دسته: روایات ائمه (علیهم السلام)

كشاورزي, مقدس‌ترين شغل‌ها 

بسم الله الرحمن الرحیم كشاورزي, مقدس‌ترين شغل‌ها  كشاورزي كه به‌وسيله آن مواد غذائي جامعه تهيه شود به جهت اهميتي كه دارد, يكي از پسنديده‌ترين كارهاست و شغل پيامبران الهي مي‌باشد. و به همين سبب در تمام اديان الهي يك شغل مقدس شناخته شده‌است و آبادكردن زمين كه خواسته خداوند متعال است در اسلام مورد امر قرار گرفته است, علي (عليه السّلام) در تفسير آيه «هو أنشأكم من الأرض و استعمركم فيها»[1] فرموده: كه خداوند به مردم امر كرده است زمين را با كشاورزي آباد سازند تا بدين وسيله خوراكشان را از غلّات و حبوبات و ميوه‌ها و ساير روئيدني‌ها تأمين كرده و در آسايش زندگي كنند.[2] امام صادق (عليه السّلام) فرمود: «ان الله تبارك و تعالي لما اهبط آدم (عليه السّلام) امره بالحرث و الزرع»[3]. خداوند تبارك و تعالي چون حضرت آدم را پائين آورد, او را امر كرد كه كشت و زرع كند. امام باقر (عليه السّلام) مي‌فرمايد: «خيرالأعمال زرع الحرث يزرعه فيأكل منه البرّ و الفاجر»[4]. بهترين كارها زراعت است كه نفعش عائد عموم مي‌شود و از محصول آن همگان اعم از نيكوكار و بدكار استفاده مي‌كنند. امام صادق (عليه السّلام) مي‌فرمايد: «ما في الأعمال شيء احبّ الي الله من الزراعة و ما بعث الله نبياً الا زارعاً الا ادريس فانه كان خيّاطاً»[5]. هيچ كاري نزد خداوند محبوب‌تر از زراعت نيست, تمام پيامبران خدا كشاورز بودند مگر ادريس كه خياط بود. باز امام صادق (عليه السّلام) فرموده: «ازرعوا و اغرسوا و الله ما عمل الناس عملاً اطيب منه ...»[6]. زراعت كنيد و درخت بكاريد به خدا سوگند مردم كاري بهتر و پاكيزه‌تر از آن نكرده‌اند. باز آن حضرت فرمود: «الزارعون كنوز الأنام يزرعون طيباً اخرجه الله عزّ و جلّ و هم يوم القيامة احسن الناس مقاماً و اقربهم منزلة يدعون المباركين»[7]. كشاورزان گنج‌هاي مردم هستند چيزهاي پاكيزه مي‌كارند, خداوند آنها را روز قيامت محشور مي‌سازد درحالي كه از لحاظ مقام بهترين مردم هستند و از لحاظ منزلت نيز نزديك‌ترين آنان مي‌باشند و آنها در آن روز, خجسته‌گان ناميده مي‌شوند. رسول اكرم (صلي الله عليه و آله) فرمود: «ما من مسلم يغرس غرساً او يزرع زرعاً فيأكل منه انسان او طير او بهيمة الا كانت له به صدقة»[8]. مسلماني كه درختي بكارد يا زراعتي سبز نمايد, مردم و پرندگان و حيوانات از آن بخورند براي او اجر و پاداشي است. امام صادق (عليه السّلام) فرمود: «الكيميا الأكبر الزراعة»[9]. كيمياي اكبر, زراعت است. ابو ايّوب انصاري مي‌گويد: پيامبر خدا (صلي الله عليه و آله) فرمود: «من غرس غرساً فاثمر, اعطاه الله من الأجر قدر ما يخرج من الثمرة»[10]. هر كس درخت ميوه‌اي بكارد خداوند به او به تعداد ميوه‌هاي آن درخت ثواب و حسنه عطا مي‌كند. زارع خداست كشاورز پاك‌عقيده‌ترين انسان‌ها و سر و كارش با خدا است او مي‌كارد ولي تماماً اميدش به خداست, كار كشاورز تنها كشت است اما رويانيدن تنها كار خدا است و لذا در حديثي از پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) نقل شده كه فرمود: «لا يقولن احدكم زرعت و ليقل حرثت (فان الزارع هو الله)»[11]. هيچ‌يك از شما نگويد: من زراعت كردم, بلكه بگويد: كشت كردم, بذر افشاندم, زيرا زارع حقيقي خدا است. در روايت ديگر نيز به اين حقيقت اشاره شده است: امام صادق (عليه السّلام) مي‌فرمايد: «اذا بذرت فقل: اللهم قدبذرنا و انت الزارع فاجعله حبّاً متراكماً (مباركاً)»[12]. چون خواهي بذرافشاني كني, بگو: بارخدايا ما بذرافشاني كرديم و زارع و روياننده تو هستي, خدايا به آن بركت عطا فرما. در روايت ديگر فرموده: «اذا اردت ان تزرع زرعاً فخذ قبضة من البذر بيدك ثم استقبل القبلة و قل: «أ أنتم تزرعونه ام نحن الزّارعون»[13]. ثلاث مرّات ثم تقول بل الله الزارع ثلاث مرات, ثم قل: اللهم اجعله حبّاً مباركاً و ارزقنا فيه السلامة...»[14]. هنگامي كه خواستي كِشتي كني, مشتي از بذر بردار و رو به قبله بايست و سه مرتبه بگو: «آيا شما آن را مي‌رويانيد يا ما مي‌رويانيم» پس از آن سه مرتبه بگو بلكه روياننده و زارع خدا است. سپس بگو: بارخدايا به آن بركت عطا كن و در اين زراعت براي ما سلامتي قرار بده. جالب اين كه در آيه اول تعبير به «تحرثون» از ماده «حرث» شده كه به معني كشت كردن (افشاندن دانه و آماده‌ساختن آن براي نمو است) و در آيه دوم تعبير به «تزرعونه» از ماده «زراعت» گرديده كه به معني رويانيدن است. البته كشاورز كاري را كه در مورد زراعت انجام مي‌دهد, شباهت به كار انسان در مورد تولّد فرزند دارد, دانه‌اي را مي‌افشاند و كنار مي‌رود, اين خداوند است كه در درون دانه يك سلول زنده بسيار كوچك آفريده كه وقتي در محيط مساعد قرار گرفت در آغاز از مواد غذائي آماده در خود دانه استفاده مي‌كند, جوانه مي‌زند و ريشه مي‌دواند, سپس با سرعت از مواد غذائي زمين كمك مي‌گيرد و دستگاه‌هاي عظيم و لابراتوارهاي موجود در درون گياه به‌كار مي‌افتد, ساقه و شاخه و خوشه را مي‌سازد و گاه از يك تخم صدها تخم برمي‌خيزد. دانشمندان مي‌گويند: تشكيلاتي كه در ساختمان يك گياه به‌كار رفته از تشكيلات موجود در يك شهر عظيم صنعتي با كارهاي متعددش شگفت‌انگيزتر و به مراتب پيچيده‌تر است.[15] در آيه «لو نشاء لجعلناه حطاماً فظلتم تفكَّهون» براي تأكيد روي اين مسأله كه انسان هيچ نقشي درباره نمو و رشد گياهان جز افشاندن دانه ندارد, مي‌افزايد (اگر ما بخواهيم اين زراعت را تبديل به يك مشت كاه درهم كوبيده‌شده مي‌كنيم به‌گونه‌اي كه تعجب كنيد.) آري مي‌توانيم تندباد موسمي بفرستيم كه آن را قبل از بستن دانه‌ها, خشك كرده درهم بشكند يا آفتي براي آن مسلط كنيم كه محصول را از بين ببرد و نيز مي‌توانيم سيل ملخ‌ها را بر آن روانه كنيم و يا گوشه‌اي از يك صاعقه بزرگ را بر آن مسلط سازيم به‌گونه‌اي كه چيزي جز يك مشت كاه خشكيده از آن باقي نماند و شما از مشاهده منظره آن در حيرت و ندامت فرو رويد. آيا اگر زارع حقيقي شما بوديد, اين امور امكان داشت؟ پس بدانيد همه اين بركات از طرف خداوند متعال است و هم او است كه از يك دانه ناچيز, گياهان پرطراوت و گاه صدها يا هزاران دانه توليد مي‌كند, گياهاني كه دانه‌هايش خوراك انسان‌ها و شاخ و برگش غذاي حيوانات و گاه ريشه‌ها و ساير اجزايش درمان انواع دردهاست. پس مي‌توان گفت كه محصولات كشاورزي در اثر تركيب دو كار: يكي كار «الله» و ديگري كار (انسان) با يكديگر به‌وجود مي‌آيد لذا در روز درو بايد مقداري از محصول كه سهم خداوند مي‌باشد, كنار گذارده شود و به فقرا يا به هرچه راه خدا و دستور خدا معين كرده‌است, اختصاص يابد. كشاورز بر خدا توكّل مي‌كند  در تفسير عياشي در ذيل آيه شريفه: «و علي الله فليتوكَّل المتوكِّلون» (همه توكّل‌كنندگان بايد تنها بر خدا توكل كنند) از امام صادق (عليه السّلام) روايت شده كه فرمود: «الزارعون»[16] طبق همين روايت «متوكلان» به كشاورزان تفسير شده است يعني همه كشاورزان بايد تنها بر خدا توكل كنند. كشاورزان كارهائي كه مربوط به آنهاست, انجام مي‌دهند, بذر مي‌پاشند و درخت مي‌كارند و بقيه كارها را در دست خدا مي‌دانند اگر از ناحيه او عنايتي نشود, تمام تلاششان ضايع و سعيشان بي‌ثمر خواهد بود. البته توكل‌‌كردن بر خدا مفهومي جز اين ندارد كه انسان در مشكلات و حوادث زندگي كه توانايي برگشودن آنها را ندارد به خدا تكيه كند, بلكه در آنجا هم كه توانايي بر انجام كاري دارد باز مؤثر اصلي را خدا بداند زيرا از دريچه يك انسان موحّد سرچشمه تمام قدرت‌ها و نيروها خداست. از پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) نقل شده كه فرمود: از پيك وحي خدا, جبرئيل پرسيدم توكل چيست؟ گفت: «العلم بان المخلوق لايضر و لاينفع و لايعطي و لايمنع و استعمال اليأس من الخلق فاذا كان العبد لذلك لم‌يعمل لاحد سوي الله و لم‌يطمع في احد سوي‌الله فهذا هو التوكل»[17]. آگاهي به اين واقعيت كه مخلوق نه زيان و نفع مي‌رساند و نه عطا و منبع دارد, و چشم از دست مخلوق برداشتن, هنگامي كه بنده‌اي چنين شد, جز براي خدا كار نمي‌كند و از غير او اميد ندارد, اين حقيقتِ توكل است. كشاورز تنها به اميد خدا كار مي‌كند و تنها به خدا توكل مي‌نمايد. امام صادق (عليه السّلام) فرمود: «اذا غرست غرساً او نبتاً‌ فاقرء علي كل عود او حبّة (سبحان الباعث الوارث) فانه لايكاد يخطي انشاءالله تعالي»[18]. وقتي خواستي درختي يا نباتي بكاري, بخوان هر دفعه يا با هر حبّه (سبحان‌الباعث الوارث) منزه است خدايي كه روياننده و ارث‌برنده است اميد است كه انشاءالله رد نشود. در روايت ديگر مي‌فرمايد: «تقول اذا غرست او زرعت» وقتي كه خواستي درخت يا زراعتي بكاري, مي‌گويي «مثل كلمة طيبة كشجرة طيبة اصلها ثابت و فرعها [19]في السَّماء تؤتي اكلها كلَّ حين باذن ربِّها». سخن نيك چون نهال نيك است ريشه‌اش در زمين استوار و شاخش رو به آسمان است, هميشه به اذن پروردگارش ميوه مي‌دهد. خواندن اين كلمات كشاورز را توجه مي‌دهد به اين كه محصول برداشتن او به اذن پروردگار است و نبايد از خدا غافل باشد. آري عوامل فراواني دست به دست هم مي‌دهند تا درختي ميوه دهد و زراعتي سبز شود. امام صادق (عليه السّلام) به عده‌اي از انصار گذر كرد كه ديد زراعت مي‌كنند. به آنها فرمود: «احرثوا فان رسول‌الله (صلي الله عليه و آله) قال: ينبت الله بالريح كما ينبت بالمطر. قال: فحرثوا فجادت زروعهم»[20]. زراعت كنيد زيرا رسول خدا (صلي الله عليه و آله) فرمود: خداوند با باد مي‌روياند همچنان كه با باران مي‌روياند, فرمود: زراعت كردند و زراعتشان هم بهتر شد. بدين ترتيب امام(عليه السّلام) كشاورزان را به قدرت لايزال الهي توجه داد. رسول اكرم (صلي الله عليه و آله) فرمود: «اكرموا الخبز فانه قدعمل فيه ما بين العرش الي الأرض و ما فيها من كثير من خلقه»[21]. نان را كه فرآورده كشاورزي است, گرامي بداريد زيرا عوامل سماوي و ارضي و بسياري از آفريده‌هاي الهي در ايجاد آن مؤثر بوده‌اند. علي (عليه السّلام) سرسلسله متوكلان و كشاورزان با دست خودش كار مي‌كرد و چندين نخلستان به‌عمل آورده و قنواتي حفر نمود و زمين‌هاي وسيعي را آباد نمود و زير كشت درآورد و بعضي از آن قنوات را كه آب فراواني داشت, با زمين‌هاي زيادي كه با آن آب كشت مي‌شد, بر فقرا و نيازمندان وقف كرد. در روايت آمده است روزي آن حضرت را ديدند به همراه يك قطار شتر به سوي صحرا در حركت است, به او گفته شد: «ما هذا يا ابالحسن؟ فيقول نخل ان‌شاءالله فيغرسه فما يغادر منه واحدة»[22]. اي ابوالحسن اين بارها چيست؟ فرمود: درخت خرماست اگر خدا بخواهد آن بارها هسته خرما بود. امام آنها را كاشت و يكي هم رد نكرد و همه سبز و درخت خرما شدند. در روايت ديگر فرمود: «مأة الف عذق انشاءالله (صد هزار خوشه خرماست اگر خدا بخواهد). امام صادق (عليه السّلام) فرمود: همه آنها را كاشت و يك هسته هم رد نكرد همه سبز شدند[23]. آري كشاورزي كه با اين روحيه درخت بكارد, مگر امكان ردشدن دارد, خداوند متعال عوامل طبيعي را هماهنگ كار او مي‌سازد و در اطاعت او قرار مي‌دهد. امير مومنان علي(عليه السّلام) علاوه ‌بر كارهاي ديگري كه داشت در ايام فراغت به نخلستان مي‌رفت و در آنجا مشغول كندن قنات مي‌شد. مي‌گويند: امام روزي وارد باغ شد ديد باغبانش «ابونيزر» مشغول خوردن غذا است. فرمود آيا غذائي هست كه من هم بخورم, گفت: اي امير مؤمنان غذائي كه در شأن تو باشد, نيست. من كدوئي از مزرعه چيده و آن را با پيه سرخ كرده, مي‌خورم. امام فرمود: از آن به من هم بده. غلام كدوئي سرخ كرد, خدمت امام آورد آن حضرت با ميل و اشتها آن را ميل نمود و شكر خدا را كرد و برخاست دست‌هاي خود را با آب و شن نرم شست و دست روي شكم خود نهاد و فرمود: شكمي كه با يك كدو سير مي‌شود از رحمت خدا دور باد آن كسي كه آن را با حرام سير كند. پس از آن امام كلنگ برداشت مشغول كندن چاه شد كه غلام مي‌گويد يك دفعه ديدم امام تكبيرگويان از چاه بيرون آمد و آب قنات جاري شد, و فرمود: اشهد الله انها صدقة خدا را شاهد مي‌گيرم كه اين چشمه در راه خدا صدقه است, دوات و كاغذ بياور, غلام مي‌گويد: دوات و كاغذ آوردم و همانجا امام نوشت: بسم‌الله الرحمن الرحيم, هذا ما تصدّق به عبدالله علي اميرالمؤمنين, تصدّق بالضيعتين بعين ابي نيزر و البغيبغة علي فقراء اهل المدينة و ابن السبيل ليفي بهما وجه حرّ النار يوم القيامة لا تباعاً و لاتوهباً حتي يرثهما الله و هو خير الوارثين الا ان يحتاج اليهما الحسن و الحسين»[24]. اين قنات را با يك قنات ديگر با دو مزرعه به فقراي مدينه و ابن سبيل وقف كرد و وقفنامه‌اش را به دست مبارك خود نوشت. شايد يكي از اغراض مهم امام در اين كار اين بوده كه فقرا با آمد و شد در آن اراضي و گرفتن محصول آن كه متعلق به خودشان بود, از مشاهده آباداني زمين كه فقط با كار و كوشش وجود گرفته, درس آموخته, آنها نيز به چنين اقداماتي در زمين‌هاي افتاده ديگر اقدام نمايند. چنان‌كه بسياري از مسلمانان پس از عمل آن بزرگوار قنوات, احداث كردند و زمين‌هاي وسيعي را احيا نمودند و مزارع و باغات و نخلستان‌هاي زيادي ايجاد نمودند. اهميت كشاورزي در اسلام اقتصاد اسلامي توجه زيادي به كشت و زرع و كشاورزي دارد و مبناي قراردادهاي كشاورزي آن هم بر اين اساس است كه موضوع كشاورزي توسعه بيشتري پيدا كند. به همين جهت جامعه را به بهره‌برداري از منابع طبيعي و معادن و آبادي زمين‌هاي باير و وا افتاده فراخوانده و پيشوايان دين با عمل خود مردم را به آن هدايت و تشويق مي‌نمودند. پيامبر اكرم(صلي الله عليه و آله) در هر نقطه كه قواي اسلامي را در صحراها متمركز مي‌ساخت. نخست به حفر چاه دستور مي‌داد و از همان سال‌هاي اول هجرت آنان را وادار به كشاورزي و باغداري و حفر قنوات نموده و آنان نيز با سعي و تلاش به اين امور اشتغال ورزيده و در اثر آن اراضي افتاده‌ بسياري آباد گرديد. پيامبر اكرم(صلي الله عليه و آله) به كشاورزي و درختكاري آنچنان اهميت مي‌داد كه به پيروان خود مي‌فرمود: حتي نابودي زمين و انقراض عالم هم نبايد مانع از فعاليت كشاورزي بشود مي‌فرمايد «ان قامت الساعة و في يد احدكم الفسيلة فان استطاع ان لاتقوم حتي يغرسها فليغرسها»[25]. اگر انقراض عالم و بهم‌ريختن منظومه شمسي برسد, يكي از شماها, نهال درختي در دست داريد چنانچه به اندازه كاشتن آن فرصت باشد, آن را بكاريد, يعني فكر انقراض عالم و به پايان رسيدن جهان, شما را از اين عمل شريف باز ندارد. علي(عليه السّلام) در ترويج و توسعه كشاورزي تلاش فراوان مي‌نمود علاوه‌بر اين كه خود آن حضرت يك كشاورز نمونه بود, در برنامه دولتش كشاورزي در اولويت قرار داشت و به استانداران و فرمانداران خود دستور داده بود كه از حال كشاورزان و خراج‌گزاران هميشه باخبر باشند. در دستور آن حضرت به مالك اشتر آمده است: «و ليكن نظرك في عمارة الأرض ابلغ من نظرك في استجلاب الخراج, لان ذلك لايدرك الا بالعمارة و من طلب الخراج بغير عمارة اخرب البلاد و اهلك العباد و لم‌يستقيم امره الا قليلاً فان شكوا ثقلاً او علة او انقطاع شرب او بالة او احالة ارض اعتمرها غرق او اجحف بها عطش خففت عنهم بما ترجوان يصلح به امرهم»[26]. بايد كوشش تو در آبادي زمين بيش از كوشش در جمع‌آوري خراج(ماليات) باشد, زيرا كه خراج جز با آباداني به‌دست نمي‌آيد و آن كس كه بخواهد ماليات را بدون عمران و آباداني مطالبه كند, شهرها را خراب, و بندگان خدا را نابود مي‌سازد. و حكومتش بيش از مدت كمي دوام نخواهد داشت. اگر كشاورزان از سنگيني ماليات و يا رسيدن آفات يا خشك‌شدن آب قنات‌ها و يا كمي باران و يا دگرگوني زمين در اثر آب‌گرفتن و فساد بذرها و يا تشنگي بسيار براي زراعت و فاسدشدن آن به تو شكايت آورند. ماليات را به مقداري كه حال آنها بهبود پذيرد, تخفيف ده و هرگز اين تخفيف بر تو گران نيايد, زيرا كه آن ذخيره و گنجينه‌اي است كه آنها بالأخره آن را در عمران و آبادي كشورت به‌كار مي‌بندند و موجب عمران سرزمين‌هاي تو و زينت حكومت و رياست تو خواهد بود. آري اسلام به موجب طرحي كه براي زمين و آب ريخته, همه زمين‌ها آباد مي‌گردد و همه مردم از سفره گسترده‌اي كه خداوند جهان در روي زمين گسترده است, بهره‌مند مي‌شوند و هيچ فقير و گرسنه‌اي در جامعه باقي نمي‌ماند زيرا با وجود آب و خاك معني ندارد انساني گرسنه بماند. امير مؤمنان علي(عليه السّلام) پيوسته مي‌فرمود: «من وجد ماء و تراباً ثم افتقر فابعده الله»[27]. هر كس آب و خاك در اختيار دارد و نيروي خود را براي بهره‌برداري به‌كار نمي‌بندد و با فقر و گدايي روزگار خود را مي‌گذراند, نفرين و لعنت خدا بر او باد. آري اسلام كشاورزي را مقدس‌ترين شغل‌ها و كشاورز را شريف‌ترين انسان‌ها و درآمد او را بهترين اموال مي‌داند مشروط بر اين كه هنگام برداشت, حقي را كه خدا در آن قرار داده ادا نموده باشد. از علي(عليه السّلام) منقول است كه فرمود: «قيل يا رسول‌الله اي المال خير؟ قال: زرع زرعه صاحبه و اصلحه ادي حقه يوم حصاده»[28]. از رسول خدا سؤال شد بهترين مال‌ها چيست؟ فرمود: زراعتي كه صاحبش آن را كاشته و در اثر فعاليت و خدمت به‌ثمر رسانده و هنگام برداشت محصول, حقي را كه خدا در آن قرار داده ادا نموده باشد. و در كار خود حلال و حرام را مراعات نمايد و دست به كار خلاف و حرام نزد. متأسفانه شيطان در بيابان به سراغ كشاورزان هم مي‌رود و آنها را هم به حال خود نمي‌گذارد و لذا بسياري از كشاورزان را مي‌بينيم به قداست شغل خود لطمه مي‌زنند و كارهاي خلافي انجام مي‌دهند كه دست بازاري‌ها را از پشت مي‌بندند و هنگامي كه محصولات خود را به بازار عرضه مي‌كنند تقلب مي‌كنند خاك قاطي مي‌كند ميوه‌ها را سر و ته مي‌چينند و جنس خراب و نامرغوب را با جنس مرغوب قاطي مي‌كنند و به قيمت مرغوب مي‌فروشند و ده‌ها تقلب ديگر. سابقاً به كشاورزان و دهقانان مي‌شد اطمينان كرد ولي الان بازاري‌ها مي‌گويند بيشتر آبروي ما را آنها مي‌برند. البته اين نوع كارهاي خلاف, بركت زراعت را ازبين مي‌برد جز زحمت و مشقّت براي كشاورز باقي نمي‌ماند. اگر روحيه كشاورز اين چنين باشد, ديگر او بهترين انسان‌ها نيست و درآمدش هم بهترين درآمدها نمي‌باشد, بلكه او مصداق روايتي است از پيامبر نقل شده است كه «شِرار الناس الزارعون و التجار, الا من شحّ منهم علي دينه»[29]. بدترين انسان‌ها كشاورزان و تاجران هستند مگر كساني كه از انها نسبت به دينشان بخل ورزند و دينشان را نفروشند. پس بدين‌سان سيستم اقتصادي اسلام در همه زمينه‌ها با اصول روحي و اخلاقي هماهنگ و با منافع اجتماعي و هدف‌هاي عالي انساني همدوش است. [1] . سوره هود, آيه 61. [2] . المحكم و المتشابه, سيد مرتضي, ص 58 ـ وسائل, ج 13, ص 195. [3] . مستدرك, ج 13, ص 462. [4] . وسائل, ج 13, ص 194. [5] . مستدرك الوسائل, ج 13, ص 461. [6] . وسائل, ج 13, ص 193. [7] . وسائل, ج 13, ص 194. [8] . مستدرك, ج 13, ص 460 ـ درراللئالي, ج 1, ص 30. [9] . وسائل, ج 13, ص 194. [10] . مستدرك, ج 13, ص 460. [11] . قسمت اول حديث در مجمع البيان, ذيل آيه 64 سوره واقعه, ج 5, ص 223 طبع صيدا, و قسمت دوم در تفسير روح البيان نقل شده است. [12] . وسائل, ج 13, ص 197. [13] . سوره واقعه, آيه 64. [14] . مكارم الأخلاق, ص 353 و وسائل, ج 13, ص 197. [15] . تفسير نمونه, ج 23, ص 250. [16] . تفسير عياشي, ج 2, ص 222, ح 6. [17] . بحارالانوار, ج 15, بخش 2 في الاخلاق, ص 14, چاپ قديم. [18] . وسائل, ج 13, ص 197. [19] . همان مدرك. [20] . وسائل, ج 13, ص 196. [21] . كافي, ج 6, ص 302. [22] . دعائم الاسلام, ج 2, ص 302. [23] . وسائل, ج 12, ص 25. [24] . معجم البلدان ياقوت حموي, ج 4, ص 176 در كلمه «عين» ـ اعيان الشيعة, ج 1, ص 434. [25] . مستدرك, ج 13, ص 460 ـ درراللئالي, ج 1, ص 30. [26] . نهج‌البلاغه, نامه شماره 53. [27] . قرب الإسناد, ص 55 ـ وسائل, جلد 12, ص 24. [28] . مدرك قبل. [29] . مستدرك الوسائل, ج 13, ص 473. 

