورد نیاز طی دوره های خشک را تامین می کند، تحت کنترل درآورند. پروفسور سلیم الحسنی، استاد موسسه علوم و تکنولوژی دانشگاه منچستر و دانشگاه ویکتوریای شهر منچستر در کتاب "1001 اختراع، میراث مسلمانان در جهان ما" درباره مدیریت آب در دوران تمدن اسلامی می نویسد: "... سلسله اغالبه در تونس طراحی و زیبایی شناسی را در ساختن سدی باشکوه در نزدیکی پایتخت خود، قیروان در قرن سوم هجری به خوبی درهم آمیختند.... در این منطقه تونس، بیش از 250 مخزن وجود داشته که هر یک دارای دو حوضه بوده است؛ از یکی برای رسوب زدایی و جداکردن مواد ته نشین شده از آب استفاده می شده و دیگری مخزن آب بوده است. گاهی در طرح های بزرگ، حوضه سومی هم برای آب رسانی وجود داشته است..." در واقع سدها و بندها و مخزن های آب به گونه ای طراحی و ساخته می شده که خود به خود لایروبی شده و نیازی به لایروبی جداگانه نداشته است. ابو نصر هروی، محقق و پژوهشگر قرن دهم هجری درباره سابقه مواجهه با آب های سطحی و سیلاب های فصلی در دوران تمدن اسلامی در کتاب ارشاد زراعه می نویسد: "... یکی از اموري که از مظاهر تمدن شمرده می شد، کنترل آب هاي جاري در سطح زمین و سیلاب ها به وسیله ساخت سد بوده است که از آب آن سدها براي آبیاري زمین هاي کشاورزي استفاده می کردند و هم از فرسایش و نابودي خاك حاصلخیز جلوگیري به عمل می آمده است ... " پروفسور سلیم الحسنی در کتاب "1001 اختراع، میراث مسلمانان در جهان ما" می نویسد: "...مهندسان مسلمان برای احداث چنین سازه های بزرگی از روش های مساحی پیچیده زمین، ابزارهایی چون اسطرلاب و نیز محاسبات مثلثاتی استفاده می کردند. آنان متناسب ترین مکان ها را برای سدسازی پیدا می کردند و می توانستند شبکه های کانال کشی پیچیده ای را طراحی کنند..." در قرون دوم و سوم هجری، مسلمانان شبکه آبیاري و آب بندها و پل هاي متعددي ساختند و میان رود دجله و فرات که حاصلخیزترین زمین هاي دنیا بود به امر کشاورزي پرداختند. در این دوران باغ ها و درختان توسعه پیدا کردند و منطقه "ارض سواد" به وجود آمد که از موصل تا آبادان و از قادسیه تا حلوان و سر پل ذهاب ادامه داشت. پروفسور سلیم الحسنی در همان کتاب "1001 اختراع، میراث مسلمانان در جهان ما" می نویسد: "... نیمی از سدهای ساخته شده دارای سرریز سیلاب بودند و بسیاری از آن ها برای سرریز کردن آب در فاصله ای دور از پای سد، دیواره هدایت آب به بخش های پایین تر داشتند... احداث سد در دوره اسلامی در اسپانیا بسیار گسترش یافت... پی محکمی برای این سدها لازم بود، زیرا رود رفتاری غریب داشت و در زمان سیلاب، حجم آب آن به بیش از صد برابر زمان عادی می رسید. این سدها می بایست در برابر تخریب آب، سنگ ها، تخته سنگ ها و درختان مقاومت کنند. هم اکنون پس از گذشت ده قرن، هنوز آنها به نیازهای آبیاری بلنسیه یا همان والنسیا پاسخ می دهند و به الحاق سیستم تازه نیازی ندارند..."   ابو جعفر محمد بن موسی خوارزمی، ریاضیدان، منجم و دانشمند بزرگ قرن دوم و سوم هجری در کتاب "مفاتیح العلوم" خود می نویسد: ".... مسلمانان در حفظ سدها و آب بند ها کوشش داشتند و افراد کارآمدي را بر آن ها گمارده بودند. حتی در این دوره وزارت آب تشکیل شد که نام آن را "دیوان الماة" گذاشته بودند و تعداد کارمندان آن از ده هزار نفر تجاوز می کرد. در آن زمان مقدار مالیات ها را به حسب نوع آبیاري تعیین شد. براي این منظور مسلمانان وسایل و ابزاري بر روي رودخانه ها نصب کرده بودند که سطح آب را مشخص می کرد... " در مجموع قرون دوم و سوم هجری،  عصر شکوفایی تمدن کشاورزي و پژوهش ها به شمار می رود. مسلمانان قنات ها را تعمیر کردند و نهر معروف "الرفیل" را در بغداد جاري ساختند. که بیش تر زمین هاي کشاورزي اطراف آن نهر سیراب می شد. همچنین نهر دیگري در شمال بغداد به نام "نهرالعراق" ساختند که هر دو به هم متصل می شد و در شرق بغداد به رود دجله پیوند می خوردند. کتابی هم اکنون از ابوبکر محمدبن الحسن الحاسب الکرجی درباره استخراج آب هاي زیرزمینی در دست است که در اوایل قرن پنجم به رشته تحریر درآمده و در آن بارها اشاره به بررسی چند کتاب از پیشینیان نموده است و این نشان از آن دارد که در عصر او نیز کتب متعددي در این رشته وجود داشته است .

