دسته: همایش و گفتگو

راهکارهای «جهش تولید» در بخش کشاورزی از منظر آیت الله العظمی مکارم شیرازی

بسم الله الرحمن الرحیم  راهکارهای «جهش تولید» در بخش کشاورزی از منظر آیت الله العظمی مکارم شیرازی   کشاورزان، در شریعت اسلام از جایگاه و منزلت ارجمندی برخوردارند.از جمله در قرآن کریم اشارات پرمعنایی به کشاورزی به عنوان نعمت ‏های الهی، وجود دارد،که نشان می دهد اسلام نسبت به مساله کشاورزی اهمیت بسیار زیادی قائل است. یادداشتی با موضوع «راهکارهای جهش تولید در بخش کشاورزی از منظر آیت الله العظمی مکارم شیرازی» در تارنما و شبکه‌های اجتماعی معظم له منشر شده که مشروح آن بدین شرح است: ادامه.............................

حق آیندگان از منابع زیرزمینی

بسم الله الرحمن الرحیم حق آیندگان از منابع زیرزمینی . . آیت‌الله محمدعلی گرامی قمی اگرچه به استخاره مشهور است، اما سال‌ها برگزاری درس خارج فقه و دارا بودن رساله عملیه، وی را در زمره‌ی استادان برجسته‌ حوزه علمیه‌ی قم قرار داده است. وی عقیده دارد جامعه را نباید فقط از نظر مکانی مورد توجه قرار داد، بلکه لازم است از نظر زمانی هم مورد نظر قرار بگیرد. در نظر او، کسانی که در حال حاضر وجود نداشته و در آینده به دنیا خواهند آمد، نسبت به منابع و سرمایه‌های زیرزمینی، دارای حق بوده؛ لذا مصرف کنندگان بی رویه از این منابع، نسبت به آیندگان ضامن خواهند بود. . . اختصاصی شبکه اجتهاد «مجله الکترونیکی فقه و مصرف» . از لحاظ فقهی، منابع زیرزمینی هر کشور متعلق به مردمان و ساکنان همان کشور است یا آن‌که محدوده‌های قراردادی سرزمینی منجر به اختصاص آن به کشور خاصی نشده و متعلق به تمام مردم جهان است؟ یکی از چیزهایی که معلوم نیست مبدأ آن از کجاست، همین منابع زیرزمینی است. مثلاً فرض کنید گاز زیرزمینی که مشترک بین ایران و عراق است. نمی‌توان گفت که مبدأ آن از ایران بوده است یا از عراق، و مثل آب نیست که بگوییم از سرچشمه بالا دارد می‌آید. در یک چنین چیزهایی باید قاعدتاً خودشان به توافق دولتین برسند و به نفع هر دو تقسیم کنند، زیرا متعلق به هر دو کشور است. ولی چیزهایی هست که منشأ معلوم و مشخصی دارد. مثلاً فلان رود، اصلش در سوریه است. فلان دریاچه، در فلان‌ کشور است. این‌ها متعلق به همان منطقه و کشور است. زمین نیز همین گونه است. ملکی که شما می‌خرید، تا چند طبقه زیرزمین و چند طبقه بالای آن، متعلق به شماست. شهرداری نمی‌تواند بگوید که این دو طبقه‌ی بالاتر برای شما نیست، برای هوا یا برای شهرستان است. لذا تراکمی که از ساختمان‌ها گرفته می‌شود باید براساس حکم حکومتی برای مصالح مملکت خرج شود. وگرنه تا چند طبقه‌ی متعارف، متعلق به خود صاحب ملک است. به‌هرحال در منابع طبیعی کلی هم آنچه را که منشأ مشخص دارد مثل آبی که سرچشمه‌اش معلوم است، طبق روایات، اول اهالی آن منطقه استفاده می‌کنند. هر مقدار اضافه آمد، متعلق به زیردستی‌هاست. ******************************************************************** اگر زندگی جمعی است، باید مراعات جمع بشود. و جمع اختصاص به مکان ندارد که بگوییم این جمع در زمان خاصی وجود داشت حالا که نیست پس مهم نیست. آینده‌ی این سرزمین و مردمی که در آن زندگی خواهند کرد، از این منابع سهم می‌برند. لذا باید در مصرف این منابع دقت شود چراکه متعلق به مردمان زمان خاصی نیست، بلکه مردم تمام اعصار حق استفاده از این آن را دارند. ******************************************************************** بعضی متفرعات است که محل بحث است. بعد از این‌که سال‌ها طبقه‌ی پایین هم از زیادی آب بالا استفاده می‌کرده، آیا حالا آن بالایی می‌تواند بگوید ما خودمان بیشتر نیاز داریم و به پایین‌دستی‌ها، ولو این‌که قبلاً آب می‌دادیم حالا دیگر نمی‌دهیم؟ از نظر فقهی این یک بحث است. در بعضی می‌گوید به اجازه‌ی من یک آسیاب ساخته، حالا من می‌خواهم رودم را به یک طرف دیگر برگردانم که این آسیاب آن وقت تعطیل می‌شود. حضرت می‌فرمایند حق چنین کاری را نداری. این‌ها بحث فقهی خاصی است و از نظر حقوق فقهی و حقوق بین‌الملل باید مورد توجه قرار بگیرد. ولی اجمالاً باید گفت فرق است بین منابعی که سرمنشأ مشخصی دارد با منابعی که در حالت اشتراکی به سر می‌برد.   خوب است مطلبی را بگویم که برای این مصاحبه و سؤالات شما مفید است. انسان یک زندگی اجتماعی دارد. تمدن انسانی، تمدن جمعی است. در این دنیا، شخص اگر در رأس قله‌ی کوهی هم زندگی کند، باز برای تأمین مایحتاج زندگی‌اش، به کمک دیگران احتیاج دارد. بعد از مرگ هم حتی در عالم قیامت، زندگی اجتماعی است، به این معنا که اولین قضیه‌اش، بررسی پرونده است. باید همه جمع شوند: و ذلک یومٌ مجموعٌ له الناس. باید همه جمع بشوند، چرا؟ برای این‌که اعمالشان روی زندگی دیگری تأثیر گذاشته است. ما تحت تأثیر کارهای افراد قبل هستیم و اعمال ما نیز روی زندگی پس از ما اثر می‌گذارد. لذا سرّ این‌که عالم برزخ طول می‌کشد، یکی این است که همه باید بیایند تا به پرونده رسیدگی بشود، چون همه به اصطلاح در این پرونده متهم هستند. و ذلک یومٌ مجموع له الناس. همه جمع می‌شوند. در عالم برزخ وضع پرونده نیست، ولی در روایات هست که زندگی جمعی دارند. «یتزاورون»: به دیدار هم می‌روند و رفت و آمد هست. بعضی مکاشفات هم حاکی از این است که اشتغالات علمی و درسی و این‌گونه چیزها هست. اگر زندگی جمعی است، باید مراعات جمع بشود. و جمع اختصاص به مکان ندارد که بگوییم این جمع در زمان خاصی وجود داشت حالا که نیست پس مهم نیست. آینده‌ی این سرزمین و مردمی که در آن زندگی خواهند کرد، از این منابع سهم می‌برند. لذا باید در مصرف این منابع دقت شود چراکه متعلق به مردمان زمان خاصی نیست، بلکه مردم تمام اعصار حق استفاده از این آن را دارند. از نظر مکانی باید ببینیم که منشأ یک منبع طبیعی آیا از کشور خاصی است یا این‌که منشأ مشخصی ندارد.   آیا منظورتان این است که اسلام نسبت به محدوده‌های قراردادی هر کشور یا هر جمعی که در جایی زندگی می‌کنند، احترام گذاشته است؟ اگر سرچشمه از یک جای خاصی است، اول متعلق به آن‌هاست. اضافه‌اش متعلق به کشورهای بعدی است. روایت هم داریم که هرجا آبی هست، اول قسمت‌های بالادستی استفاده می‌کنند و اضافه‌اش را پایین‌دستی‌ها. ولی اگر بالا و پایین ندارد، زیر زمین است، هم از این کشور است، هم از آن کشور، این‌جا توافق دو حکومت است که باید به نتیجه برسد. آیا به‌غیر از گنج‌ها و معادن، منابعی مانند آب را نیز می‌توان جزو منابع عمومی و انفال قلمداد کرد و استفاده‌ی بی‌رویه‌ی کسانی که این منابع در ملک آن‌ها قرار دارد را نادرست انگاشت؟ این یک مسأله‌ی دیگر است. یک مسأله این است که این آب برای کیست؟ که عرض کردم اول برای بالادستی‌هاست و اضافه‌اش برای پایین‌دستی‌ها. آیا اگر بالادستی‌ها استفاده کردند، حق دارند جلوی استفاده‌ی پایینی‌ها را بگیرند؟ نه. طبق روایات، وقتی بالادستی‌ها استفاده‌شان انجام شد، به مقدار متعارف عقلایی، حق ندارند پایین‌دستی‌ها را محروم کنند. زندگی بشر زندگی جمعی است. مجموعٌ له الناس. زندگی جمعی اختصاص به جمع حاضر ندارد. آینده هم باید از این استفاده کنند. اگر کسانی بخواهند الآن این‌ها را از بین ببرند، یا بد مصرف کنند، ضرار است. ضرر هم هست، ولی قبل از ضرر، ضرار است، یعنی دیگران را در مشقت می‌اندازد. بنابراین آب را هم مثل گنج‌ها و معادن می‌توانیم از انفال قلمداد کنیم. بله، همچنان که در بعضی روایات هم داریم. دریاها، شاطه، بحرها، از این گونه است. منتها فرقی که دارد این است که گاهی آنچه محل بحث است، سر منشأ ندارد، مثل دریاچه. این‌جا همان بحثی است که بالا و پایین دارد یا نه؟ وقتی بالا و پایین ندارد، متعلق به چندین کشور است که حول این دریاچه هستند. آیا می‌توان منابع زیرزمینی مانند آب، نفت، گاز و مانند آن را متعلق به تمام انسان‌ها اعم از حاضران و آیندگان دانست؟ و بر همین اساس استفاده‌ی بی‌رویه از آن‌ها که منجر به محکومیت آیندگان بدون جایگزینی منابع ارزان می‌شود را حرام انگاشت؟ در این صورت چه‌طور است که بنا به نظر فقهی فعلی، مرزهای سرزمینی موجب اختصاص منابع به افراد خاص می‌شود، اما مرزهای زمانی چنین حقی را به دنبال نمی‌آورند؟ فرق نمی‌کند، عرض کردم زندگی بشر زندگی جمعی است. مجموعٌ له الناس. زندگی جمعی اختصاص به جمع حاضر ندارد. آیندگان هم باید از این استفاده کنند. اگر کسانی بخواهند الآن این‌ها را از بین ببرند، یا بد مصرف کنند، ضرار است. ضرر هم هست، ولی قبل از ضرر، ضرار است، یعنی دیگران را در مشقت می‌اندازد. نظیر این‌که کسی بخواهد برود معدن نمکِ جایی را بگیرد و به هیچ‌کس دیگری نمک ندهد. با این‌که از حاکم گرفته است، حاکم حق ندارد چنین انحصاری را به افرادی خاص بدهد، ولو بخرند. آن شخص نمی‌تواند انحصاری‌اش کند تا دیگران در مشقت واقع بشوند. لا ضرر و لا ضرار. این ضرار است که دیگران در تنگنا قرار گیرند. تفاوتی نیز ندارد که دیگران هم موجود باشند یا در آینده به وجود بیایند. آیا با تمسک به قواعدی نظیر لاضرر و لاحرج یا احادیثی از قبیل «کلّ من أضرّ بطریق المسلمین فهو ضامن لما یصیبه»، می‌توان حکم ضمان متلف منابع زیرزمینی ارزان برای آیندگان را ثابت کرد؟ بدین‌صورت که متلفین لازم است با اموال خودشان منابع دیگری را جایگزین منابعی کنند که از آن استفاده‌ی بی رویه کرده‌اند، مانند این‌که از کشورهای دیگر نفت خریده و جایگزین نفتی کنند که مسرفانه مصرف کرده اند. یک بحث این است که آیا اصلاً حق دارند اسراف کنند و از دیگران حق استفاده از این منابع را بگیرند؟ نه، عرض کردم این ضرار است. حالا اضرار بطریق المسلمین است، یعنی در باب راه است، ولی می‌شود القای خصوصیت کرد در هر چیزی که زندگی اجتماعی بشر به آن تعلق دارد. پس این‌که بگویم زیاد مصرف کنند تا به دیگران نرسد، این ممنوع است. دیگر این‌که حالا اگر این کار خلاف را انجام دادند، آیا لازم است جبران کنند یا از کشورهای دیگر بیاورند؟ آن راجع به این است که کاری بکنند که پایین‌دستی‌ها و آینده‌ی تاریخ بتوانند زندگی کنند. و مانند کسی است که مال دیگری را برداشته و استفاده کرده است و حال می‌خواهد راضی‌اش کند. چه‌گونه باید راضی‌اش کند؟ باید خودشان توافق کنند، طوری که بتواند او هم زندگی کند. مثل مال خصوصی. اگر شما مال کسی را برداشته باشید، بعد بخواهید جبرانش کنید، باید چه‌کار کنید؟ باید تراضی بشود. تراضی هم معمولاً به این است که او هم بتوانند در زندگی آسایش داشته باشد. نسبت به آیندگان که الآن حضور ندارند چه‌طور باید تراضی صورت بگیرد؟ جهت تراضی معلوم است. طوری این آسانی را در زندگی‌شان بیاورد که بتوانند زندگی کنند. بنابراین به‌نظر حضرت‌عالی اگر کسی منابع ارزان‌قیمتِ الآن را استفاده و اتلاف کرد، باید برای آیندگان جایگزینی ایجاد کند؟ به‌هرحال این‌طور می‌گوییم. عرض کردم دو مسأله است. یک مسأله این‌که الآن این کار خلاف و ضامن است. مسأله‌ی دیگر این است که حالا کار خلاف را چه‌گونه باید جبران کند؟ به طریقی که برای آینده یک زندگی آسان تهیه کند. این‌که چه‌گونه این جبران صورت بگیرد، بحثی است مجزا، ولی به‌هرحال آیندگان هم در این سرمایه شریکند و حق استفاده دارند. ما هم نسبت به آن‌ها ضامن هستیم، پس بحث بسیار مفصلی را می‌طلبد. بله، هم حرام است تکلیفاً، هم به‌علت این‌که متعلق دیگران است، اسراف و تبذیر است، همین‌طور که برای از بین بردن، ضامن هستند. البته تعیین زمان این در بحث فقهی و بین‌المللی نشده است. عرض کردم قاعده‌ی عقلایی‌اش این است: طوری که نسل بعد نیز بتوانند آسان‌تر زندگی کنند. جمله‌ای در عهدنامه‌ی مالک اشتر هست که در آن حضرت می‌فرمایند: قیمت‌گذاری کن به اسعارٍ لا تجحف بالفریقین. نه به آن‌ها اجحاف شود، نه به این‌ها. حال این در مسأله‌ی مکان بوده، ولی در مورد زمان هم همین است. نسل امروز طوری استفاده کنند که آیندگان هم بتوانند بهره‌مند شوند. .................................................................................................................................

ملاصدرا فیلسوف محیط زیست است

بسم الله الرحمن الرحیم آیت‌الله محقق داماد: ملاصدرا فیلسوف محیط زیست است   رئیس گروه علوم اسلامی فرهنگستان علوم درباره انگیزه‌های نگارش کتاب «الهیات محیط زیست» گفت: در این کتاب به اتهامات غربی‌ها پاسخ دادم، چون آن‌ها به ادیان ابراهیمی اتهام زده بودند که تخریب کنونی محیط زیست تقصیر مؤمنین است! کتاب «الهیات محیط زیست» به قلم آیت‌الله سیدمصطفی محقق داماد عضو فرهنگستان علوم چندی پیش از سوی کتاب سال محیط زیست سازمان محیط زیست به عنوان برگزیده ویژه نخستین دوره انتخاب شد. محقق داماد در دو سال گذشته «الهیات محیط زیست» و «اخلاق محیط زیست» را نگاشته و در آنها آموزه‌های دینی و موازین محیط زیست را متذکر شده است. این استاد دانشکده حقوق دانشگاه شهید بهشتی در کتاب «الهیات محیط زیست» معتقد است که دغدغه‌های محیط زیستی مقولاتی جهانی هستند، هوایی که ما تنفس می‌کنیم حتی اگر در قاره‌های دیگر آلوده شده باشد، سوراخ شدن لایه اوزون، فقر و گرسنگی که باعث مهاجرت کردن مردم شده است. برخی اعتقاد دارند غلبه روح سوداگری بر انسان معاصر و سیطره تمدن صنعتی او را به جان طبیعت انداخته و برای تأمین منافع خویش کمر به نابودی طبیعت بسته است. نیچه فیلسوف آلمانی اشاره دارد که ما در زمانی واقع شده‌ایم که تمدنش در خطر نابودی به وسیله تمدن است! . برای فهمیدن علل و انگیزه‌های نگارش کتاب «الهیات محیط زیست» با آیت‌الله محقق داماد به گفت‌وگو نشستیم. این نویسنده پیش‌تر آثاری همچون «قواعد فقه»، «اصول فقه»،‌ «حقوق خانواده»، «تحلیل فقهی احتکار»، «تحلیل فقهی اخذ به شفعه» را منتشر کرده و آثاری نظیر «مطالعات تطبیقی در فلسفه اسلامی» و « سیر فلسفه در جهان اسلامی» را ترجمه کرده است.   *به عنوان سؤال نخست رویکرد شما در نگارش کتاب «الهیات محیط زیست» چه بوده است؟ -این نوشتار با دیدگاه الهیاتی به محیط زیست پرداخته و بنابراین از بعد فلسفه اسلامی و قرآنی و بالاخره فقه شیعه و اسلامی مباحث را امتداد داده است. *چه شد که دست به نگارش اثری درباره محیط زیست و فقه آن زدید؟ – واقعیت این است که در این رابطه مقالات مختلفی درباره ادیان و فقه محیط زیست نوشته بودم اما با نگاه الهیاتی و جامع کلمه چنین چیزی پیش‌تر نوشته نشده است و بنابراین بنده از منابع اسلامی و غربی استفاده کردم و ثانیاً نگاه فلسفه اسلامی به محیط زیست و نگاه قرآنی به محیط زیست را مورد توجه قرار دادم و در آخرین بخش کتاب نیز به «فقه محیط زیست» توجه کردم. *پیش از این در ایران درباره محیط زیست اثری با این رویکردها نگاشته شده بود؟ -خیر به ویژه آخرین بخش کتاب که مربوط به فقه محیط زیست است برای نخستین بار چنین نگاهی اعمال شده که در آینده این دیدگاه‌ها تقلید و مورد استفاده قرار می‌گیرد. معمولاً وقتی اثری ابداع بشود و کار جدیدی صورت گیرد مورد توجه قرار می‌گیرد ولی بعداً ممکن است توسط افرادی تقلید شود. *چاپ اول کتاب به اتمام نرسیده؟ -تقریباً چاپ نخست رو به پایان است و در ویرایش بعدی کتاب مباحث فقهی بیشتر مورد توجه قرار خواهد گرفت چرا که قصد دارم مباحثی بدان بیفزایم. بنده خیلی سال است که به این مباحث می‌پردازم از دوره دولت‌های گذشته که آقای هاشمی رفسنجانی بودند و شاید هم قبل‌ترش که گفت‌وگوی اسلام و مسیحیت نخستین جلسه‌اش آغاز شد و موضوع طبیعت و بحث مسیحیت در یونان مدنظر قرار گرفت، آن اولین سخنرانی بنده به زبان انگلیسی بود که در سازمان محیط زیست نیز منتشر شد، در دولت‌های بعدی نیز این موضوع باعث شد که بنده درگیر شوم و در کنفرانس‌های مختلف شرکت کنم. خاطرم می‌آید در ایام جنگ چندین مقاله بین‌المللی در صیانت از منابع زیست محیطی در کنفرانس‌های بین‌المللی که بیشترشان در خارج از کشور برگزار شد و البته در داخل هم داشتیم، منتشر کردم و برخی از اینها را از انگلیسی به فارسی ترجمه کردم و به صورت کتاب منتشر شد. *استاد مخاطب اصلی این کتاب مسئولین دستگاه‌ها برای رفع بحران‌های محیط زیستی هستند؟ -در بخش فقهی شاید مسئولین باشند ولی آنچه بیشتر اهمیت دارد بعد علمی قضیه است و اینکه نگاه دینی به محیط زیست چه اندازه مهم است و چگونه منابع دینی به محیط زیست توجه کرده‌اند؟ چرا که در یک اتهامی که به ادیان ابراهیمی‌ غربیان می‌زنند، مطرح شده که در این ادیان انسان از این لحاظ معرفی شده که به او گفته شود تو تمام جهان را در دست داری و همه چیز برای تو ساخته شده و تو اختیار داری که همه را مورد استفاده قرار بدهی! بنابراین به ادیان ابراهیمی اتهام زده بودند که خرابی محیط زیست که الان در جهان اتفاق افتاده تقصیر مؤمنین است چرا که این مؤمنین هستند که اینطور ساخته شده و طبیعت را سعی دارند مسخر خود کنند و به دریا و جنگل تجاوز کنند به دلیل اینکه معتقدند همه اینها برای انسان است.   بنده در این اثر تلاش کردم لااقل دامن اسلام را با استدلال‌های قوی که نگاه فلاسفه اسلامی و قرآن است از این اتهام پاک کنم و ثابت کردم که از نظر اسلامی طبیعت یک امر قدسی است که مظهر و محل تجلی پروردگار است و تجاوز به طبیعت صحیح نیست و بنابراین در حد محدود باید از طبیعت استفاده کرد و ما مأمور آبادانی زمین هستیم وگرنه مفسد فی الارض تلقی می‌شویم. نگاه ما در این کتاب نگاه به فساد در ارض و نگاه فلسفی و عرفانی است چرا که فساد در ارض و آنچه در فقه آمده یک مفهوم خاصی است که برای محاربه و امثال اینها به کار می‌رود ولی دراین کتاب فساد در ارض مفهوم وسیع‌تر عرفانی و اخلاقی یافته به طوریکه هر گونه تخریب در زمین، فساد در ارض است .در قرآن کریم نیز بیش از یکصد و اندی بار این مباحث و اهمیت محیط زیست تکرار شده است. انسان امروز می‌داند که با این لجام‌گسیختگی تمدنی و بی‌اعتنایی به طبیعت و خودمحوری و بی توجهی به آینده دیگر آینده‌ای نخواهد داشت و هیچ تضمینی وجود ندارد بنابراین اینها کارهای انسان مدرن است که با تکنولوژی خود انسان را به نقطه‌ای رسانده که ناگزیر به نابودی است. بسیاری از بحران‌های زیست محیطی ریشه در نگرش ما به طبیعت،‌موجودات و برداشمان از چگونگی هستی آن و ادراک ما دراین حوزه‌ه دارد پس زیربنا و پشتوانه فکری ما نظام فکری خاصی باید باشد و این جهان بینی اسلامی است که مبری از هرگونه آلودگی و تهمت دراین ساحت‌هاست. *در صحبت‌هایتان اشاره کردید که نگاه شما در نگارش این اثر نگاه فلسفی و عرفانی به موجودات و محیط زیست بوده است، بیشتر چه متفکرانی در حوزه فلسفی بودند که بر محیط زیست توجه ویژه داشتند؟ -همه متفکران اسلامی به این بعد توجه دارند و بیشتر ملاصدرا که تأکید به توجه محیط‌زیست کرده است. ملاصدرا در فلسفه‌اش معتقد است که تمام جهان تسبیح حق را می‌گویند و تسبیح را از کتاب الاسفار الاربعه آورده که تفکر در حق نشان دهنده این است که جهان جاندار و زنده است و برخورد بی‌رویه مبارزه با محیط زیست اشتباه است. *خیلی عجیب است که کسانی که خود دم از توجه به انسانیت و محیط زیست دارند و در واقع خودشان با نحوه فعالیت‌های تکنولوژیکشان طبیعت را تخریب کرده‌اند چنین اتهامی را به انسان مؤمن و ادیان ابراهیمی می‌زنند؟ -البته کسانی که چنین اتهامی می‌زنند بیشتر مسیحی نیستند بلکه غربی هستند و  مسیحیت یک گروه از غربیان هستند، با این حال بنده دراین کتاب دفاع کردم و حرف‌هایشان را با استدلال پاسخ دادم البته در انتخاب کتاب هم آوردم که مسئولین چه اندازه مسئولیتشان سنگین است کسانی که مسئولیت اجرا و حفظ کشور و مدیریت را برعهده دارند در جه نخست بار سنگینی در زمینه حفظ منابع طبیعی کشور و دقت برای آیندگان دارند چرا که باید پاسخ گو باشند. * درباره اهمیت فرهنگ عمومی و آموزش توجه به محیط زیست برای مردم نیز در این اثر مطلبی بیان کردید؟ -بله درباره فرهنگ عمومی و توجه مردم نیز در فصلی مباحثی را بیان کردم چرا که توجه خود مردم نیز در کشور به این حوزه بسیار با اهمیت است. *نکته پایانی و کار بعدی‌ در دست انتشارتان چیست؟ -الان مشغول ترجمه مقالات محیط زیست به متن انگلیسی هستم چرا که سازمان محیط زیست اظهار علاقه کرده تا اینها را به انگلیسی نیز منتشر کنیم که ان‌شاءالله به زودی نیز این اثر منتشر می‌شود.   برچسب‌ها: ادیان ابراهیمی، حقوق خانواده، سیدمصطفی محقق داماد، علوم اسلامی، فرهنگستان علوم، فلسفه اسلامی، کتاب الهیات محیط زیست، محیط زیست  

