دسته: گزارش خبری

نقد و بررسی معادل ترکیبی «حَلالِ طَیّب» در ۵۴ ترجمه فارسی قرآن کریم

بسم الله الرحمن الرحیم  نقد و بررسی معادل ترکیبی «حَلالِ طَیّب» در 54 ترجمه فارسی قرآن کریم   اکبر ساجدی . متن کامل مقاله : نقد و بررسی معادل ترکیبی «حَلالِ طَیّب ...» pdf  . چکیده : کلمات «حَلالاً طَیّباً» و «طَیّبَات» در قرآن مجموعاً، بیش از بیست بار (صراحتاً و یا به عنوان مصداق بارز) درباره غذا به کار رفته است. معانی متفاوتی از این ترکیب در ترجمه ها ارائه شده است. باید دید که معنای دقیق ترکیب «حلال طیب» چیست؟ نویسنده با پیشنهاد معنای «گوارا» و «خوش» برای «طیب»، ادله و شواهدی را در جهت اثبات و تقویت این معنا اقامه نموده است. در همین راستا بیش از پنجاه ترجمه فارسی قرآن کریم مورد نقد و بررسی قرار گرفته است. معنای «پاکیزه» یا «حلال»، معنای دقیقی نبوده و جزو معانی مجازی شمرده شده و بیشتر از این که تحلیل مفهومی «طیب» باشد، به مصداق آن توجه دارد. اکثر مترجمان «طیب» را در معنای دقیق خود ترجمه ننموده اند. البته در این بین مترجمانی وجود دارند که در مواردی «طیب» را «گوارا و لذیذ» معنا کرده اند که متأسفانه آن ها نیز در تمامی آیات این مطلب را مراعات نکرده و از خود وحدت رویه نشان نداده اند. البته برخی از مترجمان در تمامی موارد، «طیب» را به معنای پاکیزه دانسته که هرچند از نظر تحقیق حاضر، ترجمه دقیقی ارائه نکرده اند، اما کارشان به خاطر رعایت وحدت رویه ستودنی است. از دیگر نتایجی که از مقاله حاضر بدست می آید نقش وصفی «طیب» برای «حلال» در ترکیب «حلالاً طیباً» است. اکثر مترجمان به نقش وصفی «طیب» دقت نکرده و آن را با حرف عطف واو به صورت «حلال و طیب» ترجمه کرده اند.  کلید واژه ها: وصف ترجمه های فارسی قرآن حلال طیب گوارا پاکیزه حرف عطف واو .................................................................................................................. منبع: نشریه مطالعات ترجمه قرآن و حدیث دوره سوم پاییز و زمستان 1395 شماره 6

معیارهای ضروری غذای حلال با نگاه به واژه خبیث

بسم الله الرحمن الرحیم  معیارهای ضروری غذای حلال با نگاه به واژه خبیث   مرتضی رحیمی دانشیار دانشکده الهیات و معارف اسلامی دانشگاه شیراز   دریافت اصل مقاله : pdf . چکیده در پژوهش حاضر که با روش توصیفی و تحلیلی انجام گردیده اشاره شده که از نگاه قرآن و روایات، سلامت جسم و روان و ایمان انسان‌ها اهمیت بسزا دارند. از همین رو برای خوردنی‌ها و آشامیدنی‌ها معیارهایی را تعیین نموده و بر امنیت غذایی تأکید کرده و ناپاک نبودن(خبیث نبودن) خوردنی‌ها و آشامیدنی‌ها را ضروری دانسته‌اند. از سویی بر اساس تصریح اهل لغت و مفسران واژه خبیث گاهی معنای حرام و قبیح را می‌دهد، از همین رو می‌توان آن را به سه نوع قبیح شرعی، عقلی و عرفی تقسیم نمود و مواردی، همچون زیان شدید نداشتن خوردنی‌ها و آشامیدنی‌ها، از راه نامشروع به دست نیامدن آن‌ها و مانند آن را به عنوان ضوابط ضروری برای خوردنی‌ها و آشامیدنی‌های حلال نتیجه گرفت. واژه «خبیث» گاهی معنی نامرغوب بودن را می‌دهد، از همین رو توصیه اصحاب کهف به مأمور خرید غذا درباره تهیه بهترین و باکیفیت‌ترین غذا نشان می‌دهد که خوردنی‌ها و آشامیدنی‌ها، باید بهترین کیفیت را دارا باشند، لذا رعایت نکات بهداشتی و استانداردهای لازم در همه مراحل تهیه غذا و نوشیدنی‌ها ضروری است. همچنین با توجه به شرایط گوناگون افراد و سنین مختلف، ممکن است غذا و آشامیدنی برای برخی افراد مفید باشد، اما برای دیگران مفید نباشد. غذا و نوشیدنی ایده آل باید همه معیارهای لازم برای خوردنی‌ها و آشامیدنی‌های حلال را دارا باشد، از همین رو مثلاً پاکیزه بودن خوردنی و آشامیدنی به تنهایی کفایت نمی‌کند، بلکه علاوه بر آن باید دیگر معیارها نیز موجود باشند. کلیدواژه‌ها :خوردنی؛ آشامیدنی؛ حرام؛ پسند طبع؛ مفید؛ مضر .................................................................................................................................. مراجع کتابنامه قرآن کریم. کتب عربی امام رضا، علی بن موسی. 1406ق، فقه الرضا، منسوب به امام رضا(ع)، مشهد: مؤسسه آل البیت(ع). امام رضا، علی بن موسی. 1402ق، طب الرضا، قم: دار الخیام. آشتیانی، محمد حسن. 1418ق، رسالة فی القواعد الفقهیة مع تعلیقات المدرس الطهرانی، تهران: مؤسسه اطلاعات. آل سعدی، عبد الرحمن. 1408ق، تیسیر الکریم الرحمن، بیروت: مکتبة الفقهیة العربیة. ابن ادریس، محمد بن احمد. 1410ق، السرائر الحاوی لتحریر الفتاوی، قم: دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم. ابن منظور، محمد بن مکرم. 1414ق، لسان العرب، بیروت: دار الفکر والطباعة والنشر والتوزیع. ابن هائم، شهاب الدین احمد. 1422ق، التبیان فی تفسیر غریب القرآن، بیروت: دار الغرب الاسلامی. احمد بن حنبل شیبانی، ابو عبدالله. بی‌تا، مسند احمد بن حنبل، قاهرة: مؤسسة قرطبة. اردبیلی، احمد. 1403ق، مجمع الفایدة والبرهان، قم: دفتر انتشارات اسلامی. اردبیلی، احمد. بی‌تا، زبدة البیان فی احکام القرآن، تهران: المکتبة الجعفریة لإحیاء الآثار الجعفریة. اسماعیل صینی، محمود. بی‌تا، المکنز العربی المعاصر، بیروت: مکتبة ناشرون. اندلسی، ابوحیان محمد.1420ق، البحر المحیط فی التفسیر، بیروت: دار الفکر. انصاری، مرتضی. 1410ق، المکاسب المحرمة، شرح محمد کلانتر، قم: مؤسسه مطبوعاتی دار الکتب. ایروانی، باقر. 1427ق، دروس تمهیدیة فی الفقه الاستدلالی، قم: بی‌نا. برقی، ابو جعفر احمد. 1371ق، المحاسن، قم: دار الکتب الاسلامیة. بیهقی، احمد بن حسن. 1414ق، السنن الکبری، مکه: مکتبة دار الباز. ثقیفی، ابراهیم بن محمد. 1395ق، الغارات، تهران: انجمن آثار ملی. جزیری، عبد الرحمن و غروی، محمد و یاسر، مازح. 1419ق، الفقه علی المذاهب الأربعة ومذهب أهل البیت، بیروت: دار الثقلین. حر عاملی، محمد بن الحسن. 1409ق، وسائل الشیعة، بیروت: مؤسسة آل البیت(ع). حمیری، نشوان بن سعید. بی‌تا، نشوان العلوم و دواء کلام العرب، دمشق: دار الفکر. خویی، ابوالقاسم. 1418ق، فقه الشیعة؛ کتاب الطهارة، قم: مؤسسه آفاق. خویی، ابوالقاسم. 1418ق، التنقیح فی شرح العروة الوثقی، قم: بی‌نا. راغب اصفهانی، حسین بن محمد. ۱۴۱۲ق، المفردات فی غریب القرآن، بیروت: بی نا. راوندی، قطب الدین سعید. 1405ق، فقه القرآن، چاپ دوم، قم: انتشارات کتابخانه آیت الله مرعشی. روحانی قمی، محمد صادق حسینی. 1412ق، فقه الصادق علیه السلام، قم: مدرسة الامام الصادق(ع). زمخشری، محمود. 1407ق، الکشاف عن حقائق غوامض التنزیل، بیروت: دار الکتاب العربی. سبزواری، سید عبد الأعلی. 1413ق، مهذّب الأحکام، قم: مؤسسة المنار- دفتر حضرت آیت الله سبزواری. شرتونی، سعید. 1403ق، اقرب الموارد فی فصح العربیة والشوارد، قم: مکتبة آیة الله العظمی المرعشی. شریف مرتضی، علی بن حسین. 1417ق، المسائل الناصریات، تهران: رابطة الثقافة والعلاقات الاسلامیة. شریف مرتضی، علی بن حسین. 1380ش، المجازات النبویة، چاپ اول، قم: نشر شریف مرتضی. شعیری، محمد بن محمد. بی‌تا، جامع الأخبار للشعیری، چاپ اول، نجف اشرف: مکتبة الحیدریة. شیرازی، صادق. 1425ق، التعلیقات علی شرایع الاسلام، قم: انتشارات استقلال. شیرازی، صادق. 1428ق، ألف مسألة فی بلاد الغرب، بیروت: دار العلوم مؤسسة الثقافة. طباطبایی قمی، محمد تقی. 1413ق، عمدة المطالب فی التعلیق علی المکاسب، قم: کتابفروشی محلاتی. طباطبایی قمی، محمد تقی. 1417ق، الغایة القصوی فی التعلیق علی العروة الوثقی کتاب الصوم، قم: انتشارات محلاتی. طبرسی، فضل بن حسن. 1377ش، تفسیر جوامع الجامع، تهران: انتشارات دانشگاه تهران و مدیریت حوزه علمیه قم. طبرسی، فضل بن حسن. 1412ق، مکارم الأخلاق، قم: نشر شریف رضی. طریحی، فخر الدین. 1375ش، مجمع البحرین، تهران: نشر مرتضوی. طوسی، ابو جعفر محمد بن حسن. 1407ق، الخلاف، قم: دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم. طوسی، ابو جعفر محمد بن حسن. بی‌تا، التبیان فی تفسیر القرآن، بیروت: دار احیاء التراث العربی. عاملی ترحینی، محمد حسن. 1424ق، الزبدةالفقهیة، قم: دار الفقه للطباعة والنشر. عبد الرحمن، محمود. بی‌تا، معجم المصطلحات والألفاظ الفقهیة، بی‌جا: بی‌نا. عیاشی، محمد بن مسعود. بی‌تا، تفسیر العیاشی، بی‌جا: منشورات موقع الکوثر الاسلامیة. فخر رازی، ابو عبد الله محمد بن جعفر.1420ق، مفاتیح الغیب، بیروت: دار احیاء التراث العربی. فیض کاشانی، محمد محسن. بی‌تا، مفاتیح الشرایع، قم: انتشارات کتابخانه آیت الله مرعشی. فیومی، احمد بن محمد. بی‌تا، المصباح المنیر، قم: منشورات دار الرضی. قحطانی، سعید بن مسفر. بی‌تا، دروس للشیخ سعید بن مسفر، بی‌جا: بی‌نا. کاظمی فاضل، جواد بن سعد اسدی. بی‌تا، مسالک الأفهام الی آیات الأحکام، بی‌جا: بی‌نا. کرکی عاملی، حسین بن شهاب الدین. 1396ق، الاجتهاد والتقلید(هدایة الابرار إلی طریق أئمة الأطهار)، نجف اشرف: بی‌نا. کلینی، محمد بن یعقوب. 1429ق، الکافی، قم: دار الحدیث للطباعة والنشر. مجلسی، محمد باقر. ۱۴۰۳ق، بحار الأنوار، بیروت: مؤسسة الوفا. محسنی قندهاری، محمد آصف. 1424ق، الفقه ومسائل طبیة، قم: انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی. مصطفوی، حسن. 1402ق، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، تهران: مرکز الکتاب للترجمة والنشر. میرزای قمی، ابو القاسم. 1417ق، غنایم الایام فی مسائل الحلال والحرام، قم: انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم. نجفی، محمد حسن. ۱۳۶۷ش، جواهر الکلام، بی‌جا: دار الکتب الاسلامیة. . کتب فارسی طیب، عبد الحسین. 1378ش، أطیب البیان فی تفسیر القرآن، تهران: انتشارات اسلام. عاملی، ابراهیم. 1360ش، تفسیر عاملی، بی‌جا: انتشارات صدوق. قرشی، علی اکبر. 1377ش، تفسیر أحسن الحدیث، تهران: بنیاد بعثت. مکارم شیرازی، ناصر. 1424ق، رسالة توضیح المسائل، قم: مدرسة امام علی بن ابی طالب. نجفی، محمد حسن. 1415ق، مجمع الرسائل المحشی، مشهد: مؤسسه صاحب الزمان(ع).  . مقالات اکران، طیبه و گلی، مهرناز. 1396ش، «سبک تغذیه در سلامت انسان از دیدگاه آیات و روایات»، فصلنامه مطالعات قرآنی، دانشگاه آزاد اسلامی جیرفت، شماره 32، صص 159-176. عالی پور، فتح الله و مهدوی، فرنگیس. بی‌تا، «حلال و طیب عالی‌ترین معیارهای بهداشتی مواد غذایی از دیدگاه قرآن»، نشریه اسلام و سلامت، دانشگاه علوم پزشکی بابل، شماره2، صص25-11. ............................................................................................................. منبع: فصلنامه مطالعات قرآنی-، دوره 10، شماره 38، 

حلال و طیب عالی ترین معیارهای بهداشتی مواد غذایی از دیدگاه قرآن

بسم الله الرحمن الرحیم  حلال و طیب عالی ترین معیارهای بهداشتی مواد غذایی از دیدگاه قرآن   مهندس فتح الله عالی پور  فرنگیس مهدوی   متن کامل مقاله: PDF  چکیده:    هدف و مقدمه: بسیاری از بیماری ها ناشی از عدم رعایت بهداشت مواد غذایی است. مصرف مواد غذایی سالم، ایمن و مرغوب نقش مهمی در تامین سلامت جامعه و توسعه کیفی سرمآیه انسانی دارد. از دیدگاه قرآن و حدیث دستورالعمل ها و توصیه هایی برای تولید و مصرف صحیح مواد غذایی ارائه شده است. لذا هدف از این مقاله شناخت اهمیت بهداشت مواد غذایی از دیدگاه قرآن است. روش مطالعه: این یک مطالعه مروری است که سعی نموده با بررسی متون علمی و منابع اسلامی یک تحلیلی علمی از دیدگاه قرآن در ارتباط با اهمیت بهداشت و ایمنی مواد غذایی ارائه دهد. نتایج و بحث: این مطالعه نشان داد که قرآن کریم در زمینه بهداشت و ایمنی مواد غذایی عالی ترین استانداردها را تحت عنوان حلال و طیب ارائه نموده است تا همه جنبه های کیفیت را از لحاظ: پاکی، بهداشتی، ایمنی، مقوی و مغذی را تامین نماید. اجرای چنین استانداردهای مترقی منوط به فهم صحیح قرآن، کسب دانش های مدرن، آموزش و ترویج عملی فرهنگ حلال و حرام و اجرای سیستم های تضمین ایمنی و کیفیت و حرکت به سمت تولید محصولات ارگانیک است. استانداردهای حلال و طیب در حال تبدیل شدن به یک برند جهانی است و اجرای این استانداردها، ضمن اینکه ارزش افزوده بسیار بالایی برای کشور از نظر تولید و عرضه مواد غذایی سالم، ایمن و مرغوب فراهم می نماید، در توسعه کیفیت سرمایه انسانی یعنی اصلاح باورها، اعتقادات، اندیشه ها و رفتارها، و شکوفا نمودن استعدادها و تقویت توانمندی ها، و تامین سلامت همه جانبه انسان و اعتلای انسان به سوی خدا نقش مهمی دارد. واژه‌های کلیدی: قرآن، غذای حلال، بهداشت و ایمنی مواد غذایی، سلامت. ................................................................................................................... منبع: نشریه اسلام و سلامت - دوره ۱، شماره ۲ - دانشگاه علوم پزشکی بابل