مسأله آب و آینده آن در جهان اسلام – مسئله تمدنیِ «آب» در جهان اسلام

بسم الله الرحمن الرحیم  مسأله آب و آینده آن در جهان اسلام  مسئله تمدنیِ «آب» در جهان اسلام (بیشتر…)

نگاه مستقل تمدن اسلامی به آب

بسم الله الرحمن الرحیم  نگاه مستقل تمدن اسلامی به آب  ضرورت تمدنی و تاریخی تاسیس وزارت مستقل آب در دیوان سالاری ایرانی و تشکیلات اسلامی .  دیوان واژه ای ایرانی است که در بسیاری از متون کلاسیک اسلامی در قرون وسطی  در خصوص ساختار اداری  بسیاری از شهرهای اسلامی بویژه در مورد فرهنگ اداری در   شهرهای  ایرانی  در تمدن اسلامی به کار رفته است . کاربرد واژه دیوان در مورد آب نشان از اهمیت آب و مدیریت آن  در پایداری و حفظ جوامع ایرانی است .   به نظر می رسد شهر های ایرانی و اسلامی شهرهایی با چشم انداز دیوان های اب بوده ا ند و  مدیریت آب بخشی از فرهنگ اداری ریشه در ایران باستان دارد . دیوان آب قم با وجود اصطلاحات اداری  مربوط به مدیریت آب که واژه هایی با ریشه  زبان فارسی  در مرحله عبور از فارسی باستان دوره ساسانی به فارسی دوره میانه است .  مانند واژ ه های سر وز  و گوشیه و... تعریف و شناخته شده است  و خوارزمی در  کتاب تخصی  خود در مورد واژه های  فنی علوم رایج در عصر خود اصطلاحات فنی این دیوان را اورده است و بر ضرورت  تخصصی بودن کار این دیوان در عرصه تمدنی تاکید کرده است . به طوری که در منابع تاریخ ایران آمده است ،  هنوز بسیاری از اصلاحات فنی دیوان آب قم که از دیوان  های معتبر ایران بوده است وجود د ارد .  دیوان آ ب  مرو ، دیوان آب هرات و دادگاه آب بلنسیه و ده ها دیوان آب د ر شهرهای اسلامی در متون جغرافیایی و تاریخی  اسلامی  ذکر شده است .  در مقاله سهم مسلمانا ن در  آبیاری و مدیریت سنتی آب ( کنفرانس بین المللی مدیریت سنتی آب یزد / 2-4-اسفند1390)  به این کارکرد و پراکندگی  دواوین و فرهنگ ایرانی و جوامع اسلامی در رابطه  ادرای و نگاه مستقل دیوانی آن ها  و نظم آبی نزد آن ها دارد . نوشته حاضر بخشی از پژوهش در کتاب «تاریخ تشکیلات اسلامی» است که   از دیوان آب قم و مرو و سایر  تشکیلات آبی به عنوان بخش کالبدی شهرهای  ایرانی و اسلامی   و در ساختار   سنتی تشکیلات اسلامی و عامل قوام جوامع اسلامی یاد کرده است . . استفاده از قوانین حقوق