جایگاه فرهنگ تغذیه و نقش در آن تمدن اسلامی از دیدگاه امام رضا

بسم الله الرحمن الرحیم جایگاه فرهنگ تغذیه و نقش در آن تمدن اسلامی از دیدگاه امام رضا . امروزه تغذیه از امور مهم انسانی و تمدنی است که توجه به ابعاد مختلف آن می‌تواند در پیشرفت تمدنی و تعالی فرهنگی مؤثر باشد. از این گذر بهداشت فردی و برخورداری از پاکیزگی در تغذیه نیز همانند ابعاد دیگر بهداشت فردی که منجر به استقرار بهداشت در جامعه است از اساسی‌ترین آموزه‌های دین اسلام است که اهل بیت (ع) به ویژه حضرت علی بن موسی الرضا (ع) به آن توجه ویژه داشته‌اند. . . به مناسبت میلاد سراسر نور هشتمین ستاره آسمان ولایت و امامت با حجت‌الاسلام والمسلمین امیرعلی حسنلو نویسنده کتاب «تغذیه و پوشش در سیره امام رضا (ع)» درباره «جایگاه فرهنگ تغذیه و نقش در آن تمدن اسلامی از دیدگاه امام رئوف (ع)» گفت‌وگو کردیم که مشروح آن در ادامه می‌آید: . تغذیه در شکل‌گیری بنیان آدمی موثر است حکمت این همه توجه به بهداشت تغذیه در اسلام در چیست؟ از آنجایی که تغذیه تأثیر اساسی در شکل‌گیری شخصیت، روان و هویت آدمی دارد؛ بنیان انسان قبل از پیدایش وجودی وابسته به امر تغذیه و بهداشت غذایی است. اگر وجوداولیه آدمی از تغذیه حلال شکل گرفته باشد، بسیاری از مسائل دیگر که پس از مراحل جنینی در پیش روی اوست، قابل کنترل و اصلاح خواهد بود. وقتی اعضای بدن از تغذیه حرام پیدا و پرورده شد. استعداد رسیدن به مراتب معنوی و انس با خدا و اولیا در او نخواهد بود؛ چون پرتو نور عالم بالا به دلی تابد که دودهای سیاه وتیره غذای حرام او را تاریک نکرده باشد. رهبران دینی آغاز تربیت دینی و تربیت اصولی را از این مرحله می‌دانند و به اهمیت مسأله تغذیه در شکل‌گیری بنیان آدمی و کارساز بودن آن در سعادت و موفقیت او اشاره و به دقت در این مرحله و انتخاب درست بر اساس موازین شرعی تأکید کرده‌اند. در تبیین جایگاه تغذیه با وجود معیارهای اساسی و مبانی مشترک، تفاوت ماهوی  بین نگرش و سیره ائمه نیست. از آن رو که ابعاد مختلف زندگی آن‌ها به علل متعددی به صورت جزئی مورد توجه قرار نگرفته یا به نوعی این مسائل برای علاقه‌مندان به سیره آن‌ها نامشخص بوده و یا به هر دلیل گزارش‌های محدود و اندکی در این موضوع وجود دارد. به ویژه درباره این موضوع از امام رضا (ع) روایات اندک و انگشت شمار است. اما با وجود محدودیت گزاره‌های روایی نکات کلیدی و مهمی می‌توان در زمینه بهداشت و تغذیه به دست آورد. آلودگی روح متأثر از آلودگی جسمی و تغذیه است با اشاره به این مقدمه، معارف رضوی درباره  تأثیر تغذیه در جسم و روح چه مواردی را مطرح می‌سازد؟ آنچه در دیدگاه و توصیه‌های حضرت وجود دارد، به منزله شاخه‌های مهمی از روش‌های صحیح تغذیه و بهداشت غذایی است. به همین خاطر فرمایشات حضرت (ع) از روی  علم و آگاهی بی‌مانند به این موضوعات است. وقتی مأمون از حضرت راهنمایی درباره سلامت و تغذیه درخواست کرد، امام رضا (ع) رساله‌ای موسوم به «ذهبیه» را برای او نوشت که مملو از علوم بی‌بدیل برای زیست سالم و تندرستی است. در ادامه به تبیین فرهنگ تغذیه و بهداشت در اسلام با نگاه تمدنی معطوف به مؤلفه‌های رویکرد ویژه امام رضا (ع) اشاره می‌کنم: انسان دارای ۲ بعد حیاتی؛ جسمی و روحی است. رشد او نیز ۲ بعدی است. جسم انسان به عنوان کالبد و قالب و به اصطلاح حکمای اسلامی  مرکب روحی است که وجود او را به عنوان انسان مفهوم خاص داده و او را از سایر موجودات متمایز می‌سازد. روحی که در کالبد انسان مستقر است، مدرک، محرک، دارای نوسان و متأثر از دریافت‌های پیرامون است. تغذیه انسان که عامل تأثیرگذار در حیات حیوانی اوست در روح او مؤثر است. توجه به تغذیه در حیات انسان تا حدی ضروری است که تأمین‌کننده سعادت و شقاوت او و نسل آینده او می‌تواند باشد. بر این اساس بی‌تردید روح انسان تحت تأثیر کنش‌های جسمی است که به منزله مرکب اوست، اگر در مسائل تغذیه اهتمام نباشد و هر نوع غذایی که برای حیات جسم مورد استفاده قرار گیرد، علاوه بر بیماری جسمی که سلامتی را تهدید می‌کند، بیماری روحی حاصل از تغذیه غیر اصولی نیز انسان را در رنج و عذاب قرار می‌دهد. چرا که روح و جسم در نوع کنش و انعکاس تأثیر متقابل دارند. از این رو معصومان به پیوستگی بین دو عنصر توجه داشته و برای مصون ماندن روح از تأثیرات منفی که از تغذیه به او می‌رسد، دستورات ویژه در امر تغذیه و تأمین آن دارند. اصول مهم و مشترکی در روش و نگرش ائمه در مسائل تغذیه وجود دارد، رعایت این اصول، تأمین کننده‌ تعالی روح و در نتیجه سعادت انسان است. جمله‌ معروف امام حسین (ع) در روز عاشورا خطاب به سپاه کوفه که برای کشتن او گرد آمده بودند، بیانگر این واقعیت است. وقتی امام برای هدایت و پند و اندرز آنان بر آمد، غوغا کردند تاصدای پند امام به گوش آن‌ها نرسد. به آنان فرمود: شکم‌های شما از غذای حرام اشباع شده و خون و پوست و گوشت شما از این لقمه‌های حرام به وجود آمده دیگر امیدی به هدایت شما نیست. بنابراین آلودگی روح متأثر از آلودگی جسمی و تغذیه است. امام رضا (ع) درباره‌ فلسفه حرمت خون به جهت تأثیرات منفی آن در روح انسان می‌فرماید: «… سبب آن این است که جنون و سنگدلی و بی‌مهری و فقدان عاطفه و قساوت قلب را به حدی در انسان ایجاد می‌کند که ممکن است خورنده خون و کسی که در تغذیه او خون وجود دارد و به عبارتی خون‌خوار است؛ پدر و مادرش را بکشد». در این باب روایات فراوانی وجود دارد که پیشوایان دینی ما  به تأثیر خوراکی‌های ناپاک، غیر مباح ، پاک و مباح در روح اشاره کرده‌اند که بیانگر ضرورت توجه به امر تغذیه در نگرش و روش آن بزرگان است. در آزمایشگاهی تغذیه در سلامت ذهنی و روانی افراد، مورد مطالعه قرار گرفت. به این افراد توصیه شد مصرف غذاهایی را که برای خلق‌و‌خو استرس زا هستند، قطع کنند و همزمان مقدار غذاهایی را که از ذهن و خلق فرد حمایت می‌کنند افزایش دهند. موادغذایی که برای خلق فرد، استرس‌زا یا تنش‌زا محسوب می‌شوند، شامل شکر، کافئین موجود در قهوه، الکل و شکلات(در صورت مصرف بیش از حد) است. در حالی که می‌توان برای مواد غذایی حمایت‌کننده خلق و خو به آب، سبزی، میوه و ماهی اشاره کرد. ۸۸ درصد افرادی که از رژیم های غذایی حمایت کننده خلق‌و‌خو استفاده کردند، از نظر ذهنی و روانی، وضعیت بهتری پیدا کردند. ۲۶ درصد آن‌ها اظهار داشتند تغییر خلق و خو در آن‌ها کمتر شده است. در ۲۶درصد دیگر تعداد حملات پانیک (هراس) و اضطراب کمتر شده بود و ۲۴ درصد دیگر عنوان کردند کمتر دچار حالت افسردگی شده‌اند. امام رضا (ع) می‌فرماید: «هیچ عبادتی بهتر از نگهداشتن شکم از مال حرام و پاکدامنی نیست» و نیز فرمود: «حق شکم تو آن است که آن را ظرف حرام قرار ندهی». چگونه یک کارگر ثواب جهاد را می‌برد+ پاسخ امام رضا (ع)  با این اوصاف رابطه کسب و کار با تغذیه حلال از دیدگاه امام رضا (ع) چیست؟ کسب حلال از آن جهت که به رزق و روزی انسان مرتبط است و هدف اصلی انسان از کسب در مرحله اول تأمین تغذیه خود و فرزندان است از اهمیت بیشتری برخورداراست که پیشوایان دین به داشتن شغل حلال و مناسب شأن توصیه و تأکید کرده‌اند. امام رضا (ع) نیز کارگری را که برای امرار معاش، تأمین نیازها و غذای خانواده تلاش می‌کند او را همدوش مجاهد فی سبیل الله و او را به منزله جهادگری می‌داند که در میدان جنگ و جهاد در رکاب پیامبر(ص) جنگیده باشد. بی‌گمان اگر کسب و شغل انسان از راه حلال نباشد، تأمین خوراک حلال امکان پذیر نخواهد شد. از این روی در فقه اسلام و تشیع بحثی به عنوان مکاسب وجود دارد و مکاسب حلال از حرام تفکیک شده و فلسفه حرمت وحلیت آن‌ها مورد بحث وکنکاش قرار گرفته است. در سیره رضوی توجه به فرهنگ غذای نیازمندان را می‌بینیم. توجه به این امور چه بازتابی در جامعه اسلامی خواهد داشت؟ امام رضا (ع) در مدینه به فقیران سرکشی و از آنان حمایت و برای آن‌ها غذا و خوراک تأمین می‌کرد. پس از اینکه حضرت (ع) به مرو منتقل شد و تحت مراقبت قرار گرفت، سرکشی به فقیران به صورت حضوری با محدودیت مواجه یا اساساً منع شد. مؤمنان فقیر در فرصت‌های پیش آمده در منزل آن حضرت حضور یافته و برای رفع مایحتاج و نیازمندی‌ها استمداد می‌کردند و گاهی حضرت سفره‌ای را مهیا می‌کرد و در آن از همه نوع غذا آماده می‌‌کرد و فقرا را دعوت کرده و این آیه را تلاوت می‌فرمود: «فلا اقتحم العقبه، و ما ادریک ما العقبه، فک رقبه، او اطعام فی یوم ذی مسغبه….». منظور از «اقتحام عقبه» انفاق‌هایی که مؤمن برای دیگران کرده، چنانکه در ادامه آیه «عقبه» را تفسیر می‌کند. سیره‌ همه اهل بیت (ع) توجه به تأمین خوراک فقرا بوده است، از این رو می‌توان دریافت که توجه و اهمیت به خوراک و تغذیه در نگرش و روش آنان به عنون یک ضرورت حیاتی مطرح بوده است. این قاعده واصل باید در تمدن اسلامی فرهنگ ثابت و محور همه متمکنان جامعه باشد. در این جامعه که بینش آن اینگونه بنا شده، هرگز مقهور سیاست‌های دشمنان دین نخواهد شد و همواره خودکفا بوده و برکات زمین وآسمان از آن رویش وریزش خواهد کرد. جامعه‌ای که متمکنان آن، از محرومان بی‌خبر و بی‌درد نسبت به درد وگرسنگی آنان باشند، یک جامعه دینی متمدن نیست. بلکه جامعه‌ای مترف است که به سوی انحطاط در حرکت است. زراندوزی و سکه‌بازی در فرهنگ اسلام جایی ندارد و هیچگاه در اسلام چنین تمدن‌هایی پا برجا نبوده‌اند. ۸ مورد درباره آداب تغذیه از منظر امام رئوف/ در ابتدای غذا نمک و سرکه بخورید درباره آداب تغذیه چه دستوراتی از حضرت رضا (ع) به ما رسیده است؟ پیشوایان دینی گاهی آغاز خوردن را با نمک و گاهی با سرکه و گاهی با هر دو توصیه کرده‌اند. امام رضا (ع) در خراسان که تقریباً منطقه‌ای سردسیر و دارای فصول سرما و گرمای مشخص است با سرکه غذا خوردن را آغاز می‌کردند و به اصحاب خود نیز چنین توصیه می‌فرمایند. چون بر اساس علوم تجربی امروز ثابت شده است که در نقاط سردسیری افتتاح با سرکه خیلی مناسب است. چون چاشنی‌های ترش مانند سرکه و آبلیمو سبب تعریق و کاستن جذب مواد ازته می‌‌شود و لذا تناسب غذایی و وجود و عدم مواد ازته و وضع سفره را نیز شاید فراموش کرد. معده محتویات خود را خالی نمی‌کند تا اینکه اسید موجود در معده خنثی شود و حتی اگر به کسی نمک هیپوتنیک بدهیم، سبب تخلیه معده نمی‌شود. تنها غذایی که می‌تواند نقش هر دو خاصیت (اسید و قلیا) را در معده داشته باشد، مواد بیاض البیضی است. زیرا پروتئین‌ها خود از اسیدهای آمینه‌اند که اسیدهای آمینه خود خاصیت اسیدی قلیایی دارند و بر حسب احتیاج عامل مربوطه را به کار می‌اندازند و حتی با آنکه اسیدند اسید را هم خنثی می‌‌کنند. سرکه حاوی چندین نوع اسید آمینه است ـ سدیم و کلر ـ دو عنصر موجود در نمک برای توازن و تعادل دستگاه گوارش؛ سدیم در انقباض عضلانی و هدایت موج عصبی ذی‌نفوذ بوده و در نقاط گرم مرطوب انقباض دردناک عضلانی یا شکمی و ضعف و ناتوانی با خوردن نمک برطرف می‌‌کند. نمک جای کلرورهایی که در انساج از بین رفته‌اند را می‌گیرد. دفع مواد غیر قابل جذب بدن را آسان می‌کند. بدن را تقویت و غذا را خوشمزه می‌سازد. افراط در خوردن نمک و شور خوردن غذاها نیز زیان‌های غیر قابل جبران را در پی دارد و همچنین افراط در خوردن سرکه احتمال بروز برخی از عوارض جسمی شود. بنابراین با وجود همه خصایص و ویژگی‌های خوراکی در این دو خوراک، نباید در خوردن آن‌ها افراط و تفریط کرد. با این وجود به برخی مسائل بهداشت و آداب تغذیه از دیدگاه امام رضا (ع) اشاره  می‌کنم: ۱ ـ شستن دست‌ها و داشتن وضو هنگام حضور بر سر سفره غذا ۲ ـ خشک نکردن دست‌ها در آغاز غذا (عدم تماس دست با دستمال و حوله بعد از شستن) ۳ ـ آغاز خوردن با نمک و سرکه ۴ ـ یاد نام خدا و گفتن جمله «بسم الله الرحمن الرحیم» ۵ ـ امام رضا (ع) می‌فرماید: پس از صرف غذا (بعد از چند قدم حرکت مثل کمک به جمع سفره یا شست‌وشوی ظرف غذاها یا رفتن برای شستن مجدد دست‌ها و.. ) برای هضم آسان به پشت خوابیده و پای راست را روی پای چپ بگذارید تا در سرعت هضم غذا شما را کمک کند و با شکم پر هرگز به راست و چپ نغلتید که برای معده عوارض خطرناک دارد. (از علل زخم اثنا عشر و معده و برگشت غذا شمرده شده) ۶ ـ امام رضا (ع) در دستور بهداشتی دیگر فرمود: «هنگامی که گرسنه هستید غذا بخورید و به محض اینکه احساس سیری کردید از سر سفره برخیزید». سه دستور کلی در اسلام وارد شده که مراعات آن‌ها سلامتی جامعه اسلامی را از تمامی بیماری‌ها بیمه می‌کند: الف ـ احساس گرسنگی قبل از غذا خوردن ب ـ دست از غذا کشیدن قبل از سیری کامل ج ـ (پرهیز از شکم‌بارگی و پرخوری) به حد تأمین نیاز، کم خوردن و خوردن یک نوع غذا که موافق با مزاج و معده باشد، اگر غذایی با مزاج ناسازگار است. خوردن آن خلاف بهداشت است. ۷ ـ یکی از اصحاب امام رضا (ع) گوید: ما همراه امام رضا (ع) گوشت کله (بدون پاچه چون خوردن پاچه کراهت دارد) خوردیم و حضرت (ع) پس از آن شربت قاووت تناول کرد و فرمود: به هضم آن کمک می‌کند. ۸ ـ خواندن دعا پس از پایان غذا خوردن که کوتاه‌ترین آن شکرگزاری با جمله «الحمدلله» است. تفصیل آن اینگونه است: «الحمد للَّه الّذی یطعم و لا یطعم و یجیر و لا یجار علیه و یستغنی و یفتقر إلیه. اللّهمّ لک الحمد على ما رزقتنا من طعام و إدام فی یسر منک و عافیه بغیر کدّ منّی و لا مشقّه. بسم اللَّه خیر الأسماء، بسم اللَّه ربّ الأرض و السّماء، بسم اللَّه الّذی لا یضرّ مع اسمه شی‏ء فی الأرض و لا فی السّماء و هو السّمیع العلیم. اللّهمّ أسعدنی فی مطعمی و مشربی هذا بخیره و أعذنی من شرّه و أمتعنی بنفعه و سلّمنی من ضرّه». فرهنگ وعده‌های غذایی/ سالمندان وعده شام را حذف نکنند درباره زمان وعده‌های غذایی نیز چیزی ذکر شده است؟ نظم در تمام امور از جمله اصول مسلم زندگی حضرات اهل بیت (ع) بوده است. داشتن برنامه تغذیه منظم نیز بی‌گمان در برنامه‌های آنان بوده است. از این رو رعایت وعده‌های غذایی در اسلام بیشتر به مضمون آیه کریمه توجه شده است «و لهم رزقهم فیها بکره و عشیا»؛ روزی آن‌ها صبح و در شامگاه  معین شده است. خوردن صبحانه را ضروری می‌دانستند و خودشان به آن عمل می‌‌کردند. چنان که در سیره همه پیشوایان  این پایبندی منعکس شده است. کم خوردن ضمن اینکه مانع و پیشگیری‌کننده از بسیاری از بیماری‌ها است سبب عمر طولانی نیز می‌باشد. چون بدن و اعضای بدن به جهت پرخوری در معرض استهلاک و نابودی قرار می‌گیرند. لذا مراقبت در خوردن از حیث کم و کیف غذا از دستورات اکید بهداشتی در فرهنگ اهل بیت (ع) است. امام رضا (ع) در نامه‌ای که به مأمون نوشت. برای هر فصلی وعده غذای خاصی معین شده است. شاید مناسب‌تر باشد که برای هر صنف به تناسب اشتغال نیز وعده تغذیه خاص در نظر گرفت. از آنجایی که برخی فصل‌ها دارای روزهای طولانی هستند که مصرف غذا به ویژه برای کسانی که کاربدنی سنگین مانند کشاورزی دارند، نیازمندی به غذا سه وعده یا بیشتر است. اما در روزهای کوتاه و برای کسانی که تحرک و تلاش بدنی کمتری دارند، نیازمندی کمتراحساس می شود. بر اساس دیدگاه امام رضا (ع) غذا خوردن و تغذیه به نیاز بدن بستگی دارد و این مسأله دراسلام یک اصل مسلم است که تغذیه جهت تأمین نیاز و ضرورت است. هر گاه بدن نیاز به غذا پیدا کرد و احساس گرسنگی کرد. باید غذای آن را تامین و تهیه کرد. از این رو در روایات اسلامی گزارش شده که وقتی گرسنگی کامل داشتید، غذا بخورید و هرگز با شکم پر غذا نخورید که منشا بیماری‌های گوناگون است. از طرفی پرخوری و مصرف بیش از نیاز غذا در اسلام از مصادیق اصراف و مورد مذمت فراوان قرار گرفته است. آنچه در دیدگاه امام رضا (ع) مورد توجه قرار گرفته، درباره وعده غذایی، ضرورت وعده غذایی شامگاه برای همه به ویژه سالمندان است که از نظر علمی موضوع شگفت‌انگیز و امربهداشتی ضروری برای سالمندان است که در نگرش امام (ع) نباید این وعده غذایی از آنان ترک شود. تأکید به غذای شامگاه برای عموم مردم در نظر امام وجود دارد. امابرای سالمندان تأکید زیاد شده که با شکم خالی به بستر خواب نرفته و استراحت نکنند. اگر بخواهید گفته‌های خودتان را در این مصاحبه جمع‌بندی کنید، چه خواهید گفت؟ فرهنگی که در مکتب اهل بیت (ع) برای رعایت بهداشت در تغذیه مقرر شده است، در صورت رعایت آن‌ها تمدن اسلامی به ترقی خود در ابعاد دیگر بالنده و رشد خواهد کرد. چون جامعه‌ای به ترقی، آسایش ، رفاه و تمدن متعالی راه می‌یابد که انسان‌ها در آن بیمار نباشند و بهترین پیشگیری از بیماری‌ها رعایت بهداشت تغذیه و کم و کیف غذاهاست. شیوع و بالا بودن آمار بیماری‌هایی چون دیابت، چربی خون، انواع سکته‌ها و بیماری‌های صعب العلاج همه متأثر از عدم توجه و اصلاح امر تغذیه است. برای اصلاح امر تغذیه و رسیدن به بهداشت و ترقی بهتر است به سیره و سبک زندگی اهل بیت (ع) و آموزه‌های قرآن کریم که سیره همه آن‌ها ملهم از این کتاب بی‌نظیر است. توجه بیشتر و به دستور «فلینظر الانسان الی طعامه» عمل کنیم تا زندگی شاد و زیبا داشته باشیم. ....................................................................................................... منبع: فارس