قرآن کریم و امنیت غذایی؛ روش های برون رفت از بحران گرسنگی

بسم الله الرحمن الرحیم  قرآن کریم و امنیت غذایی روش های برون رفت از بحران گرسنگی اشاره: امنیت به معنای عام آن از جمله امنیت غذایی نخستین دغدغه انسان در روی کره خاکی است. برخی از اندیشمندان بر این باورند که امنیت غذایی نخستین در میان اقسام امنیت هاست؛ زیرا آن چه آدمی را به هر سویی می کشاند گرسنگی و پر کردن شکم است. هنگامی که شکم با غذایی آرامش یافت آن گاه است که در پی امنیت جانی و اجتماعی و مانند دیگر می افتد. بنابراین تغذیه و امنیت غذایی نخستین نخستین هاست و انگیزه های بنیادین هر حرکتی و خواسته و نیاز اساسی بشر است. این مشکل از روز نخستین که آدمی آفریده شده است با او همراه بوده است. از این روست که قرآن پس از آفرینش انسان به علت هبوط آدمی از جنت و بهشت خاص خود اشاره می کند و بیان می دارد که آدمی با خوردن از درخت ممنوع خود را گرفتار اموری ناخواسته کرد که اکنون در زمین و کره خاکی دچار آناست. (بقره آیه ۳۵ و اعراف آیات ۱۹ و ۲۰) اکنون آدمی در دنیای معاصر با معضل گرسنگی و بحران غذایی مواجه است و تعادل در تولید و توزیع و مصرف به هم خورده و نوعی کمبود شدید و قحطی جهان را تهدید می کند. از این روست که امنیت غذایی از اهمیت فوق العاده ای برخوردار شده و در صدر خواسته های آدمی به شکلی شدیدتر خود را قرار داده است. هر کسی می کوشد تا راه کاری برای این معضل و مشکل دایمی بشر بیابد که اکنون تشدید شده و انسانیت را در معرض خطر و تهدید جدی قرار داده است. در این میان شاید بازخوانی تحلیل و ساز و کارهای قرآنی برای این معضل مفید باشد. تمدن بشری با همه پیشرفتی که کرده است باز هم نتوانسته است بر معضل گرسنگی و قحطی و جوع غلبه کند. فناوری های مختلف از جمله فناوری زیستی و همتاسازی گیاهان و دیگر موارد تغذیه بشر نیز نتوانسته است این معضل را حل و گرسنگی و قطحی را ریشه کن کند. اما پرسش این نوشتار این است که قرآن چه ساز و کار و راهکاری برای برون رفت از معضل بیان می کند و چه شیوه ها و روش هایی را برای امنیت غذایی پیشنهاد می دهد؟ . قرآن و امنیت از نظر قرآن، امنیت به مفهوم عام و دربرگیرنده آن از مهم ترین خواسته ها و نیازها و انگیزه های بشری است و اصولا سعادت و خوشبختی در مفهوم قرآنی برای انسان جز با دو مولفه امنیت و آسایش فراهم نمی آید. از این نظر است که بهشت به عنوان میعادگاه خوشبختی بشر دارای دو مولفه آرامش و آسایش است. بخشی که ما اکنون از آن به امنیت غذایی یاد می کنیم در حقیقت همان آسایش است که در کنار آرامش روحی و روانی آدمی را در مسیر کمالی قرار می دهد و همه دغدغه های اصلی بشر را پاسخ درست و مناسب می دهد. بر این اساس است که از نظر قرآن جامعه نمونه و دولت سالم دولت و جامعه ای است که دارای آرامش وآسایش است و مردم در بستری قرار می گیرند که هیچ گونه دغدغه ای درباره آن نداشته باشند. از این روست که در آیه ۱۱۲ سوره نحل می فرماید: و ضرب الله مثلا قریه کانت آمنه مطمئنه یاتیها رزقهار غدا من کل مکان؛ و خداوند به عنوان نمونه و الگوی جامعه سالم به آبادی و جامعه تمدنی آبادی مثال می زند که آن جامعه دارای امنیت بوده و از آرامش و اطمینان برخوردار می باشد به گونه ای که روزی و تغذیه آن به طور فراوان از هر سوی بدان سرازیر است. بنابراین از نظر قرآن جامعه ای در شکل درست اداره و مدیریت می شود که برخوردار از آرامش و امنیت غذایی و رشد و شکوفایی اقتصادی می باشد. اگر از نظر قرآن مسئله امنیت غذایی تا این اندازه مهم است و حتی برای بهشت فراوانی موادغذایی به عنوان شناسه اصلی مطرح می شود، این مسئله به طور طبیعی خودنمایی می کند که قرآن به عنوان کتاب زندگی به طور قطع آموزه هایی برای تحقق آن بیان داشته است. از آن جایی که در تحلیل و هستی شناسی قرآنی خدامحوری وتوحید در همه سطوح و مراتب نقش کلیدی و محوری را ایفا می کند می توان گفت که دراین بخش نیز مسئله نمی تواند جدا از خدا و حضور ربوبی و پروردگاری او تصویر و ترسیم شود. براین اساس است که در آیه ۶۹ سوره اعراف به نقش ایمان در افزایش رزق و روزی و شکوفایی اقتصادی و امنیت غذایی اشاره می کند و می فرماید: «و لو ان اهل القری آمنوا واتقوا لفتحنا علیهم برکات من السماء والارض و لکن کذبوا فاخذناهم بما کانوا یکسبون؛ اگر جامعه ای به خداوند ایمان داشته باشد و نسبت به پلیدی ها و پلشتی های عقلی و عقلایی و شرعی تقوا پیشه کند هر آینه ما برکات و نعمت های آسمانی و زمینی خویش را بر ایشان می گشودیم ولی جامعه ای چون جامعه مکه خداوند را تکذیب کرده و ما به سبب این کفر و رفتارهای ضدهنجاری و تقوایی آنان را به سختی و قحطی و گرسنگی گرفتیم. بنابراین می توان به نقش محوری خدا و گناهان و تکذیب آموزه های وحیانی به عنوان عامل مهم و اصلی در افزایش و امنیت غذایی و شکوفایی اقتصادی و یا کمبودها و قحطی ها و فشارها و تنگناهای اقتصادی اشاره کرد و دیدگاه قرآن را دراین مسئله جدی تلقی کرد. آدمی گاه به عنوان آزمون و دستیابی به ظرفیتها در زمانی دچار قحطی می شود ولی این آزمون ها نیز به قرار نتیجه دستاوردهای نادرست آدمی است. به سخنی دیگر اگر آدمی ایمان واقعی داشته باشد و در مسیر تقوا و هنجاری حرکت کند هرگز دچار بحران موادغذایی و یا کمبودهای دیگر در جهان مادی نمی شود ولی ظلم به نفس و یا دیگری موجب می شود که گرفتار بلا و یا ابتلا و یا حتی تنبیه و عذاب شود. به نظر می رسد که داستان حضرت موسی(ع) و درگیری وی با قبطی کافر و فرار وی از مصر بیانگر نکته ای باشد که مورد نظر ما دراین جاست؛ زیرا ظلم به نفس موجب می شود که دنیا بر او تنگ آید و اگر دعا و نیایش و بازگشت وی نبود که با «رب انی بما انزلت الی من خیر فقیر» بیان می شود او در گرفتاری شخصی خود و فقدان غذا و امنیت باقی می ماند ولی بازگشت وی به سوی خداوند که با عبارت انی ظلمت نفسی بیان می شود موجب شد تا مورد عنایت قرار گرفته و از نعمت غذا و جا و همسر برخوردار گردد. داستان حضرت یونس(ع) که به لقب ذالنون شناخته می شود نیز بیانگر همین مسئله می باشد که همراه با توجه و بازگشت به خدا و اقرار ظلم به نفس از مشکل فقدان امنیت و تغذیه و مانند آن رهایی می یابد. جامعه یونسی(ع) تنها جامعه ای است که بنابر گزارش قرآن با بازگشت به خدا و توبه توانست تا مدتها از نعمت ها و برکات خداوندی برخوردار گردد که خداوند به این مسئله در آیه ۸۹ سوره یونس اشاره و توضیح می دهد: فلولا کانت قریه امنت فنفعها ایمانها الا قوم یونس لما آمنوا کشفنا عنهم عذاب الخزی فی الحیاه الدنیا و متعنا هم الی حین؛ هیچ آبادی و جامعه ای نبود که ایمان ایشان برای آنها سودی داشته باشد مگر جامعه و قوم یونس که به دنبال ایمان ما عذاب خوارکننده را در زندگی دنیوی از آن ها برداشتیم و تا زمانی آنان را از نعمت های مختلف برخوردار گردانیدیم. . ساز و کارهای زیست محیطی افزون بر راهکارهای پیش گفته که عاملی مهم و مستقیم در افزایش شکوفایی اقتصادی و تضمین امنیت غذایی و آرامش روحی و روانی فردی و جمعی بشر است، قرآن به ساز و کارهای زیست محیطی با بهره گیری از فن آوری های مختلف نیز اشاره می کند. این بدان معناست که اصل «ان الله یابی ان تجری الامور الا باسبابها؛ خداوند پرهیز دارد که امور جز از راه اسباب آن انجام شود»، در هر حال اساسی و جاری می شود و نمی توان گفت که بی اسباب بتوان امور زندگی دنیوی را سامان داد. شبیه این مسأله می توان در مسأله توکل و بستن همزمان زانوی اشتر دید که هم توکل و اراده فراسببی خداوند با بهره گیری از اسباب بستن پای شتر مورد توجه و تأکید می باشد. از این روست که قرآن در آیات بسیاری به ساز وکارهای مختلف برای ایجاد امنیت غذایی اشاره می کند. از آن جمله به مسأله مدیریت آب و سدسازی در آیاتی چند توجه می دهد و در داستان یوسف به چگونگی مدیریت تولید و داشت و برداشت می پردازد و به شیوه و روش انبار کردن غلات برای مدت های طولانی چون هفت سال اشاره می کند. (یوسف آیات ۳۴ تا ۸۴) در این آیات به سیلو کردن گندم همراه با پوسته آن اشاره شده است که موجب دوام و حفظ غلات تا زمانی طولانی می شود. بهره گیری از محیط زیست برای حفظ و نگه داری و نیز بهره مندی از آبگیرها و فن آوری سدسازی از دیگر روش هایی است که در آیات قرآن بدان توجه داده شده است. قرآن رفتارهای فسادانگیز بشر و تباهی در محصولات و فرآورده های زمینی را به سبب تأثیرات مخرب و زیانبار محیط زیستی و شیوه نادرست بهره گیری از منابع می شمارد و بیان می دارد که آدمی با تصرفات نادرست خویش که بیرون از دایره شکر عملی است موجب می شود تا از زمین و محیط زیست به درستی بهره گرفته نشود و موجبات کاهش فرآورده ها و تولیدات زمینی شود. خداوند در آیه ۱۴ سوره روم می فرماید: ظهر الفساد فی البر و البحر بما کسبت أیدی الناس لیذیقهم بعض الذی عملوا لعلهم یرجعون؛ فساد در خشکی و دریا به سبب فعالیت ها و دستاوردهای نادرست بشر ظاهر شده است؛ به دنبال این تباهی و فساد در محیط زیست است که ما برخی از مشکلات و مصیبت ها را به آدمی می چشانیم تا شاید در رفتار خویش تجدیدنظر کرده و از ادامه روش های نادرست برخورد با محیط زیست دست بردارند و براساس اصول اخلاقی و هنجاری و قوانین طبیعی و سنت های الهی عمل کنند و از انجام فعالیت هایی که محیط زیست را آلوده و موجبات تباهی آن می شوند خودداری کنند. این ها نمونه هایی از شیوه ها و ساز و کارهایی است که قرآن برای حفظ امنیت غذایی و بهره گیری از فن آوری های مختلف به ویژه فن آوری های زیست محیطی بیان داشته است ........................................................................... منبع: کیهان - اصغر مرادی