و عرف معقول و تجارب جوامع در کنار استفاده از تجارب و دست اورد های جدید  مانند تکامل تاریخی  تجربه ایرانی  قناه و  تلاش مستمر برای چگونگی انباط میاه الخفیه و  توسعه  بین المللی آن  حاکی از اهمیت همیشگی دیوان های مستقل آب  در شهرهای ایرانی است . در  تاریخ  هرات و  مرو و قم  از جای خاصی در این شهر به عنوان مکان ومنظره  تدبیر اب این شهر ها وصف شده است . تاسیس وزارت خانه مستقل آب در دولت حاضر نوعی بازگشت به اصالت تشکیلات ایرانی   است و شاید تجمیع همه توان اداری و قدرت عالی در آن وزارت ،  چنانکه در گذشته چنین بوده است  با استفاده از تکنیک و ابزار های مدرن اداری  بتواند سیاست اداری واحدی را در مورد آب ایران اعمال کند .  تغافل از اهمیت مدیریت مستقل آب همیشه بوده است  ، که در اولین  کنفرانس بین المللی  جغرافیایی جهان اسلام (   3 اردیبهشت 1371 ) که اینجانب در آن شرکت داشت ، همه دول اسلامی خاورمیانه ، بحران آینده خاورمیانه را    جنگ آب می دانستند و پیش بینی می کردند ، اما  26  سال گذشت و هیچ جنگ آب رخ نداد  ،  جنگ واقعی در نبود فرهنگ اداری استفاده از آب در شهر ها است . مبانی نظری این فرهنگ در فرهنگ ایرانی و  حقوق اسلامی بوده است و تجربه عملی آن هم در تمدن اسلامی انجام شده است . بحران واقعی  آب بحران مدیریت آب در ایران بوده  و هست   ، در جایی که  سابقه و تجربه تمدنی  و منابع حقوقی و تجارب حل و فصل منازعات حقوقی آب   هست ، ( به طوری که نوشته اند تا قرن هیجدهم میلادی منازعات ابی شهر بلنسیه اسپانیا با مواد حقوقی و دیوان اب و دادگاه اسلامی  اب بلنسیه  رفع می شد ) ، اینکه وزارت مستقل اب تاسیس شود  مسئله فنی مدیریت مدرن است اما زمینه تمدن اسلامی همواره   نگاه مستقل به آب بوده است و شاید  این  بررسی پیچیده به این نتیجه برسد که تاسیس  وزارت مستقل  آب  با توجه به زمینه تمدنی  راه حلی برای  تامین عدالت نسبی در آب و تاثیرات محیطی و اجتماعی و توسعه شهری آن  باشدو شاید زمینه انتقاداتی باشد که انحصار آب در دست قدرت واحد با عوارضی اجتماعی بسیاری روبرو می شود .  .................................................................................................. *دکتر محمدرضا شهیدی پاک

نقش مسلمانان در توسعه علوم و صنایع کشاورزی (۳)