بررسي مسائل زيست محيطي جنگل و مراتع از ديدگاه فقه اسلامي

بسم الله الرحمن الرحیم بررسي مسائل زيست محيطي جنگل و مراتع از ديدگاه فقه اسلامي (دفاع ار پایانامه) با حضور جمعي از دانشجويان، از پايان‌نامه «بررسي مسائل زيست محيطي جنگل و مراتع از ديدگاه فقه اسلامي»، در سالن امام موسي صدر دانشگاه اديان و مذاهب دفاع شد.   به گزارش گروه تأمين اخبار و اطلاعات علمي دانشگاه اديان و مذاهب، در اين جلسه دانشجو محمدعلي اكبري ينگجه از پايان‌نامه خود با موضوع «بررسي مسائل زيست محيطي جنگل و مراتع از ديدگاه فقه اسلامي» دفاع كرد. حجت الاسلام و المسلمين دكتر سيدحسن اسلامي استاد راهنما و مهندس ادناني و حجت الاسلام و المسلمين دكتر جزائري اساتيد مشاور اين پايان‌نامه بودند و حجت الاسلام و المسلمين دكتر برجي داوري اين اثر را بر عهده داشت. ابتدا محمدعلي اكبري گزارش مختصري از پايان‌نامه خود ارائه داد و سپس حجت الاسلام و المسلمين دكتر برجي داوري رساله را آغاز نموده و گفت: اين رساله نقاط قوت بسياري دارد، موضوع آن بسيار خوب و از موضوعات مبتلا‌به است و حتي مي‌توان گفت كه يكي از موضوعاتي است كه به بيان نقاط قوت و اعجاز دين اسلام مي‌پردازد. وي افزود: اين رساله استاندارهاي لازم براي يك پايان‌نامه خوب را رعايت كرده و فصل‌هاي آن به صورت متناسب باهم آورده شده‌اند و به منابع خوبي هم رجوع شده، در كل براي نگارش آن زحمت خوبي كشيده شده است. استاد داور اين پايان‌نامه ادامه داد: با اين حال اين رساله خالي از اشكال نيست از جمله اينكه در آدرس دهي منابع ناهماهنگي‌هايي وجود دارد و اين آدرس دهي يكنواخت نيست. اغلاط تايپي در متن به چشم مي‌خورد؛ همچنين به لحاظ محتوايي نيز ايراداتي وارد است از جمله اينكه نام اين رساله داراي تسامح است، در عنوان گفته شده كه ديدگاه فقه در مورد تأثير مسائل زيست محيطي جنگل و مرتع بررسي مي‌شود، ولي مسائل زيست محيطي آن نبايد مي‌آمد زيرا اين قسمت از محدوده فقه خارج است. وي در ادامه گفت: بحث تعامل انسان با طبيعت كه به سه دوره تقسيم شده، هيچ آدرس و ارجاعي ندارد كه اين تقسيم‌بندي بر اساس چه نظريه‌اي و از كدام دانشمند صورت گرفته است. همچنين فهرست مطالب پس از پيشگفتار آمده است كه اين غير متعارف است. در چكيده رساله نيز ساختار چكيده نويسي رعايت نشده است. حجت الاسلام و المسلمين دكتر برجي در مورد بخش كليات رساله چنين گفت: در تعاريف كليات و مفاهيم نيز هيچ تعريفي از مسائل زيست محيطي صورت نگرفته است و فقط محيط زيست مورد بحث قرار گرفته است. همچنين يك ناهمگوني در متن ديده مي‌شود به اين شكل كه گاهي متن به صورت عربي آمده و ترجمه نشده است و گاهي متن به صورت نيمي عربي و نيمي ترجمه فارسي آمده است. در صفحه 84 رساله نيز آياتي آمده كه به هيچ‌گونه‌اي به جنگل يا مرتع مرتبط نيست. در برخي از ترجمه‌هاي آيات نيز ترجمه با كلمات عربي صورت گرفته است كه اين درست نيست. برخي از آيات كه ظاهر در مرتع هستند به اشتباه در قسمت آياتي آمده‌اند كه به گونه‌اي با مرتع ارتباط دارند. وي تصريح كرد: در صفحه 78 رساله ملكيت مراتع به سه بخش تقسيم شده است، ملكيت خاص، ملكيت عام و ملكيت دولت، ولي درياها در زمره ملكيت عام آورده شده درصورتي كه بايد در زمره ملكيت دولت قرار مي‌گرفت. همچنين در صفحه 83 رساله يك خلط مبحث صورت گرفته است و اصول عمليه با احكام اوليه خلط شده‌اند، درحاليكه اين دو از هم جدا هستند. همچنين بهتر بود كه قواعد ديگري هم از جمله قاعده حفظ توازن در طبيعت يا قاعده فساد در رساله آورده مي‌شد. پس از سخنان استاد داور، محمدعلي اكبري در دفاع از ايرادات وارده گفت: در مورد اينكه تعامل انسان و طبيعت آدرس داده نشده، از قلم افتاده است و داراي منبع است، در مورد ناهمگوني در ترجمه آيات و اقوال نيز سعي بر اين بوده كه تمامي آيات ترجمه شود و آياتي كه ترجمه نشده‌اند، به دليل سادگي زياد آن عبارت بوده است، برخي از عبارت‌هاي فقهي نيز به دليل اينكه فهم شخصي بنده از آن عبارت برداشت نشود، ترجمه نشده‌اند. سپس مهندس ادناني در سخناني بيان داشت: موضوع رساله بسيار جديد و خوب است و ارزش زيادي دارد و در پايان رساله هم پيشنهادات خوبي مطرح شده است، در كل براي نگارش اين رساله زحمت زيادي گشيده شده است. در ادامه حجت الاسلام و المسلمين دكتر جزائري نيز ضمن تشكر از نقادي منصفانه استاد داور تأكيد كرد: بخشي از انتقادات قابل قبول است و بخش ديگري از آن نيز قابل نقد مجدد مي‌باشد، اين رساله تتبع بسيار خوبي دارد و موضوع آن سخت و منابع آن كم است، يكي از ايرادات وارده نسبت به عنوان بود كه اين ايراد به دانشجو باز نمي‌گردد و به گروه تأييد كننده موضوع مربوط است، در مورد اينكه برخي از قواعد مانند قاعده فساد نيامده به دليل اين بوده كه به راحتي نمي‌توان گفت كه آيات و روايات كه به فساد در ارض كسي كه به محيط زيست ضرر مي‌رساند، دلالت صريح ندارد. حجت الاسلام و المسلمين دكتر اسلامي نيز بيان داشت: انتظار از دانشجو در مقطع كارشناسي ارشد اين است كه بتواند موضوع را از منابع استخراج و بيان كند و برخي از اشكالات مربوط به اين است كه دانشجو بايد وارد مناقشات شود و تحليل كند كه اين امر در حد رساله دكتري است. وي افزود: در مورد ترجمه آيات نيز چون دانشجو خود اقدام به ترجمه نكرده و از ترجمه ديگران استفاده كرده است، اين انتقاد به مترجم اصلي باز مي‌گردد. در مورد اينكه در ارجاعات وحدت رويه وجود ندارد نيز بايد گفت كه اين امر در بسياري از بخش‌ها رعايت شده و ارجاعات داراي وحدت رويه است و فقط در بخش‌هايي از آن غفلت شده است. در مورد چكيده نيز بايد بگويم كه هنوز در كشور وحدت رويه خاصي صورت نگرفته است و در اين زمينه رويه خاصي وجود ندارد، ولي در مجموع اين رساله كار خوبي است و داراي ساختار مناسبي مي‌باشد. در ذيل چكيده اين پايان‌نامه ارائه مي‌گردد. چكيده: همراهي فقه اسلامي با متغيرهاي زمان و مكان، نشانه ظرفيت بالاي فقه است؛ در عصر حاضر، محيط زيست از عرصه‌هاي بكر براي اجتهاد به شمار مي‌آيد، لذا ورود فقه به مسائل زيست محيطي به ويژه جنگل‌ها و مراتع لازم و ضروري است؛ تحقيق پيش روي تلاشي است براي تقق اين ضرورت، آشنايي با منابع و شيوه‌هاي استنباط براي فقيه امري است بي‌بديل، لكن ضرورت شناخت موضوع و ابعاد آن انكار ناپذير است؛ لذا نگارنده ابتدا به اهميت و كاركرد جنگل و مرتع پرداخته و با برشمردن فوائد موجود، اهميت و جايگاه موضوع را به تصوير كشيده است. در گفتار دوم، نگاه ارزشي دين اسلام به جنگل و مرتع از زاويه آيات و روايات مورد بررسي قرار گرفته و ارزشمندي جنگل و مرتع مورد تأكيد قرار گرفته است. و در گفتار پاياني با استفاده از برخي از منابع فقهي شيعه و اهل سنت (قواعد فقهيه، مسأله امر به معروف و نهي از منكر، مقاصد شريعت، مصالح مرسله و سد ذرائع) وجوب حمايت از جنگل‌ها و مراتع و ضرورت فقهي ترميم آسيب‌ها اثبات شده است. واژگان كليدي: جنگل، مرتع، فقه، حمايت، ترميم. .......................................................................................................... منبع : دانشگاه ادیان و مذاهب