امنيت غذايی در قرآن كريم

بسم الله الرحمن الرحیم  امنيت غذايی در قرآن كريم   علی رزاقی کارشناسی ارشد مهندسی کشاورزی بیماری‌شناسی گیاهی. دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات تهران   اشاره: ايجاد امنيت غذايی در جامعه اسلامی زمينه ‏ساز توسعه فرهنگ دينی خواهد بود به شرط آنكه تمامی افراد جامعه به صورت عادلانه به غذا دسترسی داشته و مصرفی بدون اسراف داشته باشند. پس می‏ توان تعريف قرآنی برای امنيت غذايی را اين‏گونه آورد: توليد آگاهانه و مدبرانه انواع غذاهای طيب و حلال در جامعه اسلامی بدون وابستگی به غير مسلمانان و توزيع عادلانه آن به طوری كه تمام افراد جامعه، دسترسی دائم به غذا داشته و از تأمين آن در آينده نيز مطمئن باشند و از آن بدون اسراف، مصرف كنند. برخورداری از امنيت غذايی و غذای سالم و كافی ابتدايی ‏ترين حق از حقوق هر انسانی است كه متاسفانه در جهان امروز بسياری از آن بی ‏بهره‏اند. با توجه به اينكه بر دامنه اين بحران در دهه‏ های پيش رو افزوده خواهد شد، در اين مقاله سعی شده است تا نگاه قرآن كريم به مفهوم امنيت غذايی مورد واكاوی قرار گيرد. برای نيل به اين هدف ابتدا، تعريف” امنيت غذايی” در مجامع معتبر علمی غرب آورده شده است و سپس با بررسی آيات قرآنی مرتبط با مفاهيم تغذيه و كشاورزی تلاش گرديده استتا تعريفی براساس آيات قرآن برای آن ارائه گردد. تعريف قرآنی ارائه شده در اين مقاله از اين قرار است”: توليد آگاهانه و مدبرانه انواع غذاهای طيب و حلال در جامعه اسلامی بدون وابستگی به غير مسلمانان و توزيع عادلانه آن به طوری كه تمام افراد جامعه، دسترسی دائم به غذا داشته و از تأمين آن در آينده نيز مطمئن باشند و از آن بدون اسراف مصرف كنند”. شايد بتوان اين تعريف را به نظام اقتصادی نيز تعميم داد با اين بيان كه نظام اقتصاد اسلامی بر مبنای توليد مدبرانه، توزيع عادلانه و مصرف بدون اسراف بنيان نهاده شده است. قرآن كريم آخرين كتاب آسمانی و معجزه جاودان خاتم النبيين در بردارنده هر خرد و كلانی است و هماره فانوس نجات جويندگان حقيقت و مشعل هدايت پويندگان صراط مستقيم بوده است. اگرچه تمدن اسلامی در قرون سوم تا نهم هجری به مدد اين نور الهی از رشد و بالندگی خاص برخوردار شد اما متاسفانه به علت افساد طاغوت ‏های زمانه رو به افول نهاد. تاريخ نشان می ‏دهد كه با ظهور رنسانس در قرون 14 و 15 ميلادی هنگامی كه اروپا تلاش خود را برای نجات از يوغ خرافات كليسای منحرف آغاز كرد. بذر علوم جديد نيز كاشته شد. اين علوم براساس تجربه و مشاهده عينی از پديده‏ های محسوس بنيان نهاده شده اند، دارای ساختاری نسبی و متكثر و گاه متناقض هستند و هدفی جز افزايش منافع مادی انسان اومانيست ندارند. شايد از همين روست كه علی‏رغم داعيه جهان ‏شمولی ليبراليسم مبتنی بر پيشرفت ‏های بسيار در فناوری و علوم جديد، تمدن غرب هنوز از پاسخ‏گويی به برخی از ابتدايی‏ ترين نيازهای بشر درمانده است كه بی‏شك يكی از مهمترين آنها ايجاد امنيت غذايی است. در اين مقاله ابتدا تعريف موجود از امنيت غذايی در محافل علمی غرب بيان گرديده و سپس با استفاده از آيات شريفه مرتبط با اين مفهوم تلاش شده است تا تعريفی قرآنی برای‏ آن ارائه گردد. البته منظور اين نيست كه ما فی المثل در پی كشف فرمول‏های شيميايی در قرآن باشيم بلكه قرآن كريم كتاب هدايت است و يگانه راه توحيد را بر مردمان تمام دوران‏ ها نمايان می‏سازد. اميد است كه ما مسلمانان خود را بازشناسيم و با اتكال به خداوند متعال و اتكا به دو گنجينه بی‏پايان و جدای ‏ناپذير قرآن و اهل بيت عليهم السّلام به اهداف عالی اسلام عزيز در رسيدن به علم حقيقی توحيد مدار نائل آييم.   1- تعريف امنيت غذايی از سوی بانك جهانی وF .A .O تاكنون تعاريف مختلفی از امنيت غذايی توسط افراد و نهادهای گوناگون ارائه شده است اما مقبول‏ترين تعريف كه بيش از همه مورد رجوع قرار گرفته، تعريفی است كه بانك جهانی در سال 1986 ارائه كرد.” Access by all people at all time to enough food for an active and healthy life”(دسترسی همه مردم در همه زمان ها به غذاهای كافی جهت زندگی سالم و فعال) اين تعريف لزوم دسترسی تمام مردم به غذای كافی جهت داشتن زندگی سالم و فعال را متذكر می‏شود. و ناظر بر 4 محور اصلی می ‏باشد كه هريك شاخصی برای ارزيابی وجود يا عدم وجود امنيت غذايی در يك ناحيه يا جامعه معين در نظر گرفته می‏شود. در سال های اخير نيز بيشتر تحقيقات درباره امنيت غذايی بر همين 4 محور متمركز بوده است. 1- 1- فراهم بودن غذا:(Availability) در طول تاريخ همواره منازعات بسياری بين انسان‏ها برای در دست گرفتن منابع مكفی غذايی درگرفته است، نوآوری در عرصه علم و فن‏آوری نيز گرچه باعث افزايش اين منابع گشته اما متأسفانه به حفظ پايداری اين منابع كمتر توجه شده است. 1- 2 دسترسی به غذا:(Axxessilability) يك محور از امنيت غذايی، دسترسی يكسان به غذا توسط انسان‏ها است. عدم تساوی در جوامع منجر به معضلات بزرگی گشته است و هدف بيشتر كمك‏های غذايی نيز در وهله اول غلبه بر اين وضع نامساعد اجتماعی بوده كه البته موفقيت بسيار محدودی نصيب اين تلاش‏ها شده است. 1- 3- مطلوبيت غذا:(Adequacy) امنيت غذايی مستلزم آن است كه ميزان مناسب از غذا در دسترس همگان باشد تا سلامت انسان و پايداری در توليد، توزيع و مصرف تضمين شود. 1- 4- پايداری:(Sustainability) يك نظام غذايی پايدار بايستی با توجه به حفظ قابليت نسل‏های آينده جهت برآوردن نيازهای‏شان تنظيم گردد.(F .A .O ,2002) 2- بحث و بررسی آيات مرتبط با مفهوم امنيت غذايی‏ 2- 1- شباهت نعمات دنيوی و بهشتی برای مومنان‏ وَ بَشِّرِ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ أَنَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ كُلَّما رُزِقُوا مِنْها مِنْ ثَمَرَةٍ رِزْقاً قالُوا هذَا الَّذِي رُزِقْنا مِنْ قَبْلُ وَ أُتُوا بِهِ مُتَشابِهاً وَ لَهُمْ فِيها أَزْواجٌ مُطَهَّرَةٌ وَ هُمْ فِيها خالِدُونَ‏آيه 25 از سوره مباركه بقره سرنوشت مومنان را بيان می‏كند و نخست می‏گويد:” به آنها كه ايمان آورده و عمل صالح انجام داده‏اند بشارت ده كه برای آنها باغ ‏هايی از بهشت است كه نهرها زير درختانش جاری است”. می‏دانيم كه باغ‏های فاقد آب دائم، بايستی آب مورد نياز خود را گهگاه از خارج وارد كنند در نتيجه طراوت زيادی نخواهند داشت و طراوت از آن باغی است كه هميشه آب در اختيار دارد. آب ‏هايی كه متعلق به خود آن است و قطع نمی‏شود، خشكسالی و نقصان آب آن را تهديد نمی‏كند و چنين است باغ‏های بهشت سپس ضمن اشاره به ميوه‏ های گوناگون اين باغ‏ها می‏گويد:” هر زمان از اين باغ‏ها ميوه‏ای به آنها داده شود.”” می‏گويند اين همان است كه پيش از اين نيز به ما داده شده بود.” مفسران بر اين جمله تفاسير مختلفی ذكر كرده‏اند اما يك نظر بر آن است كه مومنان هنگامی كه ميوه‏ های بهشتی را می ‏بينند آن را مشابه ميوه‏ های دنيا می‏يابند و خاطره نعمات دنيوی بر آنها زنده می‏شود. و البته هيچ مانعی ندارد كه جمله مذكور اشاره به اين مفهوم باشد چرا كه الفاظ قرآن گاه دارای چندين معنی هستند (تفسير نمونه) از اين آيه چنين می‏ توان نتيجه گرفت كه جامعه اسلامی می‏ تواند به گونه‏ای ساخته شود كه به بهشت موعود شباهت داشته باشد. چراكه خداوند نعمات خود را برای مومنين در دنيا و آخرت مشابه هم آفريده است (نظر نويسنده). 2- 2- دسترسی دائم به غذا مَثَلُ الْجَنَّةِ الَّتِي وُعِدَ الْمُتَّقُونَ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ أُكُلُها دائِمٌ وَ ظِلُّها تِلْكَ عُقْبَی الَّذِينَ اتَّقَوْا وَ عُقْبَی الْكافِرِينَ النَّارُ آيه 35 از سوره مباركه رعد” وصف بهشتی كه به متقين وعده داده شده اين است كه از زير درختان آن نهرها جاری است، ميوه و سايه‏اش هميشگی است اين فرجام پرهيزگاران است اما فرجام كافران آتش دوزخ است.” در اين آيه عبارت‏” أُكُلُها دائِمٌ” وجود دارد يعنی” خوردنی‏هايی كه هميشه وجود دارد.”چنان‏كه قبلا در آيه 25 بقره بيان شد، بين دنيا و آخرت برای مومنان شباهت وجود دارد و مومنان زمانی كه نعمات بهشتی را می ‏بينند به ياد نعمات دنيوی می‏افتند و اين‏گونه نتيجه‏ گيری كرديم كه جامعه اسلامی و نعمات آن به بهشت و نعماتش شبيه می ‏باشد. در صورتی كه اين دو فرض را در كنار هم قرار دهيم می‏ توان چنين استنباط كرد كه در جامعه اسلامی دسترسی به خوراك و مواد غذايی بايستی هميشگی بوده و غذا به طور دائم در دسترس مسلمانان باشد (نظر نويسنده).وَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا قَرْيَةً كانَتْ آمِنَةً مُطْمَئِنَّةً يَأْتِيها رِزْقُها رَغَداً مِنْ كُلِّ مَكانٍ فَكَفَرَتْ بِأَنْعُمِ اللَّهِ فَأَذاقَهَا اللَّهُ لِباسَ الْجُوعِ وَ الْخَوْفِ بِما كانُوا يَصْنَعُونَ (112) وَ لَقَدْ جاءَهُمْ رَسُولٌ مِنْهُمْ فَكَذَّبُوهُ فَأَخَذَهُمُ الْعَذابُ وَ هُمْ ظالِمُونَ (113) فَكُلُوا مِمَّا رَزَقَكُمُ اللَّهُ حَلالًا طَيِّباً وَ اشْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ إِنْ كُنْتُمْ إِيَّاهُ تَعْبُدُونَ (114) إِنَّما حَرَّمَ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةَ وَ الدَّمَ وَ لَحْمَ الْخِنْزِيرِ وَ ما أُهِلَّ لِغَيْرِ اللَّهِ بِهِ فَمَنِ اضْطُرَّ غَيْرَ باغٍ وَ لا عادٍ فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ‏ در آيات 112، 113 و 114 سوره مباركه النحل خداوند نخست می‏فرمايد برای آنها كه ناسپاسی نعمت می‏كنند مثلی زده، منطقه آبادی‏ (قَرْيَةً) كه در نهايت امن و آرام بود (آمِنَةً) اين آبادانی آن‏چنان امن و امان بود كه ساكنانش با اطمينان در آن زندگی كرده و هرگز دچار كمبود و به تبع آن مهاجرت نمی‏شدند (مُطْمَئِنَّةً) و اين قريه آمنه و مطمئنه به گونه ای بود كه روزی مورد نياز مردمش به طور وافر از هر مكانی به سوی آنها می‏آمد. اما سرانجام اين مردم كفران نعمت خدا كردند و خداوند لباس گرسنگی و ترس بر آنها پوشانيد (جوع و خوف) و دچار عذاب الهی شدند سپس خداوند از ما می‏خواهد با مشاهده چنين نمونه‏ هايی در راه غافلان و ظالمان گام نگذاريم” شما از آنچه خدا روزيتان كرده حلال و پاكيزه بخوريد و شكر او را بجای آريد اگر او را بپرستيد” در اينكه اين قريه مكه بوده يا سرزمين سبا در يمن و يا اين واقعه در تاريخ بنی اسرائيل اتفاق افتاده بين مفسران اختلاف است اما به‏ هرحال از آنجا كه تاريخ مناطق بسياری را به ياد دارد كه‏ گرفتار چنين سرنوشتی شده‏اند، مشكل مهمی در تفسير اين آيه باقی نمی‏ماند (تفسير نمونه). در آيات فوق برای اين منطقه آباد و پربركت 3 ويژگی با خاصيت علی و معلولی ذكر شده است. 1) امنيت جامعه 2) اطمينان اجتماعی از آينده پيش رو 3) بهره‏مندی از مواهب اقتصادی. البته مشهود است كه اگر در جامعه‏ای امنيت نباشد اطمينانی نيز به زندگی وجود نخواهد داشت تا توسعه اقتصادی حاصل شود. خلاصه اينكه در جامعه اسلامی نعمات 3 گانه دنيوی شامل: امنيت، اطمينان اجتماعی و بهره‏مندی از مواهب دنيوی كه قطعا رزق حلال و طيب از مهمترين آنهاست بايستی مهيا باشد تا بتوان به نعمت بزرگتر و تكميل‏كننده آنها يعنی شريعت و عمل به آن دست يافت (نظر نويسنده) 2- 3- اطمينان از دست‏يابی به غذا وَ إِذْ قالَ إِبْراهِيمُ رَبِّ اجْعَلْ هذا بَلَداً آمِناً وَ ارْزُقْ أَهْلَهُ مِنَ الثَّمَراتِ مَنْ آمَنَ مِنْهُمْ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ قالَ وَ مَنْ كَفَرَ فَأُمَتِّعُهُ قَلِيلًا ثُمَّ أَضْطَرُّهُ إِلی‏ عَذابِ النَّارِ وَ بِئْسَ الْمَصِيرُ در آيه 126 سوره بقره حضرت ابراهيم دو درخواست از خدا دارد، قرآن می‏گويد” به خاطر بياوريد هنگامی كه ابراهيم عرض كرد پروردگارا اين سرزمين را، شهر امن (مكه) قرار ده” و با توجه به آيه پيش از آن دعای ابراهيم عليه السّلام به اجابت رسيد و خداوند امنيتی از نظر ظاهر و باطن به آن بخشيد. دومين تقاضای ابراهيم اين است كه اهل اين سرزمين را- آنها كه به خدا و روز جزا ايمان آورده‏اند- از ثمرات گوناگون روزی بخش. در اينكه منظور از ثمرات چيست؟ مفسران نظرات گوناگون دارند ولی ظاهرا ثمرات يك معنی وسيع دارد كه هرگونه نعمت مادی اعم از مواد غذايی، ميوه‏ ها و حتی نعمات معنوی را نيز شامل می‏شود (تفسير نمونه). جالب آنكه ابراهيم نخست تقاضای امنيت و سپس درخواست مواهب اقتصادی می‏كند اين خود اشاره‏ای است به اين حقيقت كه امنيت و اقتصاد در يك جامعه با هم ارتباط تنگاتنگ داشته و شايد لازم و ملزوم هم باشند (نظر نويسنده). اين نكته نيز قابل توجه است كه حضرت ابراهيم اين درخواست را تنها برای اهل ايمان می‏كند و اين مطلب، وجود امنيت غذايی و دسترسی بی‏دغدغه و توأم با احساس امنيت روانی به غذا را لازمه جامعه اسلامی می‏داند. در ادامه آيه نيز خبر از بهره كم كفار از مواهب الهی داده شده كه می‏ تواند در آسيب‏شناسی كشاورزی و عدم امنيت غذايی، قحطی و گرسنگی در جوامع مورد توجه قرار گيرد (نظر نويسنده). 2- 4- روزيهای پاك (طيبات رزق) يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُلُوا مِنْ طَيِّباتِ ما رَزَقْناكُمْ وَ اشْكُرُوا لِلَّهِ إِنْ كُنْتُمْ إِيَّاهُ تَعْبُدُونَ از آنجا كه قرآن در مورد انحرافات ريشه‏دار از روش تاكيد و تكرار استفاده می‏كند و در اين آيات به مساله تحريم بی‏دليل پاره‏ای از غذاهای حلال و سالم در عصر جاهليت اشاره كرده منته روی سخن را به مومنان كرده می‏فرمايد:” ای افرادی كه ايمان آورده‏ايد از نعمات پاكيزه‏ای كه به شما روزی داده‏ايم بخوريد و شكر او را به جای آورده و او را بپرستيد”. تكيه روی كلمه طيب همگان را متوجه اين دستور اسلامی می‏سازد كه از غذاهای ناپاك چون گوشت مردار، درندگان، حشرات و مسكرات بپرهيزند. در آيات بسيار ديگری خداوند از مردم خواسته كه از روزيهای پاك بخورند از جمله در آيه 168 سوره مباركه بقره‏ يا أَيُّهَا النَّاسُ كُلُوا مِمَّا فِي الْأَرْضِ حَلالًا طَيِّباً وَ لا تَتَّبِعُوا خُطُواتِ الشَّيْطانِ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبِينٌ‏ می‏فرمايد:” ای مردم از آنچه در زمين است حلال و پاكيزه بخوريد و از گامهای شيطان پيروی نكنيد كه او دشمن آشكار شماست.” (تفسير نمونه) قابل توجه اينكه خطاب‏هايی كه در قرآن مربوط به استفاده از غذاهاست كم نيست و معمولا با دو قيد حلال و طيب همراه است، حلال چيزی است كه ممنوعيتی نداشته باشد و طيب به چيزهای پاكيزه گفته می‏شود كه موافق طبع سالم انسانی است نقطه مقابل خبيث كه طبع آدمی از آن متنفر است (تفسير نمونه) [2-] 5- بهره‏مندی از انواع غذا و محصولات كشاورزی‏ رَبَّنا إِنِّي أَسْكَنْتُ مِنْ ذُرِّيَّتِي بِوادٍ غَيْرِ ذِي زَرْعٍ عِنْدَ بَيْتِكَ الْمُحَرَّمِ رَبَّنا لِيُقِيمُوا الصَّلاةَ فَاجْعَلْ أَفْئِدَةً مِنَ النَّاسِ تَهْوِي إِلَيْهِمْ وَ ارْزُقْهُمْ مِنَ الثَّمَراتِ لَعَلَّهُمْ يَشْكُرُونَ‏ در آيه 37 سوره مباركه ابراهيم، حضرت ابراهيم عليه السّلام پس از ساكن كردن فرزندانش در سرزمين مكه برای آنها از پيشگاه خداوند متعال چنين می‏خواهد” … وَ ارْزُقْهُمْ مِنَ الثَّمَراتِ لَعَلَّهُمْ يَشْكُرُونَ‏” يعنی” به انواع ثمرات روزيشان ده شايد كه شكر گذارند” (تفسير نمونه). هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً لَكُمْ مِنْهُ شَرابٌ وَ مِنْهُ شَجَرٌ فِيهِ تُسِيمُونَ يُنْبِتُ لَكُمْ بِهِ الزَّرْعَ وَ الزَّيْتُونَ وَ النَّخِيلَ وَ الْأَعْنابَ وَ مِنْ كُلِّ الثَّمَراتِ إِنَّ فِي ذلِكَ لَآيَةً لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ‏ در آيات 10 و 11 از سوره مباركه نحل، خداوند ابتدا می‏فرمايد: او كسی است كه از آسمان آبی فروفرستاد، آبی حيات‏بخش، زلال و خالی از هرگونه آلودگی كه شما از آن می‏نوشيد و نيز گياهان و درختانی از آن به وجود می‏آيد كه حيوانات خود را در آن چرا می‏دهيد. سپس اين مساله را اين‏گونه ادامه می‏دهد به وسيله آب باران برای شما زراعت می‏روياند و نيز زيتون و نخل و انگور را و خلاصه از تمام ميوه‏ ها” من كل ثمرات”، در اينجا زرع هرگونه زراعتی را شامل می‏شود، زيتون هم نام آن درخت مخصوص است و هم ميوه آن، نخيل هم به معنای مفرد و هم به معنای جمع استعمال می‏شود اعناب جمع عنبه به معنی انگور است (تفسير نمونه). مُخْتَلِفاً أَلْوانُها وَ مِنَ الْجِبالِ جُدَدٌ بِيضٌ وَ حُمْرٌ مُخْتَلِفٌ أَلْوانُها وَ غَرابِيبُ سُودٌ در آيه 27 از سوره مباركه فاطر نخست می‏گويد” آيا نديده‏ای خداوند از آسمان آبی نازل كرد و به وسيله آن ميوه‏ ها به وجود آورده‏ايم با الوان مختلف” شروع اين جمله با استفهام تقريری ضمن تحريك حس كنجكاوی انسان‏ها اشاره به وضوح و بديهی بودن مطلب است كه هركس بنگرد واقعيت را می ‏بيند.” الوان” ممكن است به معنی رنگهای ظاهری ميوه‏ ها باشد و ممكن است كنايه از تفاوت در انواع طعم، ساختار و يا خواص گوناگون آنها باشد (تفسير نمونه). مَثَلُ الْجَنَّةِ الَّتِي وُعِدَ الْمُتَّقُونَ فِيها أَنْهارٌ مِنْ ماءٍ غَيْرِ آسِنٍ وَ أَنْهارٌ مِنْ لَبَنٍ لَمْ يَتَغَيَّرْ طَعْمُهُ وَ أَنْهارٌ مِنْ خَمْرٍ لَذَّةٍ لِلشَّارِبِينَ وَ أَنْهارٌ مِنْ عَسَلٍ مُصَفًّی وَ لَهُمْ فِيها مِنْ كُلِّ الثَّمَراتِ وَ مَغْفِرَةٌ مِنْ رَبِّهِمْ كَمَنْ هُوَ خالِدٌ فِي النَّارِ وَ سُقُوا ماءً حَمِيماً فَقَطَّعَ أَمْعاءَهُمْ‏ – آيه 15 از سوره مباركه محمد صلّی اللّه عليه و آله و سلّم، پنجمين موهبتی را كه برای اهل بهشت نام می ‏برد وَ لَهُمْ فِيها مِنْ كُلِّ الثَّمَراتِ‏ و برای آنها در بهشت از تمام انواع ميوه موجود است (تفسير نمونه). جمله‏ … كُلُوا مِنْ طَيِّباتِ ما رَزَقْناكُمْ …* در آيات 57 بقره، 172 بقره، 160 اعراف، 81 طه تكرار شده است” از خوراكی‏های پاكيزه‏ای كه به شما روزی داده‏ايم بخوريد.”