بسم الله الرحمن الرحیم  نقش مسلمانان در توسعه علوم و صنایع کشاورزی (۳) – داروسازی و گیاهان دارویی . با جستاری در تاریخ و تمدن اسلامی، با دلایل محکم می‌توان مسلمانان را به عنوان پیش‌رو در دانش داروسازی دانست؛ چرا که آنها اهتمام زیادی به شناخت گیاهان دارویی داشتند و به مثابه يكي از شاخه‌های فرعی علم پزشکی بدان می‌نگریستند و در نهایت توانستند با شناخت گیاهان، توسعه علمی مهمی در این زمینه ایجاد نمایند و خدمات ارزنده‌ای ارائه دهند. آنها، گیاهان طبی را از هند و سایر نقاط جهان شناسایی کرده و در درمان بیماری‌ها به کار می‌بردند و از آن‌جا که گیاه‌شناسی لازمه داروسازی بود، شربت‌ها و معجون و ادویه مفرده و مرکبه را نوعاً از گیاهان می‌ساختند. آثار علمی دانشمندان مسلمان در حوزه علوم کشاورزی و پژوهش‌های گسترده آنان در این عرصه، موجب پیشگامی و تأثیرگذاری آنها را در توسعه این علم گردید. از جمله این پژوهشگران می‌توان به علی بن سهل ربن طبری اشاره کرد که در سال ۲۳۶ هجری کتاب «فردوس الحکمة» را تألیف نمود. او در این کتاب بیست گیاه جدید را که دانشمندان یونانی نمی‌شناختند، با نام‌های فارسی و عربی ذکر می‌کند. محمد بن زکریای رازی نه تنها در کارهای مربوط به گیاهان دارویی مطالعاتی عمیق داشته، بلکه در حیطه فارماکولوژی نیز سرآمده بوده است؛ به طوری که او حدود ۶۳۰ گیاه دارویی را در بخش بیست و یکم كتاب «الحاوی» خویش معرفی می‌کند. يوحنا بن ماسویه پزشک و گیاه‌شناس ایرانی، یکی از آخرین استادان نامی دانشگاه جندی شاپور است. کتاب «معرفی‌نامه داروهای گیاهی» از وی و نیز دیگر آثار دیگر آثار سایر پزشکان معاصر او مانند عیسی بن ماسه و أبوزيد ارجانی، متأسفانه کاملاً از بین رفته‌اند. اما خوشبختانه پزشكان و دانشمندان دیگر در کارهای خود به کارهای ارزنده آنان اشاره داشته‌اند. یکی از این افراد ابن بیطار است که در کتاب «الجامع المفردات الادويه و التحذیه» از آثار ارزنده یوحنا نام می‌برد. ابن سینا پزشک نامدار ایرانی را پس از انقراض تمدن یونان، بزرگ‌ترین دانشمند جهان دانسته‌اند. وی در جلد دوم کتاب «القانون في الطب»، بیش از هشتصد نمونه گیاهان طبی و غذایی را نام برده که از آن میان ۵۴۱ گیاه و مشتقات آنها، دارای توصیف کاربردی و ویژگی‌های ریخت‌شناسی است. . ابوریحان بیرونی دانشمند نامی معاصر ابن سینا مؤلف کتاب معروف «الصیدنة في الطب» يکی از بزرگ‌ترین دانشمندان تأثیرگذار در حوزه گیاه‌شناسی و گیاهان دارویی است. بیرونی با اطلاعات وسیعی که در شناخت گیاهان داشته و با بهره‌گیری از دانش گذشتگان، این کتاب را تألیف نمود. در صیدنه به‌جز برخی مترادف‌ها و ارجاع‌ها، حدود ۲۷۰ گیاه با مشتقات و ویژگی‌های درمانی آنها شرح داده شده است. یکی از بزرگ‌ترین گیاه‌شناسان مسلمان، عبدالله بن احمد بن البيطار، پس از مطالعات بسیار و آزمایش ۹۰۰ گیاه، خواص دارویی آنها را شناسایی کرد. او در این خصوص کتابی تألیف نمود که در توسعه علمی اروپا مورد استفاده قرار گرفت؛ تا حدی که مسلمانان نه تنها در آندلس بلکه در جهان اسلام او را جانشین به حق سیفوریدس نامیدند. رشید الدين الصوري از گیاه‌شناسان مسلمان است که کتابی را در حوزه گیاه‌شناسی موسوم به «الادوية المردة» تألیف کرده است. او در این کتاب از داروهای گیاهی یاد می‌کند که در گذشته گیاه‌شناسان دیگر نامی از آن نیاورده‌اند و فایده‌های آن را نمی‌دانستند. این پژوهشگر در کشیدن تصویر گیاهان سبکی خاصی داشت.[۱] ____________________ [۱] یدالله سپهری، جستاری بر توسعه و رشد علوم کشاورزی در تمدن اسلامی: گیاه شناسی و گیاهان دارویی، نشریه پژوهش‌های تولید گیاهی، دوره ۲۴، شماره ۲، ۱۳۹۶، ص ۱۳۹-۱۴۵