 کود طبیعی  جایگزین  کود شیمیایی

 بسم الله الرحمن الرحیم کود طبیعی  جایگزین  کود شیمیایی   “کود طبیعی ” جایگزین “کود شیمیایی” کیمیاگران ارزش علمی-ارزش اقتصادی امام صادق علیه السلام:  بدان که منزلت و مکانت هر چیزى به حسب قیمت آن نیست. بلکه این دو، دو قیمت متفاوتند که در دو بازار به کار مى‏آیند، چه بسا چیزى در بازار کاسب بى‏ارزش و کم فایده باشد ولى در میدان دانش، ارزشمند و بلکه نفیس باشد.پس به خاطر کم قیمتى، چیزى را بى‏اعتبار مشمار. اگر شیفتگان و طالبان دانش کیمیا به خواص عذره و کود پى مى‏بردند آن را با قیمتى گران و با بیشترین قیمتها مى‏خریدند. کتاب توحید مفضل کارکرد درمانی کود داروی عفونت و تخلیه دمل در حدیث معتبر منقول است که خراجى(دمل)در بدن متوکل بیرون آمده بود که مشرف بر هلاک شد و اطبا جراءت نمی‌کردند نیشتر بزنند فتح بن خاقان وزیر متوکل به خدمت حضرت امام على نقى علیه السلام فرستاد و حال متوکل را عرض کرد، حضرت فرمود که #سرگین گوسفند که در زیر دست و پاى گوسفندان سرشته می‌شود بگیرید و با گلاب مخلوط کنید و بر آن خراج بگذارید. چون این خبر رسید اطبا خندیدند که این چه فایده می‌کند، وزیر متوکل گفت که آن حضرت داناترین خلق است آنچه فرموده است باید کرد، پس آنچه فرموده بود به عمل آوردند و دردش ساکن شد و بخواب رفت پس آن خراج گشوده شد و چرک بسیار دفع شد و شفا یافت . کتاب حلیه المتقین برخی خواص درمانی کود(سرگین،عذره) ضد عفونی کننده (ضماد،بخور) درمان عفونت زنان (ضماد،بخور) درمان نازایی زنان (ضماد،بخور) ضد آلرژی (استنشاق،بخور) ضد سرفه (استنشاق،بخور) مسکن درد (استنشاق،بخور) ترمیم سریع زخم های چرکی (ضماد،بخور) رفع کننده کیست زنان (ضماد،بخور) درمان سینوزیت(استنشاق،بخور) از بین برنده ویروس سرما خوردگی و آنفولانزا(استنشاق،بخور) درمان تنگی نفس (استنشاق،بخور) درمان آسم و ناراحتی های تنفسی مانند برونشیت(استنشاق،بخور) درمان مشکلات پوستی مانند : اگزما ، کهیر ، برخی درمان قارچهای پوست (ضماد،بخور) برخی خواص تمدنی کود(سرگین،عذره) کشاورزی طبیعی فقط با کود، رشد پیدا می کند. تغذیه ی بشر با کشاورزی بی واسطه از کود تهیه می شود. دامداری با واسطه، تغذیه بشر را از کود تهیه می کند. حفظ محیط زیست و احیای خاک به کود وابسته است. با یک تن کود دامی مقدار ۸۸۳۰۰ بذرگیاه جابجا می شود. در انگلیس بیوگاز کودی برای مصارف خانگی استفاده می شود. از کود در کشورهای پیشرفته از جمله انگلستان سوخت نیروگاههای تولید برق مدرن تامین می شود. بهترین جایگزین کود شیمیایی نفتی در مصارف کشاورزی کود هست. ضد عفونی کننده محیط زیست و دفع کننده حشرات است. از کود بعنوان باروت برای سلاح ها استفاده می شود. برخی مواد موجود در کود(سرگین،عذره) سدیم ازت فسفر پتاسیم مواد نیترونی آهک منیزیم آهن منگنز روی اسید اوریک پروتئین فیبر گوگرد منگنز جالب است که بهداشت غربی بوی “دود ماشین” را به بوی “کود حیوانات” ترجیح میدهد. بدستور وزارت بهداشت!، اسطبل های روستایی را از خانه ها دور می کنند که جدا از ضررهای طبی، موجب به بن بست رسیدن دامداری سنتی می شود. در نتیجه استفاده از کودهای شیمیایی در یک دهه گذشته، تنها ۱۸ درصد زمین‌های زراعی ایران سالم مانده و این امر موجب شده که هر فرد ایرانی سالانه نیم کیلوگرم «سم» مصرف کند. (البته بوی تند و زننده کودهای امروزی بواسطه غذا و داروهای شیمیایی هست که به خورد حیوان می دهند). Share

راهبرد زراعت در کلام اهل بیت علیهم السلام

بسم الله الرحمن الرحیم راهبرد زراعت در کلام اهل بیت علیهم السلام   حربه نکاشت: یک خطای استراتژیک در بحث کشاورزی رو آوردن به مقوله حذف کشاورزی در دوران پیش از ظهور است. نکته ای که مسلم است هرکسی سخن از مقوله نکاشت به میان بیاورد یا علم غیر صحیح دارد یا مغرض است.عنه علیه السلام ـ لِرَجُلٍ قالَ لَهُ : أسمَعُ قَوما یَقولونَ : إنَّ الزِّراعَهَ مَکروهَهٌ؟ ـ : اِزرَعوا وَاغرِسوا ؛ فَلا وَاللّهِ ما عَمِلَ النّاسُ عَمَلاً أحَلَّ ولا أطیَبَ مِنهُ ، وَاللّهِ لَیُزرَعَنَّ الزَّرعُ ، ولَیُغرَسَنَّ النَّخلُ بَعدَ خُروجِ الدَّجّالِ . امام صادق علیه السلام ـ در پاسخ به مردى که گفت: «شنیده ام که برخى مى گویند : کشاورزى ناپسند است » ـ : کشت کنید و بکارید ؛ که به خدا سوگند! مردم کارى حلال تر و پاک تر از کشاورزى انجام نمى دهند . و به خداى سوگند! پس از بیرون شدن دجّال [در عصر ظهور امام موعود علیه السلام ]فراوان کشاورزى مى شود و بسى درخت خرما کاشته خواهد شد . الکافی : ج۵ ص۲۶۰ 🛑حتی اگر بهانه ای که اعلام میشود بهانه کم آبی باشد. ☀️قدِمَ رَسولُ اللّهِ صلى الله علیه و آله المَدینَهَ فَقالَ : یا مَعشَرَ قُرَیشٍ ، إنَّکُم تُحِبُّونَ الماشِیَهَ فَأَقِلّوا مِنها ، فَإِنَّکُم بِأَقَلِّ الأَرضِ مَطَرا ، وَاحتَرِثوا ؛ فَإِنَّ الحَرثَ مُبارَکٌ ؛ وأَکثِروا فیهِ مِنَ الجَماجِمِ . امام زین العابدین علیه السلام : پیامبر خدا صلى الله علیه و آله به مدینه آمد. آن گاه فرمود: «اى گروه قریش! شما دام، دوست دارید . از آن بکاهید ؛ چرا که شما در سرزمینى کم باران هستید ، و به کشاورزى بپردازید؛ چرا که کشاورزى ، برکت است ، و جمجمه ها را در آن [مزارع] زیاد کنید» .☀️ ✅ کشاورزی از برترین اعمال است و پیشنهاد خداوند به بشر انجام کشاورزی است، به طوری که همه ۱۲۴۰۰۰ پیامبر الهی کشاورز بوده اند به جز ادریس نبی که خیاط بودند. 🔅إنّ اللّهَ جَعَلَ أرزاقَ أنبیائهِ فی الزَّرعِ و الضَّرعِ ، لِئلاّ یَکرَهُوا شَیئا مِن قَطْرِ السماءِ. امام صادق علیه السلام : خداوند روزىِ پیامبران خود را در کشاورزى و دامدارى قرار داد ، تا بارشهاى آسمان را ناخوش ندارند . الکافی ج۵ ص۲۶۰☀️ ☀️کانَ أبی یقولُ : خَیرُ الأعمالِ الحَرْثُ امام باقر علیه السلام : پدرم مى فرمود : بهترین کارها کشاورزى است. الکافی ج۵ ص۲۶۰☀️ ☀️ الکیمِیاءُ الأَکبَرُ الزِّراعَهُ امام صادق علیه السلام : کشاورزى، بزرگ ترین کیمیاگرى است. الکافی ج۵ ص۲۶۱ ☀️ ☀️أی لِرَسولِ اللّهِ صلى الله علیه و آله ـ قیلَ : أیُ أموالِنا أفضَلُ؟ قالَ : الحَرثُ به پیامبر خدا گفتند: کدام یک از دارایى هاى ما برتر است؟ فرمود : «کشاورزى» .بحار الأنوار : ج ۶۴ ص ۱۲۴ . ☀️ ☀️ عَلَیکُم بِالغَنَمِ وَالحَرثِ ؛ فَإِنَّهُما یَروحانِ بِخَیرٍ ویَغدُوانِ بِخَیرٍ . پیامبر خدا صلى الله علیه و آله : بر شما باد دام[دارى] و کشاورزى ؛ زیرا این دو ، شب و روز ، پیوسته خیرند . الخصال : ص ۴۵ ☀️ ☀️اطلُبُوا الرِّزقَ فی خَبایَا الأَرضِ ـ یَعنی فِی الحَرثِ وَالزِّراعَهِ ـ . پیامبر خدا صلى الله علیه و آله : روزى را در نهانْگاه هاى زمین (یعنى در کشاورزى و زراعت) بجویید ☀️ ☀️لمّا خَلَقَ اللّهُ المَعیشَهَ جَعَلَ البَرَکاتِ فِی الحَرثِ وَالغَنَمِ . پیامبر خدا صلى الله علیه و آله : چون خداوند، وسایل زندگى مردم را آفرید ، برکت ها را در کشاورزى و گوسفنددارى قرار داد.کنز العمّال : ج۴ ص۳۲☀️ و… خیل اعظیمی از روایات نشان از جایگاه ویژه کشاورزی و اهمیت آن برای بشر دارد. متاسفانه امروزه با پدیده ای از جنس نفوذ روبه رو هستیم که سه گزینه ی نابودگر کشاورزی را فریاد میزند. ۱- پدیده نکاشت : با بهانه های غیر صحیح و میگویند آب کم است نکاریم و از دیگر کشورها واردات کنیم. ۲- پدیده بدکاره محتوایی: چون آب کم است،اگر میکاریم محصولات نسل جدید محصولات را بکاریم که در گذشته کاشت آنها هیچ مرسومیتی نداشته و این محصولات عمدتا در آزمایشگاها به وجود آمده اند مانند مجموع تراریخته ها و گوجه، کلزا، سویا، ذرت ، نخود فرنگی، و… که اتفاقا این گیاهان بیشتر از گندم و جو آب مصرف می کنند. ۳- بدکاشت روشی :بجای آبیاری غرقابی که موجب رطوبت زمین و جذب ابرهای باران زا میشود، با آبیاری قطره ای، تحت فشار، زه کشی و سد سازی، مابقی سفره های زیر زمینی آب را نابود کنیم و موجب تولید ریزگردها و خشکسالی بشویم. خلاصه ای از دلایل برتری آبیاری غرقابی زمین های کشاورزی ۱⃣ذخیره آب در سفره های زیر زمینی ۲⃣جلوگیری از خشکسالی ۳⃣رطوبت زمین و پیشگیری از سیلاب ۴⃣رطوبت زمین و جلوگیری از ریزگردها ۵⃣رطوبت هوا و بهبود زیستگاه انسان ۶⃣فعالیت چشمه های آب ۷⃣زنده ماندن خاک و سنگ نشدن خاک ۸⃣زنده ماندن کرم خاکی و ورود هوا به زمین ۹⃣جلوگیری از فرسایش خاک 👌زه کشی، آب یاری قطره ای و تحت فشار این فواید را ندارد و درگذر زمان موجب نابودی محیط زیست خواهد شد. #کشاورزی ✍️امین نادری