. خلاصه اينكه خداوند در اين آيات شريفه لزوم استفاده انسان از انواع غذاها، ميوه جات، زراعت‏ها و تنوع تغذيه را متذكر می‏شود (نظر نويسنده) امروزه ثابت شده كه بدن انسان برای رشد، حيات و كسب انرژی دارای نيازهای چند گانه‏ای است كه اين مواد در گروه‏ های مختلف پروتئين‏ها، كربوهيدرات‏ها، ليپيدها و ويتامين‏ها و املاح معدنی قرار می‏گيرند و تنها با تغذيه متنوع و متعادل از انواع خوراك اين نياز برآورده می‏شود (نظر نويسنده) [2-] 6- امنيت غذايی تابعی از توسعه كشاورزی‏ در آيات 22 تا 29 از سوره مباركه دخان خداوند داستان فرعون و غرق شدنش را بيان می‏كند ولی در آيات 25، 26، 27 در رابطه با توسعه كشاورزی نكاتی وجود دارد. كَمْ تَرَكُوا مِنْ جَنَّاتٍ وَ عُيُونٍ (25) وَ زُرُوعٍ وَ مَقامٍ كَرِيمٍ (26) وَ نَعْمَةٍ كانُوا فِيها فاكِهِينَ (27)  (چه بسيار باغات و چشمه‏سارهايی كه از خود برجای گذاشتند) 26 (و زراعت‏ها و قصرهای باشكوه) 27 (و نعمات ديگر كه در آن متنعم بودند) أَ وَ لَمْ يَسِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَيَنْظُرُوا كَيْفَ كانَ عاقِبَةُ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ كانُوا أَشَدَّ مِنْهُمْ قُوَّةً وَ أَثارُوا الْأَرْضَ وَ عَمَرُوها أَكْثَرَ مِمَّا عَمَرُوها وَ جاءَتْهُمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَيِّناتِ فَما كانَ اللَّهُ لِيَظْلِمَهُمْ وَ لكِنْ كانُوا أَنْفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ‏ آيه 9 سوره مباركه روم هشداری است به دنياپرستان، در واقع قرآن كريم اشاره به اقوامی می‏كند كه نسبت به مشركان معاصر پيامبر برتری چشمگيری از نظر قدرت و نيروی مالی داشتند و سرنوشت دردناك آنها را درس عبرتی برای اينها قرار می‏دهد عبارت” اثار و الارض” در لغت به معنی” شخم زدن زمين است” ولی مفهوم وسيعی دارد و تمام اموری كه مقدّمه عمران و آبادانی توسعه نظير عمليات كشاورزی برای زراعت و درختكاری و احداث قنوات تاسيسات و امكانات را شامل می‏شود (تفسير نمونه).وَ يُمْدِدْكُمْ بِأَمْوالٍ وَ بَنِينَ وَ يَجْعَلْ لَكُمْ جَنَّاتٍ وَ يَجْعَلْ لَكُمْ أَنْهاراً در آيه 12 از سوره نوح خداوند يكی از پاداش‏های ايمان آوردن به خدا را متنعم شمردن از توسعه كشاورزی ذكر می‏كند” … و باغ‏های سرسبز و نهرهای جاری در اختيارتان قرار دهد”. در واقع اين داستان حضرت نوح است كه ايشان خطاب به قوم لجوج و سركش اين‏بار روی بشارت و تشويق تكيه می‏كند و به آنها وعده مؤكد می‏دهد كه اگر از شرك و گناه توبه كنند خدا درهای رحمت را از هر سو بر آنها می‏گشايد. اما نعمات دنيا نظير باغ‏های پر بركت و نهرهای پرآب طبق گواهی قرآن برای ايمان آورندگان موجب آبادی دنيا و آخرت است در بعضی از روايات آمده كه وقتی اين قوم لجوج از قبول دعوت نوح سرباز زدند خشك‏سالی و قحطی و ساير بلايا آنها را فراگرفت (تفسير نمونه). از اين آيات می‏ توان چنين برداشت كرد كه توسعه اقتصادی و افزايش توان توليد، خصوصا توليدات كشاورزی نشانگر و شاخصه پيشرفت يك جامعه بوده اما چنين جامعه‏ای در صورتی رستگار می‏شود كه تسليم حق بوده و برنامه الهی كه توسط پيامبرانش آمده را (وَ جاءَتْهُمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَيِّناتِ*) گردن نهاده در غير اين صورت دچار خشم الهی خواهند شد. خلاصه اينكه توسعه مادی و اقتصادی و توسعه فرهنگ دينی در يك جامعه توحيدی به‏منزله دو بال پروازند كه هريك مكمل ديگری است (نظر نويسنده) [2-] 7- توليد مدبرانه و آگاهانه‏ لِيَأْكُلُوا مِنْ ثَمَرِهِ وَ ما عَمِلَتْهُ أَيْدِيهِمْ أَ فَلا يَشْكُرُونَ‏ در آيه شريفه 35 از سوره مباركه يس خداوند می‏گويد” تا از ثمرات آن و دسترنج خويش بخورند. چرا سپاس نمی‏گويند”، همانطور كه ملاحظه می‏شود شرط تنعم از نعمت تغذيه در اين آيه كار و تلاش برای توليد آن ذكر شده است (نظر نويسنده).ولی اينكه اين توليد دارای چه خصوصياتی باشد در آيات بسياری به آن پرداخته شده از جمله در آيات: وَ فِي الْأَرْضِ قِطَعٌ مُتَجاوِراتٌ وَ جَنَّاتٌ مِنْ أَعْنابٍ وَ زَرْعٌ وَ نَخِيلٌ صِنْوانٌ وَ غَيْرُ صِنْوانٍ يُسْقی‏ بِماءٍ واحِدٍ وَ نُفَضِّلُ بَعْضَها عَلی‏ بَعْضٍ فِي الْأُكُلِ إِنَّ فِي ذلِكَ لَآياتٍ لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ‏در آيه 4 رعد، خداوند پس از ذكر زمين‏های كشاورزی و انواع باغات و محصولات و تفاوت آنها می‏گويد” هر آينه در اينها برای خردمندان عبرتهاست” يُنْبِتُ لَكُمْ بِهِ الزَّرْعَ وَ الزَّيْتُونَ وَ النَّخِيلَ وَ الْأَعْنابَ وَ مِنْ كُلِّ الثَّمَراتِ إِنَّ فِي ذلِكَ لَآيَةً لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ‏ در آيه 11 نحل، خداوند كشتزارها، نخلستان‏ها تاكستان‏ها و هر نوع ميوه را مايه عبرت برای افراد انديشمند دانسته است.از دو آيه فوق می‏ توان چنين استنباط كرد كه توليد غذا بايستی با عقل معاش، نگاه و دانش تجربی صورت پذيرد (نظر نويسنده). قالَ تَزْرَعُونَ سَبْعَ سِنِينَ دَأَباً فَما حَصَدْتُمْ فَذَرُوهُ فِي سُنْبُلِهِ إِلَّا قَلِيلًا مِمَّا تَأْكُلُونَ‏ آيه 47 سوره مباركه يوسف، برنامه و مديريت حضرت يوسف عليه السّلام در جلوگيری از قحطی مصر را متذكر می‏شود” هفت سال پياپی بكاريد و هرچه می‏درويد، جز اندكی كه می‏خوريد با خوشه انبار كنيد”.در اين آيه می‏ توان لزوم نگاه كلان به امنيت غذايی در جامعه، برنامه‏ريزی و مديريت منابع غذايی را درك كرد. قطعا توليدی ثمربخش خواهد بود كه براساس برنامه‏ريزی زمانبندی شده و محاسبات مديريتی باشد (نظر نويسنده) 2- 8- عدم وابستگی به غير مسلمانان در تأمين غذا الَّذِينَ يَتَرَبَّصُونَ بِكُمْ فَإِنْ كانَ لَكُمْ فَتْحٌ مِنَ اللَّهِ قالُوا أَ لَمْ نَكُنْ مَعَكُمْ وَ إِنْ كانَ لِلْكافِرِينَ نَصِيبٌ قالُوا أَ لَمْ نَسْتَحْوِذْ عَلَيْكُمْ وَ نَمْنَعْكُمْ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ فَاللَّهُ يَحْكُمُ بَيْنَكُمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ وَ لَنْ‏ يَجْعَلَ اللَّهُ لِلْكافِرِينَ عَلَی الْمُؤْمِنِينَ سَبِيلًا آيه معروف نفی سبيل در سوره مباركه نساء 141 وَ لَنْ يَجْعَلَ اللَّهُ لِلْكافِرِينَ عَلَی الْمُؤْمِنِينَ سَبِيلًا آيا هدف از اين جمله تنها عدم تفوق كفار از نظر منطق بر افراد باايمان است و يا پيروزی‏های نظامی، فرهنگی، سياسی و مانند آن را نيز شامل می‏شود؟ از آنجا كه كلمه سبيل به اصطلاح از قبيل نكره در سياق نفی است و معنی عموم را می‏رساند از آيه استفاده می‏شود كه كافران نه تنها از نظر منطق بلكه از نظر نظامی، سياسی، فرهنگی و اقتصادی و در كل از هيچ نظر بر مومنان چيره نخواهند شد (تفسير نمونه). وَ إِذْ قُلْتُمْ يا مُوسی‏ لَنْ نَصْبِرَ عَلی‏ طَعامٍ واحِدٍ فَادْعُ لَنا رَبَّكَ يُخْرِجْ لَنا مِمَّا تُنْبِتُ الْأَرْضُ مِنْ بَقْلِها وَ قِثَّائِها وَ فُومِها وَ عَدَسِها وَ بَصَلِها قالَ أَ تَسْتَبْدِلُونَ الَّذِي هُوَ أَدْنی‏ بِالَّذِي هُوَ خَيْرٌ اهْبِطُوا مِصْراً فَإِنَّ لَكُمْ ما سَأَلْتُمْ وَ ضُرِبَتْ عَلَيْهِمُ الذِّلَّةُ وَ الْمَسْكَنَةُ وَ باؤُ بِغَضَبٍ مِنَ اللَّهِ ذلِكَ بِأَنَّهُمْ كانُوا يَكْفُرُونَ بِآياتِ اللَّهِ وَ يَقْتُلُونَ النَّبِيِّينَ بِغَيْرِ الْحَقِّ ذلِكَ بِما عَصَوْا وَ كانُوا يَعْتَدُونَ‏آيه شريفه 61 از سوره مباركه بقره” و نيز بخاطر بياوريد زمانی را كه گفتيد: ای موسی هرگز حاضر نيستيم به يك نوع غذا، اكتفا كنيم از خدای خود بخواه كه از آنچه از زمين می‏رويد از سبزيجات، خيار، عدس، پياز برای ما بروياند، موسی گفت آيا غذای پست‏تر انتخاب می‏نماييد (اكنون كه چنين است از بيابان) وارد مصر (شهر) شويد زيرا هرچه خواستيد در آنجا هست. خداوند مهر ذلت و نياز بر پيشانی آنها زد و مجددا گرفتار غضب پروردگار شدند. چراكه آنها نسبت به آيات الهی كفر ورزيدند و پيامبران را به ناحق می‏كشتند اين‏ها به خاطر آن بود كه گناه‏كار، سركش و متجاوز بودند”. يكی از تفاسيری كه بر اين آيه وجود دارد اين است كه اگر از غذاهای غير متنوعی در اين بيابان بهره می‏گيريد در عوض ايمان داريد و آزاد و مستقل هستيد اگر نمی‏خواهيد بازگرديد و باز هم اسير فرعونيان شويد تا از باقيمانده سفره آنها و از غذاهای پرتجمل و وسوسه‏انگيزشان بهره بريد، شما به دنبال شكم و خورد و خوراكيد هيچ نمی‏انديشيد كه آن روز برده و اسير بوديد و امروز آزاد و سربلند هستيد (تفسير نمونه) در دنيای امروز كه استعمارگران غربی در دنباله فرعونيان تاريخ قرار گرفته و وارث آنها گشته‏اند همواره سعی كرده‏اند نفوذ استثماری خود را بر ساير ملل بالاخص كشورهای اسلامی با تزوير و ترفند محقق سازند و از اين آيه به خوبی استفاده می‏شود كه جامعه اسلامی نبايستی در هيچ مرحله‏ای برای تامين غذای خود به كفار وابستگی داشته باشد. چه اين وابستگی در تامين منابع غذايی و يا در قالب فرهنگ تغذيه باشد (نظر نويسنده) [2- 9] امنيت غذايی زمينه‏ساز فرهنگ دينی‏ فَلْيَعْبُدُوا رَبَّ هذَا الْبَيْتِ (3) الَّذِي أَطْعَمَهُمْ مِنْ جُوعٍ وَ آمَنَهُمْ مِنْ خَوْفٍ‏ در آيه 4 از سوره مباركه قريش، خداوند در مورد قبيله قريش فرموده كه آنها را از گرسنگی نجات داد و از ناامنی رهايی بخشيد در حالی كه در آيه 3 از اين سوره علت بخشيدن اين نعمات را ايجاد زمينه برای عبادت خدا ذكر كرده است، باز هم در اين سوره مباركه می ‏بينيم كه امنيت غذايی به علاوه امنيت اجتماعی زمينه‏ساز فرهنگ دينی در جامعه توحيدی می ‏باشد (نظر نويسنده) [2- 10] 9- توزيع عادلانه غذا در جامعه اسلامی‏ وَ هُوَ الَّذِي أَنْشَأَ جَنَّاتٍ مَعْرُوشاتٍ وَ غَيْرَ مَعْرُوشاتٍ وَ النَّخْلَ وَ الزَّرْعَ مُخْتَلِفاً أُكُلُهُ وَ الزَّيْتُونَ وَ الرُّمَّانَ مُتَشابِهاً وَ غَيْرَ مُتَشابِهٍ كُلُوا مِنْ ثَمَرِهِ إِذا أَثْمَرَ وَ آتُوا حَقَّهُ يَوْمَ حَصادِهِ وَ لا تُسْرِفُوا إِنَّهُ لا يُحِبُّ الْمُسْرِفِينَ‏ آيه 141 انعام پس از ذكر آفرينش باغ‏های معروش و غير معروش برای انسان‏ها به طور خاص از محصولات دارای اهميت اقتصادی و تغذيه‏ای برای انسان نام برده و تفاوت و تنوع اين نعمات الهی را متذكر می‏شود. سپس پروردگار می‏گويد” از ميوه آنها هنگامی كه به ثمر نشست بخوريد ولی فراموش نكنيد كه به هنگام چيدن حق آن را بايد ادا كنيد.” و در پايان فرمان می‏دهد كه” اسراف نكنيد زيرا خداوند مسرفان را دوست ندارد.” با توجه به اينكه آيات پيش از آن سخن از احكام خرافی بت‏پرستان به ميان آورده كه از زراعت ها و دامداريشان نصيبی برای بت‏ها قرار داده و عقيده داشتند كه اين سهام بايستی تنها به خادمان بت‏ها رسيده و مردم فقير و عادی از آن بی ‏بهره هستند اين آيه شريفه صريحا با اين احكام خرافی و تبعيض‏آميز به مقابله پرداخته و می‏گويد خالق تمام اين نعمات خداست و هم او دستور داده كه از آنها بهره گيريد و البته اسراف نكنيد بنابراين جز خدا كه خالق آنهاست كسی حق تحريم و تحليل آن نعمات را ندارد. (تفسير نمونه) سپس در جمله” اذا ثمر” با ذكر كلمه ثمر قبل از آن ميان مفسران گفتگو است ولی ظاهرا هدف از اين جمله اين است كه به مجرد آشكار شدن ميوه بر درختان و خوشه و دانه در زراعت‏ها، بهره‏ گيری از آن مباح و جايز است و بايستی حق مستمندان پرداخت شود و ادای اين حق بايستی در موقع چيدن ميوه و درو كردن محصول” يوم الحصاد” صورت گيرد (تفسير نمونه). اما در مورد اينكه منظور از پرداختن حق به هنگام درو چيست بعضی معتقدند همان زكات واجب يعنی يك دهم و يك بيستم است ولی باوجود اينكه اين سوره مكی می ‏باشد و حكم زكات در سال دوم هجرت يا بعد از آن صادر شده چنين احتمالی بعيد می‏نمايد. در روايات بسياری از اهل بيت عليهم السّلام اين حق غير از زكات معرفی شده، و منظور از آن چيزی است كه به هنگام حضور مستمند در موقع برداشت محصول به او داده می‏شود و حد معين و ثابتی ندارد. و براساس روايات اهل بيت عليهم السّلام استفاده می‏شود كه اين يك حكم استحبابی بوده كه هنوز به قوت خود باقی است (تفسير نمونه). تعبير به كلمه يوم نيز ممكن است اشاره‏ای بر عزم و اراده آشكار بر پرداخت نصيبی به مستمندان و نيازمندان باشد و در روايات معصومين نيز بر اين مطلب تاكيد شده است (تفسير نمونه). از آيه مذكور چنين می‏ توان استنباط كرد كه داشتن برنامه‏ های كلان اجرايی و سازماندهی شده برای توزيع عادلانه تمامی مواهب اقتصادی نظير غذا، بين اقشار مختلف جامعه اسلامی خصوصا اقشار محروم از ضروريات جامعه اسلامی است (نظر نويسنده). 2- 11- مصرف بدون اسراف‏ در انتهای اين آيه 141 انعام، خدا می‏فرمايد: وَ لا تُسْرِفُوا إِنَّهُ لا يُحِبُّ الْمُسْرِفِينَ‏ اسراف به معنی تجاوز از حد اعتدال است و اين جمله می‏ تواند عدم اسراف در خوردن و يا عدم اسراف در بخشش بوده باشد. و نيز در آيه 31 اعراف‏ وَ كُلُوا وَ اشْرَبُوا وَ لا تُسْرِفُوا إِنَّهُ لا يُحِبُّ الْمُسْرِفِينَ. كلمه اسراف كلمه بسيار جامعی است كه هرگونه زياده‏روی در كميت و كيفيت و بيهوده‏گويی و اتلاف و مانند آن را شامل می‏شود و اين روش قرآن است كه به هنگام تشويق به استفاده كردن از مواهب آفرينش جلوی سوء استفاده از آن را گرفته و به اعتدال توصيه می‏كند (تفسير نمونه). پس چنين نتيجه می‏شود كه يك محور از امنيت غذايی در جامعه اسلامی با تأمين شدن غذای مورد نياز واقعی حاصل شده و تغذيه تجمل‏گرايانه در اسلام جايی ندارد. نتيجه‏ گيری‏ از جمع ‏بندی آيات فوق الذكر چنين نتيجه ‏گيری می‏شود كه امنيت غذايی از نگاه قرآن كريم دارای محورهای زير می ‏باشد. 1- با توجه به شباهت برخی نعمات دنيوی و بهشتی برای مومنان شايد بتوان اين‏گونه نتيجه گرفت كه بين امنيت غذايی در جامعه آرمانی اسلامی و بهشت توصيف شده در قرآن كريم نيز می‏ تواند شباهت ‏هايی وجود داشته باشد. 2- اگر فرض بر اين باشد كه در مورد امنيت غذايی بين جامعه آرمانی اسلام و بهشت قرآنی شباهت ‏هايی وجود دارد در نتيجه آن‏گونه كه اهل بهشت به طور دائم به غذاهای بهشتی دسترسی دارند، دسترسی به غذا در جامعه اسلامی نيز بايد هميشگی باشد (دسترسی دائم به غذا). 3- مسلمانان بايستی در مورد دسترسی به غذا در آينده نيز اطمينان خاطر داشته باشند. 4- جامعه اسلامی می‏ تواند از انواع غذا و محصولات كشاورزی بهره‏مند گردد به شرط آنكه طيب و حلال باشند (تنوع تغذيه). 5- توليد محصولات كشاورزی و مواد غذايی بايستی براساس مديريت كلان، پيش‏بينی، برنامه‏ريزی و دانش تجربی صورت پذيرد. 6- اين نكته بايد مورد توجه قرار گيرد كه مسلمانان نبايد در تامين مواد غذايی به غير مسلمانان وابسته باشند. 7- ايجاد امنيت غذايی در جامعه اسلامی زمينه ‏ساز توسعه فرهنگ دينی خواهد بود به شرط آنكه تمامی افراد جامعه به صورت عادلانه به غذا دسترسی داشته و مصرفی بدون اسراف داشته باشند. پس می‏ توان تعريف قرآنی برای امنيت غذايی را اين‏گونه آورد:” توليد آگاهانه و مدبرانه انواع غذاهای طيب و حلال در جامعه اسلامی بدون وابستگی به غير مسلمانان و توزيع عادلانه آن به طوری كه تمام افراد جامعه، دسترسی دائم به غذا داشته و از تأمين آن در آينده نيز مطمئن باشند و از آن بدون اسراف، مصرف كنند”. شايد بتوان اين تعريف را به نظام اقتصادی نيز تعميم داد با اين بيان كه نظام اقتصاد اسلامی بر مبنای توليد مدبرانه، توزيع عادلانه و مصرف بدون اسراف بنيان نهاده شده است. کلمات کليدي: امنیت اجتماعی غـذا طعام قران کریم اسراف ..................................................................................................... منابع و ماخذ:  1. قرآن کریم 2. ابن الازرق، بدائع المسلک فی طبائع الملک، دار التراث العربی، 1968 م 3. بی‌آزار شیرازی، عبد الکریم، رساله نوین فقهی پزشکی، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، سال 1374 4. جمالیان، سید رضا، پنجاه راه ساده برای نجات کره زمین، انتشارات چاپخش، چاپ اول، 1371 5. حر عاملی، محمد بن الحسن، وسایل الشیعه، کتاب احیاء الاموات، دار النهفته، 1382 ق 6. السمهودی، وفاء الوفاء باخبار دار المصطفی، بیروت، دار الاحیاء، 1979 م 7. سید مظفری، فریده دخت، زیست‌شناسی سلولی و مولکولی، انتشارات دانشگاه پیام نور 8. شریعت‌پناهی، محمد، مبانی بهداشت محیط، انتشارات دانشگاه تهران، 1373 9. شفیعی، سید محمد، تأثیر محیط زیست در انسان، نشر ارکان، چاپ اول، سال 1376 10. علیرضایی، مریم، مقاله بهداشت محیط در اسلام، همایش بهداشت در اسلام، سال 1376 11. فتاحی، سید حسین، مجموعه مقالات سمینار دیدگاه‌های اسلام در پزشکی، انتشارات دانشگاه فردوسی مشهد، سال 1371 12. کردوانی، پرویز، جغرافیای خاک‌ها، انتشارات صدرا، سال 1374 13. کردوانی، پرویز، منابع و مسائل آب در ایران، انتشارات صدرا، سال 1375 14. قزوینی، آثار البلاد و اخبار العباد، انتشارات دار صادر بیروت، 1974 م 15. مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، بیروت، دار احیاء التراث العربی، چاپ سوم، 1403 ق 16. محمودی، عباسعلی، آب و بهداشت در اسلام، دفتر تحقیقات و نشریات، سال 1379 17. نابلسی، الملاحه فی علم الفلاحه، انتشارات دار الافاق الجدیده بیروت، 1979 18. نوری، میرزا حسین، مستدرک الوسایل بیروت، مؤسسه آل البیت، چ دوم، 1408 ق 19. یحیی‌آبادی، اکبر، آب و جایگاه آن در اسلام و سایر ادیان، انتشار تهران، سال 1376 ص: 391 ...................................................................................................... منبع : دانشنامه کشاورزی، ج1 , رزاقي و : فصلنامه اخلاق پزشكي سال سوم، شماره نهم