نقش مسلمانان در توسعه علوم و صنایع کشاورزی (۲)

بسم الله الرحمن الرحیم نقش مسلمانان در توسعه علوم و صنایع کشاورزی (۲) . نقش مسلمانان در پیشرفت کشاورزی، تنها در علوم کشاورزی خلاصه نمی‌شود؛ بلکه صنایع مرتبط با کشاورزی را نیز در بر می‌گیرد. این صنایع در مراحل پیش از کشت، کشت و پس از برداشت محصولات، کاربرد داشتند. برخی از ابتکارات و ابداعت مسلمانان در صنایع مرتبط با کشاورزی عبارت‌اند از: – روش‌های جدید کشت و کار و شخم زدن – دستگاه‌های مخصوص بالا کشیدن آب – توسعه آبیاری – تجهیزات کشاورزی (خیش، کلوخ شکن‌ها و شن شکن‌ها) – تجهیزات خاک‌برداری، کشت، دروکاری و خرمن‌کوبی – تجهیزات آرد کردن گندم و جو – تجهیزات نگهداری مواد غذایی[۱] ....                             ..................................................................................................................... [۱] عطائی اصفهانی، اعترافات ۱: خدمات اسلام به اروپا، قم: انتشارات حضرت عباس علیه‌السلام، چاپ سوم، ۱۳۸۷، ص ۳۱۸

نقش مسلمانان در توسعه علوم و صنایع کشاورزی (۱)

بسم الله الرحمن الرحیم  نقش مسلمانان در توسعه علوم و صنایع کشاورزی (۱) . آثار تاریخی نشان می‌دهد که کشاورزی در تمدن‌های کهن، مهم‌ترین پیشه بوده است. با ظهور اسلام، نقش مسلمانان در توسعه و گسترش کشاورزی همانند نقش آنان در سایر علوم، پررنگ‌تر شد. دانشمندان مسلمان زیادی در حوزه کشاورزی به پژوهش و تألیف پرداخته و سهم به‌سزایی را در توسعه این دانش در عصر خویش تا امروز ایفا می‌نمایند. علوم کشاورزی از جمله گیاه‌شناسی از نخستین دانش‌هایی است که در میان مسلمانان رواج یافت. آنان در آشنا ساختن اروپائیان با بعضی انواع درختان و گیاهان سهم قابل ملاحظه‌ای داشتند. به طوری که نام بعضی از این درختان و میوه‌ها در اروپا هنوز حاکی از اصل شرقی آنهاست. همچنین مسلمانان در زمینه توسعه داروسازی نیز نقش مهمی داشتند. چرا که آنها اطلاعات زیادی در زمینه شناخت گیاهان دارویی داشته و به آن به عنوان یکی از شاخه‌های فرعی علم پزشکی می‌نگریستند.                                             در عصر امویان بحث آبیاری و کنترل آب‌های جاری بسیار مطرح و مورد توجه پژوهشگران آن دوره شمرده می‌شد. در عصر خلفای عباسی نیز مسلمانان شبکه‌های آبیاری و آب‌بندها و پل‌های متعددی ساختند و میان رودهای دجله و فرات که حاصلخیزترین سرزمین‌ها بود، به کشاورزی پرداختند. شواهد تاریخی نشان می‌دهد که مسلمانان در تدریس گیاه‌شناسی و تألیف کتب، تلاش فراوانی نموده‌اند. آنان ابتدا ترجمه تألیفات دیسقوریدس و جالینوس و کتاب‌های هندی را انجام داده و سپس دست به پژوهش و تألیف اثر در این زمینه زدند. به عنوان مثال محمد بن زکریای رازی نه تنها در کارهای مربوط به گیاهان دارویی مطالعاتی عمیق داشته، بلکه درباره فارماکولوژی نیز سرآمد بوده؛ به طوری که او حدود ۶۳۰ گیاه دارویی را در بخش بیست و یکم کتاب الحاوی خویش معرفی می‌کند. تنوع آب و هوای قلمرو اسلام، نوع مالکیت زمین، ارتباطات تجاری مسلمان‌ها، عدم حمایت از فئودالیسم، بهره‌برداری از زمین بر اساس کار انجام شده بر روی آن و تشویق به احیای زمین‌های بایر، از عوامل مؤثر بر توسعه کشاورزی مسلمانان محسوب می‌شود.[۱]                             .............................................................................................................. [۱] یدالله سپهری، جستاری بر توسعه و رشد علوم کشاورزی در تمدن اسلامی: گیاه شناسی و گیاهان دارویی، نشریه پژوهش‌های تولید گیاهی، دوره ۲۴، شماره ۲، ۱۳۹۶، ص ۱۳۹-۱۴۵