جایگاه حوزه علمیه در مسیر حراست از منابع طبیعی چیست

بسم الله الرحمن الرحیم  . تحلیلی بر نگاه فقه به محیط زیست  جایگاه حوزه علمیه در مسیر حراست از منابع طبیعی چیست . عضو هیأت علمی دانشگاه قم با اشاره به اهمیت حراست از محیط زیست گفت: بعد از این که فقه شیعه از انزوا بیرون آمد باید برای مردم زمینه‌ ها و موقعیت رسیدن به این آرامش را فراهم کرد و محیط زیست سالم را به زندگی‌های شهری ارائه داد. . . . به گزارش بلاغ به نقل از رسا، رهبر انقلاب اسلامی، هفده اسفند ۹۳ در دیدار مسؤولان و فعالان محیط زیست، منابع طبیعی و فضای سبز کشور به مسائل کلیدی حراست از محیط زیست اشاره کردند که تبیین آن مسائل می تواند کشور را در عرصه سلامت محیطی یاری دهد. رهبرمعظم انقلاب، محیط زیست را مظهر الطاف الهی برشمردند و بر زیبا بودن همه جای زمین، جنگل یا کویر اشاره کرده و فرمودند «بدترین آدم‌ ها، «حرث» یعنی کشاورزی و «نسل» یعنی فرزندان را آلوده می‌ کنند چنان که در آیه ۲۰۵ سوره بقره «وَ إِذا تَوَلَّی سَعی‏ فِی الْأَرْضِ لِیُفْسِدَ فیها وَ یُهْلِکَ الْحَرْثَ وَ النَّسْلَ وَ اللَّهُ لا یُحِبُّ الْفَسادَ» به این مطلب اشاره شده است. ما باید در زمینه محافظت از طبیعت، فرهنگ سازی کنیم تا مردم نسبت به محیط زیست حساس شوند و بدون تابلو در این راستا گام بردارند از این‌رو از نظر قانونی باید دست اندازی به محیط زیست جرم تلقی شود و از سوی دستگاه قضایی، مجرمان تعقیب شوند زیرا حفظ محیط زیست یک مسأله حاکمیتی است و هر اقدامی باید پیوست زیست محیطی داشته باشد و برای طبیعت و محیط زیست، سند ملی تهیه شود تا به عنوان اسناد ملی و اموال عمومی محفوظ بماند. هرگونه استفاده از اموال عمومی طبق فتوای امام خمینی(ره) و اصل ۴۵ قانون اساسی باید با اجازه دولت باشد بنابراین کسانی که جنگل را تخریب می‌ کنند و کوه‌ خواری می‌ کنند، به اسراف و امر حرام مبادرت ورزیده‌ اند که این تخریب‌ ها آثار وضعی دارد یعنی کسانی که اقدام به تخریب کرده‌ اند ضامن بوده و باید خسارت بدهند. اختلاف اساسی دیدگاه اسلام با مسیحیت در مورد محیط زیست این است که غرب و مدعیان مسیحیت، طبیعت را دشمن انسان می‌ دانند که انسان با قهر و غلبه باید بر آن پیروز شود که برای مطالعه بیشتر می‌ توان به کتاب «انسان و طبیعت نوشته سید حسین نصر مراجعه کرد؛ اما اسلام از ابتدا با دید محبت به محیط زیست می‌ نگرد چنان که پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) برای طبیعت شأن مادری قائل شدند که انسان‌ ها نباید با آن بد رفتاری داشته باشند. در حال حاضر غرب با ابزار رسانه‌ ای‌ اش این مطلب را به دنیا القا می‌ کند که مسلمانان به محیط زیست توجه ندارند اما مسیحیت به عنوان دین آشتی و سبز به این مسأله ارج می‌ نهد و طرفدار محیط زیست است چنان که کشیشان از این شیوه زیاد استفاده می‌ کنند؛ در همین زمینه گفتگوی تفصیلی داشته‌ ایم با حجت الاسلام عزیز الله فهیمی، استاد درس خارج حوزه علمیه قم و عضو هیأت علمی دانشگاه قم که تقدیم خوانندگان می‌ شود. با توجه به سخنان رهبر معظم انقلاب درباره ضرورت حفظ محیط زیست درباره راهکار های آن بیشتر توضیح دهید؟ هر دوره‌ و زمانی اقتضائات خاص خود را دارد، روزگاری در تابستان‌، یخچال و وسایل سرمایشی نبود و مردم در شهر های کویری همچون یزد، میبد و قم، یخچال‌ های طبیعی درست می‌ کردند؛ شهر قم دو یخچال داشت؛ یکی از آن ها نزدیک بیت امام(ره) است که به یخچال قاضی شهرت دارد و دیگری در میدان امام(ره) که به یخچال تولید دارو معروف است؛ مردم در زمستان در آنجا یخ‌ می‌ ریختند و در تابستان از آن استفاده می‌ کردند. آب انبار کامکار و شاه‌ قلی خان که برای برداشتن آب بایدحدود صد و بیست پله به زیر زمین رفت؛ در یزد حدود هشتاد و هشت کیلومتر تا قنات فاصله بود و حدود بیست متر زیر زمین تونل کشیده شده است تا آب به آب‌ انبار برسد از این رو مسأله قنات کندن و مغنی در آنجا بسیار مطرح بوده است اما اکنون هیچ کاربردی ندارد زیرا یخچال‌ های برقی و موتور هایی که آب را با فشار به سطح زمین می‌ رساند، جایگزین آب انبار و قنات شده است. مسأله محیط زیست نیز از اموری است که در حال حاضر باید به آن توجه شود؛ مرحوم شهید بهشتی پس از پیروزی انقلاب، به مدرسه فیضیه آمدند و در جمع طلاب گفتند «تا به حال شعار اصلی این بود که «حی‌ علی الصلاة» اما اکنون ما به دنبال «حی‌ علی القضا» هستیم»؛ یعنی با تثبیت نظام، مسأله قضاوت را دریابید زیرا اقتضای زمانه این است. قضاتی که وابسته به نظام طاغوت بوده‌ اند و حتی قضاتی که آلودگی نداشتند، به منابع اسلامی آشنا نبودند و قضاوت آن ها طبق کتاب «تحریر الوسیله امام خمینی(ره) و فقه جواهر الکلام مرحوم نجفی» نبود، بنابراین وجود روحانیت در دادگاه‌ ها و دادگستری‌ ها لازم و ضروری بود؛ امروز نیز عرض می‌ کنم به دنبال سخنان رهبر معظم انقلاب باشیم که دستور «حی علی محیط زیست» را صادر فرمودند. رهبر معظم انقلاب در سخنرانی ۱۷/۱۲/۹۳، در جمع مسؤولان وزراتخانه‌ ها، تأکید داشتند؛ از جمله چیز هایی که مغفول مانده، بحث محیط زیست است و باید مورد توجه قرار بگیرد؛ نکات محوری سخنان ایشان عبارت است از فرهنگ سازی مسأله محیط زیست و حاکمیتی بودن بحث محیط زیست. به طور مثال در قدیم، افرادی مواد مخدر را در زمین‌ های کشاورزی خود تولید می‌ کردند و به مصرف می‌ رساندند که در آن زمان مسأله خصوصی بود اما بعد ها مواد مخدر جنبه حاکمیتی پیدا کرد زیرا عده‌ ای واسطه شدند تا جوان‌ ها را معتاد و فاسد کنند؛ از این‌ رو دولت وارد عمل شد و در زمینه مواد مخدر قانون‌ گذاری کرد و نبض کار را در دست گرفت؛ یا در زمان جنگ که عده‌ ای کوپن را قاچاق می‌ کردند و دولت در این زمینه نیز قانون‌گذاری کرد. رهبر معظم انقلاب فرمودند «هر تصمیمی که در کشور گرفته‌ می‌ شود باید با مسؤولان محیط زیست همراه و همکار شود» یعنی اگر فردی خواست ساختمان بیست طبقه بسازد، باید از محیط زیست اجازه بگیرد که ترکیب شهر به هم نریزد یعنی پیوست محیط زیستی در کار ها وجود داشته باشد. از دیگر نکات محوری سخنان رهبری این بود که باید جرم‌ انگاری شود؛ یعنی اگر فردی درختی را قطع کند، به ریه یک شهر آسیب می‌ زند؛ وقتی قطع درخت جرم محسوب شود، هیچ فردی نمی‌ تواند حتی درخت خانه خود را قطع کند. ایشان فرمودند «وضعیت کشور ما به‌گونه‌ ای شده است که تا دیروز زمین می‌ خوردند اما امروز، کوه‌ خوار، جنگل خوار و دریا خوار شده‌ اند که باید با همه این‌ ها مقابله شود حتی برخی تحت عنوان این که می‌ خواهند مدرسه علمیه بسازند، جنگل‌ ها را خراب می‌ کنند، این ریه شهر حتی با مدرسه علمیه نیز نباید لطمه بخورد». همچنین فرمودند «آب سرمایه زندگی مردم است و ۹۰ درصد آب‌ های کشور ما در کشاورزی استفاده می‌ شود»؛ می‌ توانیم با روش‌ های نوین کشاورزی همچون آبیاری قطره‌ ای به نحو بهینه از آب استفاده کنیم اما درحال حاضر پنجاه درصد آب‌ ها هدر می‌ رود و ۱۰درصد آب‌ های شیرین کشور، برای آب شرب مردم و کارخانه‌ های صنعتی مصرف می‌ شود که می‌ توان این موازنه را عوض کرد. ریزگرد ها از مسائل دیگری است که رهبر معظم انقلاب به آن پرداختند؛ هشتاد درصد درخت‌ های بلوط استان ایلام به وسیله ریزگرد ها از بین رفته است؛ با این وجود ریزگرد ها فقط مسأله عراق، ایران، عربستان و سوریه نیست بلکه به همه کشور ها آسیب می‌ زند. بنابراین برای حل مسأله ریزگرد ها باید همت جهانی وجود داشته باشد یعنی به صورت جهانی فکر شود زیرا بشر تنها یک محیط زیست دارد و هیچ کشوری نمی‌ تواند زمین، درخت و جنگل بخرد، بلکه باید از آن ها به خوبی مراقبت و استفاده کند. رهبری به آب شدن یخ‌ های قطب جنوب و شمال اشاره کردند؛ زمانی که یخ‌ ها کنده می‌ شوند کوهی از یخ در دریا راه می‌ افتد و با برخورد به کشتی‌ ها، خسارت زیادی وارد می‌ کند؛ وقتی یخ‌ ها آب می‌ شوند، موازنه زمین نسبت به زلزله و سیل از بین ‌می‌ رود؛ کوه‌ ها فرسایش می‌ یابند و ارتفاع آن ها کم می‌ شود. در حال حاضر کوه‌ ها را همچون قارچ برش می‌ زنند و پایین می‌ آورند؛ قرآن کریم می‌ فرماید «ما کوه‌ ها را همانند میخ‌ های زمین قرار دادیم» وقتی انسان این موازنه را به هم می‌ زند، زلزله بیشتر می‌ شود و ترکیب آتشفشان به هم می‌ خورد. نکته دیگری که رهبری فرمودند این است که همه منابع طبیعی زیبا است؛ کویر و جنگل قشنگ است؛ زمین متعلق به همه نسل‌ ها است و به «خلق لکم ما فی‌ الارض جمیعا» استناد کردند. با قطع بی‌ رویه درختان، در آینده باید به فرزندان خود عکس طبیعت را نشان دهیم و یا سنگی را در میدان شهر بگذاریم و بگوییم زمانی سنگ نیز در دنیا بوده است؛ هر زیبایی که در طبیعت از بین می‌ رود، از جمله آبشار ها و رود ها متعلق به همه افراد جامعه است؛ زیرا افزون بر موارد دیگر، منبع درآمدی برای کشور هستند. به گفته رهبری، فرهنگ سازی درباره محیط زیست باید به گونه‌ ای باشد که مسؤولان تابلو را بزنند و مردم خودشان حرکت ‌کنند یعنی اهمیت مسأله را درک کنند؛ به طور مثال خطرات نازک شدن لایه اُزون و گاز های گلخانه‌ ای که در هوا منتشر می‌ شود را به مردم هشدار بدهند؛ چنان که در شهری همچون تبریز در اثر این مسأله بسیاری از درختان سوخته است. با توجه به این که فرهنگ سازی در زمینه حفظ محیط زیست از دغدغه‌ های رهبر معظم انقلاب است، چگونه می‌ توان در این زمینه فرهنگ سازی کرد؟ فرهنگ سازی به معنای این که برای مردم نسبت به محیط زیست حساس باشند؛ زیرا انسانی که بدنش به آب و غذا نیازمند است؛ اگر در آینده هوایی برای تنفس نداشته باشد، آب و غذا برای او فایده‌ ای نخواهد داشت، همان گونه که در حال حاضر در کشور چین بر اثر کثرت جمعیت، در کنار خیابان‌ ها پمپ‌ های هوا گذاشته‌ اند. به دلیل مرغوبیت خاک کشورمان در جنوب، خاک کشور را می‌ دزدند و برای کشور های امارات و عربستان می‌ برند. علما در گذشته برای مردم جا انداخته بودند که نان برکت خدا است و اگر فردی تکه نانی را می‌ دید می‌ بوسید و در کناری می‌ گذاشت تا زیر پا نماند و به این صورت، فرهنگ سازی صورت گرفته بود. باید به گونه‌ ای فرهنگ سازی درباره محیط زیست صورت بگیرد که یک درخت برابر یک فرزند در زندگی انسان ارزش پیدا کند چنان که پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند «بعد از مرگ شما یا فرزندی باشد که به دیگران خدمت کند یا درختی که دیگران از سایه آن استفاده کنند یا پلی ساخته باشید که مردم از روی آن عبور کنند یا قرآنی نوشته باشید که مردم آن را تلاوت کنند» و اگر این گونه فرهنگ‌ سازی شود هیچ فردی به خودش اجازه نمی‌ دهد که به درختان آسیب بزند. برخی قوانین محیط زیست باید تغییر پیدا کند؛ به طور مثال در زمان سابق اگر فردی با ماشین پای فردی را می‌ شکست، آن فردی که پایش شکسته بود، باید در دادگاه اثبات می‌ کرد که طرف مقابل، سرعتش زیاد بوده است، اما در مراحل بعد قانون گذاری صورت گرفت و طبق این قانون، مبنای مطلق در نظر گرفته شد و در تمام موارد، فرد راننده مسؤول و مقصر شناخته شد؛ مگر این که از آسمان سنگ و یا صاعقه‌ ای بیاید و به شیشه برخورد کند و تعادل راننده به هم بخورد که به آن آفت سماوی می‌ گویند اما با این قانون، راننده‌ ها با احتیاط بیشتری رانندگی می‌ کنند. در بحث محیط زیست، بسیاری از پرونده‌ ها شکست می‌ خورد؛ گاهی فاضلاب کارخانه را به درون رودخانه رها می‌ کنند و سبب می‌ شود که هزاران ماهی از بین برود و بعد صاحب کارخانه می‌ گوید «پمپ محل فاضلاب، سوراخ شده و مقصر ما نبوده‌ ایم» و در نهایت ۱۰ هزار تومان جریمه می‌ شود. آیا تاکنون قوانینی برای جلوگیری از قطع درختان در ایران وضع شده است؟ بله، در زمان آیت الله شاهرودی، یک نفر را پانصد هزار تومان برای قطع درخت خانه خودش جریمه کردند؛ خانم ابتکار و پدرش در زمینه وضع قوانین محیط زیست زحمت کشیده‌ اند؛‌ برای تصویب اصل پنجاه، قانون اساسی، پدر خانم ابتکار که به پدر محیط زیست ایران شهرت داشت، بسیار تلاش کرد و با مراجع تقلید و مجلس خبرگان صحبت کرد تا این مطلب را جا انداخت که محیط زیست، سرمایه عمومی است و اگر فردی دست‌ اندازی کند باید جلوی او را بگیرند و محیط زیست، متعلق به همه عصر ها و نسل‌ ها است. به طور مثال، شعار «فرزند کمتر، زندگی بهتر» در دهه هفتاد در هر خیابانی تابلو شده بود و این مسأله به فرهنگ عمومی تبدیل شد به گونه‌ ای که اکنون حتی خانواده‌ های مذهبی با داشتن فرزند بیشتر کنار نمی‌ آیند. آنقدر روی ذهن و فکر مردم برای فرزند کمتر کار کردند که الان معلوم می‌ شود سودش را اسرائیل برده است، زیرا جمعیت پیر، کاری نمی‌ تواند انجام بدهد؛ غرب احساس وحشت کرده است که جمعیت مسلمانان تا بیست سال آینده، بسیار زیاد خواهد بود،‌ از این رو مسلمانان در دنیا می‌ توانند بسیاری از امور را در دست بگیرند که برای غرب خطرناک است. باید نسبت به کودکان خود، فرهنگ‌ سازی کنیم که گل را نچینند و به گیاهان و درختان آسیب نرسانند. مسأله محیط زیست به حربه تبلیغاتی مسیحیت علیه اسلام تبدیل شده است؛ دیدگاه اسلام را درباره حفظ محیط زیست توضیح دهید؟ ما درباره محیط زیست با غرب، اختلاف مبنایی داریم؛ نگاه غرب، منشعب از دیدگاه مسیحیان البته مسیحیت تحریف شده و کلیسا است؛ در گذشته اکثر مردم نگاهشان به زمین کشاورزی و محیط زیست بود و از درخت و مزرعه روزی می‌ طلبیدند؛ اما بعد ها برای این که با موحد بودن و اعتقاد به طلب روزی از خدا، مقابله کنند؛ مظاهر طبیعت را شیطان و ابزار غفلت نامیدند که انسان را منحرف می‌ کند و آدم خوب را فردی قلمداد کردند که بر این مظاهر غلبه کند و چیره شود که این نگاه تا قرن چهارده نیز حاکم بود. سید حسین نصر، کتابی به نام طبیعت و انسان دارد که در این کتاب به صورت موشکافانه، کلمات دانشمندان از مارکس، فروید و هابز را بررسی می‌ کند و تحلیل همه آن ها بر این است که انسان دشمن طبیعت است و طبیعت، دشمن انسان است و انسان باید بر طبیعت غلبه کند و آن را از بین ببرد. اما دیدگاه اسلام از ابتدا برخلاف این بوده است چنان که قرآن کریم می‌ فرماید «وَ سَخَّرَ لَکُمْ ما فِی السَّماواتِ وَ ما فِی الْأَرْضِ جَمیعاً» خداوند، زمین را در اختیار شما قرار داده است که دشمن شما نیست و حضرت علی(علیه السلام) فرمودند «در روز قیامت، از شما درباره گوسفندان و چهارپایان و همچنین درباره رفتار با گل‌ ها و گیاهان سؤال می‌ کنند». آیت الله جوادی آملی در کتاب «اسلام و محیط زیست» این مطالب را به خوبی پرورش داده‌ اند مبنی بر این که افرادی هستند که گوش گاو را می‌ برند یا پایش را داغ می‌ زدند که مشخص باشد که قرآن در این‌باره می‌ فرماید «آن ها خلقت الهی را تغییر می‌ دهند»؛ اسلام از این افراد به عنوان آدم‌ های بد و «اخوان الشیاطین» یاد می‌ کند، بنابراین، اختلاف مبنایی میان اسلام و غرب وجود داشته است. در مقابل دیدگاه غربی و رومی، دیدگاه یونانی بود که می‌ گفتند طبیعت دشمن انسان نیست و به دیدگاه اسلامی نزدیک بود؛ دیدگاه رومی از کتاب‌ های انجیل و تورات آیه‌ هایی را آوردند که می‌ گفت «بکوبید و بسوزانید که طبیعت دشمن شما است» اما پیامبراکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) قبل از هر جنگی می‌ فرمودند «اگر بر دشمن غلبه کردید و پیروز شدید، درختان آن ها را نسوزانید، در آب‌ های آن ها سم نریزید و مزارعشان را خراب نکنید» یا زمانی که میوه‌ ای را برای حضرت می‌ آوردند، رسول اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) آن را می‌ بوسیدند، بر چشمانشان می‌ گذاشتند و می‌ فرمودند «این نعمت و تحفه الهی است». در این اواخر، کشیشان هنگامی که دیدند مردمشان بر خراب کردن منابع طبیعی حساس شده‌ اند، سوار بر موج شدند و گفتند ما نیز طرفدار محیط زیست و جزء نهضت سبز هستیم تا جایی پیش رفتند که گفتند نباید گوسفند را ذبح کنید؛ زیرا این تصرف در طبیعت محسوب می‌ شود یا این که باید گوسفند را بی هوش کنید. از صد عضو شورای مرکزی کلیسا های فرانسه، ۹۰ عضوشان رأی دادند که ازدواج هم‌جنس‌بازان در کلیسا برگزار می‌ شود زیرا آن ها تابع نظر اکثریت هستند و به مسأله انسان‌ محوری توجه دارند؛ معتقدند انسان قطب همه‌ چیز است و هر چیزی برای انسان است اما خداوند متعال می‌ فرماید «انا لله و انا الیه راجعون»؛ همه عالم از خدا است و به خالق هستی نیز بر می‌ گردد. رهبر معظم انقلاب به سوره الرحمن آیه ۱۰ استناد کردند؛ که می‌ فرماید «خداوند زمین را برای استفاده شما قرار داده است»؛ و آیه ۲۹ سوره بقره که می‌ فرماید «خلق لکم ما فی الأرض جمیعا»؛ آیه ۶۱ سوره هود که خداوند از انسان می‌ خواهد تا زمین را آباد کند نه این که نابود کند و آیه ۲۰۵ سوره بقره که بدترین انسان‌ ها را افرادی معرفی می‌ کند که محیط زیست را تخریب می‌ کنند. غرب از محیط زیست به عنوان حربه تبلیغی در کشور های آفریقایی استفاده می‌ کند و می‌ گوید «ما به دنبال سبزی، نشاط، تازگی و طراوت هستیم اما مسلمانان به دنبال کشتار و قتل هستند». ما باید در بعد رسانه‌ ای تبلیغ کنیم که اسلام همه‌ اش زیبایی است؛ بنابراین اگر روی محیط زیست کار کنیم و این بعد اسلام را به دنیا معرفی کنیم، اقدام تبلیغی کرده‌ ایم و این وظیفه طلاب است. جبهه ما در حال حاضر، همین جبهه ریزگرد ها، دشمنی‌ ها و شیطنت‌ های غرب است و نباید بدهکار نسل آینده باشیم بلکه باید اطلاع رسانی صحیحی در این زمینه صورت بگیرد. با توجه به این که اسراف کردن و استفاده سوء از انفال در مبانی دینی حرام است، در این زمینه نیز توضیح دهید؟ در خصوص انفال، در اصل ۴۵ قانون اساسی آمده است که «کوه‌ ها، دره‌ ها، جنگل‌ ها، رودخانه‌ ها و حاشیه رودها متعلق به عموم مردم است و باید دولت، آن ها را به نحو صحیح مدیریت کند». امام خمینی(ره) در نامه‌ ای که به مرحوم آیت الله محمد حسن غدیری داشتند؛ فرمودند «شما فکر می‌ کنید، آدم باید این اندازه نادان باشد که فلانی با ماشین‌ های کذایی صد هزار متر زمین را بگیرد و به دیگری یک متر زمین نیز نرسد». دانشگاه بهشتی در دامنه کوه ساخته شده و قرار بوده است که تا بالای کوه باز باشد تا دانشجویان بتوانند گردش و استراحتی داشته باشند؛ انقلاب که شد؛ عده‌ای زمین‌ خوار، کوه‌ ها را تقسیم کردند و فروختند و این که رهبری به کوه‌ خواری اشاره کردند، بسیار جدی باید به آن پرداخته شود. با توصیفات شما، قصه محیط زیست بسیار قصه غم انگیزی است؛ با توجه به این که رسانه ما رسانه‌ مرجع حوزه است و توسط مراجع عظام رصد می‌ شود؛ سؤالی که به ذهن می‌ رسد این است که چرا در جامعه ما مسأله محیط زیست، حفظ طبیعت و احترام به حقوق حیوانات، تا این اندازه بی‌ اهمیت بوده است؛ اگر بخواهیم صریح بگوییم؛ به اندازه‌ ای که برای یک واجبی، تبلیغات و تذکر می‌ بینیم حتی در میان روحانیت؛ درباه این بحث اقدام جدی مشاهده نمی‌ کنیم و این بحث به نوعی مغفول واقع شده است؛ آیا این بحث مبنای جامعه‌ شناختی دارد یا این که از اولویت کمتری برخوردار است؟ یک بعد آن این است که مسائل مهم‌ تری همچون ارتزاق مردم مطرح بوده است به عنوان مثال اگر در گذشته یک اتاقی را در اختیار جوانی قرار می‌ دادند، ازدواج می‌ کرد اما اکنون، اگر یک سوئیت کامل برای جوان ایرانی تهیه نشود، زیر بار ازدواج نمی‌ رود زیرا توقعات بالا رفته است. در اسلام بر حفظ محیط زیست، تأکید بسیاری شده است تا جایی که پیامبراکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) درباره پیرزنی که سبب مرگ گربه‌ ای شده بود؛ فرمودند «این زن هیچ‌ گاه به بهشت نمی‌ رود»؛ همچنین امام صادق(علیه السلام) فرمودند «اگر فردی برای شکار و سیر کردن فرزندانش مسافرت کند، نمازش شکسته است اما اگر به قصد شکار مسافرت کند و شکار او برای تفریح باشد، نمازش کامل است زیرا سفرش، سفر گناه است». حضرت علی(علیه السلام) در راه جنگ صفین از روستایی عبور کردند که فاضلاب‌ ها در کوچه‌ ها روان بود، جوان‌ های عیاش و مزاحم مردم بودند و پنجره‌ های خانه‌ ها به گونه‌ ای کوتاه ساخته شده بود که کل خانه دید داشت؛ حضرت فرمودند «از جنگ که برگشتم باید سه کار را انجام داده باشید، نخست پنجره‌ های خانه‌ ها را بالاتر ببرید تا منازلتان محفوظ باشد؛ دوم، فاضلاب‌ ها را کنترل کنید و سوم، جوان‌ ها به دنبال کار بروند». در اوایل انقلاب که هنوز اصل نظام مستقر نشده بود، در خیابان‌ های تهران، تعداد شراب‌ فروشی‌ ها از کتاب‌ فروشی‌ ها بیشتر بود و به تدریج که نظام تثبیت شد و شراب فروشی‌ ها و کاواره‌ ها جمع شد، نوبت به آن رسید که به برخی مطالب زمین مانده بپردازد و مسأله محیط زیست نیز از آن جمله بود. قبل از اعزام محرم و ماه رمضان، کتابچه‌ ها و بسته‌ های محیط زیستی به طلاب می‌ دهند که پرداختن به این مسأله در منبر ها، از برنامه‌ های تبلیغی طلاب باشد و به مردم اطلاع رسانی شود تا اهمیت محیط زیست برای مردم روشن شود. در کتاب «مستر همفر» آمده است که ما باید کاری کنیم که مسلمانان، غرب را الگوی خود بدانند و از وجود روایاتی همچون «النظافة من الایمان» در اسلام، غافل باشند تا کثیف و‌ فقیر باقی بمانند و وقتی به ما نگاه ‌می‌ کنند؛ بگویند غربی‌ ها چقدر موفق هستند که اگر آن ها بدانند دین اسلام برای همه ارکان زندگی‌ شان برنامه دارد و دین کاملی است دیگر از ما تبعیت نخواهند کرد. می‌ گویند، امام باید مبسوط الید باشد و بتواند افراد و امکاناتی داشته باشد که احکام را اجرا کند؛ در دوره رضاخان که آخوند از مسیر خانه تا مسجد امنیت نداشت و زمانی که ربا خواری و فحشاء و شراب خواری بود؛ آیا امام می‌ توانست از محیط زیست حرف بزند، بنابراین نمی‌ توان گفت که به مسأله محیط زیست توجه نمی‌ شده است. در طول بیش از ۱۴۰۰ سال، جنبه‌ های خصوصی اسلام در زندگی مردم مانده است؛ از این‌ رو فقه خصوصی و خانواده بسیار گسترش یافته و خوب کار شده است اما اهل سنت که حکومت عثمانی‌ را پانصد سال اداره کردند. در کتاب «المجله» آمده است که اهل سنت با این تجربه برای اداره جامعه، قانون نوشتند و از ریزترین مسائل همچون قصاب و خیاط در کتابشان موجود است که مرحوم کاشف الغطاء نیز بر این کتاب حاشیه زده و در اختیار شیعه قرار داده است. آن ها به طور عملی حکومت کردند اما شیعیان تا آن زمان حکومت نداشتند و فقه شیعه، فقط به حوزه خانواده‌ ها محدود شد و دولت‌ ها کاری به آن نداشتند اما مسائل عمومی همچون محیط زیست که رهبری آن را حاکمیتی می‌ دادند در حال حاضر باید ساز و کار بهتری داشته باشد و افراد، امکانات و دادگاهی برای محاکمه مجرمان داشته باشد. مردم ایرانی بسیار خوش ذوق بودند و هرکسی در خانه خود حداقل یک گلدان می‌ گذاشت و کنار درب خانه‌ ها سنگی می‌ گذاشتند که اگر پیرمرد یا پیرزنی عبور می‌ کرد، کمی در آنجا استراحت کند و این آداب به معنای مردم‌ مداری و احترام به مردم از سوی ایرانیان بود. حمام لطفعلی خان در کرمان نشان می‌ دهد که مردم ایران چقدر از نظر بهداشتی پیشرفته و جلو بود‌ه‌ اند؛ حجامت که متعلق به مسلمانان است و غربی‌ ها مدتی آن را مسخره می‌ کردند اما الان این شیوه‌، از روش‌ های پزشکی آن ها است. بنابراین به مرور زمان با وقوع جنگ‌ ها مسائل مربوط به حفظ محیط زیست را کم‌ اهمیت و بی‌ اهمیت کردند و از طرف دیگر در آن زمان، آسیب به محیط زیست تا این اندازه، فنی و پیچیده نبوده است. کارخانه‌ های آمریکایی زیر بار پیمان «کیوتو» ژاپن نرفتند زیرا طبق این پیمان، هر کارخانه‌ ای سهمیه تولید گاز «‌co2» دارد و نباید از آن تجاوز کند و آمریکا آن را قبول نکرد زیرا خودش بزرگترین تولید کننده گاز های گلخانه‌ ای است. در گذشته ممکن بود فردی جلوی خانه‌ اش آشغال بریزد اما لایه اُزون را سوراخ نمی‌ کرد یا کنار دریا، ماهی‌ های زیادی را صید نمی‌ کرد اما امروزه با رها کردن فاضلاب‌ ها، هزاران ماهی را از بین می‌ برد از این رو توجه به حفظ محیط زیست در عصر حاضر ضروری است و در کنار مبسوط الید بودن امام، تشکیل حکومت و ایجاد قوه قاهره باید از آسیب‌ هایی که به محیط زیست وارد می‌ شود جلوگیری کرد و قوانینی برای برخورد با مجرمان این حوزه، وضع کرد. من هلند بودم، سفارت‌ خانه ایران در هلند دیواری کوتاه داشت و چون احتمال داشت، منافقان از دیوار سفارت‌ خانه بالا روند و پرچم جمهوری اسلامی ایران را پایین بکشند؛ تصمیم گرفته شد، سیم‌ خارداری بر روی دیوار سفارت کشیده شود؛ اما وقتی خواستند که سیم‌خاردار بکشند، اهالی محل جمع شدند و گفتند ترکیب محله ما به هم می‌ خورد؛ زیرا هیچ خانه‌ ای سیم‌خاردار ندارد و محله ما ظاهر زشتی پیدا می‌ کند. در آنجا از هر خیابانی که عبور می‌ کنید، از پنجره‌ ها و تراس‌ های خانه‌ ها فقط گل آویزان است اما متأسفانه در قسمت مسلمان نشین که می‌ روید،‌ اوضاع به‌‌ هم ریخته است و جالب نیست. عملکرد حوزه علمیه را در حفظ محیط زیست چگونه ارزیابی می‌ کنید آیا راضی کننده هست یا خیر؟ عملکرد حوزه در این مقوله بسیار ضعیف بوده است و هیچ نمره قبولی را نمی‌ گیرد؛ به صورت مثال؛ ما در سر سفره، نان، برنج، خورشت و آب می‌ خواهیم و اگر یکی از آن ها نباشد، سفره معطل است؛ در اسلام نیز همه جنبه‌ ها در نظر گرفته شده است به ویژه این که فقه ما از جنبه خصوصی و از انزوای سیاسی درآمده است و می‌ خواهد حکومت‌ داری کند. در حال حاضر فقه می‌ خواهد به مردم بفهماند که اسلام نیز به نیاز های مردم توجه دارد و پس از جنگ تحمیلی که از آن ۳۵ سال می‌ گذرد باید سریع نسبت به این مسائل سازماندهی کنیم و باید عهده‌ دار آن باشیم؛ نه این که عده‌ ای به واسطه دانستن زبان‌ های انگلیسی و فرانسوی، کتاب‌ هایی را ترجمه کنند و افکار ترجمه‌ ای را منتشر کنند. بنابراین به دلیل وجود همین خلأ، در زمینه محیط زیست، کتابی به نام «مسئولیت مدنی تخریب محیط زیست» نوشته‌ ام از این‌ رو درباره محیط زیست کوتاهی شده و همان‌ گونه که رهبری فرمودند باید فرهنگ‌ سازی صورت بگیرد. در «ارگ بم» که بیش از ۲۵۰۰ سال سابقه دارد؛ در بالای کوه، چاهی حفر شده است تا آب را بالا بکشند اما تا زمان رضاخان از آنجا برای ژاندارمری استفاده می‌‌ کردند و برخی از خاک آن جا برای مصارف کشاورزی می‌ بردند. پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند «خداوند از فردی که پدر و مادرش را فراموش کند، نمی‌ گذرد» و بعد فرمودند «پدر و مادر این امت، من و علی(علیه السلام) هستیم»؛ اگر ما در دنیا ادعا می‌ کنیم که تنب بزرگ و کوچک متعلق به ما است؛ باید سند آن را ارائه کنیم؛ سند زنده بودن پدران ما چیست؟ سند ما این است که آن ها توانستند در اوج سختی با زیبایی و هنر، چشم‌ انداز، مدنیت، یخچال‌ هایی با عمق چهل متر و مساجدی با معماری علمی ایجاد کنند چنان که مسجد نائین در پانصد متری زیرزمین، آنچنان خنک بوده که در وسط تابستان کلاس درس برگزار می‌ شده است. این مسجد به گونه‌ ای ساخته شده است که صدای افراد از فاصله صد متری، بدون بلندگو یا فریاد زدن شنیده می‌ شود؛ از لحاظ جامعه‌ شناسی و هنر نمی‌ خواهیم بحث کنیم اما به این نکته توجه می‌ کنیم که تمام این آثار به دست انسان‌ های زنده پیشرفته، آینده‌ نگر و متفکر که چهار قرن جلوتر بود‌ه‌ اند، به وجود آمده است. آیندگان از ما توقع دارند که قدمی برداریم؛ آنچه زمین مانده و راجع به آن کم گذاشته‌ ایم، جبران کنیم و به مردم دنیا بگوییم که اسلام، این جنبه‌ ها را دارد؛ کشور ترکیه، نفت و گاز ندارد اما از آثار به جا مانده از عثمانی‌ ها و صنعت توریستی خود، درآمد هنگفتی به دست می‌ آورد. در جزیره‌ هنگ‌کُنگ به اندازه درآمد نفتی کشور ما، رادیو ساخته می‌ شود؛ در سنگاپور، سیب‌ زمینی به عمل نمی‌ آید و سیب زمینی‌ های گندیده کشور ما را می‌ خرند، پنجاه نوع کنسانتره از آن می‌ گیرند اما کشاورز ما اگر سیب‌ زمینی‌ هایش گندیده شود، دور می‌ ریزد و سال بعد سیب‌ زمینی می‌ کارد و به قیمت بیشتری نسبت به سال گذشته می‌ فروشند. پس مشخص می‌ شود که در این ابعاد کوتاهی کرده‌ ایم و لازم است به این‌ ها نیز بپردازیم؛ به موقع وام دهیم، به موقع حمایت کنیم، برای جوان‌ ها اشتغال ایجاد کنیم. درب‌ ها و چیز های قیمتی ارگ بم را دزدیدند و حتی خاک دیوار های آن را به دلیل این که سالیان زیادی آفتاب خورده بود به عنوان کود مرغوب پای درختان و مزرعه خود می‌ ریختند. این به معنای بی‌ فرهنگی و بی‌ توجهی است، پدر و مادر فرهنگی ما این آثار باستانی و محیط زیست است؛ به عنوان مثال در موزه «لورو پاریس»، سم اسبی گذاشته‌ اند و می‌ گویند این سم اسب حضرت عیسی(علیه السلام) است برای این که جوانشان شک نکند که حضرت عیسی(علیه السلام) را کشیشان به وجود آورده‌ اند و وجود خارجی نداشته است. بی‌ فرهنگی و بد فرهنگی در میان مسلمانان بسیار زیاد است؛ عربستان آثار باستانی زیادی را از بین برد و حتی قصد دارند گنبد سبز نبوی(صلی الله علیه و آله و سلم) که عثمانی‌ ها ساخته‌ اند را در کوچکترین فرصت از بین ببرند و مسلمانان نسبت به این تخریب‌ ها بی‌توجه هستند. با توجه به تأکیدات رهبر معظم انقلاب، نقش دولت و مسؤولان مربوطه را در حراست از محیط زیست و آثار باستانی چگونه ارزیابی می‌ کنید؟ امام خمینی(ره) فرمودند «فقه، تئوری اداره انسان از مهد تا لحد است» یعنی باید نیاز های افرادی که تحت حاکمیت اسلامی هستند، برآورده شود؛ یکی از نیاز های آن ها این است که در زندگی شهری پردغدغه، ماشینی و شلوغ، حق دارند که چند دقیقه در کنار ساحل بنشیند و جنگلی دست‌ نخورده و بِکر را تجربه کنند؛ گمشده بشر امروز، تکنولوژی و آسایش نیست بلکه رسیدن به آرامش است. بعد از این که فقه شیعه از انزوا بیرون آمد باید برای مردم زمینه‌ ها و موقعیت رسیدن به این آرامش را فراهم کرد و محیط زیست سالم را به زندگی‌ های شهری ارائه داد؛ چنان که در ماده ۶۸۸ قانون مجازات اسلامی آمده است که اگر فرد یا افرادی، درون منبع آب یک شهر، سم بریزند؛ مجرم هستند. با وجود تلاش‌ ها و جلساتی که وجود دارد اما طبق سخنان رهبر معظم انقلاب «مشکل مردم به همایش نیست که این همه همایش راه می‌اندازید باید کار انجام شود» و در صحبت‌ های تاریخ ۱۷/۱۲/۹۳ خود نیز فرمودند «مسؤولان شروع به کارشان خوب است اما استمرار و پیگیری ندارند»؛ چنان که در خبر ها می‌ بینیم که کوه را صاف کرده‌ اند و کوبیده‌ اند، رسانه‌‌ ها این موضوع را به خوبی منتقل می‌ کنند اما مسؤولان پیگیری لازم را ندارند. مسؤولان منابع طبیعی، محیط زیست و قوه قضائیه می‌ گذارند زمانی که ساختمان به صورت کامل ساخته شد؛ بعد می‌ گویند که این ساختمان باید خراب شود، دولت در این زمینه و با رشوه خواری‌ هایی که صورت می‌ گیرد باید به شدت برخورد کند و مجازات‌ ها نیز با جرم‌ ها مطابقت داشته باشد یعنی برای بریدن درختان و زمین‌خواری‌ ها جرائم سنگین وضع شود و قانون متحول شود. پرونده‌ های زیادی در زمینه عدم تطابق جریمه با جرم وجود دارد؛ از جمله این که آب شرب شهر سمنان با گچ آلوده شد اما مقصر و خاطی این جریان، فقط پنجاه هزار تومان جریمه شد. فقه حکومتی با فقه خصوصی و انزوایی تفاوت دارد و کتاب‌ های زیادی درباره مسائل خصوصی همانند غسل و احکام نظافت فردی نوشته شده است و رهبر معظم انقلاب در سفری که به قم داشتند، فرمودند «یک نفر بیاید و درس خارج درباره فقه هسته‌ ای یا عزت مسلمانان و نفی سبیل را بیاندازد و درس بگوید» وقتی به مسائلی همچون رَحِم اجاره‌ای نمی‌ پردازیم نتیجه‌ اش این می‌ شود که ازدواج‌ های سفید راه‌ می‌ افتد. چنان که رهبر معظم انقلاب، پس از جنگ، مسؤولان سپاه را جمع کرده و فرمودند «تا الان جنگ بود اما حالا که در شهر ها هستید، چرا خانواده‌ های خود را به پارک نمی‌ برید و از این فضا استفاده نمی‌ کنید». مجتهد زمانی می‌تواند خوب فتوا بدهد و مردم را هدایت کند و همین فتوا ها، موجب قانون شود که موضوع شناسی خوب صورت بگیرد؛ اگر موضوع به خوبی شناخته نشود، فتوایی نیز صادر نخواهد شد. نظریه‌ ای وجود دارد که اگر یک پروانه در آمازون پر بزند، در ماساچوسِت آمریکا طوفان می‌ شود،‌ زیرا همه چیز با هم مرتبط است یا نهنگی در اقیانوس اطلس می‌ میرد و ما در اینجا به سختی تنفس می‌ کنیم زیرا نهنگ‌ ها ماهی‌ های گندیده را می‌ خورند و به این ترتیب هوا در اثر مردار ماهی‌ ها، آلوده نمی‌ شود و دی اکسید کربن تولید نمی‌ شود بنابراین حیات آن نهنگ با تنفس ما مرتبط است. نابود کردن موجودات به محیط زیست آسیب می‌ زند چنان که کفتار ها، تمام آشغال‌ ها و کرم‌ ها را می‌ خورند و نقش جمع آوری زباله را برای طبیعت دارند اما در تهران رایج کرده‌ اند که اگر خانمی که با شوهرش مشکل دارد قسمتی از اعضای بدن کفتار ماده را به گردنش آویزان کند محبت شوهرش را جلب می‌ کند و به همین دلیل این بخش از بدن کفتار با قیمت زیادی در حدود پنج میلیون تومان در تهران به فروش می‌ رسد. منشأ این‌ گونه افکار و خرافه پرستی‌ ها چیزی جز بی‌ فرهنگی نیست و اگر دولت با این مسائل برخورد کند؛ مجرمان و سوء استفاده‌ کنندگان را بگیرد و چند سال زندانی کند، کفتارکشی به راه نمی‌ افتد. ................................................................................................... منبع : رسا - بلاغ