تاثیر تغذیه سالم بر اخلاق

بسم الله الرحمن الرحیم  تاثیر تغذیه سالم بر اخلاق   اشاره: در روایات متعددى مى خوانیم : یکى از شرایط استجابت دعا پرهیز از غذاى حرام است؛ از جمله، در حدیثى آمده است که شخصى نزد پیامبر صلى الله علیه و آله آمد و عرض کرد: «احب ان یستجاب دعائى؛ دوست دارم دعاى من مستجاب شود!» پیامبر صلى الله علیه و آله فرمود: «طهر ماکلک و لاتدخل بطنک الحرام ، غذاى خود را پاک کن و از غذاى حرام پرهیز نما!» همین معنى از همان بزرگوار با تعبیر دیگرى آمده است، مى فرماید: «من احب ان یستجاب دعائه فلیطیب مطعمه و مکسبه : کسى که دوست دارد دعایش مستجاب شود، طعام و کسب خود را از حرام پاک کند!» با توجه به این که در حدیثى از امام صادق علیه السلام مى خوانیم: «ان الله لا یستجیب دعاء بظهر قلب قاس; خداوند دعایى را که از قلب قساوتمند برخیزد مستجاب نمى کند!» مى توان نتیجه گرفت که غذاى ناپاک و حرام، قلب را تاریک و قساوتمند مى کند; و به همین دلیل، دعاى حرام خواران مستجاب نمى شود و از اینجا به رابطه نزدیکى که در میان ناپاکى درون و تغذیه حرام وجود دارد، مى توان پى برد.   [و اینک بررسی روایاتی که در این موضوع مهم مطرح شده است] 1- در حدیث معروف امام حسین علیه السلام در روز عاشورا آمده است که بعد از ایراد آن سخنان داغ و پر محتوا و گیرا در برابر لشکر لجوج و قساوتمند کوفه، هنگامى که ملاحظه کرد آنها حاضر به سکوت و گوش دادن به سخنانش نیستند، فرمود: (آرى! شما حاضر به شنیدن سخن حق نیستید زیرا ملئت بطونکم من الحرام فطبع الله على قلوبکم; شکم هاى شما از غذاهاى حرام پر شده است، در نتیجه خداوند بر دلهاى شما مهر زده است (و هرگز حقایق را درک نمى کنید!)»   ۲- در روایات دیگرى آمده است; که رابطه اى در میان خوردن غذاى حرام و عدم قبول نماز و روزه و عبادات، وجود دارد; از جمله، در حدیثى از پیامبراکرم صلى الله علیه و آله مى خوانیم: «من اکل لقمه حرام لن تقبل له صلوه اربعین لیله، و لم تستجب له دعوه اربعین صباحا و کل لحم ینبته الحرام فالنار اولى به و ان اللقمه الواحده تنبت اللحم; هرکسى لقمه اى از غذاى حرام بخورد تا چهل شب نماز او قبول نمى شود،و تا چهل روز دعاى او مستجاب نمى گردد; و هر گوشتى که از حرام بروید، آتش دوزخ براى آن سزاوارتر است; و حتى یک لقمه نیز باعث روییدن گوشت مى شود!» بدیهى است براى قبولى نماز، شرایط زیادى لازم است، از جمله حضور قلب و پاکى دل، اما غذاى حرام پاکى قلب و صفاى دل را از انسان مى گیرد.   ۳- در روایات متعدد دیگرى از پیامبراکرم صلى الله علیه و آله و امامان معصوم علیهم السلام آمده است که: «من ترک اللحم اربعین صباحا ساء خلقه: کسى که چهل روز گوشت را ترک کند، اخلاق او بد مى شود!» از این احادیث بخوبى استفاده مى شود که در گوشت ماده اى است که اگر براى مدت طولانى از بدن انسان قطع شود، در روحیات و اخلاق او اثر مى گذارد، و کج خلقى و بد اخلاقى به بار مى آورد. البته استفاده زیاد از گوشت حیوانات نیز در بعضى از روایات مزموم شمرده شده، ولى از ترک آن براى مدت طولانى نیز در بسیارى از روایات نهى شده است.   ۴- در روایات زیادى که در کتاب «اطعمه و اشربه» آمده است، رابطه اى میان بسیارى از غذاها و اخلاق خوب و بد، بیان گردیده به عنوان نمونه: در حدیثى از رسول خدا صلى الله علیه و آله مى خوانیم: «علیکم بالزیت فانه یکشف المره …. و یحسن الخلق; بر شما لازم است که از زیت (زیت به معنى روغن زیتون یا هرگونه روغن مایع است) استفاده کنید، زیرا صفرا را از بین مى برد… و اخلاق انسان را نیکو مى کند!».   ۵- در حدیثى از امام صادق علیه السلام مى خوانیم: که از کلام پیامبر صلى الله علیه و آله چنین نقل مى کند «من سره ان یقل غیظه فلیاکل لحم الدراج ; کسى که دوست دارد خشم او کم شود گوشت دراج را بخورد!» (دراج پرنده‏اى است ‏شبیه به کبک که گوشت لذیدى دارد) از این تعبیر بخوبى استفاده مى شود که رابطه اى میان تغذیه و خشم و بردبارى وجوددارد.   ۶- در روایت مشروحى از تفسیر عیاشى از امام صادق علیه السلام نقل شده درباره این که چرا خداوند خون را حرام کرده مى فرماید: « و اما الدم فانه یورث الکلب و قسوه القلب و قله الرافه و الرحمه لا یؤمن ان یقتل ولده و والدیه ….; این که خداوند خوردن خون را حرام کرده به خاطر آن است که سبب جنون و سنگدلى و کمبود رافت و مهربانى مى شود … تا آنجا که ممکن است فرزند و یا پدر و مادرش را به قتل برساند!» در بخش دیگرى از این روایت مى فرماید: «و اما الخمر فانه حرمها لفعلها و فسادها وقال ان مدمن الخمر کعابد الوثن و یورث ارتعاشا و یذهب بنوره و یهدم مروته; و اما شراب، خداوند آن را به خاطر تاثیر و فسادش حرام کرده است و فرمود شخص دائم الخمر مانند بت پرست است بدنش لرزان مى شود، و نور (معنویت) او را از بین مى برد، و شخصیت او را ویران مى سازد!»   ۷- در روایات متعددى که در کافى درباره انگور آمده است رابطه میان خوردن انگور و برطرف شدن غم و اندوه دیده مى شود; از جمله، در حدیثى از امام صادق علیه السلام مى خوانیم: «شکى نبى من الانبیاء الى الله عزوجل الغم فامره الله عزوجل باکل العنب; یکى از پیامبران الهى از غم و اندوه (و افسردگى) به پیشگاه خداوند متعال شکایت کرد; خداوند متعال به او دستور داد که انگور بخورد!» این حدیث تاکید بیشترى است بر مساله ارتباط تغذیه با مسائل اخلاقى.   ۸- در احادیث متعددى نیز رابطه خوردن انار و از میان رفتن وسوسه هاى شیطانى و به وجود آمدن نورانیت قلب دیده مى شود; از جمله، در حدیث معتبرى از امام صادق علیه السلام آمده است که مى فرمود: «من اکل رمانه على الریق انارت قلبه اربعین یوما; کسى که یک انار را ناشتا بخورد، چهل روز قلبش را نورانى مى کند.»   ۹- در روایت متعددى در باب «خوردن » تعبیراتى دیده مى شود که همه نشانه ارتباط تغذیه با روحیات و مسائل اخلاقى است; از جمله، در حدیثى از رسول خدا صلى الله علیه و آله مى خوانیم که به جعفر (ابن ابى طالب)علیهماالسلام فرمود: «یا جعفر کل السفرجل فانه یقوى القلب و یشجع الجبان; اى جعفر! « به » بخور قلب را تقویت مى کند و ترسو را شجاع مى سازد!»   ۱۰- در بعضى از احادیث رابطه میان غذاى اضافى و سنگدلى و قساوت و عدم پذیرش موعظه دیده مى شود; از جمله، در کتاب «اعلام الدین » از پیغمبر اکرم نقل شده که فرمود: «ایاکم و فضول المطعم فانه یسم القلب بالقسوه و یبطى ء بالجوارح عن الطاعه و یصم الهمم عن سماع الموعظه; از غذاى اضافى بپرهیزید که قلب را پر قساوت مى کند و از اطاعت حق تنبل مى سازد و گوش را از شنیدن موعظه کر مى نماید!» فضول الطعام (غذاى اضافى) ممکن است اشاره به پرخورى باشد یا غذاهاى باقى مانده و فاسد شده، و در هر حال از رابطه تغذیه و مسائل اخلاقى خبر مى دهد. همین معنى در بحارالانوار از بعضى از روات اهل سنت از پیغمبراکرم صلى الله علیه و آله نقل شده است. از این حدیث بخوبى استفاده مى شود کهغذاى اضافى سه پیامد سوء دارد: قساوت مى آورد; انسان را در انجام عبادات و طاعات تنبل مى کند; و گوش شنوا را در برابر مواعظ از انسان مى گیرد! این مطلب کاملا محسوس است که وقتى انسان غذاى زیاد و سنگین مى خورد عبادات را به زحمت به جا مى آورد و نشاطى براى عبادت ندارد بعکس هنگامى که غذاى ساده و کم مى خورد قبل از اذان صبح بیدار است نشاط دارد و حالت مطالعه و عبادت دارد. همچنین به تجربه رسیده است هنگامى که انسان روزه مى گیرد رقت قلب پیدا مى کند و آمادگى بیشتر براى شنیدن مواعظ در او حاصل مى شود; بعکس هنگامى که شکم پر است فکر انسان درست کار نمى کند و خودش را از خدا دور مى بیند.   ۱۱- در احادیث اسلامى در ارتباط نوشیدن عسل با صفاى قلب، از امیرمؤمنا ن على علیه السلام مى خوانیم: «العسل شفاء من کل داء و لا داء فیه یقل البلغم و یجلى القلب; عسل شفاى تمام بیماریها است و در آن بیمارى نیت بلغم را کم مى کند و قلب را صفا مى بخشد.»   نتیجه: از مجموع آنچه در بالا آوردیم و روایات فراوان دیگر که ذکر آنها به طول مى انجامد بخوبى استفاده مى شود که رابطه نزدیکى میان تغذیه و روحیات و اخلاقیات وجود دارد، هرگز نمى گوئیم غذاها علت تامه براى اخلاق خوب یا بد است، بلکه همین اندازه مى دانیم که طبق روایات بالا یکى از عوامل زمینه ساز پاکى و اخلاق، تغذیه است هم از نظر نوع غذاها و هم از نظر حلال و حرام بودن آنها. دانشمندان امروز نیز معتقدند بسیارى از پدیده هاى اخلاقى به خاطر هورمونهائى است که غده هاى بدن تراوش مى کند و تراوش غده ها رابطه نزدیکى با تغذیه انسان دارد; بر همین اساس، بعضى معتقدند که گوشت هر حیوانى حاوى صفات آن حیوان است، واز طریق غده ها و تراوش آنها در اخلاق کسانى که از آن تغذیه مى کنند اثر مى گذارد. گوشت درندگان انسان را درنده خو مى کند، و گشت خوک صفت بى بندوبارى جنسى را که از ویژگیهاى این حیوان است به خورنده آن منتقل مى سازد. این از نظر رابطه طبیعى و مادى است، از نظر رابطه معنوى نیز آثار خوردن غذاى حرام غیر قابل انکار است، غذاى حرام قلب را تاریک و روح را ظلمانى مى کند و فضائل اخلاقى را ضعیف مى سازد. این سخن با ذکر یک داستان تاریخى که مورخ معروف مسعودى در «مروج الذهب » آورده پایان مى دهیم: او از «فضل بن ربیع » نقل مى کند که «شریک ابن عبدالله » روزى وارد بر «مهدى » خلیفه عباسى شد، مهدى به او گفت باید حتما یکى از سه کار را انجام دهى، شریک سؤال کرد کدام سه کار؟ گفت یا قضاوت را از سوى من بپذیرى و یا تعلیم فرزندم را برعهده بگیرى، و یا غذائى (با ما) بخورى! شریک فکرى کرد و گفت سومى از همه آسانتر است، مهدى او را نگهداشت و به آشپز گفت انواعى از خوراک مغز آمیخته با شکر و عسل براى او فراهم ساز. هنگامى که «شریک » از آن غذاى بسیار لذیذ و (طبعا حرام) فارغ شد، آشپز رو به خلیفه کرد و گفت این پیرمرد بعد از خوردن این غذا هرگز بوى رستگارى را نخواهد دید! فضل ابن ربیع مى گوید مطلب همین گونه شد، و شریک ابن عبدالله بعد از این ماجرا هم به تعلیم فرزندان آنها پرداخت و هم منصب قضاوت را از سوى آنها پذیرفت. ............................................................................................................................. منبع: کتاب اخلاق در قرآن کریم آیه الله مکارم شیرازی، جلد اول صفحه ۱۴۹ نویسنده:سعید کمیلی