شبهه تخم گذاری طاووس با اشک چشم

بسم الله الرحمن الرحیم شبهه تخم گذاری طاووس با اشک چشم   و از شگفت انگيزترين پرندگان در آفرينش، طاووس است، كه آن را در استوارترين شكل موزون بيافريد، و رنگ هاي پر و بالش را به نيكوترين رنگ ها بياراست، با بال هاي زيبا كه پرهاي آن به روي يكديگر انباشته و دُم كشيده اش كه چون به سوي مادّه پيش مي رود، آن را چونان چتري گشوده و بر سر خود سايبان مي سازد، گويا بادبان كشتي است كه ناخدا آن را برافراشته است. طاووس به رنگ هاي زيباي خود مي نازد، و خوشحال و خرامان دُم زيبايش را به اين سو و آن سو مي چرخاند، و سوي مادّه مي تازد، چون خروس مي پرد، و چون حيوان نرِ مستِ شهوت، با جفت خويش مي آميزد، اين حقيقت را از روي مشاهده مي گويم، نه چون كسي كه براساس نقل ضعيفي سخن بگويد: اگر كسي خيال كند؛ «باردار شدن طاووس به وسيله قطرات اشكي است كه در اطراف چشم نر حلقه زده و طاووس آن را مي نوشد آنگاه بدون آميزش با همين اشك ها تخم گذاري مي كند». افسانه بي اساس است، ولي شگفت تر از آن نيست كه مي گويند: «زاغ نر، طعمه به منقار ماده مي گذارد، كه همين عامل باردار شدن زاغ ماده است». گويا ني هاي پر طاووس چونان  شانه هايي است كه از نقره ساخته، و گِردي هاي شگفت انگيز آفتاب گونه كه به پرهاي اوست از زر ناب و پاره هاي زَبَرجد بافته شده است. اگر رنگ هاي پرهاي طاووس را به روييدني هاي زمين تشبيه كني، خواهي گفت دسته گُلي است كه از شكوفه هاي رنگارنگ گل هاي بهاري فراهم آمده است، و اگر آن را با پارچه هاي پوشيدني همانند سازي، پس چون پارچه هاي زيباي پر نقش و نگار يا پرده هاي رنگارنگ يَمَن است، و اگر آن را با زيور آلات مقايسه كني چون نگين هاي رنگارنگي است كه در نواري از نقره با جواهرات زينت شده است. روانشناسي حيواني طاووس طاووس، چون به خود بالنده مغرور راه مي رود، دُم و بال هايش را برانداز مي كند، پس با توجه به زيبايي جامه و رنگ هاي گوناگون پر و بالش قهقهه سر مي دهد، امّا چون نگاهش به پاهاي او مي افتد، بانگي برآورد كه گويا گريان است، فرياد مي زند گويا كه دادخواه است، و گواه صادق دردي است كه در درون دارد، زيرا پاهاي طاووس چونان ساق خروس دورگه (هندي و پارسي)[1] باريك و زشت و در يك سوي ساق پايش ناخنكي مخفي روييده است. شگفتي رنگ آميزي پرهاي طاووس بر فراز گردن طاووس به جاي يال، كاكلي سبز رنگ و پر نقش و نگار روييده، و برآمدگي گردنش چونان آفتابه اي نفيس و نگارين است، و از گلوگاه تا روي شكمش به زيبايي وسمه يماني[2] رنگ آميزي شده، يا چون پارچه حرير براق يا آيينه اي شفاف كه پرده بر روي آن افكندند. در اطراف گردنش گويا چادري سياه افكنده كه چون رنگ آن شاداب و بسيار مي باشد، مي پنداري با رنگ سبز تندي در هم آميخته است، در كنار شكاف گوش طاووس، خطي است باريك مانند سر قلم به سفيدي گل بابونه كه در كنار سياهي آن جلوه خاصي دارد، كمتر رنگي مي توان يافت كه طاووس از آن در اندامش نداشته باشد، يا با شفافيت و صيقل فراوان و زرق و برق جامه اش آن را جلاي برتري نداده باشد. طاووس چونان شكوفه هاي پراكنده اي است كه باران بهار و گرماي آفتاب را در پرورش آن نقش چنداني نيست، و شگفت آور آن هر چند گاهي از پوشش پرهاي زيبا بيرون مي آيد، و تن عريان مي كند، پرهاي او پياپي فرو مي ريزد و از نو مي رويند، پرهاي طاووس چونان برگ خزان رسيده مي ريزند و دوباره رشد مي كنند و به هم مي پيوندند، تا ديگر بار شكل و رنگ زيباي گذشته خود را باز مي يابد، بي آن كه ميان پرهاي نو و ريخته شده تفاوتي وجود داشته باشد يا رنگي جابجا برويد. اگر در تماشاي يكي از پرهاي طاووس دقت كني، لحظه اي به سرخي گل، و لحظه اي ديگر به سبزي زبرجد و گاه به زردي زر ناب جلوه مي كند. .......................................................... پی نوشتها: [1] - خروس خلاسی: نوعی خروس که نه سفید و نه سیاه است بلکه به رنگ خاکی است و گفته اند خروس دورگۀ فارسی – هندی است که پاهای زشتی دارد. [2] - وسمه: برگ گیاهی به رنگ نیل، یا برگ نیل که آن را در آب خیسانده و پارچه را با آن رنگ می کردند. .......................................................................................................................................... منبع: شريف رضي، محمد ابن حسين؛ نهج البلاغه، ترجمه استاد محمد دشتي، تهران، 1390

غفلت از رویکرد توحیدی در نگاه به طبیعت

بسم الله الرحمن الرحیم غفلت از رویکرد توحیدی در نگاه به طبیعت   دین اسلام در آموزه‌های خود نگاهی جدی به طبیعت به عنوان بستری مناسب برای آموزش مبانی توحیدی دارد؛ اما بهره‌مندی از طبیعت با رویکرد توحیدی مورد غفلت قرار گرفته است؛ این نوشتار به بررسی علل آن می‌پردازد. به گزارش خبرگزاری فارس، آغاز بهار و جوان شدن دوباره طبیعت بستری مناسب برای توجه بیشتر انسان ها به طبیعت و عظمت آفرینش است. طبیعت از آن جهت که یکی از منابع غنی و عمیق برای الهام بخشی به انسان‌ها برای توجه به قدرت و علم خالق است در منظر دینی مورد توجه به سزایی قرار گرفته است. نگاه توحیدی به شگفتی و زیبایی های طبیعت دو مقوله اساسی هستند که در قرآن، احادیث و ادعیه بارها از آن صحبت شده است. خداوند در کلام خویش بارها با تاکید بر خلقت آسمان، ستارگان و ... توجه انسان را به تدبر و تفکر در عالم خلقت جلب کرده است. «إِنَّ فی‏ خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ اخْتِلافِ اللَّیْلِ وَ النَّهارِ وَ الْفُلْکِ الَّتی‏ تَجْری فِی الْبَحْرِ بِما یَنْفَعُ النَّاسَ وَ ما أَنْزَلَ اللَّهُ مِنَ السَّماءِ مِنْ ماءٍ فَأَحْیا بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها وَ بَثَّ فیها مِنْ کُلِّ دابَّةٍ وَ تَصْریفِ الرِّیاحِ وَ السَّحابِ الْمُسَخَّرِ بَیْنَ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ لَآیاتٍ لِقَوْمٍ یَعْقِلُون»1 به درستى که در آفریدن آسمان‏ها و زمین، و در آمد و شد شب و روز بر پى یکدیگر (یا اختلاف این دو در درازى و کوتاهى)، و در کشتى‏ها که روان مى‏شوند در دریا به آنچه نفع مى‏بخشند مردمان را، و در آنچه فرو فرستاد خدا از آسمان (یا از جانب آن) از آب باران، پس زنده گردانید به آن آب، زمین را از پس مردن و پژمردگى آن، و در آنچه پراکنده ساخت در آن از هر جنبنده، و در گردانیدن بادها از هر جهتى، و در ابر رام گردانیده شده که بفرموده او کار مى‏کنند در میان آسمان و زمین، هر آینه که نشانه است از براى گروهى که عقل دارند و مى‏فهمند» امام صادق(ع) در تفسیر این آیه می فرماید: «خداى تبارک و تعالى‏ حجت‏هاى خویش را از براى مردم تمام ساخت به عقل‏ها، و پیغمبران خود را یارى نمود به فصاحت و معجزات و توانایى بر آنچه احتیاج به آن اتفاق افتد، و ایشان را بر پروردگار خویش به دلیل‏ها رهنمایى نمود.»2 با توجه به حدیث امام صادق(ع) عقل را می‌توان یکی از ابزار شناخت خداوند و ربوبیت او دانست؛ بدان معنا که عقل با تدبر در آفرینش آسمان، زمین، بادها و ... باید پی به خالقی توانا و عالم ببرد. با توجه به تاکید قرآن و اهل بیت برای توجه انسان‌ها به مظاهر خلقت به منظور تفکر و تدبر و رسیدن به خالق توانا می توان فصل بهار و عید نوروز را یکی از بهترین و مناسب ترین بستر ها برای توجه به طبیعت خواند. اما متاسفانه شاهد آن هستیم که این نوع نگاه در میان آحاد جامعه رواج ندارد و گویی تحویل‌شدن سال و آغاز بهار و زندگانی مجدد طبیعت از منظر حکمی و عقلی مورد توجه قرار نمی‌گیرد. با توجه به این که خداوند و اهل بیت در نوع نگاه مدبرانه به طبیعت تاکید فراوان داشتند اکنون این سؤال مطرح است که چرا در زندگانی واقعی و روزمره انسان‌ها این نگاه وجود ندارد و به سبب آن نیز شاهد تحول و تغییر جدی در تفکر و معرفت آدمیان نیستیم. در آسیب‌شناسی این بحث اولین و مهم‌ترین نکته‌ای را که می‌توان در نظر گرفت آن است که کودکان و نوجوانان ما با این نوع نگاه به طبیعت رشد و پرورش نیافته‌اند. به دیگر معنا طبیعت را می‌توان به عنوان بستر و وسیله ای مناسب برای آموزش مبانی توحیدی و خداپرستی دانست، اما نوع نگاه آدمیان به خورشید، ماه، ستارگان و درخت با رویکرد توحیدی معنا نشده است. برای نمونه درخت از منظر کودکان یک شیء با گزاره‌های ذیل تعریف می شود: - درخت برای تاب‌بازی مناسب است - درخت سبز است - درخت میوه می‌دهد - از درخت هیزم تهیه می‌شود و همین گونه با بزرگ‌تر شدن کودکان و زیاد شدن اطلاعات و سواد گزاره‌های آنان درباره درخت وسیع تر و علمی تر می‌شود: - درخت به محیط اکسیژن می‌هد و دی اکسید کربن را باز پس می‌گیرد، درخت‌ها شش‌های زمین هستند. - قسمت عمده‌ای از تغذیه انسان‌ها به وسیله درختان و گیاهان تأمین می‌شود. اما در هیچ کجای نگاه به طبیعت ما و فرزندانمان نیاموخته‌ایم که چرا و چگونه به طبیعت با رویکردی مدبرانه که منجر به توحید می‌شود نگاه کنیم؛ در حقیقت ضرورت نگاه توحیدی در آموزش ما بسیار کم‌رنگ و بی‌تأثیر است تا آنجا که کارآمدی خود را در طول زمان از دست می‌دهد. در نتیجه مهم‌ترین علت، در عدم وجود رویکرد توحیدی در میان مسلمانان را می‌توان بارور نشدن نگاه مدبرانه به طبیعت دانست. این که خداوند از ما می‌خواهد با چه زاویه دیدی به طبیعت و مسائل پیرامون آن نگاه کنیم موضوعی است که در آموزش‌های ما مورد غفلت قرار گرفته است. اولین گام برای داشتن نگاهی مدبرانه به طبیعت برای رسیدن به رویکردی توحیدی آن است که حکمت آفرینش و صنع خداوندی را بیاموزیم. به عنوان نمونه امام صادق(ع) در کتاب توحید مفضّل به تشریح رویکرد توحیدی به عالم خلقت می‌پردازند. یکی از اساسی‌ترین گزاره‌هایی که امام صادق(ع) در رویکرد توحیدی به طبیعت به آن می پردازد آن است که تمام مخلوقات خداوند هدفمند و دارای فایده هستند و در نوع آفرینش، محل قرار گرفتن آن در دنیا هزاران نکته عالمانه نهفته است. به عنوان نمونه امام صادق (ع) راز حکمت پوشش دانه‏هاى حبوبات ‏را در کتاب توحید مفضل این چنین توصیف می‌کنند: «در شکل بوته حبوباتى؛ چون: عدس، ماش، باقلا و جز آنها اندیشه کن. دانه‏هاى آنها در کیسه‏ها و ظروفى نهاده شده تا نگاهدارى شوند، رشد و استحکام یابند و از آفات در امان بمانند چنان که جفت و بچه‏دان جنین نیز دقیقا به همین خاطر است. گندم و همانند آن نیز به صورت خوشه، در پوستهایى سخت نهاده شده‏اند. نیز بر سر هر دانه چیزى چون نیزه قرار گرفته که پرندگان را از خوردن آنها باز مى‏دارد تا به کارندگان و کشاورزان زیان نرسد. اگر کسى بگوید: آیا پرندگان از گندم و حبوبات نمى‏خورند؟ گفته مى‏شود: بله تقدیر چنین است. پرنده نیز از آنجا که آفریده‏اى از آفریدگان است از زمین خداى جلّ و علا نصیب و سهمى دارد، ولى این حبوبات نیز این گونه محافظت مى‏شوند تا پرندگان، یکسره ویرانش نکنند و زیان بسیار به‏بار نیاورند. اگر پرندگان دانه‏ها را عیان و ناپوشیده بنگرند هیچ منعى ندارند که به آن حمله کنند و بوته را نابود سازند واى بسا این عمل باعث عدم تعادل تغذیه پرندگان، سوء هاضمه و مرگ آنها گردد و کشتزار را هم به نابودى کشاند در نتیجه، این موانع پیشگیرنده‏ براى آن است که دانه‏ها نگاهدارى شوند و پرندگان به قدر روزى و نیاز از آنها برگیرند و بیشتر آن براى آدمى بماند؛ زیرا او از پرندگان مهمتر و نیازمندتر است و هم او زحمت و مشقت بارورى آن را بر دوش کشیده است.»3 همچنین امام صادق(ع) به چند روز از فصل بهار و رویش دوباره درختان اشاره می کند و می فرماید: «اى مفضّل! در آفرینش برگ بنگر و تأمل کن. چنان که مى‏بینى سطح تمام برگ را چیزهایى چون رگ پوشانیده است، برخى بزرگترند که به صورت طولى و عرضى کشیده شده‏اند و برخى نازک و ظریف‏اند و گویى که در میان رگهاى اصلى ماهرانه بافته شده‏اند. اگر بشر با دست خود چنین کارى مى‏کرد یک ساله قادر به ساخت یکى از آنها نیز نبود. و در کار خود به ابزار، حرکت، کار و تلاش و سخن گفتن نیاز داشت، در حالى که تنها در چند روز از فصل بهار، دشت و دریا و کوه و صحرا سرشار و آکنده از این برگ‌ها مى‏شود. در این کار جز نفوذ اراده ردّ نپذیر الهى هیچ سخن، تلاش و حرکتى وجود ندارد». با نگاه عمیق به آموزه های قرآن و اهل بیت (ع) می‌توان دانست که رویکرد توحیدی به طبیعت در بستر یک نگاه مدبرانه پدید می‌آید. همان گونه که امام صادق(ع) اشاره کردند کمال تدبیر عالم وجود ،اتقان خلقت، حسن صنعت و درستى نظام، همه دلیلی بر وجود صانعی بزرگ است. بی شک یکی از مناسب‌ترین راه کارها به غیر از توجه به لطایف صنع و حکمت‌های متحیر العقول داشتن نگاه سلبی به آفرینش است. بدان معنا که اگر همه درختان دنیا به یکباره میوه ندهند چه اتفاقی خواهد افتاد؟ اگر همه درختان دنیا به یک باره تولید اکسیژن نکنند چه اتفاقی برای ما خواهد افتاد؟ همان گونه که خداوند از این منطق در قرآن استفاده می‌کند و می‌فرماید:« قُلْ أَرَأَیْتُمْ إِنْ أَصْبَحَ ماؤُکُمْ غَوْراً فَمَنْ یَأْتیکُمْ بِماءٍ مَعینٍ» اگر دیدید که چشمه آبتان فرو خشکید چه کسى شما را آب گوارا خواهد رسانید؟ دومین آسیب شناسی که آدمیان را از داشتن رویکرد توحیدی به طبیعت باز می‌دارد عادت کردن است. بدان معنا که هر ساله بهار، رنگ برگ ها سبز می‌شود و به ثمر می‌نشینند این تکرار در طبیعت سبب شده است تا انسان‌ها از شگفتی‌های خلقت باز بمانند. نویسنده: زینب صارم پی‌نوشت‌ها: 1_ سوره بقره آیه 64‏ 2_ تحفة الأولیاء (ترجمه أصول کافى)، ج‏1، ص: 91 3_شگفتی‌هاى آفرینش (ترجمه توحید مفضل)، ص: 143 4_ سوره ملک آیه30