محیط زیست امانتی در دست ماست برای انتقال به نسل های بعد

بسم الله الرحمن الرحیم  رییس سازمان جنگل ها، مراتع و آبخیزداری کشور محیط زیست امانتی در دست ماست برای انتقال به نسل های بعد . محیط زیست را امانی است در دست ما که باید به نسل های بعدی داده شود. از این رو وقتی در این موضوع هزینه ای می شود، این هزینه متعل به نسل بعد می باشد. . . به گزارش خبرنگار بلاغ در اولین جلسه از سلسله نشست های راویان مکتب حسینی، رییس سازمان جنگل ها، مراتع و آبخیزداری کشور ضمن عرض خیر مقدم به طلاب و مبلغان حاضر در نشست گفت: طلاب باید برای مردم هم راه گشای شرعی باشند و هم راه گشای قانونی و اگر در ایام تبلیغ مشکلات مردم را حل و فصل کنند قطعا موجب رضایت خدای متعال نیز خواهد بود. وی با جدی دانستن مشکلات محیط زیست عنوان کرد: باید به صورت ویژه از مقام معظم رهبری به خاطر دغدغه مندی در حوزه محیط زیست تشکر کنم. صندوق توسعه ملی که موظف به ذخیره منابع ارزی برای روز مبادا می باشد و تنها با اذن مقام معظم رهبری اجازه ی برداشت از این صندوق وجود دارد، در دوسال گذشته با عنایت ایشان جمعا ۳۵۰ میلیون یورو از ذخایر خود را برای حفظ منابع طبیعی و محیط زیست در اختیار ما قرار داده است. رئیس سازمان جنگل ها، مراتع و آبخیزداری به نگاه مقام معظم رهبری به مسأله ی محیط زیست پرداخت و ادامه داد: ایشان محیط زیست را امانت در دست ما می داند که باید به نسل های بعدی داده شود. از این رو وقتی در این موضوع هزینه ای می شود، به نظر ایشان این هزینه متعل به نسل بعد می باشد. وی ادامه داد: مسأله ی محیط زیست در بین علما و مراجع نیز مورد توجه است. آیت الله وحید خراسانی در این زمینه جمله ی دارند که قابل توجه است. ایشان می گویند: «حفظ منابع طبیعی وسیله ی تقرب به خداست». گویا با این تعبیر برای حفاظت از منابع طبیعی و محیط زیست معنایی شبیه به عبادات ذکر می کنند. وی با تأکید بر اهمیت حفاظت از محیط زیست خاطرنشان کرد: وجود پوشش گیاهی و سلامت محیط زیست اثرات متعددی دارد. مواردی مانند سیل، مستقیما به پوشش گیاهی وابسته است و اگر جایی پوشش گیاهی مناسبی داشته باشد، آسیب ها  خسارات سیل به شکل قابل توجهی کاهش پیدا می کند. همچنین طراوت آب هوا، جلوگیری از فرسایش خاک، مسأله ی بارندگی و جلوگیری از خشکسالی و... به حفاظت ما از منابع طبیعی و محیط زیست وابسته است. معاون وزیر جهاد کشاوری به برخی کارهای صورت گرفته در راستای حفاظت از محیط زیست اشاره کرد و گفت: ما در راستای تثبیت و تعیین مالکیت دولت و مردم بر منابع طبیعی از ۱۳۵ میلیون هکتار منابع ملی کشور، در طرح «کاداس»، حدود ۳۵ میلیون هکتار از آن را مرزبندی کردیم و حق مردم و منابع طبیعی در آن معلوم شده است. وی با اشاره به توان مبلغان در حفاظت از محیط زیست و اثرگذاری بر مردم ابراز کرد: درخواستی که از مبلغان محترم داریم این است که در مناطق مختلفی که جهت امر تبلیغ اعزام می شوند، به ما در شناسایی منابع ملی کمک کنند. وی در ادامه به مسأله ی آبخیزداری اشاره کرد و عنوان داشت: ما در آبخیزداری به دنبال استفاده از آب رودخانه ها و دریاچه ها نیستیم، بلکه با تأسیسات آبخیزداری که بر سر راه این منابع آبی قرار میدهیم، هم مانع بوجود آمدن سیلاب و خسارات بعدی آن می شویم و هم با کاهش سرعت آب، به افزایش منابع آب های زیرزمینی و پر شدن چاه ها و قنات ها کمک میکنیم که این مسأله موجب رونق کشاورزی در مناطق می شود و از این جهت مردم در مناطقی که آبخیزداری تأسیسات خود را بنا کرده است، رضایت خود را از افزایش آب چاه ها و قنات ها اعلام کرده اند. آبخیزداری در سال قبل ۶ هزار نقطه و امسال ۱۰ هزار نقطه در ۹۰ درصد از روستاهای کشور را مجهز به تأسیسات آبخیزداری کرده است. از مبلغان درخواست دارم مناطقی را که به تأسیسات آبخیزداری نیاز دارند به ما معرفی کنند. رئیس سازمان جنگل ها، مراتع و آبخیزداری کشور ادامه داد: در راستای حفظ محیط زیست یکی از تلاش هایی که صورت گرفته، گازرسانی به روستاها برای ممانعت از قطع درختان و استفاده به عنوان سوخت است. بحث آتش سوزی جنگل ها نیز یکی از معضلاتی است که موجب از بین رفتن پوشش گیاهی و تخریب محیط زیست می شود. ۹۵ درصد آتش سوزی ها توسط عامل انسانی صورت میگیرد که از این مقدار ۱۵ درصد آن به صورت عمدی است. وی اشاره ای نیز به بحث مراتع کرد و افزود: سعی ما بر این است که مراتع پروانه ی چرا بگیرند و معلوم باشد چه کسی با چه تعداد دام از آن استفاده می کند. همچنین در مقوله ی واگذاری زمین برای تبدیل به کاربری مسکونی، ما چنین حقی در واگذاری به مردم را نداریم. ما تنها می توانیم به بنیاد مسکن واگذار کنیم یا سازمان راه و شهرسازی که در مناطق مختلف برای مردم منزل مسکونی تهیه کنند. .................................................................................................. سایت بلاغ دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم  

تحلیلی بر نگاه فقه به محیط زیست/ جایگاه حوزه علمیه در مسیر حراست از منابع طبیعی چیست؟