نگاهی به غذا و تغذیه از منظر اسلامی

بسم الله الرحمن الرحیم  نگاهی به غذا و تغذیه از منظر اسلامی   مصظفی آخوندی   چکیده غذا و تغذیه در آموزه های دینی همچون سایر موضوعات ، مورد توجه قرار گرفته است . مبداء پیدایش غذا از جانب خداوند است که جهت تندرستی ، تداوم حیات و توانمندی در انجام تـکـالیـف بـه انـسـان عـطا شده است . قریب به 250 آیه قرآنی و دهها روایت از معصومین عـلیـهـم السـلام بـر اهـمـیـت غـذا و تـغـذیـه دلالت مـی کـنـنـد. سـؤ ال ایـن اسـت که اسلام ، خوردن چه نوع غذاهایی را توصیه کرده است ؟ چه مقدار باید غذا خـورد؟ اسـلام چند وعده برای خوردن را توصیه می کند؟ و بالاخره آداب خوردن غذا چیست ؟ ایـنـهـا پـرسـشـهـایـی است که مقاله حاضر درصدد پاسخگویی به آنهاست : . اهمیت غذا نیاز انسان به غذا، مهم ترین و حیاتی ترین نیاز روزمره اوست که از تولد تا مرگ وی را همراهی می کند، و حتی انبیا و اولیاء الهی نیز از این قاعده مستثنی نیستند. رشـد، طـول عـمـر، تـنـدرسـتی ، آرامش اعصاب و روان ، خلق و خوی و رفتار، توانمندی و قدرت ، تکثیر نسل و تولید مثل و... همه به نوعی وامدار تغذیه سالمند. از این رو قریب به دویست و پنجاه آیه قرآنی و دهها روایت معصومین (علیهم السلام ) در مورد غذا و تغذیه وارد شده است . همچنین نام گذاری پنجمین سوره قرآن به مائده (سفره غذایی )، از صفات خـداوند، رزاق و معطم بودن ، سوگند خداوند به غذا (والتین والزیتون )، درخواست مائده آسـمـانـی تـوسـط حـضـرت عیسی و درخواست غذا توسط حضرت موسی (ع ) هر کدام مهر تاییدی بر اهمیت غذا و تغذیه می باشند. هـمـچـنین خداوند براهل مکه به دو چیز منت می نهد: ((غذا)) و ((امنیت )) ((الذی اطعمهم من جوع و آمنهم من خوفِ)) همان کس که آنها را از گرسنگی نجات داد و از ترس و نا امنی ایمن ساخت . امـام رضـا(ع ) فـرمـود: ((فـانَّ صلاح البدن وَ قوِامَه یَکونُ بِالطَّعامِ والشَّرابِ و فَسادَهُ یَکونُ بهما.))سلامتی و پایداری بدن و همچنین بیماری آن به غذا و نوشیدنی است . تاءثیر غذا و تغذیه بر اخلاق و رفتار خـداوند بین تغذیه کافران و مومنان تفاوت قائل شده است . در مورد کافران می فرماید: ((والّذیـن کـفـروا یـتمتعون و یاکلُون کَما تاکُل می خورند. توضیح آنکه حیوانات علف می خورند بی آنکه بدانند از کجا آمده ، حلال است یا حرام ؟ غصبی است یا مباح ؟ کافران نیز غـذا مـی خـورنـد بـی آن کـه بـه رجـس و پـلیـدی و حلال و حرام بودن آن توجه داشته باشند. لذا فرجام مشابه ای دارند. ولی مؤ منان که به تاثیر اخلاقی و معنوی غذا توجه دارند، مقید به رعایت غذای پاکیزه و حـلال مـی بـاشـند. مردی خدمت پیامبر(ص ) گفت : دوست دارم دعایم مستجاب شود، حضرت فرمود: ((غذای خود را پاکیزه کن و از هر گونه غذای حرام بپرهیز.)) لذا بـه مـؤ مـنـان دسـتـور داده شـده فـقـط از غـذاهـای پـاکـیـزه و حـلال اسـتـفـاده کـنـنـد. ((یا ایها الذین آمنوا کلوا من طیبات ما رزقناکم ؛ ای مومنان ! از روزی پـاکـیـزه کـه بـه شـمـا دادیم بخورید.)) و در برخی آیات ارتباط تنگاتنگی بین غذای پـاکـیزه و عمل صالح دیده می شود. ((کلوا من الطیّبات و اعملوا صالحا؛ از غذاهای پاکیزه بـخـوریـد و عـمـل صـالح انـجـام دهـیـد.)) زیـرا هـمـچـنـان کـه سـخـن پـاکـیـزه ، عـمـل صـالح را بـه آسـمـان عـروج مـی دهد، غذای پاکیزه نیز انسان را در جهت کسب کمالات مـعـنـوی و حـفـظ ارزش هـای اخـلاقـی یاری می بخشد و به مانند باران پاکیزه موجب رویش سبزه ها و گل های معطر در وجود آدمی می گردد. اصـحـاب کـهـف که دغدغه حفظ ایمان و معنویت خود را داشتند، وقتی از خواب طولانی بیدار شدند، به دنبال غذایی بودند که پاک و پاکیزه باشد و سبب خاموش شدن نور الهی در وجـود آنـان نـگـردد. بر خلاف غذاهای خبیث و حرام که موجب تاریکی قلب ، سنگدلی ، و از بـیـن رفـتـن نـور ایمان می شود. در آیه ای از قرآن آمده است : شیطان می خواهد به وسیله شـراب (غذای پلید) و قمار در میان شما عداوت و کینه ایجاد کند، و شما را از یاد خدا و در آیـه ای دیـگـر خـوردن مـال حـرام را آتـش خـوردن مـعـرفـی کـرده اسـت : ((کـسـانـی کـه امـوال یـتـیـمان را به ستم می خورند (در حقیقت ) تنها آتش می خورند.)) و این بیانگر نقش غـذای حـرام و خـبیث است که به روح و روان و ایمان فرد خسارت می زند. امام حسین (ع ) با اشـاره بـه یـکـی از عـلل رفتار پست و ناهنجار کوفیان در کربلا می فرماید: ((قد مُلئت بطونکم من الحرام ؛ شکم های شما از حرام پر شده است .)) امـام رضـا(ع ) فـرمـود: ((بـدان کـه نـیـرو و تـوان و روح و روان ، تابع مزاج بدنها می باشد.)) تـوضیح روایت آن که مراد از نفوس ، روح انسان است که چون مرغی اسیر قفس تن اوست . بـه هـر انـدازه کـه مـزاج و جـسـم او سـالم بـاشـد، روح او نـیـز سـالم و کـامـل تـر خواهد بود. روح سالم در بدن سالم است . رمز سلامتی روح و جسم در یک قیاس منطقی ، چنین قابل تبیین است : سلامتی روح ، تابع سلامتی تن است ، و سلامتی تن تابع غذا و تغذیه سالم ، پس سلامتی روح ، تابع غذا و تغذیه سالم می باشد.   بـا تـوجـه بـه پـاره ای از روایـات آثار برخی غذاها بر اخلاق و رفتار آدمی به قرار زیر است : 1. اعتدال در خوردن گوشت موجب خوش اخلاقی ، اعتماد به نفس و شجاعت می شود و افراط در آن قساوت قلب می آورد. 2. شیر، موجب صبوری ، مهربانی ، آرامش و... می شود. 3. عسل ، موجب رشد حافظه ، صافی دل و شفا است . 4. انـگـور، غـم و انـدوه و افـسـردگـی را بـه شـادابـی تبدیل می کند. 5 . خرما، موجب صبر و حلم وبردباری می شود. 6 . زیتون ، حافظه را تقویت می کند. 7. سیب ، موجب تقویت اعصاب و رنگ رخسار می گردد. می شود. 9. هلیم ، نشاط عبادت را افزون می کند. بـی تـردیـد تـغذیه سالم و منطبق با استانداردهای اسلامی نقشی بسزا در سلامت جسم و روح انسان دارد و او را در طی مسیر تکاملی اش یاری می دهد. چه غذایی بخوریم ؟ عـده ای به رژیم گوشتخواری عقیده دارند، هر چند این رژیم بطور مطلق وجود ندارد ولی طرفدارانی دارد. عده ای بر گیاه خواری پای می فشرند و معتقدند انسان گیاه خوار آفریده شده است . گـروهـی نـیـز بـه رژیـم مـیـوه خـواری تـاءکـیـد مـی ورزنـد، بـا ایـن اسـتدلال که ساختار دستگاه گوارش ‍ آدمی به هیچ یک از دستگاه گوارش گوشتخواران ، گـیـاه خواران و دانه خواران شباهت ندارد، انسانها نه خام خوارند و نه نشخوار کننده و نه دارای چینه دان ، پس به ناچار میوه خوارند! ولی در آمـوزه هـای دیـنی هیچ یک از این نظریات به تنهایی پذیرفته نیست . اسلام بر اسـاس ‍ نـیـاز انـسـان و بـا تـوجـه بـه مـحـیـط، سـن ، شـغـل و... بـرای سـبـد غـذایـی او برنامه داده و با تعیین ملاک ها استفاده از همه گروههای غـذایـی را بـا اولویـت دادن به برخی گروههای غذایی توصیه کرده است . چه آن دسته غـذاهـایـی کـه پـس از آفـریـنـش ، طبیعی و دست نخورده وارد بدن می شوند. مانند میوه ها، سـبـزی هـا و چـه فـراورده هـای غـذایـی کـه بـا دست بشر تغییراتی پیدا کرده اند. مانند غذاهای گوشتی ، لبنیات ، پخت غذاها. مـلاک در اسـتـفـاده از مـواد غـذایـی مـطـابـق آمـوزه هـای دیـنـی ، غـذای طـیـب ، حـلال و حـسـن در مـقـابـل غـذای رجـس و خـبـیـث ، حـرام و سـوء دسـتـگـاه گـوارش هـمـاهـنـگـی کـامـل دارد، اطـلاق مـی شـود. لقـمـه پـاکـیـزه که وارد دهان می شود، تحت اراده خداوند، با اعـمـال هـضـم و جـذب تـرشـحـات دهـان و مـعـده بـه مـواد لازم و مـورد نـیـاز بـدن تـبـدیـل مـی گردد. طیّب یعنی سازگار، موافق ، نیکو، شایسته و لذت بخش که در قرآن کریم به جز غذای حلال در مورد همسر خوب ، زمین پاک ، سخن شایسته ،فرزند صالح ، زندگی پاکیزه و شجره طیبه به کار رفته است . غـذای حـلال غـذای پـاک تـشـریـعـی اسـت کـه خـداونـد آنـچـه را بـه مـصـلحـت انـسـان دیـده حـلال کـرده کـه بـا دسـتـگـاه هـاضـمـه هـمـاهـنـگ و مـتـعـادل اسـت . وقـتـی انـسـان غـذای حـلال را بـا نـام خـدا آغاز و با شکر الهی به پایان می برد، یقینا آن غذا موجب سلامتی ، شادابی و شفابخشی او خواهد شد. غالباً واژه حلال و طیب چون ایمان و عمل صالح با هم ذکر شده اند. غـذای حـسـن ، برتر از غذای طیّب و حلال است . خداوند از برخی غذاها مانند: انگور، شیر، عسل و... به وصف حسن یاد کرده و غذای شهیدان را غذای حسن دانسته است . در مـقـابـل غـذاهـای طـیـب ، حلال و حسن ، غذاهای رجس و خبیث ، حرام و سوء قرار گرفته که بـرای انـسـان ضرر و مفسده دارد. نه تنها سلامتی او را به خطر انداخته در خلق و خوی و ایمان او اثر منفی می گذارد. در قرآن به خوردن غذای طیب و حلال سفارش شده و از غذاهای حرام و خبیث منع شده است : یسئلونک ماذا اُحِلَّ لَهُم قل اُحِلَّ لکم الطیّبات . از تـو (ای پـیـامـبـر) مـی پـرسـنـد چـه چـیـز بـرای آنـان حلال است ؟ بگو: غذاهای پاکیزه برای شما حلال است . فـَکـلوا مـِمـّا رزقـکـم الله حـلالا طـیـّبـا و اشـکروا نعمت الله ان کنتم ایّاه پس ، از آنچه خدا روزیتان کرده است ، حلال و پاکیزه بخورید و شکر نعمت خدا را بجا آورید اگر او را می پرستید. ولی غـذای پـلیـد بـرای کـافـران و ابـزار دسـت شـیـطـان مـعـرفـی شـده اسـت . ((کـذلک یـَجـعـَل اللهُ الرّجـسَ عـلی الّذیـن لا یـومنون .)) اینگونه خداوند پلیدی را بر افرادی که ایمان نمی آورند قرار می دهد. بـنـابـرایـن طـبـق آمـوزه هـای دیـنـی انـسـان مـی تـوانـد بـا رعـایـت غـذاهـای حلال و حرام از هر نوع غذایی که پاکیزه و حلال است ، اعم از غذای گوشتی ، پروتئینی و غیر آن بهره ببرد و از غذاهای حرام ، خبیث و مضر برای بدن ، پرهیز کند. چـون سـلول های اعضا و جوارح ، مانند مغز، قلب ، کلیه ، شش ، دست و پا، چشم ، گوش ، مـو، نـاخـن ، پـوسـت و... هـر کـدام نـیازمند غذای خاص خود است که تامین اینها از یک گروه غذایی مشکل است . آنـان کـه خـود را از بـرخـی غـذاهـا مـحـروم مـی کـنـنـد، هـمـیـشـه بـیـمـارنـد، چـون به نیاز سـلول هـای بـدن پـاسـخ نـمـی دهند. پیامبر(ص ) فرمود: ((اثنان علیلان ، صحیح محتم و عـلیـل مـخلط؛ دو کس همیشه بیمارند، انسان تندرستی که رژیم می گیرد و از برخی غذاها پرهیز دارد و انسان بیماری که همه چیز می خورد.)) قـرآن انـسـانـهـایـی را کـه بـرخـی غـذاهـا را بر خود حرام می کنند، سرزنش می کند و می فـرمـایـد: ((قـل مـن حـرم زیـنه الله التی اخرج لعباده والطیبات من الرزق . (اعراف : 32) بگو: چه کسی زینت های الهی را که برای بندگان خود آفریده ، و روزی های پاکیزه را حرام کرده است ؟!)) در آیـه دیـگـر مـی فـرمـایـد: ((یـا ایـهـا الذیـن آمـنـوا لا تـحـرمـوا طـیـبـات مـا احـل الله لکـم ؛ (مـائده : 87) ای مـومـنـان ! غـذاهـای پـاکـیـزه را کـه خـداونـد بـرای شـمـا حلال کرده ، حرام نکنید.)) ((چـه غـذایـی بـخوریم ؟)) روی دو نکته باید تاءکید کرد؛ نخست استفاده از انواع غذاها و دوم پاکیزه خواری .   گروه های غذایی در این بخش به اختصار به برخی گروههای غذایی توصیه شده ، اشاره می کنیم . 1. گوشت ها (پروتئین ها) از مـیـان چـهـارپـایـان ، گـوشـت گـوسـفـنـد، گـاو، شـتر، آهو و برخی دیگر از حیوانات حـلال اسـت و گـوشـت چـهـارپـایـان درنـده خـو، دارای دنـدان تـیـز و چـنـگـال و نـاخـن هـای تـیـز مـانـنـد شـیـر، پـلنـگ ، روبـاه ، کـفـتـار، شـغـال ، گـربـه و... حـرام اسـت . هـمـچـنـیـن گـوشـت چـهـارپـایـان حلال گوشتی که ذبح اسلامی نشده و یا مردار شده اند حرام است . و از حـیـوانـات دریـایـی ، گـوشـت مـاهـی هـای پـولک دار و مـیـگـو حلال است . گوشت پرندگان نیز حلال است جز پرندگانی که فاقد چینه دان و سنگ دان و خـار عـقـب پـا هـسـتـنـد و یـا مـانـنـد عـقـاب و کـرکـس دارای چنگال اند. گـوشـت حـیـوانات حلال گوشت سرشار از پروتئین است که نیاز بدن را تامین می کند و کـمـتـر غـذایـی مـی تـوانـد جایگزین آن شود. در آیات و روایات گوناگونی به خوردن گوشت سفارش شده است . ((والانـعـام خـلقـهـا لکـم ... و مـنـها تاءکلون (نحل : 5)؛ (خداوند) چهارپایان را برای شما آفرید... و از گوشت آنها می خورید.)) در روز عـیـد قـربـان که حاجیان پس از عمال سنگین مناسک نیاز به پروتئین دارند خداوند بـه خـوردن گوشت قربانی دستور داده است . ((فکلوا منه واطعموا البائس الفقیر (حج : 29)؛ و از گوشت آنها (قربانی ) بخورید، و بینوای فقیر را اطعام کنید.)) در جـنـگ خـنـدق پـس از خستگی سربازان اسلام در حفر خندق ، دعوت کرد. در روایت آمده که رسول خدا(ص ) فرمود: ((خیر الادام فی الدنیا و الاخره اللحم ؛ بهترین خوراکی در دنیا و آخـرت گـوشـت است .)) چرا که گوشت موجب روئیدن گوشت بر بدن ، توانمندی ، قدرت بـخـشیدن به بینایی و شنوایی و... می شود. ترک گوشت فساد بدن را در پی دارد. از ایـن رو رسـول خـدا(ص ) فرمود: هر کس چهل روز گوشت نخورده باشد، پس باید پولی قرض کند و گوشت تهیه کرده و بخورد. نـیـز امـام صادق (ع ) فرمود: ((هر کس چهل روز خوردن گوشت را ترک کند، خلق و خوی او بد و زشت می شود.)) لیـکـن بـایـد از افراط در خوردن گوشت و اعتیاد به آن پرهیز کرد. پیامبر(ص ) فرمود: ((هـر کـس چـهـل روز (پـشـت سـرهـم ) گـوشـت بـخـورد سنگدل می شود.)) از روایـات بـرمـی آیـد کـه خـوردن گـوشت هر سه روز یک بار مناسب است . ساباطی می گوید: از امام صادق (ع ) درباره خوردن گوشت پرسیدم ؟ فرمود: هر سه روز (یک بار). ادریس بن عبدالله می گوید: در محضر امام صادق (ع ) بودم ، از گوشت سخن به میان آمد، فرمود: یک روز گوشت بخور، یک روز لبنیات و یک روز چیز دیگری . از مـیان گوشت ها، به خوردن گوشت گوسفند و آبزیان و پرندگان سفارش شده است . بهترین گوشت ، گوشت تازه (لحماً طریا) است . و از خوردن گوشت خام و گوشت خشکیده نمک سود نهی شده است . 2. تخم مرغ حـدود 13 روایـت در مـورد تـخـم مـرغ وارد شده است . زرده تخم مرغ سبک و سفیده آن سنگین اسـت . اگـر تـخـم مرغ به همراه گوشت ، پیاز و روغن زیتون خورده شود، مقوی است ولی خـوردن آن بـه هـمـراه مـاهـی مـضـرّ است ، چنان که اعتیاد به خوردن آن نیز موجب امام صادق فرمود: ((تخم مرغ خوراکی سبک است . دل دادگی به گوشت را فرو می نشاند و عارضه های گوشت را هم ندارد.)) 3. نان ، غلات ، حبوبات و دانه ها در قـرآن بـه دانه ها و غلات تحت عنوان ((زرع و حبّ)) اشاره شده است . ((و هوالذی انشا... الزرع مـخـتـلفـا اکـله (انـعام : 141)؛ و اوست خدایی که (برای شما) انواع زراعت را پدید آورد که با هم متفاوتند. ((فانبتنا فیها حبا (عبس : 27)؛ در آن (زمین ) دانه ها رویاندیم .)) دانه های غذایی ، مایه اصلی تغذیه انسان وانواع حیوانات است . دانه هایی که اگر یک سـال بـراثـر خشکسالی قطع شود، قحطی وگرسنگی تمام جهان را فرا خواهد گرفت . تـعـبـیر به ((حبّا)) به صورت نکره یا دلیل بر اهمیت این ماده غذایی است و یا به تنوع دانه ها اشاره دارد. از میان دانه ها، گندم ، کامل ترین و غنی ترین ماده غذایی است که جای بسیاری از غذاها را مـی گـیـرد. حـضـرت یـوسـف بـرای نـجـات مـردم مـصـر از هـفـت سال قحطی به ذخیره سازی گندم پرداخت . نـان بـهترین خوراکی ، مایه برکت و استواری تن ، خوشبو کنده دهان است وبهترین نان ، نـان سـبـوس دار اسـت کـه دارای فیبر می باشد. پیامبر(ص ) فرمود: ((خداوندا ! برای ما به نان برکت بده و میان ما و آن جدایی میفکن ، اگر نان نبود، نه روزه گرفته بودیم ، نه نماز خوانده بودیم ونه واجبات خدا را انجام داده بودیم .)) امام رضا فرمود: ((برتری نان جو برگندم ، همانند برتری ما بر دیگران است .)) ((برنج غذایی نیکو، سرد و سالم و مهتر غذاها می باشد.)) 4. میوه ها و سبزی ها تـعـلق دارد. در سـوره عـبـس آیـات 25 تـا 32 بـه هـشـت نـوع مواد غذایی گیاهی و نباتی پرداخته است که حاکی از اهمیت و اولویت نبایات و میوه ها در تغذیه انسانهاست . تـاءکـیـد فـراوان بـرخـی آیـات روی زمـیـن و روئیـدنـی هـا و تـقـدم مـیوه ها بر گوشت ها دلیـل دیـگـری بـر اولویـت ایـن گـروه غـذایـی بـر گوشت ها می باشد. همچنین ذکر مکرر خـصـوص مـیـوه هـا از مـیـان غذاهای بهشتی ، به خاطر اهمیت میوه ها در تغذیه و نقش آنها در طـراوت و شـادابـی و نـشـاط انـسـان و هـضم و جذب آسان است ، که نه تنها از نظر علمی بلکه ، در تجربه عمومی مردم نیز به اثبات رسیده است . میوه هایی چون : انگور، انار، خـربـزه ، خـرمـا، سـیـب ، انجیر و... هر کدام از خواص ‍ زیادی برخوردارند که در روایات اسلامی به آنها اشاره شده است مثلا: انار، موجب نورانیت قلب و دور کننده شیطان است ، معده را پـالایـش مـی دهـد، مـقـوی و نـیـروبـخـش اسـت ، غـذا را هـضـم مـی کـنـد و سـبـب اعتدال طبع می شود. انـگـور از مـیـوه هـای بهشتی و یک غذای کامل و داروخانه طبیعی است ، انجیر استحکام بخش ‍ اسـتـخـوان هـا، جـلا بـخـش چـشـم و دل و بـرطـرف کـنـنـده ضـعـف و فـزایـنـده عـقـل و آرامـش اسـت ، خـربـزه شـفای دردها، شستشو دهنده مثانه و معده و دارای هزار برکت می بـاشـد. خـرمـا، شفابخش ، قوی کننده پشت ، افزایش حلم و بردباری ، سیر کننده و رفع کننده خستگی و هفتاد و دو خواص ‍ شفابخش در آن است . سبزی ها نیز علاوه بر زینت سفره از خواص والایی برخوردارند. پـیـامـبـر(ص ) فـرمـود: ((سفره هایتان را به سبزی زینت بخشید، زیرا خوردن سبزی با گفتن بسم الله ، شیطان را می راند.)) فـرمـود: مـگـر نمی دانی که من از سفره ای که درآن سبزی نباشد، غذا نمی خورم ! سبزی بیاور، غلام رفت و سبزی آورد و بر سفره نهاد، پس امام (ع ) دست به سفره گشود و به خوردن غذا مشغول شد. 5 . شیر و لبنیات شیر از غذاهای بهشتی است که در سوره نحل آیه 66 ودیگر آیات به آن اشاره شده است . شـیـر یک غذای کامل و دارای خواص فراوانی است . شیر موجب استحکام استخوان ها، روئیدن گـوشت ، برطرف کننده ضعف و شفای هر دردی است که برای نوشیدن آن هیچ شرط سنی و اقلیمی وجود ندارد. امام علی (ع ) فرمود: نوشیدن شیر، شفای هر دردی ـ جز مرگ ـ است . از مـیـان شـیرها به شیر گاو توصیه شده است . امام علی (ع ) فرمود: ((شیر گاو درمان است .)) از مـیـان فراوده های شیر، خوردن پنیر به تنهایی مضرّ است و از آن نهی شده است . چنان که زیاد خوردن آن موجب لاغری و بیماری است . امـام صـادق (ع ) فـرمـود: ((گردو و پنیر، چون با هم جمع شوند درمان اند، اما اگر از هم جدا شوند درد می شوند.)) و امـام کـاظـم (ع ) در مـورد مـاست فرمود: ((هر کس می خواهد ماست بخورد و ماست او را زیان نـرسـانـد، بـا آن هـضـم کـنـنـده ای (مـثـلا نـانـخـواه ) بـخورد.)) چون ماست طبع سرد دارد، افـزودنـی کـه طـبـع گـرم دارد بـه آن اضـافـه کـنـد، مـانـنـد: نـعـنـاع ، گـل مـحـمـدی ، گـلپـر و... نـانـخـواه در روایـت بـه عـنـوان مثال آمده است . چه زمانی بخوریم ؟ چه زمانی باید غذا خورد؟ و اسلام در خوردن به چند وعده غذا توصیه می کند؟ روایات مربوط به وعده غذایی را می توان به چند دسته تقسیم کرد: 1. بـرخی روایات به دو وعده اشاره دارند. امام صادق فرمود: ((صبحانه و شام بخور و در فـاصـله مـیان آنها چیزی نخور، چرا که موجب تباهی تن است ، مگر نشنیده ای که خداوند می فرماید: و آنان (بهشتیان ) صبحگاهان و شامگاهان ، روزی ویژه خویش را دارند.)) 2. بـرخـی بـر یک وعده و آن هم صبحانه تاءکید دارند، امام صادق (ع ) فرمود: ((مؤ من را بـایـسـتـه اسـت ، تـا غـذا نخورده ، از خانه بیرون نرود، چرا که این کار به او استواری بیشتر می بخشد.)) 3. بـرخـی دیـگـر بـه خـوردن شـام بـویـژه بـرای افـراد سـالخـورده سـفـارش مـی کند. رسـول خـدا(ص ) می فرماید: ((خوردن شام را وامگذارید... من بر امت خویش از این بیمناکم که از واگذاردن شام ، پیری به سراغشان آید، چرا که شام ، موجب نیرومندی پیر و جوان است .)) و برخی روایات به شام خوردن پیامبران اشاره دارد. امام علی (ع ) فرمود: ((شام خوردن پیامبران ، پس از تاریکی شب بوده است .)) امام صادق (ع ) فرمود: ((شام پیامبران پس از نماز عشا می باشد.)) 4. امـام رضـا(ع ) در روایـتـی هـر 8 سـاعـت یـک بار وعده غذایی را از مجموع این چند دسته روایـات چـنـیـن اسـتـنـبـاط مـی شـود کـه دو وعـده غـذایـی ، یـعـنـی اول روز و آخـر روز بـرای خـوردن غـذا کافی است ، و چنانچه در میان روز گرسنه شد از مـیان وعده های غذایی استفاده کند، آنچه در رساله های عملی درباره استحباب غذا خوردن در اول روز و اول شب و خودداری از غذا در بین روز و بین شب آمده ، در تاءیید دو وعده تغذیه است . بنابراین نظریه غالب می بایست روایت امام رضا(ع ) را توجیه کرد. در کنار این روایات ، به روایاتی بر می خوریم که بحث گرسنگی و اشتها را ملاک می دانند و سلامتی انسان را در این می دانند که تا گرسنه نشده غذا نخورد. امـام عـلی (ع ) بـه امـام حـسـن (ع ) فـرمـود: ((بـر سر سفره نمی نشینی ، مگر آن هنگام که گرسنه ای ... اگر این کار را کردی از طبیب بی نیاز می شوی .)) چه مقدار غذا بخوریم ؟ افـراط و تـفـریـط در رسـانـدن غـذا بـه بـدن هر دو ضرر و مفسده دارد. امام رضا(ع ) با تشبیه بدن به زمین می فرماید: بدن انسان ، بسان زمین پاک و آماده برای زراعت است که اگـر در آبـادانی و آبدهی بدان ، مراقبت شود، به گونه ای که آب ، نه فراوان تر از نیاز بدان برسد تا آن را غرقاب و باتلاق کند و نه از اندازه کمتر باشد تا آن را به تـشـنـگـی گـرفـتـار سازد، آبادانی اش استمرار می یابد، اما اگر از آن غفلت شود، به تباهی می گراید و علف هرز در آن می روید؛ بدن چنین حکایتی دارد و تدبیر آن در خوراک و پوشاک چنین است . پـرخـوری و نـیز خوردن پس از سیری ، بدن را باتلاق تجمع میکرب ها می سازد و موجب تباهی تن ، قساوت قلب ، کودنی ، پیامبر(ص ) فرمود: ((مؤ من در یک شکم چیز می خورد و کافر در هفت شکم چیز می خورد.)) امام علی (ع ) فرمود: ((عادت به پرخوری انواع دردها را به همراه دارد.)) و همچنین فرمود: ((از پرخوری پرهیز کنید، چرا که مایه تباهی تن است .)) بهترین رمز سلامتی آن است که انسان با وجود اشتها به غذا از آن دست بکشد. امـام عـلی (ع ) بـه امـام حـسـن (ع ) فرمود: ((اگر می خواهی سالم بمانی و از پزشک بی نـیـاز شـوی ، چهار امر را رعایت کن 1. اگر میل به غذا نداری نخور 2. تا زمانی که سیر نـشـده ای و اشـتـهـا بـاقـی اسـت دسـت از غـذا بـکـش 3. غـذا را پـس از جـویـدن کامل در دهان ، فرو بده 4. قبل از خواب قضای حاجت کن .)) رسـول خـدا(ص ) فـرمـود: ((کـل وانـت تـشـتـهـی وامـسـک وانـت تـشـتـهـی ؛ زمـانـی کـه مـیـل بـه غـذا داری ، غـذا بـخـور و در حـالی کـه هـنـوز میل و اشتها به خوردن داری ، دست از خوردن بکش .)) مـفـهوم آیه شریفه ((کلو واشربوا ولا تسرفوا)) که در نگاه نخست بسیار ساده به نظر مـی رسـد، امروز در رتبه مهم ترین دستورات بهداشتی (و تغذیه سالم ) قرار گرفته اسـت ، زیـرا طـبـق تـحـقـیقات دانشمندان ، سرچشمه بسیاری از بیماری ها، غذاهای اضافی (داخـل مـعـده ) اسـت کـه بـه صورت جذب نشده در بدن باقی می ماند. این مواد اضافی هم بـار سـنـگـیـنـی اسـت بـر قلب و عروق و سایر دستگاههای بدن ، و هم بستر آماده ای است برای پذیرش انواع عفونت ها و بیماری ها. لذا برای درمان بسیاری از بیماری ها نخستین گـام ایـن اسـت کـه ایـن مواد اضافی ، و به عبارت دیگر زباله های تن انسان بسوزند و جـسم پاکسازی گردد. عامل به اصطلاح ((پرخوری )) است و راهی برای جلوگیری از آن جز رعایت اعتدال در (خوردن ) غذا نیست . مـرحـوم طـبـرسـی در تـفـسـیـر مـجـمـع البـیـان مـطـلب جـالبـی نقل کرده است : هارون الرشید طبیبی مسیحی داشت که مهارت او در طب معروف بود. روزی این طبیب به یکی از دانـشـمـندان اسلامی گفت : من در کتاب شما چیزی از طب نمی یابم در حالی که دانش مفید بر دو گونه است : علم ادیان و علم ابدان . او در پاسخش چنین گفت : خداوند همه دستورات طـبـی را در نصف آیه از کتاب خویش آورده است . ((بخورید و بیاشامید و اسراف نکنید)) و پیامبر ما نیز طب را در این دستور خویش خلاصه کرده است : ((معده ، خانه بیماری ها است و امـسـاک ، سـرآمـد هـمه داروها است و بدنت را از آنچه بدان عادت صحیح داده ای محروم مکن )) طـبیب مسیحی وقتی این سخن را شنید گفت : قرآن شما و پیامبرتان ، برای جالینوس (طبیب معروف ) سخن طبیبانه ای باقی نگذارده اند. امـام رضـا(ع ) فـرمود: ((لو ان الناس قصدوا فی الطعام لاعتدلت ابدانهم ؛ اگر مردم در خوردن غذا میانه رو باشند، بدن های آنان اعتدال پیدا می کند.)) . چگونه غذا بخوریم ؟ در روایـات مـعصومین علیهم السلام و فقه اسلامی ، تحت عنوان ((آداب خوردن و آشامیدن )) به چگونه خوردن غذا پرداخته که به آنها اشاره می کنیم : 1. شـسـتـن دسـت ها قبل از غذا و خشک نکردن با حوله . پیامبر(ص ) فرمود: ((شستن دست ها، پـیـش از غـذا شـفـای تـن و 2. در آوردن کـفـش هـااز پـا هـنـگـام غـذا خـوردن ، رسـول خـدا(ص ) فرمود: ((چون غذا نهاده شد، کفش هایتان را درآورید، چرا که هم رفتاری است زیبا و هم موجب آسایش ‍ بیشتر پاهایتان می شود.)) 3. نـام خـدا بـردن و بـسم الله گفتن ، امام علی (ع ) فرمود: ((برای کسی که برای غذای خود نام خدا را ببرد، ضمانت می کنم که از آن غذا به هیچ درد و رنجی گرفتار نشود.)) 4. بعد از گذاشتن نان در سفره منتظر چیز دیگری نماند. 5 . شروع غذا با دعا و شکر الهی 6 . آغاز کردن غذا با نمک 7. با دست راست خوردن ، با سه انگشت یا بیشتر وبا دو انگشت نخورد. 8 . پاره نکردن نان با کارد و نگذاشتن نان زیر ظروف غذا 9. آغاز کردن از سبک ترین غذاها، مانند، سوپ ، سالاد و... . 10. زیاد نشستن سر سفره و طول دادن غذا خوردن 11. خوردن غذای گرم قبل از سرد شدن 12. پرهیز از خوردن غذای داغ 13. پرهیز از فوت کردن در غذاها و نوشیدنی ها 14. کراهت پاک کردن کامل گوشت استخوان 15. پرهیز از خوردن غذا در حال جنابت 16. برداشتن لقمه کوچک و جویدن کامل آن 17. دست کشیدن از غذا قبل از سیر شدن کامل . 18. پرهیز ازخوردن در حال سیری 19. پایان بردن غذا با نمک 20. خوردن از قسمت جلوی خود 21. نگاه نکردن به صورت دیگران در موقع غذا خوردن 23. دعا کردن پس از غذا 24. به پشت دراز کشیدن پس از غذا و پای راست را روی پای چپ گذاشتن . 25. نخوابیدن بلافاصله پس ازخوردن غذا 26. خلال یا مسواک زدن پس از غذا 27. غسل نکردن با آب سرد پس از خوردن ماهی 28. خـوردن چـنـد خـرمـا یـا مـقـداری عـسـل (یـا چـیـز گـرم ) پـس از خـوردن مـاهـی قبل از خواب 29. شستن گوشت قبل از پختن 30. نخوابیدن بلافاصله پس ازخوردن ماهی تازه 31. شستن میوه با آب 32. خوردن میوه در فصل خود 33. خوردن میوه با پوست (برخی میوه ها) 34. دور نیاختن میوه پیش از خوردن کامل آن . . آداب آشامیدن 1. گفتن بسم الله پیش از آشامیدن والحمدالله بعد از آن 2. آشامیدن به سه نفس و مکیدن آن و سر نکشیدن یکجا 3. ایستاده آب آشامیدن در روز ونشسته آشامیدن در شب 4. آشامیدن آب به صورت ولرم 5 . ندمیدن در آب 6 . نیاشامیدن آب با دست چپ 7. نیاشامیدن آب در بین غذا 8 . نیاشامیدن آب در پی چربی و غذای چرب 9. نیاشامیدن آب از کنار دسته ظرف یا لبه شکسته آن 10. یـاد کـردن حـضـرت ابـاعبدالله و اهل بیت او و لعن قاتلان او 11. نیاشامیدن آب سرد پس از خوردن چیز گرم و شیرینی . 12. نیاشامیدن آب فراوان 13. نیاشامیدن آب سرد در حمام 14. بستن دهانه ظرف آب خـلاصـه آنـکـه غذا و تغذیه نقش موثری در سلامتی و شادابی جسم و جان دارد و مستقیم و غـیـر مستقیم بر اخلاق و رفتار آدمی تاءثیرگذار است به شرط آن که بدانیم چه غذایی بخوریم ؟ چه مقدار بخوریم ؟ در چه زمانی بخوریم ؟ و چگونه بخوریم ؟ . کلمات کليدي: رژیم غذایی ،تغذیه ،غذا ،گروه‌های غذایی ،وعده غذایی ،آداب خوردن ...................................................................................................................... منبع: مجله  حصون  - شماره 15