اهمیت کشاورزی در اسلام

بسم الله الرحمن الرحیم اهمیت کشاورزی در اسلام . در آمد کشاورزی مبارکترین لقمه پاک در فرهنگ اهل بیت (ع) و از اهمیت بسیار والائی بر خوردار است. این کار نه تنها در کلمات آن بزرگان مورد بیشترین تاکید قرارگرفته، بلکه اکثر پیامبران الهی، پیشوایان معصوم و بندگان صالح عملا به این کار پرداخته و به آن افتخار کرده اند. آن بزرگان کشاورزان را انسانهایی ارزشمند، متوکل، نیکوکار، صاحب پاک ترین و حلال ترین شغل ها و سودمند به حال جامعه معرفی کرده، در جهان آخرت، صاحب بهترین مقامات دانسته اند. اهمیت و ارزش دادن به کشاورزی در فرهنگ غنی اسلام تا آنجا پیش رفته که ذات مقدس باری تعالی در قرآن خودش را کشاورز معرفی کرده، خطاب به مردم می فرماید: أَ فَرَءَیتُم مَّا تحْرُثُون* أَ أَنْتُمْ تَزْرَعُونَهُ أَمْ نَحْنُ الزَّارِعُون[1] آیا ندیدید تخمی را که در زمین می کارید؟ آیا شما کشاورزید یا ما؟ آری، کشاورز حقیقی منم! ما در این فصل برای آشنایی خوانندگان گرامی با سخنان نورانی ائمه معصوم (ع) در زمینه کشاورزی، برخی از احادیث آنها را مورد توجه قرار می دهیم. ارزش کشاورزی از پیامبر خدا (ص) پرسیده شد: کدام مال بهتر است؟ فرمود: زراعتی که صاحب آن، آن را بکارد و اصلاح کند و روزِ درو کردن، حق آن را (که زکات است) بدهد. گفته شد: پس از زراعت کدام مال بهتر است؟ فرمود: مردی که گوسفندی دارد و آنها را به چراگاه هایی که باران باریده ببرد و نماز بخواند و زکات بدهد. گفته شد: پس از گوسفند کدام مال بهتر است؟ فرمود: گاو که صبح و شام سود بدهد. گفته شد: پس از گاو کدام مال بهتر است؟ فرمود: درختان خرما که ریشه در خاک دارد و در خشکسالی غذا می دهد. درخت خرما چه چیز خوبی است، هر کس آن را بفروشد قیمت آن مانند خاکستری بالای بلندی است که در یک روز طولانی باد سختی بر آن بوزد، مگر اینکه درختان دیگری را جایگزین کند. گفته شد: یا رسول اللَّه پس از درخت خرما کدام مال بهتر است؟ پیامبر (ص) ساکت شد. مردی گفت: پس شتر کجا قرار دارد؟ فرمود: در آن بدبختی و جفا و رنج و دوری از خانه است، صبح و شام از وطن دور می شود، و خیر آن جز از جانب چپش نمی رسد (شیر شتر از طرف چپ دوشیده می شود و آن را شوم می دانند) مردمان بدبخت و فاجر آن را از دست نمی دهند.[2] گنجهای جامعه یزید بن هارون از امام صادق (ع) نقل می کند که فرمود: کشاورزان گنجهای یک جامعه هستند. آنان چیزهای پاک و حلال رامی کارند. خداوند متعال آن را از زمین رویانده، خارج کرده ورشد می دهد. اینان روز رستاخیز بهترین مقام را در میان دیگرمردم خواهند داشت. از همه به درگاه خداوند نزدیکترند و نامشان به مبارکی برده خواهد شد.[3] کشاورزی نیک ترین پیشه مردی به امام صادق (ع) عرضه داشت: فدایت گردم. شنیده ام گروهی هستند که کشاورزی را دوست ندارند و می گویند شغل خوبی نیست. حضرت پاسخ داد، کشت کنید و درخت بکارید. به خدا سوگند، مردم کاری پاکتر و نیکوتر از آن انجام نمی دهند.[4] کشاورزی سفره ای گسترده کار کشاورزی تولید محصولاتی است که به مصرف تمام افرادجامعه می رسد و هرکس از آن بهره ای می برد. در واقع زراعت سفره ای گسترده است که، علاوه بر انسانها، حیوانات آسمان و زمین هم ازآن بهره مند می شوند. امام باقر (ع) در این مورد از پدر بزرگوارش نقل می کند که فرمود: بهترین اعمال آن است که برزگری بذری بکارد و سپس از آن، هر شخص نیک و یا فاسد بخورد. اگرنیکوکاران و انسانهای خدا جو از آن استفاده کنند، برای صاحب آن دعا و طلب مغفرت می کنند؛ و اگر انسانهای بدکار از آن بهره مند شوند، نفرین می شوند؛ و نیز پرندگان آسمان و حیوانات روی زمین از خوان نعمت کشاورز استفاده می کنند.[5] وصیت پیامبر به زمامداران یکی از وصایای رسول اکرم (ص) توجه به حال کشاورزان بود. آن حضرت خطاب به امام علی (ع) فرمود: یاعلی، مبادا در حکومت تو به کشاورزان ستم شود![6] گوهر نایاب امام صادق (ع) فرمود الْکیمِیاءُ الْأَکبَرُ الزِّرَاع؛ زراعت گرانبهاترین گوهر نایاب است.[7] به راستی چرا پیشوایان مذهب ما این همه در مورد کشاورزی تاکید کرده اند؟ شاید تاکید ایشان به این علت باشدکه ادامه حیات و زندگی هر انسانی به تغذیه وابسته بوده، تغذیه نیز در گرو کار کشاورزی است. نه تنها زندگی فردی هر شخص، بلکه زندگی اجتماع و یک ملت هم به چگونگی تولیدات و محصولات کشاورزی آن جامعه وابسته است. هر جامعه ای که بخواهد مستقل و آزادزندگی کند و سر نوشت خودش را با دست خود رقم بزند، باید درکشاورزی استقلال داشته و بتواند محصولات مورد نیازش را خودش تولید کند؛ زیرا خود کفایی و استقلال هر ملتی در گرو پیشرفت تولیدات کشاورزی آن ملت است. افزون بر این، رسیدن به اهداف عالی معنوی و مقامات بلند عرفانی نیز در گرو تامین نیازهای جسمانی انسان است. حضرت رسول اکرم (ص) فرمود: بار خدایا، به نان ما برکت عنایت فرما و فاصله ای میان ما و آن ایجاد نفرما. اگر نان نباشد، ما نمی توانیم روزه بگیریم، نماز بخوانیم وواجبات الهی را به جای آوریم.[8] با توجه به این نکات معلوم می شود کشاورزی مهمترین عامل پیشرفت هر جامعه است و مردمی که نتوانند نان سفره خویش را تامین کنند، هرگز روی خوشبختی واستقلال را نخواهند دید. حضرت علی (ع) فرمود: مَنْ وَجَدَ مَاءً وَ تُرَاباً ثُمَّ افْتَقَرَ فَأَبْعَدَهُ اللَّهُ؛[9] کسی که باداشتن آب و خاک، باز هم فقیر باشد؛ از رحمت خداوند متعال دور است. بنابراین، پیشوایان معصوم (ع) به حمایت از کشاورزان و دهقانان برخاسته، برای توسعه کشاورزی تاکید بسیار کرده اند. سفارش وتاکید آنها تنها زبانی نبود؛ بلکه خود آن بزرگواران در عمل هم به کشاورزی و درختکاری پرداخته، اهمیت این کار حیاتی رانشان می دادند. این امر بیانگر برتری مکتب والای اسلام بر سایرادیان و مکاتب و همچنین برتری رهبران این مکتب را بر رهبران جوامع دیگر است. راستی کدام رهبر و بنیانگذار مکتبی خودش را کشاورز معرفی می کند؟[10] کدام پیشوا بر دست کارگر بوسه می زند؟ کدام یک از مدعیان حقوق بشر و مدافعان و زحمتکشان و محرومان جامعه، مثل امام اول شیعیان بیل به دست گرفته، در برابر آفتاب عرق می ریزد و کشاورزی می کند؟ اینک نمونه هایی از فرازهای افتخارآمیز زندگی آن رهبران الهی را نقل کرده، زوایایی اززندگی تابناکشان را بیان می کنیم. پی نوشت ها [1] واقعه، آيات 63 و 64. [2] خصال، ج 1، ص 246. [3] وسائل، ج 19، ص 34، ح 7. [4] همان، ص 33؛ تهذيب، ج 2، ص 115. [5] همان، ص 34. [6] وسائل، ج 19، ص 62. [7] همان، ج 19، ص 34. [8] سفينه البحار، ماده خبز. [9] بحار الانوار، ج 103، ص 65. [10] اشاره به آيه 63 و 64 سوره واقعه. کلمات کليدي: کشاورزی روایات ...................................................................................... منبع : پاک نیا، عبدالکریم؛ لقمه پاک و تاثیر آن در زندگی، ص: 132

آفرینش ملخ – ترجمه و شرح خطبه ۱۸۵ نهج البلاغه

بسم الله الرحمن الرحیم آفرینش ملخ  ترجمه و شرح خطبه 185 نهج البلاغه   متن نهج البلاغه نهج البلاغه ( نسخه صبحی صالح ) خلقة الجَرادَة: وَ إِنْ شِئْتَ قُلْتَ فِي الْجَرَادَةِ إِذْ خَلَقَ لَهَا عَيْنَيْنِ حَمْرَاوَيْنِ، وَ أَسْرَجَ لَهَا حَدَقَتَيْنِ قَمْرَاوَيْنِ، وَ جَعَلَ لَهَا السَّمْعَ الْخَفِيَّ وَ فَتَحَ لَهَا الْفَمَ السَّوِيَّ، وَ جَعَلَ لَهَا الْحِسَّ الْقَوِيَّ، وَ نَابَيْنِ بِهِمَا تَقْرِضُ، وَ مِنْجَلَيْنِ بِهِمَا تَقْبِضُ؛ يَرْهَبُهَا الزُّرَّاعُ فِي زَرْعِهِمْ وَ لَا يَسْتَطِيعُونَ ذَبَّهَا وَ لَوْ أَجْلَبُوا بِجَمْعِهِمْ، حَتَّى تَرِدَ الْحَرْثَ فِي نَزَوَاتِهَا وَ تَقْضِيَ مِنْهُ شَهَوَاتِهَا، وَ خَلْقُهَا كُلُّهُ لَا يُكَوِّنُ إِصْبَعاً مُسْتَدِقَّةً. فرهنگ لغت فرهنگ‏ نهج‏ البلاغه (رحیمی نیا) واژه های نهج البلاغه (عمران علی زاده) قَمْرَاوَيْن: دو ماه تابان و نورانى. مِنْجَلَيْن: دو داس، برخى گفته اند مقصود از دو داس در اينجا دو پاى ملخ است. ذبُّها: دفع آن. نَزَوَاتُهَا: پروازهايش، پريدنهايش.  ............................................... قَمراوَين: مانند ماه، ماهوش نَابَين: دو دندان پيشين تَقرِضُ: با دندان مى خورد، مى برد مِنجَل: داس يَرهَبُها: از آن مى ترسد ذَبّ: دفع و منع نمودن نَزَوات: جست و خيزها إصبَعاً مُستَدِقَّة: انگشت نازك ترجمه انصاریان  و اگر مى خواهى در رابطه با ملخ بگو، كه خداوند براى او دو چشم قرمز، و دو حدقه تابان، و گوش پنهان آفريده، و براى او دهانى مناسب گشوده، و به او حسّى توانا عنايت كرده، و دو دندانى داده كه با آنها مى چيند و جدا مى كند، و دو داس كه با آنها چيزى را مى گيرد، كشاورزان براى زراعتشان از او بيم دارند، و براى دفع او گرچه با هم همدست شوند عاجزند، تا با جست و خيزهايش به كشتزار آيد، و خواسته هاى خود را بر آورده نمايد، در صورتى كه جسم او به اندازه يك انگشت باريك بيش نيست. شرح شرح : پیام امام امیر المومنین ( مکارم شیرازی ) به ساختمان ملخ نگاه کن! حشرات را مى توان بر سه گونه تقسيم کرد: گروهى از آنان خدمتگزار انسانها هستند مانند زنبوران عسل که شهد گلها را براى ما جمع آورى مى کنند و عموم زنبورها که گردهاى گلها را جابه جا کرده و آنها را بارور مى کنند و ميوه هاى درختان را پربرکت مى سازند. بخش ديگرى حشرات بى آزارند که (در ظاهر) نه خدمتى دارند و نه زحمت و دردسرى، و گروه سومى هستند که جزء آفات و بلاها محسوب مى شوند; مانند ملخ. امام در بخش هاى گذشته اين خطبه شرحى درباره شگفتيهاى آفرينش مورچه بيان فرمود که موجودى است غالباً بى آزار و سخت کوش و مى تواند الگويى براى انسانها باشد; ولى در اين بخش از خطبه درباره حشره اى سخن مى گويد که از مأموران عذاب الهى است و مى تواند لشکرى فراهم کند و به باغها و زراعتها چنان حمله ور شود که هيچ قدرت و لشکرى نتواند با آن مقابله کند و به اين ترتيب خداوند قدرت نمايى خود را در تمام جهات آشکار مى سازد و خوف و رجا را در انسانها تقويت کرده، مى فرمايد: «و اگر بخواهى درباره ملخ گفت و گو کن که خداوند براى او دو چشم سرخ رنگ و دو حدقه همچون دو قرص ماه آفريده و گوش پنهان و دهان مرتب و متناسب به او بخشيده است»; (وَ إِنْ شِئْتَ قُلْتَ فِي الْجَرَادَةِ(1)، إِذْ خَلَقَ لَهَا عَيْنَيْنِ حَمْرَاوَيْنِ، وَ أَسْرَجَ لَهَا حَدَقَتَيْنِ قَمْرَاوَيْنِ(2)، وَ جَعَلَ لَهَا السَّمْعَ الْخَفِيَّ، وَ فَتَحَ لَهَا الْفَمَ السَّوِيَّ(3)). در ادامه سخن مى افزايد: «خداوند براى او حس قوى و دو دندان که با آنها (ساقه و شاخه گياهان و برگهاى درختان را) مى چيند و دو وسيله همچون دو داس که با آنها اشياى مورد نظر را مى گيرد»; (وَ جَعَلَ لَهَا الْحِسَّ الْقَوِيَّ، وَ نَابَيْنِ(4) بِهِمَا تَقْرِضُ، وَ مِنْجَلَيْنِ(1) بِهِمَا تَقْبِضُ). بعضى از دانشمندان مى گويند: ملخ موجود عجيبى است که در هر بخشى از اعضاى خود شبيه يکى از حيوانات است و به تعبير ديگر با اين که ظاهراً حيوان ضعيفى است ده شباهت به ده حيوان نيرومند دارد: صورتش همچون صورت اسب، چشمانش مانند چشمان فيل، گردنش همانند گردن گاو، شاخکهايش همچون شاخهاى گوزن، سينه اش همچون سينه شير، شکمش همچون شکم عقرب، بالهايش همانند بالهاى عقاب، رانهايش همچون رانهاى شتر، پاهايش مانند پاهاى شترمرغ و دم او مانند دم مار است و امام(عليه السلام) در بيان بالا به هفت ويژگى شگفت آور او اشاره فرموده ; چشمها، حدقه ها، گوش پنهان، دهان مخصوص، احساس قوى، دندانهاى نيرومند و دو عضو شبيه دو داس در دو طرف دهان. درباره عجايب خلقت اين حشره در نکته ها بحث جالبى خواهد آمد. سپس امام(عليه السلام) به خطرات عظيم اين حشره ظاهراً ضعيف پرداخته، مى افزايد: «کشاورزان براى زراعت خود از آنها مى ترسند ولى هرگز قادر بر دفع آنها نيستند، حتى اگر همه دست به دست هم دهند. ملخ آنچنان نيرومندانه پيش مى آيد تا با جست و خيز خود در کشتزارها وارد شود و آنچه را ميل دارد بخورد (و هر زمان مايل بود ـ و احتمالا پس از نابودى کشتزار ـ آنجا را ترک گويد) اينها همه در حالى است که تمام پيکر او به اندازه يک انگشت باريک نيست»; (يَرْهَبُهَا الزُّرَّاعُ فِي زَرْعِهِمْ، وَ لاَ يَسْتَطِيعُونَ ذَبَّهَا، وَ لَوْ أَجْلَبُوا بِجَمْعِهِمْ، حَتَّى تَرِدَ الْحَرْثَ فِي نَزَوَاتِهَا(2)، وَ تَقْضِي مِنْهُ شَهَوَاتِهَا. وَ خَلْقُهَا کُلُّهُ لاَ يُکَوِّنُ إِصْبَعاً مُسْتَدِقَّةً(3)). راستى عجيب است هرگاه فرماندهان بزرگ تاريخ لشکر خود را براى مبارزه با اين حشره کوچک بسيج کنند قادر بر دفع آن نيستند; دسته هاى ملخها همچون قطعات بزرگ ابر در آسمان ظاهر مى شوند و ناگهان بر باغها و زراعتهاى وسيع فرود مى آيند و در مدّت کوتاهى ساقه هاى گياهان و شاخه ها و برگها را مى خورند و بيابانى خشک يا درختانى عريان از هرگونه برگ و ميوه از خود به يادگار مى گذارند. حتى امروز که با هواپيماى سمپاشى و وسايل ديگر به مبارزه با آنها بر مى خيزند تنها در بعضى از موارد ممکن است توفيقى نصيبشان شود، اگر حمله ملخها شديد باشد وسايل امروز نيز قادر به مبارزه با آنها نيست. **** نکته: زندگى عجيب ملخها: يکى از حشرات شگفت انگيز ملخ است حيوانى که در حال عادى به صورت بى ضرر و غير مزاحم در گوشه و کنار مزارع، باغها، درّه ها و کوه ها زندگى مى کند; ولى هنگامى که فرمان مرموزى به او داده شود به سرعت تکثير مثل مى کند و به صورت دسته جات عظيم; مانند قطعات ابر در آسمان به پرواز در مى آيد و بر هر زراعت و باغى فرود آيد آن را نابود مى کند. به گفته دانشمندان ساختمان اين حشره بسيار پيچيده و عجيب است; از جمله اينکه داراى دو زوج چشم مرکّب و سه چشم بسيط است، چشمهاى مرکّب او از چهار هزار قسمت تشکيل شده و هر يک ساختمان مخصوص به خود را دارد و از مجموع آنها چشم مرکب با ديد واحد تشکيل مى شود. اما چشمهاى سه گانه بسيط او در بالاى سرش قرار گرفته سينه اش از سه حلقه و شکمش از ده حلقه شبيه به يکديگر تشکيل شده است. او داراى دو زوج بال است; يک زوج بالهاى جلو او که سخت است و به صورت قابى درآمده و جهت پرواز به کار نمى رود و کارش حفاظت بالهاى ظريف پرواز است که به هنگام استراحت چند مرتبه چين مى خورد و زير بالهاى سخت جلو محفوظ مى ماند. پاهاى عقب ملخ رشد زيادى کرده و براى جهش و پرش به او کمک مى کند. ملخها در فصل تابستان يا بهار تخم ريزى مى کنند، اين تخمها به وسيله نوع ماده از انتهاى دُم او بيرون مى آيد و در سوراخهايى از زمين که بوجود آورده قرار مى گيرد، نوزادان پس از خروج از تخم بسيار پرخور و حريصند و آنچه را سر راه خود بيابند مى خورند و از اين جهت در مبارزه با ملخ هميشه بايد محلّ تخم ريزى آنها را دانست و وسيله نابودى نوزادها را قبل از خروج از تخم فراهم کرد. ملخ انواع و اقسامى دارد ; ملخهاى دريايى، ملخهاى مراکشى، ملخهاى ايتاليايى که بيش از انواع ملخها به زراعتها خسارت وارد مى کنند. از شگفتيهاى زندگى ملخ اين است که از هنگامى که از تخم بيرون مى آيد تا زمانى که کامل شود و به پرواز درآيد شش بار تغيير شکل مى دهد. توده هاى ملخ گاهى به قدرى زياد و گسترده مى شوند که هزاران کيلومتر مربع از آسمان را مى پوشانند.(8) **** پی نوشت: 1. «الجرادة» يعنى ملخ. ريشه اصلى آن «جرد»، بر وزن «فرد» به معناى پوست کندن است که ظاهراً اين کلمه از آن گرفته شده است. 2. «قمراوين» تثنيه «قمراء» ازماده «قمر» گرفته شده و قمراء جنبه وصفى دارد; يعنى نورانى. 3. «سوىّ» به معناى موجود کاملى است که عيبى در آن نباشد. 4. «نابين» تثنيه «ناب» دندان جلو است. 5. «منجلين» تثنيه «منجل» به معناى داس است و در اينجا کنايه از پاها يا دست هاى ملخ است که قوسى شکل است و با آن برگ ها و ساقه ها را مى گيرد و با دندانش مى چيند. 6. «نزوات» جمع «نزوه» به معناى پرش است. 7. «مستدقة» از ريشه «دقّت» به معناى باريک بودن گرفته شده و «مستدقّه» به معناى باريک است. 8. رجوع شود به الزلجىّ الحديث تأليف و ترجمه محمد کاظم الملکى، جلد 2، صفحه 329 و فرهنگ معين، واژه ملخ. .................................................................... پيام امام اميرالمؤمنين عليه السلام، ج 7، ص: 179-175