بسم الله الرحمن الرحیم  عضو هیأت علمی دانشگاه قم تحلیلی بر نگاه فقه به محیط زیست جایگاه حوزه علمیه در مسیر حراست از منابع طبیعی چیست؟   عضو هیأت علمی دانشگاه قم با اشاره به اهمیت حراست از محیط زیست گفت: بعد از این که فقه شیعه از انزوا بیرون آمد باید برای مردم زمینه‌ ها و موقعیت رسیدن به این آرامش را فراهم کرد و محیط زیست سالم را به زندگی‌های شهری ارائه داد. . . . به گزارش بلاغ به نقل از رسا، رهبر انقلاب اسلامی، هفده اسفند ۹۳ در دیدار مسؤولان و فعالان محیط زیست، منابع طبیعی و فضای سبز کشور به مسائل کلیدی حراست از محیط زیست اشاره کردند که تبیین آن مسائل می تواند کشور را در عرصه سلامت محیطی یاری دهد. رهبرمعظم انقلاب، محیط زیست را مظهر الطاف الهی برشمردند و بر زیبا بودن همه جای زمین، جنگل یا کویر اشاره کرده و فرمودند «بدترین آدم‌ ها، «حرث» یعنی کشاورزی و «نسل» یعنی فرزندان را آلوده می‌ کنند چنان که در آیه ۲۰۵ سوره بقره «وَ إِذا تَوَلَّی سَعی‏ فِی الْأَرْضِ لِیُفْسِدَ فیها وَ یُهْلِکَ الْحَرْثَ وَ النَّسْلَ وَ اللَّهُ لا یُحِبُّ الْفَسادَ» به این مطلب اشاره شده است. ما باید در زمینه محافظت از طبیعت، فرهنگ سازی کنیم تا مردم نسبت به محیط زیست حساس شوند و بدون تابلو در این راستا گام بردارند از این‌رو از نظر قانونی باید دست اندازی به محیط زیست جرم تلقی شود و از سوی دستگاه قضایی، مجرمان تعقیب شوند زیرا حفظ محیط زیست یک مسأله حاکمیتی است و هر اقدامی باید پیوست زیست محیطی داشته باشد و برای طبیعت و محیط زیست، سند ملی تهیه شود تا به عنوان اسناد ملی و اموال عمومی محفوظ بماند. هرگونه استفاده از اموال عمومی طبق فتوای امام خمینی(ره) و اصل ۴۵ قانون اساسی باید با اجازه دولت باشد بنابراین کسانی که جنگل را تخریب می‌ کنند و کوه‌ خواری می‌ کنند، به اسراف و امر حرام مبادرت ورزیده‌ اند که این تخریب‌ ها آثار وضعی دارد یعنی کسانی که اقدام به تخریب کرده‌ اند ضامن بوده و باید خسارت بدهند. اختلاف اساسی دیدگاه اسلام با مسیحیت در مورد محیط زیست این است که غرب و مدعیان مسیحیت، طبیعت را دشمن انسان می‌ دانند که انسان با قهر و غلبه باید بر آن پیروز شود که برای مطالعه بیشتر می‌ توان به کتاب «انسان و طبیعت نوشته سید حسین نصر مراجعه کرد؛ اما اسلام از ابتدا با دید محبت به محیط زیست می‌ نگرد چنان که پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) برای طبیعت شأن مادری قائل شدند که انسان‌ ها نباید با آن بد رفتاری داشته باشند. در حال حاضر غرب با ابزار رسانه‌ ای‌ اش این مطلب را به دنیا القا می‌ کند که مسلمانان به محیط زیست توجه ندارند اما مسیحیت به عنوان دین آشتی و سبز به این مسأله ارج می‌ نهد و طرفدار محیط زیست است چنان که کشیشان از این شیوه زیاد استفاده می‌ کنند. . در همین زمینه گفتگوی تفصیلی داشته‌ ایم با حجت الاسلام عزیز الله فهیمی، استاد درس خارج حوزه علمیه قم و عضو هیأت علمی دانشگاه قم که تقدیم خوانندگان می‌ شود. . با توجه به سخنان رهبر معظم انقلاب درباره ضرورت حفظ محیط زیست درباره راهکار های آن بیشتر توضیح دهید؟ هر دوره‌ و زمانی اقتضائات خاص خود را دارد، روزگاری در تابستان‌، یخچال و وسایل سرمایشی نبود و مردم در شهر های کویری همچون یزد، میبد و قم، یخچال‌ های طبیعی درست می‌ کردند؛ شهر قم دو یخچال داشت؛ یکی از آن ها نزدیک بیت امام(ره) است که به یخچال قاضی شهرت دارد و دیگری در میدان امام(ره) که به یخچال تولید دارو معروف است؛ مردم در زمستان در آنجا یخ‌ می‌ ریختند و در تابستان از آن استفاده می‌ کردند. آب انبار کامکار و شاه‌ قلی خان که برای برداشتن آب بایدحدود صد و بیست پله به زیر زمین رفت؛ در یزد حدود هشتاد و هشت کیلومتر تا قنات فاصله بود و حدود بیست متر زیر زمین تونل کشیده شده است تا آب به آب‌ انبار برسد از این رو مسأله قنات کندن و مغنی در آنجا بسیار مطرح بوده است اما اکنون هیچ کاربردی ندارد زیرا یخچال‌ های برقی و موتور هایی که آب را با فشار به سطح زمین می‌ رساند، جایگزین آب انبار و قنات شده است. مسأله محیط زیست نیز از اموری است که در حال حاضر باید به آن توجه شود؛ مرحوم شهید بهشتی پس از پیروزی انقلاب، به مدرسه فیضیه آمدند و در جمع طلاب گفتند «تا به حال شعار اصلی این بود که «حی‌ علی الصلاة» اما اکنون ما به دنبال «حی‌ علی القضا» هستیم»؛ یعنی با تثبیت نظام، مسأله قضاوت را دریابید زیرا اقتضای زمانه این است. قضاتی که وابسته به نظام طاغوت بوده‌ اند و حتی قضاتی که آلودگی نداشتند، به منابع اسلامی آشنا نبودند و قضاوت آن ها طبق کتاب «تحریر الوسیله امام خمینی(ره) و فقه جواهر الکلام مرحوم نجفی» نبود، بنابراین وجود روحانیت در دادگاه‌ ها و دادگستری‌ ها لازم و ضروری بود؛ امروز نیز عرض می‌ کنم به دنبال سخنان رهبر معظم انقلاب باشیم که دستور «حی علی محیط زیست» را صادر فرمودند. رهبر معظم انقلاب در سخنرانی ۱۷/۱۲/۹۳، در جمع مسؤولان وزراتخانه‌ ها، تأکید داشتند؛ از جمله چیز هایی که مغفول مانده، بحث محیط زیست است و باید مورد توجه قرار بگیرد؛ نکات محوری سخنان ایشان عبارت است از فرهنگ سازی مسأله محیط زیست و حاکمیتی بودن بحث محیط زیست. به طور مثال در قدیم، افرادی مواد مخدر را در زمین‌ های کشاورزی خود تولید می‌ کردند و به مصرف می‌ رساندند که در آن زمان مسأله خصوصی بود اما بعد ها مواد مخدر جنبه حاکمیتی پیدا کرد زیرا عده‌ ای واسطه شدند تا جوان‌ ها را معتاد و فاسد کنند؛ از این‌ رو دولت وارد عمل شد و در زمینه مواد مخدر قانون‌ گذاری کرد و نبض کار را در دست گرفت؛ یا در زمان جنگ که عده‌ ای کوپن را قاچاق می‌ کردند و دولت در این زمینه نیز قانون‌گذاری کرد. رهبر معظم انقلاب فرمودند «هر تصمیمی که در کشور گرفته‌ می‌ شود باید با مسؤولان محیط زیست همراه و همکار شود» یعنی اگر فردی خواست ساختمان بیست طبقه بسازد، باید از محیط زیست اجازه بگیرد که ترکیب شهر به هم نریزد یعنی پیوست محیط زیستی در کار ها وجود داشته باشد. از دیگر نکات محوری سخنان رهبری این بود که باید جرم‌ انگاری شود؛ یعنی اگر فردی درختی را قطع کند، به ریه یک شهر آسیب می‌ زند؛ وقتی قطع درخت جرم محسوب شود، هیچ فردی نمی‌ تواند حتی درخت خانه خود را قطع کند. ایشان فرمودند «وضعیت کشور ما به‌گونه‌ ای شده است که تا دیروز زمین می‌ خوردند اما امروز، کوه‌ خوار، جنگل خوار و دریا خوار شده‌ اند که باید با همه این‌ ها مقابله شود حتی برخی تحت عنوان این که می‌ خواهند مدرسه علمیه بسازند، جنگل‌ ها را خراب می‌ کنند، این ریه شهر حتی با مدرسه علمیه نیز نباید لطمه بخورد». همچنین فرمودند «آب سرمایه زندگی مردم است و ۹۰ درصد آب‌ های کشور ما در کشاورزی استفاده می‌ شود»؛ می‌ توانیم با روش‌ های نوین کشاورزی همچون آبیاری قطره‌ ای به نحو بهینه از آب استفاده کنیم اما درحال حاضر پنجاه درصد آب‌ ها هدر می‌ رود و ۱۰درصد آب‌ های شیرین کشور، برای آب شرب مردم و کارخانه‌ های صنعتی مصرف می‌ شود که می‌ توان این موازنه را عوض کرد. ریزگرد ها از مسائل دیگری است که رهبر معظم انقلاب به آن پرداختند؛ هشتاد درصد درخت‌ های بلوط استان ایلام به وسیله ریزگرد ها از بین رفته است؛ با این وجود ریزگرد ها فقط مسأله عراق، ایران، عربستان و سوریه نیست بلکه به همه کشور ها آسیب می‌ زند. بنابراین برای حل مسأله ریزگرد ها باید همت جهانی وجود داشته باشد یعنی به صورت جهانی فکر شود زیرا بشر تنها یک محیط زیست دارد و هیچ کشوری نمی‌ تواند زمین، درخت و جنگل بخرد، بلکه باید از آن ها به خوبی مراقبت و استفاده کند. رهبری به آب شدن یخ‌ های قطب جنوب و شمال اشاره کردند؛ زمانی که یخ‌ ها کنده می‌ شوند کوهی از یخ در دریا راه می‌ افتد و با برخورد به کشتی‌ ها، خسارت زیادی وارد می‌ کند؛ وقتی یخ‌ ها آب می‌ شوند، موازنه زمین نسبت به زلزله و سیل از بین ‌می‌ رود؛ کوه‌ ها فرسایش می‌ یابند و ارتفاع آن ها کم می‌ شود. در حال حاضر کوه‌ ها را همچون قارچ برش می‌ زنند و پایین می‌ آورند؛ قرآن کریم می‌ فرماید «ما کوه‌ ها را همانند میخ‌ های زمین قرار دادیم» وقتی انسان این موازنه را به هم می‌ زند، زلزله بیشتر می‌ شود و ترکیب آتشفشان به هم می‌ خورد. نکته دیگری که رهبری فرمودند این است که همه منابع طبیعی زیبا است؛ کویر و جنگل قشنگ است؛ زمین متعلق به همه نسل‌ ها است و به «خلق لکم ما فی‌ الارض جمیعا» استناد کردند. با قطع بی‌ رویه درختان، در آینده باید به فرزندان خود عکس طبیعت را نشان دهیم و یا سنگی را در میدان شهر بگذاریم و بگوییم زمانی سنگ نیز در دنیا بوده است؛ هر زیبایی که در طبیعت از بین می‌ رود، از جمله آبشار ها و رود ها متعلق به همه افراد جامعه است؛ زیرا افزون بر موارد دیگر، منبع درآمدی برای کشور هستند. به گفته رهبری، فرهنگ سازی درباره محیط زیست باید به گونه‌ ای باشد که مسؤولان تابلو را بزنند و مردم خودشان حرکت ‌کنند یعنی اهمیت مسأله را درک کنند؛ به طور مثال خطرات نازک شدن لایه اُزون و گاز های گلخانه‌ ای که در هوا منتشر می‌ شود را به مردم هشدار بدهند؛ چنان که در شهری همچون تبریز در اثر این مسأله بسیاری از درختان سوخته است. با توجه به این که فرهنگ سازی در زمینه حفظ محیط زیست از دغدغه‌ های رهبر معظم انقلاب است، چگونه می‌ توان در این زمینه فرهنگ سازی کرد؟ فرهنگ سازی به معنای این که برای مردم نسبت به محیط زیست حساس باشند؛ زیرا انسانی که بدنش به آب و غذا نیازمند است؛ اگر در آینده هوایی برای تنفس نداشته باشد، آب و غذا برای او فایده‌ ای نخواهد داشت، همان گونه که در حال حاضر در کشور چین بر اثر کثرت جمعیت، در کنار خیابان‌ ها پمپ‌ های هوا گذاشته‌ اند. به دلیل مرغوبیت خاک کشورمان در جنوب، خاک کشور را می‌ دزدند و برای کشور های امارات و عربستان می‌ برند. علما در گذشته برای مردم جا انداخته بودند که نان برکت خدا است و اگر فردی تکه نانی را می‌ دید می‌ بوسید و در کناری می‌ گذاشت تا زیر پا نماند و به این صورت، فرهنگ سازی صورت گرفته بود. باید به گونه‌ ای فرهنگ سازی درباره محیط زیست صورت بگیرد که یک درخت برابر یک فرزند در زندگی انسان ارزش پیدا کند چنان که پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند «بعد از مرگ شما یا فرزندی باشد که به دیگران خدمت کند یا درختی که دیگران از سایه آن استفاده کنند یا پلی ساخته باشید که مردم از روی آن عبور کنند یا قرآنی نوشته باشید که مردم آن را تلاوت کنند» و اگر این گونه فرهنگ‌ سازی شود هیچ فردی به خودش اجازه نمی‌ دهد که به درختان آسیب بزند. برخی قوانین محیط زیست باید تغییر پیدا کند؛ به طور مثال در زمان سابق اگر فردی با ماشین پای فردی را می‌ شکست، آن فردی که پایش شکسته بود، باید در دادگاه اثبات می‌ کرد که طرف مقابل، سرعتش زیاد بوده است، اما در مراحل بعد قانون گذاری صورت گرفت و طبق این قانون، مبنای مطلق در نظر گرفته شد و در تمام موارد، فرد راننده مسؤول و مقصر شناخته شد؛ مگر این که از آسمان سنگ و یا صاعقه‌ ای بیاید و به شیشه برخورد کند و تعادل راننده به هم بخورد که به آن آفت سماوی می‌ گویند اما با این قانون، راننده‌ ها با احتیاط بیشتری رانندگی می‌ کنند. در بحث محیط زیست، بسیاری از پرونده‌ ها شکست می‌ خورد؛ گاهی فاضلاب کارخانه را به درون رودخانه رها می‌ کنند و سبب می‌ شود که هزاران ماهی از بین برود و بعد صاحب کارخانه می‌ گوید «پمپ محل فاضلاب، سوراخ شده و مقصر ما نبوده‌ ایم» و در نهایت ۱۰ هزار تومان جریمه می‌ شود. آیا تاکنون قوانینی برای جلوگیری از قطع درختان در ایران وضع شده است؟ بله، در زمان آیت الله شاهرودی، یک نفر را پانصد هزار تومان برای قطع درخت خانه خودش جریمه کردند؛ خانم ابتکار و پدرش در زمینه وضع قوانین محیط زیست زحمت کشیده‌ اند؛‌ برای تصویب اصل پنجاه، قانون اساسی، پدر خانم ابتکار که به پدر محیط زیست ایران شهرت داشت، بسیار تلاش کرد و با مراجع تقلید و مجلس خبرگان صحبت کرد تا این مطلب را جا انداخت که محیط زیست، سرمایه عمومی است و اگر فردی دست‌ اندازی کند باید جلوی او را بگیرند و محیط زیست، متعلق به همه عصر ها و نسل‌ ها است. به طور مثال، شعار «فرزند کمتر، زندگی بهتر» در دهه هفتاد در هر خیابانی تابلو شده بود و این مسأله به فرهنگ عمومی تبدیل شد به گونه‌ ای که اکنون حتی خانواده‌ های مذهبی با داشتن فرزند بیشتر کنار نمی‌ آیند. آنقدر روی ذهن و فکر مردم برای فرزند کمتر کار کردند که الان معلوم می‌ شود سودش را اسرائیل برده است، زیرا جمعیت پیر، کاری نمی‌ تواند انجام بدهد؛ غرب احساس وحشت کرده است که جمعیت مسلمانان تا بیست سال آینده، بسیار زیاد خواهد بود،‌ از این رو مسلمانان در دنیا می‌ توانند بسیاری از امور را در دست بگیرند که برای غرب خطرناک است. باید نسبت به کودکان خود، فرهنگ‌ سازی کنیم که گل را نچینند و به گیاهان و درختان آسیب نرسانند. مسأله محیط زیست به حربه تبلیغاتی مسیحیت علیه اسلام تبدیل شده است؛ دیدگاه اسلام را درباره حفظ محیط زیست توضیح دهید؟ ما درباره محیط زیست با غرب، اختلاف مبنایی داریم؛ نگاه غرب، منشعب از دیدگاه مسیحیان البته مسیحیت تحریف شده و کلیسا است؛ در گذشته اکثر مردم نگاهشان به زمین کشاورزی و محیط زیست بود و از درخت و مزرعه روزی می‌ طلبیدند؛ اما بعد ها برای این که با موحد بودن و اعتقاد به طلب روزی از خدا، مقابله کنند؛ مظاهر طبیعت را شیطان و ابزار غفلت نامیدند که انسان را منحرف می‌ کند و آدم خوب را فردی قلمداد کردند که بر این مظاهر غلبه کند و چیره شود که این نگاه تا قرن چهارده نیز حاکم بود. سید حسین نصر، کتابی به نام طبیعت و انسان دارد که در این کتاب به صورت موشکافانه، کلمات دانشمندان از مارکس، فروید و هابز را بررسی می‌ کند و تحلیل همه آن ها بر این است که انسان دشمن طبیعت است و طبیعت، دشمن انسان است و انسان باید بر طبیعت غلبه کند و آن را از بین ببرد. اما دیدگاه اسلام از ابتدا برخلاف این بوده است چنان که قرآن کریم می‌ فرماید «وَ سَخَّرَ لَکُمْ ما فِی السَّماواتِ وَ ما فِی الْأَرْضِ جَمیعاً» خداوند، زمین را در اختیار شما قرار داده است که دشمن شما نیست و حضرت علی(علیه السلام) فرمودند «در روز قیامت، از شما درباره گوسفندان و چهارپایان و همچنین درباره رفتار با گل‌ ها و گیاهان سؤال می‌ کنند». آیت الله جوادی آملی در کتاب «اسلام و محیط زیست» این مطالب را به خوبی پرورش داده‌ اند مبنی بر این که افرادی هستند که گوش گاو را می‌ برند یا پایش را داغ می‌ زدند که مشخص باشد که قرآن در این‌باره می‌ فرماید «آن ها خلقت الهی را تغییر می‌ دهند»؛ اسلام از این افراد به عنوان آدم‌ های بد و «اخوان الشیاطین» یاد می‌ کند، بنابراین، اختلاف مبنایی میان اسلام و غرب وجود داشته است. در مقابل دیدگاه غربی و رومی، دیدگاه یونانی بود که می‌ گفتند طبیعت دشمن انسان نیست و به دیدگاه اسلامی نزدیک بود؛ دیدگاه رومی از کتاب‌ های انجیل و تورات آیه‌ هایی را آوردند که می‌ گفت «بکوبید و بسوزانید که طبیعت دشمن شما است» اما پیامبراکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) قبل از هر جنگی می‌ فرمودند «اگر بر دشمن غلبه کردید و پیروز شدید، درختان آن ها را نسوزانید، در آب‌ های آن ها سم نریزید و مزارعشان را خراب نکنید» یا زمانی که میوه‌ ای را برای حضرت می‌ آوردند، رسول اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) آن را می‌ بوسیدند، بر چشمانشان می‌ گذاشتند و می‌ فرمودند «این نعمت و تحفه الهی است». در این اواخر، کشیشان هنگامی که دیدند مردمشان بر خراب کردن منابع طبیعی حساس شده‌ اند، سوار بر موج شدند و گفتند ما نیز طرفدار محیط زیست و جزء نهضت سبز هستیم تا جایی پیش رفتند که گفتند نباید گوسفند را ذبح کنید؛ زیرا این تصرف در طبیعت محسوب می‌ شود یا این که باید گوسفند را بی هوش کنید. از صد عضو شورای مرکزی کلیسا های فرانسه، ۹۰ عضوشان رأی دادند که ازدواج هم‌جنس‌بازان در کلیسا برگزار می‌ شود زیرا آن ها تابع نظر اکثریت هستند و به مسأله انسان‌ محوری توجه دارند؛ معتقدند انسان قطب همه‌ چیز است و هر چیزی برای انسان است اما خداوند متعال می‌ فرماید «انا لله و انا الیه راجعون»؛ همه عالم از خدا است و به خالق هستی نیز بر می‌ گردد. رهبر معظم انقلاب به سوره الرحمن آیه ۱۰ استناد کردند؛ که می‌ فرماید «خداوند زمین را برای استفاده شما قرار داده است»؛ و آیه ۲۹ سوره بقره که می‌ فرماید «خلق لکم ما فی الأرض جمیعا»؛ آیه ۶۱ سوره هود که خداوند از انسان می‌ خواهد تا زمین را آباد کند نه این که نابود کند و آیه ۲۰۵ سوره بقره که بدترین انسان‌ ها را افرادی معرفی می‌ کند که محیط زیست را تخریب می‌ کنند. غرب از محیط زیست به عنوان حربه تبلیغی در کشور های آفریقایی استفاده می‌ کند و می‌ گوید «ما به دنبال سبزی، نشاط، تازگی و طراوت هستیم اما مسلمانان به دنبال کشتار و قتل هستند». ما باید در بعد رسانه‌ ای تبلیغ کنیم که اسلام همه‌ اش زیبایی است؛ بنابراین اگر روی محیط زیست کار کنیم و این بعد اسلام را به دنیا معرفی کنیم، اقدام تبلیغی کرده‌ ایم و این وظیفه طلاب است. جبهه ما در حال حاضر، همین جبهه ریزگرد ها، دشمنی‌ ها و شیطنت‌ های غرب است و نباید بدهکار نسل آینده باشیم بلکه باید اطلاع رسانی صحیحی در این زمینه صورت بگیرد. با توجه به این که اسراف کردن و استفاده سوء از انفال در مبانی دینی حرام است، در این زمینه نیز توضیح دهید؟ در خصوص انفال، در اصل ۴۵ قانون اساسی آمده است که «کوه‌ ها، دره‌ ها، جنگل‌ ها، رودخانه‌ ها و حاشیه رودها متعلق به عموم مردم است و باید دولت، آن ها را به نحو صحیح مدیریت کند». امام خمینی(ره) در نامه‌ ای که به مرحوم آیت الله محمد حسن غدیری داشتند؛ فرمودند «شما فکر می‌ کنید، آدم باید این اندازه نادان باشد که فلانی با ماشین‌ های کذایی صد هزار متر زمین را بگیرد و به دیگری یک متر زمین نیز نرسد». دانشگاه بهشتی در دامنه کوه ساخته شده و قرار بوده است که تا بالای کوه باز باشد تا دانشجویان بتوانند گردش و استراحتی داشته باشند؛ انقلاب که شد؛ عده‌ای زمین‌ خوار، کوه‌ ها را تقسیم کردند و فروختند و این که رهبری به کوه‌ خواری اشاره کردند، بسیار جدی باید به آن پرداخته شود. با توصیفات شما، قصه محیط زیست بسیار قصه غم انگیزی است؛ با توجه به این که رسانه ما رسانه‌ مرجع حوزه است و توسط مراجع عظام رصد می‌ شود؛ سؤالی که به ذهن می‌ رسد این است که چرا در جامعه ما مسأله محیط زیست، حفظ طبیعت و احترام به حقوق حیوانات، تا این اندازه بی‌ اهمیت بوده است؛ اگر بخواهیم صریح بگوییم؛ به اندازه‌ ای که برای یک واجبی، تبلیغات و تذکر می‌ بینیم حتی در میان روحانیت؛ درباه این بحث اقدام جدی مشاهده نمی‌ کنیم و این بحث به نوعی مغفول واقع شده است؛ آیا این بحث مبنای جامعه‌ شناختی دارد یا این که از اولویت کمتری برخوردار است؟ یک بعد آن این است که مسائل مهم‌ تری همچون ارتزاق مردم مطرح بوده است به عنوان مثال اگر در گذشته یک اتاقی را در اختیار جوانی قرار می‌ دادند، ازدواج می‌ کرد اما اکنون، اگر یک سوئیت کامل برای جوان ایرانی تهیه نشود، زیر بار ازدواج نمی‌ رود زیرا توقعات بالا رفته است. در اسلام بر حفظ محیط زیست، تأکید بسیاری شده است تا جایی که پیامبراکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) درباره پیرزنی که سبب مرگ گربه‌ ای شده بود؛ فرمودند «این زن هیچ‌ گاه به بهشت نمی‌ رود»؛ همچنین امام صادق(علیه السلام) فرمودند «اگر فردی برای شکار و سیر کردن فرزندانش مسافرت کند، نمازش شکسته است اما اگر به قصد شکار مسافرت کند و شکار او برای تفریح باشد، نمازش کامل است زیرا سفرش، سفر گناه است». حضرت علی(علیه السلام) در راه جنگ صفین از روستایی عبور کردند که فاضلاب‌ ها در کوچه‌ ها روان بود، جوان‌ های عیاش و مزاحم مردم بودند و پنجره‌ های خانه‌ ها به گونه‌ ای کوتاه ساخته شده بود که کل خانه دید داشت؛ حضرت فرمودند «از جنگ که برگشتم باید سه کار را انجام داده باشید، نخست پنجره‌ های خانه‌ ها را بالاتر ببرید تا منازلتان محفوظ باشد؛ دوم، فاضلاب‌ ها را کنترل کنید و سوم، جوان‌ ها به دنبال کار بروند». در اوایل انقلاب که هنوز اصل نظام مستقر نشده بود، در خیابان‌ های تهران، تعداد شراب‌ فروشی‌ ها از کتاب‌ فروشی‌ ها بیشتر بود و به تدریج که نظام تثبیت شد و شراب فروشی‌ ها و کاواره‌ ها جمع شد، نوبت به آن رسید که به برخی مطالب زمین مانده بپردازد و مسأله محیط زیست نیز از آن جمله بود. قبل از اعزام محرم و ماه رمضان، کتابچه‌ ها و بسته‌ های محیط زیستی به طلاب می‌ دهند که پرداختن به این مسأله در منبر ها، از برنامه‌ های تبلیغی طلاب باشد و به مردم اطلاع رسانی شود تا اهمیت محیط زیست برای مردم روشن شود. در کتاب «مستر همفر» آمده است که ما باید کاری کنیم که مسلمانان، غرب را الگوی خود بدانند و از وجود روایاتی همچون «النظافة من الایمان» در اسلام، غافل باشند تا کثیف و‌ فقیر باقی بمانند و وقتی به ما نگاه ‌می‌ کنند؛ بگویند غربی‌ ها چقدر موفق هستند که اگر آن ها بدانند دین اسلام برای همه ارکان زندگی‌ شان برنامه دارد و دین کاملی است دیگر از ما تبعیت نخواهند کرد. می‌ گویند، امام باید مبسوط الید باشد و بتواند افراد و امکاناتی داشته باشد که احکام را اجرا کند؛ در دوره رضاخان که آخوند از مسیر خانه تا مسجد امنیت نداشت و زمانی که ربا خواری و فحشاء و شراب خواری بود؛ آیا امام می‌ توانست از محیط زیست حرف بزند، بنابراین نمی‌ توان گفت که به مسأله محیط زیست توجه نمی‌ شده است. در طول بیش از ۱۴۰۰ سال، جنبه‌ های خصوصی اسلام در زندگی مردم مانده است؛ از این‌ رو فقه خصوصی و خانواده بسیار گسترش یافته و خوب کار شده است اما اهل سنت که حکومت عثمانی‌ را پانصد سال اداره کردند. در کتاب «المجله» آمده است که اهل سنت با این تجربه برای اداره جامعه، قانون نوشتند و از ریزترین مسائل همچون قصاب و خیاط در کتابشان موجود است که مرحوم کاشف الغطاء نیز بر این کتاب حاشیه زده و در اختیار شیعه قرار داده است. آن ها به طور عملی حکومت کردند اما شیعیان تا آن زمان حکومت نداشتند و فقه شیعه، فقط به حوزه خانواده‌ ها محدود شد و دولت‌ ها کاری به آن نداشتند اما مسائل عمومی همچون محیط زیست که رهبری آن را حاکمیتی می‌ دادند در حال حاضر باید ساز و کار بهتری داشته باشد و افراد، امکانات و دادگاهی برای محاکمه مجرمان داشته باشد. مردم ایرانی بسیار خوش ذوق بودند و هرکسی در خانه خود حداقل یک گلدان می‌ گذاشت و کنار درب خانه‌ ها سنگی می‌ گذاشتند که اگر پیرمرد یا پیرزنی عبور می‌ کرد، کمی در آنجا استراحت کند و این آداب به معنای مردم‌ مداری و احترام به مردم از سوی ایرانیان بود. حمام لطفعلی خان در کرمان نشان می‌ دهد که مردم ایران چقدر از نظر بهداشتی پیشرفته و جلو بود‌ه‌ اند؛ حجامت که متعلق به مسلمانان است و غربی‌ ها مدتی آن را مسخره می‌ کردند اما الان این شیوه‌، از روش‌ های پزشکی آن ها است. بنابراین به مرور زمان با وقوع جنگ‌ ها مسائل مربوط به حفظ محیط زیست را کم‌ اهمیت و بی‌ اهمیت کردند و از طرف دیگر در آن زمان، آسیب به محیط زیست تا این اندازه، فنی و پیچیده نبوده است. کارخانه‌ های آمریکایی زیر بار پیمان «کیوتو» ژاپن نرفتند زیرا طبق این پیمان، هر کارخانه‌ ای سهمیه تولید گاز «‌co2» دارد و نباید از آن تجاوز کند و آمریکا آن را قبول نکرد زیرا خودش بزرگترین تولید کننده گاز های گلخانه‌ ای است. در گذشته ممکن بود فردی جلوی خانه‌ اش آشغال بریزد اما لایه اُزون را سوراخ نمی‌ کرد یا کنار دریا، ماهی‌ های زیادی را صید نمی‌ کرد اما امروزه با رها کردن فاضلاب‌ ها، هزاران ماهی را از بین می‌ برد از این رو توجه به حفظ محیط زیست در عصر حاضر ضروری است و در کنار مبسوط الید بودن امام، تشکیل حکومت و ایجاد قوه قاهره باید از آسیب‌ هایی که به محیط زیست وارد می‌ شود جلوگیری کرد و قوانینی برای برخورد با مجرمان این حوزه، وضع کرد. من هلند بودم، سفارت‌ خانه ایران در هلند دیواری کوتاه داشت و چون احتمال داشت، منافقان از دیوار سفارت‌ خانه بالا روند و پرچم جمهوری اسلامی ایران را پایین بکشند؛ تصمیم گرفته شد، سیم‌ خارداری بر روی دیوار سفارت کشیده شود؛ اما وقتی خواستند که سیم‌خاردار بکشند، اهالی محل جمع شدند و گفتند ترکیب محله ما به هم می‌ خورد؛ زیرا هیچ خانه‌ ای سیم‌خاردار ندارد و محله ما ظاهر زشتی پیدا می‌ کند. در آنجا از هر خیابانی که عبور می‌ کنید، از پنجره‌ ها و تراس‌ های خانه‌ ها فقط گل آویزان است اما متأسفانه در قسمت مسلمان نشین که می‌ روید،‌ اوضاع به‌‌ هم ریخته است و جالب نیست. عملکرد حوزه علمیه را در حفظ محیط زیست چگونه ارزیابی می‌ کنید آیا راضی کننده هست یا خیر؟ عملکرد حوزه در این مقوله بسیار ضعیف بوده است و هیچ نمره قبولی را نمی‌ گیرد؛ به صورت مثال؛ ما در سر سفره، نان، برنج، خورشت و آب می‌ خواهیم و اگر یکی از آن ها نباشد، سفره معطل است؛ در اسلام نیز همه جنبه‌ ها در نظر گرفته شده است به ویژه این که فقه ما از جنبه خصوصی و از انزوای سیاسی درآمده است و می‌ خواهد حکومت‌ داری کند. در حال حاضر فقه می‌ خواهد به مردم بفهماند که اسلام نیز به نیاز های مردم توجه دارد و پس از جنگ تحمیلی که از آن ۳۵ سال می‌ گذرد باید سریع نسبت به این مسائل سازماندهی کنیم و باید عهده‌ دار آن باشیم؛ نه این که عده‌ ای به واسطه دانستن زبان‌ های انگلیسی و فرانسوی، کتاب‌ هایی را ترجمه کنند و افکار ترجمه‌ ای را منتشر کنند. بنابراین به دلیل وجود همین خلأ، در زمینه محیط زیست، کتابی به نام «مسئولیت مدنی تخریب محیط زیست» نوشته‌ ام از این‌ رو درباره محیط زیست کوتاهی شده و همان‌ گونه که رهبری فرمودند باید فرهنگ‌ سازی صورت بگیرد. در «ارگ بم» که بیش از ۲۵۰۰ سال سابقه دارد؛ در بالای کوه، چاهی حفر شده است تا آب را بالا بکشند اما تا زمان رضاخان از آنجا برای ژاندارمری استفاده می‌‌ کردند و برخی از خاک آن جا برای مصارف کشاورزی می‌ بردند. پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند «خداوند از فردی که پدر و مادرش را فراموش کند، نمی‌ گذرد» و بعد فرمودند «پدر و مادر این امت، من و علی(علیه السلام) هستیم»؛ اگر ما در دنیا ادعا می‌ کنیم که تنب بزرگ و کوچک متعلق به ما است؛ باید سند آن را ارائه کنیم؛ سند زنده بودن پدران ما چیست؟ سند ما این است که آن ها توانستند در اوج سختی با زیبایی و هنر، چشم‌ انداز، مدنیت، یخچال‌ هایی با عمق چهل متر و مساجدی با معماری علمی ایجاد کنند چنان که مسجد نائین در پانصد متری زیرزمین، آنچنان خنک بوده که در وسط تابستان کلاس درس برگزار می‌ شده است. این مسجد به گونه‌ ای ساخته شده است که صدای افراد از فاصله صد متری، بدون بلندگو یا فریاد زدن شنیده می‌ شود؛ از لحاظ جامعه‌ شناسی و هنر نمی‌ خواهیم بحث کنیم اما به این نکته توجه می‌ کنیم که تمام این آثار به دست انسان‌ های زنده پیشرفته، آینده‌ نگر و متفکر که چهار قرن جلوتر بود‌ه‌ اند، به وجود آمده است. آیندگان از ما توقع دارند که قدمی برداریم؛ آنچه زمین مانده و راجع به آن کم گذاشته‌ ایم، جبران کنیم و به مردم دنیا بگوییم که اسلام، این جنبه‌ ها را دارد؛ کشور ترکیه، نفت و گاز ندارد اما از آثار به جا مانده از عثمانی‌ ها و صنعت توریستی خود، درآمد هنگفتی به دست می‌ آورد. در جزیره‌ هنگ‌کُنگ به اندازه درآمد نفتی کشور ما، رادیو ساخته می‌ شود؛ در سنگاپور، سیب‌ زمینی به عمل نمی‌ آید و سیب زمینی‌ های گندیده کشور ما را می‌ خرند، پنجاه نوع کنسانتره از آن می‌ گیرند اما کشاورز ما اگر سیب‌ زمینی‌ هایش گندیده شود، دور می‌ ریزد و سال بعد سیب‌ زمینی می‌ کارد و به قیمت بیشتری نسبت به سال گذشته می‌ فروشند. پس مشخص می‌ شود که در این ابعاد کوتاهی کرده‌ ایم و لازم است به این‌ ها نیز بپردازیم؛ به موقع وام دهیم، به موقع حمایت کنیم، برای جوان‌ ها اشتغال ایجاد کنیم. درب‌ ها و چیز های قیمتی ارگ بم را دزدیدند و حتی خاک دیوار های آن را به دلیل این که سالیان زیادی آفتاب خورده بود به عنوان کود مرغوب پای درختان و مزرعه خود می‌ ریختند. این به معنای بی‌ فرهنگی و بی‌ توجهی است، پدر و مادر فرهنگی ما این آثار باستانی و محیط زیست است؛ به عنوان مثال در موزه «لورو پاریس»، سم اسبی گذاشته‌ اند و می‌ گویند این سم اسب حضرت عیسی(علیه السلام) است برای این که جوانشان شک نکند که حضرت عیسی(علیه السلام) را کشیشان به وجود آورده‌ اند و وجود خارجی نداشته است. بی‌ فرهنگی و بد فرهنگی در میان مسلمانان بسیار زیاد است؛ عربستان آثار باستانی زیادی را از بین برد و حتی قصد دارند گنبد سبز نبوی(صلی الله علیه و آله و سلم) که عثمانی‌ ها ساخته‌ اند را در کوچکترین فرصت از بین ببرند و مسلمانان نسبت به این تخریب‌ ها بی‌توجه هستند. با توجه به تأکیدات رهبر معظم انقلاب، نقش دولت و مسؤولان مربوطه را در حراست از محیط زیست و آثار باستانی چگونه ارزیابی می‌ کنید؟ امام خمینی(ره) فرمودند «فقه، تئوری اداره انسان از مهد تا لحد است» یعنی باید نیاز های افرادی که تحت حاکمیت اسلامی هستند، برآورده شود؛ یکی از نیاز های آن ها این است که در زندگی شهری پردغدغه، ماشینی و شلوغ، حق دارند که چند دقیقه در کنار ساحل بنشیند و جنگلی دست‌ نخورده و بِکر را تجربه کنند؛ گمشده بشر امروز، تکنولوژی و آسایش نیست بلکه رسیدن به آرامش است. بعد از این که فقه شیعه از انزوا بیرون آمد باید برای مردم زمینه‌ ها و موقعیت رسیدن به این آرامش را فراهم کرد و محیط زیست سالم را به زندگی‌ های شهری ارائه داد؛ چنان که در ماده ۶۸۸ قانون مجازات اسلامی آمده است که اگر فرد یا افرادی، درون منبع آب یک شهر، سم بریزند؛ مجرم هستند. با وجود تلاش‌ ها و جلساتی که وجود دارد اما طبق سخنان رهبر معظم انقلاب «مشکل مردم به همایش نیست که این همه همایش راه می‌اندازید باید کار انجام شود» و در صحبت‌ های تاریخ ۱۷/۱۲/۹۳ خود نیز فرمودند «مسؤولان شروع به کارشان خوب است اما استمرار و پیگیری ندارند»؛ چنان که در خبر ها می‌ بینیم که کوه را صاف کرده‌ اند و کوبیده‌ اند، رسانه‌‌ ها این موضوع را به خوبی منتقل می‌ کنند اما مسؤولان پیگیری لازم را ندارند. مسؤولان منابع طبیعی، محیط زیست و قوه قضائیه می‌ گذارند زمانی که ساختمان به صورت کامل ساخته شد؛ بعد می‌ گویند که این ساختمان باید خراب شود، دولت در این زمینه و با رشوه خواری‌ هایی که صورت می‌ گیرد باید به شدت برخورد کند و مجازات‌ ها نیز با جرم‌ ها مطابقت داشته باشد یعنی برای بریدن درختان و زمین‌خواری‌ ها جرائم سنگین وضع شود و قانون متحول شود. پرونده‌ های زیادی در زمینه عدم تطابق جریمه با جرم وجود دارد؛ از جمله این که آب شرب شهر سمنان با گچ آلوده شد اما مقصر و خاطی این جریان، فقط پنجاه هزار تومان جریمه شد. فقه حکومتی با فقه خصوصی و انزوایی تفاوت دارد و کتاب‌ های زیادی درباره مسائل خصوصی همانند غسل و احکام نظافت فردی نوشته شده است و رهبر معظم انقلاب در سفری که به قم داشتند، فرمودند «یک نفر بیاید و درس خارج درباره فقه هسته‌ ای یا عزت مسلمانان و نفی سبیل را بیاندازد و درس بگوید» وقتی به مسائلی همچون رَحِم اجاره‌ای نمی‌ پردازیم نتیجه‌ اش این می‌ شود که ازدواج‌ های سفید راه‌ می‌ افتد. چنان که رهبر معظم انقلاب، پس از جنگ، مسؤولان سپاه را جمع کرده و فرمودند «تا الان جنگ بود اما حالا که در شهر ها هستید، چرا خانواده‌ های خود را به پارک نمی‌ برید و از این فضا استفاده نمی‌ کنید». مجتهد زمانی می‌تواند خوب فتوا بدهد و مردم را هدایت کند و همین فتوا ها، موجب قانون شود که موضوع شناسی خوب صورت بگیرد؛ اگر موضوع به خوبی شناخته نشود، فتوایی نیز صادر نخواهد شد. نظریه‌ ای وجود دارد که اگر یک پروانه در آمازون پر بزند، در ماساچوسِت آمریکا طوفان می‌ شود،‌ زیرا همه چیز با هم مرتبط است یا نهنگی در اقیانوس اطلس می‌ میرد و ما در اینجا به سختی تنفس می‌ کنیم زیرا نهنگ‌ ها ماهی‌ های گندیده را می‌ خورند و به این ترتیب هوا در اثر مردار ماهی‌ ها، آلوده نمی‌ شود و دی اکسید کربن تولید نمی‌ شود بنابراین حیات آن نهنگ با تنفس ما مرتبط است. نابود کردن موجودات به محیط زیست آسیب می‌ زند چنان که کفتار ها، تمام آشغال‌ ها و کرم‌ ها را می‌ خورند و نقش جمع آوری زباله را برای طبیعت دارند اما در تهران رایج کرده‌ اند که اگر خانمی که با شوهرش مشکل دارد قسمتی از اعضای بدن کفتار ماده را به گردنش آویزان کند محبت شوهرش را جلب می‌ کند و به همین دلیل این بخش از بدن کفتار با قیمت زیادی در حدود پنج میلیون تومان در تهران به فروش می‌ رسد. منشأ این‌ گونه افکار و خرافه پرستی‌ ها چیزی جز بی‌ فرهنگی نیست و اگر دولت با این مسائل برخورد کند؛ مجرمان و سوء استفاده‌ کنندگان را بگیرد و چند سال زندانی کند، کفتارکشی به راه نمی‌ افتد. .................................................... برچسب‌ها: حجت الاسلام عزیزالله فهیمی محیط زیست فرهنگ ..................................................... سایت بلاغ دفتر تبلیغات حوزه علمیه قم