اطعمه و اشربه از نظر اسلام و تطبیق آن با بهداشت اسلامی – پایانامه

بسم الله الرحمن الرحیم  اطعمه و اشربه از نظر اسلام و تطبیق آن با بهداشت اسلامی پایان‌نامه    دانشگاه فردوسی مشهد . 1377 . کارشناسی ارشد استاد راهنما: مهدی صانعی  دانشجو: طاهره سرورطاهرآبادی   چکیده: در این جزوه مطالب به سه بخش تقسیم می‌شود: بخش اول: خوردنیها بخش دوم: آشامیدنیها بخش سوم: جواز خوردن محرمات به هنگام اضطرار. بخش اول خود به پنج فصل و بخش دوم به سه فصل تقسیم می‌شود. فصل اول در رابطه با فلسفه احکام در اسلام می‌باشد. در فصل دوم درباره فلسفه غذا خوردن آداب غذا خوردن - پروتئین و اهمیت و منابع آن - چربیها و اهمیت آنها - مواد معدنی و منابع آنها بحث شده است . در فصل سوم ابتدا گوشتهای حلال از نظر اخبار بیان شده است سپس به اهمیت خوردن گوشت از جهت بهداست و اسلام اشاره شده است و همچنین مضرات افراط در گوشتخواری - حیوانات دریا - اهمیت خوردن ماهی - حکم حیوانات دریا نیز مورد بحث قرار گرفته است . فصل چهارم در مورد گوشت پرندگان است که در این فصل مسائلی همچون : ارزش گوشت پرندگان از جهت بهداشت - راه تشخیص پرندگان حرام از حلال گوشت - پرندگان حرام گوشت و انواع آنها - پرندگان مکروه گوشت - پرندگان حلال گوشت - تخم پرندگان - حشرات از جهت بهداشت - حکم حشرات - حکم حشرات موجود در ماکولات مورد بررسی واقع شده است . فصل پنچم در مورد حیوانات زمینی است . که مباحث زیر در این فصل مطرح شده است : حیوانات حلال گوشت - حکم جنین چهار پایان - حیوانات مکروه گوشت - حیوانات حرام گوشت - حرمت عارضی حیوانات حلال گوشت - حکم حیوان حلال گوشتی که شراب و ادرار نوشیده - استبرای حیوانات - تحریم مردار و علت آن - حکم شیر مردار - اجزایی که از میته پاک است . اختلاط مردار با مذکی - محرمات از ذبیحه - مکروهات از ذبیحه - اعیان نجس و حکم آنها - سموم و انواع آن از جهت بهداشت - سیگار و مضرات آن - تریاک و مضرارت آن. بخش دوم که در مورد آشامیدنیها است دارای 2 فصل است : فصل اول در مورد آشامیدنیهای حلال است از جمله: آب - شیر و اهمیت آن در قرآن و روایات و بهداشت - مزایای شیر مادر - مشتقات شیر (ماست و پنیر) - عسل و منافع آن - سرکه و فوائد آن - آب میوه‌ها و میوه‌ها فصل دوم در مورد آشامیدنیهای حرام از جمله: خمر و حکم آن - مضرات خمر - انواع خمر - تهیه شراب از دو جنس و حکم آن - حکم خون و ضررهای آن از جهت بهداشت - انواع ادرار و حکم آن - شیر حیوانات حرام گوشت - حکم مایعات متنجس می‌باشد. بخش سوم که بخش نهایی جزوه است دارای 3 فصل اول در ارتبا با اضطرار و خوردن محرمات است . فصل دوم در مورد ذبایح کفار و فصل سوم درباره مشارکت با کفار در اکل و شرب می‌باشد. .................................................................................................. آدرس فایل: file:///C:/Users/NP/Downloads/article_cd62e546-d7a9-4653-aa7c-ff02a95ec803.pdf