بررسی تطبیقی شرایط محیط زیست در دوران پیش و پس از ظهور امام زمان (عج)

بسم الله الرحمن الرحیم  بررسی تطبیقی شرایط محیط زیست در دوران پیش و پس از ظهور امام زمان (عج)    اسداله بیات ، مدرس گروه جغرافیا و برنامه ریزی شهری دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی چکیده : تردیدی نیست كه آدمي بزرگ‌ترين مسئول مشكلات و فجايع زيست محيطي در دهه‌هاي اخير بوده است. بشر جديد در راستاي تأمين منافع زودگذرش به هر ابزاري متوسل مي‌شود تا به آسودگي و رفاه بيشتر نايل آيد و اين در حالي است كه هزينه‌هاي غالباً نامحسوس چنين رفتاري بر محيط زيست، كمتر مورد بررسي قرار مي‌گيرد. دوران کنونی به عنوان یکی از مقاطع آخرالزمان و عصر انتظار ، دچار بحران‌های طبیعی و غیر طبیعی بسیاری خصوصاً در عرصه محیط زیست است. که از آن جمله است: جنگ، قحطي، ناامني، گرم شدن كرة زمين، كمبود منابع آب، خشك‌سالي، زلزله، بيماري‌هاي كشنده و ... را می توان برشمرد . سعی ما در این مقاله براین بوده که نمادهاي مختلف بحران‌هايي كه امروز جهان با آنها دست به گريبان است، را مورد بررسي قرار دهیم و با بررسی تطبیقی شرایط محیط زیست کنونی(دوران پیش از ظهور) با محیط زیست دوران ظهور امام زمان (عج)، فضای فکری و ذهنی خواننده را معطر به عطر خوش ظهور نمائیم و از سویی تا عمق و گستردگي اين بحران‌ها بيش از پيش روشن شود و عجز و ناتواني انسان امروز در مهار آنها بیش از گذشته معلوم گردد. مقدمه : جنگ، نبردهاي داخلي، كودتا، نسل‌كشي، جنايت عليه بشريت، تروريسم، قاچاق زنان و كودكان، تجارت مواد مخدر، قحطي، گرسنگي، فقر، شكاف طبقاتي، قتل، جنايت، ناامني، آدم‌ربايي، شكنجه، روسپي‌گري، هم‌جنس‌بازي، سقط جنين، گرم شدن كرة زمين، كمبود منابع آب، خشك‌سالي، زلزله، بيماري‌هاي كشنده و ... سرفصل خبرهايي است كه هر روز از گوشه و كنار جهان مخابره مي‌شود. « ظهرالفساد في البّر و البحر بما كسبت أيدي الناس ليذيقهم بعض الّذي عملوا لعلّهم يرجعون» [1] به سبب آنچه دست‌هاي مردم فراهم آورده، فساد در خشكي و دريا نمودار شده است، تا [سزاي] بعضي از آنچه را كه كرده‌اند به آنان بچشاند، باشد كه بازگردند. هيجانات هزاره‌گرايي، ذهن و روح بسياري از مردم جهان را در برگرفته است. «ريچارد لاندز»، مدير مركز مطالعات هزاره در دانشگاه بوستون گفت: من بيشتر نسبت به بعد از سال 2000 نگرانم. ... مشكل واقعي اين است كه بعداز اين زمان ـ در دهة اول قرن آينده ـ گروه‌هاي آخرالزماني به تندروي گرايش مي‌يابند. آنها به دنبال قرباني مي‌گردند. پيش‌گويي‌هاي رايج در جهان از اين قرار است: 1.بازگشت عيسي مسيح. 2. ظهور « ضد مسيح» 3. جنگ بزرگ «آرماگدون» كه موجب مرگ ميلياردها نفر مي‌شود. 4. ورود ميهمانان فضايي كه جهان ما را به صورت چشم‌گيري تغيير مي‌دهند؛ 5. فجايع بزرگ طبيعي، از جمله زلزله كه باعث نابودي تمدن بشري مي‌گردد؛ 6. فاجعة تكنولوژيكي كه به دليل عدم آمادگي در برابر برنامه‌هاي كامپيوتري رخ مي‌دهد. ديگر تردیدی نیست كه آدمي بزرگ‌ترين مسئول مشكلات و فجايع زيست محيطي در دهه‌هاي اخير بوده است. بشر جديد در راستاي تأمين منافع زودگذرش به هر ابزاري متوسل مي‌شود تا به آسودگي و رفاه بيشتر نايل آيد و اين در حالي است كه هزينه‌هاي غالباً نامحسوس چنين رفتاري بر محيط زيست، كمتر مورد بررسي قرار مي‌گيرد.  از همين روست كه بشر در حال تجربة زندگي در دنيايي خسته و وارفته است كه هر روز بر دامنة آن افزوده مي‌شود. كريستن سمپر، مدير مؤسسة موزة ملي تاريخ آمريكا، در اين باره مي‌گويد:« امروزه گزارش‌هاي متعددي بيان‌گر نابودي محيط‌زيست است و اين براي نخستين بار است كه مي‌توانيم بر پاية اين گزارش‌ها، به رابطة رفاه بشري و شرايط اكوسيستم موجود پي ببريم»نمادهاي مختلف بحران‌هايي كه امروز جهان با آنها دست به گريبان است، مورد بررسي قرار مي‌گيرد تا عمق و گستردگي اين بحران‌ها بيش از پيش روشن شود و عجز و ناتواني انسان امروز در مهار آنها افزون از گذشته معلوم گردد. باشد تا از اين رهگذر همه ما به ضرورت ظهور آخرين حجت براي پايان دادن به همه اين آشفتگي‌ها، سرگرداني‌ها، رنجها و بلاها واقف و فرج آن حضرت را با همه وجود از خداوند متعال خواستار شويم . بیان مسئله : امروزه از جمله اكوسيستم‌هايي كه مي‌توان گسترة نابودي‌اش را با رفاه بشري مرتبط دانست، در اين موارد خلاصه مي‌شود: زمين: از سال 1945 به بعد، شاهد تبديل زمين‌هاي باير به زمين‌هاي كشاورزي بوده‌ايم، به طوري كه روز به روز از حجم اين‌گونه زمين‌ها كاسته مي‌شود. امروزه حدود يك چهارم سطح زمين را زمين زراعي فراگرفته است.[2] رودخانه‌ها و درياچه‌ها: به رغم اين واقعيت كه ميزان آب پشت سدها از سال1960 تاكنون چهار برابر شده، اما استفاده از اين آب‌ها در عرصة كشاورزي، به همين ميزان افزوده شده است؟ يكي از پيامدهاي زندگي مدرن كه با افزايش جمعيت شهري، استفاده روزافزون از مواد شيميايي، توليد سرسام‌آور زباله و ... همواره يكي از عوامل گذرا می‌توان به این موارد اشاره کرد. 1. منابع زيرزميني 2. آب و هوا 3. انقراض گونه‌هاي زيستي 4. نا امنی و جنگ 5. بيماريهاي جديد؛ تهديدهاي جديد 6. فقر و گسترش بيماريهاي عفوني و ... وقتي خورشيد عدالت طلوع كرد , آسمان و زمين را عدل و قسط و رفاه سرسبز خواهد شد و امنيت به كامل ترين صورت ممكن خود را نشان خواهد داد،چرا كه در آن زمان تمامي عوامل ناامني از بين خواهد رفت. امنيت اخلاقي، اقتصادي, حقوقي, اجتماعي و خانوادگي در آن روز به اوج خود خواهد رسيد.[3] علم و دانش بشر در رستاخیز امام مهدی (عج) به تکامل نهایی می‌رسد، و امام زمان (علیه السلام) با برنامه‌ریزیهای دقیق که از دانش بیکران الهی او برخاسته است، همه مناطق زمین را آباد می‌کند، و برای تأمین زندگی و ایجاد رفاه همگانی راه‌ و روشهایی را عرضه می‌کند که تا آن روز برای بشر نا شناخته بوده است. که برخی از آنها را می‌توان نام برد. 1. امنيت و سلامتي 2. عمران و آبادانی زمین 3. پیشرفت فنون 4. بارانهای مفید و پیاپی 5. بهره‌برداری از معادن و منابع زیر زمینی 6. کشاورزی و گسترش دامپروری 1- وضعیت جهان در عصر انتظار (دوران قبل از ظهور)  امروزه از جمله اكوسيستم‌هايي كه مي‌توان گسترة نابودي‌اش را با رفاه بشري مرتبط دانست، در اين موارد خلاصه مي‌شود: زمين: از سال 1945 به بعد، شاهد تبديل زمين‌هاي باير به زمين‌هاي كشاورزي بوده‌ايم، به طوري كه روز به روز از حجم اين‌گونه زمين‌ها كاسته مي‌شود. امروزه حدود يك چهارم سطح زمين را زمين زراعي فراگرفته است. صخره‌هاي مرجاني: حدود 20% صخره‌هاي مرجاني زمين به طور كامل نابود شده است و حدود 20% ديگر، در دهه‌هاي گذشته در معرض نابودي قرار گرفته‌اند. رودخانه‌ها و درياچه‌ها: به رغم اين واقعيت كه ميزان آب پشت سدها از سال 1960 تاكنون چهار برابر شده، اما استفاده از اين آب‌ها در عرصة كشاورزي، به همين ميزان افزوده شده است. مناطق ساحلي: استفادة فزاينده كشاورزان از كودهاي نيتروژني از سال 1905، مجاري آب‌ها و اكوسيستم سواحل را در سراسر زمين آلوده ساخته است. به علاوه، حدود 35% باتلاق‌ها در آمريكا، در راستاي تصفية آب، با خاك يكسان شده‌اند. اقيانو‌س‌ها: افزايش فزايندة صيد ماهي در اقيانوس‌ها سبب شده است كه ميزان ذخيرة ماهي‌هاي جهان در مقايسه با پيش از آغاز ماهي‌گيري صنعتي به‌طور متوسط بين 90 تا 99 درصد كاهش يابد. اینها نتيجة گسترش شهرسازي بوده است. [4] 1-1- منابع زيرزميني يكي از پيامدهاي زندگي مدرن كه با افزايش جمعيت شهري، استفاده روزافزون از مواد شيميايي، توليد سرسام‌آور زباله و ... همراه يكي از عوامل چنين آلودگي‌اي آن است كه در اكثر اين مناطق، مردم آموخته‌اند كه رهايي يافتن از زباله، به نحوي كه در ديد نباشد و بوي آن هم مشكل آفرين نباشد، در گروي استفاده از زمين به عنوان يك نظام اكولوژيكي محصور است. شيوه‌هاي معمول رهايي از زباله را مي‌توان در استفاده از گورستان‌هاي زباله، سيستم فاضلاب و حوضچه‌هاي مخصوص نگهداري زباله دانست كه خود اين‌ها اصلي‌ترين عوامل آلودگي شيميايي منابع و سفره‌هاي زيرزميني آب است. هم اينك آب شيرين و سالم به منبعي كمياب در عرصة جهان تبديل شده است. برآوردها بيانگر آن است كه تا دهة 2020، 40 درصد جمعيت كرة زمين از آب كافي براي تأمين محصولات غذايي خود برخوردار نخواهند بود. همچنين در همين دوره است كه ديگر نبايد شاهد عرضة نفت ارزان قيمت به شكل كنوني باشيم؛ چرا كه از سويي بخش عظيمي از منابع قابل استحصال زمين استخراج شده است و از سويي ديگر، نياز به اين ماده نيز با رشدي سرسام‌آور همراه شده است كه البته نبايد از افزايش هزينه‌هاي استخراج و تهيه و عرضة آن نيز غافل ماند. نتيجة ملموس چنين شرايطي آن است كه حدود يك دهه آينده، نياز جهانيان به اين سوخت به حدّي خواهد رسيد كه شاهد گسترش روزافزون بهاي آن در عرصة اقتصاد جهاني خواهيم بود.  1-2-آب و هوا فعاليت‌هاي بشري، شرايط آب و هوا را به قدري بي‌ثبات نموده است كه تنها در بخش گازهاي گلخانه‌اي، ميزان كنوني اين گازها فراتر از ميزان كل آن در بيست ميليون سال قبل است. كارشناسان پيش‌بيني مي‌كنند كه در نتيجة چنين روندي، بي‌شك با نابه‌ساماني‌هاي گسترده‌اي روبرو خواهيم شد كه توفان‌هاي شديد، خشك‌سالي‌هاي گسترده و فشار بر اكوسيستم، از جملة اين بحران‌ها خواهد بود. سال گذشته، يك ماهوارة هواشناسي، تودة عظيم گرد و غباري را برفراز آفريقا شناسايي نمود كه گستردگي آن حدود پنج‌هزار مايل بود. اصولاً قطع درختان در شمال آفريقا و نابودي جنگل‌ها، يكي از دلايل تشكيل چنين توده‌هايي است كه از اين نواحي برمي‌خيزد و با عبور از اقيانوس اطلس، در نواحي ساحلي ايالات متحده فرود مي‌آيد و البته مشكلات متعددي را براي آمريكاييان به همراه دارد كه معمول‌ترين آن، گسترش مشكلات تنفسي در بين ساكنان اين نواحي است. امروزه تنها در «ميدوست» آمريكا، سالانه 400 ميليون دلار صرفاً با هدف پاكيزه ساختن آب از يك ماده شيميايي يعني «آترازين» كه معمول‌ترين آفت‌كش وارد شده به منابع و سفره‌هاي زيرزميني آب است، هزينه مي‌شود. برخلاف رودخانه‌ها، آلودگي منابع و سفره‌هاي زيرزميني عمدتاً غيرقابل بازگشت است، چرا كه نوسازي آب در اعماق زمين در مقايسه با آب‌هاي سطحي، بسيار كند صورت مي‌گيرد، بررسي‌ها بيانگر آن است، در حالي‌كه مدت زمان متوسط چرخة‌‌ نوسازي آب‌هاي سطحي رودخانه‌ها حدوداً بيست‌ روز به طول مي‌انجامد، اما اين مدت زمان، در مورد آب‌هاي زيرزميني به كندي صورت مي‌گيرد. همچنين درحالي‌كه بيشتر رودخانه‌ها نهايتاً به آب‌هاي آزاد ختم مي‌شوند، اما اين منابع زيرزميني با گذشت زمان، صرفاً به ذخاير آلوده آب تبديل مي‌شوند. امروزه سفره‌هاي زيرزميني، منبع اصلي تأمين آب شرب بيش از 5/1 ميليارد نفر در سراسر جهان است. آب‌هاي زيرزميني، تأمين كننده نيمي از حجم آب‌هاي سطحي هستند. اما از سوي ديگر، اين منابع و سفره‌هاي زيرزميني از شكل‌گيري بسياري از سيل‌ها جلوگيري مي‌كنند. بارش سنگين باران سبب مي‌شود كه منابع زيرزميني، آب اضافي را به داخل جذب كنند و مانعي براي طغيان و جاري شدن سيل شوند. در مناطق حاره‌اي آسيا كه فصل گرما 9 ماه به طول مي‌انجامد، سفره‌هاي زيرزميني در كنترل باران‌هاي موسمي شديد اين مناطق، اهميت به سزايي دارند. بي‌شك نجات آب مي‌تواند به ثبات آب و هوا و زيست‌كره بينجامد[5] . 1-3- انقراض گونه‌هاي زيستي شايد تنوع زيستي كره را بتوان به عنوان انعطاف‌پذيرترين و يكپارچه‌ترين نظام حيات معرفي نمود، با اين وجود، دانشمندان پيش‌بيني مي‌كنند كه در سي سال آينده، 20 درصد گونه‌هاي گياهي و جانوري و در يكصد سال آينده، 50 درصد اين گونه‌ها براي هميشه منقرض مي‌شوند. به بيان ديگر، فعاليت‌هاي بشري به گونه‌اي است كه انقراض سريع، گسترده و جهاني گونه‌هاي جانداران را با خود به همراه خواهد داشت، پديده‌اي كه هيچ گونه سابقه و پيشينه‌اي در تاريخ حيات نداشته است. خلاصه اين‌كه اگرآدمي همين‌طور غافل و بي‌توجه، مسحور رسانه‌هاي جمعي باشد، بي‌شك نه نسل‌هاي آينده كه همين فرزندان كنوني‌مان زندگي در جهان انباشته از بحران‌ها، تخريب و رنج و گرفتاري را تجربه خواهد نمود. ديگر فرصت چند صد ساله براي بيدار شد و به خود آمدن ما وجود ندارد. شرايط به گونه‌اي است كه شايد تنها يك يا دو دهه فرصت داشته باشيم تا دست به كاري زنيم و ضرورتي هم ندارد كه بخواهيم تا پايان اين مسير را كه چيزي جز كوهي از بحران‌هاي اكولوژيكي و زيستي نيست، تجربه كنيم. به هر حال هنوز هم فرصتي باقي است تا به شيوه‌هايي از زندگي كردن بازگرديم كه با زيستگاه‌مان يعني زمين و زندگي آدمي همراه و هماهنگ باشد. مواردي از اين دست در مناطق مختلف، پيامدهاي گسترده‌اي بر اكوسيستم داشته كه حداقل ميزان اين‌گونه پيامدها در پنجاه سال اخير، در طول تاريخ حيات بشر بي‌سابقه بوده است. افزايش نياز آدمي به آب، سوخت، غذا، الوار، الياف و غيره، همه و همه بخشي از گسترش اقتصاد جهاني است كه به مشكلات متعددي در عرصة محيط زيست دامن زده است. اگرچه نتايج كوتاه مدت چنين توسعة اقتصادي‌اي، افزايش منافع كوتاه مدت بشر، كاهش گرسنگي و افزايش ثروت بوده است، امّا از سويي ديگر، با نابودي گسترده تنوع حيات در عرصة گيتي همراه شده است.[6] آلبرت‌ هاريسون استاد دانشگاه كاليفرنيا، در اين مورد مي‌گويد: ما باعث تغييرات اساسي‌اي در سياره خود گشته‌ايم. جغرافياي زمين را با حفر گودال‌هاي معدني عظيم و نيز با كشاورزي خود عوض كرده‌ايم، مسير رودخانه‌ها را با زدن سدها و كانال‌ها و آب‌گردان‌ها عوض كرده‌ايم، هزاران تن مواد شيميايي و هيدروكربن به درون اتمسفر ريخته‌ايم و با ايجاد شكاف در لاية اوزون، باعث بالا رفتن درجه حرارت كرة زمين شده‌ايم. مصايب و فجايع غيرقابل پيش‌بيني طبيعي نه اتفاقي جنبي و جانبي بلكه انعكاسات و پيامدهاي طرز زندگي و ساختار مدني جوامع و نحوة بهره‌برداري از منابع طبيعي محسوب مي‌شود. روند جاري آن چيزهايي كه در اصطلاح «مصايب طبيعي» خوانده مي‌شود، وضوحاً بر همين نكته تأكيد دارد. جنگل‌زدايي‌ها و نابود ساختن باتلاق‌ها و همچنين بي‌تفاوتي نسبي دولت‌ها به اثر گلخانه‌اي و گرم‌تر شدن زمين، همه و همه به اين حقيقت عريان اشاره مي‌كند كه تلفات حاصله از مصايب طبيعي در طول دهه 90، سه برابر تلفات در دهه 80 و پانزده برابر همان در دهه 50 بوده است.   فرد بايد تأثيرات تركيب گرم شدن كره و عدم صرفه‌جويي و ذخيره‌هاي ناچيز و ازدياد جمعيت را بر ساير نقاط جهان نيز مدنظر داشته باشد و از سوي ديگر، اثرات مهاجرت صدها ميليون مردمي را كه از روي ناچاري و نوميدي و براي تداوم بقاي خود جابه‌جا مي‌شوند، بر مناطق شهري و در نتيجه، تأثير آن‌را بر امنيت و ثبات كشور‌هاي منطقه در نظر داشته باشد. به علاوه، بايد اثرات اين عدم امنيت و عدم ثبات بالقوه و اشكال متنوع آن‌را كه به صورت شيوع امراض در ابعاد جهاني، اختلال روندهاي جابه‌جايي جمعيت‌ها و نزاع‌هاي منطقه‌اي خودنمايي مي‌كند، برظاهر شدن نقاط آسيب‌پذير بشر در مقياس جهاني آن ملاحظه كرد. 1-4- نا امنی و جنگ به زبان ديگر، مصايب و اتفاقات غيرمترقبه، ديگر به هيچ‌وجه مشكلاتي مختص به جهان سوم محسوب نمي‌شود. عدم امنيت بي‌سابقة جهاني حاصله از واقعة يازده سپتامبر و نيز به اصطلاح جنگ با تروريسم و حمله به عراق، يادآور روشن و انكار‌ناپذير همين نكته است كه ما از اين بيشتر نمي‌توانيم به نگرش‌هاي حاشيه‌نشينانه و اين نظريه كه گويا فجايع انساني محدود به جغرافياهاي خاصي مي‌شود، بچسبيم.  این موارد نشان دهنده لزوم نظر انداختن از يك زاويه متفاوت، بر مصايب و اتفاقات نامساعد و به علل و مكان‌ها و تأثيرات آن است. لزوم چنين برخوردي، روزبه‌روز ضرورت و اهميت تازه‌تري مي‌يابد، چرا كه به دلايل گوناگون، آينده بشر، از بسياري جهات هم اكنون حاضر است.  