آثار خیانت به طبیعت در لسان قرآن و روایات

بسم الله الرحمن الرحیم  سخنان کمتر شنیده شده از آثار خیانت به طبیعت در لسان قرآن و روایات . . حجت الاسلام والمسلمین مهدی طباطبایی رئیس موسسه بحرالعلوم که به مسایل فقه اجتماعی از جمله فقه محیط زیست و.. می پردازد، در ایام هفته صرفه جویی در مصرف آب در گفت گویی تفصیلی با خبرگزاری «حوزه»، به ذکر مباحثی پیرامون پاسداشت و ارج و قیمت آب و آثار حقوقی و فقهی مصرف بی رویه در حوزه خانگی و صنعتی و کشاورزی پرداخته است که در ذیل متن این گفت وگو را می خوانیم. . سوال: با سلام در وهله اول در خصوص نظر دین در خصوص مصرف گرایی مباحثی را مطرح کنید تا وضعیت مصرف آب نیز از نظر اسلام در ادامه تبیین شود. با عرض سلام در واقع دو نوع بازدارندگی نسبت به مصرف به شکل طبیعی و اقتصادی و همچنین اسلامی وجود دارد؛ اسلام در زمینه صرفه جویی در همه موارد از جمله آب و نان و مواذ غذایی و انرژی و… مباحث صریحی را مطرح می کند که دارای کارکردهای مختلف است. همه وسایلی که انسان با آن سروکار دارد و هرچیزی که در کنار انسان است برای استفاده بهتر انسان برای زیست در این دنیا در نظر گرفته شده است ولی باید در نظر داشته باشیم که همه این وسایل به خودی خود دارای یک حیثیت وجودی و قابل احترام هستند که خداوند نیز به همین دلیل برای همه این امور نیز حقوقی در نظر گرفته است و به همین دلیل انسان در صرف همه این مواد و حتی طبیعت خودمختار نخواهد بود. یکی از بازدارنده های طبیعی وخودکار، مرتب با محدودیت های مالی است؛ به عنوان مثال انسان ها در زمانی که با محدودیت مالی مواجه می شوند در مصرف نیز صرفه جو می شوند؛ مثلا در زمانی که کاغذ گران می شود، صرفه جویی در این بخش نیز رنگ و بوی خاصی پیدا می کند؛ نشریات با کاهش صفحات و کاهش تیراژ مواجه می شوند و برنامه ریزان در اموری که با کاغذ سروکار دارند را وادار به کاهش استفاده فیزیکی از این ماده می کنند. زمانی که یک کالایی در جامعه کمیاب می شود، به شکل طبیعی صرفه جویی در سرلوحه اقدامات ما قرار می گیرد؛ این نوع بازدارندگی یک بازداندگی منفعلانه است و اجبار باعث چنین رویکردی می شود؛ یکی از بازدارندگی های منفعلانه زمانی حادث می شود که قیمت آب بها و عوارض و آبونمان های خدمات شهری افزایش می یابد و مردم به دنبال کاهش مصرف می روند. بازدارنده دیگری نیز از سوی اسلام به عنوان یک دین اجتماعی مطرح می شود؛ نگاه اسلام به مصرف، یک نگاه فردی نیست و نه تنها نگاه اسلام، نگاه اجتماعی است بلکه به آیندگان نیز نظر دارد؛ اسلام برای انسان ها تعالی می طلبد نه زیادی خواهی که موجب نخوت و زیاده طلبی و فساد می شود. اسلام در اینجا یک بازدارندگی فعالانه را مد نظر دارد که به آن دوری از اسراف می گوید؛ قرآن کریم در این زمینه بیان می کند که «إِنَّ الْمُبَذِّرِینَ کانُوا إِخْوَانَ الشَّیاطِینِ»؛ قرآن کریم و اسلام اسراف کاران را برادران شیطان می خواند که البته تبذیر از اسراف بدتر است. در اسلام بازدارنده ای به نام دوری از اسراف و تبذیر داریم و این بازدارنده با بازدارنده طبیعی و منفعلانه یک تفاوت بسیار مهم و بنیادی دارد؛ در حالت منفعلانه کاهش عرصه و دسترسی محدود تعیین کننده نوع مصرف بود ولی بازدارندگی فعالانه دینی توجهی به این مساله ندارد بلکه حتی دارندگی و وفور دسترسی و حتی وفور فیزیکی یک ماده نیز مجوزی برای استفادهو بیش از حد از آن کالا نیست و نخواهد بود. اسلام بیان می کند که انسان موظف است که به اندازه مصرف کند و هیچ چیزی را دور نریزد و نسبت به نعمت های الهی ناسپاس نباشیم؛ اسراف ناسپاسی بزرگ به نعمت های خدا است؛ هرچه نان و آب ارزان باشد مجوزی برای استفاده بیش از حد از آنها نیست و اسلام چنین اجازه ای به ما نمی دهد. . سوال: یعنی به تعبیر شماه پرهیز از اسراف یک گزاره تمدنی اسلام است؟ یکی از نکاتی که باید به آن توجه داشت آن است که آن چیزی که برای جامعه ما و اجتماع، تمدن ساز می شود، فرهنگ کردن آموزه های دینی است که از جمله مهمترین آنها، دوری از اسراف است. اسراف نکردن باید به یک فرهنگ عمومی در جامعه ما مبدل شود؛ اسراف نکردن یک قدرت بازدارنده عملی و کاربردی است که باید آحاد جامعه را به این رفتار اجتماعی تکرار پذیر در جامعه برساند که نگاه ما به مصرف باید متعادل و صحیح باشد نه اینکه هر میزان که علاقه داشتیم به مصرف ادامه دهیم و دارندگی و وفور را بهانه این کار قرار دهیم. اسراف نکردن باید بازدارنده باشد نه قیمت های بالا و کمبود یک وسیله؛ اگر این بازدارندگی را اعمال کنیم به یک گزاره تمدنی می رسیم؛ دین و فقه ما تمدن ساز است و اگر این گزاره ها به خوبی در کنار هم مورد عمل قرار گیرند نظام تمدنی اسلام شکل می گیرد و رفتار همگان در چارچوب همین نگاه تمدنی شکل می گیرد. قیمت تمام شده انرژی در ایران از بسیار از کشورهای دیگر کمتر است و شاید هزینه آب و نان در ایران کمتر از دیگر کشورها است ولی متاسفانه ایران از پرمصرف ترین کشورهای جهان به شمار می رود و حتی به رغم کم آبی از پرمصرف ترین مصرف کنندگان آن هستیم. اسراف از منظر دین یک گناه کبیره است؛ متاسفانه امروز قبح اسراف در برخی از موارد از بین رفته است و برخی اسراف در برخی مسایل را اصلا کار بدی نمی دانند یا علیه آن اقدامی نمی کنند. و ایرانی هایی که متاسفانه جزو پرمصرف ترین مردم در جهان هستند. دقیقا؛ ایران جزو پرمصرف ترین کشورهای جهان در زمینه مواد غذایی و دورریز این مواد از جمله نان است؛ شاید صحنه هایی از پشته پشته کردن نان های خشک در ایران را در کمتر نقطه ای از جهان بتوانیم ببینیم که این امر در زندگی روزانه مردم ما یک امر کاملا عادی به حساب می آید. متاسفانه بسیاری از افرادی که انباشت نان خشک و مواد غذایی مصروفه را دارند جزو اقشار متدین جامعه هستند ولی آنها به دلیل اینکه به این بحث در حوزه اجتماعی توجهی نشده است این امر را آنچنان بد و قبیح نمی دانند. یکی از مسایلی که بسیاری از مردم آن را اسراف نمی دانند ولی آن را به شکل مکرر انجام می دهند، پدیده «دور دور کردن» و حرکت با وسیله نقلیه به شکل بی هدف در خیابان است؛ بسیاری از مردم بدون اینکه هدفی داشته باشند و یا نیازی باشد به شکل تک سرنشین سوار وسیله نقلیه خود می شوند و در خیابان ها می گردند که این مساله چند آسیب مهم به دنبال دارد. سوال: چرا دور دور کردن باید از نظر شرع مشکل داشته باشد؟ ببینید نگاه اسلام به این مساله بسیار حکیمانه است و بی دلیل با چیزی مخالفت نمی کند؛ گشت و گذار و تفریح به همراه همسر و فرزند مشکلی ندارد؛ حتی گشت و گزار با دوستان هم مشکلی ندارد ولی در زمینه دوردور کردن های بی جا باید به نکاتی توجه داشت؛ یکی از این آسیب ها علاوه بر مصرف بیهود سرمایه ملی ما یعنی سوخت، باعث آلودگی هوا و همچنین شلوغ شدن خیابان ها و صرف وقت مردم در این مسیرها می شود که اگر به شکل ظریف به آنها نگاه کنیم می بینیم که چه آسیب های بزرگی به دنبال همیه مورد ایجاد می شود. وظیفه حوزه های علمیه و مبلغین و حاکمیت و دولت است که با تبلیغ و فرهنگ سازی که انجام می دهند، فرهنگ اسراف نکردن در جامعه را زنده نگاه دارند نه اینکه قانون و جرایم و بالارفتن قیمت را به عنوان عامل بازدارنده بدانیم و به آن بسنده کنیم. سوال: بخشی از منابع آبی در زمینه اعمال عبادی مصرف می شود؛ آیا احکامی در زمینه مصارف عبادی هم بیان شده است؟ در روایت است که فردی در کنار نهر آب وضو می گرفت و معصوم(ع) به وی فرمودند که حتی اگر در کنار نهر آب هم باشید حق زیاده روی در مصرف آن را ندارید، شاید هیچ حدیثی را نتوان مثل این حدیث در زمینه مصرف آب در عین برخورداری یافت ولی بزرگان دین ما به دنبال آن بودند که فرهنگ مصرف بهینه را در وجود ما نهادینه کنند. در روایت بیان شده است که خداوند ملکی را برای صرف وضو قرارداده است؛ یکی از مهمترین مصارف آب در اسلام برای طهارت در عبادات یعنی وضو و غسل است؛ به جهت آنکه نیاز مردم به آب و مصرف آب در میان مردم زیاد است احکامی برای آن در نظر گرفته است. انسان مسلمان روزی پنج بار نماز می خواند و نیازمند آب برای غسل است و برای طهارت نجاسات نیز نیازمند آب است؛ پس اسلام دینی است که احکام آن با استفاده از آب پیوند خورده است و به همین دلیل قدر آن را به خوبی می دارند. خداوند نسبت به مصرف آب حتی در عبادات نیز شروطی قائل شده است؛ در وضو بیان شده است که اگر انسان در این زمینه اسراف کند با ملک و فرشته ای مواجه خواهد بود که همه اسراف های او را حتی در یک امر عبادی که برای رضای خدا هم انجام می شود ثبت و ضبط می کند؛ پس انسان نمی تواند حتی در امور عبادی هم خود را از حساب و کتاب الهی مبری بداند. نکته دیگر آن است که مقدار مصرف در وضو هم مشخص است؛ برخی از متدینین در مصرف آب در هنگام وضو هم اسراف می کنند و لیترها آب را برای یک نوبت وضو استفاده می کنند که تعابیر عجیبی در روایات ما برای اسراف در وضو بیان شده است؛ آنچه اسلام بیان می کند یک مُدّ یا معادل کمتر از یک لیتر آب است که حد مجاز برای استفاده در وضو است و اگر کسی بیش از آن استفاده کند خروج از سنت پیامبر است. در زمینه مصرف آب، با نگاه تمدن ساز اسلام مواجه هستیم؛ نگاه دین به آب به عنوان یکی از مهمترین مواد طبیعت که خداوند آن را مایه حیات و زندگی می داند است؛ جان نه تنها انسان ها بلکه همه موجودات به آب بستگی دارد؛ زیباترین شعار در اسلام مرتبط به آب را می توان همین شعار دانست؛ حتی جمادات نیز وابسته به آب هستند و اگر آب نباشد آنها نیز بی کاربرد خواهند بود؛آب، جان طبیعت است و اگر آب را از طبیعت بگیریم، به یک عنصر مرده مبدل می شود. سوال: آیا در زمینه حفظ سفره ها و منابع آب زیرزمینی نیز آیه ای در قرآن کریم وجود دارد؟ قرآن کریم در همه امور پاسخگو است و پاسخ های حکیمانه فرازمانی و فرامکانی دارد؛ مساله دیگری که قرآن به آن توجه دارد و امروزه برخی از آن دم می زنند و خبر هم ندارند که قرآن کریم برای همه اعصار و جوامع است آن است که خداوند در آیه ۱۸ سوره مومنون بیان می کند که «وَأَنْزَلْنَا مِنَ السَّمَاءِ مَاءً بِقَدَرٍ فَأَسْکَنَّاهُ فِی الْأَرْضِ»؛ یعنی ما آب را به اندازه برای اسکان در زمین نازل کردیم. اگر به این آیه دقت کنیم می بینیم که خداوند متعال بیان می دارد که اگر هم در برخی از مناطق جهان شرایط اقلیمی خشک و نیمه خشک و مرطوب را شاهد هستیم ولی رزق آبی همه بندگان در زمین نهاده شده است که می توانند با بهره وری درست از آن استفاده کنند. سفره های آب زیر زمینی همان رزق آبی ما هستند که خداوند آنها را در صندوق امنی در زیر زمین برای بندگان به یادگار گذاشته است ولی متاسفانه چه استفاده ای از این رزق کرده ایم؟ در همین شرایط اقلیمی و جمعیتی نیز اگر استفاده درستی از این منابع داشته باشیم قطعا مشکلی برای ادامه حیات نخواهیم داشت ولی عمل نکردن به آیات الهی و قدر ندانستن نعمت، باعث کم شدن این حجم از منابع آبی شده است. نکته دیگر قابل تفسیر در این آیه آن است که منابع آبی بعضا تجدید ناپذیر و محدود است و حق نداریم بیش از آنچه برای ما مقدر شده از آن بهره برداری کنیم؛ حق نداریم بگوییم که خدا بزرگ است و ما چاه ها را به شکل بی رویه حفر کنیم و در نهایت هم از خدا رزق طیب و بدون حرف و حدیث بخواهیم. یک نکته بسیار مهم در این زمینه آن است که چه بسا گاهی اوقات، استفاده از آب به ظاهر یک عمل نیک و درست می آید ولی با نگاه عمیق می بینیم که این کار، خلاف شرع است؛ این مساله نیز به نگاه اجتماعی اسلام به این مباحث باز می گردد. سوال: برخی تصور می کنند که آباد کردن زمین و کارخانه ساختن ها سبب آبادانی است ولی همین کارهای غیر علمی این وضع را برای زمین و آب ایجا کرده است؟ قرآن و روایت در این خصوص چه می فرمایند؟ خداوند در وصف کسانی که مدعی توسعه، اصلاح، خوب کردن زندگی مردم و…. را دارند آنها را مفسد و نادان می داند؛ برخی افراد نگاه عمیقی ندارند؛ خداوند بیان می کند که این گروه فکر می کنند که آبادانی و عمران می کنند و صلاح مردم را می خواهند؛ این درحالی است که این گروه درحال فساد هستند و در حق مردم ظلم روا می دارند. از نمونه همین اموری که بدون شناخت در حق مردم و جامعه و کشور منابع خدادای ظلم روا داشته می شود، ساختن کارخانه جات پر آب بر در مناطق کویری که منابع آبی محدود دارنداست؛ این کار از جهت و نظر دین کاملا حرام است و مردم نیز متاسفانه چون از این مساله بی خبر هستند از این تحولات استقبال می کنند و تصور می کنند که برای آنها خدمتی صورت گرفته و شهر و دیار آنها آباد شده است. سوال: بله عمل نکردن به همین موارد باعث کشت های بی رویه در مناطق ممنوعه و از بین بردن منابع آبی شده است. دقیقا! یکی دیگر از همین امور حرامی که انجام می شود، اعطای مجوز در مناطق ممنوعه برای کشت است که اگر مسئولی با هر روشی این کار را انجام داد قطعا کار درستی انجام نداده است در حالی که اگر کسی برای مردم چنین مجوزی صادر کند، مورد استقبال هم قرار می گیرد و مردم و کشاورزان هم او را دعا می کنند در حالی که هر دوی آنها مقصر هستند چون نباید این مناطق مورد تاخت و تاز و حراج منابع گرانقیمت قرار گیرد. متاسفانه در این امور هم مردم بی خبر هستند و هم مسئولینی که این کار را انجام می دهند یا بدون شناخت کامل از شرایط آینده هستند و یا لیاقت حضور در این جایگاه را ندارند؛ قطعا اگر در این سالها این امور مدیریت می شد با این حجم از کسری منابع آب زیرزمینی در کشور مواجه نبودیم؛ رسیدن به خود کفایی در برخی از محصولات و روانه کردن میوه ها به بازار و حتی صادرات هم می توانست با برنامه دقیق تری انجام شود تا این حجم آب با کاربری و بهره وری بسیار پایین به تاراج نرود. کشاورزان باید بدانند که اصرار به حفر چاه در مناطق ممنوعه و خشک به صلاح خود آنها نیست؛ اگر این چاه ها همین شکل بدون استفاده از تکنولوژی روز آب با پمپاژ کند و به شکل غرق آبی روی زمین ها جاری کند قطعا در سالهای آینده خود این کشاورزان و فرزندان آنها دیگر آبی برای کشاورزی نخواهند داشت. خشکی زمین تنها به بی آبی منجر نمی شود بلکه فرسایش خاک و تبدیل آن محل به نمک زار و تشکیل کانون های ریزگرد که در مناطقی چون استان قم به ریزگردهای آهکی نمکی مبدل می شود خیانت دیگری است که به دلیل همین بی احتیاطی در از بین بردن منابع در مناطق حاصل می شود و این گروه باید به همه مردم و حتی موجودات دیگری که حق حیات هم از آنها سلب شد پاسخگو باشند. سوال: آیا آیات دیگری نیز در این زمینه وجود دارند؟ بله به کرّات آیاتی داریم که خداوند در آنها به بحث آب اشاره کرده است ولی همیشه نباید در مباحث ظاهری توجه داشت بلکه بسیاری قصص قرآنی ما را به اندیشه وا می دارد که چگونه فرایند تحصیل منابع کشاورزی و غذا و زندگی خود را مدیریت کنیم که قطعا مدیریت منابع آب در این زمینه امری حیاتی است. قرآن کریم در این آیات نگاهی آینده نگر به ذخایر زیر زمینی دارد؛ نگاه قرآن به ذخایر زمینی نگاه بسیار زیبایی است؛ برخی اوقات نیز خداوند متعال از اموری به شکل نمادین یاد می کند که آنها را در قالب قصه بیان می کند تا ما به عمق این پیام برسیم؛ قصص قرآنی همگی این نمادها را وارد ذهن مخاطبان می کند و یکی از اموری که خداوند نسبت به آن حساس است حفظ منابع آبی است و از آنها به عنوان خزائن و گنج های زمین یاد می کند. خداوند سیگنال یا پیام هایی را به واسطه برخی از قصص به بشر مخاطب خود می دهند که دنیایی از پیام های عبرت آموز و بسیار جدی برای ما به همراه دارد که از جمله آنها می توان به داستان حضرت موسی و خضر علیهماالسلام اشاره کرد. در این داستان زمانی که حضرت موسی به همراه حضرت خضر راهی بلاد مختلف می شوند و حضرت موسی قول می دهد که شکیبایی حکیمانه ای نسبت به حوادث و ماوقع داشته باشند، آنها به دیاری می رسند که در آنجا مردم پذیرایی مناسبی از این دو پیامبر نمی کنند و حتی آنها را آزار هم می دهند. در حین خروج از این شهر، حضرت خضر به حضرت موسی عرض می کند که با هم خانه ای که دیوار آن خراب شده است را تجدید بنا کنند که با تعجب حضرت موسی همراه می شود زیرا به ظاهر منطقی به نظر نمی رسد که انسان پس از این همه ظلم و بی توجهی مردم یک شهر، بخواهد دیوار خانه آنها را هم بسازد. وقتی که کار تجدید بنا انجام شد، در زمان جدا شدن این دو پیامبر از هم، حکمت این کار از سوی حضرت خضر بیان شد که در این خانه دو طفل یتیم بودند که گذشتگان آنها، گنجی را در میان این دیوار قرارداده بودند و به واسطه خراب بودن دیوار قطعا دیگران آن گنج را یافته و از دل دیوار بیرون می کشیدند و ما ماموریت داشتیم که دیوار را ببندیم تا این گنج از نظرها مخفی بماند تا آنها در آینده به واسطه عنایتی الهی بتوانند گنج خود را محفوظ بدارندو در آینده از آن استفاده کنند. حال درس و عبرت بزرگی که از این داستان می گیریم آن است که هر گنجی را نباید در هر حالی استفاده کرد؛ بلکه برخی گنج ها برای زمان و مکان مشخصی باید استخراج شوند؛ اگر این گنج ها را به بی دلیل و در زمان نا مناسب بیرون بکشیم و استفاده کنیم در آینده در امورات خود می مانیم و دیگر سرمایه ای نیز نخواهیم داشت. تمام کسانی که در این سالها به خصوص در ۵۰ سال اخیر این حجم از گنج های طبیعت را استخراج و به تاراج بردند چه جوابی برای آیندگان دارند که بدون فکر و بررسی و مطالعه و استفاده از نظر کارشناسان این گونه با گنج طبیعت رفتار کردند. باید از خود سوال بپرسیم که همین امروز چه میزان به فکر آیندگان هستیم؛ اگر سفره های زیرزمینی تخلیه شود جایگزینی برای آنها نیست و به این راحتی نیز این سفره ها پر نمی شوند و اگر زمین از سفره آب خالی شود، فرونشست خواهد کرد و مسایل دیگری را به بار می آورد. سوال: در اینجا تنها با بهره برداران مواجه نیستیم بلکه مجوزهای غیر کارشناسی نیز برای استحصال این منابع صادر شده است. ببینید قطعا مسئولی که در یک جایگاه قرار می گیرد باید علم به انجام مسئولیت های مرتبط به آن کار را داشته باشد و اگر ندارد باید با کارشناسان خود همفکری کند و مطالعات وسیع داشته باشد؛ کسانی که مجوزهای اشتباه و بدون مطالعه صادر کردند و کشاورزانی که چاه های بدون مجوز حفر کرده و یا از چاه های مجاز خود بیش از حد مجاز و نیاز آب استخراج کرده اند باید به آیندگان جواب بدهند که چگونه توانستند برای به دست آوردن کالایی که بهره وری آن هم بسیار محدود است و پول محصولات آنها نیز بعضا به جیب دلالان بازار و دلال مسلکان می رود این چنین منابع آبی را به یغما برده اند. این فساد و تباهی باعث ایجاد بحران برای مردم حال و آینده است؛ در مصارف کشاورزی باید دقت کنیم که آب ذیقعیمت را نباید صرف محصولات پر آب بر و کم بهره ور کنیم و اگر این کار را ادامه دهیم شاید تا دو سه سال دیگر این روند مشکلی برای ما ایجاد نکند ولی قطعا اگر مشکلی ایجاد شود دیگر نمی توان هیچ چیز را به حالت اول برگرداند. سوال: چگونه می توان به روشنگری در جامعه اقدام کرد؟ آیا تکرار این بحث که مشکل ما فقط با بخش کشاورزی است و در زمینه مصارف خانگی مشکلی نداریم درست است؟ مسئولان و مبلغان مذهبی و رسانه ها باید صبح تا شب تریبون ها را در اختیار بگیرند و به مردم و کشاورزان مرتبا تذکر دهند که این حجم از مصرف آب اول به بدبختی خود آنها و نسل آنها منجر می شود و هم ظلمی است که در حق آیندگان کرده اند و باید پاسخگوی آن هم باشند. بله سخن درست و علمی است که بخش اعظم آب در کشور ما صرف کشاورزی و صنعت می شود ولی نباید از این نکته غافل شویم که درست است که از نظر آماری حجم استفاده از آب شرب کمتر از ۱۰ درصد است ولی این آب، آبی بسیار پربها و با کیفیت است که مخارج بسیاری برای استحصال و فراوری منابع آن انجام می شود و بسیار پرقیمت است. فرایند تصفیه آب بسیار پرهزینه است و همین الان هم کسانی که به واسطه مشکلات آبی این سالها، به فکر انتقال آب دریا و شیرین سازی آن هستند معترف هستند که این فرایند بسیار پرهزینه و غیر اقتصادی است؛ نباید به فرض اینکه مشکل ما در بخش خانگی نیست این بخش را رها کنیم زیرا قیمت تمام شده آب شرب بسیار بالاتر از بخش کشاورزی است. حرف دین آن است که حتی اگر آب فراوان هم داشتیم حق استفاده بیش از حد از آب را نداریم؛ متاسفانه برخی مسئولین و کارشناسان برای نشان دادن وضعیت فعلی بیان می کنند که مشکلی در بخش خانگی نداریم و نباید مردم را هم تحت فشار قراردهیم بلکه مشکل ما در بخش کشاورزی و صنعت است در حالی که اگر چنین بگوییم مردم را پرمصرف تر از قبل خواهیم یافت؛ نباید از این بخش نیز به سادگی بگذریم. این نگاه دینی ما را طوری پرورش می دهد که حتی اگر ثروت مند هم بودیم باید رعایت خورد و خوراک و نوع تفریحات خود را داشته باشیم؛ یک انسان ثروت مند هم اگر در خوردن زیاده روی کند قطعا به انواع بیماری ها مبتلا و از بین خواهد رفت؛ پس حتما در همه امور باید رعایت حکمت و دقت و برنامه ریزی را داشت. نگاه دین همیشه به حال نیست بلکه نگاه دین به آیندگان نیز دارد ؛ مصارف آب در کشاورزی و صنعت و بخش خانگی باید به شکلی باشد که آیندگان را متضرر نکند و منابع طبیعی را از بین نبرد؛ دین ما چنین تجویزی کرده است و اگر هر کسی با هر نیت و مسئولیتی بر خلاف آن عمل کرد بر خلاف دین خدا عمل کرده است و علاوه بر حرام بودن ضمان هم دارد.   سوال: مراجع و علمای ما نیز فتاوایی در حوزه فقه اجتماعی آب دارند، آیا می توانید به آنها هم اشاره کنید؟ در فتوای مشهوری که امام خمینی(ره) در این زمینه داریم، امام راحل بیان می کند که زیاده روی در مصرف آب حرام و موجب ضمان است؛ این هوشیاری امام باعث می شود چنین فتوایی صادر کنند و بگویند که کسی که در مصرف آب زیاده روی می کند هم عمل حرامی مرتکب شده و هم ضامن عموم مردم و آیندگانی است که به حسب سهل انگاری و سودجویی وی دچار آسیب جدی و حیاتی شده اند. نباید از این مساله غفلت کرد که امام راحل به عنوان فقیهی که به واسطه رهبری نظام اسلامی نگاهی عمیق و اجتماعی به فقه داشته و حوزه فقه شیعه را در عمیق ترین مباحث اجتماعی مطرح کردند تنها به بحث های فردی بسنده نمی کنند بلکه با تطبیق آن با مصالح عالیه زیستی و سرزمینی و ملی و دینی آنها فتاوایی صادر می کردند که هویت اجتماعی دارد؛ خوشبختانه این روند امروز در حوزه علمیه ما به شکل خوبی در حال رشداست و امروز هم مباحثی در حوزه طرح شده است و برخی از اساتید به تبع تاکیدات رهبری معظم و مراجع عظام نسبت به توسعه دروس فقه اجتماعی اقدام کرده اند. ببینید سخن این است که این انسان مدیون به مردم حال و آینده است و باید این دین را پرداخت کند زیرا او برای کسب درآمد روی عنصری دست گذاشته است که مال شخص وی نیست بلکه از آن آیندگان است و آثار طبیعی دیگری غیز از منافع ظاهری مردم نیز دارد. مسئولی که برای رای گرفتن از مردم در مجالس و جایگاه های مختلف قول و وعده های غیر علمی و غیر معقول به مردم می دهند و با قول تاسیس کارخانجات یا حفر چاه و توسعه کشت های غیر منطقی و حتی صیدهای غیر منطقی می خواهد دل مردم را به دست بیاورند قطعا کاری خطرناک تر را مرتکب شده اند و باید به دستگاه دین خدایی هم پاسخگو باشند. نکته این است که بسیاری از مردم و حتی کشاورزان به این داده های علمی اشراف ندارند و نمی دانند که یک چاه ساده آنها چه نفسی از آیندگان می برد؛ آنها با تاسیس یک کارخانه فولاد در یک منطقه خشک موافق هستند و برای آن مسئول دعا هم می کنند ولی آیا فقط رضایت آنی مردم کافی است؟ آیا عدم رضایت آیندگان و تاراج گنج های زمین و عمل به خلاف قرآن و دین و حکم علما و مراجع ظلم نیست؟ حتی این کار خیانت به همین مردم است و نباید برای گرفتن کرسی های چند روزه دنیا چنین ظلمی در حق این مردم و زمین و سرزمین رواداشت. مثلا فقهای ما فتوا داده اند که کشتار و صید بی رویه و فروختن آنها در بازار که مخالف قانون و فتوا است، حرام است ولی متاسفانه برخی مسئولین از این دامداران و صیادان دفاع می کنند ولی باید پرسید که این دفاع برای چیست؟ آیا این دفاع با دین و شرع و قانون و انسانیت و وجدان سنخیت دارد؟ آنها می گویند که صیادان باید امرار معاش کنند ولی باید پرسید که چند میلیون پرنده مهاجر باید با این وضع فجیع کشته شوند و یا این چنین ظالمانه با آنها رفتار شود؟ در موسسه بحرالعلوم نیز پژوهش های علمی و میدانی در این گونه مباحث انجام می شود که حاصل آنها دروس فقه اجتماعی در حوزه آب و محیط زیست و… بوده است که کتبی چون بررسی مسایل فقهی آب (حقوق بر آب ) که از منظر حقوقی و نص دینی به این موارد پرداخته است جزو همین موارد است. ............................................................................................................. منابع: خبرگزاری حوزه

مسأله آب و آینده آن در جهان اسلام – مسئله تمدنیِ «آب» در جهان اسلام

بسم الله الرحمن الرحیم  مسأله آب و آینده آن در جهان اسلام  مسئله تمدنیِ «آب» در جهان اسلام (بیشتر…)

پر بازدید ترین مقالات

«گیاهان دارویی در قرآن و حدیث»

بسم الله الرحمن الرحیم «گیاهان دارویی در قرآن و حدیث» علیرضا ...

زنيان - شاهي - کندر (دروس استاد ضیایی / 3)

بسم الله الرحمن الرحیم زنيان - شاهي - کندر دروس استاد ضی...

اهمیت دامداری و کشاورزی در قرآن کریم

بسم الله الرحمن الرحیم اهمیت دامداری و کشاورزی در قرآن کریم ...

سخنان مهم مقام معظم رهبری در"اهمیت حفظ محیط زیست و منابع طبیعی"

بسم الله الرحمن الرحیم سخنان مهم مقام معظم رهبری در"اهمیت حفظ...

تقویم شمسی

تیر ۱۳۹۹
ش ی د س چ پ ج
    تیر »
 12345678910111213141516171819202122232425262728293031