جایگاه فرهنگ تغذیه و نقش در آن تمدن اسلامی از دیدگاه امام رضا

بسم الله الرحمن الرحیم جایگاه فرهنگ تغذیه و نقش در آن تمدن اسلامی از دیدگاه امام رضا . امروزه تغذیه از امور مهم انسانی و تمدنی است که توجه به ابعاد مختلف آن می‌تواند در پیشرفت تمدنی و تعالی فرهنگی مؤثر باشد. از این گذر بهداشت فردی و برخورداری از پاکیزگی در تغذیه نیز همانند ابعاد دیگر بهداشت فردی که منجر به استقرار بهداشت در جامعه است از اساسی‌ترین آموزه‌های دین اسلام است که اهل بیت (ع) به ویژه حضرت علی بن موسی الرضا (ع) به آن توجه ویژه داشته‌اند. . . به مناسبت میلاد سراسر نور هشتمین ستاره آسمان ولایت و امامت با حجت‌الاسلام والمسلمین امیرعلی حسنلو نویسنده کتاب «تغذیه و پوشش در سیره امام رضا (ع)» درباره «جایگاه فرهنگ تغذیه و نقش در آن تمدن اسلامی از دیدگاه امام رئوف (ع)» گفت‌وگو کردیم که مشروح آن در ادامه می‌آید: . تغذیه در شکل‌گیری بنیان آدمی موثر است حکمت این همه توجه به بهداشت تغذیه در اسلام در چیست؟ از آنجایی که تغذیه تأثیر اساسی در شکل‌گیری شخصیت، روان و هویت آدمی دارد؛ بنیان انسان قبل از پیدایش وجودی وابسته به امر تغذیه و بهداشت غذایی است. اگر وجوداولیه آدمی از تغذیه حلال شکل گرفته باشد، بسیاری از مسائل دیگر که پس از مراحل جنینی در پیش روی اوست، قابل کنترل و اصلاح خواهد بود. وقتی اعضای بدن از تغذیه حرام پیدا و پرورده شد. استعداد رسیدن به مراتب معنوی و انس با خدا و اولیا در او نخواهد بود؛ چون پرتو نور عالم بالا به دلی تابد که دودهای سیاه وتیره غذای حرام او را تاریک نکرده باشد. رهبران دینی آغاز تربیت دینی و تربیت اصولی را از این مرحله می‌دانند و به اهمیت مسأله تغذیه در شکل‌گیری بنیان آدمی و کارساز بودن آن در سعادت و موفقیت او اشاره و به دقت در این مرحله و انتخاب درست بر اساس موازین شرعی تأکید کرده‌اند. در تبیین جایگاه تغذیه با وجود معیارهای اساسی و مبانی مشترک، تفاوت ماهوی  بین نگرش و سیره ائمه نیست. از آن رو که ابعاد مختلف زندگی آن‌ها به علل متعددی به صورت جزئی مورد توجه قرار نگرفته یا به نوعی این مسائل برای علاقه‌مندان به سیره آن‌ها نامشخص بوده و یا به هر دلیل گزارش‌های محدود و اندکی در این موضوع وجود دارد. به ویژه درباره این موضوع از امام رضا (ع) روایات اندک و انگشت شمار است. اما با وجود محدودیت گزاره‌های روایی نکات کلیدی و مهمی می‌توان در زمینه بهداشت و تغذیه به دست آورد. آلودگی روح متأثر از آلودگی جسمی و تغذیه است با اشاره به این مقدمه، معارف رضوی درباره  تأثیر تغذیه در جسم و روح چه مواردی را مطرح می‌سازد؟ آنچه در دیدگاه و توصیه‌های حضرت وجود دارد، به منزله شاخه‌های مهمی از روش‌های صحیح تغذیه و بهداشت غذایی است. به همین خاطر فرمایشات حضرت (ع) از روی  علم و آگاهی بی‌مانند به این موضوعات است. وقتی مأمون از حضرت راهنمایی درباره سلامت و تغذیه درخواست کرد، امام رضا (ع) رساله‌ای موسوم به «ذهبیه» را برای او نوشت که مملو از علوم بی‌بدیل برای زیست سالم و تندرستی است. در ادامه به تبیین فرهنگ تغذیه و بهداشت در اسلام با نگاه تمدنی معطوف به مؤلفه‌های رویکرد ویژه امام رضا (ع) اشاره می‌کنم: انسان دارای ۲ بعد حیاتی؛ جسمی و روحی است. رشد او نیز ۲ بعدی است. جسم انسان به عنوان کالبد و قالب و به اصطلاح حکمای اسلامی  مرکب روحی است که وجود او را به عنوان انسان مفهوم خاص داده و او را از سایر موجودات متمایز می‌سازد. روحی که در کالبد انسان مستقر است، مدرک، محرک، دارای نوسان و متأثر از دریافت‌های پیرامون است. تغذیه انسان که عامل تأثیرگذار در حیات حیوانی اوست در روح او مؤثر است. توجه به تغذیه در حیات انسان تا حدی ضروری است که تأمین‌کننده سعادت و شقاوت او و نسل آینده او می‌تواند باشد. بر این اساس بی‌تردید روح انسان تحت تأثیر کنش‌های جسمی است که به منزله مرکب اوست، اگر در مسائل تغذیه اهتمام نباشد و هر نوع غذایی که برای حیات جسم مورد استفاده قرار گیرد، علاوه بر بیماری جسمی که سلامتی را تهدید می‌کند، بیماری روحی حاصل از تغذیه غیر اصولی نیز انسان را در رنج و عذاب قرار می‌دهد. چرا که روح و جسم در نوع کنش و انعکاس تأثیر متقابل دارند. از این رو معصومان به پیوستگی بین دو عنصر توجه داشته و برای مصون ماندن روح از تأثیرات منفی که از تغذیه به او می‌رسد، دستورات ویژه در امر تغذیه و تأمین آن دارند. اصول مهم و مشترکی در روش و نگرش ائمه در مسائل تغذیه وجود دارد، رعایت این اصول، تأمین کننده‌ تعالی روح و در نتیجه سعادت انسان است. جمله‌ معروف امام حسین (ع) در روز عاشورا خطاب به سپاه کوفه که برای کشتن او گرد آمده بودند، بیانگر این واقعیت است. وقتی امام برای هدایت و پند و اندرز آنان بر آمد، غوغا کردند تاصدای پند امام به گوش آن‌ها نرسد. به آنان فرمود: شکم‌های شما از غذای حرام اشباع شده و خون و پوست و گوشت شما از این لقمه‌های حرام به وجود آمده دیگر امیدی به هدایت شما نیست. بنابراین آلودگی روح متأثر از آلودگی جسمی و تغذیه است. امام رضا (ع) درباره‌ فلسفه حرمت خون به جهت تأثیرات منفی آن در روح انسان می‌فرماید: «… سبب آن این است که جنون و سنگدلی و بی‌مهری و فقدان عاطفه و قساوت قلب را به حدی در انسان ایجاد می‌کند که ممکن است خورنده خون و کسی که در تغذیه او خون وجود دارد و به عبارتی خون‌خوار است؛ پدر و مادرش را بکشد». در این باب روایات فراوانی وجود دارد که پیشوایان دینی ما  به تأثیر خوراکی‌های ناپاک، غیر مباح ، پاک و مباح در روح اشاره کرده‌اند که بیانگر ضرورت توجه به امر تغذیه در نگرش و روش آن بزرگان است. در آزمایشگاهی تغذیه در سلامت ذهنی و روانی افراد، مورد مطالعه قرار گرفت. به این افراد توصیه شد مصرف غذاهایی را که برای خلق‌و‌خو استرس زا هستند، قطع کنند و همزمان مقدار غذاهایی را که از ذهن و خلق فرد حمایت می‌کنند افزایش دهند. موادغذایی که برای خلق فرد، استرس‌زا یا تنش‌زا محسوب می‌شوند، شامل شکر، کافئین موجود در قهوه، الکل و شکلات(در صورت مصرف بیش از حد) است. در حالی که می‌توان برای مواد غذایی حمایت‌کننده خلق و خو به آب، سبزی، میوه و ماهی اشاره کرد. ۸۸ درصد افرادی که از رژیم های غذایی حمایت کننده خلق‌و‌خو استفاده کردند، از نظر ذهنی و روانی، وضعیت بهتری پیدا کردند. ۲۶ درصد آن‌ها اظهار داشتند تغییر خلق و خو در آن‌ها کمتر شده است. در ۲۶درصد دیگر تعداد حملات پانیک (هراس) و اضطراب کمتر شده بود و ۲۴ درصد دیگر عنوان کردند کمتر دچار حالت افسردگی شده‌اند. امام رضا (ع) می‌فرماید: «هیچ عبادتی بهتر از نگهداشتن شکم از مال حرام و پاکدامنی نیست» و نیز فرمود: «حق شکم تو آن است که آن را ظرف حرام قرار ندهی». چگونه یک کارگر ثواب جهاد را می‌برد+ پاسخ امام رضا (ع)  با این اوصاف رابطه کسب و کار با تغذیه حلال از دیدگاه امام رضا (ع) چیست؟ کسب حلال از آن جهت که به رزق و روزی انسان مرتبط است و هدف اصلی انسان از کسب در مرحله اول تأمین تغذیه خود و فرزندان است از اهمیت بیشتری برخورداراست که پیشوایان دین به داشتن شغل حلال و مناسب شأن توصیه و تأکید کرده‌اند. امام رضا (ع) نیز کارگری را که برای امرار معاش، تأمین نیازها و غذای خانواده تلاش می‌کند او را همدوش مجاهد فی سبیل الله و او را به منزله جهادگری می‌داند که در میدان جنگ و جهاد در رکاب پیامبر(ص) جنگیده باشد. بی‌گمان اگر کسب و شغل انسان از راه حلال نباشد، تأمین خوراک حلال امکان پذیر نخواهد شد. از این روی در فقه اسلام و تشیع بحثی به عنوان مکاسب وجود دارد و مکاسب حلال از حرام تفکیک شده و فلسفه حرمت وحلیت آن‌ها مورد بحث وکنکاش قرار گرفته است. در سیره رضوی توجه به فرهنگ غذای نیازمندان را می‌بینیم. توجه به این امور چه بازتابی در جامعه اسلامی خواهد داشت؟ امام رضا (ع) در مدینه به فقیران سرکشی و از آنان حمایت و برای آن‌ها غذا و خوراک تأمین می‌کرد. پس از اینکه حضرت (ع) به مرو منتقل شد و تحت مراقبت قرار گرفت، سرکشی به فقیران به صورت حضوری با محدودیت مواجه یا اساساً منع شد. مؤمنان فقیر در فرصت‌های پیش آمده در منزل آن حضرت حضور یافته و برای رفع مایحتاج و نیازمندی‌ها استمداد می‌کردند و گاهی حضرت سفره‌ای را مهیا می‌کرد و در آن از همه نوع غذا آماده می‌‌کرد و فقرا را دعوت کرده و این آیه را تلاوت می‌فرمود: «فلا اقتحم العقبه، و ما ادریک ما العقبه، فک رقبه، او اطعام فی یوم ذی مسغبه….». منظور از «اقتحام عقبه» انفاق‌هایی که مؤمن برای دیگران کرده، چنانکه در ادامه آیه «عقبه» را تفسیر می‌کند. سیره‌ همه اهل بیت (ع) توجه به تأمین خوراک فقرا بوده است، از این رو می‌توان دریافت که توجه و اهمیت به خوراک و تغذیه در نگرش و روش آنان به عنون یک ضرورت حیاتی مطرح بوده است. این قاعده واصل باید در تمدن اسلامی فرهنگ ثابت و محور همه متمکنان جامعه باشد. در این جامعه که بینش آن اینگونه بنا شده، هرگز مقهور سیاست‌های دشمنان دین نخواهد شد و همواره خودکفا بوده و برکات زمین وآسمان از آن رویش وریزش خواهد کرد. جامعه‌ای که متمکنان آن، از محرومان بی‌خبر و بی‌درد نسبت به درد وگرسنگی آنان باشند، یک جامعه دینی متمدن نیست. بلکه جامعه‌ای مترف است که به سوی انحطاط در حرکت است. زراندوزی و سکه‌بازی در فرهنگ اسلام جایی ندارد و هیچگاه در اسلام چنین تمدن‌هایی پا برجا نبوده‌اند. ۸ مورد درباره آداب تغذیه از منظر امام رئوف/ در ابتدای غذا نمک و سرکه بخورید درباره آداب تغذیه چه دستوراتی از حضرت رضا (ع) به ما رسیده است؟ پیشوایان دینی گاهی آغاز خوردن را با نمک و گاهی با سرکه و گاهی با هر دو توصیه کرده‌اند. امام رضا (ع) در خراسان که تقریباً منطقه‌ای سردسیر و دارای فصول سرما و گرمای مشخص است با سرکه غذا خوردن را آغاز می‌کردند و به اصحاب خود نیز چنین توصیه می‌فرمایند. چون بر اساس علوم تجربی امروز ثابت شده است که در نقاط سردسیری افتتاح با سرکه خیلی مناسب است. چون چاشنی‌های ترش مانند سرکه و آبلیمو سبب تعریق و کاستن جذب مواد ازته می‌‌شود و لذا تناسب غذایی و وجود و عدم مواد ازته و وضع سفره را نیز شاید فراموش کرد. معده محتویات خود را خالی نمی‌کند تا اینکه اسید موجود در معده خنثی شود و حتی اگر به کسی نمک هیپوتنیک بدهیم، سبب تخلیه معده نمی‌شود. تنها غذایی که می‌تواند نقش هر دو خاصیت (اسید و قلیا) را در معده داشته باشد، مواد بیاض البیضی است. زیرا پروتئین‌ها خود از اسیدهای آمینه‌اند که اسیدهای آمینه خود خاصیت اسیدی قلیایی دارند و بر حسب احتیاج عامل مربوطه را به کار می‌اندازند و حتی با آنکه اسیدند اسید را هم خنثی می‌‌کنند. سرکه حاوی چندین نوع اسید آمینه است ـ سدیم و کلر ـ دو عنصر موجود در نمک برای توازن و تعادل دستگاه گوارش؛ سدیم در انقباض عضلانی و هدایت موج عصبی ذی‌نفوذ بوده و در نقاط گرم مرطوب انقباض دردناک عضلانی یا شکمی و ضعف و ناتوانی با خوردن نمک برطرف می‌‌کند. نمک جای کلرورهایی که در انساج از بین رفته‌اند را می‌گیرد. دفع مواد غیر قابل جذب بدن را آسان می‌کند. بدن را تقویت و غذا را خوشمزه می‌سازد. افراط در خوردن نمک و شور خوردن غذاها نیز زیان‌های غیر قابل جبران را در پی دارد و همچنین افراط در خوردن سرکه احتمال بروز برخی از عوارض جسمی شود. بنابراین با وجود همه خصایص و ویژگی‌های خوراکی در این دو خوراک، نباید در خوردن آن‌ها افراط و تفریط کرد. با این وجود به برخی مسائل بهداشت و آداب تغذیه از دیدگاه امام رضا (ع) اشاره  می‌کنم: ۱ ـ شستن دست‌ها و داشتن وضو هنگام حضور بر سر سفره غذا ۲ ـ خشک نکردن دست‌ها در آغاز غذا (عدم تماس دست با دستمال و حوله بعد از شستن) ۳ ـ آغاز خوردن با نمک و سرکه ۴ ـ یاد نام خدا و گفتن جمله «بسم الله الرحمن الرحیم» ۵ ـ امام رضا (ع) می‌فرماید: پس از صرف غذا (بعد از چند قدم حرکت مثل کمک به جمع سفره یا شست‌وشوی ظرف غذاها یا رفتن برای شستن مجدد دست‌ها و.. ) برای هضم آسان به پشت خوابیده و پای راست را روی پای چپ بگذارید تا در سرعت هضم غذا شما را کمک کند و با شکم پر هرگز به راست و چپ نغلتید که برای معده عوارض خطرناک دارد. (از علل زخم اثنا عشر و معده و برگشت غذا شمرده شده) ۶ ـ امام رضا (ع) در دستور بهداشتی دیگر فرمود: «هنگامی که گرسنه هستید غذا بخورید و به محض اینکه احساس سیری کردید از سر سفره برخیزید». سه دستور کلی در اسلام وارد شده که مراعات آن‌ها سلامتی جامعه اسلامی را از تمامی بیماری‌ها بیمه می‌کند: الف ـ احساس گرسنگی قبل از غذا خوردن ب ـ دست از غذا کشیدن قبل از سیری کامل ج ـ (پرهیز از شکم‌بارگی و پرخوری) به حد تأمین نیاز، کم خوردن و خوردن یک نوع غذا که موافق با مزاج و معده باشد، اگر غذایی با مزاج ناسازگار است. خوردن آن خلاف بهداشت است. ۷ ـ یکی از اصحاب امام رضا (ع) گوید: ما همراه امام رضا (ع) گوشت کله (بدون پاچه چون خوردن پاچه کراهت دارد) خوردیم و حضرت (ع) پس از آن شربت قاووت تناول کرد و فرمود: به هضم آن کمک می‌کند. ۸ ـ خواندن دعا پس از پایان غذا خوردن که کوتاه‌ترین آن شکرگزاری با جمله «الحمدلله» است. تفصیل آن اینگونه است: «الحمد للَّه الّذی یطعم و لا یطعم و یجیر و لا یجار علیه و یستغنی و یفتقر إلیه. اللّهمّ لک الحمد على ما رزقتنا من طعام و إدام فی یسر منک و عافیه بغیر کدّ منّی و لا مشقّه. بسم اللَّه خیر الأسماء، بسم اللَّه ربّ الأرض و السّماء، بسم اللَّه الّذی لا یضرّ مع اسمه شی‏ء فی الأرض و لا فی السّماء و هو السّمیع العلیم. اللّهمّ أسعدنی فی مطعمی و مشربی هذا بخیره و أعذنی من شرّه و أمتعنی بنفعه و سلّمنی من ضرّه». فرهنگ وعده‌های غذایی/ سالمندان وعده شام را حذف نکنند درباره زمان وعده‌های غذایی نیز چیزی ذکر شده است؟ نظم در تمام امور از جمله اصول مسلم زندگی حضرات اهل بیت (ع) بوده است. داشتن برنامه تغذیه منظم نیز بی‌گمان در برنامه‌های آنان بوده است. از این رو رعایت وعده‌های غذایی در اسلام بیشتر به مضمون آیه کریمه توجه شده است «و لهم رزقهم فیها بکره و عشیا»؛ روزی آن‌ها صبح و در شامگاه  معین شده است. خوردن صبحانه را ضروری می‌دانستند و خودشان به آن عمل می‌‌کردند. چنان که در سیره همه پیشوایان  این پایبندی منعکس شده است. کم خوردن ضمن اینکه مانع و پیشگیری‌کننده از بسیاری از بیماری‌ها است سبب عمر طولانی نیز می‌باشد. چون بدن و اعضای بدن به جهت پرخوری در معرض استهلاک و نابودی قرار می‌گیرند. لذا مراقبت در خوردن از حیث کم و کیف غذا از دستورات اکید بهداشتی در فرهنگ اهل بیت (ع) است. امام رضا (ع) در نامه‌ای که به مأمون نوشت. برای هر فصلی وعده غذای خاصی معین شده است. شاید مناسب‌تر باشد که برای هر صنف به تناسب اشتغال نیز وعده تغذیه خاص در نظر گرفت. از آنجایی که برخی فصل‌ها دارای روزهای طولانی هستند که مصرف غذا به ویژه برای کسانی که کاربدنی سنگین مانند کشاورزی دارند، نیازمندی به غذا سه وعده یا بیشتر است. اما در روزهای کوتاه و برای کسانی که تحرک و تلاش بدنی کمتری دارند، نیازمندی کمتراحساس می شود. بر اساس دیدگاه امام رضا (ع) غذا خوردن و تغذیه به نیاز بدن بستگی دارد و این مسأله دراسلام یک اصل مسلم است که تغذیه جهت تأمین نیاز و ضرورت است. هر گاه بدن نیاز به غذا پیدا کرد و احساس گرسنگی کرد. باید غذای آن را تامین و تهیه کرد. از این رو در روایات اسلامی گزارش شده که وقتی گرسنگی کامل داشتید، غذا بخورید و هرگز با شکم پر غذا نخورید که منشا بیماری‌های گوناگون است. از طرفی پرخوری و مصرف بیش از نیاز غذا در اسلام از مصادیق اصراف و مورد مذمت فراوان قرار گرفته است. آنچه در دیدگاه امام رضا (ع) مورد توجه قرار گرفته، درباره وعده غذایی، ضرورت وعده غذایی شامگاه برای همه به ویژه سالمندان است که از نظر علمی موضوع شگفت‌انگیز و امربهداشتی ضروری برای سالمندان است که در نگرش امام (ع) نباید این وعده غذایی از آنان ترک شود. تأکید به غذای شامگاه برای عموم مردم در نظر امام وجود دارد. امابرای سالمندان تأکید زیاد شده که با شکم خالی به بستر خواب نرفته و استراحت نکنند. اگر بخواهید گفته‌های خودتان را در این مصاحبه جمع‌بندی کنید، چه خواهید گفت؟ فرهنگی که در مکتب اهل بیت (ع) برای رعایت بهداشت در تغذیه مقرر شده است، در صورت رعایت آن‌ها تمدن اسلامی به ترقی خود در ابعاد دیگر بالنده و رشد خواهد کرد. چون جامعه‌ای به ترقی، آسایش ، رفاه و تمدن متعالی راه می‌یابد که انسان‌ها در آن بیمار نباشند و بهترین پیشگیری از بیماری‌ها رعایت بهداشت تغذیه و کم و کیف غذاهاست. شیوع و بالا بودن آمار بیماری‌هایی چون دیابت، چربی خون، انواع سکته‌ها و بیماری‌های صعب العلاج همه متأثر از عدم توجه و اصلاح امر تغذیه است. برای اصلاح امر تغذیه و رسیدن به بهداشت و ترقی بهتر است به سیره و سبک زندگی اهل بیت (ع) و آموزه‌های قرآن کریم که سیره همه آن‌ها ملهم از این کتاب بی‌نظیر است. توجه بیشتر و به دستور «فلینظر الانسان الی طعامه» عمل کنیم تا زندگی شاد و زیبا داشته باشیم. ....................................................................................................... منبع: فارس

بررسی اهمیت حفظ اکوسیستم های جنگلی و مراتع در افزایش بازده امنیت غذایی از دیدگاه قرآن و احادیث

بسم الله الرحمن الرحیم  بررسی اهمیت حفظ اکوسیستم های جنگلی و مراتع در افزایش بازده امنیت غذایی . از دیدگاه قرآن و احادیث . .   فرزانه کازرانی  - استادیار پژوهشی، موسسه تحقیقات جنگلها و مراتع کشور، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، تهران، ایران . چکیده مقاله: بیان مساله: محیط زیست یکی از محورهای مهم توسعه پایدار به حساب می آید و در این بین جنگل ها و مراتع جزئی از منابع طبیعی تجدید شونده در محیط زیست می باشند که چرخه غذایی پیچیده ای بر آنها حاکم است. این منابع سرمایه ای طبیعی و موهبتی بزرگ می باشند که خداوند متعال به بشر ارزانی داشته تا همه انسان ها و موجودات از آن بهره مند باشند؛ بنابراین حق بهره مندی از آن را باید از مصادیق مهم حقوق بشر دانست. هدف پژوهش: از این رو هدف کلی این پژوهش بررسی اهمیت حفظ پوشش گیاهی جنگلها و مراتع از دیدگاه قرآن و فقه دینی می باشد و سعی بر این است که اهمیت اکوسیستم های جنگلی و مراتع را در زندگی بشر براساس آیات قرآن و روایات ائمه اطهار توجیه کرد. روش و چگونگی انجام پژوهش: تحقیق به صورت فیش برداری با بررسی و مطالعه آیات قرآن و بهره گیری از تفاسیر معتبر و احادیث ائمه اطهار انجام شد و به بحث در مورد اهمیت حفاظت از اکوسیستم های جنگلی و مراتع می پردازد. یافته ها و نتیجه گیری: بخش جنگلداری فائو بیان نموده است که ما می توانیم امنیت غذایی را با افزایش بازده اکوسیستم، یکپارچه سازی منابع جنگلی و جلوگیری از گسترش کشاورزی در مناطق جنگلی تقویت کنیم. طبیعت و به ویژه جنگل ها و مراتع در شریعت مقدس اسلام از جایگاهی ویژه ای برخورداراند. قرآن کریم در بسیاری موارد به لزوم استفاده صحیح از منابع طبیعی و حفظ اعتدال در بهره برداری از آنها تاکید نموده است. در قرآن یکی از مصادیق فساد در زمین تخریب، قطع و سوزاندن منابع طبیعی از جمله جنگل ها و مراتع می باشد و براین اساس، تجاوز و تعدی به طبیعت عذاب اخروی و مسئولیت دنیوی را در پی خواهد داشت. در روایات اسلامی، زمین منبع خیر و برکت و همچون مادری مهربان دانسته شده که نگهداری آن بر همگان لازم است. رسول خدا می فرمایند: از زمین محافظت نمائید، چرا که زمین اصل و منشا شماست و نیز می فرمایند: جز به هنگام ضرورت، درخت را قطع نکنید . تاکید خداوند در قرآن به لزوم حفظ منابع طبیعی و نیز آموزه های ائمه اطهار حاکی از شدت توجهی است که خداوند نسبت به حفظ محیط زیست به عنوان ظرف رشد و تکامل انسان دارد بنابراین باید در راستای حفظ و حراست از این نعمت های خدادادی تلاش کرد. کلیدواژه‌ها: امنیت غذایی، محیط زیست، جنگل ها، مراتع، قرآن، احادیث .......................................................................................................... https://www.civilica.com/Paper-QSBHF02-QSBHF02_117.html

پر بازدید ترین مقالات

«گیاهان دارویی در قرآن و حدیث»

بسم الله الرحمن الرحیم «گیاهان دارویی در قرآن و حدیث» علیرضا ...

زنيان - شاهي - کندر (دروس استاد ضیایی / 3)

بسم الله الرحمن الرحیم زنيان - شاهي - کندر دروس استاد ضی...

اهمیت دامداری و کشاورزی در قرآن کریم

بسم الله الرحمن الرحیم اهمیت دامداری و کشاورزی در قرآن کریم ...

سخنان مهم مقام معظم رهبری در"اهمیت حفظ محیط زیست و منابع طبیعی"

بسم الله الرحمن الرحیم سخنان مهم مقام معظم رهبری در"اهمیت حفظ...

تقویم شمسی

تیر ۱۳۹۹
ش ی د س چ پ ج
    تیر »
 12345678910111213141516171819202122232425262728293031