با همه اين اوصاف، ساختارها و سيستم‌هايي كه مسئول پيش‌بيني راه‌هاي تسكين ضربه و پيشگيري از آن و يا حداقل آماده‌سازي، براي مقابله با آسيب‌هاي عظيم مقياس از جهت انساني هستند، توانايي مقابله با آن ‌را ندارند. كليه ساز‌مان‌هاي بنيادي، دولتي، غيردولتي و بين دولت‌ها و در واقع، تمام نهادهايي كه به اين يا آن دليل، «انسان دوستانه» خوانده مي‌شوند، هنوز كه هنوز است، گرفتار توقعات و برداشت‌ها و پروسه‌هايي مي‌باشند كه بيشتر مناسب مقابله با اورژانس‌ها و حفظ بقا در حال حاضر است. پروسه‌ها و روش‌هايي كه قديمي تلقي مي‌شوند. در نيتجه، فرد بايد معضل سازمان‌هايي را كه تلاش مي‌كنند به دركي از آينده برسند، دريابد.[7]  1-5- بيماريهاي جديد؛ تهديدهاي جديد اگر چه علم پزشكي جديد در ساليان گذشته به واسطه مقابله با برخي بيماريهاي عفوني و همه گير و گاه ريشه كني آنها همواره به خود باليده، اما ظهور مجدد اين نوع بيماريهاي به ظاهر نابود شده و نيز پيدايش برخي بيماريهاي جديد پزشكي و نيز حوزه سلامت بشري را با چالشي جدي مواجه ساخته است. هم اكنون، بيماريهاي عفوني به عنوان مهمترين عامل مرگ و مير در سراسر جهان شناخته مي‌شوند در حال حاضر، بيماريهايي همچون وبا كه تصور مي‌شد از لحاظ جغرافيايي محدود شده‌اند، در مناطقي كه به عنوان مناطق ايمن شناخته مي شوند، دوباره در حال شيوع و گسترش است. اگر چه تعدادي از بيماريهاي عفوني به طور كامل به كنترل درآمده‌اند، اما برخي بيماريها همچون مالاريا و سل كه همواره در گذشته نيز به عنوان بزرگ‌ترين دشمنان بشريت شناخته مي‌شدند، دوباره ظاهر شده‌اند و مبارزه‌اي ديگر عليه آنها از سر گرفته شده است. همراهي بيماريهاي جديد و نوظهور با گسترش سريع عوامل مقاوم در برابر آنتي بيوتيكها و نيز افزايش ميزان حشرات ناقل مقاوم در برابر حشره كشها، به چالشهايي رعب آور براي سلامت بشريت تبديل شده اند. بيماريهاي جديد از ايدز گرفته تا بيماريهاي معمولي، همه و همه با عفونتهاي ويروسي در ارتباط هستند. از آنجا كه در بسياري از اينگونه بيماريها، منبع عفونت همچنان ناشناخته مانده است، در نتيجه راه معالجه خاصي نيز تا كنون براي آنها يافت نشده است. هم اينك ظهور نوعي مقاومت عليه آنتي بيوتيكها در محيط بيمارستانها در سراسر جهان به پديده اي تهديد كننده براي كاركنان حاضر در اينگونه محيطها تبديل شده است. در چنين شرايطي است كه بسياري از آنتي بيوتيكهاي قوي، بي اثر شده اند و اين معضل زماني تشديد مي شود كه داروهاي جديد محدودي در حال جايگزين شدن آنها است. واقعيت آن است كه در چنين مبارزه اي اين ميكروبها از بشريت پيشي جسته اند و هر لحظه نيز فاصله بين توانايي آنها در مسير جهش يافتن و تبديل به گونه هاي مقاوم در برابر داروها و توانايي بشر براي مقابله با آنها در حال افزايش است. 1-6-فقر و گسترش بيماريهاي عفوني عامل محرومیت و عقب ماندگی اکثریت کشورها و اجتماعات بشری، کشورهای قدرتمند و سلطه‌طلب است. اگر سلطه طلبان از میان بروند و تقسیم جامعه بشری به دو یا سه طبقه: پیشرفته و در حال رشد عقب مانده، نفی شود و همه مناطق زمین، تقسیم گردد. و تبعیض و تفاوتی در کار نباشد، و جهان دارای مرکزیتی یگانه و واحد شود که بر اساس عدل و مساوات به همه انسانها یکسان بنگرد، و تقسیم بندیهای ظالمانه جامعه بشری را محو سازد، و همه امکانات طبق نیازها به مناطق عالم گسیل گردد، و هیچ نقطه‌ای متروک و رها شده باقی نماند، بطور طبیعی مشکلات و نابسامانیهای زندگی انسانها بر طرف می‌شود و رفاه و آسایش بر سراسر زمین سایه می‌افکند. فقر در حال گسترش است بيش از يك سوم جمعيت جهان، هم اينك در فقر شديد به سر مي برند و تقريباً يك سوم كودكان جهان به سوءتغذيه مبتلا هستند. همچنين نيمي از مردم جهان از دسترسي منظم به ضروري ترين داروهاي موجود محروم اند. تداوم افزايش جمعيت جهان، كه البته با رشد سريع شهرنشيني نيز همراه شده است، به معناي سكونت ميليونها نفر در محيطهاي غير بهداشتي مملو از جمعيت است كه در چنين شرايطي كمبود آب سالم و فقدان بهداشت كافي مي تواند زمينه ساز بيماريهاي عفوني گردد. همين تمركز شديد جمعيت در چنين مناطق شهري است كه مي تواند به خطر ابتلا به بيماريهاي تنفسي و نيز بيماريهايي كه از طريق آب و غذا قابل گسترش اند، دامن بزند.[8] اينها نمونه هايي از رويدادهايي است كه در روند كنترل بيمايهاي همه گير در حال ظهور و بروز است؛ روندي كه به رغم كشف آنتي بيوتيكها، گسترش واكسيناسيون، توسل به مجموعه اي از اقدامات بهداشتي و نيز درك بهتري از ماهيت بيماريهاي عفوني، باز هم ادامه دارد. ظهور مجدد بيماريهاي عفوني، زنگ خطري است كه حكايت از آن دارد كه در صورت عدم دستيابي به راهكارهاي جديد، امنيت جهاني در حوزه سلامت و رفاه با تهديدي جدي روبرو خواهد شد. از همين رو است كه صدها ميليون نفر از مردم به واسطه شرايط زندگي شان در معرض ابتلا به بيماريهاي عفوني‌اند. اهميت كنترل بيماريهاي عفوني، زماني آشكار مي گردد كه دريابيم نقش عوامل عفوني در گسترش تعداد قابل توجهي از انواع سرطانها كاملاً اثبات شده است. عده اى از مفسران و متفكران مسلمان از قبیل : مرحوم علامه طباطبایى، استاد شهید مرتضى مطهرى، سید قطب، محمد رشید رضا، شهید سید محمدباقر صدر و... با اتكا به آیاتى از قرآن كریم اعراف: 138، انبیاء: 105، صافات: 171 و 172 استخلاف انسان در زمین، فرمانروا شدن نیكوكاران زمین وراثت صالحان وپیروزى حق بر باطل را به رقم جولان دائمى باطل، به عنوان سرنوشت آینده بشر مطرح كرده اند و آیات وروایات مربوط به تحولات آخر الزمان را بیانگر نوعى فلسفه تاریخ مى دانند و به اعتقاد ایشان، عصر آخر الزمان عبارت است از دوران شكوفایى تكامل اجتماعى و طبیعى نوع انسان. 2-1- امنيت و سلامتي وقتي خورشيد عدالت طلوع كرد , آسمان و زمين را عدل و قسط و رفاه سرسبز خواهد شد و امنيت به كامل ترين صورت ممكن خود را نشان خواهد داد،چرا كه در آن زمان تمامي عوامل ناامني از بين خواهد رفت. امنيت اخلاقي، اقتصادي، حقوقي، اجتماعي و خانوادگي در آن روز به اوج خود خواهد رسيد، به گونه اي كه اگر يك زن مسافت بين عراق تا شام را به تنهايي سفر نمايد هيچگونه خطري او را تهديد نخواهد كرد . [9] 2- وضعیت جهان در دوره پس از ظهور 2-1- عمران و آبادانی زمین عمران و آبادانی زمین، و بهره‌برداری از امکانات آن تا سر حد امکان، از دیگر اقدامات امام است. این کار، در دوران پیش از ظهور با همه پیشرفت علوم و تکنولوژی در همه زمینه‌ها بطور کامل انجام نشده است. طبق نظر متخصصان، بسیاری از زمینها قابل عمران و آبادانی و کشاورزی و تولید است، بسیاری از آبها دارای استعداد ذخیره شدن و بهره‌برداری است، و بسیاری از مناطق زمین متروک و رها شده مانده است، و بسیاری از مناطق به علت نفوذ سیاستهای استعماری و ایجاد وابستگی و محرومیت بطور کامل از آنها بهره‌برداری نمی‌شود، و سیستمهای تولید و کشاورزیی بر آنها تحمیل می‌گردد که به سود طبقات محروم نیست، بلکه برای کشورهای سلطه طلب سودمند است. این موضوع نیز از نظر متخصصان و آمارگیران ثابت است که زمین استعداد اداره و تأمین چند برابر جمعیت کنونی را دارد به سه شرط: الف. از همه امکانات بهره‌برداری شود. ب. از اسرافکاری و شادخواری و کامروایی فزون از حد گروه‌هایی اندک مانع گردند. ج. تکنیکهای دقیق علمی و فنی و متناسب با محیطها و سرزمین‌ها به کار رود. هنگامی که به عظمت و اهمیت عمران و آبادانی در حکومت امام زمان (عج) پی می بریم که میزان ویرانی را پیش از ظهور در نظر بگیریم. آری جهانی که گرفتار جنگی ویرانگر شده، طعمه هوا‌های نفسانی قدرت طلبان گشته، مدت‌ها در آتش جنگ سوخته، کشته‌ها و ویرانی‌هایی به جای گذاشته است، نیاز بیش‌تری به آبادانی دارد و حکومت مهدی (عج) به اصلاح آن ویرانی‌ها می‌پردازد و عمران و آبادانی را در سراسر جهان چشمگیر می‌کند. دراحادیث بسیارى آمده است كه حضرت مهدى (ع) در آخرالزمان ظاهر مى شود. پیامبراكرم (صلی الله علیه و آله) بر فراز منبر فرمود: « مهدى از عترت و اهل بیت من است. او درآخرالزمان ظهور می كند.»[10]  ونیز فرمود:«مژده باد شما را به ظهور مهدى كه او در آخرالزمان به هنگام سختى روزگار وفتنه و اختلاف وعدم امنیت مى آید وخداوند به وسیله او زمین را پر از قسط و عدل مى نماید. »[11] علی (علیه السلام)  می‌فرماید: « مهدی (عج) یاران خود را به سرزمین گوناگون می‌فرستد. یارانی را که در آغاز قیام با او عهد و پیمان بستند، به سوی شهرها روانه می‌سازد و آنان را به عدل و احسان سفارش می‌نماید. هر یک از آنان فرمانروایی سرزمینی می‌گردد و پس از آن همه شهرهای جهان با عدل و احسان اباد می‌گردد » [12] امام باقر (علیه السلام)  در این باره می‌فرماید: « در زمان حکومت مهدی (عج) در روی زمین هیچ ویرانه‌ای نمی‌ماند، مگر آن که آباد می‌گردد » [13] و نیز آن حضرت می‌فرماید:« پس از آن که حضرت مهدی (عج) وارد کوفه می‌شود گروهی را مأمور می‌کند تا از پشت آرامگاه امام حسین (علیه السلام) ( بیرون شهر کربلا ) رودخانه‌ای به سوی غریین حفر کنند تا آب به سوی نجف سرازیر شود و بر روی آن رودخانه پل‌هایی می‌سازند » [14] امام صادق (علیه السلام) می‌فرماید: « هنگامی که قائم ما قیام کند خانه‌های کوفه به رودخانه کربلا و حیره متصل می‌گردد»[15] این روایت از گسترش آبادانی شهر کوفه خبر می‌دهد که از یک سو به حیره که اکنون حدود شصت کیلومتر از کوفه دور است و از سوی دیگر به کربلا متصل می‌شود که آن نیز همین مقدار از کوفه فاصله دارد. حبه عرنی می‌گوید: امیر مومنان (علیه السلام)  به شهر حیره رفت و در آن جا در حالی که با دستش به کوفه اشاره می‌کرد، فرمود « به طور حتم خانه‌های شهر کوفه به شهر حیره متصل می‌شود و تا اندازه‌ای رشد می‌کند که هر یک ذراع ( متر )  ( هر ذراع بین پنجاه تا هفتار سانتیمتر است، المنجد)  از زمین این دو شهر به دینارها قیمت گرانی خرید و فروش می‌شود»  [16] همچنین در روزگار حضرت مهدی (عج) راه‌ها و جاده‌ها گسترش می‌یابد و مقررات ویژه‌ای در این زمینه وضع می‌شود. امام باقر (علیه السلام)  در این باره می‌فرماید: « هنگامی که حضرت قائم قیام کند به شهر کوفه می‌رود ... آنگاه هیچ مسجدی بر روی زمین نمی‌ماند که شرفه ( ایوان و کنگره داشته باشد یا بر خانه‌‌های دیگر مشرف باشد ) مگر آن که آن را ویران می‌سازد و آن را به شکلی قرار می‌دهد که مشرف نباشد و راه‌های اصلی را گسترش می‌دهد » [17] امام کاظم (علیه السلام)  می‌فرماید: « هنگامی که قائم ما قیام کند به آگاهی دارندگان مرکب می‌رساند که از میان جاده و خیابان حرکت کنند، چنانکه به افراد پیاده دستور می‌دهد که از دو سوی خیابان حرکت نمایند. پس از هر سواره‌ای که از کنار خیابان حرکت کرد و به کسی آسیب رساند، او را به پرداخت دیه و خون بها ملزم می‌کند و چنان چه فردی پیاده در میان خیابان حرکت کرد و دچار آسیب شد حق گرفتن دیه را ندارد » [18] از این روایت می‌فهمیم که شهرها چنان گسترش می‌‌یابد و وسائل عبور و مرور چنان فراوان می‌گردد که نه تنها برای وسائل نقلیه، بلکه برای عابران پیاده نیز قانون وضع می‌شود. آری حکومتی که از دانش و صنعت بهره می‌گیرد و راه‌های اصلی را گسترش می‌دهد و خیابان‌های پهناور احداث می‌کند، به یقین در کنار آن برای رانندگی نیز قوانینی با ضمانت اجرایی قوی وضع می‌کند.  2-2-پیشرفت فنون علم و دانش بشر در رستاخیز امام مهدی (عج) به تکامل نهایی می‌رسد، و امام با برنامه‌ریزیهای دقیق که از دانش بیکران الهی او برخاسته است، همه مناطق زمین را آباد می‌کند، و برای تأمین زندگی و ایجاد رفاه همگانی راه‌ و روشهایی را عرضه می‌کند که تا آن روز برای بشر نا شناخته بوده است. با توجه به اینکه راه اصلی رشد تولید و خودکفایی، بهره‌برداری از علوم و فنون و تخصصای ویژه و طرح‌ها و برنامه‌های ماهرانه است. علوم و فنون بشری در رستاخیز ظهور با علوم و فنون در دوران پیش از ظهور قابل مقایسه نیست، از این رو، پیشرفت‌ها و رشد تولید و سرمایه در آن دوران با هیچ دوره دیگر همانند نیست. امام مهدی (عج) در همه زمینه‌ها به دانش بشر تکامل می‌بخشد. و چنانکه در علوم الهی و ماموران طبیعی همه اشتباهات و جهل‌های بشری را بر طرف می‌سازد و معیارهای درست در شناخت مبدأ و معاد را به انسان می‌دهد، در علوم مادی و تکنیکهای رشد اقتصادی و سامانیابی زیست فیزیک نیز راه و روشهایی شگفت آور ره انسانیت عرضه می‌کند، و با شیوه‌های بسیار دقیق، نظام تولید و بهره‌برداری از منابع طبیعی را رشدی توصیف ناپذیر می‌بخشد و بدینگونه مشکل کمبودها و نارساییها را بکلی بر طرف می‌کند. فاصله پیشرفت علمی و عقلانی و وضع دانش انسان در ان دوره با وضع کنونی، بسی افزونتر است از فاصله دانش امروز بشری با دورانهای گذشته تاریخ.  2-3-بارانهای مفید و پیاپی از علل و عوامل مهم و اساسی رشد تولید، بویژه در بخش کشاورزی- که مادر تولید در بخشهای دیگر است- نزولات آسمانی و بارانهای مناسب و بموقع است. طبق تعالیم قرآن و احادیث پارسایی و نیکوکاری و احسان و بخصوص دادگری موجب نزول رحمتهای الهی و وفور نزولات آسمانی است. «  ولو ان اهل القری امنوا و اتقوا لفتحنا علیهم برکات من السماء و الارض....  اگر مردم آبادیها ایمان آورده و تقوا پیشه ساخته بودند، برکات آسمان و زمین را بهرویشان می‌گشودیم...»[19] و گناه بویژه ظلم در روابط انسانی موجب خشکسالی و محرومیت از رحمت الهی و قلت نزولات است. در دوران ظهور چون نیکی و احسان و عدل و انصاف بر سراسر گیتی پرتو می‌افکند، و روابط انسانی بر اصل عدل و انصاف استوار می‌گردد، و مردمان همه به نیکی و نیکوکاری و پارسایی می‌گرایند، و ظلم و ستم را یک سو می‌نهند، از این رو، شایسته فضل بیشتر و رحمت بیشتر می‌گردند، و بارش بارانهای مناسب و بموقع سبب رشدی وصف ناپذیر در تولید خواهد گشت و بسیاری از مشکلات و کمبودها و نیازمندیها رابر طرف خواهد ساخت. رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: « آسمان بر آنان باران‌های فراوانی می‌بارد » [20] در روایت دیگری می‌فرماید: « خداوند برای او ( مهدی ) برکت را از آسمان فرو می‌فرستد » [21] و نیز می‌فرماید: «‌زمین را عدل و داد فرا می‌گیرد و آسمان بارانی می‌بارد و در نتیجه زمین محصول خود را پدیدار می‌سازد و امت من در حکومت آن حضرت از نعمتی برخوردار می‌شوند که هرگز مانند آن را ندیده‌اند » [22] امیر مومنان (علیه السلام)  در این باره می‌فرماید: « خداوند بزرگ به سبب وجود ما آفرینش را آغاز کرد و به سبب وجود ما نیز ختم می‌کند آن چه را بخواهد به وسیله ما نابود می‌گرداند و با ما آن چه را بخواهد استقرار می‌بخشد به وجود ما روزگار سخت را برطرف می‌سازد و به سبب ما باران فرو می‌فرستد پس فریبکاری شما را از راه خدا نفریبد از روزی که خداوند درهای آسمان را بست قطره‌ای باران از آن نبارید و اگر قائم ما قیام کند آسمان باران رحمت خود را فرو می‌فرستد » [23] امام صادق (علیه السلام)  می‌فرماید: « هنگامی که روزگار ظهور حضرت قائم فرا رسد در جمادی الثانی و ده روز از ماه رجب بارانی می‌بارد که مردم مانندش را ندیده باشد‌» [24] رسول خدا (صلی الله علیه و آله) می‌فرماید: « در دولت او ( مهدی عج) آبها فراوان می‌شود و آب رودخانه‌ها بالا می‌آید » [25] در روایتی دیگر می‌فرماید: «‌رودخانه‌ها پر از آب می‌شود و چشمه‌ سارها به جوشش آمده، لب ریز می‌گردد و زمین چند برابر محصول می‌دهد » [26] پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) : « یتنعم امتی فی زمن المهدی (ع) نعمه لم یتنعموا قبلها قط یرسل السماء علیهم مدراراً و لا تدع الارض شیأ من نباتها الا اخرجته ... امت من در زمان ( رستاخیز ) مهدی (عج) به نعمتهایی دست یابند که پیش از آن و در هیچ دوره‌ای دست نیافته بودند. در آن روزگار، آسمان باران فراوان دهد، و زمین هیچ روییدنی را دل خود نگاه ندارد... »[27] چون مردمان به تقوا و پارسایی روی می‌آورند، خداوند برکات و بارانها را فرو می‌فرستد و خشکی و کم آبی در مناطق بسیاری برطرف می‌شود؛ واین وعده الهی که درباره جامعه تقوا پیشگان مژده داده است آشکار می‌گردد: « فقلت استغفروا ربکم انه کان غفاراً. یرسل السماء علیکم مدراراً . و یمددکم باموال و بنین و یجعل لکم جنات و یجعل لکم انهاراً  .  