“باغ تمدن اسلامی” در مالزی تاسیس شد

بسم الله الرحمن الرحیم  توسط عبدالله بداوی "باغ تمدن اسلامی" در مالزی تاسیس شد . نخست وزیر مالزی در پی تأسیس باغ تمدن اسلامی دیروز یکشنبه 14 بهمن گفت: این باغ تنها با هدف جذب گردشگر تأسیس نشده، بلکه نقش به‌سزایی در معرفی علمای مسلمانی دارد که طی قرنهای گذشته و در دوران طلایی اسلام به ابداعات و نوآوریهای هنری و علمی پرداخته‌اند. . به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از خبرگزاری مالزی، عبدالله احمد بداوی نخست وزیر مالزی در پی تأسیس باغ تمدن اسلامی دیروز در ترنگگانو یکی از ایالتهای شمالی مالزی اظهار داشت: این باغ نقش به سزایی در معرفی خیزش مسلمانانی دارد که به منظور ابداع و بیداری فعالیتهای بسیاری انجام داده اند. وی افزود: این باغ نقش مهمی در تبیین عظمت اسلام و دستاوردهای مسلمانان گذشته ایفا می کند. از سوی دیگر همه طبقات جامعه به دور از اختلافهای ریشه ای و دینی می توانند از اطلاعات موثق آن بهره مند شوند. احمد بداوی با تأکید بر اینکه این باغ چهره زیبایی از آثار حقیقی مسلمانانی که در گذشته علوم مختلف را توسعه دادند، منعکس می کند، یادآور شد: مسلمانان در زمینه های مختلف مانند مهندسی معماری که این باغ هم از آن بهره گرفته است، مهارتهای بسیاری کسب کرده اند. نخست وزیر مالزی از اداره های مختلف خواستار همکاری شد تا به خوبی ارائه کننده آثار برجسته مسلمانان در بیداری و تمدن و نهضت اسلامی در زمینه های مخلتف مانند ریاضی و مهندسی معماری باشند. وی افزود: این باغ معلمی جدید است که بیشتر دستاوردهای مسلمانان طی دوره های گذشته را در قالب نقاشی، عکس، دستنوشته، کتاب و دیگر منابع ارائه می کند. ............................................................................................. خبرگزاری مهر

پر بازدید ترین مقالات

«گیاهان دارویی در قرآن و حدیث»

بسم الله الرحمن الرحیم «گیاهان دارویی در قرآن و حدیث» علیرضا ...

زنيان - شاهي - کندر (دروس استاد ضیایی / 3)

بسم الله الرحمن الرحیم زنيان - شاهي - کندر دروس استاد ضی...

اهمیت دامداری و کشاورزی در قرآن کریم

بسم الله الرحمن الرحیم اهمیت دامداری و کشاورزی در قرآن کریم ...

سخنان مهم مقام معظم رهبری در"اهمیت حفظ محیط زیست و منابع طبیعی"

بسم الله الرحمن الرحیم سخنان مهم مقام معظم رهبری در"اهمیت حفظ...

تقویم شمسی

مهر ۱۳۹۹
ش ی د س چ پ ج
    تیر »
 123456789101112131415161718192021222324252627282930