سپس گفتم از پروردگارتان آمرزش بخواهید که او آمرزنده است. تا از آسمان برایتان پی در پی باران فرستد. و شما را به اموال و فرزندان مدد کند. و برایتان بستانها و نهرها بیافریند. »[28] امام علی (علیه السلام) : « ولو قد قام قائمنا لانزلت السماء قطرها، و لاخرجت الارض نباتها ... حتی تمشی المراه بین العراق الی الشام لا تضع قدمیها الا علی النبات ... . چون قائم قیام کند، آسمان- چنانکه باید-باران بارد و زمین گیاه رویاند ... به گونه‌ای که زن، از عراق در آید و تا شام برود و جز بر زمینهای سر سبز گام ننهد ... »[29] امام باقر (علیه السلام) : « القائم منا ... تطی له الارض ... فلا یبقی فی الارض خراب الا عمر ... زمین برای قائم ما در هم پیچیده می‌شود ( و به لحظه‌ای از هر نقطه به نقطه دیگر می‌رسد ) و در زمین جای نا آبادی باقی نمی‌ماند ....» [30]  2-4- بهره‌برداری از معادن و منابع زیر زمینی برای دستیابی به خودکفایی و رفاه در سطح جامعه بشری، شناسایی معادن و منابع زیرزمینی و استخراج و بهره‌برداری از آنها کاری ضروری است، و چاره‌ای جز این نیست که از همه امکانات وطن انسان یعنی زمین بهره‌برداری شود. بسیاری از ثروتها و مواد لازم برای زندگی، از معادن به دست می‌آید. این معادن و مواد دیگری که برای بشر امروز شناخته شده نیست، در دوران ظهور مورد بهره‌برداری قرار می‌گیرد. پیامبراکرم(صلی الله علیه و آله):« ... و یظهر الله له کنوز الارض و معادنها ... خداوند برای قائم (عج) گنجها و معادن زمین را آشکار می‌سازد...» [31] امام علی (علیه السلام): « ... وتخرج له الارض افالیذ کبدها و تلقی الیه سلماً مقالیدها... زمین آنچه را در اعماق خویش دارد برای وی بیرون دهد، و همه امکانات و برکات خویش را در اختیار او گذارد ... »[32] امام باقر (علیه السلام):« ... و تظهر له ( القائم (عج) ) الکنوز ...  برای قائم ما گنجها آشکار می‌گردد...»[33] در دوران پیش از ظهور بسیاری از معادن شناخته شده است و بشر کنونی و آینده بسرعت آنها را استخراج می‌کند و در زندگی به کار می‌گیرد. بنابراین از تأکید فراوان احادیث برموضوع معادن و آشکار شدن آنها برای امام قائم (عج)، می‌توان حدس زد که آنچه شناخته شده و قابل اکتشاف برای بشر کنونی است  به علت محدودیت دانش بشری نسبت به دوران ظهور و تکامل علم و عقل انسان با راهنمایی و تعلیم معلم بزرگ الهی حضرت مهدی (عج) بسیار ناچیز است، و در دوران آن رستاخیز عظیم مواد و معادنی شناخته و اکتشاف می‌شود که چهره زندگیها را بکلی دگرگون می‌سازد. و باید چنین باشد زیرا که ایجاد رفاه برای کل جامعه بشری کاری ساده نیست، و سرمایه‌های کلان و عظیمی لازم دارد. یکی از منابع تأمین این سرمایه‌ها معادن است و بایداز آنها کاملاً استفاده شود. با توجه به بیکرانی و فراوانی منابع و معادن زیرزمینی- بویژه نسبت به بخشهای ناشناخته آن برای بشر امروز- روشن می‌گردد که این بخش از منابع درآمد دولت مهدی (عج) سرمایه‌ای در خور و کارآمد دارد. و از این راه‌اگر همه مشکلات بشری حل نشود بخشهای عمده‌ای از آن را به سامانی در خور و شایسته می‌رساند. مانع عظیم اکثریت اجتماعات بشری امروز نبود شناخت و دانش کافی است، یا برنامه‌ریزی‌های حساب نشده و نادرست است و دوران ظهور، دوران سراسر آگاهی و شناختهای ناب و خالص است، که همه زوایای زندگی انسان را روشن می‌سازد و در برنامه‌ریزیهای فرهنگی، تربیتی، هنری، فنی، اجتماعی، اقتصادی و ... نقطه ابهام و عقب ماندگی باقی نمی‌ماند، و شیوه‌ها و روش‌های اصولی و درست و مقرون به صرفه و به سود انسان ارائه می‌شود، و زندگی در همه جای زمین چهره‌ای زیبا و انسانی و سرشار از رفاه بخود می‌گیرد. 2-5-کشاورزی و گسترش دامپروری یکی از بخش‌هایی که در حکومت امام زمان (عج) دگرگونی شایان توجه پیدا می‌کند، بخش کشاورزی و دامداری است پس از آن که مردم طعم تلخ کمبود باران و خشکسالی پیاپی و کمبود مواد غذایی و نابودی کشتزارها را چشیده‌اند  و زمانی که از دام و دامپروری خبری نیست و برای تهیه لقمه نانی گاهی باید گران بهاترین چیز یعنی ناموس و آبرو را فدا کرد، دگرگونی شگفت انگیزی در کشاورزی و دامداری پدید می‌آید و مواد غذایی در جامعه فراوان می‌گردد. پیش از ظهور امام اگر گاهی باران می‌بارید، ولی زمین پذیرای آن نبود و گاهی که زمین پذیرای آن بود باران نمی‌بارید و محصولات کشاورزی نابود می‌گشت و گاهی نیز باران نا به هنگام محصولات را از بین می‌برد. در زمان حضرت وضعیت بارندگی دگرگون می‌گردد نخست بارانی می‌بارد که مردم در سراسر زندگانی ندیه‌اند و پس از آن نیز به موقع رحمت الهی بر انسان‌ها سرازیر می‌شود و در نتیجه نعمت‌های خداوند بر انسان‌ها فراوان می‌شود به گونه‌ای که گویی محصول ده‌ها سال را در یک روز گرد‌ می‌آورند و در روایات آمده است که از یک من ( سه کیلوگرم ) گندم، صد من محصول به عمل می‌آید. روایات از باریدن بیست و چهار باران خبر می‌دهند که پس از ظهور فرو می‌ریزند و در پی آن برکات بسیاری شامل حال مردم می‌شود. سبزی، خرمی، کوه و دشت و صحرا را فرا می‌گیرد و بیابان‌های بایر و همیشه خشک اثری از خشکی نخواهند داشت و نعمت‌های الهی آن چنان فراوان می‌شود که مردم برای مردگان خود آرزوی زندگانی دوباره می‌کنند. رسول خدا (صلی الله علیه و آله) می‌فرماید: «‌خوشا به زندگی پس از آن دوران که مسیح (علیه السلام)  دجال را می‌کشد زیرا به آسمان اذن بارش و به زمین اجازه روییدن داده می‌شود اگر دانه‌ای بر روی کوه صفا گذارده شود حتماً خواهد رویید در آن روزگار کینه و حسادتی نخواهد بود به گونه‌ای که اگر شخصی از کنار شیری بگذرد به او آسیبی نمی‌رساند و اگر بر مار پا گذارد او را نمی‌گزد » [34] رسول خدا (صلی الله علیه و آله)  می‌فرماید: در روزگار پایانی زندگانی امت من حضرت مهدی ظهور می‌کند ... و دام و گوسفند فراوان می‌گردد» [35] نیز می‌فرماید: « در آن گله‌های دام وجود دارند و به زندگی ادامه می‌دهند » [36] در سخن پیامبر (ص) نکته‌ای وجود دارد و آن این که گویا پیش از آن عصر در اثر کمبود آب و علوفه و گسترش بیماری‌ها دام‌ها نمی‌توانستند به زندگانی ادامه دهند.  نتیجه گیری:        همانطور که در این مقاله به تفصیل بیان شد دوران کنونی به عنوان یکی از مقاطع آخرالزمان دچار بحران‌های طبیعی و غیر طبیعی بسیاری خصوصاً در عرصه محیط زیست است. که از آن جمله است: جنگ، قحطي، ناامني، گرم شدن كرة زمين، كمبود منابع آب، خشك‌سالي، زلزله، بيماري‌هاي كشنده و ... سعی ما در این نوشتار براین بوده که نمادهاي مختلف بحران‌هايي كه امروز جهان با آنها دست به گريبان است، را مورد بررسي قرار دهیم و با بررسی تطبیقی شرایط محیط زیست کنونی با محیط زیست دوران ظهور منجی عالم بشریت امام زمان ( عج )، فضای فکری و ذهنی خواننده را معطر به عطر خوش ظهور نمایئیم و از سویی تا عمق و گستردگي اين بحران‌ها بيش از پيش روشن شود و عجز و ناتواني انسان امروز در مهار آنها افزون از گذشته معلوم گردد؛ باشد تا از اين رهگذر همه ما به ضرورت ظهور آخرين حجت خدا براي پايان دادن به همه اين آشفتگي‌ها، سرگرداني‌ها، رنجها و بلاها واقف و فرج آن حضرت را با همه وجود از خداوند متعال خواستار شويم. چیزی که در دوران پیش از ظهور با همه پیشرفت علوم و تکنولوژی در همه زمینه‌ها بطور کامل انجام نمی‌شود. ......................................................................................................................  منابع: [1]  سوره مبارکه روم، آیه 41. [2] منبع: Christian Science Monitor ؛ به نقل از: سياحت غرب، ش 23، خرداد 1384؛1. « Mark Clayton » روزنامه‌نگار آمريكايي عضو هيأت تحريرية نشرية؛ «Christian Science Monitor»؛ ماهنامه موعود شماره 55 . [3] بابویه قمی , ابو جعفرمحمد، الخصال , قم، انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین، ج 2 , ص 625 . [4] منبع: Christian Science Monitor ؛ به نقل از: سياحت غرب، ش 23، خرداد 1384.؛1. « Mark Clayton » روزنامه‌نگار آمريكايي عضو هيأت تحريرية نشرية؛ «Christian Science Monitor»؛ ماهنامه موعود شماره 55 . [5] منبع: ww.tunside. org.sg؛ برگرفته از ماهنامة سياحت غرب، مركز پژوهش‌هاي اسلامي صدا و سيما، سال سوم، شماره 21، فروردين 84.؛ 1. Sameshwar Singh نويسنده و روزنامه‌نگار هندي و از جمله فعالان محيط‌زيست؛ ماهنامه موعود شماره 54. [6] سياحت غرب، ش 24؛ به نقل از: Enlgtenment magazine؛1. «Duane Elgin » نويسنده آمريكايي و از جمله حاميان محيط زيست؛ ماهنامه موعود شماره 56. [7]  منبع: لوموند ديپلماتيك ir.mondedipto.com ؛ 1. Randolph kent؛ 2. Agnes calamard؛ 3و4. پيشوند «بيو» (bio) در زبان انگليسي بيان كنندة ارتباط كلمه با حيات، زندگي يا موجودات زنده مي‌باشد؛ماهنامه موعود شماره 53. [8] برگرفته از: www.twnside.org به نقل از ماهنامة سياحت غرب، ش8، صص 88 -93.؛ماهنامه موعود شماره 52. [9]بابویه قمی , ابو جعفرمحمد، الخصال , قم، انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین، ج 2 , ص 625 . [10]طوسی، ابی جعفر، الغیبه، تهران، کتابفروشی نینوی،ص 111 ؛ مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، بیروت، موسسه الوفاء، ج 51، ص 74. [11] صافی، شیخ لطف الله، منتخب الأثر، تهران، کتابخانه صدر، ص 171. [12] طبسی نجفی، شیخ محمد، الشیعه و الرجعه، نجف اشرف، چاپخانه الاداب، ج 1، ص 168. [13] بابویه قمی، ابو حمزه، کمال الدین، قم، انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین، ج1، ص 331؛ مالکی مکی مشهور به ابن صباغ، علی، الفصول المهمه، نجف اشرف، کتابفروشی دار الکتب، ص 284 ؛ ایبک الصفدی، صلاح الدین، وافی، دارالنشر، 1411ه.ق، ج 2 ،ص 112؛ شهید قاضی مرعشی تستری، نورالله، احقاق الحق، قم، کتابخانه آیت الله مرعشی نجفی، ج 13 ،ص 342 . [14] شیخ مفید، محمد، الارشاد، قم، بصیرتی، ص 362؛  طوسی، ابی جعفر، الغیبة، تهران، کتابفروشی نینوی، ص 280؛ فتال نیسابوری، محمد، روضه الواعظین، قم، انتشارات الرضی، ج2 ص 263؛ یونس عاملی، زین الدین، صراط المستقیم، تهران، کتابفروشی مرتضویه، ج ،2 ص 262؛ طبرسی، ابو علی، اعلام الوری، بیروت، دارالمعرفه، ص 430؛ حلی، حسن، المستجاد، قم، کتابخانه آیت الله مرعشی، ص 580؛ ابی الفتح اربلی، ابولحسن، کشف الغمه، بیروت، دارالکتاب السلامی، ج 3، ص 253؛ مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، بیروت، موسسه الوفاء، ج 52 ص 331 و ج 97 ص 385 . [15] طوسی، ابی جعفر، الغیبه، تهران، کتابفروشی نینوی، ص 295؛ مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، بیروت، موسسه الوفاء، ج 52 ،صص 330و337 و ج 97 ،ص 385؛ در ارشاد مفید چنین آمده است: «اتصلت بیوت اهل الکوفه بنهری کربلا»، ر . ک : فتال نیسابوری، محمد، روضه الواعظین، قم، انتشارات الرضی، ج2، ص 264؛ طبرسی، ابو علی، اعلام الوری، بیروت، دارالمعرفه، ص 434؛ هبه الله معروف به قطب الدین راوندی، ابو الحسین، الخرائج و الجرائح، قم، موسسه الامام المهدی علیه السلام، ج 3 ،ص 1176؛ یونس عاملی، زین الدین، صراط المستقیم، تهران، کتابفروشی مرتضویه، ج 2، ص 251 . [16] طوسی، ابو جعفر، تهذیب الاحکام، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ج 3 ،ص 253؛  مجلسی، محمد باقر، ملاذ الخیار، قم، کتابخانه آیت الله مرعشی، ج 5 ،ص 478 ؛ همان، بحارالانوار، بیروت، موسسه الوفاء، ج 52 ،صص 374 و 385. [17] شیخ مفید، محمد، الارشاد، قم، بصیرتی، ص 365؛  مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، بیروت، موسسه الوفاء، ج 52 ،ص 339 . [18] طوسی، ابو جعفر، تهذیب الاحکام، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ج 10 ،ص 314؛ حر عاملی، محمد، وسائل الشیعه، بیروت، دار احیاء التراث العربی ج 19، ص 181؛ مجلسی، محمد باقر، ملاذ الخیار، قم، کتابخانه آیت الله مرعشی، ج 6 ، ص 685 ؛  حر العاملی، محمد بن الحسن، اثبات الهداه، قم، چاپخانه علمیه، ج 3 ، ص 455. [19] سوره مبارکه اعراف، 7/ 96 . [20] ابی بکر هیثمی، نورالدین، مجمع الزوائد، بیروت، دارالکتاب العربی، ج 2 ،ص 317؛ شهید قاضی مرعشی تستری، نورالله،احقاق الحق، قم، کتابخانه آیت الله مرعشی نجفی، ج 13، ، ص 139 . [21] مقدسی سلمی شافی، یوسف، عقد الدرر، قاهره، عالم الفکر، ص 169؛ ابن طاووس، رضی الدین، ملاحم، بیروت، موسسه الاعلمی، صص 71 و 141 . [22] عسقلانی، احمد، المطالب العالیه، بیروت، دارالمعرفه، ج 4 ،ص 242؛ ابن طاووس، رضی الدین، ملاحم، بیروت، موسسه الاعلمی، ص 139؛ حر العاملی، محمد بن الحسن، اثبات الهداه، قم، چاپخانه علمیه، ج 3 ، ص 524؛ شهید قاضی مرعشی تستری، نورالله، احقاق الحق، قم، کتابخانه آیت الله مرعشی نجفی، ج 19 ،ص 665؛ مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، بیروت، موسسه الوفاء، ج 52 ،ص 345؛ شهید قاضی مرعشی تستری، نورالله، احقاق الحق، قم، کتابخانه آیت الله مرعشی نجفی، ج 13 ،صص 169 و663 . [23] الحارثی، محمد، منن الرحمن، نجف اشرف، حیدریه، ج 2، ص 42. [24] مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، بیروت، موسسه الوفاء، ج 52 ،ص 337؛  ایبک الصفدی، صلاح الدین، وافی، دارالنشر، ج 2 ،ص 113. [25] شهید قاضی مرعشی تستری، نورالله، احقاق الحق، قم، کتابخانه آیت الله مرعشی نجفی، ج 13 ،ص 169 . [26] مقدسی سلمی شافی، یوسف، عقد الدرر، قاهره، عالم الفکر، ص 84 . [27] مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، بیروت، موسسه الوفاء، ج 51، ص83 . [28] سوره مبارکه نوح، 10-11- 12. [29] مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، بیروت، موسسه الوفاء، ج 10، ص104 . [30] بابویه قمی، ابو حمزه، کمال الدین، قم، انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین، ج1، ص 331. [31] صدر، محمد، موسوعه الامام المهدی، الکتاب الثالث، قم، مدین، 780 به نقل از طبرسی، ابو علی، اعلام الوری، بیروت، دارالمعرفه، ص 413. [32]نهج البلاغه، 425. [33] بابویه قمی، ابو حمزه،  کمال الدین، قم، انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین، ج1، ص 331. [34] ابن شیرویه دیلمی، ابو شجاع، فردوس الاخبار، بیروت، دارالکتب العلمیه، ج 3 ،ص 24. [35] حاکم نیسابوری، ابو عبدالله، مستدرک، بیروت، دار الفکر، ج 4 ، ص 558 ؛  مقدسی سلمی شافی، یوسف، عقد الدرر، قاهره، عالم الفکر، ص 144؛ متقی هندی، علاء الدین، البرهان فی علامات، قم، خیام، ص 84؛ الاریلی، ابی الفتح، کشف الغمه، بیروت، دارالکتاب الاسلامی، ج 3 ، ص 260؛ شهید قاضی مرعشی تستری، نورالله، احقاق الحق، قم، کتابخانه آیت الله مرعشی نجفی، ج 13 ،ص 215؛ مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، بیروت، موسسه الوفاء، ج 51 ، ص 81؛  طبسی نجفی، شیخ محمد،الشیعه و الرجعه، نجف اشرف، چاپخانه الاداب، ج 1،  ص 214. [36] بروجردی، سید حسین، جامع الاحادیث، قم، مدینه العلم، ج 8 ، ص 77؛  شهید قاضی مرعشی تستری، نورالله، احقاق الحق، قم، کتابخانه آیت الله مرعشی نجفی، ج 13، ص 215 و ج19 ، ص 681 .

بازتاب گیاه شناسی و گیاهان دارویی ایران باستان در احادیث اسلامی(بررسی موردی: کتاب الکافی و من لا یحضره الفقیه)-(چکیده)

بسم الله الرحمن الرحیم بازتاب گیاه شناسی و گیاهان دارویی ایران باستان در احادیث اسلامی(بررسی موردی: کتاب الکافی و من لا یحضره الفقیه)   مریم رحمتی - استادیار گروه زبان و ادبیات عربی دانشگاه رازی اعظم فرجامی - استادیار گروه علوم قرآن و حدیث دانشگاه رازی حدیث منتظریانی - دانشجو ی کارشناسی ارشد علوم قرآن وحدیث دانشگاه رازی   چکیده مقاله: زبان عربی همچون سایر زبان های زنده ی دنیا با دیگر زبان ها تبادل واژگانی دارد. در این میان به دلیل همسایگی ایران با اعراب، بالطبع بیشتر از سایر زبان ها بر زبان عرب تاثیر گذارده و واژههای فارسی زیادی به آن وارد شده است که به تدریج رنگ و بویی عربی به خود گرفتند. این واژگان معرب با خود دانشها و فرهنگ زبان مبدا را به ارمغان آوردند؛ از جمله دانشهایی که وارد شد گیاه شناسی را میتوان نام برد. ایرانیان همواره در طول تاریخ به گیاه شناسی اهمیت فراوانی داده اند و در این زمینه پیشرفت چشمگیری داشتند. با ورود اسلام به ایران نه تنها فرهنگ و تمدن ایران تحت تاثیر اعراب قرار نگرفت؛ بلکه فرهنگ و تمدن ایران در تمام زمینه ها بر آنها تاثیر گذاشت. گیاه شناسی که یکی از علوم مطرح آن زمان بود نیز مورد استقبال همگان قرار گرفت نمود؛ این تاثیرگذاری را میتوان در واژگان کهنی از ادبیات عربی همچون قرآن و احادیث یافت. با توجه به اینکه بعد از قرآن، احادیث منبع مهم فقه، احکام و سایر دستورات مسلمانان به شمار میروند؛ ما دو کتاب حدیثی و فقهی مهم شیعه؛ یعنی الکافی و من لا یحضره الفقیه را برگزیدیم. پژوهش حاضر با روش توصیفی_تحلیلی از بین حدود 300 واژه فارسی انجام شده است که به بررسی معنایی و ساختاری 19واژه از واژگان معرب فارسی در زمینهی گیاه شناسی، پرداختیم. نتایج پژوهش حاکی از آن است که واژگان از لحاظ ساختاری شکل فارسی به خود گرفته اند؛ اما از لحاظ معنایی تغییر خاصی نداشته اند و به همان صورتی به کار میرفت که در زبان فارسی استفاده میشد. همینطور به دست آمد که در این احادیث، معصومین خواص دارویی برخی از این گیاهان را ذکر فرموده اند که مسلمانان برای درمان از این احادیث گرانقدر نیز بهره می جستند. ....................................................................... کلیدواژه‌ها: گیاه شناسی، واژگان معرب،حدیث، الکافی، من لا یحضره الفقیه ...................................................................... کد مقاله/لینک ثابت به این مقاله برای لینک دهی به این مقاله، می توانید از لینک زیر استفاده نمایید. این لینک همیشه ثابت است و به عنوان سند ثبت مقاله در مرجع سیویلیکا مورد استفاده قرار میگیرد: https://www.civilica.com/Paper-CONFMT01-CONFMT01_389.html کد COI مقاله: CONFMT01_389

توحید مفضل: حکمت طلوع و غروب خورشید (+پوستر)

بسم الله الرحمن الرحیم توحید مفضل: حکمت طلوع و غروب خورشید (+پوستر)   حکمت طلوع و غروب خورشید  اى مفضّل!  در طلوع و غروب آفتاب انديشه كن.  اگر طلوع خورشيد نبود كار جهان يكسره درهم مى‌‏شكست و مردم قادر به زندگى و رسيدن به امور خود نبودند. دنيا تاريكستانى به زيان آنان بود و بدون نور، زندگى گوارا نبود و از آن لذت نمى‌‏بردند.  در راز غروب خورشيد انديشه كن.  اگر غروب نبود، مردم آرامش و قرار نداشتند. حال آنكه آنان بيش از هر چيز به آرامش و استراحت جسم و جان و حواس و مهلت يافتن هاضمه براى هضم غذا و رساندن غذا به تمام اعضا نيازمندند. اگر غروبى نبود، حرص آدميزاد باعث مى‌‏گشت‏ كه همواره كار كنند و بدن آنان از كار بيفتد. چرا که بسيارى از مردم اگر شب فرا نرسد و تاريكى بر اينان حاكم نگردد، به خاطر حرص و آز و جمع و ذخيره مال، هيچ آرام و قرار ندارند. از سوی دیگر، زمين از تابش هميشگى آفتاب تفتيده مى‏‌شد و تمام جانداران اعم از گياه و حيوان از حرارت زياد نابود مى‏‌شدند.  پس خداوند حكيم چنان تدبير انديشيده كه خورشید، زمانى برآيد و وقتى ديگر پنهان شود تا مانند چراغى باشد كه اهل خانه براى كارى بر مى‌‏افروزند و براى آرامش، خاموش مى‏‌گردانند. با اين طلوع و غروب، نور و ظلمت كه ضدّ يك ديگرند چنان در اطاعت‏اند كه صلاح و قوام جهان را با هم تأمين مى‏‌كنند. ............................................................................................................ منبع: شگفتیهای آفرینش (ترجمه توحید مفضل)

پر بازدید ترین مقالات

«گیاهان دارویی در قرآن و حدیث»

بسم الله الرحمن الرحیم «گیاهان دارویی در قرآن و حدیث» علیرضا ...

زنيان - شاهي - کندر (دروس استاد ضیایی / 3)

بسم الله الرحمن الرحیم زنيان - شاهي - کندر دروس استاد ضی...

اهمیت دامداری و کشاورزی در قرآن کریم

بسم الله الرحمن الرحیم اهمیت دامداری و کشاورزی در قرآن کریم ...

سخنان مهم مقام معظم رهبری در"اهمیت حفظ محیط زیست و منابع طبیعی"

بسم الله الرحمن الرحیم سخنان مهم مقام معظم رهبری در"اهمیت حفظ...

معجزات علمی قرآن کریم : 16- قرآن و عظمت آسمانها

بسم الله الرحمن الرحیم 16- قرآن و عظمت آسمانها منظور از معجزا...

تقویم شمسی

مرداد ۱۳۹۸
ش ی د س چ پ ج
« تیر    
 1234
۵۶۷۸۹۱۰۱۱
۱۲۱۳۱۴۱۵۱۶۱۷۱۸
۱۹۲۰۲۱۲۲۲۳۲۴۲۵
۲۶۲۷۲۸۲۹۳۰۳۱